بررسی طرح پزشک خانواه ،ویا طرح بیمه روستائیان(بهداشت درمقابل درمان کم رنگ می شود)

 سایت شورای هماهنگی پزشکان عمومی گیلان در مقاله ای  با عنوان ” طرح ویرانگری که محکوم به شکست است! ”   به بررسی طرح پزشک خانواده پرداخته است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ، سایت شورای هماهنگی پزشکان عمومی گیلان در مقاله ای  با عنوان ” طرح ویرانگری که محکوم به شکست است! ”  به قلم دکتر مهرداد ب. محمودی به بررسی طرح پزشک خانواده پرداخته است .

طرح ویرانگری که محکوم به شکست است!
طرح “خودساخته” دکتر پزشکیان تحت عنوان بیمه روستائیان و عشایر، راه به جایی نخواهد برد. 

۱ـ طرح «خودساخته»، بی پایه و کارشناسی نشده «دکتر پزشکیان» وزیر سابق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی زیر عنوان «طرح بیمه روستائیان و عشایر» که متاسفانه برخی به عمد و برخی از روی نادانی اسامی شریف و مقبول «پزشک خانواده»، «طرح ارجاع»، «طرح سطح بندی خدمات درمانی» را -که از آرزوها و اهداف استراتژیک انجمن پزشکان عمومی ایران بوده است- بر آن نهاده‌اند، طرحی غیرقابل اجرا، ویرانگر و محکوم به شکست است و این نه فقط به خاطر آن هفتادوپنج ایرادی است که دکتر باقری لنکرانی در آغاز وزارتش برای آن می‌دید بلکه به این دلیل کلیدی است که در طرح «دکتر پزشکیان» مقوله مهم «بهداشت» کشور (که از طریق تأسیس شبکه‌های بهداشتی دولتی در اقصی نقاط روستاها و قلب شهرها به جایگاهی خوب و در خور توجه دست یافته بود)، درگیر مقوله «درمان» کشور شده است.
به گمان ما «درمان» اگرچه مقوله‌ای بسیار نزدیک و تنگاتنگ با مقوله «بهداشت» است اما خود موضوعی متمایز و دربردارنده مسائل و مشکلاتی کاملا متفاوت است.
۲ـ سربارکردن مشکلات سطح بندی «خدمات درمانی» به شبکه‌های بهداشتی روستاها و شهرها نه تنها مشکلات «سطح بندی درمان» را برطرف نخواهد کرد بلکه در آینده‌ای نه چندان دور موجب لطمه خوردن به مقوله «بهداشت» و ارائه خدمات بهداشتی از قبیل تامین آب و فاضلاب بهداشتی، واکسیناسیون عمومی، تشکیل پرونده‌های بهداشتی برای کودکان و مراقبت از مقوله رشد اطفال و… خواهد شد.
۳ـ ما بارها اعلام کرده و باز هم اعلام می‌کنیم که انجمن پزشکان عمومی ایران و از جمله شورای هماهنگی انجمن‌های پزشکان عمومی گیلان نه تنها هرگز مخالف سطح بندی خدمات درمانی یا «طرح پزشک خانواده نبوده» و نیستند بلکه خود همواره در پی اجرای صحیح و علمی آن بوده و آنرا از همان آغاز تشکیل انجمن خود از جمله اهداف و شعارهای استراتژیک خود قرار داده‌اند.
آنچه ما با آن مخالفیم یک کاسه کردن دو مقوله نزدیک اما ناهمگون «بهداشت» و «درمان» است. که هم اکنون «در طرح خود ساخته دکتر پزشکیان» در حال اجراست و چنین چیزی حتی تا یک‌ ماه پیش از روی کار آمدن دکتر پزشکیان به ذهن هیچ کارشناسی خطور نکرده و در هیچ طرح پیشنهادی، تحت عنوان «پزشک خانواده» از دوره مرحوم «دکتر سامی» تا روی کار آمدن دکتر پزشکیان عنوان نشده است.
۴ـ ما می‌گوئیم می‌باید شبکه‌های بهداشتی و خانه‌‌های بهداشت در سطح کشور را که بسیار خوب مستقر شده‌ و موجب ارتقاء سطح بهداشت کشورمان گردیده‌اند به همین شکل و تحت نظر یک پزشک مسئول خانه بهداشت حفظ کرد و حتی گسترشش داد اما فقط برای ارائه «خدمات تعریف شده بهداشتی» ونه «بهداشتی‌ـ درمانی»!
برای بهبود عملکرد این شبکه‌ها هم ما معتقدیم حتی می‌باید مانع ویزیت همان تعداد بیمارانی شد که پزشکان مسئول این خانه‌های بهداشت قبلا ناگزیر بودند آنان را ویزیت کنند. (دست کم در روستاها و مناطقی که پزشکان عمومی مطب‌دار حضور دارند) و درمان را چه در روستاها و چه در شهرهای زیر بیست هزار نفر و چه در شهرهای بزرگ می‌باید به پزشکان عمومی خصوصی سپرد و اولین سطح درمان را با عقد قرار داد سازمان خدمات درمانی با این مطب‌ها آغاز کرد!… و البته برای هر مطب سقفی قائل شد، به بیماران تا حد زیادی (تا زمانیکه سقف مثلا دو هزار نفری یک پزشک پر نشده است) فرصت انتخاب پزشک معالج خود را داد، در توزیع مناسب پزشکان عمومی (از طریق اعلام نیاز سازمان خدمات درمانی در روستاها و در محلات مختلف شهرها) نقش ایفا کرد… آنگاه پزشکان عمومی طرف قرارداد را ملزم به تشکیل پرونده درمانی برای هر بیمار تحت پوشش خود کرد و سطح دوم درمان را از طریق عقد قرار داد با متخصصین نزدیک به پزشکان عمومی مستقر در روستاها و محلات آغاز کرد و با اعلام نیاز، موجب شد که پزشکان متخصص در هر رشته نیز بجای تجمع در یک نقطه پر ترافیک شهر در خیابان‌ها و محلات مختلف و حاشیه شهرها و بخش‌ها توزیع شوند و سطح سوم درمان نیز به همین ترتیب…
۵ـ به گمان ما تنها و تنها در سایه فوائد چنین طرحی است که بسیاری از مشکلات بهداشتی و درمانی کشورمان که اهم آنها ذیلا ذکر می‌شود برطرف می‌گردد:
الف: سطح بهداشت در کشور بیش از پیش ارتقاء می‌یابد زیرا پزشکان مسئول خانه‌های بهداشت دست کم در ۸۰% از روستاهای کشور که پزشکان عمومی مطب دار حضور دارند دیگر درگیر مقوله درمان نخواهند بود و می‌توانند یکسره به مقوله? بهداشت بپردازند.
۲ـ نه تنها پزشکان عمومی مطب دارفعلی در روستاها ( که برخی سابقه بیست و سی ساله در روستاها دارند) بی کار نمی‌شوند، بلکه پزشکان جوان جدیدی از طریق اعلام نیاز سازمان خدمات درمانی در همان روستاها و یا روستاهای دورافتاده ترمشغول به کار خواهند شد و از این طریق چه بسا مقوله‌ای تحت عنوان پزشکان عمومی بیکاردر آینده نداشته باشیم.
۳ـ از طریق اعطإ اختیارات لازم به بیماران در انتخاب «پزشک خانواده خود» (که پس از گذشت هر یک سال شمسی در صورت درخواست خود بیماربتوان پزشک معالج او را تعویض کرد و پرونده وی را از پزشک قبلی به پزشک جدید داد) موجب ایجاد یک نوع رقابت مثبت میان پزشکان عمومی از طریق بالا بردن سطح کیفی اطلاعات پزشکی آنان و ارائه خدمات درمانی به مردم شد.
۴ـ موجب قطع دخالت درمانگاه‌های خیریّه،فرهنگیان، تامین اجتماعی، جانبازان و… در امر مهم درمان کشور شد، به گونه ای که آنان از این پس ناگزیر شوند فقط به نیازهای دیگر (غیر درمانی) مردم واقعا نیازمند تحت پوشش خود بپردازند نه اینکه همانند رقیبی در رقابتی ناعادلانه از طریق تقلیل حق ویزیت‌ها و نرخ شکنی‌ها موجب آشفتگی در اقتصاد درمان شوند.
۵ـ ردیف بودجه سالانه سازمان خدمات درمانی در تبصره‌ی بودجه کشور را به امر «درمان» و ردیف بودجه بهداشت را به وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی اختصاص داد و….
البته بدیهی است که این طرح(طرحی که مورد قبول انجمن پزشکان عمومی ایران است) نیز خالی از اشکالات جزئی نخواهد بود که به نظر ما طی چند نشست کارشناسانه بر طرف خواهد شد. مثلا اینکه می‌باید با پیش بینی ساز و کاری مناسب مکانیسمی را ایجاد کرد که یک نسخه از «پرونده‌های بهداشتی» افراد تحت پوشش هر پزشک در «خانه بهداشت» هر ساله در اختیار «پزشک خانواده» مسئول درمان آنان قرار گیرد. و یا بیمارانی که به دلیل قرار گرفتن در معرض بیمارهائی مثل «هاری»، «کزاز»… و نیاز به انجام واکسیناسیون و پی‌گیری بهداشتی بیشتر دارند از سوی پزشک معالج خانواده به این مراکز بهداشتی معرفی شوند.
برای هماهنگ‌سازی هر چه بیشتر مقوله درمان و بهداشت جلسات و سمینارهای منطقه‌ای مشترک میان پزشکان خانواده مسئول درمان و پزشکان مسئول مراکز بهداشتی (تحت نظارت مشترک وزارت بهداشت وسازمان درمانی) در هر منطقه گذاشت.
۶ـ شایان ذکر اینکه این اهداف استراتژیک و راهبردی ما اصلا تازه نیست و موضوع آن بارها و بارها پس از پیروزی انقلاب و روی کارآمدن جمهوری اسلامی ایران توسط کارشناسان مختلف مورد بررسی و تکمیل قرار گرفته و حتی یکبار در سال ۱۳۷۴ در مجلس شورای اسلامی ایران اصول آن ذیل عنوان ماده ۱۰ قانون بیمه همگانی به تصویب رسیده است و انجمن پزشکان عمومی ایران و از جمله شورای هماهنگی پزشکان عمومی گیلان همواره مدافع آن بوده است اما متاسفانه برخی همکاران جوان تر که به خود زحمت تحقیق بیشتر در پیشینه «مقوله درمان» و«مقوله بهداشت» این کشور را نمی‌دهند، در مطبوعات به خصوص صنفی خصوصی و دولتی استان گیلان، ما و انجمن پزشکان عمومی ایران را متهم به نداشتن استراتژی مشخص و راه بردی در این زمینه می‌کنند و با این بهانه جوئی‌ها ظاهرا درصدد هم آوائی با وزارت بهداشت و تدوین برنامه‌ای غیر اصولی و پرسش‌برانگیز هستند. که فقط نوعی سهم خواهی به نظر می‌رسد زیرا فقط شماری اندک از «پزشکان درمانگاه‌دار» از آن سود می‌برند.
در استراتژی جدید این دوستان تنها چیزی که جلوه‌گری می‌کند له شدن و بیکار شدن باز هم هرچه بیشتر پزشکان منفرد مطب‌دار و مطب‌های شبانه‌روزی در روستاها و شهرها هستند.
این دوستان می‌گویند: دولت در هر صورت مصمم است که این طرح «طرح دکتر پزشکیان» را در سطح کشور اجرا کند و کسی هم نمی‌تواند جلودار آن باشد!
حال که این گونه است بیائیم تا این طرح درست‌‌تر(!) و منصفانه‌‌تر(!) اجرا شود!
این دوستان که غالبا خود در مراکز روستائی و به ویژه بخش‌ها و شهرهای زیر بیست هزارنفر «درمانگاه‌ نه مطب‌های شبانه‌‌روزی» دارند بی توجه به اثرات ویرانگر طرح دکتر پزشکیان که مهمترین آن ادغام مقوله «بهداشت» و «مقوله درمان» است و بی توجه به بی کار شدن صدها پزشک عمومی مطب‌دار در روستاها دریک هم آوائی سود جویانه و سیاست‌مدارانه با اندک پزشکان جوانی که جذب این طرح شده‌اند (که البته در طرح پیشنهادی انجمن پزشکان عمومی ایران نیزدر آینده بیکار نخواهند شد) می‌گویند که سازمان خدمات درمانی می‌باید در کنار عقد قرار داد با مراکز بهداشتی درمانی دولتی با آن تعداد مراکز خصوصی هم که قادر به اجرای این طرح (طرح دکتر پزشکیان) هستند یعنی «درمانگاه‌ها» (و نه حتی مطب‌های شبانه‌روزی) نیز قرار داد ببندد.
و جالب تر و غیر مسئولانه‌تر اینکه این دوستان معتقدند همین طرح می‌تواند در شهرهای بالای بیست هزارنفر نیز اجرا شود و لابد طرف قرار داد سازمان خدمات درمانی نیزنه مطب‌های پزشکی مستقل و شبانه‌روزی بلکه درمانگاه‌هائی خواهند بود که بتوانند همانند درمانگاه‌های دولتی در شهرهای زیر بیست هزارنفر بسته‌های درمانی ـ بهداشتی دکتر پزشکیان را به اجرا بگذارند.
همان‌گونه که گفته شد در تئوری نا سنجیده‌ این دوستان جایگاه و سرنوشت مطب‌های خصوصی روزانه شهرها و مطب‌های شبانه‌روزی پیش بینی نشده است و اینکه اگر چنین رخدادی روی دهد در آینده‌ای نزدیک صدها پزشک عمومی مطب‌دار دیگر و حتی متخصص بی‌کار خواهند شد.
 

و اما کلام آخرما با مسئولین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی!
دوستان عزیز به گمان ما اگر ادغام مقوله «آموزش پزشکی» با «درمان» در کشورمان تاکنون موجب مشکلات بسیاری شده است. نگذارید لااقل مقوله «درمان» در مقوله «بهداشت» ادغام شود، چون هر دو مقوله لطمه خواهند خورد و از ترکش این لطمات نه تنها بسیاری از پزشکان سطح اول درمان از جمله پزشکان عمومی شاغل در روستاها لطمات جدی خواهند دید. بلکه هم مقوله «بهداشت» و هم مقوله «درمان» لطمه خواهند خورد و بازنده اصلی این گونه طرح‌های نسنجیده و غیر علمی مردم عزیز میهن‌مان به ویژه در روستاها خواهند بود.
 

همچنین بررسی کنید

کیفیت محصولات کشاورزی با افزایش دی اکسید کربن کاهش می یابد

برخی از محققان گیاه شناسی آمریکا می گویند: کیفیت غذایی محصولات کشاورزی با افزایش سطح …

با ابزار جدیدی به نام chemiscop واکنش های شیمیایی قابل مشاهده شد

محققان دانشگاه کالیفرنیا موفق به ساخت دستگاهی شدند که مشاهده مراحل تجزیه و ترکیب واکنش …