خانه / عمومی / *****با آغوش باز به استقبال مرگ****** (گزارش يك مورد سرطان پيشرفته پستان — با تشكر از امور پزشکی بی بی سی در اورگان) 1/9/84

*****با آغوش باز به استقبال مرگ****** (گزارش يك مورد سرطان پيشرفته پستان — با تشكر از امور پزشکی بی بی سی در اورگان) 1/9/84

با آغوش باز به استقبال مرگ
*** با تشكر از امور پزشکی بی بی سی در اورگان ***

نورا نيکولايداس خانه اش را در شهر پورتلند در ايالت اورگان آمريکا به فروش گذاشته، وظيفه مراقبت از نوادگانش که برای چهار سال سرگرم آن بوده اکنون به يک پرستار بچه سپرده شده و تمامی بدهی ها و قبض هايش را پرداخت کرده است.
اما هدف او از اين تصفيه حساب ها ترک شهر محل سکونتش نيست، ترک زندگی است.

نورا مبتلا به سرطان پيشرفته سينه است. سرطان او ابتدا 13 سال قبل شناسايی شد.

او طيف کاملی از معالجات گوناگون را طی کرده اما وقتی سرطان به استخوان ها و سپس اخيرا به کبدش زد او می دانست که نقطه پايان نزديک است.

نورا، 62 ساله، يک زن يونانی زيبا با اندامی باريک است اما سرطان به تدريج در ظاهر او نيز اثر می گذارد.

او به خاطر مشکل کبد يرقان گرفته که پوست او و چشمانش را زرد کرده و شکمش در اثر تومورها ورم کرده است.

او پس از تامل می گويد: “من هميشه باريک بودم. اما حالا مثل زن های آبستن شده ام. احساس می کنم مرگم را در شکم می پرورم.”

در واقع بيماری تمام بدنش را گرفته و او می داند که فرصت زيادی ندارد.

سرطان به تدريج باعث از کار افتادن کبدش خواهد شد؛ خوردن برايش مشکل تر می شود و درد روز به روز شديدتر. اعضای بدنش رفته رفته يکی پس از ديگری از کار می افتد و در پايان حتی قوای مغزی اش هم زايل خواهد شد.

نورا می گويد که در طول زندگی همواره آدمی بسيار فعال بوده است: اهل گردش که از پياده روی، چادر زدن و اسکی کردن لذت می برده.

او می گويد: “فکر افتادن روی تخت در حالت عجز، شکسته شدن حرمت و عزتم، بدترين کابوس من است. نمی دانستم چگونه با آن روبرو شوم.”

او استدلال می کند که به همين جهت از سکونت در ايالت اورگان خوشبخت است و گزينه های ديگری دارد.

اورگان تنها ايالت آمريکاست که مرگ اختياری با کمک پزشک در آن مجاز است.

اين قانون شامل حال کسانی که مبتلا به بيماری های مهلک هستند و حداکثر شش ماه زنده خواهند ماند می شود و براساس آن پزشک يک دوز کشنده باربيتورات (داروی خواب آور) تجويز می کند که بيمار بايد با دست خود مصرف کند.

به اين ترتيب بيماران با پا گذاشتن در اين مسير از درد شديد، از دست دادن کنترل و عزت خويش که در مواردی از تبعات ناگزير روزهای پايانی زندگی است پرهيز می کنند.

نورا می گويد: “من از مردن نمی ترسم بلکه از حالی که ممکن است در آن بميرم می ترسم.”

او که در خانه اش در پورتلند نشسته درحالی که ملينا و آندونی، نوه های 15 ماهه و چهارساله اش خانه را روی سرشان گذاشته اند، آرامش و استقامتی تقريبا سرخوشانه را منعکس می کند که پوشاننده وضعيت ناگوار و تيره او است.

آرامش درونی

او آرامش خود نسبت به مرگ را ناشی از تصميمش برای توسل جستن به “قانون مرگ با عزت” اورگان می داند.

او استدلال می کند که اين کار انتخاب خودکشی نيست، بلکه داشتن اين اختيار است که نحوه مرگش را کنترل کند.

“وقتی فهميدم راه حلی وجود دارد و مجبور نيستم در هفته های آخر زجر بکشم و فرآيندش را شروع کردم، باری از روی دوشم برداشته شد و از همان روز احساس رهايی بيشتری کردم.”

او می گويد تمام اعضای خانواده و دوستانش از اين تصميم او حمايت می کنند و اين کار به او اجازه می دهد در آرامش و درحالی که عزيزانش در اطرافش هستند بميرد.

اين گزينه ای است که امکان می دهد خانواده ام شاهد زجر کشيدن من نباشند. اين آرزوی من است. می خواهم زندگی را جشن بگيرم و وقتی آماده باشم اين کار را می کنم.”

سرطان نورا چنان پيشرفته است که او تنها چند ماه يا شايد چند هفته زنده باشد.

عشق به زندگی

پزشک برايش 200 ميلی ليتر باربيتورات تجويز کرده که اکنون در داروخانه آماده است.

اما نورا چگونه عشق به زندگی را با نسخه مرگ آشتی می دهد؟

او می گويد: “اين دو کاملا با هم سازگارند. هرچه به مرگ نزديک تر می شويد، زندگی صرفنظر از حالتان با ارزش تر می شود.”

“ريسمان های زندگی هرچه باريک تر شود، محکم تر به آن می چسبيد.”

“من انتخاب کرده ام که خوشحال از اين دنيا بروم و داشتن چنين اختياری ترس و باری را که از فرارسيدن ختم زندگی داشتم برداشته، چون خيلی افسرده ام می کرد.”

“حالا آزاد شده ام. آزاد تا وقتی نوه هايم می آيند و از سر و کله ام بالا می روند از آنها لذت ببرم. آزاد که آنها را بغل کنم.”

“ديدن خنده هايشان زيباست، از يک سال قبل وقتی هنوز تصميم به اين کار نگرفته بودم قشنگ تر است، قيمتی تر است. من طرفدار زندگی هستم – زندگی خوب. و مرگ خوب.”

————****
**فکر افتادن روی تخت در حالت عجز، شکسته شدن حرمت و عزتم، بدترين کابوس من است. نمی دانستم چگونه با آن برخورد کنم
(( نورا نيکولايداس ))

___***

** حالا آزاد شده ام. آزاد تا وقتی نوه هايم می آيند و از سر و کله ام بالا می روند از آنها لذت ببرم. آزاد که آنها را بغل کنم
(( نورا نيکولايداس ))

همچنین بررسی کنید

هشدار وزارت بهداشت ایران : عفونت های روده ای در راه است ، توصیه های بهداشتی را جدی بگیرید

سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) در گزارشی جديد بر ضرورت كنترل اپيدمی چاقی در جهان تاكيد كرد