خانه / اخبار اجتماعي / باور کنيد بچه‌های من نصف سال روزه می‌گيرند و دروغ نگم شايد سالی يکی دو بار هم گوشت و مرغ مصرف کنيم

باور کنيد بچه‌های من نصف سال روزه می‌گيرند و دروغ نگم شايد سالی يکی دو بار هم گوشت و مرغ مصرف کنيم

گزارشي از زيرخط فقر؛خانواده هايي که سالي دوبار گوشت مي خورند.
اينکه آيا واقعا يک خانواده با مستمري که از سوي کميته امداد دريافت مي‌کند قادر به گذران زندگي است يا نه و مهمتر از همه اينکه يک خانواده فقير چه مي‌خورد و چگونه مي‌توان با درآمد اندک غذايي بخورد که سلامت حداقلي داشته باشد نه موضوعي است که در گفتگو با دو مددجو کميته امداد امام خميني(ره) پرداختيم.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سلامتیران  ، نبايد از يادبرد که اين کميته امداد است که در اين شرايط تنها فريادرس اين افراد است و اين گزارش به منزله تخريب و ناديده انگاشتن زحمات مسئولين محترم کميته امداد نيست.

باور کنيد بچه‌هاي من نصف سال رو روزه مي‌گيرند

زني ميانسال است، صدايي لرزان دارد و انگار موقع صحبت کردن بغض گلويش را مي‌فشارد. جز مددجويان کميته امداد امام خميني است. او مي‌گويد:

ما 4 نفريم، دو دختر و يک پسر دارم. يکي از دخترانم دانشجو است. پسرم دبيرستانيه و دختر کوچيکم اول راهنمايي. کميته امداد ماهي 40 هزار تومن به ما مستمري مي‌ده. اونهم دو ماه يک بار. توي اين گروني و تورم. حتي نمي‌شه خرج درس و مشق بچه‌ها رو داد چه برسه به تغذيه و مسکن و تفريح و پوشاک و … .

حساب که بکني مي‌شه ماهي 10 هزار تومن براي هر نفر توي ماه. من بايد چي کار بکنم اگه يک کيلو گوشت و يک کيلو برنج بخرم اين پول تموم مي‌شه. به نظر شما مي‌شه با يک کيلو گوشت و يک کيلو برنج توي يک ماه زنده موند. تازه خرج پوشاک و شوينده و قبض آب و برق و دفتر و کتاب بچه‌ها هم به کنار. تقريبا مي‌شه گفت گوشتو از غذاهامون حذف کردم اما با اين پول حتي اگه فقط نخود لوبيا هم بخري نمي‌توني يک ماه دوام بياري. بچه‌ها سوء تغذيه گرفتن. هر روز سرگيجه دارن دلم براشون مي‌سوزه ولي کاري از دستم بر نمي‌ياد.  تازه من جز معدود مددجوياني هستم که خودم هم صبح تا شب کار مي‌کنم. بازهم نمي‌تونم از پس اين همه خرج و مخارج بر بيام. ساعت 7 صبح مي‌رم کارگاه، 10 شب مي‌يام. تا مي‌رسم و يک لقمه نون مي‌خورم بايد بخوابم واسه فردا.

کميته سالي دو بار يعني شش ماه يک بار يک کيلو گوشت به هر خانواده مي‌ده. اونهم بايد صبح ساعت 6 صبح بري صف بياستي تا ظهر نوبتت برسه. يک روز از کار و زندگي مي‌افتي واسه يک کيلو گوشت يخ زده و رفت تا شش ماه ديگه.

دم عيد يک بن 32 هزار تومني به ما عيدي دادن تا با اين پول تمام مايحتاجمون رو خريد کنيم. گفتن فقط از فلان فروشگاه مي‌شه خريد کرد. وقتي رفتيم فروشگاهي که به ما گفته بودن نه تنها جنسي که مي‌خواستيم نداشت بلکه تمام قيمت‌ها هم دو سه برابر قيمت‌هاي بيرون بود. مي‌خواستم با اين بن براي بچه‌ها لباس شب عيد بخرم اما نداشت. پرده خونمون پاره شده بود و پرده لازم داشتم اونم نداشت. فقط يک سري ظرف و ظروف بود که من اون موقع لازم نداشتم.

رفتم با مشاوره‌هاي کميته صحبت کردم گفتم بچه دانشجو دارم که خرجش زياده تا کمکم کنن. گفتن چون دانشگاه پيام نوره بهش تعلق نمي‌گيره. به خيال اينکه خدمات درماني رايگانه رفتم دندانپزشکي بعد از اينکه کار روي دندونم تموم شد گفتن حساب شما مي‌شه فلان قدر. بعد که جويا شدم گفتن فلان تبصره و قانون داره و فقط به يک سري از افراد خاص تعلق مي‌گيره که شما شاملش نمي‌شي.

در مورد بن هم که اصلا حرفشو نزن. حدود 18 ماه پيش چند تا بن برنج، روغن، قند و شکر و … به ما دادن. کلي خوشحال شديم گفتيم يک قسمتي از مشکلات زندگيمونو رفع مي‌کنه اما هنوز هيچ کدوم از اونها اعلام نشده. فقط عين کاغذ باطله توي کيفمون حمل و نقلش مي‌کنيم.
براي اينکه بتونم يک کاري رو شروع کنم رفتم يک ميليون تومن وام خودکفايي از کميته امداد گرفتم و بعد از خريد وسايل مورد نياز شروع به کار سوزن دوزي توي يک کارگاه کردم. نمي‌خواستم کسي بدونه که من تحت پوشش هستم. اما مامورهاي کميته امداد براي گرفتن اقساط وام هر ماه مي‌اومدند توي کارگاه و خودشونو به همه معرفي مي‌کردن. خيلي راحت شخصيت آدم زير سوال مي‌ره.

چند وقت پيش هم به خاطر بدهي 12 ميليوني که دارم دوباره رفتم سراغ مسئولين بلکه کمکم کنن يا يه راهي جلوي پام بزارن. کمکم که نکردن هيچ به من گفتن بچه‌هاتو بکش تو کار. آخه کجاي قانون کار نوشته بچه 11 ساله بايد کار کنه. کجاي دنيا بچه محصلو مي‌کشن به کار. به من مي‌گن توکل کن. خدا شاهده که من هميشه توکلم به خداست اما شما بگيد توکل خالي فايده داره؟

توي سرماي زمستون که برف عجيبي باريد سقف خونمون بدجوري چکه مي‌کرد. اطلاع داديم تا وام تعمييرات به ما بدن. گفتن کارشناسمون را مي‌فرستيم هنوز که هنوزه نفرستادن. باور کنيد حتي اگه اين سقف روي سر ما هم خراب مي‌شد واسشون مهم نبود.

گفتم بخاري و آب گرمکنمون خراب شده راهي هست از تعاوني يا جاي ديگه اي برامون تهيه کنيد. گفتن شما يه جوري تهيه بکن فاکتورشو بيار ما باهات حساب مي‌کنيم. با پول قرضي رفتم يک آبگرم کن و بخاري معمولي خريديم، شد 200 هزار تومن. فاکتورو که بردم گفتن ما فقط مي‌تونيم به شما 60 هزار تومن بديم. من چه جوري مي‌تونستم توي اون شرايط قرض مردم رو بدم. وقتي ميگن قرض کن ما مي‌ديم حتي فکر آبروي آدم را هم نمي‌کنن.

من واقعا از بچه‌هام ممنونم. هيچ وقت از من چيزي نخواستن، لباس، تفريح، امکانات رفاهي، مسافرت غذا. هيچ چيز. اما خدايي شايد آدم بتونه بدون تفريح و امکانات زندگي کنه اما بدون آب و غذا نمي‌شه. باور کنيد بچه‌هاي من نصف سال رو روزه مي‌گيرن. مي‌گم مامان جون ما که دستمون به دهنمون نمي‌رسه بيا حداقل واسه ثوابش روزه بگيريم.

خدارو شکر بچه‌هاي خوبي دارم. دخترم مي‌گه مامان من که درسم تموم شده کمکت مي‌کنم. اما اي کاش مسئولين مي‌دونستن ما چه مشکلاتي داريم و حداقل توي دادن خدمات با ما مشورت مي‌کردن.  آخه بليط شرکت واحد واسه آدم گرسنه به چه دردي مي‌خوره؟ رفتم ميگم آقا مي‌شه به جاي اين بليط‌ها که اگه بدم دسته دختر دانشجوم توي 10 روز تموم مي‌شه، پولشو بدين. مي‌گن اين تسهيلاته نمي‌شه کاريش کرد. اگه نمي‌خواهيش بده به يک مددجوي ديگه. واقعا چي کار مي‌شه کرد؟

دروغ نگم شايد سالي يکي دو بار هم گوشت و مرغ مصرف کنيم

خانمي‌42 ساله اي که 4 فرزند دارد اما هيچيک از آنها مشمول قوانين امداد امام خميني نمي‌شوند، مددجوي ديگري است که پاي درد دلش مي‌نشينيم. او مي‌گويد:

4 تا بچه دارم. دو تا محصل مدرسه و دو تاي ديگه فارغ التحصيل دانشگاه. سه تاشون دخترن و يکيشون پسر. اما کميته امداد به خاطر راستگوييم هيچ کدوم را تحت پوشش قرار نمي‌ده.

توي خونه خياطي مي‌کنم. خانم‌هاي محل لباس مي‌يارن واسه دوخت و دوز. البته کمي‌چشمم ضعيف شده و ديگه خوب نمي‌تونم بدوزم اما تا وقتي زنده هستم کار مي‌کنم.

مستمريم ماهي 20 هزار تومنه. خنده داره. نه!؟ توي محل ما گوشت گوساله کيلويي 8 هزار تومنه. ما 5 نفر فقط سبزيجات مي‌خوريم اون هم فقط تا زمانيکه قيمتش خوب باشه. برنج هم که قبلا که ارزون تر بود هفته اي يک بار درست مي‌کردم. از وقتي هم که گرون شده فقط منتظر پايين اومدن قيمتش هستيم.

بعد از اينکه دخترام فارغ التحصيل شدن رفتم به کميته امداد اطلاع دادم. با خودم گفتم اين پولي که بابت کمک هزينه تحصيل به اين بچه‌ها مي‌دن ديگه حقشون نيست. همون مستمري ديگه بستشونه اما کلا اسمشون رو از ليست تحت پوششي‌ها درآوردن و همون ماهي 10 هزار تومن هم تعطيل شد. همون روزي که رفته بودم کميته ازم در مورد بچه‌هاي ديگه هم سوال کردن و پرسيدن کمک خرجي چيزي مي‌گيري يا نه. خوب فکر کردم از روي سادگي گفتم پدربزرگشون ماهي چند هزار تومن بهشون مي‌ده که پول توي جيبي داشته باشن. بعد فهميدم که توي مدارکشون نوشتن حضانت اين دوتا بچه با پدربزرگشونه و اين شد که مستمري بچه‌هام قطع شد.

به خدا کمک کميته امداد هيچي نداره. اگه قرار بودم اقوام يا آشناها هم يک چيزي به آدم کمک کنن با خودشون مي‌گن که اينها تحت پوشش کميته امداد هستن و ديگه نيازي ندارن. آخه کدوم نياز آدم با 20 هزار تومن رفع مي‌شه. کرايه خونه، خرج و مخارج تحصيل، خريد چرخ خياطي يا دوا و درمون بچه‌ها؟ خورد و خوراک هم که هيچي ما فقط سبزي مي‌خوريم. از فراورده‌هاي پروتئيني هم فقط زورمون به تخم مرغ مي‌رسه. دروغ نگم شايد سالي يکي دو بار هم گوشت و مرغ مصرف کنيم. اون هم با يک کيلو گوشتي که شش ماه يک بار مي‌دن.

قبلا سبد بهداشتي داشتيم. گاهي اوقات يک سري شامپو، صابون، پودرلباسشويي، خمير دندون و از اين جور چيزها بهمون مي‌دادن که اونهم حذف شد. کوپن‌هاي خريد پنير و گوشت و روغني هم که بهمون دادن فقط گوشه کيفمون جا تنگ کرده. اعلامش نمي‌کنن.

از مسئولين مي‌خوام به ما نه به عنوان يک مددجو بلکه به عنوان يک ايراني نگاه کنن. خودشونو فقط يک لحظه جاي ما بذارن. ان شا الله که کسي به درد ماها دچار نشده که بايد هر روز منتظر کمک اين و اون باشيم. خدا به کاسبيمون برکت بده که بتونيم يک لقمه نون جلوي بچه مدرسه اي‌هامون بذاريم.

بچه کوچيکم وقتي از مدرسه مي‌ياد بهونه مي‌ياره که هم کلاسيم کفش و کيف نو داره يا همچين چيز‌هايي. اون بچه است واقعا نمي‌فهمه که بي پولي يعني چه. اما مسئولين که مي‌دونن. از اون‌ها مي‌خواهيم که به وضع ما رسيدگي کنن. يه روز سرزده بيان ببينن ما چي براي خوردن داريم. با 20 هزار تومن چي مي‌تونيم بخريم. کجا مي‌تونيم بريم و چي مي‌تونيم بپوشيم.

همچنین بررسی کنید

از کنار عابر بدون ماسک رد نشوید

در حال حاضر، ویروس هندی کرونا تقریباً در ۹۰ کشور جهان ثبت شده است. در …

علت درد در تمام بدن چیست؟

آنفلوانزا یک عفونت ویروسی است که ریه ها، بینی و گلو را درگیر می‌کند. گرچه …