خانه / اخبار اجتماعي / شرح حال زندگی افراد اچ ای وی /ایدز:( مورد پنجم:فرشته ، همسرمحمد”مردی که به ویروس آلوده است” )

شرح حال زندگی افراد اچ ای وی /ایدز:( مورد پنجم:فرشته ، همسرمحمد”مردی که به ویروس آلوده است” )

فرشته

فرشته نامزد محمد است.

محمد در اوايل آشنايی با فرشته به او نمی گويد که يک بيمار آلوده به ويروس اچ آی وی است.

فرشته هم که او را خيلی دوست دارد تا مدتها نگران بوده که راز محمد چيست.

تا اين که سرانجام محمد به او خبر می دهد که مبتلا به ويروس اچ آی وی عامل انتقال بيماری ايدز است.

فرشته می گويد: “وقتی گفت که اچ آی وی مثبت دارد. يک طورهايی راحت شدم. چون احساس کردم مسئله ای نيست. هرکسی می تواند داشته باشد. ولی چيزی که در ذهن من بود اين بود که فکر می کردم او همسری دارد يا بچه ای دارد و من ترس داشتم و نمی خواستم اين موضوع را بشنوم. الان خيلی از زندگيم راضيم. خيلی خوشحالم که با محمد آشنا شدم و خيلی متاسفم که جامعه اين مسله را نتوانسته درک کند. برای همين احساس می کنم او هنوز رودربايستی يا ترس دارد. اما من به هيچ عنوان ترسی ندارم. دوست دارم آنقدر کمکش کنم که اين ترس از ذهنش بيرون بيايد.”

او در مورد واکنش مردم به ايدز و افرادی که با اين بيماری زندگی می کنند می گويد:” الان احساس ترحم به آنها دارم نه به محمد. دلم می خواهد با آنها حرف بزنم و به آنها بگويم برويد آگاهی پيدا کنيد. دلم می خواهد کمکشان کنم چون ممکن است اين مسئله برای خودشان هم پيش بيايد. بهتر است خودشان هم پيشگيری کنند.”

فرشته در ادامه می گويد: “خانواده من هنوز از اين مسئله اطلاعی ندارند. پدر و مادر من از نسل ديروزند و نمی تواند اين جور چيز ها را سريع هضم کنند و بپذيرند. با جوانها و نسل امروز راحت تر می شود ارتباط برقرار کرد و اين کار را حتما می کنم. به هيچ عنوان نظرم برنمی گردد. بخاطر اين که محمد اچ آی وی دارد. می دانم که مادرم ممکن است برايم نگران شود و نتواند اين مسئله را بپذيرد . ولی من چون در اين مورد آگاهی دارم، هيچ ترسی ندارم. اما ممکن است مادرم حتی بخواهد که مرا از ازدواج با محمد منصرف کند. ولی هيچ جيزی باعث نمی شود که من بخواهم محمد را ترک کنم يا او را از دست بدهم چون اصلا نمی توانم بپذيرم که يک روزی بخواهم محمد را از دست بدهم. چون خيلی دوستش دارم. عاشقانه دوستش دارم.”

فرشته درباره آينده زندگی مشترک خود با محمد می گويد: “من دوست ندارم هيچوقت بچه دار بشوم. متوجه شده ام که او هم هيچوقت دوست نداشته. از اين بابت خيلی خوشحالم.”

محمد

محمد به ويروس اچ آی وی، عامل انتقال بيماری ايدز، آلوده است.

او می گويد احتمالا از طريق تزريق مواد مخدر با سرنگ آلوده، به اين بيماری مبتلا شده است.

محمد می گويد علی رغم تصور عمومی افرادی که به ايدز مبتلا شده اند هيولا نيستند و او ابتلا به اين بيماری را يک ننگ نمی داند.

او می گويد عدم آگاهی از نحوه سرايت ايدز باعث شده مردم حتی از دست زدن به فردی که به اين بيماری مبتلا است وحشت داشته باشند.

محمد می گويد: “عدم آگاهی باعث می شود که چرخه اين بيماری به خصوص در زندان ها ادامه پيدا کند. به جرات می توانم قسم بخورم که در زندان از يک سرنگ مشترک دویست سيصد نفر استفاده می کنند. از زمانی که فهميدم ايدز دارم ، هيچ کسی را آلوده نکردم. دوست دختری داشتم که می خواست ايدز بگيرد. می خواست برای خودش يک مرگ تراژيک رقم بزند تا به او ترحم کنند و در خانواده بيشتر بپذيرندش. من روزهای اول به او نگفتم که مثبت هستم. او کارهایی می کرد که ايدز بگيرد. مثلا سرنگهای آلوده پيدا می کرد و جلوی خود من می زد. يک روز از او پرسيدم دنبال چه می گردی؟ وقتی به او گفتم ايدز دارم، شوکه شد. باورش نمی شد. از آن به بعد تمام تلاشش اين بود که از من ايدز بگيرد. چون به او احساس داشتم، خيلی برايم دردناک بود. از طريق سکس نتوانست از من بگيرد، اما آمپول ديازپام را ريخت توی نسکافه که من بخوابم تا او بتواند از با سرنگ از رگ من خون بکشد. اما خداوند کمک کرد و او در دقيقه ی نود منصرف شد. “

احمد در ادامه صحبت های خود می گويد: ” اگر واکنش مردم نبود، خيلی راحت می رفتم وسط يک ميدان می ايستادم و راجع به اين مسله خيلی راحت صحبت می کردم. می گفتم آقا! من معتاد بودم، آلوده شدم. تو دوست عزيز اگر معتاد هستی، سعی کن مسائل بهداشتی را رعايت کنی. شما هم که اصلا رفتار پرخطر نداری نبايد فکر کنی همه آدمها آلوده اند. خانواده خودم می دانند و خيلی راحت با اين مسئله کنار آمده اند. با هم زندگی می کنيم و هيچ مشکلی هم نداريم. اما به مادرم نگفتيم. به او گفته ايم من يک مسئله کبدی دارم. خواهر زاده ای دارم که خيلی با او صميمی هستم. مرتب می پرسيد دايی جواب آزمايشت چی شد؟ البته من می دانستم مثبتم اما نمی گفتم. يک بار گفت دايی مثبتی ديگه. گفتم آره!. گفت بی خيال دايی. مثبتی که مثبتی. ما دوستت داريم. “

محمد از عواقب واکنش های نامناسب می گويد:” من موردی را سراغ دارم که يک آقايی در آمريکا خون زده و آلوده شده. وفتی مياد ايران نياز پيدا می کنه به دندان پزشکی مراجعه کند. خيلی با صداقت به پزشک گفته که اچ آی وی مثبت هست. دکتر از مطب بيرونش کرده. دندانپزشک دومی، سومی، چهارمی، پنجمی باز به همين ترتيب رفتار کردند. نوبت به داندان پزشک ششمی که رسيد ديگر نگفت به اچ آی وی آلوده است. راحت نشسته. وقتی يک بيمار احساس امنيت نکند، طبيعی است که عنوان نمی کند که مثبت است. “

محمد اخيرا با خانمی آشنا شده که علی رغم آگاهی از وضعيت محمد رابطه احساسی خود را با او ادامه داده و مبتلا بودن او به ايدز را به راحتی پذيرفته است.

او می گويد: “حس خوبی دارم. نمی دانم اين داستان چه طور اتفاق افتاد. من همه اينها را می گذارم به حساب معجزات الهی. من می خواستم با کسی ازدواج کنم که او هم اچ آی وی مثبت و فقط 23 سال دارد. يک جورهايی نمی شد تا اينکه خداوند ايشان را سر راه من قرار داد و من خيلی خوشحالم از اينکه زندگی جديدی را در کنار ايشان شروع می کنم.”

همچنین بررسی کنید

احتمال سرایت بیماری کچلی از حیوانات خانگی

اگرچه از بیماری کچلی با پیشرفت‌های بهداشتی زمان حاضر دیگر چندان اثری باقی نمانده اما …

روش پیشگیری از بروز تبخال

قرار گرفتن در معرض نور خورشید، دوران قاعدگی در خانم ها،‌ جراحی های دندان یا …