میزان کودک آزاری رو به افزایش است

کارشناسان حقوق کودک در ایران می گویند میزان کودک آزاری رو به افزایش است و گستردگی عواملی مانند ناآگاهی والدین از رفتار درست با فرزندان، بیکاری، اعتیاد و مشکلات خانوادگی به این روند صعودی دامن می زند.

از جمله، انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران می گوید در طول تابستان ، حدود نهصد و چهل تماس تلفنی در ارتباط با کودک آزاری به این انجمن شده که تقریبا دو برابر همین آمار در تابستان سال گذشته بوده است.

کتک وسیله ای برای انضباط!

مریم، که مادری جوان در تهران است، می گوید: “بازیگوشی پسرم من را به ستوه آورده بود. به قدری محکم زدمش که دلم برایش سوخت. اشکهایش را که پاک می کردم از خودم بدم آمد. از این که از قدرتم سوء استفاده کرده بودم حتی کمی جا خوردم. اما می دانستم که بازهم این کار را خواهم کرد.”

کمتر پدر و مادری را می یابیم که کودک خود را به نوعی تنبیه نکرده باشد. تنبیه بدنی کودک همواره مورد تائید یک گروه و مخالفت گروه دیگر بوده است. موافقان آن را وسیله ای مناسب برای منضبط و کنترل کردن کودک و مخالفان آن را مغایر حقوق کودکان می دانند.

اما قلمرو جسمی و روحی کودک از آن کیست؟ و چه زمان تادیب به آزار و اذیت تبدیل می شود؟

برخی از موافقان می گویند “تلنگری به بچه زدن (مثلا پشت دستش زدن) آسیب فیزیکی به او نمی رساند و فقط به او گوشزد می کند که باید رفتارش را درست کند.” اما کارشناسان می گویند که عرف بودن یک تلنگر باعث می شود که سوء رفتار با کودکان جدی گرفته نشود و فقط رفتارهای شدیدتر از آن – اگر شناسایی شود – مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد.

اما ناظران در ایران می گویند شناسایی سوء رفتارهای شدید و پیگیری آنها با دشواری های زیادی روبروست.

مسعوده مشایخ، رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان، با این توضیح که کودک آزاری یعنی “هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود”، می گوید: ” شکل های متعددی از کودک آزاری وجود دارد که آثار آن می تواند ماندگار یا مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن کودک در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین از اشکال مخفی کودک آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قابل ردیابی است.”

خانم مشایخ در ادامه می گوید: “وقتی قوانین ایران را بررسی می کنیم متوجه می شویم که در بعضی موارد از کودک آزاری قانون لازم را نداریم. در دیگر موارد قانون را داریم، اما ناقص است و فراگیر نیست. بزرگترین مشکل زمانی ظهور می کند که ماده قانون را داریم و کامل هم هست اما در موقع اجرا با مشکل روبرو می شود و مانع از فعالیت تمام کسانی می شود که به نوعی تلاش می کنند از حقوق کودکان دفاع کنند. مصادیق متعددی از این معضل وجود دارد که شاید مهم ترین آن نا آگاهی قاضی از تصویب قوانین حمایت از کودکان و نوجوانان است. بسیاری از قضات ما به صراحت می گویند که کودک آزاری مقوله و واژه ای است که در جراید و رسانه ها و حرف مردم وجود دارد و اصلا مصداق قانونی ندارد.”

مشاهدات اجتماعی و پرونده های قضایی حاکی است که کودک آزاری در تمام اقشار جامعه رخ می دهد و فقط شامل یک گروه با استطاعت مالی خاص نمی شود.

رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در این باره می گوید: “علیرغم غنای مادی که در این کشور وجود دارد، فقر اقتصادی بخش لاینحلی از جامعه شده است. ما همواره از خانواده های پربچه می پرسیم چرا با وجود فشار اقتصادی بازهم به بچه دار شدن مبادرت کردید؟ کودک آزاری ریشه نه تنها ریشه در فقر اقتصادی دارد، بلکه همچنین ریشه در فقر فرهنگی دارد. ما از طریق ‘صدای یارا’ مواردی داریم که از مصادیق مشهود کودک آزاری است در حالی که پدر و مادر تحصیل کرده هستند و بضاعت مالی خوبی هم دارند.”

انجمن حمایت از حقوق کودکان ایران در سال ۱۳۸۰ “صدای یارا” را به عنوان وسیله ای ارتباطی برای گزارش موارد کودک آزاری راه اندازی کرده است.

آیا مهارت در پرورش فرزندان “ذاتی” است؟

روانشناسان و جامعه شناسان به طور عمومی بر این عقیده هستند که اگر از تنبیه بدنی کودک برای تربیت فرزندان استفاده کنیم، به آنها یاد می دهیم که از ما بترسند و در نهایت مشکلات روانی متعددی – از جمله نفرت و خشم – را در آنها نهادینه می کنیم.

افسانه هاشمی، روانشناس در ایران، می گوید : “تنبیه بدنی یک راه میان بر است و پیام آن این است که اگر کسی را هم دوست داشته باشیم، می توانیم آنها را بزنیم. اگر می خواهی کسی را کنترل کنی باید با خشونت عمل کنی.”

خانم هاشمی تنبیه را تیغه ای دولبه می داند که باعث تشویق کودک به ادامه رفتار نابهنجارش می شود: “معمولا پدر و مادرها پس از تنبیه به بچه توجه زیادی نشان می دهند و به او محبت می کنند. بچه برای دریافت این توجه و محبت باز همان رفتار را تکرار می کند.”

به این ترتیب آیا تشخیص پدر و مادر در تعیین حد و مرز انضباط در تربیت قابل اعتماد است؟

این روانشناس معتقد است که فرزندداری یک مهارت است که باید برای آن آموزش دید: “برخلاف باور عمومی حس پدری یا مادری ذاتی نیست. برای این که پدر و مادری خوب و مقتدر باشیم باید پیش از بچه دار شدن آموزش ببینیم.”

به گفته خانم هاشمی باورهای نادرست مبتنی بر این که “خیلی از افراد موفق جامعه در کودکی کتک خورده اند” مانع از ردیابی عوارض گسترده این رفتار در میان کودکان و نوجوانان – که در آینده افراد بالغ جامعه خواهند بود – می شود: “وقتی بچه ها کم سن و سال هستند این مادرها هستند که اغلب مبادرت به تنبیه بدنی آنها می کنند که در آنها احساس ناامنی و طرد شدن ایجاد می شود. اما وقتی بزرگتر می شوند و به سنین نوجوانی می رسند، غالبا از سوی پدرشان مورد تنبیه قرار می گیرند، که در آنها احساس حقارت به وجود می آورد.”

این کارشناس معتقد است که تنبیه بدنی به هر شکلی و در هر سطحی آسیب رسان است: “اما این آثار در موارد شدیدتر کودک آزاری، به دو صورت افراط و تفریط دیده می شود. فرد یا گوشه گیر و منزوی می شود یا پرخاشگر و خشن. همچنین اعتیاد به مواد مخدر در میان افراد آزار دیده رایج است.”

مجموعه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان موسوم به لایحه کودک آزاری در تاریخ بیست و پنجم آذرماه سال ۱۳۸۱ توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد. اما شورای نگهبان با استناد به این که حریم خصوصی افراد باید حفظ شود، تغییراتی را در آن اعمال کرد و به این ترتیب آنچه در خانه می گذرد به نام تادیب و تربیت فرزند خارج از این قانون قرار می گیرد.

رئیس انجمن حقوق کودکان در ایران حفظ حریم خصوصی افراد در ارتباط با کودک آزاری را قابل تامل می داند و می گوید: “تا پیش از تصویب این قانون کودک آزاری یک جرم خصوصی محسوب می شد اما پس از تصویب بخش هایی از آن یک جرم عمومی تلقی می شود. پس اگر فردی آثار ضرب و جرح را در بدن یک کودک دید یا برای مثال معلمی متوجه پژمردگی روحی یک دانش آموز ناشی از کودک آزاری شد، می تواند شکایت کند و دیگر نیازی به شاکی خصوصی نیست.”

بسیاری از مدافعان حقوق کودک از این که آثار کودک آزاری می تواند نامشهود و غیرقابل ردیابی باشد نگران هستند.

خانم مشایخ در این باره می گوید: “در برخی موارد حتی آثار مشهود مانند جای ضرب و جرح می تواند با لباس پوشانده شود تا به راحتی قابل ردیابی نباشد اما معلم یا اطرافیان می توانند آثار کودک آزاری مانند رنگ پریدگی، خواب آلودگی، بی حوصلگی را در چهره کودک ببینند. در موارد سوء استفاده جنسی، بسته به این که تا چه حد پیشرفته باشد، باز علائم آن قابل ردیابی است در نوع راه رفتن کودک و در چهره غم زده و رنجور کودک قابل ردیابی است.”

رئیس انجمن حقوق کودکان در ارتباط با آمار تجاوز جنسی به کودکان و نوجوانان می گوید: “ما می دانیم که تجاوز محارم به کودکان زیاد رخ می دهد. اما فقط براساس آماری که از طریق “صدای یارا” از آذرماه ۱۳۸۰ تا آذرماه ۱۳۸۳ جمع آوری کردیم فقط ۵ درصد از مراجعین از تجاوز جنسی شکایت کرده بودند. البته این رقم هرگز منعکس کننده واقعیت به طور کامل نیست. چون مردم ایران معمولا این مسائل را مخفی نگاه می دارند. ما مواردی را داریم که مادر به خوبی از ارتباط جنسی محارم با فرزندش باخبر است اما به روی خودش نمی آورد یا به فرزندش می گوید که تو اشتباه می کنی یا اصلا صدات درنیاد آبروی خانواده می رود.”

افسانه هاشمی، روانشناس در ایران، هر چند دخالت قانون و اجرای مفاد آن را در ممانعت از موارد شدید کودک آزاری بسیار تاثیرگذار می داند اما در موارد “خفیف تر” تاثیر آموزش فرهنگی را مهم تر از قانون می داند: “شاید ما برای برخورد با تنبیه های عمومی کودکان به حمایت گرهای اجتماعی بیشتر نیاز داشته باشیم تا قانون. نگرش عامه مردم به تنبیه بدنی این است که می توان از آن برای کنترل استفاده کرد پس قانون برای جلوگیری از تنبیه بدنی نقش چندانی ندارد.”

پدر و مادرها نمادی از خباثت؟

در همین حال، به عقیده مسعوده مشایخ، رئیس انجمن حقوق کودکان، اصلاح کمبودهایی که در نظام داوری ایران در رسیدگی به موارد کودک آزاری دیده می شود نیاز به یک عزم ملی دارد.

خانم مشایخ می گوید: “پدر و مادرها هم خود قربانیان جریانی حاصل از ناآگاهی هستند. آنها شیطان یا مجسمه ای از خباثت نیستند. ما از این مادران – که شامل مادرها در خانواده های مرفه هم می شود – می خواهیم تا آبرو را برای ما تعریف کنند. آیا نفس تجاوز جنسی خود بزرگترین ضربه به حیثیت خانواده نیست؟ چه بهتر که این کانون فساد از هم پاشیده بشود.”

این ناظر امور کودکان در ایران معتقد است که آموزش و ارتقا آگاهی پدران و مادران از مضرات و شکل های مخفی و علنی کودک آزاری مهم ترین عامل در کاهش و پیشگیری از این معضل اجتماعی است. او با اشاره به استمرار این رفتار از نسل های قبلی تا حال می گوید:” گذشت زمان تاثیر چندانی در ارتقاء آگاهی ندارد کما این که پدر مادر بزرگ هایی را می بینیم که با خشونت با نوه های خود رفتار می کنند.”

در ایران تا گذشته ای نه چندان دور واژه کودک آزاری، مانند کودکان خیابانی تابوی اجتماعی محسوب می شد. اما با افزایش گزارش ها از موارد کودک آزاری در رسانه ها و جراید این مقوله به موضوعی علنی و قابل بحث و گفتگو در جامعه تبدیل شده است.

خانم مشایخ از این که اکنون می توان در ایران از واژه “کودک آزاری” استفاده کرد به عنوان نشانه ای مثبت از ارتقاء آگاهی در جامعه یاد می کند و می گوید: “نباید سعی کنیم زشتی ها را بپوشانیم. شاید عده ای از مردم به دلیل ندانستن دست به این زشتی ها می زنند. بگذارید درباره این زشتی ها بگوییم و به طور علنی حرف بزنیم تا بلکه وجدان مردم نسبت به این زشتی ها حساس بشود.”

رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز آموزش را عاملی مهم در پیشگیری از کودک آزاری می داند: “ما از مقامات خواسته ایم که مسائل جنسی را بخشی از دروس دوران دبیرستان قرار بدهند تا دختران و پسران یاد بگیرند که عشق ورزیدن طبیعی یک مسئله است، ازدواج یک مسئله است و بچه دار شدن یک مقوله جداست.

زوج ها قبل از بچه دار شدن باید یادگرفته باشند که خشم و روحیات تند و خشونت آمیز خود را کنترل کنند. کودک یک بازیچه یا وسیله سرگرم کننده یک ملک شخصی ما نیست. یک انسان است.”

جوامع غربی برای ممانعت از تنبیه کودکان و کودک آزاری به قانون متوسل می شوند و معتقدند که کودکان ( که بنابر تعریف کنوانسیون حقوق کودک شامل همه افراد تا سن هجده سال می شود) هم مانند بزرگسالان باید در مقابل رفتارهای خشونت آمیز تحت حمایت قانون قرار داشته باشند.به گفته مدافعان حقوق کودک همانطور که اگر بزرگسالی برخلاف میل ما رفتار کند ما اجازه نداریم او را کتک بزنیم چرا در مورد کودکان این رفتار را در پیش می گیریم


همچنین بررسی کنید

بریتانیا ” پایتخت اعتیاد ” در اروپا است

موسسه پژوهشی “مرکز عدالت اجتماعی” هشدار داده که بریتانیا به “پایتخت اعتیاد” به الکل و …

فقر و مشکلات مالی موجب می شود که مغز کندتر و ضعیفتر عمل کند

پژوهشگران تازه‌ای توسط محققان دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد درگیر شدن در مسائل و مشکلات مالی …