خانه / اخبار اجتماعي / هفت راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقايان

هفت راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقايان

هفت راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقايان

۵۳۴۳۸۴۳۴۵.jpg

۱. قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمئن باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا برای اينکه از خانه پدری فرار کنيد؟

کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ريزی می کند، آرزوهايش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسايی می کند.

کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثير حرف ديگران مسير زندگی اش را تغيير می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، يک دختر ۱۷ ساله دوست دارد در سن ۳۰ سالگی جراح زنان و زايمان باشد، در شيراز زندگی کند ويک بچه داشته باشد.

اولا اين که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، بايد همسری انتخاب کند که شرايط بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمايت کند. از سوی ديگر شايد لازم نباشد او هم جراح باشد اما بايد از تحصيلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنين دختری که زودتر از ۳۰ سالگی نمی خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس يا حاملگی زودرس مزيت خاصی ندارد. در ضمن اينکه دوست دارد در شيراز زندگی کند، تا حدی تکليف خواستگاری که می خواهد او را به تبريز يا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشيد، و در تصميمتان راسخ باشيد.

۲. مرحله دوم اين است که همسر آينده تان را بر اساس خواسته ها و موقعيت فعلی خود تصور کنيد. تصور کردن همسر ايده آل با توجه به آرزوهايتان نسبتا راحت است. هميشه از خودتان اين سوا ل را بپرسيد: «آيا من برای شخصی که به عنوان همسر ايده آل خودم تصور کرده ام، همسر ايده آلی هستم؟» خيلی ساده است. هر ترازويی دو کفه دارد. اگر می خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد. کسی که می خواهد با يک فرد تحصيل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نيز تحصيل کرده و هنر دوست باشد.

۳. در مرحله سوم بايد يکسری معيارهای غربالگری اوليه برای همسريابی انتخاب کرده و آنها را آزمايش کنيد. رايجترين معيارهايی که برای اين منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصيلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهايت تفاوت دينی.

نکته مهم اين است: اين شما هستيد که تعيين می کنيد يک ويژگی برايتان مهم است يا خير. مثلا برای يک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خيلی مهم باشد ولی برای کس ديگر اصلا اهميت نداشته باشد. نکته ديگر اين است که تفاوت آدمها در يک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر يک نفر قد ۱۷۰ کوتاه است و به نظر شخص ديگری ايده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برايشان مهم است بيشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهميت می دهند.

۴. مرحله چهارم عبارتست از «ديدن» و «ديده شدن» برای ايجاد جاذبه اوليه. در کشورهايی که محيطهای مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پيدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنين امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همين دليل توصيه من اين است که محيط کار، تحصيل يا تفريح خود را به گونه ای انتخاب کنيد که حداکثر احتمال ممکن را برای ديده شدن توسط همسر احتمالی آينده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با يک موسيقيدان ازدواج کند، يا در کلاسهای متعدد موسيقی شرکت می کند يا عضو انجمنی می شود که موسيقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار ديگری که می توانيد بکنيد اين است که چند خصوصيت اصلی که برای همسر آينده تان در نظر داريد به نزديکان و دوستان بگوييد ممکن است آن ها فردی را با اين مشخصات بشناسند و يا در آينده اگر با چنين کسی برخورد کنند بلافاصله به ياد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.

۵. مرحله بعد يا دوست شدن با کسی است که فکر می کنيد ممکن است با او ازدواج کنيد يا خواستگاری کردن از اين فرد است. در بسياری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گيرد و معمولا يک زن نمی تواند از يک مرد تقاضای دوستی و يا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود.

به هر حال، فراموش نکنيد وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شديد يا از او خواستگاری کرديد، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتيک دادن يا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنيد.

۶. مرحله ششم که به نظر من مهمترين مرحله انتخاب همسر است، بردن نهايت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طريق برقراری ارتباط کلامی يا غير کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آينده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند.

در طول اين جلسات، از طرف مقابل خود بايد سوال بپرسيد. سوالهای تعيين کننده. اين سوالها از هر فرد به فرد ديگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برايتان می گوييم:

۹۵۴۵۳۴۴۵.jpg

الف – می توانيد بپرسيد: «هدف شما در زندگی چيست؟ سه تا از بزرگترين آرزوهای زندگی تان را بگوييد».
ب – مثلا: «هدف شما از ازدواج چيه؟ چرا می خواهيد با من ازدواج کنيد؟»
پ – «من شغلم ايجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به اين موضوع چی فکر می کنی؟»
ت – « در خانه پدر و مادری شما تقسيم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست داريد در زندگی ما چطور باشد؟»

پرسيدن اين سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنيد که ما در دنيای ايده آل زندگی نمی کنيم، بنابراين اگر تصميمتان بر اين شد که با فردی ازدواج کنيد (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنيد حتما شرايطی را که برايتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آينده تان بگيريد. اين تنها سندی است که می تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد ياد شده از شما حمايت کند.

از سوال مهمتر، ارتباطات غير کلامی است. مثلا اينکه آيا رفتارش طوری که می خواهيد با مهربانی و عاطفه هست يا نه؟ آيا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آيا در اين حد با او احساس صميميت می کنيد که اين مورد را با او در ميان بگذاريد؟

علاوه بر آن بايد از خودتان بپرسيد: از هم صحبتی با او خسته شديد يا لذت برديد؟ اينکه اگر اختلاف نظری پيش آمد می توانيد با صحبت کردن مسئله را حل کنيد و يا بر سرش به تفاهم برسيد؟ آيا می ترسيد مسئله ای را با او در ميان بگذاريد؟ از عکس العمل هايش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شويد؟ آن چيزهايی را که شنيديد يا ديديد وقتی به خانه برگشتيد، روی کاغذ بياوريد، زيرا برای مرحله آخر يا هفتم بايد از آنها استفاده کنيد.

۷. مرحله آخر جمع بندی وضعيت و گرفتن تصميم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل يک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نيست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنيد و مجموع شرايط را برايش بگوييد و بخواهيد وضعيت را از ديد خودش ارزيابی کند.

سعی کنيد در ارائه مشاهدات و شنيده هايتان منصف باشيد و به اصطلاح سانسور نکنيد. بعد با خودتان خلوت کنيد. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچينيد و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با اين فرد را کنار هم مقايسه کنيد. آيا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آيا چيزی در نکات منفی هست که خيلی برا يتان مهم باشد و بخاطرش بخواهيد از طرف بگذريد؟ ممکن است چيزهايی را که شنيديد قبول نداشته باشيد که ايرادی ندارد. هرکسی نظر خودش را دارد، ولی در نهايت اين زندگی شماست. تصميم آخر را خودتان بگيريد و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنيد.

می توانيد وقتی نتيجه تصميمتان را به پدر و مادرتان می گوييد دلايل خودتان را هم بگوييد که بدانند اين تصميم را عاقلانه گرفتيد و جوانب آن را سنجيده ايد.

مراحل بالا توصيف يک فرايند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد يک تصميم خيلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانايی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود يک نفر را به صفر برساند. هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و اين تصميم را با چشمهای باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بيشتر است.

 

*******

بازدید کننده محترم شما می توانید جهت کسب اطلاعات بیشتر مطالب زیر مراجعه کنید:

۱-آيا با تو خوشبخت مي شوم ؟! ( ویژگی های شخصیتی  همسر كه در زندگي تاثير گذارند )

۲- ازدواج -سن مناسب معیار مناسب و انگيزه ازدواج در افراد مختلف ( مرجع کامل اطلاعات)

۳- هفت راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقايان

همچنین بررسی کنید

شخصیت قابل‌ پذیرش مردان، نقش کلیدی‌ درازدواج پایدار دارد

بر اساس مطالعه جدید صورت گرفته توسط پژوهشگران گروه جامعه‌شناسی دانشگاه شیکاگو، شخصیت قابل‌پذیرش مردان …

استفاده زیاد والدین از تلفن همراه موجب آشفتگی کودکان می شود

پیشرفت فناوری های نوین همان اندازه که می تواند برای انسان ها مفید باشد، مضر …