پزشکان بدون مرز درمان
خانه / بهداشت روان / بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم — قسمت اول — (مرجع کامل اطلاعات )

بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم — قسمت اول — (مرجع کامل اطلاعات )

مقدمه :
سلامتي طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني عبارت است از حالت رفاه كامل جسمي ، رواني و اجتماعي و نه فقط نبود بيماري و ناتواني.
بنابراين به كسي فردسالم گفته مي شود كه نه تنها رشد كافي ، وزن مناسب و تغذيه صحيح داشته باشد و از لحاظ جمعي بيماري نداشته باشد بلكه داراي رفتار و فكر سالم نيز باشد . سلامت رواني مانند سلامت جسمي ، صرفاً به معناي نبودن مشكلات و بيماري نيست بلكه سلامت روان هم حالات عالطفي و هم شرايط ذهني يعني هم احساسات و هم افكار شما را در بر مي گيرد.

هدف و وظيفه اصلي بهداشت روان تامين ، حفظ و ارتقاي سلامت روان افراد جامعه است ، به گونه اي كه آنها نه تنها بيماري رواني نداشته باشند بلكه از عناصر شناختي عاطفي و هم چنین از توانايي هاي خود در رابطه با ديگران آگاه شده و با داشتن تعادل رواني بهتر بر استرس هاي زندگي فايق آيند ؛ كارهاي روزانه را پر بارتر و سودمندتر گردانند ؛ از زندگيشان لذت ببرند و با افراد خانواده و محيط خود ارتباط مناسب برقرار نموده و فرد مفيدی براي جامعه باشند .
موضوع سلامتي از بدو پيدايش بشر و در قرون و اعصار متمادي ، مطرح بوده است اما هر گاه از آن سخني به ميان آمده عموماً بعد جسمي آن مد نظر قرار گرفته و كمتر به ساير ابعاد سلامتي ، به خصوص بعد رواني آن توجه شده است .
گرچه طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني سه بعد سلامتي با يكديگر تعامل دارند و با مرز مشخصي نمي توان اين ابعاد را از يكديگر تفكيك نمود ولي معمولاً شاخص هايي براي سلامت جسمي و حتي رفاه اجتماعي در بسياري از كشورها وجوددارد كه هر چند يكبار مورد بررسي و تجديد نظر قرار مي گيرد ، اما د رمورد سلامت رواني ، پيچيدگي و مشكل تعريف و ارزيابي آن غالباً منجر به غفلت و ناديده انگاشتن اين مهم شده است . 
تعريف سلامت روان
سلامت رواني ، همان طوري كه اشاره شد ، مانند سلامت جسمي ، صرفاً به معناي نبودن مشكلات يا بيماري نيست . سلامت رواني هم حالات عاطفي و هم شرايط ذهني ، يعني هم احساسات و هم افكار شما را در بر مي گيرد . سلامت عاطفي معمولاً به احساسات و زير و بم هاي روحيه افراد اشاره مي كند . شما ممكن است احساس كنيد كه غمگين ، شاد ، نگران ، هيجان زده شكست خورده ، يا در اوج كاميابي هستيد .
افراد برخوردار از سلامت عاطفي با احساسات و حالات دروني خود در تماس هستند و مي توانند به وجود آنها اذعان كنند يا آنها را بروز دهند .
بنابراین سلامت رواني ، توانايي شما را  دردرك واقعيت ها ، همان گونه كه هست و پاسخ دادن به چالش هاي آن  و در پيش گرفتن تدابير و شيوه هاي خردمندانه براي زندگي كردن، توصيف مي كند .
فرد برخوردار از سلامت رواني بر آن نيست كه ار فشارهاي زندگي بپرهيزد بلكه مي كوشد با واكنش هاي خود نسبت به اين عوامل ، آنها را بشناسد بپذيرد و بر آنها چيره شود  به طوري كه امكان تداوم زندگي وجود داشته باشد .
ملاك هاي سلامت روان


براي تشخيص سلامت روان نيز مانند تشخيص سلامت جسم ، معيارهايي وجود دارند . ملاك هاي سلامت روان عبارتند از :

۱ . توانايي انجام وظيفه و اجراي مسئوليت هاي شخصي ،
۲ . توانايي برقراري رابطه با ديگران ؛
۳ . برداشت هاي واقع بينانه از انگيزه هاي ديگران ؛
۴ . تفكر منطقي و خردمندانه ؛
۵ . تلاش در جهت سلامتي ؛
۶ . انعطاف پذيري و قدرت تطابق با شرايط گوناگون ؛
۷ . معني دادن به زندگي ؛
۸ . درك اين نكته كه خود فرد مركز جهان نيست ؛
۹ . عشق و محبت نسبت به  ديگران
۱۰ . داشتن توانايي كمك به ديگران يا ارتباط برقرار كردن با آنان ، به دور از خودخواهي ؛
۱۱ . داشتن احساس رضايت بيشتر در روابط نزديك با ديگران ؛
۱۲ . حس تسلط بر ذهن و جسم كه فرد را قادر مي سازد براي ارتقاي سلامت خود شيوه هاي مناسب برگزيند وتصميم هاي مقتضي اتخاذ كند .
مفهوم بلوغ و اهميت شناخت آن:

مفهوم بلوغ:
بلوغ از نظر لغوي در فرهنگ فارسي به معني « رسيدن » ، « رسيدن به سن رشد » ، مرد شدن » ، « زن شدن » و « رسيدگي و پختگي به حد كمال رسيدن » آمده است .
بلوغ يك دوره بحراني است كه در دوره نوجواني اتفاق مي افتد . اين دوره ، منشأ تغييرات زيادي در وجود شما است و موجب مي شود كه شما به گونه اي متفاوت ، رفتار و احساس كنيد ؛نگاه شما نسبت به جهان تغيير مي كند و گاه دچار تشويق و نگراني مي شويد ، تصميم گيري برايتان مشكل مي شود كه اين عامل موجب بروز مشكلاتي در برخورد شما با خانواده و جامعه مي شود . بلوغ گذار از مرحله كودكي به بزرگسالي و زمان اكتساب قدرت جنسي است .
اگر شما مشكلات و مسايل بلوغ را در محيطي سرشار از تفاهم و صميميت با كمك پدر و مادرتان بشناسيد ، اين دوره را به طور طبيعي و بدون ناراحتي پشت سر مي گذاريد .
بدين ترتيب شما با نشاط و سلامتي پا به عرصه زندگي بزرگسالي مي گذاريد و از نيرو و توان بالاي دوران نوجواني بهره مضاعف خواهيد برد .
اهميت شناخت بلوغ:


بلوغ يكي از حياتي ترين مراحل زندگي انسان است . اين مرحله ، زمان تغيير سريع رشد و نمو تغييرات سريع اجتماعي است . در حال حاضر بخش قابل توجهي از جمعيت كشور را نوجوانان تشكيل مي دهند . به همين دليل پرداختن به مسايل نوجوانان در دوره بلوغ از اهميت ويژه اي برخوردار است .
دلايل ديگري كه اهميت اين مسأله را افزايش مي دهد ، عبارتند از :
۱ . زيربناي زندگي بزرگسالي فرد در دروه بلوغ پي ريزي مي شود . ممكن است ، مشكلات مختلف جسمي ، رواني و اجتماعي مانند بيماري هاي عفوني ، ازدواج هاي ناموفق ، حاملگي هاي زودرس و پر خطر ، مرگ و مير و كودك و مشكلات رواني ناشي از آنها ، ريشه در اين دروان داشته باشند .

۲ . شما پس از ظهور علايم بلوغ كه ناگهاني و غير منتظره است ، به طور طبيعي با امري ناآشنا و بي سابقه مواجه مي شويد . شما هم احساس شادي مي كنيد و هم دچار نگراني مي شويد . اگر تا آن زمان كسي شما را در جريان تغييرات و علايم بلوغ نگذاشته باشد ، اين پديده موجب تعجب اظطراب و تشويق شما مي شود .
۳ . در حال حاضر نسبت به گذشته ، قابليت باروري در سنين پايين تري حاصل مي شود ولي سن ازدواج در حال افزايش است . در عين حال ، كاهش تأثير نفوذ خانواده ، رواج شهرنشيني مهاجرت ، جهانگردي ، وسايل ارتباط جمعي ، در مجموع تغييرات وسيعي در رفتارهاي جنسي و حاملگي نوجوانان تا حد هشدار دهنده اي در حال افزايش است كه در نهايت ، آزار جنسي ، افزايش شيوع بيماري ايدز و ساير بيماري ها را به همراه مي آورد . به علاوه ، حاملگي و زايمان دختران در سنين بلوغ و نوجواني با ميزان بالاي مرگ و مير همراه است . اين مشكل با افزايش سقط ها و ابتلا به بيماري هاي آميزشي به ويژه ايدز تشديد مي شود .
۴ . بيشتر خطراتي كه ممكن است دامن گير نسل جوان و نوجوان شود ، در فاصله چند ساله بلوغ جنسي رخ مي دهد . گاهي افراد بر اثر تحريك ، خشم يا خشونت و يا ساير تمايلات نفساني خودسرانه تصميم ناروايي اتخاذ نموده و دست به اقدام نسنجيده و عجولانه مي زنند كه نتايج زيانبار و جبران ناپذيري به دنبال دارد .
شما بايد هنجارهاي فرهنگي خود را بشناسيد و با افزايش آگاهي در اين زمينه ، راه هاي پيشگيري از ابتلا و نحوه برخورد با خطرات را به كار ببنديد .
به علاوه لازم است شما قبل از بلوغ ، اطلاعات كلي و صحيح راجع به وقايع و تغييرات جسمي و رواني بلوغ و رفتار مناسب نسبت به خود و ديگران و نحوه ابراز علاقه و محبت و دوستي هاي معقول را دريافت نماييد تا از بسياري از مشكلات و پي آمدهاي حاصل از عدم اطلاع و شناخت درست آنها ، پيشگيري شود .
بدون شك يكي از راه هاي اصلي و مهم دريافت اطلاعات ، والدين و مربيان و مشاوران مدرسه هستند . شما بايد اين حقيقت را به خوبي درك كنيد كه پدر و مادر ، دلسوزترين مشاوران شما هستند . هر چند كه برخي از والدين از اين وظيفه سرباز مي زنند و گاهي خود ، اطلاعات مناسب و كاملي از بحران هاي دروان بلوغ ندارند ولي با اين حال والدين بهترين منبع آگاه نمودن شما هستند .
بايد به خاطر داشته باشيد كه دوره بلوغ ، دوره اي با عظمت و ارزشمند است و شما مي توانيد مصون از گناه و آلودگي هاي اخلاقي باشيد ، لذا بيداري احساسات اخلاقي و ارزش هاي معنوي در شما بهترين شرايط و موقعيت را براي آموزش ايجاد مي كند تا ضمن فراگيري مسال بلوغ و نوجواني ، تمايلات معنوي شما نيز ارضا شده و در برابر انحرافات و لغزش ها ، با ايمان و مستحكم مقاومت نماييد .
تغييرات رواني ـ رفتاري شايع در دوران بلوغ


تغييرات جسمي در دوره بلوغ با وجود اين كه طبيعي و موقتي هستند و در مرحله اي تمام م شوند اما چون به قدر كافي سريع ، ناگهانی و شديد هستند ، سبب تغيير رفتار ، نگرش و شخصيت نوجوان مي شوند .

شايع ترين تغييرات رواني ـ رفتاري در دوره بلوغ عبارتند از :

۱ . در دوران بلوغ ، شما بسيار كنجكاو مي شويد و مي خواهيد همه چيز را بدانيد.احساس آگاهي نسبت به وضعيت جسماني ، جنسيت ، هويت و ساير خصوصيات نيز در شما شكل مي گيرد .

۲. در اين دوران ، شما مي توانيد حدود استعداد ها و تواناييهاي خود را بشناسيد ؛سطح تفكر شما بسيار گسترده شده و رشد ذهني و منطقي شما بتدريج به حد كمال مي رسد ؛ اعتماد به نفس و ارزش هاي اخلاقي در شما رشد مي كند و با اطرافيان و جامعه سازگاری بيشتري مي يابيد ولي هنوز تجربه كافي نداريد .
۳. يكي از مهمترين يادگيري هاي شما در اين دوره ( از پانزده سالگي به بعد ) يادگيري ارزش هاست. شما به ارزش هاي معنوي علاقه مند شده و به اين ارزش ها بيش از ارزش هاي مادي گرايش مي يابيد . به مسائل سياسي علاقمند مي شويد و به جستجوي فلسفه زندگي مي پردازيد.
۴. از هيجانات و حالات عاطفي مختلفي كه در اين دوران بيشتر گريبانگير شما مي شود : خشم ، ترس ،حسادت و عشق به خصوص در ارتباط با جنس مخالف است . تمايل به رفتارهاي نامطلوب مثل سيگار كشيدن ، دعوا كردن ، خشونت يا گوشه گيري از ويژگي هاي   رفتاري گروهي از نوجوانان در اين دوران است .
۵. تمايل به روابط اجتماعي با ديگران و تعلق داشتن به گروه ( دوستان ،همسالان يا همكلاسان ) و پذيرش از سوي آنها براي شما بسيار مهم است . معمولاً ارتباطات اجتماعي شما به دو يا سه دوست صميمي محدود مي شود اما اين دوستي عميق تر و پا برجاتر مي گردد .
۶. از مهمترين ويژگي هاي اين دوران ، رسيدن به مرحله تفكر انتزاعي يعني عاليترين مرحله رشد فكري انسان است . شما مي توانيد مسايل را تجزيه و تحليل كنيد ، تفكر منطقي داشته و نتيجه گيري نماييد
۷. شما براي آينده خود جهت گيري و برنامه ريزي مي كنيد و به عنوان يك جوان با انديشه و متفكر به دنبال هويت و شناخت خود هستيد ، به گونه اي كه روابط شما با والدين يا سايرين از رابطه با بزرگسال تبديل مي شود .
۸ . از ويژگي هاي رواني ديگر اين دوره ، گسترش دامنه رغبت ها و تمايلات است . مواردي مانند علاقه به فعاليت هاي هنري ، ورزش ، مطالعه ، تماشاي فيلم ، شركت در مجالس دوستانه و شناختن جنس مخالف و پديد آمدن عشق هاي نوجواني خاص اين دوره است كه اگر همراه با تفكر منطقي و تصميم درست نباشد ، آينده نوجوان را به خطر انداخته و ممكن است منجر به بعضي انحرافات شود .
۹. در اين دوران ، گاهي ممكن است دچار اختلالات و مشكلات خلقي مثل افسردگي ، تمايل به انزوا و بي حوصلگي شويد كه با يكسري اقدامات موثر و راه هاي منطقي مي توان آنها را كنترل كرد .
۱۰. از مسايل رايج اين دوران ، در نوجوانان فعال شدن هورمون هاي جنسي است كه نشانه اختلال رواني نمي باشد و با رسيدن به آرامش جسمي ـ رواني از طريق ورزش ، فعاليت هاي  هنري ، برنامه هاي روزانه فعال و نگرش هاي سازنده والدين قابل كنترل است .
بايد توجه داشته كه اين ويژگي ها در افراد مختلف متفاوت است و به روحيه فرد و محيط زندگي او ارتباط دارد در ضمن بايد بدانيد كه تمام اين ويژگي ها خود به خود داراي جنبه مثبت هستند ،
ولي آنچه سبب مي شود كه گاه مشكلاتي براي نوجوانان و جوانان به وجود بيايد عبارتنداز از :


۱. كمي تجربه نوجوان و جوان كه مهمترين مساله است
۲. حساسيت بالاي نوجوانان و جوانان كه باعث آسيب پذير بودن آنها مي شود .
۳. ميزان مسئوليت پذيري و تربيت دوران كودكي كه آن هم به خانواده ، به خصوص والدين و رفتار آنان مربوط مي شود اگر از ابتداي كودكي حس مسئوليت در فرد ايجاد و تقويت شود
كمك موثري براي به استقلال رسيدن و رشد اجتماعي در فرد مي باشد و اگر نوجوان و اطرافيان آنها آگاه باشند همه استعدادها مي تواند در مسير كمال حركت كند .

بنابراين براساس آنچه از خصوصيات رواني و رفتاري در دوران بلوغ شناختيد ، مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه :

۱. استقلال طلبي ، اولين و مهمترين ويژگي اين دوران است كه از نظر رشد اجتماعي بسيار اهميت داشته و در طرز فكر و رفتار شما مشاهده  مي شود هر چند به دليل كم تجربگي و نياز و وابستگي هاي ديگر ، هنوز قادر به استقلال كامل ( به مبحث استقلال طلبي و هويت يابي در همين فصل مراجعه كنيد ) نباشيد .
۲. رفتار شما در اين سن نسبت به اوايل بلوغ تغيير كرده و به رفتار بزرگسالان نزديك مي شود ؛
۳. شخصيت شما به تدريج پخته مي شود و اعتماد بنفستان بالا مي رود ولي تجربه كافي وجود ندارد ؛
۴.  معاشرت و تقليدها بر شما تاثير مي گذارد . رفتار و خود باوري و هويت يابي شما در ارتباط هاي متقابل با ديگران شكل مي گيرد . بنابراين روش ها و ارتباط هاي نادرست و نامناسب ، اثرات نامطلوبي به جاي خواهد گذاشت ،
۵.   دامنه رغبت ها و تمايلات در شما گسترده تر شده و علاقه به فعاليت هاي مختلف هنري و ورزشي و شركت در مجالس دوستانه از جمله صحبت و معاشرت با جنس مخالف پديدار مي شود و حتي در مراحل پاياني دوره بلوغ ، ممكن است فكر و تمايل به ازدواج در ذهن شما مطرح شود . البته اغلب دختران در اين دوره به فكر ازدواج مي افتند در حاليكه پسران در اين كمتر خواهان ازدواج هستند .  ازدواج ، تنها راه مشروع و سالم تامين نيازهاي جسمي و رواني و اجتماعي جوانان است ولي براي يك ازدواج موفق ، آمادگي زيستي ، رواني ، مادي و اجتماعي لازم بوده و تا رسيدن به اين آمادگي ها براي ازدواج ، برنامه ريزي براي فعاليت هاي سازنده ، مانند ادامه تحصيل كسب مهارت هاي شغلي و فني يا هنري و روابط اجتماعي سالم ، كمك بسيار موثري است .
بهداشت رواني در دوره بلوغ:
همانطور كه قبلاً اشاره شد ، اين دوره از زندگي ممكن است به دليل تغيير و تحولات سريع در رشد جسمي و رواني و اجتماعي ، با يكسري نگراني ها ، هيجانات و بحران هاي خاصي همراه باشد كه به منظور مقابله يا كنار آمدن با آنها و سازگاري با موقعيت جديد و در نتيجه برخورداري از يك زندگي سالم ، پر نشاط و سودمند ، به كار بستن نكات مورد توجه در بهداشت رواني نقش بسيار مؤثر و مهمي ايفا مي كند  تا اين دوره را با آرامش رواني بيشتري طي كنيد و در برخورد با مشكلات بهتر و آگاهانه تر عمل كنيد .  
۱ . ترس يكي از حالات هيجاني در نوجوان است كه به طور عمده تخيلي است ( يعني بيشتر ساخته ذهن است ) و مانع فعاليت هاي نوجوانان شده و در رشد اجتماعي آنان مداخله مي كند .
اين ترس ها و نگراني هاي دوران نوجواني معمولاً با احساس بي كفايتي اجتماعي و عدم اطمينان در تصميم گيري ها همراه است . براي از بين بردن اين حالات ، شما بايد سعي كيند بتدريج موفقيت ها و تجربه هاي مثبت و خوشايند را با حوادث ترس آور جايگزين نماييد . به عنوان مثال ، اگر شما در مقايسه با ساير بچه هاي كلاس ، قد كوتاهتري داريد و اين مسأله موجب ترس و نگراني شما در برخورد با ديگران مي شود ، مي توانيد استعداد و توانايي درسي و يا موفقيت در زمينه هاي ديگر مثل هنر يا ورزش را براي خود ملاك قرار دهيد . با ياد گرفتن مهارت هاي اجتماعي ( شركت در فعاليت ها يا ورزش هاي گروهي ، كارهاي هنري و فرهنگي ) و دريافت راهنمايي هاي تحصيلي و يا شغلي مناسب از افراد شايسته و آگاه ( از جمله والدين ، مربيان و اولياي مدرسه ) مي توانيد موجب كاهش ترس و نگراني خود شويد ؛
۲ . يكي ديگر از حالات رواني در اين دوران ، خشم است كه ممكن است بيشتر به دنبال برخورد با والدين و مربيان در زمينه وظايف و تكاليف خانه و مدرسه و فعاليت هاي اجتماعي بروز كند . شما مي توانيد با شناخت و آگاهي بيشتر و پي بردن به علل پيدايش خشم و ناراحتي خود ، تا حدود زيادي آن را كنترل نماييد . شما مي توانيد با والدين و مربيان خود صحبت كنيد و همه افكار احساسات و دلايل خود را در زمينه موضوع مورد بحث در ميان بگذاريد . مشورت با افرادي آگاه و مطمئن مانند يك روانشناس با تجربه ، به مقدار زياد در رفع مشكل به شما كمك مي كند . ورزش و مطالعه نيز راه ديگري براي به دست آوردن آرامش است ؛
۳ . حسادت نيز مشكل ديگري است كه به طور عمده در نتيجه تبعيض والدين و مربيان ممكن است ، در شما بروز كند . از طريق مشورت و گفتگو و در ميان گذاشتن دلايل منطقي خود با والدين و مربيان مي توانيد ، در حل اين مشكل بكوشيد .
۴ . شما از طريق تنظيم برنامه هاي روزانه يا هفتگي فعال و منظم از قبيل فعاليت هاي مذهبي ، هنري ، ورزشي ، اجتماعي و شركت در گروه هاي مختلف ورزشي و فرهنگي و غيره مي توانيد براي حل يا كنترل مشكلاتي از قبيل افسردگي ، گوشه گيري و خود ارضايي بهره فراوان ببريد ؛
۵ . غرايز در اين مرحله با قرار گرفتن در مسير درست و منطقي كنترل مي باشد و با استفاده از تعاليم اخلاقي و مذهبي مي توان از بسياري از مشكلات و بيماري هاي مختلف نظير ايدز پيشگيري نمود ؛
۶ . در صورت تداوم مشكلاتي مثل گوشه گيري و افسردگي ، اضطراب و نگراني و تغييرات و مشكلات خلقي و هيجاني ديگر ، مراجعه به روانشناس با تجربه و انجام مشاوره ، كمك موثري به رفع آنها مي كند . مشورت با والدين آگاه ، معلمان و مشاورين دلسوز به نوجوانان كمك مي كند تا در برابر مشكلات خلقي ، رفتاري و اجتماعي راه حل منطقي و صحيح را در پيش بگيرند و دوران نوجواني را با انرژي ، نشاط و سلامت افزونتري طي كنند ؛
۷ . مسأله مهم ديگر انتخاب دوستان است . دوستان ناشايست ممكن است براي نوجوانان مشكلات اخلاقي و رفتاري بسياري ايجاد نموده و آنها را از مسير سلامتي و نشاط به بيراهه هاي فساد و بيماري  ( از فبيل استعمال سيگار يا مواد مخدر ، بي بندو باري هاي اخلاقي و …. ) منحرف سازند . پس نوجوانان بايد با دقت نظر و توجه بيشتري ، دوستان خود را انتخاب كنند و در اين ميان از مشورت با والدين و مربيان و استفاده از نظرات منطقي و هدايت كننده آنان غافل نباشند ؛
۸ . نوجوانان بايد سعي كنند خود را بشناسند و حدود توانايي ها و محدوديت ها و نقاط قوت و ضعف خود را دريابند و در جهت تقويت نقاط مثبت خود تلاش كرده و سعي كنند ، نقاط منفي را هم اصلاح نمايند . از جنسيت و توانايي هاي ذهني خود راضي باشند و نسبت به خود اعتماد به نفس و نگرش مثبت داشته باشند ؛
۹ . نوجوانان بايد بدانند كه زندگي واقعي ، بدون استثناء پيچيده تر و مشكل تر و به همان اندازه جالب توجه تر و رضايت بخش تر است . همه ما گهگاه با رخدادهايي منفي رو به رو مي شويم ولي آنچه مهم است اجتناب از مشكلات نيست ، بلكه مهمتر از آن يافتن راه هايي سالم و موثر براي روبه رو شدن و پاسخ دادن به مشكلات است .
۱۰ . بايد پذيرفت كه در دنيا هيچ چيز كامل نيست ولي در هر رشته از فعاليت هاي منجر به كاميابي ، درجات بالايي وجود دارد كه از طريق تلاش براي رسيدن به اين درجات نسبتاً بالا ، بايد خوشنود باشيد ،
۱۱ . سعي كنيد ذهن خود را هميشه بر جنبه هاي لذت بخش زندگي و كارهايي كه ممكن است سبب بهتر شدن موقعيت شما شوند ، متمركز سازيد . هيچ چيز به اندازة شكست و ناكامي به كارايي شما صدمه نمي زند و هيچ چيز به اندازه موفق شدن ، به آن كمك نمي كند . حتي پس از تحمل بزرگترين شكست ها ، سعي كنيد با به ياد آوردن و بر شمردن موفقيت هاي قبلي خود كه هيچ كس نمي تواند آنها را انكار كند ، با افكار مربوط به شكست و بي ارزشي مبارزه كنید ؛‌
۱۲ . هنگام روبرو شدن با وظيفه اي كه بسار دردناك است ولي در عين حال براي رسيدن به اهدافتان ، اجتناب ناپذير است ، انجام دادن آن را به تأخير نيندازيد . به عنوان مثال ، براي درمان دملي چركين بهتر است مستقيماً آن را با چاقو از وسط ببريد و به درد و ناراحتي خاتمه دهيد نه اينكه با بريدن تدريجي سطح آن با نوك چاقو مدت درد را طولاني تر سازيد ؛
۱۳ . سرانجام ، به خاطر بسپاريد كه فرمول از پيش ساخته اي براي موفق شدن كه مناسب حال همه باشد ،؛ وجود ندارد ؛
هويت طلبي:


هويت عبارت است از ابعاد مختلف خصوصيات يك فرد ، وقتي به صورت هماهنگ و رضايتبخشي در وجود او سازمان داده شوند . بدين ترتيب ، مهم ترين ابعاد هويت عبارتند از : مشخصات فردي ، جنس ، مليت ، رشته تحصيلي ، شغل ، خانواده ، ويژگي هاي دوستان مورد انتخاب ، ويژگي هاي همسر مورد انتخاب ، سمت گيري سياسي ، ارزش هاي اعتقادي ، ايدئولوژي ، گرايش هاي هنري و ورزشي و …و منظور از « سازماندهي ابعاد مختلف هويت به صورت هماهنگ و رضايتبخش » اين است كه فرد اين ويژگي ها را بشناسد و مشخص نمايد و براي دستيابي به آنها تلاش هماهنگ و مستمر به عمل آورد .

شما براي دستيابي به هويت ، لازم است تلاش و كوشش مستمري را به عمل آوريد تا بتوانيد خصوصيات مختلف خود را شناخته و جواب هاي مناسبي را حداقل براي اين سئوالات بيابيد :
من كيستم ؟ از كجا آمده ام ؟ به كجا روم ؟ چه نوع دوستاني را مي خواهم ؟ خصوصيات همسر   آينده ام چه بايد باشد ؟ ارزش هاي مورد اعتقاد و مكتبم چيست ؟ و خلاصه اينكه ابعاد مختلف وجودم بايستي در چه مسير ي قرار گيرد تا به سعادت مستمر نايل گردم ؟
پاسخي كه شما براي خودتان نسبت به اين سئوالات مي دهيد ، همان پاسخي كه منشأ اعمال شمامي شوند و راه و رسم زندگيتان را مشخص مي كنند .
بنابراين جستجوي هويت ، متضمن اين است كه شخص تشخيص دهد كه براي او چه چيزهايي مهم و چه كارهايي ارزشمند است و نيز متضمن تنظيم معيارهايي است كه براساس آنها بتواند رفتار خود و ديگران را هدايت و ارزيابي كند . علاوه بر اينها ، اين جستجو تكوين احساس خودكفايي و شايستگي را نيز در بردارد .
احساس هويت در نوجوانان به تدريج بر پايه همانند سازي هاي گوناگون دوران كودكي تكوين مي يابد . ارزش ها و معيارهاي اخلاقي كودكان خردسال تا حدود زيادي همان است كه والدين آنها دارند و اصولاً عزت نفس در كودكان از نگرش والدينشان به آنها نشأت  مي گيرد ولي با ورود به دنياي نوجواني ، فرد به صورت فزاينده اي به ارزش هاي گروه همسالان خود و هم چنين به ارزيابي هاي معلمان و ساير بزرگسالان بيشتر ارج مي نهد .
نوجوانان از راه جمع بندي اين ارزش ها و ارزيابي مي كوشند تا تصور يكپارچه اي از خود به دست آورند و هر اندازه ارزش هايي كه از سوي والدين ، معلمان و همسالان ابراز مي شوند ، هم خواني بيشتري با هم داشته باشند ، به همان نسبت كار هويت يابي نوجوان آسانتر پيش مي رود .
در مواردي كه نظرها و ارزش هاي والدين به ميزان چشم گيري با ارزش ها و نظرهاي همسالان و ديگر افراد مهم در زندگي نوجوان متفاوت باشد ، احتمال پيدايش تعارض در نوجوان فزوني مي گيرد و وي دچار حالتي مي شود كه « سردرگمي نقش » ناميده مي شود . در چنين وضعي ، فرد هر از چند گاهي تن به نقش تازه اي مي دهد و به دشواري مي تواند با جمع بندي اين تقش هاي متفاوت هويتي واحد براي خود كسب كند .
اجتماع در هويت يابي نوجوانان نقش مهمي مي تواند ، داشته باشد . هويت يابي در جامعه ساده اي كه در آن الگو هاي همانند سازي و نقش هاي اجتماعي محدودند ، به آساني صورت مي گيرد ولي در جوامع پيچيده كه به سرعت روبه تغيير است ، هويت يابي براي بسياري از نوجوانان كاري است بس دشوار و طولاني و در چنين جوامعي ، براي اينكه نوجوان بداند چگونه رفتار كند و چه كاري را در زندگي دنبال كند ، بايد شغل هاي نامحدودي را در نظر بگيرد .
هويت در حقيقت به صورت حاضر و آماده توسط جامعه به فرد داده نمي شود و نيز به صورت يك پديده كه پس از گذرانيدن چند سال از عمر انسان خواه ناخواه به آن برسد ، نيست . بلكه از طريق كوشش فردي پايدار و با ثبات به دست مي آيد . البته ارزش ها ، عقايد و مدل هاي شايع در هر جامعه و نوع دوستان و روابط خانوادگي در شكل گيري هويت مؤثرند ولي نقش اصلي با تلاش و برنامه ريزي خود فرد باشد . 
استقلال طلبي:
استقلال محصول يك دورة نوجواني سالم است و عبارت است از وضعيتي كه در آن فرد بدون تكيه اساسي بر كمك ها و دستورات ديگران ( ولي در عين انجام هماهنگي با آنها ) به بر آوردن نيازهاي فردي و اجتماعي خود مي پردازد مانند وضعيتي كه در بزرگسالان سالم مشاهده مي شود .
روند رسيدن به استقلال در اوايل نوجواني ، به صورت گسترش روابط اجتماعي به جمع همسن و سال ها و توجه به نقطه نظرات آنها و حتي در بعضي موارد ، ترجيح نقطه نظرات آنها به نظرات والدين مي باشد .
اكثر شما نوجوانان تمايل داريد در فكر و عمل مستقل باشيد و اگر والدين مانند دوران كودكي به شما امر و نهي كنند ، اين امر سرآغازی براي لجبازي و مخالفت با والدين خواهد شد . شما فكر مي كنيد كه خانواده به شما اعتماد ندارند و اين فكر باعث دور شدن شما از خانواده و پناه بردن به دوستان خواهد شد البته اين امر در مورد همه عموميت ندارد . تندخويي ها و خشونت با والدين ، اغلب به دليل همين مخالفت ها اتفاق مي افتد . به دليل استقلال طلبي ، شما مايل هستيد در معاشرت ها و انتخاب دوستان ، تفريحات و سرگرمي هاي اوقات فراغت ، آزادي عمل داشته باشيد ولي ممكن است در مواردي با مخالفت پدر و مادر روبرو شويد كه سبب اختلاف و تضاد بين شما مي گردد . گروه همسالان ، در اين دوره خيلي اهميت دارند و عقيده و رفتار دوستان بر يكديگر بسيار تأثير مي گذارد . به عنوان مثال ، ممكن است مادري به نحوه لباس پوشيدن دخترش ايراد بگيرد و نوجوان از او نپذيرد ولي وقتي كه دوستش همين تذكر را به وي بدهد ، قبول كند . والدين آگاه مي توانند از طريق گفتگو و استدلال منطقي ، نوجوان را براي حفظ حدود قابل قبول راهنمايي كنند . در اين دوران كنجكاوي نوجوانان و بحث و تبادل با موضوعات مختلف نيز ابزارهايي هستند كه در خدمت رشد نوجوانان مي باشند .
اين امر باعث مي شود كه بسياري از والدين ، در ابتداي نوجواني فرزندانشان را متمرد تصور نموده و يا ارزش هاي مورد اعتماد خود را در معرض تهديد تصور كنند .
نوع دوستان نوجوان ، نقش مهمي را در استقلال و كسب هويت وي دارند و  مي توانند روند رسيدن نوجوان را به هويت و استقلالي سازنده و مفيد تسريع كنند .
استقلال طلبي از مهمترين ويژگي اين دوره زندگي است كه از نظر رشد اجتماعي ، بسيار اهميت دارد و در طرز فكر و رفتار شما مشاهده مي شود ، هر چند كه به دليل كم تجربگي ، نياز مالي و وابستگي هاي ديگر ، هنوز قادر به كسب استقلال كامل نباشد .

***بازدید کننده محترم

جهت مطالعه قسمت اول این مقاله اینجا را کلیک کنید .

جهت مطالعه قسمت دوم این مقاله اینجا را کلیک کنید .

جهت مطالعه قسمت سوم این مقاله اینجا را کلیک کنید .

 

***************

تلگرام

مطلب پیشنهادی

با همسر غرغرو چه کنیم؟

اگر آدم خوش‌بینی باشید، مطمئناً برای زندگی مشترک این خوش‌بینی را در طرف مقابلتان هم …

بیماری اختلال اضطراب و انواع آن را بشناسید

اختلال اضطراب همراه با ترس و نگرانی فرد است و انواع مختلفی دارد که دارای …