مصرف استاتين پس از انجام پيوند قلب احتمال وقوع تومورهای سرطانی را كاهش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند با انجام مطالعات خود روي 255 بيمار قرار گرفته تحت عمل پيوند قلب مشاهده كردند بيماراني كه پس از پيوند قلب تحت تجويز استاتين بودند كمتر از گروه مشابه كه استاتين دريافت نكردند، دچار بدخيمي و تومورهاي سرطاني شدند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققان میزان خطر ابتلا به سرطان را در مصرف کنندگان استاتین با افرادی که از این دارو مصرف نکرده اند مقایسه نمودند . در دریافت کنندگان استاتین میزان بروز سرطان به میزان قابل توجهی کاهش داشت .

محققان ضمن بيان اين كه 42 درصد از افراد پس از پيوند قلب دچار تومورهاي بدخيم شدند افزودند: بروز اين تومورها 8 سال پس از انجام پيوند قلب در بيماراني كه استاتين مصرف كردند 13 درصد بوده است و اين در حاليست كه 34 درصد از افرادي كه استاتين مصرف نكردند دچار بدخيمي‌هاي مختلف شدند.

نتايج حاصل از اين گزارش حاكيست: مصرف استاتين احتمال وقوع سرطان را در سال‌هاي پس از انجام پيوند كاهش داده و ضمن افزايش ميزان بقا امكان ابتلا به سرطان را تا 67 درصد كاهش مي‌دهد.

به گفته محققان با توجه به اين كه استفاده طولاني مدت از داروهاي سركوب كننده دستگاه ايمني باعث افزايش احتمال وقوع سرطان مي‌شود، افراد مبتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي در طول 3 ماه پس از انجام پيوند بايد به صورت مداوم تحت نظر پزشكان باشند و البته با تمام اقداماتي كه صورت مي‌گيرد مرگ ناشي از سرطان بعد از پيوند قلب عامل مهمي براي وقوع مرگ و مير است.

با وجود اطلاعات به دست آمده ناشي از مصرف استاتين‌ها پس از انجام پيوند قلب اين تحقيق هنوز هم نيازمند آزمايشات و مطالعات گسترده‌تري است.

گفتني است: قبلاً نيز محققان اعلام كردند، استفاده بيش از حد استاتين‌ها براي كاهش وقوع بيماري‌هاي قلبي – عروقي در برخي از بيماران ديابتي غيرضروري است.

نتایج این تحقیق در نشريه ساينس ديلی منتشر شده است .

استاتین ها در کاهش میزان کلسترول بطور معنی داری موثر می باشند بنابراین از وقوع حملات قلبی عروقی که تهدید کننده زندگی است پیشگیری می کند .

بررسی ها به این نتیجه انجامیده است که استاتین به جز اثر ساده کاهش کلسترول خون، فواید قابل توجه دیگری نیز دارند و می توان این ترکیبات دارویی را در درمان و پیشگیری از بیماری های غیر قلبی مانند سرطان به کاربرد . البته هنوز جایگاه استاتین ها در پیشگیری از انواع سرطان ها به اثبات نرسیده است .

تشخيص به موقع سيفليس مادرزادی، اين بيماری مرگبار را قابل درمان می سازد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند گرچه سيفليس مادرزادي يك بيماري مرگ‌آور است اما تشخيص زودهنگام و شروع درمان‌هاي به موقع مي‌تواند در بهبود اين بيماري مؤثر باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  سيفليس يک بيماري آميزشي مسري است که به راحتي از زن به مرد يا از مرد به زن منتقل مي شود، البته اين بيماري مي تواند از طريق مادر باردار مبتلا به نوزاد نيز سرايت کند. در زمان حاملگی،خطر عفونت مادرزادی جنین در مراحل اولیه وثانویه سیفلیس 90-80٪ ومرگ جنینی یا مرگ حوالی تولد در 40٪ جنین های مبتلا به سیفلیس مادرزادی رخ می دهد

نتايج بررسی های باليني نشان داده که با توجه به وجود ضايعات استخواني در يك نوزاد دختر 2 ماهه و راش پوستي مشابه ميان مادر و نوزاد و به دنبال آن بررسي‌هاي سرولوژيك، تشخيص سيفليس مادرزادي در نوزاد را نشان داده است كه اين پديده انجام تست سيفليس مادرزادي در هر نوزاد را بدون توجه به شرايط سرولوژيك مادر ضروري مي‌سازد.

اين گزارش افزاید: 7 ماه پيش از به دنيا آمدن نوزاد، بيماري سيفليس در پدر وي تشخيص داده شده است كه اين باعث پديد آمدن سيفليس ثانويه در مادر شده است.

از طرفي نتايج ديگر اين گزارش حاكيست سيفليس مادرزادي كه يك بيماري مخاطره‌انگيز محسوب مي‌شود مي‌تواند حتي در كشورهاي توسعه يافته در زنان باردار شناسايي نشده و باعث ايجاد يك معضل بزرگ شود.

گفتني است بيماري سيفليس مادرزادي يك بيماري كشنده اما قابل درمان است كه پزشكان زنان و زايمان براي كاهش وقوع اين خطر بايد طي زمان بارداري در مادران خصوصاً زماني كه احتمال خطر وجود داشته باشد تست‌هاي پياپي سرولوژي را انجام دهند چرا كه تشخيص زودهنگام و شروع درمان‌هاي به موقع مي‌تواند در بهبود اين بيماري مؤثر باشد.

شايان ذكر است كه سيفليس يك عفونت رايج غالباً مقاربتي است كه توسط نوعي باكتري ايجاد مي‌شود و در هر مرحله از دوران بارداري مي‌تواند به جنين منتقل شده و باعث ناهنجاري‌هاي جنيني، بيماري‌هاي حاد نوزادي، مرگ جنيني و يا مرگ در حوالي تولد شود كه اين موضوع به انجام آزمايشات تشخيص سيفليس قبل از ازدواج و در حين بارداري به شدت تأكيد مي‌كند.

لازم به ذکر است مادر مبتلا به سیفلیس پس از ماه چهارم بارداری می تواند جنین خود را آلوده کند. اگر عفونت مادر شدید باشد، جنین سقط می شود ولی اگر عفونت مادر خفیف باشد، بچه زنده به دنیا می آید و علایم مختلفی از خود نشان می دهد. درمان این بیماری در کلیه مراحل به کمک آنتی بیوتیک پنی سیلین انجام می شود.

نتایج این تحقیق در نشريه BMJ‌ منتشر شده است .

آشنایی با علائم و عوارض یائسگی

شروع یائسگی در زنان، به دلیل بهبود وضعیت تغذیه، زندگی سالم تر و پیشرفت های علم پزشکی حدوداً تا سنین ۴۵ تا ۵۵ سالگی به تعویق افتاده است . یائسگی قطع دائمی خونریزی ماهانه است. سن متوسط یائسگی 51 سالگی است اما حدود 4 درصد زنان قبل از 40 سالگی دچار یائسگی زودرس می‌شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   یائسگی توقف عادات ماهانه و پایان یافتن قدرت باروری است. به خانمی که به مدت یک سال قاعده نشود، یائسه می گویند و دوران قبل از آخرین قاعدگی را دوران پیش یائسگی می نامند که این دوران از چند ماه تا چندین سال متغیر است و با علائمی مانند گر گرفتگی، تغییر الگوی خواب، خستگی، طپش قلب و تغییرات خلق و خو و اضافه وزن، همراه است.

امروزه برای بیشتر بانوان شروع یائسگی بین سنین ۴۸ تا ۵۲ سال است.

اگر چه سن یائسگی به صورت ژنتیکی تعیین می شود ولی مطالعات متعدد نشان می دهد که بهبود وضعیت تغذیه ای، زندگی سالم و پیشرفت های پزشکی در افزایش سن باروری موثر هستند.

بیشتر بانوان تنها از یک یا ۲ علامت یائسگی رنج می برند اما در ۱۰ الی ۳۵ درصد آنها علائم آنقدر شدید است که به مشورت پزشک نیاز دارند. گرچه پیش بینی دقیق شدت علائم در افراد مشکل است اما می توان بر اساس بررسی های آماری تقسیم بندی هایی را منظور کرد.

● علائم و عوارض

میزان استروژن در گردش خون بدن و نسبت آن به سایر هورمون ها، سرعت تغییر و کاهش آن قبل از یائسگی همگی در سلامتی جسمی و احساسات و ظاهر فرد موثر است. یکی از شایع ترین علائم گر گرفتگی است. اختلافات خواب، خستگی، تغییراتی جنسی و علائم ادراری (شامل سوزش ادرار، فوریت در ادرار کردن و بی اختیاری ادراری)، افسردگی و تغییرات خلق و خو، پوکی استخوان و بیماری قلبی عروقی، همگی ناشی از کاهش استروژن خون است که در برخی از زنان بعد از یائسگی آشکار می شود.

تغييراتي که زنان در دوره يائسگي بدان دچار مي شوند، ناشي از عوامل زير است:

● ژنتيک و عوامل محيطي:

ژنتيک از يک طرف و از طرف ديگر عادات تغذيه يي خانواده، شيوه رويارو شدن با مسائل و مشکلات زندگي و ميزان فعاليت ها و ورزش هاي روزانه، از جمله موضوعاتي است که در اغلب خانواده ها از نسلي به نسل به ديگر انتقال مي يابد.

تنش ها و بحران هاي شديد عاطفي؛ استرس هاي طولاني مدت و ضربات روحي مي توانند موجب توقف چرخه فعاليت تخمدان ها شوند و يائسگي زودهنگام (قبل از 40 سالگي) را در زنان پديد آورند.

● شيوه زندگي:

زناني که عادات تغذيه يي- بهداشتي سالم تري دارند در سن بالاتري هم يائسه مي شوند.

● سيگار کشيدن:

زناني که سيگار مي کشند زودتر دچار يائسگي مي شوند زيرا نيکوتين سيگار موجب کاهش ترشح هاي هورمون هاي تخمدان ها مي شود و توازن سوخت و ساز بدن را مختل مي سازد.

● کم وزني هاي حاد:

زناني که به مدت طولاني از رژيم هاي غذايي سخت پيروي مي کنند، بيشتر در معرض يائسگي هاي زودتر از موعد هستند.

● پروزني هاي حاد:

کاهش هورمون هاي مترشحه از تخمدان ها موجب بروز چاقي و اندوختن چربي در بدن مي شود که البته با انتخاب رژيم هاي مناسب مي توان به راحتي از آن جلوگيري کرد. افزايش وزن مي تواند پيامدهاي عمده يي مثل بيماري هاي قلبي- عروقي، افزايش فشارخون و کاهش عملکرد بدن را به دنبال داشته باشد.

بنابراين بهتر است، زنان در اين دوران سعي کنند وزن خود را در حالت متعادلي نگه دارند و با اندک افزايشي، بلافاصله کالري مصرفي خود را کم کنند.

● برداشتن رحم يا تخمدان؛

در مواردي که نياز به برداشتن رحم و تخمدان است، يائسگي نيز سريعاً رخ خواهد داد و تمامي علائم آن نيز بروز خواهد کرد. لازم به ذکر است که برداشتن رحم به تنهايي موجب يائسگي نمي شود زيرا تخمدان ها وظيفه ترشح هورمون هاي استروژن و پروژسترون را به عهده دارند. به همين دليل توصيه مي شود که تخمدان ها بي دليل برداشته نشوند.

همچنین علائمی که می تواند به نزدیک بودن زمان یاسگی کمک کند به شرح زیر است :

● گُرگرفتگی

همچنانکه تعادل هورمون‌ها بهم می‌ریزد، عروق خونی به سرعت گشاد می‌شوند که سبب افزایش درجه حرارت پوست و احساس گرما می‌گردد. این احساس گرما از سمت سینه بطرف شانه، گردن و سر حرکت می‌کند.

شخص ممکن است عرق کند و همچنانکه عرق از سطح پوست تبخیر می‌شود احساس لرز، ضعف و گیجی پیدا کند. چهره ممکن است برافروخته بنظر برسد و لک‌های قرمز روی سینه، گردن و بازوها ظاهر شوند. گُرگرفتگی می‌تواند از ۳۰ ثانیه تا ۳۰ دقیقه طول بکشد، اگر چه در اکثریت افراد ظرف ۲ تا ۳ دقیقه از بین می‌رود.

● سیکل ماهانه نامنظم

سیکل ماهانه ممکن است بطور ناگهانی متوقف شود یا به احتمال بیشتر دچار تغییرات تدریجی گردد. یعنی ممکن است قبل از توقف کامل، دفعات یا میزان خونریزی کمتر یا بیشتر شود.

● اختلالات خواب و تعریق شبانه

اختلال خواب اغلب بدنبال گُرگرفتگی شبانه ایجاد می‌شود. ممکن است فرد از یک خواب خوب با عرق شبانه و پس از آن لرز بیدار شود و نتواند دوباره براحتی بخوابد. کمبود خواب می‌تواند روی خلق و خو و سلامت فرد اثر بگذارد.

● تغییرات واژن و مثانه

با کاهش سطح استروژن، بافت‌های پوشاننده واژن و پیشابراه خشک‌تر، نازک‌تر و قابلیت کشش آنها کمتر می‌شود. بعلت کاهش ترشحات طبیعی ممکن است در حین نزدیکی احساس خشکی، سوزش، خارش یا ناراحتی ایجاد شود. به دنبال آن میزان عفونت‌های مثانه و عفونت‌های قارچی واژن بیشتر می‌شود.

● بی‌اختیاری ادرار

فرد ممکن است با از دست رفتن کشش‌پذیری پیشابراه و واژن دچار بی‌اختیاری ادرار شود. بی اختیاری ادرار ممکن است به‌ هنگام سرفه، خنده یا بلند کردن اجسام ایجاد شود که نیاز به دفع آنی ادرار دارد.

● تغییرات روحی

با شروع دوران یائسگی ممکن است فرد تغییرات خلقی را تجربه کند و حساس‌تر شود. احتمال دارد ارتباطی بین سطح هورمون و خلق و خو وجود داشته باشد، اما عواملی مانند استرس، بی‌خوابی و وقایعی مثل بیماری یا مرگ والدین، ترک جمع خانوادگی توسط فرزندان یا بازنشستگی به تغییرات خلق و خو کمک می‌کنند.

● فقدان میل جنسی

گاهی در دوران یائسگی میل جنسی کاهش می‌یابد که شاید مربوط به سطح هورمون، تغییرات خلقی یا تحریک پذیری باشد. اما در اکثریت زنان میل جنسی تغییر پیدا نمی‌کند.

● تغییرات ظاهری

بعد از یائسگی، چربی موجود در ران و لگن به بالاتر از کمر و شکم منتقل می‌شود. ممکن است فرد دچار فقدان احساس پری سینه‌ها، ‌نازکی موها و چین و چروک پوست شود. در این دوران سطح استروژن کاهش می‌یابد ولی بدن به تولید مقدار کم هورمون مردانه تستوسترون ادامه می‌دهد در نتیجه ممکن است موی ضخیم روی چانه، لب فوقانی، سینه و شکم رشد کند.

● بیماری قلبی

استروژن با کاهش کل کلسترول و کلسترول بد یا LDL و افزایش کلسترول خوب یا HDL در سلامت قلب نقش دارد.

زمانی که سطح استروژن طی یائسگی کاهش می‌یابد ممکن است میزان کل کلسترول بالا رود و احتمال خطر بیماری قلبی، ‌سکته و سایر بیماری‌های مرتبط با قلب و عروق زیاد شود.

سیگار، فشار خون بالا، دیابت، کم‌تحرکی‌ یا رژیم غذایی نامناسب، در افزایش خطر بیماری قلبی زنان یائسه موثر است.

● پوکی استخوان

طی چند سال اول پس از یائـسگی تراکم استخوان‌ها با سرعت بیشتری کاهش می‌یابد. هر سال كه از یائـسگی می‌گذرد، حدود 5/1-1 درصد از توده استخوانی از دست می‌رود. این کاهش می‌تواند منجر به استئوپنی (‌کاهش توده استخوانی) شود که حالت شدیدتر آن پوکی استخوان است.

● عوارض یائسگی در زنان زیر کمتر است:

زنانی که به طور فامیلی سن شروع قاعدگی و بلوغ آنها دیرتر است.

بانوانی که هرگز ازدواج نکرده اند.

بعد از سن ۴۰ سالگی، زایمان داشته اند.

از لحاظ اقتصادی و مالی از وضعیت خوبی برخوردارند و یا تحصیلات بالایی دارند.

● درمان

درمان جایگزینی با هورمون استروژن نتایج مثبت عمده ای را در بسیاری از خانم ها در سنین پس از یائسگی به همراه داشته است و افزایش خطر ابتلا به سرطان رحم و سینه در مقایسه با اثرات مفید آن بسیار ناچیز به نظر می رسد باید به خاطر داشت که درمان با استروژن نمی تواند موجب بهبود فوری علائم یائسگی شود و باید مزایا و خطرات آن را به دقت در هر بیمار به طور مجزا بررسی کرد.

داروهای غیر هورمونی شامل کلسیم، فلوراید، کلسی تونین، بی فسفونات ها و سایر داروهاست که برای درمان پوکی استخوان به کار می روند.

عادات صحیح بهداشتی، تجربه بهتری از یائسگی به ارمغان می آورد. سه بار یا بیشتر ورزش کردن درروز باعث تخفیف علائم است.

نقش رژیم غذایی کم چربی در یائسگی حتی از ورزش نیز پراهمیت تر است. معمولا در خانم هایی که از ابتدا خام گیاه خوار بوده اند حداقل علائم را داشته اند.

خوردن غذاهای حاوی سویا موجب بهبود وضعیت است که به علت وجود مقادیر بالای هورمون های گیاهی آن است. در کشورهایی که رژیم غذایی آنها حاوی مقادیر زیادی سویا است علائم یائسگی بسیار تخفیف یافته یا اصلا وجود ندارد.

هورمون های گیاهی یا فیتوهومورن ها «phyto hormones» مواد طبیعی موجود در برخی گیاهان و غذاها هستند که به بدن در تولید طبیعی هورمون های استروژن و پروژسترون کمک می کنند.

اگرچه قدرت عمل آنها در مقایسه با داروهای مصنوعی بسیار کم است اما چون بدن فرد را وادار به تولید هورمون می کنند فاقد اثرات جانبی مضر هستند. گیاهانی مانند جین سنگ «Ginseng» پنج انگشت «ویتاگنوس»، ریشه شیرین بیان، رزک، برمادران، مریم گلی در درمان گر گرفتگی و بهار نارنج، بیدمشک،

سنبل الطیب، زعفران،گل گاوزبان برای رفع خستگی مصرف می شوند و آرام بخش و مقوی اعصاب هم هستند. سنبل الطیب وگل گاوزبان به صورت قطره پاسی بای و قرص های والی فلور در داروخانه ها موجودند و اثرات ضد افسردگی نیز دارند.

مصرف کلسیم و ویتامین D (منابع غذایی آن شامل ماهی آزاد، ماهی تون، میگو، شیر و زرده تخم مرغ است) ویتامین ث (کیوی، فلفل سبز خام، آب پرتقال، هندوانه و انگور از منابع ویتامین ث هستند) و ویتامین کا بهترین منابع آن کلم، کاهو و اسفناج است که برای جلوگیری از تخریب استخوان ها و پیشگیری از پوکی استخوان توصیه می شود.

روش های زبر می تواند به کاهش عوارض زمان یاسگی کمک کند :

– به طور منظم ورزش كنید. ورزش یكی از عوامل مهم برای قرار گرفتن كلسیم در داخل استخوان و محكم شدن استخوان‌ها است. پیاده‌روی ورزش مناسبی است.

– همه روزه مواد غذایی حاوی كلسیم، به خصوص لبنیات پاستوریزه كم چربی مصرف كنید. درگروه لبنیات شیر، ماست، پنیر و كشك از منابع خوب كلسیم هستند (به یاد داشته باشیدكه اضافه كردن چای، پودر نسكافه، پودر كاكائو و قهوه به شیر، از جذب شدن كلسیم آن جلوگیری می‌كند).

– شربت‌های كاهنده اسید معده نمی‌گذارند كلسیم غذا جذب شود. بنابراین از مصرف خودسرانه و غیر ضروری آنها خودداری كنید و فقط با تجویز پزشك مصرف نمایید.
– نوشابه‌های گازدار جلوی جذب كلسیم غذا را می‌گیرند. تا حد امكان نوشابه های گازدار را كمتر مصرف كنید.

– استعمال دخانیات و مصرف الكل برای همه، درهرسنی و هر شرایطی ضرر دارد. از جمله عوارض استفاده از آنها، تشدید پوكی استخوان است. ازمصرف آنها جداً خودداری كنید.

– ویتامین د با افزایش جذب كلسیم در روده‌ها از پوكی استخوان جلوگیری می‌كند. برای تامین آن هر روز در مقابل نور مستقیم خورشید قرار بگیرید (تابش نور خورشید از پشت شیشه تاثیر ندارد).

– مصرف غذاهای حاوی سویا می‌تواند به كاهش عوارض ناشی از یائسگی از جمله گرگرفتگی و عرق شبانه کمک کند.

– مصرف سویا در دوران یائسگی، می‌تواند سطح هورمون‌های زنانه را در بدن زنان یائسه تنظیم كند.

– پروتئین سویا می‌تواند با کاهش کلسترول بد و تری گلسیرید از بیماری قلبی‌ـ‌عروقی جلوگیری كند.

– مصرف محصولات سویا را در برنامه غذایی خود قرار دهید زیرا ایزوفلاوون‌های (فیتواستروژن) سویا به واسطه‌ تاثیری كه روی كلسیم دارند از توده استخوانی محافظت می‌كنند (فیتو استروژن‌ها ترکیبات گیاهی هستند که می‌توانند در بدن مشابه استروژن عمل کنند).

– با توجه به ارزش غذایی سویا و فرآورده‌های آن و همچنین ارتباط آن با پوكی استخوان، گنجاندن هفتگی 2 تا 4 واحد سویا و فرآورده‌های آن در یک رژیم غذایی مفید است. 6-4 هفته پس از شروع مصرف سویا می‌توان اثر آن را مشاهده کرد ( یک واحد سویا معادل یک لیوان شیر سویا، 25 گرم برگه‌های پروتئینی یا یک چهارم یک بسته 100 گرمی است).

– در این دوره از زندگی پیشگیری از افزایش وزن بسیار مهم است. اکنون بیش از هر زمان دیگر باید از دریافت بیش از حد کالری اجتناب گردد. از اینرو از مصرف غذاهای بسیار چرب و شیرین بپرهیزید.

– از حبوبات بیشتری نسبت به زمان قبل از یائسگی استفاده نمایید زیرا این مواد سبب جذب تدریجی قند به داخل جریان خون می‌شوند و شروع گرسنگی را به تعویق می‌اندازند. این گروه سرشار از فیبر هستند و منبع خوب ویتامین و مواد معدنی از جمله اسید فولیک، ویتامین ب6 و کلسیم به حساب می‌آیند. از طرف دیگر چون منبع پروتئینی با چربی اندک هستند برای آن دسته از زنان یائسه که مبتلا به چربی خون می‌باشند، مفید است.

– میوه و سبزی بیشتری مصرف کنید. این مواد غذایی دارای فیبر، انواع ویتامین و مواد معدنی بیشتری هستند و بطور طبیعی کم چربی می‌باشند. در این دو گروه غذایی ماده معدنی بنام بور (Boron) وجود دارد که به بدن این امکان را می‌دهد تا استروژن بیشتری بسازد. همچنین بور سبب می‌شود کلسیم کمتری از بدن دفع شود و استخوان‌ها محکم باقی بمانند.

– معمولا منابع غذایی سرشار از ماده معدنی بور حاوی فیتواستروژن نیز هستند از جمله: آلو، آلو خشک، سیب، گوجه‌فرنگی، گلابی، انگور، مرکبات، چغندر، فلفل دلمه‌ای، انواع کلم، کاهو، گل کلم، سویا، پیاز، شلغم و گندم، شنبلیله

مهار نوسانات خلقی در دوران یائسگی

يائسگي بخش طبيعي و اجتناب ناپذير زندگي زنان است و براي هر زني رخ خواهد داد. تنها با آگاهي از ويژگي هاي خاص اين دوران است که مي توان با منطقي ترين شيوه ها با مسائل و مشکلات اين دوره به مقابله برخاست.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بيشتر زنان در دوران يائسگي به علت تغييرات زياد جسمي دچار بيماري ها و ناراحتي هاي روحي- رواني گوناگوني مي شوند که از جمله رايج ترين آنها مي توان از اضطراب، فشار عصبي، تحريک پذيري، افسردگي، عصبانيت و تغيير خلق و خو نام برد.

یائسگی در برخی از زنان با افت و خیزهای شدید رفتاری همراه است؛ این زنان دستخوش مجموعه‌ای از عواطف شامل نوسانات خلقی، ترس، افسردگی و تحریک‌پذیری می‌شوند.

برای تسکین دادن این نوسانات خلقی رعایت این توصیه‌ها کمک‌کننده است:

– به اندازه کافی در هر شب بخوابید، و یک برنامه منظم خواب و بیداری داشته باشید.

– دست کم 30 دقیقه در هر روز هفته ورزش کنید.

– تعداد فعالیت‌هایی را که را به عهده می‌گیرید، محدود کنید.

– راه‌هایی را پیدا کنید که به کنترل استرس کمک کند.

– از دوستان‌تان کمک بخواهید، به گروه همسالان بپیوندید یا به مشاور مراجعه کنید.

– با دکترتان درباره داروها و گزینه‌های درمانی برای کمک به کنترل علائم یائسگی گفتگو کنید.

– با خواندن کتاب یا با اختصاص دادن یک زمان بی‌دغدغه به خودتان، به آرامش‌بخشی یا بپردازید.

ممکن است آزمون‌‌های ژنتیکی ارزان‌ قیمت به تشخیص احتمال ” یائسگی زودرس ” کمک کنند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند که ترکیب چهار ژن با هم به طور قابل‌توجهی خطر یائسگی زودرس را بالا می‌برد و تعیین یک  آزمون‌‌های ژنتیکی ارزان‌ قیمت ممکن است به تشخیص احتمال ” یائسگی زودرس ” کمک کنند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، یائسگی معمولا هنگامی رخ می‌دهد تعداد باقیمانده تخمک‌ها در تخمدان‌ها به پایین‌تر از حدود 1000 عدد می‌رسد. اما عواملی بر سرعت این روند اثر می‌گذارند،‌ کمتر شناخته‌ شده‌اند.

پژوهش جدید ممکن است به ایجاد آزمایشی ساده منجر شود که با تشخیص احتمال یائسگی زودرس به زنان امکان دهد تا زودتر درباره بچه‌دارشدن تصمیم بگیرند.

از هر 20 زن یک نفرشان پیش از 46 سالگی یائسه می‌شوند – و این یائسگی زودرس می‌تواند بر بخت باردار شدن از یک دهه قبل‌تر از این زمان اثر بگذارد.

اکثر زنان در سنین ۴۷ تا ۵۱ سالگی یائسه می‌شوند اما اگر یائسگی در زمانی زودتر از موعد طبیعی رخ دهد دیگر یائسگی طبیعی محسوب نمی‌شود

این بررسی که بوسیله دانشمندان دانشگاه اکستر و موسسه پژوهش سرطان در انگلیس صورت گرفته نشان داد که ظاهرا چهار ژن در ترکیب با هم به طور قابل‌توجهی خطر یائسگی زودرس را بالا می‌برند.

این پژوهش 2000 زن را که دچار یائسگی زودرس شده بودند،‌مورد بررسی قرار داد. هنگامی که بیش از یکی از آن چهار ژن در DNA زن یافت می‌شد، اثر آنها در ایجاد یائسگی حتی بیشتر بود.

محققین می گویند تخمین زده می‌شود که توانایی زنان برای باروری به طور متوسط ده سال پیش از شروع یائسگی کاهش یابد.

بنابراین فردی که با توجه وضعیت ژنتیکی‌اش قرار است یائسگی زودرس پیدا کند و بارداری‌اش را تا دهه 30 زندگیش به تاخیر می‌اندازد، با احتمال بیشتری دچار مشکلات باروروی می‌شود.

این یافته‌ها اولین مرحله برای ایجاد آزمون‌‌های ژنتیکی نسبتا ارزان‌ قیمت است که می‌توانند به زنانی که قرار است یائسگی زودرس داشته باشند، کمک کنند.

هنوز در ابتدای راه هستیم، ما به هر پژوهشی که به زنان کمک کند تا برای آینده‌ باروری‌شان طرح‌ریزی کنند و درباره زودتر درباره بچه‌دار شدن تصمیم بگیرند، خوش‌آمد می‌گوییم.

نتایج این تحقیق در ژورنال Molecular Genetics منتشر شده است،

يائسگی زودرس خطر ابتلا به ديابت نوع 2 در زنان را افزايش می دهد

بیشتر زنان در سنین 47 تا 51 سالگی و با توجه به شرایط محیطی و فردی، یائسه می‌شوند اما اگر یائسگی در زمانی زودتر از موعد طبیعی رخ دهد، مثلا در سنین زیر 40 سال، یا در مواردی قبل از 30 سالگی، دیگر یائسگی طبیعی محسوب نمی‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   نتايج يك تحقيق روي 3691 زن يائسه مبتلا به ديابت نوع 2 و مقايسه آنها با 4408 زن از گروه شاهد نشان داد كه زناني كه دچار يائسگي زودهنگام مي‌شوند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به ديابت نوع 2 نسبت به بقيه قرار مي‌گيرند.

محققان در طول يك پي‌گيري 11 ساله مشاهده كردند نسبت به زناني كه در سنين بالاي 50 سال دچار يائسگي مي‌شوند زناني كه در سنين جوانتر يائسه مي‌شوند نزديك به 5/1 برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به ديابت نوع 2 قرار مي‌گيرند.

نتايج اين گزارش مي‌افزايد: خطر بالاتر وقوع ديابت همچنين با طول عمر كوتاه باروري همراه بوده است و اين نتايج نامطلوب به دست آمده از يائسگي زودرس نيز با تعديل عواملي مانند شاخص توده بدن (BMI)، دور كمر و يا سيگار كشيدن به طور قابل توجهي تغيير نيافته است.

گفتني است: يائسگي يك فرآيند بيولوژيك طبيعي و گذر از مرحله‌اي به مرحله ديگر همراه با تغييرات هورموني، فيزيكي و رواني است كه به رخ دادن آن در زنان كمتر از 40 سال، يائسگي زودرس مي‌گويند كه در اين ميان مصرف برخي از داروها و يا انجام بعضي از اعمال جراحي مي‌توانند از عوامل ايجاد آن باشند.

نتایج این تحقیق در نشريه مراقبت ديابت منتشر شده است .

متخصصین زنان و زایمان پیشنهاد می کنند که اگر خانمی در سنین قبل از 45 سالگی با قطع ناگهانی یا طولانی شدن فواصل قاعدگی و علایمی مثل گرگرفتگی، بدخوابی‌های شبانه و تعریق روبرو ‌شود، باید به پزشک مراجعه کند.

مروری بر تأثير شيمی درمانی بر سلول‌های خونی

دی ۱۵, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

داروهاي شيمي‌درماني از طريق گردش خون به همه جاي بدن منتقل شده، هرگونه رشد و تکثير را متوقف کرده يا کاهش مي‌دهند. يکي از اين نقاط، مغز استخوان است. کاهش رشد و تکثير در مغز استخوان مي‌تواند موجب آنومي، نوتروپني و ترومبوسيتوپني شود. البته با توجه به نوع دارو و تفاوت سرعت رشد سلول‌هاي خوني ممکن است يکي از 3عارضه مذکور يا هر سه رخ دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   درصورت بروز هر کدام از 3عارضه، پزشک معالج، تدابيري را در نظر مي‌گيرد و با استفاده از روشي خاص آن‌را درمان مي‌کند.

ممکن است پزشک معالج به‌دليل کاهش سلول‌هاي خوني ميزان دارو را کاهش دهد يا مدتي درمان را به تاخير بيندازد. برنامه درماني که پزشک براي شما تعيين کرده بهترين تصميمي است که مي‌توانسته اتخاذ کند.

وقتي برنامه درماني به هر دليلي کاهش يابد يا به تاخير بيفتد در واقع درمان، ناقص انجام شده است.

شيمي‌درماني روش‌ها و مقادير متفاوتي دارد. اگر سلول‌هاي خوني کاهش شديد داشته باشند پزشک برنامه درماني را طوري تنظيم مي‌کند که مشکلي به‌وجود نيايد. گاهي هم به‌رغم بروز مشکلات از بيمار مي‌خواهد که عوارض را تحمل کند تا برنامه درماني تکميل شود.

به گفته متخصصان خون، هر کدام از عارضه‌هاي آنومي، نوتروپني و ترومبوسيتوپني نيازمند درمان اختصاصي هستند.

سازمان انتقال خون با پالايش خون‌هاي اهدايي جهت آنومي و ترومبوسيتوپني فراورده‌هايي را آماده مي‌کند.

اين فراورده‌ها که شامل خون کامل، خون شسته شده و پلاکت است در بانک خون نگهداري مي‌شود و پزشک معالج درصورت نياز تجويز مي‌کند.

فراورده‌هاي خوني بيشتر در مواقعي کاربرد دارد که نياز باشد سريعا وضعيت گلبول قرمز و پلاکت بهبود پيدا کند.

فاکتورهاي رشد خون ساز: اين مواد، توليد سلول‌هاي خوني را در مغز استخوان تحريک مي‌کنند. فاکتور رشد اضافي در بدن مي‌تواند اثرات شيمي‌درماني روي مغز استخوان را تا ميزان زيادي کنترل کند.

در طول شيمي‌درماني ممکن است فاکتور رشد خونساز به‌صورت تزريقي تجويز شود تا توليد سلول‌هاي خوني جديد به حفظ وضع سلامتي کمک کند. براي هر کدام از سلول‌هاي خوني فاکتور رشد اختصاصي وجود دارد که ممکن است در طول درمان از انواع آنها استفاده شود.

بيشتر فاکتورهاي رشد به‌صورت تزريق زير جلدي تجويز مي‌شود. محل تزريق مي‌تواند بازو، ران، باسن يا شکم باشد و با توجه به نوع فاکتور رشد به‌صورت روزانه، يک روز در ميان و هفتگي تزريق مي‌شود.

فاکتور‌هاي رشد داراي عوارضي هستند که معمولا جدي نيستند و به‌وسيله دارو درماني به خوبي قابل کنترل هستند. همه عوارض ناشي از تزريق فاکتور رشد، موقتي بوده و با پايان درمان، ناپديد مي‌شوند.

بعضي از اين عوارض عبارتند از: ادم (ورم)، طپش قلب، درد استخواني و افزايش فشار خون. علائمي که ممکن است بروز کنند عبارتند از: خونريزي بيني، خونريزي دهان و لثه، خونريزي شديد در زمان قاعدگي، خونمردگي ريز و نقطه‌اي در پوست، خونريزي شديد و استفراغ يا مدفوع خوني.

ترومبوسيتوپنی چیست ؟

ترومبوسيتوپني  (  thrombocytopenia  ) عبارت است از كاهش تعداد پلاكت ها در گردش خون . ترومبوسیتوپنی(شمارش پلاکت کمتر از 150000) یکی از شایعترین مشکلات بیماران بستری در بیمارستان است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  پلاكت ها با بستن هر شكاف كوچكي كه در جدار عروقي خوني ايجاد گردد، نقشي حياتي در كنترل خونريزي ايفا مي كنند. در ترومبوسيتوپني تمايل به خونريزي به ويژه از عروق خوني كوچك تر وجود دارد.

اين امر باعث خونريزي غيرطبيعي در پوست و ساير قسمت هاي بدن مي گردد. چند نوع ترومبوسيتوپني از جمله پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ايديوپاتيك و پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ترومبوتيك وجود دارد.

●   رویکرد تشخیصی اولیه به ترومبوسیتوپنی

تقسیم علل آن به :

1- موارد ناشی از کاهش تولید پلاکت ها
2- افزایش تخریب آنها در محیط
3- افزایش sequestration آنها
4-کاهش پلاکت رقتی ناشی از تزریق خون

کاهش تولید:

مشخصه این نوع کاهش پلاکت… کاهش یا فقدان مگا کا ریوسیت ها در آسپیره یا بیوپسی مغز استخوان است. درمان حمایتی برای بیماران مبتلا به تمام انواع کاهش پلاکت ناشی از کاستی در تولید.. بخصوص آنهائی که تحت شیمی درمانی القائی یا نگاهدارنده برای بیماریهای بدخیم هستند.. تزریق پلاکت است.

اطلاعات بدست آمده از چندین مطالعه ثابت کرده که آستانه 10000  برای بیمارانی که تابلوی نسبتا بدون عارضه ای دارند..یعنی بدون تب,عفونت خون,خونریزی, هم بی خطر و هم مناسب است.

در صورت بروز عوارض یا در شرایطی که بیمار می خواهد تحت عمل قرار گیرد.. اگر تعداد پلاکت از 20000 کمتر شود انتقال پلاکت بطور پیشگیرانه انجام میشود.

افزایش sequestration آنها:

در شرایطی که طحال بزرگ شده است. باعث احتباس پلاکت در اون عضو میشه و نتیجتا پلاکت ها کاهش پیدا میکند. بطوری که تعداد پلاکت ها به 50 هزار تا 100 هزار و بندرت به کمتر از اون میرسد.

و در تعیین نوع درمان برای اینکه طحال را برداریم یا نه، بستگی به بیماری بیمار و قضاوت بر حسب مورد فرق میکند.

افزایش تخریب پلاکتها در محیط:

افزایش تخریب محیطی پلاکتها( به علت مکانیسم های ایمونولوژیک یا غیر ایمونولوژیک) عموما باعث کاهش پلاکت ها میشود.

کاهش پلاکت خود ایمن می تواند خود را بصورت یک اختلال ایمنی اولیه منحصرا بر علیه پلاکت ها و یا بصورت عارضه ثانوی یک بیماری خود ایمن دیگر ( نظیر لوپوس اریتماتوی سیستمیک ) نشان دهد.

یکی از نشانه های خوب برای تشخیص کاهش پلاکت بعلت این مورد، افزایش پلاکت های رتیکوله است.

کاهش پلاکت در اینمورد میتواند خیلی شدید باشد، اما حتی با پلاکت های 1000 یا 2000 هم خونریزی خطیر یا مرگ در اثر آن نادر است.

●   علايم شايع

پتشي (لكه هاي كوچك ، گرد، بدون برجستگي و به رنگ قرمز مايل به ارغواني در پوست )
تمايل به كبودشدگي
خونريزي در دهان
خون دماغ
قاعدگي هاي شديد يا طولاني
وجود خون در ادرار

●  علل

مادرزادي
توليد كم يا ناقص پلاكت ها در مغز استخواني
گاهي علت ناشناخته است (ايديوپاتيك )
عوامل افزايش دهنده خطر
عفونت حاد
عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (ايدز)
مصرف آسپيرين يا ساير داروهاي ضد التهاب غيراستروييدي
مصرف داروهايي چون كينيدين ، داروهاي گوگردار، داروهاي ضد ديابتي خوراكي ، نمك هاي طلا، ريفامپين و غيره
بزرگي طحال (هيپراسپلنيسم )
كاهش درجه حرارت بدن
انتقال خون
مصرف الكل
پره اكلامپسي
بيماري هاي ديگر از جمله لوپوس اريتماتوي سيستميك ، كم خوني ، لوسمي ، سيروز و غيره
مواجهه با اشعه ايكس

●  پيشگيري

اجتناب تا حد ممكن از داروهايي كه عامل خطرزا هستند.
در مورد بيماران مبتلا به ترومبوسيتوپني از آسيب بپرهيزيد و در صورت وقوع ، دنبال درمان باشيد.

●  عواقب مورد انتظار

در موارد حاد به خصوص در كودكان ، اكثراً ظرف 2 ماه بهبود مي يابند.
در موارد مزمن ممكن است فروكش و عود وجود داشته باشد. بعضي خود به خود بهبود مي يابند.

●  عوارض احتمالي

سكته مغزي (خونريزي مغزي )
از دست دادن شديد خون
عوارض جانبي دارو درماني

●  تشخيص و درمان:

تشخيص با توجه به علايم بيمار و نتيجه آزمايش خون كه نشانگر تعداد پلاكت ها است گذاشته مي شود.در بعضي موارد درماني لازم نيست و اجازه داده مي شود تا ترومبوسيتوپني سير خود را طي كند.ساير برنامه هاي درماني بسته به علت زمينه اي فرق مي كنند و شامل موارد زير است:
قطع داروي مضر در ترومبوسيتوپني ناشي از دارو
جراحي براي برداشتن طحال (اسپلنكتومي ) در موارد دايمي
انتقال پلاكت براي بيماران مبتلا به ترومبوسيتوپني مزمن

●  داروها

ممكن است در زمان تشخيص و در موارد عودكننده ، كورتيكواستروييدها تجويز شوند.
در طي مرحله حاد يك حمله شديد ممكن است گاماگلوبين تجويز گردد.
در موارد دايمي ممكن است درمان سركوبگر ايمني تجويز شود.

●  فعاليت

استراحت در بستر در طي مرحله حاد
حداقل فعاليت براي پيشگيري از آسيب
پرهيز از ورزش هاي تماسي

●  رژيم غذايي

رژيم غذايي خاصي ندارد.

●  در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد

اگر علايم در طي درمان بدتر شوند. از دست رفتن شديد خون در يك وضعيت اورژانس
اگر علايم جديد يا غيرقابل توجيه . داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي ايجادكننده به ويژه كورتيكواستروئيدها عوارض جانبي و واكنش هاي زيانبار بسياري دارند كه مستلزم پيگيري هستند.

جايگزينى خون از دست‌ رفته در نوزادان

تعيين حجم خون از دست‌رفته

حجم خون يک نوزاد تازه تولديافته در محدوده‌اى بين ۵۰ml/kg تا ۱۰۰ml/kg و به‌طور متوسط ۸۵ml/kg مى‌باشد. پس از گذشت يک ماه نوزادان نارس و فول ترم حجم خونى در حدود ۷۵ml/kg خواهند داشت.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اتلاف خفيف خون به‌مقدار کمتر از ۱۰% حجم خون معمولاً به انتقال خون نيازى ندارد.

در يک نوزاد ۵/۳ کيلوگرمى اتلاف ضعيف خون تا حدود ۳۰ml در نظر گرفته مى‌شود.

از آنجائى که اتلاف بيش از ۱۰% بايد تصحيح گردد و اين ميزان در کل، مقدار خون کمى مى‌باشد؛ يافتن روش‌هائى براى پايش دقيق حجم خون از دست‌رفته در حين جراحى ضرورت دارد.

بايد از اسفنج‌هاى خشک در حين عمل استفاده کرد و به فاصلهٔ کمى پس از استفاده، آنها را وزن نمود تا ميزان خطا به‌حداقل برسد.

جايگزينى خون از دست‌‌رفته

اعمال جراحى که در آنها بيش از ۲۰% حجم خون از دست مى‌رود بايد به‌وسيلهٔ يک کاتتر وريدى که نوک آن در دهليز راست قرار داده شده، ميزان حجم خون در هر زمان ممکن ارزيابى گردد.

در نوزادانى که هماتوکريت بالاى ۵۰% دارند، اتلاف خون تا ميزان ۲۵% از حجم خون را مى‌توان با انفوزيون محلول رينگر لاکتات يا پلاسماى منجمد تازه جبران کرد.

اتلاف بيشتر خون بايد با جايگزينى خون کامل تازه گرفته شده يا گلبولق رمز فشرده جبران شود. ترانسفيوژن ۱۰cc/kg گلبول قرمز فشرده، معمولاً هماتوکريت را به اندازهٔ ۴-۳% افزايش مى‌دهد.

آمفيزم لوبار مادرزادى

آمفيزم لوبار مادرزادى ( Congenital Lobar Emphysema ) عبارت از پرهوا شدن وسيع يکى از لوب‌هاى ريه است که به‌ندرت ممکن است بيشستر از يک لوب را گرفتار کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  لوب‌هاى فوقانى و ميانى بيشتر درگير مى‌شوند.

سه‌نوع آمفيزم لوبار وجود دارد:

– آمفیزم هیپوپلاستیک
– انسداد برونکیال
– لوب پلی‌آلوئولار

آمفيزم هيپوپلاستيک

با يک قطعه، لوب يا يک ريهٔ کاملاً گرفتار مشخص مى‌شود که تعداد شاخه‌هاى برونکيال آن و اندازه و تعداد عروق خونى آن کاهش يافته است. با اينکه تعداد آلوئول‌ها به‌طور غيرطبيعى کاهش يافته است اما مقدار هوا بسيار افزايش نشان مى‌دهد.

ناحيهٔ هايپرلوسنس که در گرافى‌ قفسهٔ سينه ديده مى‌شود از نظر حجمى طبيعى يا کوچک است و بنابراين نمى‌تواند اثرى روى ريهٔ طبيعى اطراف خود بگذارد و درمان جراحى لازم ندارد.

لوب پلى‌آلوئولار

با تعداد و اندازه طبيعى شاخه‌هاى برونکيال مشخص مى‌شود اما تعداد آلوئول‌هاى هر واحد تنفسى غيرطبيعى است. اين آلوئول‌ها مستعد به اتساع شديد و ايجاد آمفيزم هستند و مى‌توانند به‌ قسمت‌هاى طبيعى مجاور فشار وارد کرده و درنتيجه برداشتن آنها لازم است.

انسداد برونکيال

به‌علل مختلف ايجاد مى‌شود. در اين ضايعه در طى دم، برونش باز شده و به هوا اجازهٔ عبور به سمت ريه را مى‌دهد اما در طى بازدم کلاپس برونش باعث گيرانداختن هواد مى‌شود و درنتيجه با هر چرخهٔ تنفسى اتساع لوب مربوطه افزايش مى‌يابد.

در آترزى برونکيال هنگام دم، لوب مربوطه به‌علت تهويهٔ مناطق مجاور از هوا پر مى‌شود، اما هنگام بازدم سريع، اين هوا خارج نشده و احتباس مى‌يابد.

در يک‌سوم بيماران ديسترس تنفسى در هنگام تولد وجود دارد و تنها در ۵% موارد علائم ۶ ماه بعد ظاهر مى‌شود. افراد مذکر دو برابر افراد مؤنث دچار اين مشکل مى‌شوند.

علائم عبارتند از:

تنگى نفس شديد و پيشرونده، خس‌خس سينه، ناله، سرفه، کبودشدن و مشکلات تغذيه‌اي. افزايش ابعاد قفسهٔ سينه و رتراکسيون آن ممکن است مشاهده شود.

قفسهٔ سينه، هاپيررزونانس بوده و صداهاى تنفسى در روى لوب گرفتار ممکن است کاهش يافته باشند. در گرافى سينه، راديولوسنسى لوب گرفتار و کشيده‌شدن علائم عروقى برونکيال به محيط ريه مشاهده مى‌شود.

هم‌چنين معمولاً آتلکتازى فشارى در قسمت مجاور، جابه‌جائى مدياستن، فرورفتگى ديافراگم و قوس‌برداشتن استرنوم به‌طرف جلو، ديده مى‌شود.

ممکن است اتساع لوب‌آمفيزماتو ادامه يافته و با فشار روى قسمت‌هاى مجاور راه‌هاى هوائي، نوزاد را دچار آسفيکسى کند.

گاهى اوقات، تجمع موکوس در برونش، علت آمفيزم مى‌باشد که مى‌توان آن را با برونکوسکوپ تخليه نمود. اثر فشارى توده‌هاى مدياستن روى برونش را مى‌توان با برداشتن تومور يا ترميم ناهنجارى عروق رفع کرده، درمان مواردى‌که علائم خفيفى دارند ضرورى نيست.

بسيارى از بيماران دچار آمفيزم لوبار به‌شدت علامت‌دار بوده و لوبکتومى ريوى در اين موارد لازم مى‌باشد.

از تهويه با فشار مثبت بيش از حد، بايد اجتناب شود. پيش‌آگهى پس از برداشت لوب‌آمفيزماتو با جراحي، بسيار عالى است.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »