مروری بر تومورهاى خوشخیم و بدخیم غدد بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

●   تومورهاى خوش‌خيم غدد  بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

●   تومورهاى بدخيم غدد بزاقى

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

تومورهاى غدهٔ بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

غذاهای آماده خطر ابتلا به سرطان را در افراد مبتلا به سندروم لینچ افزایش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی هشدار دادند که غذاهای فست فود خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند. آنان عنوان کردند بررسی نشان داده مصرف این نوع غذاها به عنوان میان وعده غذایی، خطر ابتلا به سرطان را در بیماران مبتلا به سندورم لینچ افزایش داده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آنالیز اطلاعات مربوط به رژیم غذایی در ۴۸۶ فرد مبتلا به سندروم لینچ (lunch) در طول ۲۰ ماه پیگیری و وقوع پولیپ های کولورکتال (ضایعات پیش سرطانی) در ۵۸ فرد از افراد مورد مطالعه در این مدت نشان داده است که خوردن میان وعده های ناسالم خطر ابتلا به سرطان را در افراد دارای حساسیت ذاتی برای ابتلا به سرطان کولورکتال (سرطان کولون و رکتوم) و دیگر سرطان ها افزایش می دهد.

سندروم لینچ یك اختلال ژنتیكی موروثی غالب است كه با تحت تاثیر قرار دادن ژن های مسئول تشخیص و ترمیم DNA آسیب دیده، موجب بروز سرطان می شود .

حدود 50 درصد افراد مبتلا به سندروم لینچ عمدتا به سرطان روده و رحم مبتلا می شوند

بیماران مبتلا به سندروم لینچ که دارای الگوهای غذایی شامل مصرف وعده های غذایی سرپایی نامطلوب مانند اسنک ها، فست فودها، چیپس و یا میان وعده های سرخ شده بودند تا دو برابر بیش از بقیه در معرض خطر ابتلا به این پولیپ ها قرار گرفتند.

از طرفی یافته های به دست آمده از این مطالعه به این معنا نیست که کمتر مصرف کردن این غذاهای مضر کاملاً از رشد پولیپ ها جلوگیری می کند اما می تواند به این معنا باشد که وجود پولیپ ها در آن دسته از بیماران با سندروم لینچ که به میزان زیادی نسبت به بقیه از این غذاها مصرف می کنند می تواند بسیار بیشتر باشد.

به گفته محققان مطالعات قبلی نیز نشان داده اند که سیگار و چاقی نیز می تواند خطر ابتلا به پولیپ های کلورکتال را در میان افراد مبتلا به سندروم لینچ افزایش دهد بنابراین حتی اگر خطر بسیار بالایی از ابتلا به این سرطان ها در فردی به ارث رسیده باشد می توان این خطر را با داشتن یک شیوه سالم برای زندگی از جمله یک رژیم غذایی سالم، تحت تأثیرات مطلوبی قرار داد.

گفتنی است سندروم لینچ یک بیماری ارثی در معرض خطر ابتلا به سرطان کولورکتال، سرطان آندومتر و سرطان های دیگر در سنین پایین است که این سندروم به وسیله جهش در ژن های دخیل با ترمیم DNA در داخل سلول ها به وجود می آید.

نتایج این تحقیق در نشریه انجمن سرطان آمریکا منتشر شده است .

پیش از این نیز محققین هشدار داده بودند که فست فود در تمام دنیا حتی در کشورهای پیشرفته هم به یک معضل تبدیل شده و طبق تحقیقات 98 درصد تبلیغات محصولات غذایی در آمریکا با استانداردهای جهانی از نظر نمک، سدیم و چربی و شکر تفاوت قابل ملاحظه ای دارد،

فست فود در مجموع دشمن سلامت است، غذایی عموما بی ارزش، پر از چربی غیر اشباع که منجر به دیابت، سکته مغزی و قلبی، بیماری های قلبی و عروقی می شود. فست فود به خصوص اگر ماده اولیه آن گوشت باشد، فرآوری شده است یعنی با افزودن مواد نگه دارنده که در بدن صددرصد منجر به جهش های ژنتیکی می شود تولید می شود، البته همیشه جهش های ژنتیکی مساوی با بروز سرطان نیست اما می دانیم که گوشت فرآوری شده موجود در فست فود منجر به ایجاد موادی می شود که می توانند در پی جهش ژنتیکی به ابتلای فرد به سرطان بینجامند،

رواج استفاده از تخمک منجمد برای ایجاد بارداری در زنان سالم، نگران کننده است

پژوهشگران علوم پزشکی انجمن پزشکان آمریکا می گویند  بارور شدن زنان از طریق فریز کردن تخمک آنان در سنین پایین تر به سرعت در حال افزایش است که رزرو جنین از این طریق به زوج هایی که در حال حاضر به هر دلیلی تمایل به بچه دار شدن ندارند این امکان را می دهد که از شانس بارداری و داشتن فرزند سالم بهره ببرند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بسياري از افراد در سنين پايين و قبل از ازدواج به علت برخي از درمان‌ها از جمله درمان‌هاي شيميايي ديگر قادر به توليد تخمك نيستند يا كيفيت تخمك آن‌ها پايين مي‌آيد، در چنين شرايطي فريز كردن تخمك پيش از شروع درمان اين امكان را فراهم مي آورد كه پس از بهبودي و در شرايطي ايمن عمليات باروري بيمار انجام شود.

فريز كردن تخمك در مورد خانم‌‌هايي كه به هر دليلي فعلا قصد بچه‌دار شدن ندارند  يا همسرشان تحت درمان‌هاي ناباروري قرار دارد نيز از ديگر موارد استفاده از روش انجماد تخمک است .

محققان عنوان می کنند که اطلاعات جامعی در خصوص عواقب استفاده از این روش در دسترس نیست و تاکنون تنها 1500 نوزاد از روش ذکر شده متولد شده است . و این تعداد تولد در مقابل تعداد نوزادانی که از روش های دیگر مانند آی، وی، اف (IVF) که کودکان بسیار بیشتری طی آن متولد شده اند بسار کم است .

مطالعات موجود با مشاهده 1000 کودک از کودکان متولد شده با روش تخمک منجمد، نشان می دهد که آنها در کوتاه مدت دچار عارضه و یا صدمات خاصی نشده اند. اما این مطالعات نمی تواند عواقب این روش بارداری در طولانی مدت را بررسی و عنوان نماید.

نتایج حاصل از این گزارش می افزاید اقدام به ایجاد اولین بارداری در زنان با سن بالا باعث بروز مشکلات نازایی می شود چرا که توانایی باروری زنان بعد از 35 سالگی کمتر شده و پس از آن به شدت افت پیدا می کند و این دلیل می تواند استفاده از روش فریز تخمک را توجیه کند.

محققان می گویند ، صرف نظر از هزینه های اولیه استخراج و نگهداری تخمک، هزینه تلقیح دوباره با استفاده از این روش در حدود 10 تا 15 هزار دلار می باشد.

درمان خشکی پوست

شایع ترین دلیل مراجعه به كلینیك های پوست در زمستان، خشكی بیش از حد پوست است كه زمینه بروز چروك در سنین پایین را افزایش می دهد. متخصصان می گویند جلوگیری از خشکی و حفظ رطوبت پوست با رعایت برخی نکات، در کنار مراقبتهای روزانه از پوست، کاری به مراتب راحتتر از درمام عوارض ناشی از خشکی پوست می باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   خارش و در نتیجه خراشهای پوستی یکی از شایعترین عوارض  خشکی پوست به شمار می رودضمن اینکه خارش های ناشی از خشکی پوست می تواند به بیماری اگزما منجر شود.

متخصصان پوست راهكارهایی ارائه داده اند كه با عمل به آنها می توان از زبری و خشكی پوست در فصل سرد زمستان جلوگیری كرد.

هدف از ارائه راهکار های زیر مرطوب نگه داشتن پوست تا حد امكان برای جلوگیری از هر گونه ایجاد خارش، تحریك پذیری و قرمزی پوست است.

برای جلوگیری از چین و چروك پوست راهكارهای زیر را پیشنهاد می شود:

▪ از مرطوب كننده های هوا در كل فضای خانه و یا حداقل در اتاق خواب استفاده كنید.
▪ از دستكش برای جلوگیری از تماس مولكول های هوا با پوست دست استفاده كنید.
▪ زمان دوش گرفتن و حرارت آب را كاهش دهید.
▪ به جای صابون های معطر از صابون های نرم كننده برای شست وشوی بدن و از شامپوهای مرطوب كننده برای شستن موهایی كه اغلب مجعد و سشوار كشیده هستند استفاده كنید.
▪ پس از دوش گرفتن و قبل از خشك كردن بدن به طور كامل پوست را با مرطوب كننده یا كرم های نرم كننده آغشته كنید.
▪ افرادی كه درصد خشكی پوست آنها بسیار بالاست باید از مرطوب كننده های غلیظ تر، چرب و پماد استفاده كرده و انگشتان پا و بند انگشت را كاملاً به آن آغشته كنید.
▪ برای حفاظت از لب ها از كرم های نرم كننده حاوی وازلین استفاده كنید.
در صورتی كه با انجام این دستورالعمل ها خشكی پوست شما افزایش پیدا كرد حتماً با پزشك مشورت كنید و از انجام هرگونه درمان خودسرانه بپرهیزید.

در انتها به یاد داشته باشید که خشکی پوست علاوه بر علل محیطی به اختلالات داخلی بدن نیز مرتبط است، و بروز اختلالات تیروئیدی، بیماریهای کلیوی، مصرف برخی از داروها از جمله کاهنده چربی، داروهای معده و برطرف کننده جوش های صورت نیز می تواند موجب بروز خشکی پوست شود.

خارش های عودکننده می تواند عاملی برای بروز بیماری های پوستی باشد

خشکی پوست و پدید آمدن خارش های عود کننده  می تواند عاملی برای بروز بیماری پوستی اگزما باشد.  اگزما به صورت درماتیت یا التهاب اپیدرم پوست است که می‌تواند منجر به خارش،  قرمزی،  تورم،  پوسته‌ ریزی و… شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   بیماری‌ اگزما خصوصاً در پوست دست‌، سر، صورت‌، پشت‌ گردن‌، یا آرنج‌ و زانو رخ‌ می‌دهد،

خشکی پوست مشکلی است که تقریبا همه افراد در شرایط آب و هوایی مختلف با آن مواجه می‌شوند.

نتایج این تحقیق در افراد مبتلا به بیماری اگزما نشان می دهد که قرمزی، خشکی، پوسته پوسته شدن و نیز به وجود آمدن خارش های عودکننده در قسمت هایی از بدن مانند مچ دست، قوزک پا، گردن، ساعد ، ساق پا و پشت زانوها از علائم بیماری اگزماست.

محققان می گویند سابقه بثورات در این قسمت های بدن و خشکی دائم پوست که از دو سال قبل شروع شده است نیز می تواند از نشانه های بروز این بیماری باشد که دراین میان سابقه بیماری آسم و تب یونجه نیز مزید برعلت است.

معمولا پمادهای‌ حاوی‌ قطران‌ یا داروهای‌ کورتیزونی‌ برای‌ کاهش‌ التهاب‌ ناشی از اگزما مصرف می شود و اگر پماد شبانه‌ استفاده‌ شود و پس‌ از مالیدن‌ آن‌، روی‌ ناحیه‌ با پلاستیک‌ بسته‌ شود، شاید اثر بهتری‌ حاصل‌ شود.

نتایج حاصل از این گزارش حاکیست اگزما معمولاً با پمادها و استروئیدها درمان می شود اما استفاده طولانی مدت از استروئیدها می تواند باعث نازک شدن پوست شود.

به گفته محققان از دیگر داروهای درمان کننده اگزما می توان به مهارکننده های کلسینورین اشاره کرد که پوست را هم نازک نمی کنند ولی گران از استروئیدها هستند.

گفتنی است: خاراندن نواحی دچار شده به اگزما بروز علائم و بثورات را افزایش می­دهد که دراین میان بهره ­گیری از کرم ها و لوسیون ها، دوش آب ولرم و استفاده از صابون هایی که باعث خشکی پوست نمی شوند می تواند باعث تخفیف نشانه های این بیماری شود.

اگرچه در بیشتر موارد، عوامل محیطی باعث خشکی پوست می‌شوند، مثل آب و هوای سرد و خشک، یا مواد شوینده، ولی گاهی اوقات هم بیماری‌های خاصی می‌توانند عملکرد و ظاهر پوست را تغییر دهند و باعث خشکی آن شوند.

برای مقابله با خشکی پوست راه‌های مختلفی وجود دارد. از استفاده از انواع و اقسام کرم‌های مرطوب‌کننده گرفته تا استفاده از لوسیون‌های شیمیایی و یا جوشانده‌های گیاهی.

حجیم ساختن دانه های برنج بااستفاده از یک فرآیند جدید، موجب تولید برنج هایی باارزش غذایی بیشتر می شود

پژوهشگران رشته شیمی غذایی می گویند فرآیند جدید حجیم ساختن دانه های برنج باعث افزایش پروتئین و دیگر مواد مغذی موجود در آن می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از نشریه شیمی مواد غذایی و کشاورزی، نتایج یک تحقیق نشان داد که استفاده از یک روش جدید به وسیله اکستروژن بخار در تهیه فرآورده های پف شده و ترد به یکی از فرآیندهای مهم تبدیل شده است.

حجیم ساختن دانه های برنج با این فرآیند موجب تولید برنج های پف داده شده با 3 برابر پروتئین بیشتر، 8 برابر فیبر بیشتر و همچنین دارای کلسیم، آهن ، روی و دیگر مواد مغذی نسبت به سایر برنج های حجیم شده خواهد داشت.

نتایج حاصل از این گزارش  بیان می کند که استفاده از دستگاه اکسترودر در این فرآیند از طریق یک دهانه باریک در دما و فشار بالا به آرد برنج مخلوط شده با آب فشار وارد می کند و این درحالی است که این روند میتواند مواد مغذی حساس به حرارت را از بین ببرد .

این گزارش می افزاید: محققات به دنبال راهی برای جلوگیری از هدررفتن مواد مغذی و غنی سازی برنج با پروتئین و سایر مواد مغذی در طی این فرآیند هستند.

به گفته محققان این برنج جدید به عنوان غلات مصرفی در وعده های غذایی و یا میان وعده ها بسیار مناسب بوده و با داشتن مشخصات تغذیه ای متعادل و نیز استفاده از فرآورده های جانبی محصولات اصلی در تولید آن مانند برنج شکسته، این اسنک های اکسترور شده و پف داده شده بر پایه برنج را در بازار منحصر به فرد می کند.

اولین داروی ژن درمانی به نام گلیپرا ( Glybera ) جهت هضم چربی ها، مجوز کمیسیون اروپایی را دریافت کرد

گزارشات رسیده از کمیته محصولات دارویی وابسته به آژانس پزشکی اروپا تایید می کند که بهره گیری از یک داروی ژن درمانی به نام گلیپرا ( Glybera ) می تواند کمبود لیپاز پروتئین را درمان نماید.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   ژن درمانی دارای امیدهای باور نکردنی برای بیماران، بخصوص افراد مبتلا به بیماری های نادر است. این درمان راه را برای تصویب درمان های دیگر از این نوع هموار می کند.

کمبود لیپوپروتئین لیپاز یک اختلال ژنتیکی نادراست که در آن پانکراس به علت عدم تولید آنزیم مسئول شکستن چربی متورم می شود، این بیماری تنها یک نفر را درهر یک میلیون نفرتحت تاثیر قرارمی دهد.

گلیپرا تولید شده توسط موسسه uniQure درآمستردام، درابتدا توسط آژانس پزشکی اروپا درسال گذشته ردشده بود اما کمیته محصولات دارویی آن، درتصمیم استفاده ازاین دارو برای انسان پس ازمشاهده اثر آن در درمان گروه کوچکی ازافراد که از حملات شدید یا متعدد پانکراتیت رنج می بردند، تجدید نظر کردند.

Tim Cote مدیر سابق سازمان غذا و داروی آمریکا درمصاحبه با گاردین گفت که تصویب گلیپرا ( Glybera ) می تواند یک نقطه عطف مهم در درمان با ژن درمانی باشد.

او گفت: این یک نقطه عطف مهم است. ژن درمانی دارای امیدهای باور نکردنی برای مردم، خصوصا افراد مبتلا به بیماری های نادر است. این درمان راه را برای تصویب درمان های دیگر از این نوع هموار می کند.

افراد مبتلا به این بیماری نمی توانند چربی ها را هضم کننده درمعرض خطر بروز پانکراتیت هستند.

گلیبرا با بهبود توانایی بدن برای شکستن ذرات چربی درخون می تواند نارسایی لیپوپروتئین لیپاز را درمان نماید.

تحقیقات قبلی نشان داده است که از ژن درمانی پیش از این برای درمان نقص ایمنی مختلط شدید استفاده می شده است ولی با توجه به وقوع مرگ یک کودک آمریکایی در سال 1999 و مبتلا شدن دو کودک فرانسوی به سرطان خون در سال 2002 بهره گیری از این درمان متوقف شده است.

نتایج دیگر این مطالعه می افزاید: با تائید استفاده از این داروی بسیارگران در افرادی که دچار این نقص نادر در نسخه های ژنی می شوند، محققان امیدوارند در آینده بتوانند داروهای دیگری از این قبیل را تولید نمایند و علاوه بر این بیماری، تعدادی دیگر از بیماریهای نادر که به درمان های کنونی واکنش نداده اند درمان شوند.

زندگی در ارتفاعات بالا می تواند عامل بروز تأخیر تکاملی در کودکان باشد

پژوهشگران علوم پزشکی با بررسی 2000 کودک در سنین 3 ماهگی تا 2 سالگی دریافتند کودکانی که در مناطق با ارتفاع بالاتری زندگی می کنند نسبت به کودکان هم سن خود بیشتر در معرض خطر تاخیر تکاملی و بروز نارسائی های تکاملی قرار می گیرند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  این گزارش می افزاید : بروز این اختلال در کودکان اسکان یافته در مناطق مرتفع ممکن است به دلیل کاهش فشار اکسیژن هوا باشد که در این میان نقاط مرتفع بیش از 2500 متر از سطح دریا نسبت به مناطق کم ارتفاع و زیر 800 متر از سطح دریا احتمال وقوع این بیماری را در کودکان تا 2 برابر افزایش می دهد.

براساس این گزارش محققان ضمن بیان این که تأخیر تکاملی در کودکان عامل بروز بیش فعالی و اختلالات یادگیری در آنهاست، افزودند: ظهور نشانه های این بیماری در کودکانی که درمناطق مرتفع تری زندگی می کنند به ازای هر 100 متر ارتفاع هم چنین با تعدیل دیگر فاکتورهای دخیل در وقوع این بیماری نسبت به کودکان دیگر افزایش یافته است.

گفتنی است :  شناخت عوامل خطرساز بروز این بیماری می تواند در تشخیص به موقع و سریع موارد تأخیر تکامل مهم باشد که در این میان والدین با داشتن اطلاعات لازم جهت وجود هر یک از عوامل باید کودک مورد نظر را به پزشک متخصص ارجاع دهند.

نتایج این تحقیق در ” نشریه طب اطفال” منتشر شده است .

” درد دل کردن “، یکی از راهکارهای مقابله با افسردگی است

افراد افسرده خیلی سریع وارد دور باطل می‌شوند. آنها به دلیل ترس از طرد شدن همواره به طور عمیق‌تری گرفتار این بیماری روحی می‌شوند. یکی از راهکارهای مقابله با افسردگی درد دل کردن است، اما نه با هر کس.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  در حال حاضر بسیاری از مردم در سراسر جهان با بیماری افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند. اما این بیماران معمولا خود تصور می‌کنند که آنها تنها کسانی هستند که از چنین وضعیت تیره‌ی روحی رنج می‌برند و احساس می‌کنند که دیگر ارزش این را ندارند که به آنها محبت و توجه شود. آنها در عین حال نگران آن هستند که به خاطر بیماری‌شان مورد سرزنش قرار بگیرند.

پژوهشی بین‌المللی به تازگی نشان داده است که از هر پنج نفر مبتلا به افسردگی، چهار نفر احساس می‌کنند که بخاطر بیماری‌شان مورد تحقیر قرار می‌گیرند. حس عدم پذیرفته شدن در جامعه تردید بیماران را نسبت به خودشان تقویت می‌کند و آنها وارد دور باطل می‌شوند.

مبتلایان به افسردگی برای مقابله با این بیماری باید چه کار کنند؟ خانواده، دوستان و همکاران چگونه باید با بیماران برخورد کنند؟

“کریستینه رومل کلوگه” (Christine Rummel-Kluge)، روانپزشک و مدیر انجمن آلمانی حمایت از بیماران مبتلا به افسردگی می‌گوید: «در مجموع افراد افسرده وقتی که بتوانند در مورد بیماری خود صحبت کنند، به طور واضحی احساس سبکی می‌کنند.»

اما او تأکید می‌کند که این راهکار در هر شرایطی توصیه نمی‌شود.

لزوم حمایت اعضای خانواده

افرادی که دچار افسردگی می‌شوند، معمولا نمی‌توانند بیماری خود را از خانواده و دوستان نزدیک پنهان کنند. غمگینی، بی‌حوصلگی و احساس کرختی از علائم بارز افسردگی هستند. بیماران معمولا از عدم تمرکز، بی‌اشتهائی و کم‌خوابی نیز رنج می‌برند.

کریستینه رومل می‌گوید: «روشن‌گری از سوی اطرافیان برای مقابله و پیشگیری از رفتار منفعلانه، مهم و تعیین‌کننده است.»

بدترین اتفاقی که می‌تواند برای این بیماران رخ دهد، عدم به رسمیت شناختن بیماری‌شان از سوی اطرافیان است. گفتن جمله‌هایی مانند “بر خودت مسلط باش! همه گاهی حالشان بد است” باعث می‌شود که بیماران احساس کنند که مورد تحقیر قرار می‌گیرند و جدی گرفته نمی‌شوند.

کریستینه رومل می‌گوید: «گاهی اوقات لازم است به اطرافیان گوشزد کرد که افسردگی یک بیماری است که بایستی مورد معالجه قرار بگیرد.»

مطرح کردن افسردگی در محل کار

اما این روانپزشک آلمانی توصیه می‌کند که در محیط کار بایستی در مطرح کردن افسردگی کمی محتاط‌تر بود. زیرا در مواردی که فرد تنها به طور قراردادی کار می‌کند یا هنگامی که فضای کاری تنش‌آمیز است، احتمال دارد که بیمار به راحتی کار خود را از دست بدهد. اما اگر فرد رابطه‌ی خوب و دوستانه‌ای با رئیس و همکاران خود دارد، اعلام کردن بیماری‌اش می‌تواند بار بزرگی را از روی دوش او بردارد.

هنگامی که بیمار تصمیم به اعلام بیماری خود می‌گیرد، اطرافیان بایستی آرام بمانند و از برخورد باز او قدردانی کنند. کریستینه رومل می‌گوید: «باید به این نکته آگاه بود که کسانی که این بیماری را خود تجربه نکرده‌اند، هیچگاه نمی‌توانند وضعیت بیمار را کاملا درک کنند.»

به همین دلیل نصیحت کردن فایده‌ی چندانی ندارد. بهترین حالت این است که بیمار احساس کند که اطرافیان حداقل تلاش می‌کنند شرایط او را درک کند و او را جدی می‌گیرند.

استرس در دختربچه ها، احتمال افسردگی در بزرگسالی را افزایش خواهد داد

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون می گویند نتایج بررسی ها نشان داده است که استرس مادر در دختر آثار روحی و روانی به‌جای می‌گذارد، طوری که او در سنین بالاتر در معرض آسیب‌پذیری بیشتری به بیماری افسردگی قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  بر اساس پژوهش دانشمندان، این امر در مورد کودکان پسر صدق نمی‌کند.

محققان آمریکایی در تحقیقی درازمدت به این نتیجه رسیده‌اند که اگر دخترها در دوران کودکی تحت استرس بزرگ شوند، در زمان نوجوانی و در سنین بالاتر آسیب‌پذیری بیشتری در مقابل بیماری افسردگی خواهند داشت.

تاثیر استرس حتی در یک‌سالگی

بر اساس این تحقیق، حتی داشتن استرس در یک سالگی باعث افزایش هورمون کورتیزول در درازمدت در بدن کودک می‌شود. بدین ترتیب در مغز آن کودک پیوند بین دو ناحیه‌ی مغزی خاص تغییر می‌کند. یکی از این نواحی، مسئول احساسات و دیگری مسئول کنترل احساسات است. خانم‌هایی که پیوند این دو ناحیه‌ی مغزیشان ضعیف شده است، در دوران جوانی، در مقایسه با هم‌سن‌هایشان، بیشتر دچار افسردگی و ترس می‌شوند.

اما اینکه چرا این مساله بیشتر در دخترها دیده می‌شود هنوز کاملا مشخص نیست. احتمالا دلیل آن این است که متابولیسم دخترها نسبت به متابولیسم پسرها حساس‌تر است.

پژوهشی طولانی‌مدت در ۳ مرحله

پژوهشگران برای انجام تحقیقات خود ۵۷ کودک را مورد بررسی قرار دادند. این افراد از زمان تولدشان در این تحقیق درازمدت شرکت داشتند. محققان داده‌هایی در مورد شرایط روحی این کودکان از یک‌سالگی جمع‌آوری کرده بودند. از طریق این داده‌ها، آنها اطلاعاتی در مورد روابط زناشوئی مادرهای آنها کسب کردند که آیا آنها دراین روابط تحت فشار زیاد بوده‌اند یا نه. بر اساس گفته‌ی دانشمندان، نوزادان ناخودآگاهانه متوجه مشکلات و اختلافات خانوادگی می‌شوند.

پس از آن، محققان این کودکان را در سن حدودا ۴ سالگی دوباره مورد بررسی قرار دادند و میزان هورمون کورتیزول را در بدن آنها اندازه‌گیری کردند. بر اساس این تحقیق، دخترهایی که در سنین پایین دچار استرس بودند، میزان کورتیزول بالاتری نسبت به دیگران داشتند. در مرحله‌ی بعدی محققان شرایط روحی دخترها را در سن ۱۸ سالگی از طریق یک پرسشنامه و اسکن مغزی سنجیدند. آنها به این نتیجه رسیدند که پیوند دو ناحیه‌ی مغزی در دخترهایی که تحت استرس بودند، ضعیف‌تر بوده است. اما آنها این ارتباط را در میان شرکت کنندگان پسر کشف نکردند.

این دانشمندان معتقدند که نتایج تحقیق‌شان، زنجیره‌ای بین استرس در زمان کودکی، میزان هورمون کورتیزول در بدن دخترها و تغییرات عملکرد مغزی در خانم‌های جوان را نشان می‌دهد. به این ترتیب به گفته‌ی آنان، این اولین پژوهشی است که نشان می‌دهد چرا استرس در زمان کودکی باعث افسردگی در سنین بالاتر می‌شود.

نتایج این پژوهش در نشریه علمی “Nature Neuroscience” منتشر شده است.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »