روغن زيتون ممكن است خطر ابتلا به سرطان روده را كاهش دهد

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه اكسفورد می گویند تحقيقات جديد آنان  نشان مي‏ دهد كه روغن زيتون، يك نمونه عالي از رژيم غذايي ساكنين مديترانه، به اندازه ميوه‏هاي تازه و سبزجات در جلوگيري از رشد سلولهاي سرطاني موثر است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   محققین انستيتو علوم بهداشتي لندن با مقايسه ميزان رشد بيماري سرطان 28 كشور من جمله كشورهاي انگليس، آمريكا، برزيل، كلمبيا، كانادا و چين  که رژيم غذايي آنها، مصرف گوشت بسيار بالا دارد ، بالاترين خطر ابتلا به بيماري‏هاي مختلف و از جمله سرطان را با مصرف گوشت بالا مرتبط داتستند  و عنوان کردند که استفاده از روغن زيتون باعث كاهش رشد سلولهاي بيماري زا در ساكنين اين مناطق مي‏شود.

بر همبن اساس دكتر گلداكر در سمينار اپيدمولوژي و بهداشت عمومي بر اين نكته اصرار داشت: روغن زيتون احتملا مي‏تواند تاثير مثبت و بسزايي در جلوگيري از توسعه‏و رشد سلولهاي سرطاني داشته باشد.گوشت، ماهي، و روغن زيتون فاكتورهاي اصلي در رژيم‏هاي غذايي هستند كه مانع رشد سلولهاي سرطاني مي‏شوند.

تركيب گوشت و ماهي در مجموع و در برخورد با سلولهاي سرطاني بسيار مثبت عمل مي‏ كند.

اما تا پيش از اين بر اساس تحقيقات انجام شده مصرف گوشت زياد، ميزان اسيد صفراوي را افزايش مي‏دهد.

پيش از اين تحقيقات به عمل آمده بر روي حيوانات، نشان داده بود كه منافع استفاده از حيوانات، نشان داده بود كه منافع استفاده از روغن ماهي است.

در واقع، روغن زيتون بيش از روغن ماهي و ياديگر روغن‏هاي سفارش شده در اين زمينه در جلوگيري از رشد تومور و سلولهاي سرطاني موثر است. اين در حالي است كه دانشمندان ژاپني نيز مدعي آن هستند كه روغن زيتون خالص چنانچه پس از حمام آفتاب روي پوست بدن ماليده شود مي‏تواند ببا كند كردن رشد سلول‏هاي توموري مانع بروز سرطان پوست شود.

بسياری‌ از ‌مردم تصور‌می‌کنند که اين روغن را فقط می‌توان همراه با سالاد مصرف كرد اما بايد گفت که در صورت درست استفاده کردن از اين روغن، حوزه‌ عمل آن به مراتب بيشتر ‌از ‌اين خواهد شد.

اگر قصد داريد مواد غذايی را با روغن زيتون سرخ کنيد، بهتر است از نوع تصفيه شده‌ آن استفاده کنيد زيرا نقطه‌ دود روغن ‌‌زيتون تصفيه شده، 210 درجه سانتی‌گراد است كه بالاتر از بسياري از روغن‌هاي متعارف بوده، به راحتی دود نکرده و نمی‌سوزد.

بنا بر توصيه‌ مجمع بين‌المللی روغن زيتون، مناسب‌ترين نوع روغن زيتون برای سرخ کردن انواع نيمه تصفيه‌شده‌ آن است. از آنجايي که حرارت زياد باعث تبخير ‌الکل‌ها و‌استرهای موجود در روغن بکر که مولد طعم و بوی آن است می‌شود، بهتر‌است آن را در‌غذا‌های سرد ‌يا پخت با حرارت کم و متوسط به کار ببريد.

سرطان روده، دومين سرطان شايع در اكثر كشورهاي غربي است.اين بيماري در كشورهاي صنعتي به مراتب بيش از كشورهاي در حال توسعه در آسيا و آفريقا، با جان مرم بازي مي‏كند.

درجال حاضر تنها طريق معالجه، انجام عمل منظور به برداشتن منطقه آلوده به سلولهاي سرطاني در روده تجويز شيمي درماني در صورت گسترده شدن بيماري است.

آشنایی با داروهای همودینامیک

در مقاله زیر هشت ماده دارویی که برای حمایت از گردش خون ، بصورت انفوزیون مداوم وریدی مثرف می شوند آموزش داده می شوند. این داروها شامل : آمرینون ، دوبوتامین ، دوپامین ، اپی نفرین ، لابتالول ، نیتروگلیسرین ، نیتروپروساید ، نوراپی نفرین می باشند .

سرعت انفوزیون

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   چون داروهای این مقاله بصورت انفوزیون مداوم مصرف می شوند ، دوز انها بصورت سرعت دوز بیان می شود ، چه بر حسب میکروگرم در دقیقه (µg/min) و چچه بر حسب میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه (µg/kg/min) .

برای برقرار کردن سرعت دوز پیشنهاد شده ، باید غلظت دارو را در مایع انفوزیون دانست . آنوقت سرعت انفوزیون ( یعنی سرعتی که مایع انفوزیون منتقل می گردد ) بصورت نسبت سرعت دوز به غلظت دارو در مایع انفوزیون تعیین می گردد .

در این مورد ، سرعت دوز مورد نظر µg/min R ، و غلظت دارو در مایع انفوزیون C µg/mL است و بنابراین نسبت R/C عبارت است سرعت انفوزیون بر حسب mL/min . می توان با ضرب کردن mL/min در 60 ، سرعت انفوزیون را تبدیل به microdrops/minuteکرد (چون 1mL=60 microdrop) .

هنگامی که نیاز به انفوزیون حجم اندکی می باشد ، تبدیل به microdrop موجب تسهیل کنترل سرعت انفوزیون می شود . بنابراین در جدول های دوزاژ داروهای ذکر شده در این فصل ، تمام سرعت دوزها بر حسب microdrops/minuteبیان شده است . معادل حجمی mL/hr , microdrop/minuteاست ( یعنی microdrop/minute ×60/60=mL/hr)

آمرینون

آمرینون ، بازدارنده فسفودی استراز است که هم اثر اینوتروپیک مثبت و هم اثر گشاد کننده عروقی دارد . با وجود مزیت خوب داشتن مجموع این اثرات ( یعنی تقویت بیشتر برون ده قلب با کار کمتر قلب ) ، ثابت نشده است که آمرینون برتر از داروهایی است که فقط یک اثر بر قلب دارند .

اثرات

مجموع اثرات آمرینون موجب افزایش برون ده ضربه ای قلب می شود بدون اینکه بر کار ضربه ای قلب بیفزاید . اثرات آمرینون بر کارآیی قلب حدوداً معادل اثرات دوبوتامین است . اما چون آمرینون گیرنده های آدرنرژیک را تحریک نمی کند ، اثرات آن می تواند به اثرات دوبوتامین اضافه شود . بر خلاف دوبوتامین ، اثرات آمرینون با آنتاگونیست های گیرنده های بتا کاهش نمی یابد .

موارد استفاده

آمرینون به عنوان تنها داروی مصرفی برای درمان ، برای وضعیت های کم بودن برون ده قلب که ناشی از نارسایی سیستولیک قلب باشد ، مؤثر است . لیکن در اغلب موارد به عنوان ماده دومی که به دوبوتامین اضافه می شود ، برای موارد صعب العلاج نارسایی قلب بکار برده می شود .

مصرف دارو

جدول دوزاژ دارویی آمرینون در جدول 2/18 نشان داده شده است . آمرینون بوسیله دکستروز و نور تجزیه می شود . بنابراین نباید برای انفوزیون آمرینون ، از مایعات حاوی دکستروز استفاده نمود ، و باید محلول انفوزیون به دور از نور نگه داری شود .

برای درمان با آمرینون ، دوز پر کننده (loading dose) ی اولیه داده می شود . دوز معمول آن mg/kg75/0 است ، اما می توان تا mg/kg5/1 هم داد .

در پی این دوز ، انفوزیون مداوم دادن می شود که بطور معمول آن µg/kg/min10 تا 5 می باشد . با دوز µg/kg/min10 در بیش از 80% از بیماران پاسخ همودینامیکی مطلوبی به درمان داده می شود .

ناسازگاری ها

نباید فوروسماید را به داخل ست های وریدی که در آنها انفوزیون آمرینون جریان دارد ، تزریق نمود چون این دارو به هنگام اضافه شدن به محلول آمرینون ، رسوب تشکیل می دهد .

اثرات زیانبار

هر چند که FDA ( کمیته نظارت بر مواد غذایی و دارویی ) فرم خوراکی آمرینون را بخاطر درصد زیاد عوارض ان موقوف کرد ، اما درمان کوتاه مدت با آمرینون وریدی نسبتاً عاری از اثرات زیان بار است . ترومبوسیتوپنی ناشی از تخریب غیر ایمونولوژیکی پلاکت یکی از اثرات آمرینون وریدی دریافت میک نند ، این عارضه فقط در 2 تا 3% از موارد گزارش می شود .

وقتی دارو قطع شود ، مشکل برطرف می شود و هیچ موردی از خونریزی غیر طبیعی گزارشنشده است . در بعضی از گزارشات هیپوتانسیون ناشی از گشاد شدن بیش از حد عروقی را عارضه شایعی از درمان با آمرینون ذکر کرده اند ، اما بنظر می رسد که در اغلب موارد ، در بیماران هیپوولمیک بوجود می آید .

موارد منع مصرف

در بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک ، مصرف آمرینون ممنوع است ترومبوسیتوپنی مانعی برای ماصرف آمرینون وریدی نسیت اما شاید عاقلانه باشد که در مواردی که تعداد پلاکت بیماران کمتر از mL/50000 است ، در صورت امکان از مصرف این دارد خودداری شود .

دوبوتامین

دوبوتامین یک کاته کولامین سنتتیک است که عموماً از ان به عنوان داروی اینوتروپیک انتخابی برای درمان حاد انارسایی ( سیستولیک ) شدید قلبی استفاده می شود . این دارو عمدتاً اگونیست گیرنده های بتا-1 است ( محرک قلب ) ، لیکن اثر بیتا-2 خفیفی هم دارد ( گشاد کننده عروق ) .

اثرات

همانطور که در شکل 1/18 نشان داده شده است ، دوبوتامین موجب افزایش وابسته به دوز حجم ضربه ای ( منحنی بالایی ) همراه با کاهش فشار پرشوندگی ( منحنی پایینی ) می گردد .

بطور معمول افزایش برون ده ضربه ای همراه با کاهش متناسب مقاومت عروق محیطی ( که از طریق گیرنده های فشار اعمال می شود ) می باشد ، و از این رو بطور معمول فشار خون شریانی بدون تغییر باقی می ماند . دارو در نارسایی سمت راست و سمت چپ قلب ، هر دو مؤثر است .

در بیماران بسیار بد حال ، ممکن است اثرات اینوتروپیک و کرونروتروپیک دوبوتامین بسیار متفاوت باشد . این امر تا حدودی به فارماکوکینتیک های متغیر ، و تا حدودی مربوط به پاسخ دهی متفاوت عضو ( های ) انتهایی (end-organ) است .

بیماران مسن تا حدودی نسبت به دوبوتامین مقاوم هستند و ممکن است در آنها فقط نیمی از پاسخ دهی اینوتروپیکی بیماران جوان تر وجود داشته باشد .

متغیر بودن پاسخ دهی بیماران بسیار بد حال به دوبوتامین تأکیدی است بر این موضوع که به عنوان راهنمای درمان با دوبوتامین ، باید به اهداف (end-points) همودینامیکی از پیش تعیین شده توجه داشت و نه به سرعت دوزهای از پیش تعیین شده .

موارد استفاده

همانطور که گفته شد ، دوبوتامین ماده اینوتروپیکی ارجح برای درمان حاد وضعیت های برون ده کم به علت نارسایی سیستولیک قلب می باشد .

چون بطور معمول دوبوتامین فشار خون شریانی را بالا نمی برد ، برای درمان بیماران دچار شوک کاردیوژنیک ف بصورت تنها داروی درمانی مورد استفاده قرار نمی گیرد .

همچنین از دوبوتامین برای بیماران دچار شوک سپتیک و نارسایی چندین عضو که ممکن است برون قلبی نرمال داشته باشند ، استفاده می شود .

در اغلب موارد ، این شرایط تؤام با هیپرمتابولیسم هستند ، و در این وضعیت ، وممکن است نرمال بودن برون ده قلب برای افزایش اکسیژن مورد نیاز هیپرمتابولیسم کافی نباشد . در این شرایط ، هدف از درمان با دوبوتامین عبارت است از رساندن برون ده قلب به فوق نرمال supernormal ( یعنی L/min/m2 >) برای تأمین اکسیژن اضافی مورد نیاز برای حالت هیپرمتابولیسم .

استفاده از دوبوتامین برای رسیدن به حالت هیپردینامیک ، تأثیر متناقضی بر شانس زنده ماندن داشته است ، و از این رو مورد قبول همگان نیست .

مصرف دارو

نمودار دوزاژ دوبوتامین در جدول 3/18 نشان داده شده است . دارو بصورت ویال های mg250 وجود دارد و بصورت انفوزیون با غلظت mg/mL 1 مورد استفاده قرار می گیرد . محدوده دوز معمول آن µg/kg/min 15 تا 5 است اما در بیماران دچار شوک سپتیک و نارسایی چندین عضو ، از دوز زیاد µg/kg/min200 هم استفاده شده است .

ناسازگاری ها

pH قلیایی موجب غیر فعال شدن کاته کولامین هایی مثل دوبوتامین می شود و از این رو در ست وریدی که برای انفوزیون دوبوتامین استفاده میشود ، نباید بیکربنات سدیم و سایر محلول های قلیایی مورد استفاده قرار گیرد .

اثرات زیانبار

دوبوتامین چند تایی اثرات جانبی خطیر دارد . همانطور که گفته شد ، ممکن است در بعضی از بیماران تاکی کاردی ایجاد شود . لیکن تاکی آریتمی های بدخیم نادر می باشد .

موارد منع مصرف

دوبوتامین برای درمان نارسایی قلبی ناشی از اختلال سیستولیک مصرف نمی شود و در بیمارانی که دچار کاردیومیوپاتی هیپرتروفیکی هستند ، ممنوع است .

دوپامین

دوپامین یک کاته کولامین اندوژن است که بهصورت یک ماده واسطه ای عصبی (neurotransmitter) عمل می کند . به عنوان یک ماده اندوژن ، باعث فعال شدن چندین نوع گیرنده ادرنرژیکی و دوپامینرژیکی می شود ، و این اثر وابسته به دوز است . بصورتی که در زیر ذکر می شود ، اثر کلی دارو با نحوه فعال شدن گیرنده ها مشخص می گردد .

اثرات

وقتی دوپامین با سرعت دوز پایین داده شود (µg/kg/min3 تا 5/0) ، بطور انتخابی گیرنده های اختصاصی دوپامین را در گردش خون کلیوی ، مزانتریک ، و مغزی فعال کرده و بر جریان خون در این مناطق می افزاید .

همچنین فعال شدن دوپامینرژیکی در کلیه ها موجب افزایش دفع سدیم و آب در ادرار می شود که مستقل از تغییرات جریان خون کلیوی است .

با سرعت دوز متوسط (µg/kg/min5/7 تا 3 ) ، دوپامین گیرنده های بتای قلب و گردش خون محیطی را تحریک کرده و این امر موجب افزایش برون ده قلب می گردد .

اثرات دوزهای فزاینده (incremental dose) دوپامین بر برون ده ضربه ای قلب متفاوت است . توجه کنید که در مقایسه با دوبوتامین ، پاسخ اینوتروپیکی به دوپامین نسبتاً کمتر است .

دوپامین با سرعت دوز بالا (µg/kg/min5/7>) موجب فعال شدن گیرنده های آلفای گردش خون های ریوی و سیستمیک می شود و این اثر وابسته به دوز است .

نتیجه این کار عبارت است از تنگی عروقی پیشرونده ، و افزایش afterload بطنی حاصله موجب محدود ( کم –م) شدن توانایی دوپامین در افزودن برون ده قلب می شود . افزایش کمتر بر برون ده قلب در دوز های بالاتر دوپامین .

اثرات دوپامین بر فشار wedge مویرگی  وابسته به دوز و مستقل از تغییرات حجم ضربه ای می باشد .

ممکن است این اثرات ناشی از تنگ شدن وریدهای ریوی باشد . تنگی ریوی ( به عنوان معیار فشارهای پر شوندگی بطنی ) را بی اعتبار می سازد .

با مصرف مداوم دوپامین ، واکنش های همودینامیکی نسبت به ان مخدوش می گردد ( از شدن این واکنش ها کاسته می گردد –م) .

ممکن است این تاکی فیلاکسی مربوط به توانایی دوپامین در آزاد سازی نوراپی نفرین از پایانه های عصبی ادرنرژیکی باشد . وقتی نسبت به دوپامین تاکی فیلاکسی ایجاد شد ، اگر چند روزی دارو قطع شود ( در صورت امکان ) ، ممکن است پاسخ دهی بعضی از اعضای انتهایی (end-organ)باز گردد .

موارد استفاده

موارد استفاده از دوپامین عبارتند از :

کنترل شوک کاردیوژنیک و هر سندرم شوک گردش خون که همراه با گشاد شدن عروق سیستمیک باشد ( مثل شوک سپتیک ) . بویزه دارو از این نظر ارزشمند است که میتواند ( با سرعت دوز بین متوسط تا زیاد ) در عین تسریع تنگ شدن عروق ، برون ده ضربه ای قلب را حفظ کند .

همچنین از دوز کم دوپامین برای حفظ جریان خون کلیوی و تسریع دفع ادرار در بیماران دچار نارسایی کلیوی اولیگوریک حاد ، و یا برای آنهایی که در معرض خطر نارسایی اولیگوریک کلیوی هستند ، استفاده می شود .

هر چند که در این وضعیت ، دوپامین موجب بهتر شدن فعالیت ذاتی کلیوی ( فعالیت خود کلیه – م) نمی شود ، اما می تواند دفع ادرار را تسریع کند و احتباس مایع را محدود (کم ) کند .

مصرف دارو

برنامه دوزاژ دوپامین ، بر اساس برجسته ترین پاسخ ( واکنش ) کلینیکی ، سه محدوده دوز مشخص گردیده است . با سرعت دوز کمµg/kg/min3 تا 5/0 دقع سدیم و آب بارز است .

با افزایش سرعت انفوزیون به µg/kg/min7 تا 4 ، گیرنده های بتا تحریک شده و برون ده قلب افزایش می یابد . در سرعت دوز بالای µg/kg/min8 ، تنگی عروقی پیشرونده ، یک ویژگی بارز است .

ناسازگاری ها

نکات احتیاطی که در مورد محلول های قلیایی برای دوبوتامین ذکر شد ، برای دوپامین نیز صدق می کند .

اثرات زیانبار

شایع ترین عارضه مصرف دوپامین ف تاکی آریتمی های مختلف می باشد . تاکی کاردی سینوسی شایه است ، و ممکن است با سرعت دوزی که اثر اگونیستی بتا ایجاد می شود (یعنی µg/kg/min7 تا 5 ) ، ظاهر شود .

تاکی کاردی بدخیم ( مثل اکتوپی های بطنی چند کانونی ، تاکی کاردی بطنی ) نیز ممکن است ایجاد شوند ، لیکن نادر هستند .

نگران کننده ترین عارضه مصرف دوپامین ، نکروز ایسکمیک اندام است که با دوپامین بیش از هر ماده تنگ کننده عروقی دیگر رخ می دهد .

نکروز اندام با دوز اندک دوپامین (µg/kg/min5/1) گزارش شده است .

با پیدایش نخستین آثار ایسکمی اندام ، باید سریعاً یک ماده بلوک کننده گیرنده آلفا ، مثل فنتولامین (mg5 بصورت تزریق یکباره وریدی ، و در پی ان انفزیون مداوم با سرعت mg/min2 تا 1 ) داده شود .

نباید دوز تنگ کنندگی عروقی دوپامین از طریق وریدهای محیطی داده شود . اگر دارو به خارج از ورید محیطی نشت کند (extravasation) ، می توان آن را با تزریق موضعی فنتولامین (mg10 تا 5 در mL15 محلول نمکی ) درمان نمود .

اپی نفرین

اپی نفرین یک کاته کولامین اندوزن و نخستین نمونه ماده سمپاتومیمتیکی می باشد .بخاطر قدرت آن و خطر اثرات زیانبار ، بصورتی محتاطانه از اپی نفرین برای حمایت از گردش خون آن هم در مواردی غیر از ایست قلبی استفاده می شود .

اثرات

همانند دوپامین ، اپی نفرین در دوز کم عمدتا! اگونیست گیرنده بتا و دو دوز زیاد اگونیست گیرنده آلفا است . لیکن اپی نفرین بسیار قوی تر از دوپامین است ، و با دوز مؤثر آن اثری ایجاد می شود که 2 تا 3 بار قوی تر از دوز مؤثر دوپامین است .

اپی نفرین با دوز ناچیز µg/kg/min 02/0 تا 005/0 گیرنده های بتا را فعال می سازد . با دوزی کمی بیشتر با فعال کردن گیرنده آلفا ، تنگی عروقی ایجاد می کند ، و کمی بعد عروق کلیوی تنگ می شوند . با سرعت دوز بیش از µg/kg/min1/0 می تواند تنگی عروقی شدیدی ایجاد کند .

اثرات ضد التهابی

اپی نفرین مانع از آزاد شدن مواد واسطه ای التهابی بوسیله سلول های mast و بازوفیل ها در پاسخ به مواد آنتی ژنیک می گردد . این اثرات می تواند اثرات سودمند اپی نفرین در واکنش های انافیلاکتیک را توجیه کند .

اثرات متابولیک

از اپی نفرین وریدی برای درمان ایست قلبی که همراه با تاکی کاردی بطنی بدون نبض و فیبرلاسیون بطنی ، آسیستولی ، و فعالیت الکتریکی بدون نبض باشد ، استفاده می شود .

همچنین برای واکنش های آنافیلاکتیک شدید و شوک آنافیلاکتیک مصرف می شود. چون محدوده درمانی آن باریک است و خطر واکنش های زیان آور وجود دارد ، به عنوان داروی خط مقدم (first-line agent) جهت درمان روتین کمی برون ده قلب یا شوک گردش خون توصیه نمی شود .

مصرف دارو

اپی نفرین بصورت محلول 1 در 1000 (mg/mL1) وجود دارد و برای تولید محلول 1 در 10000 (mg/mL1/0) می توان ان را رقیق نمود .

اپی نفرین اگونیست قوی بتا است و با دوز بسیار ناچیز µg/kg/min02/0 تا 005/0 گیرنده بتا فعال می شود . محدوده مطمئن انفوزیون از سرعت دوز µg/kg/min1/0 فراتر می رود .

اپی نفرین ، تنها و مؤثرترین دارو برای کنترل آنافیلاکسی است ، و تأخیر در مصرف دارو می تواند عواقب وخیمی در بر داشته باشد .

ناسازگاری ها

همانند سایر کاته کولامین ها ، محلول های قلیایی اپی نفرین را غیر فعال می کنند .

اثرات زیان بار

اپی نفرین آریتمی زا است ، بویژه اگر مصرف هالوتان و یا اختلالات الکترولیتی باشد .

ممکن است ایسکمی کرونر نیز رخ دهد ، و این اثر وابسته به دوز نیست . هر چند که با اپی نفرین ، تنگی عروقی کلیوی بارز می باشد اما در اغلب موارد ، هنگامی نارسایی کلیوی ایسکمیک بوجود می اید که بطور اتفاقی اپی نفرین اوردوز شود .

دربیمارانی که آنتاگونیست های گیرنده بتا ( بتا بلوکر )مصرف می کنند ، اپی نفرین می تواند خیپرتانسیون خطیری ایجاد کند ؛ می توان این اثر را به تحریک شدن آزادانه ( بدون مانع-م) ی گیرنده آلفا نسبت داد .

اثر کولینرژیک

دوز درمان کننده اپی نفرین می تواند میزان (سرعت ) متابولیسم زمان استراحت را 35% افزایش دهد ، و افزایش نیاز بافت به اکسیژن می تواند عواقب زیانباری را برای بیماران دچار اختلال اکسیژناسیون بافتی و یا اکسیژناسیون بافتی در مرز (borderline) بوجود آورد .

دوپامین اثر کالری ژنیک مشابه اما خفیف تری دارد ، در عین حال بنظر می رسد دوبوتامین در بیماران بسیار بد حال اثری بر میزان متابولیسم نداشته باشد و یا این اثر بسیار ناچیز باشد .

لابتالول

لابتالول یک آنتاگونیست ادرنرژیک است که تأثیر ان در کنترل حاد هیپرتانسیون شدید به اثبات رسیده است . مصرف وریدی لابتالول جناشین مطمئن تری برای نتیروپروساید است .

اثرات

لابتالول یک آنگونیست غیرز انتخابی گیرنده بتا است که از تنگی عروقی ناشی از گیرنده آلفا جلوگیری می کند .

اثر کلی آن ، کاهش وابسته به دوز مقاومت سیستمیک و فشار خون است بدون اینکه تاکی کاردی رفلکسی ایجاد شود و یا برون ده قلب افزایش یابد . بر خلاف نیتروگلیسرین و نیتروپرئوساید ، لابتالول بر فشار داخل جمجمه نمی افزاید .

موارد مصرف

لابتالول برای کنترل حاد دیدی که همراه با برون ده قلبی نرمال یا کافی است ، مصرف می شود . بویژه ممکن است این دارد در هیپرتانسیون ناشی از وجود کاته کولامین های زیاد در گردش خون ( مانند آنچه که در مراحل اولیه بعد از عمل جراحی روی می دهد ) بسیار مؤثر باشد .

چون اثر ضد هیپرتانسیون لابتالول همراه با افزایش برون ده قلب نمی باشد ، این دارد بویژه برای اداره ( کنترل-م) آنوریسم دیسکانت آئورت بسیار ارزشمند است .

مصرف دارو

لابتالول بصورت محلول آبکی (aqueous) وجود دارد (mg/mL5) که می توان آن را وریدی ، بصورت تزریق یکباره (bolus) یا انفوزیون مداوم مصرف نمود .

درمان با تزریق یکباره

برای تزریق یکباره لابتالول ، باید بیمار را در حالت دراز کشیده به پشت قرار داد تا خطر هیپرتانسیون ارتواستاتیک کاهش یابد .

دوز شروع mg20 است و تا ایجاد اثر ضد هیپرتانسیون مورد نظر ، می توان هر 10 دقیقه یک بار mg40 داد .

هر چند که کارخانه سازنده حداکثر دوز تجمعی (cumulative) mg300 را توصیه می کند ، ولی دوز تجمعی بیشتر هم داده شده است بدون اینکه اثرات بدی ایجاد شود .

درمان با انفوزیون مداوم

باید انفوزیون مداوم لابتالول را در پی یک دوز یکباره mg20 آغاز نمود چون نیمه عمر لابتالول در سرم ، 6 تا 8 ساعت است ، یعنی اینکه ممکن است 30 تا 40 ساعت (5 نیمه عمر ) زمان لازم باشد تابعد از شروع درمان با انفوزیون مداوم ، مقدار دارو در سرم به وضعیت پایداری برسد .

برای آماده کردن محلول انفوزیون mg200(mL40) لابتالول را به mL160 محلول رقیق کننده اضافه می کنیم تا غلظت نهایی mg/mL1 بدست آید . سرعت پیشنهادی برای انفوزیون mL/min2 است که مطاتبق است با mg/min2 .

اثرات زیان بار

قابل توجه ترین عوارض لابتالول وریدی عبارتند از : هیپوتانسیون ارتواستاتیک ( بلوک آلفا) ، تضعیف میوکارد ( بلوک آلفا-) ، و برونکواسپاسم ( بلوک بتا-1).

در ICU نباید ارتواستازیس مسئله ای باشد ، چون بندرت بیمار سرپا یا در حالت ایستاده است . در بیمارانی که دچار نارسایی قلب یا آسم هستند ، باید از مصرف لابتالول خودداری نمود .

نیتروگلیسرین

نیتروگلیسرین یک ماده شیمیایی خاص است ، چه وقتی که بصورت پودر قابل انفجار است و چه وقتی که ماده ضد آنژین مؤثری است . این دارو یک نیترات آلی ( گلیسریل تری نیترات ) است که عضله صاف عروقی را شل کرده و گشادی عروقی عمومی (جنرالیزه ) ایجاد می کند . این عمل از طریق نیتریک اکساید ایجاد می شود .

نیتریک اکساید

نیتروگلیسرین به سطح سلول های اندوتلیال پیوند شده و تحت دو واکنش شیمیایی احیاء قرار می گیرد تا نیتریک اکسید (NO) تشکیل گردد . سپس نیتریک اکساید به سمت خارج از سلول اندوتلیال ، به داخل سلول عضلانی صاف مجاور حرکت می کند ، جایی که موجب تسریع تشکیل سیکلیک گوآنوزین منوفسفات (cGMP) می ود ،که سپس شل شدن عضله را تسریع می کند .

اثر بارز نیتریک اکساید ، گشاد کردن عروق است ، که قبل از پی بردن به ماهیت شیمیایی ، این اثر را ناشی از فاکتور شل کننده منشاء گرفته از اندوتلیوم می دانستند .

اثرات

نیتروگلیسرین اثر گشاد کنندگی عروقی وابسته به دوز در شریان ها و وریدها دارد ، هم در گردش خون سیستمیک و هم در گردش خون ریوی . وقتی دارو بصورت انفوزیون مداوم داده می شود ،

با دوز کم (µg/min40<) اثرات گشاد کننده بر وریدها ظاهر می شود و با دوز زیاد (µg/min200>) این اثر بر شریان ها ظاهر می شود .

هنگامی که دوز کم انفوزیون آن تدریجاً به سمت دوزهای بیشتر تیتره می شود نخستین پاسخ ، کاهش فشار های پر شوندگی قلبی ( یعنی فشار وریدی مرکزی و فشار wedge) است و برون ده قلب اندکی ( یا هیچ ) تغییر می کند .

با افزایش باز هم بیشتر دوز ، برون ده قلب شروع بهافزایش می کند که ناشی از گشاد شدن پیشرونده ریانی می باشد . با افزایش باز هم بیشتر دوز ، سرانجام فشار خون افت می کند .

پاسخ های همودینامیکی به نیتروگلیسرین ، شریع شروع می شوند و زود خاتمه می یابند ، به این ترتیب سریع می توان دوز را تیتره نمود .

اثرات ضد پلاکتی

نیترات ها می توانند از طریق مکانیزمی که برای اثر گشادئ کنندگی عروقی پیشنهاد شده است ، از تجمع پلاکت ها (platelet aggregation) جلوگیری کنند . چون معتقدند که ترومبوزهای پلاکتی نقش مهمی در پاتوژنز انفارکتوس حاد میوکارد ایفا می کنند ،

اثرات د پلاکتی نیتروگلیسرین را به عنوان مکانیزم اثر ضد آنژین ان پیشنهاد کرده اند . ممکن است این موضوع پاسخی باشد برای این سوال که چرا سایر داروهای گشاد کننده عروق ، اثر د انژینی نیتروگلیسرین را ندارند .

موارد استفاده

می توان از نیتروگلیسرین وریدی برای کاهش فشارهای پر شوندگی بطن چپ ( با دوز کم ) ، افزایش برون ده قلب ( با دوز متوسط ) ، و یا پایین اوردن فشار خون ( با دوز زیاد ) استفاده نمود . همچنین برای برطرف کردن درد آنژینی سینه ارزشمند است.

مصرف دارو

برنامه دوزاژ نیتروگلیسرین در جدول 6/18 نشان داده شده است . در این جدول ، سرعت انفوزیون بر اساس غلظت µg/mL 400 در محلول انفزیون ، در نظر گرفته شده است .

جذب سطحی

نیتروگلیسرین به پلاستیک های نرم مثل پلی وینیل کلراید (PVC) که بطور معمول در ساختمان کیسه های پلاستیکی و لوله های سرمی وجود دارد ، پیوند می شود . ممکن است تا 80% از دارو با این پیوند شدن از دست برود .

شیشه و پلاستیک های سفت نیتروگلیسرین را جذب نمی کنند ، بنابراین می توان با استفاده از بطری های شیشه ای و لوله های پلی اتیلن سفت ، مشکل جذب را برطرف نمود .

در اغلب موارد ، کارخانه سازنده ست های انفوزیون خاصی را برای دادن نیتروگلیسرین به بیمار ارائه می کنند (برای شرح کامل جذب نیتروگلیسرین به کتاب جیبی داروهای تزریقی صفحات 777 تا 781 مراجعه کنید .)

باید انفوزیون نیتروگلیسرین با سرعت µg/min5 آغاز گردد . سپس سرعت دوز را هر 5 دقیقه 1 بار µg/min5اضافه می کنیم تا اثر مطلوب ایجاد ود . هر چند که سرعت دوز مؤثر متفاوت است ،ولی در اغلب بیماران نباید سرعت دوز مورد نیاز بی از µg/min400 باشد .

اگر به سرعت دوز زیاد نیاز بود (مثلاً µg/min350>) ، دراغلب موارد این امر به علت از دست رفتن دارو در اثر جذب شدن به پلاستیک ، و یا ناشی از تحمل (toleranc)به نیترات می باشد ( به ادامه متن توجه نمایید ).

اثرات زیان بار

نیتروگلیسرین می تواند سه نوعاثر زیان آور تولید کند . یکی مربوط به جریان ، دیگری مربوط به استرس اکسیدان ، و آخری مربوط به راه مصرف دارو می باشد .

اثرات مربوط به جریان

اگر جریان خون زیادی در عروق مغز و ریه وجود داشته باشد ممکن است عوارضی بوجود آید.

بنظر می رسد که نیتروگلیسرین در بالا بردن جریان خون مغزی خبره باشد ( سر دردشکایت شایعی است ) ، و این امر ممکن است بر فشار داخل جمجمه ای علامت داری ایجاد کند. بخاطر این اثر ، از دادن نیتروگلیسرین به بیمارانی که فشار داخل جمجمه آنها افزایش یافته است ، اجتناب می شود .

وقتی در ناحیه ای ازریه که خوب تهویه نمی گردند ، جریان خون افزایش یابد ، ممکن است افزایش جریان خون ریوی مسئله ساز شود . این امر موجب افزایش کسر شنت (shunt frction) شده و می تواند منجر به هیپوکسمی گردد . ممکن است این اثر ، در سندرم دیسترس حاد تنفسی برجسته و بارز باشد ،جایی که بخش عمده ریه خوب تهویه نمی شود .

متهموگلوبینمی

متابولیسم نیتروگلیسرین ، نیتریت های غیر آلی (inorganic) تولید می کند ( به شکل 2/18 نگاهکنید ) ف و تجمع نیتریت ها می تواند منجر به اکسیده شدن آهن پیوند شده و به هم در هموگلوبین ود ، بصورت زیر :

(1/18)Hb-Fe(II)+No2+H+—–Hb-Fe(II)+HONO

با اکسیده شدن آهن ار حالت Fe(II) به Fe(III) ، متهموگلوبین (metHb) تولید می گردد . آهن اکسیده شده ، اکسیژن را بطور مؤثر حمل نمی کند ، و به این ترتیب تجمع metHbمی تواند اکسیژناسیون بافت را مختل کند .

بطور معمول درمان با نیتروگلیسرین منجر به متهموگلوبینمی کلینیکی مهمی نمی شود ، و معمولاً این عارضه هنگامی ایجاد می شود که دوز بسیار بالایی داده شود . تجمع metHb بغیر از ویژگی قهوه ای رنگ شدن خون ( به علت رنگ قهوه ای metHb) چند علامت ویژه هم دارد . metHb را می توان با انعکاس نور ( اکسی متری ) تشخیص داد ؛ با این روش در فصل 22 شرح داده می ود .

با پالس اکسی متری نمیتوان با اطمینان metHb را تشخیص داد ، و باید در آزمایشگاه های کلینیکی ، با اکسی مترهای مجهزتر( بنام co-oximeters) اندازه گیری انجام شود .

مقدارetHb بالای  بالای 3% ( از کل هموگلوبین ) غیر طبیعی است . اگر مقدار ان بیش از 40% باشد می تواند ایسکمی بافتی ایجاد کند ، و مقدار بالای 70% کشنده است . اگر هیچ مدرکی حاکی از هیپوکسمی بافتی وجود ندارد ، کلکاری که باید انجام شود عبارت است از قطع کردن نیتروگلیسرین .

اگر اکسیژناسیون مختل شد ( مثل اسیدوز لاکتیک ) ، می توان با کمک بلودومتیلن ( یک ماده احیاء کننده ) دوباره metHb را با تغییر شیمیایی ،تبدیل به هموگلوبین نمود . مقدار بلودومتیلن لازم mg/kg2 ،وریدی در مدت بیش از 0 دقیقه می باشد .

سمیت حلال

نیتروگلیسرین به آسانی در محلول های آبکی (aqueous) حل نمیشود و برای حفظ این دارو بصورت محلول ، نیاز به حلال های غیر قطبی مثل اتانول و پروپیلن گلیکول می باشد . به هنگام انفوزیون مداوم فممکن است این حلال ها در بدن تجمع یابند .

مسمومیت اتانول درانفوزیون نیتروگلیسرین گزارش شده است . تظاهرات آن عبارتند از : تغییر وضعیت فکری و شعوری و صحبت نامفهوم .

ممکن است هیپوتانسیون نیز ایجاد شود . با اندازه گیری مقدار اتانول در خون ،تشخیص تأیید می گردد . مسمومیت پروپیلن گلیکول نیز گزارش شده است و چون بعضی از فرآورده های تجاری نیتروگلیسرین حاوی 30 تا 50 % پروپیلن گلیکول هستند ، ممکن است مسمومیت کلینیکی بسیار شایع تر از آنچه که انتظار می رود ، باشد .

تظاهرات سمی عبارتند از : تغییر وضعیت فکری و شعوری ( که ممکن است تا کما پیش برود ) ، اسیدوز متابولیک ، و همولیز . اندازه گیری مقدار پروپیلن گلیکول در خون تشخیص را تأیید خواهد کرد .

در بیمارانی که در حین انفوزیون طولانی مدت و یا دوز بالای نیتروگلیسرین دچار تغییر وضعیت فکری و شعوری می وند ، فاصله اسمولی سرم یا Serum Osmolal gap ( یعنی تفاوت بین اسمولالیته سرمی اندازه گیری شده ومحاسبه شده ) می تواند آزمایش غربالی ارزشمندی (screening test) برایمسمومیت احتمالی با حلال باشد .

به هنگام وجود هر یک از حلال ها در جریان خون ، فاصله اسمولی بالا ( زیاد ) خواهد بود . (mOsm/kg10>) انوقت می توان با این فاصله افزایش یافته ، سریعتر به انجام آزمایشات تخصصی تر برای تشخیص سم پرداخت .

تحمل نیترات (NITRATE TOLERANCE)

ایجاد تحمل نسبت به اثرات گشاد کنندگی عروقی و ضد پلاکتی نیتروگلیسرین شایع تر از حد انتظار است و ممکن است فقط ظرف 24 ساعت مصرف مداوم دارو ظاهر شود .

بنظر نمیرسد که هیچ مکانیزمی به تنهایی توجیه کننده این پدیده باشد . یک علت احتمالی ،تخلیه مواد احیاء کننده در اندوتلیوم عروقی است که باعث مختل شدن تبدیل نیتروگلیسرین به نیتریک اکساید می گردد .

همراه ( همزمان ) بودن تحمل نیترات و کاهش تولید نیتریک اکساید در جهت تأیید این مکانیزم میباشد . لیکن مصرف مواد احیاء کننده (مثل N-استیل سیستئین ) به هنگام تحمل نیترات ،موجب بهبود پایدار پاسخ دهی به نیتروگلیسررین ، قطع مصرف دارو حداقل به مدت 6 تا 8 ساعت درهر روز میباشد .

نیتروپروساید

نیتروپروساید یک ماده گشاد کننده عروقی است که از بسیاری جهات ، مشابه نیتروگلیسرین است . یکی از این تشابهات ، شرکتداتن نیتریک اکساید در اثر گشاد کنندگی عروقی این دارو می باشد .

ملکول نیتروپروساید دارای یک گروه نیتروسل (NO)است که بصورت نیتریک اکساید در جریان خون رها شده و سپس می تواند به داخل دیواره عروقی حرکت کرده ودر امتداد مسیر طی طریق کند . به واسطه مکانیزم اثرهای مشابه ، نیتروپروساید و نیتروگلیسرین در گروه Nitrovasodilator  ها طبقه بندی می شوند .

یک ئویزگی ، نیتروپروساید را از نیتروگلیسرین متمایز می سازد : نیتروپروساید داردی خطرناکی است و ممکن است مسئول بیش از 1000 مرگ درسال باشد .

چون ممکن است اثرات مهم نیتروپروساید همان اثرات سمی آن باشد ، نخست اثرات زیان آور آن ظاهر خواهد د . در این فصل به اختصار اشاره بیه مسمومیت نیتروپروساید شده است .

مسمومیت

ماهیت سمی نیتروپروساید مربوط به ترکیب ملکولی ان می باشد کگه در شکل 3/18 نشان داده شده است . ملکول نیتروپروساید دارای 5 یون سیانید است و تقریباض نیمی از وزن ملکولی ملکول مادر ( اصلی ) سیانید است . وقتی ملکول نیتروپروساید گسسته می شود تا نیتریک اکساید رها شده و اثرات آن را بوجود اورد ، سیانید به داخل جریان خون رها می شود .

واکنش شیمیایی نشا ن داده شده درز شکل 3/18 توضیح می دهد که چگونه سیانید آزادبرداشت (دفع-م) می گردد .

سولفور از منبع دهنده آن با سیانید آزاد ترکیب شده و تیوسیانات (SCN) تکیل می گردد، که بوسیله کلیه ها تصفیه می شود . در این واکنش ، دهنده سولفور ، تیوسولفات است .

سیانید

هنگامی که برای نخستین بار ، نیتروپروساید معرفی گردید ، ظرفیت بدن انسان برای دفع سیانید را بیش از حد واقعی آن تخمین میزدند . عامل محدود کننده تیوسولفات است که به مقدایر محدود ذخیره می شود و به آسانی تهی می گردد .

حاصل کار عبارت است از تجمع زودرس ( سریع –م) و مکرر سیانید در طی انفوزیون نیتروپروساید . عواقب این تجمع سیانید در فصل 53 شرح داده شده است .

تیوسیانات

هنگامی که فعالبت کلیوی و یا جریان خون کلیوی به مخاطره افتد ، پاک سازی (clearance) تیوسیانات بوسیله کلیه ها مختل می گردد .

تجمع تیوسیانات سندرمی ایجاد می کند که جدای از مسمومیت های سیانید یا تیوسیانات بینا نمود .

اثرات

علت ارجح بودن نیتروپروساید این است که پاسخ عروقی سریعاً ایجاد می شود و مدت کوتاهی دوام دارد ، از این رو می توان سریعاً دوز را تیتره نمود .

در اغلب موارد ، اثر گشاد کنندگی عروقی با سرعت دوز کم (µg/kg/min5/0) ظاهر می شود ، و عاقبت پاسخ های همودینامیکی مشابه همان چیزی است که برای نیتروگلیسرین شرح داده شد .

بطور معمول با سرعت دوز کمتر از µg/kg/min، فشار خون کاهش نمی یابد . اگر با سرعت دوز کم ،فشار خون سریعاً افت  کرد.

نکاتی که باید در هنگام وقوع زلزله رعایت کنید

آذر ۱۱, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : آموزش سلامت, کمک های اولیه, مشروح اخبار

در هنگام زلزله چنانچه داخل ساختمان هستيد: خونسردی و آرامش خود را حفظ كنيد و مواظب كودكان باشيد. اگر خانه مسكونی شما يك طبقه است ودارای فضای باز است فورا و با احتياط خارج شويد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  چنانچه در آپارتمان زندگی می كنيد به طرف درهای خروجی، پله ها و آسانسورندويد و در محل های نسبتا امن ساختمان مانند زير ميز ها، تخت خواب های محكم،خروجِی های طاقی مانند چارچوب درها، مكانهای با سقفهای كوچك و راهروهای باريك و يا زير پله ها پناه بگيريد. به خاطر داشته باشيد كه در زمان وقوع زلزله های شديد ، جابجايی از مكانی به مكان ديگر بسيارمشكل و تقريبا غير ممكن است و شما فرصت كافی برای اين حركت را نخواهيد داشت.

سعی كنيد سر خود را با استفاده از كت، بالش، پتو، كتاب ضخيم و يا با قرار دادن آرنجها در طرفين سر و روی گوشها و پوشاندن پشت گردن با كف دستها، از صدمات احتمالی حفظ نماييد.

چنانچه در آشپزخانه يا موتورخانه شوفاژهستيد، فورا خارج شويد.

از پنجره ها ، درهای شيشه ای، آيينه ها، قفسه های بلند و كتابخانه سريعا دور شويد.

چنانچه در زمان وقوع زلزله در آسانسورهستيد، فورا تمام دكمه های آسانسور را فشار دهيد و در اولين توقف از آن خارج شويد.

چنانچه در پلكان هستيد روی پله ها به طرف ديوار (نه به طرف نرده ها) نشسته و با آرنج و كف دست سر و صورت خود را بپوشانيد.
چنانچه در پاركينگ هستيد سريعا خارج شويد. وجود مواد سوختی اضافی، روغن موتورو گريس خطرآفرين هستند.

در حمام و دستشويی مواظب كابينت ها و آيينه ها باشيد.

تا پايان لرزش در همان وضعيت بمانيد سپس با در نظر گرفتن مسير مناسب خروج و خطرات احتمالی در آن مسير، ساختمان را ترك نماييد.

موقع تخليه به ديگر اعضای خانواده نيز كمك كنيد.

در هنگام زلزله چنانچه خارج از خانه هستيد:

در كوچه ها و خيابانها تجمع نكنيد و راه عبور وسايل نقليه امداد رسان را باز نگه داريد.

از نزديك شدن به ساختمانهای تخريب شده و ساختمانهای بلند اجتناب كنيدو از كوچه های تنگ و باريك عبور نكنيد.

از دست زدن به سيم و كابل های برق و تير آهن و قطعات فلزی خودداری نماييد.

از ايستادن در كنار رودخانه ها،لبه صخره ها،روي ساختمانهاي آسيب ديده ، خرابه ها وپل هاي رو گذر و عابر پياده خودداري نماييد.
از راه رفتن و ايستادن در زير سيمهاي برق و نيز مجاور تير و دكل برق اجتناب كنيد.

از روي آوار عبور نكنيد و از جابجا كردن هر گونه مصالح ساختماني خودداري نماييد.(چون ممكن است موجب ريزش دوباره ساختمان گردد.)

در حياط خانه :

همانجا بمانيد.

از ساختمانها و ديوارها دور شويد و مواظب سقوط اجزاي آن باشيد.

در خيابان :

از ساختمانها و پياده رو ها فاصله بگيريد.

از تيرها و سيمهاي برق فاصله بگيريد.

در اتومبيل :

اتومبيل را در كنار خيابان به دور از تيرها و سيمهاي برق ، ساختمانها و پل هاي سواره رو و پياده رو متوقف كنيد،همانجا بمانيد تا زلزله تمام شود.

در فروشگاه ، بانك ، ادارات و غيره :

چنانچه ساختمان يك طبقه و داراي فضاي باز مي باشد سريعاً از آن خارج شويد و در صورت دور بودن از در خروجي از قفسه ها،ويترين ها،درهاي شيشه اي و غيره دور شويد.

در مكانهاي امن پناه بگيريد و سر و صورت خود را با كمك آرنجها و كف دستها و يا كيف و كت خود بپوشانيد.

بعد از اتمام زلزله،با دقت مسير خروج را انتخاب كنيد.

مواظب سقوط تابلوهاي ورودي ساختمان باشيد.

در سينما،ت‍ئاتر،استاديوم و غيره :

به طرف درهاي خروجي ندويد؛در صندلي خود بمانيد و سر و صورت خود را بپوشانيد.

در اداره :

فوراً به زير ميز خود برويد و تا پايان لرزش همانجا بمانيد.

فراموش نكنيد كه بايد قبلاً كامپيوتر و ماشين تحرير را سر جاي خود محكم كرده و قفسه هاي بايگاني را به ديوار وصل كرده باشيد.

توصيه هاي بهداشتي در محل اسكان موقت :

استفاده از مواد غذايي فاسد نشدني و سالم كه احتياج به پختن نداشته باشند مانند غذاهاي كنسرو شده.  صرفه جويي در مصرف مواد غذايي و اولويت دادن به آسيب ديدگان.

تأمين آب سالم و نگهداري آن در منابع تميز و در دار.الف-به روش جوشاندن به مدت 5 تا 10 دقيقه. ب-به روش كلر زني با اضافه نمودن 7 قطره محلول كلر مادر به يك ليتر آب

طرز تهيه كلر مادر:با اضافه نمودن يك قاشق غذا خوري پودر كلر به يك ليتر آب محلول كلر مادر بدست مي آيد.

استحمام در اولين فرصت و شستشوي مرتب دستها با آب و صابون.

در صورت لزوم احداث توالت صحرايي طبق موازين بهداشتي.

اجتناب از پراكنده نمودن زباله ها و فضولات.

زباله ها و فضولات به صورت صحيح دفن گردند.(گودالهاي حفر شده جهت دفن زباله و فضولات دست كم با سي سانتي متر خاك فشرده پوشانده شود.)

مبارزه با حشرات و جوندگان ناقل بيماري با استفاده از وسايل مناسب و رعايت احتياط لازم.

ضد عفوني و گند زدايي مناسب محل زيست.

دفن جنازه قربانيان و لاشه حيوانات تلف شده طبق موازين بهداشتي.

افرادي كه با اجساد سرو كار دارند بايستي رعايت كامل بهداشت فردي و محيط را بنمايند.

شركت در عمليات نجات مجروحين و آسيب ديدگان.

توجه به هشدارهي مسئولين و همكاري با آنها.

سعي در ايجاد آرامش فكري و سازش با شرايط پيش آمده.

آموزش های ضروری برای مقابله با طوفان

طوفان قابل پيش بيني است،آيا هرگز از خود پرسيده ايد اگر محل سکونت شما در معرض طوفان شديد يا گردباد و يا تندباد و کولاک قرار گيرد چه اتفاقي رخ خواهد داد

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  نزولات آسماني سنگين (بارانهاي شديد)، بادهاي شديد و صاعقه که با طوفان همراه هستند، مي توانند به اموال شما خسارت وارد کنند و زندگي تان را نيز به خطر اندازند. سعي کنيد بفهميد چه طوفانهايي ممکن است در منطقه شما رخ دهد و در چه زماني از سال، احتمال وقوع آن بيشتر است.

در زمان وقوع حادثه، رسانه هاي گروهي، وارد عمل مي شوند تا هشدارهاي عمومي را به همگان اعلام کنند. اگر به توصيه هاي آنها گوش فرادهيد، متوجه خواهيد شد که چه هنگام طوفان به منطقه شما نزديک مي شود.

مرحله بعد، آن است که بدانيد براي حفاظت از خانه و خانواده خود، چه مي توانيد بکنيد.

قبل از وقوع طوفان چه بايد کرد؟

1. در مناطقي که طوفان، موسمي و مسبوق به سابقه است بايد زمان خاص آن را، با توجه به اطلاعات قبلي، پيش بيني کرد.

2. در مناطقي مانند حاشيه هاي کوير و مناطق بادگير، تمام ساختمانها بايد گنبدي شکل ساخته شوند.

3. خطر شن روان در مناطق شني و کويري ازحوادث زيانبار است که با کاشتن و پرورش گياهان خاص منطقه مي توان آن را مهار کرد.

4. ذخيره آب و غذا (ترجيحاً به صورت کنسرو) به اندازه مصرف سه روز آماده کنيد و در کيف نجات قرار دهيد. در صورتي که غذا به صورت کنسرو نباشد بايد هر دو هفته يکبار تجديد شوند.

5. پناهگاه مناسبي انتخاب کنيد. زيرزمين منازل، زيرپله ها و يا وسايل سنگين و پابرجا که دور از ديوارهاي  خارجي و پنجره ها قرار دارند، مکانهاي خوبي براي پناه گرفتن هستند.

6. اگر قصد تعمير و اصلاح خانه خود را داريد، بايد به مستحکم کردن يک اتاق داخلي در مقابل بادهاي طوفاني توجه کنيد.

7. درختان خشک شده و شاخه هاي پوسيده آنها را قطع کنيد تا خطر افتادن تنه درختان بر روي خانه، کاهش يابد.

8. با هم قرار ملاقات بگذاريد تا بعد از طوفان مطمئن شويد هيچ کس گم نشده است يا نياز به کمک ندارد.

9. همواره کمي بنزين در باک اتومبيل خود داشته باشيد.

10. احتياطهاي لازم براي پيشگيري از خطر وقوع حريق را به عمل آوريد و به هيچ وجه در منزل، مواد آتش زا نگهداري نکنيد.

رعايت نکات ايمني هنگام وقوع طوفان:

1. جريان برق، آب و گاز را با رعايت اصول ايمني قطع کنيد.

2. فوراً دستگاههاي گازسوز يا نفت سوز را خاموش کنيد.

3. اگر وقت کافي داريد پنجره هاي منزل خود را با تخته هاي محکم ببنديد. مي توانيد براي تقويت پنجره ها از نوارچسب استفاده کنيد.

4. براي حفاظت درهاي بيروني از بستهاي قوي استفاده کنيد.

5. از در و پنجره دور شويد تا از خطر پرتاب شيشه در امان بمانيد.

6. هر چيزي را که ممکن است در داخل و خارج خانه به اطراف پرت يا شکسته شود محکم کنيد.

7. اگر مقامات مسؤول به شما توصيه کرده اند که محل مسکوني تان را تخليه کنيد اين کار را فوراً انجام دهيد.

8. اگر در خارج از منزل گرفتار طوفان شديد، فوراً به پناهگاه برويد. به عنوان آخرين چاره در يک گودال، حفره يا مجراي آب بخوابيد.

9. اگر هنگام وقوع طوفان داخل اتومبيل هستيد در سمت راست جاده و در محل مطمئني توقف و موتور خود را خاموش کنيد. جهت وسيله نقليه را در مسير باد قرار دهيد. سپس پنجره اتومبيل را کمي پايين بياوريد تا تعادل فشار در اتومبيل برقرار شود.

10. اگر امکان خارج شدن از اتومبيل و پناه بردن در منطقه امن وجود دارد، به سرعت اين کار را انجام دهيد.

11. چون بعد از طوفانهاي شديد خطر سيل و طغيان آبهاي جاري و راکد وجود دارد، اصولي را که در مورد سيل گفته شد حتماً رعايت کنيد.

12. به ياد داشته باشيد اگر آرامش خود را حفظ کنيد در موارد اضطراري بهتر عمل خواهيد کرد.

رعايت نکات ايمني بعد از وقوع طوفان :

1. براي کسب اطلاعات و دستورالعملها به راديو گوش دهيد و از دستورهاي آن پيروي کنيد.

2. کمکهاي اوليه را به افراد آسيب ديده يا گرفتار برسانيد و در صورت نياز از ديگران کمک بخواهيد.

3. از منطقه خسارت ديده دور شويد مگر آنکه از شما درخواست کمک شود يا اينکه بتوانيد کمک کنيد.

4. از سيمهاي آويزان برق دور شويد و اين موارد را به مقامات مسؤول اطلاع دهيد.

5. منابع اصلي آب و شبکه هاي تخريب شده فاضلاب را به مقامات مسؤول گزارش دهيد.

6. به توصيه هاي مأموران امداد توجه کنيد.

مروری بر شوک

فردی که یه شوک می رود فعالیت های حیاتی بدن اش در اثر عوامل مختلف کاهش می یابد. شایع ترین علت بروز شوک، کاهش حجم خون به دلیل خونریزی، اسهال و استفراغ شدید است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   دستگاه گردش خون وظیفه رساندن اکسیژن و موادغذایی به سلول ها و دفع مواد زاید را عهده دار است. اختلال در این وظیفه به اختلال در فعالیت های حیاتی بدن منجر می شود.

شوک عبارت است از نقص عملکرد دستگاه قلبی ـ عروقی در خون رسانی به بافتهای حیاتی بدن به میزان کافی. در حقیقت اگر جریان خون مویرگها مختل شود، اکسیژن رسانی و رسیدن گلوکز (ماده اصلی سوخت و تغذیه سلولها) به سلولها کاهش می‌یابد و دفع دی‌اکسید کربن (CO2) وسایر محصولات زائد از سلولها به مقدار کافی صورت نمی‌پذیرد.

عکس‌العمل بدن در برابر شوک

کاهش جریان خون اعضاء حیاتی مثل قلب و مغز می‌تواند در عرض چند دقیقه ، آسیب غیر قابل برگشتی به آنها وارد کند. به منظور جلوگیری از چنین آسیبی ، بدن یک سری مکانسیمهای جبرانی در جهت برقرار ساختن جریانی مداوم و ثابت از خون به سمت مغز و قلب فعال می‌کند که این به خرج کاهش جریان خون اعضاء کم اهمیت‌تر و غیر حساس‌تر بدن مثل پوست و عضله (در مرحله اول) و در مراحل بعدی ، کلیه‌ها و دیگر احشاء شکمی و روده‌ها انجام می‌شود. در همان زمان به منظور کمک بیشتر به افزایش جریان خون سیستم عروقی ، ضربان قلب نیز افزایش می‌یابد.

این مکانیسمهای جبرانی تحت اثر دستگاه عصبی سمپاتیک و هورمونهای غده فوق کلیه (اپی نفرین و نوار پی‌نفرین) می‌باشند. عکس‌العمل بدن در برابر خون رسانی ناکافی به بافتها و اندامهای بدن (شوک) باعث بروز علائم اولیه شوک می‌شود.

علائم شوک

کفایت مکانیسمهای جبرانی به مقدار و سرعت از دست رفتن خون بستگی دارد و معمولاً تا حدی مکانیسمهای جبرانی قادرند فشار خون را در محدوده طبیعی نگه دارند که خون از دست رفته بیش از 15 تا 20 درصد کل حجم خون و به عبارتی بیش از حدود یک لیتر نباشد.

علائم شوک بطور خلاصه عبارتند از:

تشنگی شدید در مراحل اولیه.
رنگ پریدگی و سرد شدن پوست به علت تنگ شدن عروق خونی پوست.
نبض سریع به علت تندتر زدن قلب برای جبران شوک و بعد ضعیف شدن نبض.
احساس ضعف و غش در بیمار به علت کاهش خون رسانی به مغز و عضلات.
افت فشار خون فشار خون در مراحل اول فقط در حالت ایستاده افت می‌کند ولی با پیشرفت شوک در حالت دراز کشیده نیز پایین است.
تنگی نفس شدید و تند شدن تنفس به علت ناکافی بودن خون از اکسیژن.
کاهش هوشیاری به علت کاهش خونرسانی به مغز.

علل شوک

قلب و رگها خونی ، در بدن انسان مخزن عروقی را تشکیل می‌دهند که خون را در خود جای می‌دهند و جریان خون طبیعی تحت اثر سه عامل قدرت انقباضی قلب ، حجم خون و قطر عروق خونی می‌باشد.

اگر هر یک ازاین سه عامل فشار ؛ پمپاژ قلب ، میزان خون و انبساط و انقباض رگهای خونی دچار اختلال شده و درست عمل نکنند، خون رسانی به بافتهای بدن به میزان کافی صورت نخواهد گرفت و شوک اتفاق می‌افتد.

از اینرو شوک را به سه نوع کلی می‌توان تقسیم کرد.

شوک ناشی از کاهش حجم خون
شوک ناشی از کاهش قدرت قلب
شوک ناشی از گشاد شدن رگهای خونی
شوک ناشی از کاهش حجم خون

ایجاد شوک به علت از دست دادن مایعات به هر دلیل شوک کمبود حجم ( هیپوولمیک ، هیپو= کمبود ، ولمیک = حجم ) نامیده می‌شود. در مصدومین رایجترین نوع شوک که خطرناک نیز می‌باشد ، شوک هیپوولمیک (Hypovolemic) یا شوک ناشی از کاهش حجم خون است.

کاهش حجم خون می‌تواند مستقیماً به علت از دست رفتن خون ، (مثلاً در خونریزیهای خارجی و داخلی) یا پلاسما ( مثلاً در سوختگیهای وسیع و … ) باشد. در اکثر موارد ، شوک کمبود حجم به علت خونریزی است که به آن شوک خونریزی یا شوک هموراژیک می‌گویند.

باید تاکید شود که خون فقط بخش کوچکی از کل مایعات بدن را تشکیل می‌دهد .

تمام مایعات بدن باهم حدود 60 درصد وزن کل بدن را شامل می‌شوند. کاهش پلاسمای خون و بدنبال آن کاهش حجم خون ممکن است به دنبال از دست رفتن جبران نشده مایعات از راههای دیگر مثل اسهال ، استفراغ ، تعریق زیاد ، سوختگی ، دهیدراتاسیون ( کم آبی بدن ) و … باشد.

اگر بدن از قبل دچار کمبود آب نیز باشد ، این عکس العمل زودتر بروز می‌نماید. در مکانهایی که درجه حرارت بالایی دارند ، مانند انبارها و کارخانه ها ، و یا اگر مصدوم قبل از جراحت ، به شدت عرق کرده است (مثلاً حوادثی که ضمن ورزش کردن و یا شکار رخ می‌دهند) و یا بعضی کارهای سخت و سنگین ، مانند بار بری و آهنگری ، ممکن است قبل از وقوع حادثه ، آب بدن را کاهش داده ، در نتیجه اثرات کاهش حجم خون سریعتر آشکار شود.

شوک قلبی

اگر قلب نتواند بخوبی عمل پمپاژ خون را انجام داده و رگهای بدن را پر از خون نگه دارد، شوک ایجاد می شود. قلب ، پمپی است که خون را از طریق رگها به درون بدن می‌فرستد و هرگونه اختلال در برون‌ده آن فوراً به صورت کاهش جریان خون اعضای مختلف بدن تظاهر می‌کند. برون‌ده قلب محصولی از دو عامل است:
ضربان قلب ، یعنی تعداد ضربان در دقیقه.

حجم ضربه‌ای ، یعنی حجمی از خون که در طی هر ضربه از قلب خارج می‌شود.

شوک قلبی معمولاً در اثر صدمه به قلب ، حمله قلبی و سایر بیماریهای قلبی ایجاد می‌شود. اکثر بیماریهای قلبی که درمان آن به تعویق می‌افتد، سرانجام آن قدر به قلب صدمه می‌رساند تا این که شوک قلبی رخ می‌دهد.

شوک ناشی از تغییر قطر رگهای خونی

ظرفیت رگهای بدن در مقایسه با حجم خون نباید خیلی بزرگ باشد. انبساط رگهای خونی ، بدون انقباض کافی دیگر رگهای خونی (به منظور جبران این انبساط) ایجاد شوک می‌کند. سرخرگها و سیاهرگهای بدن ، می‌توانند در پاسخ به تاثیرات هورمونی (شیمیایی) و عصبی قطر خود را تغییر دهند.

دستگاه عصبی سمپاتیک (جزئی از دستگاه عصبی خودکار بدن) مسوولیت کنترل کشش عضلات موجود در جدار رگها رابه عهده دارد و فعالیت این دستگاه سبب افزایش انقباض سرخرگها می شود. اثر مشابهی نیز توسط هورمونها مترشحه از غده فوق کلیوی ( ادرنال ) ، یعنی اپینفرین و نوراپی نفرین ، ایجاد می‌شود.

انقباض سرخرگها ، مقاومت آنها را در برابر خون بطور قابل توجهی افزایش می‌دهد. در نتیجه جریان خون به بافتها کاهش یافته ،و در همان زمان فشار خون سرخرگی افزایش می یابد. به عکس ، کاهش فعالیت دستگاه سمپاتیک منجر به گشاد شدن (انبساط ) سرخرگها و افزایش جریان خون بافتها می‌شود که به موازات آن فشار خون کاهش می‌یابد. در بعضی از شرایط خاص ، موقعی که رگهای خونی ، انبساط بسیار زیادی پیدا می‌کنند، فشار خون بطور حاد کاهش یافته و مصدوم دچار شوک می‌شود.

انقباض سیاهرگها نیز می‌تواند با مکانیسمی متفاوت ، سبب افزایش فشار خون شود. در هر لحظه معین ، اکثر حجم خون موجود در گردش ، در سیاهرگها باعث می شود حجم زیادی از خون از سمت سیاهرگها به سوی قلب به حرکت درآید که با افزودن برون ده قلب ، فشار خون را افزایش خواهد داد.

اقدامات اورژانس در بیمار مبتلا به شوک

مدت زمانی را که فرصت دارید تا اقدامات اورژانس را برای مصدوم با شرایط خطرناک (خونریزی شدید و شوک) به اجرا در آورید، بسیار اندک است. لذا اقدامات درمانی باید هرچه سریعتر شروع شوند.

مصدومینی که دچار شوک شده‌اند و یا احتمال شوک در آنها وجود دارد، باید سریع به بیمارستان منتقل شوند.

مصدوم را در موقعیت مناسب قرار دهید با توجه به مشکلات و صدمات مصدوم می‌توان وی را در وضعیت مناسب قرار داد:

بلند کردن پا بهترین روش است. پاهای مصدوم را 25 سانتیمتر بلند کنید. در موارد صدمه در ناحیه گردن و یا ستون فقرات ، صدمه در ناحیه سر ، صدمه به قفسه سینه و شکم ، در رفتگی و یا شکستگی استخوان لگن و یا شکستگی لگن خاصره از این روش استفاده نکنید.

بدن مصدوم را به حالتی که سر و سینه‌اش از سطح بدن پایینتر قرار گیرد، قرار ندهید، زیرا باعث می‌شود احشاء شکمی به دیافراگم فشار بیاورد. هدف این است که مصدوم در وضعیتی (طاق باز یا نیم نشسته) قرار بگیرد که کاملاً راحت باشد و به راحتی تنفس کند. مصدوم را در هر موقعیتی که قرار می‌دهید، باید علائم حیاتی را در او بررسی کنید و مراقب باشید زیرا امکان استفراغ وجود دارد.

راه تنفس مصدوم را باز کنید. جهت این کار یک دست را بر پییشانی مصدوم و دست دیگر را زیر چانه او قرار دهید. سر مصدوم را به عقب خم کنید. این کار سبب می‌شود دهان او اندکی باز شود.

اگر مصدوم نفس می‌کشد، مجاری تنفسی او را باز نگه دارید. اگر مصدوم نفس نمی‌کشد به او تنفس مصنوعی بدهید. مراقب مواد مترشحه و استفراغ مصدوم باشید و در صورت وجود آنها را پاک کنید. اگر تنفس و گردش خون مصدوم متوقف شده است، اقدامات احیاء قلبی – ریوی (CPR) را انجام دهید.

خونریزی را با روشهای فشار مستقیم ، بالا نگه داشتن عضو مجروح ، اعمال فشار نقطه‌ای و یا دیگر راههای لازم مهار کنید. کاهش حجم خون برای مصدومی که دچار شوک شده ،خطرناک است. در صورت در دسترس بودن ، از لباسهای ضد شوک نیز استفاده کنید. اگر چنین لباسی در دسترس ندارید می‌توانید با استفاده از باندهای کشی سرتاسر اندام تحتانی را با فشار متوسط بانداژ نمایید.

هرچه سریعتر به مصدوم اکسیژن برسانید. کمبود اکسیژن در اثر کاهش جریان خون ایجاد می‌شود. به مصدوم اکسیژن خالص برسانید.

در صورت وجود آسیب احتمالی در ناحیه ستون فقرات ، مصدوم را بی‌حرکت نگه دارید.

شکستگیها را آتل بندی کنید. این کار باعث می‌شود که خونریزی و درد که هر دو شوک را تشدید می‌کنند، تخفیف یابد. مصدوم را به تندی و با شدت تکان ندهید چرا که حرکت بدن ، شوک را تشدید می‌کند.

به مصدوم اطمینان و قوت قلب دهید و او را بی‌حرکت نگه دارید. اگر مصدومینی که دچار شوک شده‌اند، بی‌حرکت و آرام باشند، شانس بیشتری برای زنده ماندن خواهند داشت.

از کاهش دمای بدن جلوگیری کنید. باید دمای بدن مصدوم را تا حد امکان نزدیک به میزان طبیعی نگهدارید. ولی مصدوم را بیش از حد گرم نکنید. اگر امکان دارد، لباسهای خیس را از تن مصدوم در آورید. مصدومینی را که از ناحیه سر ، ستون فقرات و گردن آسیب دیده‌اند، آنها را برای گذاشتن پتو در زیرشان تکان ندهید.

هیچ چیز به مصدوم نخورانید.

مصدومی که دچار شوک شده است، دهانش خشک می‌شود و احساس تشنگی می‌کند. همچنین ممکن است در اثر اکسیژن رسانی به مصدوم ، دهان و مجاری بینی مصدوم خشک شوند. مصدوم نباید چیزی بنوشد.

هیچ نوع دارو و غذا و مایعی را از طریق دهان به مصدوم ندهید. اگر چنین کنید، احتمال وقوع استفراغ را در مصدوم افزایش می‌دهید.

هدف درمان اولیه در شوک کمبود حجم ، جلوگیری از تداوم از دست دادن خون است. درمان جایگزینی خون از دست رفته با دادن مایع است.

در مرحله اول درمان در صحنه حادثه یک سرم فیزیولوژیک (که جزئی از وسایل هر امدادگری می‌باشد) یا محلول رینگرلاکتات می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

محلول رینگرلاکتات حاوی نمک در غلظتی معادل غلظت خون است و با وجود اینکه گلبولهای خونی را ندارد و نمی‌تواند تمام اعمال خون را انجام دهد، می‌تواند در مراحل اولیه درمان جایگزینی حجم خون و بالا آوردن فشار آن نقش موثری ایفا کند. با این کار رینگرلاکتات در حفظ جریان خون به تمام اعضای بدن کمک می‌کند. انتقال خون تنها با دستور پزشک و در مراحل درمان انجام می‌شود.

آشنایی با روش های سرم تراپی و مایع درمانی

75 درصد وزن بدن ما را آب تشکیل می دهد. بیشتر آب بدن در فضای داخل سلولی و بقیه آن در فضای بیرون سلولی قرار دارد. فضای بیرون سلولی شامل: رگ های خونی و فضای بین سلول ها است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   تقريبا” 60% از وزن افراد بزرگسال را مايع (آب و الكتروليت) تشكيل مي دهد. سن،جنس و چربي فاكتورهائي هستند كه بر ميزان مايعات بدن تاثير مي گذارند. درصد مايعات بدن در جوانان بيشتر از افراد پير و در مردان بيش از زنان است . سلول هاي چربي محتوي آب كمتري مي باشند از اين رو مقدار مايع در بدن افراد چاق نسبت به افراد لاغر كمتر است.

مايعات بدن در دو بخش قرار دارند: فضاي داخل سلولي (مايع درون سلولها) و فضاي خارج سلولي ( مايع خارج سلولها). دو سوم مايعات بدن را مايع درون سلولي [1](ICF) تشكيل مي دهد كه عمدتا”در توده عضلاني اسكلتي جاي مي گيرد . مايع خارج سلولي[2] (ECF) كه يك سوم مايعات بدن را تشكيل مي دهددر سه فضاي توزيع مي گردد:

داخل عروقي يا پلاسما (Intravenous Fluid)

مايع ترانس سلولار (Transcellular Fluid)

مايع بين سلولي (Intrascellular Fluid)

فضاي داخل عروقي شامل پلاسما مي باشد كه حدود 3 ليتر از متوسط 6 ليتر حجم خون را تشكيل مي دهد. 3 ليتر باقيمانده شامل اريتروسيت ها ، لكوسيتها و ترومبوسيت ها مي باشد .

فضاي بين سلولي مايعي است كه دورتادور سلول را در برمي گيرد و حجم كل آن در بزرگسال تقريبا”12-11 ليتر مي باشد.

لنف نمونه اي از مايع بين سلولي است.. مايع مغزي نخاعي ، پريكارد، سينوويال ، مايعات داخل چشمي و پرده جنب، عرق بدن و ترشحات گوارشي مثال هایي از مايع ترانس سلولار است.

الكتروليت ها

الكتروليت هاي موجود درمايعات بدن جزء عناصر شيميايي فعال به شمار مي روند. كاتيونهاي (حامل بار مثبت) اصلي شامل سديم ، پتاسيم، كلسيم، منيزيوم و يونهاي هيدروژن مي باشند. آنيونهاي ( حامل بار منفي ) اصلي شامل كلرايد،بيكربنات ، فسفات، سولفات و يونهاي پروتئينه تشكيل مي دهند.

غير الكتروليتها

مواد غير الكتروليت شامل گلوكز، آمينواسيد ، اوره ، كراتينين و……. كه از لحاظ شيميائي غير فعال و فاقد بار الكتريكي است

هموستاز[3]

بدن از طريق هورمونها و مكانيسم هاي متعدد تعادل مايع ورودي و خروجي بدن را حفظ مي كند. به اين تعادل حاصله هموستاز گويند. قانون كلي كه در افراد بزرگسال سالم وجود دارد اين است كه دفع ادرار با مصرف مايعات در حال تعادل باشد.

اختلالات مربوط  به حجم مايع

كمبود حجم مايع (هيپوولمي)

زماني كه از دست دادن حجم مايع خارج سلول نسبت به مصرف مايع بيشتر شود ، كمبود حجم مايع[4] (FVD) ايجاد مي شود. كاهش حجم مايعات بدليل از دست دادن مايعات بدن ، بخصوص در صورتي كه مايعات مصرفي همزمان كاهش يابد ، ايجاد مي شود. خردسالان ، افراد مسن و يا بيماران رواني ( كه مصرف مايعات كمي دارند) عمدتا” در معرض خطر هيپوولمي هستند.

علل FVD عبارتند از : از دست رفتن مايعات بطور غير طبيعي ( استفراغ ، اسهال، ساكشن ترشحات گوارشي ، تعريق ) و كاهش مصرف مايع ( تهوع يا عدم دسترسي به مايعات) ، ساير عوامل خطرزا شامل ديابت بيمزه، نارسائي غده فوق كليوي، ديورز اسموتيك ، خونريزي و كوما مي باشد. شيفت مايع به فضاي سوم يا حركت مايع از گردش خون به ساير فضاهاي بدن ( ادم اندامها ، آسيت) نيز ممكن است سبب ايجاد FVD شود.

تظاهرات باليني

FVD بسته به ميزان اتلاف مايع بصورت خفيف ، متوسط و شديد تظاهر مي يابد. علائم FVD عبارتست از : كاهش شديد وزن ، كاهش تورگور پوستي ، كم شدن حجم ادرار ، غليظ شدن ادرار ، هيپوتانسيون ارتوستاتيك يا مثبت شدن Tilt test( افت فشار خون سيستوليك بيش از mm Hg15 حين تغيير وضعيت بيمار از حالت خوابيده به نشسته ) ، نبض سريع (تاكيكاردي ) و ضعيف ( فيلي فرم ) ، كاهش فشار وريد مركزي ، پوست سرد و نمناك ، بيحالي و افت درجه حرارت بدن ، در افراد سالخورده بدليل كاهش خاصيت ارتجاعي پوست ، بجاي كنترل تورگور پوستي ، بررسي قوام و وضعيت زبان بيمار قابل اطمينان  است . در بيماران مبتلا به كمبود حجم ، نسبت BUN خون به كراتينين سرم افزايش مي يابد ( بيش از 20به 1)

اقدامات درماني و مراقبت پرستاري در FVD:

در موارد FVD خفيف تا متوسط مصرف مايعات خوراكي و در موارد شديد ، استفاده از مايع درماني وريدي ارجحيت دارد. محلولهاي الكتروليتي ايزوتونيك( مانند رينگر لاكتات يا نرمال سالين 9/.% ) جهت افزايش حجم پلاسما كاربرد دارد. در صورت نرمال شدن فشار خون بيمار از محلول هاي هيپو تونيك ( مانند كلريد سديم 45/.% ) استفاده مي شود تا هم آب و الكتروليت هاي لازم را جهت دفع مواد دفعي ناشي از سوخت و ساز توسط كليه تامين نمايند. اندازه گيري و ثبت I&O يكي از قسمت هاي مهم ارزيابي بيمار مي باشد و شناخت هر گونه انحراف I&O لازم است ( كاهش تدريجي ادراري مي تواند نشانه مكانيسم تطبيقي بدن در اختلال مايع هيپر اسمولار يا FVD باشد) . اندازه گيري دقيق I&O مي تواند به تشخيص بيماران در معرض خطر و يا مبتلا به اختلال مايع ، الكتروليت كمك مي كند. مي بايست كنترل I&O در مراكز درماني براي بيماران تب دار ، بعد از پروسيجرهاي خاص ، مبتلا به نارسائي قلبي ، بيماران بدحال ، و بيماران كليوي بدقت انجام گيرد.

كنترل ميزان جذب و دفع مايعات هر 8 ساعت ، توزين روزانه ، بررسي وضعيت هموديناميك ( كنترل علائم حياتي ، فشار وريد مركزي ) ، كنترل تورگور پوستي و قوام زبان بيمار در بيماران FVD ضرورت دارد.

افزايش حجم مايعات (هيپرولمي )

فزوني حجم مايعات[5] (FVE) به افزايش حجم مايع در مايع خارج سلولي ( ناشي از احتباس غير طبيعي آب و سديم ) گفته مي شود. عواملي كه به بروز FVE كمك مي كنند شامل نارسائي احتقاني قلب ، نارسائي كليوي ، سيروز كبدي و مصرف مقادير زياد نمك .

تظاهرات باليني

علائم FVE ناشي از انبساط حجم ECF بوده و شامل ادم ( اغلب در اطراف چشمها ، اندلامها، و ناحيه خاجي ) افزايش وزن ، اتساع وريدهاي گردني ، تنگي نفس و رال ريوي ، افزايش ضربان قلب ، افزايش فشار نبض ، افزايش دفع ادرار ، در گرافي قفسه سينه علائم احتقان ريوي ديده مي شود. كاهش BUN و هماتوكريت از يافته هاي آزمايشگاهي است .

اقدامات درماني و مراقبت هاي پرستاري در FVE

قطع مصرف مايعات وريدي ، استفاده از داروهاي ديورتيك و محدود كردن مصرف مايعات و سديم از جمله اقدامات درماني است . در صورت موثر نبودن درمان داروئي ، مي توان از همودياليز يا دياليز صفاقي استفاده نمود.

از جمله مراقبت هاي پرستاري در FVE :

كنترل جذب و دفع

توزين روزانه بيمار

كنترل ادم اندامها

سمع صداهاي ريوي از نظر وجود رال و…… را مي توان ذكر كرد.

جايگزيني داخل وريدي مايعات و الكتروليت ها

جايگزيني داخل وريدي شامل: TPN، درمان وريدي مايع و الكتروليت ( كريستالوئيد)،  خون و فرآورده هاي آن (كلوئيد) مي باشد.

انواع محلولهاي كريستالوئيدي

محلولهاي ايزوتونيك

مايعات و محلولهاي ايزوتونيك سبب افزايش حجم ECF ، يك ليتر مايع ايزوتونيك به ميزان ليتر حجم EFC را افزايش مي دهد. محلولهاي ايزوتونيك عبارتست از : دكستروز 5 درصد در آب ( D5W) ، محلول رينگر ، محلول كلرور سديم 9/.% ( N/S) ، محلول رينگر لاكتات ) RL) – D/W5%_D/S 5%

محلول ِD/W5%

محلول قندي 5% (D/W5%) در ابتدا ايزوتونيك است اما با متابوليزه شدن سريع گلوكز به مايعي هيپوتونيك ( 3/1 خارج سلول و3/2 داخل سلول ) تبديل مي شود. اين نكته بايد در بيماراني كه در معرض خطر افزايش فشار داخل جمجمه هستند مورد توجه قرار گيرد.

نكات قابل توجه در سرم D/W5% عبارتست از :

محلول D/W5% محلول مناسبي براي احيا، مايع نيست

به منظور ايجاد ديورز خفيف در درمان مسموميت ها و دفع توكسمي بكار مي رود.

استفاده از گلوكز به همراه انسولين و الكتروليت ها (KCL) در انفاركتوس ميوكارد از آسيب بافتي مي كاهد( سرم GIK) .

در بيماران به منظور تامين انرژي بيماران و جلوگيري از تجزيه غير ضروري پروتئين ها بدنبال فقر غذائي استفاده مي شود.

D/W5%جهت رقيق سازي برخي داروها براي انفوزيون داخل وريدي (مانند دوپامين و بي كربنات سديم ) بكار مي رود.

محلول دكستروز 10 درصد همراه با اسيدهاي آمينه (آمينوفيوژن ) و اينترا ليپيد در تغذيه پارنترال (TPN) استفاده مي شود . همچنين در بيماراني كه ادم ريوي دارند بعنوان محلول استفاده مي شود.

در بيماراني كه تب شديد دارند به منظور تامين انرژي مصرف شده از محلول D5W استفاده مي شود.

در بيماراني كه ادم ريوي دارند (با تشديد ديورز از تجمع مايع آلوئولي مي كاهد)

در جراحي ها 150-50 گرم گلوكز جهت جلوگيري از هيپو گليسمي حين عمل انفوزيون شود.

10. محلول دكستروز  10 درصد در مسموميت با ژتاسيم بهمراه انسولن استفاده مي شود.

رينگر لاكتات

محلول رينگر لاكتات با غلظتي مشابه پلاسما مي باشد . نكات قابل توجه در سرم رينگر لاكتات عبارتست از :

1) در درمان هيپوولمي ، سوختگي ها ، جايگزين مايعات از دست رفته در اسهال و جايگزين خون از دست رفته در موارد حاد

2) در نارسائي كليه نبايد مورد استفاده قرار گيرد چون موجب هيپوكالمي مي شود.

3) لاكتات در بدن بسرعت به بيكربنات تبديل شده و نبايد اين محلول را در اسيدوز لاكتيك استفاده كرد.

4) اين محلول با ساير داروها هنگام تجويز همزمان ناسازگاري دارد.

5) به بيمار آموزش دهيد ، درد و تورم محل تزريق را اطلاع دهد.

6) به همراه ساير محلولها در تغذيه موقتي بيماران بكار مي رود.

رينگر

رينگر از جمله محلول هاي الكتروليتي است . بدنبال تزريق محلول هاي قند نمكي و نرمال سالين ، مقداري از نيازهاي تغذيه اي و الكتروليتي بيماران تامين مي گردد اما تزريق اينگونه محلول ها با تشديد ديورز بعلت دفع پتاسيم از طريق ادرار ، بيماران را در معرض هيپوكالمي قرار مي دهد. اما سرم رينگر ، علاوه بر دارا بودن Nacl به مقدار مشابه حاوي مقداري K+ و Ca++ با غلظت ايزوتونيك است. در واقع رينگر ، نرمال ساليني است كه مقدار ي پتاسيم و كلسيم به آن افزوده شده است . اگر فعاليت كليوي مختل نشده باشد ، اين فرآورده براي جايگزين كردن حجم مايع مناسب است.

موارد مصرف و نكات پرستاري در استفاده از اين محلول عبارتند از :

جايگزيني الكتروليتها در مواردي كه از دست دادن يون كلر بيش از يون سديم باشد (گاستروآنتريت)

در تغذيه پارنترال كوتاه مدت همراه ساير محلول ها

درمان دهيدراتاسيون ناشي از اسيدوز ديابتي

جايگزيني مايعات از دست رفته حين عمل جراحي در صورت نبودن محلول هاي مناسب

به منظور جلوگيري از هيپوكالمي ناشي از سرم تراپي با ساير محلول ها و هيپوكالم ناشي از مصرف ديورتيك ها

در شوك هيپوولمي بر ساير محلول هاي قندي نمكي ارجحيت دارد.

نكات پرستاري به هنگام مصرف رينگر

–  در نارسائي كليه استفاده از اين محلول ممنوع است.

–  مصرف آن در هيپرناترمي ممنوع است.

–  جهت جبران هيپوكالمي از رينگر به تنهائي نمي توان استفاده نمود و مي بايست از محلول هاي هيپرتونيك كلرور پتاسيم با دوز تجويزي پزشك به رينگر اضافه نمود

–  افزودن محلول هيپرتونيك بيكربنات سديم به داخل رينگر ممنوع است ( كلسيم با بيكربنات تشكيل رسوب مي دهد).

نرمال سالين

محلول نرمال سالين ( كلرور سديم 9/.%) محلول ايزواسمولار و الكتروليتي است كه تماما” در ECF باقي مي ماند. به همين دليل در اكثر موارد از آن براي درمان كاهش حجم مايع استفاده مي شود. نكات قابل توجه در استفاده از اين سرم عبارتست از :

در شيمي درماني بايد 100-50 سي سي محلول نرمال سالين قبل و بعد از انفوزيون داروي شيمي درماني تزريق شود. اين محلول تنها محلولي است كه مي تواند همراه با فرآورده هاي خوني مورد استفاده قرار گيرد.

در اقدامات درماني بهنگام شوك ، احياء قلبي ريوي ، كتو اسيدوز ديابتي ، آلكالوز متابوليك و شرائط هيپو ولمي كاربرد دارد.

جهت هواگيري و شستشوي (پرايم كردن مايع همودياليز

در آْكالوز متابوليك به همرا ه KCLاستفاده مي شود.

از اين محلول در بيماران نارسائي قلبي ، ادم ريوي ، آسيب هاي كليوي يا احتباس سديم با احتياط استفاده شود.

محلول هاي قندي و نمكي

محلول دكستروز  سالين 5% (D/S) از نظر تركيبات شيميايي معادل سرم قندي 5% داراي گلوكز ، همانند نرمال سالين 9/.% حاوي كلرور سديم است. مورد استفاده اين محلول در تامين انرژي ، آب و الكتروليتهاي مورد نظر بيماران در تغذيه پارنترال و بيماران NPO است. استفاده از اين محلول در مسموميت ها مفيد است

سرم 3/1 ، 3/2

3/1حجم نرمال سالين و3/2حجم آن دكستروز 5% مي باشد. بعلت داشتن قند و كلرور سديم كمتر نسبت به دكستروز سالين 5% در بيماران ديابتي كاربرد دارد. با انفوزيون اين محلول در حين اعمال جراحي ، بخصوص اطفال از خطر احتباس سديم مصون خواهند بود. در هنگام انفوزيون اين محلول در بيماران با نارسائي قلبي ، كليوي و كبدي بيماران بدقت از نظر افزايش فشار خون و ادم حاد ريه بررسي كنيد.

محلولهاي هيپرتونيك

محلولهاي تزريقي هيپرتونيك موجود عبارتند از : D/W10% ، محلول قندي 20%،50% – مانيتول 10%،20%

نكات قابل توجه در استفاده از اين محلول ها عبارتست از:

تزريق دكستروز 50% در مدت 5 دقيقه مي تواند كرامپ عضلاني بيماران همودياليزي و اورميك را رفع كند

براي درمان سريع هيپوگليسمي از تزريق دكستروز 50 درصد بصورت داخل وريدي استفاده مي شود.

تزريق محلولهاي قندي هيپرتونيك در بيماراني كه دچار آنوري هستند ( و غير دياليزي هستند) ممنوع است.

در هموراژي داخل جمجمه و خونريزي اسپاينال ، استفاده از محلول هاي قندي قندي محدوديت دارد.

از نشت محلول به بافت اطراف وريد جلوگيري كنيد زيرا موجب سفتي و نكروز مي شود.

محلول هاي غليظ دكستروز بايد به آهستگي انفوزيون شوند.زيرا ممكن است سبب افزايش قند خون و جابجائي مايعات شود.

ترجيحا” از وريدهاي بزرگ مركزي براي تزريق محلول هاي قندي غليظ استفاده شود.

جهت تامين نيازهاي كالري بدن از دكستروزهاي غليظ استفاده مي شود.

مصرف توام محلولهاي قندي و ترانسفوزيئن خون بخصوص از طريق يك كاتتر ممنوع است.

10. هنگام تجويز محلول هاي هيپرتونيك قندي انتظار ديورز اسموتيك را داشته باشيد.

11. محلولهاي قندي فاقد الكتروليت هستند و بعد از تزريق ديورز ايجاد كرده و سبب هيپو كالمي و هيپو ناترمي مي شوند

12. تشديد ديورز بعد از تزريق اين محلولها مي تواند منجر به دهيدراتاسيئن شود.

13. انفوزيون محلولهاي قندي منجر به كمبود ويتامينهاي گروه B مي شود. بهتر است در بيماران N.P.O به مدت طولاني با محلولهاي قندي سرم تراپي مي شوند ويتامين B كمپلكس به محلولهاي قندي اضافه شود.

محلولهاي هيپوتونيك

از جمله اين محلول ها مي توان به كلرور سديم 45/.% (سالين نرمال) اشاره كرد. هدف  استفاده از اين محلول ها رساندن آب به جهت دفع مواد زائد بدن و گاهي هم براي درمان هيپرناترمي مي باشد.

محلول هاي جايگزين پلاسما

دكستران

دكستران از پلي ساكاريدهاي صناعي بوده كه خصوصيات كلوئيدي مشابه آلومين را دارا مي باشد . در بزرگسالان در درمان شوك تا gr/kg2 در روز اول و سپس gr/kg/day1 انفوزيون مي شود.درمان نبايد بيش از 5 روز طول بكشد . بعنوان پروفيلاكسي آمبولي ريوي و ترومبوز وريدي gr/kg1 تا سه روز تجويز مي شود.

موارد مصرف اين محلول عبارتست از :

درمان كمكي در شوك ناشي از خونريزي ، سوختگي ، جراحي

مايع اوليه در پمپ هاي اكسيژن دهنده در گردش خون از بدن ( جراحي قلب باز)

جهت جلوگيري از ترومبوز عروق وريدي، آمبولي ريوي، در اعمال جراحي بخصوص جراحي لگن

بعنوان جانشين فرآورده هاي خوني زماني كه هنوز كراس ماچ انجام نشده باشد.

نكات پرستاري بهنگام مصرف دكستران

· در صورت بروز علائم آلرژيك ، تزريق را قطع و از داروهاي آنتي هيستامين استفاده كنيد.

· تزريق دكستران در بيماران با هماتوكريت كمتر از 39 درصد يا مشكلات انعقادي ممنوع است.

· بيمار را هيدراته كنيد زيرا دكستران يك محلول هيپرتونيك كلوئيدي است كه آب را از فضاي خارج سلولي بدرون عروق مي كشد.

· دكستران را فقط زماني كه دسترسي به خون يا فرآورده هاي آن نداريد استفاده كنيد.

سرم را در درجه حرارت 25 درجه سانتيگراد نگهداري نمائيد.(در درجه حرارت پائين تر ممكن است بلور تشكيل شود. در صورت تشكيل بلور، سرمرا داخل آب گرم قرار دهيد تا بلورها حل شود.

· با توجه به كاهش پلاكتها در هنگام تزريق دكستران بهتر است بيمار از نظر هماتمز ، ملنا و هماچوري كنترل شود.

· از اين محلول در بيماران نارسائي احتقاني قلب با احتياط تزريق شود زيرا سبب كاهش پروتئين هاي پلاسما مي شود.

هماكسل

هماكسل از استخوان گاو نر استخراج شده كه وزن مولكولي بسيار بالايي دارد. تزريق هماكسل علاوه بر جبران پلاسما ، باعث بهبود گردش خون در عروق موئينه شده و از بروز ضايعات كليوي بدنبال شوك جلوگيري مي كند. موارد مصرف اين محلول عبارتست از:

شوك هيپوولميك( شوك ناشي از سوختگي ، پريتونيت، گاستروآنتریت ، اغمائ دیابتی و …)

شوک هموراژیک(بدنبال تصادفات ،خونریزی، بیماری های داخلی و…)

جهت ثابت نگهداشتن جریان خون در بی هوشی،اعمال جراحی ،همودیالیز

بعنوان جایگزین مایعات بدن در تعویض پلاسما

بعنوان جانشین پلاسما در گردش خون خارج از بدن(جراحی قلب باز)

نکات پرستاری به هنگام مصرف هماکسل

تزریق سریع هماکسل باعث آزاد شدن هیستامین می شود.بنابراین در حین تزریق و پس از آن ممکن است منجر به بروز کهیر ، لرز ،اسپاسم ،تاکی کاردی ،هیپوتانسیون و کلاپس عروق می گردد. درصورت بروز حساسیت خفیف از طریق آنتی هیستامین استفاده کنید. در صورت تشدید آلرژی هماکسل را قطع کنید.فشار خون حین تزریق هماکسل کنترل گردد.سابقه حساسیت و آسم قبل از تزریق از بیمار سئوال شود. درجه حرارت هماکسل حین انفوزیون 37 درجه سانتی گراد باشد.از تزریق هماکسل سرد خودداری کنید.

مراقبت پرستاری در بیماران تحت درمان وریدی

آمادگی برای درمان وریدی: پیش از رگ گیری پرستار باید دست ها  را شسته ،دستکش پوشیده و نحوه کار را برای بیمار توضیح دهید.پرستار باید مناسب ترین محل تزریق و آنژوکت را برای بیمار انتخاب کند.

نکات قابل توجه در انتخاب محل تزریق وریدی با استفاده از کاتتر های وریدهای محیطی

وریدهای اندام های تحتانی به ویژه دست بیشترین محل های مورد استفاده است.

ابتدا نواحی دیستال و سپس نواحی پروگزیمال انتخاب شوند.

از وریدهای پا به دلیل خطر بالای ترومبوآمبولی به ندرت استفاده می شود.

مناطقی که نباید از آنها استفاده شود شامل: وریدهای دیستالی که قبلا مورد تزریق قرار گرفته اند و دچار نشت مایع یا فلبیت شده اند ، وریدهای اسکلروز شده و ترومبوزه، دستی که دارای شنت یا فیستول شریانی – وریدی است. دستی که دچار تورم ، عفونت یا زخم شده و وریدهای دستی که ماستکتومی شده است.

در افراد مسن از رگ گیری نواحی که احتمال پارگی رگ وجود دارد(پشت دست)خودداری شود.

محلی را که به طور طبیعی به وسیله استخوان حمایت می شود، مثل پشت دست (غیر از افراد مسن)و یا ساعد را انتخاب کنید.

ترجیحا از دست غیر غالب (دست چپ در افراد راست دست) برای رگ گیری استفاده شود.

از وریدهای ناحیه آنته کوبیتال (گودی آرنج) برای تزریق طولانی مدت استفاده نشود.زیرا جهت خم نمودن آرنج و جابجایی کاتتر مناسب نخواهد بود(این عروق برای خونگیری و تزریق مقدار کم دارو مناسب است).

از اسکالپ وین[6] برای دسترسی عروق نوزادان استفاده شود.

10. ورید های سفالیک و بازیلیک در دست ، محل های خوبی برای تزریق هستند. وریدهای سطحی ناحیه پشت دست نیز در برخی موارد می توان استفاده کرد(تصویر شماره 1).

تصوير شماره(1)محل های انتخاب ورید.جلوی دست(سمت چپ)، پشت دست(سمت راست).

روشهای دستیابی به ورید مرکزی[7](CVAD)

دست یابی به ورید مرکزی جهت تزریق مایعات وریدی ، داروها ، خون و فراورده های آن و محلول های هیپرتونیک و محلول های مربوط به تغذیه وریدی و به عنوان وسیله اندازه گیری همودینامیک به کار می رود.CVAD توسط پزشک و در ورید های ژگولار داخلی یا تحت ترقوه ای کار گذاری می شود.بعد از کارگذاری کاتتر ورید مرکزی ، عکسبرداری از قفسه سینه جهت کنترل لازم است.انواع مختلف CVAD عبارتست از:

کاتتر های مرکزی وارد شده از طریق وریدهای محیطی[8](PICC)

کاتترهای ورید مرکزی بدون کانال از طریق پوست

کاتتر ورید مرکزی با کانال

پورت های کاشتنی

در PICC كاتتر مركزی از وریدهای محیطی (ورید بازیلیک یا سفالیک)، معمولا از ناحیه بالاتر از گودی آرنج یا در فضای داخلی بازو وارد شده و تا ناحیه ورید اجوف فوقانی جلو می رود. موارد استفاده این نوع کاتتر شامل آنتی بیوتیکها وریدی با دوره وسیع (6-2 هفته) ، تزریق محلولهای تغذیه ای ، شیمی درمانی ، تزریقات مداوم داروها و خون و فرآورده های آن و….. می باشد(تصویر شماره 2).

تصویر شماره(2) کاتترهای مرکزی وارد شده از طریق وریدهای محیطیPICC

کاتتر ورید مرکزی با کانال (پوستی) برای مدت زمان کوتاهتری (10-3 روز) استفاده می گردد. این کاتتر از طریق پوست بدرون ورید ژوگولار ، زیر ترقوه یا وریدهای رانی وترد شده و در محل بخیه زده می شود. نوک کاتتر در وزید اجوف فوقانی قرار می گیرد . این نوع کاتتر ورید مرکزی دارای عوارض خطرناک بخصوص عفونت ، پنموتراکس است(تصویر شماره 3).

تصویر شماره(3) نحوه بکارگیری کاتتر سه راه ورید مرکزی بدون کانال (پوستی)

کاتتر ورید مرکزی با کانال ، برای طولانی مدت استفاده می شود و از طریق یک برش کوچک به ورید های گردن یا زیر ترقوه وارد می شود و دربافت زیر جلد ( معمولا” در ناحیه میانی سینه ) به فاصله 6-3 اینچ از محل استقرار آن ، ثابت می گردد. کاتتر از ابتدا با بخیه در محل ثابت می گردد، اما بعد از یک تا دو هفته بخیه ها کشیده می شود . خطر عفونت در این نوع کاتتر کم است.

نوع دیگر کاتتر ورید مرکزی طولانی مدت ، نوع کاشتنی است. سرکاتتر در وریدهای گردن یا زیر تر قوه قرار می گیرد اما بخش انتهائی آن ( که بنام پورت است ) در زیر قسمت زیر جلد دیواره سینه کاشته می شود. و بدین وسیله هیچ یک از قسمتهای خارجی آن دیده نمی شود(تصویر شماره 4).

تصوير شماره (4) كاتتر وريد مركزي طولاني مدت نوع کاشتنی، سرکاتتر در وریدهای گردن یا زیر ترقوه و پورت آن در قسمت زیر پوستی دیواره سینه کاشته می شود

در ابتدا ، وسائل کاشتنی جهت شیمی درمانی استفاده می شوند ، اما امروزه برای کلیه بیمارانی که نیاز به انفوزیون مکرر و طولانی مدت دارند، بکار می رود. یک سوزن مخصوص زاویه دار است که از راه پوست و دیواره لاستیکی دستگاه وارد گردیده و سپس به منبع پورت وارد می شود(تصویر شماره 5).

مسئولیت های پرستاری در مورد کاتتر های ورید مرکزی ، عبارتست از : استفاده از تکنیک های استریل بهنگام کار با آنها ، تعویض پانسمان کاتتر ، جلوگیری از لخته و مراقبت پوست اطراف کاتتر.عوارض درمان داخل وریدی

1- نشت : زمانی اتفاق می افتد که مایع به بافت اطراف محل IV وارد شود و با تورم ، رنگ پریدگی و سردی ناحیه مشخص می شود و در پی آن ممکن است سرعت جریان کاهش یا قطع گردد. معمولا” درد وجود داردو بواسطه ادم و تناسب نشت بروز می یابد. در این شرائط انفوزیون مایع قطع شده ، IV جدید گرفته می شود و اندام مبتلا را بالاتر از سطح قلب قرار دهید . استفاده از حوله گرم و مرطوب به مدت 20 دقیقه و استفاده از بالش زیر دست مبتلا سبب افزایش بازگشت وریدی و خون رسانی بهتر و کاهش ادم و درد می شود .

2- فلبیت ،التهاب ورید می باشد و عوامل خطر آن شامل نوع کاتتر ، تحریکات شیمیایی ناشی از افزودن داروها (آنتی بیوتیک ) و وضعیت آناتومیکی کاتتر می باشند. علائم و نشانه های فلبیت ، درد ، ادم ،(ریتم ، افزایش درجه حرارت محل و قرمزی در طول مسیر ورید می باشند. همچنین دهیدراتاسیون می تواند جزء عوامل خطر باشد ، زیرا سبب افزایش غلظت خون می شود.

با ایجاد فلبیت می بایست اقدام به خارج نمودن IV کنبد و یک IV جدید بگیرد. استفاده از کمپرس گرم و مرطوب برروی موضع جهت تسکین درد و ناراحتی بیمار ضروری است .فلبیت میتواند می تواند بسیار خطرناک باشد زیرا با ایجاد لخته خون (ترومبوفلبیت ) احتمال آمبولی وجوددارد . فلبیت با تعویض IV (هر 72 ساعت) قابل پیشگیری است.

3- عفونت ( موضعی و سیستمیک ) از دیگر عوارض کاتترهای وریدی که در صورت عدم دقت بهنگام استفاده از آنها می تواند ایجاد شود(تصویر شماره 6) .

محل هاي احتمالي ايجاد آلودگي در سيستم IV

محل های احتمالی آلودگی را نشان می دهد. در صورتیکه بیمار حجم زیادی مایع دریافت کند، افزایش حجم ایجاد شده و علائم تنگی نفس ، رال ریوی و تاکیکاردی بروز می کند . سرعت انفوزیون را کم کنید و به پزشک اطلاع دهید و سرتخت را بالا بیاورید و علائم حیاتی را کنترل کنید .

در صورت قطع ارتباط ست سرم و کاتتر وریدی ، خونریزی رخ می دهد. در بیمارانی که هپارین دریافت می کنند یا اختلالات انعقادی دارند (لوسمی و ترومبوسیتوپنی) در این شرائط خونریزی بیشتر است . در صورت ایجاد هماتوم ، استفاده از پانسمان فشاری موثر است.

پیش بینی زمان تزریق وریدی

زمان پیش بینی شده برای تزریق وریدی قابل توجه می باشد . همیشه محلی را انتخاب کنید که با حرکت کردن عضو قطع جریان سرم را به حداقل برساند. محل کاتترهای وریدی هر 72 ساعت باید تعویض شود . در صورت فلبیت بودن این زمان کمتر از  72 ساعت می باشد.

شروع تزریق وریدی

قبل از تزریق وریدی برای آخرین بار دستور پزشک را کنترل کنید. سرم را از نظر شفافیت و نبودن ذرات غیر محلول و معلق چک کنید .

سرعت سرم بر اساس مقدار سرمی که باید در ساعت برود محاسبه می شود. تنظیم سرعت سرم مهم است . زیرا کاهش سرعت سرم می تواند سبب کلاپس قلبی عروقی در بیماران بدحال شود و بیمار دچار FVD ، عدم تعادل اسمولار یا شوک شود. در حالیکه سرعت زیاد نیز سبب FVE می شود . عوامل مختلفی بر سرعت جریان سرم تاثیر دارد. بلندی پایه سرم ، فشار خون بیمار ، پوزیشن بیمار ، باز بودن کاتتر وریدی وپیچ و خم لوله های سرم از جمله عوامل تاثیر گذار است . جریان سرم را هر ساعت یا به دفعات مکرر کنترل کنید .

در تزریق استاندارد IV معمولا” نصف سرمی که در اولین ساعت تعیین شده بخاطر قابلیت حرکتی لوله های سرم ، سریعتر می رود ، لذا تنظیم قطرات سرم مهم است . در صورت استفاده از دستگاههای الکترونیکی ( سرنگ پمپ و انفوزیون پمپ) ، تنظیم سرعت انفوزیون سرم دقیق تر است . تعویض ست سرم هر 48 ساعت انجام گردد .

جهت انفوزیون محلولهایی مانند : TPN ، تعویض ست سرم بعد از هر بار استفاده می باشد به منظور پیشگیری از عفونتهای بیمارستانی ، هنگام کار با کاتترهای وزیدی ( محیطی ، مرکزی ) ، شستشوی دست ، رعایت نکات استریل و حفظ استریلیتی وسائل و ضمائم سرم ضروری است.

پانسمان محل تزریق هر 48 ساعت تعویض شود و در صورتیکه ، پانسمان ، مرطوب ، شل یا کثیف بود باید فورا” تعویض شود.

در تنظیم قطرات سرم توجه به عامل قطره ( فاکتور قطره) ست مورد استفاده مهم است . در سیستم ماکرودراپ( ست سرم) هر میلی لیتر معادل 15 قطره ، در سیستم میکرودراپ هر میلی لیتر معادل 60 قطره می باشد.

برچسب سرم ( حاوی اطلاعات نوع سرم ، زمان وصل و اتمام سرم ، تعداد قطرات ، داروهای افزوده شده و ….) به طور کامل تکمیل و بر روی سرم چسبانیده شود. به منظور اطمینان از زمان وصل ست سرم و میکروست تاریخ و ساعت وصل آنها نیز ثبت گردد.

کودکان ، افراد مسن ، بیماران ضربه مغزی و بیماران مستعد حجم می بایستی به دقت کنترل شود.زیرا حرکت ناگهانی بیمار می تواند سبب باز شدن ناگهانی کلامپ شده و حجم زیادی انفوزیون شود. برای مثال بیمار بیقرار ممکن است با حرکات ناگهانی خود سبب باز شدن کلامپ و افزایش یرعت جریان شده و حجم زیادی به بیمار تحمیل شده و زمینه ساز مرگ بیمار گردد.

مروری بر علل کم آب شدن بدن

در بدن انسان مقدار زیادی آب وجود دارد. وقتی دمای محیط بالا می­رود، بدن سعی می­کند تا با عرق کردن خود را خنک کند. در این زمان مقدار زیادی آب بدن از دست می­رود. این حالت موجب نگرانی به­خصوص در کودکان می­شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   بیشترین ماده ای که در بدن موجود است آب می باشد. دو سوم بدن انسان را آب تشکیل می دهد. یک لیوان آب گوارا چون اکسیری نجات بخش برای فرد تشنه است، نکته جالب اینکه همه فکر می کنند بیشترین میزان آب بدن در خون که مایع است وجود دارد، در صورتی که تنها 5% آب، در خون موجود است و بیشترین میزان آب در داخل سلول ها می باشد.

آب براي حيات لازم است حتي آب را ضروري تر از انرژی مي دانند زيرا اگر بدن قادر است بدون دريافت غذا چندين هفته زنده بماند ، بدون آب نميتواند بيش از چند روز بدون ايجاد اختلالات بسيار شديد ، به زندگي ادامه دهد.

کم­بود آب و نمک را در بدن به کم آب شدن بدن تعبیر می ­کنند.

برای آن که خون و سایر مایعات بدن کافی باشند و وظایف خود را به­خوبی انجام دهند و فشار خون مناسب باشد، به آب کافی نیاز است. علاوه بر مایعات، بدن نیاز به الکترولیت نیز دارد. الکترولیت به معنای نمک و سایر مایعاتی است که در خون یافت می­شود.

چگونه مایعات را از دست می­دهیم؟

بدن مایعات را به طرق مختلف از دست می­دهد.

1. ادرار کردن

2. استفراغ کردن

3. اسهال

4. عرق کردن

5. تنفس (از طریق شش­ها هنگام نفس کشیدن)

چرا به آب نیاز داریم؟

تقریباً 60 درصد بدن انسان را آب تشکیل داده است. بافت مغز، خود به تنهایی 85 درصد آب دارد. به این دلیل است که روزانه 6 تا 8 لیوان آب مورد نیاز است تا بدن بتواند با کارایی کافی وظایف خود را انجام دهد.

تخمین زده شده است که اگر ما یک دهم آب بدن خود را از دست بدهیم، نمی­توانیم سرپا بایستیم یا راه برویم.

اگرچه از دست رفتن آب بدن معمولاً در فعالیت­های سخت جسمی اتفاق می­افتد، ولی کارهای ساده نظیر باغبانی، پیاده­روی و دوچرخه­سواری نیز می­تواند منجر به از دست دادن مقدار قابل ملاحظه­ای از مایعات بدن در مدت زمان کوتاهی شود. شرایط جوّی گرم و مرطوب نیز می­تواند باعث از دست رفتن آب بدن شود.

نوزادان و کودکان، اثرات گرما را زودتر و شدیدتر از  بزرگ­سالان احساس می­کنند.

کودکانی که در اتومبیل نگه داشته می­شوند نیاز به مراقبت بیشتری دارند چون اتومبیل خیلی سریع گرم می­شود. دمای اتومبیل پارک­شده که درهای آن قفل شده باشد به­سرعت و به­طور خطرناکی بالا می­رود؛ حتی اگر پنجره­ها کمی باز باشند. هیچ گاه کودک خود را تنها در اتومبیل نگذارید. چون کودک فوراً گرمازده شده، آب بدن خود را از دست می­دهد و ممکن است فاجعه­ای پیش آید.

کودکان زیر یک­سال بیش از همه در معرض خطر از دست دادن آب بدن هستند به­خصوص اگر دچار اسهال و استفراغ شده باشند.

مراحل از دست رفتن آب بدن

مراحل اولیه­ی این عارضه معمولاً هیچ علامت یا نشانه­ای ندارد فقط ممکن است با خشکی دهان و احساس تشنگی شروع شود. نشانه­های دیگری که به­دنبال آن بروز می­کنند عبارتند از: خشکی و گرمی پوست، سرگیجه و گرفتگی عضلات دست یا پا.

اگر از دست دادن آب بدن تشدید شود ممکن است علایم زیر ظاهر شوند:

1. چهره­ی برافروخته

2. نبض تند

3. ادرار زرد تیره

4. کم شدن مقدار ادرار نسبت به قبل

5. چشم­های گودافتاده

6. در کودکان ملاج فرو رفته (ملاج قسمت نرمی است در جلوی سر کودکان)

7. از دست رفتن قابلیت ارتجاعی پوست و برنگشتن آن به شکل عادی هنگامی که بین دو انگشت فشرده شود.

8. تحریک­پذیری و خواب­آلودگی

9. رفتار تحریک­پذیر

10. جاری نشدن اشک هنگام گریه کردن.

کمک­های اولیه

اگر همراه شما کودک یا نوجوانی است که ناگهان در هوای گرم دچار سرگیجه یا تهوع یا ضعف شده است فوراً او را به داخل خانه یا سایه ببرید.

به او آب خنک بدهید و با قرار دادن زیر دوش آب سرد و یا به وسیله­ی یک قطعه اسفنج خیس، بدن او را خنک کنید.

اگر علایم بدتر شدند و یا بیش از یک ساعت طول کشید، به فکر مراقبت­های پزشکی باشید.

اگر کسی پوست قرمز خشک و نبض تند داشته و گیج یا هیجان­زده به­نظر می­رسد و یا احساس گرمای شدید  دارد، به­ شدت در معرض خطر است. فوراً باید – در حالی که مراقبت­های ذکر­شده را انجام می­دهید – به فکر مراجعه به پزشک باشید.

در موارد حاد، ممکن است از دست دادن آب بدن منجر به شوک و حتی مرگ شود.

در هوای گرم چه باید کرد؟

برای مبارزه با از دست دادن آب بدن باید آب نوشید. این کار را قبل از این که به مرحله­ی احساس تشنگی برسید انجام دهید. بهتر است بدانید که سایر نوشیدنی­ها مانند نوشابه­های غیر­الکلی، قهوه و چای نمی­تواند جانشین مناسبی برای آب باشند.

این نوشیدنی­ها اگر چه خود دارای مقداری آب هستند ولی ممکن است ترکیبات آن­ها خود باعث از دست دادن آب بدن شوند.

اگر بیش از اندازه عرق می­کنید یا دچار اسهال و استفراغ شده­اید، محلول­های آب­رسانی خوراکی می­توانند مناسب باشند. این محلول­ها باید طبق دستور

درج شده بر روی آن­ها مصرف شوند.

توصیه­هایی برای مبارزه با گرما

سفارش شده است که در هوای گرم، آب فراوان بنوشید حتی اگر تشنه نیستید. هر نیم ساعت یک و نیم فنجان آب بنوشید. 20 تا 30 دقیقه قبل از ورزش کردن یا بازی در هوای گرم نیز یک و نیم فنجان آب بنوشید. سایر اقداماتی که برای پیش­گیری از دست دادن آب بدن باید انجام شود عبارتند از:

1. از آفتاب میان روز دوری کنید. ورزش یا فعالیت­های خارج از خانه را صبح زود و یا هنگام غروب انجام دهید.

2. از کرم ضد آفتاب استفاده کنید و کلاه بر سر بگذارید. آفتاب سوختگی مانع از این می­شود که بدن بتواند خود را خنک کند.

3. لباس­های نازک و گشاد بپوشید. این عمل باعث می­شود تا هوا جریان داشته، عرق بدن تبخیر شود.

4.از پوشیدن لباس­های تیره خودداری کنید چون لباس­های تیره گرمای هوا را بیشتر جذب می­کند.

– تقریباً 60 درصد بدن انسان را آب تشکیل داده است. بافت مغز، خود به تنهایی 85 درصد آب دارد.

– تخمین زده شده است که اگر ما یک­دهم آب بدن خود را از دست بدهیم، نمی­توانیم سرپا بایستیم یا راه برویم.

– نوزادان و کودکان اثرات گرما را زودتر و شدیدتر از  بزرگ­سالان احساس می­کنند.

– برای مبارزه با از دست دادن آب بدن، باید آب نوشید. این کار را قبل از این که به مرحله­ی احساس تشنگی برسید انجام دهید.

آشنایی با مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي شيراز

مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي شيراز نخستين بار در سال 1374 فعاليت خود را آغاز نمود. در سال 1385 با ساماندهي جديد و تشكيلات انسجام يافته تر زير نظر معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شيراز دامنه فعاليت هاي پژوهشي خود را گسترش داد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   اين مركز در حال حاضر از اعضاي هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز در رشته هاي قلب و عروق اعم از داخلي، اطفال، جراحي و ژنتيك تشكيل يافته است.

برنامه هاي مركز در قالب طرح هاي تحقيقاتي و پايان نامه هاي دانشجويي به معاونت پژوهشي دانشگاه ارائه مي گردد.

ساير برنامه هاي پژوهشي از قبيل طرح هاي ملي- استاني نيز از طريق كار گروه پژوهشي و فناوري استانداري پيگيري مي شود.

تاكنون ده ها گزارش طرح از اين مركز منتشر شده و از نتايج اين طرح ها چندين مقاله نيز در ژورنال ها معتبر خارجي به چاپ رسيده است .

اهداف مرکز :

بيماري هاي قلب و عروق و مرگ و مير ناشي از آنها يكي از مهم ترين مسائل و مشكلات بهداشت همگاني جوامع امروزي محسوب مي شوند. به ويژه در استان فارس اولين عامل مرگ و مير تلقي مي شوند. بدين رو استفاده از نيروهاي دانشگاهي در شناخت بيماري هاي بومي و منطقه اي و اجراي پروژه هاي تحقيقاتي در سطح استاني و ملي در راستاي پيشگيري و ارائه راهكارهاي مناسب در تشخيص و درمان از اهميت بسياري برخوردار است.

با توجه به نقش تحقيقات در توسعه و محوريت سلامت جامعه در توسعه پايدار، مركز تحقيقات قلب و عروق همه تلاش خود را در چند سال آينده بر پيشگيري از بيماري هاي قلب وعروق و بويژه بيماري آترواسكلروز كرونري قلب، استفاده از سلول هاي بنيادي در درمان و بكارگيري دانش ژنتيك در تشخيص و درمان بيماري هاي قلبي و عروقي متمركز خواهد نمود.

آدرس مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي شيراز:

شیراز، بلوار زند، بیمارستان شهید فقیهی، مرکز تحقیقات قلب و عروق

تلفکس

07112343529

پست الکترونیکی مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي شيراز :

crc1@sums.ac.ir

آدرس سایت مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي شيراز :

http://crc.sums.ac.ir

هپارین سدیم ( HEPARIN SODIUM )

آذر ۱۱, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : دارونامه, مشروح اخبار

هپارین سدیم

نام ژنریک: هپارین سدیم

نام تجاری: هپارودیک ®

شکل دارویی: • آمپول 5000 واحد در 1 میلی لیتر • آمپول 10،000 واحد در 1 میلی لیتر
طبقه بندی فارماکولوژیک: ضد انعقاد
طبقه بندی درمانی: ضد انعقاد
طبقه بندی مصرف در بارداری: رده C

مکانیزم اثر:

هپارین‌، بصورت‌ غیرمستقیم‌ درجایگاههای‌ متعدد در هر دو راه‌ داخلی‌ و خارجی‌ انعقاد خون‌ اثر کرده‌ و عمل‌ مهارکننده‌ آنتی‌ ترومبین‌ III (کوفاکتور هپارین‌)را بر چندین‌ فاکتور انعقادی‌ فعال‌ شده‌، از جمله‌ ترومبین‌ (فاکتور Ha) و فاکتورهای‌IXa، Xa، XlA، Xlla تشدید می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   مهار فاکتور فعال‌ شده‌  Xaبا تولید ترومبین ‌تداخل‌ کرده‌ و در نتیجه‌ اعمال‌ مختلف‌ ترومبین‌ را در انعقاد خون‌ مهار می‌کند. هپارین‌ همچنین‌ تشکیل‌ کمپلکس ‌آنتی‌ترومبین‌ III ـ ترومبین‌ را تسریع‌ می‌نماید و با این‌ عمل‌، ترومبین‌ را غیر فعال‌کرده‌ و مانع‌ تبدیل‌ فیبرینوژن‌ به‌ فیبرین‌می‌گردد. هپارین‌ از طریق‌ مهار فعال‌ شدن‌ فاکتورهای‌ تثبیت‌ کننده‌ فیبرین‌ توسط ترومبین‌، از تشکیل‌ لخته‌ فیبرینی‌ پایدار جلوگیری‌ می‌کند.

فارماکولوژی

اثر ضد انعقاد: هپارین ، تشکیل کمپلکس آنتی ترومبین III- ترومبین را تسریع می کند.این دارو ترومبین را غیر فعال می کند و موجب مهار تبدیل فیبرینوژن به فیبرین می شود.

فارماکوکینتیک:

پیوند هپارین‌ به‌ پروتئین ‌بسیار زیاد است‌.

متابولیسم‌ دارو کبدی ‌است‌.

نیمه‌ عمر هپارین‌ بطور متوسط 1/5ساعت‌ است‌.

در صورت‌ تزریق‌ مستقیم ‌وریدی‌، شروع‌ اثر دارو فوری‌ است‌.

در تزریق‌ زیر جلدی‌، شروع‌ اثر معمولا بین‌ 20 تا 60 دقیقه‌ و تابع‌ وضعیت‌ بیمار است‌.

دارو معمولا بصورت‌ متابولیت‌ و از طریق‌ کلیه‌ دفع‌ می‌شود.

جذب: با تزریق زیر جلدی متغیر می باشد.
پخش: بطور گسترده به لیپو پروتئین ها ،گلوبولین ها و فیبرینوژن پیوند می یابد.از جفت عبور نمی کند.
متابولیسم: اگرچه متابولیسم این دارو کاملا مشخص نشده است.ولی به نظر می رسد توسط سیستم رتیکولوآندوتلیال از خون برداشت می شودو مقداری از متابولیسم آن نیز در کبد انجام می گیرد.
دفع: اطلاعات کمی درباره دفع دارو در دست است.مقدار کمی از آن بصورت تغییر نیافته از طریق ادرار دفع می شود.این دارو در شیر ترشح نمی شود.نیمه عمر پلاسمایی آن بین 2-1 ساعت است.

موارد مصرف:

• هپارین‌ در پیشگیری‌ و درمان‌ ترومبوز وریدهای‌ عمقی‌ و ترومبوآمبولی‌ ریوی‌، پیشگیری‌ از ترومبوآمبولی‌، جلوگیری‌ از انعقاد خون‌ در گردش‌ خون‌ خارج‌ بدن‌ طی‌ جراحی‌ قلب‌ و روشهای‌ دیالیز، به‌ عنوان‌ داروی‌ کمکی‌ در درمان‌ آمبولی‌ شریانی‌ محیطی‌ و کاهش‌ خطر بروز ترومبوز مغزی‌ و مرگ‌ در بیمارانی‌ که‌ دچار حمله‌ پیشرونده‌ شدید و ناگهانی‌ می‌شوند، مصرف‌ می‌شود.
• ترومبوز وریدهای عمقی،آمبولی ریوی
• پیشگیری از آمبولی، بعد از MI، ترومبوز مغزی بدنبال سکته مغزی، لخته در بطن چپ
• مصرف در جراحی باز قلب
• انعقاد منتشر داخل عروقی
• باز نگه داشتن کاتترهای داخل وریدی
• آنژین ناپایدار
• اثر ضد انعقادی در ترنسفیوژن خون و نمونه های خونی

مقدارمصرف:

بزرگسالان‌: برنامه‌ درمانی‌ بامقدار کامل‌: از راه‌ زیر جلدی‌، ابتدا 20/000 ـ 10/000واحد بصورت‌ عمیق‌ (داخل‌ چربی‌) و سپس‌هر 8 ساعت‌ 10/000 ـ 8000 واحد یا هر 12ساعت‌ 20/000 ـ 15/000 واحد یا با توجه ‌به‌ نتایج‌ آزمونهای‌ انعقادی‌ تزریق ‌می‌شود.

از راه‌ وریدی‌، ابتدا 10/000 واحدو سپس‌ هر 6 ـ 4 ساعت‌ 10/000 ـ 5000واحد یا u/kg 100 هر 4 ساعت‌ یا با توجه‌ به ‌نتایج‌ آزمونهای‌ انعقادی‌ تزریق‌ می‌شود.

از راه‌ انفوزیون‌ وریدی‌، مقدار 40/000 ـ 20/000 واحد در 1000 میلی‌لیتر محلول‌ کلرور سدیم‌ ایزوتونیک‌ تزریقی‌ درمدت‌ زمان‌ بیش‌ از 24 ساعت‌ مصرف ‌می‌شود. سرعت‌ انفوزیون‌، اغلب‌ 1000واحد در هر ساعت‌ است‌.

برنامه‌ درمانی‌ با مقادیر کم‌:

مقدار 5000 واحد 2 ساعت‌ قبل‌ از جراحی‌و 12 ـ 8 ساعت‌ پس‌ از آن‌ بمدت‌ حداکثر 7روز بصورت‌ زیر جلدی‌ عمیق‌ (داخل‌چربی‌) تزریق‌ می‌شود.

کودکان‌:

از راه‌ وریدی‌، ابتدا u/kg 50 وسپس‌ u/kg 100 ـ 50 هر 4 ساعت‌ یا براساس‌ نتایج‌ آزمونهای‌ انعقادی‌ تزریق‌می‌شود. از راه‌ انفوزیون‌ وریدی‌، ابتدا50u/kg بصورت‌ مقدار حمله‌ای‌ و سپس‌100 u/kg هر 4 ساعت‌ یا براساس‌ نتایج ‌آزمونهای‌ انعقادی‌ تزریق‌ می‌شود.

موارد منع مصرف:

خونریزی فعال همراه با دیسکرازی خونی یا تمایل به خونریزی مانند هموفیلی ، ترومبو سیتوپنی،یا بیماری کبدی همراه با کمی پروترومبین خون، موارد مشکوک به خونریزی داخل جمجمه ای ،ترومبوفلبیت چرکی،ضایعات اولسراتیو غیر قابل دسترس (بخصوص در دستگاه گوارش)،جراحات زخمی باز ، از بین رفتن وسیع پوست ،کمبود اسید آسکوربیک و سایر مواردی که موجب نفوذپذیری مویرگ ها می شود.آندو کاردیت تحت حاد باکتریایی ، شوک ، بیماری پیشرفته کلیوی،تهدید به سقط جنین یا زیادی شدید فشار خون

همچنین در مدت یا بعد از جراحی مغز،چشم یا طناب نخاعی در طول بی حسی نخاعی، در طول تخلیه مداوم از مجرای روده باریک یا معده در شرایطی منع مصرف دارد.اگرچه استفاده از هپارین در این شرایط کاملا خطرناک است ، خطرات و منافع استفاده از آن باید بررسی شود.

هشدار:
1 ـ این‌ دارو در موارد زیر باید با احتیاط مصرف‌ شود:

بیحسی‌ منطقه‌ای‌ یا انسداد اعصاب‌ ناحیه ‌کمر، دیسکرازی‌ خونی‌ بخصوص‌ کمی ‌پلاکتهای‌ خون‌، زایمان‌ اخیر، آندوکاردیت ‌تحت‌ حاد باکتریایی‌، جراحی‌های‌ اخیر اعصاب‌ یا چشم‌ یا در مواردی‌ که‌ نیاز به‌عمل‌ جراحی‌ اعصاب‌ یا چشم‌ وجود دارد، پریکاردیت‌ یا نشت‌ مایع‌ به‌ پریکارد، عیب ‌شدید کار کلیه‌، جراحی‌ عمده‌ یا زخمهایی‌که‌ سبب‌ بوجود آمدن‌ سطوح‌ باز و وسیع‌ می‌شوند، صدمه‌ شدید بویژه‌ به‌ دستگاه‌ عصبی‌ مرکزی‌، زخم‌ یا سایر ضایعات ‌فعال‌ گوارشی‌، ادراری‌، تنفسی‌، واسکولیت‌شدید و عیب‌ شدید کار کبد.
2 ـ توصیه‌ می‌شود در بیمارانی‌ که‌ هپارین ‌مصرف‌ می‌کنند، از تزریق‌ عضلانی‌ سایر داروها، به‌ دلیل‌ احتمال‌ بروز هماتوم‌ و خونریزی‌ در اطراف‌ محل‌ تزریق‌خودداری‌ شود.
3 ـ خونریزی‌ از لثه‌ ممکن‌ است‌ نشانه‌ مصرف‌ بیش‌ از حد هپارین‌ باشد. درمان‌ با هپارین‌ خطر بروز خونریزی‌ موضعی‌ طی ‌جراحیهای‌ دهان‌ و پس‌ از آن‌ را افزایش‌می‌دهد.
4 ـ از آنجا که‌ هپارین‌ از بافتهای‌ حیوانی ‌تهیه‌ می‌شود، توصیه‌ می‌شود در بیمارانی‌ که‌ سابقه‌ حساسیت‌ یا آسم‌ دارند، ابتدا مقدار آزمایشی‌ 1000 واحد قبل‌ از شروع‌ درمان‌ تزریق‌ شود.
5 ـ در صورت‌ استفاده‌ از برنامه‌ درمانی‌ با مقادیر کامل‌ هپارین‌، مقدار مصرف‌ دارو باید با توجه‌ به‌ نتایج‌ آزمونهای‌ انعقاد خون‌ برای‌ هر فرد تنظیم‌ شود.

احتیاط:

در دوران قاعدگی و بلافصله بعد از زایمان،بیماری خفیف کبدی یا کلیوی ، زخم های گوارشی ،الکسیم یا همزمان با فعالیتهایی که خطر آسیب بدنی بهمراه دارند، سابقه آلرژی یا آسم.

عوارض جانبی:

خونریزی‌، نکروز پوست‌، کمی‌ پلاکت‌ خون‌، واکنش‌های‌ حساسیتی‌(از جمله‌ کهیر، آنژیوادم‌ و آنافیلاکسی‌)، پوکی‌ استخوان‌ پس‌ از مصرف‌ طولانی ‌مدت‌ و بندرت‌ ریزش‌ مو با مصرف‌ این‌دارو گزارش‌ شده‌ است‌.

نکات قابل توصیه

:1 ـ برای‌ بدست‌ آوردن ‌حداکثر اثر بخشی‌ دارو و کاهش‌ امکا ن‌خونریزی‌، دستورات‌ مربوط به‌ مصرف ‌دارو باید کاملا رعایت‌ شود.
2 ـ در طول‌ درمان‌ با هپارین‌، از مصرف‌اسید استیل‌ سالیسیلیک‌ یا داروهای‌ حاوی ‌آن‌، ایبوپروفن‌ و سایر داروهائی‌ که‌ بر روی‌ پلاکت‌ها مؤثرند، خودداری‌ شود.
3 ـ پزشک‌ و دندانپزشک‌ باید از مصرف‌ این‌ دارو آگاه‌ شوند

تداخلات دارویی:

مصرف‌ همزمان‌ هپارین‌ با اسید والپروئیک‌ به‌ علت‌ مهار عملکرد پلاکتها ممکن‌ است‌ موجب ‌خونریزی‌ شود. متی‌مازول‌ و پروپیل‌تیواوراسیل‌ باعث‌ کاهش‌ پروترومبین‌خون‌ می‌شوند.

لذا مصرف‌ همزمان‌ این‌داروها با هپارین‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ افزایش ‌اثر ضد انعقادی‌ شود. مصرف‌ همزمان ‌داروهای‌ ترومبولیتیک‌، مانند استرپتوکیناز و اوروکیناز با داروهای‌ ضدانعقاد، خطر خونریزی‌ را افزایش‌ می‌دهد.

آنتی هیستامین، گلیکوزیدهای قلبی، نیکوتین و تتراسایکلین ها ممکن است اثرات ضد انعقادی هپارین را از بین ببرند.تنظیم دوز دارو لازم می باشد. آسپرین می تواند خطر خونریزی را افزایش دهد.در صورت استفاده توام ، پارامترهای انعقادی و بیماری باید بررسی گردد.

سفالوسپورینها،ضد انعقادهای خوراکی،پنی سیلین ها و مهار کننده های پلاکت ممکن است اثرات ضد انعقادی را افزایش دهند. PT ,INR و PTT بیمار باید مونیتور گردد.

داروهای ترمبولیتیک ممکن است خطرات خونریزی را افزایش دهند. دوزاژ برای هر نفر بصورت فردی مشخص و بیمار بررسی شود.

عوارض جانبی:

اعصاب مرکزی: درد خفیف
قلبی- عروقی: خونریزی (در صورت مصرف مقادیر بیش از حد)
خون: طولانی شدن بیش از حد زمان سیلان ،ترومبو سیتوپنی
سایر عوارض: واکنشهای ناشی از حساسیت مفرط مانند لرز، خارش ، رینیت، واکنشهای آنا فیلاکتیک،کهیر ، نکروز جلدی یا زیر جلدی، هماتوم،خارش ، حساسیت و زخم

نحوۀ نگهداری:

دور از نور و در دمای کمتر از 30 درجه سانتی گراد نگهداری گردد. از یخ زدگی محافظت گردد.

بسته بندی:

• آمپول 5000 واحد در 1 میلی لیتر: بسته بندی 5 عددی
• آمپول 10،000 واحد در 1 میلی لیتر: بسته بندی 5 عددی

گریپ فروت می تواند باعث مسمومیت دارویی شود

پزشکان هشدار داده اند که “ناآگاهی” از خطر ترکیب برخی از داروها با گریپ فروت ممکن است که خطرناک باشد. گریپ فروت از تجزیه برخی داروها در روده و کبد جلوگیری می کند که می تواند باعث مسمومیت دارویی (اوردوز) شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ،   محققانی که متوجه ارتباط گریپ فروت با تجزیه داروها شده اند می گویند که شمار داروهایی که ترکیب آنها با این میوه ممکن است که خطرناک باشد به سرعت رو به افزایش است.

محققان موسسه تحقیق سلامت لاسون (Lawson) در کانادا می گویند شمار داروهایی که ترکیب آنها با این میوه خطرناک تشخیص داده شده در سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۷ قلم دارو بوده اما حال در سال ۲۰۱۲ لیست این داروها به ۴۳ قلم رسیده است.

این داروها شامل داروهای فشار خون، سرطان و کاهش کلسترول هستند.

همچنین داروهایی که برای کاستن از سیستم دفاعی بدن پس از جراحی‌های پیوندی برای بیماران تجویز می شود هم می تواند با ترکیب گریپ فروت خطرناک باشد.

ماده شیمیایی فورانوکومارین در این میوه، آنزیمی را که باعث تجزیه برخی از داروها می شود را از بین می برد.

این باعث می شود که دارو در بدن بماند و همراه با دفعات بعدی خوردن آن دارو، میزان بیشتری از آن دارو به بدن سرازیر شود.

سمیگزارش شده است که داروی فلدیپین، که یک داروی فشار خون است در بیمارانی که یک لیوان آب گریپ فروت نوشیدند سه برابر بیشتر از بیمارانی است که یک لیوان آب نوشیدند.

البته عوارض جانبی آن متفاوت است و به نوع دارو بستگی دارد. مثلا ممکن است که بیمار دچار خونریزی معده شود یا ضربان قلبش نامنظم شود کلیه هایش دچار آسیب شود یا حتی بمیرد.

دکتر دیوید بیلی، یکی از محققان به بی بی سی گفت: “خوردن یک قرص با یک لیوان آب گریپ فروت مانند خوردن ۵ یا ۱۰ قرص با آب است. مردم می گویند که باور این موضوع برایشان دشوار است اما می توانم به شما نشان دهم که از نظر علمی امکان پذیر است.”

او گفت: “در نتیجه بدون آنکه متوجه باشید تنها با نوشیدن یک لیوان گریپ فروت، به جای اینکه خود را درمان کنید سم وارد بدنتان می کنید.”

در این گزارش آمده است که جامعه پزشکی درباره ارتباط گریپ فروت با داروها “معلومات لازم” را ندارند.

برخی دیگر از مرکبات مانند نارنج و لیمو ترش هم می تواند چنین خطراتی را به دنبال داشته باشد.

نیل پتل، از انجمن داروسازی سلطنتی بریتانیا می گوید که گریپ فروت تنها خوردنی نیست که ممکن است با داروها اثر مخربی بر بدن بگذارد: “برای مثال اگر شیر با بعضی از آنتی بیوتیک ها با هم مصرف شود، باعث جلوگیری از جذب آنتی بیوتیک می‌شود.”

او گفت: “هر چند برخی از این ترکیبها خطرات بالینی ندارند، اما برخی دیگر می توانند مشکلات جدی تری را ایجاد کنند.”

به گفته آقای پتل داروسازها بهترین اشخاص برای مشاوره درباره ترکیب رژیم غذایی و داروها هستند.

نتیجه این مطالعه در مجله انجمن پزشکی کانادا منتشر شده است.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »