آبسه آنورکتال یا آبسه مقعد

بيماري‌هاي آنورکتال يک علت شايع مراجعه در شرايط مراقبت‌هاي اوليه هستند. شرح حال و معاينه معمولا اتيولوژي بيماري را مشخص مي‌کنند. معاينه فيزيکي بايد شامل مشاهده، معاينه رکتوم با انگشت و آنوسکوپي باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   در در افراد مسن و میانسال ، در هنگام مشاهده هر بيماري آنورکتال بايد به بدخيمي فکر کرد و در صورت وجود انديکاسيون بر اساس شرح حال و معاينه، بايد بدخيمي را به کمک اقدامات مقتضي رد نمود.

آبسه آنوركتال د(anorectal abscess) عبارت است از بروز آبسه (تجمع چرك ناشي از عفونت ) در ناحيه اطراف مقعد و راست روده . اين بيماري در مردان و در كساني كه مبتلا به بعضي بيماري هاي گوارشي هستند بيشتر ديده مي شود.

اين آبسه ممكن است درست در ناحيه سوراخ مقعدي يا به طورعمقي تر در جدار راست روده تشكيل شود.

ضروريات تشخيص

– درد ضربان‌دار مداوم رکتوم.
– شواهد خارجى آبسه، مانند سفتى قابل لمس و حساسيت به‌ لمس، ممکن است وجود داشته يا نداشته باشند.
– شواهد سيستميک عفونت.

ملاحظات کلى

آبسهٔ آنورکتال از تهاجم ميکروارگانيسم‌هاى بيمارى‌زا به فضاهاى پارارکتال ناشى مى‌شوند. معمولاً عفونتى مختلط، با اشريشياکولي، پروتئوس ولگاريس، استرپتوکوک‌ها، استافيلوکوک‌ها و باکتروئيدها ايجاد مى‌شود.

بى‌هوازى‌ها اغلب وجود دارند. آبسه ممکن است کوچک به‌نظر برسد ولى اغلب حاوى مقادير زيادى چرک بدبو است.

ميزان بروز در مردان به‌مراتب بيشتر است. شايع‌ترين علت، عفونتى است که از يک گودال (کريپت) مقعدى به کريپتى در فضاهاى پارارکتال گسترش يابد. اسفنکتر داخلى سدى مهم است و بر گسترش بين عضلانى عفونت اثر مى‌گذارد.

آبسه‌هاى عميق‌تر معمولاً از کريپت‌ها منشاء مى‌گيرند، ولى ممکن است در اثر تروما، اجسام خارجى و غيره نيز ايجاد شوند. اختلالات زمينه‌اى مانند بيمارى کرون با آبسه همراه هستند.

آبسه‌ها بسته به فضاى آناتوميکى که اشغال مى‌کنند، تقسيم‌بندى مى‌شوند:

۱. آبسهٔ دور مقعدى بلافاصله زير پوست مقعد و پائين‌ترين قسمت مجراى مقعدى ايجاد مى‌شود.

۲. آبسهٔ ايسکيورکتال، حفرهٔ ايسکيورکتال را اشغال مى‌کند؛ اين نوع شايع نيست؛

۳. آبسهٔ رترورکتال (پشت مقعدى عميق) در فضاى رترورکتال قرار دارد؛

۴. آبسهٔ زيرمخاطى در زير مخاط بلافاصله در بالاى مجراى مقعد قرار دارد.

۵. آبسهٔ کناره‌اى (مارژينال) در مجراى مقعدى در زير آنودرم قرار دارد.

۶. آبسهٔ پِلوى رکتال (لگنى – رکتومي، سوپرالواتور) بالاى عضلهٔ بالابرندهٔ مقعد و زير صفاق قرار دارد.

۷. آبسهٔ بين‌عضلانى بين لايه‌هاى عضلات اسفنکتر قرار دارد. آبسهٔ جانبى ممکن است از درون مثلثى که درست در پشت مقعد قرار دارد عبور کند و به‌سمت مخالف دور بزند تا يک آبسهٔ نعل اسبى تشکيل دهد.

آبسه‌ها ممکن است از فضاى بالاى لواتور، به‌سمت پائين گسترش يابند و با عبور از درون عضلهٔ لواتور به حفرهٔ ايسکيورکتال وارد شوند و آبسهٔ ساعت شنى (hourglass) تشکيل دهند.

بيشتر آبسه‌ها، پس از درناژ منجر به ايجاد فيستول مى‌شوند.

يافته‌هاى بالينى

آبسه‌هاى سطحى بيشترين درد را ايجاد مى‌کنند که اين درد با نشستن و راه‌رفتن مرتبط است ولى لزوماً با اجابت مزاج ارتباطى ندارد.

آبسه‌هاى عمقى‌تر ممکن است باعث سپسيس سيستميک شوند، ولى درد موضعى آنها شديد نباشد.

آبسه‌هاى لگنى – رکتال فوقانى ممکن است باعث درد اندک يا عدم بروز هيچ‌ نشانه‌اى شود و مى‌توانند با درد پائين شکم و تب بدون منشاء مشخص همراه باشند.

عوارض

اگر آبسه به‌سرعت توسط جراح تخليه يا خودبه‌خود پاره نشود، به‌ ديگر فضاهاى آنوتوميک مجاور گسترش خواهد يافت.

درمان

درمان آبسه‌هاى پارارکتال عبارت است از برش فورى و درناژ کافي. در افراد سالم با آبسه‌هاى سطحي، اين کار را مى‌توان به‌صورت سرپائى و با بى‌حسى موضعى انجام داد. در بيمارانى‌ که از نظر ايمونولوژيک مشکلى دارند (در اثر ديابت، لوکمي، و غيره) يا به علل ديگر پرخطر هستند، درناژ بايد در اتاق عمل و تحت بى‌حسى کافى انجام شود.

پزشک بايد منتظر شود تا آبسه به‌سمت خارج برجسته شود. آنتى‌بيوتيک‌ها ارزش محدودى دارند، ممکن است تنها به‌طور موقت به پوشاندن عفونت کمک کنند، و مى‌توانند باعث رشد بيش از حد ارگانيسم‌هاى مقاوم شوند. حمام‌هاى سيتز گرم و ضد دردها تسکين‌بخش هستند.

پيش از عمل، بايد بيمار را از اين امر آگاه کرد که ممکن است پس از تخليهٔ آبسه، يک فيستول دائمى داشته باشد. زخم نبايد پانسمان شود، چرا که اين کار ممکن است باعث ايجاد اسکار وسيعى شود که مى‌تواند توانائى اسفنکترها براى بستن مجراى مقعد را مختل کند و منجر به نشت يا بى‌اختيارى نسبى مدفوع شود.

پيش‌آگهى

آبسه‌هائى که خودبه‌خود پاره مى‌شوند يا بدون برداشتن ارتباط فيستولى آنها درناژ مى‌گردند، تا زمانى‌که علت زمينه‌اى از بين نرود، به‌طور مکرر عود خواهند کرد.

آشنایی با آناتومى و فيزيولوژى مقعد و رکتوم

کانال معقدى از پرزوکتودوم ايجاد مى‌شود که يک تورفتگى اکتودرم است. منشاء رکتوم انتودرم است. رکتوم با مخاط گلاندولار و کانال مقعدى با آنودرم پوشيده شده که تداوم اپى‌تليوم مطبق خارجى است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  ناحيهٔ مرزى بين رکتوم و کانال مقعدى حاوى سلول‌هاى انتقالى (transitional) است. کانال مقعد و پوست خارجى مجاور آن عصب‌دهى حسى سوماتيک غنى‌اى دارند و به‌شدت به محرک‌هاى دردناک حساس هستند؛ مخاط رکتوم عصب‌گيرى خودمختار (اتونوم) دارد و نسبت به درد تقريباً غيرحساس است. در بيماران دچار نئوپلاسم رکتوم، درد جزء نشانه‌هاى زودرس نيست.

تخليهٔ وريدى در بالاى محل اتصال مقعد و رکتوم از طريق سيستم پورت است؛ تخليهٔ کانال مقعد از طريق سيستم مجوف (کاوال) است. بازگشت لنفاوى از رکتوم، در طول پايهٔ عروقى هموروئيدى فوقانى به‌ سمت گره‌هاى مزانتريک تحتانى و آئورتى است، ولى عروق لنفاوى از کانال مقعد از طريق مجراى آلکاک به گره‌هاى ايلياک داخلى و از طرف قدام، به گره‌هاى اينگوينال مى‌روند.

مجراى مقعد حدود ۳ سانتى‌متر طول دارد. در مرز فوقانى مجراى مقعد محل اتصال مقعد و رکتوم (anorectal juncture) قرار دارد (محل اتصال پوست و مخاط، خط شانه‌اي، يا خط دندانه‌اي). در اين سطح، چاله (کريپت‌)هاى مقعدى و منافذ غدد مقعدى قرار دارند.

حلقه اسفنکترى آنورکتال از ترکيب اسفنکتر داخلى عضله طولى بخش مرکزى عضلات لواتور (پوبورکتاليس) و اجزاء اسفنکتر خارجى تشکيل شده است و در قسمت جلو اين حلقه بيشتر در معرض تروما است. اسنفکتر داخلى از عضلهٔ صاف غيرارادى تشکيل شده است؛ باقى عضلات، ماهيچه‌هاى مخطط ارادى هستند.

ساختارهاى حمايت‌کننده

عضلهٔ پوبورکتاليس يک حلقهٔ نگه‌دارنده در دو رکتوم تشکيل مى‌دهد تا از آن حمايت کند. رکتوم از طرف فاسياى والداير هم حمايت مى‌شود که يک لايهٔ سنگين بى‌عروق از فاسياى لگنى جدارى است؛ رباط‌هاى جانبى که عروق هموروئيدى تحتانى از آنها عبور مى‌کنند و مزورکتوم خلفى هم از رکتوم حمايت مى‌کنند. رباط‌ها و مزورکتوم، رکتوم را به‌سطح قدامى ساکروم تثبيت مى‌کنند.

سرخرگ‌ها

سرخرگ‌ هموروئيدى فوقانى ادامهٔ مستقيم سرخرگ مزانتريک تحتانى است. سرخرگ هموروئيدى ميانى در هر طرف از شاخهٔ قدامى سرخرگ ايلياک داخلى يا سرخرگ پودندال داخلى جدا مى‌شود و در ضخامت رباط‌هاى جانبى رکتوم به‌سمت داخل حرکت مى‌کند. سرخرگ‌هاى هموروئيدى تحتانى شاخه‌هائى از سرخرگ‌هاى پودندال داخلى هستند و از مجراى آلکاک عبور مى‌کنند.

آناستوموزهاى بين قوس‌هاى عروقى فوقانى و تحتاني، خونرسانى جانبى را تأمين مى‌کنند که پس از قطع‌شدن خونرسانى کولون چپ به‌دنبال جراحى يا در اثر انسداد آترواسکلروزى حائز اهميت است.

سياهرگ‌ها

سياهرگ‌هاى هموروئيدى فوقانى به‌ عروق مزانتريک تحتانى و از آنجا به سيستم وريدى پورت تخليه مى‌شوند. اين سياهرگ‌ها هيچ دريچه‌اى ندارند.

سرطان رکتوم ممکن است از طريق آمبولى به کبد منتشر شود. آمبولوس‌هاى سپتيک ممکن است باعث پيله‌فلبيت شوند.

سياهرگ‌هاى هموروئيدى تحتانى به وريد‌هاى پودندال داخلى و ايلياک داخلى و سيستم کاوال تخليه مى‌شوند.

عروق لنفاوى

لنف مجراى مقعد به گره لنفاوى اينگوينال مى‌رود در حالى‌که لنف رکتوم به گره‌هاى لنفاوى مزانتريک تحتانى و آئورتى مى‌ريزد. عفونت‌ها و سرطان منطقهٔ مقعد ممکن است باعث لنفادنوپاتى اينگوينال شوند.

در پشت رکتوم، گره‌هاى گروتا (Gerota) قرار دارند. جراحى‌هاى راديکال براى ريشه‌کنى سرطان رکتوم و مقعد برپايهٔ آناتومى لنفاوى قرار دارند.

اعصاب

عصب‌دهى رکتوم از سيستم‌هاى سمپاتيک و پاراسمپاتيک است. رشته‌هاى سمپاتيک از شبکهٔ مزانتريک تحتانى و عصب هيپوگاستريک (پيش ساکرومي) جدا مى‌شوند که خود از طريق سه ريشه از گانگليون‌هاى سمپاتيک کمرى دوم، سوم و چهارم جدا مى‌شود.

کنترل سمپاتيک از اين شبکه به اعضاء جنسى و عضلهٔ صاف کنترل‌کنندهٔ انزال امتداد مى‌يابد. عصب‌دهى پاراسمپاتيک از اعصاب ساکرال دوم، سوم و چهارم منشاء مى‌گيرد.

رشته‌هاى اين اعصاب به بافت نعوظى آلت تناسلى مرد و کليتوريس مى‌روند و از طريق شانت‌دادن خون به اين بافت‌ها، نعوظ را کنترل مى‌کنند. درنتيجه، آسيب‌هاى وارد به اين اعصاب در حين جراحى‌هاى راديکال روى رکتوم ممکن است باعث اختلال کارکرد مثانه و جنسى شوند.

افراد معمولا مطابق با اینکه شما چه لباسی بر تن دارید، با شما برخورد می‌کنند

افراد با پوشش خود ناخواسته با اطرافیان ارتباط برقرار می‌کنند. اما در هر گوشه‌‌ای از جهان هنجارهای متفاوتی وجود دارد. مثلا پوشیدن مینی‌ژوپ در اداره‌ای در بلغارستان شیک به نظر می‌آید، اما در اداره‌ای آلمانی نامناسب.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  تسوِتِلینا کرویتسر از بلغارستان در ابتدای اقامتش در آلمان با هنجارهای جدید پوششی در این کشور کاملا ناآشنا بود. او معمولا آرایش غلیظی داشت، مینی‌ژوپ می‌پوشید و به ناخن‌هایش لاک‌هایی با رنگ تند می‌زد؛ بدون اینکه متوجه باشد، با ظاهرش بسیار جلب توجه می‌کرد.

یک بار در هنگام خرید نان جمله‌ای از یک مرد شنیده بود، بدون آن‌‌که در ابتدا متوجه منظور گوینده شده باشد. خانم کرویتسر پس از مدتی پی برده بود که ظاهر او در آلمان معنی کاملا متفاوتی دارد. آن مرد فکر کرده بود که این زن یک فاحشه است. کرویتسر همچنین در دانشگاه و در محل کار هم متوجه شد که بسیار جلب توجه می‌کند و افراد او را بخاطر ظاهرش جدی نمی‌گیرند.

جنبه منفی کلیشه‌ها

کرویتسر می‌گوید: «به دلیل اخباری که در مورد تجارت زنان در اروپای شرقی و شهرت فحشا در این منطقه وجود دارد، تنها بخاطر لهجه‌ی بلغاری‌ام در چارچوب این کلیشه‌ها قرار می‌گرفتم.» برای کرویتسر تنها راهی که باقی ماند این بود که خود را با ضوابط جدید پوششی در آلمان تطبیق دهد.

کرویتسر در زمینه علوم مربوط به اروپای شرقی تحصیل کرده و تا به حال در مورد پیش‌داوری و کلیشه‌های موجود در جوامع، مقالات متعددی نوشته است. او اعتقاد دارد که وجود کلیشه‌ها عادی و حتی مفید هستند. اما آنها می‌توانند در برخی موارد مضر نیز باشند: «پیش‌داوری افراد را از لحاظ ذهنی بسته نگه می‌دارد.»

“پوشش، شخصیت می‌سازد”

نادین توماس، مدیر سالن مد برلین، به ضرب‌المثل قدیمی آلمانی “پوشش، شخصیت می‌سازد” اعتقاد دارد. وی می‌گوید: «افراد معمولا مطابق با اینکه شما چه لباسی بر تن دارید، با شما برخورد می‌کنند.»

نادین توماس به شرکت‌ها و هتل‌ها خدمات مشاوره‌ای در زمینه انتخاب پوشش مناسب ارائه می‌دهد. او می‌گوید: «در آلمان در محیط کار همچنان سبک پوشش کلاسیک رایج است. پوشیدن لباس دکلته یا پوشیدن مینی‌ژوپ تابو است و طول دامن بایستی حداقل تا زانو برسد.»

او در دوره‌هایی که برگزار می‌کند به زنان نشان می‌دهد که پوشیدن مینی‌ژوپ تا چه حد آزادی حرکت را از آنها می‌گیرد. زنان در یکی از تمرین‌ها متوجه می‌شوند که برای برداشتن چیزی از روی زمین در حالی که مینی‌ژوپ بر تن دارند، چه تصویری از خود به همکاران انتقال می‌دهند.

تسوِتِلینا کرویتسر پس از مدتی یاد گرفت تا در آلمان به نوعی لباس بپوشد که کمتر جلب توجه کند. او کمتر آرایش می‌کرد تا دیگر در چارچوب کلیشه‌ها قرار نگیرد. کرویتسر هنگامی که پس از پنج سال دوباره به وطن خود بازگشت، با چهره‌ی بهت‌‌زده‌ی مادرش روبه‌رو شد.

مادرش به او گفته بود: «شبیه مریض‌ها شده‌ای. مگر به اندازه کافی پول نداری که لباس مناسب بخری؟» کرویتسر با شلوار جین، تی‌شرتی معمولی و کفش‌های ورزشی دیگر با تصویر رایج زن بلغاری هماهنگی نداشت.

با چای سبز می‌توان بسیاری از بیماری‌ها را درمان کرد

معروف است که چای سبز؛ داروی شفابخش بسیاری از بیماری‌ها است . عقیده همگانی این است که  با چای سبز می‌توان بسیاری از بیماری‌ها را درمان کرد: سرطان روده و غده‌ی پروستات، بیماری قند، آلزایمر، ام اس و نیز چاقی را. دانشمندان آمریکایی در پژوهشی درستی این ادعا را در یک مورد ثابت کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  نتایج بررسی یک گروه پزشکی آمریکایی نشان می‌دهد که نوشیدن دو فنجان چای سبز پس از صرف یک وعده غذای مفصل (با ماکارونی یا سیب‌زمینی و غلات) مانع افزایش قند خون می‌شود.

دلیل این امر وجود ماده‌ای ‌است به نام Epigallocatechingallat که در پزشکی به EGCG معروف است. این ماده باعث می‌شود که تجزیه‌ی نشاسته‌ی موجود در مواد خوراکی به کندی صورت گیرد و در نتیجه به گلوکز تبدیل نشود.

نتایج آزمایش‌های این گروه پزشکی، به‌ویژه برای مبتلایان به بیماری قند، ‌بسیار امیدوارکننده است.

ماده‌ی ضد عفونت

این که EGCG موجود در چای سبز در درمان بیماری‌های خونی موثر است، نکته‌ای است که در نتیجه‌ی آزمایش‌های یک پزشک آلمانی متخصص بیماری‌های خونی به نام ورنر هونشتاین در سال ۲۰۰۵ مشخص شد.

این پزشک که در آن زمان ۷۲ سال داشت و خود از نوع ویژه‌‌ای از بیماری کم‌خونی رنج می‌برد، با مطلع شدن از محتوای سخنرانی‌ای در باره‌ی خواص چای سبز، نوشیدن آن را آغاز کرد و میزان مصرف آن را به دو لیتر در روز رساند.

هونشتاین چنان به تاثیرات شفابخش چای سبز اعتقاد پیدا کرد که در سال ۲۰۰۷ مقاله‌ای جامع در باره‌ی معجزه‌های درمانی این ماده در یک مجله‌ی تخصصی نوشت و در پی انتشار آن، هزینه‌ی انجام چند پروژه‌ی پژوهشی در باره‌ی فواید EGCG را تامین کرد.

این پزشک مبتکر که در ۸۳ سالگی از جهان رفت، در آخرین دست‌نوشته‌های خود نوشت که دلیل طول عمرش، نوشیدن چای سبز بوده است.

آزمایش‌های عملی

پزشکان دانشگاه هایدلبرگ‌، پس از فوت ورنر هونشتاین، ادعای او را بر ۱۹ بیمار قلبی مورد آزمایش قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مصرف EGCG باعث کندی روند عفونی‌شدن دیواره‌های قلب شده، ولی نتوانسته است از رشد کامل آن جلوگیری کند.

به‌نظر آرنت کریستن، پزشک متخصص بیماری‌های خونی و رئیس بخش پژوهش‌های دانشگاه هایدلبرگ‌، “میزان تجویز ناکافی” می‌توانسته بر نتایج آزمایش‌ها تاثیر بگذارد. او معتقد است که با این حال نتیجه‌ی تحقیقات موفقیت‌آمیز بوده است: «دست‌کم این معالجه باعث وخیم‌شدن وضع بیمار نشد.»

آزمایش‌های دیگر

از جمله پژوهش‌هایی که در مورد فواید چای سبز صورت گرفته، آزمایشی است در باره‌ی تاثیر EGCG بر سلول ‌و بازسازی آن. نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهد که EGCG به‌نحو بارزی از عفونی‌شدن سلول‌ها و رشد غیرطبیعی آن‌‌ها جلوگیری می‌کند و بر واکنش‌های غیرعادی سیستم دفاعی بدن تاثیر می‌گذارد.

از آن گذشته این ماده ظاهرا می‌تواند از میزان آسیب‌پذیری ژن سلول‌ها بکاهد و بر ساخت رگ‌های خونی اضافی تاثیر منفی بگذارد که در رشد سلول‌های سرطانی نقش مهمی بازی می‌کنند.

در حال حاضر در بیمارستان شریته (Charité) برلین، در مورد این تحقیق می‌شود که آیا می‌توان پیشرفت بیماری آلزایمر را در اولین مراحل بروز با چای سبز متوقف کرد یا نه.

دو پروژه‌ی تحقیقاتی در مورد تاثیرات EGCG بر اسکلروز چندگانه یا بیماری اِم‌اِس که نوعی اختلال خودایمنی سيستم اعصاب مركزی است، در دو نهاد پژوهشی دیگر در دست انجام است که نتایج آن در چند ماه آینده منتشر می‌شود.

در باره‌ی نقش و ترکیب سایر مواد موجود در چای سبز، در رابطه با چگونگی و درجه‌ی تاثیرگذاری EGCG در جهت درمان بیماری‌ها هنوز تحقیقی صورت نگرفته است.

پژوهشگران دارویی دوهزار ساله کشف کرده اند که هنوز سالم مانده است

دانشمندان ایتالیایی از درون لاشه یک کشتی غرق‌شده که متعلق به دست کم ۲۰۰۰ سال پیش است، دارویی مهم کشف کرده‌اند. پژوهشگران بعد از بررسی‌های خود به نتیجه رسیده‌اند که این دارو برای درمان ناراحتی‌های چشم به کار می‌رفته است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  چنین کشف‌های مهمی زیاد پیش نمی‌آید. پژوهشگران به تازگی دارویی یافته‌اند که قدمتی بیش از۲۰۰۰ سال دارد. اما مهم‌تر این است که این دارو با وجود گذشت صدها سال سالم و قابل بررسی مانده است.

یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی اریکا ریبکینی (Erika Ribechini)، کارشناس شیمی در دانشگاه پیزای ایتالیا بر معجونی خاکستری از مواد آلی و معدنی و محفوظ در ظرفی از جنس روی تحقیقاتی به عمل آورده است.

این ظرف در دل لاشه یک کشتی قدیمی کشف شد . این کشتی بیش از ۲ هزار سال پیش در آب‌های ساحل توسکانی ایتالیا غرق شده بود.

بقایای این کشتی در نزدیکی منطقه “رلیتو دل پوزینو” پیدا شد و به همین دلیل لاشه این کشتی “لاشه پوزینو” نام گرفته است.

ترکیب، شکل و تجزیه اجزای ماده مکشوف نشان می‌دهد که از این ماده به عنوان دارویی شفابخش برای چشم استفاده می‌شده است.

ریبکینی می‌گوید، از این دارو که به صورت ماده‌ای تکه‌تکه پیدا شده، به صورت مستقیم روی پلک‌ها استفاده می‌شد.

اجزای ترکیب شفابخش

تحقیق روی اجزای شیمیایی، معدنی و گیاهی این دارو نشان می‌دهد که در ترکیب دارو به طور عمده فلز روی به کار رفته است.

داروی مورد تحقیق ۴ سانتی‌متر قطر و یک سانتی‌متر ضخامت دارد و شامل اکسید آهن، نشاسته، موم زنبور عسل و صمغ کاج است.

در این داروی کهن اجزای گیاهی فراوانی یافت می‌شود. به موجب گزارش منتشره در نشریه علمی “پراسیدینگز”، متعلق به ‌آکادمی ملی علوم ‌آمریکا ذغال چوب، الیاف کتان، دانه‌های نشاسته، گرده درخت زیتون و شماری از دیگر گیاه‌ها از جمله اجزایی‌اند که در این دارو یافت شده‌اند.

بیش از نیمی از گرده‌های کشف شده در این دارو به گیاهانی تعلق دارد که پیش‌تر حشرات بر روی آن نشسته‌اند.

به همین دلیل دانشمندان گمان می‌کنند، وجود موم زنبور عسل در ترکیبات این دارو باعث شده که در آن گرده‌های گیاهی زیادی یافت شود. یعنی داروسازان دوران باستان به عمد از گرده گیاهان در این دارو استفاده نکرده‌اند، بلکه گرده گیاهان در اینجا ماده‌ای جانبی بوده است.

تهیه سوخت زیستی با افزایش خطرناک ازن می‌تواند بر سلامتی انسان تأثیرات زیان‌آور بگذارد

پژوهشگران بریتانیایی انتقادی جدید از سوخت زیستی مطرح کرده‌اند. آنها می‌گویند این نوع سوخت که به عنوان چاره‌ای جایگزین برای سوخت‌های مضر مطرح شده ازن (  Ozone  )  موجود در هوا را افزایش می‌دهد و سلامتی انسان را به خطر می‌اندازد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  انتقاد از سوخت زیستی (بیو فیول) پایان نمی‌پذیرد. تا کنون انتقاد عمده این بود که برای کسب سوخت زیستی باید زمین‌های گسترده‌ای را زیر کشت قرار داد و به همین دلیل قطع درختان و جنگل‌زدایی افزایش می‌یابد.

اینک پژوهشگران بریتانیایی می‌گویند، تهیه سوخت زیستی می‌تواند بر سلامتی انسان تأثیراتی زیان‌آور بگذارد.

آنها می‌گویند، کاشت درختانی با رشد سریع برای برطرف کردن نیاز روزافزون به سوخت زیستی، ایزوپرن تولید خواهد کرد. به باور آنان، این فرایند به همراه گاز نیتروژن به ایجاد گاز ازن در هوا منجر خواهد شد که تحریک‌کننده راه‌‌های تنفسی در انسان است.

ازن ماده اکسیدکننده قوی با قابلیت واکنشی زیاد است که فعالیت بالای شیمیایی آن باعث بروز مشکلاتی از جمله در بافت ریه‌ها می‌شود. آلاینده ازن اساسا توسط یک منبع به محیط منتشر نمی‌شود. این آلاینده ثانویه است و بر اثر تأثیرات متقابل آلاینده‌های اتمسفر ایجاد می‌شود. از جمله آلاینده‌های اولیه‌ای که در تشکیل ازن دخالت دارد، اکسیدهای نیتروژن است.

شبیه‌سازی رایانه‌ای

کشورهای عضو اتحادیه اروپا متعهد شده‌اند که ۱۰ درصد از انرژی مورد نیاز بخش حمل و نقل خود را تا سال ۲۰۲۰ از انرژی‌های تجدیدپذیر تأمین کنند. با توجه به این نیاز روزافزون باید در آینده کاشت گیاهانی را که از آنها سوخت زیستی تهیه می‌شود، به شدت افزایش داد.

نیک هویت (Nick Hewitt) از دانشگاه لانکستر بریتانیا و همکارانش برای روشن شدن اثرات این روند بر محیط زیست از شبیه‌سازی رایانه‌ای استفاده کردند

بنا بر گزارش منتشره در مجله تخصصی “نیچر کلایمت چنج”، اروپا حدود ۷۲ میلیون هکتار زمین را به کشت گیاهانی اختصاص داده که از قابلیت تولید سوخت زیستی برخوردار هستند. ۱۶ میلیون هکتار از این زمین‌ها در غرب اروپا، ۲۹ میلیون هکتار در اروپای شرقی و و ۲۷ میلیون هکتار در اوکراین قرار دارد.

در این آزمون پیامدهای کشت درختان سریع‌الرشدی مانند صنوبر، بید و اکالیپتوس در این زمین‌ها که مساحتی حدود دو برابر مساحت آلمان دارند ارزیابی شده است.

نتیجه آزمون

نتیجه تحقیق یادشده نشان می‌دهد که این فرایند به افزایش گاز ازن در هوای تنفسی منجر می‌شود. افزایش ازن در هوا سلامت بسیاری از مردم را به خطر می‌اندازد.

بر اساس آخرین ارزیابی‌ها، در اروپا سالانه حدود ۲۲ هزار نفر بر اثر پیامدهای ناشی از افزایش ازن در هوا جان خود را از دست می‌دهند.

محققان می‌گویند، افزایش کشت درخت‌هایی با پتانسیل تولید سوخت زیستی باعث می‌شود که شمار مرگ و میر ناشی از افزایش ازن در هوا بیش از ۱۰۰۰ تن در سال افزایش یابد.

افزون بر این افزایش ازن در هوا بر برداشت برخی محصولات کشاورزی مانند ذرت یا گندم تأثیری منفی دارد. پیش‌بینی می‌شود که این اثر منفی سالانه حدود یک میلیارد یورو در صنعت کشاورزی خسارت ایجاد کند.

تنها درختان سریع‌الرشد نیاز را برطرف می‌کنند

پژوهشگران بر این نظرند که در آینده برای تأمین نیاز به سوخت بیولوژیک باید عمدتا گیاهانی کاشت که به نسل دوم سوخت‌های سازگار با محیط زیست تعلق دارند مانند صنوبر، بید و اکالیپتوس.

دلیل این است که تنها با کشت این درختان سریع‌الرشد می‌توان نیاز بالا به سوخت بیولوژیک را تأمین کرد. اما کشت این درختان در مرحله اول به تولید مخلوطی از گازهای منوکسید کربن و هیدروژن در هوا منجر خواهد شد و در مرحله بعد است که می‌توان از آن سوخت زیستی به دست آورد.

اما کشت درختان نسل دوم سوخت‌های زیستی جنبه مثبتی نیز در بر دارد. این نوع از نباتات مانند گیاهان نسل اول، از جمله شلغم و نیشکر قابل خوردن نیستند و برای کشت آنها زمین کافی به‌ویژه در شرق اروپا وجود دارد. تنها در اوکراین می‌توان حدود یک‌سوم از درختان مورد نیاز را کاشت.

افزون بر این در شرق اروپا برای کشت این درختان نباید غلات موجود در زمین را نابود کرد، چون در این منطقه زمین‌های آزاد زیادی برای کاشتن این درختان وجود دارد.

آیا عوامل ژنتیکی در میزان هوش افراد مؤثر است ؟

در آلمان دانش‌آموزان خانواده‌های مهاجرتبار معمولا کارنامه بدتری دارند. برخی از کارشناسان عواملی مانند خصوصیات قومی و فرهنگی را دلیل این “بی‌استعدادی” می‌دانند. آیا عوامل ژنتیکی در میزان هوش افراد مؤثر است؟

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  در ذهن عامه مردم معمولا رنگ پوست متفاوت برابر است با ملیت و فرهنگی دیگر. آندریاس هاینتس (Andreas Heinz)، مدیر کلینیک روان‌پزشکی و روان‌درمانی وابسته به دانشگاه پزشکی شاریته برلین اعتقاد دارد که این دیدگاه با واقعیت فاصله زیادی دارد.

او پزشک زنی را مثال می‌زند با چشم‌ها و موهای تیره که پسری بسیار شیطان دارد که در مدرسه به عنوان دانش‌آموزی دردسرساز شناخته شده است. هاینتس می‌گوید بسیاری تصور می‌کنند که پدر او حتما ترک یا عرب است. آنها اعتقاد دارند که احتمالا ناآرامی پسر رابطه مستقیمی با تبار او دارد. در صورتی که پدر این پسر پزشک و اهل جنوب آلمان است.

“عدم موفقیت کودکان مهاجر ژنتیکی است”

این که آیا عوامل ژنتیکی در قومیت‌ها تأثیر مستقیمی بر ضریب هوشی افراد دارد، موضوعی رایج در مناظره‌های تلویزیونی، میزگردهای سیاسی و اجتماعی آلمان است. به ویژه پس از انتشار کتاب جنجال‌برانگیز تیلو زاراتسین، سیاستمدار و رئیس سابق بانک مرکزی آلمان، بحث و گفتگو در این زمینه از حساسیت خاصی برخوردار شد.

زاراتسین در کتاب خود با نام “آلمان خود را از میان برمی‌دارد” آینده‌‌ای تیره و تار برای این کشور پیش‌بینی می‌کند و دلیل آن را عدم توانایی مهاجران ترک و در مجموع مسلمانان در سازگاری با جامعه آلمان می‌داند. او با تکیه بر آمار و ارقام موجود مبنی بر موفقیت کمتر کودکان مهاجر در مدرسه، دلیل این عدم موفقیت را ژنتیک می‌داند.

شیوه اشتباه بررسی مشکلات مهاجران

آندریاس هاینتس، پزشک آلمانی می‌گوید که عوامل ژنتیکی می‌تواند واقعا تأثیر زیادی بر میزان هوش افراد داشته باشد. اما در عین حال پژوهش‌های متعددی در این زمینه نشان داده‌اند که محیط اجتماعی نیز تأثیر حیرت‌آوری در توان ذهنی افراد دارد.

بنا بر آمار سرشماری سال ۲۰۱۱در آلمان، حدود ۶۲ درصد از افرادی که پیشینه مهاجرتی دارند موفق به گرفتن دیپلم نشده‌اند. تنها ۲۰ درصد از آنها تحصیلات خود را در دوران تحصیل مدرسه به پایان رسانده‌اند. کوشکون جنان، محقق علوم آموزشی از دانشگاه آزاد برلین انتقاد می‌کند که معمولا کارشناسان ریشه‌ی این نتایج را در تفاوت‌های ملیتی و فرهنگی جستجو می‌کنند.

او عقیده دارد که در اینگونه بررسی‌ها بیشتر اوقات عواملی مانند شرایط بی‌ثبات و نامشخص زندگی بسیاری از خانواده‌های مهاجر در آلمان، مشکلات مالی آنها و عدم توانائی مربیان و معلمان در برخورد با کودکان مهاجر از قلم انداخته می‌شود. به این ترتیب تصویری که در جامعه از کودکان مهاجر به وجود آمده است، آنها را افرادی بی‌استعداد و کم‌هوش جلوه می‌دهد.

تأثیر برخورد تبعیض‌آمیز بر عملکرد مغز

کوشکون جنان هشدار می‌دهد که پیش‌داوری‌ها می‌توانند باعث شوند که برخورد افراد به تدریج و به طور ناخودآگاه با تصویر کلیشه‌ای که در مورد آنها وجود دارد، مطابقت پیدا کند. به طور مثال تکرار جملاتی مانند “ترک‌ها در انطباق خود با جامعه میزبان ناتوان هستند” می‌تواند دقیقا همین وضعیت را در مهاجران ترک ‌تقویت کند.

پژوهش‌هایی که تا کنون روی حیوانات انجام شده نشان می‌دهد که برخوردهای تبعیض‌آمیز تأثیر مستقیمی در عملکرد مغز دارد و می‌تواند توانائی ذهنی مغز را در درازمدت کاهش دهد. آندریاس هاینتس می‌گوید که این تحقیقات نشان داده‌اند که برخورد خشن و تحقیرآمیز ایجاد استرس می‌کند و فعالیت مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در حال حاضر هاینتس همراه با تیمی پژوهشی از دانشگاه پزشکی برلین تلاش می‌کند پژوهشی مشابه را روی انسان‌ها انجام دهد. او می‌خواهد بداند که آیا تنش‌های اجتماعی به راستی می‌تواند فعالیت مغز انسان را نیز تحت تأثیر قرار دهد و برخی ژن‌ها که در ارتباط با ضریب هوشی فرد هستند را فعال یا غیرفعال کند.

پژوهشگران با تزریق سلول های گیرنده نور به چشم موش های کامل کور، بینایی را به آنها بازگردانند

پژوهشگران دانشگاه آکسفورد در  بریتانیا می گویند موفق شده اند با تزریق سلول های گیرنده نور به چشم موش های کامل کور، بینایی را به آنها بازگردانند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی،  تیم محققان در دانشگاه آکسفورد موش هایی را مورد مطالعه قرار دادند که شبکیه آنها کاملا فاقد سلول های گیرنده نور بود. و توانستند بینایی را به این موش های کاملا کور بازگرداندند .

این موش ها روشنایی را از تاریکی تشخیص نمی دادند.

محققان سلول هایی که به مصالح ساختمانی شبکیه تبدیل می شوند را به چشم موش ها تزریق کردند.

به گزارش نشریه “آکادمی اقدامات ملی علوم”، شبکیه در چشم موش ها ظرف دو هفته پس از تزریق سلول ها تشکیل شده بود.

موش ها سپس مورد بررسی قرار گرفتند تا معلوم شود آیا از محیط روشن می گریزند و مردمک چشم آنها در محیط پرنور جمع می شود یا نه. اسکن مغزی هم نشان داد که اطلاعات تصویری در مغز آنها پردازش می شود.

تیم محققان در دانشگاه آکسفورد گفت که مطالعات آنها بسیار شبیه به معالجاتی است که برای افراد مبتلا به بیماری دژرانسیون چشم لازم است.

در انسان یک بیماری چشم موسوم به “آر پی” وجود دارد که در آن سلول های گیرنده نور در شبکیه از بین می روند و می تواند به کوری منجر شود.

با این حال کارشناسان می گویند که آزمایش های بیشتری برای بررسی کیفیت بینایی بازگردانده شده به موش لازم است.

پروفسور رابرت مکلارن از محققان در این مطالعه گفت: “این اولین بار است که نشان داده می شود می توان یک موش کاملا کور را گرفت، سلول ها را تزریق کرد و کل لایه حساس در برابر نور را بازسازی کرد.”

در مطالعات قبلی موش هایی که بخشی از شبکیه آنها از بین رفته بود درمان شده بودند.

پرفسور پیت کافی از موسسه بیماری های چشم دانشگاه یونیوسیتی کالج لندن گفت این یافته ها مهم است چون بدترین نوع کوری را بررسی می کند.

او گفت این احتمالا همان شیوه ای است که باید برای درمان نابینایی در انسان به کار گرفته شود.

محققان هم اکنون در بیمارستان چشم مورفیلدز مشغول تلاش برای درمان بیماری استارگارت در انسان با کمک سلول های بنیادی هستند.

نتایج اولیه حاکیست که این شیوه ایمن است اما چند سال وقت می برد تا بیمار پیشرفت جدی حاصل کند.

۱۷ میلیارد سیاره هم اندازه زمین فقط در راه شیری وجود دارد

دی ۲۴, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مقالات علمي

منجمان با بررسی اطلاعات جمع آوری شده توسط تلسکوپ فضایی کپلر می گویند که از هر شش ستاره در کهکشان راه شیری، یکی میزبان سیاره ای به اندازه زمین است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی،  به این ترتیب تخمین زده می شود که در راه شیری، حدود ۱۷ میلیارد عدد از این نوع سیارات وجود داشته باشد. یافته های اخترشناسان در ۲۲۱ امین نشست انجمن نجوم آمریکا در کالیفرنیا اعلام شد.

مشاهده مستقیم سیارات در اطراف سایر ستارگان به علت فاصله بسیار زیاد ممکن نیست.

کاری که تلسکوپی مثل کپلر می کند این است که کاهش متناوب و بسیار خفیف نور ستاره را ردیابی می کند. این می تواند به معنی وجود سیاره ای باشد که دور آن می گردد.

تلسکوپ کپلر، متعلق به آژانس فضایی آمریکا، در سال ۲۰۰۹ به آسمان پرتاب شد تا فارغ از تاثیر اتمسفر زمین، دید بلامانعی از ستارگان داشته باشد.

این تلسکوپ یک ناحیه ثابت از آسمان را زیر نظر گرفت که بیش از ۱۵۰ هزار ستاره در آن قرار دارد.

فرانسوا فرسین از مرکز اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونین که مسئول مطالعه اخیر بوده می گوید: “رقم ۱۷ میلیارد یک استنباط است. ما فقط کسر کوچکی از کهکشان راه شیری را مطالعه کرده ایم اما می توانیم براساس آن بگوییم که شمار کل این نوع سیارات در راه شیری چیست. و ما توانسته ایم اولین تخمین از شمار سیارات هم اندازه زمین در راه شیری را به دست دهیم.”

کپلر قادر است افت بسیار خفیف نور ستاره را ردیابی کند. این افت فقط کسری از یک درصد نور ستاره است. اما هر کاهشی در نور ستاره ناشی از عبور سیاره نیست.

به این ترتیب منجمان در این مطالعه سعی کردند آن دسته از اجرامی را که باعث افت نور ستاره مرکزی می شوند اما واقعا سیاره نیستند حذف کنند. به علاوه آنها در پی شناسایی آن دسته از سیاراتی برآمدند که از چشم کپلر پنهان مانده اند.

آقای فرسین می گوید که فهرست نامزدهای کپلر کامل نیست، چون فقط سیاراتی را ردیابی می کند که از برابر ستاره می گذرند.

به گفته او به ازای هرکدام از اینها ده ها ستاره هست که وجود سیاره در اطرافشان قابل ردیابی نیست.

نتایج حاکیست که ۱۷ درصد ستاره ها در راه شیری، میزبان سیاره ای تقریبا به اندازه زمین در مدارهایی هستند که طی کردن آنها ۸۵ روز یا کمتر طول می کشد.

این بدان معنی است که در کهکشان راه شیری ۱۷ میلیارد سیاره با ابعادی شبیه به زمین وجود دارد.

اما اینکه این سیارات هم اندازه زمین هستند به آن معنی نیست که دارای حیات خواهند بود. در واقع بعید است چنین باشد.

فرانسوا فرسین می گوید: “این ۱۷ میلیارد مشخصا برای آنهایی است که در مدارهای نزدیک به ستاره مرکزی می گردند و بنابراین بعید است شامل آثار حیات باشند زیرا امکان وجود آب مایع در آنها که به نظر می رسد برای حیات به آن شکلی که ما می شناسیم لازم باشد وجود ندارد.”

همزمان دانشمندان مسئول کپلر همچنین از کشف ۴۶۱ جرم جدید که تصور می شود سیاره باشند خبر داده اند.

به این ترتیب شمار سیاراتی که این تلسکوپ تاکنون ردیابی کرده به ۲۷۴۰ می رسد.

کارمندان دفتری که تمام روز پشت کامپیوتر هایشان گیر افتاده اند باید از صندلی جدا شوند و ایستاده کار کنند

دکتر جان باکلی، متخصص علوم بالینی و تغذیه در دانشگاه چستر می گوید ایستاده کار کردن باعث کاهش وزن می‌شود . خود دکتر باکلی پشت میزی کار می‌کند که ارتفاعش برای ایستادن مناسب است، میزی قدیمی که در دهه چهل میلادی ساخته شده. او معتقد است که: “به این همه نشستن نیازی نیست.”

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی،  به نظر دکتر باکلی تمام کسانی که بعد از تعطیلات سال نو اضافه وزن پیدا می کنند، بهتر است ایستاده کار کردن را تجربه کنند چون سه ساعت ایستادن بیشتر در طول روز، باعث سوختن ۳.۶ کیلو گرم چربی در سال ( ۱۴۴ کالری در روز) می شود.

ایستاده نوشتن شیوه محبوب برخی از نویسندگان بزرگ بوده است. شاید قهرمان ایستاده نوشتن ارنست همینگوی باشد که نثر قدرتمند او با این رویکرد فیزیکی به نوشتن هماهنگ بود. او در نامه ای در سال ۱۹۵۰ نوشت: “نوشتن و مسافرت اگر ذهن را باز نکند، باسن را پهن می کند بنابراین من دوست دارم ایستاده بنویسم.”

ولادیمیر ناباکوف رمان نویس و منتقد ادبی هم ترجیح می داد ایستاده بنویسد.

دکتر باکلی می گوید:” مردم سر کار می نشینند، بعد در ماشین‌هایشان می نشینند و بعد پای تلویزیون. به این ترتیب سوخت و ساز به حداقل می رسد. این طبیعی نیست. بدن انسان برای ایستادن و تحرک مدام طراحی شده است”.

به تازگی در بریتانیا گزارش‌های متعددی درباره خطر کم تحرکی در کار و تفریح منتشر شده است.

در یکی از تازه‌ترین گزارش‌ها به رابطه بین زیاد نشستن و بیماری دیابت اشاره شده است.

پیش از آن هم تحقیقی دیگر نشان داده بود که زندگی نشسته و کم تحرک به اندازه سیگار کشیدن باعث مرگ و میر می شود.

از این رو دکتر باکلی معتقد است:” تغییری کوچک مثل ایستاده کار کردن، به تغییری بزرگ در سلامت منجر می شود.”

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »