روش های پیشگیری از بیماری وبا

وبا(کلرا)نوعی بیماری حاداسهالی است که این بیماری دراثرتولیدوتجمع سم میکروب وبادر روده باریک ایجاد می شود ودراکثر موارد باعث از دست رفتن سریع آب و الکترولیت های بدن از طریق روده می گرددو در صورتی که درمان نشود باعث شوک وسرانجام منجر به مرگ می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  وبا یک بیماری حاد اسهالى است که به علت عفونت روده‌ها با باکتری به نام «ویبریو کلرا» به وجود مى‌آید . آلودگى با این میکروب در نتیجه نوشیدن آب‌هاى آلوده یا خوردن غذاهاى خام یا نیمه‌خام مثل سبزیجات یا ماهى به وجود مى‌آید.

– وبا یک بیماری اسهالی واگیردار است که عامل آن نوعی باکتری به نام ویبریو کلرا است . این بیماری بیشتر در نقاط گرم و مرطوب دیده می شود.
– این بیماری بیشتر در نقاط گرم و مرطوب دیده می شود.
– این بیماری بیشتر در فصول گرم و اغلب از اردیبهشت تا آبان بروز می کند.
– وبا یک مشکل بهداشت عمومی حاد بوده و امکان انتشار سریع آن وجود دارد که خود منجر به همه گیری در سطح وسیعی می شود.

راه های انتقال :
– دستهای آلوده
– تماس با مواد دفعی و استفراغ بیماران و لوازم آلوده بیمار
– آب آلوده
– غذای آلوده
– میوه و سبزیجات آلوده

علائم بیماری :
– حدود 90 درصد بیماران بدون علامت بوده یا اسهال خفیف دارند.
– در صورت بروز اسهال آبکی شدید از زمان اولین مدفوع شل تا شوک 4 تا 12 ساعت و در صورت عدم انجام اقدامات درمانی به موقع مرگ در عرض 18 ساعت تا چند روز اتفاق می افتد.
– اولین شکایت بیمار احساس پری و غرغر شکم است و سپس اسهال آبکی شبیه آب برنج و اکثرا” بدبو ایجاد می شود.
– استفراغ بدون حالت تهوع قبلی و عطش فراوان نیز از علائم بیماری است.

درمان :
– اکثر بیماران وبای التور را می توان تنها با تجویز محلول خوراکی (ORS) درمان کرد.
– در موارد شدیدتر، باید بیمار را بلافاصله به مراکز بهداشتی و درمانی جهت درمان با سرم و دارو انتقال داد.
– کشف سریع و به موقع و شروع درمان، اساس موفقیت در درمان بیماران وبایی می باشد.

پیشگیری :
– اساس پیشگیری از بیماریهای اسهالی از جمله وبا، رعایت بهداشت فردی می باشد .
– استفاده از آب سالم جهت شستشو، پخت و پز و آشامیدن.
– پرهیز از مصرف آب غیر مطمئن چشمه رودخانه و آب چاه.
– مصرف سبزیجات و میوه جات بعد از سالم سازی.
– پختن غذاهای گرم تا حدی که کاملا” داغ شود.
– شستشوی دستها با آب و صابون بعد از اجابت مزاج و قبل از تهیه غذا.
– جهت اطمینان، از مصرف آب آشامیدنی سالم یا از آب ضدعفونی شده با کلر استفاده کنید یا اینکه آن را بجوشانید.

روش سالمسازی سبزیجات و میوه جات :
1- پاکسازی : شستشوی گل و لای سبزی و میوه با آب سالم.
2- انگل زدایی : به ازای هر لیتر آب 3 تا 5 قطره مایع ظرفشویی ریخته و سبزی را به مدت 5 دقیقه در آن شناور می کنیم. سپس با آب سالم آنها را کاملا” شستشو می دهیم تا تخم انگلها و باقیمانده مایع ظرفشویی پاک شود.
3- ضدعفونی : یک گرم (نصف قاشق چایخوری) پودر پرکلرین را در ظرف 5 لیتری پر از آب ریخته و سپس میوه و سبزیجات را به مدت 5 دقیقه در آن غوطه ور می کنیم.
4- شستشو : سبزی ضدعفونی شده را مجددا با آب سالم می شوییم.

سه قاعده ساده برای پیشگیری از وبا :
1- از غذای پخته استفاده کنید.
2- از آب سالم استفاده کنید.
3- دستهای خود را با آب و صابون بشویید.

توصیه های پزشکی و دامپزشکی برای پیشگیری از تب خونریزی دهنده کریمه کنگو

تب کریمه کنگو (Crimean-Congo hemorrhagic fever) یک بیماری خونریزی دهنده تب دار حاد است که عمدتاً به وسلیه کنه منتقل می شود  بطوریکه ویروس با حمله به عروق های کوچک بدن موجب کاهش استحکام و تخریب مویرگها و با شوک شدید و حاد به سرعت موجب مرگ می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  عوامل ایجاد کننده این بیماری شامل ویروس منتقله ازطریق بندپایان و ویروس مرتبط با جوندگان می باشد انتقال ویروس می تواند بطورمستقیم از هوا و یا تماس با مواد دفعی یا  ترشحات بدن جوندگان آلوده صورت پذیرد. حداقل ۱۸ نوع  ویروس درانسان ایجاد تب خونریزی دهنده می کنند که همه آنها از حیوان به انسان منتقل می شود.

تب خونریزی دهنده کنگو کریمه از حیوان به انسان و از حیوان به حیوان سرایت می کند.

●  راه انتقال تب خونریزی دهنده کریمه کنگو :

ویروس  در طبیعت بوسیله کنه های سخت ازگونه HYALOMMA و ندرتاً توسط  سایر گونه ها منتقل می شود و ویروس می تواند ازطریق تخم کنه به نسل های بعد نیز منتقل شود.

این کنه دو میزبانه است و می تواند همراه پرندگان به مناطق دوردست انتقال یابد. کنه ها با خونخواری ازمهره داران کوچک، آلوده می شوند ومی توانند آلودگی را در تمام طول مراحل تکامل آلوده باقی بمانند و کنه نابالغ می توانند عفونت را به مهرداران بزرگ مثل دام ها منتقل کنند.

عفونت درانسان پس ازگزش کنه آلوده و یا له کردن آن روی پوست یا تماس با پوست، لاشه حیوانات و بافت بیمار مبتلا ایجاد می شود و بدلیل انتشار ویروس ازطریق خون و بافت بیماران، افراد درتماس با آنان به خصوص کارکنان بهداشتی درمانی شدیداً درخطر ابتلا به بیماری هستند.

●  توصیه های پزشکی برای پیشگیری  از بیماری تب خونریزی دهنده کریمه کنگو :

1- استفاده از گان، دستکش، عینک محافظ چشم و…
2- رعایت اصول صحیح ایزولیزاسیون بیمار
3-  اجتناب از تماس با ترشحات و خون آلوده
4- ضدعفونی محل اقامت بیمار
5-  دفع بهداشتی ضایعات و لاشه های حیوانات آلوده
6-  ضدعفونی وسایل بیمار در دمای 60 درجه سانتیگراد به مدت یکساعت و یا استفاده از اتیلن اکسید
7- کنترل و جداسازی دام های مشکوک
8- آموزش کارکنان شاغل در صنایع دام در زمینه محافظت از خود و ضدعفونی و سم پاشی البسه
9-  دوره های ادواری سم پاشی ( از بهار تا پائیز )
10-  پیگیری موارد تماس با منبع عفونت : تمام موارد تماس در فضای بسته سه هفته پس از شروع علائم بیماری باید شناسایی شوند و حداقل دوهفته مراقبت شوند.تب بالای 38 نیاز به بستری دارد.
11-  کارکنان بیمارستانی در تماس با بیمار درصورت بروز حوادث نفوذی (needle stick) به مدت پنج روز ریباورین 200 میلی گرم هر 12 ساعت دریافت کنند.
12-  در صورت تماس تصادفی ترشحات بیمار با ملتحمه مراقبت کننده چشم ها با آب یا محلول شستشوی چشم شسته شود.

●  توصیه های دامپزشکی برای پیشگیری از بیماری تب خونریزی دهنده کریمه کنگو :

بیماری ریشه در برخورد نامناسب با دام زنده دارد

1. پرهیز جدی از نگهداری دام به خصوص گوسفند و بز در منازل به دلیل آلودگی با ویروس و کنه های ناقل آن

2. اجتناب از کشتار دام در منازل ، معابر و مکان های عمومی

3. اقدام به سم پاشی مرتب دام ها و جایگاه نگهداری آن ها در تمامی سال به خصوص در فصل گرم .

4. درصورت سفر به مناطق روستایی از تماس بی مورد با جایگاه و خود دام ها اجتناب باید کرد. در صورت انجام این کار باید رعایت پوشش کامل را نمود .

5. نگهداری گوشت تازه گرم ، حداقل به مدت  12 ساعت در دمای 4 درجه برای طی شدن جمود نعشی و تولید اسید لاکتیک  واز بین رفتن ویروس در صورت وجود . برای الایش های خوراکی مثل جگر و قلوه ها و… این زمان باید دو برابر شود .

6. پوشیدن لباس کار کامل و یکسره و استفاده از کلاه ، ماسک ، دستکش ، چکمه ، عینک محافظ برای کارگران  کشتارگاه برای جلوگیری از گزش کنه ها و ورود آن ها به داخل لباس و همچنین برای جلوگیری از برخورد با ترشحات دام آلوده ، ضروری می باشد.

7. کار با دام زنده و لاشه های کشتاری در حالیکه زخم باز در روی دست و یا صورت و پا وجود دارد ، احتمال ابتلا را افزایش می دهد

8. پرهیز از عادات پرخطر مثل؛ عدم استفاده از دستکش به دلیل کند شدن کار، عدم شستشو وضدعفونی وسایل کشتار دام ، تماس غیر ضرور با دام ها ، خوردن و آشامیدن و کشیدن سیگار در محل نگهداری دام ها و یا محل کشتار دام ، بازی  با کنه ها و له کردن آن ها بادست ، خوردن جگر خام  وگوشت دام تازه کشتار شده  از جمله مواردی هستند که مخاطره ابتلا به این بیماری را افزایش می دهند

9. بیماری که سابقه برخورد با دام را داشته و دارای علائم تب و خونریزی به اشکال مختلف ، باشد ، باید مشکوک تلقی گردد. در این شرایط باید :

1 . بیمار را هرچه سریعتر به مراکز درمانی واجد صلاحیت رساند در حالیکه مراقب تماس با ترشحات احتمالی بیمار بود.

2 .شبکه دامپزشکی شهرستان را سریعا مطلع نمود .

3. جایگاه دام مشکوک را قرنطینه و گوشت و احشاء خوراکی حاصل از دام مشکوک را ضبط کرد .

4. جایگاه دام بلافاصله باید تحت نظر کارشناسان  دامپزشکی سم پاشی گردیده و شستشو ضد عفونی گردد

5. با کارشناسان دامپزشکی در گرد آوری اطلاعات مربوط به بیماری در محل همکاری لازم را نمود

●  تعریف مور مشکوک

شروع ناگهانی بیماری با تب به همراه درد عضلانی و سپس تظاهرات خونریزی دهنده و یکی از یافته های اپیدمیولوژی (سابقه گزش کنه یا له شدن کنه با دست، تماس مستقیم با خون تازه یا سایر یافته های دام ها یا حیوانات بیمار، تماس مستقیم به خون، ترشحات مواد دفعی بیمار مشکوک یا محتمل بیماری، اقامت یا مسافرت در یک منطقه روستائی که احتمال تماس با دام ها یا کنه وجود داشته باشد.

●  تعریف مورد محتمل

مورد مشکوک به همراه ترمبوسیتوپنی (کاهش پلاکت کمتراز۱۵۰۰۰۰ درمیلی مترمکعب) که ممکن است با لکوپنی (کاهش گلبول های سفید کمتر از ۳۰۰۰ در میلی لیترمکعب) یا لکوسیتوز (افزایش گلبولهای سفید به بیش از۹۰۰۰ درمیلی لیتر مکعب) هم چنین اگر فاکتور خونی در روز اول بستری طبیعی باشد، بیمار به مدت ۳ روز تحت نظر بوده و چنانچه در این مدت ۵۰ درصد کاهش سلولهای خونی (پلاکت و گلبول سفید) ایجاد شود به عنوان مورد محتمل محسوب می شود. این بیماران علاوه برگزارش به مرکز بهداشت باید یک نمونه سرم تهیه و تحت درمان  ریباورین قرارگیرند

●  تعریف مورد قطعی

مورد محتمل به همراه تست مثبت آنتی بادی اختصاصی IGG و IGM یا جدا کردن ویروس یا آنتی ژنهای ویروسی می باشد. درصورتی که امکان زنده بودن بیمار تا نمونه گیری بعدی وجود نداشته باشد باید قبل از فوت بیمار، یک نمونه دیگر تهیه شود.

تب خونریزی دهنده کریمه کنگو

تب خونریزی دهنده کریمه کنگو بیماری حاد ویروسی خونریزی دهنده قابل انتقال از حیوان به انسان است که فرد به دنبال تماس با دام آلوده و خون و ترشحات لاشه دام آلوده، گزش کنه و تماس با خون و ترشحات و نمونه های بافتی بیمار آلوده مبتلا می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ؛  تب کریمه کنگو بیماری ویروسی حاد تب دار و خونریزی دهنده ای است که برای اولین بار در 1944 در کریمه اوکرائین شرح داده شد. نام تب خونریزی دهنده از آن زمان برای این بیماری انتخاب گردید .

در سال 1969 معلوم شد عامل بیماری با علائم تب خونریزی دهنده که در کنگو شناسایی شده بود با عامل کریمه یکی است و نام تب خونریزی دهنده کریمه کنگو ، یا Crime Congo Hemorrhagic Fever  ویا به اختصار CCHF بر آن گذاشته شد. جالب توجه اینکه بیماری در حدود سال 1110 میلادی توسط جرجانی پزشک و دانشمند عالیقدر ایرانی در کتاب  گنجینه خوارزمشاه به تفصیل توضیح داده شده است.در این کتاب شرح یک بیماری خونریزی دهنده  با علائم وجود خون در ادرار ، خونریزی از مقعد ، استفراغ خونی ، خلط خونی ، خونریزی در حفره شکم و خونریزی از لثه ها بوده و ذکر شده است که بند پای کوچکی احتمالاً شپش یا کنه ناقل بیماری می باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ؛ عوامل ایجادکننده می تواند ویروس یا باکتری یا انگل یا قارچ باشد. این بیماریها سه گرفتاری عمده برای بشر ایجاد می کنند.

1- مشکل بهداشتی با ایجاد بیماری و یا عارضه و معلول کردن فرد و گاهی نیز متأسفانه عامل مرگ انسان شده و گاهی نیز بصورت همه گیر ظاهر می شوند.

2- اختلال در زنجیره اقتصادی با ایجاد بیماری در حیوانات و کاهش زاد و ولد و تولیدات دامی و کاهش منابع تغذیه ای و صنعتی برای بشر و بهم خوردن زنجیره های داد و ستد بین دولتها.

3- ایجاد گرفتاری در اقتدار سیاسی و حیثیت جهانی ملت ها و کاهش مراودات بین المللی و اثر بر مبادلات و توریسم یا جهانگردی.

* در این گروه از بیماریها باید ویروسها را خطرناکترین و جدی ترین آنها به حساب آورد که در 7 گروه منتقله از بندپایان و جوندگان بشرح زیر تقسیم می شوند.

1- آرناویریده 2- بونیا ویریده 3- فیلوویریده 4- فلاوی ویریده 5- رئوویریده 6- رابدوویریده 7- توگاویریده

در بیماری تب کریمه کنگو خونریزی دهنده، 4 ویروس مهم که برای انسان بیمار زا هستند قرار می گیرد. ( بونیاویروس، فلبوویروس، نایروویروس، هانتا ویروس )

این ویروسها عمدتاً بوسیله پشه و در درجه بعد کنه که عامل نایرو ویروس که همان ایجادکننده تب کریمه کنگو است، منتقل می شوند.

تب خونریزی دهنده ویروسی کریمه کنگو

این ویروس در خانواده Buniaviridae قرار می گیرد و از جنس Nairovirus است. ویروس کریمه گنگو در بدن کنه ای بنام Hyalomma تکثیر می شود و به مهره داران منتقل می شود. در داخل بدن کنه از طریق داخلی رحمی به نسل بعدی کنه نیز منتقل می شوند. حیوانات اهلی مهره دار مانند گاو و گوسفند و بز از طریق گزش کنه آلوده می شوند که ویروس در داخل خون آنها به گردش در می آید ( ویرمی ) اما باعث بیماری و مرگ حیوان نمی شود. لذا خون این حیوانات برای انسان آلوده کننده است و از طرفی دیگر انسان می تواند در اثر گزش کنه های آلوده نیز مبتلا شود و خون و ترشحات بدن انسان آلوده که بیمار می شود نیز برای افراد دیگر آلوده کننده خواهد بود بطور خلاصه انسان از 3 طریق زیر به این بیماری مبتلا می شود.

1- در حین ذبح یا قطعه قطعه کردن گوشت حیواناتی ، مانند گاو و گوسفند و بز با ورود خون حیوان از راه زخمها و خراشیدگیهای سطحی و یا خوردن شیر غیر پاستوریزه این حیوانات از طریق گوارشی وارد بدن انسان شده و باعث ابتلا شود.

2- از طریق گزش کنه های جنس هیالوما این مورد در مناطق آلوده باید بطور مستمر در مراقبت جدی باشد.

3- در حین مراقبت پزشکی و پرستاری از بیماران که از خون آلوده یا ترشحات بدن آنها و یا تماس با این مواد در مراقبتهای داخل منزل بیماران و سرسوزن آلوده در خونگیران آزمایشگاهی نیز ممکن است رخ دهد بندرت از مادر به فرزند نیز مشاهده شده است.

با ورود ویروس از هریک از روشهای مذکور بداخل بدن انسان دوره کمون یا نهفتگی 3 تا 12 روز داشته و از هر 5 نفر آلوده شده ممکن است یک نفر علامت بیماری را پیدا کند ( 5/1 ) که میزان مرگ و میر در آنها 30-15 درصد است. البته دوره کمون با گزش کنه کوتاهترین و در خون و سرسوزن آلوده و تماس با نسوج بیماران طولانی ترین است.

در همه سنین و هر جنسی ممکن است بیماری رخ دهد اما با توجه به مشاغل آقایان که بیشتر با حیوانات سرو کار دارند احتمال آن بیشتر خواهد بود و امروزه با تشخیص صحیح و اقدام درمانی و مراقبتی بموقع می توان از عارضه و مرگ و میر و انتشار بیماری به جامعه جلوگیری کرد. بقیه مطالب برای تسهیل در بخاطر سپردن بصورت پرسش و پاسخ زیر مطرح می شود.

1- تب کریمه کنگو چه نوع بیماری است؟

یک بیماری ویروسی منتقله از کنه بنام نایروویروس که از خانواده بونیاویریده است، اولین بار این بیماری در سال 1944 میلادی در کریمه روسیه کشف شد، لذا به این نام نامگذاری شده است مجدداً در سال 1969 در گنگو شناسایی شد و لذا نام این دو منطقه را به خود گرفته است.( کریمه گنگو )

2- این بیماری در کجاها دیده می شود؟

در اروپای شرقی مخصوصاً در کشورهای مشترک المنافع ( کریمه، آستاراخان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان ) و در تمامی منطقه مدیترانه، در شمال غربی چین، آسیای مرکزی در اروپای جنوبی در آفریقا و خاورمیانه و در کشور هندوستان مشاهده می شود.

3- چگونه بیماری تب کریمه کنگو منتشر می شود و انسان از چه طریقی آلوده می شود؟

کنه ایگزودید ( سخت ) مخصوصاً از جنس هیالوما که هم رزروار و همه انتقال دهنده ویروس است. تعدادی از حیوانات وحشی و اهلی مانند گاو، بز و گوسفند و خرگوش صحرایی در بدن خود ویروس را نگهداری و تکثیر می کنند انتقال به انسان از طریق تماس با خون حیوان آلوده و یا کنه می باشد و یا خوردن شیر غیر پاستوریزه دام.

همچنین این ویروس از افراد آلوده با خون آنها و ترشحات بدن به انسانهای دیگر سرایت می کند. انتقال بیمارستانی از طریق وسایل پزشکی استریل نشده و از سر سوزن و وسایل و لوازم طبی آلوده می باشد. به طور خلاصه انتقال به انسان عبارتست از کنه به انسان، حیوان به انسان و انسان به انسان.

4- علائم بیماری تب کریمه کنگو چیست ؟ این بیماری در دو فاز ظاهر می شود.

الف- فاز اول شروع بیماری بطور ناگهانی با علائم و نشانه های سردرد شدید، تب بالا، درد پشت، درد مفاصل، درد شکم و استفراغ و اسهال غیر خونی و چشمان ملتهب و صورت برافروخته که در معاینه حلق نیز قرمز بوده، و همراه با تغییرات خلقی مانند منگی و بیقراری و علائم قلبی عروقی شامل برادیکاردی و افت فشار خون است.

ب- فاز دوم بیماری نیز که به طور ناگهانی شروع شده و در همان 2 تا 3 روز اول بیماری است شامل راش، پتشی، اکیموز، هماچوری، اپیستاکسی، ملنا، هماتمز و خونریزیهای وسیع زیر جلدی و مخاطی است. (این خونها خیلی آلوده کننده است). در انواع شدید اختلال خلقی و حسی و در مراحل پیشرفته بیماری مناطق اکیموتیک، خون دماغ شدید و خونریزی غیرقابل کنترل در محلهای تزریقی که از روز چهارم بیماری شروع و برای دو هفته ادامه می یابد به طور بارز دیده می شود.

5- روش تشخیص این بیماری چگونه است؟ روش تشخیص ELISA و RT-PCR و یافتن ویروس و آنتی بادی در بیمار از نوع IgG و Igm با روش ELISA و یا IFA است.

6- میزان مرگ و میر بیماری چقدر است ؟ 30% – 15 و گاهی نیز تا 50 درصد گزارش شده است.

7- درمان بیماری چگونه است؟ حمایت همودینا میکی و درمان به موقع عفونت های دیگر باکتریال اضافه شده و درمان دارویی با ریباویرین که تا حدی بر این ویروس مؤثر است.

8- چه کسانی برای بیماری پرخطر هستند؟ کسانی که با دام یا حیوانات اهلی یا وحشی سروکار دارند و یاکارکنان بیمارستانی که با بیماران ارتباط دارند ( خون و ترشحات بدن بیمار ).

9- بیماری چگونه پیشگیری می شود؟ افرادی که با حیوانات سروکار دارند و کارگران دامداریها و کشاورزان باید در محل کار خود بر روی پوست خود از مواد دافع حشترات استفاده کننده و یا کاملاً خود را بپوشانند از موارد دافع دارای DEET که علیه کنه شدیدأ اثر می کند استفاده کنند. پوشیدن دستکش و وسایل محافظتی دیگر الزامی است از تماس با خون و مایعات دیگر بدن حیوانات خانگی و انسان دارای علامت باید اجتناب کرد برای کارکنان حوزه سلامت استفاده از وسایل جلوگیری از آلوده شدن الزامی است تا از طریق تماسهای شغلی آلوده نشوند و عدم استفاده از لبنیات غیر پاستوریزه.

10- آیا علیه بیماری واکسنی وجود دارد؟ یک نوع واکسن بدست آمده از مغز موش علیه CCHF تهیه شده ولی هنوز در دست بررسی است و تا حال عملی نشده است.

11- چگونه می توان وسایل و محیط های آلوده را ضدعفونی کرد؟

این ویروس بوسیله هیپوکلریت 1% و گلوتارآلدهید 2% و با حرارت 56 درجه سانتیگراد از بین می رود.

آنچه مسلم است در کنترل این بیماری باید دستورالعمل های کنترل عفونت بیمارستانی را جدی بگیریم هم برای سلامت بیماران و هم خودمان.

آبله مرغان

آبله مُرغان‌، از بیماری‌های خفیف و بسیار واگیردار است. این بیماری که در کودکان شایع‌تر است، بدست ویروس هرپس زوستر ایجاد می‌شود. آبله مرغان نوعي بيماري است که سراسر بدن را به صورت دانه هاي تاولي و خارش دار مي پوشاند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   اين بيماري همانند سرماخوردگي به سرعت منتشر شده و ساير کودکان را مبتلا مي کند . به طور متوسط ، نوددرصد کودکان در آمريکا پيش از رسيدن به پانزده سالگي دچار اين بيماري مي شوند . بيشتر موارد اين بيماري ، در سنين پنج تا ده سالگي روي مي دهد و شيوع آن در فصل هاي زمستان و بهار بيشتر است .

شدت واگيرداري آبله مرغان ، خطرناک نيست . بروز اين بيماري در کودکان نيز خطري ندارد . اما افراد بالغ و نوزاداني که مادر آنها سابقه ابتلا به آبله مرغان نداشته اند ، در معرض خطر قرار دارند .

عامل بيماري آبله مرغان ، ويروسي از خانواده هرپس ها به نام واريسلا زوستر ( وي – زد ) است . پس از اين که کودک بهبود يافت ، اين ويروس به صورت غيرفعال براي تمام عمر در اعصاب مجاور نخاع او باقي مي ماند و او را براي هميشه نسبت به آبله مرغان مصون مي سازد ، هر چند موارد استثنا نيز وجود دارد . ضعيف شدن سيستم ايمني افراد مسن ( بالاتر از پنجاه سال ) مي تواند ويروس موجود در بدن آنها را دوباره فعال کند و موجب زونا شود .

کودکی دچار ویروس واریسلا

نشانه‌ها

نشانه‌های زیر بیشتر در کودکان، خفیف، ولی در بزرگسالان، شدید هستند:
خارش سطحی پس از یک روز
تب
درد شکمی یا احساس ناخوشی همگانی که ۲-۱ روز به درازا می‌کشد.
بثورات پوستی، که کم وبیش در هر جای بدن می‌تواند پدید آید، از آن میان روی پوست سر، آلت تناسلی، و داخل دهان، بینی، گلو، یا مهبل. تاول‌ها ممکن است در نواحی بسیار گسترده‌ای از پوست گسترده شده باشند، ولی در دست و پا کمتر ظاهر می‌شوند. تاول‌ها در ۲۴ ساعت می‌ترکند و در محل آنها دلمه پایه ریزی می‌شود. هر ۴-۳ روز مجموعه‌هایی از تاول‌های جدید به وجود می‌آیند. بثورات ابتدا روی تنه، سپس سروصورت و با شیوع کمتری روی دست و پا ظاهر می‌شوند . بثورات ابتدا پاپولند وسپس به وزیکول و پوستول و نهایتا به کراست تبدیل می‌شوند .پاپولها و وزیکول‌ها در زمینه‌ای اریتماتو قرار دارند . از خصوصیات بثورات ابله مرغان، ظهورسریع انها و نیز وجود همزمان پاپول وزیکول و کراست در یک زمان می‌باشد . خارش تقریبا در تمامی بیماران وجود دارد . وزیکول می‌تواند در تمامی قسمت‌های مخاطی وجود داشته باشد .
در بزرگسالان یک سری نشانه همانند آنفلوآنزا، نیز هست.

دلیل بیماری

حمله آغازین آبله (smallpox) دربرابر آبله مرغان (chickenpox): حمله به بالاتنه ویژگی آبله مرغان است.

دلیل بیماری عفونت با ویروس هرپس زوستر است. بیشترین شیوع آن در سن ۵ تا ۱۰ سالگی است . این ویروس از راه قطره‌های ریز در هوا یا تماس با ضایعات پوستی، از فرد بیمار انتقال می‌یابد. بیماری فوق العاده مسری است و انتقال ان بیشتر از راه قطرات تنفسی و هوا صورت می‌گیرد . ویروس در وزیکولهاهم وجود دارد و لذا بیماری از ۲۴ ساعت قبل از پیدایش بثورات تا وقتی که ضایعات دلمه ببندد، مسری خواهد بود (بین ۷ تا ۸روز) . بیماری غالبا در زمستان و بهار دیده می‌شود . تا وقتی که تمام وزیکولها تبدیل به دلمه نشوند کودک نبایدبه مدرسه برود . مبتلایان به ابله مرغان که بستری می‌شوند باید در اطاقی ایزوله شوند تا از انتقال هوایی ویروس جلوگیری شود . دوره نهفته بیماری، ۲۱-۷ روز است. اگر مادر یک نوزاد پیشتر یا در حین حاملگی آبله مرغان گرفته باشد، کودک وی تا چندین ماه در برابر آبله مرغان ایمنی دارد. ولی این ایمنی در ۱۲-۴ ماه پس از زایش کاهش می‌یابد.

عوامل افزایش دهنده خطر

بکارگیری داروهای سرکوب کننده دستگاه ایمنی بدن-بیماری در سه گروه نوزادان، بالغین و افراد دچار نقص ایمنی بسیار شدید است .

پیشگیری

در ابتدای سالهای ۱۹۷۰ در کشور ژاپن واکسنی به نام Varivax به دست آمد که به طور مرتب از سال ۱۹۸۶ در ژاپن و از سال ۱۹۹۵ در آمریکا استفاده می‌شود و نتجه مثبت نشان داده است. بعد از استفاده انبوه این واکسن در این دو کشور شیوع بیماری آبله مرغان، چه در افراد واکسینه و چه در افرادی که واکس را دریافت نکرده اند، به طور چشمگیری کاهش یافت.

پیامدها مورد انتظار

بهبود خود به خودی: کودکان بیشتر در ۱۰-۷ روز بهبود می‌یابند ولی در بزرگسالان این مدت بیشتر است و احتمال بروز عوارض در آن‌ها بیشتر است. پس از بهبود، فرد برای تمام زندگی در برابر آبله مرغان ایمنی دارد. گاهی پس از طی شدن سیر بیماری آبله مرغان، ویروس در بدن به حالت خفته باقی می‌ماند(چه بسا در ریشه اعصاب نزدیک نخاع‌). این ویروس خفته می‌شود سال‌ها بعد دوباره بیدار شود و بیماری زونا را ایجاد کند.

عوارض احتمالی

پشت یک پسر ۱۶ ساله مبتلا به آبله مرغان

عفونت باکتریایی ثانویه برروی تاول‌های آبله مرغان :شایعترین عارضه ابله مرغان، عفونت‌های ثانویه جلدی است.
عفونت ویروسی چشم
ندرتاً آنسفالیت (التهاب یا عفونت مغز)
احتمال بروز زونا سال‌ها بعد در دوران بزرگسالی
ندرتاً باقی‌ماندن جای تاول، چنانچه تاول عفونی شود
میوکاردیت (التهاب عضله قلب‌)
آرتریت (التهاب مفصل‌) به گونه گذرا
ذات‌الریه
نشانگان رای

پریکاردیت، هپاتیت، گلومرولو نفریت، ارکیت، زخم معده، عوارض نرولوژیک سربلیت یا همان التهاب مخچه به واسطه واکنش های ایمونولوژیک یکی از عوارض نادر آبله مرغان است، که بیمار دچار آتاکسی (اختلال در راه رفتن) می شود.

آبله مرغان می‌تواند از مادر باردار به جنین سرایت کند و سبب وزن کم موقع تولد، اتروفی کورتکس مغز، حملات تشنجی، عقب افتادگی ذهنی، اب مروارید و میکروسفالی شود. ابتلای مادر در 16 هفته اول بارداری به آبله مرغان با توجه به احتمال انتقال به جنین و عوارض آن نیازمند به درمان با VZIg یا ایمونوگلوبولین ضد VZV دارد، متاسفانه در حال حاضر (اردیبهشت 90) این دارو در ایران در دسترس نیست.

درمان

در اکثر موارد نیاز به درمان ضدویروس نیست و فقط درمان حمایتی انجام می شود، که شامل تجویز آنتی هیستامین برای کاهش خارش یا تجویز استامینوفن برای کنترل تب می شود. دو گروه سنی زیر یکسال و بالای 13 سال، کسانی که به هر دلیل درحال استفاده از استروئید (برای مثال پردنیزولون) و همچنین افرادی که دحال مصرف آسپرین می باشند، بر اساس آخرین ویرایش کتاب طب کودکان نلسون نیاز به درمان ضدویروس (آسیکلوویر) دارند.

آبسه چیست ؟

اسفند ۱۴, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : بيماريهاي واگیر شايع ايران و جهان

آبسه یا دُمَل به معنی تودهٔ چرک (خنثاخواه ‌ها (نوتروفیل‌های) مرده) که در یک فضای حفره مانند، در داخل بافت محصور شده‌استُ می‌باشد. علت تشکیل دمل عفونت مانند باکتری یا قارچ و یا عامل خارجی مانند سوزن تزریق است. درست شدن دمل نوعی واکنش پدافندی بدن است که از انتشار عفونت در سراسر بدن جلوگیری می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  در آغاز عامل بیمارِی‌زا با ترشح سم و آسیب به یاخته‌های بدن فرایند آماس یا التهاب را آغاز می‌کند. مراحل بعدی عبارت اند از ترشح پادتن از یاخته‌های ایمنی حاضر در محل، آزاد شدن سایتوکین، فعال شدن سیستم کمپلمان، افزایش نفوذپذیری رگ‌های موضعی، تجمع یاخته‌های ایمنی در محل و … . پوشینهٔ پیرامون دمل را یاخته‌های سالمی می‌سازن دکه تلاش می‌کنند از آسیب عامل بیماری‌زا در امان بمانند. این کپسول هرچند جلو گسترش عفونت می‌گیرد ولی اغلب موجب می‌شود یاخته‌های ایمنی نتوانند عامل بیمارِی زا را ریشه‌کن کنند.

درمان

درمان آبسه  نیازمند دبریدمان و تخلیهٔ محتویات، کورتاژ و گاه تجویز پادزیست است.

واژه‌شناسی

دمل با تلفظ به معنی قرحه که برآید و میان آن چرک کند و گاه سر باز کند و گاه محتاج نشتر شود.، دمل از جنس خراج است و سبب آن بد گواریدن (هضم) طعام (خوراک) باشد و حرکت‌ها و ریاضت‌ها که بر امتلا کنند.

امثال :ز دمل دولت یافتن، گویند هرکه را دمل شود دولت به او روی آورد: ضرری نیست که سودی ز پی‌اش گل نکند دمل غنچه ز دنبال زر گل دارد.

دمل زخمی که روی پوست بدن پدید شود و از آن خونابه و چرک آید، آبسه

مترجمان پزشکی دمل را به واژه‌های مختلفی اطلاق کرده اند از جمله واژهٔ کورک یا (Boil) که به معنی یک برآمدگی بزرگ، حساس و سرخ رنگ است و زمانی بوجود می‌آید که پیازچهٔ مو دچار عفونت ناشی از باکتری استافیلوکوک شود.

همچنین به کورک و جوش چرکی نیز دمل گفته شده‌است .

انواع آبسه

با توجه به مکان تشکیل دمل، گونه‌هایی از دمل عبارت اند از:

آبسه دندان

آبسه دندان چرک‌هایی است که در ریشه دندان جمع شده و باعث عفونی شدن آن می‌شود و ممکن است در صورت درمان نشدن به موقع می‌تواند به تدریج به فضاهای عمقی مانند فضاهای اطراف حلق، مجاری تنفسی و حتی اطراف مغز راه پیدا کند و موجب انسداد راه‌های تنفسی، درگیری مغز و مننژیت (التهاب پرده مغز) و درگیری خون و حتی مرگ شوند.

درد شدید دندان در هنگام آبسه را می‌توان چنین توضیح داد: ورود میکروب‌ها به مغز دندان (پالپ دندان) باعث ایجاد التهاب در پالپ شده و این التهاب باعث افزایش حجم پالپ می‌شود. با توجه به اینکه پالپ دندان در یک محفظه بسته واقع شده، باعث افزایش شدید فشار داخلی آن می‌شود. این افزایش فشار، منجر به فشار آمدن به پایانه‌های عصب دندان شده و درد دندان شروع می‌شود.

آبسه مغزی

آبسه مغزی تجمع چرک ناشی از یک عفونت باکتریال در مغز یا خارجی‌ترین لایه از سه لایه غشایی است، که مغز و نخاع را می‌پوشانند.

علایم شایع
علایم زیر به تدریج و در عرض چند ساعت ظاهر می‌شوند. این علایم شبیه علایم تومور یا سکته مغزی هستند:
درد در قسمت پشتی و ناحیهٔ کمر، در صورتی که عفونت، در غشای پوشاننده نخاع باشد.
سردرد.
حالت تهوع و استفراغ.
ضعف، بی‌حسی و یا فلج یک طرف بدن.
راه رفتن نامنظم.
تشنج.
تب
منگی، گیجی، یا دارا بودن حالت هذیانی.
مشکل در صحبت کردن.

علل
منشأ اولیه عفونت باکتریایی، که موجب بروز آبسه مغزی‌(اپی‌دورال) می‌شود را اغلب نمی‌توان یافت. ولی سه علت زیر، از شایع‌ترین آنها هستند:
عفونتی که از جمجمه، به درون آن گسترش می‌یابد، مثلاً استئومیلیت‌(عفونت استخوان و مغز استخوان‌)، ماستوئیدیت‌(عفونت زایده ماستوئید در پشت گوش‌)، یا سینوزیت‌(عفونت سینوس‌ها).
عفونتی که به دنبال شکستگی جمجمه آغاز می‌شود و گسترش می‌یابد.
عفونتی که از سایر بخش‌های بدن که دچار عفونت شدند(مثلاً ریه‌ها، پوست، یا دریچه‌های قلب)و از راه خون گسترش می‌یابد.
عوامل افزایش دهنده خطر
صدمه به سر
وجود یک بیماری، که مقاومت بدن را کاهش داده باشد(به خصوص دیابت)
بروز یک عفونت، به خصوص در اطراف بینی، چشم‌ها و صورت
عاملی که دستگاه ایمنی بدن، را(به علت بیماری (مثلاً ایدز) یا داروها) سرکوب کرده باشد.
تزریق وریدی مواد مخدر

پیشگیری
در صورت بروز هر گونه عفونت در بدن به پزشک مراجعه کنید، به خصوص اگر عفونت در اطراف بینی یا صورت باشد (مثلاً عفونت گوش یا آبسه دندان‌). با مراجعه زود هنگام می‌توان از گسترش عفونت جلوگیری کرد. در هر گونه فعالیتی که خطر صدمه رسیدن به سر وجود دارد، از کلاه ایمنی و سایر وسایل حفاظتی استفاده نمایید.

عواقب مورد انتظار
با تشخیص و درمان زودهنگام معمولاً خوب می‌شود.
عوارض احتمالی
بروز حملات تشنج، اغماء و مرگ، در صورتی که درمان انجام نشود.
آسیب دایمی به مغز

درمان
اصول کلی
آزمایش‌های تشخیصی ممکن است شامل موارد زیر باشند:

آزمایش خون، آزمایش مایع نخاع، نوار مغز، سی‌تی‌اسکن، عکس‌برداری از جمجمه
نیاز به مراقبت ویژه وجود دارد.
درمان طبی یا جراحی بستگی به محل آبسه دارد. معمولاً احتیاج به دادن آنتی‌بیوتیک و نیز جراحی برای تخلیه آبسه‌است. سایر درمان‌هایی که ممکن است لازم شوند عبارت‌اند از مایعات داخل وریدی و تهویه مکانیکی

داروها
آنتی‌بیوتیک برای ۶-۴ هفته جهت مبارزه با عفونت
داروهای ضد تشنج برای پیشگیری از بروز حملات تشنجی
کورتیکواستروییدها برای کاهش تورم مغزی پس از عمل جراحی

فعالیت
هنگامی که در بیمارستان هستید نیاز به استراحت در تخت دارید. پس از طی دوران نقاهت ۳-۲ هفته‌ای، به هر اندازه که قدرت بدنی و احساس خوب بودن به شما اجازه می‌دهد، فعالیت داشته باشید.
رژیم غذایی

به هنگام بستری در بیمارستان، امکان دارد تزریق مایعات داخل وریدی ضروری باشد. پس از درمان، یک رژیم عادی و متعادل داشته باشید.

در این شرایط به پزشک مراجعه نمایید:
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان یکی از علایم آبسه مغزی یا اپی‌دورال را دارید.
اگر تب به اندازه ۳/۳۸ درجه سانتیگراد یا بیشتر افزایش یابد.
اگر دچارعلایم جدید و غیرقابل کنترل شده‌اید و استفاده از داروهای مورد استفاده در درمان، ممکن است عوارض جانبی به همراه داشته باشند

” تبخال ” یک بیماری واگیر است

تبخال بیماری واگیرداری است كه ناشی از ویروس هرپس سیمپلكس می باشد.  اگرچه نمى‌توان تبخال را معالجه كرد یا به كلى از آن پیشگیرى كرد، اما راه هایى وجود دارد كه مى تواند توالى بروز آن را كاهش دهد یا مدت بروز آن را محدود كند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  تبخال كاملاً با  آفت كه بعضى افراد آن را با تبخال اشتباه می‌کنند،  متفاوت است. آفت ها معمولاً مسرى نیستند و زخم هایى هستند كه بر روى بافت‌هاى نرم درون دهان به وجود مى آیند، جایى كه تبخال نمى‌زند.

علائم و نشانه هاى تبخال:

تاول هاى كوچك و دردناك پر از مایع كه روى منطقه برجسته، قرمز و دردناك پوستتان قرار دارند.

درد یا مورمور شدن كه اغلب یكى دو روز پیش از ظهور تاول‌ها احساس می شود.

معمولاً 7 تا 10 روز طول مى‌كشد تا تبخال برطرف شود. تبخال معمولاً روى لب‌ها ظاهر مى شود. اما گاهى روى سوراخ هاى بینى، چانه یا انگشتان دست هم دیده مى‌شود. گرچه غیر معمول است، اما ممكن است تبخال در داخل دهان هم بروز كند(اما تنها بر روى لثه ها یا كام سخت كه در سقف قرار دارد).

اگر زخمى روى بافت هاى نرم درون دهانتان ظاهر شود ممكن است آفت باشد، ولى مطمئناً تبخال نیست.

علائم تبخال ممكن است حداكثر تا 20 روز پس از قرار گرفتن در معرض ویروس ظاهر نشود و معمولاً 7 تا 10 روز طول مى‌كشد. تاول ها شكل مى‌گیرند، مى‌تركند و ترشح مى‌كنند. سپس كبره زردرنگى تشكیل مى شود و نهایتاً با ریختن آن، پوست صورتى رنگى در زیر ظاهر مى‌شود و تبخال بدون گذاشتن جا بهبود مى یابد.

علل تبخال:

گونه هاى معینى از ویروس هرپس باعث تبخال مى‌شود.

ویروس هرپس سیمپلكس  معمولاً در صورت، تبخال ایجاد مى‌كند. این ویروس مسئول ایجاد تبخال هاى تناسلى است. با این حال هر دو نوع ویروس مى توانند هم در ناحیه صورت و هم در دستگاه تناسلى تبخال ایجاد كنند.

زمانی تبخال به شما سرایت مى‌كند كه با شخصى كه داراى ضایعه فعال است تماس بگیرید. استفاده مشترك از ظروف غذا، تیغ و حوله مى تواند باعث سرایت عفونت شود.

هنگامى كه یك بار به تبخال مبتلا مى‌شوید، ویروس در سلول‌هاى عصبى پوست‌تان نهفته باقى مى‌ماند و ممكن است دوباره به صورت عفونتى فعال در همان محل اول یا نزدیك به آن ظاهر شود. در این صورت ممكن است در محل قبلى، احساس خارش یا برآمدگى كنید.

تب، استرس و قرار گرفتن در معرض نور خورشید ممكن است باعث عود تبخال شود. چه وقت باید به پزشك مراجعه كرد؟

تبخال‌ها عموماً بدون درمان بهبود مى‌یابند. اما در موارد زیر باید به پزشك مراجعه كنید:
– دچار بیمارى دیگرى هستید كه باعث اختلال دستگاه ایمنى شما شده است.
– تبخال هایى دارید كه پس از یك تا دو هفته به خودى خود بهبود نمى‌یابند.
– علائم بیمارى شدید است.
– عودهاى مكرر تبخال در شما رخ مى‌دهد.

عوارض تبخال:
تبخال مسرى است. ویروس تبخال مى‌تواند از طریق پوست، از شخصى به شخص دیگر منتقل شود.

ویروس “هرپس سیمپلكس” مى تواند حتى زمانى كه تاول‌ها ظاهر نشده‌اند مسرى باشد، اما بیشترین خطر انتقال عفونت زمانى است كه تاول ها ظاهر مى‌شوند تا زمانى كه آنها كاملاً خشك مى‌شوند و كبره مى‌بندند.

اگر به تبخال مبتلا هستید، از تماس با نوزادان، افراد مبتلا به اگزما (التهاب پوستى ناشى از آلرژى) یا افراد دچار اختلال دستگاه ایمنى مثل مبتلایان به سرطان، ایدز یا گیرنده پیوند عضو خوددارى كنید.

عفونت تبخالى چشم كه باعث ایجاد جوشگاه بر روى قرنیه مى شود، یكى از علل مهم كورى است. این عارضه نیاز به درمان فورى پزشكى دارد.

درمان
تبخال عموماً بدون نیاز به درمان پس از 7 تا 10 روز برطرف مى‌شود. اگر به حملات مكرر تبخالى دچار مى‌شوید، پزشكتان ممكن است داروهاى ضد ویروسى برایتان تجویز كند.
استفاده از دارو مى تواند طول دوره ابتلا به تبخال را كوتاه كند و درد شما را كاهش دهد.

پیشگیرى:
براى اینكه از ابتلا به تبخال پیشگیرى كنید و یا نگذارید تبخال به سایر نقاط بدنتان یا افراد دیگر منتقل شود، به توصیه هاى زیر عمل كنید:

*از بوسیدن یا تماس پوستى با افراد مبتلا به تبخال، در زمانى كه تاول روى پوست آنها وجود دارد خوددارى كنید. ویروس مى تواند تا هنگامى كه ترشحات مرطوب در تاول وجود دارند، انتقال یابد.

* از وسائل مشترك استفاده نكنید. وسائل غذاخورى، حوله ها و سایر چیزهاى شبیه به آنها مى تواند در صورت وجود تاول ها، باعث انتقال بیمارى شود.

*دست هایتان را تمیز نگه دارید: اگر مبتلا به تبخال هستید، قبل از لمس كردن افراد دیگر، دست هایتان را بشویید.

*مراقب لمس كردن سایر نقاط بدنتان باشید، به خصوص چشم ها و دستگاه تناسلى، به گسترش عفونت حساسند.

*از عوامل تحریك كننده بپرهیزید. از جمله وضعیت هایى كه ظهور تبخال را تحریك مى كنند، قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید است.

*از كرم هاى ضدآفتاب استفاده كنید. كرم ضدآفتاب را پیش از قرار گرفتن طولانى مدت زیر آفتاب، چه در تابستان و چه در زمستان، روى لب ها و صورتتان بمالید تا از ظهور تبخال پیشگیرى کنید.

مراقبت های شخصى:
تبخال معمولاً بدون درمان ناپدید مى‌شود. در طول مدتى كه تبخال وجود دارد، با رعایت نكات زیر مى توانید از ناراحتى رهایى یابید:

استفاده از كرم ها: كرم هاى معمولى كه بدون نسخه پزشك به فروش مى رسند ممكن است راحتى شما را فراهم كنند، اما انتظار نداشته باشید كه بهبودى را تسریع كنند.

استفاده از مسكن ها: از جمله آسپیرین، استامینوفن و ایبوپروفن براى تخفیف درد. به كودكان هیچ گاه آسپیرین ندهید. آسپیرین مى تواند یك عارضه نادر و بالقوه كشنده را به نام نشانگان “راى” در كودك ایجاد كند.

استفاده از گرما یا سرما

اجازه بهبود به ضایعه بدهید: از فشار دادن، كندن یا سوراخ كردن تاول‌ها بپرهیزید.

ژیاردیا (Giardiasis )

ژیاردیاز (Giardiasis ) یک عفونت تک یاخته ای روده باریک است که توسط ژیاردیا لامبلیا ایجاد می‏شود و اغلب بدون نشانه بالینی است اما می‏تواند به صورت اسهال حاد یا مزمن تظاهر نماید. به دلیل آنکه تعداد زیاد انگل در عمل جذب ویتامین‏های محلول در چربی و چربیها اختلال ایجاد می‏کند در عفونتهای شدید ممکن است استئاتوره، کم خونی، ضعف و کاهش وزن مشاهده گردد.  

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  ژیاردیـا لامبلیــا (دئودنالیس) یکـی از پاتوژن‌هـای تک‌یاخته‌ای مهم است که در طبقه بندی جزو تاژک داران روده‌ای قرار می‌گیرد. این انگل انتشار جهانی داشته، شیوع آن حدود 200 میلیون نفر در دنیا تخمین زده می شود.

در مرور 300 بررسی انجام گرفته در زمینه انگل های روده ای انسان درایران در نیم قرن گذشته، ژیاردیا در کنار آنتامبا هیستولیتیکا، شایع ترین تک یاخته های بیماریزا بوده اند. مهمترین راه انتقال آن توسط آب آلوده بوده ولی انتقال فرد به فرد و نیز انتقال از راه غذا نیز اهمیت دارد.

 

مهمترین علایم بیماری به ترتیب شیوع شامل: اسهال، سستی، نفخ شکم، دفع مدفوع چرب و بد بو، کرامپ های شکمی، تهوع، بی اشتهائی، کاهش وزن، استفراغ، تب، کهیر و یبوست می باشند.

عواملی که باعث افزایش احتمال این عفونت می شوند،عبارتند از :زندگی در محیط های شلوغ و غیر بهداشتی(که در مورد کودکان مهمد کودک بسیار مهم است)،آب آشامیدنی غیر استاندارد ، کاهش اسید معده و رعایت نکردن بهداشت فردی . از خوردن غذای پخته نشده خودداری کنید .

در هنگام مسافرت و گردش خارج از منـزل از مصرف آب های غیـربهداشتی حتی بـرای شستشو خودداری کنید .

 

اگرچه بیماری خوش خیم است، در بعضی افراد بویژه بچه ها و خانم‌های باردار ممکن است بیماری شدید با کاهش مایعات بدن و نیاز به بستری شدن ایجاد کند  . اسهال مزمن ناشی از ژیاردیا خودبخود یا با درمان بهبود می یابد ولی بویژه در بچه ها با کاهش وزن، علایم شبیه اسپرو، استئاتوره و سوءجذب ویتامین بی 12، ویتامین آ، پروتئین دی، گزیلوز و آهن همراه است . گاهی عدم تحمل لاکتوز وجود دارد. نظرات در مورد تأثیر ژیاردیازیس مزمن در رشد کودکان هنوز مورد بحث است.

روش تشخیص معمــول ژیاردیازیس، آزمــون میکروسکوپی مستقیم مدفوع برای یافتن انگل می باشد

اتیولوژی

ژیاردیا لامبلیا(G.lamblia) یک تک یاخته تاژکدار است که تروفوزوایت پهن و گلابی شکل آن بین ۵/۹ تا ۲۰ میکرون طول و ۵ تا ۱۵ میکرون عرض دارد. دارای دو هسته و چهار زوج تاژک است. کیست بیضوی آن، ۱۰ میکرون طول، ۸ میکرون عرض(به طور متوسط) و دو یا چهار هسته دارد.

وجود صفحه مکنده در سطح شکمی‏ژیاردیا چسبیدن آن را به مخاط روده تسهیل می‏نماید. PH مطلوب برای تروفوزوایت ۶ تا ۷ است و در اثر شرایط نامساعد (اسید معده) به سرعت نابود می‏گردد و به نظر نمی‏رسد که در انتشار بیماری نقشی داشته باشد مدفوع معمولا تنها حاوی کیست است اما در زمان بروز اسهال، تروفوزوایت نیز ممکن است مشاهده شود. کیست در قسمت انتهائی ایلئوم تشکیل می‏شود و قادر است به مدت ۳ ماه در آب زنده بماند. غلظتهای معمول کلر که برای تصفیه آب آشامیدنی به کار می‏رود کیست را از بین نمی‏برد. هر کیست پس از رسیدن به ژژونوم، چهار تروفوزوایت آزاد می‏کند.

اپیدمیولوژی
این انگل از تمام نقاط دنیا گزارش شده است اما میزان آلودگی انسانها در مناطق مختلف بین ۱ تا ۲۵ درصد متفاوت است. در مناطق گرمسیر و نقاطی که تراکم جمعیت زیاد و امکانات بهداشتی کم است شیوع بیشتری دارد.

اطفال حدود سه بار بیش از بزرگسالان مستعد ابتلاء به بیماری هستند و به همین دلیل موارد آلودگی با ژیاردیا در مدارس ابتدائی و یتیم خانه‏ها بیشتر مشاهده می‏گردد.

انسان تنها مخزن شناخته شده انگل است و انتقال بیماری از شخص به شخص یا از طریق مصرف غذا و آب آلوده (fecal-oral)صورت می‏گیرد.

به ندرت با نفوذ فاضلاب در آب آشامیدنی یک شهر ممکن است عفونت ژیاردیائی به صورت همه گیر بروز کند و باید توجه داشت که کلرینه کردن آب به روش معمول کیست ژیاردیا را نابود نمی‏کند. در برخی از موارد اسهال مسافران، ژیاردیا مسئول بوده است.

نشانه ‏های بالینی
در اکثر موارد آلودگی به ژیاردیا موجب بروز نشانه بالینی نمی‏گرددو در عده کمی‏از بیماران نیز شدت نشانه‏های بالینی از نفخ خفیف و سوء هضم تا اسهال شدید و سوء جذب متفاوت است. ژیاردیا هر چند که در شیرخواران نیز مشاهده می‏گردد اما در کودکان بزرگتر شایعتر است.

کیست ژیاردیا ممکن است در مدفوع تعدادی از افراد سالم جامعه (حاملین) یافت شود بدون آنکه نشانه بالینی داشته باشند.

فاصله بین آلودگی و بروز علائم حدود ۱۵ روز است و شروع بیماری ممکن است ناگهانی وبه صورت یک گاستروآنتریت حاد یا تحت حاد باشد. بی اشتهائی، تهوع، احساس سنگینی در اپیگاستر و اسهال آبی در اغلب بیماران وجود دارد. اسهال ممکن است مزمن شود و یا به صورت متناوب ظاهر گردد.

شکل مزمن(سندرم سوء جذب):

در بعضی موارد اسهال ناشی از ژیاردیا مزمن میشود و چند ماه طول می‏کشد. کاهش وزن،‌ اتساع شکم و نفخ ظاهر شده،‌ مدفوع کمرنگ و حجیم و بدبوست و تابلوی بیماری مشابه بیماری اسپرو می‏گردد. این مسئله می‏تواند علاوه بر کاهش وزن سبب اختلال در رشد کودکان گردد اما تمام اختلالات پس از درمان موفقیت آمیز عفونت، بهبود می‏یابند.

در این شکل از بیماری اختلال جذب چربی وجود دارد و ممکن است جذب گزیلوز ویتامین B12 نیز کاهش یابد.

پیشگیری :

اقدامات بهداشتی از نظر جمع آوری صحیح فاضلاب، محافظت منابع آب آشامیدنی از آلودگی و رعایت بهداشت فردی اصول کلی پیشگیری از بیماری را تشکیل می‏دهند. توصیه می‏شود تا اطرافیان نزدیک بیمار از نظر وجود ژیاردیا در روده (آزمایش نمونه مدفوع) مورد بررسی قرار گیرند.

اين بيماري چه علائمي دارد ؟

در اين بيماري ۱ تا ۳ هفته پس از مصرف آب آلوده (‌ آب کلردار بر دوره کيستيک بيماري اثر ندارد )‌اسهال انفجاري ،‌دل پيچه ،‌نفخ ،‌تهوع ،‌استفراغ ، تب خفيف ايجاد مي شوند . به طور کلي اغلب موارد بدون علامت است . در مورد علامتدار اسهال ضعيف تا شديد کاهش وزن ،‌سوء جذب چربي ، تهوع و نفخ شکم ديده مي شود .

زمان بروز علائم

پاسخ به عفونت در افراد مختلف است :

۱ – گاهي هيچ علامتي ظاهر نمي شود .]

۲ – گاه بيماري حاد با شروع ناگهاني اسهال انفجاري است .

۳ – گاهي نيز اسهال مزمن و سوء جذب که غالباً ماهها بطول مي انجامد .

چقدر طول مي کشد ؟

در صورت درمان موفقيت آميز گاه ظرف يک هفته بهبود پيدا مي کند و در صورتي که به صورت اسهال مزمن و سوء جذب ( شامل موارد ناشي از آنتي بيوتيک ) همراه با نفخ و اتساع و دردشکمي شود غالباً ماهها طول مي کشد تا برطرف شود .

چگونه منتشر مي شود ؟

ژيارديا انتشار جهاني دارد و باعث عفونت در انسان ، سگ و حيوانات وحشي مي شود

انتقال از فرد به فرد ، از طريق انتقال مدفوع آلوده به دهان يا بوسيله نوشيدن يا خوردن آب و غذاي آلوده حاصل مي شود .

چه کسي در معرض خطر است ؟

افرادي که در مواجهه با بيمار مبتلا به آن هستند ، مصرف کنندگان آب آلوده و غيرتصفيه شده مهدکودک ها ، مراکز نگه داري از عقب ماندگان ذهني و مسافران به نواحي قفقاز و روسيه و کوههاي راکي در معرض خطر هستند .

چه کنم اگر شک به ابتلاي آن را داشته باشم ؟

با مراجعه به پزشک ،‌ آزمايش نمونه هاي متعدد مدفوع براي مشاهده اين انگل لازم است .

آگهي

در ۳۰ درصد بيماران ۱ تا ۲ هفته تست هاي مدفوع مثبت است .

چگونه تشخيص داده مي شود ؟

اکثر موارد به وسيله نمونه برداري بالام يا تغليط فرمالين – اتر ،‌کيست يا تروفوزوئيت ژيارديا را تشخيص مي دهند . قدم بعد در صورت عدم تشخيص ،‌ آزمايش محتويات دوازدهه بوسيله نمونه برداري مستقيم است و بندرت نياز به نوع لوله گذاري در دوازدهه مي باشد . از آزمون ELISA مي توان براي تعيين آنتي ژن هاي ژيارديا در مدفوع استفاده کرد .

چگونه درمان مي شود ؟

داروهاي زيادي از جمله فورازوليدون ، ‌مترونيدازول و کيناکرين در درمان ژياردياز مؤثرند . درمان تمام بيماران از جمله حاملين بدون علامت بخصوص بچه ها و دست اندرکاران موادغذايي بايد انجام شود .

مصرف کيناکرين و مترونيدازول در حاملگي ممنوع است با رعايت بهداشت فردي و پرهيز از آب آلوده از ابتلاي به آن پيشگيري کنيد

 

لپتوسپيروز (Leptospirosis) یا تب شالیزار

لپتوسپیروز یا تب شالیزار که با نام تب برنجکاران نیز نامیده می شود به عنوان يك بيماري مشترك بين حيوان و انسان مطرح بوده كه به وسيله يك نوع اسپيروكت به نام لپتوسپيرا ايجاد مي شود . در بسياري از مناطق جهان ، لپتوسپيروز به عنوان يك بيمـاري آندميك مطرح بوده و در اين قبيل كشورها ، ميزان وفور آلودگي در ميان حيوانات ، از تعداد حيواناتي كه علائم بيماري را از خود نشان مي دهند به مراتب بيشتر است . ضايعات اقتصادي ناشي از بيماري در كانونهاي آندميك ، نسبتاً كم بوده و بيماري از نظر بهداشت عمومي حائز اهميت فراوان مي باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  به‌نظر مى‌رسد لپتوسپيروز گسترده‌ترين بيمارى مشترک بين انسان و حيوان در سرتاسر جهان است و حداقل ۱۶۰ گونه پستاندار را مبتلا مى‌سازد. عفونت در انسان عمدتاً در تابستان و پائيز در کشورهاى غربى و در مناطق استوائى اتفاق مى‌افتد.

ابتلاء به لپتوسپيروز در اثر تماس اتفاقى با آب آلوده (دوسوم موارد) يا ادرار يا يافت‌هاى حيوانات آلوده اتفاق ميظافتد. ليپتوسپيرا از طريق غشاءهاى مخاطى يا پوست خراشيده وارد بدن مى‌شود. بعضى از شغل‌ها به‌طور ويژه پرخطر هستند مثل دامپزشکان، کشاورزان، کارگران در تماس با فاضلاب، و کارکنان کشتارگاه و شيلات.

عفونتهاي لپتوسپيرايي معمولا در اثر تماس غيرمستقيم انسان يا دام با آب، خاك يا غذاي آلوده شده توسط ادرار آلوده تعداد زيادي از حيوانات وحشي يا اهلي حامل (Carrier) حاصل ميشود.

همچنين در اثر تماس مستقيم با ادرار يا بافتهاي حيوانات مبتلا، بيماري منتقل ميشود.  اجرام بيماريزاي لپتوسپيرا از طريق زخم يا خراشهاي ايجاد شده برروي پوست بدن، سطوح مخاطي، بافت ملتحمه چشم، تنفس قطرات ريز و معلق (آئروسل) مايعاتي كه واجد اجرام لپتوسپيرا هستند وارد بدن ميشوند.

اجرام لپتوسپيرا بلافاصله وارد جريان خون شده و شروع به تزايد ميكنند و بدينصورت مرحله حضور اجرام لپتوسپيرايي در خون (Leptospiremia) كه 7 تا 10 روز پس از شروع بيماري ادامه مي يابد فرا ميرسد.  در طي اين مرحله از بيماري اجرام لپتوسپيرايي را به آساني ميتوان از خون جدا نمود.

10 روز پس از شروع بيماري و زماني كه پادتنها را ميتوان اندازه گيري نمود، اجرام لپتوسپيرايي كه در لوله هاي كليوي جايگزين شده اند از طريق ادرار دفع ميشوند (Leptospiruria)  .

اين مرحله از بيماري (لپتوسپيروريا) ممكن است تا مدتها دوام داشته باشد.  در طي اين مرحله ميتوان اجرام لپتوسپيرايي را از ادرار يا بافت كليه (حيوانات تلف شده) جدا نمود.

دوره کمون از ۲۶-۲ روز متفاوت است.

به‌طور تيپيک لپتوسپيروز دو فاز دارد به‌طورى‌که پس از فاز حاد لپتوسپيرمي، فاز ايمن لپتوسپيرورى پديد مى‌آيد.

فاز ابتدائى لپتوسپيرمى با شروع ناگهانى سردرد (معمولاً فرونتال)، دردهاى عضلانى شديد (مخصوصاً در ران‌ها و کمر)، هيپرستزى پوست، لرز، و تب مشخص مى‌شود.

شايع‌ترين يافته‌هاى بالينى تب و پرخونى (Suffusion) ملتحمه هستند.

يافته‌هاى کمتر شايع شامل حساسيت عضلات، لنفادنوپاتي، هپاتواسپلنومگالي، پرخونى (Injection) حلق، و راش‌هاى پوستى مى‌باشد.

اکثر بيماران طى يک هفته بدون علامت مى‌شوند.

فاز ايمن پس از ۳-۱ روز دوره بدون علامت قبلى است؛ علائم و نشانه‌هاى مننژيت در ۱۵ درصد از موارد ديده مى‌شود.

حتى در غياب نشانه‌هاى مننژه، پلئوسيتوز CSF پس از ۷ روز در ۹۰-۵۰ درصد از موارد وجود دارد. در فاز دوم تب ممکن است ايجاد شود ولى غالباً شدت کمترى دارد و معمولاً فقط ۳-۱ روز طول مى‌کشد.

سندرم ويل (Weil’s syndrome) شديدترين شکل لپتوسپيروز است و در ۱۰-۵ درصد از موارد اتفاق مى‌افتد و با زردي، اختلال عملکرد کليه، استعداد به خونريزي، و مرگ و مير بالا مشخص مى‌شود.

اتيولوژي

عامل بيماري ، باكتري از نوع اسپيروكت ، به نام لپتوسپيرا بوده كه در يك تقسيم بندي كلي به دو گروه بيماريزا و غير بيماريزا تقسيم بندي مي شوند .

لپتوسپيراها هوازي اجباري اند و هنگامي كه در يك محيط مناسب و در دماي 30- درجه سانتيگراد كشت داده شوند، دوره توليدمثل و تكثير آنها 7 تا 12 ساعت است.  در محيط كشت نيمه جامد محتوي 02/0 درصد آگار، رشد باكتري بصورت حلقه هايي در پايين سطح محيط به راحتي قابل مشاهده است.

رشد حلقه اي ممكن است در كشتهاي اوليه كه بمنظور جداسازي اجرام لپتوسپيرايي فراهم ميشوند، حتي بعد از گذشت مدت زمان زياد هم مشاهده نشود.  مشاهده و اثبات حضور اجرام لپتوسپيرا در محيط هاي كشت منوط است به مشاهده متناوب توسط ميكروسكوپ زمينه تاريك.

از آنجايي كه خواص كشت و مورفولوژي (شكل ظاهري) لپتوسپيراها بسيار شبيه هم ميباشد، طبقه بندي اجرام جدا  شده بستگي به خواص سرولوژيكي آنها دارد.  براساس آزمايش آگلوتيناسيون ميكروسكوپيك (MAT) كه در آن از آنتي سرم اختصاصي استفاده ميشود، سروتيپهايي كه داراي آگلوتيناسيون اصلي مشترك دارند جهت سهولت كار در يك سروگروپ طبقه بندي ميشوند.

آنتي سرمي كه بيشترين واكنش متقاطع را در يك سروگروپ نشان دهد معرف همان سروگروپ خواهد بود و براي تشخيص كشتهاي ناشناخته از آن استفاده ميشود.

طبقه بندي اسپيروكتهاي لپتوسپيرا ، طي ساليان متمادي دچار تغييرات فراوان شده است و در شرايط موجود طبقه بندي لپتوسپيراها بر دو اساس صورت مي پذيرد :

ـ بر اساس نوع آنتي ژنهاي آگلوتينان
در اين روش 23 ( SEROGROUP ) شناسايي گرديده كه بيش از 250 ( SEROVAR ) در ميان آنها طبقه بندي مي گردند .
ـ بر اساس مطالعات زنجيره DNA
در اين روش 8 ( GENOMOSPECIES ) شناسايي گرديــده كه حـدود 250 ( SEROVAR ) در ميان آن طبقه بندي مي گردند .

اپيدميولوژي

از مهمترين عوامل مؤثر در بقاي لپتوسپيرا در طبيعت و انتقال آن به حيوانات مي توان به موارد زير اشاره نمود :

شرايط محيطي
ـ ميكــروارگانيزم در PH كمتر از 6 يا بيشتر از 8 قادر به ادامه حيات نمي باشد .
ـ ميكــروارگانيزم در درجه حرارت بالاتر از 42 درجه سانتيگراد از بين مي رود ولي در مقابل سرما و انجماد نسبتاً مقاوم است .
ـ ميكــروارگانيزم در آبهاي سطحي ، براي مــــدت طولاني زنده باقي مي ماند و مدت حيات باكتري در آبهاي راكد به مراتب بيشتر از حيات آن در آبهاي جاري است .
ـ موارد بيماري معمولاً در فصولي از سال كه از ميزان بارندگي بيشتري برخوردار است ، افزايش مي يابد .همچنين موارد بيماري در مناطق گرم و مرطوب بيش از ساير مناطق مي باشد .

ميزبانها و ناقلين

ميزبان تصادفي ( اتفاقي ) :

به گروهي از حيوانات اتلاق مي شود كه پس از آلودگي به لپتوسپيرا ، به فرم كلينيكي بيماري مبتلا گرديده ولي بهبودي مي يابند و ميكروارگانيزم را براي مدت زمان كوتاه ( پس از بروز علائم و بهبودي ) منتشر مي سازند .

ميزبان نگهدارنده ( ناقل ـ مخزن ) :

به گروهي از حيوانات اتلاق مي شود كه پس از آلودگي به لپتوسپيرا ، به فرم كلينيكي بيماري مبتلا نشده ، بلكه بيماري در آنها به فرم مزمن تبديل گرديده و به عنوان ناقل ( CARRIER ) ميكروارگانيزم را براي مدتهاي طولاني منتشر مي سازند .

نكته مهم

برخي از حيوانات ممكن است براي يك سرووار به عنوان ميزبان تصادفي عمل نموده و براي سرووار ديگر به عنوان مخزن و ناقل ميكروارگانيزم مطرح باشند .

ـ عفونت لپتوسپيرايي در تعداد كثيري از گونه هاي مختلف پستانداران و برخي از خزندگان ايجاد مي شود .
ـ سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا داراي يك ارتباط منحصر با گونه هاي خاصي از حيوانات مي باشند و بسيار محتمل است كه هر گونه شناخته شده از جوندگان ، جانوران كيسه دار ، پستانداران ، پستاندارن دريايي به عنوان ناقل و منتشر كننده حداقل يك سرووار لپتوسپيرا مطرح باشند .
ـ ناقل بسياري از انواع مختلف سرووارهاي لپتوسپيرا ، انواع مختلف جوندگان مي باشند .
ـ سرووارهاي مختلف لپتــوسپيرا از انـواع حيوانات اهلي نظير گاو ، گوسفند ، بز واسب جدا گرديده است و حيوانات اهلي به عنوان ميزبان تصادفي يا مخازن سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا مطرح مي باشند .
ـ سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا از انواع مختلف حيوانات وحشي ( نظير گراز ، شغال ، موش صحرايي ، آهو و … جدا گرديده و برخي از آنها نظير راسو ناقل سرووارهاي مشخصي از لپتوسپيرا مي باشند . با اينوجود نقش حيوانات وحشي در انتقال ميكروارگانيزم به حيوانات اهلي ناشناخته باقي مانده است .

منبع آلودگي

مهمترين منبع آلودگي ، حيوانات مبتلا به لپتوسپيروز مي باشند . اين قبيل حيوانات ( بدون در نظر داشتن بروز يا عدم بروز علائم باليني ) ، از طريق ادرار ، جنين سقط شده و ترشحات رحمي آلوده ، سبب انتشار لپتوسپيرا در مراتع ، آبگيرها ، انبار خوراك دام و آبشخوارها و … مي گردند . شير حيوانات مبتلا و همچنين اسپرم ، در مراحل خاصي از بيماري ، در هر گونه حيواني از منابع انتشار آلودگي بشمار مي روند .

روش انتقال بيماري

باكتري ، معمـولاً از طريــق مسيرهاي ياد شــده در زير به ميزبان منتقل مي گردد :
ـ جراحات موجود بر روي پوست و بافت مخاطي
ـ ملتحمه
ـ استنشاق ذرات آلوده ( بويژه ذرات آلوده شده بوسيله ادرار حاوي جرم )
ـ مصرف مـواد خشبي آلوده به جرم ( كه باعث ايجاد جراحت در دهان مي گردند . )
ـ انتقال بيماري از طريق جفت به جنين
ـ انتقال به حيوانات شيرخوار از طريق شير آلوده و حاوي جرم
ـ انتقال جرم بوسيله اسپرم آلوده ، به حيوانات دريافت كننده اسپرم
ايجاد كانونهاي آندميك بيماري به موارد زير وابسته است :
ـ موجود بودن سرووار خاص در محيط
ـ فراهم بودن و وجود ميزبان ناقل مناسب ( براي سرووار موجود )
ـ وجود زيستگاه و بوم مناسب براي زندگي ميزبان

پاتوژنز
ـ لپتوسپيروز به فرمهاي مختلف باليني نظير فرم حاد ، تحت حاد ، مزمن و نيز فرم فاقد علائم باليني تظاهر مي يابد و بيماريزايي آن به دليل برخي از خصوصيات ميكروارگانيزم به شرح زير مي باشد :
ـ توليد هموليزين توسط ميكروارگانيزم سبب هموليز وسيع داخل عروقي گرديده و باعث هموگلوبينوري مي شود .
ـ تخريب ديواره سلولي عروق و ايجاد پتشي گسترده
ـ تخريب عروق كليوي و هموليز شديد داخل عروقي ، آنوكسي آنميك و نفروز هموگلوبينوريك
ـ تجمع باكتري در پارانشيم كليه و ايجاد نفريت و دفع جرم از طريق ادرار
ـ مرگ حيوان به دليل سپتي سمي ، آنمي هموليتيك و اورمي
ـ سقط جنين ( چند هفته پس از سپتي سمي ) به دليل ضايعات ايجاد شده در جنين
ـ انسفاليت به دليل تجمع باكتري در سيستم اعصاب مركزي

علائم باليني :

ـ گاو :
لپتوسپيروز در گاو به فرم حاد ، تحت حاد و مزمن مشاهده مي گردد .
علائم فرم حاد عبارتند از :
تب ( 5/41 ـ 5/40 درجه سانتيگراد ) ، بي اشتهايي ، ايجاد پتشي در مخاطات ، دپرسيون ، زردي و رنگ پريدگي مخاطات ، ديسپنه ، كاهش شير همراه با مشاهده لخته هاي خون در آن ، قطع كامل شير و شل شدگي و نرمي پستان ، تورم پستان ، سينوويت و لنگش شديد ، مرگ و مير به ميزان 5 درصد ، سقط جنين به ميزان 30 درصد .
علائم فرم تحت حاد بيماري مشابه با فرم حاد ولي خفيفتر از آن است و ممكن است همه علائم در يك دام مشاهده نگردد . در فرم مزمن بيماري به استثناي سقط جنين ( كه در گله ممكن است فراگير شود ) علائم قابل توجه ديگري مشاهده نمي شود .
ـ گوسفند و بز :
بيماري در گوسفند و بز كمتر اتفاق مي افتد و علائم قابل توجه آن شامل ديسپنه ، همـوگلوبينوري ، زردي و رنگ پريدگي مخاطات ، قطع توليد شير ، سقط جنين و مرگ پس از گذشت حدود 12 ساعت از بروز علائم حاد بيماري مي باشد .
ـ اسب :
اسبها معمولاً به فرم تحت حاد بيماري مبتلا مشوند و مهمترين علائم بيماري شامل زردي ، دپرسيون ، سقط جنين و افتالمي پريوديك ( با علائم ترس از نور ، افزايش ترشح اشك ، ورم ملتحمه و كراتيت ) مي باشد .
بهبودي از يك عفونت لپتوسپيرايي به موارد زير وابسته است :
ـ ميزان آسيبهاي وارد شده به بافتها
ـ پاسخ ايمني بدن
ـ قابليت بافتها براي ترميم و بازگشت به فعاليت طبيعي
عفونت مجدد با سرووار اوليه ايجاد كننده بيماري ، به دليل ايمني ايجاد شده در عفونت اوليه معمولاً به ندرت اتفاق مي افتد .ايمني ايجاد شده در بدن براي يك سرووار يا گروه مربوطه به آن اختصاصي است و احتمال ايجاد آلودگي با ساير سرووارها موجود مي باشد .

روشهاي مناسب براي كاهش خطرات بيماري
چهار روش مناسب براي كاهش خطرات لپتوسپيروز و كنترل بيماري عبارتند از :
1 ـ شناسايي حيوانات آلوده ( يا مبتلا )
ـ به روش سرولوژي با بررسي آنتي بادي
ـ به روش كشت و جداسازي عامل بيماري
ـ روش PCR
2 ـ درمان
ـ با استفاده از آنتي بيوتيكها
ـ درمان علامتي حيوانات داراي علائم باليني
ـ ضد عفوني و رعايت موازين بهداشتي
3 ـ مطالعه تاريخچه بيماري
ـ مطالعه سوابق بيماري در حيوانات
ـ مطالعه تاريخچه بروز بيماري در مناطق
4 ـ پيشگيري
ـ واكسيناسيون ـ مراقبت
ـ كنترل جمعيت جوندگان ـ آموزش و بهداشت
ـ جداسازي ناقلين ـ رعايت بهداشت مشاغل
روش سرولوژي :
از آنجا كه سيستم ايمني برخي از حيوانات در مقابل عفونت لپتوسپيرايي واكنش سرولوژيك نشان نمي دهد ، از اينرو روشهاي سرولوژي بعنوان روش تشخيص لپتوسپيروز مورد استفاده قرار نمي گيرند .
MAT ( MICROSCOPIC AGGLUTINATION TEST ) به عنوان يك آزمايش سرولوژيكي استاندارد در بررسي آلودگيهاي لپتوسپيرايي مورد استفاده قرار مي گيرد . برخي از اشكالات آزمايش فوق عبارتند از :
ـ داراي مخاطرات بهـداشتي براي تكنسين آزمايشگاه بوده و روشي كند مي باشد .
ـ قرائت نتايــج وابستگي فراواني به تجربه و مهارت تكنسين آزمايشگاه دارد .
ـ كيفيت آنتي ژن مورد استفاده ، در شرايط مختلف مي تواند دچار تغيير شود .
ـ به دليل پاسخهاي مختلف و متفاوت سرووارهاي لپتوسپيرا در آزمايش ، تفسير نتايج بسيار دشوار است .
ـ اين آزمايش قادر به شناسايي حيواناتي كه عامل بيماري را از طريق ادرار دفع مي كنند ولي در آزمايش سرولوژيكي منفي هستند ، نمي باشد .
ـ براي بررسي گروههــاي مختلف سرمــي لپتوسپيرا ، مقادير انبوهي از آنتي ژن مورد نياز است .
ـ واكنشهاي متقاطع در ميان سرووارهاي مختلف از سروگروپهاي متفاوت ، موجود مي باشد .
ـ آزمايش قادر به تشخيص وضعيت آلودگي در يك حيوان نمي باشد .

نكته مهم :

در صورتي كه آزمايش به فواصل چند هفته ، دوباره تكرار شود ، احراز افزايش ميزان آنتي بادي يا بالا ماندن سطح آن ، شاخص مناسبي براي تشخيص آلودگي محسوب مي گردد و انجام يك نوبت آزمايش براي تشخيص آلودگي در انسان و حيوان ، فاقد ارزش مي باشد .

روش كشت و جداسازي :

كشت و جــداسازي عامل بيماري ، روش مناسبي براي تشخيص بيمـاري ( بويژه در مراحل اوليه آن كه با تب همراه است ) محسوب مي گردد . با اينوجــود برخي از اشكالات روش كشت و جــداسازي به شــرح زير مي باشد :
ـ كشت در محيط مايع نياز به زمان طولاني ( 20 ـ 3 روز ) دارد
ـ تشخيص هويت سرووار جدا شده نياز به زمان طولاني دارد .
ـ انجام آزمايش نيازمند رعايت شديد شرايط آسپسي مي باشد .
ـ جداسازي سرووارهاي كند رشد ، بسيار دشوار است .
ـ با توجه به دشــوار بودن جداسازي عامل بيماري از حيوانات به ظاهر سالم ، ارزش اين روش در شناسايي حيوانات ناقل بسيار كم است .

روش تشخيص DNA :

روش PCR به عنوان روش تشخيصي مناسبي براي DNA لپتوسپيرا مطرح است . اين روش سريع بوده و نتايج آن مورد اعتماد مي باشد . انجام روش PCR نياز به آزمايشگاههاي مجهز و نمونه هاي DNA رفرانس دارد .

درمان با آنتي بيوتيكها :

سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا در مقابل انواع آنتي بيوتيكها ( به استثناي كلرامفنيكل و ريفامپيسين ) حساس مي باشند . انواع آنتي بيوتيكهاي پيشنهاد شده براي درمان لپتوسپيروز ( و فوايد و مضرات آنها ) به شرح زير مي باشد :
پني سيلين :

ـ ميزان دز نسبتاً بالايي در درمان مورد نياز است .
ـ با مشكلات ازدياد حساسيت همراه است .
ـ در شير و گوشت حيوانات مورد درمان ، باقيمانده به جاي مي گذارد .

اريترومايسين :

ـ معمــولاً در افرادي كه به پني سيلين حساسيت دارند مورد استفاده قرار مي گيرد .
تتراسيكلين و اكسي تتراسيكلين :
ـ در حيوانات آبستن و نيز حيوانات نــوزاد ( به دليل تغيير رنگ بافت دندان ) نبايد مورد استفاده قرار گيرد .
استرپتومايسين ( ودي هيدرواسترپتومايسين ) :
ـ در هنگام تزريق عضلاني ، سبب تحريك بافت عضله مي شود .
ـ براي مدت طولاني در بافت كليه باقي مي ماند .
ـ داراي اثرات سودمندي در درمان گاوهاي داراي دفع ادراري لپتوسپيرا مي باشد .
در شرايط كنوني ، استرپتومايسين ، با وجود اينكه در برخي از كشورها استفاده از آن در درمان حيواناتي كه منشاء غذايي دارند ، ممنوع گرديده است ، به عنوان داروي انتخابي مطرح بوده و اثر بخش بودن آن به عواملي نظير ، ميزان تخريب بافت كليه ، و ميزان داروي مورد استفاده وابسته مي باشد .

برنامه درمانی و کموپروفيلاکسى لپتوسپيروز :

* برای درمان لپتوسپيروز خفيف

داکسى‌سيلين، ۱۰۰ ميلى‌گرم خوراکى هر ۱۲ ساعت

يا آمپى‌سيلين؛ ۷۵۰-۵۰۰ ميلى‌گرم خوراکى هر ۶ ساعت

يا آموکسى‌سيلين، ۵۰۰ ميلى‌گرم خوراکى هر ۶ ساعت

* برای درمان لپتوسپيروز متوسط / شديد :

پنى‌سيلين G، يک و نيم ميليون واحد وريدى هر ۶ ساعت

يا آمپى‌سيلين، ۱ گرم وريدى هر ۶ ساعت

يا آموکسى‌سيکلين، ۱ گرم وريدى هر ۶ ساعت

يا اريترومايسين، ۵۰۰ ميلى‌گرم وريدى هر ۶ ساعت

* جهت  کموپروفيلاکسى  :

داکسى‌سيلين، ۲۰۰ ميلى‌گرم خوراکى يک بار در هفته

توجه: همه رژيم‌هاى درمانى ۷ روز تجويز مى‌شوند.

ـ ضد عفوني و رعايت موازين بهداشتي
اسپيروكت لپتوسپيرا در شرايط زير از بين مي رود :
ـ حرارات بالاتر از 42 درجه سانتيگراد
ـ اسيديته كمتر از 5/6
ـ محيط قليايي با PH بالاتر از 8
ـ مجاورت با تركيبات هالوژني
ـ مجاورت با دترجنتها ( نظير صابون و اسيدهاي چرب آزاد )
ـ خشكي
مطالعه تاريخچه بيماري :
بررسيهاي سرولوژيكي نشان داده اند كه اغلب حيوانات مبتلا به لپتوسپيرا ، فاقــد علائم باليني هستند ، با اينوجود مطالعه سلامتي گله و ركورد توليد مي تواند شاخص مناسبي براي تشخيص لپتوسپيروز باشد .
حيوانات ناقل ، معمولاً فاقد علائم باليني هستند و اطلاعات بدست آمده در خصوص تاريخچه بيماري در حيوانات ، كمك به تشخيص وضعيت ناقلين نمي كند .همچنين اطلاعات بدست آمده در خصوص سابقه بروز بيماري در يك منطقه ، اطلاعات چنداني را در مورد ناقلين بدست نمي دهد .

واكسيناسيون :

فوايد :

ـ واكسن قادر است در حيواناتي كه قبلاً در معرض آلودگي با سويه واكسن قرار نگرفته اند ، مانع بروز علائم باليني و نيز مانع دفع باكتري از ادرار گردد .
ـ در هنگام شيوع بيماري ، واكسن وسيله مناسبي براي مهار بيماري محسوب مي گردد .

نواقص :

ـ اثر بخشي واكسنها از كشوري به كشور ديگر و از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است .
ـ مانع دفع ادراري لپتوسپيرا در حيوانات آلوده نمي شود .
ـ طول دوره ايمني آن كوتاه بوده ( 6 ماه ) و پاسخهاي ايمني تغيير پذيري را ايجاد مي نمايد .
ـ فاقد اثرات ايمني متقاطع مي باشد .

كنترل جمعيت جوندگان :

كنترل جمعيت جوندگان و رعايت موازين بهداشتي مانع از ايجاد بيماري در ميزبانان تصــادفي و نيز انتشــار بيماري از ميزبانان تصادفي به ناقلين مي گردد .در مناطقي با آلودگي شديد ، با كنترل جمعيت جوندگان ، بيماري مهار گرديده است .

مراقبت :

بررسيهاي سرولوژيكي مستمر در گله هاي دامي مي تواند درصدي از حيوانات داراي آنتي بادي بر عليه لپتوسپيرا را مشخص نمايد . با اينوجود اين اطلاعات نمي تواند مبين عاري بودن يك منطقه از لپتوسپيروز باشد و بيماري مي تواند به صــورت فصلي يا همراه با بارندگيهاي طولاني مدت و غير منتظره ، شعله ور گردد . با اينوجود دستيابي به اطلاعات دقيق اپيدميولوژيكي مي توانــد بر مشــكلات فوق غلبه كرده و با استفاده از آنتي ژنهاي مناسب در سطح وسيع ، مي توان وضعيت بيماري را در يك منطقه تا حدود قابل اطمينان نشان داد .

مروری برعفونت گردن رحم

عفونت گردن رحم دو نوع از اين بيماري وجود دارد كه هر دو نوع ممكن است مسري باشند: عفونت حاد گردن رحم ، كه معمولاً يك عفونت باكتريايي يا ويروسي با علايم مخصوص به خود است ؛ و عفونت مزمن گردن رحم ، كه يك عفونت طولاني مدت است و شايد بدون علامت باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، عفونت‌ گردن‌ رحم‌ دو نوع‌ از اين‌ بيماري‌ وجود دارد كه‌ هر دو نوع‌ ممكن‌ است‌ مسري‌ باشند: عفونت‌ حاد گردن‌ رحم‌، كه‌ معمولاً يك‌ عفونت‌ باكتريايي‌ يا ويروسي‌ با علايم‌ مخصوص‌ به‌ خود است‌؛ و عفونت‌ مزمن‌ گردن‌ رحم‌، كه‌ يك‌ عفونت‌ طولاني‌مدت‌ است‌ و شايد بدون‌ علامت‌ باشد.

یکی از مشکلاتی که عفونتهای مزمن ناحیه گردن رحم ایجاد میکنند.. التهاب مزمن و تنگی اون قسمت هست.. و همین تنگی باعث نارسائی گردن رحم میشه. بهترین روش تشخیص نارسائی گردن رحم با سونو گرافی هست..گرچه معاینه پزشک هم کمک زیادی در تشخیص میکند.نارسائی گردن رحم ممکنه در زایمان شما مشکلاتی ایجاد کنه.. بطوری که باعث سقط زودرس و یا زایمان زودرس بشود. … گرچه تحقیقات اخیر نشون داده که عمل سرکلاژ و بستن گردن دهانه رحم تاثیری در جلوگیری از مشکلات ذکر شده ندارد. اما بطور کلی: توصیه پزشکتون به جا هست .. برای اینکه پیگیری نارسائی گردن رحم شما لازم است.

علايم شايع
عفونت حاد:
ترشح ضخيم و زرد رنگ

عفونت مزمن :
ترشح كم و گاهي بدون جلب نظر
كمردرد
احساس ناراحتي به هنگام ادرار
احساس ناراحتي به هنگام نزديكي

عفونت مزمن و گسترده :
ترشح زياد
خونريزي بين دوره هاي عادت ماهانه
لكه بيني يا خونريزي پس از نزديكي

علل
عفونت حاد گردن رحم معمولاً توسط ميكرب سوزاك يا ميكربي ديگر به نام كلاميديا تراكوماتيس ايجاد مي شود. ويروس هرپس هم ممكن است اين حالت را ايجاد كند.
عفونت مزمن گردن رحم ، يا به علت تكرار عفونت حاد رخ مي دهد يا به علت يك دوره عفونت حاد كه به مدت كافي درمان نشده و به طور كامل التيام نيافته باشد.
عوامل افزايش دهنده خطر
داشتن چند شريك جنسي
ديابت شيرين
عفونت حاد يا مكرر مهبل

پيشگيري
سالانه براي معاينه و انجام پاپ اسمير مراجعه كنيد.
از لباس زير نخي استفاده كنيد. از لباس هاي زير با جنسي پارچه هايي كه اجازه تهويه هوا را نمي دهند اجتناب كنيد. در صورت عدم تهويه مناسب گرما و رطوبت ، بروز عفونت هاي مهبلي يا گردن رحم افزايش مي يابد.
براي جلوگيري از عفونت هاي آميزشي از كاندوم استفاده شود.
اگر عفونت گردن رحم در اثر يك بيماري آميزشي ايجاد شده باشد، شريك جنسي نيز بايد درمان شود.

عواقب مورد انتظار
عفونت خفيف گردن رحم بدون درمان خوب مي شود.
عفونت حاد گردن رحم كه در اثر بيماري هاي آميزشي ايجاد شده ، مسري است و با دارو خوب مي شود.
اغلب موارد ديگر عفونت گردن رحم را مي توان درمان كرد. براي تمام زناني كه عفونت گردن رحم دارند انجام چكاپ منظم تا زمان بهبود عفونت ضروري است .

عوارض احتمالي
پوليپ گردن رحم
بيماري التهابي لگن (گسترش عفونت به اعضاي تناسلي داخلي تر)
ندرتاً به وجود آمدن سلول هاي بدخيم در گردن رحم

درماناصول كلي
امكان دارد آزمايشات تشخيصي ، شامل كشت ترشحات و آزمايش خون باشد.
به هنگام درمان ، به جاي تامپون از بالشتك هاي بهداشتي استفاده كنيد.
از دوش مهبل استفاده نكنيد مگر اين كه توصيه شود.

درمان ممكن است به طرق گوناگون انجام شود: تخريب سلول هاي غيرطبيعي با سوزاندن شيميايي (با نيترات نقره )؛ كرايوتراپي يا سرما درماني (تخريب بافت غيرطبيعي با انجماد، معمولاً با نيتروژن مايع )؛ يا سوزاندن الكتريكي (تخريب بافت غيرطبيعي با گرماي شديدي كه با جريان الكتريكي كنترل شده ايجاد مي شود).
ندرتاً جراحي (هيستركتومي يا همان برداشتن رحم ) در مواردي كه تخريب بافتي گسترده وجود دارد.

داروها
آنتي بيوتيك خوراكي
امكان دارد كرم ها يا شياف هاي ضدويروسي يا آنتي بيوتيكي براي مبارزه با عفونت تجويز شود.

فعاليت
هيچ محدوديتي براي آن وجود ندارد، تنها فعاليت جنسي بايد تا زمان بهبود عفونت كنار گذاشته شود.

رژيم غذايي
رژيم خاصي توصيه نمي شود.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم عفونت گردن رحم را داريد.
اگر به هنگام درمان ، ناراحتي بيش از يك هفته طول بكشد يا علايم بدتر شوند.
اگر خونريزي يا تورم بدون توجيه به هنگام درمان يا پس از آن ايجاد شود.
اگر دچار علايم جديد و غيرقابل كنترل شده ايد. داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند.

تب‌ مالت‌

بيماري‌ تب‌ مالت‌ یا بروسلوز كه‌ در حيوانات ‌به‌ نام‌ سقط جنين‌ واگير مرسوم‌ است‌،يكي‌ از بيماريهاي‌ عفوني‌ قابل‌ انتقال‌بين‌ انسان‌ و حيوان‌ مي‌باشد و با نام‌هاي‌ديگري‌ نظير: تب‌ مواج‌، تب‌ ديوانه‌ وتب‌ مديترانه‌اي‌ نيز ناميده‌ مي‌شود. اين‌ بيماري‌ در تمام‌ فصول‌ سال‌وجود دارد، اما در بهار و پاييز يعني‌زمان‌ زايش‌ و شيردهي‌ دام‌ها بيشترديده‌ مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  بروسلوز به عنوان یکی از مهمترین بیماریهای مشترک انسان و دام محسوب می گردد. عوامل شناخته شده بیماری ، طیف وسیعی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلامیازند.

این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام ، کاهش تولید شیر، عقیمی و نازایی و از دست رفتن ارزشهای اقتصادی دامهای مبتلا و همچنین به علت ابتلای انسان به بیماری تب مالت ،

این بیماری همواره از دو بعد اقتصادی و بهداشتی مورد توجه قرار می گیرد. دامهای مبتلا به بروسلوز ، معمولاَ در اولین دوره آبستنی سقط جنین نموده و در هنگام سقط جنین نموده و در هنگام سقط و تا مدتی پس از آن ، با دفع ترشحات به شدت آلوده رحمی ، باعث آلودگی محیط ، مزارع و مراتع گردیده که خود زمینه آلودگی را برای سایر حیوانات گله و نیز انسان فراهم می سازد.
دفع دوره ای باکتری عامل بیماری از طریق شیر حیوانات مبتلا و نیز دفع باکتری از طریق ترشحات رحمی در دامهای فاقد علائم بالینی و سقط جنین نیز مخاطرات فراوانی را برای سایر دامها و همچنین انسان در بر دارد. با وجود اینکه از شناخت بیماری تا کنون بیش از یک قرن سپری گشته ، بروسلوز هنوز هم در بسیاری از کشورهای جهان ، بویژه کشورهای مدیترانه ای و خاورمیانه ، همچنان به عنوان به عنوان یکی از مهمترین بیماریهای مشترک انسان و دام و از مهمترین معضلات بهداشتی جوامع مطرح می باشد وتنها تعداد محدودی از کشورهای جهان این بیماری را ریشه کن نموده یا در آستانه ریشه کنی قرار دارند

مبارزه با این بیماری وکنترل و ریشه کنی آن به دلیل کثرت گونه ای عوامل بیماریزا و کثرت گونه ای حیوانات میزبان ، دوام نسبتاَ قابل توجه باکتری عامل بیماری در محیط ، عدم کفایت برنامه های واکسیناسیون برای ریشه کنی بیماری و لزوم شناسایی و حذف دامهای عامل انتشار بیماری در مقاطع خاص از اجرای برنامه های مبارزه و لزوم هزینه شدن سرمایه های سنگین اقتصادی، همواره در بسیاری از کشورهای جهان ، با دشواریها و مشکلات عدیده مواجه بوده است.

 عامل‌ بيماري‌:

نوعي‌ باكتري‌ به‌نام‌ «بروسلا» مي‌باشد. اين‌ ميكروب‌داراي‌ چند نوع‌ است‌. نوعي‌ از باكتري‌كه‌ عمدتا در گوسفند و بز ديده‌ مي‌شود،مهمترين‌ عامل‌ بيماري‌ در انسان‌ است‌.

    ميزبان‌ و شرايط زيست‌محيطي‌:
    تب‌ مالت‌ بيشتر بيماري‌ مردان‌ بالغ‌به‌ خصوص‌ كشاورزان‌، دامداران‌چوپانان‌، قصابان‌، سلاخان‌، دامپزشكان‌مي‌باشد. كارمندان‌ آزمايشگاه‌ها نيز درمعرض‌ خطر ويژه‌ قرار دارند اما دركشور ما چون‌ زنان‌ و كودكان‌ نيزدوشادوش‌ مردان‌ به‌ امور دامداري‌مشغولند در معرض‌ خطر قرار دارند،به‌ همين‌ دليل‌ 55 درصد مبتلايان‌ رامردان‌ و بقيه‌ را زنان‌ و كودكان‌ تشكيل‌مي‌دهند. در شرايطي‌ كه‌ مراكز پرورش‌دام‌ استانداردهاي‌ بهداشتي‌ را نداشته‌باشد تب‌ مالت‌ شايعتر است‌.

تراكم‌ درمراتع‌ بارندگي‌، نبود نور خورشيد واقدامهاي‌ غيربهداشتي‌ در فرآيند فراهم‌كردن‌ شير و گوشت‌ همگي‌ زمينه‌انتشار بروسلوز را مساعد مي‌كنند.محيط اطراف‌ گاوي‌ كه‌ مي‌تواند از خودميكروب‌ دفع‌ كند به‌ شدت‌ آلوده‌ كننده‌است‌.

عامل‌ بيماري‌ در شرايط محيطي‌مناسب‌ از نظر رطوبت‌، در ادرار ومدفوع‌ حيوانات‌ هفته‌ها و گاه‌ ماههازنده‌ مي‌ماند. اين‌ باسيل‌ در پنير تازه‌ وغير پاستوريزه‌ حاصل‌ از شيرخام‌ تاهشت‌ هفته‌ زنده‌ مي‌ماند و با منجمدكردن‌ از بين‌ نمي‌رود. اين‌ ارگانيسم‌ تاچهل‌ روز در خاك‌ خشك‌ آلوده‌ به‌ادرار، مدفوع‌ و ترشحات‌ واژن‌ ومحصولات‌ زايمان‌ حيوان‌ مبتلا، زنده‌مي‌ماند و در خاك‌ مرطوب‌ خيلي‌بيشتر مقاومت‌ دارد.
    بروسلا در ادرار 6 روز در گرد وخاك‌ 6 هفته‌ و در آب‌ و خاك‌ تا 10هفته‌ و در كره‌ تا 4 ماه‌ باقي‌ مي‌ماند ودر مدفوع‌ حيوانات‌ در هواي‌ آزاد 100روز و در دماي‌ 8 درجه‌ سانتي‌ گرادبيش‌ از يكسال‌ باقي‌ مي‌ماند، اين‌باكتري‌ در ماست‌ به‌ علت‌ وجوداسيدلاكتيك‌ قادر به‌ زندگي‌ نيست‌ ودر دماي‌ 60 درجه‌ به‌ مدت‌ 10 دقيقه‌نابود مي‌شود.
   
    راههاي‌ سرايت‌ بيماري‌ به ‌انسان‌:1 – به‌ صورت‌ تماس‌ مستقيم‌ بابافتهاي‌ حيوان‌ آلوده‌ نظير خون‌،ترشحات‌ رحمي‌ و ترشحات‌ جنين‌سقط شده‌.
    2 – به‌ صورت‌ غيرمستقيم‌ از راه‌
    – مصرف‌ شيرخام‌ و فرآورده‌هاي‌لبني‌ آلوده‌ خصوصا پنير تازه‌، خامه‌،سرشير و كره‌
    – انتقال‌ تنفسي‌ از طريق‌افشانه‌هاي‌ موجود در هواي‌ آغل‌ واصطبل‌ آلوده‌ يا آزمايشگاه‌
    – فرو رفتن‌ سر سوزن‌ سرنگ‌حاوي‌ واكسن‌هاي‌ حيواني‌ به‌ دست‌انسان‌
    علايم‌ بيماري‌: دوره‌ نهفتگي‌بيماري‌ (از زمان‌ تماس‌ با منبع‌ عفونت‌تا بروز علايم‌) اغلب‌ بين‌ 1 تا 3 هفته‌است‌، ولي‌ گاهي‌ تا 6 ماه‌ مي‌باشد. براساس‌ شدت‌ بيماري‌، علايم‌ به‌ سه‌شكل‌ حاد، تحت‌ حاد و مزمن‌ بروزمي‌كند.
    شكل‌ حاد: بيمار دچار لرزناگهاني‌، درد عمومي‌ بدن‌ به‌ خصوص‌درد پشت‌ و تعريق‌ شديد مي‌شود;اشتهاي‌ خود را از دست‌ مي‌دهد و دچارضعف‌ و سستي‌ مي‌گردد، ضمنا ازشروع‌ علايم‌ بيش‌ از 3 ماه‌ نمي‌گذرد.
    شكل‌ تحت‌ حاد: آغاز آن‌بي‌سروصدا مي‌باشد. شكايت‌ اصلي‌بيمار از ضعف‌ و خستگي‌ است‌. از آغازبيماري‌ نيز 3 تا 12 ماه‌ مي‌گذرد.
    شكل‌ مزمن‌: اگر از زمان‌تشخيص‌ بيماري‌ بيش‌ از يك‌ سال‌بگذرد و فرد هنوز مبتلا باشد مزمن‌گفته‌ مي‌شود.
    افرادي‌ كه‌ دچار تب‌، بي‌اشتهايي‌،درد عضلاني‌ و تعريق‌ شبانه‌ بوده‌ وسابقه‌ تماس‌ با دام‌هاي‌ آلوده‌ يامشكوك‌ به‌ تب‌ مالت‌ را عنوان‌مي‌نمايند يا از فرآورده‌هاي‌ لبني‌ آلوده‌استفاده‌ نموده‌اند، لازم‌ است‌ براي‌ انجام‌آزمايش‌ به‌ پزشك‌ مركز بهداشتي‌ -درماني‌ ارجاع‌ گردند.
    درمان‌: رژيم‌هاي‌ درماني‌متفاوتي‌ براي‌ درمان‌ بيماران‌ مبتلا به‌تب‌ مالت‌ توصيه‌ مي‌شود، ليكن‌ هيچ‌گاه‌از يك‌ دارو به‌ تنهايي‌ در درمان‌ بيمارنبايد استفاده‌ كرد (مگر در زمان‌حاملگي‌ و با توصيه‌ پزشك‌). طول‌دوره‌ درمان‌ حداقل‌ 8 هفته‌ (دو ماه‌)مي‌باشد.
    راههاي‌ پيشگيري‌ از بيماري‌تب‌ مالت‌ در انسان‌:
    1 – خودداري‌ از مصرف‌ مواد لبني‌مشكوك‌ مانند شيرخام‌، پنير تازه‌،خامه‌ و سرشير غيرپاستوريزه‌
    2 – استفاده‌ از شير و فرآورده‌هاي‌لبني‌ به‌ صورت‌ پاستوريزه‌، در صورت‌در دسترس‌ نبودن‌ شير پاستوريزه‌ باجوشاندن‌ شير به‌ مدت‌ حداقل‌ ده‌ دقيقه‌بعد از جوش‌ آمدن‌، به‌ از بين‌ رفتن‌ كليه‌عوامل‌ ميكروبي‌ مطمئن‌ شويد.
    3 – استفاده‌ از ماسك‌ تنفسي‌ درهنگام‌ كار با فضولات‌ حيواني‌ يا ورودبه‌ اصطبل‌
    4 – دور نگه‌ داشتن‌ حيوانات‌ ازمحل‌ زندگي‌ انسان‌
    5 – استفاده‌ از دستكش‌، كلاه‌،ماسك‌، عينك‌ و روپوش‌ مناسب‌ دردامپزشكان‌، دامداران‌ و پرسنل‌كشتارگاه‌ها.
    6 – آموزش‌ طرز تهيه‌ پنير تازه‌ به‌كليه‌ خانوارهاي‌ روستايي‌; به‌ اين‌ طريق‌كه‌ ابتدا شير را به‌ مدت‌ 10 دقيقه‌جوشانيده‌ و در همان‌ حالت‌ به‌ ازاي‌ هر3 ليتر شير يك‌ ليوان‌ آب‌ ماست‌ و يا به‌يك‌ ليتر شير 250 گرم‌ ماست‌ ترش‌اضافه‌ كرده‌ پس‌ از دلمه‌ شدن‌ و جداشدن‌ پنير از آب‌ مقدار لازم‌ نمك‌ به‌ آن‌اضافه‌ كرده‌ با پارچه‌ صافي‌ آبگيري‌ وپس‌ از سفت‌ شدن‌ مصرف‌ نماييد. اگرپنير به‌ صورت‌ غير پاستوريزه‌ و بدون‌جوشاندن‌ شير تهيه‌ شود حداقل‌بايستي‌ دو ماه‌ در آب‌ نمك‌ نگهداري‌ وسپس‌ مصرف‌ شود.
    7 – گزارش‌ كتبي‌ بيماري‌ به‌ مركزبهداشت‌ شهرستان‌ و استان‌.
    
از تب‌ مالت‌ در حيوانات‌ چه‌مي‌دانيم‌؟
    در گاو، گوسفند، بز، سگ‌، شتر وخوك‌ نيز بيماري‌ مشاهده‌ شده‌ است‌.
    تذكر: تب‌ مالت‌ در دام‌ها از طريق‌جفتگيري‌ دام‌ها، مصرف‌ شير از دام‌آلوده‌، انتقال‌ تنفسي‌ در هواي‌ آغل‌ واصطبل‌، تماس‌ با ترشحات‌ رحمي‌ دام‌آلوده‌ يا جفت‌ و جنين‌ سقط شده‌ آلوده‌منتقل‌ مي‌شود.
    راههاي‌ پيشگيري‌ در دام‌ها:
    1 – واكسيناسيون‌ گوساله‌هاي‌ ماده‌در سن‌ 3 تا 6 ماهگي‌ با واكسن‌ مربوط
    2 – واكسيناسيون‌ بره‌ و بز غاله‌ از 3ماهگي‌ تا يك‌ ماه‌ قبل‌ از جفت‌گيري‌ باواكسن‌ مربوط.
    3 – جدانمودن‌ دام‌هاي‌ سقط شده‌از بقيه‌ گله‌ و جلوگيري‌ از تماس‌مستقيم‌ با ترشحات‌ رحمي‌، جنيني‌ وجفت‌ دام‌هاي‌ سقط شده‌
    4 – خونگيري‌ و انجام‌ آزمايشهاي‌لازم‌ بر روي‌ دام‌هاي‌ مشكوك‌ وهدايت‌ دام‌هاي‌ آلوده‌ به‌ كشتارگاه‌
    5 – اقدامات‌ بهداشتي‌ شامل‌ تهيه‌ وتداركات‌ محيط زيست‌ تميز براي‌گله‌هاي‌ گاو و گوسفند و دفع‌ صحيح‌ادرار و مدفوع‌ آنها.

 عوارض‌ بروسلوز
    شيوع‌ عوارض‌ بروسلوز بين‌ 1 – 30 درصد است‌ و بين‌ بيماران‌مبتلا به‌ بروسلا ملي‌ تنسيس‌ چون‌ بيماري‌زايي‌ بيشتري‌ داردعوارض‌ بيشتري‌ نيز ايجاد مي‌كند; بطور كلي‌ با به‌ تأخيرانداختن‌ درمان‌ بيش‌ از 60 روز عوارض‌ بيماري‌ در هر ارگاني‌ديده‌ مي‌شود. گسترش‌ باكتري‌ به‌ خون‌ در ايجاد عوارض‌دخالت‌ دارد، ولي‌ بعضي‌ عوارض‌ بيماري‌ مربوط به‌ واكنش‌ بدن‌نسبت‌ به‌ آنتي‌ ژن‌ ميكروب‌ بروسلا مي‌باشد.
   
    استخوان‌ها و مفاصل‌
    اختلالات‌ مفصلي‌ شايع‌ترين‌ عارضه‌ بروسلوز است‌ و در 20درصد تا 60 درصد بيماران‌ اتفاق‌ مي‌افتند. التهاب‌ مفصل‌ دراكثر بيماراني‌ كه‌ از درد كمر شاكي‌ هستند ديده‌ مي‌شود. التهاب‌چركي‌ مفصل‌ و التهاب‌ واكنش‌ ايجاد شده‌ ممكن‌ است‌ به‌مفاصل‌ بزرگ‌ و كوچك‌ گسترش‌ پيدا كند، ولي‌ در مفاصل‌بزرگ‌ (مثل‌ مفصل‌ لگن‌، زانو، آرنج‌) شايعتر است‌.
    عفونت‌ استخوان‌ در بروسلوز نادر است‌ و معمولا در مهره‌هاي‌كمري‌ ديده‌ مي‌شود، مداخله‌ جراحي‌ به‌ جز در مورد تخليه‌آبسه‌هاي‌ اطراف‌ مهره‌هاي‌ كمري‌ به‌ ندرت‌ مورد نياز است‌.
   
    كبد و كيسه‌ صفرا
    كبد احتمالا هميشه‌ در بروسلوز درگير مي‌شود، اما اغلب‌ بدون‌نشانه‌ است‌. بزرگي‌ كبد در 20 – 30 درصد بيماران‌ اتفاق‌مي‌افتد. تست‌هاي‌ عملكردي‌ كبد در آزمايش‌هاي‌ متوالي‌تغييراتي‌ را نشان‌ خواهد داد، ولي‌ زردي‌ واضح‌ نادر است‌.عامل‌ بروسلوز در نمونه‌برداري‌ كبد بيماراني‌ كه‌ تست‌عملكردي‌ طبيعي‌ نيز دارند، ديده‌ شده‌ است‌.
    هپاتيت‌ بروسلوزي‌ كاملا با درمان‌ بهبود پيدا مي‌كند و سي‌ روزبعد از هپاتيت‌ بروسلوزي‌ معمولا اتفاق‌ نمي‌افتد.
    آبسه‌هاي‌ چركي‌ ناشي‌ از بروسلوز، كبد و طحال‌ در بروسلاكانيس‌ شايعتر است‌.
    التهاب‌ كيسه‌ صفرا ناشي‌ از بروسلوز يكي‌ ديگر از عوارض‌نادر بروسلوز است‌.
   
    دستگاه‌ گوارش‌
    عوارض‌ جهاز هاضمه‌ در بيش‌ از 70 درصد بيماران‌ بروسلوزي‌ديده‌ مي‌شود و نشانه‌هاي‌ آن‌ شامل‌ تهوع‌، استفراغ‌، كاهش‌وزن‌، يبوست‌، اسهال‌ و درد شكم‌ مي‌باشد.
    بروسلوز روده‌اي‌ ممكن‌ است‌ شبيه‌ حصبه‌ باشد با تظاهرات‌باليني‌ عمومي‌ كه‌ تظاهرات‌ گوارشي‌ در آن‌ واضحتر است‌.
    التهاب‌ حاد روده‌ كوچك‌ و بزرگ‌ در بروسلوز نوع‌ ملي‌تنسيس‌ ديده‌ مي‌شود.
   
    خون‌
    تظاهرات‌ خوني‌ بروسلوز شامل‌ كم‌ خوني‌، كاهش‌ پلاكت‌ها،كاهش‌ سلول‌هاي‌ سفيد خون‌ و اختلالات‌ انعقادي‌ مي‌باشد.
   
    قلب‌ و عروق‌
    اندوكارديت‌ (التهاب‌ پوشش‌ داخلي‌ قلب‌) در كمتر از 2 درصدبيماران‌ بروسلوزي‌ اتفاق‌ مي‌افتد و اغلب‌ شايع‌ترين‌ عارضه‌اي‌است‌ كه‌ باعث‌ مرگ‌ اين‌ بيماران‌ مي‌شود.
   
    سيستم‌ اعصاب‌
    بروسلوز باعث‌ سردرد و افسردگي‌ در اكثر بيماران‌ مي‌شود. هرچند درگيري‌ سيستم‌ اعصاب‌ مركزي‌ در كمتر از 5 درصدبيماران‌ اتفاق‌ مي‌افتد. سندرم‌هاي‌ عصبي‌ (شامل‌ التهاب‌پرده‌هاي‌ مغزي‌، اختلالات‌ اعصاب‌ محيطي‌ و آنوريسم‌ مغزي‌ واتساع‌ قطعه‌اي‌ از يك‌ رگ‌ خوني‌ كه‌ مربوط به‌ ضعف‌ يا نقص‌جدار آن‌ در نتيجه‌ بيماري‌ يا آسيب‌ است‌) در بروسلوز گزارش‌شده‌ است‌.
    بروسلا ملي‌ تنسيس‌ نسبت‌ به‌ ساير گونه‌ها بيشتر مسؤول‌عوارض‌ عصبي‌ مي‌باشد. گرفتاري‌ زوج‌ هشت‌ عصب‌جمجمه‌اي‌ موجب‌ كري‌ يك‌ طرفه‌ يا دو طرفه‌ و علايم‌ وزوزگوش‌ مي‌شود. اعصاب‌ جمجمه‌اي‌ ديگري‌ كه‌ درگير مي‌شوندزوج‌ 2-4-6 مي‌باشد. بنابراين‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ اختلال‌بينايي‌ به‌ صورت‌ گذرا و يا ندرتا دايمي‌ گردد. بايد توجه‌ داشت‌كه‌ افسردگي‌ و اضطراب‌، تحريك‌پذيري‌ و دمانس‌ (زوال‌عقل‌) مي‌توانند از عوارض‌ بروسلوز باشند و در هر بيماري‌ باعلايم‌ افسردگي‌ بايد به‌ دو بيماري‌ فكر كرد:
    1 – بروسلوز
    2 – كم‌ كاري‌ تيروئيد
    در گرفتاري‌ اعصاب‌ محيطي‌ گرفتاري‌ عصب‌ سياتيك‌ شايعتراست‌.
   
    پوست‌ و بافت‌ نرم‌
    شيوع‌ عوارض‌ پوستي‌ از 11-1/5 درصد گزارش‌ شده‌ است‌. باتوجه‌ به‌ ورود ميكروب‌ بروسلا از طريق‌ خراش‌ جلدي‌ عوارض‌جلدي‌ به‌ صورت‌ ضايعات‌ پوستي‌ بخصوص‌ روي‌ بازو ممكن‌است‌ ديده‌ شود. اين‌ ضايعات‌ ممكن‌ است‌ به‌ صورت‌ راشهاي‌سرخكي‌ شكل‌ يا پتشي‌ يا كهيري‌ شكل‌ و خارش‌ دار باشند;علت‌ آن‌ را حساسيت‌ به‌ آنتي‌ژن‌هاي‌ بروسلا مي‌دانند. ايجادزخم‌هاي‌ مزمن‌ به‌ دليل‌ تلقيح‌ ميكروب‌ بروسلا در كارگران‌كشتارگاه‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌ و توانسته‌اند بروسلا رااز ترشحات‌ زخم‌ جدا نمايند.
   
    دستگاه‌ ادراري‌ تناسلي‌
    اختلالات‌ كليوي‌ نادر است‌ اگر چه‌ پيلونفريت‌ (التهاب‌ كليه‌ ولگنچه‌)، گلومرونفريت‌ (التهاب‌ دوطرفه‌ و غيرچركي‌ كليه‌ كه‌در درجه‌ اول‌ گلومرول‌ها را فرا گرفته‌ است‌) موضعي‌ و منتشرو آبسه‌هاي‌ كليوي‌ در بروسلوز گزارش‌ شده‌، ولي‌ اوركيت‌(التهاب‌ بيضه‌) خيلي‌ شايع‌ است‌ و در 20 درصد بيماران‌ مردديده‌ مي‌شود.
    عقيمي‌ در بروسلوز كمتر از اريون‌ ديده‌ مي‌شود. التهاب‌پروستات‌ از عوارض‌ نسبتا نادر است‌ كه‌ با علايم‌ تكرر ادرار واحساس‌ درد در دفع‌ ادرار خودنمايي‌ مي‌كند. در زنان‌ دردهنگام‌ قاعدگي‌، قطع‌ قاعدگي‌، و اختلال‌ در خونريزي‌ و سيكل‌قاعدگي‌. التهاب‌ دهانه‌ رحم‌، التهاب‌ رحم‌ و لوله‌هاي‌ رحمي‌ وآبسه‌هاي‌ لگني‌ ممكن‌ است‌ ديده‌ شود. بروسلوز در طي‌حاملگي‌ انسان‌ مي‌تواند به‌ سقط بينجامد.
   
    عوارض‌ چشمي‌
    يكي‌ از راههاي‌ ورود عامل‌ بروسلوز به‌ بدن‌ ملتحمه‌ چشم‌است‌; بنابراين‌ التهاب‌ چشم‌ از تظاهرات‌ آن‌ مي‌باشد كه‌ در نوع‌ملي‌ تنسيس‌ شايعتر است‌. گرفتاري‌ صلبيه‌، شبكيه‌ حتي‌گرفتاري‌ عصب‌ بينايي‌ ممكن‌ است‌ در بروسلوز ديده‌ شود. ازعوارض‌ نادر چشمي‌ گلوكوم‌ (آب‌ سياه‌) مي‌باشد كه‌ موجب‌درد و افزايش‌ فشار چشم‌ مي‌گردد.
   
    عفونت‌ عودكننده‌
    بيماران‌ بروسلوز بعد از درمان‌ حتي‌ در كشورهاي‌ غربي‌ تا 10درصد دچار عود مي‌شوند; اين‌ امر احتمالا به‌ علت‌ وضعيت‌داخل‌ سلولي‌ عامل‌ بروسلوز است‌ كه‌ باعث‌ حفظ آن‌ در مقابل‌برخي‌ آنتي‌بيوتيك‌ها و مكانيسم‌ دفاعي‌ ميزبان‌ مي‌شود. عوداغلب‌ در عرض‌ چند ماه‌ پس‌ از عفونت‌ اوليه‌ رخ‌ مي‌دهد ولي‌ممكن‌ است‌ تا دو سال‌ پس‌ از درمان‌ به‌ ظاهر موفق‌ نيز اتفاق‌افتد. در افرادي‌ كه‌ احتمال‌ بروز اين‌ عفونت‌ بالاست‌ تشخيص‌يا شناسايي‌ عود بيماري‌ از آلوده‌ شدن‌ مجدد انسان‌ با عامل‌بروسلوز كار دشواري‌ است‌.
   
    خلاصه‌ مقاله‌
    بروسلوز يك‌ بيماري‌ عفوني‌ است‌ كه‌ در انسان‌ به‌ شكل‌ تب‌مالت‌ و در دامها به‌ صورت‌ سقط جنين‌ تظاهر مي‌كند. مهمترين‌راه‌ ورود ميكروب‌ به‌ بدن‌ حيوان‌ از طريق‌ دستگاه‌ گوارش‌است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ علوفه‌ آلوده‌ و زباله‌ به‌ حيوان‌ سرايت‌ مي‌كندو باعث‌ شيوع‌ بيماري‌ مي‌گردد. كاركنان‌ كشتارگاهها،فروشگاههاي‌ گوشت‌، دامداريها بيشتر در معرض‌ ابتلا به‌ اين‌بيماري‌ هستند. اين‌ بيماري‌ در گاو، خوك‌، بز و گوسفندمشاهده‌ مي‌گردد.
    بيماري‌ از طريق‌ مصرف‌ شيرآلوده‌ به‌ صورت‌ خام‌ وفرآورده‌هاي‌ شيري‌ آلوده‌ از طريق‌ لوله‌ گوارش‌ به‌ انسان‌سرايت‌ مي‌كند، ولي‌ گوشت‌ و فرآورده‌هاي‌ گوشتي‌ كمتر منشأآلودگي‌ مي‌باشند.
    علايم‌ تشخيصي‌: در دامها به‌ صورت‌ سقط جنين‌ و درانسان‌ تب‌ مواج‌ يا ديوانه‌ يا تب‌ مالت‌ ظاهر مي‌گردد.
   
    پيشگيري‌:
    – مصرف‌ شير پاستوريزه‌ يا جوشانيدن‌ شير به‌ مدت‌ 20 دقيقه‌.
    – از مصرف‌ شير حيواني‌ كه‌ تازه‌ سقط جنين‌ كرده‌ خودداري‌شود.
    – از مصرف‌ پنير و خامه‌ غيرپاستوريزه‌ پرهيز گردد.
    – پنير تازه‌ و بي‌نمك‌ را بايد حدود 2 ماه‌ قبل‌ از مصرف‌ در آب‌نمك‌ قرار داد.
    – قبل‌ از دوشيدن‌ شير دام‌ بايد حتما پستان‌ دام‌ و اطراف‌ آن‌ رابا آب‌ و صابون‌ بخوبي‌ شستشو داد.
    – ظروف‌ مخصوص‌ دوشيدن‌ شير بايستي‌ دربدار و قبلا خوب‌شستشو داده‌ شود.
    – ضدعفوني‌ اصطبل‌هاي‌ آلوده‌
    – واكسيناسيون‌ دام‌ها عليه‌ اين‌ بيماري‌
    – رعايت‌ بهداشت‌ در هنگام‌ جاروب‌ كردن‌ اصطبل‌ و طويله‌
    – جفت‌ و بقاياي‌ جنين‌ سقط شده‌ را بايد سوزاند.
    – گوشت‌ حيوانات‌ مبتلا در صورت‌ خوب‌ پخته‌ شدن‌ قابل‌مصرف‌ است‌.

پاسخ به سوالات در رابطه با تب مالت :

 تب مالت چيست و معمولا چگونه است؟
تب مالت بيماري واگيرداري است كه عامل ابتلاء به آن يك دسته از باكتريهاي بروسلا است. اين دسته از باكتريها در ميان حيوانات هستند و آنها عامل بيماريهاي بسيار متفاوت در مهره‌داران هستند. تب مالت به طور متفاوتي گوسفند، گاو، آهو، گوزن، خوك، سگها و چندين حيوان ديگر را مبتلا مي‌كند. انسانها به وسيله ارتباط و تماس با حيوانات يا توليدات حيواني كه به وسيله اين باكتريها آلوده شدند، مبتلا مي‌شوند. تب مالت در انسان مي‌تواند مسبب يك سري علائم بيماري مانند: آنفولانزا كه مي‌تواند همراه با تب، عرق كردن، سر درد، كمردرد و ضعف فيزيكي باشد. ممكن است اثر روي قلب يا سيستمهاي عصبي مركزي بگذارد. تب مالت شامل علائمي مثل تبهاي مكرر، درد مفاصل و خستگي كه به طور طولاني مدت ظاهر مي‌شوند است. در ايالت متحده جايي كه سالانه 100 تا 200 مورد اتفاق مي‌افتد تب مالت زياد شايع نيست. اما تب مالت مي‌تواند در كشورهايي كه بيماري حيوانات تحت كنترل نمي‌باشد يا برنامه‌اي جهت كاهش بيماري ندارند زياد شايع باشد.

–  معمولاً تب مالت در كجا يافت مي‌شود؟

اگر چه در سراسر جهان وجود دارد و اين بيشتر در كشورهايي وجود دارد كه استانداردها و سلامت عمومي مؤثر و برنامه‌اي براي سلامت حيوان خانگي ندارد اتفاق مي‌افتد. نواحي حوضه مديترانه شامل (پرتقال، اسپانيا، جنوب فرانسه، ايتاليا، يونان، تركيه، آفريقاي شمالي) آمريكاي جنوبي و مركزي، اروپاي شرقي، آسيا، آفريقا، كارائيبي و خاورميانه در معرض بالاي خطر ابتلا به اين بيماري هستند. در اين نواحي كه پنيرهاي پاستوريزه نشده وجود دارد و معمولاً «پنير محلي» ناميده مي‌شوند، خطر مبتلا شدن براي گردشگران وجود دارد.

–  تب مالت چگونه به انسان منتقل مي‌شود و چه كسي خطر ابتلا به آن را دارد؟

به طور كامل بشر از سه راه مبتلا مي‌شود: خوردن و آشاميدن چيزهايي كه به وسيله تب مالت مي‌شوند، استنشاق يا از طريق زخم روي پوست باكتري‌ها وارد بدن مي‌شوند. شايع‌ترين راه ابتلا به اين بيماري به وسيله خوردن و يا آشاميدن توليدات شيري آلوده است. هنگامي كه گوسفند، بز، گاو و يا شترها مبتلا هستند، شيرشان به وسيله باكتري‌ها آلوده است. اگر شير پاستوريزه نشده باشد، اين باكتريها مي‌توانند آن شخصي را آلوده كند و يا بيماري را انتقال دهند كه شير يا پنير درست شده از اين را بخورد. استنشاق در محل يك راه معمول يا شايع مبتلا شدن نيست اما مي‌تواند خطر بزرگي براي مردم در نوع كارشان باشد. مانند كساني كه در آزمايشگاه كار مي‌كنند. غالباً استنشاق براي كارگرهاي كشتارگاه درصد مهمي از مبتلايان را دارد. آلودگي زخم‌هاي پوستي ممكن است مسئله‌اي براي اشخاص يا شخصي كه در كشتارگاه‌ها يا كارخانه بسته‌بندي گوشت يا دامپزشكان داشته باشد.

تميز كردن گوشت آهو، گوزن، موس (نوعي گوزن) يا خوك وحشي كشته شده، ممكن است به وسيله زخم پوست يا خوردن باكتريها مبتلا شوند.

–  آيا تب مالت از شخصي به شخص ديگر مي‌تواند انتقال داده شود؟

انتقال اين بيماري از شخصي به شخص ديگر بي‌نهايت كم است. (از طريق تماس شخص با شخص) مادراني كه بچه شير مي‌دهند ممكن است به نوزادشان اين بيماري منتقل شود. انتقال از طريق رابطه جنسي هم گزارش داده شده است. اگر نوزاد يا شخص در خطر براي تب مالت معالجه شوند، خطر مبتلا شدن براي هر دو از طريق رابطه جنسي و يا شير دادن بچه در 3 روز كاهش پيدا مي‌كند. اگر چه غير معمول است اما انتقال ممكنه از طريق آلودگي دستمال كاغذي و … هم صورت مي‌گيرد.

–  آيا راهي براي پيشگيري انتقال اين بيماري وجود دارد؟

بله. در هنگام مسافرت بايد از خوردن شير، پنير يا بستني غير پاستوريزه خودداري كنيد. از خوردن محصولات لبني كه به پاستوريزه نبودن آن اطمينان داريد، بپرهيزيد. شكارچيان و دامداران در هنگام دست زدن و تماس روده و جگر حيوان بايد از دستكش‌هاي لاستيكي استفاده كنند. در حال حاضر واكسني براي انسان وجود ندارد.

–  تشخيص داده شده كه سگ من تب مالت دارد آيا خطري براي من وجود دارد؟

B.Canis يكي از عواملي است كه مي‌تواند سگها را مبتلا كند. عوامل اين بيماري به انسان منتقل مي‌شود. اما بيماري اكثر سگهاي مبتلا شده، اثري روي انسان ندارد. اگر چه دامپزشكاني كه با خون حيوانات آلوده سر و كار دارند در معرض خطر ابتلا هستند. ماكيان حيوانات خانگي براي آلودگي در خطر نيستند و اين تا حدودي درست است. زيرا بعيد هست كه آنها با خون يا نطفه سگ تماس پيدا كنند. ممكن است باكتريها با چند روز معالجه از بدن حيوان از بين بروند. البته امكان آلودگي مجدد هست و بدن حيوان ممكن است چندين هفته اين عفونت را در بدن داشته باشد. شخص‌هاي مصون (بيماران سرطاني، اشخاص آلوده به ايدز يا بيمارن پيوندي) نبايد سگ‌هايي را كه با B.Canis آلوده هستند را لمس كنند.

–  تب مالت چگونه تشخيص داده مي‌شود؟

تب مالت به وسيله يافتن عامل بيماري (نمونه‌گيري از خون يا مغز استخوان) در آزمايشگاه‌ها تشخيص داده مي‌شود. همچنين آزمايش خون ميتواند پادتنهايي ساخته شده در برابر باكتريها را نشان دهد. اگر اين شيوه استفاده شود، دو نمونه خون در عرض دو هفته به طور جداگانه بايد گرفته شود.

–  آيا درماني براي تب مالت وجود دارد؟

بله، درمان مي‌تواند سخت شود. دكتر مي‌تواند آنتي بيوتيك‌هايي مؤثر تجويز كند. doxycycline و rifampin دو دارويي هستند كه در عرض 2 هفته استفاده مي‌شوند و از دوباره آبوده شدن جلوگيري مي‌كنند. بستگي به زمان معالجه و شدت بيماري كه ممكن است بهبودي چند هفته تا چند ماه صورت گيرد. مرگ و میر از اين طريق تا 20% است و معمولاً با ترشحاتي همراه است.

– من يك دامپزشك هستم، هنگامي كه گاوي را واكسيناسيون مي‌كردم واكسني به طور تصادفي به بدنم فرو رفته (REV-1 ، B-19 or RB-51) چه كاري لزوم دارد كه انجام دهم؟

واكسنهاي مؤثري وجود دارد و B-19 هست كه شناسايي شده و علت بيماري در بشر است. اگر چه ما اطلاعات كمي در مورد واكسن‌هاي ديگر داريم ولي همه نظريه‌ها يكي هستند. براي پادتن‌ها نمونه خون بايد گرفته شود. ما پيشنهاد مي‌كنيم كه براي سه هفته آنتي بيوتيك Rifampin و Doxycycline براي B-19 و REV1 و تنها (Doxycycline براي RB-51) را استفاده كنيد. در موقع مقرر مي‌توانيد دوباره چك كنيد و خون دوم را بگيريد. (نمونه بايد در دو هفته گرفته شود ). نظريه‌هاي مشابه شامل اسپري واكسن در چشم (در اين مورد 6 هفته معالجه) يا پاشيدن واكسن روي ناحيه از پوست كه داراي زخم مي‌باشد.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »