مروری بر اسپینا بیفیدا

افرادی که با بیماری اسپینا بیفیدا متولد می شوند شکافی در ستون فقراتش دارد. ستون فقرات سالم برای حفاظت از نخاع بسته است ، نخاع طنابی از اعصاب است که پیغامها را بین مغز واعضای بدنتان ارسال می‌کند. پیغامها به ماهیچه ها می گویند حرکت کنید بنابراین می توانید توپ را پرتاب کنید یا مداد را بردارید . همچنین پیغامها در مورد احساسات روی پوست به شما اطلاع می دهند، بنابراین می دانید که دستتان را باید از قابلمه دور کنید.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، هنگامیکه جنینی در شکم مادرش رشد می کند گاهی بخشی از نخاع و ستون فقرات آنطور که باید رشد نمی کند ، و در قسمتی که نخاع از بدن خارج می شود شکافی باقی می ماند . وقتی این اتفاق روی دهد ، بچه با اسپینا بیفیدا متولد می شود، یعنی « ستون باز یا شکافته شده » به دلیل شکاف در ستون فقرات ، عصب های نخاع ممکن است آسیب ببینند. نخاعی که آسیب ببیند نمی‌تواند کار مهم گرفتن پیغامها را از مغز انجام دهد.

معمولا وقتی مغز می گوید: « توپ را پرتاب کنید» عصبهای نخاع آن پیغام را که به پا می گوید لگد بزن ، ارسال می‌کند. اگر فردی اسپینا بیفیدا دارد این پیغامها نمی‌توانند به مقصد برسند. این افراد نمی توانند ماهیچه های خود را حرکت دهند. که فلج نامیده می شود و یعنی فردی که نمی تواند ماهیچه های خود را حرکت دهد یا چیزها را روی قسمتهایی از بدن احساس کند.

– انواع اسپینا بیفیدا

یک نوع اسپینا بیفیدا می تواند بدون جلب توجه باشد. در اسپینا بیفیدای پنهان ، شکاف پشت فرد با ماهیچه و پوست پوشیده می شود و معمولا نخاع طبیعی است . ممکن است مشکلاتی در نخاع وجود داشته باشد و یا اصلا هیچ مشکلی نباشد.

نوع دیگر اسپینا بیفیدا «مننگوسل» نامیده می شود. که مننژها را درگیر می سازد- پرده هایی که مغز و نخاع را می پوشاند- مننگوسل وقتی استفاده می شود که فقط مننژها نه عصبها از شکاف ستون فقرات بیرون می آیند. مننژها کیسه پر آبی را تشکیل می دهند که معمولا با پوست پوشیده می شود . نخاع طبیعی است و شخص مبتلا به بیرون زدگی فتق معمولا مشکلی ندارد. این فرد برای جلوگیری از هرگونه آسیب عصبی بعدی نیاز به جراحی دارد.

زمانیکه بیشتر افراد در مورد اسپینا بیفیدا صحبت می کنند، منظورشان مننگومیلوسل است. در این نوع ، نوزاد با کیسه‌ای بیرون زده از شکاف ستون فقرات بدنیا می‌آید. این کیسه حاوی عصبها و بخشی از نخاع است. حدود یک در ۱۰۰۰ نوزاد متولد در ایالات متحده این نوع اسپینا بیفیدا دارد.

چون نخاع بطور طبیعی رشد نکرده‌اند و برخی از عصبها ممکن است آسیب دیده باشند، فرد مبتلا به بیرون زدگی فتق و نخاع تا حدی فلج خواهد بود. مقدار فلج بودن متغیر است و بستگی به محل شکاف در پشت دارد . هرچه شکاف پایین‌تر باشد، عصبهای کمتری درگیر هستند و فلج کمتر است. به این دلیل است که برخی از بچه های مبتلا به اسپینا بیفیدا می توانند راه بروند و برخی نمی توانند راه بروند و برخی نمی توانند برای رفتن به این طرف و آن طرف ممکن است از چوب زیر بغل یا صندلی چرخدار استفاده کنند.

برخی افراد مبتلا به اسپینا بیفیدا ممکن است مشکلات یادگیری داشته باشند اما اغلب هوش طبیعی دارند .بیشتر بچه های مبتلا به اسپینا بیفیدا مشکلات روده ای و مثانه دارند. عصبهایی که پیغامها را از مغز دریافت می کنند یا به آن می فرستند نمیتوانند کارشان را انجام دهند، بنابراین آنها نمی‌توانند متوجه شوند چه وقتی نیاز به دستشویی دارند.

◉ چرا کودک دچار اسپینا بیفیدا می شود؟

هیچ کس کاملا مطمئن نیست چرا برخی از بچه‌ها با اسپینا بیفیدا متولد می‌شوند ، اما پزشکان و دانشمندان دلایل محکمی را یافته‌اند. آنها دریافته‌اند که اسید فولیک عامل بسیار مهمی است ، بخصوص زمانی که کودک در بطن مادرش رشد می کند. اسید فولیک یکی از ویتامین های گروه B است که در غذاهایی مانند  اسفناج ، زرده تخم مرغ و مرکبات وجود دارد. اگر خانمی در زمان حاملگی اسید فولیک کافی دریافت نکند، به احتمال زیاد نوزادی با اسپینا بیفیدا خواهد داشت. خوشبختانه ، ویتامینهای مخصوصی حاوی اسید فولیک برای خانمهای حامله موجود است.

خانمی که در ابتدای حاملگی دچار تب بالا می شود نیز در معرض خطر بالای داشتن بچه با اسپینا بیفیدا می باشد. همچنین دانشمندان نقش ژنها ، مواد شیمیایی خاص ، و داروها را در ایجاد اسپینا بیفیدا بررسی می کنند.

◉ پزشکان چه کاری انجام می دهند؟

از لحظه‌ای که کودکی با این مشکل متولد شود ، پزشکان بخش مهمی از زندگی اومی‌شوند. اولین عمل جراحی ممکن است این باشد که پزشکان به آرامی نخاع را از طریق شکاف پشت به درون بدن بفرستند و سپس شکاف را ببندند.

عمل بعدی گذاشتن شانت می‌تواند باشد ، که وسیله‌ای برای خارج کردن مایع اضافی مغز است  علاوه بر جراحی برای ادامه کار شانت ، کودک مبتلا به اسپینا بیفیدا نیاز به عمل جراحی بر روی پاها، لگن و ستون فقرات دارد.

بچه هایی با مشکل اسپاینا بیفیدا ممکن است یک گروه پزشکی را ملاقات کنند. این تیم متشکل از پزشکان اطفال ، ارتوپدیست ها ، جراحان ، درمانگران جسمی، و درمانگران حرفه‌ای می باشد که می خواهند به فرد کمک کنند سالم و تا حد ممکن مستقل باشد.

◉ زندگی برای بچه هایی با اسپینا بیفیدا چگونه است؟

زندگی با اسپینا بیفیدا برای تمام افراد مبتلا به آن دقیقا یکسان نیست. اما برای بیشتر بچه ها ، یعنی مراقبت بیشتر از بدنشان. بدین معنا که ممکن است انجام کارها بیشتر طول بکشد، و به این معنا نیست که او آنچه را می خواهد نتواند دقیقا انجام دهد .

◉  آموزشهای لازم  به خانواده و حفظ سلامتى چیست؟

– والدین باید در مورد روش‌هاى اختصاصى مورد لزوم براى درآغوش گرفتن، وضعیت دادن، تغذیه، مراقبت از محل زخم جراحی، تخلیه مثانه و تقویت عضلانى نوزاد، آموزش ببینند.

– نیازهاى ایمنى کودکى که دچار کاهش حسى است، مانند مراقبت از فشار طولانى‌مدت، خطر سوختگى در اثر آب گرم در حمام و جلوگیرى از صدمه در اثر تماس با اشیاء تیز باید توسط والدین رعایت شود.

– والدین باید علائم و مشکلات همراه با اسپاینابیفیدا، مثل هیدروسفالی، مننژیت، عفونت‌هاى سیستم ادارى و حساسیت به لاتکس را بشناسند.

– پیگیرى مداوم و ارتقاء سلامتى شامل واکسیناسیون و ارزیابى رشد و تکامل باید توسط والدین رعایت شود.

– کودکان فلج به‌علت عدم فعالیت در معرض افزایش وزن هستند. بنابراین تغذیه متعادل با چربى کم، کنترل غذاهاى مصرفى و تشویق به فعالیت بیشتر در حد امکان توصیه مى‌شود.

– براى اطلاعات بیشتر خانواده‌ها باید به مراکز خدمات دهنده، مراجعه نمایند.

کیست تخمدان

کیست تخمدان توده‌های تخمدانی معمولاً خوش‌خیم اند که اغلب از نسج تخمدان تولید شده و در بسیاری از موارد از فولیکول‌های سطح تخمدان سرچشمه می‌گیرد. در واقع کیست تخمدان از توده‌های کیسه مانندی که دارای یک جدار است و مقداری مایع ساده داخل آن جمع شده، تشکیل شده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  کیست تخمدان یکی از مشکلات شایع در خانمهاست. بیشتر خانمها در سنین پیش از یائسگی ممکن است کیست تخمدان پیدا کرده باشند.

کیست تخمدان باعث ناباروری، افزایش ابتلا به دیابت ، سکته ها، حملات قلبی و سرطان رحم می شود. یک تحقیق در ایتالیا نشان داد مصرف داروی گلوکوفاژ( متفورمین) و رژیم غذایی که دارای کربوهیدرات های کامل ( مانند غلات کامل و سبوس دار) باشد، این بیماری را درمان می کند.

طبق آمار منتشر شده در آمریکا تقریبا همه خانمها در سنین باروری و پیش از یائسگی حداقل یک بار کیست پیدا می کنند و حتی در نزدیک ۱۵% خانمهای یائسه هم ممکن است کیست تخمدانی دیده شود.

خوشبختانه کیست تخمدان معمولا خطرناک نیست و در ۹۵% موراد خوش خیم است و به راحتی با دارو کنترل و درمان می شود.

در بیشتر موراد حتی ممکن است خانمی که کیست دارد حتی متوجه ان هم نشود و بطور تصادفی در یک سونوگرافی کیست او کشف شود. در بعضی موارد هم ممکن است کیست تخمدان باعث بروز علائمی شود.

انوع کیست تخمدان

کیست‌ها انواع مختلف دارند ولی کیست‌های تخمدان شایع که بیشتر دیده می‌شود، اکثراً کیست‌های ساده و همان کیست‌هایی است که شرح داده شد. ولی در مواردی این کیست‌ها می‌تواند بدخیم و خطرناک باشد که برای تشریح آنها به بحث‌های پیچیده پزشکی نیاز است.

گاهی هم از محل فولیکول تخمدانی در مرحله دوم سیکل ماهانه که دوره لوتیئنی نامیده می‌شود کیست‌های لوتیئنی ساخته می‌شود که آنها نیز به نام کیست فونکسیونل شناخته شده و خطرناک نیستند.این کیست‌ها یا خود به خود و یا به‌وسیله درمان‌های ساده رفع می‌شوند

چاقی با ایجاد اختلالات هورمونی یکی از دلایل مهم وقابل درمان کیستهای تخمدان وهمچنین عامل مهمی در نازایی است. با درمان چاقی انتظار میرود کیستها برطرف شوند و قدرت باروری افزایش یابد.

شایعترین علائم کیست تخمدان عبارتند از :

– احساس درد مبهم (و گاه درد های تیز) که معمولا در نواحی پایین شکم و ناحیه لگن است و گاه ممکن است به پشت و کمر انتشار داشته باشد.
– احساس پری یا سنگینی و نفخ در پایین شکم
– درد سینه ها
– درد های شدید حوالی عادت ماهانه (پریود/قاعدگی)
– لکه بینی در میانه ماه یا خونروشهای ماهانه غیر منظم
– پر مویی
– علائم عمومی تری مانند سرگیجه، سردرد، تهوع و …

در بعضی موارد ممکن است کیست تخمدان باعث ناباروری شود اما این ناباروری در بیشتر موارد گذرا است و با درمان و از بین رفتن کیست، مشکل باروری هم حل میشود.

تشخیص کیست بر اساس علائم و سپس درخواست سونوگرافی (و گاه سی تی اسکن) است.

عوارض:

مهمترین عوارض کیست (بویژه در کیستهای بزرگ) عبارتست از پیچش نخمدان و خونریزی آن. در صورتی که فرد مبتلا به کیست تخمدان دچار درد شدید و غیر قابل کنترل در ناحیه پایین شکم شد، بهتر است جهت بررسی از نظر احتمال پیچش تخمدان به نزدیکترین مرکز درمانی مراجعه کند.

درمان کیست هم معمولا به راحتی امکان پذیر است و به یکی از روشهای زیر انجام می پذیرد:

– درمان دارویی:

در بیشتر موارد درمان دارویی می تواند کیست را کاملا از بین ببرد. داروهای مورد استفاده می توانند از کنتراسپتیو ها یا سیپروترون کامپاند باشند.

متفورمین هم بعنوان درمان کمکی توصیه شده است. در صورت درد می توان از مسکنها برای کاهش درد استفاده کرد. بعضی منابع گرم نگه داشتن موضعی را نیز در تسکین درد موثر می دانند.

– درمان جراحی:

در بعضی موارد نیاز است که کیست برداشته شود یا تخلیه گردد. معمولا این کار در مورد کیستهای مشکوک و یا بسیار بزرگ و کیستهایی که به درمان دارویی پاسخ نمی دهند انجام می شود.

اصلاح سبک زندگی هم در پیشگیری و درمان کیستها موثر است. توصیه می شود که خانمهای جوان از شیرینی جات، نوشابه ها، آبمیوه های شیرین شده صنعتی، ماکارونی، مواد غذایی پرچرب و مواد غذایی صنعتی (سوسیس و کالباس و سس ها و…) پرهیز کنند.

همچنین تحقیقات نشان داده است که مصرف کافی میوه جات و سبزیها می تواند باعث کاهش احتمال ابتلا به کیست تخمدان شود.

آیا شما سینوزیت دارید؟

یکی از بیماریهای شایع و آزاردهنده‌ای سینوزیت است و  داد زیادی از اراد به آن مبلا هستند و خیلی از مردم نیز به غلط تصور می‌کنند به این بیماری مبتلا شده‌اند، زیرا تعداد زیادی از مردم ما سردرد را پیامد اصلی سینوزیت می‌دانند؛ اما سینوزیت نشانه‌های دیگری غیر از سردرد دارد. امروزه درمان‌های مختلفی برای این بیماری ارائه می‌شود که کیفیت زندگی بیماران را ارتقا می‌دهد و تا حد زیادی بیماری را درمان یا علائم را کنترل می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، عفونت و التهاب سینوسهای پارانازال را سینوزیت گویند. که تحت عناوین عفونی و غیر عفونی طبقه بندی می‌شود. نوع عفونی آن توسط عفونت سینوس ایجاد می‌شود، در حالی که آلرژی و محرکهای محیطی باعث بروز سینوزیت غیر عفونی می‌شوند. عفونت سینوسی فراتر از آن بسته به طول مدت بیماری به حاد، نیمه حاد و مزمن طبقه بندی می‌شود. سینوزیت حاد (ناگهانی) به مدت کمتر از ۴ هفته به طول می‌انجامد، نیمه حاد حدود ۴ تا ۶ هفته و سینوزیت مزمن (بلند مدت) معمولاً بیش از ۱۲ هفته به طول می‌انجامد.

علائم و نشانه‌های سینوزی

علائم بارز عفونت‌های کوتاه مدت کمی متفاوت از نوع مزمن آن است. علائم بسته به نوع سینوسی که تحت تأثیر قرار گرفته است متفاوت می‌باشد. التهاب سینوسهای پارانازال سبب ترشح بیش از حد مخاط شده، بطوریکه مجاری بینی را مسدود می‌سازد. این امر منجر به گرفتگی، احتقان و دیگر علائم می‌شود. در ادامه چند نشانه و علامت عفونت سینوسی آورده شده است که می‌توانند در شرایط حاد و مزمن دیده شوند.

علائم سینوزیت حاد

• گرفتگی بینی
• ترشحات غلیظ، زرد و یا مایل به سبز بینی
• درد سینوس و یا درد صورت
• فشار سینوس و یا فشار صورت
• سردرد خفیف تا شدید
• آبریزش یا ریزش اخلاط از عقب بینی
• تب شدید
• اختلالات بینایی (سینوزیت شب پره‌ای)
• از دست دادن حس بویایی
• سرفه یا احتقان
• حساس شدن استخوان گونه (سینوزیت فکی)
• بدتر شدن درد به هنگام دراز کشیدن و یا خم شدن به جلو
علائم سینوزیت مزمن
• احتقان مزمن بینی
• آبریزش مزمن از عقب بینی
• وجود چرک در حفره بینی
• از دست دادن حس بویایی و چشایی
• سرفه (که به هنگام شب بدتر می‌شود)
• گلو درد
• بوی بد دهان
• سردرد با شدت کم
• فشار زیر چشم (سینوزیت فکی)
• دندان درد و یا حساس شدن مزمن دندان (سینوزیت فکی)
• فشار سینوس (خاص سینوسی که تحت تأثیر قرار گرفته است)

بنابراین، درد و فشار در اطراف صورت علائم عفونت سینوسی می‌باشند. این علائم ممکن است به هنگام خم شدن به جلو، دراز کشیدن به پشت، تکیه دادن و دیگر حالتهای قرار گیری سر بدتر شوند. ناحیه‌ی متأثر از درد به منظور تشخیص استخوان سینوس متأثر به دقت مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در سینوزیتهایی که به علت آلرژی شروع می‌شوند، علائم فوق‌الذکر ممکن است همراه با خارش چشم، آب آمدن از چشم، مخاط شفاف و عطسه همراه باشد. در موارد شدید، سینوزیت ممکن است به استئومیلیت، عفونت مغز و مننژیت منجر شود. اگر علائمی مانند تورم در پیشانی، گیجی، تغییرات بینایی، تنگی نفس، سردرد شدید، یا تورم اطراف چشم را تجربه می‌کنید، بایستی بلافاصله به پزشک مراجعه کنید.

چه عواملی باعث بروز عفونت سینوسی می‌شوند؟

عفونت سینوس، که به سینوزیت اشاره دارد، التهاب سینوسهای پارانازال می‌باشد. در اغلب موارد، سینوزیت با عفونت دستگاه تنفسی فوقانی همراه است. سینوزیت ممکن است به دلیل عفونت ایجاد شده توسط باکتری، ویروس، و یا قارچ در سینوس‌های پارانازال رخ دهد. از میان اینها، عفونت‌های باکتریایی و ویروسی مسئول حداکثر موارد التهاب سینوس می‌باشند. بیماران مبتلا به سرماخوردگی اغلب علائم سینوزیت را گزارش می‌کنند. به عبارت دیگر، عفونت سینوس اغلب پس از سرماخوردگی رخ می‌دهد.

محرکهای احتمالی این عارضه‌ی ناراحت کننده، آلاینده‌های هوا، مواد محرک شیمیایی، سایر آلرژن‌ها (مواد حساسیت زا)، شرایط آب و هوایی نامعتدل، استرس، کم آبی بدن، و سیگار کشیدن بیش از حد را شامل می‌شود.

هر نوع آلرژی که تأثیر منفی بر عملکرد سیستم ایمنی بدن گذارد ممکن است به تورم و التهاب سینوس‌ها منجر شود. افرادی که دارای سیستم ایمنی به خطر افتاده می‌باشند و کسانی که از یک عفونت دندان، یا جراحت استخوان بینی رنج برده‌اند نسبت به دیگران بیشتر مستعد ابتلا به سینوزیت می‌باشند. اطلاع از علل و عوامل بوجود آورنده‌ی سینوزیت به پیشگیری از این عارضه‌ی آزار دهنده کمک خواهد کرد.

تشخیص و درمان

تشخیص سینوزیت بر اساس علائم، معاینه بالینی و سابقه‌ی پزشکی بیمار صورت می‌گیرد. از آنجا که علائم سینوزیت شبیه به سرماخوردگی بوده، پزشک ممکن است آزمایش‌های تشخیصی خاصی مانند کشت میکروبی، ارزیابی آندوسکوپی از نازوفارنکس، و توموگرافی کامپیوتری (CT) سی‌تی اسکن سینوس‌ها را بر روی بیمار انجام دهد. سونوگرافی نیز ممکن است به منظور تشخیص بکار رود، به این دلیل که قابل اعتماد بوده و ارزان‌تر از سی‌تی اسکن می‌باشد. ضربه با انگشت و لمس صورت نیز به تشخیص سینوس پارانازال متأثر کمک می‌کند. این کار همچنین به اتخاذ روشهای درمانی مناسب کمک می‌نماید.

درمان عفونت سینوس

عفونت سینوس را بایستی در اسرع وقت درمان کرد به این دلیل که احتمال آنکه سینوزیت حاد ممکن است به شرایط نیمه حاد و مزمن منجر شود وجود دارد. هدف اصلی از درمان سینوزیت درمان عفونت (در صورت وجود) و رفع احتقان بینی است.

• برای بیماری که مبتلا به سینوزیت حاد است، درمان با آنتی بیوتیک توصیه می‌شود.
• همچنین فرد می‌تواند از داروهای دکونژستان یا احتقان زدا (موضعی یا خوراکی) جهت باز کردن مجاری بینی استفاده کند.
• علاوه بر این، پزشک ممکن است درمان‌های کمکی مانند مصرف آنتی هیستامین، و کورتیکواستروئیدها را تجویز نماید.
بر اساس مطالعه انجام شده توسط دانشکده پزشکی دانشگاه ویسکانسین، نشان داده شده است که شستشوی روزانه‌ی بینی با استفاده از محلول سالین هیپرتونیک راهی مؤثر جهت درمان سینوزیت مزمن است. بیمار می‌تواند محلول سالین یا نمک دار را با استفاده از بطری پمپ اسپری وارد مجرای بینی کند. مطالعه‌ی دیگری نشان می‌دهد که شستشوی بینی هنگامی که در طول بروز عفونت به تنهایی و نه برای یک دوره‌ی طولانی مدت انجام شود، مؤثر خواهد بود. به این دلیل که مخاط حاوی میکروب‌های مفیدی است که با عوامل بیماری زا مبارزه کرده در نتیجه از شروع عفونت جلوگیری می‌شود.

درمان‌های خانگی عفونت سینوس

به منظور رهایی از عفونت سینوس، بسیاری از افراد پیروی از درمان‌های خانگی را ترجیح می‌دهند. برخی از متداول‌ترین درمانهای خانگی به قرار ذیل است:
• استنشاق بخار یا بخور دادن دو یا سه مرتبه در روز ممکن است بسیار کمک کند. می‌توانید چند قطره روغن اوکالیپتوس را به آن اضافه کنید. این کار احتقان و همچنین درد را تسکین می‌سازد.
• نوشیدن زیاد مایعات، چای گیاهی گرم و یا حتی آب خالی ممکن است بسیار مفید باشد.
• دوش آب گرم یک درمان قدیمی برای سینوزیت است.
• می‌توانید روش‌های شستشوی سالین را با کمک یک ظرف دارای لوله‌ی رابط مخصوص (neti-pot) بکار برید. این کار در کاهش فشار، درد صورت و باز کردن گرفتگی بینی بسیار مؤثر است.

آیا تیک عصبی درمان دارد؟

تیک‌، یکی از شایع‌ترین مشکلات روانی است که به گفته کارشناسان دلایل شیوع آن چندان مشخص نیست، ولی تخمین زده می‌‌شود بین ۵ تا ۲۵ درصد کودکان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیک را تجربه می ‌کنند. تیک‌‌ها حرکات غیرطبیعی ناگهانی، مکرر، سریع و هماهنگی هستند که معمولاً به راحتی قابل تقلید هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، حرکات به‌ صورتی مشابه مکرراً رخ می‌‌دهند و بیمار قادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی کوتاه آنها را مهار کند، اما این امر ممکن است سبب اضطراب بیمار شود.تیک‌ها در نتیجه فشار روانی تشدید می‌شوند و حین فعالیت‌های ارادی و تمرکز فکری کاهش یافته و در خواب از بین می‌روند.

تیک‌ها فعالیت‌های حرکتی – صوتی است که به ‌صورت ناگهانی اتفاق می‌افتند و در آن، فرد توان مقاومت خود را از دست داده و ظاهراً مقابله با‌ آن هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

پریدن گوشه‌ چشم، پرش در ناحیه ‌گردن و حرکات اضافه در شانه را از تیک‌های حرکتی است و تیک‌های صوتی علاوه بر تکان‌های عضلات، سیستم صوتی نیز (مانند صاف کردن گلو، خرخر کردن و بالا کشیدن بینی و …) درگیر می‌شود. تیک‌هایی که به تازگی آغاز شده‌اند، اغلب نیاز به درمان ندارند.

توصیه مناسب به والدین و اطرافیان کودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیک‌ها نداشته باشند، زیرا تمرکز روی تیک، باعث تشدید آن می‌شود.اکثر تیک‌هایی که تازه آغاز شده‌اند، مسیر محدود و گذرایی دارند و به سمت اختلال جدی‌تری پیش نمی‌روند و حداکثر طیّ دوره‌های استرس‌آور عود می‌کنند. معدودی از تیک‌ها بیشتر از یک ‌سال طول می‌کشند.

تیک در آقایان سه‌ برابر بیشتر از خانم‌ها است و تیک‌های مزمن بیشتر بین سنین ۶ تا ۱۲ سالگی دیده می‌شوند.

تقسیم‌بندی تیک:

تیک‌ها را می‌توان بر اساس ساده یا متعدد بودن، گذرا و مزمن بودن به ۴ گروه تقسیم کرد:

تیک‌های ساده گذرا:

در کودکی بسیار شایع‌اند و معمولاً پس از یک ‌سال (‌اغلب طیّ چند هفته) خودبه‌خود بهبود می‌یابند و عمدتاً نیاز به درمان ندارند. تیک‌های حرکتی معمول که اغلب در حدود ۳ و نیم سالگی شروع می‌شوند، به کودکان کمک می‌کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. ۷۵ درصد از کودکان، این نوع تیک را در عرض ۶ ماه پشت سر می‌گذارند.

اگر کودک شما گرفتار تیک‌ شد، بهترین راه، نادیده گرفتن آن است. هیچ‌گاه او را سرزنش نکرده و یا تنبیه نکنید. شما می‌توانید برای جلوگیری از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روش‌های پیشگیرانه، به کودکان‌تان کمک کنید، ولی تیک‌های گذرا نباید در برنامه کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرند.

تیک‌های مزمن:

اگر تیک‌ بیش از ۱۲ ماه ادامه یابد، تیک مزمن محسوب می‌شود. تیک‌های مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آنها بیش از حد و بسیار شدید است. این تیک‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌های دوره‌ای هستند و غالباً شدت آنها ماه به ماه، روز به روز یا حتّی ساعت به ساعت تغییر می‌کند. در حقیقت، رفتار تیکی ممکن است برای هفته‌ها یا ماه‌ها کاملاً محو، اما دوباره ظاهر شود.

ممکن است در هر سنّی پدیدار شوند، اما اغلب در کودکی شروع می‌شوند. درمان در اکثر موارد لازم نیست. باید به بیمار توضیح داد که این اختلال اهمیتی ندارد.

تیک‌های ساده یا متعدد مداوم:

معمولاً از کودکی یا نوجوانی و قبل از ۱۵ سالگی آغاز می‌شود. در بسیاری از موارد تیک‌های موردی روی می‌دهد، اما بهبود کامل در خاتمه نوجوانی رخ می‌دهد.

سندرم تیک‌های حرکتی و صوتی متعدد مزمن:

این سندرم به نام پزشک فرانسوی‌ای که نخستین‌بار این بیماری را توصیف کرد، “سندرم ژیل دولا توره” نامیده می‌شود.

این اختلال معمولاً همراه با تحریک‌پذیری و وسواس است که می‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود و این واکنش‌های اجتماعی منفی می‌‌تواند فرد را به افسردگی دچار کند و حتّی در بعضی مواقع او را به سوی خودکشی نیز سوق ‌دهد.

تیک‌های توره درصورت عدم ‌درمان می‌توانند به حالتی مزمن در فرد تبدیل شوند.در این افراد حرکات لب و دهان‌شان به‌ گونه‌ای هست که انگار حرف‌های رکیک به زبان می‌آورند، در صورتی که این طور نیست.بجز تیک‌های گذرا در سایر تیک‌های عصبی احتمال بازگشت وجود دارد.

علت‌ تیک عصبی:

زمانی اعتقاد بر این بود که تیک‌ها علائم بیرونی احساسات سرکوب شده و کشمکش‌های درونی‌اند. امروزه در بسیاری از نقاط جهان آن را ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی می‌دانند.

تیک‌ تقریباً در یک سوم موارد، پایه ژنتیک دارد، اما در برخی حالات ممکن است این عادت از طریق تقلید به دست آید.همچنین، مشخص شده است که رفتارهای تیکی در زمان فشارهای عصبی افزایش می‌یابد که این امر به “تیک عصبی” منجر می‌شود.

در صورتی که از وجود تیک‌های عصبی در کودک‌تان رنج می‌برید، نکات زیر را مدنظر داشته باشید:

کاهش فشار روانی:

به لحاظ این که رفتارهای تیکی غالباً با فشار روانی تشدید می‌شوند، مواردی را در زندگی کودک‌تان جست‌وجو کنید که ممکن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او باشند. مثلاً ببینید آیا او تلاش می‌کند که از تکالیف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی او بالاست؟

برای کاهش تنش‌های احتمالی کودک و ایجاد آرامش و اطمینان در او، تا آنجا که ممکن است موقعیت‌های فشارزا را از بین ببرید و با او مهربان باشید. تعداد تیک‌ها اغلب با کاهش فشار روانی، تقلیل می‌یابند.

راههای درمان تیک عصبی:

یکی از نکاتی که درباره انواع تیک‌ها حائز اهمیت است، نوع برخورد و نگاه عوام به آن است که باعث می‌شود، فرد مبتلا دچار احساس ناخوشایندی شود و خود را از انظار پنهان کند و در صورت افزایش بیش از حد این اختلال، حتّی در رفتارهای اجتماعی او نیز تأثیر بگذارد.

اگر افراد با نشانه‌های طولانی‌مدت تیک مواجه شدند، باید برای جلوگیری از اختلالات وسیع‌تر به روان‌‌پزشک یا روان‌شناس مراجعه کنند.

اولین روش،

عدم توجه مستقیم به تیک ها می‌باشد که توسط خانواده اعمال می‌گردد و در صورت پایدار و مزمن بودن می‌توان از روش‌های غیردارویی از جمله Habit Reversal Training)HRT) آموزش معکوس کردن عادت که شامل ۵ مرحله می‌باشد استفاده نمود:

▪ توصیف و تکرار تیک در آینه
▪ پیدا کردن جزئیات تیک توسط درمانگر
▪ تمرین شناسایی اولین علامت رخداد تیک
▪ آنالیز موقعیتی که تیک در آن رخ می‌دهد
▪ آموزش پاسخ فیزیکال عکس توسط بیمار ۱ تا ۳ دقیقه

با آموزش این روش به کودک، بیمار می‌تواند علائم را تحت کنترل خود درآورد.

فرد مبتلا را دعوا و یا مسخره نکنید، به جای آن رژیم غذایی و یا شیوه زندگی او را تغییر دهید.

بیشتر تیک های عصبی به استرس و اضطراب ربط دارد. ایجاد آرامش از طریق ورزش های تنفس عمیق به مرور زمان این عارضه را برطرف خواهد کرد. عادت هایی مانند کشیدن گوش به علت خجالتی یا عصبی بودن به مرور زمان به تیک عصبی تبدیل می شود. بنا براین سعی کنید این عادت ها را رفع کنید.

گاهی اوقات این حالت ها بر اثر کمبود ویتامین و ماده معدنی مانند منیزیم در بدن ایجاد می شود. مصرف قرص های مولتی ویتامین می تواند در رفع این عارضه موثر باشد. اگر علت این عارضه مصرف داروی معینی است، با پزشک مشورت کنید تا داروها را تغییر دهد. تیک های مربوط به اضطراب، مسائل عاطفی و روحی یا حالت عصبی را می توان با درمیان گذاشتن استرس ها و مشکلات زندگی با فرد نزدیکی به حداقل رساند و گاهی نیز از بین برد.

طب سنتی برای درمان تیک عصبی

باید تقویت کننده عصبی مانند سنبله طیب با عسل یک قاشق چایخوری صبح زود و گل بهار نارنج با عسل یک قاشق چایخوری اول مغرب مصرف کنند.چیزهای ترش و تندو تیز برایشان سم است و نباید مصرف شود.

چگونه می توان تیک های عصبی را درمان کرد؟

” تیک ” یا پرش ناگهانی، سریع، غیرارادی، متناوب و تکراری یک عضله، مشکلی با ریشه‌های عصبی است. البته تیک ممکن است در یک یا چند دسته از عضلات یا یک عضو بدن ظاهر شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بعضی‌ این نوع تیک‌ها را با گازگرفتن لب‌ها، کشیدن انگشتان یا حرکات غیرارادی دست‌ها، شانه‌ها یا پاها بروز می‌دهند حتی در برخی موارد حرکاتی غیرارادی در چهره یک فرد اتفاق می‌افتد که برای دیگران خنده‌دار است، بدون آن که بدانند واکنش آنها به تداوم این تیک‌های عصبی در شخص منجر می‌شود.

روان‌شناسان می‌گویند تیک عصبی بیشتر در صورت، گردن و سر ظاهر می‌شود و پرش پلک‌ها از شایع‌ترین نوع تیک‌های عصبی است، اما گاهی این پرش‌های ظریف که در پلک تحتانی و فوقانی احساس می‌شود، توسط دیگر افراد قابل مشاهده نیست. به هر حال تیک، نمایانگر نوعی تخلیه روانی و نشانه ناراحتی‌های عصبی است.

چند علت عمده برای پرش‌های ظریف عضلانی صورت شناخته شده است که می‌توان خستگی زیاد، استرس و کمبود کلسیم را از جمله آنها دانست.

حتی استرس موجب اختلالات جسمی چون ضربان قلب، اختلال در تنفس و گوارش و احساس دردهای استخوانی و جسمی می‌شود.

مرگ عزیزان، ستیزه و جدایی در کانون خانواده، ترس از بیکاری، نداشتن امکانات مناسب اجتماعی، شهرنشینی و سکونت در محلات پرجمعیت و ترافیک سنگین در راه خانه و محیط کار، همگی از عوامل استرس‌زا به حساب می‌آید.

تخمین زده می‌‌شود بین ۵ تا ۲۵ درصد کودکان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیک را تجربه می ‌کنند.تیک‌‌ها حرکات غیرطبیعی ناگهانی، مکرر، سریع و هماهنگی هستند که معمولاً به راحتی قابل تقلید هستند. تیک های عصبی در کودکی بسیار شایع‌اند و معمولا پس از یک ‌سال (‌اغلب طی چند هفته) خود به‌ خود بهبود می ‌یابند و عمدتا نیاز به درمان ندارند.

حرکات به‌ صورتی مشابه مکرراً رخ می‌‌دهند و بیمار قادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی کوتاه آنها را مهار کند، اما این امر ممکن است سبب اضطراب بیمار شود.تیک‌ها در نتیجه فشار روانی تشدید می‌شوند و حین فعالیت‌های ارادی و تمرکز فکری کاهش یافته و در خواب از بین می‌روند.

تیک‌ های حرکتی معمول که اغلب در حدود ۵/۳‌سالگی شروع می ‌شوند ،به کودکان کمک می‌ کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. ۷۵ درصد از کودکان،

این نوع تیک را در عرض ۶ ماه پشت سر می ‌گذارند. اگر کودک شما گرفتار تیک شد، بهترین راه، نادیده گرفتن آن است. هیچ گاه او را سرزنش نکرده و یا تنبیه نکنید. شما می ‌توانید برای جلوگیری از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روش ‌های پیشگیرانه،

به کودکان تان کمک کنید، ولی تیک ‌های گذرا نباید در برنامه کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرد. تیک‌ های مزمن: اگر تیک بیش از ۱۲ماه ادامه یابد، تیک مزمن محسوب می‌ شود. تیک‌ های مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آن ها بیش از حد و بسیار شدید است.

این تیک ‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌ های دوره‌ای هستند و غالباً شدت آن ها ماه به ماه، روز به روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر می ‌کند. در حقیقت رفتار تیکی ممکن است برای هفته‌ ها یا ماه‌ها کاملاً محو، اما دوباره ظاهر شود. ممکن است در هر سنی پدیدار شوند،

اما اغلب در کودکی شروع می‌ شوند. درمان در اکثر موارد لازم نیست. باید به بیمار توضیح داد که این اختلال اهمیتی ندارد. تیک‌ های ساده یا متعدد مداوم: معمولا از کودکی یا نوجوانی و قبل از ۱۵‌سالگی آغاز می ‌شود. در بسیاری از موارد تیک ‌های موردی روی می ‌دهد،

اما بهبود کامل در خاتمه نوجوانی رخ می‌ دهد. سندرم تیک‌ های حرکتی و صوتی متعدد مزمن: این سندرم به نام پزشک فرانسوی ‌ای که نخستین بار این بیماری را توصیف کرد، “سندرم ژیل دولا توره” نامیده می ‌شود. این اختلال معمولا همراه با تحریک ‌پذیری و وسواس است که می ‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود .

درمان تیک

معمولا هدف از درمان تیک، قطع کامل آن نیست، چون چنین شرایطی ممکن است عملی نباشد. بنابراین هدف این است که با وجود چنین حرکات و تیک‌هایی، فرد زندگی و عملکرد نرمالی داشته و زندگی‌اش مختل نشود.

علاوه بر دارو درمانی برای بهبود تیک‌ها، روان درمانی نیز بسیار مهم و قابل توجه است. به این معنی که خانواده و خود فرد باید آموزش‌های لازم را در این زمینه کسب کنند تا مشکلات‌شان به حداقل برسد.

درباره تیک‌های خفیف که اختلالی در کارکرد فرد ایجاد نمی‌کند، فقط لازم است بیمار را کنترل کنیم و مراقبش باشیم که اگر تیک شدت یافت، درمان را آغاز کنیم.

بروز اختلال در تعاملات اجتماعی، ناراحتی یا درد فیزیکی و ایجاد اختلال در جنبه‌های مختلف زندگی مانند شغل و تحصیل فرد از مواردی است که به درمان نیاز دارد و نباید فراموش کنیم اولین قدم در درمان تیک، آموزش بیمار، اعضای خانواده و کسانی است که با او در ارتباط هستند.

هدف از درمان، حذف کامل تیک‌ها نیست، بلکه می‌خواهیم احساس ناراحتی فرد کاهش یابد و تیک‌ها نیز تا حدی کنترل شود که تداخلی در زندگی فرد ایجاد نکند.

کاهش استرس، درمان بیماری‌های همراه با تیک مانند بیش‌فعالی و وسواس در درمان علائم تیک موثر هستند. همچنین در مواردی که عملکرد فرد به علت بروز تیک عصبی مختل شود، درمان دارویی صورت می‌گیرد

درمان بواسیر چگونه است؟

بواسیر ممکن است سال ها وجود داشته باشد اما تنها با وقوع خونریزی بدان پی برده شود. علائم بیماری بواسیر چیست؟ خونریزی . امکان دارد خون قرمز روش به صورت رگه هایی در اجابت مزاج دیده شود یا به دنبال اجابت مزاج ، خون به مقدار کم و به مدت کوتاهی چکه کند.درد، خارش یا ترشح مخاطی پس از اجابت مزاج وجود یک برجستگی در مقعد احساس این که پس از اجابت مزاج ، راست روده به طور کامل تخلیه نشده باشد (این حالت تنها در مورد بواسیر بزرگ دیده می شود). التهاب و تورم راههای درمان بواسیر ناحیه عفونی را به مدت ۱۵ دقیقه،هر روز سه بار، در آب گرم خیس کنید. با حوله نرم و یا سشوار، آرام خشک کنید. تورم و خارش را با کیسه های یخ کاهش دهید. اگر این کار جواب نداد، شاید کیسه های آب داغ جواب بدهند. سرکه سیب تورم و خارش ناشی از بواسیر داخلی و بیرونی را کاهش می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بهتر است از سرکه سیب خالص و غیر پاستوریزه استفاده کنید، چرا که قوی تر هستند. در بواسیر بیرونی، ابتدا ناحیه عفونی را به آرامی تمیز کنید. کمی از سرکه سیبرا به پارچه کتان بمالید و روی ناحیه بمالید. شاید اول کار احساس سوزش شدیدی داشته باشید که پس از مدتی رفع می گردد.

این کار را چند بار در روز انجام دهید تا تورم کاهش بیابد. در بواسیر داخلی، یک قاشق چای خوری سرکه را قورت داده و روی آن یک لیوان آب بخورید. حداقل دوبار این کار را انجام دهید. حتما بعد از خوردن سرکه آب بخورید تا اسید معده متعادل شود. می توانید کمی عسل اضافه کنید تا طعم سرکه را بتوانید تحمل کنید.

زیاد آب بخورید. حداقل روزی ۶ لیوان آب بخورید. الکل تاثیری منفی دارد. اگر از مکمل استفاده می کنید، حداقل ۸ لیوان آب بخورید. در فصول گرم، لباس تنگ نپوشید. لباس تنگ باعث تعریق شده و خارش و التهاب را سبب می شود. پارچه های نایلونی، از آنجایی که تعریق را زیاد می کنند،

برای پوست ضرر دارند درمان طبیعی بواسیر و مواد غذایی مفید برای بواسیر: درمان علل اصلی یبوست تنها راه رهایی از این مشکل میباشد. درابتدا تمام مسیر گوارشی برای چندین روز باید استراحت کنند تاروده پاک شود. بدین منظور بیمار باید خورن میوه را حداقل تا شش روز ادامه دهد پس از آن ممکن است از غذاهای طبیعی برای راحت مدفوع کردن استفاده نماید.

درمان بواسیر با انجیر خشک چند انجیر خشک را با آب گرم بشویید وشب آن را خیس نمایید. صبح انجیر وآبی که انجیر در آن خیس خورده را میل نمایید.خوردنانجیر هنگام عصر نیز مفید میباشد. خوردن انجیر زمانی اثر گذار است که چندین هفته خوردن آن را ادامه دهید. دانه های ریز انجیر باعث تحریک روده وحرکت مدفوع میشود .

درمانهای خانگی باعث کاهش فشار درقسمت مقعد و کاهش میزان بواسیر میشود. برای رهایی یافتن از این بیماری باید از مبتلاشدن به یبوست جلوگیری نمایید . درمان بواسیر با تربچه مخلوط صد میلی گرم از تربچه رنده شده ویک قاشق عسل ویا نوشیدن آب این سبزی دو بار درروز درحدود ۶۰ الی ۹۰ میلی گرم دردرمان بیماری مفید میباشد.

این روش درمانی میتواند به شکل داروی خارجی نیز استعمال شود . تربچه سفید را باشیر ترکیب نمایید تابه شکل خمیر درآید استفاده آن درمحل درد باعث کاهش یافتن ورم ودرد میشود. درمان بواسیر با شلغم آب برگ آن باید گرفته شود و ۱۵۰ میلی گرم باید به بیمارداده شود و زمانیکه آب آنرا مصرف میکنید

خوردن میوه های خام و سبزیجات ضروری میباشد. برای بدست آوردن نتیجه بهتر، آب برگ شلغم را به اندازه یکسان با آب شاهی واسفناج و هویج مخلوط نمایید. درمان بواسیر با خوردن کدو سه قاشق چایخوری آب برگ کدو را با یک لیوان شیر بدون چربی مخلوط نموده وهرروز صبح مصرف نمایید وخمیر ریشه گیاه را نیز برای بدست اوردن نتیجه بهتر میتوانید استفاده کنید.

سندرم میلودیسپلاستیک MDS

MDS یک نوع نارسایی مغز استخوان میباشد که در اون یکی از پیش ساخت های خونی (گلبول قرمز-سفید-پلاکت) به صورت کم وناقص تولید می شوند. خود بیماری طبق سازمان های جهانی به چند نوع تقسیم میشود که بعدا راجع به کلاس بندی بیماری مفصل بحث خواهیم کرد. و اطلاعاتی همراه با نرم افزار محاسبه نوع MDS در اختیارتون میذارم.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، MDS در مردان بیشتر از زنان است و نسبت آن ۴٫۵ مرد به ۲ زن در ۱۰۰۰۰۰ مورد میباشد. ۸۶ درصد بیماران بالای ۶۰ سال سن دارند و میانگین سنی مبتلایان ۷۳ سال میباشد. شایان ذکر است در سنین پایین هم اتفاق می افتد.در ۳۰ درصد از مبتلایان MDS به AML یا سرطان خون تبدیل شده است.چه چیزی باعث بیماری می شود؟؟علت های مختلفی دارد که گفته می شود تشعشعات رادیو اکتیو و بنزن و حتی سیگار و یا چند سال شیمی درمانی میتواند باشد .در تصویر زیر سمت راست مغز استخوان طبیعی و سمت چپ مغز استخوان با MDS را میبینید.

سندرم میلودیسپلاستیک (Myelodysplastic Syndromes – MDS) ناهنجاری در تقسیم سلول بنیادی خون بوده از نظر کمی و کیفی در نقصان تولید سلول‌های خونی نقش دارد. MDS در کم‌خونی‌ای که نیاز به تزریق خون مزمن داشته باشد دیده می‌شود. در بیشتر مواقع به دلیل افزایش نارسایی مغز استخوان هر یک از سلول‌های خونی گویچه سرخ، گویچه سفید و یا پلاکت دچار کاهش تولید می‌شوند.

سندرم های میلودیسپلاستیک،ناهنجاری کلونال استم سل خونی است. به طور معمول در این بیماری ها پانسیتوپنی محیطی (pancytopenia) و مغز استخوان هایپرسلولی (hypercellular) آشکار است.به طور کلی علت این بیماری ها را به علت اپوپتوز (apoptosis) سلول های مغز استخوان میدانند که باعث خون سازی غیر موثر (ineffective hematopoiesis) می شود . به طورمعمول ، بررسی مورفولوژی مغزاستخوان نشان دهنده دیسپلازی در هر سه رده و ضایعات مولکولی در pluripotent hematopoietic precursors (سلول پیشتاز)است که  رده میولوئیدی ، مونوسیتی ، اریتروئیدی و مگاکاریوسیتی را تحت تاثیر قرار می دهد . این سندروم ها حساسیت زیادی برای پیشرفت بهسوی AML دارند و اغلب بیماران نسبت به درمان های فعلی و در دسترس مقاوم هستند . تحقیقات جدید این نظریه را پیشنهاد می کند که یک فرایند چند مرحله ای  در ژن های کنترل کننده چرخه سلولی ابنرمال ، گیرنده های فاکتور رشد، مولکول های RAS و عوامل رونویسی در این سندروم ها دخیل هستند. بسیاری از اختلالات کروموزومی در MDS شامل حذف در کروموزوم های ۵ و ۷ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و یا ۲۰ است . این اطلاعات نشان دهنده این است  که ژن های مربوط به تومور ساپرس ها نقش بسزایی را در MDS  بازی می کنند .

اگر شما مدل مولکولی ژنتیکی AML امروزی  را در نظر بگیرید در معرفی MDS به نکات خوبی خواهیم رسید . به طور اساسی AML بر اساس دو نوع کلاس جهش است که باعث افزایش AML می شود . در کلاس یک جهش ، سیگنال پرولیفراتیو (proliferative ) و / یا سیگنال بقا را به سوی سلول پیشتاز(hematopoietic progenitors) میفرستد .این عمل باعث جهش نقطه ای در رسپتور تیروزین کیناز مانند FLT3 و c-KIT می شود .جهش های کلاس ۲ ، فاکتور های رونویسی سلول بنیادی را هدف میگیرند که اولین مشکل ، مشکل در تمایز و اختلال بعدی مشکل در آپوپوتز هست . این مدل را میتوان برای MDS هایی که داری ترانس لوکیشین یکسانی هستند ،  هم تعمیم داد اگر چه بعید میرسد که به طور کلی اینکار را کرد .

علت :

اکثریت قریب به اتفاق موارد  MDS این است که هنوز علت خاصی برای آنهاتعریف نکرده اند و ناشناخته است . مطالعات اپیدمیولوژیک گزارش می دهد که ارتباط ضعیفی بین سیگار کشیدن و MDS ، در معرض نفت قرار گرفتن ، حلال های آلی، کود ها و آرسنیک و تالیوم وجود دارد. جهش ژن به ارث رسیده مانند (AML1 and NF1) برای عده ای از افراد ممکن است باعث ایجاد سندروم کند. مطالعات در مدل چند شکل ژنی (polymorphic gene variants) درحال پیشرفت است  ولی هنوز هیچ ارگانی گزارشی رسمی ارائه نکرده است . بعضی از موارد MDS مربوط به شیمی درمانی های قبلی است به خصوص مواد آلکالینی و یا بازدارنده های توپوایزومراز (topoisomerase inhibitors) که باعث ایجاد MDS ثانویه می شوند . علاوه بر موارد فوق MDS متعاقب پیوند مغز استخوان هم دیده می شود برای نمونه : پیوند مغز استخوان همولوگ برای لنفومهای غیر هوچکینی

طبقه بندی و تشخیص:

طبقه بندی وتشخصی موارد MDS عمدتا از طریق معاینه مورفولوژیکی مغز استخوان و خون به دست میآید . کاریوتایپ (karyotype) هم اطلاعات خوبی در مرحله پیش  آگاهی به ما می دهد .درحال حاضر تشخیص مولکولی برای شناسایی MDS به طور روتین استفاده نمیشود اگر چه تکنولوژی cDNA microarray در آینده ممکن است کمک بسیار زیادی کند .

دسته بندی French–American–British (FAB برای MDS در سال ۱۹۸۲ انتشار یافت. این دسته بندی در سال های اخیر مورد انتقاد قرار گرفت که برای این عرصه مفید واقع شد و حداقل ان این بود که به پزشکان اجازه دهد که در مورد این سندروم ها بحث کنند و نشان دهند که MDS گروهی از ناهنجاری های هتروژنوسی است و  آنها را با هم مقایسه کنند هر چند که امروزه هم متخصصان هماتولوژی به طور وسیع این کار شناسایی را بر عهده دارند نه پزشکان .

در دسته بندی FAB پنج زیر گروه وجود دارد که توسط خون محیطی و مغز استخوان دسته بندی شده اند :

refractory anemia (RA)
 refractory anemia with ringed sideroblasts (RARS)
 refractory anemia with excess blasts (RAEB)
 refractory anemia with excess blasts in transformation
(RAEB-T)
 chronic myelomonocytic leukemia (CMML).

در سال ۱۹۹۹ سازمان بهداشت جهانی WHO دسته بندی جدید و تازه  ای را گزارش داد . RA و RARS به عنوان دیسپلازی فقط در رده اریتروئیدی معرفی شد . RAEB هم به دو نوع RAEBI با ۵ تا ۱۰درصد بلاست و RAEBII  با ۱۰ تا ۲۰ درصد بلاست تقسیم بندی شد . سه گروه جدید refractory cytopenia با دیسپلازی همه رده ها ، سندروم دلیشن (۵q) و MDS های غیر طبقه بندی شده هم به دسته بندی اضافه شد . RAEB-T به علت شباهت به AML از رده بندی خارج شد و CMML امروزه قسمتی از بیماری های myelodysplastic/myeloproliferative است .علاوه بر اینها سازمان IPSS ، هم دسته بندی بر اساس درصد بلاست در مغز استخوان ، ویژگی های سیتوژنتیک و سایتوپنیس ایجادو معرفی کرد که بر اساس درصد خطر و ریسک MDS هم می توان ان را بیان کرد . همه این دسته بندی ها نوعی دارای مشکل هستند و باید در آینده منتظر دسته بندی های جدیدی باشیم

بی‌اشتهایی عصبی

بی‌اشتهایی عصبی، یک اختلال تغذیه‌ای است که باعث می‌شود افراد در مورد وزن خود و غذایی که می‌خورند، وسواس فکری داشته باشند. افراد مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی، سعی و کوشش فراوانی در جهت نگهداری وزنشان در محدوده خیلی پایین‌تر از میزانی که نسبت به سن و قدشان طبیعی است، می‌کنند. جهت جلوگیری از افزایش وزن و یا به منظور ادامه کاهش وزن، افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، ممکن است گرسنگی زیادی تحمل کنند و یا به حد افراط ورزش نمایند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در حقیقت بی‌اشتهایی عصبی، مشکلی عمده در خصوص غذا نیست، بلکه روشی ناسالم جهت تلاش و کوشش در غلبه بر مشکلات احساسی است. وقتی شما مبتلا به این عارضه هستید، اغلب لاغری را با ارزش‌های فردی یکسان فرض می‌کنید.

غلبه‌ یافتن بر بی‌اشتهایی عصبی می‌تواند بسیار دشوار باشد. اما با درمان، شما می‌توانید حس بهتری از خود به دست آورید، به عادات غذایی سالم‌تر برگشته و بسیاری از عوارض جدی مربوط به بی‌اشتهایی عصبی را در خود از بین ببرید.

نشانه ها

بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، بیشتر وزن خود را از طریق محدودیت شدید مقدار غذایی که می‌خورند، از دست می‌دهند. همچنین این احتمال وجود دارد که آنها سعی در کاهش وزن خود با انجام ورزش و فعالیت شدید بدنی داشته باشند. برخی دیگر از مبتلایان به این عارضه، مشابه حالتی که در بیماری بولیمیا شایع می‌باشد، در خوردن زیاده‌روی کرده، سپس آن را بیرون می‌آورند. آنها کالری دریافتی خود را با انجام عمل استفراغ بعد از غذاخوردن و یا با استفاده غیرصحیح از مسهل‌ها و دیورتیک‌ها کنترل می‌نمایند.

صرف نظر از اینکه این کاهش وزن چگونه انجام می‌شود، بی‌اشتهایی عصبی، پاره‌ای علائم و نشانه‌های جسمانی، احساسی و رفتاری دارد.

علائم و نشانه‌های جسمانی بی‌اشتهایی عصبی :

علائم و نشانه‌های جسمانی بی‌اشتهایی عصبی عبارتند از:

• کاهش بیش از حد وزن بدن
• ظاهر لاغر
• شمارش غیر طبیعی سلول‌های خونی
• خستگی
• بی‌خوابی
• سرگیجه و یا ضعف و غش
• رنگ متمایل به آبی انگشتان
• موهای کم‌پشت، شکننده و یا ریزش مو
• موهای نرم و کرک‌مانندی که سطح بدن را می‌پوشاند
• قطع قاعدگی
• یبوست
• پوست خشک
• عدم تحمل به سرما
• ضربان نامنظم قلب
• کاهش فشار خون
• کم شدن‌آب بدن(دهیدراتاسیون)
• استئو پروز(پوکی استخوان)
• تورم دست‌ها و پاها

علائم و نشانه‌های احساسی و رفتاری بی‌اشتهایی عصبی:

مشخصه‌های احساسی و رفتاری که در ارتباط با بی‌اشتهایی عصبی می‌باشند عبارتند از:

• خودداری و امتناع از خوردن
• انکار و تکذیب گرسنگی
• ترس از افزایش وزن
• دروغ گفتن در مورد مقدار غذایی که خورده شده
• فعالیت بدنی و ورزش بیش از اندازه
• خلق و خوی پایین(فقدان احساسات)
• کناره‌گیری از اجتماع
• تحریک‌پذیری
• مشغله فکری و درگیری ذهنی زیاد در رابطه با غذا
• کاهش میل جنسی
• خلق و خوی افسرده
• احتمال استفاده از ملین‌ها، محصولات کمک‌کننده در لاغری و یا سایر محصولات گیاهی

علت

علت اصلی بی‌اشتهایی عصبی، ناشناخته است. مانند بسیاری از بیماری‌ها، احتمالاً ترکیبی از عوامل بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، و محیطی می‌باشد.

• بیولوژیکی (زیستی): ممکن است تغییرات ژنتیکی باعث گردد که بعضی از افراد در ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی، آسیب‌پذیرتر باشند. هرچند صریحاً آشکار نیست که چگونه ژن‌های شما می‌تواند باعث بروز بی‌اشتهایی عصبی گردد. ممکن است به این خاطر باشد که بعضی از افراد به طور ژنتیکی تمایل و گرایش به سمت کمال‌گرایی، حساسیت، پشتکار و استقامت دارند، که همگی ویژگی‌های مرتبط با بی‌اشتهایی عصبی هستند. همچنین شواهدی در دست است که سروتونین که یک ماده شیمیایی مغزی مرتبط با افسردگی می‌باشد، ممکن است در بی‌اشتهایی نقش داشته باشد.

• فیزیولوژیکی: ممکن است برخی از مشخصه‌های احساسی، در بی‌اشتهایی عصبی شرکت داشته باشند. این امکان وجود دارد که برخی از زنان جوان، از لحاظ شخصیتی، حالت وسواس فکری و عملی داشته باشند، که برای آنان این امر را آسان‌تر می‌سازد که علیرغم گرسنگی شدید، رژیم‌های سخت را تحمل کنند و از برخی مواد غذایی صرف‌نظر نمایند. آنها ممکن است تمایل فراوانی به کمال‌گرایی داشته باشند، به این معنی که هرگز فکرنکنند به اندازه کافی لاغرند.

• محیطی: فرهنگ جدید غربی، بر لاغری تاکید داشته و آن را تایید می‌کند. رسانه‌ها پر شده است از مدل‌ها و بازیگران لاغراندام. موفقیت و ارزش اغلب با لاغر بودن معادل است. ممکن است این فشار ایجاد شده، تمایل به لاغری را خصوصاً در میان دختران و زنان جوان تقویت ‌نماید.

عوامل خطر

عوامل خطر معینی، احتمال خطر ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی را افزایش می‌دهد، که عبارتند از:

• جنسیت (مونث بودن): بی‌اشتهایی در دختران و زنان شایع‌تر است. هرچند، شاید به دلیل فشارهای اجتماعی، در پسران و مردان نیز ابتلاء به اختلالات مربوط به غذا خوردن به طور فزاینده‌ای رو به رشد است.

• سن: بی‌اشتهایی در میان نوجوانان بیشتر شایع است. هرچند افراد در هر سنی می‌توانند به اختلالات مرتبط با غذا خوردن دچار شوند، گرچه در افراد بالای ۴۰ سال به‌ ندرت دیده می‌شود. نوجوانان به علت تمام تغییراتی که بدنشان در طول دوران بلوغ طی می‌کند، بیشتر مستعد هستند. همچنین ممکن است آنها در مواجهه با فشار‌های ایجاد شده قرار گیرند و یا نسبت به انتقادات، عیب‌جویی‌ها و یا حتی نظرهای وارده در مورد وزن و شکل ظاهری بدن خود حساس‌تر باشند.

• ژنتیک: این احتمال وجود دارد که تغییرات در ژن‌های معینی، افراد را در ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی مستعدتر سازد.

• سابقه خانوادگی: افراد با سابقه خانوادگی درجه یک یعنی پدر یا مادر، برادر یا خواهر و یا فرزند، که به این بیماری مبتلا بوده‌اند، احتمال خطر بیشتری جهت ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی را دارند.

• تغییرات وزن: هنگامی‌که افراد یا از روی عمد و یا به طور غیرعمد، وزن از دست داده و یا برعکس دچار اضافه وزن شوند، این تغییرات اگر به صورت کاهش وزن باشد ممکن است با نظرات مثبت از جانب سایرین تقویت شود و اگر افزایش وزنی صورت گرفته باشد، با نظرات منفی همراه خواهد بود. این چنین تغییرات صورت گرفته در وزن و نظریات سایرین پیرامون آن، ممکن است فرد را ترغیب نماید تا شروع به گرفتن رژیم غذایی کند.

• تغییر و تحول: تغییر در زندگی فرد، خواه محیط مدرسه، خانه، یک شغل جدید، یک جدایی عاطفی، مرگ و یا بیماری شخصی که دوستش دارید، همه و همه این تغییرات می‌تواند استرس و فشار روانی احساسی با خود به همراه داشته باشد و احتمال خطر ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی را افزایش ‌دهد.

• ورزش، کار و فعالیت‌های هنری: ورزشکاران، هنرپیشگان و شخصیت‌های تلویزیونی، رقصنده‌ها و مدل‌های تبلیغاتی، در معرض خطر بیشتری در ابتلاء به بی‌اشتهایی قرار دارند. این امکان وجود دارد که در مورد دسته‌ای از افراد، مثلاً در مورد بالرین‌ها، لاغری زیاد و بیش از حد، حتی یک نیاز حرفه‌ای و لازمه شغل آنان باشد. ورزش‌هایی که با بی‌اشتهایی مربوط هستند، شامل ورزش دو، کشتی، حرکات نمایشی با اسکیت و ژیمیناستیک می‌باشند. ممکن است مردان و زنان حرفه‌ای، بر این باور باشند که تحرک و پویایی روزافزون خود را با کاهش وزن بهبود خواهند داد، و سپس این کار را تا حد افراط انجام می‌دهند. مربی‌ها و والدین نیز ممکن است نادانسته و به طور غیر عمد، با ارائه پیشنهاداتی به ورزشکاران جوان، مبنی بر کاهش وزن، این احتمال خطر را بالا ببرند.

• رسانه‌های گروهی و اجتماعی: رسانه‌های گروهی، مثل تلویزیون و مجلات مد، بارها و بارها جلوه و نمایش باشکوهی از مدل‌ها و بازیگران لاغر و استخوانی را به نمایش می‌گذارند. اما اینکه آیا صرفاً رسانه‌ها، ارزش‌های اجتماعی را منعکس ساخته و یا عملاً آنها را تحریک می‌سازند، مشخص نیست. در هر حال، ممکن است این تصور به نظر برسد که لاغری با موفقیت، شهرت و محبوبیت یکسان و معادل فرض می‌شود.

عوارض

بی‌اشتهایی می‌تواند عوارض بی‌شماری به همراه داشته باشد و در حادترین شکل آن، می‌تواند منجر به مرگ شود. ممکن است مرگ به طور ناگهانی رخ دهد، حتی وقتی که فرد خیلی هم کاهش وزن نداشته باشد. ممکن است این امر ناشی از ضربان نامنظم و غیرطبیعی قلب (آریتمی) باشد، و یا به علت عدم تعادل الکترولیت‌ها و املاح مثل سدیم، پتاسیم و کلسیم که توازن مایعات بدن شما را حفظ می‌کنند، باشد.

عوارض بی‌اشتهایی عصبی شامل موارد زیر است:

• مرگ
• کم‌خونی
• مشکلات قلبی، مانند پرولاپس دریچه میترال، ضربان نامنظم و غیرطبیعی قلب، و نارسایی قلبی
• ضایعات استخوانی، افزایش احتمال خطر شکستگی‌های بعدی در طول زندگی
• قطع قاعدگی و عادت ماهانه در زنان
• کاهش سطح تستوسترون در مردان
• مشکلات مربوط به معده و روده، مثل یبوست، نفخ شکم، و یا تهوع
• ناهنجاری‌های الکترولیتی، مثل کاهش سطح پتاسیم، سدیم و کلراید خون
• مشکلات کلیوی

اگر فردی با مشکل بی‌اشتهایی عصبی، به شدت دچار سوءتغذیه شود، هر یک از اندام‌های بدن او می‌تواند آسیب ببیند، از جمله مغز، قلب و کلیه‌ها. حتی درصورتیکه بی‌اشتهایی تحت کنترل درآید، ممکن است این آسیب کاملاً برگشت‌پذیر نباشد.

در افراد مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی، علاوه بر بروز دسته‌ای از عوارض جسمانی، به ‌طورعادی سایر اختلالات روحی روانی نیز دیده می‌شود، که ممکن است شامل موارد زیر باشد:

• افسردگی
• اختلالات اضطرابی
• اختلالات شخصیتی
• روان‌رنجوری وسواسی فکری- عملی
• مصرف مواد مخدر

آمادگی برای ویزیت پزشک

درمان جهت عارضه بی‌اشتهایی عصبی عموماً با استفاده از یک گروه درمانی شامل اعضاء گروه پزشکی، اعضاء گروه سلامت روان و رژیم‌شناسان انجام می‌پذیرد، که همگی در زمینه اختلالات مرتبط با غذا خوردن صاحب تجربه هستند.

در اینجا، اطلاعاتی برای کمک به شما جهت آماده شدن برای دیدار با این گروه و اینکه چه انتظاراتی از پزشک و سایر اعضاء گروه سلامت باید داشته باشید، آمده است.

‌ اقداماتی که می‌توانید انجام دهید:

• هرگونه علامت و نشانه‌ای که در حال تجربه نمودن آن هستید را یادداشت کنید.

• هرگونه اطلاعات شخصی کلیدی و اصلی خود را یادداشت کنید، شامل هرگونه استرس و یا فشار روانی بزرگی که پشت سرگذاشته و تحمل کرده‌اید، و یا تغییرات اخیری که در زندگی شما رخ داده است.

• فهرستی از تمام داروهای مصرفی خود را تهیه کنید، شامل ویتامین‌ها و مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید.

• در صورت امکان، از یکی از اعضاء خانواده خود و یا یک دوست بخواهید که همراه شما باشد، گاهی اوقات به خاطر سپردن کلیه اطلاعاتی که در طول مدت ملاقات به شما داده می‌شود، می‌تواند امری مشکل باشد. شخصی که شما را همراهی می‌کند، ممکن است مواردی را به خاطر بسپارد که شما فراموش کرده و یا آن را از قلم انداخته‌اید. یک عضو خانواده، ممکن است این توانایی را داشته باشد که تصویر کاملتری از زندگی خانوادگی شما را به پزشکتان ارائه دهد.

• سوالاتی را که می‌خواهید از پزشکتان بپرسید، یادداشت نمایید، این‌گونه شما هرآنچه را که می‌خواهید سوال کنید، به یاد خواهید داشت و از قلم نخواهید انداخت.

پاره‌ای از سوالات مهم و اصلی که ممکن است بخواهید از پزشک یا سایر اعضاء گروه سلامتی خود بپرسید شامل موارد زیر است:

• چه نوع آزمایشاتی باید انجام دهم؟ آیا برای انجام این آزمایشات نیاز به اقدامات مقدماتی مخصوصی است؟
• آیا این عارضه و وضعیتی که به آن دچار شده‌ام، موقتی و کوتاه مدت است یا طولانی‌مدت؟
• چه نوع درمان‌هایی قابل‌استفاده و در دسترس است، و شما کدامیک را پیشنهاد می‌کنید؟
• آیا برای داروهایی که تجویز نموده‌اید، جایگزین‌های ژنریکی وجود دارد؟
• آیا دوره‌های عادت ماهانه من مجدداً آغاز خواهد شد؟
• آیا جزوات آموزشی و یا سایر محصولات انتشاراتی جهت مطالعه من موجود می‌باشد؟ چه وب‌سایت‌هایی را جهت بازدید، پیشنهاد می‌نمایید؟

علاوه بر سوالاتی که از پیش جهت پرسیدن آماده کرده‌اید، از پرسیدن سایر سوالات از اعضاء گروه سلامت، در هر زمانی که برای شما پیش می‌آید، تردید نکنید.

آنچه باید از پزشک انتظار داشت:

پزشک و یا سایر اعضاء گروه سلامت، احتمالاً تعدادی سوال شامل موارد زیر از شما خواهند پرسید:

• چه مدت زمانی است که شما در مورد وزن خود نگران شده‌اید؟
• آیا ورزش می‌کنید؟ اغلب چند وقت یکبار ورزش می‌کنید؟
• آیا راه‌های دیگری برای کاهش وزن پیدا کرده‌اید؟
• آیا علائم و نشانه‌های جسمانی در شما دیده می‌شود؟
• آیا تا به حال به خاطر اینکه احساس ناخوشایندی از سیری خود داشته‌اید، اقدام به استفراغ نموده‌اید؟
• آیا دیگران از روی نگرانی و توجه به شما گوشزد کرده‌اند که بسیار لاغرید؟
• آیا اغلب در مورد غذا فکر می‌کنید؟
• آیا پیش آمده که در خفا و به‌طور پنهانی غذا بخورید؟
• آیا تا کنون فردی از اعضاء خانواده شما نشانه و علامتی از اختلالات مربوط به غذا خوردن داشته و یا اینکه این عارضه برای وی تشخیص داده شده؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

بی‌اشتهایی عصبی مانند سایر اختلالات مرتبط با غذا خوردن، می‌تواند بر زندگی شما تاثیر گذار باشد. این احتمال وجود دارد که شما تمام مدت در مورد غذا فکر کنید، ساعات‌ زیادی جهت انتخاب‌ گزینه‌های مورد نظر خود در مغازه‌های خوارو بار فروشی و سوپرمارکت‌ها تقلا کرده و عذاب بکشید. همچنین ممکن است میزبان دسته‌ای از مشکلات جسمانی باشید، مانند سرگیجه، یبوست، خستگی و اینکه خیلی اوقات احساس سرما کنید.

ممکن است احساس تحریک‌پذیری، خشم و برآشفتگی، بداخلاقی و بدخلقی، ناراحتی، نگرانی و ناامیدی کنید. ممکن است به وب‌سایت‌های مربوط به طرفداران بی‌اشتهایی عصبی سر بزنید، جاییکه در آن، به بیماری شما لقب دوستی را نسبت می‌دهند، که در لباس‌های فاخر و گران ‌قیمت پنهان می‌شود، و شما با فهرست غذایی شامل کاهو، هویج، پاپ‌کورن، نوشابه و سودا رژیمی سعی در رسیدن به آن جایگاه را دارید.

اگر با هرگونه از این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید، و یا اگر فکر می‌کنیدکه ممکن است دچار اختلالات مربوط به غذا خوردن شده‌اید، از دیگران کمک بخواهید. اگر بی‌اشتهایی عصبی خود را از افرادی که دوستشان دارید، مخفی می‌سازید، سعی کنید فردی رازدار و قابل اعتماد را پیدا کنید تا با او در مورد آنچه اتفاق می‌افتد، صحبت کنید.

بی‌اشتهایی عصبی و علائم خطری که باید مراقب آنها بود:

ممکن است شناختن علائم و نشانه‌های بی‌اشتهایی، مشکل باشد، چراکه افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، اغلب سعی در پنهان نمودن لاغری، عادات تغذیه‌ای و یا مشکلات جسمانی خود دارند.
اگر شما نگران این هستید که آیا ممکن است فردی که به او اهمیت می‌دهید، دچار این عارضه می‌باشد، به دنبال این علائم خطر احتمالی باشید:

• حذف کردن وعده غذایی
• عذر و بهانه آوردن برای عدم مصرف غذا
• خوردن تنها میزان معینی از مواد غذایی سالم، معمولاً آن دسته از مواد غذایی که چربی و کالری پایینی دارند.
• غذا خوردن با سبک و سیاق خاص و به طور جدی همراه با تشریفات خاص خود، مثل برش دادن و تکه تکه کردن غذا به قطعات خیلی کوچک یا بیرون آوردن غذا از دهان بعد از جویدن.
• تهیه و درست کردن غذاهایی که به زحمت آماده می‌شوند و خودداری از خوردن آن.
• وزن کردن خود به طور مکرر(توزین‌های مکرر).
• بازرسی کردن و بررسی‌های مکرر در جلوی آینه، جهت ملاحظه و مشاهده نقص‌های خود و عیب‌جویی
• شکایت و نالیدن از چاق شدن.
• عدم تمایل به غذاخوردن در جمع و جلوی افراد.

متاسفانه، بسیاری از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، دست‌کم در ابتدا، درمان را نمی‌پذیرند. تمایل و علاقه آنها به لاغر باقی ماندن، به توجه و نگرانی آنان به سلامتیشان، برتری داشته و مهم‌تر است. اگر از اطرافیان شما فردی است که نگرانش می‌باشید، از او بخواهید و او را ترغیب نمایید تا با پزشک صحبت کند.

آزمایش های تشخیصی

وقتی پزشکان مشکوک می‌شوند که فردی مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی است، مشخصاً آزمایشات و تست‌های بسیاری انجام می‌دهند تا با کمک این آزمایشات، با دقت بیشتری به تشخیص بیماری برسند، و همچنین هرگونه عوارض مرتبط با آن را بررسی کنند و جلوی آن را بگیرند.

این آزمایشات عموماً شامل موارد زیر است:

• معاینات بدنی: این معاینات شامل اندازه‌گیری قد و وزن، بررسی علائم حیاتی مثل ضربان قلب، اندازه‌گیری فشار خون و درجه حرارت بدن، بررسی و ارزیابی پوست و ناخن‌ها از جهت خشکی و یا سایر مشکلات، گوش دادن به صدای قلب و شش‌ها و معاینه شکم می‌باشد.

• تست‌های آزمایشگاهی: این آزمایشات ممکن است شامل شمارش کامل سلول‌های خونی (CBC) و سایر آزمایشات اختصاصی خون جهت بررسی سطح الکترولیت‌ها و پروتئین، و نیز بررسی کارایی کبد، کلیه و تیروئید شما باشد. یک آزمایش ادرار نیز ممکن است انجام گیرد.

• ارزیابی روحی روانی: پزشک یا روانپزشک از شما درباره افکار، احساسات، و عادات تغذیه‌ای شما خواهد پرسید. همچنین ممکن است از شما خواسته شود پرسشنامه‌های خودارزیابی روحی، روانی را کامل نمایید.

• بررسی‌های دیگر: ممکن است عکسبرداری به روش اشعه ایکس برای بررسی و ارزیابی شکستگی‌های استخوانی، ذات‌الریه(پنومونی)، یا مشکلات قلبی، انجام گیرد. از الکتروکاردیوگرام (ثبت ضربان قلب به‌وسیله برق)، نیز می‌توان برای جستجو و بررسی نامنظمی‌های قلبی و اختلالات قلبی استفاده کرد. آزمایش تراکم استخوان ممکن است جهت ارزیابی و بررسی سلامت استخوان‌های شما انجام شود. این امکان نیز وجود دارد که آزمایشاتی جهت تعیین مقدار انرژی (کالری) که بدن شما استفاده می‌کند انجام شود، که می‌تواند در برنامه‌ریزی نیازها و احتیاجات تغذیه‌ای شما کمک‌کننده باشد.

معیارهای تشخیص بی‌اشتهایی عصبی:

برای اینکه عارضه بی‌اشتهایی عصبی در شما تشخیص داده شود، شرایط شما باید با یکسری معیارهایی که در دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) جمع آوری شده است، مطابقت داشته باشد.

معیارهای تشخیصی DSM جهت بی‌اشتهایی عصبی عبارتند از:

• امتناع و خودداری از حفظ و نگهداری وزن بدن در حداقل میزان وزن طبیعی و یا بالاتر از آن که متناسب با سن و قد فرد باشد.

• ترس شدید و فراوان از افزایش وزن یا چاق شدن، مگر اینکه دچارکاهش وزن باشید.

• انکار شدید و جدی در مورد پایین بودن وزن خود، و یا وجود یک تصویر ذهنی تحریف شده از شکل ظاهری و اندام خود.

• در زنانی که عادت ماهانه در آنها شروع شده است، قطع آن حداقل برای سه دوره پیاپی و متوالی.
برخی از متخصصین رشته پزشکی، بر این باورند که ممکن است این معیارها خیلی سخت‌گیرانه باشد و نشانه‌ها و علائم را در بعضی از افراد، به درستی منعکس نمی‌سازد. ممکن است بعضی از افراد تمامی این معیارهای تشخیصی را نداشته باشند، اما هنوز مبتلا به عارضه اختلال مربوط به غذا خوردن باشند، و نیاز به کمک تخصصی داشته باشند.

درمان دارویی

وقتی شما مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی هستید، این امکان وجود دارد که نیاز به چندین نوع درمان داشته باشید. اگر حیات و زندگی شما در معرض خطر جدی است، ممکن است جهت مسائلی از قبیل اختلال در ضربان قلب، کم‌آبی(دهیدراتاسیون)، عدم توازن الکترولیتی و یا مشکلات روانپزشکی، نیاز به درمان داشته باشید.

در اینجا نگاهی می‌اندازیم به آنچه که عموماً در درمان افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی اعمال می‌شود:

مراقبت پزشکی: به علت وجود مجموعه‌ای از عوارضی که بی‌اشتهایی عصبی باعث بروز آنها می‌شود، این امکان وجود دارد که شما نیاز به مراقبت و نظارت‌های زودبه‌زود و مکرر در زمینه علائم حیاتی، سطح آب و الکترولیت‌های بدن، و نیز شرایط و وضعیت جسمانی مرتبط با آن داشته باشید. در موارد حاد و شدید، ممکن است افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، در ابتدا نیاز به تغذیه از راه لوله‌ای که در بینی آنها قرار داده می‌شود و تا معده آنها امتداد می‌یابد، داشته باشند ( لوله بینی معدی). ممکن است پزشکی که در رابطه با کمک‌های اولیه فعالیت می‌کند، شخصی باشد که مراقبت پزشکی را با سایر متخصصین درگیردر حوزه درمان و سلامت هماهنگ می‌سازد. گاهی اوقات، این یک روانپزشک می‌باشد که وظیفه هماهنگ نمودن مراقبت را بر عهده دارد.

بازگشت به وزن سلامت: اولین هدف در درمان، بازگشت به وزن سلامت(وزنی که در آن احساس سلامتی می‌کنید) می‌باشد. شما بدون بازگشت به وزن مناسب و یادگیری رژیم غذایی مناسب، نمی‌توانید از یک اختلال مرتبط با غذا خوردن بهبودی یابید.

یک روانشناس می‌تواند برای پرورش روش‌های رفتاری و کمک به شما برای بازگشت به وزنی که در آن احساس سلامتی کنید با شما تمرین کند. یک کارشناس تغذیه می‌تواند راهنماهایی را در مورد رژیم غذایی سالم، شامل تهیه برنامه‌های غذایی مشخص و نیازهای کالریکی پیشنهاد دهد که به شما کمک خواهد کرد تا به اهدافی که در مورد وزن خود دارید برسید. خانواده شما نیز احتمالاً درگیر کمک به شما در حفظ و برقراری عادات تغذیه‌ای سالم خواهند شد.

روان‌درمانی: درمان‌ فردی، درمان بر مبنای خانواده و درمان گروهی، همه این موارد سودمند خواهند بود.

• درمان فردی: این نوع از درمان به شما کمک می‌کند تا با رفتار و افکاری که در بی‌اشتهایی عصبی سهیم هستند، برخورد صحیحی داشته باشید و بر آنها غلبه نمایید. می‌توانید اعتماد به نفس بهتر و سالم‌تری به دست آورده و راه‌های مثبتی جهت غلبه بر اضطراب و سایر احساسات ناخوشایند شدید، یاد بگیرید. عموماً، نوعی از درمان که درمان رفتاری شناختی (CBT) نامیده می‌شود، استفاده می‌شود. ممکن است درمان در همان روزی که برنامه درمان مقرر گردیده، صورت بگیرد، اما در بعضی موارد، ممکن است بخشی از درمان در یک بیمارستان وابسته به روانپزشکی انجام شود.

• درمان برمبنای خانواده: این نوع از درمان با این فرض شروع می‌شود که فرد مبتلا به اختلال مرتبط با غذا خوردن، دیگر قادر به تصمیم‌گیری درست و قاطع بابت سلامتی خود نیست، و به کمک خانواده خود نیاز دارد. بخش مهمی از درمان بر مبنای خانواده، این است که خانواده درگیردر این مساله، مطمئن و خاطرجمع باشد که فرد از الگوهای صحیح و سالم غذایی، پیروی می‌کند. این نوع از درمان، می‌تواند به حل مشکلات و کشمکش‌های خانوادگی کمک کند و حمایت‌های اعضاء دلسوز خانواده را یکجا جمع کند. درمان بر مبنای خانواده، خصوصاً برای بچه‌های مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، که هنوز در خانه و با خانواده زندگی می‌کنند، می‌تواند مهم باشد.

• درمان گروهی: این نوع از درمان، راهی را پیش روی شما قرار می‌دهد تا با افراد دیگری که مبتلا به اختلالات مرتبط با غذا خوردن هستند، ارتباط برقرار کنید. گاهی‌اوقات، گروه‌های حمایتی غیررسمی، نیز می‌توانند مفید و کمک کننده باشند. هر چند باید دقت داشته باشید که این گروه‌های غیررسمی از تیم‌های تخصصی سلامت روانی، خط نگیرند. در مورد بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، ارتباط با گروه‌های حمایتی ممکن است منجر به رقابتی شود که فرد بخواهد در آن به عنوان لاغرترین فرد گروه شناخته شود.

داروها:

تا کنون داروی به خصوصی که جهت درمان بی‌اشتهایی طراحی شده باشد، شناخته نشده است، چراکه مشخص شده است کارایی خوبی نداشته‌ اند. هرچند، داروهای ضدافسردگی، یا داروهای مربوط به روانپزشکی، می‌توانند جهت درمان اختلالات روانی که ممکن است درگیر آن باشید، مثل افسردگی یا اضطراب، به شماکمک کنند.

بستری شدن در بیمارستان:

ممکن است در مواردی که دچار عوارض و مشکلات جدی پزشکی شده‌اید، یا در مواردی که فوریت‌های روانپزشکی ایجاب می‌کند، و یا در موارد سوء‌تغذیه شدید و امتناع و خودداری اکید از غذا خوردن، نیاز به بستری شدن بیمارستانی باشد. ممکن است بستری شدن در بیمارستان، در یک بخش پزشکی و یا روانپزشکی صورت بگیرد.

بعضی از درمانگاه‌ها در درمان افراد با اختلالات مرتبط به غذا خوردن تخصصی هستند. این امکان وجود دارد که بعضی از آنها به جای بستری کردن بیماران، برنامه‌های روزانه، را پیشنهاد نمایند. برنامه‌های تخصصی مربوط به اختلالات مرتبط با غذا خوردن، ممکن است درمان‌های فشرده‌تر وشدیدتری را در مدت زمان طولانی‌تری پیشنهاد دهند. همچنین، حتی پس از اتمام دوره بستری، درمانهای مداوم و آموزش‌های تغذیه‌ای برای ادامه بهبود بسیار حائز اهمیت است.

چالش‌های موجود در درمان بی‌اشتهایی عصبی:

بعضی از موارد بی‌اشتهایی عصبی، می تواند بسیار شدید ‌باشد. ممکن است در موارد خفیف‌تر، زمان کمتری برای درمان و بهبود نیاز باشد. یکی از بزرگترین چالش‌هایی که در درمان بی‌اشتهایی عصبی با آن مواجه می‌شویم، عدم پذیرش درمان از سوی افراد مبتلا به آن است. این امکان وجود دارد که آنها فکر کنند نیاز به درمان ندارند یا اینکه نسبت به افزایش وزن خود حساسیت نشان دهند. اساساً بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، آن را یک بیماری نمی‌بینند، و در عوض آن را به عنوان انتخابی در روش و سبک زندگی خود قلمداد می‌کنند.

حتی اگر شما تمایل به بهبود داشته باشید، غلبه بر کشش و جاذبه بی‌اشتهایی عصبی، می‌تواند امری سخت و مشکل باشد. بی‌اشتهایی عصبی، اغلب یک نبرد مداوم، همیشگی و مادام‌العمر است. گرچه ممکن است علائم و نشانه‌های آن فروکش کند، اما هم‌چنان شما آسیب پذیر باقی خواهید ماند، و ممکن است در طول دوره استرس و فشار روانی زیاد و یا در موقعیت‌های حساس، برگشت و عود مجدد این بیماری را داشته باشید. برای مثال، ممکن است علائم و نشانه‌های بی‌اشتهایی عصبی، در طول دوران بارداری از بین بروند، البته تا زمانی که کودک شما به دنیا بیاید. درمان‌های مداوم و یا ملاقات‌های دوره‌ای، در طول زمان‌هایی که استرس و فشار روانی وجود دارد، می‌تواند کمک‌کننده و سودبخش باشد.

گرچه در مورد درمان‌های جایگزین، به عنوان بخشی از درمان در افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با غذا خوردن، به خوبی مطالعه و تحقیق نشده است، با این حال، پاره‌ای از درمان‌های جایگزین، می‌تواند به کاهش اضطراب کمک نماید. و برخی از این نوع درمان‌ها ممکن است به افراد با اختلالات مرتبط با غذا خوردن کمک نماید تا حس خوشی و آرامش در آنها افزایش یابد.

درمان‌های جایگزینی که جهت کاهش اضطراب به کار می‌روند عبارتند از:

• طب سوزنی
• ماساژ
• یوگا
• مدی‌تیشن

تغییر شیوه زندگی

وقتی شما مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی هستید، مراقبت و محافظت مناسب از خود، برایتان مشکل خواهد بود. علاوه بر درمان‌های تخصصی، اقدامات زیر را نیز دنبال کنید:

• به برنامه درمانی خود متعهد باشی: از جلسات درمانی خود فرار نکنید و سعی نداشته باشید از وعده‌های غذایی خود بگذرید، هر چند آنها باعث احساس ناخوشاینی شما گردند.

• با پزشک خود درباره مکمل‌های ویتامینی و املاح مورد نیاز و مناسب خود صحبت کنید: اگر به خوبی غذا نمی‌خورید، این احتمال وجود دارد که بدن شما تمام نیازهای مربوط به مواد مغذی را دریافت نکند.

• خود را از توجه و ارتباط اعضاء خانواده و دوستانی که خواهان سلامتی شما هستند، جدا نسازید: متوجه این امر باشید که آنها از صمیم قلب بهترین‌ها را برای شما آرزو دارند.

• در مقابل اصرار و میل به وزن کردن خود و یا بازرسی مکرر بدن خود در مقابل آینه مقاومت کنید: این اعمال هیچ سودی برای شما ندارند، به جز تقویت و تحریک کشش و انگیزه شما جهت حفظ و نگهداری عادات ناسالم خود.

نکات اساسی درمان

این امکان وجود دارد که غلبه بر عارضه بی‌اشتهایی عصبی را امری دشوار بیابید، از آنجاییکه مدام در معرض هجوم اخبار و پیام‌های ضد و نقیض و پیچیده‌ای از جانب رسانه‌ها، فرهنگ، و شاید خانواده و یا دوستان خود هستید. حتی شاید شنیده باشید که افراد با شوخی بیان می‌کنند که کاش دچار بی‌اشتهایی عصبی بودند تا شاید می‌توانستند وزن کم کنند.

• به خود یادآوری کنید که وزن سلامت بدن شما (وزنی که در آن احساس سلامت می‌کنید)، چقدر است، به خصوص در زمان‌هایی که تصاویری را مشاهده می‌کنید که انگیزه و میل شما را جهت محدود ساختن کالری‌های دریافتی‌تان، تحریک می‌نماید.

• از وب‌سایت‌های مربوط به طرفداران بی‌اشتهایی عصبی ، بازدید ننمایید. این سایت‌ها شما را تشویق می‌کنند که عادات خطرناک خود را حفظ کرده، و باعث عود مجدد بیماری و یا بازگشت مجدد آن می‌شوند. بی‌اشتهایی یک انتخاب جهت سبک و شیوه زندگی نیست، این یک بیماری است.

• آگاهی از این موضوع که این امکان وجود دارد که شما همیشه بهترین داور جهت تشخیص در این مورد که آیا به اندازه کافی غذا می‌خورید و یا از وزن مناسب و در محدوده سلامت برخوردارید، نباشید.

• شناسایی و تعیین موقعیت‌های مشکل‌زا، که احتمالاً افکار و رفتار شما را که می‌توانند در بی‌اشتهایی عصبی نقش داشته باشند، برانگیخته نماید، طوریکه بتوانید نقشه‌ای عملی جهت رسیدگی به آنها ترسیم نمایید.

• به دنبال الگوهای شخصیتی مثبت باشید. به خود یادآوری کنید که احتمالاً الگوها ومدل‌های بسیار لاغر یا هنرپیشگانی که در مجلات مد مخصوص زنان و یا مجلات زرد خود را به نمایش می‌گذارند، نمایانگر بدن‌های سالم نیستند.

پیشگیری

راه مطمئن و تضمین‌شده‌ای جهت پیشگیری از ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی و یا سایر اختلالات مربوط به غذا خوردن، وجود ندارد. احتمالاً پزشکان مراقبت‌های اولیه ( متخصصین اطفال، پزشکان خانواده، و اینترن‌ها)، در موقعیت و جایگاه خوبی برای تعیین و تشخیص نشانه‌ها و علامات اولیه ابتلاء به اختلالات مرتبط با غذا خوردن، و جلوگیری از رشد و پیشرفت کامل بیماری، قرار دارند.

برای مثال آنها می‌توانند سوالاتی را در زمینه عادات تغذیه‌ای و رضایت فرد از وضعیت ظاهری خود، طول دیدار و ملاقات‌های پزشکی، بپرسند. اگر در یکی از اعضاء خانواده خود و یا یک دوست، متوجه اعتماد به نفس پایین، عادت به رژیم‌های سخت و طاقت‌فرسا و عدم رضایت از ظاهر خود، شدید، با او در این مقوله صحبت نمایید. گرچه ممکن است قادر نباشید از پیشرفت اختلال مرتبط با غذاخوردن جلوگیری نمایید، ولی می‌توانید در رابطه با رفتار سالم‌تر و یا گزینه‌های درمانی صحبت کنید.

سنگ کلیه

سنگ کلیه ذرات کوچک و سخت که در یک یا هر دو کلیه تشکیل شده و گاهی به داخل حالب ها (لوله های عضلانی باریکی که ادرار را از کلیه ها به مثانه منتقل می کنند) انتقال یابند. سنگ کلیه از نظر اندازه از یک دانه شن تا حدود یک توپ گلف متغیر بوده و ممکن است منفرد یا متعدد باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، سنگ کلیه معمولاً بزرگسالان بالای ۳۰ سال از هر دو جنس را مبتلا می سازد ولی در مردان شایع تر است.

بیشتر سنگ های کلیوی از نوع سنگ های کلسیمی هستند و معمولاً در فرم اگزالات کلسیم. برخی میوه ها و سبزیجات و نیز آجیل و شکلات حاوی سطوح بالایی از اگزالات هستند. کبد نیز اگزالات تولید می کند.

وقتی کلیه ها سنگ ساز می شوندسنگ های کلیوی رسوبات سختی هستند که در درون کلیه های شما و از نمک های اسیدی و املاح ساخته می شوند. علل ایجاد سنگ های کلیوی متعددند. در مرسوم ترین حالت، ادرار غلیظ شده امکان کریستالی شدن و چسبیدن مواد معدنی به یکدیگر را فراهم می سازد. حرکت و عبور سنگ کلیه غالباً با درد همراه است. به طور معمول درد از ناحیه پهلو و یا کمر دقیقاً در زیر دنده ها شروع می شود و به سمت تحتانی شکم و یا لگن حرکت می کند. زمانیکه سنگ وارد مجاری ادراری می شود شدت درد تغییر می یابد.

معمولاً سنگ های کلیوی منجر به آسیب جبران ناپذیر نمی شوند. صرف نظر از داروهای مسکن و نوشیدن مقادیر زیادی مایعات، درمان های دیگر غیر ضروری اند ولیکن به هرجهت درمان می تواند درپیشگیری از سنگ های مکرر در افراد مستعد کمک کننده باشد.

سنگ کلیه به دلایل مختلفی همچون سابقه ی خانوادگی و یا عادات نادرست تغذیه ای به وجود می آید که با توجه به نوع نگ و شرایط بیمار درمان می شود.

سنگ های کلیوی رسوبات سختی هستند که در درون کلیه های شما و از نمک های اسیدی و املاح ساخته می شوند. علل ایجاد سنگ های کلیوی متعددند. در مرسوم ترین حالت، ادرار غلیظ شده امکان کریستالی شدن و چسبیدن مواد معدنی به یکدیگر را فراهم می سازد. حرکت و عبور سنگ کلیه غالباً با درد همراه است. به طور معمول درد از ناحیه پهلو و یا کمر دقیقاً در زیر دنده ها شروع می شود و به سمت تحتانی شکم و یا لگن حرکت می کند. زمانیکه سنگ وارد مجاری ادراری می شود شدت درد تغییر می یابد.

نشانه ها

یک سنگ کلیه زمانی منجر به ظهور علائم می شود که وارد میزنای شود. میزنای لوله ارتباط دهنده کلیه و مثانه است. در این زمان علائم و نشانه های زیر ظهور می کنند:

– درد شدید در ناحیه پهلو و کمر ،درست در پایین دنده ها
– درد منتشرشونده به سمت تحتانی شکم و لگن
– درد در هنگام دفع ادرار
– ادرار صورتی، قرمز یا قهوه ای رنگ
– تهوع و استفراغ
– احساس نیاز مداوم به دفع ادرار
– تب و لرز در صورت وجود عفونت

علت

معمولاً سنگ های کلیوی یک علت خاص ندارند. غالباً تعدادی از عوامل در ترکیب با هم شرایطی را ایجاد می کنند که فرد را مستعد ابتلاء به سنگ کلیه می سازند.

سنگ کلیه زمانی ایجاد می شود که اجزای ادرار (شامل: مایع ادرار، املاح مختلف و اسیدها) از حالت تعادل خارج شده باشند. در چنین شرایطی ادرار شما حاوی مواد کریستالی بیشتری خواهد بود همچون کریستال های کلسیم، اگزالات و اسید اوریک و مایع موجود نیز قادر به رقیق سازی آنها نخواهد بود و به موازات تشکیل کریستال ها ادرار دچار کمبود موادی است که از چسبیدن کریستال ها به یکدیگر و تشکیل سنگ جلوگیری می کنند. در چنین شرایطی احتمال تشکیل سنگ های کلیوی ایجاد می شود.

انواع سنگ های کلیوی

بیشتر سنگ های کلیوی حاوی بیش از یک نوع کریستال هستند. انواع سنگ های کلیوی عبارتند از:

سنگهای کلسیمی: بیشتر سنگ های کلیوی از نوع سنگ های کلسیمی هستند و معمولاً در فرم اگزالات کلسیم. برخی میوه ها و سبزیجات و نیز آجیل و شکلات حاوی سطوح بالایی از اگزالات هستند. کبد نیز اگزالات تولید می کند. فاکتورهای غذایی، مقادیر بالای ویتامین D، عمل جراحی بای پس روده و نارسایی های متابولیکی متعدد دیگر غلظت کلسیم و یا اگزالات در ادرار را افزایش می دهند . سنگ های کلسیمی در شکل فسفات کلسیمی نیز وجود دارند .

سنگهای ناشی از عفونت: برخی سنگ ها در پاسخ به عفونت شکل می گیرند مانند عفونت دستگاه ادراری. این نوع سنگها می توانند به سرعت ایجاد شده و بزرگ شوند .

سنگهای اسیداوریکی: این نوع سنگها در افرادی که دچار دهیدراتاسیون یا از دست دهی آب بدن شده اند ، ایجاد می گردند؛ مانند افراد استفاده کننده از رژیم های پرپروتئین و یا افراد مبتلا به نقرس . فاکتورهای ژنتیکی و نارسایی های مرتبط با بافتهای سازنده خون نیز در مستعد سازی فرد در ابتلا به سنگهای اسیداوریکی نقش دارند.

سنگهای سیستین: این نوع سنگها درصد کمی را به خود اختصاص می دهند و در افراد دچار نوعی نارسایی ارثی تشکیل می شوند. این نارسایی ارثی منجر به دفع مقادیر بالایی از برخی اسیدهای آمینه می شود (سیستینوریا).

انواع دیگر: برخی انواع نادر سنگ های کلیوی نیز می توانند ایجاد گردند.

دانستن نوع سنگ های کلیوی به تشخیص علت های ایجاد کننده سنگ کمک خواهد کرد و در تعیین راهکارهای کلیدی به منظور کاهش ریسک تولید سنگ های بیشتر در آینده مفید خواهد بود.

عوامل خطر

فاکتورهای خطر

فاکتورهای افزایش دهنده خطر تشکیل سنگهای کلیوی عبارتند از:

تاریخچه خانوادگی و یا سابقه شخصی ابتلا به سنگ کلیه: چنانچه فردی از اعضای خانواده تان سنگ کلیه داشته باشد ، شما نیز در معرض ابتلا به آن قرار دارید. همچنین چنانچه خودتان قبلاً سنگ کلیه داشته اید مجددا در معرض خطر تشکیل سنگی دیگر قرار دارید.

افزایش سن: اگرچه سنگ کلیه در هر سنی می تواند تشکیل شود ولیکن در سنین بالای ۴۰ سال معمول تر هستند.

مرد بودن: احتمال تشکیل سنگهای کلیوی در مردان بیشتر است.

دهیدراتاسیون: ننوشیدن مقادیر کافی آب روزانه ریسک ابتلا به سنگ کلیه را افزایش می دهد. افرادی که در مناطق با آب و هوای گرم زندگی می کنند و یا تعریق زیادی دارند بایستی بیش از دیگران آب بنوشند.

برخی برنامه های غذایی خاص: رژیم های غذایی پرپروتئین، سدیم بالا و یا قند بالا ریسک ابتلا به برخی سنگهای کلیوی را افزایش می دهند.

چاقی: نمایه توده بدن(BMI) بالا، دورکمر بالا، و اضافه وزن با ریسک افزایش یافته تشکیل سنگهای کلیوی مرتبط هستند.

جراحی و بیماری های گوارشی: جراحی بای پس معده، بیماری روده تحریک پذیر و یا اسهال مزمن منجر به تغییراتی در فرایندهای گوارشی شده و جذب کلسیم را تحت تاثیر قرار داده و سطوح مواد تشکیل دهنده سنگ را در شما افزایش می دهند.

دیگر شرایط پزشکی: دیگر بیماری ها و شرایطی که ریسک سنگ های کلیوی را افزایش می دهند عبارتند از اسیدوز توبولار کلیوی، سیستینوریا، هیپرپاراتیروئیدیسم و برخی عفونت های دستگاه ادراری.

نشانه های سنگ کلیه

سنگ کلیه زمانی منجر به ظهور علائم می شود که وارد میزنای شود. میزنای لوله ارتباط دهنده کلیه و مثانه است. در این زمان علائم و نشانه های زیر ظهور می کنند:

– درد شدید در ناحیه پهلو و کمر ،درست در پایین دنده ها

– درد منتشرشونده به سمت تحتانی شکم و لگن

– درد در هنگام دفع ادرار

– ادرار صورتی، قرمز یا قهوه ای رنگ

– تهوع و استفراغ

– احساس نیاز مداوم به دفع ادرار

– تب و لرز در صورت وجود عفونت

آمادگی برای ویزیت پزشک

معمولاً افراد ابتدا به پزشک خانوادگی و یا پزشک بیماری های عمومی مراجعه می کنند. سنگ های کوچک توسط پزشک خانواده قابل درمان هستند ولیکن چنانچه سنگ بزرگ بوده و یا با درد شدید و مشکلات کلیوی وخیم همراه باشد، پزشک بیمار را به یک متخصص بیماری های دستگاه ادراری (اورولوژیست) ارجاع خواهد داد.

از آنجائیکه جلسه ویزیت زمان کوتاهی داشته و مسائل متعددی نیز برای پوشش دهی وجود دارند، ایده خوبی است که از قبل آمادگی های لازم برای این جلسه را تدارک دیده باشید. در این قسمت اطلاعاتی را به منظور کمک به آماده شدن برای جلسه ویزیت بیان می داریم.

اقداماتی که از عهده شما ساخته است:

از محدودیت های پیش از ویزیت مطلع شوید: زمانیکه قرار جلسه ویزیت را ترتیب می دهید سئوال کنید آیا لازم است پیش از جلسه محدودیتی داشته باشید مثلاً ناشتا باشید و یا برنامه غذایی خود را محدود کنید .

علائم خود را یادداشت نمایید: از جمله هر نوع علائم و یا نشانه ای که حتی به نظرتان با علت تشکیل جلسه ملاقات غیر مرتبط است.

اطلاعات شخصی و کلیدی خود را یادداشت نمایید: از جمله استرس های اصلی و یا تغییرات اخیر در زندگی تان.

لیستی از تمامی داروهای دریافتی خود تهیه کنید: از جمله هر نوع ویتامین و یا مکملی که مصرف می کنید.

در صورت امکان یکی از دوستان و یا اعضای خانواده تان را با خود به عنوان همراه ببرید: گاهی اوقات به خاطر سپردن تمامی اطلاعات مطرح شده در طول جلسه ویزیت کار راحتی نیست و لذا اگر کسی همراه شما باشد می تواند در به خاطر آوردن مطالب فراموش شده شما را یاری رساند.

سوالات خود را برای پرسیدن از پزشک یادداشت نمایید.

زمان جلسه ویزیت با پزشک محدود است بنابراین آماده کردن لیست سوالات به شما کمک می کند نهایت استفاده را از زمان جلسه ببرید. سوالات را به ترتیب اهمیت لیست کنید تا در صورت تمام شدن وقت، جواب مهمترین آنها را گرفته باشید.

برخی سوالات کلیدی در رابطه با بیماری سنگ کلیه عبارتند از:

– آیا مبتلا به سنگ کلیه هستم؟
– سایز سنگ کلیه من چقدر است؟
– سنگ کلیه من در چه قسمتی از دستگاه ادرای ام واقع شده است؟
– سنگ کلیه ام از چه نوعی است؟
– آیا به منظور درمان به دارو درمانی نیز نیاز است؟
– آیا به جراحی و یا فرایند دیگری برای درمان سنگ کلیه ام نیاز است؟
– احتمال ابتلا به یک سنگ کلیه دیگر چقدر است؟
– چگونه می توانم از ابتلا به سنگ کلیه در آینده پیشگیری کنم؟
– من دچار برخی بیماری های دیگر نیز هستم. چگونه می توانم به بهترین حالت تمام بیماری هایم را تواماً کنترل کنم؟
– چه محدودیت هایی را باید دنبال کنم؟
– آیا ضرورتی دارد که به یک متخصص مراجعه کنم؟ هزینه آن چقدر خواهد بود و آیا تحت پوشش بیمه قرار دارد؟
– آیا درمانی جایگزین برای داروهای تجویز شده وجود دارد؟
– آیا بروشور، پمفلت و یا جزوه مکتوبی در رابطه با بیماری من در دسترس دارید که بتوانم با خود به منزل برده و مطالعه کنم؟ چه وب سایتی را برای مشاهده پیشنهاد می کنید؟
– آیا نیاز به پیگیری و تداوم مراجعه به پزشک خواهم داشت؟ چه عاملی تعیین کننده خواهد بود؟

در کنار سوالاتی که آماده کردید، چنانچه مطلبی را به خوبی متوجه نشدید و سوالی به ذهنتان رسید در مورد پرسیدن آن تردید نکنید.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

در صورت مشاهده علائم و یا نشانه های شدید و نگران کننده، به پزشک معالجتان مراجعه نمایید.

در صورت تجربه حالات زیر سریعاً به اورژانس مراکز مراقبت پزشکی مراجعه نمایید:

– درد بسیار شدیدی که حتی اجازه آرام نشستن را به شما نمی دهد
– درد همراه با تهوع و استفراغ
– درد همراه با تب و لرز

آزمایش های تشخیصی

چنانچه پزشک مشکوک به وجود سنگ کلیوی شود، تست ها و فرایند هایی را به منظور تشخیص قطعی ترتیب می دهد که عبارتند از:

آزمایش خون: آزمایشات خون، افزایش کلسیم و یا اسید اوریک بالا را در خون شما آشکار می کنند . آزمایش خون به پزشک این امکان را می دهد تا احتمال دیگر بیماری های را بررسی کرده و سلامت کلیه های شما را ارزیابی کند .

آزمایش ادرار: در صورت ابتلا به سنگ کلیه، آزمایش ادار ۲۴ساعته نشان دهنده مقادیر املاح زیادی در ادرار دفع شده خواهد بود .

آزمایش های تصویری: تست های تصویری هر نوع سنگی را در دستگاه ادراری شما نشان می دهند . تست های تصویری معمولاً شامل سی تی اسکن و در برخی مواد غیر معمول شامل اشعه Xمی باشند .

آنالیز سنگ های دفع شده: از شما خواسته می شود که در هنگام دفع ادرار از یک صافی استفاده کنید تا هر تعداد سنگ دفع شده ای را جمع آوری نمایید. از این طریق سنگها برای تست های آزمایشگاهی جمع آوری می شوند. آنالیزهای آزمایشگاهی ساختار و نوع سنگهای کلیوی را آشکار می سازند. پزشک از این دسته اطلاعات به منظور تعیین علت تشکیل سنگ استفاده می کند و نیز برنامه ای برای پیشگیری از تشکیل سنگ های کلیوی در آینده تنظیم خواهد کرد.

درمان دارویی

درمان سنگ کلیوی بسته به نوع و علت تشکیل آن متفاوت است.

درمان سنگ های کوچکی که با علائم خفیفی همراه هستند:

بسیاری از سنگ های کلیوی به درمان های تهاجمی نیاز ندارند. شما از طریق روش های زیر قادر خواهید بود یک سنگ کوچک را از دستگاه ادراری عبور داده و دفع کنید:

نوشیدن آب: نوشیدن ۱/۹ تا ۲/۸ لیتر آب در روز به شستشوی سیستم ادراری کمک می کند.

مسکن ها: عبور یک سنگ کوچک با درد و ناراحتی همراه خواهد بود. پزشک در جهت تسکین دردهای متوسط، مسکن تجویز خواهد کرد به عنوان نمونه ایبوپروفن (ادویل، موترین و غیره)، استامینوفن (تیلنول و غیره) و یا ناپروکسن.

درمان سنگ های بزرگ و انواعی که منتهی به علائم و نشانه های شدید تر می شوند:

آن دسته از سنگ های کلیوی که با درمان های ساده و سنتی قابل درمان نیستند –یعنی بزرگتر از آن هستند که بتوانند به خودی خود دفع شوند و همچنین منجر به خون ریزی، آسیب کلیه و عفونت پیش رونده دستگاه ادراری شده اند – به درمان های تهاجمی نیاز دارند.

این نوع درمان ها و فرایند ها عبارتند از:

استفاده از امواج صوتی: در این فرایند سنگ شکنی از امواج صوتی به منظور تولید ارتعاشات قوی به نام امواج شوکی استفاده می کنند که سنگ را به تکه های بسیار ریزی خرد می کند که این خرده ها از طریق ادرار دفع می شوند. این فرایند صدای بلندی تولید می کند و با درد متوسطی نیز همراه است بنابراین برای راحتی بیشتر یا تحت بیهوشی خفیفی قرار می گیرید و یا از مسکن ها استفاده می کنند. نوع فرایند بسته به تجهیزات مورد استفاده متفاوت است.

سنگ شکنی از طریق امواج شوکی: ممکن است منجر به خونریزی از طریق ادرار، کبود شدگی در ناحیه کمر یا شکم و خون ریزی در اطراف کلیه و یا ارگان های مجاور شود. عبور خرده های سنگ از دستگاه ادراری نیز می تواند با درد و ناراحتی همراه باشد.

جراحی به منظور حذف سنگ های بزرگ: به منظور درآوردن سنگهای بزرگ، کلیه را باز می کنند در واقع از طریق جراحی برش کوچکی در ناحیه کمر بیمار ایجاد می کنند. زمانی از این نوع جراحی استفاده می شود که درمان از طریق امواج شوکی ناموفق بوده و یا سنگ موجود بسیار بزرگ باشد.

استفاده از یورتروسکوپ در حذف سنگ: در برخی موارد به منظور درمان سنگ کلیه از یورتروسکوپ استفاده می شود که وسیله ای برای مشاهده درون دستگاه ادراری است. بدین شکل که لوله مجهز به دوربین آندوسکوپ را از طریق مثانه به سمت حالب عبور می دهند و نهایتاً آن را به سمت سنگ حرکت می دهند. زمانیکه محل سنگ تعیین شد از طریق ابزار خاصی آن را به تکه های ریزی می شکنند تا از طریق ادرار دفع گردد.

جراحی غده پاراتیروئید: برخی از سنگ های کلسیمی به دلیل فعالیت بیش از حد غده پاراتیروئید ایجاد می شوند. غدد پاراتیروئید در ۴ گوشه غده تیروئید شما واقع هستند. زمانیکه این غدد بیش از حد هورمون پاراتیروئید ترشح کنند، سطوح کلسیم بدن افزایش می یابد و منتج به دفع مقادیر بالایی کلسیم از ادرار می گردد. یک تومور خوش خیم در یکی از ۴ غده پاراتیروئید می تواند منجر به ایجاد چنین شرایطی شود. معمولاً جراحان این نوع تومور ها و یا غدد پاراتیروئید را از طریق جراحی خارج می سازند.

درمان های سنتی:

درمان های سنتی (مانند ماساژ، داروهای گیاهی و…) نمی توانند سنگ کلیه را درمان کنند ولیکن زمانیکه در ترکیب با توصیه های پزشک مورد استفاده قرار گیرند در کاهش ریسک ابتلا به سنگهای کلیوی کمک کننده خواهند بود.

برخی منابع درمان های سنتی به شرح زیر را پیشنهاد کرده اند:

چای: نوشیدن روزانه یک فنجان چای سبز یا سیاه ریسک ابتلا به سنگ کلیه را کاهش می دهد . در یک مطالعه زنانی که بیشترین میزان چای سیاه را می نوشیدند ریسک سنگهای کلیوی در آنها کمتر بود . این مطالعه از دقت بالایی برخوردار نبود و تنها زنان را مورد بررسی قرار داده بود بنابراین مدارک و دلایل محکمی دال بر اثربخشی چای در کاهش ابتلا به سنگ کلیه در اختیارمان قرار نمی دهد . به هرجهت چای حاوی مقادیر بالایی اگزالات می باشد بنابراین چنانچه ادرار شما حاوی مقادیر بالایی اگزالات باشد پزشکتان شما را از نوشیدن چای منع خواهد کرد.

آب لیمو و آب پرتقال: از لحاظ تئوری، نوشیدن آب لیمو یا آب پرتقال می تواند ریسک سنگهای کلیوی را کاهش دهد. سطوح اسید سیتریک موجود در آب لیمو و آب پرتقال می تواند سطوح کلسیم موجود در ادرار را کاهش داده و منتهی به تشکیل کمتر سنگهای کلسیمی شود. ولیکن هیچ مطالعه ای این فرضیه را ثابت نکرده است.

چنانچه از نوشیدن آب طعم دار شده با لیمو و یا آب پرتقال لذت می برید، خواهید دید که با مصرف این مواد ریسک تشکیل سنگهای کلسیمی را در کلیه خود کاهش می دهید. به هرجهت شواهد کافی برای پیشنهاد کردن این فرضیه به همه افراد وجود ندارند.

تغییر شیوه زندگی

در صورت اجرای راهکارهای زیر خطر تشکیل سنگ کلیه را کاهش می دهید:

نوشیدن آب کافی در طول روز: آب زیادی در طول روز بنوشید. معمولاً پزشکان به افراد با سابقه سنگ کلیه مصرف آب زیاد و دفع ۲/۵ لیتر ادرار در روز را توصیه می کنند. پزشک از شما می خواهد که میزان برون دهی ادرار خود را اندازه گرفته تا مطمئن شوید مقدار کافی آب در روز دریافت می کنید. افرادی که در آب و هوای گرم و خشک زندگی می کنند و نیز آن دسته از افرادی که به طور مکرر ورزش می کنند، به آب دریافتی بیشتری نیاز دارند تا بتوانند مقدار ادرار کافی در طی روز داشته باشند.

استفاده از غذاهای غنی از اگزالات را محدود کنید: چنانچه بدن شما مستعد تشکیل سنگ های اگزالاتی باشد، پزشکتان اجتناب از غذاهای غنی از اگزالات را توصیه خواهد نمود. این مواد غذایی عبارتند از ریواس، چغندر، بامیه، سیب زمینی شیرین، چای، شکلات، محصولات سویا.

انتخاب رژیم غذایی کم نمک و محدود از نظر پروتئین حیوانی: مقدار نمک دریافتی خود را کاهش داده و غذاهایی با منابع پروتئین غیر حیوانی انتخاب کنید مانند آجیل و دانه های روغنی و یا حبوبات. از این طریق احتمال تشکیل سنگ کلیوی را کاهش می دهید.

به دریافت مواد غذایی غنی از کلسیم ادامه دهید ولیکن از دریافت مکمل کلسیم اجتناب کنید: کلسیم موجود در مواد غذایی اثری بر ریسک ابتلا به سنگهای کلیوی ندارد . به خوردن مواد غذایی غنی از کلسیم ادامه دهید مگراینکه پزشکتان توصیه ای غیر از این داشته باشد . پیش از دریافت مکمل کلسیم با پزشک خود مشورت کنید چراکه دریافت مکمل کلسیم با ریسک افزایش یافته سنگهای کلیوی مرتبط است . البته چنین ریسکی با دریافت مکمل همراه غذا کاهش می یابد .

پیشگیری از ابتلا به سنگ کلیه

-مصرف روزانه حدود ۳ لیتر مایعات و عمدتاً آب خالص

-اجتناب از مصرف شیر و فرآورده های لبنی در صورتی که سنگ کلیه از نوع کلسیمی ـ فسفری باشد.

-خودداری از شرایطی که با تعریق بیش از حد همراه است .

عواقب مورد انتظار در مورد سنگ کلیه

سنگ های بزرگ معمولاً در کلیه مانده و بدون علامتند، هرچند که می توانند به کلیه آسیب بزنند. سنگ های کوچک به آسانی همراه ادرار از طریق حالب دفع می گردند. سنگ های بین این دو اندازه که از طرفی قابلیت ورود به حالب را داشته و از طرف دیگر به اندازه کافی کوچک نیستند تا عبور آنها از حالب به آسانی صورت گیرد باعث ایجاد درد شدید می گردند. این سنگ ها معمولاً در طی چند روز دفع می گردند. چنانچه حرکت سنگ متوقف شده و باعث انسداد ادراری گردد، برای پیشگیری از آسیب بیشتر کلیه باید خارج گردد.

کولیک نوزادان

برخی نوزادان پس از به دنیا آمدن تا حدود ۳ تا ۵ ماهگی، گریه و بی قراری می‌کنند و این حالتشان ممکن است ساعت‌ها طول بکشد که این امر هم برای مادر و هم برای نوزاد بسیار دشوار می‌باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در مناطقی از جهان که در آن H. پیلوری و عوارض آن شایع است، پزشکان افراد سالم را نیز مورد غربالگری قرار می دهند. در مورد سودمندی شروع درمان قبل از بروز علائم عفونت، بین پزشکان اختلاف نظر وجود دارد.

اگر شما در مورد عفونت هلیکوباکتر پیلوری نگران هستید و یا فکر می کنید که در معرض خطر سرطان معده قرار دارید، حتماً با پزشک خود مشورت کنید. در این شرایط با موافقت و تصمیم یکدیگر می توانید از غربالگری H. پیلوری بهره مند شوید.

کولیک یک حالت خسته کننده است که با دوره های قابل پیش بینی کننده از ناراحتی های آزار دهنده در کودک سالم و خوب تغذیه شده مشخص می شود. کودک هایی که دچار دردهای کولیکی هستند بیشتر از ۳ ساعت در روز و سه روز در هفته و یا حتی بیشتر گریه می کنند. بنظر می رسد برای تسکین کودک در این حالات، هیچ اقدامی اثر ندارد.

کولیک هم برای کودک و هم برای مادر اذیت کننده است. اما نگران نباشید، چرا که عمر کولیک نسبتاً کوتاه است. طی چند هفته یا چند ماه، کولیک از بین رفته و شما اولین چالش بزرگ را پشت سر خواهید گذاشت.

نشانه ها

سر و صدا و گریه کردن برای نوزادان امری طبیعی است و کودک بهانه گیر الزاماً مبتلا به کولیک نیست. در سایر کودکان سالم و خوب تغذیه شده، نشانه های کولیک عبارتست از:

• دوره های قابل پیش بینی گریه. کودکی که کولیک دارد معمولاً در ساعات معینی در روز گریه می کنند که معمولاً در بعد از ظهر و غروب هاست. دوره های کولیک ممکن است از چند دقیقه تا حدود سه ساعت یا بیشتر به طول بیانجامد. کودک در دوره های درد کولیکی دچار حرکات روده ای و دفع گاز در اواخر دوره می شود.

• گریه شدید و تسکین ناپذیر. دردهای کولیکی شدید بوده و به نظر سخت می آید. ممکن است صورت کودک قرمز شود و آرام کردن وی اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سخت است.

• گریه هایی که بدون هیچ دلیل واضحی رخ می دهند. گریه کردن برای کودکان نرمال است. اما گریه کردن معمولاً به این معنی است که کودک به چیزی مثل غذا و یا تعویض پوشک نیاز دارد. گریه های مرتبط با دردهای کولیکی بدون هیچ دلیل مشخصی رخ می دهند.

• تغییر وضعیت. گرد کردن پاها رو به بالا، گره کردن مشت ها و سفت کردن عضلات شکم در دوره های کولیک شایع است.

کولیک بسیار شایع است. معمولاً چند هفته پس از تولد آغاز شده و تا ۳ ماهگی بهبود می یابد. در سن ۴ تا ۵ ماهگی، اکثر کودکان مبتلا به کولیک بهتر می شوند.

علت

علت کولیک نامشخص است. محققین دریافته اند که برخی موارد از جمله آلرژی ها، عدم تحمل لاکتوز، تغییر باکتری های نرمال سیستم گوارشی، سیستم گوارشی نارس، والدین مضطرب و تفاوت در روند تغذیه یا آرام سازی کودک می تواند در ایجاد کولیک نقش داشته باشد. با این حال هنوز مشخص نیست که چرا برخی کودکان کولیک دارند و برخی ندارند.

عوامل خطر

کودکانی که مادر آنها در طول بارداری یا پس از زایمان سیگار می کشد، در معرض خطر بالاتری برای دردهای کولیکی هستند.

تئوری های بسیاری در خصوص آنچه کودک را مستعد کولیک می کند وجود دارد اما هیچ کدام به اثبات نرسیده اند، از جمله:

• کولیک در اغلب کودکان اول و یا کودکان تغذیه شده با فرمولا دیده نمی شود.
• رژیم مادر شیرده اثری بر تحریک کولیک ندارد.
• تعداد مشابهی از پسران و دختران، بدون توجه به مرتبه تولد یا نحوه تغذیه آنها به کولیک مبتلا می شوند.

عوارض

• اگرچه کولیک کودک برای کل خانواده مشکل ساز است اما به نظر می رسد عواقب ماندگار خاصی نداشته باشد. رشد و تکامل کودکان مبتلا به کولیک نرمال است.

آمادگی برای ویزیت پزشک

زمانی که کودک را نزد پزشک می برید، بهتر است از قبل برای این جلسه آماده شوید. در اینجا اطلاعاتی جهت کمک به آمادگی برای حضور در این جلسه و آنچه می توانید از پزشک انتظار داشته باشید، آورده شده است.

آنچه می توانید انجام دهید:

برای آمادگی حضور در جلسه ملاقات با پزشک می توانید:

• دوره های گریه کودک خود را پیگیری نمایید. شامل زمان و چگونگی رخداد، مدت زمانی که گریه طول می کشد، و هر گونه مشاهده ای درخصوص رفتارهای کودک در قبل، حین و بعد گریه کردن.

• تمام اقداماتی که برای آرام کردن کودک انجام داده اید و نیز نتایج این اقدامات را یادداشت نمایید.

• رژیم کودک، برنامه تغذیه ای وی و کاهش یا افزایش وزن کودک را یادداشت کنید.

• تمام سؤالاتی که قرار است از متخصص اطفال بپرسید را یادداشت نمایید.

تهیه کردن لیست سؤالاتی را که می خواهید بپرسید به شما کمک می کند زمان بیشتری داشته باشد. برخی از سؤالات در مورد کولیک عبارتست از:

• آیا کودک من مبتلا به کولیک است و یا گریه های او دلیل دیگری دارد؟
• کولیک چه اثراتی بر رشد و تکامل کودک دارد؟
• آیا درمان مؤثری برای کولیک وجود دارد؟
• من و خانواده چگونه می توانیم بر این دوره های گریه غلبه کنیم؟
• آیا بروشور و یا برگه دیگری وجود دارد که با خود ببرم؟ کدام وب سایت ها را پیشنهاد می کنید؟

علاوه بر این سؤالات که پیش از جلسه ملاقات آماده کرده اید، سایر سؤالاتی که حین جلسه در ذهن شما ایجاد می شود را نیز بپرسید.

آنچه از پزشک انتظار می رود:

احتمالاً متخصص اطفال از شما چند سؤال می پرسد، از جمله:

• آیا می توانید دوره های معمول گریه کردن را توضیح دهید؟ چه زمانی رخ می دهد؟ چقدر طول می کشد؟ صدای گریه کودک شما چگونه است؟
• چه اقداماتی برای آرام کردن کودک انجام می دهید؟ نتیجه این اقدامات چگونه است؟
• آیا کودک با خوردن مشکل دارد؟
• چه چیزهایی به کودک خود می خورانید و چند وقت یکبار وی را تغذیه می کنید؟
• مدفوع کودک شما چگونه و چند وقت یکبار است؟
• آیا تا کنون کودک شما در زمان گریه دچار مشکلات تنفسی شده است؟
• چگونه با گریه های کودک مقابله می کنید؟ سایر اعضای خانواده چطور؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر گریه کودک ناشی از افتادن، جراحت یا بیماری باشد نیازمند اقدامات سریع پزشکی است.
با متخصص اطفال تماس بگیرید، اگر:

• در هنگام گریه کردن، پوست یا لبهای کودک کبود شده باشد.

• نگران گریه های کودک خود هستید به ویژه اگر تغییری در خوراک، خواب و رفتار وی احساس می کنید.

با بررسی روزانه زمان گریه کردن و مدت آن می توانید به متخصص اطفال کودک کمک نمایید. همچنین ثبت الگوی خواب و خوراک کودک کمک کننده است.

آزمایش های تشخیصی

• متخصص اطفال معاینات بالینی را برای علل ممکن استرس از جمله فشار دادن روده (انسداد روده) انجام می دهد. اگر کودک شما از سایر جنبه ها سالم باشد، ممکن است کولیک در کودک شما تشخیص داده شود.

• تست های آزمایشگاهی، اشعه ایکس و سایر تست های تشخیصی معمولاً مورد نیاز نیست اما در علل نامشخص، این تست ها به رد سایر علل کمک می کند.

درمان دارویی

کولیک معمولاً تا سه ماهگی خود به خود بهبود می یابد. متأسفانه، هیچ درمان تأیید شده ای که به تمام نوزادان کمک کند وجود ندارد. درمان هایی که مورد آزمایش قرار گرفته اند، عبارتند از:

• داروهای ضدنفخ. داروهای ضد نفخ، بدون نیاز به نسخه از جمله سیمتیکون احتمالاً اثر تسکینی زیادی بر علائم کودکان ندارد. این داروها بجز برای کودکانی که داروهای تیروئیدی مصرف می کنند، عموماً ایمن هستند.

• پروبیوتیک ها. پروبیوتیک ها موادی هستند که به حفظ تعادل طبیعی باکتری های مفید در دستگاه گوارش کمک می کنند. از آنجایی که کودکان دارای کولیک ممکن است عدم تعادل در باکتری های مفید داشته باشند، محققین سعی در جایگزینی برخی از این پروبیوتیک ها در مطالعات دارند. یکی از باکتری ها بنام لاکتوباسیلوس روتری به طور چشمگیری علائم کولیک را بهبود می بخشد اما نتایج مطالعات ضد و نقیض است. برخی مطالعات فواید و اثرات مثبتی نشان داده اند در حالیکه سایر مطالعات نتیجه ای نداشتند. بطور کلی شواهد کافی برای توصیه استفاده از پروبیوتیک ها برای درمان کولیک توسط متخصصین وجود ندارد.

پیش از خوراندن هر گونه دارو برای درمان کولیک با متخصص اطفال صحبت کنید.

درمان های خانگی و سبک زندگی

ممکن است متخصص اطفال قادر به درمان کولیک یا بهبود سریع تر آن نباشد، اما راه های بسیاری برای آرام کردن نوزاد وجود دارد.

نکاتی برای تغذیه کودک

اگر احساس می کنید کودک شما گرسنه است، برای تسکین و آرام کردن وی را شیر دهید. سایر استراتژی های تغذیه نیز می تواند کمک کننده باشد:

• در هنگام شیر خوردن، کودک را تا حد ممکن صاف نگه دارید. گاهی شیردهی را متوقف کرده و آروغ کودک را بگیرید. گاهی تغذیه کوتاه تر و با دفعات بیشتر کمک کننده است. اگر به کودکتان شیر می دهید، بهتر است اجازه دهید ابتدا کودک از یک پستان تغذیه کرده و پس از خالی شدن آن، از پستان دیگر کودک را تغذیه نمایید. این امر سبب می شود کودک از شیر آخر غنی و پرچربی که بالقوه سبب سیری بیشتری نسبت به شیر ابتدایی آبکی و سبک تر در ابتدای شیردهی می گردد، تغذیه شود.

• اگر شیرده هستید، به تغییرات رژیم خود توجه کنید. رژیم مادر شیرده احتمالاً نقشی در علائم کولیک نوزاد ندارد. با این حال، در خانواده هایی که سابقه آلرژی دارند، حذف آلرژن ها از رژیم غذایی مادر می تواند از غذاهای آلرژن ناشناخته برای کودک پرده بردارد. اگر به کودک خود شیر می دهید، ممکن است متخصص اطفال پیشنهاد کند، غذاهایی که به احتمال بیشتری آلرژی زایی دارند از جمله لبنیات، بادام زمینی، آجیل درختی، گندم، سویا، ماهی را به مدت دو هفته حذف نمایید تا پزشک بهبود علائم را پیگیری نماید. با این حال، پیش از تغییر رژیم غذایی ابتدا با متخصص اطفال کودکتان مشورت نمایید.

• فرمولای نوزادتان را تغییر دهید. همانند شیر مادر، فرمولا نیز احتمالاً عاملی برای علائم کولیک نیست. اما تغییر فرمولا به نوع فرمولای نوزادی هیدرولیزات می تواند مؤثر واقع شود اگر کودک به شیر گاو آلرژی و یا عدم تحمل به شیر داشته باشد. پروتئین های شیر کامل در این فرمولاها تجزیه شده اند که هضم آنها را راحت تر می کند. اگر آلرژی یا عدم تحمل مسئول علائم کودک شود، دو روز بعد از تغییر فرمولا پاسخ کودک مشخص می شود. اگر بهبودی حاصل نشد، همان فرمولای اولیه را استفاده نمایید چون فرمولای هیدرولیزات گران تر از فرمولای استاندارد است.

• تغییر شیشه. تنوع گسترده ای از شیشه و سرپستانک وجود دارد. سعی کنید از انواع مختلف شیشه و سرپستانک استفاده کنید تا بهترین نوع آن را برای کمک به تسکین علائم نوزاد بیابید. شیشه هایی که یکبار مصرف هستند و کیسه های قابل جمع شدن می توانند مقدار هوای بلعیده شده را در کودک کاهش دهند.

راه هایی برای تسکین دادن نوزاد

برای تسکین دادن گریه کودک، می توانید:

• از پستانک استفاده کنید. مکیدن برای بسیاری از کودکان، آرام بخش است. حتی اگر به کودک خود شیر داده اید باز هم می توانید برای آرام کردن کودک از پستانک استفاده نمایید.

• کودک را بغل کنید. بغل کردن به برخی از کودکان کمک می کند. برخی کودکان زمانی که در آغوش گرفته می شوند و در ملحفه سبک پیچانده می شوند، آرام می گیرند. برای اینکه به خود استراحتی داده باشید، می توانید از تاب یا سایر حامل های کودک استفاده نمایید. نگران لوس شدن کودک خود با زیادی در آغوش گرفتن وی نباشید.

• کودک را در حرکت نگه دارید. کودک را در آغوش یا تاب به آرامی تکان دهید. در خصوص انتخاب تاب مناسب برای سن کودک دقت نمایید. کودک را روی پاهای خود بخوابانید و پاهای خود را به آرامی تکان دهید. با کودک خود راه بروید یا او را در ماشین گذاشته و بیرون ببرید. از صندلی های تکانه ای برای نوزاد خود استفاده کنید.

• برای کودک خود آواز بخوانید. تون صدای آرام می تواند به کودک آرامش ببخشد. حتی اگر لالایی گفتن نیز گریه کودک را متوقف نکرد، می تواند شما را آرام کند. موسیقی های ضبط شده نیز کمک کننده هستند.

• صداهای زمینه را بلند کنید. برخی کودکان زمانی که صدای زمینه ای یکنواختی را می شنوند، کمتر گریه می کنند. زمانی که کودک را بغل کرده یا تکان می دهید صدای ممتد شبیه «هیش» بگویید. هود آشپزخانه یا فن حمام را روشن کنید، یا یک سی دی یا نوار از صداهای محیط مثل امواج اقیانوس، باران یا آبشار و یا ضربان قلب انسان بگذارید. گاهی صدای تیک تیک ساعت هم کمک کننده است.

• از گرما یا لمس ملایم استفاده کنید. کودک را به حمام آب گرم ببرید. به آرامی شکم کودک را ماساژ دهید.

• کودک را به حال خویش بگذارید. اگر هیچ اقدامی کمک کننده نبود، کودک را به مدت ۱۰ دقیقه در گهواره قرار دهید.

زمانی که هیچ چیزی به ذهنتان نمی رسد

گاهی به هیچ روشی قادر به آرام کردن گریه کودک خود نیستید. آنچه در یک روز کودک را آرام می کند ممکن است در روز دیگری وی را خشمگین سازد. اگر اعصابتان بهم ریخت، بیاد داشته باشید:

• هیچ گاه کودک را بطور شدید تکان ندهید. اگر از گریه های کودک خود خسته شدید، کودک را به یک فرد بزرگسال قابل اعتماد دیگری بسپارید. اگر با کودک تنها هستید، او را در مکان امنی مانند اتاقش قرار دهید.

• شخص دیگری از کودک مراقبت کند تا شما استراحت کنید. گوش کردن به صدای گریه کودک به مدت طولانی استرس زاست لذا زمانی برای استراحت خود قرار دهید. از قبل زمانی را برای شخص دیگری که قرار است از کودک مراقبت کند، تعیین کنید و چند لحظه ای را برای خودتان وقت بگذارید.

پزشکی جایگزین

برخی والدین گزارش کرده اند که گریه کودکانشان با این قبیل کارها آرام می شود:

• چای های گیاهی
• درمان های گیاهی مثل روغن رازیانه
• درمان های هومئوپاتی
• آب قند
• مخلوط آب و گیاهان دارویی
• ماساژ درمانی
• کایروپرکیتک یا کاردرمانی
• طب سوزنی

اما، هیچ درمان جایگزینی برای درمان کولیک تأیید نشده است. حتی برخی درمان ها می توانند خطرناک باشند.

محصولات گیاهی و مکمل ها در همان مسیر اثر دارو، تنظیم نمی شوند. این مواد حاوی مقادیر متفاوتی از ترکیبات مختلف هستند و یا اینکه آلودگی دارند.

برخی درمان های هومئوپاتی حاوی مقادیر کمی از مواد بالقوه سمی اند. حتی برخی که به نظر بی خطر هستند، مثل آب قند، در صورتی که در روند صحیح تغذیه کودک اختلال ایجاد کنند، می توانند مشکلاتی بوجود آورند.

پیش از امتحان کردن درمان های جایگزین با متخصص اطفال خود برای یافتن راه بی خطر و ایمن مشورت نمایید.

پیشگیری

مراقبت از کودک مبتلا به کولیک حتی برای والدین با تجربه، می تواند خسته کننده و استرس زا باشد. بیاد داشته باشید باید از خودتان نیز مراقبت کنید. این پیشنهادات می تواند کمک کننده باشد:

• استراحت کنید. زمانی که هر آنچه می توانید انجام دادید، از همسر یا شخص دیگری بخواهید تا از کودک مراقبت کند. از افرادی مثل دوستان یا همسایه ها که داوطلب نگهداری از کودک هستند، کمک بگیرید. حتی اختصاص یک ساعت زمان برای خودتان هم می تواند به شما نیروی تازه ببخشد.

• احساسات خود را بیان کنید. احساس ناتوانی، ناامیدی، گناه یا عصبانیت در این زمان برای والدین طبیعی است. با همسر یا یک شنونده خوب دیگر صحبت کنید.

• مثبت بیاندیشید. موفقیت خود را به عنوان والد با میزان گریه کودک نسنجید. کولیک نتیجه عملکرد ضعیف والدین نیست.

• از خودتان نیز مراقبت کنید. غذاهای سالم بخورید. زمانی را برای ورزش کردن مثل پیاده روی اختصاص دهید. اگر می توانید زمانی را که کودک خواب است، بخوابید. از مصرف دارو و الکل پرهیز نمایید.

• بیاد داشته باشید این امر موقتی است. دوره های کولیک معمولاً در سه ماهگی بهبود می یابد. بهتر است محدودیت های خود را بشناسید. اگر گریه کودک سبب می شود کنترل خود را از دست بدهید، وی را در مکانی امن مانند گهواره اش قرار داده و به اتاق دیگری بروید. اگر ضروری است با پزشک، سرویس مداخلات ضروری محلی یا سرویس سلامت روان، تماس گرفته تا برای حمایت های بیشتر به شما کمک کنند.

این پیشنهادات نه تنها برای والدین بلکه برای تمام افرادی که از کودک نگهداری می کنند بکار می آید.

روش‌های رفع قولنج نوزادان

۱- به مادران عزیز توصیه می‌شود حتی المقدور از شیر خودشان جهت تغذیه نوزادشان استفاده کنند. نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌شوند (روش صحیح شیر دادن)، در مقایسه با نوزادانی که از شیشه شیر استفاده می‌کنند، کمتر به کولیک مبتلا می‌شوند. اگرچه درصدی از نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌شوند، نیز مبتلا به کولیک هستند.

۲- اگرچه یافتن علت دقیق کولیک نوزادان سخت به نظر می‌رسد، اما عواملی وجود دارد که شانس ابتلا به کولیک را افزایش می‌دهد، مثلا اگر بی‌قراری‌ها و گریه‌های نوزاد حدودا ۴۵ دقیقه پس از شیرخوردن ایجاد شود، به احتمال زیاد، علت آن ناسازگاری شیر گاو با نوزاد می‌باشد.

شیر گاوی که در رژیم غذایی مادر مصرف می‌شود و یا در تغذیه نوزاد وجود دارد، زیرا نفخ ناشی از شیر گاو به راحتی در این دسته از نوزادان بر طرف نمی شود و ایجاد ناراحتی و کولیک می‌کند.

۳- عادت کنید به نوزاد خود هر بار مقدار کمی شیر بدهید، اما دفعات شیردهی خود را افزایش دهید (یعنی حجم کمی از شیر در دفعات زیاد). برخی پزشکان معتقدند که حجم زیاد شیر و یا مایعات در معده نوزاد، سبب ایجاد ناراحتی و کولیک می‌شود.

پس از هر بار شیر دادن به نوزاد خود، او را روی شانه خودتان قرار دهید و پشت نوزاد را به آرامی‌ بمالید تا آروغ بزند و هر گونه هوای اضافی از معده او خارج شود.

۴- به مادرانی که نوزاد مبتلا به کولیک دارند، توصیه می‌شود تا موقع شیر دادن به نوزاد خود، همیشه او را در حالت نیمه خوابیده (حالتی بین نشسته و خوابیده) قرار دهند. این حالت ناراحتی او را پس از شیر خوردن کمتر می‌کند.

۵- به مادران عزیز توصیه می‌شود تا پس از شیر خوردن نوزاد، حتما باد گلوی نوزاد را بگیرند. گرفتن آروغ نوزاد، صرف نظر از مدت زمانی که او شیر خورده است، به کاهش ناراحتی ناشی از کولیک او کمک می‌کند. پس از هر بار شیر دادن به نوزاد خود، او را روی شانه خودتان قرار دهید و پشت نوزاد را به آرامی‌ بمالید تا آروغ بزند و هر گونه هوای اضافی از معده او خارج شود.

۶- هنگامی‌ که نشسته‌اید می‌توانید نوزادتان را روی زانوهای خود قرار دهید، طوری که شکم نوزاد روی پاهای شما قرار بگیرد. در این حالت پاهای خود را به آرامی‌ بالا و پایین ببرید تا درد نوزاد کاهش یابد.

۷- می‌توانید با انجام حرکاتی روی پاهای نوزاد، دردهای او را کاهش دهید. به این صورت که نوزاد را به پشت بخوابانید و پاهای او را به آرامی‌ بگیرید و به سمت شکم او خم کنید. این حرکات سبب می‌شود تا شکم نوزاد شل شود و دردهایش تسکین پیدا کند.

۸- استفاده از درمان‌های خانگی برای درمان کولیک نوزادان توصیه می‌شود؛ البته این نوع درمان‌ها باید تحت نظر پزشک باشد. از پزشک بخواهید تا به جای تجویز داروهای شیمیایی، داروهای گیاهی برای نوزادتان تجویز کند، مثلا استفاده از عرق نعنای پاستوریزه و یا دمنوش نعنا می‌تواند تسکین دهنده مناسبی برای کولیک نوزاد باشد.

استفاده از عرق رازیانه پاستوریزه رقیق شده و یا دم کرده زنجبیل نیز توصیه می‌شود. چند قطره از این گیاهان دارویی را در شیشه شیر نوزاد بریزید و به او بدهید.

۹- خوشبختانه درد و ناراحتی نوزاد به علت کولیک، پس از چند ماه (حداکثر پنج ماه) از بین می‌رود و با بزرگ شدن نوزاد و تکامل دستگاه گوارشی او، این مشکل بهبود می‌یابد.

۱۰- گرم کردن موضعی مثل گذاشتن حوله یا پارچه گرم روی شکم نوزاد نیز روش موثری در کاهش نفخ و دل پیچه کودک است.

۱۱- موقع شیر دادن به نوزاد (اگر از شیر مادر تغذیه می‌کند) سعی کنید یک سینه به طور کامل تخلیه شود. از خارج کردن سینه از دهان نوزاد در حین شیر دادن به او اجتناب کنید، زیرا هوای اضافی وارد معده نوزاد می‌شود و سبب نفخ معده او می‌شود.

۱۲- مادر باید رژیم غذایی خاصی را در پیش بگیرد. از مصرف برخی مواد غذایی مانند شیر گاو، غذاهای ادویه دار و مواد کافئین دار باید اجتناب کنید.

موقع بیقراری کودک، او را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

چند توصیه

– موقع بیقراری نوزاد برایش شعر یا لالایی بخوانید و سعی کنید با حفظ خونسردی خود، نوزاد را آرام کنید.

– به کودک خود پستانک بدهید. گاهی اوقات مکیدن می‌تواند به کودک آرامش دهد.

– کودک خود را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

– کودک خود را به شکم، روی زانوهایتان یا داخل وان آب گرم قرار دهید. در این حالت با نوازش یا مالیدن پشت کودک می‌توانید به کاهش فشار معده او کمک کنید.

– شکم کودک را روزی یک بار با روغن زیتون به آرامی‌ماساژ دهید.

– به مدت ۲ تا ۳ شب، قبل از خواب، بالا تنه نوزاد (شکم، قفسه سینه، سرشانه‌ها و تمام ناحیه پشت) را به خوبی با روغن کرچک ماساژ دهید، به نحوی که روغن، جذب پوست شود. سپس کودک را به حالتی مانند قنداق کردن کاملا ببندید و به خصوص مواظب باشید که در معرض باد و سرما قرار نگیرد.

– روزی ۱ تا ۲ بار زیر ناف نوزاد را با روغن کرچک به خوبی ماساژ دهید.

برگه‌ی بعد »