چگونه می توان تیک های عصبی را درمان کرد؟

” تیک ” یا پرش ناگهانی، سریع، غیرارادی، متناوب و تکراری یک عضله، مشکلی با ریشه‌های عصبی است. البته تیک ممکن است در یک یا چند دسته از عضلات یا یک عضو بدن ظاهر شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بعضی‌ این نوع تیک‌ها را با گازگرفتن لب‌ها، کشیدن انگشتان یا حرکات غیرارادی دست‌ها، شانه‌ها یا پاها بروز می‌دهند حتی در برخی موارد حرکاتی غیرارادی در چهره یک فرد اتفاق می‌افتد که برای دیگران خنده‌دار است، بدون آن که بدانند واکنش آنها به تداوم این تیک‌های عصبی در شخص منجر می‌شود.

روان‌شناسان می‌گویند تیک عصبی بیشتر در صورت، گردن و سر ظاهر می‌شود و پرش پلک‌ها از شایع‌ترین نوع تیک‌های عصبی است، اما گاهی این پرش‌های ظریف که در پلک تحتانی و فوقانی احساس می‌شود، توسط دیگر افراد قابل مشاهده نیست. به هر حال تیک، نمایانگر نوعی تخلیه روانی و نشانه ناراحتی‌های عصبی است.

چند علت عمده برای پرش‌های ظریف عضلانی صورت شناخته شده است که می‌توان خستگی زیاد، استرس و کمبود کلسیم را از جمله آنها دانست.

حتی استرس موجب اختلالات جسمی چون ضربان قلب، اختلال در تنفس و گوارش و احساس دردهای استخوانی و جسمی می‌شود.

مرگ عزیزان، ستیزه و جدایی در کانون خانواده، ترس از بیکاری، نداشتن امکانات مناسب اجتماعی، شهرنشینی و سکونت در محلات پرجمعیت و ترافیک سنگین در راه خانه و محیط کار، همگی از عوامل استرس‌زا به حساب می‌آید.

تخمین زده می‌‌شود بین ۵ تا ۲۵ درصد کودکان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیک را تجربه می ‌کنند.تیک‌‌ها حرکات غیرطبیعی ناگهانی، مکرر، سریع و هماهنگی هستند که معمولاً به راحتی قابل تقلید هستند. تیک های عصبی در کودکی بسیار شایع‌اند و معمولا پس از یک ‌سال (‌اغلب طی چند هفته) خود به‌ خود بهبود می ‌یابند و عمدتا نیاز به درمان ندارند.

حرکات به‌ صورتی مشابه مکرراً رخ می‌‌دهند و بیمار قادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی کوتاه آنها را مهار کند، اما این امر ممکن است سبب اضطراب بیمار شود.تیک‌ها در نتیجه فشار روانی تشدید می‌شوند و حین فعالیت‌های ارادی و تمرکز فکری کاهش یافته و در خواب از بین می‌روند.

تیک‌ های حرکتی معمول که اغلب در حدود ۵/۳‌سالگی شروع می ‌شوند ،به کودکان کمک می‌ کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. ۷۵ درصد از کودکان،

این نوع تیک را در عرض ۶ ماه پشت سر می ‌گذارند. اگر کودک شما گرفتار تیک شد، بهترین راه، نادیده گرفتن آن است. هیچ گاه او را سرزنش نکرده و یا تنبیه نکنید. شما می ‌توانید برای جلوگیری از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روش ‌های پیشگیرانه،

به کودکان تان کمک کنید، ولی تیک ‌های گذرا نباید در برنامه کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرد. تیک‌ های مزمن: اگر تیک بیش از ۱۲ماه ادامه یابد، تیک مزمن محسوب می‌ شود. تیک‌ های مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آن ها بیش از حد و بسیار شدید است.

این تیک ‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌ های دوره‌ای هستند و غالباً شدت آن ها ماه به ماه، روز به روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر می ‌کند. در حقیقت رفتار تیکی ممکن است برای هفته‌ ها یا ماه‌ها کاملاً محو، اما دوباره ظاهر شود. ممکن است در هر سنی پدیدار شوند،

اما اغلب در کودکی شروع می‌ شوند. درمان در اکثر موارد لازم نیست. باید به بیمار توضیح داد که این اختلال اهمیتی ندارد. تیک‌ های ساده یا متعدد مداوم: معمولا از کودکی یا نوجوانی و قبل از ۱۵‌سالگی آغاز می ‌شود. در بسیاری از موارد تیک ‌های موردی روی می ‌دهد،

اما بهبود کامل در خاتمه نوجوانی رخ می‌ دهد. سندرم تیک‌ های حرکتی و صوتی متعدد مزمن: این سندرم به نام پزشک فرانسوی ‌ای که نخستین بار این بیماری را توصیف کرد، “سندرم ژیل دولا توره” نامیده می ‌شود. این اختلال معمولا همراه با تحریک ‌پذیری و وسواس است که می ‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود .

درمان تیک

معمولا هدف از درمان تیک، قطع کامل آن نیست، چون چنین شرایطی ممکن است عملی نباشد. بنابراین هدف این است که با وجود چنین حرکات و تیک‌هایی، فرد زندگی و عملکرد نرمالی داشته و زندگی‌اش مختل نشود.

علاوه بر دارو درمانی برای بهبود تیک‌ها، روان درمانی نیز بسیار مهم و قابل توجه است. به این معنی که خانواده و خود فرد باید آموزش‌های لازم را در این زمینه کسب کنند تا مشکلات‌شان به حداقل برسد.

درباره تیک‌های خفیف که اختلالی در کارکرد فرد ایجاد نمی‌کند، فقط لازم است بیمار را کنترل کنیم و مراقبش باشیم که اگر تیک شدت یافت، درمان را آغاز کنیم.

بروز اختلال در تعاملات اجتماعی، ناراحتی یا درد فیزیکی و ایجاد اختلال در جنبه‌های مختلف زندگی مانند شغل و تحصیل فرد از مواردی است که به درمان نیاز دارد و نباید فراموش کنیم اولین قدم در درمان تیک، آموزش بیمار، اعضای خانواده و کسانی است که با او در ارتباط هستند.

هدف از درمان، حذف کامل تیک‌ها نیست، بلکه می‌خواهیم احساس ناراحتی فرد کاهش یابد و تیک‌ها نیز تا حدی کنترل شود که تداخلی در زندگی فرد ایجاد نکند.

کاهش استرس، درمان بیماری‌های همراه با تیک مانند بیش‌فعالی و وسواس در درمان علائم تیک موثر هستند. همچنین در مواردی که عملکرد فرد به علت بروز تیک عصبی مختل شود، درمان دارویی صورت می‌گیرد

درمان بواسیر چگونه است؟

بواسیر ممکن است سال ها وجود داشته باشد اما تنها با وقوع خونریزی بدان پی برده شود. علائم بیماری بواسیر چیست؟ خونریزی . امکان دارد خون قرمز روش به صورت رگه هایی در اجابت مزاج دیده شود یا به دنبال اجابت مزاج ، خون به مقدار کم و به مدت کوتاهی چکه کند.درد، خارش یا ترشح مخاطی پس از اجابت مزاج وجود یک برجستگی در مقعد احساس این که پس از اجابت مزاج ، راست روده به طور کامل تخلیه نشده باشد (این حالت تنها در مورد بواسیر بزرگ دیده می شود). التهاب و تورم راههای درمان بواسیر ناحیه عفونی را به مدت ۱۵ دقیقه،هر روز سه بار، در آب گرم خیس کنید. با حوله نرم و یا سشوار، آرام خشک کنید. تورم و خارش را با کیسه های یخ کاهش دهید. اگر این کار جواب نداد، شاید کیسه های آب داغ جواب بدهند. سرکه سیب تورم و خارش ناشی از بواسیر داخلی و بیرونی را کاهش می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بهتر است از سرکه سیب خالص و غیر پاستوریزه استفاده کنید، چرا که قوی تر هستند. در بواسیر بیرونی، ابتدا ناحیه عفونی را به آرامی تمیز کنید. کمی از سرکه سیبرا به پارچه کتان بمالید و روی ناحیه بمالید. شاید اول کار احساس سوزش شدیدی داشته باشید که پس از مدتی رفع می گردد.

این کار را چند بار در روز انجام دهید تا تورم کاهش بیابد. در بواسیر داخلی، یک قاشق چای خوری سرکه را قورت داده و روی آن یک لیوان آب بخورید. حداقل دوبار این کار را انجام دهید. حتما بعد از خوردن سرکه آب بخورید تا اسید معده متعادل شود. می توانید کمی عسل اضافه کنید تا طعم سرکه را بتوانید تحمل کنید.

زیاد آب بخورید. حداقل روزی ۶ لیوان آب بخورید. الکل تاثیری منفی دارد. اگر از مکمل استفاده می کنید، حداقل ۸ لیوان آب بخورید. در فصول گرم، لباس تنگ نپوشید. لباس تنگ باعث تعریق شده و خارش و التهاب را سبب می شود. پارچه های نایلونی، از آنجایی که تعریق را زیاد می کنند،

برای پوست ضرر دارند درمان طبیعی بواسیر و مواد غذایی مفید برای بواسیر: درمان علل اصلی یبوست تنها راه رهایی از این مشکل میباشد. درابتدا تمام مسیر گوارشی برای چندین روز باید استراحت کنند تاروده پاک شود. بدین منظور بیمار باید خورن میوه را حداقل تا شش روز ادامه دهد پس از آن ممکن است از غذاهای طبیعی برای راحت مدفوع کردن استفاده نماید.

درمان بواسیر با انجیر خشک چند انجیر خشک را با آب گرم بشویید وشب آن را خیس نمایید. صبح انجیر وآبی که انجیر در آن خیس خورده را میل نمایید.خوردنانجیر هنگام عصر نیز مفید میباشد. خوردن انجیر زمانی اثر گذار است که چندین هفته خوردن آن را ادامه دهید. دانه های ریز انجیر باعث تحریک روده وحرکت مدفوع میشود .

درمانهای خانگی باعث کاهش فشار درقسمت مقعد و کاهش میزان بواسیر میشود. برای رهایی یافتن از این بیماری باید از مبتلاشدن به یبوست جلوگیری نمایید . درمان بواسیر با تربچه مخلوط صد میلی گرم از تربچه رنده شده ویک قاشق عسل ویا نوشیدن آب این سبزی دو بار درروز درحدود ۶۰ الی ۹۰ میلی گرم دردرمان بیماری مفید میباشد.

این روش درمانی میتواند به شکل داروی خارجی نیز استعمال شود . تربچه سفید را باشیر ترکیب نمایید تابه شکل خمیر درآید استفاده آن درمحل درد باعث کاهش یافتن ورم ودرد میشود. درمان بواسیر با شلغم آب برگ آن باید گرفته شود و ۱۵۰ میلی گرم باید به بیمارداده شود و زمانیکه آب آنرا مصرف میکنید

خوردن میوه های خام و سبزیجات ضروری میباشد. برای بدست آوردن نتیجه بهتر، آب برگ شلغم را به اندازه یکسان با آب شاهی واسفناج و هویج مخلوط نمایید. درمان بواسیر با خوردن کدو سه قاشق چایخوری آب برگ کدو را با یک لیوان شیر بدون چربی مخلوط نموده وهرروز صبح مصرف نمایید وخمیر ریشه گیاه را نیز برای بدست اوردن نتیجه بهتر میتوانید استفاده کنید.

سندرم میلودیسپلاستیک MDS

MDS یک نوع نارسایی مغز استخوان میباشد که در اون یکی از پیش ساخت های خونی (گلبول قرمز-سفید-پلاکت) به صورت کم وناقص تولید می شوند. خود بیماری طبق سازمان های جهانی به چند نوع تقسیم میشود که بعدا راجع به کلاس بندی بیماری مفصل بحث خواهیم کرد. و اطلاعاتی همراه با نرم افزار محاسبه نوع MDS در اختیارتون میذارم.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، MDS در مردان بیشتر از زنان است و نسبت آن ۴٫۵ مرد به ۲ زن در ۱۰۰۰۰۰ مورد میباشد. ۸۶ درصد بیماران بالای ۶۰ سال سن دارند و میانگین سنی مبتلایان ۷۳ سال میباشد. شایان ذکر است در سنین پایین هم اتفاق می افتد.در ۳۰ درصد از مبتلایان MDS به AML یا سرطان خون تبدیل شده است.چه چیزی باعث بیماری می شود؟؟علت های مختلفی دارد که گفته می شود تشعشعات رادیو اکتیو و بنزن و حتی سیگار و یا چند سال شیمی درمانی میتواند باشد .در تصویر زیر سمت راست مغز استخوان طبیعی و سمت چپ مغز استخوان با MDS را میبینید.

سندرم میلودیسپلاستیک (Myelodysplastic Syndromes – MDS) ناهنجاری در تقسیم سلول بنیادی خون بوده از نظر کمی و کیفی در نقصان تولید سلول‌های خونی نقش دارد. MDS در کم‌خونی‌ای که نیاز به تزریق خون مزمن داشته باشد دیده می‌شود. در بیشتر مواقع به دلیل افزایش نارسایی مغز استخوان هر یک از سلول‌های خونی گویچه سرخ، گویچه سفید و یا پلاکت دچار کاهش تولید می‌شوند.

سندرم های میلودیسپلاستیک،ناهنجاری کلونال استم سل خونی است. به طور معمول در این بیماری ها پانسیتوپنی محیطی (pancytopenia) و مغز استخوان هایپرسلولی (hypercellular) آشکار است.به طور کلی علت این بیماری ها را به علت اپوپتوز (apoptosis) سلول های مغز استخوان میدانند که باعث خون سازی غیر موثر (ineffective hematopoiesis) می شود . به طورمعمول ، بررسی مورفولوژی مغزاستخوان نشان دهنده دیسپلازی در هر سه رده و ضایعات مولکولی در pluripotent hematopoietic precursors (سلول پیشتاز)است که  رده میولوئیدی ، مونوسیتی ، اریتروئیدی و مگاکاریوسیتی را تحت تاثیر قرار می دهد . این سندروم ها حساسیت زیادی برای پیشرفت بهسوی AML دارند و اغلب بیماران نسبت به درمان های فعلی و در دسترس مقاوم هستند . تحقیقات جدید این نظریه را پیشنهاد می کند که یک فرایند چند مرحله ای  در ژن های کنترل کننده چرخه سلولی ابنرمال ، گیرنده های فاکتور رشد، مولکول های RAS و عوامل رونویسی در این سندروم ها دخیل هستند. بسیاری از اختلالات کروموزومی در MDS شامل حذف در کروموزوم های ۵ و ۷ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و یا ۲۰ است . این اطلاعات نشان دهنده این است  که ژن های مربوط به تومور ساپرس ها نقش بسزایی را در MDS  بازی می کنند .

اگر شما مدل مولکولی ژنتیکی AML امروزی  را در نظر بگیرید در معرفی MDS به نکات خوبی خواهیم رسید . به طور اساسی AML بر اساس دو نوع کلاس جهش است که باعث افزایش AML می شود . در کلاس یک جهش ، سیگنال پرولیفراتیو (proliferative ) و / یا سیگنال بقا را به سوی سلول پیشتاز(hematopoietic progenitors) میفرستد .این عمل باعث جهش نقطه ای در رسپتور تیروزین کیناز مانند FLT3 و c-KIT می شود .جهش های کلاس ۲ ، فاکتور های رونویسی سلول بنیادی را هدف میگیرند که اولین مشکل ، مشکل در تمایز و اختلال بعدی مشکل در آپوپوتز هست . این مدل را میتوان برای MDS هایی که داری ترانس لوکیشین یکسانی هستند ،  هم تعمیم داد اگر چه بعید میرسد که به طور کلی اینکار را کرد .

علت :

اکثریت قریب به اتفاق موارد  MDS این است که هنوز علت خاصی برای آنهاتعریف نکرده اند و ناشناخته است . مطالعات اپیدمیولوژیک گزارش می دهد که ارتباط ضعیفی بین سیگار کشیدن و MDS ، در معرض نفت قرار گرفتن ، حلال های آلی، کود ها و آرسنیک و تالیوم وجود دارد. جهش ژن به ارث رسیده مانند (AML1 and NF1) برای عده ای از افراد ممکن است باعث ایجاد سندروم کند. مطالعات در مدل چند شکل ژنی (polymorphic gene variants) درحال پیشرفت است  ولی هنوز هیچ ارگانی گزارشی رسمی ارائه نکرده است . بعضی از موارد MDS مربوط به شیمی درمانی های قبلی است به خصوص مواد آلکالینی و یا بازدارنده های توپوایزومراز (topoisomerase inhibitors) که باعث ایجاد MDS ثانویه می شوند . علاوه بر موارد فوق MDS متعاقب پیوند مغز استخوان هم دیده می شود برای نمونه : پیوند مغز استخوان همولوگ برای لنفومهای غیر هوچکینی

طبقه بندی و تشخیص:

طبقه بندی وتشخصی موارد MDS عمدتا از طریق معاینه مورفولوژیکی مغز استخوان و خون به دست میآید . کاریوتایپ (karyotype) هم اطلاعات خوبی در مرحله پیش  آگاهی به ما می دهد .درحال حاضر تشخیص مولکولی برای شناسایی MDS به طور روتین استفاده نمیشود اگر چه تکنولوژی cDNA microarray در آینده ممکن است کمک بسیار زیادی کند .

دسته بندی French–American–British (FAB برای MDS در سال ۱۹۸۲ انتشار یافت. این دسته بندی در سال های اخیر مورد انتقاد قرار گرفت که برای این عرصه مفید واقع شد و حداقل ان این بود که به پزشکان اجازه دهد که در مورد این سندروم ها بحث کنند و نشان دهند که MDS گروهی از ناهنجاری های هتروژنوسی است و  آنها را با هم مقایسه کنند هر چند که امروزه هم متخصصان هماتولوژی به طور وسیع این کار شناسایی را بر عهده دارند نه پزشکان .

در دسته بندی FAB پنج زیر گروه وجود دارد که توسط خون محیطی و مغز استخوان دسته بندی شده اند :

refractory anemia (RA)
 refractory anemia with ringed sideroblasts (RARS)
 refractory anemia with excess blasts (RAEB)
 refractory anemia with excess blasts in transformation
(RAEB-T)
 chronic myelomonocytic leukemia (CMML).

در سال ۱۹۹۹ سازمان بهداشت جهانی WHO دسته بندی جدید و تازه  ای را گزارش داد . RA و RARS به عنوان دیسپلازی فقط در رده اریتروئیدی معرفی شد . RAEB هم به دو نوع RAEBI با ۵ تا ۱۰درصد بلاست و RAEBII  با ۱۰ تا ۲۰ درصد بلاست تقسیم بندی شد . سه گروه جدید refractory cytopenia با دیسپلازی همه رده ها ، سندروم دلیشن (۵q) و MDS های غیر طبقه بندی شده هم به دسته بندی اضافه شد . RAEB-T به علت شباهت به AML از رده بندی خارج شد و CMML امروزه قسمتی از بیماری های myelodysplastic/myeloproliferative است .علاوه بر اینها سازمان IPSS ، هم دسته بندی بر اساس درصد بلاست در مغز استخوان ، ویژگی های سیتوژنتیک و سایتوپنیس ایجادو معرفی کرد که بر اساس درصد خطر و ریسک MDS هم می توان ان را بیان کرد . همه این دسته بندی ها نوعی دارای مشکل هستند و باید در آینده منتظر دسته بندی های جدیدی باشیم

بی‌اشتهایی عصبی

بی‌اشتهایی عصبی، یک اختلال تغذیه‌ای است که باعث می‌شود افراد در مورد وزن خود و غذایی که می‌خورند، وسواس فکری داشته باشند. افراد مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی، سعی و کوشش فراوانی در جهت نگهداری وزنشان در محدوده خیلی پایین‌تر از میزانی که نسبت به سن و قدشان طبیعی است، می‌کنند. جهت جلوگیری از افزایش وزن و یا به منظور ادامه کاهش وزن، افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، ممکن است گرسنگی زیادی تحمل کنند و یا به حد افراط ورزش نمایند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در حقیقت بی‌اشتهایی عصبی، مشکلی عمده در خصوص غذا نیست، بلکه روشی ناسالم جهت تلاش و کوشش در غلبه بر مشکلات احساسی است. وقتی شما مبتلا به این عارضه هستید، اغلب لاغری را با ارزش‌های فردی یکسان فرض می‌کنید.

غلبه‌ یافتن بر بی‌اشتهایی عصبی می‌تواند بسیار دشوار باشد. اما با درمان، شما می‌توانید حس بهتری از خود به دست آورید، به عادات غذایی سالم‌تر برگشته و بسیاری از عوارض جدی مربوط به بی‌اشتهایی عصبی را در خود از بین ببرید.

نشانه ها

بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، بیشتر وزن خود را از طریق محدودیت شدید مقدار غذایی که می‌خورند، از دست می‌دهند. همچنین این احتمال وجود دارد که آنها سعی در کاهش وزن خود با انجام ورزش و فعالیت شدید بدنی داشته باشند. برخی دیگر از مبتلایان به این عارضه، مشابه حالتی که در بیماری بولیمیا شایع می‌باشد، در خوردن زیاده‌روی کرده، سپس آن را بیرون می‌آورند. آنها کالری دریافتی خود را با انجام عمل استفراغ بعد از غذاخوردن و یا با استفاده غیرصحیح از مسهل‌ها و دیورتیک‌ها کنترل می‌نمایند.

صرف نظر از اینکه این کاهش وزن چگونه انجام می‌شود، بی‌اشتهایی عصبی، پاره‌ای علائم و نشانه‌های جسمانی، احساسی و رفتاری دارد.

علائم و نشانه‌های جسمانی بی‌اشتهایی عصبی :

علائم و نشانه‌های جسمانی بی‌اشتهایی عصبی عبارتند از:

• کاهش بیش از حد وزن بدن
• ظاهر لاغر
• شمارش غیر طبیعی سلول‌های خونی
• خستگی
• بی‌خوابی
• سرگیجه و یا ضعف و غش
• رنگ متمایل به آبی انگشتان
• موهای کم‌پشت، شکننده و یا ریزش مو
• موهای نرم و کرک‌مانندی که سطح بدن را می‌پوشاند
• قطع قاعدگی
• یبوست
• پوست خشک
• عدم تحمل به سرما
• ضربان نامنظم قلب
• کاهش فشار خون
• کم شدن‌آب بدن(دهیدراتاسیون)
• استئو پروز(پوکی استخوان)
• تورم دست‌ها و پاها

علائم و نشانه‌های احساسی و رفتاری بی‌اشتهایی عصبی:

مشخصه‌های احساسی و رفتاری که در ارتباط با بی‌اشتهایی عصبی می‌باشند عبارتند از:

• خودداری و امتناع از خوردن
• انکار و تکذیب گرسنگی
• ترس از افزایش وزن
• دروغ گفتن در مورد مقدار غذایی که خورده شده
• فعالیت بدنی و ورزش بیش از اندازه
• خلق و خوی پایین(فقدان احساسات)
• کناره‌گیری از اجتماع
• تحریک‌پذیری
• مشغله فکری و درگیری ذهنی زیاد در رابطه با غذا
• کاهش میل جنسی
• خلق و خوی افسرده
• احتمال استفاده از ملین‌ها، محصولات کمک‌کننده در لاغری و یا سایر محصولات گیاهی

علت

علت اصلی بی‌اشتهایی عصبی، ناشناخته است. مانند بسیاری از بیماری‌ها، احتمالاً ترکیبی از عوامل بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، و محیطی می‌باشد.

• بیولوژیکی (زیستی): ممکن است تغییرات ژنتیکی باعث گردد که بعضی از افراد در ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی، آسیب‌پذیرتر باشند. هرچند صریحاً آشکار نیست که چگونه ژن‌های شما می‌تواند باعث بروز بی‌اشتهایی عصبی گردد. ممکن است به این خاطر باشد که بعضی از افراد به طور ژنتیکی تمایل و گرایش به سمت کمال‌گرایی، حساسیت، پشتکار و استقامت دارند، که همگی ویژگی‌های مرتبط با بی‌اشتهایی عصبی هستند. همچنین شواهدی در دست است که سروتونین که یک ماده شیمیایی مغزی مرتبط با افسردگی می‌باشد، ممکن است در بی‌اشتهایی نقش داشته باشد.

• فیزیولوژیکی: ممکن است برخی از مشخصه‌های احساسی، در بی‌اشتهایی عصبی شرکت داشته باشند. این امکان وجود دارد که برخی از زنان جوان، از لحاظ شخصیتی، حالت وسواس فکری و عملی داشته باشند، که برای آنان این امر را آسان‌تر می‌سازد که علیرغم گرسنگی شدید، رژیم‌های سخت را تحمل کنند و از برخی مواد غذایی صرف‌نظر نمایند. آنها ممکن است تمایل فراوانی به کمال‌گرایی داشته باشند، به این معنی که هرگز فکرنکنند به اندازه کافی لاغرند.

• محیطی: فرهنگ جدید غربی، بر لاغری تاکید داشته و آن را تایید می‌کند. رسانه‌ها پر شده است از مدل‌ها و بازیگران لاغراندام. موفقیت و ارزش اغلب با لاغر بودن معادل است. ممکن است این فشار ایجاد شده، تمایل به لاغری را خصوصاً در میان دختران و زنان جوان تقویت ‌نماید.

عوامل خطر

عوامل خطر معینی، احتمال خطر ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی را افزایش می‌دهد، که عبارتند از:

• جنسیت (مونث بودن): بی‌اشتهایی در دختران و زنان شایع‌تر است. هرچند، شاید به دلیل فشارهای اجتماعی، در پسران و مردان نیز ابتلاء به اختلالات مربوط به غذا خوردن به طور فزاینده‌ای رو به رشد است.

• سن: بی‌اشتهایی در میان نوجوانان بیشتر شایع است. هرچند افراد در هر سنی می‌توانند به اختلالات مرتبط با غذا خوردن دچار شوند، گرچه در افراد بالای ۴۰ سال به‌ ندرت دیده می‌شود. نوجوانان به علت تمام تغییراتی که بدنشان در طول دوران بلوغ طی می‌کند، بیشتر مستعد هستند. همچنین ممکن است آنها در مواجهه با فشار‌های ایجاد شده قرار گیرند و یا نسبت به انتقادات، عیب‌جویی‌ها و یا حتی نظرهای وارده در مورد وزن و شکل ظاهری بدن خود حساس‌تر باشند.

• ژنتیک: این احتمال وجود دارد که تغییرات در ژن‌های معینی، افراد را در ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی مستعدتر سازد.

• سابقه خانوادگی: افراد با سابقه خانوادگی درجه یک یعنی پدر یا مادر، برادر یا خواهر و یا فرزند، که به این بیماری مبتلا بوده‌اند، احتمال خطر بیشتری جهت ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی را دارند.

• تغییرات وزن: هنگامی‌که افراد یا از روی عمد و یا به طور غیرعمد، وزن از دست داده و یا برعکس دچار اضافه وزن شوند، این تغییرات اگر به صورت کاهش وزن باشد ممکن است با نظرات مثبت از جانب سایرین تقویت شود و اگر افزایش وزنی صورت گرفته باشد، با نظرات منفی همراه خواهد بود. این چنین تغییرات صورت گرفته در وزن و نظریات سایرین پیرامون آن، ممکن است فرد را ترغیب نماید تا شروع به گرفتن رژیم غذایی کند.

• تغییر و تحول: تغییر در زندگی فرد، خواه محیط مدرسه، خانه، یک شغل جدید، یک جدایی عاطفی، مرگ و یا بیماری شخصی که دوستش دارید، همه و همه این تغییرات می‌تواند استرس و فشار روانی احساسی با خود به همراه داشته باشد و احتمال خطر ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی را افزایش ‌دهد.

• ورزش، کار و فعالیت‌های هنری: ورزشکاران، هنرپیشگان و شخصیت‌های تلویزیونی، رقصنده‌ها و مدل‌های تبلیغاتی، در معرض خطر بیشتری در ابتلاء به بی‌اشتهایی قرار دارند. این امکان وجود دارد که در مورد دسته‌ای از افراد، مثلاً در مورد بالرین‌ها، لاغری زیاد و بیش از حد، حتی یک نیاز حرفه‌ای و لازمه شغل آنان باشد. ورزش‌هایی که با بی‌اشتهایی مربوط هستند، شامل ورزش دو، کشتی، حرکات نمایشی با اسکیت و ژیمیناستیک می‌باشند. ممکن است مردان و زنان حرفه‌ای، بر این باور باشند که تحرک و پویایی روزافزون خود را با کاهش وزن بهبود خواهند داد، و سپس این کار را تا حد افراط انجام می‌دهند. مربی‌ها و والدین نیز ممکن است نادانسته و به طور غیر عمد، با ارائه پیشنهاداتی به ورزشکاران جوان، مبنی بر کاهش وزن، این احتمال خطر را بالا ببرند.

• رسانه‌های گروهی و اجتماعی: رسانه‌های گروهی، مثل تلویزیون و مجلات مد، بارها و بارها جلوه و نمایش باشکوهی از مدل‌ها و بازیگران لاغر و استخوانی را به نمایش می‌گذارند. اما اینکه آیا صرفاً رسانه‌ها، ارزش‌های اجتماعی را منعکس ساخته و یا عملاً آنها را تحریک می‌سازند، مشخص نیست. در هر حال، ممکن است این تصور به نظر برسد که لاغری با موفقیت، شهرت و محبوبیت یکسان و معادل فرض می‌شود.

عوارض

بی‌اشتهایی می‌تواند عوارض بی‌شماری به همراه داشته باشد و در حادترین شکل آن، می‌تواند منجر به مرگ شود. ممکن است مرگ به طور ناگهانی رخ دهد، حتی وقتی که فرد خیلی هم کاهش وزن نداشته باشد. ممکن است این امر ناشی از ضربان نامنظم و غیرطبیعی قلب (آریتمی) باشد، و یا به علت عدم تعادل الکترولیت‌ها و املاح مثل سدیم، پتاسیم و کلسیم که توازن مایعات بدن شما را حفظ می‌کنند، باشد.

عوارض بی‌اشتهایی عصبی شامل موارد زیر است:

• مرگ
• کم‌خونی
• مشکلات قلبی، مانند پرولاپس دریچه میترال، ضربان نامنظم و غیرطبیعی قلب، و نارسایی قلبی
• ضایعات استخوانی، افزایش احتمال خطر شکستگی‌های بعدی در طول زندگی
• قطع قاعدگی و عادت ماهانه در زنان
• کاهش سطح تستوسترون در مردان
• مشکلات مربوط به معده و روده، مثل یبوست، نفخ شکم، و یا تهوع
• ناهنجاری‌های الکترولیتی، مثل کاهش سطح پتاسیم، سدیم و کلراید خون
• مشکلات کلیوی

اگر فردی با مشکل بی‌اشتهایی عصبی، به شدت دچار سوءتغذیه شود، هر یک از اندام‌های بدن او می‌تواند آسیب ببیند، از جمله مغز، قلب و کلیه‌ها. حتی درصورتیکه بی‌اشتهایی تحت کنترل درآید، ممکن است این آسیب کاملاً برگشت‌پذیر نباشد.

در افراد مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی، علاوه بر بروز دسته‌ای از عوارض جسمانی، به ‌طورعادی سایر اختلالات روحی روانی نیز دیده می‌شود، که ممکن است شامل موارد زیر باشد:

• افسردگی
• اختلالات اضطرابی
• اختلالات شخصیتی
• روان‌رنجوری وسواسی فکری- عملی
• مصرف مواد مخدر

آمادگی برای ویزیت پزشک

درمان جهت عارضه بی‌اشتهایی عصبی عموماً با استفاده از یک گروه درمانی شامل اعضاء گروه پزشکی، اعضاء گروه سلامت روان و رژیم‌شناسان انجام می‌پذیرد، که همگی در زمینه اختلالات مرتبط با غذا خوردن صاحب تجربه هستند.

در اینجا، اطلاعاتی برای کمک به شما جهت آماده شدن برای دیدار با این گروه و اینکه چه انتظاراتی از پزشک و سایر اعضاء گروه سلامت باید داشته باشید، آمده است.

‌ اقداماتی که می‌توانید انجام دهید:

• هرگونه علامت و نشانه‌ای که در حال تجربه نمودن آن هستید را یادداشت کنید.

• هرگونه اطلاعات شخصی کلیدی و اصلی خود را یادداشت کنید، شامل هرگونه استرس و یا فشار روانی بزرگی که پشت سرگذاشته و تحمل کرده‌اید، و یا تغییرات اخیری که در زندگی شما رخ داده است.

• فهرستی از تمام داروهای مصرفی خود را تهیه کنید، شامل ویتامین‌ها و مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید.

• در صورت امکان، از یکی از اعضاء خانواده خود و یا یک دوست بخواهید که همراه شما باشد، گاهی اوقات به خاطر سپردن کلیه اطلاعاتی که در طول مدت ملاقات به شما داده می‌شود، می‌تواند امری مشکل باشد. شخصی که شما را همراهی می‌کند، ممکن است مواردی را به خاطر بسپارد که شما فراموش کرده و یا آن را از قلم انداخته‌اید. یک عضو خانواده، ممکن است این توانایی را داشته باشد که تصویر کاملتری از زندگی خانوادگی شما را به پزشکتان ارائه دهد.

• سوالاتی را که می‌خواهید از پزشکتان بپرسید، یادداشت نمایید، این‌گونه شما هرآنچه را که می‌خواهید سوال کنید، به یاد خواهید داشت و از قلم نخواهید انداخت.

پاره‌ای از سوالات مهم و اصلی که ممکن است بخواهید از پزشک یا سایر اعضاء گروه سلامتی خود بپرسید شامل موارد زیر است:

• چه نوع آزمایشاتی باید انجام دهم؟ آیا برای انجام این آزمایشات نیاز به اقدامات مقدماتی مخصوصی است؟
• آیا این عارضه و وضعیتی که به آن دچار شده‌ام، موقتی و کوتاه مدت است یا طولانی‌مدت؟
• چه نوع درمان‌هایی قابل‌استفاده و در دسترس است، و شما کدامیک را پیشنهاد می‌کنید؟
• آیا برای داروهایی که تجویز نموده‌اید، جایگزین‌های ژنریکی وجود دارد؟
• آیا دوره‌های عادت ماهانه من مجدداً آغاز خواهد شد؟
• آیا جزوات آموزشی و یا سایر محصولات انتشاراتی جهت مطالعه من موجود می‌باشد؟ چه وب‌سایت‌هایی را جهت بازدید، پیشنهاد می‌نمایید؟

علاوه بر سوالاتی که از پیش جهت پرسیدن آماده کرده‌اید، از پرسیدن سایر سوالات از اعضاء گروه سلامت، در هر زمانی که برای شما پیش می‌آید، تردید نکنید.

آنچه باید از پزشک انتظار داشت:

پزشک و یا سایر اعضاء گروه سلامت، احتمالاً تعدادی سوال شامل موارد زیر از شما خواهند پرسید:

• چه مدت زمانی است که شما در مورد وزن خود نگران شده‌اید؟
• آیا ورزش می‌کنید؟ اغلب چند وقت یکبار ورزش می‌کنید؟
• آیا راه‌های دیگری برای کاهش وزن پیدا کرده‌اید؟
• آیا علائم و نشانه‌های جسمانی در شما دیده می‌شود؟
• آیا تا به حال به خاطر اینکه احساس ناخوشایندی از سیری خود داشته‌اید، اقدام به استفراغ نموده‌اید؟
• آیا دیگران از روی نگرانی و توجه به شما گوشزد کرده‌اند که بسیار لاغرید؟
• آیا اغلب در مورد غذا فکر می‌کنید؟
• آیا پیش آمده که در خفا و به‌طور پنهانی غذا بخورید؟
• آیا تا کنون فردی از اعضاء خانواده شما نشانه و علامتی از اختلالات مربوط به غذا خوردن داشته و یا اینکه این عارضه برای وی تشخیص داده شده؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

بی‌اشتهایی عصبی مانند سایر اختلالات مرتبط با غذا خوردن، می‌تواند بر زندگی شما تاثیر گذار باشد. این احتمال وجود دارد که شما تمام مدت در مورد غذا فکر کنید، ساعات‌ زیادی جهت انتخاب‌ گزینه‌های مورد نظر خود در مغازه‌های خوارو بار فروشی و سوپرمارکت‌ها تقلا کرده و عذاب بکشید. همچنین ممکن است میزبان دسته‌ای از مشکلات جسمانی باشید، مانند سرگیجه، یبوست، خستگی و اینکه خیلی اوقات احساس سرما کنید.

ممکن است احساس تحریک‌پذیری، خشم و برآشفتگی، بداخلاقی و بدخلقی، ناراحتی، نگرانی و ناامیدی کنید. ممکن است به وب‌سایت‌های مربوط به طرفداران بی‌اشتهایی عصبی سر بزنید، جاییکه در آن، به بیماری شما لقب دوستی را نسبت می‌دهند، که در لباس‌های فاخر و گران ‌قیمت پنهان می‌شود، و شما با فهرست غذایی شامل کاهو، هویج، پاپ‌کورن، نوشابه و سودا رژیمی سعی در رسیدن به آن جایگاه را دارید.

اگر با هرگونه از این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید، و یا اگر فکر می‌کنیدکه ممکن است دچار اختلالات مربوط به غذا خوردن شده‌اید، از دیگران کمک بخواهید. اگر بی‌اشتهایی عصبی خود را از افرادی که دوستشان دارید، مخفی می‌سازید، سعی کنید فردی رازدار و قابل اعتماد را پیدا کنید تا با او در مورد آنچه اتفاق می‌افتد، صحبت کنید.

بی‌اشتهایی عصبی و علائم خطری که باید مراقب آنها بود:

ممکن است شناختن علائم و نشانه‌های بی‌اشتهایی، مشکل باشد، چراکه افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، اغلب سعی در پنهان نمودن لاغری، عادات تغذیه‌ای و یا مشکلات جسمانی خود دارند.
اگر شما نگران این هستید که آیا ممکن است فردی که به او اهمیت می‌دهید، دچار این عارضه می‌باشد، به دنبال این علائم خطر احتمالی باشید:

• حذف کردن وعده غذایی
• عذر و بهانه آوردن برای عدم مصرف غذا
• خوردن تنها میزان معینی از مواد غذایی سالم، معمولاً آن دسته از مواد غذایی که چربی و کالری پایینی دارند.
• غذا خوردن با سبک و سیاق خاص و به طور جدی همراه با تشریفات خاص خود، مثل برش دادن و تکه تکه کردن غذا به قطعات خیلی کوچک یا بیرون آوردن غذا از دهان بعد از جویدن.
• تهیه و درست کردن غذاهایی که به زحمت آماده می‌شوند و خودداری از خوردن آن.
• وزن کردن خود به طور مکرر(توزین‌های مکرر).
• بازرسی کردن و بررسی‌های مکرر در جلوی آینه، جهت ملاحظه و مشاهده نقص‌های خود و عیب‌جویی
• شکایت و نالیدن از چاق شدن.
• عدم تمایل به غذاخوردن در جمع و جلوی افراد.

متاسفانه، بسیاری از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، دست‌کم در ابتدا، درمان را نمی‌پذیرند. تمایل و علاقه آنها به لاغر باقی ماندن، به توجه و نگرانی آنان به سلامتیشان، برتری داشته و مهم‌تر است. اگر از اطرافیان شما فردی است که نگرانش می‌باشید، از او بخواهید و او را ترغیب نمایید تا با پزشک صحبت کند.

آزمایش های تشخیصی

وقتی پزشکان مشکوک می‌شوند که فردی مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی است، مشخصاً آزمایشات و تست‌های بسیاری انجام می‌دهند تا با کمک این آزمایشات، با دقت بیشتری به تشخیص بیماری برسند، و همچنین هرگونه عوارض مرتبط با آن را بررسی کنند و جلوی آن را بگیرند.

این آزمایشات عموماً شامل موارد زیر است:

• معاینات بدنی: این معاینات شامل اندازه‌گیری قد و وزن، بررسی علائم حیاتی مثل ضربان قلب، اندازه‌گیری فشار خون و درجه حرارت بدن، بررسی و ارزیابی پوست و ناخن‌ها از جهت خشکی و یا سایر مشکلات، گوش دادن به صدای قلب و شش‌ها و معاینه شکم می‌باشد.

• تست‌های آزمایشگاهی: این آزمایشات ممکن است شامل شمارش کامل سلول‌های خونی (CBC) و سایر آزمایشات اختصاصی خون جهت بررسی سطح الکترولیت‌ها و پروتئین، و نیز بررسی کارایی کبد، کلیه و تیروئید شما باشد. یک آزمایش ادرار نیز ممکن است انجام گیرد.

• ارزیابی روحی روانی: پزشک یا روانپزشک از شما درباره افکار، احساسات، و عادات تغذیه‌ای شما خواهد پرسید. همچنین ممکن است از شما خواسته شود پرسشنامه‌های خودارزیابی روحی، روانی را کامل نمایید.

• بررسی‌های دیگر: ممکن است عکسبرداری به روش اشعه ایکس برای بررسی و ارزیابی شکستگی‌های استخوانی، ذات‌الریه(پنومونی)، یا مشکلات قلبی، انجام گیرد. از الکتروکاردیوگرام (ثبت ضربان قلب به‌وسیله برق)، نیز می‌توان برای جستجو و بررسی نامنظمی‌های قلبی و اختلالات قلبی استفاده کرد. آزمایش تراکم استخوان ممکن است جهت ارزیابی و بررسی سلامت استخوان‌های شما انجام شود. این امکان نیز وجود دارد که آزمایشاتی جهت تعیین مقدار انرژی (کالری) که بدن شما استفاده می‌کند انجام شود، که می‌تواند در برنامه‌ریزی نیازها و احتیاجات تغذیه‌ای شما کمک‌کننده باشد.

معیارهای تشخیص بی‌اشتهایی عصبی:

برای اینکه عارضه بی‌اشتهایی عصبی در شما تشخیص داده شود، شرایط شما باید با یکسری معیارهایی که در دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) جمع آوری شده است، مطابقت داشته باشد.

معیارهای تشخیصی DSM جهت بی‌اشتهایی عصبی عبارتند از:

• امتناع و خودداری از حفظ و نگهداری وزن بدن در حداقل میزان وزن طبیعی و یا بالاتر از آن که متناسب با سن و قد فرد باشد.

• ترس شدید و فراوان از افزایش وزن یا چاق شدن، مگر اینکه دچارکاهش وزن باشید.

• انکار شدید و جدی در مورد پایین بودن وزن خود، و یا وجود یک تصویر ذهنی تحریف شده از شکل ظاهری و اندام خود.

• در زنانی که عادت ماهانه در آنها شروع شده است، قطع آن حداقل برای سه دوره پیاپی و متوالی.
برخی از متخصصین رشته پزشکی، بر این باورند که ممکن است این معیارها خیلی سخت‌گیرانه باشد و نشانه‌ها و علائم را در بعضی از افراد، به درستی منعکس نمی‌سازد. ممکن است بعضی از افراد تمامی این معیارهای تشخیصی را نداشته باشند، اما هنوز مبتلا به عارضه اختلال مربوط به غذا خوردن باشند، و نیاز به کمک تخصصی داشته باشند.

درمان دارویی

وقتی شما مبتلا به عارضه بی‌اشتهایی عصبی هستید، این امکان وجود دارد که نیاز به چندین نوع درمان داشته باشید. اگر حیات و زندگی شما در معرض خطر جدی است، ممکن است جهت مسائلی از قبیل اختلال در ضربان قلب، کم‌آبی(دهیدراتاسیون)، عدم توازن الکترولیتی و یا مشکلات روانپزشکی، نیاز به درمان داشته باشید.

در اینجا نگاهی می‌اندازیم به آنچه که عموماً در درمان افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی اعمال می‌شود:

مراقبت پزشکی: به علت وجود مجموعه‌ای از عوارضی که بی‌اشتهایی عصبی باعث بروز آنها می‌شود، این امکان وجود دارد که شما نیاز به مراقبت و نظارت‌های زودبه‌زود و مکرر در زمینه علائم حیاتی، سطح آب و الکترولیت‌های بدن، و نیز شرایط و وضعیت جسمانی مرتبط با آن داشته باشید. در موارد حاد و شدید، ممکن است افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، در ابتدا نیاز به تغذیه از راه لوله‌ای که در بینی آنها قرار داده می‌شود و تا معده آنها امتداد می‌یابد، داشته باشند ( لوله بینی معدی). ممکن است پزشکی که در رابطه با کمک‌های اولیه فعالیت می‌کند، شخصی باشد که مراقبت پزشکی را با سایر متخصصین درگیردر حوزه درمان و سلامت هماهنگ می‌سازد. گاهی اوقات، این یک روانپزشک می‌باشد که وظیفه هماهنگ نمودن مراقبت را بر عهده دارد.

بازگشت به وزن سلامت: اولین هدف در درمان، بازگشت به وزن سلامت(وزنی که در آن احساس سلامتی می‌کنید) می‌باشد. شما بدون بازگشت به وزن مناسب و یادگیری رژیم غذایی مناسب، نمی‌توانید از یک اختلال مرتبط با غذا خوردن بهبودی یابید.

یک روانشناس می‌تواند برای پرورش روش‌های رفتاری و کمک به شما برای بازگشت به وزنی که در آن احساس سلامتی کنید با شما تمرین کند. یک کارشناس تغذیه می‌تواند راهنماهایی را در مورد رژیم غذایی سالم، شامل تهیه برنامه‌های غذایی مشخص و نیازهای کالریکی پیشنهاد دهد که به شما کمک خواهد کرد تا به اهدافی که در مورد وزن خود دارید برسید. خانواده شما نیز احتمالاً درگیر کمک به شما در حفظ و برقراری عادات تغذیه‌ای سالم خواهند شد.

روان‌درمانی: درمان‌ فردی، درمان بر مبنای خانواده و درمان گروهی، همه این موارد سودمند خواهند بود.

• درمان فردی: این نوع از درمان به شما کمک می‌کند تا با رفتار و افکاری که در بی‌اشتهایی عصبی سهیم هستند، برخورد صحیحی داشته باشید و بر آنها غلبه نمایید. می‌توانید اعتماد به نفس بهتر و سالم‌تری به دست آورده و راه‌های مثبتی جهت غلبه بر اضطراب و سایر احساسات ناخوشایند شدید، یاد بگیرید. عموماً، نوعی از درمان که درمان رفتاری شناختی (CBT) نامیده می‌شود، استفاده می‌شود. ممکن است درمان در همان روزی که برنامه درمان مقرر گردیده، صورت بگیرد، اما در بعضی موارد، ممکن است بخشی از درمان در یک بیمارستان وابسته به روانپزشکی انجام شود.

• درمان برمبنای خانواده: این نوع از درمان با این فرض شروع می‌شود که فرد مبتلا به اختلال مرتبط با غذا خوردن، دیگر قادر به تصمیم‌گیری درست و قاطع بابت سلامتی خود نیست، و به کمک خانواده خود نیاز دارد. بخش مهمی از درمان بر مبنای خانواده، این است که خانواده درگیردر این مساله، مطمئن و خاطرجمع باشد که فرد از الگوهای صحیح و سالم غذایی، پیروی می‌کند. این نوع از درمان، می‌تواند به حل مشکلات و کشمکش‌های خانوادگی کمک کند و حمایت‌های اعضاء دلسوز خانواده را یکجا جمع کند. درمان بر مبنای خانواده، خصوصاً برای بچه‌های مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، که هنوز در خانه و با خانواده زندگی می‌کنند، می‌تواند مهم باشد.

• درمان گروهی: این نوع از درمان، راهی را پیش روی شما قرار می‌دهد تا با افراد دیگری که مبتلا به اختلالات مرتبط با غذا خوردن هستند، ارتباط برقرار کنید. گاهی‌اوقات، گروه‌های حمایتی غیررسمی، نیز می‌توانند مفید و کمک کننده باشند. هر چند باید دقت داشته باشید که این گروه‌های غیررسمی از تیم‌های تخصصی سلامت روانی، خط نگیرند. در مورد بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، ارتباط با گروه‌های حمایتی ممکن است منجر به رقابتی شود که فرد بخواهد در آن به عنوان لاغرترین فرد گروه شناخته شود.

داروها:

تا کنون داروی به خصوصی که جهت درمان بی‌اشتهایی طراحی شده باشد، شناخته نشده است، چراکه مشخص شده است کارایی خوبی نداشته‌ اند. هرچند، داروهای ضدافسردگی، یا داروهای مربوط به روانپزشکی، می‌توانند جهت درمان اختلالات روانی که ممکن است درگیر آن باشید، مثل افسردگی یا اضطراب، به شماکمک کنند.

بستری شدن در بیمارستان:

ممکن است در مواردی که دچار عوارض و مشکلات جدی پزشکی شده‌اید، یا در مواردی که فوریت‌های روانپزشکی ایجاب می‌کند، و یا در موارد سوء‌تغذیه شدید و امتناع و خودداری اکید از غذا خوردن، نیاز به بستری شدن بیمارستانی باشد. ممکن است بستری شدن در بیمارستان، در یک بخش پزشکی و یا روانپزشکی صورت بگیرد.

بعضی از درمانگاه‌ها در درمان افراد با اختلالات مرتبط به غذا خوردن تخصصی هستند. این امکان وجود دارد که بعضی از آنها به جای بستری کردن بیماران، برنامه‌های روزانه، را پیشنهاد نمایند. برنامه‌های تخصصی مربوط به اختلالات مرتبط با غذا خوردن، ممکن است درمان‌های فشرده‌تر وشدیدتری را در مدت زمان طولانی‌تری پیشنهاد دهند. همچنین، حتی پس از اتمام دوره بستری، درمانهای مداوم و آموزش‌های تغذیه‌ای برای ادامه بهبود بسیار حائز اهمیت است.

چالش‌های موجود در درمان بی‌اشتهایی عصبی:

بعضی از موارد بی‌اشتهایی عصبی، می تواند بسیار شدید ‌باشد. ممکن است در موارد خفیف‌تر، زمان کمتری برای درمان و بهبود نیاز باشد. یکی از بزرگترین چالش‌هایی که در درمان بی‌اشتهایی عصبی با آن مواجه می‌شویم، عدم پذیرش درمان از سوی افراد مبتلا به آن است. این امکان وجود دارد که آنها فکر کنند نیاز به درمان ندارند یا اینکه نسبت به افزایش وزن خود حساسیت نشان دهند. اساساً بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، آن را یک بیماری نمی‌بینند، و در عوض آن را به عنوان انتخابی در روش و سبک زندگی خود قلمداد می‌کنند.

حتی اگر شما تمایل به بهبود داشته باشید، غلبه بر کشش و جاذبه بی‌اشتهایی عصبی، می‌تواند امری سخت و مشکل باشد. بی‌اشتهایی عصبی، اغلب یک نبرد مداوم، همیشگی و مادام‌العمر است. گرچه ممکن است علائم و نشانه‌های آن فروکش کند، اما هم‌چنان شما آسیب پذیر باقی خواهید ماند، و ممکن است در طول دوره استرس و فشار روانی زیاد و یا در موقعیت‌های حساس، برگشت و عود مجدد این بیماری را داشته باشید. برای مثال، ممکن است علائم و نشانه‌های بی‌اشتهایی عصبی، در طول دوران بارداری از بین بروند، البته تا زمانی که کودک شما به دنیا بیاید. درمان‌های مداوم و یا ملاقات‌های دوره‌ای، در طول زمان‌هایی که استرس و فشار روانی وجود دارد، می‌تواند کمک‌کننده و سودبخش باشد.

گرچه در مورد درمان‌های جایگزین، به عنوان بخشی از درمان در افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با غذا خوردن، به خوبی مطالعه و تحقیق نشده است، با این حال، پاره‌ای از درمان‌های جایگزین، می‌تواند به کاهش اضطراب کمک نماید. و برخی از این نوع درمان‌ها ممکن است به افراد با اختلالات مرتبط با غذا خوردن کمک نماید تا حس خوشی و آرامش در آنها افزایش یابد.

درمان‌های جایگزینی که جهت کاهش اضطراب به کار می‌روند عبارتند از:

• طب سوزنی
• ماساژ
• یوگا
• مدی‌تیشن

تغییر شیوه زندگی

وقتی شما مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی هستید، مراقبت و محافظت مناسب از خود، برایتان مشکل خواهد بود. علاوه بر درمان‌های تخصصی، اقدامات زیر را نیز دنبال کنید:

• به برنامه درمانی خود متعهد باشی: از جلسات درمانی خود فرار نکنید و سعی نداشته باشید از وعده‌های غذایی خود بگذرید، هر چند آنها باعث احساس ناخوشاینی شما گردند.

• با پزشک خود درباره مکمل‌های ویتامینی و املاح مورد نیاز و مناسب خود صحبت کنید: اگر به خوبی غذا نمی‌خورید، این احتمال وجود دارد که بدن شما تمام نیازهای مربوط به مواد مغذی را دریافت نکند.

• خود را از توجه و ارتباط اعضاء خانواده و دوستانی که خواهان سلامتی شما هستند، جدا نسازید: متوجه این امر باشید که آنها از صمیم قلب بهترین‌ها را برای شما آرزو دارند.

• در مقابل اصرار و میل به وزن کردن خود و یا بازرسی مکرر بدن خود در مقابل آینه مقاومت کنید: این اعمال هیچ سودی برای شما ندارند، به جز تقویت و تحریک کشش و انگیزه شما جهت حفظ و نگهداری عادات ناسالم خود.

نکات اساسی درمان

این امکان وجود دارد که غلبه بر عارضه بی‌اشتهایی عصبی را امری دشوار بیابید، از آنجاییکه مدام در معرض هجوم اخبار و پیام‌های ضد و نقیض و پیچیده‌ای از جانب رسانه‌ها، فرهنگ، و شاید خانواده و یا دوستان خود هستید. حتی شاید شنیده باشید که افراد با شوخی بیان می‌کنند که کاش دچار بی‌اشتهایی عصبی بودند تا شاید می‌توانستند وزن کم کنند.

• به خود یادآوری کنید که وزن سلامت بدن شما (وزنی که در آن احساس سلامت می‌کنید)، چقدر است، به خصوص در زمان‌هایی که تصاویری را مشاهده می‌کنید که انگیزه و میل شما را جهت محدود ساختن کالری‌های دریافتی‌تان، تحریک می‌نماید.

• از وب‌سایت‌های مربوط به طرفداران بی‌اشتهایی عصبی ، بازدید ننمایید. این سایت‌ها شما را تشویق می‌کنند که عادات خطرناک خود را حفظ کرده، و باعث عود مجدد بیماری و یا بازگشت مجدد آن می‌شوند. بی‌اشتهایی یک انتخاب جهت سبک و شیوه زندگی نیست، این یک بیماری است.

• آگاهی از این موضوع که این امکان وجود دارد که شما همیشه بهترین داور جهت تشخیص در این مورد که آیا به اندازه کافی غذا می‌خورید و یا از وزن مناسب و در محدوده سلامت برخوردارید، نباشید.

• شناسایی و تعیین موقعیت‌های مشکل‌زا، که احتمالاً افکار و رفتار شما را که می‌توانند در بی‌اشتهایی عصبی نقش داشته باشند، برانگیخته نماید، طوریکه بتوانید نقشه‌ای عملی جهت رسیدگی به آنها ترسیم نمایید.

• به دنبال الگوهای شخصیتی مثبت باشید. به خود یادآوری کنید که احتمالاً الگوها ومدل‌های بسیار لاغر یا هنرپیشگانی که در مجلات مد مخصوص زنان و یا مجلات زرد خود را به نمایش می‌گذارند، نمایانگر بدن‌های سالم نیستند.

پیشگیری

راه مطمئن و تضمین‌شده‌ای جهت پیشگیری از ابتلاء به بی‌اشتهایی عصبی و یا سایر اختلالات مربوط به غذا خوردن، وجود ندارد. احتمالاً پزشکان مراقبت‌های اولیه ( متخصصین اطفال، پزشکان خانواده، و اینترن‌ها)، در موقعیت و جایگاه خوبی برای تعیین و تشخیص نشانه‌ها و علامات اولیه ابتلاء به اختلالات مرتبط با غذا خوردن، و جلوگیری از رشد و پیشرفت کامل بیماری، قرار دارند.

برای مثال آنها می‌توانند سوالاتی را در زمینه عادات تغذیه‌ای و رضایت فرد از وضعیت ظاهری خود، طول دیدار و ملاقات‌های پزشکی، بپرسند. اگر در یکی از اعضاء خانواده خود و یا یک دوست، متوجه اعتماد به نفس پایین، عادت به رژیم‌های سخت و طاقت‌فرسا و عدم رضایت از ظاهر خود، شدید، با او در این مقوله صحبت نمایید. گرچه ممکن است قادر نباشید از پیشرفت اختلال مرتبط با غذاخوردن جلوگیری نمایید، ولی می‌توانید در رابطه با رفتار سالم‌تر و یا گزینه‌های درمانی صحبت کنید.

سنگ کلیه

سنگ کلیه ذرات کوچک و سخت که در یک یا هر دو کلیه تشکیل شده و گاهی به داخل حالب ها (لوله های عضلانی باریکی که ادرار را از کلیه ها به مثانه منتقل می کنند) انتقال یابند. سنگ کلیه از نظر اندازه از یک دانه شن تا حدود یک توپ گلف متغیر بوده و ممکن است منفرد یا متعدد باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، سنگ کلیه معمولاً بزرگسالان بالای ۳۰ سال از هر دو جنس را مبتلا می سازد ولی در مردان شایع تر است.

بیشتر سنگ های کلیوی از نوع سنگ های کلسیمی هستند و معمولاً در فرم اگزالات کلسیم. برخی میوه ها و سبزیجات و نیز آجیل و شکلات حاوی سطوح بالایی از اگزالات هستند. کبد نیز اگزالات تولید می کند.

وقتی کلیه ها سنگ ساز می شوندسنگ های کلیوی رسوبات سختی هستند که در درون کلیه های شما و از نمک های اسیدی و املاح ساخته می شوند. علل ایجاد سنگ های کلیوی متعددند. در مرسوم ترین حالت، ادرار غلیظ شده امکان کریستالی شدن و چسبیدن مواد معدنی به یکدیگر را فراهم می سازد. حرکت و عبور سنگ کلیه غالباً با درد همراه است. به طور معمول درد از ناحیه پهلو و یا کمر دقیقاً در زیر دنده ها شروع می شود و به سمت تحتانی شکم و یا لگن حرکت می کند. زمانیکه سنگ وارد مجاری ادراری می شود شدت درد تغییر می یابد.

معمولاً سنگ های کلیوی منجر به آسیب جبران ناپذیر نمی شوند. صرف نظر از داروهای مسکن و نوشیدن مقادیر زیادی مایعات، درمان های دیگر غیر ضروری اند ولیکن به هرجهت درمان می تواند درپیشگیری از سنگ های مکرر در افراد مستعد کمک کننده باشد.

سنگ کلیه به دلایل مختلفی همچون سابقه ی خانوادگی و یا عادات نادرست تغذیه ای به وجود می آید که با توجه به نوع نگ و شرایط بیمار درمان می شود.

سنگ های کلیوی رسوبات سختی هستند که در درون کلیه های شما و از نمک های اسیدی و املاح ساخته می شوند. علل ایجاد سنگ های کلیوی متعددند. در مرسوم ترین حالت، ادرار غلیظ شده امکان کریستالی شدن و چسبیدن مواد معدنی به یکدیگر را فراهم می سازد. حرکت و عبور سنگ کلیه غالباً با درد همراه است. به طور معمول درد از ناحیه پهلو و یا کمر دقیقاً در زیر دنده ها شروع می شود و به سمت تحتانی شکم و یا لگن حرکت می کند. زمانیکه سنگ وارد مجاری ادراری می شود شدت درد تغییر می یابد.

نشانه ها

یک سنگ کلیه زمانی منجر به ظهور علائم می شود که وارد میزنای شود. میزنای لوله ارتباط دهنده کلیه و مثانه است. در این زمان علائم و نشانه های زیر ظهور می کنند:

– درد شدید در ناحیه پهلو و کمر ،درست در پایین دنده ها
– درد منتشرشونده به سمت تحتانی شکم و لگن
– درد در هنگام دفع ادرار
– ادرار صورتی، قرمز یا قهوه ای رنگ
– تهوع و استفراغ
– احساس نیاز مداوم به دفع ادرار
– تب و لرز در صورت وجود عفونت

علت

معمولاً سنگ های کلیوی یک علت خاص ندارند. غالباً تعدادی از عوامل در ترکیب با هم شرایطی را ایجاد می کنند که فرد را مستعد ابتلاء به سنگ کلیه می سازند.

سنگ کلیه زمانی ایجاد می شود که اجزای ادرار (شامل: مایع ادرار، املاح مختلف و اسیدها) از حالت تعادل خارج شده باشند. در چنین شرایطی ادرار شما حاوی مواد کریستالی بیشتری خواهد بود همچون کریستال های کلسیم، اگزالات و اسید اوریک و مایع موجود نیز قادر به رقیق سازی آنها نخواهد بود و به موازات تشکیل کریستال ها ادرار دچار کمبود موادی است که از چسبیدن کریستال ها به یکدیگر و تشکیل سنگ جلوگیری می کنند. در چنین شرایطی احتمال تشکیل سنگ های کلیوی ایجاد می شود.

انواع سنگ های کلیوی

بیشتر سنگ های کلیوی حاوی بیش از یک نوع کریستال هستند. انواع سنگ های کلیوی عبارتند از:

سنگهای کلسیمی: بیشتر سنگ های کلیوی از نوع سنگ های کلسیمی هستند و معمولاً در فرم اگزالات کلسیم. برخی میوه ها و سبزیجات و نیز آجیل و شکلات حاوی سطوح بالایی از اگزالات هستند. کبد نیز اگزالات تولید می کند. فاکتورهای غذایی، مقادیر بالای ویتامین D، عمل جراحی بای پس روده و نارسایی های متابولیکی متعدد دیگر غلظت کلسیم و یا اگزالات در ادرار را افزایش می دهند . سنگ های کلسیمی در شکل فسفات کلسیمی نیز وجود دارند .

سنگهای ناشی از عفونت: برخی سنگ ها در پاسخ به عفونت شکل می گیرند مانند عفونت دستگاه ادراری. این نوع سنگها می توانند به سرعت ایجاد شده و بزرگ شوند .

سنگهای اسیداوریکی: این نوع سنگها در افرادی که دچار دهیدراتاسیون یا از دست دهی آب بدن شده اند ، ایجاد می گردند؛ مانند افراد استفاده کننده از رژیم های پرپروتئین و یا افراد مبتلا به نقرس . فاکتورهای ژنتیکی و نارسایی های مرتبط با بافتهای سازنده خون نیز در مستعد سازی فرد در ابتلا به سنگهای اسیداوریکی نقش دارند.

سنگهای سیستین: این نوع سنگها درصد کمی را به خود اختصاص می دهند و در افراد دچار نوعی نارسایی ارثی تشکیل می شوند. این نارسایی ارثی منجر به دفع مقادیر بالایی از برخی اسیدهای آمینه می شود (سیستینوریا).

انواع دیگر: برخی انواع نادر سنگ های کلیوی نیز می توانند ایجاد گردند.

دانستن نوع سنگ های کلیوی به تشخیص علت های ایجاد کننده سنگ کمک خواهد کرد و در تعیین راهکارهای کلیدی به منظور کاهش ریسک تولید سنگ های بیشتر در آینده مفید خواهد بود.

عوامل خطر

فاکتورهای خطر

فاکتورهای افزایش دهنده خطر تشکیل سنگهای کلیوی عبارتند از:

تاریخچه خانوادگی و یا سابقه شخصی ابتلا به سنگ کلیه: چنانچه فردی از اعضای خانواده تان سنگ کلیه داشته باشد ، شما نیز در معرض ابتلا به آن قرار دارید. همچنین چنانچه خودتان قبلاً سنگ کلیه داشته اید مجددا در معرض خطر تشکیل سنگی دیگر قرار دارید.

افزایش سن: اگرچه سنگ کلیه در هر سنی می تواند تشکیل شود ولیکن در سنین بالای ۴۰ سال معمول تر هستند.

مرد بودن: احتمال تشکیل سنگهای کلیوی در مردان بیشتر است.

دهیدراتاسیون: ننوشیدن مقادیر کافی آب روزانه ریسک ابتلا به سنگ کلیه را افزایش می دهد. افرادی که در مناطق با آب و هوای گرم زندگی می کنند و یا تعریق زیادی دارند بایستی بیش از دیگران آب بنوشند.

برخی برنامه های غذایی خاص: رژیم های غذایی پرپروتئین، سدیم بالا و یا قند بالا ریسک ابتلا به برخی سنگهای کلیوی را افزایش می دهند.

چاقی: نمایه توده بدن(BMI) بالا، دورکمر بالا، و اضافه وزن با ریسک افزایش یافته تشکیل سنگهای کلیوی مرتبط هستند.

جراحی و بیماری های گوارشی: جراحی بای پس معده، بیماری روده تحریک پذیر و یا اسهال مزمن منجر به تغییراتی در فرایندهای گوارشی شده و جذب کلسیم را تحت تاثیر قرار داده و سطوح مواد تشکیل دهنده سنگ را در شما افزایش می دهند.

دیگر شرایط پزشکی: دیگر بیماری ها و شرایطی که ریسک سنگ های کلیوی را افزایش می دهند عبارتند از اسیدوز توبولار کلیوی، سیستینوریا، هیپرپاراتیروئیدیسم و برخی عفونت های دستگاه ادراری.

نشانه های سنگ کلیه

سنگ کلیه زمانی منجر به ظهور علائم می شود که وارد میزنای شود. میزنای لوله ارتباط دهنده کلیه و مثانه است. در این زمان علائم و نشانه های زیر ظهور می کنند:

– درد شدید در ناحیه پهلو و کمر ،درست در پایین دنده ها

– درد منتشرشونده به سمت تحتانی شکم و لگن

– درد در هنگام دفع ادرار

– ادرار صورتی، قرمز یا قهوه ای رنگ

– تهوع و استفراغ

– احساس نیاز مداوم به دفع ادرار

– تب و لرز در صورت وجود عفونت

آمادگی برای ویزیت پزشک

معمولاً افراد ابتدا به پزشک خانوادگی و یا پزشک بیماری های عمومی مراجعه می کنند. سنگ های کوچک توسط پزشک خانواده قابل درمان هستند ولیکن چنانچه سنگ بزرگ بوده و یا با درد شدید و مشکلات کلیوی وخیم همراه باشد، پزشک بیمار را به یک متخصص بیماری های دستگاه ادراری (اورولوژیست) ارجاع خواهد داد.

از آنجائیکه جلسه ویزیت زمان کوتاهی داشته و مسائل متعددی نیز برای پوشش دهی وجود دارند، ایده خوبی است که از قبل آمادگی های لازم برای این جلسه را تدارک دیده باشید. در این قسمت اطلاعاتی را به منظور کمک به آماده شدن برای جلسه ویزیت بیان می داریم.

اقداماتی که از عهده شما ساخته است:

از محدودیت های پیش از ویزیت مطلع شوید: زمانیکه قرار جلسه ویزیت را ترتیب می دهید سئوال کنید آیا لازم است پیش از جلسه محدودیتی داشته باشید مثلاً ناشتا باشید و یا برنامه غذایی خود را محدود کنید .

علائم خود را یادداشت نمایید: از جمله هر نوع علائم و یا نشانه ای که حتی به نظرتان با علت تشکیل جلسه ملاقات غیر مرتبط است.

اطلاعات شخصی و کلیدی خود را یادداشت نمایید: از جمله استرس های اصلی و یا تغییرات اخیر در زندگی تان.

لیستی از تمامی داروهای دریافتی خود تهیه کنید: از جمله هر نوع ویتامین و یا مکملی که مصرف می کنید.

در صورت امکان یکی از دوستان و یا اعضای خانواده تان را با خود به عنوان همراه ببرید: گاهی اوقات به خاطر سپردن تمامی اطلاعات مطرح شده در طول جلسه ویزیت کار راحتی نیست و لذا اگر کسی همراه شما باشد می تواند در به خاطر آوردن مطالب فراموش شده شما را یاری رساند.

سوالات خود را برای پرسیدن از پزشک یادداشت نمایید.

زمان جلسه ویزیت با پزشک محدود است بنابراین آماده کردن لیست سوالات به شما کمک می کند نهایت استفاده را از زمان جلسه ببرید. سوالات را به ترتیب اهمیت لیست کنید تا در صورت تمام شدن وقت، جواب مهمترین آنها را گرفته باشید.

برخی سوالات کلیدی در رابطه با بیماری سنگ کلیه عبارتند از:

– آیا مبتلا به سنگ کلیه هستم؟
– سایز سنگ کلیه من چقدر است؟
– سنگ کلیه من در چه قسمتی از دستگاه ادرای ام واقع شده است؟
– سنگ کلیه ام از چه نوعی است؟
– آیا به منظور درمان به دارو درمانی نیز نیاز است؟
– آیا به جراحی و یا فرایند دیگری برای درمان سنگ کلیه ام نیاز است؟
– احتمال ابتلا به یک سنگ کلیه دیگر چقدر است؟
– چگونه می توانم از ابتلا به سنگ کلیه در آینده پیشگیری کنم؟
– من دچار برخی بیماری های دیگر نیز هستم. چگونه می توانم به بهترین حالت تمام بیماری هایم را تواماً کنترل کنم؟
– چه محدودیت هایی را باید دنبال کنم؟
– آیا ضرورتی دارد که به یک متخصص مراجعه کنم؟ هزینه آن چقدر خواهد بود و آیا تحت پوشش بیمه قرار دارد؟
– آیا درمانی جایگزین برای داروهای تجویز شده وجود دارد؟
– آیا بروشور، پمفلت و یا جزوه مکتوبی در رابطه با بیماری من در دسترس دارید که بتوانم با خود به منزل برده و مطالعه کنم؟ چه وب سایتی را برای مشاهده پیشنهاد می کنید؟
– آیا نیاز به پیگیری و تداوم مراجعه به پزشک خواهم داشت؟ چه عاملی تعیین کننده خواهد بود؟

در کنار سوالاتی که آماده کردید، چنانچه مطلبی را به خوبی متوجه نشدید و سوالی به ذهنتان رسید در مورد پرسیدن آن تردید نکنید.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

در صورت مشاهده علائم و یا نشانه های شدید و نگران کننده، به پزشک معالجتان مراجعه نمایید.

در صورت تجربه حالات زیر سریعاً به اورژانس مراکز مراقبت پزشکی مراجعه نمایید:

– درد بسیار شدیدی که حتی اجازه آرام نشستن را به شما نمی دهد
– درد همراه با تهوع و استفراغ
– درد همراه با تب و لرز

آزمایش های تشخیصی

چنانچه پزشک مشکوک به وجود سنگ کلیوی شود، تست ها و فرایند هایی را به منظور تشخیص قطعی ترتیب می دهد که عبارتند از:

آزمایش خون: آزمایشات خون، افزایش کلسیم و یا اسید اوریک بالا را در خون شما آشکار می کنند . آزمایش خون به پزشک این امکان را می دهد تا احتمال دیگر بیماری های را بررسی کرده و سلامت کلیه های شما را ارزیابی کند .

آزمایش ادرار: در صورت ابتلا به سنگ کلیه، آزمایش ادار ۲۴ساعته نشان دهنده مقادیر املاح زیادی در ادرار دفع شده خواهد بود .

آزمایش های تصویری: تست های تصویری هر نوع سنگی را در دستگاه ادراری شما نشان می دهند . تست های تصویری معمولاً شامل سی تی اسکن و در برخی مواد غیر معمول شامل اشعه Xمی باشند .

آنالیز سنگ های دفع شده: از شما خواسته می شود که در هنگام دفع ادرار از یک صافی استفاده کنید تا هر تعداد سنگ دفع شده ای را جمع آوری نمایید. از این طریق سنگها برای تست های آزمایشگاهی جمع آوری می شوند. آنالیزهای آزمایشگاهی ساختار و نوع سنگهای کلیوی را آشکار می سازند. پزشک از این دسته اطلاعات به منظور تعیین علت تشکیل سنگ استفاده می کند و نیز برنامه ای برای پیشگیری از تشکیل سنگ های کلیوی در آینده تنظیم خواهد کرد.

درمان دارویی

درمان سنگ کلیوی بسته به نوع و علت تشکیل آن متفاوت است.

درمان سنگ های کوچکی که با علائم خفیفی همراه هستند:

بسیاری از سنگ های کلیوی به درمان های تهاجمی نیاز ندارند. شما از طریق روش های زیر قادر خواهید بود یک سنگ کوچک را از دستگاه ادراری عبور داده و دفع کنید:

نوشیدن آب: نوشیدن ۱/۹ تا ۲/۸ لیتر آب در روز به شستشوی سیستم ادراری کمک می کند.

مسکن ها: عبور یک سنگ کوچک با درد و ناراحتی همراه خواهد بود. پزشک در جهت تسکین دردهای متوسط، مسکن تجویز خواهد کرد به عنوان نمونه ایبوپروفن (ادویل، موترین و غیره)، استامینوفن (تیلنول و غیره) و یا ناپروکسن.

درمان سنگ های بزرگ و انواعی که منتهی به علائم و نشانه های شدید تر می شوند:

آن دسته از سنگ های کلیوی که با درمان های ساده و سنتی قابل درمان نیستند –یعنی بزرگتر از آن هستند که بتوانند به خودی خود دفع شوند و همچنین منجر به خون ریزی، آسیب کلیه و عفونت پیش رونده دستگاه ادراری شده اند – به درمان های تهاجمی نیاز دارند.

این نوع درمان ها و فرایند ها عبارتند از:

استفاده از امواج صوتی: در این فرایند سنگ شکنی از امواج صوتی به منظور تولید ارتعاشات قوی به نام امواج شوکی استفاده می کنند که سنگ را به تکه های بسیار ریزی خرد می کند که این خرده ها از طریق ادرار دفع می شوند. این فرایند صدای بلندی تولید می کند و با درد متوسطی نیز همراه است بنابراین برای راحتی بیشتر یا تحت بیهوشی خفیفی قرار می گیرید و یا از مسکن ها استفاده می کنند. نوع فرایند بسته به تجهیزات مورد استفاده متفاوت است.

سنگ شکنی از طریق امواج شوکی: ممکن است منجر به خونریزی از طریق ادرار، کبود شدگی در ناحیه کمر یا شکم و خون ریزی در اطراف کلیه و یا ارگان های مجاور شود. عبور خرده های سنگ از دستگاه ادراری نیز می تواند با درد و ناراحتی همراه باشد.

جراحی به منظور حذف سنگ های بزرگ: به منظور درآوردن سنگهای بزرگ، کلیه را باز می کنند در واقع از طریق جراحی برش کوچکی در ناحیه کمر بیمار ایجاد می کنند. زمانی از این نوع جراحی استفاده می شود که درمان از طریق امواج شوکی ناموفق بوده و یا سنگ موجود بسیار بزرگ باشد.

استفاده از یورتروسکوپ در حذف سنگ: در برخی موارد به منظور درمان سنگ کلیه از یورتروسکوپ استفاده می شود که وسیله ای برای مشاهده درون دستگاه ادراری است. بدین شکل که لوله مجهز به دوربین آندوسکوپ را از طریق مثانه به سمت حالب عبور می دهند و نهایتاً آن را به سمت سنگ حرکت می دهند. زمانیکه محل سنگ تعیین شد از طریق ابزار خاصی آن را به تکه های ریزی می شکنند تا از طریق ادرار دفع گردد.

جراحی غده پاراتیروئید: برخی از سنگ های کلسیمی به دلیل فعالیت بیش از حد غده پاراتیروئید ایجاد می شوند. غدد پاراتیروئید در ۴ گوشه غده تیروئید شما واقع هستند. زمانیکه این غدد بیش از حد هورمون پاراتیروئید ترشح کنند، سطوح کلسیم بدن افزایش می یابد و منتج به دفع مقادیر بالایی کلسیم از ادرار می گردد. یک تومور خوش خیم در یکی از ۴ غده پاراتیروئید می تواند منجر به ایجاد چنین شرایطی شود. معمولاً جراحان این نوع تومور ها و یا غدد پاراتیروئید را از طریق جراحی خارج می سازند.

درمان های سنتی:

درمان های سنتی (مانند ماساژ، داروهای گیاهی و…) نمی توانند سنگ کلیه را درمان کنند ولیکن زمانیکه در ترکیب با توصیه های پزشک مورد استفاده قرار گیرند در کاهش ریسک ابتلا به سنگهای کلیوی کمک کننده خواهند بود.

برخی منابع درمان های سنتی به شرح زیر را پیشنهاد کرده اند:

چای: نوشیدن روزانه یک فنجان چای سبز یا سیاه ریسک ابتلا به سنگ کلیه را کاهش می دهد . در یک مطالعه زنانی که بیشترین میزان چای سیاه را می نوشیدند ریسک سنگهای کلیوی در آنها کمتر بود . این مطالعه از دقت بالایی برخوردار نبود و تنها زنان را مورد بررسی قرار داده بود بنابراین مدارک و دلایل محکمی دال بر اثربخشی چای در کاهش ابتلا به سنگ کلیه در اختیارمان قرار نمی دهد . به هرجهت چای حاوی مقادیر بالایی اگزالات می باشد بنابراین چنانچه ادرار شما حاوی مقادیر بالایی اگزالات باشد پزشکتان شما را از نوشیدن چای منع خواهد کرد.

آب لیمو و آب پرتقال: از لحاظ تئوری، نوشیدن آب لیمو یا آب پرتقال می تواند ریسک سنگهای کلیوی را کاهش دهد. سطوح اسید سیتریک موجود در آب لیمو و آب پرتقال می تواند سطوح کلسیم موجود در ادرار را کاهش داده و منتهی به تشکیل کمتر سنگهای کلسیمی شود. ولیکن هیچ مطالعه ای این فرضیه را ثابت نکرده است.

چنانچه از نوشیدن آب طعم دار شده با لیمو و یا آب پرتقال لذت می برید، خواهید دید که با مصرف این مواد ریسک تشکیل سنگهای کلسیمی را در کلیه خود کاهش می دهید. به هرجهت شواهد کافی برای پیشنهاد کردن این فرضیه به همه افراد وجود ندارند.

تغییر شیوه زندگی

در صورت اجرای راهکارهای زیر خطر تشکیل سنگ کلیه را کاهش می دهید:

نوشیدن آب کافی در طول روز: آب زیادی در طول روز بنوشید. معمولاً پزشکان به افراد با سابقه سنگ کلیه مصرف آب زیاد و دفع ۲/۵ لیتر ادرار در روز را توصیه می کنند. پزشک از شما می خواهد که میزان برون دهی ادرار خود را اندازه گرفته تا مطمئن شوید مقدار کافی آب در روز دریافت می کنید. افرادی که در آب و هوای گرم و خشک زندگی می کنند و نیز آن دسته از افرادی که به طور مکرر ورزش می کنند، به آب دریافتی بیشتری نیاز دارند تا بتوانند مقدار ادرار کافی در طی روز داشته باشند.

استفاده از غذاهای غنی از اگزالات را محدود کنید: چنانچه بدن شما مستعد تشکیل سنگ های اگزالاتی باشد، پزشکتان اجتناب از غذاهای غنی از اگزالات را توصیه خواهد نمود. این مواد غذایی عبارتند از ریواس، چغندر، بامیه، سیب زمینی شیرین، چای، شکلات، محصولات سویا.

انتخاب رژیم غذایی کم نمک و محدود از نظر پروتئین حیوانی: مقدار نمک دریافتی خود را کاهش داده و غذاهایی با منابع پروتئین غیر حیوانی انتخاب کنید مانند آجیل و دانه های روغنی و یا حبوبات. از این طریق احتمال تشکیل سنگ کلیوی را کاهش می دهید.

به دریافت مواد غذایی غنی از کلسیم ادامه دهید ولیکن از دریافت مکمل کلسیم اجتناب کنید: کلسیم موجود در مواد غذایی اثری بر ریسک ابتلا به سنگهای کلیوی ندارد . به خوردن مواد غذایی غنی از کلسیم ادامه دهید مگراینکه پزشکتان توصیه ای غیر از این داشته باشد . پیش از دریافت مکمل کلسیم با پزشک خود مشورت کنید چراکه دریافت مکمل کلسیم با ریسک افزایش یافته سنگهای کلیوی مرتبط است . البته چنین ریسکی با دریافت مکمل همراه غذا کاهش می یابد .

پیشگیری از ابتلا به سنگ کلیه

-مصرف روزانه حدود ۳ لیتر مایعات و عمدتاً آب خالص

-اجتناب از مصرف شیر و فرآورده های لبنی در صورتی که سنگ کلیه از نوع کلسیمی ـ فسفری باشد.

-خودداری از شرایطی که با تعریق بیش از حد همراه است .

عواقب مورد انتظار در مورد سنگ کلیه

سنگ های بزرگ معمولاً در کلیه مانده و بدون علامتند، هرچند که می توانند به کلیه آسیب بزنند. سنگ های کوچک به آسانی همراه ادرار از طریق حالب دفع می گردند. سنگ های بین این دو اندازه که از طرفی قابلیت ورود به حالب را داشته و از طرف دیگر به اندازه کافی کوچک نیستند تا عبور آنها از حالب به آسانی صورت گیرد باعث ایجاد درد شدید می گردند. این سنگ ها معمولاً در طی چند روز دفع می گردند. چنانچه حرکت سنگ متوقف شده و باعث انسداد ادراری گردد، برای پیشگیری از آسیب بیشتر کلیه باید خارج گردد.

کولیک نوزادان

برخی نوزادان پس از به دنیا آمدن تا حدود ۳ تا ۵ ماهگی، گریه و بی قراری می‌کنند و این حالتشان ممکن است ساعت‌ها طول بکشد که این امر هم برای مادر و هم برای نوزاد بسیار دشوار می‌باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در مناطقی از جهان که در آن H. پیلوری و عوارض آن شایع است، پزشکان افراد سالم را نیز مورد غربالگری قرار می دهند. در مورد سودمندی شروع درمان قبل از بروز علائم عفونت، بین پزشکان اختلاف نظر وجود دارد.

اگر شما در مورد عفونت هلیکوباکتر پیلوری نگران هستید و یا فکر می کنید که در معرض خطر سرطان معده قرار دارید، حتماً با پزشک خود مشورت کنید. در این شرایط با موافقت و تصمیم یکدیگر می توانید از غربالگری H. پیلوری بهره مند شوید.

کولیک یک حالت خسته کننده است که با دوره های قابل پیش بینی کننده از ناراحتی های آزار دهنده در کودک سالم و خوب تغذیه شده مشخص می شود. کودک هایی که دچار دردهای کولیکی هستند بیشتر از ۳ ساعت در روز و سه روز در هفته و یا حتی بیشتر گریه می کنند. بنظر می رسد برای تسکین کودک در این حالات، هیچ اقدامی اثر ندارد.

کولیک هم برای کودک و هم برای مادر اذیت کننده است. اما نگران نباشید، چرا که عمر کولیک نسبتاً کوتاه است. طی چند هفته یا چند ماه، کولیک از بین رفته و شما اولین چالش بزرگ را پشت سر خواهید گذاشت.

نشانه ها

سر و صدا و گریه کردن برای نوزادان امری طبیعی است و کودک بهانه گیر الزاماً مبتلا به کولیک نیست. در سایر کودکان سالم و خوب تغذیه شده، نشانه های کولیک عبارتست از:

• دوره های قابل پیش بینی گریه. کودکی که کولیک دارد معمولاً در ساعات معینی در روز گریه می کنند که معمولاً در بعد از ظهر و غروب هاست. دوره های کولیک ممکن است از چند دقیقه تا حدود سه ساعت یا بیشتر به طول بیانجامد. کودک در دوره های درد کولیکی دچار حرکات روده ای و دفع گاز در اواخر دوره می شود.

• گریه شدید و تسکین ناپذیر. دردهای کولیکی شدید بوده و به نظر سخت می آید. ممکن است صورت کودک قرمز شود و آرام کردن وی اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سخت است.

• گریه هایی که بدون هیچ دلیل واضحی رخ می دهند. گریه کردن برای کودکان نرمال است. اما گریه کردن معمولاً به این معنی است که کودک به چیزی مثل غذا و یا تعویض پوشک نیاز دارد. گریه های مرتبط با دردهای کولیکی بدون هیچ دلیل مشخصی رخ می دهند.

• تغییر وضعیت. گرد کردن پاها رو به بالا، گره کردن مشت ها و سفت کردن عضلات شکم در دوره های کولیک شایع است.

کولیک بسیار شایع است. معمولاً چند هفته پس از تولد آغاز شده و تا ۳ ماهگی بهبود می یابد. در سن ۴ تا ۵ ماهگی، اکثر کودکان مبتلا به کولیک بهتر می شوند.

علت

علت کولیک نامشخص است. محققین دریافته اند که برخی موارد از جمله آلرژی ها، عدم تحمل لاکتوز، تغییر باکتری های نرمال سیستم گوارشی، سیستم گوارشی نارس، والدین مضطرب و تفاوت در روند تغذیه یا آرام سازی کودک می تواند در ایجاد کولیک نقش داشته باشد. با این حال هنوز مشخص نیست که چرا برخی کودکان کولیک دارند و برخی ندارند.

عوامل خطر

کودکانی که مادر آنها در طول بارداری یا پس از زایمان سیگار می کشد، در معرض خطر بالاتری برای دردهای کولیکی هستند.

تئوری های بسیاری در خصوص آنچه کودک را مستعد کولیک می کند وجود دارد اما هیچ کدام به اثبات نرسیده اند، از جمله:

• کولیک در اغلب کودکان اول و یا کودکان تغذیه شده با فرمولا دیده نمی شود.
• رژیم مادر شیرده اثری بر تحریک کولیک ندارد.
• تعداد مشابهی از پسران و دختران، بدون توجه به مرتبه تولد یا نحوه تغذیه آنها به کولیک مبتلا می شوند.

عوارض

• اگرچه کولیک کودک برای کل خانواده مشکل ساز است اما به نظر می رسد عواقب ماندگار خاصی نداشته باشد. رشد و تکامل کودکان مبتلا به کولیک نرمال است.

آمادگی برای ویزیت پزشک

زمانی که کودک را نزد پزشک می برید، بهتر است از قبل برای این جلسه آماده شوید. در اینجا اطلاعاتی جهت کمک به آمادگی برای حضور در این جلسه و آنچه می توانید از پزشک انتظار داشته باشید، آورده شده است.

آنچه می توانید انجام دهید:

برای آمادگی حضور در جلسه ملاقات با پزشک می توانید:

• دوره های گریه کودک خود را پیگیری نمایید. شامل زمان و چگونگی رخداد، مدت زمانی که گریه طول می کشد، و هر گونه مشاهده ای درخصوص رفتارهای کودک در قبل، حین و بعد گریه کردن.

• تمام اقداماتی که برای آرام کردن کودک انجام داده اید و نیز نتایج این اقدامات را یادداشت نمایید.

• رژیم کودک، برنامه تغذیه ای وی و کاهش یا افزایش وزن کودک را یادداشت کنید.

• تمام سؤالاتی که قرار است از متخصص اطفال بپرسید را یادداشت نمایید.

تهیه کردن لیست سؤالاتی را که می خواهید بپرسید به شما کمک می کند زمان بیشتری داشته باشد. برخی از سؤالات در مورد کولیک عبارتست از:

• آیا کودک من مبتلا به کولیک است و یا گریه های او دلیل دیگری دارد؟
• کولیک چه اثراتی بر رشد و تکامل کودک دارد؟
• آیا درمان مؤثری برای کولیک وجود دارد؟
• من و خانواده چگونه می توانیم بر این دوره های گریه غلبه کنیم؟
• آیا بروشور و یا برگه دیگری وجود دارد که با خود ببرم؟ کدام وب سایت ها را پیشنهاد می کنید؟

علاوه بر این سؤالات که پیش از جلسه ملاقات آماده کرده اید، سایر سؤالاتی که حین جلسه در ذهن شما ایجاد می شود را نیز بپرسید.

آنچه از پزشک انتظار می رود:

احتمالاً متخصص اطفال از شما چند سؤال می پرسد، از جمله:

• آیا می توانید دوره های معمول گریه کردن را توضیح دهید؟ چه زمانی رخ می دهد؟ چقدر طول می کشد؟ صدای گریه کودک شما چگونه است؟
• چه اقداماتی برای آرام کردن کودک انجام می دهید؟ نتیجه این اقدامات چگونه است؟
• آیا کودک با خوردن مشکل دارد؟
• چه چیزهایی به کودک خود می خورانید و چند وقت یکبار وی را تغذیه می کنید؟
• مدفوع کودک شما چگونه و چند وقت یکبار است؟
• آیا تا کنون کودک شما در زمان گریه دچار مشکلات تنفسی شده است؟
• چگونه با گریه های کودک مقابله می کنید؟ سایر اعضای خانواده چطور؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر گریه کودک ناشی از افتادن، جراحت یا بیماری باشد نیازمند اقدامات سریع پزشکی است.
با متخصص اطفال تماس بگیرید، اگر:

• در هنگام گریه کردن، پوست یا لبهای کودک کبود شده باشد.

• نگران گریه های کودک خود هستید به ویژه اگر تغییری در خوراک، خواب و رفتار وی احساس می کنید.

با بررسی روزانه زمان گریه کردن و مدت آن می توانید به متخصص اطفال کودک کمک نمایید. همچنین ثبت الگوی خواب و خوراک کودک کمک کننده است.

آزمایش های تشخیصی

• متخصص اطفال معاینات بالینی را برای علل ممکن استرس از جمله فشار دادن روده (انسداد روده) انجام می دهد. اگر کودک شما از سایر جنبه ها سالم باشد، ممکن است کولیک در کودک شما تشخیص داده شود.

• تست های آزمایشگاهی، اشعه ایکس و سایر تست های تشخیصی معمولاً مورد نیاز نیست اما در علل نامشخص، این تست ها به رد سایر علل کمک می کند.

درمان دارویی

کولیک معمولاً تا سه ماهگی خود به خود بهبود می یابد. متأسفانه، هیچ درمان تأیید شده ای که به تمام نوزادان کمک کند وجود ندارد. درمان هایی که مورد آزمایش قرار گرفته اند، عبارتند از:

• داروهای ضدنفخ. داروهای ضد نفخ، بدون نیاز به نسخه از جمله سیمتیکون احتمالاً اثر تسکینی زیادی بر علائم کودکان ندارد. این داروها بجز برای کودکانی که داروهای تیروئیدی مصرف می کنند، عموماً ایمن هستند.

• پروبیوتیک ها. پروبیوتیک ها موادی هستند که به حفظ تعادل طبیعی باکتری های مفید در دستگاه گوارش کمک می کنند. از آنجایی که کودکان دارای کولیک ممکن است عدم تعادل در باکتری های مفید داشته باشند، محققین سعی در جایگزینی برخی از این پروبیوتیک ها در مطالعات دارند. یکی از باکتری ها بنام لاکتوباسیلوس روتری به طور چشمگیری علائم کولیک را بهبود می بخشد اما نتایج مطالعات ضد و نقیض است. برخی مطالعات فواید و اثرات مثبتی نشان داده اند در حالیکه سایر مطالعات نتیجه ای نداشتند. بطور کلی شواهد کافی برای توصیه استفاده از پروبیوتیک ها برای درمان کولیک توسط متخصصین وجود ندارد.

پیش از خوراندن هر گونه دارو برای درمان کولیک با متخصص اطفال صحبت کنید.

درمان های خانگی و سبک زندگی

ممکن است متخصص اطفال قادر به درمان کولیک یا بهبود سریع تر آن نباشد، اما راه های بسیاری برای آرام کردن نوزاد وجود دارد.

نکاتی برای تغذیه کودک

اگر احساس می کنید کودک شما گرسنه است، برای تسکین و آرام کردن وی را شیر دهید. سایر استراتژی های تغذیه نیز می تواند کمک کننده باشد:

• در هنگام شیر خوردن، کودک را تا حد ممکن صاف نگه دارید. گاهی شیردهی را متوقف کرده و آروغ کودک را بگیرید. گاهی تغذیه کوتاه تر و با دفعات بیشتر کمک کننده است. اگر به کودکتان شیر می دهید، بهتر است اجازه دهید ابتدا کودک از یک پستان تغذیه کرده و پس از خالی شدن آن، از پستان دیگر کودک را تغذیه نمایید. این امر سبب می شود کودک از شیر آخر غنی و پرچربی که بالقوه سبب سیری بیشتری نسبت به شیر ابتدایی آبکی و سبک تر در ابتدای شیردهی می گردد، تغذیه شود.

• اگر شیرده هستید، به تغییرات رژیم خود توجه کنید. رژیم مادر شیرده احتمالاً نقشی در علائم کولیک نوزاد ندارد. با این حال، در خانواده هایی که سابقه آلرژی دارند، حذف آلرژن ها از رژیم غذایی مادر می تواند از غذاهای آلرژن ناشناخته برای کودک پرده بردارد. اگر به کودک خود شیر می دهید، ممکن است متخصص اطفال پیشنهاد کند، غذاهایی که به احتمال بیشتری آلرژی زایی دارند از جمله لبنیات، بادام زمینی، آجیل درختی، گندم، سویا، ماهی را به مدت دو هفته حذف نمایید تا پزشک بهبود علائم را پیگیری نماید. با این حال، پیش از تغییر رژیم غذایی ابتدا با متخصص اطفال کودکتان مشورت نمایید.

• فرمولای نوزادتان را تغییر دهید. همانند شیر مادر، فرمولا نیز احتمالاً عاملی برای علائم کولیک نیست. اما تغییر فرمولا به نوع فرمولای نوزادی هیدرولیزات می تواند مؤثر واقع شود اگر کودک به شیر گاو آلرژی و یا عدم تحمل به شیر داشته باشد. پروتئین های شیر کامل در این فرمولاها تجزیه شده اند که هضم آنها را راحت تر می کند. اگر آلرژی یا عدم تحمل مسئول علائم کودک شود، دو روز بعد از تغییر فرمولا پاسخ کودک مشخص می شود. اگر بهبودی حاصل نشد، همان فرمولای اولیه را استفاده نمایید چون فرمولای هیدرولیزات گران تر از فرمولای استاندارد است.

• تغییر شیشه. تنوع گسترده ای از شیشه و سرپستانک وجود دارد. سعی کنید از انواع مختلف شیشه و سرپستانک استفاده کنید تا بهترین نوع آن را برای کمک به تسکین علائم نوزاد بیابید. شیشه هایی که یکبار مصرف هستند و کیسه های قابل جمع شدن می توانند مقدار هوای بلعیده شده را در کودک کاهش دهند.

راه هایی برای تسکین دادن نوزاد

برای تسکین دادن گریه کودک، می توانید:

• از پستانک استفاده کنید. مکیدن برای بسیاری از کودکان، آرام بخش است. حتی اگر به کودک خود شیر داده اید باز هم می توانید برای آرام کردن کودک از پستانک استفاده نمایید.

• کودک را بغل کنید. بغل کردن به برخی از کودکان کمک می کند. برخی کودکان زمانی که در آغوش گرفته می شوند و در ملحفه سبک پیچانده می شوند، آرام می گیرند. برای اینکه به خود استراحتی داده باشید، می توانید از تاب یا سایر حامل های کودک استفاده نمایید. نگران لوس شدن کودک خود با زیادی در آغوش گرفتن وی نباشید.

• کودک را در حرکت نگه دارید. کودک را در آغوش یا تاب به آرامی تکان دهید. در خصوص انتخاب تاب مناسب برای سن کودک دقت نمایید. کودک را روی پاهای خود بخوابانید و پاهای خود را به آرامی تکان دهید. با کودک خود راه بروید یا او را در ماشین گذاشته و بیرون ببرید. از صندلی های تکانه ای برای نوزاد خود استفاده کنید.

• برای کودک خود آواز بخوانید. تون صدای آرام می تواند به کودک آرامش ببخشد. حتی اگر لالایی گفتن نیز گریه کودک را متوقف نکرد، می تواند شما را آرام کند. موسیقی های ضبط شده نیز کمک کننده هستند.

• صداهای زمینه را بلند کنید. برخی کودکان زمانی که صدای زمینه ای یکنواختی را می شنوند، کمتر گریه می کنند. زمانی که کودک را بغل کرده یا تکان می دهید صدای ممتد شبیه «هیش» بگویید. هود آشپزخانه یا فن حمام را روشن کنید، یا یک سی دی یا نوار از صداهای محیط مثل امواج اقیانوس، باران یا آبشار و یا ضربان قلب انسان بگذارید. گاهی صدای تیک تیک ساعت هم کمک کننده است.

• از گرما یا لمس ملایم استفاده کنید. کودک را به حمام آب گرم ببرید. به آرامی شکم کودک را ماساژ دهید.

• کودک را به حال خویش بگذارید. اگر هیچ اقدامی کمک کننده نبود، کودک را به مدت ۱۰ دقیقه در گهواره قرار دهید.

زمانی که هیچ چیزی به ذهنتان نمی رسد

گاهی به هیچ روشی قادر به آرام کردن گریه کودک خود نیستید. آنچه در یک روز کودک را آرام می کند ممکن است در روز دیگری وی را خشمگین سازد. اگر اعصابتان بهم ریخت، بیاد داشته باشید:

• هیچ گاه کودک را بطور شدید تکان ندهید. اگر از گریه های کودک خود خسته شدید، کودک را به یک فرد بزرگسال قابل اعتماد دیگری بسپارید. اگر با کودک تنها هستید، او را در مکان امنی مانند اتاقش قرار دهید.

• شخص دیگری از کودک مراقبت کند تا شما استراحت کنید. گوش کردن به صدای گریه کودک به مدت طولانی استرس زاست لذا زمانی برای استراحت خود قرار دهید. از قبل زمانی را برای شخص دیگری که قرار است از کودک مراقبت کند، تعیین کنید و چند لحظه ای را برای خودتان وقت بگذارید.

پزشکی جایگزین

برخی والدین گزارش کرده اند که گریه کودکانشان با این قبیل کارها آرام می شود:

• چای های گیاهی
• درمان های گیاهی مثل روغن رازیانه
• درمان های هومئوپاتی
• آب قند
• مخلوط آب و گیاهان دارویی
• ماساژ درمانی
• کایروپرکیتک یا کاردرمانی
• طب سوزنی

اما، هیچ درمان جایگزینی برای درمان کولیک تأیید نشده است. حتی برخی درمان ها می توانند خطرناک باشند.

محصولات گیاهی و مکمل ها در همان مسیر اثر دارو، تنظیم نمی شوند. این مواد حاوی مقادیر متفاوتی از ترکیبات مختلف هستند و یا اینکه آلودگی دارند.

برخی درمان های هومئوپاتی حاوی مقادیر کمی از مواد بالقوه سمی اند. حتی برخی که به نظر بی خطر هستند، مثل آب قند، در صورتی که در روند صحیح تغذیه کودک اختلال ایجاد کنند، می توانند مشکلاتی بوجود آورند.

پیش از امتحان کردن درمان های جایگزین با متخصص اطفال خود برای یافتن راه بی خطر و ایمن مشورت نمایید.

پیشگیری

مراقبت از کودک مبتلا به کولیک حتی برای والدین با تجربه، می تواند خسته کننده و استرس زا باشد. بیاد داشته باشید باید از خودتان نیز مراقبت کنید. این پیشنهادات می تواند کمک کننده باشد:

• استراحت کنید. زمانی که هر آنچه می توانید انجام دادید، از همسر یا شخص دیگری بخواهید تا از کودک مراقبت کند. از افرادی مثل دوستان یا همسایه ها که داوطلب نگهداری از کودک هستند، کمک بگیرید. حتی اختصاص یک ساعت زمان برای خودتان هم می تواند به شما نیروی تازه ببخشد.

• احساسات خود را بیان کنید. احساس ناتوانی، ناامیدی، گناه یا عصبانیت در این زمان برای والدین طبیعی است. با همسر یا یک شنونده خوب دیگر صحبت کنید.

• مثبت بیاندیشید. موفقیت خود را به عنوان والد با میزان گریه کودک نسنجید. کولیک نتیجه عملکرد ضعیف والدین نیست.

• از خودتان نیز مراقبت کنید. غذاهای سالم بخورید. زمانی را برای ورزش کردن مثل پیاده روی اختصاص دهید. اگر می توانید زمانی را که کودک خواب است، بخوابید. از مصرف دارو و الکل پرهیز نمایید.

• بیاد داشته باشید این امر موقتی است. دوره های کولیک معمولاً در سه ماهگی بهبود می یابد. بهتر است محدودیت های خود را بشناسید. اگر گریه کودک سبب می شود کنترل خود را از دست بدهید، وی را در مکانی امن مانند گهواره اش قرار داده و به اتاق دیگری بروید. اگر ضروری است با پزشک، سرویس مداخلات ضروری محلی یا سرویس سلامت روان، تماس گرفته تا برای حمایت های بیشتر به شما کمک کنند.

این پیشنهادات نه تنها برای والدین بلکه برای تمام افرادی که از کودک نگهداری می کنند بکار می آید.

روش‌های رفع قولنج نوزادان

۱- به مادران عزیز توصیه می‌شود حتی المقدور از شیر خودشان جهت تغذیه نوزادشان استفاده کنند. نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌شوند (روش صحیح شیر دادن)، در مقایسه با نوزادانی که از شیشه شیر استفاده می‌کنند، کمتر به کولیک مبتلا می‌شوند. اگرچه درصدی از نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌شوند، نیز مبتلا به کولیک هستند.

۲- اگرچه یافتن علت دقیق کولیک نوزادان سخت به نظر می‌رسد، اما عواملی وجود دارد که شانس ابتلا به کولیک را افزایش می‌دهد، مثلا اگر بی‌قراری‌ها و گریه‌های نوزاد حدودا ۴۵ دقیقه پس از شیرخوردن ایجاد شود، به احتمال زیاد، علت آن ناسازگاری شیر گاو با نوزاد می‌باشد.

شیر گاوی که در رژیم غذایی مادر مصرف می‌شود و یا در تغذیه نوزاد وجود دارد، زیرا نفخ ناشی از شیر گاو به راحتی در این دسته از نوزادان بر طرف نمی شود و ایجاد ناراحتی و کولیک می‌کند.

۳- عادت کنید به نوزاد خود هر بار مقدار کمی شیر بدهید، اما دفعات شیردهی خود را افزایش دهید (یعنی حجم کمی از شیر در دفعات زیاد). برخی پزشکان معتقدند که حجم زیاد شیر و یا مایعات در معده نوزاد، سبب ایجاد ناراحتی و کولیک می‌شود.

پس از هر بار شیر دادن به نوزاد خود، او را روی شانه خودتان قرار دهید و پشت نوزاد را به آرامی‌ بمالید تا آروغ بزند و هر گونه هوای اضافی از معده او خارج شود.

۴- به مادرانی که نوزاد مبتلا به کولیک دارند، توصیه می‌شود تا موقع شیر دادن به نوزاد خود، همیشه او را در حالت نیمه خوابیده (حالتی بین نشسته و خوابیده) قرار دهند. این حالت ناراحتی او را پس از شیر خوردن کمتر می‌کند.

۵- به مادران عزیز توصیه می‌شود تا پس از شیر خوردن نوزاد، حتما باد گلوی نوزاد را بگیرند. گرفتن آروغ نوزاد، صرف نظر از مدت زمانی که او شیر خورده است، به کاهش ناراحتی ناشی از کولیک او کمک می‌کند. پس از هر بار شیر دادن به نوزاد خود، او را روی شانه خودتان قرار دهید و پشت نوزاد را به آرامی‌ بمالید تا آروغ بزند و هر گونه هوای اضافی از معده او خارج شود.

۶- هنگامی‌ که نشسته‌اید می‌توانید نوزادتان را روی زانوهای خود قرار دهید، طوری که شکم نوزاد روی پاهای شما قرار بگیرد. در این حالت پاهای خود را به آرامی‌ بالا و پایین ببرید تا درد نوزاد کاهش یابد.

۷- می‌توانید با انجام حرکاتی روی پاهای نوزاد، دردهای او را کاهش دهید. به این صورت که نوزاد را به پشت بخوابانید و پاهای او را به آرامی‌ بگیرید و به سمت شکم او خم کنید. این حرکات سبب می‌شود تا شکم نوزاد شل شود و دردهایش تسکین پیدا کند.

۸- استفاده از درمان‌های خانگی برای درمان کولیک نوزادان توصیه می‌شود؛ البته این نوع درمان‌ها باید تحت نظر پزشک باشد. از پزشک بخواهید تا به جای تجویز داروهای شیمیایی، داروهای گیاهی برای نوزادتان تجویز کند، مثلا استفاده از عرق نعنای پاستوریزه و یا دمنوش نعنا می‌تواند تسکین دهنده مناسبی برای کولیک نوزاد باشد.

استفاده از عرق رازیانه پاستوریزه رقیق شده و یا دم کرده زنجبیل نیز توصیه می‌شود. چند قطره از این گیاهان دارویی را در شیشه شیر نوزاد بریزید و به او بدهید.

۹- خوشبختانه درد و ناراحتی نوزاد به علت کولیک، پس از چند ماه (حداکثر پنج ماه) از بین می‌رود و با بزرگ شدن نوزاد و تکامل دستگاه گوارشی او، این مشکل بهبود می‌یابد.

۱۰- گرم کردن موضعی مثل گذاشتن حوله یا پارچه گرم روی شکم نوزاد نیز روش موثری در کاهش نفخ و دل پیچه کودک است.

۱۱- موقع شیر دادن به نوزاد (اگر از شیر مادر تغذیه می‌کند) سعی کنید یک سینه به طور کامل تخلیه شود. از خارج کردن سینه از دهان نوزاد در حین شیر دادن به او اجتناب کنید، زیرا هوای اضافی وارد معده نوزاد می‌شود و سبب نفخ معده او می‌شود.

۱۲- مادر باید رژیم غذایی خاصی را در پیش بگیرد. از مصرف برخی مواد غذایی مانند شیر گاو، غذاهای ادویه دار و مواد کافئین دار باید اجتناب کنید.

موقع بیقراری کودک، او را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

چند توصیه

– موقع بیقراری نوزاد برایش شعر یا لالایی بخوانید و سعی کنید با حفظ خونسردی خود، نوزاد را آرام کنید.

– به کودک خود پستانک بدهید. گاهی اوقات مکیدن می‌تواند به کودک آرامش دهد.

– کودک خود را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

– کودک خود را به شکم، روی زانوهایتان یا داخل وان آب گرم قرار دهید. در این حالت با نوازش یا مالیدن پشت کودک می‌توانید به کاهش فشار معده او کمک کنید.

– شکم کودک را روزی یک بار با روغن زیتون به آرامی‌ماساژ دهید.

– به مدت ۲ تا ۳ شب، قبل از خواب، بالا تنه نوزاد (شکم، قفسه سینه، سرشانه‌ها و تمام ناحیه پشت) را به خوبی با روغن کرچک ماساژ دهید، به نحوی که روغن، جذب پوست شود. سپس کودک را به حالتی مانند قنداق کردن کاملا ببندید و به خصوص مواظب باشید که در معرض باد و سرما قرار نگیرد.

– روزی ۱ تا ۲ بار زیر ناف نوزاد را با روغن کرچک به خوبی ماساژ دهید.

صرع (epilepsy)

صرع (epilepsy) یک اختلال سیستم عصبی مرکزی (اختلال نورولوژیکی) است که در آن فعالیت سلول های عصبی در مغز مختل شده و منجر به تشنج می گردد که طی آن رفتار، علائم و احساسات غیرطبیعی از جمله از دست رفتن هوشیاری رخ می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، حدود ۱٪ درصد از جمعیت مردم جهان (۶۵ میلیون نفر) صرع دارند، و تقریبا ۸۰٪ موارد در کشورهای در حال توسعه روی می‌دهند. صرع در افراد مسن‌تر رایج‌تر است. در کشورهای توسعه یافته، شیوع موارد جدید بیشتر در نوزادان و سالمندان است؛ در کشورهای در حال توسعه این بیماری در کودکان بزرگتر و بزرگسالان جوان‌تر دیده می‌شود، که دلیل آن تفاوت در فراوانی دلایل اصلی است. حدود ۵ تا ۱۰٪ از تمامی افراد یک حمله بی دلیل تا سن ۸۰ سالگی دارند، و احتمال وقوع حمله دوم نیز بین ۴۰ و ۵۰٪ است.

در بسیاری از نقاط دنیا افراد مبتلا به صرع حق رانندگی مشروط داشته یا کلا حق رانندگی ندارند، اما بیشتر این افراد بعد از یک مدت بدون حمله می‌توانند رانندگی را مجددا آغاز کنند. متخصصان معتقدند حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد بیماری صرع پس از دو سال معالجه، به طور کامل درمان می شود و پزشک معالج می تواند داروی بیمار را قطع کند.

علائم صرع مختلف است. برخی افراد مبتلا به صرع ساده، طی تشنج به مدت چند ثانیه خیره می مانند، در حالیکه برخی دیگر دچار حرکات تنشی در دستها و پاها می گردند.

حدود ۱ نفر در هر ۱۰۰ آمریکایی یکبار در طول زندگی تشنج را تجربه می کند. با این حال، تشنج به تنهایی به این معنی نیست که شما صرع دارید. معمولاً حداقل دو صرع غیر تحریک شده، برای تشخیص صرع لازم است.

حتی تشنج های ملایم نیز نیازمند درمان هستند چون در طی فعالیت هایی مثل رانندگی و یا شنا می تواند خطرناک باشد. درمان که عموماً شامل دارو و گاهی جراحی است، می تواند تکرر یا شدت تشنجات را کاهش داده یا از بین ببرد. حتی گاهی صرع در کودکان با رشد و افزایش سن آنها از بین می رود.

اقدامات اولیه در فردی که تشنج کرده است :

اگر بیمار دچار تشنج شده او را به یک سمت بخوابانید و سرش را همسطح یا پایینتر از بدنش قرار دهید. شخص را به پهلو بخوابانید تا مسیر تنفسی اش باز باشد سعی نکنید چیزی در دهان شخص بگذارید عموما مردم بر این باور غلط هستند که باید جسمی را در دهان فرد گذاشت تا مانع گاز گرفتن زبان شود حال آنکه از همان ابتدای حمله ، ماهیچه های فک بشدت منقبض میشوند که میتواند از همان ابتدا زبان را قطع کند این در حالیست که تجربه نشان داده

این اتفاق بسیار نادر است گذاشتن جسم در دهان فرد بعلت انقباض فک میتواند باعث شکستگی دندان شود. هرگز چیزی را با فشار میان دندانهایش قرار ندهید. در بیشتر مواقع تشنجات بعد از یک دقیقه متوقف می‌شوند و بعد از آن یک دوره خواب و استراحت است ولی اگر تشنجات بیشتر از چند دقیقه به طول انجامید حتماً باید بیمار را به بیمارستان رساند.

عدم درمان به موقع این بیماری چه عواقبی ممکن است داشته باشد؟

عدم درمان به موقع باعث می ‌شود که کانون ایجاد تشنج (کانون شورشی تشنج) به صورت فونکسیون و فیزیولوژیک دچار اختلال شود و اگر درمان نشود ممکن است باعث تغییرات ساختمانی در بافت مغز گردد و نواحی دیگر مغز را نیز درگیر کند و کارکرد فکری فرد را کم کند. بنابراین درمان این بیماران الزامی است. درمان صرع، طولانی مدت و حدود دو تا سه سال می‌ باشد و بعد از این دوره درمان کامل می‌ شود. درصد بسیار کمی از بیماران ممکن است درمان طولانی مدت داشته باشند.

نشانه ها

از آنجایی که صرع ناشی از فعالیت های غیر طبیعی سلول های مغزی است، تشنج می تواند بر تمام فرآیندهای هماهنگی مغز اثر بگذارد. صرع می تواند علائمی از این قبیل ایجاد کند:

• گیجی موقت
• صحبت کردن نامفهوم و بریده بریده
• حرکات تند و پیچشی غیر قابل کنترل در دستها و پاها
• از دست دادن هوشیاری و بی خبری
• علائم روانی

علائم بسته به نوع تشنج متفاوت است. در بیشتر موارد، مبتلایان به صرع در هر بار به نوع یکسانی از تشنج مبتلا می شوند، لذا علائم در هر دوره مشابه است.

پزشکان معمولاً تشنج را بر اساس چگونگی آغاز فعالیت های غیرطبیعی مغز، به دو نوع کانونی و منتشر طبقه بندی می کنند.

تشنج های کانونی یا غیر منتشر

زمانی که تشنج در نتیجه فعالیت غیر طبیعی تنها در یک ناحیه از مغز باشد، تشنج کانونی (نسبی) نامیده می شود. این نوع از تشنج به دو گروه تقسیم می شود:

• تشنج کانونی ساده. این تشنج ها منجر به از دست رفتن هوشیاری نمی گردد. ممکن است حواس را تغییر دهد یا تصویر، بو، احساس، مزه یا صدای اشیاء اطراف به گونه ی دیگری بنظر آید. همچنین این تشنجات منجر به پرش ناخواسته اعضای بدن مثل دست ها و پاها و علائم حسی خودبخودی مثل مورمور شدن، سرگیجه و یا نورهای خیره کننده می شود.

• تشنجات کانونی Dyscognitive. این تشنجات هوشیاری و آگاهی را از بین می برد و می تواند سبب فقدان هوشیاری برای دوره ای از زمان گردد. این تشنجات منجر به حرکات خیره کننده و بی هدف از جمله چرخش دست ها، جویدن، بلعیدن یا راه رفتن دایره وار می شود.

صرع عمومی یا منتشر

تشنج هایی که به نظر می رسد تمام نواحی مغز را درگیر می کنند، صرع منتشر نامیده می شوند. ۶ نوع از صرع منتشر وجود دارد:

• تشنج غایب. تشنج غایب که تشنج پتی مال نیز نامیده می شود، با حرکات جزئی و خیره شدن مشخص می گردد. این تشنجات می توانند سبب کاهش اندکی در هوشیاری فرد شوند.

• تشنجات تونیک. تشنجات تونیک سبب سفت و سخت شدن عضلات بدن می شوند. این تشنجات معمولاً بر عضلات پشت، بازوها و پاها اثر گذاشته و می تواند سبب افتادن فرد روی زمین شود.

• تشنجات کلونیک. تشنجات کلونیک با حرکات ریتمیک و پرشی عضلات در ارتباط است. این تشنجات معمولاً بر گردن، صورت و دست ها اثر می گذارد.

• تشنجات میوکلونیک. تشنجات میوکلونیک معمولاً به صورت تنش های پرشی کوتاه مدت و ناگهانی دست ها و پاها ظاهر می شوند.

• تشنجات آتونیک. تشنجات آتونیک که با عنوان تشنجات سقوطی نیز شناخته می شوند، سبب از دست رفتن کنترل عضلات می شود که می تواند سبب افتادن ناگهانی بر روی زمین گردد.

• تشنجات تونیک – کلونیک. تشنجات تونیک – کلونیک که با عنوان گراندمال نیز شناخته می شوند، با از دست دادن هوشیاری، سفتی و لرزش بدن و گاهی از دست دادن کنترل مثانه یا گاز گرفتن زبان مشخص می شود.

علت

در بیش از نیمی از موارد، صرع هیچ علت مشخصی ندارد. در حدود نیمی از مبتلایان به صرع، این شرایط به دنبال فاکتورهای مختلفی بروز می کند.

• اثرات ژنتیک. برخی از انواع صرع که با نوع تشنجی که فرد تجربه کرده است، طبقه بندی می شوند؛ موروثی هستند. در این موارد اثر ژنتیک محتمل است.

محققین برخی از انواع صرع را با ژن های مشخصی ارتباط داده اند. اگر چه تخمین زده شده است که حدود ۵۰۰ ژن می تواند در این امر نقش داشته باشد. برای بیشتر افراد، ژن ها تنها بخشی از علل صرع هستند. ژن های مشخص می توانند شخص را نسبت به شرایط محیطی حساس تر کرده که تشنج را تحریک می کنند.

• ترومای سر. ترومای سر که بخاطر تصادفات یا آسیب های تروماتیک رخ می دهند، می توانند منجر به صرع شوند.

• بیماری های مغزی. بیماری های مغزی از جمله تومورهای مغزی یا سکته که منجر به آسیب مغز می شوند نیز ممکن است منجر به صرع گردند. سکته علت عمده صرع در بزرگسالان بالای ۳۵ سال است.

• بیماری های عفونی. بیماری های عفونی مثل مننژیت، ایدز و انسفالیت ویروسی می توانند منجر به صرع شوند.

• آسیب های مادرزادی. پیش از تولد نوزادان به آسیب های مغزی حساس هستند که می تواند ناشی از چندین فاکتور باشد، از جمله: عفونت مادر، تغذیه نامناسب یا کمبودهای اکسیژن. این آسیب های مغزی منجر به صرع یا فلج مغزی می شود.

• اختلالات تکاملی. گاهی صرع می تواند با اختلالات تکاملی مثل اوتیسم و نوروفیبروماتوز مرتبط باشد.

عوامل خطر

فاکتورهای مشخصی می تواند خطر صرع را افزایش دهد.

• سن. شروع صرع در اوایل کودکی و پس از ۶۰ سالگی در بالاترین حد است اما می تواند در هر سنی رخ دهد.

• تاریخچه خانوادگی. اگر تاریخچه خانوادگی صرع دارید، خطر ایجاد اختلالات صرع در شما افزایش می یابد.

• آسیب های سر. جراحت های سر مسئول برخی موارد صرع است. شما می توانید با بستن کمربند ایمنی در ماشین و یا پوشیدن کلاه ایمنی در هنگام دوچرخه سواری، اسکی کردن، سواری با موتور سیکلت و یا سایر فعالیت های پرخطر، خطر ابتلا به صرع را کاهش دهید.

• سکته و سایر بیماری های عروقی. سکته و یا سایر بیماری های عروقی می تواند منجر به آسیب های مغزی شود که صرع را تحریک می کند. شما می توانید اقداماتی را برای کاهش خطر این بیماری ها انجام دهید، از جمله: محدود کردن دریافت الکل، پرهیز از استعمال دخانیات، رعایت رژیم غذایی سالم، ورزش منظم.

• دمانس. دمانس می تواند خطر صرع را در افراد مسن تر افزایش دهد.

• عفونت های مغزی. عفونت هایی از جمله مننژیت که سبب التهاب در مغز یا نخاع می شوند، می توانند خطر را افزایش دهند.

• تشنج در کودکی. گاهی تب بالا در کودکی با صرع در ارتباط است. کودکانی که بخاطر تب بالا تشنج می کنند، عموماً دچار صرع نمی شوند، اگرچه در تشنج های طولانی، سایر بیماری های عصبی یا تاریخچه خانوادگی صرع، خطر افزایش می یابد.

عوارض

حملات تشنج در زمان های معینی می تواند منجر به شرایطی شود که برای شما و دیگران خطرناک است.

• افتادن. اگر در حین تشنج به زمین بیافتید، ممکن است سر شما آسیب ببیند یا دچار شکستگی استخوان شوید.

• خفگی. اگر صرع دارید، احتمال خفگی در هنگام شنا یا حمام رفتن ۱۵ تا ۱۹ برابر بیشتر از سایر افراد جامعه است چون احتمال تشنج در زیر آب بیشتر می شود.

• تصادفات. تشنجی که سبب از دست رفتن هوشیاری و یا کنترل شود، می تواند در هنگام رانندگی خطرساز باشد.

در بسیاری از کشورها بیماران برای گرفتن تصدیق رانندگی محدودیت هایی دارند که با توانایی کنترل تشنج مرتبط بوده و پیش از کسب اجازه برای رانندگی، حداقل زمانی را برای رهایی از تشنج تعیین می کنند که از چند ماه تا چند سال متغیر است.

• عوارض بارداری. تشنج در طی بارداری هم مادر و هم جنین را در معرض خطر قرار می دهد و مصرف برخی داروهای ضد صرع می تواند خطر نقایص جنینی را افزایش دهد. اگر مبتلا به صرع هستید و در نظر دارید که باردار شوید، با پزشک خود برای برنامه ریزی بارداری مشورت نمایید.
بیشتر زنان مبتلا به صرع می توانند باردار شوند و فرزند سالم داشته باشند. لازم است فرد در طول بارداری به دقت پایش شده و شاید لازم باشد داروها تغییر یابند. بسیار ضروری است که برای بارداری با برنامه پزشک پیش بروید.

• بیماری های روانی. مبتلایان به صرع به احتمال بیشتری دچار مشکلات روانشناختی می شوند، به ویژه افسردگی، اضطراب و در موارد شدید خود کشی هم دیده می شود. مشکلات می تواند در نتیجه سختی های مقابله با شرایط بیماری و نیز عوارض جانبی داروها باشد.

سایر عوارض تهدید کننده زندگی در صرع شایع نبوده اما می تواند رخ دهد، از جمله:

• شرایط صرعی. این شرایط زمانی رخ می دهد که زمان تشنج مداوم بیشتر از ۵ دقیقه بطول بیانجامد و یا بدون اینکه در فواصل بین حملات، هوشیاری بطور کامل بازگردد فرد دچار حملات مکرر تشنج عود کننده شود. بیماران با شرایط صرعی در معرض خطر بیشتری برای آسیب دائمی مغز و مرگ قرار دارند.

• مرگ ناگهانی و بدون توجیه در صرع: Sudden unexplained death in epilepsy (SUDEP): افراد مبتلا به صرع در معرض خطر مرگ ناگهانی هستند، اگرچه احتمال وقوع این امر اندک است و علت آن مشخص نشده اما برخی تحقیقات نشان داده اند که می تواند بخاطر مشکلات تنفسی و قلبی باشد.

افراد با تشنجات منتشر مکرر تونیک – کلونیک یا افرادی که تشنجات آنها با دارو کنترل نشده است می توانند در معرض خطر بیشتری برای SUDEP باشند. به طور کلی، حدود ۲ تا ۱۸ درصد از مبتلایان به صرع بخاطر SUDEP جان خود را از دست می دهند.

آمادگی برای ویزیت پزشک

احتمالاً در ابتدا باید به پزشک خانواده و یا یک پزشک عمومی مراجعه نمایید. با این حال در برخی موارد زمانی که برای تنظیم وقت با پزشک تماس می گیرید، فوراً به متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) یا نورولوژیست متخصص صرع، ارجاع داده می شوید.

از آنجایی که جلسه ملاقات کوتاه است و موارد مورد بحث زیاد است، بهتر است از قبل برای حضور در جلسه آماده شوید. در اینجا اطلاعاتی برای کمک به آمادگی برای حضور در جلسه و نیز آنچه از پزشک انتظار دارید، آورده شده است.

آنچه می توانید از پزشک انتظار داشته باشید

• جزئیات تشنجات را در تقویم ثبت کنید. هر بار که تشنج رخ می دهد، زمان و نوع تشنجی که رخ داده و نیز مدت زمان آن را ثبت نمایید. علاوه بر این به تمام شرایط توجه کنید، از جمله: داروهای فراموش شده، خواب ناکافی، افزایش استرس، دوران قاعدگی و تمام وقایعی که می تواند تشنج را تحریک کند.

از افرادی مثل اعضای خانواده، دوستان و همکاران که شاهد تشنج شما بوده اند پرس و جو کنید تا اطلاعات را بطور کامل ثبت نمایید.

• از محدودیت های پیش از جلسه ملاقات کسب اطلاع کنید. وقتیکه زمان جلسه را تعیین می کنید، در مورد لزوم محدودیت های پیش از جلسه مثل محدودیت های رژیمی سؤال کنید.

• اطلاعات کلیدی شامل استرس های عمده و یا تغییرات اخیر زندگی را یادداشت نمایید.

• لیستی از داروهای مصرفی تهیه نمایید، حتی مکمل ها و ویتامین ها را هم یادداشت کنید.

• از یکی از اعضا خانواده و یا دوستان خود بخواهید که شما را همراهی کند. گاهی بخاطرسپاری تمام اطلاعاتی که در جلسه ملاقات بیان می شود مشکل است. شخصی که شما را همراهی می کند می تواند بخشی از اطلاعاتی که ممکن است شما فراموش کنید، را بیاد آورد.
همچنین، از آنجایی که ممکن است از تمام اطلاعات حین تشنج آگاه نباشید، ممکن است لازم شود پزشک از یک نفر شاهد سؤال کند.

• سؤالاتی که می خواهید بپرسید را از پیش آماده کنید.

زمان ملاقات با پزشک محدود است، لذا لیستی از سؤالاتی که می تواند در بهره مندی بهتر از زمان کمک کننده باشد را از قبل آماده کنید. سؤالات را به ترتیب اهمیت لیست کنید. برخی سؤالات اساسی در مورد صرع که باید از پزشک بپرسید عبارتست از:

• علت احتمالی تشنجات من چیست؟
• چه تست ها و آزمایشاتی لازم است؟
• آیا صرع موقتی است یا مزمن؟
• بهترین راهکار چیست؟
• چه جایگزین هایی برای رویکرد اصلی پیشنهاد می کنید؟
• چگونه می توانم مطمئن باشم که در تشنجات بعدی آسیبی به من نخواهد رسید؟
• من بیماری های دیگری نیز دارم، چگونه می توانم به بهترین نحو همه را با هم مدیریت کنم؟
• لازم است از محدودیت های خاصی پیروی کنم؟
• آیا لازم است به متخصص دیگری مراجعه کنم؟ هزینه درمان چگونه است و چه میزان را بیمه پرداخت می کند؟
• آیا جایگزین ژنریک برای داروهای تجویزی وجود دارد؟
• آیا بروشور و یا برگه دیگری وجود دارد که با خود ببرم؟ کدام وب سایت ها را پیشنهاد می کنید؟
• علاوه بر این سؤالات که پیش از جلسه ملاقات آماده کرده اید، سایر سؤالاتی که حین جلسه در ذهن شما ایجاد می شود را نیز بپرسید.

آنچه از پزشک انتظار دارید

احتمالاً پزشک از شما سؤالاتی خواهد پرسید. از جمله:

• چه زمانی برای اولین بار تشنج را تجربه کردید؟
• بنظر شما تشنج با عامل یا شرایط خاصی تحریک شده است؟
• آیا پیش از تشنج و در ابتدای آن احساس مشابهی داشتید؟
• تشنجات شما مکرر بوده یا گاهگاهی رخ می دهد؟
• در زمان تشنج چه علائمی را تجربه کردید؟
• چه عاملی سبب بهبود تشنج شما می شود؟
• چه عاملی سبب تشدید تشنج شما می شود؟

آنچه در زمان تشنج می توانید انجام دهید

شرایط و فعالیت های خاصی می تواند سبب تحریک تشنج گردد، انجام چنین اقداماتی می تواند مثمرثمر باشد:

• از مصرف زیاد الکل پرهیز نمایید.
• از مصرف نیکوتین اجتناب نمایید.
• خواب کافی داشته باشید.
• استرس نداشته باشید.

همچنین، بهتر است پیش از مراجعه به پزشک، تشنجات خود را در یک دفتر ثبت نمایید.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

در صورتی که هر یک از موارد ذیل برای شما اتفاق افتاد، فوراً به پزشک مراجعه نمایید:

• تشنج بیشتر از ۵ دقیقه بطول انجامید.
• پس از توقف تشنج، تنفس و هوشیاری به حالت قبل بازنگردد.
• بلافاصله حمله دوم رخ دهد.
• تب بالایی داشته باشید.
• احساس گرگرفتگی داشته باشید.
• باردار باشید.
• دیابت داشته باشید.
• طی تشنج دچار جراحت و آسیب شوید.

اگر برای اولین بار است که دچار تشنج می شوید، به دنبال توصیه های پزشکی باشید.

آزمایش های تشخیصی

برای تشخیص این شرایط، پزشک علائم و تاریخچه بیماری های شما را بررسی خواهد کرد. ممکن است پزشک چندین تست برای تشخیص صرع انجام داده و علت تشنجات را تعیین کند.

• معاینات نورولوژیکی. ممکن است پزشک رفتار، توانایی حرکتی، عملکرد ذهنی، و سایر نواحی را برای تشخیص بیماری و تعیین نوع صرع معاینه کند.

• آزمایش خون. ممکن است پزشک برای بررسی علائم عفونت، استعداد ژنتیکی و یا سایر بیماری های مرتبط با تشنج از شما نمونه خون بگیرد.

همچنین ممکن است پزشک آزمایشاتی را برای تعیین ناهنجاری های مغزی توصیه نماید، از جمله:

• الکتروانسفالوگرام (EEG). این رایج ترین تست برای تشخیص صرع است. در این تست، پزشک الکترودهایی را توسط مواد چسب مانندی به جمجمه وصل می کند. این الکترودها فعالیت الکتریکی مغز را ثبت می کنند.

اگر مبتلا به صرع باشید تغییر الگوی نرمال امواج مغزی، حتی در زمانی هم که تشنج ندارید، شایع است. پزشک شما را از طریق ویدئو در زمان انجام EEG زمانیکه خواب هستید، مشاهده می کند تا هر گونه تشنجی که ممکن است تجربه کنید را مشاهده نماید. ثبت تشنجات به پزشک در تعیین نوع تشنج و نیز رد سایر بیماری های ممکن، کمک می کند.

ممکن است پزشک دستورالعملی برای ایجاد تشنج مثل خوابیدن کوتاه مدت پیش از انجام تست را توصیه کند.

• اسکن توموگرافی کامپیوتری (CT scan). سی تی اسکن برای ایجاد تصویر مقطعی از مغز از اشعه ایکس استفاده می کند. این روش تصویر برداری می تواند ناهنجاری های مغزی مثل تومور، خونریزی و کیست هایی که می توانند منجر به تشنج شوند را آشکار نماید.

• تصویر برداری رزونانس مغناطیسی (MRI). در روش MRI از امواج رادیویی و مغناطیسی قوی برای مشاهده جزئیات مغز استفاده می شود. پزشک ممکن است، قادر باشد جراحات یا ناهنجاری هایی را در مغز تشخیص دهد که می توانند سبب تشنج گردند.

• MRI عملکردی (fMRI). MRI عملکردی میزان تغییرات جریان خون را اندازه می گیرد که در بخش های در حال فعالیت مغز رخ می دهد. پزشکان می توانند پیش از جراحی، MRI عملکردی را برای تشخیص محل دقیق عملکردهای حیاتی مثل تکلم و حرکت کردن استفاده نمایند که این کار جراح را از آسیب به این محل ها در حین عمل بازمی دارد.

• توموگرافی گیسل پوزیترون (PET). اسکن های PET از مواد رادیواکتیو با دوز پایین استفاده می کنند که وارد ورید شده و به تعیین نواحی فعال مغز و نیز تشخیص ناهنجاری ها کمک می کند.

• توموگرافی کامپیوتری گسیل تک پروتون (SPECT). این تست عمدتاً زمانی استفاده می شود که MRI و EEG قادر به تشخیص محل منشأ تشنجات در مغز نبوده اند.
تست SPECT با استفاده از مقدار اندکی از مواد رادیواکتیو انجام می شود که وارد ورید شده و نقشه سه بعدی با جزئیات از فعالیت جریان خون در مغز در حین تشنج فراهم می آورد.
همچنین ممکن است پزشکان نوعی از تست SPECT را در کنار تصویر برداری رزونانس مغناطیسی (بنام SISCOM) انجام دهند که جزئیات بیشتری را فراهم می آورد.

• تست های نوروسایکولوژیک (عصبی – روانی). در این تست ها، پزشک تفکر، حافظه و مهارت های تکلم را در شما ارزیابی می کند. این تست ها در تعیین مناطق آسیب دیده مغز به پزشک کمک می کنند.

درمان دارویی

پزشکان معمولاً درمان صرع را با تجویز دارو آغاز می کنند. اگر داروها بیماری را درمان نکردند، ممکن است پزشک جراحی یا سایر انواع درمان را پیشنهاد کند.

داروها

تشنج در بیشتر مبتلایان به صرع با مصرف داروهای ضد تشنج که داروهای ضد صرع هم نامیده می شوند، درمان می شود. مصرف دارو در برخی بیماران سبب کاهش تکرر و شدت تشنجات می گردد. پزشک درباره زمان مناسب قطع دارو توصیه هایی برای شما ارائه خواهد کرد.

بیش از نیمی از کودکان مبتلا به صرع که حتی با قطع دارو دیگر علائم صرع را تجربه نمی کنند، می توانند مابقی عمر خود را بدون دارو و بدون تشنج سپری کنند. همچنین بسیاری از بزرگسالان پس از دو یا چند سال زندگی بدون تشنج می توانند دارو را قطع کنند.

پیدا کردن دارو و دوز مناسب آن کار پیچیده ای است. پزشک در زمان انتخاب نوع دارو شرایط شما، تکرر تشنجات، سن و سایر فاکتورها را در نظر می گیرد. همچنین ممکن است سایر داروهای مصرفی شما را نیز بررسی نماید تا از عدم تداخل با داروهای ضد صرع اطمینان حاصل نماید.

ابتدا پزشک یک دارو در دوز پایین را تجویز کرده و تا زمان کنترل مناسب تشنجات، دوز دارو را به تدریج افزایش می دهد.

داروهای ضد تشنج دارای عوارض جانبی هستند. عوارض جانبی خفیف این داروها عبارتست از:

• خستگی
• سرگیجه
• افزایش وزن
• کاهش تراکم توده استخوان
• راش های پوستی
• فقدان هماهنگی در حرکات
• مشکل در صحبت کردن
• مشکلات حافظه و تفکر

عوارض جانبی شدیدتر اما نادر عبارتست از:

• افسردگی
• فکر و رفتارهای خودکشی
• راش های شدید پوستی
• التهاب اندام های خاص مثل کبد

برای کسب بهترین نتیجه ممکن در کنترل تشنجات با دارو:

• دارو را دقیقاً به همان شکل تجویز شده مصرف نمایید.
• همواره پیش از تغییر نوع ژنریک دارو و یا مصرف سایر داروهایی که برای شما تجویز می شود، داروهای بدون نسخه و درمان های گیاهی با پزشک خود مشورت نمایید.
• هیچ گاه بدون مشورت با پزشک دارو را قطع نکنید.
• در صورتی که متوجه احساس افسردگی، فکر خودکشی یا تغییرات غیر طبیعی در احساسات یا رفتار خود شدید فوراً به پزشک اطلاع دهید.
• اگر میگرن دارید به پزشک اطلاع دهید تا برای پیشگیری از میگرن و درمان صرع یک دارو تجویز کند.

حداقل نیمی از بیماران تازه تشخیص داده شده با اولین دارو از تشنج رهایی می یابند. اگر داروهای ضدصرع نتایج رضایت بخشی به دنبال نداشت، ممکن است پزشک جراحی یا سایر درمان ها را توصیه کند. برای ارزیابی شرایط و داروهای مصرفی باید به طور منظم تحت پایش قرار بگیرید.

جراحی

جراحی بیشتر زمانی استفاده می شود که منشاء تشنجات در ناحیه کوچک و مشخصی از مغز باشد که با عملکردهای حیاتی از جمله تکلم، نوع زبان گفتاری، عملکردهای حرکتی، بینایی و شنوایی تداخل نداشته باشد. طی جراحی، پزشک ناحیه ای از مغز را که سبب تشنج می گردد، بر می دارد.
اگر منشأ تشنج در ناحیه ای از مغز باشد که حرکات، تکلم و سایر عملکردهای بدن را کنترل می کند، ممکن است طی بخش هایی از جراحی هوشیار باشید. پزشکان شما را پایش کرده و طی جراحی سؤالاتی می پرسد.

اگر منشأ تشنج در بخش هایی از مغز باشد که نتوان آن را برداشت، ممکن است پزشک نوع دیگری از جراحی را توصیه کند که طی آن جراح چندین برش (در مقطع زیر نرم شامه) ایجاد می کند. این برش ها برای پیشگیری از گسترش تشنج به سایر بخش های بدن طراحی شده است.

اگرچه بسیاری از افراد برای کمک به پیشگیری از تشنج پس از جراحی موفق، نیازمند ادامه دارودرمانی هستند اما ممکن است تعداد و دوز داروها کاهش یابد.

در موارد نادری، جراحی صرع می تواند عوارضی از جمله تغییر دائمی توانایی تفکر ایجاد کند. با پزشک خود در خصوص تجارب، میزان موفقیت و میزان عوارض جراحی مشورت کنید.

درمان ها

• تحریک عصب واگ. در تحریک عصب واگ، پزشک وسیله ای بنام تحریک کننده عصب واگ را در زیر پوست قفسه سینه تعبیه می کند که مشابه پیس میکر قلب عمل می کند. سیم هایی از تحریک کننده به عصب واگ در گردن وصل است.

این وسیله توسط باتری کار کرده و ترکش هایی از انرژی الکتریکی را به عصب واگ و مغز ارسال می کند. مشخص نیست این امواج چگونه تشنج را مهار می کنند اما این وسیله می تواند میزان تشنجات را ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهد.

پس از این نوع درمان نیاز اغلب بیماران به دارو درمانی ادامه می یابد، اگرچه برخی بیماران به دوز کمتری از دارو نیاز دارند. ممکن است عوارض جانبی تحریک عصب واگ در فرد ظاهر شود که عبارتست از گلودرد، گرفتگی صدا، کوتاهی نفس ها یا سرفه.

• رژیم کتوژنیک. میزان تشنجات در برخی کودکان مبتلا به صرع با رژیم سخت و پر چرب و کم کربوهیدرات کاهش می یابد.

در این رژیم که رژیم کتوژنیک نامیده می شود، بدن بجای کربوهیدرات، چربی را به عنوان منبع انرژی می سوزاند. پس از چند سال، برخی کودکان قادرند رژیم را کنار گذاشته و زندگی بدون تشنج داشته باشند. در خصوص نیاز کودکتان به رژیم کتوژنیک با پزشک مشورت نمایید. حصول اطمینان از اینکه کودک طی رژیم دچار سوءتغذیه نشود، اهمیت بسزایی دارد. عوارض جانبی رژیم کتوژنیک می تواند شامل دهیدراسیون، یبوست، رشد آهسته باشد که بخاطر کمبودهای تغذیه ای و تجمع اسید اوریک در خون است و می تواند سبب تشکیل سنگ های کلیوی گردد. اگر رژیم به درستی تنظیم شده باشد و تحت نظارت پزشک باشد، بروز این عوارض جانبی اندک است.

درمان های بالقوه در آینده

محققین در حال مطالعه بر روی تحریک مغز به عنوان یک درمان بالقوه برای صرع هستند. در تحریک مغز، جراح الکترودهایی را در بخش مشخصی از مغز تعبیه می کند. الکترودها به یک ژنراتور که در قفسه سینه یا جمجمه قرار دارد، متصل اند و پالس های الکتریکی به مغز ارسال می کنند و می توانند تشنجات را کاهش دهند.

همچنین محققین نوعی از جراحی، با عنوان رادیودرمانی استریوتاکتیک را برای درمان بالقوه برخی انواع صرع مورد مطالعه قرار داده اند. در این پروسه، پزشک پرتوها را مستقیماً به ناحیه ای از مغز که سبب تشنج می شود، می تاباند.

تغییر شیوه زندگی

درک شرایط می تواند به کنترل بهتر بیماری کمک کند.

• داروهای خود را به موقع میل نمایید. پیش از مشورت با پزشک دوز داروها را تغییر ندهید. اگر احساس می کنید باید داروی شما تغییر یابد با پزشکتان مشورت نمایید.

• خواب کافی داشته باشید. عدم استراحت و خواب کافی می تواند سبب تحریک تشنج شود. سعی کنید هر شب استراحت کافی داشته باشید.

• دستبند هشدار دهنده پزشکی بپوشید. این امر به پرسنل اورژانس کمک می کند تا نحوه صحیح درمان شما را بدانند.

• فعالیت. فعالیت کردن می تواند سبب تندرستی و کاهش افسردگی شود. آب کافی بنوشید و اگر در هنگام فعالیت خسته می شوید، استراحت کنید.

علاوه بر این، انتخاب های سالم زندگی از جمله کنترل استرس، کاهش مصرف نوشیدنی های الکلی و پرهیز از دخانیات داشته باشید.

پیشگیری

تشنجات کنترل نشده و اثرات آنها بر زندگی می تواند سبب ناامیدی و افسردگی شود. نباید اجازه دهید تشنجات بر شما غلبه کند. می توانید زندگی فعالی داشته باشید. برای این امر می توانید:

• خود، خانواده و دوستانتان را درباره صرع آموزش دهید تا شرایط را درک کنند.
• سعی کنید عکس العمل های منفی افراد را نادیده بگیرید. این کار به شما کمک می کند درباره صرع بیشتر بیاموزید تا از حقیقت آگاه شده و سوءتفاهم های موجود در مورد بیماری را بشناسید. سعی کنید حس شوخ طبعی را فراموش نکنید.
• تا حد امکان استقلال داشته باشید. اگر امکان دارد، کارتان را ادامه دهید. اگر بخاطر تشنجات قادر به رانندگی نیستید، از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید.
• پزشکی را پیدا کنید که دوست دارید و با وی احساس راحتی می کنید.
• سعی کنید برای بروز تشنج نگرانی نداشته باشید.
• گروه های حمایت از مبتلایان به صرع را بیابید تا با افرادی آشنا شوید که شرایط شما را درک می کنند.

اگر تشنجات شما به حدی شدید است که نمی توانید بیرون از خانه کار کنید، باز هم راه هایی برای احساس مفید بودن و ارتباط با دیگران وجود دارد. می توانید در منزل از طریق کامپیوتر کارهای خود را انجام دهید.

به اطرافیان و کسانی که با شما زندگی می کنند اجازه دهید راه صحیح مواجهه با تشنج را بدانند تا اگر تشنج کردید، بتوانند به شما کمک کنند. می توانید چنین پیشنهاداتی به آنها بدهید:

• در زمان تشنج فرد را به یک سمت بچرخانید.
• یک شیء نرم زیر سر وی قرار دهید.
• دکمه بالای پیراهن وی را باز کنید.
• سعی نکنید انگشت یا هر چیز دیگری را در دهان بیمار بگذارید. هیچ کسی تا کنون زبانش را طی تشنج نبلعیده است، از نظر فیزیکی این کار غیر ممکن است.
• سعی نکنید جلوی شخصی که تشنج کرده است، را بگیرید.
• اگر شخص حرکت می کند، اشیاء خطرناک اطرافش را بردارید.
• تا زمانی که تیم پزشکی به محل میرسد، نزد شخص بیمار بمانید.
• شخص را به طور دقیق پایش کنید تا آنچه رخ می دهد را بدانید.
• زمان تشنج را بدانید.
• حین تشنج خونسرد باشید.

توصیه کلی به بیماران دچار صرع

به طور کلی صرع بیماری درمان‌پذیر و خوش ‌خیم می ‌باشد و ترس جامعه از این بیماری کاملاً نا بجا و ناآگاهانه می ‌باشد و اکثر بیماران دچار صرع از خیلی از افراد جامعه بالاتر می باشند و تا آخر عمر ممکن است هیچ مشکلی نداشته باشند. آقایان و خانم‌های جوان مبتلا به بیماری صرع به‌ هیچ وجه نگران ازدواج و عواقب بعدی نباشند.

در مجموع چون یک بیماری خوش ‌خیم می ‌باشد، بهتر است در صورت ثابت شدن این بیماری توسط پزشک متخصص، اقدامات درمانی انجام گیرد و مطمئن باشید که درصد بسیار زیادی از این افراد (بالای ۹۵درصد) به ‌طور کامل درمان خواهند شد.

هر تشنجی صرع نیست

صرع زمانی بروز می‌کند که سلول‌های مغزی از کنترل خارج شده و فعالیت بیش از حد طبیعی داشته باشند. این فعالیت بیش از حد به طور ناگهانی و در مدت زمان کوتاهی بروز می‌کند و ممکن است در نقطه خاصی از مغز رخ دهد و یا تمام مغز را درگیر کند. برخلاف باورهای رایج هر نوع تشنجی صرع نیست. این بیماری انواع مختلفی دارد و بین تشنج و بیماری صرع تفاوت وجود دارد. زمانی که سلول‌های مغزی به‌دلیل فعالیت بیش از حد از کنترل خارج می‌شوند تشنج ایجاد می‌شود.تشنج واکنشی است که در شرایط مختلفی از جمله ضربه وارده به سر، مننژیت، سکته مغزی، مصرف بیش از حد دارو، اعتیاد به مواد مخدر و… امکان بروز دارد.

اگر تشنج‌ها به صورت مکرر اتفاق بیفتند می‌توان گفت فرد به بیماری صرع مبتلا شده است. به‌عنوان مثال تشنج تب در کودکان بسیار شایع است. امکان دارد که هر کودکی همزمان با تب دچار تشنج بشود و این تشنج چند بار اتفاق بیفتد. اما این نوع تشنج‌ها را نمی‌توان صرع قلمداد کرد،

بلکه به آن تشنج‌های ناشی از تب گفته می‌شود. خوشبختانه این مشکل در سنین بالاتر یعنی در پنج یا شش سالگی برطرف می‌شود و نمی‌توان گفت که این کودک دچار بیماری صرع شده است. همچنین ممکن است فردی به‌دلیل ابتلا به دیابت و افت قند خون دچار تشنج شود و نمی توان او را مبتلا به بیماری صرع دانست.

صرع نوجوانی:

این نوع از تشنج با حالت گیجی بروز می‌کند. به این ترتیب که ارتباط فرد با محیط قطع شده و حرکات اتوماتیکی مثل ملچ مولوچ کردن، ور رفتن با لباس یا خودکار و… از خود نشان می‌دهد. این حالت برخلاف صرع کوچک طولانی‌تر بوده و حدود یک تا دو دقیقه طول می‌کشد. در این مدت شخص کاملا گیج است و هیچ واکنشی به اطراف نشان نمی‌دهد. بعد از اتمام حمله و بروز هوشیاری نیز چیزی به‌خاطر نمی‌آورد و دچار خواب‌آلودگی شدید می‌شود.

صرع بزرگ:

در صرع بزرگ فرد بدون هیچ هشدار یا علائم قبلی، به‌طور ناگهانی دچار سفتی عضلانی شده و نقش زمین می‌شود. به این ترتیب که صدایی از گلوی فرد خارج و بدن او سفت می‌شود و برخلاف صرع‌های اشاره شده روی زمین می‌افتد. بعد از چند ثانیه بدن فرد شروع به تکان‌های غیرارادی می‌کند که به مدت یک تا دو دقیقه طول می‌کشد. امکان دارد در زمان تشنج فرد گوشه‌های زبان را گاز بگیرد و کف از دهانش خارج شود. بعد از چند دقیقه عضلات شل شده و حتی امکان بروز بی‌اختیاری ادراری نیز وجود دارد. این افراد نیز بعد از پشت سر گذاشتن حمله دچار خواب‌آلودگی شدیدی می‌شوند.

علل و عوامل بروز صرع:

در بیش از ۹۰ درصد موارد علت اصلی حملات صرع مشخص نمی‌شود. البته متخصصان مغز همیشه امیدوار هستند دلیلی برای بروز تشنج‌ها پیدا نشود و نتایج ام‌آرآی یا آزمایش‌ها طبیعی باشند، چون تشنج‌های بدون علت معمولا بعد از چند سال درمان به مرحله کاهش و سپس قطع داروها می‌رسند. فقط ۱۰ درصد موارد صرع علل مشخصی دارند که شامل عوامل ژنتیکی، ضایعات مغزی مثل تومور مغزی یا رگ‌های نابه جا، سکته مغزی، اختلالات مادرزادی، اختلالات سیستم غددی و… است.

روش‌های تشخیص صرع:

بهترین روش تشخیص، مشاهده حمله توسط پزشک است که معمولا امکان کمی دارد. شرح حال بیمار از زبان اطرافیان یا مشاهده فیلم گرفته شده توسط آنها کمک زیادی به تشخیص تشنج می‌کند. در مواردی که پزشک به نوع تشنج بیمار شک داشته باشد اقدام به بستری کردن او و ویدئومانیتورینگ می‌کند. یعنی این‌که الکترودهای نوار مغزی را روی سر بیمار گذاشته و او را بستری می‌کنند، سپس با دوربین فیلمبرداری تمام لحظات ثبت می‌شود.

در صورت بروز حمله علاوه بر نوار مغزی، فیلمی از بیمار گرفته می‌شود که مشاهده آن توسط پزشک متخصص کمک زیادی به تشخیص درست می‌کند. برای بررسی علل تشنج نیاز به ام آر آی و نوار مغزی است. در برخی موارد پزشک دستور بررسی‌های کامل غدد، کلیه و کبد را نیز می‌دهد. اما در برخی از انواع تشنج‌ها با شنیدن شرح حال بیمار یا مشاهده فیلم، تشخیص انجام می‌شود و نیازی به این آزمایش‌ها نیست.

درمان صرع:

بیشتر تشنج‌ها در اطفال دیده می‌شود که خوشبختانه اکثر آنها تا ۲۵ سالگی درمان می‌شوند. در این فاصله بیمار دارو مصرف می‌کند و به‌تدریج میزان این داروها کاهش داده شده و در نهایت قطع می‌شود. در واقع عمده درمان تشنج‌ها بجز موارد اندکی که نیاز به جراحی دارند، درمان دارویی است. تشنج‌های سنین بالا معمولا در اثر مشکلات و بیماری‌های زمینه‌ای مثل سکته مغزی، تومور مغزی، اختلالات کلیوی یا کبدی و… بروز می‌کند. بنابراین در این سنین به‌ندرت داروی بیمار قطع می‌شود.

داروها و آزمایش‌ها:

مصرف منظم داروها توسط بیمار از اهمیت بالایی برخوردار است. لازم است که بیمار هر چند ماه یک بار آزمایش خون بدهد تا میزان دارو در خون او کنترل شود. انجام آزمایش‌های کبد، تست میزان کلسیم و ویتامین D برای افرادی که به‌طور مداوم دارو مصرف می‌کنند لازم است و توسط پزشک معالج در نظر گرفته خواهد شد.

مراقبت‌های لازم توسط خود بیمار:

یکی از مسائل مهم در افراد مبتلا به صرع رانندگی است. در این خصوص نمی‌توان حکم کلی صادر کرد. هر فردی بنا به شرایط خاص خود باید تابع نظر پزشک عمل کند. اما به‌طور کلی ورزش‌هایی مثل اسب‌سواری، صخره‌نوردی و موتورسواری و… توصیه نمی‌شود، اما ورزش‌های دیگر با صلاحدید پزشک معالج بلامانع است بخصوص در کودکان که نیاز به فعالیت بدنی دارند. بچه‌های مبتلا به تشنج که به شنا علاقه‌مند هستند،

می‌توانند با رعایت نکاتی خاصی به ورزش مورد علاقه خود (البته صرفا در استخر نه در رودخانه و دریا) بپردازند. در این صورت نیز لازم است والدین حتما غریق نجات را در جریان بیماری کودک قرار دهند.در برخی از استخرها کلاه‌هایی با رنگ مخصوص برای این افراد در نظر گرفته می‌شود که برای نجات فرد موثر است.افراد دچار صرع باید از حمام کردن در مواقعی که در منزل تنها هستند خودداری کنند و حتما در حمام را باز بگذارند. توصیه دیگر این است

که هنگام دوش گرفتن ابتدا آب سرد و سپس آب گرم را باز کنند. در این‌صورت اگر حمله‌ای رخ دهد فرد دچار سوختگی با آب داغ نمی‌شود. حمل ظروف حاوی آب داغ یا غذای داغ برای افراد مبتلا به صرع توصیه نمی‌شود. همیشه کارد و چنگال را به صورت برعکس داخل جاظرفی قرار دهید تا در صورت بروز تشنج، تماسی با قسمت تیز و برنده آنها اتفاق نیفتد. کارهایی مثل اتوکردن نیز در مواقع تنها بودن در منزل توصیه نمی شود. افراد سیگاری نیز از سیگار کشیدن در مواقع تنهایی خودداری کنند.

مانعی برای ازدواج وجود ندارد

بیماران مبتلا به صرع می‌توانند مانند بقیه افراد ازدواج کرده و بچه‌دار شوند. احتمال انتقال تشنج به بچه این افراد بسیار کم است. مصرف داروهای ضدتشنج در طول بارداری اگر تحت نظر پزشک متخصص باشد کم عارضه خواهد بود. شرط اصلی برای ازدواج این افراد در جریان قرار دادن طرف مقابل است.

وظیفه والدین و اطرافیان بیمار

علاوه بر مراجعه به پزشک و دریافت دارو، والدین و اطرافیان بیمار وظایفی به عهده دارند. والدین باید معلم‌ها، مسئولان مدرسه و هر کسی که با کودک در ارتباط است را از بیماری فرزند خود مطلع کنند.معلمان و مسئولان مدرسه نیز باید اطلاعات کافی درخصوص رفتار با کودک مبتلا به تشنج داشته باشند.تنها کاری که اطرافیان در مواجهه با فرد دچار صرع باید انجام دهند دور کردن اشیای خطرناک از اطراف بیمار است.توصیه اکید می‌کنیم

که هیچ تلاشی برای باز کردن دهان بیمار انجام نشود. برخلاف باورهای رایج نیازی به قرار دادن شیء در دهان بیمار برای جلوگیری از قفل شدن دندان‌های او وجود ندارد. در افراد بزرگسال لازم است که فرد را به پهلو بخوابانید و صبر کنید تا حمله برطرف شود. اگر مسئولان کودک مبتلا از بیماری او ناآگاه باشند دستپاچه عمل می‌کنند که این مساله باعث ترس و وحشت همکلاسی‌ها و در نهایت ضربه روحی به کودک خواهد شد.

واریکوسل چیست؟

واریکوسل یا واریسی شدن عروق بیضه شایعترین بیماری مردان پس از بلوغ می‌باشد و ۱۰درصد مردان بالغ به آن مبتلا می‌باشند. واریکوسل شایعترین عامل ناباروری مردان می‌باشد. سن شروع بیماری معمولاً در زمان بلوغ و یا بلافاصله پس از بلوغ می‌باشد ولی در سن کمتر یا سن بالا نیز ممکن است ایجاد گردد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، واریکوسل اتساع و پیچ خوردگی غیر طبیعی شبکه وریدی ( سیاهرگی ) بالای بیضه هاست. شیوع آن زیر ۱۰سال نادر است ولی در بالغین جوان ۱۵% و در مردان نابارور ۲۰ تا ۴۰% میباشد.در کسانی که با ناباروری ثانویه مراجعه می نمایند یعنی قبلا بچه دار شده اند شیوع آن به ۷۰% میرسد. ۹۰% موارد طرف چپ ودر ۱۰% موارد دو طرفه است علت این پدیده طولانی تر بودن ورید تخلیه کننده خون بیضه چپ به ورید کلیوی و همچنین زاویه عمودی تر آن نسبت به سمت راست می باشد.

واریکوسل شایعترین علت قابل اصلاح ناباروری در مردان میباشد. علت ایجاد ان اختلال در تخلیه وریدی یا نارسایی دریچه های وریدی بیضه است. نظریه های گوناگونی در مورد مکانیسم اسیب بیضه ها وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
افزایش دمای بیضه ها یا کاهش جریان خون و اکسیژن رسانی یا انتقال مواد و متابولیتهای کلیه ها و غدد فوق کلیه به بیضه ها و یا ترکیبی از اینها.

واریکوسل میتواند باعث کاهش رشد بیضه و در نهایت کوچک شدن بیضه گردد. همچنین با اثر بر اسپرمها باعث کاهش حرکت و تعداد انها و تغییر مورفولوژی(شکل ظاهری) انها خواهد شد. واریکوسل به طور مستقیم اثری بر توانایی جنسی یا ایجاد انزال زودرس ندارد.

در بیماری که با ناباروری و واریکوسل مراجعه می نماید علاوه بر معاینه و شرح حال باید حداقل دو یا سه آزمایش منی برای تصمیم گیری وجود داشته باشد. با توجه به حساسیت آزمایش باید در آزمایشگاهی انجام گردد که به طور تخصصی این آزمایش را انجام می دهند.

معاینه باید با دست و ابتدا در حالت ایستاده و سپس در حالت خوابیده انجام گردد تا مشخص شود آیا با دراز کشیدن واریکوسل کاهش چشمگیر پیدا می کند یا نه که اگر نکرد سونوگرافی شکم و لگن برای بررسی بیشتر انجام گردد. در زمان معاینه ممکن است وریدها مانند واریس پا قابل مشاهده باشند یا مانند کیسه پر از کرم قابل لمس باشند یا بازور زدن قابل لمس شوند که این معیارها بیانگر شدت واریکوسل می باشد. در تشخیص واریکوسل معاینه بالینی حرف اول و آخر را می زند و سونوگرافی برای مواردی به کار می رود که معاینه مشکل باشد مانند بیماران بسیار چاق یا موارد خفیف. البته از سونوگرافی داپلر یا رنگی می توان برای تایید عود ( برگشت خون به سمت بیضه ها) پس از عمل کمک گرفت.

عامل ایجاد بیماری واریکوسل چیست؟
بیماری واریکوسل با واریسی شدن و گشادشدن عروق وریدی(سیاهرگهای) بیضه ظاهر می‌گردد که در دو گروه اولیه و ثانویه تقسیم‌بندی می‌گردد. در نوع اولیه، هیچ عامل ایجادکننده مشخصی وجود ندارد، گرچه تئوری اشکال در دریچه‌های لانه کبوتری وریدهای بیضه، طولانی بودن مسیر این وریدها و احتمال اثر فشاری سایر عروق و احشاء شکمی‌مطرح می‌باشد ولی هنوز علت مشخصی برای آن ثابت نشده است.

این نوع عامل عمده واریکوسل است و ۹۰درصد در سمت چپ می‌باشد. نوع ثانویه که بدنبال وجود عامل مشخص ایجادکننده انسداد در عروق داخل شکم ایجاد می گردد درصد کمی‌از واریکوسل‌ها را شامل میشود و علت ایجادکننده آن غالبا توده‌های شکمی، بخصوص تومورهای بدخیم می‌باشد که تشخیص آن مهم و حیاتی است.

علائم بیماری واریکوسل چیست ؟
بیمار ممکن است با شکایت بزرگی، یا عدم تقارن بیضه‌ها، یا درد بیضه، و یا پس از ازدواج، با ناباروری مراجعه کند. ولی شایعترین فرم آن، بدون علامت، و بطور اتفاقی، حین معاینه، متوجه آن می‌گردند. درمعاینه، بزرگی و تورم عروق بیضه، بخصوص در سمت چپ مشهود است و درحالت ایستاده، و یا افزایش فشار شکمی ‌تشدید می‌یابد و در حالت خوابیده از بین می‌رود (درصورتیکه تورم عروق درحالت خوابیده از بین نرفت، بایستی به نوع ثانویه آن شک کرد.)

افتراق واریکوسل ازنظر شدت بیماری :
بیماری واریکوسل ازنظر شدت به ۳ درجه تقسیم‌بندی می‌گردد. در نوع درجه ۱ اتساع عروق فقط حین فشار شکمی‌ در لمس توسط پزشک قابل لمس، و تشخیص می‌باشد. در نوع درجه ۲ با فشار شکمی، اتساع عروق، قابل مشاهده می‌گردد. و در نوع درجه ۳ حتی بدون فشار شکمی، اتساع عروق، درحالت ایستاده قابل مشاهده می‌باشد. لازم به ذکر است نوع درجه ۳ آن ازنظر قانون خدمت سربازی در ایران معافیت دائم و انواع درجه ۱ و ۲ معافیت از رزم خواهد داشت.

چه بیمارانی احتیاج به درمان دارند ؟
همانگونه که گفته شد ۱۰درصد مردان پس از سن بلوغ درجاتی از واریکوسل دارند ولی همه آنها احتیاج به درمان ندارند. اگر واریکوسل برای فرد، عارضه‌ای ایجاد کند لازم است درمان انجام گردد. درغیراینصورت احتیاج به درمانی نیست.

عوارض واریکوسل چیست ؟
عوارض واریکوسل شامل ایجاد درد، آتروفی (کوچک شدن سایز و نرم شدن قوام بیضه) و ناباروری می باشد. درد ناشی از واریکوسل دردی با کیفت احساس سنگینی، که با فعالیت و ایستادن تشدید یافته و با استراحت بهبود می یابد.

آیا بیمار مبتلا به واریکوسل بدون عارضه احتیاج به پیگیری دارد ؟
بلی؛ همانگونه که گفته شد اگر واریکوسل عارضه ای ایجاد نکند احتیاج به درمان نیست. ولی لازم است بیمار بصورت ماهانه، خود را معاینه کند. و درصورت کوچک شدن سایز بیضه، و یا تغییر در قوام آن، لازم است توسط پزشک معاینه شود.
همچنین اگر بیمار مبتلا به واریکوسل ازدواج نکرده و یا خواستار داشتن فرزند دیگری در آینده می باشد، بایستی هر ۶ ماه با آزمایش اسپرم، ازنظر باروری بررسی گردد و درصورت شروع تقییرات و ضعیف شدن نطفه احتیاج به درمان دارد.

آیا درمان دارویی برای واریکوسل وجود دارد ؟
جواب: خیر.
درمان واریکوسل فقط اقدامات مداخله گرانه (غیردرمان خوراکی یا دریافت دارو ازطریق تزریق) می باشد. در ساده ترین روش تزریق مواد ایجادکننده انسداد عروق از طریق پوست بداخل وریدهای بیضه مبتلاست که این روش درصد موفقیت کمتر و عارضه درد مزمن و یا هیدروسل بیشتری می باشد.

روشهای جراحی واریکوسل چیست ؟
جراحی واریکوسل یا به اصطلاح پزشکی واریکوسلکتومی اقدام به بستن وریدهای بیضه مبتلا می باشد که پس از انسداد این وریدها بتدریج بدلیل عدم حرکت خون، وریدهای مسدود شده کوچک شده و از بین می رود و واریکوسل برطرف می گردد. این اقدام از طریق برش کوچکی بر روی پوست شکم به طول ۴-۲ سانتیمتر قابل انجام است.

روشهای جدید جراحی واریکوسلکتومی چیست ؟
روشهای جدید واریکوسلکتومی یکی انسداد عروق از طریق کاتتریزاسیون وریدی و انسداد عروق مبتلا است. که هزینه آن بالاست و درصد موفقیت آن بالا نیست ولی بصورت سرپایی و با کمترین درد انجام می گردد.

روش لاپاروسکوپی(laparoscopic varicocelectomy) که امتیاز آن برش کوچکتر و بزرگنمایی حین جراحی، ولی بدلیل عدم دسترسی جراح به وریدهای فرعی، احتمال عود واریکوسل بیشتر است و همچنین سه برش بر روی پوست بجای یک برش انجام می گیرد.

روش میکروسرجری(microsurgical varicocelectomy) که به عقیده بسیاری بهترین روش جراحی واریکوسلکتومی می باشد. امتیازات آن بزرگنمایی حین جراحی و دسترسی به تمامی وریدهای فرعی می باشد ولی مدت زمان جراحی طولانی تر می گردد و ازنظر تکنیکی نیز مشکل می باشد.

امتیازات روش میکروسرجری نسبت به روش معمولی واریکوسلکتومی‌چیست ؟
در روش میکروسرجری با توجه به استفاده از میکروسکوپ حین جراحی و بزرگنمایی جراح، قادر است با دقت بیشتر وریدها را از شریان ( سرخرگ ) و عروق لنفاتیک ( عروق برنده آب ) جدا کند و فقط وریدها را مسدود نماید.

همچنین وریدهای با سایز کوچک را که استعداد واریسی شدن در آینده دارد و منشاء عود واریکوسل درآینده خواهد بود. در روش جراحی معمولی قابل تشخیص نمی‌باشد درحالیکه در روش میکرسرجری بدلیل بزرگنمایی ۶-۴ برابر توسط میکروسکوپ، جراح قادر است این وریدهای کوچک را نیز مشاهده کند و از عروق لنفاتیک و شریان مجزا نماید و مسدود کند.

در نتیجه شانس عود واریکوسل در این روش بسیار کمتر و حدود نیم درصد ( یعنی موفقیت ۵/۹۹ درصد ) می‌باشد همچنین بدلیل قابلیت بهتر در تمایز شریان و لنفاتیک و حفظ آنها احتمال آتروفی بیضه بدنبال جراح و یا ایجاد هیدروسل ( آب آوردگی بیضه ) بسیار نادر می‌باشد.

آیا واریکوسلکتومی ‌عارضه‌ای دارد ؟
درجواب بایستی گفت که هر اقدام پزشکی احتمال عارضه دارد همانگونه که عدم درمان واریکوسل نیز احتمال بروز عارضه دارد.

عوارض واریکوسلکتومی‌شامل :
۱- احتمال عود واریکوسل که در روش معمولی و سنتی واریکوسلکتومی‌۲۵% – ۵% ذکر شده و در روش میکروسرجری نیم درصد می‌باشد.

۲- ایجاد هیدروسل ( آب آوردگی بیضه ) که احتمال آن در روش معمولی جراحی واریکوسلکتومی‌۱۵- ۵ درصد و در روش میکروسرجری بسیار نادر گزارش شده است.

۳- عارضه سوم احتمال آتروفی بیضه که در روش جراحی معمولی کمتر از ۳% و در روش میکروسرجری بسیار نادر گزارش شده است. ( اینجانب طی حدود ۷۰۰ مورد واریکوسلکتومی‌میکروسرجری که انجام داده ام ۴ مورد عود و هیچ مورد هیدروسل یا آتروفی نداشته ام. در حالیکه بیش از ۲۰۰ مورد از این بیماران، مواردی بوده اند که قبلا در مراکز مختلف تحت عمل واریکوسلکتومی‌به روش معمولی قرار گرفته بودند ولی واریکوسل برطرف نشده بوده و یا عود کرده بود که مجددا تحت عمل واریکوسلکتومی‌میکروسرجری قرار گرفتند و موفق بوده است.)

آیا عمل جراحی واریکوسلکتومی‌منجر به معلولیت یا ناباروری می گردد ؟
این سؤالی است که بسیاری از بیماران قبل از جراحی سؤال می‌کنند و درجواب بایستی گفت که عمل واریکوسلکتومی‌جهت درمان یا جلوگیری از ناباروری انجام می‌گردد و خود منجر به ناباروری نمی‌گردد و پس از جراحی نیز فرد می‌تواند به فعالیتهای عادی روزمره و انجام ورزش و کار بطور معمول و قبل از جراحی بازگردد. لذا معلولیتی ایجاد نمیکند.

افسردگی

افسردگی یک نوع اختلال حالت (خلق) است که منجر به احساس مداوم ناراحتی و از دست دادن علاقه می شود. همچنین به نام های افسردگی عمیق، اختلال افسرده کننده عمیق و افسردگی بالینی نیز خوانده می شود که بر چگونگی احساس، فکر و رفتارتان تاثیر می گذارد و می تواند باعث انواع مختلفی از مشکلات حسی و فیزیکی گردد. ممکن است در انجام کارهای روزمره تان دچار مشکل شوید، و افسردگی ممکن است شما را به این حس برساند که زندگی ارزش زیستن را ندارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، افسردگی ضعف نیست، بلکه چیزی است که به راحتی می توان از آن گذشت. افسردگی ممکن است به درمان طولانی مدت نیاز داشته باشد. ولی ناامید نشوید. بیشتر افراد افسرده بعد از دارو درمانی، مشاوره روانی یا هر دو احساس بهتری می کنند. درمان های دیگر نیز ممکن است مفید باشد.

هنگامی می‌گوییم فردی به بیماری  افسردگی مبتلا می‌شود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

اگر شما افسرده‌اید، ممکن است سر درد، درد‌های مبهم یا حاد یا مشکلات گوارشی و  جنسی داشته باشید. افراد سالمندتر مبتلا به افسردگی ممکن است احساس سردرگمی  یا مشکلاتی در تفهیم خواسته های ساده خود داشته باشند.

نشانه ها

اگرچه ممکن است افسردگی فقط یک بار در طول زندگی تان رخ دهد، معمولاً افراد مرحله های متعددی از افسردگی را تجربه می کنند. در طی این مراحل، نشانه ها بیشتر روزها بروز می کنند، و شاید تقریباً هر روز و ممکن است شامل موارد زیر شوند:

– احساس ناراحتی، پوچی یا ناخشنودی
– طغیان عصبی، تحریک پذیری یا ناامیدی، حتی بر سر مسائل کوچک
– از دست دادن علاقه و لذت در فعالیت های روزمره
– اختلالات خواب، اعم از بی خوابی یا بیش از حد خوابیدن
– خستگی یا خالی از انرژی بودن، بنابراین حتی وظایف کوچک تلاش بیشتری می طلبند
– تغییرات در اشتها- معمولاً کاهش اشتها و کم کردن وزن، ولی افزایش میل و هوس برای غذا و چاق شدن در بعضی افراد
– اضطراب، دلهره و بی قراری- به عنوان مثال، نگرانی بیش از حد، قدم زدن، مشت کردن دست ها یا عدم توانایی در نشستن طولانی مدت
– فکر کردن، صحبت کردن یا حرکات بدن آهسته
– احساس مفید نبودن یا گناهکار بودن، ثابت ماندن در شکست های گذشته یا سرزنش کردن خود برای چیزهایی که شما مسئول آن نبوده اید
– اختلال در فکر کردن، تمرکز کردن یا تصمیم گرفتن و یادآوری چیزها
– افکار مکرر درباره مرگ، فکر خودکشی و یا اقدام به خودکشی
– مشکلات فیزیکی غیرقابل توجیه، مثل کمردرد یا سردرد

برای بعضی از افراد، علائم افسردگی آنچنان شدید است که به وضوح می توان حس کرد یک چیزی نرمال نیست. بقیه افراد عموماً احساس بدبختی یا ناراحتی می کنند، بدون اینکه واقعاً دلیل آن را بدانند.

*انواع افسردگی

افسردگی هر فرد را به طرق مختلف تحت تاثیر قرار می دهد، بنابراین علائم افسردگی از فردی به فرد دیگر تغییر می کند. برای روشن کردن نوع افسردگی تان، پزشک تان ممکن است یک ویژگی را به نام تعیین کننده، به تشخیص نوع افسردگی تان اضافه کند. تعیین کننده، شامل داشتن افسردگی با ویژگی های مخصوص مثل موارد زیر می باشد:

– اختلال اضطراب- بی قراری غیر طبیعی یا نگرانی درباره وقایع محتمل یا خارج از کنترل

– ویژگی های مختلط- همزمانی افسردگی با دیوانگی، که شامل اعتماد به نفس افزایش یافته، حرف زدن بیش از حد، و ایده ها و تفکرات رقابتی

– ویژگی های مالیخولیایی- افسردگی شدید با عدم پاسخ به محرک های لذت بخش، در کنار صبح زود بیدار شدن، حال بد در صبح، تغییرات قابل توجه در اشتها، و احساس گناهکار بودن، تحریک پذیری یا کندی

– ویژگی های غیرمعمولی- خندیدن بیش از اندازه بواسطه اتفاقات خنده دار، اشتها افزایش یافته، نیاز کم به خواب، حساسیت به رد شدن، و احساس سنگینی در دست ها و پاها

– ویژگی های روانی- افسردگی همراه با هذیان یا توهم، که ممکن است شامل تم های عدم کفایت شخصی یا تم های منفی شود

– کاتاتونیا (نوعی جنون)- که شامل فعالیت های حرکتی اعم از حرکات غیرقابل کنترل و بی هدف، و یا حالت های ثابت و غیرقابل انعطاف

– شروع متعاقب- در طی حاملگی یا چند ماه یا هفته بعد از زایمان رخ می دهد(پس از زایمان)

– الگوی فصلی- مربوط به تغییر فصل و کمتر در معرض نور خورشید قرار گرفتن می شود

*علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان

علائم معمول افسردگی در کودکان و نوجوانان شبیه بزرگسالان است، ولی تفاوت هایی نیز می تواند داشته باشد.

– در کودک تان، علائم افسردگی می تواند اعم از ناراحتی، تحریک پذیری، وابستگی بیش از حد، اضطراب، درد، عدم تمایل به مدرسه رفتن، یا کم وزن بودن باشد.

– در نوجوانان، علائم ممکن است شامل موارد زیر شود: ناراحتی، تحریک پذیری، احساس منفی یا بی ارزش بودن، عصبانیت، عملکرد و حضور ضعیف در مدرسه، احساس سوءتفاهم یا حساس بودن بیش از حد، استفاده از مخدرها یا الکل، خوردن یا خوابیدن بیش از حد، آسیب زدن به خود، از دست دادن علاقه در فعالیت های معمولی، و دوری کردن از روابط اجتماعی.

– افسردگی ممکن است با دیگر شرایط سلامت روانی اتفاق بیفتد، مثل عصبانیت، اختلالات خوردن، سوء مصرف مواد یا اختلال نقص توجه(ADHD).

*علائم افسردگی در افراد مسن

افسردگی اتفاقی طبیعی در روند پیری نیست و هیچ وقت نباید آن را ساده در نظر گرفت. متاسفانه، افسردگی معمولاً در افراد مسن تشخیص و درمان نمی شود، و آنها ممکن است نسبت به کمک خواستن نیز بی میل باشند. علائم افسردگی ممکن است متفاوت یا نامحسوس تر در سالمندان باشد، که شامل موارد زیر می باشند:

– اختلالات حافظه یا تغییرات شخصیتی
– خستگی بیش از حد، از دست دادن اشتها، اختلالات خواب، که بدلیل شرایط پزشکی یا دارودرمانی نیستند
– تمایل بیشتر برای در خانه ماندن، به جای بیرون رفتن و ارتباط برقرار کردن یا انجام کارهای جدید
– تفکرات یا احساسات خودکشی، بویژه در سالمندان مذکر

علت

هنوز دلایل افسردگی به دقت مشخص نشده است. به مانند بسیاری از اختلالات روانی، طیف گسترده ای از فاکتورها مثل موارد زیر می توانند دخیل باشند:

– تفاوت های زیستی (بیولوژیکی). به نظر می آید که در مغز افراد افسرده تغییرات فیزیکی رخ داده است. اهمیت این تغییرات هنوز نامعلوم است، ولی نهایتاً ممکن است دلایل این بیماری را توجیه کند.

– شیمی مغز. انتقال دهنده های عصبی یکسری مواد شیمیایی طبیعی آزاد شده از مغز هستند که احتمالاً در افسردگی نقش دارند. وقتی این مواد از تعادل خارج می شوند، می توانند با علائم افسردگی همکاری کنند.

– هورمون ها. تغییرات در تعادل هورمون های بدن می تواند در دلایل یا شروع افسردگی دخیل باشد. تغییرات هورمونی می تواند ناشی از مشکلات تیروئیدی، یائسگی یا تعدادی از شرایط باشد.

– صفات ارثی. افسردگی در کسانی که خویشاوندان خونی آنها نیز چنین شرایطی را داشته اند، بیشتر است. دانشمندان در پی کشف ژن هایی هستند که ممکن است در بروز افسردگی نقش داشته باشند.

– حوادث زندگی. وقایعی که باعث آسیب به روان می شوند مثل مرگ یا شکست عشقی، مشکلات مالی، استرس و تنش بالا، یا صدمه هایی در کودکی می توانند منجر به شروع افسردگی در بعضی افراد شوند.

عوامل خطر

افسردگی معمولاً از جوانی شروع می شود، ۲۰ ساله ها یا ۳۰ ساله ها، ولی بروز آن در هر سنی محتمل است. افسردگی در زنان بیشتر از مردان تشخیص داده شده است، ولی این تفاوت می تواند به این دلیل باشد که خانم ها نسبت به آقایان بیشتر به دنبال درمان می روند.

محققان دلایل قطعی را شناسایی کرده اند که به نظر می آید در افزایش بروز یا پیشرفت افسردگی شرکت دارند، مثل:

– شروع افسردگی از زمانی که شما نوجوان یا بچه بوده اید.
– تاریخچه اختلالات عصبی، اختلال شخصیت مرزی یا استرس پس از ضربه روانی
– سوء مصرف الکل یا داروهای غیرمجاز
– برخی ویژگی های شخصیتی، مثل اعتماد به نفس پایین و بیش از حد وابسته بودن، زیادی از خود انتقاد کردن یا بدبین بودن
– بیماری های جدی یا مزمن، مثل داروهای پرفشاری خون یا خواب آور(قبل از قطع استفاده از هر دارویی با پزشک تان صحبت کنید.)
– حوادث آزار دهنده یا پر استرس، مثل سوء استفاده فیزیکی یا جنسی، شکست عشقی، روابط سخت و ناآرام و مشکلات مالی داشتن
– خویشاوندان خونی که سابقه افسردگی داشته اند، اختلالات دوقطبی، الکلی بودن یا خودکشی

عوارض

افسردگی یک بیماری جدی است که می تواند عوارض سهمناکی بر فرد یا خانواده آنها بگذارد. افسردگی درمان نشده می تواند سبب مشکلات روحی، رفتاری و سلامتی شود که خیلی از ابعاد زندگی تان را تحت شعاع قرار دهد. از عوارض افسردگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

– افزایش وزن یا چاقی، که می تواند منجر به بیماری های قلبی یا دیابت شود
– سوء مصرف الکل یا مواد
– عصبانیت، اختلال هراس یا ترس اجتماعی
– درگیری های خانوادگی، مشکلات روابطی ، کاری یا مدرسه ای
– انزوای اجتماعی
– افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی
– صدمه زدن به خود، مثل بریدن
– مرگ زودرس ناشی از سایر بیماریها

آمادگی برای ویزیت پزشک

شما می توانید توسط دکتر مراقبت های اولیه معاینه شوید، یا وی شما را به ارائه دهنده خدمات سلامتی، که متخصص در تشخیص و درمان بیماریهای روانی هستند(روان شناس یا روان پزشک)، ارجاع دهد. در ادامه اطلاعاتی برای کمک به آمادگی قبل از معاینه و اینکه چه انتظاراتی از پزشک و درمان تان می توانید داشته باشید، ارائه می شود.

*چه کارهایی می توانید انجام دهید

این مراحل به شما کمک می کند تا یک جلسه معاینه مفید داشته باشید. لیستی از آنها تهیه کنید:

– هر علائمی که دارید.، حتی آنهایی که به نظرتان بی ارتباط با دلیل مراجعه تان به پزشک می باشد
– همه ی داروها، ویتامین ها یا مکمل هایی که مصرف می کنید، به علاوه زمان و مقدارش
– سوال هایی که در ذهن تان هست و می خواهید از پزشک بپرسید.

درصورت امکان، یکی از دوستان یا اعضای خانواده تان را نیز جهت یادآوری تمام موارد گفته شده طی معاینه، به همراه خود ببرید.

سوال های ابتدایی که در مورد افسردگی و مشکلات آن می توانید از پزشک تان بپرسید شامل گزینه های زیر می شود:

– آیا افسردگی دلیل عمده علائم و مشکلات من است؟
– دلایل محتمل بیماری و علائم من چیست؟
– چه آزمایش هایی نیاز دارم؟
– چه درمانی برای من بهترین است؟
– آیا جایگزینی برای روش های ابتدایی که توصیه می کنید، وجود دارد؟
– من بیماری های دیگری نیز دارم. چگونه می توانم همه آنها را با هم به بهترین نحو مدیریت کنم؟
– آیا برای من محدودیتی وجود دارد که باید آنها را رعایت کنم؟
– آیا نیاز هست که به روان پزشک مراجعه کنم؟
– عوارض جانبی داروهایی که توصیه می کنید، چیست؟
– آیا برای داروهایی که تجویز کردید، جایگرینی وجود دارد؟
– آیا بروشور یا سایتی وجود دارد که بتوانم از آنها نیز کمک بگیرم؟

حتماً مواردی را که متوجه نشده اید، مجدداً بپرسید.

*چه انتظاراتی از درمانگرتان می توانید داشته باشید

برای پاسخ دادن به سوال های زیر آمادگی داشته باشید:

– کی شما یا همسرتان برای اولین بار علائم افسردگی را تشخیص داد؟
– چه مدت است که احساس افسردگی می کنید؟ آیا همیشه احساس غمگینی می کنید یا حالت تان متغیر است؟
– آیا تا به حال شده وقتی که غمگینید یکباره احساس خوشحالی(سرخوشی) و انرژی بیش از حد نمایید؟
– آیا در مواقع غمگینی، به خودکشی هم فکر کرده اید؟
– شدت علائم تان چقدر است؟ آیا باعث تداخل در زندگی روزمره و روابط تان می شوند؟
– آیا کسی از خویشاوندان خونی تان مبتلا به افسردگی یا دیگر بیماریهای روانی بوده است؟
– به چه بیماریهای روحی یا فیزیکی دیگری مبتلا هستید؟
– آیا از الکل و مواد مخدر استفاده می کنید؟
– شب ها چقدر می خوابید؟ آیا میزان آن متغیر است؟
– چه چیزهایی علائم تان را بهبود می بخشند؟
– چه چیزهایی علائم تان را وخیم تر می نمایند؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر احساس افسردگی می کنید، هرچه زودتر یک وقت ملاقات با پزشک تان تعیین کنید. افسردگی معمولاً اگر درمان نشود بدتر می شود. افسردگی درمان نشده می تواند به دیگر مشکلات سلامت روانی و فیزیکی در جاهای دیگر بدن تان، منجر شود. احساس افسردگی ممکن است باعث خودکشی نیز گردد.

اگر تمایلی به درمان ندارید، با یکی از دوستان یا همسرتان، یک متخصص مراقبت از سلامت، یک فرد مذهبی، یا کسی که به آن اطمینان دارید صحبت کنید.

*اگر افکار خودکشی دارید

اگر خودتان یا کسی که می شناسید افکار خودکشی دارد، فوراً تقاضای کمک کنید. در اینجا چند توصیه که می توانید آنها را پیش بگیرید ارائه شده است:

– به یک دوست یا همسرتان دسترسی پیدا کنید.
– با یک فرد مذهبی یا رهبر روحانی تماس بگیرید.
– با شماره ویژه مربوط به خودکشی تماس برقرار کنید.
– با پزشک تان یا ارائه دهنده سلامت روان یک وقت ملاقات تعیین نمایید.

*چه موقع تقاضای کمک اورژانسی نماییم

اگر فکر می کنید که ممکن است به خود صدمه بزنید یا اقدام به خودکشی نمایید، با شماره کمک های اضطراری محل تان سریعاً تماس بگیرید.

اگر کسی که دوستش دارید، قصد انجام خودکشی دارد، از اینکه کسی همراه او هست مطمئن شوید. با شماره کمک های اضطراری محل تان سریعاً تماس بگیرید. یا، اگر فکر می کنید که خودتان از پس از آن بر می آیید، وی را به نزدیک ترین اورژانس بیمارستان برسانید.

آزمایش های تشخیصی

این تست ها و آزمایش ها می توانند دلایل غیر مرتبط با بیماری تان را کنار بگذارند، و به دقت عوارض مربوطه را تشخیص داده و آنها را چک کنند:

– تست فیزیکی. ممکن است از شما یک تست فیزیکی گرفته شود و درباره سلامتی تان نیز سوال هایی پرسیده شود.در بعضی موارد، احتمال دارد افسردگی به یک بیماری فیزیکی زمینه ای مرتبط باشد.

– تست های آزمایشگاهی. به عنوان مثال، از شما یک آزمایش خون به نام شمارش کامل سلول های خونی(CBC) گرفته می شود یا غده تیروئیدتان را چک می کنند تا مطمئن شوند که به درستی کار می کند.

– ارزیابی روانی. برای چک کردن علائم افسردگی، پزشک تان درباره نشانه ها، افکار، احساس و رفتارتان سوال هایی می پرسد. ممکن است برای سهولت در یافتن پاسخ این سوال ها، به شما یک پرسشنامه داده شود.

*معیارهای تشخیصی برای افسردگی

برای افسردگی شدید، حتماً باید بیش از ۵ علائم زیر را طی دو هفته در بیشتر روزها یا هر روز، تجربه کنید. حداقل یکی از علائم باید حالت افسردگی یا از دست دادن علاقه و خوشحالی باشد. بقیه علائم می توانند موارد زیر باشند:

– حالت افسردگی، مثل احساس ناراحتی، تهی یا گریان بودن( در کودکان و نوجوانان، حالت افسردگی می تواند در غالب تجریک پذیری بروز کند)
– کاهش شدید علاقه و احساس لذت در همه- یا بیشتر- فعالیت ها
– کاهش شدید وزن بدون رژیم، افزایش وزن، یا افزایش و کاهش اشتها( در کودکان عدم وزن گیری مناسب)
– بی خوابی یا افزایش میل به خوابیدن
– بی قراری یا کند رفتار کردن، که توسط دیگران نیز قابل تشخیص باشد
– خستگی بیش از حد
– احساس بیهودگی، یا گناهکار بودن
– به سختی تصمیم گرفتن، فکر کردن یا تمرکز کردن
– فکر کردن درباره مرگ، خودکشی یا اقدام به خودکشی

علائم تان باید به شدتی باشند تا در کارهای روزمره تان مثل شغل تان، مدرسه، فعالیت های اجتماعی یا روابط تان اختلال ایجاد کنند. این علائم می توانند بر طبق احساس خودتان یا مشاهده دیگران تشخیص داده شوند.

*شرایط و بیماری های دیگری که منجر به افسردگی می شوند:

شرایط متعددی با علائم گوناگون وجود دارند که می توانند به افسردگی ختم شوند. پزشک تان به شما کمک خواهد کرد تا دریابید این علائم مربوط به نوع خاصی از افسردگی می شود یا بدلیل بیماریهای دیگری از قبیل لیست زیر، می باشد:

– اختلال تنظیمی. این اختلال، یک عکس العمل شدید احساسی به یک واقعه سخت در زندگی می باشد. همچنین یک بیماری روحی استرسی می باشد که روی احساس، افکار یا رفتار تاثیر می گذارد.

– اختلال دوقطبی. این بیماری با نوسان شدید در خلقیات افراد شناسایی می شود. بعضی وقت ها تمیز اختلال دوقطبی و افسردگی از یکدیگر دشوار می باشد.

– اختلال سیکلوتیمیک. نوع خفیف اختلال دوقطبی می باشد.

– اختلال افسردگی مزمن. به نام دیستایمی نیز شناخته می شود، شدت آن کمتر ولی نسبت به افسردگی طولانی تر است. درحالیکه معمولاً ناتوان کننده نیست، ولی گاهی می تواند شما را از ادامه زندگی روزمره تان بازدارد.

– اختلال بی قراری پیش از قاعدگی. در این بیماری علائم افسردگی به همراه تغییرات هورمونی می باشد که حدود یک هفته قبل شروع می شود و تا چندین روز پس از شروع قاعدگی نیز ادامه می یابد، و به تدریج پس از دوره پریود کاسته شده یا کاملاً از بین می روند.

– اختلال نقص در توجه/بیش فعالی(ADHD). کودکان مبتلا به این اختلال بدون غمگینی یا از دست دادن علاقه، تحریک پذیر هستند. اگرچه، افسردگی شدید نیز به همراه ADHD می تواند رخ دهد.
از نوع افسردگی خود کاملاً مطلع شوید تا با بهترین درمان ها نیز آشنا شوید.

درمان دارویی

درمان های متعددی برای افسردگی وجود دارد. داروها و مشاوره روانی (روان درمانی) برای بیشتر افراد موثر هستند.

پزشک یا روان شناس می تواند داروهایی را تجویز کند که علائم افسردگی بهبود یابند. اگرچه، بیشتر افراد افسرده از معاینه شدن توسط پزشک شان نیز بهره می برند.

اگر مبتلا به افسردگی شدید هستید، ممکن است نیاز به بستری داشته باشید، و یا امکان دارد از شما خواسته شود تا در برنامه های درمانی سرپایی تا بهبود علائم تان، شرکت کنید.

در این جا نگاه دقیق تری به درمان های افسردگی میندازیم.

*دارو درمانی

بسیاری از داروهای ضد افسردگی مثل موارد زیر، در دسترس هستند. با پزشک یا داروساز درباره ی عوارض جانبی احتمالی، مشورت کنید.

– مهارکننده های بازجذب انتخابی سروتونین (SSRIs). پزشکان معمولاً با تجویز SSRI شروع می کنند. این داروها بی خطرتر هستند و عوارض کمتری نسبت به دیگر ضدافسردگی ها دارند. فلوکستین (پروزاک)، پروکستین (پاکسیل)، سر ترالین، سیتالوپرام و اس سیتالوپرام از این قبیل هستند.

– مهارکننده های بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین(SNRIs). مثل: دلوکستین، ون لافاکسین، و دسون لافاکسین(پرستیج).

– مهارکننده های بازجذب نوراپی نفرین و دوپامین(NDRIs). بوپروپیون (ولبوترین) در این گروه بندی قرار می گیرد. یکی از معدود ضدافسردگی هایی است که عوارض جانبی جنسی به همراه ندارد.

– ضد افسردگی های غیر معمول. این دسته از داروها به هیچ یک از گروه بندی های ضد افسردگی ها تعلق ندارد. ترازودون و میرتازاپین(رمرون) شامل این دسته هستند. هر دو مسکن بوده و معمولاً توصیه می شود در عصر استفاده شوند. داروی جدید ویلازودون تصور می شود که عوارض جانبی جنسی کمتری به همراه خواهد داشت.

– ضد افسردگی های سه حلقوی. ضد افسردگی های سه حلقوی-مثل ایمیپرامین(توفرانیل) و نورتریپلین(پاملور)- عوارض جانبی شدید تری نسبت به داروهای جدیدتر دارند. بنابراین داروهای سه حلقوی معمولاً تجویز نمی شوند مگر اینکه شما از SSRIها استفاده کرده و پاسخ نگرفته باشید.

– مهارکننده های مونوآمین اکسیداز(MAOIs). MAOIها – ترانیلسیپرومین(پارنات) و فنل زین(ناردیل)- مخصوصاً زمانی تجویز می شوند که دیگر داروها اثری نداشته اند، زیرا می توانند عوارض جانبی جدی ای به دنبال داشته باشند. مصرف این داروها به دلیل تداخلات خطرناک و حتی کشنده با غذاها( مثل پنیر ، ترشیجات و شراب ها) و بعضی از داروها (مثل قرص های ضد بارداری ضد احتقان ها و مکمل های گیاهی)، به یک رژیم سرسختانه احتیاج دارد. سلجیلین(امسام) که نوعی جدید از خانواده MAOIها می باشد و برروی پوست چسبیده می شود، ممکن است از سایر داروهای این خانواده عوارض کمتری داشته باشد. لازم به ذکر است که نمی توان این داروها را با SSRIها استفاده کرد.

– دیگر داروها. ممکن است از دیگر داروها در کنار ضد افسردگی ها استفاده شوند تا اثر بخشی آنها را افزایش بدهند. پزشک تان می تواند ترکیب دو ضد افسردگی یا داروهایی مثل تثبیت کننده های حالت روانی یا ضد روانپریشی را، توصیه کند. ضد اضطراب ها و محرک ها نیز ممکن است برای مدت کوتاهی توصیه شوند.

*یافتن داروی مناسب

اگر یکی از اعضای خانواده تان به یکی از داروهای ضدافسردگی پاسخ داده باشد، ممکن است برای شما نیز موثر باشد. یا امکان دارد قبل از یافتن بهترین، داروهای متعددی را مصرف و امتحان نمایید. این کار نیازمند صبر می باشد چون بعضی از داروها به چند هفته یا بیشتر زمان احتیاج دارند تا اثر خود را بگذارند و با بدن تان تطابق پیدا کنند.

بدون تجویز پزشک هرگز از داروهای ضد افسردگی استفاده نکنید. این داروها به نظر اعتیادآور نمی آیند، ولی در بعضی موارد وابستگی های جسمی( که جداً از اعتیاد هستند) را سبب می شوند. قطع ناگهانی درمان یا استفاده نکردن چندین دوز عوارضی مانند خماری به همراه دارد، و همچنین ممکن است باعث بدتر شدن افسردگی شود. با پزشک تان در به تدریج و بی خطر کم کردن دوز هایتان همکاری کنید.

ژنتیک در نحوه تاثیر داروها بر شما نیز موثر است. در بعضی از موارد، در صورت امکان، نتایج حاصل از تست های ژنتیکی ( که توسط آزمایش خون یا نمونه برداری با گوش پاک کن از درون لپ انجام می شود) می توانند نحوه پاسخ گویی بدن تان را به یک داروی ضد افسردگی خاص مشخص کند. مطالعه ای که طی آن چگونگی اثر ژن ها بر پاسخ یک فرد به داروها معین می شود، فارماکوژنومیک نام دارد. اگرچه، بقیه متغیرها در کنار ژنتیک نیز می توانند در جوابدهی به دارو اثر داشته باشند.

*ضد افسردگی ها و بارداری

اگر باردار یا شیرده هستید، بعضی از این داروها ممکن است جنین یا شیرخوارتان را در معرض خطر قرار دهد. اگر باردار شده اید یا تصمیم به بارداری دارید، با پزشک تان مشورت کنید.

*ضد افسردگی ها و افزایش خطر خودکشی

بیشتر ضدافسردگی ها بی خطر هستند، ولی سازمان FDA خواسته است تا جعبه تمامی داروهای ضد افسرگی برچسب هشدار داشته باشند. در بعضی موارد، بچه ها، نوجوانان و بزرگسالان زیر ۲۵ سال ممکن است طی مصرف این گونه داروها به خودکشی فکر کرده باشند، مخصوصاً در هفته های اول مصرف یا وقتی که دوز تغیر کند.

تمامی افرادی که از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنند باید از نظر وخیم تر شدن افسردگی شان یا رفتار نامعمول تحت نظر دقیق باشند. اگر شما یا یکی از نزدیکان تان در طول مصرف دارو ضد افسردگی، افکار خودکشی دارد سریعاً با پزشک یا اورژانس تماس بگیرید.

به خاطر داشته باشید که داروهای ضد افسردگی در دراز مدت با بهبود وضعیت فرد، خطر خودکشی را کاهش می دهد.

*روان درمانی

روان درمانی یک تیم عمومی برای درمان افسردگی است که در مورد شرایط تان و مسائل مربوطه با ارائه دهنده سلامت روانی صحبت می کنید. همچنین روان درمانی به عنوان گفتار درمانی و مشاوره نیز شناخته می شود.

انواع مختلف روان درمانی می تواند برای افسردگی موثر باشد، مثل رفتار شناسی، درمان بین فردی، رفتار درمانی منطق، پذیرش و تعهد درمانی، و تکنیک های متفکرانه. این درمان ها می توانند به شما کمک کنند:

– با بحران ها و یا مشکلات اخیر تطابق پیدا کنید
– باورها و رفتارهای منفی را شناسایی کنید و آنها را با تفکرات مثبت و سالم جایگزین کنید
– روابط و تجربیات تان را گسترش دهید، و تعاملات مثبت تان با دیگران را افزایش دهید
– راه های بهتری برای مقاومت کردن و حل کردن مشکلات بیابید
– مشکلاتی را که به افسردگی تان مربوط می شود و رفتارتان را بدتر می کند، شناسایی کنید
– مجدداً احساس رضایت و کنترل در زندگی تان را بازیابی کنید و کمک به کم کردن علائم افسردگی مثل ناامیدی یا عصبانیت نمایید
– بیاموزید تا برای زندگی تان اهداف واقع گرایانه تنظیم کنید
– توانایی تحمل و پذیرش سختی ها با رفتارهای سالم تر را افزایش دهید

*برنامه های بستری و درمان خانگی

در بعضی افراد، افسردگی آنقدر شدید است که نیاز به بستری شدن در بیمارستان پیدا می کنند. اگر شما نمی توانید به درستی از خودتان مراقبت کنید یا در شرایطی هستید که ممکن است هر لحظه به خودتان یا دیگران صدمه بزنید، بستری شدن در بیمارستان ضرورت پیدا می کند. روان درمانی در بیمارستان می تواند شما را تا زمانی که حالتان بهتر شود، آرام نگه دارد.

بستری شدن کوتاه مدت یا برنامه های درمانی روزمره نیز می تواند به بعضی افراد کمک کند. این برنامه ها حمایت های سرپایی و مشاوره هستند و شما را قادر می سازند تا علائم را کنترل کنید.

*درمان های دیگر

برای بعضی از افراد روش های دیگری ممکن است توصیه شود:

– الکتروشوک درمانی(ECT). در ECT، جریان های الکتریکی از مغزتان عبور داده می شود. تصور می شود این روش انتقال دهنده های عصبی مغزتان راتحت تاثیر قرار دهد و مخصوصاً درمان سریعی در مواقعی می باشد که دیگر درمان ها پاسخ نداده اند. عوارض جانبی فیزیکی مثل، سر درد، قابل تحمل هستند. برخی افراد فراموشی پیدا می کنند که معمولاً موقتی است. ECT برای بیمارانی استفاده می شود که با داروها بهتر نمی شوند، به دلایل سلامتی از ضد افسردگی ها استفاده نمی کنند یا در معرض خطر بالای خودکشی هستند.

– تحریک مغناطیسی جمجمه(TMS). TMS برای کسانی که نسبت به ضد افسردگی ها مقاوم اند، استفاده می شود. در طی TMS، بر روی یک صندلی با سیم هایی که به جمجمه تان متصل هستند، تکیه خواهید داد. سیم ها امواج مغناطیسی ضعیفی برای تحریک سلول های عصبی مغزتان که در افسردگی دخیل هستند، می فرستند. ضمناً، پنج جلسه درمانی در هر هفته به مدت شش هفته خواهید داشت.

تغییر شیوه زندگی

افسردگی بیماری نیست که خودتان به تنهایی بتوانید آن را درمان کنید. ولی در درمان حرفه ای نیز این مراحل خود-مراقبتی کمک کننده هستند:

– دقیقاً مطابق برنامه درمانی تان رفتار کنید. در جلسه های روان درمانی تان غیبت نکنید. حتی اگر حالتان مساعد است، از داروهایتان غافل نشوید. اگر قطع کنید، علائم افسردگی ممکن است برگردد.

– درباره افسردگی بیاموزید. آموزش دیدن درباره شرایط تان می تواند شما را قدرتمند سازد و به شما انگیزه دهد تا برنامه درمانی خود را دنبال کنید. خانواده تان را تشویق کنید درباره افسردگی اطلاعات کسب کنند تا بتوانند شما را درک و بیشتر حمایت کنند.

– به علائم هشدار دهنده توجه کنید. با پزشک تان همکاری کنید و بیاموزید که چه چیزهایی ممکن است آغازگر علائم افسردگی تان باشد. برنامه ریزی کنید، بنابراین میدانید که در صورت بدتر شدن علائم تان چه کنید. از اعضای خانواده یا دوستانتان بخواهید تا مراقب علائم هشدار دهنده باشند.

– ورزش کنید. فعالیت بدنی نشانه های افسردگی را کاهش می دهد. ورزش هایی که از آنها لذت می برید از قبیل پیاده روی، دویدن، شنا کردن، باغداری و … را پیش بگیرید.

– از الکل و مواد مخدر دوری کنید. شاید به نظر بیاید الکل و مواد مخدر علائم افسردگی را کاهش می دهد، ولی در دراز مدت معمولاً علائم را بدتر و درمان را نیز سخت تر می کنند. اگر اعتیاد به مصرف الکل یا مواد دارید با پزشک یا روان شناس تان مشورت کنید.

– به اندازه کافی بخوابید. خوب خوابیدن برای سلامت جسم و روان تان مفید است. اگر در خوابیدن مشکل دارید با پزشک تان درباره راه حل آن صحبت کنید.

*داروهای جایگزین

اگر درمان جایگزین یا مکملی را انتخاب کردید، مطمئن شوید که به خوبی فواید، متوجه مضرات آن نیز شده اید. درمان پزشکی قطعی یا روان درمانی تان را با داروهای جایگزین جابه جا نکنید. در مورد افسردگی، درمان های دیگر، جایگزین مراقبت های پزشکی نمی باشند.

*داروها و مکمل های گیاهی

مثال هایی برای داروها و مکمل های گیاهی که گاهی اوقات برای افسردگی استفاده می شوند:

– مخمر سنت جان (St. John). مصرف این دارو در امریکا توسط FDA تایید نشده است، ولی در اروپا یکی از درمان های معمول افسردگی می باشد. اگر بیماری تان خفیف تا متوسط باشد موثر است، ولی باید با احتیاط مصرف شود. با تعدادی از داروها اعم از ضد افسردگی ها، داروهای ایدز، داروهای مصرفی بعد از پیوند عضو، داروهای ضد بارداری، رقیق کننده های خون و شیمی درمانی اختلال ایجاد می کنند.

– SAMe. این مکمل غذایی از یک ماده شیمیایی طبیعی بدن ساخته شده است. نام آن از اس-آدنوزیل _ ال-متیونین گرفته شده است. مانند قبلی، این دارو در امریکا تایید نشده است، ولی در اروپا نیز تجویز نمی شود. SAMe ممکن است مفید باشد، ولی به تحقیقات بیشتری احتیاج دارد. SAMe می تواند باعث جنون در بیماران دارای اختلال دوقطبی گردد.

– اسید چرب امگا-۳٫ این چربی های مفید در ماهی های آب سرد، بذر کتان، روغن تخم کتان، گردو و سایر غذاها یافت می شوند. مکمل های امگا۳ برای درمان افسردگی بکار می روند. اگرچه ضرری ندارند، ولی در دوزهای بالا با دیگر داروها تداخل ایجاد می کنند. مطالعات بیشتری نیاز است تا دریابیم که آیا غذاهای حاوی اسید چرب امگا۳ می تواند به رهایی از افسردگی کمک کند یا خیر.

به خاطر داشته باشید که محصولات غذایی و تغذیه ای به خوبی داروها توسط FDA کنترل نمی شوند. شما هیچ گاه نمی توانید از بی ضرر بودن آنچه دریافت می کنید مطمئن باشید. همچنین، چون بعضی از مکمل های تغذیه ای و گیاهی می توانند با داروهای تجویز شده اختلال ایجاد کنند یا عوارض خطرناکی به همراه داشته باشند، قبل از استفاده از نوع آنها با پزشک تان مشورت کنید.

نکات اساسی درمان

پزشکان داروهای مکمل معتقدند که برای سلامتی جسم و ذهن تان باید با هم در تعادل باشند. نمونه هایی از تکنیک های متعادل کننده بدن و روان که می توانند در درمان افسردگی مفید باشند:

– طب سوزنی
– یوگا
– مدیتیشن
– ماساژ درمانی
– موسیقی یا هنر درمانی
– معنویت
– ورزش کردن

اکتفا کردن به این روش ها به تنهایی برای درمان افسردگی کافی نیست. بلکه وقتی در کنار دارو درمانی و روان درمانی استفاده می شوند، می توانند موثر باشند.

*مقابله و حمایت کردن

با پزشک یا روان شناس تان در مورد افزایش مهارت های مقابله با این بیماری مشورت کنید، همچنین می توانید این مراحل را نیز پیش بگیرید:

– زندگی را آسان بگیرید. درصورت امکان از مسئولیت هایتان بکاهید، و اهداف معقولی را برای خودتان تنظیم کنید. هرگاه احساس بی حالی می کنید به خودتان مرخصی بدهید.

– وقایع روزانه تان را بنویسید. این کار، به عنوان بخشی از درمان، به شما این فرصت را می دهد تا درد، عصبانیت، ترس یا دیگر حالاتتان را بیان کنید.

– در سازمان های مفید و مربوطه عضو شوید. خیلی از تشکیلات، مثل اتحادیه ملی بیماریهای روانی(NAMI) و اتحادیه حمایت از افسردگی و اختلال دو قطبی(DBSA)، خدماتی از قبیل آموزش، پشتیبانی های گروهی، مشاوره و غیره برای کمک به افسردگی ارائه می کنند. برنامه های کمکی به کارمندان و سازمان های مذهبی نیز خدمات و کمک های سلامت روانی عرضه می کنند.

– از جمع دور نمانید. در فعالیت های اجتماعی شرکت کنید و مرتبا به دیدار دوستان و اقوام بروید.

– از خودتان مراقبت کنید. رژیم سالمی داشته باشید، ورزش کنید و کافی بخوابید.

– راه های آرامش و کاهش اضطراب را بیاموزید. مثل مدیتیشن، روش های آرام سازی عضلات، یوگا و تای چای.

– برنامه ریزی داشته باشید. برای روزتان از قبل برنامه ای تنظیم کنید. داشتن لیستی از کارهای روزانه ممکن است کمک کننده باشد، از برچسب برای یادآوری یا یک برنامه ریز برای منظم بودن کمک بگیرید.

– وقتی که سرحال نیستید، تصمیمات مهم نگیرید. تا وقتی که دقیقا فکر نکرده اید، اگر احساس افسردگی می کنید از تصمیم گرفتن اجتناب کنید.

پیشگیری

هنوز راه قطعی برای پیشگیری از افسردگی وجود ندارد. اگرچه، این استراتژی ها می توانند کمک کننده باشند:

– استرس خود را کنترل کنید، در جهت افزایش انعطاف پذیری و تقویت عزت نفس تان.

– به دوستان یا اقوام تان دسترسی داشته باشید، مخصوصاً در زمان های بحرانی، برای کمک به بهتر شدن حالتان.

– درمان را به محض متوجه شدن اولین نشانه بیماری شروع کنید، که این کار به پیشگیری از بدتر شدن افسردگی تان کمک می کند.

– برنامه های بلند مدت و ثابت داشته باشید، به منظور جلوگیری از بازگشت علائم و نشانه ها.

کم خونی

کم خونی یا آنمی اختلال خونی شایعی است که در آن گلبول های قرمز و یا هموگلوبین کافی در خون برای رساندن اکسیژن به سایر بافت های بدنتان وجود ندارد. کم خونی وضعیتی است که در آن گلبول های قرمز قادر نیست وظیفه اکسیژن رسانی به سلول ها را انجام دهد و به همین دلیل است که کم خونی با مشکلات تنفسی و احساس ضعف و خستگی همراه است

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، هموگلوبینی که در گلبول های قرمز خون وجود دارد باعث می شود تا اکسیژن به گلبول قرمز متصل شده و توسط مویرگ ها به بافت های مختلف بدن برسد. ازآنجایی که تمام سلول های بدن انسان برای زنده ماندن به اکسیژن وابسته اند، کمبود آن باعث هیپوکسی شده و گسترهٔ وسیعی از مشکلات را به همراه دارد.

از عوامل ایجادکننده کم خونی می توان به کمبودهای تغذیه ای،خونریزی، ناهنجاری های ژنتیکی، بیماری های مزمن یا مسمومیت های دارویی اشاره کرد. شایع ترین علت آن کم خونی ناشی از فقر آهن است که بیشتر در زنان دیده می شود؛ اما نوع دیگر کم خونی نشانه بیماری است که باید به آن توجه بیشتری کرد.

انواع کم خونی

تقسیم بندی رایج تر کم خونی (کاهش هموگلوبین) براساس MCV یا حجم گلبول های قرمز خون است به طوری که MCV کمتر از ۸۰ به عنوان کم خونی میکروسیتیک، MCV در حد نرمال (۱۰۰ـ۸۰) ، کم خونی نورموسیتیک (با حجم سلولی نرمال) و MCV بالا، کم خونی ماکروسیتیک نامیده می شوند.

علائم کم خونی در بدن

مهمترین علائم و نشانه های ابتلا به کم خونی عبارتند از:

خستگی و احساس فرسودگی،رخوت و بی حالی،ریزش مو،بی قراری و ناراحتی،تنگی نفس و یا مشکل در تنفس،تمرکز ضعیف،تپش قلب،حساسیت به هوای سرد،حساسیت به هوای سرد،درد قفسه سینه،وزوز گوش ها،سردرد،تاثیر بر حس چشایی،خشکی زبان،مشکل در بلعیدن غذا،سندرم پای بی قرار، ناخن های خشک و پوسته پوسته و یا قاشقی

سایرعلائم سودمند عبارتند از:

میل به خوردن مواد غیرخوراکی:مانندخوردن خاک، کاغذ، موم، سبزه، ومو که می شود نشانه کمبود آهن باشد، با این وجود این حالت در کسانی که کم خونی نداشته باشند نیز دیده می شود.

قبل از هر چیز باید وجود یا عدم وجود کم خونی و همچنین نوع آن را تشخیص دهید و بعد اگر لازم بود تحت نظر پزشک از مکمل ها استفاده کنید.

تشخیص کم خونی

تشخیص کم خونی معمولا با انجام تست CBC (سلول های کامل خون) توسط پزشکان در آزمایشگاه صورت می گیرد. اندازه گیری ۶ مولفه، تست CBC را تشکیل می دهد که عبارتند از: شمارش گلبول های قرمز خون (RBC)، هماتوکریت، هموگلوبین، شمارش گلبول های سفید خون (WBC)، شمارش افتراقی خون و شمارش پلاکت ها.

بعلاوه MCV (حجم متوسط گلبول های قرمز) نیز اغلب در CBC گزارش می شود.

چه عواملی خطر کم خونی را افزایش می دهد؟

رژیم غذایی فاقد ویتامین های مورد نیاز:رژیم های غذایی که میزان کمی آهن ویتامین b 12 و فولیک اسید در آنها موجود است، خطر ابتلا به کم خونی را افزایش می دهد.
اختلالات روده ای: ابتلا به اختلالات روده ای که بر جذب مواد مغذی توسط بدن شما تاثیر می گذارد، می تواند خطر ابتلای شما به کم خونی را افزایش دهد.

قاعدگی:

عموما زنان در سنین قاعدگی بیشتر از مردان و زنان یائسه دچار کم خونی می شوند.

بارداری:

اگر شما باردار هستید، خطر ابتلا به کم خونی در شما افزایش می یابد.
بیماری های مزمن: بیماری های همچون سرطان، نارسایی کبد یا کلیه یا سایر بیماری های مزمن خطر ابتلا به کم خونی را افزایش می دهند.

آیا پیشگیری از ابتلا به کم خونی امکانپذیر است؟

خیلی از انواع کم خونی قابل پیشگیری نمی باشند. کمبود خفیف آهن با تجویز فروسولفات یا فروگلوکونات همراه مصرف ویتامین C برای جذب بیشتر آن، قابل درمان است. تجویز ویتامین های خوراکی (اسیدفولیک) یا تزریق زیرجلدی ویتامین B12، کمبودهای مربوط را درمان می کند ،بااین حال بعضی از انواع دیگر از جمله کم خونی بسته به فقر آهن و کمبود ویتامین، با یک رژیم غذایی پر ویتامین قابل پیشگیری می باشد، این ویتامین ها و مکمل ها شامل:

آهن:

غذاهای سرشار از آهن همچون سبزیجات سبز تیره برگدار، کنگر فرنگی، زرد آلو، لوبیا، عدس، نخود، سویا، گوشت، آجیل، آلو بخارا و کشمش می بایست در رژیم غذایی گنجانده شود.

شما زمانی دچار کم خونی می شوید، که خون شما گلبول قرمز کافی ندارد. زمانی گلبول های قرمز شما کم می شود که بدن شما گلبول قرمز کافی تولید نمی کند و یا گلبول تولید شده بدرستی عمل نمی کند.

فولیک اسید:

فولات و هم خانواده اش فولیک اسید در مرکبات، موز، سبزیجات تیره و برگدار، حبوبات و غذاهای غنی شده موجود می باشد.

ویتامین b-12:

این ویتامین بصورت طبیعی در گوشت و لبنیات موجود می باشد. همچنین این ویتامین در بعضی از شیرهای سویا هم موجود است.

ویتامین C:

خوراکی های حاوی ویتامین C از جمله مرکبات، خربزه و هندوانه و انواع توت ها به جذب آهن کمک می نمایند.

چگونه کم خونی را درمان کنیم؟

درمان کم خونی بسته به علت آن متفاوت است، بعضی از انواع درمان بیماری مربوطه شامل:

درمان کم خونی مربوط به فقرآهن:در این شرایط پزشک شما از مکمل های حاوی آهن برای تنظیم سطح گلبول قرمز خون استفاده می کند.

درمان کم خونی مربوط به رژیم غذایی:بیمارانی که کم خونی آنها به دلیل رژیم غذایی ناسالم آنهاست و رژیم غذایی آنها فاقد آهن است و یا کم آهن می باشد، باید اقدام به گنجاندن غذاهای حاوی آهن همچون سبزیجات سبز تیره برگدار، کنگر فرنگی، زردآلو، لوبیا، عدس، نخود، سویا، گوشت، آجیل، آلو بخارا و کشمش در رژیم غذایی شان نمایند.

درمان کم خونی مربوط به بیماری های دیگر:

اگر کم خونی به علت ابتلا به سایر بیماری ها باشد، می بایست برای درمان کم خونی بیماری مربوطه را درمان نمود. همچنین اگر علت کم خونی بعلت مصرف داروها از جمله داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAIDs) باشد، می بایست دارویتان را با دارویی مشابه و بدون عارضه جایگزین نمایید.

عوامل افزایش دهنده جذب آهن و منابع غذایی آن:

۱ -اسید سیتریک و اسید اسکوربیک یا ویتامین ث که در آلو، خربزه، ریواس، انبه، گلابی، طالبی، گل کلم، سبزی ها، آب پرتقال، لیموشیرین، لیموترش، سیب و آناناس وجود دارد، میزان جذب آهن را در بدن افزایش می دهد.
۲ -اسید مالیک و اسید تارتاریک که در هویج، سیب زمینی، چغندر، کدوتنبل، گوجه فرنگی، کلم پیچ و شلغم موجود است نیز سبب افزایش جذب آهن می شود.
۳ -محصولات تخمیری مثل سس سویا نیز در این دسته از عوامل گنجانده می شود

توصیه های کلی زیر را به کار ببندید:

۱ -استفاده از غذاهایی که غنی از آهن است.
۲ -استفاده از منابع غذایی حاوی ویتامین ث هر وعده غذایی برای جذب بهتر آهن(مثل پرتقال، گریب فروت، گوجه فرنگی،کلم، توت فرنگی، فلفل سبز، لیموترش)
۳ -گنجاندن گوشت قرمز، ماهی یا مرغ در برنامه غذایی.
۴ -پرهیز از مصرف چای یا قهوه همراه یا بلافاصله بعد از غذا.
۵ -برطرف کردن مشکلات گوارشی و یبوست.
۶ -تصحیح عادت های غذایی نادرست (مثل مصرف مواد غیر خوراکی مانند خاک، یخ) که خود از علایم کم خونی فقر آهن است.
۷ -مشاوره با پزشک و متخصص تغذیه برای پیشگیری به موقع یا بهبود کم خونی.
۸ -استفاده از نان هایی که از خمیر ورآمده تهیه شده است.
۹ -استفاده از خشکبار مثل توت خشک، برگه آلو، انجیر خشک و کشمش که منابع خوبی از آهن است.
۱۰ -استفاده از غلات و حبوبات جوانه زده.
۱۱ -شست و شو و ضدعفونی کردن سبزی ها.
۱۲ -شستن کامل دست ها با آب و صابون قبل از تهیه و مصرف غذا و پس از هر بار اجابت مزاج.
۱۳ -مصرف روزانه یک قرص آهن از پایان ماه چهارم بارداری تا سه ماه پس از زایمان در زنان باردار.
۱۴ -مصرف قطره آهن همزمان با شروع تغذیه تکمیلی تا پایان ۲ سالگی در کودکان.

برگه‌ی بعد »