آمفيزم لوبار مادرزادى

آمفيزم لوبار مادرزادى ( Congenital Lobar Emphysema ) عبارت از پرهوا شدن وسيع يکى از لوب‌هاى ريه است که به‌ندرت ممکن است بيشستر از يک لوب را گرفتار کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  لوب‌هاى فوقانى و ميانى بيشتر درگير مى‌شوند.

سه‌نوع آمفيزم لوبار وجود دارد:

– آمفیزم هیپوپلاستیک
– انسداد برونکیال
– لوب پلی‌آلوئولار

آمفيزم هيپوپلاستيک

با يک قطعه، لوب يا يک ريهٔ کاملاً گرفتار مشخص مى‌شود که تعداد شاخه‌هاى برونکيال آن و اندازه و تعداد عروق خونى آن کاهش يافته است. با اينکه تعداد آلوئول‌ها به‌طور غيرطبيعى کاهش يافته است اما مقدار هوا بسيار افزايش نشان مى‌دهد.

ناحيهٔ هايپرلوسنس که در گرافى‌ قفسهٔ سينه ديده مى‌شود از نظر حجمى طبيعى يا کوچک است و بنابراين نمى‌تواند اثرى روى ريهٔ طبيعى اطراف خود بگذارد و درمان جراحى لازم ندارد.

لوب پلى‌آلوئولار

با تعداد و اندازه طبيعى شاخه‌هاى برونکيال مشخص مى‌شود اما تعداد آلوئول‌هاى هر واحد تنفسى غيرطبيعى است. اين آلوئول‌ها مستعد به اتساع شديد و ايجاد آمفيزم هستند و مى‌توانند به‌ قسمت‌هاى طبيعى مجاور فشار وارد کرده و درنتيجه برداشتن آنها لازم است.

انسداد برونکيال

به‌علل مختلف ايجاد مى‌شود. در اين ضايعه در طى دم، برونش باز شده و به هوا اجازهٔ عبور به سمت ريه را مى‌دهد اما در طى بازدم کلاپس برونش باعث گيرانداختن هواد مى‌شود و درنتيجه با هر چرخهٔ تنفسى اتساع لوب مربوطه افزايش مى‌يابد.

در آترزى برونکيال هنگام دم، لوب مربوطه به‌علت تهويهٔ مناطق مجاور از هوا پر مى‌شود، اما هنگام بازدم سريع، اين هوا خارج نشده و احتباس مى‌يابد.

در يک‌سوم بيماران ديسترس تنفسى در هنگام تولد وجود دارد و تنها در ۵% موارد علائم ۶ ماه بعد ظاهر مى‌شود. افراد مذکر دو برابر افراد مؤنث دچار اين مشکل مى‌شوند.

علائم عبارتند از:

تنگى نفس شديد و پيشرونده، خس‌خس سينه، ناله، سرفه، کبودشدن و مشکلات تغذيه‌اي. افزايش ابعاد قفسهٔ سينه و رتراکسيون آن ممکن است مشاهده شود.

قفسهٔ سينه، هاپيررزونانس بوده و صداهاى تنفسى در روى لوب گرفتار ممکن است کاهش يافته باشند. در گرافى سينه، راديولوسنسى لوب گرفتار و کشيده‌شدن علائم عروقى برونکيال به محيط ريه مشاهده مى‌شود.

هم‌چنين معمولاً آتلکتازى فشارى در قسمت مجاور، جابه‌جائى مدياستن، فرورفتگى ديافراگم و قوس‌برداشتن استرنوم به‌طرف جلو، ديده مى‌شود.

ممکن است اتساع لوب‌آمفيزماتو ادامه يافته و با فشار روى قسمت‌هاى مجاور راه‌هاى هوائي، نوزاد را دچار آسفيکسى کند.

گاهى اوقات، تجمع موکوس در برونش، علت آمفيزم مى‌باشد که مى‌توان آن را با برونکوسکوپ تخليه نمود. اثر فشارى توده‌هاى مدياستن روى برونش را مى‌توان با برداشتن تومور يا ترميم ناهنجارى عروق رفع کرده، درمان مواردى‌که علائم خفيفى دارند ضرورى نيست.

بسيارى از بيماران دچار آمفيزم لوبار به‌شدت علامت‌دار بوده و لوبکتومى ريوى در اين موارد لازم مى‌باشد.

از تهويه با فشار مثبت بيش از حد، بايد اجتناب شود. پيش‌آگهى پس از برداشت لوب‌آمفيزماتو با جراحي، بسيار عالى است.

سرطان حفره دهان

حفرهٔ دهان از جلو به لبهٔ مخاطى لب‌ها و از پشت به چين‌‌هاى قدامى لوزه، سطح خلفى کام سخت و پاپيلاهاى دره‌اى زبان محدود شده است. سرطان از سلول‌ها، که اجزاي سازندۀ بافت‌ها هستند شروع می‌شود. بافت‌ها، تشکیل‌  دهندۀ اعضاي بدن هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   به‌طور معمول سلول‌ها رشد کرده و تقسیم می‌شوند تا با توجه به نیاز بدن سلول‌های جدید تولید کنند. هنگامی‌که سلول‌ها پیر می‌شوند، می‌میرند و سلول‌های جدید جای آنها را می‌گیرند.

گاهی این فرایند منظم به‌درستی پیش نمی‌رود. سلول‌های جدید هنگامی تشکیل می‌شوند که بدن به آنها نیاز ندارد و سلول‌های پیر هم در زمانی‌که باید از بین بروند، نابود نمی‌شوند. این سلول‌های اضافی، توده‌ای از بافت را تشکیل می‌دهند که به نام غده یا تومور شناخته می‌شود.

سرطان دهان یکی از انواع سرطان است که در گروه سرطان‌هایی به نام سرطان‌های سر و گردن قرار دارد. ممکن است سرطان دهان در هر یک از بخش‌های حفرۀ دهانی یا اروفارينکس به‌وجود آید.

بیش‌تر سرطان‌های دهانی از زبان و کف دهان آغاز می‌شوند. تقریباً تمام سرطان‌های دهانی از سلول‌های مسطح (سلول‌های سنگفرشی) (Squamous Cells) پوشانندۀ سطح دهان، زبان و لب‌ها شروع به رشد می‌کنند. به این سرطان‌ها کارسینوم سلول سنگفرشی گفته می‌شود.

معمولاً سرطان دهان از طریق دستگاه لنفاوی منتشر می‌شود (متاستاز). سلول‌های سرطانی که وارد دستگاه لنفاوی می‌شوند توسط لنف (مایعی شفاف و رقیق) به نقاط دیگر منتقل می‌شوند. در بیش‌تر موارد، سلول‌های سرطانی در ابتدا در غدد لنفاوی نزدیک به گردن ظاهر می‌شوند.

علاوه براین، سلول‌های سرطانی می‌توانند به بخش‌های دیگر گردن، ریه‌ها و دیگر نقاط بدن رسوخ كنند. وقتي كه سلول‌های سرطانی منتشر مي‌شوند، تومور جدید دارای سلول‌های نا‌بهنجاری (غیرعادی) مشابه با تومور اولیه است. به‌عنوان مثال در صورتی‌که سرطان دهان به ریه‌ها منتشر شود، سلول‌های سرطانی درون ریه، در واقع سلول‌های سرطان دهان هستند.

در این حالت به این بیماری، سرطان دهان منتشر شده (متاستاتیک) گفته می‌شود. نحوۀ درمان این سرطان مشابه با سرطان دهان است (نه سرطان ریه). گاهی پزشکان به تومور جدید بیماری «دور‌دست» یا متاستاتیک می‌گویند.

●  مشخصات بالينى سرطان دهان :

مبتلايان به کار سينوم سلول سنگفرشى در حفرهٔ دهان معمولاً با تومورهاى زخمى که هفته‌ها يا ماه‌ها طول کشيده‌اند مراجعه مى‌کنند.

اين بيماران معمولاً مردانى هستند ۵۰ تا ۷۰ ساله که سابقهٔ استعمال فراوان دخانيات و الکل دارند، بهداشت دندان اغلب نامناسب است و ممکن است در اطراف ضايعه، نواحى اريتروپلاکى و لکوپلاکى وجود داشته باشد.

در %۳۰ از بيماران غدد لنفاوى ساب‌منديبولار و زنجيرهٔ ژوگولار قابل لمس هستند. در يک‌سوم از بيماران، ارزيابى بالينى غدد لنفاوى طبيعى و بزرگ شده، به نتايج اشتباه منتهى مى‌شود (منفى کاذب و مثبت کاذب). در نبود تهاجم عمقي، معمولاً درد علامت شايع و عمده‌اى نيست.

●  پاتولوژى :

بيش از ۹۵% از سرطان‌هاى حفرهٔ دهان، کارسينوم‌هاى سلول سنگفرشى هستند. اينها اغلب و يا به‌طور متوسط تمايزيافته هستند و ممکن است پس از لکوپلاکى يا اريتروپلاکى بروز کنند.

لکوپلاکى (لکهٔ سفيد) لزوماً يک وضعيت پيش‌بدخيمى نيست، هرچند که ممکن است معلول عوامل سرطان‌زا باشد.

اگر بيوپسى تهيه شده از يک لکهٔ لکوپلاکى نشان‌دهندهٔ سلول‌هاى شديداً آتيپيک، ديسپلازي، و ديس‌کراتوز باشد، ضايعه پيش‌بدخيم تلقى مى‌شود.

اريتروپلاکى (لکه‌هاى مخاطى گرانولار قرمزرنگ) بسيار بيشتر از لکوپلاکى احتمال دارد که پيش بدخيم و يا آشکارا بدخيم باشد. کار سينوم وروکوز (زگيلي) يک ضايعهٔ اگزوفيتيک است که غالباً به‌دليل هيپرکراتوز سطحى سفيدرنگ مى‌باشد.

اين تومور از لحاظ بافت‌شناسى کاملاً تمايز يافته است و پيش‌آگهى بهترى از ضايعات ارتشاحى (انفيلتراتيو) دارد. سرطان‌هاى دهاني، به‌خصوص انواعى که مخاط آلوئولار فوقانى و تحتانى را گرفتار مى‌کنند،

غالباً استخوان‌هاى مجاور را مورد هجوم قرار مى‌دهند. فک تحتانى شايع‌ترين استخوانى است که به اين‌صورت درگير مى‌شود.

تومورهاى غدد بزاقى فرعى از غدد زيرمخاطى منشاء مى‌گيرند که در کام سخت به‌وفور يافت مى‌شوند. زخمى شدن از علائم ديررس اين تومورها است.

سرطان‌هاى لب فوقانى به غدد لنفاوى پاروتيد و ساب‌منديبولار درناژ مى‌شوند، در حالى‌که سرطان‌هاى لب تحتانى به غدد لنفاوى ساب‌منتال و ساب‌منديبولار گسترش مى‌يابند.

ميزان درگيرى غدد لنفاوى در سرطان‌هاى سلول سنگفرشى حفرهٔ دهان به محل و اندازهٔ ضايعه اوليه بستگى دارد.

در سرطان‌هاى قسمت دهانى زبان و کف دهان احتمال درگيرى غدد لنفاوى بيشتر از سرطان‌هاى لب، کام سخت يا مخاط دهانى است.

●  افرادی زیر بیشتر معرض خطر ابتلا به سرطان دهان هستید:

پزشکان نمی‌توانند توضیح دهند چرا عده‌ای به سرطان دهان مبتلا می‌شوند و در عده‌ای دیگر این سرطان هیچگاه به‌وجود نمی‌آید. فقط مشخص شده که این بیماری واگیر نیست و از افراد مبتلا به افراد سالم سرایت نمی‌کند.

پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که بعضی‌ها که عوامل خطر خاصی را دارند بیش‌تر از دیگران در معرض ابتلا به این سرطان قرار دارند. عامل خطر به هر عاملی گفته می‌شود که احتمال ابتلای شما به بیماری را افزایش دهد. تعدادی از این عوامل به شرح زیر است :

– فرآورده های دخانیاتی مصرف می کنند.
– میزان زیادی الکل مصرف می کنند.
– به طور مداوم در معرض نور آفتاب هستند.
– عاداتی چون گاز گرفتن لب و گونه دارند.
– دندان مصنوعی لق دارند.

●  موارد زیر از جمله عوامل خطر سرطان دهان هستند:

دخانیات :

استعمال دخانیات عامل بیش‌تر موارد سرطان دهان است. مصرف سیگار، سیگار برگ، پیپ، تنباکوی جویدنی و انفیه در ابتلا به سرطان دهان نقش دارند.

علاوه براین، استفاده از دیگر فرآورده‌های تنباکو نظیر بیدیس (Bidis) (يك نوع سيگار است كه به‌صورت سنتي در جنوب آسيا استفاده مي‌شود و حاوي تنباكو است)و کِرِتِکس (Kreteks) (يك نوع سيگار است كه در اندونزي استفاده مي‌شود و حاوي تنباكو و گل ميخك و بعضي افزودني‌هاي ديگر است) احتمال ابتلا به سرطان دهان را افزایش می‌دهند. كساني که برای مدت طولانی روزانه تعداد زیادی سیگار مصرف می‌کنند بیش‌تر از دیگران در معرض خطر هستند.

این خطر برای كساني که علاوه بر استعمال دخانیات از مشروبات الکلی نیز استفاده می‌کنند بیش‌تر خواهد بود. در واقع سه مورد از چهار مورد سرطان دهان در كساني رخ می‌‌دهند که از الکل، دخانیات یا هر دوی آنها استفاده می‌کنند.

الکل:

احتمال ابتلا به سرطان دهان در آنها که از مشروب الکلی استفاده می‌کنند بیش‌تر از دیگران است. این خطر با افزایش میزان مصرف نوشیدنی الکلی بیش‌تر می‌شود. در صورتی‌که فرد علاوه بر مصرف مشروبات الکلی از دخانیات نیز استفاده کند احتمال ابتلای او به سرطان بیش‌تر خواهد شد.

نور خورشید:

ممکن است فرد به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید به سرطان لب مبتلا شود. استفاده از لوسیون‌ها یا مرهم‌های لب که حاوی مواد محافظ در برابر نور خورشید هستند خطر را کاهش مي‌دهد.

همچنین می‌توانید با استفاده از کلاه‌های لبه‌دار مانع از رسیدن اشعه‌های مضر خورشید به‌‌صورت خود شوید.

در صورت استفادۀ فرد از دخانیات، خطر ابتلا به سرطان لب نيز افزایش خواهد یافت.

سابقۀ فردي ابتلا به سرطان سر و گردن: احتمال ابتلا به سرطان‌های سر و گردن در آنها که قبلاً به یک نوع از این سرطان‌ها مبتلا شده بودند افزایش می‌یابد. در این حالت نیز استعمال دخانیات خطر را افزایش خواهد داد.

ترکِ دخانیات خطر ابتلا به سرطان دهان را کاهش مي‌دهد. علاوه براین ترک کردن باعث می‌شود احتمال ابتلای فرد مبتلا به سرطان دهان، به سرطان ثانویه‌ای در نواحی سر و گردن کاهش یابد.

همچین ترک کردن باعث می‌شود از خطر ابتلا به سرطان‌های ریه، حنجره، دهان، لوزالمعده (پانکراس)، مثانه و مری نیز كاسته شود.

●  برخی از علایم هشدار دهنده سرطان دهان عبارتند از:

– وجود هر زخمی روی صورت،گردن و دهان که طی دو هفته التیام پیدا نکند.
– هر گونه تورم یا بر آمدگی روی لب ها، لثه ها یا سایر نواحی داخل دهان.
– لکه های سفید، قرمز یا تیره در دهان
– خون ریزی مکرر از دهان
– کرخی، بی حسی یا درد در هر ناحیه ای از صورت،دهان یا گردن.

●  تشخیص زودهنگام

انجام معاینات منظم بهترین فرصت برای بررسی کامل دهان، توسط پزشک یا دندانپزشک، از لحاظ وجود علائم سرطان است.

معاینات منظم امکان تشخیص درجات اولیه سرطان دهان یا مشکلاتی را که ممکن است در آینده منجر به ابتلا به سرطان دهان شوند فراهم می‌آورد.

از پزشک یا دندانپزشک خود بخواهید در طی انجام معاینات متداول، بافت‌های درون دهان را نیز مورد بررسی قرار دهد.

البته خود شما نیز می توانید به خود آزمایی یا معاینه فردی  سرطان دهان بپردازید .

●  خود آزمایی سرطان دهان :

به خودنگاه کنید و لمس کنید:

1-سرو گردن

به صورت و گردن خود در آینه نگاه کنید.
به طور طنیعی سمت راست و چپ صورت شابه هستند. به دنبال بر آمدگی یا هر گونه تورمی که در یک طرف صورت است، بگردید.

2- صورت
پوست روی صورت خود را معاینه کنید.
آیا متوجه تغییراتی در رنگ یا اندازه، زخم ها، خال ها یا رشدهایی ( غیر طبیعی ) شده اید؟

3-گردن
در طول طرفین و جلوی گردن فشار بیاورید. آیا متوجه حساسیت یا بر جستگی هایی می شوید؟

4- لب ها
لب پایین خود را به سمت پایین بکشید و به داخل آن نگاه کنید تا هر گونه زخم یا تغییر رنگی را بیا بید. سپس با استفاده از شست و انگشت اشاره، لب را از نظر وجود بر جستگی، تورم یا تغییر در قوام لمس کنید. این کار را برای لب بالا نیز تکرار کنید.

5- گونه ها
از انگشتان خود برای کنار کشیدن گونه ها استفاده کنید. بدین ترتیب خواهید توانست داخل را ببینید. به دنبال لکه های قرمز، سفید یا تیره بگردید. انگشت اشاره خود را داخل گونه و شست را در خارج آن قرار دهید.به آرامی گونه و شست را در خارج آن قرار دهید. به آرامی گونه خود را بین انگشتان خود فشار داده و خم کنید تا هد گونه تورم یا حساسیت در لمس را بیابید. این کار را برای هر گونه دیگر نیز تکرار کنید.

6- سقف دهان
سر خود را به عقب خم کرده و دهان خود را به طور کامل باز کنید. بدین ترتیب خواهید توانست هر گونه تورم یا تفاوت رنگ با حالت معمولی را بیابید. انگشت خود را برای یافتن هر گونه تورم در سقف دهان حرکت دهید.

7 – دهان و زبان
زبان خود را بیرون آورید و به رنگ و قوام سطح فوقانی آن توجه کنید. به آرامی زبان خود را به جلو کشیده و ابتدا به یک طرف و سپس به سمت دیگر نگاه کنید. به دنبال هر گونه تورم یا تعیییر رنگ بگردید. سطح زیرین زبان را با قرار دادن نوک آن در سقف دهان معاینه کنید.

به کف دهان و سطح زیر زبان نگاه کنید و به دنبال تغییر رنگی باشید که با حالت نرمال خیلی متفاوت است. به آرامی انگشت خود را در سراسر سطح زیرین زبان حرکت دهید تا در صورت وجود هر گونه بر آمدگی یا تورمی، بتوانید آن را لمس کنید.

در صورتی که هر چیزی خارج از روال متداول یافتید، به ویژه اگر آن نشانه ی غیر طبیعی طی دو هفته بهبود نیافت یا بدتر شد، به پزشک مراجعه فرمایید.

مروری بر تومورهاى خوشخیم و بدخیم غدد بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

●   تومورهاى خوش‌خيم غدد  بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

●   تومورهاى بدخيم غدد بزاقى

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

تومورهاى غدهٔ بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

نکاتی در مورد آسیب زانو

زانو يك‌ مفصل‌ لولايي‌ بين‌ استخوان‌ ران‌ و استخوان‌ درشت‌ني‌ است‌. اين‌ مفصل‌ مي‌تواند تا شود، به‌ حالت‌ مستقيم‌ درآيد و در حالت‌ تا شده‌، مختصري‌ بچرخد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  مفصل‌ زانو توسط‌ رباط‌ها و عضلاتي‌ قوي‌ نگه‌ داشته‌ مي‌شود و در جلو توسط‌ يك‌ استخوان‌ پهن‌ به‌ نام‌ كشكك‌ محافظت‌ مي‌شود. سطوح‌ استخوان‌هاي‌ اصلي‌ توسط‌ لايه‌هايي‌ از غضروف‌ حفاظت‌ مي‌شود.

اين‌ ساختارها ممكن‌ است‌ در اثر ضربات‌ مستقيم‌، چرخش‌هاي‌ شديد يا پيچ‌خوردگي‌ها دچار صدمه‌ شوند. آسيب‌هاي‌ احتمالي‌ زانو عبارتند از: شكستگي‌ كشكك‌، پيچ‌خوردگي‌ها و صدمه‌ به‌ غضروف‌. آسيب‌ زانو ممكن‌ است‌ توانايي‌ تا كردن‌ مفصل‌ را از مصدوم‌ سلب‌ كند و شما بايد مطمئن‌ شويد كه‌ مصدوم‌ روي‌ پاي‌ آسيب‌ديده‌، راه‌ نرود.

خونريزي‌ يا تجمع‌ مايعات‌ در داخل‌ مفصل‌ زانو مي‌تواند به‌ تورم‌ قابل‌ توجه‌ در اطراف‌ مفصل‌ منجر شود.

تشخيص‌

ممكن‌ است‌ موارد زير وجود داشته‌ باشند:

درد كه‌ از محل‌ آسيب‌ انتشار پيدا مي‌كند و در عمق‌ مفصل‌ مي‌نشيند.
درد حاد در تلاش‌ براي‌ راست‌ كردن‌ پا (در صورتي‌ كه‌ زانوي‌ تا شده‌ «قفل‌» شده‌ باشد).
تورم‌ سريع‌ در مفصل‌ زانو
كشيدگي‌ها و پيچ‌خوردگي‌ها .

اهداف‌

محافظت‌ از زانو در راحت‌ترين‌ وضعيت‌ (براي‌ مصدوم‌)

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ مصدوم‌ به‌ بيمارستان‌

1) به‌ مصدوم‌ كمك‌ كنيد تا ترجيحاً روي‌ يك‌ پتو دراز بكشد تا بين‌ او و زمين‌ فاصله‌ ايجاد شود. يك‌ بالشتك‌ نرم‌ (مثل‌ يك‌ بالش‌، پتو يا كت‌) زير زانوي‌ آسيب‌ديده‌ قرار دهيد تا زانو را در راحت‌ترين‌ وضعيت‌ نگه‌ دارد.

آسيب‌ زانو

هشدار!

سعي‌ نكنيد با وارد كردن‌ نيرو، زانو را به‌ حالت‌ مستقيم‌ درآوريد. ممكن‌ است‌ جابه‌جا شدگي‌ غضروف‌ يا خونريزي‌ داخلي‌، راست‌ كردن‌ مفصل‌ زانو را غيرممكن‌ كرده‌ باشند.

مصدوم‌ را از خوردن‌، آشاميدن‌ و سيگار كشيدن‌ منع‌ كنيد چون‌ ممكن‌ است‌ در بيمارستان‌ نياز به‌ بي‌هوشي‌ عمومي‌ داشته‌ باشد.

مصدوم‌ را از راه‌ رفتن‌ منع‌ كنيد.

2) بالشتك‌ نرم‌ را به‌ دور مفصل‌ ببنديد. با پيچيدن‌ باند از ميانه‌ ران‌ تا ميانه‌ ساق‌، بالشتك‌ را محكم‌ كنيد.

3) شرايط‌ انتقال‌ مصدوم‌ به‌ بيمارستان‌ را فراهم‌ كنيد. مصدوم‌ بايد در وضعيت‌ درماني‌ باقي‌ بماند، پس‌ انتقال‌ بايد توسط‌ آمبولانس‌ صورت‌ گيرد.

آشنایی با عوامل افزایش دهنده خطر ابتلا به سرطان پستان

سرطان پستان شایع‌ترین سرطان زنان است كه بیشترین آمار مرگ و میر زنان جهان را به خود اختصاص داده است.  سرطان پستان پس از سرطان پوست دومین سرطان شایع در زنان است. هر ساله تعداد زیادی از مبتلایان به سرطان پستان تشخیص داده می‌شوند و تعدادی نیز جان خود را از دست می‌دهند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  خطر ابتلا به سرطان پستان با افزایش سن بیشتر می شود.   در حدود سه چهارم از موارد بیماری در زنان بالای 50 سال ایجاد می شود.

طبق تحقیقات مؤسسه ملی سرطان آمریکا، شرایط زیر، خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد:

●  داشتن سابقه خانوادگی:

زنانی که مادر یا خواهرشان به ویژه در دوران جوانی سرطان سینه داشته باشند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان سینه هستند.

●  داشتن سابقه شخصی:

زنانی که یکی از سینه های شان به سرطان مبتلا بوده است، احتمال اینکه سینه دیگرشان نیز مبتلا شود، بسیار بالا است.

عوامل دیگری نیز در افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه نقش دارند که عبارتند از:

●  استروژن بالا:

شواهد نشان می دهد زنانی که مدت طولانی در معرض استروژن قرار می گیرند (استروژنی که در بدن تولید می شود یا به عنوان دارو مصرف می شود و …) احتمال ابتلا به سرطان سینه در آنان بیشتر است. به عنوان مثال، زنانی که شروع عادت ماهیانه در آنان در سنین پایین یعنی کمتر از دوازده سالگی بوده است یا زنانی که بعد از سن پنجاه و پنج سالگی یائسه شده اند یا هرگز بچه دار نشده اند یا برای مدت طولانی هورمون مصرف کرده اند، بیشتر در خطر ابتلا به سرطان سینه قرار دارند.

همچنین زنانی که DES (شکل مصنوعی استروژن که از اوایل دهه ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۱ جهت جلوگیری از سقط جنین مصرف می شد) مصرف کرده اند، با خطر ابتلا به سرطان سینه مواجه هستند.

زنانی که اولین فرزند خود را بعد از سن سی سالگی به دنیا آورده اند نیز در معرض ابتلا به سرطان سینه هستند.

علاوه بر این، سینه های بزرگ و سنگین به علت داشتن بافت های چربی بسیار زیاد و متراکم، تشخیص ناحیه غیر عادی توسط ماموگرافی را برای پزشکان مشکل می سازد.

●  پرتو درمانی (اشعه درمانی):

زنانی که قبل از سی سالگی سینه آنان در معرض پرتو درمانی قرار گرفته باشد، احتمال ابتلا به سرطان سینه در آنان زیاد است.

●  الکل:

و نهایتاً عامل آخر الکل است که موجب افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان می شود.

از همه عوامل ابتلا به سرطان سینه نمی توان جلوگیری کرد اما می توان برخی از آنها را تعدیل کرد. مثلاً اگرچه نمی توان تغییری در ژن های موروثی ایجاد کرد اما می توان عادات غذا خوردن را تغییر داد.

راهکارهایی که جهت پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه توصیه می شود عبارتند از:

۱- رژیم غذایی:

درباره چربی هایی که مصرف می کنید، دقت کنید. قطعاً بسیاری از انواع چربی ها سبب افزایش سطح استروژن در بدن می شود که خود خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد.

طبق تحقیقاتی که اخیراً در سوئد انجام شده است، روغن های اشباع نشده مانند روغن زیتون، کانول و اسیدهای چرب امگا ۳ که در ماهی آزاد و ساردین یافت می شود، خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می دهد.

از خوردن چربی های موجود در مارگارین، غذاهای کنسرو شده و اسنک ها خودداری کنید زیرا این چربی ها خطر ابتلا را افزایش می دهد. فیبرها از زیاد شدن سطح استروژن در بدن جلوگیری می کنند.

انواع لوبیا، برنج سبوس دار (قهوه ای)، نان سبوس دار و غلات و بسیاری از میوه ها و سبزیجات منابع غنی فیبرها هستند.

میوه و سبزیجات بخورید. سبزیجاتی نظیر کلم بروکلی، کلم و گل کلم همگی به آنزیم های ضد سرطان در بدن کمک می کنند. سویا هم مانند فیبر در بدن عمل می کند. از آرد سویا برای غذاها و شیرینی ها استفاده کنید. دانه های سویا بخورید و حتی شیر سویا مصرف کنید.

۲- ورزش:

فعال باشید. طبق تحقیقات به عمل آمده، زنانی که حداقل چهار ساعت در هفته ورزش می کنند در مقایسه با زنانی که فعالیت بدنی ندارند، سی و هفت درصد کمتر به سرطان سینه مبتلا می شوند.

ورزش با سوزاندن کالری و کاهش چربی، تولید استروژن را متوقف می کند.

۳- توصیه های پزشکی:

اگر چهل سال یا بیشتر سن دارید، حتماً سالی یک بار ماموگرافی کنید. ماموگرافی دو تا پنج سال قبل از آنکه بتوان توده یی را در سینه لمس کرد، سرطان سینه را شناسایی می کند.

اگر هنوز عادت ماهیانه می شوید، هفت تا ده روز بعد از شروع قاعدگی، خودتان سینه های تان را معاینه کنید و اگر دیگر عادت ماهیانه نمی شوید، یک روز در ماه را مشخص کرده و هر ماه در آن روز سینه های تان را معاینه کنید.

اگر زنان در آمریکا ماهیانه سینه های شان را معاینه می کردند و سالی یک بار ماموگرافی انجام می دادند، سالیانه پانزده هزار زندگی نجات پیدا می کرد.

۵- مکمل ها:

ویتامین E مصرف کنید. تحقیقات نشان داده است که افراد با سابقه خانوادگی سرطان سینه، اگر در رژیم غذایی خود ۱۰ واحد یا بیشتر ویتامین E در روز مصرف کنند، تا هشتاد درصد خود را در برابر خطر سرطان سینه مصون کرده اند. درباره دوز مصرف ویتامین E با پزشک خود مشاوره کنید.

۶- سبک زندگی:

از الکل دوری کنید. نوشیدن مشروبات الکلی سبب افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه میشود.

سرطان التهابی پستان ( Inflammatory Breast Cancer )

سرطان التهابی پستان ( Inflammatory Breast Cancer ) یکی از انواع سرطان پستان است که پوست را هم درگیر می کند . این نوع سرطان حدود 4 درصد از کل سرطان های تشخیص داده شده پستان را در آمریکا شامل می شود . از علائم بالینی این سرطان می توان قرمز شدن پوست و ورم کلی پستان را ذکر کرد . بعضی مواقع ممکن است یک توده در پستان لمس شود .

سرطان التهابی پستان یک نوع کمیاب اما بسیار مهاجم سرطان پستان است که در آن سلول‌های سرطانی، عروق لنفاوی پوست پستان را مسدود می‌کنند. این نوع سرطان پستان «التهابی» نامیده می‌شود، از آن جهت که در آن، پستان اغلب متورم و قرمز، یا «ملتهب» به‌نظر می‌رسد.

IBC 1 تا 5 درصد از کل موارد سرطان پستان  را شامل می‌شود. این نوع سرطان در مقایسه با سرطان پستان غیرالتهابی، در زنان جوان‌تر تشخیص داده می‌شود. این سرطان در جوان‌ترها بیش‌تر رخ می‌دهد و در سنین پایین‌تر در آفریقايي تبارها بیش‌تر از سفیدپوستان اتفاق می‌افتد.

مثل سایر انواع سرطان پستان، IBC در مردان هم می‌تواند اتفاق بیفتد ولی آنها معمولاً در سنین بالاتری نسبت به زنان مبتلا می‌شوند. بعضی مطالعه‌ها، ارتباطی بین پیشینۀ خانوادگی سرطان پستان و IBC نشان داده‌اند، ولی برای به‌دست آوردن نتایج قطعی به بررسي بیش‌تری نیاز است.

علائم هشدار دهنده سرطان التهابی پستان

علائم IBC احتمالاً شامل قرمزی، تورم و گرمی در پستان، اغلب بدون وجود تودۀ مشخصی است. قرمزی و گرمی به‌علت مسدود شدن عروق لنفاوی در پوست توسط سلول‌های سرطانی ایجاد می‌شود.

پوست پستان ممکن است، صورتی، بنفش مایل به قرمز یا کبود هم به‌نظر برسد. احتمال دارد پوست برآمدگی داشته باشد یا مثل پوست پرتقال، دارای پستی و بلندی به‌نظر برسد (Peau D’orange نامیده می‌شود.) که به علت تشکیل مایع و ادم (تورم) در پستان ایجاد می‌شود.

سایر علائم شامل سنگینی، گرگرفتگی، درد، افزایش در اندازة پستان، حساسیت، یا برگشتگي نوک پستان به داخل است.

این علائم معمولاً به سرعت ایجاد می‌شوند ـ در طول چندین هفته یا ماه. غدد لنفاوی متورم ممکن است زیر بغل، بالای استخوان جناغ یا هر دو قسمت وجود داشته باشند. گرچه، مهم است که بدانیم این علائم ممکن است نشانه‌های سایر وضعیت‌ها مثل عفونت، آسیب یا سایر انواع سرطان نيز باشند .

همچنین پوست پستان ممکن است قرمز شود و مانند پوست پرتقال منفذ دار به نظر برسد .

اندازه پستان در زمان کوتاهی تغییر کرده و بزرگ می شود .

نوک پستان ممکن است از داخل برگردد و یا صاف شود.احتمال وجود ترشح نیز هست .
ناحیه پستان در طول زمان بسیار خارش دار می شود به طوری که هیچ کرم یا پمادی خارش رااز بین  نمی برد .
یافتن یک توده بزرگ در پستان که به طور ناگهانی ظاهر می شود .
ممکن است در پستان درد احساس شود
غدد لنفاوی زیر بغل و یا بالای ترقوه ممکن است ورم کنند .
پستان در لمس گرم تر باشد
پستان سخت تر و سفت تر از سابق می شود .
کبودی روی پستان از بین نمی رود .

علائم بالا ممکن است در بیماری خوش خیم (غیر سرطانی ) پستان دیده شود .

ولی اگر این علائم را داشتید حتماً با پزشک خود مشورت کنید .

IBC چگونه تشخیص داده می‌شود؟

تشخیص IBC به‌طور عمده براساس نتایج پژوهشهای بالینی پزشک است. نمونه‌برداری، ماموگرام، سونوگرافی (مافوق صوت) پستان برای تشخیص به‌کار می‌روند.

IBC به‌عنوان مرحلۀ سه بي (IIIB) یا مرحلۀ چهار (IV) سرطان پستان هم طبقه‌بندی می‌شود.

مرحلۀ سه بي (IIIB) سرطان پستان به‌صورت موضعی پیشرفته است؛ مرحلۀ چهار (IV) سرطان پستان، سرطانی است که به سایر اندام‌ها انتشار یافته است.

IBC تمایل به رشد سریع دارد و ظاهر فیزیکی پستان بیماران مبتلا به IBC با بیماران مبتلا به سایر سرطان‌های پستان مرحلۀ سه (III) متفاوت است.

IBC یک سرطان به‌خصوص مهاجم و به‌طور موضعی پیشرفته است.

مرحله‌بندی سرطان وسعت یا شدت سرطان شخص را توضیح می‌دهد.

از انجایی که خیلی از این علائم در بیماری های عفونی پستان دیده می شوند ، ممکن است پزشک برای شما درمان انتی بیوتیک شروع کند . اگر علائم ادامه پیدا کرد ، حتماض درخواست نمونه برداری (بیوپسی) را از پزشک خود بکنید .

هرگز اگر نمونه برداری پوست انجام نشده است ، دور دوم یا سوم انتی بیوتیک را شروع نکنید .

نمونه برداری (بیوپسی) پوست شامل برداشتن نمونه و قسمت کوچکی از پوست پستان است . این نمونه سپس برای متخصص پاتولوژی فرستاده می شود و او نمونه برداری را برای پیدا کردن سلول سرطانی بررسی می کند .

مطالعات مختلف روی سرطان التهابی پستان نشان داده شده است که این سرطان نسبت به سایر سرطان های پستان خشن تر است و تند تر پیشرفت می کند .

درمان‌هایی شامل شیمی‌درمانی، درمان هدفمند، جراحی، پرتودرمانی و هورمون‌ درمانی برای مداواي IBC به‌کار می‌روند.

بیماران ممکن است مراقبت‌های حمایتی برای کمک به مدیریت عوارض جانبی سرطان و درمان آن دریافت کنند. شیمی‌درمانی (داروهای ضدسرطان) معمولاً نخستین درمان برای بیماران مبتلا به IBC است و درمان کمک‌کنندۀ جدید نامیده می‌شود.

شیمی‌درمانی یک درمان سیستمیک (عمومی) است به این معنا که بر سلول‌ها در سراسر بدن اثر می‌گذارد. هدف شیمی‌درمانی کنترل یا کشتن سلول‌های سرطانی است که احتمالاً به سایر نقاط بدن گسترش یافته‌اند.

بعد از شیمی‌ درمانی، بیماران مبتلا به IBC ممکن است تحت جراحی و پرتودرمانی دیوارۀ قفسۀ سینه قرار بگیرند.

پرتودرمانی و جراحی درمان‌های موضعی‌ای هستند که فقط سلول‌های تومور و مناطق احاطه‌کنندۀ اطراف آن را از بین می‌برند.

هدف جراحی، برداشتن غده از بدن است، در حالی‌که هدف پرتودرمانی تخریب سلول‌های سرطانی باقیمانده است. برداشتن (به هر اندازۀ ممکن از بافت پستان) پستان‌برداری نامیده میشود. برش غدۀ لنفی (برداشتن غدد لنفاوی زیر بغل برای آزمایش زیر میکروسکوپ) نیز در زمان جراحی انجام می‌شود.

بعد از درمان موضعی و سیستمیک ابتدایی، بیماران مبتلا به IBC احتمالاً درمان‌های سیستمیک اضافی هم دریافت می‌کنند تا خطر عود (بازگشت سرطان) کاهش یابد.

چنین درمان‌هایی احتمالاً شامل شیمی‌درمانی اضافی، هورمون‌درمانی (درمانی که با آثار هورمون جنسی زنانه استروژن، که می‌تواند رشد سلول‌های سرطانی پستان را افزایش دهد، تداخل می‌کند)، هدف درماني (مثل Trastuzumab که به‌عنوان Herceptin هم شناخته می‌شود)، یا هر سه است. Trastuzumab برای بیمارانی تجویز می‌شود که پروتئین HER-2 تومور در آنها بیش از اندازه بیان می‌شود.

مراقبت‌های حمایت‌کننده درمان‌هایی هستند که به منظور بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری‌های جدی تهدیدکنندۀ حیات مثل سرطان داده می‌شود.

این درمان‌ها، علائم بیماری، عوارض جانبی ناشی از درمان و مشکلات روحی، روانی و اجتماعی مرتبط با بیماری یا درمان آن را به سرعت، درمان یا از آنها پیشگیری می‌کنند. برای مثال، لباس‌های متراکم ممکن است برای درمان ادم لنف (تورم ایجاد شده توسط ساخت مایع اضافی) ایجاد شده در نتیجۀ پرتودرمانی یا برداشتن غدد لنفاوی، به‌کار رود.

افزون بر آن، ملاقات با مددکار اجتماعی، مشاور یا یک روحانی می‌تواند به بيماراني که می‌خواهند دربارة احساساتشان صحبت کنند یا نگرانی‌هایشان را در میان بگذارند، کمک کند. مددکار اجتماعی اغلب می‌تواند منابع کمک برای بهبود، حمایت احساسی، کمک مالی، حمل و نقل، یا مراقبت در منزل را پیشنهاد کند.

از انجایی که این سرطان پستان ، پوست را نیز درگیر می کند ، درمان معمولاً با شیمی درمانی شروع می شود و بعد از آن جراحی برای برداشتن توده پستان انجام می گیرد . به این ترتیب نخست سلول های سرطانی در پوست کشته      می شوند و احتمال پیشرفت آنها به استخوان قفسه سینه کاهش می یابد .

شیمی درمانی و برداشتن پستان (ماستکتومی)

پس از شیمی درمانی ( معمولاً 6- 8 ماه ) عمل جراحی برداشتن پستان همراه با غدد لنفاوی زیر بغل انجام می شود .

ماستکتومی برای کاهش خطر عود بیماری و کنترل موضعی بیماری مهم و لازم است . بعد از عمل جراحی ، معمولاً بیمار تحت شیمی درمانی و پرتو درمانی قرار می گیرد تا احتمال عود کمتر شود .

واقعیت هایی درباره سرطان پستان التهابی :

نداشتن توده در پستان به معنی نداشتن سرطان نیست . سرطان التهابی خیلی به ندرت خود را با توده پستان نشان   می دهد . این سرطان در امتداد دیواره قفسه سینه به وجود می آید و رشد می کند و معمولاً هنگامی تشخیص داده   می شود که پستان و سایر اندام ها را درگیر کرده است .

اگر به تازگی ماموگرافی داشته اید که طبیعی گزارش نشده ولی پوست شما تغییر کرده است به ماموگرافی اعتماتد نکنید . سونوگرافی ، ماموگرافی و حتی نمونه برداری همیشه سرطان التهابی پستان را پیدا نمی کنند ، مگر اینکه سرطان التهابی تمام بدن را درگیر کرده باشد . اگر تغییری در ظاهر پوست پیدا شده پستان گرم تر شده و نوک آن تغییر کرده است هر چه سریعتر دکتر خود را ببینید .

توجه : مرد بودن دلیل بر مبتلا نشدن به سرطان پستان نیست . هم زنان و هم مردان به سرطان پستان مبتلا می شوند. که در این میان 1- 4 درصد احتمال تشخیصی سرزان التهابی وجود دارد . مردان نیز باید مانند زنان از وضعیت پستان های خود مطلع باشند و در صورت مشاهده تغییرات به پزشک خود مراجعه کنید

اگر حامله هستید و طول چند هفته گذشته پستان های شما ورم کرده و گرم تر و خارش دار شده است ممکن است علت همه انها حاملگی باشد ؛ اما یادتان باشد سرطان پستان در هر دوره ای از زندگی می تواند ایجاد شود .

سرطان التهابی خیلی سریع حمله می کند . هر تغییری در پستان های خود را در هر دوره از زندگی جدی بگیرید و به پزشک مراجعه کنید .

نکات مهم در مورد بیماری ديابت

ديابت بيماري است كه بدن قادر به توليد يا استفاده مناسب و ذخيره گلوكز (نوعي قند) نيست. در اين حالت ميزان گلوكز در جريان خون باقي مانده و در نتيجه قند خون بيشتر از حد طبيعي مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   ديابت داراي دو نوع است؛‌ در ديابت نوع اول توليد انسولين به طور كامل در بدن متوقف مي‌شود.

انسولين هورموني است كه به بدن كمك مي‌كند كه از گلوكز موجود در غذا استفاده كرده و از آن انرژي به دست آورد

افراد مبتلا به اين ديابت بايد به طور روزانه انسولين، به خود تزريق كنند تا دچار مشكل نشوند. اين نوع ديابت معمولا در كودكان و نوجوانان بروز مي‌كند اما در عين حال امكان بروز آن در كليه سنين وجود دارد.

ديابت نوع دوم نيز زماني بروز مي‌كند كه بدن قادر به توليد انسولين كافي نيست و يا نمي‌تواند به طور مناسب از انسوليني كه در بدن توليد مي‌شود استفاده كند.

اين نوع ديابت اغلب در افراد بالاي 40 سال، افراد مبتلا به اضافه وزن و افرادي كه سابقه ارثي دارند بروز مي‌كند. با اين وجود امروزه جوانان زيادي به اين نوع ديابت نيز مبتلا مي‌شوند.

افراد مبتلا به ديابت اغلب علائم زير را دارا هستند.اين علايم شامل تشنگي زياد، تكرر ادرار، كاهش وزن، گرسنگي زياد، تار شدن بينايي، تحريك‌پذيري، كرخي و سوزش دستها يا پاها، عفونت دائمي پوست، ‌مثانه و لثه‌ها، زخم‌هايي كه هرگز بهبود پيدا نمي‌كنند و خستگي شديد است.

در برخي موارد هيچ علائمي از بيماري وجود ندارد. اين حالت معمولا در مورد ديابت نوع دوم اتفاق مي‌افتد. در اين مورد فرد مبتلا مي‌تواند چند ماه و يا حتي چند سال بدون هيچ نشانه‌اي از وجود بيماري زندگي كنند. بروز اين نوع ديابت آنقدر به تدريج صورت مي‌گيرد كه علائم آن ممكن است هرگز مشخص نشود.

هر فردي ممكن است به ديابت مبتلا شود وليكن افرادي كه ارتباطات نزديكي با اين بيماري دارند، بيشتر در معرض ابتلا به آن هستند.

ساير عوامل خطرزا شامل چاقي،‌ كلسترول بالا، فشار خون بالا و عدم فعاليت فيزيكي است؛ همچنين با افزايش سن افراد امكان ابتلاي آنها به اين بيماري افزايش مي‌يابد. افراد بالاي 40 سال كه دچار اضافه وزن نيز هستند بيشتر به اين بيماري مبتلا مي‌شوند،

اگرچه ابتلا ديابت نوع دوم در ميان نوجوانان رو به افزايش است. به علاوه در زناني كه در حين بارداري مبتلا به ديابت مي‌شوند (اين حالت موسوم به ديابت بارداري است) احتمال ابتلا به ديابت كامل به نسبت بيشتر است.

در مورد درمان اين بيماري بايد گفت كه اقدامات خاصي وجود دارد كه هر فرد ديابتي چه از نوع اول و چه از نوع دوم براي سلامت بودن بايد انجام دهد.

آنها همچنين بايد يك برنامه غذايي ويژه داشته باشند. آنها بايد به ميزان فعاليت فيزيكي خود در طول روز توجه داشته باشند چرا كه تحرك بدني مي‌تواند به بدن در استفاده بهتر از انسولين كمك كند بنابراين بدن مي‌تواند گلوكز را براي تمام سلولهاي بدن به انرژي تبديل كند.

به علاوه تمام بيماران مبتلا به ديابت نوع اول و برخي از افراد مبتلا به ديابت نوع دوم نيازمند تزريق انسولين هستند.

برخي از افراد مبتلا به ديابت نوع دوم قرص‌هايي مصرف مي‌كنند كه اين قرصها يا به بدن كمك مي‌كنند كه انسولين بيشتر توليد كند و يا در توليد بهتر انسولين در بدن نقش دارد.

برخي افراد مبتلا به ديابت نوع 2 مي‌توانند بيماري خود را بدون نياز به مصرف دارو و تنها با رعايت رژيم غذايي مناسب و فعاليت جسمي مطلوب كنترل كنند.

هر بيمار ديابتي بايد حداقل هر 6 ماه يكبار به يك پزشك متخصص مراجعه كند. وي همچنين بايد به طور دوره‌اي با سايراعضاي يك تيم درمان ديابت از جمله يك مربي پرستاري ديابت و يك متخصص تغذيه براي كمك به تهيه برنامه غذايي ملاقات داشته باشد.

همچنين بهتر است به يك متخصص فيزيولوژي براي كمك به تهيه يك برنامه ورزشي و نيز به يك مددكار اجتماعي، روانشناس يا هر متخصص بهداشت رواني ديگر براي مواجهه و كنترل استرس و چالش‌هاي ناشي از زندگي كردن با يك بيماري مزمن مراجعه كند.

از سوي ديگر هر بيمار ديابتي بايد به طور منظم وضعيت بينايي خود را آزمايش كند (حداقل سالي يكبار) به طوري كه مطمئن شود هر نوع مشكل بينايي مربوط به بيماري وي در مراحل اوليه تشخيص داده شده و قبل از اينكه جدي شود، اقدام به درمان آن نمايد.

به علاوه بيماران ديابتي بايد ياد بگيرند كه چطور ميزان گلوكز خون خود را اندازه‌گيري كنند. اندازه‌گيري و ارزيابي روزانه مشخص مي‌كند كه برنامه غذايي، برنامه ورزشي و برنامه دارويي تا چه حد در متعادل نگه داشتن ميزان گلوكز خون بيمار مؤثر بوده است.

علت با اهميت بودن اين ارزيابي‌ها و آزمايش‌هاي دقيق و دوره‌اي اين است كه عدم كنترل و يا كنترل نامناسب مي‌تواند منجر به مشكلات و ناراحتي‌هاي بلند مدت مانند حملات قلبي، سكته‌هاي مغزي، نابينايي، مشكلات كليوي، آسيب رگ‌هاي خوني، آسيب سلول‌هاي عصبي و عقيم شدن در مردان شود. اما خوشبختانه، مطالعات انجام شده در بيش از 10 سال نشان داده است كه اگر افراد گلوكز خون خود را تا حد امكان در سطح طبيعي نگهدارند، مي‌تواند خطر ابتلا به اين مشكلات را تا 50 درصد يا بيشتر كاهش دهند.

محققان معتقدند كه شايد روزي بتوان از ابتلا به اين بيماري جلوگيري كرد. ديابت نوع هم يكي از شايعترين انواع ديابت است كه هنوز دلايل آن به طور كامل درك و شناسايي نشده‌اند. با اين حال تحقيقات اخير نشان مي‌دهد برخي عوامل و اقدامات هستند كه مي‌توانند مانع از بروز اين نوع ديابت شود.

مطالعات نشان مي‌دهد كه برخي تغييرات در نحوه زندگي مي‌تواند از بروز ديابت نوع سوم در افرادي مستعد ابتلا به اين بيماري هستند جلوگيري كند و يا آن را به تعويق بيندازد.

مهمترين اين فاكتورها كاهش متعادل وزن بين 5 تا 10 درصد و انجام فعاليت‌هاي فيزيكي ملايم به مدت 30 دقيقه در روز هستند.

پزشكان توصيه مي‌كنند كه هر فرد بالاي 45 سال بويژه با BMI بالاي 25 واحد بايد تست ديابت بدهند و در صورت سالم بودن هر 3 سال يكبار اين آزمايش را تمديد كنند.

نکات مهم در پوکی استخوان سالمندان

پوکی استخوان یا استئوپورز طبق تعریف انجمن ملی بهداشت یک اختلال اسکلتی است که ویژگی بارز آن کاهش استحکام استخوان بوده و فرد را در معرض خطر شکستگی قرار می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   در این بیماری تراکم و قدرت استخوان های بدن کاهش یافته و بدنبال آن احتمال شکستگی استخوان ها افزایش میابد. پوکی استخوان معمولاٌ بتدریج پیشرفت میکند و هیچ علامتی از خود بروز نمیدهد تا وقتی که شکستگی بوجود میاید.

توده استخواني هر فرد معمولا در 30 تا 35 سالگي به بيشترين ميزان خود مي‌رسد. پس از اين سن، كاهش توده استخوان به صورت يك روند طبيعي پيري آغاز مي‌شود.

پوكي استخوان وقتي بروز مي‌كند كه كاهش توده استخوان بيش از حد سريع باشد.

پوكي استخوان موجب درد، رنج و مشكلات ديگري مي‌شود كه عبارتند از:

– شكستگي استخوان كه بسياري از آنها به بستري شدن مي‌انجامد.

– ناتواني و وابستگي به ديگران – مرگ به علت ناتواني در بهبودي از آسيب‌هاي وارده ممكن است دچار پوكي استخوان شويد، بدون آنكه از بيماري خود اطلاع داشته باشيد به همين دليل است كه پوكي استخوان «بيماري بي‌سر و صدا » ناميده مي‌شود.

در مراحل اوليه بروز پوكي استخوان،‌ علايم به ندرت ظاهر مي‌شود، كه اين امر تشخيص بيماري را دشوار مي‌كند.

پوكي استخوان در مراحل بعدي موجب بروز مشكلات ذيل مي‌شود.

– شكستگي مفاصل‌ ران، كمر و ستون مهره‌ها كه غالبا اين اولين علامت است.

– كمردرد شديدي در يك نقطه خاص كه نشانه يك شكستگي مي‌باشد.

– قوز كردن پشت كه موجب انحناي پشت يا قوز درآوردن مي‌شود.

– كوتاه شدن قد پوكي استخوان در طي سالهاي متمادي ايجاد مي‌شود.

اگر از علايم هشداردهنده فوق در شما بروز نكرده باشد، ممكن است مبتلا به پوكي استخوان شده باشيد.

گرچه پوكي استخوان را نمي‌توان به طور قطعي درمان كرد، ولي درمان نسبي آن امكانپذيرست.

عوامل مستعد كننده پوكي استخوان كدامند؟

عوامل مستعد كننده‌اي كه قابل كنترل نيستند.

جنسيت:

خانمها بسيار بيشتر از آقايان دچار پوكي استخوان مي‌شوند.

سن:

با افزايش سن احتمال بروز پوكي استخوان بيشتر مي‌شود.

شروع يائسگي:

استروژن هورمون زنانه‌اي كه از كاهش توده استخوان جلوگيري مي‌كند. توليد استروژن در تخمدانها بعد از يائسگي متوقف مي‌شود، ‌در نتيجه از دست رفتن توده استخوان تسريع مي‌شود.

زناني كه يائسگي زودرس دارند (قبل از 45 سالگي)، مانند بانواني كه تخمدانهاي آنها با جراحي از بدن خارج شده است، بيشتر در معرض ابتلاء به پوكي استخوان هستند.

سابقه خانوادگي:

وراثت بر ميزان استخوانهاي شما و سرعت از دست رفتن آنها تاثير دارند.

استخوانهاي كوچك:

بانواني كه داراي استخوانهايي كوچك بوده يا كوتاه قد و يا لاغر هستند به خاطر وجود توده استخواني كمتر، ‌به بروز پوكي استخوان مستعد‌ترند.

پيشنيه قومي:

بانوان اروپاي شمالي يا آسيايي تبار بيشتر در معرض ابتلاء به پوكي استخوان هستند.

بعضي بيماريها:

بيماريهايي نظير تيروئيد، كليه و برخي سرطانها ممكن است به پوكي استخوان منتهي شوند.

عوامل خطري كه مي‌توانيد كنترل كنيد:

وزن:

وزن كم بانوان بسيار لاغر كه عادت ماهانه آنها را مختل كند، اين خانمها در معرض خطر پوكي استخوان قرار مي‌گيرند، (زناني كه داراي اضافه وزن هستند معمولا در معرض خطر نيستند ولي احتمال ابتلاء به ناراحتي‌هاي ديگر در آنها زيادتر است.)

ورزش نكردن:

نداشتن فعاليت، كاهش توده استخوان را تسريع مي‌كند. ورزش مناسب به افزايش مقدار استخوان و سلامتي بيشتر شما كمك مي‌كند. مصرف مشروب و يا نوشابه‌هاي كافئين‌دار اين مواد در استفاده بدن شما از كليسم اختلال ايجاد مي‌كنند.

همچنين افرادي كه مشروب مصرف مي‌كنند غالبا برنامه غذايي نامناسبي داشته و كم ورزش مي‌كنند.

كمبود كلسيم در برنامه غذايي:

كلسيم استخوانها را قدرتمند مي‌كند. اگر به قدر كافي كلسيم مصرف نمي‌كنيد بدن شما سلولهاي استخواني را تخريب مي‌كند تا كلسيم مورد نياز خود را به دست آورد.

سيگار كشيدن:

زناني كه سيگار مي‌كشند بيشتر از خانمهايي كه سيگار نمي‌كشند دچار پوكي استخوان (و ساير بيماريها) مي‌شوند.

ـ ساير عوامل خطر: اين عوامل عبارتند از:

– بعضي داروهاي تجويزي نظير كورتيكواستروئيدهاي خوراكي كه معمولا براي درمان آسم و آرتروز مصرف مي‌شود.

– برنامه غذايي پروتئين

– كمبود ويتامين D (ويتامين D به بدن شما كمك مي‌كند تا از كلسيم براي ساختن استخوانهاي محكم استفاده كنيد).

آيا مي‌توان پوكي استخوان را تشخيص داد؟

معاينه جسماني و سابقه پزشكي شما كمك مي‌كند تا مشخص شود آيا در معرض خطر پوكي استخوان قرار داريد يا نه. پزشك‌تان مي‌تواند به شما كمك كند تا يك برنامه پيشگيري را براي خود تعيين كنيد.

آزمايشهاي سنجش تراكم استخوان:

اين آزمايشها براي تشخيص و پيگيري درمان پوكي استخوان،‌ دقيق‌تر از عكسبرداري با اشعه هستند. پرتوهاي X معمولا براي تشخيص پوكي استخوان مورد استفاده قرار نمي‌گيرند. اين پرتوها كه به دلايل ديگري استفاه مي‌شود ممكن است پوكي استخوان را نيز در حالتي كه حدود 25 تا 40 درصد توده استخوان از بين رفته باشد نشان دهد.

بله ولي اين امر دشوار است در بيشتر موارد پوكي استخوان تشخيص داده نمي‌شود تا اين كه فرد دچار شكستگي استخوان شود.

در صورتي كه دچار پوكي استخوان باشيد درمان معمولا عبارتست از:

افزايش مصرف كليسم:

بانواني كه دچار پوكي استخوان هستند روازنه 1000 تا 1500 ميلي‌گرم كلسيم نياز دارند.

حفظ سلامتي خود:

به طور منظم به دكتر مراجعه كنيد. به قدر كافي كلسيم و ويتامين D مصرف كنيد. يك برنامه غذايي متعادل سالم داشته باشيد.

سيگار نكشيد.

از زمين خوردن پيشگيري كنيد.

از مصرف داروهايي كه موجب خواب آلودگي يا گيجي شما مي‌شوند خودداري كنيد.

كفشهاي محكم بپوشيد كه داراي پاشنه‌هاي كوتاه و كف عاج‌دار باشد.

– مسيرهاي و راه‌پله‌ها را كاملا روشن نگه داريد.

– در كنار دوش و دستشويي دستگيره نصب كرده و از آنها استفاده كنيد.

– منزل خود را عاري از موقعيت‌هايي كنيد كه موجب به زمين خوردن افراد مي‌شوند.

– از دستگيره و نرده پلكان استفاده كنيد.

– از رفتن روي سطوح لغزنده نظير مسيرهاي يخ زده و زمينهاي خيس و روغني شده اجتناب كنيد.

– بيشتر ورزش كنيد. چون استخوانهاي شما شكننده‌اند، درباره نحوه ورزش بي‌خطر مشورت كنيد. دارو درماني: بعضي داروها موجب كند شدن روند كاهش استخوان مي‌شوند.

داروهاي ديگري نيز هستند كه ممكن است پوكي استخوان را درمان كنند، گرچه تاثيربخشي آنها هنوز مورد بررسي مي‌باشد. قبل از آغاز هرگونه دارو درماني درباره فوايد و ضررهاي آن با پزشك خود صبحت كنيد.

كلسيم كافي در برنامه غذايي خود بگنجانيد، كلسيم كافي مي‌تواند موجب پيشگيري و درمان پوكي استخوان شود. از اين رهنمودها استفاده كنيد.

ميزان توصيه شده مصرف كليسم در هر روز:

بانوان بين سنين 11 تا 24 سال هستند 1200 – 1500 ميلي‌گرم. زنان باردار يا شير مي‌دهند 1200 – 1500 ميلي گرم. 25 تا 49 ساله هستند (قبل از يائسگي) 1000 ميلي‌گرم، 50 تا 64 ساله هستند (بعد از يائسگي) 1000- 1500 ميلي‌گرم . 65 ساله و به بالا هستند 1500 ميلي‌گرم

بهترين راه جذب كلسيم مصرف غذاهاي پر از كلسيم است. اين غذاها عبارتند از:

لبنيات نظير شير كم چرب، پنير و ماست كم چرب، ماهي‌هاي نرم استخوان نظير كنسرو ماهي آزاد و ساردين. سبزيجات تازه، خشكبار،‌ حبوبات، سويا. از دكتر خود بپرسيد كه به چه مقدار كلسيم نياز داريد و در غذاهايي كه مي‌خوريد چه مقدار كلسيم وجود دارد.

اگر بايد قرص يا شربت كلسيم مصرف كنيد:

از دكترتان بخواهيد كه مناسب‌ترين نوع و دوز آن را براي شما توصيه كند. همه برچسبها را به دقت بخوانيد و همه داروهاي ياد شده را به يكباره نخوريد،در طول روز بين مصرف آنها فاصله بگذاريد. ويتامين D براي جذب كلسيم حياتي است. از منابع خوب ويتامين D كه ماهيان چرب و نور آفتاب هستند ( اما نور بيش از حد آفتاب ضرر داشته و موجب سرطان پوست مي‌شود.) پرهيز از مصرف بيش از حد نمك، پروتئين، سلولز (همراه با منابع غذايي پركلسيم،) ضروري مي‌باشد.

اگر نمي‌توانيد شير بخوريد:

غذاهاي لبني كه هضم آساني دارند مصرف كنيد هورمون درماني مي‌تواند موجب پيشگيري و درمان پوكي استخوان شود. اين درمان شامل مصرف استروژن، ‌گاهي همراه با پروژسترون است.

فوايد مصرف استروژن

– از دست رفتن استخوان كندتر يا متوقف مي‌شود.

– وقوع شكستگي كاهش مي‌يابد.

– پس از يائسگي هر چه زودتر مصرف استروژن را آغاز كنيد، ‌تاثير آن بيشتر است.

درمورد مصرف هورمونها با پزشك‌تان مشورت كنيد. جايگزيني هورمون براي همه بانوان مناسب نيست، چون ضررها و فوايد مصرف هورمون مورد بررسي است. بايد از دكترتان بپرسيد كه آيا فوايد آن در مورد شما بر ضررهاي آن مي‌چربد يا نه.

به طور منظم براي معاينه كلي مراجعه كنيد، شيوه‌هاي متفاوت هورمون درماني وجود دارند و ممكن است لازم باشد بيش از يك شيوه هورمون درماني را امتخان كنيد.

دقت كنيد احتمالا آزمايش نمونه‌برداري از گردن رحم را هر 3 تا 5 سال يكبار تا سن 65 سالگي و ماموگرافي پستانها را بين سنين 50 تا 64 سالگي انجام دهيد.

وجود هرگونه توده يا تغييرات در پستان يا خونريزي مهبلي را فورا گزارش كنيد.

به طور منظم ورزش كنيد. ورزشهايي كه با تحمل وزن بدن همراهند مانع از پوكي استخوان مي‌شود.

ورزش‌هايي كه با تحمل وزن بدن همراهند عبارتند از:

راه رفتن، راهپيمايي، دوي آهسته، نرمش (ايروبيك) تنيس. ‌دقت كنيد حتماð ورزشي را در برنامه خود بگنجانيد كه قدري فشار بر پشت و بازوهاي شما وارد مي‌آورد، نظير پاروزدن، تنيس يا حركت با وزنه. هفته‌اي 3-5 بار و هر بار به مدت 20-60 دقيقه ورزش فوايدي محسوس دارد. (قبل از آغاز برنامه ورزشي با پزشك خود مشورت كنيد.) فعال باشيد، حتي اگر نمي‌توانيد مرتبا ورزش كنيد، ‌سعي كنيد به مدت 20 دقيقه يا بيشتر فعاليت جسماني معتدلي در اغلب روزهاي هفته، ترجيحا تمام روزهاي هفته داشته باشيد، حتي يك قدم زدن سريع روزانه به كاهش از دست دادن استخوان كمك مي‌كند.

ورزش كمك مي‌كند تا عضلات و استخوانها را تقويت كنند. كارايي قلب خود را افزايش دهيد. وزن خود را كنترل كنيد. استرس را كاهش دهيد. تعادل و چالاكي خود را بهبود بخشيد، كه مي‌تواند مانع از زمين خوردن شما گردد. ساير اقداماتي كه مي‌توانيد در مقابله با پوكي استخوان انجام دهيد.

سيگار نكشيد براي ترك سيگار برنامه‌ريزي كنيد، اگر در ترك سيگار مشكل داريد مقدار آن را كاهش دهيد.

به قدر مناسب در برابر نور آفتاب قرار بگيريد، بدن شما وقتي ويتامين D مي‌سازد كه پوستتان در معرض نور آفتاب قرار گيرد، در برخي از كشورها بسياري از محصولات لبني نيز با ويتامين D اضافه غني شده‌اند.

حتي‌الامكان از مصرف نوشابه و قهوه خودداري كنيد، اگر قهوه مي‌نوشيد آن را با شير مصرف كنيد.

با پزشك خود مشورت كنيد: از پزشك‌تان بپرسيد آيا دارويي كه مصرف مي‌كنيد موجب تشديد پوكي استخوان مي‌شود يا خير.

چرا آقايان به اندازه خانمها دچار پوكي استخوان نمي‌شوند؟

توده استخواني معمولا در آقايان بيشتر است ضمن اين كه يائسگي نيز باعث تسريع از دست رفتن استخوان در بانوان مي‌شود.

پوكي استخوان در بانواني كه عمل رحم‌ برداري در آنها صورت گرفته است چگونه است؟

بانواني كه رحم و تخمدان آنها برداشته شده است بيشتر در معرض خطر بروز پوكي استخوان هستند. اين افراد بايد به دقت به وسيله پزشك تحت نظر قرار گيرند و استروژن مصرف نمايند (لازم نيست كه اين افراد پروژسترون مصرف كنند.)

آيا مصرف بيش از حد كلسيم موجب ايجاد سنگ كليه مي‌شود؟

بله ، مصرف بيش از حد كلسيم مي‌تواند موجب آن شود، ولي مردم به ندرت كلسيم بيش از حد مصرف مي‌كنند.

دژنراسيون ماكولا (Macular degeneration)‏

دژنراسيون ماكولا (AMD or ARMD) شايعترين علت كوري در جهان است! در اين بيماري ماكولا يا لكه زرد تخريب مي شود. ماكولا قسمت حساس به نور شبكيه و مسئول ديد مستقيم و واضح است كه براي كارهاي دقيق مثل خواندن و رانندگي لازم است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   دژنراسيون ماكولا بر دو نوع است: خشك (Dry) و تَر (Wet). نوع خشك شايعتر بوده و حدود 90% بيماران به اين نوع مبتلا مي شوند. نوع تَر معمولا با كاهش ديد شديدتر و جدي تري همراه است.

دژنراسيون ماكولا در افراد بالاي 65 سال شايعتر بوده و زنان بيشتر به اين بيماري مبتلا مي شوند. اكثر موارد اين بيماري با افزايش سن بوجود مي آيند. اين بيماري مي تواند عارضه بعضي داروها نيز باشد. همچنين به نظر مي رسد ارث نيز در ابتلا به اين بيماري نقش داشته باشد.
dry macular degeneration_ دژنرسانس ماکولا (خشک)           wet macular degeneration- دژنرسانس ماکولا (wet)

Source: eyemdlink

علائم و نشانه ها

دژنراسيون ماكولا مي تواند سبب كاهش ديد تدريجي يا ناگهاني شود. اگر خطوط مستقيم را موجدار مي بينيد، ديدتان تار است، يا لكه هاي تيره در مركز ديد خود مي بينيد احتمال دارد كه دچار علائم اوليه دژنراسيون ماكولا شده باشيد. در بسياري موارد قبل از اينكه بيمار دچار علائم شود چشم پزشك علائم اوليه بيماري را در معاينه تشخيص مي دهد. اين كار معمولا از طريق تست ميدان بينايي صورت مي گيرد.
مشاهده لکه سیاه مرکزی در فرد مبتلا به دژنرسانس ماکولا

در دژنرسانس ماكولا ديد مركزي مختل شده و بيمار در مركز ديد خود لكه اي سياه مي بيند.

علت دژنراسيون ماكولا

علت دقيق اين بيماري هنوز شناخته نشده است. نوع خشك ممكن است بر اثر پير و نازك شدن بافت ماكولا، رسوب رنگدانه ها در ماكولا، و يا تركيبي از اين دو ايجاد شود. در نوع تَر عروق خوني جديد در زير شبكيه رشد كرده و خون و مايع از آنها نشت مي كند. اين نشت سبب مرگ سلول هاي شبكيه شده و باعث ايجاد نقاط كور در ديد مركزي مي شود.

عواملي كه شانس ابتلا به بيماري را افزايش مي دهد عبارتند از: سابقه خانوادگي، مصرف سيگار، فشار خون بالا، دوربيني و چاقي.

بسياري از پژوهشگران و چشم پزشكان معتقدند كه بعضي از مواد غذايي نظير روي، لوتئين، زيگزانتين (Xyxantine) و ويتامين هاي A، C و E به كاهش خطر ابتلا به بيماري كمك كرده و يا پيشرفت AMD خشك را كند مي كنند. چربي ها نيز ممكن است در اين ميان نقش داشته باشند. در مطالعه اي كه نتايج آن در شماره آگوست 2001 مجله چشم پزشكي Archive of Ophthalmologoy چاپ شده است نتيجه گيري شده است كه مصرف اسيد هاي چرب امگا-3 كه در ماهي به ميزان فراواني يافت مي شود اثر حفاظتي در مقابل دژنراسيون ماكولا دارد. از سوي ديگر، مصرف اسيدهاي چرب امگا-6 كه در روغن هاي نباتي يافت مي شوند خطر ابتلا را افزايش مي دهد.

بعضي از موارد دژنراسيون ماكولا عارضه اي از داروهاي سمي نظيركلروكين (دارويي ضد مالاريا) يا فنوتيازين ها (دسته اي از داروهاي روانپزشكي) هستند.

درمان دژنراسيون ماكولا

اين بيماري درمان قطعي ندارد ولي درمان هايي براي جلوگيري از پيشرفت بيمار و يا حتي بهبود ديد وجود دارد.

ويتامين ها و مواد معدني: تحقيقات نشان داده است كه ويتامين هاي آنتي اكسيدان نظير بتا-كاروتن (ويتامين A) و ويتامين هاي C و E ممكن است ماكولا را در برابر تخريب محافظت كنند. اخيرا در مطالعه اي بر روي 3600 بيمار نشان داده شده است كه مصرف ويتامين هاي C و E، بتا-كاروتن و روي، خطر پيشرفت بيماري را در بعضي بيماران تا 28% كاهش مي دهد. اين يافته ها سبب مي شوند تا پژوهشگران به بيماران در خطر ابتلا به AMD پيشرفته توصيه كنند آنتي اكسيدان و روي به مقادير زير مصرف كنند. مقادير توصيه شده به شرح زيرند:

500 ميلي گرم ويتامين C
400 واحد ويتامين E
15 ميلي گرم بتا-كاروتن
و 80 ميلي گرم اكسيد روي

بايد توجه داشت كه كسانيكه سيگار مي كشند نبايد از قرص هاي بتا-كاروتن استفاده كنند زيرا ريسك ابتلا به سرطان ريه در اين افراد و كسانيكه تازه سيگار را ترك كرده اند با مصرف بتا-كاروتن افزايش مي يابد.

درمان دارويي با ويزودين (Visudyne): ويزودين اولين دارويي است كه براي نوع تَر بكار مي رود. در اين روش درماني، دارو به دست بيمار تزريق شده و سپس با استفاده از يك ليزر غير حرارتي فعال مي شود. فعال شدن دارو سبب ايجاد واكنشي شيميايي مي شود كه عروق خوني غير طبيعي را از بين مي برد. از هر 6 بيمار درمان شده يك نفر ديد بهتري پيدا مي كند و اين دو برابر بيماراني است كه از اين دارو استفاده نمي كنند.

درمان با ليزر: فوتوكوآگولاسيون با ليزر (Laser Photocoagulation) با تخريب و عايق بندي عروق خوني جديد و جلوگيري از نشت خون و مايع باعث بهبود بيماران مبتلا به نوع تَر مي شود. در اين روش جاي ليزر مانند زخمي بر روي شبكيه باقي مي ماند و باعث بوجود آمدن نقاط كور در ديد بيمار مي شود. پژوهشگران مشغول بررسي راه هايي براي كاهش زخم ها و همچنين درمان نوع خشك بيماري با ليزر هستند.

فيلتراسيون خوني (Blood Filtration): در اين روش كه حدود 2 دهه پيش توسط ژاپني ها ابداع شد جريان متفاوت خون در غشاء سبب كاهش مقدار بعضي از پروتئين ها و اسيد هاي چرب كه مقدارشان زياد است و ممكن است مضر باشند مي شود. اين تكنيك در بيماريهاي مختلفي بكار گرفته شده است ولي نوع جديدي از آن بنام رئوفرزيس (Rheopheresis) براي درمان نوع خشك AMD تست شده است. رئوفرزيس هنوز توسط سازمان غذا و داروي آمريكا (FDA) تأييد نشده است ولي بصورت تجارتي در كانادا و اروپا در دسترس است.

تلسكوپ قابل جاگذاري (Implantable Telescope): اين وسيله تلسكوپي كوچك است كه تصوير را بزرگ كرده و بر روي شبكيه مي اندازد. بزرگ شدن تصوير سبب مي شود كه نسبت قسمت تخريب شده ماكولا به اندازه تصوير كم شود و در نتيجه لكه هايي كه در ديد مركزي ديده مي شوند كوچكتر شوند. تلسكوپ مينياتوري قابل جاگذاري (Implantable Miniature Telescope) در اواخر دهه 90 اختراع شد و در حال حاضر بر روي 200 بيمار آزمايش شده است.

وسايلي كه براي كاهش بينايي استفاده مي شوند: هر چند اخيراً پيشرفت هاي زيادي در درمان AMD صورت گرفته است ولي ديد از دست رفته قابل بازگشت نيست. براي بيماراني كه ديدشان را از دست داده اند وسايلي وجود دارد كه با استفاده از لنز هاي بزرگ كننده و نور زياد به بهبود بينايي كمك مي كنند. بعضي از اين وسايل تصوير را به قسمت هاي محيطي تر شبكيه و خارج از محدوده ماكولا منتقل مي كنند.

چاقی باسنی (گلابی شكل) و چاقی شكمی (سيبی شكل) می تواند عمر انسان را کوتاه کند

پژوهشگران علوم پزشکی تاکید می کنند که اهميت توزيع بافت چربي در بدن در پيش بيني ابتلا به ديابت و بيماري‌هاي قلبي عروقي اهميت بيشتري نسبت به ميزان چربي كل بدن دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   هرگاه انرژي دريافتي افراد بيش از انرژي مصرفي‌شان باشد، ضمن برهم خوردن تعادل قد و وزن، با انباشت توده‌هاي چربي در ناحيه باسن يا شكم، چاقي باسني ( گلابي شكل) يا چاقي شكمي ( سيبي شكل) و در مواردي هر دو چاقي بروز مي‌كند.

البته بافت چربي توزيع يكنواختي در بدن ندارد. مهمترين محل ذخيره شدن چربي در بدن در ناحيه زير پوست است.

در حالات چاقي و غير چاقي، تفاوت‌هاي ويژه‌اي در بافت چربي زيرپوستي زنان و مردان مشاهده مي‌شود.

زناني كه چاق نيستند از بافت چربي زير پوستي بيشتري در ناحيه سريني – راني برخوردارند، در حالي كه در مرداني كه چاق نيستند چربي زيرپوستي به شكلي يكدست در تمام بدن توزيع شده است.

در مردان چاق، چربي زير پوست شكم بيشتر جمع مي شود. به اين نوع چاقي، نوع مركزي، بالاتنه، مردانه و يا چاقي سيبي شكل گفته مي‌شود.

در زنان، چربي بيشتري در نواحي پايين شكم و لگن و ران‌ها جمع مي‌شود. به اين نوع چاقي، چاقي محيطي، زنانه يا گلابي شكل مي‌گويند.

ارتباط بين جنسيت و چاقي ناحيه‌اي يا موضعي قطعي نيست. شماري از مردان به چاقي محيطي گرفتار مي‌شوند.

بعد از ناحيه زير پوست، چربي در احشاء، پشت صفاق، دور كليه‌ها و در ناحيه چشمخانه جمع مي‌شود. ميزان سوخت و ساز اين چربي‌ها بيش از شكم و ناحيه سريني و ران‌هاست. اين ترتيب اهميتي خاص از نظر سوخت‌و‌سازي دارد.

علوم پزشکی ثابت کرده است که تنها چربي تجمع يافته در اعضاي داخلي بدن و احشاء مسير مستقيمي به كبد دارد و در فعاليت بدني هم چربي احشايي بيشتر از ساير قسمت‌ها به عنوان سوخت مصرف مي‌شود.

البته در وضعيت‌هاي خاص، اين ترتيب تغيير پيدا مي‌كند. به عنوان مثال، در زنان شيرده فعاليت سوخت و سازي چربي ناحيه سريني – راني بيشتر مي شود.

پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه سازو كار چربي سوزي چيست و به عبارتي چربي‌ها از چه راهي مي‌سوزند؟

پاسخ دادن به چنين پرسشي مي‌تواند بسياري از حقايق را براي ما روشن كند.

تحقيقات نشان داده است كه هورمون‌هاي چربي سوز (يعني كاتكولامين‌ها) در چربي احشايي فعال‌ترند و فعاليت آنها در بافت چربي زير پوستي شكم، فعال‌تر از نواحي ديگر زير پوستي است. مواد و هورمون‌هايي كه اثرات ضدچربي‌سوزي دارند (مثل انسولين، پروستاگلاندين‌ها و آدنوزين) اثر مهاري بيشتري بر فعاليت چربي‌سوزي در بافت زير جلدي نسبت به سلول هاي چربي احشايي دارند.

آیا چاقي موضعي خطرناک است ؟

چاقي شكمي زمينه‌ساز بيماري‌هايي همچون ديابت نوع 2، حملات قلبي و گرفتگي رگ‌هاست؛ زيرا به اين وسيله اسيدهاي چرب در معرض راديكال‌هاي آزاد كه از طريق غذا، هوا و نوشيدني وارد بدن شده‌اند، اكسيد شده و چربي‌هاي مضر (LDL ) را ايجاد مي‌كنند.

چاقي بالاتنه ارتباط بيشتري با عوارض چاقي همچون ديابت، فشار خون بالا، ناراحتي‌هاي عروقي و بالا رفتن چربي خون دارد در حالي كه چاقي محيطي عوارض كمتري دارد.

شاهد گفته بالا ظهور بيشتر ديابت، فشار خون بالا و ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي در كساني است كه نسبت دور كمر به لگن در آنها بيشتر از همتايانشان است.

همه می دانیم که اضافه وزن و چاقي از ريسك فاكتورهاي بيماري قلبي و سكته مغزي هستند اما تحقيقات جديد نشان مي دهد محل توزيع چربي اضافي بدن نيز فاكتور مهمي محسوب مي شود.

كساني كه چربي اضافي بدنشان در ناحيه شكمي قرار داشت در مقايسه با آنها كه پراكندگي چربي در بدنشان متناسب تر بود ، بيشتر در معرض مرگ ناشي از پاره شدن ناگهاني عروق مغز قرار داشتند.

بنابراين اندازه چربي شكمي در مقايسه با BMI (شاخص چربي بدن) ، بهتر احتمال سكته را پيش بيني مي كند.

تنها وجود چربي نيست كه بر اين خطر تاثير دارد بلكه توزيع آن در بدن نيز حائز اهميت است.

شايد دليل آن كه چربي شكمي يك تهديد جدي براي سلامتي محسوب مي شوداين است كه با سندرم متابوليك كه با افزايش فشار خون ، افزايش كلسترول بد خون (LDL) و حساسيت ناقص به هورمون انسولين ارتباط دارد.

همچنين افرادي كه چربي دور شكمي بيشتري دارند ، سطوح بالاتري از مواد التهابي در خونشان ديده مي شود.

التهاب دائم در عروق خوني به نظر مي رسد در بيماري هاي عروقي ، حمله قلبي و سكته مغزي دخالت داشته باشد…

همچنين مشخص شده است كه در مردان، چاقي شكم و در زنان نسبت چين‌هاي پوستي كتف به پشت بازو با ناراحتي هاي قلبي – عروقي و ميزان مرگ و مير كلي ارتباط نزديكي دارد.

پزشکان می گویند دو راه براي كاهش انبار چربي در بدن وجود دارد يا بايد ورود آن را مانع شد كه چاره آن تغذيه‌اي است و بايد كالري دريافتي فرد را كم كرد.

اما راه دوم آن است كه موتور سوخت و سازي بدن هرچه مي‌تواند بيشتر از چربي‌ها به عنوان سوخت استفاده كند.

چربي‌ها به عنوان سوخت در بدن نقش برجسته‌اي دارند و در شرايط مشخصي به‌عنوان سوخت اصلي بدن مي‌سوزند و در اين زمينه از قندها پيشي مي‌گيرند. مثلا در حال استراحت چربي‌ها سوخت اصلي بدن هستند. اما متاسفانه در اين حالت بدن سوخت كمي مصرف مي‌كند و از اين رو در اين حالت به طور كلي خيلي چربي نمي‌سوزد.

يك حالت ديگر هم براي سوختن چربي‌ها وجود دارد و آن شركت در فعاليت‌هاي بدني چربي‌سوز است.

ورزش‌هاي چربي‌سوز ورزش‌هاي سختي نيستند و در واقع بسيار هم ملايم هستند. پياده‌روي، دويدن آرام، كوه‌پيمايي، شنا كردن و دوچرخه‌سواري نمونه‌هاي اعلاي اين نوع فعاليت‌ها هستند.

در اين فعاليت‌ها بايد شدت ملايمي را انتخاب كرد به‌عنوان مثال، شدت در حين دويدن بايد طوري باشد كه فرد بتواند با دوست خود لااقل جمله‌اي را رد و بدل كند. در اين حالت موتور هوازي در بدن بيشتر از سوخت چربي استفاده مي‌كند.

نكته مهم اين است كه چربي سوخته شده از يك موضع انتخاب نمي‌شود و بايد انتظار داشت كه بعد از مدتي چاقي به‌طور عمومي كاهش يابد.

نتيجه تحقيقات نشان مي‌دهد كه امكان تقويت عضلات يك ناحيه وجود دارد اما نمي‌توان چربي آن را به طور انتخابي كاهش داد.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »