نکات مهم در مورد بیماری ديابت

ديابت بيماري است كه بدن قادر به توليد يا استفاده مناسب و ذخيره گلوكز (نوعي قند) نيست. در اين حالت ميزان گلوكز در جريان خون باقي مانده و در نتيجه قند خون بيشتر از حد طبيعي مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   ديابت داراي دو نوع است؛‌ در ديابت نوع اول توليد انسولين به طور كامل در بدن متوقف مي‌شود.

انسولين هورموني است كه به بدن كمك مي‌كند كه از گلوكز موجود در غذا استفاده كرده و از آن انرژي به دست آورد

افراد مبتلا به اين ديابت بايد به طور روزانه انسولين، به خود تزريق كنند تا دچار مشكل نشوند. اين نوع ديابت معمولا در كودكان و نوجوانان بروز مي‌كند اما در عين حال امكان بروز آن در كليه سنين وجود دارد.

ديابت نوع دوم نيز زماني بروز مي‌كند كه بدن قادر به توليد انسولين كافي نيست و يا نمي‌تواند به طور مناسب از انسوليني كه در بدن توليد مي‌شود استفاده كند.

اين نوع ديابت اغلب در افراد بالاي 40 سال، افراد مبتلا به اضافه وزن و افرادي كه سابقه ارثي دارند بروز مي‌كند. با اين وجود امروزه جوانان زيادي به اين نوع ديابت نيز مبتلا مي‌شوند.

افراد مبتلا به ديابت اغلب علائم زير را دارا هستند.اين علايم شامل تشنگي زياد، تكرر ادرار، كاهش وزن، گرسنگي زياد، تار شدن بينايي، تحريك‌پذيري، كرخي و سوزش دستها يا پاها، عفونت دائمي پوست، ‌مثانه و لثه‌ها، زخم‌هايي كه هرگز بهبود پيدا نمي‌كنند و خستگي شديد است.

در برخي موارد هيچ علائمي از بيماري وجود ندارد. اين حالت معمولا در مورد ديابت نوع دوم اتفاق مي‌افتد. در اين مورد فرد مبتلا مي‌تواند چند ماه و يا حتي چند سال بدون هيچ نشانه‌اي از وجود بيماري زندگي كنند. بروز اين نوع ديابت آنقدر به تدريج صورت مي‌گيرد كه علائم آن ممكن است هرگز مشخص نشود.

هر فردي ممكن است به ديابت مبتلا شود وليكن افرادي كه ارتباطات نزديكي با اين بيماري دارند، بيشتر در معرض ابتلا به آن هستند.

ساير عوامل خطرزا شامل چاقي،‌ كلسترول بالا، فشار خون بالا و عدم فعاليت فيزيكي است؛ همچنين با افزايش سن افراد امكان ابتلاي آنها به اين بيماري افزايش مي‌يابد. افراد بالاي 40 سال كه دچار اضافه وزن نيز هستند بيشتر به اين بيماري مبتلا مي‌شوند،

اگرچه ابتلا ديابت نوع دوم در ميان نوجوانان رو به افزايش است. به علاوه در زناني كه در حين بارداري مبتلا به ديابت مي‌شوند (اين حالت موسوم به ديابت بارداري است) احتمال ابتلا به ديابت كامل به نسبت بيشتر است.

در مورد درمان اين بيماري بايد گفت كه اقدامات خاصي وجود دارد كه هر فرد ديابتي چه از نوع اول و چه از نوع دوم براي سلامت بودن بايد انجام دهد.

آنها همچنين بايد يك برنامه غذايي ويژه داشته باشند. آنها بايد به ميزان فعاليت فيزيكي خود در طول روز توجه داشته باشند چرا كه تحرك بدني مي‌تواند به بدن در استفاده بهتر از انسولين كمك كند بنابراين بدن مي‌تواند گلوكز را براي تمام سلولهاي بدن به انرژي تبديل كند.

به علاوه تمام بيماران مبتلا به ديابت نوع اول و برخي از افراد مبتلا به ديابت نوع دوم نيازمند تزريق انسولين هستند.

برخي از افراد مبتلا به ديابت نوع دوم قرص‌هايي مصرف مي‌كنند كه اين قرصها يا به بدن كمك مي‌كنند كه انسولين بيشتر توليد كند و يا در توليد بهتر انسولين در بدن نقش دارد.

برخي افراد مبتلا به ديابت نوع 2 مي‌توانند بيماري خود را بدون نياز به مصرف دارو و تنها با رعايت رژيم غذايي مناسب و فعاليت جسمي مطلوب كنترل كنند.

هر بيمار ديابتي بايد حداقل هر 6 ماه يكبار به يك پزشك متخصص مراجعه كند. وي همچنين بايد به طور دوره‌اي با سايراعضاي يك تيم درمان ديابت از جمله يك مربي پرستاري ديابت و يك متخصص تغذيه براي كمك به تهيه برنامه غذايي ملاقات داشته باشد.

همچنين بهتر است به يك متخصص فيزيولوژي براي كمك به تهيه يك برنامه ورزشي و نيز به يك مددكار اجتماعي، روانشناس يا هر متخصص بهداشت رواني ديگر براي مواجهه و كنترل استرس و چالش‌هاي ناشي از زندگي كردن با يك بيماري مزمن مراجعه كند.

از سوي ديگر هر بيمار ديابتي بايد به طور منظم وضعيت بينايي خود را آزمايش كند (حداقل سالي يكبار) به طوري كه مطمئن شود هر نوع مشكل بينايي مربوط به بيماري وي در مراحل اوليه تشخيص داده شده و قبل از اينكه جدي شود، اقدام به درمان آن نمايد.

به علاوه بيماران ديابتي بايد ياد بگيرند كه چطور ميزان گلوكز خون خود را اندازه‌گيري كنند. اندازه‌گيري و ارزيابي روزانه مشخص مي‌كند كه برنامه غذايي، برنامه ورزشي و برنامه دارويي تا چه حد در متعادل نگه داشتن ميزان گلوكز خون بيمار مؤثر بوده است.

علت با اهميت بودن اين ارزيابي‌ها و آزمايش‌هاي دقيق و دوره‌اي اين است كه عدم كنترل و يا كنترل نامناسب مي‌تواند منجر به مشكلات و ناراحتي‌هاي بلند مدت مانند حملات قلبي، سكته‌هاي مغزي، نابينايي، مشكلات كليوي، آسيب رگ‌هاي خوني، آسيب سلول‌هاي عصبي و عقيم شدن در مردان شود. اما خوشبختانه، مطالعات انجام شده در بيش از 10 سال نشان داده است كه اگر افراد گلوكز خون خود را تا حد امكان در سطح طبيعي نگهدارند، مي‌تواند خطر ابتلا به اين مشكلات را تا 50 درصد يا بيشتر كاهش دهند.

محققان معتقدند كه شايد روزي بتوان از ابتلا به اين بيماري جلوگيري كرد. ديابت نوع هم يكي از شايعترين انواع ديابت است كه هنوز دلايل آن به طور كامل درك و شناسايي نشده‌اند. با اين حال تحقيقات اخير نشان مي‌دهد برخي عوامل و اقدامات هستند كه مي‌توانند مانع از بروز اين نوع ديابت شود.

مطالعات نشان مي‌دهد كه برخي تغييرات در نحوه زندگي مي‌تواند از بروز ديابت نوع سوم در افرادي مستعد ابتلا به اين بيماري هستند جلوگيري كند و يا آن را به تعويق بيندازد.

مهمترين اين فاكتورها كاهش متعادل وزن بين 5 تا 10 درصد و انجام فعاليت‌هاي فيزيكي ملايم به مدت 30 دقيقه در روز هستند.

پزشكان توصيه مي‌كنند كه هر فرد بالاي 45 سال بويژه با BMI بالاي 25 واحد بايد تست ديابت بدهند و در صورت سالم بودن هر 3 سال يكبار اين آزمايش را تمديد كنند.

نکات مهم در پوکی استخوان سالمندان

پوکی استخوان یا استئوپورز طبق تعریف انجمن ملی بهداشت یک اختلال اسکلتی است که ویژگی بارز آن کاهش استحکام استخوان بوده و فرد را در معرض خطر شکستگی قرار می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   در این بیماری تراکم و قدرت استخوان های بدن کاهش یافته و بدنبال آن احتمال شکستگی استخوان ها افزایش میابد. پوکی استخوان معمولاٌ بتدریج پیشرفت میکند و هیچ علامتی از خود بروز نمیدهد تا وقتی که شکستگی بوجود میاید.

توده استخواني هر فرد معمولا در 30 تا 35 سالگي به بيشترين ميزان خود مي‌رسد. پس از اين سن، كاهش توده استخوان به صورت يك روند طبيعي پيري آغاز مي‌شود.

پوكي استخوان وقتي بروز مي‌كند كه كاهش توده استخوان بيش از حد سريع باشد.

پوكي استخوان موجب درد، رنج و مشكلات ديگري مي‌شود كه عبارتند از:

– شكستگي استخوان كه بسياري از آنها به بستري شدن مي‌انجامد.

– ناتواني و وابستگي به ديگران – مرگ به علت ناتواني در بهبودي از آسيب‌هاي وارده ممكن است دچار پوكي استخوان شويد، بدون آنكه از بيماري خود اطلاع داشته باشيد به همين دليل است كه پوكي استخوان «بيماري بي‌سر و صدا » ناميده مي‌شود.

در مراحل اوليه بروز پوكي استخوان،‌ علايم به ندرت ظاهر مي‌شود، كه اين امر تشخيص بيماري را دشوار مي‌كند.

پوكي استخوان در مراحل بعدي موجب بروز مشكلات ذيل مي‌شود.

– شكستگي مفاصل‌ ران، كمر و ستون مهره‌ها كه غالبا اين اولين علامت است.

– كمردرد شديدي در يك نقطه خاص كه نشانه يك شكستگي مي‌باشد.

– قوز كردن پشت كه موجب انحناي پشت يا قوز درآوردن مي‌شود.

– كوتاه شدن قد پوكي استخوان در طي سالهاي متمادي ايجاد مي‌شود.

اگر از علايم هشداردهنده فوق در شما بروز نكرده باشد، ممكن است مبتلا به پوكي استخوان شده باشيد.

گرچه پوكي استخوان را نمي‌توان به طور قطعي درمان كرد، ولي درمان نسبي آن امكانپذيرست.

عوامل مستعد كننده پوكي استخوان كدامند؟

عوامل مستعد كننده‌اي كه قابل كنترل نيستند.

جنسيت:

خانمها بسيار بيشتر از آقايان دچار پوكي استخوان مي‌شوند.

سن:

با افزايش سن احتمال بروز پوكي استخوان بيشتر مي‌شود.

شروع يائسگي:

استروژن هورمون زنانه‌اي كه از كاهش توده استخوان جلوگيري مي‌كند. توليد استروژن در تخمدانها بعد از يائسگي متوقف مي‌شود، ‌در نتيجه از دست رفتن توده استخوان تسريع مي‌شود.

زناني كه يائسگي زودرس دارند (قبل از 45 سالگي)، مانند بانواني كه تخمدانهاي آنها با جراحي از بدن خارج شده است، بيشتر در معرض ابتلاء به پوكي استخوان هستند.

سابقه خانوادگي:

وراثت بر ميزان استخوانهاي شما و سرعت از دست رفتن آنها تاثير دارند.

استخوانهاي كوچك:

بانواني كه داراي استخوانهايي كوچك بوده يا كوتاه قد و يا لاغر هستند به خاطر وجود توده استخواني كمتر، ‌به بروز پوكي استخوان مستعد‌ترند.

پيشنيه قومي:

بانوان اروپاي شمالي يا آسيايي تبار بيشتر در معرض ابتلاء به پوكي استخوان هستند.

بعضي بيماريها:

بيماريهايي نظير تيروئيد، كليه و برخي سرطانها ممكن است به پوكي استخوان منتهي شوند.

عوامل خطري كه مي‌توانيد كنترل كنيد:

وزن:

وزن كم بانوان بسيار لاغر كه عادت ماهانه آنها را مختل كند، اين خانمها در معرض خطر پوكي استخوان قرار مي‌گيرند، (زناني كه داراي اضافه وزن هستند معمولا در معرض خطر نيستند ولي احتمال ابتلاء به ناراحتي‌هاي ديگر در آنها زيادتر است.)

ورزش نكردن:

نداشتن فعاليت، كاهش توده استخوان را تسريع مي‌كند. ورزش مناسب به افزايش مقدار استخوان و سلامتي بيشتر شما كمك مي‌كند. مصرف مشروب و يا نوشابه‌هاي كافئين‌دار اين مواد در استفاده بدن شما از كليسم اختلال ايجاد مي‌كنند.

همچنين افرادي كه مشروب مصرف مي‌كنند غالبا برنامه غذايي نامناسبي داشته و كم ورزش مي‌كنند.

كمبود كلسيم در برنامه غذايي:

كلسيم استخوانها را قدرتمند مي‌كند. اگر به قدر كافي كلسيم مصرف نمي‌كنيد بدن شما سلولهاي استخواني را تخريب مي‌كند تا كلسيم مورد نياز خود را به دست آورد.

سيگار كشيدن:

زناني كه سيگار مي‌كشند بيشتر از خانمهايي كه سيگار نمي‌كشند دچار پوكي استخوان (و ساير بيماريها) مي‌شوند.

ـ ساير عوامل خطر: اين عوامل عبارتند از:

– بعضي داروهاي تجويزي نظير كورتيكواستروئيدهاي خوراكي كه معمولا براي درمان آسم و آرتروز مصرف مي‌شود.

– برنامه غذايي پروتئين

– كمبود ويتامين D (ويتامين D به بدن شما كمك مي‌كند تا از كلسيم براي ساختن استخوانهاي محكم استفاده كنيد).

آيا مي‌توان پوكي استخوان را تشخيص داد؟

معاينه جسماني و سابقه پزشكي شما كمك مي‌كند تا مشخص شود آيا در معرض خطر پوكي استخوان قرار داريد يا نه. پزشك‌تان مي‌تواند به شما كمك كند تا يك برنامه پيشگيري را براي خود تعيين كنيد.

آزمايشهاي سنجش تراكم استخوان:

اين آزمايشها براي تشخيص و پيگيري درمان پوكي استخوان،‌ دقيق‌تر از عكسبرداري با اشعه هستند. پرتوهاي X معمولا براي تشخيص پوكي استخوان مورد استفاده قرار نمي‌گيرند. اين پرتوها كه به دلايل ديگري استفاه مي‌شود ممكن است پوكي استخوان را نيز در حالتي كه حدود 25 تا 40 درصد توده استخوان از بين رفته باشد نشان دهد.

بله ولي اين امر دشوار است در بيشتر موارد پوكي استخوان تشخيص داده نمي‌شود تا اين كه فرد دچار شكستگي استخوان شود.

در صورتي كه دچار پوكي استخوان باشيد درمان معمولا عبارتست از:

افزايش مصرف كليسم:

بانواني كه دچار پوكي استخوان هستند روازنه 1000 تا 1500 ميلي‌گرم كلسيم نياز دارند.

حفظ سلامتي خود:

به طور منظم به دكتر مراجعه كنيد. به قدر كافي كلسيم و ويتامين D مصرف كنيد. يك برنامه غذايي متعادل سالم داشته باشيد.

سيگار نكشيد.

از زمين خوردن پيشگيري كنيد.

از مصرف داروهايي كه موجب خواب آلودگي يا گيجي شما مي‌شوند خودداري كنيد.

كفشهاي محكم بپوشيد كه داراي پاشنه‌هاي كوتاه و كف عاج‌دار باشد.

– مسيرهاي و راه‌پله‌ها را كاملا روشن نگه داريد.

– در كنار دوش و دستشويي دستگيره نصب كرده و از آنها استفاده كنيد.

– منزل خود را عاري از موقعيت‌هايي كنيد كه موجب به زمين خوردن افراد مي‌شوند.

– از دستگيره و نرده پلكان استفاده كنيد.

– از رفتن روي سطوح لغزنده نظير مسيرهاي يخ زده و زمينهاي خيس و روغني شده اجتناب كنيد.

– بيشتر ورزش كنيد. چون استخوانهاي شما شكننده‌اند، درباره نحوه ورزش بي‌خطر مشورت كنيد. دارو درماني: بعضي داروها موجب كند شدن روند كاهش استخوان مي‌شوند.

داروهاي ديگري نيز هستند كه ممكن است پوكي استخوان را درمان كنند، گرچه تاثيربخشي آنها هنوز مورد بررسي مي‌باشد. قبل از آغاز هرگونه دارو درماني درباره فوايد و ضررهاي آن با پزشك خود صبحت كنيد.

كلسيم كافي در برنامه غذايي خود بگنجانيد، كلسيم كافي مي‌تواند موجب پيشگيري و درمان پوكي استخوان شود. از اين رهنمودها استفاده كنيد.

ميزان توصيه شده مصرف كليسم در هر روز:

بانوان بين سنين 11 تا 24 سال هستند 1200 – 1500 ميلي‌گرم. زنان باردار يا شير مي‌دهند 1200 – 1500 ميلي گرم. 25 تا 49 ساله هستند (قبل از يائسگي) 1000 ميلي‌گرم، 50 تا 64 ساله هستند (بعد از يائسگي) 1000- 1500 ميلي‌گرم . 65 ساله و به بالا هستند 1500 ميلي‌گرم

بهترين راه جذب كلسيم مصرف غذاهاي پر از كلسيم است. اين غذاها عبارتند از:

لبنيات نظير شير كم چرب، پنير و ماست كم چرب، ماهي‌هاي نرم استخوان نظير كنسرو ماهي آزاد و ساردين. سبزيجات تازه، خشكبار،‌ حبوبات، سويا. از دكتر خود بپرسيد كه به چه مقدار كلسيم نياز داريد و در غذاهايي كه مي‌خوريد چه مقدار كلسيم وجود دارد.

اگر بايد قرص يا شربت كلسيم مصرف كنيد:

از دكترتان بخواهيد كه مناسب‌ترين نوع و دوز آن را براي شما توصيه كند. همه برچسبها را به دقت بخوانيد و همه داروهاي ياد شده را به يكباره نخوريد،در طول روز بين مصرف آنها فاصله بگذاريد. ويتامين D براي جذب كلسيم حياتي است. از منابع خوب ويتامين D كه ماهيان چرب و نور آفتاب هستند ( اما نور بيش از حد آفتاب ضرر داشته و موجب سرطان پوست مي‌شود.) پرهيز از مصرف بيش از حد نمك، پروتئين، سلولز (همراه با منابع غذايي پركلسيم،) ضروري مي‌باشد.

اگر نمي‌توانيد شير بخوريد:

غذاهاي لبني كه هضم آساني دارند مصرف كنيد هورمون درماني مي‌تواند موجب پيشگيري و درمان پوكي استخوان شود. اين درمان شامل مصرف استروژن، ‌گاهي همراه با پروژسترون است.

فوايد مصرف استروژن

– از دست رفتن استخوان كندتر يا متوقف مي‌شود.

– وقوع شكستگي كاهش مي‌يابد.

– پس از يائسگي هر چه زودتر مصرف استروژن را آغاز كنيد، ‌تاثير آن بيشتر است.

درمورد مصرف هورمونها با پزشك‌تان مشورت كنيد. جايگزيني هورمون براي همه بانوان مناسب نيست، چون ضررها و فوايد مصرف هورمون مورد بررسي است. بايد از دكترتان بپرسيد كه آيا فوايد آن در مورد شما بر ضررهاي آن مي‌چربد يا نه.

به طور منظم براي معاينه كلي مراجعه كنيد، شيوه‌هاي متفاوت هورمون درماني وجود دارند و ممكن است لازم باشد بيش از يك شيوه هورمون درماني را امتخان كنيد.

دقت كنيد احتمالا آزمايش نمونه‌برداري از گردن رحم را هر 3 تا 5 سال يكبار تا سن 65 سالگي و ماموگرافي پستانها را بين سنين 50 تا 64 سالگي انجام دهيد.

وجود هرگونه توده يا تغييرات در پستان يا خونريزي مهبلي را فورا گزارش كنيد.

به طور منظم ورزش كنيد. ورزشهايي كه با تحمل وزن بدن همراهند مانع از پوكي استخوان مي‌شود.

ورزش‌هايي كه با تحمل وزن بدن همراهند عبارتند از:

راه رفتن، راهپيمايي، دوي آهسته، نرمش (ايروبيك) تنيس. ‌دقت كنيد حتماð ورزشي را در برنامه خود بگنجانيد كه قدري فشار بر پشت و بازوهاي شما وارد مي‌آورد، نظير پاروزدن، تنيس يا حركت با وزنه. هفته‌اي 3-5 بار و هر بار به مدت 20-60 دقيقه ورزش فوايدي محسوس دارد. (قبل از آغاز برنامه ورزشي با پزشك خود مشورت كنيد.) فعال باشيد، حتي اگر نمي‌توانيد مرتبا ورزش كنيد، ‌سعي كنيد به مدت 20 دقيقه يا بيشتر فعاليت جسماني معتدلي در اغلب روزهاي هفته، ترجيحا تمام روزهاي هفته داشته باشيد، حتي يك قدم زدن سريع روزانه به كاهش از دست دادن استخوان كمك مي‌كند.

ورزش كمك مي‌كند تا عضلات و استخوانها را تقويت كنند. كارايي قلب خود را افزايش دهيد. وزن خود را كنترل كنيد. استرس را كاهش دهيد. تعادل و چالاكي خود را بهبود بخشيد، كه مي‌تواند مانع از زمين خوردن شما گردد. ساير اقداماتي كه مي‌توانيد در مقابله با پوكي استخوان انجام دهيد.

سيگار نكشيد براي ترك سيگار برنامه‌ريزي كنيد، اگر در ترك سيگار مشكل داريد مقدار آن را كاهش دهيد.

به قدر مناسب در برابر نور آفتاب قرار بگيريد، بدن شما وقتي ويتامين D مي‌سازد كه پوستتان در معرض نور آفتاب قرار گيرد، در برخي از كشورها بسياري از محصولات لبني نيز با ويتامين D اضافه غني شده‌اند.

حتي‌الامكان از مصرف نوشابه و قهوه خودداري كنيد، اگر قهوه مي‌نوشيد آن را با شير مصرف كنيد.

با پزشك خود مشورت كنيد: از پزشك‌تان بپرسيد آيا دارويي كه مصرف مي‌كنيد موجب تشديد پوكي استخوان مي‌شود يا خير.

چرا آقايان به اندازه خانمها دچار پوكي استخوان نمي‌شوند؟

توده استخواني معمولا در آقايان بيشتر است ضمن اين كه يائسگي نيز باعث تسريع از دست رفتن استخوان در بانوان مي‌شود.

پوكي استخوان در بانواني كه عمل رحم‌ برداري در آنها صورت گرفته است چگونه است؟

بانواني كه رحم و تخمدان آنها برداشته شده است بيشتر در معرض خطر بروز پوكي استخوان هستند. اين افراد بايد به دقت به وسيله پزشك تحت نظر قرار گيرند و استروژن مصرف نمايند (لازم نيست كه اين افراد پروژسترون مصرف كنند.)

آيا مصرف بيش از حد كلسيم موجب ايجاد سنگ كليه مي‌شود؟

بله ، مصرف بيش از حد كلسيم مي‌تواند موجب آن شود، ولي مردم به ندرت كلسيم بيش از حد مصرف مي‌كنند.

دژنراسيون ماكولا (Macular degeneration)‏

دژنراسيون ماكولا (AMD or ARMD) شايعترين علت كوري در جهان است! در اين بيماري ماكولا يا لكه زرد تخريب مي شود. ماكولا قسمت حساس به نور شبكيه و مسئول ديد مستقيم و واضح است كه براي كارهاي دقيق مثل خواندن و رانندگي لازم است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   دژنراسيون ماكولا بر دو نوع است: خشك (Dry) و تَر (Wet). نوع خشك شايعتر بوده و حدود 90% بيماران به اين نوع مبتلا مي شوند. نوع تَر معمولا با كاهش ديد شديدتر و جدي تري همراه است.

دژنراسيون ماكولا در افراد بالاي 65 سال شايعتر بوده و زنان بيشتر به اين بيماري مبتلا مي شوند. اكثر موارد اين بيماري با افزايش سن بوجود مي آيند. اين بيماري مي تواند عارضه بعضي داروها نيز باشد. همچنين به نظر مي رسد ارث نيز در ابتلا به اين بيماري نقش داشته باشد.
dry macular degeneration_ دژنرسانس ماکولا (خشک)           wet macular degeneration- دژنرسانس ماکولا (wet)

Source: eyemdlink

علائم و نشانه ها

دژنراسيون ماكولا مي تواند سبب كاهش ديد تدريجي يا ناگهاني شود. اگر خطوط مستقيم را موجدار مي بينيد، ديدتان تار است، يا لكه هاي تيره در مركز ديد خود مي بينيد احتمال دارد كه دچار علائم اوليه دژنراسيون ماكولا شده باشيد. در بسياري موارد قبل از اينكه بيمار دچار علائم شود چشم پزشك علائم اوليه بيماري را در معاينه تشخيص مي دهد. اين كار معمولا از طريق تست ميدان بينايي صورت مي گيرد.
مشاهده لکه سیاه مرکزی در فرد مبتلا به دژنرسانس ماکولا

در دژنرسانس ماكولا ديد مركزي مختل شده و بيمار در مركز ديد خود لكه اي سياه مي بيند.

علت دژنراسيون ماكولا

علت دقيق اين بيماري هنوز شناخته نشده است. نوع خشك ممكن است بر اثر پير و نازك شدن بافت ماكولا، رسوب رنگدانه ها در ماكولا، و يا تركيبي از اين دو ايجاد شود. در نوع تَر عروق خوني جديد در زير شبكيه رشد كرده و خون و مايع از آنها نشت مي كند. اين نشت سبب مرگ سلول هاي شبكيه شده و باعث ايجاد نقاط كور در ديد مركزي مي شود.

عواملي كه شانس ابتلا به بيماري را افزايش مي دهد عبارتند از: سابقه خانوادگي، مصرف سيگار، فشار خون بالا، دوربيني و چاقي.

بسياري از پژوهشگران و چشم پزشكان معتقدند كه بعضي از مواد غذايي نظير روي، لوتئين، زيگزانتين (Xyxantine) و ويتامين هاي A، C و E به كاهش خطر ابتلا به بيماري كمك كرده و يا پيشرفت AMD خشك را كند مي كنند. چربي ها نيز ممكن است در اين ميان نقش داشته باشند. در مطالعه اي كه نتايج آن در شماره آگوست 2001 مجله چشم پزشكي Archive of Ophthalmologoy چاپ شده است نتيجه گيري شده است كه مصرف اسيد هاي چرب امگا-3 كه در ماهي به ميزان فراواني يافت مي شود اثر حفاظتي در مقابل دژنراسيون ماكولا دارد. از سوي ديگر، مصرف اسيدهاي چرب امگا-6 كه در روغن هاي نباتي يافت مي شوند خطر ابتلا را افزايش مي دهد.

بعضي از موارد دژنراسيون ماكولا عارضه اي از داروهاي سمي نظيركلروكين (دارويي ضد مالاريا) يا فنوتيازين ها (دسته اي از داروهاي روانپزشكي) هستند.

درمان دژنراسيون ماكولا

اين بيماري درمان قطعي ندارد ولي درمان هايي براي جلوگيري از پيشرفت بيمار و يا حتي بهبود ديد وجود دارد.

ويتامين ها و مواد معدني: تحقيقات نشان داده است كه ويتامين هاي آنتي اكسيدان نظير بتا-كاروتن (ويتامين A) و ويتامين هاي C و E ممكن است ماكولا را در برابر تخريب محافظت كنند. اخيرا در مطالعه اي بر روي 3600 بيمار نشان داده شده است كه مصرف ويتامين هاي C و E، بتا-كاروتن و روي، خطر پيشرفت بيماري را در بعضي بيماران تا 28% كاهش مي دهد. اين يافته ها سبب مي شوند تا پژوهشگران به بيماران در خطر ابتلا به AMD پيشرفته توصيه كنند آنتي اكسيدان و روي به مقادير زير مصرف كنند. مقادير توصيه شده به شرح زيرند:

500 ميلي گرم ويتامين C
400 واحد ويتامين E
15 ميلي گرم بتا-كاروتن
و 80 ميلي گرم اكسيد روي

بايد توجه داشت كه كسانيكه سيگار مي كشند نبايد از قرص هاي بتا-كاروتن استفاده كنند زيرا ريسك ابتلا به سرطان ريه در اين افراد و كسانيكه تازه سيگار را ترك كرده اند با مصرف بتا-كاروتن افزايش مي يابد.

درمان دارويي با ويزودين (Visudyne): ويزودين اولين دارويي است كه براي نوع تَر بكار مي رود. در اين روش درماني، دارو به دست بيمار تزريق شده و سپس با استفاده از يك ليزر غير حرارتي فعال مي شود. فعال شدن دارو سبب ايجاد واكنشي شيميايي مي شود كه عروق خوني غير طبيعي را از بين مي برد. از هر 6 بيمار درمان شده يك نفر ديد بهتري پيدا مي كند و اين دو برابر بيماراني است كه از اين دارو استفاده نمي كنند.

درمان با ليزر: فوتوكوآگولاسيون با ليزر (Laser Photocoagulation) با تخريب و عايق بندي عروق خوني جديد و جلوگيري از نشت خون و مايع باعث بهبود بيماران مبتلا به نوع تَر مي شود. در اين روش جاي ليزر مانند زخمي بر روي شبكيه باقي مي ماند و باعث بوجود آمدن نقاط كور در ديد بيمار مي شود. پژوهشگران مشغول بررسي راه هايي براي كاهش زخم ها و همچنين درمان نوع خشك بيماري با ليزر هستند.

فيلتراسيون خوني (Blood Filtration): در اين روش كه حدود 2 دهه پيش توسط ژاپني ها ابداع شد جريان متفاوت خون در غشاء سبب كاهش مقدار بعضي از پروتئين ها و اسيد هاي چرب كه مقدارشان زياد است و ممكن است مضر باشند مي شود. اين تكنيك در بيماريهاي مختلفي بكار گرفته شده است ولي نوع جديدي از آن بنام رئوفرزيس (Rheopheresis) براي درمان نوع خشك AMD تست شده است. رئوفرزيس هنوز توسط سازمان غذا و داروي آمريكا (FDA) تأييد نشده است ولي بصورت تجارتي در كانادا و اروپا در دسترس است.

تلسكوپ قابل جاگذاري (Implantable Telescope): اين وسيله تلسكوپي كوچك است كه تصوير را بزرگ كرده و بر روي شبكيه مي اندازد. بزرگ شدن تصوير سبب مي شود كه نسبت قسمت تخريب شده ماكولا به اندازه تصوير كم شود و در نتيجه لكه هايي كه در ديد مركزي ديده مي شوند كوچكتر شوند. تلسكوپ مينياتوري قابل جاگذاري (Implantable Miniature Telescope) در اواخر دهه 90 اختراع شد و در حال حاضر بر روي 200 بيمار آزمايش شده است.

وسايلي كه براي كاهش بينايي استفاده مي شوند: هر چند اخيراً پيشرفت هاي زيادي در درمان AMD صورت گرفته است ولي ديد از دست رفته قابل بازگشت نيست. براي بيماراني كه ديدشان را از دست داده اند وسايلي وجود دارد كه با استفاده از لنز هاي بزرگ كننده و نور زياد به بهبود بينايي كمك مي كنند. بعضي از اين وسايل تصوير را به قسمت هاي محيطي تر شبكيه و خارج از محدوده ماكولا منتقل مي كنند.

چاقی باسنی (گلابی شكل) و چاقی شكمی (سيبی شكل) می تواند عمر انسان را کوتاه کند

پژوهشگران علوم پزشکی تاکید می کنند که اهميت توزيع بافت چربي در بدن در پيش بيني ابتلا به ديابت و بيماري‌هاي قلبي عروقي اهميت بيشتري نسبت به ميزان چربي كل بدن دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   هرگاه انرژي دريافتي افراد بيش از انرژي مصرفي‌شان باشد، ضمن برهم خوردن تعادل قد و وزن، با انباشت توده‌هاي چربي در ناحيه باسن يا شكم، چاقي باسني ( گلابي شكل) يا چاقي شكمي ( سيبي شكل) و در مواردي هر دو چاقي بروز مي‌كند.

البته بافت چربي توزيع يكنواختي در بدن ندارد. مهمترين محل ذخيره شدن چربي در بدن در ناحيه زير پوست است.

در حالات چاقي و غير چاقي، تفاوت‌هاي ويژه‌اي در بافت چربي زيرپوستي زنان و مردان مشاهده مي‌شود.

زناني كه چاق نيستند از بافت چربي زير پوستي بيشتري در ناحيه سريني – راني برخوردارند، در حالي كه در مرداني كه چاق نيستند چربي زيرپوستي به شكلي يكدست در تمام بدن توزيع شده است.

در مردان چاق، چربي زير پوست شكم بيشتر جمع مي شود. به اين نوع چاقي، نوع مركزي، بالاتنه، مردانه و يا چاقي سيبي شكل گفته مي‌شود.

در زنان، چربي بيشتري در نواحي پايين شكم و لگن و ران‌ها جمع مي‌شود. به اين نوع چاقي، چاقي محيطي، زنانه يا گلابي شكل مي‌گويند.

ارتباط بين جنسيت و چاقي ناحيه‌اي يا موضعي قطعي نيست. شماري از مردان به چاقي محيطي گرفتار مي‌شوند.

بعد از ناحيه زير پوست، چربي در احشاء، پشت صفاق، دور كليه‌ها و در ناحيه چشمخانه جمع مي‌شود. ميزان سوخت و ساز اين چربي‌ها بيش از شكم و ناحيه سريني و ران‌هاست. اين ترتيب اهميتي خاص از نظر سوخت‌و‌سازي دارد.

علوم پزشکی ثابت کرده است که تنها چربي تجمع يافته در اعضاي داخلي بدن و احشاء مسير مستقيمي به كبد دارد و در فعاليت بدني هم چربي احشايي بيشتر از ساير قسمت‌ها به عنوان سوخت مصرف مي‌شود.

البته در وضعيت‌هاي خاص، اين ترتيب تغيير پيدا مي‌كند. به عنوان مثال، در زنان شيرده فعاليت سوخت و سازي چربي ناحيه سريني – راني بيشتر مي شود.

پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه سازو كار چربي سوزي چيست و به عبارتي چربي‌ها از چه راهي مي‌سوزند؟

پاسخ دادن به چنين پرسشي مي‌تواند بسياري از حقايق را براي ما روشن كند.

تحقيقات نشان داده است كه هورمون‌هاي چربي سوز (يعني كاتكولامين‌ها) در چربي احشايي فعال‌ترند و فعاليت آنها در بافت چربي زير پوستي شكم، فعال‌تر از نواحي ديگر زير پوستي است. مواد و هورمون‌هايي كه اثرات ضدچربي‌سوزي دارند (مثل انسولين، پروستاگلاندين‌ها و آدنوزين) اثر مهاري بيشتري بر فعاليت چربي‌سوزي در بافت زير جلدي نسبت به سلول هاي چربي احشايي دارند.

آیا چاقي موضعي خطرناک است ؟

چاقي شكمي زمينه‌ساز بيماري‌هايي همچون ديابت نوع 2، حملات قلبي و گرفتگي رگ‌هاست؛ زيرا به اين وسيله اسيدهاي چرب در معرض راديكال‌هاي آزاد كه از طريق غذا، هوا و نوشيدني وارد بدن شده‌اند، اكسيد شده و چربي‌هاي مضر (LDL ) را ايجاد مي‌كنند.

چاقي بالاتنه ارتباط بيشتري با عوارض چاقي همچون ديابت، فشار خون بالا، ناراحتي‌هاي عروقي و بالا رفتن چربي خون دارد در حالي كه چاقي محيطي عوارض كمتري دارد.

شاهد گفته بالا ظهور بيشتر ديابت، فشار خون بالا و ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي در كساني است كه نسبت دور كمر به لگن در آنها بيشتر از همتايانشان است.

همه می دانیم که اضافه وزن و چاقي از ريسك فاكتورهاي بيماري قلبي و سكته مغزي هستند اما تحقيقات جديد نشان مي دهد محل توزيع چربي اضافي بدن نيز فاكتور مهمي محسوب مي شود.

كساني كه چربي اضافي بدنشان در ناحيه شكمي قرار داشت در مقايسه با آنها كه پراكندگي چربي در بدنشان متناسب تر بود ، بيشتر در معرض مرگ ناشي از پاره شدن ناگهاني عروق مغز قرار داشتند.

بنابراين اندازه چربي شكمي در مقايسه با BMI (شاخص چربي بدن) ، بهتر احتمال سكته را پيش بيني مي كند.

تنها وجود چربي نيست كه بر اين خطر تاثير دارد بلكه توزيع آن در بدن نيز حائز اهميت است.

شايد دليل آن كه چربي شكمي يك تهديد جدي براي سلامتي محسوب مي شوداين است كه با سندرم متابوليك كه با افزايش فشار خون ، افزايش كلسترول بد خون (LDL) و حساسيت ناقص به هورمون انسولين ارتباط دارد.

همچنين افرادي كه چربي دور شكمي بيشتري دارند ، سطوح بالاتري از مواد التهابي در خونشان ديده مي شود.

التهاب دائم در عروق خوني به نظر مي رسد در بيماري هاي عروقي ، حمله قلبي و سكته مغزي دخالت داشته باشد…

همچنين مشخص شده است كه در مردان، چاقي شكم و در زنان نسبت چين‌هاي پوستي كتف به پشت بازو با ناراحتي هاي قلبي – عروقي و ميزان مرگ و مير كلي ارتباط نزديكي دارد.

پزشکان می گویند دو راه براي كاهش انبار چربي در بدن وجود دارد يا بايد ورود آن را مانع شد كه چاره آن تغذيه‌اي است و بايد كالري دريافتي فرد را كم كرد.

اما راه دوم آن است كه موتور سوخت و سازي بدن هرچه مي‌تواند بيشتر از چربي‌ها به عنوان سوخت استفاده كند.

چربي‌ها به عنوان سوخت در بدن نقش برجسته‌اي دارند و در شرايط مشخصي به‌عنوان سوخت اصلي بدن مي‌سوزند و در اين زمينه از قندها پيشي مي‌گيرند. مثلا در حال استراحت چربي‌ها سوخت اصلي بدن هستند. اما متاسفانه در اين حالت بدن سوخت كمي مصرف مي‌كند و از اين رو در اين حالت به طور كلي خيلي چربي نمي‌سوزد.

يك حالت ديگر هم براي سوختن چربي‌ها وجود دارد و آن شركت در فعاليت‌هاي بدني چربي‌سوز است.

ورزش‌هاي چربي‌سوز ورزش‌هاي سختي نيستند و در واقع بسيار هم ملايم هستند. پياده‌روي، دويدن آرام، كوه‌پيمايي، شنا كردن و دوچرخه‌سواري نمونه‌هاي اعلاي اين نوع فعاليت‌ها هستند.

در اين فعاليت‌ها بايد شدت ملايمي را انتخاب كرد به‌عنوان مثال، شدت در حين دويدن بايد طوري باشد كه فرد بتواند با دوست خود لااقل جمله‌اي را رد و بدل كند. در اين حالت موتور هوازي در بدن بيشتر از سوخت چربي استفاده مي‌كند.

نكته مهم اين است كه چربي سوخته شده از يك موضع انتخاب نمي‌شود و بايد انتظار داشت كه بعد از مدتي چاقي به‌طور عمومي كاهش يابد.

نتيجه تحقيقات نشان مي‌دهد كه امكان تقويت عضلات يك ناحيه وجود دارد اما نمي‌توان چربي آن را به طور انتخابي كاهش داد.

سرطان کلیه

سرطان کلیه یکی از ۱۰ بیماری خطرناکی است که بین سنین ۵۰ تا ۷۰ سالگی شایع تر است و از شایع ترین بیماریهای سرطانی است و ۲ تا ۴ ٪ بیماریهای بدخیم سرطان را شامل می شود و در قسمت اورولوژی یکی از ۳ بیماری مهم است. مردان بیشتر از زنان (۶۰٪) به آن مبتلا می شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   سرطان در کلیه یا سلول‌های کلیه را مبتلا می‌سازد و یا سلول‌های اوروتلیال درون لگن‌چه‌های کلیه را هدف قرار می‌دهد. بسته به نوع سرطان در کلیه٬ پیش‌آگهی و درمان متغیر خواهد بود.

 مصرف دخانیات همانند سیگار رل بزرگی در ایجاد آن دارد.اولین نشانه آن معمولن وجود خون در ادرار است که در این موقع پزشک با انجام سونوگرافی به وجود تومور پی می برد.

بعدن با پیدایش درد در پهلوها و احساس درد در شکم همراه می باشد. اغلب معالجه آن با برداشتن کامل کلیه است. راههای معالجه دیگری اغلب احتیاج نیست.

●  آشنایی با کلیه‌ ها و عملکردشان :

کلیه ها اندام های لوبیایی شکلی هستند که حدود ۱۲ سانتیمتر طول و شش سانتیمتر عرض دارند .کلیه‌ها یک جفت از اندام بدن انسان هستند که در دو سوي ستون فقرات و در قسمت پایین شکم قرار دارند.

بالای هر کلیه یک غده آدرنال (Adrenal Gland) چسبیده ‌است. توده‌ای از بافت چربی و یک لایه بیرونی از بافت فیبری (فاسیای ژروتا) (Gerotas Fascia)، کلیه‌ها و غده‌های آدرنال را در بر می‌گیرد.

کلیه‌ها بخشی از مجاری ادرار هستند. آنها با جداسازی مواد زائد و آب اضافی از خون، ادرار تولید می‌کنند. ادرار در فضایی خالی (لگنچه کلیه) در وسط هر کلیه جمع می‌شود، و سپس از طریق لوله‌ای به نام حالب (Ureter) به مثانه می‌ریزد، و از طریق لوله دیگری به نام پیشابراه (Urethra) از بدن دفع می‌شود.

کلیه‌ها همچنین ماده‌ای تولید می‌کنند که به کنترل فشار خون و تولید گلبول‌های قرمز خون کمک می‌کند.

کلیه ها وظایف مهمی را برعهده دارند که مهمترین آنها دفع آب و برخی مواد زاید از بدن از طریق تولید ادرار است. کلیه ها اندام های بسیار پرکاری هستند اما اگر یکی از این اندام ها را به طور کامل حذف کنیم، کلیه مقابل می تواند تمام وظایف آن را برعهده بگیرد و مشکلی برای فرد ایجاد نخواهد شد. این اندام های کوچک نیز مانند هر عضو دیگری در بدن ممکن است که به سرطان مبتلا شوند و انواع تومورهای خوش خیم و بدخیم کلیه را پیدا کنند.

●  علت سرطان کلیه:

سلول های سرطانی در همه انسانها وجود دارد که بخودی خود می میرند ویا اینکه تحت تأثیر سیستم ایمنی بدن، اثر مخرب خود را از دست می دهند.نقش مهم در مرگ خودبخود سلول های سرطانی را سلول مرگ از قبل طراحی شده ای ( آپوپتوزه ) انجام می دهد.

اینکه چرا بعضی از سلولهای سرطانی، با این وجود باقی مانده و تکثیر می یابند مشخص نیست. مطمئنن علت مشخصی سبب آن نمی شود ، بلکه فاکتورهای پیچیده ای
با همدیگر ادغام شده و منجر به سرطان می شوند.

. مصرف دخانیات (سیگار) در ایجادسرطان کلیه رل بزرگی دارد.(۲۵ تا ۳۰٪)
. اضافه وزن بخصوص در خانم ها
. اشتغال به کارهایی که در معرض تماس با پنبه نسوز و کادیوم هستند
. در بیماران دیالیزی، امکان ابتلا به سرطان کلیه، به علت ایجاد کیست های زیاد، ۳۰ برابر می باشد که در حدود ۶٪ این افراد به مرور زمان به سرطان کلیه مبتلا می شوند.
. پیوند کلیه در افراد ، احتمال سرطان کلیه را بالا می برد.
. عوامل ژنی بندرت اتفاق افتاده(۱٪) که اغلب زود و در هر ۲ کلیه ایجاد می شود.

●  پیشگیری:

سرطان کلیه معمولا در افراد بالاتر از 40 سال دیده می شود. ولی هیچ کس به درستی علت دقیق این بیماری را نمی داند.

پزشکان به ندرت می توانند توضیح دهند که چرا یک نفر سرطان کلیه می گیرد ولی فرد دیگری نه.

با این وجود این آشکار است که سرطان کلیه مادرزادی نیست و هیچ کس این بیماری را از دیگری وا نمی گیرد.

پزشکان توصیه می کنند که از مصرف دخانیات خودداری کنید. و رژیم غذایی مناسب و سالم داشته باشید.

●  عوامل خطر ساز :

   استفاده از توتون:

بر اساس تحقيقات انجام شده، افراد سيگاري در مقايسه با افراد غير سيگاري حدود دو برابر بيشتر در معرض ابتلابه سرطان كليه قرار دارند. به علاوه، مصرف طولاني مدت سيگار باعث افزايش عوامل خطرزا مي گردد.  اگر چه خطر سرطان كليه در افرادي كه سيگار را ترك مي كنند، كاهش مي يابد.

چاقي:

چاقي ممكن است خطر ابتلابه سرطان كليه را افزايش دهد. در چندين مطالعه نشان داده شده كه چاقي در ارتباط با عوامل افزايش خطر در زنان مي باشد. يك گزارش نيز نشان داده است كه افزايش بيش از حد وزن ممكن است عاملي خطرزا براي مردان باشد. هنوز دلايل اين ارتباطات احتمالي مشخص نيست.

موقعيت شغلي:

پاره اي از مطالعات بر اساس موقعيت شغلي، مورد آزمايش قرار گرفتند تا مشاهده شود آيا پيشرفت سرطان كليه در كارگران وجود دارد يا خير؟ به عنوان مثال، مطالعات نشان مي دهند كه كارگران كوره و افرادي كه با دستگاههاي فولادي سروكار دارند بالاترين ميزان ميانگين سرطان كليه را دارا هستند. به علاوه شواهدي مبني بر ابتلابه ناراحتي ريوي در محل كار كه مربوط به سرطان شش و صفاق (همان پرده اي كه اعضاي دروني بدن را احاطه مي كند) مي باشد، وجود دارد كه خطر برخي از سرطانهاي كليه را افزايش مي دهند.

پرتو:

زناني كه به علت اختلالات رحمي تحت درمان از طريق پرتودرماني هستند، ممكن است خطر پيشرفت سرطان كليه در آنها مقداري افزايش يابد. اين مسئله مي تواند احتمال تاثير پرتوهاي راديواكتيو را در بروز سرطان كليه مطرح نمايد.

مصرف فناستين:

برخي از افراد بعد از استفاده طولاني مدت و زياد اين دارو مبتلابه سرطان كليه مي شوند. اين داروي مسكن در ايالات متحده مدت زيادي نيست كه به فروش مي رسد.

دياليز:

بيماراني كه تحت درمان نارسايي مزمن كليوي هستند و مدت زيادي از دياليز استفاده مي كنند در معرض خطر افزايش كيستها و سرطان كليه هستند. مطالعات بيشتر راجع به تاثيرات طولاني مدت دياليز روي بيماران مبتلابه نارسايي كليوي مورد نياز است.

بيماري Hoppel  Von -Lindau  یا ( VHL  ) :

محققان دريافتند افرادي كه مبتلابه اين اختلال ارثي هستند بيشتر در معرض خطر پيشرفت سلولهاي سرطاني كليه هستند. همچنين دانشمندان اميدوارند كه كشف و جداسازي ژن مسبب اين بيماري منجر به بهبود روش هاي تشخيص، درمان و پيشگيري از برخي سرطانهاي كليه شود.

افرادي كه فكر مي كنند ممكن است در معرض ابتلابه سرطان كليه باشند بايد در ارتباط با نگراني خود با پزشك مشورت كنند تا وي راهنمايي هاي لازم را به آنان نموده و برنامه مناسبي را براي معاينات و پيگيري آنان در نظر بگيرد.

●  علائم:

شایع ترین علامت بالینی که ۶۰ درصد بیماران با آن مراجعه می کنند، وجود خون در ادرار است که یا خود بیمار آن را به طور واضح و آشکار در ادرار می بیند و یا اینکه این خون تنها با میکروسکوپ و به وسیله آزمایشگاه قابل شناسایی است. از نشانه های دیگری که می تواند همراه با سرطان کلیه باشد، درد شکم و وجود توده شکمی است که گاهی در لمس آنقدر بزرگ است که کل حفره شکم را پر می کند.

اگر بیماری خیلی دیر کشف شود و فرد نسبت به علایم خود بی توجهی کند، ممکن است زمانی به پزشک مراجعه کند که دیگر خیلی دیر شده و تومور سرطانی به اعضای دیگر بدن وی تهاجم کرده باشد و فرد با این علایم نظیر سرفه و تنگی نفس (تهاجم به ریه)، سردرد (صرع و تهاجم به مغز) یا دردهای استخوانی (تهاجم به استخوان ها) به مطب بیاید این است که در واقع وجود این علایم نشانه بیماری پیشرفته و غیرقابل علاج خواهد بود.

بطور کل علائم را می توان به شکل زیر عنوان کرد :

. درد پهلوها یا یک پهلو
. خون در ادرار
. احساس فشار در شکم
. فشار خون بالا
. تب
. خستگی سردرد
. لاغر شدن
. پائین آمدن توانايی بدن
البته هر کدام از این علائم می تواند نشانه بیماری های دیگری باشند.

●  راههای شناخت آن:

. سونوگرافی
با سونوگرافی کیست و تومور تشخیص داده می شود.
.  سی تی اسکن که همراه با داروی بیهوشی بوده و نوع بدخیم یا خوش بینمعلوم می شود.
. تستهای آزمایشگاهی( آزمایش ادرار و خون)
وقتی معلوم شد که تومور است، مرحله بعدی تشخیص اینکه به استخوان زده یا نه؟
سپس عملکرد کلیه ها بررسی می شود. با انجام آنژیوگرافی، مویرگهای خونی بررسی می شود.سونوگرافی از شکم نشان می دهد که آیا به کبد نیز گسترش یافته؟
عکس برداری از سینه ها نشان می دهدکه آیا ریه ها نیز درگیر شده اند؟ بندرت سی تی اسکن از مغز لازم است.

تنها با نمونه برداری بعد از عمل و آزمایشات پاتولوژی عمق تومور آشکار می شود
که آیا بافت لنفاوی و یا سایر اعضای بدن درگیر شده یا نه؟

●   معاينات و آزمايش ها:

در اولين قسمت هر معاينه گرفتن يك شرح حال دقيق از بيمار اهميت دارد. پس از گرفتن شرح حال معاينه با اين بيمار نكاتي را براي پزشك مشخص مي كند. براي مشخص كردن مشكلات كليوي ممكن است انجام آزمايشات ضروري باشد.

الف: آزمايش هاي خون: كه مي تواند تا حدي وجود عفونت در بدن يا صحت يا اشكال عملكرد كليه ها و هم چنين غلظت موادي را كه مي توانند موجب ايجاد سنگ كليوي شوند را مشخص نمايند.

ب: آزمايش ادرار: كه مي تواند وجود عفونت كليوي يا وجود خون در كليه(مثلا در جريان سرطان كليه يا عفونت كليه يا سنگ كليه) را نشان دهد.
هم چنين با اين آزمايش مي توان ميزان اسيدي بودن ادرار و غلظت مواد سنگ ساز در ادرار را مشخص كرد.

براي تشخيص دقيق تر عفونت هاي ادرار نياز به كشت ادراري مي باشد كه ممكن است چند روز زمان ببرد.

ج: راديو گرافي: كه شامل عكس ساده(KUB) و عكس رنگي از كليه ها مي باشد. عكس رنگي كليه هاIVP)) مخصوصا در تصميم گيري براي درمان سنگ هاي كليوي و وجود خون در ادرار سودمند است. به ندرت تزريق ماده حاجب براي گرفتن عكس رنگي كليه ممكن است با واكنش هاي ناخواسته در بيمار همراه شود. آگاهي كامل ارولوژيست و راديولوژيست از اين واكنش هاي ناخواسته و آمادگي آن ها مي تواند از ايجاد مشكل در نزد بيماران جلوگيري نمايد.

د-  سونوگرافي: يك وسيله سودمند و بدون ضرر براي ارزيابي شكل كليه ها و بيماري هاي كليوي مي باشد. گر چه استفاده از اين وسيله با محدوديت هاي تشخيصي همراه است ولي در بسياري از موارد مي تواند كمك كننده باشد.

ه: سي تي اسكن: وسيله تشخيص جديدتري است كه جهت بررسي شكل و عملكرد كليه مي توان از آن بطور ساده يا با تزريق ماده حاجب استفاده كرد. اين وسيله تشخيص بخصوص در مورد تشخيص توده هاي كليوي و سرطان هاي كليوي كاربرد دارد.

و: ساير روش هاي تشخيص: شامل اسكن هاي راديونوكلوئيك(براي مشخص كردن عملكرد دقيق هر كليه؛ وجود عفونت ها يا آبسه هاي كليوي، اثبات انسداد راه خروج ادرار از كليه و…) راديوگرافي رنگي كليه ها با استفاده از تزريق ماده حاجب در سوندي كه در حالب قرار داده شده است و آندوسكوپي كليه مي باشد. هر يك از اين روش ها در موارد خاصي كاربرد دارند.

●  شانس بهبودی:

متفاوت بوده و هرچه زودتر شناخته شود شانس بهبودی بالاتر است. (تا ۹۵٪)

عمل:

در چگونگی عمل و نحوه آن، وضعیت بیمار، سن او ، اینکه تومور در یک کلیه است یا هر دو کلیه واگر در یک کلیه است عملکردکلیه دیگرچگونه است ، نقش مهمی دارد.

معمولن کلیه درگیر با تومور را بطور کلی درآورده و ماهیچه های نزدیک و بافت لنفاوی مجاور آن را نیز . اگر هر دو کلیه دچار تومور هستند و یا فرد دارای یک کلیه
است و دچار تومور شده، پزشکان سعی می کنند تومور و قسمت هایی از کلیه را درآورند بگونه ای که عملکرد کلیه باقی بماند.

عمل با بیهوشی کامل انجام می گیرد. ریسک عمل ۲ تا ۳٪ است.

●  پس از عمل:

در روزهای اول بعد عمل ، اغلب چای نوشیده می شود و وقتی روده ها دوباره عملکرد خود را بدست آورند ، (۳ تا ۴ روز بعد عمل) غذاهای راحت و سبک به بیمار داده می شود.

شیمی درمانی معمولن در این بیماری موثر نیست ولی در موارد وخیم آن به همراه ایمن تراپی انجام می شود.در نوع شدید آن که به استخوان زده، کاهش کلسم در استخوان و افزایش آن در خون دیده می شود همراه با تشنگی زیاد، تهوع،‌ استفراغ، لرزش ماهیچه ها ، یبوست و فراموشی. می تواند با کوما و اختلال در ضربان قلب همراه شود.اغلب به بیمار توصیه می شود که

نوشیدنی زیادی بنوشدو نمکهای متعددی بخورد. در کنار راههای متعددی که برای درمان سرطان وجود دارد، تغذیه نقش بسیار مهمی دارد.

روزه ویا کم خوری بسیار خطرناک است و سیستم ایمنی بدن را ضعیف می کند. با ترک سیگار ، امکان برگشت مجدد بیماری کم می شود. به بیمار توصیه می شود خود را منزوی نکند.

تا ۳ سال بعد عمل ، توصیه می شود هر ۳ ماه یکبار، تمامی آزمایشات لازم را انجام دهدتا خدای نکرده از برگشت سرطان ، آگاه شود.از سال سوم هر ۶ ما یک بار و پس از چند سال ، سالی یک بار کافی است.

در حدود ۳۰ تا ۴۰ ٪ افرادسرطان کلیه مجددن آشکار می شود. در ۶۰ تا ۷۰ ٪ آنها در ۲ سال اول بروز کرده و در افرادی هم پس از ۱۵ سال بروز می کند.

بطور کلی شانس بهبودی کامل یا ۱۰۰٪ زیاد بالا نیست.

● علت سرطان کلیه :

علت این سرطان ناشناخته مانده است ولی برخی از عوامل محیطی را در ایجاد آن دخیل می دانند. یکی از مهمترین این عوامل که ارتباط کاملا اثبات شده ای با سرطان کلیه دارد، استعمال، دخانیات است که خطر این سرطان را حدودا دو برابر می کند.

جالب است بدانید که این افزایش خطر هیچ ربطی به تعداد نخ های سیگار یا قلیان که فرد در طول شبانه روز می کشد، ندارد و صرف کشیدن سیگار یا قلیان با هر تعدادی این خطر را دو چندان خواهد کرد.

از جمله عوامل خطر دیگر، چاقی، تماس با پنبه نسوز یا آزبست (که در ساخت ایرانیت های سیمانی به کار می رود)، حلال های آلی (در صنعت رنگسازی، نقاشی، رنگرزی که فرد با این حلال ها تماس دارد) و فلزاتی مانند کادمیوم است.

گفته می شود، کسانی که به دلیل نارسایی کلیه دیالیزهای خونی طولانی مدت می شوند و کلیه های آنها کیست های ریز و متعدد دارد، در حدود ۳۰ برابر بیشتر از جمعیت عادی در معرض خطر سرطان کلیه قرار دارند که البته این خطر در کلیه های نارسایی که دیالیز نمی شوند و حتی پس از پیوند موفقیت آمیز کلیه نیز دیده شده است.

مروری بر آنوريسم‌هاى داخل جمجمه‌

آنوریسم‌ (Aneurysm)‏ عبارت است از بزرگ شدن یا بیرون‌زدگی دیواره یک سرخرگ در اثر ضعف دیواره سرخرگ‌. آنوریسم معمولاً در آئورت (سرخرگ بزرگی که از قلب منشاء گرفته و در سینه و شکم به سمت پایین حرکت می‌کند) یا سرخرگ‌هایی که مغز، پاها، یا دیواره قلب را تغذیه می‌کنند، ایجاد می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  آنوريسم يك بيرون زدگي بصورت حباب در جدار شريان هاي مغزي است در حقيقت آنوريسم عروق مغزي ناشي از يك ضعف در جدار شريان هاي مغزي است كه بتدريج به علت بالا بودن فشار در داخل عروق سبب برجستگي و ايجاد حباب مي شود و چون جدار آن ها ضعيف تر از جدار طبيعي شريانها است ممكن است پاره شود و سبب خونريزي  مغزي شود خونريزي مي تواند در فضاي ساب ارداكنوييد اتفاق افتد كه خون همراه با CSF ( مايع مغزي نخاعي) است و يا در داخل خود نسج مغز ايجاد شود كه خونريزي داخل مغزي (اينتراسربرال هماتوما ) گويند.

اصول تشخيصى

– وجود شواهدى به‌نفع خونريزى داخل جمجمه‌اي: شروع ناگهانى سردرد، سفتى گردن، اختلال هوشياري، تشنج، اختلالات قلبى ريوى و …
– وجود شواهدى به‌نفع گسترش تودهٔ داخل جمجمه‌اي: بروز نقايص پيشرونده در اعصاب مغزي، راه‌هاى طولاني، نيمکره‌هاى مخچه يا ساقهٔ مغز.
– نمايش‌دادن ساک آنوريسمى توسط آنژيوگرافي، CTاسکن يا MRI.

نکات کلى

تعريف آنورسم عبارت است از اتساع عروق خونى ثانويه به‌وجود اختلال در جدار رگ.
آنوريسم‌هاى ساکولار (کيسه‌اى شکل) شايع‌ترين محل آنها عروق حلقهٔ ويليس يا شريان بازيلار است و از نظر اندازه از چند ميلى‌متر تا ۵ سانتى‌متر متغير هستند. حالت کروى با سطح صاف يا گاهى نامنظم دارند و به‌نظر مى‌رسد که از وضعيت دژنراتيو اکتسابى به‌وجود آمده‌اند.

در اثر اختلالاتى که موجب کاهش قدرت بافت همبندى مى‌شود، تشديد مى‌شوند. آنوريسم‌هاى داخل جمجمه‌اى در اتوپسى ۵% افراد به‌طور اتفاقى يافت مى‌شوند. آنها ممکن است از لحاظ بالينى با پاره‌شدن و خونريزى داخل جمجمه‌اى متعاقب آن و يا با اثرات فشارى برروى عناصر مجاور خود مشخص شوند.
تقريباً حدود ۶۰% موارد کل پارگى‌هاى آنوريسمى در خانم‌ها مى‌باشد.

البته در سنين زير ۴۰ سال انسيدانس پارگى در مردان کمى بيشتر است. اغلب آنوريسم‌ها در بيماران ۴۰ تا ۶۰ ساله يافت مى‌شوند و در کودکان نادر هستند. در بيماران مبتلا به کليهٔ پلى‌کيستيک ميزان شيوع آنوريسم ساکولار تاحدودى بالا مى‌رود.
منشاء آنوريسم‌هاى ساکولار معمولاً در مناطق دوشاخه‌شدن يا در انحناء مسير شريان‌ها است و معمولاً جهت آنها به‌سمت جريان خون است. آنوريسم‌هاى ساکولار که منجر به خونريزى مى‌شوند به‌ترتيب محل شيوع عبارتند از:

۱. محل تقاطع شريان مغزى قدامى (ACA) و شريان ارتباطى قدامي.
۲. محل تقاطع شريان کاروتيد داخلى با شريان ارتباطى خلفي.
۳. شريان مغزى مياني.
۴. سيستم شريانى ورتبروبازيلر.
۵. محل دوشاخه‌شدن شريان کاروتيد داخلي.
۶. قسمت ديستال شريان مغزى قدامي.

۱۴ تا ۳۴ درصد بيماران داراى آنوريسم‌هاى متعدد هستند و آنوريسم‌هاى متعدد در خانم‌ها ۵ برابر شايع‌تر از آقايان است و مى‌توانند همراه با فشارخون بالا، بميارى کليهٔ پلى‌کيستيک، کوارکتاسيون آئورت، سندرم اهلرزدانلوس، مالفورماسيون‌هاى شريانى – وريدي، سودوزانتوما الاستيکوم، بيمارى مويامويا يا تروما به‌سر، ديده مى‌شوند. آنوريسم‌هاى بزرگتر از ۵/۲ سانتى‌متر به‌عنوان آنوريسم ژآنت مشهور هستند که حدود ۵% موارد آنورسم‌ها را شامل مى‌شوند.

آنوريسم‌هاى داخل جمجمه‌اى در يک‌سوم بيماران در طى استراحت پاره مى‌شوند و در يک‌سوم ديگر در طى فعاليت روزمرهٔ زندگى و در يک‌سوم باقى‌مانده در طى فعاليت‌هائى که سبب افزايش فشارخون مى‌شوند پارگى رخ مى‌دهد. افزايش فشار خون و سيگار مى‌تواند افراد را مستعد خونريزى ساب‌آراکنوئيد نمايد.

خونريزى ساب‌آراکنوئيد نتيجهٔ معمول پارگى آنوريسم ناشى از تروما مى‌باشد. در درصد کمى از بيماران هماتوم داخل پارانشيمى مغزى ممکن است بروز کند و يا اينکه خونريزى ساب‌آراکنوئيد ممکن است با سيستم بطنى مغز، ارتباط پيدا کند که اين مسئله به‌خصوص در مورد خونريزى ساب‌آراکنوئيد ناشى از آنوريسم‌هاى شريان ارتباطى قدامى صادق است.

پيش‌آگهى

اگر آنوريسم تحت عمل جراحى قرار نگيرد، شانس خونريزى مجدد از آن حدود ۵۰% در فاصله زمانى ۶ ماه بعد از پارگى اوليه است و در هر سال بعد از اين زمان هم ۳% شانس خونريزى مجدد دارند. از طرف ديگر هر آنوريسم پاره نشده در هر سال حدود ۱ تا ۳ درصد شانس پارگى دارد.

علائم بالينى

علائم و نشانه‌ها

قبل از پارگى حدود ۴۸% بيماران مى‌توانند علائم هشداردهنده‌اى داشته باشند که اين علائم ممکن است شامل سردردهاى غيرمعمول يا نقايص عصبى موقتى باشد.

خونريزى‌هاى متوسط سبب ايجاد تابلوى کلاسيک بيمارى مى‌شوند که عبارت است از سردرد شديد به‌همراه مننژيسموس، فوتوفوبي، تهوع، استفراغ و افتادن ناگهانى مريض. موارد شديدتر مى‌توانند موجب ايجاد نقايص عصبي، اختلال هوشياري، کُما يا مرگ شوند.

بيمارانى که دچار يک آنوريسم داخل جمجمه‌اى هستند ممکن است هم‌چنين دچار علائم حجمى تودهٔ داخل مغزى شوند. آنوريسم‌ها هم‌چنين قادر هستند اعصاب مغزي، هسته‌هاى عصبى و يا راه‌هاى عصبى مجاور خود را تحت فشار قرار دهند و ايجاد علائم فوکال عصبى نمايند.

يکى از سندرم‌هاى کاملاً شرح داده شده عبارت است از اختلال ناگهانى و يکطرفه در مردمک که به‌علت فشار بر روى عصب سوم مغز توسط آنوريسمى که از شريان ارتباطى خلفى منشاء مى‌گيرد، مى‌باشد. آنوريسم‌هاى ژآنت اغلب علائم مربوط به يک تودهٔ در حال بزرگ‌شدن مغزى را تظاهر مى‌دهند و ممکن است سبب از دست‌رفتن بينائي، ايسکمى فوکال مغزى يا نقائص عصبى ديگر شوند.

مطالعات تصويربردارى

CTاسکن روش مطمئن و قابل اطمينانى براى تائيد خونريزى ساب‌آراکنوئيد مى‌باشد. زمانى‌که مواد حاجب به‌کار برده مى‌شوند، خود آنوريسم‌ها را هم گاهى اوقات مى‌توان مشاهده کرد. عوارض آنوريسم پاره‌شده مثل هيدروسفالي، انفارکتوس مغزى يا خونريزى مجدد نيز توسط CTاسکن تشخيص داده مى‌شوند. آنژيوگرافى روش تشخيصى ضرورى براى تمام موارد خونريز‌ى‌هاى ساب‌آراکنوئيد است و تنها در صورت وجود کنتراانديکاسيون ان را انجام نمى‌دهيم.

آنژيوگرافى بايد در نزديک‌ترين زمانى که شرايط فرد اجازه مى‌دهد، انجام شود و آنژيوگرافى اورژانس به دو دليل لازم نمى‌باشد: اول اينکه اگر آنژيوگرافى در عرض ۸ ساعت اول از شروع پارگى انجام شود ممکن است خطر خونريزى مجدد را افزايش دهد و دوم اينکه آنوريسم‌ها ممکن است خيلى کوچک بوده و تنها در صورتى‌که آنژيوگرام داراى بهترين کيفيت باشد، ديده شوند.
MRI ممکن است آنوريسم را به‌شکل علامتى توخالى نمايش دهد ولى خونريزى ساب‌آراکنوئيد حاد را با حساسيت کمترى نسبت به CT نشان مى‌دهد.

LP

از آنجائى که برخى از بيماران مبتلا به خونريزى ساب‌آراکنوئيد در اثر پيداشدن فتق يا خونريزى مجدد متعاقب LP وضعيت آنها رو به‌وخامت خواهد رفت، بنابراين CTاسکن و آنژيوگرافى روش‌هاى انتخابى تشخيصى SAH هستند.

درمان

درمان‌هاى طبى

درمان‌هاى غيرجراحى به‌منظور جلوگيرى از خونريزى مجدد و وازواسپاسم انجام مى‌شود. خطر خونريزى مجدد در چند روز اول بعد از پارگى اوليه بالاتر است. شانس خونريزى مجدد در طى روز اول بعد از پارگى ۴% است و در طى دوهفتهٔ اول اين رقم به ۲۰% مى‌رسد.

ميزان مرگ‌ومير ناشى از خونريزى مجدد حدود ۴۰% مى‌باشد. وجود پارگى اوليهٔ آنوريسم تاحدودى وابسته به هيپرتانسيون مزمن است و ارتباط خونريزى مجدد با افزايش فشارخون، قطعى است. فشارخون را بايد در حد سطوح طبيعي، توسط ايجاد حالت تسکين در بيمار، استراحت و کاربرد منطقى داروهاى ضدفشارخون نگه داشته شود. داروهاى ضدتشنج براى جلوگيرى از تشنج‌هاى ناشى از افزايش فشارخون به‌کار برده مى‌شوند.

وازواسپاسم عبارت است از تنگ‌شدن بى‌وقفهٔ عروق مغزى که در ۲۰ تا ۳۰درصد موارد متعاقب خونريزى ساب‌آراکنوئيد مشاهده مى‌شود و مى‌تواند منجر به ايسکمى مغزى يا انفارکت واضح مغزى شود. انسيدانس وازواسپاسم بستگى به ميزان خونى دارد که در CTاسکن در فضاى ساب‌آراکنوئيد مشاهده مى‌شود و اين عارضه اغلب در فاصله زمانى ۳ تا ۱۰ روز بعد از پارگى اوليه رخ مى‌دهد.

در طى مدت فوق اگر دست‌کارى جراحى بر روى بيمار انجام شود، شانس‌ وازواسپاسم بالاتر خواهد رفت. شيوع صدمهٔ ايسکميک ناشى از وازواسپاسم با مصرف‌کردن فيبرينوليتيک‌ها افزايش مى‌يابد و داروهاى آنتى‌فيبرينوليتيک را تنها در مراحل اوليهٔ بعد از خونريزى مى‌توان به‌کار برد تا زمانى‌که جراحى بر روى بيمار بتواند انجام شود.

درمان رايج براى پيشگيرى و کنترل وازواسپاسم عبارت است از اينکه حجم خون در گردش را در حد بالائى نگه داريم که براى اين منظور مى‌توان از محلول‌هاى کولوئيد و کريستالوئيد استفاده کرد تا ميزان فشارخون وريد مرکزى را به‌حد ۱۴-۷ سانتى‌متر آب برسانيم و هم‌چنين بايد از افت فشارخون و هيپوکسى به‌طور جدى جلوگيرى به‌عمل آورد و در بيماران علامت‌دار مبتلا به وازواسپاسم، مى‌توان اقدام به بالابردن فشار يا اتساع مغزى نمود که براى اين منظور مى‌توان از آمينوفيلين و ايزوپروترنول استفاده نمود. اخيراً داروهاى مسدودکنندهٔ کانال کلسيم (CCB) براى کاهش ايسکمى مغزى ناشى از وازواسپاسم مفيد، تشخيص داده شده‌اند.

درمان‌هاى جراحى

جراحى به‌منظور پيشگيرى دائمى از پارگى يا گسترش آنوريسم انجام مى‌شود.

رايج‌ترين روشى که امروز انجام مى‌شود اين است که جراحى زودرس در مورد بيمارانى که وضعيت عصبى خوبى دارند انجام شود ولى در مورد بيمارانى که نقائص عصبى شديد دارند، جراحى را تا زمان بهبود و کم‌شدن خطر وازواسپاسم به‌ تأخير انداخت.

اشنایی با تومورهاى مغزی غيرگليومى

تومورهای مغزی به دو نوع خوش خیم و بدخیم تقسیم می‌شوند که این به تنهایی در تعیین پیش آگهی و آینده بیماری کافی نیست و محل تومور هم حائز اهمیت است. چون حتی یک تومور خوش خیم، اگر در محلی حیاتی قرار گرفته باشد، می‌تواند از نظر سیر بالینی بدخیم در نظر گرفته شود و به مرگ زودرس بیمار منجر شود.

مننژيوم

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اين تومورها رشد آهسته‌اى داشته و کروى شکل هستند. مى‌توانند سبب تهاجم به استخوان شوند و خونگيرى آنها به‌طور عمده از سيستم کاروتيد خارجى است (شريان مننژيال ميانى و …) هنگامى که اندازهٔ تومور کوچک باشد، خارج‌کردن کامل آن منجر به بهبودى در بيش از ۹۰ درصد موارد خواهد شد.

مننژیوما از سلولهای اپیتلیوئیدآراکنوئید در مننژ منشاء می‌گیرد. شایعترین محل آن در امتداد لینوس ساژیتال و رویتحدب سربرال Cerebralconvexityاست. اغلب هایپراستئوز ایجاد می‌کنند. تهاجم به استخوان بیانگر مننژیومای بدخیمنیست. به ندرت و پس از رزکسیون‌های متعدد ممکن است متاستاز به ریه رخ دهد، گرچهرشد متاستاز نیز کند است. مننژیوما در خانمها شایعتر است و ممکن است حین حاملگی یاهورمون‌تراپی سایز آن افزایش یابد. این یافته‌ها و ارتباط مننژیوما با کانسرپستان، نقش بالقوه‌ی هورمونهای استروئیدی و رسپتورهای استروئیدی را در رشدمننژیوما بیان می‌کند. مننژیوما رسپتورهای پروژسترونی، آندروژنی و استروژنی (a ,b) دارد.

عملکرد این رسپتورهای پروتئینی خیلیواضح نیست، ولی ممکن است اهمیت پروگنوستیک داشته باشند. مثلاً گیرنده‌هایپروژسترونی در مننژیومای خوش خیم ظاهر می‌گردند که کمتر احتمال عود وجود دارد. ازلحاظ تمایز سلولی مننژیوم به سه دسته تقسیم می‌شود:

مننژیوم خوش‌خیم (گرید WHO I)، مننژیوم آتیپیک (گرید WHO II) و مننژیوم بدخیم (گرید WHO III که شامل آناپلاستیک و سارکوماتوز است) و 70تا 85% موارد را نوع خوش خیم، 15 تا 25% موارد را نوع آتیپیک و 1 تا 3 درصد مواردرا نوع بدخیم تشکیل می‌دهد. بقای عاری از عود طی 10 سال در نوع خوش‌خیم حدود 80درصد و در نوع آتیپیک حدود 35% و در نوع بدخیم صفر درصد است.

تومورهاى غلاف عصبى

اين تومورهاى خوش‌خيم از سلول‌هاى شوآن منشاء مى‌گيرند و تمايل به درگيرى اعصاب حسى به‌خصوص عصب هشتم را دارند (نوروم آکوستيک) و گاهى نيز عصب پنجم را درگير مى‌کنند.

شوانوم‌هاى دوطرفهٔ عصب هشتم براى نوروفيبروماتوز تيپ ۲ جنبه تشخيصى دارند. البته بايد توجه داشت که اکثريت قريب به اتفاق بيماران داراى شوانوم‌هاى آکوستيک، فاقد علائم هستند.

شايع‌ترين تومورهاى اعصاب محيطى است که به‌نام‌هاى متنوع فيبروبلاستوم اطراف عصبي، نوريلموما يا شوانوم مشهور است.

اين تومورها قادر هستند قسمت اعظم عصب درگير را به يک سمت جابه‌جا کنند و اغلب مى‌توان آنها را به‌طور کامل يا تقريباً کامل خارج ساخت.

در بيماران مبتلا به نوروفيبروماتوز که در سن بلوغ هستند تومورهاى اعصاب محيطى ممکن است بدخيم شوند و به‌ نواحى ديگر بدون متاستاز داده يا به بافت‌هاى اطراف تهاجم موضعى پيدا کنند.

شوانوم واقعى که از سلول‌هاى شوان تشکيل شده است و تومور نادرى مى‌باشد، پتانسيل بالائى براى بدخيم‌شدن دارد که اين مسئله به‌خصوص در افراد مبتلا به نوروفيبروماتوز صادق است. نوروفيبروم، مربوط به فعاليت نئوپلاستيک منتشر در غلاف عصب است.

رشد اين تومورها اغلب در زمان بلوغ تسريع مى‌شود.

کرانيوفارنژيوم

اين تومور از بقاياء کيسه راتکه منشاء مى‌گيرد. اين تومور معمولاً در ۲۵-۱۰ سالگى تظاهر مى‌کند. معمولاً تومورى است سوپراسلار و پاپيل ادما در ان از تومورهاى هيپوفيز شايعتر است. از مشخصات آن به‌خصوص در بچه‌ها، کلسيفيکاسيون است. پايه درمان جراحى است.

اين تومورها از زين ترکى گسترش خود را آغاز کرده و مى‌توانند باعث درگيرى اعصاب اپتيک، هيپوتالاموس و بطن سوم شوند که نتيجه مى‌تواند از دست‌دادن بينائي، اختلالات اندوکرين و انسداد جريان CSF باشد.

کرانيوفارنژيوم‌هائى که در دوران کودکى تظاهر پيدا مى‌کنند اغلب در گرافى ساده، کلسيفيکاسيون از خود نشان مى‌دهند.

تومورهاى مادرزادى

تومورهاى اپيدرموئيد

تومورهاى اين دسته در جمجمه اغلب خارج از خط وسط به‌وجود مى‌‌آيند.

تومورهاى درموئيد داخل جمجمه‌اى

اين گروه تومورهاى نادرى هستند که تمايل دارند در خط وسط به‌خصوص در حفرهٔ خلفى بروز کنند.

تراتوم

تراتوم‌ها هم تومورهاى نادرى هستند که از هر سه لايهٔ زاينده منشاء گرفته‌اند، اين تومورها تمايل به بروز در خط وسط دارند و شايع‌ترين محل بروز آنها ناحيهٔ پينه‌آل يا بطن سوم است.

کوردوم

على‌رغم اينکه رشد آهسته‌اى دارند و از لحاظ بافت‌شناسى خوش‌خيم هستند ولى به‌طور موضعى مهاجم هستند و خارج‌کردن اين تومورها با روش جراحي، مشکل است، رادياسيون LET با نور اشعه بالا سبب مى‌شود که عود کاهش يابد.

تومورهاى ناحيه پينه‌آل

شايع‌ترين تومورهاى ناحيهٔ پينه‌آل از سلول‌هاى ابتدائى زاينده (germ cell) منشاء گرفته و از لحاظ مورفولوژيک، شبيه سمينوم بيضه و ديس‌ژرمينوم تخمدان هستند. اغلب ژرمينوم‌ها در دههٔ دوم و سوم زندگى علامتدار مى‌شوند و در مردها شايع‌تر از خانم‌ها هستند. ژرمينوم‌هاى مشابهى از ناحيه سوپراسلار (هيپوتالاميک) منشاء مى‌گيرند که به‌طور اشتباه پينالوم‌هاى اکتوپيک ناميده شده‌اند. ژرمينوم‌ها به اشعه حساسيت فوق‌العاده بالائى دارند و توانائى انتشار از راه CSF را دارند.

تومورهاى متاستاتيک

سرطان ريه در مردها و سرطان پستان در خانم‌ها مسئول ۶۱درصد موارد متاستاز مغزى هستند.

اغلب تومورهاى متاستاتيک مغزى در سوپراتنتوريال واقع هستند و به‌خصوص در مسير شريان مغزى ميانى (MCA) قرار دارند. فقط در حدود ۳۰درصد موارد منفرد و قابل جراحى هستند. ادم مغزى شديد در اطراف کانون‌هاى متاستاتيک ناشايع نمى‌باشد. تومورهاى متاستاتيک ممکن است به پرده‌هاى مننژ تهاجم پيدا کرده و مننژيت کارسينوماتو ايجاد کنند.

مننژيوم مغزی یا مننژيوما

به توموری که از لایه های محافظ مغز منشاء می گیرد، مننژيوم گفته می شود. این تومورها اغلب خوش خيم بوده و اگر خیلی بزرگ نشده باشند مغز را درگیر نمي کنند. مننژیوم شایع‌ترین تومور مغزی است و 33 درصد افراد که در آنها تشخیص تومور مغزی داده می‌شود، به این نوع تومور مبتلا هستند. مننژیوم بیشتر در زنان دیده می شود. در مردان و بخصوص در کودکان بسیار کمتر رخ می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   مننژیوم در واقع درون خود مغز نیست، بلکه از پرده خارجی مغز و نخاع به نام مننژ منشا می‌گیرد. اين تومورها رشد آهسته‌اى داشته و کروى شکل هستند. مى‌توانند سبب تهاجم به استخوان شوند و خونگيرى آنها به‌طور عمده از سيستم کاروتيد خارجى است (شريان مننژيال ميانى و …) هنگامى که اندازهٔ تومور کوچک باشد، خارج‌کردن کامل آن منجر به بهبودى در بيش از ۹۰ درصد موارد خواهد شد.

همانطور که گفته شد مننژیوم‌ها با شیوع بیشتری در زنان مسن تشخیص داده می‌شوند. حدود 90 درصد آنها خوش‌خیم هستند و رشد آهسته‌ای دارند- و در موارد نادری ممکن است بدخیم شوند- اما مننژیوم بسته به محل قرارگیری‌اش در مغز ممکن است مشکلات گوناگونی را ایجاد کند.

علائم این تومور ممکن است به صورت تغییر در بینایی، سردردی که در طول زمان بدتر می‌شود، اشکال در شنوایی یا اختلال حافظه، حمله تشنجی و ضعف و فلج در اندام‌ها بروز کند.

بسیاری از افراد دارای این تومور هم ممکن است علامتی نداشته باشند.

علائم بیماری بستگی به محل تومور دارد. از آنجا که این تومورها خوش خیم بوده و رشد آهسته ای دارند، ممکن است قبل از بروز علائم بسیار بزرگ شده باشند. اگر تومور در سطح مغز ایجاد شده باشد،

علائم بیماری عبارت خواهند بود از سردرد، تشنج، اختلالت رفتاری و یا ضعف اندام ها در یک سمت بدن. بیمار ممکن است یک یا چند علامت را داشته باشد.

دسته دیگری از این تومورها آنهايي هستند که در قائده جمجمه اتفاق می افتند. در این بیماران اختلال در عملکرد اعصاب جمجمه ای مانند بینایی، شنوایی، بویایی و امثال آن بيشتر دیده می شود.

برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ابتلا به مننژیوم دارای یک زمینه ژنتیکی است و در برخی از خانواده‌ها بیشتر دیده می‌شود، و برخی پژوهش‌های دیگر بیانگر آن بوده‌اند که افرادی که با تحت پرتوتابی به دوز بالا به مغز قرار گرفته‌اند، بیشتر ممکن است به این تومور مبتلا شوند.

پژوهش‌های اخیر بیانگر ارتباط میان انجام مکرر رادیوگرافی دندانی و افزایش خطر دچار شدن به مننژیوم بوده‌اند.

سه گزینه درمانی بالقوه برای مننژیوم وجود دارد. یکی پرتوتابی به مغز. گزینه دوم جراحی است: بسته به اندازه و مکان تومور و علائم بیمار ممکن است جراحی برای برداشتن تومور انجام شود.

و گزینه سوم “رادیوجراحی استرئوتاکتیک” است که در آن دوزهای پرتوی با قدرت بالای متمرکز به یک ناحیه کوچک تابانده می‌شود، و ممکن است برای بیمارانی که نمی‌خواهند جراحی شوند یا نامزد خوبی برای جراحی نیستند، به کار رود.

با توجه به رشد آهسته تومور در مواردی که مننژیوم علائمی ندارد، ممکن است پزشک صرفا رشد تومور را به طور دوره‌ای با انجام اسکن مغز پیگیری کند.

مننژیوما از سلولهای اپیتلیوئیدآراکنوئید در مننژ منشاء می‌گیرد. شایعترین محل آن در امتداد لینوس ساژیتال و رویتحدب سربرال Cerebralconvexityاست. اغلب هایپراستئوز ایجاد می‌کنند.

تهاجم به استخوان بیانگر مننژیومای بدخیمنیست. به ندرت و پس از رزکسیون‌های متعدد ممکن است متاستاز به ریه رخ دهد، گرچهرشد متاستاز نیز کند است. مننژیوما در خانمها شایعتر است و ممکن است حین حاملگی یاهورمون‌تراپی سایز آن افزایش یابد.

این یافته‌ها و ارتباط مننژیوما با کانسرپستان، نقش بالقوه‌ی هورمونهای استروئیدی و رسپتورهای استروئیدی را در رشدمننژیوما بیان می‌کند. مننژیوما رسپتورهای پروژسترونی، آندروژنی و استروژنی (a ,b) دارد.

روش های درمانی در مننژیومای مغز

درمان انتظاری (پیگیری و ویزیت بیماربه صورت دوره‌یی و بدون درمان).

اغلب موارد مننژیوما، بدون علامت بودهو به طور تصادفی حین تصویربرداری به دلایل دیگر یا در اتوپسی‌ها کشف می‌شوند.

اغلب بیماران دارای مننژیوم کوچک بدونعلامت را می‌توان تحت نظر گرفت و در صورت علامتدار شدن یا بزرگترشدن تومور آن رادرمان نمود. در یک بررسی گذشته‌نگر ژاپنی روی 1434 بیمار مبتلا به مننژیوما که تحتنظر گرفته شده بودند، 63% بیماران پس از گذشت 5 سال شواهدی از رشد تومور نداشتند.این یافته‌ها بیانگر آن است که تحت نظر گرفتن دقیق این بیماران و عدم درمان قطعیممکن است انتخابی منطقی در بیمارانی باشد که تومور کوچک و بدون علامت دارند. باانجام CT اسکن یا MRI مغز هر سه تا شش ماه می‌توان رفتار بیولوژیکتومور را ارزیابی نمود. در صورت عدم رشد تومور می‌توان فواصل تصویربرداری را به یکسال افزایش داد.

نقش رادیوتراپی در درمان:

رادیوتراپی در همه‌ی بیماران مبتلا بهمننژیومای آتیپیک و بدخیم صرفنظر از کامل بودن جراحی توصیه می شود. همچنین بیمارانمبتلا به مننژیومای خوش خیم که رزکسیون تومور کامل نبوده است کاندیدایرادیوتراپی هستند و در موارد رزکسیون کامل ضایعه‌ی گروس می‌توان از رادیوتراپیصرفنظر نمود. اخیراً رادیوتراپی به عنوان تنها مدالیته‌ی پس از بیوپسی یا حتی پساز یافته‌های تصویربرداری (بدون بیوپسی) در چندین بررسی به کار رفته است که دربرخیبررسی‌ها بقای عاری از عود 10 و 5 ساله 100% و در برخی دیگر بقای عاری از عود 15ساله 47% بوده است.

نقش رادیوسرجری در درمان :

رادیوسرجری در بررسی‌های گذشته‌نگر درموارد مننژیومای اولیه‌ی کوچک، باقیمانده پس ازجراحی، رشد مجدد پس از جراحی قبلییا ضایعات اولیه‌ی قاعده‌ی جمجمه به کار رفته است و در مجموع کنترل لوکال 5 تا10ساله 75 درصد داشته است. ولی عوارض آن نسبت به جراحی بیشتر است و شامل نوروپاتیکرانیال، نقص گذرای عصبی، نکروز و ادم بدخیم می‌باشد که در 6 تا 42 درصد مواردگزارش شده است.

نقش کموتراپی در درمان:

کموتراپی نقشی دردرمان موارد تازهتشخیص داده شده و رادیوتراپی شده ندارد و تنها به عنوان مدالیته جانشین در مواردی کهامکان جراحی یا رادیوتراپی نباشد به کارمی‌رود.

داده‌های اولیه بیانگر فعال بودنهیدروکسی اوره آ در موارد unresectable یا عود بوده است.

نقش هورمون تراپی در درمان:

به رغم وجود رسپتورهای استروژنی،پروژسترونی وآندروژنی درمان با تاموکسیفن و میفپریستون (mifeperiston) نافرجام بوده است.

نقش تارگت تراپی در درمان :

Gleevec، مهارکننده‌های آنژیوژنز و مهار کننده‌های EGFR همگی ارزیابی شده‌اند که هیچیک تأثیر واضحینداشته‌اند.

به طور خلاصه باید گفت که درماناولیه‌ی مننژیوما براساس علائم و شکایات بیمار، سن، محل و سایز ضایعه می‌باشد و ممکناست یک یا ترکیبی از سه مورد زیر باشد:

1- درمان Conservative (محافظه کارانه):در مورد بیماران بدون علامت که رشد تومور ناچیز باشد مناسبترین روش است. کشف توموردراغلب این بیماران به طور اتفاقی است.

2-  جراحی: جراحی در درمان اولیهیا حتی عود کرده بیماری نقش عمده‌یی ایفا می‌کند.

3- ,Radiotherapy(RT)Stereotactic Radio surgery (SRS) یاStereotactic Radiotherapy (SRT) به عنوان درمان اولیه یا درمان همراه با جراحی در مننژیومای خوشخیم به کار می‌رود. همچنین رادیوتراپی پس ازرزکسیون مننژیوم آتیپیک یا بدخیمصرفنظر ازوسعت رزکسیون توصیه می‌شود.

کبد چرب ( fatty liver )

کبد چرب (fatty liver)‏ با تجمع چربی در سلول‌های کبدی و التهاب کبد مشخص می‌شود. این حالت ممکن است در افرادی که الکل مصرف می‌کنند ایجاد شود ولی در ایران این بیماری علل دیگر دارد و «کبد غیر الکلی» نامیده می‌شود. فرم غیر الکلی این بیماری درتعدادی از اختلالات بالینی مانند : دیابت، چاقی، سوء تغذیه رخ می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   اگرچه علت اصلي بيماري کبد چرب مشخص نيست، ولي به نظر مي رسد اين بيماري ارتباط نزديک با برخي بيماري هاي متابوليک دارد که از آن جمله: چاقي، افزايش کلسترول و تري گليسريد خون و ديابت را مي توان نام برد. در درمان کبد چرب، کنترل اين بيماري هاي زمينه اي بسيار موثر مي باشد.

منظور از کبد چرب، رسوب چربی (عمدتاً از چربی‌های خنثی مثل تری گلیسیرید) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل می تواند باشد که به آن “Alcoholic Fatty Liver” می‌ گویند، یا بدون مصرف الکل و یا در حضور میزان بسیار جزیی از الکل (که برای کبد خطر ساز نیست) ایجاد می ‌شود که تحت عنوان کلی “Non Alcoholic Fatty Liver Disease” (بیماری کبد چرب غیر الکلی) گفته می‌ شود.

رسوب چربی در کبد از نظر شکل ذرات چربی و از نظر اهمیت بالینی و فیزیوپاتولوژی به دو نوع “Micro Vesicular” و “Macro Vesicular” تقسیم می‌ شود.

آنچه مورد بحث فعلی است نوع “Macro Vesicular” است، یعنی رسوب ذرات درشت چربی در سلول‌های کبد که به جابجا شدن ارگان‌های داخل سلولی منجر می ‌شود، اما فعالیت‌ آنها را مختل نمی ‌سازد. این عارضه در حال حاضر نسبتاً شایع بوده و روز به روز ارزش بیشتری در بیماران مزمن کبدی (که علت خاصی برای بیماری شان پیدا نمی ‌شود) پیدا می ‌کند.

اغلب بیماران ۴۰تا۶۰ سال سن داشته و بیماری در زنان شایع‌تر است. کبد چرب در کودکان با سن بالاتر از ۱۰سال نیز می‌تواند ایجاد شود . این اختلال کبدی مزمن بوده و برای سالها پایدار خواهد ماند.

شیوع کبد چرب در جوامع مختلف گوناگون است. براساس آماری، شیوع کبد چرب غیر الکلی 9- 7 درصد در کشورهای غربی و 2/1 درصد در ژاپن گزارش شده است. البته این آمار بیان گر درصد واقعی کبد چرب نمی ‌تواند باشد.

احتمال پیدایش کبد چرب غیرالکلی با وزن بیمار ارتباط مستقیم دارد و با توجه به افزایش چاقی در جوامع مختلف از جمله ایران، شیوع این عارضه نیز رو به افزایش است.

این عارضه در چه افرادی نمود پیدا می ‌کند؟

در کسانی که عوامل خطر پیدایش کبد چرب را دارند، مثل افراد چاق، مبتلایان به دیابت و چربی خون بالا و بی ‌تحرک.

مصرف بعضی داروها نیز می ‌تواند باعث رسوب چربی در کبد گردد. در این زمینه می ‌توان به استروئید، ویتامین A، متوتروکسات، آسپیرین، آمیودارون و استروژن سنتیک اشاره نمود. همچنین کاهش سریع وزن در کسانی که قبلاً به چاقی مبتلا بوده‌‌‌اند، می‌ تواند این عارضه را در پی داشته باشد.

در کسانی که سوء تغذیه ی پروتئینی دارند یا به سبب چاقی مفرط، جراحی‌های پیوند بای پس(Bypass) روده‌ای انجام داده‌اند نیز کبد چرب دیده می ‌شود. به دنبال تغذیه ی وریدی طولانی مدت نیز این عارضه بروز می ‌کند.

در زمینه ی بعضی بیماری‌های مزمن از جمله: کولیت زخمی نیز کبد چرب گزارش شده است.

در مواردی نیز هیچ علت یا بیماری زمینه ‌‌ای برای کبد چرب پیدا نمی‌ شود. بنابراین در کسی که دارای آنزیم‌های کبدی Alanine aminotransferease (ALT), aspartate aminotransferase (AST) افزایش یافته در آزمایش می ‌باشد و هیچ علتی برای آن پیدا نمی‌ شود، باید به فکر کبد چرب بود.

قابل ذکر است بیماری کبد چرب در هر سنی دیده می ‌شود، اما بیشترین شیوع آن بین 60- 40 سالگی است. همچنین” “Non Alcoholic Steatohepatitis (کبد چرب غیرالکلی همراه با التهاب در نسج کبد) در خانم‌ها شایع‌تر است.

علت اصلی بروز کبد چرب :

علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته‌است ولی تعدادی از اختلالات بالینی معین به عنوان علل زمینه‌ای شناخته شده‌اند. هفتاد درصد بیماران مبتلا به کبد چرب چاق هستند. دیابت و بالا بودن چربی‌های خون نیز از علل زمینه‌ای آن است. عوامل مختلفی که با عث تغییر متا بولیسم در بدن می‌شوند شامل کاهش ناگهانی وزن، سوء تغذیه، تغذیه وریدی، گرسنگی طولانی مدت نیز ممکن است باعث کبد چرب شوند.

علائم بیماری کبد چرب :

اکثر مبتلایان دارای علامت نیستند گاهی فرد از درد شکم در ناحیه کبد احساس درد و پری می‌نماید وبه ندرت احساس ناراحتی در قسمت فوقانی و راست شکم و خستگی وجود دارد.

گاهی به دنبال بررسی‌های اتفاقی آزمایشگاهی (مانند بررسیهای استخدامی ) کشف می‌شود . در بررسی‌های معمولی، آنزیم‌های کبدی افزایش یافته‌اند و در صورت شک به این اختلال اقدامهای بعدی برای کشف علت زمینه‌ای و بررسی سایر علل بیماری کبدی ضروری است .

آزمایشهای لازم برای قند و چربی‌های خون و همچنین برای ویروسهای هپاتیتی ضروری است . با مطالعات تصویربرداری مانند سونو گرافی، تجمع چربی در کبد نشان داده می‌شود.

گاهی برای اثبات تشخیص نمونه برداری از کبد و مطالعه میکروسکوپی بر روی آن لازم است ولی گاهی نمونه برداری انجام نشده و بیمار به مدت ۶ماه تا یکسال از نزدیک زیر نظر گرفته می‌شود تا طبیعی شدن آنزیم‌های کبدی به دنبال درمان اختلالات زمینه ساز اثبات گردد.

البته هماهنگونه که گفته شد در بیشتر موارد این عارضه بدون علامت است و پزشک در بررسی آزمایشگاهی یا “سونوگرافی” یا “سی تی اسکن” که به علل دیگر انجام می‌ شود، متوجه آن می ‌شود.

فرد به ندرت از ضعف و خستگی و احساس سنگینی و فشار در ناحیه ی فوقانی و راست شکم شاکی است، به خصوص این علائم در مواردی که کبد چرب سریع ایجاد شده باشد، بیشتر بروز می ‌کند.

درد شدید غیرقابل تحمل، زردی، تب، لرز در کبد چرب دیده نمی ‌شود و در معاینه ی فیزیکی نیز تنها علامت “حساس بودن لبه ی کبد” در لمس است.

عوارض و عواقب :

در اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب مشکل جدی برای کبد ایجاد نمی‌شود. کبد چرب از نظر بالینی یک اختلال پایدار وساکت شناخته شده ودر بیشتر موارد سبب اختلال شدیدی در کبد نمی‌شود وبا درمان بهبود می‌یابد.

ولی در تعداد اندکی از بیماران با گذشت زمان با فت جوشگاهی و فیبروز در کبد ایجاد شده ودر نهایت سیروز ونا رسایی کبد ایجاد می‌شود .چون پیش بینی مسیر بیماری در یک فرد واینکه در کدام بیمار پیشرفت خواهد کرد مشکل است، درمان وکنترل آن برای همه مبتلایان الزامی است

نکاتي براي کنترل کبد چرب

* کم کردن وزن: از آنجا که اکثر بيماران مبتلا به کبد چرب غير الکلي چاق هستند، کاهش وزن در کنترل اين بيماري نقش مهمي دارد. براي کاهش وزن، انتخاب رژيم غذايي نيز بايد به درستي صورت پذيرد، زيرا کاهش وزن سريع با رژيم هاي برق آسا خود مي تواند سير بيماري را بدتر نمايد.
خيلي از بيماران چاق که به تازگي متوجه کبد چرب خود شده اند، به دليل ترس از عوارض اين بيماري، به رژيم هاي غذايي سخت روي مي آورند که اين بيماري را ريشه کن نمايند، ولي علاوه بر ابتلا به عوارض اين نوع رژيم ها، گاه سير کبد چرب را نيز بدتر مي نمايند.
لذا انتخاب منطقي رژيم غذايي کاهش وزن زير نظر متخصص تغذيه و با کاهش وزن نيم تا يک کيلوگرم در هفته توصيه مي گردد. اگر شما از افزايش وزن زيادي رنج مي بريد، جالب است بدانيد که با کاهش وزن مختصر در حدود 10 درصد از وزن اوليه نيز در خيلي از موارد سير بيماري را مي توانيد کنترل نماييد.

* انتخاب رژيم غذايي سالم : رژيم غذايي پر کربوهيدرات که حاوي ميزان قابل توجهي سبزي و ميوه و مواد غذايي پرفيبر باشد، معمولا بهترين انتخاب براي افراد مبتلا به کبد چرب است. کاهش چربي مصرفي، به ويژه چربي هاي اشباع شده و جايگزيني آنها با چربي هاي غير اشباع که در روغن زيتون و ماهي وجود دارند، توصيه مي گردد. استفاده از نان و غلات سبوس دار بايد جدي گرفته شود. در نهايت تعيين مقدار مورد نيازمواد مغذي اعم از پروتئين، چربي و کربوهيدرات بر اساس شرايط افراد بايد تنظيم گردد

* انجام ورزش و فعاليت بدني منظم: چاقي به ويژه چاقي شکمي نقش مهمي در افزايش خطر ابتلا به کبد چرب دارد. بر همين اساس، داشتن پياده روي منظم به ميزان حداقل 30 تا 60 دقيقه در روز توصيه مي شود. اگر شما وقت رفتن به باشگاه ورزشي را نداريد، پياده روي در مسير کار يا پارک را مي توانيد جايگزين نماييد.

* کنترل بيماري هاي زمينه اي متابوليک: کنترل ديابت و چربي هاي خون در بيماران مبتلا به کبد چرب ، نقش کمک کننده اي در بهبود اين بيماري دارد. همانطور که مي دانيد از اصول مهم کنترل بيماري هاي متابوليک، رعايت رژيم غذايي و ورزش منظم مي باشد.

* محافظت کبد از عوامل خطر: از عواملي که بر روي فعاليت طبيعي کبد اثر سوء دارند، بايد پرهيز نماييد. از مهم ترين اين عوامل، مصرف برخي از داروها مي باشد. لذا در هنگام مراجعه به پزشک، به او بگوييد که مبتلا به کبد چرب مي باشيد که در تجويز دارو به آن توجه نمايد.

پيشگيري

رژيم غذايي سالم: شما بايد رژيم غذايي سالمي را با مصرف بالاي ميوه، سبزي، غلات سبوس دار و چربي هاي مفيد براي خود انتخاب کنيد.
جلوگيري از افزايش وزن به ويژه چاقي شکمي: داشتن رژيم غذايي سالم به همراه فعاليت بدني، به حفظ وزن سالم کمک مي نمايد. در صورت چاق بودن، از همين امروز براي کاهش وزن خود اقدام نماييد.

غذاهاي مضر براي كبد

غذاهاي فريز شده، زودپز شده، ترشيجات، رب، سس، نمك زياد، چاي پر رنگ، ادويه جات تند، غذاهاي فست فوت ، شيريني جات پيتزا، غذاهاي تبليغي غير ارزشمند (پفك، چيپس، شكلات، بيسكوييت و…)، مصرف گوشت و تخم مرغ به ميزان زياد، انواع سرخ كردني ها مانند سير داغ، پياز داغ، غذاهاي چرب و نوشابه هاي گازدار.

غذاهاي مفيد براي كبد

آب، ميوه جات سالاد (كاهو، خيار، هويج، جوانه ها)، ليمو ترش تازه، سوپ جو هفته اي يك بار به همراه آلو بخارا، استفاده 2 تا 3 قاشق عسل به صورت شربت عسل، استفاده از ترشيجات طبيعي (زرشك، شاتوت و…)، انواع مركبات، توت فرنگي، هويج، روغن زيتون،عناب، بارهنگ و خاكشير.

هشدار: كساني كه كبد آنها مشكل دارد بايد تا چهل روز از خوردن غذاهاي سرخ كردني و فرآورده هاي حيواني پرهيز كنند. اگر كبد دچار اشكال شود، فرد دچار افسردگي، نگراني، اضطراب، خمودگي، بي حالي، چهره درهم كشيده، چهره رنگ و رو پريده، چهره تيره، ديدن كابوس و گوشه گيري مي شود.

هماچوری یا وجود خون در ادرار

وجود خون در ادرار يا هماچوري ممکن است با چشم ديده شود يا تنها هنگامي که ادرار زير ميکروسکوپ آزمايش مي‌شود، آشکار شود. هماچوري اغلب هنگامي کشف مي‌شود که آزمايش ادرار به علل ديگري نظير تست غربالگري در زمان معاينات باليني روتين، درخواست شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   مشاهده  خون در ادرار همانند خونریزی از هر مجرای دیگر بدن مهم است . هرچند اکثریت موارد بیماری بسیار مهم در پس این علامت نمی باشد ولی اگر پزشک و بیمار به این علامت بی توجه باشند ممکن است بیماری مهمی از قلم بافتد لذا تمام بیماران با این علامت بایستی بررسی شوند.

اگر در آزمایش ادرار فرد بالغ زیر میکروسکوپ بیش از 3 گلبول قرمز و یا در کودکان بیش از 3 گلبول قرمز دیده شود غیر طبیعی است. البته اگر تعداد این گلبول های قرمز به بیش از 50 عدد برسد تازه بیمار متوجه تغییر رنگ ادرار خود خواهد شد که ادرار صورتی بسیار کمرنگ میشود.

 چه دلایلی برای این علامت وجود دارد ؟

هماچوري از طيف گسترده‌اي از مشکلات کليوي يا مجاري ادراري نظير عفونت، سنگ‌ها، کيست‌ها يا تومورها ناشي مي‌شود. با اين وجود، بسياري از افراد داراي هماچوري عليرغم بررسي‌هاي دقيق، مدرکي دال بر هيچ کدام از اين مشکلات را ندارند.

اين افراد حالتي تحت عنوان هماچوري خوش خيم دارند که همراه آسيب کليوي نيست. هماچوري خوش خيم دو فرم دارد، عودکننده(تک گير) و فاميلي (ارثي). هماچوري عودکننده خوش خيم معمولاً در اطفال ديده مي‌شود ولي ممکن است تا اواخر زندگي مشخص نشود.

 بر اساس سن و جنس دلایل و بیماریهای متعددی باعث خون شاشی یا هماچوری میشوند. سنگ های ادراری، تومورهای کلیه یا مثانه، بیماریهای رماتیسمی، دارو ها، ضربه، تصادف، فعالیت سنگین، التهابات ، جراحی یا دستکاری، جسم خارجی، بیماری پلی کیستیک کلیه، پس زدن پیوند کلیه، رادیو تراپی و شیمی درمانی، بیماری های خود ایمنی، بیماری عروقی، آمبولی شریانی یا ترومبوز وریدی از جمله این بیماریها هستند.

برای تشخیص همانطور که ذکر گردید سن و جنس و علاوه بر آن علایم همراه مهم هستند و وظیفه پزشک جمع بندی این موارد و با استفاده از آزمایشات مناسب، رسیدن به تشخیص است.

همراهی لخته خون بی شکل و نداشتن سوزش ادرار و درد و تب در فرد بیش از 50 سال بخصوص در مردان سیگاری میتواند نشانه سرطان مثانه باشد. در حالیکه وجود سوزش ادرار و تکرر ادرار در فرد جوان بخصوص خانمها میتواند نشانه عفونت ساده مثانه باشد.

بیماران مبتلا به یک بیماری زمینه میتواند هماچوری علامت درگیری کلیه توسط بیماری اصلی باشد( لوپوس، لوسمی، لنفوم، دیابت، …). وجود تورم بدن، کاهش یا افزایش بیش از اندازه ادرار، مصرف دارو ، بیماری زمینه نشانگر التهابات کلیه(گلومرولونفریت، اینتراستیشیل نفریت، نفریت دارویی…) است.

مصرف بعضی داروها با صدمات کلیوی همراه است  که میتواند هماچوری علامت آن باشد(متیسیلین، جنتامایسین، مسکن های غیر استروییدی…). تب و لرز ، بی حالی شدید، تغییر رنگ ادرار و درد پهلو میتواند نشانگر عفونت کلیوی باشد(پیلونفریت). درد شدید و غیر قابل تحمل و کولیکی همراه تغیر رنگ ادرار با یا بدون سوزش ادرار در مرد جوان میتواند نشانه سنگ ادراری در حالب باشد.

 تغییر رنگ ادرار همیشه بخاطر خون در ادرار نیست. غذا ها مثلا لبو ، شکلات ها، پاستیل ، کیک،یا غذا های حاوی رنگ مصنوعی، بعضی از دارو ها مثل نیتروفورانتویین ، ریفامپین، مترونیدازول، بیماریهای کبدی مثل هپاتیت و یرقان باعث تغییر رنگ ادرار میشوند.

 بهر حال بایستی این علامت توسط پزشک بررسی مناسب شود و پس از آن درمان مناسب نیز دریافت کنند

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »