اشنایی با تومورهاى مغزی غيرگليومى

تومورهای مغزی به دو نوع خوش خیم و بدخیم تقسیم می‌شوند که این به تنهایی در تعیین پیش آگهی و آینده بیماری کافی نیست و محل تومور هم حائز اهمیت است. چون حتی یک تومور خوش خیم، اگر در محلی حیاتی قرار گرفته باشد، می‌تواند از نظر سیر بالینی بدخیم در نظر گرفته شود و به مرگ زودرس بیمار منجر شود.

مننژيوم

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اين تومورها رشد آهسته‌اى داشته و کروى شکل هستند. مى‌توانند سبب تهاجم به استخوان شوند و خونگيرى آنها به‌طور عمده از سيستم کاروتيد خارجى است (شريان مننژيال ميانى و …) هنگامى که اندازهٔ تومور کوچک باشد، خارج‌کردن کامل آن منجر به بهبودى در بيش از ۹۰ درصد موارد خواهد شد.

مننژیوما از سلولهای اپیتلیوئیدآراکنوئید در مننژ منشاء می‌گیرد. شایعترین محل آن در امتداد لینوس ساژیتال و رویتحدب سربرال Cerebralconvexityاست. اغلب هایپراستئوز ایجاد می‌کنند. تهاجم به استخوان بیانگر مننژیومای بدخیمنیست. به ندرت و پس از رزکسیون‌های متعدد ممکن است متاستاز به ریه رخ دهد، گرچهرشد متاستاز نیز کند است. مننژیوما در خانمها شایعتر است و ممکن است حین حاملگی یاهورمون‌تراپی سایز آن افزایش یابد. این یافته‌ها و ارتباط مننژیوما با کانسرپستان، نقش بالقوه‌ی هورمونهای استروئیدی و رسپتورهای استروئیدی را در رشدمننژیوما بیان می‌کند. مننژیوما رسپتورهای پروژسترونی، آندروژنی و استروژنی (a ,b) دارد.

عملکرد این رسپتورهای پروتئینی خیلیواضح نیست، ولی ممکن است اهمیت پروگنوستیک داشته باشند. مثلاً گیرنده‌هایپروژسترونی در مننژیومای خوش خیم ظاهر می‌گردند که کمتر احتمال عود وجود دارد. ازلحاظ تمایز سلولی مننژیوم به سه دسته تقسیم می‌شود:

مننژیوم خوش‌خیم (گرید WHO I)، مننژیوم آتیپیک (گرید WHO II) و مننژیوم بدخیم (گرید WHO III که شامل آناپلاستیک و سارکوماتوز است) و 70تا 85% موارد را نوع خوش خیم، 15 تا 25% موارد را نوع آتیپیک و 1 تا 3 درصد مواردرا نوع بدخیم تشکیل می‌دهد. بقای عاری از عود طی 10 سال در نوع خوش‌خیم حدود 80درصد و در نوع آتیپیک حدود 35% و در نوع بدخیم صفر درصد است.

تومورهاى غلاف عصبى

اين تومورهاى خوش‌خيم از سلول‌هاى شوآن منشاء مى‌گيرند و تمايل به درگيرى اعصاب حسى به‌خصوص عصب هشتم را دارند (نوروم آکوستيک) و گاهى نيز عصب پنجم را درگير مى‌کنند.

شوانوم‌هاى دوطرفهٔ عصب هشتم براى نوروفيبروماتوز تيپ ۲ جنبه تشخيصى دارند. البته بايد توجه داشت که اکثريت قريب به اتفاق بيماران داراى شوانوم‌هاى آکوستيک، فاقد علائم هستند.

شايع‌ترين تومورهاى اعصاب محيطى است که به‌نام‌هاى متنوع فيبروبلاستوم اطراف عصبي، نوريلموما يا شوانوم مشهور است.

اين تومورها قادر هستند قسمت اعظم عصب درگير را به يک سمت جابه‌جا کنند و اغلب مى‌توان آنها را به‌طور کامل يا تقريباً کامل خارج ساخت.

در بيماران مبتلا به نوروفيبروماتوز که در سن بلوغ هستند تومورهاى اعصاب محيطى ممکن است بدخيم شوند و به‌ نواحى ديگر بدون متاستاز داده يا به بافت‌هاى اطراف تهاجم موضعى پيدا کنند.

شوانوم واقعى که از سلول‌هاى شوان تشکيل شده است و تومور نادرى مى‌باشد، پتانسيل بالائى براى بدخيم‌شدن دارد که اين مسئله به‌خصوص در افراد مبتلا به نوروفيبروماتوز صادق است. نوروفيبروم، مربوط به فعاليت نئوپلاستيک منتشر در غلاف عصب است.

رشد اين تومورها اغلب در زمان بلوغ تسريع مى‌شود.

کرانيوفارنژيوم

اين تومور از بقاياء کيسه راتکه منشاء مى‌گيرد. اين تومور معمولاً در ۲۵-۱۰ سالگى تظاهر مى‌کند. معمولاً تومورى است سوپراسلار و پاپيل ادما در ان از تومورهاى هيپوفيز شايعتر است. از مشخصات آن به‌خصوص در بچه‌ها، کلسيفيکاسيون است. پايه درمان جراحى است.

اين تومورها از زين ترکى گسترش خود را آغاز کرده و مى‌توانند باعث درگيرى اعصاب اپتيک، هيپوتالاموس و بطن سوم شوند که نتيجه مى‌تواند از دست‌دادن بينائي، اختلالات اندوکرين و انسداد جريان CSF باشد.

کرانيوفارنژيوم‌هائى که در دوران کودکى تظاهر پيدا مى‌کنند اغلب در گرافى ساده، کلسيفيکاسيون از خود نشان مى‌دهند.

تومورهاى مادرزادى

تومورهاى اپيدرموئيد

تومورهاى اين دسته در جمجمه اغلب خارج از خط وسط به‌وجود مى‌‌آيند.

تومورهاى درموئيد داخل جمجمه‌اى

اين گروه تومورهاى نادرى هستند که تمايل دارند در خط وسط به‌خصوص در حفرهٔ خلفى بروز کنند.

تراتوم

تراتوم‌ها هم تومورهاى نادرى هستند که از هر سه لايهٔ زاينده منشاء گرفته‌اند، اين تومورها تمايل به بروز در خط وسط دارند و شايع‌ترين محل بروز آنها ناحيهٔ پينه‌آل يا بطن سوم است.

کوردوم

على‌رغم اينکه رشد آهسته‌اى دارند و از لحاظ بافت‌شناسى خوش‌خيم هستند ولى به‌طور موضعى مهاجم هستند و خارج‌کردن اين تومورها با روش جراحي، مشکل است، رادياسيون LET با نور اشعه بالا سبب مى‌شود که عود کاهش يابد.

تومورهاى ناحيه پينه‌آل

شايع‌ترين تومورهاى ناحيهٔ پينه‌آل از سلول‌هاى ابتدائى زاينده (germ cell) منشاء گرفته و از لحاظ مورفولوژيک، شبيه سمينوم بيضه و ديس‌ژرمينوم تخمدان هستند. اغلب ژرمينوم‌ها در دههٔ دوم و سوم زندگى علامتدار مى‌شوند و در مردها شايع‌تر از خانم‌ها هستند. ژرمينوم‌هاى مشابهى از ناحيه سوپراسلار (هيپوتالاميک) منشاء مى‌گيرند که به‌طور اشتباه پينالوم‌هاى اکتوپيک ناميده شده‌اند. ژرمينوم‌ها به اشعه حساسيت فوق‌العاده بالائى دارند و توانائى انتشار از راه CSF را دارند.

تومورهاى متاستاتيک

سرطان ريه در مردها و سرطان پستان در خانم‌ها مسئول ۶۱درصد موارد متاستاز مغزى هستند.

اغلب تومورهاى متاستاتيک مغزى در سوپراتنتوريال واقع هستند و به‌خصوص در مسير شريان مغزى ميانى (MCA) قرار دارند. فقط در حدود ۳۰درصد موارد منفرد و قابل جراحى هستند. ادم مغزى شديد در اطراف کانون‌هاى متاستاتيک ناشايع نمى‌باشد. تومورهاى متاستاتيک ممکن است به پرده‌هاى مننژ تهاجم پيدا کرده و مننژيت کارسينوماتو ايجاد کنند.

مننژيوم مغزی یا مننژيوما

به توموری که از لایه های محافظ مغز منشاء می گیرد، مننژيوم گفته می شود. این تومورها اغلب خوش خيم بوده و اگر خیلی بزرگ نشده باشند مغز را درگیر نمي کنند. مننژیوم شایع‌ترین تومور مغزی است و 33 درصد افراد که در آنها تشخیص تومور مغزی داده می‌شود، به این نوع تومور مبتلا هستند. مننژیوم بیشتر در زنان دیده می شود. در مردان و بخصوص در کودکان بسیار کمتر رخ می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   مننژیوم در واقع درون خود مغز نیست، بلکه از پرده خارجی مغز و نخاع به نام مننژ منشا می‌گیرد. اين تومورها رشد آهسته‌اى داشته و کروى شکل هستند. مى‌توانند سبب تهاجم به استخوان شوند و خونگيرى آنها به‌طور عمده از سيستم کاروتيد خارجى است (شريان مننژيال ميانى و …) هنگامى که اندازهٔ تومور کوچک باشد، خارج‌کردن کامل آن منجر به بهبودى در بيش از ۹۰ درصد موارد خواهد شد.

همانطور که گفته شد مننژیوم‌ها با شیوع بیشتری در زنان مسن تشخیص داده می‌شوند. حدود 90 درصد آنها خوش‌خیم هستند و رشد آهسته‌ای دارند- و در موارد نادری ممکن است بدخیم شوند- اما مننژیوم بسته به محل قرارگیری‌اش در مغز ممکن است مشکلات گوناگونی را ایجاد کند.

علائم این تومور ممکن است به صورت تغییر در بینایی، سردردی که در طول زمان بدتر می‌شود، اشکال در شنوایی یا اختلال حافظه، حمله تشنجی و ضعف و فلج در اندام‌ها بروز کند.

بسیاری از افراد دارای این تومور هم ممکن است علامتی نداشته باشند.

علائم بیماری بستگی به محل تومور دارد. از آنجا که این تومورها خوش خیم بوده و رشد آهسته ای دارند، ممکن است قبل از بروز علائم بسیار بزرگ شده باشند. اگر تومور در سطح مغز ایجاد شده باشد،

علائم بیماری عبارت خواهند بود از سردرد، تشنج، اختلالت رفتاری و یا ضعف اندام ها در یک سمت بدن. بیمار ممکن است یک یا چند علامت را داشته باشد.

دسته دیگری از این تومورها آنهايي هستند که در قائده جمجمه اتفاق می افتند. در این بیماران اختلال در عملکرد اعصاب جمجمه ای مانند بینایی، شنوایی، بویایی و امثال آن بيشتر دیده می شود.

برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ابتلا به مننژیوم دارای یک زمینه ژنتیکی است و در برخی از خانواده‌ها بیشتر دیده می‌شود، و برخی پژوهش‌های دیگر بیانگر آن بوده‌اند که افرادی که با تحت پرتوتابی به دوز بالا به مغز قرار گرفته‌اند، بیشتر ممکن است به این تومور مبتلا شوند.

پژوهش‌های اخیر بیانگر ارتباط میان انجام مکرر رادیوگرافی دندانی و افزایش خطر دچار شدن به مننژیوم بوده‌اند.

سه گزینه درمانی بالقوه برای مننژیوم وجود دارد. یکی پرتوتابی به مغز. گزینه دوم جراحی است: بسته به اندازه و مکان تومور و علائم بیمار ممکن است جراحی برای برداشتن تومور انجام شود.

و گزینه سوم “رادیوجراحی استرئوتاکتیک” است که در آن دوزهای پرتوی با قدرت بالای متمرکز به یک ناحیه کوچک تابانده می‌شود، و ممکن است برای بیمارانی که نمی‌خواهند جراحی شوند یا نامزد خوبی برای جراحی نیستند، به کار رود.

با توجه به رشد آهسته تومور در مواردی که مننژیوم علائمی ندارد، ممکن است پزشک صرفا رشد تومور را به طور دوره‌ای با انجام اسکن مغز پیگیری کند.

مننژیوما از سلولهای اپیتلیوئیدآراکنوئید در مننژ منشاء می‌گیرد. شایعترین محل آن در امتداد لینوس ساژیتال و رویتحدب سربرال Cerebralconvexityاست. اغلب هایپراستئوز ایجاد می‌کنند.

تهاجم به استخوان بیانگر مننژیومای بدخیمنیست. به ندرت و پس از رزکسیون‌های متعدد ممکن است متاستاز به ریه رخ دهد، گرچهرشد متاستاز نیز کند است. مننژیوما در خانمها شایعتر است و ممکن است حین حاملگی یاهورمون‌تراپی سایز آن افزایش یابد.

این یافته‌ها و ارتباط مننژیوما با کانسرپستان، نقش بالقوه‌ی هورمونهای استروئیدی و رسپتورهای استروئیدی را در رشدمننژیوما بیان می‌کند. مننژیوما رسپتورهای پروژسترونی، آندروژنی و استروژنی (a ,b) دارد.

روش های درمانی در مننژیومای مغز

درمان انتظاری (پیگیری و ویزیت بیماربه صورت دوره‌یی و بدون درمان).

اغلب موارد مننژیوما، بدون علامت بودهو به طور تصادفی حین تصویربرداری به دلایل دیگر یا در اتوپسی‌ها کشف می‌شوند.

اغلب بیماران دارای مننژیوم کوچک بدونعلامت را می‌توان تحت نظر گرفت و در صورت علامتدار شدن یا بزرگترشدن تومور آن رادرمان نمود. در یک بررسی گذشته‌نگر ژاپنی روی 1434 بیمار مبتلا به مننژیوما که تحتنظر گرفته شده بودند، 63% بیماران پس از گذشت 5 سال شواهدی از رشد تومور نداشتند.این یافته‌ها بیانگر آن است که تحت نظر گرفتن دقیق این بیماران و عدم درمان قطعیممکن است انتخابی منطقی در بیمارانی باشد که تومور کوچک و بدون علامت دارند. باانجام CT اسکن یا MRI مغز هر سه تا شش ماه می‌توان رفتار بیولوژیکتومور را ارزیابی نمود. در صورت عدم رشد تومور می‌توان فواصل تصویربرداری را به یکسال افزایش داد.

نقش رادیوتراپی در درمان:

رادیوتراپی در همه‌ی بیماران مبتلا بهمننژیومای آتیپیک و بدخیم صرفنظر از کامل بودن جراحی توصیه می شود. همچنین بیمارانمبتلا به مننژیومای خوش خیم که رزکسیون تومور کامل نبوده است کاندیدایرادیوتراپی هستند و در موارد رزکسیون کامل ضایعه‌ی گروس می‌توان از رادیوتراپیصرفنظر نمود. اخیراً رادیوتراپی به عنوان تنها مدالیته‌ی پس از بیوپسی یا حتی پساز یافته‌های تصویربرداری (بدون بیوپسی) در چندین بررسی به کار رفته است که دربرخیبررسی‌ها بقای عاری از عود 10 و 5 ساله 100% و در برخی دیگر بقای عاری از عود 15ساله 47% بوده است.

نقش رادیوسرجری در درمان :

رادیوسرجری در بررسی‌های گذشته‌نگر درموارد مننژیومای اولیه‌ی کوچک، باقیمانده پس ازجراحی، رشد مجدد پس از جراحی قبلییا ضایعات اولیه‌ی قاعده‌ی جمجمه به کار رفته است و در مجموع کنترل لوکال 5 تا10ساله 75 درصد داشته است. ولی عوارض آن نسبت به جراحی بیشتر است و شامل نوروپاتیکرانیال، نقص گذرای عصبی، نکروز و ادم بدخیم می‌باشد که در 6 تا 42 درصد مواردگزارش شده است.

نقش کموتراپی در درمان:

کموتراپی نقشی دردرمان موارد تازهتشخیص داده شده و رادیوتراپی شده ندارد و تنها به عنوان مدالیته جانشین در مواردی کهامکان جراحی یا رادیوتراپی نباشد به کارمی‌رود.

داده‌های اولیه بیانگر فعال بودنهیدروکسی اوره آ در موارد unresectable یا عود بوده است.

نقش هورمون تراپی در درمان:

به رغم وجود رسپتورهای استروژنی،پروژسترونی وآندروژنی درمان با تاموکسیفن و میفپریستون (mifeperiston) نافرجام بوده است.

نقش تارگت تراپی در درمان :

Gleevec، مهارکننده‌های آنژیوژنز و مهار کننده‌های EGFR همگی ارزیابی شده‌اند که هیچیک تأثیر واضحینداشته‌اند.

به طور خلاصه باید گفت که درماناولیه‌ی مننژیوما براساس علائم و شکایات بیمار، سن، محل و سایز ضایعه می‌باشد و ممکناست یک یا ترکیبی از سه مورد زیر باشد:

1- درمان Conservative (محافظه کارانه):در مورد بیماران بدون علامت که رشد تومور ناچیز باشد مناسبترین روش است. کشف توموردراغلب این بیماران به طور اتفاقی است.

2-  جراحی: جراحی در درمان اولیهیا حتی عود کرده بیماری نقش عمده‌یی ایفا می‌کند.

3- ,Radiotherapy(RT)Stereotactic Radio surgery (SRS) یاStereotactic Radiotherapy (SRT) به عنوان درمان اولیه یا درمان همراه با جراحی در مننژیومای خوشخیم به کار می‌رود. همچنین رادیوتراپی پس ازرزکسیون مننژیوم آتیپیک یا بدخیمصرفنظر ازوسعت رزکسیون توصیه می‌شود.

کبد چرب ( fatty liver )

کبد چرب (fatty liver)‏ با تجمع چربی در سلول‌های کبدی و التهاب کبد مشخص می‌شود. این حالت ممکن است در افرادی که الکل مصرف می‌کنند ایجاد شود ولی در ایران این بیماری علل دیگر دارد و «کبد غیر الکلی» نامیده می‌شود. فرم غیر الکلی این بیماری درتعدادی از اختلالات بالینی مانند : دیابت، چاقی، سوء تغذیه رخ می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   اگرچه علت اصلي بيماري کبد چرب مشخص نيست، ولي به نظر مي رسد اين بيماري ارتباط نزديک با برخي بيماري هاي متابوليک دارد که از آن جمله: چاقي، افزايش کلسترول و تري گليسريد خون و ديابت را مي توان نام برد. در درمان کبد چرب، کنترل اين بيماري هاي زمينه اي بسيار موثر مي باشد.

منظور از کبد چرب، رسوب چربی (عمدتاً از چربی‌های خنثی مثل تری گلیسیرید) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل می تواند باشد که به آن “Alcoholic Fatty Liver” می‌ گویند، یا بدون مصرف الکل و یا در حضور میزان بسیار جزیی از الکل (که برای کبد خطر ساز نیست) ایجاد می ‌شود که تحت عنوان کلی “Non Alcoholic Fatty Liver Disease” (بیماری کبد چرب غیر الکلی) گفته می‌ شود.

رسوب چربی در کبد از نظر شکل ذرات چربی و از نظر اهمیت بالینی و فیزیوپاتولوژی به دو نوع “Micro Vesicular” و “Macro Vesicular” تقسیم می‌ شود.

آنچه مورد بحث فعلی است نوع “Macro Vesicular” است، یعنی رسوب ذرات درشت چربی در سلول‌های کبد که به جابجا شدن ارگان‌های داخل سلولی منجر می ‌شود، اما فعالیت‌ آنها را مختل نمی ‌سازد. این عارضه در حال حاضر نسبتاً شایع بوده و روز به روز ارزش بیشتری در بیماران مزمن کبدی (که علت خاصی برای بیماری شان پیدا نمی ‌شود) پیدا می ‌کند.

اغلب بیماران ۴۰تا۶۰ سال سن داشته و بیماری در زنان شایع‌تر است. کبد چرب در کودکان با سن بالاتر از ۱۰سال نیز می‌تواند ایجاد شود . این اختلال کبدی مزمن بوده و برای سالها پایدار خواهد ماند.

شیوع کبد چرب در جوامع مختلف گوناگون است. براساس آماری، شیوع کبد چرب غیر الکلی 9- 7 درصد در کشورهای غربی و 2/1 درصد در ژاپن گزارش شده است. البته این آمار بیان گر درصد واقعی کبد چرب نمی ‌تواند باشد.

احتمال پیدایش کبد چرب غیرالکلی با وزن بیمار ارتباط مستقیم دارد و با توجه به افزایش چاقی در جوامع مختلف از جمله ایران، شیوع این عارضه نیز رو به افزایش است.

این عارضه در چه افرادی نمود پیدا می ‌کند؟

در کسانی که عوامل خطر پیدایش کبد چرب را دارند، مثل افراد چاق، مبتلایان به دیابت و چربی خون بالا و بی ‌تحرک.

مصرف بعضی داروها نیز می ‌تواند باعث رسوب چربی در کبد گردد. در این زمینه می ‌توان به استروئید، ویتامین A، متوتروکسات، آسپیرین، آمیودارون و استروژن سنتیک اشاره نمود. همچنین کاهش سریع وزن در کسانی که قبلاً به چاقی مبتلا بوده‌‌‌اند، می‌ تواند این عارضه را در پی داشته باشد.

در کسانی که سوء تغذیه ی پروتئینی دارند یا به سبب چاقی مفرط، جراحی‌های پیوند بای پس(Bypass) روده‌ای انجام داده‌اند نیز کبد چرب دیده می ‌شود. به دنبال تغذیه ی وریدی طولانی مدت نیز این عارضه بروز می ‌کند.

در زمینه ی بعضی بیماری‌های مزمن از جمله: کولیت زخمی نیز کبد چرب گزارش شده است.

در مواردی نیز هیچ علت یا بیماری زمینه ‌‌ای برای کبد چرب پیدا نمی‌ شود. بنابراین در کسی که دارای آنزیم‌های کبدی Alanine aminotransferease (ALT), aspartate aminotransferase (AST) افزایش یافته در آزمایش می ‌باشد و هیچ علتی برای آن پیدا نمی‌ شود، باید به فکر کبد چرب بود.

قابل ذکر است بیماری کبد چرب در هر سنی دیده می ‌شود، اما بیشترین شیوع آن بین 60- 40 سالگی است. همچنین” “Non Alcoholic Steatohepatitis (کبد چرب غیرالکلی همراه با التهاب در نسج کبد) در خانم‌ها شایع‌تر است.

علت اصلی بروز کبد چرب :

علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته‌است ولی تعدادی از اختلالات بالینی معین به عنوان علل زمینه‌ای شناخته شده‌اند. هفتاد درصد بیماران مبتلا به کبد چرب چاق هستند. دیابت و بالا بودن چربی‌های خون نیز از علل زمینه‌ای آن است. عوامل مختلفی که با عث تغییر متا بولیسم در بدن می‌شوند شامل کاهش ناگهانی وزن، سوء تغذیه، تغذیه وریدی، گرسنگی طولانی مدت نیز ممکن است باعث کبد چرب شوند.

علائم بیماری کبد چرب :

اکثر مبتلایان دارای علامت نیستند گاهی فرد از درد شکم در ناحیه کبد احساس درد و پری می‌نماید وبه ندرت احساس ناراحتی در قسمت فوقانی و راست شکم و خستگی وجود دارد.

گاهی به دنبال بررسی‌های اتفاقی آزمایشگاهی (مانند بررسیهای استخدامی ) کشف می‌شود . در بررسی‌های معمولی، آنزیم‌های کبدی افزایش یافته‌اند و در صورت شک به این اختلال اقدامهای بعدی برای کشف علت زمینه‌ای و بررسی سایر علل بیماری کبدی ضروری است .

آزمایشهای لازم برای قند و چربی‌های خون و همچنین برای ویروسهای هپاتیتی ضروری است . با مطالعات تصویربرداری مانند سونو گرافی، تجمع چربی در کبد نشان داده می‌شود.

گاهی برای اثبات تشخیص نمونه برداری از کبد و مطالعه میکروسکوپی بر روی آن لازم است ولی گاهی نمونه برداری انجام نشده و بیمار به مدت ۶ماه تا یکسال از نزدیک زیر نظر گرفته می‌شود تا طبیعی شدن آنزیم‌های کبدی به دنبال درمان اختلالات زمینه ساز اثبات گردد.

البته هماهنگونه که گفته شد در بیشتر موارد این عارضه بدون علامت است و پزشک در بررسی آزمایشگاهی یا “سونوگرافی” یا “سی تی اسکن” که به علل دیگر انجام می‌ شود، متوجه آن می ‌شود.

فرد به ندرت از ضعف و خستگی و احساس سنگینی و فشار در ناحیه ی فوقانی و راست شکم شاکی است، به خصوص این علائم در مواردی که کبد چرب سریع ایجاد شده باشد، بیشتر بروز می ‌کند.

درد شدید غیرقابل تحمل، زردی، تب، لرز در کبد چرب دیده نمی ‌شود و در معاینه ی فیزیکی نیز تنها علامت “حساس بودن لبه ی کبد” در لمس است.

عوارض و عواقب :

در اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب مشکل جدی برای کبد ایجاد نمی‌شود. کبد چرب از نظر بالینی یک اختلال پایدار وساکت شناخته شده ودر بیشتر موارد سبب اختلال شدیدی در کبد نمی‌شود وبا درمان بهبود می‌یابد.

ولی در تعداد اندکی از بیماران با گذشت زمان با فت جوشگاهی و فیبروز در کبد ایجاد شده ودر نهایت سیروز ونا رسایی کبد ایجاد می‌شود .چون پیش بینی مسیر بیماری در یک فرد واینکه در کدام بیمار پیشرفت خواهد کرد مشکل است، درمان وکنترل آن برای همه مبتلایان الزامی است

نکاتي براي کنترل کبد چرب

* کم کردن وزن: از آنجا که اکثر بيماران مبتلا به کبد چرب غير الکلي چاق هستند، کاهش وزن در کنترل اين بيماري نقش مهمي دارد. براي کاهش وزن، انتخاب رژيم غذايي نيز بايد به درستي صورت پذيرد، زيرا کاهش وزن سريع با رژيم هاي برق آسا خود مي تواند سير بيماري را بدتر نمايد.
خيلي از بيماران چاق که به تازگي متوجه کبد چرب خود شده اند، به دليل ترس از عوارض اين بيماري، به رژيم هاي غذايي سخت روي مي آورند که اين بيماري را ريشه کن نمايند، ولي علاوه بر ابتلا به عوارض اين نوع رژيم ها، گاه سير کبد چرب را نيز بدتر مي نمايند.
لذا انتخاب منطقي رژيم غذايي کاهش وزن زير نظر متخصص تغذيه و با کاهش وزن نيم تا يک کيلوگرم در هفته توصيه مي گردد. اگر شما از افزايش وزن زيادي رنج مي بريد، جالب است بدانيد که با کاهش وزن مختصر در حدود 10 درصد از وزن اوليه نيز در خيلي از موارد سير بيماري را مي توانيد کنترل نماييد.

* انتخاب رژيم غذايي سالم : رژيم غذايي پر کربوهيدرات که حاوي ميزان قابل توجهي سبزي و ميوه و مواد غذايي پرفيبر باشد، معمولا بهترين انتخاب براي افراد مبتلا به کبد چرب است. کاهش چربي مصرفي، به ويژه چربي هاي اشباع شده و جايگزيني آنها با چربي هاي غير اشباع که در روغن زيتون و ماهي وجود دارند، توصيه مي گردد. استفاده از نان و غلات سبوس دار بايد جدي گرفته شود. در نهايت تعيين مقدار مورد نيازمواد مغذي اعم از پروتئين، چربي و کربوهيدرات بر اساس شرايط افراد بايد تنظيم گردد

* انجام ورزش و فعاليت بدني منظم: چاقي به ويژه چاقي شکمي نقش مهمي در افزايش خطر ابتلا به کبد چرب دارد. بر همين اساس، داشتن پياده روي منظم به ميزان حداقل 30 تا 60 دقيقه در روز توصيه مي شود. اگر شما وقت رفتن به باشگاه ورزشي را نداريد، پياده روي در مسير کار يا پارک را مي توانيد جايگزين نماييد.

* کنترل بيماري هاي زمينه اي متابوليک: کنترل ديابت و چربي هاي خون در بيماران مبتلا به کبد چرب ، نقش کمک کننده اي در بهبود اين بيماري دارد. همانطور که مي دانيد از اصول مهم کنترل بيماري هاي متابوليک، رعايت رژيم غذايي و ورزش منظم مي باشد.

* محافظت کبد از عوامل خطر: از عواملي که بر روي فعاليت طبيعي کبد اثر سوء دارند، بايد پرهيز نماييد. از مهم ترين اين عوامل، مصرف برخي از داروها مي باشد. لذا در هنگام مراجعه به پزشک، به او بگوييد که مبتلا به کبد چرب مي باشيد که در تجويز دارو به آن توجه نمايد.

پيشگيري

رژيم غذايي سالم: شما بايد رژيم غذايي سالمي را با مصرف بالاي ميوه، سبزي، غلات سبوس دار و چربي هاي مفيد براي خود انتخاب کنيد.
جلوگيري از افزايش وزن به ويژه چاقي شکمي: داشتن رژيم غذايي سالم به همراه فعاليت بدني، به حفظ وزن سالم کمک مي نمايد. در صورت چاق بودن، از همين امروز براي کاهش وزن خود اقدام نماييد.

غذاهاي مضر براي كبد

غذاهاي فريز شده، زودپز شده، ترشيجات، رب، سس، نمك زياد، چاي پر رنگ، ادويه جات تند، غذاهاي فست فوت ، شيريني جات پيتزا، غذاهاي تبليغي غير ارزشمند (پفك، چيپس، شكلات، بيسكوييت و…)، مصرف گوشت و تخم مرغ به ميزان زياد، انواع سرخ كردني ها مانند سير داغ، پياز داغ، غذاهاي چرب و نوشابه هاي گازدار.

غذاهاي مفيد براي كبد

آب، ميوه جات سالاد (كاهو، خيار، هويج، جوانه ها)، ليمو ترش تازه، سوپ جو هفته اي يك بار به همراه آلو بخارا، استفاده 2 تا 3 قاشق عسل به صورت شربت عسل، استفاده از ترشيجات طبيعي (زرشك، شاتوت و…)، انواع مركبات، توت فرنگي، هويج، روغن زيتون،عناب، بارهنگ و خاكشير.

هشدار: كساني كه كبد آنها مشكل دارد بايد تا چهل روز از خوردن غذاهاي سرخ كردني و فرآورده هاي حيواني پرهيز كنند. اگر كبد دچار اشكال شود، فرد دچار افسردگي، نگراني، اضطراب، خمودگي، بي حالي، چهره درهم كشيده، چهره رنگ و رو پريده، چهره تيره، ديدن كابوس و گوشه گيري مي شود.

هماچوری یا وجود خون در ادرار

وجود خون در ادرار يا هماچوري ممکن است با چشم ديده شود يا تنها هنگامي که ادرار زير ميکروسکوپ آزمايش مي‌شود، آشکار شود. هماچوري اغلب هنگامي کشف مي‌شود که آزمايش ادرار به علل ديگري نظير تست غربالگري در زمان معاينات باليني روتين، درخواست شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   مشاهده  خون در ادرار همانند خونریزی از هر مجرای دیگر بدن مهم است . هرچند اکثریت موارد بیماری بسیار مهم در پس این علامت نمی باشد ولی اگر پزشک و بیمار به این علامت بی توجه باشند ممکن است بیماری مهمی از قلم بافتد لذا تمام بیماران با این علامت بایستی بررسی شوند.

اگر در آزمایش ادرار فرد بالغ زیر میکروسکوپ بیش از 3 گلبول قرمز و یا در کودکان بیش از 3 گلبول قرمز دیده شود غیر طبیعی است. البته اگر تعداد این گلبول های قرمز به بیش از 50 عدد برسد تازه بیمار متوجه تغییر رنگ ادرار خود خواهد شد که ادرار صورتی بسیار کمرنگ میشود.

 چه دلایلی برای این علامت وجود دارد ؟

هماچوري از طيف گسترده‌اي از مشکلات کليوي يا مجاري ادراري نظير عفونت، سنگ‌ها، کيست‌ها يا تومورها ناشي مي‌شود. با اين وجود، بسياري از افراد داراي هماچوري عليرغم بررسي‌هاي دقيق، مدرکي دال بر هيچ کدام از اين مشکلات را ندارند.

اين افراد حالتي تحت عنوان هماچوري خوش خيم دارند که همراه آسيب کليوي نيست. هماچوري خوش خيم دو فرم دارد، عودکننده(تک گير) و فاميلي (ارثي). هماچوري عودکننده خوش خيم معمولاً در اطفال ديده مي‌شود ولي ممکن است تا اواخر زندگي مشخص نشود.

 بر اساس سن و جنس دلایل و بیماریهای متعددی باعث خون شاشی یا هماچوری میشوند. سنگ های ادراری، تومورهای کلیه یا مثانه، بیماریهای رماتیسمی، دارو ها، ضربه، تصادف، فعالیت سنگین، التهابات ، جراحی یا دستکاری، جسم خارجی، بیماری پلی کیستیک کلیه، پس زدن پیوند کلیه، رادیو تراپی و شیمی درمانی، بیماری های خود ایمنی، بیماری عروقی، آمبولی شریانی یا ترومبوز وریدی از جمله این بیماریها هستند.

برای تشخیص همانطور که ذکر گردید سن و جنس و علاوه بر آن علایم همراه مهم هستند و وظیفه پزشک جمع بندی این موارد و با استفاده از آزمایشات مناسب، رسیدن به تشخیص است.

همراهی لخته خون بی شکل و نداشتن سوزش ادرار و درد و تب در فرد بیش از 50 سال بخصوص در مردان سیگاری میتواند نشانه سرطان مثانه باشد. در حالیکه وجود سوزش ادرار و تکرر ادرار در فرد جوان بخصوص خانمها میتواند نشانه عفونت ساده مثانه باشد.

بیماران مبتلا به یک بیماری زمینه میتواند هماچوری علامت درگیری کلیه توسط بیماری اصلی باشد( لوپوس، لوسمی، لنفوم، دیابت، …). وجود تورم بدن، کاهش یا افزایش بیش از اندازه ادرار، مصرف دارو ، بیماری زمینه نشانگر التهابات کلیه(گلومرولونفریت، اینتراستیشیل نفریت، نفریت دارویی…) است.

مصرف بعضی داروها با صدمات کلیوی همراه است  که میتواند هماچوری علامت آن باشد(متیسیلین، جنتامایسین، مسکن های غیر استروییدی…). تب و لرز ، بی حالی شدید، تغییر رنگ ادرار و درد پهلو میتواند نشانگر عفونت کلیوی باشد(پیلونفریت). درد شدید و غیر قابل تحمل و کولیکی همراه تغیر رنگ ادرار با یا بدون سوزش ادرار در مرد جوان میتواند نشانه سنگ ادراری در حالب باشد.

 تغییر رنگ ادرار همیشه بخاطر خون در ادرار نیست. غذا ها مثلا لبو ، شکلات ها، پاستیل ، کیک،یا غذا های حاوی رنگ مصنوعی، بعضی از دارو ها مثل نیتروفورانتویین ، ریفامپین، مترونیدازول، بیماریهای کبدی مثل هپاتیت و یرقان باعث تغییر رنگ ادرار میشوند.

 بهر حال بایستی این علامت توسط پزشک بررسی مناسب شود و پس از آن درمان مناسب نیز دریافت کنند

پاسخ به پرسش هایی در مورد افزایش فشار چشم و بیماری گلوكوم

آيا مي دانيد چشم هم فشار دارد و فشار چشم بالامي رود؟ از كجا بفهميم كه فشار چشم مان بالارفته است؟ “گلوكوم يا آب سياه بيماري است كه سبب تخريب عصب بينايي مي شود. اين بيماري در آغاز هيچ علامتي ندارد ولي مي تواند در طول زمان به كاهش بينايي و در نهايت، به نابينايي منجر شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   طبق مطالعاتي كه در تهران و بعضي از استان ها صورت گرفته، ميزان شيوع گلوكوم در افراد بالاي 40 سال، حدود 4/1 درصد است.”

در بيماري گلوكوم چه اتفاقي در چشم رخ مي دهد؟

گلوكوم يك بيماري است كه انواع متفاوتي دارد. در اين بيماري، عصب بينايي بر اثر افزايش فشار داخل چشم تحليل مي رود كه البته گاهي ممكن است اين اتفاق بدون افزايش فشار داخل چشم هم رخ بدهد.

به چه دلايلي فشار داخل چشم افزايش پيدا مي كند؟يك مايع به طور دائم در داخل چشم از زوايد جسم مژگاني در حال ترشح است كه وظيفه تغذيه بافت هاي مجاور را به عهده دارد. اين مايع همان طور كه ترشح مي شود از قسمت ديگري از چشم خارج مي شود. در بيشتر انواع گلوكوم ، سدي در راه خروج مايع زلاليه ايجاد مي شود كه باعث مي شود مايعي كه دائما در حال ترشح است خارج نشده و در نتيجه فشار داخل چشم افزايش يابد. گلوكوم 2 نوع زاويه باز و بسته دارد. اين سد در نوع شايع بيماري كه همان گلوكوم زاويه باز است در ساختمان خروجي مايع زلاليه قرار دارد كه معمولابه طور ارثي ايجاد مي شود.

فرد مبتلاچه طور مي بيند؟

در گلوكوم زاويه باز ابتدا علامت خاصي وجود ندارد و ديد طبيعي است. اما اگر بيمار به موقع مراجعه نكند و درمان نشود، ممكن است به مرور ديدش محيط نداشته باشد. درست مانند اين است كه از درون يك لوله به اطراف نگاه مي كند.

چه عواملي زمينه ساز آن است؟

در انواع اصلي بيماري معمولازمينه هاي ارثي دخالت دارند؛ يعني اگر فردي در خانواده و بستگان نزديكش بيمار مبتلابه نوع شايع گلوكوم باشد، حتما بايد از نظر اين مشكل بررسي شود. عامل ديگر، نژاد است. در بعضي از نژادها مانند نژاد سياه ، گلوكوم بيشتر ديده مي شود.

در بعضي از قسمت هاي دنيا هم گلوكوم هاي زاويه بسته بيشتر ديده مي شود مانند شرق دور و به خصوص چين كه در آنجا شايع تر هستند. عامل ديگر افزايش سن است كه ميزان ابتلارا بيشتر مي كند. دوربيني، نزديك بيني يا عوامل خاص چشمي مانند كمي ضخامت قرنيه و يك سري فاكتورهاي ديگر مانند استفاده طولاني مدت از استروئيدها (كورتون) به اشكال گوناگون تزريقي، خوراكي و حتي نوع جلدي، خطر بروز آب سياه يا گلوكوم را افزايش مي دهند. همچنين التهاب داخل چشمي، ضربه و خون ريزي داخل چشم، در بروز گلوكوم موثرند.

چه افرادي بيشتر در معرض خطرند؟

ديابت و فشار خون جزء عوامل مساعدكننده اصلي محسوب نمي شوند ولي به طور كلي بيماران ديابتي بيشتر از بقيه به گلوكوم مبتلامي شوند.

سن و جنس تا چه حدي در ابتلابه اين مشكل دخيل هستند؟

البته هيچ سني از ابتلابه گلوكوم مصون نيست. حتي اين بيماري ممكن است در نوزادان هم يافت شود ولي شيوع آن خيلي كم است. به طور كلي هر چه سن بالاتر برود، ميزان شيوع بيماري گلوكوم بيشتر مي شود. جنس هم تاثير چنداني در ابتلابه گلوكوم ندارد. فقط در انواع خاصي از بيماري ممكن است تاثير جنس اهميت داشته باشد.

ظاهرچشم فرقي مي كند؟

علائم انواع گلوكوم متفاوت است ولي در نوع شايع بيماري كه گلوكوم زاويه باز و شايع ترين نوع گلوكوم است متاسفانه تا مراحل آخر، هيچ علامتي وجود ندارد، بنابراين بايد قبل از اينكه گلوكوم ديد بيمار را از بين ببرد، تشخيص داده شود و اين امر تنها با مراجعات مكرر و منظم به چشم پزشك امكان پذيرخواهد بود. چنانچه بيماري به موقع تشخيص داده شده و درمان شود، بهبودي حاصل خواهد شد ولي در مراحل پيشرفته امكان برگشت ديد حتي با درمان هم وجود نخواهد داشت و قطعا به نابينايي منجر مي شود.

آيا راهي براي پيشگيري وجود دارد؟

بعضي از انواع گلوكوم زاويه بسته معمولابا استفاده از اشعه ليزر قابل پيشگيري است اما متاسفانه انواع ديگر گلوكوم ها راه پيشگيري ندارند. البته گلوكوم زاويه بسته در ايران هم زياد است و اگر بيماران به موقع مراجعه كنند، نجات پيدا مي كنند.

براي درمان چه كارهايي براي افراد مبتلاانجام مي شود؟

تنها درماني كه مي شود روي آن حساب كرد، پايين آوردن فشار داخل چشم است و روش هاي درماني ديگر هنوز قابل قبول تعميم نيست. فشار داخل چشم را مي توانيم با دارو پايين بياوريم و چنانچه با دارو پايين نيامد، از اشعه ليزر استفاده مي كنيم و باز اگر به فشار مطلوب نرسيد به عمل جراحي دست مي زنيم.

آيا پس از همه اين درمان ها ديد چشم به حالت طبيعي برمي گردد؟

خير! چون عصب بينايي تخريب شده و قابل برگشت نيست، در نتيجه بينايي به حالت اول برنمي گردد. به همين دليل اصرار به تشخيص سريع بيماري است تا زودتر نيز درمان شود.

توصيه :

همه افراد به خصوص در سنين بالا، بايد معاينات دوره اي چشم پزشكي داشته باشند. افرادي هم كه فاكتورهاي مساعدكننده بيماري را دارند بهتر است از 40 سالگي به بعد هر سال به چشم پزشك مراجعه كنند.

اختلال وسواس

اختلال وسواسي يك نوع اختلال اضطرابي ناتوان كننده است. در اين اختلال مدام افكار مزاحم و ناخواسته اي شكل مي گيرند كه فرد نمي تواند از دست آنها خلاص شود. مثلاً ممكن است فرد دائماً از اين كه همه اجسام آلوده هستند هراس داشته باشد و براي رهايي از اين هراس مكرراً دست ها و اجسام را بشويد. وسواس شستشو يك نوع از اختلال وسواسي به شمار مي رود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   ا ختلال وسواسي از انواع خفيف تا بسيار شديد مي تواند باشد و مي تواند موجب آشفتگي زندگي فردي و اجتماعي شده و حتي كار يا تحصيل فرد را مختل كند.

علت ايجاد وسواس چيست؟

علت دقيق ايجاد وسواس مشخص نشده است ولي علل مختلفي از جمله علل مربوط به مغز، عوامل ژنتيكي و محيطي بر آن تاثير دارند. تصويربرداري از مغز در بيماران نشان مي دهد كه فعاليت مغز اين افراد الگوي متفاوتي دارد و فعاليت قسمت خاصي از مغز در آنها غير طبيعي است. اين يافته ها و نيز به هم خوردن تعادل واسطه هاي شيميايي خاصي مانند سروتونين ممكن است با بيماري در ارتباط باشد.

علائم اختلال وسواسي چيست؟

وسواس يك بيماري مزمن و طولاني مدت است. ممكن است علائم زماني افزايش و زماني كاهش يابند. درمان، علائم بيماري را تخفيف مي دهد ولي ممكن است برخي از علائم مدتي پس از شروع درمان نيز باقي بمانند.

اضطراب شايع ترين علامت اين بيماري است. مثلاً ممكن است فرد احساس كند كه اگر يك كار خاص را انجام ندهد اتفاق وحشتناكي رخ مي دهد. يا ممكن است مكرراً اجاق گاز ، شيرآب، بخاري، قفل در و … را چك كند و اگر اين كار را نكند احساس اضطراب شديد، پريشاني و بي كفايتي به فرد دست مي دهد وسواس چك كردن يكي ديگر از انواع وسواس است.

نشانه هاي اختلال وسواسي شامل:

1- وسواس:

افكار نابه جا، تكرار شونده، ناخواسته و اجباركننده اي است كه افكار طبيعي فرد را مختل مي كند و موجب اضطراب يا هراس مي شود. اين افكار مي توانند فجيع و بي رحمانه و يا به صورت ترس از بيماري باشد و يا مانند ترس زياد از صدمه ديدن خود يا افراد مورد علاقه ، نياز شديد به اينكه بايد همه كارها كاملاً دقيق و صحيح انجام شوند، هراس از آلودگي و كثيفي اشيا و…

2- اضطرار و اجبار:

رفتارها يا كارهاي عمدي است كه براي كنترل افكار وسواسي مكرراً انجام مي شوند. فرد به اين روش تلاش مي كند تا از دست افكار آزار دهنده خود خلاص شود. مانند شستن مكرر يا چك كردن مداوم كاري كه انجام شده، شمردن مكرريك عمل مانند شمردن مكرر دفعات شستشو، تكرار كردن كارها مثلاً چيدن مكرر اشيا براي اينكه منظم شوند، جمع آوري و انباشتن اشيا خاص و… افراد مبتلادر آگاهي از بيماري خود متفاوتند. ممكن است گاهي متوجه باشند كه افكارشان صحيح نيست و گاهي عميقاً به آن معتقد باشند.

چگونه اختلال وسواسي تشخيص داده مي شود؟

تشخيص اختلال وسواسي با توجه به علائم آن، تاريخچه بيماري و معاينه توسط پزشك صورت مي گيرد. وسواس يا اجبار به انجام كار خاص وقت گير بوده و معمولاً بيش از يك ساعت در روز طول مي كشد. همچنين به ميزان زيادي روال عادي زندگي روزمره، كار، روابط اجتماعي يا تحصيل فرد را مختل مي كند.

اختلال وسواسي چگونه درمان مي شود؟

درمان اختلال وسواسي از طريق مشاوره، روان درماني و همچنين به وسيله داروها صورت مي گيرد.داروهاي ضدافسردگي خاصي هستند كه بر واسطه هاي شيميايي مغز مانند سروتونين اثر مي كنند. براي تاثير اين داروها بر افكار و رفتارها ممكن است به چند هفته زمان نياز باشد.

روان درماني نيز از طريق روش رفتار شناختي انجام مي شود. با مواجهه تدريجي با عامل هراس و خودداري از انجام كارهاي خاص به مرور از اضطراب و هراس فرد كاسته مي شود. مثلاً اگر وسواس شستشو داريد مكررا شيئي را كه تصور مي كنيد آلوده است لمس كنيد و پس از آن دست هاي خود را نشوييد. اگر اين كار را تكرار كنيد به تدريج از هراس و اضطراب شما كاسته خواهد شد. اين كار در مورد افكار نا بجا نيز موثر است. بهترين روش، استفاده همزمان از دارو و روان درماني است.

آندوکاردیت یا عفونت قلب

آندوکاردیت (Endocarditis)‏ یا التهاب درون‌شامه قلب به معنی استقرار و تکثیر عامل عفونی در سطح داخلی قلب (آندوکارد ) و دریچه‌ها می‌باشد. اندوکاردیت باکتریایی بیماری خطرناک و گاه کشنده‌ای است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   باکتری‌ها یا قارچ‌هایی‌ که‌ وارد خون ‌می‌شوند. باکتری‌ها یا قارچ‌ها به ‌دریچه‌ها، عضله و پوشش‌ داخلی‌ قلب‌ آسیب‌ وارد می‌کنند یا آسیبی‌ را که‌ از قبل ‌وجود داشته‌ است‌ تشدید می‌کنند.  تب روماتیسمی، بیماری‌ مادرزادی‌ قلب،‌ ‌آسیب‌‌ دریچه‌های‌ قلب‌، تزریق‌ مواد آلوده‌ به‌ داخل ‌جریان‌ خون‌، استفاده‌ از داروهای‌ مختل‌کننده‌ ایمنی‌ و وجود دریچه‌ مصنوعی‌ در قلب‌ از عوامل تشدیدکننده بیماری به‌شمار می‌روند.

از علائم‌ زودهنگام‌ آندوکاردیت ‌می‌توان به خستگی‌ و ضعف،‌ تب‌، لرز و تعریق‌ زیاد به‌خصوص در شب، کاهش ‌وزن،‌ دردهای‌ مبهم و وجود صدای‌ غیرطبیعی‌ در قلب ‌اشاره کرد.

از علائم‌ دیرهنگام‌ می‌توان لرز شدید و تب‌بالا، تنگی‌ نفس ‌در هنگام ‌فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری، ورم ‌پاها و شکم، و تند یا نامنظم‌ شدن‌ ضربان‌ قلب‌ را نام برد.

عوامل خطر عفونت قلب

برخی از شرایط یا بیماری های قلبی که فرد را در معرض خطر ابتلا به عفونت قلب قرار می دهند عبارتند از :

– دریچه قلبی مصنوعی (پروتز)

– سابقه قبلی ابتلا به اندوکاردیت

– آسیب دریچه های قلبی در اثر بیماری تب روماتیسمی یا سایر بیماری ها

– برخی از نقایص مادرزادی قلبی

– کاردیومیوپاتی (بزرگ شدگ قلب)

– پیوند قلب و متعاقب آن ابتلا به یک اختلال دریچه ای قلب

اگر دریچه‌ قلبتان ‌آسیب‌‌دیده‌ است‌، قبل‌از هر عمل ‌پزشکی و دندانی‌، مشکل ‌خود را به ‌پزشک ‌یا دندانپزشک ‌اطلاع ‌دهید

تشخیص عفونت قلب

اقدامات‌ تشخیصی‌ ممکن ‌است ‌شامل شمارش‌ سلول‌های خون و کشت‌خون‌، نوار قلب‌، عکسبرداری‌ از قلب و ریه‌ها با اشعه ایکس و اکوکاردیوگرام باشد.

بستری‌ شدن ‌در بیمارستان‌ در مرحله‌ حاد بیماری صورت می‌گیرد.

بعضی‌ از بیماران‌ را می‌توان‌ از بیمارستان‌ ترخیص‌ کرد و ادامه‌ مراقبت‌ از آنها را در منزل‌ پی‌ گرفت‌.

در بعضی‌ از بیماران‌ جراحی‌ برای‌ تعویض‌ دریچه‌ عفونی‌ شده‌ انجام می‌شود.

درمان‌ عفونت قلب

این بیماری معمولا با تشخیص‌ و درمان ‌زودهنگام ‌قابل ‌معالجه ‌است، ‌اما بهبود آن ممکن ‌است‌ هفته‌ها طول‌ بکشد.

اگر درمان ‌به ‌تاخیر افتد، عملکرد قلب کاهش ‌یافته‌ و نارسایی‌ احتقانی‌ قلب‌ و حتی مرگ ‌رخ ‌خواهد داد.

پیشگیری‌ از عفونت قلب

اگر دریچه‌ قلبتان‌ آسیب‌دیده‌ است، ‌یا صدای‌ غیرطبیعی‌ در قلب ‌شما شنیده‌ می‌شود، پیش‌ از انجام‌ هر گونه ‌عمل پزشکی‌ که ‌امکان‌ ورود باکتری‌ها به ‌خون‌ در آن ‌وجود دارد، به ‌پزشک خود ‌اطلاع ‌دهید تا آنتی‌بیوتیک مناسب‌ برای ‌پیشگیری‌ از بروز آندوکاردیت را‌ دریافت‌ کنید. این‌ مساله ‌به‌خصوص ‌باید قبل ‌از کارهای‌ دندانپزشکی‌‌ و عمل جراحی‌ دستگاه‌ ادراری‌ یا گوارشی ‌مدنظر قرار گیرد.

همچنین می توانید اقداماتی را جهت کاهش میزان خطر انجام دهید؛ برای مثال مهم است که روزانه دندان‌های خود را مسواک زده و نخ دندان بکشید و به طور منظم برای معاینه دندان‌هایتان به دندانپزشک خود مراجعه کنید. این اقدامات در کاهش خطر آندوکاردیت موثرند.

رعایت موارد زیر به بیماران توصیه می‌شود

تا زمان ‌بهبودی‌ کامل‌ در رختخواب ‌استراحت‌ کنید.

زمانی‌ که‌ در رختخواب ‌استراحت ‌می‌کنید، پاهای‌ خود را مرتب‌ خم‌ و راست ‌کنید تا از تشکیل‌ لخته‌ خون در سیاهرگ‌های‌ عمقی‌ پا پیشگیری‌ شود.

فعالیت‌های عادی‌ خود را در صورتی‌ که‌ وضعیت‌ جسمی‌تان‌ اجازه ‌داد، می‌توانید از سر بگیرید.

اگر دریچه‌ قلبتان ‌آسیب‌‌دیده‌ است‌، قبل‌از هر اقدام ‌پزشکی‌، مشکل ‌خود را به ‌پزشک ‌یا دندانپزشک ‌اطلاع ‌دهید. در برخی‌ از موقعیت‌ها، نیاز به ‌استفاده ‌از آنتی‌بیوتیک‌ برای‌ پیشگیری‌ از آندوکاردیت‌ وجود خواهد داشت‌.

پس ‌از رهایی‌ از آندوکاریت‌، مرتبا ‌زیر نظر پزشک ‌باشید تا از عود بیماری‌ پیشگیری‌ شود.

چه موقع باید نزد پزشک رفت؟

اگر یکی‌ از موارد زیر به‌هنگام ‌درمان‌ یا پس ‌از آن ‌رخ‌ دهد، باید به پزشک مراجعه شود:

افزایش وزن بدون دلیل، وجود خون‌ در ادرار، تنگی‌نفس ‌یا درد قفسه‌سینه‌ و ضعف ‌یا فلج ‌ناگهانی‌ عضلات

سرطان پوست

پوست بزرگ‌ترین عضو بدن است که وظایف متعددی را بر عهده دارد. خنک نگهداشتن بدن و ساختن ویتامین دی به وسیله نور خورشید در بدن است و بدن را از عفونت، نور، از دست رفتن آب و سایر مایعات و جراحت حفاظت می کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   سرطان پوست یکی از مشکلات پوستی است که متاسفانه در سال‌های اخیر روند رو به گسترشی داشته است. در سرطان پوست سلول‌های بدخیم که از بافت پوست نشأت می‌گیرند به طور نامنظم و فزاینده‌ای تکثیر و به طریقی از سیستم ایمنی و دفاعی بدن عبور می‌کنند بدون این‌که موجب عکس‌العمل تدافعی و تهاجمی در سیستم ایمنی بدن شوند.

مهم‌ترین عامل ایجاد سرطان پوست، جهش در سلول بر‌اثر اشعه ماورای بنفش خورشید است با توجه به نوع سلول پوستی که دچار جهش ژنی شده است اشکال مختلفی از سرطان پوست به‌وجود می‌آید که هر کدام نشانه‌ها و عوارض خاص خود را دارند.

تعریف بیماری سرطان پوست

سرطان پوست بیماری است که در آن سلولهای بدخیمی که از بافت پوست نشات می گیرند و به طور نامنظم و فزاینده ‌ای تکثیر و به طریقی از سیستم ایمنی و دفاعی بدن عبور می کنند بدون اینکه موجب تحریک عکس‌العمل تدافعی و تهاجمی در سیستم ایمنی بدن شوند.

علل بروز سرطان پوست :

1- مهمترین عامل مستعدکننده سرطان پوست، جهش در  دی ان آ سلول بر اثر اشعه ماورای بنفش است که منجر به شروع سرطانی شدن سلولها می شود.

2- تماس با مواد شیمیایی و رادیو اکتیو

3-  سوختگی

4- خالکوبی

5- زخمهای باز

6- سرطان پوست معمولاً در بخش‌های در معرض آفتاب بروز می‌کند٬ یعنی صورت، لب‌ها، گوش‌ها، گردن، دست‌ها و دیگر قسمت‌هایی که در معرض آفتاب هستند. البته این احتمال هم هست که سرطان پوست،

در قسمت‌های دیگر بدن ظاهر شود٬ مثلاً در کف دست، فاصله بین انگشتان یا حتی اعضای تناسلی. احتمال سرطان پوست برای هر فردی با هر نوع پوستی، وجود دارد

انواع سرطان پوست

1- سرطان سلول‌های بنیانی یا پایه پوست

این نوع سرطان ، شایع‌ترین گونه سرطان پوست میباشد و حدود 80 درصد سرطان های پوست را شامل می شود . سرطان سلولهای بنیانی که در لایه خارجی پوست مستقر هستند ،

دارای سرعت رشد کم بوده و به ندرت گسترش می یابد . محرک رشد این سلولها شامل تماس با مواد شیمیایی و رادیو اکتیو ، سوختگی ، خالکوبی ، قرار گرفتن در معرض تابش پرتو شدید آفتاب و غیره میباشد .

2- سرطان سلولهای فلسی پوست :

این نوع سرطان ، شکل دوم شایع سرطان پوست است که مدت طولانی در لایه اپیدرم باقی می ماند و در صورت عدم درمان می‌تواند بافتهای دیگر را مورد تهاجم خود قرار ‌دهد . محرک رشد این سلولها شامل تابش اشعه ایکس ، قرار گرفتن در معرض تابش نور شدید آفتاب ، زخمهای باز ، تماس با مواد شیمایی و غیره میباشد .

3- سرطان ملانوما :

ملانوما از خطرناک ترین انواع سرطان پوست به حساب میاید. سرطان ملانوما در اثر رشد بدخیم سلولهای ملانومیسم حاصل میگردد . این سلولها رنگدانه تیره پوست، خال‌های بدن ،
رنگ چشم را پدید میاورند به این خاطر غذه های سرطانی ملانوما غالبا سیاه و یا قهوه‌ای هستند . درمان این نوع سرطان با تشخیص زود هنگام امکان پذیر است. اما اگر به سایر بافتهای بدن گسترش یابد ، امکان معالجه آن غیر ممکن است .

پوست بدن دارای رنگدانه هایی به نام ملانین است که میتواند مانع از ورود میزان معینی اشعه فرابنفش به درون بدن شود .

ملانین ها در اشخاصی که به شکل طبیعی دارای پوست تیره تری هستند زیادتر بوده و آنها مصونیت بالاتری در مقابل تابش نور آفتاب دارند. به این خاطر اشخاصی که دارای پوست روشن تری هستند بیشتر در خطر ابتلا به سرطان پوست میباشند .

اشخاصی که رنگ پوست تیره دارند ، کمتر به نور خورشید حساس هستند . اما آنها نیز در برابر مضرات آفتاب ایمن نیستند و هر شخصی بایستی خود را از صدمات تشعشعی، محافظت نماید .

علائم سرطان پوست

1- رشد غيرطبيعي زخمها و خالهاي پوستي

2- زخمهائي كه بهبود نمي يابند و با خونريزي همراه هستند.

3- زخمي كه بهبود آن مدت زيادي به طول بينجامد.

4- تغيير رنگ خالهاي پوستي

نکته مهم :

اگر خال یا لکه ای در پوست شما از نظر اندازه، شکل، رنگ یا حاشیه ها تغییراتی داشت یا در صورت داشتن بیش از یک رنگ، عدم تقارن، خارش، ترشح یا خونریزی حتما به پزشک مراجعه کنید.

افراد در معرض خطر جهت ابتلا به سرطان پوست :

1- افرادی که دارای پوست لطیف هستند .

2- افرادی که دارای خالها یا لکه های قهوه ای رنگ پوست هستند .

3- افرادی که مکررا درکودکی دچار آفتاب سوختگی شده اند .

4- افرادی که در هوای آزاد  و مکانهای مرتفع که آفتاب گیر است کار میکنند .

5- افرادی که دارای سابقه خانوادگی سرطان پوست هستند .

6- افرادی که به علتی پرتو درمانی شده اند

پيشگيري از سرطان پوست

1- قبل از خروج از منزل از ضد آفتاب مناسب که درجه محافظت آن در برابر آفتاب 30 یا بیشتر باشد استفده نمایید

2- از لباسهايي كه تمام بدن را از نورخورشيد محافظت مي كند استفاده كنيد مانند کلاه های با لبه ی پهن و لباسهایی که کاملاً بدن را بپوشاند لباسهایی که رنگ روشن دارند مناسب تر هستند.

3- تا حد امکان از قرار گرفتن در معرض نور خورشيد بين ساعات 8صبح تا 4 بعد از ظهر بپرهيزيد.

4- انجام معاینات و آزمایشات مرتب پزشکی و معاینه ی هر ضایعه ی پوستی مشکوک توسط پزشک.

5-  خال یا لکی که با سایر خالها متفاوت باشد، اندازه ی آن از ته یک مداد بزرگتر باشد باید توسط پزشک معاینه شود چون می‌تواند بدخیم باشد

6- اطفال علاقه به صرف وقت خود در خارج از خانه دارند و این موضوع باعث میشود که آنها تحت خطر ابتلا به تورم پوستی در اثر تماس با آفتاب قرار گیرند . لذا از قرار دادن طولانی مدت آنها در معرض نور آفتاب باید اجتناب نمود . برای اطفال بالای شش ماه میتوان کرم ضد آفتاب استعمال نمود

خال های غیر معمول پوستی

این خالها سرطانی نیستند اما می‌توانند تبدیل به سرطان شوند. این خالها می‌توانند در نواحی از بدن که با آفتاب مواجهه دارند و یا در نواحی دیگر بدن تشکیل شوند.

ویژگی های این خالها عبارتند از :

1- این خالها بزرگ هستند (عرض حدود 6 میلیمتر یا کمتر).

2-  بیشتر شکل نامنظم دارند و حاشیه آنها نامنظم است یا حالت محو شده دارد.

3- این خالها ممکن است صاف یا برجسته باشند و سطح آنها نیز ممکن است ناصاف یا صاف باشد.

4- رنگ این خالها ممکن است یکدست نباشد و مخلوطی از چند رنگ مثلا صورتی، قرمز، برنزه یا قهوه ای باشد.

5- عدم تقارن دارند به این معنی که نیمه ی خال با نیم دیگر آن مشابه نیست

6- خالی که اندازه اش به سرعت تغییر کند، بزرگ یا چروکیده شود تغییر رنگ بدهد، خارش دار شود یا خونریزی داشته باشد باید معاینه شود

نکاتی برای بررسی خالها :

پوست خود را پس از دوش گرفتن و زمانی که مرطوب است چک کنید. محل شایع بروز ضایعات ملانوما در مردان ناحیه پشت تنه و در زنان در در پایین ران و ساق است. اما به این محلها اکتفا نکنید و ماهی یک بار همه ی بدن را برای یافتن لکه ها و خالهای مشکوک چک کنید.

از سر شروع کنید و نواحی پنهان را نیز فراموش نکنید. قسمتهایی مانند لا به لای انگشتان دست و پا، کشاله ران، کف پاها و پشت زانوها نباید فراموش شوند.

پوست سر و گردن را نیز چک کنید. می‌توانید از آینه یا از کمک یکی از اعضای خانواده برای چک کردن قسمتهایی که دیده نمی‌شوند استفاده کنید.

می‌توانید از خالها عکس بگیرید تا تغییرات آنها در آینده بتوانید بفهمید. اگر نوجوان هستید، باردار هستید یا حوالی یائسگی هستید توجه بیشتری به خالها و لکها داشته باشید چون در این زمانها تغییرات هورمونی در بدن رخ می‌دهند.

هشدارهايي در مورد سرطان پوست

هر ضايعه يا زخمي كه بهبود نيابدو تغيير اندازه وشكل يا خونريزي داشته باشد يكي از علائم هشدار دهنده سرطان پوست مي باشد.

علائم سرطان پوست

-‌  رشد غيرطبيعي زخمها و خالهاي پوستي
-‌  زخمهائي كه بهبود نمي يابند و با خونريزي همراه هستند.
-‌  زخمي كه بهبود آن مدت زيادي به طول بينجامد.
-‌  تغيير رنگ خالهاي پوستي

توجه:

• اگر سرطان پوست به موقع تشخيص داده و درمان شود خطر گسترش آن به ساير قسمتها كاهش مي يابد.

آيا مي دانيد؟

• نور خورشيد يكي از علل بوجود آورنده سرطان پوست است ؟

• براي جلوگيري ازعوارض نامطلوب آن از محافظ  پوست و ضد آفتاب مناسب استفاده كنيد.

براي پيشگيري از سرطان پوست بهتر است:
-‌  قبل از خروج از منزل از ضد آفتاب مناسب استفاده كنيد.
-‌  از لباسهايي كه تمام بدن را از نور خورشيد محافظت مي كند استفاده كنيد.
-‌  از قرار گرفتن در معرض نور خورشيد بين ساعات 8صبح تا 4 بعد از ظهر بپرهيزيد.

بدخیم‌ترین

ملانوم پوستی از ملانوسیت‌های پوست که استحاله بدخیمی پیدا کرده‌اند منشا می‌گیرد. ملانوسیت‌ها رنگدانه تیره پوست، مو، چشم و خال‌های بدن را تولید می‌کنند. از این رو تومورهای ملانوما اکثراً قهوه‌ای یا سیاه است. ولی در موارد معدودی نیز سرطان‌های ملانوم رنگدانه تولید نکرده و به رنگ پوست صورتی قرمز یا بنفش ظاهر می‌شوند. این سرطان از بدخیم‌ترین سرطان‌های پوست محسوب می‌شود.

شیوع ملانوما در دهه‌های اخیر رو به افزایش بوده، به‌طوری که در دنیای صنعتی به عنوان یک سرطان شایع مطرح است. علت اصلی ملانوم ناشناخته است.

اما عوامل متعددی از جمله عوامل ژنتیکی، تابش اشعه ماورای بنفش و تماس‌های محیطی در ایجاد این بیماری دخیل است. ملانوم با انتشار سطحی، ملانوم گره ای(ندولر) و ملانوم آکرال از انواع این سرطان محسوب می‌شود.

علائم و نشانه‌ها

اغلب اولین علامت ملانوما، تغییر در شکل، اندازه و رنگ در خال موجود است. اکثر ملانوماها یک حاشیه سیاه یا آبی متمایل به سیاه دارند. ملانوما همچنین به شکل خال‌های جدید سیاه، غیر طبیعی و با ظاهر بدشکل ظاهر می‌شود.

در بیشتر ملانوما‌های پیشرفته، کیفیت و قوام خال تغییر می‌کند برای مثال سفت شده و حجیم می‌شود و از خال‌های معمولی متفاوت به نظر می‌رسد. اکثر تومورهای پیشرفته خارش، التهاب و خونریزی دارند ولی معمولا ملانوماها درد ندارند.

در ملانوم سطحی لکه‌ای به صورت لکه‌ای مسطح یا کمی بر آمده با حاشیه نامنظم ظاهر می‌شود. این لکه ممکن است به رنگ‌ها‌ی قهوه‌ای، سیاه، قرمز، آبی یا سفید نیز ظاهر شود.

ملانوم گره‌ای معمولا جنبه تهاجمی داشته و زمانی تشخیص داده می‌شود که سطح آن بر آمده شده است. رنگ این گره‌ها اکثرا سیاه و بعضی اوقات آبی، خاکستری، سفید، قهوه‌ای، برنزه، قرمز یا همرنگ پوست است. این نوع سرطان معمولاً در تنه، پا، دست افراد مسن و روی سر مردان دیده می‌شود. این نوع سرطان شدیدترین و تهاجمی‌ترین نوع سرطان ملانوم است.

درمان

ملانوما اگر زود تشخیص داده شود درمان آن صد درصد امکان پذیر است؛ اما چنانچه حالت تهاجمی پیدا کرده و به سایر بافت‌های بدن سرایت کند، درمان آن امکان پذیر نخواهد بود. درمان ملانوما بستگی به وسعت بیماری، سن بیمار، سلامت عمومی و سایر عوامل دارد. فرد مبتلا ممکن است تحت درمان جراحی، شیمی درمانی، درمان بیولوژیک، رادیوتراپی یا ترکیبی از این درمان‌ها قرار گیرد. افراد مبتلا به ملانوما اغلب توسط یک تیم متخصص درمان می‌شوند. تیم درمانی شامل متخصص پوست، جراح، انکولوژیست، رادیوتراپیست و نهایتا جراح پلاستیک است.

مراقب باشید

برخی افراد بیشتر احتمال ابتلا به ملانوما را دارند، اگر هر یک از شرایط زیر را دارید باید بیشتر مراقب خود باشید

-‌‌ تعداد خال‌های معمولی بدنتان زیاد (بیش از 50 عدد) باشد در این حالت خطر بروز ملانوما افزایش می‌یابد.

-‌ ملانوما در افراد با پوست روشن یا افرادی که دچار آفتاب سوختگی شده یا افراد دارای کک و مک، زیاد دیده می‌شود.(این افراد اغلب موهای روشن و قرمز و چشمان آبی دارند.) سفید پوستان بیشتر از سیاه‌پوستان به ملانوما مبتلا می‌شوند زیرا پوست‌های روشن خیلی در برابر آفتاب صدمه می‌بیند.

-‌ افرادی که تحت درمان ملانوما قرار دارند، خطر بیشتری برای ابتلا به ملانومای ثانویه دارند.

-‌ افرادی که دارای یک یا چند سرطان پوستی هستند نیز در معرض خطر بیشتر ابتلا به ملانوما قرار دارند.

– گاهی اوقات ملانوما فامیلی بوده و داشتن دو یا چند عضو خانواده مبتلا، عامل خطر به حساب می‌آید. زمانی که ملانوما در یکی از اعضای خانواده به‌وجود می‌آید، همه افراد باید به‌طور منظم، توسط پزشک کنترل شوند.

-‌ افرادی که سیستم ایمنی آنان توسط سرطان، داروهای دریافتی به‌دنبال پیوند عضو و ابتلا به ویروس ایدز تضعیف شده است،درمعرض خطر بیشتر ابتلا به بیماری قرار دارند.

-‌‌ افرادی که دچار حداقل یک آفتاب سوختگی در زمان کودکی یا نوجوانی شده‌اند، بیشتر در معرض ابتلا به ملانوما هستند.

-‌ رابطه مستقیمی بین ابتلا به ملانوما با طول مدت زمانی که فرد در مقابل اشعه خورشید قرار گرفته، وجود دارد.

شکستگی لگن

لگن دربرگیرنده اندام های ادراری و تناسلی است و شکستن آن خطر آسیب به این اندام ها را در بر دارد. این نوع شکستگی اغلب بر اثر سقوط روی اندام تحتانی رخ می دهد و معمولا در افراد مبتلا به پوکی استخوان و سالمندان بیشتر اتفاق می افتد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  شكستگي لگن يكي از مشكلات شايعي است كه در دوران پيري به سراغ بسياري از سالمندان مي‌آيد، اما زنان سالمند خصوصا در سال‌هاي پس از يائسگي بيش از مردان در معرض خطر شكستگي لگن قرار مي‌گيرند.

واضح است كه اين مشكل بر اثر كمبود ويتامينD ، كلسيم و پوك شدن استخوان‌ها به وجود مي‌آيد.

اخيرا نيز متخصصان اعلام كرده‌اند علاوه بر اين، سابقه خانوادگي، استعمال سيگار و تحرك نداشتن ضريب دچار شدن به شكستگي لگن را افزايش مي‌دهند؛ به همين منظور پزشكان توصيه مي‌كنند تا افراد به ميزان كافي ويتامينD و كلسيم دريافت كنند تا استخوان‌هاي محكمي داشته باشند.

سازمان جهاني بهداشت(who) ، تعداد موارد شكستگي لگن تا سال 2050 را 3/6 ميليون مورد پيش‌بيني مي‌كند كه اين نسبت در مقايسه با سال 1990، سه برابر است.

مطابق اين پيش‌بيني‌ها 75 درصد اين شكستگي در سال 2050 در كشورهاي در حال توسعه خواهد بود.

اين محققان آورده‌اند: شايع بودن زمين‌خوردگي روي سطوح هموار در گروه سالمندان به تفاوت سبك زندگي مردم كشور ما با كشورهاي غربي در استفاده از فرش بستگي دارد.

همچنين محققان بر لزوم رعايت استانداردهاي فيزيكي در منزل و آموزش سالمندان و خانواده آنها از جمله عوامل موثر در جلوگيري و بهبود دادن شكستگي‌ها تاكيد كردند.

●  علائم:

ناتوانی در راه رفتن و ایستادن با وجود ظاهر سالم اندام های تحتانی، درد در نواحی پشت، کشاله ران یا لگن که با حرکت افزایش می یابد، پارگی مثانه، وجود خون در ادرار، درد یا ناتوانی در تخلیه ادرار، خونریزی داخلی و شوک از نشانه های این شکستگی است.

بهترین راه برای شناسایی شکستگی لگن این است که دو طرف لگن را به آرامی به سمت پایین و داخل فشار دهید. لگن شکسته با این کار دردناک خواهد شد.

●  اقدامات:

مصدوم را به پشت بخوابانید و از او بخواهید که حرکت نکند. یک تکه پارچه حجیم یا جسمی نرم زیر زانوهایش قرار دهید تا زانو کمی خم شود. در صورت عدم دسترسی به آتل های سخت از آتل خودی استفاده کنید.

پاها را از مچ تا لگن با شال، روسری یا باند، محکم به هم ببندید و ثابت کنید. اگر درد مصدوم غیرقابل تحمل بود از بستن پاها خودداری کنید و تا رسیدن اورژانس پاهای مصدوم را از ناحیه مچ و زانو در امتداد بدنش با دست نگه دارید.

● شکستگی ران

ضربات شدید می تواند منجر به شکستگی استخوان ران و فرورفتن سر تیز آن به داخل شاهرگ های مجاور آن شود. بنابراین اقدامات اولیه مناسب نقش حیاتی در زندگی مصدوم دارد.

▪ علائم:

درد در محل شکستگی، عدم توانایی در راه رفتن، کوتاه شدن استخوان ران، چرخیدن زانو و پنجه پا به خارج و شوک ناشی از خونریزی داخلی از جمله نشانه های شکستگی ران است.

▪ اقدامات:

نحوه بی حرکت سازی و آتل بندی استخوان ران مانند شکستگی لگن است. فقط زیر زانو را در این شکستگی خم نمی کنیم.

در این شکستگی در صورت دسترسی از آتل سخت استفاده کنید.

یک تخته چوب را طوری کنار پای شکسته قرار دهید که از زیر بغل تا نوک پا ادامه یابد.

هر دو پا را به این تخته ثابت کنید. نبض مچ پا را بگیرید اگر نبض را حس نکردید بلافاصله با اورژانس ۱۱۵ تماس بگیرید.

تقريبا” در شکستگي لگن، عمل جراحي همواره ضروري است، ليکن نوع عمل بستگي به نوع شکستگي دارد.

اگر شکستگي در گردن استخوان ران باشد،قطعات شکستگي انتهايي ميتوانند از طريق فيکساسيون اينترنال جمع گردند. . اما شکستگي درطول  گردن استخوان ران که  باعث قطع جريان خون به سر استخوان ران مي گردد مي تواند در نهايت باعث نکروزعروقي شود، بنابراين برخي از پزشکان معتقدند تعويض مفصل ران (هيپ ) درمجموع انتخابی بهتر است.

اگرشکستگی در طول منطقهء بخش خارجی فوقانی استخوان ران باشد(بخش اینتر تروکانتریک)، که واجد  منبع خوبی از خون است،  معمولا با موفقيت به روش فیکساسیون داخلي درمان مي شود .

●  عوارض شکستگی لگن خاصره

از عوارض عمده شکستگی لگن خاصره ، آسیب به احشاء (از جمله مجاری ادراری و مثانه ، رکتوم یا واژن) و خونریزی داخلی می‌باشد که ممکن است مصدوم مقدار زیادی خون از دست بدهد. مصدوم حتی ممکن است تا 4 لیتر خون از دست بدهد و همین سبب شوک و مرگ مصدومین بشود.

میزان مرگ و میر به ویژه در شکستگی باز لگن خاصره ، بسیار بالا است.

● عوارض جدي شكستگي لگن

عوارض کلی این شکستگی‌ها عبارتند از زخم بستر، عفونت ریوی، عفونت ادراری، لخته شدن خون در ساق و انتقال آن به ریه و دیگر نقاط بدن.

گاهی اوقات چند هفته پس از جراحی پیچ گذاشته شده در سر استخوان ران از سر خارج شده، جابه‌جا می‌شود. این عارضه بیشتر در کسانی که پوکی استخوان شدید دارند، شدت شکستگی در آنها زیاد است یا در کسانی که بدرستی عمل نشده‌اند، دیده می‌شود.

در صورتی که جابه‌جایی قطعات شکسته، پیچ و پلاک زیاد باشد، بیمار نیاز به عمل جراحی مجدد دارد که در عمل مجدد، پیچ و پلاک قبلی خارج شده شکستگی مجدد جا انداخته مي‌شود و با پیچ و پلاک جدید فیکس مي‌گردد.

عارضه بدجوش خوردن شکستگی در مواردی به وجود می‌آید که درمان جراحی برای بیمار انجام نشده یا حین جراحی قطعات شکسته، خوب جا نرفته باشند یا بعد از جراحی به هر علتی جابه‌جایی اتفاق افتاده باشد.

در این موارد اندام تحتانی مبتلا کوتاه‌تر مي‌شود و حالت چرخیده به خارج پیدا خواهد کرد. این تغییر شکل‌ها در اکثر مواقع کم بوده، کوتاهی اندام با کمی بلند کردن پاشنه کفش جبران می‌شود. در موارد تغییر شکل شدید بخصوص اگر بیمار جوان باشد، انجام عمل جراحی مجدد و استئوتومی لازم می‌شود. عارضه جوش نخوردن شکستگی در شکستگی‌های ناحیه اینترتروکانتریک کمتر اتفاق می‌افتد.

با این حال تعدادی از شکستگی‌های اینترتروکانتریک ممکن است جوش نخورد. درمان این عارضه جااندازی و فیکس کردن قطعات با پیچ و پلاک و در مواردی استفاده از پیوند استخوان است.

پسودوتومور سربری

پسودوتومور سربري (pseudotumor cerebral ) يا تومور كاذب مغزي نام يك بيماري مغزی است كه در آن تمام علائم يك تومور مغزي مشاهده شده ولي تومور بصورت فيزيكي وجود ندارد و فقط فشار مايع مغزي داخل جمجمه افزايش مي يايد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اين افزايش فشار بعلت توليد بيش از حد مايع مغزي و بدنبال آن عدم جذب به موقع آن از جمجمه است.

عارضه شايع اين بيماري بالا رفتن فشار در گره عصبي پشت چشم و بدنبال عدم درمان، قطع اين اعصاب و كوري برگشت ناپذير است.

پسودوتومور سربري با افزايش خوش خيم فشار داخل جمجمه اي تعريف مي گردد. پسودوتومور سربري دلايل مختلفي دارد. البته اغلب موارد ايديوپاتيك است كه به طور تيپيك در دختران چاق ديده مي شود.

در اين افراد مايع مغزي-نخاعي طبيعي بوده و شواهدي از توده داخل جمجمه، ترومبوز سينوس هاي وريدي و يا انسدادي در جريان مايع مغزي-نخاعي وجود ندارد

علل:

دليل شناخته شده اي جهت اين بيماري پيدا نشده است ولي اغلب اين بيماري در زنان جوان و اغلب چاق در دوران بلوغ و بعد از آن ديده شده است كه ميتواند به علت بهم خوردن نظم هورمونها در بدن فرد باشد. اين بهم خوردن نظم ميتواند بطور كم كاري تيروئيد در اين افراد ديده شود.

علت اصلي ايجاد اين بيماري تنگ شدن سينوس وريدي دورال در شبكه عنكبوتي سينوسهاي مغزي است كه باعث عدم جذب بمقدار كافي مايع مغزي ميباشد. بدنبال توليد بيش از حد و عدم جذب اين مايع، فشار آن در داخل جمجمه بالا رفته و ميتواند به اعصاب ديگر آسيب برساند.

علائم:

سردرد اغلب ميگرني در بيماران، تاري ديد، مگس پران چشمها، گز گز و يا انقباض عضلات اندامها مخصوصاً دست و پا، گز گز گوش (اغلب اين علائم پس از خم شدن بيمار به جلو بيشتر ميشود)، در زمان پيشرفت بيماري، كاهش پيشرونده ديد محيطي، ديد بصورت مواج و كوررنگي است كه پايان كوري ناگهاني با قطع اعصاب بينايي.

تشخيص:

پزشك مربوطه ميتواند ابتدا با افتالموسكوپ پشت چشم بيمار را مشاهده نموده و سپس جهت تاًييد بيماري ايشان را جهت ام آر آي راهنمايي نموده و در قدم بعدي پس از تآييد بيماري، بيمار بايد جهت بررسي پيشرفت بيماري و ميزان درگيري اعصاب چشم، فوندوس فوتو (عكس از اعصاب پشت چشم) نزد چشم پزشك متخصص انجام دهد.

درمان:

اين بيماري درمان قطعي ندارد ولي جهت كنترل آن در گام اول، پزشك با توجه به پيشرفت بيماري، روش غيرتهاجمي (درمان دارويي) و يا روش تهاجمي (خارج كردن مايع مغزي از نخاع بيمار) را انتخاب ميكند.

روش درمان دارويي معمولاً با شروع دوز مناسب از قرص استازولاميد آغاز شده و ادم اعصاب پشت چشم بيمار هر هفته توسط پزشك معالج كنترل ميگردد. در صورت عدم جواب به درمان دارويي، ناگزير به خارج كردن مايع نخاعي ( ال پي )از بين مهره هاي كمر بيمار  ميباشد.

اين عمل با سرسوزنهاي مخصوص و در يك محيط استريل توسط پزشك متخصص در چند مرحله (بسته به مقدار مايع مغزي) در فاصله هر دو روز انجام ميگيرد.

پس از ال پي نيز مجدداً قرص استازولاميد تجويز شده و بيمار تا چند مدت بايد توسط پزشك متخصص ويزيت گردد.

به بيماران حتماً بايد توصيه نمود تا از مصرف داروهاي هورموني و آنتي بيوتيكها (مخصوصاً سايكلين دار ها) تا حد امكان و بدون مشورت با پزشك معالج خودداري نمايند.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »