خونریزی بینی یا خون دماغ

یکی از شایع‌ترین مشکلاتی که هر فرد در طول زندگی ممکن است با آن روبه‌رو شود، خونریزی از بینی است. تقریبا ۱۰ درصد مردم معمولا دچار خونریزی شدید می‌شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بینی به علت اینکه وظیفه گرم کردن هوای دم و مرطوب نمودن آن را دارد دارای عروق خونی زیادی می‌باشد. اکثریت خونریزی بینی خودبخود و یا با فشار مختصری که خود بیمار به بینی وارد می‌آورد ایجاد میشود. تنها درصد کمی از خونریزیهای بینی نیازمند ویزیت پزشک می‌باشد .

خون‌ریزی ممکن است جزیی و یا خیلی شدید باشد. در واقع بعد از خونریزی‌های قاعدگی، خون‌ریزی بینی شایع‌ترین خون‌ریزی در انسان است که به علت پارگی عروق مخاط بینی اتفاق می‌افتد.

شایع‌ترین علت خونریزی بینی، ضربه (تروما) تلقی می‌شود. ضربه‌های خفیف، نظیر دست کاری بینی با انگشت، سبب از بین رفتن ترشحات طبیعی که محافظ پوست و عروق هستند، می شود و منجر به خون‌ریزی بینی می‌گردد.

افراد با فشار خون بالا نیز مستعد خون‌ریزی بینی هستند. این مشکل در میان افراد مسن و به خصوص زنان یائسه که موجب جمع و خشک شدن بافت‌های بدن از جمله مخاط بینی می‌شود، رایج‌تر است.

دست کاری بینی با انگشت،فشار خون بالا، تحریک غشاء مخاط بینی توسط جسم خارجی، تخلیه شدید بینی به هنگام سرماخوردگی، خشکی مخاط در فصل زمستان، یا تحریک آن زیر آفتاب شدید تابستان، عفونت‌های بینی و پولیپ یا مصرف برخی از داروها از عوامل بروز خون ریزی بینی هستند.

● علل شایع خونریزی بینی:

۱) ضربه به بینی
۲) خشکی مخاط بینی
۳) فشار خون بالا
۴) عفونت دستگاه تنفسی
۵) جسم خارجی در بینی
۶) بیماریهای انعقادی خون

●  نشانه‌ها:

۱. خونریزی از یکی یا هر دو سوراخ‌های بینی
۲. استفراغ خونی

● انواع خونریزی:

▪ خونریزی قدامی( جلوی بینی)
▪ خونریزی خلفی (پشت بینی)

● مراقبت خانگی:

۱. برای متوقف کردن خونریزی از بینی تمام قسمت نرم بینی (و نه فقط سوراخ‌ها) را از بین شست و انگشتان برای ده دقیقه فشار دهید.
۲. به کودک خود در خردسالی یاد دهید که چطور خون دماغ را متوقف کند.
۳. برای متوقف کردن خون دماغ، از وازلین یا کرم آنتی‌بیوتیک داخل سوراخ‌های بینی صبح و عصر و برای ۱۴ روز استفاده کنید.
۴. از یک بخور یا مرطوب کننده در اتاق بچه استفاده کنید.

● تدابیر درمانی در خونریزی قدامی:

۱) خونسردی خود را حفظ نمائید.
۲) در حالت نشسته یا نیمه نشسته قرار گیرند.
۳) تنه کمی به طرف جلو خم شود و دهان نیز باز باشد تا خونریزی وارد حلق و بلعیده نشود.
۴) با انگشتان سبابه و شست خود پره‌های بینی را به مدت ۱۰-۵ دقیقه به هم فشار دهید. نحوه گرفتن و فشار دادن پره های بینی در خونرِیزی قدامی بینی
۵) از فین کردن خودداری نمائید.
۶)در صورتیکه خونریزی متوقف نشد به پزشک متخصص یا مرکز اورژانس مراجعه نمائید. در این مواقع معمولاً از روش کوتری یا سوزاندن رگ بینی توسط مواد شیمیائی یا تامپونهای قدامی و خلفی بکار برده میشود در صورت بند نیامدن خونریزی عمل جراحی جهت بستن شریان استفاده میشود.

● مراقبت‌های لازم بعد از گذاشتن تامپون:

ـ از خم شدن زیاد، سرفه، بلند کردن اجسام سنگین، عطسه،‌ فین کردن به مدت ۵ـ۴ روز خودداری نمائید.
ـ تامپون قدامی پس از ۴۸ـ۲۴ ساعت باید توسط پزشک متخصص خارج گردد.

▪ بعد از خارج شدن تامپون بینی:

ـ از پماد آنتی‌بیوتیک برای مرطوب شدن بینی و جلوگیری از ایجاد زخم استفاده کنید.
ـ جهت مرطوب شدن هوا از بخور استفاده شود. (بخصوص شبها)
ـ در صورت بروز خونریزی مجدد داشتن تنفس مشکل خارج شدن خون از حلق و تب فوراً به پزشک مراجعه نمائید.

● تدابیر درمانی در خونریزی خلفی:

۱) در صورتیکه فشارخون بالا باشد داروی ضد فشار خون توسط پزشک تجویز میگردد.
۲) در خونریزی شدید سرم وریدی برای بیمار وصل میگردد.
۳) در خونریزی خلفی علاوه بر تامپون قدامی دو طرفه تامپون خلفی نیز گذاشته میشود.
۴) تامپون خلفی بعد از ۷۲ـ۸۴ ساعت و حداکثر بعد از ۴ روز خارج میشود.
۵) بعد از برداشتن تامپون خلفی به مدت یک هفته‌ روزی سه بار پماد آنتی‌بیوتیک داخل بینی زده شود.
۶) به مدت یک هفته از بخور استفاده شود.
۷) از فین کردن و دستکاری بینی خودداری نمائید.

●  موارد احتیاط:

۱. کودکی که دچار خون دماغ است، نباید بخوابد.
۲. خونسرد باشید و نگذارید بچه بترسد.
۳. از کمپرس‌های سرد، قطره‌های بینی و یا دیگر درمان‌های خانگی استفاده نکنید. چون لازم نیستند.
۴. سوراخ‌های بینی کودک را با پنبه یا گاز استریل نگیرید.

سکته مغزی

سکته مغزی یعنی بسته شدن یا پاره شدن یک شریان مغزی که به‌ دنبال آن اختلال در گردش خون آن ناحیه از مغز ایجاد شده و موجب تظاهرات عصبی زیاد مثل فلج نیمه بدن، اختلال تکلم و اختلال در راه رفتن می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، سلول های مغز باید بطور مداوم و وسیع یک ذخیره خون غنی از اکسیژن داشته باشند.اگر سلول های مغز این ماده حیاتی را از خون در یافت نکنند،از بین می روندو حمله مغزی یا سکته مغزی رخ می دهد.

علت بروز سکته مغزی

سکته مغزی به دوعلت مختلف ایجاد می گردد:

۱-انسداد مغزی:

بندرت دریک شریان سالم لخته های خون تشکیل می شوند.با این حال زمانی که دیواره داخلی شریان ها با پلاک چربی پر می شوند،شریان ها باریک شده و جریان خون آهسته ودر نتیجه احتمال ایجاد لخته بیشتر می گردد.

یکی از مهمترین دلایل شایع سکته مغزی ،ایجاد لخته خون در شریان مغز و مسدود شدن آن است. بعضی اوقات وقتی یک لخته خون یا سایر انواع ذرات در خون در یکی از رگ های بدن دور از مغز( معمولا” درعروق قلب )تشکیل می شود،توسط جریان خون سرگردان می شود و درعروق حرکت می کند تا اینکه بالاخره در یک شریان جا بگیرد.اگر این لخته خون در شریان مغزجا بگیرد ،جریان خون را مسدودمی کنداین وضعیت به سکته مغزی منجر می شود.

۲-خونریزی مغزی :

زمانی که یک شریان بیمار(آسیب دیده)در مغزپاره می شود و خون به داخل بافت اطراف منتشر می شود، نیز سکته مغزی رخ می دهدو به آن خونریزی مغزی می گویند.

وقتی یک شریان پاره می شود،سلول هایی که توسط این شریان تغذیه می شوندازخون محروم شده و به علت فشاری که در اثر تجمع خون درفضای بین مغز وجمجمه ایجاد می شود، تحت فشار قرار می گیرند .

به علت نرسیدن خون به بافت مغز،سلول های آن قسمت از مغز از بین می روند و در عملکرد مغز یعنی در همان قسمتی که بافت آن  آسیب دیده است، تداخل ایجاد   می شود.این تداخل سبب ناتوانی جسمی در فرد میشود.

خونریزی های مغزی به دلایل گوناگونی ایجاد میشوند.معهذا اگرهم تصلب شرائین و هم فشار خون بالا وجود داشته باشد، احتمال بروز آن بیشتر است.ضربات مغزی نیز می توانند سبب خونریزی از شریان مغز شوند.

سلول های مغزی آسیب دیده نمی توانند بهبود یابند یا اینکه سلول های جدید ایجاد کنند،بنابر این پیشگیری از سکته مغزی با اصلاح عوامل خطرآفرین، بسیار مهم است.

 توجه : در این برنامه فقط سکته های مغزی ناشی از مشکلات عروقی مد نظر می باشدو ضربات و خونریزی مغزی ناشی از آن را شامل نمی گردد.

علائم بروزسکته مغزی

احساس ضعف یا بی حسی و کرخی ناگهانی درصورت ،بازو و یا پا در یک طرف بدن (فلج اندام ها بصورت یک طرفه) از علائم بروز سکته مغزی هستند.

سایر نشانه ها شامل اختلال بینایی (دوبینی،تاری دیدشدیدیا کاهش بینائی بخصوص در یک چشم،بینایی نصفه ،دیدن لکه های سیاه در جلوی چشم)،اختلال تکلم(ا زدست دادن توانائی صحبت کردن،لکنت زبان ،سنگین شدن زبان ،پاسخ های بی مورد و بی جا)،سردرد ناگهانی شدید وبدون علت، گیجی ناگهانی وبدون علت،اختلال درتعادل بدن(تلو تلو خوردن یا افتادن ناگهانی) و سرگیجه بسیار شدیدهستند. این نشانه هاخصوصا” همراه با هریک از نشانه هائی که قبلا” گفته شد ،رخ می دهند.

بسیاری از سکته های مغزی با تشخیص و کنترل سکته قلبی قابل پیشگیری است،چون سکته قلبی یک عامل هدایت کننده سکته مغزی است.بعضی وقت ها حمله های مغزی گذرا رخ می دهد که قبل از سکته های مغزی بروز می کنند.

این سکته های مغزی کوچک  و خفیف ،نشانه هائی مثل سکته مغزی بزرگ و شدیدایجاد می کنندولی برای مدت کوتاهی رخ می دهند و عوارضی هم بجا نمی گذارند.حمله های مغزی گذرا می توانندچند روز، چندهفته یا چند ماه قبل از یک سکته مغزی شدید رخ دهند،در نتیجه باید بعنوان علائم هشدار دهنده مورد توجه قرار گیرند.توجه پزشکی یا جراحی سریع در مورد این نشانه ها از بروز سکته مغزی بزرگ جلوگیری می کند.

در هنگام بروزاین نشانه ها همانند سکته قلبی باید فورا” به پزشک مراجعه کرد یا با فوریت ها تماس گرفت.در این شرایط بیمار نباید حرکت کند و فعالیتی داشته باشد.

لازم است تا رسیدن کمک پزشکی بی حرکت بماند یا با برانکاردیا صندلی چرخداربه مرکز درمانی منتقل شود.

وقتی یک سکته مغزی رخ می دهد،سلول های عصبی در قسمت بافت آسیب دیده مغز به علت نرسیدن خون کافی نمی توانند عمل کنند.این بدین معنی است که قسمتی از بدن هم که تحت کنترل این سلول های عصبی هستند و از آن ها فرمان می گیرند نیز نمی توانند کار کنند.

نتیجه معمولی یک سکته مغزی فلج یک طرف ازبدن، کاهش توانائی درصحبت کردن یادرک صحبت دیگران وازدست دادن حافظه است .زمانی که یک سکته مغزی به مغز آسیب می رساند،اثرات آن ممکن است جزئی یا شدید ونیز موقتی یا دائمی باشد.

این وضعیت بستگی به وسعت آسیب مغز و نوع سلول های مغزی داردکه آسیب دیده اندو این که چگونه بدن مجددا”جریان خون قسمت آسیب دیده مغز را برقرارمی کند،بستگی دارد.

تشخیص و پاسخ درست و فوری به نشانه های سکته مغزی می تواند  زندگی فرد را نجات دهد.

بازتوانی بعد از حمله مغزی

بعداز بهبودی از سکته مغزی، بازتوانی در کمک به فرد و برگشت به زندگی مستقل بسیار مهم و حیاتی است.اثراتی که سکته مغزی بجا می گذارد ممکن است سبب شود در فعالیت های زندگی روزانه تغییراتی داده شود، لذا بیمار نیاز به آموزش برای زندگی با شرایط جدید دارد.

برنامه بازتوانی لزوما” آسیب ایجاد شده بوسیله حمله مغزی رابر نمی گرداند.بازتوانی برای بازسازی قدرت ،ظرفیت واعتماد به نفس بیمارانجام می شود،لذا علیرغم تاثیرات و عوارض بجا مانده ازسکته مغزی ،فعالیت های روزانه می تواندادامه یابد.

برنامه بازتوانی معمولا” در جهت سوق دادن بیمار به سمت استقلال طراحی می شود و بستگی به نیازهای بیمار دارد.بازتوانی بعداز تثبیت و پایدار شدن وضعیت بیماربعد از حمله مغزی و آمادگی و توانایی او برای انجام بازتوانی ، شروع می شود.

اختلال بیش فعالی-کمبود توجه( ADHD )

اختلال کمبود توجه-بیش فعالی (attention deficit/hyperactivity disorder) یک الگوی ثابت بی توجهی و بیش فعالی است ، که فراوانتر و شدیدتر از آنچه تیپیک کودکان با سطح رشد مشابه است می باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بعضی از علائم باید قبل از ۷ سالگی ظاهر شوند ، هرچند تشخیص بعضی از کودکان سالها پس از آنکه علائم آشکار بوده است گذاشته می شود .

برای برآورده شدن ملاکهای تشخیصی ADHD ، تخریب ناشی از بی توجهی و/ یا بیش فعالی – تکانشگری باید حداقل در دو زمینه وجود داشته و با کارکرد مناسب اجتماعی ،آموزشی و فعالیت های خارج از مدرسه تداخل نماید .

این اختلال نباید در جریان اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی، یا یک اختلال پسیکوتیک دیگر روی دهد و اختلال روانی دیگری توجیه بهتری برای آن نباشد .

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه سالها در منابع علمی تحت اصطلاحات مختلف مشخص شده است .

در اوائل دهه ۱۹۰۰ کودکان تکانشگر ،مهار گسسته و بیش فعال – که بسیاری از آنان دچار آسیب های عصبی ناشی از آنسفالیت بودند – زیر عنوان سندرم بیش فعال طبقه بندی شدند .

در دهه ۱۹۶۰ گروه ناهمگونی از کودکان مبتلا به ناهماهنگی حرکتی ، ناتوانایی های یادگیری ، و بی ثباتی هیجانی بدون آسیب عصبی خاص مبتلا به حداقل آسیب مغزی توصیف شدند . از آن زمان به بعد فرضیه هایی برای توضیح ریشه این اختلال مطرح شده اند، نظیر اختلال با مبنای ژنتیکی که نشان دهنده سطح نابهنجار برانگیختگی و توانایی کم برای تعدیل هیجان ها است . این نظریه ابتدا با مشاهده تأثیر داروهای محرک در ایجاد توجه پایدار و بهبود بخشیدن توانایی کودک برای تمرکز بر تکلیفی معین مورد حمایت قرار گرفت .

در حال حاضر ، هیچ عاما واحدی مسئول بروز اختلال شناخته نمی شود ، هرچند متغیرهای محیطی بسیاری در آن سهیم بوده و بسیاری از ویژگی های بالینی قابل انتظار باآن مرتبط می باشد .

همه گیر شناسی

گزارش های میزان بروز ADHD در ایالت متحده بین ۲ تا ۲۰ درصد دانش مدارس ابتدایی متفاوت بوده است . معهذا، رقم محتاطانه حدود ۳ تا ۷ درصد کودکان مدارس ابتدایی در مرحله پیش از بلوغ است .

در بریتانیای کبیر این رقم پایین تر و کمتر از ۱ درصد است، میزان بروز در پسرها بیشتر از دخترها با نسبتی بین ۲ بر۱ تا ۹ بر۱ است . این اختلال در پسربچه های اول خانواده شایع تر است .

خواهران و برادران افراد مبتلا به ADHD با احتمال بیشتر ابتلاء به این اختلال و اختلالات دیگری نظیر اختلالت رفتار گسلنده ، اختلالات اضطرابی و اختلالات افسردگی روبرو هستند ، خواهر وبرادرهای کودکان ADHD همچنین احتمال بیشتری هست که در آزمون های پیشرفت تحصیلی نمرات پایین آورده و قرائن شکست تحصیلی نشان دهند.

والدین کودکان مبتلا به ADHD میزان بالاتری از هیپرکینزی ، سوسیوپاتی ، الکلیسم ، و هیستری نشان می دهند. هرچند شروع اختلال حدود ۳ سالگی است ، تشخیص معمولاً تا زمانی که بچه وارد کودکستان یا مدرسه ابتدایی نشده و اطلاعاتی از معلم کودک در مورد مقایسه توجه و تکانشگری او با همتاهای همسن اخذ نشده است ، گذاشته نمی شود .

سبب شناسی

علل اختلالات بیش فعالی / کمبود توجه معلوم نیست . اکثر کودکان مبتلا به ADHD قرائن آسیب آشکار ساختمانی در سلسله اعصاب مرکزی(CNS) نشان نمی دهند . برعکس ،اکثر کودکان واجد اختلالات عصبی شناخته شده ناشی از صدمات سر نقص توجه و بیش فعالی نشان نمی دهند .

علیرغم فقدان اساس نوروفیزیولوژیکی و نوروشیمیایی خاص برای این اختلال ، رابطه ای قابل انتظار بین آن و انواعی از اختلالات دیگر که بر عملکرد متغیر تأثیر می گذارند ، نظیر اختلالات یادگیری ، وجود دارد.

عوامل سهیم مطرح شده برای ADHD مشتملند بر مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زود رسی ، و صدمه مکانیکی قبل از تولد به سلسله اعصاب جنین .

مواد مکمل خوراکی ، رنگها ، ثابت نگهدارنده ها ، و قند نیز به عنوان عوامل احتمالی رفتار بیش فعال مطرح شده اند . قرائن علمی سببیت این عوامل را در ختلال بیش فعالی / کمبود توجه تأیید نکردهاند .

عوامل ژنتیک :

قرائن برای اساس ژنتیک اختلال بیش فعالی / کمبود توجه مشتمل است بر میزان تطابق بالاتر در دوقلوهای یک تخمکی نسبت به دوقلوهای دو تخمکی . همچنین همشیرهای کوکان بیش فعال دوبار بیشتر از جمعیت کلی در خطر ابتلا به این اختلال قرار دارند . یکی از خواهر و برادرها ممکن است عمداً بیش فعالی و دیگران عمداً بی توجهی نشان دهند .

والدین بیولوژیک کودکان مبتلا به این اختلال بیشتر با احتمال ابتلاء به ADHD مواجه هستند تا والدین پذیرنده . وقتی ADHD در کودکی با اختلال سلوک همراه باشد ، اختلالات مصرف الکل و اختلال شخصیت ضداجتماعی در پدر و مکادر او شایع تر از جمعیت کلی است .

عوامل مربوط به رشد :

قرائنی وجود دارد که رویارویی مادر به عفونت های فصل زمستان ، در سه ماهه اول حاملگی ممکن است نقشی در ظهور علائم ADHD در بعضی از کودکان آسیب پذیر داشته باشد .

آسیب مغزی :

از دیر باز  تصور  می شد که برخی از کودکان مبتلا به ADHD ضمن دوره جنینی یا پری ناتال متحمل آسیب جزئی و نامحسوس مغزی شده اند . آسیب مغزی فرضی ممکن است حاصل عوامل مخرب عروقی ، سمی ، متابولیک ، مکانیکی یا فیزیکی در اوائل دوران شیرخوارگی در نتیجه عفونت ، التهاب یا ضربه باشد . نشانه های عصبی غیرموضعی در این کودکان نسبت به جمعیت کلی بیشتر شایع است .

عوامل روانی – اجتماعی :

کودکان مقیم موسسات  معمولاً بیش فعال بوده و میدان توجه محدودتری دارند . این علائم از محرومیت هیجانی طولانی ناشی شده و با رفع عوامل محرومیتی ، مثل انتقال به خانه والدین رضاعی و پذیرفته شدن به عنوان فرزند از بین می روند. حوادث استرس آمیز ، اختلال در تعادل خانوادگی ، یا سایر عوامل اضطراب انگیز در شروع و دوام این اختلال سهیم هستند .

عوامل زمینه ساز ممکن است مشتمل باشد بر مزاج کودک ، عوامل ژنتیک – خانوادگی و توقعات جامعه برای رعایت رفتار یا عملکرد معمول و پذیرفته شده ، وضع اجتماعی – اقتصادی به نظر نمی رسد که عامل زمینه ساز بوده باشد .

تشخیص

نشانه اساسی بیش فعالی باید پزشک را به احتمال وجود ADHD آگاه سازد . سابقه مفصل پره ناتال و الگوهای رشد اوئل کودکی به علاوه مشاهده مستقیم معمولاً وجود فعالیت حرکتی مفرط را نشان می دهد .

بیش فعالی ممکن است در بعضی موقعیت ها (مثلاً در مدرسه) مشاهده شده و در موقعیت های دیگر(مثلاً موقع تماشای تلویزیون) دیده نشود ، و ممکن است در موقعیت های ساخت یافته کمتر آشکار شده و در موقعیت های ساخت نایافته بارزتر باشد .

معهذا این بیش فعالیت نباید به یک تظاهر کوتاه و منفرد و موقتی رفتار در شرایط استرس آمیز محدود باشد و بایستی مدتی طولانی دوام بیاورد .

طبق DSM-IV-TR  علائم باید اقلاً در دو زمینه (مثلاً مدرسه و خانه ) وجود داشته باشند تا ملاکهای تشخیص اختلال بیش فعالی / کمبود توجه برآورده شود .

ملاک های تشخیصی  DSM-IV-TR برای اختلال بیش فعالی / کمبود توجه

A- وجود (۱) یا (۲)

(۱)بی توجهی :شش مورد (یا بیشتر)از علائم بی توجهی زیر حداقل به مدت شش ماه به درجاتی که غیرانطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی است دوام داشته است :

(a)غالباً از توجه کافی به جزئیات در می ماند یا در کار تحصیلی ،کار یا سایر فعالیتها اشتباهات ناشی از بی دقتی مرتکب می شود .
(b)غالباً از حفظ توجه برروی تکالیف یا فعالیتهای مربوط به بازی ها ناتوان است .
(c)غالباً به نظر می رسد وقتی مستقیماً با او صحبت می شود گوش نمی دهد .
(d) غالباً دستورالعملها را کامل اجرا نمی کند ،کار درسی ، وظایف و تکالیف محیط کار را تکمیل نمی کند (نه به دلیل رفتار مقابله ای یا نفهمیدن دستورات )
(e) غالباً در سازماندهی تکالیف و فعالیتها ناتوان است .
(f) از تکالیفی که نیازمند فعالیت ذهنی مستمر است اجتناب می کند ،نفرت دارد ، یا در اقدام به آن مردد است (مثل کار درسی در مدرسه یا تکالیف خانگی )
(g) غالباً اشیاء لازم برای انجام تکالیف و فعالیت ها را گم می کند ( مثل تکالیف درسی ، مداد، کتاب و وسایل آموزشی )
(h) محرکهای برونی غالباً حواسش را به آسانی پرت می کند .
(i) در فعالیت ها ی روزمره غالباً فراموشکار است .

(۲) بیش فعالی – تکانشگری ، شش مورد (یا بیشتر ) از علائم بیش فعالی – تکانشگری زیر حداقل به مدت شش ماه به درجاتی که غیر انطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی است دوام داشته باشد:

بیش فعالی

(a)غالبا دستها وپاهایش بیقرار است و روی صندلی وول می خورد.
(b)غالبا در کلاس یا جاهای دیگری که انتظار می رود شخص نشسته باقی بماند صندلی خود را ترک می کند.
(c)در جاهائی که مناسبتی ندارد می رود یا از در و دیوار بالا می رود( در نوجوانان و بزرگسالان ممکن است محدود به احساس ذهنی بیقراری باشد).
(d)غالبا در اشتغاال بی سر و صدا به فعالیتهای تفریحی وبازی ناتوان است.
(e)غالبا در حال حرکت است و به نظر می رسد “موتوری به حرکتش وا می دارد”
(f)غالبا زیاد حرف می زند.
تکاشگری
(g)غالبا قبل از اینکه سوال تمام شود جوابهائی می پراند.
(h) غالبا در انتظار کشیدن برای نوبت ناتوان است.
(i)غالبا حرف دیگران را قطع کرده یا مداخله می کند (مثلا خود را مکالمات یا بازیها داخل می کند).

B_برخی علائم بیش فعالانه ، تکانشی یا بی توجهی منجر به اختلال ، قبل از ۷ سالگی وجود داشته است.
c_تخریب کم و بیش ناشی از علائم در دو یا چند زمینه (مثل مدرسه یا کار و خانه ) وجود دارد.
D_باید قرائن آشکار تخریب قابل توجه بالینی در عملکرد اجتماعی ، شغلی یا تحصیلی وجود داشته باشد.
E_علائم منحصرا در جریان اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی ، یا اختلالات پیسیکوتیک دیگر روی نداده و اختلال روانی دیگری (مثل اختلال خلقی ، اختلال اضطرابی ، اختلال تجزیه ای ، یا اختلال شخصیت) توضیح بهتری برای آن نیست.

بر حسب نوع کد گذاری نمائید:

اختلال ببش فعالی /کمبود توجه ، نوع مرکب: اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A1وجود داشته اما A2 وجود نداشته است.

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه ، عمدتا نوع بی توجه: اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A1وجود داشته اما A2وجود نداشته است.

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه ، نوع بیش فعال_تکانشگر : اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A2وجود داشته اما A1وجود نداشته است.

یاد آوری کد گذاری: برای افرادی (به خصوص نوجوانان و بزرگسالان ) که علائم آن ها فعلا شامل ملاک های کامل نمی گردد عبارت  ” بهبود موقت نسبی ” باید ذکر شود.

سایر خصوصیات مشخص کننده این اختلال عبارتند از محدودیت میدان توجه و حواس پرتی سریع . در مدرسه این کودکان قادر به انجام دستورالعمل ها نبوده و نیازمند توجه بیشتری از جانب معلمین هستند . در خانه ، خواسته های والدین خود را بطور کامل انجام نمی دهند .

این کودکان مستعد رفتار خلق هلساعه هستند ، بی ثباتی هیجانی نشان می دهند، و تحریک پذیر و انفجاری هستند .

کودکانی که بیش فعالی ویژگی عمده آنهاست بیشتر برای درمان ارجاع می شوند تا کودکانی که علائم اولیه آنها نقص توجه است . کودکانی که به نوع عمدتاً بیش فعال – تکانشگر ADHD تعلق دارند احتمال بیشتری هست که تشخیص ثابتی با گذشت زمان داشته باشند و نیز احتمال بیشتری هست که در مقایسه با کودکان مبتلا به نوع عمدتاً بی توجه ADHD به اختلال سلوک توأم مبتلا باشند .

اختلالات مربوط به خواندن ، ریاضیات ، زبان و هماهنگی ممکن است همراه با اختلالات کمبود توجه مشاهده شود ، سابقه اهمیت خاصی دارد ،چون ممکن است برگه هایی از عوامل قبل از تولد (از جمله ژنتیک )هنگام تولد، و پس از تولد که احتمالاً در ساختمان یا کارکرد سلسله اعصاب مرکزی تأثیر گذاشته اند به دست دهد .

سرعت رشد و انحرافات مربوط به رشد و واکنش های والدین به اختلالات رفتاری مهم و استرس آمیز باید مورد توجه قرار گیرد ، چون ممکن است به تعیین میزان سهم والدین در پیدایش بی کفایتی عملکرد کودکان ، یا نحوه واکنش آنها کمک نماید .

نحوه روابط با خواهر و برادرها ، همسالان و افراد بالغ و فعالیت های آزاد یا ساخت یافته ، سرنخ های تشخیصی باارزشی نسبت به وجود اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و شناخت عوارض اختلال به دست می دهد . معاینه وضعیت روانی ممکن است افسردگی ثانوی خلق را نشان دهد ، حواس پرتی شدید ،تکرار یا درجازدن ، و طرز تفکر غیرانتزاعی و واقعی ممکن است وجود داشته باشد .

معاینه عصبی ممکن است ناپختگی یا نقص دیداری – حرکتی – درکی یا تفکیک شنیداری در غیاب نشانه های آشکار اختلالات حدت بینائی یا شنوائی نشان دهد . چنین کودکانی ممکن است مسائلی در هماهنگی حرکتی ، و کپیه کردن تصاویر متناسب با سن ، حرکات متناوب سریع ، تفکیک راست – چپ ، تسلط برابر دو دست ، عدم تقارن رفلکسی ، و انواعی از نشانه های عصبی غیرموضعی خفیف نشان دهند.

ویژگی های بالینی

شروع اختلال ممکن است در شیرخوارگی بوده باشد .چنین شیرخوارانی نسبت به محرک ها بسیار حساسند و تحت تأثیر سروصدا و نور ، تغییرات درجه حرارت ، یا سایر تغییرات محیطی دچار آشفتگی می گردند . گاهی نیز برعکس چنین کودکانی شل و بیحال هستند ، اکثر اوقات می خوابند ، و به نظر می رسد که در ماه اول زندگی رشد آهسته ای دارند .

هرچند در مورد این بچه های شیرخوار پرتحرک بودن ، کم خوابی و زیاد گریه کردن معمولتر است .

در مدرسه کودکان ADHD ممکن است به سرعت پاسخ به سوالات امتحانی را شروع کرده اما پس از جواب دادن یکی دو سئوال دست از فعالیت بردارند . ممکن است نتوانند منتظر نوبت خود شوند و بخواهند به جای هرکس دیگر جواب بدهند ، در خانه نیز خاموش کردن آنها برای چند لحظه ، بسیار دشوار است .

چنین کودکانی غالباً تحریک پذیری انفجارگونه نشان می دهند . اغلب از نظر هیجانی بی ثبات بوده و به آسانی گریه یا خنده سرمی دهند ، و خلق و عملکرد آنها نیز متغیر و غیرمنتظره است . مسائل هیجانی همزمان شایع است .

خصوصیاتی که بیش از همه مشاهده می شود ، به ترتیب شیوع عبارتند از : بیش فعالی ، اختلال حرکتی -ادراکی ، بی ثباتی هیجانی ، کمبود هماهنگی کلی ، اختلال توجه ( محدودیت میدان توجه ،حواس پرتی ، تکرار و درجازدن ، ناتوانی در تکمیل کارها ، بی توجهی ، ضعف تمرکز ) ، رفتار خلق الساعه ( اقدام قبل از اندیشیدن ، تغییرات ناگهانی فعالیت ، فقدان سازمان ، بیقراری و ازجاپریدن در کلاس درس) اختلالات حافظه و تفکر ، ناتوانی خاص یادگیری ، اختلالات تکلم و شنوایی ، نشانه های عصبی مبهم و بی نظمی های الکتروآنسفالوگرافیک .

مسائل تحصیلی هم از نظر یادگیری و هم رفتاری ، شایع هستند . این مسائل گاهی از اختلالات خاص یادگیری یا زبان که مربوط به رشد هستند ، یا از حواس پرتی کودک و توجه نوساندار او که موجب کندی کسب ، ذخیره سازی ، و ابراز معلومات می گردد ناشی می شوند .

این مسائل بخصوص هنگام ارزیابی شدت یا آزمون های گروهی ، به اختلالات خاص یادگیری شباهت دارند . واکنش نامطلوب کارکنان مدرسه به رفتار مشخص این سندرم و پایین بودن احترام به نفس به علت احساس بی کفایتی ، ممک است با اشارات ناخوشایند همسالان همراه شده و مدرسه را جای شکستی ناخوشایند برای این کودکان سازد . این امر ممکن است موجب کنش نمائی ، رفتار ضداجتماعی و خودشکنی و خودکیفر دهی گردد.

سیر و پیش آگهی

سیر اختلال بسیار متغیر است  .ممکن است علائم تا نوجوانی یا جوانی ادامه یابند، مکن است در سن بلوغ فروکش کنند ،یا ممکن است  که بیش فعالی ناپدید شود ، اما پایین بودن فراخنای توجه و مشکلات کنترل تکانه ادامه یابد . بیش فعالی معمولاً نخستین علامتی است که از بین می رود و پزیشانی حواس آخرین آن هاست .

در یک پیگیری جدید، ADHDبطور کلی حالت مستمر داشت . استمرار بیماری با وجود سابقه خانوادگی اختلال ، رخدادهای منفی زندگی ، و توأم شدن با علائم مربوط به سلوک ، افسردگی و اضطراب قابل پیش بینی بود .

بیش فعالی قبل از ۱۲ سالگی معمولاً دیده نمی شود . اگر بهبود روی دهد معمولاً بین ۱۲ تا ۲۰ سالگی است . بهبود ممکن است با نوجوانی پربار ،زندگی سازنده در سنین بزرگسالی ، روابط بین فردی رضایت بخش ، و یادگارهای معدودی از اختلال همراه باشد . معهذا اکثر بیماران مبتلا به ADHD بهبود نسبی پیدا کرده و نسبت به اختلال شخصیت ضداجتماعی ، سوء مصرف مواد و اختلالات خلقی آسیب پذیر هستند . مسائل یادگیری معمولاً دوام می یابند .

در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد موارد ، علائم تا بزرگسالی دوام می یابد . چنین کسانی ممکن است کاهش بیش فعالی نشان دهند ، اما همچنان مستعد رفتار خلق الساعه و تصادف پذیر باقی می مانند .کودکان مبتلا به ADHD که علائم آنها تا نوجوانی ادامه می یابد در خطر بالاتر ابتلا به اختلال سلوک هستند .

تقریباً ۵۰ درصد کودکان مبتلا به اختلال سلوک در بزرگسالی شخصیت ضداجتماعی پیدا می کنند . کودکان مبتلا به ADHD و اختلال سلوک توأم در خطر ابتلا به اختلال سوء مصرف مواد نیز قرار دارند . اکثر کودکان مبتلا به ADHD برخی مسائل اجتماعی دارند.

کودکانی که از نظر اجتماعی دچار مشکل هستند و به ADHD دچار هستند بطور قابل ملاحظه میزان بالاتری از اختلالات روانی توأم دارند و مسائل بیشتر در مدرسه، با همتاها و اعضاء خانواده پیدا می کنند .

بطور کلی ، فرجام ADHD در کودکان به نظر می رسد با میزان پسیکوپاتولوژی توأم ، بخصوص اختلال سلوک ، ناتوانی اجتماعی و عوامل خانوادگی درهم برهم رابطه دارد . بهترین نتایج ممکن است با بهبود بخشی کارکرد اجتماعی، کاهش پرخاشگری ،و اصلاح هرچه سریع تر وضعیت خانوادگی به دست آید .

درمان

درمان داروئی : مواد داروئی که سابقه تأثیر قابل ملاحظه و ایمنی فوق العاده در درمان ADHD نشان داده اند مشتملند بر : محرک های CNS ، از جمله ترکیبات با اثر فوری و بلند مدت متیل فنیدیت ، دکستروآمفتامین ، وترکیب ملحی دکستروآمفتامین و آمفتامین .
کنترل درمان با محرک ها

در شروع درمان ، تازه ترین ابعاد توصیه شده توسط آکادمی امریکا روانپزشکی کودک و نوجوان ،(AACAP)بررسی های زیر قبل از شروع درمان با محرک توصیه کردها است :

• معاینه بالینی
• فشار خون
• نبض
• وزن
• قد

توصیه می شود کودکان و نوجوانان تحت درمان با محرک ها از نظر قد ، وزن و فشار خون و نبض هر دو هفته یک بار تحت معاینه قرار گیرند و هر سال یک بار معاینه جسمی در مورد آنها به عمل آید .

مداخله های روانی – اجتماعی :

دارو به تنهایی غالباًبرای برآوردن نیازهای درمانی جامع کودکان مبتلا به این اختلال نیست و معمولاً وجهی از یک رژیم چند وجهی است . گروه های مهارت های اجتماعی ، آموزش والدین کودکان مبتلا به ADHD، و مداخله های رفتاری در مدرسه و خانه غالباً در مدیریت کلی کودکان مبتلا به ADHD اثر بخش است .

ارزیابی و درمان اختلالات یادگیری توأم یا اختلالات روانپزشکی اضافی حائز اهمیت است . به کودکانی  که دارو برای آنان تجویز می شود باید هدف دارو درمانی بازگو شده و فرصتی به آنان داده شود که معنی دارو را برای خود جستجو کنند . مفاهیم نادرست مثل ” من دیوانه هستم ” کنار گذاشته شده و روشن شود که دارو به کودک کمک می کند که بهتر از قبل با موقعیت ها برخورد کند .

وقتی به این کودکان اجازه داده می شود که در ساختمان محیط خود سهیم باشند ،اضطرابشان فروکش می کند .

همکاری والدین و معلم برای تعیین یک رشته انتظارات از کودک و یک سیستم پاداش دهی در صورت برآورده شدن انتظارات سودمند است .

گروه درمانی معطوف به پالایش مهارت های اجتماعی و نیز افزایش احترام به نفس و احساس موفقیت ممکن است برای کودکان مبتلا ADHD که مشکلات زیادی در عملکرد در زمینه های گروهی ، مخصوصاً مدرسه دارند ، مفید باشد .

هموفیلی چیست؟

هموفیلی یک اختلال خونریزی دهنده ارثی است.افراد مبتلا به هموفیلی به علت سطح پایین یا عدم وجود پروتئین هایی به نام فاکتورهای انعقادی، قادر به متوقف کردن روند خونریزی نمی باشند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  فرایند انغقاد خون به جلوگیری از خونریزی بیش از حد کمک مینماید.انواع مختلفی از هموفیلی وجود دارد اما شایع ترین و شناخته شده ترین آنها عبارتند از:

هموفیلیA – کمبود فاکتور ۸
هموفیلیB- کمبود فاکتور ۹
هموفیلی هاگمن –  کمبود فاکتور ۱۲
ون ویلبراند – عدم وجود فاکتور ۸

علت هموفیلی چیست؟

هموفیلی بیماری ارثی است که از طریق ژن موجود بر روی کروموزوم X منتقل می شود. زنان دارای دو کروموزومX  هستند در حالی که مردان دارای یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y می باشند. زن ناقل هموفیلی،ژن هموفیلی را برروی یکی از کروموزوم های خود دارا می باشد و به احتمال۵۰%  این ژن معیوب را به فرزندان پسر خود منتقل می کند.


مردانی که ژن معیوب را به ارث می برند، مبتلا به هموفیلی میشوند. مردان مبتلا به هموفیلی ،ژن را به فرزندان پسر خود منتقل نمی نمایند ولی آنها ژن را به دختران خود منتقل می کنند.

زنانی که ژن معیوب را به ارث می برند، حامل هموفیلی می شوند که اغلب دارای مشکل فعال نیستند اما برخی اختلالات مرتبط با خونریزی نظیر خونریزی بیش از حد ماهیانه،خونریزی بینی مکرر و شدید و خونریزی بعد از اعمال جراحی و دندان پزشکی، در این افراد رخ میدهد.

حدود  بیماران هموفیلی، هیچ سابقه خانوادگی از بیماری ندارند. این موارد در نتیجه ایجاد خودبخودی ژن معیوب در زنان می باشد.

شدت هموفیلی به سه نوع طبقه بندی میشود:


چگونه هموفیلی تشخیص داده می شود؟

علاوه بر شرح حال پزشکی کامل و معاینه فیزیکی، پزشک ممکن است آزمایشات خونی نظیر سطح فاکتورهای انعقادی، شمارش کامل سلول های خونی، ارزیابی زمان خونریزی و تست DNA  را درخواست نماید. امروزه با کمک بیوپسی از پرزهای کوریونی و یا آمینوسنتز در اوایل حاملگی ، می توان هموفیلی را قبل از تولد تشخیص داد.

علایم هموفیلی چیست؟

 شایع ترین علامت هموفیلی، خونریزی غیر قابل کنترل و بیش از حد به علت کمبود یا عدم وجود فاکتورهای انعقادی می باشد که حتی خونریزی می تواند بدون هیچ آسیبی رخ دهد.

 کبودی: کبودی حاصل از صدمات کوچک که می تواند منجر به هماتوم بزرگ (تجمع خون در زیر پوست که منجر به تورم می شود) گردد.

 خونریزی: تمایل به خونریزی از بینی ، دهان، لثه که با یک صدمه کوچک مثل مسواک زدن یا اعمال دندان پزشکی پیش می آید.

 خونریزی درون مفصلی: باعث درد و عدم تحرک می گردد و در صورت عدم درمان کامل طبی، منجر به بدشکلی مفصل می گردد. مفاصل از مکان های شایع خونریزی هستند و خونریزی مفصلی منجر به التهاب مفصلی دردناک ومزمن، بد شکلی و لنگیدن های مکرر می گردد.

خونریزی داخل عضلانی: خونریزی داخل عضلات منجر به تورم ،درد و قرمزی می شود. تورم ناشی از خونریزی در این مناطق از طریق افزایش فشار بر بافت ها و اعصاب ناحیه ،منجر به صدمات پایدار و بد شکلی می گردد.

 خونریزی داخل مغزی: خونریزی ناشی از صدمات یا خونریزی خودبخودی مغز، شایع ترین علت مرگ در کودکان و یکی از شدیدترین عوارض این بیماری است و جزو اورژانس های هموفیلی می باشد.

شایع ترین محل های خونریزی شامل عضله بازوی فوقانی، مفصل آرنج، عضله ساعد، عضله ران، مفصل زانو، مفصل مچ پا، عضله ساق پا و عضله پسواس می باشد.

نکته: بیماران هموفیل به ندرت دچار کم خونی فقر آهن می شوند زیرا اکثرا خونریزی آنها داخلی بوده و آهن مجددا جذب بدن میشود.

درمان هموفیلی

درمان هموفیلی با توجه به نکات زیر تعیین می شود:

سن بیمار ، وضعیت سلامتی عمومی ، وسعت بیماری ، نوع و شدت هموفیلی، تحمل بیمار نسبت به داروهای اختصاصی و روش های درمانی، توجه به مرحله بیماری، عقیده وترجیح بیمار.

امروزه درمان ها برای هموفیلی بسیار مؤثر است. فاکتور انعقادی به جریان خون تزریق می شود. به محض رسیدن مقدار کافی فاکتور انعقادی به محل آسیب دیده ،خونریزی متوقف می شود.
خونریزی باید بلافاصله درمان شود.

درمان سریع و به موقع سبب کاهش درد می شود و از بروز آسیب به مفصل ، عضله و سایر اعضای بدن جلوگیری می کند. اگر درمان خونریزی سریع و به موقع باشد ، فاکتور انعقادی کمتری مصرف می شود.

حتی در زمانی که از بروز خونریزی اطمینانی نیست ، باید فاکتور انعقادی تزریق شود. اگر احتمال خونریزی وجود دارد ، بایستی فاکتور انعقادی تزریق گردد. هرگز نباید منتظر بود تا مفصل دردناک ، متورم و داغ شود .نباید نگران مصرف بی مورد فاکتور انعقادی بود.

درمان قطعی برای هموفیلی وجود ندارد، اما با در اختیار داشتن فاکتورهای انعقادی، افراد هموفیل می توانند زندگی عادی داشته باشند. بدون فاکتورهای انعقادی افراد هموفیل شدید، با مشکل مواجه میشوند و حتی ممکن است دچار معلولیت شوند و نتوانند کارهای عادی و روزمره زندگی را انجام دهند.

چه زمانی باید فاکتور انعقادی تزریق شود؟

ـ خونریزی مفصلی
ـ خونریزی عضلانی، بخصوص خونریزی در عضلات پا و بازو
ـ ضربه به گردن ،دهان ،زبان ،صورت و چشم
ـ ضربه های سنگین به سر و سر دردهای غیر طبیعی
ـ خونریزی دایم و سنگین در هر قسمت از بدن
ـ زخم هایی که نیاز به بخیه دارند
ـ بدنبال تصادف منجر به خونریزی
– تزریق فاکتور انعقادی قبل از:
ـ جراحی ها و اعمال دندانپزشکی

فعالیت هایی که ممکن است منجر به خونریزی شوند انجام می شود.

چه زمانی تزریق فاکتور انعقادی ضرورت ندارد؟

کبودی های کوچک که در اطفال هموفیل رایج است و اغلب خطرناک نیستند. لازم به یاد آوری است که کبودی های روی سر ممکن است خطرناک باشد و باید توسط پزشک معاینه شوند.

بریدگی ها و خراش های کوچک به اندازه افراد طبیعی خونریزی می دهند و معمولا خطرناک نیستند. بریدگی های عمیق معمولا بیش از افراد طبیعی ،خونریزی می دهد .چنین خونریزی هایی با فشار مستقیم در محل زخم، قطع می شود.

خونریزی بینی معمولا با فشار مستقیم پس از ۵ دقیقه قطع می شود . چنانچه خونریزی سنگین باشد و یا پس از ۵ دقیقه ادامه یابد، تزریق فاکتور انعقادی لازم است.

تغذیه در بیماران هموفیل

بدن نیاز به تعادل دریافت کربو هیدرات، پروتئین، چربی، ویتامین و مواد معدنی دارد. برقراری صحیح این تعادل باعث سلامت فرد می گردد. امروزه عقیده بر این است که ۴۰ـ۶۰% انرژی روزانه بایستی از کربو هیدرات ها مثل نان و برنج،۲۰ـ۳۰% چربی،۲۰ـ۳۰% پروتئین مثل گوشت قرمزو ماهی کسب گردد و علاوه بر آن در رژیم غذایی باید میوه و سبزیجات نیز گنجانده شوند.

آموزش به بیماران هموفیل و والدین

بیماران مبتلا به هموفیلی باید راجع به بیماری و درمان و مراقبت های لازم آموزش کافی دریافت کنند تا از زندگی بهتری برخوردار باشند . در اینجا نقش والدین بسیار مهم است.

-  خونریزی مفصلی در این افراد ممکن است بطور تدریجی و بدون درد باشد و یا ممکن است ناگهانی و شدید بوده باشد که در اکثر موارد در هنگام شب اتفاق می افتد. احساس سفتی ،گرما و درد در مفصل ، علامت خونریزی مفصلی است . در این صورت باید فاکتور انعقادی سریعا تزریق شود در غیر این صورت، خونریزی مفصلی ادامه می یابد و درمان آن مشکل تر می شود. استفاده از کمپرس سرد نیز توصیه می شود.

ـ خونریزی دهان و زبان غالبا به دلیل گاز گرفتگی زبان اتفاق می افتد. تنها کار ممکن در این مورد، تزریق سریع فاکتور های انعقادی است، زیرا بخیه زدن غیر ممکن است و مکیدن یا حرکت زبان به طرف دندان ها تشکیل لخته را متوقف می کند.بعد از درمان خونریزی باید توجه داشت که کودک غذاهای سفت مثل نان تست، بیسکویت ،چیپس و خوراکی های چسبنده مثل تافی مصرف نکند.

ـ کودک در هنگام خونریزی از بینی ،نباید به حالت دراز کش قرار گیرد. زیرا  فشار به عروق خونی بیشتر می شود. در این هنگام باید دو طرف بینی را گرفته و فشار داد .سر را نباید به عقب خم کرد. اگر خونریزی بند نیامد، تزریق سریع فاکتور های انعقادی توصیه می شود.

ـ علایم سر درد و سرگیجه ، استفراغ مکرر و اختلال هوشیاری مثل خواب آلودگی و بیهوشی از علایم خونریزی داخل جمجمه است. با دیدن این نشانه ها بلافاصله فاکتور انعقادی بایستی تزریق شود.

ـ حرکت ندادن عضوی از بدن در کودکان خردسال ،علامت خونریزی آن عضو است.

ـ ورزش برای همه مفید است .حرکات عضلات و قدرت بدن تقویت می شود و ضمنا باعث کاهش اضطراب و ترس می شود. ولی باید توجه داشت که به مفاصل فشار وارد نشود و یا به کودک ضربه وارد نشود. بهترین فعالیت، شنا و پیاده روی ملایم است. از بازی فوتبال باید اجتناب شود.

ـ بیماران بایستی به طور منظم به مرکز درمان هموفیلی مراجعه کنند و توسط پزشکان مرکز، ویزیت شوند.

ـ بیماران بایستی کارت شناسایی را که حاوی اطلاعات شخصی و هموفیلی است ،همیشه همراه داشته باشند.

ـ بیماران و والدین کودکان بایستی کمک های اولیه را بیاموزند.

 بیماران و والدین کودکان برای پیشگیری از خونریزی بایستی به نکات زیر توجه کنند:

ـ اجتناب از یبوست

ـ استفاده از مسواک نرم و رعایت کامل بهداشت دهان و دندان و مراجعه منظم به دندان پزشک

ـ اجتناب از چاقی: زیرا احتمال خونریزی بویژه خونریزی مفاصل افزایش می یابد.

ـ اجتناب از تزریق عضلانی و هر ترومای دیگر مثل استفاده از ریش تراش برقی

ـ خودداری از زور زدن و فین کردن و یا در معرض گرمای زیاد قرار گرفتن

ـ عدم مصرف آسپرین و سایر داروهای ضد انعقادی

ـ فرو کردن عضو دردناک داخل آب ولرم که به کاهش درد کمک می کند.

ـ واکسیناسیون علیه هپاتیت B به علت خطر انتقال آن ازراه فرآورده های خونی
اقدامات لازم هنگام بروز خونریزی

ـ استراحت در بستر

ـ فشار ملایم بر روی نقطه خونریزی دهنده

ـ قرار دادن کمپرس سرد (یخ داخل پارچه) روی محل خونریزی

ـ درمان با فاکتور های انعقادی در مورد خونریزی و آسیب های عمقی (خونریزی مفاصل، ماهیچه ها ،گردن ، دهان ، صورت و چشم و وارد شدن ضربه های شدید به سر)

ـ مراجعه به پزشک جهت اطمینان از قطع خونریزی و عدم وجود خونریزی داخلی اقدامات لازم برای برطرف شدن یا به حداقل رساندن درد

ـ اجتناب از وارد آوردن فشار بی مورد به مفاصل

ـ فرو بردن عضو در آب گرم (در صورت امکان)

ـ اجتناب از گرمای مستقیم (شعله آتش)

ـ استفاد ه از داروهای مسکن (حتی الامکان غیر مخدر). استفاد هاز آسپرین مجاز نیست.

ـ استفاد ه از عصا یا آتل هنگام حرکت دادن مفاصل دردناک

هپاتیت و هموفیلی

 هپاتیت چیست؟

واژه هپاتیت به مجموعه گسترده ای از علایم بالینی و یافته های بافتی غیر طبیعی اطلاق میشود که ناشی از تخریب کبدی به علت عوامل ویروسی ،سمی ،دارویی و یا در اثر تهاجم سیستم ایمنی بدن به کبد، می باشند.

افراد مبتلا به هموفیلی به علت دریافت مکرر فراورده های خونی انسانی ،در معرض خطر ابتلا به هپاتیت های ویروسی می باشند.  اولین قدم در مراقبت از بیماران هموفیلی باید مشتمل بر تلاش های لازم برای حفظ بیمار در مقابل ابتلا به هپاتیت ویروسی باشد. به محض تشخیص هموفیلی و قبل از تماس با فراورده های خونی، باید واکسن هپاتیت  Bتزریق گردد.

هپاتیت ویروسی اغلب توسط پنج ویروس (A,B,C,D,E) ایجاد می شود که ویروس های مولد هپاتیت B,C,D به سهولت از طریق تزریق خون انتقال می یابند. انجام آزمایش های غربال گری موجود ،از نظر آلودگی به ویروس هپاتیت بر روی اهدا کنندگان خون ، موارد ابتلا به هپاتیت بدنبال تزریق خون را بطور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد ولی نتیجه منفی کاذب آزمایش ها ،باعث مواردی از انتقال این ویروس ها می شود.

جهت کاهش خطر انتقال هپاتیت از روش های خاص کاهنده ویروس در حین تهیه آنها، استفاده میشود. برای بیمارانی که نقص شدید فاکتورهای انعقادی ۵،۷،۱۱،۱۲ دارند و نیز کسانی که فیبرینوژن پایین دارند و یا فاقد فیبرینوژن هستند ، فراورده های پاک سازی نشده مورد نیاز است. در این موارد و نیز مواقعی که نیاز به استفاده از FFP (پلاسمای تازه منجمد شده) باشد. فراورده ها از خون بیمارانی تهیه می شود  که از نظر ابتلا به هپاتیت کاملا بررسی شده و از نظر رفتارهای اجتماعی خاصی که خطر ابتلا به هپاتیت را زیاد می کنند نیز غربال گری شده باشند.

علایم هپاتیت B حاد شامل کاهش اشتها ، احساس ناراحتی در شکم ، تهوع، استفراغ و زردی است .گاهی نیز ممکن است بدون علامت باشد .در بررسی آزمایشگاهی ،آنتی ژن سطحی ویروس هپاتیت )B HBsAg)  اگر برای بیش از ۶ ماه مثبت باشد ، نشانگر وجود عفونت مزمن هپاتیت است و فرد به عنوان یک ناقل هپاتیت تلقی می شود. در یک بررسی انجام شده در مرکز هموفیلی ، مشاهده شده ۸% مبتلایان به هموفیلی که تزریقات وریدی داشته اند ،مبتلا به هپاتیت B مزمن بوده اند.

راه انتقال هپاتیتB: انتقال ویروس هپاتیتB از طریق خون و فراورده های خون و نیز از طریق داروهای مخدر تزریقی و انتقال جنسی به فرد منتقل می شود. ویروس هم چنین ممکن است از طریق تماس نزدیک به اعضاء خانواده منتقل گردد. احتمال آلودگی جنین در طول حاملگی (توسط مادر بیمار ) نیز وجود دارد.

کارکنان مراکز درمانی و تکنسین های آزمایشگاه ممکن است از طریق بریدگی و زخم های پوستی و  تماس با سوزن های آلوده مبتلا شوند.

هپاتیتc در افراد بدون علایم بالینی هپاتیت ، اغلب با اقزایش سطح سرمی آنزیم کبدی ALT و آزمایش مثبت خون از نظر آنتی کر ضد هپاتیت C مشخص میشود. این آنتی کر ، نقش محافظتی برای بدن در مقابل ویروس ندارد و تنها گواه بر عفونت قبلی یا فعلی با ویروس می باشد.

نحوه انتقال هپاتیت C :

اغلب از طریق انتقال خون و یا تزریق وریدی منتقل می شود. در مراکز درمان هموفیلی ،۶۰-۸۰% بیمارانی که از فراورده های خونی استفاده میکنند ،آزمایش خون آنان از نظر آنتی کر ضد هپاتیت C، مثبت است. انتقال از طریق جنسی و تماس با سایر افراد خانواده نادر است.

انتقال از طریق سوزن آلوده به خون غیر معمول است.کارکنان مراکز درمانی به علت تماس با خون و سایر ترشحات بدن افراد آلوده ،بیش از جمعیت عادی ،آنتی کر ضد ویروس هپاتیت C را در خون خود دارند.

مراقبت های لازم جهت پیشگیری از ابتلا بیماران هموفیل به هپاتیت های ویروسیB وC
از آنجا که هزینه درمان بالا است ، پیشگیری ارزان ترین و ساده ترین راه است.

 رعایت موارد زیر جهت پیشگیری الزامی است :

ـ واکسیناسیون مؤثر و زود هنگام علیه هپاتیت B

ـ میزان ایمنی ایجاد شده توسط واکسن هپاتیت باید ارزیابی شده و در صورت عدم ایجاد مصونیت کافی ،یک نوبت مجدد واکسن تزریق گردد.

ـ پس از تماس با خون یا مخاط آلوده (فرو رفتن سوزن ، پاشیدن خون و سایر ترشحات بدن فرد آلوده به چشم )، تماس جنسی با فرد مبتلا به هپاتیت و نوزاد متولد شده از مادر مبتلا به عفونت حاد یا مزمن ، باید هرچه زودتر ایمونوگلوبولین ضد هپاتیتB و بدنبال آن واکسن هپاتیت تزریق شود. ایمونوگلوبولین باید ظرف ۲۴ ساعت از تماس با خون یا مخاط آلوده و یا ظرف ۲ هفته پس از یک تماس جنسی مشکوک تزریق شود.

ـ فاکتورهای انعقادی که روش های مؤثر غیر فعال کردن ویروس بر روی آنها انجام شده است بایستی برای استفاده انتخاب شوند و در افرادی که نیاز به فرآورده های خونی بدون دستکاری دارند ،باید تعداد اهداء کنندگان خون حتی الامکان محدود شوند.

مراقبتهای لازم پس از ابتلا به هپاتیت ویروسی

ـ مراقبت از کبد در مقابل ضربات و آسیب های احتمالی

ـ حذف مصرف الکل و داروهای غیر ضروری

ـ بررسی عملکرد کبد در هنگام استفاده مستمر از داروها بخصوص مصرف داروهای ضد التهاب برای دردهای مفصلی

ـ دوری از سموم محیطی مانند حشره کش ها و ذرات گرد و غبار

آموزش بیماران هموفیل مبتلا به هپاتیت :

ـ استراحت کافی در دوره ای که علائم بیماری وجود دارد خیلی مهم است و به بهبود علائم کمک زیادی می کند.

ـ رژیم غذایی متعادل و مناسب و فعالیت های کم هیجان ، در کاهش برخی علائم هپاتیت مزمن مؤثر است . مواد غذایی در مقادیر کم و به دفعات بیشتر استفاده شود. چربی غذا کم و مواد فیبری و قندی آن زیاد بوده و نیز مواد پروتئینی (مثل گوشت ) محدود باشد.

ـ بیمار باید از ریش تراش برقی و مسواک نرم استفاده کند تا از خونریزی تا حد امکان جلوگیری شود . ،استفاده از ریش تراش ، مسواک و سایر وسایل شخصی دیگران که به نحوی با ترشحات فرد بیمار تماس پیدا می کند ،ممنوع است.

ـ تا زمانی که آنتی ژن هپاتیت در خون بیمار منفی نشده ،بیمار و خانواده او باید با خون و سایر ترشحات بدنی وی، با احتیاط برخورد کنند . بیمار نباید فعالیت جنسی داشته باشد . مگر اینکه همسروی واکسن هپاتیت را دریافت کرده باشد.

ـ بیمار باید کادر پزشکی،پزشکان و دندان پزشکانی را که با وی تماس دارند ،از بیماری خود آگاه سازد.

ـ بهتر است برای شستشوی دست و بدن از صابون های ملایم استفاده شود، برای تسکین خارش می توان از آب سرد کمک گرفت.

ـ در مواردی که محدودیت مصرف مایعات به دلیل ابتلا به سایر بیماری ها وجود ندارد ،مصرف روزانه ۲ لیتر مایعات ( بویژه آب میوه و مایعات شیرین )توصیه می شود.

ـ توزین روزانه و ثبت آن و گزارش هرگونه تغییرات قابل توجه ناگهانی وزن.

 همچنین در صورت مشاهده هر یک از علایم زیر بلافاصله به پزشک خود مراجعه کنید:

ـ تغییر سطح هوشیاری مانند خواب آلودگی،گیجی و اغما

ـ تغییرات خلق وشخصیت

ـ لرزش غیر ارادی دستان از ناحیه مچ

ـ خون مردگی که در اثرضربه جزئی ایجاد شود

ـ استفراغ خونی ، مشاهده خون در ادرار یا در مدفوع

ـ چاقی بدون علت

ـ ورم اندام ها و آسیت شکم

آموزش های لازم برای کارکنان مراکز بهداشتی –درمانی در تماس با مبتلایان به هپاتیت های ویروسی B و C:

ـ انجام واکسیناسیون هپاتیت برای کلیه کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی

ـ بعد از تکمیل واکسیناسیون ، اندازه گیری تیتر آنتی بادی جهت کنترل پاسخ ایمنی ایجاد شده . در صورت عدم مصونیت کافی ، باید واکسیناسیون مجددا تکرار شود.

ـ رعایت دقت زیاد در هنگام دور ریختن سوزن های آلوده  ( استفاده از  Safty Box)

ـ دقت کنید در هنگام خون گیری ،تزریقات وریدی یا عضلانی برای این بیمارانt سوزن در دست شما فرو نرود.

ـ در صورت بروز needle stick  و یا پاشیدن خون یا ترشحات بیمار باید هرچه سریع تر و حد اکثر تا هفت روز ، ایمونوگلوبولین ضد هپاتیت تزریق شود.

تهیه وتنظیم: مژگان سرمد
پرستار بخش فوق تخصصی هماتولوژی انکولوژی
مرکز تحقیقات هماتولو‍ژی انکولوژی دانشگاه علوم پزشکی تبریز

منابع مورد استفاده :

۱٫http://www.kidsnursing.com/hemophilia.htm 2.http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/illness/hemophilia
۳٫http://forum.persianweb.com/showthread.php
۴٫http:www.pezeshk.us
۵٫ بنیاد امور بیماری های خاص. آموزش مراقبت از خود در بیماران هموفیلی.
۶٫ بنیاد امور بیماری های خاص.خونریزی مفاصل و عضلات در بیماران هموفیلی.
۷٫ کانون هموفیلی ایران.. هپاتیت c.
۸٫ بنیاد امور بیماری های خاص. هموفیلی و هپاتیت.

سندرم بلوم

سندرم بلوم (Bloom’s Syndrome) یک بیماری نادر ارثی است که به صورت اتوزومال مغلوب به ارث می رسد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، این سندرم به صورت ژنتیکی منتقل می‏گردد و دارای وراثت اتوزومال مغلوب است ،اولین نشانه های این بیماری در سنین نزدیک ۲۰ سالگی نمایان شده و اغلب به صورت عقب ماندگی شدید رشد قبل و بعد از تولد ، ضایعات پوستی حساس به نور که معمولا برروی صورت ایجاد می شود مشخص می گردد .

تظاهرات بالینی اصلی آن عبارتند از: کوتاهی قد، ضایعات پوستی اریتماتو بر روی صورت که با نور خورشید تشدید می یابند، ضایعات پوستی هیپریاهیپوپیگمانته بر روی بدن و نیز افزایش میزان عفونت های باکتریال به علت نقص ایمنی.

این سندرم شامل  قرمزی و تلانژ کتازی ناحیه صورت به شکل پروانه، کوتاهی قد و حساسیت به نور آفتاب می باشد.

مطالعه کروموزومی تشخیص سندرم بلوم را تایید می کند.

عفونت های عود کننده ( اوتیت میانی و ذات الریه ) بیماری مزمن ریوی و دیابت شیرین نیز شایع است .

بسیاری از این بیماران مشکلاتی در یادگیری دارند .

مردان مبتلا نابارورند و زنان وارد یائستگی زودرس می شوند .

اغلب مرگ و میر ها نیز به علت سرطان  ( اپیتلیال ، هماتوپویتیک ، لنفوئید ، بافت هم بند ، سلول های زاینده ، سیستم عصبی و کلیه ) که در سنین جوانی رخ می دهد ،می باشد.

کمتر از ۳۰۰ مورد از سندرم بلوم و توضیحات آن نیم قرن پیش در ادبیات پزشکی گزارش شده است .

این سندرم جزء بیماریهای نادر است اما در اشکنازی یهودیان شیوع این بیماری بیشتر است .

نتایج بررسی های پژوهشگران دانشگاه “دیویس” در کالیفرنیا آمریکا نشان داد که یک جهش ژنی که باعث می شود زنجیره دو رشته DNA همانند رشته های اسپاگتی از هم باز شوند، پایه بروز “سندروم بلوم” است.

محققین کشف کردند که علت بروز سرطان نادر “سندروم بلوم” نوعی جهش ژنی است که رشته های زنجیره ای DNA را از هم باز می کند.

هر سلول از دو کپی هویتی کروموزمی برخوردار است. هنگامی که DNA آسیب می بیند، برای ترمیم از روی کروموزم دوقلوی خود رونویسی می کند. سپس رشته آسیب دیده با تشکیل ساختاری که “اتصال هالیدی” نام دارد، در رشته سالم تنیده می شود.

در ارگانیسم های سالم، این فرایند بدون مشکل انجام می شود و کروموزم های همراه کاملا جدا می شوند.

این درحالی است که در بیماران مبتلا به سندروم بلوم جهش یک ژن که Blm نام دارد و مسئول تنظیم کردن این فرایند است، باعث می شود این عملکرد به خوبی انجام نشود و به این ترتیب کروموزم ها در مکان های اشتباه قرار گیرند.

در نتیجه هنگامی که دو کروموزم از هم جدا می شوند، رشته های DNA که این کروموزم ها را شکل می دهند، در عوض اینکه به صورت زنجیره در هم تنیده شوند، به طور موازی در کنار هم قرار می گیرند.

سندرم باردت بیدل

سندرم باردت بیدل (Bardet Biedel Syndrome) یک ناهنجاری ناهمگن با توارث اتوزومال مغلوب است. این بیماری از طریق علائمی مانند دیستروفی Cone – Rod ، چاقی تنه ، پلی داکتیلی ( انگشت پنجم ) ، اختلالات شناختی ، هیپوگنادیسم در جنس مذکر ، ناهنجاری تناسلی در جنس مونث و اختلال در عملکرد کلیه ها مشخص می شود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  این سندرم بیماری نادری است که با علایم و نشانه هایی همچون رتینیت پیگمانته، هایپوگنادیسم، پلی داکتیلی، اختلالات کلیوی،  مشکلات یادگیری و چاقی شناخته می شود.

پیش آگهی قابل مشاهده برای کودکان با سندرم باردت بیدل ضعیف است . شب کوری معمولا در سنین ۷-۸ سالگی بروز می یابد .

سن متوسطی که در آن  افراد به طور معمول ( به طور قانونی ) شروع به کور شدن می کنند ۵/۱۵ سالگی می باشد . وزن این افراد در هنگام تولد نرمال است ، اما افزایش قابل توجه وزن در سنین اولیه از زندگی شروع می شود و تبدیل به یک مسئله مادام العمر برای اکثر افراد می گردد .

اکثر این افراد دارای مشکلات مهمی در یادگیری هستند ، اما تنها تعداد کمی از افراد هستند که دارای اختلال شدید در تست IQ می باشند .

بیماری کلیه یک دلیل مهم ناخوشی و مرگ ومیر است . در ابتدا تصور می شد که نفوذ این بیماری کامل است ، اما چندین نمونه از افراد غیر مبتلا با دو جهش  به تازگی گزارش شده است .

شیوع این بیماری اتوزومال مغلوب، در حدود یک در شصت هزار می باشد. متاسفانه اکثر این بیماران به دلایل نارسایی مزمن کلیه، فوت می شوند.

نقص عملکرد کلیه علت اساسی مرگ هموزیگوت های مبتلاست، همراه با گلومرولوپاتی مزمن و پایین تر بودن مجرای ادرار که شکل های پیچیده و مبهم کلیوی را ایجاد می کند.

مطالعه نشان داده است که پیوند کلیه در بیماران سندرم باردت بیدل که دچار نارسایی کلیه پیشرفته می گردند روش مناسب و موثری در درمان آنها با کمترین عارضه و مرگ ومیر می باشد.

ناهنجاری های ثانویه عبارت از اختلالات گفتاری، پیشرفت عقب ماندگی ذهنی، پر ادراری، دیابت ملیتوس و فشار خون بالا می باشند.

شناسایی سندرم باردت- بیدل با یافته های کلینیکی صورت میپذیرد. دوازده ژن در ارتباط با سندرم باردت، بیدل شناسایی شده است که عبارتند از BBS1 و BBS2 و تا BBS12 .

توصیه می شود افرادی که مایل به ازدواج فامیلی هستند پیش از ازدواج به مراکز مشاوره ژنتیک مراجعه نمایند تا شجره فامیلی آنان مورد بررسی قرار گرفته و ریسک ابتلا به سندرم باردت بیدل مشخص گردد.

کبد چرب

افزایش مصرف غذاهای چرب و آماده، فرهنگ استفاده از غذاهای سریع آماده شونده (Fast Food) و عدم فعالیت مناسب یا گسترش زندگی ماشینی، بیماری‌های مختلفی به همراه آورده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، درگیری کبدی، از جمله مضرات مصرف مواد غذایی نامناسب می ‌باشد. امروزه متاسفانه بیماری کبد چرب که نسبتاً شایع شده است، با وزن بیمار ارتباطی مستقیم دارد و با توجه به افزایش چاقی در جوامع مختلف (از جمله ایران) نیز رو به افزایش است.

کبد چرب چیست؟

بیماری کبد چرب یک التهاب کبدی است که در اثر تجمع بیش از اندازه ی چربی در بافت کبد ایجاد می شود.کم کاری کبد یا تنبلی کبد نام قدیمی کبد چرب است. کبد طبیعی حاوی حدود ۵ گرم چربی در ۱۰۰ گرم وزن خود می باشد، هرگاه مقدار چربی بیش از ۵ درصد وزن آن افزایش یافت به این حالت “کبد چرب” گفته می شود.

منظور از کبد چرب، رسوب چربی (عمدتاً از چربی‌های خنثی مثل تری گلیسیرید) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل می تواند باشد که به آن “Alcoholic Fatty Liver” می‌ گویند، یا بدون مصرف الکل و یا در حضور میزان بسیار جزیی از الکل (که برای کبد خطر ساز نیست) ایجاد می ‌شود که تحت عنوان کلی “Non Alcoholic Fatty Liver Disease” (بیماری کبد چرب غیر الکلی) است که نام دیگر آن Non Alcoholic Steatohepatitis است.

کبد چرب غیرالکلی (= Non Alcoholic Steatohepatitis NASH)

کبد چرب غیر الکلی با التهاب، تجمع چربی و بافت فیبروز در کبد شناخته می شود که باعث دردهای ناحیه راست و بالای شکمی می شود، اگر چه یافته های مشابه در افراد وابسته به مصرف الکل دیده می شود، NASH در افراد بدون سابقه مصرف الکل و یا مصرف بسیار ناچیز ایجاد می گردد. علت دقیق NASH ناشناخته است.

بیشتر افراد مبتلا بین سنین ۶۰-۴۰ سال می¬باشند، اگر چه این اختلال می¬تواند در کودکان بالای سن ۱۰ سال نیز اتفاق بیفتد. شیوع NASH در خانمها بیشتر از آقایان است. پیش بینی رفتار کبد چرب در هر فرد کار مشکلی است.اغلب افرادی که مبتلا هستند هرگز دچار مشکلات جدی در کبدشان نمیشوند اما افرادی نیز وجود دارند که به علت ابتلا به کبد چرب غیر الکلی دچار سیروز میگردند.سیروز اسمی است که نشان دهنده صدمات بسیار شدید کبد و وخامت اوضاع آن است.

درحال حاضر درمان NASH بر کنترل برخی از بیماریهای همراه آن مانند دیابت و چاقی و پیگیری بیمار از نظر پیشرفت بیماری متمرکزاست.

چاقی و افزایش وزن، دیابت، افزایش چربی خون و مصرف بعضی داروهایی خاص مثل (کورتیکوستروئید ، متوتروکسات)ازمهمترین علتهای کبد چرب میباشد.

چاقی

بیش از ۷۰% افراد مبتلا به NASH چاقند و بیشتر آنان ۱۰ تا ۴۰ % سنگین تر از وزن ایده آل خود هستند.

افزایش چربی خون

۲۰ تا ۸۰ % افراد مبتلا به NASH چربی خون بالا دارند. (منظور بالا بودن تریگلیسرید و کلسترول است)

دیابت

۷۵% افراد مبتلا به NASH دیابت قندی دارند.

مقاومت به انسولین

منظور از مقاومت به انسولین این است که بدن این افراد قادر به استفاده از انسولین برای سوخت قندها نیست و این خود باعث ایجاد دیابت میشود.مقاومت به انسولین از طرفی خود باعث چاقی و بالا رفتن چربی خون میشود

فاکتورهای موثر بر متابولیسم

برخی از فاکتورهای موثر بر متابولیسم با NASH مرتبطند.مانند تغذیه غیر دهانی , کاهش وزن سریع , گرسنگی بسیار شدید و درمان داخل وریدی گلوکز در بیمارانی که شرایط وخیمی دارند.

جراحی شکم

برخی از جراحی های شکم با NASH ارتباط دارند.مثل برداشتن قسمت وسیعی از روده کوچک و جراحی معده برای درمان چاقی و جراحی کیسه صفرا و لوزالمعده و بای پس قسمتی از روده کوچک.

داروها و سموم

amiodarone , tamoxifen , perhexilene maleate , steroids , synthetic estrogen و Pesticides با ایجاد کبد چرب در ارتباطند.

احتمال پیدایش کبد چرب غیرالکلی با وزن بیمار ارتباط مستقیم دارد و با توجه به افزایش چاقی در جوامع مختلف از جمله ایران، شیوع این عارضه نیز رو به افزایش است.

فیزیولوژی و عملکرد کبد:

کبد به وزن تقریبی ۱۵۰۰ گرم، بزرگترین غده‌ی بدن است و دو لوب اصلی، راست و چپ دارد. کبد از دو منبع خونی تغذیه می شود: شریان کبدی، که یک سوم خون کبد را تامین می‌کند و از آئورت منشا می‌گیرد، و ورید باب که دو سوم خون کبد را تامین می‌کند و خون گرفته شده از لوله ی گوارش را به آن می‌رساند. مجموعه‌ای از مجاری صفراوی نیز در کبد وجود دارند که صفرا (که منشأ آن سلول های کبدی است) از طریق این مجاری خارج می‌شود.

کبد قادر به تولید مجدد خود می‌باشد. وجود ۲۰- ۱۰ درصد از کل کبد برای ادامه‌ی حیات کافی است؛ ولی با خارج کردن آن از بدن، مرگ در عرض۲۴ ساعت اتفاق می‌افتد. کبد برای انجام بیشتر اعمال متابولیک بدن ضروری بوده و بیش از ۵۰۰ عمل مختلف را انجام می‌دهد.

کارهای اصلی کبد عبارت‌اند از:

– متابولیسم کربوهیدرات، پروتئین و چربی؛
– ذخیره و فعال کردن ویتامین‌ها و مواد معدنی؛
– تبدیل آمونیاک به اوره؛
– متابولیسم استروئیدها؛
– عمل کردن به‌عنوان یک صافی؛برای محافظت در برابر سیل مواد مضری که به‌ خون سرازیر می‌شوند. کبد صفرا تولید می‌کند، نمک‌های صفراوی برای هضم و جذب چربی و ویتامین‌های محلول در چربی استفاده می‌شوند و بیلی روبین محصول نهایی انهدام گلبول‌های قرمز، در کبد ترکیب شده و از طریق صفرا دفع می‌شود.

درمان

برای درمان و بهبود کبد چرب باید اختلالات زمینه ساز درمان شوند.در حال حاضر درمان بر روی مهار مشکلات طبی واختلالاتی که زمینه ساز کبد چرب هستند متمرکز است.داروهایی مختلفی مانند متفورمین برای درمان کبد چرب عرضه شده‌اند که تاثیر قطعی آنها ثابت نشده‌است .

ورزش روزانه و مصرف مرتب میوه وسبزیجات اثرات مفیدی بر روی این بیماری دارند کاهش تدریجی وزن در افراد چاق لازم بوده ومفید است، ولی کاهش ناگهانی وزن، این اختلال را تشدید می‌کند .

در کبد چرب مقاومت به انسولین شایع بوده وداروهایی که مقاومت به انسولین را درمان می‌کنند مانند :متفورمین موجب بهبود آنزیم‌های کبدی می‌شوند .

ویتامین E با دوز ۴۰۰میلی گرم در روز باعث کاهش آسیب به سلولهای کبدی و بهبود آنزیم‌های کبدی می‌شود ولی چون با خطر افزایش بیماریهای قلبی همراه است مصرف دراز مدت آن توصیه نمی‌شود .

در کودکان علل زمینه‌ای شامل دیابت، سوء جذب چربی، چاقی، ماراسموس، کواشیورکور، بیماری ویلسون، سیستیک فیبروزیس، باید مهار ودرمان شود.

تهیه و تنظیم:

محمد پرورش مسعود
مرکز مدیریت حواث و فوریت های پزشکی قم – واحد آموزش و پژوهش

بیماری آلزایمر

آلزایمر یک اختلال پیش رونده مغزی است که به تدریج حافظه شخصی و توانایی یادگیری، استدلال ، قضاوت ، برقراری ارتباط و انجام فعالیت های روزانه را مختل می کند. از علائم مشخصه آن از دست دادن حافظه ، قضاوت ، استدلال و تغییراتی در حالات و رفتار می باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بیماری آلزایمر بخشی از روند طبیعی پیری نمی باشدو چنانچه علائم فوق دیده شود باید به پزشک متخصص مغز واعصاب مراجعه نمود. یک ارزیابی کامل می تواند تعیین نماید که این علائم مربوط به بیماری دیگری است یا آلزایمر سبب آن می شود .

برخی عوامل خطر احتمال ابتلا به این بیماری را افزایش می دهند سن وژنتیک دو فاکتور خطر بسیار مهم هستند اغلب افراد مبتلا به این بیماری بالای ۶۵ سال سن دارند اما لازم به ذکر است که روند بیماری سال ها قبل از شروع تخریب حافظه وادراک فرد آغاز می شود .

فرم خانوادگی بیماری که نسل به نسل منتقل می شود حدود هفت درصد از کل شیوع آلزایمر را دربر می گیرد چاقی از عوامل خطر دیگراست و احتمال ابتلا درآینده در افرادی که چاق هستند بیشتر است.

پیری از تمام عواملی که فرد را مستعد ابتلا به زوال عقل می کند بیشتر مؤثر است از سوی دیگر با پیشرفت علم پزشکی ومراقبت های بهداشتی طول عمر انسان ها و امید به زندگی افزایش یافته واز آنجا که تعداد سالمندان رو به افزایش است بیماری های شایع دوران سالمندی از جمله تعداد مبتلایان به آلزایمر رو به افزایش است و بدیهی است که این بیماری یکی از مشکلات اساسی سیستم های بهداشتی درمانی کشورها محسوب شود .

متاسفانه در حال حاضر حمایت های اجتماعی ودرمانی لازم برای کمک به افراد مبتلا به آلزایمر در کشور وجود ندارد .

همچنین اغلب خانواده ها آلزایمر را فراموشی طبیعی و پیامد اجتناب ناپذیر افزایش سن تلقی می کنند واز آنجا که خود بیمار هم به وضعیت خود آگاهی لازم را ندارد در بیشتر موارد به بیماری او توجه نمی شود حال آنکه با تشخیص زود هنگام می توان به میزان زیادی از سرعت پیشرفت آن کاست .

با افزایش سن تغییراتی در حافظه ایجاد می شود که طبیعی است، اما نشانه های ببیماری آلزایمر چیزی ببیش از فراموشی های موقتی و ساده می باشند.

افرادی که به آلزایمر دچار می شوند، مشکلاتی را در برقراری ارتباط، وضعیت یادگیری و آموزش، تفکر و استدلال تجربه می کنند، این مشکلات به حدی شدید است که بر وضعیت  شغلی، فعالیت های اجتماعی و زندگی خانوادگی فرد تأثیرات به سزایی خواهد گذاشت.

بین تغییرات معمول حافظه و علائم بیماری خط مرز مشخص و واضحی وجود ندارد. اگر فردی دچار تغییراتی در عملکرد و حافظه خود شد بهتر است به پزشک مراجعه کند.

به توصیه انجمن آلزایمر، بهتر است افراد مبتلا به دمانس یا فراموشی و خانواده هایشان هر چه سریعتر مورد حمایت و مراقبت قرار گیرند و در مورد بیماری اطلاعاتی کسب کنند.  جهت افتراق این بیماری با تغییراتی که در اثر بالا رفتن سن درحافظه ایجاد می شود .

ده علامت هشدار دهنده توسط انجمن آلزایمر تهیه شده که می تواند به شما کمک کند این علائم عبارتند از:

۱- از دست دادن حافظه:

فراموش کردن مطالب و وقایعی که اخیراً به حافظه سپرده شده اند (حافظه کوتاه مدت) از اولین علایم معمول زوال عقل (دمانس) است شخص اکثر اوقات دچار فراموشی شده و قادر به یادآوری اطلاعاتی که جدیداً کسب کرده نیست.

حالت طبیعی چیست ؟

فراموش کردن گاه و بی گاه اسامی یا قرارهای ملاقات.

۲- اختلال در انجام فعالیت های روزانه:

افرادی که دچار فراموشی شده اند برنامه ریزی و انجام امور روزانه برایشان دشوار است. اینگونه اشخاص ممکن است مراحل مربوط به تهیه غذا، تماس تلفنی یا روش های انجام یک بازی را فراموش کنند.

حالت طبیعی چیست ؟

این که گاهگاهی فراموش کنید چرا وارد یک اطاق شده و یا مطلبی را که می خواستید بگوئید به خاطر نیاورید.

۳- اختلال در زبان یا گویش :

افرادی که دچار آلزایمر می شوند لغات ساده را فراموش کرده یا کلمات غیر معمول را جایگزین می نمایند، به طوری که صحبت ها و نوشته های آنان قابل درک نمی باشد. بعنوان مثال اگر نتوانند مسواک خود را بیابند به جای آنکه در خواست مسواک کنند می گویند: «آن چیزی که برای دهانم است».

حالت طبیعی چیست ؟

داشتن مشکل در یافتن لغت مناسب به صورت گاه و بی گاه.

۴- سردرگمی در زمان و مکان (اشکال در جهت یابی و گم کردن زمان و مکان):

افرادی که به بیماری آلزایمر دچار هستند در محل خود گم می شوند، فراموش می کنند کجا هستند و چگونه به آنجا رسیده اند و نمی دانند چگونه به منزل برگردند.

حالت طبیعی چیست ؟ فراموش کردن روزهفته و یا مکانی که می روید.

۵- ضعف یا کاهش قضاوت :

افرادی که مبتلا به آلزایمر هستند ممکن است نتوانند لباس مناسب فصل را تشخیص داده و بپوشند بدین صورت که در یک روز گرم چندین لباس یا در یک روز سرد لباس کمی می پوشند.

آنها همچنین ممکن است دچار ضعف در استدلال و قضاوت شده بطوری که مقدار زیادی پول را بدون دلیل به کسی ببخشند.

حالت طبیعی چیست ؟

تصمیم گیری اشتباه و سوال برانگیز به طور گاه و بی گاه .

۶- اختلال در جدا سازی و دسته بندی افکار (تفکر انتزاعی):

افرادی که دچار آلزایمر هستند ممکن است در انجام امور ذهنی پیچیده دچار مشکلات غیر طبیعی شوند مثلاً ممکن است اعداد و موارد استفاده آنها را فراموش کنند.

حالت طبیعی چیست؟ دشوار دانستن محاسبه دسته چک یا دفترچه بانکی به طور گاه و بی گاه.

۷- جابه جا گذاشتن اشیاء:

افرادی که دچار آلزایمر هستند ممکن است اشیاء را در جاهای غیرمعمول قرار دهند. مثلاً اطو را در فریزر و یا ساعت مچی را در قندان قرار دهند.

حالت طبیعی چیست ؟ قرار دادن کلیدها یا کیف پول درجای غیرمعمول به طور موقت.

۸- تغییرات درخلق و خو یا رفتار:

افراد مبتلا به آلزایمر دچار نوسانات سریع خلقی می شوند مثلاً زمانی آرام هستند ولی بدون هیچ دلیل مشخصی اشک ریخته یا خشمگین می شوند.

حالت طبیعی چیست ؟

غمگین یا بداخلاق بودن به طور گاه و بی گاه.

۹- تغییرات در شخصیت:

افرادی که مبتلا به فراموشی هستند ممکن است به طور سریع و ناراحت کننده دچار تغییرات شخصیتی شوند. آنها ممکن است به شدت گیج و سر درگم، بدبین، نگران و محتاط یا وابسته به فردی در خانواده شوند.

حالت طبیعی چیست ؟

شخصیت افراد در اثر تغییرات سنی به نحوی تغییر می کند.

۱۰- از دست دادن انگیزه:

افراد مبتلا به آلزایمر ممکن است بسیار غیر فعال شوند، مثلاً ساعت ها جلوی تلویزیون بنشینند، بیشتر از حد معمول بخوابند یا از انجام امور معمول خودداری کنند.

حالت طبیعی چیست ؟

احساس خستگی موقت از کار یا وظایف اجتماعی.

روش های سازگاری با مشکلات ناشی از فراموشکاری :

• این بیماری مانند هر ناتوانی ومحدودیت دیگر جسمی وروحی نیاز به انطباق دارد یعنی باید زندگی را با شرایط خاص این بیماری منطبق کرد .

همانطور که برای اصلاح بینایی وشنوایی از عینک وسمعک استفاده می کنیم برای اصلاح حافظه یا زندگی در شرایط اختلال حافظه باید تمهیداتی بیندیشیم استفاده از دفترچه یادداشت ودریافت کمک از دیگران برای یاد آوری نمونه این اقدامات است .

• چیزهایی را که همیشه از آن استفاده می کنید مثل عینک یا کلید در یک جای مشخص بگذارید مثلاً درون یک کشو یا کاسه

• هرروز به اخبار رادیو یا تلویزیون گوش دهید

• سعی کنید هرروز یک مطلب جدید یاد بگیرید

• کتاب یا روزنامه مطالعه کنید .

• در جمع دوستان یا خانواده خاطرات گذشته را تعریف کنید

• خاطرات خود را بنویسید .

• بازی های فکری مثل شطرنج انجام دهید . با دوستان مشاعره کنید . جدول حل کنید .

• یک تقویم جیبی همراه داشته باشید ودرآن شماره تلفن های اقوام ودوستان وفرزندان آدرس منزل ، زمان های ملاقات ، تاریخ پرداخت قبض ها وموارد مهم دیگر را یادداشت نمایید و این تقویم را حتی موقع خارج شدن از منزل همراه داشته باشید

• یک دفترچه یادداشت در کنار تلفن بگذارید و پیغام های تلفنی را بلافاصله در آن یادداشت کنید .

• خودسرانه دارو مصرف نکنید و برای مصرف دارو های تجویز شده توسط پزشک از نزدیکان بخواهید به شما یادآوری کنند ویا به تعداد وعده هایی که باید دارو را مصرف نمایید شیشه های کوچکی تهیه نمایید و دارو ها را هرروز داخل این شیشه ها بیندازید .

• تغذیه مناسب داشته باشید برای این کار قند و چربی ونمک کمتری مصرف کرده ولی مصرف میوه و سبزی های تازه را بیشتر کنید

• کارهایی را انجام دهید که از آن لذت ببرید ودر عین حال ایمنی شما به خطر نیفتد .

• کارهای مورد علاقه خود را در زمانی از روز انجام دهید که احساس بهتری دارید .

• هیچگاه با عجله کار نکنید ودر حین کار وقفه ای برای استراحت در نظر بگیرید .

توصیه های پیشگیری :

پیشگیری از آلزایمر با داشتن یک روش زندگی سالم در چند جمله کوتاه خلاصه می شود

• سیگار نکشید .

• غذای پرچرب وپر نمک کمتری بخورید وبجای آن سبزی ومیوه بیشتری مصرف کنید .

• مرتب وطبق برنامه منظم ورزش کنید وفعالیت بدنی را از قلم نیندازید .

• روابط اجتماعی پویا وفعال داشته باشید وبا دیگران در ارتباط بوده و گفتگو ومراوده داشته باشید .

• از پزشکتان بخواهید فشار خون و کلسترول خون شما را پیوسته کنترل کند .

فشار خون بالا چیست ؟

فشار خون بالا یا هیپرتانسیون به معنای فشار بالا ( تنش ) درشریانها می باشد.  شریانها رگهای هستند که خون را از پمپاژ قلب به تمام بافتها و ارگانهای بدن حمل می کنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اگرچه احساس تنش ویااسترس میتواندموقتا فشار خون را افزایش دهدبااین وجود فشار خون بالااحساس تنش بیش از اندازه نیست.

فشارخون نرمال زیر ۸۰/۱۲۰ میباشد فشارخون بین ۸۰/۱۲۰و۸۹/۱۳۹ پری هایپرتنشن نامیده میشود وفشارخون بالاتراز ۹۰/۱۴۰ فشارخون بالا رانشان میدهد.

عددفوقانی یاهمان عددبزرگ قشارخون سیستولیک میباشدکه مربوط به فشارشریانها میباشدکه براثرانقباض قلب پمپ کردن خون به داخل شریانها میباشد و عدد تحتانی فشار دیاستولیک میباشد که فشار شریانها رانشان میدهدکه قلب بعدازانقباض درحالت ریلکس(انبساط) میباشد.

فشار دیاستولیک پایین ترین فشار درشریانها رانشان میدهد.

با بالا رفتن سیتولیک ویادیاستولیک فشار خون ریسک بیماری قلبی، کلیوی، سخت شدن شریانها، اسیب چشمی و شوک (اسیب دیدگی مغزی) بالا میرود.

پیچیدگیهای فشار خون اغلب منجربه اسیب دیدگی ارگانها میشود. باتوجه به اینکه اسیب دیدگی ارگانهادرنتیجه فشار خون طویل المدت ویامزمن میباشدتشخیص فشار خون بالا خود را مهم جلوه میدهد که باتلاش میتوان انرا به حد نرمال دراورد وازپیچیدگیهای ان جلوگیری کرد.

قبلا عقیده براین بودکه افزایش فشارخون دیاستولیک خطرناکتر از افزایش فشار خون سیستولیک میباشد ولی حالا دانسته شده است که درافراد ۵۰ سال و بالاتر خطر سیتولیک بیشتر میباشد.

تقریبا نتایج بدست امده این رانشان میدهد که از هر چهارنفر(دربعضی ژورنالها سه نفر)بزرگسال در ایالات متحده دارای هیپرتانسیون میباشدکه مشکل اصلی سلامتی اش میباشد.

افسردگی

اختلال افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در قرن حاضر در دنیا می باشد. شناخت خصوصیات و علائم آن ، درمان صحیح و به موقع و عملکرد مناسب پزشکان در کاهش عوارض و بازتوانی بیماران نقش مهمی در کنترل این اختلال دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  احساس اندوه و غم معمولاً در موقعیت های ناراحت کننده برای هرکسی پیش می آید و از تجارب طبیعی بشر است ( همانطور که در سوگ دیده می شود) و باید از اختلال افسردگی افتراق داده شود ولی همین موضوع باعث تشخیص کمتر اختلال افسردگی و درمان آن نسبت به میزان واقعی ابتلاء می گردد.

بطوری که طبق آمارهای موجود فقط نیمی از بیماران افسرده تحت درمان قرار می گیرند. افت کارایی و خساراتی که افسردگی به عنوان شایع ترین بیماری قرن برای افراد ، خانواده ها و جامعه به بار می آورد در صورت محاسبه خسارات مستقیم و غیر مستقیم آن ارقام بسیار بالایی را نشان می دهد.

عوارض ثانوی اختلال می تواند تأثیر عمیقی بر سبک و سطح زندگی و سرنوشت افراد بگذارد.

بنابراین ضرورت دارد کلیه پزشکان بخصوص پزشکان عمومی که بیشترین مراجعات بیماران افسرده به آن ها می باشد ، با دید دقیق تر به مسأله نگاه کنند و با فراگیری روش های علمی درمان و ارجاع به موقع به روان پزشک در کنترل این اختلال و جلوگیری از عوارض اجتماعی، خانوادگی و . . . آن نقش خود را ایفاء نمایند.

این پروتکل راهنمای خلاصه ای است جهت این اهداف و هرگز جایگزین آموزش کامل و جامعی که در دوران تحصیل پزشکی فراگرفته شده نمی باشد.

●  اپیدمیولوژی :

میزان شیوع اختلال افسردگی در طول عمر ۱۵ درصد در مردان و ۲۵ درصد در زنان می باشد. حداقل ۱۰ درصد بیماران پزشکان عمومی و ۱۵ درصد بیماران متخصصان داخلی را بیماران افسرده تشکیل می دهند. دست کم در نیمی از این موارد علائم افسردگی غالباً به طور نامناسب به عنوان واکنش های قابل انتظار در مقابل استرس ، ضعف اراده یا تلاش برای کسب نفع ثانوی تعبیر می شود. میزان ابتلاء زنان دو برابر مردان و سن متوسط شروع اختلال حدود ۴۰ سالگی می باشد.

●  اتیولوژی :

علل افسردگی ناشناخته است، ولی عوامل بیولوژیک، ژنتیک و عوامل روانی – اجتماعی به طور متداخل مؤثر می باشند. مثلاً عوامل روانی و ژنتیک می توانند بر غلظت نوروترانسمیترها در سیناپس ها مؤثر باشند و عوامل بیولوژیک و روانی اجتماعی می توانند بر تظاهر ژنی تأثیر بگذارند.

۱ – عوامل بیولوژیک

چون مصرف داروهای ضد افسردگی کلاسیک بعد از حدود سه هفته باعث تغییر در گیرنده های پس سیناپسی سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین می شود ( که با شروع اثرات بالینی مطابقت دارد ) نوروترانسمیترهای مربوطه، در اتیولوژی اختلال افسردگی سهیم شناخته شده اند. سایر عوامل مثل نظم محور آدرنال، محور تیروئید، هورمون رشد، ریتم های شبانه روزی، نظم ایمونولوژیک و خواب نیز در اساس اختلال، مؤثر شناخته شده اند.

یافته های ژنتیک نشان داده است که فامیل درجه اول بیماران افسرده ۲ تا ۳ بار بیشتر از سایر افراد دچار اختلال افسردگی می شوند. میزان ابتلاء در دوقلوهای مونوزیگوت که جدا از هم بزرگ شده اند،۵۰ درصد و در دوقلوهای دی زیگوت ۲۵ – ۱۰ درصد می باشد. در برخی مطالعات کروموزم های X ، ۱۱ و ۵ دخیل گزارش شده اند.

۲ – عوامل روانی – اجتماعی

●  استرس :

مطالعات جدید نشان داده است که استرس های شدید زندگی همراه با نخستین دوره افسردگی (و سایر اختلالات خلقی) باعث تغییرات دیرپا و پایا در حالات فونکسیونل سیناپس ها و نوروترانسمیترها می شود که باعث می گردد درغیاب استرس نیز شخص در معرض دوره های بعدی اختلال باشد.

استرس مزمن و غیر اختصاصی نیز می تواند دخیل باشد. به عقیده بعضی از متخصصان استرس نقش اساسی در ابتلاء به اختلال افسردگی دارد.

●  خانواده :

روش های نامطلوب تربیت فرزند مثل سخت گیری بیش ازحد و یا سایر سایکوپاتولوژی های خانواده در شروع ، دوام و عود اختلال مؤثرند. همچنین کسانی که یک یا دو والد خود را پیش از ۱۱ سالگی از دست داده اند، در صورت رویارویی با استرس های زندگی در سنین بالاتر در معرض خطر بالاتر ابتلا به افسردگی قرار دارند.

●  علائم و ویژگی های بالینی :

برای در نظر گرفتن تشخیص اختلال افسردگی اساسی وجود حداقل یکی از دو علامت:

۱٫ خلق افسرده (احساس غم و اندوه) و ۲٫ فقدان علاقه و لذًت، که علائم کلیدی هستند الزامی است. بیمار ممکن است اظهار کند که احساس غم، یأس، پوچی و بی ارزشی می کند.

برای بیمار، خلق افسرده غالباً کیفیت خاصی دارد که با غمگینی معمولی فرق می کند (یک درد روحی توان فرسا ) بیماران افسرده گاهی ازناتوانی برای گریه کردن شکایت می کنند.

علاوه بر این، وجود چهار علامت از علائم زیر برای حداقل دو هفته برای گذاشتن تشخیص لازم است:

۱٫ افکار انتحاری: تقریباً دوسوم بیماران افسرده به خودکشی می اندیشند و ۱۰ تا ۱۵ درصد آن ها اقدام به خودکشی می نمایند.

۲٫ تغییرات خواب: تقریباً ۸۰ درصد بیماران از اختلال خواب به خصوص سحرخیزی و بیداری های مکرر شبانه که ضمن آن به مرور ذهنی رویدادهای روز می پردازند رنج می برند (به استثناء کودکان و نوجوانان).

۳٫ تغییرات وزن و اشتها: بسیاری از بیماران دچار بی اشتهائی و کاهش وزن می شوند، معهذا بعضی افزایش اشتها و افزایش وزن و پرخوابی دارند. تغییرات گوناگون در مصرف غذا یا میزان استراحت ممکن است موجب وخامت بیماری های داخلی مثل دیابت، فشارخون و بیماری های قلب و ریه شود.

۴٫ کاهش انرژی: تقریباً همه بیماران افسرده از کاهش انرژی که منجر به بروز اشکال در انجام تکالیف، اختلال در تحصیل، حرفه و کاهش انگیزه برای انجام طرح های تازه   می گردد، شکایت می کنند ( انگار همه چیز به پایان رسیده و آخر دنیا است ).

۵٫ احساس بی ارزشی و گناه: احساس ناکارآمدی در زمان حال، آینده و گذشته در افسردگی شایع است. بیمار اعتماد به نفس خود را از دست داده و همه چیز را شکست محسوب کرده یا منتظر بدترین اتفاق در آینده می باشد و بدبختی را جزء لاینفک سرنوشت خود می پندارد. او ممکن است احساس گناه و خودملامتگری در مورد گذشته داشته باشد و خاطرات بد را همراه با مبالغه در اثرات روحی و روانی آن ها مدام در ذهن خود مرور کند.

۶٫ کاهش انگیزه و علائق: افراد افسرده از خانواده و دوستان خود کناره گرفته و از فعالیت هایی که قبلاً مورد علاقه آن ها بوده دست می کشند.

۷٫ اختلال در تمرکز و دشواری تفکر: حواس پرتی یا فراموشکاری و افت تحصیلی از جمله مثال های شایع آن هستند.

۸٫ کندی یا تحریک سایکوموتور: معمولاٌ به صورت کندی در حرکات یا به صورت تحریک پذیری و عصبانیت است.

– این علائم ناراحتی قابل ملاحظه بالینی یا تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم به وجود می‌آورد.

– باید متذکر شد که علائم بالا نباید ناشی از تأثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (داروی نسخه شده یا سوء‌ مصرف) یا یک اختلال طبی عمومی (مثل کم کاری تیروئید) ‌باشد و فرد هیچ وقت قبلاً معیارهای مانیا یا هیپومانیا و علائم مشخص آن را تجربه نکرده باشد.

برخی از بیماران افسرده به بیماری خود واقف نیستند و شکایتی از اختلال خود نمی کنند. سایر علائم نباتی شامل اختلال قاعدگی و کاهش میل و عملکرد جنسی که اغلب ناشناخته می مانند، نیز دیده می شود. اضطراب ، سوء مصرف الکل و سایر مواد، شکایات جسمی که اغلب ناشناخته می مانند، نیز در افسردگی دیده می شود.

مطالعات نشان داده است که بیش از ۶۵ درصد بیماران افسرده که به پزشکان مراجعه می‌کنند نوعی  درد دارند (دردهای پراکنده که ممکن است جابجا شوند، دردهای پشت گردن و بازوها و حتی سردرد و کمردرد که شدت و دوام آن متناسب با اختلال ارگانیک نیست). در اقشار کم سواد، درد بخصوص می‌تواند یکی از شکایات اولیه مهم بیماران افسرده باشد که معمولاً به تشخیص نادرست منجر می‌شود.

نیمی از این بیماران تغییرات شبانه روزی در علائم را که اغلب صبح ها شدید تر از عصرها  می باشد ذکر می کنند. ۹۴ درصد بیماران از اختلال تمرکز و ۶۷ درصد از دشواری در تفکر شاکی هستند (این مورد در دانش آموزان و دانشجویان عواقب تحصیلی قابل ملاحظه ای ایجاد می کند).

●   اشکال بالینی دیگری از افسردگی که در ذیل ذکر می شوند نیز وجود دارند.

– افسردگی تهییجی (آژیته ) : که در آن شخص تحریک می شود.

– افسردگی کند: با کندی بارز سایکوموتور.

– افسردگی کاتاتونیک : با بهت ثانوی بر افسردگی مشخص می شود.

– افسردگی نهفته:که در آن خلق افسرده بارز نیست.

– افسرده آتیپیک: با پرخوابی، پرخوری وفلج سربی مشخص می شود.

●  در فرد داغدیده یا سوگوار در موارد زیر تشخیص اختلال افسردگی اساسی مطرح می شود :

۱٫ وجود علائم بیش از دو ماه
۲٫ تخریب عملکردی بارز.
۳٫ اشتغال ذهنی بیمارگونه با بی‌ارزشی،
۴٫ وجود فکر خودکشی،
۵٫ وجود علائم پسیکوتیک،
۶٫ وجود کندی روانی- حرکتی.

« Previous PageNext Page »