کاهش خونرسانی یا سکته مغزی

حادثه عروق مغز(CVA)عبارت است از حملات ناشی از کاهش خونرسانی یا سکته ای مغز که در نتیجه اختلال عملکرد مغز متعاقب اختلال در خونرسانی بخشی از مغز ایجاد می شود که علت شناخته شده ای ندارد وگاهی در اثر مصرف ضد انعقادها، میگرن، کوکائین، پارگی وجداشدگی عروق مغز ایجاد می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، هر عاملی که باعث قطع یا کاهش خونرسانی مغزاز حد نرمال شود سبب اختلال موقت یا دائم حرکت، فکر،حافظه،صحبت ویا حس می شود.

سکته های مغزی از نظر زمان حادثه :

1- گذرا
2- نقایص عصبی قابل برگشت
3- سکته مغزی
4- سکته مغزی کامل

عوامل خطر ساز :

گاهی بدشکلی شریان هاو ورید های مغزی به صورت مادرزادی، فشارخون کنترل نشده، مصرف داروهایی خاص،ضربه به سر،منجر به  سکته های مغزی از نوع خونریزی دهنده می شوند.

های مغزی اغلب بخاطر بیماریهای قلبی – عروقی بی نظمی هایی قلبی وافت فشار خون ایجاد می شوند.گاهی مصرف الکل ، کوکائین و داروهای خاص منجر به سکته ی مغزی می شود.

علائم بیماری :

بی حسی وضعف در ناحیه صورت، بازو، ساق پا،گیجی یا تغییر در سطح هوشیاری وآگاهی ذهنی، صحبت مشکل ویا نامفهوم، اختلال در بلع غذا، اختلال در بینایی، عدم تعادل، اختلال در راه رفتن ویا سردرد های شدید وناگهانی.

تست های تشخیصی :

– معاینه کامل جسمی بیمار و وجود علائم فوق
– انجام     CTS can
– انجام سونوگرافی عروق مغزی

پیشگیری :

ایجاد فشار خون وچربی خون را به عنوان علائم هشداردهنده سکته مغزی توجه کرده ودرمان را با نظر پزشک شروع وادامه دهد.

استرس محیط زندگی را تا امکان کاهش ودر محیطی آرام به سر ببرد.

داروهای توصیه شده توسط پزشک با دز دستور داده شده ودر زمان درست مصرف شود.
درصورت بروز سکته های مغزی و اختلال در فرد :

هدف اصلی در این بیماران بهبود وضعیت حرکتی،پیشگیری از اختلالات حرکتی هر چه بیشتر ناشی از خشکی مفاصل واز بین رفتن عضلات حفظ تعادل ،حفظ توانایی بیمار درامر مراقبت ازخود، کنترل ادرار، بهبود در قدرت برقراری ارتباط، پیشگیری از زخم بستروپیشگیری از عوارض ناشی از بیماری است.

جهت مراقبت از بیمار اصول زیر باید رعایت شود :

به منظور پیشگیری از انقباض عضلات ومفاصل، بیمار باید در وضعیت مناسب وراحت قرار گیرد.

از قرار گیری بیمار در یک وضعیت به علت ایجاد زخم بستر پیشگیری کنید وهر 2ساعت
بیمار را تغییر وضعیت دهید.

بدن بیمار را باکمک بالشی در وضعیت های متفاوت قراردهید.

بازوی سمت مبتلاودچاراختلال حس و حرکت رابا کمک بالشی بالا قرار دهید تا ازایجاد ورم در عضو جلوگیری به عمل آورد.

بیماررا چندین بار در روز به مدت 3-15دقیقه دروضعیت خوابیده به شکم قرار دهید.
جهت پیشگیری از انقباض مفاصل وعضلات واز بین رفتن عضلات وحفظ گردش خون وپیشگیری از ایجاد لخته ی خون در اندام ها با کمک به بیمار 5-4 بار در روزاز تمرینات ورزشی در محدوده حرکتی استفاده کنید.

آماده کردن بیمار برای حرکت :

اگربیمارهوشیار است هرچه سریعتر بازتوانی بیمارباید شروع شود که ابتدا بیمار باید تعادل خود را در وضعیت نیمه نشسته وسپس در وضعیت ایستاده حفظ نماید وسپس آموزش قدم زدن را آغاز نمائید.

هرگزبیماررا برروی شانه فلج شده قرار ندهید یا بازو وشانه آسیب دیده رانکشید.
بیماررا به رعایت بهداشت فردی تشویق نمائید ودر صورت عدم توانایی واستقلال در انجام کارهای شخصی بیمار را درحفظ بهداشت فردی کمک کنید.

به منظور پیشگیری از خستگی وناامیدی از بیمار حمایت عاطفی به عمل آورید.

در صورت اختلال بینایی یک طرفه کارها را درجهتی انجام دهید که قابل مشاهده برای بیمارباشد.

علل، عوامل و علائم سرطان لوزالمعده

سرطان پانکراس پنجمین سرطان کشنده در ایران می باشد، این سرطان 6 درصد از کل مرگ و میرهای ناشی از سرطان در جهان را به خود اختصاص می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، سرطان لوزالمعده به نام بیماری خاموش خوانده می شود، زیرا علائم آن در مراحل اولیه بیماری مشخص نمی شود. اما زمانی که سرطان پخش شد، در بالای شکم و پشت، درد دیده می شود.

بعد از غذا خوردن و دراز کشیدن، درد بدتر می شود.

دیگر علائم عبارتند از: زردی (یرقان)، ادرار تیره و مدفوع روشن، لخته خونی، سوء هاضمه، اسهال، تهوع، کاهش اشتها، کمبود وزن، خستگی، ضعف و افسردگی.

علل سرطان لوزالمعده

– سیگار : افراد سیگاری 2 تا 3 برابر غیر سیگاری ها در معرض این بیماری قرار دارند.
– سن : بعد از 45 سالگی این بیماری شروع می شود.
– جنسیت: بیشتر در زنان شایع است.
– دیابت
– پانکراتیت (التهاب لوزالمعده) مزمن
– سیروز کبدی
– سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان لوزالمعده
– داشتن رژیم پر چرب
– چاقی
– عدم فعالیت بدنی

سرطان لوزالمعده به نام بیماری خاموش خوانده می شود، زیرا علائم آن در مراحل اولیه بیماری مشخص نمی شود

عواملی که خطر سرطان پانکراس را افزایش می دهند

– سابقه خانوادگی :  5 تا 10 درصد بیماران مبتلا به این سرطان در خانواده خود سابقه این بیماری را دارند.

– سن : افزایش سن یکی از عوامل خطرزا برای این بیماری می باشد، بطوریکه بیشتر افرادیکه دچار این سرطان می شوند بالای 60 سال سن دارند، و معمولا افراد زیر 40 سال دچار این بیماری نمی شوند.

– سیگار کشیدن.
– مصرف کم میوه و سبزی.
– مصرف زیاد گوشت قرمز.
– مصرف زیاد نوشابه و سایر نوشیدنی های پرشکر.
-اضافه وزن.
– مرض قند.
– التهاب مزمن لوزالمعده(پانکراتیت).
– عفونت هلیکو باکتر پیلوری.
– بیماری التهاب لثه یا پریودنتال.

غییر شیوه ی زندگی برای کاهش خطر سرطان پانکراس

– سیگار کشیدن:

یکی از عوامل افزایش خطر سرطان پانکراس می باشد. افرادیکه سیگار می کشند معمولا دوبرابر دیگران در خطر ابتلا به سرطان پانکراس هستند. البته شایان ذکر است با ترک سیگار می توان خطر سرطان پانکراس را کاهش داد.

– چاقی:

تحقیقات زیادی به نقش چاقی در ابتلا به سرطان پانکراس تاکید دارند. ریسک ابتلای افراد ورزشکار به سرطان پانکراس نصف افراد کم تحرک است.

تعداد دیگری از رفتارها و عادات غذایی ما برای تاثیر آنها بر ریسک سرطان پانکراس بررسی شده اند. اما تاثیر افزاینده یا کاهنده برریسک سرطان نداشته اند، بعضی از آنها عبارتند از:

– نوشیدن قهوه

– استفاده از آسپرین

-داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAID ) مانند ایبوبروفن یا ناپروسین.

لازم به ذکر است که متاسفانه هیچ کدام از این تغییرات نمی تواند ریسک ابتلا به سرطان پانکراس را از بین ببرد، اما ورزش، وزن متعادل و سیگار نکشیدن می تواند این خطر را کم کند.

رژیم غذایی و سرطان پانکراس

تحقیقات زیادی برای مشخص کردن غذاهایی که ممکن است، خطر سرطان پانکراس را بالا ببرند، انجام شده است. اما هیچکدام نتوانسته اند به نتیجه ی قابل اتکایی برسند، بعضی از این نتایج بشرح زیراند:

– رژیم غذایی آمریکایی، شامل چربی زیاد و دودی شده، در بعضی از تحقیقات باعث افزایش خطر سرطان پانکراس شده اند.

– رژیم غذایی سالم، شامل سبزیجات و میوه جات تازه، در بعضی از تحقیقات کاهش دهنده خطر سرطان پانکراس بودند.

– در آزمایشات، موش های آزمایشگاهی که رژیم غذاییشان پر از چربی و پروتئین بود، دچار سرطان پانکراس شدند؛ با اینحال این نتایج در آزمایشگاه بوده و معلوم نیست در مورد مردم هم صادق باشد.

هرچند هیچ هنوز هیچ رژیم غذایی ای که بتواند خطر ابتلا به سرطان را افزایش یا کاهش دهد، به اثبات نرسیده است. اما رژیم غذایی شامل میوه و سبزیجات و گوشت کم چرب درهرحال برای سلامتی شما بهتر است.

راه های تشخیص سرطان لوزالمعده :

– سونوگرافی
– سی تی اسکن
– نمونه برداری از لوزالمعده
– ام آر آی از شکم
– آزمایش خون
– بررسی عملکرد کبد

اسپاسم منتشر مری چیست ؟

546456546اسپاسم منتشر مري يک اختلال حرکتي مري است که در آن انقباض هاي ناهماهنگ و هم زمان مري هم به صورت خود به خود و هم در هنگام بلع روي مي دهد. اين اختلال حرکتي مري غالباً با درد متناوب قفسه سينه همراه است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اسپاسم مری اشاره به انقباضات عضلانی ناهماهنگ در لوله (مری) است که منجر به از گلو به معده می باشد. انقباضات رخ می دهد بارها و بارها و غیر طبیعی قدرتمند هستند.

نتیجه آن یک شکست را به طور موثر در سوق دادن غذا به معده بعد از خوردن است.

علت دقیق اسپاسم مری ناشناخته است، با این حال، عوامل خطر عبارتند از: سوزش مری اسید شسته که از معده (رفلکس ازوفاژیت)، انسداد مری، استرس عاطفی، و یا شرایط دیگر که ممکن است به عملکرد طبیعی تاثیر می گذارد سیستم عصبی (به عنوان مثال، دیابت، اسکلروز چندگانه، اسکلروز آمیوتروفیک جانبی). اسپاسم مری نیز ممکن است منجر به ناتوانی عضلات در پایین مری به استراحت (آشالازی) مربوط باشد.

اختلالات حرکتى اوليه در مرى با عملکرد عضلانى غيرطبيعى در مرى که غالباً با درد متناوب قفسهٔ سينه همراه است مشخص مى‌شوند. اگرچه اين اختلالات بخشى از يک طيف هستند.

به‌طور کلى مى‌توان آنها را به‌صورت زير تقسيم‌بندى کرد: آشالازي، که در قسمت قبل توضيح داده شد؛ مرى فندق‌شکن، سندرومى با امواج پردامنهٔ پريستالتيک که در نيمى از بيماران مبتلا به اختلالات حرکتى ديده مى‌شود؛ اسپاسم منتشر مري، که مشخصهٔ آن انقباضات غير پريستالتيک است، و پرفشارى اسفنکتر تحتانى مري، که شيوع کمترى دارد.

در حدود ۳۵% از مبتلايان به اختلالات حرکتى اوليه، در مانومتري، مشخصات بيش از يکى از اين ضايعات يافت مى‌شود. علت اين اختلالات مشخص نيست، هرچند که استرس مى‌تواند يافته‌هاى مانومترى مشابهى در افراد سالم ايجاد کند.

ايسکمى مرى نيز از جمله علل فرضى است. تا يک‌سوم از بيمارانى که مرى فندق‌شکن دارند دچار ريفلاکس غيرطبيعى معده به مرى هستند و به‌خوبى به درمان طبى پاسخ مى‌دهند.

• ریسک

اسپاسم مری می تواند در افراد در هر سنی رخ دهد، اما بیشتر در کسانی که بیش از 50. این وضعیت رخ می دهد به طور مساوی در مردان و زنان است.

• تاریخچه

افراد درد در قفسه سینه یا شکم بالا است که می تواند پرتو افکندن به پشت، گردن، فک، و / یا اسلحه. اشکال در بلع (دیسفاژی)، به خصوص با مواد جامد، نیز ممکن است رخ دهد. خوردن غذاهای بسیار داغ یا بسیار سرد و یا نوشیدن نوشابه های گازدار ممکن است این نشانه ها را آغاز کند. افراد معمولا علائم متناوب است که به طور کلی در طول زمان بدتر نمی شود.

pezeshk.us

• اصول تشخیص اسپاسم منتشر مری

–  دیسفاژی گهگیر:

(به صورت اینترمیتنت است) که علامت اصلی بیماران است که معمولاً دیسفاژی تومورال متفاوت است و اغلب نسبت به جامدات و مایعات می باشد.این حالت همراه یا بدون درد قفسه سینه است.

– درد قفسه سینه ( chest pain ):

که معمولاً در هنگام استراحت رخ می دهد ولی ممکن است همزمان با بلع یا در شرایط فشار عاطفی و روحی اتفاق می افتد. درد در ناحیه پشت استخوان جناغ احساس می شود و ممکن است به پشت، دو طرف قفسه سینه، بازوها یا کناره های فک انتشار یابد.

– گاهی درد قفسه سینه همراه با دیسفاژی اتفاق می افتد که در حین خوردن وعده ی غذایی احساس می شود.

– اسپاسم منتشر مری بر خلاف بیماری آشالازی، بیماری تنه مری می باشد.

نکته: کاهش وزن در بیماران دچار اسپاسم منتشر مری ناشایع است.

• تشخيص افتراقى

علائم ناشى از اين اختلالات حرکتى بايد از علائم ناشى از بيمارى قلبي، توده‌هاى مدياستن، تومورهاى خوش‌خيم و بدخيم مرى و اسکلرودرمى افتراق داده شوند.

• عوارض

فتق هياتال و ديورتيکول اپى‌فرنيک ممکن است از عوارض ثانويهٔ انقباضات شديد و ناهماهنگ مرى باشند. ممکن است رگورژيتاسيون و آسپيراسيون رخ دهد، که احتمالاً منجر به عفونت‌هاى مکرر و پنومونى مى‌شود. با اين وجود، به‌طور کلى اين بيمارى خفيف است و عوارض جدى به‌دنبال ندارد.

• درمان

در بسيارى از بيماران اطمينان دادن و درمان علامتى کفايت مى‌کند. هيدرالازين، نيترات‌هاى طولانى اثر و داروهاى آنتى‌کولينرژيک ممکن است تا حدودى علائم را برطرف کنند.

ممکن است بيمار به يک رژيم غذائى سبک که در پنج يا شش وعدهٔ کوچک طى روز مصرف مى‌شود نياز داشته باشد، به‌خصوص در صورتى‌که ديسفاژى مهمترين علامت باشد. بوژيناژ با ديلاتورهاى هم‌وزن جيوه در اسپاسم منتشر يا مرى فندق‌شکن، کارآئى ندارد.

بيمارانى که دچار درد شديد و ديسفاژى هستند و به درمان پاسخ نمى‌دهند. بايد از اسفنکتر گاستروازوفاژيال تا قوس آئورت و يا تا هر نقطه‌اى که در مانومترى قبل از عمل افزايش فشار نشان داده شده است، ميوتومى انجام شود. اين عمل را مى‌توان با توراکوسکوپى يا توراکوتومى انجام داد. توراکوسکوپى براى بيمار بسيار راحت‌تر است و نتايج حاصل از آن نيز عالى است.

روش توراکوتومى باز بايد در بيمارانى انجام شود که امکان جراحى با توراکوستومى (مثلاً، به‌‌دليل توراکوتومى قبلي) براى آنها وجود ندارد. با حفظ اسفنکتر تحتانى مرى مى‌توان از بروز اوزفاژيت، که مهم‌ترين عارضهٔ بعد از عمل است جلوگيرى کرد.

عمل جراحى در ۹۰% از موارد موفقيت‌آميز است. در صورتى‌که بعد از جراحى درد مداوم و ديسفاژى برطرف نشود. مى‌توان بيمار را تحت عمل ازوفاگکتومى کامل (برداشتن کامل مري) و ازوفاگوگاستروستومى گردنى قرار داد.

• يافته‌هاى بالينى

• معاینه فیزیکی

یافته های فیزیکی معمولا طبیعی است.

• نشانه‌ها و علائم

شايع‌ترين علامت، درد متناوب قفسهٔ سينه است که از ناراحتى خفيف تا درد اسپاسموديک شديدى که به درد بيمارى شريان کرونر شباهت دارد تغيير مى‌کند. اکثر بيماران از ديسفاژى شکايت دارند ولى کاهش وزن ناشايع است.

• تست ها

تست های تشخیصی ممکن است شامل مطالعات تحرک مری (مانومتری)، مطالعات اشعه X با استفاده از باریم به عنوان ماده حاجب (esophagram)، و یک روش است که در آن فیبر نوری لوله مشاهده شده است از طریق مری است که اجازه می دهد تا معاینه چشمی از تصویب داخل مری (آندوسکوپی).

• بررسى‌هاى تصويربردارى

ازوفاگوگرام در ۶۰% از بيماران غيرطبيعى است. در فلوئوروسکوپي، اسپاسم‌هاى منطقه‌اي، نواحى تنگي، و پريستالسيس ناهماهنگ و نامنظم به‌صورت ‘مرى مارپيچ’ يا ‘فنري’ ديده مى‌شود. غالباً يک فتق هياتال کوچک نيز ديده مى‌شود؛ ديورتيکول اپى‌فرنيک شيوع کمترى دارد.

• مانومترى

مانومترى کليد تشخيصى اين اختلالات است. در بيماران مبتلا به اسپاسم منتشر مري، عمل بلع به‌جاى ايجاد امواج پريستالتيک طبيعي، انقباضات غير پريستالتيک (همزمان) و تکرارى ايجاد مى‌کند. بعضى از بيماران، هم‌چنين، امواج غير پريستالتيک بسيار قوى دارند. (۱۴۰ تا ۲۰۰ ميلى‌متر جيوه).

در حدود ۳۰% از بيماران، اسفنکتر تحتانى مرى در پاسخ به بلع منبسط نمى‌شود. در مرى فندق‌شکن پريستالسيس با دامنهٔ بالا (حدود ۲۰۰ ميلى‌متر جيوه) اختلال اصلى است. اگرچه فشار بالا است، انبساط اسفنکتر با بلع طبيعى است.

تست تحريکى به‌هنگام مانومترى کمک‌کننده است. شايع‌ترين داروئى که مورد استفاده قرار مى‌گيرد ادروفونيوم آنتى‌کولين استراز (تنسيلون) است، که مى‌تواند انقباضات شديدى در مرى ايجاد کند. شروع درد شبيه به علامت خود‌ به‌خودى به معنى مثبت بودن تست است. به‌جاى ادروفونيوم مى‌توان از بتانکول و ارگونوين استفاده کرد.

آشالازی چیست ؟

56464564آشالازی بیماری نادری است که شیوع آن 1 در 100000 نفر است.این بیماری اغلب در سنین 25-60 سالگی تشخیص داده میشود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در بیماری آشالازی دریچه تحتانی مری، یعنی پیوستگاه مری به معده به اندازه کافی شل نمی‌شود. مشکل بعدی این است که مری حرکت طبیعی خود را از دست می‌دهد. برای اینکه لقمه غذا از رمی بگذرد و وارد مری شما بشود، مری باید بتواند لقمه را با حرکاتی موسوم به حرکات دودی از بالا به پایین براند. در این بیماری این حرکات دودی از بین می‌روند.

آشالازى مردان را بيشتر از زنان گرفتار مى‌کند و ممکن است در هر سنى بروز کند. سنينى که بيشترى شيوع را دارند بين ۳۰ تا ۶۰ سال هستند.

• علل:

علت ایجاد این بیماری شناخته شده نیست.بیماران مبتلا به آشالازی دو مشکل در ناحیه مری دارند:

اول اینکه دو سوم تحتانی مری قادر نیست غذای موجود در مری را به سمت معده هدایت کند.
دوم اینکه اسفنگتر تحتانی مری که در حالت عادی مانع برگشت غذای داخل معده به مری می گردد و باید هنگام عبور غذا شل باشد,قادر به شل شدن نیست و به همین دلیل غذا نمی تواند به معده وارد شود و پشت اسفنگتر باقی می ماند.به این ترتیب حجم زیادی از غذا و مایعات در ناحیه تحتانی مری انباشته می گردد و آنرا متسع میکند.

• علائم :

مهمترین علامت این بیماری بلع مشکل است که در مورد جامدات و یا مایعات وجود دارد. از علائم دیگر این بیماری میتوان به درد سینه ,برگشت غذای خورده شده  به دهان,سوزش سردل,سخت آروغ زدن ,احساس پری و سنگینی در ناحیه گلو ,سکسکه و کاهش وزن اشاره کرد.

8787687686

• تشخیص:

معمولا شک به آشالازی از روی علائمی که بیمار ذکر میکند ,ایجاد می شود اما برای تشخیص نهائی نیاز به بررسی و آزمایش می باشد.

عکس قفسه سینه- یک عکس ساده قفسه سینه می تواند تغییر شکل مری و عدم وجود هوا در معده را نشان دهد.این دو علامت در عکس آشالازی را مطرح میکنند.

بلع باریم – تست بلع باریم به عنوان آزمون غربالگری آشالازی به کار میرود.باریم در عکس ,دهانه خروجی مری و اسفنگتر تحتانی مری را نشان میدهد.در آشالازی, بلع باریم ,عدم وجود انقباض را درمری بعد از بلع نشان میدهد.

• نحوه آمادگی جهت انجام اقدامات اولیه:

در بیماران آشالازی مدت زمان لازم جهت تخلیه مری بیشتر از افراد عادی میباشد لذا لازم است قبل از هر اقدام درمانی همراه با ناشتایی کامل در شب قبل از مراجعه، 48 ساعت قبل از مراجعه هم رژیم غذایی نرم (مایعات و سوپ…) داشته باشند که در این صورت روند درمانی ساده تر و کوتاهتر خواهد بود

• مانومتری :

توسط مانومتری فشار داخل مری و اسفنگتر تحتانی آن اندازه گیری می شود. این تست زمانی قابل انجام است که بیمار حداقل به مدت 8 ساعت چیزی نخورده باشد و در حال حاضر کاملا بیدار باشد.

مانومتری اغلب جهت تایید تشخیص آشالازی به کار میرود.در بیمار آشالازی سه وضعیت غیر طبیعی در مانومتری دیده میشود:فشار بالا در ناحیه اسفنگتر تحتانی در زمان استراحت,عدم شل شدن اسفنگتر بعد از بلع و عدم وجود امواج پریستالتیک در قسمت تحتانی مری.دو مورد آخر مهمتر هستند و تشخیص را مسجل میکنند.

67575765

• اندوسکوپی:

اندوسکوپی امکان دیدن داخل مری,اسفنگتر تحتانی و معده را به طور مستقیم فراهم می کند.این کار به کسانی پیشنهاد میشود که مشکوک به آشالازی هستند و خصوصا برای افتراق بیماریهایی که آشالازی را تقلید میکنند مفید است.

• تشخیص­‌های افتراقی

الف- بیماری را باید از سایر بیماری‌هایی مری که در آنها نیز اختلال حرکتی وجود دارد، افتراق داد، مثل:

– اسپاسم منتشر مری

– مری فندق­شکن

– دریچه تحتانی مری پرفشار

– بیماری شاگاس

– اسکلرودرما و سایر بیماری­های روماتولوژیک

ب- بیماری را باید از سایر بیماری‌های مری مه مشکل ساختمانی مشابه ایجاد می‌کنند، افتراق داد:

– تنگی­‌های ناشی از زخم­های گوارشی

– حلقه­‌ها و پرده­‌های مری

– کارسینوما (سرطان)

– تومورهای خوش­خیم

– تنگی ناشی از داروها

– دیورتیکول مری

• درمان:

برای درمان آشالازی راههای مختلفی وجود دارد اگرچه همه این درمانها قادر به تخفیف دادن علائم هستند اما متاسفانه هیچکدام از آنها قادر به درمان کامل بیماری نیستند.

دو روش درمانی اول(دارو درمانی و تزریق سم بتولونیم ) با کاهش دادن فشار اسفنگتر تحتانی مری عمل میکنند اما دو روش دیگر ( بالون زدن و جراحی )از طریق تضعیف فیبرهای عضلانی اسفنگتر تحتانی مری عمل میکنند.

•  دارو درمانی:

نیتراتها و بلوک کننده های کانال کلسیم دو دسته دارو ئی هستند که اثر شل کنندگی روی عضلات اسفنگتر تحتانی مری دارند.این قرصها زیر زبانی هستند و 10 الی 30 دقیقه قبل از غذا مصرف میشوند.

•  بالون زدن(هوا زدن) :

با بالون زدن به طور مکانیکی عضلات منقبض شده اسفنگتر مری کشیده میشود.این روش درمانی در دو سوم بیماران مبتلا به آشالازی علائم بیماری را کاهش میدهد .البته بیش از نصف بیماران مجبور میشوند که برای بهبود بیماری بیش ازیکبار این کار را انجام دهند.

•  میزان موفقیت در این روش:

کسانی که یکبار بالون زده اند ,60% تا یکسال بس از بالون زدن و 25% تا 5 سال پس از بالون زدن بی علامت خواهند بود.

•  جراحی (میوتومی) :

منظور از میوتومی این است که در ناحیه اسفنگتر تحتانی یک فیبر عضلانی را مستقیما ببریم.در گذشته برای این کار باید جدار قفسه سینه و شکم را باز میکردند اما امروزه این کار توسط یک لاپاروسکوپ و با یک برش بسیار کوچک فابل انجام است.

• میزان موفقیت در این روش:

جراحی علائم را در 70 الی 90 % بیماران از بین میبرد.این بهبود در 85% بیماران به مدت 10 سال و در 65% آنها به مدت 20 سال پس از جراحی باقی میماند.بنابراین بهبود بیماری پس از جراحی نسبت به بقیه درمانها ماندگارتر است اما به طور کلی جراحی با عوارض جانبی بیشتری همراه است و تهاجمی تر و گران تر از بقیه درمانها است.

•  تزریق سم  بوتولونیم :

این روش جدیدترین روش درمانی آشالازی است.سم  بوتولونیم به طور موقت سلولهای عصبی را که فرمان انقباض به اسفنگتر تحتانی مری میدهد  فلج میکند.به نظر میرسد که این روش در بیمارانی که بالای 50 سال دارند مناسب است.البته از تزریق این سم میتوان به عنوان یک روش تشخیصی در کسانی که مشکوک به آشالازی هستند نیز استفاده کرد.

•  میزان موفقیت در این روش:

یکبار تزریق بوتولونیم  میتواند در 65 الی 90 درصد بیماران در کوتاه مدت (سه ماه تا یکسال)بهبود ایجاد کند.در موارد عود میتوان از تزریق مجدد استفاده کرد.

• عوارض آشالازی

– زخم های مخاطی ناشی از آزردگی غذای باقی مانده(خونریزی ناشی از زخم پپتیک واقعی در آشالازی نادر است.)

– پنومونیت،تراکئوبرونشیت و به ندرت خفگی در اثر آسپیراسیون محتویات رگورژیتاسیون مری
سوءتغذیه خفیف تا متوسط ولی ممکن است در اثر بی توجهی شدید شود.

– کارسینوم سلول سنگفرشی (SCC) در 3-5 درصد موارد،که این ضایعه در ناحیه گشادکننده مری معمولاً پس از سال ها بعد از تظاهرات اولیه روی می دهد.

پیش­‌آگهی و عوارض و ­سیر بالینی

– خطر سرطان مری در بیماران مبتلا به طور قابل­ ملاحظه­ا‌ی بیشتر است(15 تا30 برابر).

– میزان بروز سوراخ­‌شدگی مری پس از گشاد کردن به روش پنوماتیک 5-3 درصد است.

– عوارض پس از جراحی عبارتند از: ریفلاکس علامت‌دار(10% طی یک سال)، اختلال بلع(10%) و مرگ­ ومیر ناشی از میوتومی باز(کمتر از2%).

• ریسک سرطان مری:

بیماران مبتلا به آشالازی نسبت به افراد سالم ریسک بیشتری برای ابتلا به سرطان مری دارند خصوصا اگر تنگی مری در آنها به طور مناسب کاهش نیافته باشد.

به همین دلیل پزشکان اندوسکوپی را به عنوان یک روش غربالگری برای تشخیص زودهنگام سرطان مری به این بیماران توصیه میکنند

زخم پای دیابتی

در طی ۲۰ سال اخیر افزایش مرگ و میر ناشی از دیابت بیشتر ناشی از عوارض عروقی دیابت بوده است که شامل درگیری عروق ریز مانند درگیری‌های کلیه و رتینوپاتی و درگیری عروق بزرگ شامل عروق انتهای اندام تحتانی که به دنبال آن اختلال در فرایند ترمیم زخم رخ می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، پای دیابتی به هر گونه آسیب و پاتولوژی که نتیجه مستقیم دیابت و یا عوارض دراز مدت (و یا مزمن) دیابت در پای بیمار است گفته می‌شود.

حضور آسیب‌های دیابتی مختلف در پا٬ سندرم پای دیابتی نامیده می شود. اتیولوژی زخم‌های دیابتی شامل موارد بسیاری است.

در یک مطالعه، ‎۶۳٪ زخم‌های دیابتی به ۳ مورد نوروپاتی حس محیطی، دفرمیتی ( تغییر شکل ) و تروما نسبت داده شده‌اند که بیشترین پاتولوژی و آسیب در پای بیمار اتفاق می‌افتد

دیابت با چند مکانیسم موجب زخم پای دیابتی می‌شود. معمولاً علت اصلی ایجاد زخم فقدان حس درد در زمینه نوروپاتی است. از طرفی دیگر خود نوروپاتی پوست پا را خشک و شکننده می‌کند و استعداد ترک برداشتن پوست را افزایش
.
از طرف دیگر به علت اختلال سیستم ایمنی، ساز و کار مقابله با میکروب‌ها در افراد دیابتی اختلال دارد و زخم افراد دیابتی در عفونی شدن قرار دارد. از طرف دیگر به علت درگیری عروقی، خون رسانی به بافت‌های آسیب دیده مختل است و همین ترمیم بافت را با اختلال مواجه می‌کند.

به دلیل آثار سمی قند بالا بر بافت های مختلف بدن، بیماران مبتلا به دیابت در معرض ابتلا به عوارض حاد و مزمن متعددی هستند. زخم پا از عوارض جدی بیماری دیابت است.

زخم پا

بیماری‌های مربوط به پا‌ مانند زخم‌ها، عفونت‌ها و گانگرن علل اصلی بستری‌شدن بیماران دیابتی را تشکیل می‌دهند. زخم‌های اندام تحتانی زندگی اجتماعی و اقتصادی بیماران را تحت تاثیر منفی خود قرار می‌دهند که این اثر ناشی از کاهش توانایی و عملکرد بیمار، کاهش درآمد و افت کلی کیفیت زندگی بیمار است.

زخم‌های اندام تحتانی در بیماران دیابتی به چند دسته طبقه‌بندی می‌شوند، از جمله زخم‌های نوروپاتیک که به دلیل اختلال اعصاب حسی و حرکتی پاها به وجود می‌آیند، یا زخم‌های ایسکمیک که به دلیل تنگ شدن و نارسایی شریان‌های محیطی پا به وجود می‌آیند. زخم‌های عفونی نیز معمولا به دلیل آسیب اولیه پوست یا ناخن، ورود میکروب‌ها و ایجاد کانون عفونت در پاها به وجود می‌آیند.

هر کدام از زخم‌های فوق، ویژگی‌های خاص خود را دارند، مثلا زخم‌های نوروپاتیک به طور مزمن روی پینه‌ای که در اثر فشار طولانی‌مدت بر قسمتی از پا به وجود آمده است ایجاد می‌شوند و معمولا فاقد درد هستند، در صورت عدم درمان ممکن است دچار عوارضی چون عفونت، عفونت استخوانی و در برخی موارد،‌ قطع عضو درگیر شوند. زخم‌های ایسکمیک ابتدا به صورت تاول ایجاد می‌شوند و به تدریج بافتی که مرده است (ناحیه نکروتیک) در زیر آن آشکار می‌شود. زخم‌های عفونی ممکن است به دلیل ورود میکروب‌ها از هر گونه سوراخ یا فرورفتگی در پوست و حتی گوشه ناخن ایجاد شوند.

اگر بیمار مبتلا به دیابت در معاینه پاهایش دچار کاهش حس، کاهش تعریق، تحلیل عضلانی، تغییر شکل پا و انگشتان، پینه و فقدان یا ضعف نبض باشد، در معرض خطر زخم پاها است.

مهمترین اقدام پیشگیری از ایجاد زخم است.

– جلوگیری از تحت فشار قرار گرفتن نقاطی از پا که معمولاً تحت فشار قرار می‌گیرند.

– جلوگیری از سوختگی پای دیابتی به وسیله دوری از وسایل گرمازا

– مرطوب نگه داشتن پاها به وسیله وازلین و مرطوب کننده‌ها

اصول اساسی برای درمان زخم پای دیابتی

1) پرهیز از فشار آوردن به زخم:

هنگام فعالیت‌های روزانه مثل راه رفتن، نباید به محل زخم فشاری وارد شود تا امکان بهبود زخم فراهم شود. گچ گرفتن، آتل‌بندی و استفاده از کفش‌های مخصوص از راه‌های حذف فشار هستند.

2) کنترل عفونت:

از آنجا که سیستم دفاعی بدن بیمار دیابتی ضعیف شده و نمی‌تواند به طور طبیعی عفونت‌ها را از بین ببرد، در بسیاری از موارد (هنگامی که عمق زخم بیش از لایه سطحی پوست باشد) نیاز به تجویز آنتی‌بیوتیک‌هایی مثل کلیندامایسین، سیپروفلوکساسین و سفالکسین برای پیشگیری از عود زخم وجود دارد.

3) خون‌رسانی کافی:

تا زمانی که خون‌رسانی مناسب به محل زخم وجود نداشته باشد، زخم ترمیم نخواهد شد. گاهی برای تامین خون‌رسانی کافی، به پیوند عروق نیاز است.

4) دبریدمان:

حتما باید تمام نسوج مرده و له‌شده یا عفونی تا حد امکان از محل لبه‌های زخم و کف زخم برداشته شوند. باید نحوه مراقبت از پاها به بیمار دیابتی  دقیقا آموزش داده شود.

بیماران دیابتی باید روزانه پاها را از نظر قرمزی، تاول، بریدگی، تغییر حرارت (گرمی یا سردی)، تورم و از دست رفتن حس بررسی نمایند

از دست دادن پاها

از شایع ترین عوارض دیابت از دست دادن پا می‌باشد. علل ایجاد پای دیابتی متعدد است که شامل درگیری اعصاب محیطی توسط دیابت، ضربه‌های خفیف و تکراری، زخم‌های پوستی، عفونت، کاهش خونرسانی به پا در اثر درگیری عروق و مراقبت از زخم می‌باشد.

جالب است بدانیم که شایع ترین نوع استرس مکانیکی در نتیجه راه رفتن اتفاق می‌افتد. بیمارانی که به علت درگیری اعصاب محیطی پای بی‌حسی دارند و درد را درک نمی‌کنند، با هر قدم راه رفتن منجر به تخریب و التهاب بافتی می‌شوند. نواحی حساس به فشار مداوم راه رفتن عبارتند از انگشت بزرگ و سر استخوان های کف پا.

اساس پیشگیری از مشکلات پای دیابتی، آموزش بیمار است. در هر جلسه ویزیت، باید به بیمار آموزش بدهیم و راجع به اهمیت کنترل دقیق و مناسب قند خون و مراقبت منظم پا و اثرات مضر سیگار کشیدن روی سیستم عروقی و اهمیت استفاده از پوشش مناسب برای پای بی‌حس تاکید کنیم.

باید به بیمار لیستی از بایدها و نبایدها بدهیم و نحوه مراقبت صحیح از پا را به وی بیاموزیم؛ مثلا اگر حس پا کاهش یافته بود، برداشتن میخچه‌ها و پینه‌ها و ناخن‌هایی که در پوست فرو رفته‌اند فقط باید توسط کارشناسان بهداشتی صورت گیرد. پینه‌ها باید پس از تمیز کردن پوست برداشته شود (به ویژه پینه‌های روی برجستگی های استخوانی).

شرايط زير در پاي ديابتي همراه با افزايش خطر قطع عضو است:

– نوروپاتي محيطي و از دست دادن حس محافظتي (Protective)
– تغيير در بيومكانيك پا (درحضور نوروپاتي)
– مداركي دال بر افزايش فشار بر پا 0قرمزي و خونريزي در زير پينه(كالوس))
– تغيير شكل استخوان
– بيماري عروق محيطي (كاهش يا نبودن نبض)
– سابقه زخم يا قطع عضو
– پاتولوژي شديد ناخن

درمان پاي ديابتي

– بيماراني كه دچار نوروپاتي يا علايمي دال برافزايش فشار برپا هستند. بايد كفش مناسب بپوشند. به بيماران بايد در مورد از دست دادن حس پا و مشاهده روزانه پاها آموزش داده شود
– بيماراني كه دچار اريتم، گرمي و پينه در پا هستند، بايد كفشي بپوشند كه فشار را بر پا متعادل كند.
– كالوس بايد دبريد شود (به وسيله متخصص مربوطه)
– بيماران دچار تغيير شكل استخوان، بايد كفش‏هايي كه عرض زياد و عمق زياد دارد، بپوشند يا كفش مناسب براي آنها تهيه شود.
– از نظر بررسي عروق محيطي، شرح حال لنگيدن در بيمار سوال شود و نبض‏هاي پا لمس شود و اندكس مچ پايي- بازويي (Ankle- Brachial Index= ABI) اندازه‏گيري شود و در صورت نياز، بررسي عروقي، دارودرماني و يا اقدام جراحي انجام شود.
ميزان نرمالABI  بين 3/1-1 مي‏باشد. درصورتيكه كمتر از 9/0 باشد به احتمال 95% درگيري عروق محيطي در آنژيوگرافي تأييد خواهد شد. در كسانيكه عروق محيطي آنها كالسيفيه و non compressible باشد اين ميزان به بالاتر از 3/1 افزايش خواهد كرد.
– بيماراني كه سابقه زخم پا داشته‏اند، بايد از نظر عوامل مساعد كننده بررسي شوند.
– بيمار از نظر خشكي پوست و عفونت قارچي بررسي شود.
درمان بيماران ديابتي داراي زخم پا، در الگوريتم 3 آورده شده است.
پيشنهادها براساس Evidenced- Based Medicine
– تمام افراد ديابتي، بايد ساليانه از نظر تشخيص گروه پرخطر، معاينه شوند، كه شامل بررسي حس محافظتي، ساختمان پا، بيومكانيك آن، بررسي وضعيت عروقي و پوست پا مي‏باشد.
– بيماراني كه يك يا چند عامل خطر دارند، از نظر پيدايش ساير عوامل خطر مكرراً بررسي شوند.
– بيماراني كه نوروپاتي دارند، در هر ويزيت پاي آنها مشاهده شود.
– در افراد كم‏خطر بررسي وضعيت نورولوژيك با استفاده از آزمون مونوفيلامان است.
– بيماران ديابتي و پرخطر از نظر زخم بايد با توجه به عوامل خطر و درمان آن آموزش داده شوند.
– بيماريابي اوليه براي عروق محيطي شامل پرسيدن شرح حال لنگيدن و بررسي نبض‏هاي پا است و نيز چون بسياري از بيماران مبتلا به عروق محيطي بدون علامت هستند، اندكس مچ پايي- بازويي را بايد تعيين نمود.

زوال عقل (Dementia) چیست؟

زوال عقل از بین رفتن توانایی تفکر است. دمانس عبارت است از تخریب پیش رونده کارکردهای شناختی که در زمینه‌ای از هشیاری کامل (بدون وجود دلیریوم بسته به نوع عامل آن) بروز می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دمانس از علائم بیماری و به صورت مجموعه‌ای از عملکردی‌های بد بالینی شامل اختلالاتی در حافظه، اختلال زبان، تغییرات روان‌شناختی و روان‌پزشکی، و مختل شدن فعالیت‌های روزمره تظاهر می‌یابد. امروزه حدود ۱۲ میلیون نفر در جهان دمانس دارند و انتظار می‌رود که این تعداد در سال ۲۰۴۰ به ۲۵ میلیون برسد.

دمانس ( dementia )٬ یا زوال عقل، در پزشکی و روان‌پزشکی٬ اختلال مزمن و گاهی حاد فرایندهای روانی به علت بیماری عضوی مغز، که با تغییر شخصیت و موقعیت‌ناشناسی و اختلال در حافظه و داوری و اندیشه همراه است.

شایع‌ترین نوع دمانس٬ زوال عقل سالخوردگی یا آلزایمر است. از دیگر عوامل ایجاد دمانس می‌توان به سکته مغزی٬ دلیریوم ناشی از توکسیک شدن بدن در اثر مواد مخدر و روان‌گردان و بیماری‌های ناشایع ولی معروف مانند جنون گاوی اشاره نمود.

افراد مبتلا به به زوال عقل ممکن است دچار گیجی باشند، قادر به یادآوری مطلب نباشند یا مهارت هایی که داشته اند از جمله فعالیت های عادی روزمره را از دست بدهند.

سرانجام ممکن است آنها اعضای خانواده یا دوستان را نشناسند و ممکن است این افراد مضطرب به نظر آیند.

زوال عقل در افراد سالمند شایع تر است اما، پیامد طبیعی سالمندی نیست.

علائم و نشانه های زوال عقل عبارتند از:

– از دست دادن تدریجی حافظه

– گیجی

– تفکر مبهم، شامل عدم توانایی حل مسئله

– رفتار مضطربانه یا توهمات

– گم شدن بیمار در اماکنی که قبلاً با آنها آشنا بوده است.

– بی علاقگی نسبت به انجام فعالیت های روزانه

بیماری آلزایمر

بیماری آلزایمر شایع ترین علت زوال عقل است. در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر سلول های عصبی مناطقی از مغز که مرتبط با عملکرد حافظه است از بین می روند. همچنین در این افراد پروتئین های غیر طبیعی در برخی از سلولهای مغز تجمع می یابند.

اغلب، بیماری آلزایمر افراد سالمند را گرفتار می کند. اما گاهی اوقات ممکن است در افراد جوان تر نیز آغاز شود.

علت بیماری آلزایمر

علت بیماری آلزایمر ناشناخته است. عوامل خطر ساز برای بیماری آلزایمر شامل سابقه خانوادگی، وجود یک ژن اختصاصی و سن بالا می باشد.

سایر علل زوال عقل

زوال عقل عروقی معمولاً در اثر سکته های مغزی ایجاد می شود. در این بیماری، عروق مناطقی از مغز که مربوط به حافظه و تفکر است برای مدتی درگیر می شوند.
بعضی از بیماریها مانند پارکینسون (نوعی بیماری مغزی که باعث ایجاد لرزش و سفتی عضله می شود)

با تاثیر بر بافت مغز می توانند موجب زوال عقل شوند.

نشانه های مشابه آنچه که در زوال عقل وجود دارد، ممکن است به وسیله عوامل دیگری از جمله داروها و بعضی بیماریها ایجاد شوند.

انجام ارزیابی دقیق بوسیله پزشکی برای جستجوی عوامل قابل درمان مهم است.

درمان

تشخیص زوال عقل باعث می شود که فرد و اعضای خانواده اش نسبت به این بیماری آگاهی پیدا کنند.

بیماری زوال عقل عروقی یا آلزایمر قابل درمان نیستند. برخی دستورهای دارویی باعث کندی روند پیشرفت زوال عقل می شوند. پزشک می تواند در تصمیم گیری درباره مفید بودن دارو کمک کند.

ممکن است روزی تحقیقات پزشکی درباره پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان های مؤثر بیماری آلزایمر و سایر موارد زوال عقل کمک کننده باشد.

عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر:

۱. سن‌ بالای‌ 60 سال‌

۲. بالا بودن‌ فشار خون‌ یا بیماری‌ آترواسكلروز (تصلب‌ شرایین‌)

ـ پیشگیری‌:

۱. در مورد بیماری‌های‌ زمینه‌ای‌ باید درمان‌ مناسب‌ انجام‌ شود.

۲. خود را در برابر آسیب‌ به‌ سر محافظت‌ كنید. در اتوموبیل‌ كمربند ایمنی‌ را ببندید. به‌ هنگام‌ راندن‌ دوچرخه‌، موتورسیكلت‌، و ورزش‌های‌ پر برخورد از كلاه‌ ایمنی‌ استفاده‌ كنید.

۳. برای‌ پیشگیری‌ از آترواسكلروز، سیگار نكشید، چربی‌ كمتر بخورید، مرتباً ورزش‌ كنید، و هر مقدار كه‌ می‌توانید استرس‌ خود را كم‌ كنید.

۴. از پزشك‌ خود درباره‌ اقدامات‌ پیشگیرانه‌ راهنمایی‌ بخواهید.

ـ عواقب‌ مورد انتظار:

این‌ بیماری‌ در حال‌ حاضر علاج‌ناپذیر است‌. مصرف‌ داروها ممكن‌ است‌ از بدتر شدن‌ بیماری‌ جلوگیری‌ كند، اما نمی‌تواند آن‌ مقدار از كارهای‌ مغز كه‌ از دست‌ رفته‌ است‌ را دوباره‌ برگرداند.

ـ عوارض‌ احتمالی‌:

عفونت‌ها، یبوست‌، زمین‌ خوردن‌ و صدمات‌ دیگر، و تغذیه‌ نامناسب‌. این‌ عوارض‌ به‌ این‌ علت‌ ایجاد می‌شوند كه‌ فرد بیمار نمی‌تواند از خود مراقبت‌ كند.

ـ درمان‌:

۱. تغییرات‌ رفتاری‌ اولیه‌ را متوجه‌ شوند و سریعاً به‌ پزشك‌ اطلاع‌ دهند.

۲. برای‌ بیمار یادآورهایی‌ مثل‌ ساعت‌، تقویم‌ روزانه‌، یا برچسب‌ اسامی‌ فراهم‌ كنند. به‌ بهداشت‌ وی‌ كمك‌ كنید.

۳. تغییرات‌ در محیط‌ اطراف‌ و كارهای‌ روزانه‌ را به‌ حداقل‌ برسانید.

۴. بیمار را تشویق‌ به‌ فعالیت‌ها و تماس‌های‌ اجتماعی‌ نمایید.

۵. با احترام‌ و مهربانی‌ با بیمار رفتار كنید.

۶. در صورتی‌ كه‌ بیمار نتواند به‌ مراقبت‌ از خود بپردازد، باید یك‌ محیط‌ حفاظت‌ شده‌ و بدون‌ پیش‌ داوری‌ فراهم‌ شود. اگر نتوان‌ بیمار را در خانه‌ نگاه‌ داشت‌، باید وی‌ را به‌ یك‌ مركز نگهداری‌ مناسب‌ انتقال‌ داد.

۷. مرتباً برای‌ ملاقات‌ پیش‌ وی‌ بروید حتی‌ اگر شما را نشناسد.

۸. برای‌ افراد خانواده‌ نیز می‌توان‌ جلسات‌ مشاوره‌ یا روان‌ درمانی‌ ترتیب‌ داد.

ـ داروها:

داروهایی‌ كه‌ برای‌ درمان‌ سایر بیماری‌ها مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند ممكن‌ است‌ باعث‌ گیجی‌ یا خواب‌آلودگی‌ شوند؛ از پزشك‌ خود در مورد تغییر یا قطع‌ مصرف‌ آنها سؤال‌ كنید. داروی‌ مناسب‌ برای‌ درمان‌ بیماری‌ زمینه‌ای‌.

ـ فعالیت‌:

بیمار را تشویق‌ كنید تا حدی‌ كه‌ می‌تواند فعالیت‌ داشته‌ باشد. خانه‌ را از جهت‌ احتمال‌ بروز حوادث‌ ایمن‌ كنید. در زمینه‌ جلوگیری‌ از گم‌ شدن‌ بیمار اقدامات‌ لازم‌ را به‌ عمل‌ آورید.

ـ رژیم‌ غذائی‌:

بیمار باید یك‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ داشته‌ باشد.

ـ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمائید:

اگر شما متوجه‌ علایم‌ زوال‌ عقل‌ در یكی‌ از اعضای‌ خانواده‌ شده‌اید.

مروری بر اختلالات نوک پستان

ترشح از نوک پستان

خروج ترشح از پستان زنی که شیر نمی دهد، ممکن است ناشی از علل متعددی باشد، غده های خوش خیم یا بدخیم در پستان، کیست و داروهای متعدد از جمله کلرو پرومازین و داروهای مشابه، قرص های ضد بارداری خوراکی، حاملگی، هورمون درمانی، تحریک مکرر پستان از عوامل مستعد کننده ترشح پستان هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در زنانی که ورزش می کنند ممکن است طی دویدن یا ورزش های هوازی ترشح پستان ایجاد شود. ترشح پستان اکثراً علامت خطرناکی نیست، ولی باید توسط پزشک یا فرد ارائه کننده ی مراقبت بهداشتی مورد ارزیابی قرار گیرد. از هر سه زن، یک نفر در اثر فشار دادن نوک پستان ترشح آبکی دارد که معمولاً طبیعی است ترشح سبز رنگ ممکن است نشان دهنده ی عفونت باشد.

هر نوع ترشح خود به خودی، مداوم و یا یک طرفه باید مورد توجه قرار بگیرد و توسط معاینه کننده بوسیله یک پنبه خشک مورد ارزیابی قرار گیرد.

ترشحات خونی ممکن است نشانه بدخیمی باشد ولی گاهی اوقات توسط رشد خوش خیم توده های شبیه زگیل در داخل مجاری ایجاد می شوند، ترشح از نوک پستان باید از نظر، وجود خون مخفی بوسیله آزمایش گایاک بررسی شود.

برای شناسایی اختلالات غیر طبیعی در داخل مجاری هم می توان از روش گالاکتوگرافی استفاده کرد. در صورتی که شک زیادی نسبت به وجود ضایعه باشد نمونه برداری از راه جراحی که برداشت مجرا نیز نامیده می شود ممکن است انجام شود.

عفونت های پستان

التهاب یا عفونت بافت پستان که معمولاً در زنان شیرده ایجاد می شود، هر چند ممکن است در زنان غیر شیرده نیز دیده شود.

عفونت ممکن است در اثر انتقال عامل عفونی توسط دست های بیمار یا عفونت های دیگر از شیر خوار مبتلا به عفونت دهان، چشم، یا پوست به پستان ایجاد شود.

عفونت پستان ممکن است در اثر انتقال عوامل عفونی از خون هم ایجاد شود.

با پیشرفت التهاب قوام پستان سخت یا خمیری شده و بیمار از درد شدید در ناحیه دچار عفونت شکایت می کند. در صورت خروج ترشحات چرکی، سرم، یا خون از نوک پستان، این قسمت باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

درمان شامل مصرف آنتی بیوتیک و استفاده از سرمای موضعی برای تسکین ناراحتی است ممکن است آنتی بیوتیک وسیع الطیف برای مدت 7-10 روز تجویز شود.

بیمار باید از سینه بند راحت استفاده کند و کاملاً بهداشت شخصی را رعایت کند. استراحت کافی و مصرف مایعات فراوان بسیار مفید است.

التهاب همراه با قرمزی در پستان

عارضه ای غیر شایع است که معمولاً با حاملگی، صدمه، ضربه یا جراحی پستان همراه است، این عارضه سطحی است و در رگهای تخلیه کننده قسمت خارجی پستان موجب درد و قرمزی و سفتی می شود.

این توده معمولاً به صورت خطی است و حساس و قرمز است. درمان شامل مسکن و گرما است.

مروری بر سندرم داون

سندرم داون که در گذشته مونگولیسم نیز نامیده می‌شد، یک بیماری ژنتیکی است که به دلیل حضور تمام یا بخش از یک کروموزم اضافی در جفت کروموزم ۲۱ به وجود می‌آید.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، این بیماری دارای علایم مختلف از جمله ناهنجاری‌های عمده و یا خفیف در ساختار یا عمل کرد ارگان‌ها می‌باشد. از جمله علایم عمده و زودرس که در تقریباً همه بیماران مشاهده می‌شود وجود مشکلات یادگیری و نیز محدودیت و تاخیر رشد و نمو می‌باشد.

نام این سندرم از نام یک پزشک انگلیسی به نام جان لانگزدان داون (John Langsdon Down) گرفته شده‌است که برای اولین بار این سندرم را در سال ۱۸۶۶ توصیف نمود. افراد مبتلا به سندرم داون توان ذهنی پایین تر از حد میانگین دارند و به طور معمول دچار ناتوانی ذهنی خفیف تا متوسط هستند.

تعداد کمی از مبتلایان به سندرم داون دچار ناتوانی شدید ذهنی هستند. متوسط میزان بروز این سندرم مابین ۱ در ۶۰۰ تا یک در ۱۰۰۰ مورد از تولد نوزادان زنده گزارش شده‌است که این میزان در مادران جوان کم تر و باافزایش سن مادر افزایش می‌یابد. با این وجود در حدود دو سوم مبتلایان به سندرم داون از مادران زیر ۳۵ سال متولد می‌شوند.

علت:

تقسيم غير طبيعي در كروموزوم شماره 21 است.

انواع سندرم داون :

–  شايعترين نوع سندرم داون كه تقريبا 95 درصد از همه انواع آن راتشكيل مي دهد Nondisjunction   يا  نوع جدا نشده است كه هنگام تقسيم تخم يا اسپرم باعث به وجود آمدن3 كروموزوم 21 به جاي 2 كروموزم مي شود،كه به آن تريزومي هم مي گويند.

– نوع ديگر Translocation يا جابجايي است كه در آن به هنگام تقسيم، يك قسمت از

كروموزوم 21 جدا مي شود و به كروموزوم ديگر مي چسبد.اين نوع از سندرم داون

3 تا 4 درصد همه موارد است

–  Mosaicism نوع آخر است كه  تنها در 1 تا 2 درصد از همه انواع سندرم داون ديده  مي شود كه به علت تقسيم غير طبيعي در سلولهاي جنيني در ساعات اوليه است

و در اين نوع ،بعضي از سلول ها 46 كروموزوم و بعضي ديگر 47 كروموزوم دارند.

علائم :

– هیپوتونی عمومی (شلی عمومی بدن)

– استخوان پشت سری صاف و نامتقارن

– شکاف چشمی تنگ و مورب (شبیه موغولها)

– استخوانهای گونه بلند

– پلک سوم (Epicanthal fold )

– فاصله بیش از معمول بین دو چشم(  هایپرتلوریسم)

– کاتاراکت – استرابیسم – نیستاگموس – هیدرپس قرنیه

– صورت گرد و پهن و صاف – نیمرخ تخت

– پهن بودن تیغه بینی –  پل بینی مسطح – بینی کوچک

– قاعده بینی فرورفته و سوراخهای بینی کمی سر بالا

-دهان کوچک

– زبان بزرگتر از معمول و سطح آن شیارهای عمیق دارد.

(بزرگی زبان نسبت به دهان)

– گوش کوچک و گرد با ارتفاع کم  که نرمه آن به پوست چسبیده.

– وجود خط عرضی در کف دست (( Simian creaseکه موازی خط مفاصل انگشتان

و کف دست میباشد. (وجود یک خط افقی در کف دست بجای دو خط افقی)

– فقدان یکی از بندهای انگشتان و معمولا انگشت پنجم (Clinodactyly)

– Origin(شروع) انگشت اول از پائینتر است.

– انگشتان کوچک هستند و بسمت داخل انحنا دارند.

-گردن کوتاه- هنگام تولد پوست پشت گردن شل و چین خورده است.

– زیاد بودن فاصله بین انگشت شصت پا و انگشت کناری که بصورت شیاری

به کف پا امتداد یافته و به عقب کشیده میشود.

(این علامت شایعتر از خط افقی دست است)

– موهای بدن نازک و ظریف و تنک میباشد.

– عدم وجود رفلکس مورو

IQ=25-50 – (عقب ماندگی ذهنی شدید تا متوسط)

– در دوران نوزادی پوست بدن شل و قابل کشش بوده ،

ممکن است سیانوزه باشد و بعدا” رنگ پریده و یا چرب به نظر آید.

– شل بودن عضلات شکم

– شکم برآمده- ممکن است فتق نافی دیده شود.

– ناهنجاری لگن –  تغییر شکل و پهن بودن استخوانهای لگن

– وزن پایینتر ازسن جنینی در هنگام تولد

– در بدو تولد آرام و بیش از معمول می خوابد و معمولا هنگام گرسنگی برای شیر خوردن گریه نمی کند.

– ناهنجاریهای قلبی شایع (60-40) درصد می باشد.

– مردان معمولا عقیم و زنان دچار بلوغ دیررس و یا ئسگی زودرس می باشند

و در خانمها نسبت به افراد عادی باروری کمتر است  و 50% احتمال بدنیا آمدن فرزند مبتلا  وجود دارد.

– طول عمر متوسط 40 سال

– آندوکرین – اختلالات تیروئید (هیپو تیروئیدیسم)– آترزی روده – اختلالات مادرزادی قلبی و دیابت

-احتمال افسردگی و آلزایمر در این بیماران  بیشتر است.

– صرع

– اغلب کوتاه قد و چاق

– Imperforated Anus – مقعد سوراخ نشده- احتمال درگیری در دو جنس برا بر است.

تشخیص :

تشخيص قطعی سندروم داون با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد گاهی دشواراست

به همين دليل با انجام کاريوتايپ(Karyo Type)تشخيص قطعی مشخص می شود همچنین کاریوتیپ جهت تشخیص موارد تریوزومی آزاد و چسبیده کمک کننده بوده

وبدین ترتیب احتمال تکرار این سندرم را در فرزندان بعدی وحتی کودکان دیگر فامیل می توان تعیین نمود.

تشخیص در بارداری :

HCG – آلفا فتوپروتئین – استرادیول سه ماده ای هستند که در هنگام بارداری درخون مادر یافت شده و درهفته 16-18 بارداری با اندازه گیری و تطبیق آنها با جداول مخصوص سن بارداری می توان به برخی از بیماریهای مادرزادی مشکوک گردید که از جمله آنها سندرم داون می باشد.

آلفا فتوپروتئین در کبد و کیسه زرده جنین ساخته میشود و در سندرم داون کیسه زرده کوچکتر از حد معمول است لذا   کاهش آلفا فتوپروتئین را داریم.

استریول توسط جفت و کبد و آدرنال ساخته میشود و میزان آن در سندرم داون کاهش می یابد.

بتا HCG در سندرم دان افزایش می یابد.

نتايج مثبت حتما به معني اين نيست كه  جنين سندرم داون دارد بلكه مانند تست هاي غربالي ديگر به ما مي گويد كه بايد براي چه كساني آزمايشهاي دقيق تري انجام دهيم.

مهمترين آزمايش مرسوم آمنيوسنتز(بررسی کروموزومی بر روی مایع حاوی سلولهای جنینی که از مایع اطراف  جنین تهیه می گردد.) است كه  معمولا در هفته 15 تا 20 (18-14) بارداري انجام مي شود و نتايجش 98 تا 99  درصد صحيح است.

عوارض جانبی آمنیوسنتز:

– کرمپ (گرفتگی عضلانی)

– خونریزی

– عفونت

– لیک مایع آمنیوتیک

– افزایش خفیف سقط

نمونه گيري از پرزهاي كوريوني جفت يا CVS :

آزمايش ديگر نمونه گيري از پرزهاي كوريوني جفت يا CVS  است.كه سلول هايي از جفت مادر براي بررسي كروموزومي جدا مي كنند و در هفته 10  تا 12 بارداري انجام مي شود . نتايج آن هم 98 تا 99 درصد صحيح است.

سونوگرافی :

رایجترین یافته سونوگرافی در سندرم داون افزایش ضخامت چین پشت گردن میباشد.

سونوگرافي مي تواند مواردي از بيماري هاي قلبي مادرزادي يا انسداد هاي روده اي كه مي توانند با سندرم داون همراه باشد را نشان دهد.

بسیاری از متخصصان زنان و زایمان معتقدند که،عدم مشاهده استخوان بيني درسونوگرافي

درهفته هاي 11 تا 14 حاملگي شاخص مطمئني براي تشخيص سندرم داون در مراحل ابتدائي بارداري است.

چند نکته:

– افزایش بروز بیماری با بالا رفتن سن مادر به اثبات رسیده .

ریسک داشتن فرزندی با سندرم داون تا سن 30سالگی تقریبا ثابت بوده وازآن پس بطور تصاعدی بالا میرود.

– سندرم‌ داون‌ بعنوان‌ شايعترين‌ اختلال‌ كروزومي‌شناخته‌ مي‌شود.

– بررسی اپیدمیولوژیک در ایران نشان میدهد که نسبت جنس مذکر به مونث 2/3 میباشد.

– تشخيص هيپوتيروئيديسم در مبتلايان به سندرم داون دشوار است.

زيرا اين بيماري يك اختلال شايع همراه با سندرم داون است و از طرفي علائم باليني هيپوتيروئيديسم ممكن است با علائم باليني «سندرم داون» اشتباه شود. بنابراين امروزه در كليه شيرخواران با سندرم داون بررسي TFT در بدو تولد، 6 ماهگي، يكسالگي و بعد سالانه پيشنهاد مي‌شود. بيماري گريوز از ديگر اختلالات همراه با سندرم داون است

– زماني معتقد بودند كه به تمامي كوكان مبتلا به سندرم داون، حتي در صورت طبيعي بودن تست تیروئید ، هورمون   تيروئيدي داده شود ولي در مطالعات انجام شده اثر مثبتي از اين درمان ديده نشد حتي در افرادي كه TFT در حد پايين  نرمال مي‌باشد نيز بهبود شناختي مشاهده نشد(در واقع امروزه معتقدند مصرف هورمون‌هاي تيروئيدي، در صورت وجود هيپوتيروئيديسم در سندرم داون انديكاسيون دارد)

– خطر عود حدود یک درصد می باشد.

– خطر برای مادران زیر 30 سال 4/1 درصد می باشد و در مادران مسنتر با همان افزایش سن است.

آلفا فیتو پروتئین ( AFP)

آلفافیتوپروتئین بطور معمول در خون مردان سالم و زنان غير باردار يافت نمي‌شود و یا ميزان آن بسيار اندک است. اندازه گیری سطح سرمی آلفا فیتوپروتئین در مادران حامله بخشی از آزمایشهای غربالگری است و از آن مي‌توان جهت تشخيص برخی بيماري‌ها و ناهنجاریهای جنین استفاده کرد مانند نواقص کانال نخاعی، انانسفالی ، سندروم داون و بیماریهای نادر مانند سندروم‌های کروموزومی (تريزومی) يا امفالوسل که يک نقص مادرزادی در ديواره شکمی است.

در مسدود شدن کانال نخاعی (Spinabifida)، چنانچه میزان AFP خون زودتر از ۱۵ هفتگی مورد بررسی قرار بگیرد، قابل اطمینان نیست. بابررسی AFP موجود در خون به همراه نتایج دو تست دیگر بنامهای «استریول» و HCG می‌توان سندروم داون (Down) را تشخیص داد.

هنگامی که این سه تست با هم انجام شوند به آن تست تریپل می گویند. این تست جهت اسکرین (تشخیص) مشکلات جنینی، بسیار دقیق تر از تست مجزای AFP است. این تست بر روی سرم خون مادر انجام می‌شود.

اسکرین جنین یک زن باردار جهت تشخیص سندروم داون: سطح پایین AFP در ۶۰ درصد موارد می‌تواند نشانه سندروم داون باشد اما هنگامی که نتایج تست AFP همراه با نتایج دو تست استریول و HCG مورد بررسی قرار گیرد، احتمال تشخیص سندروم داون تا ۸۰ درصد افزایش می‌یابد.

در صورتی که داروهای ضد انعقاد مانند آسپرین یا وارفارین مصرف می‌کنید، قبل از انجام خونگیری، به پزشک اطلاع دهید. ممکن است مقادیر نرمال AFP در آزمایشگاههای مختلف با هم تفاوت داشته باشند. این مقادیر نرمال بسته به سن جنین فرق می‌کند.

شاید AFP بالا یا پایین به این معنی باشد که سن جنین اشتباه محاسبه شده‌است. به کمک سونوگرافی خیلی دقیق تر می‌توان سن جنین را محاسبه کرد. انجام آمینیو سنتز نیز به منظور اندازه گیری AFP مایع آمینیون توصیه می‌شود.

در زنان باردار مقدار AFP در هفته چهاردهم بتدریج شروع به افزایش می‌کند. این حالت تا یکی دو ماه قبل از تولد ادامه یافته و سپس بتدریج کاهش می‌یابد. مقادیر AFP در زنان سیاهپوست معمولاً کمی بالاتر از زنان سفید پوست است. برای تخمین صحیح سن جنین لازم است مقدار AFP را بدقت اندازه گیری کرد.

اندازه نرمال مقدار AFP برای هر خانم بر اساس وزن، نژاد، وضعیت دیابت(یعنی اینکه آیا شخص نیاز به تزریق انسولین دارد) و سن جنین وی تنظیم شده‌است. اگر طی سونوگرافی تخمین سن جنین تغییر کند باید مقدار AFP را دوباره با آن تطبیق داد.

میانگین این اندازه تطبیق داده شده را MOM می‌نامند. مقدار MOM را برای خانم مورد آزمایش، نرمال در نظر می‌گیرند.

مقدار بالای AFP در یک زن باردار می‌تواند به این دلایل باشد: سن نامناسب بارداری، یک حاملگی چند قلویی، جنین با نقص لوله عصبی، نقص دیواره شکمی (Omphalocele) و جنین مرده. برای اصلاح Omphalocele یا نقص دیواره شکمی، نوزاد باید پس از تولد مورد عمل جراحی قرار بگیرد.

مقدار کمتر از حد نرمال AFP در یک زن باردار مقدار پایین AFP می‌تواند به این دلایل باشد: سن نامناسب آبستنی، جنین مبتلا به سندروم داون.

عوامل تأثیر گذار بر روی تست آلفا فیتو پروتئین : سیگار کشیدن باعث افزایش مقدار AFP خون می‌شود ؛ نگهداری بد و نامناسب خون در یخچال و آلوده بودن خون از دلایلی هستند که می‌توانند در نتایج تست اختلال ایجاد کنند.

AFP یک تست اسکرینیینگ است که احتمال وجود مشکلات را در جنین جستجو می‌کند. چنانچه نتایج AFP غیر طبیعی باشد باید تستهای اضافه دیگری را نیز انجام داد. برای ارزیابی AFP غیر طبیعی از سونوگرافی استفاده می‌شود.

سونوگرافی علاوه بر اینکه مواردی از قبیل چندقلویی زایی و تخمین سن جنین را مشخص می‌کند، علت افزایش مقدار AFP خون را هم نشان می‌دهد. در صورتی که با سونوگرافی نتوان علت AFP غیر طبیعی را تشخیص داد باید آمنیوسنتز انجام شود. مقدار AFP موجود در مایع آمینوتیک را می‌توان به کمک آمنیوسنتز اندازه گیری کرد.

غربالگری سه ماهه اول بارداری

شیوه انتخابی موسسه جهانی پزشکی جنین است و در بین هفته ۱۱ تا ۱۴ حاملگی به همه مادران باردار توصیه می‌شود.

در این روش از مارکرهای سونوگرافی، بیوشیمی، مشاوره و نرم‌افزار استاندارد استفاده می‌شود.

در صورت انجام در مراکز مورد تایید موسسه جهانی پزشکی جنین ۹۰ تا ۹۵ در صد دقت دارد.

غربالگری سه ماهه دوم بارداری

در صورت رعایت کلیه استانداردها تا بین ۷۵ تا ۸۵ در صد دقت دارد و در مادرانی که در سه ماهه اول موفق به انجام غربالگری سه ماهه اول نشده‌اند و یا در مواردی که امکان دسترسی به روش‌های پیشرفته سه ماهه اول وجود ندارد توصیه می‌شود.

غربالگری تجمعی

از ترکیب ریسک محاسبه شده در سه ماهه اول و دوم بدست می‌آید و در صورت رعایت همه استاندردها تا ۹۵ در صد دقت دارد. در این روش ریسک محاسبه شده سه ماهه اول به اطلاع مادر رسانده نمی‌شود و به همین دلیل در مواردی که ریسک محاسبه شده سه ماهه اول پرخطر تعیین شده عده‌ای خلاف موازین اخلاق پزشکی می‌دانند و آن را توصیه نمی‌کنند.

مروری بر بیماری ام.اس

اسكلروز متعدد (اِم . اِس) يك اختلال مزمن درگيركننده بسياري از عملكردهاي دستگاه عصبي . يك سوم بيماران داراي بيماري خفيف و غيرپيشرونده هستند. در يك سوم ديگر بيماري پيشرفت آهسته اي دارد و در يك سوم باقيمانده پيشرفت بيماري سريع است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اين بيماري بزرگسالان جوان (سنين 40-20 سال ) از هر دو جنس را مبتلا مي سازد ولي در خانم ها شايع تر است .

علل

علل آن ناشناخته است . تحقيقات در اين باره حاكي از آن است كه مولتيپل اسكلروز (ام . اس ) ممكن است ناشي از يك اختلال خودايمني يا يك ويروس داراي فعاليت آهسته باشد. لكه هايي از ماده سفيد در مغز و نخاع تخريب شده و نمي توانند تحريكات عصبي طبيعي را منتقل كنند.

عواقب مورد انتظار

گاهي بهبود خودبه خود رخ مي دهد. ولي در بيشتر موارد، ام . اس غيرقابل علاج است . علايم آن قابل تسكين يا كنترل است ، و اين بيماري اغلب براي ماه ها تا سال ها پايدار باقي مي ماند. به طور شايع بيماران تا 30-20 سال پس از بروز بيماري زنده مي مانند.

تشخيص

آزمون خاصي براي تشخيص اين بيماري وجود ندارد. بررسي هاي تشخيصي ممكن است شامل سي تي اسكن ، ام آرآي ، پاسخ فراخوانده بينايي (پاسخ الكتريكي نسبت به تحريك يك دستگاه حسي )، آزمايش مايع نخاع و معاينه فيزيكي باشد.

علایم بیماری ام.اس

علایم بیماری ام.اس، بسته به اینكه چه منطقه ای از سیستم اعصاب مركزی گرفتار شده باشد، بسیار متغیر هستند و الگوی بیماری ام.اس از هر فردی به فرد دیگری متفاوت است. این علایم حتی در یك فرد خاص در طول سیر بیماری تغییر می كند.

علایم شایع این بیماری شامل :

۱- اختلالات بینایی : تاری دید ، دو بینی ، حركات غیر ارادی و سریع چشم و به ندرت از دست دادن كامل بینایی.

۲- اختلالات تعادل : لرزش ، عدم تعادل در راه رفتن ، سرگیجه ، ضعف و كرختی اندامها ، اختلال در انجام حركات موزون.

۳- سفتی عضلات

۴- اختلالات حسی : گزگز و مور مور ، احساس سوزش، بی حسی و درد.

۵- اختلالات تكلم : صحبت كردن آهسته و شمرده ، تغییر حالت تكلم ، كشیدن كلمات و اختلال بلع.

۶- خستگی.

۷- مشكلات مثانه و اختلال در اجابت مزاج.

– اختلالات مثانه شامل : تكرر ادرار ، فوریت در ادرار كردن، دفع ناقص مثانه یا دفع غیر ارادی.

– اختلالات اجابت مزاج شامل : یبوست و به ندرت بی اختیاری.

۸- مشكلات جنسی : ناباروری ، كم شدن میل جنسی.

۹- حساسیت به گرما : گرما در بسیاری از موارد باعث تشدید علایم می شود.

۱۰- اختلالات شناختی : اختلال در حافظه كوتاه مدت ، اختلال در تمركز و قدرت تصمیم گیری.

باید توجه داشت که علاوه بر علایم آشکار، نشانه های پنهانی چون خستگی ، اختلالات حافظه و تمركز هم در بیمار ایجاد میشود که چندان مورد توجه اطرافیان قرار نمیگیرد.

درمان:

اين بيماري درمان اختصاصي ندارد. فروكش بيماري خودبه خود رخ داده و ارزيابي ميزان موفقيت درمان را مشكل مي سازد.

حمايت هاي روحي رواني . تشويق و اطمينان دادن به بيماران جهت كمك به جلوگيري از پيدايش نااميدي به درمان ضروري است .

براي ادراره يك زندگي طبيعي تا حدامكان تلاش كنيد ولي خود را خسته نكيند.

از محيط هاي گرم ، حتي از دوش آب داغ گرفتن ، اجتناب كنيد. گرما مي تواند به طور موقت علايم را تشديد كند.

از ماساژ مكرر نواحي درگير استفاده كنيد. اين كار به پيشگيري از ايجاد جمع شدگي عضلات كمك مي كند.

از استرس بپرهيزيد زيرا ممكن است علايم را بدتر كند.

گذاشتن سوند ادرار توسط خود بيمار در موارد تخليه ناكامل مثانه

برخي درمانگران طبي غيرمتعهد درمان هاي اثبات نشده بي ارزشي را ارايه مي دهند. قبل از صرف هزينه خود بابت اين درمان ها با گروه پزشكي خود در مورد درمان هاي غيرمعمول اين بيماري مشورت كنيد.

بستري كردن بيماران يا مراقبت از آنها در آسايشگاه هاي بيماران بسته به شدت بيماري ممكن است لازم باشد.

داروها

داروهاي كورتوني در طي دوره هاي عود بيماري يا تشديد علايم .

سيكلوفسفاميد به مهار واكنش مضّر دستگاه ايمني كمك مي كند.

شل كننده هاي عضلاني براي كنترل گرفتگي عضلات

اينترفرون و ساير درمان ها در دست بررسي قرار دارند. درمان هاي جديدي ممكن است به زودي عرضه گردند.

فعاليت

يك برنامه منظم از تمرين هاي فيزيكي و فعاليت هاي ذهني ضروري است . درمان فيزيكي و بازتواني عضلاني با وسايل مكانيكي (استفاده از بريس ، عصا يا واكر) براي غلبه بر معلوليت هاي فيزيكي توصيه مي گردد.

دوره هاي منظم استراحت را برنامه ريزي كنيد.

در صورت امكان فعاليت جنبي خود را ادامه دهيد. مشاوره با متخصص مربوط در اين باره ممكن است سودمند باشد.

رژيم غذايي

از يك رژيم غذايي عادي متعادل شده ، و البته پر فيبر براي پيشگيري از يبوست ، استفاده كنيد.

اختلال شخصيت پارانوييد

افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوييد (Paranoid Personality Disorder) بيش از حد حساس بوده و تمايل دارند كه محيط اطراف خود را برای يافتن نشانه‌هايی مبنی براينكه بدرفتاری ديگران، دليل تنها ماندن آنان است، مورد بررسی قرار دهند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوييد غالباَ اهل جرّ و بحث، عصبی و خشك هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  ويژگی‌های غالب اختلال شخصيت پارانوييد عبارتند از يك بی‌اعتمادی نافذ و طولانی مدت و بدگمانی نسبت به ديگران ،آنها آمادة حمله به نظر مي‌رسند. متمايل به مبالغه‌اند و اينكه از كاه، كوه بسازند.

آن‌ها در تلاشند كه انگيزه‌هاي پنهانی و معاني خاصی را به رفتارهای ساده و بي‌غرض ديگران نسبت دهند.

آنها می‌خواهند كه ديگران را برای تمام مشكلات خود سرزنش كنند ولی خود به هيچ عنوان سرزنش و يا قبول مسئوليت شكست را برنمی‌تابند.

مردان بيش از زنان از اختلال شخصيت پارانوييد رنج می‌برند.

علائم A.

يك حالت بي‌اعتمادي و بدگماني نافذ نسبت به ديگران به‌طوري كه انگيزه‌هاي آنان بدخواهانه تعبير مي‌شود. در اوايل بزرگسالي شروع شده و در دامنة متنوعي از موقعيت‌هاي مختلف خود را نشان مي‌دهد و در چهار مورد (و يا بيشتر ) از موارد زير آشكار مي‌گردد:

(1) بي‌دليل و بدون مدرك و مبناي كافي به ديگران شك دارد و گمان مي‌كند كه آنها درصدد بهره‌كشي، آسيب رساندن و يا فريفتن او هستند.

(2) با شك و ترديدهاي نابجا در رابطه با وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و ساير معاشران اشتغال ذهني دارد

(3) تمايلي به درميان گذاشتن حرف‌هاي خود با ديگران ندارد، زيرا به دليل ترس ناموجهي كه دارد فكر مي‌كند كه از اين اطلاعات به شيوه‌اي بدخواهانه، برعليه او استفاده مي‌شود.

(4) از اظهارات عادي و رويدادها، معاني تحقيرآميز و يا تهديدكننده برداشت مي‌كند،

(5) همواره احساس كينه‌توزي دارد. يعني از توهين،‌ آسيب و يا بي‌اعتنايي ديگران درنمي‌گذرند.

(6) احساس مي‌كند كه به شخصيت و اعتبار او حمله شده است درحالي كه ديگران چنين برداشتي ندارند و او همواره آماده است كه سريع و با عصبانيت واكنش نشان دهد و يا متقابلاً حمله نمايد،

(7) بي‌دليل نسبت به وفاداري همسر و يا شريك جنسي‌اش بدگمان است.

B . (اين اختلال) منحصراً همزمان با دوره‌هاي اسكيزوفرني، يك اختلال خلقي با ويژگي‌هاي روان پريشي،‌ و يا يك اختلال روان پريشي ديگر روي نمي‌دهد.

علل تحت تأثير عوامل ژنتيكي قرار دارد(ميزان شيوع آن در خانواده‌هاي بيماران اسكيزوفرنيك بالاتر است)

ميزان شيوع همزمان آن با اختلالاتی به‌ويژه افسردگي،اضطراب و سوء مصرف مواد، بالاست.
علايم اختلال با بالارفتن سن شروع مي‌شوند به‌ويژه اين امر پس از تغييرات عمده در زندگي روي مي‌دهد.

عوارض درمان شناختي ـ رفتاري

درمان شناختي ـ رفتاري اختلال شخصيت پارانوييد بر خود ـ افشايي و اعتماد تأكيد دارد.از اهداف آن افزايش حس خود ـ كارآمدي مراجع باتوجه به توانايي او براي اداره كردن موقعيت‌هاي مشكل و ايجاد يك ديدگاه واقع‌بينانه‌تر در مورد نيّات و اقدامات ديگران. اين امر به مراجع اجازه مي‌دهد تا از حالت تدافعي كه معمولاً در مقابل احساس خطر به خود مي‌گيرد، خارج شود.

برقراري يك رابطه‌ي مشاركتي ميان درمانگر و مراجع هميشه مهم است،‌ اما اين امر در كار با مراجعان پارانوييدي كه بدگمان بوده و ديگران را بدخواه و فريبكار مي‌دانند، اهميت ويژه پيدا مي‌كند.يك شيوة موثر براي افزايش راحتي مراجع در جريان درمان اين است كه آزادي و كنترل بيشتري در زمينة تعيين محتوا و تعداد جلسات درمان به او داده شود.

عوارض درمان شناختي ـ رفتاري

درمان شناختي ـ رفتاري اختلال شخصيت پارانوييد بر خود ـ افشايي و اعتماد تأكيد دارد.از اهداف آن افزايش حس خود ـ كارآمدي مراجع باتوجه به توانايي او براي اداره كردن موقعيت‌هاي مشكل و ايجاد يك ديدگاه واقع‌بينانه‌تر در مورد نيّات و اقدامات ديگران. اين امر به مراجع اجازه مي‌دهد تا از حالت تدافعي كه معمولاً در مقابل احساس خطر به خود مي‌گيرد، خارج شود.

برقراري يك رابطه‌ي مشاركتي ميان درمانگر و مراجع هميشه مهم است،‌ اما اين امر در كار با مراجعان پارانوييدي كه بدگمان بوده و ديگران را بدخواه و فريبكار مي‌دانند، اهميت ويژه پيدا مي‌كند.

يك شيوة موثر براي افزايش راحتي مراجع در جريان درمان اين است كه آزادي و كنترل بيشتري در زمينة تعيين محتوا و تعداد جلسات درمان به او داده شود.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »