مروری بر آب مروارید

آب مرواریدآب‌ مروارید عبارت‌ است‌ از کدر شدن‌ عدسی‌ چشم. عدسی‌ چشم‌ یک‌ ساختار شفاف‌ و انعطاف‌پذیر در نزدیکی‌ جلوی‌ کره‌ چشم‌ است‌. عدسی‌ کمک‌ می‌کند تا اشیایی‌ که‌ چشم‌ به‌ آنها نگاه‌ می‌کند تار به‌ نظر نرسند و نیز در شکست‌ و تمرکز نور روی‌ شبکیه‌ نقش‌ دارد. عدسی‌ رگ‌ خونی‌ ندارد و توسط‌ زجاجیه‌ که‌ در اطراف‌ آن‌ قرار دارد تغذیه‌ می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  اگر تصلب‌ شرایین‌ موجب‌ عدم‌ تغذیه‌ مناسب‌ زجاجیه شود، عدسی‌ چشم‌ نیز منبع‌ تغذیه‌ خود را از دست‌ خواهد داد (این‌ مشکل‌ اغلب‌ در سنین‌ پیری‌ رخ‌ می‌دهد). سپس‌ شفافیت‌ و انعطاف‌ پذیری‌ عدسی‌ کم‌ می‌شود و آب‌ مروارید اتفاق‌ می‌افتد. آب‌ مروارید ممکن‌ است‌ در یک‌ یا هر دو چشم‌ تشکیل‌ شود. البته‌ در این‌ حالت‌، سرعت‌ رشد آب‌ مروارید در دو چشم‌ ممکن‌ است‌ متفاوت‌ باشد. آب‌ مروارید سرطان‌ نیست‌.

● علایم‌ شایع‌

۱) تاری‌ دید که‌ ممکن‌ است‌ در نور روشن‌ بدتر باشد. تاری‌ دید ممکن‌ است‌ اول‌ بار وقتی‌ توجه‌ فرد را جلب‌ کند که‌ به‌ هنگام‌ شب‌ در حال‌ رانندگی‌ باشد و به‌ نظر وی‌ برسد که‌ نورها پخش‌ می‌شوند یا هاله‌ای‌ دور آنها وجود دارد.

۲) دو تا دیدن‌ اشیا (گاهی‌)
۳) کدر شدن‌ و رنگ‌ سفید شیری‌ در آمدن‌ مردمک ها (تنها در مراحل‌ پیشرفته‌)

● علل‌

۱ ) روند طبیعی‌ پیری‌
۲) آسیب‌ به‌ چشم
۳) در بیماری‌های‌ که‌ قند خون‌ بالاست‌، مثل‌ دیابت شیرین
۴) التهاب‌، مثل‌ اووئیت‌ (التهاب‌ آن‌ قسمت‌هایی‌ از چشم‌ که‌ عنبیه‌ را می‌سازد)
۵ـ داروها، به‌ خصوص‌ کورتیزون و مشتقات‌ آن‌
۶) قرار گرفتن‌ در معرض‌ اشعه ایکس، امواج‌ میکرو ویو و اشعه مادون قرمز
۷) علل‌ ارثی‌، و نیز اثرات‌ سرخجه روی‌ چشم‌ جنینی‌ که‌ مادرش‌ در اوایل‌ حاملگی‌ مبتلا به‌ این‌ بیماری‌ می‌شود.
۸) گالاکتوزمی (بیماری‌ ارثی‌ در شیرخواران‌ که‌ باعث‌ ناتوانی‌ در هضم‌ شیر می‌شود). عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر سن‌ بالای‌ ۶۰ سال‌ وجود هر کدام‌ از علل‌ فهرست‌ شده‌

● عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر

۱) سن‌ بالای‌ ۶۰ سال‌
۲) وجود هر کدام‌ از علل‌ فهرست‌ شده‌

● پیشگیری‌

۱) خانم‌هایی‌ که‌ در سنین‌ باروری‌ هستند، در صورتی‌ که‌ سرخجه‌ نگرفته‌اند یا واکسن‌ آن‌ را نزده‌اند، باید علیه‌ آن‌ واکسینه‌ شوند.
۲) مصرف‌ داروهای‌ کورتیزونی‌ یا هرگونه‌ داروی‌ دیگری‌ که‌ بر عدسی‌ تأثیر می‌گذارد باید به‌ دقت‌ تحت‌نظر قرار داشته‌ باشد.
۳) بیماری‌های‌ چشمی‌ای‌ که‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ آب‌ مروارید شوند، مثل‌ ایریت (التهاب‌ خود عنبیه ) و اووئیت، باید سریعاً درمان‌ شوند.
۴) به‌ طور منظم‌ از عینک‌ آفتابی‌ مناسب‌ استفاده‌ کنید.
۵) رژیمی‌ دارای‌ مقادیر مناسب‌ از ویتامین‌ ـ آ و بتا کاروتن‌ داشته‌ باشید.

● عواقب‌ مورد انتظار

معمولاً با جراحی‌ خوب‌ می‌شود. بعضی‌ آب‌ مرواریدها هرگز آن‌ قدر در بینایی‌ اختلال‌ ایجاد نمی‌کنند که‌ نیازمند جراحی‌ باشد. در سیر تشکیل‌ آب‌مروارید، تعویض‌ مرتب‌ عینک‌ ممکن‌ است‌ به‌ بینایی‌ کمک‌ کند.

● عوارض‌ احتمالی‌

۱) از دست‌ دادن‌ بینایی‌
۲) عوارض‌ پس‌ از عمل‌ جراحی‌، از جمله‌ پارگی‌ چشم‌، چسبندگی‌ها، عفونت‌، و جدا شدن‌ شبکیه از محل‌ خود

●درمان‌

▪ اصول‌ کلی‌

۱) معاینه‌ چشم‌ (با افتالموسکپ‌) تشخیص‌ آب‌ مروارید را تأیید می‌کند.
۲) درمان‌ معمولاً شامل‌ عمل‌ جراحی‌ است‌.
۳) در صورتی‌ که‌ بینایی‌ چندان‌ زیاد تحت‌تأثیر قرار نگرفته‌ باشد، می‌توان‌ از عینک‌هایی‌ که‌ بیشترین‌ فایده‌ را داشته‌ باشند بهره‌ جست‌.
در صورتی‌ که‌ بینایی‌ بدتر شود یا آب‌ مروارید باعث‌ التهاب‌ و فشار در چشم‌ شود، عدسی‌ چشم‌ با جراحی‌ برداشته‌ می‌شود. هم‌اکنون‌ روش‌های‌ مختلفی‌ برای‌ بیهوشی‌، بستری‌ کردن‌ بیمار، و تصحیح‌ بینایی‌ پس‌ از عمل‌ جراحی‌ وجود دارد. عمل‌ جراحی‌ را می‌توان‌ با یا بدون‌ بستری‌ کردن‌ بیمار در بیمارستان‌ به‌ انجام‌ رساند. اگر هر دو چشم‌ آب‌ مروارید داشته‌ باشند، معمولاً با هم‌ عمل‌ نمی‌شوند.

● داروها

معمولاً دارو برای‌ این‌ بیماری‌ لازم‌ نیست‌.

● فعالیت‌

‌هیچ‌ محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد، فقط‌ اگر بینایی‌ در شب‌ دچار مشکل‌ شده‌ است‌ در شب‌ رانندگی‌ نکنید.

● رژیم‌ غذایی‌

‌رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.

● در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید

‌اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ آب‌ مروارید را دارید.

هموروئيد

هموروئيد یا بواسير به كلافه هاي عروقي ناحيه مقعد گويند كه به علت فشار آمدن به كف لگن در هنگام زور زدن موقع اجابت مزاج، پر خون و متورم شده و در صورت تكرار و ادامه يافتن يبوست سبب پارگي اين كلافه هاي عروقي شده و بصورت خونريزي و بيرون زدگي از مقعد نمايان مي شود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، هموروئيد از جمله بيماريهاي بسيار شايعي است که تقريبا در 70 درصد افراد بالاي سي سال ديده مي شود.

هموروئيد حاد در هر سني مشاهده مي شود اما درصد پيدايش آن در ميان جوانان و افراد ميانه سال بيشتر از پيرها و در بين سفيدپوستان و افرادي که متعلق به اقشار مرفه جامعه هستند بيشتر از رنگ پوستان و اقشار ديگر جامعه مي باشد. بسياري از بيماران هموروئيدي داراي منشاء ارثي از طرف خانواده مادري هستند.

هموروئيد، مکانيسم و علل پيدايش آن

به اتساع وريدهاي انتهايي راست روده که با ايجاد گره همراه است هموروئيد گفته ميشود. اين بيماري براي اولين بار توسط بقراط پدر علم پزشکي Hemorrhoids ــ خونريزي ناميده شد، اما با توجه به اينکه خونريزي فقط در 28 تا 48 درصد بيماران مشاهده مي شود اصطلاح هموروئيد تنها در برگيرنده بخشي ازحقيقت مربوط به اين بيماري است.

افزايش فشار و اختلال در خروج خون از گره هاي هموروئيدي موجب احتقان شبکه هموروئيدي و ايجاد بيماري مي شود. مکانيسم اصلي آن را مي توان در دو دسته گروه بندي نمود:

1 ـ کاهش ظرفيت انتقالي وريدهاي شبکه هموروئيدي
2 ـ افزايش ورود خون شرياني به گره هاي هموروئيدي که هماهنگ با ظرفيت خروجي و طبيعي سياهرگها نيست.

جريان خون وريدي در بافت ها نه تنها در اثر انقباض عضلات صاف ديواره سياهرگها (به شکل غير ارادي) بلکه بيشتر در نتيجه انقباض عضلات مخطط (به گونه ارادي) مي باشد. در افرادي که غير فعال و کم تحرک هستند بازگشت خون وريدي به قلب به سختي جريان داشته، عضلات صاف ديواره سياهرگها متحمل فشار و بار فيزيکي بيشتري مي گردند.

اين روند در نهايت منجر به نارسايي عمل سياهرگ ها، کند شدن جريان خون در بافتهاي هموروئيدي راست روده و ايجاد لخته مي گردد. لخته هاي ايجاده شده نيز ظرفيت انتقالي وريدها را کم تر مي کنند. گره هاي هموروئيدي در نتيجه اختلال در خروج خون بزرگ شده، موجب ايجاد برجستگي هايي در لايه مخاطي راست روده مي گردند.

اين گره ها بسته به محل ايجادشان به گره هاي خارجي، داخلي و يا مختلط تقسيم مي گردند.

هموروئيدهاي داخلي در بالاي خط دندانه دارdentate line راست روده قرار گرفته، فاقد اعصاب حسي هستند ولي هموروئيدهاي خارجي در پايين خط نامبرده قرار گرفته، توسط اعصاب تحتاني راست روده عصب رساني مي شوند.

انتشار لخته از گره ها به سياهرگ هاي مخاط راست روده موجب تشکيل کانون هاي نکروزي (بافت مرده) و جدا شدن مخاط مي گردد. در پي نازک شدن ديواره، گره هاي هموروئيدي به راحتي دچار پارگي و خونريزي مي گردند.

در اوايل، خونريزي معمولا با زور زدن در هنگام دفع مدفوع روي مي دهد اما با رشد بيماري، هر گونه حرکت مانند نشست و برخاست کردن نيز مي تواند منجر به خونريزي گردد. غالبا بيماران در اثر خونريزي مزمن مکرر دچار کم خوني مي شوند.

عدم تعادل رواني ــ عصبي و فشارهاي روحي از جمله عواملي هستند که در اثر تحريک سيستم اعصاب سمپاتيک موجب انقباض ديواره عروق برنده خون از گره هاي هموروئيدي و احتقان خون در آنها مي شوند.

کارهاي سخت و طولاني، مصرف مستمر مشروبات الکلي و افراط در انجام عمل جنسي نيز موجب افزايش جريان خون شرياني به گره هاي هموروئيدي و ايجاد هموروئيد ميگردند. ايستادن و نشستن هاي طولاني، حاملگي و يبوست مزمن نيز از عوامل افزايش فشار در شبکه هاي هموروئيدي و احتقان خون در آن هستند.

نشانه هاي اصلي هموروئيد

از نظر روند و ظهور، اين بيماري به انواع زير تقسيم مي گردد:

ـ هموروئيد بدون نشانه مشخص
ـ هموروئيد حاد
ـ هموروئيد مزمن

نشانه هاي اوليه هموروئيد حاد عبارتند از :

ـ درد در مقعد و اطراف آن
ـ خارش
ـ خونريزي

درد از نشانه هاي اصلي و ثابت بيماري بوده، تقريبا در 40 % بيماران، بخصوص در هنگام دفع مدفوع مشاهده ميشود. حاشيه مقعد به علت التهاب مخاط راست روده و پوست به راحتي آسيب مي بيند. در موقع زور زدن، حرکت مدفوع در روده، انجام تنقيه و گاها مصرف شياف هاي آنتي هموروئيدي نيز مخاط راست روده به آساني آسيب ديده، ديوار پسين کانال مقعد ترک بر مي دارد.

در 35% موارد خونريزي به علت حرکت جرم سفت مدفوع در هنگام اجابت مزاج ميباشد. گره هاي خارج شده از مقعد در نتيجه اصطکاک با لباس و يا جا انداختن با دست، آسيب ديده، دچار خونريزي مي شوند.

سوزش و خارش مقعد و اطراف آن در نتيجه تاثير ترشحات غده مخاطي روده بزرگ بر اعصاب حسي اين منطقه مي باشد. در پي پايين افتادگي طولاني گره ها، کشيدگي اسفنکتر (ماهيچه تنگ کننده) مقعد کاهش يافته، گاز و مدفوع آبکي به گونه غير ارادي خارج مي گردند. اين روند موجب تحريک و التهاب مزمن پوست و گاها پوسته دادن لايه فوقاني آن مي شود.

عوارض

پرولاپس (پايين افتادگي هموروئيد از مقعد)، خونريزي و پيدايش کانونهاي نکروزي در گره هاي هموروئيد از جمله عوارض هموروئيد مي باشند. لخته شدگي گره هاي هموروئيد يکي از بدترين عوارض آن مي باشد. اين روند مي تواند به سياهرگهاي غشاء مخاط راست روده نيز گسترش يابد.

تورم و التهاب ممکن است به ديواره خروجي راست روده، اسفنکتر مقعد، اطراف مقعد و حتا اعضاء تناسلي انتشار يابد. فشار بافت هاي ملتهب و ورم کرده به شاخه هاي متعدد عصب و پايانه هاي آنان موجب دردهاي شديد در مقعد و اطراف آن مي شود. بيمار قادر به نشستن و حرکت دلخواه نبوده، مجبور به دراز کشيدن اجباري مي شود. تب بيمار ممکن است به 5 / 37 تا 8 /38 درجه برسد.

آنمي فقر آهن نيز از جمله عوارض خونريزي مزمن هموروئيد مي باشد.

درمان و پيشگيري

درمان موضعي هموروئيد حاد

ـ شستن گره هاي پايين افتاده از کانال مقعد 3 تا 4 بار در روز با گرفتن دوش آب گرم
ـ در صورتي که نشانه هاي التهاب حاد وجود نداشته باشد بايد پس از چرب نمودن گره ها با امولسيون سنتوميسين يا روغن گياهي، آنها را با احتياط وارد مجراي راست روده کرد.
اطراف مقعد را بايد با دستمال نرم، خشک و تميز پوشانده، براي نگه داشتن آن از مايوهاي T شکل استفاده کرد. هر بار بعد از توالت رفتن اين عمل بايد انجام گيرد.
ـ با شروع خونريزي بايد اطراف مقعد و گره هاي هموروئيدي را با گرفتن دوش آب گرم شسته، گره ها را با امولسيون سنتوميسين چرب نمود. 2 بار در روز از شياف هاي ضد هموروئيد استفاده کرد و با محلول فوراسيلين يا ريوانول اطراف مقعد را ضدعفوني و پانسمان نمود. درصورت خونريزي نبايد گره ها را وارد مجراي راست روده کرد چراکه اين عمل موجب آسيب ديدن بيشتر، خونريزي مجدد و عفوني شدن آنها مي گردد.

جراحي

افرادي تحت عمل جراحي قرار مي گيرند که دچار پايين افتادگي گره هاي هموروئيدي شده، در طي يکسال دچار ايجاد لخته شدگي حاد و خونريزي از گره هاي هموروئيد شده اند.

تزريق ماده اسکلروزان

تزريق الکل، محلول يد و اسيد فنول در گره هاي هموروئيدي موجب تغييرات تدريجي گره ها به بافت جوشگاهي مي شود.

گره زدن سفت گره هاي هموروئيد با نوار لاستيکي در افرادي که بخصوص به مواد اسکلروزان جواب نمي دهند موجب خشک شدن و افتادن بي درد گره مي شود.

تخريب با ليزر (Laser destruction )
نوربندايش ماوراء قرمز ( Infrared Photocoagulation )
بندايش الکتريکي (Electrocoagulation)
هدف از درمان کنسرواتيو رفع موقتي حدت بيماري، آماده کردن بيمار براي جراحي و دوره بعد از عمل بوده، شامل پرهيز درماني، جلوگيري از يبوست با استفاده از نرم کننده هاي مدفوع و … مي باشد.

پيشگيري از عوارض هموروئيد

ـ تغذيه مناسب. خوردن غذاهاي فيبردار و اضافه نمودن 1 تا 2 قاشق غذاخوري پودر سبوس به غذا و يا حل آن در 80 اونس آب.
ـ جلوگيري از چاق شدن
ـ ورزش منظم
ـ داشتن شيوه فعال و پر تحرک زندگي
ـ مصرف متعادل مشروبات الکلي
ـ حمام نشسته در آب گرم
ـ پمادهاي بي حس کننده موضعي
ـ رعايت جدي بهداشت و نظافت فردي. به علت عدم رعايت نظافت شخصي، از هر 2 بيمار يکي از آنها دچار حدت بيماري مي شود. لازم به توجه است که در 1mm3 مدفوع انسان سالم در حدود 17 ميليون ميکروب وجود دارد. اگر بيمار بعد از توالت رفتن مقعد و اطراف آن را نشويد در حدود 3-4mm3 از جرم مدفوع در حاشيه مقعد مانده، موجب حدت دائم و رشد عفونت در آن مي شود.

يبوست ( Constipation )

يبوست ( Constipation ) عبارت است از اجابت مزاج کمتر از سه بار در هفته که معمولاً مدفوع سفت و خشک و همراه با ناراحتي هنگام دفع است و در برخي موارد همراه با احساس پري و سنگيني مي باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  یبوست موجب می شود که مواد دفعی در رودهٔ بزرگ سفت شوند و دفع آنها با درد و سختی همراه می‌شود.

یبوست حاد ممکن است سبب بسته شدن روده شود، که به نوبهٔ خود ممکن است نیاز به عمل جراحی داشته باشد.

علل بروز این عارضه ممکن است رژیم غذایی نامناسب، بر هم خوردن تعادل هورمونی، اثر جانبی داروهای مصرفی و یا آناتومی بدن باشد. روش‌های درمان شامل اصلاح رژیم غذایی و تمرینات ورزشی است.

تصور غلطي که در برخي بيماران وجود دارد اين است که اگر روزي يک بار اجابت مزاج نداشته باشند غيرطبيعي است ! در حالي که تصور فوق صحيح نيست ، زيرا تعداد اجابت مزاج در هر فرد بسته به ميزان و نوع مواد غذايي مصرفي ، ميزان فعاليت و … متفاوت است .

مطالعات نشان داده که هر انساني در طول زندگي خود يبوست را به نوعي تجربه مي کند ، ولي اغلب اين موارد گذرا و قابل چشم پوشي است .

تأثير رژيم غذايي : براي جلوگيري از ايجاد يبوست ،‌بايد از غذاهايي که فيبر بالايي دارند ، مثل سبزيجات ، ميوه ها و غلات بيشتر استفاده کرد . مصرف غذاهاي فيبردار باعث مي شود که مدفوع حجيم و نرم شود . اما بايد توجه داشت که افزايش مصرف غذاهاي فيبردار بايد به آهستگي صورت گيرد تا بدن به آنها عادت کند . در غيراين صورت ، فرد دچار نفخ شکم و دل پيچه خواهد شد .

همچنين حتي الامکان بايد از غذاهايي که فيبر اندک دارند ، مثل : بستني ، پنير ، گوشت ، چيپس و سيب زميني سرخ کرده ، پيتزا ، غذاي کنسروي و غذاهاي چرب مثل آبگوشت و کله پاچه پرهيز کرد .

مصرف آب و مايعات : بسياري از مواقع به علت مشکلات کاري فراموش مي کنيم که به ميزان کافي آب مصرف کنيم و اين مسئله باعث خشکي سيستم گوارشي و در نتيجه خشکي و سفتي مدفوع مي شود . يکي از توصيه هاي مهم براي مبارزه با يبوست مصرف مايعات به خصوص آب يا آب ميوه ها به ميزان کافي است . مصرف روازنه حداقل ۳ ليتر مايعات ( معادل ۱۲ ليوان بزرگ ) براي مبارزه با يبوست بسيار مفيد است . توجه شود که در اين راستا از مايعات کافئين دار ( مثل قهوه ، نوشابه و چاي پررنگ ) يا نوشابه هاي الکلي بايد جداً پرهيز شود ، چرا که باعث خشکي سيستم گوارشي و اثر معکوس مي شوند .

عدم تحرک : تحرک کافي يک از کارهاي بسيار مفيد براي مبارزه با يبوست است . البته نيازي نيست که حتماً يک ورزشکار باشيد ، بلکه روزانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقيقه پياده روي که تداوم داشته باشد بسيار مؤثر خواهد بود .

نحوه اجابت مزاج :

صرف وقت کافي براي اجابت مزاج از نکات بسيار مهم است . بيشتر مواقع ، به علت شتاب و عجله ، توجه و دقت کافي به زمان اجابت مزاج نمي شود که اين يکي از علل مهم ايجاد يبوست است . لذا توصيه مي شود که حتماً ساعت معيني از روز به اجابت مزاج اختصاص داده شود و در هنگام اجابت مزاج نيز اين عمل را با حوصله انجام داد . حتي اگر فرد در ساعت فوق احساس اجابت مزاج ندارد ، حتماً براي اجابت مزاج به دستشويي مراجعه کند . نکته مهم ديگر اين است که هرگز نبايد احساس اجابت مزاج را صرفاً به دليل دوري از منزل يا کارداشتن ناديده گرفت .

مصرف داروهاي ملين يا داروهاي گياهي :

بايد از مصرف هر نوع ملين چه گياهي و چه دارويي بدون تجويز پزشک پرهيز کرد . با اينکه مصرف کوتاه مدت ملين ها براي مبارزه با يبوست ضروري است ، مصرف بي رويه آنها مي تواند مشکلاتي را به همراه داشته باشد . برخي از مردم تصور ميکنند که مصرف ملين هاي گياهي بي ضرر است ، در صورتي که هميشه چنين نيست . مثلاً مصرف طولاني مدت برگ سنا مي تواند مشکلات بسياري را به دنبال داشته باشد .

از طرفي ، برخي داروها باعث يبوست مي شوند . مثلاً برخي داروهاي قلبي ( آدالات )‌ ، قرص کلسيم ، داروهاي کدئين دار ،‌شربتهاي آنتي اسيد ، قرص آهن و داروهاي ضدافسردگي از جمله داروهايي هستند که مي توانند باعث يبوست شوند .

براي پيشگيري از يبوست ميزان فيبر غذايي و مايعات را افزايش دهيد . انجام فعاليت هاي ورزشي و توجه و صرف زمان کافي براي اجابت مزاج در اغلب موارد باعث مرتفع شدن يبوست مي شوند .

در نهايت ، بايد توجه داشت که در صورت ادامه يبوست ، عليرغم اقدامات فوق ، حتماً به پزشک مراجعه شود .

روش درمان

روش درمان براساس علت یبوست تعیین می‌شود. در ابتدا باید رژیم غذایی این افراد اصلاح شود. در صورتی که جواب مناسب گرفته نشد، از داروهای ملین و به ترتیب از داروهای بی ضرر، کم ضرر و داروهای محرک شروع می‌کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. البته تمام بیماران نیازمند مصرف دارو نیستند. در صورت امکان قطع داروهایی که منجر به یبوست می‌شود از راه‌های درمان است. درمان کم‌کاری تیروئید و سایر بیماری‌ها باید انجام شود.

برخی از ملینهای معروف عبارتند از هیدروکسید منیزیم، روغنهای معدنی مانند پارافین، داروهای گیاهی مانند سنا، سی لاکس و پسیلیوم، ملینهای اسموتیک مانند لاکتولوز، بیزاکودیل و روغن کرچک.

توصیه های تغذیه ای برای کاهش یبوست

– روزانه۱۰-۸ لیوان مایعات مصرف کنید مثلا هریک ساعت یکبار ۱لیوان آب بخورید.

– آلو يا آب آلوی گرم ملین است.سایر میوه های ملین شامل:انجیر،انگور،هندوانه،توت فرنگی، گلابی، زردآلو، زیتون، هلو، آب سیب، کیوی و … .

– به، سیب، موزنخورید.

– رژیم غذایی شما باید پرهیز باشد، برای این منظور نان و غلات سبوسدار و حبوبات و میوه و سبزی مصرف کنید.میتوانید روزانه ۱قاشق مرباخوری سبوس برنج همراه باآب بخورید .(رژیم پرفیبردربیمارانی که پوست آنها به علت اختلالات نورولوژیک می باشد نمیتواند موثر باشد)

– روزانه حداقل ۵واحد میوه و سبزی تازه مصرف کنید.

– پسیلیوم (اسفرزه)یک ملین حجم دهنده مدفوع است که آب موجود در روده را جذب کرده و سبب افزایش حجم مدفوع و دفع آن میشود .باید همراه با مقادیر زیادی آب یا مایعات خورده شود(به ازای هر قاشق چایخوری ۲۴۰سی سی یا۱لیوان مایعات بخورید). – روغن کرچک به دفع کمک میکند ولی استفاده آن در بلند مدت سبب کاهش جذب کلسیم و ویتامین های محلول در چربی مثل A,D,E,K میشود.

– سنا، دانه کتان، شنبلیله، ریواس برای یبوست توصیه میشود(سنابیشتر از۲باردرهفته توصیه نمیشود.)

– نعناع و چای بابونه سبب کاهش علایم یبوست میشود.

– چای زیاد پر رنگ نخورید.

– در مدتی که یبوست دارید ماست نخورید و به جای آن شیر بخورید.

– مرزه و دارچین استفاده نکنید.

– بیشتر غذاهایی که با نان سبوسدار خورده میشود مصرف کنید و کمتر برنج بخورید.

– از استرس و اضطراب خود بکاهید.

– حتما فعالیت بدنی داشته باشید روزانه حداقل ۳۰دقیقه پیاده روی کنید.

– برقراری نظم برای دفع داشته باشید وبه محض احساس دفع اجابت مزاج انجام گیرد.

گلبول‌های قرمز داسی شکل

بهترین و سالم‌ترین شکل برای گلبول‌های قرمز، گِرد و دیسکی شکل است. زیرا گلبول‌های گِرد راحت‌تر می‌توانند در بدن حرکت کنند. این سلول‌ها اکسیژن را به قسمت‌های مختلف بدن حمل می‌کنند و همان‌طور که حتماً می‌دانی، تمام بخش‌های بدن به اکسیژن نیاز دارند تا بتوانند وظایفشان را به درستی انجام دهند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیماری سلول داسی ناهنجاری است که روی سلولهای قرمز خون اثر می گذارد . سلولهای قرمز خون از پروتئینی به نام هوگلوبین برای حمل اکسیژن از ریه ها به سایر نقاط بدن استفاده می کنند .

به طور طبیعی سلولهای قرمز خون مدور و انعطاف پذیرند که امکان عبور آنها را از رگهای خونی باریک فراهم می کند .

مولکول هموگلوبین دو بخش دارد : قسمت α و β . بیماران با سلول داسی جهش در ژن موجود روی کروموزوم 11 داشته که زیر واحد از پروتئین  β هموگلوبین را کد می کند. در نتیجه مولکول هموگلوبین به طور صحیحی شکل نمی گیرد . گلبول قرمز طبیعی شکل گرد و مقعر الطرفینی دارد . شکل نامنظم سلول داسی شکل سبب گیر افتادن آنها در رگهای خونی شده و حمل اکسیژن توسط آنها را غیر ممکن می سازد که این باعث درد و صدمه به ارگانها می شود .

افراد چگونه به این بیماری مبتلا می شوند ؟

بیماری سلول داسی به صورت اتوزوم مغلوب به ارث می رسد . این بدین معنی است که کودکان این بیماری را به ارث نخواهند برد مگر اینکه حداقل هردوی این والدین نسخه ای از این ژن را داشته باشند . افرادی که یک نسخه سالم و یک نسخه معیوب از این ژن را دارند، حامل بیماری محسوب می شوند . این افراد حامل از لحاظ علایم بالینی نرمال هستند اما می تواند این ژن معیوب را به فرزندان خود انتقال دهند .

نشانه های آنمی داسی شکل چیست ؟

بیماری آنمی داسی شکل از رسیدن اکسیژن به طحال ، کبد، کلیه ،ریه ، قلب یا سایر ارگانها جلوگیری می کند و عامل آسیب های بسیاری می باشد . بدون اکسیژن سلولهایی که این ارگانها را تشکیل می دهند از دست خواهند رفت . برای مثال اغلب طحال در این بیماران تخریب می شود که باعث از دست رفتن برخی از عملکردهای ایمنی شده و در نتیجه این بیماران اغلب عفونت های مداوم را تجربه می کنند .

طول عمر گلبولهای قرمز خون در آنمی داسی شکل به اندازه سلولهای قرمز طبیعی در خون نیست و در نتیجه در این افراد اغلب سلولهای قرمز کاهش یافته دارند . هنگامی هم که سلولهای داسی در عروق به دام می افتند سبب  اپیزودی از درد می شود .سایر علایم شامل : کاهش رشد ، سکته و یرقان به دلیل آسیب کبدی می باشد . به خاطر وجود مولفه های ذکر شده افرادی که این بیماری را دارند گستره زندگیشان به 30 سال کاهش می یابد .

پزشک چگونه این بیماری را تشخیص می دهد ؟

در بسیاری از شهرها در ایلات متحده نوزادان از نظر این بیماری با یک تست ساده خون غربالگری می شوند . اگر این بیماری را هنگام تولد نتوان تشخیص داد میتوان از یک تستی به نام الکتروفورز هموگلوبین استفاده نمود . این تست چه فرد بیماری داسی شکل داشته باشد و یا اینکه او حامل ژن همگلوبین معیوب باشد مشخص خواهد شد.

این بیماری چونه درمان می شود ؟

کودکان و نوجوانان با این بیماری داسی شکل باید روزانه دوزی از پنی سیلین را برای جلوگیری از عفونت های بالقوه کشنده دریافت کنند .

پزشکان به افراد با بیماری آنمی داسی شکل توصیه می کنند به مقدار کافی استراحت نموده و آب زیادی بنوشند و از فعالیت های فیزیکی زیاد اجتناب نمایند. تزریق خون که سلولهای قرمز نرمال را برای بیمار فراهم می کند درمان متداول است .

در موارد شدیدی از بیماری افراد را با پیوند مغز استخوان می توان درمان کرد . این روند باعث جایگزینی سلولهای قرمز طبیعی در فرد می شود که بهتر است فرد اهداکننده از اقوام درجه یک مثل خواهر و برادر باشد .

نکات جالب در مورد آنمی داسی شکل :

سلولهای قرمز طبیعی عمری حدود 120 روز دارند و این در حالی است که سلولهای داسی شکل عمری بین 20-10 روز دارند . در آمریکا این بیماری اغلب در آفریقایی های آمریکایی تبار بیشتر شیوع دارد . از هر 500 کودک آفریقایی – آمریکایی در ایالات متحده 1 نفر این بیماری را دارد .

این بیماری همچنین بین مردم آفریقا ، هند ،آسیای میانه و مدیترانه نیز شیوع دارد . وجود این بیماری در این مناطق شاید به دلیل این واقعیت است که حاملین این بیماری در برابر مالاریا مقاومت دارند .

کم خونی داسی شکل چیست ؟

کم خوني داسي شکل يک اختلال خوني است که با هموگلوبين معيوب( Hbss ) شناخته مي شود. هموگلوبين طبيعي صاف و گرد است و به سلول اجازه عبور آسان از مويرگهاي خوني را مي دهد. سلولهاي هموگلوبين سلول داسي سفت و به شکل داس مي باشند. اين ملکولهاي هموگلوبين  ايل دارند به شکل خوشه اي و در کنار يکديگر قرار گيرند، بنابراين به راحتي از مويرگهاي خوني عبور نمي کنند . اين خوشه ها منجر به توقف جريان خون حمل کننده اکسيژن مي گردند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  برخلاف سلولها با هموگلوبين طبيعي که بيش از ۱۲۰ روز زنده هستند، سلولهاي داسي بعد از ۲۰ _۱۰ روز از بين مي روند. اين روند طي يک دوره مزمن منجر به بروز کم خوني مي گردد.

شايعترين انواع ژن سلول داسي عبارتند از :

صفت سلول داسي:

اين افراد حامل ژن معيوب – Hbs– هستند اما مقداري هموگلوبين طبيعي – Hba– نيز دارند افراد با صفت سلول داسي معمولاً بدون علامت هستند و مي باشند. ممکن است کم خوني خفيف ايجاد گردد . تحت شرايط پر استرس، خستگي، کاهش اکسيژن و يا عفونت روند داسي شدن رخ مي دهد و در نتيجه عوارض بيماري سلول داسي بروز مي نمايد.
بيماري سلول داسي – هموگلوبين C:

فرد داراي هر دو نوع همگلوبين Hbs وHbc مي باشد. هموگلوبين C باعث ايجاد سلولهاي هدف مي گردد. وجود هموگلوبين طبيعي در کنار اين هموگلوبين باعث مي شود، فرد علامتي از کم خوني نداشته باشد . اگر هموگلوبين Sداسي با سلول هدف همراه شود منجر به يک کم خوني خفيف تا متوسط مي گردد.

اين افراد اغلب از بيماري سلول داسي با درجه خفيف رنج مي برند.بحران انسداد عروقي، صدمات ارگان ها به علت کم خوني و داسي شدن هاي مکرر و احتمال بالاي عفونت همه صفات مشترکي براي Hbssو Hbscمي باشند.
بيماري سلول داسي – هموگلوبين E:

اين نوع مشابه بيماري سلول داسيCاست با اين تفاوت که يک عنصر در ملکول هموگلوبين جايگزين شده است . اين نوع معمولاً در افراد جنوب آسيا مشاهده مي شود. برخي افراد با بيماري هموگلوبين Eبدون علامت مي باشند. هر چند تحت شرايط ويژه نظير خستگي، کاهش اکسيژن و يا کمبود آهن يک کم خوني خفيف تا متوسط بروز مي نمايد.
هموگلوبين S– تالاسمي بتا :

اين بيماري با ارث رسيدن همزمان ژن هاي تالاسمي و سلول داسي ايجاد مي گردد. اين اختلال باعث کم خوني متوسط و شرايطي مشابه ولي خفيف تر از بيماري سلول داسي مي گردد. همه اشکال بيماري سلول داسي مي توانند عوارض همراه با بيماري را بروز دهند. فرد مبتلا به Hbss به شدت مبتلا خواهد بود.
چه کسي به بيماري سلول داسي مبتلا مي شود؟

بيماري سلول داسي به صورت اوليه، افراد جنوب آفريقا و شبه جزيره کارائيب را مبتلا مي سازد ولي صفت سلول داسي در خاور ميانه، هند، آمريکاي لاتين، و نژاد مديترانه اي يافت مي شود.

براساس تخمين، بيش از ۷۲ هزار نفر در ايالات متحده به اين بيماري مبتلا هستند. ميليون ها نفر در سراسر جهان از عوارض بيماري سلول داسي رنج مي برند. ۲ ميليون نفر آفريقايي – آمريکايي يا ۱۲/۱ جمعيت آمريکا صفت سلول داسي را دارا مي باشند.
علل

بيماري داسي يک بيماري ارثي است که توسط يک جهش ژنتيکي ايجاد مي شود. اين ژنها بر روي ساختاري از سلولها به کروموزم وجود دارند. به طور طبيعي در هر سلول بدن ما ۴۶ يا ۲۳ جفت کرموزم وجود دارد. جفت کرموزوم ۱۱ حاوي ژنهاي مسئول توليد هموگلوبين نرمال مي باشد. يک جهش يا اشتباه در اين ژنها منجر به بيماري داسي شکل مي شود. اين جهش در نقاطي از جهان که بيماري مالاريا شايع است بيشتر ديده مي شود هر چندافراد داراي صفت داسي به مالاريا مبتلا نمي شوند. صفت داسي حقيقتاً فرد را در برابر انگل مالاريا محافظت مي نمايد. مالاريا اغلب در آفريقا و نواحي مديترانه اي اروپا ديده مي شود. کودکي که جهش ژنتيکي را از هر دو والدين به ارث مي برد، بيماري سلول داسي شکل مبتلا خواهد شد.کودکي که جهش را از يکي از والدين به ارث مي برد به حامل صفت سلول داسي شکل خواهد بود و مي تواند آن را به فرزندانش منتقل سازد.
علائم

علائم و عوارض زير بابيماري سلول داسي شکل همراه مي باشد. هر چند هر فرد علائم متفاوتي را تجربه مي کند.

آنمي– شايعترين علامت بيماري سلول داسي شکل است. در اين بيماري سلول هاي قرمزخون بصورت سلول داسي شکل توليد مي شوند، اما به علت بدشکل بودن توانايي حملاکسيژن را از دست مي دهند. در نتيجه بدن آب را از دست داده و دچار تب ميشود. شکل داسي باعث سفتي سلولها و دام افتادن آنها در عروق مي گردد. درنتيجه سلولها در طحال تخريب مي شوند و يا به علت عملکرد غير طبيعي از بينمي روند و کاهش در سلولهاي قرمز خوني منجر به کم خوني مي شود. کم خوني شديدفرد را خسته و رنگ پريده مي نمايد، همچنين توانايي حمل اکسيژن به بافت هارا با مشکل رو به رو خواهد کرد.
بحران درد يا بحران داسي:

هنگاميکه عروق خوني توسط سلولهاي داسي شکل مسدود مي شوند و جريان خون قطع مي شودو بحران درد رخ مي دهد که بحران انسداد عروقي نيز ناميده مي شود.

درددر تمام نقاط بدن ايجاد مي گردد اما اغلب در قفسه سينه، بازوها و پاهااحساس مي گردد. تورم دردناک انگشتان دست و پا، داکتيليت ناميده مي شود و ميتواند در خردسالان و اطفال زير ۳ سال مشاهده شود. پرياپيسم ( نعوذ دردناک) يک روند درناک در ناحيه آلت تناسلي مردان مي باشد. هرگونه اختلال در جريان خون منجر به درد، تورم و مرگ بافتي در اثر عدم دريافت خون و اکسيژن کافي مي گردد.
سندرم قفسه سينه حاد:

يکياز عوارض خطرناک بيماري سلول داسي شکل، روند داسي شدن در قفسه سينه ميباشد. معمولاً به طور ناگهاني و در شرايط پراسترس، عفونت ، تب و کم آبي بدنرخ مي دهد.سلولهاي داسي شکل به يکديگر متصل گشته و عروق ريز ريوي را مسدودمي سازند. علائم شبيه به پنوموني و شامل تب، درد و تک سرفه شديد مي باشد. اپيزودهاي متعدد سندرم سينه منجر به صدمه دائمي ريه مي گردند.
تجمع سلولهاي خوني در طحال:

اينفرآيند منجر به کاهش ناگهاني هموگلوبين گشته و در صورت عدم درمان فوريتهديد کننده حيات مي باشد. بدليل افزايش حجم خون طحال، اين عضو بزرگ ودردناک مي گردد. بعد از اپيزودهاي مکرر، صدمات جدي بر طحال وارد خواهد شد. بسياري از کودکان مبتلا به بيماري در سن ۸ سالگي ديگر طحال کارايي ندارندچون از طريق جراحي طحال خارج شده و يا دراثر اپيزودهاي مکرر عملکرد خود رااز دست داده است. احتمال عفونت بزرگترين نگراني براي اطفال مذکور مي باشد. عفونت شايعترين علت مرگ در کودکان زير ۵ سال، در اين گروه مي باشد.
سکته :

ديگرعارضه شديد و ناگهاني در بيماران سلول داسي شکل است. سلولهاي بد شکل ازطريق انسداد عروق خوني بزرگ تغذيه کننده مغز منجر به سکته مي گردند. هرگونهاختلال در جريان خون و اکسيژن به مغز منجر به اختلالات عصبي غيرقابلبازگشت مي گردد. در ۶۰% بيماراني که يک بار سکته کرده اند احتمال سکته دوم و سوم نيز وجود دارد.
يرقان، يا زردي پوست ، چشم ها و دهان:

يکياز شايعترين علائم و نشانه هاي بيماري سلول داسي شکل مي باشد، سلولهايداسي شکل به اندازه سلولهاي قرمز خوني عمر نمي کند و قبل از اين که کبد آنها را از خون تصفيه نمايد سريعاً از بين مي روند. بيلي روبين (عامل زردرنگي) ايجاد شده از اين سلولها منجر به يرقان و زردي مي گردد.

همهارگان هاي مهم تحت تأثير اين بيماري قرار مي گيرند. کبد، قلب، کليه ها،کيسه صفرا ، چشم ها، استخوان ها و مفاصل به علت عملکرد غير طبيعي سلولهايداسي شکل و عدم وجود جريان خون د رعروق صدمه مي بيند. مشکلات عبارتند از:

– افزايش عفونتها

– زخم هاي پا

– صدمات استخواني

– سنگ هاي صفراوي

– صدمات کليه و کاهش ادرار

– صدمات چشمي

علائمبيماري سلول داسي شکل ممکن است مشابه ديگر اختلالات خوني و مشکلات طبيباشد. هميشه جهت يک تشخيص سريع و دقيق با پزشک خود مشاوره نمايد.
تشخيص

علاوه بر شرح حال طبي کامل و معاينه فيزيکي روش هاي تشخيصي بيماري سلول داسي شکلعبارتند از : آزمايش هاي خوني است

کم‌خونی داسی‌شکل

کم‌خونی داسی شکل یک بیماری ژنتیکی و یک اختلال خونی است که با هموگلوبین معیوب (Hbss) شناخته می‌شود. هموگلوبین طبیعی صاف و گرد است و به سلول اجازه عبور آسان از مویرگ‌های خونی را می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اين بيماري ميليون ها نفر را در جهان و حدود ۷۲ هزار نفر را در آمريکا مبتلا ساخته است. اين بيماري در يک تولد از هر ۵۰۰ تولد آفريقايي- آمريکايي ديده مي شود.

سلول‌های هموگلوبین سلول داسی سفت و به شکل داس می‌باشند. این مولکول‌های هموگلوبین تمایل دارند به شکل خوشه‌ای و در کنار یکدیگر قرار گیرند، بنابراین به راحتی از مویرگ‌های خونی عبور نمی‌کنند. این خوشه‌ها منجر به توقف جریان خون حمل‌کننده اکسیژن می‌گردند.

برخلاف سلول‌ها با هموگلوبین طبیعی که بیش از ۱۲۰ روز زنده هستند، سلولهای داسی بعد از ۲۰-۱۰ روز از بین می‌روند. این روند طی یک دوره مزمن منجر به بروز کم خونی می‌گردد.

کم خونی داسی شکل حاصل یک جهش ژنی می‌باشد که طی آن یک نوکلئوتید با باز آلی تیمین جای خود را با یک نوکلئوتید دیگر با باز آلی آدنین عوض می‌کند.

پژوهشگران پزشکی می گویند سلول‌های داسی‌شکل ممکن است در اثر کمبودشان در خون، مجبور شوند که به سلول‌های سرطانی تمورهایی که در برابر درمان مقاومت می‌کنند، حمله کنند. این سیستم روشی نو برای درمان سرطان گزارش شده است

شایعترین انواع ژن سلول داسی

– صفت سلول داسی:

این افراد حامل ژن معیوب – Hbs – هستند اما مقداری هموگلوبین طبیعی – Hba– نیز دارند افراد با صفت سلول داسی معمولاً بدون علامت هستند و می‌باشند. ممکن است کم خونی خفیف ایجاد گردد.

تحت شرایط پر استرس، خستگی، کاهش اکسیژن و یا عفونت روند داسی شدن رخ می‌دهد و در نتیجه عوارض بیماری سلول داسی بروز می‌نماید.

– بیماری سلول داسی – هموگلوبین C

فرد دارای هر دو نوع همگلوبین Hbs وHbc می‌باشد. هموگلوبین C باعث ایجاد سلولهای هدف می‌گردد. وجود هموگلوبین طبیعی در کنار این هموگلوبین باعث می‌شود، فرد علامتی از کم خونی نداشته باشد.

اگر هموگلوبین S داسی با سلول هدف همراه شود منجر به یک کم خونی خفیف تا متوسط می‌گردد.

این افراد اغلب از بیماری سلول داسی با درجه خفیف رنج می‌برند.بحران گرفتگی رگ‌ها، صدمات ارگان‌ها به علت کم خونی و داسی شدن‌های مکرر و احتمال بالای عفونت همه صفات مشترکی برای Hbss و Hbsc می‌باشند.

– بیماری سلول داسی – هموگلوبین E

این نوع مشابه بیماری سلول داسی C است با این تفاوت که یک عنصر در ملکول هموگلوبین جایگزین شده‌است. این نوع معمولاً در افراد جنوب آسیا مشاهده می‌شود. برخی افراد با بیماری هموگلوبین E بدون علامت می‌باشند. هر چند تحت شرایط ویژه نظیر خستگی، کاهش اکسیژن و یا کمبود آهن یک کم خونی خفیف تا متوسط بروز می‌نماید.

– هموگلوبین S – تالاسمی بتا:

این بیماری با ارث رسیدن هم‌زمان ژن‌های تالاسمی و سلول داسی ایجاد می‌گردد.

این اختلال باعث کم خونی متوسط و شرایطی مشابه ولی خفیف تر از بیماری سلول داسی می‌گردد.

همه اشکال بیماری سلول داسی می‌توانند عوارض همراه با بیماری را بروز دهند. فرد مبتلا به Hbss به شدت مبتلا خواهد بود.

چه کسی به بیماری سلول داسی مبتلا می‌شود؟

بیماری سلول داسی به صورت اولیه، افراد جنوب آفریقا و شبه جزیره کارائیب را مبتلا می‌سازد ولی صفت سلول داسی در خاور میانه، هند، آمریکای لاتین، و نژاد مدیترانه‌ای یافت می‌شود.

براساس تخمین، بیش از ۷۲ هزار نفر در ایالات متحده به این بیماری مبتلا هستند. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از عوارض بیماری سلول داسی رنج می‌برند. ۲ میلیون نفر آفریقایی – آمریکایی یا ۱۲/۱ جمعیت آمریکا صفت سلول داسی دارند.

علل بیماری داسی شکل چیست؟

بیماری داسی یک بیماری ارثی است که توسط یک جهش ژنتیکی ایجاد می‌شود. این ژنها بر روی ساختاری از سلولها به کروموزم وجود دارند. جفت کرموزوم ۱۱ حاوی ژنهای مسئول تولید هموگلوبین نرمال می‌باشد.

یک جهش در این ژنها منجر به بیماری داسی شکل می‌شود. این جهش در نقاطی از جهان که بیماری مالاریا شایع است بیشتر دیده می‌شود هر چندافراد دارای صفت داسی به مالاریا مبتلا نمی‌شوند. صفت داسی حقیقتاً فرد را در برابر انگل مالاریا محافظت می‌نماید. مالاریا اغلب در آفریقا و نواحی مدیترانه‌ای اروپا دیده می‌شود.

کودکی که جهش ژنتیکی را از هر دو والدین به ارث می‌برد، بیماری سلول داسی شکل مبتلا خواهد شد.

کودکی که جهش را از یکی از والدین به ارث می‌برد به حامل صفت سلول داسی شکل خواهد بود و می‌تواند آن را به فرزندانش منتقل سازد.

تشخیص

علاوه بر شرح حال کامل پزشکی فرد و معاینه بدنی، روش‌های تشخیصی بیماری سلول داسی شکل عبارتند از : آزمایش‌های خونی و دیگر روش‌های ارزیابی.

هم اکنون غربالگری آزمایش خون نوزادان، به منظور شروع هرچه سریع‌تر درمان صورت می‌گیرد.

الکتروفورز هموگلوبین یک آزمایش خونی است که در تشخیص افراد حامل صفت داسی شکل و یا هر بیماری همراه با سلول داسی شکل، کمک می کند.

علائم بیماری سلول داسی شکل چیست؟

هنگامی که بدن با کمبود اکسیژن مواجه شود، گلبول‌های قرمز تغییر شکل می‌دهند و به شکل داس در می‌آیند و در عروق ریز و باریک گیر می‌کنند و باعث درد شدیدی در اعضای مختلف بدن می‌شوند.

بیماری داسی یک بیماری ارثی است که توسط یک جهش ژنتیکی ایجاد می‌شود. این ژن‌ها بر روی ساختاری از سلول ها به نام کروموزم وجود دارند. به طور طبیعی در هر سلول بدن ما 46 عدد یا 23 جفت کرموزم وجود دارد. جفت کرموزوم 11 حاوی ژن‌های مسئول تولید هموگلوبین طبیعی می‌باشد. یک جهش یا اشتباه در این ژن‌ها منجر به بروز بیماری داسی شکل می‌شود.

این جهش در نقاطی از جهان که بیماری مالاریا شایع است، بیشتر دیده می‌شود، هر چند این افراد به مالاریا مبتلا نمی‌شوند. صفت داسی از فرد در برابر انگل مالاریا محافظت می‌نماید. مالاریا اغلب در آفریقا و نواحی مدیترانه‌ای اروپا دیده می‌شود.

کودکی که جهش ژنتیکی را از هر دو والدین به ارث می‌برد، به بیماری سلول داسی شکل مبتلا خواهد شد. کودکی که جهش را از یکی از والدین به ارث می‌برد، حامل صفت سلول داسی شکل خواهد بود و می‌تواند آن را به فرزندانش منتقل سازد.

علائم و عوارض زیر با بیماری سلول داسی شکل همراه می‌باشد. هر چند هر فرد علائم متفاوتی را تجربه می‌کند.

آنمی – شایعترین علامت بیماری سلول داسی شکل است. در این بیماری سلول‌های قرمز خون بصورت سلول داسی شکل تولید می‌شوند، اما به علت بدشکل بودن توانایی حمل اکسیژن را از دست می‌دهند. در نتیجه بدن آب را از دست داده و دچار تب می‌شود.

شکل داسی باعث سختی سلولها و دام افتادن آنها در رگ‌ها می‌گردد.

در نتیجه سلولها در طحال تخریب می‌شوند و یا به علت عملکرد غیر طبیعی از بین می‌روند و کاهش در سلولهای قرمز خونی منجر به کم خونی می‌شود. کم خونی شدید فرد را خسته و رنگ پریده می‌نماید، همچنین توانایی حمل اکسیژن به بافت‌ها را با مشکل رو به رو خواهد کرد.

عوارض

عوارض به دو شکل حاد و مزمن دیده می‌شوند:

عوارض حاد:

اکثر عوارض حاد بیماری سلول داسی‌شکل مربوط به انسداد عروق است. درد زیاد در اعضایی که عروق ریز آن‌ها مسدود شده است ایجاد می‌شود. این درد در هر نقطه از بدن ممکن است ایجاد شود اما در قفسه سینه، شکم و پشت شیوع بیشتری دارد. معمولا عفونت، کم آبی، تغییرات سریع دما و حاملگی زمینه ساز بروز این درد‌ها هستند.

از دیگر عوارض عمده آن، حوادث عروق مغزی می‌باشد که در کودکان به علت انسداد عروق مغزی ایجاد سکته مغزی می‌نماید و در بزرگسالان باعث سکته‌های مغزی خونریزی دهنده می‌شود.

از عوارض حاد دیگر بیماری می‌توان عفونت استخوان را نام برد.

داسی شدن گلبول‌های قرمز مکررا در طحال بروز می‌کند که به مروز زمان عملکرد طحال از بین می‌رود.این امر بیمار مبتلا را مستعد ابتلای به عفونت می‌نماید.

عوارض مزمن :

بیماری سلول داسی شکل همواره بیماری دوران کودکی بوده است. با افزایش طول عمر بیماران، تعداد بیشتری از آن‌ها تا سنین بزرگسالی زنده مانده‌اند و با مطالعه این افراد روشن شده است که آسیب ناشی از انسداد عروقی تقریباً تمامی اعضای انتهایی را درگیر می‌کند. نارسایی کلیه و ریه علل عمده مرگ در بیماران بزرگسال هستند.

سایر عوارض طولانی مدت عبارتند از : زخم‌های پوستی مزمن، اختلالات چشمی، اختلال عملکرد کبد و‌ سنگ‌های کیسه صفرا.

مروری بر عوارض :

بحران درد یا بحران داسی:

هنگامی که رگ‌ها خونی توسط سلولهای داسی شکل مسدود می‌شوند و جریان خون قطع می‌شود و بحران درد رخ می‌دهد که بحران گرفتگی رگ‌ها نیز نامیده می‌شود. درد در تمام نقاط بدن ایجاد می‌گردد اما اغلب در قفسه سینه، بازوها و پاها احساس می‌گردد.

تورم دردناک انگشتان دست و پا، که داکتیلیت نامیده می‌شود و می‌تواند در خردسالان و اطفال زیر ۳ سال مشاهده شود.

پریاپیسم (نعوظ دردناک) نیز که یک روند درناک در ناحیه آلت تناسلی مردان می‌باشد ممکن است پیش آید. هرگونه اختلال در جریان خون منجر به درد، تورم و مرگ بافتی در اثر عدم دریافت خون و اکسیژن کافی می‌گردد.

سندرم قفسه سینه حاد:

یکی از عوارض خطرناک بیماری سلول داسی شکل، روند داسی شدن در قفسه سینه می‌باشد. معمولاً به طور ناگهانی و در شرایط پراسترس، عفونت، تب و کم آبی بدن رخ می‌دهد.سلولهای داسی شکل به یکدیگر متصل گشته و رگ‌ها ریز ریوی را مسدود می‌سازند.

علائم شبیه به پنومونی و شامل تب، درد و تک سرفه شدید می‌باشد. اپیزودهای متعدد سندرم سینه منجر به صدمه دائمی ریه می‌گردند.

تجمع سلولهای خونی در طحال:

این فرآیند منجر به کاهش ناگهانی هموگلوبین گشته ودر صورت عدم درمان فوری تهدید کننده حیات می‌باشد. بدلیل افزایش حجم خون طحال، این عضو بزرگ و دردناک می‌گردد. بعد از اپیزودهای مکرر، صدمات جدی بر طحال وارد خواهد شد.

بسیاری از کودکان مبتلا به بیماری در سن ۸ سالگی دیگر طحال کارایی ندارند چون از طریق جراحی طحال خارج شده و یا دراثر اپیزودهای مکرر عملکرد خود را از دست داده‌است.

احتمال عفونت بزرگ‌ترین نگرانی برای اطفال مذکور می‌باشد. عفونت شایعترین علت مرگ در کودکان زیر ۵ سال، در این گروه می‌باشد.

سکته:

دیگر عارضه شدید و ناگهانی در بیماران سلول داسی شکل است. سلولهای بد شکل از طریق گرفتگی رگ‌ها خونی بزرگ تغذیه کننده مغز منجر به سکته می‌گردند. هرگونه اختلال در جریان خون و اکسیژن به مغز منجر به اختلالات عصبی غیرقابل بازگشت می‌گردد.

در ۶۰٪ بیمارانی که یک بار سکته کرده‌اند احتمال سکته دوم و سوم نیز وجود دارد.

یرقان، یا زردی پوست، چشم‌ها و دهان:

یکی از شایعترین علائم و نشانه‌های بیماری سلول داسی شکل می‌باشد، سلولهای داسی شکل به اندازه سلولهای قرمز خونی عمر نمی‌کند و قبل از این که کبد آن‌ها را از خون تصفیه نماید سریعاً از بین می‌روند. بیلی روبین (عامل زرد رنگی) ایجاد شده از این سلولها منجر به یرقان و زردی می‌گردد.

همه ارگان‌های مهم تحت تأثیر این بیماری قرار می‌گیرند. کبد، قلب، کلیه‌ها، کیسه صفرا، چشم‌ها، استخوان‌ها و مفاصل به علت عملکرد غیر طبیعی سلولهای داسی شکل و عدم وجود جریان خون د ررگ‌ها صدمه می‌بیند. مشکلات عبارت‌اند از:

– افزایش عفونت‌ها
– زخم‌های پا
– صدمات استخوانی
– سنگ‌های صفراوی
– صدمات کلیه و کاهش ادرار
– صدمات چشمی

علائم بیماری سلول داسی شکل ممکن است مشابه دیگر اختلالات خونی و مشکلات طبی باشد. همیشه جهت یک تشخیص سریع و دقیق با پزشک خود مشاوره نماید.

بیماری سلول داسی شکل چگونه تشخیص داده می‌شود؟

علاوه بر شرح حال پزشکی کامل و معاینه فیزیکی روش‌های تشخیصی بیماری سلول داسی شکل عبارت‌اند از آزمایش‌های خونی و دیگر روش‌های ارزیابی.

هم اکنون غربالگری آزمایش خون نوزادان به منظور شروع درمان هرچه سریعتر صورت می‌گیرد.

تشخیص اولیه:

الکتروفورز هموگلوبین یک آزمایش خونی است که در تشخیص حاملین صفت داسی شکل و یا هر بیماری همراه با سلول داسی شکل کمک کننده‌است.

درمان

دردها با تجویز مایعات، اکسیژن و داروهای ضد درد کنترل می‌شوند. در صورت وجود هر گونه عفونت، مصرف آنتی بیوتیک لازم است.

در بیماران مبتلا به سندرم حاد قفسه سینه و یا درد مقاوم به درمان، پزشکان اقدام به تعویض خون می‌نمایند.

بیش فعالی کودکان

اختلال کم‌ توجّهی – بیش‌ فعالی (Attention-deficit hyperactivity disorder)‏ یک اختلال رفتاری رشدی است. معمولاً کودک توانایی دقّت و تمرکز بر روی یک موضوع را نداشته، یادگیری در او کند است و کودک از فعّالیّت بدنی غیر معمول و بسیار بالا برخوردار است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، این اختلال با فقدان توجه، فعّالیت بیش‌ازحد، رفتارهای تکانشی، یا ترکیبی از این موارد همراه است. هر کودکی با شک ADHD باید به دقت تحت نظر یک پزشک معاینه گردد.

بسیاری از این کودکان، یک یا چند اختلال رفتاری دیگر نیز دارند. همچنین ممکن است یک مشکل روانی مانند افسردگی یا اختلال دوقطبی داشته باشند.

عارضه بیش فعالی جزو بیماریهای چند عاملی محسوب می‌شود. یعنی هم ریشه ژنتیکی دارد و هم محیط. عامل ژنتیکی این عارضه بیشتر در پدران کودکانی که دچار بیش فعالی هستند وجود دارد اما عوامل محیطی نیز بر افزایش شدت این عارضه بسیار موثر هستند.

ADHD یا اختلال بیش فعالی و فقدان توجه، در پسران سه برابر دختران است ولی علت این تفاوت هنوز مشخص نشده است. کودکان بیش فعال بدون فکر کردن عمل می کنند، بیش از اندازه فعالند و در تمرکز کردن مشکل دارند.

اگر در دوران نوزادی یعنی چهار هفته اول تولد، کودک با مشکل تغذیه و یا بهداشتی، روانی مواجه باشد و یا اگر مادر در دوران بارداری سیگار یا الکل مصرف کند، این کودکان بیشتر در معرض خطر بیش فعالی قرار دارند.

بیش فعالی شایع ترین اختلال روانپزشکی کودکان و نوجوانان است. این اختلال در میان کودکان و نوجوانان حدود ٥ تا ٨ درصد شیوع داشته و شامل سه نوع پرتحرکی، کمبود توجه و کم توجهی و رفتارهای تکانه ای می شود.

ADHD در طبقه بندی رفتارهای نا هنجار به سه دستهٔ زیر تقسیم می‌شود:

1. ADHD-I که به طور برجسته بی‌توجه است .(اختلال نقص توجه بدون بیش‌فعالی)

2. ADHD-HI که به طور برجسته رفتار پرتحرکی/تکانشی دارد .(رفتارهای ناگهانی)

3. ADHD-C که به آن ADHD ترکیبی نیز می گویند . (اختلال نقص توجه همراه با بیش‌فعالی)

بچه هایی که دچار بیش فعالی از نوع پرتحرکی هستند بچه هایی بی قرار و ناآرام اند، که هیچگاه در یک جا به شکل ثابت نمی نشینند و دائم در حال راه رفتن هستند.

این مشکلات در مدرسه نمود بیشتری پیدا می کند چرا که با رفتارهای خود موجب برهم زدن نظم کلاس شده و یا اگر بتوانند خود را کنترل کنند، دائم بر روی صندلی خود در حال حرکت هستند.این کودکان از انجام رفتارهای پرخطر لذت می برند و پرحرفی مشخصه  دیگر این گروه از کودکان بیش فعال است.

کودکان بیش فعال ،از نوع کم توجه ،کودکانی هستند که دائما در حال رویا پردازی بوده و این موجب  تمرکز  نداشتن در این کودکان می شود که این مشکل هم در مدرسه بیشتر خود را نشان می دهد.

این کودکان علاقه ای به انجام تکالیفی که نیاز به دقت زیادی دارد، نداشته و برای درس خواندن مشکل دارند. برای نمونه زمانی که در کلاس درس معلم در حال دیکته گفتن به بچه ها است، کودک بیش فعال ممکن است به سبب نداشتن تمرکز و توجه، کلماتی را که نوشتن آن را هم بلد است، جا بیندازد. در حالی که در خانه،  زمانی که مادر به او متنی را دیکته می کند، به خاطر توجه مادر بر روی او و این که کودک تنها است و کسی در اطرافش نیست به خوبی دیکته را نوشته و نمره خوبی هم به دست می آورد. این کودکان در نوشتن تکالیف در منزل مشکل دارند و با گوشزدهای پشت سر هم پدر و مادر و با تاخیر زیاد تکالیف خود را انجام می دهند.

مشخصه دیگر کودکان بیش فعال نوع کم توجه، فراموشکاری آنان است به طوری که ممکن است دائما وسایل خود را در مکانی گم کرده و یا جا بگذارند.

همچنین این کودکان در برنامه ریزی برای کارهای خود مشکل دارند برای نمونه، اگر قرار باشد سه تا کار را در روز انجام دهد نمی داند اول کدام یک را در اولویت قرار دهد و نمی تواند از پس آن برآید. معمولا پدر و مادر باید برایش برنامه ریزی می کنند و همیشه باید کسی او را در برنامه ریزی برای کارهایش کمک کند.

نوع دیگر بیش فعالی، رفتارهای تکانه ای کودک است و مشخصه بارز کودکان بیش فعال با رفتارهای تکانه ای، این است که صبر و تحمل کمی دارند و میان صحبت های دیگران می پرند و نمی توانند صبر کنند که صحبت های طرف مقابل تمام شود و یا حوصله ایستادن داخل صف در حیاط مدرسه ندارند.

ممکن است که کودکان بیش فعال تمام نشانه های گفته شده را نداشته باشند، اما این کودکان باید حداقل معیارها را داشته باشند و با تشخیص روانپزشک است که مشخص می شود کودکی طبیعت پرتحرکی دارد و یا دچار بیش فعالی است.

بیش فعالی در بیشتر موارد علت واضحی ندارد اما نکته مهم در این میان ، ژنتیک و عوامل بیولوژیک است که نقش مهمی در بروز این اختلالات در کودک دارد.

علائم بیش فعالی کدامند؟

اختلال بیش فعالی و فقدان توجه سه نوع دارد که هر کدام الگوی رفتاری خود را دارند.

1- علائم بیش فعالی در نوع بی توجه:

* ناتوانی در توجه به جزئیات و بی دقتی در تکالیف مدرسه یا سایر فعالیتها

* مشکل در ادامه دادن توجه و حفظ دقت در طی فعالیتها.

* مشکل آشکار در گوش دادن.

* مشکل در پیروی از دستورات.

* بی نظمی.

* اجتناب از کارهایی که به تلاش ذهنی و تفکر نیاز دارد.

* گم کردن اسباب بازیها کتابها و وسایل.

* واکنش بیش از حد به محرکها.

* فراموشی در فعالیتهای روزانه.

2- علائم بیش فعالی در نوع بیش فعال- برانگیخته:

* بی قراری و نا‌آرامی.

* مشکل در حفظ حالت نشسته.

* دویدن بیش از حد و یا بالا و پایین پریدن.

* ناتوانی از بازی کردن در سکوت.

*  به نظر می رسد که همیشه در حرکت و آماده‌ی رفتن هستند.

* زیاد صحبت می‌کنند.

* قبل از اینکه سوال تمام شود پاسخ می‌دهند.

* منتظر ایستادن و در صف ایستادن برایشان سخت است.

* حرف دیگران را قطع می‌کنند و فضولانه وارد بحث دیگران می‌شوند.

3- نوع سوم بیش فعالی که شایعتر نیز هست شامل ترکیبی از علائم بیش فعالی نوع اول و دوم است.

اگرچه بزرگ کردن کودک بیش فعال کار ساده‌ای نیست اما باید به خاطر داشت که این بچه ها بد نیستند و غرض ندارند. کودکان مبتلا به بیش فعالی بدون درمان دارویی و یا رفتار درمانی نمی‌توانند رفتار خود را کنترل کنند.

نقش تغذیه در بروز بیش فعالی و یا بهبود آن مسئله ای است که هنوز ثابت نشده است و در برخی مطالعات گفته شده مصرف اسیدهای چرب و برخی ویتامین ها موجب بهبود بیش فعالی می شود. اما مطالعات فعلی هنوز آن را اثبات نکرده است و می توان در کنار مصرف داروها برای درمان بیش فعالی از مصرف اسیدهای چرب و امگا٣ نیز استفاده کرد و ضرری هم برای کودک ندارد اما نمی توان صرفا از آن برای درمان بیش فعالی کودک استفاده کرد.

درمان های دارویی و به کارگیری روش های شناخت درمانی و آموزش فرزند پروری به والدین از جمله روش های درمان بیش فعالی کودک و نوجوان است.

گرمازدگی در فصل گرما

گرمازدگی که از بیماری‌های شایع فصل تابستان است، با افزایش درجه حرارت هوا و تعریق زیاد بروز می‌کند و به دلیل تابش مستقیم آفتاب، با سرخی پوست، افزایش ضربان قلب و حتی  ضعف کردن همراه است. این بیماری نه‌تنها در افراد عادی بلکه در ورزشکاران نیز به کرات دیده می‌شود که با رعایت نکاتی ساده می‌توان از بروز آن پیشگیری کرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  به هم خوردن تعادل در مکانیسم‌های تنظیمی‌گرمای بدن، گرمازدگی نامیده می‌شود. تولید گرما در بدن به علت افزایش شدید حرارت محیط و ناتوانی در دفع حرارت ایجاد شده باعث گرمازدگی می‌شود. گرمازدگی به دو دسته تقسیم می‌شود: الف) کلاسیک. ب) فعالیتی.

نوع کلاسیک بیشتر در سنین بالا و در بیماران قلبی وعائی، بیماری‌های مزمن، بیماری‌های روانی، معلولان، افراد چاق، افرادی که به هر دلیل دچار کاهش آب بدن شده اند، استفاده‌کنندگان از بعضی دواها (آرامبخش و خواب‌آور، آنتی کولینرژیک، آنتی هیستامین و داورهای مدر) پس از چند روز تماس با هوای گرم که امکان تهویه مناسب محیط هم نباشد اتفاق می‌افتد.

نوع فعالیتی در سنین پایین‌تر و به دنبال فعالیت‌ها و ورزش‌های سنگین در آب و هوای گرم (مانند کسانی که مسافت زیادی می‌دوند، بازیکنان فوتبال) و در شرایط کمبود آب بدن (دهیدراتاسیون) اتفاق می‌افتد. به‌طور کلی گرمازدگی در بالای 50 سال و بیشتر در فصول گرم و مرطوب اتفاق می‌افتد که دمای مرکزی بدن به بیش از 40 درجه سانتیگراد می‌رسد.

افراد مستعد گرمازدگی شامل کودکان، سالمندان، بیماران مزمن قلبی، دیابتی و مبتلایان به نارسایی کلیه و مبتلایان برخی بیماری‌های پوستی که با اختلالات غدد عروقی مواجهند می باشند و افرادی با سابقه مصرف داروهای ضد افسردگی، پارکینسون و پرفشاری خون را دارند در ساعات اوج گرما (ساعت 10 تا 16) از منزل خارج نشوند.

در صورت قرارگیری فرد در محیط گرم، سیستم تنظیم درجه حرارت بدن از کار می‌افتد که این وضعیت در محیط‌های گرم و مرطوب و فعالیت‌های بدنی شدید تشدید می‌شود. با افزایش درجه حرارت بدن برای جبران، تعریق بیشتر شده و متعاقب آن جریان خون به سمت نواحی سطحی بدن (پوست) افزایش می‌یابد. از عوارض تعریق شدید از دست دادن مقادیر فراوان مایعات بدن به همراه نمک است.

نشانه‌های گرمازدگی

از علائم گرمازدگی افزایش دمای مرکزی بدن، خشکی پوست، افزایش تعداد تنفس، حالت گیجی و در نهایت عدم هشیاری می باشد. گاهی شدت گرما به حدی است که فرد از فرط گرمازدگی وارد خستگی گرمایی می‌شود.

احتمال بروز گرمازدگی در محیط گرم و مرطوب را بیشتر است. در این حالت، پوست برافروخته و حتی بی‌رنگ و رنگ پریده و گاهی تیره می‌شود و سردرد و در موارد شدیدتر گرفتگی و درد شدید عضلات، اختلال در ذهن و تکلم، پرخاشگری، خواب آلودگی، گیجی، کاهش و سستی عکس‌العمل تشنج و در بدترین شرایط کما و مرگ بروز می‌کند. از سوی دیگر، علائمی‌ مانند پوست خشک و داغ، تهوع یا استفراغ، سنکوپ، تشنج، اختلالات ریتم قلب، اختلال تکلم، افت فشار خون (به دلیل دهیدراسیون و اتساع عروق محیطی)، نبض ضعیف، هذیان، کاهش حجم ادرار و در موارد پیشرفته عدم هوشیاری شود که در صورت عدم رسیدگی به بیمار می‌تواند کشنده باشد.

کمک به فرد گرمازده

در نخستین اقدام برای کمک به فرد گرمازده باید سریعا وی را از محیط گرم خارج کرد و در وضعیت پشت خوابانده شود سپس با پارچه‌ای مرطوب یا کیسه یخ، گرم‌ترین نواحی (چین‌های بدن) نظیر گردن، کشاله ران،‌ زیر بغل و پشت زانو خنگ نگه داشته شود.

فرد گرمازده به علت تعریق، مایعات فراوانی را از دست می‌دهد، و غلظت خون فرد گرمازده افزایش می‌یابد؛ بنابراین خون‌رسانی به قلب و مغز دچار اختلال می‌شود در این شرایط بالا نگه داشتن پاها توصیه می‌شود. چنانچه فرد گرمازده با کرامپ‌های عضلانی، هشیار و قادر به تحمل مصرف مایعات است می‌توان مایعات خنک را به وی خوراند و به جبران نمک از دست رفته یک قاشق چایخوری نمک به یک لیتر آب (معادل 4 لیوان) اضافه و در صورت امکان به این محلول اندکی مواد شیرین افزوده شود.

در صورت عدم توانایی نوشیدن مایعات توسط فرد گرمازده انتقال وی به یک مرکز درمانی الزامی‌است، برای افراد گرمازده استراحت 24 ساعته توصیه می‌شود.

چگونه از گزمازدگی پیشگیری کنیم ؟

توصیه می شود لباس‌های خنک، نخی و پنبه‌ای نازک و به رنگ روشن که امکان تبادل هوا فراهم شود پوشیده شود بدین ترتیب با تبخیر مناسب از بروز گرمازدگی جلوگیری می‌شود.

در هوای گرم از خوردن غذای چرب و سنگین خودداری شود، افرادی که ناگزیر به فعالیت‌های ورزشی در هوای گرم هستند باید برای سازگاری بدن از نرمش‌های سبک آغاز کنند و فعالیت‌های ورزشی سنگین را به ابتدای صبح و یا عصر موکول نمایند.

با چکاندن چند قطره آبلیمو در آب آشامیدنی و مقدار کمی نمک، ترکیب مناسبی به دست می‌آید که می‌تواند کمک زیادی به پیشگیری از بروز گرمازدگی باشد و خودداری از قرار گرفتن در معرض تابش مستقیم خورشید و استفاده از مایعات به میزان قابل توجه از جمله توصیه‌های مقابله با گرمازدگی است که باید جدی گرفته شود.

اختلال وسواس اجباری OCD

اختلال وسواس جبري از جمله اختلالات اضطرابي است و با افكار و اميال پايدار و مهار ناپذير و نياز به تكرار پي در پي اعمال خاص مشخص مي شود . البته ما اغلب دچار افكار خاص و يا ترديد هاي وسواس گونه مي شويم . اما اين افكار بعنوان عامل وارسي هاي مرتب و اضطراب ما در اثر انجام ندادن آن نميشود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، براي تشخيص OCD  يا وسواس فكري و عملي بايد يا باعث رنج و نارحتي چشمگير شود يا در عملكرد شخص ايجاد اختلال كند.

اشكال مختلف وسواس – جبري

– آداب تميز كردن و ترس از آلودگي

در برخي از بيماران ، ترس از آلودگي ممكن است منجر به آداب شستشو شود كه اين آداب مي تواند ده ها سال بيش از دوازده ساعت در روز به طول بينجامد. ابن افراد اغلب براي پيش گيري از تماس با آلودگي از تمامي قسمتهاي منزل و حتي محله اجتناب مي كنند .

– آداب وارسي كردن و ترسهاي مربوط به سلامتي

اگر شما به آداب وارسي كردن دچار باشيد نمي توانيد مطوئن شويد كه مرتكب خطائي بزر گ نشده ايد . بنابراين براي حصول اطمينان به وارسي كردن مي پردازيد . معمولاً مي ترسيد كه در اثر خطائي كه از شما سرزده است به خودتان و ديگران آسيبي برسانيد.

– آداب تكرار و اجبارهاي شمارش

افراد مبتلا به اين نوع وسواس احساس مي كنند كه بايد حركات ساده اي را چندين بار انجام دهند ، مانند وارد شدن به     اتاق و يا شستن بخشي از بدن خود و… . ممكن است تا زماني كه اين حركات را به همان تعداد انجام ندهد احساس راحتي نكند

-كندي اجبار گونه

شخص مبتلا به علائم اختلال وسواس ممكن است دچار كندي در كار باشد . زيرا زمان زيادي را انجام آداب خاص خود مي كند .

-وسواس اجبارهاي خرافي

ممكن است خرافات بر زندگي همه زندگي مبتلايان به اختلال وسواس سايه بيندازد. به طور معمول وسواس هاي خرافي ، ترس از مرگ و نمادهاي آن متمركزند . اگر شما به اين نوع وسواس مبتلا باشيد ميان اشيائي كه ارتباط برقرار مي كنيد . يعني چيزهائي را با بد شانسي مرتبط ميدانيد و سپس از فعاليتها و مكانهاي خاصي كه گمان مي كنيد موجب بدشانسي مي شوند اجتناب مي كنيد.

-آداب صرفه جوئي و اندوختن

همه انسانها اشيائي را كه برايشان بار احساسي دارند يا ممكن است به آن نياز پيدا كنند نگاه مي دارند. اما افراد مبتلا به آداب اندوختن نمي توانند ميان اشياء محبوب و اشياء مورد مصرف تمايزي قائل شوند. آنها نمي توانند مطمئن شوند كه يك تكه كاغذ ممكن است ارزشي نداشته باشد ، به همين دليل براي حل اين مسئله هر چيزي را نگاه مي دارند.

اقدامات كمكي جهت درمان وسواس

-تقويت جسماني

امروزه از لحاظ پزشكي اثبات شده كه ضعف جسماني و كمبود ويتامين هاي مورد نياز بدن نقش مهمي در ابتلا به وسواس ايفا مي كند. بنابراين تقويت قواي جسماني (زير نظر پزشك) در اين زمينه مفيد خواهد بود.

-عدم اعتقاد به افكار وسواسي

هرگاه همواره از صميم قلب اعتقاد داشته باشيد كه افكار وسواسي شما حقيقي هستند يا آنكه اجبارهايتان در پيشگيري از يك پيشامد بد ضروري اند . آنگاه ممكن است به رفتاردرماني جواب ندهيد . بنابراين مهمترين اصل در درمان غير داروئي وسواس عدم اعتقاد به افكار وسواسي است.

– آوردن افكار وسواسي به ذهن از روي عمد

سعي كنيد افكاري را كه باعث بروز رفتارهائي بعد از آن ميشود ، در حضور ديگران و يا در مكانهائي كه نمي توانيد آن اعمال را انجام دهيد به ذهن بياوريد . آنگاه بعد از انجام ندادن چند باره آن اعمال متوجه بي اثر بودن آن مي شويد.

– رها كردن يكباره وسواس

خود را از بند افكار مزاحم رها كنيد و براي خود شعاري بسازيد ، مثلاً هرگاه افكار وسواسي به سراغ شما آمد بگوئيد : پيش به سوي زندگي عادي

بررسی کمبود تستوسترون در مردها

اگر می خواهید قوه ی مردانگی شما همیشه در اوج باشد، لازم است که تستوسترون یا آندروژن بدنتان همیشه به میزان کافی وجود داشته باشد چون این هورمون ها مسئول رشد طبیعی آلت جنسی مردانه و حفظ صفات ثانویه جنسی هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اگر میزان این هورمونها در بدنتان کافی نباشد، شما احساس اضطراب، افسردگی و گیجی خواهید کرد و میل جنسیتان نیز کاهش می یابد. کمبود تستوسترون همچنین باعث انحطاط حجم عضلانی و قدرت جسمی شده و چربی نواحی بالاتنه و شکم را نیز افزایش می دهد.

کمبود آندروژن نیز زمانی اتفاق می افتد که بافت های بدن برای کارکرد طبیعی خود، به میزان کافی در معرض آندروژن و تستوسترون قرار نمی گیرند. البته با درمان جایگزین تستوسترون (TRT) برای افرادی که سطح تستوسترون بدنشان پایین تر از حد نرمال است، هنوز جای امیدواری هست.

چه کسانی در خطر ابتلا هستند؟

با اینکه مردان جوان زیاد دچار کمبود تستوسترون نمی شوند، ایجاد حالت های خاص که باعث توانایی بدن برای تولید تستوسترون را مختل می کند، ممکن است در هر سنی مردان را گرفتار کند. در واقع، تقریباً یک در دویست نفر از مردان زیر 60 سال از کمبود آندروژن رنج می برند.

میزان تستوسترون بدن مردان، معمولاً با بالا رفتن سن کاهش می یابد. این مشکل از سن 40 سالگی شروع شده و هر سال تقریباً %0.3 از میزان تستوسترون بدن را کاهش می دهد. اینطور برآورد شده است که حدود %20 از مردان بالای 60 سال با کاهش تولید آندروژن مواجه می شوند که این خود برای ابتلا به کمبود آندروژن کافی است.

هنوز بحث هایی پیرامون ایجاد یائسگی در مردان سالخورده، البته بسیار تدریجی تر از زنان، وجود دارد که در حال بررسی است. و همچنان این سوال بی پاسخ مانده که آیا این کاهش میزان تستوسترون باید مورد درمان قرار گیرد یا اینکه فقط در موارد حاد باید از درمان TRT استفاده نمود.

اما پاسخ این سوالات هرچه که باشد، حتی اگر پزشکتان تشخیص داد که شما مبتلا به کمبود تستوسترون یا آندروژن هستید، من می گویم که TRT تنها راه چاره برای شما نیست.

تشخیص

برای تشخیص اینکه آیا دچار کمبود هستید و چه عواملی باعث آن شده است، پزشک با آزمایش خون میزان تستوسترون خون شما را اندازه گیری می کند. پزشکان گاهی علاوه بر اندازه گیری میزان تستوسترون، میزان پرولاکتین بدن را نیز اندازه گیری میکنند تا اطمینان یابند غده ی هیپوفیز شما به درستی کار می کند. آزمایشات مجدد خون، مثل سِرُم FSH، LH و آزمایش تیروئید نیز گاهی مورد نیاز است.

میزان نرمال تستوسترون باید بین 250 تا 800 نانوگرم در هر یکدهم لیتر خون باشد. البته این میزان فرد به خاطر شرایط روز، فصل و میزان فعالیت متفاوت خواهد بود. بنابراین پزشک برای تشخیص کامل و صحیح، آزمایشات کلی را برای بدن انجام خواهد داد.

راه هایی وجود دارد تا بتوانید خودتان میزان تستوسترون بدنتان را تشخیص دهید. کیت های آزمایشی به شما امکان می دهند تا بتوانید میزان موجود تستوسترون خونتان را تشخیص دهید.

فقط کافی است نمونه ای از بزاق دهانتان را به آزمایشگاه بفرستید تا پزشکان با انجام آزمایشاتی بر روی آن عدم توازن هورمون ها در سیستم بدنتان را تشخیص داده و راه حل هایی برای نرمال کردن سطح تستوسترون بدنتان به شما پیشنهاد کنند.

عوامل ابتلا

عوامل دخیل در ایجاد کمبود آندروژن عبارتند از:

– برخی درمانها، به ویژه آندسته از درمانهایی که برای رفع افسردگی یا اختلالات روانی صورت می گیرد.

– شیمی درمانی یا پرتودرمانی برای درمان سرطان که موجب آسیب رسیدن به آلت جنسی می شود.

– بیماریهای مزمن

– بدکاری غده ی هیپوفیز (غده ای در مغز که ماده ای ترشح می کند که تولید هورمون از مغز به بیضه را تنظیم می کند.)

– هموکروماتوز (بالا بودن میزان آهن بدن)

– هیپوگونادیسم (زمانیکه بیضه قادر به تولید میزان کافی تستوسترون، اسپرم یا آندروژن نیست)

– بیماری های التهابی مثل سارکوئیدوز (حالتی که موجب جراحت یا عفونت آلت جنسی می شود)

– بیماری هایی مثل ایدز که به سیستم ایمنی بدن صدمه میزند.

– استرس زیاد که بر سیستم کلیوی فشار وارد می کند.

علائم بیماری

تشخیص کمبود تستوسترون فقط از طریق آزمایشات کامل توسط پزشک امکان پذیر است. اگر گمان می برید که به این مشکل دچار شده اید، بهتر است به پزشک خود مراجعه کنید. اما در این قسمت علائمی از این مشکل را برایتان معرفی می کنیم:

مشکل نعوظ

– میزان کلسترول بالا (بالا بدون کلسترول یا فشارخون باعث سخت شدن رگها شده و این مسئله موجب می شود که جریان خون در آلت جنسی کافی نباشد و میزان تستوسترون پایین بیاید)

– چاقی بیش از حد به ویژه در قسمت های کمر

– افسردگی

– اضطراب و تشویش

– مشکل در تمرکز یا سایر مشکلات ذهنی

– پایین بودن میل و شهوت جنسی

– کاهش تراکم استخوان که منجر به پوکی استخوان می شود

TRT چیست؟

اگر متوجه شده اید که دچار کمبود آندروژن هستید، نگران نباشید، راه حل هایی برای رفع این مشکل وجود دارد. درمان جایگزین تستوسترون TRT برای مردانی که میزان کافی تستوسترون در بدن ندارند انجام می گیرد. این درمان معمولاً دراز مدت است و باید زمانی صورت بگیرد که این مشکل دقیقاً از نظر پزشکی با انجام آزمایشات هورمونی لازم به اثبات رسیده باشد.

تستوسترون به شکل قرص، ژل، کرم، و تزریقات درون عضلانی وجود دارد و همچنین قابل کاشت زیر پوست نیز هست. جذب تستوسترون داخل پوست از طریق ژل یا تزریق عضلانی (هر دو هفته) بهترین متدهای درمان TRT هستند. مصرف تستوسترون از طریق دهانی خوب جذب بدن نمی شود و احتمال خطر افزایش کلسترول و مشکلات قلب و کبد را بالا می برد.

آندروستندیون

گرچه آندروستندیون در بازار به عنوان راهی برای افزایش طبیعی تستوسترون شناخته شده است، ماده ای شبه استروئید—متابولیتِ DHEA و پیش ماده ی طبیعی تستوسترون می باشد. معمولاً بعنوان مکمل رژیمی استروئیدی برای تنظیم میزان تستوسترون شناخته شده است. و زمانیکه دوز زیادی از آن مصرف شود، ممکن تاثیرات مخربی مثل قوی شدن استروئیدهای آنابولیکی مثل تستوسترون داشته باشد.

گرچه ممکن است برای تحریک تولید آندروژن نیز کاربرد داشته باشد، اما نباید آنرا جایگزینی برای درمانهای استاندارد پزشکی دانست. از آنجا که این ماده یک مکمل است، توسط FDA ساخته نمی شود.

کمپانی هایی که مکمل های استروئیدی تولید می کنند، معمولاً ادعاهای نادرستی دارند و باید بدانید که اطلاعات کمی از تاثیرات طولانی مدت این مواد شناخته شده است. اگر نیازمند درمان جایگزین تستوسترون TRT هستید، فقط به درمانها، داروها و تجویزات پزشک معلجتان اطمینان کنید.

عوارض جانبی TRT

حتی اگر دوز مصرفی تستوسترون نیز کافی باشد، ممکن است این درمان عوارض جانبی برای شما ایجاد کند. گفته شده است که TRT درمانی دراز مدت است، به همین خاطر متخصصان هنوز در حال بررسی عوارض احتمالی آن هستند. برخی عوارض جانبی احتمالی TRT شامل، حالت تهوع، نعوظ دائم، جوش پوستی، سردرد، افزایش قابل ملاحظه ی اشتها، تغییر مزاج، آسیب دیدگی احتمالی کبد، و ورم قوزک پا می باشد.

چه کسانی نباید از درمان TRT استفاده کنند؟

باتوجه به ترویج تبلیغات مربوط هورمون رشد انسان (HGH) و مکمل های تستوسترون بر روی اینترنت، استفاده از تستوسترون مصنوعی بسیار شایع و متداول گشته است. مصارف گزارش شده شامل ناباروری، افزایش انرژی یا کارایی ورزشی، درمان اختلال در نعوظ، و درمان کاهش میل جنسی می باشد. اما جالب است بدانید که اگر تستوسترون به شکل صحیح استفاده نشود، تاثیرات مخرب و عواقب خطرناکی خواهد داشت و برای همه ی مردان مناسب استفاده نیست.

برای مثال مصرف تستوسترون برای مردانی که مبتلا به کلسترول بالا، بیماری های قلبی، یا سرطان پروستات هستند یا آنها که در معرض ابتلا به سرطان پروستات هستند، به هیچ وجه مجاز نیست. ثابت شده است که مصرف تستوسترون انواع خاصی از سلول های سرطانی در غده ی پروستات را در افراد مستعد فعال می کند، بنابراین به همه ی مردانی که قصد استفاده از این درمان را دارند توصیه می شود که قبل از شروع درمان، آزمایش کامل سرطان پروستات را انجام دهند.

پرسش و پاسخ

برای درک بهتر خوانندگان، در این قسمت سوالات متداول شما را پاسخ می دهیم:

۱- آیا مصرف زیاد تستوسترون موجب پرخاشگری می شود؟

بله، مصرف میزان زیاد تستوسترون باعث می شود فرد دمدمی مزاج، بدخلق و پرخاشگر شود.

۲- آیا تستوسترون همان اسپرم است؟

خیر. تستوسترون هورمونی است که توسط بیضه تولید می شود و مسئول رشد صفات جنسی ثانویه در مردان است. بیضه ها دو کارکرد اصلی دارند: ساخت، رشد و دفع اسپرم و همچنین ترشح تستوسترون.

اسپرم درواقع سلول جنسی یا تناسلی مردان است که رشد آن از طریق تغییر هورمونهایی که تستوسترون تولید می کنند مقدور است. این اسپرم است که موجب حامله شدن زنها می شود، اما تستوسترون موجب شهوانی شدن آنها می شود.

۳- آیا استروئید می تواند جایگزینی برای تستوسترون باشد؟

استروئیدهای آنابولیک هورمون هایی هستند که به صورت مصنوعی ساخته میشوند و تقریباً مشابه آندروژن می باشند. همانطور که قبلاً ذکر کردیم، قویترین آندروژن، تستوسترون است. اما، در درمان جایگزین تستوسترون TRT ممکن است از استروئیدهای مختلفی استفاده شود. همه ی مواد مشابه هورمون استروئید هستند، اما همه ی استروئیدها خاصیت پزشکی و موارد مصرف یکسانی ندارند.

آزمایش تستوسترون

اگر تصور می کنید که دچار کمبود تستوسترون هستید، باید کاری برای درمان آن انجام دهید: قبل از هرچیز باید آزمایش خون و آزمایشات لازم دیگر را انجام دهید.

مطمئناً هیچ مردی دوست ندارد صفات ثانویه جنسی خود را از دست داده و مثل خانم ها جلوه کند….پس باید کاری برای جلوگیری از آن انجام دهید. امیدوارم مطالب این مقاله کمک کرده باشد تا درک بهتری از این مشکل پیدا کنید.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »