سرطان مثانه

مثانه یک عضو عضلانی تو خالی و بالون مانند است که در داخل لگن قرار گرفته و ادرار را در خود ذخیره می کند. مثانه توسط دو لوله بنام حالب به کلیه ها متصل است. کلیه ها محل تولید ادرار هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ادرار تولید شده در کلیه ها از طریق لوله های حالب به طرف پائین و مثانه آمده و در آن تا موقع دفع ادرار ذخیره می شود. وقتی مثانه پر شد، سیگنالهای عصبی به مغز ارسال و فرد متوجه می شود که احساس دفع ادرار دارد و باید در فرصت مناسب مثانه خود را خالی کند.

مثانه توسط یک لوله بنام مجرای ادرار به خارج از بدن وصل می شود و از طریق آن محتویات خود را خالی می کند. در خانمها مجرای ادرار کوتاه بوده و در قسمت بالای واژن به بیرون باز می شود. در مردان مجرای ادرار از وسط پروستات عبور کرده و به بیرون متصل می شود.

داخل مثانه از یک پوشش خاص ضد ادرار مفروش شده است که این پوشش اجازه عبور به ادرار به داخل جدار مثانه را نمی دهد. بیش از 90 درصد سرطانهای مثانه از پوشش مخاطی آن منشاء می گیرند.

تومور مثانه در واقع رشد غیرطبیعی سلول ها ی مثانه است.تومور ها ممکن است مهاجم یا غیر مهاجم باشند. خوشبختانه تومور های غیرمهاجم معمولا به داخل دیواره مثانه دست اندازی (متاستاز دادن )نمی کنند.

اگر یک تومور مهاجم باشد, ممکن است سلول های آن به دیواره مثانه و سپس به سایر ارگان های بدن از طریق خون و جریان لنفاوی دست اندازی کنند.

تومور های مثانه معمولا آقایان را 4 برابر خانم ها مبتلا می سازند.این تومور ها بیشتر علاقه مند به گسترش در بدن مردان سفید پوست بالای 50 سال می باشند.

سرطان مثانه چهارمین سرطان شایع در مردان است. سفید پوستان دو برابر سیاه پوستان مبتلا به سرطان مثانه می شوند (برعکس سرطان پروستات که در سیاه پوستها شایعتر است).

در 50 درصد موارد سرطان مثانه موقع تشخیص محدود به مثانه است و در 50 درصد دیگر متاسفانه سرطان به نقاط دیگر بدن دست اندازی کرده است.

فاکتورهای خطر

سرطان مثانه جزو سرطانهائی است که فاکتورهای خطر بسیار شناخته شده دارد و ما در زندگی خود می توانیم با تغییر این فاکتورها شانس ابتلا به سرطان مثانه را نیز تغییر دهیم. عواملی که سبب افزایش خطر ابتلا به سرطان مثانه می شوند به قرار زیر هستند:

کشیدن سیگار:

آن بزرگترین فاکتور خطر برای سرطان مثانه است. هر قدر مدت زمان مصرف سیگار بیشتر و تعداد آن زیادتر باشد، امکان ابتلا به سرطان مثانه بیشتر است. دود سیگار حاوی مواد شیمیائی است که خاصیت سرطانزائی دارند. خطر ابتلا به سرطان مثانه در سیگاریها 2/2 برابر جمعیت عادی است.

قرار گرفتن در معرض مواد شیمیائی:

افرادیکه بعلت ماهیت شغل خود با مواد شیمیائی و رنگی سر و کار دارند (نساجی، رنگرزی، خشک شوئی، پلاستیک، لاستیک، قطران، قیر، ذغال و غیره) خطر ابتلا به سرطان مثانه در آنها بیشتر است. افرادیکه با این مواد سر و کار دارند باید بطور دوره ای از نظر وجود احتمالی سرطان مثانه بررسی شوند.

سن:

سرطان مثانه در زیر سن 40 سالگی نادر است. چون مواد شیمیائی، سیگار و مواد سرطانزا نیاز به زمان دارند تا اثرات خود را ظاهر سازند. ولی سرطان مثانه در هر سنی قابل رویت است.

جنس:

سرطان مثانه در مردان خیلی شایع تر از زنان می باشد.

عفونت:

عفونت مکرر مثانه و سنگ مثانه فرد را مستعد ابتلا به سرطان مثانه می کند. منتهی معمولا نوع سرطان این افراد از نوع خطرناکتر می باشد.

سرطان مثانه چگونه اتفاق می افتد:

در بیشتر موارد سرطان مثانه زمانی اتفاق می افتد که سلول هایی مجاری ادراری , با عوامل شیمیایی سرطان زا برخورد داشته باشند.

مواد شیمیایی می توانند از طرق زیر در مجاری ادراری یافت شوند:

* سیگار کشیدن

درکارخانجات لاستیک سازی , رنگ سازی و پارچه بافی وبه ندرت آرایشگرها, کارگران کارخانه های چرم و نقاشان و خشک شویی ها ,راننده کامیون هاو همچنین کارگرانی که با آلومینیوم سرو کار دارنددر معرض ابتلا هستند.

اگریکی ازاعضا خانواده شما مبتلابه این سرطان است ,احتمال ابتلا شما نیز بیشتر است.

علائم این بیماری چه می باشد؟

1. خون در ادرار
2. احساس درد هنگام ادرار
3. احساس نیاز به ادرار کردن در دفعات مکرر
4. مشکل در شروع ادرار
5. درد در پشت

تشخیص این بیماری چگونه است؟

پزشک یا پرستار از علائم شما خواهد پرسید و شما را معاینه خواهد کرد.ادرار به منظور بررسی وجود عفونت یا خون در آن آزمایش می شود. مراقب بهداشتی شما همچنین ممکن است دنبال سلول های غیر طبیعی در ادرار بگردد.

احتمالا یک تست تشخیصی به نام سیستوسکوبی نیز برای شما انجام می شود؛برای این کار پزشک یک تیوب انعطاف پذیر را که سیستوسکوپ نامیده میشود از طریق پیشابراه رد (مجرایی که ادرار را از مثانه به بیرون بدن هدایت می کند) و به داخل مثانه می برد.در طول این تست پزشک احتمالا یک نمونه بیوپسی نیز می گیرد( بیوپسی یعنی برداشتن یک تکه کوچک از بافت مثانه که غیر طبیعی به نظر می رسد.)این بافت در آزمایشگاه برای این که مشخص شود آیابافت سرطانی هست یا نه بررسی می شود.

همچنین ممکن است برای شما یک عکس رادیولوژی و سی تی اسکن نیز انجام شود:

پیلوگرافی داخل وریدی: شامل یک عکس رادیولوژی است که تمام مجاری ادرار شما را نشان می دهدو قیل از آن یک ماده خشک به داخل سیاهرگ های بازوی شما تزریق می شود ؛که این ماده از طریق رگ های بدن به کلیه می رسد و پس از آن از طریق کلیه ها به داخل مجاری ادراری ترشح می شود و باعث می شود که مجرای ادرار هنگام عکس گرفتن دیده شوند.

– یک سیتی اسکن از شکم نیز گرفته می شود.
– کلیه و مثانه نیز سونوگرافی می شوند.

اگر مشخص شود که توده در مثانه شما هست, تست های بیشتری برای مشخص شدن اینکه این که آیا سلول های تومور به داخل دیواره مثانه راه یافته اند یا به نزدیکی غدد لنفاوی آن ناحیه از بدن رسیده اند , یا به سایر اندام ها ی بدنتان دست اندازی کرده اند ؛انجام می شود. به عنوان مثال ممکن است یک عکس رادیوگرافی از قفسه سینه شما یا سیتی اسکن از استخوان ها صورت بگیرد.

این بیماری چگونه درمان می شود؟

درمان تومور مثانه به مهاجم یا غیر مهاجم بودن آن بستگی دارد. برای تومور های غیر مهاجمی که زود تشخیص داده می شوند پزشک سعی می کند تومور را از طریق یک اشعه الکتریکی شدید که به وسیله سیستوسکوپ وارد مثانه می شود تخریب کند,این روش درمانی فولگوریشن نامیده می شود؛ برای تومور های کوچک این روش تنها روش لازم است و نیاز به سایر اقدامات نمی باشد.یک روش درمانی دیگر شامل ریختن داروهای شیمی درمانی در درون مثانه است. این روش درمانی هیچ عارضه خاصی را برای شما ایجاد نمی کند.

تومورهای بزرگتر که به درون عضلات دیواره مثانه راه یافته اند باید به وسیله عمل جراحی برداشته شوند. بعضی اوقات قسمتی از مثانه یا تمام آن برداشته می شود,این عمل جراحی سیستکتومی نام دارد .اگر کل مثانه برداشته شود تحت بیهوشی, عمل صورت می گیرد.

حالب ( مجرایی که ادرار را از کلیه به مثانه هدایت می کند )به قسمتی از روده کوچک که ایلئوم نامیده می شود, متصل می شود تا ادرار از کلیه به ایلئوم هدایت شود. سپس سوراخی بر روی شکم ایجاد می شود تا ادرارازطریق این مجرااز روده خارج شود.یک کیسه پلاستیکی مخصوص نیز به این سوراخ متصل می شود.

سایر اقدامات درمانی برای تومور های مهاجم شامل رادیو تراپی وشیمی درمانی برای تومور هایی است که سلول های آن ها به خارج مثانه دست اندازی کرده اند.
ممکن است درمان شما ترکیبی از درمان های ذکر شده باشد.

درمان تا چه زمانی ادامه دارد؟

مانند سایر فرم های سرطان ,درمان سرطان مثانه نیز زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که قبل از انتشار آن به سایر قسمت های بدن درمان شروع شود وبه همین دلیل است که سرطان باید هرچه زود تر تشخیص داده شود؛ بنابراین اگر علائمی از سرطان مثانه را دارید هرچه زود تر به دکتر خود مراجعه کنید.

اگر تومور شما غیر مهاجم است شانس درمان شما بسیار عالی است,اگرچه باید به صورت منظم تست سیستوسکوپی را انجام دهید چون تومور های کوچک اغلب اوقات برگشت پذیرند و احتمال گسترش و دست اندازی تومور جدید وجود دارد.

برداشتن تومور مهاجم به همراه قسمتی از مثانه باعث کوچک شدن سایز آن می شود.و این به این معنی است که حفره مثانه مفدار کمتری از ادرار را می تواند در خود جای دهد بنابرین دفعات رفتن به دستشویی افزایش پیدا می کند.

چگونه میتوانم از خودم در طول این بیماری مراقبت کنم؟

دستور العمل هایی را که مراقب بهداشتی شما می دهد در کل دوره درمان رعایت کنید.

اگرتمام مثانه شما برداشته شده است سوراخ خروجی را که بر روی شکم قرار دارد همیشه تمیز نگه دارید تا مانع از عفونت در بدن خود شوید؛کیسه آن را قبل از اینکه خیلی پرشود خالی کنید .

در اوایل درمان حتما با یک مشاور روانشناس در مورد تغییراتی که در بدن و اعتماد به نفس شما ایجاد شده صحبت کنید. حرف زدن با یک مشاور و یا فرد مورد اطمینان می تواند در جلوگیری از مشکلات روحی بعدی کمک کننده باشد.

یک دورنمای مثبت برای زندگی خود در نظر بگیرید.حتی اگر لازم است تغییراتی را در مدل و نحوه زندگی خود بدهید, این تغییرات می تواد شامل رژیم غذایی سالم ,مقدار زیاد مایعات ,تمرینات ورزشی و دوره هایی از استراحت و زمانی برای صرف فعالیت هایی که از انجام آنها لذت می برید؛ باشد.

سیگار نکشید.

چگونه می توانم از سرطان مثانه پیشگیری کنم؟

1. سیگار نکشید
2. در محل کاراز وسایل محافظت کننده هنگام مواجهه با وسایل شیمیایی سرطان زا استفاده کنید.
3. مایعات فراوان بنوشید.
4. موادغذایی پیشگیری کننده در سرطان مثانه:

· مصرف چای سبز منجر به کاهش التهابات در جدار مثانه و سایر سلول های بدن می شود.
· سبزیجات به خصوص کلم بروکلی و فلفل سبز (فلفل سبز سرشار از ویتامین A و Cاست که از جمله ویتامین های ضد اکسیدان هستند و روی رادیکال های آزاد که اثر تخریبی برروی سلول های سالم دارند ؛اثرگذارند) استفاده کنید.
· ترب و تربچه نیز نقش پیشگیری کننده ای در وقوع سرطان مثانه دارند.
· مصرف ماست نیز در خانم ها 46% ودر آقایان 36%نقش پیشگیری کننده دارد.

آپاندیسیت

آپاندیس زائده‌ی کوچکی است که به ناحیه‌ای از روده‌ی بزرگ متصل شده است. آپاندیسیت در اثر التهاب و تورم آپاندیس ایجاد می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیشتر افراد تصور می‌کنند که آپاندیسیت دیگر  آنقدر ها هم شایع نیست. برخی نیز تصور می‌کنند که آنتی بیوتیکها می‌توانند آن را درمان کنند. اما در واقع آپاندیسیت هنوز هم مشکل شایعی است و تنها با جراحی درمان می‌شود و آنتی بیوتیکها نیز در بهبودی فرد بیمار، پس از جراحی نقش دارند.

در قسمت پایینی شکم، در سمت راست، یک عضو لوله‌ای شکل و توخالی از روده‌ی بزرگ منشعب شده است. پیش‌تر تصور می‌کردند که این عضو در بدن هیچ کار‌ی انجام نمی‌دهد اما امروزه دانشمندان عملکردهایی را برای آن بیان می‌کنند. گرچه دانشمندان در مورد عملکرد آپاندیس مطمئن نیستند اما به نظر می‌رسد نبود کامل آن نیز اختلال خاصی در سلامت بدن ایجاد نمی‌کند.

از سلولهای دیواره آپاندیس مایع مخاطی‌ای ترشح می‌شود که به روده‌ی بزرگ می‌ریزد و داخل این لوله‌ی توخالی را تمیز نگه می‌دارد. انسداد مجرای آپاندیس منجر به آپاندیسیت می‌شود زیرا مایع مخاطی در درون مجرای آپاندیس محبوس می‌شود و باکتریهایی که به صورت طبیعی در آنجا زندگی می‌کنند به سرعت تکثیر می‌شوند در نتیجه آپاندیس متورم شده و عفونی می‌شود.

علت انسداد مجرای آپاندیس ممکن است این موارد باشند:

* به وسیله مواد مدفوعی، انگلها و یا رشد بیش از حد سلولهای دهانه‌ی آپاندیس.

* بزرگ شدن بافت لنفاوی دیواره آپاندیس در اثر عفونت در دستگاه گوارش یا در نقاط دیگر بدن.

* بیماریهای التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسروز.

* وارد شدن آسیب و تروما به شکم.

آپاندیس متورمی که پر از مایع و چرک است ممکن است خونرسانی را متوقف کند. با توقف خونرسانی دیواره‌ی آپاندیس ضعیف می‌شود و برخی اوقات پاره می‌شود. با سوراخ شدن آپاندیس چرک منتشر می‌شود و ممکن است حفره‌ی شکم را عفونی کند و یا آبسه‌ی شکمی ایجاد کند.

در برخی بیماران مانند بچه‌ها، سیر ایجاد آن سریع است و از زمان ایجاد درد و سوراخ شدن آپاندیسیت چند ساعت بیشتر طول نمی‌کشد. تشخیص بیماری در افراد مسن و زنان باردار نیز مشکلتر است.

چه کسی دچار آپاندیسیت می‌شود؟

آپاندیسیت می‌تواند در هر سنی ایجاد شود ولی در بالغین جوان شایعتر است. به نظر می‌رسد که آپاندیسیت خود به خود و بدون علت مساعد کننده‌ی خاصی رخ می‌دهد.

علائم آپاندیسیت کدامند؟

آپاندیسیت چگونه تشخیص داده می‌شود؟

تشخیص آپاندیسیت بیشتر بالینی است و در صورتی که علایم واضح باشند ممکن است پزشک تصمیم به جراحی فوری بگیرد زیرا در صورت تاخیر خطر افزایش می‌یابد. در صورت نیاز پزشک برای تشخیص از آزمایش، عکس رادیوگرافی، سونوگرافی و حتی لاپاروسکوپی استفاده می‌کند.

آزمایش ویژه‌ای برای تشخیص قطعی وجود ندارد اما آزمایش خون و شمارش گلبولهای سفید کمک کننده است. عکس رادیوگرافی شکم در تشخیص آپاندیسیت بیشتر برای رد سایر عوامل درد شکمی گرفته می‌شود.

سونوگرافی شکمی هم روش قابل استفاده‌ای در تشخیص آپاندیسیت است و سایر علل درد شکمی را نیز مشخص می‌کند.

لاپاروسکوپی یک روش تشخیصی درمانی است که در آن وسیله‌ای شبیه تلسکوپ از طریق یک برش کوچک در دیواره‌ی شکم وارد شکم می‌شود. این وسیله دارای دوربینی کوچک و مخصوص است و کمک می‌کند که پزشک بتواند مستقیما اعضای درون شکم را ببیند و اگر علت درد شکم آپاندیسیت باشد، آپاندیس فورا از بدن خارج می‌شود.

اگر شواهدی از تشکیل آبسه باشد برای کاهش عفونت باید آنتی بیوتیک قبل از عمل جراحی استفاده شود.

آپاندیسیت چگونه درمان می‌شود؟

اگر پزشک به آپاندیسیت شک کند ممکن است بدون انجام تستهای دیگر جراحی را توصیه کند. جراحی سریع خطر پاره شدن آپاندیس را کاهش می‌دهد. به جراحی‌ای که برای درمان آپاندیسیت انجام می‌شود آپاندکتومی گفته می‌شود. این جراحی به دو روش لاپاراسکوپی و لاپاراتومی انجام می‌شود که روش اول جدیدتر است.

خطر عمل جراحی‌ای که برای برداشتن آپاندیس انجام می‌شود نسبتا کم است و بیمار کمتر از یک هفته در بیمارستان می‌ماند و می‌توان انتظار داشت که طی سه هفته به حالت قبلی و طبیعی برگردد.

اگر جراحی با لاپاروسکوپی انجام شود و شرایط بیمار خوب باشد ممکن است بیمار بتواند 24 ساعت بعد از عمل به خانه برگردد. اما اگر آپاندیس پاره شده باشد بیمار باید مدت زمان زیادی را در بیمارستان بماند و البته خطر عوارض نیز زیاد خواهد بود.

در مواردی ممکن است حال بیمار وخیم باشد و به مراقبتهای ویژه‌ای نیاز داشته باشد.

در این موارد برای بازگشت فرد به زندگی عادی خود ممکن است 2-3 ماه زمان نیاز باشد.

در برخی از موارد نیز جراح با آپاندیس سالم مواجه می‌شود. در این موارد نیز آپاندیس را برمی‌دارند تا احتمال رخ دادن آپاندیسیت وجود نداشته باشد.

همچنین ممکن است جراح با علل دیگری برخورد کند و طی جراحی آنها را برطرف کند. با برداشته شدن آپاندیس دیگر خطر ایجاد مجدد آپاندیسیت وجود ندارد.

سندرم تخمدان پرکيست

سندرم تخمدان پر کيست (PCO) وضيعتي است که اغلب با قاعدگي نامنظم ، افزايش رشد موهاي زائد ( هيرسوتيسم) و چاقي مشخص مي شود. اما مي تواند زنان را به اشکال متفاوت مبتلا کند. قاعدگي هاي نامنظم يا سنگين مي توانند علامتي از اين وضعيت در بالغين باشد. سندرم تخمدان پرکيست امکان دارد در زماني که خانمي براي باردار شدن مشکل دارد بارز شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، علائم و نشانه هاي سندرم تخمدان پر کيست از اختلال در چرخه توليد مثل منشاء مي گيرد. که بصورت طبيعي هر ماهه با آزاد شدن يک تخمک از تخمدان ( تخمک گذاري ) تکميل مي شود. نام اين وضعيت از ظاهر تخمدانها، در زناني که اين اختلال را دارند گرفته شده است. ( تخمدان بزرگ و پر از کيست است) اين کيست ها فوليکولهايي هستند که از کيسه هاي مايع حاوي تخمکهاي نابالغ پرشده اند.

گرچه اين وضعيت از زمانهاي دور ذکر شده است، اولين بار در سال 1930 وقتي که ايرونگ استاين و ميشل لونتال در مورد گروهي از زنان بدون دوره هاي قاعدگي که داراي تخمدانهاي بزرگ و پر کيست نوشتند د رکتب پزشکي توضيح داده شد. گاهي پزشکان اين وضعيت را استاين – لونتال ، تخمدانهاي پر کيست يا سندرم تخمدان پرکيست هم مي نامند.

سندرم تخمدان پر کيست يکي از اختلالات شايع هورموني در سنين باروري در زنان در ايالات متحده است که حدود 5 تا 10 درصد افراد را گرفتار مي کند. تشخيص زود هنگام و درمان تخمدان پرکيست مي تواند خطر عوارض طولاني مدت مانند ديابت و بيماري قلبي را کم کند .
سندرم تخمدان پر کيست اختلالي است که باعث قاعدگي نامنظم و افزايش هورمون مردانه مي شود. تخمدانها کيست پيدا مي کنند و ممکن است نتوانند تخمک آزاد کنند.

علائم و نشانه ها

زناني که سندرم تخمدان پر کيست دارند ممکن است هر کدام از چندين علامت را به شدت متفاوت نشان دهند. کميته اي از انستيتو ملي سلامت آمريکا سه معيار براي تشخيص اين اختلال تعيين کرده است.

– قاعدگي نامنظم يا فقدان قاعدگي

اين شايعترين يافته در سندرم تخمدان پر کيست است. قاعدگي نامنظم به معناي داشتن چرخه هاي قاعدگي است که در فواصل طولاني تر از 35 روز يا کمتر از 8 بار در سال اتفاق مي افتد. اين وضعيت ممکن است در هنگام بلوغ و شروع قاعدگي آغاز شود.

– هورمون مردانه زياد

افزايش سطوح هورمونهاي مردانه ممکن است منجر به علائم فيزيکي مانند رويش موهاي بلند و ضخيم در صورت و سينه، زير شکم ، پشت ، بالاي بازوها يا بالاي پاها شود.جوش صورت و طاسي مدل مردانه بشود . به هر حال همه زناني که سندرم تخمدان پر کيست دارند علائم فيزيکي ازدياد هورمون مردانه را نشان نمي دهند. آزمايشات خوني براي تشخيص سطح بالاي هورمون مردانه در دسترس است.

– رد کردن ساير وضعيتهايي که باعث ازدياد هورمون مردانه و قاعدگي غير طبيعي مي شوند.علل بالقوه مانند هيپوتيروئيدي – وضعيتي که در آن بدن هورمون تيروئيد کمي ترشح مي کند– هم مي توانند باعث ايجاد علائم شوند. هيپوتيروئيدي مي تواند باعث قطع قاعدگي شود. علت محتمل ديگر افزايش پرولاکتين است که در آن غده هيپوفيز هورمون پرولاکتين زيادي ترشح مي کند.اين هورمون تحريک کننده توليد شير از غدد شيري است و تخمک گذاري را مهار مي کند.

منابع ديگري براي افزايش هورمون مردانه، مي تواند وجود تومور در غدد فوق کليوي يا تخمدانها باشد. غده فوق کليه غده کوچکي نزديک کليه است که هورمونهاي مردانه و هورموني به نام کورتيزون را ترشح مي کند.حضور کيستهاي تخمداني که در سونوگرافي توسط پزشک تشخيص داده مي شود،مي توانند نشانه سندرم تخمدان پرکيست باشند. زني ممکن است تخمدانهاي پرکيستي داشته باشد ولي سندرم تخمدان پر کيست نداشته باشد . از سوي ديگر زني با سندرم تخمدان پر کيست ممکن است تخمدانهائي با ظاهر طبيعي داشته باشد.

بسياري از زنان مبتلا به سندرم تخمدان پر کيست چاق هستند. به نظر مي رسد توزيع چربي بر شدت علائم اثر مي گذارد. يکي مطالعه نشان داد که زناني که چاقي مرکزي دارند ( وجود چربي در قسمت مياني بدن يا تنه ) هورمون مردانه، سطح قند و چربي بالاتري نسبت به زناني که تجمع چربي آنها در اندمها است دارند.

وضعيت هاي احتمالي ديگري که با PCO همراه مي شوند اين موارد هستند:

– نازايي

– آکانتوزيس نيگريکانس ( پوست بنفش تيره در اطراف گردن ، گودي بازو، داخل ران ، زير پستانها و نواحي تناسلي )
– درد مزمن لگني

علتها

فرآيند چرخه توليد زنان بوسيله سطوح نوساني هورمونهايي که در مغز توليد مي شود مانند هومورن LH و FSH و هورمونهاي تخمداني تنظيم مي شوند.تخمدانها هورمونهاي زنانه استروژن و پروژسترون و همچنين هورمونهاي مردانه را ترشح مي کنند. هورمونهاي مردانه شامل ” تستسترون ” و ” آندروستن دي ان ” و ” دي هيدرواپي آندروستن (DHEA) ” هستند و به طور کلي هورمونهاي مردانه ناميده مي شوند.

در PCO بدن زن هورمونهاي مردانه زيادي توليد مي کند. تخمدانها تخمک هاي کمتري از زمان طبيعي توليد مي کنند (کم تخمک زايي)، ممکن است اصلاً هيچ تخمکي آزاد نکنند( عدم تخمک گذاري) در غياب تخمک گذاري چرخه قاعدگي نامنظم يا غايب است.پزشکان دليل PCO را نمي دانند ولي تحقيقات ارتباطاتي را بين افزايش انسولين ( هورموني که در لوزالمعده توليد مي شود و به سلولها اجازه استفاده از قند را که اولين منبع انرژي بدن است مي دهد ) پيشنهاد کرده اند. تصور مي شود که انسولين توسط چندين مکانيسم توليد هورمون مردانه توسط تخمدانها را افزايش مي دهد.

عوامل خطر

مطالعات نشان مي دهد که زناني که خواهراني با PCO دارند احتمال بيشتري براي ايجاد اين وضعيت دارند. تحقيقات ديگر ارتباطاتي را بين PCO و سابقه خانوادگي توليد هورمون مردانه زيادي، مقاومت به انسولين ، اختلالات قاعدگي و پرمويي نشان مي دهند.چه زمان بايد بدنبال توصيه پزشکي بود.

تشخيص زود هنگام PCO مي تواند به کاهش خطر عوارض دراز مدت مانند ديابت و بيماري قلبي کمک مي کند. در صورتيکه قاعدگي هاي نامنظم يا سنگين داريد، اضافه وزن داريد، رشد موهاي زائد صورتتان زياد است و جوش مي زنيد با پزشک خود مشورت کنيد .پزشک ممکن است شما را به يک متخصص غدد معرفي کند.

غربالگري و تشخيص

پزشکتان ممکن است شما را از نظر بيماريهاي قلبي عروقي، هورموني و توليد مثلي ارزيابي کند. او ممکن است تاريخچه علائم شما را بگيرد و يک معاينه باليني کامل شامل معاينه لگن انجام دهد. ساير آزمايشات ممکن شامل موارد زير است :

– آزمايشات خوني

امکان دارد خون شما براي انجام اندازه گيريهايي آزمايشگاهي جهت اندازه گيري سطح چند هورمون گرفته شود. اين هورمونها شامل تستوسترون، DHEA و آندروستن دي ان ، LH و FSH پروژسترون و پرولاکتين و هورمون تحريک کننده تيروئيد ( TSH ) که آزاد شدن هورمون تيروئيد از غده تيروئيد را تحريک مي کند باشد. به همين شکل احتمالاً ميزان قند ناشتا ، کلسترول و تري گليسيريد هم اندازه گيري مي شود.

– سونوگرافي

پزشک ممکن است براي اندازه گيري ضخامت رحم درخواست سونوگرافي کند. سونوگرافي بدون درد است. زماني که شما به آرامي بر روي تخت معاينه قرا گرفته ايد، يک وسيله کوچک روي بدن شما قرا مي گيرد. اين دستگاه امواج صوتي غيرقابل شنيدن را که به شکل تصاويري در کامپيوتر ظاهر مي شوند به تصوير مي کشد.

– نمونه برداري از لايه داخل رحم

براي تعيين وضعيتهاي پيش سرطاني که مي توانند باعث خونريزي غير طبيعي از رحم شوند، اين کار انجام مي شود. که معمولاً يک روش بدون بي حسي است و مي تواند در مطب هم انجام شود. در اين روش پزشک يک نمونه بافتي را از لايه داخل رحم شما براي تحليلهاي آزمايشگاهي برمي دارد.

عوارض

زنان داراي PCO در خطر ديابت نوع 2 ( که نام ديگر ديابت غير وابسته به انسولين مي باشد و در بزرگسالي بيشتر ديده مي شود )، فشار خون، افزايش تري گلسيريد، کاهش کلسترول خوب و بيماريهاي قلبي هستند. از آنجا که PCO باعث مختل شدن چرخه توليد مثل مي شود و رحم در معرض ميزان ثابتي از استروژن قرار مي گيرند. زنان داراي PCO در خطر بيشتري براي خونريزي هاي غيرطبيعي رحمي و سرطان لايه داخلي بدن هستند.

درمان

درمان PCO بستگي به توانگري اصلي هر زن مثل نازائي ، پرموئي ، جوش يا چاقي دارد . در طولاني مدت مهمترين جنبه درمان کنتـــرل خطرات قلبي عروقي مانند چاقي ، کلسترول بالا ، ديابت و فشارخون بالاست . احتمالاً پزشک از شما مي خواهد که بطور منظم به او مراجعه کنيد تا معاينه باليني انجام دهد، فشارخون و سطوح قندخـــون ناشتا را براي کمک به تصميمات درماني پيوسته اندازه گيري کند.

زنان باردار داراي PCO که اضافه وزن دارند علايم و نشانه هاي شديدتري دارند .
چاقي مقاومت به انسولين را بدتر ميکند . کاهش وزن ميتواند سطوح هورموني مردانه و انسولين را کم کند . بهر حال ممکن است نسبت به زنان ديگر مشکل بيشتري در کم کردن وزن داشته باشيد يک متخصص تغذيه را ببينيد و يک برنامه غذائي کاهش وزن دريافت نماييد . پزشک ممکن است يک يا چند نوع از داروهاي زير را براي کمک به کنترل علايم و خطرات همراه با PCO تجويز کند.

داروهائي براي تنظيم چرخه قاعدگي

اگر قصد باردار شدن نداريد، پزشک ممکن است قرصهاي جلوگيري از بارداري کم هورمون را که حاوي استروژن و پروژسترون صناعي هستند تجويز کند. اين داروها توليد هورمون مردانه را کم ميکنند و جلوي توليد دائمي استروژن در بدن را ميگيرند. اين داروها خطر سرطان لايه داخلي رحم را کم ميکنند و خونريزي غيرطبيعي را تصحيح مي نمايند.

درمان جايگزين ديگر دريافت پروژسترون به مدت 10 تا 14 روز در ماه است.

اين دارو چرخه قاعدگي را تنظيم ميکند و از سرطان لايه داخلي رحم جلوگيري ميکند اما سطوح هورمون مردانه را بهبود نمي بخشد.

تحقيقات استفاده از متفورمين را براي درمان PCO ارزيابي ميکنند، اين دارو بصورت خوراکي در درمان ديابت نوع 2 استفاده ميشود. متفورمين از توليد و آزادسازي قند از کبد جلوگيري ميکند و بنابراين براي انتقال قند به سلولها به انسولين بيشتري نياز است. چندين کار آزمائي باليني دريافته اند که متفورمين تخمک گذاري را بهبود بخشيده و سطوح هورمون مردانه را در زنان دچار PCO کاهش داده است . اميد است متفورمين در طولاني مدن عوارض قلبي عروقي ناشي از PCOرا کم کند.

داروهائي براي کاهش رشد مو

پزشک ممکن است براي تعديل اثرات ناشي از افزايش هورمون داروهايي را تجويز کند. اسپيرنولاکتون(آلداکتون)اثر هورمونهاي مردانه را متوقف ميکند و توليد هورمونهاي جديد مردانه را متوقف ميکند . اسپيرنولاکتون يکي از داروهاي دفع کننده آب است و ممکن است باعث شود بيش از روزهاي ديگر ادرار کنيد. عوارض جانبي ديگر آن ، خشکي پوست، سوزش سردل ، سردرد و خستگي است. ديگر داروهاي ضدهورمون مردانه فيناستريد و فلوتاميد هستند اما اين داروها گرانتر از اسپيرنولاکتون هستند و عوارض جانبي بيشتري دارند.

داروهايي براي دستيابي به حاملگي

ممکن است براي حاملگي نياز به داروهائي براي تحريک تخمک گذاري داشته باشيد. کلوميفن يک داروي ضد استروژن است که 5 روز در هفته در اولين بخش چرخه قاعدگي استفاده ميشود. اگر کلوميفن به تنهائي موثر نباشد ممکن است در همراهي با آن نياز به کورتيکواستروئيدها ، ترکيبي از LH و FSH بنام گونادوتروپين يا FSH به تنهائي داشته باشيد .

جراحي

اگر داروها به ايجاد و حاملگي کمک نکنند ، پزشک امکان دارد توصيه به يک جراحي سرپائي بنام لاپاراسکوپي تخمدان کند . در اين روش جراح برش کوچکي روي شکم ميدهد و لوله اي را که به يک دوربين کوچک وصل است ( لاپاراسکوپ ) در آن قرار ميدهد . دوربين تصاويري با جزئيات از تخمدانها و اندامهاي لگني مجاور آن در اختيار جراح قرار ميدهد . سپس جراح وسايل جراحي را از برشهاي کوچک پوستي ديگر وارد ميکند . و از جراحي ليزر يا الکتريکي براي ايجاد سوراخهايي در فوليکولهاي بزرگ شده در سطح تخمدانها استفاده ميکند .

هدف اين کار تحريک تخمک گذاري با کاهش سطوح LH و هورمونهاي مردانه است.

پزشکان مطمئن نيستند اين چگونه اتفاق مي افتد. يک فرضيه اين است که سوراخ کردن سلولهاي تخمداني توليد کننده هورمون را تخريب ميکند .برداشتن موها چندين راه براي برداشتن موها وجود دارد. اين موارد برداشتن با تيغ plucking  و استفاده از ژلها و کرمها و لوسيونها است. بهرحال برداشتن موها امکان دارد که پوست را تحريک کند بنابراين از راهنمائي هاي موجود در بسته استفاده کنيد و ميزان کمي از آن را روي ناحيه اي دلخواه از پوست براي تعيين اينکه آيا برايتان مناسب است يا خير امتحان کنيد.

درمان هفته ها ادامه خواهد داشت . بعد از آن ميتوانيد درمان را تکرار کنيد.ساير انتخابها براي برداشتن مو شامل موارد زير است .

الکتروليز
براي برداشتن دائمي موهاي زائد ، بعضي از زنان علاوه بر درمان طبي تحت الکتروليز هم قرار ميگيرند. در اين روش سوزن نازکي داخل فوليکول مو قرار داده ميشود و از جريان الکتريکي براي از بين بردن فوليکول مو استفاده ميشود. از آنجا که تنها يک فوليکول در هر مرتبه درمان ميشود ، اين روش براي نواحي بزرگ بدن مفيد نيستند .

کيتهاي الکتروليز خانگي بي اثر هستند چرا که فوليکول در عمق مو قرار دارد بنابراين سعي کنيد يک کارشناس الکترولوژيست اين کار را برايتان انجام دهد .

درمان ليزر

ماده اي که به مو رنگ مي دهد، ملانين نام دارد. اين ماده نور را از ليزر جذب کرده و آن را تبديل به حرارت مي کند که باعث از بين رفتن فوليکول مو مي شود. نياز به چندين مرحله درمان است. درمان ليزر بيشترين اثر را برروي موهايي که در مرحله رشد هستند دارد و همه موها در يک مرحله يکسان رشدي قرار ندارند. اين روش مي تواند در هر محلي در بدن به جز اطراف چشمها به کار گرفته شود.

ليزر درماني بيش از همه در افرادي با موهاي تيره و پوست روشن قابل استفاده است. علاوه بر مو، پوست هم رنگ خود را از ملانين مي گيرد و پوست تيره با ملانين بيشتر مي تواند، انرژي ليزر بيشتري را جذب کند که منجر به آسيب پوست و بي رنگ شدن آن مي شود. به هرحال پزشکان شروع کرده اند به استفاده از وسايل و تکنيکهاي ليزرئي که نتايج بهتري را براي افراد تيره پوست دارند.

مراقبت از خود

ممکن است توصيه هاي گيج کننده اي را از رسانه هاي ارتباط جمعي، گروههاي حمايتي و کارشناسان بهداشتي در مورد نقش تغذيه در کنترل وزن شنيده باشيد. بيشترين عدم توافقات مربوط به نقش کربوهيدراتها است. کربوهيدراتهاي با زنجيره هاي بلند مثل گلوکز که نوعي قند است مي باشند. دستگاه گوراشي شما اين زنجيره ها را به مولکولهاي کوچک قند که وارد جريان خون شما شده و باعث آزاد شدن انسولين مي شود تقسيم مي کند.

رژيم غذايي کم چرب و پرکربوهيدرات که در سالهاي اخير عموميت يافته مي تواند سطح انسولين را افزايش دهد. بسياري از کارکنان تغذيه و سلامتي به زنان دارايPCO توصيه مي کنند که رژيم کم کربوهيدارت داشته باشند. به هر حال رژيمي که براي جبران کاهش کربوهيدرات ، پروتئين بيشتري را توصيه کند ممکن است جذب چربيهاي اشباع را افزايش دهد، سطح کلسترول خون شما را زياد کند و خطر بيماري قلبي را در شما بيشتر و بيشتر نمايد.

بعضي برنامه هاي رژيمي PCO کربوهيدرات را به درصد مشخصي از کالري محدود مي کند. مثلاً 40 تا 45 درصد کالري کل. بقيه رژيمها توصيه به خوردن کربوهيدراتهاي پرفيبر مي کنند. هر چه غذايي فيبر بيشتري داشته باشد آهسته تر هضم شده و سطح قند خون آهسته تر زيادمي شود. کربوهيدراتهاي پر فيبر شامل نان و غلات کامل، ماکاروني کامل، برنج قهوه اي و لوبياها است .

رژيم بسيار کم کربوهيدرات هدف مطلوبي نيست. کربوهيدراتها مواد مغذي بسيار مهمي هستند بنابراين آنها را به شدت محدود نکنيد . به جاي آن از کربوهيدراتهاي پر فيبري که در بالا گفته شد به همراه محدوديت در کربوهيدراتهاي کم سالم مثل سودا ، آبميوه زياد، کيک ، آبنبات ، بستني ، شيريني و کلوچه استفاده کنيد.

مطالعات بيشتر مي تواند نشان دهد که چه برنامه رژيمي بهتر است. اما واضح است که کاهش وزن به وسيله کم کردن کل کالري دريافتي براي زنان دچار PCO سودمند است.

با پزشک متخصص تغذيه خود در تماس باشيد تا بهترين رژيم را براي شما تعيين کنند. اهميت ورزش کمتر مورد بحث و جدل است. ورزش قند خون را با افزايش انتقال قند از خون به سلولهاي شما از طريق کاهش مقاومت به انسولين کاهش مي دهد. افزايش فعاليت بدني روزانه در زنان دچار PCO و شرکت آنها در يک برنامه منظم فعاليت بدني براي درمان و پيشگيري از مقاومت به انسولين و کمک به کاهش وزن بسيار مهم است.

” كبد چرب ” شايع ترين بيماری كبدی جهان است

کبد چرب یک التهاب کبدی است و تجمع بیش از حد چربی درکبد، گاه باعث اختلال در فعالیت طبیعی بافت کبد می شود که می تواند سیر پیشرونده پیدا کند و باعث نارسایی کبد و یا سیروز کبدی گردد. زیادی چربی در کبد می‌تواند باعث التهاب در کبد شود و این امر نهایتا به سخت‌شدن خطرناک این اندام می انجامد.مطالعات جديد نشان مي دهد كبد چرب مي تواند به التهاب كبد و حتي سرطان كبد منجر شود. مطالعات جديد نشان مي دهد كبد چرب مي تواند به التهاب كبد و حتي سرطان كبد منجر شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  آمارها نشان می دهد که  متاسفانه موارد ابتلا به كبد چرب در حال افزايش است و چاقي و ديابت مهمترين عوامل ابتلا به اين بيماري است.

كبد چرب شايع ترين بيماري كبدي در سراسر جهان است و مي توان اين بيماري را به عنوان شاخص بيماري هاي قلبي و اختلالات متابوليسمي دانست.

كبد چرب حاصل تجمع چربي در سلول هاي كبد است. زماني كه فرد بيش از نياز طبيعي بدن چربي مصرف كند، اين چربي ها به آرامي به سلول هاي كبد راه يافته و در آن ذخيره مي شوند.

زماني كه سلول هاي چربي ۵ تا ۱۰ درصد از سلول هاي كبد را اشغال كنند مي توان گفت فرد به بيماري كبد چرب مبتلا شده است. اين چربي هاي اضافه به تدريج كبد را آسيب پذير مي كند و سبب ايجاد التهاب و زخم كبد مي شود.

●  مراحل بيماري

اين بيماري مراحل مختلفي از پيشرفت دارد. مرحله اول پيشرفت بيماري، كبد چرب درجه يك نام دارد كه درآن تجمع چربي تنها در بخش خارجي كبد صورت مي گيرد.

در اين نوع، سلول هاي چربي عملكرد كبد را تحت تاثير قرار نمي دهند.

در كبد چرب درجه دو و درجه سه، چربي به داخل سلول ها راه مي يابد و عملكرد كبد را با اشكال روبه رو مي كند. در نتيجه بيمار به درمان كامل و سريع نياز دارد.

●  دلايل ابتلا

شايع ترين علت بروز اين بيماري چاقي است. به گفته پزشكان ۷۵ درصد افراد چاق در خطر ابتلا به اين بيماري قرار دارند.

به جز چاقي، علل تغذيه اي نيز در ابتلا به اين بيماري نقش دارند. خوردن غذاهاي چرب و فست فود، سوء تغذيه و كمبود پروتئين، استفاده طولاني مدت از تغذيه وريدي، جراحي روده براي درمان چاقي و كاهش وزن سريع نيز مي توانند كبد چرب ايجاد كنند.

ديابت، بالا بودن سطح چربي هاي خون، مقاومت به انسولين و فشار خون بالا نيز مي تواند ازعلل اين بيماري باشد.

داروها و مواد شيميايي مانند الكل، تتراسايكلين و تتراكلريد كربن هم خطر ابتلا به اين بيماري را افزايش مي دهند.

●  كبد چرب در كودكان

به دليل افزايش نگران كننده چاقي در ميان كودكان، بيماري كبد چرب به طور فزاينده اي در ميان اين قشر از جامعه در حال افزايش است. اين بيماري نزديك به ۳ درصد كودكان و ۲۲-۵۳ درصد از كودكان چاق را تحت تاثير قرار مي دهد و حتي در ميان كودكان ۴ ساله نيز ديده شده است.

●  كبد چرب در افراد لاغر

كبد چرب فقط مختص افراد چاق نيست و لاغر بودن، لزوما به اين معنا نيست كه شخص در بدنش چربي ندارد.

افراد لاغر هم مي ‌توانند با مصرف چربي و روغن فراوان گرفتار كبد چرب شوند. آنها با توجه به نداشتن علايم واضحي چون شكم بزرگ و كم بودن وزنشان تصور ميكنند سالم هستند.

در نتيجه غذاهاي چرب و شيرين فراوان مي خورند و براي سوزاندن اين مواد چندان فعاليتي نمي كنند.

افراد لاغر هم براي رهايي از اين بيماري نيازمند انجام فعاليت بدني منظم و داشتن رژيم غذايي كم چربي هستند. اين افراد بايد غذا را خوب بجوند و از مصرف ماست و لبنيات پر چرب و آب همراه غذا بپرهيزند.

●  علايم بيماري

به طور كلي، افراد مبتلا به كبد چرب علائم خاصي را نشان نمي دهند. با اين حال، مي توان ناراحتي در شكم و كبد، خستگي و ضعف عمومي را از علائم اين بيماري شمرد.

●  درمان

پزشكان معتقدند درمان كبد چرب با دليل ابتلا به آن رابطه مستقيم دارد. پس براي درمان اين بيماري به افراد چاق توصيه مي شود با ورزش منظم و رژيم غذايي مناسب وزن خود را كاهش دهند.

همچنين به افراد ديابتي و كساني كه چربي خون بالا دارند توصيه مي شود از رژيم غذايي كم چرب و كم كالري همراه با انسولين استفاده كنند.

●  پيشگيري

پزشكان داشتن رژيم غذايي سالم، كم چرب و سرشار از فيبر، ميوه و سبزيجات، ورزش و فعاليت بدني منظم حداقل ۴ بار در هفته ، را براي پيشگيري از ابتلا به اين بيماري ضروري مي دانند.

همچنين مصرف نكردن نوشيدني هاي الكلي، غذاهاي فريز شده، زودپز شده، ترشيجات، رب، سس، نمك زياد، چاي پر رنگ، ادويه هاي تند، غذاهاي فست فوت ، شيريني جات، غذاهاي غير ارزشمند (پفك، چيپس، شكلات، بيسكوييت و…)، گوشت و تخم مرغ به ميزان زياد، انواع سرخ كردني ها مانند سير داغ، پياز داغ، و نوشابه هاي گازدار مي تواند به پيشگيري از اين بيماري كمك كند.

گلوکوم (Glaucoma)

گلوکوم (Glaucoma) یا آب سیاه چشم، با افزایش فشار داخل چشم و کاهش میزان بینایی مشخص می شود. آب سیاه در مردان نسبت به زنان شیوع بیشتری دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آب سیاه دومین علت شایع نابینایی در جهان بعد از آب مروارید است.

علل

در گلوکوم، فشار مایع داخل چشم (زلالیه) زیادتر از حد معمول می‌گردد که به دلیل اشکال در خروج این مایع از منافذ بسیار کوچکی در پیرامون عنبیه (قسمت رنگی چشم) است.

در برخی موارد به طور مادرزادی منافذ تنگ هستند. در موارد دیگر جلو آمدن عنبیه یا مسدود شدن این منافذ با رنگدانه های عنبیه یا سلول های خون پس از خونریزی داخل چشم، مسیر تخلیه مایع داخل چشم مسدود می‌شود.
زیادی فشار داخل چشم منجر به تحلیل عصب بینایی و کاهش بینایی می‌شود

میزان آسیب به شدت و مدت افزایش فشار داخل چشم وابسته است.

عوامل افزایش دهنده خطر

– افزایش زیاد فشار داخل چشمی

– افزایش سن

– سابقه خانوادگی ابتلا به گلوکوم

– دیابت

– بیماری قلبی عروقی

– سیاه پوست بودن

– کم بودن ضخامت قرنیه

– سردرد های میگرنی- بیماری های فشار خون

– قرص‌های سرماخوردگی و آلرژی، آنتی هیستامین‌ها، آرام‌بخش‌ها، داروهای کورتیکواستروئیدی و برخی داروهای معده و روده‌ که فشار چشم را بالا می برند.

– افراد با عینک نمره بالا

– دوربینی و نزدیک بینی

– افراد دچار وقفه تنفسی در خواب

نکات مهم

– افراد بالای ۴۰ سال، هر چند سال یک بار معاینه چشم شوند.

– در خانواده هایی که یکی از اعضا از جمله پدر، مادر، خواهر و یا برادر مبتلا به آب سیاه چشم هستند، معاینات دوره ای چشم، باید با فواصل زمانی کوتاه تری (مثلا به صورت سالیانه) انجام شود تا در صورت وجود آب سیاه به موقع تشخیص داده شود.

انواع گلوکوم

زاویه طبیعی قرنیه و عنبیه به طور طبیعی ۳۰ تا ۴۵ است و با بالارفتن سن، این زاویه تنگ‌تر می‌شود و بر اساس این زاویه، گلوکوم به زاویه باز و بسته تقسیم می‌شود.

انواع گلوکوم عبارتند از:

– گلوکوم اولیه

– گلوکوم زاویه باز اولیه

– گلوکوم زاویه بسته حاد اولیه

– گلوکوم زاویه بسته تحت حاد

– گلوکوم زاویه بسته مزمن

– گلوکوم مادرازدی

– گلوکوم ثانویه

گلوکوم اولیه

اگر علتی برای ایجاد گلوکوم یافت نشود، به نام گلوکوم اولیه گفته می‌شود.

گلوکوم زاویه باز اولیه

شایع ترین نوع گلوکوم می‌باشد. جنبه ژنتیکی، خانوادگی، فامیلی و نژادی دارد. بعد از ۵۰ سالگی بروز می‌کند و تا مراحل آخر، بیمار هیچ علامتی ندارد و در معاینات پزشکی کشف می شود.

در این بیماری، میدان بینایی به تدریج کوچکتر شده و در انتها، بیمار فقط دید لوله ای دارد و فقط روبروی خود را می‌بیند.

علائم:

– از دست‌ رفتن‌ دید محیطی‌ در نواحی‌ کوچک‌ از میدان‌ دید

– تاری‌ دید‌ در یک‌ طرف‌ میدان‌ دید

– بزرگ تر شدن‌ نواحی‌ از دست‌ رفتن‌ دید، معمولاً در هر دو چشم‌

– سفت‌ شدن‌ کره‌ چشم‌

– دیدن‌ هاله‌ در اطراف‌ نورها

– وجود نقاط‌ کور در میدان‌ دید

– نامناسب‌ بودن‌ دید در شب‌

درمان:

درمان داوریی تحت نظر پزشک متخصص. اگر با داروها فشار چشم بیمار طبیعی نشود، لیزر درمانی یا عمل جراحی لازم می‌شود.

گلوکوم زاویه بسته حاد اولیه

این حالت وقتی رخ می‌دهد که برآمدگی عنبیه در زاویه اتاق قدامی چشم انسداد ایجاد کند. به این ترتیب، کاهش خروج زلالیه باعث افزایش حاد فشار داخل چشم شود.

افراد دوربین (به علت اینکه از قبل تنگی زاویه دارند)، همچنین افراد پیر (به علت بزرگ شدن عدسی) بیشتر به این حالت دچار می‌شوند.

علایم:

این بیماری اکثرا بصورت حمله‌ای است. در یک چشم ظاهر می شود.

حملات آن معمولا هنگام عصر به علت گشادشدن نسبی مردمک و یا هنگام استفاده از داروهای گشادکننده مردمک در معاینات پزشکی رخ می‌دهد.
آب سیاه در چشم

تاری دید شدید

درد طاقت فرسای چشم

قرمزی چشم

اشک ریزش و حساسیت به نور

دیدن هاله ای اطراف نور

تهوع و استفراغ

در معاینه پزشکی، فشار داخل چشم افزایش یافته و مردمک به نور پاسخ نمی‌دهد و گشادی نسبی دارد و قرنیه کدر می شود.

درمان:

درمان گلوکوم زاویه بسته حاد یک فوریت پزشکی است. فشار داخل چشم باید سریعا پایین آورده شود.

بعد از آن درمان اصلی، جراحی است که جراحی روی هر دو چشم انجام می‌شود.

فشار داخل چشم را با داروهای دیورتیک (ادرار آور) پایین می‌آورند.

گلوکوم زاویه بسته تحت حاد

این بیماری نوع حاد است، فقط حملات افزایش فشار داخل چشم در اینها مدت کمتری می‌ماند و حالت راجعه دارد. حملات خودبخود رفع می‌شوند. گاه به فرم حاد تبدیل می‌شوند.

علایم :

حملات کوتاه مدت و راجعه درد

قرمزی، تاری دید یکطرفه همراه با دیدن هاله اطراف نور

درمان آن، مشابه نوع زاویه بسته حاد اولیه است.

گلوکوم زاویه بسته مزمن

این بیماری نیز مثل نوع زاویه باز مزمن، با کاهش وسیع میدان بینایی تظاهر پیدا می‌کند.

این بیماران هیچ گاه دچار حملات افزایش فشار داخل چشم نمی شوند.

درمان با جراحی است.

گلوکوم مادرازدی

این بیماری بر اثر ناهنجاری رشد ساختمان چشم ایجاد می شود.

نوع ثانویه آن همراه با برخی بیماری های مغزی مادرزادی دیده می شود (استورچ وبر- نورفیبروماتوز و سرخجه مادرازدی).

تشخیص گلوکوم مادرزادی معمولا تا یک سالگی داده می شود.

علائم:

اشک‌ریزش، اولین و شایع ترین علامت آن می‌باشد.

حساسیت به نور و کاهش شفافیت قرنیه وجود دارد.

در معاینه پزشک: افزایش فشار داخل چشم و بزرگ شدن کاپ اپتیک وجود دارد.

در این بیماران قرنیه بزرگ می‌شود و چشم بزرگ می‌شود که اصطلاحا چشم گاوی (بوفتالموس) می‌گویند.

پارگی چشم با ضربه خفیف و کوری نتایج این بیماری است.

درمان این گلوکوم، جراحی است.

گلوکوم ثانویه

علت افزایش فشار داخل چشم در گلوکوم ثانویه، بیماری چشمی دیگری می‌باشد. بیماری های مانند:

کاتاراکت (آب مروارید)

در رفتگی عدسی

التهاب شبکیه (تومور چشمی)

مصرف کورتون ها (معمولا مصرف موضعی این داروها باعث گلوکوم می‌شود)

ضربه ها نیز می‌توانند باعث افزایش فشار داخل چشم و گلوکوم گردند.

بلفارواسپاسم

بلفارواسپاسم (Blepharospasm) به معنای پلك زدن غیر ارادی یا بسته شدن غیر ارادی پلك ها است. بلفارواسپاسم یك عارضه پیش رونده عصبی است كه بیشتر در زنان میانسال و سالمند اتفاق می‌افتد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بلفارواسپاسم بیماری نادری است (یک نفر در هر 20،000 نفر). سن متوسط شروع بیماری 60 سالگی است. در خانمها شایعتر است.

برخی بیماران بلفارواسپاسمی ممکن است سابقه احساس خشکی چشم یا حساسیت به نور داشته باشند.

گاه تحریک چشم (مثلاً نور خورشید، باد خنک، سرو صدا، حرکات سریع سر یا چشم) و استرس عصبی باعث شروع حملات بلفارواسپاسم می‌شود.

با پیشرفت بیماری شدت و فراوانی حملات بیشتر می‌شود به طوری که گاهی بسته شدن پلک‌ها تا چند ساعت طول می‌کشد و فرد عملاً برای چند ساعت نابینا می‌شود.

بیماری گاهی آنقدر شدید است که موجب ناتوانی فرد از حضور در اجتماع می‌شود و عملاً فرد را منزوی و افسرده می‌کند.

معمولاً فشارهای روحی و استرس (مثلاً حضور در محیط‌های نا آشنا) باعث شدیدتر شدن بلفارواسپاسم می‌شود. در حالت خواب بلفارواسپاسم متوقف می‌شود. به علاوه تمرکز بر یک فعالیت خاص، معمولاً باعث کمتر شدن حملات می‌گردد. گاه بیماری برای چند روز کاملا بهبود می‌یابد.

شایعترین شكل بلفارواسپاسم،” بلفارواسپاسم خود به خودی خوش خیم” (Benign Essential Blepharospasm) است كه به صورت بسته شدن مكرر غیر ارادی پلك ها تظاهر می كند. گاهی بلفارواسپاسم با بیماری‌های دیگری مثل سندرم توره (Tourette Syndrome) همراه است.

بلفارواسپاسم در حقیقت نوعی دیستونی است. دیستونی به معنای انقباض غیر ارادی مكرر و طولانی در یك عضله یا گروهی از عضلات می باشد.

در شروع بیماری معمولا بدرستی تشخیص داده نمیشود و با آلرژی یا خشکی چشم ها اشتباه میشود. در ابتدا ممکن است بیمار فقط پلک زدن های بیشتر و طولانیتر داشته باشد. گاهی شدت آن بحدیست که بعلت ناتوانی در باز کردن پلک ها عملا بیمار نابینا میشود.

خستگی، استرس و نور میتوانند آن را تشدید کنند.

بلفارواسپاسم در خواب از بین میرود. اکثر بیماران دچار بلفارواسپاسم از عینک های تیره استفاده میکنند. نگاه کردن به بالا، راه رفتن، خواندن، رانندگی کردن، نگاه کردن به تلویزیون، و نگاه کردن به پایین در بعضی بیمارن باعث تشدید علائم میشوند.

در برخی بیماران انجام بعضی کارها باعث کاهش علائم میشوند، از جمله: دراز کشیدن، حرف زدن، آواز خواندن، خمیازه کشیدن، خندیدن، فشار دادن ناحیه ابرو یا گیجگاهی، آدامس جویدن، و باز کردن دهان.

گاهی انقباضات به ناحیه پیشانی، بینی، صورت و حتی گردن انتشار می یابند. در مواردی که بلفارواسپاسم با دیستونی قسمت پایین صورت یا فک همراه باشد به آن سندرم Meige میگویند.

●  بلفارواسپاسم چگونه شروع می شود؟

بلفارواسپاسم معمولاً به صورت تدریجی ایجاد می شود. در ابتدا ممكن است فرد فقط احساس خشكی چشم یا حساسیت به نور داشته باشد و هیچ انقباض عضلانی غیر ارادی وجود نداشته باشد. پس از مدتی تحریك چشم (مثلاً نور خورشید، باد خنك، سرو صدا، حركات سریع سر یا چشم) و استرس عصبی باعث شروع حملات بلفارواسپاسم می شود.

با پیشرفت بیماری شدت و فراوانی حملات بیشتر می شود به طوری كه گاهی بسته شدن پلك ها تا چند ساعت طول می كشد و فرد عملاً برای چند ساعت نابینا می شود. این حالت گاهی آنقدر شدید است كه موجب ناتوانی و شرمندگی فرد از حضور در اجتماع می شود و عملاً فرد را منزوی می كند. در این حالت احتمال بروز افسردگی نیز وجود دارد.

معمولاً فشارهای روحی و استرس- مثلاً حضور در محیط های نا آشنا- باعث شدیدتر شدن بلفارواسپاسم می شود.

در حالت خواب معمولاً بلفارواسپاسم متوقف می شود. به علاوه تمركز بر یك فعالیت خاص، معمولاً باعث كمتر شدن حملات بلفارواسپاسم می گردد.

● علت ایجاد بلفارواسپاسم چیست؟

به نظر می رسد كه بلفارواسپاسم ناشی از نوعی از اشكال در عملكرد “عقده‌های قاعده ای مغز” باشد. عقده های قاعده ای بخشی از مغز هستند كه در تنظیم حركات هماهنگ عضلات دخالت دارند. البته هنوز به طور دقیق نمی دانیم كه چه مشكلی باعث بروز بلفارواسپاسم می شود.

در بیشتر موارد بلفارواسپاسم به صورت خودبه‌خودی و بدون هیچ علت مشخصی ایجاد می شود.

البته در بسیاری از افراد، خشكی چشم عامل محركی باشد كه در افراد حساس باعث شروع بلفارواسپاسم شود.

گاهی بلفارواسپاسم یا انواع دیگر دیستونی در افراد یك خانواده بروز می كند، بنابراین شاید زمینه های ارثی و ژنتیكی در بروز آن مؤثر باشند.

● بلفارواسپاسم چگونه تشخیص داده می شود؟

بلفارواسپاسم با توجه به علائم بالینی تشخیص داده می شود. برای تشخیص بلفارواسپاسم نیاز به آزمایش یا عكس برداری خاصی وجود ندارد. انجام اقدامات پاراكلینیك تنها وقتی ضروری است كه بخواهیم احتمال مشكلات همراه (مثلاً وجود تومور) را رد كنیم.

● درمان

▪ درمان های دارویی:

از آنجا كه علت اصلی ایجاد بلفارواسپاسم مشخص نیست، هیچ داروی اختصاصی برای درمان آن وجود ندارد. داروهای ضد تشنج، داروهای آرام بخش و داروهای ضد افسردگی داروهایی هستند كه معمولاً برای كنترل بلفارواسپاسم به كار می روند.

پاسخ افراد مختلف به داروهای مختلف متفاوت است و نمی توان از قبل پیش بینی كرد كه كدام دارو برای فرد خاصی مناسب‌تر است.

اغلب لازم است فرد، داروهای مختلف را تحت نظر پزشك امتحان كند تا مشخص شود كه كدام دارو برای وی مناسب تر است. به هر حال درمان دارویی در بلفارواسپاسم چندان موثر نیست.

در بهترین حالت، استفاده از دارو تنها باعث بهبود نسبی و گذرا می شود. به علاوه بسیاری از بیماران هیچ پاسخ مناسبی به درمان دارویی نمی دهند.

▪ درمان دارویی با  تزریق بوتوكس:

در حال حاضر بهترین روش درمان بلفارواسپاسم (Blepharospasm)  تزریق بوتوكس است. بوتوكس نام تجاری پروتئین پیچیده ای است كه از یك باكتری به نام كلوستریدیوم بوتولینوم استخراج می شود.

 تزریق دیسپورت یا بوتاکس (Dysport or Botox) در عضلات پلک ها و اطراف چشم است که در 90-80% موارد پاسخ رضایت بخش است.

بوتوكس پس از تزریق در محل، جذب پایانه های عصبی می شود كه به عضلات فرمان می دهند. در این پایانه ها بوتوكس مانع آزاد شدن یك واسطه شیمیایی به نام استیل كولین می شود كه مسئول انقباض عضلات است. در نتیجه نوعی فلج موقتی در عضلات ایجاد می شود كه بین ۳ تا ۶ ماه طول می كشد.

وقتی بوتوكس به صورت موضعی به داخل عضلاتی تزریق می شود كه مسوول بسته شدن پلك هستند، این عضلات فلج می شوند و دیگر قادر به انقباض نیستند، در نتیجه علائم بلفارواسپاسم برطرف می شوند.

معمولاً اثر تزریق پس از یكی دو هفته ظاهر می شود و ۳ تا ۶ ماه باقی می ماند. پس از این مدت لازم است تزریق بوتوكس مجدداً تكرار شود. البته در معدودی از بیماران پس از یكی دو بار تزریق علائم برطرف می شود، اما این حالت شایع نیست و معمولاً لازم است تزریق بوتوكس هر ۳ تا ۶ ماه یكبار تكرار گردد.

تزریق بوتوكس روش بسیار مؤثری در كنترل علائم بلفارواسپاسم است به طوری كه در بیش از ۹۰ تا ۹۵% موارد باعث بهبود قابل توجه فرد می شود. البته تزریق بوتوكس می تواند عوارضی از قبیل افتادگی پلك، تاری دید یا دوبینی ایجاد كند اما كلیه این عوارض گذرا هستند و حداكثر ظرف مدت ۶ ماه برطرف می گردند.

اثر تزریق در عرض چند روز شروع میشود و تا 4-3 ماه ادامه می یابد. این تزریق بایستی هر 4-3 ماه یکبار تکرار شود.

از عوارض احتمالی این تزریق افت موقتی پلک است که پس از چند روز یا چند هفته رفع میشود.

▪ جراحی:

جراحی معمولاً برای مواردی بكار می رود كه یا تزریق بوتوكس هیچ اثر مفیدی نداشته است و یا فرد به انجام تزریقات مكرر علاقه ای ندارد. شایعترین روش جراحی كه برای درمان بلفارواسپاسم به كار می رود برداشتن عضله یا میكتومی (Myectomy) است. در این روش قسمتی از عضلاتی كه مسوول بستن پلك هستند با جراحی برداشته می شوند.

این روش در ۷۰ تا ۸۰% موارد باعث بهبود علائم بلفارواسپاسم می شود. اما عوارض عمل جراحی بیشتر از تزریق بوتوكس است، به علاوه عوارض تزریق بوتوكس برگشت پذیر است اما عوارض عمل جراحی اغلب غیر قابل برگشت است.

▪ درمان های حمایتی:

همانطور كه گفته شد استرس و فشار عصبی معمولاً باعث بدتر شدن بلفارواسپاسم می شود. آموزش بیمار و اطرافیان و حمایت موثر افراد خانواده از فرد مبتلا به بلفارواسپاسم می تواند نتایج مفیدی در كنترل علائم داشته باشد.

باید توجه داشت كه حملات شدید بلفارواسپاسم می تواند تا چندین ساعت فرد را عملاً نابینا كند. ایمن سازی محیط زندگی فرد اهمیت زیادی دارد تا در صورت بروز چنین شرایطی خطری برای فرد پیش نیاید.

بلفارواسپاسم می تواند موجب بروز اضطراب، افسردگی و انزوای فرد شود. درمان اضطراب و افسردگی در این شرایط می تواند عملكرد فرد را بهبود بخشد.

استفاده از عینك های آفتابی تیره به دو علت به مبتلایان بلفارواسپاسم كمك می كند. اول آنكه عینك آفتابی با جلوگیری از تابش نور شدید به چشم، مانع از تحریك چشم شده و تا حدی از بروز حمله بلفارواسپاسم جلوگیری می كند.

ثانیاً عینك تیره با پنهان كردن چشم، مانع از آن می شود كه سایرین متوجه پلك زدن غیر عادی فرد شوند، در نتیجه حضور در اجتماع را برای فرد آسان تر می كند.

استفاده از قطره های اشك مصنوعی و مرطوب كننده های چشم برای درمان خشكی چشم و درمان التهاب پلك (بلفاریت) با كاهش تحریك سطح چشم ممكن است به كنترل حملات بلفارواسپاسم كمك كند.

با توجه به ماهیت مزمن بیماری و مشكلاتی كه این عارضه در روابط اجتماعی فرد ایجاد می كند، در برخی از كشورها گروه های حمایتی برای مبتلایان به بلفارواسپاسم به وجود آمده است. در كشور ما متأسفانه هنوز چنین تشكیلاتی وجود ندارد.

گلوکوم زاويه بسته تحت حاد

این بیماری نوع حاد است فقط حملات افزایش فشار داخل چشم در اینها مدت کمتری می‌ماند و حالت راجعه دارد. حملات خودبخود رفع می‌شوند. گاه به فرم حاد تبدیل می‌شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، علایم بیماری شامل حملات کوتاه مدت و راجعه درد، قرمزی، تاری دید یکطرفه همراه با دیدن هاله اطراف نور می‌باشد. درمانی مشابه نوع حاد است.

اين بيمارى علل مشابه با گلوکوم حاد زاويه بسته دارد ولى حملات افزايش فشار داخل چشم در اينها مدت کمترى مى‌ماند و حالت راجعه دارد.

این بیماری مشابه گلوکوم زاويه بسته نوع حاد است، فقط حملات افزایش فشار داخل چشم در اینها مدت کمتری می‌ماند و حالت راجعه دارد. حملات خودبخود رفع می‌شوند. گاه به فرم حاد تبدیل می‌شوند.

علایم :

حملات کوتاه مدت و راجعه درد

قرمزی، تاری دید یکطرفه همراه با دیدن هاله اطراف نور

درمان آن، مشابه نوع زاویه بسته حاد اولیه است.

هرچند حملات خودبه‌خود رفع مى‌شوند. ولى کم‌کم باعث آسيب زاويه اتاق قدمى و سينشى قدامى محيطى مى‌شوند. گاه به فرم حاد تبديل مى‌شوند.

علائم بيمارى شامل است بر: حملات کوتاه‌مدت و راجعه درد، قرمزى و تارى ديد يکطرفه همراه با ديدن هاله اطراف نور.

حملات اغلب هنگام عصر رخ مى‌دهد و طى شب رفع مى‌شوند.

در بين حملات ممکن است فقط بتوان تنگى را کشف کرد. بيمارى را مى‌توان با گونيوسکوپى اثبات کرد. درمان مشابه گلوکوم زاويه بسته اوليه است.

گلوکوم زاويه بسته حاد اوليه

گلوکوم زاويه بسته حاد اوليه وقتى رخ مى‌دهد که برآمده شدن محيطى عنبيه در زاويه اتاق قدامى انسداد ايجاد کند و به اين ترتيب کاهش خروج زلاليه باعث افزايش حاد فشار داخل چشم شود. اين افراد عموماً از قبل تنگى زاويه دارند (عمدتاً افراد هيپراپ).

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اين حالت همچنين در افراد پير به‌علت بزرگ شدن عدسى شايع است.

حملات آن معمولاً هنگام عصر به‌علت گشاد شدن نسبى مردمک و يا هنگام استفاده از داروى ميدرياتيک جهت معاينه فوندوس رخ مى‌دهد.

اگر ايجاد ميدرياز جهت معاينه فردى با اتاق قدامى کم عمق (براساس تاباندن نور مماس بر عنبيه يا گونيوسکوپي) لازم است، بهتر است از داروهاى کوتاه اثر نظير تروپيکاميد استفاده شود.

گلوکوم زاويه بسته حاد با شروع ناگهانى تارى‌ ديد شديد و سپس درد طاقت‌فرسا، قرمزى چشم، ديدن هاله‌هاى نور، تهوع مه آلود شدن قرنيه، مردمک بى‌حرکت و نيمه گشاد (Fixd middilated P) و پرخونى مژگانى مشخص مى‌شود. گونيوسکوپى چشم مقابل، حائز اهميت است.

التهاب حاد عنبيه را به کمک فتوفوبى بيشتر، بالا نبودن فشار داخل چشم، تنگى مردمک، عدم وجود ادم قرنيه، سلول و flare فراوان در اتاق قدامى مى‌توان از گلوکوم حاد تمايز داد، هرچند هر دو پرخونى مژگانى مى‌دهند.

کنژونکتيويت حاد را مى‌توان توسط اندک بودن درد يا عدم وجود درد، نبودن کاهش بينائي، وجود ترشح در چشم، التهاب شديد ملتحمه، فقدان پرخونى مژگاني، طبيعى بودن فشار داخل چشم، پاسخ طبيعى مردمک به نور و شفافيت قرنيه از گلوکوم حاد تمايز داد.

تأخير در درمان گلوکوم حاد باعث چسبيدن عنبيه محيطى به شبکه ترابکولار (سينشى قدامى دائمي) مى‌شود که نيازمند جراحى است. درمان گلوکوم زاويه بسته حاد يک فوريت چشم‌پزشکى است. مى‌توان درمان را با استازولاميد داروهاى هيپراسموتيک و بتابلوکرهاى موضعى شروع کرد و سپس پيلوکارپين ۴% به ميزان ۱ قطره‌ هر ۱۵ دقيقه براى ۲-۱ ساعت تجويز نمود.

اپى‌نفرين بسته بودن زاويه را تشديد مى‌کند لذا مصرف آن ممنوع است. در صورت کنترل فشار داخل چشم با دارو، در هر دو چشم (در چشم غير مبتلا به‌عنوان پيشگيري) ايريدکتومى محيطى با ليزر (و در صورت شکست، ايريدکتومى جراحي) ضرورى است.

گلوکوما زاویه‌ بسته‌ اولیه‌

آب‌ سیاه یا گلوکوما (glaucoma)‏ نوع‌ زاویه‌ بسته‌ اولیه‌ عبارت‌ است‌ از یك‌ نوع‌ بیماری‌ چشم‌ كه‌ در آن‌ مایعی‌ كه‌ به‌ طور طبیعی‌ به‌ چشم‌ وارد و از آن‌ خارج‌ می‌شود به‌ طور ناگهانی‌ گیر می‌افتد. این‌ گیر افتادن‌ ناگهانی‌ باعث‌ درد شدید و از دست‌ رفتن‌ بینایی‌ می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  علایم‌ شایع‌ گلوکوما نوع‌ زاویه‌ بسته‌ اولیه‌ به شرح زیر است :

▪ درد چشم‌ و سردرد شدید و ضربان‌دار قرمزی‌ چشم‌
▪ تاری‌ دید یا دیدن‌ هاله‌ در اطراف‌ نورها
▪ كره‌ چشم‌ سفت‌ و حساس‌ می‌شود.

گشادشدن‌ مردمك‌ و عدم‌ پاسخ‌ آن‌ به‌ نور (مردمك‌ در حالت‌ عادی‌ در اثر تابش‌ نور تنگ‌ می‌شود).
گاهی‌ به‌ علت‌ درد شدید در چشم‌ ممكن‌ است‌ تهوع‌، استفراغ‌ و ضعف‌ رخ‌ دهد.

● علل‌

▪ علت‌ دقیق‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌.
● عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر
▪ سن‌ بالای‌ ۶۰ سال‌
▪ سابقه‌ خانوادگی‌ آب‌ سیاه‌ یا دوربینی‌
▪ استفاده‌ از بعضی‌ از داروها كه‌ باعث‌ مهار سیستم‌ كولینرژیك‌ (پاراسمپاتیك‌) می‌شوند.

● پیشگیری‌

مرتباً تحت‌ معاینه‌ چشم‌ قرار گیرید تا قبل‌ از شروع‌ علایم‌ بتوان‌ آب‌ سیاه‌ را كشف‌ كرد. اگر بیش‌ از ۴۰ سال‌ دارید، باید فشار داخل‌ چشمتان‌ سالانه‌ حداقل‌ یك‌ بار اندازه‌گیری‌ شود. اندازه‌گیری‌ فشار چشم‌ ساده‌ و بدون‌ درد است‌.

● عواقب‌ مورد انتظار

▪ اگر درمان‌ زود آغاز شود می‌توان‌ علایم‌ را كنترل‌ نمود.
● عوارض‌ احتمالی‌
▪ اگر درمان‌ به‌ تأخیر افتد یا موفقیت‌آمیز نباشد، امكان‌ دارد آن‌ چشم‌ بینایی‌ خود را به‌ طور كامل‌ از دست‌ بدهد.

● درمان‌

بستری‌ شدن‌ به‌ هنگام‌ حمله‌ حاد آب‌ سیاه‌. برای‌ پایین‌ آوردن‌ فشار بسیار بالای‌ چشم‌ از داروهای‌ مختلف‌ (قطره‌، قرص‌، سرم‌) ممكن‌ است‌ استفاده‌ شود.

جراحی‌ (سوراخ‌ كردن‌ عنبیه‌ با لیزر) برای‌ پیشگیری‌ از بروز حملات‌ آب‌ سیاه‌ در صورتی‌ كه‌ دیگر درمان‌ها موفقیت‌آمیز نباشند. با ایجاد این‌ سوراخ‌ كوچك‌ در قسمت‌ محیطی‌ عنبیه‌ به‌ مایع‌ درون‌ چشم‌ اجازه‌ تخلیه‌ داده‌ می‌شود. با این‌ كار ممكن‌ است‌ بتوان‌ حملات‌ آب‌ سیاه‌ را تحت‌ كنترل‌ در آورد، اما برای‌ كنترل‌ فشار چشم‌ ممكن‌ است‌ تجویز دارو همچنان‌ ضروری‌ باشد.

● داروها

▪ به‌ هنگام‌ بستری‌، برای‌ كنترل‌ فشار داروهایی‌ داخل‌ رگ‌ تزریق‌ می‌شوند.
پس‌ از جراحی‌، ممكن‌ است‌ نیاز به‌ قطره‌های‌ چشمی‌ برای‌ كم‌ كردن‌ فشار داخل‌ چشم‌ وجود داشته‌ باشد. حتی‌ در صورت‌ رفع‌ علایم‌ یا بروز ناراحتی‌ گاه‌گاهی‌ در اثر قطره‌های‌ چشمی‌، دستور دارویی‌ را به‌ دقت‌ پیگیری‌ و رعایت‌ كنید.

● فعالیت‌

پس‌ از درمان‌، فعالیت‌های‌ عادی‌ خود را تدریجاً از سر گیرید و سعی‌ كنید خسته‌ نشوید.

● رژیم‌ غذایی‌
▪ رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.

● در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمایید

اگر شما یا یكی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ آب‌ سیاه‌ حاد چشم‌ را دارید. این‌ یك‌ اورژانس‌ است‌!

اگر دچار علایم‌ جدید و غیرقابل توجیه شده اید‌. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

گلوکوم مزمن‌ زاویه‌ باز

آب‌ سیاه یا گلوکوما (glaucoma)‏ نوعی بیماری چشم است که در آن به علت افزایش شدید فشار مایع درون چشم، دید از بین می‌‏رود. گلوکوم می تواند سبب آسیب عصب بینایی و در نتیجه کوری شود. این بیماری در آغاز هیچ علامتی ندارد ولی می تواند در طول چند سال سبب کاهش بینایی و نهایتاٌ کوری شود. درمان زودرس می تواند مانع پیشرفت بیماری و کاهش دید بیمار گردد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، گلوکوم یا آب‌ سیاه‌ چشم‌، نوع‌ مزمن‌ زاویه‌ باز عبارت‌ است‌ از یك‌ نوع‌ بیماری‌ مزمن‌ چشم‌ كه‌ در آن‌ مایعی‌ كه‌ به‌ طور طبیعی‌ به‌ چشم‌ وارد و از آن‌ خارج‌ می‌شود تدریجاً گیر می‌افتد. این‌ تجمع‌ مایع‌ در چشم‌ موجب‌ آسیب‌ رسیدن‌ به‌ عصب‌ بینایی‌ و درجاتی‌ از نابینایی‌ می‌شود.

آب‌ سیاه‌ مزمن‌، برعكس‌ آب‌ سیاه‌ حاد، معمولاً درد ایجاد نمی‌كند. بیماری‌ آب‌ سیاه‌ مزمن‌ چشم‌ در تمام‌ سنین‌ می‌تواند به‌ وجود آید، اما در افراد بالای‌ ۴۰ سال‌ شایع‌تر است‌. علایم‌ شایع‌ عبارت است از:

● مراحل‌ اولیه‌:

▪ از دست‌ رفتن‌ دید محیطی‌ در نواحی‌ كوچك‌ از میدان‌ دید
▪ تاری‌ دیدی‌ در یك‌ طرف‌ در سمت‌ بینی‌ میدان‌ دید
● مراحل‌ پیشرفته‌:
▪ بزرگتر شدن‌ نواحی‌ از دست‌ رفتن‌ دید، معمولاً در هر دو چشم‌
▪ سفت‌ شدن‌ كره‌ چشم‌
▪ دیدن‌ هاله‌ در اطراف‌ نورها
▪ وجود نقاط‌ كور در میدان‌ دید
▪ نامناسب‌ بودن‌ دید در شب‌
● علل‌
علایم‌ در اثر تجمع‌ مایع‌ و افزایش‌ درون‌ چشم‌ و در نتیجه‌ آسیب‌ رسیدن‌ به‌ رشته‌های‌ عصب‌ چشمی‌ به‌ وجود می‌آیند. وقتی‌ علایم‌ زیر در فرد وجود داشته‌ باشند امكان‌ دارد شك‌ به‌ وجود بیماری‌ آب‌ سیاه‌ مزمن‌ چشم‌ برانگیخته‌ شود: عوض‌ كردن‌ مداوم‌ عدسی‌ عینك‌، سردرد خفیف‌ یا اختلالات‌ مبهم‌ بینایی‌، دیدن‌ هاله‌ در اطراف‌ لامپ‌ها، یا عدم‌ توانایی‌ در تطبیق‌ بینایی‌ از روشنایی‌ به‌ تاریكی‌.
● عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر
▪ سن‌ بالای‌ ۶۰ سال‌
▪ سابقه‌ خانوادگی‌ آب‌ سیاه‌ حاد یا مزمن‌ چشم‌
▪ دیابت‌
بیماران‌ باید توجه‌ داشته‌ باشند كه‌ بسیاری‌ از داروها فشار داخل‌ چشم‌ را بالا می‌برند و موجب‌ بدتر شدن‌ بیماری‌ می‌شوند. این‌ داروها عبارتند از قرص‌های‌ سرماخوردگی‌ و آلرژی‌، آنتی‌هیستامین‌ها، آرام‌بخش‌ها، داروهای‌ كورتیزونی‌، و داروهای‌ مختلف‌ برای‌ مشكلات‌ معده‌ و روده‌.
● پیشگیری‌
از چشم‌ پزشك‌ خود بخواهید در هر بار معاینه‌ چشم‌، فشار چشم‌ شما را نیز اندازه‌ بگیرد. توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ پس‌ از ۴۰ سالگی‌ باید حداقل‌ سالی‌ یك‌ بار معاینه‌ چشم‌ انجام‌ شود.
در صورت‌ بروز هرگونه‌ تغییر در بینایی‌ به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنید.
● عواقب‌ مورد انتظار
علایم‌ معمولاً با درمان‌ برطرف‌ می‌شوند. درمان‌ آب‌ سیاه‌ چشم‌ تا آخر عمر باید ادامه‌ یابد. اگر آب‌ سیاه‌ به‌ موقع‌ تحت‌ درمان‌ قرار گیرد، اشكال‌ دایمی‌ در بینایی‌ به‌ وجود نمی‌آید.
‌● عوارض‌ احتمالی‌
از دست‌ دادن‌ بینایی‌ قبل‌ از این‌ كه‌ سایر علایم‌ آغاز شوند.
● درمان‌
معاینات‌ چشم‌ از جمله‌ تونومتری‌ یا فشارسنجی‌ (اندازه‌گیری‌ فشار درون‌ كره‌ چشم‌).
این‌ بیماری‌ را نمی‌توان‌ معالجه‌ قطعی‌ كرد، اما علایم‌ آن‌ را می‌توان‌ كنترل‌ نمود. در اكثر اوقات‌ می‌توان‌ فشار چشم‌ را با دارو تا حدی‌ پایین‌ آورد كه‌ از آسیب‌ به‌ عصب‌ چشمی‌ و از دست‌ دادن‌ احتمالی‌ بینایی‌ در آینده‌ جلوگیری‌ شود.
در صورتی‌ كه‌ با قطره‌های‌ چشمی‌ نتوان‌ بیماری‌ را كنترل‌ نمود، می‌تواند از جراحی‌ با لیزر كمك‌ گرفت‌.
● داروها
▪ قطره‌های‌ چشمی‌ برای‌ كاهش‌ فشار داخل‌ چشم‌ تجویز خواهند شد. دستورات‌ و برنامه‌ درمانی‌ را به‌ دقت‌ پیگیری‌ كنید، حتی‌ اگر علایم‌ تخفیف‌ یابند.
▪ داروهای‌ ادرارآور (دیورتیك‌) برای‌ كاهش‌ تولید و در نتیجه‌ كاهش‌ تجمع‌ مایع‌ در چشم‌.
● فعالیت‌
محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد.
● رژیم‌ غذایی‌
▪ رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.
● در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمایید
▪ اگر شما یا یكی‌ از اعضای‌ خانواده تان علایم‌ آب‌ سیاه‌ مزمن‌ چشم‌ را دارید.
▪ اگر قطره‌های‌ چشمی‌ غیرقابل‌ تحمل‌ شوند
▪ اگر هرگونه‌ علامت‌ عفونت‌ چشم‌ مثل‌ تب‌ ظاهر شود.
▪ اگر شما دچار درد چشم شده اید.
▪ اگر قرمزی چشم دارید.
▪ اگر تغییرات‌ ناگهانی‌ بینایی در خود احساس می كنید.‌

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »