علل نازایی زنان

آزادشدن دوره‌ای تخمک برای بارداری ضروری است. سایر عوامل مؤثر عبارتند از ریتم قاعدگی، دمای پایه بدن، فاکتورهای تخمدان، لوله رحم، واژن و اندومتریوز (وجود بافت رحم در مکانی غیر از رحم.)

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، واژن و ترشحات آن در تغذیه، ذخیره و حرکت تدریجی اسپرم‌ها به قسمت‌های بالاتر و محافظت آنها از محیط اسیدی واژن نقش مهمی دارد.

مشکلاتی که به نازایی ناشی از عدم تخمک‌گذاری مربوط هستند عبارتند از: سندرم تخمدان پلی کیستیک، نارسایی زودرس تخمدان، افزایش هورمون پرولاکتین، اختلال تیروئید و نقایص فاز ترشحی و اختلال سیستم ایمنی مثل ویتیلیگو (لک و پیس)، کم کاری پاراتیروئید، دیابت، کم خونی، نارسایی غده‌های تیروئید و فوق کلیه.

عوامل رحمی بیشتر باعث سقط جنین می‌شوند تا نازایی. فیبروم‌ها و اندومتریوز از علل مهم رحمی در نازایی می‌باشند.

مواردی که علل نازایی زنان را شامل می شود:

1 ـ اختلالات تخمك‌گذاری كه به طور عمومی از آن به عنوان تنبلی تخمدان یاد می‌شود كه جزو علل شایع نازایی بوده، ژنتیك در بروز آن نقش دارد و از بیماری‌هایی است كه درمان‌های متنوعی برای آن یافت شده و معمولا خوش عاقبت‌تر از سایر علل نازایی است.

2 ـ اختلالات در لوله‌های رحمی كه حدود 30 تا 40 درصد از علل نازایی در زنان است. انسداد لوله‌های رحمی می‌تواند به دلیل عفونت‌های مكرر لگنی، مشكلات مادرزادی، چسبندگی ناشی از بیماری اندومتریوز یا چسبندگی ناشی از عمل جراحی باشد. راه تشخیص این بیماری هیستروسالپنگوگرافی یا عكسبرداری از رحم با مواد حاجب رادیولوژی است كه هر چند روش دردناكی است اماروش تشخیصی دقیق و مطمئنی است.

3ـ اختلال در ذخیره تخمدانی كه در واقع به دلیل مشكلات ژنتیك، اشعه و برخی داروها، تخمدان‌ها به طور زودرس از كار افتاده و دیگر تخمك‌گذاری نمی‌كنند. این بیماری در واقع نوعی یائسگی زودرس است.

4ـ اختلال در شكل رحم كه علت چندان شایعی نیست و بیشتر مواقع منجر به سقط‌های مكرر (نه‌ناباروری) می‌شود. این بیماری نیز با هیستروسالپنگوگرافی قابل تشخیص است.باید دانست كه فیبروم‌ها(میوم‌ها)ی رحمی برخلاف تصور عمومی منجر به نازایی نمی‌شوند.

5 ـ اختلالات سرویكس (دهانه رحم) كه حدود 5 درصد از علل نازایی در زنان را تشكیل می‌دهد و می‌تواند ژنتیك باشد.

6 ـ در نهایت بیماری‌های ایمونولوژیك یا سیستمیك مثل نارسایی كلیه و كم كاری تیروئید كه ضمن از كار انداختن سیستم‌های دیگر بدن موجب اختلال در عملكرد سیستم تناسلی و نازایی می شود

سندرم تخمدان پرکيست

سندرم تخمدان پر کيست (PCO) وضيعتي است که اغلب با قاعدگي نامنظم ، افزايش رشد موهاي زائد ( هيرسوتيسم) و چاقي مشخص مي شود. اما مي تواند زنان را به اشکال متفاوت مبتلا کند. قاعدگي هاي نامنظم يا سنگين مي توانند علامتي از اين وضعيت در بالغين باشد. سندرم تخمدان پرکيست امکان دارد در زماني که خانمي براي باردار شدن مشکل دارد بارز شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، علائم و نشانه هاي سندرم تخمدان پر کيست از اختلال در چرخه توليد مثل منشاء مي گيرد. که بصورت طبيعي هر ماهه با آزاد شدن يک تخمک از تخمدان ( تخمک گذاري ) تکميل مي شود. نام اين وضعيت از ظاهر تخمدانها، در زناني که اين اختلال را دارند گرفته شده است. ( تخمدان بزرگ و پر از کيست است) اين کيست ها فوليکولهايي هستند که از کيسه هاي مايع حاوي تخمکهاي نابالغ پرشده اند.

گرچه اين وضعيت از زمانهاي دور ذکر شده است، اولين بار در سال 1930 وقتي که ايرونگ استاين و ميشل لونتال در مورد گروهي از زنان بدون دوره هاي قاعدگي که داراي تخمدانهاي بزرگ و پر کيست نوشتند د رکتب پزشکي توضيح داده شد. گاهي پزشکان اين وضعيت را استاين – لونتال ، تخمدانهاي پر کيست يا سندرم تخمدان پرکيست هم مي نامند.

سندرم تخمدان پر کيست يکي از اختلالات شايع هورموني در سنين باروري در زنان در ايالات متحده است که حدود 5 تا 10 درصد افراد را گرفتار مي کند. تشخيص زود هنگام و درمان تخمدان پرکيست مي تواند خطر عوارض طولاني مدت مانند ديابت و بيماري قلبي را کم کند .
سندرم تخمدان پر کيست اختلالي است که باعث قاعدگي نامنظم و افزايش هورمون مردانه مي شود. تخمدانها کيست پيدا مي کنند و ممکن است نتوانند تخمک آزاد کنند.

علائم و نشانه ها

زناني که سندرم تخمدان پر کيست دارند ممکن است هر کدام از چندين علامت را به شدت متفاوت نشان دهند. کميته اي از انستيتو ملي سلامت آمريکا سه معيار براي تشخيص اين اختلال تعيين کرده است.

– قاعدگي نامنظم يا فقدان قاعدگي

اين شايعترين يافته در سندرم تخمدان پر کيست است. قاعدگي نامنظم به معناي داشتن چرخه هاي قاعدگي است که در فواصل طولاني تر از 35 روز يا کمتر از 8 بار در سال اتفاق مي افتد. اين وضعيت ممکن است در هنگام بلوغ و شروع قاعدگي آغاز شود.

– هورمون مردانه زياد

افزايش سطوح هورمونهاي مردانه ممکن است منجر به علائم فيزيکي مانند رويش موهاي بلند و ضخيم در صورت و سينه، زير شکم ، پشت ، بالاي بازوها يا بالاي پاها شود.جوش صورت و طاسي مدل مردانه بشود . به هر حال همه زناني که سندرم تخمدان پر کيست دارند علائم فيزيکي ازدياد هورمون مردانه را نشان نمي دهند. آزمايشات خوني براي تشخيص سطح بالاي هورمون مردانه در دسترس است.

– رد کردن ساير وضعيتهايي که باعث ازدياد هورمون مردانه و قاعدگي غير طبيعي مي شوند.علل بالقوه مانند هيپوتيروئيدي – وضعيتي که در آن بدن هورمون تيروئيد کمي ترشح مي کند– هم مي توانند باعث ايجاد علائم شوند. هيپوتيروئيدي مي تواند باعث قطع قاعدگي شود. علت محتمل ديگر افزايش پرولاکتين است که در آن غده هيپوفيز هورمون پرولاکتين زيادي ترشح مي کند.اين هورمون تحريک کننده توليد شير از غدد شيري است و تخمک گذاري را مهار مي کند.

منابع ديگري براي افزايش هورمون مردانه، مي تواند وجود تومور در غدد فوق کليوي يا تخمدانها باشد. غده فوق کليه غده کوچکي نزديک کليه است که هورمونهاي مردانه و هورموني به نام کورتيزون را ترشح مي کند.حضور کيستهاي تخمداني که در سونوگرافي توسط پزشک تشخيص داده مي شود،مي توانند نشانه سندرم تخمدان پرکيست باشند. زني ممکن است تخمدانهاي پرکيستي داشته باشد ولي سندرم تخمدان پر کيست نداشته باشد . از سوي ديگر زني با سندرم تخمدان پر کيست ممکن است تخمدانهائي با ظاهر طبيعي داشته باشد.

بسياري از زنان مبتلا به سندرم تخمدان پر کيست چاق هستند. به نظر مي رسد توزيع چربي بر شدت علائم اثر مي گذارد. يکي مطالعه نشان داد که زناني که چاقي مرکزي دارند ( وجود چربي در قسمت مياني بدن يا تنه ) هورمون مردانه، سطح قند و چربي بالاتري نسبت به زناني که تجمع چربي آنها در اندمها است دارند.

وضعيت هاي احتمالي ديگري که با PCO همراه مي شوند اين موارد هستند:

– نازايي

– آکانتوزيس نيگريکانس ( پوست بنفش تيره در اطراف گردن ، گودي بازو، داخل ران ، زير پستانها و نواحي تناسلي )
– درد مزمن لگني

علتها

فرآيند چرخه توليد زنان بوسيله سطوح نوساني هورمونهايي که در مغز توليد مي شود مانند هومورن LH و FSH و هورمونهاي تخمداني تنظيم مي شوند.تخمدانها هورمونهاي زنانه استروژن و پروژسترون و همچنين هورمونهاي مردانه را ترشح مي کنند. هورمونهاي مردانه شامل ” تستسترون ” و ” آندروستن دي ان ” و ” دي هيدرواپي آندروستن (DHEA) ” هستند و به طور کلي هورمونهاي مردانه ناميده مي شوند.

در PCO بدن زن هورمونهاي مردانه زيادي توليد مي کند. تخمدانها تخمک هاي کمتري از زمان طبيعي توليد مي کنند (کم تخمک زايي)، ممکن است اصلاً هيچ تخمکي آزاد نکنند( عدم تخمک گذاري) در غياب تخمک گذاري چرخه قاعدگي نامنظم يا غايب است.پزشکان دليل PCO را نمي دانند ولي تحقيقات ارتباطاتي را بين افزايش انسولين ( هورموني که در لوزالمعده توليد مي شود و به سلولها اجازه استفاده از قند را که اولين منبع انرژي بدن است مي دهد ) پيشنهاد کرده اند. تصور مي شود که انسولين توسط چندين مکانيسم توليد هورمون مردانه توسط تخمدانها را افزايش مي دهد.

عوامل خطر

مطالعات نشان مي دهد که زناني که خواهراني با PCO دارند احتمال بيشتري براي ايجاد اين وضعيت دارند. تحقيقات ديگر ارتباطاتي را بين PCO و سابقه خانوادگي توليد هورمون مردانه زيادي، مقاومت به انسولين ، اختلالات قاعدگي و پرمويي نشان مي دهند.چه زمان بايد بدنبال توصيه پزشکي بود.

تشخيص زود هنگام PCO مي تواند به کاهش خطر عوارض دراز مدت مانند ديابت و بيماري قلبي کمک مي کند. در صورتيکه قاعدگي هاي نامنظم يا سنگين داريد، اضافه وزن داريد، رشد موهاي زائد صورتتان زياد است و جوش مي زنيد با پزشک خود مشورت کنيد .پزشک ممکن است شما را به يک متخصص غدد معرفي کند.

غربالگري و تشخيص

پزشکتان ممکن است شما را از نظر بيماريهاي قلبي عروقي، هورموني و توليد مثلي ارزيابي کند. او ممکن است تاريخچه علائم شما را بگيرد و يک معاينه باليني کامل شامل معاينه لگن انجام دهد. ساير آزمايشات ممکن شامل موارد زير است :

– آزمايشات خوني

امکان دارد خون شما براي انجام اندازه گيريهايي آزمايشگاهي جهت اندازه گيري سطح چند هورمون گرفته شود. اين هورمونها شامل تستوسترون، DHEA و آندروستن دي ان ، LH و FSH پروژسترون و پرولاکتين و هورمون تحريک کننده تيروئيد ( TSH ) که آزاد شدن هورمون تيروئيد از غده تيروئيد را تحريک مي کند باشد. به همين شکل احتمالاً ميزان قند ناشتا ، کلسترول و تري گليسيريد هم اندازه گيري مي شود.

– سونوگرافي

پزشک ممکن است براي اندازه گيري ضخامت رحم درخواست سونوگرافي کند. سونوگرافي بدون درد است. زماني که شما به آرامي بر روي تخت معاينه قرا گرفته ايد، يک وسيله کوچک روي بدن شما قرا مي گيرد. اين دستگاه امواج صوتي غيرقابل شنيدن را که به شکل تصاويري در کامپيوتر ظاهر مي شوند به تصوير مي کشد.

– نمونه برداري از لايه داخل رحم

براي تعيين وضعيتهاي پيش سرطاني که مي توانند باعث خونريزي غير طبيعي از رحم شوند، اين کار انجام مي شود. که معمولاً يک روش بدون بي حسي است و مي تواند در مطب هم انجام شود. در اين روش پزشک يک نمونه بافتي را از لايه داخل رحم شما براي تحليلهاي آزمايشگاهي برمي دارد.

عوارض

زنان داراي PCO در خطر ديابت نوع 2 ( که نام ديگر ديابت غير وابسته به انسولين مي باشد و در بزرگسالي بيشتر ديده مي شود )، فشار خون، افزايش تري گلسيريد، کاهش کلسترول خوب و بيماريهاي قلبي هستند. از آنجا که PCO باعث مختل شدن چرخه توليد مثل مي شود و رحم در معرض ميزان ثابتي از استروژن قرار مي گيرند. زنان داراي PCO در خطر بيشتري براي خونريزي هاي غيرطبيعي رحمي و سرطان لايه داخلي بدن هستند.

درمان

درمان PCO بستگي به توانگري اصلي هر زن مثل نازائي ، پرموئي ، جوش يا چاقي دارد . در طولاني مدت مهمترين جنبه درمان کنتـــرل خطرات قلبي عروقي مانند چاقي ، کلسترول بالا ، ديابت و فشارخون بالاست . احتمالاً پزشک از شما مي خواهد که بطور منظم به او مراجعه کنيد تا معاينه باليني انجام دهد، فشارخون و سطوح قندخـــون ناشتا را براي کمک به تصميمات درماني پيوسته اندازه گيري کند.

زنان باردار داراي PCO که اضافه وزن دارند علايم و نشانه هاي شديدتري دارند .
چاقي مقاومت به انسولين را بدتر ميکند . کاهش وزن ميتواند سطوح هورموني مردانه و انسولين را کم کند . بهر حال ممکن است نسبت به زنان ديگر مشکل بيشتري در کم کردن وزن داشته باشيد يک متخصص تغذيه را ببينيد و يک برنامه غذائي کاهش وزن دريافت نماييد . پزشک ممکن است يک يا چند نوع از داروهاي زير را براي کمک به کنترل علايم و خطرات همراه با PCO تجويز کند.

داروهائي براي تنظيم چرخه قاعدگي

اگر قصد باردار شدن نداريد، پزشک ممکن است قرصهاي جلوگيري از بارداري کم هورمون را که حاوي استروژن و پروژسترون صناعي هستند تجويز کند. اين داروها توليد هورمون مردانه را کم ميکنند و جلوي توليد دائمي استروژن در بدن را ميگيرند. اين داروها خطر سرطان لايه داخلي رحم را کم ميکنند و خونريزي غيرطبيعي را تصحيح مي نمايند.

درمان جايگزين ديگر دريافت پروژسترون به مدت 10 تا 14 روز در ماه است.

اين دارو چرخه قاعدگي را تنظيم ميکند و از سرطان لايه داخلي رحم جلوگيري ميکند اما سطوح هورمون مردانه را بهبود نمي بخشد.

تحقيقات استفاده از متفورمين را براي درمان PCO ارزيابي ميکنند، اين دارو بصورت خوراکي در درمان ديابت نوع 2 استفاده ميشود. متفورمين از توليد و آزادسازي قند از کبد جلوگيري ميکند و بنابراين براي انتقال قند به سلولها به انسولين بيشتري نياز است. چندين کار آزمائي باليني دريافته اند که متفورمين تخمک گذاري را بهبود بخشيده و سطوح هورمون مردانه را در زنان دچار PCO کاهش داده است . اميد است متفورمين در طولاني مدن عوارض قلبي عروقي ناشي از PCOرا کم کند.

داروهائي براي کاهش رشد مو

پزشک ممکن است براي تعديل اثرات ناشي از افزايش هورمون داروهايي را تجويز کند. اسپيرنولاکتون(آلداکتون)اثر هورمونهاي مردانه را متوقف ميکند و توليد هورمونهاي جديد مردانه را متوقف ميکند . اسپيرنولاکتون يکي از داروهاي دفع کننده آب است و ممکن است باعث شود بيش از روزهاي ديگر ادرار کنيد. عوارض جانبي ديگر آن ، خشکي پوست، سوزش سردل ، سردرد و خستگي است. ديگر داروهاي ضدهورمون مردانه فيناستريد و فلوتاميد هستند اما اين داروها گرانتر از اسپيرنولاکتون هستند و عوارض جانبي بيشتري دارند.

داروهايي براي دستيابي به حاملگي

ممکن است براي حاملگي نياز به داروهائي براي تحريک تخمک گذاري داشته باشيد. کلوميفن يک داروي ضد استروژن است که 5 روز در هفته در اولين بخش چرخه قاعدگي استفاده ميشود. اگر کلوميفن به تنهائي موثر نباشد ممکن است در همراهي با آن نياز به کورتيکواستروئيدها ، ترکيبي از LH و FSH بنام گونادوتروپين يا FSH به تنهائي داشته باشيد .

جراحي

اگر داروها به ايجاد و حاملگي کمک نکنند ، پزشک امکان دارد توصيه به يک جراحي سرپائي بنام لاپاراسکوپي تخمدان کند . در اين روش جراح برش کوچکي روي شکم ميدهد و لوله اي را که به يک دوربين کوچک وصل است ( لاپاراسکوپ ) در آن قرار ميدهد . دوربين تصاويري با جزئيات از تخمدانها و اندامهاي لگني مجاور آن در اختيار جراح قرار ميدهد . سپس جراح وسايل جراحي را از برشهاي کوچک پوستي ديگر وارد ميکند . و از جراحي ليزر يا الکتريکي براي ايجاد سوراخهايي در فوليکولهاي بزرگ شده در سطح تخمدانها استفاده ميکند .

هدف اين کار تحريک تخمک گذاري با کاهش سطوح LH و هورمونهاي مردانه است.

پزشکان مطمئن نيستند اين چگونه اتفاق مي افتد. يک فرضيه اين است که سوراخ کردن سلولهاي تخمداني توليد کننده هورمون را تخريب ميکند .برداشتن موها چندين راه براي برداشتن موها وجود دارد. اين موارد برداشتن با تيغ plucking  و استفاده از ژلها و کرمها و لوسيونها است. بهرحال برداشتن موها امکان دارد که پوست را تحريک کند بنابراين از راهنمائي هاي موجود در بسته استفاده کنيد و ميزان کمي از آن را روي ناحيه اي دلخواه از پوست براي تعيين اينکه آيا برايتان مناسب است يا خير امتحان کنيد.

درمان هفته ها ادامه خواهد داشت . بعد از آن ميتوانيد درمان را تکرار کنيد.ساير انتخابها براي برداشتن مو شامل موارد زير است .

الکتروليز
براي برداشتن دائمي موهاي زائد ، بعضي از زنان علاوه بر درمان طبي تحت الکتروليز هم قرار ميگيرند. در اين روش سوزن نازکي داخل فوليکول مو قرار داده ميشود و از جريان الکتريکي براي از بين بردن فوليکول مو استفاده ميشود. از آنجا که تنها يک فوليکول در هر مرتبه درمان ميشود ، اين روش براي نواحي بزرگ بدن مفيد نيستند .

کيتهاي الکتروليز خانگي بي اثر هستند چرا که فوليکول در عمق مو قرار دارد بنابراين سعي کنيد يک کارشناس الکترولوژيست اين کار را برايتان انجام دهد .

درمان ليزر

ماده اي که به مو رنگ مي دهد، ملانين نام دارد. اين ماده نور را از ليزر جذب کرده و آن را تبديل به حرارت مي کند که باعث از بين رفتن فوليکول مو مي شود. نياز به چندين مرحله درمان است. درمان ليزر بيشترين اثر را برروي موهايي که در مرحله رشد هستند دارد و همه موها در يک مرحله يکسان رشدي قرار ندارند. اين روش مي تواند در هر محلي در بدن به جز اطراف چشمها به کار گرفته شود.

ليزر درماني بيش از همه در افرادي با موهاي تيره و پوست روشن قابل استفاده است. علاوه بر مو، پوست هم رنگ خود را از ملانين مي گيرد و پوست تيره با ملانين بيشتر مي تواند، انرژي ليزر بيشتري را جذب کند که منجر به آسيب پوست و بي رنگ شدن آن مي شود. به هرحال پزشکان شروع کرده اند به استفاده از وسايل و تکنيکهاي ليزرئي که نتايج بهتري را براي افراد تيره پوست دارند.

مراقبت از خود

ممکن است توصيه هاي گيج کننده اي را از رسانه هاي ارتباط جمعي، گروههاي حمايتي و کارشناسان بهداشتي در مورد نقش تغذيه در کنترل وزن شنيده باشيد. بيشترين عدم توافقات مربوط به نقش کربوهيدراتها است. کربوهيدراتهاي با زنجيره هاي بلند مثل گلوکز که نوعي قند است مي باشند. دستگاه گوراشي شما اين زنجيره ها را به مولکولهاي کوچک قند که وارد جريان خون شما شده و باعث آزاد شدن انسولين مي شود تقسيم مي کند.

رژيم غذايي کم چرب و پرکربوهيدرات که در سالهاي اخير عموميت يافته مي تواند سطح انسولين را افزايش دهد. بسياري از کارکنان تغذيه و سلامتي به زنان دارايPCO توصيه مي کنند که رژيم کم کربوهيدارت داشته باشند. به هر حال رژيمي که براي جبران کاهش کربوهيدرات ، پروتئين بيشتري را توصيه کند ممکن است جذب چربيهاي اشباع را افزايش دهد، سطح کلسترول خون شما را زياد کند و خطر بيماري قلبي را در شما بيشتر و بيشتر نمايد.

بعضي برنامه هاي رژيمي PCO کربوهيدرات را به درصد مشخصي از کالري محدود مي کند. مثلاً 40 تا 45 درصد کالري کل. بقيه رژيمها توصيه به خوردن کربوهيدراتهاي پرفيبر مي کنند. هر چه غذايي فيبر بيشتري داشته باشد آهسته تر هضم شده و سطح قند خون آهسته تر زيادمي شود. کربوهيدراتهاي پر فيبر شامل نان و غلات کامل، ماکاروني کامل، برنج قهوه اي و لوبياها است .

رژيم بسيار کم کربوهيدرات هدف مطلوبي نيست. کربوهيدراتها مواد مغذي بسيار مهمي هستند بنابراين آنها را به شدت محدود نکنيد . به جاي آن از کربوهيدراتهاي پر فيبري که در بالا گفته شد به همراه محدوديت در کربوهيدراتهاي کم سالم مثل سودا ، آبميوه زياد، کيک ، آبنبات ، بستني ، شيريني و کلوچه استفاده کنيد.

مطالعات بيشتر مي تواند نشان دهد که چه برنامه رژيمي بهتر است. اما واضح است که کاهش وزن به وسيله کم کردن کل کالري دريافتي براي زنان دچار PCO سودمند است.

با پزشک متخصص تغذيه خود در تماس باشيد تا بهترين رژيم را براي شما تعيين کنند. اهميت ورزش کمتر مورد بحث و جدل است. ورزش قند خون را با افزايش انتقال قند از خون به سلولهاي شما از طريق کاهش مقاومت به انسولين کاهش مي دهد. افزايش فعاليت بدني روزانه در زنان دچار PCO و شرکت آنها در يک برنامه منظم فعاليت بدني براي درمان و پيشگيري از مقاومت به انسولين و کمک به کاهش وزن بسيار مهم است.

نازایی در زنان

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : اخبار مامایی, مشروح اخبار

اگر زنی نتواند جنین را در رحم خود نگه دارد و آن را سقط کند، نابارور به شمار می‌آید. گاهی در زنان واژه‌ی نازایی را به جای ناباروری به کار می‌برند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، حدود 30 درصد موارد نازائی  به زنان و 30 درصد به مردان و مابقی یا علل ناشناخته اند و یا این که فاکتور های متعددی هر دو زوج را درگیر کرده اند.

نیمی از موارد نازائی به علت اختلال در کار تخمک گذاری تخمدانها است . اگر زن به طور منظم قاعده شود ، دلیل بر تخمک گذاری مناسب است و اگر قاعدگی او نامرتب باشد ، تخمک گذاری مناسبی وجود ندارد که باید علت آن بررسی شود .

فقط حاملگی نشان قطعیت تخمک گذاری است.

دسته بندی اختلالات تخمک گذاری بر اساس طبقه بندی WHO  بدین ترتیب می باشد:

گروه (I)

Hypothalamic amenorrhea    Hypogondotropic   hypogonadal     anovulation

این گروه، ۵ تا ۱۰ درصد موارد را شامل می شود.

در این افراد سطح سرمی FSH  پایین یا طبیعی و سطح سرمی استرادیول پایین می باشد که ناشی از کاهش ترشح هورمونهای GnRH (هورمون آزاد کننده گونادوتروپین) و یا بی تفاوتی هیپوفیز در پاسخگویی به GnRH می باشد. افراد این دسته معمولاً آمنوره دارند.

گروه (II)

Normogonadotropic     normoestrogenic     anovulation

گروه دوم، ۶۰ تا ۸۵ درصد موارد را شامل می شود. ممکن است ترشح گونادوتروپین ها و استروژنها در این زنان طبیعی باشد ولی ترشح FSH طی مرحله فولیکولی چرخه، زیر مقدار طبیعی آن باشد. زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک در این گروه قرار می گیرند.

تعدادی از افراد این گروه تخمک گذاری طبیعی دارند به خصوص آنهایی که الیگومنوره دارند.

گروه (III)

Hypergonadotropic Hypoestrogenic anovulation

گروه سوم، ۱۰ تا ۳۰ درصد موارد را شامل می شود. از علل اصلی آن نارسایی زودرس تخمدان (فقدان فولیکول های تخمدانی به خاطر یائسگی زودرس) و مقاومت تخمدانی (شکل فولیکولی) می باشد. اکثر این زنان آمنوره دارند و معمولاً به درمان پاسخ نمی دهند.

گروه (IV)

Hyperprolactinemic anovulation

این گروه، ۵ تا ۱۰ درصد موارد را شامل می شود. به علت هیپرپرولاکتینمی، گونادوتروپین ها و در نتیجه ترشح استروژن مهار می شود. این افراد ممکن است دارای چرخه های بدون      تخمک گذاری منظم باشند اما اکثراً دارای الیگومنوره یا آمنوره هستند. غلظت سرمی   گونادوتروپین های این گروه معمولاً طبیعی می باشد.

علل اختلالات تخمک گذاری شامل موارد زیر می باشد:

* نشانگان تخمدان پرکیستی (PCOS یا Polycystic Ovary Syndrome)

نشانگان تخمدان پرکیستی(PCOS) وضعیتی است که تخمدان‌های زنان و در برخی موارد غده‌های فوق‌کلیه  بیش از اندازه‌ی عادی هورمون‌های آندروژن تولید می‌کنند.

مقدار بالای این هورمون‌ها در فرآیند آزادسازی تخمک از تخمدان‌ها تداخل ایجاد می‌کند و کیسه‌هایی پر از مایع به نام کیست(سیست) درون تخمدان‌ها پدید می‌آید.

چون زنان دارای تخمدان‌های پرکیستی در جریان تخمک‌گذاری نمی‌توانند تخمک آزاد کنند، این وضعیت عامل بسیاری از نازایی‌ها در زنان است.

در زنانی که دچار تخمدان‌های پرکیستی شده‌اند، فولیکول‌های نارس به هم می‌پیوندند و کیست‌های بزرگ‌تر یا توده‌هایی از کیست می‌سازند. درون فولیکول‌های به هم پیوسته، تخمک‌ها می‌رسند، اما فولیکول‌ها نمی‌ترکند تا آن‌ها آزاد شوند. در نتیجه، زنی با تخمدان‌های پرکیست اغلب بی‌نظمی‌های قاعدگی، مانند قطع خونروش(آمنوره) یا خونروش گاه‌گاهی(الیگومنوره)، را تجربه می‌کنند.

این دسته از زنان به دلیل آزاد نکردن تخمک اغلب باردار نمی‌شوند.زنانی که چاق هستند خطر دچار شدن به تخمدان پرکیستی در آن‌ها بیشتر است.گرچه باردار شدن برای زنانی با تخمدان‌ پرکیستی دشوار است، برخی از آن‌ها به طور طبیعی یا با کمک روش‌های درمانی پیشرفته، باردار می‌شوند. البته، احتمال سقط چنین در این زنان از زنان دیگر بیشتر است.
خطر دچار شدن زنی با تخمدان پرکیستی به وضعیت‌های زیر نیز بالاست:

· دیابت(بیماری قند(

· شانگان سوخت و سازی(Metabolic syndrome) که گاه پیش‌ساز دیابت نامیده می‌شود. این نشانگان نشان می‌دهد که بدن نمی‌تواند مقدار هورمون انسولین را در خون به خوبی تنظیم کند.

· بیماری‌های قلب و عروق و فشار خون بالا

*آمنوره( amenorrhea )

آمنوره اولیه:

هنگامی ست که دختر نوجوان نخستین عادت ماهانه خود را تجربه نمیکند. (فقدان کامل قاعدگی  در زمان بلوغ).

آمنوره ثانویه:

هنگامی ست که زن قبلا قاعدگی را تجربه کرده است اما ناگهان قاعدگی وی قطع می گردد.

علل کلی آمنوره  ثانویه عبارتند از:

۱-تومورهای غده هیپوفیز.

۲-اختلالات تغذیه ای نظیر پرخوری عصبی وبی اشتهایی عصبی.

۳-مصرف برخی داروها مانند کورتیکواستروئیدها و داروهای ضد افسردگی.

۴-اختلالات و نارساییهای تخمدانی. کیست و تومورهای تخمدانی.

۵-اختلالات غدد درون ریز نظیر نشانگان کوشینگ(CUSHING`S SYNDROME) که در آن سطح
کورتیزول و هورمون آدرنال(فوق کلیوی) افزایش می یابد. و یا کم کاری و پر کاری تیروئید.

۶-استرس ها و تنشهای جسمی و عاطفی. استرسهای ناشی از سفر، شغل و یا امتحان دادن.

۷-کاهش سریع وزن.و یا چربی ناکافی در بدن.

۸-چاقی و افزایش وزن ناگهانی. میزان زیاد چربی در بدن فرآیند تخمک گذاری را مختل میکند.

۹-ورزش و فعالیتهای بدنی شدید، سنگین و مستمر.

۱۰-بیماریهای مزمن نظیر ورم مخاط روده بزرگ(COLITIS)، نارسایی کلیوی، دیابت کنترل نشده، سل، کم خونی و امراض کبدی.

۱۱-شیمی درمانی.

۱۲-بیماریهای مزمن روانی نظیر افسردگی.

۱۳-افزایش هورمونهای پرولاکتین و تستوسترون.

اهمیت ورزش ووزن ایده آل دربهبودباروری :
در تحقیقی که توسط متخصصین غدد داخلی انجام شد ۲۹ نفر از خانمهایی که به شدت لاغر بودند و تخمک گذاری نداشتند، انتخاب شدند.آنها وقتی وزن کافی به دست آوردند و به ۹۰ % از وزن

ایده آل خود رسیدند در طول ۳ سال ۲۴ نفر از آنها حامله شدند.در یک تحقیق دیگر در یازده نفر از ۱۳ نفر خانمی که دارای وزن بالایی بودند و تخمک گذاری نداشتند، بعد از کاهش وزن ، تخمک گذاری انجام شد و باردار شدند.

انجام ورزش متعادل اهمیت دارد به دو دلیل،اول آنکه ورزش زیاد منجر به لاغری شده و می تواند تخمک گذاری را متوقف کند و دوم اینکه حتی اگر وزن طبیعی بدن حفظ شود فعالیت شدید ورزشی بیش از یک ساعت در روز ( دویدن، اسکی، شنا ) در تخمک گذاری مشکل ایجاد می کند.

در یک بررسی از ۳۴۶ خانمی که مشکل تخمک گذاری داشتند، نشان داده شده است که اکثر آنها روزانه بیش از یکساعت ورزش شدید انجام می دهند.بررسیها نشان می دهند که ورزش شدید اثر خود را بر ناباروری از طریقی دیگر و مستقل از کاهش وزن اعمال می کند.

احتمالا آندورفین ها ( مخدرهای طبیعی بدن )می توانند در این امر دخیل باشند.آنها با افزایش سطح (( پرولاکتین )) خون در زنان تخمک گذاری ایجاد اختلال می کنند. عدم تخمک گذاری یکی از علل شایع ناباروری در زنان است. بیش‌تر زنان با عدم تـــخمک گذاری مزمن، دارای دوره‌های قاعدگی نامنظم و FSH طبیعی هستند(تیپ ۲ تعریف سازمان بهداشت جهانی).

پیش بینی وقوع تخمک گذاری در نحوه درمان این بیماران مفید بوده و توانایی پزشکان را در انتخاب

داروی مــــناسب و بی خطـــر افزایش می دهد. هدف از این مطالعه بررسی برخی عوامل مؤثر بر

تخمک گذاری در بیماران الیگومنوره نابارور بود که از آبان ۱۳۸۱ لغایت آبان ۱۳۸۲ به پزوهشکده

رویان مراجعه کرده  بودند.

مواد و روش‌ها : درمجموع ۷۴ بیمار با قاعدگی های نامنظم و عدم تخمک گذاری مراجعه‌کننده، تحت

درمان با تاموکسی‌فن قرار گرفتند. عوامل مورد بررسی شامل علائم بالینی مانند رویش غیرعادی مو در ناحیه صورت(Hirsutism) و نمایه توده بدنی(BMI)، آندوکرین (FSH, LH, تستوسترون و انسولین)‌ و یافته های سونوگرافیک (اندازه گیری حجم و استرومای تخمدان) قبل از درمان بود.

پاسخ دهی تخمدان و تخمک گذاری با پایش سونوگرافی و اندازه گیری پروژسترون (در فاز لوتئال)

تعیین شد.

یافته‌ها :

براساس آنالیزهای آماری,‌هیرسوتیسم,‌ BMI, غلظت LH سرم و نسبت LH/FSH و حجم تخمدان به عنوان پارامترها ی پیش بینی کننده تخمک گذاری شناخته شدند ( ۰۵/۰ (P≤. تفاوت آماری معنی داری بین سن,‌ مدت ناباروری,‌ نسبت FBS به انسولین ناشتا و تخمک گذاری مشاهده نشد.

استنتاج : نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که علائم بالینی شامل BMI و هیرسوتیسم‌ ،

وضعیت آندوکرین و شاخص‌های سونوگرافیک تخمدان زنان اولیگومنوره در مرحله قبل از درمان

می تواند در پیش‌گویی پاسخ تخمدان‌ها پس از تحریک با داروی تاموکسی فن مؤثر باشد.

*کاهش ذخیره ی تخمدانها

*نارسایی زود رس تخمدانها

*نقص فاز لوتئال

داروهای مصرفی

آنتی استروژنها

احتمالا با اشغال گیرنده های استروژنی هیپوتالاموس و هیپوفیز از ایجاد پس خور منفی به وسیله استرادیول جلوگیری می کنند. بنابراین، سطح سرمی FSH افزایش می یابد که منجر به تحریک رشد فولیکولی و تولید استرادیول فولیکولی می شود. هر چند مکانیسمهای دیگری نیز ممکن است دست اندرکار باشند

۱ـ کلومیفن:

مؤثرترین دارو در درمان گروه ۲ است. این دارو در بیماریهای کبدی و وجود کیست های تخمدانی منع مصرف دارد. مقدار مصرف آن در شروع mg/day 50 طی ۵ روز متوالی می باشد.

در زنانی که دارای چرخه قاعدگی طبیعی هستند تجویز آن در هر زمان امکان پذیر است ولی اغلب در روز سوم تا پنجم قاعدگی طبیعی یا خونریزی های القا شده توسط پروژسترون تجویز  می گردد. اگر تخمک گذاری صورت نگرفت مقدار مصرف آن در دوره بعدی (خون ریزی طبیعی یا القا شده توسط پروژسترون) افزایش می یابد.

اگر تخمدان باز هم پاسخ نداد می توان افزایش دوز را تا مقدار mg/day 100 طی ۵ روز متوالی در دوره بعدی ادامه داد.اگر تخمک گذاری صورت گرفت این دوز را می توان به مدت ۶ تا ۱۲ ماه یا تا بروز حاملگی ادامه داد.

مطالعات نشان داده که اکثر زنان در طول شش دوره درمان با دوزهای تا mg/day 100 به کلومیفن پاسخ می دهند. دوزهای بیشتر از mg/day  ۲۰۰ و رژیم های طولانی تر ممکن است در بعضی زنان مقاوم به درمان موفقیت آمیز باشد. زنان چاق با سندرم تخمدان پلی کیستیک ممکن است به خوبی به القا تخمک گذاری توسط کلومیفن پاسخ ندهند.

این زنان به انسولین مقاوم هستند و هیپرانسولینمی مربوط ممکن است در هیپراندروژنیسم وابسته به سندرم تخمدان پلی کیستیک نقش داشته باشد. طی مطالعه ای تحقیقاتی نقش متفورمین در القا تخمک گذاری در زنان

چاق با سندرم تخمدان پلی کیستیک بررسی شده است (۱). هرچند ظاهراً متفورمین به منظور القا تخمک گذاری در این زنان موثر واقع شده است ولی اثرات تراتوژنیسیته داروهای خوراکی پایین آورنده قند خون در گسترش روز افزون مصرف آنها وقفه انداخته است.

۲ـ تاموکسیفن: تاموکسیفن نیز همانند کلومیفن یک آنتی استروژن است که قادر به القا تخمک گذاری می باشد. دوز معمول آن در شروع mg/day  ۲۰ برای ۵ روز متوالی از روز سوم قاعدگی  می باشد. تاموکسیفن کمتر از کلومیفن جهت القا تخمک گذاری استفاده می شود.

ارزیابی درمان با آنتی استروژنها

تقویمی که خون ریزی منظم در هر ۴ هفته را نشان می دهد، بیانگر چرخه هایی با        تخمک گذاری است. همچنین افزایش دو مرحله ای دمای بدن می تواند شاهدی بر بروز     تخمک گذاری باشد. همچنین انجام آزمایشاتی از قبیل سونوگرافی و ارزیابی سطح سرمی پروژسترون طی مرحله mid-luteal چرخه می تواند تعیین کننده باشد. هر چند سودمندی استفاده از روش تعیین LH در منزل سؤال برانگیز است ولی بعضی از زنان به تشخیص سریع تخمک گذاری اهمیت می دهند.

تقریباً در ۸۰ درصد از زنان گروه II طی سه دوره درمان با کلومیفن تخمک گذاری صورت  می گیرد. بعد از شش ماه درمان، احتمال وقوع حاملگی در هر دوره بدون توجه به تخمک گذاری منظم کاهش می یابد. به علاوه، در موارد درمان با دوز بالای کلومیفن احتمال بروز حاملگی کمتر می باشد که شاید به این علت باشد که دوزهای بالای کلومیفن باعث آسیب به موکوس گردن رحم و آندومتر می شود.

وقوع حاملگی دو قلو و سه قلو به ترتیب ۹ و ۳ درصد است. احتمال بروز نقص در تولد مشابه حاملگی طبیعی است، بروز حاملگی نابجا افزایش نمی یابد و خطر سندرم تحریک بیش از اندازه تخمدان کمتر از ۱ درصد می باشد.

گونادوتروپین ها

از سال ۱۹۶۱ که از ادرار زنان یائسه گونادوتروپین هایی با فعالیت بیولوژیک    LH و FSH  به نسبت ۱:۱ استخراج شد (hMG)، این داروها در القای تخمک گذاری نقش اساسی را ایفا نموده اند. طی خالص سازی های انجام شده FSH  خالص و خیلی خالص از ادرار استخراج شد تا این که در سال ۱۹۹۶ FSH  نو ترکیب انسانی با درصد خلوص بالای ۹۹ درصد تولید شد. موارد مصرف گونادوتروپین ها عبارتند از:

■ افراد گروه اا که به درمان با کلومیفن پاسخ نداده اند.

■ افراد گروه ا که ترشحات هیپوفیزی کمی دارند و یا به عنوان خط دوم درمان در زنانی که دارای آمنوره وابسته به هیپوتالاموس می باشند.

مقدار مصرف:

هدف از القای تخمک گذاری با گونادوتروپین ها (همانند کلومیفن) تشکیل یک فولیکول غالب می باشد.

در یک چرخه قاعدگی طبیعی این هدف با افزایش گذرای غلظت سرمی  FSH  در ابتدای دوره به وجود می آید (۲). سپس غلظت کاهش می یابد تا از رشد فولیکولهای دیگر جلوگیری شود.

جهت دستیابی به یک فولیکول رشد یافته توسط گونادوتروپین های اگزوژن نیاز به رژیم های درمانی خاص می باشد. این رژیم ها عبارتند از:

۱ـ Low dose step up protocol

۲ـ Low does step down protocol

در رژیم درمانی Low does step up  ابتدا FSH  با دوز lu/day  ۷۵ ـ ۵/ ۳۷ به صورت زیر جلدی یا عضلانی تجویز می شود و پس از ارزیابی با سونوگرافی و تعیین سطح استرادیول سرم اگر پاسخ مستدلی دیده نشد، مقدار مصرفی FSH  بعد از ۱۴ روز افزایش می یابد.

افزایش تدریجی ۵ /۳۷ واحد در فواصل هفتگی تا حداکثر lu /day  ۲۲۵ ادامه می یابد تا اینکه فولیکول غالب تشکیل شود سپس با تجویز h CG  تحریک تخمک گذاری انجام می گیرد.

در رژیم درمانی Low dose step down  مدت کوتاهی بعد از خونریزی طبیعی یا القا شده توسط پروژسترون FSH  با دوز lu /day  ۱۵۰ تجویز می گردد و تا زمانی که اندازه فولیکول غالب به بیشتر از ۱۰ میلی متر برسد درمان ادامه می یابد، سپس دوز مصرفی به   lu/day 5/ 112 کاهش یافته و سه روز بعد به  lu/day 75 رسانده می شود. در نهایت، با تجویز hCG  تخمک گذاری القا می شود.

این پروتکل درمانی، تقلیدی از چرخه طبیعی می باشد. در مقایسه با رژیم  step _ up   از لحاظ کمتر بودن شیوع تحریک بیش از اندازه تخمدان و بیشتر بودن احتمال بروز رشد یک فولیکول ارجح می باشد، در نتیجه در این رژیم درمانی خطر حاملگی چند قلویی نیز کمتر است.

دوز کلی r  FSH  (FSH نو ترکیب) مورد نیاز کمتر از FSH  خالص شده از ادرار می باشد ولی میزان بروز مشکلات درمانی در هر دو یکسان است. مطابق تحقیقی که انجام گرفته، کارآیی     FSH   خالص شده از ادرار و r FSH  معادل یکدیگر می باشد (۳). FSH  خالص شده از ادرار تا اندازه ای فعالیت LH  نیز دارد در حالی که r FSH  فاقد خاصیت LH  می باشد.

تجربیات نشان داده که افراد گروه ا (دسته بندی WHO) که سطح سرمی LH  در آ‎نها بسیار پایین می باشد (کمتر از IU/L  ۵/۰) جهت تثبیت مقدار استرادیول فولیکولی نیازمند به  hCG  اگزوژن (یا LH  نوترکیب) می باشند).

رژیم معمولی که برای درمان با گونادوتروپین ها به کار می رود به این صورت است که ۲، ۳ یا ۴ روز بعد از قاعدگی یا قاعدگی القا شده تجویز ۱ یا ۲ آمپول hMG  (IU/day 150 ـ ۷۵)

شروع می شود و دوز مصرفی آن تا ۷ روز ثابت نگه داشته می شود. پس از آن، پاسخ دهی تخمدان با تعیین سطح سرمی استرادیول ارزیابی می شود. اگر پاسخی مشاهده نگردید افزایش مقدار h MG به اندازه ۱ یا ۲ آمپول در هر ۳ تا ۴ روز ادامه می یابد تا پاسخ مستدلی دیده شود. زمانی که حداکثر قطر فولیکول به mm  ۱۸ـ ۱۶ رسید و سطح سرمی استرادیول به میزان pg/ml 250 ـ ۱۵۰ در هر فولیکول رسیده مطابقت کرد، IU 10000 ـ ۵۰۰۰ از hCG  به صورت عضلانی تجویز می شود، متعاقب آن همانطوری که انتظار می رود تا ۳۶ ساعت بعد از تخمک گذاری، صورت می گیرد.

پایش رژیم های درمانی

با اندازه گیری قطر فولیکول ها با سونوگرافی می توان از چگونگی پاسخگویی تخمدان به گونادوتروپین های درمانی آگاه شد. اسکن ها معمولاً هر دو یا سه روز روی فولیکول های با اندازه متوسط انجام می گیرد. تجویز hCG  (Iu 10000 به صورت عضلانی) در روزی که قطر فولیکول به بیشتر از ۱۸ میلی متر می رسد انجام می گیرد. اگر بیشتر از سه فولیکول بزرگتر از  mm 16 شده باشند تحریک باید متوقف شود و h CG  تجویز نگردد و استفاده از کاندوم جهت جلوگیری از حاملگی چند قلویی و تحریک بیش از اندازه تخمدان الزامی می باشد. اندازه گیری استرادیول سرمی ممکن است مفید باشد، زیرا غلظت بالاتر از حد طبیعی (n g/dl 40 ـ ۱۴) می تواند پیش درآمدی برای تحریک بیش از اندازه تخمدان باشد.

درمان ضربانی با  GnRh: تجویز ضربانی  GnRh  با استفاده از پمپ انفوزیونی باعث تحریک تولید FSH  و  LH  می شود، غلظت سرمی FSH  و  LH  در حد طبیعی باقی می ماند و در نتیجه احتمال رشد چند فولیکول و تحریک بیش از اندازه تخمدان کمتر می شود. تجویز ضربانی  GnRh  در زنان گروه ا با ساختار هیپوفیزی سالم صورت می گیرد. تجویز داخل وریدی نسبت به تجویز زیر جلدی آن ارجح می باشد.

جهت تقلید حالت طبیعی مقدار ۵/۲ تا ۱۰ میکروگرم  GnRh  در فواصل زمانی ۶۰ تا ۹۰ دقیقه تزریق می گردد. جهت جلوگیری از حاملگی چند قلو ابتدا باید از دوز پایین شروع کرده و به تدریج مقدار مصرفی را افزایش داد تا به حداقل دوز لازم جهت القای تخمک گذاری رسید، تجویز ضربانی GnRh  ممکن است بعد از تخمک گذاری قطع شود و جسم زرد با  hCG  حمایت شود.

خون ریزی که به شکل منظم هر چهار هفته رخ می دهد دلیل بر چرخه هایی با تخمک گذاری است. معمولاً اولتراسونوگرافی و اندازه گیری پروژسترون سرم برای پایش درمان لازم نمی باشد. میزان تخمک گذاری ۹۰ درصد و حاملگی ۸۰ درصد با این روش گزارش شده است.

آگونیست های دوپامین

آگونیست های دوپامین باعث مهار سنتز پرولاکتین و آزاد سازی آن از هیپوفیز می شوند و

جایگزینی برای دوپامین درون زا و آزاد شده از نورون های اینفندیبولار هیپوتالاموس به گردش خون باب می باشند. بروموکریپتین اولین آگونیست دوپامین به صورت گسترده جهت درمان هیپرپرولاکتینمی و عدم تخمک گذاری ناشی از آن استفاده می شود.

اخیراً داروی کابرگولین از این دسته در دسترس قرار گرفته که به صورت اختصاصی تر به رسپتورهای  D2  متصل می شود. مقدار مصرف بروموکریپتین در شرو ع mg 25/1 هنگام خواب می باشد و طی ۳ تا ۵ روز قابل افزایش به حداکثر mg/day 10 می باشد. مقدار مصرف

کاربرگولین در شروع به مقدار   mg 5/0 در هفته می باشد. بسته به نوع پاسخ، دوز مصرفی به mg  ۱ در هر هفته یا ۲ بار در هفته قابل افزایش می باشد. درمان در شروع حاملگی معمولاً قطع می گردد مگر در مواردی که ماکروپرولاکتینوما وجود داشته باشد که در این صورت طی حاملگی ادامه می یابد.

در پایان مروری گذرا بر القای تخمک گذاری در بیماران داوطلب برای    IVF  و رژیم درمانی آنها خواهد شد.

IVF Protocol

برای کنترل هرچه بیشتر چرخه تخمک گذاری یک آگونیست  GnRh (مثل ۱ mg/day  لوپرولایداستات به صورت S.C. ) به مدت دو هفته تجویز می گردد تا تولید گونادوتروپین های درون زا مهار شود.

در افرادی که دارای چرخه های بدون تخمک گذاری هستند و یا غلظت سرمی پروژسترون در آنها کمتر از nanomoI/L (3ng/ml)  ۵/۹ می باشد، تجویز نوراتیندرون (۵ میلی گرم به صورت خوراکی به مدت ۱۰ روز) از سه روز قبل از شروع تجویز  GnRh  انجام می گیرد.

تجویز عضلانی h MG  به مقدار IU/day  ۳۰۰ ـ ۲۲۵ باعث تحریک رشد فولیکولی می شود و تجویز هم زمان آگونیست GnRh  با حداقل مقدار، باعث پیش گیری از ترشح ناگهانی LH         می شود.

مقدار تجویز  hMG  مطابق رشد فولیکولها (با بررسی سونوگرافی) و سطح سرمی استرادیول تنظیم می گردد. FSH  نوترکیبی مؤثرتر از hMG  می باشد و به زودی به عنوان فرآورده انتخابی خواهد شد (۵،۴).

هنگامی که فولیکولهای تخمدانی به بلوغ کامل رسیدند، تجویز hCG باعث تحریک تخمک گذاری می گردد. اندازه فولیکول (mm 18) و غلظت سرمی استرادیول (pg/ml 200) دو عامل تعیین کننده برای زمان بلوغ فولیکولها می باشد

نوزاد در شبانه روز به چه میزان خواب نیاز دارد ؟

بسیاری از مادران جوان نمی دانند که یک کودک از تولد تا پایان نوجوانی به چه میزان خواب در شبانه روز نیاز دارد . محققین می گویند لازم است مادران از علائم خواب آلودگی و زمان خواب کودک خود اطلاع داشته باشند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، مادران باید به یاد داشته باشند که مالیدن چشم‌ها، گریه‌کردن و خمیازه نشانه‌های خواب‌آلودگی نوزادان است. بهتر است  والدین به این نشانه‌ها دقت کنند و به موقع نوزاد را به رختخواب ببرید.

نوزادانی که سن بیشتری دارند، زمانی که خواب‌آلود و خسته هستند حرکات تنشی‌شان بیشتر است و عصبی‌تر هستند.

●  نوزاد یک روزه تا یک ماه :

نوزادان معمولا بین 15 تا 18 ساعت در شبانه روز می‌خوابند اما دوره خواب آنها کوتاه و حدود دو تا چهار ساعت است. کودکان نارس معمولا به خواب بیشتری نیاز دارند و با توجه به اینکه نوزادان هنوزساعت بیولوژیک درونی یا ریتم شبانه روزی ندارند الگوی خواب آنها به چرخه روز و شب ارتباط ندارد.

در حقیقت نیاز آنها به خواب اصلا قابل پیش بینی نیست و در این مورد هم کاری ازکسی ساخته نیست بایستی این دوران با صبر و خونسردی بگذرد. به عبارتی والدین بایستی با ساعت کودک تنظیم شوند چون خواب کودک در این دوران قابل تنظیم نیست.

●  نوزاد یک تا دو ماه :

در این دوران که خنده و هیجانات کودک شروع می‌شود الگوی خواب منظم تر می‌شود و طولانی ترین دوره خواب چهار تا شش ساعت می‌باشد که بیشتر بعد از ظهرهاست تا شب. دراین دوران طولانی ترین بیدار باش دو ساعت است و بعد از آن خسته می‌شود و می‌خوابد.

لطفا به این نیازکودک احترام بگذارید چون اگر بچه را زیاده از حد بیدار نگهداریم تا خسته تر شود و راحت تر بخوابد نتیجه عکس حاصل می‌شود. در این صورت کودک برای خواب مقاومت می‌کند و ترشح هورمون‌های خاص موجب بیداری شبانه کودک می‌شود.

●  نوزاد سه تا چهار ماه :

در این دوران سه چهارم خواب کودک شبهاست و روزها با سه بار چرب زدن سپری می‌شود. دراین دوران چرخه روز و شب کودک پایدارترمی‌شود اما هنوز نظم ندارد و نمی‌توان برنامه مشخصی برایش تعیین کرد. در این دوران کودک اجتماعی‌تر شده و تمایل بیشتری به بازی دارد به این دلیل درمقابل خواب شب مقاومت می‌کند.

●  نوزاد چهار تا هشت ماه :

در این دوران است که باید الگوی خواب سالم را در کودک به وجود آورد. از آنجایی که در این دوران الگوی خواب کودک به بزرگسالان شباهت بیشتری پیدا می‌کند توجه کنید که به نیازهای خواب کودکتان حساس باشید و سبک زندگی خود را با او هماهنگ کنید. اگر تا دیر وقت بیدارید و او را هم بیدار نگه می‌دارید این یک عادت غلط است و کم خوابی برایش نهادینه می‌کنید که درست به اندازه سو تغذیه برای کودک مضر است.

به همین دلیل برای کودک خود الگوی خواب منظمی ‌در نظر بگیرید و به آن پایبند باشید.

بچه‌ها ممکن است در این سن صبح‌ها زود بیدار شوند حدود شش – پنج و دوباره بخوابند.

کودکان شش ماهه حدود دو تا سه ساعت چرت روزانه دارند که معمولا اولین چرت آنها حدود 9 تا 10 صبح است و یک ساعت طول می‌کشد.

چرت بعدی 12 ظهر است و یک تا دو ساعت طول می‌کشد و چرت عصرگاهی بین سه تا پنج بعد از ظهر متغیر است و مدت زمان متفاوتی دارد. محققان توصیه می‌کنند هیچ گاه نگذارید کودک بعد از سه بعد از ظهر بخوابد در عوض شب او را زودتر بخوابانید.

●  نوزاد 9 تا 12 ماه :

کودک شب‌ها 10 تا 12 ساعت می‌خوابد و دو بار در روز چرت می‌زند دیگر به شیرخوردن شبانگاهی نیاز چندانی ندارد. با توجه به اینکه در این دوران سومین چرت روزانه حذف می‌شود ممکن است شبها زودتر بخوابد. البته این مساله بسته به کودک فرق می‌کند.

جالب این است که در این سن اگر فقط 20 دقیقه درمقدار خواب او تغییر اتفاق نیفتد بر روی رفتار او اثر زیادی دارد.

هرگز به خاطر یک خواب کامل شبانه چرت بچه را حذف نکنید چون این عمل باعث خستگی و بد خلقی او شده و کودک شب سخت تر و بامقاومت می‌خوابد و تا صبح چند بار بیدار می‌شود.

●  کودک یک تا سه سال :

در این دوران چرت صبحگاهی او حذف می‌شود و فقط یک بار در روز آن هم برای 1/5 تا دو ساعت چرت می‌زند. این تغییر گاهی باعث دردسر می‌شود چون برای بعضی کودکان یک بار چرت زدن کافی نیست و دو بار چرت زدن هم زیاد است.

اگر چنین کودکی دارید شب او را کمی‌ زودتر بخوابانید تا استراحت کافی داشته باشد و از خیر چرت صبحگاهی او بگذرید. اگر بچه‌های 21 تا 36 ماهه فقط یک بار چرت روزانه احتیاج دارند که بین 1 تا 5/3 ساعت متغیر است. این کودکان معمولا بین 7 تا 9 شب می‌خوابند و بین 6 تا هشت صبح بیدار می‌شوند.

برای کودکانی به این سن بهتر است خواب شبانه ون چرت آنها منظم باشد اما خیلی هم در این موارد سخت گیری نکنید چون نتیجه عکس می‌دهد.

●  کودک 3 تا 6 ساله :

معمولا دراین دوران کودکان نه شب به بسترمی‌روند و حدود شش تا هشت صبح بیدار می‌شوند. اکثر بچه‌ها در سن سه سالگی هنوز چرت روزانه دارند ولی تا سن پنج سالگی این چرت کوتاه تر و یا حذف می‌شود.

در این دوران هم توجه به نیاز خواب کودک از واجبات است. مهدکودک یا کلاس‌های ورزشی یا … گاهی باعث حذف چرت عصرگاهی می‌شود. دراین صورت باید برنامه خواب شبانه بچه را تغییر دهید (مثلا او را زودتر بخوابانید) و هیچوقت به اصرار چرت روزانه او را حذف نکنید. توجه کنید که خواب تاثیر زیادی بر خلق و خوی کودک می‌گذارد.

کم خوابی باعث بروز مشکلات رفتاری مثل حالت تهاجمی، تدافعی، عدم پذیرش شرایط، رفتار متضاد و مخالف و گاهی بیش فعالی می‌شود.

●  کودک 7 تا 12 سال :

در این سنین ب توجه به فعالیت‌های اجتماعی مدرسه و غیره زمان خواب شبانه دیرتر می‌شود و به حدود ساعت هشت تا 10 شب می‌رسد.

مقدار خواب هم بین 9 تا 12 ساعت در شبانه روز متغیر است. توجه کنید دراین سنین هنوز میزان خواب کافی برای کودک اهمیت ویژه‌ای دارد و کم خوابی باعث خواب آلودگی روزانه کودک می‌شود و ضعف درسی به همراه دارد.

علائم هشدار دهنده سرطان پستان

سرطان پستان، رشد و تکثیر غیر عادی سلول‌های بدخیم در بافت‌های مختلف سینه، مثل مجاری انتقال شیر، غدد تولید کننده شیر و بافت‌های غیر غده‌ای پستان است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، طبق محاسبات انستیتو ملی سرطان ایالات متحده آمریکا، از هر هشت زن یک نفر در زندگی خود مبتلا به سرطان پستان می‌شود.این سرطان در صورتی که به موقع تشخیص داده‌شود به راحتی قابل درمان است.

زنان مبتلا به سرطان پستان ممکن است علائم یا وضعیت های غیر طبیعی در پستان مشاهده نمایند.در اکثر زنان این علائم تا زمان تشخیص نمایان نمی گردد.

گاهی بعضی از علائم مشاهده شده درپستان ممکن است به دلیل سایر بیماریها بوده و ربطی به سرطان نداشته باشد.

اگر نشانه ای در پستان مشاهده کردید که موجب نگرانی شما می باشد به پزشک مراجعه نمایید.

● علل

علاوه بر زمینه ارثی که عامل ابتلا به انواع مختلف سرطان است، عوامل دیگری مانند سابقه ابتلا به سرطان سینه یا ایجاد هر نوع بافت غیرطبیعی دیگر درسینه می‌تواند در ایجاد این سرطان نقش داشته باشد.

هر اتفاقی که مواجهه زن با هورمون استروژن را زیاد کند مانند شروع قاعدگی قبل از 13 سالگی، استفاده طولانی مدت از داروهای هورمونی، یائسگی دیررس (پس از 51 سالگی) نیز از عوامل دخیل در ایجاد سرطان سینه است.

نازایی یا بارداری زن پس از 35 سالگی هم می‌تواند به عنوان عامل ایجاد این بیماری برشمرده شود.

کم تحرکی و چاقی پس از یائسگی هم از عوامل مساعد کننده ابتلا به این بیماری هستند.

باید توجه داشت که وجود هر یک از این نشانه‌ها دلیل بروز این بیماری نیست بلکه فقط دلیلی برای توجه و دقت بیشتر است.

● عوامل خطرزا

– سن بالا

– سطح بالای فاکتور رشد شبه انسولینی در خون زنان قبل از یائسگی (insulinlike growth factor)

– سطح بالای استروژن در خون زنان قبل از یائسگی

– سابقه سرطان پستان در فامیل

– سابقهٔ قبلی ابتلا به سرطان سینه و یا برخی موارد غیر طبیعی دیگر در بافت سینه

● افزایش مواجهه زنان با هورمون استروژن که در شرایط زیر رخ می‌دهد:

– بروز اولین دورهٔ قاعدگی قبل از ۱۳ سالگی

– یائسگی بعد از ۵۱ سالگی

– استفاده از درمان جایگزینی هورمون با استروژن

– افرادی که در طول زندگی باردار نشده‌اند و یا اولین بارداری آنها بعد از ۳۰ سالگی بوده‌است.

– اضافه وزن و چاقی خصوصاً بعد از یائسگی

– مصرف الکل

– زندگی بی تحرک و فعالیت بدنی کم

● علائم هشدار دهنده سرطان پستان

تورم و وجود توده‌ سخت و غيرحساس با حدود نامشخص در پستان.

تغييرات نوک پستان شامل خشکی و اگزمای سر پستان که تداوم پيدا کرده و بهبود نيابد

فرورفتگی نوک پستان

انحراف و تغيير در سر پستان

ترشحات سر پستان بويژه ترشحات خونی

تغييرات در شکل و انحنای طبيعی و تقارن پستان

تورم گره های لنفاوی زير بغل

سابقه قبلی سرطان در يک پستان

استرس روحی مادران باردار فعل و انفعالات ژنتیکی جنین را دگرگون می کند

این انتقال در فعل و انفعالات  ژنتیکی و همچنین در رفتار بعدی این کودکان تاثیر می‌گذارد. دانشمندان برای انجام این پژوهش، ساختار ژنی کودکانی را زیر ذره‌بین بردند که مادرانشان در زمان بارداری قربانی خشونت در خانه بودند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، پژوهشگران علوم پزشکی برای انجام این تحقیق داده‌های ۲۵ مادر با فرزندانشان را بررسی کردند. از این ۲۵ مادر، ۸ مادر ذکر کردند که در زمان بارداری از طرف شریک زندگی خود از لحاظ روحی و جسمی مورد خشونت قرار گرفته بودند.

محققان می گویند گرچه پیش از این می دانستند که بین ناراحتی روحی مادران باردار و رفتار فرزندان آن ها رابطه‌ وجود دارد. اما نمی دانستند که این تاثیر چگونه اعمال می گردد و این نتیجه یافته‌ علمی جدید ثابت می کند که فشار روحی زنان باردار فعل و انفعالات ژنتیکی جنین را دگرگون می کند. البته این تغیرر بر ساختار ژن فرزندان تغییر ایجاد نمی‌کند .

محققین تاکید دارند که این کودکان در زندگی آینده‌شان آسیب‌پذیری بیشتری در رابطه با استرس و بیماری‌های روحی پیدا می‌کنند. این فرزندان معمولا ترسوتر و از کنجکاوی کمی برخوردار هستند.

یکی از دانشمندان  می‌گوید: “بدن مادر به جنین خود خبر می‌دهد که او در یک محیط خطرناک و تهدیدآمیز بزرگ خواهد شد. به همین دلیل این کودکان در شرایط سخت سریع‌تر فرار می‌کنند یا اینکه سریع‌تر دست به نبرد می‌زنند. در حالی که کودکان دیگر در همین شرایط ممکن است آرام بمانند و در مرحله اول شرایط را وارسی کنند و بسنجند.”

با این وجود چند سوال همچنان بی پاسخ مانده است  از جمله اینکه شرایط مادر از چه زمانی به بعد قادر به تاثیرگذاری روی ژن‌های کودک است و یا استرس مادر از چه حدی می‌تواند روی جنین تاثیرگذار باشد؟

دانشمندان توضیح می‌دهند که نتایج این پژوهش هنوز نهایی نیست و لازم است در آینده تحقیقات بیشتری در این رابطه صورت گیرد.

نتایج این پژوهش در آرشیو نشریه‌ Translational Psychiatry  قابل دسترسی می باشد .

روش سونوگرافی HDLive تصاویر واقع بینانه از چهره جنين ارائه می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی در موناكو، به کمک روش جدید سونوگرافي به شيوه HDLive موفق به تهيه تصاوير رنگي و سه بعدي از جنين شدند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، روش سونوگرافي HDLive تصاویر باور نکردنی به شکل سه بعدی از جنین در داخل رحم مادر ارائه می دهد .

تکنولوژی سونوگرافی HDlive 3D امکان تهیه تصاویر فوق العاده دقیق و واقع بینانه از زندگی جنین  در داخل رحم را فراهم می کند .

این فناوری ترکیبی از تکنولوژی سونوگرافی 4D با بهبود پردازش و ارائه یک تصویر روشن و شگفت آور را دارد.

اين شيوه از طرفي امكان بررسي دقيق وضعيت جنين را براي پزشكان فراهم مي‌كند و از طرف ديگر امكان مشاهده چهره جنين را در اختيار والدين مي‌گذارد.

در اين شيوه با استفاده از يك منبع نور مجازي و تكنيك‌هاي پردازش تصوير، يك مدل سه‌بعدي با جزييات كامل و رنگ واقعي پوست، از جنين تهيه مي‌شود.

تصاوير حاصل از سونوگرافي به شيوه قديمي، در برابر اين تصاوير كاملاً بي‌روح به نظر مي‌رسند.

گرم نگه داشتن نوزادان به هنگام تزریق، در تسکین درد آنها موثر است

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج بررسی های صورت گرفته نشان داده است نوزادانی که در جایی گرم و نرم نگه داشته شده‌اند، نسبت به نوزادانی که پزشکان به آنها محصولات شکری یا پستانک می‌دهند، کمتر گریه و بی تابی می‌کنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  پزشکان سعی می‌کنند در طول فرایندهایی چون واکسیناسیون و گرفتن نمونه خون، درد نوزادان را کاهش دهند.

زمانی که مغز نوزاد در حال رشد است، نگرانی‌هایی درمورد استفاده از دارو وجود دارد، به همین دلیل، برای تسکین درد نوزاد از شیوه‌های دیگری چون دادن قطره و قرص‌های شکری، پستانک و شیر مادر استفاده می‌کنند .

استفاده از قطره یا قرص‌های شکری بیشتر از سایر این شیوه‌ها کاربرد دارد، هر چند نگرانی‌هایی درباره میزان تاثیر آن وجود دارد.

در تحقیق جدیدی که در بیمارستان کودکان شیکاگو کومر انجام شده است، 47 نوزاد سالم، برای تزریق واکسیناسیون هپاتیت B به آنها، به سه گروه تقسیم شدند. گروه نوزادانی که گرم نگه داشته شدند، گروهی که به آنها محصولی شیرین داده شد و گروهی که پستانک به آنها داده شد.

در حین این تحقیق واکنش‌های نوزادان به تزریق، شامل گریه، در هم کشیدن صورت و ضربان قلب آنها، در حال تزریق و بعد از آن ثبت شد.

گریه و در هم کشیدن صورت نوزادانی که در گروه ‘گرم’ قرار گرفته بودند، زودتر از گریه نوزادان سایر گروه‌ها تمام شد. تقریبا یک چهارم نوزادان این گروه اصلا گریه نکردند، این در حالی بود که نوزادانی که به آنها شکر داده شده بود، همه گریه کردند.

در همه گروه‌ها میزان ضربان قلب بعد از تزریق بالا رفت و بعد تقریبا با همان سرعت پایین آمد.

پژوهشگران این تحقیق نتیجه گرفتند که ‘فراهم کردن گرمای طبیعی برای نوزادان تازه متولد شده در طول یک فرایند دردآلود همراه با گریه و درهم کشیدن صورت، کاهش می یابد.

این محققان معتقدند که قراردادن نوزادان در معرض گرمای بیرونی، به اندازه شیوه‌هایی چون مکیدن پستانک و موادی با منبع ساکروز موثر است، اگر بیش از آنها موثر نباشد.

تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است تا مشخص شود که آیا این شیوه تسکین درد می‌تواند به صورت مداوم توسط پزشکان استفاده شود یا نه؛ چرا که سوالاتی همچون میزان دمای مناسب برای نوزادان هنوز بی پاسخ مانده است.

تلويزيون و رفتار والدين بر طرز تفكر نوزاد تاثیر می گذارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند وجود بحران در منزل تاثیرات بسیار منفی بر رشد مغز کودکان دارد و منجر به بروز استرس در نوزادان می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بحث کردن والدین در منزل، عملکرد مغزی نوزادان را تحت تاثیر قرار می‌دهد .مغز نوزادان حتی زمانی که خواب باشند به لحن تند و فریادهای پدر و مادر پاسخ می‌دهد.

انعطاف پذیری مغز نوزادان بسیار زیاد است و با توجه به تمام عوامل محیط شکل می‌گیرد ولی این انعطاف پذیری، آسیب‌هایی را برای نوزادان در پی دارد.

برخي والدين تصور مي كنند كه كودكان تا قبل از چهار سالگي متوجه مشاجره آنان نمي شوند؛ اين باور كاملاً غلط است چرا كه كودكان در سنين يك تا چهار سال تمام رفتار و گفتار والدين را به دقت زير نظر دارند و آن را در مغز خود مرور مي كنند.

حتي زماني كه بچه ها مشغول بازي هستند، به شدت رفتار والدين خود را كنترل مي كنند و در اولين فرصت آن رفتار را پياده سازي مي كنند.

علاوه بر روابط والدين، برنامه هاي تلويزيون نيز به شدت در شكل گيري طرز فكر كودكان موثر است.

چندي پيش نيز محققان دانشگاه اورگان دريافتند وجود بحران در منزل تاثيرات بسيار منفي بر رشد مغز كودكان دارد و منجر به بروز استرس در نوزادان مي شود.

اين تحقيقات توسط روش fMRI روي ۲۰نوزاد ۶ تا ۱۲ ماهه انجام شده واكنش هاي مغزي اين نوزادان در مقابله با صداي آرام، خشم، فرياد و خنده بررسي شده است.

محققان بر اين باورند كه منشا اصلي خصوصيات روحي و عاطفي افراد، نحوه شكل گيري مغز و عواطف آنها در سال هاي اوليه زندگي است.

متخصصان براين باورند كه آرامش و تغذيه نوزادان دو عامل موثر در هوش هيجاني آنان است.

نتايج كامل اين تحقيقات در شماره اخير نشريه Child Psychology and Psychiatry به چاپ رسيده است.

آشنایی با مراحل رشد جنین و نوزاد

هرجنینی از اختلاط سلولی جنسی ماده (تخمک) و ( اسپرم) به وجود می آید. هر زن درهر ماه تنها یک تخمک تولید می کند. این سلول هر چند با چشم غیر مسلح به زحمت دیده می شود، اما این از بزرگترین سلول های بدن آدمی است. هر مرد چندین میلیون اسپرم تولید می کند که از کوچترین سلول های بدن بشمار می روند و اسپرم چندین هزار برابر کوچکتر از تخمک است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اسپرم دارای یک دم شلاق مانند متحرک بوده وتحرک زیادی دارد. درضمن مقاربت، چندین میلیون اسپرم وارد رحم می شود که تعدادی از اینها از واژن و رحم عبور کرده  و وارد لوله های فالوپ می گردند یعنی جایی که تخمک رسیده قرار دارد.

اسپرم طبیعی قدرت باروری خود را به مدت 48 ساعت حفظ می کند. بنابراین، اگر تخمک رسیده باشد که تقریبا مصادف با وسط سیکل قاعدگی است، شانس باروری حداکثر خواهد بود. اسپرم بعد از رسیدن تخمک به داخل آن نفوذ می نماید در این  ضمن اسپرم دم  خود را از دست می دهد ودر عرض چند ثانیه حاملگی اتفاق می افتد. از این لحظه به بعد فعل وانفعا لاتی با سرعت چشم گیر انجام گرفته وزندگی تازه ای آغاز می شود که  احتمالا تا 70 سال دوام می یابد.

•  یک ماهگی : در ماه اول جفت که وظیفه تغذیه جنین را بهده تشکیل می شود. در این زمان جنین4/ 1 اینچ طول دارد.

•  دو ماهگی: طول جنین به یک اینچ می رسد. درماه دوم صورت  انگشتان دست پا چشم وگوش شروع به شکل گیری می کنند.

•  سه  ماهگی : در پایان ماه سوم جنین 4 اینچ طول داشته است و دست و پاهایش را حرکت می دهد. اعضای تناسلی نیز در این ماه تشکیل می گردد.

• چهار ماهگی: در پایان ماه  چهارم طول جنین به 6  اینچ  با لغ  می گردد. ناخن ها ، مو، ابرو و موژه تشکیل می گردد و صدای قلب جنین را  می توانید بشنوید.

•  پنج ماهگی: در ماه پنجم ضربه های سریع را احساس می کنید. طول جنین به  10 اینچ و وزنش به یک پوند بالغ می گردد.

•   شش ماهگی: جنین33 سانتی متر قد و2 پوند وزن دارد و در پایان ماه ششم تمام اعضای حیاتی تشکیل شده اند.

•   هفت ماهگی: قد جنین به 14 سانتی متر می رسد و در هفت ماهگی جنین خود را برای زندگی خارج از رحم آماده می سازد.

•  هشت ماهگی : جنین به رشد خود ادامه می دهد در ماه هشتم جنین فعالتراز قبل می باشد. اگر تولد در این ماه انجام گیرد شانس بقای  نوزاد زیاد است.

•  نه ماهگی: در پایان ماه نهم، وزن جنین به 7 پوند و قدش به 18 تا20   اینچ می رسد و جنین و مادر هردو برای زایمان آماده اند.

●  رشد جسمانی

گرچه رشد جسمانی سریع از مشخصات مهم اولین سال زندگی کودک است، به علت تفاوتهای فردی معیارهای رشد جسمانی در همه موارد ودر تمام سنین قطعیت ندارد. هنگام تولد کودک زندگی انگلی درون رحم مادر را رها می سازد و زندگی مستقل در بیرون رحم را آغاز می کند در لحظه تولد باید رشد نظام عصبی وجسمی نوزاد به حدی باشد که بتواند او را در برابر عوامل و اوضاع خارجی نظیر سرما و فشار هوا محافظت کند. قد نوزاد در لحظه تولد پنجاه سانتیمتر و وزنش تقریبا سه و نیم کیلو گرم است چند روز پس از تولد پنج تا ده درصد وزن نوزاد از بین می رود و پس از آغاز شیر خوردن و عادت به زندگی جدید مجددا وزنش افزایش می یابد.

در دومین سال زندگی که رشد جسمانی همچون سال اول نیست قد کودک حدود 85 سانتی مترو وزنش به حدود دوازده ونیم کیلو گرم می رسد و هنوز مقداری از استخوانهای کودک دو ساله به صورت غضروف و نرم هستند. معمولا در هجده ماهگی ملاج کودک سفت   میشود و بیشتر دندانهای شیری او می رویند.

●  ادراکات کودک

ادراک بینایی( باصره): حس بینایی  هنگام  تولد نسبت به سایرحواس کودک بسیار ضیعف وناقص است ودیرتر از حواس دیگر تکامل می یابد.

کودک درسه هفته اول زندگی می تواند اعصاب چشم خود را برای دیدن اشیا ی بزرگ، جامد و زنده مانند اسباب بازیهای بزرگ و مادر تحت فرمان درآورد. چنانچه وقتی می بیند  مادرش می آید گریه خود را قطع می کند.

درچهارو پنج ماهگی می تواند  میان آنچه می بیند وآنچه دستش می رسد تعادل برقرار کند چنانچه وقتی چیز کوچکی را در نزدیکی خود می بیند دستش را به سوی آن دراز می کند تا با آن بازی کند یا آن را به حرکت درآورد. میان ماههای هفتم و نهم استعداد کودک به برداشتن اشیای ریز از زمین ظاهر می شود.

●  رشد سیستم عصبی

مغزآدمی مرکز فرمان یک شبکه ارتباطات وسیع است.  سیستم عصبی ( Nerve System) عمدتا کنترل اعمال استخوانها، عضلات و ما هیچه ها، اندام ها، غده ها و رگهای خونی را در بدن به عهده دارد. انتقال پیام ها بین مغز وبخش های گوناگون بدن به وسیله اعصاب که از سلول هایی به نام  نورون (Neuron) تشکیل یافته اند، انجام می گیرد.  بخش بزرگی از مغز را حدود 10 میلیون نورون تشکیل داده  است.

پیام های موجود بین مغز وبقیه سیستم  عصبی تکانه های الکترو شیمیایی  هستند که در طول نورون به سرعت حرکت می کنند.رشد سیستم اعصاب پیش از تولد،  درسه و چهار سالگی بسیار سریع است. رشد و نمو در دوران جنینی بیشتر عبارت از افزایش و نمو سلول های عصبی است درحالی که پس از تولد،  کمتر سلول های تازه بوجود می آیند.

رشد و نمو مغزرا مستقیما نمی توان مطالعه کرد و نا گزیر باید به بررسی مغز کودکان که درگذشته ویا اندازه گیری خارجی جمجمه کودکان زنده اکتفا کرد. اندازه گیری ها نشان

می دهند که رشد و نمو فرزند آدمی تا4 سالگی بسیار سریع است و از4 تا 9 سالگی از سرعت آن کاسته می شود و سپس به کندی رشد خود را ادامه می دهد تا 16 سالگی که مغز، به اندازه کامل خود برسد.

●   رشد ذهنی کودکان از شیر خوارگی تا 2 سالگی

هوش، قدرت سازگاری فرد با محیط تلقی شده است. ذهن کودکان در دو سال زندگی در مرحله حرکت قرار دارد که به نظر پیاژه دارای شش مرحله است;

•   مرحله اول : اعمال بازتابی از تولد تا پایان یک ماهگی است. در این مرحله نوزاد از طریق یک سلسله  اعمال انعکاسی نظیر مکیدن با محیط ارتباط برقرار می کند.

•   مرحله دوم: اولین واکنشهای دوری یک تا چهار ماهگی است. در این مرحله کودک پس از انجام یک عمل به صورت تصادفی به تکرارآن می پردازد و از آن لذت می برد. در این مرحله بخشی از اعمال کودک هماهنگ می شود ورفتار تقلیدی در او شکل می گیرد.

•   مرحله سوم: این مرحله چهار تا هشت ماهگی را شامل می شود و به دومین واکنشهای دوری معروف است. هماهنگی بیشتری بین حرکات کودک به وجود می آید در این مرحله کودک می تواند با دیدن بخش معلومی از یک شی پنهان شده آن شی را تشخیص دهد.

•   مرحله چهارم: هدفدار می شود و رفتارش خود به خود رخ نمی دهد کودک می تواند موانع را برطرف کند تا به شی مورد نظرش برسد یا از طریق واسطه قراردادن یک شی به هدف مورد نظرش دست یابد. در این مرحله مفهوم بقای شی حاصل می شود یعنی اگراز حوزه دید او پنهان شود هنوز آن شی برای او وجود دارد.

•   مرحله پنجم:  سومین واکنشهای دوری از دوازده تا هجده ماهگی است که در این مرحله کودک از طریق آزمایش، راه حلهای جدیدی را برای حل مشکلش کشف می کند و مایل است بداند اعمال او چه اثری بر محیط می گذارد.

•   مرحله ششم: ابداع وسایل جدید از طریق فعالیتهای ذهنی از هجده تا بیست وچهارماهگی است در این مرحله اعمال کودک تا خلاقیت همراه است و جنبه آزمایش وخطای صرف    ندارد. همچنین کودک می تواند اعمال مختلفی را باز نمایی کند و به پیش بینی نتایج آنها بپردازد.

●  رشد عاطفی

عاطفه، پاسخ فرد به نیاز درونی یا محرک بیرونی است که با علام فیزیولوژیکی نظیرافزایش ناگهانی ضربان قلب، انقباض عضلات، بالا رفتن فشار خون و افزایش ترشح هورمون آدرنالین همراه است. قدرت درک و وضع جسمانی کودک در بروز عواطف موثر است. عواطف کودک در دو سال اول زندگی به علت محدود بودن تجارب متعدد و متنوع نیست و با افزایش سن وتجربه پاسخهای عاطفی او متنوع ومشخص و قابل فهم  می شو د.

حالات عاطفی کودکان را باید در واکنشهای آنان جستجو کرد. در چهار تا ده ماهگی ترس از    اشیاء ناآشنا بروز می کند. کودکان در سال اول زندگی به علام خشم و خوشحالی دیگران پاسخ می دهند. چنانچه کودک به فردی دلبستگی شدید پیدا کند در صورت جدا شدن از او مدت طولانی دچار افسردگی می گردد.

کودک در هجده ماهگی درحالت عدم تعادل  به سر می برد و خیلی زود تحریک و عصبانی می شود. در دو سالگی تعادل روانی مطلوبی دارد و در همه زمینه ها آرامترو با ثبات تر از قبل است و دوست دارد دیگران را، از خود راضی کند. موارد عاطفی مشترکی نظیرترس، خشم، پرخاشگری و محبت کم و بیش در همه کودکان مشاهده می شود.

رابطه بین کودک و مادرو نیز کسانی که از او مراقبت می کنند و رشد عواطف او اهمیت بسیاردارد بتدریج که کودک بزرگتر می شود پیوند عاطفی خود را با والدین و اطرافیان نزدیک حفظ کرده، در نتیجه با رفتارها و ارزشهای والدین و مورد علاقه خود همانند سازی می کند.

●  رشد اجتماعی

دراولین سال زندگی رابطه عاطفی کودک با اطرافیان بخصوص مادر نقش تعیین کننده ای در رشد اجتماعی او دارد یعنی ارضای نیازهای اولیه کودک از جمله، گرسنگی وتشنگی سازنده نگرش آینده او نسبت به دیگران است. مادرعصبانی و مضطرب نمی تواند کودکش را به طور مناسب غذا بدهد و ارتباط عاطفی مطلوبی با او برقرار سازد تکرار این حالت بتدریج غذا خوردن را برای کودک ناراحت کننده می کند در نتیجه باعث بد غذایی و ضعف جسمانی کودک می شود کنترل ادرار و مدفوع نیز در اجتماعی شدن کودک نقش بسزایی دارد و کودک باید آن را بیاموزد. در این مورد مادر نقش اساسی و اولیه را بر عهده دارد چون کودک در حدود شش ماهگی می تواند مادرش را از دیگران باز شناسد، معمولا جدایی طولانی کودک از مادر در این سن آثار ناگواری در رشد شخصیت کودک بر جای می گذارد.

کودک چهارماهه شکل افراد مختلف را در فکرش مجسم می کند قیافه و صدای مادر را بدرستی تشخیص می دهد و با دیدن قیافه آشنایان خوشحال می شود. از هفت ماهگی گرچه بیشتر اوقات خود را به بازی کردن با خودش سپری می سازد به اطرافیان نیز توجه خاص دارد و درباره آنان کنجاو است و نسبت به قیافه های آشنا و بیگانه واکنشهای متفاوتی بروز می دهد. کودک ده ماهه به تقاضای اطرافیان پاسخ می دهد، دوست دارد مورد توجه قرار گیرد و به بازی کردن بسیار علاقه مند است. رابطه کودک بیست ماهه با اطرافیان بر اساس گرفتن است نه دادن، او از انجام دادن کارهایی که بر خلاف میل دیگران باشد لذت می برد و هنوز مایل به همکاری و مشارکت نیست کودک دو ساله تعادل وآرامش دارد . در انجام کارهای شخصی پیشقدم می شود، از تشویق وستایش خوشش می آید و می خواهد اطرافیان را راضی کند و نسبت به محیط و انسانها کنجکاو است.

هرچه والدین کودک را در این زمینه بیشتر تشویق کنند احساس استقلال در او بیشتر رشد می کند و در مقابل حمایت افراطی با تمسخر تلاشهای نا موفق کودک ممکن است او را نسبت به توان خودش مردد سازد.

●  رشد اخلاقی

کودکان در دوره شیر خوارگی، نادرستی اعمال را برحسب لذت یا درد تعبیر و تغییر می کنند و رعایت حقوق دیگران برای آنان معنی ومفهوم ندارد. کودکان از هجده ماهگی ساختن بازیهای آرمانی از اشیا و امور و رفتارها را شروع می کنند.  بدین معنی که اسباب بازی شکسته می شود همه دگمه های لباس باید سر جای خود باشد و لباس هیچ پارگی نداشته باشد. درهمین زمان کودک درمورد رفتار درست ونادرست در موقعیتهای خاص، معیارهایی را که اغلب در محدوده نظافت، مهار پرخاشگری واطاعت از والدین است، را مشخص می سازد.  این معیارها سر آغاز درک کودک دوساله و ارزیابی رفتارشان را به عنوان خوب یا بد شروع می کند وچنانچه امور با معیارهای آنان هماهنگ نباشد، مضطرب می شود، این مورد در کودکان با فرهنگهای مختلف مشترک است.

●  مهارت هایی که پس ازراه افتادن در کودک رشد و تکامل می یابند

تا شش سالگی تکامل عضلانی پاها عبارت از مهارت بیشتر در راه رفتن وکسب مهارت هایی است که به دنبال دارد. دو پرش و بالا رفتن بزدوی به دنبال راه رفتن ظاهر می شود. پیش از آنکه کودک به دو سالگی برسد می تواند به جلو وعقب راه برود وبا کمک بزرگترش ازپله بالا وپایین برود ویا روی یک پای خود بایستد. کودک درچهارسالگی می تواند از بلندی 30 سانتیمتر بپرد. از پنج تاشش سالگی کودک طناب بازی را فرا می گیرد.

●  تفاوت رشد حرکتی میان پسر ودختر

تجارب بعمل آمده نشان می دهند که در بیشترمهارتهای حرکتی وکارهای مربوط به قدرت وسرعت پسران متوسط بردختران متوسط برتری دارند. واین تفاوت میان آنان با پیشرفت سن افزایش می یابد چنانچه استعداد انجام دادن فعالیتهای حرکتی در دختران در14 سالگی به حداکثرش می رسد، در صورتی که پسران تا 17 سالگی از این لحاظ رشد می کنند.دختران فقط در بعضی از ورزشها می توانند با پسران مسابقه دهند وشرکت آنها در فعالیت بدنی پسران جنبه استثنایی دارد و نتیجه احتیاج اجتماعی است.

علت این تفاوت به محیط وطبیعت بدن بستگی دارد. بدین معنی که پسران معمولا پیش از دختران مجال فعالیت حرکتی دارند وزود می توانند بر خلاف دختران در بازیهای گوناگون شرکت کنند و این خود در پیشرفت آنان کمک موثری است. از طرف دیگر عامل بدنی باعث ایجاد این تفاوت می شود یعنی تفاوتهای بدنی دربرتری پسران بردختران ازحیث رفتارهای حرکتی تاثیر زیادی دارد چنانچه حجم بدن دختران هنگام نضج جنسی کوچتر از پسران وبازوها و ساقهایشان نسبتا کوتاهترو تنه هایشان بزرگتر است و همین وضع وحالت مانع شرکت دختران در بعضی ازفعالیتهای بدنی می گردد.

دختران هنگام تولد از لحاظ سن اسکلت (Skeleton Age) تقریبا چهار هفته از پسران جلوتر هستند وتا دوره بلوغ سن اسکلت ایشان در حدود 125 درصد پسران همسال خود است به همین سبب دختران دو سال زودتر پسران به مرحله بلوغ ونوجوانی می رسند

●  تربیت رشد وتکامل حرکتی

مطالعات آزمایشی رشد وتکامل هماهنگی وهمکاری عضلات نشان می دهند که کودک متوسط قادر است قسمت های مختلف بدنش را کنترل کند واین بیشتر تابع قانون جهت رشد و تکامل است تا سن تقویمی کودک.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »