انگور می تواند موجب افزایش فشار خون شود

گرچه انگور یکی از بهترین میوه ها برای كسانی است كه می‌خواهند لاغر شوند و بدن خود را از اسید اوریك‌، سنگ‌های صفراوی و مسمومیت‌های مزمن (مسمومیت از سرب یا جیوه‌) پاك كنند‌ اما تیرامین می تواند فشار خون را بالا ببرد و در نتیجه در یک گروه از مردم ایجاد سر درد می کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، انگور کالری کمی دارد و سرشار از ویتامین سی و فیبر است، بنابراین یک خوراکی بسیار مفید و مغذی به شمار می آید ، اما یک ماده به نام ” تیرامین ” در آن وجود دارد، یک نوع اسید آمینه که از شکستن زنجیره پروتئینی در غذاهای مانده به وجود می آید.

اگر شما هم با مصرف انگور دچار سردرد می شوید لازم است ابتدا فشارخون خود را کنترل کنید و همچنین شاید بهتر باشد از بعضی خوراکی های دیگر دوری کنید، مثل این ها:

– گوشت دودی یا نمک سود
– پنیر کهنه
– مرکبات

تحقیقات نشان می دهد تیرامین موجود در انگور می تواند اثر بدی روی گروهی از داروهای ضدافسردگی با نام ” بازدارنده‌های مونوآمین اکسیداز ” یا MAOI بگذارد؛ اگر از این داروها استفاده می کنید، با دکتر درباره رژیم غذایی تان صحبت کنید.

داروهای بازدارنده‌های مونوآمین اکسیداز (MAOI) مانند ترانیل سیپرومین و فنلزین می باشند ، مصرف کنندگان این دسته دارویی باید از مصرف غذاهای حاوی تیرامین مانند پنیر پرورده اجتناب کنند.

این داروها با مهار کردن مونوآمین اکسیداز آنزیمی که انتقال‌دهنده‌های عصبی را تخریب می‌کند، سطح سروتونین، اپینفرین، دوپامین و مونوآمین‌های دیگر را در مغز بالا می‌برند. بازدارنده‌های مونوآمین اکسیداز در درمان افسردگی به خصوص انواع مقاوم و آتیپیک بسیار موثر هستند اما عوارض خطرناک و تداخلات دارویی و حتی غذایی گسترده باعث می‌شود از انتخاب‌های آخر برای درمان افسردگی باشندذ.

نوشابه‌های انرژی‌زا برای قلب خطرناک است

پزشکان در یک بررسی‌ تازه هشدار دادند که مصرف نوشابه‌های انرژی‌زای حاوی کافئین می‌تواند سبب اختلال و تغییرات مضر در ضربان قلب شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، گروهی از پزشکان آلمانی با بررسی ضربان قلب 17 داوطلب دریافتند که یک ساعت پس از مصرف این نوشیدنی‌ها انقباض عضله قلب این افراد افزایش می‌یابد.

تاکنون مشخص نشده بود که مصرف این نوشیدنی‌ها چه تاثیری بر عملکرد قلب دارد.

مقدار کافئین موجود در این نوشیدنی‌ها نسبت به دیگر نوشیدنی‌های کافئین‌دار از قبیل قهوه و نوشابه سه برابر بیشتر است.

مصرف بیش از حد کافئین با عوارض جانبی بسیاری همراه است که از آن جمله می‌توان به ضربان قلب سریع، افزایش فشارخون، تشنج و مرگ ناگهانی اشاره کرد.

پزشکان در بررسی‌های خود مشاهده کردند محفظه‌ای از قلب که خون را به سراسر بدن پمپاژ می‌کند یک ساعت پس از مصرف نوشیدنی‌های انرژی‌زا سخت‌تر منقبض می‌شود.

اعضای این گروه تحقیقاتی به کودکان و افرادی که ضربان قلب نامرتب دارند توصیه می‌کنند که از مصرف این نوع نوشیدنی‌ها خودداری نمایند.

همچنین متخصصین هشدار می دهند که کودکان و نوجوانان مبتلا به بیماری‌های قلبی، کلیوی، کبدی، حملات صرع، دیابت و ترشح بیش از حد غده تیرویید در صورت مصرف نوشابه انرژی‌زا، بیشتر در معرض خطر ابتلا به آسیب‌های جسمی هستند. به همین دلیل پزشکان اطفال و والدین باید کودکان و نوجوانان را از نوشیدن این نوشابه‌ها منع کنند.

جالب است که تعدادی از نوجوانان و جوانان به امید کمک به کاهش وزن، افزایش انرژی و بنیه و نیز بهبود عملکرد ذهنی‌شان از این نوشابه‌ها استفاده می‌کنند اما تقریبا هیچ یک از این تغییرات مفید پس از مصرف نوشابه‌های انرژی زا در آنها مشاهده نمی‌شود.

به یاد داشته باشید که مصرف نوشابه‌های انرژی‌زا موجب اختلال هضم و کاهش جذب عناصر مغذی مانند کلسیم، منیزیم، روی و آهن در روده می‌شود . تحقیقات نشان داده است که جذب کلسیم در روده مصرف‌کنندگان این نوشابه ها، یک پنجم افراد دیگر است.

نوشابه‌های انرژی زا معمولا حاوی 70 تا 80 میلی‌گرم کافئین، نوعی گیاه موسوم به گارانا و نوعی اسید آمینه به نام تائورین همراه با افزودنی‌های شیرین کننده هستند. این در حالی است که شرکت‌های تولید کننده این محصولات ادعا می‌کنند که میزان کافئین موجود در این‌ گونه نوشابه‌ها کمتر از نوشابه‌های گازدار، قهوه و چای است.

کودکان نوشابه های انرژی زا نخورند

نوشابه های انرژی زا در واقع مقادیر زیادی کافئین و سایر محرک‌ها را وارد بدن خود می‌کنند که می‌تواند بسیار خطرناک باشد و عواقب نامطلوبی از جمله ابتلا به فشارخون بالا،‌ افزایش خطرناک میزان ضربان قلب را با خود همراه داشته باشد

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اسم نوشابه های انرژی زا را اشتباه انتخاب کرده اند؛ آنها به شما انرژی نمی دهند، باعث تحریک و تهییج شما می شوند.

تحقیقات نشان می دهد این نوشابه ها عملا هیچ سودی برای سلامتی ندارند. در حقیقت، ترکیبی از مواد شیمیایی در آنها، بیشتر به ضررآدم است تا به نفع او، به خصوص در کودکان.بعضی از اثرات جانبی آنها شامل افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون، سردرد و بدخوابی است.

تحقیقات جدید  نشان می دهد که حتی ممکن است اثرات جدی تری هم داشته باشد، مثل تپش قلب، سکته و مرگ ناگهانی.

برخی از کودکان و نوجوانان انواعی از نوشیدنی‌های انرژی‌زا را مصرف می‌کنند که حاوی مقادیر بسیار زیادی کافئین هستند و این درحالی است که پس از ورزش بیشتر آب بدنشان را از دست داده‌اند و قصد دارند این کمبود آب را جبران کنند.

ترکیبات و مواد تشکیل ‌دهنده نوشابه‌های انرژی‌زا با نوشابه‌های ورزشی متفاوت هستند. نوشابه‌های ورزشی حاوی کربوهیدرات‌ها، املاح معدنی، الکترولیت‌ها و طعم‌دهنده‌ها هستند که می‌توانند جایگزین آب از دست رفته بدن در اثر تعرق شوند اما نوشابه‌های انرژی‌زا کاملا ترکیبات متفاوتی دارند و بیشتر محتوی کافئین هستند که مصرف آن برای کودکان مضر بوده و سلامت آنها را به خطر می‌اندازد.

ممکن است باور این حرف ها سخت باشد اما نوشیدنی های انرژی زا 3 تا 5 برابر نوشابه های معمولی کافئین دارند، و با استفاده از ترکیبات گیاهی و طبیعی، محرک هایی به آنها اضافه شده که خیلی وقت ها اسم شان روی قوطی نوشته هم نمی شود.

واقعا این چیزی است که دوست دارید بچه تان توی راه مدرسه بخورد؟ از نظر حفظ سلامت، این چیزها خیری ندارند.

سه قلوهایی که طی پنج سال به دنیا آمدند

pezeshk.usیک خانواده انگلیسی صاحب سه فرزند سه قلو شد که طی پنج سال به دنیا آمده‌اند.  پسران دوقلو در سال 2008 به دنیا آمدند ، اما جنین نوزاد الیزابت تا سال 2013 یخ زده بود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دختر این خانواده پنج سال دیرتر از برادرانش به دنیا آمده است. “نیکلا” و “کوین برایتی” ( Brightey ) مادر و پدر این خانواده به مدت 15 سال تحت درمان ناباروری قرار داشتند.

آنها برای فرزند دار شدن به شیوه لقاح خارج رحمی متوسل شده و 20 هزار پوند برای جنین سه قلوی خود هزینه کردند. آنها می‌گویند: کسی باور نمی‌کند که فرزندان ما که طی پنج سال به دنیا آمدند، سه قلو هستند.

به گفته مادر خانواده، جیمز و دنیل پسران خانواده منتظر تولد خواهر دوقلوی خود بوده و اکنون به خوبی از او مراقبت می کنند.

این خانواده در وسبچ کمبریج شایر زندگی می‌کنند. نیکلا، مادر این خانواده در سن 15 سالگی تحت درمان پریتونیت قرار می‌گیرد و پزشکان به او می‌گویند لوله فالوپ وی بر اثر این بیماری دچار آسیب دیدگی جدی شده است. این بیماری در نوجوانی موجب شد تا وی توان باروری طبیعی خود را از دست بدهد و لقاح خارج رحمی تنها راه برای مادر شدن وی بود.

نخستین درمان IVF آنها با شکست مواجه شد اما در دومین درمان 14 تخمک ایجاد شد که هشت عدد از آنها بارور شده که دو عدد از آنها در رحم مادر قرار داده شد. شش سلول بارور شده نیز در فریزر منجمد شد.

دو هفته پس از لقاح جنین در رحم مادر شکل گرفت. دوقلوی نخست خانواده در نوامبر 2008 به دنیا آمدند.

جنین سوم، در سال گذشته در رحم خانم Brightey قرار داده شد. فوریه 2013 این خانواده سومین درمان IVF خود انجام داد که طی آن یکی دیگر از آن سلول‌های بارور منجمد پس از آماده سازی در رحم مادر قرار گرفته و سومین فرزند که یک دختر است به دنیا آمد.

هنگامی که خانم Brightey به مردم می گوید فرزندان او سه قلو می باشد هیچکس باور نمی کند.

بدخوابی در رشد تومورهای سرطانی موثر است

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه شیکاگو امریکا می‌گویند که نتایج بررسی های صورت گرفته نشان داده است که بدخوابی در رشد تومورهای سرطانی موثر است . ‎

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققین پس از انجام آزمایشاتی بر روی موشهای آزمایشگاهی ، به این نتیجه رسیدند که بدخوابی ممکن است منجر به افزایش سرعت رشد تومورهای سرطانی و افزایش بدخیمی آن گردد.

دانشمندان در این پژوهش پس از کاشت سلول‌های سرطانی در موشهای آزمایشگاهی آنهارا به دو گروه تقشیم کردند . به دو گروه بی خواب و گروهی که به اندازه کافی می خوابند . آنان پس از گذشت دوماه نشان دادند که اندازه تومورهای موشهایی که به اندازه کافی نخوابیدند بزرگتر از تومورهای موشهایی است که به اندازه کافی خوابیده اند.

پژوهشگران نتیجه گرفتند که پریشانی در خوابیدن منجر به اخلال در سیستم ایمنی بدن شده که این اختلال سرعت پیشرفت بیماری را افزایش می‌دهد.

زردچوبه یکی از مؤثرترین مواد در جلوگیری از سرطانی شدن سلول‌های بدن است

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه لوییزویل در کنتاکی آمریکا، موفق به ساخت ایمپلنتی شدند که می تواند رشد تومورهای سرطانی سینه را با استفاده از زردچوبه یا ادویه ” کاری ” متوقف کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، زردچوبه یا زرچوبه ( Curcuma longa ) نوعی گیاه و ادویه‌ای است که از آن گیاه تهیه می‌شود. زردچوبه از رده زنجبیل‌وارها (Zingiberidae)، راسته زنجبیل‌ها (Zingiberales)، تیره زنجبیلیان (Zingiberaceae)، جنس زردچوبه‌های‌ها (Curcuma) است.

پودر زردچوبه به رنگ زرد تیره‌است که یکی از پرکاربردترین ادویه جات به شمار می‌رود.

رویشگاه اصلی این گیاه هند است و قسمت اصلی ادویه معروف کاری را که در بسیاری از غذاهای هندی به کار می‌رود، تشکیل می‌دهد.

زردچوبه به دلیل خصوصیات آنتی آکسیدانی قوی خود یکی از مؤثرترین مواد در جلوگیری از سرطانی شدن سلول‌های بدن است. این گیاه همچنین موجب افزایش ترشح انسولین و کاهش قند خون در بیماران دیابتی می‌گردد.

کارآزمائی های بالینی زیادی در ارتباط با فواید مصرف روزمره زردچوبه گزارش شده است. گفته شده است که زردچوبه میتواند شدت علائم بیماری آلزایمر را کاهش دهد.

همچنین ماده موثر زردچوبه یعنی Curcumin اثرات ضد التهابی و ضد درد شبیه داروهای مسکن معمولی را دارا میباشد.

اثر ضدالتهابي كوركومين با اثر ضدالتهابي داروهاي استروئيدي و غير استروئيدي با فنيل بوتازون قابل مقايسه است. اين دارو با مهار سنتزپروستاگلاندين هاي التهابي، اثر ضدالتهاب خودرا آشكارميسازد.

درمطالعه روي رات اثر مهاركننده كوركومين سديم mg3 به ازاء هر كيلوگرم وزن موجب مهار ليپواكسي ژناروسيكلواكسي ژناژ ميشود. در درمانپسوریازیس، دردهای دندان و لثه، مار گزیدگی و عقرب گزیدگی ازاین گیاه استفاده میشود..

مطالعات مختلف محققان نشان می دهد ماده کورکومین که موجب رنگ زرد روشن در ادویه کاری است، می تواند به کوچک شدن سلول های سرطان سینه کمک کند.

اما داشتن یک رژیم غذایی سرشار از کاری تاثیری در درمان سرطان ندارد. زیرا این ماده در معده شکسته شده و خاصیت خود را از دست می دهد.

حالا دانشمندان ایمپلنتی طراحی کرده اند که می تواند کاری را به بدن وارد کند. آنها معتقدند ادویه «کاری» می تواند اثر هورمون های تغذیه کننده سلول های سرطان سینه را از بین ببرد.

دانشمندان در این ایمپلنت، 200 میلی گرم پودر کاری را در داخل کپسول های کوچکی بسته بندی کرده اند که تنها دو میلی متر طول دارد.

برای اجرای این تحقیق، محققان این ایمپلنت را که هر کدام حاوی دو کپسول بود وارد بدن موش های سرطانی کردند. گروه دیگری از موش های سرطانی با رژیم غذایی روزانه حاوی ادویه کاری تغذیه شدند.

آنها به مدت چهار ماه رشد تومور را در بدن موش ها بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که ماده کورکومین کاری، در موش ها سبب کاهش تومورهای سرطانی تا حدود یک سوم شده و میزان تولید سلول های تهاجمی سرطانی را کاهش می دهد.

محققان، ساخت این ایمپلنت را انقلابی جدید در مقابله با سرطان سینه می دانند.

پیش از این نیز اثرات آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و مزایای بالقوه ادویه کاری در پیشگیری از بیماری آلزایمر برای دانشمندان شناخته شده بود.

«کاری»، ادویه ای است که به طور معمول در آشپزی هندی کاربرد دارد و از ترکیب چند پودر یا ادویه دیگر است.با پیشرفت ارتباطات و آگاهی مردم از فرهنگ و تمدن دیگر کشورها در اکثر کشورها از این ادویه در تهیه غذاهای مختلف و در پخت غذاهایی که نیاز به ادویه خاص ندارند، استفاده می کنند.

پودر «کاری» اگرچه به صورت یک ادویه مجزا فروخته می شود، ولی ترکیبات آن در کشورها و ملل مختلف، متفاوت است اما به طور کلی می توان گفت: مخلوطی از زردچوبه، دارچین، سیر، هل، زیره، فلفل و گشنیز است اما عنصر اصلی پودر کاری در تمام کشورها، زردچوبه است که موجب رنگ زرد زیبا و خاصیت فوق العاده آن می شود.

توسعه و بهداشت

اينکه بهداشت براى توسعهٔ اقتصادى و اجتماعى يک موضوع اساسى است روز به روز بيشتر تشخيص داده مى‌شود. در دههٔ ۱۹۶۰ به‌طور معمول گمان مى‌کردند که پيشرفت اقتصادى اجتماعى براى افزايش سلامت مردم کشورهاى رو به پيشرفت ضرورى نيست و از طريق ايجاد خدمات بهداشت عمومى نوين به تنهايى مى‌توان پيشرفت اساسى و سريع به‌دست آورد. با اين طرز تفکر نقش انسان در فرآيند توسعه به‌شدت دست‌کم گرفته شده بود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در سال‌هاى بين ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ در اين باره بازانديشى قابل توجهى به‌عمل آمده تغييرات عميقى در نظريهٔ اقتصادى به‌وجود آمد، و روزبه‌روز بيشتر آشکار شد که پيشرفت اقتصادى به تنهائى نمى‌توانند مشکلات بزرگى مانند ناداري، گرسنگي، سوء تغذيه و بيمارى را حل کند.

و به جاى آن موضوع‌هاى غير اقتصادي (مانند آموزش، کار مثمر، مسکن، برابري، آزادى و شأن انسان و رفاه او) به‌صورت اهداف راهبردهاى پيشرفت درآمد. تازه‌ترين تجربه‌هاى چند کشور رو به پيشرفت (مانند سرى‌لانکا، کوستکاريکا و ايالت کرالا در هندوستان) راهى را که طى آن سلامت، بخشى از پيشرفت را تشکيل مى‌دهد، نشان مى‌دهند.

به‌عنوان مثال ايالت کرالا در هندوستان که درآمد سرانه‌ٔ آن در حدود ۱۲۶ دلار و کمتر از متوسط درآمد کشور هند است از نظر اميد زندگي، کم بودن ميرائى شيرخواران و ديگر نشانگرهاى بهداشتى و اجتماعى از ديگر ايالت آن کشور پيش افتاده است زيرا کوشش‌هاى مربوط به بهداشت به‌طور همزمان با پيشرفت در ساير بخش‌ها مانند آموزش، رفاه اجتماعي، و اصلاحات ارضى تقويت شد. توأم بودن پيشرفت عمومى و بهداشت به روشنى ثابت شده و هنگامى که يکى از آنها آغاز شود نقطهٔ آغاز آن ديگرى است و بر عکس.

چون بهداشت بخش تلفيقى پيشرفت است همهٔ بخش‌هاى جامعه بر بهداشت اثر مى‌گذارند. و به‌عبارت ديگر از اين پس خدمات بهداشتى تنها به‌عنوان مجموعه‌اى از اقدامات منحصراً پزشکى در نظر گرفته نمى‌شوند بلکه زير نظامِ نظام کلى اقتصادى اجتماعى به‌شمار مى‌آيند.
در تجزيه و تحليل نهائى سلامت انسان و رفاه او هدف غائى توسعه است.

• توسعهٔ بهداشت

توسعهٔ بهداشت عبارت است از: فرآيند پيشرفت پيوستهٔ بهبود حالت سلامت جامعه و نتيجهٔ آن افزايش سطح رفاه جامعه و نشانهٔ آن نه تنها کاهش بار سنگين بلکه رسيدن به سلامت مثبت جسمى و روانى مرتبط با عملکرد اقتصادى و تلفيق اجتماعى رضايت‌بخش، مى‌باشد.

مفهوم توسعهٔ بهداشت از نظر تفاوت آن با تدارک خدمات پزشکى يک انديشهٔ سياسى جديد و بر پايهٔ اين اصل اساسى است که دولت‌ها مسؤول سلامت مردم خود هستند و مردم هم در عين حال بايد حق و وظيفه در مشارکت، توسعهٔ بهداشت خود – به‌صورت انفرادى يا گروهى – داشته باشند.

توسعهٔ بهداشت در توسعهٔ اقتصادى و اجتماعى سهم داشته و از آن ناشى مى‌شود. بنابراين بر توسعهٔ بهداشت در برنامه‌ها و سياست‌هاى سازمان ملل تأکيد بسيار مى‌شود. مثلاً بانک جهانى اعتبارات اجزاء بهداشتى برنامه‌هاى توسعهٔ اقتصادى را تأمين مى‌کند و ‌UNDP هم مانند بانک جهانى روزافزونى به توسعهٔ بهداشت دارد.

• مراقبت‌های بهداشتی جامعه

بهداشت متأثر از عوامل متعددى مانند؛ غذاى کافي، مسکن، بهسازى اساسي، شيوهٔ زندگى سالم، حفاظت در برابر خطرهاى زيست‌محيطى و بيمارى‌هاى واگير و مرزهاى بهداشت فراتر از محدودهٔ تنگ مراقبت‌هاى پزشکى گسترده است. و با اين ترتيب آشکار مى‌شود که مراقبت بهداشتي چيزى بيشتر از مراقبت پزشکي است.

مراقبت‌ بهداشتى دربرگيرندهٔ گروهى از: خدماتى که به افراد و جوامع به‌وسيلهٔ متخصصان يا کارکنان خدمات بهداشتى ارائه مى‌شود و مقصود از آن ارتقاء، حفظ، پايش و بازگرداندن سلامتى است.

اصطلاح مراقبت پزشکى مترادف مراقبت بهداشتى نيست، بلکه به‌طور عمده به آن دسته از خدمات شخصى اطلاق مى‌شود که به‌طور مستقيم به‌وسيلهٔ پزشکان ارائه يا در نتيجهٔ دستور پزشکان انجام مى‌يابد. دامنهٔ مراقبت‌هاى پزشکى از مراقبت در خانه تا بسترى کردن در بيمارستان گسترده است. مراقبت پزشکى زيرمجموعه‌اى از نظام خدمات بهداشتى است.

مراقبت‌هاى بهداشتى يک حق عمومى است و دولت مسؤول ارائهٔ اين خدمات به‌طور برابر براى همهٔ مردم مى‌باشد. اين حقوق تقريباً توسط همهٔ دولت‌هاى جهان به رسميت شناخته شده و در قوانين اساسى تصويب شدهٔ آنها گرامى داشته شده است.

• اجزاء اصلی مراقبت‌های بهداشتی اولیه

با آنکه خدمات ويژه‌اى که در جوامع و کشورهاى مختلف ارائه مى‌شود متفاوت است ولى بيانيهٔ آلماآتا هشت جزء اصلى مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه را به‌شرح ذيل اعلام داشته است:

۱. آموزش بهداشت با توجه به دشوارى‌هاى بهداشتى موجود در جامعه و روش‌هاى پيشگيرى و مبارزه با آنها
۲. تغذيهٔ مناسب و ارتقاء وضع تأمين خوراک
۳. تأمين آب کافى و سالم و بهسازى‌هاى اساسي
۴. مراقبت مادر و کودک از جمله تنظيم خانواده
۵. ايمن‌سازى در برابر بيمارى‌هاى عفونى عمده
۶. پيشگيرى و مبارزه با بيمارى‌هاى بومي
۷. درمان مناسب براى بيمارى‌ها و صدمات شايع
۸. تدارک داروهاى اساسى.(به اين اصول هشت‌گانه‌ٔ نخستين؛ اصول ديگرى هم اضافه شده است؛ از اين قرار: تأمين نيروى انساني، بهداشت دهان و دندان، آمادگى جهت مقابله با بلاهاى طبيعي، و بهداشت رواني)

• نظام مراقبت بهداشتی

نظام مراقبت بهداشتى بر اجراء خدمات بهداشتى توجه دارد، و شامل بخش مديريت و درگير موضوع‌هاى سازمان‌دهى است. اين نظام در رابطه با چارچوب سياسى و اقتصادى اجتماعى کشور عمل مى‌کند. نظام مراقبت بهداشتى داراى چهار بخش اصلى است که از نظر منابع اعتبارى و تکنولوژى‌اى که به‌کار مى‌گيرند متفاوت هستند؛ به شرح ذيل:

۱. بخش عمومى

– مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه در مراکز بهداشتى درمانى و خانه‌هاى بهداشت
– بيمارستان‌ها و مراکز بهداشت شهرستان و بيمارستان‌هاى تخصصى و آموزشي
– برنامه‌هاى بيمهٔ درمانى (کارمندان دولت و کارگران)
– ادارات ديگر (خدمات بهداشتى درمانى نيروى انتظامى و نظامي) بانک‌ها، آموزش و پرورش و …
– هلال‌احمر
– برنامه‌هاى بهداشتى ويژه (سازمان مبارزه با جذام، سرطان و …)

۲. بخش خصوصي

– بيمارستان‌هاى خصوصي، پلى‌کلينيک‌ها و مهدکودک‌ها
– مطب‌هاى پزشکان خصوصي

۳. نظام‌هاى پزشکى بومي

– شامل حکيم‌هاى سنتى و ماماهاى سنتي

۴. سازمان‌هاى بهداشتى خيريه

– انجمن حمايت از بيماران ديابتي
– انجمن حمايت از بيماران کليوى(براى آشنائى با نظام ارائهٔ خدمات بهداشتى در جامعهٔ ما بخش مربوط به اين موضوع از کتاب وضعيت سلامت مادران و کودکان در جمهورى اسلامى ايران تأليف آقاى دکتر حسين ملک افضلي، نشريهٔ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى ۱۳۷۱ پيوست مى‌شود.

• ارائهٔ مراقبت‌های بهداشتی

وظيفهٔ کنونى بسيارى از کشورها رساندن خدمات مراقبت بهداشتى کافى براى همهٔ مردم و به‌کارگيرى از آنها است. بيمارستان‌هاى بزرگ که تاکنون براى اجراء خدمات بهداشتى برگزيده شده‌اند از نظر آنکه تنها به‌ بخش کوچکى از مردم خدمت مى‌رسانند – و اينها هم تنها کسانى هستند که در شعاع محدودى از ساختمانى بيمارستان زندگى مى‌کنند – نارسا به‌شمار مى‌آيند. به‌خصوص که خدمات ارائه شده هم بيشتر ماهيت درمانى دارند. از اين‌رو به حق گفته شده است که اين‌گونه بيمارستان‌ها بيشتر بُرج عاج بيمارى به‌شمار مى‌روند تا مراکز انجام خدمات مراقبت جامع بهداشتى با افزايش هزينه‌هاى نگاه‌دارى اين‌گونه بيمارستان‌ها و نارسائى آنها در برآوردن مجموعهٔ نيازهاى بهداشتى جامعه کشورها در جست‌وجوى راه ديگرى براى ارائه خدمات بهداشتى برمى‌آيند، با اين ديدگاه که اين راه ديگر داراى هزينهٔ متناسب و دربرگيرندهٔ نيازهاى اساسى مردم روستائى باشد.

• نمونه‌اى براى انجام خدمات بهداشتى

براى اجراء خدمات بهداشتى الگوهاى چندى تهيه شده است. يکى از ساده‌ترين اين الگوها برابر شکل الگوى نظام مراقبت‌هاى بهداشتى مى‌باشد.

در عمل اين الگو بسيار پيچيده‌تر و گسترده‌تر است. داده‌ها (Input) عبارتند از: وضعيت سلامتى يا دشوارى‌هاى بهداشتى جامعه، و نمايندهٔ نيازها و تقاضاهاى بهداشتى جامعه هستند چون هميشه منابع براى برآوردن بسيارى از نيازهاى بهداشتى ناکافى هستند بايد اولويت‌ها تعيين شوند.

اين کار مستلزم برنامه‌ريزى مناسب به‌منظور جلوگيرى از به‌هرز رفتن منابع است. چگونگى برنامه‌ريزى‌ بهداشتى در بخش ديگرى بيان شده است. خدمات مراقبت بهداشتى براى برآوردن نيازهاى بهداشتى جامعه از طريق به‌کارگيرى دانش و منابع در دسترس طرح‌ريزى شده‌اند. بايد خدمات ارائه شده جامع و جامعه‌نگر باشد، و منابع متناسب با نيازهاى جامعه توزيع شوند.

نظام مراقبت بهداشتى بر اجراء خدمات بهداشتى توجه دارد، به‌عبارت ديگر شامل بخش‌ مديريت و درگير با مطالب مربوط به سازمان‌دهى خدمات است.

پيامد نهائيِ ستاده (Output) و عبارت است از دگرگونى در وضعيت سلامت يا ارتقاء بهداشت جامعه. ستاده به‌صورت جلوگيرى از مرگ، نجات زندگى افراد، جلوگيرى از بيماري، درمان موارد، افزايش طول عمر و … بيان مى‌شود.

• منابع بهداشتی

منابع براى برآورده ساختن بسيارى از دشوارى‌هاى بهداشتى جامعه مورد نياز هستند. هيچ کشوري، اگر چه ثروتمند، براى برآورده ساختن همهٔ نيازهاى همهٔ مراقبت‌هاى بهداشتى منابع کافى ندارد. از اين‌رو لازم است منابع موجود سنجيده و به‌نحو مناسب تخصيص يابند و به‌کارگيرى مؤثر از منابع به‌عمل آيد، تا بتوان خدمات مراقبت بهداشتى کارساز فراهم آورد.

– پول و مواد
– زمان
– نیروی انسانی بهداشتی
– نيروى انسانى بهداشتى
– اصطلاح نيروى انسانى بهداشتي هم در برگيرندهٔ کارمندان تخصصى و هم کارکنان کمکى مورد نياز براى ارائهٔ مراقبت‌هاى بهداشتى است.

بنابر تعريف WHO کارکنان کمکى عبارتند از: کارکنان فنى در يک زمينهٔ خاص با آموزش تخصصى ناکامل. نيازهاى هر کشور به نيروى انسانى بهداشت بر پايهٔ نيازها و تقاضاهاى بهداشتى جمعيت، و بازده مورد نظر، تعيين مى‌شود. نيازهاى بهداشتى جامعه هم به نوبهٔ خود بر پايهٔ وضعيت سلامت و دشوارى‌هاى بهداشتى و انتظار مردم قرار دارد.

برنامه‌ريزى دربارهٔ نيروى انسانى بهداشتى يک جنبهٔ مهم از برنامه‌ريزى بهداشتى براى جامعه است. و بر پايهٔ يک عده نسبت‌هائى مانند: نسبت پزشک به جمعيت، پرستار به جمعيت، تخت بيمارستانى به جمعيت و … قرار دارد.با آنکه متوسط‌هاى ارائه شده در کشورى مانند هندوستان مطلوب به‌نظر مى‌آيد ولى در داخل هر کشور تغييرات بسيار دارد.

توزيع نيروى انسانى بهداشتى در مناطق شهرى و روستائى هم نامناسب است و در مناطق شهرى گاهى تا هشتاد درصد پزشکان تمرکز يافته‌اند در حالى‌که بيش از ۲۰ درصد جمعيت را شامل نمى‌باشند. اين بدى توزيع پزشکان را به نبودِ وسايل آسايش در مناطق روستائي، فقدان رضايتِ شغلي، نبود تجربهٔ زندگى در روستا و ناتوانى در سازگارى با زندگى روستائى و دور ماندن از تخصص منسوب مى‌کنند.

به‌تدريج که برنامه‌ها و طرح‌هاى تازه و فلسفه‌هاى نوين بهداشتى در نظام مراقبت‌ بهداشتى وارد مى‌شود نياز به نيروى انسانى هم از نظر کيفى و هم از نظر کمّى دگرگون مى‌شود. مثلاً در سال‌هاى اخير استراتژى‌هاى کارکنان تک‌پيشه به راهبرد به‌کارگيرى کارکنان چندپيشه تغيير يافته، و سپس هدف بهداشت براى همه به‌ميان آمده است.

از اين گذشته برنامه‌هاى کشورى مبارزه با بيمارى‌هائى مانند سل يا ريشه‌کنى فلج ‌اطفال، يا مبارزه با جذام و … به کارکنانى آموزش ديده و کاردان احتياج دارد. با اين ترتيب در دههٔ گذشته رده‌هاى تازه‌اى از نيروى انسانى بهداشتى به‌وجود آمد. که عبارتند از: کارمندان چندپيشه، (بهورز)، کاردان، بهداشت‌کاران و …

•  پول و مواد

پول يکى از منابع مهم براى فراهم‌آوردن خدمات بهداشتى است. کمبود پول بر همهٔ بخش‌هاى نظام اجراء بهداشت آسيب مى‌رساند. در کشورهاى پيشرفته هزينه‌هاى دولت براى بهداشت بين شش تا دوازده درصد از توليد ناخالص ملى است. در کشورهاى رو به پيشرفت اين رقم کمتر از يک درصد توليد ناخالص ملى است و به‌ندرت از دو درصد بيشتر مى‌شود. و اين موضوع به معناى آن است که در کشورهاى رو به پيشرفت در هر سال براى بهداشت هر نفر تنها چند دلار اختصاص مى‌يابد در حالى‌که در کشورهاى پيشرفته چند صد دلار است. آنچه موضوع را وخيم‌تر مى‌کند آن است که بخش عمده‌اى از اين هزينه‌ها در کشورهاى رو به پيشرفت صرف خدماتى مى‌شود که تنها بخش کوچکى از جمعيت از آن بهره‌مند مى‌شوند.

براى رسيدن به هدف بهداشت براى همه سازمان بهداشت جهانى هزينه کردن پنج درصد از درآمد ناخالص ملى هر کشور را براى مراقبت‌هاى بهداشتى تعيين کرده است.

چون پول و لوازم همراه منابع کمياب هستند بايد با کارسازترين وجهى به‌کار گرفته شوند و کسب بيشترين بازده از نتايج با کمترين سرمايه‌گذارى در نظر گرفته شود. چون مرگ ناشى از بيمارى‌هاى قابل پيشگيرى (مانند سياه‌سرفه، سل، سرخک، کزاز، ديفتري، سوءتغذيه) در کشورهاى رو به پيشرفت بيشتر روى مى‌دهد بنابر اين بر سرمايه‌گذارى براى جلوگيرى از اين بيمارى‌ها بايد بيش از صرف هزينه براى ازدياد مراکز پزشکى تجملى و ديگر مراکزى که بخش بزرگى از بودجهٔ بهداشت کشور را جذب مى‌کنند، تأکيد شود.

اينک براى تخصيص منابع مربوط به بهداشت جامعه فنون مديريت مانند تجزيه و تحليل هزينه کارآئى و هزينه – فايده به‌کار گرفته مى‌شود.

• زمان

اين گفته معروف است که: وقت طلا است. وقت يک بُعد مهم در خدمات بهداشتى است. تأخير اجرائى در تصويب طرح‌هاى بهداشتى به معناى از دست رفتن فرصت است. استفادهٔ مناسب از ساعات کار انسان هم يک عامل زمانى مهم است. مثلاً، در يک بررسى توسط WHO نشان داده شده که يک بهورز ماما (اين عنوان شغلى به جاى Auxiliary Nurse Midwifse برگزيده شده است) چهل و پنج درصد از وقت خود را صرف دادن مراقبت پزشکي، چهل درصد صرف پياده‌روى و پنج درصد را صرف کارهاى ادارى مى‌کند و تنها ده درصد از وقت او براى عمل به وظايفى که براى آن آموزش ديده صرف مى‌شود.

نتايج اين‌گونه بررسى‌ها را مى‌توان به کارکنان ديگر رده‌هاى بهداشتى هم گسترش داد تا به‌کارگيرى از منابع زمانى ارتقاء يابد.

خلاصه آنکه براى برآورده‌ ساختن بسيارى از نيازهاى بهداشتى جامعه منابعى لازم است، اما اين منابع در همهٔ کشورهاى فقير به‌طور نوميد‌کننده‌اى کم هستند. آنچه مهم است به‌کارگيرى راهبردهاى مناسب براى به‌دست آوردن بيشترين بازده از منابع محدود است.

• سطوح مراقبت‌های بهداشتی جامعه

خدمات مراقبت بهداشتى به‌طور معمول در سه سطح انجام مى‌شود:

سطح اول مراقبت بهداشتى

سطح اول مراقبت، سطح تماس نظام بهداشتى کشور و افراد، خانواده‌ها و جامعه است و در اين سطح مراقبت اوليهٔ بهداشتى (يعنى مراقبت‌هاى بهداشتى ضروري) فراهم مى‌آيد. اين سطح مراقبت نزديک‌ترين سطح با مردم و جائى است که مى‌توان با بيشتر دشوارى‌هاى بهداشتى مردم روبه‌رو شده و آنها را حل کرد. در اين سطح است که بايد مراقبت‌هاى بهداشتي، در رابطه با وسعت نيازها و محدوديت منابع، از همه کارسازتر باشد.

خدمات بهداشتى اوليه به‌وسيلهٔ مجموعه‌اى از خانه‌هاى بهداشت و مراکز بهداشتى درمانى و توسط کارکنان بهداشتى چندپيشه، بهورزان، و ماماهاى روستائى آموزش ديده فراهم شود. گروه بهداشت روستا خلاء فرهنگى و ارتباطى بين روستائيان و بخش سازمان‌يافتهٔ بهداشت را پر مى‌کند. با تصويب و پذيرش بهداشت براى همه تا سال ۲۰۰۰ نظام مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه هم براى اجراء خدمات مؤثرتر مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه دوباره سازمان‌دهى و تقويت شده است.

• سطح دوم مراقبت‌ بهداشتى

سطح بالاتر مراقبت سطح دوم (يا مياني) مراقبت‌هاى بهداشتى است. در اين سطح با مشکلات پيچيده‌تر مقابله مى‌شود. اين خدمات به‌طور معمول در مرکز بهداشت شهرستان و بيمارستان‌هاى شهرها انجام مى‌شود. مراکز نامبرده به‌عنوان نخستين سطح ارجاع هم به‌کار مى‌روند.

• سطح سوم مراقبت بهداشتى

سطح سوم مراقبت بسيار تخصصى‌تر از سطح دوم و مستلزم تسهيلات و مراکز ويژه و اشتغال کارکنان کاملاً تخصصى در آن است. اين سطح مراقبت در مراکز منطقه‌اى يا مرکز کشور و ديگر مؤسسات درجهٔ يک بهداشتى درمانى فراهم مى‌شود.

يک عمل اساسى و ضرورى نظام مراقبت بهداشتى فراهم آوردن سيستم ارجاع خوب است. بايد براى کسانى که ارجاع مى‌شوند يک نظام دوجانبهٔ تبادل اطلاعات موجود بوده و توجه شود که بيمار به محلى که از آنجا ارجاع شده بازگشت داده شود تا در آنجا پيگيرى و مراقبت شود. اين کار استمرار مراقبت را تضمين و اطمينان مراجعه‌کننده به نظام را جلب مى‌کند.

در بسيارى از کشورهاى رو به پيشرفت اين جنبهٔ نظام بهداشتى هم‌چنان ناتوان مانده است.مأخذ وضعيت سلامت مادران و کودکان در جمهورى اسلامى ايران نشريهٔ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، بهمن ۱۳۷۰.

” پیری ” از چه سنی شروع می شود؟

پیری كاهش قوای روانی و جسمی است كه در اثر گذشت زمان روی می دهد.  تعریف پیری  در كشورهای مختلف با توجه به شرایط فرهنگی متفاوت است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، تعیین سن آغاز پیری کار دشواری است. بعضی آن را از چهل سالگی می دانند و گروهی دیگر از هفتاد سالگی به بعد را سالمند می گویند. عده ای نیز به طور کلی پیری را امری نسبی،درونی، روانی، اجتماعی و جسمی می دانند .

محققین می گویند پاسخ جوانان و سالمندان در رابطه با پایان جوانی و شروع پیری متفاوت بود اما به طور میانگین نظرات آنان در رابطه با سن شروع پیری سن ۷۰ سالگی بوده است.

حس پیرشدن اغلب متفاوت است؛ این که فرد در چه سنی احساس پیری کند در افراد مختلف متفاوت است و بستگی به ظاهر و فعالیت آنها در جامعه و زندگی دارد.

پیری بر خلاف آنچه غالب تصور می شود همراه با آن گونه مشکلاتی نیست که بر سر زبان ها افتاده و پیران را مردمی خسته و بیمار و افسرده و بی حافظه و جدا مانده و دل نازک و عجیب و غریب به حساب می آورند، البته ممکن است تعداد کمی از پیران چنین باشند ولی این گونه اندیشه های نادرست در مورد پیران باعث رنجیدن افراد سالخورده می شود و حتی گروهی از آنان را به قبول این باورهای نادرست درباره خود وا می دارند.

در یک آزمون اجتماعی از سالمندان در مورد اینکه در چه سنی جوانی متوقف می‌شود 511 نفر گفتند در 45 سالگی جوانی تمام می‌شود.

محققن دانشگاه liege در رابطه با پایان جوانی و شروع سن پیری تحقیق کردند و که نتایج آن به قرار زیر است .

اولین مشاهدات طبق پاسخ جوانان زیر 30 سال چنین تخمین زده شده است: عده‌ای از آنها گفتند سن 40 سالگی شروع جوانی است و از سن 65 به بعد باید گفت فرد رو به پیری می‌رود.

سنین بین 30 تا 49 سال گفتند: تا 50 سالگی فرد جوان است و سن پیری از 70 سالگی تازه شروع می‌شود.

این گروه اعلام کرد با مصاحبه های صورت گرفته  و نظرات افرد در سنین مختلف، می توان نتیجه گرفت که مناسب‌ترین سنی که می‌توان برای شروع دوران پیری نام برد 70سالگی است.

” امریکا ” ؛ یکی از متهمان افزايش چشمگير ويروس فلج اطفال در پاكستان و افغانستان !

پاکستان، افغانستان و نیجریه تنها کشورهای جهان هستند که قربانیان فلج اطفال در آن‌ها طي سال 2013 بیش از سال 2012 بود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، پولیومیلیت Poliomyelitis یا فلج اطفال نوعی بیماری ویروسی است که در آن ویروس مولد بیماری موجب آسیب تعدادی از سلول های نخاع شده و بدنبال آن تعدادی از عضلات اندام های بیمار فلج میشوند.

این بیماری با انجام واکسیناسیون تا حد زیادی در بسیاری از نقاط دنیا ریشه کن شده است ولی در بعضی کشورها مانند پاکستان و افغانستان همچنان وجود دارد.

در سال 2013، هشتاد و سه مورد ابتلا به بیماری فلج اطفال در پاکستان وجود داشت. در حالی که این رقم در سال 2012، هشتاد و پنج مورد بود.

این بیماری می‌تواند تنها در چند ساعت، کودکی را فلج کند و یا حتی بکشد.

در افغانستان، در آن سوی مرز پاکستان، در سال 2013، یازده مورد ابتلا به فلج اطفال وجود داشت که طبق گفته سازمان بهداشت جهانی این آلودگی از پاکستان به این سوی مرز منتقل شده است.

منطقه‌ای که بیشترین میزان ابتلا را دارد، يك منطقه قبیله‌نشين در پاکستان و در امتداد مرزهای افغانستان است. این منطقه نیمه مستقل و منزوی پایگاه نیروهای طالبان است که به شدت با نیروهای پاکستانی در جنگ هستند. از این رو اجرای برنامه‌های واکسیناسیون در این منطقه بسیار دشوار است و همین مسئله موجب افزایش ابتلا به این بیماری شده است.

از سوی دیگر افراط گرایان در پاکستان و نیروهای طالبان کمپین ضد واکسیناسیون به راه انداخته‌اند. آن‌ها می‌گویند واکسن برای مسموم کردن کودکانشان از سوی غرب فرستاده شده است و یا گاهی می‌گویند واکسن برای عقیم کردن مسلمانان به کار گرفته می‌شود. به همین دلیل آن‌ها به طور مستقیم گروه های مسئول واکسیناسیون را هدف حمله قرار می‌دهند. این حملات طی یک سال و نیم گذشته سی کشته بر جای گذاشت.

فراموش نکنیم که دولت امریکا با همکاری یک پزشک پاکستانی به نام دکتر شکیل آفریدی  در سال ۲۰۱۱ میلادی ،  با راه اندازی یک برنامه جعلی واکسیناسیون در شهر ابیت آباد،  نمونه دی ان ای اسامه بن لادن را به دست آورده و برای تایید هویت، در اختیار سیا قرار داده و به این ترتیب، زمینه عملیات نظامی و قتل رهبر شبکه القاعده را فراهم آورده است. و این موضوع لطمه بزرگی به اعتبار برنامه های واکسیناسیون در پاکستان زده است به همین دلیل است که هزاران کودک در بسیاری از مناطق این کشورها هنوز واکسینه نشده‌اند. به علاوه بیم آن می‌رود که تعداد واقعی افراد مبتلا به این بیماری به درستی برآورد نشده باشند.

ماموران واکسیناسیون تلاش می‌کنند با شیوه‌های جدید کودکان را به واکسن زدن ترغیب کنند. برای مثال این ماموران در پست‌های بازرسی در خروجی مناطق تحت سلطه طالبان مستقر شده‌اند و در همان جاده به کودکان واکسن می‌زنند.

اگر روند افزایش موارد ابتلا به بیماری فلج اطفال کاهش نیابد می‌تواند عواقب فاجعه باری برای پاکستان و حتی فراتر از مرزهای این کشور به همراه داشته باشد.

سال گذشته برای نخستین بار طی چهارده سال گذشته مواردی از ابتلا به فلج اطفال در سوریه نیز گزارش شد كه سرچشمه اين ویروس شناسایی شده پاکستان بود.

با ترکیب ژن انسان و حیوان موشهایی تولید شده اند که فکر می کنند

در ده سال اخیر، پیشرفت پروسه‌های ژنیتیکی تا حدی شدت گرفته است که موجب حیرت همگان شده است و ترکیب ژن‌های انسان و حیوان موضوعی است که بسیاری از مردم دنیا را به شدت نگران کرده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، یکی از مشکلات اصلی این است که نمی‌توان پیش بینی کرد که پس از تولید مثل این موجودات جدید، چه اتفاقاتی ممکن است رخ خواهد داد .

در یکی از این دست اقدامات پژوهشگران دانشگاه ویسکانسین آمریکا به موفقیت‌های چشمگیری در رابطه با پیوند سلول‌های رویان جنین انسان در مغز موش‌ها دست یافته‌اند.

دانشمندان موفق شدند موش‌هایی با کروموزوم مصنوعی مغز انسان خلق کنند. اهمیت و شهرت این مسئله بدان خاطر است که این موضوع می‌تواند قدمی برای یافتن درمان بسیاری از بیماری‌ها باشد.

این سلول‌ها به تدریج رشد کرده و بهره هوشی موش‌ها را افزایش داده‌اند. این موش‌ها می توانند از ˈهزارتوˈ یا همان لابیرینت عبور کرده و علامت‌های شنیداری را سریع‌تر به خاطر بسپارند.

در اینجا یک سوال پیش می آید: پیوند سلول‌های انسانی به حیوانات بیشتر سودمند است یا خطرناک؟

رشد اعضای انسان در بدن حیوانات

در حال حاضر دیگر همگان آگاه هستند که رشد اعضای انسان در بدن حیوانات دیگر از محالات نیست و یک واقعیت ثابت شده است.

اکنون دانشمندان ژاپنی در حال پرورش و رشد اندام‌های انسان در بدن خوک‌ها هستند که این پروسه به یک سال زمان نیازمند است.

مهمترین هدفی که این آزمایشات آن را دنبال می‌کنند، تامین اعضای بدن مورد نیاز در علم پزشکی است.

ولی دولت ژاپن اهداف دیگری را نیز بر پیش روی خود قرار داده است. بدین ترتیب اکنون پروسه‌های مربوط به مطالعه بر روی جنین-رویان در حال پژوهش و بررسی است .

اگر اعضای انسان در بدن خوک رشد کنند دیگر نه این خوک 100 درصد خوک است و نه این عضو پرورش یافته 100 درصد عضو بدن انسان است. پذیرندگان چنین عضوهایی باید برای پیوند عضوهایی که در بدن دیگر موجودات پرورش یافته‌اند، رضایت دهند.

ایجاد موجودات ترکیبی از انسان و حیوانات می‌تواند تهدیدی برای بشر محسوب شود. مهمترین موضوع این است که به هیچ وجه نمی‌توان عواقب ناشی از چنین پیوندهایی را از قبل پیش بینی نمود.

گذشته از این، معضل دیگر که اکنون بر اهمیت این موضوع می‌افزاید این است که در اکثر کشورها، قانونی برای محدودیت خلق این موجودات وجود ندارد. این مسئله باعث می‌شود که هیچ کنترلی بر روی این پروسه صورت نگیرد. همچنین تا به امروز در رابطه با این که اگر این موجودات آسیبی به محیط اطراف و انسان‌ها برسانند چه کسی پاسخگو خواهد بود، هیچ قانون و مجازاتی وضع نشده است.

به اعتقاد بسیاری، استفاده از حیوانات برای پرورش اعضای بدن انسان ، یکی از عواملی خواهد بود که آنچه را که طبیعت خلق کرده است را از بین ببرند.

تا سال 2011 میلادی دانشمندان بریتانیایی اقدام به خلق بیش از 150 نوع موجود مشترک میان انسان و حیوان نموده‌اند ولی انگار این مسئله به کسی مربوط نمی‌شود و کسی خودش را برای پیگیری این موضوع خسته نمی‌کند.ˈ

ممکن است که هم اکنون فعالیت‌هایی در حال رخ دادن باشد که ما حتی فکرش را هم نمی‌کنیم.

لازم به ذکر است که ایجاد اشکال مختلف حیات غیر قانونی نشده است ولی می‌تواند تهدیدی برای انسان‌ها تلقی شود.

به راستی اگر موشهایی که توانایی ذهنی تکامل یافته دارند موفق به فرار شده و به تولید مثل بپردازند ، ما با چه گونه جدیدی و چه رفتاری در طبیعت روبرو خواهیم شد ؟

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »