آرسنیک یک سم در آب آشامیدنی

ارسنیک از زمانهای قدیم به عنوان یک سم اضافی شناخته شده است وجود مقادیر کم ارسنیک در آب آشامیدنی که در شبکه لوله‌کشی شهری یا چاههای اختصاصی وجود دارد ، باعث یکی از دلنگرانیهای جوامع شده است.

▪ ارسنیک چیست؟

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ارسنیک یکی از عناصر تشکیل دهنده طبیعی است که بصورت گسترده‌ای در پوسته زمین توزیع یافته است و همچنین مقادیر جزئی نیز در کالاهای روزمره زندگی یافت می‌شود. این عنصر معمولا بصورت ترکیباتی با اکسیژن ، کلرین یا گوگردها که عموما شامل ترکیبات غیرآلی ارسنیک است ، یافت می‌شود.

ترکیبات آلی آرسنیک نیز شامل هیدروژن و کربن‌های ارسنیک است.

آرسنیک یا ارسنیک که در فارسی به اکسید آن مرگ موش و سولفید آن زرنیخ گفته می‌شود، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با علامت As مشخص و دارای عدد اتمی ۳۳ است.

آرسنیک شبه فلز سمی معروفی است که به سه شکل زرد، سیاه و خاکستری یافت می‌شود. آرسنیک و ترکیبات آن به‌عنوان آفت‌کش، علف‌کش، حشره‌کش و آلیاﮊهای مختلف به کار می‌روند.

▪ ویژگی‌های فیزیکی

• عدد اتمی: ۳۳
• جرم اتمی:۷۴٫۹۲۱۶۰
• نقطه ذوب: C° ۸۰۸
• نقطه جوش: C°۶۰۳
• شعاع اتمی: Å ۱٫۳۳
• رنگ: خاکستری

آرسنیک از نظر شیمیایی شبیه فسفر است تا حدی که در واکنش‌های بیوشیمیایی می‌تواند جایگزین آن شود از این رو سمی است. وقتی به آن حرارت داده شود به صورت اکسید آرسنیک در می‌آید (اکسیده می‌شود) که بوی آن مانند سیر است. آرسنیک و ترکیبات آن همچنین می‌توانند بر اثر حرارت به گاز تبدیل شوند.

این عنصر به دو صورت جامد وجود دارد: زرد و خاکستری، فلز مانند، با جاذبه‌هایی به ترتیب ۹۷/۱ و ۷۳/۵.

در سده بیستم آرسنِت سرب به‌عنوان آفت‌کش برای درختان میوه مورد استفاده قرار گرفت (استفاده از آن در افرادی که به این کار اشتغال داشتند ایجاد آسیب‌های عصب‌شناسی کرد) و آرسنیت مس در سده نوزدهم به‌عنوان عامل رنگ‌کننده در شیرینی‌ها بکار رفت.

سایر کاربردها

سموم کشاورزی و حشره‌کش‌های مختلف

آرسنید گالیم یک نیمه رسانای مهمی است که در ICها بکار می‌رود. مدارهایی که از این ترکیب ساخته شده‌اند نسبت به نوع سیلیکونی بسیار سریع‌تر و البته گرانتر هستند. آرسنید گالیم بر خلاف سیلیکون آن band gap مستقیم است پس می‌تواند در دیودهای لیزری و LEDها برای تبدیل مستقیم الکتریسیته به نور به کار رود.

تری‌اکسید آرسنیک در خون‌شناسی برای درمان بیماران سرطان خون حاد که در برابر ATRA درمانی مقاومت نشان می‌دهند، بکار می‌رود. همچنین در برنزپوش کردن و ساخت مواد آتش‌بازی و ترقه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تاریخچه

آرسنیک (واﮊه یونانی arsenikon به معنی اریپمنت زرد) در دوران بسیار کهن شناخته شده است. از این عنصر به کرات برای قتل استفاده شده است. علائم مسمومیت با این عنصر تا قبل از آزمایش مارش تا حدی نامشخص بود. آلبرتوس مگنوس را اولین کسی می‌دانند که در سال ۱۲۵۰ این عنصر را جدا کرد. جوان شرودر در سال ۱۶۴۹ دو روش برای تهیه آرسنیک منتشر کرد.

از زرنیخ برای ساخت مواد بهداشتی همچون موبر استفاده می‌شود. گفتنی است پایه اصی کرم‌ها و اسپری‌های موبر از دو ماده آهک و زرنیخ می‌باشد.

هشدارها

آرسنیک و بسیاری از ترکیبات آن سمی هستند. آرسنیک با مختل کردن وسیع سیستم گوارشی و ایجاد شوک منجر به مرگ می‌شود.

▪ارسنیک به دو شکل آلی و غیرآلی (معدنی) تقسیم می‌شود.

مطالعات سم‌شناسی معمولا تفاوت این دو شکل از ارسنیک را موردتوجه قرار نمی‌دهد در عین حال بیشترین توجه خویش را بر روی ترکیبات معدنی ارسنیک متمرکز می‌نماید چراکه اشکال مختلف ارسنیک براحتی در محیط و بدن انسان به یکدیگر تبدیل می‌شوند و در این میان معمولا ترکیبات معدنی ارسنیک بیشتر از اشکال آلی آن مضر و خطرناک هستند.

▪ارسنیک چگونه به آبهای سطحی و زیرزمینی راه می‌یابد؟

ارسنیک ممکن است بوسیله تجزیه رسوبات و سنگهای معدنی (که ارسنیک غیرآلی دارند) وارد دریاچه‌ها ، رودخانه‌ها و آبهای زیرزمینی طبیعی گردد. ارسنیک از طرق دیگری نیز ، همچون تخلیه مستقیم فاضلابهای صنعتی، ته‌نشینی ذرات ارسنیک موجود در گردوغبار هوا و باران یا برف وارد آبها می‌شود.

این ذرات ارسنیک شاید بوسیله احتراق سوختهای فسیلی (بویژه زغال سنگ ) محصولات فلزی (برای مثال طلا و فلزات اصلی معدنی را می‌توان را نام برد) ، مصارف کشاورزی (مانند آفت‌کش‌ها و افزودنیهای خوراکی ) یا خاکستر زباله‌سوزها و فاضلابها ، وارد هوا شوند.

▪ارسنیک در بدن به چه صورتی در می‌آید؟

عموما ارسنیک به مقدار زیادی از طریق آب آشامیدنی در بدن جذب می‌شود. یکی از روشهای جذب ، ورود به جریان خون، که نقش هادی مواد به اندامهای مختلف بدن را دارد، می‌باشد. مقادیر بالای ارسنیک در ناخنها و مو ( بیش از حد ) یافت شده است. البته ارسنیک بوسیله ادرار از بدن دفع می‌شود.

▪ارسنیک چگونه بر سلامت انسانها تاثیر می‌گذارد؟

آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان، ارسنیک را یکی از عوامل سرطان‌زایی انسان طبقه‌بندی کرده است. نوشیدن آبهایی که شامل شکل غیرآلی ارسنیک در مدت دراز ( طی سالهای متوالی ) هستند. نشان می‌دهد خطر ابتلا به سرطان پوست بر تومورهای مثانه، جگر ، کبد و ریه افزایش می‌دهد. وجود سطح بالای ارسنیک در مدت طولانی در آبهای آشامیدنی سبب ضخامت و رنگ‌پریدگی پوست و تهوع اسهال ، کاهش تولید سلولهای خون، اختلال در ضربان قلب، زیان به رگهای خونی و بی‌حسی در دستها و پاها می‌شود.

در معرض قرار گرفتن در برابر ارسنیک در مدت کوتاه نیز منجر به حساسیتهای معدی ، روده‌ای ، سخت شدن عمل بلع، تشنگی و کاهش غیرطبیعی فشار خون، تشنج و در موارد حادتر، نارسائی و کاهش ضربان قلب که منجر به مرگ می‌شود.

دوز برآورد شده برای یک فرد بزرگسال با وزن ۷۰ کیلوگرم ، بین ۷۰-۲۸۰ میلی‌گرم است . البته سنین جنینی، کودکی، پیری و بیماران مزمن نیز روی سطح پایینتر این مقادیر تأثیر می‌گذارد.

▪آیا در صورتی که در معرض ارسنیک قرار گرفتیم آزمایشات پزشکی جهت شناسائی آن وجود دارد ؟

وجود مقادیر ارسنیک در ادرار می‌تواند یکی از نشانه‌های در معرض قرارگرفتن با این عنصر باشد. از طرف دیگر اندازه‌گیری ارسنیک در ناخن و مو می‌تواند مقادیر بالای ارسنیک در ۶ تا ۱۲ ماه گذشته در بدن فرد خود را نشان دهد البته این آزمایشات تنها در آزمایشگاههای پیشرفته عملی است . اگر شما یا یکی از اعضای خانواده‌تان نگران سلامتی خویش در مواجهه با خطرات مصرف آبهای آلوده با ارسنیک هستید، مشاوره‌ای با پزشک متخصص داشته باشید.

▪چگونه می‌توان گفت آبهای آشامیدنی حاوی ارسنیک هستند؟

ارسنیک، بی‌بو و بی‌مزه است از اینرو مصرف کننده آب آشامیدنی قادر به تشخیص این عنصر در آب مذبور نیست بنابراین تنها یک آزمایشگاه با تجهیزات ویژه آزمایشگاهی می‌تواند مقدار موجود ارسنیک در ذخائر آبی را مشخص کند. اکنون اگر شما می‌خواهید آب مصرفیتان را مورد آزمایش قرار گیرد. در صورتی که آب آشامیدنی یا ذخائر خصوصی دارید یا از آب شهری استفاده می‌کنید با اداره بهداشت محلی خود تماس بگیرید.

▪چگونه می‌توان با برنامه‌های تصفیه آبهای شهری، ارسنیک را از آب آشامیدنی حذف کرد؟

به نظرمی‌رسید فیلترهای شنی بیشترین بازدهی در حذف ارسنیک از آب در مراحل تصفیه معمولی را دارند. این مقدار می‌تواند حضور ارسنیک را تا ۰۲۵/۰ میلی‌گرم در لیتر کاهش یابد.

روش مذکور برای حذف ارسنیک در آبهای جوامع کوچک بسیار عملی‌تر است. البته روشهای معمول دیگری مثل انعقاد‌کننده‌های آلوم، سولفات فریک و لایم راندمان کمتری دارند.

روشهای ویژه‌ای مثل آلومینیوم فعال شده و اسمز معکوس نیز تأثیر بسزائی در ابر فوق‌ دارند اما این روشها تنها با پیش تصفیه‌های مخصوص ذخائر آبی عملی هستند و از طرفی برای جوامع کوچک نیز مناسب نمی‌باشد.

▪آیا باید چاههای آب را مورد آزمایش قرارداد؟

اگر شما در ناحیه‌ای زندگی می‌کنید که منابع طبیعی ارسنیک دارد یا مشخص گشته سطح بالائی از ارسنیک در منطقه می‌باشد بهتر است آب چاههای آب را مورد آزمایش‌های ویژه ارسنیک قراردهید.

▪حال اگر چاه آب حاوی مقادیر زیادی ارسنیک باشد چه باید کرد؟

تعداد تعیین شده اخیر برای کیفیت آب آشامیدنی در کانادا به تصفیه اضافی برای آب بهداشتی نیازی ندارد. حال اگر در ذخائر آب شما بیش از مقدار تعیین شده باشد ( ۰۱/۰ میلی‌گرم درلیتر ) نباید به مدت زیادی برای آشامیدنی یا تهیه غذا مورد استفاده قرار گیرد.

علاوه بر این، چون ارسنیک بعنوان یکی از عوامل سرطان‌زائی شناخته شده است ، شاید شما بخواهید مقدار آن را تا آنجائی که ممکن در آب کاهش دهید. از روشهای معمول و امکان‌پذیر کاهش ارسنیک در آب چاه دسترسی به آبهای زیرزمینی عمیق‌تر یا حفر چاهی جدید در سفره آب زیرزمینی دیگری است .

اتصال مستقیم لوله‌کشی و توزیع عمومی آب شرب نیز از محلهای ممکن دیگر برای حل این مسئله است. چندین روش دیگر مانند، واحدهای اسمز معکوس، دستگاه تقطیرکننده آب، بسترهای مخلوط یکبار مصرف، سیستم‌های یون‌زا و دستگاههای فیلتراسیون ، آلومینیوم فعال شده (آلوم) نیز می‌توانند در کاهش سطح ارسنیک در آب مؤثر واقع شوند. اگر چه تا حالا استفاه از این ادوات تصفیه آب در کانادا معمول نگشته است.

مراقب توت‌ فرنگی های سمی باشید

23423423432گرچه توت‌ فرنگی سالم می‌تواند نقش مهمی در نابودی مواد سمی که در بدن تولید می‌شود، داشته باشد اما توت فرنگی ناسالم خود می تواند منبع تولید سم در بدن باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در اکثر نقاط دنیا برای پرورش میوه های خوراکی از سمومی ‌استفاده می‌ شود که پس از گذشت یک هفته تا 10 روز خود به خود تجزیه می ‌شوند و اگر پس از این مدت میوه خورده شود، دیگر عوارض جانبی را برای مصرف‌ کننده آن باقی نخواهد گذاشت.

متاسفانه بسیاری از کشاورزان کشورمان برای بیشتر ماندن این میوه در بازار، پیش از برداشت و حتی در زمان عرضه، توت ‌فرنگی‌ها را سم‌ پاشی می‌ کنند، این سموم در میوه باقی مانده و در بافت آن نیز نفوذ می‌ کنند و فرصت کافی برای تجزیه نخواهند داشت، به این ترتیب عوارض جبران ناپذیری را برای بدن به همراه می آورند و در نتیجه در درازمدت انواع سرطان‌ ها می ‌تواند گریبان مصرف ‌کنندگان این دسته از میوه‌ها را بگیرد.

در کشورهای دیگر، فرآوری خاصی روی توت‌ فرنگی‌ها انجام می‌شود ولی در کشور ما این کار انجام نمی‌گیرد. در کشورهای دیگر، توت‌ فرنگی را صبح زود برداشت می‌کنند و آن را با دستگاهی به‌نام پره‌کولینگ به‌سرعت سرد می‌کنند و دمایش را تا نزدیک 3 درجه سانتی‌گراد می‌رسانند. این توت‌ فرنگی می‌تواند تا یک هفته بدون استفاده از مواد شیمیایی،‌ داخل یخچال بماند.

اما در ایران،‌ توت‌ فرنگی را در هر ساعتی برداشت و در شرایط بدی نگهداری می‌کنند. برای اینکه جلوی پوسیدگی و از بین رفتن محصول را هم بگیرند، حجم بالایی از مواد قارچ کش و سم به آن می‌زنند. معمولا چنین توت‌ فرنگی‌هایی بدون گذراندن دوره اتمام اثر سم، روانه بازار می‌شوند.

سم ‌پاشی‌های غیراستاندارد و بی موقع می ‌تواند سلامت مصرف‌ کننده را به خطر بیندازد و از آنجا که کنترل ناقصی‌ بر این موضوع وجود دارد، به سالم بودن این دسته از محصولات، اعتماد کمی‌ می ‌توان داشت.

حتی برخی از افراد، برای افزایش مدت زمان ماندگاری توت‌ فرنگی‌ها،‌ جعبه آن را کاملا داخل قارچ‌کش‌ها فرومی‌کنند و درمی‌آورند که این كار به‌شدت سلامت مصرف‌کننده را به خطر می‌اندازد.

شاید فکر کنید می ‌توان با استفاده از مواد ضد عفونی‌ کننده در هنگام شست و شوی میوه ها ، تا حدودی از میزان این سموم کاست، اما  مواد شوینده و ضد عفونی‌ کننده برای از بین بردن میکروب‌ها و انگل‌ها مفید هستند و نمی ‌توانند سمومی ‌را که تا حدودی در بافت میوه نفوذ کرده است، از بین ببرند. علاوه بر این، استفاده از این ترکیبات و یا قرار دادن طولانی مدت توت فرنگی ‌ ها در آب به دلیل نداشتن پوست محافظ، می‌ تواند بافت میوه را متلاشی کرده و این ترکیبات شیمیایی نیز به بافت میوه نفوذ کنند، لذا نه تنها مشکل حل نمی شود، بلکه بیشتر هم می شود.

پس تنها راه برای داشتن توت فرنگی ‌ های سالم‌ تر و مطمئن تر، داشتن کنترل بیشتر مراجع ذی‌ ربط بر فعالیت پرورش ‌دهندگان این میوه است تا به رعایت استانداردها، توجه ویژه‌ای داشته باشند. بنابراین به نظر می‌رسد وزارت بهداشت و جهاد کشاورزی باید نظارت‌های خود را بر روند برداشت و عرضه توت‌ فرنگی‌ها افزایش دهد.

بیماریهای ناشی از مواد شیمیایی موجود در آب

به علت خواص حل کنندگی آب، بسیاری از ترکیبات می‌توانند در آبهای طبیعی محلول باشند و برخی از آنها ذاتا برای زندگی بشر سمی هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، خوشبختانه در اغلب موارد غلظت بسیاری از ناخالصیهای ذاتا سمی ، در آبهای طبیعی معمولا خیلی پایین است با وجود این این هزاران ترکیب شیمیایی مورد استفاده درکشاورزی ، منازل و صنعت وجود دارند که قادرند به آبهای سطحی و زیرزمینی راه یابند.

تاثیر مواد شیمیایی بر سلامتی ، از دو طریق قابل بررسی است: اثرات حاد ، که در نتیجه مصرف آب آلوده ایجاد می شوند و کم و بیش بلافاصله اثر خود را آشکار می‌سازند و اثرات مزمن ، در نتیجه نوشیدن مداوم آب آلوده ، خطراتی دراز مدت ایجاد می کنند.

اثرات برخی مواد ذاتا خطرناک ، پس از رسیدن به حد آستانه بروز می کند و چون غلظت آنها معمولا زیر حد مذکور است لذا اثرات نامطلوبی مشاهده نمی‌شود. بعضی آلاینده ها حد آستانه ندارند و بنابراین هر مقدار مصرف آنها ذاتا مضر است، ترکیبات سرطانزا از این الگو پیروی می‌کنند.

بنابراین در مورد ترکیبات ذاتا سرطانزا مثل هیدروکربنهای پلی آروماتیک (PAH)، تری هالومتان ها (THM)، ترکیبات اورگانوکلره و ارگانوفسفره و ترکیبات فرعی حاصل از فرایند گندزدایی (DBPs)، توصیه می‌گردد که از پایین بودن غلطت آنها در آبهای آشامیدنی، اطمینان حاصل شود.

این بدین معنی است که در برخی موارد ، غلظتهای قابل قبول ، در حد قابل تشخیص یا نزدیک به آن است. بدین مفهوم است که رعایت اصول پیشگیرانه بهتر از ظهور اپیدمیک خطراتی واقعی است. برخی از عناصر آلوده کننده آب عبارتند از:

• سرب:

یکی از قدیمی ترین مسائل آلودگی شیمیایی در آبهای آشامیدنی ، ناشی از به کارگیری مخازن و لوله های سربی در لوله کشی شهری بوده است.

آبهای اسیدی نرم که از مناطق کوهستانی سرازیر می شوند، تمایل به انحلال سرب دارند به طوری که مقادیرقابل توجهی از سرب می‌تواند در آب حل شود بویژه در طول شب که آب در شبکه آبرسانی ، راکد می‌ماند.

سرب یک سیستم تجمعی است به طوری که تماس مداوم با آن ، در نهایت می‌تواند اثرات سمی ایجاد کند و در طول سالها ، بسیاری از کشورها در راستای کاهش مقدار سرب در محیط زیست تلاشهای زیادی نموده‌اند.

استانداردهای فعلی EC برای آب آشامیدنی ، ماکزیمم غلظت سرب را 50 میلی‌گرم در لیتر تعیین کرده است اما به نظر می رسد که این سطح در راهنمای WHO ، نهایتا به 10 میلی‌گرم در لیتر کاهش یابد که دستیابی به آن ، در نواحی با آب که قابلیت حل کنندگی سرب را دارد و نیز با لوله کشی سربی ، مشکل خواهد بود.

تصفیه شیمیایی آب با آب آهک یا سود سوزآور ، قبل از توزیع آن انحلال سرب را کاهش می دهد ولی برای دستیابی به حد10 میلی‌گرم در لیتر ، احتمالا حذف لوله های سربی ضروری خواهد بود.

• نیترات:

ازت نیتراتی بطور طبیعی در بسیاری از خاکها وجود داشته و بنابراین در اغلب آبهای زیرزمینی و سطحی یافت می‌شود.

خروجی فاضلابهای هم مقادیر قابل توجهی نیتروژن دارند که قسمت عمده آن بصورت نیترات است. اگرچه تاکنون مضرات حضور نیترات در آبهای آشامیدنی برای بچه ها و بزرگسالان ، مشاهده نشده است، ولی برای نوزادان تا سن حوالی شش ماهگی خطرناک است. قبل از این سن ، نوزادان فاقد فلورای باکتریایی طبیعی در روده خود بوده و نمی توانند نیتریت ناشی از احیای نیترات را در معده تحمل کنند.

هر گاه یک نوزاد با شیشه ای که شیر آن حاوی 20-10 میلی‌گرم در لیتر نیتروژن نیتراتی است تغذیه شود، امکان جذب نیترات به خون و جلوگیری از انتقال اکسیژن ونهایتا احتمال بیماری مت‌هموگلوبین وجود دارد که به این حالت ، بیماری نوزاد آبی گفته می‌شود.

• فلوئورید:

فلوئورید نمونه ای از سازنده های آبی است که در غلظتهای کم ، مفید ولی در غلظتهای بالا مضرند.

فلوئورید بطور طبیعی در بعضی از آبها وجود دارد و حضور آن در آبهای آشامیدنی روی پوسیدگی دندان بویژه در بچه ها اثر بازدارندگی دارد. از این رو برخی دست اندرکاران بهداشت ، فلوریددار کردن آب آشامیدنی را تا سطح 1 میلی‌گرم در لیتر توصیه می‌کنند.

این توصیه اغلب از سوی افرادی که به مصرف مواد شیمیایی دارویی معترفند، بشدت مورد مخالفت قرار گرفته است. اگر سطح فلورید بیشتر از 5.1 میلی‌گرم در لیتر باشد، لکه های زردی روی دندان ظاهر می‌شود و در مقادیر بالا ، ممکن است صدمات استخوانی ناشی از فلوروسیس رخ دهد.

• آرسنیک:

در برخی نواحی ، بویژه در مناطقی از آرژانتین ، چین ، هند ، مکزیک و تایوان ، آبهای زیر زمینی حاوی آرسنیک تا غلظتهای چند میلی گرم بر لیتر باشند. در راهنمای WHO، میزان آرسنیک 10میلی‌گرم در لیتر توصیه شده اگرچه سطح آن در استاندارد ECMAC ، (میلی‌گرم در لیتر) 50 می باشد.

مصرف مداوم آب حاوی غلظتهای بالاتر آرسنیک می‌تواند منجر به پیگمانتاسیون پوست و انواع گوناگون از بیماریهای گوارشی ، خونی و کلیوی گردد.

• سختی آب:

شواهدی آماری قوی موجود است که نشان می‌دهد بین افزایش سختی آب آشامیدنی تا حوالی 175 میلی‌گرم در لیتر و کاهش احتمال وقوع برخی انواع بیماریهای قلبی ، رابطه ای وجود دارد.

این شواهد بیانگر این موضوع است که نرمسازی آنها می‌بخشد. اثرات نامطلوبی بر سلامتی افراد دارد. برخی روشهای نرمسازی ، مقدار سدیم آب را افزایش می‌دهند که این موضوع می تواند برای افراد دارای بیماریهای قلبی و کلیوی ، نامطلوب باشد.

بهتر است آب را پس از حذف کلر باقیمانده بنوشیم

با توسعه تمدن جدید و صنعتی شدن جوامع، فاضلاب‌های صنعتی، مواد سمی، (فلزات  سنگین) و آلودگی‌های مضر که برای سلامتی موجود تهدید به حساب می‌آید، از قبیل اسیدیته آزاد، مواد قلیائی، گازهای سمی، مواد رادیواکتیو، میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا، چربی و روغن و … را وارد آب‌های شیرین قابل دسترس می‌نمایند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، تصفیه‌خانه‌های آب شرب جهت مبارزه با آلودگی‌ها با اضافه کردن مقداری کلر که ارزان‌ترین و قابل دسترس‌ترین آنتی‌اکسیدان است، میکروب‌ها و ویروس‌ها را در شرایطی خاص (نه به‌طور کامل) از بین می‌برند.

هنگامی که کلر به‌عنوان گندزدائی کننده در تصفیه آب به کار می‌رود، در اثر ترکیب کلر با مواد آلی مثل اسید هیومیک تولید تری‌هالومتان‌ها THMs یا هالوفرم‌ها را می‌نماید.

تری‌هالومتان‌های اصلی عبارتند از: کلروفرم (CHCL۳)، برمودی کلرومتان (CHBrCL۲)، دی‌برموکلرومتان (CHBr۲CL) و برموفرم (CHBr۳). شواهدی در دست است که این ترکیبات خاصیت سرطان‌زائی دارند، که برای سلامتی انسان‌ها جداً مضر تشخیص داده شده‌اند.

در شکل تصفیه آب به‌صورت رایج این‌گونه مواد هم‌چنان در آب باقی می‌مانند و کلر اضافی باقی‌مانده نیز اثر زیان‌آور خود را بر سلامتی انسان‌ها وارد می‌سازد. در هر حال تصفیه‌های اولیه تأثیر زیادی در رابطه با مقابله با آلودگی‌ شیمیائی و عناصر محلول در آب نمی‌توانند انجام دهند. فلزات مضر و نمک‌های زیان‌آور هم‌چنان از طریق آب آشامیدنی وارد بدن انسان‌ها می‌گردند و اثرات تخریبی خود را به‌جای خواهند گذاشت.

فرآیند کلرزنی امروزه یکی از متداولترین روشهای گندزدایی آب در دنیاست.

مهمترین مزایای این فرآیند عبارتند از:

کلرزنی فرآیندی ارزان و کم هزینه جهت ضدعفونی کردن آب مصرفی انسان است.
کلر دارای اثر باقیمانده در آب است که باعث تضمین نسبی سلامتی آب در تمام مسیر شبکه آب رسانی می شود.

اما معایب و مضرات کلرزنی عبارتند از:

کلرباقیمانده در اثر ترکیب با مواد آلی موجود در آب تولید ترکیباتی موسوم به تری هالومتان ها را می کند که بیشتر متخصصان بر سرطان زا بودن این ترکیبات تاکید دارند.

کلرزنی باعث کشته شدن میکروارگانیزمهای موجود در آب می شود. این درحالی است که لاشه این میکرو ارگانیزمها در آب باقی می مانند و ممکن است خود منشا آلودگی شوند.

تماس کلر با پوست و موی انسان باعث ایجاد حساسیت، ریزش مو و مشکلات دیگر شود.
استنشاق گاز کلر ( در استخر یا حمام ) برای ریه انسان مضر می باشد.
گروهی از میکروارگانیزمها مانند کریپتوس پرودیوم نسبت به کلر مقاوم هستند و با این روش از بین نخواهند رفت.

بنابراین کارشناسان توصیه می کنند که جهت مقابله با اثرات زیانبار کلر در آب آشامیدنی، در نقطه مصرف کلرباقیمانده آب را حذف کرده و سپس اقدام به نوشیدن آب کنیم.

کلر باقیمانده چیست؟

ممکن است پس از گندزدایی ، آلودگی های میکروبی ثانویه ای در شبکه لوله کشی سلامت آب را تهدید کند. یکی از خصوصیات مهم کلر ازاد آنست که علاوه بر قدرت گندزدایی بالا جهت گندزدایی اولیه، پایداری شیمیایی لازم برای باقی گذاردن کلر باقیمانده را جهت رسیدن به اهداف ثانویه گندزدایی دارا می باشد.

این مورد نتایج رضایت بخشی در امر گندزدایی با کلر دارد که در مورد هیچ یک از مواد گندزدای دیگر قابل مشاهده نیست زیرا در استفاده از سایر مواد برای رسیدن به این دو هدف مجبور به جدا نمودن گندزدایی اولیه و ثانویه هستیم که هزینه سرمایه ای زیادی را می طلبد.

تری هالومتان ها، محصول خطرناک کلرزنی

تری هالومتان ها ( THM ) معمولترین محصول فرعی حاصل از کلرزنی به آبهای آشامیدنی هستندو غلظت آنها از دیگر مواد آلاینده بیشتر است. هنگامی که کلر به عنوان گندزدایی کننده در تصفیه آب بکار می رود،‌در اثر ترکیب کلر با مواد آلی موجود در آب تولید تری هالومتان ها یا هالوفرم ها را سبب می شوند.

تری هالومتان های اصلی عبارتند از کلروفرم ، برمودی کلرومتان ، دی برموکلرومتان و برموفرم. شواهدی در دست است که این ترکیبات خاصیت سرطانزایی دارند.

در سال 1992 مجله امریکایی بهداشت همگانی گزارشی منتشر کرد که یک افزایش بین 15 تا 35 درصدی در انواع بخصوصی از سرطان برای افرادی که آب کلرزده مصرف می کنند نشان میداد. این گزارش همچنین بیان می کرد که مقدار زیادی از این اثرات ناشی از دوش گرفتن در آب کلرزده بود.

انستیتو ملی سرطان خطرات سرطان را برای مردمی که آب کلرزده مصرف می کنند 93 درصد بالاتر از کسانی می داند که آب کلرزده مصرف نمی کنند. اثرات نوشیدن آب کلرزده شده بمدت چند دهه مورد بحث بوده اند. بهرحال بیشتر متخصصان حالا توافق دارند که بعضی ریسکهای قابل ملاحظه مرتبط با مصرف کلر و محصولات فرعی کلرزده شده وجود دارند

خلاصه

فرآیند کلرزنی امروزه یکی از متداولترین روشهای گندزدایی آب در دنیاست.

مهمترین مزایای این فرآیند عبارتند از:

کلرزنی فرآیندی ارزان و کم هزینه جهت ضدعفونی کردن آب مصرفی انسان است.
کلر دارای اثر باقیمانده در آب است که باعث تضمین نسبی سلامتی آب در تمام مسیر شبکه آب رسانی می شود.

اما معایب و مضرات کلرزنی عبارتند از:

کلرباقیمانده در اثر ترکیب با مواد آلی موجود در آب تولید ترکیباتی موسوم به تری هالومتان ها را می کند که بیشتر متخصصان بر سرطان زا بودن این ترکیبات تاکید دارند.

کلرزنی باعث کشته شدن میکروارگانیزمهای موجود در آب می شود. این درحالی است که لاشه این میکرو ارگانیزمها در آب باقی می مانند و ممکن است خود منشا آلودگی شوند.

تماس کلر با پوست و موی انسان باعث ایجاد حساسیت، ریزش مو و مشکلات دیگر شود.

استنشاق گاز کلر ( در استخر یا حمام ) برای ریه انسان مضر می باشد.

گروهی از میکروارگانیزمها مانند کریپتوس پرودیوم نسبت به کلر مقاوم هستند و با این روش از بین نخواهند رفت.

بنابراین کارشناسان توصیه می کنند که جهت مقابله با اثرات زیانبار کلر در آب آشامیدنی، در نقطه مصرف کلر باقیمانده آب را حذف کرده و سپس اقدام به نوشیدن آب کنیم.

کلرآلودگی لیپیدی (چربی) موجود درآب را اکسید می‌کند و تولید رادیکال آزاد و اکسیسترول می‌کند . این ترکیبات باعث آسیب به عروق و شروع روند ایجاد سلول سرطانی در بدن می‌شود و مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی (آپوپتوز = خودکشی سلول ) را القا می‌کند .

مطالعات نشان داده که سقط‌های خودبه‌خودی در زنان مصرف‌کننده آب‌های کلردار شایع‌تر است .

آب کلردار باعث تخریب اسیدهای چرب ضروری برای بدن شده و چون این اسیدها از اجزاء تشکیل‌دهنده سلول‌های مغز هستند . زمینه‌ساز بسیاری از بیماری‌های مغزی و اعصاب می‌شود .

شنا کردن و نوشیدن آب‌های حاوی کلر می‌تواند باعث ملانوم ( نوعی سرطان پوستی بسیار بدخیم و مقاوم به درمان ) شود .

خطرات دراز مدّت مصرف آب‌های کلردار به دلیل ایجاد رادیکال آزاد در بدن شامل پیری تسریع شده ، القای جهش‌های ژنیتیکی ایجاد کننده کانسر ، اختلال در متابولیسم کلسترول و آسیب به عروق کوچک بدن می‌باشد .

این رادیکال‌های تولید شده توسط کلر آب باعث تولید سموم (توکسین‌ها) در بدن می‌شود که مستقیماً باعث اختلال عملکرد کبدی ، ضعف سیستم ایمنی و ایجاد تغییرات آرترواسکلروتیک در عروق کوچک بدن می‌شود .

این رادیکالهای آزاد باعث آسیب به DNA سلول می‌شوند .کلر باعث از بین بردن خاصیت آنتی‌اکسیدانی ویتامین E می‌شود .

در مطالعات انجام شده ثابت شده که آب کلردار با سطح کلر بالا ریسک کانسرهای دستگاه گوارش را زیاد می‌کند ( با احتمال 50 تا 100% ) خصوصاً کانسر رکتوم و همچنین کانسر مثانه را .

کلر موجود در استخرها با مواد ارگانیک بدن مثل عرق ، ادرار ، خون و موکوس و سلول‌های پوست ترکیب می‌شود که تولید ماده خطرناک کلروفورم را می‌کند . مطالعات کانادایی‌ها نشان داد که  سطح کلروفورم در خون بعد از یک ساعت شنا در استخر کلردار ، 200 تا 1093 ppb است . که باعث تحریک چشم‌ها ، سینوس‌ها ، گلو و پوست و ریه‌ها شده و همچنین باعث خشک شدن مو و ضعف ایمنی می‌شود .

کلر موجود در آب می‌تواند باعث علایم آلرژیک پوستی و روده‌ای و همچنین آرتریت و سردرد شود .

توجه داشته باشید که این عوارض در مقادیر استاندارد شده کلر آب با استانداردهای EPA  آمریکا گزارش شده است .

در کشور ما به دلیل ضعف در سیستم‌های تصفیه آب ، مقادیر کلر و سایر مواد افزودنی جهت گندزدایی از آب با مقادیر استاندارد جهانی تفاوت بسیاری دارد

آلاینده های شیمیائی هوا

آلاینده‌ها بر حسب ترکیب شیمیایی‌شان ، به دو گروه آلی و معدنی تقسیم می‌شوند. ترکیبات آلی حاوی کربن و هیدروژن هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، برخی از ذرات آلی که بیش از سایر ذرات آلی در اتمسفر یافت می‌شوند، عبارتند از: فنلها ، اسیدهای آلی و الکلها.

معروفترین ذرات معدنی موجود در اتمسفر عبارتند از نیتراتها ، سولفاتها و فلزاتی مانند آهن ، سرب ، روی و وانادیم.

منابع آلاینده‌ها هوا دارای آلاینده‌های طبیعی نظیر هاگهای قارچها ، تخم گیاهان ، ذرات معلق نمک و دود و ذرات غبار حاصل از آتش جنگلها و فوران آتشفشانهاست.

همچنین هوا حاوی گاز منوکسید کربن تولید شده به شکل طبیعی (CO) حاصل از تجزیه متان (CH4) و هیدروکربنها به شکل ترپنهای ناشی از درختان کاج ، سولفید هیدروژن (H2S) و متان (CH4) حاصل از تجزیه بی‌هوازی مواد آلی می‌باشد.

منابع آلاینده‌ها را بطور کلی می‌توان در چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد: شامل وسائط نقلیه موتوری ، وسائط نقلیه هوایی ، ترنها ، کشتی‌ها و هر نوع استفاده و یا تبخیر بنزین ، در بر گیرنده تامین انرژی و حرارت لازم برای مقاصد مسکونی ، تجاری و صنعتی ، نیروگاههای مولد برق که با نیروی بخار کار می‌کنند، مانند صنایع شیمیایی ، متالوژی ، تولید کاغذ و پالایشگاههای تصفیه نفت ، شامل زایدات ناشی از مصارف خانگی و تجاری ، زایدات زغال سنگ و خاکستر باقیمانده از سوزاندن بقایای کشاورزی.

هیدروکربنها

ترکیبات آلی که تنها دارای هیدروژن و کربن هستند، به نام هیدروکربن نام می‌گیرند که بطور کلی به دو گروه آلیفاتیک و آروماتیک تقسیم می‌شوند.

هیدروکربنهای آلیفاتیک

گروه هیدروکربنهای آلیفاتیک شامل آلکانها ، آلکنها و آلکینها هستند. آلکانها عبارتند از: هیدروکربنهای اشباع شده که در واکنشهای فتوشیمیایی اتمسفر نقش ندارند. آلکنها که معمولا به نام اولفین‌ها خوانده می‌شوند، اشباع نشده هستند و در اتمسفر از لحاظ فتوشیمیایی تا حدودی فعال‌اند.

این گروه در حضور نور خورشید با اکسید نیتروژن در غلظتهای زیاد واکنش نشان می‌دهند و آلاینده‌های ثانوی مانند پراکسی استیل نیترات (PAN) و ازن (O3) را بوجود می‌آورند. هیدروکربنهای آلیفاتیک تولید شده تا حدود (326mg/m3) برای سلامت انسان و جانوران خطرساز نیست.

هیدروکربنهای آروماتیک

هیدروکربنهای آروماتیک که از لحاظ بیوشیمیایی و بیولوژیکی فعال و برخی از آنها بالقوه سرطانزا هستند، یا از بنزن مشتق شده‌اند و یا به آن مربوط می‌شوند. افزایش میزان ابتلا به سرطان ریه در نواحی شهری به هیدروکربنهای چند هسته‌ای خارج شده از اگزوز اتومبیل‌ها نسبت داده شده است.

بنزوپیرین ، سرطانزاترین هیدروکربنهاست. بنزاسفنانتریلین ، بنزوانتراسین و کریزین هم مواد سرطانزای ضعیف‌اند.

منابع هیدروکربنها

میل‌لنگها و کاربراتورها ، بیشترین درصد آزادسازی هیدروکربنها را به خود اختصاص داده‌اند. تجهیزات سوزاننده مکمل که با کاتالیست کار می‌کنند، هیدروکربنها را آزاد کرده و منوکسید کربن را سوزانده و تولید CO2 و آب می‌نمایند.

تکنولوژی کنترل هیدروکربنهای متصاعد شده از منابع ساکن تکنولوژی کنترل هیدروکربنهای متصاعد شده از منابع ساکن عبارتند از: خاکستر سازی ، جذب ، تراکم و جایگزین نمودن سایر مواد.

فرآیند خاکسترسازی با دستگاههای سوزاننده مکمل و دستگاههای سوزاننده مکمل کاتالیستی صورت می‌گیرد. جذب سطحی توسط کربن فعال صورت می‌گیرد و جذب هیدروکربنها بوسیله یک محلول شوینده در برجهای سینی‌دار ، شوینده‌های جت و برجهای آکنه ، برجهای پاشنده و شوینده‌های ونتوری صورت می‌گیرد.

منوکسید کربن

گاز منوکسید کربن ، بیرنگ ، بی‌مزه و بی‌بو است و در شرایط عادی از لحاظ شیمیایی بی‌اثر و طول عمر متوسط آن در اتمسفر حدود 2.5 ماه است. در حال حاضر مقدار منو اکسید کربن در اتمسفر بر روی اموال انسانی ، گیاهان و اشیا بی‌اثر یا کم‌اثر است.

در غلظتهای زیاد منو کسید کربن ، به علت تمایل زیاد به جذب هموگلوبین می‌تواند در متابولیسم تنفسی انسان بطور جدی اختلال ایجاد نما‌ید.

غلظت منوکسید کربن در نواحی متراکم شهری که ترافیک سنگین و حرکت خودروها کند است، به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد. منابع کربن ، منوکسید کربن طبیعی و انسانی هستند.

طبق گزارش آزمایشگاه ملی آرگون ، در اثر اکسیداسیون گاز متان حاصل از مرگ گیاهان سالانه 13.2 میلیون تن CO وارد طبیعت می‌شود. منبع دیگر تولید این ماده ، متابولیسم انسانی است بازدم شخصی که در حال استراحت است بطور تقریبی حاوی CO ، 1ppm است.

استانداردهای کنترل منوکسید کربن

آنگاه که مقدار منوکسید کربن در مدت زمان کوتاهی به حد مرگبار می‌رسد و شرایط اضطراری می‌شود، برای مقابله با چنین شرایطی که مقدار CO بطور متوسط در مدت زمان 8 ساعت به (46mg/m3 (40ppm می‌رسد،عملیات شدید کنترلی انجام می‌شوند که عبارتند از: متوقف ساختن کارخانه‌های صنعتی و مسدود نمودن جاده‌هایی که در آنها معمولا ترافیک سنیگن وجود دارد. جذب سطحی ، جذب ، میعان و احتراق روشهای فنی کنترل CO هستند.

اکسیدهای گوگرد

این اکسیدها شامل 6 ترکیب مختلف گازی هستند: منوکسید سولفور (SO) ، دی‌‌اکسید سولفور (SO2) ، تری‌اکسید سولفور (SO) تترا اکسید سولفور (SO4) ، سکو اکسید سولفور (SO2) و هپتو اکسید سولفور (S2O7).

در مطالعه آلودگی هوا ، دی‌اکسید سولفور و تری‌اکسید سولفور حائز بیشترین اهمیت است. با توجه به پایداری نسبی SO2 در اتمسفر این کار می‌تواند به عنوان یک عامل اکسید کننده و یا احیا کننده وارد عمل شود.

SO2 که با سایر اجزای موجود در اتمسفر به شکل فتوشیمیایی یا کاتالیستی وارد واکنش می‌شود، می‌تواند قطرات اسید سولفوریک (H2SO4) و نمکهای اسید سولفوریک را تولید بکند.2 SO با آب وارد واکنش شده ، تولید سولفورو اسید می‌نماید. این اسید ضعیف با بیش از 80% 2SO آزاد شده در اتمسفر ناشی از فعالیتهای انسانی به سوزاندن سوختهای جامد و فسیلی مربوط می‌شود.

استانداردهای کنترل اکسیدهای ‌سولفور روشهای گسترده جهت کنترل اکسید سولفور عبارتند از: بکارگیری سوختهای دارای گوگرد کمتر ، جداسازی گوگرد از سوخت ، جایگزین ساختن منابع انرژی‌زای دیگر ، تبدیل زغال سنگ به مایع یا گاز ، پاکسازی محصولات حاصل از احتراق.

اکسیدهای نیتروژن

شامل منوکسید نیتروژن (NO) ، دی‌اکسید نیتروژن (NO2) ، نیترو اکسید (N2O) نیتروژن سیسکواکسید (N2O3) ، نیتروژن تترااکسید (N2O4) و نیتروژن پنتواکسید (N2O5) هستند.

دو گاز مهمی در معادلات آلودگی هوا مهم‌اند عبارتند از: اکسید نیتریک (NO) و دی‌اکسید نیتروژن ، دی‌اکسید نیتروژن که از هوا سنگینتر و در آب محلول است، در آب تشکیل اسید نیتریک و یا اسید نیترو و یا اکسید نیتریک (NO) می‌دهد. اسید نیتریک و اسید نیترو در اثر بارندگی به سطح زمین سقوط کرده ، یا با آمونیاک موجود در اتمسفر (NH3) ترکیب شده آمونیم نیترات (3NH4NO) بوجود می‌آورد.

در این مواقع 2NO از اجزای غذایی گیاهان را تشکیل می‌دهد. 2NO یکی از اجزای غذایی گیاهان را تشکیل می‌دهد. 2NO که در دامنه تشعشع فوق‌بنفش جاذب خوب انرژی به شمار می‌رود، در تولید آلاینده‌های ثانوی هوا از قبیل ازن O3 نقش مهمی دارد مقدار NO آزاد شده در اتمسفر به مراتب بیش از مقدار2 NO آزاد شده است. NO در فرآیندهای احتراقی با دمای زیاد و در اثر ترکیب نیتروژن و اکسیژن بوجود می‌آید.

منابع اکسیدهای نیتروژن

برخی از اکسیدهای نیتروژن به صورت طبیعی و برخی به صورت انسانی ایجاد می‌شوند. در اثر آتش‌سوزی جنگل مقدار اندکی NO2 ایجاد می‌شود. تجزیه باکتریایی مواد آلی نیز سبب آزاد شدن NO2 در اتمسفر می‌شود. در واقع منابع تولید کننده NO2 بطور طبیعی تقریبا 10 برابر منابع انسانی که در نواحی شهری دارای تراکم و غلظت هستند می‌باشد. بخش عمده NO2 تولید شده از منابع انسانی مربوط به احتراق سوخت در منابع ساکن و حرکت وسائط نقلیه می‌باشد.

استانداردهای کنترل اکسیدهای نیتروژن

بطور کلی اغلب اندازه گیریهای کنترلی برای NO2 آزاد شده در راستای محدود ساختن شرایط احتراق و کاهش تولید NO2 و همچنین استفاده از تجهیزات متنوع برای حذف NO2 از جریان گازهای خروجی انجام می‌شوند.

اکسید کننده‌های فتوشیمیایی

اکسید ‌کننده‌ها یا اکسید کننده‌های کامل دو عبارتی هستند که برای توصیف مقادیر اکسید ‌‌کننده‌های فتوشیمیایی بکار می‌روند و معمولا نشان‌دهنده قدرت اکسید کنندگی هوای اتمسفر می‌باشند. ازن (O3) که اکسید‌ کننده فتوشیمیایی اصلی است، در حدود 90 درصد از اکسید کننده‌ها را بخود اختصاص می‌دهد.

سایر اکسید کننده‌های فتوشیمیایی مهم در کنترل آلودگی هوا عبارتند از: اکسیژن نوزاد (O) ، اکسیژن مولکولی برانگیخته (O2) ، پروکسی آسیل نیترات (PAN) ، پروکسی پروپانول نیترات (PPN) ، پروکسی بوتیل نیترات (PBN) ، دی اکسید نیتروژن (NO2) ، پراکسید هیدروژن (H2O2) و الکیل نیتراتها.

اثرات اکسید‌کننده‌ها

اثرات اکسید‌کننده‌ها بر سلامتی انسان می‌تواند موجب سرفه ، کوتاهی نفس ، گرفتگی راه عبور هوا ، گرفنگی و درد قفسه سینه ، عملکرد نامناسب ششها ، تغییر سلولهای قرمز خون ، آماس خشک و سوزش چشم ، بینی و گلو شوند.

اکسید ‌کننده‌های اصلی که به گیاهان آسیب می‌رسانند، عبارتند از PAN , O3 که از خلال روزنه‌های موجود در برگ وارد گیاه شده و در متابولیسم سلول گیاهی دخالت می‌کنند. علائم بوجود آمده از تماس گیاه با PAN عبارتند از: برونزه شدن ، براق شدن و نقره‌ای شده سطح زیرین برگها.

تماس متناوب اکسید ‌کننده‌ها با گیاهان موجب کاهش محصولات می‌شود. اکسید‌ کننده‌ها به سرعت با رنگها ، الاستومرها (اکسید ‌کننده‌ها) الیاف پارچه‌ای و رنگهای نساجی واکنش نشان داده ، آنها را اکسید می‌کند.

استانداردهای کنترل اکسید ‌کننده‌ها

این نکته روشن شده است که حتی اگر هیچ هیدروکربنی در اتمسفر وجود نداشته باشد، تا زمانی که CO و NO2 حضور دارند، مقادیر قابل ملاحظه‌ای از ازن می‌تواند تولید شود.

در حال حاضر علیرغم کوششهای منظم بر روی کنترل CO ، هیدروکربنها و NO2 مقادیری از این آلاینده‌ها که برای ایجاد ازن فتوشیمیایی کافی هستند، همچنان در اتمسفر وجود دارد

تاثیر جیوه بر سلامت

جیوه یک فلز سنگین است که به شکلهای مختلف در محیط وجود دارد . که از طریق بلعیدن ، استشمام و جذب پوستی و تماس چشمی وارد بدن شده و باعث آسیب به کبد ، مغز و سیستم تنفسی ، پوست ، چشمها ، سیستم اعصاب مرکزی و غیره میشود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، مسموم شدن با این عنصر به میزان تجمع و انباشت و پخش آن بستگی دارد . فرم غبار و فرم گازی آن نسبت به مایع آن سمیت بیشتری دارد . ترکیبات دو ظرفیتی جیوه از ترکیبات یک ظرفیتی آن سمی ترند .

همچنین ترکیبات جیوه به شکل آلی سمی تر از فرم غیر آلی آن میباشد . جیوه بعنوان سم عمومی سلول عمل میکند یعنی با سولفو هیدرید پروتئین ها پیوند شیمیایی برقرار کرده و با آسیب به غشاء و کاهش میزان RNA سبب از کار افتادن سیستم های آنزیمی میشود .

کلیه ها و سیستم عصبی در برابر این ترکیبات بسیار آسیب پذیر ترند . سمیت جیوه و ترکیبات آن بستگی به میزان انحلال هر یک دارد که بر جذب سطحی و پخش آن در ارگانیسم های بدن تاثیر گذار است .

جیوه به شش ها آسیب حاد زده و به سیستم عصبی مرکزی آسیب مزمن وارد میسازد .

مسمومیت تنفسی حاد بسیار خطرناک است . کلرید جیوه (II ) یکی از سم های قوی با قابلیت خورندگی است . در صورت کاهش دما کلرید جیوه ( II ) به کلرید جیوه (I ) تبدیل میشود که حالت رسوب داشته و به کمک کربن فعال میتوان آنرا جذب نمود . در محیط های صنعتی مسمومیت با بخار جیوه کم و بیش وجود دارد .

جیوه در شکلهای مختلف :

-فرم فلزی جیوه :

در ترمومتر ، باطریها و بعضی از رنگ های پلاستیکی و لامپ های فلورسنت   وجود دارد .

جیوه تنها فلزی است که در فرم عنصر در دمای اتاق مایع است و به راحتی تبخیر میشود ، و استنشاق آن سبب مسمومیت می گردد .

فرم فلزی در چربی محلول بوده ، پس از استنشاق به راحتی از طریق آلوئولها وارد جریان خون می شود .

– فرم غیر آلی جیوه :

در حشره کشها ، آفت کشها ، مواد ضد عفونی کننده و باطریهای خشک و غیره وجود دارد که بلع این نوع ظرف چند ساعت سبب ناراحتی های گوارشی و غیره خواهد شد .

– فرم آلی جیوه :

ترکیبات آلی جیوه در چربی محلول هستند ، برخی از آنها به راحتی تبخیر میشود و وارد فاز گازی میشود . این ترکیبات سبب مسمومیت و التهاب پوست میشوند ، و در چربی انحلال یافته و به سیستم عصبی مرکزی به شدت آسیب میرسانند .

ترکیبات پایدار آلکیل مرکوری برای سیستم عصبی و جنین سمی میباشند .

جیوه جهش زا بوده و سبب ناقص الخلقه شدن جنین می شود به ویژه اگر به صورت آلکیل مرکوری باشد .

ترکیبات جیوه در محیط به وسیله میکرو ارگانیسم های آب و خاک تبدیل به متیل مرکوری شده و میتواند وارد بدن ماهی و سایر آبزیبان شده و نهایتاً توسط انسان مصرف شود .

متیل مرکوری وارد شده از طریق گوارش خصوصاً به سیستم عصبی مرکزی و کلیه ها آسیب میرساند .

– جیوه بین آب و خاک و هوا در حال گردش میباشد . در محدوده مناطق معدنی بیش از سایر مناطق است . و میتوان گفت گازهای ناشی از باطله های معدنی و مواد معدنی کارشده یکی از راههای انتشار این فلز به هواست .

از نکات جالب توجه این است که جیوه تمایل زیادی به شرکت در اجزای گوگرد دار قارچ را دارد و به همین دلیل قارچ های غنی از جیوه را بدون در نظر گرفتن این مطلب که جیوه در خاک وجود دارد یا نه ، در همه جا میتوان یافت . و در جاهایی که آلودگی اتمسفر به این عنصر بالا باشد میزان جیوه قارچ به میزان چشمگیری افزایش می یابد .

همچنین جیوه فابلیت تبخیر از خاک را دارد و تا اندازه ای در گیاخاک و هوموس باقی میماند .

در اثر بسیاری از فرآیند های اشتعال جیوه وارد فاز گازی می شود که باید به نحوی آنرا از محیط زدود .

آشنایی با آلاینده های هوا

اكسيدهاي نيتروژن

از ميان هفت اکسيد نيتروژن شناخته شده موجود در هواي محيط، اکسيد نيتريک (NO ) و دي اکسيد نيتروژن (NO2) از آلوده کننده هاي مهم هوا به شمار مي روند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دي اکسيد نيتروژن گازي است مرئي با رنگ قهوه اي مايل به زرد يا قهوه اي مايل به قرمز که طي فرايندهاي پيچيده اتمسفر به ذرات معلق نيترات (NO3) تبديل مي شود. به علاوه دي اکسيد نيتروژن نيز همچون اکسيد نيتريک يکي از آلاينده هاي اصلي مه دود است. اين گاز در شهرها به علت فعاليتهاي انساني از غلظت بالايي برخوردار است.

احتراق سوختها در دماي بالا سبب توليد اين آلاينده مي شود .

اين دو گاز اثر مستقيم بر آلودگي هوا ندارند بلکه درصورتيکه با هوای مرطوب تر کيب شوند ، اين گازها با هواي مرطوب توليد اسيد سيتريک مي نمايند که در اين حالت موجب پوسيدگي شديد فلزات مي شوند.

از طرفی چنانچه غلظت NO2 و حدود 25/0 ppm برسد قابليت ديد را به ميزان قابل توجهي کاهش خواهد داد.

اگر گياهان به مدت 10 الي 12 روز در معرض هواي محتوي ppm 5/0 NO2 قرار بگيرند رشد آنها بسيار کاهش مي يابد

از ميان هفت اکسيد نيتروژن شناخته شده موجود در هواي محيط، اکسيد نيتريک (NO ) و دي اکسيد نيتروژن (NO2) از آلوده کننده هاي مهم هوا به شمار مي روند.
دي اكسيد سولفور

اکسيد گوگردگاز بي رنگ، غيرآتش زا و بي بو است که در سطح کره زمين در تراکمهاي پايين وجود دارد. هنگامي که غلظت آن بين ppm 1-3/0 در اتمسفر باشد بر حس چشايي اثر خواهد گذاشت و در مقادير بالاتر از ppm 3 بوي بدي به همراه خواهد داشت. وقتي SO2در اتسفر منتشر شود در جريان واکنش هاي پيچيده به صورت ذرات معلق سولفات( SO4) درمي آيد

برخي از سوختهاي فسيلي مانند زغال سنگ و مواد نفتي سنگين (نفت کوره و گازوييل) حاوي مقادير زيادي گوگرد مي باشند که اين گوگرد در اثر احتراق به شکل گاز دي اکسيد گوگرد در فضا پخش مي شود.

خودروهاي ديزلي با وجود سهم اندک در ترافيک عامل انتشار تقريبا تمامي دي اکسيد گوگرد از منابع متحرک مي باشند.

طبق برآورد سازمان بهداشت جهاني به طور تقريبي 294 ميليون تن از اين گاز در سطح جهان توليد مي شود که حدود نيمي از اين مقدار از منابع طبيعي (فعاليت آتش فشان) توليد مي شود و نيم ديگر آن توسط فعاليتهاي انساني به وجود مي آيد که اساسا در اثر احتراق سوختهاي فسيلي است

دي اکسيد گوگرد معمولا در اتمسفر تبديل به تري اکسيد گوگرد و تري اکسيد گوگرد تبديل به اسيد سولفوريک مي شود. اکسيدهاي گوگرد در صورتيکه در هوايي قرار نگيرند که ذرات معلق در آن وجود داشته باشند و رطوبت نسبي نيز نسبتا بالا باشد شديدترين اثر نامطلوب را بر آلوده نمودن محيط زيست خواهند داشت

منواكسيد كربن

منوکسيد کربن گازي است بي رنگ و بي بو که حتي در تراکم هاي بسيار کم نيز براي انسان و ساير جانوران خطرناک است. اين گاز بيشتر در اثر احتراق ناقص سئختهاي فسيلي توليد مي شود. هنگامي که در فرايند سوخت مواد آلي ، اکسيژن حاضر جهت احتراق کم باشد، منوکسيد کربن تشکيل مي شود. منبع نشت CO در مناطق شهري وسايل نقليه موتوري هستند به طوري که ميزان منوکسيد کربن با افزايش تعداد وسايل نقليه در مناطق مختلف شهر افزايش مي يابد.

طبق برآورد سازمان بهداشت جهاني مقدار توليد منوکسيدکربن در جهان به طور تقريبي 2600 ميليون تن در سال برآورد گرديده است که 60% اين مقدار توسط فعاليتهاي انساني توليد مي شود

مواد موجود در خاک مي تواند مقداري از اين CO را جذب نموده و مقداري نيز در اثر فعل و انفعالات به CO2 تبديل مي شود. در صورتيکه ميزان CO از ppm 750 تجاوز نمايد سبب مرگ خواهد شد

در مناطق شهري غلظت گاز منوکسيدکربن به بار ترافيکي وابسته بوده و با شرايط آب و هوايي مختلف نيز تغيير مي کند. از منابع غير شهري توليد کننده اين گاز مي توان سوزاندن پسمانده کشاورزي و آتش سوزي جنگل ها را نام برد.

سرب

سرب از جمله فلزاتی است که موارد استعمال بسيار دارد. سرب چه به صورت غبار و چه به صورت نمک های مختلف ، از طريق دودکش کارخانه های مختلف وارد هوا می گردد. با همه اين احوال خطرناکترين و وسيعترين مرکز پخش اين ماده سمی از محيط زيست ، اتومبيل است.

در بنزين با ترکيبات تتراتيل سرب 4(C2H5)Pb و تترامتيل سرب (CH3)Pb يافت می شود.

در اثر سوختن بنزين از اتومبيل، سرب تبديل به اکسيد سرب شده و به اين صورت از لوله اگزوز خارج و به همين صورت نيز بوسيله هوای مورد تنفس وارد بدن انسان می شود. در آلمان غربی سالانه بين 7000 تا 8000 تن سرب وارد هوا می گردد. در تمام دنيا مقدار سرب توليد شده بوسيله اتومبيل ها و کارخانه های صنعتی به سالانه حدود 000/500 تن می رسد.

انسانها ، حيوانات و گياهان سرب را به صورت مختلف به بدن خود راه می دهند. سرب می تواند از طريق آبهای آلوده وارد نتايج آبهای نوشيدنی گشته ، از طريق اگزوز اتومبيل ها وارد هوا و بالاخره وارد ريه گردد و از طريق دودکش کارخانه ها وارد هوا و بعد وارد مواد غذائی می شود. با اين حال هوای آلوده به سرب مهمترين عامل گسترش اين آلودگی است.

سرب وارد شده در هوا به سختی می توان تحت کنترل درآورد. آنچه سبب نگرانی است تأثير طويل المدت سرب بر روی محيط زيست می باشد. بعنوان مثال زمين های مجاور خيابانها و اتوبانها با ترافيک شديد ، همه با فاصله حدود 5/0 يا 1 کيلومتری خيابان آلوده به سرب می باشند. همچنين در مورد موقعيت اقيانوسها در رابطه با آلودگی بوسيله سرب بايد گفت که به مقدار سرب موجود در اقيانوسها امروزه حدود 50 برابر مقدار طبيعی خود می باشد.

علائم بيماريهای حاصل از سرب کاملاً متفاوت و در وهله اول غيرقابل تشخيص می باشد. در مراحل اوليه بی حوصلگی، بی اشتهايی و کمبود تحرک را می توان نام برد.

کم شدن وزن وخون علائم ديگری از مسموميت در اثر سرب می باشد. در بين بانوان عادات ماهانه صورت نمی گيرد و يا به تعويق می افتد. تغييرات کلی نيز در شکل خون بوجود می آيد. گلبولهای قرمز خون تغيير شکل می دهند. در اثر رسوب سرب در دهان ، لثه و دندانها به رنگ خاکستری در می آيند. اين رنگ خاکستری می تواند حتی بعد از رفع مسموميت نيز مدتی پابرجا بماند.

اثرات مسموميت ناشی از سرب می تواند دامنه گسترده تری پيدا کند و به مشکلات و نارسائيهای زير مبتنی گردد

– کاهش ضربان نبض
– ازدياد فشار خون
– چروک خوردن کليه
– پارگی يا درد شديد عضلات (پارگی عضلات در اثر از دست دادن خاصيت کششی)
– بيماريهای مغزی همراه با سردردهای شديد
– صرع

علاوه بر بيماريهای نامبرده ، تاکنون در اثر مسموميت سرب ، بيماريهای عصبی ، فلج ، بيماريهای مفصل و کم خونی نيز مشاهده شده است. همچنين در اثر وجود سرب در بدن احتمال تغييرات ژنتيک و يا بطور کلی دگرگونی عوامل ارثی نيز موجود است.

مسموميت های شديد در اثر سرب معمولاً بين انسانهايی رايج است که تماس مداوم با سرب دارند. از آن جمله کارگران کارخانه هايی که به نحوی با سرب در تماس هستند را می توان نام برد .

در اينجا لازم به ذکر است که وضع سلامتی پليس های راهنمايی ، که اکثر در خيابان های پر رفت و آمد خدمت می کنند بايد در رابطه بامسموميت سرب مورد بررسی قرار گيرد. زيرا هوای مورد استنشاق اين اشخاص علاوه بر آلوده بودن به ساير مواد مولد آلودگی – همواره آغشته به سرب می باشد و حفظ سلامتی اين افراد وظيفه تمام افراد جامعه است.

زباله های بیمارستانی

با وجود روشهاي نوين جهت دفع پسماندهاي بيمارستاني در بسياري از مناطق كشور دفع اين پسماندهاي خطرناك همچنان به روش سنتي و از طريق ” دفن ” صورت مي‌گيرد. دفن پسماندهاي بيمارستاني ،علاوه بر آلودگي‌هاي زيست محيطي و آبهاي زيرزميني ، خطر گسترش برخي از بيماريها را در پي دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دفن پسماندهاي بيمارستاني و عفوني به شيوه هاي كنوني در كشور مي تواند عواقب وپيامدهاي جبران ناپذيري بدنبال داشته باشد.

استفاده از دستگاه زباله‌سوز و حتي پلاسماكردن نيز با تكنولوژهاي روز جهان فاصله بسياري دارد و لازم است جهت امحاء پسماندهاي بيمارستاني از شيوه هاي نوين و جديد و استاندارد بهره جست.

درحال حاضر در بيشتر كشورهاي دنيا دفن پسماندهاي بيمارستاني به روش بي خطر كردن واستريل كردن صورت مي‌گيرد و اين شيوه جايگزين دفع كردن پسماندهاي بيمارستاني از طريق پلاسما كردن و دستگاه زباله سوز ، شده است. دفن پسماندهاي بيمارستاني به روش كنوني و همچنين استفاده از زباله سوزبه دليل آلودگي‌هايي كه به همراه دارد به عنوان يك بحران جدي تلقي مي‌شود.

در زمان حاضر پسماندهاي عفوني مراكزبهداشتي درماني ، مطب ها و آزمايشگاههاي تشخيص طبي ومراكز درماني از جمله بيمارستانها با زباله‌هاي شهري امحاء مي‌گردد كه بر بهداشت وسلامت مردم تاثيرگذار است. پسماندهاي شهري قابل بازيافت و تبديل به كودوقابل استفاده در سطح شهر مي باشد و به اين علت مخلوط نمودن پسماندهاي شهري و بيمارستاني تهديدي است براي بهداشت شهروندان وكاركنان بخش خدمات شهري شهرداريها وسازمامنهاي مديريت پسماند كه با اين قبيل پسماندها درتماس مي باشند.

كشورهاي پيشرفته وتوسعه يافته پيش از اين از زباله سوز وسپس از طريق پلاسما ، اقدام به امحاء پسماندهاي عفوني مي‌كردند. در حال حاضر با استفاده از سيستم هاي استريل كردن و بي خطرسازي  اقدام به دفع پسماندهاي بيمارستاني مي‌كنند.

خريد تجهيزات براي بي‌خطركردن پسماندهاي بيمارستاني به روش روز دنيا، مستلزم اعتبارات زيادي است كه مي بايست ار طرف دولت تامين گردد.

پسماندهاي بيمارستاني يك معضل:

پسماندهاي بيمارستاني شامل پسماندهاي عفوني، پسماندهاي پاتولوژيك، اجسام تيزوبرنده، پسماندهاي دارويي، پسماندهاي سرطان‌زا، پسماندهاي شيميايي، پسماندهاي راديواكتيو، كپسول‌هاي حاوي گازهاي پرفشار و پسماندهاي حاوي فلزات سگين هستند.

پسماندهاي خطرناك و از بين بردن آنها،‌ يكي از معضلات نگران‌كننده و مهمي است كه توجه ويژه برنامه‌ريزان و مديران شهري را مي‌طلبد.كارشناسان محيط زيست و شهري معتقدند مديريت پسماندها با توجه به مشكلات خاص خود بيانگر وضعيت فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي يك كشور است و نياز به طراحي دقيق و آينده‌نگر دارد.

تاكنون اقدامات زيربنايي مهم واساسي براي ازبين بردن ونابودكردن پسماندهاي بيمارستاني صورت نگرفته است و هنوز شيوه هاي موقتي كه براي مناطق كوچك كار برد دارد،مورداستفاده قرارمي گيرد. پسماندهاي ويژه طبق قانون مديريت پسماند، مصوبه 9 خرداد 1383 شامل چند گروه اصلي مي باشد.

مهم‌ترين اين گروه پسماندها،‌ پسماندهاي بيمارستاني بوده كه نقش بسزايي در به خطر انداختن سلامت شهروندان دارد.اصول درست اين شيوه ها در استانداردهاي ناظر بربهداشت محيط وحفاظت محيط ‌زيست از قبيل استاندارد EPA مربوط به ايالات متحده آمريكا و راهنماي EC  مربوط به اتحاديه اروپا است.بيمارستان‌ها و مراكز درماني با توجه به وظيفه اصلي آنها كه حفظ وتأمين سلامت شهروندان است بايد مراقب آسيب‌هاي بهداشتي و زيست‌محيطي كه به وجود مي‌آورند، باشند.

در اين استانداردها به آسيب‌هاي زيست‌محيطي پرداخته شده است و سازمان جهاني  بهداشت(WHO) در اين زمينه و همچنين اثرات بهداشتي آنها در سال 1999 ميلادي با انتشار مجموعه‌اي اقدام به طرح راهنمايي‌هايي براي تمامي كشورها كرده است.چنانچه در زمينه دفع پسماندهاي ويژه تصميمي گرفته مي‌شود، نبايد اين تصميم ها  مشكلات مراكز درماني را به مشكلات شهري اضافه نمايد.

براساس طبقه‌بندي سازمان جهاني بهداشت پسماندهاي بيمارستاني شامل پسماندهاي عفوني، پاتولوژيك، اجسام تيزوبرنده ، دارويي، سرطان‌زا، شيميايي، راديواكتيو، كپسول‌هاي حاوي گازهاي پرفشار و پسماندهاي حاوي فلزات سنگين هستند. در اين زمينه براساس آمار و ارقام منتشر شده،  بيمارستان‌ها ومراكزدرماني بيشترين مقدار پسماندهاي خطرناك را توليد مي‌كنند.

ميزان توليد پسماندها، وابسته به عوامل زيادي  همانند درآمد سرانه و استانداردهاي بهداشتي كشورهاست بر پايه همين امر، در كشورهاي با درآمد متوسط و كم، توليد زباله كمتر از كشورهايي است كه درآمد سرانه آنها بالاتر است. در مراكز درماني كه طرح مديريت تفكيك اجزاء پسماند در آنها اجرا مي‌شود، ميزان پسماندهاي خطرناك توليد ي، نسبت به مراكز درماني كه فاقد مديريت تفكيك پسماندها هستند، بسيار كمتر است.«شوربختانه به دليل  نهادينه نشدن فرهنگ تفكيك اجزاء پسماند در مبداء توليد و عدم درك اين مسئوليت توسط مديران مراكز درماني، ميزان توليد پسماندهاي بيمارستاني در كشورمان، رقم بسيار بالايي بوده به طوري كه در سال‌هاي اخير با توجه به رشد فزاينده آن ، ‌شهرهاي بزرگ كشور را دچار بحران نموده است.

براساس برآوردهاي سازمان جهاني بهداشت در صورت تفكيك مناسب پسماندها، پسماندها شامل 80 درصد پسماندهاي عادي مراكز درماني، 15 درصد پسماندهاي پاتولوژيكي و عفوني، يك درصد اجسام تيزوبرنده ، سه درصد پسماندهاي شيميايي و دارويي و كمتر از يك درصد پسماندها مخصوص مواد راديواكتيو، كپسول‌هاي گاز، دماسنج‌هاي جيوه‌اي شكسته و باطري‌هاي استفاده شده مي باشد.

شيوه هاي از بين بردن پسماندها شامل سوزاندن به وسيله زباله‌سوز، ضدعفوني شيميايي، عمليات حرارتي مرطوب، عمليات حرارتي خشك، استفاده از امواج ميكروويو، دفن كردن يا انباشته‌سازي و بي‌حركت سازي است. بر پايه طرح سازمان جهاني بهداشت  (WHO)پسماندهاي عفوني، پاتولوژيكي و اجسام تيزوبرنده با روشهاي مختلف زباله‌سوزي از بين مي‌روند و ضدعفوني شيميايي پسماندها، روش ميكروويو ، دفن كردن و تخليه در فاضلاب‌ها براي پسماندهاي سرطان‌زا، شيميايي و راديواكتيو انجام نمي‌شود.

در اين ميان به جز روش دفن كردن و تخليه در فاضلاب، تمامي روش‌هاي ياد شده براي از بين بردن اجسام تيزوبرنده استفاده مي‌شود.معضل اساسي در زمينه پسماند هاي بيمارستاني مديريت آن در مبداء، نحوه جمع آوري و حمل و دفع نهايي  آن مي باشد . باتوجه به اينكه معضل اصلي در مورد پسماند هاي بيمارستاني عدم تفكيك اجزائ آنها در مبداء توليد مي باشد كه با پافشاري  و پيگيري هاي وزارت بهداشت تعداد كمي از بيمارستان ها، آن هم به صورت نامناسب و غير بهداشتي عمل تفكيك را انجام مي دهند.

گرچه مجلس جمع آوري حمل و دفع پسماند هاي بيمارستاني را به عهده خود توليد كنندگان (بيمارستان ها) گذاشته است، اما تا هنگامي كه بيمارستان ها ومراكز درماني به تنهايي  ورأساً با بستن قرارداد با شركت هاي خصوصي اين كار را انجام ندهند، شهرداري خود را مؤظف مي داند كه نسبت به جمع آوري ودفع آن اقدام نمايد.

با اين حال برخي از بيمارستان ها طرح تفكيك اجزاء پسماند را به طور كامل وصحيح انجام نمي دهند و پسماند هاي عفوني و عادي را با هم جمع آوري و بسته بندي مي نمايند . اين اقدام حجم كار و هزينه دفع پسماند را بسيار بالا مي برد، چون سازمانهاي مديريت پسماند از تفكيك پسماند هاي عفوني از عادي اطمينان ندارند به ناچار همه پسماند هاي بيمارستاني را عفوني تلقي مي نمايند . از سوي ديگر هزينه اي كه سازمانهاي مديريت پسماند بابت اين كار از وزارت بهداشت مي گيرد به هيچ وجه متناسب با خدماتي كه ارائه مي دهد نيست.

در حالي كه روزانه 50 هزار تن پسماند بيمارستاني در كشور توليد مي شود، تنها 11 بيمارستان كشور پسماند هاي خود را ضدعفوني مي كنند. نظر به اينكه  براساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي، بيمارستان ها مسئول پسماند هاي توليدي خود هستند  بايد درخصوص پسمانده هاي توليدي خود ونحوه دفن آنها پاسخگو باشند.عفونت در بيمارستان مسئله‌اي است كه در ابعاد مختلف شايسته توجه بوده و از زواياي گوناگون قابل بررسي ميباشد.

جمع‌آوري و دفع پسماند‌هاي بيمارستاني فرايندي است كه در محدود نمودن و يا كنترل انتشار عفونت‌هاي بيمارستاني، هم در داخل و هم در بيرون از چارچوب فيزيكي آن و در سطح جامعه بسيار موثر است .كاركنان بيمارستان و بيماران ومراجعين به بيمارستان به آساني از اين مسئله متاثر ميشوند، و آحاد مردم نيز در سطح جامعه بطور تصادفي و ناخواسته در معرض آن قرار ميگيرند. براي جلوگيري و يا به حداقل رساندن آسيب‌هاي انساني، اجتماعي و بهداشتي ناشي از جمع‌آوري و دفع غيراصولي پسماند‌هاي بيمارستاني، نخست تعريف و طبقه‌بندي پسماند هاي بيمارستاني ارائه ميشود و سپس ابزار و شيوه‌هاي مطمئن‌تر جمع‌آوري، نگهداري، انتقال و معدوم نمودن آنها مورد بررسي قرار ميگيرد.

در بررسي همه جانبه تلاش ميگردد تا توصيه‌هاي كاربردي لازم براي مقابله با پسماند‌هاي بيمارستاني و شيوه هاي برخورد با آنها ارائه گردد. كنترل مواد زايد جامد و از آن جمله پسماند هاي سمي و خطرناك كه بخشي از آنرا پسماند هاي بيمارستاني تشكيل مي دهد يك امر اجتناب ناپذير در مديريت موادزائدجامد شهري است. توليد همه روزه هزاران تُن پسماند در مناطق مختلف كشور با همه تنوعي كه از نظر آلودگي دارند مسئله ايست كه با توجه به افزايش جمعيت و توسعه صنعت و تكنولوژي مي بايستي در صدر برنامه هاي بهداشت و محيط زيست كشور قرار گيرد.

بدين لحاظ و باتوجه به اهميت مسئله در اين مقوله ابتدا مواردي چند از خطرات بهداشتي، نوع و ميزان پسماند و سپس سيستم هاي جمع آوري و دفع، مورد توجه قرار   مي گيرد.

تعريف پسماند هاي بيمارستاني وپزشكي:

پسماندهاي پزشكي يا بهداشتي Health- Care Wastes ، كليه پسماندهاي  توليدشده توسط واحدهاي تأمين وحفظ سلامت، مؤسسات تحقيقاتي وآزمايشگاهها را دربر مي گيرد.يا به عبارت ديگر به كليه پسماندهاي عفوني وزيان آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي ودرماني، آزمايشگاه هاي تشخيص طبي وساير مراكز مشابه گفته ميشود.

از منابع عمده زايدات بيولوژيكي، بيمارستان ها، آزمايشگاه ها و مراكز تحقيقات پزشكي هستند. پسماند هاي بيمارستاني به دليل آنكه حاوي زايدات پاتولوژيكي، مواد زايد راديواكتيو، زايدات دارويي، مواد زايد عفوني، مواد زايد شيميايي و بعضاً ظروف مستعمل تحت فشار هستند، از منابع عمده، زباله هاي خطرناك در شهرها محسوب مي شوند.

تكنولوژي جمع آوري، دفع و يا احياي اين مواد در مقايسه باپسماند هاي شهري و خانگي تفاوت بسيار دارد و بايد جداگانه مورد توجه قرار گيرد.پسماند هاي بيمارستاني  شامل موادي هستند كه با توجه به نوع كار و وظيفه در هر بخش متفاوت است.

مثلا پسماندهاي بخش عفوني يا اتاق عمل با مواد زايد آزمايشگاه يا بخش راديولوژي تفاوت محسوسي دارد و طبق يك بررسي، پسماند بخش هاي مختلف بيمارستان ها به هفت گروه تقسيم مي شوند:

1)  پسماند هاي معمولي بيمارستان: عموما شامل پسماند هاي مربوط به بسته بندي مواد و ديگر پسماند هاي پرسنل شاغل در بيمارستان و خوابگاه هاي آن هاست.
2) زباله هاي پاتولوژيكي: شامل بافت ها، ارگان ها، قسمت هاي مختلف بدن، پنبه هاي آغشته به خون و چرك و مواد دفعي بدن همچون نمونه هاي مدفوع و ادرار و غيره جزو اين گروه از مواد زايد محسوب مي شوند .
3) مواد زايد راديواكتيو: شامل جامدات، مايعات و گازها بوده و در برخي از بخش ها و آزمايشگاه هاي بيمارستان ها وجود دارند كه جمع آوري و دفع آن ها داراي خصوصيات ويژه اي است.
4) مواد زايد شيميايي: شامل جامدات، مايعات و گازهاي زايد مي باشد كه به وفور در بيمارستان ها وجود دارد، در بخش هاي تشخيص و آزمايشگاه ها ماحصل نظافت و ضد عفوني بيمارستان، وسايل و ابزار تنظيف و ضدعفوني به اضافه داروها و وسايل دور ريختني اتاق عمل بخش ديگري از اين فضولات را تشكيل مي دهند.

مواد زايد شيميايي ممكن است خطرناك باشند. فضولات شيميايي خطرناك در سه بخش زير تقسيم بندي مي شوند:

فضولات سمي :

اين فضولات با PH كمتر از 2 (به شكل اسيدي) و بالاتر از 12 (به حالت قليايي) در پسماند هاي بيمارستاني وجود دارند. بخشي از داروهاي اضافي و يا فاسد شده، جزو اينگونه فضولات به شمار مي آيند.

مواد قابل احتراق :

شامل تركيبات جامد، مايع و گازي شكل .مواد واكنش دهنده و موثر  در ساير فضولات كه تا حدودي در زباله هاي بيمارستاني قابل تشخيص هستند

از فضولات شيميايي بي خطر مي توان قندها، اسيدهاي آمينه و برخي از نمك هاي آلي و معدني را نام برد. اسيدهاي آمينه و نمك هاي شيميايي نظير نمك هاي سديم، منيزيم، كلسيم، اسيد لاكتيك، انواع اكسيدها، كربنات ها، سولفات ها و فسفات ها قسمتي از مواد زايد شيميايي هستند

5) مواد زايد عفوني:

اين مواد شامل جِرم هاي پاتوژن در غلظت هاي مختلف هستند كه مي توانند به سادگي منجربه بيماري شوند. منشاء آن ها ممكن است پس مانده هاي آزمايشگاهي، جراحي و اتوپسي بيماران عفوني باشد. وسايل آغشته به جرم هاي عفوني در بيمارستان، شامل دستكش، وسايل جراحي، روپوش، لباس هاي بلند جراحي، ملحفه و غيره است. اين زباله ها تقريبا 10% كل پسماند هاي بيمارستاني را تشكيل مي دهند. از وسايل جراحي سرنگ ها، اره هاي جراحي، شيشه هاي شكسته، كاردهاي كوچك جراحي و غيره را مي توان در يك دسته بندي خاص منظور كرد.

6) مواد زايد دارويي:

شامل داروهاي پس مانده، محصولات جانبي درمان و داروهاي فاسد شده يا مواد شيميايي هستند كه تا حدود زيادي در زباله هاي بيمارستاني وجود دارد.

7) ظروف مستعمل تحت فشار:

ظروفي مثل قوطي هاي افشانه (آئروسُل)، گازهاي كپسوله شده و غيره كه اگر براي از بين بردن آن ها از دستگاه هاي زباله سوز، استفاده شود موجب بروز خطر  مي شود زيرا در پاره اي از موارد داراي قابليت انفجار هستند.

پسماند

به مواد زائد حاصل از فعاليت هاي انسان و حيوان گفته مي شود كه معمولاً جامد بوده و غير قابل استفاده هستند.

انواع پسماند :

الف)  پسماندهاي شهري : شامل دور ريز مواد  غذايي،  مواد جامدي مانند كارتن ،شيشه ، جعبه ، پلاستيك، نخاله هاي ساختماني و مواد حاصل از جاروب كردن خيابان ها و معابر  هستند.
ب)  پسماندهاي صنعتي: ناشي از فعاليت هاي صنعتي مثل كارخانجات رنگ سازي ، چرم سازي، قوطي سازي و … هستند.
ج) پسماندهاي خطر ناك:  مواد زائد جامد يا مايعي هستند كه به علت غلظت ،كميت، يا كيفيت فيزيكي ، شيميايي و ميكروبي مي توانند باعث  بيماري و مرگ و مير شوند.از مشخصات اين گروه قابليت انفجار ، احتراق ،ايجاد سوختگي ،سرطان‌زايي و…. است.
د)  زباله‌هاي بيمارستاني : شامل پسماندهاي عادي ، بافت هاي و نسوج  آسيب ديده ؛ پسماند شيميايي ، عفوني ، دارويي و راديو اكتيو وظروف و  وسايل مستعمل است.
زايـدات مـراكـز درمـانـي و بـهـداشـتـي، كـه بـيـشـتـر در بـيـمـارستان ها ،آزمايشگاه ها و درمـانـگـاه‌هـا تـولـيـد مي شوند، به علت آلوده بودن و همچنين زيان هاي ناشي از عدم مديريت بهداشتي ، باعث ازدياد و اشاعه انواع بيماري هاي خطرناك و مسري شده و تهديدي جدي براي سلامت انسان و محيط زيست است .

روش هاي مختلفي بـراي دفع ايـن زايدات بيمارستاني در ايران و همچنين در كشورهاي اروپايي به كار مي‌رود.

براي اين كار ابتدا مواد زايد جامد بيمارستاني ، تعريف شده و تركيب آن ها مشخص  ميگردد و شيوه هاي بي خطرسازي وگندزدائي و دفع بهداشتي ايـن مواد صورت  مي گيرد . امروزه براي دفع نهايي مواد زائد بهداشتي از روش  بي خطر سازي وسيستم غير سوزي ونهايتاً دفن بهداشتي نيز  استفاده مي شود .

يـكـي از مراكز توليد پسماندهاي شهري، بيمارستان ها ، آزمايشگاههاي تشخيص طبي ،درمانگاه ها ، مطب پزشكان ، كـلـينيك ها، مراكز تحقيقاتي پزشكي ، داروخانه ها وخانه سالمندان مي باشد . مواد زايد توليد شده در اين مكان ها را مواد زايد جامد بهداشتي  درماني گويند .

بيمارستان ها و مراكز درماني مهم ترين مراكز توليد پسماندهاي بيمارستاني هستند.

مديريت پسماندهاي بهداشتي درماني شامل كنترل توليد ،ذخيره سازي يا نگهداري موقت و جمع آوري ، حمل ونقل ،پردازش و دفع است.جلوگيري از توليد مواد زائد و مراقبت هاي پس از دفع و تصفيه مقدماتي ، از ويژگي‌هاي مديريت مواد زائد بهداشتي درماني است كه به دليل مخاطره آميز بودن اين مواد ، در اين سيستم هاي مديريتي مورد تاكيد قرار گرفته است.

موارد مهم مديريتي در اين سيستم ها عبارتند از:

1) كاهش در مبداء توليد و جلوگيري از توليد بيش از حد پسماند
2)  جدا سازي  وتفكيك مواد در مبدء توليدا و جلوگيري ازمخلوط شدن سماندهاي عفوني و مخاطره آميزبا ساير پسماندها
3)  تصفيه مقدماتي مواد مخاطره آميز به منظور كاهش يا حذف پتانسيل خطر زايي
4) ذخيره  سازي ونگهداري موقت
5)  بسته بندي و بر چسب گذاري بر روي بسته‌ها  حاوي پسماند( مشخص نمودن نوع پسماند ، تاريخ توليد، محل توليد، وزن پسماند و..)
6)  نگهداري و نظافت   وشستشو وضدعفوني
7) بي خطرسازي به روش غير سوز
8)  جابجايي
9)  حمل و نقل
10) دفع نهايي

تعريف پسماندهاي بيمارستاني

دربيمارستان ها ومراكز درماني ، طيف گستده اي از پسماند، توليد مي شود . پسماندهاي حاصل از قسمت هاي اداري و آشپزخانه  از نوع پسماند عادي و خانگي است . در حالي كه پسماند هاي ناشي از اطاق عمل ، كاملاً عفوني بوده و جزء پسماند عفوني و خطرناك به حـســاب مــي آيـنــد .

در تمامي بيمارسـتـان ها پسماند‌هاي خانگي توليد مي شود .اجزايي مانند كاغذ، مقوا، كارتن، مواد پلاستيكي، پسمانـدهاي آشپزخانه، قوطي هاي كمپوت و كنسرو، ميوه و گل،شيريني و… در پسماندهاي بيمارستان ها وجود دارد .

اين مواد در صورتي كه با مواد خطرناك و عفوني مخلوط نشود، بي خطر بوده و مي توان آن‌ها را همانند پسماندهاي خانگي، جمع آوري و حـمـل و دفع نمود.  به اين مواد، مواد زايد مشابه پسماند خانگي گويند .

اضافه بر موارد فوق الذكر، پسماندهاي خطرناك هم در بـيمارستان ها ، توليد مي گردد .

نوع اين مواد به نـوع فـعـالـيت بيمارستان بستگي دارد. براي مثال پسماند توليدي در بيمارستان عمومي با بخش هاي مختلف با پسماند توليدي در بيمارستان هاي روانـي يـا بـيـمـارسـتان زنان و زايمان فرق خواهد داشت .

به اين نوع پسماندهاي توليدي خطرناك ، پسماندهاي ويژه بيمارستاني گويند .

تركيب پسماند بيمارستاني

در كشورهاي مختلف طبقه بندي هاي متفاوتي نسبت به پسماندهاي بيمارستاني ارائه گرديده است . اين تقسيم بندي ها بر اساس يكي از سه روش زير است :

الف) تقسيم بندي بر اساس روش دفع
ب) تقسيم بندي بر اساس درجه خطرزايي
ج) تقسيم بندي بر اساس منبع توليد

مـثـلاً در بـرخـي كـشـورهـاي اروپـايي بر اساس منبع توليد ، پسماندهاي بيمارستاني به شكل زير تقسيم بندي شده است :

1) پسماند ويژه بيمارستاني
2) پسماند آشپزخانه و پسماندهاي مشابه پسماند خانگي
3) ساير پسماندها

پسماند بـيـمـارسـتـانـي بـر اسـاس احـتـمـال خـطـري كـه ايـجـاد مـي كنند به صورت‌ زير طبقه بندي مي شوند:

1)  پسماند شبيه مواد خانگي
2)  پسماند ويژه بيمارستاني

تنها پسماند هاي مخصوص بيمارستاني هستند كه احتمال خطرزايي آنان بيش از پسماندهاي عادي است. به همين دليل تعيين نوع پسماند بيمارستاني در مقايسه با پسماند خانگي بسيار مهم است .

طبقه بندي پسماندهاي بيمارستاني

طبقه بندي و جدا سازي پسماند هاي بيمارستاني به دلايل زير الزامي است:

*از بعد بهداشتي و زيست محيطي براي تأمين سلامت شاغلين، بيماران، همراهان‌، ملاقات كنندگان، عدم تداخل مواد،كنترل بهينه جمع آوري ، دفع و تصفيه .

*از بعد اقتصادي و تكنيكي شامل در آمدهاي حاصل از فروش موادي كه مي توانند باز يافت شوند ، صرفه جويي در حمل ونقل و مواد ضد عفوني كننده ، انضباط شغلي ، سهولت بارگيري و دفع .

عمده ترين طبقه بندي مواد زايد بيمارستاني كه تا به حال بر اساس نظريه  WHO متدوال بوده است در هشت گروه به شرح زير خلاصه  مي شود.

– مواد زايد معمولي

ايـن زايـدات شـبـيـه زبـالـه هـاي خـانـگـي بـوده و بـيشتر مربوط به قسمت هاي اداري بيمارستان هستند .از نظر حمل ونقل، مشكل خاصي ندارند و جزء مواد زايد خطرناك محسوب نمي‌شوند .

– مواد زايد پاتولوژيك

ايـن زايدات شامل با‌فت‌ها و قسمت هاي اعضاء  مختلف بدن هستند كه در عمل نمونه‌برداري يا كالبد شكافي وجراحي ايجاد مي‌شوند. اين زايدات به طور بالقوه اي امكان ايجاد بيماري داشته و عامل بيماري‌زا در آن ها بسيار زياد است .

– پسماندهاي راديو اكتيو

اين پسماندها شامل پسماندهاي جامد ، مايع و گازي آلـوده بـه مـواد راديـو اكـتـيـو هستند .كاربرد مواد راديواكتيو در عكس‌برداري‌ها، پرتودرماني ها و بعضي آزمايش‌ها معمول است .

– پسماندهاي شيميايي

اين پسماندها شامل اشكال مگوناگوني از پسماندهاي شيميايي بوده كه به طور مثال از آزمايشگاه ها و فعاليت هايي نظير نظافت و ضد عفوني حاصل مـي شـونـد .
ايـن زايدات ممكن است خطرناك بـاشـنـد .

طبق موازين بين المللي ، خصوصيات سـمــي بـودن ،خـورنـدگـي ، قـابـل اشـتـعـال بـودن واكنش دهندگي، سرطانزايي باعث طبقه بندي مـواد زايد شيميايي در زمره مواد زايد خطرناك مـي شوند. مواد شيميايي غير خطرناك، موادي هستند كـه خصوصيات فوق را نداشته باشند. مثل قندها، آمينو اسيدها و بعضي از نمك هاي معدني و آلي .

– پسماندهاي عفوني

طبق تعريف پسماندهاي عفوني، پسماندهايي هستند كـه قـادرند حداقل يك بيماري عفوني را منتقل ســازنــد .

طبق طبقه بندي  WHO,EPA پسماند عفوني ، حـداقـل شـامـل مـواد زايـد آزمـايـشـگـاهـي نـظير محيط‌هاي كشت، مواد زايد بخش هاي جراحي و كالبد شكافي و بـخـش هاي ايزوله است كه بيماران عفوني در آن بـسـتري مي‌شوند .مواد زايـدي كـه از بـخـش هـاي هـمودياليز بيماران به دست مي آيد(‌مثل فيلترها ولوله ها، حوله هاي يكبار مصرف، روپـــوش هــا، پـيــش بـندها و دستكش ها و… ) و نيز مواد زايد حيوانات تلقيح شده در زمره اين گروه زايدات قرار دارند .

طبق نظريه  Liber man مواد زايد عفوني در  12‌نوع مشخص طبقه بندي شده اند.

1) پسماند بخش هاي ايزوله

بـيـمـاران ايـن بـخـش بـه دلـيـل داشـتـن بيماري عـفــونــي قــابــل انـتـقــال ، از سـايـر بـيـمـاران مـجـزا شده‌اند. بديهي است از نظر انتقال ويروس ايدز و هپاتيت  B مراقبت هاي لازم در دفع زباله هاي خـــونــيــن و مــايـعــات بــدن بـيـمــاران بـسـتــري در بـيـمـارسـتـا ن هـا و بـخـش هـاي ايـزوله ضرورت كامل دارد .

2)  پسماند محيط هاي كشت و ديگر عوامل عفوني

اين مواد از آزمايشگاه هاي تشخيص طبي‌،آزمايشگاه هاي پاتولوژي و ميكروب شناسـي وتحقيقاتي توليد مي شوند كه شامل كشت هاي تهيه شده از نمونه هاي اخذ شده از بيماران است.

نمونه هاي نگهداري شده براي تـحـقـيق و زايدات فرآورده هاي معين دارويي ، قـسمت ديگري از اين مواد زايد عفوني قلمداد  مي شوند.

3)  فرآورد ه هاي خوني

اين گـونه زايدات توسـط بانك هاي خون، آزمايشگاه هاي تشخيص طبي، مراكز دياليز و شركت هاي دارويي توليد مي شوند. اين مواد به طور بالقوه عفوني بوده و امكان وجود عوامل بـيـمـاري زا در آن‌ها بسيار زياد است .اين مواد مـمكن است  علاوه بر ويروس ايدز و هپاتيت، ساير بيماري هاي قابل انتقال به وسيله خون نظير مالاريا سرخجه مادرزادي و… را منتقل كنند .

4) پسماند ناشي از اعمال جراحي و كالبد شكافي

پسماند كـه در جـريان عـمـل جـراحي و كالبد شكافي به دست مي آيد همراه با عوامل بيماري زا بـه عـنـوان مـواد زايد عفوني تلقي مـي‌شوند. از ديدگاه مراقبت هاي جهاني تمام مـواد زايـديرا كه در تماس بـا خـون و جريان خـون هستند  بايد  به عنوان پسماند عفوني تلقي كرد .

5)  پسماندهاي آلوده آزمايشگاهي

اين دسته از پسماندها، ظــروف كشت و وسـايلي را  كه براي تهيه محيط كشت و انتقال آن‌ها به كار مي رود  شامل مي شوند. بديهي است پـارچـه هـايـي كه در تماس با محيط هاي كشت هستند نيز آلوده هستند.

در هر صورت مواد زايد  آزمايشگاهي شامل تمام مواد زايدي هستند كه در تماس با عوامل بيماري زا بوده و ممكن است حاوي كشت‌ها و نمونه‌هاي آزمايشگاهي آلوده باشند

6)  وسايل آلوده نوك تيز و برنده

مثل سوز ن ها و سرنگ ها، شيشه هاي شكسته، چاقوهاي جراحي و نظاير آن ها .

7) پسماند بخش دياليز

اين مواد زايداتي هستند كه در اثر تماس با خون بيماران همو دياليز به وجود آمده و شامل وسايل ،و ابزار و موادي هستند كه به علت مصرف در اين بخش ايجاد مي شوند .

8) پسماندهاي آلوده بخش نگهداري حيوانات

ايـن مواد شامل لاشه و قسمت هاي مختلف آلوده حيواناتي است كه جهت انجام آزمايش هاي مختلف تحقيقاتي در معرض عوامل بيماريزا قرارمي گيرند.

9) پسماندهاي بيولوژيك  ودارويي

ايــن پسماندها شــامــل واكـسـن هـا و سـايـر مـواد زايـدي هـسـتـنـد كـه در جـريـان تـولـيـد فـرآورده‌هـاي بـيولوژيك شركت هاي دارويي توليد مي شوند. اين مواد به علت عدم استاندارد بودن يا گذشت تاريخ مصرف و خروج از رده به بازار ، دور ريخته مي شوند .

بيمارستان ها و مراكز تحقيقاتي ، بيولوژيك، كلينيك ها ، داروخانه ها و… منبع اصلي مـواد زايـد بـيـولـوژيـك مـخـاطـره آمـيـز هـسـتـنـد. از جـمـلـه خـصـوصـيـات مـهـم مواد زايد بيولوژيك، قدرت آلوده سازي، عفونت زايي وايجاد مسموميت براي موجودات زنده است .

مواد زايدي كه در اين گروه قرار مي گيرند عبارتند از :

بافت هاي بدخيم حاصل از جراحي ، مواد آلوده مثل سوزن ها ، باند ها و… مواد زايد بـيولوژيك به عنوان محصول فرعي حاصل از فرآيندهاي بيولوژيك يك كارخانه نيز مي‌تواند باشد .

10) پسماند غذايي وساير فرآورده هاي آلوده

اين مواد زايد شامل مواد غذايي آلوده (پس مانده غذايي بيماران عفوني )، داروها و مواد بهداشتي كه آلوده و غير قابل مصرف تشخيص داده شده اند، هستند .

11) لوازم وابزار آلوده

وسـايـلـي كه در آزمايشگاه هاي پزشكي و ميكروبيولوژي و تحقيقاتي كه با عوامل عفوني در تماس بوده و در توليد وآزمايش فرآورده هاي دارويي، آلوده  مي شوند در اين گروه قرار مي گيرند. اگر قرار است اين وسايل ضد عفوني شده و مجددا مورد استفاده قرار گيرند، دقت لازم در خصوص رفع آلودگي از آن ها ضروري است .

12) زباله هاي پاتولوژيك

نسوج، اعضاء و قسمت هايي از بدن انسان كه در عمل بيوپسي ، اتوپسي و اتاق هاي عمل جراحي برداشته مي شوند، اصطلاحا زباله هاي پاتولوژيك خوانده مي شوند. اين زباله ها به دليل امكان وجود عوامل بيماريزا بالقوه، ايجاد بيماري مي كنند .
طبقه بندي هاي مواد زايد عفوني كه توسط  (CDC)  مركز كنترل بيماري پيشنهاد شده است به شرح زير است:

1- مواد زايد آزمايشگاهي ميكروبيولوژي
2- مواد زايد پاتولوژيك
3- نمونه هاي خون و فرآوردهاي خوني
4- مواد تيز و برنده
5- مواد زايد بخش هاي ايزوله

طبقه بندي پسماند عفوني توسط  EPA به قرار زير است:

1- مواد زايد بخش هاي ايزوله
2-كشت هاي ميكروبي و مواد بيولوژيك مربوطه
3-خون و فرآورد ه هاي خوني
4- مواد زايد پاتولوژيك
5-مواد تيز آلوده
6-لاشه حيوانات ،اعضاء بدن و ملافه هاي آلوده
7- مواد زايد حاصل از جراحي و كالبد شكافي
8- زايدات آزمايشگاهي آلوده
9- زايدات واحد دياليز
10- مواد تيز استفاده نشده

زباله هاي عفوني از منابع متعددي توليد مي شوند به طوركلي 90-3 درصد زباله هاي بيمارستاني مي توانند عفوني باشند .

بـر اساس تحقيقات به عمل آمده در ساير كشورها مشخص شده است كه معمولا 15-10 درصد از زباله هاي بيمارستاني را زباله هاي عفوني تشكيل مي دهند .
در تـقـسـيـــم بــنـــدي ديــگـــر ،مـــواد زايـــد ويـــژه بيمارستاني شامل  6‌گروه زير هستند:

الـف) مـواد زايـد آنـاتـومـيـك، شامل مواد زايد اطـاق عـمـل، مـواد زايـد اطـاق زايـمـان، اعـضاء و  اندام هاي قطع شده، جنين مرده و جفت و مواد آناتوميك ناشي از جراحي هاي سطحي است .

ب) مــواد زايــد بـيــولــوژيــك حــاصـل از تـمـام بخش‌ها شامل:

الف)  پارچه هاي آغشته به الكل و اتر و خون.

ب) اجــســـام يـــك بـــار مــصــرف فـلــزي ،نـظـيــر سرنگ،سوزن هاي تزريق زير جلدي ،تيغه هاي چاقوي جراحي، اجسام پلاستيكي مثل ظروف ادرار، لـــولـــه هـــاي پـــلاســتــيــكـــي، بــطــري هــاي پلاستيكي ، سرنگ و ماسك و دستكش.
بـسـتـه بـنـدي مـثـل ظـروف شـيشه اي سرم خون ،بطري هاي شيشه داروها، انواع آمپول ها، كارتون كاغذ و جعبه‌هاي دارو .

ج)‌مواد زايد ويژه مثل : فيلترهاي دياليز كليه، گچ شكسته بندي و قالب گيري .
د)‌مواد زايد بخش راديولوژي ، آزمايشگاه‌هاي شيميائي و باكتريولوژي شامل :
– نـمـك هـاي نـقره ، فيلم هاي اشعه ايكس ، ظاهر كننده فيلم – اجسادحـيوانات

-ابزار مربوط به تجزيه كه ممكن اسـت شـيـشـه اي يـا پـلاسـتـيـكـي بـاشند ، پيپت و لوله‌هاي آزمايشگاهي .

ه )‌مواد زايد راديو اكتيو.

و )‌مواد زايد دارويي شامل:

– داروهايي كه تاريخ مصرفشان گذشته.
– مواد زايد ناشي از بسته بندي داروها

چرا نباید جوش شیرین در فرایند تهیه نان بکار رود ؟

جوش شیرین یا بی‌کربنات سدیم با فرمول NaHCO۳ یکی از نمک‌های سدیم در ترکیب با کربنیک اسید است که تنها یک هیدروژن اسیدی این ترکیب با سدیم جایگزین شده‌است. این ترکیب، بی‌بو و بی‌طعم است که کمی دارای خاصیت بازی است و به صورت پودر سپید یا بلورین است. بی‌کربنات جاذب رطوبت و بوگیر است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ماده جوش شیرین برای متخلخل کردن خمیر نان استفاده می‌شود و نیز برای کم کردن اسید معده و درمان سوزش آن به کار می‌رود.

استفاده از جوش شیرین در پخت همه نوع نان و شیرینی مضر است. کسانی که ناراحتی معده دارند ، نبایستی از فرآورده هایی که از جوش شیرین استفاده شده و به طور مشخص، نباید از نان های پخته شده توسط جوش شیرین استفاده کرد. چرا که برای هضم غذا مضر است.

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که کم خونی,پوکی استخوان,سوءهاضمه ,افسردگی و بی حالی از جمله عوارضی هستند که مصرف روزانه نان های حاوی جوش شیرین در انسان ایجاد می کند.

جوش شیرین با اتصال به آهن و کلسیم موجود در خون به تدریج این دو عنصر حیاتی را از بدن حذف کرده و خون سازی و استحکام استخوان ها را از بین می برد.

علاوه بر این,سبب می شود محیط دستگاه گوارش و معده قلیایی شده ودر نتیجه عمل هضم به خوبی انجام نگیرد.همچنین استفاده دراز مدت آن موجب رسوب کلسیم در کلیه و در نهایت نارسایی تدریجی کلیه می شود.

بنا براین,باید جوش شیرین به طور کامل از فرایند تهیه نان حذف و خمیر با جایگزین مناسب (خمیر مایه)تهیه شود.

هرچند جایگزینی خمیرمایه به جای جوش شیرین در نان در ابتدا با مقاومت نانوایان مواجه شد ولی بررسی نان های نمونه برداری شده در کشور ایران حاکی از جایگزینی خمیرمایه بجای جوش‌شیرین  در روند پخت نان است.

جالب است که مصرف جوش شيرين بر كيفيت نان نیز تاثیر سوء دارد . مصرف توام جوش شيرين و مايه خمير كه بعضي نانواها به آن اقدام مي نمايند عملا” اتلاف هزينه و تحديد فرآيند تخمير مي باشد.

همچنین كربنات سديم باقي مانده در نان سبب تيرگي رنگ مغز نان شده و نان بوي نامطبوعي به خود مي گيرد. ضمن اینکه كربنات سديم باقي مانده در نان در موقع مصرف مزه نامطبوعي مي دهد كه به نام نيش سودا شناخته مي شود.

متاسفانه مصرف بي كربنات سديم از آن رو كه سبب رسيدن سريع و كاذب خمير و توليد خمير نارس در نهايت موجب سريع بيات شدن نان و منجر به دور ريز هر چه بيشتر نان مي گردد.

همه می دانیم که نان هاي حاصله از جوش شيرين فاقد طعم و مزه طبيعي نان هستند.

ضمن اینکه نانهای تولید شده با جوش شيرين بر سلامت مصرف كنندگان نیز اثرات سوء دارد .

نانهای دارای جوش شیرین بر دستگاه گوارشي تاثیر نامطلوب دارد . PH معده در حدود 4-3 و اين عدد بيانگر غلظت اسيد كلريدريك مترشحه توسط سلول هاي جدار معده مي باشد و ماده قليايي جوش شيرين اين تعادل را بر هم مي زند.

مصرف مداوم جوش شیرین موجب اختلال در جذب فلزات دو ظرفيتي می شود که نمونه آن كلسيم و فسفر ست که ااز عناصر ضروري به شمار مي آيند و در قسمت ابتدايي روده ها جذب شده و اين جذب در PH بين 7-2 صورت مي گيرد و جوش شيرين باعث قليايي شدن اين محيط و كم جذب شدن اين عناصر مي شوند و كمبود ذخائر اين دو عنصر باعث نرمي و پوكي استخوان ها و افزايش فساد دندان ها مي شوند.

جذب آهن در معده و قسمت نخستين روده صورت مي گيرد و بستگي به عواملي از قبيل غلظت آهن، حالت اسيدي شيره معده، ويتامين B12، و … دراد. افزايش PH دستگاه گوارش مانع از احياء آهن سه ظرفيتي و تشكيل آهن دو ظرفيتي مي گردد و اين اختلال به بروز زمان موجب كاهش مقدار هموگلوبين و كم خوني و كاهش مقدار آهن سرم خون مي شود.

همچنین جوش شيرين با ايجاد تغييراتي در دستگاه گوارش سبب افزايش جذب فلزات سنگين نظير كادميــوم، سرب و جيوه شده كه باعث كم خوني ناشي از مسموميت، تنگي نفس و عوارض كليوي مي شود.

استرس شغلی موجب افزایش خطر ابتلا به سرطان نمی شود

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک مطالعه جدید تاکید می کند که استرس شغلی اگرچه می تواند عامل بروز مشکلات و ناراحتی های متعددی باشد اما حداقل در افزایش احتمال ابتلا به سرطان بی تاثیر است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  استرس شغلی کنش متقابل بین  شرایط کار و ویژگی های فردی شاغل  به گونه ای که خواست های محیط کار بیش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها بر آید می باشد .

در این مطالعه تاکید شد که مشاغل پراسترس نمی توانند خطر ابتلا به سرطانهای مختلف شامل سرطان روده، ریه، پستان و پروستات را افزایش دهند بلکه حدود ۹۰ درصد از سرطانها با عوامل خطرزای محیطی یا عادت های غلط زندگی مرتبط هستند.

مدارک پزشکی در مورد تاثیر سایر عوامل نظیر فاکتورهای روانی و اجتماعی در بروز این بیماری هنوز غیرقطعی بوده و اثبات نشده است.

متخصصان انستیتو فنلاندی سلامت شغلی در هلسینکی نقش استرس را در بروز سرطان بررسی کردند.

این متخصصان احتمال می دادند از آنجا که افزایش ترشح هورمون استرس موجب بروز التهاب می شود ممکن است در بروز سرطان نقش داشته باشد.

آنها به بررسی تاثیر استرش ناشی از مشاغل پرفشار و پرتنش در ابتلا به سرطان پرداختند.

این متخصصان نتیجه گرفتند که استرس شغلی با افزایش خطر بروز سرطان ارتباطی ندارد.

شرح این مطالعه در مجله طب انگلیس ارائه شده است.

البته تحقیقات مختلف نقش  فشارهاي عصبي ناشی از استرش شغلی بر سلامت رواني و جسماني را تایید می کند.

استرس با فشار ناشی از کار سخت در ارتباط است؛ همچنین، عواملی مانند خستگی، سهل انگاری، کمال گرایی، اعمال قدرت از سوی دیگران، ناامنی شغلی، مشکلات موجود در روابط و بسیاری عوامل دیگر که با خانه و محل کار در ارتباط اند، می توانند استرس را بوجود آورند.

استرس ممکن است درونی یا بیرونی باشد. این اختلال در اصل از اختلاف میان انتظارات و واقعیت ها ناشی می شود.

“مرکز سلامت و ایمنی”  استرس را اینگونه تعریف می کند: “استرس زمانی شکل می گیرد که تقاضاها از یک فرد از میزان ظرفیت وی برای پاسخگویی به آنها فراتر می روند”.

برگه‌ی بعد »