صحبت با کودکان در مورد طلاق

درگیری های خانوادگی و مشاجره‌های پدر و مادر در حضور فرزندان، تاثیرات روحی شدیدی بر ‌کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارد و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان نیز اثر مزمن بر جای ‌خواهد گذاشت.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در ‌فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر ‌سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است. در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و ‌دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.

زمانی که والدین تصمیم به جدایی می گیرند کودکان می بایست کاملاً از تصمیم آنان آگاهی داشته باشند. هدف از تدوین این مقاله این است که میزان درک و احساس کودکان هنگام جدایی والدین را متوجه شویم نکات ظریفی را پیشنهاد می کنیم تا چطور با کودکان راجع به طلاق صحبت کنید .

● صحبت با کودکان درباره طلاق
واکنش کودکان به طلاق والدین به نحوه عنوان کردن والدین در این مورد ارتباط دارد. و به همین دلیل والدین باید مراقب باشند که چگونه و با چه روشی این مساله را به آنها بگویند. بنابراین در زمانی مناسب باید پدر و مادر هر دو بنشینند و با فرزندان صحبت کنند و به سوالات آنها پاسخ دهند. اگر این روش به کار گرفته شود دیگر هیچیک از والدین تقصیر را به گردن دیگری نمی اندازد.

● به کودکان چه بگویید
به خاطر داشته باشید که طلاق ، کودکان را کاملاً گیج می کند، بنابراین در یک جلسه تصمیم نهایی خود را نگویید چون باعث میشود کودکان گیچ و سردرگم شوند. می بایست به آنها اطمینان دهید که احتیاجات ضروری آنها (از قبیل آماده کردن صبحانه ، کمک و رسیدگی در انجام تکالیف و خواباندن آنها) برآورده خواهد شد و همینطور درصورت امکان ارتباط کودکان با پدر و مادر هر دو ادامه خواهد داشت . زمانی که کودکان با یک سری تغییرات مواجه می شوند دوست دارند بدانند که چه چیزهایی مثل قبل خواهد بود.

والدین می توانند از طریق رفتار و صحبت به فرزندانشان دلگرمی بدهند که همیشه و در هر شرایطی آنها را دوست خواهند داشت .

والدین می بایست به فرزندانشان متذکر شوند که زمانی که آنها از یکدیگر جدا شوند دیگر هیچ امیدی به زندگی مشترک نداشته باشند که روزی مثل قبل همه با هم زندگی کنند زیرا رویای بازگشت والدین در کودکان همیشگی خواهد بود .

بیشتر کودکان فکر می کنند که بخاطر اشتباهات آنها و یا بخاطر اینکه نمره درسی آنها پایین بوده پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند . آنها ممکن است از این جدایی احساس گناه نمایند، بنابراین باید با آنها صحبت کرد و به آنها دلگرمی داد که به خاطر اشتباهات آنها نبوده است و آنها هیچ مسوولیتی در قبال این جدایی ندارند .

به خاطر داشته باشید، درباره ترس و نگرانی که کودکان از مساله طلاق دارند با آنها صحبت کنید و به آنها اجازه دهید تا درباره طلاق و تغییراتی که به وجود خواهد آمد فکر کنند و در ملاقات بعدی به سوالات جدیدشان جوابهای منطقی بدهید .

کودکان دوست دارند بدانند که والدینشان از تاثیر طلاق بر زندگی آنها مطلع هستند . به درد دل آنها گوش دهید و به آنها نشان دهید که شما هم نگران و دلواپس هستید.
نمی توانید احساسی را که فرزندتان دارد، تغییر دهید اما بهتر است که به آنها نشان دهید آنها را درک می کنید، مثلاً اگر یک روز نمی تواند پدرش را ببیند و عصبانی هست اینگونه به آنها نشان دهید که آنها را درک می کنید: می دانم که خیلی ناراحت و عصبانی هستی که نمی توانی امروز پدرت را ببینی .

● انتظار کودکان از والدین

پدر و مادر من از شما انتظار دارم که حتی اگر با من زندگی نمی کنید ارتباط خودتان را با من قطع نکنید مثلاً برایم نامه بنویسید و به من تلفن بزنید و نسبت به تفریحاتم و کارهایی که انجام می دهم اهمیت قائل شوید در غیر این صورت احساس پوچی و بی کسی می کنم .

دست از جنگ و دعوا بکشید و برای رقابت با یکدیگر آنقدر سخت کار نکنید . لطفاً سعی کنید راجع به موضوعاتی که مربوط به من می شود با هم توافق کنید زمانی که با یکدیگر بر سر من دعوا می کنید فکر می کنم که یک کار اشتباهی کرده ام و من مقصر هستم .

من هر دو شما رادوس تدارم و می خواهم که از لحظاتی که با شما هستم لذت ببرم پس هر کدام از شما هستم بدی یکدیگر را نگویید در این صورت مرا مجبور می کنید که طرف یکی از شما را بگیرم .

لطفاً حرفهایتان را خودتان به یکدیگر بگویید من را واسطه قرار ندهید که پیغامهای شما را برسانم .

وقتی که از یکدیگر جلوی من صحبت می کنید یا اینکه فقط خوبیهای یکدیگر را بگویید یا اینکه اصلاً راجع به هم صحبت نکنید، اگر اینگونه رفتار نکنید فکر می کنم که انتظار دارید طرف یکی از شما را بگیرم.

فراموش نکنید که من به هر دو شما احتیاج دارم و روی هر دو شما حساب می کنم، به من یاد دهید که چه چیزهایی مهم هستند و همینطور زمانیکه با مشکلی مواجه می شوم به من کمک کنید.

هنگام توضیح دلیل برای جدایی از علل های اقواگرانه به کودکان خودداری کنید، مثلاً پدرتان به دلیل اعتیاد یا …. ما را ترک کرد.

تصویر یکدیگر را در برابر هم خراب نکنید .

اجازه دهید کودک خودش تصمیم در کنار ماندن شما را بگیرد مثلاً آخر هفته با پدر باشد یا مادر .

کودک طلاق در معرض محدودیتهایی قرار می گیرد مثلاً فقدان یک والد، پدربزرگ و مادربزرگ ، دوستان ، همسایه و غیره. تلاش نمایید این محدودیتها به حداقل برسد.
گاهی کودک طلاق احساس ترک شدن و طردشدن می کند در این مورد احساس اطمینان به کودکانتان بدهید.

بهتر است یکی از مسوولین مدرسه یا مهد کودک را که اعتماد بیشتری به وی دارید مللع سازید.

کودک طلاق

مشکلاتی‌ از قبیل‌ فقر، عدم‌ درک‌ متقابل‌، دخالت‌ خانواده‌، اعتیاد، ازدواج‌ مجدد و غیره‌ عواملی‌ هستند که‌ طلاق‌ آمار را بالا می ‌برند و کافی‌ است‌ که‌ در این‌ میان‌ یک‌ راهنمای‌ درست‌ و منطقی‌ وجود نداشته‌ باشد، گرچه‌ این‌ روزها طلاق‌ بیشتر چیزی‌ شبیه‌ به‌ مُد شده‌ تا یک پدیده‌. به‌ امید روزی‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ شاهد چنین‌ اتفاقات‌ تلخی‌ نباشیم‌.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بسیاری از زوج ها به هنگام طلاق فقط به فکر گرفتن حق حضانت فرزند خود هستند و به زندگی پس از طلاق و کیفیت آن که یک بچه بدون پدر یا مادر چگونه آن را طی خواهد کرد، کمتر می اندیشند.

● تأثیرات طلاق در فرزندان را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

۱ـ ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران:
(وسواس تکرار بدون اراده و افراطی اعمال و کارهای روزمره است)
۲ـ بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان: در این نوع بیماری اجتماعی، فرد فاقد احساس لذت یا درک کمتری از زندگی روزمره است، بی اشتهایی بر او چیره شده و خستگی به طور مداوم در ارگانیسم بدن وی مشاهده می شود.
۳ـ به وجود آوردن زمینه های اضطراب: در نوجوانان حالتی شبیه به احساس ترس، نگرانی و تشویش به وجود می آید. در این بیماری علائم بیم از آینده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستی مبانی خانواده از تفکر در مورد برنامه ریزی مدون برای حرکت های دسته جمعی و گروهی وحشت دارد.
۴ـ ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان: نتیجه محرومیت های مداوم از مهر و محبت پدری است. در این نوع بیماری چون نوجوان امکان مذاکره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمی یابد و از طرفی سؤال های خود را بی جواب می بیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او به وجود می آید. رفتارهای پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجوانانی که خانواده های آنان از همدیگر جدا شده اند کاملاً مشهود است.
۵ـ بی قراری: این بیماری با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هایی که شاهد جدایی پدر و مادر خود بوده اند مشاهده می شود. حالتی که فرد در مقابل هرگونه عاملی تحریک پذیر است یعنی حتی در مقابل محرک های ضعیف عکس العمل شدید نشان می دهد.
۶ـ حسادت سوءظن و سماجت، در نوجوانان خانواده هایی که والدین آنها از هم جدا شده اند این حساسیت ها دیده شده است. این گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسیت بیشتر و زیاده از حد نشان می دهند.

طلاق در بسیاری از موارد و مواقع ضروری است و زوجین ناگزیر به قبول این امر هستند. ولی در اغلب موارد جدایی ها در نتیجه توقعات بیجای احساسی، اقتصادی و عاطفی زوجین از همدیگر، سوءظن و بدبینی بی مورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگی، حسادت بیش از حد زن و شوهر، پرخاشگری و تندخویی زن یا مرد و غرور و خودخواهی بی مورد صورت می گیرد.

بدیهی است درگیری های خانوادگی و مشاجره های پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثیرات روحی شدیدی بر کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارند و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان اثر مزمن بر جای خواهد گذاشت. به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است. در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.

آنچه از پژوهش ها در امر طلاق برمی آید این است که دختران خانواده های تک سرپرست یعنی آنها که فقط با پدر یا مادر به سر می برند در معرض عوارض نامطلوبی چون انحرافات ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترک تحصیل قراردارند. این امر در مورد گروه های اجتماعی و طبقاتی نیز صدق می کند.

بچه هایی که فقط با پدر یا مادر خود زندگی می کنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوند. اکثر قربانیان طلاق که همان کودکان و نوجوانان هستند به مادران خود بیشتر نزدیک هستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود بیشتر مثل یک خویشاوند رفتار می کند تا فرزند حال آنکه مادر هرگز از کودکش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد.

البته وقتی پای نامادری و ناپدری به میان می آید تحول و پیچیدگی خاصی در زندگی کودکان و نوجوانان به وجود می آید.
آشنایی کودک و نوجوان با بستگان جدید، خواهرها، برادرها، دایی ها و عموهای نانتی گرچه گستره ای از دنیای تازه و متفاوت به وجود می آورد ولی اغلب فرزندان در جوار ناپدری و نامادری احساس خوشبختی و شادمانی نمی کنند. گرچه ممکن است زن یا شوهر با همسر جدید خود کاملاً خوشبخت باشد.

در ایران بیشتر بچه های فراری و نوجوانان ساکن در کانون اصلاح و تربیت را قربانیان طلاق تشکیل می دهند . بچه هایی که فقط با پدر یا مادر خود زندگی می کنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوند. اکثر قربانیان طلاق که همان کودکان و نوجوانان هستند به مادران خود بیشتر نزدیک هستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود بیشتر مثل یک خویشاوند رفتار می کند تا فرزند حال آنکه مادر هرگز از کودکش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد. به قول یک جامعه شناس «هر طلاق مرگ تمدن کوچک خانواده است» اجبار و الزام به طلاق را در موارد و شرایط خاصی از زندگی مشترک باید پذیرا بود.

براساس قوانین اجتماع احترام به آزادی های فردی ضرورتی اجتناب ناپذیر است ولی قبل از هر جدایی به میوه های نارس درخت زندگی بیندیشیم، نگذاریم ناهنجاری های جامعه آنها را مسموم کند. تعجیل در داشتن فرزند در سال های خطر زندگی مشترک (سال های اول و دوم اصولاً سال های خطر برای زوج های جوان به شمار می رود) که ظاهراً برای تحکیم مبانی خانواده انجام می پذیرد کاری است که باید با تعمق صورت بگیرد زیرا در صورتی که به علل مختلف یاد شده بین زوجین جدایی روی دهد نخستین قربانیان، فرزندانی خواهند بود که از نفاق و تفرقه زوجین به جای مانده اند. پس بیاییم عاقلانه بیندیشیم تا:

▪ ازدواج با بصیرت و بررسی صورت پذیرد.
▪ گروه های شغلی و طبقاتی مدنظر دختر، پسر و خانواده های آنان قرار گیرد.
▪ صداقت در گفتار ملاک باشد و از هرگونه دروغ مصلحتی برای ایجاد زمینه های وصلت جلوگیری شود.
▪ ملاک گزینش همسر، ایمان، تدین، صفا و همدلی باشد.
▪ شناخت کافی از خصوصیات اخلاقی، روحی و خانوادگی زوجین حاصل شود.
▪ سادگی، بی پیرایگی، قناعت، صبوری و محبت ستون های زندگی مشترک و زناشویی را تشکیل دهد.
▪ در این صورت جغد طلاق بر بام زندگی ها نخواهد نشست و باد خزان در بوستان های زندگی وزیدن نخواهد گرفت.

بهتر است برای ساماندهی به وضعیت زندگی کودکان و نوجوانان تک سرپرست که ناگزیرند زیر نظر پدر یا مادر خود زندگی کنند «واحد مددکاران ویژه طلاق» تشکیل شود تا قبل از صدور حکم پدران و مادران را در اعمال و رفتاری که باید بعد از طلاق با فرزندان خود داشته باشند توجیه کنند. به پدران و مادران باید آموزش داده شود که از بدگویی و بازگویی عیوب و نقایص یکدیگر پیش فرزندان خود (بعد از اجرای حکم طلاق) احتراز نموده و مظلوم نمایی نکنند، چون فرزند باید واقعیت جدایی پدر و مادر را به عنوان یک الزام و ضرورت زندگی پذیرا باشد و جایگاه حرمت متقابل پدر و مادر را حفظ کند.

تداوم ارتباط و تماس مددکاران ویژه طلاق با خانواده فرزندان تک سرپرست برای بررسی و حل مشکلات روانی ـ اجتماعی در سال های بعد از طلاق ضرورت دیگری است که از معضلات و نارسایی های احتمالی کودکان و نوجوانان جلوگیری می کند. بدیهی است گروه مددکاران ویژه طلاق باید دوره های کوتاه مدت روان شناسی کودک، روان شناسی خانواده و روان شناسی اجتماعی را بگذرانند و با مسائل بزهکاری و ناهنجاری های کودکان و نوجوانان آشنا شوند.

هر چند واکنش‌های عاطفی بچه‌ها در زمان جدائی پدر و مادر، به‌طور معمول به سن‌شان بستگی دارد. اما بسیاری از آنان با احسا‌س‌هائی هم‌چون اندوهگینی، خشم و دلواپسی دست به گریبان می‌شوند. خوشبختانه می‌توان فشار روانی ناشی از این وضع را به کمترین حد رساند و واکنشی آشکارا و صادقانه در برابر نگرانی‌های کودکان نشان داد تا به این ترتیب، بتوانیم او را در این عهد طاقت‌فرسا یاری کنیم.

● چگونه با کودک از جدائی سخن بگوئیم؟

زمانی‌که از جدائی میان خود و همسرتان مطمئن شدید، با کودک‌تان دربارهٔ این تصمیم، صحبت کنید. هنگام طرح این موضوع، پدر و مادر باید هر دو حضور داشته باشند. اگر به‌خوبی از عهدهٔ آن برآئید، می‌توانید فرزندتان را یاری کنید تا دردناکی ماجرا را کمتر حس کند.

بچه‌ها به‌طور معمول، خود را به سبب شکست و گسست ازدواج پدر و مادرشان، ملامت می‌نمایند؛ در حالی‌که لازم است مدام به آنان یادآور شویم که در این میان، تقصیری متوجه آنان نیست.

در پاسخ به پرسش‌های مربوط به طلاق، باید به بچه‌ها اطلاعات کامل داد تا آماده‌ٔ رویاروئی با دگرگونی‌ها و تغییرهای آیندهٔ زندگی خویشتن گردند. نگرانی بسیاری از بچه‌ها، این است که طلاق در زندگی آنان چه اثرهائی خواهد گذاشت: ”با چه کسی زندگی خواهم کرد؟“، ”آیا مرا به‌جای دیگری می‌برند؟“، ”آیا به مدرسهٔ جدید خواهم رفت؟“ ”آیا باز دوستانم را خواهیم دید؟“ و…

● کاهش فشار روانی (استرس) کودک
فرزندان و پدر و مادر از نبود خانواده‌ای که به آن امیدوار بودند، غصه می‌خورند و به‌خصوص بچه‌ها بابت عدم حضور پدر و یا مادر، اندوهگین هستند. از همین‌روست که عده‌ای از ایشان حتی بعد از اعلام حتمی بودن طلاق، هنوز امیدوار هستند که روزی پدر و مادر با هم آشتی می‌کنند.

جهت کاهش فشار روحی ناشی از تغییرهای طلاق، می‌توان شیوه‌های زیر را به‌کار برد:

۱) کودک را به گفت‌وگو فرا خوانید
▪ لازم است بچه‌ها بدانند که احساس‌های آنان از دید پدر و مادرشان اهمیت داشته و جدی گرفته خواهد شد.
▪ آنان را راهنمائی کنید که احساس‌های خویش را بیان کنند.
▪ امکان دارد رفتار بچه‌ها، شما را از احساس‌های اندوه یا خشم آنان باخبر گرداند. بگذارید آنان احساس‌های خود را بر زبان جاری سازند؛ شنوندهٔ خوبی باشید؛ حتی اگر شنیدنش برای‌تان دشوار باشد.

۲) احساس‌های آنان را مجاز شمارید

گفته‌ای مانند ”عجیب نیست که غصه‌داری“ به بچه‌ها هشدار می‌دهد که احساس‌های‌شان موجه است. آن‌چه اهمیت دارد، این است که پیش از پیشنهاد شیوه‌هائی جهت بهبود وضع، آنان را ترغیب کرده تا هر چه در دل دارند، فراموش کنند.

۳) پشتیبانی کنید

از کودک بپرسید: ”به‌نظر شما چه عاملی به تو کمک می‌کند تا احساس بهتری داشته باشی؟“ ممکن است نتواند چیزی را نام ببرد، اما شما می‌توانید چند مورد به او پیشنهاد کنید: لحظه‌ای کنار هم بنشینید، راه بروید و… امکان دارد بچه‌های خردسال‌تر از پیشنهاد تلفن کردن به پدر یا کشیدن تصویر و اهداء آن به مادر در ساعت‌های پایانی روز که به دیدارش می‌آید، استقبال کند.

● واکنش در مقابل فشار روحی

در زیر نشانه‌هائی را آورده‌ایم که نمایش‌گر فشار روانی در مرحله‌های گوناگون است:

▪ بچه‌های شیرخواره و نوپا
چنین کودکانی نیاز به سازگاری و روزمرگی دارند و آشنائی، تسلی‌بخش آنان است. احتمال دارد برنامه‌های پیش‌بینی نشده، دگرگونی‌های متعدد یا جدائی‌های ناگهانی، پریشان خاطرشان کند.
کودکان شیرخوار و نوپا در مواجهه با جدائی، حساس هستند. امکان دارد نشانه‌های ناشی از اضطراب جدائی به‌صورت عزلت‌گزینی، غم‌باری یا رفتار همراه با چسبندگی جلوه‌گر شوند.
▪ کودکان پیش‌دبستانی یا کودکستانی
بچه‌ها در این سن و سال، به مراقبت مداوم احتیاج دارند؛ ولی از آن‌جائی که حافظهٔ درازمدت و مهارت‌های زبانی‌شان گسترش می‌یابد، بیشتر متکی به‌خود می‌شوند.
نشانه‌های هشداردهنده برای این گروه سنی عبارتند از: نگرانی‌های پیاپی به خاطر جدائی و بازگشت به عادت‌های پیشین مانند مکیدن انگشت، شب‌ادراری و بدخوابی‌های شبانگاهی.
▪ کودکان ۶ تا ۸ ساله
کودکان ۶ تا ۸ ساله به وقت بیشتری احتیاج دارند تا هم‌چنان اطمینان یابند که محبوب هستند. شاید کودک‌تان بخواهد مطمئن شود که شما و نیز همسرتان به‌طور یکسان برایش وقت صرف می‌کنید. هم‌چنین کودکان در این سن و سال به موردهائی هم‌چون ”چه کسی باید سرزنش شود و مقصر است؟“ علاقه دارند.
اگر فرزند شما، امید خود را به پیوند دوبارهٔ پدر و مادرش بیان کند، مطمئن باشید که او وقتی را جداگانه با هردوی شما گذرانده تا واقعیت وضع را استحکام بخشد.
▪ کودکان ۹ تا ۱۲ ساله (سنین پیش از نوجوانی)
احتمال دارد کودک‌تان نخواهد به‌طور یکسان در کنار هر یک از شما بماند و بودن با یکی را بر دیگری ترجیح دهد. این رویه را بپذیرید و وقتی رخ می‌دهد، به‌دل نگیرید؛ برنامهٔ دیدار را رعایت کنید.
نشانه‌های هشداردهنده برای این گروه سنی، شامل مشکل‌هائی از قبیل تنهائی، افسردگی، خشم یا علائم بیماری جسمانی مانند سردرد، دل‌درد و اشکال‌های فراگیری می‌باشند.
▪ نوجوانان
در سال‌های اولیهٔ نوجوانی، بچه‌ها نیازمند پشتیبانی پایدار پدر و مادر هستند؛ اما ممکن نیست استفادۀ مشترک از برنامه‌های زندگی‌شان را بپذیرند؛ زیرا امکان دارد این وضع، زندگی اجتماعی آنان را بر هم زند.
بچه‌ها، در اوائل دورهٔ نوجوانی، احساس صحیحی از زمان و درک به‌جائی از آن دارند؛ مبنی بر این‌که به زندگی بزرگ‌سالی نزدیک می‌شوند.
هرچه بر سن نوجوانان افزوده می‌شود، فعالیت‌های اجتماعی و نیز تثبیت آزادی و عدم وابستگی، بیشتر در کانون توجه‌شان قرار می‌گیرد؛ بنابراین علاقهٔ آنان به مشکل‌های پدر و مادر کاهش می‌پذیرد؛ ولی باید دانست که نوجوانان‌تان نیازمند پشتیبانی شما هستند. گفت‌وگوی مداوم با آنان، مفید است.

افسردگی کج‌خلقی، تندخوئی، تخلیهٔ هیجان‌ها، عملکرد نامطلوب در مدرسه، مصرف موادمخدر یا رفتار حاد مخالفت‌آمیز، همگی نشانهٔ آن هستند که نوجوان دچار مشکل است.

● ستیزه‌جوئی در حضور بچه
اگر چه بگومگوی گاه‌‌گاهی بین پدر و مادر، عاقلانه بوده و حتی از یک خانوادهٔ سالم انتظار می‌رود، اما زندگی در نبردگاه دشمنی و کینه‌توزی مداوم، نزاع و درگیری پایان‌ناپذیر، امکان دارد یک‌بار سنگین روان‌شناختی را بر فرزندتان تحمیل کند. رخدادهای آسیب‌زا مانند جیغ کشیدن، زد و خورد، جر و بحث کردن یا خشونت، بچه‌ها را ترسو و نگران بار می‌آورد.
● رخدادهای پس از طلاق
تا سر حد امکان، حفظ وضعیت طبیعی بعد از طلاق، اهمیت دارد. این وضع با رعایت امور منظم روزانه مشتمل بر آداب غذاخوردن، قاعده‌های رفتاری و شیوه‌های نظم و ترتیب، صورت می‌گیرد. محدودیت‌های آرام‌بخش به‌ویژه در زمان تغییر، موقعیت بچه‌ها را نااستوار و متزلزل می‌سازد. عشق و محبت یک‌طرفه، باعث تباهی زندگی کودک می‌گردد.
● چند توصیهٔ زیر را به خاطر بسپارید:
▪ با خود و فرزندتان شکیبا باشید. رفع اضطراب‌های عاطفی، لطمه‌ها و آسیب‌های متعاقب طلاق، نیاز به زمان دارد و به‌طور معمول مرحله به مرحله انجام می‌پذیرد.
▪ در برابر وسوسهٔ مربوط به جبران غم و اندوه کودک، با تهیهٔ چیزهای مادی، خرید خوراکی‌ها یا امتیازهای ویژه مقاومت کنید.
▪ نشانه‌های فشار روانی کودک‌تان را به نسبت سن و سالش تشخیص دهید. از پزشک یا درمان‌گرتان بخواهید که شما را از نظر شیوهٔ حل مشکل‌های مخصوص ناشی از تشویش‌تان راهنمائی کنند.
▪ پشتیبانی صحیح سبب می‌گردد که بچه‌ها بتوانند با کامروائی، از عهدهٔ دگرگونی‌های مربوط به طلاق برآیند.

با رعایت نکاتی که به شما متذکر می‌شویم، می‌توانید از تاثیرات منفی و مخرب روحی طلاق بر کودکانتان بکاهید.

● قبل از طلاق‌
کودک شما اگر ۲ سال به بالا سن دارد، مطمئن باشید از این که بین پدر و مادرش شکرآب است، خبر دارد. پس اگر واقعا قصد طلاق دارید، آن را کتمان نکنید. منظور این نیست که تمام دعوا‌های بین شما و همسرتان مقابل دیدگان کودکتان باشد. ما می‌خواهیم همان طور که شما برای طلاق گرفتن آماده می‌شوید، کودک شما نیز برای این جدایی آماده شود و زمینه قبلی از آن داشته باشد تا جا نخورد و دچار شک روحی نشود. به او اطمینان دهید که او را ترک نخواهید کرد و همیشه پدر و مادرش را دارد؛ اما نه کنار هم و برایش توضیح دهید که با این جدایی، روابطتان با آرامش بیشتری پیش خواهد رفت و وقت بیشتری را باهم خواهید گذراند. قبل از هر چیز با همسرتان بر سر کودک به توافق برسید و این عهد را با هم ببندید که نگذارید او آسیب ببیند.

بحث طلاق از همسرتان، جدا از وظیفه پدر و مادری شماست. با کودک خود صحبت کنید و بگویید که رابطه شما با همسرتان مشکل دارد و به هیچ عنوان او را به قضاوت وادار نکنید، حق به جانب صحبت نکنید و مشکلات خود را باز نکنید. برای کودکتان درددل نکنید و نخواهید که ترحم او را نسبت به خود جلب کنید؛ چراکه این کار از سوی والدین باعث می‌شود کودک دچار یک تعارض بین دوست داشتن والدین و تنفر از هر دوی آنها شود؛ چراکه هریک دیگری را مقصر می‌داند و می‌خواهد این را به کودک نیز بقبولاند. از همه مهمتر والد مقابل خود را نکوبید و نخواهید با خراب کردن همسرتان، خود را موجه جلوه دهید و برای کارتان توجیه بیابید. اول خودتان باور کنید که رابطه‌تان مشکل دارد و در هیچ رابطه‌ای تنها یک نفر نقش ندارد، پس دنبال مقصر نگردید و نخواهید که با بدگویی از همسر خود پیش کودکتان، از عذاب وجدانتان بکاهید.

کودک شما حق دارد هم پدر داشته باشد هم مادر، پس او را از این حق محروم نکنید. او را در تنگنا نگذارید و مجبور به انتخاب نکنید؛ چرا که او را از لحاظ روحی سرخورده خواهید کرد. کودک هر کدام از والدین را انتخاب کند تا آخر عمر دچار عذاب وجدان در برابر والد مقابل است و این موضوع در سنین پایین‌تر مخرب‌تر است. اگر واقعا کودک خود را دوست دارید، او را ملعبه‌ای برای آزار همسرتان قرار ندهید. کودک شما مساله پیش‌پاافتاده‌ای نیست که بخواهید سر آن لجبازی کنید. پس جدا از تمام دعوا‌های زناشویی خود، به این مساله بنگرید و بهترین تصمیم را برای کودکتان بگیرید.

قبل از طلاق به دلیل درگیری که با همسرتان دارید، ممکن است بیشتر از کودکتان غافل شوید و او را نادیده بگیرید؛ اما بدانید که اگر زمینه‌سازی مناسبی برای کودک خود نکنید و او را برای این جدایی آماده نکنید، کودک شما ضربه مهلک و احتمالا جبران‌ناپذیری خواهد خورد. اگر احساس می‌کنید که در این زمینه ناتوانید حتما از روانشناسان کمک بخواهید تا شما را در این مهم یاری کنند.

● بعد از طلاق‌
بعد از طلاق معمولا مدتی طول می‌کشد تا همه افراد خانواده به موقعیت جدید خود عادت کنند؛ اما کسی که بیشتر از همه سردرگم و ناراحت است، کودک شماست؛ چراکه اگر درست و منطقی طلاق گرفته باشید، دغدغه‌های ذهنی‌تان بعد از طلاق بتدریج کاهش می‌یابد؛ اما کودکتان برعکس تازه دچار دغدغه‌های ذهنی می‌شود.
به یاد داشته باشید که حتی اگر از همسر سابقتان متنفرید، نباید از والد کودکتان متنفر باشید؛ چون والدین هر دو در تربیت جسمی و روحی فرزندان خود سهیم‌اند و اگر شما نسبت به کودک خود احساس مسوولیت می‌کنید، باید با والد دیگر در مسیر تربیت کودک خود همراه باشید. کاری کنید که کودک هم با پدر در ارتباط باشد و هم با مادر.

کیفیت روابط خود را بالا ببرید. راجع به کودکتان با والد دیگر گفتگو کنید و بگذارید کودک بفهمد که روابط والدین فرزندی‌اش هنوز از بین نرفته است. هرچه کودک بزرگتر می‌شود بیشتر برایش راجع به طلاق توضیح دهید و بگویید که شما و والد دیگر آرامش بیشتری پیدا کرده‌اید و بیشتر می‌توانید برای او وقت بگذارید. باز هم تاکید می‌کنم که هیچ وقت از والد دیگر پیش کودک بدگویی نکنید و او را به قضاوت وادار نکنید. از کودک خود نخواهید از والد دیگر برایتان خبر بیاورد و یا حرف و رفتاری علیه والد دیگر به کودکتان نیاموزید. به خاطرات گذشته برنگردید و سعی کنید زندگی جدیدتان را درست پیش ببرید.

ممکن است کودک بخواهد شما را با هم آشتی دهد و یا از کسی برای این موضوع کمک بگیرد. در مقابل این رفتار کودک جبهه نگیرید و عصبانی نشوید و در عین حال به او امید واهی نیز ندهید. با او صحبت کنید و بگویید که تصمیم به طلاق را یک‌شبه نگرفته‌اید و حالا نیز قصد بازگشت به زندگی زناشویی قبلی را ندارید؛ اما این به این معنی نیست که از والد دیگر متنفرید؛ بلکه مناسب زندگی در کنار هم نیستید و این جدایی دلیل نمی‌شود که کودکتان پدر و مادرش را از دست بدهد. به او بفهمانید که آرامشی که حالا پیدا کرده‌اید، به نفع اوست و در یک زندگی زناشویی نامناسب، کمتر به او می‌رسیدید.

اگر شما بتوانید روابط خود را با فرزندتان محکم‌تر از گذشته کنید و حق مادری و پدری را برایش بجا بیاورید، از اثرات منفی طلاق کاسته خواهد شد و کودک در بستر امن‌تری رشد خواهد کرد.

● ناپدری، نامادری‌
طبیعی است که افراد بخواهند بعد از طلاق دوباره به زندگی خود ادامه دهند و مجددا ازدواج کنند؛ اما معمولا کودکان از این وضعیت خوشحال نخواهند شد. آنها که تا آخرین لحظه منتظرند تا پدر و مادر خود از طلاق منصرف شوند و بعد از آن هم می‌خواهند پدر و مادرشان دوباره با هم آشتی کنند، قطعا از این که امیدشان از دست برود و والدینشان با کس دیگری ازدواج کنند، خوشحال نمی‌شوند. پس احتمال این که ازدواج مجدد شما باعث ناهنجاری‌هایی در کودکتان شود، زیاد است.

اگر نتوانید با کودک خود درست برخورد کنید و این مساله را برایش جا نیاندازید، کودک شما احتمالا واکنش نشان می‌دهد، با همسر جدید شما بدرفتاری می‌کند و والد دیگر را علیه شما تحریک خواهد کرد؛ اما اگر قبل از همه راجع به ازدواج مجددتان با فرزندتان حرف بزنید و به او بگویید که می‌خواهید این کار را انجام دهید و او را مطمئن کنید که برایش وقت کافی خواهید گذاشت و ازدواج شما به معنی این نیست که از او جدا می‌شوید، این اثرات منفی کاهش پیدا خواهد کرد. به هیچ عنوان نخواهید که جای والد دیگر را برای کودکتان با همسر جدیدتان پر کنید؛ بلکه سعی کنید رابطه‌ای دوستانه بین همسر جدید خود و فرزندتان ایجاد کنید.

حتی‌الامکان همسر سابقتان را در جریان ازدواج جدیدتان قرار دهید و از او بخواهید در این زمینه کودکتان را یاری کند و نگذارید که والد دیگر از زبان کودک این خبر را بشنود؛ چراکه ممکن است همسر سابقتان در اثر ناراحتی از این خبر عکس‌العمل منفی نشان دهد که بر کودک تاثیر بدی بگذارد.

اگر شنیدید که همسر سابقتان می‌خواهد ازدواج کند، به هیچ وجه در برابر کودکتان عصبانی نشوید و منفی عمل نکنید. به او بگویید که شما و همسر سابقتان همیشه پدر و مادر او هستید و ازدواج مجدد هر کدام از شما به منزله پیدا کردن دوست جدید برای اوست و هیچ کس جای پدر و مادر او را نخواهد گرفت. از همسر جدیدتان نیز بخواهید با کودکتان دوست باشد و هیچ وقت نخواهد که او را از والد دیگرش جدا کند و جای او را بگیرد.

گاهی طلاق واقعیت دردناک زندگی شماست؛ اما اگر با آن کنار بیایید و درست تصمیم گرفته باشید، از مشکلاتتان می‌کاهد و شما را به زندگی جدیدی که در آن می‌توانید نقاط‌ضعف‌تان را از بین ببرید دعوت می‌کند. اگر از طلاق ناگزیرید، بگذارید با طلاق مشکلات خود و خانواده‌تان کمتر شود، نه بیشتر. کودک خود را در آغوش بگیرید و او را در برابر خطرات این واقعیت تلخ محافظت کنید.

تأثیر طلاق بر فرزندان

مهم‌ترین کشمکشی که فرزندان پس از طلاق والدین به آن دچار می‌شوند، ترس از دست دادن پدر یا مادر با هم است. بزرگ‌ترین ترس کودکان از این است وقتی که به محبت پدر و مادر نیاز دارند، والدین آنها را ترک کنند و تنها بگذارند.

طلاق همه اعضای خانواده را دچار اضطراب می‌کند، ولی برای فرزندان ناگوارتر است. تأثیر مستقیم طلاق بر فرزندان تولید عواطف آزاردهنده از جمله ترس، خشم، گیجی و بهت‌زدگی است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، خوشبختانه کودکان می‌توانند پس از مدتی به حیات طبیعی خود بازگردند. البته در این رابطه نقش والدین بسیار اساسی است. آنان باید کودکان خود را زیر چتر حمایت خود قرار دهند و هدایت صحیح را از آنان دریغ نکنند.

طلاق به‌خصوص بر کودکان در دوران ابتدایی تحصیل تأثیر عمیق‌تری می‌گذارد.

حس عدم امنیت کودکان را به‌شدت آزار می‌دهد و آنها از بازگو کردن شرایط خانواده خود احساس شرمساری دارند.

حتی پس از مدتی ممکن است که بچه‌ها خود را سرزنش کنند. در این باره، واکنش بچه‌ها متفاوت است. برخی غم و درد نهان خود را ابراز می‌کنند و بعضی دیگر آن را پنهان می‌کنند.

۱- ترس و اضطراب:

ترس و اضطراب به‌خصوص دامن گیر بچه‌هایی می‌شود که مدارس ابتدایی را می‌گذرانند. طلاق با خود حس عدم امنیت را در کودکان می‌پروراند. پس از طلاق برخی از بچه‌ها از حس عمیق ناتوانی رنج می‌برند.

بچه‌های کوچک‌تر گاه فکر می‌کنند که والدین در فکر ترک آنها هستند و این حس ناامنی آنها را تشدید می‌کند. درگیری والدین نیز استرس و اضطراب بچه‌ها را شدت می‌بخشد.

امکان دارد که عوارض فیزیکی از جمله سردرد، درد معده و غیره در کودکان نمایان شود.
واکنش بچه‌های بزرگ‌تر عموماً انزوا و خلوت گزینی است که خود گواه دیگری بر ترس و نگرانی آنهاست.

۲- خشم و از کوره دررفتگی:

خشم نیز یکی دیگر از مظاهر رفتاری است که کودکان به‌خصوص در مدارس ابتدایی از خود نشان می‌دهند. گاه بچه‌ها از والدین خشمگین هستند و آنها را سرزنش می‌کنند. بچه‌های بزرگ‌تر گاه آشکارا والدینشان را شماتت می‌کنند.

خشم بچه‌ها گاه با زیر سؤال بردن قوانین خانه و یا وظایفشان جلوه‌گر می‌شود. گاه نیز به‌شکل فعال فرزندان طلاق با بچه‌های دیگر به زدوخورد می‌پردازند

۳- ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران:

وسواس تکرار بدون اراده و افراطی اعمال و کارهای روزمره است .

۴- بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان:

در این نوع بیماری اجتماعی، فرد فاقد احساس لذت یا درک کمتری از زندگی روزمره است، بی اشتهایی بر او چیره شده و خستگی به طور مداوم در ارگانیسم بدن وی مشاهده می شود.

۵- به وجود آوردن زمینه های اضطراب:

در نوجوانان حالتی شبیه به احساس ترس، نگرانی و تشویش به وجود می آید. در این بیماری علائم بیم از آینده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستی مبانی خانواده از تفکر در مورد برنامه ریزی مدون برای حرکت های دسته جمعی و گروهی وحشت دارد.

۶- ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان:

نتیجه محرومیت های مداوم از مهر و محبت پدری است. در این نوع بیماری چون نوجوان امکان مذاکره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمی یابد و از طرفی سؤال های خود را بی جواب می بیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او به وجود می آید. رفتارهای پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجوانانی که خانواده های آنان از همدیگر جدا شده اند کاملاً مشهود است.

۷- بی قراری:

این بیماری با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هایی که شاهد جدایی پدر و مادر خود بوده اند مشاهده      می شود. حالتی که فرد در مقابل هرگونه عاملی تحریک پذیر است یعنی حتی در مقابل محرک های ضعیف
عکس العمل شدید نشان می دهد.

۸- حسادت، سوءظن و سماجت:

در نوجوانان خانواده هایی که والدین آنها از هم جدا شده اند این حساسیت ها دیده شده است. این گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسیت بیشتر و زیاده از حد نشان می دهند.

۹- قربانی روحی و عاطفی:

کودکان اولین قربانی طلاقند، قربانی روحی، عاطفی و حتی گاهی جسمی. کودک پس از طلاق در خانواده گیج و حسرت‌زده است و کمتر می‌تواند تعادل خود را حفظ کند، بویژه کودکی که با پدر و مادر بسیار مانوس است و دائما در دامان آنان و نازپرورده‌شان بوده است.

۱۰- وحشت از زندگی:

کودکی که والدینش از هم جدا شده‌اند، خانه را محل وحشت می‌داند و بیشتر در جستجوی پناهگاهی دیگر است؛ پناهگاهی که برای او تسلی‌بخش و محل امن و راحتی باشد.

بسیاری از بی‌اعتنایی‌های کودک به دنیا و دیگران هنگام جدایی والدین پیش می‌آید و این از آن جهت است که روح محدود و کوچک طفل، نمی‌تواند آن را تحمل کند.

۱۱- یتیمی کودکان:

کودکان پس از طلاق و جدایی والدین، حقیقتا یتیم می‌شوند. مخصوصا اگر خردسال باشند دردشان عظیم‌تر است؛ چون طفل در هر سطحی از آسایش و امکانات باشد، باز نیاز به مادر دارد. این درد برای کودکان سنگین است که نمی‌توانند خود را به مادر یا پدر برساند و برای دیدار آنان باید منتظر اوقات رسمی باشند.

گاهی طفل نیمه‌شب برمی‌خیزد و مادر را طلب می‌کند. پیداست در آن صورت چه حالی به او دست خواهد داد. این که در اثر اختلاف پدر و مادر، مادرش در خانه نیست و مثلا فردا باید او را ببیند دردی عمیق است.

۱۲- دربه‌دری و نابسامانی:

حاصل طلاق، دربه‌در کردن و نابسامانی فرزندان و به خود واگذاشتن آنان یا سپردن فرزندان به دست نامادری یا ناپدری است که ممکن است آنها را زجر بدهند. پس از طلاق، کودک مجسمه‌ای متحرک و عروسکی است که گاهی نزد مادر، زمانی پیش پدر، هنگامی نزد عمه، خاله، دایی و گاهی هم در پرورشگاه است و پیداست این دست به دست شدن‌ها، عادت یافتن لحظه‌ای به خوی‌ها و تربیت‌ها و فرهنگ‌های متفاوت چه تاثیری نامطلوب در روان کودک و در فرم تربیتی او می‌گذارد.

۱۳- احساس گناه:

گاهی کودک در جدایی والدین احساس گناه می‌کند. گمان دارد چون شیطان بوده و پدر و مادر را اذیت کرده، والدین آنان جدا شده‌اند. این مساله بیشتر از زبان معصومانه آنان شنیده می‌شود که: «مامان! بیا دیگه تو را اذیت نمی‌کنم». یا می‌گویند: «بابا! بیا قول می‌دهم دیگر شیطنت نکنم» اینان خود را مسوول احساس می‌کنند و گمان دارند اشتباهی را مرتکب شده‌اند.

۱۴- گیجی و بهت‌زدگی:

پس از طلاق، کودک مات و مبهوت می‌شود و حتی انگیزه تحصیل را از دست می‌دهد و با افت تحصیلی مواجه می‌شود. گاهی بیمار می‌شوند و در جستجوی پناهی برای مهرورزی، دلجویی و نوازش هستند، اینان به حقیقت بیمار نیستند، بلکه نقطه اتکای خود را از دست داده‌اند، بدینسان با دارو نمی‌توان درمانشان کرد، بلکه با نوازش می‌توان درد آنان را علاج کرد.

۱۵- تاثیر منفی در رشد:

بررسی‌ها نشان داده‌اند کودکانی که از مادر جدا شده‌اند، رشدشان کمتر از آنانی است که از مادر خود جدا نیستند؛ اگرچه مادر یک مربی پرورش یافته نباشد و در شرایط بهداشتی روانی مناسب تربیت نیافته باشند، فقدان مادر جلوی شکوفا شدن کودک را در تمام زمینه‌ها می‌گیرد و در شخصیت عاطفی او اثر منفی می‌گذارد.

۱۶- بدبینی به پدر و مادر:

کودکان پس از جدایی والدین، معمولا به یکی از والدین، پدر یا مادر بدبین می‌شوند و به او با نظر کراهت می‌نگرند. معمولا یا طرفدار پدر می‌شوند یا طرفدار مادر که در هر دو صورت برای فرزند و حتی والدین نامطلوب است. ضروری است والدین لااقل در برابر کودک، عکس‌العمل مناسب داشته باشند و در حضور آنان از هم بدگویی یا شکوه نکنند.

۱۷- کمبودهای عاطفی:

کودکی که از پدر یا مادر جدا شده، از مهر و نوازش دو طرف سیراب نیست و اغلب با تشنگی عاطفی مواجه است و بعید نیست در جستجوی محبت، به دام افراد شیادی بیفتد و عفت و پاکدامنی خود را از دست بدهد، امری که در جوامع مختلف به نمونه‌های بسیاری از آن برخورد می‌کنیم.

۱۸- نابهنجاری کودکان:

بالاخره کودکانی که والدین آنان از هم جدا شده‌اند، کودکانی عادی و بهنجار نیستند. بررسی‌های روان‌شناسان آلمان نشان داده است اینان اغلب محروم از عاطفه و در بزرگسالی افرادی برای شرارت و جنایت خواهند بود.

طلاق در معنای کلی آن در ذهن بسیاری از افراد فی نفسه امری نامطلوب و ناخوشایند تلقی می شود. بسیاری از زوجین پس از ناکامی و با نهایت درماندگی، طلاق را به عنوان تنها راه حل انتخاب می کنند. روند رو به رشد طلاق در ایران به ویژه در سال های اخیر، نشان می دهد که زشتی و قبح این پدیده در جامعه ما کمرنگ شده است.

جالب است بدانیم بیشتر طلاق ها در سال های اول زندگی و به صورت دقیق تر نیمی از طلاق ها در هفت سال اول زندگی رخ می دهد. یعنی دوره ای که زن و مرد بیشتر بر اساس مسائل احساسی و هیجانی تصمیم گیری می کنند و شاید بتوان گفت که هنوز به شناخت درست و منطقی از انتظارات و مسئولیت های زندگی زناشویی دست نیافته اند.

بسیاری از والدین نگران اثرات منفی طلاق بر روی کودکان خود هستند و برخی از آنها به همین خاطر از طلاق صرف نظر می کنند. اهمیت زیادی دارد که والدین از میزان تأثیرات طلاق بر روی کودکان درک روشنی داشته باشند تا بتوانند از تأثیرات منفی آن بکاهند.

بازی به بلوغ اجتماعی کودک کمک می کند

بازی یکی از نیازهای اساسی کودک به شمار می رود و باعث پیشرفت سیر تکاملی وی می شود.از طریق بازی کودک یاد می گیرد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار نماید و همچنین باعث افزایش هوش٬ قدرت تخیل و خلاقیت کودک می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، درباره فواید بازی کودکان و نقش آن در پرورش جسم و روح آنها ، پژوهش های زیادی انجام شده است . کارشناسان و پژوهشگران به این نتیجه روشن رسیده اند که بازی ، نیاز اولیه و ضروری کودکان است و هر چه امکان بازیهای سالم و سازنده بیشتر باشد ، فکر و ذهن کودک بهتر پرورش یافته و خصوصیتهای اجتماعی او بهبود می یابد.

زمانی که کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند ، مرحله تماس با محیط فرا می رسد . به طوریکه با کنجکاوی می خواهند از مسائل پیرامون خود آگاه شوند و کسب این آگاهی ها مستلزم خروج از دنیای فردی و ورود به اجتماع ، ایجاد و برقراری کنش متقابل با محیط است . و دربازی های گروهی که هدف مشترکی دارند و افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیرند تلاشها و فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ کنند کودک به نوعی تعامل و ارتباط اجتماعی دست می یابد.

بنابراین کودکان با انتخاب نوع بازی ، تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین آن ، در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی ، این باور را در خود پرورش می دهند که به منظور پذیرش در گروه و بازشناسی از سوی همبازی ها مجبور به اجرای قوانین بازی می باشند .

کودک بدون بازی ، به ویژه بازیهای گروهی ، خودخواه و فاقد توانایی لازم برای ایجاد ارتباط با دیگران بار می آید ، حال آن که از طریق بازی ، شیوه همکاری و نفوذ در گروه همسالان ، جلب توجه دیگران ، رعایت حقوق دیگران ، زندگی گروهی و بسیاری از امور اجتماعی دیگر را یاد می گیرد .

بازی به کودک می آموزد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و در عین حال این امکان را برای او فراهم می آورد تا خود را به طور شایسته در مقابل دیگران کنترل نماید ، به این معنی که کودکان به واسطه شرکت در بازی ، به تقویت و توسعه نیروهای درونی خود می پردازند و زمینه های لازم برای خویشتنداری را کسب می کنند .

آنچه مسلم است برنامه ریزی و طراحی بازیهای مناسب موجب می شود کودکان به بلوغ اجتماعی رسیده ، به نقش حقیقی خود در جامعه پی ببرند و آمادگی مقدماتی را برای پذیرش نقش های آینده به دست آورند.

پژوهشگران معتقدند که بازی٬ نیاز اولیه و ضروری کودک است و هر چه امکان پرداختن آنها به بازی های سالم و سازنده بیشتر باشد٬ فکر و ذهن و جسم آنها بهتر پرورش می یابد و خصوصیتهای اجتماعی آنها بهبود می یابد.

زمانی که کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند٬ مرحله تماس با محیط فرا می رسد به عبارت بهتر زمانی که کودکان به دنیای فراسوی ادراکات حسی خود پا گذاشتند فعالیتهای آنها حیطه وسیعتری به خود می گیرد ٬به طوریکه با کنجکاوی می خواهند از مسایل پیرامون خود آگاه شوند و کسب این آگاهیها مستلزم خروج از دنیای فردی و ورود به اجتماع و ایجاد برقراری کنش متقابل با محیط است.در عین حال باید تصریح کرد که کودکان دارای توان بالقوه اجتماعی بودن هستند و چگونگی و میزان تعامل با دیگران و محیط است که این توان را به صورت بالفعل در می آورد.

کودکان پس از گذران مرحله طفولیت و ورود به دنیای اجتماعی شدن به بازیهای گروهی می پردازند.این بازیها هدف مشترکی دارند که افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیر تلاشها و فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ می کنند.از این رو بازی٬ عامل مهمی در ایجاد مراوده و ارتباط متقابل میان کودکان است.چرا که لزوم همکاری برای رسیدن به هدفی واحد٬ موجب اتحاد آنها می شود.

بنابراین کودکان با انتخاب نوع بازی و تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین بازی٬ در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی٬ این باور را در خود پرورش می دهند.برنامه ریزی و طراحی بازیهای مناسب موجب می شود کودکان به بلوغ اجتماعی برسند٬ به نقش اجتماعی خود در جامعه پی ببرند و آمادگی های مقدماتی را برای پذیرش نقش خود کسب نمایند.

افسردگی در نوجوانان

جوانان برای این که بتوانند با موفقیت افسردگی خود را برطرف کنند بسیار آسان است. وجود یک نوجوان افسرده در خانواده می تواند مشکلات زیادی به همراه داشته باشد، اما از سوی دیگر، والدین درمانی، بهترین راه برای خارج کردن کودک از شرایط استرس زاست.

نوجوانی یکی از آسیب پذیرترین دوران زندگی است، به ویژه اگر این دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی با افسردگی نیز همراه باشد، نوجوانی را دوران آشفتگی نیز نامیده اند، به این دلیل که فرد ناچار است تغییرات جسمانی، عاطفی و اجتماعی را تحمل کند که می تواند باعث اضطراب و نگرانی او در برخورد با عوامل استرس زا شود. تغییر روحیه و خلق و خوی در دوران نوجوانی تا وقتی زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار ندهد، طبیعی است. توجه داشته باشید بین یک روحیه بد زودگذر با اضطراب ها و نگرانی های مزمن تفاوت قائل شوید. نگرانی های مفید به فرزندان ما کمک می کند تا با تغییرات ایجاد شده بخوبی سازگاری یابند؛ اما دلهره های غیر عادی برای موضوعات کوچک طبیعی نیست. والدینی که نمی توانند در این دوره حساس با نوجوانان خود ارتباط برقرار کنند، فرزندان خود را که از بیان ترس ها و نگرانی های خود هراس دارند، گریزان می کنند. این کار باعث می شود آنها به جوانانی افسرده تبدیل شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در مقابل، آن دسته از والدین که با هوشیاری برای نوجوانانشان وقت و انرژی می گذارند و در صورت لزوم مبالغی را هزینه می کنند می توانند به نوجوان خود کمک کنند تا آینده خود را بسازد و به سرعت بر نگرانی های دوره نوجوانی غلبه کند. حمایت از نوجوانان در طول این سفر گذار از کودکی به جوانی بسیار آسان تر است تا این که بعدها برای بازگرداندن سلامت روانی او به دردسر بیفتید.

لازم نیست همیشه او اول باشد

فشار والدین برای سرآمد و بهترین بودن در دروس و در مقابل بی اعتنایی کامل نسبت به دیگر فعالیت های فوق برنامه می تواند در ذهن فرزند آنها به یک مشکل بغرنج و پیچیده تبدیل شود. این کار او را بین علایق اساسی خود و برآوردن انتظارات والدین سرگردان می سازد.

بعضی جوانان در مواجهه با برنامه های سختگیر و غیر قابل انعطاف که آنها را برای برنده و بهترین بودن در همه چیز، از مطالعه دروس گرفته تا موسیقی، نقاشی و حتی بازی ها تحت فشار قرار می دهد، دچار تنگنا می شوند. علاوه بر این، فشارهای مدرسه نیز باعث می شود نوجوان عزت نفس و خودباوری خود را از دست بدهد.

باید نوجوانان را تشویق کرد تا مهارت هایی را بیاموزند که به آن علاقه مندند و به آنها انگیزه می دهد؛ همچنین لازم است این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که کاملا” طبیعی است گاهی بعضی چیزها را بخوبی یاد نگیرند و تنها چیزی که برای آموختن نیاز دارند، زمان و تمرین بیشتر است.

به فرزندان خود کمک کنید تا غرور خود را بازسازی کنند. موفقیت های آنان در عرصه های مختلف را که ممکن است یک هنر، ورزش یا مطالعات درسی و غیره باشد، تشویق کنید، از پیشداوری و پیش بینی بی موقع خودداری کنید. اجازه دهید نوجوان گام های طبیعی خود را در مسیر رشد بردارد و او را با انتظارات خود یا ایجاد دیگر مسوولیت های خانوادگی به زحمت نیندازید.

با آنها در مورد موضوعاتی نظیر فشار همسالان، انتخاب یک برنامه روزمره، دوستیابی، مسائلی نظیر سیگار کشیدن، مواد مخدر و مسائل جنسی تا حدی که امکان دارد و می تواند برای آنها مفید باشد، صحبت کنید.

روابط بین فردی سالم در خانواده می تواند در تشخیص به موقع علائم افسردگی در نوجوانان مفید باشد. با فرزندان خود گفتگو کنید و اجازه دهید این رابطه در هر زمانی که به آن نیاز دارند، حتی اگر خسته هستید، برقرار شود. آنها را برای آخر هفته منتظر نگذارید، اما در عین حال آنقدر در دسترس نباشید که وقتی برای تنها بودن و خلوت کردن نداشته باشند. برای با هم بودن ارزش قائل شوید و به جای این که بعدها برای درمان افسردگی آنها وقت بگذارید، همین حالا هر زمان که به شما نیاز دارند، در دسترس باشید.

در باره نمونه ها و موقعیت هایی که خودتان توانسته اید زندگی را کنترل کنید و یا عوامل استرس زا به خوبی برخورد داشته اید، مثال هایی بیاورید. در باره مشکلات خانواده یا دیگر موضوعات به نحوی که بر آنها تاثیر منفی نداشته باشد و آنها را نگران نکند. صحبت کنید. در عین حال فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات غمبار خود یا هر نگرانی دیگری که دارد را هر طور می خواهد با شما در میان بگذارد. شنونده ای صبور و منبع امیدواری برای فرزند خود باشید، زیرا بیشتر اوقات تنها گوش دادن به عواطف آنان برای برطرف کردن افسردگی موثر است. علائم افسردگی در نوجوانتان نباید شما را ناراحت کند و مهمتر این که رفتاری پرخاشگرانه با او نداشته باشید و هرگز او را مسخره نکنید.

به طور کلی کودکان خجالتی یا غمگین و کودکانی که در رفتار و کارهای خود دچار پسرفت می شوند را افسرده تلقی می کنند. همچنین کودک دشواری که در خانه و مدرسه ایجاد زحمت می کند نیز ممکن است افسرده باشد و رفتار او می تواند واکنشی نسبت به استرس باشد. بعضی نوجوانان نیز از درس و مدرسه گریزان می شوند و نمرات کمتری نسبت به قبل می گیرند.

نبود یک فرد صمیمی می تواند افسردگی نوجوان را تشدید کند. با فرزند خود برخورد منفی نداشته باشید زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی میکند.

بسیاری از آنان در تلاش برای مقابله به مثل دچار خشم غیر قابل کنترل و تنفر نسبت به خانواده می شوند. ممکن است کودک منزوی باشد و از والدین، دوستان و مردم دوری کند. او ممکن است فکر کند هیچ کس واقعا” او را درک نمی کند و برایش اهمیت قائل نیست. به جای این که او را سرگردان کرده یا در اشتباه نگه دارید، محبت خود را به او ابراز کنید و نشان دهید واقعا” نگرانش هستید.

موضوع را جدی بگیرید

نوجوانان افسرده همچنین رفتار خودآزارگونه و خود تخریبی از خود بروز می دهند و درباره مرگ و خودکشی صحبت می کنند. والدین باید درباره این گونه احساسات نوجوانان، بدون ترس از ایجاد افکار خودکشی در ذهن آنان گفتگو کنند. چنین صحبت هایی را یک هشدار تلقی کرده، آن را جدی بگیرید و به دنبال دریافت کمک باشید.

روابط ناسالم در خانه و بیرون از آن یا نبود یک فرد صمیمی می تواند افسردگی نوجوان را تشدید کند. با فرزند خود برخورد منفی نداشته باشید و از طعنه و کنایه زدن و انتقاد خودداری کنید، زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی میکند.

علائم جسمی و روانی دیگری نیز وجود دارند که پیامد طبیعی افسردگی های درمان نشده دوران نوجوانی محسوب می شوند. از این پیامدها می توان به احساس بی ارزش بودن، زیاده روی در انجام فعالیت های سرگرم کننده و تفریحی، تغییر کلی در انجام کارهای روزمره و بی اهمیت شمردن کارهایی که قبلا” جزو وظایف روزمره به حساب می آمد. بی علاقگی نسبت به بیشتر فعالیتها و نگرانی های افراطی از این که اتفاقاتی که برای آنها می افتد غیرقابل برگشت و دائمی است، اشاره کرد. این افکار و رفتارها از یک سوء تمرکز و تصمیم گیری را مشکل می سازد و از طرف دیگر باعث عدم موفقیت و در نتیجه شرمساری نوجوان می شود. این چرخه خطرناک همین طور ادامه می یابد.

شما باید بدانید این افکار از کجا پیدا شده اند تا بتوانید رفتار مناسبی در مقابل آنها داشته باشید. ببینید چه چیزهایی می تواند باعث افسردگی در فرزندتان شود. شاید لازم است بعضی از رفتارهای خود را تصحیح کنید. بیشتر عواملی که باعث ایجاد افسردگی در نوجوانان می شوند، قبل از این که نیازی به یک روان درمان و روان شناس باشد، در خانه قابل برطرف شدن هستند.

روان درمانی و رفتار درمانی به زمانی است که والدین مشکل نوجوان خود را بسیار حاد و ناامید کننده ببینند و نتوانند آن را در خانه کنترل کنند. این نوع درمان ها می تواند برای ایجاد یک نگرش مثبت نسبت به رفتار و بهتر ساختن روابط بین فردی مفید باشد. تکنیک های مراقبه و آرمیدگی نیز می تواند روند بهبود را کامل کند. مربی یا فرد دلسوز و آگاهی که نوجوان بتواند به راحتی با او درد دل کند، مورد مناسبی است برای این که او احساسات سرکوب شده خود را تخلیه کند. داروهای ضد افسردگی نیز برای درمان موارد حاد افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد.

والدین عزیز، مراقبت دلسوزانه و هوشیارانه این امکان را ایجاد می کند تا در سال های انتقال از کودکی به بزرگسالی همراه نوجوان خود باشید و به آنان کمک کنید به یک بزرگسالی بالغ و مسوول تبدیل شوند. شما باید نسبت به واکنش های خود در رابطه با نوجوانتان هوشیار باشید و به آنها اهمیت دهید.

زیاد خوابیدن تأثیر منفی بر سلامتی دارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج مطالعات آنان حاکی از این است که زیاد خوابیدن در تعطیلات آخر هفته که با ریتم عادی و طبیعی روزهای دیگر متفاوت است، تأثیر منفی بر سلامتی افراد دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، خوابیدن کافی و با کیفیت اهمیت زیادی در زندگی انسان دارد به طوری که خواب را باید یکی از عوامل مهم تأمین‌کننده سلامتی افراد دانست. اغلب مردم، از اهمیت خواب بر سلامتی خود بی‌خبر هستند. داشتن خواب کافی و با کیفیت از جنبه‌های مختلف برای سلامتی مفید است، اما شاید در عصر حاضر بسیاری از افراد نتوانند به دلیل مشغله کاری به اندازه کافی بخوابند

خوب است توجه کنید که داشتن خواب کافی برای سلامتی شما مهم است، چرا که سبب تقویت سیستم ایمنی می‌شود و بدن شما را در مقابله با بیماری‌ها توانمندتر می‌کند. در واقع خواب برای عملکرد درست سیستم عصبی شما ضروری است.

گیجی و منگی از عوارض خواب زیاد است که بر توان تمرکز ذهنی نیز تأثیر گذاشته و عملکرد جسمی فرد را مختل می‌کند.

فکر می‌کنید چند ساعت خواب برای شما کافی است؟ اگر شما در طول روز احساس منگی و کسالت می‌کنید، بویژه در هنگام انجام کارهای روزانه بی‌حوصله هستید و احساس کسالت می‌کنید باید بدانید که ایراد در میزان خواب شماست.

بسیاری از افراد که به دلایل مختلف از جمله رفتن به محل کار خود، در طول روزهای هفته، صبح زود از خواب بیدار می‌شوند، از تعطیلات آخر هفته برای جبران کمبود خواب خود در طول هفته استفاده می‌کنند و بیشتر می‌خوابند. اما باید گفت که تحقیق و مطالعه‌ای که اخیراً دانشمندان انجام داده‌اند، خبر خوبی برای آنان ندارد.

دانشمندان به این نتیجه دست یافتند که خوابیدن زیاد در روزهای تعطیل، عادتی است که برای سلامتی افراد مضر است. آیا شما در تعطیلات پایان هفته زیاد می‌خوابید؟ آیا شما فکر می‌کنید به این صورت، کمبود خواب هفته گذشته شما جبران می‌شود؟ در واقع باید گفت کسی که فکر می‌کند خواب اضافه برای سلامتی او مفید خواهد بود، در اشتباه است.

اخیراً دانشمندان در دانشگاه سن پطرزبورگ طی انجام تحقیقی به این نتیجه دست یافتند که نوع خوابیدن در تعطیلات آخر هفته که با ریتم عادی و طبیعی روزهای دیگر متفاوت است، تأثیر منفی بر سلامتی افراد دارد. نتیجه این تحقیق در یکی از مجلات پزشکی نیز منتشر شده است.

محققان، عادات خواب ۴۴۷ نفر را که در تعطیلات پایان هفته، برای جبران خواب طول هفته گذشته بیشتر می‌خوابیدند را با دستگاه ثبت و مشاهده خواب بررسی کردند که در این آزمایش و تحقیق، محققان ریتم خواب آزمایش شوندگان را تجزیه و تحلیل کرده و مشاهده کردند که ۸۵ درصد شرکت‌کنندگان در این آزمایش که در تعطیلات آخر هفته زیاد می‌خوابیدند، سلامتی‌شان در معرض خطر قرار گرفته چراکه در خلال این نوع خواب نامنظم، خطر بیماری‌های قلبی و دیابت نیز در آنها بیشتر می‌شود.

علاوه بر این به گفته محققان، این افراد مقدار اندازه دور کمرشان افزایش پیدا می‌کرد. مخصوصاً کارکنان شیفت شب که شبها بیدار بودند نیز بیشتر با این عوارض مواجه بودند. به گفته این محققان حتی ورزش کردن نیز تأثیرات منفی ریتم خواب نامنظم را از بین نخواهد برد.

این محققان توصیه می‌کنند برای جبران کمبود خواب، در روزهای تعطیل آخر هفته بیش از ۱۰ ساعت نخوابید. آنها در ادامه می‌افزایند در واقع خواب زیاد و خواب‌های آشفته می‌تواند نشانه بیماری‌های دیگر باشد. هنگامی که افراد سالم هستند، به‌صورت اتوماتیک از خواب بیدار می‌شوند و بیشتر نمی‌خوابند. محققان در ادامه می‌گویند حدود ۲ درصد از مردان و ۵/۱درصد از زنان به خواب ۱۰ ساعت در شبانه روز نیاز دارند. اما ساعات خواب ایده آل در افراد مختلف متفاوت است.

پژوهشگران در ادامه می‌گویند معمولاً خوابیدن بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز خوب و کافی است و هر فرد حتی می‌تواند چنانچه تمایل داشته باشد، حداکثر ۹ ساعت در شبانه روز نیز بخوابد. همچنین این پژوهشگران درباره خواب نیمروزی نیز اظهار می‌دارند که در نیمروز افراد نباید بیش از ۳۰ دقیقه بخوابند و همین مقدار خواب در نیمروز خوب است زیرا علاوه بر اینکه سبب نخواهد شد که درساعت بیولوژیکی بدن اختلال ایجاد شود، همچنین باعث سرحال شدن فرد و افزایش انرژی در او می‌شود.

تحقیقات دانشمندان در این باره همچنان ادامه داردتا اگر در این زمینه به یافته‌های جدیدی دست یابند به‌صورت جدی و فوری درباره ساعات کاری مشاغل در دنیا تغییراتی ایجاد شود و ترتیبی اتخاذ شود که به سلامتی افراد خدشه‌ای وارد نشود.

اسباب بازی های الکترونیکی تاثیر منفی بر رشد مهارت های کلامی کودک دارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج بررسی های صورت گرفته در یک مطالعه نشان می دهد، کودکانی که با اسباب بازی های الکترونیکی بازی می کنند دارای مهارت های زبانی کمتری هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققان دانشگاه آریزونا شمالی در مطالعات اخیر خود دریافتند کودکانی که بیشتر با اسباب بازی های الکترونیکی بازی می کنند در مقایسه با کودکانی که بیشتر با کتاب و اسباب بازی های قدیمی نظیر پازل های چوبی یا بلوک های پلاستیکی سر و کار دارند، کمتر از زبان خود استفاده می کنند.

در این مطالعه، محققان آزمایشی کنترل شده شامل گروه های دوتایی والد-نوزاد با رده سنی ۱۰ تا ۱۶ ماه را تحت نظر گرفتند. البته محققان مشاهده مستقیم بر بازی کودکان نداشتند، بلکه آنها را از راه دور در منازل شان تحت نظر قرار دادند.

به شرکت کنندگان سه دسته اسباب بازی داده شد: اسباب بازی های الکترونیکی نظیر لپ تاپ های بچه گانه، مزرعه سخنگو و موبایل بچه گانه؛ اسباب بازی های قدیمی نظیر پازل های چوبی، جورچین و بلوک های پلاستیکی همراه با تصویر؛ و پنج کتاب همراه با شکل ها و موضوعات جالب و رنگی.

«آنا سوسا»، یکی از محققان این مطالعه، در این باره می گوید: «کودکان در حین بازی با اسباب بازی های الکترونیکی، کمتر از کلمات مخصوص بزرگسالان استفاده می کردند، کمتر با اطرافیان شان صحبت می کردند، کمتر به صحبت والدین شان واکنش نشان می دادند و کمتر کلمات جدید از خود تولید می نمودند.»

به گفته این محقق، اسباب بازی های الکترونیکی تاثیر منفی بر رشد مهارت های کلامی کودک دارد و والدین باید در خرید اسباب بازی دقت کافی داشته باشند.

علائم بیماریهای مادرزادی قلب در شیرخواران و کودکان

آذر ۱۳, ۱۳۹۴ توسط :   موضوع: : راهنماي خانواده ها, مشروح اخبار

بیماریهای مادرزادی قلب از دوران جنینی وجود دارند ولی در اغلب موارد در جنین مشکلی را ایجاد نمی کنند ولی بعد از تولد ممکن است در دوره نوزادی ، شیرخواری ، کودکی ، جوانی و یا بزرگسالی علایم بالینی و یا مشکلات خود را نشان دهند . با این حال تشخیص این بیماریها در جنین نیز از جهاتی دارای اهمیت می باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیماریهای مادرزادی قلب بر حسب محل درگیری قلب بسیار متنوع می باشد . بطور کلی بیماریهای مادرزادی قلبی به چند گروه تقسیم می شود :

۱- بیماریهای که در انها بدلیل ارتباط بین بطنی (VSD (،ارتباط بین دهلیزی) (ASD2 یا ارتباط بین آئورت و شریان ریوی PDA)) جریان خون ریوی افزایش می یابد. در این نوع بیماریها بر حسب نوع بیماری و شدت ان مشکلات بالینی ان ممکن است بصورت نارسائی قلبی ، عدم وزن گیری مناسب ،عفونت مکرر تنفسی و یا تنها بصورت صدای غیر طبیعی قلبی باشد .

۲- بیماریهای که در انها کبودی علامت عمده می باشد . در این گروه از بیماریها جریان خون ریوی کاهش یافته می باشد.بیماری ممکن است بصورت تنگی شدید دریچه ریوی و سوراخ بین بطنی (TOF) ، عدم تشکیل دریچه ریوی (PA) ,غیره باشد .کبودی در این گروه از بیماریها ممکن است از بدو تولد یا ماهها بعد دیده شود .

۳- گروه سوم از بیماریهای مادرزادی قلبی بیماریهای هستنند که در انها یکی از دریچه های قلبی آ ئورت (AS) یا دریچه ریوی (PS) یا رگ آ ئورت تنگی داشته باشد (COA). در این گروه از بیماریها اغلب کبودی وجود ندارد.

۴- گروه بعدی از بیماریهای مادرزادی قلبی بیماریهای کمپلکس می باشد که اغلب چند اختلال قلبی بطور همزمان در بیمار وجود دارد. مثل عدم تشکیل دریچه سه لتی ، سوراخ بین بطنی وتنگی شدید دریچه ریوی که بطور همزمان در یک بیمار وجود داشته باشد.

با توجه به اینکه بیماریهای مادرزادی قلب از دوره جنینی وجود دارد بعضی از این بیماریها در جنین باعث بروز علائم می شوند.بعنوان مثال اگر در جنین دریچه سمت راست قلب ( تری کوسپید ) دچار نارسائی شود می تواند باعث نارسائی قلب جنین و در نهایت باعث تجمع مایع در قسمت های مختلف بدن جنین گردد ( هیدروپس فیتالیس ) که این بیماری از طریق اکو کاردیو گرافی جنین قابل تشخیص میباشد. در حالیکه اکثر بیماریهای مادرزادی قلب در جنین علامتی ایجاد نمی کنند ولی بر حسب نوع بیماری ممکن است علائم انها بعد از تولد ، ماهها یا سا لها بعد از تولد ایجاد شود .

شیرخواران

تعداد زیادی از نوزادانی که بیماری مادرزادی قلبی دارند ممکن است هیچگونه علامت بالینی در روزهای اول بعد از تولد نداشته باشند و فقط در معا ینه قلب نوزاد پزشک ممکن است به صدای غیر طبیعی قلب پی ببرد.به همین دلیل در اغلب زایشگاهها و بیمارستانها قبل از ترخیص تمام نوزادان توسط پزشک ویزیت می شوند.

بعضی از شیرخواران مبتلا به بیماری مادرزادی قلب در روزهای اول بعد از تولد دچار کبودی می شوند که در اغلب موارد با افزایش سن بیمار شدت کبودی افزایش پیدا می کند .اگر چه کبودی مختصر در انتهای دستها یا پاها اغلب ناشی از سرما بوده و معمولا نگران کننده نمی باشد .

یکی دیگر از علایم بیماری مادرزادی قلب در شیرخواران تنگی نفس یا افزایش تعداد تنفس می باشد که معمولا در زمان تغذیه تعداد تنفس بازهم افزایش پیدا می کند .

خستگی زودرس یکی دیگر از علایم بیماری مادرزادی قلب می باشد که اغلب شیرخوار موقع شیر خوردن خیلی زود دچار خستگی می گردد لذا از ادامه شیر خوردن خوداری میکند و بعلت خستگی به خواب می رود و چون سیر نشده بدلیل گرسنگی خیلی زود از خواب بیدار می شود و همین مسئله باعث اختلال خواب شیر خوار شده و ممکن است با بیماریهای دیگر از جمله دل درد شیرخواری قابل اشتباه باشد.

اختلال در وزن گیری یکی دیگر از علامت های بیماریهای مادرزادی قلب می باشد .البته وزن گیری نا مناسب علل بسیار متعدد دارد و باید علت ان بر حسب شرایط خاص هر بیمار مورد بررسی قرار گیرد. علت کاهش وزن در بیماران قلبی بدلیل کاهش اشتها ، عفونت های مکرر تنفسی ،افزایش فعالیت قلب، کاهش جذب مواد غذائی از روده و غیره می باشد.

کودکان

بعضی ازعلایم بیماریهای مادرزادی قلب در کودکان ممکن است مشابه شیرخواران باشد ولی در این گروه سنی یکی از علایم شایع تنگی نفس در زمان فعالیت می باشد طوریکه این بیماران ممکن است نتوانند پا به پای همکلاسیهای خود به فعالعیت های ورزشی ادامه دهند.

درد قفسه سینه یکی دیگر از علایم بیماریهای قلبی می باشد که معمولا در زمان فعالیت اتفاق می افتد.البته در کودکان بر خلاف بزرگسالان مبتلا به بیماری قلبی درد قفسه سینه شایع نیست و در صورت وجود معمولا علت غیر قلبی دارد.

طپش قلب نیز یکی دیگر از علایم بیماری قلبی در کودکان می باشد که بیشتر در زمان فعالیت تشدید پیدا می کند.

تعریق فراوان نیز می تواند یکی از علایم بیماری قلبی باشد.

باید توجه داشت که در یک کودک مبتلا به بیماری قلبی ممکن است یک یا چند تا از علایم فوق بطور همزمان وجود داشته باشد. البته نبودن هیچکدام از علایم فوق در یک کودک به ظاهر سالم نمی تواند رد کننده بیماری قلبی باشد. در واقع تعداد زیادی از کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلبی در ظاهر هیچ علامتی ندارند و زمانیکه به علت دیگری مثل سرماخوردگی به پزشک مراجعه می کنند در معاینه قلب به بیماری قلبی انها پی برده می شود .

بنابراین با خودداری از نگرانی بیهوده، عاقلانه ترین راه اینکه در کودکانی که احتمال بیماری مادرزادی قلیی زیاد می باشد( سا بقه بیماری مادرزادی قلبی در والدین یا فرزاندان قبلی ،داشتن بیماری ژنتیکی یا کروموزومی ،داشتن اختلال مادرزادی در چند ارگان بدن ) و یا علایم بیماری قلبی دارند با مراجعه به پزشک متخصص زودتر بیماری تشخیص و درمان لازم انجام شود .

یکی از مشکلات رایج در مورد بیماریهای مادرزادی قلب مراجعه دیرتر بیمار بدلیل نداشتن علامت بالینی می باشد .با توجه به اینکه اغلب بیماریهای مادرزادی قلب بطور کامل قابل درمان می باشند تشخیص به موقع بسیار اهمیت دارد.

علل بیماریهای مادرزادی قلب

تشکیل قلب و اغلب دستگاههای بدن انسان بین هفته دوم تا دهم بارداری اتفاق می افتد. با توجه به اینکه تشکیل قلب جنین مراحل بسیار پیچیده ای دارد لذا بیماریهای مادرزادی قلب بسیار شایع بوده و علیرغم پیشرفت های چشمگیر در درمان این بیماریها هنوز هم متاسفانه بیشترین میزان مرگ و میر را در بین بیماریهای مادرزادی دارد. بنابرین توجه به این بیماریها از نظر شناخت، پیشگیری و درمان بسیار اهمیت دارد .

بیماریهای مادرزادی قلبی علل متعددی دارد . در هشت درصد موارد علت بیماری فقط ژنتیکی می باشد و در دو درصد موارد علت بیماری فقط محیطی است.در حالیکه در بقیه موارد علل ان ژنتیکی- محیطی ( چند عا ملی ) می باشد .

در اغلب موارد عملأ علت دقیق بیماری را نمی توان مشخص کرد.

بطور کلی علل بیماریهای مادرزادی قلب به سه دسته تقسیم می شود :

الف – علل مادری

ب – علل جنینی

ج – علل ژنتیکی و اختللات کروموزومی

علل مادری شامل :

– بیماریهای مادر از قبیل دیابت ، فشار خون بالا ،اختلالات تیروئید ،فنیل کتون اوری و لوپوس

-عفونت های مادر مثل سرخجه، اوریون و سرخک

-مصرف بعضی از داروها مثل داروهای ضد تشنج ، لیتیوم و وارفارین

-تابش اشعه ایکس در ده هفته اول بارداری به مادر

-مصرف الکل توسط مادر

علل جنینی : هیدروپس ، بیماریهای خارج قلبی جنین مثل فتق دیافراگماتیک ، ترنر ، سندرم داون

علل ژنتیکی و اختللات کروموزومی : سابقه بیماری مادرزادی قلب در والدین و یا خواهر وبرادر

سندرم مارفان ، سندرم نونان ، دی جورج

بیماری‌ مادرزادی قلب کودکان

اگر برای کودک شما تشخیص بیماری قلبی سرشتی (مادرزادی ) گذاشته شده باشد،این به این معنی است که او با یک مشکل در ساختمان قلب بدنیاآمده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، این خبر بدون شک شما را مضطرب میکند و شما نگران اثرات فوری و درازمدت این بیماری درسلامت کودک خود هستید.ولی اطلاعات کافی شما در مورد بیماری قلبی سرشتی (مادرزادی ) کودکتان به شما کمک میکند که از وضعیت او بهتر آگاهی پیداکنید وبدانید در ماه ها و سالیان بعد چه انتطاراتی داشته باشید .

آگاهی کافی شما از بیماری قلبی سرشتی (مادرزادی ) فرزندتان درهمکاری بهتر با پزشکان معالج در امر درمان ومراقبت از کودک شما بسیار موثر و ضروری است.

برخی از بیماریهای قلبی سرشتی (مادرزادی) ساده هستند،مثل سوراخ کوچک بین دیواره دو بطن (VSD) وخود بخود بهبودی پیدا میکنند.

گروهی از بیماریهای قلبی سرشتی (مادرزادی) پیچیده ترند و نیاز به درمان های متعدد، جراحی یا اینترونشنال در طول سالیان بعد دارند.

بیماری‌های مادرزادی قلب معمولا یک یا بیشتر از قسمت‌های زیر را در بر می‌گیرند:

۱- دیوارهای داخلی قلب (دیواره دهلیزها یا بطن‌ها و یا هر دو)
۲- دریچه‌های قلب
۳- عروقی که خون را به قلب و یا از قلب به بدن هدایت میکنند.
۴- سیستم الکتریکی قلب که عملکرد پمپ قلبی را ایجاد می‌کند.

طیف وسیعی از بیماریهای مادرزادی قلب وجود دارند. در یک سوی طیف نقائص ساده قلبی وجود دارند که هیچگونه علامتی ندارند و در سوی دیگر طیف بیماری‌های متشکل از چند نقص توام مادرزادی قلب، با علائم قابل توجه دیده می‌شوند.

بسیاری از این نقائص قلبی کم اهمیت بوده و بدون درمان رفع می‌شوند. ولی در موارد قابل توجهی نوزادان مبتلا به بیماریهای شدید و گاه پیچیده مادرزادی قلبی هستند.

این نوزادان نیاز به مراقبت و پیگیری دقیق از بدو تولد دارند.

تشخیص و درمان بیماری‌های مادرزادی قلب در طی چند دهه اخیر بهبودی خارق العاده پیدا نموده‌اند. به همین دلیل تعداد کودکانی که با این بیماریهای مادرزادی قلب به سنین بزرگسالی می رسند بطور فزاینده در حال افزایش است.

برآورد می‌شود که در کشور ایران سالانه حدود ۱۰۰۰۰ نوزاد با بیماری مادرزادی قلب متولد می شوند ولی آمار موثقی از بزرگسالان مبتلا به بیماری مادرزادی قلب درکشورمان وجود ندارد .

علل بیماریهای مادرزادی قلب:
تشکیل قلب و اغلب دستگاههای بدن انسان بین هفته دوم تا دهم بارداری اتفاق می افتد. با توجه به اینکه تشکیل قلب جنین مراحل بسیار پیچیده ای دارد لذا بیماریهای مادرزادی قلب بسیار شایع بوده و علیرغم پیشرفت های چشمگیر در درمان این بیماریها هنوز هم متاسفانه بیشترین میزان مرگ و میر را در بین بیماریهای مادرزادی دارد. بنابرین توجه به این بیماریها از نظر شناخت، پیشگیری و درمان بسیار اهمیت دارد .

بیماریهای مادرزادی قلبی علل متعددی دارد . در هشت درصد موارد علت بیماری فقط ژنتیکی می باشد و در دو درصد موارد علت بیماری فقط محیطی است.در حالیکه در بقیه موارد علل ان ژنتیکی- محیطی ( چند عا ملی ) می باشد .در اغلب موارد عملأ علت دقیق بیماری را نمی توان مشخص کرد.

بطور کلی علل بیماریهای مادرزادی قلب به سه دسته تقسیم می شود :
الف- علل مادری
ب- علل جنینی
ج- علل ژنتیکی و اختللات کروموزومی

علل مادری شامل :
– بیماریهای مادر از قبیل دیابت ، فشار خون بالا ،اختلالات تیروئید ،فنیل کتون اوری و لوپوس
– عفونت های مادر مثل سرخجه، اوریون و سرخک
– مصرف بعضی از داروها مثل داروهای ضد تشنج ، لیتیوم و وارفارین
– تابش اشعه ایکس در ده هفته اول بارداری به مادر
– مصرف الکل توسط مادر

علل جنینی :
هیدروپس ، بیماریهای خارج قلبی جنین مثل فتق دیافراگماتیک ، ترنر ، سندرم داون
علل ژنتیکی و اختللات کروموزومی : سابقه بیماری مادرزادی قلب در والدین و یا خواهر وبرادر
سندرم مارفان ، سندرم نونان ، دی جورج

انواع بیماریهای مادرزادی قلب:
بیماریهای مادرزادی قلب از دوران جنینی وجود دارند ولی در اغلب موارد در جنین مشکلی را ایجاد نمی کنند ولی بعد از تولد ممکن است در دوره نوزادی ، شیرخواری ، کودکی ، جوانی و یا بزرگسالی علایم بالینی و یا مشکلات خود را نشان دهند .با این حال تشخیص این بیماریها در جنین نیز از جهاتی دارای اهمیت می -باشد. بیماریهای مادرزادی قلب بر حسب محل درگیری قلب بسیار متنوع می باشد .

بطور کلی بیماریهای مادرزادی قلبی به چند گروه تقسیم می شود :
۱- بیماریهای که در انها بدلیل ارتباط بین بطنی (VSD (،ارتباط بین دهلیزی) (ASD2یا ارتباط بین آئورت و شریان ریوی PDA)) جریان خون ریوی افزایش می یابد. در این نوع بیماریها بر حسب نوع بیماری و شدت ان مشکلات بالینی ان ممکن است بصورت نارسائی قلبی ،عدم وزن گیری مناسب ،عفونت مکرر تنفسی و یا تنها بصورت صدای غیر طبیعی قلبی باشد .

۲- بیماریهای که در انها کبودی علامت عمده می باشد .در این گروه از بیماریها جریان خون ریوی کاهش یافته می باشد.بیماری ممکن است بصورت تنگی شدید دریچه ریوی و سوراخ بین بطنی ( TOF ) ، عدم تشکیل دریچه ریوی ( PA ) ,غیره باشد .کبودی در این گروه از بیماریها ممکن است از بدو تولد یا ماهها بعد دیده شود .

۳- گروه سوم از بیماریهای مادرزادی قلبی بیماریهای هستنند که در انها یکی از دریچه های قلبی آ ئورت (AS ) یا دریچه ریوی ( PS ) یا رگ آ ئورت تنگی داشته باشد ( COA ). در این گروه از بیماریها اغلب کبودی وجود ندارد.
۴- گروه بعدی از بیماریهای مادرزادی قلبی بیماریهای کمپلکس می باشد که اغلب چند اختلال قلبی بطور همزمان در بیمار وجود دارد. مثل عدم تشکیل دریچه سه لتی ، سوراخ بین بطنی وتنگی شدید دریچه ریوی که بطور همزمان در یک بیمار وجود داشته باشد

علائم بیماریهای مادرزادی قلب:
با توجه به اینکه بیماریهای مادرزادی قلب از دوره جنینی وجود دارد بعضی از این بیماریها در جنین باعث بروز علائم می شوند.بعنوان مثال اگر در جنین دریچه سمت راست قلب ( تری کوسپید ) دچار نارسائی شود می تواند باعث نارسائی قلب جنین و در نهایت باعث تجمع مایع در قسمت های مختلف بدن جنین گردد ( هیدروپس فیتالیس ) که این بیماری از طریق اکو کاردیو گرافی جنین قابل تشخیص میباشد. در حالیکه اکثر بیماریهای مادرزادی قلب در جنین علامتی ایجاد نمی کنند ولی بر حسب نوع بیماری ممکن است علائم انها بعد از تولد ، ماهها یا سا لها بعد از تولد ایجاد شود .

شیرخواران :
تعداد زیادی از نوزادانی که بیماری مادرزادی قلبی دارند ممکن است هیچگونه علامت بالینی در روزهای اول بعد از تولد نداشته باشند و فقط در معا ینه قلب نوزاد پزشک ممکن است به صدای غیر طبیعی قلب پی ببرد.به همین دلیل در اغلب زایشگاهها و بیمارستانها قبل از ترخیص تمام نوزادان توسط پزشک ویزیت می شوند.

بعضی از شیرخواران مبتلا به بیماری مادرزادی قلب در روزهای اول بعد از تولد دچار کبودی می شوند که در اغلب موارد با افزایش سن بیمار شدت کبودی افزایش پیدا می کند .اگر چه کبودی مختصر در انتهای دستها یا پاها اغلب ناشی از سرما بوده و معمولا نگران کننده نمی باشد .یکی دیگر از علایم بیماری مادرزادی قلب در شیرخواران تنگی نفس یا افزایش تعداد تنفس می باشد که معمولا در زمان تغذیه تعداد تنفس بازهم افزایش پیدا می کند .

خستگی زودرس یکی دیگر از علایم بیماری مادرزادی قلب می باشد که اغلب شیرخوار موقع شیر خوردن خیلی زود دچار خستگی می گردد لذا از ادامه شیر خوردن خوداری میکند و بعلت خستگی به خواب می رود و چون سیر نشده بدلیل گرسنگی خیلی زود از خواب بیدار می شود و همین مسئله باعث اختلال خواب شیر خوار شده و ممکن است با بیماریهای دیگر از جمله دل درد شیرخواری قابل اشتباه باشد.

اختلال در وزن گیری یکی دیگر از علامت های بیماریهای مادرزادی قلب می باشد .البته وزن گیری نا مناسب علل بسیار متعدد دارد و باید علت ان بر حسب شرایط خاص هر بیمار مورد بررسی قرار گیرد. علت کاهش وزن در بیماران قلبی بدلیل کاهش اشتها ، عفونت های مکرر تنفسی ،افزایش فعالیت قلب، کاهش جذب مواد غذائی از روده و غیره می باشد.

کودکان :
بعضی ازعلایم بیماریهای مادرزادی قلب در کودکان ممکن است مشابه شیرخواران باشد ولی در این گروه سنی یکی از علایم شایع تنگی نفس در زمان فعالیت می باشد طوریکه این بیماران ممکن است نتوانند پا به پای همکلاسیهای خود به فعالعیت های ورزشی ادامه دهند.درد قفسه سینه یکی دیگر از علایم بیماریهای قلبی می باشد که معمولا در زمان فعالیت اتفاق می افتد.البته در کودکان بر خلاف بزرگسالان مبتلا به بیماری قلبی درد قفسه سینه شایع نیست و در صورت وجود معمولا علت غیر قلبی دارد.

طپش قلب نیز یکی دیگر از علایم بیماری قلبی در کودکان می باشد که بیشتر در زمان فعالیت تشدید پیدا می کند.تعریق فراوان نیز می تواند یکی از علایم بیماری قلبی باشد.باید توجه داشت که در یک کودک مبتلا به بیماری قلبی ممکن است یک یا چند تا از علایم فوق بطور همزمان وجود داشته باشد. البته نبودن هیچکدام از علایم فوق در یک کودک به ظاهر سالم نمی تواند رد کننده بیماری قلبی باشد. در واقع تعداد زیادی از کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلبی در ظاهر هیچ علامتی ندارند و زمانیکه به علت دیگری مثل سرماخوردگی به پزشک مراجعه می کنند در معاینه قلب به بیماری قلبی انها پی برده می شود .

بنابراین با خودداری از نگرانی بیهوده، عاقلانه ترین راه اینکه در کودکانی که احتمال بیماری مادرزادی قلیی زیاد می باشد( سا بقه بیماری مادرزادی قلبی در والدین یا فرزاندان قبلی ،داشتن بیماری ژنتیکی یا کروموزومی ،داشتن اختلال مادرزادی در چند ارگان بدن ) و یا علایم بیماری قلبی دارند با مراجعه به پزشک متخصص زودتر بیماری تشخیص و درمان لازم انجام شود .

یکی از مشکلات رایج در مورد بیماریهای مادرزادی قلب مراجعه دیرتر بیمار بدلیل نداشتن علامت بالینی می باشد .با توجه به اینکه اغلب بیماریهای مادرزادی قلب بطور کامل قابل درمان می باشند تشخیص به موقع بسیار اهمیت دارد.

بهترین زمان جراحی در کودکان :

هرگاه نارسایی قلبی پیش بیاید، در هر زمانی که بیماری تشخیص داده شود، عمل جراحی باید صوت گیرد، حتی در کمتر از یک سالگی نیز ممکن است عمل جراحی لازم شود.

هرگاه با معاینه و تشخیص پزشک، تعجیلی در انجام عمل جراحی در کار نباشد، در اغلب مواقع به عنوان مثال در مورد همان ساده ترین بیماری قلبی یعنی سوراخ بین دهلیز، قبل از ورود کودک به دبستان باید عمل جراحی صورت گیرد، زیرا هر نوع تاخیری در انجام عمل جراحی (بجز موارد ذکر شده) تاخیر در درمان بوده و کوتاهی عمر کودک را به ارمغان می آورد و چقدر مظلوم است کودکی که در عصر امروز، عمل جراحی قلبی اش به تاخیر بیفتد.

ترس کودک از آمپول

مهر ۲۱, ۱۳۹۴ توسط :   موضوع: : راهنماي خانواده ها, مشروح اخبار

رفتارهای ما در بزرگسالی, ریشه در کودکی دارد و اگر به رفتار کودکان و بزرگسالان بنگریم به راحتی منشاء این ترس را متوجه می شویم.

ترس از آمپول در کودکان و بزرگسالان وجود دارد اما ترسی که باعث شود فرد بزرگسال نتواند سراغ آمپول برود و ترس به مرحله حاد برسد، سوزن هراسی یا فوبیای سوزن نام دارد.  برای جلوگیری از این حالت در بزرگسالی بهتر است والدین، کودکان را از آمپول نترسانند و از ‌آمپول به عنوان ترس یا تنبیه کودکی استفاده نکنند.

پیش از آنکه کودک تان را به محیط های درمانی مانند بیمارستان و درمانگاه یا اتاق تزریقات ببرید، بهتر است مسایلی را برای کودک خود روشن کنید.

تزریق واکسن به محافظت کودک در برابر بیماری های مختلف کمک می کند اما بدون شک این کار درد دارد. جای تعجب نیست که بیشتر کودکان از آمپول می ترسند اما در اغلب موارد مجبورند این کار را انجام دهند. در حقیقت بسیاری از کودکان تا ۴ سالگی بیش از ۲۰ تزریق واکسن انجام خواهند داد. بد نیست با برخی از نکاتی که می تواند این ترس را در کودک کم کند، آشنا شوید.

حقیقت را بگویید

اگر کودک از شما می پرسد که « قراره بریم آمپول بزنیم؟» طفره نروید و انکار هم نکنید. به او اطمینان دهید واکسن قرار است از او در برابر بیماری ها محافظت کند و توضیح دهید که این کار نوعی تنبیه نیست. همچنین نباید به او بگویید که آمپول درد ندارد چون در این صورت کودک می فهمد که شما به او دروغ می گویید و اعتمادش را نسبت به شما از دست می دهد. در عوض ساده و صادقانه بگویید « بله، درد دارد اما فقط برای چند ثانیه.» اما همه اینها را خوشحال و با لبخند برایش توضیح دهید.

جزئیات را لو ندهید

بهتر است جزئیات زیادی درباره نحوه آمپول به فرزندتان نگویید. اگر همه چیز را خیلی زود بگویید کل هفته او را از بین خواهید برد و تا زمان ملاقات نگران خواهد شد. در عوض درباره آمپول تا زمانی که سوال نکرده توضیح ندهید. اگر پرسید و شما می دانستید که در این ملاقات با پزشک قرار نیست تزریقی داشته باشد، باید به او توضیح دهید. اما اگر نمی دانید بهتر است بگویید این امکان وجود دارد آمپول لازم داشته باشی اما معلوم نیست. در اینجا مبهم بودن جواب بهتر است. اگر شما درباره آمپول و واکسن بیش از حد صحبت کنید او را مضطرب خواهید کرد.

از درد جسمی پیشگیری کنید

برخی متخصصان استفاده از کرم بی حس کننده حدود ۲۰ دقیقه قبل از تزریق را برای بی حس کردن پوست توصیه می کنند. در طول واکسیناسیون هم سعی کنید حواس کودک را پرت کنید، دستش را بگیرید، شکلک دربیاورید، جوک یا داستان تعریف کنید یا شعر مورد علاقه اش را برایش بخوانید.

زمان مداخله را بدانید

اگر فرزندتان دچار حمله و تشنج می شود بهتر است شما عقب بایستید و اجازه دهید دکتر و پرستار وارد عمل شوند. برخی کودکان گاهی اوقات با دیدن توجه والدینشان بیش از حد واکنش نشان می دهند. اگر فرزندتان اوقات تلخی میکند بهتر است از اتاق بیرون بروید یا در گوشه ای بایستید و با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید تا او حمایت شما را دریافت کند.

امداد فوری ارائه کنید

پس از واکسیناسیون چند دقیقه کودک را روی پای تان بنشانید تا مطمئن شوید سرگیجه ندارد. بعد از آن محل تزریق را مالش دهید تا درد کاهش یابد. می توانید از کیسه آب یخ برای مدت ۱۰ دقیقه استفاده کنید.

جایزه یادتان نرود

گاهی اوقات حتی یک انگیزه کوچک هم می تواند به کاهش درد کمک کند. رفتار خاص شما در برابر کار شجاعانه و مثبتی که او انجام داده می تواند راه را برای ملاقات ها و واکسن های بعدی هموار کند. کافی است او را به یک بستنی یا پارک دعوت کنید.

برگه‌ی بعد »