نخوردن صبحانه چه عوارضی دارد؟

صبحانه مهم‌ترین وعده غذایی روز است و قرن‌هاست شمار بسیاری از مادران در سراسر دنیا فرزندان‌شان را به خوردن صبحانه تشویق می‌کنند. تحقیقاتی که در سال های اخیر انجام شده است، تأثیرات منفی حذف کردن این وعده مهم را نشان می‌دهد. افزایش وزن، ناهماهنگی در ترشح هورمون‌ها، ضعف حافظه و خلق و خوی بد فقط تعدادی از عوارض آن هستند که در طول زمان مشکلات جدی ایجاد خواهند کرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، متخصصان تغذیه ی دانشگاه Edith Cowan می گویند افرادی که روز خود را با صبحانه ای سالم شروع می کنند تغذیه ی سالم تری دارند.

نخوردن صبحانه باعث کاهش تدریجی قند خون می شود و این مسئله فرد را بیشتر به سمت ریزه خواری به خصوص خوردن شیرینیجات می کشاند.

چاقی و عوارض جانبی آن مثل دیابت، ناباروری و حمله قلبی از مهم‌ترین مشکلاتی است که امروزه تعداد بسیاری از انسان‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.حذف کردن صبحانه نه تنها چاقی و افزایش وزن را به دنبال دارد، بلکه کاهش وزن را بسیار سخت‌تر کرده و باعث می‌شود در ادامه‌ی روز احساس گرسنگی کاذب داشته باشید و نیاز بیشتری به تغذیه پیدا کنید.

تحقیقات نشان داده است، اگر در زمان مناسب به اندازه‌ی کافی صبحانه میل کنید در ادامه‌ی روز پرخوری نخواهید کرد، زیرا صبحانه اولین وعده بعد از بیدار شدن از خواب است، بنابراین حذف صبحانه زمان گرسنگی از شب گذشته را افزایش می‌دهد، میزان قند خون پایین آمده و ترشح انسولین با مشکل مواجه می‌شود، زمانی که انسولین زیاد شود اسید‌های چرب بیشتری ذخیره بدن خواهد شد. در نتیجه احساس خستگی در نیمه روز به سراغ شما خواهد آمد.

خوردن صبحانه مناسب سطح انرژی را تا حد زیادی افزایش می‌دهد و در طول روز سرحال هستید. ولی عادات بد غذایی، روی آوردن به فست فودها و مواد فاقد ارزش غذایی، پایین آمدن راندمان کاری و فعالیت ذهنی از دیگر عوارض نخوردن صبحانه است.

همچنین خانم‌هایی که صبحانه را از وعده غذایی خود حذف کرده‌اند بیشتر دچار بی نظمی در قاعدگی می‌شوند. در نتیجه چند روز قبل از خونریزی احساس گرسنگی و ضعف شدیدی دارند. همچنین دردهای شکمی بیشتر و شدت خونریزی مشکلات دیگری برای آن‌ها ایجاد خواهد کرد. خوردن صبحانه ابتلا به یبوست را نیز کاهش خواهد داد.

بسیار از مدارس در سراسر جهان صبح‌ها زودتر باز می‌شوند تا اگر دانش آموزان به هر دلیلی صبحانه نخورده‌اند در مدرسه صبحانه بخورند. با حذف صبحانه قدرت فهم و تیزهوشی دانش آموزان کاهش می‌یابد و توانایی آن‌ها برای حل مسائل کم می‌شود.

باید شام را در ساعات ابتدای شب صرف کرده و تا حد امکان کودکان در ساعت معین و ترجیحاً زود بخوابند تااشتهای کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند،

برای صبحانه از فرنی (آرد برنج یا آرد گندم سبوس‌دار همراه با شیر و شکر)، شیر برنج، حلیم و عدسی که اغلب مورد علاقه کودکان این سنین هستند و از ارزش غذایی بالایی نیز برخوردارند، نان و پنیر و گردو، نان و تخم مرغ، نان، کره و مربا، نان و کره و خرما، همراه با یک لیوان شیر و فرآورده‌های غلات مثل شیرین گندمک همراه با شیر را نیز می‌توان استفاده کرد.

همچنین نخوردن صبحانه خطر ابتلا به هیپوگلیسمی یا قند خون پایین را افزایش می‌دهد. این بیماری می‌تواند علائم جسمی مانند لرزش، سرگیجه، ضعف، سردرد، احساس سوزن سوزن شدن و سریع شدن ضربان قلب را به دنبال داشته باشد.

تحقیقات نشان داده اگر صبحانه کافی و مناسب نخورید مغز اعلام گرسنگی می‌کند در نتیجه احساس خستگی زود هنگام نیز به شما دست می‌دهد و برای سیر شدن هر ماده غذایی نامناسب را مصرف خواهید کرد. این گرسنگی معمولاً ادامه پیدا خواهد کرد و چون بدن با ضعف روبرو شده است دیرتر احساس سیری می‌کنید.

نخوردن صبحانه باعث کاهش تدریجی قند خون می شود و این مسئله فرد را بیشتر به سمت ریزه خواری به خصوص خوردن شیرینیجات می کشاند. همین مسئله نیز دزد انرژی است.

محققان دانشگاه ناتینگهام ثابت کرده اند افرادی که صبحانه نمی خورند در طول روز میل بیشتری به خوردن غذاهای شیرین و چرب دارند. این مسئله نیز میزان انرژی را کاهش می دهد. نتایج بررسی های همین محققان نشان می دهند افرادی که از مصرف صبحانه صرفنظر می کنند مواد غذایی ناسالم تری را برای مصرف انتخاب می کنند و در وعده ی ناهار نیز حجم بیشتری غذا می خورند؛ یعنی بیشتر از افرادی که صبحشان را با خوردن صبحانه آغاز کرده اند.

اگر جزو افرادی هستید که صبح ناشتا از منزل بیرون می زنند بهتر است از همین فردا صبحانه خوری را شروع کنید. محققان دلایل زیادی را برای خوردن صبحانه ی کامل عنوان کرده اند. به عنوان مثال افرادی که صبحانه صرف می کنند عمر بیشتری داشته و در سلامت بالاتری به سر می برند. این افراد همچنین کمتر در معرض بیماری های قلبی مزمن مربوط به چاقی (مانند دیابت) و اضافه وزن قرار می گیرند. صبحانه خورها کمتر مریض می شوند؛ چون میل زیادی به مصرف غذاهای سالم تر دارند و همچنین میزان کلسترول خونشان کمتر است.

به عقیده ی محققان American Dietetic Association (ADA) صبحانه نه تنها برای افراد بزرگسال مهم است بلکه برای کودکان در حال رشد نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

افرادی که صبحانه می خورند کمتر مریض می شوند؛ چون میل زیادی به مصرف غذاهای سالم تر دارند و همچنین میزان کلسترول خونشان کمتر است. این محققان ثابت کرده اند کودکانی که روز خود را با صبحانه ای سالم و مغذی شروع می کنند عملکرد بهتری در مدرسه دارند.

به عقیده ی این محققان کودکانی که صبحانه ی کامل می خورند انرژی بیشتری برای بازی دارند و قدرت تمرکز، یادگیری و حل مسائل آن ها بالاتر است. این کودکان در انجام کارهایی که نیاز به هماهنگی دست و چشم دارد نیز بهتر عمل می کنند.

افسردگی نوجوانان

نوجوانی که بنظر گوشه‌گیر و تنها می‌رسد، در بیشتر موارد درگیر یک دوره حل مسئله است. در حالیکه برای برخی دیگر یک مشکل جدی تر است که حتی در مواردی می‌تواند منجر به خودکشی شود. نوجوانان افسرده احساس غمگینی می‌کنند و ممکن است این حالت را بعنوان احساس بی‌کسی استنباط نمایند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، معمولاً اینگونه نوجوانان در ارتباطات خود با خانواده و دوستان راحت نیستند. آنها اغلب توانایی تمرکز حواس ضعیفی دارند، در شروع عمل و اقدامات خودانگیخته بی‌نهایت مشکل دارند، تغییرات قابل توجهی در نحوه تفکر و رفتار آنها مشاهده می‌شود، اغلب اوقات در طول شب با اختلالات خواب مواجهند و تغییراتی در الگوهای غذاخوردن آنها مشاهده می‌شود، ممکن است احساس شدید خستگی کنند، انگار خود را بزور حرکت می‌دهند یا برعکس برخی از آنان بسیار پرانرژی هستند، ممکن است احساس گناه یا بی‌ارزشی کنند.

نوجوانی که مبتلا به بیماری افسردگی است، اگر کمکی که به آن نیاز دارد دریافت نکند، ممکن است اقدام به خودکشی نماید. بطور عادی نوجوانان وقتی که غمگین باشند درباره غمشان شکایت یا صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند که برای رفع آن کاری کنند. بطور کلی افراد در نوجوانی از والدینشان دور می‌شوند و بیشتر با همسالان خود تماس و ارتباط برقرار می‌کنند.

تفاوت بین غم معمولی نوجوانان و افسردگی بستگی به مدت زمان، شدت و میزان انحراف خلق از خلق و رفتار معمول نوجوان دارد. نوجوانان به دلایل مختلف غمگین می‌شوند. نوجوانانی که بطور ممتد تحت فشار روانی هستند، افسرده می‌شوند و این موارد بیشتر در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که مورد مشابهی در بین اعضای خانواده از افسردگی وجود داشته است.

بیش از ۶۰ درصد نوجوانان هیچ‌گاه برای مقابله با افسردگی خود کمکی دریافت نمی‌کنند؛ در حالی که کمک به نوجوانان برای این که بتوانند با موفقیت افسردگی خود را برطرف کنند بسیار آسان است. وجود یک نوجوان افسرده در خانواده می‌تواند مشکلات زیادی به همراه داشته باشد، اما از سوی دیگر، والدین درمانی بهترین راه برای خارج کردن کودک از شرایط استرس‌زاست. بیایید در مورد علائم افسردگی در نوجوانان و روش‌های درمان آن بیشتر بدانیم.

نوجوانی یکی از آسیب‌پذیرترین دوران زندگی است،‌ بویژه اگر این دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی با افسردگی نیز همراه باشد. نوجوانی را دوران آشفتگی نیز نامیده‌اند، به این دلیل که فرد ناچار است تغییرات جسمانی، عاطفی و اجتماعی را تحمل کند که می‌تواند باعث اضطراب و نگرانی او در برخورد با عوامل استرس‌زا شود.

تغییر روحیه و خلق و خو در دوران نوجوانی تا وقتی زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار ندهد، طبیعی است. توجه داشته باشید بین یک روحیه بد زودگذر با اضطراب‌ها و نگرانی‌های مزمن تفاوت قائل شوید.

نگرانی‌های مفید به فرزندان ما کمک می‌کند تا با تغییرات ایجاد شده بخوبی سازگاری یابند؛ اما دلهره‌های غیرعادی برای موضوعات کوچک طبیعی نیست. والدینی که نمی‌توانند در این دوره حساس با نوجوانان خود ارتباط برقرار کنند، فرزندان خود را که از بیان ترس‌ها و نگرانی‌های خود هراس دارند، گریزان می‌کنند. این کار باعث می‌شود آنها به جوانانی افسرده تبدیل شوند.

در مقابل، آن دسته از والدین که با هوشیاری برای نوجوانانشان وقت و انرژی می‌گذارند و در صورت لزوم مبالغی را هزینه می‌کنند می‌توانند به نوجوان خود کمک کنند تا آینده خود را بسازد و بسرعت بر نگرانی‌های دوره نوجوانی غلبه کند. حمایت از نوجوانان در طول این سفر گذار از کودکی به جوانی بسیار آسان‌تر است تا این که بعدها برای بازگرداندن سلامت روانی او به دردسر بیفتید.

فشار والدین برای سرآمد و بهترین بودن در دروس و در مقابل بی اعتنایی کامل نسبت به دیگر فعالیت‌های فوق برنامه می‌تواند در ذهن فرزند آنها به یک مشکل بغرنج و پیچیده تبدیل شود. این کار او را بین علایق اساسی خود و برآوردن انتظارات والدین سرگردان می‌سازد.

بعضی جوانان در مواجهه با برنامه‌های سختگیرانه و غیر قابل انعطاف که آنها را برای برنده و بهترین بودن در همه چیز، از مطالعه دروس گرفته تا موسیقی، نقاشی و حتی بازی‌ها تحت فشار قرار می‌دهد، دچار تنگنا می‌شوند. علاوه بر این، فشارهای مدرسه نیز باعث می‌شود نوجوان عزت نفس و خود باوری خود را از دست بدهد.

باید نوجوانان را تشویق کرد تا مهارت‌هایی را بیاموزند که به آن علاقه‌مندند و به آنها انگیزه می‌دهد؛ همچنین لازم است این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که کاملا طبیعی است گاهی بعضی چیزها را بخوبی یاد نگیرند و تنها چیزی که برای آموختن نیاز دارند، زمان و تمرین بیشتر است.

به فرزندان خود کمک کنید تا غرور خود را بازسازی کنند. موفقیت‌های آنان در عرصه‌های مختلف را که ممکن است یک هنر، ورزش یا مطالعات درسی و غیره باشد، تشویق کنید. از پیشداوری و پیش‌بینی بی‌موقع خودداری کنید. اجازه دهید نوجوان گام‌های طبیعی خود را در مسیر رشد بردارد و او را با انتظارات خود یا ایجاد دیگر مسوولیت‌های خانوادگی به زحمت نیندازید.

با آنها در مورد موضوعاتی نظیر فشار همسالان، انتخاب یک برنامه روزمره، دوستیابی، مسائلی نظیر سیگار کشیدن، مواد مخدر و مسائل جنسی تا حدی که امکان دارد و می‌تواند برای آنها مفید باشد، صحبت کنید.

روابط بین فردی سالم در خانواده می‌تواند در تشخیص بموقع علائم افسردگی در نوجوانان مفید باشد. با فرزندان خود گفتگو کنید و اجازه دهید این رابطه در هر زمانی که به آن نیاز دارند، حتی اگر خسته هستید، برقرار شود. آنها را برای آخر هفته منتظر نگذارید، اما در عین حال آنقدر در دسترس نباشید که وقتی برای تنها بودن و خلوت کردن نداشته باشند. برای با هم بودن ارزش قائل شوید و به جای این که بعدها برای درمان افسردگی آنها وقت بگذارید، همین حالا هر زمان که به شما نیاز دارند، در دسترس باشید.

درباره نمونه‌ها و موقعیت‌هایی که خودتان توانسته‌اید زندگی را کنترل کنید و با عوامل استرس زا بخوبی برخورد داشته‌اید، مثال‌هایی بیاورید. در باره مشکلات خانواده یا دیگر موضوعات به نحوی که بر آنها تاثیر منفی نداشته باشد و آنها را نگران نکند، صحبت کنید. در عین حال فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات غمبار خود یا هر نگرانی دیگری که دارد را هر طور می‌خواهد با شما در میان بگذارد. شنونده‌ای صبور و منبع امیدواری برای فرزند خود باشید، زیرا بیشتر اوقات تنها گوش دادن به عواطف آنان برای برطرف کردن افسردگی موثر است.

به نکات مهم زیر توجه کنید:

– در اجرای انضباط از تقویت مثبت استفاده کنید. شرمساری و تنبیه در برقراری انضباط ممکن است باعث بروز احساس بی‌ارزشی و عدم کفایت در اداره امور زندگی در نوجوان گردد.
– از ابراز حمایت بیش از حد و راهنمایی بی حد به نوجوان احتراز کنید. حمایت بیش از حد امکان هر گونه بروز اشتباهی را از نوجوان می‌‌ گیرد. هدایت و راهنمایی بیش از حد در زمینه آنچه که باید و آنچه که نباید توسط والدین باعث می‌شود که نوجوان فکر کند آنها به او اعتماد ندارند.
– انتظار پذیرش مطلق از طرف نوجوان خود نداشته باشید.
– از نوجوان خود انتظار تکمیل و برآوردن آرزوها و اهداف ناکام خود را نداشته باشید.
– مجدداً ذکر می‌گردد که گاهگاهی احساس ناخشنودی در بین نوجوانان شایع است.

علائم افسردگی در نوجوانتان نباید شما را ناراحت کند و مهم‌تر این که رفتاری پرخاشگرانه با او نداشته باشید و هرگز او را مسخره نکنید.

نبود یک فرد صمیمی‌می‌تواند افسردگی نوجوان را تشدید کند. با فرزند خود برخورد منفی نداشته باشید زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی می‌کند

به طور کلی کودکان خجالتی یا غمگین و کودکانی که در رفتار و کارهای خود دچار پسرفت می‌شوند را افسرده تلقی می‌کنند. همچنین کودک دشواری که در خانه و مدرسه ایحاد زحمت می‌کند نیز ممکن است افسرده باشد و رفتار او می‌تواند واکنشی نسبت به استرس باشد. بعضی نوجوانان نیز از درس و مدرسه گریزان می‌شوند و نمرات کمتری نسبت به قبل می‌گیرند.

بسیاری از آنان در تلاش برای مقابله به مثل دچار خشم غیرقابل کنترل و تنفر نسبت به خانواده می‌شوند. ممکن است کودک منزوی باشد و از والدین، دوستان و مردم دوری کند. او ممکن است فکر کند هیچ‌کس واقعا او را درک نمی‌کند و برایش اهمیت قائل نیست. به جای این که او را سرگردان کرده یا در اشتباه نگه دارید،‌ محبت خود را به او ابراز کنید و نشان دهید واقعا نگرانش هستید.

نوجوانان افسرده همچنین رفتار خودآزارگونه و خود تخریبی از خود بروز می‌دهند و درباره مرگ و خودکشی صحبت می‌کنند. والدین باید درباره این گونه احساسات نوجوانان، بدون ترس از ایجاد افکار خودکشی در ذهن آنان گفتگو کنند. چنین صحبت‌هایی را یک هشدار تلقی کرده، آن را جدی بگیرید و به دنبال دریافت کمک باشید.

روابط ناسالم در خانه و بیرون از آن یا نبود یک فرد صمیمی‌می‌تواند افسردگی نوجوان را تشدید کند. با فرزند خود برخورد منفی نداشته باشید و از طعنه و کنایه زدن و انتقاد خودداری کنید، زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی می‌کند.

درصورتی که متوجه شدید حداقل ۳ مورد یا بیشتر از موارد ذیل بمدت دوهفته یا بیشتر ادامه دارد احتمال ابتلا به افسردگی نوجوانی وجود دارد:

– گریه کردن، غمگینی یا بداخلاقی
– گوشه گیری (احتراز از دوستان، فعالیتها و وقایع اجتماعی)
– مشکلات خواب
– مشکلات تغذیه
– افت عملکرد مدرسه ای
–  فعالیت زیادی یا فقدان فعالیت انرژی
– احساس گناه یا خودکم بینی
– خستگی بیش از حد و دائمی
– اشتغال ذهنی بیش از حد در مورد مرگ، مردن یا آرزوی مرگ

اگر نوجوانی که مبتلا به افسردگی است کمکی دریافت نکند ممکن است بعنوان یک راه فرار از این موقعیت، اقدام به خودکشی نماید.

چهارنشانه‌ای که احتمال اقدام به خودکشی را مشخص می‌کند عبارتند از :

۱- تهدید یا صحبت کردن در مورد کشتن خود
۲- ابراز آمادگی برای مرگ مثل بخشیدن مایملک خود، وصیت‌نامه، نامه‌های وداع، یا خداحافظی کردن)
۳- بنحویی صحبت کردن که انگار هیچ امیدی به آینده ندارد.
۴- احساس بیکسی و ناامیدی نسبت به خود یا سایرین

نوجوانانی که هر کدام از این علائم را نشان دهند بایستی حتماً به روانپزشک ارجاع شوند و کمک تخصصی ویژه دریافت کنند. اگر احساس می‌کنید که نوجوان شما ممکن است از افسردگی رنج ببرد پیشنهاد می‌شود که نسبت به ارجاع او به یک متخصص باتجربه بهداشت روان و انجام ارزیابی دقیق اقدام نمایید.

علائم جسمی ‌و روانی دیگری نیز وجود دارند که پیامد طبیعی افسردگی‌های درمان نشده دوران نوجوانی محسوب می‌شوند. از این پیامدها می‌توان به احساس بی ارزش بودن، زیاده روی در انجام فعالیت‌های سرگرم کننده و تفریحی، تغییر کلی در انجام کارهای روزمره و بی‌اهمیت شمردن کارهایی که قبلا جزو وظایف روزمره به حساب می‌آمد، بی‌علاقگی نسبت به بیشتر فعالیت‌ها و نگرانی‌های افراطی از این که اتفاقاتی که برای آنها می‌افتد غیرقابل برگشت و دائمی‌ است، اشاره کرد. این افکار و رفتارها از یک سو تمرکز و تصمیم‌گیری را مشکل می‌سازد و از طرف دیگر باعث عدم موفقیت و در نتیجه شرمساری نوجوان می‌شود. این چرخه خطرناک همین طور ادامه می‌یابد.

شما باید بدانید این افکار از کجا پیدا شده‌اند تا بتوانید رفتار مناسبی در مقابل آنها داشته باشید. ببینید چه چیزهایی می‌تواند باعث افسردگی در فرزندتان شود. شاید لازم است بعضی از رفتار خود را صحیح کنید. بیشتر عواملی که باعث ایجاد افسردگی در نوجوانان می‌شوند، قبل از این که نیازی به یک روان درمان و روان‌شناس باشد، در خانه قابل برطرف شدن هستند.

روان درمانی و رفتار درمانی مربوط به زمانی است که والدین مشکل نوجوان خود را بسیار حاد و ناامیدکننده ببینند و نتوانند آن را در خانه کنترل کنند. این نوع درمان‌ها می‌تواند برای ایجاد یک نگرش مثبت نسبت به رفتار و بهتر ساختن روابط بین فردی مفید باشد.
تکنیک‌های مراقبه و آرمیدگی نیز می‌تواند روند بهبود را کامل کند. مربی یا فرد دلسوز و آگاهی که نوجوان بتواند براحتی با او درددل کند، مورد مناسبی است برای این که او احساسات سرکوب شده خود را تخلیه کند. داروهای ضد افسردگی نیز برای درمان موارد حاد افسردگی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کمکهایی که شما می‌توانید بکنید:

– داوطلب گوش دادن به صحبتهای آنان باشید. زمانی را واقعاً صرف نوجوان خود کنید. احساس نکنید که همیشه باید توان پاسخگویی به سئوالات آنها را داشته باشید . فقط گوش کنید.
– مسئله مطرح شده توسط آنها را کاملاً جدی بدانید. آن مسئله ممکن است برای شما مهم نباشد ولی برای آنها اهمیت دارد. به نوجوان خود نشان دهید که مورد توجه شماست و سعی در درک او دارید.
– نوجوان خود را تنها نگذارید. بیان این جمله کمکی به نوجوان نمی‌کند: «چیزی نشده، سرت را بالا بگیر، فردا حتماً روز بهتری خواهد بود، مسئله‌ای که بوجود آمده برای او کاملاً جدی و واقعی است.
– نوجوان را تشویق کنید که با سایر بزرگسالان نیز همانند شما صحبت کند. به او پیشنهاد کنید که به آنها بعنوان یک دوست بزرگسال اعتماد کند. (این افراد مورد اعتماد والدین باشند)
– سعی کنید نشان دهید که آنها برایتان اهمیت دارند. آنها ممکن است از شما دوری کنند. در کنار آنها بمانید. سعی کنید شرایطی را فراهم کنید که با شما کاری را بطور مشترک انجام دهند. به آنان تأکید نکنید که بایستی شاد باشند. با آنها و احوالشان کنار بیایید.
– به موقع به آنها پیشنهاد کمک کنید. دریافت کمک به موقع مانع از فرورفتن نوجوان در افسردگی عمیق تر می‌شود و پیشگیری از بروز اختلال می‌گردد.
– سعی کنید تا علت اندوه نوجوان را دریابید . منشاء غم کجاست؟ با درک منشاء بروز غم نوجوان بهترین وسیله برای آزادساختن خود از اثرات آنرا در اختیار دارد.
– انتظار طرد داشته باشید. اگر سعی در ارتباط یا حمایت از نوجوان افسرده‌ای را دارید تعجب نکنید که گاهی پاسخهای منفی و یا رفتار تحریک پذیری نشان دهند. این وضعیت را شخصی و خصوصی تعبیر نکنید. یک اصل مهم صبوری و تحمل است.

کاربردهای غیر خوراکی پودر قهوه

مهر ۳۰, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : راهنماي خانواده ها, مشروح اخبار

قهوه نوشیدنی دلپذیری است که پس از چای محبوبیت زیادی دارد و در اغلب خانه ها موجود است ، پودر قهوه مانند دیگر مواد پس از مدتی کیفیت خود را از دست داده و طعم یک قهوه عالی را نخواهد داد اما شما میتوانید از ان به صورت های دیگری نیز استفاده کنید.

• کود گیاهی : قهوه حاوی مواد مغذی فراوانی است که گیاه برای رشد به آن نیاز دارد ، پودر قهوه به عنوان کود موجب تقویت خاک میشود ؛ می‌توانید پودر قهوه را روی خاک باغچه پاشید ، این کار علاوه برآنکه مانع از رشد علف‌های هرز می‌شود به حفظ رطوبت خاک نیز کمک می‌کند و باعث گل‌دهی بیشتر گیاه می‌شود.

استفاده از ترکیب پودر قهوه با کمی خاک اره در خاک گلدان ، آبرسانی به ریشه گیاه را بهبود بخشیده و موجب شادابی و طراوت گیاه می‌شود.

• دور کردن حشرات : حشرات از بوی قهوه متنفر هستند و اگر می‌خواهید پشه‌ها را از خانه دور کنید مقداری پودر قهوه در باغچه یا گلدان های خانه بریزید ؛ همچنین میتوانید پودر قهوه را درون ظرفی ریخته و آن را در اتاق خواب یا نشیمن قرار دهید.

• تصفیه هوا : پودر قهوه خاصیت پاکسازی قوی دارد و آلودگی ها را از هوا جذب می‌کند ، اگر مقداری پودر قهوه را با آب مخلوط کنید و آن را در آشپزخانه بجوشانید ، علاوه بر محو کردن بوهای آشپزخانه‌ ، رایحه خوشی را در آشپزخانه پراکنده میکند.

• بوگیر : از پودر قهوه برای جذب بوی نامطبوع یخچال نیز میتوانید استفاده کنید ، ابتدا مقداری از پودر را روی ورقه روغنی پخت شیرینی قرار دهید و پس از قرار دادن در فر آن را با حرارت ملایم خشک نمائید سپس پودر قهوه حرارت دیده را درون ظرفی ریخته و در یخچال قرار دهید تا بوی نامطبوع درون یخچال از بین برود.

همچنین اگر قهوه حرارت دیده را درون کاغذی قرار دهید و انرا درون کفش ورزشی بگذارید بوی بد کفش برطرف خواهد شد.

• خوشبو کننده : پس از آشپزی با سیر دست‌ها را به کمی پودر قهوه آغشته کنید و اجازه دهید پودر قهوه چند دقیقه روی پوست باقی بماند تا بوی دست ها برطرف شود.

• پاک کننده سطح : ترکیبات پودر قهوه خاصیت پاک‌کنندگی قوی ای دارد و به همین دلیل مخلوط قهوه با کمی آب محلول خوب و بی خطری برای پاک سازی سطوح است.

• ماسک قهوه : مخلوط پودر قهوه با نصف فنجان سفیده تخم‌مرغ ماسک مؤثری برای پوست میباشد ، این ماسک را میتوانید ۱۰ – ۳۰ دقیقه روی پوست قرار دهید و سپس بشوئید.

• التیام سلولیت ( بافت های چربی برجسته بدن ) : کافئین موجود در پودر قهوه التهابات سلولی را التیام بخشیده و موجب کاهش مقدار مایع جمع شده در سلول‌های چربی سلولیت میشود و حجم ان را کم میکند ، میتوانید با مصرف روزانه قهوه یا قرار دادن ماسک پودر قهوه و اب روی قسمت های مشکل دار انرا به مرور زمان درمان کنید.

• تقویت موها : ماساژ مو با خمیر اب و پودر قهوه قبل از استحمام باعث تقویت و شفافیت مو شده و به رشد آن کمک می‌کند ، توجه کنید که پودر قهوه رنگ موها را تغییر می‌دهد و تیره تر میکند.

• پخت زودتر گوشت : نصف فنجان پودر قهوه را با کمی روغن زیتون و فلفل مخلوط کنید و روی چند تکه گوشت بریزید و کمی ماساژ دهید ، پس از ۱۵-۳۰ دقیقه بافت گوشت نرم تر میشود ، گوشت را بشوئید و اماده طبخ کنید.

• رنگ کردن : مقداری پودر قهوه را درون ظرفی آب داغ بریزید سپس پارچه‌ای را که میخواهید تیره‌ کنید درون محلول قرار دهید ، هرچه رنگ تیره تری بخواهید باید قهوه بیشتری به آن اضافه کنید ، چند ساعت صبر کنید تا قهوه جذب پارچه شود سپس آن را با آب سرد ابکشی کنید و بگذارید خشک شود.

• خمیر رنگی : خمیر قهوه اسباب‌بازی بی‌خطری برای کودکان است ، برای تهیه خمیر مقداری از پودر قهوه را با نصف فنجان نمک و ۱ فنجان آرد ذرت مخلوط کنید و پس از افزودن کمی آب خمیر را ورز دهید سپس به کودک بدهید تا سرگرم شود.

• براق کننده چوب : اگر مبل ها دچار خراشیدگی شده اند میتوانید مقداری پودر قهوه را با روغن زیتون مخلوط کنید تا خمیر چسبناکی به‌دست آید سپس با استفاده از یک دستمال خمیر را روی خراشیدگی چوب قرار داده و اجازه دهید برای مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه خمیر روی چوب باقی بماند تا رنگ‌پریدگی‌های مبلمان برطرف شده و چوب نیز شفاف تر شود.

صحبت با کودکان در مورد طلاق

درگیری های خانوادگی و مشاجره‌های پدر و مادر در حضور فرزندان، تاثیرات روحی شدیدی بر ‌کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارد و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان نیز اثر مزمن بر جای ‌خواهد گذاشت.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در ‌فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر ‌سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است. در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و ‌دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.

زمانی که والدین تصمیم به جدایی می گیرند کودکان می بایست کاملاً از تصمیم آنان آگاهی داشته باشند. هدف از تدوین این مقاله این است که میزان درک و احساس کودکان هنگام جدایی والدین را متوجه شویم نکات ظریفی را پیشنهاد می کنیم تا چطور با کودکان راجع به طلاق صحبت کنید .

● صحبت با کودکان درباره طلاق
واکنش کودکان به طلاق والدین به نحوه عنوان کردن والدین در این مورد ارتباط دارد. و به همین دلیل والدین باید مراقب باشند که چگونه و با چه روشی این مساله را به آنها بگویند. بنابراین در زمانی مناسب باید پدر و مادر هر دو بنشینند و با فرزندان صحبت کنند و به سوالات آنها پاسخ دهند. اگر این روش به کار گرفته شود دیگر هیچیک از والدین تقصیر را به گردن دیگری نمی اندازد.

● به کودکان چه بگویید
به خاطر داشته باشید که طلاق ، کودکان را کاملاً گیج می کند، بنابراین در یک جلسه تصمیم نهایی خود را نگویید چون باعث میشود کودکان گیچ و سردرگم شوند. می بایست به آنها اطمینان دهید که احتیاجات ضروری آنها (از قبیل آماده کردن صبحانه ، کمک و رسیدگی در انجام تکالیف و خواباندن آنها) برآورده خواهد شد و همینطور درصورت امکان ارتباط کودکان با پدر و مادر هر دو ادامه خواهد داشت . زمانی که کودکان با یک سری تغییرات مواجه می شوند دوست دارند بدانند که چه چیزهایی مثل قبل خواهد بود.

والدین می توانند از طریق رفتار و صحبت به فرزندانشان دلگرمی بدهند که همیشه و در هر شرایطی آنها را دوست خواهند داشت .

والدین می بایست به فرزندانشان متذکر شوند که زمانی که آنها از یکدیگر جدا شوند دیگر هیچ امیدی به زندگی مشترک نداشته باشند که روزی مثل قبل همه با هم زندگی کنند زیرا رویای بازگشت والدین در کودکان همیشگی خواهد بود .

بیشتر کودکان فکر می کنند که بخاطر اشتباهات آنها و یا بخاطر اینکه نمره درسی آنها پایین بوده پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند . آنها ممکن است از این جدایی احساس گناه نمایند، بنابراین باید با آنها صحبت کرد و به آنها دلگرمی داد که به خاطر اشتباهات آنها نبوده است و آنها هیچ مسوولیتی در قبال این جدایی ندارند .

به خاطر داشته باشید، درباره ترس و نگرانی که کودکان از مساله طلاق دارند با آنها صحبت کنید و به آنها اجازه دهید تا درباره طلاق و تغییراتی که به وجود خواهد آمد فکر کنند و در ملاقات بعدی به سوالات جدیدشان جوابهای منطقی بدهید .

کودکان دوست دارند بدانند که والدینشان از تاثیر طلاق بر زندگی آنها مطلع هستند . به درد دل آنها گوش دهید و به آنها نشان دهید که شما هم نگران و دلواپس هستید.
نمی توانید احساسی را که فرزندتان دارد، تغییر دهید اما بهتر است که به آنها نشان دهید آنها را درک می کنید، مثلاً اگر یک روز نمی تواند پدرش را ببیند و عصبانی هست اینگونه به آنها نشان دهید که آنها را درک می کنید: می دانم که خیلی ناراحت و عصبانی هستی که نمی توانی امروز پدرت را ببینی .

● انتظار کودکان از والدین

پدر و مادر من از شما انتظار دارم که حتی اگر با من زندگی نمی کنید ارتباط خودتان را با من قطع نکنید مثلاً برایم نامه بنویسید و به من تلفن بزنید و نسبت به تفریحاتم و کارهایی که انجام می دهم اهمیت قائل شوید در غیر این صورت احساس پوچی و بی کسی می کنم .

دست از جنگ و دعوا بکشید و برای رقابت با یکدیگر آنقدر سخت کار نکنید . لطفاً سعی کنید راجع به موضوعاتی که مربوط به من می شود با هم توافق کنید زمانی که با یکدیگر بر سر من دعوا می کنید فکر می کنم که یک کار اشتباهی کرده ام و من مقصر هستم .

من هر دو شما رادوس تدارم و می خواهم که از لحظاتی که با شما هستم لذت ببرم پس هر کدام از شما هستم بدی یکدیگر را نگویید در این صورت مرا مجبور می کنید که طرف یکی از شما را بگیرم .

لطفاً حرفهایتان را خودتان به یکدیگر بگویید من را واسطه قرار ندهید که پیغامهای شما را برسانم .

وقتی که از یکدیگر جلوی من صحبت می کنید یا اینکه فقط خوبیهای یکدیگر را بگویید یا اینکه اصلاً راجع به هم صحبت نکنید، اگر اینگونه رفتار نکنید فکر می کنم که انتظار دارید طرف یکی از شما را بگیرم.

فراموش نکنید که من به هر دو شما احتیاج دارم و روی هر دو شما حساب می کنم، به من یاد دهید که چه چیزهایی مهم هستند و همینطور زمانیکه با مشکلی مواجه می شوم به من کمک کنید.

هنگام توضیح دلیل برای جدایی از علل های اقواگرانه به کودکان خودداری کنید، مثلاً پدرتان به دلیل اعتیاد یا …. ما را ترک کرد.

تصویر یکدیگر را در برابر هم خراب نکنید .

اجازه دهید کودک خودش تصمیم در کنار ماندن شما را بگیرد مثلاً آخر هفته با پدر باشد یا مادر .

کودک طلاق در معرض محدودیتهایی قرار می گیرد مثلاً فقدان یک والد، پدربزرگ و مادربزرگ ، دوستان ، همسایه و غیره. تلاش نمایید این محدودیتها به حداقل برسد.
گاهی کودک طلاق احساس ترک شدن و طردشدن می کند در این مورد احساس اطمینان به کودکانتان بدهید.

بهتر است یکی از مسوولین مدرسه یا مهد کودک را که اعتماد بیشتری به وی دارید مللع سازید.

کودک طلاق

مشکلاتی‌ از قبیل‌ فقر، عدم‌ درک‌ متقابل‌، دخالت‌ خانواده‌، اعتیاد، ازدواج‌ مجدد و غیره‌ عواملی‌ هستند که‌ طلاق‌ آمار را بالا می ‌برند و کافی‌ است‌ که‌ در این‌ میان‌ یک‌ راهنمای‌ درست‌ و منطقی‌ وجود نداشته‌ باشد، گرچه‌ این‌ روزها طلاق‌ بیشتر چیزی‌ شبیه‌ به‌ مُد شده‌ تا یک پدیده‌. به‌ امید روزی‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ شاهد چنین‌ اتفاقات‌ تلخی‌ نباشیم‌.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بسیاری از زوج ها به هنگام طلاق فقط به فکر گرفتن حق حضانت فرزند خود هستند و به زندگی پس از طلاق و کیفیت آن که یک بچه بدون پدر یا مادر چگونه آن را طی خواهد کرد، کمتر می اندیشند.

● تأثیرات طلاق در فرزندان را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

۱ـ ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران:
(وسواس تکرار بدون اراده و افراطی اعمال و کارهای روزمره است)
۲ـ بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان: در این نوع بیماری اجتماعی، فرد فاقد احساس لذت یا درک کمتری از زندگی روزمره است، بی اشتهایی بر او چیره شده و خستگی به طور مداوم در ارگانیسم بدن وی مشاهده می شود.
۳ـ به وجود آوردن زمینه های اضطراب: در نوجوانان حالتی شبیه به احساس ترس، نگرانی و تشویش به وجود می آید. در این بیماری علائم بیم از آینده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستی مبانی خانواده از تفکر در مورد برنامه ریزی مدون برای حرکت های دسته جمعی و گروهی وحشت دارد.
۴ـ ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان: نتیجه محرومیت های مداوم از مهر و محبت پدری است. در این نوع بیماری چون نوجوان امکان مذاکره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمی یابد و از طرفی سؤال های خود را بی جواب می بیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او به وجود می آید. رفتارهای پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجوانانی که خانواده های آنان از همدیگر جدا شده اند کاملاً مشهود است.
۵ـ بی قراری: این بیماری با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هایی که شاهد جدایی پدر و مادر خود بوده اند مشاهده می شود. حالتی که فرد در مقابل هرگونه عاملی تحریک پذیر است یعنی حتی در مقابل محرک های ضعیف عکس العمل شدید نشان می دهد.
۶ـ حسادت سوءظن و سماجت، در نوجوانان خانواده هایی که والدین آنها از هم جدا شده اند این حساسیت ها دیده شده است. این گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسیت بیشتر و زیاده از حد نشان می دهند.

طلاق در بسیاری از موارد و مواقع ضروری است و زوجین ناگزیر به قبول این امر هستند. ولی در اغلب موارد جدایی ها در نتیجه توقعات بیجای احساسی، اقتصادی و عاطفی زوجین از همدیگر، سوءظن و بدبینی بی مورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگی، حسادت بیش از حد زن و شوهر، پرخاشگری و تندخویی زن یا مرد و غرور و خودخواهی بی مورد صورت می گیرد.

بدیهی است درگیری های خانوادگی و مشاجره های پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثیرات روحی شدیدی بر کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارند و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان اثر مزمن بر جای خواهد گذاشت. به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است. در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.

آنچه از پژوهش ها در امر طلاق برمی آید این است که دختران خانواده های تک سرپرست یعنی آنها که فقط با پدر یا مادر به سر می برند در معرض عوارض نامطلوبی چون انحرافات ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترک تحصیل قراردارند. این امر در مورد گروه های اجتماعی و طبقاتی نیز صدق می کند.

بچه هایی که فقط با پدر یا مادر خود زندگی می کنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوند. اکثر قربانیان طلاق که همان کودکان و نوجوانان هستند به مادران خود بیشتر نزدیک هستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود بیشتر مثل یک خویشاوند رفتار می کند تا فرزند حال آنکه مادر هرگز از کودکش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد.

البته وقتی پای نامادری و ناپدری به میان می آید تحول و پیچیدگی خاصی در زندگی کودکان و نوجوانان به وجود می آید.
آشنایی کودک و نوجوان با بستگان جدید، خواهرها، برادرها، دایی ها و عموهای نانتی گرچه گستره ای از دنیای تازه و متفاوت به وجود می آورد ولی اغلب فرزندان در جوار ناپدری و نامادری احساس خوشبختی و شادمانی نمی کنند. گرچه ممکن است زن یا شوهر با همسر جدید خود کاملاً خوشبخت باشد.

در ایران بیشتر بچه های فراری و نوجوانان ساکن در کانون اصلاح و تربیت را قربانیان طلاق تشکیل می دهند . بچه هایی که فقط با پدر یا مادر خود زندگی می کنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی می شوند. اکثر قربانیان طلاق که همان کودکان و نوجوانان هستند به مادران خود بیشتر نزدیک هستند تا پدر، زیرا پدر جدا شده از مادر با بچه های خود بیشتر مثل یک خویشاوند رفتار می کند تا فرزند حال آنکه مادر هرگز از کودکش فاصله نمی گیرد و مهر و محبت و احساس مادری را زیر پا نمی گذارد. به قول یک جامعه شناس «هر طلاق مرگ تمدن کوچک خانواده است» اجبار و الزام به طلاق را در موارد و شرایط خاصی از زندگی مشترک باید پذیرا بود.

براساس قوانین اجتماع احترام به آزادی های فردی ضرورتی اجتناب ناپذیر است ولی قبل از هر جدایی به میوه های نارس درخت زندگی بیندیشیم، نگذاریم ناهنجاری های جامعه آنها را مسموم کند. تعجیل در داشتن فرزند در سال های خطر زندگی مشترک (سال های اول و دوم اصولاً سال های خطر برای زوج های جوان به شمار می رود) که ظاهراً برای تحکیم مبانی خانواده انجام می پذیرد کاری است که باید با تعمق صورت بگیرد زیرا در صورتی که به علل مختلف یاد شده بین زوجین جدایی روی دهد نخستین قربانیان، فرزندانی خواهند بود که از نفاق و تفرقه زوجین به جای مانده اند. پس بیاییم عاقلانه بیندیشیم تا:

▪ ازدواج با بصیرت و بررسی صورت پذیرد.
▪ گروه های شغلی و طبقاتی مدنظر دختر، پسر و خانواده های آنان قرار گیرد.
▪ صداقت در گفتار ملاک باشد و از هرگونه دروغ مصلحتی برای ایجاد زمینه های وصلت جلوگیری شود.
▪ ملاک گزینش همسر، ایمان، تدین، صفا و همدلی باشد.
▪ شناخت کافی از خصوصیات اخلاقی، روحی و خانوادگی زوجین حاصل شود.
▪ سادگی، بی پیرایگی، قناعت، صبوری و محبت ستون های زندگی مشترک و زناشویی را تشکیل دهد.
▪ در این صورت جغد طلاق بر بام زندگی ها نخواهد نشست و باد خزان در بوستان های زندگی وزیدن نخواهد گرفت.

بهتر است برای ساماندهی به وضعیت زندگی کودکان و نوجوانان تک سرپرست که ناگزیرند زیر نظر پدر یا مادر خود زندگی کنند «واحد مددکاران ویژه طلاق» تشکیل شود تا قبل از صدور حکم پدران و مادران را در اعمال و رفتاری که باید بعد از طلاق با فرزندان خود داشته باشند توجیه کنند. به پدران و مادران باید آموزش داده شود که از بدگویی و بازگویی عیوب و نقایص یکدیگر پیش فرزندان خود (بعد از اجرای حکم طلاق) احتراز نموده و مظلوم نمایی نکنند، چون فرزند باید واقعیت جدایی پدر و مادر را به عنوان یک الزام و ضرورت زندگی پذیرا باشد و جایگاه حرمت متقابل پدر و مادر را حفظ کند.

تداوم ارتباط و تماس مددکاران ویژه طلاق با خانواده فرزندان تک سرپرست برای بررسی و حل مشکلات روانی ـ اجتماعی در سال های بعد از طلاق ضرورت دیگری است که از معضلات و نارسایی های احتمالی کودکان و نوجوانان جلوگیری می کند. بدیهی است گروه مددکاران ویژه طلاق باید دوره های کوتاه مدت روان شناسی کودک، روان شناسی خانواده و روان شناسی اجتماعی را بگذرانند و با مسائل بزهکاری و ناهنجاری های کودکان و نوجوانان آشنا شوند.

هر چند واکنش‌های عاطفی بچه‌ها در زمان جدائی پدر و مادر، به‌طور معمول به سن‌شان بستگی دارد. اما بسیاری از آنان با احسا‌س‌هائی هم‌چون اندوهگینی، خشم و دلواپسی دست به گریبان می‌شوند. خوشبختانه می‌توان فشار روانی ناشی از این وضع را به کمترین حد رساند و واکنشی آشکارا و صادقانه در برابر نگرانی‌های کودکان نشان داد تا به این ترتیب، بتوانیم او را در این عهد طاقت‌فرسا یاری کنیم.

● چگونه با کودک از جدائی سخن بگوئیم؟

زمانی‌که از جدائی میان خود و همسرتان مطمئن شدید، با کودک‌تان دربارهٔ این تصمیم، صحبت کنید. هنگام طرح این موضوع، پدر و مادر باید هر دو حضور داشته باشند. اگر به‌خوبی از عهدهٔ آن برآئید، می‌توانید فرزندتان را یاری کنید تا دردناکی ماجرا را کمتر حس کند.

بچه‌ها به‌طور معمول، خود را به سبب شکست و گسست ازدواج پدر و مادرشان، ملامت می‌نمایند؛ در حالی‌که لازم است مدام به آنان یادآور شویم که در این میان، تقصیری متوجه آنان نیست.

در پاسخ به پرسش‌های مربوط به طلاق، باید به بچه‌ها اطلاعات کامل داد تا آماده‌ٔ رویاروئی با دگرگونی‌ها و تغییرهای آیندهٔ زندگی خویشتن گردند. نگرانی بسیاری از بچه‌ها، این است که طلاق در زندگی آنان چه اثرهائی خواهد گذاشت: ”با چه کسی زندگی خواهم کرد؟“، ”آیا مرا به‌جای دیگری می‌برند؟“، ”آیا به مدرسهٔ جدید خواهم رفت؟“ ”آیا باز دوستانم را خواهیم دید؟“ و…

● کاهش فشار روانی (استرس) کودک
فرزندان و پدر و مادر از نبود خانواده‌ای که به آن امیدوار بودند، غصه می‌خورند و به‌خصوص بچه‌ها بابت عدم حضور پدر و یا مادر، اندوهگین هستند. از همین‌روست که عده‌ای از ایشان حتی بعد از اعلام حتمی بودن طلاق، هنوز امیدوار هستند که روزی پدر و مادر با هم آشتی می‌کنند.

جهت کاهش فشار روحی ناشی از تغییرهای طلاق، می‌توان شیوه‌های زیر را به‌کار برد:

۱) کودک را به گفت‌وگو فرا خوانید
▪ لازم است بچه‌ها بدانند که احساس‌های آنان از دید پدر و مادرشان اهمیت داشته و جدی گرفته خواهد شد.
▪ آنان را راهنمائی کنید که احساس‌های خویش را بیان کنند.
▪ امکان دارد رفتار بچه‌ها، شما را از احساس‌های اندوه یا خشم آنان باخبر گرداند. بگذارید آنان احساس‌های خود را بر زبان جاری سازند؛ شنوندهٔ خوبی باشید؛ حتی اگر شنیدنش برای‌تان دشوار باشد.

۲) احساس‌های آنان را مجاز شمارید

گفته‌ای مانند ”عجیب نیست که غصه‌داری“ به بچه‌ها هشدار می‌دهد که احساس‌های‌شان موجه است. آن‌چه اهمیت دارد، این است که پیش از پیشنهاد شیوه‌هائی جهت بهبود وضع، آنان را ترغیب کرده تا هر چه در دل دارند، فراموش کنند.

۳) پشتیبانی کنید

از کودک بپرسید: ”به‌نظر شما چه عاملی به تو کمک می‌کند تا احساس بهتری داشته باشی؟“ ممکن است نتواند چیزی را نام ببرد، اما شما می‌توانید چند مورد به او پیشنهاد کنید: لحظه‌ای کنار هم بنشینید، راه بروید و… امکان دارد بچه‌های خردسال‌تر از پیشنهاد تلفن کردن به پدر یا کشیدن تصویر و اهداء آن به مادر در ساعت‌های پایانی روز که به دیدارش می‌آید، استقبال کند.

● واکنش در مقابل فشار روحی

در زیر نشانه‌هائی را آورده‌ایم که نمایش‌گر فشار روانی در مرحله‌های گوناگون است:

▪ بچه‌های شیرخواره و نوپا
چنین کودکانی نیاز به سازگاری و روزمرگی دارند و آشنائی، تسلی‌بخش آنان است. احتمال دارد برنامه‌های پیش‌بینی نشده، دگرگونی‌های متعدد یا جدائی‌های ناگهانی، پریشان خاطرشان کند.
کودکان شیرخوار و نوپا در مواجهه با جدائی، حساس هستند. امکان دارد نشانه‌های ناشی از اضطراب جدائی به‌صورت عزلت‌گزینی، غم‌باری یا رفتار همراه با چسبندگی جلوه‌گر شوند.
▪ کودکان پیش‌دبستانی یا کودکستانی
بچه‌ها در این سن و سال، به مراقبت مداوم احتیاج دارند؛ ولی از آن‌جائی که حافظهٔ درازمدت و مهارت‌های زبانی‌شان گسترش می‌یابد، بیشتر متکی به‌خود می‌شوند.
نشانه‌های هشداردهنده برای این گروه سنی عبارتند از: نگرانی‌های پیاپی به خاطر جدائی و بازگشت به عادت‌های پیشین مانند مکیدن انگشت، شب‌ادراری و بدخوابی‌های شبانگاهی.
▪ کودکان ۶ تا ۸ ساله
کودکان ۶ تا ۸ ساله به وقت بیشتری احتیاج دارند تا هم‌چنان اطمینان یابند که محبوب هستند. شاید کودک‌تان بخواهد مطمئن شود که شما و نیز همسرتان به‌طور یکسان برایش وقت صرف می‌کنید. هم‌چنین کودکان در این سن و سال به موردهائی هم‌چون ”چه کسی باید سرزنش شود و مقصر است؟“ علاقه دارند.
اگر فرزند شما، امید خود را به پیوند دوبارهٔ پدر و مادرش بیان کند، مطمئن باشید که او وقتی را جداگانه با هردوی شما گذرانده تا واقعیت وضع را استحکام بخشد.
▪ کودکان ۹ تا ۱۲ ساله (سنین پیش از نوجوانی)
احتمال دارد کودک‌تان نخواهد به‌طور یکسان در کنار هر یک از شما بماند و بودن با یکی را بر دیگری ترجیح دهد. این رویه را بپذیرید و وقتی رخ می‌دهد، به‌دل نگیرید؛ برنامهٔ دیدار را رعایت کنید.
نشانه‌های هشداردهنده برای این گروه سنی، شامل مشکل‌هائی از قبیل تنهائی، افسردگی، خشم یا علائم بیماری جسمانی مانند سردرد، دل‌درد و اشکال‌های فراگیری می‌باشند.
▪ نوجوانان
در سال‌های اولیهٔ نوجوانی، بچه‌ها نیازمند پشتیبانی پایدار پدر و مادر هستند؛ اما ممکن نیست استفادۀ مشترک از برنامه‌های زندگی‌شان را بپذیرند؛ زیرا امکان دارد این وضع، زندگی اجتماعی آنان را بر هم زند.
بچه‌ها، در اوائل دورهٔ نوجوانی، احساس صحیحی از زمان و درک به‌جائی از آن دارند؛ مبنی بر این‌که به زندگی بزرگ‌سالی نزدیک می‌شوند.
هرچه بر سن نوجوانان افزوده می‌شود، فعالیت‌های اجتماعی و نیز تثبیت آزادی و عدم وابستگی، بیشتر در کانون توجه‌شان قرار می‌گیرد؛ بنابراین علاقهٔ آنان به مشکل‌های پدر و مادر کاهش می‌پذیرد؛ ولی باید دانست که نوجوانان‌تان نیازمند پشتیبانی شما هستند. گفت‌وگوی مداوم با آنان، مفید است.

افسردگی کج‌خلقی، تندخوئی، تخلیهٔ هیجان‌ها، عملکرد نامطلوب در مدرسه، مصرف موادمخدر یا رفتار حاد مخالفت‌آمیز، همگی نشانهٔ آن هستند که نوجوان دچار مشکل است.

● ستیزه‌جوئی در حضور بچه
اگر چه بگومگوی گاه‌‌گاهی بین پدر و مادر، عاقلانه بوده و حتی از یک خانوادهٔ سالم انتظار می‌رود، اما زندگی در نبردگاه دشمنی و کینه‌توزی مداوم، نزاع و درگیری پایان‌ناپذیر، امکان دارد یک‌بار سنگین روان‌شناختی را بر فرزندتان تحمیل کند. رخدادهای آسیب‌زا مانند جیغ کشیدن، زد و خورد، جر و بحث کردن یا خشونت، بچه‌ها را ترسو و نگران بار می‌آورد.
● رخدادهای پس از طلاق
تا سر حد امکان، حفظ وضعیت طبیعی بعد از طلاق، اهمیت دارد. این وضع با رعایت امور منظم روزانه مشتمل بر آداب غذاخوردن، قاعده‌های رفتاری و شیوه‌های نظم و ترتیب، صورت می‌گیرد. محدودیت‌های آرام‌بخش به‌ویژه در زمان تغییر، موقعیت بچه‌ها را نااستوار و متزلزل می‌سازد. عشق و محبت یک‌طرفه، باعث تباهی زندگی کودک می‌گردد.
● چند توصیهٔ زیر را به خاطر بسپارید:
▪ با خود و فرزندتان شکیبا باشید. رفع اضطراب‌های عاطفی، لطمه‌ها و آسیب‌های متعاقب طلاق، نیاز به زمان دارد و به‌طور معمول مرحله به مرحله انجام می‌پذیرد.
▪ در برابر وسوسهٔ مربوط به جبران غم و اندوه کودک، با تهیهٔ چیزهای مادی، خرید خوراکی‌ها یا امتیازهای ویژه مقاومت کنید.
▪ نشانه‌های فشار روانی کودک‌تان را به نسبت سن و سالش تشخیص دهید. از پزشک یا درمان‌گرتان بخواهید که شما را از نظر شیوهٔ حل مشکل‌های مخصوص ناشی از تشویش‌تان راهنمائی کنند.
▪ پشتیبانی صحیح سبب می‌گردد که بچه‌ها بتوانند با کامروائی، از عهدهٔ دگرگونی‌های مربوط به طلاق برآیند.

با رعایت نکاتی که به شما متذکر می‌شویم، می‌توانید از تاثیرات منفی و مخرب روحی طلاق بر کودکانتان بکاهید.

● قبل از طلاق‌
کودک شما اگر ۲ سال به بالا سن دارد، مطمئن باشید از این که بین پدر و مادرش شکرآب است، خبر دارد. پس اگر واقعا قصد طلاق دارید، آن را کتمان نکنید. منظور این نیست که تمام دعوا‌های بین شما و همسرتان مقابل دیدگان کودکتان باشد. ما می‌خواهیم همان طور که شما برای طلاق گرفتن آماده می‌شوید، کودک شما نیز برای این جدایی آماده شود و زمینه قبلی از آن داشته باشد تا جا نخورد و دچار شک روحی نشود. به او اطمینان دهید که او را ترک نخواهید کرد و همیشه پدر و مادرش را دارد؛ اما نه کنار هم و برایش توضیح دهید که با این جدایی، روابطتان با آرامش بیشتری پیش خواهد رفت و وقت بیشتری را باهم خواهید گذراند. قبل از هر چیز با همسرتان بر سر کودک به توافق برسید و این عهد را با هم ببندید که نگذارید او آسیب ببیند.

بحث طلاق از همسرتان، جدا از وظیفه پدر و مادری شماست. با کودک خود صحبت کنید و بگویید که رابطه شما با همسرتان مشکل دارد و به هیچ عنوان او را به قضاوت وادار نکنید، حق به جانب صحبت نکنید و مشکلات خود را باز نکنید. برای کودکتان درددل نکنید و نخواهید که ترحم او را نسبت به خود جلب کنید؛ چراکه این کار از سوی والدین باعث می‌شود کودک دچار یک تعارض بین دوست داشتن والدین و تنفر از هر دوی آنها شود؛ چراکه هریک دیگری را مقصر می‌داند و می‌خواهد این را به کودک نیز بقبولاند. از همه مهمتر والد مقابل خود را نکوبید و نخواهید با خراب کردن همسرتان، خود را موجه جلوه دهید و برای کارتان توجیه بیابید. اول خودتان باور کنید که رابطه‌تان مشکل دارد و در هیچ رابطه‌ای تنها یک نفر نقش ندارد، پس دنبال مقصر نگردید و نخواهید که با بدگویی از همسر خود پیش کودکتان، از عذاب وجدانتان بکاهید.

کودک شما حق دارد هم پدر داشته باشد هم مادر، پس او را از این حق محروم نکنید. او را در تنگنا نگذارید و مجبور به انتخاب نکنید؛ چرا که او را از لحاظ روحی سرخورده خواهید کرد. کودک هر کدام از والدین را انتخاب کند تا آخر عمر دچار عذاب وجدان در برابر والد مقابل است و این موضوع در سنین پایین‌تر مخرب‌تر است. اگر واقعا کودک خود را دوست دارید، او را ملعبه‌ای برای آزار همسرتان قرار ندهید. کودک شما مساله پیش‌پاافتاده‌ای نیست که بخواهید سر آن لجبازی کنید. پس جدا از تمام دعوا‌های زناشویی خود، به این مساله بنگرید و بهترین تصمیم را برای کودکتان بگیرید.

قبل از طلاق به دلیل درگیری که با همسرتان دارید، ممکن است بیشتر از کودکتان غافل شوید و او را نادیده بگیرید؛ اما بدانید که اگر زمینه‌سازی مناسبی برای کودک خود نکنید و او را برای این جدایی آماده نکنید، کودک شما ضربه مهلک و احتمالا جبران‌ناپذیری خواهد خورد. اگر احساس می‌کنید که در این زمینه ناتوانید حتما از روانشناسان کمک بخواهید تا شما را در این مهم یاری کنند.

● بعد از طلاق‌
بعد از طلاق معمولا مدتی طول می‌کشد تا همه افراد خانواده به موقعیت جدید خود عادت کنند؛ اما کسی که بیشتر از همه سردرگم و ناراحت است، کودک شماست؛ چراکه اگر درست و منطقی طلاق گرفته باشید، دغدغه‌های ذهنی‌تان بعد از طلاق بتدریج کاهش می‌یابد؛ اما کودکتان برعکس تازه دچار دغدغه‌های ذهنی می‌شود.
به یاد داشته باشید که حتی اگر از همسر سابقتان متنفرید، نباید از والد کودکتان متنفر باشید؛ چون والدین هر دو در تربیت جسمی و روحی فرزندان خود سهیم‌اند و اگر شما نسبت به کودک خود احساس مسوولیت می‌کنید، باید با والد دیگر در مسیر تربیت کودک خود همراه باشید. کاری کنید که کودک هم با پدر در ارتباط باشد و هم با مادر.

کیفیت روابط خود را بالا ببرید. راجع به کودکتان با والد دیگر گفتگو کنید و بگذارید کودک بفهمد که روابط والدین فرزندی‌اش هنوز از بین نرفته است. هرچه کودک بزرگتر می‌شود بیشتر برایش راجع به طلاق توضیح دهید و بگویید که شما و والد دیگر آرامش بیشتری پیدا کرده‌اید و بیشتر می‌توانید برای او وقت بگذارید. باز هم تاکید می‌کنم که هیچ وقت از والد دیگر پیش کودک بدگویی نکنید و او را به قضاوت وادار نکنید. از کودک خود نخواهید از والد دیگر برایتان خبر بیاورد و یا حرف و رفتاری علیه والد دیگر به کودکتان نیاموزید. به خاطرات گذشته برنگردید و سعی کنید زندگی جدیدتان را درست پیش ببرید.

ممکن است کودک بخواهد شما را با هم آشتی دهد و یا از کسی برای این موضوع کمک بگیرد. در مقابل این رفتار کودک جبهه نگیرید و عصبانی نشوید و در عین حال به او امید واهی نیز ندهید. با او صحبت کنید و بگویید که تصمیم به طلاق را یک‌شبه نگرفته‌اید و حالا نیز قصد بازگشت به زندگی زناشویی قبلی را ندارید؛ اما این به این معنی نیست که از والد دیگر متنفرید؛ بلکه مناسب زندگی در کنار هم نیستید و این جدایی دلیل نمی‌شود که کودکتان پدر و مادرش را از دست بدهد. به او بفهمانید که آرامشی که حالا پیدا کرده‌اید، به نفع اوست و در یک زندگی زناشویی نامناسب، کمتر به او می‌رسیدید.

اگر شما بتوانید روابط خود را با فرزندتان محکم‌تر از گذشته کنید و حق مادری و پدری را برایش بجا بیاورید، از اثرات منفی طلاق کاسته خواهد شد و کودک در بستر امن‌تری رشد خواهد کرد.

● ناپدری، نامادری‌
طبیعی است که افراد بخواهند بعد از طلاق دوباره به زندگی خود ادامه دهند و مجددا ازدواج کنند؛ اما معمولا کودکان از این وضعیت خوشحال نخواهند شد. آنها که تا آخرین لحظه منتظرند تا پدر و مادر خود از طلاق منصرف شوند و بعد از آن هم می‌خواهند پدر و مادرشان دوباره با هم آشتی کنند، قطعا از این که امیدشان از دست برود و والدینشان با کس دیگری ازدواج کنند، خوشحال نمی‌شوند. پس احتمال این که ازدواج مجدد شما باعث ناهنجاری‌هایی در کودکتان شود، زیاد است.

اگر نتوانید با کودک خود درست برخورد کنید و این مساله را برایش جا نیاندازید، کودک شما احتمالا واکنش نشان می‌دهد، با همسر جدید شما بدرفتاری می‌کند و والد دیگر را علیه شما تحریک خواهد کرد؛ اما اگر قبل از همه راجع به ازدواج مجددتان با فرزندتان حرف بزنید و به او بگویید که می‌خواهید این کار را انجام دهید و او را مطمئن کنید که برایش وقت کافی خواهید گذاشت و ازدواج شما به معنی این نیست که از او جدا می‌شوید، این اثرات منفی کاهش پیدا خواهد کرد. به هیچ عنوان نخواهید که جای والد دیگر را برای کودکتان با همسر جدیدتان پر کنید؛ بلکه سعی کنید رابطه‌ای دوستانه بین همسر جدید خود و فرزندتان ایجاد کنید.

حتی‌الامکان همسر سابقتان را در جریان ازدواج جدیدتان قرار دهید و از او بخواهید در این زمینه کودکتان را یاری کند و نگذارید که والد دیگر از زبان کودک این خبر را بشنود؛ چراکه ممکن است همسر سابقتان در اثر ناراحتی از این خبر عکس‌العمل منفی نشان دهد که بر کودک تاثیر بدی بگذارد.

اگر شنیدید که همسر سابقتان می‌خواهد ازدواج کند، به هیچ وجه در برابر کودکتان عصبانی نشوید و منفی عمل نکنید. به او بگویید که شما و همسر سابقتان همیشه پدر و مادر او هستید و ازدواج مجدد هر کدام از شما به منزله پیدا کردن دوست جدید برای اوست و هیچ کس جای پدر و مادر او را نخواهد گرفت. از همسر جدیدتان نیز بخواهید با کودکتان دوست باشد و هیچ وقت نخواهد که او را از والد دیگرش جدا کند و جای او را بگیرد.

گاهی طلاق واقعیت دردناک زندگی شماست؛ اما اگر با آن کنار بیایید و درست تصمیم گرفته باشید، از مشکلاتتان می‌کاهد و شما را به زندگی جدیدی که در آن می‌توانید نقاط‌ضعف‌تان را از بین ببرید دعوت می‌کند. اگر از طلاق ناگزیرید، بگذارید با طلاق مشکلات خود و خانواده‌تان کمتر شود، نه بیشتر. کودک خود را در آغوش بگیرید و او را در برابر خطرات این واقعیت تلخ محافظت کنید.

تأثیر طلاق بر فرزندان

مهم‌ترین کشمکشی که فرزندان پس از طلاق والدین به آن دچار می‌شوند، ترس از دست دادن پدر یا مادر با هم است. بزرگ‌ترین ترس کودکان از این است وقتی که به محبت پدر و مادر نیاز دارند، والدین آنها را ترک کنند و تنها بگذارند.

طلاق همه اعضای خانواده را دچار اضطراب می‌کند، ولی برای فرزندان ناگوارتر است. تأثیر مستقیم طلاق بر فرزندان تولید عواطف آزاردهنده از جمله ترس، خشم، گیجی و بهت‌زدگی است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، خوشبختانه کودکان می‌توانند پس از مدتی به حیات طبیعی خود بازگردند. البته در این رابطه نقش والدین بسیار اساسی است. آنان باید کودکان خود را زیر چتر حمایت خود قرار دهند و هدایت صحیح را از آنان دریغ نکنند.

طلاق به‌خصوص بر کودکان در دوران ابتدایی تحصیل تأثیر عمیق‌تری می‌گذارد.

حس عدم امنیت کودکان را به‌شدت آزار می‌دهد و آنها از بازگو کردن شرایط خانواده خود احساس شرمساری دارند.

حتی پس از مدتی ممکن است که بچه‌ها خود را سرزنش کنند. در این باره، واکنش بچه‌ها متفاوت است. برخی غم و درد نهان خود را ابراز می‌کنند و بعضی دیگر آن را پنهان می‌کنند.

۱- ترس و اضطراب:

ترس و اضطراب به‌خصوص دامن گیر بچه‌هایی می‌شود که مدارس ابتدایی را می‌گذرانند. طلاق با خود حس عدم امنیت را در کودکان می‌پروراند. پس از طلاق برخی از بچه‌ها از حس عمیق ناتوانی رنج می‌برند.

بچه‌های کوچک‌تر گاه فکر می‌کنند که والدین در فکر ترک آنها هستند و این حس ناامنی آنها را تشدید می‌کند. درگیری والدین نیز استرس و اضطراب بچه‌ها را شدت می‌بخشد.

امکان دارد که عوارض فیزیکی از جمله سردرد، درد معده و غیره در کودکان نمایان شود.
واکنش بچه‌های بزرگ‌تر عموماً انزوا و خلوت گزینی است که خود گواه دیگری بر ترس و نگرانی آنهاست.

۲- خشم و از کوره دررفتگی:

خشم نیز یکی دیگر از مظاهر رفتاری است که کودکان به‌خصوص در مدارس ابتدایی از خود نشان می‌دهند. گاه بچه‌ها از والدین خشمگین هستند و آنها را سرزنش می‌کنند. بچه‌های بزرگ‌تر گاه آشکارا والدینشان را شماتت می‌کنند.

خشم بچه‌ها گاه با زیر سؤال بردن قوانین خانه و یا وظایفشان جلوه‌گر می‌شود. گاه نیز به‌شکل فعال فرزندان طلاق با بچه‌های دیگر به زدوخورد می‌پردازند

۳- ایجاد زمینه های وسواس در دختران و پسران:

وسواس تکرار بدون اراده و افراطی اعمال و کارهای روزمره است .

۴- بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان:

در این نوع بیماری اجتماعی، فرد فاقد احساس لذت یا درک کمتری از زندگی روزمره است، بی اشتهایی بر او چیره شده و خستگی به طور مداوم در ارگانیسم بدن وی مشاهده می شود.

۵- به وجود آوردن زمینه های اضطراب:

در نوجوانان حالتی شبیه به احساس ترس، نگرانی و تشویش به وجود می آید. در این بیماری علائم بیم از آینده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستی مبانی خانواده از تفکر در مورد برنامه ریزی مدون برای حرکت های دسته جمعی و گروهی وحشت دارد.

۶- ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان:

نتیجه محرومیت های مداوم از مهر و محبت پدری است. در این نوع بیماری چون نوجوان امکان مذاکره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمی یابد و از طرفی سؤال های خود را بی جواب می بیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او به وجود می آید. رفتارهای پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجوانانی که خانواده های آنان از همدیگر جدا شده اند کاملاً مشهود است.

۷- بی قراری:

این بیماری با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هایی که شاهد جدایی پدر و مادر خود بوده اند مشاهده      می شود. حالتی که فرد در مقابل هرگونه عاملی تحریک پذیر است یعنی حتی در مقابل محرک های ضعیف
عکس العمل شدید نشان می دهد.

۸- حسادت، سوءظن و سماجت:

در نوجوانان خانواده هایی که والدین آنها از هم جدا شده اند این حساسیت ها دیده شده است. این گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسیت بیشتر و زیاده از حد نشان می دهند.

۹- قربانی روحی و عاطفی:

کودکان اولین قربانی طلاقند، قربانی روحی، عاطفی و حتی گاهی جسمی. کودک پس از طلاق در خانواده گیج و حسرت‌زده است و کمتر می‌تواند تعادل خود را حفظ کند، بویژه کودکی که با پدر و مادر بسیار مانوس است و دائما در دامان آنان و نازپرورده‌شان بوده است.

۱۰- وحشت از زندگی:

کودکی که والدینش از هم جدا شده‌اند، خانه را محل وحشت می‌داند و بیشتر در جستجوی پناهگاهی دیگر است؛ پناهگاهی که برای او تسلی‌بخش و محل امن و راحتی باشد.

بسیاری از بی‌اعتنایی‌های کودک به دنیا و دیگران هنگام جدایی والدین پیش می‌آید و این از آن جهت است که روح محدود و کوچک طفل، نمی‌تواند آن را تحمل کند.

۱۱- یتیمی کودکان:

کودکان پس از طلاق و جدایی والدین، حقیقتا یتیم می‌شوند. مخصوصا اگر خردسال باشند دردشان عظیم‌تر است؛ چون طفل در هر سطحی از آسایش و امکانات باشد، باز نیاز به مادر دارد. این درد برای کودکان سنگین است که نمی‌توانند خود را به مادر یا پدر برساند و برای دیدار آنان باید منتظر اوقات رسمی باشند.

گاهی طفل نیمه‌شب برمی‌خیزد و مادر را طلب می‌کند. پیداست در آن صورت چه حالی به او دست خواهد داد. این که در اثر اختلاف پدر و مادر، مادرش در خانه نیست و مثلا فردا باید او را ببیند دردی عمیق است.

۱۲- دربه‌دری و نابسامانی:

حاصل طلاق، دربه‌در کردن و نابسامانی فرزندان و به خود واگذاشتن آنان یا سپردن فرزندان به دست نامادری یا ناپدری است که ممکن است آنها را زجر بدهند. پس از طلاق، کودک مجسمه‌ای متحرک و عروسکی است که گاهی نزد مادر، زمانی پیش پدر، هنگامی نزد عمه، خاله، دایی و گاهی هم در پرورشگاه است و پیداست این دست به دست شدن‌ها، عادت یافتن لحظه‌ای به خوی‌ها و تربیت‌ها و فرهنگ‌های متفاوت چه تاثیری نامطلوب در روان کودک و در فرم تربیتی او می‌گذارد.

۱۳- احساس گناه:

گاهی کودک در جدایی والدین احساس گناه می‌کند. گمان دارد چون شیطان بوده و پدر و مادر را اذیت کرده، والدین آنان جدا شده‌اند. این مساله بیشتر از زبان معصومانه آنان شنیده می‌شود که: «مامان! بیا دیگه تو را اذیت نمی‌کنم». یا می‌گویند: «بابا! بیا قول می‌دهم دیگر شیطنت نکنم» اینان خود را مسوول احساس می‌کنند و گمان دارند اشتباهی را مرتکب شده‌اند.

۱۴- گیجی و بهت‌زدگی:

پس از طلاق، کودک مات و مبهوت می‌شود و حتی انگیزه تحصیل را از دست می‌دهد و با افت تحصیلی مواجه می‌شود. گاهی بیمار می‌شوند و در جستجوی پناهی برای مهرورزی، دلجویی و نوازش هستند، اینان به حقیقت بیمار نیستند، بلکه نقطه اتکای خود را از دست داده‌اند، بدینسان با دارو نمی‌توان درمانشان کرد، بلکه با نوازش می‌توان درد آنان را علاج کرد.

۱۵- تاثیر منفی در رشد:

بررسی‌ها نشان داده‌اند کودکانی که از مادر جدا شده‌اند، رشدشان کمتر از آنانی است که از مادر خود جدا نیستند؛ اگرچه مادر یک مربی پرورش یافته نباشد و در شرایط بهداشتی روانی مناسب تربیت نیافته باشند، فقدان مادر جلوی شکوفا شدن کودک را در تمام زمینه‌ها می‌گیرد و در شخصیت عاطفی او اثر منفی می‌گذارد.

۱۶- بدبینی به پدر و مادر:

کودکان پس از جدایی والدین، معمولا به یکی از والدین، پدر یا مادر بدبین می‌شوند و به او با نظر کراهت می‌نگرند. معمولا یا طرفدار پدر می‌شوند یا طرفدار مادر که در هر دو صورت برای فرزند و حتی والدین نامطلوب است. ضروری است والدین لااقل در برابر کودک، عکس‌العمل مناسب داشته باشند و در حضور آنان از هم بدگویی یا شکوه نکنند.

۱۷- کمبودهای عاطفی:

کودکی که از پدر یا مادر جدا شده، از مهر و نوازش دو طرف سیراب نیست و اغلب با تشنگی عاطفی مواجه است و بعید نیست در جستجوی محبت، به دام افراد شیادی بیفتد و عفت و پاکدامنی خود را از دست بدهد، امری که در جوامع مختلف به نمونه‌های بسیاری از آن برخورد می‌کنیم.

۱۸- نابهنجاری کودکان:

بالاخره کودکانی که والدین آنان از هم جدا شده‌اند، کودکانی عادی و بهنجار نیستند. بررسی‌های روان‌شناسان آلمان نشان داده است اینان اغلب محروم از عاطفه و در بزرگسالی افرادی برای شرارت و جنایت خواهند بود.

طلاق در معنای کلی آن در ذهن بسیاری از افراد فی نفسه امری نامطلوب و ناخوشایند تلقی می شود. بسیاری از زوجین پس از ناکامی و با نهایت درماندگی، طلاق را به عنوان تنها راه حل انتخاب می کنند. روند رو به رشد طلاق در ایران به ویژه در سال های اخیر، نشان می دهد که زشتی و قبح این پدیده در جامعه ما کمرنگ شده است.

جالب است بدانیم بیشتر طلاق ها در سال های اول زندگی و به صورت دقیق تر نیمی از طلاق ها در هفت سال اول زندگی رخ می دهد. یعنی دوره ای که زن و مرد بیشتر بر اساس مسائل احساسی و هیجانی تصمیم گیری می کنند و شاید بتوان گفت که هنوز به شناخت درست و منطقی از انتظارات و مسئولیت های زندگی زناشویی دست نیافته اند.

بسیاری از والدین نگران اثرات منفی طلاق بر روی کودکان خود هستند و برخی از آنها به همین خاطر از طلاق صرف نظر می کنند. اهمیت زیادی دارد که والدین از میزان تأثیرات طلاق بر روی کودکان درک روشنی داشته باشند تا بتوانند از تأثیرات منفی آن بکاهند.

بازی به بلوغ اجتماعی کودک کمک می کند

بازی یکی از نیازهای اساسی کودک به شمار می رود و باعث پیشرفت سیر تکاملی وی می شود.از طریق بازی کودک یاد می گیرد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار نماید و همچنین باعث افزایش هوش٬ قدرت تخیل و خلاقیت کودک می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، درباره فواید بازی کودکان و نقش آن در پرورش جسم و روح آنها ، پژوهش های زیادی انجام شده است . کارشناسان و پژوهشگران به این نتیجه روشن رسیده اند که بازی ، نیاز اولیه و ضروری کودکان است و هر چه امکان بازیهای سالم و سازنده بیشتر باشد ، فکر و ذهن کودک بهتر پرورش یافته و خصوصیتهای اجتماعی او بهبود می یابد.

زمانی که کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند ، مرحله تماس با محیط فرا می رسد . به طوریکه با کنجکاوی می خواهند از مسائل پیرامون خود آگاه شوند و کسب این آگاهی ها مستلزم خروج از دنیای فردی و ورود به اجتماع ، ایجاد و برقراری کنش متقابل با محیط است . و دربازی های گروهی که هدف مشترکی دارند و افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیرند تلاشها و فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ کنند کودک به نوعی تعامل و ارتباط اجتماعی دست می یابد.

بنابراین کودکان با انتخاب نوع بازی ، تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین آن ، در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی ، این باور را در خود پرورش می دهند که به منظور پذیرش در گروه و بازشناسی از سوی همبازی ها مجبور به اجرای قوانین بازی می باشند .

کودک بدون بازی ، به ویژه بازیهای گروهی ، خودخواه و فاقد توانایی لازم برای ایجاد ارتباط با دیگران بار می آید ، حال آن که از طریق بازی ، شیوه همکاری و نفوذ در گروه همسالان ، جلب توجه دیگران ، رعایت حقوق دیگران ، زندگی گروهی و بسیاری از امور اجتماعی دیگر را یاد می گیرد .

بازی به کودک می آموزد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و در عین حال این امکان را برای او فراهم می آورد تا خود را به طور شایسته در مقابل دیگران کنترل نماید ، به این معنی که کودکان به واسطه شرکت در بازی ، به تقویت و توسعه نیروهای درونی خود می پردازند و زمینه های لازم برای خویشتنداری را کسب می کنند .

آنچه مسلم است برنامه ریزی و طراحی بازیهای مناسب موجب می شود کودکان به بلوغ اجتماعی رسیده ، به نقش حقیقی خود در جامعه پی ببرند و آمادگی مقدماتی را برای پذیرش نقش های آینده به دست آورند.

پژوهشگران معتقدند که بازی٬ نیاز اولیه و ضروری کودک است و هر چه امکان پرداختن آنها به بازی های سالم و سازنده بیشتر باشد٬ فکر و ذهن و جسم آنها بهتر پرورش می یابد و خصوصیتهای اجتماعی آنها بهبود می یابد.

زمانی که کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند٬ مرحله تماس با محیط فرا می رسد به عبارت بهتر زمانی که کودکان به دنیای فراسوی ادراکات حسی خود پا گذاشتند فعالیتهای آنها حیطه وسیعتری به خود می گیرد ٬به طوریکه با کنجکاوی می خواهند از مسایل پیرامون خود آگاه شوند و کسب این آگاهیها مستلزم خروج از دنیای فردی و ورود به اجتماع و ایجاد برقراری کنش متقابل با محیط است.در عین حال باید تصریح کرد که کودکان دارای توان بالقوه اجتماعی بودن هستند و چگونگی و میزان تعامل با دیگران و محیط است که این توان را به صورت بالفعل در می آورد.

کودکان پس از گذران مرحله طفولیت و ورود به دنیای اجتماعی شدن به بازیهای گروهی می پردازند.این بازیها هدف مشترکی دارند که افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیر تلاشها و فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ می کنند.از این رو بازی٬ عامل مهمی در ایجاد مراوده و ارتباط متقابل میان کودکان است.چرا که لزوم همکاری برای رسیدن به هدفی واحد٬ موجب اتحاد آنها می شود.

بنابراین کودکان با انتخاب نوع بازی و تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین بازی٬ در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی٬ این باور را در خود پرورش می دهند.برنامه ریزی و طراحی بازیهای مناسب موجب می شود کودکان به بلوغ اجتماعی برسند٬ به نقش اجتماعی خود در جامعه پی ببرند و آمادگی های مقدماتی را برای پذیرش نقش خود کسب نمایند.

افسردگی در نوجوانان

جوانان برای این که بتوانند با موفقیت افسردگی خود را برطرف کنند بسیار آسان است. وجود یک نوجوان افسرده در خانواده می تواند مشکلات زیادی به همراه داشته باشد، اما از سوی دیگر، والدین درمانی، بهترین راه برای خارج کردن کودک از شرایط استرس زاست.

نوجوانی یکی از آسیب پذیرترین دوران زندگی است، به ویژه اگر این دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی با افسردگی نیز همراه باشد، نوجوانی را دوران آشفتگی نیز نامیده اند، به این دلیل که فرد ناچار است تغییرات جسمانی، عاطفی و اجتماعی را تحمل کند که می تواند باعث اضطراب و نگرانی او در برخورد با عوامل استرس زا شود. تغییر روحیه و خلق و خوی در دوران نوجوانی تا وقتی زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار ندهد، طبیعی است. توجه داشته باشید بین یک روحیه بد زودگذر با اضطراب ها و نگرانی های مزمن تفاوت قائل شوید. نگرانی های مفید به فرزندان ما کمک می کند تا با تغییرات ایجاد شده بخوبی سازگاری یابند؛ اما دلهره های غیر عادی برای موضوعات کوچک طبیعی نیست. والدینی که نمی توانند در این دوره حساس با نوجوانان خود ارتباط برقرار کنند، فرزندان خود را که از بیان ترس ها و نگرانی های خود هراس دارند، گریزان می کنند. این کار باعث می شود آنها به جوانانی افسرده تبدیل شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در مقابل، آن دسته از والدین که با هوشیاری برای نوجوانانشان وقت و انرژی می گذارند و در صورت لزوم مبالغی را هزینه می کنند می توانند به نوجوان خود کمک کنند تا آینده خود را بسازد و به سرعت بر نگرانی های دوره نوجوانی غلبه کند. حمایت از نوجوانان در طول این سفر گذار از کودکی به جوانی بسیار آسان تر است تا این که بعدها برای بازگرداندن سلامت روانی او به دردسر بیفتید.

لازم نیست همیشه او اول باشد

فشار والدین برای سرآمد و بهترین بودن در دروس و در مقابل بی اعتنایی کامل نسبت به دیگر فعالیت های فوق برنامه می تواند در ذهن فرزند آنها به یک مشکل بغرنج و پیچیده تبدیل شود. این کار او را بین علایق اساسی خود و برآوردن انتظارات والدین سرگردان می سازد.

بعضی جوانان در مواجهه با برنامه های سختگیر و غیر قابل انعطاف که آنها را برای برنده و بهترین بودن در همه چیز، از مطالعه دروس گرفته تا موسیقی، نقاشی و حتی بازی ها تحت فشار قرار می دهد، دچار تنگنا می شوند. علاوه بر این، فشارهای مدرسه نیز باعث می شود نوجوان عزت نفس و خودباوری خود را از دست بدهد.

باید نوجوانان را تشویق کرد تا مهارت هایی را بیاموزند که به آن علاقه مندند و به آنها انگیزه می دهد؛ همچنین لازم است این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که کاملا” طبیعی است گاهی بعضی چیزها را بخوبی یاد نگیرند و تنها چیزی که برای آموختن نیاز دارند، زمان و تمرین بیشتر است.

به فرزندان خود کمک کنید تا غرور خود را بازسازی کنند. موفقیت های آنان در عرصه های مختلف را که ممکن است یک هنر، ورزش یا مطالعات درسی و غیره باشد، تشویق کنید، از پیشداوری و پیش بینی بی موقع خودداری کنید. اجازه دهید نوجوان گام های طبیعی خود را در مسیر رشد بردارد و او را با انتظارات خود یا ایجاد دیگر مسوولیت های خانوادگی به زحمت نیندازید.

با آنها در مورد موضوعاتی نظیر فشار همسالان، انتخاب یک برنامه روزمره، دوستیابی، مسائلی نظیر سیگار کشیدن، مواد مخدر و مسائل جنسی تا حدی که امکان دارد و می تواند برای آنها مفید باشد، صحبت کنید.

روابط بین فردی سالم در خانواده می تواند در تشخیص به موقع علائم افسردگی در نوجوانان مفید باشد. با فرزندان خود گفتگو کنید و اجازه دهید این رابطه در هر زمانی که به آن نیاز دارند، حتی اگر خسته هستید، برقرار شود. آنها را برای آخر هفته منتظر نگذارید، اما در عین حال آنقدر در دسترس نباشید که وقتی برای تنها بودن و خلوت کردن نداشته باشند. برای با هم بودن ارزش قائل شوید و به جای این که بعدها برای درمان افسردگی آنها وقت بگذارید، همین حالا هر زمان که به شما نیاز دارند، در دسترس باشید.

در باره نمونه ها و موقعیت هایی که خودتان توانسته اید زندگی را کنترل کنید و یا عوامل استرس زا به خوبی برخورد داشته اید، مثال هایی بیاورید. در باره مشکلات خانواده یا دیگر موضوعات به نحوی که بر آنها تاثیر منفی نداشته باشد و آنها را نگران نکند. صحبت کنید. در عین حال فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات غمبار خود یا هر نگرانی دیگری که دارد را هر طور می خواهد با شما در میان بگذارد. شنونده ای صبور و منبع امیدواری برای فرزند خود باشید، زیرا بیشتر اوقات تنها گوش دادن به عواطف آنان برای برطرف کردن افسردگی موثر است. علائم افسردگی در نوجوانتان نباید شما را ناراحت کند و مهمتر این که رفتاری پرخاشگرانه با او نداشته باشید و هرگز او را مسخره نکنید.

به طور کلی کودکان خجالتی یا غمگین و کودکانی که در رفتار و کارهای خود دچار پسرفت می شوند را افسرده تلقی می کنند. همچنین کودک دشواری که در خانه و مدرسه ایجاد زحمت می کند نیز ممکن است افسرده باشد و رفتار او می تواند واکنشی نسبت به استرس باشد. بعضی نوجوانان نیز از درس و مدرسه گریزان می شوند و نمرات کمتری نسبت به قبل می گیرند.

نبود یک فرد صمیمی می تواند افسردگی نوجوان را تشدید کند. با فرزند خود برخورد منفی نداشته باشید زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی میکند.

بسیاری از آنان در تلاش برای مقابله به مثل دچار خشم غیر قابل کنترل و تنفر نسبت به خانواده می شوند. ممکن است کودک منزوی باشد و از والدین، دوستان و مردم دوری کند. او ممکن است فکر کند هیچ کس واقعا” او را درک نمی کند و برایش اهمیت قائل نیست. به جای این که او را سرگردان کرده یا در اشتباه نگه دارید، محبت خود را به او ابراز کنید و نشان دهید واقعا” نگرانش هستید.

موضوع را جدی بگیرید

نوجوانان افسرده همچنین رفتار خودآزارگونه و خود تخریبی از خود بروز می دهند و درباره مرگ و خودکشی صحبت می کنند. والدین باید درباره این گونه احساسات نوجوانان، بدون ترس از ایجاد افکار خودکشی در ذهن آنان گفتگو کنند. چنین صحبت هایی را یک هشدار تلقی کرده، آن را جدی بگیرید و به دنبال دریافت کمک باشید.

روابط ناسالم در خانه و بیرون از آن یا نبود یک فرد صمیمی می تواند افسردگی نوجوان را تشدید کند. با فرزند خود برخورد منفی نداشته باشید و از طعنه و کنایه زدن و انتقاد خودداری کنید، زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی میکند.

علائم جسمی و روانی دیگری نیز وجود دارند که پیامد طبیعی افسردگی های درمان نشده دوران نوجوانی محسوب می شوند. از این پیامدها می توان به احساس بی ارزش بودن، زیاده روی در انجام فعالیت های سرگرم کننده و تفریحی، تغییر کلی در انجام کارهای روزمره و بی اهمیت شمردن کارهایی که قبلا” جزو وظایف روزمره به حساب می آمد. بی علاقگی نسبت به بیشتر فعالیتها و نگرانی های افراطی از این که اتفاقاتی که برای آنها می افتد غیرقابل برگشت و دائمی است، اشاره کرد. این افکار و رفتارها از یک سوء تمرکز و تصمیم گیری را مشکل می سازد و از طرف دیگر باعث عدم موفقیت و در نتیجه شرمساری نوجوان می شود. این چرخه خطرناک همین طور ادامه می یابد.

شما باید بدانید این افکار از کجا پیدا شده اند تا بتوانید رفتار مناسبی در مقابل آنها داشته باشید. ببینید چه چیزهایی می تواند باعث افسردگی در فرزندتان شود. شاید لازم است بعضی از رفتارهای خود را تصحیح کنید. بیشتر عواملی که باعث ایجاد افسردگی در نوجوانان می شوند، قبل از این که نیازی به یک روان درمان و روان شناس باشد، در خانه قابل برطرف شدن هستند.

روان درمانی و رفتار درمانی به زمانی است که والدین مشکل نوجوان خود را بسیار حاد و ناامید کننده ببینند و نتوانند آن را در خانه کنترل کنند. این نوع درمان ها می تواند برای ایجاد یک نگرش مثبت نسبت به رفتار و بهتر ساختن روابط بین فردی مفید باشد. تکنیک های مراقبه و آرمیدگی نیز می تواند روند بهبود را کامل کند. مربی یا فرد دلسوز و آگاهی که نوجوان بتواند به راحتی با او درد دل کند، مورد مناسبی است برای این که او احساسات سرکوب شده خود را تخلیه کند. داروهای ضد افسردگی نیز برای درمان موارد حاد افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد.

والدین عزیز، مراقبت دلسوزانه و هوشیارانه این امکان را ایجاد می کند تا در سال های انتقال از کودکی به بزرگسالی همراه نوجوان خود باشید و به آنان کمک کنید به یک بزرگسالی بالغ و مسوول تبدیل شوند. شما باید نسبت به واکنش های خود در رابطه با نوجوانتان هوشیار باشید و به آنها اهمیت دهید.

زیاد خوابیدن تأثیر منفی بر سلامتی دارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج مطالعات آنان حاکی از این است که زیاد خوابیدن در تعطیلات آخر هفته که با ریتم عادی و طبیعی روزهای دیگر متفاوت است، تأثیر منفی بر سلامتی افراد دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، خوابیدن کافی و با کیفیت اهمیت زیادی در زندگی انسان دارد به طوری که خواب را باید یکی از عوامل مهم تأمین‌کننده سلامتی افراد دانست. اغلب مردم، از اهمیت خواب بر سلامتی خود بی‌خبر هستند. داشتن خواب کافی و با کیفیت از جنبه‌های مختلف برای سلامتی مفید است، اما شاید در عصر حاضر بسیاری از افراد نتوانند به دلیل مشغله کاری به اندازه کافی بخوابند

خوب است توجه کنید که داشتن خواب کافی برای سلامتی شما مهم است، چرا که سبب تقویت سیستم ایمنی می‌شود و بدن شما را در مقابله با بیماری‌ها توانمندتر می‌کند. در واقع خواب برای عملکرد درست سیستم عصبی شما ضروری است.

گیجی و منگی از عوارض خواب زیاد است که بر توان تمرکز ذهنی نیز تأثیر گذاشته و عملکرد جسمی فرد را مختل می‌کند.

فکر می‌کنید چند ساعت خواب برای شما کافی است؟ اگر شما در طول روز احساس منگی و کسالت می‌کنید، بویژه در هنگام انجام کارهای روزانه بی‌حوصله هستید و احساس کسالت می‌کنید باید بدانید که ایراد در میزان خواب شماست.

بسیاری از افراد که به دلایل مختلف از جمله رفتن به محل کار خود، در طول روزهای هفته، صبح زود از خواب بیدار می‌شوند، از تعطیلات آخر هفته برای جبران کمبود خواب خود در طول هفته استفاده می‌کنند و بیشتر می‌خوابند. اما باید گفت که تحقیق و مطالعه‌ای که اخیراً دانشمندان انجام داده‌اند، خبر خوبی برای آنان ندارد.

دانشمندان به این نتیجه دست یافتند که خوابیدن زیاد در روزهای تعطیل، عادتی است که برای سلامتی افراد مضر است. آیا شما در تعطیلات پایان هفته زیاد می‌خوابید؟ آیا شما فکر می‌کنید به این صورت، کمبود خواب هفته گذشته شما جبران می‌شود؟ در واقع باید گفت کسی که فکر می‌کند خواب اضافه برای سلامتی او مفید خواهد بود، در اشتباه است.

اخیراً دانشمندان در دانشگاه سن پطرزبورگ طی انجام تحقیقی به این نتیجه دست یافتند که نوع خوابیدن در تعطیلات آخر هفته که با ریتم عادی و طبیعی روزهای دیگر متفاوت است، تأثیر منفی بر سلامتی افراد دارد. نتیجه این تحقیق در یکی از مجلات پزشکی نیز منتشر شده است.

محققان، عادات خواب ۴۴۷ نفر را که در تعطیلات پایان هفته، برای جبران خواب طول هفته گذشته بیشتر می‌خوابیدند را با دستگاه ثبت و مشاهده خواب بررسی کردند که در این آزمایش و تحقیق، محققان ریتم خواب آزمایش شوندگان را تجزیه و تحلیل کرده و مشاهده کردند که ۸۵ درصد شرکت‌کنندگان در این آزمایش که در تعطیلات آخر هفته زیاد می‌خوابیدند، سلامتی‌شان در معرض خطر قرار گرفته چراکه در خلال این نوع خواب نامنظم، خطر بیماری‌های قلبی و دیابت نیز در آنها بیشتر می‌شود.

علاوه بر این به گفته محققان، این افراد مقدار اندازه دور کمرشان افزایش پیدا می‌کرد. مخصوصاً کارکنان شیفت شب که شبها بیدار بودند نیز بیشتر با این عوارض مواجه بودند. به گفته این محققان حتی ورزش کردن نیز تأثیرات منفی ریتم خواب نامنظم را از بین نخواهد برد.

این محققان توصیه می‌کنند برای جبران کمبود خواب، در روزهای تعطیل آخر هفته بیش از ۱۰ ساعت نخوابید. آنها در ادامه می‌افزایند در واقع خواب زیاد و خواب‌های آشفته می‌تواند نشانه بیماری‌های دیگر باشد. هنگامی که افراد سالم هستند، به‌صورت اتوماتیک از خواب بیدار می‌شوند و بیشتر نمی‌خوابند. محققان در ادامه می‌گویند حدود ۲ درصد از مردان و ۵/۱درصد از زنان به خواب ۱۰ ساعت در شبانه روز نیاز دارند. اما ساعات خواب ایده آل در افراد مختلف متفاوت است.

پژوهشگران در ادامه می‌گویند معمولاً خوابیدن بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز خوب و کافی است و هر فرد حتی می‌تواند چنانچه تمایل داشته باشد، حداکثر ۹ ساعت در شبانه روز نیز بخوابد. همچنین این پژوهشگران درباره خواب نیمروزی نیز اظهار می‌دارند که در نیمروز افراد نباید بیش از ۳۰ دقیقه بخوابند و همین مقدار خواب در نیمروز خوب است زیرا علاوه بر اینکه سبب نخواهد شد که درساعت بیولوژیکی بدن اختلال ایجاد شود، همچنین باعث سرحال شدن فرد و افزایش انرژی در او می‌شود.

تحقیقات دانشمندان در این باره همچنان ادامه داردتا اگر در این زمینه به یافته‌های جدیدی دست یابند به‌صورت جدی و فوری درباره ساعات کاری مشاغل در دنیا تغییراتی ایجاد شود و ترتیبی اتخاذ شود که به سلامتی افراد خدشه‌ای وارد نشود.

اسباب بازی های الکترونیکی تاثیر منفی بر رشد مهارت های کلامی کودک دارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج بررسی های صورت گرفته در یک مطالعه نشان می دهد، کودکانی که با اسباب بازی های الکترونیکی بازی می کنند دارای مهارت های زبانی کمتری هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققان دانشگاه آریزونا شمالی در مطالعات اخیر خود دریافتند کودکانی که بیشتر با اسباب بازی های الکترونیکی بازی می کنند در مقایسه با کودکانی که بیشتر با کتاب و اسباب بازی های قدیمی نظیر پازل های چوبی یا بلوک های پلاستیکی سر و کار دارند، کمتر از زبان خود استفاده می کنند.

در این مطالعه، محققان آزمایشی کنترل شده شامل گروه های دوتایی والد-نوزاد با رده سنی ۱۰ تا ۱۶ ماه را تحت نظر گرفتند. البته محققان مشاهده مستقیم بر بازی کودکان نداشتند، بلکه آنها را از راه دور در منازل شان تحت نظر قرار دادند.

به شرکت کنندگان سه دسته اسباب بازی داده شد: اسباب بازی های الکترونیکی نظیر لپ تاپ های بچه گانه، مزرعه سخنگو و موبایل بچه گانه؛ اسباب بازی های قدیمی نظیر پازل های چوبی، جورچین و بلوک های پلاستیکی همراه با تصویر؛ و پنج کتاب همراه با شکل ها و موضوعات جالب و رنگی.

«آنا سوسا»، یکی از محققان این مطالعه، در این باره می گوید: «کودکان در حین بازی با اسباب بازی های الکترونیکی، کمتر از کلمات مخصوص بزرگسالان استفاده می کردند، کمتر با اطرافیان شان صحبت می کردند، کمتر به صحبت والدین شان واکنش نشان می دادند و کمتر کلمات جدید از خود تولید می نمودند.»

به گفته این محقق، اسباب بازی های الکترونیکی تاثیر منفی بر رشد مهارت های کلامی کودک دارد و والدین باید در خرید اسباب بازی دقت کافی داشته باشند.

برگه‌ی بعد »