موارد عادی در نوزاد که موجب نگرانی شما می شود

بهمن ۱, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : راهنماي خانواده ها, مشروح اخبار

بدنیا آمدن هر نوزادی نگرانی بسیاری برای والدینش به همراه دارد . نگرانی در مورد اینکه نوزادش وضعیت خوبی دارد یا خیر . هر نشانه کوچک یا ظاهری غیر عادی برای والدینش به همراه دارد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در اینجا چندین موردی که برای نوزاد پیش می آید و اغلب با گذشت زمان بهتر یا بی ضرر می گردند خلاصه وار ذکر شده است :

میلیوم ارزند

به صورت دانه های ریز سفید رنگ بر روی بینی و صورت ظاهر می شود . چیزی جز غدد چربی متورم نیستند و خود به خود محو می شوند .

اریتما توکسیکوم (قرمزی سمی ) :

علی رغم اسم تهدید آمیزی که دارد تنها چند تکه قرمز رنگ بی ضرری است که ممکن است بر روی صورت و تنه ظاهر شود . همچنین خود به خود محو می گردند .

نقاط مونگولی :

باز هم نگران نباشید ، آنها نقاط آبی رنگ و بسیار مشخصی ، روی باسن ها و تنه هستند و تا یکسالگی از بین می روند .

نوک زدگی لک لکی :

بر این باورند که به دلیل لک لک افسانه ای است که نوزاد را از پشت گردن نگه می دارد . ( برای انداختن آنها در رحم مادر ! ) نقاط خاکستری رنگ مایل به صورتی هستند که ممکن است روی پلکهای فوقانی ، پیشانی یا بینی ظاهر شوند .

پوست اندازی :

در نوزادان کمی رخ می دهد و چیز نگران کننده ای نیست . این را به خاطر داشته باشید که پوست زیر طبیعی و سالم به نظر می رسد . چنانچه متوجه شدید که پوست زخم است با پزشک تماس بگیرید .

پرخونی سینه :

نوزادان پسر و دختر ممکن است پر خونی جزیی در سینه طی ۴-۳ روز داشته باشند . ترشح سفید رنگ و خامه‌ای ممکن است از نوک سینه ها نیز خارج گردد که به عنوان شیر جادوگر شناخته می شود . نیازی به درمان ندارد ولی مهم است که آن را فشار یا ماساژ نداده و مکیده نشود .

دندان نوزادی

نوزادان کمی بدنیا می آیند که دندان داشته باشند اما نگران نباشید چرا که جولیوس سزار ، ناپلئون و تولستوی این گونه به دنیا آمدند . پیش از افتادن دندان شیری ، دارای پوشش هستند اما اگر شل باشند یا سبب آسیب رساندن به سینه مادر شوند می توان آنها را در آورد .

تنگی ختنه گاه(فیموزیس) :

از هر ۱۰ نوزاد پسر ، ۸ نوزاد پوست ختنه گاه آلت تناسلی شان معمولا جمع شدنی نیست یعتی نمی تواند به عقب بلغزد . اما معمولا تداخلی با دفع ادرار ندارد بنابراین تلاشی برای توبردن اجباری آن نباید کرد . حداقل آن این است که زخم ایجاد شود .

یرقان فیزیولوژیکی :

معمولا تنها پس از روز اول ظاهر می شود و به طور طبیعی تا روز هفتم ناپدید می گردد و میزان بیلی روبین از ۱۰ میلی گرم درصد تجاوز نمی کند .

سرماخوردگی و آنفلوآنزای نوزادان

وقتی کودک شا سرما می خورد در واقع سیستم ایمنی بدن اش  برای سال‌های آینده قوی می شود و قدرت مقاومت اش در برابر ویروس‌ها بالا می رود. اما برای همه پدر و مادرهااین نگرانی وجود دارد که چطور با مشکل سرماخوردگی نوزادان خود مقابله کنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، مهم است که اگر فرزند دیگری نیز در خانه دارید باید مراقب او هم باشید چون سرماخوردگی در ۳ روز اول مسری است و می‌تواند به کودک دیگر شما هم منتقل شود. نوزادان بیمار شما در ۳ روز اول بیشتر از آن چیزی که فکر می‌کنید گریه و بدقلقی خواهد کرد.

به طور محسوسی دچار کاهش اشتها می شود و حتی ممکن است تب کند. یک نکته را فراموش نکنید و آن اینکه اگر فرزند شما زیر ۳ ماه است باید حتی برای تب ۳۸ درجه او را نزد پزشک اطفال ببرید و به توصیه‌های تلفنی اکتفا نکنید.

در روز دوم وسوم شما شاهد آب ریزش بینی خواهید بود. معنی این آب ریزش بینی این است که سیستم ایمنی کودک شما دوباره فعال شده و مشغول مبارزه با سرماخوردگی است.

آبی که از بینی کودک شما بیرون می‌آید شفاف است و معمولا در ۳-۲ روز اول این آب ریزش بینی دائما ادامه دارد.

اگر فرزند شما نوزاد است چاره‌ای ندارید جز اینکه آب بینی او را با دستمال پاک کنید اما اگر کمی بزرگ‌تر است از او بخواهید تا با فین کردن این مخاط را بیرون بریزد. این حرکت روند بهبود او را تسریع می‌کند و البته آب ریزش بینی‌اش را کمتر.

از روز سوم تا شش ام قاعدتا باید تب نوزاد قطع شده باشد. فرزند شما کمتر بی‌قراری می‌کند و البته اشتهایش بهتر شده است. آب ریزش بینی او کمتر شده و رنگ آن کمی زرد می‌شود.

از روز شش ام تا روز نه ام معمولا سرفه در سرماخوردگی آغاز می‌شود. در واقع وقتی در دوران سرماخوردگی نوزاد شما به پشت دراز می‌کشد مواد مخاطی که هنگام آب ریزش بینی بیرون می‌آید از راه مجاری بینی به گلو می‌رود و سبب سرفه می‌شود.

به طور اجتناب‌ناپذیری کودک شما در این مرحله از سرماخوردگی خواب‌های راحتی ندارد و سرفه و خشکی ریه و سینه او را آزار می‌دهد.

از روز نه ام تا روز دوازده ام آب ریزش بینی بسیار کمتر شده و آبی که از بینی فرزند شما بیرون می‌آید دیگر رقیق نیست و کمی حالت سفت و خشک پیدا کرده. بچه تقریبا به شرایط عادی بازگشته و مثل سابق خوب غذا می‌خورد و خیلی راحت فعالیت‌های معمولش را انجام می‌دهد. بهتر است این روز‌ها با آب میوه و سوپ‌های مقوی او را بیش از پیش تقویت کنید.

حالتی که گفته شد برای سرماخوردگی است، اما گاهی اوضاع فرا‌تر از سرماخوردگی است و از قرار معلوم پای آنفلوآنزا به میان آمده است. بهتر است بدانید که آنفلوآنزا از جمله بیماری‌هایی است که احتمال بروز آن نه فقط در فصل پاییز و زمستان بلکه حتی در ماه‌های ابتدایی بهار یعنی فروردین ماه هم ممکن است. با این حال این بیماری اگر قرار باشد در فصل سرما خودی نشان دهد معمولا در آبان و آذر بیشتر از وقت‌های دیگر سر و کله‌اش پیدا خواهد شد و تقریبا در یک زمان محدود چه بسا چند هفته‌ای ویروس آن، چنان همه گیر می‌شود که بیشتر بچه‌ها را اسیر خود می‌کند. این بیماری یک روز قبل از بروز نشانه‌هایش در بچه‌ای که به آن مبتلا شده، مسری است و حالت واگیرداری آن تا دو هفته یعنی تمام طول مدت ابتلا به آن باقی می‌ماند.

آنفلوآنزا علائم مشخصی دارد که شاید بچه‌های بزرگ‌تر بتوانند این علائم آزار دهنده را اعلام کنند اما نوزادان راهی جز گریه برای ابراز وجود چنین علائمی ندارند و درست به همین دلیل است که پدر و مادر‌ها باید برای گریه‌های بی‌دلیل نوزاد خود حتما به پزشک اطفال مراجعه کنند.

◉ علائم مشخص اصلی آنفلوآنزا در نوزادان:

– تب‌های شدید و ناگهانی که گاهی تا ۴۰ درجه و بیشتر هم می‌رسند

– احساس درد و کوفتگی در ماهیچه‌های بدن

– احساس ضعف و کرختی (نوزادان و کودکان کم سال نمی توانند عنوان کنند)

– سردردهایی سنگین (نوزادان و کودکان کم سال نمی توانند عنوان کنند)

– احساس درد در ناحیه پشت چشم‌ها (کاسه چشم) (نوزادان و کودکان کم سال نمی توانند عنوان کنند)

– گلو درد (نوزادان و کودکان کم سال نمی توانند عنوان کنند)

– سرفه‌های خشک و دردناک

◉ آنفلوآنزا خیلی سریع می‌آید:

به یاد داشته باشید آنفلوآنزا در بچه‌ها تبعات به مراتب سخت‌تری نسبت به بزرگتر‌ها دارد و ضعف بدنی در اطفال خیلی بیشتر از بزرگترهاست به طوری که شاید کاملا آن‌ها را برای چند روزی از پا بیندازد و البته هر چه سن بچه کمتر باشد این علائم در آن‌ها شدت بیشتری خواهد داشت که این آرام آرام خودش را نشان می‌دهد اما آنفلوآنزا خیلی سریع می‌آید و علائم خود را ظاهر می‌کند. شاید باورتان نشود اما ویروس آنفلوآنزا این توانایی را دارد تا در عرض چند ساعت وارد بدن کودک شما شود و البته در همین فاصله کوتاه هم خودش را نشان بدهد.

– تب در آنفلوآنزا ممکن است بیشتر از ۳-۲ روز طول بکشد و حتی اگر تب قطع شود همچنان این امکان وجود دارد که حال کودک شما با وجود قطع شدن تب بهتر نشود.

– شما خیلی واضح می‌توانید کرختی و ضعف را در کودک خود ببینید. او اینقدر بد حال می‌شود که گوشه‌ای بنشیند و محبوب‌ترین اسباب بازی‌هایش هم دیگر برایش جذابیتی نداشته باشد.

– اشتهای فرزند شما به شکل عجیب و غریبی بر اثر آنفلوآنزا کم و چه بسا بند خواهد آمد.

– سرفه‌هایی که در آنفلوآنزا اتفاق می‌افتد خیلی شدید‌تر و البته خشک‌تر از سرفه‌های سرماخوردگی است.

– نوزادان و بچه‌های ۳-۲ ساله حتی ممکن است اسهال و استفراغ را در این بیماری تجربه کنند. در نهایت هم اینکه آنفلوآنزا کاملا متفاوت از سرماخوردگی است.

آنفلوآنزا علائم مشخصی دارد که شاید بچه‌های بزرگ‌تر بتوانند این علائم آزار دهنده را اعلام کنند

◉ برای درمان چه کنیم؟

برای درمان سرماخوردگی و آنفلوآنزا راه‌های بسیاری وجود دارد که البته بهتر است همگی با تشخیص و نظر پزشک متخصص اطفال باشد. ضمن اینکه آنتی بیوتیک‌ها همیشه هم نتوانسته‌اند مقابل همه ویروس‌ها تاثیرگذاری ویژه‌ای داشته باشند.

همه داروهای ضد ویروسی هم این قابلیت را ندارند تا مقابل برخی از انواع آنفلوآنزا مقاومت بدن را بالا ببرند.

تحقیقات روی بدن انسان همچنین نشان داده ترکیب داروهای ضد احتقان و آنتی هیستامین‌ها هم نمی‌توانند آن طور که باید و شاید روی بچه‌ها تاثیری داشته باشند و چه بسا چنین داروهایی تبعات ناخوشایند دیگری مثل عصبی شدن و بدخوابی را برای بچه‌ها در پی داشته باشند. بنابراین بیشتر پزشکان از تجویز چنین داروهایی به خصوص برای نوزادان خودداری می‌کنند و البته خیلی از آن‌ها در صورتی که ناگزیر به تجویز این دارو‌ها باشند دوز و مقدار بسیار کمی از این داور را برای بچه‌های کمی بزرگ‌تر توصیه می‌کنند.

همواره به یاد اشته باشید که این پزشک متخصص کودک شماست که با توجه به آگاهی کامل از شرایط جسمی فرزندتان در چنین مواقعی می‌تواند بیماری‌هایی مانند آنفلوآنزا یا سرماخوردگی را با هر دارویی که از نظر او مناسب است، درمان کند. در این مواقع بهتر است به پزشک اطفال خود اعتماد کنید و درمان را به عهده او بگذارید و البته سراغ خود درمانی نروید!

◉ توصیه‌های لازم:

۱٫ در فصل سرماخوردگی و آنفلوآنزا حتما در منزل داروهای استامینوفن و ایبوپروفن اطفال را داشته باشید تا در صورت وجود تب‌های شدید و ناگهانی و البته با مشورت پزشک از آن‌ها استفاده کنید. در ضمن فراموش نکنید که با توجه به سن کودک دوز داروی مصرفی او تغییر می‌کند. پس مشورت با پزشک در چنین مواقعی بسیار ضروری است.

۲٫ به محض اینکه آب ریزش بینی کودک شما شروع شد حتما در اتاق او از دستگاه بخور استفاده کنید. در این صورت کمک کرده‌اید تا مجرای بینی او خشک نشود و مرطوب باقی بماند.

۳٫ شستشوی بینی با آب نمک هم از جمله اقداماتی است که در تسکین بیماری فرزند شما موثر خواهد بود. اگر بینی کودک شما بر اثر سرماخوردگی کیپ شده باشد آب نمک کمک می‌کند تا مجرای بینی او باز شود.

۴٫ در دوران سرماخوردگی، سر کودک خود را هنگام خواب تا آنجا که امکان دارد بالا بیاورید. با یک بالش کوچک اضافه سر او کمی بالا‌تر می‌آید و به این ترتیب مایع مخاطی که از بینی‌اش بیرون می‌آید دیگر به سمت گلو و ریه‌های بچه نخواهد رفت.

۵٫  سوپ مرغ را فراموش نکنید. سوپ مرغ حتی اگر فقط با آب مرغ تهیه شده باشد برای درمان آنفلوآنزا و سرماخوردگی بسیار موثر خواهد بود. حتی اگر بچه‌ها خیلی رغبتی به خوردن آن نداشتند از هر حربه‌ای که می‌توانید استفاده کنید تا آن‌ها این سوپ را نوش جان کنند.

۶٫ بهتر است بچه‌ها در طول بیماری استراحت بیشتری کنند چون استراحت یکی از راه‌هایی است که روند درمان آن‌ها را تسریع می‌کند.

۷٫ فرزند خود را از دوستان و افرادی که سرماخورده‌اند یا آنفلوآنزا گرفته‌اند دور نگه دارید

◉ پیشگیری از سرماخوردگی و آنفلوآنزا

۱٫ در شروع فصولی که به نوعی چنین بیماری‌هایی بروز می‌کنند، سراغ واکسن‌های آنفلوآنزا بروید. به هر حال شاید شما نتوانید جلوی سرماخوردگی را بگیرید اما حداقل می‌توانید احتمال ابتلای کوچولوی خود را به آنفلوآنزا به حداقل برسانید.

۲٫ کودک را از افرادی که سرماخورده‌اند یا آنفلوآنزا گرفته‌اند دور نگه دارید. البته این اتفاق همیشه هم ممکن نیست اما شما حداقل می‌توانید سعی خود را بکنید!

۳٫ به فرزندان خود حتی در سنین ۳-۲ سالگی یاد بدهید تا دست‌های خود را به طور منظم و روزانه چند مرتبه صابون بزنند. صابون زدن مانع از پراکنده شدن جرم و باکتری‌ها می‌شود. به فرزند خود یاد بدهید سر صبر دست‌هایش را صابون بزند تا از کامل بودن این کار اطمینان حاصل کنید. به عنوان مثال می‌توانید از او بخواهید حین صابون زدن دست‌هایش یکی از شعرهای مورد علاقه خود را بخواند تا بلکه زمان کافی را برای این کار صرف کرده باشد.

۴٫ اگر خود شما سرما خورده‌اید یا آنفلوآنزا گرفته‌اید دقت کنید به فرزند خود نزدیک نشوید و مراقبت از بچه‌ها را به عهده همسرتان بگذارید. البته اگر جزو مادرانی هستید که بچه شیر می‌دهید می‌توانید این کار را ادامه بدهید. اما از ماسک استفاده کنید و مراقب باشید تا نزدیک صورت کوچولوی خود عطسه یا سرفه نکنید. در چنین مواقعی دفعات شست‌وشوی دست‌های خود را بیشتر کنید.

نکاتی که دختران تازه بالغ باید بدانند

دی ۲۲, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : راهنماي خانواده ها

شروع عادت ماهانه در دختران جوان نباید موجب ترس و نگرانی آنها شود. عات ماهانه شدن یک دختر نشان دهنده آین است که او سالم است . لازم است طی یک برنامه پیش بینی شده مادر، خواهران بزرگتر، اولیای مدرسه و معلمان بهداشت درباره این وضعیت طبیعی با دختران بالغ شده صحبت کرده و نگرانی و ترس آنها را برطرف‌ کنند و به آنها توضیح دهند که قاعدگی نه تنها بیماری نیست، بلکه امری ضروری و طبیعی برای بدن است، گرچه شاید به ظاهر موجب ناراحتی آنان شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دوران قاعدگی یکی از مهم ترین دوره‌های زندگی هر خانمی است و از آنجا که به‌ طور معمول، خانم ها را یک هفته در ماه درگیر می ‌کند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

باید بدانید که رعایت بهداشت فردی در این دوران بسیار ضروری است و رعایت نکردن آن ممکن است به ایجاد عفونت و عوارضی مانند نازایی در آینده منجر شود.

این عوارض می ‌تواند فرد را از نعمت مادر شدن محروم کند و ممکن است زندگی خانوادگی آینده وی را دچار مشکل گرداند، بنابراین توجه به نکات بهداشتی و رعایت آنها اهمیت دارد:

۱- لباس زیر مناسب:

از لباس‌های نخی استفاده کنید و آنها را زود به زود عوض کنید. لباس‌های زیر را باید جدا از سایر لباس‌ها بشویید و در آفتاب خشک کنید. هیچگاه از لباس زیر دیگران استفاده نکنید.

۲- ورزش:

انجام فعالیت‌ها و ورزش‌های عادی و سبک در این دوران نه تنها هیچ گونه منعی ندارد، بلکه مفید هم است و به آرامش عضلات کمک می ‌کند. باید بدانید که بدترین کار، درازکشیدن روی تخت و بی‌حرکت ماندن است.

۳- تغذیه:

برای جبران خون از دست رفته در این دوران می ‌توانید از غذاهای مقوی مانند شیر، گوشت، حبوبات، انواع سبزی‌، لبنیات و انواع میوه‌های تازه و… بیشتر استفاده کنید. توصیه می‌ شود برای کاهش عوارض اختلالات پیش از قاعدگی، از یک هفته پیش از شروع قاعدگی از رژیم غذایی حاوی ویتامین B۶ و آهن مانند گوشت، ماهی، آجیل بدون نمک و غلات سبوس‌دار مصرف کنید.

غذاهای غنی از آهن عبارتند از: گوشت ها، تخم مرغ ، جگر، سبزی های دارای برگ سبز تیره مثل اسفناج تازه و جعفری، حبوبات مثل عدس و لوبیا، نخود سبز، نان سبوس دار ، آجیل، خشکبار مثل انواع برگه، برگه آلو و هلو و زرد آلو ، توت خشک، انجیر خشک و کشمش .

ویتامین B۶ در نان ها و بیسکویت های سبوس دار، ماءالشعیر، جوانه گندم ، مرغ، ماهی، جگر، میوه ها مثل موز، آب پرتقال، سیب، سبزیجات مثل هویج، گل کلم، گوجه فرنگی و در مغزها وجود دارد.

۴- حمام کردن:

حمام‌کردن در دوران قاعدگی نه تنها ضرر ندارد، بلکه لازم است. البته باید از نشستن کف حمام خودداری کرده و تا حد امکان به شکل ایستاده حمام کنید تا بدن شما به آلودگی‌های میکروبی کف حمام آلوده نشود.

اما لازم است بدانید که در این دوران باید از رفتن به استخر یا دریا اجتناب کنید.

۵- نوار بهداشتی:

سعی کنید در دوران قاعدگی از نوار بهداشتی استفاده کرده و آن را مرتب و زود به زود تعویض کنید. اهمیت این موضوع به‌خصوص زمانی که خون‌ریزی بیشتر است، روشن می ‌شود. با این کار، علاوه بر رعایت بهداشت جسم، از آلوده شدن لباس‌های دیگر نیز خودداری می ‌شود. هنگام تعویض نوار بهداشتی، باید آن را داخل کاغذ پیچیده و دور بیندازید.

دقت کنید نوار بهداشتی را نباید به طور مستقیم در توالت بیندازید، زیرا موجب گرفتگی چاه توالت می ‌شود. چنانچه امکان استفاده از نوار بهداشتی را ندارید، می ‌توانید از پارچه‌های معمولی و قابل شستشو استفاده کرده و سپس آنها را با آب سرد و صابون شسته و در آفتاب خشک و در صورت امکان اتو کنید. سعی کنید تا حد امکان از پنبه یا دستمال کاغذی استفاده نکنید و در صورت استفاده، یک عدد گاز استریل روی پنبه قرار دهید، زیرا ممکن است قطعات خرد شده دستمال و پنبه جذب شده و موجب عفونت شود.

با توجه به اینکه در اوایل بلوغ، شروع قاعدگی نامنظم است، می‌ توان با علامت‌زدن تاریخ شروع قاعدگی در تقویم، آن را به خاطر بسپارید و نوار بهداشتی را به‌خصوص در مدرسه به همراه داشته باشید تا مشکلی ایجاد نشود.

۶- استفاده از مسکن:

وجود درد در روزهای اول قاعدگی، مسئله‌ای طبیعی است. علت این امر، آزاد شدن موادی در جداره داخلی رحم است که موجب انقباض رحم و در نتیجه درد می‌ شود. در صورت شدت درد می ‌توانید با تجویز پزشک، از داروهای تسکین‌دهنده استفاده کنید. البته بهتر است ۴۸ تا ۷۲ ساعت پیش از شروع قاعدگی از این داروها استفاده شود. در ضمن، استفاده از حوله یا پارچه گرم در موضع درد هم مفید است، زیرا گرما موجب شل‌شدن عضلات شده و می‌ تواند انقباضات را متوقف کند.

استراحت کافی و رژیم غذایی مناسب و اجتناب از مصرف زیاد شکر، قهوه و چای نیز می ‌تواند در تسکین درد موثر باشد.

۷- بهداشت ناحیه تناسلی:

در خانم‌ها به علت نزدیک بودن مقعد به فرج و نیز مجرای خروج ادرار، امکان انتقال انواع میکروب‌ها به دستگاه تناسلی وجود دارد، بنابراین برای پیشگیری از وقوع عفونت، به هنگام طهارت باید ابتدا فرج یا قسمت جلویی دستگاه خارجی تناسلی و سپس مقعد شسته شود.

در دوران قاعدگی نیز باید پس از هر بار دست‌شویی رفتن به‌خصوص پس از اجابت مزاج، شستشو به طریقه فوق صورت گیرد و پس از شستشو، در صورت امکان با دستمال تمیز خشک شود.

تا حد امکان سعی کنید برای طهارت از آب سرد استفاده نکنید، زیرا ممکن است سبب به‌ وجود آمدن انقباض و درد زیر شکم شود. دقت کنید هیچگاه با دست کثیف یا آلوده طهارت نگیرید.

۸- آکنه:

یکی از عوارض شایع دوران نوجوانی آکنه یا جوش غرور است که علت آن تغییرات هورمونی در بدن است و در دختران، به خصوص پیش از شروع عادت ماهیانه شدت می ‌یابد. آکنه با عواملی مانند پوست چرب و شیوه تغذیه نادرست شدت می ‌یابد.
بنابراین راه درمان آکنه‌های معمولی رعایت بهداشت پوست ، شستشوی مرتب صورت با صابون‌های غیرمحرک و پرهیز از دست‌زدن به آنهاست و برای آکنه‌های شدید باید به متخصص پوست مراجعه کرد.

مشاهده خشونت در تلویزیون باعث پرخاشگری کودکان می شود

گرچه تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی، و شکل دهنده رفتار باشد؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان، معلوم شده است که آنها :

* ترس از خشونت ندارند.

* به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است.

* به تقلید خشونت می پردازند

* ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است.

مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند. اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد.

البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود. والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.

۱- به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.

۲- زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.

۳- به کودکان خود تذکر دهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.

۴- هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.

۵- در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.

۶- تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.

والدین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند.

مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.

اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

آب بازی کودکان

بازی با آب یکی از بهترین، اساسی ترین و لذت بخش ترین کارهایی است که کودکان انجام می دهند. آب جذبه ای سحرآمیز برای آنها دارد . کودکی که با آب بازی می کند، در حال یادگیری علت و معلول گرما و سرما، جاری شدن و فرو رفتن در زمین است. این کودک پس از آنکه به عنوان موجودی کوچک در دنیایی بزرگ، یک روز سخت را پشت سر گذاشت، با آب بازی آرامش می یابد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آب بازی باعث تسکین عصبانیت های کودک شده و کودک از طریق آن از ناراحتی ها، فشارها و تنش ها رهایی یافته و احساس آرامش می کند. چون کودکان آب بازی را بسیار دوست دارند از این طریق می توان مفاهیم و مطالب بسیاری را به آنها آموخت و موجبات رشد مهارت ها و توانایی های مختلف آنها را فراهم ساخت .

رشد توانایی ها و مهارت های مختلف کودکان به وسیله آب بازی

الف) رشد خلاقیت و ابتکار

آب بازی کمک می کند تا بچه ها افکار خلاقشان را رشد بدهند. از آنجا که آب بازی جذابیت بسیاری برای کودکان دارد، آنها ساعت ها وقتشان را صرف آن می کنند. والدین و مربیان می توانند به وسیله بازی های متنوع و از طریق پرسش های مختلف، تفکر خلاق را در کودکان پرورش دهند. بعضی از این پرسش های پرورش دهنده :

۱-چطور باران در آسمان شکل می گیرد؟

۲-چه چیزهایی در آب شناورند و چه چیزهایی زیر آب می روند؟

۳-چطور باران و برف در آسمان شکل می گیرد؟

۴-چه چیزهایی با آب می پزند؟

بعضی از بازی های پرورش دهنده خلاقیت عبارتند از :

۱-اشیا گوناگونی به کودک بدهید که آن را داخل آب قرار داده، ببینید که آیا فرو می رود یا روی آب شناور می ماند و درباره آن صحبت کنید “چه اتفاقی می افتد؟ اوه نگاه کن روی آب ایستاده شنا می کند”، “نگاه کن، آن یکی پایین رفت، زیر آب “

۲-دو ظرف هم حجم با شکل ظاهری متفاوت انتخاب کنید یکی از ظرف ها را پر از آب کرده و آب آن را در ظرف دیگری بریزید تا کودکان متوجه حجم یکسان هر دو ظرف شوند .

ب) رشد شناختی

کودکان بر اثر کسب تجربه با آب بازی یاد می گیرند که بعضی اشیا در آب فرو رفته و بعضی روی آن شناور می مانند (سنگ، چوب، پلاستیک، فلز و …) بعضی اجسام مثل: اسفنج، پارچه و کاغذ آب را به خود جذب می کنند و بعضی مثل پلاستیک آب را اصلابه خود جذب نمی کنند. کودک از طریق آب بازی با منابع آب مانند: چشمه، قنات، رود، دریا و دریاچه آشنا می شود .

ج) رشد عاطفی و هیجانی

کودکان عاشق آب بازی هستند. در آب بازی کودکان آرامش یافته و احساس قدرت می کنند. آب بازی باعث بر انگیختن کنجکاوی کودکان شده و از نظر عاطفی برایشان ارضاء کننده است .

د) رشد گویایی و افزایش گنجینه واژگان

زبان جزیی از وجود هر شخص می باشد و محتوای زبانی نه تنها برای ارتباط بلکه برای کمک به تفکر فرد مهم است. کودکان از طریق آب بازی با واژه های جدیدی آشنا می شوند که کمک به تقویت گنجینه لغات آنها می نماید و مفاهیم زیادی مانند: شناکردن، ریختن، شناور شدن، زیر آب رفتن، موج، برف، رود، یخ، دریا و … را یاد می گیرند .

ه) ایجاد هماهنگی بدنی

کودک می آموزد که هنگام پر کردن دو ظرف هماهنگی چشم و دست لازم است. تسلط بر حرکات ظریف در یادگیری برای ریختن، فشار دادن، تعادل و … یکی از ویژگی های آب بازی است .

و) رشد اجتماعی

کودکان به هنگام آب بازی یاد می گیرند که چطور با دیگران رابطه برقرار کنند و به وسیله آب بازی حس تعاون، همکاری، مشارکت، اطاعت از قوانین و مقررات بازی، رعایت نوبت و انعطاف پذیری را یاد می گیرند .

پرخاشگری کودک

پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی نوعی از اعمال خشونت بار علیه دیگران است که می‌تواند باعث آسیب یا صدمه به دیگران شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیشتر کارشناسان پرخاشگری کودکان را به شکل پرخاشگری آشکار دربردارنده پرخاشگری جسمانی مانند زدن، هل دادن، لگد زدن، پرتاب اشیا و تهدید به انجام این اعمال همراه با حملات عمدی بیزارکننده و آزاردهنده برای قربانی و پرخاشگری رابطه‌ای که موجب حذف دیگران از جمع می‌شوند، تعریف کرده‌اند.

در پسران بیشتر پرخاشگری جسمانی و در دختران بیشتر پرخاشگری رابطه‌ای گزارش شده است.

خشونت، پدیده‌ای پیچیده است که در آن خصوصیات ارثی، عوامل زیستی و هورمونی، نیرو‌های روان‌شناختی و شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی می‌توانند با هم در تعامل باشند. خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود.

شیوه‌های نامناسب فرزندپروری

برخی شیوه‌های فرزندپروری و استفاده نامناسب از تنبیه و تشویق، موجب تقویت خشم و پرخاشگری در فرزندان می‌شوند. برخی الگوهای نامناسب رفتاری در خانواده عبارتند از:

– نشان دادن رفتارهای پرخاشگرانه از سوی یکی از اعضای خانواده که موجب الگوسازی این رفتار توسط کودک می‌شود.

– تاثیرپذیری از رفتار پرخاشگرانه مشاهده شده در محیط و در رسانه‌ها

– تشویق رفتار پرخاشگرانه

– آزار جسمی

– نمایش خشونت در رسانه‌ها

رسانه‌ها، عامل موثری در رشد و تحول سیستم‌های ارزشی و شکل‌دهنده رفتار هستند. تحقیقات مربوط به تاثیر رسانه‌ها بر کودکان و نوجوانان، نشان داده‌اند که این کودکان ترس از خشونت ندارند، به تدریج می‌پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است، به تقلید خشونت می‌پردازند، ناخودآگاه با شخصیت‌های خاصی چه قربانیان و چه قربانی‌کنندگان همانندسازی می‌کنند.

مشاهده خشونت در برنامه‌های تلویزیونی، باعث پرخاشگری در کودکان می‌شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت‌آمیز می‌تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که به طور مکرر نمایش‌هایی پر از خشونت را تماشا می‌کنند و از این کار منع هم نمی‌شوند، به احتمال زیاد به تقلید آنچه می‌بینند، می‌پردازند. اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فورا در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود یا سال‌ها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی، تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت‌آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می‌شود.

توصیه به والدین :

والدین می‌توانند با استفاده از راه‌های پیشنهاد شده زیر، کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند:

۱- به برنامه‌هایی که کودکان می‌بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه‌های خاص تلویزیونی همراهی کنید، می‌توانید سئوال‌های او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.

۲- زمان تماشای برنامه‌های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه‌ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می‌شوید که کودک با اثرات منفی برنامه‌های خشونت‌آمیز تلویزیونی به خواب نرود، همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی‌شود.

۳- به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتا مجروح نشده یا به قتل نرسیده است، لکن این گونه خشونت‌ها در دنیای واقعی، یا بسیار دردناک است یا به مرگ منجر می‌شود.

۴- هنگامی که برنامه‌های خشونت‌آمیز پخش می‌شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه‌ای با منطق درخور فهم کودک، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این‌گونه برنامه‌ها کاهش یابد.

۵- در حضور بچه‌ها صحنه‌های خشونت‌آمیز را تایید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت‌آمیز است.

۶- تاثیر هم‌سن و سالان و دوستان و همکلاسی‌ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه‌های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه‌های تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.

۷- مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان، جدا از محتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت‌های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علایق خود باز می‌دارد.

کودک‌ آزاری چیست ؟

کودکان ضعیف ترند و به همین دلیل در همه جای دنیا کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض آسیب‌های روحی و جسمی و از همه مهم تر در معرض سوءاستفاده‌های گوناگون بزرگ ترها قرار دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، کودک‌ آزار دیده بقیه عمرش را با زخم‌های روحی، عاطفی و حتی فیزیکی سپری خواهد کرد و همچنین این امر می‌تواند منجر به آسیب‌های جبران‌ناپذیر ذهنی و بدنی در او شود. در برخی موارد، حتی با پایانی غم انگیز مواجه می‌شویم که در آن کودک جانش را از دست می‌دهد.

کودک‌آزاری همیشه استخوان‌های شکسته و کبودی‌های غیرقابل توضیح نیست. انواع مختلفی از کودک‌آزاری مانند سوءاستفاده عاطفی، سوءاستفاده آموزشی، سوءاستفاده‌جنسی، غفلت، بی‌توجهی و… نیز وجود دارد.

نادیده گرفتن علائم کودک‌آزاری جرم محسوب می‌شود. اگر کودکی را می‌شناسید و با نگرانی شاهد هستید که مورد اذیت و آزار والدینش، قیم‌هایش یا شخصی دیگر قرار می‌گیرد، باید مراتب را به مراجع ذی‌صلاح اطلاع دهید و از آن‌ها کمک بخواهید. اگر می‌خواهید با این علائم آشنا شوید و از آن‌ها آگاهی یابید، این نوشته را بخوانید.

اگر فکر می‌کنید فرزند پسر شما به دلیل پسر بودن کمتر در معرض آسیب‌های اجتماعی است، اشتباه می‌کنید. البته در کشور ما آمار قابل اتکایی از کودکان آسیب دیده در خانواده و مدرسه و خیابان در دست نیست اما نمی‌توان منکر وجود این پدیده شد.

اینکه هر روز صبح به کودک خود بگوییم: «مواظب خودت باش!» کافی نیست. ما به عنوان پدر و مادر باید بدانیم دقیقاً چه خطراتی در کمین فرزندان مان است و درباره این خطرات به صورت روشن با بچه‌ها گفت وگو کنیم. برخلاف تصور ما آگاهی کودکان از مخاطرات جنبه بدآموزی ندارد.

درست همان گونه که عبور از عرض خیابان را به کودک خود آموزش می‌دهیم، درباره آسیب‌های اجتماعی مانند عادت به سیگار و اعتیاد به مواد مخدر به فرزند خود آگاهی بدهیم. اذیت و آزار جنسی کودکان در همه جوامع از پیشرفته تا عقب مانده رایج است.

این حرف که چنین مسائلی در خانواده ما بی سابقه است، باعث مصونیت فرزندان ما نمی‌شود.

خانواده‌ها معمولابه کودکان خود درباره صحبت کردن با غریبه ترسناک و بچه دزد در کوچه و خیابان هشدار می‌دهند و تاکید می‌کنند که از افراد غریبه خوراکی و هدیه نگیرند و به آدم‌هایی که نمی‌شناسند، اعتماد نکنند. این هشدار بجایی است اما شیوه‌های سوءاستفاده از کودکان اغلب پیچیده تر است.

در برخی جوامع کسانی که دست به سوءاستفاده جنسی از کودکان می‌زنند، به نوعی آشنای کودک محسوب می‌شوند و کودک در برخورد اول به آن‌ها اعتماد می‌کند. اصل اساسی در پیشگیری از خطر آسیب‌های اجتماعی این است که بتوانید با فرزند خود رابطه عاطفی مناسبی برقرار کنید و کودک بدون ترس از توبیخ و تنبیه با شما صحبت کند و اطمینان داشته باشد که شما در همه حال از او حمایت می‌کنید. به کودکان خود، دختر و پسر، آموزش جنسی بدهید. از آموزش جنسی تصور وحشتناک یا غیراخلاقی در ذهن خود مجسم نکنید!

می‌توان با رعایت حدود اخلاقی و شرعی و متناسب با سن کودک به او آموزش جنسی داد. مثلابرای کودک دبستانی، آموزش جنسی در این حد ضروری است که هیچ کس چه غریبه و چه آشنا حق ندارد قسمت‌هایی از بدن او را لمس کند و به فرزند خود بگویید در صورتی که با این مساله روبه رو شد، فوراً شما را مطلع کند.

کودک شما در مدرسه دوستانی دارد. شناخت کافی درباره خانواده آن‌ها به دست آورید چون ممکن است افراد نابابی از خانواده دوست مدرسه یی کودک شما، اعتماد فرزند شما راجلب کرده و به فکر سوءاستفاده از او بیفتند.

به فرزند خود تاکید کنید که در مسیر مدرسه دعوت هیچ آشنا یا غریبه یی را برای سوار شدن در خودرو شخصی یا ترک موتور نپذیرد. اجازه ندهید فرزند شما ساعت‌ها در خانه همسایه بماند یا شب بدون حضور شما در خانه بستگان بخوابد. کودک شما باید بداند احترام و اعتماد به بزرگ تر را فقط در چارچوب‌های شناخته شده مانند مدرسه و خانواده سلولی خود رعایت کند.

اگر قرار است فرزند شما با دوستان یا از طریق مدرسه به مسافرت و اردو برود، درباره جزییات برنامه از جمله چگونگی اسکان، کیفیت خوابگاه، صلاحیت سرپرستان اردو و… پرسش و تحقیق کنید. مطمئن باشید که بدون اجازه کتبی شما کسی حق ندارد فرزند شما را به اردو ببرد. به فرزند خود یاد بدهید که در مقابل پیشنهادهای غیرمعمول با قاطعیت نه بگوید.

شما به عنوان پدر و مادر باید مراقب تغییر رفتار کودک خود باشید و علت این تغییر رفتارها را به فشار درس یا مسائل خیالی دیگر تقلیل ندهید. اگر کودک شما ناگهان پرخاشگر و عصبی شده، اگر فرزند شما مدتی است گوشه گیر شده و حواسش پرت و غرق در تخیل است، اگر در چهره او آثار شرم و گناه می‌بینید و هر بار نگاهش را از شما می‌دزدد، اگر یکباره دچار افت تحصیلی شده یا خواب و اشتهایش ناگهان مختل شده است… ممکن است مورد آزار قرار گرفته باشد.

البته این فقط یک احتمال است اما باید آن را جدی بگیرید. به مدرسه فرزند خود مرتباً سر بزنید.

با معاون و مشاور مدرسه و معلمان او صحبت کنید و درباره نقاط ضعف و قوت رفتار و شخصیت معلم یا معلمان با فرزند خود بحث کنید.

گونه‌های مختلف کودک‌آزاری :

آزار عاطفی

آزار عاطفی مواردی را شامل می‌شود که در آن والدین یا فرد بدرفتار، شخصیت کودک را تحقیر، شرمنده یا کم ارزش می‌کنند. کودک همواره با دیگران مقایسه می‌شود و خوار و بی‌ارزش، موجودی بد و اشتباهی به حساب می‌آید. دائماً بر سر کودک فریاد کشیده شده یا مورد تهدید قرار می‌گیرد. در واقع او از آزار کلامی در رنج است.

کودک هرگز بوسیده نمی‌شود، در آغوش گرفته نمی‌شود و از هر نوع محبت پدری و مادری محروم است. به‌عنوان مجازات به او بی‌توجهی شده و با رفتاری سرد مواجه می‌شود؛ گویی که وجود ندارد. برخی افراد، خواهر یا برادر کودک و یا حتی حیوانات خانگی را در مقابل چشمان او مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند تا از لحاظ عاطفی به کودک آسیب برسانند.

آزارپزشکی

آزار پزشکی مواردی را شامل می‌شود که در آن یکی از والدین یا سرپرستان، از ارائه درمان پزشکی ضروری و مناسب به کودک خودداری می‌کنند. این خودداری شامل، نزدن واکسن‌های ضروری کودک، نبردن کودک به دکتر در زمان بیماری، تهیه نکردن داروهای مورد نیاز کودک در زمان بیماری و… است.

غفلت و بی‌توجهی

غفلت و بی‌توجهی به نوعی کودک‌آزاری گفته می‌شود که در آن نیازهای اولیه کودک برآورده نمی‌شود و شامل عدم تهیه لباس مناسب، غذا، بهداشت و توجه و مراقبتی است که کودک نیاز دارد. در این کودکان هیچ علامت آشکاری از کودک‌آزاری دیده نمی‌شود، اما آن‌ها از درد روحی و روانی رنج می‌برند.

آزار آموزشی

آزار آموزشی شامل مواردی است که در آن، والدین یا سرپرست از فرستادن کودک به مدرسه خودداری کرده یا از فراهم کردن آموزش مناسب برای کودک سر باز می‌زنند. نیازهای آموزشی کودک نادیده گرفته شده و او به خاطر این غفلت و بی‌توجهی رنج می‌برد.

آزار جسمی

یکی از شایع‌ترین علائم کودک‌آزاری، آسیب جسمی است. در این نوع کودک‌آزاری کودک ممکن است بیش از کودکان دیگر دچار شکستگی شود و کبودی معمولاً به همراه تورم و التهاب عضلات مشاهده می‌شود. علاوه بر این، می‌توان به علائم شایعی چون خونریزی زخم‌ها، نشانه‌های گازگرفتگی، لرزش و یا ضربه و کوبیدگی اشاره کرد. این نوع سوءاستفاده ممکن است به بدشکلی موقت یا دائم عضو آزاردیده و حتی ناتوانی در کودک منجر شود که در موارد شدید، حتی ممکن است مرگ کودک را به‌دنبال داشته باشد.

آزار جنسی

یکی از سناریوهای منحرف و وحشتناک کودک‌آزاری، سوءاستفاده جنسی از کودکان است. سوءاستفاده جنسی اغلب پنهان می‌ماند زیرا نمی‌توان علائم این عمل هولناک را دید یا از حکایت‌های مربوط به آن آگاه شد.

علائم کودک‌آزاری چیست؟

هر یک از موارد کودک‌آزاری، علائمی را نشان می‌دهند که موجب رنج کودک شده‌اند. به‌عنوان یک فرد مسئول در جامعه، هوشیار بودن و آگاهی از علائم هشدار دهنده کودک‌آزاری از اهمیت زیادی برخوردار است.

علائم فیزیکی کودک‌آزاری

کودک دچار کبودی، سوختگی و چشمان سیاه شده و ورم کرده‌ای است که هیچ توضیحی برایشان وجود ندارد.

– اغلب از شکستگی استخوان رنج می‌برد.
– برای مدتی طولانی از مدرسه غیبت کرده است.
– کبودی یا آسیب‌های جسمانی کمرنگ شده‌ای روی بدن کودک دیده می‌شود.
– کودک از ماندن کنار والدین یا سرپرستانش اجتناب می‌کند.
– دوست ندارد پس از مدرسه به خانه برگردد.
– با نزدیک شدن به بزرگسالان دچار وحشت می‌شود.
– والدین توضیحات متضاد و متناقضی از صدمات ارائه می‌دهند.
– خود والدین و سرپرستان، دارای سابقه کودک‌آزاری در کودکی‌شان هستند.
– نمرات کودک در مدرسه افت کرده و با همکلاسی‌هایش مشکل پیدا می‌کند.

رفتار ضد اجتماعی علائم عاطفی کودک‌آزاری

– کودک شروع به غرولند کرده یا رفتاری آسیب‌زننده از خود نشان می‌دهد.
– کودک به‌طور ناگهانی پرخاشگر یا منفعل می‌شود.
– کودک رفتارهای بچگانه‌ای مانند کوبیدن سر، انگشت‌مکیدن، خوردن مو، تاب‌خوردن و… از خود نشان می‌دهد.

تلاش برای خودکشی

– شروع به تحقیر کردن و خوارشمردن خود می‌کند؛ مانند جملاتی چون من بی‌ارزش هستم، من احمق هستم و… .
– هنگامی که صدمه می‌بیند به خود می‌گوید: این سزاوار من است.
– ناگهان دچار لکنت یا خاموشی در حرف زدن می‌شود.
از لحاظ جسمی، عاطفی و روحی دچار سقوط می‌شود.

علائم غفلت و بی‌توجهی

– کودک همیشه گرسنه است.
– از بهداشت شخصی ضعیفی برخوردار است.
– لباس‌هایش کهنه، کثیف و مندرس است.
– کودک همیشه احساس خستگی می‌کند.
– کودک از مشکلات پزشکی درمان نشده‌ای رنج می‌برد.
– از روی اجبار به زباله گردی روی می‌آورد.
– از لحاظ اجتماعی با کسی ارتباط ندارد.
– به فردی مخرب تبدیل می‌شود.

علائم کودک‌آزاری جنسی

– کودک در راه رفتن و نشستن دچار مشکل می‌شود.
– دچار کابوس‌های شبانه می‌شود و رختخواب خود را خیس می‌کند.
– کودک از تغییرات ایجاد شده در اشتهایش رنج می‌برد؛ یا مقدار زیادی غذا می‌خورد و یا اصلاً هیچ غذایی نمی‌خورد.
– از عوض کردن لباس‌ها یا کارهای جسمانی در مقابل دیگران اجتناب می‌کند.
– وقتی شخص خاصی به او نزدیک می‌شود، دچار وحشت شده و احساس ناراحتی می‌کند.

علائم کودک‌آزاری در کودکان نوپا

شاید دیدن کودکی نوپا که مورد اذیت و آزار قرار گرفته باشد، برای اغلب ما غیرقابل درک باشد. با این وجود، این احتمال وجود دارد و باید مراقب علائم کودک‌آزاری در کودکان نوپا بود. کودک نوپا از مهارت‌های کلامی و ارتباطی، برای توضیح دادن آزار و اذیتی که بر او رفته است، برخوردار نیست یا کودک ممکن است از درک وخامت اوضاع عاجز باشد. با این حال، می‌توان شاهد تغییراتی در رفتار آن‌ها بود.

باید ببینید که آیا کودک از رفتن به مهدکودک اجتناب می‌ورزد. در برخی موارد، هنگامی که والد یا سرپرست می‌خواهند کودک را در مهدکودک بگذارند، او محکم به آن‌ها می‌چسبد. کودک نوپا اگر در خانه مورد اذیت و آزار والدین یا سرپرستانش قرار گیرد، از بودن در کنارشان خودداری می‌کند. کودک ممکن است علائم آزار و اذیت جسمانی را بارها و بارها نشان دهد.

کودک نوپایی که مورد سوءاستفاده عاطفی قرار می‌گیرد، بسیار منفعل می‌شود. او حتی ممکن است بسیار متوقع شده و رشد عاطفی و جسمانی‌اش دچار تأخیر شود؛ این به آن معناست که کودک، راه رفتن و صحبت کردن را بسیار دیرتر از همسالانش یاد می‌گیرد.

علائم کودک‌آزاری در بزرگسالان

شما می‌توانید علائم کودک‌آزاری را در بزرگسالان نیز مشاهده کنید و احساس کنید که مشکلی در رابطه آن‌ها با کودکان وجود دارد. این بزرگسال می‌تواند والد، سرپرست، فامیل، معلم یا آشنای خانوادگی کودک باشد. بزرگسال ممکن است هیچ توجهی به کودک نکند؛ مخصوصاً درباره والدین یا سرپرستان بدرفتار صدق می‌کند.

در این حالت، والدین، کودک را مسبب تمام مشکلات ایجاد شده می‌دانند. اگر کودک خوب رفتار نکند، با تنبیه‌های شدید جسمانی روبه‌رو خواهد شد. بزرگسال کودک را موجودی بی‌ارزش و اشتباهی می‌داند و به نیازهای عاطفی، جسمانی یا اولیه او هیچ توجهی نمی‌کند.

کودک هم تا آنجا که برایش امکان‌پذیر باشد، تلاش می‌کند از نزدیک شدن به والدین دوری کند. توجه به برخی از علائم هشداردهنده کودک‌آزاری از اهمیت بیشتری برخوردار است.

اگر به کودکی که می‌شناسید و نگران حالش هستید، اهمیت می‌دهید، درصورت دیدن برخی از علائم مذکور در کودک، مراتب را حتماً به پلیس اطلاع دهید یا با اورژانس اجتماعی تماس بگیرید و آن‌ها را در جریان بگذارید.

نقش بازى در رشد و تکامل کودک

بازى تفکر کودک است. کودک در طى بازى به آزمایشگری، تمرین، تقلید، مذاکره، آمادگى و مرور ذهنى موقعیت‌هاى زندگى واقعى مى‌پردازد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بازی جزئی تفکیک ناپدیر از زندگی کودکان است. کودکان بیش از هر امر دیگر وقت خود را به بازی اختصاص می دهند. البته بازی مختص کودکان نیست بلکه بازی در تمام طول زندگی انسان مشاهده می شود منتها نوع بازی و مدت زمانی که افراد در سنین مختلف به آن اختصاص می دهند متفاوت است.

با اینکه بازی به عنوان بخش پدیرفته شده ای از زندگی کودک، از اهمیت ویژه ای برخوردار است اغلب مردم کمتر به نقش آن پی برده اند.

مردم غالبا به بازی به عنوان عامل وقت گذرانی نگاه می کنند و این نگرش در مورد کودکانی که مشغول تحصیل هستند به وضوح قابل مشاهده است. اغلب شنیده ایم که والدین این گروه از کودکان آنان را از بازی منع می کنند و این جمله معروف را که «برو درسهایت را بخوان، بازی بس است» به کار می برند و الدین کمتر به این نکته توجه دارند که کم بازی کردن کودک را از بسیاری موفقیتهای یادگیری محروم می کند. زیرا بازی موثرترین و پرمعناترین راه یادگیری برای کودک است و جبران آن از طریق دیگر امکان پذیر نیست.

بازى شایستگی، استقلال، عزت نفس و مهارت‌هاى دیگر را گسترش مى‌دهد. بازى عامل مهمى در پرورش عقلى کودک به‌شمار مى‌رود. کودک آنچه را در خانه مى‌آموزد، ضمن بازى تکرار مى‌کند و هنگام تکرار دربارهٔ آنها مى‌اندیشد و معناى بسیارى از این پدیده‌ها براى او قابل فهم‌تر مى‌گردد.

اهمیت و ضرورت بازی برای کودکان

مهم ترین مشغولیت کودک در زندگی بازی است. کودک در جریان بازی و در یک زمان پرورش فکری، عاطفی جسمی و اجتماعی می یابد و آنچه او از طریق بازی بدست می آورد به طور مثبت کسب می کند زیرا اساس آن تجربه است این تجربه ای است که از طریق عضلات و حواس خود کودک، به دست آمده است.

بازی بکی از مهمترین موضوعات تربیتی است که بسیار مورد توجه روان شناسان و علمای تعلیم و تربیت قرار گرفته است با آنکه از زمان (میشل متنی) فیلسوف و مربی بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولی در هیچ عصری باندازه زمان ما بازی مورد مورد مطالعه و تحقیق دقیق روان شناسان واقع نشده است. تحیقات جدید نشان داده است که بازی تاثیر بسیاری در رشد بدنی و ذهنی کودکان دارد. بدن تنها وسیله ای است که کودک بوسیله آن می تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درک کند.

بازی وسیله طبیعی کودک برای بیان و اظهار «خود» است. (آلفرد آدلر) روان شناس معروف می گوید که «هرگز نباید به بازیها به عنوان روشی برای وقت کشی نگاه کرد».

بازی کردن برای کودک مساوی است با صحبت کردن برای یک بزرگسال. بازی و اسباب بازی، کلمات کودکان هستند». اریکسون می گوید:« بازی عملکرد خود است. کوششی جهت هماهنگ کردن فرآیندهای جسمی و اجتماعی با خویشتن.»

بازی، روش طبیعی شرکت کودکان در فعالیتهایی است که سرانجام سبب کسب مهارت و ورزیدگی برای مقابله با مشکلات زندگی می شود کودکان از طریق بازی احساسات، ناکامیها و اضطرابهای خود را بیان می دارد. همه کودکان فارغ از رنگ پوست و مو یا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر کجای دنیا که باشند بازی می کنند فعالیت بازی در واقع تلاش کودک برای کنار آمدن با محیط است که از این طریق او خود را می یابد و دنیا را درک می کند.

پیاژه به این نکته اشاره می کند:«بازی اساسا یکی ساختن واقعیت با خود است اگر بتوانیم بازی کودک را درک کنیم مسلما قادر خواهیم بود که افکار و عواطف آنها را بشناسیم. بازی وسیله خوبی برای درمانگر است برای درک بیشتر دنیای کودک»

به خاطر اهمیت بازی در زندگی انسانها به ویژه کودکان روانشناسان از دیرباز آن را مورد توجه قرار داده اند ولی به سبب ماهیت پیچیده ای که دارد هنوز کاملا شناخته نشده است و در مورد تعریف آن بین روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد لذا هر یک از آنان بازی را از جنبه های مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاکهای متفاوتی را برای تعریف بازی به کار برده اند.

درمورد اهمیت بازی به طور خلاصه می توان گفت که از راه بازی می توان ضوابط و مقرراتی به کودک آموخت و ناسازگاریهای اور ا می توان اصلاح کرد. نابسامانی های او را سرو سامان داده و به راه عقل و اندیشه و پذیرش انظباط انداخت.

مشاهدات مختلف گویاى این امر است که کودکان از بدو تولد شروع به بازى مى‌کنند و آنگاه با افزایش سن و کسب تجربه، نوع بازى خود را تغییر مى‌دهند. در اوایل تولد، بدن کودک مرکز بازى‌ها است. کودک با اعضاء بدن خود به بازى مى‌پردازد و در واقع بیش از آنکه ما به حرکات او به‌عنوان بازى نگاهى بیندازیم، او بازى خود را همراه با مجموعه‌اى از اکتشافات و تکرارها، تکان دادن اعضاء حرکتی، ادراکات حسیِ همراه با حرکات محیطى از قبیل صداها، مزه‌ها و غیره، شروع مى‌نماید و از تجربهٔ آنها لذت مى‌برد.

حرکت چشم‌ها، صدا درآوردن‌ها، همگى آغازگر بازى کودک است، با این تفاوت که بسیارى از آنها در ابتدا حالت بازتابى داشته و سپس با کسب لذت و در نتیجه تکرار آن، جنبهٔ بازى مى‌یابد.

به اعتقاد روانشناسان، اطلاعاتى که کودک از طریق بازى کسب مى‌کند نه تنها براى زندگى فعلى او، بلکه به زندگى آیندهٔ او ارتباط مى‌یابد. بازى فرآیندى است که آماده‌سازى کودک را براى آینده مشخص مى‌کند. چگونگى برخورد کودک با بازی، انتخاب بازی، اهمیت بازى و غیره، همگى نشانى از چگونگى نگرش کودک به محیط اطراف خود و راهنمائى براى وابستگى و ارتباط با محیط است.

بازى براى تحول شناختی، عاطفی، اجتماعى و جسمانى کودک ضرورت تام دارد. بازى طریقهٔ یادگیرى کودک دربارهٔ بدن خود و دنیاى پیرامون آن است. بازى وسیله‌اى براى سازندگى کودک است. او از طریق بازى یاد مى‌گیرد، ابداع مى‌کند و تجربه مى‌نماید. کودک از طریق بازى مى‌تواند به استعدادها، توانائى‌ها، خواست‌ها، ضعف‌ها و نکات مثبت و منفى خود پى ببرد و لذا با شناخت ویژگى‌هاى خود، ساخت شخصیتى خود را تحکیم بخشد.

بازى رشد هوشى را تسریع مى‌کند. در این‌صورت آشنا کردن کودکان با بازى و محرک بازى یکى از عواملى است که رشد شناختى کودک را تسهیل مى‌کند.

بازى براى رشد مهارت‌هاى ذهنى اساسى است. کودکان در بازى مى‌توانند بدون دخالت دیگران تجربه بیندوزند و در این ضمن توانائى‌هائى را کسب کنند.

نقش بازى در گسترش زبان نیز از اهمیت شایان توجهى برخوردار است. از آن‌رو که زبان جزء مهارت‌ها و یادگیرى‌هاى اکتسابیِ انسان مى‌باشد، لذا کسب تجربه در اثر کنش متقابل بین فردى از ضروریات آموزش زبان است.

همان‌طور که بهبود شرایط تغذیه‌اى مى‌تواند براى رشد جسمانى فرد نافذ بوده و آن را روز به روز بهتر گرداند، بهبود شرایط محیطى نیز امکان رشد هوشى کودک را هرچه بیشتر فراهم مى‌سازد؛ به این معنى که شرایطِ محیطى مساعدتر، امکان استفاده از توانائى‌هاى بالقوهٔ وراثتى را افزون‌تر و ساده‌تر مى‌سازد. در این راستا، بازى یکى از عواملى است که بایستى موردنظر قرار گیرد.

اکتشاف در قلب بازى قرار دارد و در ذهن کودک هر تجربه‌اى مهم تلقى مى‌شود، حتى پرتاب کردن یک کاسهٔ پُر از روى سینی.

همچنان که نوزاد بزرگتر شده و به یک کود نوپا مبدل مى‌شود، بازى‌هاى او پیچیده‌تر و خیالى‌تر مى‌گردد. در این سن، بازى طریقه‌اى مهم براى تمرین مهارت‌هاى کلیدى کیفیتى از قبیل استقلال، خلاقیت، کنجکاوى و مسئله‌گشائى است. بازى همچنین پایگاه مهمى براى کشف احساسات و ارزش‌ها بوده و مى‌تواند مهارت‌هاى اجتماعى را گسترش بخشد.

نقش بازی در رشد شخصیت کودکان:

– رشد هوشی:

یکی از فرضیه های روان شناسی این است که بازی رشد هوشی را تسریع می کند در تایید این فرضیه نتایح پژوهشها نشان می دهد کودکانی که فاقد هر گونه اسباب بازی می باشند و یا امکانات اندکی برای بازی دارند، از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر این فرزندان خانواده های کم در آمد نسبت به کودکان طببقه متوسط کمتر در بازیهایی که بهش کل «نقش بازی کردن» انجام می شود شرکت می کنند.

بنابراین بعضی از روانشناسان معتقدند یکی از دلایلی که کودکان طبقه کم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشکلات یادگیرری روبرو می شوند این است که کمتر بازی می کنند بازیهای آنان چندان پیچیده نیست و نسبت به بازیهای کودکان طبقه متوسط از تنوع کمتری برخوردار است.

اگر بپذیریم که بازی برای رشد هوشی اهمیت دارد در این صورت آشنا کردن کودکان با بازی یکی از عواملی است که رشد شناختی را تسهیل می کند.

«فیلیپس لون استیامن» که یکی از مبلغان مزایای بازی است برنامه هایی ترتیب داد تا کودکان خانواده های کم درآمد به اسباب بازی دسترسی پیدا کنند به مادران نیز آموخته شد که چطور با فرزندانشان و اسباب بازی آنها بازی کنند در این برنامه اسباب بازی وسیله ایست برای تحریک کلامی و روابط محبت آمیز رشد شناختی را تسهیلل می کند شاید نتایج موفقیت آمیز این برنامه بیشتر ناشی از این جنبه باشد تا صرف وجود اسباب بازیها.

به طور کلی کودکان پیش دبستانی بیشتر از راه حواس و یا بهتر بگوییم توسط ارگانیسم (خود) یاد می گیرند تا از تفکر منطقی. هر چند حواس مبنای فیزیولوژیک دارند اما بازی بهترین مربی کودکان به شمار می رود.

به علاوه بازی مهارتهای کودکان رادر نگاه کردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشیا، درک فاصله ها- فهمیدن مفاهیم مربوط به خود، بوها و مزه ها و مانند آن راافزایش می دهد تمامی این فعالیتها می باید ضمن بازی به گونه ای غیر مستقیم آموخته شوند.

عملکرد کودکان از طریق اعمال روانی- حرکتی برای رشد و تکامل ذهنی آنان امری حیاتی است کودک بکی گیرنده طبیعی جستجوگر و کاشف و یک پردازش کننده اطلاعات است.

اما باید امکاناتی برایش فراهم شود تا بتواند به اعمال یادگیری بپردازد با اشیا تعامل کند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائیهای بالقوه و قابلیت خود برای سازمان دادن به تجاربش، دنیای خارج را در ذهن خود بسازد بنابر این هرچه کودک یادگیرنده فعالتر باشد بیشتر یاد می گیرد و هر اندازه بیشتر یاد بگیرد هوش او بیشتر رشد می کند و هر اندازه که هوش او بیشتر رشد کند بیشتر یاد خواهد گرفت.

بازی واسطه یادگیری است. کودک در هنگام بازی، آزادانه آزمایش می کند و بر اساس نتایج آزمایش خود تجربه کسب می کند و از طریق بازی تجربیات خود را درونی می کند برای مثال کنجکاوی درباره آهنربا در پنج سالگی نگرش علمی را برای سالهای بعد می پروراند و یا به خوبی مطالعه جاذبه زمین- سیاره های در حال حرکت و مشابه آن است.

کودکان ازطریق بازی به ۳ نوع یادگیری اساسسی دست می یابد:

۱- یادیگری در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شایستگی.
۲- یادگری درباره دیگران و جهان پیرامون و توانایی توسعه آگاهی خود نسبت به دیگران.
۳- یادگیری حل مسائل: کودک نیاز دارد اظهار نظر کندو کاوش نماید برای مثال هر کودکی نیاز دارد که از چگونگی کار آنها آگاهی می یابد و زمانی که به کمک نیاز دارد می تواند از دیگران کمک بگیرد بنابراین می توان نتیجه گرفت که دو عامل استعداد(فرصت و امکان یادگیری) و راهنمایی درست برای خوب یاد گرفتن ضرورت دارد در بازی کودک فرصت پیدا می کند تا نیروهای بالقوه خود را به نیروهای بالفعل تبدیل کندو تحت راهنماییهای مناسب بر یادگیری خود بیفزاید.

بازیهای ذهنی مثل شطرنج بازی، حل جدولها و یا مسائل ساده حساب که باعث رشد هوش، استدلال و شخصیت اطفال می گردند. در بازیهای ذهنی کودک مجبور به فکر کردن، استدلال کردن و حل کردن مسائل هستند.

به طور کلی می توان گفت که نخستین پیروزی بزرگ انسان در یادگیری، کسب مهارت در به کار بردن حواس می باشد و کودک در بازی از طریق لمس کردن، دست مالیدن، بکار انداختن حواس بخصوص بساوائی، چشایی و بویایی حواسش را رشد و توسعه می دهد.

کودک از طریق بازی در واقع می تواند خود را بشناسد که نقاط ضعف و قوت او چیست؟ آیا فرمانده است یا فرمانبر؟ تابع است یا متبوع؟ آرام است یا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد یاتسلیم؟ همچنین بسیاری از صفات و خصوصیات کودک مثل شجاعت یا ترس یا مهر و خشم و ابتکار از طریق بازی است که کشف می شود.

– رشد اجتماعی

بازی در رشد اجتماعی کودکان تاثیر چشمگیری دارد. کودکان اغلب برای اولین بار از راه بازی گروهی به ارزش کوذکان دیگر که بدون آنان بازی مقدور نیست پی می برند آنان یاد می گیرند که چگونه از طریق بازی یکدیگر را قبول داشته باشند.

درباره قوانین بازی توافق کنندو گروهی به بازی بپردازند. مفهوم همکاری، پیروزی بر گروه رقیب، شکست، همچشمی و برتری طلبی اغلب در بازیهای جمعی و گروهی به رشد لازم می رسد. از طرف دیگر کودک در ضمن بازی با رفتار بزرگسالان و نقشی که خود او در آینده باید ایفا کند آشنا می شود و قدرت جسمانی-کلامی، ذهنی و استعداد خود در برقراری ارتباط با دیگران را گسترش می دهد.

از بعد رشد اجتماعی، تعامل در بازی با دیگر کودکان، کودکک را قادر می سازد تا تصورش را از خود و دیگران به صورت عام رشد دهد. کودکی که بازی می کند نقش خود را به طور مرتب تغییر می دهد و مجبور می شود چشم انداز خود را نیز تغییر دهد.

در بازیهای گروهی که دراین مقررات و قواعد است بازیکن باید نقش دیگر بازیکنان را بداند- همانطور که نقش خود را می داند- همچنین باید توانایی بر عهده گرفتن نقش دیگران را در خود رشد و توسعه دهد.

کودک شروع به ارزیابی توانایهای خود در مقابل دیگرن می کند و هویت یا تصور از خود را بهبود می بخشد. بچه هایی که بازی می کنند بیش از هویت خود یاد می گیرند. آنها از طریق بازی کردن نقشهای مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعی و معیارهایی را که رفتار بازیگر را تنظیم می کند می آموزند.

در بازیهایی که دارای مقررات و قواعدی هستند، بازیگر باید یاد بگیرد که به قواعد بازی، حتی زمانی که انگیزه های آنی او را به سوی یکی رفتار کاملا متفاوت سوق می دهد تسلیم شود.

کودک در بازی یاد می گیرد که چگونه در بین جمع زندگی کند. چه ضوابطی را برای زندگی در نظر داشته باشد در درگیریها، در معرکه زندگی چه موضعی و چه راه و روشی را در پیش گیرد. بازیها افراد را به مقررات و ضوابط زندگی آشنا می کنند، روح سازگاری را در افراد پدید می آورند فنون زندگی جمعی را عملا به طفل یاد می دهند.

کودک در سایه بازی در می یابد که همیشه نمی تواند از طریق اعمال خشم به پیش برود. در همه جا نمی تواند عصبانی شود و نظرات خود را اعمال نماید همه گاه نمی تواند دیگران را وادار به تسلیم خواسته های خود کند بلکه در مواردی که لازم است تسلیم خواسته های دیگران باشد بخصوص که آن خواسته ها بحق باشند. بازی به کودکان می آموزد که زندگی یک داد و ستد است درازای دریافت خدمتی باید خدمتی برای دیگران انجام داد. اگر چیزی از کسی می گیریم باید چیزی هم متقابلا به او بدهیم و گرنه اجتماع و جود ما را تحمل نخواهد کرد و بالاخره بازی افراد را وامیدارد که تن به پذیرش و صلح دهند و دریابند که همه گاه نمی تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر دیگران اعمال کرد.

– رشد اخلاقی

بازی یکی از مهمترین عواملی است که در تربیت اخلاقی کودک نقش مهمی ایفا می ک کودک هنگام بازی در میابد که اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آید باید درستکار، راستگو، عادل و … باشد کودک هنگام بازی پی می برد که خوب یا بد بودن یک عمل چگونه است و دیگران چگونه با او برخورد می کنند برای مثال در بازی دزد و پلیس کودک متوجه می شود کسی که دزد است عمل بدی انچام داده که منجر به تعقیب او به وسیله پلیس شده است و در نهایت با دستگیر شدن و پذیرش تنبیه به زشتی و غیر اخلاقی بودن دزدی صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعی احترام می گذارد و در عین حال صفات و خصایلی که کودک در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان کسب می کند در بازی تکامل می ییابد از طریق بازی می توان نقایص فردی، اخلاقی و شخصیتی او را اصلاح کرد و فکر و اندیشه او را رشد داد کودکی که ترسو و بزدل است از طریق بازی می تواند شجاع و با شهامت باز آید مثلا بازی قایم موشک آن هم در شب خود م یتواند ترس او را از تاریکی تعدیل کند و یا از بین ببرد زیرا طفل ناگزیر است به گوشه ای بخزد، در تاریکی قرار و آرام گیرد.

در ضمن بازی می توان کودک بدخوه را از این حالت بدخواهی بدرآورد حس برادری، تعاون، نوعدوستی و برابری تعاون، نوعدوستی و برابری را به او یاد داد. عقده ای را از او حل کند و ناراحتی ها را از او دور ساخت.

– رشد حسی

فعالیتهای اطفال در بازی باعث تقویت عضلات اعصاب و قلب آنها می گردد اطفال به بازی مبادرت می ورزند زیرا که آنها از لحاظ بدنی سالمند. به عبارتی دیگر فعالیت کودکان در بازی نشانه سلامت آنهاست و به حدی این موضوع طبیعی است که چنانچه کودکی بازی نکند ما به این فکر می افتیم که باید اتفاق ناگوار رخ داده باشد اگر کودکان را از بازی کردن محروم سازیم به احتمال قوی از آنها خوشی ار دور ساخته و بالطبع رشد آنها را مختل نموده ایم.

رشد ذهنی تا اندازه ای به رشد جسمی بستگی دارد به طور خلاصه بازی کاملترین پرور شار برای بدن، ذهن، شخصیت و منش آدمی فراهم می آورد.

بازی کودک

دی ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : راهنماي خانواده ها, مشروح اخبار

بازی کودکتان را به هیجان و شوق وا می دارد و بهترین راه بهره گیری از لحظه های اوست . بازی تنها راه آموزش به کودکان در سالهای نخستین زندگی است . بازی بخش تکاملی از رشد جسمی و فکری کودک است  .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ضرورتی ندارد که بازی بر اساس قواعد و قوانین انجام شود ولی برخی قواعد بازی می تواند نتایج خوبی داشته باشد. سعی کنید تا هر روز ، حداقل ساعتی از کل ساعت های بازی روزانه اش را با هردوی شما بگذراند. اختصاص ۱۵ دقیقه  زمان به بازی با کودکتان پیش از شروع کار روزانه می تواند بسیار موثر است.

بازی، سرگرمی همیشگی اوست که نیاز به تمرکز و صرف انرژی بسیار بالایی دارد ، چرا که هر لحظه موضوعات نوینی به کودک آموخته می شود . ترغیب در رشد و پیشرفت
کودکان از همان لحظه آغاز تولد درصدد یافتن توانایی ها هستند . در مراحل خاصی از رشد ذهنی و جسمی فرزندتان ،  نقطه عطف فکری و فیزیکی آنها پدیدار می گردد . بر این اساس ، این زمان مساعدترین فرصت برای شماست که او را با بازی هایی که او را در شکوفایی توانایی خاصی ترغیب می کند ، آشنا نمایید. بنابراین خود را مجاب به ایجاد تنوع در بازی با کودکتان کنید ،برای مثال ، بازی های فیزیکی در ایجاد جنب و جوش و تحرک موثرند ؛ آواز خواندن به رشد تکلم کودکان کمک می کند و بازی با اسباب بازی ها ، همچون خانه چینی ها به افزایش مهارتهای آنها کمک می کند .

بازیهای جسمی:

بازیهای جسمی از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هر دوی آنها انجام گیرند.

بازیهای تقلیدی:

کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند. کودک در آغاز به تقلید نقش مطمئن دوستان، والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد. در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک می شود، الگوی رفتاری او نیز تغییر می یابد. از این سنین کودک ( نوجوان ) به تقلید رفتار همسالان خود می پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی هم خوانی با گروههای اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.

بازیهای نمایشی:

مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد.

بازیهای نمادین:

بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد.

در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد.

دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشی و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند.

واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.

بازیهای تخیلی:

بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود.

نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند.

بازیهای آموزشی:

بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل پازل نام برد.

نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود.

باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیرتحمیلی به سوی آموزش است.

بازی والدین با فرزند:

نقش مادر

به خاطر داشته باشید لازم نیست که بازی حتما با اسباب بازی ها انجام شود بلکه بودن با شما برای کودکتان لذت بخش است .

چه کارهایی می توانید انجام دهید :

این موضوع را جزء عادات خود قرار دهید که وقتی به خانه باز می گردید سریع کودکتان را بلند کنید و او را در آغوش داشته باشید .

در خوشحالی خود از دیدن او اغراق نشان دهید ، با او حرف بزنید ، و ارتباط چشمی برقرار نمایید ، زیاد بخندید ، مقداری شوخی کنید و از وجود یکدیگر لذت ببرید .

سعی کنید هر روز عصر  حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه بدون وقفه با کودکتان بازی کنید  .

در کنار هم مقالات و کتاب ها را بخوانید طوری که هر دو آرامش بیابید . عنوان ها را برایش بخوانید و تصاویر را به او نشان دهید تا او را با خود همراه کنید .
اگر واقعا خسته هستید ، هر دو با هم دوش بگیرید . تماس پوست مرطوب شما با هم برای هر دوی شما خوب و مفید است

برای ساعتی در روز

کودکی که برای ساعتی از روز در راس توجهات والدینش قرار میگیرد ، احترام به خویشتن و اعتماد به نفس را فرامی گیرد و به انسانی بخشنده ، با محبت و کودکی سازگار تبدیل خواهد شد. در واقع زمانی را که با کودکتان سپری می کنید نباید به صورت یکسره و پشت سرهم باشد، کودک شما برای این مدت تمرکز زیادی نخواهد داشت ، می توانید زمان با او بودن را به دوره های کوتاه تر  به میزان زمانی که فرزندتان مورد توجه کامل شما باشد با او بگذرانید .

تعطیلات آخر هفته

کار را با خود به خانه نبرید ، به این ترتیب شما می توانید بدون دلهره و نگرانی اوقاتتان را با کودکتان بگذرانید . سعی کنید حداقل آخرهفته ها همراه خانواده بیرون بروید . اگر یک برنامه هفتگی را تا مدتی زیادی که برایتان مقدور است ادامه دهید، کودک یاد می گیرد که هر چیزی در زمان خاصی اتفاق می افتد .

صبح ها

اگر کودک صبح ها زود از خواب بیدار می شوند . از این زمان برای با هم بودن استفاده کنید . اگر وقت بازی با او را ندارید ،  زمانی که لباسش را به او می پوشانید با او صحبت کنید ، و صبحانه را در کنار او نشسته و صرف کنید.

عصرها

به علت کار کردن در تمام روز ، مسلما  بعد از ظهرها خسته هستید . سعی کنید تا برنامه ای به عنوان روال معمول برای زمانی که به خانه برمی گردید ترتیب دهید . زیرا همانگونه که باید برای فرزندتان زمانی را صرف کنید ،

خیال بافی کودک

خیالبافی کودکان از مشکلاتی است که دامنگیر والدین و مربیان کودک است و زمینه را برای بسیاری از سقوط ها و عدم موفقیت ها فراهم می سازد. حالتی است که در بسیاری از کودکان خیالباف و حتی گروهی از آنها که دچار بیماری های روانی هستند و در سنین گوناگون می باشند به عیان دیده می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  خیال بافی را عبارت می دانیم از حالتی که در آن فرد با سر هم کردن مقداری از مسائل بی سر و ته و روی هم کردن توهمات و خیالات سعی دارد چیزهائی را که واقعیت ندارند ساخته و به صورت قصه و داستانی آن را مطرح نماید. آنچه را که او می گوید زائیده تخیل و اوهام و حتی شبیه نوعی هذیاناست. ولی او آنها را به عنوان امور واقعی و جدی عرضه داشته و به خورد دیگران می دهد.

او گاهی خود را در ورای محیط و منطقه خود می بیند و زمانی در حال پرواز در آسمانهاست و هر چه که به صورت غیر عقلانی و غیر ارادی در ذهنش خطور کند عرضه می دارد.

آنها در وضع و شرایطی هستند که بین واقعیت و خیال را فرق نمی گذارند و در صورت های حاد چنان به نظر می رسند که گوئی دیوانگانی هستند که هذیان گوئی عادتشان شده است.

کسانی که برای اولین بار با آنها برخورد دارند شاید متوجه حالات شان نشوند ولی در همان دقایق و ساعات اول برخورد متوجه این امر می شوند که با فردی غیر عادی تماس دارند.

خیالبافی در کودکان جلوه هائی دارد که جنبه های مشهود آن به قرار زیر است:

ــ پرحرفند و پرسخن و دائما” در حال قصه سازی و شرح آن هستند. برای هر مسئله ای که بشنوند شروع به خیالبافی کرده و سعی دارند آن را با شرح و بسط عرضه بدارند.

ــ تحریک پذیرند به گونه ای که هر پدیده موجود در دور و بر می تواند آنها را به راه اندازد و خیالبافی شان را تقویت کند. بر اساس آن سعی دارند مسئله ای را در ذهن پرورده و با الفاظ و در قالب های خاص آن را بیان دارند و نمونه این تحریک روحی در دیوانگان مشاهده می شود و حاصل آن بی اختیاری در سخن است.

ــ کوششی در آنها ملاحضه می شود که گفته های خود را منطقی نشان می دهند و این در جدی نشان دادن داستان کوئی های او کاملا” به چشم می خورد.

ــ اگر صحنه ای را ببینند برای آن شاخ و بالی درست کرده و بزرگش می سازند و شروع به بافتن کرده و می کوشند آن را به گونه ای که فرد در ماهیت صدقش تردیدی روا ندارد عرضه دارند و در این کار برخی از کودکان ماهرند.

ــ در عالم خیال می سازند، ویران می کنند، انرژی مصرف می کنند و همین امر و حالت را با لذت عرضه دارند و به آن دلخوش می شوند.

ــ تفسیرهایشان به زندگی و مباحث آن فانتزی است، اسنادی را که او عرضه می دارد مخدوش است ولی افراد ظاهربین و ساده اندیش کمتر از آن سر در می آورند.

ــ در عالم خیال گاهی بر خود دوستانی تصور کرده و یا نقش جن و پری را برای خود تصور می نمایند و آنگاه در آن خیالات غرق شده و شروع به بیان و معرفی آن می کنند و زمانی هم ممکن است در ضمن شرح آن در میان افسانه ها گیر کنند و نیاز به بافتنی جدید داشته باشند.

ــ قضاوت و داوری آنها هم شدیدا” تخیلی است به جای حقیقت گوئی خیالبافی دارند تا حدی که ممکن است به دروغ و اتهام متهم گردند و حقایق را وارونه نشان دهند.

ــ در لابه لای افسانه سازی خود می کوشند دلاوری خویش را نشان دهند و چنان وانمود کنند که فردی مهم هستند و غرق در شاهکارها و ابداعات خود گردند.

ــ در کل اینان به دور خود خط غیر قابل تغییری می کشند و بر اساس آن شروع به بافتن می کنند و تا جائی در این راه به پیش می روند که به اختلال در نظم نظام فکری منجر گردد.

کودکان خیال باف تعادل فکری ندارند، فعالیت فکری شان بی ثمر و انباشته از آرزوها و اهواء است. تصورشان این است که بر آنها ستم رفته و مظلوم واقع شده اند، حق خود را بسی فراتر از آن می دانند که در اختیار آنهاست. بی توجهی ممتد، محرومیت های شدید، وجود تضادها و تعارض ها در زندگی سبب شده اند که او نتواند درست بیندیشد و یا او هرگز وقت اندیشیدن و تمرکز فکری را نداشته.

هر آنگاه که گرفتاری و مشکلی برای او پدید آمده برای خود آسان تر آن دیده است که به خیالبافی پناه برده و برای عقده گشائی افسانه ببافد. خرد و اندیشه شان زیر سؤال رفته و تعادل عقلی هم برایشان نیست زیرا بین تخیل اختراعی با خیالبافی و بین حقیقت و مجاز فرقی قائل نیستند. در شرایطی نیستند که دریابند نامتعادلانه می اندیشند و یا نیازهای ارضاء نشده آنان چنان وضعیتی را برایشان پدید آورده است. دقت کافی ندارند و نوع توجه شان از گونه توجهات غیر ارادی است. به همین نظر هر لحظه از این شاخ به آن شاخ می پرند و نظم و انسجامی در گفته ها و افسانه های آنان نیست. به زحمت می توانند بین اول و آخر قضیه ای را که مطرح می کنند پیوند ایجاد کنند.

همان گونه که ذکر شد اساس آن خیالبافی است، ولی آن گونه خیالبافی که در آن میل به عرضه و ارائه هم مطرح باشد به عبارت دیگر بیمار آنچه را که در درون دارد، از هذیانها و توهمات، سعی دارد آنها را بیرون بریزد و بر این اساس برای خود آرامشی پدید آورد. ماهیت آن عملی دفاعی برای پرکردن خلاءهای حافظه است و آدمی در سایه آن تجربه و خیالات واهی خود را که اغلب پیچیده و مبهم است طوری با آب و تاب بیان می دارد که گوئی مقرون به حقیقت است.

برخی آن را نوعی مکانیسم روانی برای جبران کمبودها و نارسائی ها می دانند و می گویند گرسنگی، فقر، تهیدستی عامل و منشأ آن است. گروهی آن را صورت مرضی خیالپردازی می دانند که در کودکان شایع است و نمونه آن را در افرادی می بینیم که دچار اختلالات حافظه اند. برخی آن را عبارت از نوعی جنون می دانند که زمینه ساز آن دوری از واقعیت های جامعه است. افسانه بافی بر اساس تحلیل روانپزشکان ماهیت جنون و حتی اضطراب و نابهنجاری ندارد گواینکه گروهی آن را از نوع بیماری روانی از نوع میتومانی ذکر کرده اند. می گویند عبارت از نوع تکاپو برای گریز از واقعیت های تلخ است. او با افسانه سازی و تصویر رؤیاهای شیرین سعی دارد فکر و وقت خویش را مصروف اموری دیگر سازد و از اصل مسئله خود را دور و برکنار دارد.

اساس و معنای آنرا عقاید نادرست و مهمی می دانند که در فرد تشدید شده و ریشه دوانده است. آن ریشه ها که منشأ نامرادی و محرومیت دارند صورتهای ذهنی برای او ایجاد می کنند که از ارضای تایملات حاصل می شود و هوسهائی که با بن بست و محرومیت ایجاد شده اند آنرا حدت می بخشند. و نیز گفته اند اساس آن تداخل و اشتباه در خاطرات و توهم پدیده های گوناگون است. بیماران در طول مدت زمان مشکلات و دشواری هائی داشته اند که برایشان غیر قابل حل و تبیین بوده و اینک سعی دارند شرح حال شخصی خود را به صورت تحریف شده ای به صورت افسانه درآورند و بیان کنند. احساس گناهانی که به نظر نابخشودنی هستند ممکن است جنجالهائی را در ذهن پدید آورد و موجب نگرانی ها و وحشت هائی شود و آدمی را بیقرار سازد. فرد برای رهائی از این حالات دست به دامن افسانه بافی ها شود و از این طریق برای خویش آرامش نسبی پدید آورد.

انواع افسانه بافی

برای افسانه بافی انسان انواعی ذکر کرده اند که هر نوع آن در تیپی خاص ملاحضه می شود. دانشمندی به نام دوپره در تحقیق عمیقی که راجع به این مسئله کرده چهار نوع افسانه بافی را ذکر می کند:

۱- افسانه باف خودنما که سعی دارد از راه لاف زدن، ریا کردن، فریبکاری و … مباحثی را مطرح کرده و توجهاتی را به سوی خود معطوف دارد.

۲- افسانه باف موذی که سعی دارد از راه افسانه بافی و داستان سرائی موجباتی برای آزار دیگران فراهم کرده از این طریق خود را مقضی المرام بیابد.

۳- افسانه باف فسادانگیز که همه داستان ها و افسانه هایش در زمینه ارضای تمایلات شهوانی و خواسته هاو اهوائی است که در جامعه پذیرفته شده نیست و به فساد و آلودگی از آنها تعبیر می شود.

۴- افسانه باف هذیانی که در سخنان او نظم و رابطه ای به چشم نمی خورد و مجموعه ای از خیالات و توقعات خود را به صورت داستانی عرضه داشته و به جلب نظر دیگران و آرامش خود می پردازد. صورت شدید و خطرناک آن همین قسم اخیر است که نشانه ای از انحطاط فکری و عقلانی است و آدمی در سایه چنان حالی تعادل و اعتدال خود را از دست داده و در وضع و شرایط نابهنجاری قرار می گیرد. در بین جمع به چنین حالتی مشهور شده و همگان درباره او به جنون و دیوانگی، پرت و پلا گوئی قضاوت می کنند و این خود از عوامل تشدید مرض و نابهنجاری است.

موارد بروز

ممکن است این حالت سالها در آدمی باشد ولی بروز نکند و یا بروزش در حد و سطحی باشد که چندان چشمگیر و دشواری آفرین نیست. ولی مواردی هستند که اگر بروز کنند آن حالت هم خود را بروز داده و متجلی می شود آن موارد بسیار و از آن جمله اند:

ــ غلبه احساسات و هیجانات بر فرد بر اثر تحریک در برابر یک جریان یا واقعه.

ــ لطمه دیدن عواطف در جریان یک شوخی یمسخرگی که برای فرد پیش آمده و او قادر به طرد آن نیست.

ــ به هنگامی که کودک در شرایط موجود هیچ مایه دلخوشی برای خود ندارد، همه راههای امید را به روی خود بسته می بیند و شدیدا” ناراحت است.

ــ زمانی که خاطرات فرد دچار فراموشی شوند که در آن صورت توهم نیرو گرفته و او را به خیالبافی و افسانه بافی می کشاند.

ــ در مواردی که طفل به عللی به یاد یادگارهای گذشته زندگی بیفتد و به پناه آن بخواهد تلخی های کنونی زندگی را طرد کند.

ــ زمانی که احساسات او در زمینه ای مفـــرط بوده و اندیشه و عقل او را تحت الشعاع قرار دهد.

ــ و بالاخره هنگامی که تحت هر شرایطی او تصورات را به جای ادراکات حسی بنشاند و این راه و شیوه را ادامه دهد.

افسانه بافــــی در سنین کـــودکـــی

افسانه بافی در کودکان بیش یا کم وجود دارد ولی در سنین نوجوانی و بلوغ ممکن است حالت شدیدتری پیدا کند و گاهی هم به صورت اختلال روانی در بزرگسالان هم به چشم می خورد. این حالت در کودکان مختلف وجود دارد ولی با شدت و ضعف، اصولا” کمتر کودکی را می شناسیم که میتونن نباشد و از این بابت این حالت عمومی به حساب می آید. ولی به تدریج که با واقعیت ارتباط پیدا می کند از خطای آن در امان می ماند. کودکان از سنین چهار سالگی تدریجا” این توان را می یابند که در ذهن خود چیزهای خارق العاده ای بسازند. شروع به قصه سازی و پرداختن داستانهای ساختگی می پردازند و البته آنچه را که می گویند حقیقت پنداشته و جدا” از آن دفاع می کنند و این امری عادی و طبیعی در آنهاست. در سنین ۶ کودکان به شنیدن افسانه ها بیشتر رغبت نشان می دهند تا گفتن آن ولی باز هم در سر همان حال و هوا را دارند. ولی معمولا” داستانهائی را می پذیرند که با محتوایش با شرایط او و با اوضاع شخصی او قابل مقایسه و تطبیق باشد. در سنین ۸ ـ ۱۲ اگر مخصوصا” مشکلاتی در زندگی خانوادگی داشته باشند افسانه سازی را دوست پیدا کرده و تدریجا” می کوشند خود را با افکار مجرد هم پرواز سازند. هر آنچه ناکامی و محرومیت در ذهن خود دارند آن را در قالب افسانه عرضه می کنند.

افسانه بافی در سنین نوجوانی و بلوغ

در سنین نوجوانی و بلوغ فرد وارد دنیای جدیدی می شود، دنیای رؤیاها و تخیلات، تحولات جسمی و روانی که در فرد پدید می آید خود کشاننده فرد است به سوئی که در آن واقعیت ها همه گاه در ذهن او متجلی نیستند. نوجوان در مرحله سنی خود بلندپرواز، جاه طلب، مقام دوست و خواستار نام و عنوان است طبیعی است که شرایط آن برای او مهیا نباشد و ناچار از خیالبافی و در اثر تداوم و کثرت از افسانه سازی سر در می آورد. آنها ممکن است به خاطر شرایط سنی خوابی لذتبخش ببینند و محتوای خواب هم بسیار اندک و همچون جرقه ای باشد در ذهن، ولی کثرت شوق به تکرار صحنه های آن سبب می شود که او در این رابطه داستانهای ساختگی تهیه کرده و مدتها خود را با آن سرخوش دارد. کلا” افراد نوجوان و بلوغ اگر سالم و عادی باشند باز رؤیائی و تخیلاتی هستند تا چه رسد که عامل تحریکی هم برای عواطف و احساس آنها پدید آید. در آن صورت خواهیم دید او در وادی و ورطه ای خواهد افتاد که برای او بین حقیقت و مجاز فاصله ای وجود ندارد و او هم مانند کودک نمی تواند مرزی برای این دو قائل شود.

افسانه بافی جلوه ای دیگر از خیالبافی است:

ــ افسانه بافان اغلب از تیپ درونگرا هستند و یونگ درباره آنها گفته است کسانی هستند که دائما” در خود فرو رفته اند و سر در لاک خویش دارند. زندگی شان در انزوا و عزلت و برخی از آنها گرفتار افسردگی می باشند.

ــ برخلاف خیالبافان اغلب آنها کسانی هستند که از درجه هوش پائین تری برخوردارند و در دسته بندی های هوشی آنها را کوته خرد و ی باهوش ضعیف می خوانند.

ــ اغلب قریب به اتفاق آنان کسانی هستند که در زندگی شخصی مسئله دارند و از این بابت مورد توجه والدین و مربیان خویش قرار نمی گیرند.

ــ زندگی شان آشفته و درهم است. نگرانی های عاطفی، حساسیت ها و زودرنجی های به همراه ناکامی ها و محرومیت ها دمار از روزگارشان برآورده است.

ــ بسیاری از اینان اختلال روانی دارند و به هذیان های تخیل گرفتارند و به همین نظر به جعل دروغ و اکاذیب پرداخته و آن را حقیقت می پندارند ( البته گروهی از روانپزشکان بر پای این نظریه صحه نمی گذارند).

ــ از کسانی هستند که در حل مسائل و دشواری ها ضعیف به نظر می رسند، ره به جائی ندارند تا در آن زمینه برای خود پناهی بیابند، از پدر و مادر و مربی سرخورده اند و تصورشان این است هر چه جفت بزنند طاق به عمل می آید.

ــ این حالت در تیپ زنان و دختران بیشتر وجود دارد و ظاهرا” وضع عاطفی آنان چنین حالتی را ایجاب کرده و یا لااقل پر و بال می دهد.

ــ در عالم بزرگسالان بیشتر رواج دارد تا در کودکان، و در نوجوانان و نوبالغان بیشتر است تا در جوانان و دیگر گروههای سنی.

ــ تیپی هستند رازدار که نمی خواهند اسرارشان کشف و برملا شود. و در این راه حتی ممکن است خود را نیز متهم سازند مثلا” زنی متهم به نازائی ممکن است مدعی شود بچه اش را سقط کرد و یا کشته و دفن کرده است. حتی حاضر است عقوبت سقط را تحمل کند تا این اتهام را از خود بزداید.

ــ و بد نیست یادآور شویم این حالت در تیپ معتادان (به همه اشکال و انواعش بیشتر وجود دارد تا دیگر گروهها و دستجات).

عــــــوارض همــــــــراه

افسانه بافی با عوارضی همراه است از جمله ناپختگی های عاطفی است. مثلا” ممکن است در عالم خیال فردی را بسازد و او را در ذهن خود مجسم کرده و نامزد خویش به حساب آورد و برای او نامه ای عاشقانه تنظیم کرده و درباره عشق و عاشقی برایتان قصه بسازد بدون اینکه او اصلا” در سن و سالی باشد که لایق چنین وضع و سخنی باشد. گاهی به همراه آن حسادت است و بدخواهی آنها از اینکه دیگران آبروئی دارند و برایشان حسابی باز می شود ناراحتند و بدون اینکه چیزی از آنها کمو کسر شده باشد بدخواهی و حسادت دارند. در جنب آن گاهی دروغگوئی است که البته در مواردی خود فرد بدان هشیار است و میداند چه می گوید و چه میکند ولی در حین سخن در روالی افتاده است که به نظر او چاره ای جزء سر هم کردن دروغ ساختن ندارد. اینان بی اراده دروغ می گویند ولی برخی از آنها در حین بیان بدان آگاهند. آنچه در ذهن دارند بیان می کنند. به هر میزان که آرزوها بیشتر باشند دروغها بزرگتر و به اصطلاح عوام شاخدارتر است.

خطـــــــر و عارضــــــه آن

افسانه بافی اگر شدید شود و صورت مزمن به خود بگیرد ممکن است فرد را به هذیان بکشاند این حالت مخصوصا” برای آنها که بر احساسات خود غلبه ای ندارند بیشتر ملاحظه می شود. این حالت خود موجب صدمه بر قوه تخیل است. عدم تعادل روانی، گرفتاری در توهم، نابسامانی کیفیات نفسانی از دیگر عوارضی است که خطر آن را کمتر از خطر افسانه بافی هذیانی نیست، پایه های حیات و شخصیت افراد بر اساس چنین وضع و حالتی لرزان شده و زندگی در خلاف مسیر واقعیت می افتد. همچنین به این نکته باید توجه داشت که افسانه بافی به کودک قدرت گریز از حقایق می دهد و این حالت آدمی را به دنیای نامطلوبی می کشاند و قدرت تحمل را از آدمی سلب کرده و کار به جائی می رسد که گاهی از شدت پرت و پلاگوئی خود را رسوا می سازد. گاهی این چنین افراد دچار وسوسه ایذاء و آزار رسانی می شوند. افسانه هائی می بافند که دیگران را به دام اندازند و خود را به تماشای آن پردازند و این خود زمینه ساز نگرانی های بسیاری است زیرا در آن تنها خود را خوب و مهم نشان دادن مهم نیست بلکه صدمه زدن به دیگران هم مطرح است.

ریشـــــه ها و منشأ آن

قبلا” هم گفتیم که ریشه و منشأ اصلی افسانه بافی همانهائی هستند که در مبحث خیالبافی از آن سخن به میان آمده است. آنچه در این مبحث به عنوان تکمیل و تشریح می توان افزود مواردی است که بخشی از آنها بدین قرارند:

ــ عدم رشد روانی و عدم توان تجربه و عقل توسط فرد جبری پدید می آورد که جلوه آن به صورت افسانه بافی است.

ــ عده ای از روانشناسان بخش مهمی از علل افسانه بافی را به عواطف و خواسته ها و آرزوهای کودکان می دانند که ناشی از عدم توجه والدین به آن امر بوده و زندگی او را نابسامان کرده است.

ــ وجود بیماریها و مخصوصا” بیماریهای مربوط به ادراکات حسی ممکن است زمینه ساز توهمات گوناگون شده و بیمار را به صورت جنون افسانه باف و میتومن درآورد.

ــ افسانه سازی در مواردی ناشی از مشاهده فیلم ها، پرونده ها، مطالعه کتبی است که توان تخیل افراد را بالا برده و او را در شرایط نامساعدی قرار می دهد و در کل امری بی ریشه و بی اصالت است.

ــ وضع پریشان و نابسامان خانواده ها تا حدودی در این امر مؤثرند و نیز گرایش به عدم تشخیص نتایج تخیل اختراعی از تخیل حضوری در این رابطه مؤثر است. کودکانی که احساس وابستگی شان به خانه بسیار است در اثر دیدن کمترین دگرگونی و درهمی در محیط خانواده خود را در معرض خطر دیده و بی پناه احساس می کنند. چنین احساسی است که او را به خیالبافی و هذیان و جلوه ای از آن که افسانه بافی است می کشاند. زن و شوهر در حین درگیری ممکن است از قبل برای خود اندیشه ای و برنامه ریزی خاصی در زمینه بی پناهی داشته اند این کودک است که در این رابطه خود را بی پناه تر از هر کس احساس خواهد کرد.

شیوه های درمان

مجددا” در بحث درمان متذکر می شویم که به مبحث خیالبافی مراجعه ای شود و در عین حال یادآوری می کنیم که: ریشه شناسی از مسائل مهم و از نکات اساسی است که باید مورد نظر باشد و می دانیم مادام که ریشه ها شناخته نشوند امکان درمان نخواهد بود. در طریق درمان ضروری است:

۱- افسانه باف را به واقعیت ها نزدیک کنیم آنچنان که پدیده ها را بشناسد و لمس کند.

۲- قدرت مشاهده را در افراد تقویت کنیم تا حقایق و پدیده ها را به چشم باز ببینند.

۳- گاهی از او بخواهیم که نتیجه لمس ها و مشاهدات خود را روی کاغذ آورده و به صورت گزارشی عرضه کرده و آن را در حضور دیگران به مرحله تطبیق برساند. و یا در مواردی آنچه را که دیده اند بیان نمایند.

۴- نیروی منطق و استدلال آنها را تقویت کنید تا هر چیزی را به گونه ای مستدل بیان نمایند و نیز از استدلال خود دفاع کنند.

۵- واداشتن به تفریح و گردش و بازی دست جمعی، اصولا” فعالیتهای گروهی، سرگرم کردن به بازیهای پرشور و نشاط، مخصوصا” بازیهائی که در آن رعایت نظم و تربیت و مقررات مطرح است در این رابطه می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد.

۶- سرگرم داشتن به کارهای هنری و فعالیت هائی که در آن توجه به ریزه کاری و ظرافت مطرح است بسیار مؤثر است و در این رابطه اوقات فراغت او را پر کرد، البته با تلاش و فعالیتی سازنده.

۷- سرچشمه احساس حقارت ها، ضعف ها و زبونی ها، بی اعتمادی های او را بخشکانید و نیازهای او را تا حدود امکان برآورده سازید.

۸- اختلافات خانوادگی و نابسامانی های مربوط به آن را رفع کرده و برای کودک محیط امن و اعتماد پدید آورید در کل شرایط زندگی برای او عادی باشد.

۹- او را وادارید آنچه را که خیال می کند و برای آن افسانه می بافد به صحنه عمل درآورده و یا نشان دهد و از این طریق او را به تطابق با واقعیت بکشانید.

۱۰- در مواردی اگر سخن او را دروغ و ناروا یافتید به او تفهیم کنید که از مرز واقع خارج شده ولی او را مورد تمسخر و سرزنش و اتهام قرار ندهید.

در پیشگیری

علتها برای بروز چنین حالاتی روشن اند به ناچار باید به دنبال ایجاد شرایطی در پیشگیری رفت که باعث بروز چنان واقعه ای نگردد.

طبیعی است که برای رسیدن به چنان مقصدی باید: در سلامت جسم و روان کودک بکوشیم، او را از عوارض ترس و اضطراب و احساس ناامنی دور داریم، محیط زندگی او را شادابی متعادل بخشیم، نیازهای مختلف او را به صورتی عادی و متعارف برآوریم، در تقویت فکر و اراده و اعتماد به نفس او بکوشیم، حقوق کودک را مورد تعدی و دستبرد قرار ندهیم، از حساسیتها پریشانحالیها، ریاکاری و دلقکی او را بی نیاز سازیم، محبت و پذیرش او را به گونه ای متعادل ساخته و احساس کمبود را در او بزدائیم و …

برگه‌ی بعد »