آشنایی با عملکرد ریه طبیعی

اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : آموزش سلامت, فیزیولوژی, مشروح اخبار

چگونه ریه ها بطور نرمال کار می کنند؟

ریه ها درسمت چپ و راست قفسه ی سینه جای گرفته ،.هر ریه ازبخش هایی بنام لوب تشکیل شده است. نسج ریه ها نرم است و توسط دنده ها و قفسه ی سینه  محافظت می شود.هدف از وجود ریه ها رساندن اکسیژن به بدن و دفع دی اکسید کربن از بدن است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اکسیژن ماده ای موثر در متا بولیسم  بدن و تولید انرژی می باشد. دی اکسید کربن هم محصول زائد این متابولیسم بوده و بایستی  از بدن دفع شود.

چگونه هوا به داخل بدن راه می یابد؟

جهت انتقال اکسیژن به بدن، ابتدا هوا از طریق بینی ،دهان و یا هر دو وارد دستگاه تنفس میشود  . مسیر اصلی عبور هوا از طریق بینی است که نسبت به دهان قدرت بیشتری در پاکسازی و فیلتر کردن هوای ورودی دارد..بینی میزان انتقال مواد محرک به ریه ها را کاهش داده ، ضمن اینکه نقش گرم و مرطوب کردن هوای تنفسی رابر عهده دارد.

هنگامی که نیاز بدن به اکسیژن افزایش می یا بد، بینی  قادر به رساندن حجم هوای کافی به ریه ها نمی باشد ودر نتیجه تنفس از طریق دهان نیز صورت می گیرد. بهین دلیل در هنگام فعالیت از طریق دهان نفس می کشیم.

پس از ورود  هوابه دهان یا بینی هوا در طول تراشه، یا نای، بطرف پایین حرکت می کند.

تراشه لوله ای است که در گردن و در قدام مری واقع شده است.  در طی عمل دم،هوا در طول تراشه به طرف پایین حرکت می کند و وقتی غذا می خوریم غذا در طول مری به سمت پایین طی مسیر می نماید. مسیر عبور هوا و غذا توسط اپی گلوت کنترل می شود.اپی گلوت  مدخلی است که با بسته شدن خود  ازورود غذا به تراشه جلوگیری   می کند. تصادفا ،غذا یا مایع ممکن است وارد تراشه شده که منجر به انسداد ، خفگی و سرفه های اسپاستیک شود.

تراشه به دو شاخه  راست و چپ تقسیم شده که این دو شاخه برونش نامیده میشوند.برونش چپ به ریه چپ و برونش راست به ریه راست منتهی می شود .برونش ها به شاخه های کوچک و کوچکتر بنام برونشیول تقسیم می شوند. برونشیول ها به کیسه های هوایی کوچکی ختم می شوند که آلوئول نامیده می شود. آلوئول در زبان ایتالیایی به معنای خوشه انگور است. آلوئول مانند خوشه انگوری است که به راه های هوایی کوچک متصل است.

درریه ی طبیعی بیش از ۳۰۰ میلیون آلوئول وجود دارد.تمام آلوئول ها به طور همزمان کار نمی کنند. بنابراین هریک از ریه ها تعداد زیادی آلوئول بصورت ذخیره ای دارد که در مواقعیکه ریه ها به علل متفاوت مانند بیماری ، عفونت و یا عمل جراحی آسیب می بینند، از آنها استفاده می کند.

اکسیژن و دی اکسید کربن:

هر آلوئول توسط  مویرگ ها و عروق کوچکی احاطه شده است که بصورت شبکه ای آلوئول را در بر گرفته اند. اکسیژنی که در طول راه های هوایی به سمت آلوئول ها حرکت کرده، پس از ورود به آلوئول، به درون عروق انتشار پیدا میکند .دی اکسید کربنی که در داخل خون وجود دارد در مجاورت آلوئول ها از خون خارج  و به داخل آلوئول ها منتشر می گردد ، سپس طی بازدم از بدن خارج می شود .

جهت عملکرد نرمال و طبیعی بدن بایستی مرتبا  اکسیژن وارد خون شده و دی اکسید کربن از آن خارج شود. سطح خارجی ریه ها را دولایه نازک بنام پلور می پوشاند . یکی از پلورها به طور مستقیم سطح خارجی ریه ها را می پوشاند و لایه ی دیگر پلور به سطح داخلی قفسه سینه ،نزدیک به دنده ها ، متصل است.

همچنین ریه دارای عروق و فیبرهای عصبی است.  ریه ها دو دسته رگ خونی دارند ، یک دسته مسئول تغذیه ریه و دسته دیگر مسئول انتقال اکسیژن از ریه ها به بدن میباشد.خونی که اکسیژن را از ریه ها برداشت کرده به سمت چپ قلب باز میگردد و توسط قلب به بیرون پمپ میشود تا خون غنی شده توسط اکسیژن که خون شریانی نامیده میشود را به سرتاسر بدن منتقل کند.

پس از آنکه خون اکسیژن را به سلول ها ی بدن مثل پوست و سایر اندامها منتقل کرد به حفرات سمت راست قلب باز می گردد (خون وریدی).خون ورید ی مقادیر زیادی دی اکسید کربن و مقادیر اندکی اکسیژن دارد.خون وریدی سپس از طریق پمپاژ قلبی  به ریه ها باز گشته تا اکسیژن برداشت کرده و دی اکسید کربن را دفع نماید.

چه عضلاتی در عمل تنفس شرکت می کنند؟

عضلات مختلفی در تنفس شرکت دارند .بزرگ ترین و کارا ترین عضله دیافراگم است. دیافراگم عضله بزرگی است که درسطح زیرین ریه ها قرار گرفته و ریه ها را از ارگان های زیرین جدا میکند.(مانند معده،روده ها و کبد) وقتی که دیافراگم به سمت پایین حرکت می کند یا به عبارتی مسطح می شود ، دنده ها به سمت خارج حرکت نموده ،ریه ها متسع شده  و هوا به داخل ریه ها  کشیده می شود.این مرحله دم نامیده می شود.وقتی که دیافراگم شل شده و به حالت اولیه بازگشته ،هوا از ریه ها خارج می شود .این مرحله  بازدم نامیده میشود.

ریه ها مانند بالون ، جهت پر شدن از هوا به انرژی نیاز دارند اما جهت خالی شدن نیازی به مصرف انرژی ندارند.

عضلات دیگری نیزدر تنفس نقش دارند نظیر عضلات بین دنده ای و گردنی.عضلاتی که همیشه در عمل تنفس شرکت می کنند ، دیافراگم ،عضلات بین دنده ای و عضله اسکالن که در گردن واقع شده است ، می باشند.اگر جهت باز کردن ریه ها نیاز به انرژی بیشتری باشد ، از عضلات دیگری که در گردن و شانه ها هستند کمک گرفته می شود.

چگونه ریه ها از خود محا فظت می کنند؟

ریه ها راه های متعددی جهت محافظت از خود در برابرمواد محرک دارا می باشند.نخست،در طی دم بینی به عنوان فیلتری عمل می کند که از ورود ذرات بزرگ آلوده ، به داخل ریه ها جلوگیری می نماید.اگر ماده محرکی به داخل ریه ها وارد شود در داخل لایه ای نازک از موکوس (خلط یا sputum) که روی سطح داخلی مجاری هوایی را می پوشاند، گیر خواهد افتاد .

به طور متوسط  روزانه ۷۰ گرم موکوس ساخته شده و به داخل مجاری هوایی  ترشح می گردد .موکوس توسط مژه های ریزی که سیلیا نامیده می شود به سمت دهان رانده می شود. سیلیا موکوس را از ریه ها  به سمت بالا،بطرف حلق رانده ،سپس موکوس و ذرات به دام افتاده در آن بلعیده میشوند .

اپی گلوت مدخلی است که باز میشود و به موکوس اجازه بلعیده شدن را می دهدو این فرآیند بدون آنکه متوجه آن باشیم انجام میشود. دفع خلط امری غیر طبیعی است و در شرایطی رخ می دهد که فرد مبتلابه برونشیت مزمن یا عفونت ریوی مانند پنو مونی باشد.

مکانیسم دفاعی دیگر ریه ها سرفه است.سرفه هم امری غیر طبیعی بوده و در اثر تحریک برونش ها ایجاد می شود.سرفه میتواند با دفع موکوس از ریه ها همراه باشد که دفع موکوس از طریق سرفه سریعتر از دفع آن از طریق سیلیا صورت می گیرد.

آخرین روش دفاعی ریه ها جهت حفاظت از خود می تواند مشکل ساز باشد.راه های هوایی که در ریه ها هستند توسط لایه عضلانی پوشیده می شود.وقتی ریه ها تحریک می شوند، این لایه عضلانی منقبض و فشرده شده ،مجاری هوایی را با ریکتر کرده  تا مانع از ورود ذرات خارجی به ریه ها شود.

فشرده شدن سریع عضلات برونکواسپاسم نامیده میشود.بعضی افراد ریه های حساس تری نسبت به مواد محرک دارند.برونکواسپاسم ممکن است منجر به مشکلات جدی در افراد مبتلا به برونشیت مزمن شود و یک مشکل اصلی در افراد مبتلا به آسم می باشد، به سبب آنکه نفس کشیدن از میان راه های هوایی با قطر کمتر  دشوارتر است

آزمایش CRP یا (C-reactive protein)

به پروتئین هایی که دراثر عواملی همچون التهاب، نکروز، عفونتهای باکتریایی و ویروسی و بدخیمی ها، مقدارشان در پلاسما و سرم خون انسان و حیوانات خونگرم تغییر می یابد، پروتئینهای فاز حاد (APP: Acute Phase Proteins) گویند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  در اثر ضایعات بافتی نکروز التهاب، عفونتها و یا سرطانها ، پروتئین ها در سرم ظاهر میشوند یا اینکه مقدار آنها تغییر می کند این پروتئین ها به نام پروتئین فاز حاد (acute phase protein)   نامیده می شوند .

از پروتئینهای فاز حاد می توان به پروتئین واکنشگر با ماده سی (CRP: C- Reactive Protein)، پروتئین آمیلوئید آی سرمی (SAM: Serum Amyloid A) برخی قطعات پروتئینی کمپلمان از جمله فاکتور بی (BF: B Factor)، قطعات C2، C3،C4 ،C5 وC9 اشاره کرد.

از بین پروتئینهای فاز حاد ، اندازه گیری CRP  به علت افزایش سریع آن در آغاز ضایعه بافتیو کاهش سریع آن بلافاصله پس از بهبودی بهترین راه تشخیص ضایعات بافتی است .

در سال ۱۹۳۰ Tilletl francis  نشان دادند که اگر سرم افرادی را که مبتلا به نمونی حاد باشند با پلی ساکارید میکروب پنومولک مخلوط کننده ذرات رسوبی ایجاد می شود . این ماده پروتئینی را به نام C-reactive protein  نام گذاری نمودند .

CRP  قادر است به بعضی از باکتری ها ، قارچها ، انگل ها و حتی بعضی از سلولهای خودی مانند کلوسیتها متصل شوند .

CRP  در روش الکتروفورز در ناحیه بتا گولوبولینها قرار می گیرد . و از ۵ زیر واحد که به هم متصل میشوند تشکیل شده است CRP  در مقابل حرار ت استقامت ندارد . و در حرارت ۷۰ درجه سانتی گراد به مدت ۳۰ دقیقه از بین می رود این ماده از جفت عبور نمی کند و تا کنون فقط در انسان و میمون شناختهخ شده است .

●  در بیماریهای زیر مقدار CRP  در سر م بالا می رود :

- عفونتهای باکتریهایی

-  تب روماتیسمکس فعال

-   سکته قلبی حاد

-   سرطانهای بد خیم منتشر

-  آرتریت روماتوئید فعال

- عفونتهای ویروسی

-   سل

●  روشهای تشخیص CRP  :

روشهای سرولوژی مختلفی برای تشخیص CRP  وجود دارد در قدیم از پلی ساتکاریو C میکروب پنومولک استفاده نمیشد ولی به علت مشکلات تهیه این آنتی ژن امروزه با روشهای مختلفی از قبیل پرسیتاسیون در لوله معینه ، ایمنودیفیوژن  هماگلوتیناسیون و روش لاتکس آگلوتیناسیون مقدار CRP سرم را تشخیص و اندازه گیری میکنند . ولی از بین آنها روش لاتکس – آگلوتیناسیون از سایر این متداولتر می باشد .

●  آزمایش لاتکس آگلوتیناسیون (CRP  – Latex Agglutinasition test)

- اساس آزمایش : این آزمایش بر اساس آگلوتیناسیون غیر فعال مکلوس    reversed passive agglutination    می باشد ابتدا آنتی بادی ضد اختصاصی CRP  را با تزریق CRP  به حیوانات ازمایشگاهی از قبیل خرگوش تهیه میکنند و سپس این آنتی بادی های اختصاصی را از طرف Fe ذرات پلی استرین لاتکس  Poly stren latex متصل می کنند بنابر این وقتی سرم بیماری که حاوی cRP  است به ذرات فوق اضافه می شود باعث آگلوتیناسیون ذرات لاتکس میگردد این روش بسیار حساس است و بر حسب نوع کیت می توان تا یک میکروگرم CRP   را در یک میلی لیتر سرم اندازه گیری نمود .

●  روش انجام آزمایش :

هر جعبه آزمایش آگلوتیناسیون CRP معمولا شامل محتویات زیر می باشد .

۱- شیشه محتوی آنتی ژن CRP که در حقیقت آنتی – CRP  می باشد که به ذرات لاتکس متصل شده است  گاهی از ذرات لاتکس رنگی استفاده می شود تا آگلوتیناسیون واضحتر نمایان شود .

۲- شیشه محتوی سرم کنترل مثبت

۳-  شیشه محتوی سرم کنترل منفی

۴- بافر نمکی تحلیسین PH – ۸٫۲ برای رقیق کردن و تیتراسیون سرم بیمار

۵- سرم حرارت دیده بیمار در دمای ۵ درجه سانتی گراد ۳۰ دقیقه کمپلمان را غیر فعال می شود .

قبل از انجام آزمایش سرم وجعبه آزمایش را از یخچال بیرون آورد و حدود ۱۵ دقیقه در محیط آزمایشگاه قرار دهید تا به حرارت محیط برسند

۱- در روی یک لام بزرگ و تیره که معمولا همراه جعبه آزمایش می باشد . یک قطره سرم بیمار حرارت دیده یک قطره سرم یک قطره سرم کنترل مثبت و یک قطره سرم کنترل منفی را در سه نقطه لام قرار دهید .

۲- شیشه محتوی آنتی ژن لاتکس را به آرامی تکان داده تا به صورت محلول یک نواخت در آید و سپس با قطره چکان همراه بر روی هر کدام از سرم های فوق یک قطره از این آنتی ژن را اضافه نمایید

۳- با اپلیکاتور چوبی جداگانه هرکدام از سرم ها را با آنتی ژن مخلوط کرده و به اندازه دایره ای به قطر ۲٫۵ سانتیمتر و بر روی لام پهن نمایید .

۴- لام را در دست یا روی تاتور به آرامی حرکت دورانی داده و نتیجه آگلوتیناسیون را در زیر نور یک چراغ در مدت معینی که در بروشور ذکر شده بخوانید در صورتیکه سرم بیمار حاوی CRP باشد آگلوتیناسیون دیده میشود (معمولا بین ۲تا۵دقیه نتیجه معلوم خواهد شد) در این صورت ذرات لاتکس به صورت توده های درشت به هم چسبیده  نمایان میشودو چنان چه ذرات لاتکس به صورت یک نواخت پراکنده باشند نتیجه آزمایش منفی است .

- گاهی مقدار CRP در سرم بیمار زیاد است و در نتیجه به علت پدیده منطقه ای ممکن است یک سرم مثبت اشتباها منفی گزارش شود بنابر این  بهتر است اگر CRP منفی شد قبل از اینکه آن رامنفی گزارش کنیم با رقت ۱:۵ آزمایش را تکرار کنیم .

-  سرم بیمار باید تازه باشد در صورتی که نمیتوانید همان روز آزمایش را انجام دهید ۴۸تا۷۲ساعت سرم را در یخچال ۲تا۸درجه سانتی گراد نگهداری نمایید چنانچه بعد از ۷۲ساعت میخواهید با ید سرم را یخ بزنید و سرم بیش از یک بار نباید یخ بزند .

-  سرم بیمار باید شفاف و فاقد هر گونه ذرات باشد .

-  لام در درجه حرارت اطلاق نگهداری نمایید .

-  لام باید تمیز باشد و پس از هر آزمایش با آب شسته و با دستمال خشک کنید چنانچه اثرات صابون و سایر مواد پاک کننده بر روی آن باشد ممکن است مانع دانش آنی ژن و آنتی بادی  شود .

-  اگر مقدار چربی در سرم و با فاکتور روماتوئیدی سرم زیاد باشد . به طور کاذب CRP مثبت می شود .

-  سعی کنید از پلاسما برای آزمایش CRP  استفاده نکنید زیرا ممکن است فیبروژن موجود در آل سیب آلکوتی ناسیون کاذب ذرات لاتکس گردد .

-  از سرم حرارت دیده برای آزمایش های لاتکس استفاده نمائید زیرا اگر مقدار جزئی کمپلمان سرم زیاد باشد ایجاد مثبت کاذیب میکند .

●  تست RF

تست RF  برای تعیین و جود فاکتور ها ی روماتوئیدی در بیمار ،روماتیسم مفسلی می باشد این بیمار در گروه بیماریهای خود ایمنی تقسیم بندی میگردد. یکی از مشخصه های آن این است که حدود ۸۰درصد بیمارا ناتو آنتی بادیهای علیه ایمونوگوبوینها خودی تولید میگردند به این اتوآنتی بادی ها فاکتور روماتوئیدی گویند

●  تاکنون علت واقعی بیماری ارترین روماتوئید شناخته نشده است ولی عوامل زیردر ایجاد بیماری ویا تشدید آن دخالت دارند  :

۱-    عوامل ویروسی : عوامل ویروسی از جمله ویروس EBV که باعث تکثیر بلیکلونال لنفوسیت های B ظاهر می گردد و در نتیجه احتمالا مولکول های IgG تغییر یافته ایجاد می گردد

۲-    تولید IgG غیر طبیعی : احتمالا نقص درگلیکوزاسیون مولکول IgG باعث تولید IgG غیر طبیعی و در نتیجه باعث تحریک سیستم ایمنی بر علیه این مولکول و یبب ایجاد فاکتور های روماتوئیدی میگردد .

۳-    افرادی که دارای آنتی ژن سازگار بافتی H2-AD4-D2H- DRH  میباشند می باشند بیشتر از کسانی که فاقد این آنتی ژن ها هستند مسنعد این بیماری اند .

۴-    عوامل هورمونی: ین بیماری به نسبت ۳به ۱ درزنانبیشتر از مردان بخصوص در سنین ۳۵ الی ۴۵ سالگی بروز میکند .

۵-    عوامل آلرژیک : تغذیه ای – روانی نیز ممکن است در تشبیه این بیماری دخالت داشته باشند.

آشنایی با غده های درون ریز بدن

اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : اخبار فیزیوتراپی, فیزیولوژی, مشروح اخبار

غدد درون ریز بدن هورمون هایی ترشح می کنند که تقریباً بر همه سلول ها، اندام ها و عملکردهای بدن اثر می گذارد. سیستم درون ریز در تنظیم وضعیت روانی، رشد، عملکرد بافت ها، و متابولیسم و همچنین عملکردهای جنسی و فرایندهای تناسلی بدن، بسیار سودمند است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  به طور کلی، سیستم درون ریز مسئول فرایندهایی از بدن است که کد صورت می گیرد، مثل رشد سلولی. فرایندهای سریعتر مثل تنفس و حرکت بدن توسط سیستم عصبی کنترل می شوند. اما بااینکه سیستم عصبی و سیستم درون ریز، دستگاه هایی کاملاً جدا از هم هستند، معمولاً برای بهبود عملکردهای بدن، با هم عمل می کنند.

پایه و بنیاد سیستم درون ریز، هورمون ها و غدد هستند. هورمون ها بعنوان پیام رسان های شیمیایی بدن، اطلاعات و دستورات را از یک گروه سلولی به گروه دیگر منتقل می کند. گرچه انواع مختلفی از هورمون ها در جریان خون گردش دارند، اما هرکدام فقط روی سلولی تاثیر می گذارد که ژنتیکی برای دریافت و واکنش به پیام های آن برنامه ریزی شده است. سطح هورمون ها می تواند تحت تاثیر عواملی مثل استرس، عفونت ها و بیماری ها، و تغییرات در توازن مایعات و موادمعدنی خون قرار گیرد.

یک غده مجموعه ای از سلول هاست که موادشیمیایی تولید و ترشج کرده و بیرون می دهد. غده موادی را از خون انتخاب کرده و بیرون می کند، روی آنها فرایندهایی انجام می دهد و موادشیمیایی حال را برای استفاده در یک نقطه از بدن آزاد می کند. برخی از انواع غدد، ترشحات خود را در نواحی خاص آزاد می کنند. برای مثال، غدد برون ریز، مثل غدد عرق و براقی، ترشجات خود را در پوست یا داخل دهان آزاد میکنند.

از طرف دیگر غدد درون ریز، بیش از ۲۰ هورمون اصلی بدن را مستقیماً وارد جریان خون می کند تا در آنجا به سلول های دیگر در نواحی مختلف بدن منتقل شوند.

غدد اصلی که سیستم درون ریز بدن انسان را تشکیل می دهد، غده هیپوتالاموس، هیپوفیز، تیروئید، پاراتیروئید، آدرنال، جسم صنوبری و غدد تناسلی می باشد که شامل تخمدان ها و بیضه هاست. پانکراس نیز بااینکه به سیستم گوارش نیز مربوط است اما چون آنزیم های گوارشی را تولید و ترشح می کند، بخشی از این سیستم مترشحه هورمونی به حساب می آید.

بااینکه غدد درون ریز اصلی ترین تولیدکننده های هورمون های بدن هستند، برخی اندام های غیر درون ریز– مثل مغر، قلب، ریه ها، کلیه ها، غده تیموس، پوست و جفت—نیز هورمون تولید کرده و ترشح می کنند.

هیپوتالاموس، مجموعه ای از سلول های ویزه که در بخش پایینی مرکز مغز واقع شده است، اصلی ترین رابط بین سیستم درون ریز و سیستم عصبی به شمار می رود. سلول های عصبی موجود در هیپوتالاموس، با تولید مواد شیمیایی که تولید و ترشج هورمون ها را یا تشدید یا متوقف می کنند، غده هیپوفیز را کنترل می کند.

غده هیپوفیز بااینکه چندان بزرگتر از یک نخودفرنگی نیست، مهمترین بخش سیستم درون ریز به شمار می رود. این اندام گاهاً “غده اصلی” نامیده می شود، چون هورمون هایی را تولید می کند که غدد درون ریز دیگر را کنترل می کنند.

تولید و ترشح هورمون های هیپوفیز می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی مثل احساسات و تغییرات فصلی قرار گیرد. برای انجام اینکار، هیپوتالاموس، اطالاعاتی را که توسط مغز داده می شود (مثل دمای محیط، الگوهای قرارگیری در معرض نور، و احساسات) را به هیپوفیز می فرستد.

غده هیپوفیز به دو بخش تقسیم می شود:بخش پیشین و بخش پسین. بخش پیشین فعالیت غدد تیروئید، آدرنال، و تناسلی را تنظیم می کند. از میان هورمون هایی که این غده ترشح می کند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

· هورمون رشد، که رشد استخوانها و سایر بافت های بدن را تحریک می کند و در استفاده بدن از موادمغذی و معدنی نقش دارد.

· هورمون پرولاکتین، که تولید شیر را در زنان شیرده فعال میکند.

· هورمون تیروتروپین، که غده تیروئید را برای تولید هورمون تیروئید تحریک میکند.

· کورتیکوتروپین، که غده آدرنال را برای تولید برخی هورمون های خاص تحریک میکند.

غده هیپوفیز همچنین اندورفین نیز ترشح می کند. اندورفین ها مواد شیمیایی هستند که برای کاهش حساسیت به درد، بر روی سیستم عصبی کار می کنند. علاوه بر این، غده هیپوفیز هورمون هایی نیز ترشح می کند که به تخمدان ها و بیضه ها برای تولید هورمون های جنسی پیام می فرستند. غده هیپوفیز همچنین تخمک گذاری و چرخه قاعدگی را نیز در زنان کنترل می کند.

بخش پسین غده هیپوفیز، هورمون های ضد ادرار ترشح می کند که با تاثیری که بر کلیه ها و دفع ادرار دارد، به حفظ توازن آب بدن کمک میکند. هورمون دیگری که این بخش ترشح می کند، اکسیتوسین است که انقباضات رحم را طی وضع حمل ایجاد می کند.

تیروئید که در بخش جلویی گردن قرار دارد، شبیه به یک پاپیون یا پروانه است که هورمون های تیروئید، یتروکسین و تیرودوتیرونین را تولید می کند. این هورمون ها سرعتی را که سلول ها سوخت های بدن را از موادغذایی برای تولید انرژی می سوزانند، کنترل میکنند. هرچه میزان هورمون های تیروئید در جریان خون بالا رود، سرعت ایجاد واکنشهای شیمیایی نیز در بدن بیشتر می شود.

هورون های تیروئید همچنین نقش مهمی در رشد استخوانها و رشد مغز و سیستم عصبی در کودکان دارند. تولید و ازادسازی هورمون های تیروئید توسط تیروتروپین کنترل می شود که آن نیز به نوبه خود توسط غده هیپوفیز ترشح می شود.

به غده تیروئید چهار غده کوچک متصل است که به همراه یکدیگر عمل می کنند و پاراتیروئید نامیده می شوند. این غدد هورمون پاراتیروئید ترشح می کنند که با کمک کالسیتونین که در تیروئید تولید می شود، سطح کلسیم را در خون تنظیم می کند.

بدن دو غده آدرنال مثلثی شکل دارد که هرکدام روی یکی از کلیه ها قرار گرفته است. غدد آدرنال دو قسمت دارند، که هرکدام یک سری هورمون تولید میکنند و عملکردی متفاوت دارند. بخش بیرونی، قشر آدرنال، هورمون هایی تولید می کند که کورتیکوستیروئید نامیده می شوند و توازن نمک و آب بدن، واکنش بدن به استرس، متابولیسم، سیستم ایمنی و رشد و عملکرد جنسی را تنظیم می کند.

بخش داخلی، کاته کولامین هایی مثل اپینفرین تولید می کند. اپینفرین که آدرنالین هم نامیده می شود، در مواجهه با استرس، فشارخون و ضربان قلب را بالا می برد.

جسم صنوبری که غده صنوبری نیز نامیده می شود، در وسط مغز قرار گرفته است. این غده ملاتونین ترشح می کند، هورمونی که چرخه خواب-بیداری را تنظیم می کند.

غدد جنسی مهمترین منبع هورمون های جنسی هستند. در مردها، این غدد در کیسه بیضه قرار گرفته اند. غدد مردانه، یا بیضه ها، هورمون هایی تولید می کند که آندروژن نامیده می شود، که مهمترین آنها تستوسترون است. این هورمون ها تغییرات بدن را که به خاطر رشد جنسی ایجاد می شود، مثل بزرگ شدن آلت تناسلی و بروز سایر ویژگی های مردانه مثل کلفت شدن صدا، رشد مو صورت و شرمگاه و افزایش رشد و قدرت عضلانی، تنظیم میکند. تستوسترون همچنین در تولید اسپرم توسط بیضه ها نیز دخالت دارد.

غدد زنانه، ینی تخمدان ها، در لگن خاصره قرار گرفته اند. این غدد تخمک تولید کرده و هورمون های زنانه مثل استروژن و پروژسترون را تولید میکنند. استروژن در رشد خصوصیات جنسی زنانه مثل رشد سینه ها و جمع شدن چربی بدن در ران ها و باسن، نقش دارد. هم استروژن و هم پروژسترون در حاملگی و تنظیم عادت ماهیانه نیز نقش دارند.

پانکراس یا همان لوزالمعده (علاوه بر سایرین) دو هورمون مهم، یعنی انسولین و گلوکاگن را تولید می کند. این هورمون ها برای حفظ توازن گلوکز یا قند خون و حفظ سوخت و ذخائر انرژی بدن، در کنار یکدیگر عمل می کنند.

● سیستم غدد درون ریز چه می کند

وقتی هورمون ترشح می شود، از غدد درون ریز به داخل جریان خون منتقل می شود تا به سمت سلولهایی که باید پیامرسانی کند، برود. در مسیر رفتن به سمت این سلولها، پروتئین های خاصی به برخی از این هورمون ها می چسبند. این پروتئین های خاص مثل حمل کننده هایی رفتار می کنند که مقدار هورمونی را که باید با سلول هدف رابطه برقرار کند و روی آن تاثیر بگذارد را کنترل می کنند.

همچنین، سلول های هدف گیرنده هایی دارند که فقط به برخی هورمون های خاص می چسبند، و هر هورمون گیرنده های خاص خود را دارد، درنتیجه هر هورمون فقط با سلولهای هدف خاص که گیرنده های آن هورمون را دارند، وارد رابطه می شود. وقتی هورمون به سلول هدف خود می رسد، به گیرنده های خاص آن سلول می چسبد و این ترکیب گیرنده-هورمون، دستورالعمل های شیمیایی را به کارگران داخل سلول منتقل می کند.

وقتی سطح هورمون ها به مقدار نرمال یا لازم خود برسد، ترشح بیشتر آن هورمون با مکانیسم های مهم بدن کنترل می شود تا همان میزان هورمون در خون حفظ شود. این تنظیم تولید و ترشح هورمون ها می تواند خود هورمون یا ماده دیگری در خون که مربوط به این هورمون است را درگیر کند.

برای مثال، اگر غده تیروئید مقدار کافی از هورمون های تیروئید در خون ترشح کرده باشد، غده هیپوفیز متوجه این مقدار نرمال از آن هورمون در جریان خون شده و آزادسازی تیروتروپین را تنظیم می کند. تیروتروپین هورمونی است که ده تیروئید را برای ساخت و ترشح هورمون های تیروئید تحریک می کند.

مثال دیگر هورمون پاراتیروئید است که یزان کلسیم خون را بالا می برد. وقتی میزان کلسیم خون بالا رود، غدد پاراتیروئید این تغییر را حس کرده و ترشح و تولید این هورمون را کاهش می دهند.

● مشکلات سیستم غدد درون ریز

مقدار خیلی زیاد یا خیلی کم از هر هورمون می تواند برای بدن مضر باشد. برای مثال، اگر غده هیپوفیز هورمون رشد زیاد تولید کند، بچه می تواند رشد بسیار زیادی پیدا کندو به طور غیرطبیعی بلند قد شود. اگر این مقدار کم باشد، بچه به طور غیرطبیعی کوتاه قد و ریز خواهد شد.

کنترل تولید یا جایگزینی برخی هورمون های خاص می تواند بسیاری از اختلالات درون ریز را در کودکان و نوجوانان برطرف کند. برخی از این اختلالات عبارتند از:

● ناتوانی آدرنال:

در این وضعیت عملکرد قشر غده آدرنال یا فوق کلیوی پایین آمده و درنتیجه تولید هورمون های کورتیکوستیروئید آدرنال نیز بسیار کم می شود. علائم ناتوانی آدرنال می تواند شامل ضعف، خستگی، درد شکم، حالت تهوع، کم آب شدن بدن، و تغییرات پوستی باشد. پزشکان ناتوانی ادرنال را با تجویز جایگزین هایی برای هورمون هایکورتیکوستیروئید مداوا می کنند.

● سندرم کوشینگ:

مقدار بسیار زیاد از هورمون های گلوکوکورتیکوئید در بدن می تواند منجر به بروی سندرم کوشینگ شود. در کودکان، معمولاً زمانی این اتفاق می افتد که کودک برای درمان بیماری های خود ایمنی مثل سل جلدی (lupus) مقدار بالایی داروهای ترکیبی کورتیکوستیروئید مصرف می کند (مثل پردنیسون).

اگر این وضعیت به خاطر وجود تومر در غده هیپوفیز باشد که مقدار زیادی کورتیکوتروپین تولید می کند و غدد فوق کلیوی (آدرنال) را تحریک به تولید بیش از حد کورتیکوستیروئیدها می کند، به آن بیماری کوشینگ اطلاق می شود. بروز علائم آن ممکن است سالها طول بکشد و این علائم عبارتند از، چاق شدن بیش از حد، ناتوانی رشد، ضعف عضلانی، کبود شدن سریع پوست، آکنه، بالا رفتن فشار خون، و تغییرات فیزیولوژیکی. بنابراین علت خاص بیماری، پزشکان با روش های مختلفی مثل جراحی، پرتو درمانی، شیمی درمانی یا داروهایی که تولید این هورمون ها را متوقف می کنند، این بیماری را مداوا می کنند.

● دیابت نوع ۱:

وقتی لوزالمعده یا پانکراس نتواند به میزان کافی انسولینتولید کند، دیابت نوع ۱ ایجاد می شود. علائم این بیماری عبارتند از: تشنگی زیاد، گرسنگی، ادرار و کاهش وزن.

در کودکان و نوجوانان، این بیماری معمولاً یک اختلال خودایمن است که در آن برخی سلول های خاص سیستم ایمنی و پادتن هایی که توسط دستگاه ایمنی بدن ساخته می شوند، سلول های لوزالمعده را که انسولین تولید می کنند، تخریب می کند. این بیماری می تواند مشکلات دیگری در دراز مدت به وجود آورد مثل مشکلات کلیوی، آسیب های عصبی، کوری، و بیماری های قلبی کرونری زودرس و سکته. به کودکانی که دچار این مشکل هستند، برای کنترل سطح قند خون و کاهش خطر ایجاد مشکلات دیابتی مداوماً انسولین تزریق می شود.

● دیابت نوع ۲:

برخلاف دیابت نوع ۱، که در آن بدن قادر به تولید انسولین کافی نیست، در دیابت نوع ۲ بدن قادر به واکنش نرمال به انسولین نمی باشد. کودکان و نوجوانان مبتلا به این بیماری معمولاً اضافه وزن زیادی دارند و باور بر این است که چربی اضافه بدن نقش مهمی در مقاومت انسولین دارد که از مشخصه های این بیماری است.

درواقع، در سالهای اخیر، شیوع این بیماری در کودکان تقریباً برابر با میزان بالای چاقی مفرط در آنها است. علائم و مشکلات احتمالی دیابت نوع ۲ تقریباً مشابه با دیابت نوع ۱ می باشد. برخی کودکان ونوجوانان می توانند با تغییرات رژیم غذایی، ورزش، و دارو قند خون خود را کنترل کنند اما خیلی از آنها مجبورند مثل بیماران دیابت نوع ۱، تزریق انسولین انجام دهند.

● مشکلات هورمون رشد:

بالا بودن میزان هورمون رشد در کودکان در ال رشد باعث رشد بی اندازه استخوان ها و سایر قسمت های بدنشان می شود که منجر به غول پیکر شدن آنها می شود. این وضعیت نادر، معمولاً به خاطر وجود یک تومر در غده هیپوفیز ایجاد می شود که می توان آنرا با برداشتن تومر مداوا کرد. درمقابل، وقتی غده هیپوفیز نتواند به میزان کافی هورمون رشد تولید کند، رشد کودک از قد، معیوب می شود. پایین بودن قند خون نیز ممکن است در کودکان مبتلا به کمبود هورمون رشد اتفاق بیفتد.

● پرکاری تیروئید:

پرکاری تیروئید وضعیتی است که در آن سطح هورمون های تیروئید در خون بیش از اندازه بالا می رود. علائم آن شامل کاهش وزن، عصبی شدن، رعشه، تعرق زیاد، بالا رفتن ضربان قلب و فشارخون، برآمدگی چشم ها، و تورم گردن به خاطر بزرگ شدن غده تیروئید (گواتر) می شود. این وضعیت در کودکان معمولاً به خاطر بیماری گریوز ایجاد می شود که یک اختلال خودایمن است که در آن برخی پادتن ها که توسط سیستم ایمنی تولید می شود، غده تیروئید را برای فعالیت بیش از حد تحریک میکنند. این بیماری را میتوان با دارو یا برداشتن یا از بین بردن غده تیروئید با جراحی یا پرتودرمانی مداوا کرد.

● کم کاری تیروئید:

کم کاری تیروئید وضعیتی است که در آن سطح هورمون های تیروئید در خون به طور غیرعادی پایین می آید. کمبود هورمون تیروئید، فرایندهای بدن را کند کرده و می تواند منجر به خستگی، پایین آمدن ضربان قلب، خشک شدن پوست، اضافه وزن، یبوست، و در کودکان، کاهش رشد و بلوغ دیررس گردد.

مهمترین عامل ایجاد کم کاری تیروئید در کودکان تیروئیدیت هاشیموتو است که درنتیجه یک فرایند خودایمن ایجاد می شود که تیروئید را تخریب کرده و تولید هورمون تیروئید را متوقف می سازد. نوزادان ممکن است فاید غده تیروئید متولد شوند یا غده تیروئید آنها رشد کافی نداشته باشد که این هم منجر به کم کالری تیروئید خواهد شد. این وضعیت را می توان با جایگزین های غذایی هورمون تیروئید مداوا کرد.

● بلوغ زودرس:

تغییرات بدن که حین بلوغ ایجاد می شوند، اگر میزان هورمون های هیپوفیز که غدد جنسی را برای تولید هورمون هایجنسی تحریک می کنند، پیش از موقع بالا رود، ممکن است در برخی کودکان در سنین خیلی پایین اتفاق بیفتد. داروی تزریقی برای متوقف کردن ترشح این هورمون های هیپوفیز وجود دارد که جلوی رشد جنسی زودرس را در این کودکان میگیرد.

هورمون رشد چیست ؟

هورمون رشد (growth hormone) ، یک پلی‌پپتید متشکل از ۱۹۲ اسید آمینه است که در ساختمان آن دو پیوند دی‌سولفور وجود دارد. هورمون رشد در گونه‌های مختلف متفاوت است. هورمون رشد از قسمت قدامی غده هیپوفیز ترشح می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  قسمت پیشین هیپوفیز ، مهمترین و بزرگترین قسمت هیپوفیز است. این بخش قدامی در انسان ۷۰ درصد وزن غده را تشکیل می‌دهد و محل سنتز و ترشح چندین هورمون است که بیشتر عمل تحریک و تنظیم ترشحات سایر غدد درون ریز را به عهده دارند و به همین جهت آنها هورمونهای محرک (Stimulating hormone) می‌نامند.

هورمون پرولاکتین یا لاکتوژن و هورمون رشد یا سوماتوتروپین هورمون ، از مهمترین هورمونهای بخش قدامی هیپوفیز هستند.

تمامی هورمونهای قدامی هیپوفیز از یک پیش ساز گلیکوپروتئینی حاصل می‌شوند. این ترکیب پیش ساز از ۲۶۴ اسیدآمینه ساخته شده است که پرواوپیوملانوکورتین گویند. این ترکیب هیدرولیزهای آنزیمی مختلفی را تحمل کرده و در نتیجه به پپتیدهایی با اندازه‌های مختلف تبدیل می‌شود که هر کدام از پپتیدهای حاصل ، عمل هورمونی خاصی را انجام می‌دهند.

ترکیب پرواپیوملانوکورتین بوسیله سلولهای حلقه قوسی غده هیپوتالاموس و سلولهای قدامی هیپوفیز ، سنتز می‌گردد.

نحوه عملکرد هیپوتالاموس و هیپوفیز قدامی

هیپوتالاموس مغز ، مرکز هماهنگ کننده سیستم آندوکرین می‌باشد که پیامها را از سیستم اعصاب مرکزی دریافت و هماهنگ می‌کند. در پاسخ به پیامها ، هیپوتالاموس تعدادی از هورمونهای تنظیمی (عوامل آزاد کننده) را تولید می‌نماید که مستقیما از طریق عروق خونی اختصاصی و نورونهایی که دو غده را به‌ یکدیگر متصل می‌کنند به غده هیپوفیز مجاور ، منتقل می گردد.

غده هیپوفیز از دو قسمت با عملکرد متفاوت تشکیل شده است. به هیپوفیز خلفی انتهای آکسونی نرونهای متعددی می‌رسد که از هیپوتالاموس منشا می گیرند.

هیپوفیز قدامی با تولید هورمونهای محرک به هورمونهای هیپوتالاموسی موجود در گردش خون ، پاسخ می‌دهند. این پلی‌پپتیدها رده بعدی غدد آندوکرین شامل قسمت قشری غدد فوق کلیوی ، غده تیروئید ، تخمدان و بیضه‌ را فعال می‌نمایند. به دنبال تحریک این غدد ، هورمونهای اختصاصی آنها وارد گردش خون شده و به گیرنده‌های هورمونی موجود در روی یا داخل سلولهای هدف ، متصل می‌گردند. هورمون رشد مترشحه از هیپوفیز قدامی بر روی کبد و استخوان ، تاثیر می‌گذارد.

نحوه تنظیم سنتز و ترشح هورمون رشد

غلظت هورمون رشد در بافت هیپوفیزی ۱۵ – ۵ میلیگرم بر گرم یعنی بیشتر از غلظت سایر هورمونهای هیپوفیزی است. وزن مولکولی این هورمون ۲۲ هزار دالتون است. همانند بیشتر هورمونهای هیپوفیزی ترشح هورمون رشد ، حالت یک جریان دائمی و یکنواخت را ندارد، بلکه به صورت جریانات ضربانی (Pulsatile) انجام می‌پذیرد.

میزان ترشح این هورمون تحت تاثیر تحریکات عصبی و خواب و بیداری می‌باشد. بطوریکه غلظت پلاسمایی این هورمون ، ممکن است در ظرف چند دقیقه ۱۰ برابر شود.

بیشترین افزایش هورمون در پلاسما مدت کوتاهی پس از به خواب رفتن رخ می‌دهد. عوامل موثر در ترشح هورمون رشد عباتند از: شوک وتنشهای عصبی ، درد ، سرما ، عمل جراحی ، گرسنگی ، هیپوگلسیمی ، ورزش ، خوردن غذاهای پروتئینی و بالاخره اسید آمینه آرژینین . شوکهای عصبی از طریق تاثیر کوتاکولامینها بر روی هیپوتالاموس موجب زیاد شدن ترشح هورمون می‌گردند.

اثرات کلیه عوامل نامبرده شده با توجه به خاصیت فیزیولوژیک بسیار مهم هورمون رشد که همواره از مصرف گلوکز در بدن جلوگیری می‌کند، توجیه پذیر است. زیرا به هنگام وقوع شوک عصبی، هیپوگلیسمی ، گرسنگی و خواب، هورمون رشد از یک سو با بکار انداختن واکنشهای لیپولیز مقدار بیشتری اسیدهای چرب آزاد را به سلول می‌رساند و از سوی دیگر ورود اسیدهای آمینه به داخل سلول را زیاد می‌کند (واکنشهای نوسازی گلوکز) ، تا به این ترتیب از مصرف گلوکز جلوگیری نموده و آن را برای نیازهای سلولهای مغزی حفظ کند.

اثر غلظت گلوکز در ترشح هورمون رشد

غلظت گلوکز در سلولهای ترشح کننده هورمون آزاد کننده هورمون رشد در هسته هیپوتالاموس ، عامل اصلی در تنظیم هورمون رشد می‌باشد. تجربه نشان می‌دهد که ترکیبات مشابه گلوکز (۲- دزاکسی گلوکز) که از عوامل مهارکننده واکنشهای گلیکولیز بوده و باعث افزایش غلظت گلوکز در خون می‌شوند، ترشح هورمون رشد را نیز زیاد می‌کنند. در صورتی که قرار بود افزایش گلوکز در پلاسما موجب قطع ترشح هورمون رشد شود.

می‌توان نتیجه گرفت که عامل اصلی تنظیم ترشح هورمون ، سرعت و میزان متابولیسم گلوکز در داخل سلولهای ترشح کننده هورمون آزاد کننده رشد است و نه غلظت گلوکز در پلاسمای خون.

اثر آرژینین در ترشح هورمون رشد

اثر محرک آرژینین و یا غذاهای غنی از پروتئین در ترشح هورمون رشد نیز خود مکانیسم تنظیم کننده‌ای است تا به این ترتیب ، اسیدهای آمینه در پلاسما به داخل سلولها انتقال یافته و در ساختمان پروتئینها شرکت جویند و یا به اشکال دیگر ذخیره انرژی تبدیل شود. یکی از کارهای هورمون رشد ، شرکت در پروتئین سازی است.

اثر سایر مواد و هورمونها بر ترشح هورمون رشد

تعداد زیادی از هورمونها یا ترکیبات مشابه آنها مانند استروژن، دوپامین ، ترکیبات آلفا- آدرنرژیک ، سروتونین ، پلی‌پپتیدهای هم اثر تریاک (Opiate) ، هورمونهای روده‌ای و گلوکاگن بر روی سلولهای هسته هیپوتالاموس تاثیر گذاشته و در تنظیم هورمون رشد دخالت می‌نمایند.

مهمترین عامل تنظیم ، هورمونی است به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) و یا سوماتومدین C که توسط کبد ساخته می‌شود و به نظر می‌آید که مهمترین اثر فیزیولوژیک هورمون رشد یعنی اثر آن در رشد استخوانها با دخالت این هورمون (IGF-1) انجام می‌پذیرد.

خواص فیزیولوژیک و بیوشیمیایی

رشد بدن

اثرات این هورمون در رشد بدن با دخالت پروتئین واسطی به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) و یا سوماتومدین C ، انجام می‌پذیرد. این پروتئین واسط از خانواده ژن فاکتورهای شبه انسولین و از نظر ساختمانی شبیه پروانسولین است. پپتید مشابه دیگری نیز به نام (IGF-2) در پلاسمای خون انسان وجود دارد که یک عامل محرک تکثیر سلولی است.

(IGF-1) دارای ۷۰ اسید آمینه و (IGF-2) دارای ۶۷ اسید آمینه است. غلظت پلاسمایی (IGF-2) ، دو برابر (IGF-1) است. با وجود این به نظر می‌رسد که واسط اصلی در انجام اثرات هورمون رشد همان (IGF-1) می‌‌باشد، زیرا افرادی که دارای مقدار کافی فاکتور (IGF-2) بوده ولی دچار نقصان (IGF-1) می‌باشند، کوتاهی قد مانده و بدن آنها رشد طبیعی ندارد.

متابولیسم پروتئینها

هورمون رشد سرعت انتقال اسیدهای آمینه به داخل سلولهای عضلانی را زیاد می‌کند و مستقیما نیز دارای اثر فعال کننده سنتز پروتئینهاست. اینگونه اثرات هورمون رشد با انسولین مشابهت دارد.

متابولیسم کربوهیدراتها

در متابولیسم کربوهیدراتها ، هورمون رشد اثری مخالف انسولین دارد. افزایش گلوکز خون پس از تزریق هورمون رشد ، نتیجه دو نوع اثر است. یکی صرفه جویی در مصرف آن در بافتهای محیطی و دیگری افزایش فعالیت واکنشهای نوسازی گلوکز در کبد . هورمون رشد در کبد با فعال کردن واکنشهای نوسازی گلوکز از منشا اسیدهای آمینه ، ذخیره گلیکوژن را نیز افزایش می‌دهد.

در دوره واکنشهای گلیکولیز اثر مهار کنندگی هورمون رشد در چندین مکان بروز می‌کند و به نظر می‌آید که این هورمون از ورود گلوکز به داخل سلول نیز جلوگیری می‌نماید. هورمون رشد در عضله با آزاد نمودن اسیدهای چرب از منشا ذخیره تری‌گلیسریدها نیز از انجام واکنشهای گلیکولیز جلوگیری می‌کند.

تجویز هورمون رشد به مدت طولانی ممکن است به بروز بیماری دیابت منجر شود.

متابولیسم چربیها

تجویز هورمون رشد در ظرف مدت ۶۰ – ۳۰ دقیقه باعث افزایش اسیدهای چرب آزاد در خون (از منشا بافت چربی) و افزایش اکسیداسیون اسیدهای چرب در کبد می‌گردد. اثر هورمون رشد در متابولیسم کربوهیدراتها و چربیها بدون دخالت (IGF-1) انجام می‌گیرد.

متابولیزم مواد معدنی

هورمون رشد و فاکتور (IGF-1) باعث افزایش جذب و نگهداری یونهای کلسیم ، منزیم و فسفاتها در بدن می‌گردند و این عمل آنها احتمالا در ارتباط با اثری است که در رشد استخوانهای طویل دارا هستند.

آیا هورمون رشد می‌تواند مستقیما موجب رشد اسکلت و غضروف شود؟

در جواب باید بگوییم خیر. دانشمندان در سال ۱۹۵۷ آزمایشی انجام دادند. در کشت سلولهای غضروفی در خارج بدن ، پس از تزریق هورمون رشد ، سلولهای غضروفی در پاسخ به هورمون رشد ، رشد نکردند. پس چرا این هورمون در داخل بدن باعث رشد می‌شود و در خارج بدن اثر ندارد؟

اینطور فرض کردند که هورمون رشد باعث تولید ماده دیگری می‌شود و آن ماده است که باعث رشد استخوانها و غضروف می‌شود. تحت تاثیر هورمون رشد یک فاکتور شبه انسولین به نام سوماتومدین C در سلولهای کبدی ساخته می‌شود که نقش اصلی را در رشد اسکلت بدن بازی می‌کند.

بیماریهای ناشی از اختلال در ترشح هورمون رشد

کمبود ترشح هورمون رشد بویژه در دوران کودکی ، حائز اهمیت زیادی است زیرا سبب متوقف شدن رشد طبیعی کودک و کوتاه قدی (Dwarfism) می‌گردد.

اختلال در رشد بدن ممکن است به علت کمبود ترشح هورمون رشد باشد که در این صورت تجویز هورمون رشد باعث برطرف شدن کمبود و ادامه رشد می‌گردد.

عدم رشد طبیعی ممکن است به علت اختلالاتی در بافتهای هدف و یا فقدان فاکتورهای IGF2 و IGF1 رخ دهد، در این نوع کوتاه قدی تجویز هورمون رشد موثر نخواهد بود.

افزایش ترشح هورمون رشد اگر در سنین کودکی رخ دهد یعنی در زمانی که هنوز انتهای اپی‌فیزی استخوانهای طویل بسته نشده‌اند. در این صورت استخوانهای طویل ، رشدی بیشتر از حالت طبیعی داشته و بیماری بلند قدی و یا غول پیکری یا (Gigantism) بروز می‌کند.

اگر افزایش ترشح هورمون رشد پس از دوران بلوغ رخ دهد موجب رشد غیر طبیعی قطری استخوانهای جمجمه ، صورت ، پیشانی ، فکها و دست و پا و درشت پیکری (Acromegaly) می‌گردد که ممکن است با برخی عوارض متابولیسمی و حتی دیابت قندی همراه باشد.

تزریق خون کامل

فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : اخبار علمی پزشکی, فیزیولوژی, مشروح اخبار

خون کامل ( Whole Blood )،  فراورده بدون تغییری است که از اهداکننده گرفته می شود . حجم آن cc450 می باشد و فاقد پلاکتهای فعال و فاکتورهای انعقادی ناپایدار (V و VIII ) است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  هماتوکریت آن بطور متوسط ۴۰% است . تزریق یک واحد آن به یک فرد با وزن متوسط (kg 70 )هموگلوبین بیمار را g/dl 2/1-1 و هماتوکریت را ۴-۳% افزایش می دهد .

موارد مصرف :

۱-جایگزین گلبول قرمز در خونریزی حاد  همراه با هیپوولمی

۲-تعویض خون

۳-در مواردی که کنسانتره قرمز در دسترس نباشد

طریقه مصرف :

- باید از نظر ABO  ،  Rh و کراس مچ با گیرنده خون سازگار باشد .

- هرگز نباید داروی دیگر به واحد خون اضافه کرد .

* سرعت تزریق خون در ۱۵ دقیقه اول ml/min2 و پس از آن بصورت متوسط باسرعت ml/min5-2 می باشد

* سرعت تزریق خون طی ۱۵ دقیقه اول باید آهسته باشد و بیمار بایستی از نظر بروز علایم ابتدایی واکنشهای تهدید کننده حیات تحت کنترل مداوم باشد

توجه : خون کامل  باید طی ۳۰ دقیقه پس از خارج کردن از یخچال تزریق شود در غیر اینصورت نباید جهت مصارف بعدی در یخچال نگهداری شود . زیر آمادگی ایجاد عفونت باکتریایی و نقصان در عملکرد سلولهای آنها وجود دارد .

دمای نگهداری :

جهت ذخیره سازی در دمای  ۶-۱ درجه سانتیگراد و جهت حمل و نقل در دمای ۱۰-۱ درجه سانتیگراد نگهداری می شود .

مدت انقضاء:

بسته به نوع ماده ضد انعقاد    (CPD تا ۲۱ روز   و  CPDA – ۱ تا ۳۵ روز )  قابل نگهداری است .

موارد منع مصرف

* بیمارانی که در معرض خطر افزایش بار حجمی می باشند .

* درمان کم خونی   مزمن

* نارسایی قلبی اولیه

مقدارخون کامل W.B مورد نیاز

Hb)× ۶  اولیه – Hb موردنظر)× وزن

۶ میلی لیترخون کامل به

ازای هر کیلو گرم یک گرم

Hb را افزایش می دهد

Store : 1-6 0C

در هنگام تزریق خون مسیر جریان خون  فقط با

دستگاهBlood Warmer گرم شود

گلبول قرمز متراکم

تعریف : فراورده ای است که با خارج نمودن حدود ۶۵-۸۰% پلاسمای خون کامل تهیه می شود . حجم آن  بین ۲۸۰-۲۵۰ میلی لیتر و هماتوکریت آن ۸۰% -۶۵% است

موارد مصرف :

جایگزین گلبول قرمز در بیماران کم خونی

همراه با مایعات جایگرین مانند کریستالوئید یا محلول کلوئید در خونریزی حاد مصرف می شود

طریقه مصرف :

همانند خون کامل

جهت تسهیل جریان خون می توان نرمال سالین ( ml 100-50 ) را با استفاده از ست تزریقی به شکل Y به آن اضافه کرد

دمای نگهداری

جهت ذخیره سازی در دمای ۶-۱ درجه سانتیگراد و جهت حمل و نقل در دمای۱۰-۱درجه سانتیگراد نگهداری می شود

مدت انقضاء

بسته به نوع ماده ضد انعقاد (CPD تا ۲۱ روز و CPDA -1 تا ۳۵ روز ) قابل نگهداری است . در صورتیکه سیستم باز شود مثلاً جهت تهیه گلبول قرمز شسته  شده ، مدت انقضا ۲۴ ساعت خواهد بود .

عوارض انتقال خون

همولیز حاد به‌علت ترانسفوزیون خون غیره همگروه با بیمار شایع‌ترین علت مرگ بلافاصله پس از ترانسفوزیون مى‌باشد. در مورد مرگ و میرهاى دیررس پس از انتقال خون، شایع‌ترین عامل هپاتیت است.

۱. واکنش‌هاى همولیتیک عارضه جدى انتقال خون مى‌باشند. شدیدترین واکنش‌هاى زودرس، به‌علت ناسازگارى سیستم ABO ایجاد مى‌شوند، اما واکنش‌هاى دیررس جدى (بعد از یک هفته) نیز ممکن است در اثر آنتى‌بادى‌هاى تولیدشده در روند ایزوایمیونیزاسیون به‌ دنبال ترانسفوزیون قبلى یا حاملگى رخ دهند. نشانه‌ها عبارتند از: وحشت، سردرد، تب، لرز، درد در محل تزریق یا درد پشت، شانه و شکم و شوک؛ ولى در بیمار بیهوش تنها یافته‌ها ممکن است خونریزى خود به‌خود از نواحى مختلف و تغییر در علائم حیاتى باشد.

۲. تب شایع‌ترین واکنش زودرس به‌دنبال ترانسفوزیون مى‌باشد که عمدتاً به‌دلیل واکنش بیمار در برابر گلبول‌هاى سفید خون‌دهنده ایجاد مى‌شود. درمان با داروهاى تب‌بر صورت مى‌گیرد. اگر على‌رغم درمان اولیه با داروهاى تب‌بر، به‌دنبال تزریق ۳ واحد مختلف خون، تب ایجاد شود، باید از فرآورده‌هائى که میزان لکوسیت آنها کم است استفاده نمود.

۳. حدود ۱% ترانسفوزین‌ها، واکنش‌هاى آلرژیک روى مى‌دهند که معمولاً خفیف بوده همراه خارش، کهیر، برونکواسپاسم مى‌باشند ولى مى‌توانند شدید یا حتى کشنده باشند.

۴. انتقال‌ بسیار سریع مقادیر زیاد خون ممکن است در گردش خون ایجاد عارضه نماید (مانند نارسائى قلبى یا تنفسی). این مسئله به‌خصوص در مورد افراد مسن یا معلول صدق مى‌کند.

۵. هپاتیت C ویرال که از دهنده سرایت مى‌کند، عارضه کشنده و شایع ترانسفوزیون مى‌باشد.

۶. از طریق ترانسفوزیون احتمال انتقال AIDS وجود دارد.

۷. آلودگى خون توسط باکترى‌ها ممکن است در اثر جمع‌آوری، ذخیره‌سازى و تجویز نامناسب روى دهد.

پژوهشگران می گویند به درک بهتری از مکانیزم ” ترس ” دست یافته اند

دانشمندان تاکنون می‌پنداشتند که ترس، در اثر فعال‌شدن مرکزی در مغز به نام “بادامه” ایجاد می‌شود. گروه پژوهشی دانشگاه ایوا ولی به تازگی ثابت کرده است که “بادامه” تنها مرکز دریافت پیام‌های وحشت نیست.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله، تاکنون مرکزی در مغز به نام “بادامه”، به عنوان حسگری که می‌تواند پیام‌های مشخص ترس و وحشت را تشخیص دهد، تصور می‌شد.

به تازگی نتایج پژوهشی که در مجله‌ی تخصصی “علم و اعصاب” منتشر شده،نشان می‌دهد بیمارانی که “بادامه”ی مغز آنان فعال نیست، نیز دچار ترس می‌شوند. این مرکز، در هر دو نیم‌کره‌ی مغز وجود دارد و دریافت پیام‌های وحشت و هدایت رفتارهای ترس‌آلود را به عهده دارد.

آزمایش خفگی

دانشمندان از سال ۱۹۱۸ می‌دانستند که دی‌اکسیدکربن، واکنش‌های غیرعادی در بیماران مبتلا به اضطراب برمی‌انگیزد. چون استنشاق این گاز، میزان اسید خون را افزایش می‌دهد و “بادامه” سالم بلافاصله پیام خفگی را دریافت می‌کند.

در اثر فعالیت این مرکز، احساس ترس به انسان دست می‌دهد و مضطرب می‌شود. پژوهش‌گران تصور می‌کردند که بیماران فاقد “بادامه”، چنین واکنشی از خود نشان نمی‌دهند.

گروه پژوهشی دانشگاه ایوا به ریاست دکتر “جاستین فاین‌ستاین” برای اثبات این ادعا، از ۱۵ داوطلب خواست که ماسکی به چهره بزنند و برای چند دقیقه با لوله به ریه‌ی آزمایش‌شوندگان گاز کربنیک وارد کرد.

مرکز ترس یا “بادامه” ۳ تن از این داوطلبان، در هنگام تولد آسیب دیده بود و به‌طور کلی عمل نمی‌کرد.

پژوهشگران، ولی در جریان آزمایش، هنگامی که میزان دی‌اکسیدکربن در هوا به ۳۵ درصد رسید، به این نتیجه رسیدند که سه بیمار با “بادامه” غیرفعال بیش از سایر داوطلبان که سالم بودند، مضطرب شدند. این بیماران پس از آزمایش به دکتر فاین‌ستاین گفتند که با تنفس دی‌اکسیدکربن برای نخستین بار در زندگی، وحشت‌زده شده بودند.

گروه پژوهشی دانشگاه ایوا بر پایه‌ی این آزمایش به این نتیجه رسید که “بادامه” قادر به تشخیص همه نوع پیام وحشت‌‌انگیز نیست.

به گفته‌ی فاین‌ستاین «احتمالا مغز انسان از مکانیسم خاصی برخوردار است که می‌تواند نسبت به تغییرات فیزیکی بدن واکنش نشان دهد.» او نتیجه می‌گیرد که در این صورت، برای مکانیسم‌های مغز بین ترس از خطرات خارجی و ترس از تغییرات شیمیایی بدن، تفاوت فاحشی وجود دارد.

آشنایی با آناتومی معده

شهریور ۲۲, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : آموزش سلامت, فیزیولوژی, مشروح اخبار

معده در ربع فوقانی چپ ابدومن قرار گرفته و قسمتی از آن بوسیله دنده ها پوشانیده می شود این عضو در یک رینس در نواحی اپی گاستریک و هیپوکوندریاک چپ که توسط جدار قدامی ابدومن و دیافراگم بین کبد و طحال محدود می شود قرار دارد

آناتومی سطحی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  مری ۳ سانتی متر در طرف چپ خط وسط پشت قسمت فوقانی غضروف دنده ششم از دیافراگم عبور کرده و کمی پایینتر در پشت غضروف دنده هفتم وارد معده می شود خط کنار راست مری به طرف پایین رفته و در طرف راست به صورت خم کوچک معده تا پیلوروس انحنا پیدا می کند.

پیلوروس ۱-۲ سانتی متر در طرف راست خط وسط یا در حدود خط ترانس پیلوریک اگر شخص در حالت سوپاین و معده خالی باشد قرار دارد کنار چپ معده به طرف بالا و چپ برآمده شده و فوندوس را که معمولا پر از گاز است را می سازد فوندوس از خط میدکلاویکولار تا دنده ۵ بالا می رود از اینجا خم بزرگ در مسیر کاملا متغیری بسته به وضعیت بدن تا پیلور کشیده می شود پیلوروس ممکن است در وضعیت ایستاده ۳-۱۰ سانتی متر پایین بیاید به این معنی که انتروم پیلوریک به خصوص وقتی که پر باشد پایین تر آمده و در افراد لاغر تا زیر ناف و به داخل لگن کاذب برود در افراد چاق معده بیشتر به حالت عرضی و اصطلاحا به شکل شاخ گاو است در حالی که در افراد لاغر به شکل حرف جی است

شکل و موقعیت

شکل بسته به تغییرات درون و احشای مجاور تغییر می کند به وسیله عوامل زیر تعیین می گردد:

۱-مقدار محتویات معده

۲-مرحله ای که فرایند هضم به آن رسیده

۳-میزان رشد عضله معده

۴-وضعیت روده های مجاور

ظرفیت متوسط معده از حدود ۳۰ میلی لیتر در هنگام تولد تا ۱۰۰۰ میلی لیتر در هنگام بلوغ و ۱۵۰۰ میلی لیتر یا بیشتر در بالغین افزایش پیدا می کند

سوراخ ها

سوراخ کاردیاک: سوراخ مری به داخل معده.در مجاورت نزدیکی با بخشی از دیافراگم دارد که قلب روی آن قرار میگیرد.کنار راست مری با خم کوچک معده امتداد پیدا میکند, کنار چپ در یک زاویه به خم بزرگ پیوسته و بریدگی کاردیاک را به وجود می آورد.

سوراخ پیلوریک:سوراخ معده به داخل دئودنوم که در طرف راست خط وسط در سطح کنار فوقانی اولین مهره کمری قرار دارد موقعیت آن روی سطح معده معمولا به وسیله یک شیار حلقوی یا تنگی دئودنوژوژنال مشخص می گردد

خم ها

خم کوچک:کنار راست یا مقعر معده را می سازد یک بریدگی کاملا مشخص به نام بریدگی زاویه ای که موقعیت آن تا حدودی با اتساع معده تغییر می کند  و به انتهای پیلوریک نزدیکتر از انتهای کاردیاک می باشد معده را به یک قسمت راست و یک قسمت چپ تقسیم می کند.

خم بزرگ: به طرف چپ و جلو قرار داشته و ۴ یا ۵ برابر بزرگتر از خم کوچک است از سوراخ کاردیاک شروع شده و به طرف بالا و چپ قوس می زند بالاترین نقطه تحدب آن در سطح غضروف دنده ای ۶ طرف چپ است

سطوح

سطح قدامی: از پریتونئوم اومنتوم بزرگ پوشیده می شود.در طرف چپ وبالا در مقابل دیافراگم قرار دارد که ان را از قاعده ریه چپ قلب ودنده های ۷-۸و۹ وفضاهای بین دنده ای مربوطه جدا می کند.طرف راست ان لوب های چپ وچهارگوش کبد وجدار قدامی ابدومن مجاور می باشد

سطح خلفی: به وسیله پریتونئوم لسرساک پوشانیده می شود به جز در نزدیکی سوراخ کاردیاک ,جایی که یک ناحیه مثلثی به نام ناحیه برهنه در تماس با پایه چپ دیافراگم و گاهی غده سوپرنال چپ می ماند.این سطح در مجاورت دیافراگم ,طحال ,غده سوپرنال چپ ,قسمت فوقانی کلیه چپ سطح قدامی پانکراس,خم کولیک چپ ومزوکولون عرضی است

قسمتهای تشکیل دهنده معده

صفحه ای که از بریدگی زاویه ای خم کوچک معده میگذرد,آن را به یک قسمت چپ یا تنه ویک قسمت راست یا بخش پیلوریک تقسیم می کند.قسمت فوقانی تنه ,فوندوس (قعر) است که به وسیله صفحه ای که بطور افقی از سوراخ کادیاک می گذرد از بقیه تنه مشخص می گردد.در طرف راست صفحه ای که از شیار بینابینی با زاویه

قا ئمه نسبت به محور طولی این قسمت میگذرد ,کانال پیلوریک قرار داردکه به صورت یک حلقه عضلانی بنام اسفنگتر پیلوریک تمام می شود

تقسیمات معده

کاردیا

بخشی از معده ,بلافاصله در مجاورت مری ابدومینال است. در نتیجه این قسمت شامل بخش پروگزیمال خم کوچک و قسمت تحتانی بخش صاعد فوندوس می باشد. لمس کاردیا تفاوت اشکاری را دربافت ان در مقایسه با قسمت تحتانی مری نشان می دهد.کاردیا سخت ومقاوم است در حالیکه مری تحتانی نرم واسفنجی می باشد . شریان گاستریک چپ با گذشتن از لایه خلفی لیگمان هپاتوگاستریک,نزدیک به کاردیای معده وکنار چپ وازاد لیگمان به خم کوچک می رسد.

فوندوس

در جاییکه انتهای چپ مری به قطعه چپ کاردیا در یک زاویه حاده می رسد به نام بریدگی کاردیاک معده آغاز می گردد.فوندوس از بریدگی کاردیاک و یا نقطه ای در زیر گنبد چپ دیافراگم بالا رفته و تا غضروف دنده ۵ می رسد وقتی فوندوس به طور کامل متسع گردد فشاری را از طریق دیافراگم نازک روی آن به قلب و احشای مدیاستینال دیگر مجاور آن وارد می گردد طرف چپ فوندوس عملا قطعه فوقانی خم کوچک را تشکیل می دهد. فوندوس از لایه های عضلانی (حلقوی,طولی و مایل)ساخته شده است .فوندوس ممکن است به وسیله گاز مایع یا غذا به طور مجزا یا توام متسع گردد

تنه

بزرگترین قسمت معده است که در خم کوچک از کاردیا تا کنار فوقانی بریدگی زاویه ای و در خم بزرگ از قاعده فوندوس تا نقطه ای در زیر بریدگی زاویه ای امتداد پیدا می کند تنه در حدود دو سوم معده را شامل شده و مسئول ساختن اسید کلریدریک به وسیله سلول های پاریتال استر کننده آن است بریدگی زاویه ای به وسیله تنگی سطوح هر دو خم کوچک و بزرگ به وجود می آید

آنتروم پیلوریک

از انتهای بریدگی زاویه ای تا ابتدای کانال پیلوریک می باشد این قسمت به وسیله باریک شدگی مجرای معده(تا حدود دوسوم)مشخص می گردد.طول آنتروم حدودا ۵ سانتی متر است

کانال پیلوریک

ناحیه کوتاه وضعیف از معده است که ۳ سانتی متر قبل از پیلوروس در محل تمام شدن آنتروم قرار گرفته و در طرف راست تا پیلوروس امتداد پیدا می کند. این ناحیه گاسترین ترشح می کند که باعث تحریک ترشح اسید به وسیله تنه معده می شود

پیلوروس

تحتانی تحتانی ترین قسمت معده که در محل اتصال معده و دئودنوم قرار گرفته و به وسیله حلقه کاملا ضخیم از عضلات حلقوی معده به نام اسفنگتر پیلور احاطه می شود

ساختمان معده

جدار معده ۴ لایه دارد

پرده مخاطی:معده را آستر می کند دارای ظاهری نرم و مخملی و در صورت تازه بودن صورتی رنگ است

پوشش زیر مخاطی:از بافت همبندی محیطی و عروق خونی ولنفی تشکیل شده است

پوشش عضلانی:به صورت عضلات حلقوی داخلی و طولی خارجی  به علاوه یک لایه رشته های مایع می باشد

پوشش سروزی:از مقدار کمی بافت محیطی تشکیل شده, حاوی تعدادی عروق خونی و لنفی بزرگتر است

هورمون ‘اریتروپویتین’ افراد را ترغیب به تحرک بدنی بیشتر می کند

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه زوریخ می گویند قرصی را ساخته اند که می تواند با ترغیب افراد به ورزش کردن، وزن آنها را پایین آورد. آنان نام این قرض را ، قرص ورزش گذاشته اند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این دانش پژوهان دریافتند وقتی هورمون خاصی در مغز موش ها افزایش می یابد آنها به دویدن سریع تر ترغیب می شوند.

به گفته این محققان هورمون ‘اریتروپویتین’ (Epo) در افزایش تحرکات موش ها تاثیر دارد .

این درمان بالقوه می تواند افراد مبتلا به گستره وسیعی از بیماری ها را – از چاقی گرفته تا آلزایمر- درمان کند چرا که دراین بیماری ها افزایش فعالیت بدنی می تواند نشانه های بیماری را کاهش دهد.

‘مکس گاسمن’ مجری این تحقیقات گفت: با این مطالعات نشان دادیم Epo علاقه برای ورزش را افزایش می دهد.

به گفته وی به احتمال زیاد Epo تاثیر کلی بر روی حالت فرد دارد و احتمالا می توان از آن در افراد مبتلا به افسردگی و بیماری های مرتبط نیز استفاده کرد.

نتایج این تحقیقات در نشریه FASEB منتشر شده است.

محققان دراین مطالعه سه مدل موش را مقایسه کردند: آنهایی که درمانی برایشان انجام نشد، آنهایی که هورمون انسانی Epo دریافت کردند و آنهایی که برای تولید Epo انسانی در مغزشان، دست ورزی ژنتیکی شدند.دانشمندان دریافتند دو مدل موشی که هورمون انسانی Epo در مغزشان وجود داشت سریعتر و طولانی تر از موش های گروه کنترل می دویدند.

دکتر جرالد ویزمن سردبیر نشریه FASEB در این باره گفت: اگرنمی توان ورزش را در قرص قرار داده و آن را به خورد افراد داد می توان افراد با قرص به انجام ورزش ترغیب کرد.

با افزایش قابل توجه روند چاقی در سراسر جهان باید به طور همه جانبه با این مشکل مقابله کرد و احتمالا روزی فرا می رسد که سالن های ورزشی به سادگی رستورانهای فست فود در دسترس خواهند بود.

آشنایی با آناتومی گردن

دی ۲۲, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : فیزیولوژی, مشروح اخبار

ستون فقرات گردنی شامل هفت مهره و دیسکهای بین مهره ای است. این مهره ها با تحمل وزن سر، عامل حرکات متنوع آن نیز هستند. ریشه های عصبی مربوط به اندامهای فوقانی از میان مهره های گردن عبور کرده و سپس به نواحی بازو، ساعد و انگشتان دستان امتداد می یابند، عضلات بسیاری در ناحیه گردن وجود دارند، بعضی از آنها از ناحیه پس سری تا مهره های سینه ای کشیده شده اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  ضعف های عضلانی، کشیدگی های عضلانی ناگهانی و بیش از حد، وضعیت های غلط در ایستادن، نشستن، خوابیدن و غیره می توانند عامل بروز دردهای ناحیه گردن باشند. دردهای گردن می توانند منشاء استخوانی، عضلانی و عصبی غیره داشته باشند.

● ساختار اسکلتی:

جزء ستون مهره ها می باشد که هفت مهره از سی و سه مهره را تشکیل می دهد .
در مهره های گردن اولین مهره ، اطلس نام دارد که دارای جسم مهره ای نمی باشد و به صورت یک حلقه استخوانی است . دومین مهره به نام اکسیس که به مهره اول متصل شده و موجب حرکات چرخش سر به چپ و راست می شود . مهره هفتم گردنی دارای بلند ترین زائده شوکی بوده و از بقیه مهره های گردن بلند تر است . در بخش خلفی گردن قابل لمس می باشد و در ضمن متمایز کننده مهره های گردنی یا پشتی است .

● آناتومی گردن

یکی از انعطاف‌پذیرترین نواحی در ستون فقرات، ناحیه گردنی (سرویکال) است. ستون فقرات گردنی شامل هفت مهره و دیسک‌های بین مهره‌ای است. این مهره‌ها با تحمل وزن سر، عامل حرکات متنوع آن نیز هستند. ریشه‌های عصبی مربوط به اندام‌های فوقانی از میان مهره‌های گردن عبور کرده و سپس به نواحی بازو، ساعد و انگشتان دست امتداد می‌یابند. عضلات بسیاری در ناحیه گردن وجود دارند. بعضی از آنها از ناحیه پس سری تا مهره‌های سینه‌ای کشیده شده‌اند.
عروق خونی، اعصاب و ساختمان‌های بالاتنه را به سر متصل می‌کنند: سرخرگ کارتید، سیاهرگ وداجی، سیاهرگ نایی، سیاهرگ مهره‌ای، غده تیروئید، اعصاب گردنی و شبکه عصبی بازویی.

این ساختمان‌ها در فضای فشرده محدودی قرار گرفته‌اند. بنابراین اگر یک منطقه آسیب ببیند، احتمالا ساختمان‌های دیگری نیز از این آسیب متأثر می‌شوند. در نتیجه زمانی که با درد ناحیه گردن مواجه می‌شوید، این احتمال وجود دارد که علت این درد به منابع دیگری مربوط شود که از جمله آنها می‌توان به تورم گره‌های لنفاوی، برجستگی دیسک بین مهره‌ای (زمانی که دیسک گردن جابجا شود)، پیچ خوردگی رباط و کشیدگی عضله اشاره کرد. با این وجود کمتر اتفاق می‌افتد که راجع به اهمیت گردن فکر کنید. در ضمن وقت کمتری را به اجرای تمرینات تقویتی گردن اختصاص می‌دهید. تنها کسانی که از اهمیت این موضوع آگاه دارند، ورزشکارانی هستند که رشته ورزشی آنها مستلزم تماس بدنی است.

● ساختار عضلانی:

عضلات جناغی چنبری پستانی ، طویل گردنی ، راست راسی قدامی ، طویل راسی و نردبانی خلفی، میانی و قدامی ، عضلات موجود در این ناحیه می باشد که حرکات تا شدن ، باز شدن و چرخش ها را برای سر شما امکان پذیر می کنند .
قوی کردن این عضلات می تواند تا حدی از درد در ناحیه گردن در میانسالی را کاهش دهد
تفاوت عمده‌ای میان عضلات گردن و عضلات اندام‌ها وجود دارد. در مورد اندام‌ها باید گفت که یک عضله (نظیر عضله بازویی چپ) به مجموعه‌ای از استخون‌ها (واقع در بازوی چپ) متصل است. برخلاف آنچه گفته شد عضلات گردن روی یک ساختمان کلی (نظیر جمجمه یا مهره‌های گردن) فعالیت می‌کنند. به این منظور، عضلات طرفین گردن طوری قرار گرفته‌اند که یک عضله در هر طرف گردن وجود دارد. گردن مرکب از چند عضله مختلف است. اما فقط چند تا از آنها به تنهایی روی مهره‌ها فعالیت می‌کنند. در این جا راجع به عضلاتی که حنجره(حاوی طناب‌های صوتی) و حلق (گلو) را تحت کنترل قرار می‌دهند بحث نمی‌کنیم.

● عضله ترقوی- ماستوئیدی

نام این عضله حاوی اطلاعات ارزنده‌ای است. زیرا محل استقرار سر ثابت و متحرک این عضله را به خوبی نشان می‌دهد. این عضله دو طرفی از دو منطقه جناغ سینه و ترقوه شروع می‌شود. ترقوی به طرف بالا و پهلو امتداد داشته، به زایده ماستوئیدی استخوان گیجگاهی متصل بوده و سر متحرک این عضله را تشکیل می‌دهد. برجستگی کوچکی که در قاعده جمجمه و پشت گوش احساس می‌کنید محل دقیق زایده مستوئیدی را به خوبی نشان می‌دهد. زمانی که یکی از عضلات ترقوی- ماستوئیدی فعال می‌شود سر به طرف عضله فعال کج می‌شود. زمانی که دو عضله با هم فعالیت می‌کنند گردن به جلو خم می‌شود و این عمل از طریق حرکت چانه به طرف سینه میسر می‌شود.

● عضله مهره‌ای رأسی

این عضله، بخشی بزرگ و فوقانی (به طرف سر) عضله مهره‌ای را تشکیل می‌دهد که در قسمت اعظم طول بخش میانی پشت امتداد دارد. بخش رأس (سر) عضله مهره‌ای از طرفین زایده‌های خاری (برجستگی وسط مهره) قفسه منشعب شده و در محل اتصال به زایده ماستوئیدی، سر متحرک عضله را تشکیل می‌دهد. زمانی که دو عضله چپ و راست با هم فعالیت می‌کنند، گردن و سر کشیده می‌شود.

● عضله نردبانی قدامی

عضله ترقوی- ماستوئیدی، عضلات نردبانی قدامی، میانی و خلفی را تا حدی پوشش می‌دهد. عضله نردبانی قدامی از زایده‌های عرضی (برجستگی کناره‌های هر مهره) بخش میانی ۳ یا ۴ مهره گردنی سرچشمه می‌گیرد. این عضله به طرف پایین و پهلو کشیده شده و سر متحرک آن در ناحیه دنده اول به وجود می‌آید. عمل این عضله سبب می‌شود منطقه گردنی ستون مهره‌ها خم شود.

● عضله نردبانی میانی

عضله نردبانی میانی بزرگ‌تر از سایر عضلات نردبانی است. سر ثابت آن در ۶ مهره گردنی قرار دارد. عضله نردبانی میانی نیز همچون عضله نردبانی قدامی به پایین و پهلو کشیده می‌شود و سر متحرک آن در دنده اول قرار دارد. بین دو عضله نردبانی میانی و قدامی، روزنه‌ای وجود دارد که توسط اعصاب و عروق خونی مهمی که به عضلات بازو و بالاتنه کشیده می‌شوند، پر می‌شود. عمل این عضله سبب می‌شود مهره‌های گردنی خم شده و به طرف مخالف بچرخند (عضلات سمت چپ، سر را به طرف راست می‌چرخانند).

● عضله نردبانی خلفی

معمولا عضله نردبانی خلفی کوچک‌تر از دو عضله نردبانی دیگر است. این عضله از پشت زایده عرضی ۲ یا ۳ مهره گردنی تحتانی منشعب می‌شود. عضله نردبانی خلفی به طرف پایین کشیده شده، بین عضله نردبانی میانی و عضله بالا برنده کتف قرار گرفته از دنده اول عبور کرده و با دنده دوم یا سوم ارتباط پیدا کرده و سر متحرک این عضله را تشکیل می‌دهد. این عضله، مهره‌های گردنی را منقبض کرده و می‌چرخاند.

● عضله طویل

نام این عضله به این علت انتخاب شده است که جزو عضلات دراز بدن است. در واقع عضله طویل، بخش فوقانی عضلات راست کننده مهره‌ها را تشکیل می‌دهد. این عضله از زایده عرض مهره‌های گردنی شروع شده و در زایده عرضی مهره‌های فوقانی (به طرف بخش فوقانی سر)، سر متحرک عضله را به وجود می‌آورد. زمانی که عضله طویل یک طرف گردن فعالیت کند، گردن به پهلو خم می‌شود؛ اما زمانی که هر دو عضله طویل با هم فعالیت کنند، عضله را نیز می‌کشند.

●  اعصاب جلوی گردن :

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، پوست روی عضله ی  Trapezius  در پشت گردن و پوست پشت کاسه ی سر تا ورتکس شاخه های خلفی c2 تاc5 را به صورت سگمنتال دریافت می کند.

عصب اکسیپیتال بزرگ ( ( Great  Occipital  Nerve   ازشاخه ی خلفی عصب c2 جدا می شود.

پوست جلوی گردن و همچنین طرفین گردن شاخه های قدامی اعصاب  c2 تا c4 را از طریق شاخه های گردنی دریافت می کند. ضمنا این شاخه هااز زیر کنار خلفی   Sternocleidomastoid ظاهر می شوند.

عصب اکسیپیتال کوچک (Lesser  Occipital  Nerve ) ازc2 بعد از دور زدن عصب شوکی در طول کنار خلفی عضله ای استرنوکلید و ماستویید به بالا می اید تا به پوست بخش خارجی ناحیه ی  Occipital  و سطح داخلی لاله ی گوش وارد می شود.

عصب جلدی عرضی (Transverse Cutaneous Nerve) ازc2  و c3 از پشت بخش میانی کنار خلفی عضله ی استر نو کلید ماستویید ظاهر می شود. سپس در عرض عضله به جلو آمده و با دادن شاخه هایی به پوست سطوح قدامی و خارج گردن از تنه ی ماندیبل تا جناغ ادامه می یابد.

عصب سوپراکلا ویکولار (Supraclavicular Nerve ) ازc3 و c4 از زیر کنار خلفی عضله ی استرنو کلید و ماستوئید ظاهر می شود ودر نیمه ی خارجی گردن به پایین آمده و باعبور از روی دیواره ی قفسه ی سینه و ناحیه ی شانه تا سطح دنده ی دوم پایین می آید.

●  عصب سوپراکلاویکولار

سوپراکلاویکولارداخلی که از روی انتهای داخلی ترقوه عبورکرده وبه پوست تا صفحه ی میانی عصب دهی می کند.
سوپراکلاویکولاربینا بینی که ازروی بخش میانی تر قوه می گذرد وبه پوست دیواره ی قفسه ی سینه وارد می شود.
سوپرا کلاویکولار خارجی که از روی انتهای خارجی ترقوه می گذرد وبه پوست روی شانه و نیمه ی فوقانی عضله ی دلتوئید وارد می شود همچنین به سطح خلفی شانه تا خار کتف نیز عصب می دهد .

 

آشنایی با آناتومی جمجمه

دی ۲۲, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : آموزش سلامت, فیزیولوژی, مشروح اخبار

جمجمه یک ساختار استخوانی است که در تمامی حیوانات وجود دارد که به عنوان چهارچوب سر عمل می‌کند.جمجمه ساختار صورت را حفظ می‌کند و مغز را هم از صدمه دیدن حفظ می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی ، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهای صورت ، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و میانی و ۲ عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت ۱۴ عدد هستند که ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند.

در مجموع ۲۲ عدد استخوان ، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند که به حفره بینی مرتبط هستند. غیر از مفصل گیجگاهی فکی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوانها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.

استخوانهای فرد جعبه مغزی

استخوان پیشانی

این استخوان دارای یک صفحه افقی و یک صفحه عمودی است. بخش عمودی ، پیشانی و جدار قدامی کاسه سر را می‌سازد. سطح برونی این بخش محدب است و روی آن برآمدگیهای پیشانی دیده می‌شود. در زیر این برآمدگیها ، قوسهای ابرویی وجود دارد. سطح درونی بخش عمودی دارای چینهایی است که مربوط به چینهای نیمکره‌های مغزی است. بخش افقی این استخوان در تشکیل حفره مغزی قدامی و بخش برونی آن در تشکیل سقف کاسه چشم شرکت می‌کند.

استخوان پرویزنی

این استخوان در قسمت قدامی قاعده جمجمه و در زیر استخوان پیشانی و قدام استخوان اسفنوئید قرار دارد. دارای یک صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالی ، یک تیغه عمودی و دو توده طرفی است . صفحه غربالی بخشی از سقف حفره بینی را می‌سازد، توده‌های طرفی در تشکیل جدار خارجی حفره بینی و جدار داخلی حفره کاسه چشمی شرکت دارند.

استخوان شب پره

این استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشکیل حفره مغزی قدامی ، میانی و خلفی شرکت دارد. این استخوان دارای قسمتهای زیر است: تنه که در تشکیل جایگاه غده هیپوفیز و سقف حفره بینی و حلق شرکت دارد، دو بال بزرگ که دارای سوراخهایی است برای عبور عصب ماگزیلاری و عصب ماندیبولار و شریان پرده مغزی میانی ، دو بال کوچک که محل عبور عصب بینایی است و دو زایده پتریگوئید که از طرفین سطح تحتانی تنه به طرف پایین کشیده شده‌اند.

استخوان پس سری

این استخوان قسمت خلفی سقف و قاعده جمجمه را تشکیل می‌دهد. این استخوان در سر سوراخ بیضی شکل را احاطه می‌کند که از طریق آن حفره جمجمه‌ای خلفی با مجرای مهره‌ای ارتباط دارد. این استخوان دارای یک صدف است که ۴ تا حفره دارد، دو حفره پایینی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مغز مجاور هستند. در طرفین سوراخ بیضی توده‌های طرفی وجود دارد که دارای کانال زیر زبانی است که عصب زیر زبانی از آن عبور می‌کند.

استخوانهای زوج جعبه مغزی

استخوان آهیانه

این استخوان قسمتهای طرفی و سقف جمجمه را می‌سازد، این استخوانها که با یکدیگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پیشانی و در عقب با استخوان پس‌سری ، مفصل می‌گردد.

استخوان گیجگاهی

این استخوان در طرفین جمجمه قرار دارد و در تشکیل قسمت جدار طرفی و قاعده کاسه سر شرکت می‌کند. دستگاه شنوایی – تعادلی بدن در ضخامت آن قرار دارد.

استخوانهای زوج صورت

استخوانهای فک فوقانی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، وقتی در خط وسط با یکدیگر مفصل می‌شوند آرواره فوقانی را تشکیل می‌دهند. هر استخوان فک فوقانی در تشکیل حفرات بینی ، دهان ، کف کاسه چشم شرکت دارد. این استخوان دارای یک تنه است که بزرگترین سینوس صورت را دربرمی‌گیرد و دهانه آن به حفره بینی باز می‌شود. این استخوان دارای ۴ زایده است که مهمترین آنها ، زایده کامی است که سطح فوقانی آن قسمت اعظم کف حفره بینی را می‌سازد، سطح تحتانی در تشکیل سقف دهان و قسمت قدامی آن در تشکیل کام سفت ، شرکت دارد.

استخوانهای کامی

در بخش خلفی حفره بینی و در عقب فک فوقانی قرار دارد. هر استخوان در تشکیل جداره خارجی و کف حفره بینی ، سقف دهان و کف کاسه چشم شرکت دارد.

استخوانهای گونه

در طرفین صورت قرار دارد و برآمدگی گونه را می‌سازد. هر استخوان گونه در تشکیل جدار خارجی چشم و برجستگی گونه‌ای ، شرکت می‌کند.

استخوانهای بینی

دو استخوان کوچک و تقریبا چهار گوش هستند. از نظر شکل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهای بینی بهم پل بینی را می‌سازد.

استخوانهای اشکی

کوچکترین و خرد شونده‌ترین استخوانهای جمجمه می‌باشند. این استخوان در تشکیل قسمتی از جدار داخلی کاسه چشم و جدار خارجی حفره بینی شرکت دارد. در بخش قدامی از سطح خارجی آن یک ناودان عمودی وجود دارد که جایگاه کیسه اشکی است.

استخوانهای شاخک تحتانی بینی

خمیده و نازک بوده به جدار خارجی حفره بینی می‌چسبد. بین شاخک تحتانی و جدار خارجی حفره بینی ، ماتوس تحتانی بینی قرار دارد که مجرای اشکی بینی به داخل آن باز می‌شود.

استخوانهای فرد صورت

استخوان تیغه بینی

استخوان نازک ، پهن و ذوزنقه ای شکل است که قسمت خلفی دیواره میانی بینی را تشکیل می‌دهد. نیمه فوقانی کنار قدامی آن با تیغه عمودی اتموئید (پرویزنی) و نیمه تحتانی آن با غضروف تیغه بینی مفصل می‌شود. کنار خلفی آن آزاد بوده و سوراخهای خلفی بینی را از هم جدا می‌کند.

استخوانها فک تحتانی

بزرگترین و قویترین استخوان صورت است که به تنهایی آرواره تحتانی را می‌سازد و با استخوانهای گیجگاهی مفصل می‌شود. دارای تنه نعل اسبی شکل و دو شاخه می‌باشد. در کنار فوقانی تنه حفراتی برای دندانها وجود دارد. شاخ فک تحتانی از انتهای خلفی تنه به سمت بالا در هر طرف کشیده می‌شود و مهمترین زایده آن زایده کوندیلار که از طریق یک دیسک غضروفی لیفی با استخوان گیجگاهی مفصل شده و تنها مفصل متحرک جمجمه را ایجاد می‌کند.

ملاجها و استخوان های لامی

ملاجها فضای نرم غشایی موقتی در استخوانهای سر هستند که در ابتدای تولد وجود دارند که بعد از تولد بسته می‌شوند. استخوان لامی در زیر زبان و بالای حنجره قرار دارد و شکسته شدن آن سبب انسداد راه هوایی می‌شود.

Next Page »