ترک های پوستی در بارداری

ترک های پوستی یا استریا دردوران بارداری یا در افراد چاق به علت افزایش دور کمر وکشیده شدن مکانیکی پوست وپارگی شبکه بافت همبندی درم ایجاد می شود. استریا در 90% از زنان حامله درناحیه ی شکم وسینه ها دیده می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  کاهش یا افزایش ناگهانی وزن نیز با استریا همراه است. افرادی که وزنه های سنگین بلند می کنند نیز ممکن است دچار استریا روی شانه ها شوند.

در دوران بلوغ نیز رشد سریع برخی از نواحی بدن منجر به ترک خوردن پوست می شود.

در پسران شایع ترین نواحی عبارتند از سطح خارجی رانها و ناحیه ی لومبوساکرال ودر دختران عبارتند از رانها ٬بازوها ٬ باسن و پستان .

ترک های پوستی در ابتدا مختصری برجسته بوده ته رنگ صورتی دارند سپس طویل تر شده و ته رنگ بنفش پیدا می کنند ودر نهایت به رنگ سفید درآمده و مسطح یا فرورفته می شوند. درمان ترک ها ی حاملگی همیشه بحث برانگیز بوده است.

کرم های گوناگونی دربازاروجود دارد که تولید کنندگان آنها مدعی پیشگیری و یا درمان ترک های پوستی هستند .

ماساژ پوست با انواع روغن ها از دیرباز رایج بوده است. ماساژ با روغن زیتون یا روغن بادام به خاطر اثرات مرطوب کنندگی روغن ها و اثرات خود ماساژتا حدودی موثر است.مالیدن انواع کرم های حاوی هیالورونیک اسید نیز در پیشگیری از ترک های پوستی موثراست.

هیالورونیک اسید ماده یی است که به طورطبیعی درپوست انسان یافت می شود. هیالورونیک اسید با تحریک فیبروبلاست ها و تولید کلاژن جدید باعث افزایش مقاومت پوست دربرابر کشیده شدن می شود. ازروش های درمانی نوین از قبیل لیزر٬ پیلینگ ٬ میکرودرم و رادیو فرکونسی برای بهبود استریا استفاده می شود.

هیچکدام ازاین روش ها ارجحیتی بردیگری ندارد. به طور کلی هرچه درمان استریا درمراحل اولیه شروع شود بهتراست زیرا روند تشکیل اسکار هنوز کامل نشده است .

استفاده ی روزانه از ترکیبات موضعی ویتامین آ مانند ترتینویین درمرحله یی که ترک ها هنوز صورتی رنگ هستند تا حدودی موجب کاهش سایز ضایعات می شود ولی روی ترک های سفید اثری ندارد.

مکانیسم اثر ترتینویین تحریک فیبروبلاست هاست. البته ازاین دارو نباید دردوران بارداری و شیردهی استفاده کرد.

ازانواع لیر نیز دردرمان استریا استفاده می شود . به طور کلی لیزر با افزایش میزان کلاژن باعث بهبود ضایعات می شود.لازم است چندین جلسه لیزر درمانی با فواصل زمانی انجام شود تا اثرات درمانی ظاهر شود.

استریا درمراحل اولیه که عروق خونی واضح وجوددارد (striac rubrac ) کاندید مناسبی برای درمان با لیزر عروقی nm PDL -585 است البته باید از فلونس کم استفاده کرد.IPL (500 تا 1200 نانومتر) نیز با تحریک کلاژن سازی باعث بهبود ضخامت و قوام ترک های قدیمی می شود.

لیزر دیود 1450-nm جزو لیزرهای غیرتهاجمی است که دردرمان چین و چروک و اسکار آکنه به کار می رود ولی روی ترک های پوستی موثر نیست.

لیزرND:YAG 1064 نیز غیر تهاجمی است و با افزایش کلاژن سازی برای درمان چین و چروک به کار می رود چون این لیزر روی عروق هم تاثیر می کند از آن دردرمان ترک های تازه استفاده می شود و با نتایج خوبی همراه است .

از لیزرهای فراکشنال (تهاجمی و غیر تهاجمی ) نیزدردرمان ترک های پوستی استفاده می شود.

این لیزرها با ایجاد ستون های میکروسکوپی از نکروز MTZs باع افزایش کلاژن و الاستین و بهبود آتروفی می شوند.از لیزر فراکشنال غیرتهاجمی مانند nm Fraxel 1550 برای درمان ترک های جدید یا قدیمی استفاده میشود.

درچند سال اخیر استفاده از نسل جدید لیزرهای فراکشنال غیرتهاجمی به نام لیزر Er:Glass (لیزرLUX1540-nm ) متداول شده است.

لیزرCO2 فراکشنال تهاجمی نیزدربرخی از بیماران بسیار موثر است.

از لیزر اگزایمر 308 نانومتر برای بازگشت رنگ ترک های سفید (Striae alba ) استفاده شده است.

طول موج لیزر اگزایمر نزدیک به narrow-band UVB بوده وازآن در درمان  Vitiligo استفاده می شود.لیزر اگزایمر فقط موجب رپیگمانتاسیون موقت استریا می شود ولی تاثیری روی آتروفی ندارد. ازپیلینگ نیز برای درمان استریا استفاده می شود.

گلیکولیک اسید 20 درصد توام با ترتینویین یا ویتامین ث باعث بهبود نمای ترک های سفید می شود.تری کلرواستیک اسید TCA 10 تا 20 درصد تا درم پاپیلری نفوذ کرده ودربهبود قوام و رنگ ترک ها موثر است.

یکی دیگر از راههای درمانی استریا میکرودرم ابرژن است.معمولا چندین نوبت میکرودرم به شکل هفتگی یا ماهانه موثر واقع می شود. لازم است جلسات درمانی متعدد (مثلا 10 تا 20 نوبت با فاصله ی یکماه ) انجام شود ودر هر نوبت خونروی دراسکارایجاد می شود.

یکی دیگرازراههای درمانی استریا استفاده از رادیو فرکونسی است. رادیوفرکونسی روش موثر و بی خطری برای سفت کردن پوست صورت وگردن است. این تکنولوژی با گرم کردن پوست باعث انقباض الیاف کلاژن و تشکیل کلاژن جدید می شود. ازاین سیستم می توان توام با لیزر PDL استفاه کرد و به نتایج خوبی دست یافت.

پيش گيرى از خشونت خانگى

هدف اصلى اين فصل آشنايى شما با مفهوم خشونت خانگى و تاثير مصرف مواد توسط همسران بر كيفيت و ميزان آن میباشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت وزارت بهداشت، همچنين در اين مقاله خوانندگان با رو شهاى پي شگيرى از خشونت خانگى آشنا خواهند شد. انتظار داريم در پايان اين فصل :

1. با انواع خشونت و عوارض آن آشنا شويد
2. عوامل خطر ارتكاب خشونت و قربانى خشونت بودن را بشناسيد
3. با اقدامات ضرورى جهت پيشگيرى از خشونت يا اجتناب از آن آشنايى پيدا كنيد.
نيز انتظار داريم خوانندگان در پايان اين فصل بتوانند:
1. وجود و شدت خشونت را در زندگى شخصى خود ارزيابى كنند
2. عوامل خطر ارتكاب خشونت و قربانى خشونت بودن را در خود و همسرش تشخيص دهند.
3. يك برنامه عملى را براى پيشگيرى از خشونت، كاهش دفعات و شدت آن طراحى كنند.

-مقدمه

احتمالا اخبار مربوط به خشونت بر عليه زنان را بارها از راديو تلويزيون يا اقوام و دوستان خود شنيده ايد و يا در روزنامه ها خوانده ايد؟ فكر مى كنيد اين خشونت شامل چه رفتارهايى است؟ آيا فقط زنى كه توسط يك غريبه مورد تجاوز قرار مى گيرد يا زنى كه پدر، همسر و يا حتى فرزندش او را كتك مى زنند مورد خشونت قرار گرفته است؟ آيا انواع ديگر خشونت نيز وجود دارد؟

بطور كلى خشونت بر عليه زنان مشكلى است كه در تمام دنيا ديده مى شود و زنان از هر مليت، طبقه اقتصادى -اجتماعى و در هر سنى ممكن است آن را تجربه كنند. اين خشونت ممكن است شكل هاى مختلفى داشته باشد و شامل ضرب و جرح، حمله و تجاوز جنسى و خشونت خانگى مى شود. در خشونت خانگى يكى از اعضاى خانواده عضو ديگر را مورد بدرفتارى قرار مى دهد. خشونت خانگى ممكن است نسبت به فرزندان، همسر ، والدين، سالمندان و اعضاى معلول و بيمار خانواده صورت گيرد ولى در اينجا تمركز ما روى خشونتى است كه مردان نسبت به همسرانشان نشان مى دهند.

اگرچه عوامل مختلفى در خشونت و پرخاشگرى افراد نسبت به همسرانشان تاثير دارد ولى عامل مهمى كه احتمال بدرفتارى مرد يا زن را افزايش مى دهد مصرف الكل و مواد است.

آمارها نشان مى دهد كه حدود نيمى از مردان يا زنانى كه مرتكب خشونت نسبت به همسرانشان مى شوند سوءمصرف مواد دارند و همچنين تعداد دفعات و شدت خشونت نيز در آنها بيشتر از افرادى است كه مواد مصرف نمى كنند. اين ممكن است به دليل اثرات مستقيم خود مواد (مثل كاهش كنترل فرد روى خود) يا پيامدهاى مصرف مواد مثل جرو بحث در مورد پولى كه صرف تهيه مواد مى شود، باشد. براى مثال ممكن است وقتى فرد معتاد مى خواهد از خرج روزانه خانه يا فروش زيورآلات و اسباب و اثاثيه پول لازم را براى تهيه موادش فراهم كند و همسر او مخالفت مى كند، مورد بدرفتارى قرار گيرد.
از طرف ديگر، زنانى كه قربانى خشونت همسرانشان مى شوند بيشتر احتمال دارد كه براى تسكين درد جسمى و روانى ( اضطراب، افسردگى ،شرم، نااميدى و …) از داروهاى آرام بخش و مسكن استفاده كنند و يا حتى شروع به مصرف مواد كنند.  همچنين در بعضى موارد ممكن است زنان به اجبار همسرشان و بخاطر ترس از عصبانيت و خشونت او مواد مصرف كنند. در هر حال زنانى كه مواد مصرف مى كنند بيشتر در معرض خشونت همسرانشان قرار مى گيرند و به اين ترتيب دور باطلى از مورد خشونت قرار گرفتن ،مصرف مواد، تجربه خشونت بيشتر و … شكل مى گيرد.

در اين فصل میخواهيم در مورد خشونت بر عليه زنان و بخصوص خشونتى كه در خانواده اتفاق میافتد صحبت كنيم تا شما با انواع رفتارهاى خشونت آميز آشنا شده و بتوانيد در صورتى كه چنين رفتارهايى نسبت به شما هم صورت میگيرد آن را تشخيص داده و اقدامات لازم را براى جلوگيرى از وقوع مجدد آن ويا كاهش دفعات و شدت آن انجام دهيد.

تمرين فكرى
به نظر شما چرا زنى كه مواد مصرف میكند ممكن است بيشتر در معرض بدرفتارى و خشونت همسرش قرار گيرد؟

-تعريف خشونت خانگى و انواع آن

خشونت خانگى الگويى از بدرفتارى جسمى، جنسى، روانى و هيجانى است كه « الگو » توسط يكى از اعضاى خانواده نسبت به اعضاى ديگر صورت مى گيرد. كلمه اشاره به اين موضوع دارد كه اين رفتار به كرات اتفاق مى افتد و بنابراين حادثه اى كه فقط يك بار اتفاق افتاده، بدرفتارى درنظر گرفته نمى شود. بدرفتارى ممكن است انواع مختلفى داشته باشد كه در اينجا به آنها اشاره شده است.

الف- بدرفتارى جسمى

بدرفتارى جسمى شامل انواع رفتارهايى است كه موجب صدمه جسمى به قربانى میشود:

– هل دادن، پرت كردن، سيلى زدن، كشيدن مو
– لگد زدن، مشت زدن، چنگ زدن
– استفاده ازكمربند، تركه، سيخ يا ميله فلزى و چاقو
– سوزاندن بدن با سيگار، آهن داغ و مايعات داغ
– پرت كردن اشيا سخت و سنگين به طرف همسر

ب- بدرفتارى جنسى

بدرفتارى جنسى هر رفتار يا عمل جنسى است كه بدون رضايت و موافقت همسر صورت مى گيرد.
– مجبور كردن همسر به رابطه جنسى با يا بدون استفاده از خشونت
– مجبور كردن همسر به عمل جنسى كه وى آن را دوست ندارد يا با آن راحت نيست
– مجبور كردن همسر به عمل جنسى كه در او احساس بدى در مورد خود يا احساس شرم ايجاد ميكند
– حمله به اندام هاى جنسى همسر

ج- بدرفتارى روان شناختى

رفتارى است كه براى اعمال كنترل و تحت سلطه قراردادن همسر صورت میگيرد.
– محدود كردن ارتباط وى با خانواده، اقوام و دوستان
– فشار مالى از طريق جلوگيرى از استقلال مالى همسر، گرفتن پول از او، ندادن پول كافى براى تامين مخارج روزمره يا حساب كشيدن از او براى هر ريالى كه به وى میدهد
– پنهان كردن، سرقت يا تخريب اموال همسر
– تهديد به خشونت
– تهديد به استفاده از سلاح مثل چاقو
– تهديد به صدمه زدن به خود و همسر در صورتى كه اورا ترك كند
– تهديد به صدمه زدن به بچه ها درصورتى كه اورا ترك كند
– تهديد به ندادن بچه ها به او در صورتى كه او را ترك كند
د- بدرفتارى هيجانى
رفتارى است كه براى صدمه زدن يا تخريب عزت نفس همسر صورت مى گيرد.
– فحاشى، ناسزاگويى و داد و فرياد
– اسم گذاشتن روى همسر و تحقير و تمسخر وى
– فحاشى و تحقير و تمسخر همسر در حضور ديگران
– توهين و اهانت به خانواده، اقوام و دوستان همسر
– انتقاد از افكار و عقايد همسر
– سرزنش همسر براى هر مشكلى كه در خانواده پيش مى آيد
– حسادت افراطى و متهم كردن همسر به عشوه گرى يا خيانت
-افسانه ها و واقعيتها در مورد خشونت بر عليه زنان
يك سرى باورهاى غلط در مورد خشونت برعليه زنان وجود دارد كه ممكن است موجب ادامه خشونت شده يا مانع از انجام اقداماتى براى جلوگيرى از آن شود:

1) فرد معتاد كنترلى روى رفتار خود ندارد و بنابراين مسئول رفتارهاى خشونت آميز خود نيست.
واقعيت: درست است كه برخى مواد ممكن است احتمال پرخاشگرى و خشونت را افزايش دهند ولى همه معتادان پرخاشگر نيستند و همه افراد خشن نيز مواد مصرف نمى كنند. افراد تحت هر شرايطى كه باشند در نهايت خود آنها هستند كه تصميم مى گيرند چه رفتارى داشته باشند و به همين دليل مسئول آن هستند. اين باور غلط كه مواد موجب خشونت مى شود از يك طرف مانع از جدى گرفتن اين رفتار و پذيرش مسئوليت آن مى شود و از طرف ديگرموجب مى شود كه فرد هيچ اقدامى براى حل اين مشكل رفتارى خود انجام ندهد.

تمرين عملى: آيا مورد بد رفتارى قرار مى گيريد؟

سوالات زير را بخوانيد و به آنها پاسخ بلى – خير بدهيد. اگر پاسخ شما به حتى يكى از آنها بله است نشان مى دهد كه بايد مراقب باشيد و در اين مورد با كسى كه مى تواند به شما كمك كند مشورت كنيد.

– آيا تابحال همسرتان شما را هل داده يا كتك زده است؟
– آيا تابحال شما را با چاقو يا سلاح ديگرى تهديد كرده است؟
– آيا تابحال احساس كرده ايد كه از او مى ترسيد و وحشت داريد؟
– آيا فحاشى مى كند، با حرف هايش شما راتحقير مى كند يا چيزهايى مى گويد كه آزارتان مى دهد؟
– آيا شما را جلوى ديگران دست مى اندازد و مسخره مى كند؟
– آيا شما را وادار به انجام كارهايى كه دوست نداريد مى كند؟
– آيا احساس میكنيد كه میخواهد شما را تحت سلطه كامل خود در آورد؟
– آيا مانع ديدن يا صحبت كردن شما با خانواده و اقوام اتان مى شود؟
– آيا تقصير مصرف مواد يا مشكلات زندگى را به گردن شما مى اندازد؟
– آيا خيلى حسود است يا احساس ميكند مالك شماست؟

2) وقتى فرد معتاد اعتيادش را ترك میكند خشونتش نيز خودبخود از بين میرود.

واقعيت:

چون يك ارتباط علت و معلولى مستقيم بين مصرف مواد و خشونت وجود ندارد پس ترك مواد نيز الزاما با كاهش يا برطرف شدن خشونت همراه نيست. حتى گاهى ممكن است وقتى فردى مواد را ترك مى كند خشونت و پرخاشگرى اش زيادتر هم بشود. اين حقيقت نشان مى دهد كه چنين افرادى بايد براى كاهش پرخاشگرى خود از يك متخصص كمك بگيرند.
3) اين يك موضوع كاملا شخصى است كه بايد درخانواده بماند و جايى بازگو نشود.
واقعيت: وقتى موضوع امنيت جسمى و روانى شما و فرزندانتان مطرح است هيچ چيز شخصى وجود ندارد. شما بايد براى تامين امنيت خود و بچه هاى آتان از افراد مورد اعتماد و ذى صلاح كمك بگيريد.
4) حتما زن يك كارى مى كند كه همسرش رفتار خشونت آميزى دارد.
واقعيت: درست است كه بعضى حرف ها و يا كارها ممكن است موجب عصبانيت شود ولى عصبانيت يك موضوع است و خشونت موضوع ديگر. درحاليكه عصبانيت يك احساس و هيجان طبيعى است ولى خشونت و پرخاشگرى اصلا طبيعى نيست و هيچ كس حق ندارد به صرف عصبانى بودن به ديگران صدمه بزند. مشكلات در هر ارتباطى وجود دارد و هيچ كس حق ندارد از آن به عنوان عذر و بهانه اى براى خشونت استفاده كند.

5) اگر اوضاع اينقدر بد است پس چرا طلاق نمى گيرد.

واقعيت: تصميم گيرى براى جداشدن و طلاق براى هيچ زنى ازجمله زنانى كه مورد خشونت قرار ميگيرند اصلا كار آسانى نيست. زنان به دلايل زيادى ممكن است در يك رابطه خشونت آميز باقى بمانند. ممكن است همسرش را دوست داشته باشد و به او وابسته باشد، ممكن است پولى براى تامين زندگى خود وبچه هايش نداشته باشد، شايد جايى براى رفتن نداشته باشد يا پدر و مادرش مخالف طلاق او باشند ، ممكن است فكر كند خشونت براى مرد طبيعى است يا چون همسرش خيلى تحت فشار كارى يا مالى است زود از كوره در میرود و پرخاشگر میشود ، ممكن است بترسد كه اگر اورا ترك كند بلايى سر او و بچه هايش بياورد ، ممكن است اميدوار باشد كه همسرش بالاخره روزى رفتارش را تغيير دهد و ممكن است خودش هم مواد مصرف كند و براى تهيه مواد به همسرش وابسته باشد.

-سيكل خشونت در زندگى زناشويى

معمولا خشونت در زندگى زناشويى بتدريج و در طى مراحلى اتفاق مى افتد. اين مراحل در زير توضيح داده شده است.

1. ماه عسل

در آغاز زندگى مشترك اكثر زن و شوهرها رفتار خيلى خوبى با هم دارند. مرد عاشق و علاقمند بنظر مى رسد و زن از اين توجه و علاقه لذت مى برد. در اين مرحله سوءمصرف مواد وجود ندارد يا ممكن است فقط بصورت تفريحى باشد.

2. بروز تنش

با گذشت زمان ممكن است كم كم روابط زناشويى دچار تنش شود. مرد ممكن است بدخلق و تحريك پذير شود و سر هرچيز كوچكى از قيافه، حرف زدن، رفتار يا خانه دارى همسرش ايراد بگيرد. زن كم كم نگران میشود و احساس میكند كه شوهرش هر آن ممكن است منفجر شود . در اين مرحله مرد ممكن است انفجارهاى خفيف خشم بصورت پرخاشگرى كلامى يا بدنى خفيف ( هل دادن ملايم يا سيلى زدن)داشته باشد. در اين مرحله مرد معمولا شروع به مصرف مواد كرده ويا مقدار مصرف را افزايش میدهد و اين ممكن است خشونت خفيف را تبديل به پرخاشگرى شديد كند.

3. خشونت جدى

در اين مرحله خشونت تشديد میشود بطوريكه موجب صدمه ديدن جدى زن میشود. اين صدمات ممكن است به صورت شكستگیها، ضرب ديدگیها و جراح تهاى سطحى يا عميق باشد. در اين مرحله معمولا مرد شديداً به مواد وابسته است و زن نيز ممكن است براى تسكين درد جسمى و روانى ناشى از مورد خشونت قرارگرفتن، شروع به مصرف مواد كند. اگر بچ هاى هم وجود داشته باشد معمولا مورد غفلت يا بدرفتارى قرار میگيرد.

4. ماه عسل دوباره

مرد بخاطر خشونت و پرخاشگرى اش احساس گناه م ىكند، معذرت خواهى م ىكند و قول م ىدهد كه ديگر هرگز اين كار را تكرار نكند. دوباره مثل اوايل ارتباط رفتار م ىكند، ابراز علاقه م ىكند ، م ىگويد او را خيلى دوست دارد و بدون او نم ىتواند زندگى كند. زن سعى م ىكند باور كند كه همسرش تغيير كرده و ديگر به او صدمه نم ىزند. حتى مرد ممكن است قول بدهد كه مواد را ترك كند و حتى اقدام به اين كار هم بكند. اما معمولا اين ماه عسل چندان طول نم ىكشد و دوباره مرحله بروز تنش و خشونت تكرار م ىشود.

اين سيكل ممكن است در زندگى زناشويى يك مرد و زن، بارها و بارها تكرار شود و معمولا نيز با هربار تكرار، هم سرعت انتقال از يك مرحله به مرحله ديگر بيشتر مى شود و هم شدت خشونت افزايش مى يابد.

-چه عواملى احتمال خشونت و بدرفتارى را در مردان افزايش م ىدهد؟
عوامل مختلفى ممكن است در بدرفتارى مردان نسبت به خانواده از جمله همسرانشان تاثير داشته باشد كه هرچه تعداد اين عوامل بيشتر باشد احتمال بروز خشونت نيز افزايش م ىيابد. اين عوامل را م ىتوان به عوامل فردى و اجتماعى/ محيطى تقسيم كرد.

الف- عوامل فردى

– عزت نفس پايين و عدم اعتماد به ديگران
– عدم پذيرش مسئوليت اشتباهات خود و سرزنش ديگران
– نياز شديد به اعمال قدرت وكنترل در روابط بين فردى نزديك
– انحصارگرايى و احساس مالكيت نسبت به همسر
– اعتقاد به باورهاى سنتى در مورد زنان به عنوان افرادى كه بايد مطيع و فرمانبردار باشند
– نوسانات خلقى شديد
– تحمل پايين استرس
– فقدان مهارت مقابله سالم با استرس و هيجان هايى مثل خشم و عصبانيت
– اعتقاد به برترى مردان نسبت به زنان
– سابقه قبلى خشونت و پرخاشگرى
– ويزگى هاى ضداجتماعى مثل قانون شكنى، دعوا و درگيرى هاى زياد و…
– سوءمصرف الكل و مواد
ب- عوامل اجتماعى و محيطى
– وجود سوءمصرف مواد و خشونت در خانواده وى
– شاهد يا قربانى خشونت خانگى بودن در كودكى
– مشكلات جسمى و روانى در خانواده
– تعارض ها و اختلافات شديد خانوادگى
– فقر و بيكارى
– استرس در محيط كار و خانواده
– انزواى اجتماعى
– هنجارهاى اجتماعى كه برترى و اعمال كنترل مردان بر زنان را تاييد مى كند
– هنجارهاى اجتماى كه بصورت ضمنى خشونت مردان نسبت به زنان را تاييد مى كند مانند موجه دانستن خشونت براى تنبيه زن خيانت كار

-چه زنانى بيشتر ممكن است در معرض خشونت همسرانشان قرار گيرند؟

زنان در هر سن و طبقه اقتصادى – اجتماعى ممكن است قربانى خشونت و بدرفتارى همسرانشان شوند ولى يك سرى عوامل اين احتمال را افزايش مى دهد.

الف- عوامل خطر فردى

– جوان بودن
– نداشتن استقلال مالى
– عزت نفس پايين
– احساس شرم، گناه و درماندگى
– افسردگى
– نداشتن مهارت هاى ارتباطى كافى
– سوءمصرف الكل و مواد

بحث كنيد

يك بار ديگر به اين سوال فكر كنيد كه چرا زنانى كه مواد مصرف مى كنند بيشتر ممكن است مورد خشونت قرار گيرند؟ با توجه به اطلاعاتى كه در مورد عوامل خطر قربانى خشونت شدن بدست آورديد در مورد اين موضوع با هم بحث كنيد.

ب- عوامل اجتماعى و محيطى

– فقدان حمايت از سوى خانواده
– فقدان ساير حمايت هاى اجتماعى
– فقدان حمايت هاى قانونى
– فشارهاى اجتماعى و فرهنگى براى حفظ زندگى زناشويى تحت هر شرايطى

-چرا مصرف مواد، خشونت و بدرفتارى را در مردان افزايش م ىدهد؟

همانطور كه قبلا گفته شد سوءمصرف مواد يكى از عواملى است كه احتمال بدرفتارى با خانواده و بويژه با همسر را افزايش مى دهد. البته اگرچه بين سوءمصرف مواد و خشونت خانگى ارتباط وجود دارد ولى اين يك ارتباط علت و معلولى مستقيم نيست. زيرا تمام كسانى كه سوءمصرف مواد دارند مرتكب خشونت نمى شوند و از طرف ديگر تمام افرادى كه رفتار خشونت آميز دارند الكل و مواد مصرف نمى كنند.  علاوه براين ترك مواد هميشه موجب كم شدن خشونت و بدرفتارى نمى شود وحتى گاهى در مواردى تشديد نيز مى شود. بنابراين ماهيت دقيق ارتباط بين اين دو معلوم نيست ولى روشن است كه آنها با هم ارتباط داشته و يكديگر را تشديد مى كنند.

در مورد تاثير سوءمصرف مواد بر افزايش خشونت خانگى نظرات مختلفى وجود دارد كه در زير به اختصار توضيح داده شده است.

الف- اثرات مواد

اثراتى كه مواد روى مغز مى گذارند ممكن است احتمال ارتكاب خشونت از جمله خشونت بر عليه همسر را افزايش دهند:

1. مهارگسيختگى يا از بين رفتن بازدارى ها: برخى مواد مانند الكل، بازدارى هاى معمول فرد را كاهش داده و موانع اخلاقى موجود در برابر خشونت را كنار مى زند و از اين طريق احتمال بروز رفتارهايى مانند خشونت نسبت به همسر را افزايش مى دهد.

2. برون ريزى خشم: خشم يكى از عواملى است كه خطر خشونت و بدرفتارى را زياد مى كند و مصرف موادى مثل الكل و مواد محرك مانند شيشه و كوكايين كنترل فرد را روى رفتارهاى خود كاهش داده و به اين ترتيب امكان ابراز خشم و عصبانيت را به صورت خشونت افزايش مى دهند.

3. اختلال شناختى: سوءمصرف مواد از طريق ايجاد اختلال در عملكر دهاى شناختى مانند حل مسئله م ىتواند احتمال بروز خشونت را افزايش دهد. علاوه براين سوءمصرف مواد موجب اختلال قضاوت در مورد رفتارهاى ديگران شده و از اينرو احتمال واكنشهاى نامناسب در چنين موقعي تهايى را زياد م ىكند. براى مثال مردى كه سوءمصرف مواد ندارد ممكن است دير آمدن همسرش را به منزل نشانه بى توجهى وى بداند ولى مردى كه الكل يا مواد مصرف م ىكند ممكن است آن را دليلى برخيانت همسرش تفسير كند.

ب- پيامدهاى سوءمصرف مواد

خشونت برعليه همسر ممكن است بيش از اثرات خود ماده به پيامدهاى آن مربوط باشد. براى مثال سوءمصرف مواد به روابط زن وشوهر صدمه زده و موجب دعوا و مشاجره دائمى در مورد آيا مواد مصرف كند وكى ، كجا و چقدر اين كار را انجام دهد. همچنين ممكن است مسائل مالى و پولى كه همسر خرج موادش مى كند يكى از مهمترين علل درگيرى زن و شوهر باشد.

ج- نياز به قدرت وكنترل

كسانى كه نياز زيادى به قدرت و اعمال كنترل برديگران دارند ممكن است براى ارضاى اين نياز از الكل و مواد و خشونت استفاده كنند. الكل و مواد موجب ايجاد يك احساس كاذب قدرت و كنترل در موقعيت هاى بين فردى شده و لذا فرد مى تواند با استفاده از مواد وخشونت به صورت مكمل اين نياز خود را ارضا كند. بنابر اين اعتياد و خشونت تا حدى نتيجه نياز به قدرت بويزه در روابط بين فردى نزديك است كه با سوءمصرف مواد و خشونت ارضا مى شود.

د- باورها و نگرش هاى اجتماعى

در بسيارى از جوامع اين باور وجود دارد كه خشونت مانند بسيارى از مشكلات ديگر متاثر از اعتياد، كاملا ناشى از سوءمصرف الكل و مواد بوده و لذا فرد كنترلى بر آن ندارد. چنين باورهايى علاوه براينكه خشونت مردان معتاد را از نظر اجتماعى تاحدى قابل تحمل م ىسازد اين امكان را براى آنان فراهم م ىكند تا مسئوليت اعمال خود را نپذيرفته و از الكل و مواد به عنوان عذر و بهان هاى براى رفتار خشونت آميز خود استفاده كنند.

-عوارض خشونت خانگى

خشونت خانگى موجب صدمات جدى به سلامت جسمى و روانى فرد قربانى، فرزندان و كل خانواده مى شود كه در زير به آنها اشاره مى شود.

الف- عوارض جسمى

1. صدمات بيرونى: كبودى ها، زخم ها، بريدگ ىها و خراشيدگ ىها در نواحى مختلف بدن
2. صدمات داخلى: آسيب به اندام هاى داخلى يا كاركرد آنها شامل كليه ،طحال، ريه، عفونت مجارى ادرار و عفونت هاى مكرر دستگاه تناسلى
3. صدمات استخوانى: ضرب ديدگى ها و شكستگى هاى دست، پا ،فك، ستون مهره ها، جمجه و لگن
4. سوختگى ها: سوختگى هاى سطحى و عميق در قسمت هاى مختلف بدن

ب- عوارض روانى

1. بيمارى هاى روان تنى، شكايت هاى معدى روده اى، سردردهاى مزمن، درد هايى كه هيچ دليل پزشكى ندارند، مشكلات تنفسى و مشكلات جنسى
2. كاهش عزت نفس و هيجانهاى دردناك شرم، درماندگى، نااميدى و خشم
3. علائم افسردگى
4. علائم اضطراب
5. وابستگى به داروهاى آرام بخش و خواب آور
6. سوءمصرف يا وابستگى به الكل و مواد

ج- عوارض جسمى و روانى خشونت خانوادگى روى فرزندان

شاهد خشونت بودن مى تواند منجر به بروز يك سرى علائم جسمى و روانى در كودكان شود. شايع ترين عوارض جسمى شامل سردرد و دردهاى سيستم گوارش و شايع ترين عوارض روانى ،مشكلات خواب ،عزت نفس پايين، اضطراب و افسردگى، اختلال رفتارى و عملكرد تحصيلى ضعيف مى باشد. علاوه بر اين كودكانى كه شاهد خشونت خانگى بوده اند در بزرگسالى در خطر بيشترى براى سوء مصرف مواد و نيز ارتكاب خشونت ( در پسرها) و قربانى خشونت شدن ( در دخترها) قرار دارند.

-اقدامات و مداخلات لازم براى همسران افراد معتادى كه در معرض خشونت قرار دارند
هدف اصلى مداخلاتى كه در اين زمينه انجام مى شود پيشگيرى از خشونت و يا مداخله اوليه به منظور كاهش دفعات و شدت آن ، تضمين امنيت زنان و فرزندان ونيز كاهش آسيب هاى ناشى از خشونت خانگى بويزه پيشگيرى از سوءمصرف مواد در همسران افراد معتاد مى باشد. رئوس كلى اين اقدلمات در زيرآمده است:

– افزايش آگاهى در مورد خشونت خانگى، انواع و پيامدهاى آن
– ارزيابى سطح خشونت در زندگى شخصى خود
– شناخت علائم هشداردهنده اوليه خشونت در همسر
– برنامه ريزى از قبل براى انجام اقداماتى جهت پيشگيرى از بروز خشونت و تامين امنيت خود و فرزندان هنگام بروز خشونت ( در زير يك نمونه از چنين طرحى آمده است)
– آشنايى با مراكز اورزانس اجتماعى و مداخله در بحران و نحوه دسترسى به اين مراكز در مواقع مورد نياز
– مراجعه به مركز مشاوره و انجام مشاوره با متخصصين و مددكاران ( مددكارن اجتماعى م ىتوانند راههاى مناسبى را براى مقابله با اين مشكل پيش پاى شما بگذارند)
– كمك گرفتن از افراد و سازما نهايى كه در شبكه حمايتى شما وجود دارند ( فصل هفتم را مطالعه كنيد).
– تقويت مهارتهاى زندگى بخصوص مهار تهاى مقابل هاى و تاب آورى ( فصلهاى هفتم را مطالعه كنيد).
– آشنايى با قوانين و مقرراتى كه م ىتواند از حقوق قانونى شما حمايت كند. مطالعه كتابهاى مرتبط و مشورت با افراد حقوق دان براى اين منظور مناسب است.
-راهكارهايى براى تامين امنيت خود و فرزندان
مهمترين موضوع در مورد خشونت خانگى، تامين امنيت قربانى يا قربانيان خشونت است.  شما ممكن است قادر به پيشگيرى كامل از خشونت همسرتان نباشيد ولى م ىتوانيد كارهايى را انجام دهيد تا از صدمه ديدن خود و بچه هايتان جلوگيرى كنيد. در زير راه كارهايى براى اين منظور پيشنهاد شده است ولى بياد داشته باشيد كه شما بهتر از هركسى موقعيت زندگى و همسرتان را م ىشناسيد و م ىدانيد چطور از خود و فرزندانتان مراقبت كنيد.

1) تامين امنيت قبل از بروز خشونت

– مطمئن شويد كه سلاح گرم يا سردى در خانه نيست.
– اگر همسرتان سلاحى را در خانه نگهدارى مى كند او را تشويق كنيد تا آن را از خانه بيرون ببرد.
– چاقو و ساير وسايل تيز و برنده را از جلو چشم و دست او دور كنيد
– مقدارى پول، كليدهاى اضافى و اسناد مهم را در جاى مطمئنى بگذاريد تا در صورتيكه مجبور شديد خانه را ترك كنيد آنها را با خود برداريد.اسناد مهم شامل شناسنامه خود و بچه ها ، كارت ملى، دفترچه بانكى، دفترچه بيمه، سند ازدواج، سند خانه( در صورتى كه به اسم شماست) و ساير اسناد مالكيت خود مى باشد.
– به بچه هايتان آموزش دهيد تا در صورتى كه به آنها علامت خاصى را داديد از ديگران كمك بگيرند.
– به بچه ها شماره تلفن هايى را كه مى توانند هنگام بروز خشونت همسرتان با آن تماس بگيرند و درخواست كمك كنند، ياد بدهيد.
– به همسايگان قابل اعتماد خود بگوييد تا درصورتى كه سروصداى مشكوكى را از منزل شما شنيدند، به خانواده تان يا 110 زنگ بزنند.

2) تامين امنيت در طى خشونت

– از اتاق يا مكانى كه امكان خروج از آن سخت است يا امكان دسترسى به چاقو و وسايل خطرناك وجود دارد، خارج شويد
– چادر يا مانتو و روسرى و كيف دستى خود را نزديك خود نگه داريد تا در صورتى كه لازم است خانه را ترك كنيد بتوانيد سريع اين كار را بكنيد.
– در صورت لزوم، در يك فرصت مناسب بدون اينكه همسرتان متوجه شود به يك فرد قابل اعتماد، اورژانس اجتماعى 123 يا پليس 110 تلفن بزنيد تا به كمك شما بيايند.
– درصورت لزوم در يك فرصت مناسب و بدون اينكه همسرتان متوجه شود به بچه هايتان علامت بدهيد كه از همسايه ها كمك بخواهند و يا براى درخواست كمك به شماره اى كه قبلا به آنها ياد داده ايد، زنگ بزنند.

-خلاصه

خشونت بر عليه همسر يكى از معضلاتى است كه در مردانى كه مواد مصرف مى كنند ديده مى شود. اگرچه يك رابطه علت و معلولى بين مصرف مواد و بدرفتارى با همسر وجود ندارد ولى آمارها نشان مى دهد كه حدود نيمى از مردانى كه زنان خود را مورد بدرفتارى قرار مى دهند سوءمصرف مواد دارند و دفعات و شدت خشونت نيز در اين مردان بيشتر است.

از طرف ديگر، زنى كه قربانى خشونت مى شود ممكن است براى كاهش و تسكين درد بدنى و روانى ناشى از اين خشونت و بدرفتارى شروع به مصرف خودسرانه قرص هاى مسكن و آرام بخش كرده ويا حتى مواد مصرف كند. خشونت ، انواع و شكل هاى متعددى داشته و ممكن است به صورت جسمى ، روانى، هيجانى و جنسى باشد. خشونت بسته به نوع آن با عوارض متعدد جسمى و روانى روى همسر و بچه ها همراه است.عوامل خطر مختلفى وجود دارد كه ممكن است احتمال ارتكاب خشونت را در مردان و قربانى خشونت شدن را در زنان افزايش دهد.

مهمترين عوامل خطر ارتكاب خشونت ، مصرف مواد، سابقه قبلى خشونت و پرخاشگرى، اعتقادات سنتى مبنى بر برترى مرد و لزوم مطيع بودن زن، نداشتن مهارت كنترل عصبانيت، فقر، بيكارى و استرس ها، مشكلات و اختلافات شديد خانوادگى است.

مهمترين عوامل خطر قربانى بودن نيز شامل سن كم ، نداشتن استقلال مالى، سوءمصرف مواد، افسردگى و عزت نفس پايين و نداشتن حمايت هاى خانوادگى و اجتماعى مى باشد.  زنانى كه همسران معتاد دارند بايد نسبت به احتمال وقوع خشونت از سوى همسرشان و شكل هاى مختلف خشونت آگاهى داشته باشند باشند تا در صورت بروز آن بتواندد اقدامات لازم را براى جلوگيرى از وقوع مجدد آن يا كاهش دفعات وشدت آن انجام دهند.

نكاتی در مورد تزريق چربي

در تزريق چربي بايد تبحر جراح بالاباشد و تکنيک تزريق لايه به لايه حتما رعايت شود. تزريق چربي در نواحي پا، باسن و سينه کاري زمان بر و سليقه اي محسوب مي شود. بسياري از پزشکان وارد اين زمينه نمي شوند چرا که در اين عمل بايد دو ناحيه از بدن دستخوش تغيير شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ليپوساکشن بايد خيلي تميز و ظريف انجام شود و چربي به صورت قطره اي خارج شود، بنابراين اين عمل نياز به صبر و حوصله و تبحر کافي دارد و هرکسي حاضر به صرف اين انرژي نيست.

– تزريق چربي پشت دست

– با بالارفتن سن و کم شدن چربي ناحيه پشت دست، رگ ها نمايان تر شده و رنگ آبي آنها بيشتر به چشم مي خورد.

تاندون ها نيز با کم شدن چربي و بافت نرم پشت دست مشخص تر مي شوند. به همراه اين تغييرات عمقي، ظاهر پوست نيز چروکيده شده و دست ها مسن تر به نظر مي رسند.

نکته مهم در تزريق چربي پشت دست توجه به حفظ کارايي و عدم آسيب ديدگي تاندون ها و اعصاب دست است که کاملاسطحي و در معرض آسيب هاي جراحي هستند. جراح بايد با آناتومي ناحيه دست و محل قرار گيري اعصاب و تاندون ها کاملاآشنا باشد.

بعد از آماده سازي چربي، پشت دست به طور کامل از ناحيه مچ بي حس شده و از طريق يک الي دو برش کوچک يک ميليمتري لايه نازکي از چربي در فضاهاي پشت دست مابين رگ ها و تاندون ها و بين مناطق خالي شده از چربي به خصوص مابين انگشت شست و انگشت نشانه، کناره انگشت کوچک و فضاهاي بين استخواني تزريق مي شود. انگشتان را تا حد بند اول مي توان تزريق کرد و سپس با ماساژ، به قسمت هاي پايين تر انگشتان چربي را حرکت داد. ناحيه مچ دست تا حدود خط ساعت نيز به همين طريق پر مي شود.

ماساژ ذکر شده نبايد عميق باشد زيرا مي تواند با وارد کردن چربي به ساختمان هاي زيرين دست در به حرکت در آوردن انگشتان و حرکت دست ها مشکلات جدي بيافريند.

برخلاف صورت و ساير نقاط بدن تکنيک تزريق در دست لايه به لايه نبوده و کاملاسطحي است و چربي بايد کاملايکدست تزريق شود. از تزريق قطعه قطعه که موجب ناهمواري بعدي مي شود بايد اجتناب کرد.

بعد از تزريق تا 24 ساعت بهتر است از کمپرس سرد استفاده کرد. در طي دو هفته اول تا حد امکان از کار کردن با دست ها و هرگونه فشار بر دست يا ماساژ غيرضروري خودداري کنيد.

– تزريق چربي در سينه

– تزريق چربي در سينه بسيار پرطرفدار است اما تعداد کانديداهاي مناسب براي اين کار زياد نيست و اين عمل براي همه جواب نمي دهد.

براي انجام آن چندين شرط لازم است: اول اينکه سينه به هيچ وجه نبايد افتادگي داشته باشد. همچنين بايد کوچک باشد و قاعده خيلي بزرگي نداشته باشد و در عين حال حجم کم، فرد را راضي کند.

ضمنا ممکن است اين تزريق کار يک جلسه اي نباشد و احتياج به تکرار داشته باشد بنابراين شخص بايد از لحاظ روحي آمادگي لازم را داشته باشد. همچنين لازم است چربي مورد نياز را به فراواني در شکم و پهلوهايش داشته باشد.

با توجه به موارد ذکر شده، تعداد افرادي که تمام اين فاکتورها را يکجا داشته باشند زياد نيست. با انجام اين تزريق بيشتر مي توان به ناحيه فرم داد و تغيير زيادي در سايز سينه ايجاد نمي شود. براي برجسته سازي بايد يک تا دو نوبت تزريق تکرار شود.

اگر چربي در يک نوبت به ميزان زيادي در حالت حفره اي تزريق شود پيوند نمي گيرد و خون کافي به بافت چربي نمي رسد و در عين حال اين کار ممکن است باعث رسوب کلسيم در بافت سينه شود.

اين وضعيت تشخيص توده چربي تزريق شده را از توده هاي خوش خيم يا بدخيم در سونوگرافي و ماموگرافي دشوار مي کند، بنابراين بايد يک لايه متناسب تزريق شود و آن لايه پيوند بخورد و چندماه بعد دوباره يک لايه جديد تزريق شود.

برخلاف باسن که بيشتر شامل عضله است و تزريق لابه لاي عضله انجام مي شود، ناحيه سينه بيشتر شامل غدد شيردهي و بافت پستان است و لابه لاي آنها نمي توان چربي تزريق کرد. چربي در اين ناحيه بايد به صورت سطحي زير پوست تزريق شود.

علت اصلی مرگ موتزارت چیست؟

767686در طول تاریخ افراد مختلفی متهم به مسموم کردن موتزارت شده‌اند که شاید معروف‌ترین آنها (حداقل به خاطر فیلم آمادئوس) آنتونیو سالیری باشد. سالیری هم آهنگ‌ساز بود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سال 1791 در سن 35 سالگی و پس از 2 هفته بیماری درگذشت. سوفی هیبل، خواهر زن موتزارت که طی این دوره بیماری حاضر بود، اظهار داشته است که او به علت تورم بدنش نمی‌توانست در بستر غلت بخورد.

همچنین موتزارت به وی گفته بود: «طعم مرگ را در زبانم احساس می‌کنم.» ضمادهای سردی روی سر موتزارت گذاشته شده بود که از نظر هیبل باعث از دست رفتن هوشیاری وی شده بود. او 2 ساعت در این وضعیت ماند تا این که جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

هیبل اضافه می‌کند: «آخرین حرکت‌ وی تلاش برای بیان پاساژهای طبل در آهنگ نماز میت (Requiem) بود.» نظریه‌های مختلفی در مورد علت مرگ موتزارت وجود دارد که در این مقاله به آنها پرداخته می‌شود .

تب روماتیسمی

دلایل چندی برای نقش داشتن تب روماتیسمی و آندوکاردیت باکتریایی تحت حاد در مرگ موتزارت بیان شده است.

پدر آمادئوس -لئوپولد- وقتی که او 10 ساله بود، در نامه‌ای به یک بیماری همراه با تب و درد مفاصل اشاره کرد که 10 روز طول کشید و در ترجمه انگلیسی روماتیسم نامیده شده است.

همچنین لئوپولد در نامه‌ای در سال 1784 که موتزارت 28 ساله بود، از تب و تعریق نام می‌برد و می‌نویسد: «برخی دچار تب روماتیسمی شدند که در مواردی که فورا مورد بررسی قرار نگرفت، سپتیک شد» و به نقل از پسرش اظهار می‌دارد که: «به مدت 4 روز هر روز در یک ساعت معین، دچار حمله کولیک ترسناکی می‌شدم که هر بار با استفراغ شدیدی به پایان می‌رسید».

در قرن 18، تب روماتیسمی اصطلاحی غیراختصاصی بود که به کلیه ناخوشی‌های همراه با تب و درد مفاصل اطلاق می‌گشت.

همچنین موتزارت دچار چند آبسه دندانی بود که هر یک در بیمار مبتلا به آسیب قلبی در اثر تب روماتیسمی می‌توانست به آندوکاردیت باکتریایی تحت حاد بینجامد.

دکتر فون سالابا یک هفته پیش از مرگ موتزارت، بیماری او را تب ارزنی گرم تشخیص داد که کاملا غیراختصاصی به نظر می‌رسد و معلوم نیست که در این بیماری، راش یا پتشی وجود دارد یا خیر. همسر و خواهر زن موتزارت متوجه ادم وی شده بودند که به نارسایی قلب در اثر بیماری قلبی روماتیسمی نسبت داده شده است.

بسیاری از نویسندگان اظهار داشته‌اند که موتزارت نزدیک مرگش دچار خونریزی شده که در صورت ابتلای وی به نارسایی قلب، بی‌تردید مرگ وی را تسریع کرده است.

نامه‌ای که در آن به حملات کولیک اشاره شده، مدرکی برای ابتلا به انسداد ادراری و پیلونفریت تلقی شده است. شاید علت ادم نارسایی کلیه بوده باشد که در کنار شواهدی که بعدا نقل می‌شود، محتمل‌تر از آندوکاردیت باکتریایی تحت حاد به نظر می‌رسد. گفته می‌شود که موتزارت طی بیماری منجر به مرگش آواز می‌خوانده است و به هر حال، عدم ذکر تنگی نفس باز هم دلیلی بر این است که ادم ناشی از یک وضعیت هیپوانکوتیک بوده نه قلبی.

از سویی برای تب روماتیسمی در دوران کودکی تنها 2 معیار مینور (تب و آرترالژی) از معیارهای جونز وجود داشته‌اند. همچنین ناخوشی ابتدایی تب روماتیسمی 3 تا 4 هفته طول می‌کشد در حالی که ناخوشی زمان کودکی موتزارت فقط 10 روز به طول انجامیده است.

دیگر ناخوشی‌هایی که می‌توانند باعث تب و آرترالژی شوند، عبارتند از عفونت‌های باکتریایی مثل یرسینیا، سالمونلا و شیگلا (که همگی در فقدان علایم دیگر بعیدند) و عفونت‌های ویروسی مثل سرخجه، هپاتیت، اکوویروس و آنتروویروس‌ها (که همگی کاملا ممکن هستند).

78687686786

ترومای سر

پیوچ (Puech) و همکاران ادعا کرده‌اند که با معاینه جمجمه موتزارت شواهدی از دیس‌مورفیسم جمجمه و صورت را دیده‌اند. آنها یک شکستگی تمپوروپاریتال در حال بهبود را در سمت چپ همراه با ردپای یک هماتوم اپیدورال کلسیفیه توصیف کرده‌اند.

این در حالی است که موتزارت در یک قبر بدون نشان در قبرستان سنت مارکس وین به خاک سپرده شده بود.

با ارزیابی پوسیدگی دندان‌ها، به نظر می‌رسید که جمجمه‌ معاینه شده به مردی متعلق بوده که در سن 25 تا 40 سالگی فوت کرده است و گفته می‌شود که این جمجمه، تیپیک جمجمه براکیوسفالیک مردان جنوب آلمان است.

یک ویژگی مشخص هم سینوستوز پیش از موعد درز متوپیک است که در بزرگسالان نادر (یک در 10‌هزار) است.

منابع تاریخی و بررسی تصاویر موتزارت نشان می‌دهند که وی در اصل دارای پیشانی مستقیم، چشمان به جلو آمده، استخوان‌های گونه‌ای واضح و بینی و لب فوقانی برجسته بوده است. جمجمه‌ای که پیوچ و همکاران معاینه کرده‌اند، با خصوصیات موتزارت منطبق بوده است.

شکستگی و هماتوم ذکر شده به‌عنوان علت مرگ موتزارت عنوان شده است. به عقیده پیوچ و همکاران، موتزارت در اثر سقوطی که بعدا فراموشش کرد، دچار شکستگی شد.

اما چرا او دچار تب و ادم شده بود؟ بانرژی اظهار می‌دارد که این شکستگی شاید حداقل یک سال پیش از مرگ موتزارت رخ داده است و سردردهای موتزارت را که در بهار 1790 آغاز شد و نیز ضعف، حملات غش و فلجی را که به ادعای برخی پس از رفتن وی به بستر مرگ رخ داد، توجیه می‌کند. به هر حال، قبول ترومای سر به عنوان علت مرگ موتزارت دشوار است.

مسمومیت با فلزات سنگین

گفته می‌شود حدود 6 ماه قبل از مرگ موتزارت وی ادعا کرده است: «می‌دانم باید بمیرم. کسی به من آکوا توفانا داده و زمان دقیق مرگ من را محاسبه کرده است و به همین دلیل نوشتن ‌آهنگ «نماز میت» را از من درخواست کرده‌اند؛ من دارم این آهنگ را برای خودم می‌نویسم». آکوا توفانا سمی حاوی آرسنیک و اکسید سرب است.

افراد مختلفی متهم به مسموم کردن موتزارت شده‌اند که شاید معروف‌ترین آنها (حداقل به خاطر فیلم آمادئوس) آنتونیو سالیری باشد. سالیری هم آهنگ‌ساز بود و برخی ادعا می‌کنند که به دلیل رقابت و حسادت، موتزارت را مسموم کرده است ولی در واقع سالیری در زمان خود بسیار موفق و مورد احترام بود و حدود 40 اپرا ساخت؛ از طرفی سالیری و موتزارت رابطه حرفه‌ای دوستانه‌ای با هم داشتند و به هر حال هیچ مدرک مستندی برای محکوم کردن سالیری وجود ندارد.

از طرفی، دکتر آیان جیمز از بیمارستان آزاد سلطنتی لندن ادعا می‌کند که موتزارت برای درمان افسردگی شدیدش از ترکیبات آنتیموان استفاده می‌کرد و با آن مسموم شد.

وقتی موتزارت درگذشت، صورت حساب بزرگی از داروهای ابتیاع شده از داروفروشی‌های وین بر جای گذاشت هرچند معلوم نیست که این دارو‌ها چه بوده‌اند. علایم مسمومیت با آنتیموان عبارتند از سرفه، آرترالژی، آرتریت، میالژی، سردرد، غش، آپنه، دل‌درد، کلاپس عروقی، ادم صورت و راش پوستی.

مصرف مزمن آن، همانند تمام فلزات سنگین، می‌تواند باعث اختلال کارکرد توبولی کلیه و نارسایی کلیه شود.

برخی هم گفته‌اند موتزارت به دلیل ابتلا به سیفیلیس، جیوه مصرف کرده و مسموم شده است که البته بسیاری ابتلای او به سیفیلیس را مورد تردید قرار داده‌اند.

جیوه در صورت مصرف مزمن می‌تواند همانند سرب و آرسنیک باعث پلی‌نوروپاتی شود.

این فلزات سنگین می‌توانند باعث اختلال راه رفتن و ترمور نیز بشوند که این علایم برای موتزارت ذکر نشده است. دست خط موتزارت کاملا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و هیچ شواهدی از ترمور یا پاراپلژی یافت نشده است. جیوه می‌تواند باعث اختلال تکلم، تغییر دید، کاهش شنوایی و نهایتا زوال ذهنی نیز شود که هیچ یک از اینها در موتزارت مشاهده نشده‌اند.

آرسنیک و سرب که در سم آکوا توفانا موجودند، باعث ایجاد طعم فلزی در دهان، نوروپاتی محیطی، کم‌خونی، اختلالات گوارشی و درگیری‌های پوستی متعدد می‌شوند. موتزارت کمی قبل از مرگش به «طعم مرگ» در دهانش اشاره کرد؛ آیا این همان طعم فلزی بوده است؟ اما باز هم شواهدی از نوروپاتی محیطی در او وجود نداشت.

سرب می‌تواند باعث دل‌درد کولیکی، تهوع، استفراغ، طعم فلزی در دهان، یبوست، درد اندام‌ها و درصورت مصرف مزمن، نوروپاتی محیطی شود.

در مورد تمام این فلزات سنگین، غیر از آنتیموان، باید در انتها انتظار زوال ذهنی و شواهد نوروپاتی محیطی را داشته باشیم. موتزارت تا 2 ساعت قبل از مرگش هوشیار بود و تا روز مرگش در حال آهنگ‌سازی بود.

ما باز هم با کمبود شواهد مواجه‌ایم. نظریه دکتر جیمز قانع کننده است اما بر اساس شواهد کم‌‌مایه‌ای چون سردرد، ادم، افسردگی (که ممکن است تنها یک انحراف طبیعی از خلق بوده باشد) و صورت حساب‌های پرداخت نشده‌ داروها مبتنی است.

نارسایی کلیه

چند نویسنده‌ علت مرگ موتزارت را عوارض بیماری کلیوی دانسته‌اند. کلین گلومرولونفریت پس از عفونت را عنوان کرده و دلیل خود را نامه‌های دال بر عفونت‌های تنفسی فوقانی در کودکی موتزارت ذکر نموده است، البته موتزارت هیچ وقت هماچوری آشکار را گزارش نکرده است که این امر در غیاب آزمایش ادرار و یا بیوپسی کلیه قبول کردن تشخیص گلومرولونفریت دشوار می‌کند.

دیویس با توجه به نامه نوشته شده در سال 1784 که در آن به تب، کولیک و «تب روماتیسمی» اشاره شده و نیز نامه‌های نوشته شده بین ژوییه 1789 و اوت 1790 که در آنها به تب، لرز، دندان‌درد، سردرد و «دردهای مفصلی» اشاره گشته، نظریه‌ مرگ در اثر پورپورای هنوخ- شون‌لاین در اثر عفونت‌های استرپتوکوکی را مطرح نموده است.

اما انتقاداتی به نظریه وی وارد است از جمله این که او فرض کرده موتزارت به عفونت‌های استرپتوکوکی متعددی مبتلا گشته است اما بسیاری از پاتوژن‌های دیگر هم می‌توانستند برخی یا همه ناخوشی‌های همراه با تب و موارد فارنژیتی را که دیویس نقل می‌کند، باعث شده باشند؛ دومین فرض غلط او این است که پورپورای هنوخ- شون‌لاین با عفونت استرپتوکوکی مرتبط است.

سپس دیویس ادعا می‌نماید که موتزارت طی یک همه‌گیری فوت کرده است.

البته کارهاوزن بر فقدان شواهد دال بر وجود همه‌گیری در آن زمان تاکیده کرده است. از طرفی پورپورای هنوخ- شون‌ لاین یک بیماری همه‌گیر به شمار نمی‌رود. با وجود فرض دیویس مبنی بر وجود پلی‌آرتریت و پتشی، شواهدی برای آنها ذکر نشده است.

ویتر امکان ابتلای موتزارت به سل کلیوی (بدون درگیری ریه) را به عنوان علت نارسایی کلیه بررسی می‌کند.

گویا موتزارت در کودکی دچار اریتم ندوزوم بوده است. شاید ادم موتزارت ناشی از پریتونیت سلی، ناخوشی مزمن وی ناشی از توبرکولوم مغز و مرگ وی ناشی از سل ارزنی بوده باشد. از طرفی، ویتر احساس می‌کند که سل تمام نماهای ناخوشی نهایی موتزارت را توجیه نمی‌نماید.

شاید با توجه به نامه‌های نقل شده، ابتلای موتزارت به عفونت‌های ادراری راجعه و پیلونفریتِ به نارسایی مزمن کلیه محتمل‌تر منجر باشد

اولین‌بار، بارود این نظریه را مطرح کرد و گریثر اوروپاتی انسدادی را اضافه نمود و کارهاوزن نیز این نظریه را با مرتبط دانستن آن با آنومالی مادرزادی گوش چپ موتزارت بسط داد. شاید این آنومالی بخشی از یک نشانگان بوده باشد. کارهاوزن داده‌های حاصل از مرکز ثبت اختلالات مادرزادی اروپا را مورد تحلیل قرار داده است. از میان770,626 مورد تولد بین سال‌های 1983-1980، 623 مورد آنومالی گوش و 911 مورد آنومالی مجاری ادراری شناسایی شد.

در 78 مورد هر دو آنومالی وجود داشت که حاکی از هم‌بستگی بسیار معنی‌داری (001/0 < P) است. کارهاوزن نتیجه‌گیری می‌کند که «خطر ابتلا به آنومالی مادرزادی مجاری ادراری، در صورت وجود آنومالی گوش خارجی، صد برابر عموم جمعیت است.»

786867868

بالاخره عامل مرگ موتزارت چه بود؟

کاملا محتمل به نظر می‌رسد که موتزارت در اثر نارسایی کلیه درگذشته باشد؛ «طعم مرگ» ممکن است طعم بد اورمی‌ بوده باشد.

وجود ادم به نفع نشانگان نفروتیک است که گلومرولوپاتی را محتمل می‌کند؛ ادم نیز ممکن است نتیجه نارسایی کلیه باشد.

تمایل کارهاوزن به مطرح کردن یک اختلال کلیوی نسبتا شایع همراه با آنومالی گوش موتزارت، منطقی به نظر می‌رسد. شاید پس‌زنش‌ (ریفلاکس) مثانه به حالب در اثر یک آنومالی مجاری ادراری باعث ایجاد نشانگان نفروتیک شده باشد.

از طرفی، تب روماتیسمی و آندوکاردیت باکتریایی تحت حاد را نمی‌توان رد نمود. بدون دستیابی به اطلاعات جدید نمی‌توانیم بفهمیم علت مرگ موتزارت چه بوده است، پس خدا را شکر که موسیقی موتزارت همچنان زنده است .

ولفگانگ آمادئوس موتسارت (۲۷ ژانویه ۱۷۵۶ – ۵ دسامبر ۱۷۹۱) آهنگساز اتریشی، از نوابغ مسلم و موسیقی دان بزرگ کلاسیک بود.

موتسارت در زندگی کوتاه خود بیش از ششصد قطعه موسیقی برای اپرا، سمفونی، کنسرتو، مجلسی، سونات، سرناد، و گروه کُر آفرید.

موتسارت در سومین سال از زندگی اش شروع به آهنگسازی کرد و در پنج سالگی لقب کودک نابغه به او داده شد و همه‌جای اروپا شهرت بسیاری یافت.

در هفت سالگی اولین سمفونی، و در دوازده سالگی اولین اپرای کامل خود را نوشت.

برخلاف هر آهنگساز دیگری، او در تمام ژانرهای مرسوم در دوران زندگی اش موسیقی تصنیف کرد و در این زمینه از همه برتر بود.

خانواده و آغاز زندگی

موتسارت در شهر سالزبورگ در کشور اتریش که یکی از مراکز هنری، فعال، و مهم موسیقی اروپا بود از لئوپلد موتسارت و آنا ماریا موتسارت به دنیا آمد.

مدارک تولد او نام کاتولیک وی را یوهان کریسُستُُموس ولفگانگوس تئوفیلوس موتسارت [۴] نشان می‌دهند. از این پنج اسم دو نام اول نام‌های مذهبیِ کاتولیکی بودند و کاربرد روزمره نداشتند.

قسمت چهارم نام او، تئوفیلوس، به زبان آلمانی یعنی محبوب خداوند، در زبان لاتین معنی آمادئوس می‌دهد، و به فرانسه آمادی تلفظ می‌شود.

خود موتسارت ترجیح می‌داد که به نام ولفگانگ امادی موتسارت شناخته شود و همیشه بالای هر صفحهٔ کارش را با این اسم امضا می‌کرد. پدرش لئوپولد که در دربار اسقف خدمت می‌کرد، آهنگساز و ویولونیست بسیار مشهوری بود.

از همان اوان کودکی ولفگانگ چنان نبوغی از خود نشان داد که پدرش همه کار خود را رها کرد و به طور جدی و مستمر به آموزش فرزندش پرداخت. موتسارت پیش از رسیدن به سن ۱۲ سالگی نوازنده‌ای چیره‌دست در پیانو، ویولون، و ارگ شد.

سال‌های سفر

موتسارت از سنین بسیار جوانی شروع به سفر کرد. در سال ۱۷۶۳ کنسرتی در قصر شاه باواریا در مونیخ و امپراتور اتریش در وین اجرا کرد. پس از آن به اتفاق پدرش سفری به قصرهای مونیخ، مانهایم، پاریس، لندن، و لاهه رفت و سرانجام، در راه برگشت، پس از دیدار از زوریخ، دوناشینگ، و مونیخ به سالزبورگ بازگشت. این سفر موتسارت ۳ سال به طول انجامید.

پس از یک سال اقامت در سالزبورگ، در سال ۱۷۶۸، موتسارت سه بار به ایتالیا مسافرت کرد. سفر اول از دسامبر ۱۷۶۹ تا مارس ۱۷۷۱، سفر دوم از اوت تا دسامبر ۱۷۷۱، و در پایان از اکتبر ۱۷۷۲ تا مارس ۱۷۷۳ بود.

موتسارت در طول این سفرها با آندره لوچِسی در ونیس و جییُوانی باتیستا مارتینی در بولونا اشنا شد و علاوه بر آن به عضویت آکادمی فیلارمونیک ایتالیا برگزیده شد. یکی از اتفاقات بسیار جالب در این سفرها زمانی بود که موتسارت آهنگ ۱۲ دقیقه‌ای میزره ساختهٔ گرگوریو آلِگری Gregorio Allegri که تحت پوشش و حفاظت واتیکان بود را شنید.

او پس از یک بار شنیدن این آهنگ، تمامی آن را نوشت و پس از بازگشت به سالزبورگ اولین کپی غیرقانونی این آهنگ بسیار زیبا را چاپ کرد.

در تابستان سال ۱۷۷۳ موتسارت چندین بار به وین رفت تا شاید بتواند شغلی در آنجا برای خودش دست و پا کند. او در این زمان اقدام به نوشتن یک رشته کوارتِت و چند سمفونی می‌نماید. این سمفونی‌ها شامل ۲ قطعه سمفونی از معروف‌ترین سمفونی‌های او، سمفونی شماره ۲۵ در سُل مینور (ک ۱۷۳d/۱۸۳) و سمفونی شماره ۲۹ در لا (ک ۲۰۱)، و قسمتی از ابتدای اپرایش به نام باغبان قلابی (ک ۱۹۶) بودند.

موتسارت در دورهٔ سال‌های ۱۷۷۴ تا ۱۷۷۷ در سالزبورگ به عنوان رهبر ارکستر اسقف مشغول به کار بود. در این سال‌ها کارهایش شامل تعداد زیادی سرناد، سونات برای کلیسا، تعداد گوناگونی مَس برای کلیسا از جمله مَس تاجگذاری (کُرُنِیشن) و اولین کنسرتوی بزرگ پیانو او، کنسرتوی پیانوی شماره ۹ (ک ۲۷۱) در سال ۱۷۷۷ بود.

در سوم ژوئن سال ۱۷۷۸ موتسارت با همراهی مادرش سفری جدید به مونیخ، مانهایم، و پاریس کرد و در طول این مدت قطعه‌های بسیار زیبایی برای فلوت و پیانو نوشت.

او در همین موقع عاشق یک خوانندهٔ اپرا با نام آلویزا وبر، خواهر بزرگ کنستانز وِبر همسر آینده‌اش شد. او همچنین در این سفر با آهنگسازان بسیار پرنفوذ و مشهوری، از جمله یوهان کریستین باخ (۱۷۳۵-۱۷۸۲) که یکی از بهترین دوستان وی شد، آشنا گردید. کارهای باخ و ملاقات با او تاُثیر زیادی در موتسارت و کارهای آینده‌اش گذاشت. موتسارت در پایان این سفر، در پاریس، مادرش را از دست داد.

موتسارت در وین

ولفگانگ آمادئوس موتسارت اثر نقاشی گمنام

در سال ۱۷۸۱ موتسارت به همراه کارفرمایش اسقف به وین رفت واما به دلیل محدودیتهایی که اسقف در روش موسیقی موتسارت ایجاد می‌کرد از شغلش استعفا داد.

پس از آن به وین، شهر موسیقیدانان، رفت و در آنجا مشغول به کار آزاد شد. او امیدوار بود که در حین انجام کار آزاد موفق به پیداکردن شغلی دائمی‌شود که این آرزو در طول عمرش، هیچ گاه برآورده نشد. با این وجود، بین سال‌های ۱۷۸۲ تا ۱۷۸۷ او زندگی بسیار مجللی در وین داشت.

در تاریخ ۴ اوت ۱۷۸۲، بر خلاف عقیده پدرش موتسارت با کنستانز وِبر (۱۷۶۲-۱۸۴۲) [۱۴] در کلیسای سَن اِشتِفان [۱۵] در وین ازدواج کرد. ولفگانگ و کنستانز در طول زندگی مشترکشان صاحب هفت فرزند شدند که از آنها فقط کارل توماس (۱۷۸۴-۱۸۵۸) و فرانز زاویر ولفگانگ (۱۷۹۱-۱۸۴۴) توانستند سنین طفولیت را پشت سر بگذارند. کارل توماس و فرانس زاویر ولفگانگ هرگز ازدواج نکردند و صاحب فرزندی نگردیدند.

سال ۱۷۸۲ سال بسیار خوبی از نظر شغلی برای موتسارت بود. او اپرای دزدی از حرم‌سرا (ک ۳۸۱) [۱۸] را در این سال نوشت و شهرت بسیاری پیدا کرد. پس از آن چندین کنسرتو برای پیانو نوشت که تمامی آنها را هنگام اجرا کردنشان از بر داشت.

در طول سال‌های ۱۷۸۲ و ۱۷۸۳ موتسارت با آثار یوهان سباستین باخ و گئورگ فریدریش هندل تحت نظر بارُن گاتفرید فُن سوایتِن بسیار صمیمی شد. فُن سویتن دارای تعداد زیادی کار در سبک باروک بود و هنرمندان جوان و موفق آن زمان را برای بحث و تبادل نظر در رابطه با موسیقی، به منزل خود دعوت می‌نمود.

سبک موسیقی باروک طوری در روح موتسارت اثر گذاشت که باعث تدوین دو اثر معروف خود: قسمتی از اپرای فلوت سحرامیز (ک ۶۲۰) و سمفونی شماره ۴۱ (ک ۵۵۱) شد.

در سال ۱۷۸۳ ولفگانگ و کنستانز یک سفر به سالزبورگ برای ملاقات لئوپولد که با ازدواج آنها مخالف بود رفتند و با برخورد سرد او مواجه شدند. این بی‌اعتنائی سبب تدوین یکی از شاهکارهای موسیقی جهان، مَس در دی مینور (ک a ۴۱۷) شد که البته ناتمام ماند. این اثر برای اولین بار در سالزبورگ اجراء گردید و با مدیریت ولفگانگ، کنستانز تک خوان این اثر شد. موتسارت امیدوار بود که با شنیدن صدای کنستانز، در حین خواندن این قطعه بسیار لطیف، روح پدرش را به عشق همسرش بکشاند.

در اوایل سال‌های زندگی‌اش در وین موتسارت با ژوزف هایدن آشنا و بعد دوست بسیار صمیمی شد. در زمانی که هایدن به وین می‌رفت، موتسارت و او با همدیگر در اجرای کوارتت شرکت می‌کردند. موتسارت بعدها شش کوارتِت برای سازهای سیمی نوشت و همگی آنها را به هایدن هدیه کرد.

هایدن پس از شنیدن این کوارتِت‌های بی‌نظیر به لئوپولد می‌گوید «خداوند شاهد است و به عنوان یک مرد صادق، به شما می‌گویم که پسر شما بزرگ‌ترین آهنگسازیست که من می‌شناسم، هم شخصاً هم با اسم. او دارای سلیقه‌است، و علاوه بر آن، فهم عمیقی در آهنگسازی دارد.»

در طول سالهای ۱۷۸۲ و ۱۷۸۵ موتسارت تعداد زیادی کنسرتو تصنیف کرد که خودش تک‌نواز آنها در کنسرتوهای پیانو بود، و این کارها تعدادی از بی‌نظیرترین و زیباترین کارهای وی محسوب می‌شوند. اجرای این کنسرتوها مبالغ زیادی برای او به ارمغان آورد. پس از سال ۱۷۸۵ موتسارت تعداد کمتری کنسرتو نوشت و اجراء کرد. گفته می‌شود که او در طول این دوره از زندگی‌اش به علت صدمه‌دیدن دستش نمی‌توانست کنسرت اجراء کند.

از ۵۵ سمفونی‌ای که موتسارت نوشته‌است فقط ۴۱ سمفونی دارای امضای وی می‌باشند و تمامی آنها از نظر هنر و تکنیک جزء شاهکارهای موسیقی جهان به شمار می‌آیند. از جمع ۲۷ کنسرتوی پیانوی او ۱۷ تا از کنسرتوهای او در وین نوشته شد و باقی آنها را در طول سفرهای گوناگونش به امید به دست آوردن شغل مناسب نوشت.

علاوه بر سمفونی‌ها و کنسرتوهای پیانوی بسیار معروفش، موتسارت تعداد زیادی کنسرتو برای کلارینت، اُبوا، هورن، فلوت، بَسِت هورن، ویولا و ویولون نوشت. در آن زمان تعدادی ساز مانند پانتومیم، هارمونیکای شیشه‌ای، و انواع مختلفی از سازهای بادی وجود داشت که خیلی از آنها به دلیل پیشرفت در دنیای موسیقی دیگر نواخته نمی‌شدند، موتسارت برای این سازها نیز قطعه‌هایی ساخت.

او ۲۳ کوارتت برای ویولون (String Quartet)، در حدود ۱۹ سونات برای پیانو، چندین فانتزی، آندانته، دیوِرتیم، کویینتت و هِکسِت، تعدادی کار برای کلیسا، و چندین مَس نوشت. او علاقهٔ زیادی به نوشتن اُپرا داشت و موزیک ۲۲ اُپرای بی‌نظیر را ساخت. امروز قطعات شیرین اپراهای او به نام آریا (Aria) به عنوان آهنگ‌های جداگانه خوانده می‌شوند.

موتسارت تحت تاُثیر عقاید روشنفکری اروپای آن زمان بود، و به این دلیل در سال ۱۷۸۴ عضو فراماسونها شد. او پدرش را همچنین به این سو کشاند و پیش از مرگ پدرش موفق شد که او را نیز به عضویت فراماسون در بیاورد. در آخرین اپرایش، فلوت سحرآمیز (ک ۶۲۰)، بعضی از مراسم فراماسونری را گنجانید. موتسارت، هایدن، و امانوئِل شیکِنِیدِر همگی عضو یک لژ فراماسونری بودند.

موتسارت در طول عمرش با مشکلات مادی بسیاری دست به گریبان بود و حتی پس از مرگش از ضعف مالی زندگی او بهره‌برداریهای نامناسبی گردید. او از سال ۱۷۸۴ تا سال ۱۷۸۷ زندگی بسیار مرفهی داشت، و محل زندگی‌اش یک عمارت هفت اتاق خوابهُ بزرگ بود که امروز به موزه‌ای برای بازدید عموم در دُمگاسه ۵ (Domgasse ۵) وین پشت کلیسای سن استفان (Saint Stephan) تبدیل شده‌است. در همین عمارت بود که موتسارت، اپرای عروسی فیگارو (Le Nozze di Figaro) (ک ۴۹۲) را به رشته تحریر درآورد.

موتسارت و پراگ

موتسارت رابطهُ نزدیکی با شهر پراگ و مردم آنجا داشت. مردم پِراگ فیگارو را بر خلاف مردم شهر خودش با استقبال فراوان پذیرفتند. او می‌گوید: «پراگی‌هایِ من مرا درک می‌کنند» (”Meine Prager verstehen mich”)، و این گفته‌اش در بین مردم بوهم بسیار معروف شد. اپرای دُن ژوان (ک ۵۲۷)در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۷۸۷ در تاتر استات برای اولین بار اجراء شد. در طی سالهای بعد، پراگی‌ها کمک‌های متعددی به او کردند.

موتسارت و زندگی درباری

موتسارت تا سال ۱۷۷۷ در دربار سالزبورگ خدمت می‌کرد. با وجود اینکه او از کار با کنسرت دربار راضی نبود؛ آثار زیبا و دل‌انگیزی را می‌ساخت.

با آنکه موتسارت دورهٔ نوجوانی خود را پشت سر می‌گذاشت اما در رشته‌های گوناگون می‌توانست با نامی‌ترین استادان به رقابت بپردازد. نخستین کنسرتو ویولن‌ها، شش سونات پیانویی، چند سرناد و دیورتیمنتو و نخستین کنسرتو پیانوی بزرگ، محصول این دوره از زندگی موتسارت هستند.

وی در دربار سالزبورگ مدیریت کنسرت را عهده‌دار بود و به صورت پیاپی به اجرای برنامه می‌پرداخت، اما با درباریان رابطه خوبی نداشت. او و پدرش که از رسیدن به جایگاه و مقام با حقوق بهتر در دربار نااُمید شده بودند تصمیم گرفتند که بخت خود را در دیگر دربارهای اروپا بیازمایند، اما به دلیل بیماری پدر او با مادر خود سفری تازه را آغاز کرد و در این سفر به کشورهای آلمان و فرانسه رفت که در فرانسه کارهای خود برای فلوت و پیانو را منتشر کرد و سمفونی شماره ۳۱ که به سمفونی پاریس نیز مشهور است از نتیجه‌های این سفر است، گرچه سفر پاریس پایان خوشایندی برای وی نداشت و آنچنان که مورد نظر وی بود مورد استقبال قرار نگرفت، در این سفر مادر خودش را نیز از دست داد (۱۷۷۸).

موتسارت پس از بازگش به سالزبورگ به ناچار با ارکستر دربار و کلیسا همکاری کرد و از اینکه اشراف سالزبورگ قدر هنرش را نمی‌دانستند رنج می‌برد و مایل بود به شهرهای دیگر عزیمت کند.

در اواخر ۱۷۸۰ از باواریا سفارش ساختن یک سمفونی را دریافت کرد و با شوق آن را ساخت و سپس با روحیه‌ای بهتر به سالزبورگ برگشت، اما بزرگان دربار نشان دادند که مایل نیستند تا موتسارت با دربارهای دیگر فعالیت کند.

موتسارت در برابر آنها مانند همیشه گستاخ و سرکش بود و دیری نگذشت که درگیری آن‌ها به اوج رسید و همکاری دربار با موتسارت قطع شد.

پس از جداشدن از دربار سالزبورگ با امید زیاد عازم وین شد و توانست جایگاهی را در این دربار بدست اورد، اما بازهم به خاطر طبع سرکش و ناسازگاری با رسم و سنت‌های پوسیده، با اربابان تازه نیز درگیر شد و از کارش او را برکنار کردند،هرچند در سال ۱۷۸۲ دوباره به استخدام دربار وین درآمد اما رابطه موتسارت با دربار تا پایان زندگی او تنش‌آلود باقی ماند.

بیماری و مرگ

مرگ موتسارت سوژهٔ داستان‌ها، فیلم‌ها، و گقتگوهای فراوان است. موسیقی‌دانان و محققین نظرات مختلفی در رابطه با مرگ او دارند. دقیقاً مشخص نیست که موتسارت در چه زمانی به بیماری و مرگ تدریجی خود واقف شد و این که آیا این درک تأثیری در کارهای او داشت یا نه.

برخی معتقدند که او به تدریج بیمار شد و طرز کار و سبک موسیقی او تا حدی مرگ تدریجی او را دنبال می‌کند. بر خلاف این نظر، تعداد زیادی از محققین اعتقاد دارند که بیماری موتسارت به طور ناگهانی بر او عارض شد و پس از ۲ هفته، جانش را گرفت. این طرز فکر بیشتر بر اساس وضع روحی او در نامه‌ها و مکالمه‌های او با دوستان، برادران فراماسون، و همکارانش می‌باشد و عنوان می‌کند که مرگ او ناگهانی و غافلگیرکننده بوده‌است.

دلیل اصلی مرگ موتسارت نامشخص است. در مدارک مربوط به مرگش، تب میلیاری شدید ناشی از بیماری سل علت آن ذکر شده‌است که از دیدگاه پزشکی امروزی به عنوان علت درست کفایت نمی‌کند.

فرضیه‌های دیگری مبنی بر ابتلا به آلودگی تریشین، مسمومیت از جیوه، یا آنفلوآنزا وجود دارد اما فرضیه‌ای که از همه مقبول‌تر است، علت مرگ را تب روماتیسم حاد بیان می‌کند که او از زمان کودکی سه یا چهار بار دچار حمله ناشی از آن شده بود.

برخی از نوشته‌های به جای مانده از آن زمان بیان می‌کنند که پزشکان آن زمان سعی کردند که موتسارت را با هجامت درمان کنند.

موتسارت حدود یک ساعت پس از نیمه شب پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ درگذشت . او به علت مریضی‌اش چندان سعی در اتمام آخرین کارش، رکوئیم مس در دی مینور (ک ۶۲۶)، نکرده بود.اما با این حال یکی از بهترین کارهایش بشمار می آید.

یک موزیسین جوان، از شاگردهای خود موتسارت، با نام فرانز خاویر ساسمایر، با پافشاری و درخواست کنستانز باقی رکوئیم را تمام کرد. البته کنستانز از کسان دیگری هم مانند ژوزف ایبلر برای تکمیل رکوئیم درخواست کرده بود.

موتسارت در یک گور گم نام مخصوص تهیدستان دفن شد، و به این دلیل بسیاری می‌پندارند که او در زمان مرگش تهیدست بود و کسی او را به خاطر نمی‌آورد.

باوجود اینکه او شهرتی را که زمانی در وین داشت تا حدی از دست داده بود، با این حال درامد نسبتاً کافی داشت و علاوه بر آن، مقدار زیادی کارهای گذشته‌اش در نقاط مختلف اروپا، خصوصاً شهر پراگ، برایش منبع درآمد بودند. زمان مرگش درامد سالانهٔ او حدود ۱۰٬۰۰۰ فلورین، برابر با ۴۲٬۰۰۰ دلار آمریکا (حدود سال ۲۰۰۶ میلادی)، بود که با این حساب او را می‌توان در زمره مردم مرفه اروپا به شمار آورد.

موتسارت به علت ولخرجی زیاد، مقدار زیادی از عایدی خود را از دست می‌داده و نهایتاً مجبور به درخواست کمک مالی از دیگران می‌شده‌است. مادرش می‌گفت: «وقتی ولفگانگ با کسی آشنا می‌شود، همهٌ هستی‌اش را در اختیار او می‌گذارد».

محل دقیق دفن او در آرامگاه سن مارکس پس از چند سال گم شد، اما در محلی که حدس زده می‌شود بدن او در شب ۵ دسامبر ۱۷۹۱ به خاک سپرده شده‌است، امروز یک سنگ قبر وجود دارد.

علاوه بر آن، در زنترال فریدهف یک تابوت خالی برای احترام به او دفن شده‌است. در سال ۲۰۰۵ تحقیقات ژنتیکی که روی جمجمه‌ای که بسیاری آنرا متعلق به موتسارت می‌دانستند نتوانست ثابت کند که آیا این جمجمه واقعاً جمجمهٔ این مرد بی نظیر هست یا نه.

در سال ۱۸۰۹ کنستانز با جورج نیکولاس ون نیسن (۱۷۶۱-۱۸۲۶) ازدواج کرد. نیسِن که علاقهٔ خاصی به موتسارت داشت، برای دلائلی که خیلی مشخص نیست، تغیراتی در نامه‌های موتسارت می‌دهد و اولین زندگی‌نامهٔ موتسارت را می‌نویسد.

کاتالوگ کوشل

چندین سال پس از مرگ موتسارت تلاشهایی برای ارائه لیست یا کاتالوگ کاملی از کارهای او انجام شد، و در پایان در سال ۱۸۶۲ لودویگ فان کوچل موسیقی‌شناس، آهنگساز، دانشمند و گیاه‌شناس اتریشی موفق به تکمیل کردن این کار گردید. به عنوان مثال کنسرتوی پیانوی لا مینور (کنسرتوی پیانوی شمارهٔ ۲۳) او به حالت عادی به نام «ک ۴۸۸» شناخته می‌شود و در زبان‌های لاتین (K. ۴۸۸) نوشته می‌شود. این کاتالوگ از ششمین چاپش می‌گذرد، و تمامی ۶۲۶ اثر موتسارت در آن لیست شده‌است.

داستان‌های خیالی و مغایرت‌ها

به دلیل ناآشنایی نویسندگان اولیه او با زندگی وی، زندگی موتسارت با چندین داستان خیالی ارتباط پیدا کرد. بعضی از این داستان‌ها مدت خیلی کوتاهی پس از مرگ او به وجود آمدند، که بیشتر آنها هیچ ریشهٔ معتبری نداشتند.

یکی از این‌ها داستانی که بیان می‌کند موتسارت از فرارسیدن مرگ خود اطلاع داشت و آخرین کارش «رکوئیم» (به معنی مرثیه) را برای آن نوشت. بسیاری از این خیال‌پردازیها بعدها موضوع کتاب‌ها، نمایش‌نامه‌ها و فیلم‌های متعددی شدند.

یک مثال دیگر برای این داستان‌های خیالی رابطهٔ نادرست بین موتسارت و آنتونیو سالیه‌ری است. در آنها نقل شده که موتسارت به دلیل خوردن زهر که آنتونیو سالیه‌ری به وی داده‌است، جانش را از دست داده‌است.

این داستان سوژهٔ تئاتر الکساندر پوشکین به نام «موتسارت و سالیه‌ری»، اپرای نیکلای ریمسکی کرساکف به نام «موتسارت و سالیه‌ری» و تئاتر «آمادئوس» اثر پیتر شیفر می‌شوند.

آخرین اثر خیال پردازانه‌ای که به موتسارت مربوط می‌شود، فیلم آمادئوس است که تحت تاثیر نمایشنامه پیتر شیفر ساخته شده‌است. این نمایشنامه به دلیل بی‌نزاکت جلوه دادن موتسارت، منتقدان بسیاری داشت و تصویری که از او دراین اثر نشان داده می‌شود، هیچ‌گونه ارتباطی به نامه‌ها، مکالمات، و کتاب‌هایی که در رابطه به او نوشته شدند ندارد.

معجزهٔ موتسارت

رانسیس راوشر، روانشناس آمریکایی در سال ۱۹۹۳ با نشر مقاله‌ای در مجله علمی “نیچر” اظهار داشته بود که تحقیقات او نشان می‌دهد شنیدن موسیقی موتسارت باعث افزایش هوش می‌شود و قدرت تجسم فضایی را بی‌اندازه بالا می‌برد مقاله خانم راوشر در محافل علمی توجه زیادی برانگیخت و بسیاری از والدین فرزندان خود را وادار می‌کردند برای بالا رفتن هوش ساعت‌ها به موسیقی موتسارت گوش دهند..اما به تازگی دانشمندان بخش روانشناسی در دانشگاه وین در تحقیقی تازه نظر داده‌اند که موسیقی ولفگانگ آمادئوس موتسارت برخلاف عقیدهٔ مشهور، بر مغز تأثیر محسوسی ندارد و باعث افزایش هوش نمی‌شود.

میکرونیدلینگ با درمارولر

میکرونیدلینگ یا Dermapen روشی است جدید که نتایج بسیار درخشانی را در بعضی از معضلات زیبایی بدست آورده است.دراین روش پروژه ای بنام C.I.T یا (Collagen Induction Therapy ) انجام می شود که به طورحیرت انگیزی باعث بالا رفتن غلظت کلاژن درپوست می گردد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، درماپن دستگاهی برای نیدلینگ عمودی پوست است که تاثیری هم مرتبه با لیزرو قابل مقایسه با پیلینگ شیمیایی دارد. این دستگاه هم به تنهایی هم به عنوان مکملی برای روشهای درمانی دیگر مثل مزوتراپی و PRP  به کار رود.

سر یکبار مصرف این دستگاه شامل 9 میکرو نیدل است که بعد هر درمان باید دور انداخته شود. برای درمان با درماپن می توانید عمق نفوذ سوزن ها را بین 0 تا 2 میلی متر تنظیم کرده و با سرعت 25 ضربه در هر ثانیه تا 90 ضربه در هر ثانیه استفاده کنید، که در نهایت بین  225 تا 800  سوراخ بسیار ریز در ثانیه در سطح پوست ایجاد می شود.

درحال حاضر این روش یکی از بهترین روشهای کلاژن سازی دنیا می باشد.

دراین روش با دستگاهی بنام درمارولر منافذ بسیار ریزی درپوست ایجاد می شود و هنگامی که پوست اقدام به ترمیم این منافذمی نماید اجبارا بایستی مقادیر بسیارزیادی کلاژن بسازد و البته اگر نقصی مانند اسکارآکنه وجودداشته باشد این نقیصه را هم ترمیم می نماید.

درماپن برای تحریک پوست برای ساخت طبیعی کلاژن استفاده می شود. درمان با این دستگاه همچنین به نفوذ و جذب مواد دارویی به پوست، سفت کردن پوست، جوانسازی و رفع چین و چروک، بهبود زخم ها و جای جوش، بهبود Stretch Marks و ظاهر کلی پوست کمک کرده و اندازه منافذ پوست را کوچک می کند. درماپن برای بیماران با هر رنگ پوست می تواند استفاده گردد.
افزایش نفوذپذیری پوست

در روش های سنتی، نفوذ مواد و داروها به پوست کمتر از 3 درصد خواهد بود در صورتی که با استفاده از درماپن، تا 90 درصد مواد به پوست نفوذ می کنند و نتایج بسیار بهتری در زمان کوتاه تر دیده می شوند.

· جوانسازی پوست، جمع شدن و افزایش الاستیسیته پوست، تولید کلاژن جدید
· کاهش چین و چروک های سطحی و عمیق
· بهبود Stretch Marks
· بهبود جای جوش و زخم
· بهبود ضایعات پیگمانته
· بهبود نفوذ مواد، کرم ها و ویتامین ها به پوست بعد از درمان با درماپن

برخی موارد استفاده از میکرونیدلینگ :

– جوانسازی و رفع چین و چروک پوست :

یکی از بزرگترین عوامل ایجاد چین و چروک و افتادگی پوست کاهش غلظت کلاژن و الاستین می باشد٬ دراین روش با ایجاد منافذ بسیارریز که با چشم به راحتی قابل دیدن نمی باشند٬ سلولهای بنیادی پوست تحریک کرده ٬ لذا پروسه ترمیم فعال شده و پوست هنگامی که مشغول ترمیم این منافذ می گردد مقدارزیادی کلاژن می سازد.

بین 3 تا 5 جلسه درمان برای جوانسازی پوست لازم است که فاصله بین جلسات حدود 6 هفته می باشد.

– موثرترین روش درمان جای جوش و آکنه دراین روش منافذ بسیارریزی که درپوست ایجاد می شوند موجبات نفوذ عروق جدید و رشته های کلاژن به کف اسکار آکنه را فراهم می نماید.

حال با تحریک سلولهای بنیادی موجوددر پوست آثارترمیمی به بهترین شکل صورت می گیرد.

این روش درکنار سلولهای بنیادی گیاهی دردرمان ناصافی های پوست که ناشی از جوش های آکنه ٬ آبله مرغان و سالک می باشد٬ بسیارکارآمد بوده و امیدهای بسیار ارزنده ای ایجاد نموده است.

– استرچ مارک یا ترکهای ناشی از حاملگی ٬ چاقی و بلوغ

علل ایجادترک پوست :

پوست دارای فیبرهایی الاستین و کلاژن است. وقتی این فیبرها به عللی دچار عدم

عملکردشوند این نوارهای قرمز رنگ یا استریا ایجاد می شوند.

عامل اصلی در حقیقت هرچیزی است که سبب عدم تعادل در فیبروبلاستها (سلولهای پایه ای پوست که تولید الاستین و کلاژن می کنند) می شود که این امرمنجر به کاهش تعداد و

کیفیت فیبرهای کلاژن و تولید الاستین می شود. این خطوط ابتدا صورتی تا بنفش رنگ هستند و سپس به تدریج سفیدتر می شوند و از وضوح آنها کاسته می شود.

کشیدگی پوست تنها یکی از عوامل ایجاد ترک های پوستی است ولی عامل اصلی به شمار نمی آید.عوامل درونی نیز در بروز آنها موثر می باشند.

بهترین روش برای پیشگیری از این موضوع ٬ کنترل اضافه وزن و چاق شدن می باشد.یعنی اگر به مرور زمان افزایش وزن پیدا کنید دیگر این ترکها ایجاد نمی شود.

سن اولین بارداری در بروز ترکهای بارداری نقش به سزایی دارد .صرفا از نظر آماری بین 80% تا 90% بانوانی که در سن بین 16 تا 20 سالگی باردار شده اند دچارترک های پوستی می شوند. در حالی که احتمال بروز این ترکها در بانوانی که اولین بارداری آنها پس از 35 سالگی است بسیارکمتر است.

چرب کردن پوست با روغنهای طبیعی در پیشگیری موثراست.نکته مهم این است که اگرترک های پوستی درمان نشوند ٬ امکان بهبود خود به خود آنها وجود ندارد.

یعنی این ترکها هرگز خود به خود برطرف نمی شوند و تنها رنگ آنها به سمت سفید مرواریدی می رود ٬ ولی طول و پهنای انها تغییر نمی کند.

برای اولین بار در دنیا روشی بنام میکرونیدلینگ امیدهای بسیاری را ایجاد کرده است.برای اولین بار است که روشی در دنیا امیدهایی را برای دائم ترکهای پوست ناشی از افزایش وزن و حجم شدید و یا بارداری ایجاد کرده است.حداقل 5 تا 7 جلسه درمان لازم است که باز هم به فاصله هر6 هفته یکبار می باشد.

– آثار ناشی از زخم های شدید و سوختگی

بوسیله میکرونیدلینگ می توان آثار ناشی از بخیه و زخم و جراحی و نیز اسکار باقی مانده ی سوختگیها و جای جوش و آکنه را به حداقل رساند.

– درمان لک و تیرگی پوست

میکرونیدلینگ به طور موضعی قابلیت درمان عنوان لک حتی لک های ناشی از بارداری و هورمونی را دارد.

نتایج:

· کمک به تحریک فاکتورهای رشد پلاکت برای تولید کلاژن و الاستین جدید

· تصحیح و بهبود مشکلا ت معمول پوستی مانند جای جوش، Stretch Marks و جای زخم

· روشن کردن رنگ پوست، بهبود آب رسانی و جوانسازی که به همراه مواد دیگری که روی پوست قرار می گیرند بکار می رود.

عوارض میکرونیدلینگ :

این روش بسیار ایمن است و تاکنون عارضه جدی گزارش نشده است.

این روش بسیار ایمن است و تاکنون عارضه جدی گزارش نشده است. بروز این عوارض نیز بسیار نادر است. اما می تواند در موارد نادر عوارض زیر را داشته باشد :

· ایجاد آلرژی در بیمارانی که به آلرژی پوستی به مواد فلزی مبتلا هستند.

· برای بیمارانی که دارای آکنه پیشرفته هستند، ممکن است جوش ها پاره شوند و درمان برای این بیماران باید با مراقبت انجام شده و یا تا سپری شدن فاز التهابی به تعویق انداخته شود.

· پیگمانتاسیون، در صورتی که فشار زیادی حین درمان با درماپن استفاده شود.

· Cutaneous Eruptions (کهیر یا جوش)

· التهاب

· خارش یا احساس سوزش

· تبخال

كربوكسی تراپی چیست؟

كربوكسي تراپي به معناي تزريق گازكربنيك زير پوست است، به اين صورت كه هنگامي كه تزريق مي شود چون گاز كربنيك گازي است كه بدن بايد آن را دفع نمايد ، به همين علت هموگلوبين اكسيژن را رها كرده تا گاز كربنيك را گرفته و از محيط خارج نمايد و اين موجب خواهد شد كه سيلاب اكسيژن درمنطقه ايجاد شود و سلول ها از آن استفاده كنند، دوم آن كه سلول هاي فيبروبلاست را تحريك مي كند كه اين ها توليد كلاژن نموده و موجب كشيدن پوست مي شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، این روش دارای تاییدیه FDA میباشد و تا کنون عارضه خاصی گزارش نشده است.در این روش مختصر درد وسوزش درمحل تزریق ایجاد میشود که موقت بوده و بلافاصله برطرف میشود.

تنها مراقبت این روش عدم استفاده از سونا و جکوزی و حمام  تا حدود 4 ساعت میباشد. از این روش معمولا درکنار روشهای دیگرمانند مزوتراپی ، کاویتیشن و رادیوفرکوئنسی جهت تاثیربهتر استفاده میشود.

يكي از استفاده هاي آن در زيبايي است به اين ترتيب پوست هايي كه شل شده و افتاده اند را ترميم مي كند، ديگري براي صاف كردن خط هاي حاملگي و خط هاي چاقي ران ها كاربرد دارد.

اما آن چيزي كه در درماتولوژي حائز اهميت است بهبود اگزما در طي چند جلسه مي باشد. به خصوص در اگزماهايي كه مرتب عود پيدا مي كند، بسيار تاثير گذار است. يكي ديگر از اثرات آن درمان دردهاي روماتيسمي است.

این درمان با درنظر گرفتن ناحیه مورد نظر طی جلسات مکرر انجام می پذیرد. برای مثال صورت
هرماه یک بار و بدن هـفته ای دوبار انجام می شود. طول مدت درمــان و تعداد کل جلسات در
موارد مختلف متفاوت است.

مزایا :

•درمان منحصر به فرد برای رفع ناهمواری های پوست

•سرپایی و بدون دردسر

•بدون عوارض

كربوكسي تراپي اولين بار از فرانسه آغاز شد و يك پزشك ايتاليايي كه با اين روش تحت درمان قرار گرفته بود، ماشين آن را ساخت و گاز را در كپسول هاي گاز كربنيك قرار داده و آن را گرم كرده و با تنظيم دبي آن و سوزني كه زير پوست زده مي شود گاز در زير پوست پخش مي شود.

در حال حاضر در استراليا ،‌المان ، اروپا و … از اين روش استفاده مي شود. تزريق اين گاز خطري نداشته و ميزاني كه تزريق مي شود 25 درصد كمتر از آن چيزي است كه بدن دفع مي كند.

در این روش با استفاده از گاز بی خطر co2، گان کربوکسی تراپی و تزریق در پوست انجام میشود در این روش CO2 با سوزنی بسیار ظریف زیر پوست دمیده می‌شود، که تحریک و افزایش محصولات اکسیژنی در بافت های ما را با خود به دنبال دارد، همچنین متابولیسم زیر پوست را بهبود می‌بخشد، این بهبود شامل میکرو جریان ها و تحریک فیبرولاست ها در ناحیۀ سنتز کلاژن می‌شود.

ضمناً جلوی افتادگی پوست را می‌گیرد و در صورت وجود آن را اصلاح می‌کند. همچنین، بر کبودی ها و سیاهی هم اثر می‌گذارد.

در واقع، با کشیدن مجدد پوست رنگ آنها را کم می‌کند، کربوکسی تراپی کبودی ها را کاهش خواهد داد و اجازه می‌دهد که بافت ها مجدداً ساخته و کشیده شوند.

ممکن است هنگام دمیدن، انتشار گاز احساس شود، کشیدگی پوست هم می‌تواند دردناک باشد.

کاربردهای مختلف این روش عبارتست از:

– سلولیت و چاقی موضعی درنواحی شکم ، پهلوها و ران و باسن

– رفع خطوط ناشی از چاقی و لاغری و حاملگی (strech mark)

– آکنه ، strech mark ، چین وچروک

– افزایش کیفیت و استحکام پوست قبل و بعد از لیپوساکشن

– درمان پلاک های پسوریازیس

عوارض جانبی:

این روش دارای تاییدیه FDA تا کنون عارضه خاصی گزارش نشده است.در این روش مختصر درد وسوزش درمحل تزریق ایجاد میشود که موقت بوده و بلافاصله برطرف میشود.

تنها مراقبت این روش عدم استفاده از سونا و جکوزی و حمام  تا حدود 4 ساعت میباشد.

از این روش معمولا درکنار روشهای دیگرمانند مزوتراپی ، کاویتیشن و رادیوفرکوئنسی جهت تاثیربهتر استفاده میشود.

نکاتی در مورد مراقبت از مو

هر چیزی که برای بدن زیان آور باشد و ذهن را دچار تشویش کند روی موها نیز اثر می گذارد. سلامت مو نشان دهنده سلامت جسم شماست. اگر خوب به نظر برسید و احساس خوبی داشته باشید، موهایتان نیز شاداب و با نشاط خواهد بود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اگر در شرایط سختی به سر می برید موهایتان نیز احساس کسالت می کنند. موهای شما یکی از با ارزش ترین دارایی های شماست. طبق یک برنامه مشخص روزانه ، همان گونه که از پوست خود مراقبت می کنید. باید از موهایتان نیز نگهداری کنید.

همه ی ما با هم تفاوت داریم و موهایمان نیز متفاوت می باشند.

نگهداری از موها فراتر از شستشوی منظم است.

استفاده از شامپو اقدامی اساسی در نگهداری روزانه ی مو می باشد، اما موهای شما نیاز به محصولات دیگری هم دارند.

عوامل زیادی از قبیل : استرس ، خستگی ، اضطراب، رژیم غذایی نامناسب، بیماری، آلودگی، ….. و همچنین استفاده از محصولات نامناسب برای مو، باعث کسالت مو می شوند.

چگونه مویی سالم و زیبا داشته باشیم؟

مطمئناً شما هم به سلامت، طراوت و شادابی موی خود علاقمندید. اما بهره مندی از موی سالم و زیبا به چیزی بیش از علاقه نیازمند است و در واقع مستلزم توجه کافی و مراقبت شایسته از آن است.

برای اینکه بتوانید مراقبت صحیحی از مویتان انجام دهید، اولین اقدام آن است که نوع موهای خودتان را بشناسید تا بتوانید بهتر به نگهداری و محافظت از آن اقدام کنید. در صورت واقف نبودن به این مسئله، همیشه سر در گم خواهید بود و نمی دانید که مثلاً از چه نوع شامپویی استفاده کنید، چند بار در هفته موی خود را بشویید، چگونه برس بزنید و…..

یکی از بهترین روش ها برای حفظ سلامت پوست و مو راه های طبیعی هستند که در آن ها استفاده از مواد شیمیایی به حداقل رسیده و به این ترتیب از اثرات جانبی آنها نیز اجتناب می شود.

• برای مراقبت از موهای خود به طور منظم برنامه ریزی کنید.

به منظور استفاده روزانه و منظم، شامپوی روزانه را به طور متناوب با شامپوی درمانی خود مصرف کنید. سپس، هفته ای یک بار قبل از شامپوکردن، از محصولاتی که برای درمان و ترمیم موهایتان در نظر گرفته شده استفاده کرده و پس از شامپو، از محصولات درمانی بعد از شامپو استفاده کنید. این برنامه باعث سلامتی و درخشندگی موهای شما می شود.

• بهترین درمان را انجام دهید.

در هر بار استفاده از شامپوی درمانی همیشه دو مرحله شستشو کنید :

شستشوی اولیه = مرحله تمیز کردن

شستشوی ثانویه = مرحله درمانی

بعد از شستشوی اولیه، موهای خود را کاملاً آبکشی کنید، برای بار دوم زیر و روی موهایتان را با شامپوی مربوطه به طور کامل پوشش دهید سپس پنج دقیقه صبر کنید تا اثرکند. آنگاه دوباره موها را با دقت بشویید و کار شستشو را با استفاده از آب سرد خاتمه دهید تا مواد موثره به جدار تار مو نفوذ کند. این روش باعث می شود که موها درخشان تر شوند. برای تأثیر عمیق درمان چند دقیقه مواد را با انگشتان بر روی تمامی تارهای موی خود تا ریشه ماساژ دهید تا تأثیرگذاری را به حداکثر برسانید. مطمئن شوید که محصول را برای دوره کامل که توصیه شده، استفاده کرده اید.

• خشک کردن مو …

وقتی موهای خود را خشک می کنید حوله را محکم به آن ها نمالید، زیرا این عمل باعث شکستگی ساقه های موی شما می شود. موهای خود را در حوله بپیچید و به آرامی آنها را مالش دهید.

وقتی موهایتان نم داردبا آنها مهربان باشید و به آرامی از بالا به پایین با استفاده از یک شانه دندانه درشت شانه بزنید تا از شکستگی و آسیب زدن به موهایتان جلوگیری شود.

برای بهتر باز کردن موها و شانه کردن موهای به هم چسبیده از ناحیه گردن شروع کنید و به تدریج تا پیشانی ادامه دهید.

حاصل این شیوه :

موهای تمیز، صاف و درخشنده است.

مــــو

هر تار مویی طول عمری مخصوص به خود دارد. متولد می شود، رشد می کند، پیر می شود و سپس می میرد و تار مویی جدید جایگزین آن می شود. در طول زندگی هر رشته موی ما می تواند بین 20تا 25 بار تجدید شود. یک سر سالم بین 100,000 تا 120,000 رشته مو دارد.

ریشه

ریشه ی مو در کف سر محکم شده است. در انتهای ریشه مو، پیاز مو است که با رگ های خونی آن ناحیه تغذیه می شود و عناصر غذایی مورد نیاز برای رشد مو را در دسترس آن قرار می دهد. هر ریشه دارای یک یا چند غده چربی است.

وقتی غدد چربی سالم اند و به طور طبیعی کار می کنند، چربی ( sebum ) ترشح می کنند و چربی ساقه موها را چرب می کند و به مانند یک لایه محافظ آن را می پوشاند. این چربی طبیعی برای پوشاندن مو ضرورت دارد و آن را صاف نگه می دارد. با وجود این، گاهی اوقات عملکرد طبیعی این غدد به هم می ریزد و به سمت عدم تعادل می رود.

چربی طبیعی زیاد می تواند باعث شود مو چرب و مرطوب به نظر برسد که در این حالت لمس کردن مو ناخوشایند است و موها جذاب به نظر نمی آیند. این حالت سبوره (Seborrhea ) نامیده می شود. در چنین وضعیتی موها درخشندگی و صافی خود را از دست می دهند و دسته دسته در هم فرو می روند.

گاهی اوقات سبوره Seborrhea باعث شوره سر می شود و سرانجام قبل از آنکه جایگزینی برای موها پیدا شوند، می میرند. گاهی فقدان چربی ( Sebum ) باعث خشکی پوسته ی سر می شود که این امر موها را آسیب پذیر و شکننده می کند.

ساقه

ساقه ی مو قسمت قابل رویت مو است که شامل فیبر نرمی است که به وسیله لایه های کراتین ( Keratin ماده شاخی موجود در مو و ناخن ) محافظت می شود. در مواردی از درمان بیماری، لایه های کراتین که معمولاً صاف شده اند از بین می روند. این امر باعث می شود مو به نظر کسل بیاید، به علاوه سبب می شود موها به علت منفذدار شدن آسیب پذیر شوند.

دشمنان موهای شما

بعضی از مواردی که به موهای شما آسیب می رسانند عبارتند از :

 آلودگی باعث کسالت و شکنندگی مو می شود.
 نور خورشید، استخر های شنا، آب نمک دار و باد می توانند موها را خشک سفید و شکننده کنند.
 موهای سفید و مرده بیش از اندازه زننده هستند.
 هوای سرد نیز باعث مرگ موها می شود.
 استرس ها، آسیب های روحی، بیماری یا خستگی همه بر روی کیفیت موها اثر دارد و باعث برهم زدن تعادل آن ها می شود.
 رژیم غذایی باعث کمبود ویتامین ها و مواد معدنی در بدن می شود. این امر حیات دوباره ی موها راد مختل می سازد و استحکام موها از دست می رود.
شیوه زندگی تان باید به گونه ای باشد که مراقبت از موهایتان را طبق یک برنامه خاص متناسب با موهایتان به شما گوشزد نماید.

تعداد موهای ما بی نهایت نیست، پس مراقبت از آن بسیار مهم است. معمولاً ریزش مو بستگی به عوامل زیر دارد :

شیوه زندگی استرس زا – خستگی- آسیب های روحی – ناهنجاری های هورمونی – تغذیه نامناسب- قبل از اینکه اولین نشانه های ریزش مو آشکار شود به طور منظم موهایتان را امتحان نمایید ( هر3 ماه یکبار ) و اگر لازم بود اقدامات پیشگیری کننده انجام دهید.

درمان های ریزش مو

ریزش مو دقیقاً چیست؟

مقدار قابل قبول ریزش مو کاملاً طبیعی است. به طور طبیعی ریزش 60 تا 80 تار مو در روز طبیعی است . بنابراین بیشتر از این میزان ریزش باید جدی گرفته شود و در هر فردی به درمان خاص خود نیاز دارد:

اگر کف سر شدیداً چرب و میزان ترشح چربی خیلی زیاد باشد و یا کیفیت چربی ( Sebum) خوب نباشد میکروب های طبیعی پوست سر بیش از حد تکثیر می شوند. موها لخت می شوند و مرتب کردن آن ها مشکل است. این چربی ( Sebum ) به طور جدی باعث ریزش واقعی مو می شود.

اگر آب رسانی به پوست سر ضعیف باشد، مویرگ ها بوسیله فیبرهای عصبی خفه می شوند. در نتیجه ریشه ی موها دچار سوء تغذیه می شوند و موهای جدید تولید شده به طور فزاینده ای ظریف، ضعیف و شکننده می شوند.

اگر پوست سر خشک و کم خون باشد، کمبود چربی باعث تبخیر آب می شود، در نتیجه سوء تغذیه سلول های مادر پاپیلا را به همراه خواهد داشت.

اگر پوست سر دارای شوره باشد، پوست سر را خفه می کند که در نتیجه مو دچار ریزش می شود.

چگونه ریزش مو درمان می شود؟

ریزش مو پدیده ای برگشت ناپذیر نیست. با درمان ویژه ای می تواند متوقف شود. ریزش مو می تواند به دلیل بی ثباتی روانی باشد. بنابراین اجازه ندهید این شرایط ادامه یابد. مشکل را قبل از اینکه جدی شود درمان نمایید.
نکته : صبور باشید …. موهای جدید 3ماه پس از درمان قابل مشاهده هستند.

درمان های ضد شوره

شوره سر اولین مشکلی است که باید درمان شود. شوره باعث خفه شدن ریشه مو می شود. این امر به این معنا است که موهای مرده به سختی می ریزند و رشد مو های جدید به کندی صورت می گیرد و این عمل باعث کاهش قابل ملاحظه ای در کیفیت مو می شود.

شوره چیست؟

پوست سر دائماً با تولید سلول های جدید و جایگزین نمودن آن ها به جای سلول های مرده، نو می شود. در بعضی موارد، مرحله بازسازی شدیدمی شود به خصوص اگر میکروب های طبیعی پوست در تعادل نباشند. این تسریع در بازسازی پوست باعث پوسته پوسته شدن شدید کف سر می شود که به آن شوره می گویند.

شوره ممکن است خشک یا چرب باشد و معمولاً همراه با تحریک پوست سر است. سلامت مو و کف سر همیشه تحت تأثیر شوره سر قرار می گیرد که باعث خفه شدن ریشه های مو می شود و در نتیجه موها می ریزند.

به این دلیل است که شوره سر باید بلافاصله بعد از اینکه به وجود آمد با محصولات مؤثری درمان شود.

چگونه شوره سر درمان می شود؟

ابتدا برای اینکه نتایج بهتری گرفته شود، نوع شوره ( خشک یا چرب ) و دلیل آن باید مشخص شود. تشکیل شوره غالباً بستگی به شرایط نا متعادل کف سر دارد ( کف سر خشک و یا چرب ). در نتیجه درمان شوره سر باید :

• کف سر را تمیز و پاک کند.
• دلیل این وضعیت را درمان کند ( مثل چربی [ Seborrhea ]، عوامل مهاجم بیرونی و یا مسائل درونی مانند استرس )

درمان های موهای چرب

برخلاف تصور عمومی، تلاش برای خشک کردن پوست سر، بهترین راه برایچرب کردن آن نیز می باشد. استفاده یک درمیان از شامپوی مخصوص موهای چرب و شامپوی روزانه، پوست سر را سالم تر نگه می دارد و اثر شامپوی درمانی را تقویت می کند. در مصرف مواد غذایی تعادل را رعایت کنید و از غذاهای متنوع استفاده کنید. استفاده از مواد محرک را به حداقل برسانید.

چگونه موهای چرب را تشخیص دهیم؟

موهای چرب ظاهر مشخصی دارند: براق، چسبناک و بدون حجم اند. موها چرب هستند و یا در نتیجه بد عمل کردن غده های چربی، چرب می شوند و این امر اغلب در اثر بلوغ زودرس رخ می دهد و می تواند با استرس، رژیم غذایی نامناسب و عدم تعادل هورمون ها بیشتر شود. افزایش چربی (sebum ) می تواند حیات موهای شما را به خطر بیندازد. تشخیص دلایل موهای چرب که آیا موقتی است یا مزمن، بسیار اهمیت دارد.و مشخص کردن علت چربی مو و شدت آن طول درمان را مشخص خواهد کرد.

چگونه می توان موهای چرب و یا پوست سر چرب را درمان نمود؟

هدف اولیه این است که مطمئن شویم پوست سر که اغلب تحریک شده است، همیشه تمیز و سالم است چرا که در این صورت از رشد میکروب هایی که سبب تجزیه چربی می شوند جلوگیری می شودو تولید چربی تنظیم می شود ( چربی که برای پوشش دادن جدار غلاف مو لازم است ) قبل از اینکه پوست سر دچار کاهش اکسیژن شود و ریزش مو شروع شود، محصولات درمانی کمیت و کیفیت ترشح چربی ( Sebum ) را تنظیم خواهند کرد. ریشه موها همچنین احتیاج به استحکام بیشتری دارند تا رشد بهتری را برای موهای سالم تر تضمین کنند.

موهای طبیعی و ترکیبی موهای ترکیبی ( موهای که تلفیقی از چند خصوصیت هستند) نیازمند شامپوهایی با ویژگی های زیر می باشد:

1) محصولی که موهای چرب را به سرعت پاک کرده و فعالیت غدد چربی را تنظیم و درمان می کند.
2) محصولی که انتهای موهای خشک را درمان و ترمیم می کند.
پس از آن موهای ترکیبی به حجم دهنده های ریشه و ساقه مو نیاز دارند تا حجم پیدا کنند.

چگونه می توان موهای ترکیبی را تشخیص داد ؟

ریشه مو چرب است، پوست سر خیلی زود چرب می شود، درنتیجه موها لخت می شوند. موها بی جان و خشک هستند و دچار موخوره می شوند و در انتها آسیب دیده هستند. موها شکننده اند و به آسانی در هم فرومی روند و هنگامی که لمس می شوند، خشک و زبر به نظر می رسند.

چگونه موهای ترکیبی می توانند درمان شوند؟

درمان موهای ترکیبی بدین معنی است که چربی پوست سر و خشکی انتهای موهای خشک به طور هم زمان درمان شوند. به عبارت دیگر شما بعد ترکیبی از برنامه درمانی موهای خشک نیاز دارید تا هر دو مشکل را به طور هم زمان درمان نمایید.

درمان های آب رسان

چگونه موهایتان را آب رسانی نمایید؟

مو همانند پوست احتیاج به مراقبت دارد.
نور خورشید، باد، سرما، فرآیندهای آسیب رسان شیمیایی و مکانیکی ناشی از رنگ موها، محکم شانه زدن یا خشک کردن با درجه حرارت بالا همه دلایل کافی بر لزوم آب دار نگه داشتن مو می باشد.
طیف درمان های آب رساننده برای انواع نقایص کاربرد دارند. حاوی پروتئین های طبیعی و گیاهی می باشد که باعث بازسازی، انرژی زایی و محافظت از مو می شود.
محصولات آب رساننده مخصوصاً برای موهای رنگ شده پیشنهاد می شود زیرا به پایداری و درخشندگی رنگ مو کمک می کنند.

درمان های موهای خشک و نازک

موهای خود را خوب بشویید و به ویژه خوب آبکشی کنید تا ضایعاتی که باعث سنگین شدن مو می شوند پاک گردند. موهای ظریف در مقایسه با انواع موها در برابر خشک کردن و سشوار کردن و دیگر عوامل مضر، آسیب پذیرترند. بنابراین، این قبیل موها به محافظت و درمان نیاز دارند. محصولاتی که برای محافظت مو در نظر گرفته شده اند به موها حجم می دهند و این یک ضرورت است. عناصر لازم برای احیای موهای ظریف عبارتند از : پروتئین ها،چربی ها، گلوسیدها، ویتامین ها،مواد معدنی و دیگر مواد اساسی..

تعریف موهای ظریف، لاغرو نحیف چیست؟

طبق تعریف، موهای ظریف از نظر قطر، بسیار نازک هستند. بنابراین مدل موها بیشتر حالت ناپایدار دارد و فاقد حجم است. شما ممکن است قادر نباشید نوع موهایتان را تغییر دهید. اما می توانید از محصولاتی که به آن ها قوام و حجم می دهند استفاده نمائید.

درمان های موهای خشک و آسیب دیده

شامپو به تنهایی مشکل موهای خشک را حل نمی کند. یک درمان قبل از شامپو نیاز است تا موها را تقویت کند. توجه کنید که در موهای خشک و وزدار ساختمان و فلس های مو آسیب دیده اند، در نتیجه موها شکننده و بی حالت می شوند. مطمئن شوید که رژیم غذایی تان مناسب باشد. غذاهایی را که سرشار از ویتامین های B ، E ، F و حاوی مقادیر زیادی پروتئین های گیاهی و سایر مواد لازم باشد، مصرف کنید.
از غذاهای سرخ شده و جربی های پخته شده پرهیز نمایید.

موهای خشک، آسیب دیده و یا فرآیند شده ( رنگ ، فر، مش… )

عوامل: فقدان چربی (Sebum ) در نتیجه غیرفعال شدن غدد چربی، رطوبت نامطلوب مو، شرایط بد عمومی فرد یا دستکاری بیش از حد مو ( شامپوها و رنگ موهایی که خاصیت پاک کنندگی و آسیب رسانی زیاد دارند، تثبیت کننده ها، خشک کردن مو با حرارت بالا و غیره).

فلس های مو که در حالت طبیعی محکم و صاف هستند، می ریزند. موهای مجعد و تاب دار معمولاً خشک هستند.

نتیجه :

در حقیقت موهای بی حالت و زبر، منفذدار وحساسند و هرگونه درمانی بر روی آن ها مشکل است ( چرا که به آسانی در هم فرو می روند) و به راحتی می شکنند ( سفید شدن موها حتی به مقدار کم باعث شکنندگی می شود و حتی موخوره در موها دیده می شود که با چشم های غیرمسلح قابل رویت است ).

درمان های موهای خشک و ضخیم

در قسمت خارجی ساقه مو، یک لایه روشن و ظریف ( کوتیکول مو ) وجود داردکه حاوی سولفور بوده و نقش مهمی در محافت مو در مقابل آسیب های شیمیایی و فیزیکی دارد. کوتیکول از یک ردیف سلول پهن و کاملاً شاخی شده تشکیل یافته است که مانند فلس های ماهی هر سلول قسمتی از سلول مجاور خود را می پوشاند. در فرایند رنگ کردن مو، کوتیکول باز و شکافته می شود تا رنگ مو در داخل محور مو قرار گیرد. آمونیاک موجود در رنگ مو ماده قلیایی است که نقش آن باز کردن کوتیکول مو می باشد. باز شدن کوتیکول ها از هم باعث می شود مو خشک، زبر، یا بدون حالت و کدر گردد.

نمای ظاهری موها بستگی به سلامت و یک دست بودن لایه کوتیکول دارد. خصوصیاتی مانند نرمی، شفافیت و انعطاف پذیری به طور عمده به این لایه بستگی دارد. نرم کننده های مو سبب تأثیر روی سطح خارجی مو می شوند.

شفافیت مو در نتیجه انعکاس نور ئر تار مو می باشد که اگر این سطح دچار آسیب شود ، در نتیجه کاهش این انعکاس، شفافیت مو کم می شود. مو در حالت طبیعی دارای شارژ منفی است و زمانی که در تماس با اکسیدان و رنگ و مش و مواد دکلره کننده یا مواد فر کننده باشد، میزان اسید سولفوریک در ساختمان مو بالا رفته و باعث افزایش شارژ منفی مو می شود.
با اسیب دیدن سطح مو شارژهای الکترواستاتیک ایجاد می شود که موجب دور شدن موها از هم شده و شانه کردن و مرتب کردن آن ها مشکل می شود. لطافت و صافی مو به دلیل یک دست بودن و نظمی است که در کوتیکول مو وجود دارد. کوتیکول سالم و طبیعی دارای نظم ظاهری مشابه سلول های چیده شده روی سقف خانه هاست. در صورت آسیب رسیدن به این کوتیکول، سطح مو زبر و خشن می شود و لذا شاهد کدر شدن، شکسته و دو شاخه شدن انتهای مو (موخوره ) خواهیم بود.

بهترین درمان برای تارهای مویی که کوتیکولشان آسب دیده و باز شده است، بازگرداندن PH آن به حالت اسیدی است.

از دیگر درمان های موی زبر، خشن و آسیب دیده از رنگ،مش یا فرکردن مو، می توان از نرم کننده ها و محصولات حاوی روغن های گیاهی و سرشار از ویتامین نام برد. نرم کننده ها با تأثیر بر سطح خارجی تار مو و بازگرداندن نظم و انسجام کوتیکول ها، شرایط مو را بهبود می بخشند.

درمان های موهای وز

وز بودن مو ناشی از خشکی بیش از حد آن است. موی هیچ کس از بدو تولد وز نیست بلکه به مرور زمان و بر اثر آسیب رسیدن به تار مو، وز می گردد. بهتر است مو را با آب سرد آبکشی کرده تا کوتیکول مو بسته شده و دیگر وز نگردد.

برای مرتب کردن مو از شانه استفاده نکنید. برای این کار بهتر است از برس کمک بگیرد. چون شانه کردن، باعث موخوره و وز شدن بیشتر مو می شود. سشوار بعد از هر نوبت حمام رطوبت مو را گرفته و باعث می شود تا مو وز کند و یا دجار مو خوره شود.

از طرف دیگر رطوبت موجود در هوا توسط باندهای هیدروژن موجود در تار مو به آسانی جذب می شود و باعث می شود که مو فرو و حالت مرتب شده خود را از دست داده، وز کرده و غیر قابل کنترل به نظر برسد.

برای رفع این مشکل می توانید از محصولات آرایشی و بهداشتی مو که ضد وز می باشند یعنی در مقابل رطوبت هوا ایجاد مقاومت می کنند، استفاده نمایید.

محافظت از موها در مقابل نور آفتاب

مو مانند اسفنج است و هر ماده خارجی که با سر تماس پیدا کند مثل کلر را به خود می کشد. پس قبل از شیرجه زدن در آب استخر، موهایتان را خیس کند و کمی نرم کننده برای محافظت به ساقه مو بمالید.

همیشه بعد از شنا موهایتان را بشویید تا باقیمانده کلر یا نمک از موهایتان پاک شود.

توصیه هایی برای تابستان

در طول تابستان اشعه خورشید مو را خشک، کم رنگ و شکننده می کند همچنین باد، آب نمک دار و آب کلردار در استخرهای شنا کراتین مو را حساس می سازند. موی محافظت نشده شما سست و بی حالت و شکننده می شود. در اینجا چندین محصول محافظت کننده وجود دارد تا هنگامی که در معرض اشعه های زیان آور خورشید قرار می گیرید مرطوب کننده و تغذیه کننده موی شما باشند.

همانند پوستتان، موی شما نیز به مرطوب نگه داشتن و یه محافظت نیاز دارد.

• از دو روش خشک کردن مانند نور خورشید و خشک کن ( سشوار ) همرام با هم استفاده نکنید.
• هر غروب برای پاک کردن نمک، کلر و شن از موهای خود آن ها را بشویید.
• همیشه خود را به انجام شیوه های صحیح عادت دهید، موهایتان را قبل و بعد از قرارگیری در مقابل نورخورشید محافظت کرده و شیوه ی برخورد صحیحی که با پوست خود دارید را با موهایتان نیز داشته باشید.
• روش برخورد صحیح مطابق با نوع موی خود را داشته باشید.
• به طور روزانه موهایتان را مرطوب و محافظت کنید.

ريزش موي مژه و ابرو

ابرو و مژه ، دو عامل مهم حفاظت چشم و زيبايي چهره مي باشد.

تعداد مبتلايان به ريزش موي ابرو و مژه كم نيست و حداقل 4ميليون نفر در سال دچار ريزش شديد و چشمگير موي مژه و ابرو مي شوند و در اثر استرس حاصل از آن مجبور به مراجعه به پزشك مي گردند.

ريزش موي ابرو و مژه ممكن است علامتاوليه ي بيماريهاي بسيار مهمي مانند ايدز، سيفيليس، جذام ، لوپوس و بيماريهاي هورموني، و بيماريهاي عصبي و عفونت و سرطان در محل يا متاستاز سرطان از جايي ديگر بوده و يا ثانوي به مصرف بعضي داروها باشد.

برداشتن مكرر و طولاني موي ابرو و آرايش مژه با ريمل و مژه ي مصنوعي و تاتو از علل مهم ريزش موي ابرو و مژه است.

اكثر انواع ريزش موي ابرو و مژه پس از مراجعه به متخصص پوست و تشخيص علت قابل درمان است اما اگر دارو موثرنشود و پياز مو از بين رفته باشد با پيوند مو مي توان مجددا ابرو و مژه براي بيمار درست كرد.

موهاي ابرو و مژه عامل بسيار مهم زيبايي و جذابيت چشم ها و چهره هستند به حدي كه اگر صاحب زيباترين چشم يا چهره حتي قسمتي از ابرو يا مژه هايش از دست برود تمام جذابيت چشم و صورتش از دست رفته است. ريزش ابرو و مژه گاهي هر دو باهم و گاهي فقط يكي از آنها به تنهايي پيش مي آيد. ريزش مژه را سيلياري ماداروزيس (Ciliay Madarosis ) و ريزش ابرو را سوپر سيلياري ماداروزيس( Superciliay madarsis ) مي نامند.

مژه ي بلند و خميده و ابروي قشنگ از مشخصات جنس مونث مي باشد به حدي كه در ادبيات فارسي آن را تير و ناوك مژگان و كمان ابرو نامگذاري كرده اند.

مژه و ابرو علاوه بر زيبايي چشم و چهره ، اثر حفاظتي داشته و مانع ورود گرد و خاك ( خار و خاشاك و پشه) و هر جسم خارجي و در نتيجه صدمه به چشم مي گردند. مژه ها خاصيت لمسي خيلي شديد دارند و تماس ذرات حتي بسيار ريز  با مژه را به مغز خبر مي دهند و مغز به محض اطلاع از اينكه يك جسم مضر نزديك چشم شده است فورا و به طور اتوماتيك به پلكها دستور مي دهد بسته شوند تا آن ذره ي مضر وارد چشم نشود.

كم پشتي ابرو و مژه ممكن است مادرزادي يعني ژنتيك و ارثي باشد كه مهمترين نمونه هاي آن بي مويي مادرزادي و يا بي مويي همراه با بعضي بيماري هاي پوستي مادرزادي مانند انواي از ايكتيوزوديسپلازي اكتودرمال ارثي و اپي درموليزبولوز و بيماري اهلردانلوس و يا بي مويي همراه با بعضي بيماريهاي مادرزادي چشم مانند كلوبوما و كريپتو افتالمي است.

همچنين شكل ابرو و مژه و پرپشتي و ضخامت و بلندي موهاي آن در افراد مختلف يكسان نبوده و با هم فرق دارد كه آن هم ريشه ي ارثي داشته و به قول مردم به طور مادرزادي با هم فرق دارد.موهاي مژه و ابرو هم مانند ساير موهاي بدن به تدريج و با افزايش سن و پيري كم پشت تر شده و به تدريج سفيد مي شوند كه امري طبيعي است ولي اگر در سنين جواني مژه يا ابرو كم پشت شود علل مختلفي دارد كه بايد براي تشخيص آن حتما به متخصص پوست مراجعه و علت را معلوم كرد  تا بتوان برحسب عامل بيماري جلوي پيشرفت آنرا گرفت و موهاي از دست رفته را مجددا وادار به رشد كرد. صدمات و بيماريهاي مختلف موضعي ممكن است موهاي مژه و ابرو را از بين ببرد كه نمونه ي آن تصادفات و سوختگي در اثر برخورد اشياي داغ و يا حوادثي مانند اسيدپاشي است.

عفونتهاي موضعي مژه و ابرو مانند زخم شديد و مقاوم در اثر استافيلوكوك در جريان سرخك و گرفتاري به آبله و آبله مرغان و زونا ممكن است سبب ريزش مو يا ماداروزيس و يا كج و كوله شدن مو موسوم به تريكيازيس و يا سفيد شدن موها به نام پلي اوزيس گردد. تراخم و عفونت با يك انگل ريز به اسم دمودكس و عفونتهاي قارچي و شپش ابرو و مژه همه ممكن است سبب از دست رفتن موهاي ابرو و مژه گردد. تراخم خوشبختانه بسيار كم شده ولي عفونت با انگل دمودكس بسيار شايع است و در جريان بيماري روزاسه و اگزماي سبوره ئيك و در پيران و در جريان بيماري ديابت به وفور ديده مي شود. گل مژه به شمار مي رود. ريزش ابرو و مژه ممكن است علامت بيماري هاي بسيار مهم و خطرناكي مانند جذام و سل و سيفيليس و سالك باشد و تاكنون چند مورد بيماري سالك در چشم گزارش شده است. بيماري جذام گرچه خيلي كاهش يافته ولي نبايد فراموش كرد كه اين بيماري در بعضي نقاط آذربايجان و خراسان و گيلان حالت بومي داشته و در كشور ما هنوز چندين جذام خانه وجود دارد كه معلولان اين بيماري خطرناك در آن نگهداري مي شوند.

و اما ريختن گوشه ي خارجي ابروها از علائم بسيار مهم و هشدار دهنده ي بيماري بسيار مهم سييفيليس است ( علامت هورتون).

سيفيليس كه چند سالي رو به كاهش گذاشته بود با شيوع بي بند و باريهاي جنسي ناگهان روبه فزوني گذاشته است. در اينجا بد نيست يادآور شويم نسل جديد ما در معرض سه خطرمرگبار قرار دارند كه عبارتند از : تصادفات اتومبيل و اعتياد به مواد مخدر و بيماريهاي آميزشي از قبيل زگيل تناسلي و تبخال تناسلي و سوزاك و سيفيليس و ايدز كه حتما بايد مورد توجه شديد خانواده ها و مقامات بهداشتي و فرهنگي قرار گيرد.

ريزش موي مژه و ابرو ممكن است نشانه ي بيماريهاي خطرناكي مانند بيماريهاي آميزشي مثل ايدز و بيماريهاي روماتيسمي از قبيل لوپوس اريتماتو و اسكلرودرمي ولوپوس اريتماتوي موضعي باشد كه ممكن است خود را مدتها به صورت التهاب پلك و مژه يعني بلفاريت مزمن و ريزش مو نمايانگر سازد.

ريزش موي مژه و ابرو در جريان و يا شروع بيماري هورموني مانند كم كاري يا پركاري يا بيماري هاي ايمني غده ي تيروئيد يا كم كاري غده ي هيپوفيز و پاراتيروئيد و آدرنال را بايد به خاطر داشته باشيم. راديوتراپي، جراحي و شيمي درماني از علل ديگر ريزش موي مژه و ابرو است. علاوه بر اين كم خونيهاي فقرآهن و اسيد فوليك و بيماريهاي روزده مانند سلياك و ساير اختلالات جذب روده يي را بايد در مواجهه با ريزش موي ابرو و مژه فراموش ننماييم. از شايع ترين بيماريهايي كه موجب ريزش موي ابرو و مه مي شوند بيماري عجيب موليسك يا ريزش سكه يي  مو است كه جزو بيماريهاي حاصل از اختلالات سيستم ايمني است. در اين بيماري سيستم ايمني بدن موها را به غلط ميكروب و يا جسم خارجي فرض كرده و به آنها حمله مي كند. تمام انواع سرطان و تومورهاي خوش خيم پلك و ابرو مانند (SCC & BCC ) و سرطان غدد سباسه و لنفوم و ساركوم كاپوزي و متاستاز كليه ي سرطانها ممكن است سبب ريزش موي مژه و ابرو گردد.

سرانجام بعضي از بيماريهاي عصبي مانند تيك و تريكوتيلوماني كه در آن شخص دچار فشار عصبي شديد و مقاومت ناپذير مي شود و تاموي ابرو يا مژه يا سر را نكند آرام نمي شود. اما پس از كندن موها آرامش موقت به بيمار دست مي دهد و تكرار اين كار و صدمه ي مكرر به پيازهاي موي حساس ابرو و مژه سبب از بين رفتن آنها مي شود. در تيكهاي عصبي بيمار هر وقت دچار استرس شود با ماليدن چشم خود باعث كنده شدن چند مو و سرانجام كم پشتي و طاسي آن ناحيه مي گردد.اما از شايع ترين علل ريزش موي مژه و ابرو كارهاي آرايشي است. تاتو كردن ابرو و مژه كه خيلي شايع شده است در اثر فشار ماده ي خارجي و تنگ كردن جا براي پياز مو و ضربه ي حاصل از تاتو واكنش هاي آلرژي نسبت به آن سبب ريزش مو مي گردد همچنانكه فشار بعضي مواد مانند موسين و آميلوئيد و سلول هاي سرطاني خوش خيم و بدخيم مانع رشد سلولهاي پيازمو مي گردد. برداشتن مكرر ابروها از علل كم پشتي ابرو در خانم ها است. آرايش مژه يعني استعمال ريمل، فركردن مژه و استعمال مژه ي مصنوعي و Extension موهاي مژه از علل رايج كم پشتي مژه ها است. ريمل ها دو نوعند : بعضي ساده كه به راحتي با آب پاك مي شوند و بعضي واترپروف هستند تا در موقع گريه يا شنا يا دوش گرفتن يا باران پاك نشود. عيب ريمل واترپروف اين است كه پاك كردن ان سخت بوده و در هر بار پاك كردن چند موي مژه كنده مي شود. معذلك حتما بايد ريمل را پاك كرد زيراموي نازك مژه طاقت وزن اين مواد را به صورت طولاني و تكراري ندارد و به تدريج ضعيف و ضعيف تر مي شود و اما مشكل ديگر ايجاد حساسيت و آلرژي نسبت به خود مواد آرايشي و چسبها و پاك كننده هاي آنهاست كه ايجاد اگزما و خارش و ريزش مو ميكند.

حاملگي و تغييرات هورموني مانند يائسگي و بعضي داروها مانند پاره يي از قرصهاي جلوگيري و هورمون پروژسترون و دانازول و تاموكسيفن و داروهاي شيمي درماني و كول شيسين و اتان بوتول و داروهاي بيولوژيك مانند اينترفرون و اينترلوكين هم سبب ريزش مژه و ابرو مي شوند.

حال كه به بعضي از علل ريزش موي مژه و ابرو اشاره كرديم بايد بدانيم كه اكثر اين ريزشها پس از مراجعه به متخصص پوست و مو و تشخيص علت، قابل برگشت مي باشند و اما در مواردي كه دارو نتواند كاري بكند و به اصطلاح پياز مو مرده باشد باز دست ما خالي نيست و مي توان با پيوند مو از نقاط ديگر بدن مجددا براي بيمار ابرو يا مژه طبيعي ايجاد كرد.

كاشت مژه احتياج به تبحر و حوصله و ظرافت بالايي دارد ولي كاشت ابرو و تغيير محل ابرو و يا تغيير انحناي آن امري شايع شده و غير ازمواد طاسي ابرو براي اهداف زيبايي هم متداول شده است.

موهاي پيوندي براي ابرو و مژه ممكن است از موهاي پا و يا در درجه ي بعدي از موهاي سر باشد.

اشكال موهاي سرضخامت و طويل شدن زياد آن است پس بهتر است اگر از موي سر استفاده مي كنيم موهاي نازكتر و كوتاهتر را استفاده نماييم.

نکاتی در مورد شپش سر

تصورعموم بر این است که شپش سر متعلق به دوران قدیم بوده که بهداشت رعایت نشده و مردم دیر به دیر به حمام می رفتند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، البته این تصور تا حدی صحیح می باشد ولی اکنون هم شپش سر دیده شده و گاهی هم بین دختر بچه های دبستانی به صورت همه گیر در می آیدودلیلش ممکن است گیس های بافته شده باشدکه دیر به دیر باز می شوند به هرحال باید متذکر شد که شپش سر به هیچ وجه غیرشایع نبوده ولی در صورت مشاهده نبایدنگران شد زیرا با درمان صحیح و به موقع فورا برطرف می گردد.

شپش سرحشره ای است با شش پا و دو تا سه میلی متر طول که رنگ آن از خاکستری تا قرمز(به دلیل مکیدن خون) متغیراست .این حشره درمیان موها تخم گذاری می کند (حدود 10 تخم درروز).

تخم ها محکم و به صورت مایل به موها چسبیده و افتراق آنها از شوره ی سر (که درامتداد مو قرار داشته ودرطول مو قابل حرکت می باشد. )به راحتی امکان پذیر است.انتقال شپش سراز طریق تماس نزدیک با فرد آلوده است مثل دختربچه های مدرسه ای که اغلب سرهایشان را به هم نزدیک کرده و صحبت می کنند یا بین افراد خانواده که پهلوی هم می خوابند.

به دنبال ابتلا به شپش سر خارش هم حادث شده و درحقیقت تنها علامت بیماری و نیز علت مراجعه ی بیمار درغالب اوقات همین خارش می باشد.

نکته ی مهم این است که به محض تشخیص شپش یا مشاهده ی تخم آن درسراقدام به درمان گرددزیرا تاخیر در این کار نه تنها باعث انتقال آلودگی به دیگران شده بلکه به دلیل خارش شدید در پوست سر موجب بروز عفونت های پوستی از جمله زردزخم و مشکلات ناشی از آن می شود.

چه نکات مهمی از نظر درمانی برای بیماران شپش سر وجوددارد؟

1)به غیر از داروهای تجویزی توسط متخصص پوست ٬ شانه زدن موها از اهمیت درمانی زیادی برخوردار است .

شانه باید دارای دندانه های خیلی ریز و کاملا نزدیک به هم باشد.دقت شود که همه ی موها وکل طول موشانه شده واین کارمکررا به خصوص پس از استعمال شامپوی ضد شپش انجام شود.سعی کنید تخم های شپش کاملا برداشته شوند.

اگرتعداد کمی موی دارای تخم شپش باقی مانده که با شانه زدن مرتفع نمی گردد٬ می توانیدآنها را با احتیاط قیچی کنید.

2)کوتاه کردن موها (اگراز نظر موقعیت اجتماعی بیماری اشکالی نداشته باشد) بسیار مفید است.درحقیقت تنها راه قاطع وسریع رفع شپش تراشیدن موها از ته می باشد که در قدیم نیز از همین روش استفاده می شده است ولی در حال حاضر با وجودداروهای ضدشپش قوی وجدید نیازی به انجام این کار نیست.

3)محیط اسیدی برای شپش خوب نیست و لذا شستن مکرر موها با سرکه ی رقیق شده (اسید استیک3%) مفید است.

4) با شروع درمان و اثربخشی داروها ٬ این بیماری سریعا ازبدن دفع می گردد ولذا نیازی به جداسازی بیمار از دیگران نمی باشد.

5)شپش سر فقط روی پوست سرقادر به ادامه ی حیات است و لذااگر وسائل شخصی و بهداشتی بیماررا 2 تا 4 هفته درکیسه ی نایلون دربسته بگذاریم شپش های احتمالی موجوددر آنها ازبین خواهندرفت.نیم ساعت جوشیدن در آب نیز همین اثررادارد.

6)ازدرمان بیش از حد خودداری کنید.افزایش طول مدت یا دفعات درمان فایده ای به حال شما نداشته و فقط احتمال عوارض جانبی داروها را افزایش می دهد.

7)از خارانیدن پوست سر اکیدا پرهیز کنید .این کاریا افزوده شدن عفونت به پوست سرمشکل بیماررا دوچندان می کند.اگر خارش سرتان با دارو کنترل نمی شود با پزشک معالجتان مشورت کرده و هیچ گاه به توصیه های دوست و آشنا عمل نکرده و از داروهای خانگی به هیچ عنوان استفاده نکنید.

8) در صورت بروز شپش حتما این موضوع به اطلاع مسئوولان محل تحصیل بیمار رسانیده شودوفکر نکنید این کار به موقعیت یا پرستیژ اجتماعی وی آسیب وارد می کند.

اطلاع دادن از این نظر مهم است که افراد درتماس نزدیک با بیمار باید تحت معاینه ی دقیق قرار گیرند  زیرا ممکن است که منبع شپش یکی از همین افراد باشند.عدم رعایت این نکته گاهی منجر به همه گیری شپش در مدارس می گردد .

درپایان باید متذکر شویم که با درمان مناسب و به موقع ٬ همه ی بیماران بهبودی کامل پیدا می کنند.

آشنایی با شامپو ها و شستشوی سر

بطور طبیعی پوست سر و موها با سبوم ترشح شده از غدد سباسه˛ نرم نگه داشته می شود. این ترشح چرب˛ مو و پوست را در برابر از دست دادن آب حفظ کرده و ظاهری درخشان به آن می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  از سوی دیگر غبار، دوده، ذرات کراتینی پوست (پوسته) و آلوده کننده های دیگر به این لایه چرب می چسبند و موجب آلودگی پوست و موی سر می شوند. شامپوها یکی از انواع شوینده هایی هستند که جهت از بین بردن این آلودگیها، از پوست و موی سر بکار می روند.

شامپوها برای جایگزینی صابون معمولی ساخته شده اند و ترکیب اصلی آنها “سورفاکتانت” است.

سورفاکتانت های موجود در شامپو قطرات کوچک چربی را که حاوی آلودگیها هستند احاطه می کنند در نتیجه حین آب کشیدن از پوست سر جدا می شوند.

طریقه شامپوزدن صحیح موها :

گره گشایی از مو :

موی خودرابا یک شانه دندانه درشت شانه کنید تا هیچگونه گره ای روی آن باقی نماند.  هرگز موی خود را درحالت خیس شانه نکنید ٬ زیرا در این حالت نیروی بیشتری برای شانه کردن مصرف می کنید بنابراین موی شما ممکن است شکسته شود.

آبکشی اولیه با آب ولرم :

درمرحله بعدی موهای خودرا با آب ولرم و نیمه گرم آبکشی نمایید. به این مرحله آبکشی اولیه و یا پیش از شستشو ”  Pre-Washing ”  گفته می شود که برای زدودن گردوغبار و بطورکلی آلودگیهای قابل حل درآب انجام می گیرد. هرگز از آب داغ استفاده نکنید زیرا باعث تردی و شکنندگی موهای شما خواهد شد.

پخش کردن شامپو درکف دست :

مقداری شامپو درکف دست خود بریزید و دستهای خودرا روی هم مالش دهید تا شامپو روی دستهایتان پخش شود(حرارت دستهای شما به عملکردبهترشامپو کمک می کند). درواقع کف شامپو بایدروی دست شما تشکیل گردد. مقدار شامپو توسط خودتان تعیین می شود وباید به اندازه ای باشد که کف آن تمام موهای شما را بپوشاند.

ماساژ دادن شامپو برروی پوست سر با نوک انگشتان :

شامپو راروی همه قسمتهای سرپخش نموده و با نوک انگشتانتان به آرامی روی پوست سروموهایتان ماساژ دهید (دقت نمائید که از ناخن ها استفاده نکنید) برای جلوگیری از گره خوردن و شکسته شدن مو این کاررا به آرامی و بصورت دورانی انجام دهید.

آب کشی نهایی :

دراین مرحله موی خود را به خوبی آبکشی نمایید تا هر گونه بقایای شامپو از لابلای موهای شما زدوده شود.

مزایای شامپونسبت به صابون :

ماده فعال موجود در صابون نمک اسیدهای چرب مختلف است. این اسیدهای چرب از منابع حیوانی یا گیاهی بدست می آیند. صابون معمولی دو ضرر دارد:

* صابون معمولی PH بالایی دارد که به پوست و مو صدمه می زند. PH صابون معمولی بین 9 و 10 است (گاهی حتی بالاتر از 10) که بسیار بیش تر از PH پوست نرمال (معمولا بین 4 تا 5/6) است . در نتیجه وقتی صابون معمولی در تماس با پوست قرار می گیردPH  پوست را بالا می برد که ممکن است ایجاد آزار پوستی بکند.

* استفاده از صابون معمولی به همراه آبهای سنگین، نمک های کلسیم و منیزیوم تولید می کند که به مو می چسبند و این موجب شکنندگی و کدری مو و به هم چسبیدن و اشکال در شانه کردن آن می شود.

سورفاکتانت ها (مواد فعال سطحی)

سورفاکتانت ها ترکیباتی محلول در آب هستند که بخش اصلی شامپوها را تشکیل می دهند. سورفاکتانت‎ها با ساختمان شیمیایی خود عمل تمیزکردن را به عهده دارند.

بدین ترتیب که چربی را (بهراه آلودگیهای چسبیده به آن) احاطه کرده و ساختمانهای شیمیایی به نام میسل به وجود می آورند، به طوری که با آب کشیدن، چربی و آلودگی از پوست و مو برداشته می شود. چهار گروه اصلی از سورفاکتانت ها وجود دارد که با ساختمان شیمیایی و بار الکتریکی بخش آبدوست خود، از یکدیگر مجزا می شوند.

× سورفاکتانت های آنیونی، دارای بار منفی

× سورفاکتانت های کاتیونی، دارای بار مثبت

× سورفاکتانت های غیر یونی، بدون بار

× سورفاکتانت های آمفوتری، که دارای هر دو خصیصه بار مثبت و منفی هستند.

سورفاکتانت های مختلف خواص گوناگونی دارند و براساس قابلیت شستشو، کف زدن، درخشان و نرم کردن مو از یکدیگر تفکیک می شوند. شامپوها معمولا یک نوع سورفاکتانت ندارند بلکه ترکیبی از چند نوع سورفاکتانت دارند که برای انواع مختلف مو مورد استفاده قرار می گیرند برای مثال سورفاکتانت های آنیونی خواص تمیزکنندگی خیلی خوبی دارند به همین دلیل در بیشتر شامپوها از این نوع سورفاکتانت استفاده می شود.

روی برچسب اکثر شامپوها نام “سدیم لوریل سولفات ” دیده می شود که ازهمان سورفاکتانت های آنیونی هستند. غیر یونی ها، گرچه تمیزکننده های خوبی هستند ولی خاصیت کف کنندگی کمی دارند بنابراین در فرمولاسیون های شامپو استفاده زیادی ندارند.

آمفوتریک ها، دترجنت هایی با خاصیت کف کنندگی کم هستند و عموماً به عنوان پاک کننده های ضعیف قلمداد می‎شوند. آنها بسیار ملایم اند و اغلب در شامپو بچه بکار می روند.

سورفاکتانت های طبیعی

نوع دیگری از سورفاکتانتها از ساپونین ها «که از گیاهان مختلف بدست می آیند» ساخته شده اند. “ساپونین ها” کف خوبی تولید می کنند ولی تاثیر کمتری در تمیز کردن واقعی دارند. به همین دلیل معمولا با سورفاکتانت های سنتتیک ترکیب می شوند تا تمیزکنندگی کافی و نتایج رضایتبخش حاصل شود.

بهترین شامپو

همانطور که ذکر شد شامپو فقط برای تمیز کردن نیست بلکه تامین کننده اهداف دیگری نیز بر اساس نیاز مشتری می باشد. شامپو باید براساس معیارهای زیر انتخاب شود:

× انواع مو: خشک یا چرب بودن مو، نازکی مو، موهای رنگ شده یا بی رنگ شده یا  فرشده

× مشکلات خاص موی سر: به عنوان مثال وجود شوره سر

× بی خطربودن فراورده: فراورده چشم را نمی سوزاند و پوست سر را تحریک نمی کند

× نیازها و سلیقه های شخصی هرفرد: جنس و حالت شامپو (شامپو ممکن است به حالت مایع یا کرم باشد) وجود عطری خاص، سهولت و ایجاد رضایت در مصرف کننده از بکار بردن شامپو ̨ این که شامپو به آسانی در سر پخش شود، مقدار کف تولید شده و کیفیت و حالت آن، سهولت شسته شدن شامپو با آب، میزان نرم‎کنندگی و خوش حالتی و درخشان کنندگی مو، میزان شانه پذیری و حالت گرفتن موها.

بنابر این، شامپو باید برای فصل های مختلف سال، تعداد دفعات مصرف و نیاز های خاص مشتری مناسب باشد.

مواد تشکیل دهنده شامپو

اگر شامپوها فقط حاوی مواد پاک کننده ای باشند که کارشان پاک کردن لایه چربی از روی پوست سر و مو است بعد از شستشو ̜ موها خشن و حالت دادن به انها مشکل می شود. بنابراین مواد دیگری باید در شامپو بکار گرفته شود تا برای مصرف کننده مطلوب تر باشد .از جمله این مواد عبارتند از:

1- مخلوطی از چند سورفاکتانت چون معمولا یک سورفاکتانت به تنهایی متضمن نتیجه مورد نظر نیست.

2- مواد مرطوب کننده به خصوص برای موها ی خشک

3- حالت دهنده ها

4- مواد کف کننده

5- موادی که سختی آب را می گیرند

6- غلیظ کننده ها

7- موادی که شفافیت و درخشانی به شامپو می دهند (حالت صدفی)

8- موادرنگی

9- عطرها

10- مواد نگه دارنده

11- مواد خاص

شامپو ها و شوره سر

شوره سر (Dandruff ) مشکل عذاب آور و شایعی است که شیوعی حدود 5% در کل جامعه دارد. شوره غالبا پس از سن بلوغ (بین 20 تا 30 سال) رخ می دهد و آقایان بیشتر از خانم ها به آن مبتلا می شوند. شوره سر با پوسته های پوست سر تشخیص داده می شود و در اغلب اوقات با سبوره مرتبط است. سبوره پیش درآمد ایجاد “درماتیت سبورئیک” است. “درماتیت سبورئیک” در بزرگسالان و افراد بالغ معمولا با پوسته های چرب خفیف در پوست سر به همراه اریتم و پوسته پوسته شدن ناحیه چین نازولبیال یا پوست پشت گوش آغاز می شود. پوسته‎ریزی معمولا با یک ترکیب پوستی چرب همراه است و در مناطقی که غدد سباسه فعالترند ظاهر می شود.

“پیتروسپوریوم اوال” مخمری است که یکی از دلایل ایجاد شوره سر بشمار می رود. “پیتروسپوریوم اوال” از لیپیدها و پروتئین های پوست تغذیه و فعالیت لیپاز را تسهیل می کند، به دنبال فعالیت این انزیم اسیدهای چرب آزاد پیش‎التهابی ساخته می شوند که موجب التهاب در درم و در پی آن، تخریب بافتی می شوند .

فعالیت آنزیم لیپاز نشان می دهد که علاوه بر حساسیت بیش از حد، “پیتروسپوریوم اوال” مواد شیمیایی سمی را آزاد می کند که منجر به تشدید التهاب می شود.

درمانهای موثر درماتیت سبورئیک شامل عوامل ضد التهابی، عوامل کراتولیتیک و ضد قارچ ها است. یکی از ساده ترین راههای رفع این مشکل استفاده از شامپوهای ضد شوره است.

شامپوها و موهای چرب

سبوم (sebum )، چربی طبیعی پوست که از غدد سباسه ترشح می شود، در حفظ رطوبت طبیعی پوست و مو نقش دارد و مانع از خشک شدن و شکنندگی آنها می شود. غدد سباسه به فولیکولهای مو متصل هستند و محتویات آنها از طریق یک مجرای باریک به سمت فولیکول مو ترشح می شود. گاهی مکانیسم ترشح سبوم از این غدد سریع تر از حد معمول می شود و سبوم، پوست سر و موها را کاملاً چرب می کند.

تسریع ترشح، دلایل متعددی دارد که از مهمترین آنها می توان به اختلالات هورمونی در دوران بارداری، بلوغ، بیماری، کوفتگی و خستگی بیش از حد، اضطراب و استرس اشاره کرد. از جمله مشکلاتی که ترشح بیش از حد سبوم ایجاد می کند، مستعد کردن فرد به ابتلا به درماتیت سبورئیک است. همچنین مخمرهای موجود در سطح پوست سر با تجزیه سبوم، شرایط نامساعدی را برای مو ایجاد می کنند، که می تواند سلامت فولیکولهای مو را تحت تاثیر قرار دهد.

در موارد خیلی شدید، ترشح بیش از حد سبوم موجب عوارض ناخوشایند خارش و التهاب پوست سر می گردد.

در نتیجه کنترل و تنظیم ترشح سبوم در پوست سر، برای این افراد ضروری می باشد. یکی از روشهای دستیابی به این هدف، بهره گیری از شامپوهای کاهش دهنده و تنظیم کننده‎ی سبوم سر است.

شامپوها و ریزش مو

ریزش و نازک شدن موی سر علاوه بر عوامل هورمونی و ارثی، تحت تاثیر شرایط محیطی نامساعد و مواد شیمیایی تشدید می شود. یکی از روشهای موثر در کاهش ریزش مو و تقویت فولیکولها و استحکام تارهای مو استفاده از یک شامپوی تقویتی مناسب است. چنین شامپویی با بهره گیری از مواد موثر مناسب، ضمن تغذیه فولیکولهای مو با مواد و ویتامینهای ضروری برای رشد مو، به تارهای مو نیز شادابی، استحکام و درخشندگی بخشیده و از ریزش بیش از حد موها جلوگیری می کند.

نکاتی مهم در رابط با مو

مو از جمله عواملی است که درروابط اجتماعی افراد بسیار موثر است تا جائیکه موجب قضاوت و پیش داوریهایی نسبت به دیگران می شود. به همین دلیل پاکیزگی و خوش حالتی آن بسیار حائز اهمیت است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  تاکنون مواد بسیاری جهت تمیزی پوست سر و مو ساخته و روانه بازار شده اند اما شامپو ها متداولترین مواد جهت شستشوی موها می باشند.

در شامپوها از موادی به نام  “سورفاکتانت” به عنوان “دترجنت” استفاده می شود که ضمن قدرت پاک کنندگی بالا عوارض کمتری نسبت به شوینده های قدیمی تر مانند صابون دارد.

در عین حال در شامپوها علاوه بر دترجنت ها، از مواد مفید و مغذی برای پوست و فولیکول مو و همچنین حالت دهنده ها و نرم‎کننده‎ها استفاده می شود. حتی از شامپوها برای درمان و رفع برخی مشکلات و بیماریهای پوستی نیز استفاده می شود.

مو در نگاه کلی

سطح بدن انسان مانند سایر پستانداران از مو پوشیده شده و حدود پنج میلیون فولیکول در تمام بدن وجود دارد. در پوست سر تراکم موها بیشتر است و حدود صد هزار تار مو در پوست سر وجود دارد که تحت تاثیر عوامل وراثتی و محیطی تغییر می کند.

ساختمان مو شباهت زیادی به لایه شاخی پوست دارد. مو از تکثیر تعدادی از سلولها که در کف فولیکول قرار دارند بوجود می‎آید.

فولیکول مو یک ساختمان لوله ای شکل است که از واکنش متقابل سلول های اپیدرم بر درم  و با پیشرفت آنها به عمق درم ایجاد می شود.

قسمت انتهایی این ساختمان چماقی یا پیازی شکل است که به آن بالب (Bulb ) گفته می شود. بخشی از درم بنام درمال پاپیلا که در انتهای بالب قرار دارد مملو از عروق خونی بوده و تغذیه فولیکول را بر عهده دارد. “بالب” جایگاه سلولهای مولد مو است که قدرت تقسیم و ظرفیت قابل توجهی جهت تکثیر دارد.

هنگامی که آنها تقسیم می شوند سلولهای جدیدی بوجود می آیند که آن سلولها در ریشه‎ی مو بصورت عمودی و در یک ردیف قرار گرفته و بالا می روند در نتیجه مو بلند و بلندتر می شود. این سلولها در حین مهاجرت به سطح پوست همانند لایه شاخی پوست، اضمحلال یافته هسته خود را از دست داده و “کراتینیزه” می شوند.

در نتیجه قسمتی از مو که از سطح پوست بیرون می آیند و شفت یا ساقه‎ی مو نامیده می شود از سلولهای مرده و کراتین تشکیل شده است. لازم بذکر است نوع کراتین موجود در مو از نوع سخت بوده و با کراتین پوست تفاوت دارد.

خصوصیات مو تا حد بسیار زیادی متاثر از کراتین می باشد. علاوه بر کراتین که 85 درصد ساختمان مو را تشکیل می دهد مواد دیگری نیز در مو وجود دارد. از آن جمله می توان به آب˛ رنگدانه˛ عناصر معدنی مثل آهن˛ کلسیم˛ مس˛ منیزیم˛ منگنز و روی اشاره کرد.

– ساقه مو از سه قسمت تشکیل شده است :

* مدولا:

داخلی ترین لایه مو می باشد.

* کورتکس:

بخش میانی بوده و قسمت اعظم مو را تشکیل می دهد.

* کوتیکول:

خارجی ترین لایه می باشد که صافی˛ نرمی و درخشندگی مو به سلامت آن بستگی دارد. این لایه از یک ردیف سلول تشکیل شده که نحوه قرار گرفتن سلولهای کوتیکول نرمال و سالم مانند قرار گرفتن سفال های شیروانی می باشد. این لایه نسبتاً نفوذناپذیر است. موها با کوتیکول آسیب دیده ظاهری مات˛ بدحالت˛ خشن و زبر دارند.

– رشد مو 0/3 تا 0/5میلی متر در روز می باشد.

– دوره زندگی مو دارای سه مرحله است که عبارتند از:

* آناژن:

دراین دوره سلولهای زاینده مو تکثیر فعال دارند و طول مدت این مرحله مشخص کننده اندازه مو است.

* کاتاژن:

دراین دوره تکثیر سلولهای زاینده مو متوقف می شود.

* تلوژن:

درانتهای این دوره اتصال مو به غلافش سست می شود.

به هر فولیکول مو یک غده سباسه و یک ماهیچه متصل است. غدد سباسه سبوم ترشح می کنند که از منفذ فولیکول خارج می شود. سبوم از مواد مختلفی مانند کلسترول˛ اسیدهای چرب آزاد˛ تری گلیسیریدها و اسکوالن ساخته شده است. سبوم باعث نرمی پوست و مو شده و از خشکی پوست و تبخیر نامتعادل آب جلوگیری می کند. همچنین یک نوع عایق حرارتی در برابر سرما می باشد. کاهش یا افزایش  قابل توجه ترشح سبوم موجب بروز مشکلاتی برای سلامت مو و پوست سر می شود. ترشح سبوم در دوران بلوغ توسط آندروژن ها تحریک می شود و تا پیش از آن میزان سبوم پوست بسیار کم است.

انواع موی سر

الف) موهای معمولی:

این موها براق˛ درخشان˛ نرم˛ انعطاف پذیر و دارای چربی کمی هستند. روی این موها شوره دیده نمی شود و در پوست سر هم قرمزی و جوش وجود ندارد.

ب) موهای چرب:

تقریبا بیشتر مواقع آغشته به چربی هستند و روی هم انباشته می شوند و فقط چند ساعت بعداز استحمام وضعیت خوبی دارند . بسته به میزان چربی پوست سر˛ موها بهم چسبیده و براق می‎شوند و بعداز مدتی رسوبات چربی باعث مات شدن آنها می گردد. ممکن است روی پوست و سر شوره˛ قرمزی  جوش‎های خارش دار دیده شود.

ج) موهای خشک:

مات و کدر هستند. هنگام لمس کردن زبر˛ خشن و غیرقابل انعطاف می باشند و در هنگام برس زدن خوب حالت نمی گیرند. به راحتی شانه نمی شوند و بسیار شکننده هستند.

د) موهای ضعیف و نازک: حالت پذیری کمی دارند و بسیار حساس اند.

چگونگی هماهنگی مدل مو با چهره :

صورت های لوزی شکل ٬ مربعی و گرد با مدل موهای خاص ٬ زیباترمی شوند.آراستگی ظاهر و چهره از توصیه هایی  است که دردین ما به آن تاکید شده است ولی نباید جوانان دراین کارافراط کنند.

چه مدل مویی به چه کسی می آید ؟

در صورت های لوزی شکل که پیشانی هم کوچک باشد وناحیه چشم ها و استخوانهای گونه عریض تر وچانه باریک است باید مدل مویی را انتخاب کنید که استخوان گونه را باریک تر جلوه دهد وپهنای پیشانی وفک بیشتر به نظر برسد.

مدل پیشنهادی مو ٬ مدل های نا متقارن بهترین انتخاب است اگر فرق سر از بغل باز شود ٬ موها حتما باید چتری باشد و به کناره ها پیچ بخورد و بیشترین پرپشتی مو در ناحیه چانه باشد وبلندی موها تا میانه گردن بیاید.

صورت مربعی شکل :

درصورت مربعی شکل خط فک و پیشانی عریض است واستخوان گونه وچانه ٬ زاویه داروپهن است بنابراین دراین افراد باید مدل مو طوری انتخاب شود که صورت بلندتر وکشیده تر نشان داده شود.دراین مورد ٬ مدل موی متقارن بهترین است ٬ فرق از کنارباشد وبیشترین پرپشتی مو در ناحیه گیجگاه و فرق سر قرار گیرد.

صورت مستطیل شکل :

درصورت مستطیل شکل ٬ پهنای پیشانی ٬ چانه و گونه یکسان بوده و صورت لاغر و کشیده است . افرادی که صورتی به این شکل دارند باید سعی کنند فرم صورتشان کوتاه تر وپهن تر جلوه داده شود.دراین افراد مدل مو می تواند متقارن یا نامتقارن باشد وگذاشتن چتری اختیاری است اما باید بیشترین پرپشتی مو در کناره های سرباشد و قد موها کوتاه شود.

صورت مثلثی شکل :

درافرادی که صورت مثلثی شکل دارند پیشانی باریک ترین قسمت است و هرچه به سمت گونه ها و چانه می رویم صورت عریض ترمی شود .بهترین مدل مویی که می تواند دراین افراد پهنای پیشانی را زیاد و عرض چانه وگونه ها را کم کند این است که مو باید درناحیه گوش و بالاتر پرپشت بوده و به تدریج به سمت گردن و پشت گردن باریک ترشود.

صورت های بیضی شکل :

دراین افراد چانه کمی باریک تر از پیشانی است و استخوان گونه برجسته است که به خاطر تقارن و تناسب آن ٬ ایده آل ترین شکل صورت به حساب می آیدو هرنوع مدل مویی نیز برای این چهره ها مناسب است .

درافرادی که فرم صورت آنها به شکل گرد است ٬ طول وعرض صورت تقریبا برابر است وزوایای اندکی دارد.

برای این نوع صورت ها باید سعی شود صورت باریک تر وکشیده تر جلوه کند بنابراین انتخاب موهایی نامتقارن بهترین حالت ممکن است

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »