خودکشی (بررسی آماری درجهان و ایران ، علل و عوامل اجتماعی و روانی، وضعیت خودکشی در دختران و زنان استانهای مختلف، بحران خودکشی و روش مقابله با آن)

خودکشی (بررسی آماری درجهان و ایران ، علل و عوامل اجتماعی و روانی)

بررسی خودکشی به منزله يک پديده اجتماعی جدی از 2 یا 3 قرن پيش توسط پژوهشگران اروپايی آغاز شده است. در اين کشورها عبور از زندگی سنتی و ورود به زندگی صنعتی بر آمارهای مربوط به خودکشی افزود و این باعث شد تا جامعه‌شناسان و روانشناسان در جستجوی عوامل خودکشی برآيند.

خودکشی از دو لغت داراي ريشه لاتين Sui به معنی «خود» و Caedere به معنی «کشتن» مشتق شده است و در حال حاضر نه به صورت «خودکشتن» که به‌صورت خودکشی استعمال می‌شود. اولين بار اين اصطلاح در سال ۱۷۳۷ توسط دفونن فرانسوی به‌کار گرفته شد.
گسترش روزافزون خودکشی در سال‌های اخير باعث شد،  سازمان جهانی بهداشت،  روز ۱۰ سپتامبر را به عنوان «روز جهانی پيشگيری از خودکشی» معرفی کند و در اين روز برای برخی کشورها برنامه‌های خاصی در نظر بگيرد.

بر اساس تعريف مورد توافق جهانی خودکشی تنها راه و آخرين راه از بين بردن خودآگاهی فرد در مورد خود است. اصطلاح خودکشی تنها زمانی مورد استفاده قرار می‌گيرد که اولا شخص آگاهانه اقدام کرده باشد و ثانيا منجر به از دست رفتن خود گردد و در صورتی که منجر به از دست رفتن خود نگردد از اصطلاح «اقدام به خودکشی» یا «خودکشی نافرجام» استفاده می شود.

گزارش سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization) از خوکشی در جهان :

گر چه خودکشی مهمترین معضل جهان نیست، اما آمارهایی که از سوی سازمان بهداشت جهانی (WHO) و سازمان های بهداشتی کشورها منتشر می‌شود، نگرانی جهانی از میزان خودکشی جوانان را افزایش داده است.

– در هر سال حدود يک میليون انسان خودکشی می‌کنند. آمار خودکشی در جهان ۱۶ نفر به ازای هر صدهزار نفر است و بطور متوسط در هر ۴۰ ثانيه يک ‌نفر خودکشی می‌کند. این گزارش پیش بینی می‌کند که در سال ۲۰۲۰ اين تعداد به ۱،۵ ميليون نفر در سال برسد.

– خودکشی ظرف ۵۰ سال گذشته به ميزان ۶۰ ٪ در سطح جهان افزايش داشته است.

– در حال حاضر خودکشی برای افراد ۱۵ تا ۴۴ سال يکی از عوامل اصلی مرگ است و خودکشی‌های نافرجام حدود ۲۰ برابر تعداد خودکشی‌هايی هستند که به مرگ منجر می‌شوند.

– بيبشترين آمار در مورد خودکشی مربوط به کشورهای ژاپن، آمریکا و شرق اروپاست و کمترين آمار مربوط به کشورهای آمريکای لاتين، اسپانیا، ایرلند و برخی کشورهاي آسيايی است. (در مورد تعداد خودکشی‌های انجام شده در اکثر کشورهای آفريقايی آماری در دست نيست)

– سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است در هر سال بیش از یک میلیون نفر بر اثر خودکشی می‌میرند.
– خودکشی ظرف چند دهه اخیر به میزان 60درصد در جهان افزایش داشته است.
– به طور متوسط در هر دقیقه 4/1 نفر در جهان بر اثر خودکشی می‌میرند.
– خودکشی به طور میانگین، روزانه 685 نفر از جمعیت چین را کم می‌کند.
– از هر 100هزار جوان فنلاندی 45 نفر دست به خودکشی می‌زنند.
– در فرهنگ ژاپن خودکشی –هاراگیری- یک نوع شیوه افتخار‌آمیز قبول شکست است.

آمار خودکشی در سال‌های آغازین هزاره سوم به حدی نگران‌کننده بود که به پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی و  انجمن بین المللی پیشگیری از خودکشی از سال 2003 روز 10 سپتامبر را به عنوان «روز جهانی پیشگیری از خودکشی» نامگذاری شده است.

پیش‌تر تصور جهانی بر این بود که میزان خودکشی در نواحی غربی نشده، پایین‌تر از دیگر ممالک است؛ اما اعلام آمار خودکشی 43 و 37 در هر هزار نفر در هند و پاسیفیک غربی (کشورهای کرانه غربی اقیانوس آرام)، این نظریه را به کل متزلزل کرد.

سازمان بهداشت جهانی تایید می کند که زنان قربانیان اصلی هستند

یکی از نکات قابل تامل در بحث خودکشی آمار بالای خودکشی در میان زنان است در واقع با استناد به آمار منشر شده از سوی سازمان‌های جهانی میتوان گفت که زنان قربانیان اصلی این نوع مرگ در جهانند.

متوسط آمار خودکشی زنان در جهان ۱۵ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر گزارش شده که در این میان هندوستان با آمار ۱۴٨ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر دارای بیشترین میزان خودکشی زنان در جهان است.

بنابر آمر جهانی حودکشی در بیشتر کشورها سومین عامل مرگ و میر جوانان و نوجوانان و به طور کلی هشتمین عامل مرگ و میر در دنیاست. بنابر این آمار زنان 3 برابر مردان اقذام به خودکشی می‌کنند؛ ولی از این میان 6 درصد زنان و 5 درصد مردان خودکشی موفق دارند. به عبارت دیگر مردان حدود 3 برابر زنان بر اثر خودکشی می‌میرند.

ایران سومین کشور جهان است که در آن آمار خودکشی موفق زنان افزایش یافته و در حال پیشی گرفتن از آمار خودکشی مردان است. ( دو کشور دیگر که رتبه یک و دو را در خودکشی دارند عبارتند از: چین و هندوستان)

هر 40 ثانیه یک نفر در جهان خودکشی می کند
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در هر سال حدود یک میلیون  انسان یعنی در هر 40 ثانیه یک نفر خودکشی می کند و پیش بینی شده در سال 2020 این تعداد به 5/1 میلیون نفر در سال برسد.
خودکشی استفاده از مسکنی ست تکان¬دهنده،  واکنش و اعتراضی تند  به وضعیت به شدت سخت، افراطی و زجرآور.  خودکشی به دلیل عدم احساس امنیت فردی است.
در گذشته و قدیم خودکشی در افراد سالمند دیده می شد ولی آمار نشان می دهد که آمار خودکشی در سال های اخیر در بین نوجوانان وجوانان و زنان رشد بیشتری  داشته.
وسایل و ابزار های خودکشی:
در دهه های گذشته در کشورهای اروپایی و آمریکا خودکشی به وسیله اسلح در بین جوانان رواج داشت اما در حال حاضر حلق آویز کردن و استفاده از کیسه های پلاستیکی برای خفه کردن خود کاربرد بیشتری دارد. در ایران  قدیم هم خودکشی با خوردن تریاک دیده می شود و امروزه به شیوه های خوردن قرص و خودسوزی و حلق آویز کردن معمول است.
مقایسه ی آماری  خودکشی در کشورهای مختلف:
در بین کشورهای عضو اتحادیه  اروپا و آمریکا: فنلاند و مجارستان  رتبه های  اول و پرتغال رتبه آخر را به لحاظ خودکشی داراست .  در فنلاند از هر یکصد هزار تن، 45 نفر، در مجارستان از هر یکصد هزار تن 58 نفر،  در سوئیس و سوئد حدود 18 تا 25 نفر در یکصد هزار  و در پرتغال از هر یکصد هزار تن 8 نفر هر روز  دست به خودکشی می زنند.  در آمریکا همه ساله حداقل 30 هزار جوان به دلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف، دست به خودکشی می زند.
در مقایسه بین کل کشورهای دنیا، هند رتبه اول خودکشی را داراست،  از هر 100 هزار نفر زن، 148 نفر،  و از هر یکصد هزار مرد، 58 نفر در سال خودکشی می کنند که شاخص 14%  از آمار خودکشی کل جهان را  هند  به خود اختصاص داده است. که مهمترین عامل اصلی اختلافات خانوادگی، خشونت علیه همسران و تبعیض و نابرابری و بیماری های روانی و فقر است.
مقایسه خودکشی به لحاظ جنسیتی:
از لحاظ جنسیتی اقدام به خودکشی در مردان بین سنین 20 تا 25 سال و در دوران تجرد بیشتر و در میان زنان بین سنین 16 تا 20 سال و در زمان متاهلی آمار خودکشی بیشتر بوده ، اگرچه اقدام به خودکشی ها در بین زنان و دختران به مراتب بیشتر از مردان از و نسبتی 5/2 الی 5/4 به  یک است ولی خودکشی در مردان 3 برابر بیشتر از زنان متجر به مرگ قطعی و واقعی می شود یعنی مردان وقتی دست به خودکشی می زنند که واقعا خواهان مرگ هستند.
شیوه های خودکشی در زنان، خشن تر و بی رحمانه تر است به طوری که 98% از خودکشی های موفق، به صورت خودسوزی بوده، 60% از اقدام به خودکشی ها در بین دختران 15 تا 19 ساله انجام می شود و تحقیقات نشان داده دختران بیشتر اقدام به خودکشی می کنند.
خودکشی سومین عامل مرگ و میر در میان نوجوانان و هفتمین عامل مرگ در میان جوانان است.

تحقیقاتی نشان داده خودکشی در نوجوانان به دلیل یاس، احساس پوچی، سرخوردگی از تحصیل و مسائل عاطفی و عشقی است. اما در میان زنان، مهمترین عامل خودکشی، اختلافات و خشونت های خانوادگی است و در بین مردان وجوانان که معمولا با شیوه های جنجال برانگیز همراه است در اعتراض به مسائل اجتماعی و ا قتصادی، بیکاری و بحران های جامعه صورت می گیرد.
آمار و تحقیقات خودکشی در ایران
در ایران برای اولین بار در دهه 40 که نقطه شروع مطالعات جامعه شناسان درخصوص خودکشی در ایران بود، طی پژوهشی که در سال 1341 صورت گرفت که نتایج آن اینطور بود که : زنان بیشتر از مردان و  زنان شوهردار بیشتر از مردان همسر دار خودکشی می کنند.  اختلافات خانوادگی از مهم ترین انگیزه خودکشی یاد می کند که در آن سال ها 26%   و بعد از آن مسایل اقتصادی 11% اعلام شد.
در ایران بدلیل تعصب و  فرهنگ سنتی و علنی نشد در بسیاری از خانواده ها ، آمار دقیقی در دست نیست ولی طی پژوهش های انجام شده، استان ایلام بالاترین آمار اقدام به خودکشی و سمنان پایین ترین شاخص اقدام به خودکشی را داشته،  و آمار ارائه شده از طرف سازمان بهداشت جهانی خودکشی در ایران در هر یکصد هزار تن 3نفر در بین زنان،  و در هر یکصد هزار تن 1 نفر در مردان  است. و ایران رتبه سوم جهان را در زمینه میزان خودکشی داراست.
طبق آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ایران  در سال 82،  خودکشی 2486 زن و 1481 مرد به ثبت رسیده  و آمار وزارت بهداشت از انجام حداقل 31 خودکشی در روز با میانگین سنی 29 سال خبر می دهد.
اگر چه صاحب نظران علت خودکشی را بیش از هرچیز بیماری های روانی و به خصوص افسردگی شدید می دانند اما تحقیقات اخیر در کشور، از تغییر علت اصلی خودکشی در ایران خبر می دهد.
براساس تحقیق انجام شده در بیمارستان رازی رشت طی تابستان 83،از مجموع 240 نفری که پس از اقدام به خودکشی به این بیمارستان منتقل شده اند؛”مهمترين علل زمينه ساز خودکشي در اين مطالعات،  اختلافات خانوادگي (54.6 درصد)، مشکلات عاطفي (18.8 درصد)، مشکلات اقتصادي (8.3 درصد)،مشکلات جسمي و روحي (7.9 درصد) و ساير علل (7.9 درصد) بود و در 2.5 درصد موارد علت خاصي وجود نداشت.
محققان در جریان این پژوهش هم چنین تاکید کرده اند که”تفاوت علل زمينه ساز در متاهلين و غير متاهلين از نظر آماري معني دار بوده است”  که “اختلاف خانوادگي مهمترين عامل زمينه ساز خودکشي است “”مشکلات عاطفي” دومين عامل خودکشی عنوان شده که جوانان را تهديد مي کند،
گروهی دیگر از پژوهشگران بخش روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني مازندران نیز در تحقیق مشابهی بر روی خودسوزی در استان مازندران که به یکی از روش های اصلی خودکشی در ایران بدل شده به این نتیجه رسیده اند که از میان 318 مورد خودسوزی مورد مطالعه در طی سه سال که 83%  قربانیان ان زنان بوده اند،  علت اصلي اين اقدامات را “كشمكشهاي زناشويي و خانوادگي” ذکر کرده اند.
خودکشی سومین عامل مرگ در بین سنین 15 تا 24 سال است و اختلافات خانوادگی،  شکست و ناامیدی و فشارهای روحی در صدر جدول خودکشی در ایران است.
آمار خودکشی به ویژه خودسوزی در مناطق محروم استان غرب، ایلام، کرمانشاه، همدان و لرستان بیشتر از سایر استان ها بوده.  بنابر اعلام مشاور استانداری ایلام در سال حدود 400 مورد خودکشی در استان 5800 هزارنفری اتفاق می افتد که سهم زنان از این تعداد 220 نفر است.
بیشترین خودکشی ها به شیوه خودسوزی و خوردن قرص انجام می شود که اکثرا  با موفقیت همراه بوده که به مرگ قربانی منجر می شود ایلام بیشترین آمار درخودسوزی و در آذربایجان شرقی خودسوزی پس از حلق آویز کردن 24%، خوردن قرص 30%، خوردن سم با 20% ،  در رده چهارم از عوامل خودکشی قرار دارد.
طبق آمار منتشر شده توسط وزارت بهداشت استان لرستان اولین رتبه و استان های مازندران و گلستان در رتبه های بعدی خودکشی  قرار دارند. بر اساس آمار دیگری، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از افزایش آمار خودکشی در ایران طی سال 1382 خبر داد. یکی از عمده ترین دلایل خودکشی در ایران فقر و افسردگی اعلام شده است. استان های ایلام، مازندران و گلستان دارای بیشترین میزان خودکشی در سال ۱۳۸۲بالغ بر 3967 (2486 زن و 1481مرد) نفر است.
به نقل از مجله بهداشت تن و روان : در سال‌های ١372- 1368 میزان خودکشی در کشور ایران  ٢ برابر گردیده در حالی که رشد جمعیت به این میزان نبوده و این امر حکایت از آن دارد که رشد خودکشی با آهنگی سریع تر از رشد جمعیت در حال افزایش  است. براساس گزارش ماهنامه فرهنگ طوس در فوریه   ١٩٩٨ ، ٦٠ تا ٨٠ درصد از خودکشی‌ها در ترکمن صحرا ، ایلام و لرستان مربوط به زنان جوان بوده در حالی که در گیلان و زنجان مردان بیشترین آمار خودکشی را دارند.
بر اساس آمار سال های 81-80 ، درحدود  63% درصد افرادی که دست به خودکشی زده اند زن و 37% درصد مرد بوده اند که فراتر از آمار سایر کشورها است در مطالعات مربوط به خودسوزی دختران ترکمن صحرا استقبال از مرگ،  تقدیر گرایانه بوده است .
درسال 80 فقط در یک بیمارستان  شیراز 94 مورد خودسوزی ثبت شد که 28 مورد خودسوزی  زیر 20 سال بودند، 64 نفر از کل مجموع متاهل بودند از نظر تحصیلی 22 نفر بی سواد، 70 نفر داریا تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دیپلم و 2 نفر تحصیلات دانشگاهی داشتند.
از سوی پژوهشگران آسيبهای اجتماعی بيشترين آمار خودكشی بين سنين ١٨ تا ٢٤ سالگی بوده است و از سال ٧٩ به اين طرف ساليانه يك هزار و ٥٠٠ نفر در استان گلستان خودكشی كرده‌اند.

 به نظر می‌رسد با توجه به پراكندگی جمعيت و تنوع قوميتها در استان گلستان پديده خودسوزی زنان، پديده‌ای حاد است .
آمار نشان داده خودسوزی زنان استان کرمانشاه بعد از پایان جنگ هشت ساله رو به افزایش گذاشته است. خودسوزی شایع ترین راه اعتراضی است که زنان استان کرمانشاه انتخاب می کنند. اعتراض به ناملایماتی که تحملش از عهده یک «انسان» خارج می شود. فقر، بیسوادی، بیکاری همسر، اعتیاد پدر، کتک ها و محرومیت ها و حبس ها و گرسنگی ها که همگی منتهی به مرگ و خودکشی زنان می شود.
علل  انگیزه های خودکشی در ایران
انگیزه خودکشی در ایران به دلایل عوامل فرهنگی و اجتماعی، اختلافات و خشونت های خانگی، ازدواج اجباری، فقر و تنگدستی، برملا شدن حقایق و اسرار ، سوء استفاده های جنسی و از دست دادن آبرو و حیثیت ، فشارهای روحی و روانی، تمایلات شدید عاطفی، اعتیاد و امروزه  استفاده از مواد توهم زا هم به آن افزوده شده  است،
ساختار فرهنگ مردسالاری خانواده های عشایر و روستایی در استان های سنتی ، که برپایه ی فرهنگ مردسالاری بنا شده، زمینه ساز وقوع این نوع زجر آور خودکشی است که برپایه همین فرهنگ، دختران وادار می شوند به ازدواج های اجباری تن بدهند که یکی از علت های خودسوزی در این مناطق محروم است. البته خودکشی در بین مردان هم وجود دارد که به علت فقر و بیکاری اتفاق می افتد.

 تحقیقی در استان لرستان نشان می دهد 85% از کسانی که اقدام به خودسوزی می کنند اختلافات خانوادگی با همسر و دیگران انگیزه این کار بوده، خودسوزی دردناکترین نوع خودکشی است که برخی از آن به عنوان فریاد کمک طلبی زنان مناطق محروم از آن یاد می کنند. خودسوزی معمولا منجر به مرگ  می شود که در صورت زنده ماندن تا آخر عمر از صدمات آن رهایی نخواهند یافت.
بی پناهی و ناامنی و خشونت،  زنان و دختران را در معرض آسیب هایی چون خودکشی و خودسوزی قرار می دهد و عواملی دیگر مشکلات اقتصادی و فقر ، شکاف میان نسل ها و گذار از جامعه سنتی به مدرنیته، مشکلات خانوادگی، اعتیاد نقش موثری در افزایش خودکشی دارد.
فرار دختران از خانه از عواقب رفتاریهای خشن مردان زندگی شان است و ادامه این روند خشونت، از زنان، افرادی سرخورده، بیمار و بدون تعادل رفتاری و روانی می سازد.
ازدواج های نامناسب که تفاوت های سنی در آن فاحش است، فرهنگ مردسالاری حاکم، ضرب و شتم و خشونت، نداشتن حق انتخاب همسر، فقر و بیکاری مردان از مقوله هایی ست که به پدیده خودکشی در زنان دامن می زند و زنان پدیده خودکشی را به عنوان تنها راه آزادی و رهایی از رنج های انسانی انتخاب می کنند  .اغلب این مردان به دلیل بیکاری به آزار و اذیت زنان و کودکان خود می پردازند. بیکاری و فقر مالی تا آنجا پیش می رود که مردان برای رهایی از آن به اعتیاد و فساد اخلاقی روی می آورند. که این در بروز هرچه بیشتر خودکشی زنان یاری می رساند.
چند همسری از دیگر عوامل خودکشی در میان زنان است و جامعه ی زنان خصوصا روستائیان به شدت در معرض خشونت هستند یک کارشناس آسیب های اجتماعی می گوید: از مجموع 174 مورد اقدام به خودکشی تنها در یکی از استان های کشور 7/74% به زنان و 3/25% به مردان اختصاص دارد.
تحقیقات نشان داده میزان خودکشی در دو گروه افراد بیکار و خانه دار رو به افزایش است و زنانی که دارای استقلال مالی و اقتصادی هستند آمار خودکشی در این زنان کاهش یافته است.
نتایج کمتر تحقیقی در یک سال گذشته درباره علت خودکشی در کشور ایران منتشر شده است اما از پژوهش های ذکر شده می شود دریافت که “اختلافات خانوادگی”،”مشکلات عاطفی”،”مشکلات اقتصادی”،”بیکاری” به عنوان دلایل خودکشی در ایران از عامل جهانی آن یعنی بیماری روحی و افسردگی پیشی گرفته اند.  این عوامل  نشان دهنده “شکاف اجتماعی و تبعیض میان زن- مرد”،”گذر از دوران سنتی –  مدرنیته “و دوران شکاف طبقاتی “سرمایه داری – فقر و بیکاری” مربوط است.
درفضای سنتی و مردسالار،  خصوصا در روستاها، وزنه اصلی مردان هستند و جایی برای شناختن حقوق زنان و استفاده از سلیقه و عقیده ، بیان فشارهای زندگی و بروز زور و خشونت و یا همدلی برای اظهار دردهای خود نمی بینند و پناهی برای مشاوره و گفت و گو یا یافتن چاره ای برای زندگی حود نمی یابد بنابراین تنها راه رهایی از این همه مصیبت را خودکشی می بیند. 

 در شرایطی که فرد احساس ناکامی می کند و در گذر از دوران درماندگی، خود را بدون حامی می‌یابد، صدمه به خویشتن و مرگ به عنوان آخرین گزینه از سوی فرد آسیب دیده انتخاب می‌شود.  وقتی در یک جامعه سنتی ، ساختارهای قبلی به هم می ریزد و جایگزینی برای آن در نظر گرفته نمی شود به طور حتم این مسئله باعث ایجاد فشار زیاد و به دنبال آن اختلالات روانی می شود.
وضعیت نابسامان جامعه برای دختران و اتفاقات ناگواری که برای دختران می افتد مانند تجاوز یا سوءاستفاده های جنسی و احساسی یکی دیگر از دلایل خودکشی است. به عنوان مثال چهار  سال پیش فیلمی از میهمانی دختران دانشجو در تبریز توسط افراد سودجو در تمام کشور تکثیر شد. این فیلم، دو تن از این دختران را از ترس آبروی خانواده و برخورد شدید پدر مجبور به خودکشی کرد.

 دختر پانزده‌ساله‌ ای که از بدگمانی‏های والدین نسبت به رفت و آمدش به ستوه آمده بود با خوردن 20 قرص اقدام به خودكشي كرد یا نوجوان ۱۶ ساله ای که در امتحانات نوبت دوم دبيرستان تجديد شده بود از ترس والدين خود را حلق آویز کرد. دختری نیز به این خاطر که پدرش از ارتباط او با پسر همسایه مطلع شده بود خود را از بالای پنجره آپارتمان مسکونی به پایین پرت کرد.
آمار نشان داده با افزایش حضور زنان درعرصه های شغلی و استقلال مالی آمار خودکشی در این جنس کاهش یافته و هرچه امکان میزان طلاق  افزایش یابد از میزان خودکشی کاسته می شود چون در افکار سنتی و مردسالار طلاق قبیح شمرده می شود و فشارهای سنتی موجود بر زنان و دختران و نبود فرهنگ باور زنان آنها را به مرحله ای میرساند که برای رهایی از شرایط و وضع موجود، خود را از حق حیات محروم می کنند و در جوامع غیر شهری و سنتی خودکشی و خودسوزی در بین زنان و دختران بیشتر رواج دارد.
مادامی که دختران 10 تا 15 سال بدلیل فقر فرهنگی و معیشتی و اقتصادی و قوانین مجازی که دست  پدر را باز گذاشته تا دختران خودد را  به ازدواج  با مردان مسن یا دارای چند همسری در آورد. تا زمانی که هیچ شرایط  و مکان امن و قانون حمایتی  برای زنان خشونت دیده وجود نداشته باشد، این وضعیت بهبود نخواهد یافت.

  در طول تاریخ از  این زنان، استفاده ابزاری شده است و وقتی اینان از زندگی پر از خشونت و مشکلات خود می بُرند و هیچ امیدی بهبود شرایط ندارند دست به خودسوزی می زنند و متاسفانه هیچ منبع و مرجع قضایی مردان و کسانی که این شرایط را بوجود آورده اند،  مقصر نمی دانند و محاکمه نمی شوند چون خود زنان دست به چنین کار زده اند و عوامل اصلی  اینگونه حوادث نادیده و پنهان باقی می ماند.
این زنان در طول زندگی پرمشقت  خود برای رهایی از زندگی حتی دستشان به طلاق نمی رسد چه رسد به بازگشت به خانه پدری که در فرهنگ سنتی و مردسالاری برای  آنها بدتر از خودسوزی است و هیچ راه دیگری جز خودکشی و خودسوزی نمی یابند.

بررسی علل و عوامل خودکشی در زنان
از بین انواع خشونت ها، خشونت روانی بیشترین ارتباط را با تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر دارد.
زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند باوجود اینکه از حمایت های خانوادگی برخوردار بودند،اما تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر داشتند.
تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر در زنانی که دارای سطوح تحصیلی دیپلم و لیسانس به بالا بودند کمتر از زنانی بوده است که دارای سطوح تحصیلی زیر دیپلم می باشند.
درآمد و عوامل اقتصادی رابطه ای با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رساندن به همسر نداشته است.
اعتیاد، همسرآزاری و آگاهی نداشتن نسبت به حقوق اجتماعی و قانونی، بیکاری، رفتارهای خشونت بار، فروش اموال و جهیزیه زن و حتی سرقت اموال خانواده توسط همسر، اجبار زن به انجام امور خلاف قانون برای کسب درآمد جملگی از پیامدهای اعتیاد و از مشکلات زنان جامعه است .
بسیاری از زنان حتی کمترین آگاهی از حقوق خود ندارند و با مراجعه به مراجع قضایی شوراهای حل اختلاف پس از راهنمایی و مشورت به وظایف خود آشنا می شوند.

ازدواج های نامناسب که تفاوت های سنی در آن فاحش است ، فرهنگ مردسالاری حاکم ، نداشتن حق انتخاب همسر ، فقر و بیکاری مردان را از مقوله هایی است که به پدیده خودکشی در میان زنان دامن زده است و دراین شرایط پدیده خودکشی به عنوان تنها راه آزادی و رهایی از رنج های انسانی بروز کرده و ادامه می یابد.
البته در این میان باید به ضرب و شتم زنان توسط مردانشان و فقر اقتصادی آنان نیز در افزایش میزان خودکشی زنان اشاره کرد.اغلب این مردان به دلیل بیکاری به آزار و اذیت زنان و کودکان خود می پردازند.بیکاری و فقر مالی تا آنجا پیش می رود که مردان برای رهایی از آن به اعتیاد و فساد اخلاقی روی می آورند.
چندهمسری از دیگر عوامل خودکشی در میان زنان است  و جامعه زنان به خصوص روستاییان به شدت در معرض خودکشی هستند.
براساس یافته های آماری پژوهشی که توسط سازمان بهزیستی انجام گرفته است این خودکشی ها به لحاظ سنی بالاترین میزان در گروه سنی 20 تا 29 سال و سپس 10 تا 19 سال در میان زنان است.
از مجموع 174 مورد اقدام به خودکشی در یکی از استانهای کشور 7/74درصد به زنان و3/25 درصد به مردان اختصاص دارد.
درفضای جامعه بخصوص روستاها وزنه اصلی مردان هستند و جایی برای شناختن حقوق زنان و استفاده از سلیقه و عقیده آنان وجود ندارد.

از این تعداد خودکشی 43 درصد موفق و 57 درصد ناموفق بوده است و عمق مساله آنگاه وحشتناک تر می شود که به نوع خودکشی ها توجه شود.

شیوه خودکشی زنان خشن تر و بی رحمانه تر است به طوری که 98 درصد خودکشی های موفق به صورت خودسوزی بوده است.
در این میان خودکشی زنان متاهل 92 درصد گزارش شده است و ازدواج های اجباری ، فقر مادی و فرهنگی و تعداد زیاد جمعیت خانواده از عوامل عمده این ناهنجاری به شمار می رود.
لازم به ذکر است تا مادامی که دختران 10 تا 15 سال به دلیل فقر فرهنگی و معیشتی به ازدواج مردان بالای 50 سال یا افراد دارای 2 یا 3 همسر درآیند وضعیت بهتر از این نخواهد بود.
این دختران دیروز بعد از ازدواج زنانی هستند آزار دیده و بریده از زندگی پرمخاطره و اجتماع و کسانی که از حقوق خود بهره ای نگرفته و در طول زندگی از آنها استفاده ابزاری شده است و با رسیدن به این تزلزل به جای خودسازی خودسوزی را انتخاب می کنند.
هیچ مرجعی مردان این زنان را مقصر نمی شناسد و هیچ برخورد قانونی با مسببان این نوع حوادث صورت نمی گیرد زیرا زنان خود خواستند مرتکب چنین عملی شده اند.
این زنان جایگاهی برای بیان فشارهای زندگی و بروز زور و خشونت و یا همدلی برای اظهار دردهای خود نمی بینند و پناهی برای مشاوره و گفت و گو تا یافتن چاره ای برای زندگی حود نمی یابد بنابراین تنها راه رهایی از این همه مصیبت را خودکشی می بیند.
این زنان در طول زندگی پرمشکل خود برای رهایی از زندگی حتی دستشان به طلاق نمی رسد چه رسد به بازگشت به خانه پدری که نگاه آنها بدتر از خودسوزی است.
علت و علل خودکشی
بررسی علت و علل خودکشی در افراد به عنوان نشانه‌هایی از عدم احساس امنیت فردی از آنجا که یکی از جرایمی است که در اروپا و امریکا رقم بالایی را در میان سایر جرایم به خود اختصاص داده است، معضل پیشروی بسیاری از کشورهای جهان است. در آمریکا همه ساله حداقل 30 هزار جوان به دلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف، دست به خودکشی می‌زنند و در کشور فرانسه نیز روزانه 438 تن به دلایل مختلف اقدام به خودکشی می‌کنند.

آسیب‌پذیری شخصیت در اقدام کنندگان به خودکشی؛ افسردگی، فقر، اعتیاد و اختلافات خانوادگی همچنان قربانی می گیرد   بررسی علت و علل خودکشی در افراد به عنوان نشانه‌هایی از عدم احساس امنیت فردی از آنجا که یکی از جرایمی است که در اروپا و امریکا رقم بالایی را در میان سایر جرایم به خود اختصاص داده است، معضل پیشروی بسیاری از کشورهای جهان است.

 در آمریکا همه ساله حداقل 30 هزار جوان به دلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف، دست به خودکشی می‌زنند و در کشور فرانسه نیز روزانه 438 تن به دلایل مختلف اقدام به خودکشی می‌کنند. 

میزان اقدام به خودکشی در چند کشور اروپایی دیگر از جمله سوئیس و سوئد حدود 18 تا 25 در یکصد هزار و در مجارستان 58 در یکصد هزار تن گزارش شده است.

هر چند بنابر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی جامعه ایرانی نیست، اما بررسی آمار خودکشی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با آمار فزاینده‌ای در برخی از استانها مواجه هستیم، به طوری‌که طبق نتایج بدست آمده از پژوهش‌های صورت گرفته استان ایلام بالاترین آمار اقدام به خودکشی و سمنان پایین‌ترین شاخص اقدام به خودکشی موفق را به خود اختصاص داده‌اند. 

 همچنین بنا بر تحقیقات انجام شده، بیشترین اقدام به خودکشی در مردان بین سنین 20 تا 25 ساله و در زنان بین سنین 16 تا 20 ساله بوده است. به عبارت دیگر گر چه مردان کمتر از زنان اقدام به خودکشی می‌کنند اما خودکشی واقعی در بین آنها که منجر به مرگ شده باشد، سه برابر زنان بوده است.

 این موضوع بیانگر آن است که گرچه مردان کمتر از زنان اقدام به خودکشی کرده‌اند ولی آن عده که به این عمل مبادرت می‌ورزند به واقع خواهان مرگ هستند. در حالی‌که کارشناسان، «افسردگی» را اصلی‌ترین عامل خودکشی می‌دانند اما در برخی استانها «اختلافات خانوادگی» مهمترین عامل ذکر شده است.

همچنین افزایش خودکشی در میان جوانان حاکیست، احساس یاس، پوچی و سرخوردگی به عنوان آفتی خطرناک، سلامت سرمایه‌های زرین کشور را تهدید می‌کند.

 تصمیم برای ارتکاب رفتار خودکشی ممکن است تکانشی ، بدون اندیشیدن قبلی کافی بوده یا نتیجه نشخوار ذهنی طولانی باشد . برخی از جامعه شناسان انگیزه‌های اقدام به خودکشی در افراد را در درون جامعه جست وجو کرده و بر این باورند که این امر تا زمان تغییر مشخصات و مختصات اقتصادی، اعتقادی، بهداشتی و آموزشی وجود دارد و این بدان معنا است که جامعه زمان زیادی بعد از این را نیز باید شاهد مرگ خودخواسته باشد.

در این میان به نظر می‌رسد، سال‌ها تحقیق و پژوهش برای بررسی علل و عوامل اجتماعی و روانی بروز رفتار اقدام به خودکشی و شناسایی محرک‌های اصلی همچون آسیب‌هایی همچون اعتیاد، فقر، اعمال خشونت شدید روانی و فیزیکی، افسردگی، اختلال شخصیتی و اختلافات خانوادگی و… در شرایطی که فرد در معرض خودکشی، دچار احساس ناکامی شده و در گذر از تئوری درماندگی، خود را بدون حامی می‌یابد، صدمه به خویشتن و مرگ به عنوان آخرین گزینه از سوی فرد آسیب دیده انتخاب می‌شود.

این در حالیست که علیرغم تلنگر‌های تحقیقاتی و اعلام  خطر در رابطه با اینکه خودکشی ، سومین عامل مرگ در میان نوجوانان و هفتمین عامل مرگ در میان جوانان است، هنوز مسؤولان در پی چاره‌اندیشی در خصوص پیشگیری از وقوع خودکشی به طور منسجم برنیامده‌اند، به طوری‌که طرح این پرسش همچنان به اعلام راهکارهای مشاوره‌ای ختم می‌شود، بی‌آنکه به صورت منسجم برای آن برنامه‌ریزی صورت بگیرد. 

 دکتر افروز رییس سازمان روانشناسی ایران در گفت‌وگو با خبرنگاران با تأکید بر این‌که افرادی که دارای شخصیت منفعل و آسیب‌پذیری هستند، بیشتر دست به خودکشی و خودآزاری می‌زنند، افزود: بر این اساس این عده به جای حل مشکل، سعی در حذف صورت مسأله‌ می‌کنند، چراکه می‌خواهند با خودکشی مشکل را متوجه دیگران کنند. 

وی تصریح کرد: از این رو این‌گونه افراد، اغلب با انتخاب شیوه‌های جنجال برانگیز در خودکشی نسبت به آسیب‌های و مشکلات پیشرو اعتراض اجتماعی خود را بیان می‌کنند.

افروز اضافه کرد: خودکشی زمانی رخ می‌دهد که فرد علاوه بر عدم تجربه دلبستگی امن، در لحظات بحرانی زندگیش، خود را تنها و بی‌حامی احساس می‌کند و چون از نظر توانایی شخصیتی، تحمل ناکامی و حل مشکل را ندارد، با از دست دادن انگیزه‌های حیاتی، مثبت اندیشی و امیدواری به بن‌بست خودکشی می‌رسد. 

وی گفت: این در حالیست که امروزه به دلیل پیچیدگی‌های روابط اجتماعی، یافتن راههای صحیح ارتباطی می‌تواند در کاهش بروز این آسیب اجتماعی نقش مهمی را ایفاء کند.

همچنین دکتر محمد تقی جغتایی، در این باره به خبرنگاران گفته است: نتیجه سال‌ها تحقیقات پژوهشگران برای شناسایی آسیب‌های اجتماعی در وقوع خودکشی نشان می‌دهد برگزاری جلسات روانشناسی برای افرادی که در فقر به سر می‌برند یا خودشان و اعضای خانواده‌اشان در گرداب اعتیاد گرفتارند، نمی‌تواند تبدیل به راهکار شود، بلکه اقدام مؤثر، فقرزدایی و جلوگیری از گرایش افراد به مصرف مواد مخدر است. 

وی راههای پیشگیری از وقوع خودکشی را وابسته به عواملی همچون منطقه جغرافیایی، بررسی فرهنگی، روش‌های برگزیده جمعی در اقدام به خودکشی دانست و اظهار کرد: بر این اساس روانشناس و مددکار باید در جهت هدایت ذهنی و روانی افراد در معرض خطر به منظور جلوگیری از وقوع حادثه وارد عمل شود. 

وی با اشاره به پدیده خودسوزی در میان زنان ایلامی به عنوان یک نمونه آماری کشور اظهار می‌کند: عالی‌ترین پاسخی که از اقدامات صورت گرفته در ایلام به دست آمد، کاهش آمار خودسوزی زنان در طی ماههای فعالیت تیم‌های مشاوره در منطقه بود، به طوری‌که فعالیت و تمرکز چند ارگان همچون استانداری، سازمان بهزیستی و … به پیشگیری از ادامه روند انجامید.

وی مهمترین علل موفقیت در زمینه پیشگیری از وقوع خودکشی در کشور را پذیرش خدمات مشاوره‌ای از سوی افکار عمومی ذکر کرد و افزود: در حال حاضر تنها راه پیشرو شناسایی و هدایت افراد آسیب پذیر در مقابل پدیده خودکشی از طریق مشاوره‌های روانی است. هنوز امکان شناسایی افراد آسیب پذیر در مقابل خودکشی و تمرکز خدمات مشاوره‌ای وجود ندارد.

دخترها بيشتر اقدام به خودكشي مي‌كنند
60 درصد اقدام به خودكشي‌ها بين دختران 15 تا 19 ساله انجام مي‌شود.به گزارش ايسنا تحقيقي كه در دانشگاه علوم پزشكي گيلان انجام شد، نشان داد حدود 23 درصد 240 فردي كه خودكشي كرده بودند، مشكلات خانوادگي و عاطفي داشته‌اند.گفتني است سومين عامل مرگ نوجوانان و هفتمين دليل از دست رفتن جوانان خودكشي است.
کمبود اعتماد به نفس و افسردگی

کمبود اعتماد به نفس دلیل قطعی افسردگي  نیست اما بر اساس تحقیقات مختلف ثابت شده است که این دو پا به پای هم پیش می روند و سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگی نسبت داده است.

1- کمبود اعتماد به نفس باعث می شود که شما تبدیل به دشمن ارزش های شخصیتان شوید. افکاری مانند: ” اگر فقط کمی زیباتر بودم، اگر ورزشکار خوبی بودم، اگر جذاب و معروف بودم، اگر از پس درست کردن این بر می آمدم و … ” باعث خراب شدن کل زندگی شما می شوند. حتی اگر دیگران هم برای شما ارزش قائل شوند، صداهایی که دائما در گوش شما می پیچند باعث از بین رفتن آن ارزش ها می شوند. درست مثل نوشته های جوليا رابرتز در کتاب خود با عنوان “زن زیبا” که گفته افکار منفی خیلی سریع تر به درون ذهن شما نفوذ می کنند.
افکار منفی ملکه ذهن شما می شوند و شما  به همین دلیل نسبت به مشکلات موجود بی توجه می شوید و به صورت بخش جدانشدنی زندگی روزمره شما در می آیند. بر طبق آمار، سازمان جهانی بهداشت و درمان اعلام کرده است که تنها 25 درصد از کل افرادی که در سطح جهان مبتلا به بیماری افسردگی هستند تحت درمان مناسب قرار می گیرند.

2- کمبود اعتماد به نفس در نوجوانان را جدی بگیرید زیرا در موارد بسیاری منجر به خودکشی می شود. در حال حاضر سومین عامل مرگ و میر در جهان خودکشی است که درصد عمده ای از آن به دلیل فقدان اعتماد به نفس روی می دهد.

3- کمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگی شغلی بزرگسالان تاثیر منفی می گذارد و قابلیت اجرایی آنان را کاهش می دهد بلکه در زندگی خانوادگی آنها نیز تاثیر گذاشته و باعث می شود که نسبت به شریک زندگی خود بی میل شوند و از قبال وظایف خود نسبت به فرزندان نیز در بمانند. فقدان اعتماد به نفس در کلیه امور زندگی انسان تاثیر می گذارد. این امر باعث می شود که فرد متحمل فشار رونی زیادی شود.

بررسی وضعیت خودکشی به روش خودسوزی در زنان 
در «گزارش ملی خشونت علیه زنان» که سال 79 از سوی نهاد ریاست جمهوری ایران منتشر شد، آمار خودکشی زنان در استان‌های گهکیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان بسیار بالاتر از میزان کشوری گزارش شده است.

در کرمانشاه معضل اصلی روش‌هایی است که زنان برای خودکشی انتخاب می‌کنند؛ این روش‌ها معمولا عبارتست از:

خودسوزی یا خوردن سموم قوی کشاورزی، همچون سم کشنده سوین. این تنها یک دلیل دارد و آن هم تصمیم قطعی است برای مردن.

بنابر آمار به دست آمده زنان متاهل بیش از دختران مجرد اقدام به خودکشی‌های قطعی می‌کنند.

علل خودکشی دختران مجرد معمولا اعمال فشار از سوی خانواده، تجاوز جنسی، تهدید و ارعاب، احساس پوچی و عدم توجه خانواده است.

خودکشی اکثر این دختران را می‌توان به گریه نوزادی تشبیه کرد که وقتی نیازش برآورده نمی‌شود، سعی می‌کند با جیغ زدن توجه دیگران را برای برآورذن نیازش جلب کند.

زهره  با خوردن چند قرص آرام بخش اقدام به خودکشی کرده، در باره علت کارش می‌گوید: «مامان خیلی به من گیر میده، تمام آزادی‌های من رو محدود کرده، تحمل این شرایط برام ممکن نبود.»

اما تنها این موضوع نیست، زهره به خاطر عدم موفقیت در کنکور از سوی خانواده تحقیر شده بود.

اما یک روانشناس معتقد است دلیل اصلی خود‌کشی زنان متأهل بی‌پناهی در جامعه است.

وی افزود: زشت بودن طلاق در جامعه، عدم حمایت درست خانواده در صورت جدایی و ترس از  بدتر شدن شرایط در صورت طلاق، سبب می‌شود زن در حالتی قرار بگیرد که دیگر نخواهد زنده بماند.
اما در کتاب «زنان خود سوخته» نوشته پروین بختیار نژاد، بالا رفتن سطح آگاهی زنان و اطلاع از اینکه چه حقوقی از آنان ساب شده و عدم توانایی زنان برای تغییر وضع موجود از علل  اقدام به خودکشی دانسته شده است .
 
اما چرا خود سوزی؟ آیا خود سوزی به شکل ناخودآگاه یک حرکت اکتسابی است ؟

برخی از کارشناسان معتقدند که خود سوزی در خود یک نوع اعتراض نهفته دارد و در حقیقت بر خلاف رو ش‌های دیگر همچون خوردن قرص یا حلق‌آویز کردن که آرام و بی‌سر و صدا صورت می گیرد. خود سوزی یک فریاد بلند است در اعتراض به وضع موجود.

اما آنچه در نتیجه صحبت با تعداد متعددی از زنان خود سوخته به دست آمده نشان از اکتسابی بودن این شیوه از دیگران دارد. وقتی از میترا دختر 23 ساله ای که پس از خود سوزی زنده مانده می پرسم چرا خود سوزی؟

می گوید: وقتی بچه بودم زن همسایه مان خودش را آتش زد و مرد. فکر کردم بهترین راه همین است”

آخرین تنحقیقات به عمل آمده در خصوص خود سوزی زنان که مربوط به اواخر سال 82 است استان کرمانشاه را با 1/13درصد پس از استان ایلام در مقام دوم کشوری قرار داده است.

این در حالی است یک گزارش با مقایسه آمار خود سوزی زنان در سال های بین 80 و 83 رشد 37 درصدی خود سوزی زنان در استان کرمانشاه را در مقابل رشد 30 درصدی ایلام قرار داده است . (روزنامه ایران 20/5/83) علاوه بر این نیز آمار خود سوزی در استان کرمانشاه در سال های اخیر نیز رشدی صعودی داشته است. حتی چندی پیش به صورت غیر رسمی اعلام شد که شهرستان اسلام آباد غرب رتبه بالایی در خود سوزی زنان در کشور ایران را دارد لازم به ذکر است یکی از علل مهم خودکشی در شهرستان های استان کرمانشاه را می توان به مسائل روانی ناشی از ۸ سال جنگ تحمیلی مربوط دانست.

اینها همه نمونه ای از توسعه ناموزون است، توسعه ای که به جای پیشرفت، سبب ایجاد بحران شده است. بحرانی که بسیاری در آن برای رها شدن از آن تنها می توانند بمیرند.

قبح و زشتی عمل خودکشی سبب شده نه تنها خانواده ها از گزارش اینگونه مسائل خودداری کنند بلکه مراکز و سازمان های مسئول هم با پنهان کردن گزارشات خود سعی در حذف صورت مساله داشته باشند. آمار خوذکشی و خودسوزی از دید دانشگاه علوم پزشکی و سازمان بهزیستی محرمانه و امنیتی تلقی می شود.

بدست آوردن این آمار کار چندان سختی نیست، فقط کافی است که چند روز به عنوان ملاقات سری به بخش سوختگی بیمارستانهای سوانح و سوختگی در یک شهر زد و با کمی نشان دادن علاقه و کمجکاوی آمار مربوط به یک سال گذشته را به دست آورد.

متاسفانه این آمار اصلا رضایت بخش نیست . با کنار هم قرار دادن آمار و ارقام بدست آمده از این تحقیقات  ، دورنمای وضعیت خودکشی به شکل خودسوزی در  زنان را می توان اینگونه عنوان کرد:

– در زنان گروه سنی بالاتر از 5 سال بیش از 65 درصد کل سوختگی ها عمدی است.
– بیشترین شیوع خودسوزی در گروه سنی 15 تا 24 سال می باشد، که بیشتر از 52 درصد کل سوختگی هاست.
– در کل موارد خوذسوزی 85 درصد مونث اند.
– در صد خودسوزی این افراد بین 40 تا 90 درصد است.
– کف سن خودسوزی در استان کمتر از 12 سال است.
– متوسط سن خودسوزی 12 تا 38 سال است.
– عامل سوختگی در اکثر موارد آتش و تنها در کمتر از 3 درصد از مایع داغ استفادع شده است.
– عامل مشتعل کننده در روستاها و شهرهای کوچک بیشتر نفت و در مرکز استان بیشتر بنزین است.
– بیشتر از 60 درصد زنان خودسوزی کرده متاهل بودند.
– احتمال مرگ در صورت خودسوزی در حدود 90 درصد است.
به طور کلی می توان گفت که در صورتی که یک خانم بیش از 15 سال سن و بیش از 30 درصد سوختگی داشته باشد، احتمال عمدی بودن سوختگی بیش از 70 درصد است.

این درصورتی است که منبع اعلام عمدی بودن سوختگی همراهان بیمار  و یا خود وی بوده اند.

نتیجه یک تحقیق علمی نشان می دهد که بیش از 85 درصد خودکشی های منجر به مرگ در بین زنان استان کرمانشاه خودسوزی بوده است.

بررسي روند تغييرات برخي ويژگيهاي موارد خودكشي و اقدام به خودكشي در استان ايلام طي سالهاي 80-73

خودكشي و اقدام به خودكشي در استان ايلام از سال هاي پس از جنگ شدت گرفت.

به منظور برسي علمي روندهاي حاكم بر اين پديده طي سال هاي 80-73 ،تحقيقي – توصيفي – تحليلي تحت عنوان ((بررسي روند تغييرات برخي ويژگيهاي موارد خودكشي و اقدام به خودكشي در استان ايلام طي سالهاي 80-73)) به وسیله فرخ لقاء جمشيدزاده  طراحي گرديده و در آن سعي شده كه روند حاكم بر تغييرات نرخ وضعيت خودكشي در طي يك دوره 8 ساله بررسي شود.

جامعه آماري تحقيق كليه موارد ثبت شده خودكشي اعم از موفق و ناموفق طي سالهاي 80-73 در استان ايلام بوده و لذا نمونه گيري بعمل نيامده و در نتيجه از شاخص ها ي مركزي براي تحليل سئوالات آزمون استفاده گرديده است.

همچنين براي سنجش وجود رابطه معنادار بين متغيرهاي تحقق و آزمون فرضيات ذيربط از آزمون X2 و براي تشخيص روند حاكم بر نرخ خودكشي در استان ايلام و نيز تشكيل معادله خط پيش بيني با استفاده از تجزيه و تحليل سري هاي زماني اقدام گرديد.اطلاعات مورد نياز با مطالعه كامل پرونده هاي ارسالي افراد از بيمارستان ها فرمانداري ها و نهادهاي نظامي و انتظامي به حوزه معاونت فرهنگي پيشگيري بهزيستي استان كسب و جمع آوري گرديده است.

تجزيه و تحليل داده ها تحقيق نشان مي دهد كه نرخ خودكشي موفق و اقدام به خودكشي در استان بيشتر از متوسط جهاني و كشوري بوده و ميزان آن در دوره مورد نظر در حال افزايش بوده است و همواره نسبت اقدام به خودكشي بيشتر از خودكشي موفق بوده است.

نسبت خودكشي موفق و اقدام به خودكشي در ميان زنان بيشتر از مردان بوده است و روند منحني خودكشي موفق براي مردان يك روند افزايشي مي باشد و مي توان رابطه معناداري ميان دو متغير فوق بيان كرد. داده هاي تحقيق نشان از بيشتر بودن ميزان خودكشي موفق در بين افراد روستايي نسبت به افراد شهري مي دهد ولي نسبت اقدام به خودكشي ميان افراد شهري بيشتر از افراد روستايي مي باشد. همچنين نرخ خودكشي موفق و اقدام به خودكشي در اكثر سالهاي دوره مورد بررسي و در بين افراد مجرد بيشتر از افراد متاهل مي باشد.

دو گروه شغل افراد بيكار و زنان خانه دار آسيب پذيرترين قشر بوده و ميزان اقدام به خودكشي و خودكشي موفق در آنان بيشتر از ساير گروه هاي شغل مي باشد. ميزان خودكشي موفق در بين افراد بي سواد بيشتر از باسواد بوده و مي توان گفت كه اين متغير با همديگر ارتباط دارند. همچنين نتايج اين تحقيق بيانگر بيشتر بودن نرخ خودكشي موفق و اقدام به خودكشي در بين دو گروه سني 19-15 و 24-20 سال مي باشد و ميانگين براي افراد خودكش موفق 26/67 و براي افراد اقدام كننده خودكشي 24/22 سال مي باشد.

بيشترين ميزان خودكشي موفق در ماه هاي ارديبهشت،خردادو شهريور و بيشترين اقدام به خودكشي در ماه هاي خرداد،تير و مرداد بوده است.در بين افراد خودكش موفق،خودسوزي و در بين افراد اقدام كننده به خودكشي استفاده از قرص و سم بيشترين روش خودكشي را به خود اختصاص داده است .

شهرستان هاي دره شهر و آبدانان بيشترين ميزان خودكشي موفق و شهرستان ايلام كمترين ميزان را به خود اختصاص داده اند و شهرستان هاي ايوان درده شهر بيشترين ميزان اقدام به خودكشي و شهرستان هاي دهلران و مهران كمترين ميزان را در سطح استان داشته اند

 اين پايان نامه با شماره 625 در كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي ارائه گرديده شده است. 

بررسی موارد خودکشی در کشور تاجیکستان

ظرف یک سال اخیر در تاجیکستان 632 مورد خودکشی ثبت شده است که این رقم در مقایسه با ارقام سالهای قبلی حدود ده درصد افزایش نشان می دهد.

خشونت در محیط خانوادگی، فقر و بیکاری از علل اصلی این پدیده نامطلوب عنوان شده است.

افرادی که دست به خودسوزی می زنند معمولاً در درمانگاه سوختگی شهر دوشنبه مداوا می شوند.

فیضی گل، ساکن 25 ساله ناحیه یاوان در جنوب تاجیکستان می گوید که در خانواده شوهرش مکرراً مورد ازیت و آزار قرار داشته است و ضرب و شتم شوهرش او را وادار به خودکوشی کرده است.

فیضی گل می گوید: “شوهرم آدم بدی بود که من را کتک می زد، خیلی اذیت کشیدم و مجبور به خودکشی شدم”.

پزشکان درمانگاه سوختگی می گویند که بیشتر بیماران را دختران و زنان بیست تا چهل ساله تشکیل می دهند که عمدتاً به دلیل خشونت خانوادگی خود را آتش زده اند.

خیرالنسا یوسفی، رئیس کمیته زنان تاجیکستان در نشستی خبری در شهر دوشنبه گفت که در درمانگاه سوختگی شهر دوشنبه ضمن عیادت 36 زنی که دست به خودسوزی زده اند، علل این امر را جویا شده است.

خانم یوسفی گفت: “زنان و دختران برای مسئله های جزئی دست به خودکشی می زنند، مثلاً مادرشو (مادرشوهر) به عروس گفته است که به فرزندانت شیر مصنوعی (شیرخشک) نده، عروس از این ناراحت شده و خود را آتش زده است، اگر این از یک سو پایین بودن معرفت حقوقی زنان بود، از سوی دیگر این مناسبت و رفتار درشت مادرشوهر به عروس است.”

از سوی دیگر، گلچهره میرزایوا، رئیس سازمان غیردولتی مادر، فقر، بیکاری و خشونت خانوادگی را از علل موارد خودکشی زنان عنوان کرد.

“بیشتر دختران در مناطق روستایی از آموزش در مدارس در کنار مانده اند و والدین عمدتاً این افراد را بزودی به شوهر می دهند، ازدواج برمحل و زندگی و محیط ناسالم خانواده شوهران نیز دختران را به خودکشی وادار می کند.”

زیبا شریف اوا، مسئول سازمان زنان حقوقدان تاجیکستان به نوبه خود می گوید که اخیراً موارد خودکشی میان همسران مهاجر کاری افزایش یافته است.

به گفته خانم شریف اوا عده زیاد همسران مهاجران تاجیک که برای دریافت کار به خارج از کشور سفر کرده اند، امکان سرابانی (سرپرستی) خانواده را ندارند و از سوی والدین شوهر مورد خشونت قرار می گیرند.

خانم شریف اوا افزود: “شوهران زنها برای کار به روسیه، قزاقستان و کشورهای دیگر می روند، آنها با والدین شوهرهای خود زندگی می کنند، در برخی موارد والدین شوهر می گویند که ما تو و فرزندانت را سرابانی (سرپرستی) کرده نمی توانیم، در این مورد نیز زنها رهایی را از این بن بست در خودکشی می بینند.”

ضمناً، مسئولان کمیته زنان تاجیکستان ابراز داشتند که پیش نویس قانون جلوگیری از خشونت در خانواده بار دیگر برای بررسی به حکومت این کشور پیشنهاد شده است.

در این سند برای بار نخست در تاجیکستان برای اعضای خانواده ای که زن را اذیت و آزار می دهد، مجازات پیش بینی شده است.

همچنین، طبق پیش نویس این قانون زنانی که در خانواده مورد خشونت قرار می گیرند می توانند برای مدتی در پناهگاههای مراکز بحرانی دولتی به سر برند.

تصویب این قانون طول چندین سال اخیر به دلایل مختلف، از جمله کمبود بودجه دولت برای حمایت از اجرای این قانون به تعویق افتاده است.

تعداد زنان و دختران افغان که با دست زدن به خودسوزی به زندگی خود پايان می دهند، رو به افزايش است.
در حال حاضر بر اساس آمار ارايه شده از سوی کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، بيشترين خود سوزی زنان در ولايت قندهار انجام می شود.

اين در حالی است که سال پيش گزارش های مبنی بر افزايش آمار خود سوزی در هرات منتشر شده بود.

به گفته ريچارد بنت مشاور حقوق بشر دفتر نمايندگی سازمان ملل متحد در کابل، در تنها بيمارستان چهل تخت خوابی زنان در ولايت قندهار ، فقط در دو ماه  ۲۹ پرونده خودکشی که ۲۰ مورد آن پرونده های خودسوزی زنان است ثبت شده است.

وزارت صحت (بهداشت) افغانستان، عامل عمده خودسوزی زنان را خشونتهای خانوادگی می دانند.

همچنین  براساس تحقيقات اخير يونيفام   65 درصد از 50 هزار بيوه زن افغان دركابل خودكشي را تنها راه نجات از بدبختي هاي روزانه خود مي دانند! اكثريت زنان قرباني خشونت رواني و جنسي هستند.  

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان اعلام کرد که بر اساس آمار رسمی  ۱۰۱ زن در افغانستان برای رهایی از مشکلات خانوادگی طی سال ۱۳۸۵  اقدام به خودکشی کرده‌اند که علت اصلی نهفته در پشت این خودکشی‌ها ازدواج‌های اجباری و مشکلات خانوادگی است، اما از آنجایی که بسیاری از زنان افغان و بستگان آنها از ترس موارد مختلف خودکشی را گزارش نمی‌دهند این آمار قطعا بیش از این خواهد بود. نکته مهمتر این است که در استانهایی که همجوار پاکستان است ( مانند ولایت پکتیا  ) اصلا موارد خودکشی گزارش نمی گردد و اصولا قدرت دولت مرکزی در آنجا کم رنگ است و دولت اطلاعی از آمار ها ندارد.

لازم به ذکر است از بدرفتاری های جنسی، قاچاق دختران، ازدواج های اجباری، ضرب و شتم و بدور نگهداشتن زنان از آموزش و خدمات درمانی، به عنوان بارزترين نمونه های خشونت عليه زنان در افغانستان ياد می شود .
 

بحران خودکشی چیست و چگونه با آن برخورد کنیم

بسياري از مردم در دوره اي از زندگي خود به مرگ فكر كرده اند ولي تعداد بسيار كمي از آنها واقعاً به خودكشي عمل مي كنند.

بحران خودكشي تجربه اي مغشوش كننده, دردناك و سخت است. براي بيرون آمدن از بحران خودكشي, تعيين عوامل ايجاد كننده بحران, فهم احساسات شخص خودكشي كننده و مواجهه با افكار خودكشي گرا مسائل بسيار مهم و اساسي هستند.
چه چيزي به بحران خودكشي منجر مي شود؟
يك بحران خودكشي معمولاً توسط يك تجربه آسيب زا و يا مجموعه اي از تجارب كه احساس ارزشمندي شخص را پايمال مي كنند, ايجاد مي شود. اين تجارب شامل يك فقدان اساسي, ناكامي در نيل به اهداف شخصي و يا مشكلات شخصي دراز مدت مي باشند. زماني كه نظام مقابله اي شخص قادر به رويارويي با تجارب منفي زندگي نباشد, افسردگي و يأس ناشي از آن مي تواند شخص را به افكار خودكشي آسيب پذير نمايد.
 احساسات شخص خودكشي كننده
عموماً شخص در معرض خودكشي به دليل احساس بيگانگي از تعاملات اجتماعي كناره گيري مي كند. او در پس انبوه جمعيت احساس انزوا و تنهايي مي نمايد. نيروي لازم براي عملكردهاي روزانه كاهش مي يابد. احساس خستگي و نوسانات خلقي ايجاد مي شوند. خواب, خوراك و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج مي گردند. شخص ممكن است بدليل سخت و غير قابل تحمل بودن الزامات زندگي از خوردن خودداري كند, در خواب مشكل داشته باشد, كلاس درس يا كار خود را فراموش كند و از آرايش ظاهري خود غفلت نمايد. عواطف خشم, آسيب و غمگيني احساس نااميدي و درماندگي فرد را در بر مي گيرد.
شيوه هاي مواجهه با افكار خودكشي
در زير چند راهبرد جهت مواجهه با معماي بحران خودكشي ذكر شده است. نكته كليدي براي پيشرفت از طريق اين حالت, برقرار كردن رابطه با يك شخص و مشاركت در يافتن راههاي جايگزين جهت (توجيه) زندگي (زنده ماندن) است.
 1)  ترسها، ناكامي ها و نگراني هاي خود را با والدين, دوست, همسر, استاد, مشاور يا يك روحاني در ميان بگذاريد. اگر شما راه حلي براي مشكلات نداريد به اين معني نيست كه براي آن مشكلات ديگر هيچ راه حلي وجود ندارد. ابراز افكار و احساساتتان آغاز كننده فرايندي است كه از طريق آن نيرو, اميد و احساس ارزشمندي مجدداً ايجاد شده و به كشف راه حل هاي ديگر جهت حل و فصل بحران منجر مي گردد. اگر افكار خودكشي پيش از چند روز طول كشيد, كمك حرفه اي و تخصصي الزامي خواهد بود.

                                 
2)   آنچه را كه موجب ناراحتي شما مي شود بطور مشخص بنويسيد. علاوه بر اين, چگونگي رويارويي تان با مشكلات را معين كنيد. با مشخص كردن آنچه جهت مقابله با يك موضوع خاص انجام مي دهيد, دريچه ذهن خود را براي راه حلهاي ديگر باز مي گذاريد.
 
3) افكار مثبت را جايگزين افكار منفي كنيد. اگر شما بطور دائمي درباره نقائص, تقصيرها و بدبياري هاي زندگي خود تعمق و تفكر نمائيد، خود پنداره و نگرشي منفي در مورد آينده را دروني خواهيد كرد. تمركز بر اسنادها, توانايي ها و مشاركت هاي شخصي مثبت, نگرشي متعادل در  مورد خود و توانايي هايتان ايجاد خواهد كرد. در بعضي اوقات جهت ايجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنيد.

 4)كساني را كه در صورت كشتن خودتان زندگي آنها آسيب خواهد ديد, مشخص كنيد. تعيين اينكه آيا كسي در زندگي خود به شما نيازمند است, كاري سخت است. بهرحال, ما همه در شبكه هاي اجتماعي درگير هستيم و در هر لحظه از زمان شخصي وجود دارد كه رابطه اي معني دار با شما داشته باشد.

در نظر داشته باشيد كه شما به حساب مي آئيد (براي ديگران مهم هستيد), ارزشمنديد و استحقاق اين را داريد كه چيزها را بهتر سازيد.
زندگي در دوره هايي از زمان سخت مي گردد, همه فراز و نشيب دارند. يك بخش از خوبي زندگي در اين است كه شما اميدواريد فردا بهتر از ديروز خواهد بود.
اگر شما از افسردگي, نااميدي و افكار خودكشي در رنج هستيد, مطمئن باشيد كه مراجعه به متخصصين بهداشت رواني براي شما بسيار كمك كننده خواهد بود
 

گروه‌هاي در معرض خطر خودکشي

افراد زير بيشتر در معرض خطر خودکشي قرار دارند:

– افسرده‌اند و افکار نوميد کننده دارند.

– سابقه اقدام به خودکشي دارند.

– سابقه اقدام به خودکشي در يکي از اعضاي خانواده آنها وجود دارد.

– در خانواده آنها درگيري و اختلافات خانوادگي وجود دارد.

– مشکلات قانوني در امور مربوط به خود دارند.

– در زندگي و يا تحصيل شکست خورده‌اند.

– مورد سو استفاده عاطفي و يا جنسي قرار گرفته‌اند.

– از بيماري‌ جسمي مزمن و طولاني رنج مي‌برند.

– اعتياد به مواد مخدر دارند.

– شکايت از سير شدن از زندگي خود داشته و از خودکشي صحبت مي‌کنند.

– اتفاقات ناگواري براي آنها رخ داده باشد.

راهنمای کمک به شخص بحران زده که در معرض خودکشی قرار دارد

۱. فرد را تشویق کنید تا عواملی را که باعث شد به «مرگ» فکر کند را با شما درمیان بگذارد. هرچه فرد قادر به

صحبت درباره‌ی جزيیات این تجربه شود بهتر می‌توان به عوامل این بحران پی برد و هنگامی که عوامل شناخته شد رویارویی با آن آسان تر خواهد بود.

۲. سعی کنید فرد را وادار به بیان احساساتش کنید. بیان احساسات برای آن فرد راهی‌ست برای راندن ناامیدی‌ها و بدين طريق فرد ایمنی احساس می‌کند. می‌توانيد از عبارات معمول مانند اینکه: «وقتی این اتفاق افتاد چه احساسی داشتی؟» یا «اگر این اتفاق برای من هم می‌افتاد همین احساس را داشتم.» استفاده کنيد

۳. وقتی در این باره صحبت می‌کنید از عبارات «خودکشی»، «نقشه خودکشی» و … استفاده کنید. معمولا افرادی که با این مسئله روبه رو می‌شوند سعی می‌کنند از زاویه‌ی دیگری این موضوع را ببینند. شاید حتی نوعی فرار احساسی به نظر آید، یک راه حل بدون عواقب قابل ذکر. استفاده از این عبارات باعث می‌شود تا شخص حس قوی‌تری از واقعیت پیدا کند در حالی که به مددکار کمک می‌کند که آیا نقشه‌ای در کار هست یا نه. اگر فرد نقشه‌ی منطقی‌ای برای این کار دارد فریاد او برای کمک جدی‌تر است و به دقت بیشتری نیازمند است.

۴. به فرد کمک کنید تا گزینه‌های دیگری بیابد. افرادی که به مرگ فکر می‌کنند زندگی را به گونه‌ای نمی‌بینند که راه حل مثبتی وجود داشته باشد مشخص کردن این حقیقت که مرگ راه حلی دائمی برای مشکلی موقتی‌ست می‌تواند منجر به امیدوار شدن گردد. گزینه‌های مختلفی وجود دارد. با کمک، فرد بحران زده می‌تواند راه بهتری را در این موقعیت انتخاب کند.

۵. از منابع و مقالات تخصصی کمک بگیرید.

۶. وقتی که بحران خاتمه یافت با فرد دیگری صحبت کنید. زمانی که می‌گذارید تا در بحران سهیم شوید مانند این است که خودتان هم در آن موقعیت پراسترس بوده‌اید. احساسات و تصمیمات خود را با فرد دیگری در میان گذاشتن در برگشت بدن‌تان به وضعیت عادی نقش بسزایی دارد. در ضمن ممکن است خود را «گناهکار» در حل مسئله بدانید. به یاد داشته باشید که در میان گذاشتن این موضوع با افراد دیگر خیانت به اعتماد آن فرد نیست بلکه کمک برای نجات یک زندگی‌ست.

۷. محدودیت‌های مسئولیت خود را درک کنید. روش‌های معدودی برای کمک در مواقع بحرانی موجودند (معرفی او به یک متخصص، اطلاع به سازمان‌های مربوطه و پلیس و خانواده شخص و…) اگر مراحل اساسی را برای اینکه فردی را از انجام این کار باز دارید انجام داده‌اید فرد از دریافت کمک‌های بیشتر خودداری می‌کند کار بیشتری برای او نمی‌توان انجام داد. کسی که برای تمام کردن زندگی‌ش مصمم باشد راهی پیدا می‌کند. مسئولیت شما به عنوان دوست یا مددکار حمایت و تا حدودی دخالت است. وقتی که همه‌ی راه‌های ممکن را امتحان کردید مسئولیت شما به عنوان یک همنوع تمام می‌شود.

  •  پورتال خبری سلامتی و زیبایی و موفقیت



نظرات مسدود است