سندرم سوزش دهان چيست ؟

سندرم سوزش دهان
* تعريف
سندرم  سوزش دهان  ( BMS‌) Mouth syndrome   Burningبا شيوع 5/2 تا 1/5 درصد كل جمعيت از شايع ترين علل مراجعه  بيماران به كلينيك هاي دندانپزشكي OralMedicne  به شمارميرود .

اين سندرم كه با اسامي Stomatodynia، Stomatopyrosis  و Oral Dysesthesia     نيز شناخته ميشود تعريف مشخصي دارد :
” احساس سوزش دهان در غياب هر گونه ضايعه واضح مخاطي “
Davenport  و همكارانش در سال 1978 اين سندرم را به سه درجه Moderate, Mild  و Severe    تقسيم  كرده و باتوجه به علل ايجاد كننده آن ،‌ فرم Moderate  را به عنوان شايعترين شكل بيماري تعيين نمودند .
Lamey  وLewis نيز براساس تغيير علائم بيماري درطول روز تقسيم بندي جديدي از BMSارائه دادند. (1989 ) :
تيپ I)  مبتلايان صبحها علامتي ندارند اما هرچه از روز مي گذرد علائم واضحتر مي شوند به نحوي كه حداكثر علائم عصرها بارز ميگردد.
تيپ II) دراين نوع درتمام طول روز علائم وجود دارند .
در تيپ I  و II  اصولا” شبها علامتي وجود ندارد .
تيپ III)  بروز علائم دراين فرم از بيماري متناوب بوده و به فاصله هرچند روز يك بار علائم واضح در تمام طول شبانه روز احساس ميشود . در فواصل حملات عود ،‌ بيماري علامتي ندارد .
ليمي ولوئيس شايعترين علل ايجاد تيپ I تا III بيماري را ، صرفنظر از عوامل عصبي  ،‌  به ترتيب كمبودهاي تغذيه اي ،‌ علائم جسماني اضطراب مزمن و حساسيت غذايي Food Allergy دانسته اند .
* علائم
1- احساس سوزش درمخاط دهان كه بيشتر درنوك و دوسوم قدامي زبان متمركزاست . بررسي هاي جديد نشان داده اند كه تحمل به گرما درمخاط زبان اين بيماران كاهش يافته است . سوزش مخاط دهان بعد از زبان در كام سخت ولبها شايعتر است .
2- احساس خشكي دهان در نيمي از بيماران وجود دارد .
3- احساس مزه فلزي دردهان كه در 30% بيماران گزارش شده است.
*  فاكتورهاي موثر درايجاد BMS
الف) فاكتورهاي موضعي :
1- زبان جغرافيايي : اصولا” Geographical Tongue با علامت  مشخصي همراه نيست اما درپانزده درصد كساني كه زبان جغرافيايي  دارند اين سندرم  نيز مشاهده ميشود .

2- كانديدياز دهاني حلقي :  بررسي جديد نشان داده اند كه در مبتلايان به BMS  رشد گونه هاي كانديدا و باسيلهاي كلي فرم در محوطه دهان بيشتر ازافراد  عادي است .
3- دندان هاي مصنوعي نامناسب وواكنش هاي آلرژيك به مواد مورد استفاده دردندانپزشكي
ب )فاكتورهاي سيستمي :
1- يائسگي  :  يك بررسي در استراليا نشان داده كه بين منوپوز و BMS در 43%  موارد همراهي وجود دارد (قبلا نيز چنين ارتباطي بين BMS  و اووفركتومي گزارش شده بود )  اما جايگزيني استروژن در بهبودي  BMS تاثيري نداشته است .
2- ديابت : 39%  بيماران مبتلا به سندرم سوزش دهان ،GTT غير عادي دارند . به نظر مي رسد كه وقوع Xerostomia   و شيوع  كانديدياز دهان دربيماران ديابتي زمينه را براي بروز BMS فراهم مي سازد .
3- بيماريهايي كه با گزروستومي همراهند : نظير سندرم شوگرن وصدمات غدد بزاقي  دراثر رادياسيون
4- استفاده از ديورتيكها و مصرف دخانيات
5- بيماريهايي كه با آتروفي پرزهاي زبان همراهند نظير كم خوني فقر آهن ،  آنمي پرنيسيوز وكم خوني ناشي از كمبود فولات.
6- فاكتورهاي رواني (Psychic)  :  اصولا” دربيماران مبتلا به BMS ،‌ افسردگي ، اختلالات خواب و اضطراب (‌به خصوص با  اين تصور كه بيماريشان نوعي سرطان است ) شايعتر است .
براساس يك مطالعه فوق حوادث ناگوار ( به خصوص مرگ عزيزان )  مي تواند باعث عود حملات بيماري گردد( در 33 تا 82 درصد موارد ) .
*  تشخيص
درمواجهه با اين بيماران  ابتدا بايد شرح حال مفصلي از سوابق بيماريهاي حفره دهان وامراض سيستمي مرتبط با BMS به دست آورد وسپس معاينات دندانپزشكي انجام داد . آزمايش هاي لازم شاملFBS ،CBC ، اندازه گيري ميزان ويتامينهاي B12, B6, B2, B1 آهن  وفولات سرم ،‌ بررسي آلرژن هاي دهاني و كشت قارچ هستند .
* درمان
 شامل چند جزء‌ است :
1- حذف مواد محرك از عادات غذايي ( مصرف الكل ،‌ جويدن تنباكو ،‌ مصرف دخانيات )
2- درمان علل مشخص گزروستومي وعفونتهاي موجود BMS ( نظير كانديدياز دهان وحلق )
3- استفاده از آب سيب خنك به عنوان دهانشويه  يا استفاده از مخلوط يك قاشق مرباخوري ديفن هيدرامين ويك قاشق مرباخوري شربت كائولين  پكتين درده سي سي آب كه بيمار بايد چند دقيقه اين مخلوط را دردهان نگهدارد وبعد بيرون بريزد .

4- برخي  از محققان استفاده از درمان جايگزيني  با استروژن را در بيماران يائسه موثر مي دانند .
5-  درمواردي كه علت عضوي واضحي براي بيماري كشف نشود استفاده از آمي تريپ تيلين ( 75 تا 150 ميلي گرم  در روز )  همراه باChlordiazepoxide ( ده ميلي گرم دو بار در روز ) توصيه شده است ،  برخي از مولفان كلونازپام ،‌ فلوكستين  وداكسپين را نيز دردرمان موثر دانسته اند .

  •  پورتال خبری سلامتی و زیبایی و موفقیت



نظرات مسدود است