نگرانی اروپا از کاهش نرخ رشد جمعيت

فروردین ۸, ۱۳۸۵ توسط :   موضوع : اخبار اجتماعي, اخبار پزشكان بدون مرز

نيروی کار در اروپا به دليل افت نرخ باروری در اين قاره، رو به کاهش بوده است. اين موضوع کشورهای عضو اتحاديه اروپا را بر آن داشته تا علت يابی کنند و در پی راه حلی برای آن باشند.

نگرانی زياد دولتمردان اروپايی از آنجاست که کاهش “جمعيت سن کار” معمولا با کاهش رشد اقتصادی رابطه ای مستقيم دارد.

کاهش جمعيت سن کار در اروپا، دولت ها را با مشکلات مالی بی سابقه ای روبرو کرده است چون اين جوانان شاغل هستند که با پرداخت ماليات از جمله حقوق بازنشستگی و بيمه درمانی سالمندان را تامين می کنند.

اين طور که به نظر می رسد نسبت گروه سنی بالای 65 سال به گروه سنی که هنوز قابليت اشتغال دارد، تا سال 2050 ميلادی دو برابر خواهد شد، يعنی از يک به چهار به يک به دو تغيير خواهد کرد.

اروپا، که به طور روز افزون تلاش دارد در منزلت جهانی وزنه ای برابر با آمريکا باشد، به نظر می رسد که در مسابقه نرخ رشد جمعيت به طور چشمگيری از آمريکا عقب خواهد ماند.

اگر پيش بينی کارشناسان درست باشد، جمعيت آمريکا – که در حال حاضر 160 ميليون نفر کمتر از اتحاديه اروپاست – تا سال 2050 برابر با اتحاديه اروپا خواهد شد.

برخی می گويند گشودن درها بر روی مهاجران يکی از راه های موثر در مقابله با سير نزولی جمعيت در اروپاست.

افزايش مهاجرپذيری اروپا در کلام شايد راه حلی کارساز برای اروپا باشد اما بيشتر کارشناسان بر اين عقيده اند که در جو سياسی کنونی چنين روشی قابل اجرا نيست.

گروهی ديگر هم تاکيد دارند که افزايش جمعيت مهاجر در اروپا، در دراز مدت چاره ساز نخواهد بود. چون مهاجران نه تنها به مرور زمان خود به جمعيت سالمند جوامع اروپايی می پيوندند بلکه مانند اين دست جوامع به فرزند کمتر راغب می شوند.

راه ديگر، افزايش بهره وری از جمعيت سن کار است. اين روش به دو صورت قابل اجراست: جذب شمار بيشتری از مردم به عرصه اشتغال و طولانی تر کردن عمر کاری. اما افزايش عمر کاری و بالا بردن سن بازنشستگی همواره جنجال برانگيز بوده است. رای دهندگان در زمان انتخابات معمولا در اين زمينه حساسيت زيادی نشان می دهند.

به اين ترتيب يکی از راه های مطمئن تر تقويت نرخ باروری است.

به باور برخی تحليلگران ادامه سير نزولی نرخ جمعيت سن کار در اروپا و عواقب آن خيلی هراس انگيز نيست و نبايد در اين باره اغراق کرد.

آنها می گويند چطور می توانيم همزمان نگران آينده منابع طبيعی و فضای قابل زيست باشيم و هم نگران کاهش نرخ جمعيت.

در همين حال، نبايد فراموش کرد که حق انتخاب زنان برای تعداد فرزند تحولی مثبت در جامعه بشری است که به رهايی آنها از باروری های پی در پی انجاميده است.

گروهی که موافق تقويت نرخ باروری است لزوما اين استدلال را رد نمی کند. اما اين سوال را مطرح می کند که علت جلوگيری زنان از زاد ولد چيست؟ حق انتخاب و عدم تمايل به فرزند بيشتر يا نگرانی های مالی و امنيت شغلی؟

پيامهای متناقض

بسياری از کشورهای اروپايی از چندی قبل سياست هايی را در اين ارتباط به اجرا گذاشته اند که برخی از آنها به طور اخص برای ترغيب باروری بوده اند.

مثلا کشور سوئد، به جای اين که مستقيما بگويد می خواهد نرخ باروری را تقويت کند، موضوع تساوی جنسيتی را مطرح کرده و برای مادر و پدرها امکانات مختلفی را در نظر گرفته است: حقوق بالاتر برای زنان، قابليت تغيير و تعيين ساعت کاری برای زوجين و امکانات عالی برای نگهداری از کودک.

در همين حال، فرانسه، علنا و با مباهات برنامه های ترغيب باروری خود را مطرح می کند و برای ترغيب زوج ها به داشتن فرزند بيشتر برای آنها انگيزه های مالی ايجاد کرده است.

برخی از کشورهای اروپايی ديگر هم در حال بررسی انگيزه های مالی به عنوان راه حلی برای مقابله با کاهش ميزان باروری هستند. لهستان، که جمعيت آن در شش سال گذشته به ميزان نيم ميليون نفر کاهش يافته است، اخيرا قانونی را تصويب کرده که بر اساس آن به مادران به ازای تولد هر بچه پولی پرداخت می شود.

در ايتاليا، که در صورت ادامه روند فعلی احتمال دارد جمعيت آن تا سال 2050 به ميزان يک سوم کاهش يابد، نيز پرداخت پول به طور پراکنده آغاز شده است. در شهری در ايتاليا به زوج ها در ازای هر نوزاد ده هزار يورو داده می شود.

اين که پرداخت وجه تا چه حد انگيزه ای موفق برای ترغيب زاد ولد است هنوز روشن نيست. بنابر مطالعه ای در اين زمينه حتی وقتی پرداخت وجه نقد برای بچه دار شدن تا 25 درصد افزايش يافته، ميزان باروری تغيير محسوسی نکرده است. (شايد تا حد شش دهم درصد.)

بررسی ترفندهای ديگر، مانند مرخصی زايمان طولانی و کمک هزينه برای نگهداری از کودک نيز هنوز به نتيجه گيری نهايی نرسيده است.

نرخ باروری در فرانسه و سوئد شايد از ديگر نقاط اتحاديه اروپا بالاتر باشد اما اين دو کشور هنوز به حد نصاب ايده آل 1/2 درصد کودک برای هر زن، که برای تثبيت جمعيت در اروپا لازم است، نرسيده اند.

مقوله باروری در اروپا، تاريخچه ای پرفراز و نشيب داشته است. بسياری دوران حکومت فاشيسم و برخورد آن با اين موضوع را به ياد دارند: موسولينی در ايتاليا مردان مجرد را با ماليات سنگين تنبيه می کرد و هيتلر به زنان برای داشتن فرزند زياد مدال می داد.

اين قاره به نوعی هنوز هم با موضوع باروری درگير است. برخی می گويند شايد اروپا بايد بپذيرد که همواره شماری از زنان تصميم خواهند گرفت که بچه دار نشوند يا به خانواده ای کوچک اکتفا کنند.

شواهد تازه از آلمان حاکی است که بسياری از زنان تک فرزندی را ترجيح می دهند و البته يقينا شماری هم کلا بی فرزندی را می پسندند.

در اروپا برای حفظ نرخ مطلوب رشد جمعيت هر زن به طور ميانگين بايد 1/2 درصد فرزند داشته باشد. ميانگين در کشورهای مختلف:
ايرلند: 99/0
فرانسه: 90/1
نروژ: 81/1
سوئد: 75/1
بريتانيا: 74/1
هلند: 73/1
آلمان: 37/1
ايتاليا: 33/1
اسپانيا: 32/1
يونان: 29/1
يورواستت – آمار 2004
  •  پورتال خبری سلامتی و زیبایی و موفقیت



نظرات مسدود است