آشنایی با مشکلات و عوارض روحی و روانی مصدومین مین

از آسیب های روانشناختی مین میتوان به موارد متعددی همچون اختلال استرس پس از سانحه یاP.T.S.D ، اضطراب و افسردگی اشاره نمود. اختلال استرس پس از سانحه، نوعی واکنش روان شناختی در برابر رویرار های ضربه آمیز شدید مانند انفجار مین ، جنگ، تجاوز، سیل، سقوط هواپیما یا غیره است.

  

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  قربانیان چنین حوادثی ممکن است رویداد مزبور را روزها، هفته ها و یا ماهها با یادآوری درد و رنج ناشی از آن و یا به شکل کابوس هایی، مجددا تجربه کنند. گاه برخی محرک ها میتوانند صحنه رویداد فوق را مدام در ذهن فرد فراخوانی نمایند.

در عین حال کاهش واکنش به محیط کنونی یعنی نوعی” بی حسی هیجانی” مشاهده می شود. مثلا چنین افرادی توانایی پاسخ به محبت اطرافیان را ندارند و یا علاقه ای به فعالیت های لذت بخش گذشته ندارند. علایم جسمانی مانند بی خوابی ، کاهش تمایلات جنسی، حساسیت به سر و صدا در این افراد دیده می شود. غالبا دچار افسردگی شده و آستانه تحمل کاهش می یابد. و فرد از افکار، احساسات و یا محرکهای مربوط به سانخه اجتناب می کند. مشکل تمرکز، تحریک پذیری یا حمله خشم و گوش به زنگی یا حالت فزون مراقبتی و از جا پریدن در این افراد دیده می شود.

احساس بی تفاوتی، غمگینی و احساس گناه از دیگر مشکلات زندگی در مناطق مین زده است. به این معنی که فرد و یا خانواده خود را در این حادثه مقصر دانسته و به سرزنش خود می پردازند: ” چرا مراقب فرزندم نبودم؟ “، ” چرا به دلیل نیاز مالی فرزندم باید برای چرای دام و گله به صحرا می رفت که بعد چنین شود؟ “، ” مگر من چکار کرده بودم که باید این بلا سرم بیاید؟ “، ” من چقدر احمق و بی کفایتم که آن مکان رفتم.” همه این جملات خودگویی های منفی و سرزنش خود هستند که می توانند به احساسات وسیع افسردگی منجر شوند. این در حالی است که اختلال افسردگی با مشکلات دیگری همچون مصرف مواد و یا خودکشی تا حدی همپوشی دارد.

از طرف دیگر کسانی که در مناطق بشر ساخته بر سر آنها نازل شود چرا که در ایران متاسفانه نقشه مشخص و روشنی از مین مین زده زندگی می کنند دچار احساس ناامنی می شوند چرا که هر لحظه امکان دارد این بلای گذاریها وجود ندارد و منطقه امن از مناطق ناامن کاملا تفکیک نشده است. روان شناسان طی آزمایشی تعدادی از موش ها را به ۲ گروه آزمایشی تقسیم کرده و به هر ۲ گروه با فاصله زمانی خاصی شوک الکتریکی وارد نمودند.

برای گروه اول قبل از وارد شدن شوک، چراغ چشمک زنی روشن می شد لیکن گروه دوم بدون هیچگونه علامت یا هشدار قبلی( بدون روشن شدن چراغ) شوک دریافت می کردند. پس از اتمام دوره آزمایشی، موش های گروه دوم دچار مشکلات گوارشی و زخم معده های شدید شده بودند چرا که این گروه دوره امن نداشت ئر صورتیکه گروه اول می دانست که تا چراغ روشن نشده است، شوکی در کار نیست و همین مساله موجب می شد که گروه اول تا قبل از روشن شدن چراغ، دوره محدودی از اطمینان خاطر و امنیت را داشته باشد.

اما گروه دوم دچار ابهام بود و نمی دانست که شوک بعدی چه زمانی خواهد آمد. پس بر خلاف تصور غلط رایج، ابهام همیشه استرس بیشتری را تحمیل می کند زیرا در ابهام حتی آن دوره کوتاه مدت امن نیز وجود ندارد. پس مشکلات منطق مین زده صرفا به افرادی که قربانی مین شده اند محدود نمی شود  بلکه به طور کلی کسانی که در چنین مناطقی هستند با ترس، اضطراب و احساس عدم امنیت از اینکه هر لحظه احتمال دارد بلای مین دامن آنها را هم بگیرد، مواجه هستند که همین خود میتواند مشکلات روحی و نشانه های جسمانی ناشی از آن را موجب شود.

از دیگر نگرانی های مرتبط با مین، مساله انتقال نسل به نسل پاتولوژی است. از آنجا که زندگی در منطق مین زده منجر به مشکلاتی همچون افسردگی، اضطراب و ناامنی می شود، این مسایل در تربیت فرزندان یا همان نسل آینده منتقل شده و اختلالات فوق بر آنان تاثیر می گذارد. یعنی به عنوان مثال مادری که همسرش قربانی مین شده است احتمالا دچار مشکلات روحی، اقتصادی و غیره می شود و فرزند این خانواده که در شرایطی دشوار زیسته و با مشکلات دست و پنجه نرم کرده است، در ازدواج و رابطه با همسر و یا تربیت فرزندان خود مشکلاتی خواهد داشت.

از همین رو است که در کشورهایی که جنگ ( بنا به هر دلیلی اعم از موجه یا ناموجه) و یا انقلاب رخ می دهد، اختلال افسردگی و اختلالات شخصیتی رو به تزاید می گذارد. به هر حال به دوستانی که آرزومند روزی هستند که پاکسازی کامل مین اتفاق افتاده باشد، باید بگویم که من حتی نگران روز های پس از آن روز مبارک و میمون نیز هستم چرا که اثرات روحی و روانی مین حتی سال ها پس از مین زدایی کامل ادامه خواهد یافت.

* راهکارهای روان شناختی برای کمک به مصدومین مین و خانواده هایشان :

۱٫ تقویت کارهای دسته جمعی، گروههای اجتماع محور درمحله ها و NGO

2. آموزش شیوه های آرامسازی عضلانی و کاهش اضطراب
۳٫ آموزش پیشگیری از پیش داوریها و تفسیر به رای ها و تسویه حساب های شخصی به مردم مثلا نگویند” چون کار مرا راه ننداختی یا چون ضامن من نشدی یا چون بچه ات با پسر من دعوا کرده بود، خداوند خواست انتقام مرا از تو( یا او) بگیرد. یعنی به مردم آموزش داده شود که از دین استفاده ابزاری و به نفع شخصی نکنند.
۴٫ اطمینان کاذب به مصدومین داده نشود و ضمنا از کوچک شماری و یا فاجعه انگاری مساله پیش آمده پرهیز شود.
۵٫ پیدا کردن معنی برای حادثه پیش آمده. خانواده های شهدا همچون کوهی استوار بر شهادت فرزندانشان صبوری کردند چرا که معنایی الهی و یا حتی معنایی وطنی برای آن پیدا کردند و در واقع نظام سیاسی و مذهبی و فرهنگی نیز به یافتن چنین معنایی کمک کردند اما برای قربانیان مین ما چنین معنایی را جستجو نکردیم و این در حالی است که وقتی با یک مشکل غیر قابل حل مواجه هستیم، تنها راه برای کاستن از رنج بی شمار، یافتن یک معنی برای آن مساله است و هر کس می تواند معنی را بر حسب باورها و اعتقادات خویش از یک جایی بگیرد. یکی فرزندش را در راه حداوند قربانی کرده است در حالیکه دیگری در راه حفظ وطن تن به جدایی از فرزند داده است و قس علیهذا.
۶٫ آموزش مهارت های زندگی به خانواده ها و دانش آموزان جهت مقابله با هیجانات منفی

منبع :  سخنرانی خانم مریم صالحی کارشناس ارشد روانشناسی در نشست کانون مشارکت در پاکسازی مین

  • مجله اطلاعات پزشکی



همکاران ما از نظرات و پیشنهادات شما استقبال می نمایند

نظر يا مطلب خود درباره اين مقاله را بفرماييد
اگر مي خواهيد تصويري در كنار نظر شما نشان داده شود اينجا را امتحان كنيد . gravatar

*