مروری بر تاریخچه صنعت داروسازی ایران و جهان و آشنایی با معروفترین کارخانجات تولید دارو در جهان

در اواخر قرن نوزدهم نقش میکروب ها در بروز امراض عفونی شناسایی و اساس مطالعات مختلفی قرار گرفت. در همین زمان میکروب شناسی به نام Sir Joseph Lister از میکروب ها به عنوان قاتلین نامرئی کشنده در اتاق های عمل نام برد. نظریه ای که به شدت فردی به نام Robert W.Johnson را تحت تاثیر قرار داد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   ژوزف جانسون در سال ۱۸۸۶ با همکاری دو برادر خود به اسامی جیمز و ادوارد شرکتی را با نام جانسون اند جانسون یا J&J بنیاد نهاد که هدف اصلی آن تولید دارو برای عصر جدید پس از کشف میکروب ها بود. تا پایان قرن مذکور نام شرکت جانسون اند جانسون مترادف با وسایل استریل و ضد عفونی کننده مورد استفاده در بیمارستان ها گردید. در سال ۱۹۱۰ جیمز به جای برادرش رابرت به ریاست شرکت رسید. جیمز بلافاصله بازارهای خارجی را هدف قرار داده و به زودی جانسون اند جانسون را به یک شرکت بین المللی تبدیل کرد. بدین منظور کارخانه های جدید تولیدی جانسون اند جانسون در کانادا و انگلستان راه اندازی شدند.

در همین زمان شرکت دو محصول پر فروش چسب زخم Band – Aid و کرم بچه J & J را به بازار فرستاد. Band – Aid که برای اولین بار در سال ۱۹۲۱ تولید شد به سرعت به پرفروش ترین محصول جانسون اند جانسون تبدیل گشت. در سال ۱۹۳۲ فرزند رابرت جانسون که هم نام پدر بوده و دارای درجه ژنرالی در ارتش امریکا بود به ریاست شرکت رسید و از همان زمان خط مشی خاصی را برای فعالیت های شرکت برگزید.

طبق این خط مشی شرکت در وهله اول به مشتریان ، سپس به کارمندان ، در مرحله سوم به جامعه ، پس از آن به حفظ محیط زیست و نهایتا به سهام داران خود متعهد بوده و بایستی فعالیت های خود را به گونه ای رده بندی تامین شود. دییدگاه مهم دیگر ژنرال جانسون اعتقاد شدید وی به عدم تمرکز گرایی بود که نهایتا منجر به این مساله گردید که فعالیت های شرکت جانسون از حالت متمرکز خارج و در شرکت های وابسته متعدد تقسیم و ادامه یابد. در همین راستا تولیدکنندگان و وسایل جراحی به شرکت Sugikos واگذار شد که امروز با نام Johnson & Johnson Medical شناخته می شود. سایر وسایل بهداشتی تحت نام Modess Division و سپس personal products و فرآورده های تنظیم خانواده ( که در دهه سی تولید و عرضه شدند ) با نام Ortho pharmaceutical corp. از بدنه اصلی شرکت جدا شدند.

شرکت جانسون اند جانسون در سال ۱۹۸۲ با یک بحران بسیار جدی روبرو شد. در این سال هفت نفر از ساکنین شیکاگو در اثر مصرف قرص بسیار پر فروش Tylenol ( استامینوفن ) ساخت این شرکت به علت مسمومیت با سیانور کشته شدند. حادثه ای که به زودی مشخص شد توطئه ای بر علیه شرکت جانسون اند جانسون بوده است و به صورت یک کابوس برای این شرکت در آمد. جانسون اند جانسون مجبور شد به سرعت سی و یک میلیون بطری حاوی این دارو را به ارزش یکصد میلیون دلار از بازار جمع آوری کرده و در مورد عدم مصرف قرص Tylenol تا مشخص شدن به علت بروز حادثه به مردم هشدار داهد. برخورد سریع جانسون اند جانسون در قبول مسوولیت این اتفاق اثر مثبتی در توده مردم بر جای گذاشت به طوری که با تغییر بسته بندی قرص Taylenol و عرضه نوع جدیدی از بسته بندی که امکان باز کردن و دوباره بسته بندی کردن آن وجود نداشت ، دوباره اعتماد مردم به این دارو جلب و Taylenol مجددا به پرفروش ترین قرص مسکن حاوی استامینوفن در سطح جهان تبدیل شد.

امروزه جانسون اند جانسون دارای ۱۹۰ شرکت تولیدی در ۱۷۵ کشور جهان و بیش از ۱۰۰۰۰۰ کارمند است. جانسون اند جانسون بزرگ ترین تولید کننده وسایل تشخیص پزشکی ، داروهای OTC ، داروهای ژنریک ، فرآورده های بهداشتی و فرآورده های بیمارستانی در سطح دنیاست.

Merck & Company

در سال ۱۶۶۸ فردی به نام Jacob Merck داروخانه بسیار کوچکی در شهر دارمشتات آلمان تاسیس کرد که امروزه یکی از غول های صنایع داروسازی دنیا محسوب می شود. داروخانه مذکور در سال ۱۸۲۷ توسط یکی از وارثین مرک به نام Heintch Emmanule به یک شرکت داروسازی تبدیل شد که در ابتدا عمدتا مرفین ، کدئین و کوکائین تولید می کرد. نوه این فرد George W.Merck شصت و چهار سال بعد به امریکا رفت و در سال ۱۹۰۳ کارخانه داروسازی مرک را در امریکا بنیاد نهاد.

مطالعات انجام شده در مرک امریکا موجب شد به تدریج داروهای بسیار موثری از جمله ویتامین B۱۲ ، کورتیزون ، استرپتومایسین برای درمان سل و انالاپریل برای درمان فشار خون کشف و به بازار روانه شود. امروزه مرک داروهای مهمی از جمله PEPCID برای درمان زخم معده و Crixivan برای درمان عفونت ویروسی (HIV) را در بازار دارد. دفاتر مرکزی شرکت مرک هم چنان در نیوجرسی قرار دارند و علامت مشخصه آن نیز تابلوی یم گله گوسفند است که بسیار مورد علاقه جورج دابلیو مرک بود.

شاید بتوان گفت بزرگ ترین خدمت شرکت مرک به جامعه پزشکی چاپ مداوم کتاب هایی از قبیل Merck Index و The Merck Manual of Diagnostic and Therapy بوده است. Merck Manual برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ و با عنوان Merck’s Manual of the Materia Madica و در ۱۹۲ صفحه به چاپ رسید که به دو بخش Materia Medica و Therapeutic Indications تقسیم شده بود. این کتاب در واقع بهترین سند و پنجره برای آشنایی با علم پزشکی طی قرن بیستم است. در حال حاضر Merck Manual به چاپ هفدهم هم رسیده و مشتمل بر ۲۸۸۳ صفحه می شود.

Merk Index نیز برای اولین بار در سال ۱۸۸۹ به چاپ رسید. چاپ دوازدهم آن که در سال ۱۹۹۶ منتشر شده است رفرانسس معتبری است که در آن ۱۰۳۳۰ ترکیب مهم دارویی ، شیمیایی آلی و غیر آلی ، مواد آزمایشگاهی ، گیاهان دارویی و فرآورده های حیوانی مورد بحث قرار گرفته اند.

کتاب های مرک که در حال حاضر توسط Merck research lsboratories چاپ می شوند از دو نظر منحصر بفردند. این کتاب ها علاوه بر قدمت تاریخی و طولانی از اعتبار علمی بهره مند بوده و نیز به صورت غیر انتفاعی چاپ می شوند. Index از طریق اینترنت و Manual از طریق یک وب سایت به طور مجانی در اختیار همگان قرار دارند.

شرکت مرک در سال ۱۹۷۴ در دعوای حقوقی بر علیه شرکت های داروسازی تولید کننده DES یا دی اتیل استیل بسترول درگیر شد. تجویز این دارو برای جلوگیری از سقط جنین موجب تولد دخترانی شد مه اغلب به سرطان تخمدان و رحم مبتلا می شدند.

Novartis

نوارتیس نیز از جمله شرکت هایی است که از تولید رنگ های شیمیایی به داروسازی روی آورد.

نواریس از ادغام دو شرکت کاملا متفاوت یعنی یک شرکت تولید کننده رنگ و یک شرکت تولید کننده فرآورده های شیمیایی تشکیل شده است.

در سال ۱۷۵۸ فردی به نام Johann Rudolf Geigy شرکتی با نام Geigy برای خرید و فروش مواد شیمیایی ، رنگ و دارو در سوئیس تاسیس کرد. با درآمد حاصله او به تدریج یک شرکت تولید کننده رنگ نیز خریداری کرد که بعدا با نام شرکت صنایع شیمیایی بال یا به طور مخفف Ciba نامیده شد. در همین زمان محققی به نام paul Muller در هنگام مطالعات خود در سیبا به اثرات حشره کشی د.د.ت یا Dichloro diphenyl trichloroethane پی برد که جایزه نوبل سال ۱۹۴۸ را برای وی به ارمغان آورد. گروه دیگری از پژوهشگران سیبا نیز به سرپرستی Michael Widmer یک روش یا وسیله آنالیز خاصی با نام < Lab – on- a- Chip > عرضه کردند که با استقبال روبرو شد.

هم زمان با رشد و پیشرفت سیبا ـ گالگی دو سوئیسی دیگر به اسامی ALFRED KERN که یک شیمی دان بود و Edouard Sandoz که یک بازرگان بود شرکت Kern & Sandoz را تاسیس کردند. این شرکت به سرعت رشد کرده و کارخانه های وابسته متعددی را در اوایل قرن گذشته به وجود آورد و سرانجام به طور ساده با نام Sandoz به فعالیت خود ادامه داد. شهرت اصلی ساندوز به علت کشف و عررصه داروهای موثر در درمان امراض روحی و سر دردهای میگرنی بود.

الای لیلی

شرکت الای لیلی را به حق محصول جنگ داخلی امریکا می دانند. شرکت لیلی در سال ۱۸۷۶ توسط سرهنگ الای لیلی در ایندنیاپولیس امریکا تاسیس شد. سرهنگ الای لیلی داروساز شیمیدان و از جمله مجروحان جنگ داخلی امریکا بود. در آن دوران که داروهای ناکارآمد موجود بسیاری را از توانایی دانش داروسازی نا امید کرده بود سسرهنگ الای لیلی شرکت خود را با این هدف که داروهای کارآمد و بسیار موثر تولید خواهد کرد ، بنا نهاد. سرهنگ الای لیلی شیمی دانی به نام Ernest Eberhaed را در سال ۱۸۸۶ استخدام کرد که مطالعات او شرکت لیلی را کاملا متحول ساخت. شهرت اصلی لیلی به علت توانایی بالای آن برای خالص سازی و تهیه انسولین می باشد.

اولین ساخت لیلی در سال ۱۹۲۲ به بازار عرضه شد. زمینه مهم دیگر مطالعاتی لیلی کم خونی پرنیشیور و امراض کشنده خونی بوده است به طوری که تیم مطالعاتی لیلی به طور مشترک جایزه نوبل را برای کشف درمان کم خونی با عصاره جگر دریافت کردند.لیلی هم چنین از اولین شرکت های داروسازی بود که وارد عرصه تولید پنی سیلین شد ، آنتی بیوتی کاریترومایسین که در موارد وجود حساسیت به پنی سیلین استفاده می شود برای اولین بار توسط لیلی تهیه و تولید گردید.در دهه پنجاه قرن گذشته نیز لیلی ونکومایسین را کشف و به بازار فرستاد که هم چنان از آنتی بیوتیک های قوی در دسترس محسوب می شود.

در سال ۱۹۸۰ شرکت لیلی درگیر مشکل داروی Darvon گردید که به عنوان یک مسکن پر مصرف از فروش خوبی برخوردار بود ولی به تدریج مشکل بروز وابستگی و اعتیاد به این دارو گزارش و مشخص شد. لیلی در سال ۱۹۸۲ نیز مجبور شد داروی ضد آرتریت خود با نام Oraflax را تنها یک ماه پس از تایید توسط FDA از بازار جمع آوری کند. علت این امر بروز یرقان شدید و کشنده در بیماران مصرف کننده Oraflax بود. نهایتا لیلی در مورد ۲۵ بیمار گناهکار شناخته شد و مجبور به پرداخت غرامت ۲۵ هزار دلاری شد.

شرکت لیلی در سال ۱۹۸۲ انسولین انسانی یا Humulin را به تولید رسانید که اولین داروی تولید شده با روش ژنتیکی یا نوترکیب محسوب می شود. علی رغم موفقیت های قابل توجه لیلی درمورد تولید انسولین ،مهم ترین و معروف ترین داروی لیلی prozac است که تا کنون پر فروشترین داروی ضد افسردگی جهان بوده است.

گلاسکو ولکام

شرکت گلاکسو ولکام(Glaxo – Wellcome) از ادغام دو شرکت گلاکسو و ولکام در سال ۱۹۹۵ به وجود آمد. زمینه تخصصی فعالیت این شرکت انجام مطالعات و تولید داروهای ضد سرطان ، مراقبت های ویژه ، دستگاه عصبی مرکزی ، ضد ویروس و قلبی ـ عروقی بوده است.

گلاکسو در سال ۱۸۷۳ توسط مهاجری به نام Joseph Nathan و به عنوان یک شرکت بازرگانی در نیوزیلند تاسیس شد. شرکت گلاکسو ابتدا در زمینه صادرات و واردات انواع کالاها فعالیت می کرد. Nathan طی یک مسافرت بازرگانی به لندن و به طور اتفاقی امتیاز مربوط به یک روش خاص تولید شیر خشک کودکان را خرید و بلافاصله شرکت خود در نیوزیلند را به یک کارخانه تولید شیر خشک تبدیل کرد. فروش اولیه شیر خشک مورد نظر بسیار ناامید کننده بود و Nathan برای کمک به فروش جهانی آن دفتری نیز در لندن افتتاح کرد و با تلاش فراوان تولیدات کارخانه خود را به سوددهی رسانید ولی یک سال بعد از دنیا رفت.

در سال ۱۹۲۳ جانشین وی به نام Harry Jephcorr در کنفرانسی در واشنگتن به گروهی از محققان برخورد که در زمینه تشخیص و جداسازی ویتامین D مطالعه کرده و علاقمند به واگذاری نتایج مطالعات خود بودند. Jephcott به سرعت پتانسیل بالای دارو را درک کرد و کلیه امتیازات مربوطه را خریداری و بدین ترتیب گلاکسو که تنها شیر خشک تولید می کرد فعالیت خود را گسترش و اقدام به تولید فرآورده های حاوی ویتامین نمود. گلاکسو در دهه قرن بیستم شیر خشکی با نام Ostremilk تولید کرد که حاوی انواع ویتامین بود و به زودی به یک محصول بسیار پر فروش تبدیل شد.

در زمان جنگ جهانی دوم کلیه امکانات گلاکسو در نیوزیلند منحل و به فروش رسید و کلیه امکانات در صنایع داروسازی جدید پایه گذاری شده در انگلستان و برای تولید انواع داروها از جمله پنی سیلین به کار گرفته شد.

پس از جنگ دانشمندان گلاکسو هم زمان با محققین شرکت مرک آلمان برای تولید ویتامین B12 برای درمان آنمی پرنیشوز و نیز تهیه هورمون برای درمان کم کاری تیروئید فعالیت کردند. گلاکسو طی سال های دهه هفتاد و برای رقابت با داروی پر فروش سایمتیدین یا تاگامت ساخت اسمیت کلاین با همکاری شرکت سوئیسی روش داروی بسیار معروف و پر فروش رانیتیدین یا زانتاک ۲۵ درصد بازار جهانی را به دست آورده بود و شروع تولید آن در امریکا آن را به داروی اول در درمان زخم های گوارشی تبدیل کرد.

شرکت ولکام در سال ۱۸۷۰ توسط یک فارغ التحصیل جدید دانشکده داروسازی فیلادلفیا به بنام Silas M. Burroghs تاسیس شد. با پیوستن سرمایه گذاری جدیدی به نام Henry S.Wellcome در سال ۱۸۸۰ شرکت جدید Burronghs w2ellcome & CO متولد شد. در این زمان ولکام شرکت را در لندن اداره می کرد و شریکش Burroughs به مطالعه در مورد روش های تولید قرص پرداخت.

نتیجه فعالیت این دو امتیاز TABLOID بود که نوعی روش در تولید قرص بود. ب این روش آن ها قادر بودند قرص هایی حاوی یک هزارم گرم ماده موثره تا ۶۰ گرم ماده موثره را تولید کنند. پس از مرگ Burrouhs در سال ۱۸۹۵ ، ولکام برای مدت سی سال شرکت را به تنهایی اداره کرد. در زمان جنگ جهانی اول که تحقیقات نقش مهمی یافته بود ولکام شرکت خود را به دولت انگلستان واگذار کرد تا امکانات آن برای تحقیقات مربوط به جنگ به کار گرفته شود.

در این زمان شرکت ولکام به تولید انواع واکسن ،آنتی توکسین و گاز گانگرن پرداخت. ولکام در سال ۱۹۶۳ در حالی که شرکت در وضعیت بدی به سر می برد و او سال ها بود نقش فعالی در آن نداشت از دنیا رفت. تولد مجدد شرکت در دهه چهل روی داد که چند مسکن جدید توس شرکت ولکام به بازار عرضه شد و انجام مطالعات R&D در صدر فعالیت های شرکت قرار گرفت.

با افزایش فروش و درآمد به تدریج شرکت ولکام فعالیت های خود را به خارج انگلستان از جمله سایر کشورهای اروپایی ، آسیا و منطقه مدیترانه گسترش داد. دو شرکت گلاکسو و ولکام به طوری گسترده و قوی برای فروش محصولات خود از جمله داروی ضد آلرژی Plonase ، داروی ضد میگرن Imitrex ، داروی ضد سرماخوردگی استنشاقی Relenza داروی ترک سیگار Zyban و تعدادی زیادی داروهای ضد ایدز و ضد ویروس به بازارهای جهانی وارد شد.

ادغام گلاکسو ولکام و اسمیت کلاین بیچام در سال ۲۰۰۰ شرکن گلاکیو اسمیت کلاین را پایه گذاری کرد که در حال حاضر از جمله بزرگ ترین شرکت داروسازی دنیا محسوب می شود.
Bayer
قطران به عنوان فرآورده جانبی ، سیاه رنگ و چسبناک صنایع ذغال سنگ را می توان به رنگ های روشن و براق تبدیل کرد. کشف این موضوع در قرن نوزدهم در عالم شیمی غوغایی به پا کرد که موجب تحقیقات بسیار گسترده ای جهت تهیه رنگ های صناعی به جای رنگ های طبیعی ولی گرانقیمت گردید.

در همین زمان یعنی دقیقا در سال ۱۸۶۳ این موضوع توجه یک بازرگان ابریشم به نام Fridrich Bayer و یک تولید کننده منسوجات به نام Friedrich Weskott هر دو اهل آلمان را به خود جلب کرد و این دو تصمیم به سرمایه گذاری در این زمینه گرفتند که نتیجه آن تاسیس شرکت Bayer & Co در سال ۱۸۶۳ بود. شرکت جدید به زودی به صورت یکی از عمده ترین تولید کننده های رنگ در اروپا درآمد. شهرت شرکت بایر به عنوان یک تولید کننده مواد دارویی نتیجه توانایی بسیار بالای این شرکت در تولید فرآورده های شیمیایی بوده است.

شیمی دان های شاغل در بایر تا سال ۱۹۰۰ کلیه فرآورده های جدید شیمیایی تولید شده را از نظر کارایی دارویی آن ها نیز مورد آزمایش قرار می دادند. اولین موردی که باعث شد بایر وارد جرگه داروسازان شود در سال ۱۸۸۸ اتفاق افتاد.

در این سال یک شیمیدان برجسته آلمانی به نام Carl Duisberg متوجه شد که بین یک داروی جدید به نامAcetophenetidinو ضایعات حاصله از فرایند تولید رنگ های آنیلین تشابهاتی وجود دارد. چندی بعد بایر ضایعات قبلا غیر قابل استفاده را در مقادیر زیاد به عنوان دارویی با نام phenacetin به بازار عرضه کرد که به طور گسترده ای در مقابله با اپیدمی انفولانزا طی سال های ۱۸۹۲ ـ ۱۸۸۸ مورد استفاده قرار گرفت. شیمیدان گفته شده به سرعت در بایر ارتقاء مقام یافت و طی پنجاه سال بعد موفقیت های بسیاری را در این شرکت سرپرستی کرد. در آستانه قرن بیستم بایر دو داروی بسیار برجسته را به بازار معرفی کرد.

بای ردر سال ۱۸۹۸ مسکنی به نام Diacetylmor phine را با نام تجاری Heroin و سال بعد Acetyl salicylic acid را تحت نام تجاری معروف Aspirin تولید و به بازار فرستاد. نکته جالب این که هر دوی این داروها قبلا توسط شیمی دان های دیگر و در سایر شرکت های داروسازی تولید شده بودند ولی بایر اولین شرکتی بود که ارزش درماین و آتیه این دو دارو را درک کرد. در اوایل قرن بیستم آسپرین به عنوان مسکن کاملا در بازار جا افتاده بود و مطالعات روی سایر موارد به کارگیری آن شروع شده بود.

هروئین در ابتدا به عنوان مهار کننده سرفه و در درمان اعتیاد به مرفین و کدئین به کار می رفت ولی به زودی اثرات اعتیاد آور و خطرناک آن ( سال ۱۹۰۵ ) مشخص شد. بایر تا سال ۱۹۱۳ به سومین شرکت بزرگ شیمیایی دنیا با بیش از ۱۰۰۰ کارمند تبدیل شد. بایر صاحب ۸۰۰۰ مورد patent برای رنگ ها ، داروها و مواد شیمیایی تولید ی خود از جمله لاستیک صناعی بوده است. طی جنگ جهانی اول بایر به کمک دولت آلمان آمد و کارخانجات تولید رنگ و مواد شیمیایی را برای تولید مواد منفجره بسیج کرد. حتی پس از اتمام جنگ نیز بایر به تولید تی ان تی برای دولت آلمان ادامه داد. سایر سلاح های شیمیایی تولید شده توسط بایر Chlorine phosgene و گاز خردل بوده اند. در زمان جنگ و برابر قرار داد ورسای کلیه مایملک آلمان در خارج از این کشور مصادره شد که این شامل شرکت های وابسته به بایر نیز گردید.

به همین علت املاک بایر ، امتیازات متعلق به این شرکت و حتی اسامی تجاری معروف متعلق به بایر از جمله داروی آسپرین در امریکا توسط شرکتی به نام ssterling Drug فعال در نیویورک تصاحب شد. پس از اتمام جنگ رکود و عوارض باقیمانده از جنگ چهره آلمان را کاملا تغییر داد. شرکت های آلمانی برای مقابله با وضعیت پیش آمده سریعا با یکدیگر متحد و ادغام شده و در سال ۱۹۵۲ بزرگ ترین گروه صنعتی جهان را تحت نام I.G.Farben تشکیل دادند که شامل چند شرکت معظم از جمله بایر، گروه BASFو گروه صنعتی بوش می شد. بخش دارویی شرکت جدیدالتاسیس عملا با نام بایر در بازار حضور یافت.

مطالعات انجام شده توسط بایر در زمینه تولید رنگ های مختلف طی نیمه اول قرن بیستم داروهای بسیاری را در اختیار جامعه پزشکی قرار داد. در سال ۱۹۰۸ تولید نوعی رنگ صناعی نارنجی ـ قرمزاساس تولید داروهای سولفا قرار گرفت که در درمان پنومونی موثر بودند. Germanin داروی مشتق از رنگ دیگری بود که توسط بایر برای درمان بیماری خواب آفریقایی به بازار عرضه عرضه شد. مشتقات جرمانین طی دهه سی قرن بیستم ابتدا در درمان مالاریا و سپس در دهه چهل در کوری رودخانه ای به کار گرفته شدند.

مطالعات مربوط به تولید داروهای سولفا به خصوص نسل جدیدتر این اقلام که در سال ۱۹۳۹ به بازار عرضه شدند جایزه نوبل را برای محقق بایر به نام Gerhard Domagk به ارمغان آورد گرچه ممنوعیت اعمال شده توسط هیلتر مانع دریافت این جایزه توسط دکتر دوماگ گردید. تیره ترین دوران فعالیت بایر به عنوان بخشی از I.G.Farben در زمان جنگ جهانی دوم رقم خورد.

از جمله مواردی که بسیار بحث برانگیز بوده است انجام آزمون های مربوط به داروهای جدید بایر بر روی زندانیان جنگی بود. موضوع دیگر تامین مالی آزمایشات وحشتناک انجام شده توسط Joseph mngele یا فرشته مرگ توسط شرکت بایر است. تولید گاز ZY Klon B که در اعدام های دسته جمعی زندانیان به کار گرفته شد توسط I.J.Farben انجام شد. سیزده تن از مدیران ارشد I.G.Farben در سال ۱۹۴۷ توسط دادگاه نورنبرگ به عنوان جنایتکار جنگی تحت محاکمه قرار گرفتند و به زندان های حداکثر هشت ساله محکوم شدند.

کمیسیون عالی رسیدگی کننده به جنایت های جنگی دستور انحلال I.G.Farben را در سال ۱۹۵۰ صادر کرد و گروه عظیم مورد نظر به دوازده شرکت مستقل تبدیل شد که شرکت بایر به عنوان بخشی از گروه Farbenfabtiken Bayer Aktiengesell schaft از سال ۱۹۵۱ مجددا به صورت فعال در زمینه تولید مواد شیمیایی و دارویی وارد بازار شد.

بزرگ ترین موفقیت بایر در دوران پس از جنگ علاوه بر بازسازی کلیه صدمات و خرابی های باقیمانده از جنگ در حضور قوی این شرکت در بازارهای جهانی ، تولید قابل توجه از هر دو نظرکیفی و کمی و نیز توجه خاص به موفقیت در بازار امریکا بوده است. برای درک موفقیت بایر بد نیست بدانید که طی کمتر از دو دهه یعنی تا اواسط دهه هفتاد قرن بیستم بایر مجددا با بیش از ۶۰۰۰ فرآورده شیمیایی و دارویی در بازار جهانی حضور داشت.

بایر برای تقویت توان دارویی خود در سال ۱۹۷۴ لابراتورهای دارویی cutter و سپس در سال ۱۹۷۸ دو شرکت دارویی Alka – Seltzer و Miles را خریداری کرد. تلاش بایر برای بازپس گییری امتیازات از دست رفته در امریکا تا سال ۱۹۸۸ ادامه یافت. در این سال بایر شرکت دارویی sterling را خریداری و برای اولین بار پس از جنگ جهانی اول حق استفاده از نام بایر و امتیازات patentخود را مجددا به دست آورد.

در حال حاضر بایر با بیش از ۱۲۰۰۰۰ پرسنل و تولید بیش از ده هزار فرآورده حضوری قوی در بازار جهانی دارد. شرکت بایر هنوز هم به عنوان یک کاشف و تولید کننده فرآورده های شیمیایی شناخته می شود امری که هر سال بیش از یک میلیارد دلار برای آن هزینه می شود.

بوهرینگر اینگلهایم
دفاتر مرکزی شرکت بوهرینگر اینگلهایم(Boehringer Ingelheim) امروزه نیز در شهر اینگلهایم آلمان قرار دارند جایی که شرکت در سال ۱۸۸۵ پایه گذاری شد. در واقع امروزه گروه بوهرینگر مجموعه ای از شرکت های متعدد است که توسط کمیته ای از سهام داران خصوصی اداره می شود. از نظر فعالیت شرکت بوهرینگر را به عنوان شرکتی با خط مشی های طویل المدت می شناسند.

این شرکت توسط Albert Boehringer پایه گذاری شد که به طور خانوادگی در زمینه مواد شیمیایی فعالیت می کردند. بوهرینگر فعالیت خود را با استخدام بیست نفر برای تولید انواع تارتاریک اسید شروع کرد که در داروخانه ها و کارخانه های رنگ سازی استفاده می شد. ده سال بعد بوهرینگر به صورت پیشگام تولید اسید لاکتیک با استفاده از باکتری ها و در مقادیر زیاد در تمام دنیا شناخته شده بود. این پیشرفت موقعیت شرکت بوهرینگر را در بازار جهانی مواد شیمیایی کاملا تثبیت کرد. موفقیت بوهرینگر در تهیه قرص هایی با دزاژ معین عملا این شرکت را به جرگه داروسازان وارد کرد. در سال ۱۹۰۵ بوهرینگر به منظور تولید مرفین و کدئین استخراج و افزایش تهیه عصاره های گیاهی به تدریج داروهای بوهرینگر در تمام داروخانه های آلمان حضور پیدا کردند.

بوهرینگر در سال ۱۹۲۴ گروه تخصصی داروسازی خود را در هامبورگ پایه گذاری کرده و تولید مخدرها را شروع کرد. طی جنگ جهانی دوم گرچه مطالعات R&D بوهرینگر ادامه یافت ولی تولید اسیدهای آلی ساخت این شرکت موقتا متوقف شد. بوهرینگر طی دهه های پنجاه و شصت بیستم به تدریج به بازارهای خارجی راه پیدا کرد و تعدادی داروی جدید قلبی ـ عروق[ی و ««تنفسی به داروهای بوهرینگر اضافه شدند.

بوهرینگر طی دو دهه بعد به عرصه جدید مهندسی ژنتیک و تولید پروتئین های فعال درمانی وارد و موفقیت های قابل توجهی کسب نمود. ما حصل این مطالعات تهیه اینترفرون امگا ( از کشت یاخته های انسانی ) ، اینترفرون گاما manganese superoxide ( تهیه شده از منابع میکروبی ) بود.

بریستول مایرز سکوئیب
یک قرن پیش دو شرکت داروسازی به نام های Bristol – Myers و squibb پایه گذاری شدند به زو.دی به دو غول داروسازی تبدیل گردیدند. دو شرکت مذکور تا دهه چهل قرن بیستم که به طور هم زمان به تولید پنی سیلین پرداختند کاملا در دو زمینه متفاوت فعالیت می کردند.

در سال ۱۸۸۷ دو امریکایی به اسامی William Mclaren Bristol و John Ripiey Myers با سرمایه اولیه ۵۰۰۰ دلار در شرکتی به نام clinton pharmaceuticals سرمایه گذاری و عملا آن را به شرکت BM نوعی مسهل حاوی املاح معدنی به نام Sal Heppatica بود که با حل کردن در آب محلولی با طعم و اثرات آب معدنی تولید می کرد. این دارو تا هشت سال از اقلام پر فروش BM بود.

اولین موفقیت عمده دارویی BM عرضه Ipana Toothpaste بود که حاوی نوعی ضد عفونی کننده یوده و برای جلوگیری از خونریزی لثه به کار برده می شد. خمیر دندان مذکور شرکت BM را به یک شرکت ملی مهم تبدیل کرد و راه را برای ورود به بازار جهانی گشود. گرچه BM داروهای متعددی را تولید می کرد ولی عملا تا مدت ها تمامی توجه آن ها به بازار SAL HEPATIC IPANA و نیز مواد ضد عفونی کننده و شربت های سرفه بود.

شرکت اسکویپ از ابتدا عمدتا در زمینه داروسازی فعالیت می کرد. این شرکت در سال ۱۸۵۶ توسط Edward Robinson Squibb در بروکلین نیویورک تاسیس شد. پس از مزگ وی در سال ۱۹۰۶ فرزندانش شرکت را فروختند گرچه شرکت به افتخار تلاش و موفقیت های بنیانگذار آن همچنان اسکویپ نامیده می شد. شرکت اسکویپ در سال ۱۹۴۴ بزرگ ترین کارخانه تولید پنی سیلین جهان را راه اندازی کرد. در همین زمان شرکت BM نیز لابراتورهای CHEPLIN را خرید که تخصص اصلی آن روش های تخمیر بوده و بدین ترتیب BM نیز عملا به عرصه تولید پنی سیلین وارد شده و رقیب اسکویپ گردید.

طی ده های پنجاه و شصت قرن بیستم اسکویپ به عرصه های دیگری از جمله مواد ، غذای کودک ، کشاورزی مواد آرایشی و غیره نیز وارد شده و شرکت های وابسته متعددی را پایه گذاری کرد.

گروه تحقیقاتی اسکویپ در سال ۱۹۷۵ داروی CAPOTEN را کشف کردند که اولین دارو از گروهی از داروهای فشار خون به نام مهار کننده های استریل کولین استراز محسوب می شود. این دارو انقلابی در درمان فشار خون به پا کرد. در همین زمان BM نیز مجددا به تولید فرآروده های غیر دارویی روی آورد و در این راستا شرکت CLAIROL را که تولید کننده رنگ مو بود خریداری کرد که طی چند سال بعد موفقیت زیادی برای BM به ارمغان آورد. BM بعدا شرکت Mead Johnson را نیز خرید که تولید کننده مواد غذایی از جمله شیر خشک است.

دو شرکت BM و اسکویپ در سال ۱۹۸۹ به یکدیگر پیوستند تا هر چه بیشتر بازارهای جهانی خود را گسترش دهند. در آن سال BMS دومین شرکت بزرگ داروسازی جهان بود. BMS در ساال ۱۹۹۱ جایزه انستیتو سرطان امریکا را به خاطر عرضه داروی PACLITAXEL با نام تجاری Taxol به دست آورد. داروی مهم دیگر BMS داروی ضد کلسترول Pravachol یا pravastatin است

تاریخچه داروسازی درایران

اگرچه طب و داروسازی را باید از جمله کهن ترین و ریشه دارترین علوم و فنون در مجموعه تمدن ایران به شمار آورد اما گسترش دین مبین اسلام در ایران و تحولات عظیم ناشی از آن چنین ایجاب می کند که تاریخ داروسازی در ایران طی دو مقطع جداگانه اما پیوسته پیش از اسلام و پس از اسلام مورد بحث و بررسی قرار گیرد. البته نباید فراموش کرد که شکل گیری دانشگاه جندی شاپور نیز یک نقطه تحول تاریخی و اساسی در سیر دانش طب و داروسازی است، لیکن این دانشگاه تاُ ثیر خود را در هر دو مقطع پیش و پس از اسلام بجای گذارد که در این مقاله به آنها اشاره خواهد گردید.

اگر بخواهیم تاریخچه آموزش داروسازی را مورد بحث قرار دهیم و تحولات آن را بررسی کنیم، شاید بتوان آنها را بررسی کرد. ابتدا دوران ایران باستان که از مکاتب آن دوران می توان مزدیسنا و اکباتان را نام برد و بعد از آن مدرسه جندی شاپور بود که در آن مکتب یونانی رواج داشت و بعد از آن دوران صفویه بود که در آن دوران تحصیل فقه مقدم بر علوم دیگر قرار گرفت و بالاُخره داروالفنون که در آن آموزش کلاسیک به سبک غرب تدریس می شد و آنچه که امروزه به عنوان آموزش داروسازی از آن یاد می شود، ادامه آموزش در دارالفنون میباشد. البته لازم به یادآوری است که مکتب جندی شاپور درآموزش طب و داروسازی حتی پس از گروش ایرانیان به دین مبین اسلام پابرجا بوده و آموزش درمحیط بیمارستان که برخاسته از این مکتب بود، حتی تا آخر دوره ایلخانیان در ایران به قوت خود باقی بوده است.

۱-۱- تاریخچه داروسازی در ایران باستان

همان طور که پیشتر اشاره شد، بسیاری از قراین و شواهد موجود حاکی از آن است که دانش و فن داروسازی نخستین بار در ایران زمین سربرآورده است و درمان بیماران و بکاربردن داروها از ایرانیان کهن یا آریان ها شروع شده است و این دانش را مردم ایران به روزگار آورده اند.

بر حسب عقیده زرتشتیان و آنچه در اوستا نقل شده، اولین طبیب به نام ” تریتا”(Trita)   پدر گرشاسب پهلوان بوده است و او اولین فردی است که باطل کننده جادو میباشد و او از خواص گیاهان دارویی و عصاره آنها اطلاع داشته است.

 یکی از شواهد این ادعا، کتاب تحفه العجایب است که در آن حکایتی نقل شده است که تهیه شراب و استعمال آن را به جمشید نسبت داده اند و او را مکتشف خمر معرفی کرده است.

در یران باستان از ” می ” به عنوان داروی بیهوشی برای اعمال جراحی کمک می گرفتند، به طوری که در شاهنامه فردوسی در زمان سزارین رودابه که زمان تولد رستم می باشد، به این نکته اشاره شده است و جراح در آن زمان یک ” کارد پزشک ” بوده است.

 بیاورد یکی خنجر آبگون                                                     یکی مرد بینادل پرفسون

 نخستِن به می ماه را مست کن                                             ز دل بیم و اندیشه را پست کن

 تو بنگر که بینا دل افسون کند                                              ز پهلوی او بچه بیرون کند

  بکافد تهی گاه سرو سهی                                                    نباشد مر او را ز درد آگهی

  وز او بچه شیر بیرون کشد                                                  همه پهلوی ماه در خون کشد 

  وز آن پس بدوز آن کجا کرد چاک                                        ز دل دور کن ترس و اندوه و باک

  گیاهی که گویم با شیر و مشک                                             بکوب و بکن هر سه در سایه خشک

  بسای و بیالای بر آن خستگیش                                             به بینی هم اندر زمان رستگیش

طب ایران باستان دارای مقامی ارزنده می باشد و تا ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح از ورود طب یونانی به ایران اثری دیده نمی شد اما در اثر فتوحات ایرانیان علاوه بر طب ایرانیان از طب سایر اقوام نیز استفاده شد.

در میان صفحات تاریخ ایران باستان دیده می شود که مکتب زرتشت یا مزدیسنا خیلی پیش تر از مکاتب طبی یونان در عالم وجود داشته است و از زمانی که زرتشت شروع به درمان بیماران کرد، از اطراف و اکناف بیماران فلج و صرعی و پوستی و چشمی رو به سوی زرتشت آوردند.

مکتب طبی دیگری که در دوران ایرانیان باستان بوده است، مکتب اکباتان است. این مکتب نزدیک به یکصد سال پس از زرتشت توسط یکی از شاگردان وی به نام Saena Paure Ahumustate تاسیس گردید. در این مکاتب آموزش طب و داروسازی به مانند رابطه مرید و مراد و یا رابطه استاد و شاگردی بوده است و شاگردها سالها نزد استاد کار می کرده است تا بالاخره طبیب و داروشناس زبردستی می شد.

طب و داروسازی در ایران باستان، پس از سقوط هخامنشی در نتیجه ارتباط با یونانیان به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یافت. به طوری که میتوان  دوران مذکور را یکی از دوره های درخشنده طب و داروسازی ایران دانست. اطلاعات و تجربیات مردم و دانشمندان در زمینه طب و داروسازی این دوران به دوران ساسانیان نیز انتقال یافت.

پس از شکست مجدد ایران در زمان اشکانیان به دلیل بروز جنگهای گسترده و خونین داخلی و خارجی عملاً مجالی برای گسترش و شکوفایی علوم و فنون در کشور وجود نداشت. سلسله ساسانی توسط اردشیر بابکان تاسیس شد. پس از وی پسرش شاپور اول به سلطنت رسید. (۲۷۲- ۲۴۱ میلادی ) و در آن زمان جنگی میان ایران و روم روی داد. این جنگ به اسیر شدن والریان امپراطور روم و پیروزی ایرانیان انجامید.

شاپور اول در خوزستان در نزدیکی شهر شوش با کمک اسرای رومی شهر گندی شاپور یا جندی شاپور را که آنرا ” خور ” نیز مینامیدند، بنا نهاد.

در دوران شاپور اول، پادشاه ساسانی و شاپور دوم و پس از آن انوشیروان پادشاهان سلسله ساسانی، دانشمندان ساکن یونان بر اثر اختلافات مذهبی که در روم شرقی پیش آمده بود، جلای وطن کرده و به ایران آمدند و پادشاهان ساسانی مقدم آنان را گرامی داشتند. این امر مصادف شد با تاسیس دانشگاه و بیمارستان جندی شاپور که علت اصلی گشایش این دانشگاه علاقه پادشاهان ساسانی به گسترش علوم در ایران آن زمان بوده است.

دانشگاه جندی شاپور محیط مناسبی برای پیشرفت علم پزشکی و داروسازی و غنای فرهنگی و علمی در ایران زمین ایجاد کرد. در دانشگاه جندی شاپور برای نخستین بار در ایران، پزشکی و داروسازی از یکدیگر تفکیک شده و بسیاری از کتب پزشکی و داروسازی حکمای یونانی نظیر جالینوس و ارسطو و سقراط در این دانشگاه به زبان شیرین فارسی ترجمه شد.

آموزش و تدریس طب در مدرسه جندی شاپور کلاً به زبان یونانی بوده است امّا در این نکته تردیدی نیست که تدریس به زبان فارسی نیز به طور محسوسی مخصوصاً در رشته داروسازی وجود داشته است.

به مرور زمان این مرکز علمی و آموزش شهرت جهانی پیدا کرد و دست پروردگان این مکتب در سراسر جهان شناخته شده و جندی شاپور در دنیای آن روز به اوج عظمت و اقتدار خود رسید. یکی از داروسازان دانشگاه جندی شاپور ماسویه “ Masve ”  بود که مدت ۴۰ سال در بیمارستان جندی شاپور به کار داروسازی و داروشناسی مشغول بود. وی کتابی در باب داروها نوشته است که تا قرن شانزدهم میلادی کتاب درسی و تحصیلی مشتاقان علم داروشناسی بوده است. در این کتاب به طور مثال شربت افسنتین برای بی اشتهایی و معجون سنگ قیمتی  در مداوای ضعف قلب و مشک برای مداوای صرع و خایه روباه برای مداوای سل تجویز شده است.

درباره ماسویه گفتنی است که وی پس از چهل سال کار در بیمارستان جندی شاپور به دلیل بیان مطلبی که به ضرر بیمارستان جندی شاپور بوده، از مقام خود عزل و حقوق وی قطع میگردد. از این رو ماسویه راهی بغداد شده و به پیشنهاد جبرئیل، ریاست بیمارستان بغداد را برعهده می گیرد.

از افراد دیگری که درجندی شاپور به تدریس داروسازی مشغول بودند، می توان شاپور فرزند  سهل را نام برد که ریاست بیمارستان و دانشگاه جندی شاپور را برعهده داشت.  شاپور تاُلیفات زیادی در رابطه با داروسازی دارد که از آن جمله می توان ” قرابادین بزرگ ” یا ” الاقرابادین الکبیر” را می توان نام برد، این کتاب در شناسایی گیاهان دارویی است که اغلب در بیمارستانها مورد استفاده قرار می گرفته است.

 لازم به ذکر است که گرچه تعلیم علم طب در دانشگاه جندی شاپور عمدتاً توسط پزشکان یونانی انجام می گرفته است اما ایرانیان علاوه بر آنکه بی دخالت نبوده اند، بلکه در داروشناسی صاحب نظر نیز بوده اند. بدون تردید دانشگاه جندی شاپور در باروری طب و داروسازی نقش بزرگی را ایفا کرده است.

به استناد نوشته های به جا مانده اوستایی پنج دسته از پزشکان در زمانهای پیش در ایران باستان شناخته شده اند که از نظر کیفیت کار و تخصص کاملاً از هم تمییز داده شده اند.

۱- اشو پزشک: یعنی پزشکی که به کمک قانون مقدس اشا(  پاکی ) بیماران را درمان می کرده است. نحوه معاینات پزشکی و روش تشخیص بیماری و درمان اول شامل معاینه ظاهری جسمی بیمار و مراقبت در اغذیه و آشامیدنی هایی بود که بیمار می خورد و می آشامید.

۲- داد پزشک: یا پزشکی که به کمک قانون درمان می کرد و در این روش وظایف درمانی ویژه ای را به بیماران خود فرمان می داد. به کمک این روش بیمار را به مدت نه شبانه روز از دیگر انسانها دور نگه می داشتند و بدین ترتیب از سرایت بیماری جلوگیری می نمودند. پیروی و کاربرد این شیوه به ویژه در مورد بیماریهای واگیردار قابل توجه و عمل بوده است.

۳- ارور پزشک: یا پزشکی که به کمک عصاره گیاهان و گیاهان دارویی، بیماران خویش را درمان می کرده است. همچنین پزشکان رشته های دیگر در هنگام مداوای بیماران خود با وی مشورت می نموده و این همکاری جزء لاینفک نظام پزشکی در ایران باستان در میان پزشکان گروههای مختلف بوده است.

۴- کارد پزشک: یا پزشکی که به کمک کارد درمان می کرد و کسی بود که روش درمانی او با کمک ابزاروآلات جراحی که وی برای درمان جسم بیماران به کار می برده، انجام می گرفته است.

۵- مانتره پزشک: یا پزشکی که به کمک کلمات و وردهای مقدس آسمانی درمان می نموده است. او کسی بود که روش هنر درمانی اش به وسیله زمزمه کلمات آسمانی و قطعات اوستای که برای نیروهای درونی و اعصاب و روان انسان درمان بخش می باشد، انجام می گردیده است.

اگرچه تاریخ داروسازی ایران از دوره ساسانی و مشخصاً پس از تشکیل مدرسه و بیمارستان جندی شاپور آغاز می گردد، گفتنی است که با تسلط خلفای عباسی و ایجاد مراکز علمی در بغداد توسط آنان، مدرسه جندی شاپور عظمت و اقتدار خود را از دست داد.

۱-۲- تاریخچه داروسازی در ایران پس از اسلام

از نظر دین مبین اسلام دانش پزشکی به واسطه شرافت موضوع یعنی انسان علم شریفی است که علما قدیم اسلام، آن را ” اشرف العلوم ” می دانستند. علی بن عباس مجوسی اهوازی درفضیلت موضوع علم پزشکی می گوید که انسان افضل و اشرف از همه موجودات است و این به جهت عقلی است که خداوند به او اعطا کرده است.

همه مورخان وخاورشناسان، بدون استثناء معترفند که تمدن کنونی جهان بر شالوده تمدن و فرهنگ عظیم اسلامی پایه و بنیان نهاده شده است و هیچ تمدنی بجز تمدن اسلامی نتوانسته است در مدتی کمتر از یک قرن بر تمدن و فرهنگ ملتهایی مانند یونان و روم و مصر و کلده و آشور و غیره چیره و غالب آید.

بعد از ظهور وگسترش اسلام، طب قرآنی گسترش پیدا کرد که به سه فصل بزرگ طب، بهداشت و نگهداری تندرستی و سلامتی تقسیم می شود. بدین مناسبت طب و داروسازی در تمدن اسلامی پیشرفت فوق العاده ای داشته است.

داروسازان و پزشکان اسلامی پیرو مکتب بقراط و جالینوس هستند و از تابناک ترین ستاره های آسمان طب اسلامی می توان ابوبکرمحمدبن زکریای رازی و بوعلی حسین ابن سینا را نام برد.

پرداختن به شرح حال دانشمندان در این مقاله ما را تاحدودی از موضوع اصلی دور میکند و از این جهت نگارنده تنها به ذکر چند سطری در رابطه با رازی و بو علی سینا این دانشمندان بزرگ اسلامی اکتفا می کند. ابوبکر محمدبن زکریای رازی شیمیدان، داروساز، داروشناس، فیزیکدان، پزشک و فیلسوف ایرانی در شعبان ۲۵۱- ه – ق. برابر با ۲۷ اوت ۸۶۵ میلادی در ری زاده شد.  وی شیمی را قبل از پزشکی شروع کرد و در رابطه با علم شیمی دارای بیست جلد کتاب می باشد.

رازی علم دارو و گیاه شناسی را نزد شیخ صیدلانی دواساز بیمارستان بغداد آموخت و از کارهای او می توان پیدا کردن جوهرگوگرد از زاج و الکل از نشاسته را نام برد.

همچنین رازی برای اولین بار اصول آزمایش داروها ومواد را در طب باب نموده و آنرا برای آیندگان به ارث گذاشته است.

در رابطه باتعداد تاُلیفات رازی، رقم صحیحی در دست نیست. ابن الندیم در کتاب الفهرست عده تاُ لیفات رازی را بالغ بر یکصد و شصت و هفت کتاب ومقاله و رساله می داند. در صورتی که دکتر علی پرتو در گنجینه دارو و درمان تعداد تاُ لیفات رازی را بالغ بردویست و پنجاه کتاب ذکر میکند.

معروفترین کتاب رازی، کتاب ” طب المنصوری” است که به نام منصور سامانی والی خراسان تحریر کرده است.  کتاب دیگر او ” کناش المنصوری” است که برای امیرمنصوربن اسحق نگاشته است و این دو تاُلیف به چندین زبان ترجمه شده است و بیش از پانصد سال در کشورهای اروپایی در دست دانش آموزان طب و داروسازی بوده است. کتاب دیگر ” طب الملوکی” است که در آن معالجه بیماریها را با غذا نوشته است. دیگر کتاب رازی، کتاب ” قرابادین” است و کتابهای ” المدخل الطب”، ” سرالطب”و کتاب ” فی الدویه العین” که این کتابها را برای شاگرد خود یوسف بن یعقوب نوشته است. کتاب معروف دیگر رازی ” الحاوی” است که مجموعه- ای از فنون طب عملی می باشد و در زبان اروپایی به آن ” کونتینان” ( Continent) می گویند.

از دیگر دانشمندان اسلامی می توان به شیخ الرئیس ابن سینا اشاره کرد که در سال ۳۷۳ هجری مطابق با ۹۸۰ میلادی به دنیا آمد. وی دانش پزشکی را نزد ” ابومنصورحسن بن نوح قمری” آموخته است. شماره کتابهای بوعلی را به بیش از صد جلد گفته اند که بسیاری از آنها را در مسافرت یا در زندان نوشته است. مهمترین کتاب او درطب ” قانون” است که پنج جلد می باشد و کتاب دیگر ” قوانین در معالجات” و کتاب ” حدودالطب” و یک مقاله در خواص کاسنی از او به جا مانده است.

از پنج جلد کتاب قانون، دو کتاب بزرگ آن در داروشناسی است که یکی کتاب دوم است به نام ” ادویه مفرده” و دیگری کتاب پنجم به نام “ادویه مرکبه”.

شیخ الرئیس همیشه به مسئله دارودهی توجه زیادی داشته است و در کتاب دوم قانون با روشی ساده و روشن خواص طبی تقریباً ۷۶۰ دارو که اکثراً گیاهان دارویی هستند را شرح می دهد.

کتاب پنجم یک دوره علم الادویه و داروسازی است که طرز تهیه قرص ها و مرهم ها، حب ها، گردها و شربتها را بیان میکند و در این کتاب راجع به طرز ساختن قرصی به نام زرشک که جهت درمان یرقان مصرف می شده است، شرحی نوشته است.

بوعلی سینا در مورد تجویز دارو معتقد بوده است که در بیماریها ابتدا باید از داروهای مفرده استفاده کرد و اگر این داروها مفید واقع نشدند، به داروهای مرکب روی آورد و قبل از هر دوی اینها معتقد است که باید با غذا، بیماریها را درمان کرد و این موضوع اصول عقاید وی در تداوی و استعمال دارو می باشد.

در این قسمت لازم است اشارهای به وضعیت مدرسه جندی شاپور در زمان اسلام داشته باشیم. مدرسه جندی شاپور مقارن با میلاد حضرت محمّد (ص) به اوج عظمت خود رسیده بود. البته لازم به ذکر است که پیش از اسلام عربها از پزشکان خود که از دانش آموختگان جندی شاپور بودند، کمک می گرفتند و پیامبر اکرم (ص) و خلفای راشدین پزشکان عرب دانش آموخته در جندی شاپور را مانند حارث بن کلده و پسرش نصربن حارث بن کلده را به طبابت فرا می خواندند.

در دوران اسلامی، اساتید معروفی در جندی شاپور بودند که می توان از آنان بختیشوع اول پسر جورجیس که رئیس بیمارستان جندی شاپور بود و حسن بن اسحق عبادی که داروساز بود و ابن ماسویه که طبیب و داروساز خاندان برمکی وهارون الرشید بود را نام برد.

تا شش نسل یا ۲۵۰ سال خاندان بختیشوع در علم پزشکی و داروشناسی سرآمد دیگران بودند. به طوری که معروف است حارث بن کلده که ازشاگردان این مکتب بود، طبیب مخصوص حضرت محمد (ص) و ابوبکر بوده، و در مکّه می زیسته است.

سیداسماعیل جرجانی در ذخیره خوارزمشاهی و زین الدین انصاری صاحب اختیارات بدیعی، نسخ و داروهایی که در جندی شاپور رواج داشته است را در تالیفات خود ذکر کرده اند و از طرف دیگردر آن زمان شهر جندی شاپور یکی از مراکز مهم عطریات و شکل های دارویی بوده و در آن زمان اولین حب به نام ” حب برزویه طبیب” ( برزویه از پزشکان قرن اول هجری بوده و در دربار انوشیروان بوده است) ساخته شد که این مطالب نشان دهنده وجود دانش قوی داروسازی در جندی شاپور می باشد.

در دوران اسلامی، رشته های مختلف علمی پیشرفتهای فراوانی داشتند که از آن جمله علم طب و داروسازی است. نوی برگر( Neuberger ) که یکی ازبزرگترین دانشمندان تاریخ پزشکی است، میگوید: مسلمانان کسانی بودند که به نوشته های پراکنده و از نظر محتوا اکثراً نامفهوم دانشمندان قدیم یونان روشنی و نظم بخشیدند. از طرفی دکتر گوستاو لوبون فرانسوی می نویسد: احکامی که در قرآن به نظر می رسد، از قبیل وضووغسل، در نهایت درجه حکیمانه و برای حفظ الصحه مفید و نافع می باشند.

در بیمارستانهای کشورهای اسلامی، برای هر پزشک امکان آن وجود داشت که داروی جدیدی را که به دست او می رسید، مورد آزمایش قرار دهد و او می بایست نتایج آزمایشات را در دفتری مخصوص شرح داده و نظر بدهد تا بعداً به عنوان ” داروی آزمایش شده” منتشر شود و به جهان پزشکی راه یابد که تمام این داروها و خواص آنان توسط مسلمانان جمع آوری می شده است. به طوری که اسماعیل شرف الدین جرجانی که یک قرن بعد از ابوعلی سینا می زیسته است، کتابی به نام ذخیره خوارزمشاهی را تألیف کرد که مهمترین دایره المعارف پزشکی به زبان فارسی است و یک گنجینه مهم داروشناسی نیز هست و نام بسیاری از داروها و گیاهان دارویی در آن به زبان فارسی آمده است که این خود نشانی از موفقیت بیشتر ایرانیان مسلمان در علوم می باشد.

۱-۳- تاریخچه امتحان اطباء و داروسازان و داروفروشان

آنچنان که در قبل از قلم دکتر علی پرتو گفته شد، دارودهی و شفابخشی از ورای جم مرکز خلافت جمشید شروع گردیده است و این سرزمین نخستین جایگاه این دانش و محل آموزش به داوطلبان بوده است. از همان زمان پادشاهان به این نکته پی برده بودند که اگر کسی بخواهد در بیماری و تندرستی مردم دخالت داشته باشد، باید صلاحیت کامل داشته باشد و از این رو قانونی گذراندند تا افراد ناصالح به این مهم نپردازند و آن قانون بدینگونه بود که هر کس از آریان ها بخواهد پیشه خود را پزشکی یا جراحی قرار دهد، می باید پیش از اینکه به معالجه یکی از بومی ها و یا همشهری ها بپردازد، دستورهای خود را در سه نفر از دیوها تجربه نماید. اگر پس از سومین آزمایش، هر سه نفر درمی گذشتند، داوطلب پزشکی تا پایان عمر از این پیشه برکنار می شد و اگر مجدداً دست به این کار می زد، سخت مجازات می شد. در دوره ساسانی، اجازه طبابت به افرادی داده می شد که مدتی نزد اطباء دانشگاه جندی شاپور خدمت می کردند و پس از مدت ها خدمت حق طبابت و اشتغال به داروفروشی را کسب می کردند. ولی بیشتر این داروفروشان به طور رسمی طبابت می کردند و در حقیقت حد و مرزی برای پزشکان و داروسازان آن زمان وجود نداشت.

برای اولین بار در مورد داروسازان در زمان خلافت معتصم فرزند هارون الرشید، امتحان گرفته میشد. علت وجود امتحان در آن زمان بدین گونه بود که داروسازان و داروفروشان بدینگونه عمل می کردند که هر که را هر چه خواست، می دادند. اعم از آنکه آن دارو را داشته باشند یا نداشته باشند.

امتحان بدین صورت بود که نامی خیالی را خلیفه در نظر می گرفت و مأموران به نزد داروسازان و داروفروشان می رفتند آن نام را به عنوان دارویی به کار میبردند و درخواست دارو می کردند. عده ای می گفتند که از این دارو بی اطلاع هستند که این افراد حق ادامه داروفروشی را داشتند ولی عده ای دیگر ادعای آشنایی با داروی فرضی را می کردند و چیزی نامعلوم به فرستاده خلیفه می دادند و این افراد دیگر حق ادامه داروفروشی را نداشتند.

در مورد اطباء نیز در زمان خلافت مقتدر عباسی (۳۲۰- ۲۹۵- ه ق) سنان بن ثابت بن قره حرانی صامی که رئیس بیمارستان سیده بغداد بود، از طرف خلیفه مأمور شد که از اطباء امتحان به عمل آورد و این امتحان به دلیل وقایع ناگواری که رخ داده بود، توسط سنان به عمل می آمد.

این  امتحان نیز به نوبه خود دارای اشکالاتی بود که یک نمونه آن بدین صورت است که مردی در لباس پاک و هیئتی باوقار در مجلس امتحان سنان وارد می شود و کاغذی که حاوی چند دینار بود، جلوروی سنان قرار داد و گفت: از نوشتن و خواندن عاجزم و به سنان گفت امیدوارم قطع معاش من و عیال و اولادم را روا نداری. سنان به او گفت مانعی ندارد، به شرط آنکه در مورد بیماران آنچه را که می دانی عمل نکنی و مرد به سنان قول داد که از دادن سکنجبین و شربت تجاوز نکند.

با تمام این اشکالات می توان گفت که از زمان خلیفه المقتدر به سال ۲۹۵ هجری، امر طبابت و داروفروشی تحت قاعده و ضابطه خاصی قرار گرفت.

۱-۴- اولین فارماکوپه ایران

تشویق و ترغیب رجال و بزرگان ایرانی از اطباء و دانشمندان دارویی باعث شد که کتب و تألیفات مهمی درباره علم پزشکی و داروشناسی منتشر گردد. در این میان قدیمی ترین آن که می توان آنرا اولین فارماکوپه نامید، کتابی است به نام ” الابنیه عن حقایق الادویه” یا ” روضه الانس و منعفه النفس” که تألیف ابومنصورعلی الهروی است که این دانشمند اهل هرات بود و بدین جهت به هروی ملقب است.

این کتاب مملو از شرح داروهایی است که چند قرن پیش درایران متداول بوده است و امروزه اثری از آنها نیست.

۱-۵- داروسازی در عهد صفویه

دوره صفویه یکی از درخشان ترین دوره های تاریخی ایران است. در آن زمان علم راه ترقی و پیشرفت در اروپا می پیمود و طالبان علم در مدارس و بخصوص در حوزه های درس خصوصی نزد اساتید به تحصیل علم مشغول بودند.

تحصیل علم طب و فروع آن جزء تحصیلات عالی و ثانویه بود و داوطلبان آن را پس از اتمام تحصیل فقه و الهیات و فلسفه می آموختند. داروسازی و گیاه شناسی از فروع علم طب بود که به آن صیدله یا عطار می گفتند و داروخانه را عطاری می نامیدند.

در این دوره داروشناسان متخصصی پیدا شدند و به همین جهت سیریل الگورد ( نویسنده کتاب تاریخ پزشکی ایران) آن را ” دوره زرین داروشناسی در اسلام” نامیده است. در این دوره کتابهای نفیسی در داروشناسی تألیف شد که از این کتب می توان ” تحفه حکیم مومن ” به زبان فارسی و کتاب ” مخزن الادویه” که توسط سید حسین خان شیرازی تألیف شده است را نام برد. در دوره صفویه کتاب ” طب شفائی” نوشته می شد که از روی آن کتابی به نام ” داروسازی ایرانی” ( Pharmacopeia persica) توسط آنگلوس تألیف می شود که این کتاب نخستین تحقیق اروپائیان در پزشکی و داروسازی ایران به شمار می رود.

در مجموع، دوران صفوی به دلیل تغیّر و تغییرات گسترده در سیره سلاطین آن درطول حکومت سیصدساله اش که گاهی ناشی از اختلافات داخلی و ضعف تدبیر حاکمان بود، نتوانست خدمات شایسته ای به اشاعه سایر علوم غیراز علوم حوزه ای بنماید.

علیرغم اهتمام پادشاهان اولیه، این سلسله که هدفی جز ترویج اندیشه های نورانی تشیع و اسلام ناب محمدی (ص) نداشتند، بازار تفکرات خرافی و خشک مقدسی و صوفی نمائی و تارک دنیایی در ایران رونق یافت، به حدی که در ادامه دوران این سلسله تحصیل در علمی به غیر از علوم دینی مذموم و مطرود می نمود.علی ای حال به دلیل آنکه در دوران صفویه اقدام به تحصیل علوم دینی قبل از تحصیل سایر علوم به صورت یک امر مسلم درآمد، یکی از نقاط عطف در تاریخ آموزشی پزشکی وداروسازی ایران  تلقی می گردد. مشتاقان تحصیل علم طب و داروسازی می بایست ابتدا در علوم فقهی و دینی به درجه تفقه و اجتهاد می رسیدند و پس از آن اگر نیازهای دنیوی آنها را از ادامه تحصیل باز نمی داشت، می توانستند به مطالعه در علوم طبی مشغول شوند که عملاً از توان ذهنی و جسمی بسیاری از مشتاقان علم خارج بود. لذا نشر علوم پزشکی در دوران صفویه دوباره به الگوی ایرانیان باستان رجعت نمود و معلومات این حرفه به صورت سینه به سینه و از پدر به پسر و یا خادم منتقل میشد.

۱-۶- از دارالفنون تا تأسیس دانشکده داروسازی

هم زمان با پیشرفت علوم در اروپا، در ایران نیز در سال ۱۲۶۸ هجری قمری، مطابق با ۱۸۵۰ میلادی با همّت امیرکبیر، دارالفنون تأسیس گردید. منظور امیر از تأسیس دارالفنون، آشنا کردن مردم ایران با صنایع،حرف و فنون جدید اروپا و توسعه آنها در ایران بود. معلّمینی که امیر برای مدرسه خود نیاز داشت، در ایران نبودند و به ناچار می بایست از خارج استخدام می شدند و بر این مبنا امیر به موسیو جان داوود ارمنی عضو وزارت امور خارجه و مترجم دولت ایران مأموریت داد تا شش معلّم برای دروس ذیل از آلمان و اتریش استخدام کند:

معلّم پیاده نظام(یک نفر)، معلّم سواره نظام (یک نفر)، معلّم هندسه (یک نفر)، معلّم مهندسی معدن (یک نفر)، معلّم توپخانه (یک نفر) و معلّم طب و جراحی و تشریح (یک نفر).

بالأخره جان داوود پس از یک سال با شش معلّم اتریشی و یک معلّم ایتالیایی به ایران بازگشت. معلّم ایتالیایی، معلّم دواسازی بود و جان داوود به امیر تفهیم نمود که طب جدید بدون اطّلاع از داروسازی بی فایده است.

دارالفنون در بدو تأسیس به شش شعبه تقسیم شده بود که به ترتیب عبارت بودند از:

۱- مدرسه طب و داروسازی

۲- مدرسه ریاضیات و مهندسی

۳- مدرسه معدن شناسی

۴- مدرسه نظام و موزیک

۵- مدرسه ادبیات

۶- مدرسه هنرهای زیبا (نقاشی)

شاگردان هر درس یا هر رشته کلاس خاصی داشتند که به نام همان درس خوانده می شد ( مثل اتاق داروسازی). با این که معلّمان دارالفنون اتریشی و ایتالیایی بودند، زبان تدریس فرانسه بود. آغازسال تحصیلی بعد از ماه صفر و مدت تحصیل در دارالفنون کمی بیش از شش ماه بود ( تابستان، ماه رمضان، اعیاد و روز عاشورا مدرسه تعطیل بوده است) و ساعات کار آن از هشت صبح تا سه بعد از ظهر بوده است. در دارالفنون، سالی سه بار از دانش آموزان امتحان می گرفتند و پس از آزمون سوم به کلاس بالاتر ارتقاء می یافتند. شاگردان دواساز به تنهایی یا با شاگردان طب در دروس عملی شرکت می کردند و علاوه بر علوم اختصاصی خود، زبان فرانسه، طبیعیات، فیزیک و شیمی هم می آموختند.

در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی که دانشگاه تهران تأسیس گردید، مدرسه دواسازی تبدیل به دانشکده داروسازی شد ولی نظر به اینکه داروسازان تحصیل کرده به حد لزوم در ایران نبودند تا بتوانند دانشکده را با استقلال اداره کنند، موقتاً اداره قسمتی از امور آن به دانشکده پزشکی محول شد و دانشکده داروسازی یکی از شعب دانشکده پزشکی شد.

سه سال بعد، یعنی در سال۱۳۱۶ مقرر گردید که محصلین با گواهینامه کامل متوسطه به تحصیلات داروسازی بپردازند. در سال ۱۳۱۸ که پروفسور ابرلین استاد دانشکده پزشکی استراسبورگ به سمت ریاست دانشکده پزشکی منصوب شد، در سازمان دانشکده داروسازی نیز تغییراتی به وجود آورد. دوره تحصیل به چهار سال محدود شد و دانشجویان می توانستند در سال آخر با نوشتن پایان نامه و تصویب آن به اخذ دانشنامهُ دکترا در داروسازی نایل شوند. در سال ۱۳۲۳ هجری شمسی دوره تحصیل داروسازی از چهار سال به پنج سال افزایش یافت ولی چون گنجایش آزمایشگاهها برای کلیه دانشجویان کافی نبود، اجرای آن به سال ۱۳۳۰ موکول شد.

درسال ۱۳۲۴ هجری شمسی مقرر گردید که برای فارغ التحصیلان سال چهارم دانشکده داروسازی پروانه اشتغال به کار صادر شود. در نهایت در سال ۱۳۳۶-۱۳۳۵ دانشکده داروسازی دانشگاه تهران از داشکده پزشکی جدا گردید و به عنوان دانشکده های مستقل کار خود را آغاز نمود.

  • مجله اطلاعات پزشکی



همکاران ما از نظرات و پیشنهادات شما استقبال می نمایند

نظر يا مطلب خود درباره اين مقاله را بفرماييد
اگر مي خواهيد تصويري در كنار نظر شما نشان داده شود اينجا را امتحان كنيد . gravatar

*