کودکان پرخاشگر

آذر ۳۰, ۱۳۸۹ توسط :   موضوع : بهداشت روان, مشروح اخبار

اغلب کودکان غیظ و خشم زیاد خود را ابراز می دارند ولی همراه با رشد سنی و عقلی نسبت به کنترل خشم خود بهتر می شوند، این بهبود بستگی به شخصیت موروثی محیط خانوادگی، هوش و رشد آنان دارد.

عوامل خانوادگی پرخاشگری
عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد موثر می‌باشند، چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت می‌باشد و خیلی از چیزها را افراد در سالهای اولیه حیات اجتماعی خود در آن می‌آموزند.

خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از:

۱) نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری می‌بیند برانگیخته می‌شود و در صدر گرفتن آن حتی با اعمال خشونت می‌شود.تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشده‌است خشمگین وپرخاشگر می‌شود.

 ۲) وجود الگوهای نامناسب، داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسان‌ها علاقه مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته‌اند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود.

دیکتاتوری خانواده‌هایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود می‌کند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگ‌تر نیز با دیکتاتوری رفتار می‌کنند در این گونه خانواده‌ها فرد دیکتاتور تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد، وظیفه معلوم می‌کند، برنامه می‌ریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حق اظهارنظر از آن اوست.

بچه‌هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می‌کنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می‌شود و همین حالت آنهارا به هیجان و اضطراب وا می‌دارد. این بچه‌ها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود می‌گیرند و به بچه‌های هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه می‌رسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند، در کارهای گروهی نمی‌توانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان می‌دهند و اغلب در کارها با شکست روبرو می‌شوند.

۳) تأثیر رفتار پرخاشگرانه: عده‌ای از افراد پرخاشگر و زورگویی را تقبیح نمی‌کنند بلکه آنرا نشانه شهامت و قدرت خود می‌دانند این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت موجه و حتی لازم می‌دانند و به آن صحه می‌گذارند.

 ۴) تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار می‌شود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو می‌شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی می‌گویند «از کی نخوری» «توسری نخوری» و… که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی مورد تشویق می‌کنند.

۵) تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می‌شوند به صورت پرخاشگرانه اورا تنبیه می‌کنند از تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می‌شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می‌شود
    کودک تا شش ماهگی زمانی که انتظار غذا می کشد یا چیزی به او می دهند که نمی خواهد یا وقتی به کاری وادارش می کنند از خود خشم و غیظ نشان می دهد در سن ۱۵ ماهگی نیز از اینکه به او اجازه نمی دهند در غذا خوردن دخالت کند عصبانی می شود.
    از ۱ تا ۳ سالگی در مرحله منفی گرایی و لجبازی است آنان می توانند حاکمان و مستبدان کوچک باشند.
    آنان از کسی که بازی شان را قطع کند متنفر می شوند و ممکن است از روی خشم اشیا را پرتاب کنند.
    از ۱۸ ماهگی در هنگام ناراحتی لگد می زنند.
    از ۲ تا ۵/۲ سالگی مستعدند برای مالکیت یک اسباب بازی بچه های دیگر را بزنند.
    از ۳ تا ۴ سالگی کودکان به تدریج زبانی به کار می گیرند تا از طریق آن احساسات پرخاشگرانه خود را خالی کنند.
    در حدود سن ۶ سالگی اغلب لگد زدن و کتک کاری دوباره تکرار می شود.
    در سن ۸ تا ۹ سالگی کودکان بیشتر بحث و جدل و به کار بردن نام های توهین آمیز و فحش و دشنام را جایگزین پرخاشگری های جسمانی می کنند.
    خشم و غیظ نمایانگر تعارض بین خود و شخصیت در حال رشد کودک با شخصیت و نگرش های والدین است.
    هرگاه او بفهمد که از طریق عصبانی شدن به خواسته هایش می رسد و می تواند توجه بسیاری را به خود جلب کند و اضطراب در والدین به وجود بیاورد خشم و غیظ خود را تکرار می کند.
    منشأ پرخاشگری خشم است، اگر خشم باعث آسیب رساندن به دیگران باشد به آن پرخاشگری گویند.
    کودک پرخاشگر جیغ می زند، به قصد اذیت دیگران فحاشی می کند، اشیایی که در دسترسش باشد می شکند، با دیگران دعوا می کند، نظم عمومی را برهم می ریزد به دیگران حمله ور می شود، از مدرسه فرار می کند و آرامش کلاس را برهم می ریزد برای یافتن راه های درمان هر عارضه و مشکل ابتدا باید علت ایجاد و بروز هر مشکل را پیدا کرد و با علت یابی مسلم است که درمان نیز سریعتر و منطقی تر انجام می گیرد.
    در بروشورهای بعدی علت های پرخاشگری را بیان خواهیم کرد.
    قبل از بیان علل پرخاشگری باید بگوییم که بسیاری از رفتارها ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود اگر کودکی در را با لگد باز کند و با این کار به شخصی که پشت در ایستاده آسیب برساند. به این کار پرخاشگری نمی گوئیم مگر اینکه کودک از پیش بداند پشت در چه کسی ایستاده است.
    پرخاشگری وسیله ای از پرخاشگری خصمانه جدا است. پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی، که بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع وسیله ای است که این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است.
    کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا با اسباب بازی ای که می خواهند بازی کنند و به ندرت اتفاق می افتد که بخواهند به کسی آسیب برسانند.
    علل پرخاشگری بسته به نوع شخصیت فرد متفاوت است و اما مهم ترین علل پرخاشگری عبارتند از:
    علل ارثی: بعضی از افراد پرخاشگر، پدر یا مادر یا اجدادشان زمینه پرخاشگری را دارند و به کودکان خود منتقل می کنند. همانگونه که خصوصیات جسمانی مانند رنگ چشم- مو- قد و… منتقل می شود خصوصیات روانی نیز منتقل می شوند.
    علل جسمانی: بچه هایی که از نظر جسمانی مشکلاتی مانند کم کاری یا پرکاری بعضی غدد- مشکلات بینایی یا کم خونی و… دارند آمادگی بیشتری برای پرخاشگری دارند.
    ناکامی: کودک تمایل به چیزی دارد ولی مانعی باعث می شود که به خواسته خود برسد، انسان یک سری نیازهایی دارد که اگر مانعی برای ارضای نیازهای واقعی او به وجود بیاوریم زمینه را برای پرخاشگری مهیا کرده ایم.
    یادگیری: گاهی کودکان پرخاشگری را از والدین- دوستان- فیلم هایی که می بینند و… تقلید کرده و یاد می گیرند.
    نابسامانی خانواده: در خانواده هایی که اختلاف و کشمکش باشد و دائم اعضای خانواده از هم انتقاد کنند و محیط خانه ناامن و نامتعادل باشد زمینه برای پرخاشگری بیشتر است. جایی که محبت، رأفت، انسانیت، لطف و صمیمیت، دلسوزی، خدمت به هم وجود دارد بچه ها کمترین مشکل را پیدا می کنند.
    اعتیاد یکی از والدین: مرد و زنی که معتاد باشند زمینه را برای پرخاشگری دیگران آماده می کنند.
    تنبیه بدنی: تنبیه بدنی یکی دیگر از دلایل پرخاشگری است- تنبیه به معنی بیدار کردن- هشدار دادن- تذکر دادن یا محروم کردن موقت است نه به معنی کتک زدن و تحقیر کردن.
    رفتار متضاد والدین: رفتار متضاد والدین زمینه را برای پرخاشگری ایجاد می کند مثلاپدری که دستور می دهد و مادر برخلاف آن دستور عمل می کند و بالعکس. هرچه تضاد بین والدین، خانه و مدرسه بیشتر باشد حالت پرخاشگری در کودک بیشتر می شود.
    غیبت های طولانی والدین: پدرانی که برای مدت طولانی فرزندان خود را نمی بینند و مادرانی که کمتر در منزل حضور دارند، این عاملی است برای پرخاشگری کودکانشان.
    – تبعیض بین خواهر و برادران از عوامل ایجاد پرخاشگری در کودکان است.
    – از عوامل دیگر پرخاشگری این است که بعضی انسان ها آداب کنترل نفس خود را نمی دانند، اگر انسان متقی باشد بر خشم خود مسلط می شود.
    شیوه های درمان پرخاشگر
    قبل از هر چیز کودک از نظر جسمی چکاپ کامل شود تا اطمینان حاصل کنیم که از نظر جسمی و غدد مشکل خاصی ندارد. برای کاهش و درمان پرخاشگری راه های مختلف وجود دارد که در این مبحث به ذکر چند راه حل می پردازیم.
    ¤ نباید اجازه داد پرخاشگری و خشونت در کودک تثبیت شود و به صورت عادت درآید. کودک اگر دریابد که با این شیوه عمل می تواند موفق شود هرگز تن به مصلحت نخواهد داد، و احساس خواهد کرد که از طریق پرخاشگری می تواند به خواسته اش برسد.
    ¤ اقدام به رشد فکری کودک: در موقع پرخاشگری نباید عصبانی شد و یا بر سر کودک داد کشید این امر اثری فوری ممکن است داشته باشد ولی در درازمدت کاری بیهوده است.
    باید از جر و بحث و جار و جنجال دست کشید و از طریق ذکر داستان ها و بیان مسائل کوشید تا سطح آگاهی و اندیشه او را بالابریم.
    ¤ آشنا کردن به حقوق دیگران: کودک باید به حقوق و وظایف خود در برابر دیگران آشنا باشد، و گمان نکند که والدین و احیانا دیگران موظفند هر رفتاری که از آنها بروز کرده متحمل گردند، بلکه باید کودک کنترل نفس خود را بداند.
    ¤ آگاهی به زشتی امر: کودک باید دریابد که با پرخاشگری خود عمل ناپسندی انجام داده و نباید هرگز از زدن و ویران کردن و پرخاش و عتاب خود راضی باشد، باید به خاطر عمل زشتی که انجام داده از طرف مقابل عذرخواهی کند.
    ¤ رفع ناکامی ها: باید مسائلی که باعث ناکامی می شود را از بین برد، یا اینکه قدرت تحمل کودک را در برابر ناکامی بالابرد که لااقل کودک پذیرای ناکامی باشد و پرخاشگری نکند و مطابق با توان کودک از او انتظار داشت.
    ¤ ایجاد محیطی صمیمی: والدین می توانند از طریق ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمانه و گرم تا حدی زمینه پرخاشگری را کم نمایند. همچنین از طریق ذکر و بیان ملاطفت ها محبت ها و خوبی هایی که در دیگران وجود دارد می توان بذر محبت و لطف را در دل افراد کاشت و آنها را نسبت به یکدیگر خوشبین کرد و به کودک باید تفهیم کرد که با رفتارهای پرخاشگرانه نمی تواند دوست خوب برای خود انتخاب کند.
    ¤ ایجاد سرگرمی و اشتغال: بیکاری و نداشتن یک وظیفه فرد را دچار پرخاشگری می کند باید کودک را به کاری که مورد علاقه اش است سرگرم نمود. تا فرصت فکر کردن برای دعوا و تهاجم را نداشته باشد.
    ¤ بها ندادن به لجبازی ها: بعضی کودکان از طریق لجبازی و خشونت می خواهند به هدف خود برسند والدین سعی کنند از طریق بی اعتنایی به لجبازی ها و بها ندادن به آنها، پرخاشگری او را بی اعتبار کنند.
    ¤ دوری از عصبانیت ها: والدین در هنگام عصبانیت سعی کنند بر خود مسلط و کنترل خود را از دست ندهند، هرگز والدین به خشونت نپردازند که در آن صورت تماشای صحنه پرخاشگری کودکان شما را خشن خواهد کرد.
    ¤ دور داشتن کودک از محیط های پرهیاهو و پرسروصدا زمینه را برای پرخاشگری کودک کم می کند، باید تا آنجا که ممکن است کودکان را از کارها و اموری که جنبه خشونت را در آنها رشد می دهد دور بداریم.
    ¤ گزینش راه انحرافی: کودکی که پرخاشگر است نباید عقده خود را سر دیگران خالی کند. می توان در موارد خشم عروسکی را به دستش داد تا به زمین بکوبد یا اسباب بازی خرابی در کنارش گذاشت تا خشم خود را متوجه آن کند.
    ¤ بازی های نظامی: می توان از بازی های جنگی و نظامی برای کنترل و تبدیل پرخاشگری و خاموش کردن شورهای انحرافی استفاده کرد، همچنین استفاده از ورزش، هوای آزاد، شوخی ها و مزاح ها در کاهش پرخاشگری موثر است.
    ¤ حمایت روانی: به جای سرزنش کودکان پرخاشگر باید از آنها دلجویی کرد و به او بگویند چرا چنین کردی؟ چرا ناراحتی؟ حاضرم به تو کمک کنم و… از این طریق برای او پناهگاهی اطمینان بخش درست کنیم که خود را در پناه ما قرار دهد.
    ¤ تنبیه: گاهی کودک با وجود تدابیر فوق باز همچنان به اذیت کردن و آزار رساندن دیگران می پردازد باید در چنین مواردی ضربه ای بر کفل و پشت دست احساس کنند تا دریابند که درد چیست و خشونت و آزار به دیگران چه معنایی دارد، البته باید توجه داشت که در آخرین مرحله از تنبیه استفاده کرد و در اعمال تنبیه مسائل تربیتی را مد نظر قرار داد.

  • آسان طب



همکاران ما از نظرات و پیشنهادات شما استقبال می نمایند

نظر يا مطلب خود درباره اين مقاله را بفرماييد
اگر مي خواهيد تصويري در كنار نظر شما نشان داده شود اينجا را امتحان كنيد . gravatar

*