مرگ مغزی چیست ؟

دی ۱۲, ۱۳۸۹ توسط :   موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

در طول سه دهة گذشته نظريه هاي گوناگوني درمورد مرگ مغزي ارائه شده كه مسلماً در كشور ما نيز نقطه نظرات فرهنگي ،‌مذهبي و عاطفي وجود داشته كه همه محترم هستند . در حدود يكصد سال پيش پزشكان متوجه وجود بيماراني شدند كه قلبشان پس از « ايست تنفسي » تا مدت زماني به ضربان خود ادامه مي داد . آنها قادر بودند با وسايل اولية خود به تنفس اين بيمارا ن كمك كنند . از جملة اين دانشمندان مي توان « هورسلي» را نام برد .

 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  « هاروي كوشينگ» در سال 1902 موردي را در باره بيماري گزارش كرد كه در اثر ازدياد فشار داخل جمجمه ، به خاطر غدة مغزي ، دچار ايست تنفسي شده بود ولي قلب او تا 23 ساعت بعد به ضربان خود ادامه داد . « مولارت» در سال 1959 بيماري را كه مدتها با تنفس مصنوعي زنده نگهداشته بود كالبد شكافي كرد و متوجه شد كه در مغز او مناطق وسيعي از انهدام سلولي و ورم مغزي وجود دارند .

در حقيقت بخش هاي مراقبت هاي ويژه در ريشه گرفتن مفهوم مرگ مغزي نقش مهمي را بازي كردند ، زيرا كه با داشتن تكنولوژي تنفس مصنوعي قادر شدند بيماران را ، به ظاهر ، تا مدتي زنده نگهدارند .
از سالهاي 1965 تا 1972 به تدريج معيارهاي كنوني مرگ مغزي در دانشگاه هاروارد و انستيتوي ملّي بهداشت آمريكا مشخص شدند ، ولي تا دهة هشتاد محرز نشده بود كه چقدر از شبكية پيچيدة عصبي بايستي از بين رفته باشد تا بتوان عنوان « مرگ مغزي» را به آن اطلاق كرد .هنوز هم مسئله به طور كامل مورد قبول واقع نشده است .

مثلاً پژوهشگراني هستند كه ميل دارند بيماراني را كه « وظايف عالي» مغز را از دست داده اند جزء‌افرادي بياورند كه درحقيقت مرده اند . اين بيماران شعور ،عقل ، تكلم …..خود را از دست داده اند و با سلسلة اعصاب نباتي زندگي مي كنند . اما اين پژوهشگران با مخالفت هاي شديد اخلاقي و فرهنگي روبرو هستند .

پس بايد گفت كه در مرگ مغزي « هوشياري» بيمار تبديل به اغماء شده و « وظايف عالي» مغز نيز براي هميشه ناپديد شده اند . دراصل ، « سطح هوشياري» توسط ساختمان مشبك ساقة مغز و « وظايف عالي» مغز توسط نيمكره تعيين مي شوند .

مغز از چند قسمت تشکيل شده است

١- قشر مغز

 اين قسمت بزرگترين قسمت تشکيل دهنده مغز است. قشر مغز از دو نيمکره راست و چپ تشکيل شده است. نيمکره ها مسؤل فعاليتهاي اختصاصي ميباشند. بطور مثال تکلم – تفکر – محاسبات – درک فضايي اشياء و عواطف و احساسات شنيدن – بينايي – شناخت و غيره

٢- ساقه مغز

اين قسمت شامل مغز مياني, پل و بصل النخاع ميباشد. انجام اکثر اعمال خاص کنترلي بدن بر عهده ساقه مغز است: کنترل تنفس – کنترل دستگاه قلب و عروق – کنترل اعمال گوارشي – تعادل و غيره ساقه مغز دستورات و پيامهاي هدايت بدن را که از قشر مغز ميايد به سراسر بدن گسيل ميدهد

مرگ مغزي

مرگ مغزي عبارتست از قطع تمامي فعاليتهاي مغزي و ساقه مغزي بطور همزمان. فرد مبتلا به مرگ مغزي در واقع شخصي است که بعلت آسيب گسترده به مغز قادر به ايجاد ارتباط با محيط پيرامونش نبوده ، نميتواند صحبت کند ، نمي بيند ، به تحريکات دردناک پاسخ نميدهد. فرد مبتلا به مرگ مغزي قادر به تنفس خودبخودي هم نمي باشد. اين فرد عليرغم آنکه ضربان قلب دارد وقتي امواج مغزي وي را ثبت کنيم هيچ موج قابل ثبتي ندارد. ضربان قلب وي به کمک دستگاه تنفس مصنوعي و اقدامات نگهدارنده ادامه مي يابد تا اعضاي اهدايي جهت پيوند در شرايط مطلوب حفظ شوند

مرگ مغزی عبارتست از قطع غیرقابل برگشت کلیه فعالیتهای مغزی کورتیکال – ساب کورتیکال و ساقه مغزی بطور همزمان منطبق با شرایط و مشخصه های بالینی و پاراکلینیک عنوان شده در بندهای مرتبط با رعایت تبصره های ملحوظ

تعريف تشريحي
آسيب و تخريب غير قابل جبران به نيمكره ها و ساقة مغز را مرگ مغزي گويند .
تعريف فيزيولوژيك
محو كامل تظاهرات فيزيولوژيك قشر خاكستري و هسته هاي قاعدة مغز و همچنين ساختمان مشبك و ساير اجزاء ساقة مغز به عنوان مرگ مغزي تلقي مي شود .
تظاهرات باليني
شخص بيمار ظاهراً خواب بوده ولي در اصل در وضعيّت اغماست و به هيچ وسيله يا تحريك درد آور نمي توان با او تماس دهني برقرار كرده و يا حتي تظاهرات انفعالي در او مشاهده كرد .
روش هائي كه معمولاً براي تماس ذهني با بيمار در حال اغماء مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از : حرف زدن با او ، تكان دادن بدن او و يا فشارآور روي ناخن او وارد كردن .

شرایط تلقی مرگ مغزی سه مورد میباشند:
الف) بیمار در اغمای عمیق باشد
شواهدی دال بر مصرف داروهای تضعیف کننده دستگاه عصبی مرکزی وجود نداشته باشد –
شواهدی دال بر هیپوترمی (دمای کمتر از 32 درجه) بعنوان عامل اغما وجود نداشته باشد –
اختلالات متابولیک – توکسیک – اندوکرین عامل اغمای بیمار نباشند –
ب) قطع کامل تنفس و عدم وجود تنفس خودبخودی که موجب وابستگی و نیاز قطعی به دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) گردیده است. در این مورد رد مصرف داروهای شل کننده (عوامل مهار کننده عصبی عضلانی) و سایر داروها بعنوان عامل نارسایی تنفسی ضروری است
ج) با اقدامات معمول علت اغما حتی الامکان مشخص شده باشد
بررسی های بالینی لازم عبارتند از:
الف) عدم حرکات خودبخودی و عدم پاسخ به شدیدترین تحریکات دردناک
(Absent Brain Stem Reflexes) ب) فقدان بازتابهای ساقه مغز
قطر مردمک ها ثابت بوده و به تحریکات نوری با شدتهای متفاوت پاسخی مشاهده نمیشود –
(occulo vesibular عدم وجود واکنش چشمی – دهلیزی (آزمون کالریک یا –
عدم وجود واکنش گاگ –
تایید نهایی یافته های بالینی با انجام و اثبات آزمونهای پاراکلینیک تکمیلی صورت می پذیرد
الف) تست آپنه مثبت به شرح مقابل : 10 دقیقه قبل از جدا شدن از دستگاه ونتیلاتور (تنفس مصنوعی) به بیمار اکسیژن 100% داده میشود و پس از جدا شدن از دستگاه اکسیژن بمیزان 6 لیتر در دقیقه داده شده و اجازه داده میشود تا (فشار دی اکسید کربن) به حد شصت میلیمتر جیوه برسد. در صورت عدم مشاهده هرگونه فعالیت تنفسی تست آپنه مثبت و مؤید مرگ مغزی میباشد
ب) انجام نوار مغزی در دو نوبت و حداقل بفاصله شش ساعت و هر نوبت بمدت بیست دقیقه. ایزوالکتریک بودن نوار مغزی در دو نوبت مؤید مرگ مغزی میباشد
کلیه یافته های بالینی و آزمونها باید بمدت 24 ساعت بدون تغییربمانند
پزشکان تعیین کننده مرگ مغزی که تکمیل کننده برگه مخصوص تایید مرگ مغزی میباشند شامل دو پزشک متخصص نورولوژی و یا یک متخصص نورولوژی و یک متخصص جراحی مغزواعصاب میباشد که هرکدام جداگانه بیمار را معاینه و بررسی نموده و برگه مخصوص را تکمیل ممهور و امضاء می نمایند. همچنین برگه مذکور توسط یک پزشک متخصص بیهوشی و پزشک نماینده سازمان پزشکی قانونی کشور ممهور و امضاء میگردد
 در مورد کودکان زیر 5 سال زمان نگهداری بیمار تحت دستگاه تنفس مصنوعی حداقل 72 ساعت می باشد

مرگ مغزي چه تفاوتي با اغما (كوما) دارد؟

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  اغما كاهش اعمال مغز است. در اغما احتمال برگشت هوشياري وجود دارد، ولي مرگ مغزي ، فقدان برگشت ناپذير همه فعاليتهاي مغز است و شانسي براي بهبود ي بعد از مرگ مغزي وجود ندارد. در حالت اغما شخص ممكن است براي مدت طولاني زنده بماند و زندگي نباتي پيدا كند، ولي در مرگ مغزي ، فرد حتماً بعد از چند ساعت يا نهايتاً چند روز فوت خواهد كرد.

چرا فرد دچار مرگ مغزي هنوز قلبش مي تپد؟

قلب بدليل خودكار بودن در صورت داشتن اكسيژن تا مدتي به كار خود ادامه مي دهد، ولي يك دستگاه تنفس مصنوعي بايد اكسيژن كافي را براي ادامه ضربان قلب فراهم كند. قلب بدون اين كمك هاي مصنوعي از حركت خواهد ايستاد. حتي با وجود همه اين تجهيزات نيز قلب را تا مدت زيادي نمي توان زنه نگه داشت. اين مدت از چند ساعت تا چند روز ممكن است طول بكشد.

مرگ مغزي چه تأثيري براعضاي ديگر بدن دارد؟

مرگ مغزي يعني نرسيدن اكسيژن يا جريان خون به مغز، ولي اعضاي ديگر بدن مانند قلب، كليه ها يا كبد تا مدتي زنده و قابل پيوند هستند. اين ارگانها، درصورت اقدام به موقع، مي تواننددر بدن شخص ديگري بوسيله پيوند اعضا استفاده شوند. با اين حال، تخريب اعضاي بدن به فاصله كمي پس از مرگ مغزي شروع مي شود. به همين علت است كه فرايند پيوند اعضا بايدهرچه زودتر انجام شود.

  •  پورتال خبری سلامتی و زیبایی و موفقیت



همکاران ما از نظرات و پیشنهادات شما استقبال می نمایند

نظر يا مطلب خود درباره اين مقاله را بفرماييد
اگر مي خواهيد تصويري در كنار نظر شما نشان داده شود اينجا را امتحان كنيد . gravatar