بيماری تب برفكی

تیر ۲۰, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع : بهداشت محیط و حرفه ای, مشروح اخبار

بيماري تب برفكي از ديرباز در بين دامداران و روستائيان شناخته شده است و در كل دنيا با اسامي بسيار متنوعي بيان ميگردد اما رايجترين اين نامها شامل بيماري دهان و پا ، بيماري آفت دامها (آفتوس)، دباغ و…
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، عامل اين بيماري ويروسي است از خانواده پيكورنا ويريده بوده كه داراي واريته هاي بسيار متنوعي در كل جهان ميباشد اما علايم باليني آن تقريبا مشابه است از اينرو كارخانه هاي واكسن سازي اين بيماري، ميباست واريته هاي ويروسي موجود در منطق و حتي در كشورهاي همجوار را شناخته تا بتوانند واكسن موثر تركيبي(پلي والان) را بر عليه بيماري بسازند.
اين بيماري، نشخوار كنندگان اهلي و وحشي را گرفتار كرده و بسادگي از تمام راهها و سريع منتشر ميگردد.اين بيماري در دامها به دو شكل ايجاد بيماري مينمايد. نوزادان اغلب به فرم قلبي مبتلا ميشوند يعني ويروس به عضله قلب نوزاد دام ها راه يافته و باعث نكروز عضله قلب گشته و مرگ سريع در نتيجه ايست قلبي رخ ميدهد. اما در دامهاي بالغ بصورت فرم برفك يا همان آفت خودش را نشان ميدهد. زخمهائي بصورت طاول در محوطه دهاني ايجاد و به خاطر دردناكي، ميزان مصرف غذاي دام به شدت كاهش ميابد ابن زخمها به ناحيه سم پاها كشيده شده وباز به خاطر دردناكي حيوان به شدت دچار لنگش ميگردد. گاهي اين طاول ها در پستان نيز دبده ميشوند.

بخاطر اينكه تقريبا تمام ويروسها باعث كم شدن سيستم دفاعي بدن ميشوند ،لذا در اين بيماري نيز عفونت هاي فرصت طلب نيز دست به كار شده و تب حيوان تشديد و عفونت هائي در ناحيه دهان كف پا و حتي در دستگاه تنفس هم رخ ميدهد. با بالا رفتن تب و كاهش اشتها توليد شير دام به ميزان زيادي كاسته شده و اگر دام آبستن باشد منجر به سقط جنين هم خواهد گشت.

در دامهاي بالغ معمولا كشنده نيست و با درمانهاي حمايتي توسط دامپزشكان بهبودي حاصل ميشود اما با توجه به شيوع و انتشار سريع و گسترده آن در بين دامها ، دامداران به خاطر افت بالاي شير در دوره بيماري و همچنين سقط جنين متحمل خسارات شديد اقتصادي ميگردند.

بيماري تب برفكي يك بيماري بسيار عفوني و بشدت واگير دام مي باشد كه به لحاظ شدت خسارات اقتصادي يکي از موانع اصلي در تامين بهداشت و توليد دام و فراورده هاي دامي محسوب ميگردد.

 

نكته مهم بهداشت عمومي راجع بهاين بيماري اين است كه ، بيماري تقريبا به انسان غير قابل انتقال است اما در موارد بسيار نادري اين بيماري دربين چوپانان و دامداران گزارش شده كه با آزمايش هاي ويروس شناسي از بثورات بين انگشتي چوپانان، ويروس تب برفكي جدا شده است و سير اين بيماري در انسانهاي مبتلا تنها محدود به اين زخمهاي كوتاه مدت بوده و مشكل سيستميك و حادي تاكنون در هيچ انساني گزارش نشده است.

اين بيماري سبب کاهش شديد توليد دام شده و نقش اساسي در تجارت دام و فراورده هاي خام دارد. تب برفكي يك بيماري ويروسي بشدت مسري بوده و تقريباً تمامي دام هاي زوج سم از جمله گونه هاي نشخواركنندگان اهلي نظير گاو ، گاوميش ، گوسفند و بز مورد هدف ويروس عامل بيماري قرار مي گيرند. شدت واگيري در دامهاي حساس بسيار بالا ( 100% ) بوده ولي ميزان مرگ و مير پائين و عمدتاً دام هاي جوان را در برمي گيرد.
اگرچه تلفات آن در دامهاي بالغ كم است و بندرت اتفاق مي افتد ولي در دامهاي جوان بخصوص بره و بزغاله تلفات قابل توجهي دارد و از همه مهمتر خسارات بسيار شديد اقتصادي و اجتماعي ناشي از كاهش توليدات دام وكاهش بهره وري دام را بهمراه دارد و صادرات دام و فراورده هاي آن را متوقف ميسازد.
●   پراكنش جهاني تب برفكي ( World Distribution ) :
تب برفكي با ميزان شيوع متفاوت در بسياري از كشورهاي آفريقا، خاورميانه، آسيا و بخشهائي از كشورهاي آمريكاي جنوبي بشكل بومي ميباشد.
اروپا، آمريكاي شمالي ومركزي، كشورهاي اقيانوسيه و كارايئب از بيماري پاك شده اند.
سالهاي اخير مثال خوبي است كه بيانگر قدرت بيماريزائي و انتشار غير منتظره و ناگهاني ويروس تب برفكي در سطح جهاني است. اين تيپ ويروس تب برفكي ابتدا در سال 1990 در شمال هند شناسائي گرديد و سپس در سال 1993 در نپال و در سال 1994 از عربستان سعودي جدا شد و در خلال همين مدت در اكثر كشورهاي خاورميانه پخش و منتشر گرديد. سپس در سال 1996 در قسمتهاي غربي تركيه، بلغارستان و يونان و در سال 2000 پس از ده سال از روسيه، مغولستان، جمهوري كره و ژاپن جدا شد و نهايتاً در سال 2001 به كشورهاي انگستان، فرانسه، ايرلند، هلند و ( قاره اروپا ) رسيد و اپيدمي شديدي همراه با خسارات اقتصادي هنگفتي را ايجاد نمود. ( فقط در انگلستان 11 ميليون پوند خسارت اقتصادي مستقيم همراه با توقف صادرات بصورت موقت را برجا گذاشت ).
در بين ويروسهاي 7 گانه بيماري تب برفكي، تيپ A بيشترين زمينه تغييرپذيري و ايجاد واريانت هاي جديد را از خود نشان داده و در سالهاي اخير حداقل 3 واريانت تائيد شده از تيپ A تب برفكي در ايران علاوه بر تيپ A22 كه سالها از ثبات بيشتري برخوردار بوده شناسائي گرديده است [ A 96 – A99( اين تحت سويه از سوي موسسه رازي تحت عنوان A200 شناسائي و نام گذاري گرديد ) A87 ]. ساير تيپ هاي ويروس از جمله O و Asia I تغيير پذيري كمترو محدودتري دارند. اگر چه در بين آنها برخي حدت زيادتر و برخي حدت كمتري دارند و بدين لحاظ در زمان استفاده از ويروس هاي جدا شده، حدت و شدت بيماريزائي آنها بايستي كنترل و همواره ويروسي در واكسن بكار گرفته شود كه در بين ويروسهاي شايع ، بيشترين حدت بيماريزائي را داشته باشد.
●  اهميت بيماري :
مقاومت ويروسهاي بيماري تب برفكي در شرايط محيطي وهمچنين شدت ضايعات و علائم كلينيكي بيماري در گاوهاي نژاد خالص و پرتوليد از جمله گاوهاي هلشتاين و دورگ همراه با خسارات جبران ناپذير و غيرقابل بازگشت ورم پستان – كوري پستان كه كاهش شديد شير و در مواقعي قطع توليد شير را بهمراه دارد در كنار ساير عوارض از جمله سقط جنين و ضايعات غيرقابل جبران دستگاه توليد مثل و تخمدانها ( ناباروري) به همراه هزينه هاي كلان درمان دامهاي مبتلاء           ( عفونت هاي ثانويه) و در مواقعي غيراقتصادي شدن دام مبتلاء در اثر شدت ضايعات و همچنين تلفات دامهاي جوان و شيرخوار سبب شده است ، اين بيماري به همراه ساير فاكتورهاي از جمله سرعت انتشار و شدت عفونت زائي، جزء مهمترين بيماريهاي ويروسي دام محسوب گرديده و در رده اولين بيماري گروه هاي گروه A (طبقه بندي بيماريهاي دفتر بين الملل بيماريهاي واگير دام ) قرار گيرد. در كشور ما نيز اين بيماري مهمترين عامل تهديد كننده سرمايه دامي و توليدات دامي و اولين بيماري دامي جدول مبارزه با بيماريهاي دام محسوب ميگردد.
اتيولوژي :
ويروس بيماري تب برفكي از خانواده پيكور ناويريده ( كوچكترين ويروسهاي شناخته شده از نظر اندازه ) و از جنس Aphtovirus داراي 7 تیپ كاملاً متمايز از يكديگر مي باشد. 7 سروتايپ مختلف ويروس تب برفكي عبارتند از:
( A , O , ASIAI , C , SAT1 , SAT2 , SAT3 ) تمام اين سروتايپ هاي تب برفكي ميتوانند بيماري را بشكلي ايجاد نمايند كه از نظر درمانگاهي غير قابل تفكيك ولي از نظر ايمني شناختي با يكديگر متفاوت هستند. هيچگونه ايمني متقاطع بين سروتايپها وجود ندارد. در آزمايشات سرولوژيكي و تشخيصي سروتايپها توسط آزمايشات ELISA اليزا و CFT تثبيت كمپان و VNTخنثي سازي ويروس قابل تفكيك هستند. در هر سروتيپ، طيفي از اختلافات آنتي ژنتيكي و در ميان سويه هاي با ارتباط نزديك و دور با يكديگر وجود دارد. آناليز سويه هاي ويروس تب برفكي با توجه به ويژگيهاي ژنتيكي و آنتي ژنتيكي در مطالعات اپيدميولوژيكي براي انتخاب بهترين و مؤثرترين سويه هاي واكسن براي كشورهائيكه سياست كنترل بيماري با انجام واكسيناسيون پايه ريزي مينمايند.بيشترين تغييرات آنتي ژنتيكي در تيپA ويروس تب برفكي ديده ميشود. در مناطق آندميك اغلب يك سوش بر سوشهاي ديگر قالب ولي عفونت همزمان 2 سوش از ويروس هاي هفتگانه ممكن است اتفاق بيفتد. همچنين برخي از سويه هاي ويروس به گونه خاصي تمايل داشته و ساير گونه ها را به سختي مبتلا مي سازد.
ويروس فوق تمايل زيادي به حمله به بافت اپي تليال دارند . Epitheliotropisme كه پس از تكثيردر آنها و ورود ويروس به خون ، بافتهاي فوق را مورد حمله قرار ميدهند و سبب ضايعات بسيار شديد در تمامي بافتهاي موكوسي و پوششي از جمله دهان – سيستم توليد مثل – و توليد شير (پستان) و بافت پوششي دست و پا ميشوند و ضايعات شديد و وسيعي را بوجود مي آورند كه سبب كاهش شديد توليد شير – گوشت و مرگ و مير ناشي از جمله ويروس به قلب (ميوكارد) در دامهاي جوان ميشود. ضايعات اقتصادي و هزينه هاي درماني و غيراقتصادي شدن دامهاي مبتلاء در اثر ماهيت بيماري و هجوم ساير باكتريهاي عفونت زا سبب شده است تا اين بيماري دشمن دام وسرمايه دامي لقب بگيرد.( Enemy of Livestock and Livestock kipper).
ويروس تب برفكي نسبت به محيطهاي اسيدي و بازي حساس است و در PHهاي كمتر از 4 و بيشتر از 11 غير فعال و كشته ميشوند و در PH 4/7 تا 6/7 از پايداري بيشتري برخوردار است. اختلالات ميان سويه اي در خصوص مقادير متوسط و ميانگين وجود دارد ولي مهمترين عامل تعيين كننده دما است. ويروسهاي تب برفكي ميتوانند عفونت زائي خود را در PH بين 5/9 ـ 7/6 و در 4 درجه سانتيگراد يا پائينتر حفظ مينمايند ولي با بالا رفتن درجه حرارت ميزان عفونت زائي اين طيف با افزايش دما كاهش مي يابد.
تأثير درجه حرارت محيط بر عفونت زائي ويروس تب برفكي بستگي به تركيب مواد موجود در محيط دارد بطوريكه ويروس تب برفكي ميتواند در محيطهاي حاوي مواد آلي به مدت زيادي دوام آورده و غير فعال نشود. ويروس تب برفكي در درجه حرارت زير صفر و شرايط انجماد بطور نامحدودي زنده باقي ميماند. حتي در شرايط 4 درجه و در محيطهاي ساده ويروس تب برفكي تا بيشتر از يك سال عفونت زائي خود را حفظ مي‌نمايد. سوسپانسيون تهيه شده ويروس در درجه حرارت معمولي محيط ( درجه 22 ) بين 8 تا 10 هفته و در درجه حرارت 37 درجه تا 10 روز خاصيت عفونت زائي خود را حفظ ميكند و در درجه حرارتهاي بالاتر بسرعت غيرفعال ميشود. بطور مثال درجه حرارت 56 درجه به مدت 30 دقيقه جهت غير فعال نمودن اكثر سويه هاي ويروس تب برفكي كافي ميباشد.
نور خورشيد تأثير كمي در غير فعال شدن ويروس دارد و بطور كلي غير فعال شدن ويروس در شرايط محيطي بستگي به ميزان رطوبت ( رطوبت نسبي كمتر از 60 % ) و درجه حرارت دارد. تركيبات اسيدي و قليايي مؤثرترين مواد براي ضدعفوني سازي هستند
●  راههاي انتقال بيمار :
ويروس بيماري تب برفكي از راه هاي مستقيم و غير مستقيم بشرح زير انتقال مي يابد.
روش انتقال مستقيم :
مهمترين و اصلي ترين روش انتقال و انتشار بيماري بخصوص در كشورهاي كه بيماري به فرم بومي حضور داشته و اپيدمي هاي منطقه اي و يا وسيع دارند ، انتقال به روش مستقيم يعني تماس دام آلوده با دام حساس مي باشد. دامهاي مبتلا داراي علائم كلينيكي بيماري ، خصوصاً در مراحل اوليه و فاز تب دار ويروس را از طريق انتشار همراه با هواي تنفس به دام در تماس انتقال داده و سبب بروز بيماري در دام حساس ميگردند. به لحاظ وجود مقادير بسيار زياد ويروس در ترشحات و هواي تنفسي دامهاي آلوده خصوصاً قبل از بروز علائم باليني ، انتقال مستقيم از دام آلوده به دام سالم بسرعت و سريع اتفاق مي افتد و بعنوان راه انتقال اوليه بيماري در گله محسوب مي گردد.
گوساله ها در اثر خوردن شير دامهاي مبتلاء كه حاوي مقادير زيادي ويروس تب برفكي ميباشدو يا ليسيـدن گوسالــه ها توسط مادران مبتلاء ويروس تب برفكي ميتوانداز طريق خوراكي به آنها منتقل و سبب بروز فرم هاي كلينيكي و حاد بيماري در آنها مي گردد که مي تواند منجر به مرگ و مير سريع در آنها گردد. (فرم قلبي Myocarditis)
در نشخواركنندگان مسن گاو – گاوميش و گوسفند و بز ويروس بايد از طريق سيستم تنفسي به بدن دام راه پيدا كند ،گيرنده ويروس تب برفكي Receptor site در اينگونه دامها در ناحيه بافت پوششي حلق و غدد لنفاوي آن ناحيه ( لوزتين ) قرار داشته و از راه خوراكي انتقال بندرت انجام ميگرد، ولي در گراز و خوك انتقال توسط خوردن مواد آلوده به ويروس تب برفكي اتفاق مي افتد.( استعداد گاو به ابتلا در اثر استنشاق هواي آلوده به دليل حجم بالاي هواي تنفسي چندين برابر گوسفند و بز مي باشد).ويروس تب برفكي پس از جايگزين شدن در بافت پوششي خلق و دستگاه تنفسي تكثير يافته و از طريق سيستم لنف وارد خون شده ( Viremia ) که با تب شديد (C 41-40 ) همراه است ،سپس تمام بافت هاي اپي تليال (موكوسي ) را آلوده مي سازد.
تراكم و ازدياد دام در يك محل رابطه مستقيم با سرعت انتقال بيماري دارد. بيماري در مناطق و دامداريهاي با سيستم بسته و متراكم دام بسرعت و براي مدت بيشتري انتقال پيدا ميكند و برعكس در مناطق غير متراكم و بخصوص در شرايط محيطي و هواي گرم بيماري معمولاً كمتر مشاهده ميشود. سطح ايمني دام چه ايمني ناشي از عفونت طبيعي ( متعاقب بهبودي ) و يا ايمني ناشي از واكسيناسيون ميتواند بر انتشار و نقل و انتقال ويروس تب برفكي در يك گله يا روستا مؤثر باشد. تجمع حيوانات بطور مثال در كنار آبشخوار عمومي، تجمع در محل واكسيناسيون، محل حمام دادن دام و جمع آوري گله ها جهت پشم چيني و كوچ دامهاي عشاير، مناسبترين روش پخش و انتشار ويروس تب برفكي بحساب مي‌آيند. ويروس تب برفكي همچنين براحتي ميتواند از طريق ميادين دام و محلهاي برگزاري نمايشگاههاي دام منتقل گردد زيرا در اين حالات دامهايي كه در مرحله اوليه بيماري هستند و علائم مشهود درمانگاهي ندارند از طريق ترشحات خود ويروس را پخش مي نمايند. نقش دامهاي آلوده بطور مزمن در انتقال و انتشار بيماري ناشناخته مانده است. انتقال بيماري توسط دامهاي ناقل به دامهاي حساس بصورت تجربي نشان داده نشده است. اگرچه شواهدي دردست است كه درآفريقا گاوميش‌هاي حامل بيماري ميتوانند ويروس را به گاوها در شرايط ميداني منتقل نمايندكه البته اين پديده نيازمندتماس نزديك دام آلوده ودام سالم است كه ندرتاً اتفاق مي‌افتد.
انتقال غيرمستقيم :
ويروس ‌تب برفكي بصورت مكانيكي با انواع وسائل و ابزار دامداري از قبيل وسائط نقليه كاربردي در توزيع غذاي دام، ماشين و وسائل حمل و شير، بستر دام، وسائل نگهداري و مقيد سازي دام، لباس و ساير ابزار آلات دامپروري آلوده به ويروس تب برفكي و همچنين توسط ترشحات دام از قبيل بزاق، شير و مدفوع منتقل ميشوند. دامپزشكان و ساير پرسنل دامداري كه تماس نزديك با دام دارند ميتوانند در انتقال بيماري از يك مزرعه به مزرعه ديگر مؤثر باشند  ابزار و وسائل آلوده مورد استفاده از جمله انواع سرنگ، سرسوزن، وسائل تلقيح مصنوعي، رفت و آمد وسائط نقليه و تردد افراد ميتواند سبب انتقال بيماري مي شود.
انتقال بيماري از طريق فراورده هاي خام دامي نظير گوشت، شير، پشم، پوست و … آلوده نيز گزارش گرديده است.
انتشار از طريق باد :
انتقال بيماري توسط باد ( Wind borne ) تا چند كيلومتر از  دامداريهاي آلوده به مناطق پاك و عاري از بيماري صورت ميگيرد و فاكتورهاي از جمله زمان و حجم ويروس پراكنده شده و تعداد دام مبتلا در كانونهاي درگير بيماري در اين نوع انتقال موثر ميباشند.
اگرچه بيشترين موارد رخداد بيماري ناشي از انتقال توسط باد در مسافتي حدود 10 كيلومتر گزارش شده است ولي در سال 1981 در اروپا ويروس تب برفكي توانست يك مسافت 250 كيلومتري را با باد طي نمايد. از طرفي جهت انتقال ويروس بوسيله باد وجود ساير عوامل از جمله وزش باد ملايم با سرعت ثابت، جهت باد، بالا بودن رطوبت نسبي ( حداقل 60% ) تابش ضعيف نور آفتاب و عدم بارشهاي تند لازم است. انتقال بيماري توسط باد در مسافتهاي طولاني در آفريقا خاورميانه، آسيا و آمريكاي لاتين گزارش نشده است.
تلقيح مصنوعي :
انتقال بيماري تب برفكي ميتواند از طريق تلقيح مصنوعي و با استفاده از اسپرمهاي آلوده به ويروس صورت گيرد. اگرچه انتقال جنين كه بنحو مطلوب و مطابق با دستورالعمل انجمن بين الملل انتقال جنين تهيه شده باشد خطري در بر ندارد.
ماندگاري ويروس
ويروس مولد بيماري تب برفكي از جمله مقاوم ترين ويروسهاي شناخته شده در طبيعت مي باشد . اين ويروس قادر است در محيط خارج از بدن دام تا مدت 40 روز در بستر فضولات و ترشحات بدن زنده و عفونت زا باقي بمانند. و هفته ها در خوراك دام و فراورده هاي دامي از جمله پشم و پوست دام زنده مانده و از مكاني به مكان ديگر انتقال يابد.
بدليل اينكه پوشينه ويروس فاقد ليپيدوگليلو پروتئين ميباشد، ويروس در مقابل حلالهاي چربي بسيار مقاوم است و پايــداري دارد. نسبت بــه حرارت و رطوبت مقاوم بوده ،بطوريكه در گوشت منجمد تا 80 روز زنده باقـــــي مي ماند، ويروس در حرارت مستقيم پائين و در درجه حرارت 50 تا 60 درجه بسرعت از بين ميــرود. ( 56 درجه 30 دقيقه ) خشك شدن – سرما و نمك تاثير چنداني در از بين بردن ويروس ندارد.
مناسب ترين PHبراي ويروس 7.6-7.4 مي باشد . با اين حال ويروس PH مابين 9.5-6.7 را نيز تجمل مي نمايد. PH بالاي 11 و زير 5 بسرعت ويروس را غير فعال مي سازد.


مدت زمان ابقاء و زنده ماندن ويروس در شرايط مختلف به شرح زير است:
– 50 روز در آب،
– 74 روز در مرتع با دماي 18-8 درجه و رطوبت نسبي مناسب،
– 4 هفته بر روي مو گاو آلوده به ترشحات و خون آلوده،
– 13 هفته بر روي چکمه آلوده به ترشحات و خون،
– 352 روز در پوست تازه نمک سود شده که در دماي 4 درجه نگهداري مي شود.
ـ 14 روز در فضولات خشك شده دام ( پهن و كود )
-بمدت 6 ماه در لجن زمستانه
– بمدت 28 روز در خاكهاي سطحي در پائيز و بمدت 3 روز در خاكهاي سطحي در تابستان و 39 روز در ادرار عفونت زائي خود را حفظ می نمايد. اين مشاهدات در كشورهائي انجام شده اند كه در دماي معتدلي دارند و طبيعي است كه زمانهاي فوق الاشاره در كشورهاي گرم كوتاهتر خواهد بود. در بدن ميزبان دستگاه تنفس مهمترين راه ابتلاء نشخواركنندگان است و تعداد اندك ويروس ميتواند سبب آغاز عفونت گردد.
خسارات اقتصادي بيماري
با توجه به اين امر که تا کنون مطالعه جامعي بر روي خسارات اقتصادي بيماري در سطح کشور صورت نگرفته است و برآورد آن با توجه به ماهيت بيماري چندان ساده نمي باشد ، لذا به ارقام اعلام شده از سوي دفتر بين المللي بيماري هاي واگير دام OIE استناد مي شود. برابر با اعلام اين دفتر خسارات بيماري در کشورهائي که بيماري را به شکل بومي دارند به شرح ذيل مي باشد:
– 25% کاهش توليد شير در گله هاي مبتلا
– 25% کاهش توليد گوشت در گله هاي مبتلا
– 25% کاهش توليد پشم در گله هاي مبتلا
– 5% کتلفات در دام هاي مبتلا( جوان)
البته به اين خسارات بايستي هزينه هاي اقتصادي ناپيداي ناشي از حضور بيماري از قبيل، هزينه هاي درمان ، ناباروري و کاهش باروري، محدوديت در تجارت دام و فراورده هاي خام دامي و …. را که قابل محاسبه نيستند، نيز اضافه نمود.
برابر با گزارشات دفتر بررسي ها، مبارزه و مراقبت بيماري هاي دامي ، طي سال 1380 تعداد 44858 واحد اپيدميولوژيک در قالب 1413 کانون درگير بيماري شده که داراي 589025 راس گاو و گوساله ( در معرض خطر بيماري ) بوده که از اين تعداد 16723 راس گاو و گوساله علائم بيماري را نشان داده و 595 راس گوساله تلف شده است. چنانچه خسارات برابر با برآورد OIE و قيمت فراورده هاي دامي در کشور را همراه جمعيت دام هاي مبتلا ( در معرض خطر بيماري ) ملاک محاسبه قرار دهيم ، اين بيماري طي سال 1380 رقمي در حدود 23174 ميليون ريال خسارت مستقيم ( کاهش شير و گوشت ) به جمعيت گاو گوساله کشور وارد نموده است.
Carrier state (ناقلين ويروس تب برفکي):
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  از جمله مهمترين شاخص هاي اپيدميولوژيكي كه سبب بقاء طولاني  (چندين ماه و سال ) ويروس تب برفكي در يك جمعيت ميگردد و هراز چندگاه حتي با رعايت فاكتورهائي كه در بحث انتقال مستقيم ( دام آلوده ) و غيرمستقيم ( عوامل محيطي و فيزيكي ) اشاره شد. بيماري تب برفكي در يك جمعيت بروز مي نمايد، حفظ و نگهداري ويروس تب برفكي توسط دامهاي مبتلاء و بهبود يافته است. ماهيت اين بيماري توانائي بقاء ويروس بيماري در بدن دام بهبود براي مدت طولاني بدون اينكه آثار و علائم ظاهري و كلينيكي بيماري را از خود نشان دهد كه اصطلاحاً دام ناقل يا حامل ( Carrier ) ناميده ميشود از مهمترين فاكتورهاي اپيدميولوژيكي بيماري بقاء بيماري در يك منطقه و انتقال آن از مكاني به مكان ديگر مي باشد.
اينكه چگونه ويروس علي رغم پيدايش آنتي بادي ، در بافت هاي خاصي از بدن دام كه در ناحيه حلق قرار داشته و سلولهاي اين بافت قادر به حفظ و نگهداري ويروس هستند كاملاً مشخص نيست ولي ويروسهاي پنهان شدن يا خفته در بدن دام كه در ناحيه بافت پوششي ( به لحاظ وجود رسپتورهاي خاصي ) ، تحت شرايط مختلف از جمله استرس هاي شديد و نقل و انتقالات دام مجدداً شروع به رشد و تزايد گذاشته و سبب انتشار بيماري و وقوع بيماري در يك جمعيت دامي ميگردند. ايمني حاصل از عفونت طبيعي و ايمني ناشي از واكسيناسيون قادر به جلوگيري از Carrier شدن دامهاي مبتلا نميباشد و بخشي از دامهاي مبتلاء بالقوه عامل حفظ و بقاء ويروس در گله و يا جمعيت حساس به بيماري باقي مي ماند و همواره پيشگيري و كنترل اين بيماري را با مشكل روبرو ميسازند. بدين لحاظ در بسياري از كشورهاي دنيا در زمان بروز بيماري و يا در برنامه هاي كنترلي و پيشگيري اين بيماري ،اصل مبارزه با آن را كشتار دامهاي مبتلاء و در تماس قرار داده و بدين وسيله مانع از پيدايش دامهاي ناقل و حفظ و پايداري ويروس در گله و جمعيت دامي ميشوند.
وضعيت بيماري و پراکندگي جغرافيائي آن در ايران
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  در ايران سه سوش Asia 1 – O – A عمده ترين ويروسهاي مولد تب برفكي هستند و در بين آنها سوشهاي A و O حدود 50 سال در گردش بوده ولي سوش Asia I پايداري و ثبات كمتري داشته و در مواقعي از زمان محو و مجدداً بروز نموده است .سويه Asia I طي سالهاي 1369 تا 1378 يعني حدود 10 سال در موارد بروز بيماري تب برفكي در كشور شناسائي و تشخيص داده نشد ولي از مرداد سال 1378 مجدداً ظهور و هم چنان جزء سه تيپ اصلي ويروسهاي بيماري تب برفكي در كشور در حال چرخش مي باشد.

علائم كلينيكي بيماري :
در گاو:
ويروس عامل بيماري پس از ورود به بدن دام حساس طي يك دوره كوتاه 5 تا 7 روز (دوره نهفتگي بيماري )و تكثير و تزايد در سلولهاي پوششي با ورود به خون ( ويرمي ) علائم كلينيكي خود را با تب بالا ( 41-40 درجه )  کاهش شير و بي حالي شروع نموده و متعاقب کاهش تب، افزايش بزاق (ريزش بزاق كش دار )، سائيدن دندانها روي يكديگر، پيدايش بثورات و طاول هاي اوليه در دهان سطح زبان و مخاطات لثه ها و لب ها حادث مي شود. گاهي طاول ها بقدي وسيع است که ممکن است بافت پوششي قسمت وسيعي از زبان بورت يکجا کنده شود. همراه با جراحات و طاول هاي دهاني، طاول هائي بر دست و پا بويژه شکاف بين سمي و تاج سم ايجاد شده که در اثر پاره شدن فوقالعاده دردناک بوده و حرکت براي دام سخت و مشکل مي شود. بر روي سر پستانك ها و قسمت هاي پستان نيز در فرم پستاني بيماري بثورات و طاول هائي ديده مي شود که در صورت نزديکي آنها به منفذ خروج شير سبب بروز ورم پستان مي شود.
در گوساله ها بوسطه حساسيت بالا آنها نسبت به دام بالغ ، هنگام بروز بيماري، با تلفات بالا به دليل ابتلاي آنها به فرم قلبي بيماري ( ميوکارديت) مواجه هستيم. گاهي شدت بيماري و سرعت ابتلا گوساله ها بقدري سريع است که دام بدون بروز علائم ظاهري بيماري از قبيل ريزش بزاق و بروز طاول ، در اثر ابتلا به فرم اد قلبي تلف مي شود.
در گوسفند:
شدت علائم در گوسفند و بز ( خصوصاً بز ) نسبت به گاو کمتر بوده و اولين نشانه بيماري تب برفکي در آنها لنگش مي باشد. طاول هاي ريزي در ناحيه سم و ندرتاً در دهان بروز نموده و چهره بيماري را مشابه به گاو نمايان مي سازد. بيماري در بره ها همانند گوساله شديدتر بوده و گاهي با تلفات بالا در صورت بروز اپيدمي مواحه خواهيم بود.
●  كنترل بيماري :
كنترل بيماري تب برفكي بسيار مشكل ميباشد . مقاومت عامـل بيمــاري در طبيعــت و عفونت زائـي شديــد آن ( ضايعات پاتولوژيك در  پستان و دست و پا ) به همراه ساير عوامل از جمله تغييران آنتي ژنتيكي ويروس و پيدايش تحت تيپ هاي جديد آن و مهمتر از همه توان ايجــاد بيمـاري در گونه هاي مختلف نشخواركنندگـان اهلي( گاو – گاوميش – گوسفند و بز و نشخواركنندگان ) . وحشي و وجود دامهاي ناقل و حامل ويروس تب برفكي كه اغلب متعاقب عفونت طبيعي پديدار ميشوند در بقاء عفونت و بيماري در يك جمعيت و منطقه تاثير داشته و كنترل اين بيماري را بسيار مشكل و همراه با هزينه هاي كلان نموده است.
در دستورالعمل كنترل بيماري بر پايه سه اصل لازم الاجراء و مكمل يكديگر توصيه شده است :
الف – اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي به منظور جلوگيري از ورود ويروس تب برفكي و بخصوص تيپ هاي جديد و غيربومي.
ب- مراقبت کلنيکي و سرولوژيکي به منظور شناخت تغييرات بيماري و ماهيت سويه هاي در گردش.
ج – واكسيناسيون و ايجاد پوشش ايمني در دامهاي مورد هدف با استفاده از واكسن كشته ( استفاده از واكسن زنده تب برفكي بدليل ايجاد ميوكارايت شديد و انتشار ويروس تاكنون مورد استفاده قرار نگرفته است ).
الف : اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي :
مهمترين و اساسي ترين روش پيشگيري و كنترل بيماري تب برفكي بكارگيري اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي است به نحوي كه از ورود ويروس دريك گله و يا جمعيت جلوگيري نمايد. از جمله اقدامات فوق بايد هر واحد پرورش و نگهداري دام و بخصوص مجتمع هاي بزرگ دامپروري و توليد شير و گوشت مسائل زير را جدي گرفته و بكار بندند:
1- جلوگيري از ورود دام آلوده و حامل ويروس به دامداريها و يا دامپروري توليد شير و گوشت.
2- ضدعفوني وسائط نقليه.
3- ضدعفوني و رفع آلودگي دامداريهاي آلوده تا رفع بيماري.
4- كشتار دامهاي مبتلاء بخصوص در دامداريهاي بزرگ و مجتمع هاي توليد شير و گوشت و سوزاندن و دفن بهداشتي لاشه دامهاي مبتلاء.
5- رعايت مقررات بهداشتي قرنطينه اي فردي اكيپ هاي واكسيناتور ، تلقيح مصنوعي – دامپزشك و افراد ورودي به دامداري و استفاده از لباس و چكمه متعلق به دامدار.
6- استفاده از سرنگ سرسوزن و كلمن هاي نگهداري واكسن مخصوص هر واحد در زمان واكسيناسيون.
7- ضدعفوني روزانه وسائط نقليه حمل شير در زمان ورود و خروج.
8- سوزانيدن لاشه و فضولات و هرگونه وسائل آلوده يکبار مصرف.
9- عدم برداشت و انتقال کود آلوده تا رفع کامل بيماري.
مناسب ترين مواد ضد عفوني کننده :
– فرمالين 5 %
– سود سوزآور 2 %
– آهک ( مناسب براي محوطه)
بايد فرهنگ استفاده از مواد ضدعفوني رعايت اصول قرنطينه اي فردي و اقدامات بهداشتي در هر واحد ترويج شده تا بتوان به كنترل بيماري دست يافت . اين دستورالعمل بايدتوسط اداره كل دامپزشكي استانها تكثير و به تمامي مسئولين بهداشتي واحدهاي دامپروري مالكان و صاحبان آنها – دامپزشكان بخش خصوصي تعاونيها و مجتمع هاي شير و گوشت تحويل و اجراي آنرا درخواست نمود.
ب ) مراقبت کلنيکي و سرولوژيکي به منظور شناخت تغييرات بيماري و ماهيت سويه هاي در گردش.
به منظور اجراي مراقبت فعال و ارزيابي تغييرات بيماري و همچنين بررسي اثر بخشي واکسن مصرفي ، با نمونه برداري اتفاقي در هر استان در واحد هاي اپيدميولوژيک و انتخاب نواحي با خطر بالاي ابتلا  و اجراي مراقبت ويژه، اقدامات زير در هر فصل به مورد اجرا گذاشته خواهد شد:
1. انجام معاينات کلينيکي و ثبت اطلاعات مربوط به حضور يا عدم حضـــور بيماري در گله و تاريخچه دام هاي مبتلا،
2. نمونه برداري از ضايعات و بثورات دام هاي مبتلا و پي گيري نتايج آزمايشگاهي ،
3. برداشت نمونه سرم جهت سنجش و پالش عيار آنتي بادي در دام هاي مايه کوبي شده و تفريق آنتي بادي واکسينال از آنتي بادي ناشي از بيماري با استفاده از امکانات موجود،
4. تجزيه و تحليل فاکتورهاي موثر در حضور ويروس و پيش بيني زمان اپيدمي هاي کوچک و بزرگ منطقه اي جهت اقدامات پيش گيري کننده از جمله تامين به موقع واکسن،
5. نظارت بر عمليات واکسيناسيون بخش خصوصي و اقدامات قرنطينه اي
6. مراقبت و نظارت بر ميادين دام و مناطق پرتراكم نگهداري و پرورش دام و گزارش بموقع بيماري
7. بازرسي و سورويلانس بيماري در اطراف كانونهاي بروز بيماري به فاصله حداقل 10 كيلومتر و در حداقل زمان.
ج )ايمن سازي و واكسيناسيون :
استفاده از واكسن جهت ايمن سازي دامهاي حساس عليه بيماري تب برفكي سالهاست متداول ميباشد ولي واكسن مورد استفاده كه بنام واكسن كشت نسجي كه بوسيله فرمالين و يا تركيبات ديگر نظير اتيل آمين ها كشته و غيرفعال ميگردد به تنهائي نميتواند در كنترل و پيش گيري از اين بيماري، بخصوص اينکه واکسيناسيون پراکنده و غير يکنواخت با تقويم هاي زماني متفاوت که تهايتاً منجر به ايجاد ايمني ناهمگون و بسيار شکننده به اجرا گذاشته شود، موثر باشد.
از طرفي واكسن تب برفكي جزء گروه سوم واكسن ها ميباشد.
گـروه اول واكسنها به آندسته از واكسنها اطلاق ميگردد كه ايمني پايدار توليد نموده و باعث دفــع كامــل جــرم ( ويروس ) ميگردند مثل واكسن طاعون و دام واكسينه در مقابل عفونت طبيعي مقاوم بوده و حامل و ناقل ويروس نميشود.
گروه دوم واكسنهائي اطلاق ميگردد كه ايمني نسبتاً پايدار داشته و نياز به تكرار حداقل سالانه داشته و اينگونه واكسنها  مانع بروز بيماري و علائم كلينيكي آن ميشوند.
گروه سوم واكسنهائي هستند از جمله واكسن تب برفكي كه نه ايمني پايدار و يا نسبتاً پايدار ايجاد مي كنند و نه باعث دفع ويروس ميشوند و بلكه دام مبتلا ، ناقل و حامل ويروس نيز ميشود اينگونه واكسنها شدت و علائم كلينيكي بيماري را كاهش ميدهد. و چنانچه برنامه واکسيناسيون بصورت متمرکز و يکنواخت به اجرا گذاشته شود، تاثيرات آن به مراتب موثرتر بوده و مي تواند در کنترل ضايعات ناشي از حضور بيماري مناسب عمل نمايد
در كنار اين خصوصيت مناسبترين واكسن با توان آنتي ژني6 PD 50 حداكثر شش ماه و نسبت ايمني در يك جمعيت گله 60 تا 70% ميباشد.اين بدين معناست كه علي رغم واكسيناسيون 100% گله احتمال حساس بودن جمعيتي معادل حدود 30% در جمعيت مورد هدف وجود دارد.
بنابراين واكسن به تنهائي نميتواند مانع بروز بيماري تب برفكي شود و همواره به عنوان فاكتور كاهش دهنده علائم و خسارات كلينيكي بيماري مطرح ميباشد. در اين بيماري واكسن و واكسيناسيون پيام مناسبي كه انتظار از ماهيت واكسن ها و واكسيناسيون و ايمني زائي ميرود ندارد و بلكه بايد خطي مشي كنترل بيماري بر پايه اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي ذكر شده معدوم سازي دامهاي تلف شده – كشتار دامهاي مبتلاء و واكسيناسيون جمعيت مورد مطالعه و هدف كه بيماري ميتواند بيشترين خسارات اقتصادي را ايجاد نمايند، استوار گردد.


●  روش واكسيناسيون :
استفاده از واكسن كشته تب برفكي ساخت موسسه رازي و يا وارداتي كه از سوشهاي درگردش ويروس تب برفكي بومي تهيه ميشود مناسبترين واكسن درحال حاضر ميباشد. زمان واكسيناسيون برابر با توصيه شركت سازنده واكسن حداقل هر 4 ماه يكبار در واحدهاي دامپروري و مناطق اشاره شده و همراه با استفاده از راپل واكسن و رعايت تمامي اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي ذكر شده مي باشد.
●  نمونه برداري و ارسال نمونه :
به منظور آگاهي از نوع سويه هاي در چرخش بيماري تب برفكي و آگاهي بموقع از تغييرات آنتي ژنتيكي آن و بكارگيري آن در ساخت واكسن مطابق با ويروس در گردش ،نمونه برداري و ارسال صحيح و مناسب آن از اهمیت بسيار زيادي برخوردار است.
نمونه بايد از دامهاي تب دار ، طاول هاي نتركيده و يا تازه تركيده برداشت شده باشد.
نمونه بايد به اندازه كافي و حداقل يك گرم باشد.
نمونه بايد در بافر مخصوص انتقال نمونه تب برفكي و در كنار يخ به آزمايشگاه ارسال گردد.
انتقال نمونه و شروع آزمايشات نبايد بيشتر از 48 ساعت طول بكشد.
در انتقال نمونه بايد از ظروف مخصوص كه سبب ايجاد آلودگي نشود، استفاده نمود، تا بتوان از آزمايشات نتايج مثبت اخذ گردد. در آزمايشگاه ، نمونه بايد به روش استاندارد ( اليزا ) آزمايش و آزمايشات تكميلي جداسازي و شناسائي ويروس انجام گيرد.
چنانچه مسائل فوق انجام نگيرد پاسخ هاي بسياري از نمونه ها منفي خواهد بود در شرايطي كه حضور بيماري انكارناپذير بوده ، شرايط نامناسب برداشت و ارسال نمونه همواره خطر عدم شناسائي تغييرات ويروس و يا حضور سويه هاي جديد را در برخواهد داشت.
●  خصوصيات اپيدميولوژيكي تب برفكي :
دامهاي حساس :
حيوانات اهلي شامل گاو، گاوميش، گوسفند، بز، خوك و گوزن به بيماري تب برفكي حساس هستند. بيماري معمولاً با شدت وحدت بيشتري در گاو و خوك بروز ميكند. ابتلاء انسان به بيماري تب برفكي اگرچه گزارش شده است ولي بسيار نادر و خفيف ميباشد. با اين وجود فرد ميتواند ويروس را براي بيش از 24 ساعت بدون آنكه هيچگاه علايم باليني را ظاهر سازند در دستگاه تنفس حفظ نمايد.
انتقال بيماري :
بيماري تب برفكي را ميتوان به جرأت مسري ترين بيماريهاي دام ناميد. خوك مهمترين ميزبان تشديد كننده بيماري تب برفكي است چرا كه هم ميتواند از راه تنفسي و هم از راه خوراكي مبتلا شود و مقادير بسيار زيادي از ويروس را از طريق هواي تنفسي خوددرمحيط پخش نمايد.
گاو ميزبان نشانگر و شاخص خوب ويروس تب برفكي است زيرا بشدت در برابر ابتلاء از راه تنفسي حساس است و علائم درمانگاهي به شكل كلاسيك در اين دام مشاهده ميشود.
گوسفند را ميتوان بعنوان ميزبان نگهدارنده ويروس تب برفكي نام نهاد زيرا علائم درمانگاهي در اين دام در مورد برخي از سويه ها خفيف و يا مشهود نمي باشد. البته به اين موضوع بايد توجه داشت كه نه تنها ويروسهاي تب برفكي ممكن است شيوه يكسان اپيدميولوژيكي مشابهي نداشته باشند بلكه چه بسا از نظر انتخاب ميزبان هم رفتار مشابهي ندارند. ويروس تب برفكي هم چنين ميتواند از راه خراشيدگي هاي جلدي يا مخاصات در نتيجه جراحات ناشي از مصرف دانه ها، علوفه خشبي، گنديدگي سم، تروما ناشي از ماشين شيردوشي يا ناخنها هنگام مهار گاو به شيوه دماغ گيري انتقال يابد. بعد از استنشاق ذرات بسيار كوچك حاوي ويروس تب برفكي بواسطه حركات به ناحيه حلقي وارد ميشوند و متعاقب تكثير و تزايد اوليه در اين ناحيه وارد سيستم لنفاوي ميگردند. در مرحله بعد ويروس از طريق جريان خون به بافتهاي ثانويه شامل غدد لنفاوي غده ها، بافتهاي اپي تليوم اطراف دهان، پاها و پستانها در دام ماده وارد ميشود. واژن و حشفه نيز ممكن است مورد حملة ويروس قرار گيرد. در دامهاي جوان نيز عضلات قلب بعنوان هدف ثانويه مورد هجوم ويروس قرار ميگيرند. ويروس تب برفكي به مقدار زياد همراه هواي بازدمي در محيط اطراف دام پخش و منتشر ميشود. همچنين در تمام ترشحات و دفعيات از جمله شير و اسپرم و همچنين از طريق وزيكولهاي تركيده ويروس تب برفكي وجود دارد. خوك مقادير بسيار زيادي ويروس تب برفكي را (3000 بار ) بيشتر از گاو در هوا منتشر ميكند. دفع ويروس تب برفكي از ترشحات دام تا 4 روز قبل از مشاهده شدن علائم درمانگاهي آغاز ميشود كه از نظر اپيدميولوژيكي بسيار حائز اهميت است. پخش و انتشار ويروس تب برفكي 4 تا 6 روز پس از پيدايش وزيكولها ادامه داشته و دامهاي مبتلا مقادير بسيار زيادي ويروس را به محيط اطراف پخش مينمايند. پخش ويروس تب برفكي در دامهاي مبتلا پس از پيدايش آنتي بادي خنثي كننده متوقف ميشود. حضور ويروس تب برفكي در بافت اپي تليال دست و پا يك تا دو روز بيشتر از بافتهاي دهان تداوم مي يابد. بنابراين ضايعات و جراحات سم در مواردي كه نمونه برداري دير انجام ميگيرد نمونة بهتري را از جراحات دهان جهت تشخيص اين بيماري بدست ميدهد. ويروس تب برفكي از گاوهائيكه به روش تجربي آلوده شده بودند بمدت 26 روز از شير و 56 روز از اسپرم جدا گرديده است. بعد از بهبود علائم درمانگاهي 80% دامهاي نشخواركننده ممكن است بصورت حامل ويروس در بيايند.  اين وضعيت به نام حامل يا كارير ناميده ميشود و به حمل ويروس بيش از 28 روز بعد از ابتلاء به عفونت اوليه تعريف ميگردد. چنين عفونت مزمن ويروس تب برفكي در بافت پوششي ناحيه حلق و قسمت پيشين گلو ايجاد ميشود. مدت زمان حالت حامل بودن بستگي به سويه ويروس تب برفكي و ساير فاكتورهاي احتمالي ديگر دارد. حداكثر زمان حالت حامل بودن در گاو سه سال و نيم، در گوسفند و بز 9 ماه و براي گاوميش‌هاي آفريقائي 5 سال يا بيشتر گزارش شده است.
در فرآورده هاي دامي اگرچه ويروس تب برفكي در گوشت متعاقب كشتار و رسيدن گوشت به حالت اسيدي بي اثر يا غير فعال ميگردد ولي بمدت طولاني در بافتهاي لنفاوي سرد يا منجمد، در مغز استخوان و لخته هاي خوني باقي‌مي‌ماند و در احشاء بمدت كمتري فعال باقي‌مي‌ماند. گوشت نمك سود و خام، ‌پوست خام نمك سود شده، شير غير پاستوريزه و برخي از فرآورده هاي خام دامي ميتوانند ويروس تب برفكي را بمدت طولاني در خود حفظ نمايند.
●  الگوهاي بيماري :
ورود ويروس تب برفكي يا سرو تايپهاي جديد ويروس تب برفكي بداخل گله، مناطق و يا كشورهائيكه قبلاً از بيماري پاك بوده اند بسرعت به يك اپيدمي با نسبت بالاي واگيري تبديل ميشود.
الگوهاي اپيدميولوژيكي بيماري در مناطق معتدل، حاره اي و نيمه حاره اي در جهان متفاوت است. در مناطق معتدل بقاء بيشتر ويروس در محيط به اين معني است كه انتقال غير مستقيم از طريق ذرات آلوده از اهميت برابر با انتقال بيماري به روش تماس مستقيم بين دام آلوده و دام حساس برخوردار است. انتقال بيماري توسط باد تحت تأثير برخي از شرايط محيطي و آب و هوائي امكانپذير است. از طرف ديگر در شرايط آب و هوايي گرمتر شيوه انتقال بيماري به روش غير مستقيم اهميت كمتري نسبت به تماس مستقيم دارد. بنابراين در اين مناطق نقل و انتقالات دامهاي بالقوه آلوده و الگوهاي تجارت دام كليد درك وضعيت اپيدميولوژيكي بيماري خواهند بود.
●  علائم درمانگاهي :
دوره كمون بيماري در موارد ابتلاء به شكل طبيعي متغير است و عمدتاً بستگي به نوع دام، سويه ويروس، مقدار يا دز ويروس و راه ابتلاء دارد. اين دوره در كوتاهترين حالت خود 2 تا سه روز به درازا ميكشد كه ميتواند در شرايطي كه دام با مقادير بسيار پائين ويروس آلوده شده باشد 10 تا 14 روز به طول بيانجامد. دوره كمون بيماري براي موارد شاخص در يك كانون در مقايسه با موارد بعدي بيماري طولاني تر خواهد بود. در موارد ايجاد بيماري بصورت آزمايشي، دوره كمون بيماري ميتواند كوتاه شده و به 24 ـ 18 ساعت برسد.
علائم درمانگاهي بيماري تب برفكي در گاو :
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اولين يافته درمانگاهي و مهم بيماري، تب ناگهاني و شديد است به طوري كه درجه حرارت بدن تا 42 درجه سانتيگراد ميرسد. ساير علائم شامل پريشاني، بي اشتهايي و قطع ناگهاني توليد شير نيز در مراحل اوليه همراه با تب مشاهده ميگردند. اين وضعيت ممكن است يك روز يا بيشتر طول بكشد و سپس مرحله بعدي يا فاز وزيكولي يا (طاولي) بيماري پديدار ميشود. در فاز وزيكولي بافتهاي اپيتليال دهان، سم پستان و دستگاه توليد مثل مورد هجوم ويروس قرار ميگردند. ضايعات وزيكولي در زبان، لبها، پاي دندانها،‌ كام، منخرين ، پوست بين انگشتي، نوارهاي تاجي برآمدگيهاي پاشنه پا سر پستانهاي در گاوهاي شيري ظاهر و بر گسترش آنها اضافه ميگردد. در بعضي مواقع و در حالات شديد بيماري وزيكولها در داخل پوزه و يا روي پوزه گوشه چشم، حشفه يا واژن ظاهر ميشود.
در ابتدا ضايعات بشكل كانونهاي كوچك پرخون در يك يا چندين ناحيه از نواحي ذكر شده ظاهر و با پيشرفت بيماري اين ضايعات كوچك به يكديگر پيوسته و ضايعات وزيكولي بزرگتري را ايجاد ميكنند كه 1 تا 2 سانتيمتر وسعت داشته و به آن وزيكول يا طاول اوليه گفته ميشود. با اتصال طاول هاي اوليه، طاول هاي وسيعتر و بزرگتري ايجاد ميشوند كه سطح زيادي از مخاط يا اپلي تليوم زبان و يا دهان را در بر ميگيرند. وزيكولهاي اوليه و زيكولهاي بزرگتر حاوي مايع زرد كهربايي ميباشند كه حاوي مقادير بسيار زيادي از ويروس تب برفكي بوده و سطح شان نسبت به ساير قسمتهاي پوست رنگ خود را از دست ميدهد. طاول شكل گرفته با فاصله 24 ساعت تركيده و تبديل به زخم دردناكي ميگردد كه بافت مخاط نكروزه با لبه‌هاي نامنظم آنرا احاطه نموده است. در دهان معمولاً‌ طاول ها بيشتر در سطح زبان، پاي دندانها و كام ديده ميشود. در مواردي بيماري ممكن است بيشتر قسمت بافت اپلي تليوم سطح بالائي زبان بطور كامل جدا شود. تورم دردناك دهان همراه با طاول هاي سالم و به تازگي پاره شده، موجب ترشح زياد بزاق از دهان، عدم تمايل به خوردن غذا و مكيدن لبها و صداي حاصل از آن ميگردد. در اين مرحله دام مبتلا بطور كامل از خوردن غذا دست ميكشد و متعاقب آن كاهش شديد يا قطع توليد شير و كاهش شديد وزن دچار ميشود.
در اشكال عادي بيماري، ضايعات دهاني و وزيكولي در مدت زمان حدود 10 روز بهبودي پيدا ميكنند و اشتها و غذا خوردن دام نيز چند روز پس از پارگي وزيكولها بهبود مي يابد. لنگش حاد و عدم تمايل به حركت ناشي از وجود ضايعاتي در ناحيه پا و عفونت هاي ثانويه به فاصله هاي شديد بافتهاي زيرين پا مي‌انجامد. عدم توانايي حركتي ممكن است به دهيدراتاسيون شديد، كاهش وزن بدن و ناتواني منجر شود چرا كه دام مبتلاء حتي قادر به راه رفتن براي دسترسي به آبشخور و آخور را نيز نمي باشد. ضايعات نوك پستان نيز ممكن است بدنبال ورم پستان ثانويه پيچيده تر شوند. شدت واگيري بيماري تب برفكي بسيار بالا است ولي ميزان مرگ و مير آن در دامهاي بالغ معمولاً كمتر از 5% ولي در دامهاي جوان بخصوص بره و بزغاله بسيار بالا ميباشند. اغلب مرحله بهبودي از بيماري نسبتاً طولاني است. بهبودي دامهاي مبتلا در حالات عادي تا يك ماه طول ميكشد و در اشكال شديد دامها توان حركتي و توليد خود را از دست ميدهند و نهايتاً بروز اين بيماري در يك گله يا منطقه خسارات اقتصادي زيادي بلحاظ كاهش توليد شير و گوشت بهمراه دارد. لازم بذكر است اين خسارات، خسارات مستقيم حاصل از بيماري تب برفكي است و خسارات غير مستقيم آن بسيار بيشتر حائز اهميت ميباشد كه مهمترين آنها شامل :
ـ سقط جنين دامهاي آبستن.
ـ درمان طولاني ضايعات سمي و اندامهاي حركتي دام.
ـ تغيير شكل سم و ضايعات غير قابل برگشت اندامهاي حركتي.
ـ ضايعات شديد و دائمي بر روي پستان و غدد مولد شير.
ـ ضايعات شديد بر غدد درون ريز كه با عدم تحمل گرما و سندروم له‌له زني مزمن يا علائم نفس تنگي
و ناتواني مشخص ميگردد و نازائي هاي دائمي و مزمن.
ـ تلفات ناگهاني در گوساله هاي جوان و بره و بزغاله جوان كه هيچگونه وزيكول يا ضايعات مشهودي ندارند. ( شكل قلبي تب برفكي ). ميزان تلفات در اين قبيل دامها ممكن است به 50% يا بيشتر نيز برسد. قطع شير در دامهاي مبتلا بخصوص گوسفند و بز سبب ميشود دامهاي تازه تولد يافته بخوبي تغذيه نشوند و بطور غير مستقيم رشد آن كاهش يافته و تلفات آنها بيشتر شود.
گاوهاي نژاد خالص از بيماري تب برفكي بشدت آسيب مي بينند و علائم درمانگاهي در آنها شديدتر و طولاني تر از گاوهاي بومي است. علائم درمانگاهي در گاوهاي بومي و در مناطق آندميك بيماري به شكل خفيفتري نسبت به گاوهاي پر توليد و خالص مشاهده ميشود.
●  علائم درمانگاهي در گوسفند و بز :
بيماري تب برفكي در گوسفند و بز معمولاً‌ به فرم خفيف تري نسبت به ساير دامهاي حساس بروز ميكند و در اغلب اوقات قابل شناسائي نيست. ضايعات و طاولهاي دهاني در تب برفكي گوسفند و بز واضح نيست. وزيكولها اكثراً در كام و سطح پشتي زبان ديده ميشوند، كه كوچك بوده و بسرعت بهبودي پيدا ميكنند.
ضايعات ناحيه سم در تب برفكي گوسفند و بز در اكثر موارد در ناحيه نوار تاجي مشاهده ميشود كه البته تشخيص آن براحتي ممكن نيست و جهت مشاهده و معاينه آن لازم است با تراشيدن ياكنارزدن موهاي نوار تاجي آن قسمت سم را بدقت معاينه نمائيم. لنگش اغلب تنها علامت بارز درمانگاهي و مهمترين علامت درمانگاهي تب برفكي گوسفند و بز است كه بايستي از ساير عوامل ايجاد لنگش از جمله گنديدگي سم تشخيص تفريقي داده شود. ضايعات ناحيه سم معمولاً در اثر هجوم باكتريهاي ساپروفيت بشدت عفوني شده و سبب تورم شديد و عوارض غير قابل برگشت سم و ناتواني حركتي در دام ميگردد.
تب برفكي در گوسفند و بز ( بره و بزغاله ) همانند ساير دامها تلفات ناگهاني دامهاي جوان را به همراه دارد. خسارات و تلفات ناشي از تب برفكي در اين گروه شكلي از بروز موارد فرم قلبي است و شدت تلفات در آن معمولاً‌ در موارد عادي بيماري تا 50% نيز ميرسد اگرچه در مواردي در فرمهاي شديد تا بيش از 90% نيز مشاهده شده است.
تعيين سن ضايعات بافتي در بيماري تب برفكي :
شناسائي دقيق سن ضايعات بافتي و وزيكولهاي تب برفكي بخصوص در زماني كه بيماري براي اولين بار در يك منطقه يا گله ظاهر ميشود، ميتواند در تشخيص زمان اوليه ابتلاء دامها مورد استفاده قرار گيرد وبراساس آن اطلاعات اپيدميولوژيكي بمنظورشناسائي مبداء و مأخذعفونت بعمل آيد.
در جدول زير شاخص هايي ارائه شده اند كه پيدايش وزيكولها در فازهاي مختلف پيدايش آنها را ميتوان با به كارگيري آنها مشخص نمود. اين شاخص ها بيشتر براي گاو ارزشمند است تا دامهاي نشخوار كننده كوچك، زيرا علائم درمانگاهي تب برفكي در گوسفند و بز معمولاً‌شكل خفيف تري دارد.
ضايعات سن احتمالي، ظاهر ضايعات :
روزاول:وزيكولهاي‌سالم‌حاوي مايعات وزيكولي بهمراه علائم اوليه نكروزبافت اپيتليوم.
روز دوم : وزيكولهاي سالم و حاوي مايعات وزيكولي همراه با نكروز بافت اپيتليوم روي آنها.
روز سوم : وزيكولهاي تركيده، و اروزيون ظاهر ميشود. در مرحله اول مراكز ضايعات به رنگ روشن است و سپس رنگ قرمز شروع بدنبال تركيب فيلبرين تغيير ميكند.
روز چهارم : اروزيون با مقدار كمي بافت اپيتليوم همراه آن، اطراف زخم منظم تر شده و آثار اوليه رشد و تكثير مجدد بافت اپتيليوم در لبه هاي زخمها مشاهده ميشوند.
روز 7 ـ 10 : بهبود زخمها با پيدايش بافتهاي و فيبروژه.
آسيب شناختي ظاهري :
به غير از طاول هايي كه در معاينات باليني در دهان، سم و پستان دام مبتلا مشاهده ميشود ضايعات وزيكولي ممكن است در بافتهاي اپيتليومي و پرزهاي شكمه و احتمالاً‌ ساير قسمتهاي دستگاه گوارش نشخوار كنندگان نيز مشاهده شود.
ضايعات قلبي معمولاً در دامهاي جوان اتفاق مي افتد كه بشكل نقاط نا منظم خاكستري رنگ و گاهي نواري شكل در بافت ميوكارد / اپي كارد قلب مشاهده ميشود كه اصطلاحاً‌ از آن تحت عنوان قلب ببري يا (Tiger Heart ) نام برده ميشود.
●  سيتووپاتولوژي :
ضايعات هسيتو پاتولوژيكي تب برفكي خيلي هم اختصاصي نيستند. طاولهاي چند حفره اي مملو از مايعات در لايه خاردار و سلولهاي در حال آكانتوليز قابل مشاهده است. در موارد منجر به مرگ تب برفكي دژنراسيوه هيالن ميو هيوكاردي ديده‌ميشود.تائيدتشخيصي بيماري بنايي براساس يافته‌هاي هيتوپاتولوژيك است.
ايمني :
آنتي بادي خنثي كننده به فاصله 4 تا 10 روز پس از ابتلاء در خون قابل شناسائي است. دامهاي بهبود يافته معمولاً داراي ايمني طولاني مدت نسبت به عفونت مجدد هستند ( حداقل تا 5 سال ). البته اين امر نسبتاً در مورد سروتايپهاي عامل بيماري و يا سويه‌هاي كاملاً نزديك به آن صادق است ولي دام مبتلا بطور كامل در مقابل ساير سروتايپها و يا سروتايپهائي كه با سروتايپ ويروس اوليه و ايجاد كننده بيماري مراتب آنتي ژنتيكي ندارند همچنان حساس خواهد بود.
ميزان قدرت محافظت كنندگي، متعاقب واكسيناسيون دام، ارتباط زيادي به شباهت آنتي ژنتيكي ويروس واكسن با ويروس در چرخش يا ويروس چالش دارد.
واكسن فقط بصورت نسبي در برابر تغييرات آنتي ژني از يك سروتيپ ايمني ايجاد ميكند. واكسنهاي مؤثر معمولاً 4 روز بعد از واكسيناسيون ايمني لازم را ايجاد ميكند. اگرچه ايمني حاصل از واكسن دوام چنداني نداشته و نياز به واكسيناسيونهاي مجدد ( با فاصله 6 تا 12 ماه ) وجود دارد كه اين فاصله بستگي به نوع، كيفيت و مقدار آنتي ژن واكسن دارد ( مقدار PD50).
سازندگان تجاري واكسن تب برفكي معمولاً تزريق يك نوبت واكسن و سپس تزريق نوبت دوم فاصله 3 تا 4 هفته بعد راتوصيه ميكنند.با اين وجود در مناطق آندميك بيماري بابهره گيري ازواكس مؤثر با حداقل PD50 و نوبت واكسيناسيون با فاصله شش ماه و سپس تكرار ساليانه متداولتر است. بطور معمول درصدي از دامهاي واكسينه شده نسبت به ابتلاء علائم درمانگاهي بيماري تب برفكي محافظت ميشوند ولي ممكن است تحت تأثير ويروس در چرخش آلوده شده و پس از ابتلاء به شكل تحت باليني نسبت به پخش و انتشار ويروس عمل نمايند. اين نكته مهم را بايد متذكر شد عليرغم واكسيناسيون در دامهائي كه در مرحله كمون بيماري تب برفكي هستند ممكن است اين دامها بيمار و علائم درمانگاهي تب برفكي اغلب به شكل ملايمتر را نشان دهند و 14 ـ 7 روز بعد از واكسيناسيون نيز بيماري را به ساير دامها انتقال دهند.
●  تشخيص :
1ـ تشخيص ميداني :
در معاينه دامهاي حساس در مرحله نخست افزايش ترشح بزاق، لنگش و ساير علائم درمانگاهي نشانگر بايد مورد توجه قرار گيرد. معاينات درمانگاهي بافت اپلي تليوم دهان، دست و پا و پستانها بمنظور يافتن طاولها بايد بطور دقيق صورت گيرد. در صورت مشاهده علايم درمانگاهي تب برفكي بايد سريعاً اقدامات مناسبي جهت حفاظت منطقه يا گله‌ها بمنظور جلوگيري از انتشار بيماري به همراه اقدامات مربوط به تشخيص قطعي بيماري و نوع ويروس آن بعمل آيد. اين اقدامات سريع شامل برداشت نمونه مرضي ( اپيتليوم تازه )، درخواست از تيم دامپزشكي مجرب و متخصص بيماري تب برفكي بمنظور بازديد از محل بروز بيماري، اطلاع رساني به مسئولين دامپزشكي شهرستان، استان و سازمان مركزي و برقراري اقدامات و عمليات قرنطينه اي ـ بهداشتي بمنظور جلوگيري از گسترش بيماري، اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي فردي پس از انجام معاينات و برداشت نمونه‌هاي مرضي بهمراه اقدامات بهداشتي و ضدعفوني سازي وسائل و ابزار دامپزشكي و نمونه برداري است و به هيچ وجه نبايد بازديد و معاينه از گله، منطقه يا فارم ديگري در همان روز توسط افراد فوق در آن روز بعمل بيايد.
2ـ تشخيص تفريقي :
بيماري تب برفكي از نظر درمانگاهي با ساير بيماريهاي ويروسي طاولي دام براحتي قابل تشخيص نمي باشد كه عبارت است از استوماتيت طاولي كه در گاو، اسب و خوك بروز ميكند.
اين بيماريها در مراحل درمانگاهي و حاد بيماري يعني قبل از پاره شدن يا تركيدن طاولها نسبتاً قابل تفكيك ميباشند اگرچه ميزان شيوع و وقوع بيماريهاي فوق، ضايعات و سبب شناسي آنها بايد از طرق مختلف بررسيهاي ويروس شناسي مورد مطالعه قرار گيرد.
تعداد ديگري از بيماريهاي ويروسي ممكن است با بيماريهاي وزيكولي ويروسي اشتباه شوند به خصوص در مراحل پيشرفته درمانگاهي كه اين بيماريها عبارتند از :
ـ طاعون گاوي.
ـ استوماتيت پاپولار گاوان.
ـ مخاطي يا اسهال ويروس گاوان.
ـ رينوتراكيت عفوني گاوان.
ـ بلوتانگ .
ـ طاعون نشخوار كننده هاي كوچك يا PPR.
ـ بيماري اكتيماي واگير.
اگرچه جراحات دهاني و پوزه‌اي اين بيماريها طاولي نيستند ولي ممكن است با جراحات قديمي تب برفكي اشتباه گرفته شوند. از ميان بيماريهاي فوق ضايعات ناحيه سم فقط در بلوتانگ و بيماري مخاطي گزارش شده است.
ساير بيماريهائي كه ممكن است با بيماريهاي طاولي ويروسي اشتباه گرفته شوند عبارتند از :
ـ درماتوفيلوس و ساير موارد استوماتيت ناشي از ساير گونه هاي قارچها.
ـ درماتيت فتوتوكسيك با تشكيل طاولهايي حاصل از تماس با برگهاي گياهان خانواده آذين پناه ( زردك وحشي، جعفري و كرفس )
ـ آزردگي و سوختگي ناشي از تماس با مواد شيميائي.
ـ گنديدگي سم.
ـ ضايعات ترومايي داخل دهان و يا در پاها.
زخمها و يا ضايعات ناشي از بيماري تب برفكي اغلب ممكن است با عفونهاي ثانويه همراه ديده شوند و در اين حالت ممكن است عامل اوليه بيماري ( تب برفكي ) در خفاء قرار گرفته و به آن توجهي نشود و اين امر سبب اشتباه در تشخيص بيماري گردد. وقتي كه گاو يا گوسفند و بزي مورد بازرسي يا بررسي از نظر وجود بيماري تب برفكي قرار ميگيرد لازم است سم دامهاي مبتلا و يا مظنون كاملاً شسته و از موادخارجي و گل پاك گردد تا تشخيص و شناسائي جراحات امكانپذير شود.
سم دامهاي مبتلا معمولاً گرمتر از معمول هستند و بهتر است موهاي اطراف ناحيه نوار تاجي را كنار زد تا زخم و ثبورات تب برفكي را بهتر مشاهده و تشخيص داد. در خوكها ضايعات يا زخمهاي ناشي از بيماري انسفالو ميوكارديت ( EMC ) ممكن است با ضايعات مشابه تب برفكي در بچه خوكها اشتباه گرفته شود.
بطور معمول اگر تلفات غير منتظره و ناگهاني در نشخواركنندگان جوان ديده شد در تشخيص تفريقي بيماريهايي از قبل تب دره ريفت، آنتروتوكسمي و بلوتانگ علاوه برتب برفكي بايستي مورد توجه قرارگيرند.
تشخيص آزمايشگاهي و انجام تستهاي تشخيصي بايد منحصراً توسط افراد مجرب، آموزش ديده و در آزمايشگاههايي كه جهت اين امر اختصاص يافته و بنحو شايسته و مطلوبي از نظر امنيت حياتي تجهيز شده‌اند صورت گيرد.
لازم بذكر است نمونه هاي مرضي برداشت شده حتماً‌ بايد در مراحل اوليه بيماري و ترجيحاً از طاولهاي نتركيده اخذ شده باشند. جهت بهداشت ضايعات ناحيه سم ابتدا بايد بطور مناسب سم را از وجود فضولات و اجسام خارجي پاك و سپس اقدام به نمونه برداري كرد. نمونه نبايستي به هيچ عنوان از طاولها يا زخمهاي درمان شده و دامهاي بيمار در مراحل پيشرفته بيماري برداشت شود. وزيكولهاي نكروزه و كهنه نيز در آزمايشات شناسائي ويروس و يا جداسازي و شناسائي آنتي ژن ويروس جواب منفي بهمراه دارند و يا قابل آزمايش نيستند.
نمونه هاي برداشت شده بايد در اسرع وقت و كمتر از 72 ساعت به آزمايشگاه ارسال و در آزمايشگاه بلافاصله تستهاي تشخيصي روي آنها آغاز گردد. هر گونه تأخير در جمع آوري و ارسال نمونه و انجام تستهاي تشخيصي موجب نابودي ويروس و از بين رفتن آنتي ژنهاي ويروس خواهد شد كه در تستهاي آزمايشگاهي براحتي قابل تشخيص و شناسائي نخواهد بود و پاسخ منفي به همراه دارد.
كنترل موفقيت آميز بيماري بر پايه سه اصل لازم الاجراء و مكمل يكديگر استوار است
: 1. اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي به منظور جلوگيري از ورود ويروس تب برفكي و بخصوص تيپ هاي جديد و غيربومي ، مفاد بخش الف دستورالعمل اقدامات كنترلي بخشنامه شماره 86849 مورخ 2/11/81 در كليه واحدهاي اپيدميولوژيك بايستي اجرا گردد .
2. اجراي برنامه سيستم مراقبت (كلينيكي و سرولوژيكي ) و نمونه برداري هاي مناسب ، به منظور شناخت تغييرات بيماري و ماهيت سويه هاي در گردش و همچنين ارزيابي سطح ايمني ناشي از مايه كوبي و تعيين فواصل مايه كوبي (4 تا 6 ماه فاصله زماني)
3. واكسيناسيون و ايجاد پوشش ايمني در دامهاي مورد هدف با استفاده از واكسن كشته حاوي سويه هاي مناسب در اشكال منووالان ، بي والان و تري والان بنا بر توصيه هاي سازمان دامپزشكي

  •  پورتال خبری سلامتی و زیبایی و موفقیت



نظرات مسدود است