وضعیت خشونت خانگی در برخی نقاط جهان

Advertise Here

عامل اصلی خشونت علیه زنان را می توان در تبعیضی یافت که مانع از برابری زن با مرد در همه سطوح زندگی می شود. خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن می زند.سازمان عفو بین الملل در جزوه های خود آورده: خشونت علیه زن “طبیعی” یا “چاره ناپذیر” نیست. بلکه تظاهری است از ارزش ها و معیارهای تاریخی و فرهنگی جوامع مختلف. برخی نهادهای اجتماعی و سیاسی خود زمینه ساز تضعیف و خشونت علیه زن می شوند. برخی رسوم فرهنگی و سنتی هم – به ویژه آنهایی که به طور وسواس گونه ای بر پرهیزگاری جنسی تاکید می کنند، می توانند بهانه ای شوند برای خشونت علیه زنان و دختران.

از آنجایی که بسیاری از دختران و زنان حاضر نیستند خشونت خانگی را به پلیس گزارش دهند یا نیروی قضائی در برخی کشورها به شکایات در این زمینه ترتیب اثر نمی دهد و آنها را موضوعی خصوصی قلمداد می کند، آمار خشونت خانگی دقیق و منعکس کننده واقعیات نیست. با این حال آمار جمع آوری شده همچنان تکان دهنده است.
به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی ۱۶ تا ۴۴ سال است.اما برخی کشورها با کمک سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر دست به ابتکارات تازه ای برای مهار این روند کرده اند.

مثلا به تازگی دولت اسپانیا به تازگی برای مقابله با خشونت خانگی سیاست هایی را اتخاذ کرده که براساس نظرات جمع آوری شده از زنان آسیب دیده تدوین شده است. قوانین جدید برای سازمان های بهزیستی و پلیس اسپانیا قدرت بیشتری در نظر گرفته تا از رفتار خشونت آمیز مرد پیش از خطرآفرینی جلوگیری کنند. این قوانین همچنین از قربانیان خشونت خانگی بیشتر پشتیبانی می کند تا احساس تنهایی نکنند.

اما آمار جهانی همچنان ترس آور است.

بنابر تخمین دولت روسیه احتمالا در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۴ هزار زن توسط اقوام خود به قتل رسیده اند. با این حال این کشور قانونی برای مقابله با خشونت خانگی ندارد.
در آفریقای جنونی تعداد زنانی که در خانه به ضرب گلوله کشته می شوند بیش از آنهایی است که در خارج خانه و توسط فردی غریبه به قتل رسیده اند.در کشورهای اسلامی که تفسیری انعطاف ناپذیر از قوانین شرعی را اتخاذ کرده اند، حقوق زنان با پیچیدگی های خاص خود روبروست؛ معمولا زنان در ارتباط با ازدواج و طلاق از اختیارات کمتری برخوردار هستند و این موضوع از دید برخی ناظران اجتماعی زمینه ساز خشونت علیه زن در محیط خانه در ابعادی گسترده شده است.

افکار سنتی در این گونه کشورها باعث شده که آماری مستند از میزان حوادث خشونت خانگی در دست نیست.

سازمان عفو بین الملل اخیرا با اشاره به خشونت خانگی علیه زنان در جوامع سنتی جهان گفت که مثلا در کشوری مانند افغانستان سنت های زندگی فئودالی بسیار ریشه دار است و به زن به چشم دارایی نگاه می کنند. پس تجاوز به حقوق آنان بدون مجازات می ماند.

تعدد زوجات نیز – که در قوانین اسلامی مجاز است – می تواند به خشونت خانگی دامن زند. چون برخلاف دستورات اسلامی مردها به طور عمومی برای ازدواج مجدد اجازه همسر اول خود را جویا نمی شوند و مشاجره در این باره در خیلی از مواقع به خشونت کشیده می شود.

بحث در مورد تعدد زوجات اکنون در عراق به یک موضوع داغ سیاسی تبدیل شده است. در ایران هم در کنار دیگر مسائل حقوقی زن، افزایش آمار چند همسری مردان باعث شده تا زنان (به ویژه در گروه های سنی بالاتر) بیش از گذشته نسبت به حقوق خود دغدغه داشته باشند و برای حفظ آن اقدام کنند.

***به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت خانگی بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی ۱۶ تا ۴۴ سال است
***در کشورهای اسلامی که تفسیری انعطاف ناپذیر از قوانین شرعی را اتخاذ کرده اند، حقوق زنان با پیچیدگی های خاص خود روبروست؛ معمولا زنان در ارتباط با ازدواج و طلاق از اختیارات کمتری برخوردار هستند و این موضوع از دید برخی ناظران اجتماعی زمینه ساز خشونت علیه زن در محیط خانه در ابعادی گسترده شده است
—-

***بریتانیا***

خشونت علیه زنان به نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی خاصی مرتبط نیست بلکه در همه جوامع بشری دیده می شود. خشونت علیه زن از تمام حصارهای مالی، نژادی و فرهنگی عبور می کند. تجربه خشونت و یا خطر آن، حقوق زنان را در همه جا تهدید می کند.در کشوری مانند بریتانیا آمار در این زمینه از این قرار است:

- ۲۵ درصد از زنان بریتانیا ( از هر چهار زن یکی) در طی عمر خود قربانی خشونت خانگی می شود.

- به طور میانگین هفته ای دو زن در انگلستان و ویلز توسط مردی که با او زندگی می کنند یا می کرده اند، کشته می شود.

- تخمین زده می شود که در هر دقیقه در ارتباط با خشونت خانگی با اداره پلیس تماس گرفته می شود.

- ۱۷ درصد از جرائم گزارش شده و یک چهارم جرائم خشونت آمیز با خشونت خانگی مرتبط است.

- کمتر از ۳۵ درصد از خشونت های خانگی به پلیس گزارش می شود. برخی این رقم را کمتر از ۱۱ درصد می دانند.

- در یک دوره سه ماهه از ۱۸۰ مورد شکایت خشونت خانگی ۱۲۸ مورد حاضر به پیگرد قانونی مجرم نشده است.

- در میان گروه های قومی ساکن بریتانیا تفاوت چندانی از لحاظ میزان بروز خشونت خانگی وجود ندارد. به طور عمومی گروه سنی زیر ۲۵ سال بیش از بقیه در معرض خشونت خانگی هستند.

- بنابر تحقیقاتی که توسط گروه های آسیایی، عرب و آفریقایی کارائیبی صورت گرفته است روشن شده که زنان به طور میانگین پس از تحمل خشونت خانگی به مدت ۵ سال، طلب کمک کرده اند.

- هزینه مالی خشونت خانگی برای مناطق مختلف بریتانیا به صدها میلیون پوند می رسد.
———–

***ایران***

بسیاری از زنان و دختران ما به دلیل تعصبات مردان در خانواده مورد خشونت خانگی قرار می گیرند که می تواند حتی منجر به برخورد فیزیکی هم بشود. البته ما آماری در این زمینه نداریم.یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که اصولا رفتار خشونت آمیز در خانه تحت عنوان تأدیب فرزند توسط والدین امری پذیرفته شده تلقی می شود. ولی حد این تأدیب تعریف نشده است. پس والدین می توانند تحت عنوان تربیت فرزند مثلا او را کتک بزنند و این خود می تواند ذهنیت خشونت علیه دختر و زن را به نوعی تقویت کند.

اما، قانون از زنان در مقابل خشونت خانگی حمایت می کند. پس آنها می توانند از طریق مراجع قضایی شکایت کرده و این مسئله را پیگیری کنند.

برادر و شوهر حق برخورد فیزیکی ندارند و زنان می توانند در قبال این رفتار دیه دریافت کنند. برای شوهر هم پرونده خشونت تشکیل می شود و زن می تواند به عنوان عسر و حرج تقاضای طلاق کند.

بعد از انقلاب اسلامی قانون حمایت از خانواده لغو شد و در نتیجه اوضاع خانواده ها آشفته شد. اما به مرور آن را جرح و تعدیل کردند و با اصلاحاتی که بیشتر با دین اسلام منطبق بود، به اجرا گذشتند.

یک زن مسلمان وقتی که به عقد مردی در می آید در مقابل دریافت نفقه باید تمکین کند. تمکین یعنی اینکه هر وقت که مرد خواست، زن ملزم است که به وظایف زناشویی عمل کند ولی در مورد اینکه زن هم باید خواهان این مسئله باشد هیچ حرفی زده نشده است. پس در اینجا فقط به نیازهای مرد پرداخته شده و نیازهای زن نادیده گرفته شده است. اگر زن تمکین نکند به او نفقه پرداخت نمی شود.

چند همسری

در قوانین آورده شده که مرد حق دارد ۴ همسر عقدی داشته باشد و هر ساعتی که خواست زنی را صیغه کند. به نظر من این هیچ تفاوتی با برده داری ندارد. چون در عمل تعدادی زن را به دور خود جمع کرده و آنها را تحت تسلط خود گرفته است.

یک مرد مسلمان ایرانی هر لحظه که اراده کند می تواند زنی را صیغه کند که زمان آن از یک ساعت تا نود و نه سال متغیر است و هیچ آمار دقیقی هم در دست نیست که چند مرد و چه تعداد زن صیغه ای وجود دارد.

با اینکه جامعه بیشتر تمایل دارد که با صیغه، روابط جنسی بین پسران و دختران جوان را در چارچوب قرار دهد اما صیغه بین مردان متأهل حتی در سنین بالا بسیار متداول شده است و قانون هم در این مورد کاری انجام نمی دهد.

قبلاً در قانون حمایت از خانواده برای مردانی که با وجود داشتن یک همسر، زن دیگری اختیار می کردند، مجازات حبس وجود داشت. ولی بعد از لغو این قانون این مجازات نیز حذف شد و قانون با مردی که ازدواج مجدد کرده یا با عاقدی که خطبه عقد را خوانده است، هیچ کاری ندارد.

این مسئله حتی در طبقات تحصیلکرده هم بسیار دیده می شود.

این یک خشونت پنهان در قبال زن است. چون زن از لحظه ای که به عقد مرد در می آید تحت این فشار روحی قرار می گیرد که ممکن است همسرش زمانی تصمیم بگیرد که زن دیگری را جایگزین او کند و حاصل زحمات تمام سالهای عمرش بر باد برود.

به همین دلیل میزان افسردگی بین زنان بسیار زیاد است.

چون زن ایرانی با توجه به پشتوانه فرهنگی و تاریخی خود هیچگاه مسئله چند همسری شوهرش را نمی تواند بپذیرد و درک کند. ولی در کشور های عربی اینطور نیست چون چند همسری رایج است.

دختران و زنان با تمکین های مختلفی روبرو هستند از جمله این که مثلا زن بدون اجازه شوهرش حق بیرون رفتن از خانه و یا مسافرت کردن را ندارد. اینها تنگناهایی است که قانون برای زنان ایجاد کرده است.

در جامعه ما آمار صحیح اصلا وجود ندارد. یعنی به صورت اصولی آمارگیری نمی شود که مثلاً چند نفر با پوشش اجباری موافق هستند یا چند درصد موافق ازدواج مجدد همسرانشان می باشند.

———

***ترکیه***

یکی از شروطی که اتحادیه اروپا برای پیوستن ترکیه به این اتحادیه تعیین کرده بود موضوع حقوق بشر و قتل های ناموسی در این کشور بوده است. 

ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا تغییرات زیادی در قوانین خود داده تا وضعیت حقوق بشر را بهتر کند. در حالی که اصلاح قانون یکی از مهم ترین راه ها برای پشتیبانی از حقوق شهروندان است اما لزوما به تغییری فوری در ذهنیت مردم یک جامعه منجر نمی شود.

چندی پیش یک نظرسنجی در ترکیه نشان داد که بیش از یک سوم از زنان ترکیه بر این باورند که اگر با شوهر خود مشاجره کنند حقشان است که کتک بخورند یا به کلامی دیگر خشونت خانگی نسبت به زن در برخی مواقع قابل توجیه است!

بنابر آمار در مناطق روستایی حدود نیمی از زنان معتقد بودند که شوهران حق دارند زن خود را بزنند.

سکینه آتان، وکیل دادگستری در آنکارا

حکومت ترکیه در تلاش برای ورود به اتحادیه اروپا اصلاحاتی بر قوانین خود اعمال کرده تا آنها را از آنچه بود اروپایی تر کند اما با اینکه دولتی که این اصلاحات را در پیش گرفته، دولتی با تمایلات اسلامگرایانه است، هیچ گامی در جهت رفع محدودیت از زنانی که بخواهند پایبند به سنتهای اسلامی باشند برداشته نشده است.

با وجود همه این محدودیتها و آزادیها، جامعه ترکیه همچنان جامعه ای رنگارنگ است که در کنار موج مدرنیته، سنتهای ملی و اسلامی با قدرت حضور دارند و دهها سال تلاش برای محدودکردن فعالیتهای اسلامگرایانه نتوانسته است از نقش اسلام در جامعه بکاهد.

حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی دوشادوش مردان کاملاً مشهود است، در کنار زنان پزشک و وکیل، زنان پلیس، نظامی و سیاستمدار نیز فراوانند.

الگو گرفتن از غرب در قوانین ترکیه به رفع تبعیضهای عمده علیه زنان انجامیده و نمی توان مصداق عمده ای از تبعیض سازمان یافته علیه زنان ذکر کرد، تبعیضی اگر هست، از سوی جامعه و خانواده اعمال می شود و بیشتر در شهرهای کوچک و روستاها و مناطق شرقی ترکیه مشهود است که هنوز سنت در آنها دست بالا را دارد.

————-
***اندونزی***
نورسیاهبانی کاتجاسونگ کانا – وکیل دادگستری در اندونزی 

دولت اندونزی به کنوانسیون های مختلف بین المللی مربوط به حقوق زنان از جمله “کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان سازمان ملل متحد” ملحق شده است.

با این حال، در نظام قوانین جزائی تبعیض جنسیتی بسیار مشهود است. جرایم و جنایات علیه زنان (که شامل آزار جنسی، تجاوز، تصاویر خلاف اخلاق عمومی و قاچاق زن می شود) کلا در تعرض با اخلاقیات جامعه، نه تعدی به حرمت فردی دسته بندی شده اند.

این بدان معناست که در عمل، به پرونده های مرتبط با خشونت علیه زنان از زاویه تاثیر آن بر موازین جامعه و نه تاثیر آن بر زندگی زن و یک قربانی نگریسته می شود. در نتیجه، دادگاه ها غالبا به دنبال این هستند که پاکی و ناپاکی اخلاقی زن را به عنوان یک قربانی به اثبات برسانند.

در اندونزی زن را مسئول حیثیت خانواده می دانند. مردم و به ویژه نظام قضایی، خشونت علیه زن را مسئله ای خانوادگی تلقی می کنند.

استخدام زنان در نیروی پلیس نیز گامی بزرگ در جهت پیگیری شکایات در مورد خشونت علیه زنان و همچنین بهانه ای برای آموزش این نیرو در زمینه مقابله با خشونت خانگی بود.

در سپتامبر ۲۰۰۴ میلادی، پارلمان اندونزی با تصویب لایحه ای خشونت خانگی (که شامل تجاوز در رابطه زناشویی می شود) را اقدامی مجرمانه و غیرقانونی اعلام کرد. در این قانون همچنین تعریفی که از روابط شخصی شده است نه تنها شامل روابط زناشویی بلکه روابط خارج از ازدواج نیز می شود.

بخش عمده ای از مواد مندرج در “اعلامیه رفع تبعیض علیه زنان سازمان ملل متحد” در این قانون گنجانده شده است.

گسترش بنیادگرایی و همچنین احزاب اسلامی در مجلس اندونزی، که اعمال موازین و ارزشهای اسلامی را دنبال می کنند، حقوق زنان این کشور را با خطری جدی روبرو کرده است.

این گروه ها تلاش دارند در نظام قضایی اندونزی از مجازات “حد” اسلامی استفاده شود. اکنون وزارت حقوق بشر و دادگستری در حال بررسی این پیشنهاد هستند.

بنابر بندهای جدیدی که به قانون ازدواج اضافه شده است، روابط خارج از پیمان زناشویی، روابط هم جنس گرایانه و غیره، اقدامهایی مجرمانه است.

با این حال، تعریف تجاوز جنسی بسط داده شده است. اکنون هر رابطه جنسی بدون رضایت زن تجاوز جنسی تعریف می شود. همچنین رابطه جنسی با کودک زیر چهارده سال و محارم از دید قانون تجاوز جنسی است.

——-
***پاکستان***
چند سالی است که اخبار بین المللی مربوط به زنان پاکستان به طور عمومی تحت الشعاع گستردگی تجاوز جنسی به آنان بوده است. این موضوع پس از پیروزی مختار مای (زنی که گفته می شود به رای ریش سفیدان یک از قبائل مورد تجاوز جنسی گروهی قرار گرفت) در سطح جهان ابعاد بزرگی گرفته است. 

این در حالی است که شماری از زنان در پاکستان می گویند موضوع تجاوز جنسی در این کشور ابعاد غیرواقعی گرفته است. اما آنچه غالب آنها اذعان دارند این است که مردان به زنان همواره یک دارایی نگاه می کنند.

سعدیا صلاح الدین، روزنامه نگار روزنامه نیوز چاپ لاهور پاکستان

پیش از هر چیز باید تأکید کنم که خشونت علیه زنان یک معضل اجتماعی است و نه یک موضوع مذهبی؛ به همین خاطر می بینیم که در کشورهای غیراسلامی هم خشونت وجود دارد.

گرچه در پاکستان خشونت علیه زنان عملی پلید به شمار می رود و مرتکبین به آن از طرف جامعه مورد نکوهش قرار می گیرند، معمولا کسی برای نجات زنی که از دست شوهر یا برادرش کتک می خورد، دخالت نمی کند.

زنان در بسیاری موارد به خاطر فرزندان خود خشونت همسر را تحمل می کنند. فقط در موردی که زن آسیب جدی دیده باشد، کتک خوردن او به مسئولین گزارش داده می شود.

به تازگی پیشرفت هایی مشاهده می شود: راه هایی به وجود آمده که زنان بتوانند دردهای خود را مطرح کنند. برخی از رسانه های گروهی و نهادهای مدنی به موارد اعمال خشونت علیه زنان اعتراض می کنند.

یکی از پدیده های منفی این است که سازمانی به نام ‘جمعیت طلبه مسلمان’ در دانشگاه پنجاب نفوذی به هم زده و به اصطلاح به ‘مراقبت اخلاقی’ در میان دانشجویان می پردازد.

برای نمونه محکمه جرگه (شورای سالمندان) ایالت سند، زنی به نام شازیه را به خاطر ازدواج با مرد دلخواهش محکوم به اعدام کرده بود، اما دادگاه عالی استان در ۲۵ آوریل ۲۰۰۴ این حکم را غیرقانونی دانست و به پلیس دستور داد که علیه احکام نادرست جرگه اقدام کند. بدین ترتیب جان زن نجات یافت.

مجلس ایالت سند در ارتباط با قتل ناموسی “کارو کاری”، قانونی وضع کرده که از کشتن دختران به خاطر ارتکاب روابط نامشروع جلوگیری می کند.

در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۴ روزنامه ها درباره زنی اهل کراچی که مادر نه فرزند است، گزارش دادند که از شدت ضربات تازیانه به سختی مجروح شده بود. او یک بار از برادر همسرش به بهانه بی احترامی به همسرش کتک خورده بود، و آخرین بار از خود همسر به این بهانه که غذای او را به موقع آماده نکرده است. این زن هم اکنون حال بدی دارد و در حال حاضر همکارانش از او مواظبت می کنند.

——
***مصر***
هلا فوزی، خبرنگار موسسه مطبوعاتی گازت در مصر 

در مصر خشونت علیه زنان شکل های مختلفی دارد: جسمانی، روانی و جنسی.

در نهایت زن چه موجودی والا، یا یک قربانی یا سرکش محسوب شود، باز هم مورد بدرفتاری قرار گرفته و تصویری نادرست از او ترسیم می شود.

خشونت جسمانی علیه زنان خانه دار نه فقط از طرف شوهر بلکه در خیلی از مواقع از سوی پدر و برادر امری رایج است. در مرحله اول زن تحت سلطه پدر و برادر است و برای گریختن از این شرایط در سنین پایین تن به ازدواج می دهد غافل از این که شوهرش هم با همین طرز تفکر بزرگ شده است.

جوامع شهری و به اصطلاح متجدد مصر در حال حاضر شاهد تحولاتی است. چون زنان به تحصیل راغب تر شده اند و به دنبال آن مستقل تر فکر می کنند. پس ازدواج در سنین کم را کمتر می پسندند. با این حال هنوز هم با خشونت روبرو هستند.

اما ترس از چند همسری زنان را ودار می کند که مطیع و منفعل باشند. خانواده آنها هم با این استدلال که “اگر طلاق بگیری تکلیف بچه هایت چه می شود و چه طور از پس مخارج آنها برخواهی آمد” او را تشویق به ادامه زندگی با شوهری بدرفتار می کنند.

—-
*** بنگلادش***
مدافعان حقوق بشر در بنگلادش می گویند سالیانه صدها زن (در سال ۱۹۹۹ دو هزار زن) قربانی اسیدپاشی می شوند. مهاجمان به این زنان معمولا مردان جوانی هستند که نتوانسته اند به خواسته خود از زن برسند. 

مقامات بنگلادش اذعان دارند که از اسیدپاشی به عنوان ابزاری خشونت آمیز علیه زنان و دختران این کشور استفاده می شود و به تازگی تدابیر شدیدتری را برای مقابله با این معضل گسترده اجتماعی اتخاذ کرده اند.

سازمان عفو بین الملل نیز می گوید که پنجاه درصد از قربانیان قتل ها در بنگلادش زنانی هستند که توسط شریک زندگی شان کشته شده اند.

سلطانه کمال، مدیر سازمان مدافع حقوق بشر عین السالش کندرا در بنگلادش

بدون شک در بنگلادش خشونت خانگی در کل یک عمل زشت تلقی می شود. به دلیل فعالیت های فشرده و گسترده سازمان های غیردولتی مدافع حقوق بشر، هم زنان و هم مردان در سطوح مختلف نسبت به مسائل مربوط به خشومت خانگی آگاهی دارند.

با این وجود وقتی که بحث نزاع بین زن و مرد در خانواده پیش می آید، یا اینکه مردان خانواده با زنان بدرفتاری می کنند، به بهانه حفظ آرامش و صلح و صفا در خانواده و ادامه زندگی خانوادگی، این مسئله از سوی زنان تحمل می شود.

زنان اغلب مسبب دعواهای خانوادگی یا اقدامات خشن در محیط خانواده شناخته می شوند.

از آنجایی که معمولا زنان دارایی های اندکی دارند، معمولا جهیزیه خود را به عنوان غرامت می بخشند.

اگر عملی خشونت آمیز علیه زن در انظار عمومی رخ بدهد معمولا مردم دخالت می کنند. اما گروه های خاصی – که اساسا به گروه های محافظه کار، اصولگرا و بنیادگرا تعلق دارند – با ارتکاب به جنایت یا خشونت علیه زنان تحت نام اسلام، تلاش دارند نفوذ خود را افزایش دهند.

در یک چنین مواردی، مردم عادی تمایلی به دخالت ندارند. ولی بسیار مهم است که بدانیم بنگلادش قوانین گسترده ای بر ضد خشونت علیه زنان دارد و این گونه جرایم اشد مجازات از جمله مرگ را در پی خواهد داشت.

——
  ***  افغانستان***
بسیاری از مدافعان حقوق بشر بر این عقیده اند که وضعیت افغانستان از زمان طالبان بهبود نیافته و این موضوع نه تنها باعث یاس مردم شده بلکه برای زنان این کشور به شدت نگران کننده است. 

به گفته سازمان عفو بین الملل، زنان در سرتاسر افغانستان همچون گذشته و دوران طالبان به قتل می رسند، مورد تجاوز قرار می گیرند و به طور بی مهابایی زندانی می شوند.

این سازمان همچنین می گوید که بسیاری از مردان افغان با تکیه بر سنن فئودالی با زنان مانند اسباب اثاثیه شخصی رفتار می کنند و بدون نگرانی از مجازات آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

شکریه بارکزی، نماینده پارلمان افغانستان

وضع زن متاهل افغان بهتر نیست. از همان اولین ساعات زندگی مشترک بسیاری از آنان از شوهر خود کتک می خورند و از همه بدتر دستمزدی را که با عرق جبین در می آورند به شوهرشان می دهند.

از مهر، که قبل و یا بعد از نکاح به زن باید داده شود، اثری نیست. از مهر شوهر هم ثمری نیست.

اگر زنی فرزند پسر نداشته باشد، شوهر می تواند زن دیگری اختیار کند و داشتن فرزند دختر، به خصوص اگر تعداد آنها زیاد باشد، مصیبت است.

قوانین در ارتباط با چند همسری، طلاق، حضانت فرزندان و ارث کاملا در گرو مسایل شرعی است.

مبنای تساوی حقوق، که در قانون اساسی افغانستان آمده، مجزا از مسایل فوق است. اما آنچه زن را بسیار رنج می دهد این موضوع است که حتی قوانین اسلامی در رابطه با حقوق زن اجرا نمی شود ودر بسیاری موارد زن در حکم یک موجود بی جان یا شی تلقی شود.

خشونت با زن در اسلام و قانون اساسی و سایر قوانین منع شده است. اما این پدیده زشت را به شکل های مختلف دیده می شود. یعنی دست قانون از سنت های حاکم بر جامعه کوتاه است و تا حال هیچ قربانی خشونت نتوانسته است از مجرای قانون مشکلش را حل کند.

بسیاری از مردان با توسل به خشونت می خواهند برتری خود را بر زنان ابراز کنند و این در حقیقت برای آنها یک نوع افتخاراست.

——-
  ***عربستان سعودی***
به نظر بسیاری، صحبت از حقوق زنان در جامعه محافظه کار عربستان سعودی اتلاف وقت است. چون زنان سعودی از بسیاری از حقوق عادی دیگر زنان جهان – مانند حق رای – بی بهره اند و در محیطی بسته و تحت کنترل و نظارت کامل مردان زندگی می کنند. 

اما چندی پیش یکی از مجریان تلویزیونی این کشور و آنچه بر او در جریان یک حادثه خشونت خانگی رخ داد، در سطح بین المللی خبرساز شد و وسیله ای شد برای گفتگوی باز در مورد خشونت علیه زنان در عربستان سعودی.

دیدن آثار رقت آور یک حادثه خشونت خانگی شاید در بسیاری از کشورهای جهان، امری غیرمترقبه نباشد اما انتشار تصاویر صورت درهم کوفته “رانیا الباز” در جامعه ای محافظه کار مانند عربستان سعودی تکان دهنده بود.

همسر رانیا الباز با کوبیدن سر رانیا به زمین (به قصد کشتن وی) باعث جراحات سنگینی در ناحیه صورت او شد که پس از جراحی های متعدد تاحدی جبران شده است. “محمد الفلاتا” برای این جرم به ۶ ماه زندان و ۳۰۰ ضربه شلاق محکوم شد. البته با رضایت رانیا فقط نیمی از حکم حبس وی اجرا شده است. 

خانم الباز در گفتگویی با دفتر بی بی سی در دوبی گفت که اجازه نخواهد داد این تجربه هولناک زندگی او را تحت الشعاع قرار دهد و اکنون پس از یک سال و نیم از وقوع آن، فعالیت اجتماعی خود را از سر گرفته و درباره این ماجرا کتابی نوشته و منتشر کرده است.

او گفت: “آدم می تواند در بند نفرت زندانی شود. گرچه این تجربه تلخ زندگی من را دگرگون کرده اما به عنوان یک فعال حقوق بشر مصمم هستم که از آن به عنوان ابزاری برای اصلاح جامعه محافظه کار سعودی استفاده کنم. می خواهم که من آخرین زنی باشم که کتک می خورد.”

خانم الباز همچنین گفت که این حادثه باعث نشده که از مردها منزجر شود: “اگر یک مرد، زندگی من را به تجربه ای ناگوار تبدیل کرد و صورتم را از ریخت انداخت در مقابل هزاران مرد، از جمله پدرم، در کنارم ایستادند و به من امید دادند. من یقینا به مردان اعتماد دارم.”

————-
   *** عراق***
در جریان درگیری های مسلحانه، از خشونت علیه زن به عنوان ابزاری برای پیشبرد جنگ و یا مقاصد قومی استفاده می شود. در زمان جنگ، خشونت خانگی ناپدید نمی شود و همچنان رخ می دهد، اما تحت الشعاع اتقاقات فراگیرتر – مانند خشونت گروه ها و قوم ها علیه زنان – کمتر مورد بحث قرار می گیرد. 

در حال حاضر وضعیت در کشور عراق به همین ترتیب است. خبرنگاران و مدافعات حقوق بشر ناچارا توجه خود را به حوادث مربوط به خشونت علیه زنان در ابعاد ملی (که در رده بندی خشونت ها ترس آورتر قلمداد می شود) معطوف کرده اند.

“پل رینولدز”، خبرنگار بی بی سی، در گزارشی از جنوب عراق آورده که در ماه مارس ۲۰۰۵ مردان مسلح در پارکی در نزدیکی دانشگاه بصره به گروهی از دانشجویان حمله کردند و با دریدن لباس یکی از زنان او را نیمه برهنه رها کرده اند. دو دانشجوی مردی که برای کمک به سوی این زن شتافته اند، هدف گلوله قرار می گیرند.

گروه شیعه تندرویی که مسبب این حمله بوده فیلم آن را به صورت سی دی در شهر بصره پخش کرده و در این فیلم بیش از هر چیز بر چهره تحقیر شده این زن تاکید داشته است. گفته می شود که این دختر دانشجو بعد از این حمله خودکشی کرده است. بسیاری از مردم پخش این سی دی را هشداری به خانواده ها و به ویژه زنان بی حجاب تلقی کرده اند.

لزلی عبدالله، پژوهشگر امور زنان که در عراق با انجمن های مدافع حقوق زنان همکاری داشته است، در مقاله ای در سایت “دموکراسی باز” می نویسد: “در حالی که زنان عراقی در انتظار عصری نو از دموکراسی و آزادی بودند، موج سرکوب زنان پهنه عراق را در بر گرفته است. گروه های تندرو و تندروی مذهبی از تجاوز جنسی، اسیدپاشی و ترور برای محدود کردن زنان و مقابله با بی حجابی استفاده می کنند… این در حالی است که رهبران جهان، رهبران مذهبی، سیاستمداران و رسانه ها در این ارتباط سکوت اختیار کرده اند.”

——
   *** نیجریه***
به گفته سازمان عفو بین الملل بیش از یک سوم از زنان نیجریه مورد خشونت خانگی قرار گرفته اند که به شکل سوءرفتار جسمانی، جنسی یا روانی بوده است. 

این سازمان می گوید این دسته از زنان، خشونت خانگی را تحمل می کنند و شمار بسیار کمی به پلیس مراجعه می کنند.

عفو بین الملل در گزارشی ۳۲ صفحه ای (که در ماه مه ۲۰۰۵ منتشر شد) آورده که زنان نیجریه ای به خاطر “تخطی کردن” از کارهایی مانند تاخیر در حاضر کردن غذا یا رفتن به منزل اقوام بدون اجازه مرد، هر روز کتک می خورند، مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند یا حتی کشته می شوند.

این سازمان می گوید دادگاه ها معمولا رسیدگی به این موارد را به عنوان مسائل خصوصی خانوادگی رد می کنند و تحت پیگرد قانونی قرار نمی دهند.

نیجریه کشوری تشکیل شده از گروه های مذهبی و قومی مختلف است.

خشونت خانگی در بخش های مسلمان نشین (شمال نیجریه) نیز گسترده است.

سعودتو مهدی، دبیرکل سازمان غیردولتی مدافع حقوق زنان WRAPA در نیجریه

به نظر من خشونت خانگی در نیجریه ( که شامل خانواده های سنتی و مسلمان نیز می شود) به شکل های متعددی بروز می کند:

- چند همسری امری رایج است. پس عدم تساوی قدرت فقط به روابط زن و شوهر محدود نمی شود بلکه همچنین میان زنان متعدد یک مرد هم صورت می گیرد که در قالب زورگویی از سوی “زن ارشد” یا “زن آخر” – که مورد توجه بیشتر مرد است – نسبت به همسران دیگر مشاهده می شود.

- اداره امور اقتصادی می تواند به خشونت خانگی منتهی شود. چون اگر مرد چند همسر داشته باشد و تنها منبع درآمد خانواده هم باشد توزیع این درآمد می تواند به مشاجرات غالبا خشن و هتاکی کشیده شود.

- کمبود و کوچک بودن مسکن، از عوامل گسترش خشونت های خانگی است. گزارش از موارد خشونت خانگی (که شامل تجاوز جنسی نیز می شود) در میان ساکنان آپارتمان های کوچک، پرازدحام و تو در توی مناطق شهری بسیار بالاست.

اما در کل به نظر من مهم ترین نکته در مورد خشونت خانگی در نیجریه، تائید آن از سوی بخش عمده ای از جامعه است. این یک واقعیت است که برخی از فرهنگ ها در نیجریه ترجیح می دهند وقوع خشونت های خانگی را نادیده بگیرند و نیروی پلیس و انتظامات هم به شکایات در این زمینه تحت عنوان “مسئله ای خانوادگی و خصوصی” رسیدگی نمی کنند.

مشکل دیگری که وجود دارد ترغیب “رفتار خوب یک زن مطلوب” از سوی اعضای خانواده است. خانواده، که حتی می تواند مادر یا خاله زنی باشد که مورد خشونت شوهرش قرار گرفته است، به او نصیحت می کند که “همه زنها روی مشکلات زناشویی خود سرپوش می گذارند.”

به طور عمومی قضاوت در مورد زنی که بر شکایت خود علیه خشونت مرد پافشاری می کند این است که او فردی دردسر آفرین و مستحق تنبیه است.

امینه لوال به اتهام زنای محسنه به سنگسار شدن محکوم شد اما بعد این حکم لغو شد.

در فرهنگ آفریقایی، مفهوم “حیثیت و آبروی خانواده” در واقع ابزاری برای کنترل رفتار اعضای خانواده است و حیطه آن از تمام مرزهای زندگی شخصی فراتر می رود.

ارتقای فرهنگی مردان در مناطق روستایی نیجریه، که افراد ارتباطاتی نزدیک و تنگاتنگ دارند، نقش اساسی تر در رفع خشونت علیه زن دارد. این وضعیت در شهرهای بزرگ به دلیل ساختار ویژه روابط فردی در این مناطق، متفاوت است و نهادهای اجتماعی در کاهش خشونت خانگی نقشی برجسته تر دارند.

********************

*************

******

از میان نظرات شما :

**سعید :

عاملی که در این گزارشات به اصطلاح علمی از آن طفره رفته می شود ریشه های خشونت خانوادگی است
البته همیشه یک دلیل عمده مفروض است و آن نگاههای مردسالارانه و برتری جویی و خشونت طلبی مردان است که به صورت یک استدلال سنتی درآمده است و ناشی از علل مختلفی دانسته می شود مثل پایین بودن سطح فرهنگی و تحصیلات، باورهای کهنه ی مذهبی و سنتی و غیره
در خواندن اینجور گزارشات توجه به چند نکته ی مهم الزامی است
این گزارشات در واقع در مورد نقض حقوق زنان، خشونت علیه زنان و پایمال کردن حقوق انسانی زنان نیست بلکه موارد نقض قوانین داخلی چند کشور غربی در مورد مسائل خانواده و زنان است که اصلا قابل تعمیم به کشورهای دیگر نیست چون هر کشوری قوانین خود را دارد، مثل این است که کسی بگوید در آمریکا مجرم را با صندلی الکتریکی اعدام می کنند و عربستان سعودی از حقوق بشر تخلف می کند چون با شمشیر گردن می زند
در این گزارشها نوعی دیدگاه بنیادگرایانه ی فمنیستی وجود دارد و از آن زاویه به مسائل نگاه می شود چون در فرهنگ جریان غالب غرب که تمام این قبیل سازمانها برگرفته از آن هستند مباحث حقوق زنان به طور سنتی در سایه ی بحثهای فمنیستی جای دارد، در این دیدگاه زنان همیشه محق و مظلوم هستند و علت و عامل خشونت همیشه مردان هستند و حقوق زنان همیشه در حال پایمال شدن است، گویا خشونت فقط یک نوع است و آن خشونت مردان علیه زنان و کودکان
ریشه های خشونت می تواند عوامل بسیار گسترده ای را در بر گیرد و خشونت علیه زنان بخشی از انواع خشونت است که بسیاری از علل بین انواع مختلف خشونت مشترک است و باید بحث در مورد خشونت اصولی تر انجام شود نه از زاویه ی نگاههای جنسیت گرایانه
در این گزارشات فرهنگ و سنتهای اسلامی یکی از عوامل اصلی خشونت علیه زنان در کشورهای اسلامی نمایانده می شود حال اینکه در حال حاضر این کشورها در بسیاری از شئون زندگش خود تابع غرب هستند و به بسیای از دستوارات و قوانین اسلامی پایبند نیستند، حتی قوانین دست و پاشکسته و نیمه-غربی خودشان هم اجرا نمی شود که ناشی از ساختارهای فرهنگی یا مذهبی این کشورها نیست بلکه به علت ضعف مدیریت در دستگاه های دولتی و انتظامی و قضایی و همچنین بی توجهی به حقوق مردم در این کشورها به دلیل عمدتا غیر مردمی بودن رژیمهای این کشورهاست و این بی توجهی فقط در امور زنان نیست بلکه طیف گسترده ای را در بر می گیرد.

خواندن این مطالب را نیز توصیه میکنیم :

معاون آموزشی سازمان نظام پزشکی ایران : وزیر رفاه گام اصلی را برای واقعی شدن تعرفه‌های پزشکی برداشت

یک غده‪ ۱۰‬کیلوگرمی ، از شکم یک بانوی ‪۶۰‬ کیلوگرمی اصفهانی خارج شد.

ساختار مغزی نوجوانانی که معمولا با والدینشان دعوا می‌کنند با همسالان آرامترشان تفاوت قابل‌ توجهی دارد.

خبرگزاری کویت، : دکتر "عادل بلوچی" متخصص و جراح بیماریهای چشم کویت گفت : در یک عمل جراحی حساس یک کرم ‪ ۹‬سانتی متری از چشم یک بیمار در کویت بیرون آورده شد.

زنی که همسر غیر واقعی خود را در یک بازی کامپیوتری به قتل رساند ، احتمالا به ۵ سال زندان و پرداخت ۵ هزار دلار محکوم خواهد شد

ترس از امتحانات، تنها شامل جوانان نمی‌شود، بلکه بزرگسالان نیز از آن نگرانند.

معاون غذا و داروی وزارت بهداشت ایران: شورای عالی سلامت و امنیت غذایی تشکیل می شود ۹/۸/۸۴

اکستازی ، اکس ، قرض X - ترکیب ، علایم مصمومیت ، عوارض مصرف ، راهکار مقابله و .....- (مرجع کامل اطلاعات )

موارد تازه آنفلوانزای مرغی در چند کشور جهان***کشورهای رومانی، روسیه و چین اعلام کرده اند که موارد تازه ای از نوع مرگبار آنفلوانزای مرغی در این کشورها مشاهده شده است. ۳۰/۷/۸۴

با هوش و کوچکتر بودن زن ( دستکم پنج سال ) ، راز ازدواج موفق است

رویترزهلث : دو پژوهشگر شواهد نیرومندی در تایید فرضیه "کودک آزاری می‌تواند به بیماری شیزوفرنی بینجامد" ارایه کردند.

راهنمای جلوگیری از بروز مسمومیت ها در خانه

"اتحادیه روانشناسی آمریکا": کتاب‌های مصور به فراگیری کودکان خردسال کمک می‌کنند

رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی استان گلستان گفت: با توجه به اعلام سازمان بهداشت جهانی، گلستان یکی از استان‌های در معرض خطر آنفلوآنزای مرغی است. *****آنفلوآنزای مرغی استان گلستان را تهدید می‌کند ۲۲/۷/۸۴

"نیوساینتیست":حالات صورت انسان از پدر و مادر به فرزندان به ارث می‌رسد



نظرتان را بنویسید (۰) یا ترک بک ارسال کنید.

اطلاعات این نوشته

این مطلب در تاریخ چهارشنبه, ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۸۵ و در دسته بندی مطالب اخبار اجتماعي, اخبار پزشكان بدون مرز نوشته شده است .

شما مي‌توانيد نظرات را با خروجی RSS دنبال کنید. می توانید نظرتان را بنویسید, یا ترک بک ارسال کنید.



مطلب قبلی: تماشای تلویزیون به عضلات پشت آسیب می زند »
مطلب بعدی: وضعیت خشونت در خانواده در ایران »

بیشتر بخوانید

مطلب بالا را براي دوستان خود ارسال كنيد:

  • تبلیغات در سایت
** این مطلب را به زبانهای دیگر ترجمه کنید :


نظر خود را بنویسید

توجه: بازدید کننده گرامی در صورت امکان نظر خود را فارسی تایپ کنید.

*

Anti-spam image