پزشکان بدون مرز درمان
خانه / بهداشت روان / چگونه رفتار، افکار و باور های ما موجب ایجاد افسردگی می شود

چگونه رفتار، افکار و باور های ما موجب ایجاد افسردگی می شود

افسردگی اختلالی با عوارض متعددی است از جمله از دست دادن انرژي، از دست دادن علاقه به فعاليت هاى زندگى؛ احساس غمگینی؛ از دست دادن اشتها و وزن، سختی تمرکز، خود سرزنشی و احساسات نااميدى، عقب نشيني از ساير مردم، بدخلقي، مشکل در تصميم گيري و تفكر و افکار ودر موارد حادتر اقدام به خودکشی. 70 درصد از مراجعان افسرده نیز احساس اضطراب و نگرانی نیز دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، افراد افسرده اغلب احساس نگرانی، حالت تهوع، سرگیجه، سرد و گرم شدن و گاهی اوقات تاری چشم، ضربان قلب نا منظم و عرق کردن غیر طبیعی نیز دارند.

در زیر لیستی از عوامل رفتاری موثر در ایجاد افسردگی آمده است:

● از بین رفتن روابط و دست آوردهای مثبت زندگی:

آیا شما با تجربه فقدان یا از دست دادن چیزی در زندگی تان از جمله از دست دادن کار؛ برهم خورد روابط صمیمی وعاشقانه روبرو شده اید؟ مطالعات زیادی نشان داده است افرادی که زندگی پرتنش وپر استرسی تجربه می کنند بیشتر تمایل به افسرده شدن دارند بخصوص زمانی که از مهارتهای مقابله ای لازم برای مقابله با استرس ها برخوردار نباشند.

● کاهش رفتارهای لذت بخش و پاداش دهنده:

آیا شما کمتر درگیر فعالیت هایی بودید که قبلا برای شما لذت بخش وپاداش دهنده بوده اند؟ مشخصه افسردگی فعالیت کمتر ومنفعل یا گوشه گیر بودن است. برای مثال افراد افسرده وقت زیادی را صرف رفتار هایی انفعالی وکناره گیری کننده از قبیل تماشای تلویزیون؛ ماندن در رختخواب؛ نالیدن از مشکلات و شکایت کردن به دوستان می کنند. در مقابل آنها زمان کمتری را صرف درگیرشدن در رفتارهای چالش برانگیز و مثبت مانند تعاملات مثبت اجتماعی، ورزش، تفریح ​​و سرگرمی، آموزش، و کار تولیدی می کنند.

● عدم خود پاداش دهی:

بسیاری از افراد افسرده قادر نیستند که در قبال رفتارهای مثبت شان به خود پاداش دهند. برای نمونه آنها نمی توانند خودشان را ستایش کنند یا اینکه در خرج کردن پولشان مردد و دودل هستند. بسیاری از افراد افسرده فکر می کنند که آنها بسیار بی ارزش اند؛ آنها هرگز نباید از خود تقدیر و ستایش کنند. برخی از افراد افسرده فکر می کنند که اگر خودشان رامورد ستایش و تقدیر قرار دهند به آدم های تنبل و درمانده در مقابل مسائل تبدیل خواهند شد.

● نداشتن مهارت های لازم:

آیا شما در انجام مهارت های اجتماعی و مهارت های حل مساله تان دچار ضعف و نقص هستید؟ افراد افسرده ممکن در فاع از خود؛ حفظ روابط دوستانه؛ یا حل مساله با همسرشون؛ دوستاشون ویا همکاراشون فاقد مهارت های لازم باشند. به همین دلیل تعارضات بین فردی بیشتری دارند ونمی توانند به خود درمقابل دست آوردهایشان پاداش دهند.

● فرار از مشکلات یا خواسته های جدید:

آیا وقتی خودتون رو به مریضی بزنید یا افسردگی کنید برای شما چه نفعی خواهد داشت؟ نقل مکان به شهری دیگر؛ شروع یک کار جدید؛ با والدین زندگی کردن یا بهم خوردن یک رابطه نزدیک بانزدیکان یا دوست قدیمی و تلاش برای پیداکردن دوست جدیدمی تواند برای خیلی از افراد علاوه بربه زحمت افتادن بیشتر همراه با تنش و استرس بالایی باشد. لذا افسردگی می تواندروشی برای فرار از هر یک ازاین تنش ها و استرس ها باشد.

● بودن در یک وضعیت که در آن شما احساس درماندگی می کنید:

افسردگی ممکن است بخاطر بودن و ماندن در موقعیت هایی است که شما در دریافت پاداش و یا تنبیه کنترلی ندارید. در این شرایط شما احساس غمگینی؛ خستگی؛ بی علاقه گی وناامیدی خواهید داشت فقط به این خاطر که شما روی موقعیت کنترلی ندارید وآنچه که شما انجام می دهید بی اهمیت شمرده خواهدشد و از دست شما کاری بر نخواهد آمد. بی علاقگی نسبت به شغل و عدم دریافت پاداش لازم ؛ مرگ یکی از عزیزان؛ ویا بهم خوردن یک رابطه نزدیک می تواند منجر به این نوع احساسات شود.

● استمرار شرایط ناامید کننده همراه با عدم رضایت: این یک نوع ناامیدی اجتماعی است؛:

نه به این معنا که شما قادر به گرفتن پاداش از محیط نیستید بلکه شما توسط جامعه طرد شده و دایما مورد انتقاد قرار میگیرید. برای مثال بسیاری افراد به این دلیل افسرده می شوند که اکثر وقتشون رو با افرادی می گذرانند که به شیوه های مختلف درصدد ضربه زدن و انتقاد کردن از آنها هستند.

اگرچه که همه عواملی که گفته شد می تواند افراد را مستعد افسردگی کند اما لزوما منجر به افسردگی نخواهد شد. شیوه ی نگرش شما ونحوه فکر کردن نیز می تواند احتمال افسرده شدن رو بسیار افزایش دهد. زمانی که شما خودتون رو کاملا مقصر اتفاقی ناگوار می دانید یا اینکه توجه نمی کنید که هر چیزی می تواند قابل تغییر باشد یا اینکه انتظار دارید که باید شما در هر زمینه ای عالی باشید به احتمال بسیار بالاتری افسرده خواهید شد.

نحوه ای که شما استرس ها و فقدان ها رو تعبیر و تفسیر می کنید شناخت ها و افکار شما در مورد خودتان و محیط اطرافتان را نشان می دهد. که می تواند در افسرده شدن یا نشدن شما بسیار موثر باشد. درمان شناختی بطور خاص در شناسایی؛ آزمودن و چالش کردن و در نهایت تغییر نگرش ها وافکار منفی افراطی زندگی افراد تمرکز می کند.

چگونه افکار و باور های ما باعث افسردگی می شود؟

شیوه ای که شما فکر می کنید (شناخت های شما) باعث افسردگی می شوند. برخی از این نوع شناخت ها در زیر آمده اند:

● افکار خودکار منفی یا ناکارآمد:

افکار خودکار افکاری هستند که خودبخودی وارد آگاهی می شوند و به ظاهر قابل قبول و باورکردنی اند؛ اگرچه که آن ها بازتاب ادراکات تحریف شده ی ما می باشند و معمولا همراه با احساسات منفی و ناخوشایند غمگینی؛ اضطراب؛ نگرانی وناامیدی اند. برای مثال تعدادی از این نوع افکار در زیر آمده اند:

– ذهن خوانی: او فکر میکنه که می بازنده ام.

– برچسب زدن:من یک شکست خوردام. او یک احمق است.

– پیش گویی: من طرد خواهم شد پس من یک کودن خواهم بود.

– تفکر دوقطبی(قانون همه یا هیچ): من در همه زمینه ها شکست خوردهام.من از هیچی لذت نمی برم. هیچ کاری برای من پیدا نمی شه.

– به حساب نیاوردن مثبت ها: فرد دست آوردهاش رو به حساب نمی آورد زیرا معتقدکه هر کسی می تواند آن را انجام دهد.

● فرض های ناکارآمد:

این نوع شناخت ها عقایدی هستند مربوط به آنچکه شما فکر می کنید باید آنها ار انجام داد.

آنها قواعد وقانون های افسرده کننده ای هستند به این خاطر که افراد آنها را اجبارها و باید های زندگی می دانند. بعضی از نمونه های آن عبارتند از:

– همه مردم باید من را تایید کنند.

– اگه برخی افراد من را دوست نداشته باشند؛ پس من دوست داشتنی نیستم.

– هرگز چیزهایی که من بدست می آورم نمی تواند من را خوشحال کند.

– اگه من در بعضی زمینه ها شکست بخورم پس من آدم شکست خورده ای خواهم بود.

– من بخاطر شکست هایم باید خودم رو دایما سرزنش کنم.

– اگه من برای مدتی طولانی درگیر مشکلی باشم پس نمی توانم شرایطم رو تغییر بدم.

– من نباید افسرده بشم.

● تصورات یا عقاید منفی نسبت به خود:

افرادی که افسرده اند اغلب روی نقاط ضعفشان و اغراق آمیز کردن آنها تمرکز و توجه می کنند. همچنین نقاط مثبت را کوچک نمایی کرده و یا درنظر نمی گیرند. آنها ممکن به خودشون به چشم دوست نداشتنی؛ احمق؛ ضعیف؛ زشت وحتی اضافی و مضر نگاه کنند.

تلگرام

مطلب پیشنهادی

تأثیر طلاق بر فرزندان

مهم‌ترین کشمکشی که فرزندان پس از طلاق والدین به آن دچار می‌شوند، ترس از دست …

بازی به بلوغ اجتماعی کودک کمک می کند

بازی یکی از نیازهای اساسی کودک به شمار می رود و باعث پیشرفت سیر تکاملی …