مصرف چای سبز ممکن است به درمان مبتلایان به هپاتیت C کمک کند

پژوهشگران در  دانشگاه جان هاپکینز آمریکا می گویند به ترکیبات جدیدی را در چای سبز و شکلات کشف کنند که چه بسا به کاستن از شدت مشکلات و عوارض عصبی مرتبط با بیماری هپاتیت C کمک می کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این محققان گفتند: شیوه های درمانی کنونی هپاتیت C قادر نیست که به طور کامل تکثیر ویروس در داخل مغز را کنترل کند و در نتیجه نمی تواند از عوارض عصبی و اختلال در عملکرد مغز ناشی از این بیماری کم کند.

به گفته محققان؛ چای سبز و شکلات حاوی مقادیر بالایی از ترکیبات epicatechin است که قدرت زیادی برای محافظت از سلولهای عصبی در داخل مغز دارد و همچنین سطح یکی از پروتئین ها به نام (BDNF) را در داخل مغز بالا می برد که نقش آن در حمایت از رشد سلول‌های عصبی درون مغز و محافظت از آنها در برابر مرگ وفعال بودن آن در درون مغز شناخته شده است.

محققان افزودند: این ترکیبات همچنین قادر است که از پرده خونی مغزی عبور کرده و به مغز برسد که این امر چای سبز و شکلات را توانمندتر از داروهای هپاتیت C و درمان اختلالات عصبی مرتبط با این بیماری می سازد.هپاتیت به معنی التهاب کبد است.

انواع مختلفی از هپاتیت وجود دارد. بعضی از آنها قابل سرایت هستند و برخی مسری نیستند.ابتلا به هپاتیت C می تواند منجر به بیماری مزمن کبدی و در صورت پیشرفت نمودن باعث سیروز (فرسودگی کبد) و در گروه بسیار کوچکی باعث سرطان کبد گردد.

بیشتر مبتلایان به هپاتیت C هیچ علامتی ندارند. برخی از بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی نشان می‏دهند ولی در موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز می کند که شامل تورم شکم و اندامها، یرقان، خونریزیهای گوارشی و… است.منگی و خواب آلودگی نیز در مراحل بسیار پیشرفته دیده می‏شود. بیماران ممکن است خارش نیز داشته باشند.

عامل بیماری هپاتیت C یک ویروس است و در ابتدا می تواند مثل یک سرماخوردگی معمولی بروز نماید. ولی بیماری مزمن هپاتیت C برعکس سرماخوردگی معمولی، به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن درمان می‏تواند حیات بیمار را تهدید کند.

مصرف چای بابونه بخصوص برای افراد دیابتی بسیار مفید است

مهر ۱۳, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : اخبار گیاهان دارویی, مشروح اخبار

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقيقات آنان نشان مي‌دهد نوشيدن چاي بابونه به طور روزانه به پيشگيري از مشكلات و ناراحتي‌هاي ناشي از ديابت نوع دوم از قبيل از دست دادن قدرت بينايي يا آسيب‌هاي وارده به سيستم عصبي و كليه‌ها كمك مي‌كند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   چاي بابونه حاوي موادي است كه خواص درماني دارد. در طول هزاران سال، از اين چاي گياهي در درمان بسياري از بيماريها استفاده شده است. چاي خوش عطر گياهي بابونه براي آرامش و تسكين اعصاب مصرف مي شود. پيشتر عقيده بر اين بود كه آثار تسكين دهنده چاي به دليل خواص ضدالتهابي آن است.

محققان در یک پژوهش جدید به موش‌هاي آزمايشگاهي مبتلا به ديابت، عصاره بابونه خوراندند.

این تحقیق نشان داد که مصرف روزانه بابونه، مي‌تواند سطح قند خون را در مبتلايان به ديابت تا 25درصد كاهش دهد. طبق يافته‌هاي جديد، با مصرف روزانه چاي بابونه همراه با غذا، از بروز بسياري از عوارض جدي ديابت پيشگيري كنيد.

محققان، طي این تحقيق، به موش‌هايي كه مبتلا به ديابت نوع 2 بودند به مدت سه هفته ، هر روز مقدار معيني، عصاره بابونه دادند و به اين نتيجه رسيدند سطح قند خون آن‌ها تا 25% كاهش پيدا كرده است وطبق اين بررسي، محققان بر اين باورند كه مصرف چاي بابونه همراه با غذا، براي انسان نيز فوايد مشابهي را در بر خواهد داشت.

پس از مدتي معلوم شد كه ظاهرا عصاره اين گياه مي‌تواند سطح قند خون را پايين آورده و فعاليت آنزيمي كه مربوط به افزايش ناراحتي‌هاي ناشي از ديابت است، متوقف كند.

با اين حال پژوهشگران با دستيابي به اين نتايج اميدوار شده‌اند كه بتوانند از اين گياه داروهاي ضد ديابت توليد كنند.

محققین این پژوهش می گویند : قبل از اين كه ما بتوانيم به هر نوع نتيجه قطعي و مسلم درباره نقش چاي بابونه در مقابله با مشكلات مربوط به ديابت دست‌يابيم بايد تحقيقات بيشتري در اين زمينه صورت بگيرد.

آمارها نشان مي‌دهد كه موارد ابتلا به ديابت نوع دوم كه بالاخص مربوط به چاقي مي‌شود در سراسر جهان رو به افزايش است.

با وجود نتايج به دست آمده متخصصان انستيتو ديابت انگليس به بيماران در مورد هرگونه اقدامي در اين زمينه هشدار دادند پژوهشگران به مطالعات بيشتر براي رسيدن  به نتايج قطعي‌ و علمي‌تري  نياز دارند.

البته مصرف روزانه بابونه، خواص بسياري ديگر، همچون كاهش استرس، رفع بي‌خوابي، رفع مشكلات هضم، رفع گرفتگي‌هاي قاعدگي را به همراه خواهد داشت.

همچنین تحقيقات جديد خواص درماني چاي بوبنه را تأييد مي كند. مصرف اين چاي، مقاومت بدن در مقابل عوامل بيماريزاي عفوني و سرماخوردگي را افزايش مي دهد.

اين مطالعه يكي از مطالعات بي شماري است كه نشان مي دهد محصولات طبيعي گياهي حاوي موادي هستند كه خواص دارويي دارند. در يك تحقيق كوچك 14 شركت كننده براي مدت دو هفته روزي پنج فنجان چاي بابونه نوشيدند.

از شركت كنندگان در اين مطالعه آزمايش ادرار گرفته شد. نتيجه آزمايشها نشان داد نوشيدن چاي بابونه سبب افزايش دو ماده به نامهاي هيپوريت و گليسين در ادرار مي شود.

«هيپوريت» محصول تجزيه ماده فلاونوييد در چاي است. اين ماده خواص ضدباكتري دارد.

محققان مي گويند، افزايش «هيپوريت» در ادرار بعد از نوشيدن چاي مي تواند توجيه كننده خاصيت افزايش مقاومت در مقابل عوامل عفوني باشد.

گليسين ماده اي است كه اسپاسم شديد عضلاني را بهبود بخشيده و سبب آرامش اعصاب مي شود. ميزان «هيپوريت» و «گليسين» حتي تا دو هفته پس از مطالعه در خون بالا مي ماند كه اين امر نشانگر خواص دراز مدت اين چاي گياهي است.

دم کردن رایج‌ترین فرم مصرف گیاه  بابونه است. بابونه خواص گوناگونی دارد . خواص ضدالتهابی، ضد میکروبی، ضدگرفتگی عضلات، آرامش ‌بخشی و نرم‌کنندگی‌ آن تا به حال شناخته شده‌اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، مادرانی که شیرخوارشان دچار کولیک‌های تکرار شونده می‌شود حتما به یاد دارند که چگونه با مصرف کمی چای بابونه آرامش را به شیرخوارشان بازگردانیده‌اند.

سالمندان و افرادی که حساسیت دارند بهتر است به علت تاثیرات آرامش‌بخشی و ضدمیکروبی بابونه هفته‌ای یک بار به جای نوشیدن چای معمولی چای بابونه را در برنامه خود قرار دهند.

اما حکایت مشکلات پوستی حکایت دیگری است. بابونه برای انواع عفونت‌ها و التهابات پوستی مناسب است. اگزما یا همان حساسیت شدید پوستی که به خارش، سوزش، خشکی پوست به همراه پوسته‌ریزی شدید منجر می‌شود، با مصرف کمی بابونه وضعیت متفاوتی پیدا می‌کند.

البته پسوریازیس بیماری بسیار پیشرفته‌ای است و نمی‌توان به درمان آن با بابونه امیدوار بود اما شکی نیست که در موارد حاد بیماری که فرد از پوسته‌ریزی و احیانا خارش شدید رنج می‌برد، بابونه به التیام زخم‌ها و تسکین بیمار کمک شایان توجهی می‌کند.

ضایعات پوستی ملتهب در نواحی پوشک نوزادان سبب بی‌قراری نوزاد می‌شود که با مقدار کمی چای بابونه برطرف می‌شود.

خواص استثنایی بابونه، این گیاه ارزشمند را به پای ثابت پمادها، کرم‌ها و ژل‌های پوستی تبدیل کرده است. حتی اگر پوستتان دچار زخم شده است، می‌توانید با مصرف بابونه روند بهبودی زخم‌هایتان را تسریع کنید.

مروری کوتاه بر انواع مواد مخدر

آنچه در مقاله زیر می خوانید شامل تمامی مواد مخدر موجود در بازار نمی باشد . همچنین توجه داشته باشید هر روز انواع جدید مواد مخدر صناعی تولید و روانه بازار می گردد . البته تمامی  داروهاي مخدر و روانگردان، مغز و نواحي مخـتـلف بـدن را تـحت تـاثـيـر خـود قـرار ميدهند و تعادل شيميايي بدن را بر هم ميزنند.اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی می‌شود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی می‌گردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز می‌شوند. به ‌موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل می‌شود مصرف خود را افزایش می‌دهد.

 شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیادآور برحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد می‌کنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد می‌گذارند اعتیاد دهنده به ‌شمار نمی‌آین

دحشیش (CANNABIS) 
 
 
مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آن خطرناكترین پدیده جامعه امروزی بحساب می آید كه جز تباهی، نابودی، بـیـماری، پشیمانی و مرگ چیزی بدنبال نخواهد داشت. نـتـیـجـه و عاقبت افرادی كه به مصرف مواد مخدر مبادرت می ورزنـد بـاید درس عبـرتـی برای افراد دیگر بخصوص جوانان باشـد تا بخاطر شادی ها، خوشـی هـا و اثـرات كـاذب زود گذر و تحت تاثیر دوستان ناباب هرگز حتی فكر مصرف آنها را نیزبـه خـود راه نـدهنـد. تمامی داروهای مخدر و روانگردان، مغز و نواحی مخـتـلف بـدن را تـحت تـاثـیـر خـود قـرار میدهند و تعادل شیمیایی بدن را بر هم میزنند. احساساتی كه در پی این گونه مواد در بدن ایجاد میگردند به عوامل زیر بستگی دارد:

سن: مواد مخدر در جوانان تاثیر سوء بیشتری دارد بـخاطر آنكه مغزشان در حال رشد و تكامل است.

زمان استعمال

خلوص مواد

میزان مصرف

چگونگی مصرف (تزریق، خوراكی، دود كردن، استنشاق )

خلق و خو، سطح سلامتی و شرایط محیطی فرد.

مواد روانگردان

مواد روانگردان به ۴ گروه تقسیم بندی میگرند:

۱- STIMULANT (محركها): افزایش انرژی، هوشیاری ذهنی و فـعالـیـت جـسـمــانی، كاهش خستگی، سركوب گرسنگی، افزایش ضربان قبل و فشار خون. مثال: كـوكـائــین و كافئین .

۲- DEPRESSAN (سركوبگرها): كاهـش انــرژی، هـوشیـاری ذهـنـی، ضـربـان قـلـب، فعالیت جسمانی و سرعت تنفس، كاهش سرعت عكس العمل،خواب آور و القاء حالت رویا. مثال: الكل ، مرفین و هروئین.

۳- HALLUCINOGENS (توهم زاها): تغـیـیـر و اخـتـلال در خـلق و خـو، ادراك و حــواس بینایی، شنوایی و احساسات، القاء حالت رویا. مثال: ماری جوآنا و ال اس دی.

۴- NARCOTICS (مخدرها): القاء بی حسی، كرختی،رخوت و خواب شدید.

انواع گیاهان روانگردان

۱- OPIUM POPPY (خشخاش)

داروهای استخراجی: هروئین، مورفین، كـدئـیـــن، تریاك. مسكن و ضد درد میباشند.

۲- CANNABIS SATIVA ( شاهدانه)

داروهای استخراجی: TETRAHYDROCANNABINOL كه مـــاده ای مسـكن، شـل كنـنـده عـضلات، خـواب آور و آنـتـی بیـوتـیك است. ماری جوآنا و حشیش ازآن گرفته می شـود. حشیش از صمغ گیاه و ماری جوآنا از ساقه و برگ آن.

۳- COCA

از آن كوكائین استخراج میشود كه یك آلكالوئید بی حس كننده موضعی میباشد.

نكته:

به تزریق وریدی موادمخدر MAINLINING و به تزریق زیر پوست و عضلات SKIN POPPING میگویند.

حشیش (CANNABIS)

اسامی عامیانه: GRASS ،HASH ،DOPE ،BLOW ،DRAW

شكل ظاهری: بصورت تكه های جامد، از رزین گیاه شاهدانه میباشد، قـهـوه ای و یــا مشكی است.

نحوه استعمال: بـصورت دود كردن با سیگار همراه با سیگار برگ و همراه با چپق و یا قلیان، پختن آن و مصرف بهمراه غذا، همراه به چای نیز دم میكنند.

اثرات آنی: ریلكس كننده، حواس شنوایی و بینایی (به خصوص رنگها) قویتر میگردنـد، اشتها آور است، فرد حراف و یا منزوی میگردد، واكنش به محركها كند میشود، دقیقه ها طولانی شده زمانی دیر میگذرد، اجسام عادی عجیب بنظر میرسند.

خطرات كوتاه مدت: احسـاس سـردرگـمـی، اضــطراب، هراس، بد گـمـانـی، تـوانـایـی یادگیری كاهش می یابد، هماهنگی حركات مختل میشود.

خطرات دراز مدت: پارانوئید، اسكیزوفرنی، جنون، روانپریشی، افسردگی و اضطــراب، استعمال آن همراه با سیگار سبب آسیب جدی به ریه ها میگردد.

ماری جوآنا (MARIJUANA)

اسامی عامیانه: WEED ،GRASS ،POT ،CHRONIC ،JOINT ،BLUNT ،HERB ،GANGA

HEMP ،BASH ،BHANG ،BLAST ،JIVE

شكل ظاهری: از برگ، ساقه شاهدانه بدست می آید. شبیه جـعــفـری خشك سبـز، قهوه ای و یا خاكستری میباشد. اندكی توهم زا است.

نحوه استعمال: مانند حشیش میباشد.

اثرات آنی: گذشت زمان حس نمیگردد، تمركز كاهش مییابد، حافظه و یادگیری كاهش می یـابد، افـزایـش فـشار خـون و ضـربـان قـلـب، خشكی دهان، قرمزی چشمها، خواب آلودگی، اشتها آور، اثرات حشیش را نیز دارا می باشد. خنده های مكرر.

خطرات: پارانوئید، آسیب به ریه ها، سرفه و عفونت مجاری تنفس، برونشیت.

هروئین (HEROIN)

اسامی عامیانه: HORSE ،SMACK ،BIG H ، BLACH TAR ،CABALLO ،DRAGON،

GEAR SKAG ،BROWN ،JUNK

شكل ظاهری: از خشخاش بدست می آید، شكل تغییر یافته مورفین است، هـروئین خالص گرد سفید رنگی است كه طعم بسیار بدی دارد، هـروئـیـن مـعمولا با مواد دیگری مانند نشاسته، پودر شكر، پودر تالك، پودر شیر، آرد و گچ و تركیب می گردد، هـروئـیـــن میتواند قهوه ای و یا مانند قیر تیره باشد.

طرز استعمال: دود كردن، تزریق وریدی، استنشاق (زمانی كه گرم میگردد میسوزد و ایجاد دود میكند به استنشاق دود آن CHASING THE DRAGON میگویند.)

اثرات آنی: خـوشـی زیاد، كاهش درد، تـهوع، خـارش شـدیـد، چـرت زدن، كـنـد شـدن تـنـفس، خـواب آلـودگـی، نشئـگی، ریـلـكس شـدن. مسـكن درد بسیار قوی، احساس سنگینی، گویی یك پتوی گرم دور بدتان كشیده شده است.

خطرات: بسیار اعتیاد آور است، هپاتیت، ایدز، اسـتـعمال بیش از حد تنفس را متوقف كرده و سبب مرگ میشود. چون با موادی همچون گچ، آرد، تالك و غیره تركیب میـگردد، استعمال تزریقی آن سبب ایجاد حساسیت در بدن و خارش شدید میشود. صـــدمه به قلب و عروق خونی، عفونت، هموروئید و سوء تغذیه، آسیب به كبد و كلیه.

كوكائین (COCAIN)

اسامی عامیانه:NOSE CANDY ،BASE ،FLAKE،TOOT ،WHITE ،BLOW ،SNOW ROCK ،CHARLIE،

COKE ،STARDU

شكل ظاهری: گرد سفید رنگی كه از برگهای خشك شده گیاه كوكا بدست می آید.با پختن كوكائین همراه با جوش شیرین ماده مخدر دیگری بنام CRACK حاصل می گــردد. كرك بسیار بسیار اعتیاد آور بوده و بشكل حبه های سفید و یا قهوه ای رنگی میباشـد. معمولا با نشاسته، شكر، ویتامین سی، پودر شیر و پودر تالك تركیب می گردد.

نحوه استعمال: استنشـاق از راه بیـنـی، تـزریق وریـدی، دود كـردن كـرك تـوسط پیپ، جویدن برگها، بكار بردن در غشاء مخاطی دهان، مهبل و مقعد.

اثرات آنی: یك محرك میباشد، اثراتش بسیار زود از میان می رود (۳۰ دقیـقـه بـعد) كـه سبب میگردد فرد احساس افسردگی و نا آرامی كند، حـتی بـا یكـبـار مـصرف اعتـیـادآور است. افـزایش اعتمـاد بنـفس، احسـاس نیـرومنـدی و هـوشـیـاری، سـبــب تپــش قلب می گـردد، انرژی زا، فرد حراف و یا كم حرف میشود، سریع و چابك، شنگولی. از مـیـان رفتـن تـمركـز، هــماهنگی حركات و میل جنسی، تنفـس كـم عـمـق و نامـنـظـم، رفـتـار خشونت آمیز، رعشه، بسیار زود اثرش ایجاد می گـردد (۱۰ ثـانـیـه پـس از اسـتـعـمـال) افزایش انرژی، تقویت نیروی جنسی، ترشح دپامین در مغز. خطرات: استنشاق آن از را بینی سبب آسیب به پره مــیانی بینی شده و در آن ایجاد حفره میكند. آنقدر خطرناك است كه با اولین مصرف می تواند سبب سكته قلبی گـردد. مشـكـلات تـنـفسی، آسیـب بـــه ریه، تشنج و مرگ ناگهانی. در دراز مـدت نـیـز سـبـب پارانوئید، توهم، خشونت و كاهش وزن میگردد.به مغز و قلب نیز آسیب جدی میرساند.

ال اس دی (LSD)

مخفف LYSERGIC-ACID-DIETHYLAMIDE میباشد.

اسامی عامیانه: ACID ،TABS ،BLOTTER

شكل ظاهری: در كاغذهای مربعی شكل كوچك كه مـعـمـولا روی آنـهـا طرح و نـقـوش مختلفی وجود دارد-بصورت قرصهای ریزی بنام MICRODOTS ،DOTS، به صـــورت مـایع، كپسول و ژلاتین نیز موجود میباشد. ال اس دی خالص گرد بی بـو و سفـیـد رنگی است كه از یك نوع قارچ استخراج میگردد.

نحوه استعمال: استنشاق، دود كردن، تزریق، خوراكی.

ثرات آنی: توهم زای قوی، حالت پرواز (TRIP)، ظـرف یك ساعت پس از مصرف ظـــاهر گشته و ۸ الی ۱۲ ساعت اثر آن باقی می مـاند، فـرد قـادر بـه خـاتمه دادن به این حالت نمی بـاشـد، رنــگها روشنتر، اصوات جدیدتر و حركات و زمان كند تر و یا تندتر می گـردد. ادغام حواس در یكدیگر (رنگها شنیده میگردد و صداها دیده میشود)، كاهش اشتها، گر گرفتگی، پارانوئید، لرز، تپش قلب، سر در گمی و تنفس سریع.

خطرات: یك حالت پرواز و یا نشئه گی حاصل از ال اس دی میتواند خوشایند بـاشد اما یك تریپ بد بسیار وحشت آور خواهد بود. مسـئـله دیـگر حـالتـی اسـت كه تریپ مجددا بدون استعمال ال اس دی برای فرد بارها و بارها تكرار میشود كه FLASH-BACK نامــیده میگردد. افسردگی، روانپریشی، جنـون، تشـنـج، مـرگ، خود كشی از عواقب مصرف آن بشمار میرود.

بازدیدکننده محترم :

سایت پزشکان بدون مرز مقالات کاملتری در رابطه با اعتیاد و مواد مخدر دارد . جهت مطالعه بیشتر در این رابطه قسمت اعتیاد و مواد مخدر سایت را مشاهده کنید و یا در قسمت جستجوی سایت مقاله مورد نظر را جستجو نمایید .

آشنایی با انواع لوسمی

لوسمی سرطانی است که در مغز استخوان ( قسمت داخلی نرم استخوان ها ) شروع می شود و سریعا به داخل خون می رود و می تواند به نقاط دیگر بدن مانند گره های لنفاوی ، کبد ، طحال ، سیستم عصبی مرکزی ( مغز و طناب نخاعی ) و بیضه ها گسترش یابد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   حاد بدین معنی است که لوسمی سریع گسترش می یابد و اگر درمان نیابد در طی چند ماه احتمال مرگ وجود دارد .

مغز استخوان و بافت لنفوئید

مغز استخوان قسمت داخلی نرم بعضی از استخوان ها مانند جمجمه ، شانه ، دنده ها ، لگن و استخوان های پشت می باشد که از سلول های هماتوپونتیک ( تشکیل دهنده خون ) ، سلول های چربی و بافت های حمایتی که به رشد سلول های هماتوپونتیک کمک می کند تشکیل می شود ؛ این ها شامل سلول های اصلی هماتوپونتیک که به طور مرتب سلول های جدید را ایجاد می کنند می شود ، بعضی از این سلول های جدید به عنوان سلول های اصلی باقی می مانند تا زمانی که بقیه سلول ها دست خوش یک سری تغییرات شوند . به هنگام این مراحل سازندگی سلول های اصلی هماتوپونتیک متوقف می شود و سرانجام یکی از سه نوع سلول خونی ، سلول های قرمز خون ، سلول های سفید خون یا پلاکت ها را ایجاد می کنند .

سلول های قرمز خون حاوی هموگلوبین هستند که اکسیژن را از ریه ها به بافت های دیگر بدن حمل می کنند و دی اکسید کربن را به ریه ها بر می گردانند . کم خونی ( کاهش تعداد سلول های قرمز خون ) به طور مشخص باعث ضعف ، خستگی و کوتاهی نفس می شود .

معمولا پلاکت ها به عنوان نوعی سلول خونی طبقه بندی می شوند اما در واقع پلاکت ها در ترمیم نواحی آسیب دیده رگ های خونی به علت بریدگی یا کبودی با اهمیت می باشند . کاهش تعداد پلاکت ها را ترومبوسیتوپنی می نامند که در صورت صدمه رگ های خونی موجب افزایش خونریزی می شود .

سلول های سفید خونی که لکوسیت نامیده می شوند در دفاع بدن در مقابل ویروس ها و باکتری ها بااهمیت هستند . دو نوع اصلی سلول های سفید لنفوسیت ها و گرانولوسیت ها هستند . در گروه گرانولوسیت ها چندین نوع متفاوت سلول وجود دارند که به عنوان گروه میلوئید نامیده می شوند و شامل نوتروفیل ، ائوزینوفیل و بازوفیل هستند . سلول دیگر منوسیت می باشد که تقریبا مشابه با انواع دیگر است .

 گرانولوسیت ها گروهی از سلول های سفید خونی هستند که وظیفه اصلی آن ها انهدام باکتری هاست با توجه به رنگ و اندازه گرانول ها ، سه نوع گرانولیست نوتروفیل ، بازوفیل و ائوزینوفیل را می توان تشخیص داد ( نقاطی در داخل سلول ها که زیر میکروسکوب دیده می شوند ) . این گرانول ها حاوی آنزیم ها و دیگر موادی هستند که موجب تخریب باکتری هایی که عفونت را به وجود می آورند می شوند . گرانولوسیت ها در حین دوره تکامل چندین تغییر را می گذرانند در واقع آن ها از میلوبلاست نابالغ تبدیل به سلول های بالغ مهاجم در برابر عفونت می شوند .

منوسیت ها هم در محافظت بدن در مقابل باکتری ها نقش مهمی را به عهده دارند . در ابتدا آن ها در مغز استخوان به صورت منوبلاست نابالغ می باشند و بعد از بلوغ منوسیت ها را تشکیل می دهند . در طول یک روز گسترش خون در بدن ، منوسیت ها داخل بافت ها می شوند تا ماکروفاژها را ایجاد کنند . آن ها بعضی از باکتری ها را با احاطه کردن و بلعیدن از بین می برند . ماکروفاژها به لنفوسیت ها در تشخیص میکروب ها و تولید آنتی بادی جهت مقابله با میکروب ها کمک می کنند .

بافت لنفوئیدی که بافت لنفاتیک هم نامیده می شوند قسمت اصلی سیستم ایمنی است که از چندین نوع متفاوت سلولی که با عفونت ها مقابله می کنند تشکیل می شوند . هم چنین بافت لنفوئید نقش دفاعی در برابر بعضی از انواع سرطان دارند . این بافت در گروه لنفاوی ، تیموس ، طحال ، لوزه ها ، مغز استخوان و به صورت پراکنده در سیستم دستگاه گوارش و تنفس وجود دارد . سلول اصلی بافت لنفوئید لنفوسیت ها هستند که شامل دو نوع سلول B و سلول T می باشد .

سلول های B با تغییر به سلول های پلاسما از تهاجم باکتری ها به بدن جلوگیری می کنند و آنتی بادی ها را تولید می کنند این آنتی بادی ها به میکروب های مهاجم می چسبند . در نتیجه گرانولوسیت ها و ماکروفاژها قادر به شناسایی میکروب ها و انهدام آن ها می شوند . سلول های T سلول های عفونی شده توسط ویروس ها را تشخیص داده در انهدام آن ها توسط ماکروفاژها کمک می کند .

هر سلول لنفوئید یا هماتوپونتیک که در مغز استخوان تشکیل می شود می تواند به سلول سرطانی ( لوسمیک ) تبدیل شود . اگر این اتفاق روی دهد اولین سلول سرطانی تقسیم می شود و تعداد زیادی سلول سرطانی ایجاد می کند و سرانجام این سلول ها سراسر مغز استخوان را می پوشانند و به داخل گردش خون نفوذ کرده در اعضاء دیگر بدن پخش می شوند .

انواع لوسمی

لوسمی ها به چهار گروه اصلی با زیر گروه های متفاوت تقسیم می شوند تا پیش بینی پیش آگهی هر بیمار آسان تر صورت گیرد و به پزشک در تقسیم بهترین درمان برای هر بیمار کمک شود .

لوسمی حاد در مقابل لوسمی مزمن : اولین عامل برای تقسیم بندی یک بیمار لوسمیک این است که مشخص شود سلول های غیر طبیعی بالغ هستند ( مشابه سلول های سفید خون در گردش خون نرمال ) یا نابالغ.

در لوسمی حاد ، سلول های مغز استخوان بلوغ مناسبی ندارند . سلول های لوسمیک نابالغ اغلب بلاست نامیده می شوند . به تولید مثل و تجمع ادامه می دهند .

در لوسمی مزمن سلول ها بالغ می شوند . هر چند سلول های لوسمی مزمن به نظر بالغ هستند اما کاملا طبیعی نیستند و نمی توانند مانند سلول های سفید خون با عفونت ها مقابله کنند .

لوسمی میلوژن در برابر لوسمی لنفوسیتیک :

فاکتور دومی که در طبقه بندی لوسمی ها در نظر گرفته می شود نوع سلول های مغز استخوان است . اگر گرانولوسیت ها یا منوسیت ها درگیر باشند لوسمی میلوژن نامیده می شود .

اگر سرطان لنفوسیت های مغز استخوان را درگیر کند لوسمی لنفوسیتیک نامیده می شود . لنفوم بدخیم نوعی سرطان لنفوسیتیک است اما بر خلاف لوسمی لنفوسیتیک که مغز استخوان را درگیر می کند لنفوما لنفوسیت های گره های لنفی و اعضای بدن را درگیر می کند .

چهار نوع اصلی لوسمی :

·                   لوسمی حاد میلوژن (AML )

·                   لوسمی مزمن میلوژن (CML )

·                   لوسمی حادلنفوستیک (ALL )

·                   لوسمی مزمن لنفوستیک (CLL )

نکات آماری در مورد لوسمی حاد بزرگسالان :

در طول سال 2002 ، حدود 30800 مورد جدید لوسمی در آمریکا تشخیص داده شد . تقریبا نیمی از این موارد لوسمی حاد بودند شایع ترین نوع لوسمی بزرگسالان ، لوسمی حاد میلوژن می باشد که حدود 10600 مورد بوده است .

در حدود 8800 مورد مرگ در نتیجه لوسمی حاد درسال 2002 در امریکا اتفاق افتاد .

متوسط سن برای ابتلا به لوسمی حاد میلوژن (AML ) 65 سال می باشد .

لوسمی حاد لنوستیک (ALL ) در میان اطفال شایع تر است . سن کودکان مبتلا بهبیماری معمولا کمتر از 10 سال است . سفید پوستان دو برابر نژاد آمریکایی – آفریقایی به ALL مبتلا می شوند .

عوامل خطر برای لوسمی حاد بزرگسالان :

عوامل خطر ، عواملی هستند که احتمال ابتلا فرد به سرطان راافزایش می دهد این عوامل با شیوه زندگی محیط و ژنتیک ( وراثت) در ارتباط است .

عوامل خطر مرتبط با نحوه زندگی در انواع سرطان ها شامل سیگار یا نورشدید خورشید می باشد . تنها عامل مرتبط به شیوه زندگی که جزء عوامل خطر ثابت شده لوسمی است سیگاراست .

عوامل محیطی ، عواملی هستند مانند رادیاسیون ، مواد شیمیایی و عفونت ها که در محیط اطراف ما قرار دارند . در محیط کار در معرض بنزن ( یک نوع ماده شیمیایی ) بودن به مقدار زیاد به مدت طولانی از عوامل خطر AML به حساب می آید . رادیاسیون به مقدار زیاد ( بازماندگان بمب اتمی یا حوادث راکتورهای هسته ای ) بیش از دیگران در معرض AML یا ALL قرار دارند .

بیمارانی که نوع دیگری سرطان دارند و با داروهای شیمی درمانی خاصی درمان می شوند بیشتر درگیر AML می گردند . داروهایی که اغلب همراه با لوسمی ثانویه ( بعد از درمان ) هستند شامل مکلروتامین ، پروکاربازین ، کلرامبوسیل ، اتوپوساید ، تنیپوساید و به میزان کمتر سیکلوفسفاماید می باشد . ترکیب این داروها با رادیو تراپی میزان خطر را افزایش می دهد . اکثر لوسمی های ثانویه AML هستند و در طول 9سال بعد از درمان بیماری هوچکین ، لنفوم نان هوچکین یا ALL اطفال اتفاق می افتند .

در بیماران مبتلا به بیماری های نادری مانند کم خونی فانکونی ، سندرم وسیکویت آیدریچ ، سندرم بلوم ، سندرم لی فرامنی یا آتاکس تلالژکتاری احتمال ابتلا به لوسمی حاد بسیار زیاد است .

لوسمی حاد بزرگسالان چگونه تشخیص داده می شود ؟

علایم و نشانه های لوسمی حاد

غلب علایم و نشانه های لوسمی حاد به علت کاهش تعداد گلبول های خونی نرمال و هم چنین به علت کاهش تراکم سازنده های سلول های خونی در مغز استخوان ایجاد می شوند و در نتیجه فرد از عملکرد مناسب گلبول های قرمز خون ، گلبول های سفید و پلاکت ها برخوردار نیست .

آنمی یا کاهش گلبول های قرمز خون موجب کوتاهی تنفس ، خستگی و زودرس و ( رنگ پریدگی ) پوست می شود .

کاهش تعداد گلبول های سفید خون ( لکوپنی ) خصوصا کاهش گرانولوسیت های بالغ ( نوتروپنی یا گرانولوسیتوپنی ) خطر ابتلا به عفونت را افزایش می دهد .

ترومبوسیتوپنی ( کاهش تعداد پلاکت های خون که برای فرآیند انعقاد خون در رگ های آسیب دیده لازم است ) موجب کبودی ، خونریزی ، خونریزی بینی مکرر و شدید و خونریزی از لثه ها می شود .

با گسترش سلول های لوسمی به خارج از مغز استخوان ( گسترش اکسترامدولدی ) ، سیستم عصبی مرکزی ( مغز و نخاع ) ، بیضه ها ، تخمدان ها ، کلیه ها و دیگر اعضاء بدن درگیر می شوند . علائم سیستم عصبی مرکزی لوسمی عبارتند از : سردرد ، ضعف ، تشنج ، تهوع ، اختلالات تعادل ، تاری دید . بعضی از بیماران با دردهای استخوانی یا درد مفاصل به پزشک مراجعه می کنند که در این گروه بیماری ، به علت گسترش سلول های لوسمی در استخوان یا به داخل مفاصل است .

غالبا در نتیجه لوسمی کبد و طحال که در دوطرف راست و چپ شکم قرار دارند بزرگ می شوند و بزرگی این دو عضو منجر به احساس پری و برآمدگی در حفره شکم می شود .

تورم گره های لنفی داخل قفسه سینه یا شکم هم ممکن است ایجاد شود ، اما فقط با انجام CT اسکن یا MRI قابل تشخیص است .

در لوسمی میلوژنیک حاد (AML) خصوصا در نوع M5 یا منوستیک ، درگیری لثه ها را هم خواهیم داشت که موجب تورم ، درد و خونریزی لثه ها می شود . درگیری پوست موجب ایجادتجمعات رنگی کوچکی به صورت دانه های رنگی می شود . تجمع غده ای سلول های AML در زیر پوست یا دیگر نقاط بدن کلروما یا سارکوم گرانولوستیک نامیده می شود .

غالبا نوع سلول T لوسمی لنفوستیک حاد (ALL) موجب درگیری تیموس می شود . بزرگ شدگی تیموس بر روی نای ( تراشه ) فشار می آورد و موجب سرفه ، کوتاهی تنفس و حتی خفگی می شود .

رشد سلول های لوسمی می تواند موجب فشار بر روی SVC و تورم سر و بازوها شده و سندرم SVC را ایجاد کند . در این صورت بیماری می تواند زندگی افراد را تهدید کند .

نمونه گیری هایی که برای تشخیص و ارزیابی لوسمی استفاده می شوند .

شمارش گلبول های خون

آزمون های مغز استخوان

در آسپیراسیون از مغز استخوان یک سوزن نازک و یک سرنگ برای برداشت مقدار اندکی از مایع مغز استخوان ( حدود یک قاشق چایخوری ) استفاده می شود .

آزمون های بیوشیمی خون :

در بیماران با تشخیص قبلی لوسمی این آزمون ها برای تشخیص درگیری کبد با کلیه به علت گسترش لوسمی یا عوارض ناشی از داروهای شیمیایی انجام می گیرد .

بیوپسی خارجی گره لنفی

پونکسیون کمری

آزمون های آزمایشگاهی برای تشخیص و طبقه بندی لوسمی

شیمی سلولی : بعد از نمونه برداری سلول های به روی ورقه های میکروسکوپی شیشه ای به نام اسلاید قرار گرفته و در معرض رنگ های شیمیایی ( دای ) قرار داده می شوند تا این رنگ را جذب و یا منعکس کنند . به عنوان مثال یک رنگ شیمیایی موجب می شود که گرانول های اکثر سلول های AML به صورت نقاط سیاهرنگی در زیر میکروسکوپ دیده شوند اما در سلول های ALL تغییر رنگی ایجاد نمی کند.

فلوسیتومتری : از این تکنیک برای بررسی سلول های مغز استخوان ، گره های لنفاوی و نمونه های خون استفاده می شود . این روش برای تعیین نوع لوسمی بسیار دقیق است . یک نمونه سلولی که با آنتی بادی های خاصی درمان شده است از مقابل دسته نور لیزر عبور داده می شود هر آنتی بادی به نوع خاصی از سلول های لوسمیک متصل می شود . اگر در نمونه مورد نظر این سلول ها وجود داشته باشند لیزر سبب خواهد شد که از این سلول ها نوری منعکس شود که توسط یک کامپیوتر اندازه گیری و تجزیه می شود . گروه هایی از سلول ها توسط این روش می توانند جدا شده و شمارش شوند .

ایمونوسیتوشیمی : مانند روش فلوسیتومتری سلول هایی که از آسپیراسیون با بیوپسی مغز استخوان به دست می آیند توسط آنتی بادی هایی اختصاصی درمان می شوند ، اما به جای لیزر و کامپیوتر برای تجزیه ، نمونه های درمان شده دچار تغییر رنگ های خاصی خواهند شد که در زیر میکروسکوپ قابل دیدن است .

ژنتیک سلولی :

مطالعات ژنتیک مولکولی : مواد اختصاصی به نام های گرنده های آنتی ژنی بر روی سطح لنوسیت ها وجود دارند .

سلول های لنفوئید طبیعی تعداد زیادی از گیرنده های آنتی ژنی متفاوت را دارند که در پاسخ بدن به انواع بسیاری از عفونت ها کمک می کنند .

لوسمی لنفوستیک مانند ALL از یک سلول غیر طبیعی لنفوسیت شروع می شود بنابراین همه سلول ها در بیمار لوسمیک گیرنده آنتی ژنی مشابهی دارند .

مطالعات تصویری :

اشعه X

CT اسکن

اسکن گالیوم و استخوان

سونوگرافی

MRI

عوامل پیش آگهی کننده AML حاد

زیر گروه M3 یا M4 بهترین پیش آگهی را دارند .

بعضی از تغییرات کروموزومی مانند ترانسلوکاسیون ( 17و 15) معکوس شدن (16) و ترانسلوکاسیون (21و8) پیش آگهی بهتری دارند .

تغییرات کروموزمی دیگر مانند ترانسلوکاسیون (11و9) و اضافه شدن (8) و اختلالات کروموزمی 5 یا 7 پیش آگهی بدتری دارند .

بیماران جوان تر از 55 سال پیش آگهی بهتری دارند .

شمارش گلبول سفید اولیه کمتر از 100000پیش آگهی بهتری دارند .

شرایط پره لوسمیک اولیه و یا لوسمی ثانویه که بعد از درمان سرطان دیگری ایجاد می شود پیش آگهی بدتری دارد .

عوامل پیش آگهی کننده ALL بزرگسالان

بیماران جوان تر پیش آگهی بهتری دارند .

شمارش گلبول های سفید اولیه کمتر از 50000پیش آگهی بهتری دارند .

شکل L3، FAB پیش آگهی بدتری دارند .

تغییر کروموزمی به نام کروموزوم فیلادلفیا ، ترانسلوکاسیون (22و9) پیش آگهی بدتری دارند .

ALL سلول T بهترین پیش آگهی را دارد . ALL سلول B بالغ بدترین و ALL سلول پره B پیش آگهی متوسط دارد .

بیمارانی که بیش از 4-5 هفته درمان به رمیسیون کامل می رسند پیش آگهی بدتری دارند .

ندرتا برای تشخیص لوسمی از جراحی استفاده می شود چون اسپیراسیون مغز استخوان معمولا برای تشخیص و طبقه بندی لوسمی به کار می رود .

رادیوتراپی :

گاهی اوقات رادیوتراپی برای درمان سلول های لوسمیک در مغز و مایع نخاعی و یا بیضه ها استفاده می شود . البته به ندرت به طور اورژانس برای درمان فشار بر روی نای هم استفاده می شود حتی در این شرایط هم شیمی درمانی جایگزین رادیوتراپی می شود .

شیمی درمانی :

به طور کلی در درمان AML از دوزهای بالاتری از شیمی درمانی در مدت زمان کوتاه تری استفاده خواهد شد و در ALL دوره های کمتر شیمی درمانی در دوره طولانی تری مورد استفاده قرار می گیرد .

از آن جایی که درمان بیماران لوسمیک در بیمارستان انجام می شود می توان با دستورات زیر میزان عفونت را کاهش داد :

·                   تمام افرادی که با بیمار تماس دارند باید دست های خود را بشویند .

·                   پوشیدن گان و ماسک هم مفید است .

·                   میوه جات و سبزیجات خام مصرف نشوند ، چون دارای باکتری هستند .

·                   هیچ گل و گیاهی در اتاق نباشد ، چون آن ها هم ممکن است با خود باکتری داشته باشند .

·                   محیط اتاق سرد نباشد .

سندرم لیزر تومور عارضه ای از شیمی درمانی است که در نتیجه تخریب سریع سلول های لوسمی ایجاد می شود .

این شرایط با دریافت مایعات فراوان و داروهای خاص مانند بی کربنات و آلوپورینول که به بدن در دفع این مواد کمک می کند جلوگیری می شود .

یکی از عوارض بسیار وخیم شیمی درمانی ALL درگیری احتمالی با لوسمی ثانویه ، AML می باشد . در موارد کمتر شایع ، بیمار لوسمیک درمان می شود اما مدتی بعد دچار لنفوم نان هوچکین و یا دیگر سرطان ها خواهد شد .

درمان AML

درمان AML به دو بخش تقسیم می شود ؛ القارمیسیون و درمان پس از رمیسیون ( تکنسین موقتی ) .

القارمیسیون :

قسمت اول درمان رهایی از لوسمی بارز می باشد و معمولا از دو داروی سیتارابین (Ara-c) و یک داروی آنتراسیکلین مانند دانوروبیسین یا ایداروبیسین استفاده می شود . این درمان شدید که معمولا در بیمارستان انجام می شود یک هفته طول می کشد . اکثر سلول های طبیعی مغز استخوان مانند سلول های لوسمیک تخریب می شوند . به هنگام شیمی درمانی و پس از دو هفته شمارش سلول های خونی بیمار به طرز خطرناکی کاهش می یابد و اندازه گیری های حمایتی برای حفاظت از این عوارض انجام می شود . معمولا بیمار در بیمارستان بستری می ماند . اگر القا موفقیت آمیز باشد سلول های طبیعی مغز استخوان در طی دو هفته به حالت اولیه باز می گردند و شروع به خون سازی می کنند و هیچ سلول لوسمی در جریان خون یا مغز استخوان باقی نمی ماند . اگر یک هفته درمان القا تسکین موقتی را ایجاد نکرد . یک یا دو بار این مرحله تکرار می شود القا در 70% موارد AML موفقیت آمیز خواهد بود . اما در بعضی از گروه های بیماران مانند افراد بالای 60 سال و یا آن ها که پیش آگهی های نامطلوب داشته اند ، میزان موفقیت حدود 40% می باشد .

درمان استحکامی (Consolidation Therapy) :

این درمان پس از القا تسکین موقتی برای تخریب سلول های باقیمانده لوسمیک و جلوگیری از عود انجام می شود . انتخاب هایی که برای درمان aml پس از رمیسیون وجود دارد :

1.                  چندین دوره شیمی درمانی با سیتارابین با دوز بالا .

2.                  پیوند سلول زایای آوژنیک

3.                  پیوند سلول زایای اتوژنیک .

درمان لوسمی پرومیلوستیک (m3):

اگر چه القای رمیسیون با مصرف ATRA به تنهایی هم انجام می شود اما ترکیب شیمی درمانی و ATRA نتیجه بهتری می دهد .

عوارض این درمان از درمان استاندارد شیمی درمانی AML متفاوت است چون در این حالت سندرم اسید رتینوئیک اتفاق می افتد در این سندرم اختلالات تنفسی به علت تجمع مایع در ریه ، کاهش فشار خون ، آسیب کلیه و احتباس شدید مایع ایجاد می شود .

درمان ALL:

درمان در چهار مرحله صورت می گیرد :

·                   القارمیسیون

·                   درمان استحکامی

·                   درمان نگهدارنده

·                   درمان پیشگیری کننده برای سیستم عصبی مرکزی

بر اساس عوامل پیش آگهی کننده بیمار برنامه شیمی درمانی القا کننده رمیسیون عموما شامل بعضی از داروهای سیتوکسان ، وین کریستین ، پردنیزون ، L آسپارژنیاز و دوکسوروبین می باشد .

اولین باری که بیمار به رمیسیون رسید در فاز بعد درمان استحکامی شامل درمان متناوب با یک رژیم دارویی شبیه درمان القایی خواهد بود اما شاید داروهای دیگری مانند 6MP، 6TG و سیتارابین اضافه شود که ممکن است یک دوره حدود یک ماه یا بیش از 3 دوره حدود 3 ماه به طول انجامد . بعد از درمان استحکامی بیمار معمولا بر روی یک برنامه نگهدارنده با متوتروکسات همراه با MP – 6 گذاشته می شود که غالبا با وین کریستین و پردنیزون ترکیب می شود درمان نگهدارنده 2 سال طول می کشد . از آنجایی که ALL غالبا به مغز و طناب نخاعی گسترش می یابد به طور اختصاصی بیمار شیمی درمانی پیشگیری کننده ( پروفیلاکتیک ) در مایع نخاعی ( معمولا متوتروکسات) دریافت می کند . گاهی اوقات رادیوتراپی سر هم اضافه می شود به طور کلی یک بیمار بزرگسال با عود ALL به عنوان نامزدی برای انجام پیوند مغز و استخوان در نظر گرفته می شود . البته فقط در صورتی که به شیمی درمانی جدید پاسخ دهد .

در صورتی که لوسمی به درمان پاسخ ندهد و یا بعد از درمان بازگشت کند چه اتفاقی می افتد ؟

اغلب لوسمی ها در مغز استخوان و خون بازگشت می کنند گاهی مغز با مایع نخاعی اولین محل عود بیماری هستند. اگر لوسمی با اولین درمان از بین نرفته باشد درمان بیشتر کم تاثیر تر خواهد بود ، حتی اگر با داروهای جدیدتری انجام شود اگر لوسمی با درمان اولیه از بین برود اما دوباره برگشت کند نیاز به انجام یک دوره القا رمیسیون می باشد اگر چه اکثر پزشکان معتقدند که این رمیسیون گذرا خواهد بود . در این شرایط اکثر پزشکان معتقد به انجام پیوند سلول زایا بعد از شیمی درمانی القایی هستند .

تحقیقات و درمان های جدید در لوسمی حاد :

ژنتیک لوسمی : بر طبق این اطلاعات ممکن است ژن درمانی هم زمانی به کار گرفته شود تا DNA غیر طبیعی سلول های سرطانی با DNA طبیعی از سلول های طبیعی که ذخیره شده اند جایگزین شوند .

تشخیص بیماری باقیمانده ناچیز : آزمون هایی مثل واکنش رشته پلیمراز(PCR) می تواند سلول های لوسمیک حاد را بر اساس ترانسلوکاسیون ها یا قرارگیری ژن های آن ها بیابد . با این روش می توان یک سلول لوسمی را در میان میلیون ها سلول پیدا کرد . یک آزمون PCR می تواند در تعیین میزان تخریب کنندگی شیمی درمانی بر روی سلول های لوسمیک و احتمال عود لوسمی کمک کننده باشد.

پیوند سلول زایا : مطالعاتی در جهت تصفیه مراحل برای افزایش تاثیر پذیری کاهش عوارض و تعیین میزان مفید بودن این روش درمان ادامه دارد .

مصرف آرسنیک برای لوسمی پرومیلوستیک حاد : داروی جدیدی به نام آرسنیک تری اکسید در درمان لوسمی موثر واقع شده است . مطالعاتی در زمینه چگونگی ترکیب این دارو ، با درمان های دیگر برای تامین اثر دهی بیشتر درمان ادامه دارد .

داروی جدید برای لوسمی میلوستیک مزمن (CML) : گلیوک (ST1571) یک قرص می باشد که در بیماران AML موثر واقع شده همچنین در بعضی بیماران CML را به AML تغییر داده است . بسیار زود است که دریابیم این دارو چه مدت کارآیی خواهد داشت اما عوارض جانبی بسیار کمی دارد و می تواند با درمان دیگر ترکیب شود .

آنتی بادی های منوکلوتال : این پروتئین ها در آزمایشگاه ساخته و برای چسبیدن به سلول های لوسمیک حاد طرح ریزی می شوند . مواد شیمیایی رادیواکتیو یا سموم سلولی به این آنتی بادی های می چسبند زمانی که این آنتی بادی ها به بدن فرد لوسمیک تزریق می شوند به سلول های لوسمیک می چسبند و رادیواکتیویته یا سم سلولی این سلول ها را می کشد . میلوتارگ یک آنتی بادی منوکلوتال است که با یک سم سلولی در هم آمیخته شده و اخیرا برای افراد مسن مبتلا به لوسمی میلوستیک حاد که قادر به تحمل عوارض جانبی شیمی درمانی نیستند توصیه می شود اما مانند شیمی درمانی با کشتن سلول های خون ساز طبیعی موجب کاهش بسیار شمارش گلبول های خونی می شود .

مطالعات برای استفاده بهتر از این دارو هم چنان ادامه دارد .

سرطان لوسمی مزمن

لوسمی مزمن چیست ؟

لوسمی مزمن نوعی سرطان است که در سلول های تشکیل دهنده خون ، مغز استخوان شروع و سپس در تمام بدن از جمله گره های لنفاوی ، طحال ، کبد ، پوست و مغز گسترش می یابد . انواعدیگر سرطان که از اعضا دیگر مثل ریه ها ، روده بزرگ و یا پستان شروع می شوند و بعد به مغز استخوان گسترش می یابند لوسمی نیستند .

انواع لوسمی :

لوسمی ها شبیه هم نیستند و به چهار گروه اصلی با چندین زیر گروه تقسیم می شوند .

مقایسه لوسمی حاد و مزمن : اولین مسئله در طبقه بندی یک بیماری لوسمی ، بالغ ( شبیه گلبول های سفید خون طبیعی موجود در گردش خون ) یا نابالغ بودن سلول هاست .

در لوسمی حاد ، سلول های مغز استخوان توانایی بلوغ را ندارند و این سلول های نابالغ لوسمیک به تولید و تجمع ادامه می دهند . در صورت عدم درمان اکثر بیماران لوسمی حاد در کمتر از چند ماه فوت می کنند . بعضی از زیرگروه های لوسمی حاد پاسخ خوبی به درمان می دهند و در بیشتر موارد از سرطان رهایی می یابند .

اما در بعضی موارد پاسخ به درمان نامطلوب است . در لوسمی مزمن سلول ها بالغ هستند . هر چند سلول های لوسمی مزمن به نظر بالغ هستند ، اما عملکرد مناسبی ندارند و مانند گلبول های سفید طبیعی قدرت مقابله باعفونت ها را ندارند . افزایش سلول ها مشکل اصلی لوسمی مزمن نیست بلکه مسئله این است که سلول های لوسمی مزمن نسبت به گلبول های سفید طبیعی عمر طولانی تری دارند .

بنابراین در تجمعات آن ها تعداد بسیار زیادی گرانولوسیت یا لنفوسیت بالغ مشاهده می شود .

مقایسه لوسمی میلوژنیک و لنفوژنیک : دومین فاکتور در تقسیم بندی لوسمی نوع سلول های مغز استخوان درگیر در لوسمی می باشد . اگر گرانولوسیت ها یا منوسیت ها درگیر باشند لوسمی میلوژنیک نامیده می شود .

با در نظر گرفتن حاد یا مزمن بودن و میلوژنیک یا لنفوستیک بودن لوسمی ها به چهار گروه تقسیم می شوند :

·                   لوسمی میلوژنیک حاد (AML)

·                   لوسمی میلوژنیک مزمن (CML)

·                   لوسمی لنفوستیک حاد (ALL)

·                   لوسمی لنفوستیک مزمن (CLL)

آمارهایی در مورد لوسمی مزمن :

انجمن سرطان امریکا تخمین زده است که 30800 مورد جدید لوسمی در سال 2002 در آمریکا تشخیص داده شده است حدود 21700 کودک و بزرگسالان در امریکا در سال 2002 به علت لوسمی فوت کرده اند .

تقریبا 11400 مورد جدید لوسمی مزمن در سال 2002 مشخص شده است . دو نوع اصلی لوسمی مزمن شامل CLL با 7000 مورد جدید و CML با 4400 مورد جدید لوسمی سلول مویی حدود 2% لوسمی ها را هر ساله تشکیل می دهند .

عوامل خطر در لوسمی مزمن :

مثال هایی از عوامل خطر مرتبط با نحوه زندگی برای سرطان شامل سیگار کشیدن ، رژیم کم فیبر ، در معرض مستقیم نور خورشید بودن می باشد و تنها مورد ثابت شده مرتبط با نحوه زندگی برای لوسمی سیگار می باشد .

عوامل محیطی مانند تشعشعات ، مواد شیمیایی و عفونت ها هم جزء عوامل خطر محیطی سرطان به حساب می آیند . مقادیر زیاد تشعشعات ( مانند بازماندگان بمب اتمی یا حوادث راکتورهای هسته ای ) موجب افزایش خطر ابتلا به CML می شوند . اما روی CLL تاثیری ندارند . تماس طولانی با آفت کش ها و یا علف کش ها در کشاورزی موجب افزایش ابتلا لوسمی لنفوستیک مزمن اکتسابی می شود.

تنها عامل خطر ارثی برای لوسمی مزمن به این صورت است که اعضاء درجه یک خانواده بیماران مبتلا به CLL 2 تا 4 برابر بیش از دیگران در معرض ابتلا به سرطان هستند .

عوامل ایجاد کننده سرطان مزمن :

گاهی اوقات اختلالات DNA از والدین به ارث می رسد و موجب افزایش احتمال ابتلا به نوع خاصی از سرطان می شود . البته جهش های ارثی که موجب لوسمی مزمن می شوند بسیار نادر هستند .

چگونه لوسمی مزمن تشخیص داده می شود ؟

علایم و نشانه های لوسمی مزمن :

حداقل یک پنجم بیماران با لوسمی مزمن در زمان تشخیص هیچ علامتی ندارند . علایم لوسمی مبهم و غیر اختصاصی می باشند و عبارتند از ضعف ، خستگی ، کاهش قدرت فعالیت ، کاهش وزن ، تب ، درد استخوانی ، و درد یا احساس پری در شکم ( خصوصا پس از یک وعده غذایی کم حجم ) .این علایم را می توان در سرطان های دیگر و یا بیماری های غیر سرطانی هم مشاهده کرد .

بسیاری از علایم و نشانه های لوسمی مزمن زمانی بروز می کند که سلول های لوسمیک جایگزین سلول های طبیعی مغز استخوان شده باشند . در نتیجه گلبول های قرمز ، سفید و پلاکت های بیمار فعالیت مناسبی نخواهند داشت .

شایع ترین عبارت در این مورد نوتروپنی می باشد که اشاره به مقدار کم نوتروفیل ( که نوعی گرانولوسیت است ) می باشد .

لوسمی غالبا موجب بزرگ شدگی کبد و طحال ( اعضایی که در قسمت چپ و راست بالای شکم قرار دارند ) می شود . بزرگی این اعضا با احساس پری و یا حتی برآمدگی شکم خود را نشان می دهد .

لوسمی غدد لنفاوی را هم درگیر می کند در این صورت اگر درگیری مربوط به غدد لنفاوی سطحی بدن مانند غدد لنفی ناحیه گردن ، کشاله ران ، زیر بغل و بالای ترقوه ) باشد به صورت برآمدگی در این مناطق لمس می شود . بزرگ شدگی غدد لنفاوی داخل قفسه سینه یا شکم هم گاهی اتفاق می افتد اما تنها می توان با انجام CT اسکن یا MRI آن را مشخص کرد . بزرگ شدگی غدد لنفاوی غالبا در CLL اتفاق می افتد اما به ندرت در میان بیماران مبتلا به CML یا HCL هم دیده می شود .

انواع نمونه هایی که برای تشخیص و ارزیابی لوسمی استفاده می شود .

·                   شمارش سلول های خونی .

·                   آزمایشات بیوشیمیایی خون.

·                   آزمایش های مغز استخوان .

·                   بیوپسی اکسژینال غدد لنفاوی .

·                   پونکسیون کمری .

روش های آزمایشگاهی برای تشخیص و تقسیم بندی لوسمی :

·                   آزمایش معمول میکروسکوپی : همه نمونه ها ( مغز استخوان ، غدد لنفی ، خون و مایع مغزی نخاعی ) ، زیر میکروسکوپ توسط یک پاتولوژیست مشاهده می شوند . بر اساس اندازه شکل و گرانول ها سلول های مغز استخوان به انواع خاصی طبقه بندی می شوند . یک امر مهم در تقسیم بندی سلولی بالغ بودن ( شبیه سلول های طبیعی در گردش خون که توانایی تولید مثل و مقابله با عفونت ها را دارند ) و نابالغ بودن ( ظاهری متفاوت از سلول های طبیعی گردش خون بدون توانایی مقابله با عفونت ها و تولید مثل ) می باشد . سلول های غیر بالغ سلول های بلاست نامگذاری می شوند .

·                   شیمی سلولی .

·                   فلوسیتومتری .

·                   ایمونوسیتوشیمی.

·                   ژنتیک سلولی .

·                   مطالعات ژنتیکی مولکولی .

مطالعات تصویری :

·                   اشعه X

·                   CT اسکن

·                   MRI

·                   سونوگرافی

مرحله بندی لوسمی میلوژنیک مزمن (CML) :

CML به سه گروه تقسیم می شود این گروه های لوسمی زا پزشکان فازها می نامند :

فاز مزمن :

در این فاز بیماران کمتر از 5% بلاست و پرومیلوسیت ( سلول های نابالغ با قدرت تکثیر ) در خون و مغز استخوان دارند . معمولا این گروه از بیماران علایم خفیفی دارند و به درمان استاندارد پاسخ می دهند .

فاز تشدید یافته :

مغز استخوان و خون بین 5% تا 30% بلاست دارد . در اغلب موارد بیماران تب ، فقدان اشتها و کاهش وزن دارند و علایم و شمارش گلبولی مانند فاز مزمن به درمان پاسخ گو نیستند . سلول های لوسمیک تغییرات کروموزمی جدیدی غیر از کروموزوم فیلادلفیا دارند .

فاز بلاست :

در مغز استخوان و یا در خون بیمار بیش از 30% بلاست دیده می شود . این بلاست ها به بافت ها و اعضاء وابسته به مغز استخوان پخش می شوند در این مرحله لوسمی مزمن بسیار تهاجمی به سمت لوسمی حاد پیش می رود .

مرحله بندی لوسمی لنفوستیک مزمن (CLL) :

مرحله 0 رای : لنفوسیتوز ( تعداد لنفوسیت های خون بسیار افزایش می یابد و در هرمیلی متر مکعب 15000لنفوسیت وجود دارد .

مرحله I رای : لنفوسیتوز همراه با لنفاد نوپاتی ( بزرگ شدگی گره های لنفاوی ) .

مرحله II رای : لنفوسیتوز همراه با هپاتومگالی ( بزرگ شدگی کبد ) یا اسپلنومگالی ( بزرگ شدگی طحال ) لنفادنوپاتی ممکن است باشد و یا نباشد .

مرحله III لنفوسیتوز و کم خونی(کاهش شدید گلبول های قرمز خون ) لنفاد نوپاتی ، هپاتومگالی یا اسپلنومگالی هم ممکن است باشد و یا نه .

مرحله IV رای : لنفوسیتوز و ترومبوسیتوپنی ( کاهش شدید پلاکت ها )

در سیستم بینت (BINET) CLL ، بر اساس تعداد گروه های بافت لنفوئید درگیر ( گروه های بافت لنفاوی که در غدد لنفی گردن ، کشاله ران ، زیر بغل و طحال ) و وجود کم خونی و یا ترومبوسیتوپنی ( کاهش شدید پلاکت ها ) طبقه بندی می شود .

مرحله A بینت : بزرگ شدگی بافت لنفاوی در کمتر از 3 منطقه .

مرحله B بینت : بزرگ شدگی قابل لمس بافت لنفاوی در بیش از 3 منطقه .

مرحله C بینت : کم خونی و کاهش پلاکت .

مرحله بندی لوسمی سلول مویی (HCL) :

مرحله I  : بدون کم خونی و یا با کم خونی خفیف و بزرگ شدگی متوسط طحال یا کم خونی متوسط و اندازه طحال طبیعی .

مرحله II: بدون کم خونی و یا باکم خونی خفیف و بزرگ شدگی زیاد طحال و یا کم خونی متوسط و بزرگ شدگی متوسط طحال و یا کم خونی شدید و اندازه طحال طبیعی .

مرحله III : کم خونی متوسط و بزرگ شدگی زیاد طحال یا کم خونی شدید و بزرگ شدگی متوسط یا زیاد طحال .

هیچ انکولوژیستی از این سیستم مرحله بندی استفاده نمی کند .

عوامل پیش آگهی کننده برای لوسمی مزمن :

عوامل پیش آگهی کننده نامساعد برای لوسمی میلوژنیک مزمن :

·                   فاز بلاست یا فاز تشدید یافته .

·                   بزرگی طحال .

·                   مناطق صدمه دیده استخوان به علت گسترش لوسمی .

·                   افزایش تعداد بازوفیل ها ( نوعی از گرانولوسیت ) در نمونه خون محیطی .

·                   افزایش یا کاهش شدید پلاکت ها .

·                   سن بالای 60 سال .

·                   تغییرات کروموزومی متعدد .

·                   فقدان کروموزم فیلادلفیا ( ترانسلوکاسیون بین کروموزوم 9و22) .

عوامل پیش آگهی کننده نامساعد برای لوسمی لنفوستیک مزمن :

·                   درگیری منتشر مغز استخوان ( جایگزینی شدید سلول های طبیعی با سلول های لوسمیک ) .

·                   تغییرات غیر طبیعی کروموزومی .

·                   افزایش سطح خونی بعضی موادمانند B2 میکروگلوبولین .

·                   افزایش لنفوسیت های غیر طبیعی یا بزرگ در نمونه خون .

لوسمی مزمن چگونه درمان می شود ؟

شیمی درمانی : شیمی درمانی استفاده از داروهای ضد سرطان از طریق رگ به داخل مایع مغزی نخاعی (CSF) و یا از راه خوراکی می باشد .

درمان با اینترفرون : اینتر فرون – آلفا شایع ترین نوع آن هاست و در درمان لوسمی مزمن مصرف می شود این ماده از رشد و تقسیم سلول های لوسمی می کاهد و این امکان را به سیستم ایمنی می دهد تا به سلول های لوسمیک حمله کند . اینتر فرون به سه روش وریدی ، عضلانی و یا زیر پوستی قابل تزریق است . شایع ترین فرم استفاده تزریق روزانه زیر جلدی است . عوارض جانبی احتمالی شامل درد عضلانی ، درد استخوان ،سر درد ، اختلالات تفکر و تمرکز ، خستگی ، تهوع و استفراغ می باشد .

رادیوتراپی ؛

جراحی : از آن جاییکه سلول های لوسمیک در سراسر مغز استخوان و بسیاری از اعضاء داخلی بدن پخش می شوند ، درمان این نوع سرطان با جراحی امکان پذیر نیست .

اسپلنکتومی ( برداشتن طحال ) تنها عمل جراحی شایع در درمان لوسمی است .

پیوند سلول زایا ؛

درمان لوسمی میلوژنیک مزمن :

فاز مزمن CML : شیمی درمانی بامیزان بالا و رادیوتراپی کل بدن (TBI) و در ادامه پیوند سلول زایا (SCT) موثرترین درمان CML می باشد و بیشترین احتمال برای درمان بیمار ، خصوصا در بیماران با نمره بالا در درجه بندی سوکال ، عوارض جانبی (SCT) بسیار وخیم هستند و منجر به مرگ بیمار می شوند .

در بیماران مبتلا به CML که به درمان با اینترفرون جواب نمی دهند یا به علت شدت عوارض جانبی این درمان متوقف شده است . انتخاب بعدی شیمی درمانی است و هیدروکسی اوره داروی مناسبی است که موثرتر از داروهای قدیمی مانند لوسولفان ( میلوژن ) می باشد .

فاز تشدید یافته CML: درمان CML فاز تشدید یافته شبیه درمان CML فاز مزمن می باشد . اما در این فاز مدت زمان دوره رمیسیون ( دوره بدون بیماری ) پس از درمان کوتاه تر است . 15% بیماران در این فاز چندین سال پس از پیوند سلول زایا زنده می مانند . اینتر فرون در این فاز تاثیری نخواهد داشت . 20% بیماران به شیمی درمانی پاسخ می دهند اما کمتر از 6 ماه رمیسیون خواهند داشت .

فاز بلاست CML:در اکثر موارد CML فاز بلاست سلول های لوسمی شبیه سلول های لوسمی میلوئید حاد (AML) هستند و در برابر داروهای شیمی درمانی که غالبا در AML استفاده می شوند مقاوم خواهند بود .

پیوند سلول زایا آوژنیک ( از فرد دهنده ) به ندرت در فاز بلاست CML موفقیت آمیز است و بقا طولانی مدت کمتر از 10% می باشد .

CML با درگیری مغز و طناب نخاعی : در بیشتر موارد علایم CML با درگیری سیستم عصبی ، انجام شیمی درمانی تزریقی به مایع مغزی نخاعی و یا با رادیوتراپی مغز کاهش می یابد .

درمان لوسمی سلول مویی(HCL) :

بیماران بدون علامت نیاز به درمان ندارند و فقط باید هر چند ماه از جهت پیشرفت بیماری و بروز علایم جدید تحت معاینه قرار گیرند .بیمارانی که احساس ناراحتی به علت بزرگ شدگی طحال دارند باید تحت عمل جراحی برداشت طحال قرار گیرند . این عمل اسپلنکتومی نام دارد و یکی از درمان های اصلی در بیماران HCL همراه با عوارض کاهش تعداد سلول های خونی مانند خستگی ، عفونت مکرر و کبود شدگی و یا خونریزی آسان می باشند .

روغن درخت چای می تواند برای درمان سرطان های پوستی غیرملانومایی موثر باشد

پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات آنان نشان می دهد که روغن درخت چای می تواند برای درمان سرطان های پوست غیرملانوما موثر باشد.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ای.بی.سی نیوز ،  محققان می گویند که استفاده از روغن درخت چای می تواند برای سرطان پوست به غیر از سرطان ملانوما که از بدترین انواع سرطان پوست است ،درمانی موثر ، ارزان و سریع باشد .

محققان دانشگاه وسترن در استرالیا دریک تحقیق سه ساله بر روی روغن درخت چای دریافتند فرمولاسیون به دست آمده از روغن درخت چای موجب توقف رشد و درمان تومورهای جامد رشد یافته زیر پوست موش ها می شود .

با استفاده از این ترکیب، تومور سرطانی در همان روز آغاز درمان شروع به پس رفت کرده و در سه روز دیگر اثری از تومور یافت نشده است .

“سارا گری” مجری این طرح گفت : آزمایش هایی بیشتر نشان داد اثرات ضد سرطانی فرمولاسیون به دست آمده از روغن درخت چای در فعال سازی سیستم ایمنی نقش دارد.

این پژوهشگران امیدوارند بتوانند ازاین گیاه به درمانی برای پیشگیری از رشد انواع دیگر سرطان های پوست دست یابند.

محققان می گویند بر خلاف دیگر شیمی درمانی های تایید شده سرطان پوست که دوره درمانی طولانی سه تا ۱۶ هفته را دارند که اغلب نشانه های آنفلوانزا مانند و تهوع نیز با این نوع درمان همراه بوده است ، فرمولاسیون روغن درخت چای فقط تحریک ملایم پوستی ایجاد می کند که چند روز پس از پایان درمان ، این تحریک پوستی نیز از بین می رود.

روغن درخت چای یک منبع طبیعی و تجدید پذیر از نوعی درخت بومی در ” نیو ساوت ولز” استرالیا است.

نتایج این تحقیقات در نشریه داروشناسی شیمی درمانی سرطان منتشر شده است .

چای سبز با کاهش آميلوئيدهای مغزی می تواند در درمان اختلالات مغزي موثر باشد

بیشتر

نوشيدن زياد چای به دليل داشتن فلورين ، می تواند موجب تضعيف استخوانها می شود

مرداد ۱۲, ۱۳۸۸ بواسطة:   موضوع : اخبار تغذیه, اخبار علمی پزشکی, بهداشت عمومي

بیشتر

آشنایی با انواع ویتامین و تاثیر آنها در بدن

بیشتر

نوشيدن چای سبز ( Green Tea ) بطور روزانه ، فوايد زياديی برای سلامتی دارد

خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ بواسطة:   موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار گیاهان دارویی

بیشتر

آشنایی با تاثیر مصرف چای بر اعضای بدن

بیشتر

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »