مقدمه ای بر موضوع خشونت بر علیه زنان، اشکال آن، دلایل و عواقب آن

بهمن ۳, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار

خشونت بر علیه زنان و دختران، در تمام اشکال مختلف آن، بصورت واقعی یک مصیبت است. اطلاعات در دسترس حاکی از این می باشد که این موضوع در سطح جهانی یک پدیده مرسوم است. اشکال نمایانگر چنین خشونت هائی بسیار زیاد، بر اساس بافت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه مرتبط، متعدد و مختلف می باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   خشونت بر علیه زنان و دختران شامل، انواع خشونت های جسمی، جنسی و روحی می باشد:

(الف) که در داخل خانواده اتفاق می افتد (شامل انتخاب جنین بوسیله والدین براساس جنسیت آن، به استثنای موارد لازم پزشکی) و غفلت سامانمند نسبت به نوزادان دختر؛ ازدواج اجباری؛ ازدواج زودرس؛ خشونت مرتکب شده بوسیله والدین و همسران سابق؛ حمله بوسیله اسید؛ خشونت در مورد مهریه و کشتن بخاطر “شرافت”؛ خشونت و خودکشی اجباری؛ کتک زدن، سوء رفتار جنسی که به کودکان مؤنث در خانه تحمیل می گردد، شامل زنا با محرم؛ تجاوز از طریق شرکای دائمی یا هم خانه؛ قطع یا ناقص کردن آلت جنسی مؤنث و سایر اعمال مضر سنتی نسبت به زنان؛

(ب) که در داخل جامعه بصورت عمومی اتفاق می افتد (شامل تجاوز؛ سوء استفاده جنسی، آزار و اذیت جنسی؛ کلیه اشکال آزار و اذیت در ارتباط با جنسیت؛ ارعاب در محل کار، در سازمان های آموزشی و در جاهای دیگر؛ قاچاق زنان و روسپیگری اجباری؛ نوع جدید بردگی، زن کشی، خشونت بر علیه زنان و دختران در مبارزات و شرایط بعد از مبارزه؛ قاچاق زنان به منظور استثمار جنسی و سایر اشکال استثماری؛ خشونت بر علیه زنان و دختران که شامل تمام اعمال فوق الذکر صرفنظر از اینکه بوسیله دولت انجام گردیده یا از آن غلفت شده باشد، می گردد.

باید در این جا این نکته متذکر گردد که، از آنجائیکه دبیر کل سازمان ملل متحد در مطالعه تفصیلی خود تصدیق نموده است، بیشتر خشونت ها بر علیه زنان بوسیله عاملین خصوصی صورت گرفته است و این شامل تعداد کثیری از افراد و سازمان ها می باشد، این عامل به هیچ وجه باعث برائت دولت از عدم اعمال تأثیر نفود به میزان مقرر، همانطور که در توصیه شماره ۱۹ کمیسیون از میان برداشتن کلیه اشکال تبعیض بر علیه زنان ارائه شده است، نمی گردد

بعضی از عوامل باعث می گردند که قربانیان در نتیجه تبعیض چند جانبه که هم در ارتباط با جنسیت ایشان بوده و هم در ارتباط با این حقیقت که ایشان متعلق به یک اقلیت شخصی یا گروهای قومی، زبانی یا مذهب ایشان، وضعیت مادرزادی زنان، زنان مهاجر، زنان پناهنده یا نقل مکان داده شده، زنانی که در محیط غیر پیشرفته یا جوامع روستائی دور افتاده زندگی می کنند، زنان در زندان یا زنانی که در یک محیط محدود با اثرات زیان بخش آن زندگی می کنند، زنان معلول، زنان حامل اچ ای وی مثبت، زنان با تمایلات همجنس گرایانه یا تمایلات مردانه، دختران جوان، زنان مسن یا بیوه، وقربانیان مؤنث سایر اشکال تبعیض تحمل کرده اند، آسیب پذیرتر گردند. نهایتاً در شرایط بحران یا مبارزات مسلحانه، استفاده از تجاوز، بردگی، سوء استفاده جنسی و استثمار نمایانگر گسترده و سامانمندترین خشونت بر علیه زنان می باشد.

به غیر از عواقب جدی برای سلامت جسمی (بویژه افزایش فوق العاده خطر عفونت اچ آی وی) و سلامت روانی قربانیان، خشونت بر علیه زنان همچنین دارای عواقب عظیم اجتماعی و هزینه عمده اقتصادی می گردد، که به آن هزینه ناپایداری سیاسی و اجتماعی که در نتیجه انتقال خشونت  مابین نسل ها می باشد، اضافه می گردد. از اینرو خشونت بر علیه زنان در فقر آنها و همچنین خانواده ها، جوامع، احتماعات و ممالک ایشان مؤثر بوده است. در نتیجه خشونت بر علیه زنان مانعی برای پیشرفت می باشد.

خشونت بر علیه زنان و دختران دارای بعضی دلایل ساختاری می باشد که شامل عدم تعادل تاریخی بین قدرت زنان و مردان و همچنین دختران و پسران، که در تعدادی از جوامع پیدا می گردد. علاوه بر آن، از عادت ها، سنت ها، و ارزش های مذهبی برای توجیه خشونت بر علیه زنان استفاده می گردد. عدم تعادل اقتصادی که زنان از آن رنج برده اند و فقدان استقلال ایشان عوامل بنیادی برای خشونت که  آنها ظرفیت زنان به منظور عمل و اتخاذ تصمیم را کاهش داده و آسیب پذیری ایشان در برابر خشونت را افزایش می دهد، می باشد.

ناپایداری سیاسی و مبارزات مسلحانه منابع اضافی برای خشونت بر علیه زنان و دختران می باشند. حتی در زمان بعد از مبارزات مسلحانه، محیط برای خشونت برای مدت طولانی وجود دارد و در بسیاری از کشورها که مواجه با مبارزات مسلحانه بوده اند، افزایش قبول خشونت و تکثیر عظیم سلاح ها منجر به افزایش خشونت خارج از مبارزه مسلحانه می- گردد.

به منظور مبارزه با این مصیبت بصورت مؤثر بسیار اهمیت دارد که تمام جوانب در نظر گرفته شود.

دستورالعمل های اتحادیه اروپا در مورد خشونت بر علیه زنان و دختران و مبارزه با هر گونه تبعیض بر علیه ایشان

بهمن ۳, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : قوانین و مقررات, مشروح اخبار

۱-هدف و دستورالعمل ها
قبول دستورالعمل ها در ارتباط با خشونت بر علیه زنان و دختران یک علامت روشن از خواست سیاسی اتحادیه اروپا می باشد که موضوع حقوق زنان را بعنوان یک الویت مورد بررسی قرار داده و اقدامات دراز مدت در این زمینه انجام دهد. در تمرکز بر روی مسأله خشونت بر علیه زنان و دختران، اتحادیه اروپا اقدامات مؤثری بر علیه یکی از عمده ترین نقض تعهدات حقوق بشر در دنیای امروزه انجام خواهد داد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این دستورالعمل ها بر اساس درخواست محکم چندجانبه، که تازه ترین رویدادهای مهم آن مطالعه عمیق دبیر کل سازمان ملل متحد در مورد تمام اشکال خشونت بر علیه زنان می باشد (۲۰۰۶)، کار بر روی شاخص های در ارتباط با خشونت که بوسیله خانم یاکین ارتوک (Yakin Ertük)، مأمور تحقیق ویژه در مورد خشونت بر علیه زنان (۲۰۰۸) صورت گرفته است، قطعنامه ۱۴۳/۶۱ سازمان ملل متحد در مورد تشدید تلاش ها برای از بین بردن تمام انواع خشونت بر علیه زنان (۲۰۰۶) و قطعنامه های ۱۳۲۵ (۲۰۰۰) و ۱۸۲۰ (۲۰۰۸) شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد زنان، صلح و امنیت، و همچنین قطعنامه ۲۲۱۵/۲۰۰۵ از پارلمان اروپا در مورد شرایط زنان در برخوردهای مسلحانه و نقش ایشان در بازسازی و روند دموکراتیک در کشورها بعد از برخورد، بندهای مربوطه از معاهدات حقوق بشر و قانون بشردوستانه بین المللی و مقررات رم در برقراری دادگاه جزائی بین المللی می باشد.
این دستورالعمل ها همچنین به منظور تشویق اجرای تعداد  بیشتری از پروژه های ویژه که هدف آنها در باره زنان و دختران می باشد، که ازجمله، بوسیله دست آویزهای اروپا برای دموکراسی و حقوق بشر، بلکه همچنین برای هرگونه دست آویز مناسب مالی دیگر از اتحادیه اروپا و کشورهای عضو می باشد.
قبول این دستورالعمل ها یک تأکید مجدد در مورد حقوق جهانی بشر می باشد.

۲-تعریف
به منظور اهداف این دستورالعمل ها، تعریف خشونت بر علیه زنان بر اساس اعلامیه حذف خشونت بر علیه زنان می باشد:
“عبارت’ خشونت بر علیه زنان’ به معنی هر گونه اقدام بر اساس خشونت بر مبنی جنسیت که منجر به، یا امکان منجر شدن به، آسیب و لطمه جسمی، جنسی یا روحی با رنج بردن زنان گردد، شامل تهدید به چنین اقدامات، اعمال زورگوئی یا محرومیت خودسرانه از آزادی، چه اینکه در معرض عام صورت گرفته باشد و در زندگی خصوص می باشد”.

۳-دستورالعمل های عملیاتی
اتحادیه اروپا به این سه هدف جدا نشدنی در ارتباط با مبارزه با خشونت بر علیه زنان تأکید می نماید: ممانعت از خشونت، محافظت از و کمک به قربانیان و تحت تعقیب قرار دادن مرتکبین چنین خشونت هائی.
۱/۳-    اهداف عملیاتی
۱/۱/۳-    ارتقاء تساوی جنسی و مبارزه با تبعیض برعلیه زنان
اتحادیه اروپا ذکر می نماید که موانع برای اجرای حقوق سیاسی و اجتماعی – اقتصادی ایشان زنان را در معرض خشونت بیشتری قرار می دهد. در این مورد، و با هدف ممانعت از چنین خشونت هائی، استراتژی کشورهای عضو و اتحادیه اروپا و اقدام خارجی ایشان می باید بویژه در ارتباط با مقررات و خط مشی های عمومی که بر علیه زنان و دختران تبعیض بوجود می آورد، و کمبود پشتکار در مبارزه با تبعیضی که در قلمرو های خصوصی و رفتار قالبی در ارتباط با جنسیت اعمال می گردد، تمرکز یاید.
۲/۱/۳-    گردآوری اطلاعات در مورد خشونت بر علیه زنان و توسعه شاخص ها
علی الرغم موفقیت در سال های اخیر، اطلاعات کیفی و کمی قابل مقایسه صحیح در تمام رویه های متداول خشونت بر علیه زنان و دختران، و همچنین شاخص های مربوطه مورد نیاز می باشد، تا دولت ها قادر باشند که اقدامات و استراتژی های خود را با معلومات کامل در ارتباط با حقایق برنامه ریزی نمایند. هنوز به میزان قابل ملاحظه ای عدم توافق در انواع اطلاعات جمع آوری شده در ارتباط با گروه های جمعیت مطالعه شده و انواع خشونت های برآورد شده وجود دارد. اتحادیه اروپا کوشش می نماید تا دست افزارها بنیادی و سایر ابزارها را که باعث گردآوری اطلاعات گشته و به بالابردن ظرفیت های ملی برای جمع آوری و پخش قابل اعتماد، اطلاعات صحیح کمک می نمایند، تعیین نماید.
۳/۱/۳-    ابداع استراتژی هماهنگ شده مؤثر
اقدام اتحادیه اروپا در مورد خاطر نشان سازی به دولت ها بر مسئولیت دوگانه ایشان برای جلوگیری و پاسخ به خشونت ها بر عیله زنان و دختران تمرکز خواهد یافت. ایشان وظیفه دارند که استراتژی های ممانعت کننده و استراتژی های برای محافظت و حمایت از قربانیان خشونت را به مرحله اجرا در آورده، و در تمام سطوح (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)، و در تمام بخش های جامعه، بویژه بوسیله سیاستمداران، بخش های خصوصی و همگانی، انجمن های مدنی و رسانه های گروهی دعوت به اقدام نمایند. مکانیزم های نهادی اجباری در سطح محلی، منطقه -ای و بین المللی می باید به منظور اطمینان حاصل نمودن از اجرا، هماهنگی و ادامه این استراتژی ایجاد گردد.
۴/۱/۳-    مبارزه در مورد کیفرناپذیری اعمال کنندگان خشونت بر علیه زنان و دسترسی به قضاوت برای قربانیان حادثه
اتحادیه اروپا تأکید خواهد نمود که برای کشورها مهم می باشد که اطمینان حاصل نمایند که خشونت بر علیه زنان و دختران بوسیله قانون مجازات گردد و رسیدگی نمایند که اعمال کنندگان خشونت بر علیه زنان و دختران در حضور دادگاه مسئول اعمالشان شناخته خواهند شد. کشورها بویژه می باید در مورد اقدامات خشونت آمیز بر علیه زنان و دختران بسرعت، با دقت، بیطرفانه  و با جدیت تحقیق نمایند، و اطمینان حاصل کنند که سیستم عدالت کیفری، بویژه مقررات اجرائی و شواهد، در شرایطی کار می کند که زنان را به دادن شهادت تشویق نموده و حفاظت از ایشان را هنگامی که آنهائی را که این اعمال خشونت آمیز را بر علیه زنان انجام داده اند، تحت تعقیب قرار می دهند ضمانت می نماید، بویژه بوسیله اجازه دادن به افراد قربانی و نمایندگان ایشان که بر علیه آنها اقدامات مدنی بعمل آورده اند. مبارزه با کیفرناپذیری هم چنین اقدامات مثبتی از قبیل آموزش پلیس و مأمورین اجرای قانون، سازمان کمک های حقوقی رایگان و محافظت کامل از قربانیان و شاهدان و ایجاد شرایطی را که قربانیان دیگر از نقطه نظر اقتصادی به اعمال کنندگان خشونت بستگی نداشته باشند را در بر دارد.

۲/۳-افزارهای های مداخله اتحادیه اروپا
افزارهای مداخله اروپا می باید تمام ایفا کنندگان نقش در اتحادیه اروپا را، با شروع از سفارتخانه های کشورهای عضو، نمایندگان کمیسیون هیئت نمایندگان و دبیر کل عمومی شورای اتحادیه اروپا را دست اندرکار نماید.
اتحادیه اروپا اطمینان حاصل خواهد نمود که در مورد اشتراک مساعی مابین اجرای این دستورالعمل ها و سایر دستورالعمل های اتحادیه اروپا در مورد حقوق بشر، بویژه آنهائی که در ارتباط با حقوق کودکان و مدافعان حقوق بشر می باشد بررسی مناسب بعمل آورد.
بر اساس اهداف عملیاتی اتحادیه اروپا در شرایط مبارزه با خشونت بر علیه زنان، افزارهای اصلی مداخله بقرار زیر خواهند بود:

۱/۲/۳-    روش های عمومی
اتحادیه اروپا بصورت منظم مسأله مبارزه با خشونت بر علیه زنان و دختران و انواع اشکال تبعیضاتی که خشونت از آنها سرچشمه می گیرد را در روابطش با کشورهای ثالث و سازمان های منطقه ای مطرح می نماید. چنین روش هائی بویژه تا حدی بستگی به این دارد که از معیارهای بین المللی و تعهدات کشورها در آن منطقه تبعیت نماید، و در ارتباط با اجرای مؤثر از و بانجام رساندن کامل آن تعهدات خواهد بود. اتحادیه اروپا هم چنین اطمینان حاصل خواهد نمود که عطف به حقوق زنان در تمام دستورات نمایندگان ویژه و فرستادگان اتحادیه اروپا و نمایندگان شامل می گردد.
اتحادیه اروپا قبلا از شروع تمام اقداماتش موارد زیر را انجام خواهد داد:
(الف)اشکال مختلف خشونت بر علیه زمان و دختران را تعیین کرده و اطلاعات مربوطه و شاخص های مربوطه آنها را تجزیه و تحلیل می نماید؛
(ب)شناسائی کردن وجود قوانین و بکاربستن آن که صریحاً و بالفعل تبعیض آمیز بوده، و از چه طریقی این خشونت ها سرچشمه می گیرد؛
(ج)شناسائی عدم حضور و / یا کمبود خط مشی های عمومی تعیین شده در پاسخ به خشونت بر علیه زنان؛
(د)شناسائی دست افزارهای بین المللی برای محافظت از حقوق زنان که بوسیله کشورهای مربوطه تصویب شده است، شامل تردیدهای موجود و الحاق چنین مقرراتی به قانون ملی؛
(ه)شناسائی توصیه های داده شده به آن کشورهائی که بوسیله مکانیزم های منطقه ای و بین المللی در ارتباط با قانون زنان و خشونت بر علیه زنان.
در روش های خود، اتحادیه اروپا موقعیت ها و ابتکارات را بویژه در موارد زیر قبول خواهد نمود:
(و)تصویب اجلاس سازمان ملل متحد را در مورد حذف تمام اشکال تبعیض آمیز بر علیه زنان را در تفاهم نامه اختیاری خود، تفاهم نامه منشور آفریقا در مورد حقوق بشر و مردم در ارتباط با حقوق زنان در آفریقا و معاهده داخلی آمریکا د رمورد ممانعت، مجازات و از بین بردن خشونت بر عیله زنان، تشویق خواهد نمود؛
(ز)انصراف از قید و شرط هائی را که در ارتباط با گردهمآئی ثبت گردیده است و بویژه آنهائی که متناقض با اهداف گردهمآئی بوده، از جمله بر اساس تفسیر داده شده در ارتباط با آن قید و شرط هائی که بوسیله کمیسیون حذف تمام اشکال تبعیض بر علیه زنان ((CEDAW می باشد، تشویق خواهد نمود.
(ح)ارائه گزارش ها را بوسیله کمک های فنی در صورت لزوم، به کمیسیون CEDAW در زمان های تعیین شده و باتمام رساندن گزارشات و توصیه های کمیسیون را تشویق خواهد کرد؛
(ط)تبادل نظر و مشاورات منظم با مدافعان حقوق زنان و سازمان های زنان را ارائه خواهد داد؛
(ی)مدافعان حقوق زنان و سازمان های زنان را تشویق خواهد کرد که دست اندر کار توسعه، اجرا و ارزیابی خط مشی ها عمومی در این زمینه گردند؛
(س)کشورهای عضو به قبول تعهدات ویژه ای در مورد مبارزه با خشونت و تبعیضات بر علیه زنان در چهارچوب تجدید نظر دوره ای جهانی (UPR) تشویق خواهد نمود؛
(ع)توسعه دست افزارهای بین المللی و منطقه ای جدید مناسب را تشویق خواهد نمود.

۲/۲/۳-اقدامات اضافی ویژه برای مبارزه با خشونت بر علیه زنان
اقدام برای مبارزه با خشونت بر علیه زنان بوسیله روش های آغازگرانه زیر انجام خواهد گردید:
(الف)از طریق تشویق احضار نماینده تحقیقی ویژه سازمان ملل متحد در ارتباط با خشونت بر علیه زنان در مواردی که چنین خشونت هائی بسیار گسترده شده و عمدتاً مجازات نمی گردد؛
(ب)در شرایطی که ملاقاتی صورت گرفته شده است، بوسیله اطمینان حاصل نمودن از اینکه توصیه ها، نتیجه گیری ها و مشاهدات نماینده تحقیقی ویژه ادامه یابد؛
(ج)بوسیله اقدامات حمایتی برای مبارزه با کیفرناپذیری در ارتباط با خشونت بر علیه زنان و دختران بویژه از طریق بازبینی تمام مراحل قانونی در ارتباط با موارد چنین خشونت- هائی؛
(د)بوسیله حمایت از مدافعان حقوق زنان و مدافعان حقوق انسان مؤنث، بویژه آنهائی که تهدید شده یا کسانی که قربانیان بخصوص آزار و اذیت یا سرکوبی با هدف معین می باشند؛
(ه)بوسیله ارتقاء و حمایت از خط مشی ها و مبارزات برای بالا بردن آگاهی تساوی در امور جنسی و مبارزه با خشونت بر علیه زنان، بویژه مبارزات با هدف تأمین بالا بردن آگاهی بویژه در مورد مردان و پسران؛
(و)بوسیله ارتقاء و حمایت از مبارزات متمرکز شده بر غفلت های سازمان یافته نسبت به دختران، بویژه در ارتباط با ثبت نام رسمی تولد و تحصیل.

۳/۲/۳-    موارد مجزا
اتحادیه اروپا بررسی خواهد کرد که در صورتی که در موارد مجزائی با اهمیت استثنائی، بویژه خشونت های مرتکب شده یا مدارا شده بوسیله دولت برخلاف تعهدات بین المللی و آزادیهای بنیادی نسبت به تمامیت جسمی و غیر تبعیضی، و در غیاب اقدام قانع کننده در سطح ملی اطلاع حاصل نماید، اقدامات ویژه انجام دهد.
این بخصوص در موارد قانون شکنی جنجال برانگیز صدق می نماید که یک یا بیشتر از موازین زیر را برآورده نموده است:
۱/۳/۲/۳ – مواردی در باره مرتکبین خشونت که محکومیت ایشان در دادگاه جزائی در ارتباط با اعمالی که انجام داده اند، به نسبت اهمیت جرمی که مرتکب گردیده اند  غیر محتمل می باشد؛
۲/۳/۲/۳-مواردی که از قربانیان خشونت که ایشان باحتمال زیاد هیچ گونه دسترسی به یک دادگاه مدنی یا جزائی مناسب، بدون تبعیض برای جبران خسارت نخواهند داشت؛
۳/۳/۲/۳-مواردی که منعکس کننده یک عمل مکرر سازمان یافته بوده یا در سطح وسیع در ارتباط با آن قوانین و خط مشی دولتی وجود ندارد یا کافی نمی باشد، بویژه در مورد قضایای بسیار جدی، مانند آنهائی که درگیر قتل یا خودکشی اجباری که با نام شرافت انجام یافته است؛
۴/۳/۲/۳-مواردی که در نتیجه قوانین و اعمال تبعیض آمیز انجام گردیده است؛
۵/۳/۲/۳-مواردی خشونت، تهدیدات، آزار و اذیت و سرکوبی مدافعان حقوق انسان مؤنث.

۴/۲/۳-    چهارچوب تبادل نظر اروپا

اتحادیه اروپا بصورت مکرر موضوع خشونت بر عیله زنان و تبعیضی را که از چنین خشونتی سرچشمه میگیرد در تبادل نظرهای حقوق بشر و در سایر تبادل نظر های خط مشی اتحادیه اروپا در صورت ضروری بودن، مطرح کرده است.
این موضوعات می توانند در دستور جلسه برای چنین تبادل نظرهائی یا بصورت یک موضوع خاص یا از طریق آمیختن با یک یا چند مورد بخصوص در ارتباط با جنیست بحث گردند.
در آن ارتباط، اتحادیه اروپا هرگونه توصیه پیامدهای مکانیزم های منطقه ای و بین المللی را برای محافظت حقوق زنان و مبارزه با خشونت بر علیه زنان، بویژه آنهائی که توسط مأمور تحقیق ویژه سازمان ملل متحد در مورد خشونت بر علیه زنان تنظیم شده است، آنهائی را که در ارتباط با زنان در چهارچوب EPU می باشد، پیامدهای توصیه های کمیسیون CEDAW، و آنهائی که بوسیله مکانیزم محافظت منطقه ای پیشنهاد گردیده است را تعقیب خواهد کرد.

۵/۲/۳-    پیش نویس گزارش های حقوق بشر
در گزارش های خود، رؤسای گروه نمایندگی می باید بصورت سامانمند در تمام گزارش های خود بخشی را در مورد پذیرش تحلیل حقوق بشر در ارتباط با آزادی های بنیادی زنان، با عطف ویژه به حقوق ایشان در مورد تمامیت جسمی و عدم تبعیض و پذیرش تعهدات بین المللی دولت ها در ارتباط با خشونت بر علیه زنان شامل نمایند.

گزارش ها به مسائل زیر رجوع خواهد نمود:

•سازمان ها و سایر مکانیزم هائی که مسئول جمع آوری اطلاعات کمی و کیفی در سراسر منطقه و در تمام انواع محیط ها (خانه، محل کار، سازمان های آموزشی، بازداشتگاه ها و سایر سازمان های دولتی، و غیره) می باشند؛
•آمارهائی که بر حسب نوع جنسیت، سن و سایر عوامل و همچنین اطلاعات در مورد اشاعه آن آمار به گردانندگان اصلی مربوطه و عموم مردم تفکیک شده باشد؛

•چهار چوب قانونگذاری همانطور که در روش های اولیه تعیین گردید، و بویژه وجود تبعیضات حقوقی و اجرائی.

نمایندگان و اعزام کنندگان ویژه اتحادیه اروپا می باید حقوق زنان را در نظر بگیرند ولی می باید اطلاعات در مورد این موضوع را شامل گزارشات خود بنمایند.

۶/۲/۳-    ارتقاء حقوق زنان در کنگاشگاه های بین المللی
اتحادیه اروپا نقش فعال خود را در ارتقاء حقوق زنان و به ویژه جلوگیری از خشونت بر علیه زنان را، در کنگاشگاه های بین المللی (بخصوص در سازمان ملل متحد) ادامه خو اهد داد. اتحادیه اروپا اطمینان حاصل خواهد نمود که با تمام واحد های حقوق زنان سازمان ملل متحد هماهنگی یکنواختی خواهد داشت وبه حمایت از کار ایشان و ترویج پیام های واحد و با ارتباط منطقی در چنین کنگاشگاه هائی ادامه خواهد داد، که بدین وسیله تأثیر اقدامات اتحادیه اروپا در آن منطقه تقویت می گردد.

۷/۲/۳-    همکاری دوجانبه و چند جانبه
اقدام به منظور مبارزه با خشونت بر علیه دختران و زنان مطابق با اولویت در چهارچوب همکاری دو جانبه و چند جانبه در دفاع از حقوق بشر، با همکاری با جامعه مدنی، که شامل زمینه های آموزشی و حقوقی می باشد، خواهد بود. توجه ویژه ای به چنین همکاری در ابتکار اروپا برای دموکراسی و حقوق بشر، ولی از طریق سایر دست افزارهای مناسب مالی اتحادیه اروپا و کشورهای عضو مبذول خواهد گردید.
هدف از چنین همکاری، از جمله، حمایت از برنامه های جامعه مدنی، بویژه تمرکز بر روی قسمت های ارحج زیر خواهد بود:

۱/۷/۳/۲-جبران، توانبخشی و دسترسی به مراقبت

(الف)    کمک به برنامه هائی که ارتقاء و اطمینان به عدالت را برای قربانیان خشونت که در دادگاه حضور می رسانند، فراهم می آورد؛
(ب)کمک به منظور دسترسی به خدمات مناسب مراقبت که بصورت رایگان در زمینه های کمک در روانشناسی، کمک های حقوقی، مسکن و پیوستگی مجدد قربانیان خشونت و کودکان ایشان، از جمله، از طریق مبارزات در ارتباط با اطلاعات عمومی برای چنین خدماتی فراهم می آورد؛
(ج)ارتقاء دسترسی و حق زنان و دختران به اطلاعات و خدمات تندرستی، بویژه در ارتباط با بهداشت در امور جنسی و تولید مثل، از جمله به منظور حفاظت بهتر از ایشان در مقابل عفونت HIV، تأیید اتحادیه برای اجرای کامل برنامه اقدام قاهره که در کنفرانس بین المللی نفوس و توسعه (ICPD) در سال ۱۹۹۴ اتخاذ گردیده و اقدامات اصلی برای کاربرد مداوم برنامه اقدام ICPD موافقت شده در ICPD + 5 و همچنین برای اعلامیه و برنامه  کپنهاک و طرحی برای اقدام پکن و اهداف توسعه هزاره؛
(د)کمک برای ارتقاء برنامه هائی که زنان بصورت آزاد حقوق خود را به منظور اتخاذ تصمیم در ارتباط با تمایلات جنسی خود بدون اینکه تحت فشار قرار گیرندعمل نمایند؛
(ه)کمک برای حمایت از برنامه هائی که هدف آنها گروهی اززنان باشد که ایشان نیاز به توجه ویژه دارند بخاطر این که تحت خطر افزوده بدلیل قربانی خشونت بودن قرار گرفته اند.

۲/۷/۲/۳    جلوگیری از خشونت

(الف)ارتقاء و حمایت برای اقدام به منظور مبارزه با کیفر ناپذیری در مورد کسانی که بر علیه زنان و دختران مرتکب خشونت می شوند؛
(ب)کمک برای آموزش در مورد حقوق بنیادی و دادن اختیار به زنان و دختران؛
(ج)حمایت از مبارزات، از جمله در زمینه بالا بردن آگاهی و ارتباط، که در مورد برابری جنسی و اقدامات به منظور مبارزه با خشونت بر علیه زنان و دختران از طریق از میان برداشتن رفتار کلیشه ای جنسی که به خشونت بر علیه زنان و دختران کمک می کند، تمرکز می نماید؛
(د)حمایت برای برنامه هائی که هدف آنها بهبود اقتصادی و استقلال زنان میباشد؛
(ه)حمایت برای آموزش افسران پلیس و کارکنان دستگاه قضائی در مورد موضوعات در ارتباط با خشونت بر علیه زنان و دختران و عواقب چنین خشونت هائی.

۳/۷/۲/۳    تقویت ظرفیت ها

(الف)تأمین همکاری برای طرح های اقدام ملی برای اجرای توصیه های کمیسیون CEDAW، که شامل اشاعه آن در باره آن می گردد؛
(ب)تأمین همکاری برای شروع مکانیزم های هماهنگ شده مؤثر برای جمع آوری اطلاعات در مورد خشونت بر علیه زنان و دختران؛
(ج)حمایت از سازمان های زنان و مدافعان حقوق بشر مؤنث، و بصورت کلی تر برای سازمان های جامعه مدنی که با خشونت بر علیه زنان مبارزه می نمایند؛

(د)تأمین آموزش مناسب برای تمام افراد حرفه ای مسئول مواجه با خشونت بر علیه زنان و دلایل و عواقب چنین خشونت هائی (پلیس، کارکنان قضائی، مراقبین تندرستی و بهداشت و افراد حرفه ای آموزشی، رسانه ها)؛
(ه)حمایت از برنامه هائی که قدرت پلیس را برای مصاحبه در باره موارد خشونت آمیز، بویژه خشونت خانگی، از طریق آغاز تفاهم نامه های مداخله همگون شده، عطف به قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد جلوگیری از جنایات و پاسخ های عدالت جزائی به خشونت بر علیه زنان را تقویت مینماید؛
(و)حمایت برای تأسیس مرکز خدمات اداری غیر متمرکز شده برای بهبود وضعیت زنان؛
(ز)تآمین همکاری برای طرح های اقدام ملی که قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت را اجرا می نماید.

۳/۳-ارزیابی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  گروه کاری شورا درمورد حقوق بشر بصورت منظم اجرای این دستورالعمل ها را، از جمله بر مبنای گزارشی که بوسیله رؤسای هیئت های نمایندگی و بعد از مشاوره غیر رسمی با جامعه مدنی تسلیم نموده ارزیابی خواهد کرد. گروه کاری در مورد حقوق بشر شورا را در مورد کاربرد دستورالعمل ها مطلع خواهد نمود و به شورا هرگونه اصلاحات لازم برای بکار بردن در دستورالعمل ها را پیشنهاد خواهد کرد.

چگونه از سرطان تخمدان در مراحل اولیه پیشگیری کنیم ؟

سرطان تخمدان قابل معالجه است بخصوص اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود. با معالجه و بهبود سرطان ، بسیارى از زنان مى توانند زندگى طولانى و رضایت بخشى داشته باشند حتى با سرطان پیشرفته تخمدان.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  سرطان تخمدان یکی از شایعترین سرطان های زنان است که متأسفانه در اکثریت موارد در مراحل پیشرفته تشخیص داده می شود . بیماری اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود قابل علاج است ولی در ۷۵% موارد به دلیل تشخیص دیر هنگام بیماری علیرغم جراحی های وسیع و شیمی درمانی های گوناگون ، امید بقای درازمدت بیماری ناچیز است . به همین دلیل تشخیص بیماری در مراحل اولیه بسیار مهم است .

بیماری اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود قابل علاج است ولی در ۷۵% موارد به دلیل تشخیص دیر هنگام بیماری علیرغم جراحی های وسیع و شیمی درمانی های گوناگون ، امید بقای درازمدت بیماری ناچیز است . به همین دلیل تشخیص بیماری در مراحل اولیه بسیار مهم است .

شناخت علائم بیماری

بعد از دهه های متوالی که ادعا می شد ، این بیماری هیچ علامت مشخص و واضحی ندارد، چندین سازمان پزشکی مثل جامعه سرطان  در امریکا توانستند علائم تقریبا اختصاصی زیر را به عنوان علامت شاخص این بیماری اعلام کنند:
۱ – تورم و درد شکم یا لگن
۲- مشکل در خوردن
۳- احساس پری و سیری بلافاصله بعد از غذا خوردن
۴- توسعه علائم ادراری مثل افزایش توالی دفع ادرار و یا نیاز به دفع سریع ادرار

اگرچه این علائم در مشکلات معده و به طور کلی ناراحتی های گوارشی نیز مشاهده شده است ولی اگر این علائم را هر روز و برای چندین هفته احساس کردید سریعا به پزشک زنان مراجعه کنید. زیرا این ها می تواند علائم اولیه سرطان تخمدان باشد. بهتر است این تفکر و افسانه که سرطان تخمدان یک قاتل خاموش می باشد را از ذهن بیرون کنید.  باید پذیرفت که بدلیل عدم توجه زنان به این علائم ، تشخیص به موقع با تاخیر مواجه می شود. در حالیکه توجه به این علائم واقعا ضروری است و این علائم اغلب ثابت و مجاب کننده می باشد. اگر چنین است حتما به پزشک مراجعه کرده و در مورد سرطان تخمدان سوال کنید.

توجه به سابقه خانوادگی این بیماری

هر آنچه در مورد سابقه این بیماری در هر دو خانواده پدری و مادری وجود دارد را جست و جو و مطالعه کنید. اگر افراد درجه یک خانواده مثل مادر، خواهر و یا دختر مبتلا به سرطان تخمدان بوده اند، شانس شما در ابتلا به این بیماری نیز زیاد خواهد بود. حتی اگر عمه، خاله ، مادر بزرگ و … به این بیماری مبتلا بوده اند، احتمال ابتلای شما نیز به مراتب افزایش خواهد یافت. دقیقا همین مساله در مورد احتمال ابتلا به سرطان سینه نیز صادق است. در مجموع خطری که شما را تهدید می کند وابسته به فاکتورهای متعددی مثل گرایش قومی و حتی سن کسانی که مبتلا به این بیماری شده اند ، نیز می باشد. بنابر این اگر افراد خانواده و یا فامیل مبتلا به سرطان سینه یا تخمدان بوده اند حتما به پزشک اطلاع دهید.

انجام معاینات

آزمایشات مختلفی برای تشخیص و حتی اندازه گیری درصد خطر و احتمال ابتلا وجود دارد. اما فراموش نکنید که همه ا ین آزمایشات برای هر کسی انجام نمی شود.
۱-    آزمایشات ژنتیکی: تنها ۱۰ درصد از موارد این سرطان مربوط به ژنتیک و یا مسئله وراثت می باشد. اما افراد مبتلا به سرطان سینه ۲۰ تا ۴۰ % بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلا به این بیماری می باشند. بنابراین اگر افراد درجه یک خانواده و یا فامیل های نزدیک مبتلا به سرطان سینه و یا تخمدان بوده اند حتما با پزشک در مورد انجام تست ژنتیکی مشورت کنید.
۲-    آزمایشات خون: برای تشخیص وجود سرطان لازم است.
۳-    اولترا سوند: نام دستگاهی است که امکان تصویر برداری از تخمدان از مجرای واژن میسر می کند. این تست امکان بررسی تغییرات ساختاری تخمدان را فراهم می کند.

سرطان تخمدان به علت تشخیص دیررس آن از جمله سرطان‌‌های مرگبار در زنان است، اما با انجام اقداماتی می‌توان خطر ابتلا به این سرطان را کاهش داد.

این راهبردها می‌تواند به کاهش ابتلا به سرطان تخمدان کمک کند، گرچه تضمین صددرصدی در این مورد ایجاد نمی‌کند:

قرص‌های ضدبارداری خوراکی: مصرف قرص‌های ضدبارداری خوراکی می‌تواند ۴۰ تا ۵۰ درصد از خطر ابتلا به سرطان تخمدان را کاهش دهد. این کاهش خطر به خصوص پس از ۵ سال مصرف این قرص‌ها چشمگیرتر می‌شود. به طور کلی هر چه طول مدت مصرف این قرص‌ها بیشتر باشد، احتمال اثر محافظتی آنها در برابر سرطان تخمدان بیشتر می ‌شود.

تغییرات رژیم غذایی و ورزش:بسیاری از کارشناسان برای کمک به پیشگیری از سرطان تخمدان خوردن غذای کم‌چربی، پرفیبر و کاهش مصرف گوشت قرمز و اجتناب از مصرف الکل را پیشنهاد می‌کنند. بررسی‌‌ها نشان‌ داده‌اند رژیم غذایی کم‌چربی که دست کم برای چهار سال ادامه داشته باشد، می‌تواند خطر سرطان تخمدان را کاهش دهد.

به علاوه انجام ورزش دست کم سه بار در روز برای پایین‌ نگه داشتن میزان چربی بدن نیز به پیشگیری سرطان تخمدان کمک می‌کند. در افراد ۱۸ ساله و بالاتر که ضریب توده بدنی یا BMI که بیشتر از ۲۵ باشد، خطر سرطان تخمدان را بالا می‌برد.

بارداری و شیردهی از پستان:‌

گرچه نیاید تصمیم به بچه‌دار شدن را صرف بر مبنای کاهش خطر سرطان تخمدان گرفت، اما بررسی‌ها نشان داده‌اند که در زنانی که باردار شده‌اند نسبت به زنانی که باردار نشده‌اند،‌خطر سرطان تخمدان ۳۰ تا ۶۰ درصد کاهش می‌یابد.

همچنین اگر اولین فرزند یک زن قبل از ۳۰ سالگی او به دنیا آمده باشد، این خطر بیشتر کاهش می‌یابد و با هر بارداری بعدی این خطر بیشتر کاهش می‌یابد. به نظر می‌رسد شیردهی از پستان نیز اثر محافظتی در برابر سرطان پستان داشته باشد.

مشاوره ژنتیک:

مشاوره ژنتیک در صورتی که زنی سابقه خانوادگی مبنی داشتن ژن‌های مربوط به افزایش خطر سرطان تخمدان را داشته باشد، توصیه می‌شود.

در این مورد فرد پیش از انجام آزمایش ژنتیکی برای این مورد باید در مورد منافع و مخاطرات این آزمایش‌ها با پزشکش مشورت کند. یک آزمایش منفی ممکن است باعث آسودگی خاطر زن شود، اما مثبت بودن آن ها م ممکن است تشویش خاطر او را باعث شود. با این وجود بسیاری از زنان در معرض خطر بالای سرطان تخمدان احساس می کنند مشاوره ژنتیک می‌توانند به آنها کمک کند با اطلاع در مورد نحوه پیشگیری از سرطان تخمدان تصمیم بگیرند.

بستن لوله‌ها:

بستن لوله‌ها یک عمل جراحی است که در ان لوله‌های فالوپ (لوله‌های رحمی) بسته می شوند. در زنانی که پس از بچه‌دار شدن لوله‌های‌شان را بسته‌اند، خطر سرطان تخمدان کاهش پیدا می‌کنند،‌هر چند که علت این اثر محافظتی به طور دقیق مشخص نیست.

برداشتن تخمدان:

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  اگر زنی بالای ۴۰ سال است و به علت یک بیماری غیرسرطانی مانند فیبروئیدهای رحمی باید تخمدان‌هایش برداشته شود، ممکن است تصمیم بگیرد ضمن این عمل تخمدان‌هایش را هم بردارند تا احتمال ابتلا به سرطان تخمدان در آنها کاهش یابد. انجام این عمل را که به آن تخمدان‌برداری پیشگیرانه می‌گویند‌‌، مورد اختلاف بوده است، زیرا ممکن است باعث یائسگی زودرس در زنان قبل از سن یائسگی شود.

تخمدان‌ برداری پیشگیرانه معمولا برای زنانی توصیه می‌شود که تعداد بچه‌های‌شان کامل است و سابقه خانوادگی قوی سرطان تخمدان دارند. توجه داشته باشید که حتی برداشتن تخمدان تضمین‌کننده صدردرصد پیشگیری از سرطان تخمدان نیست، چرا این سرطان هنوز ممکن است از سلول‌های پوشاننده حفره لگن منشا بگیرد.

کارشناسان بهداشتی مجموعه‌ای از علائم جسمی را شناسایی کرده‌اند که در زنان مبتلا به سرطان تخمدان رخ می‌دهند و ممکن است نشانه‌های هشداردهنده اولیه برای این بیماری باشند.

این علائم بسیار معمول و شایع هستند، و اغلب زنانی که آنها را بروز می‌دهند، مبتلا به سرطان تخمدان نیستند. اما برای زنان مبتلا به سرطان تخمدان، امید این است که آگاهی بیشتر در مورداین علائم به تشخیص زودرس و درمان بیماری منتهی شود.

جامعه سرطان آمریکا و جامعه متخصصان سرطان‌های زنان آمریکا بر این چهار علامت به عنوان علائمی که در زنان مبتلا به سرطان تخمدان از  عموم مردم شایع‌ترند، ‌تاکید دارند:

- آروغ زدن وافزایش اندازه شکم
- درد شکمی یا لگنی
- اشکال در غذا خوردن و احساس سیری زودرس و تکرر و فوریت ادرار

بر اساس این رهنمود هر زنی یک یا تعداد بیشتری از این علائم را تقریبا هر روز برای چند هفته تجربه می‌کند باید به یک پزشک بالینی ترجیحا متخصص زنان و زایمان مراجعه کند تا مورد معاینه لگنی قرار گیرد.

اگر معاینه لگنی فرد مشکوک بود، معمولا به دنبال آن از یک روش غیرتهاجمی  تشخیصی، سونوگرافی از راه واژن و احتمالا اندازه‌گیری خونی یک شاخص سرطان به نام CA-125 استفاده می‌شود.

تنها راه تشخیص قطعی سرطان تخمدان در حین جراحی است، که بهتر است بوسیله متخصص زنانی که در زمینه سرطان تخمدان تجربه دارد، انجام شود.

پژوهش‌ها نشان داده است که بسیاری از زنانی که دچار سرطان تخمدان هستند، مدت‌ها پیش از تشخیص سرطان، از علائمی که در بالا ذکر شد، شکایت داشته‌اند، اما این علائم یا نادیده گرفته‌ شده‌اند یا به بیماری‌های دیگر نسبت داده شده‌اند.

چهار علامتی که ذکر شد در بسیاری از بیماری‌های دیگر مانند اختلالات قاعدگی، سندروم روده تحریک‌‍‌پذیر و عفونت‌های مثانه بروز می‌کنند.

اما اگر چنین علائمی بدون سابقه قبلی بروز کنند، برای چند هفته ادامه پیدا کنند، و در طول زمان بدتر شوند،‌ممکن است نشانه سرطان تخمدان باشند .

عوامل , ریسک فاکتورها و میزان شیوع :

سرطان تخمدان بیماری چندان رایجی نیست و پنجمین عامل مرگ ومیر زنان در اثر سرطان و بیماری های زنان محسوب می شود. علت این بیماری ناشناخته است . این سرطان بیشتر در جوامع صنعتی , البته به جز ژاپن , دیده می شود. زنان مسن بیشتر در خطر ابتلا به سرطان تخمدان قرار دارند. بیش از نیمی از مرگ ومیر ناشی از سرطان تخمدان در زنان ۵۵ تا ۷۴ ساله دیده می شود و تنها ۱,۴ از زنان ۳۵ تا ۵۴ ساله در اثر این بیماری جان خود را از دست می دهند.

با این که سرطان تخمدان , شیوع چندان زیادی ندارد اما به دلایلی باعث مرگ ومیر زیادی می شود. یکی از این دلایل , مبهم و غیرمشخص بودن علایم سرطان تخمدان است که در نتیجه زنان و پزشکان آنها معمولا این علایم را مربوط به بیماری های رایج دیگر تصور می کنند و زمانی که سرطان تشخیص داده می شود. اغلب تومور به خارج از تخمدان سرایت کرده است .

همچنین تخمدان سرطانی , سلول های بدخیمی را از خود بیرون می ریزد که اغلب برروی رحم , مثانه , روده و دیواره روده جای می گیرند. این سلول ها حتی پیش از آنکه سرطان شناسایی شود , شروع به ساخت تومورهای جدیدی می کنند.

دلیل دیگر مرگ ومیر زیاد بیماران مبتلا به سرطان تخمدان اینست که آزمایش تشخیص موثری برای این بیماری وجود ندارد. بیش از ۵۰ درصد از زنان مبتلا به سرطان تخمدان در مراحل پیشرفته بیماری , متوجه بیماری خود شده اند.

به نظر می رسد که خطر ابتلا به سرطان تخمدان ناشی از چند عامل باشد. هرچه تعداد فرزندان یک زن بیشتر باشد , احتمال ابتلا او به سرطان تخمدان کمتر می شود. حاملگی در سنین پایین و مصرف قرص های ضدبارداری نیز اثر پیشگیرنده دارند و برعکس به نظر می رسد که مصرف داروهای باروری با افزایش احتمال ابتلا به این سرطان در ارتباط باشد. اگرچه هنوز در اینباره اختلاف نظر وجود دارد.

برخی از ژن ها مثل که خطر BRCA 2 و BRCA 1 ابتلا به سرطان سینه و سایر سرطان ها در سنین پایین تر را افزایش می دهند , احتمالا در بالابردن خطر ابتلا به سرطان تخمدان نیز موثر هستند. بیمارانی که قبلا به سرطان سینه مبتلا شده اند و یا یکی از اعضای خانواده آنها سابقه ابتلا به سرطان سینه یا تخمدان را داشته باشد , در خطر بیشتری هستند.

سابقه فامیلی ابتلا به سرطان رحم , روده یا سایر سرطان های معده ای ـ روده ای , ممکن است علامت وجود سندرومی به نام سرطان غیرپولیپی ارثی روده باشد که احتمال ) HNPCC ( ابتلا به سرطان تخمدان را بسیار بالا می برد.

سایر عوامل احتمالی عبارتند از مصرف پودر تالک , قرارگرفتن در معرض پنبه نسوز , مصرف غذاهای پرچرب , و ابتلا به بیماری اریون در کودکی ; که البته تاثیر هیچ کدام از این عوامل هنوز به اثبات نرسیده است .

پیشگیری :

اگر چه هنوز هیچ راه قطعی برای پیشگیری از ابتلا به سرطان تخمدان شناخته نشده است , اما با تمرینات ورزشی دائمی و منظم عضلات لگن خاصره , شاید در مجموع بتوان خطر را کاهش داد. مطالعات نشان می دهد که خطر ابتلا به این نوع سرطان در بیمارانی که قرص های ضدبارداری خوراکی مصرف کرده اند. به نسبت کسانی که از سایر انواع داروهای ضدبارداری استفاده نموده اند. کمتر بوده است . در تحقیقات اخیر مشخص شده در زنانی که موتاسیون ژن های (ژن های BRCA 2 و BRCA 1 مربوط به سرطان سینه و تخمدان ) دیده می شود , خارج کردن تخمدان از طریق جراحی می تواند به طور چشمگیری خطر ابتلا به سرطان تخمدان را کاهش دهد.

علایم :

احساس سنگینی لگن خاصره
دردهای خفیف در ناحیه پایین شکم
خونریزی واژینال
افزایش یا کاهش وزن
قاعدگی غیرطبیعی
درد بی دلیل ناحیه پشت که با گذشت زمان افزایش پیدا می کند
افزایش اندازه دور شکم

علایم معده ـ روده ای که عبارتند از :

افزایش گاز
سو هاضمه
بی اشتهایی
تهوع و استفراغ
نفخ و تجمع گاز در معده و روده
ناتوانی از خوردن میزان همیشگی غذا
سایر علایمی که ممکن است به همراه این بیماری دیده شوند عبارتند از :
افزایش دفعات دفع ادرار
رشد موهای زاید

توجه :

این علایم تا آخرین مراحل پیشرفت بیماری ظهور نمی کنند.

اگر علایم این بیماری در شما وجود دارد , پزشک خود را در جریان بگذارید. همچنین اگر سن شما بیش از ۴۰ سال است و به تازگی معاینه لگن خاصره و آزمایش پاپ اسمیر را انجام نداده اید , حتما به پزشک خود مراجعه کنید (به همه زنان بالاتر از ۲۰ سال توصیه می شود که به صورت منظم آزمایش پاپ اسمیر و معاینات لگنی را انجام دهند.)

معاینات و آزمایش ها :

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  با معاینه فیزیکی می توان متوجه اندازه دور شکم یا آسیت (آب آوردگی حفره شکمی ) شد. با معاینه لگن خاصره می توان توده های شکمی یا تخمدانی را شناسایی نمود.

سایر آزمایش های تشخیصی عبارتند از :

آزمایش شیمی خون
آزمایش خون بارداری
آلفافتو پروتئین
آزمایش ادرار
لاپاروتومی تحقیقی
اولترا سوند
از MRI اسکن شکمی و CT ناحیه شکم

درمان :

جراحی بر سایر روش های درمانی ترجیح داده می شود و اغلب برای تشخیص بیماری ضروری است . مطالعات نشان می دهد که پزشکان متخصص تومورشناسی زنان نیز از نتایج جراحی در درمان این سرطان بیشتر راضی هستند.

شیمی درمانی معمولا پس از جراحی برای درمان بقایای بیماری مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین از شیمی درمانی می توان برای درمان عود این بیماری در زنان استفاده کرد. پرتودرمانی به ندرت در درمان سرطان تخمدان استفاده می شود.

چشم انداز :

سرطان تخمدان معمولا در مراحل اولیه تشخیص داده نمی شود و این بیماری در زمان تشخیص بسیار پیشرفت کرده است . نتیجه اغلب ناخوشایند است . تنها ۳۵ تا ۳۸ درصد امکان دارد که بیماران در هر مرحله ای از بیماری که باشند تا پنج سال زنده بمانند. البته اگر این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود , امکان زنده ماندن بیمار تا پنج سال , ۹۰ تا ۹۸ درصد افزایش پیدا می کند.

ـ عوارض :

این بیماری عوارضی را به دنبال دارد که برخی از آنها عبارتند از :
گسترش سرطان به سایر اندام ها
آب آوردن شکم یا آسیت
مسدودشدن روده

با معاینات منظم و کنترل علایم احتمالی , به تشخیص زودهنگام سرطان تخمدان کمک نمایید تا از عوارض , مشکلات و پیامدهای ناخوشایند آن در امان بمانید.

هیدرونفروز زمان جنینی

بهمن ۱, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

●  هیدرونفروز چیست؟

هیدرونفروز یا “ورم کلیه” به حالتی گفته می شود که سیستم های جمع کنند مسئول جمع آوری ادرار (لگنچه و کالیس ها) حجیم تر از حد معمول بوده و سبب می شوند که کلیه ها بزرگتر از حد طبیعی نسبت به سن باشند.

●  اهمیت هیدرونفروز جنینی چیست؟

از آنجایی که بسیاری از بیماری ها نظیر برگشت ادرار از مثانه به حالب (رفلاکس)، ضایعات انسدادی در مسیر مجرای ادرار، کیست های کلیه، مثانه عصبی (نورژنیک) و … ایجاد هیدرونفروز زمان جنینی می کنند لذا بررسی دقیق علت هیدرونفروز جنینی بعد از تولد نوزاد جهت پیشگیری از آسیب جدی به کلیه ها و حفظ عمکرد طبیعی آنها بسیار ضروری است.

●  هیدرونفروز زمان جنینی را چگونه می توان تشخیص داد؟

معمولا هنگام سونوگرافی از مادر باردار در سه ماهه آخر بارداری تشخیص داده شده و پزشک سونوگرافیست متبحر در صورت وجود هیدرونفروز در کلیه های جنین آن را گزارش می کند.

●  شیوع هیدرونفروز در زمان جنینی چه میزان است؟

به طور کلی میزان شیوع ناهنجاری های جدی در جنین انسان حدود ۱% موارد است. ۵۰% این ناهنجاری ها مربوط به سیستم عصبی، ۲۰% مربوط به سیستم ادراری- تناسلی، ۱۵% مربوط به سیستم گوارشی و ۸% آن مربوط به سیستم قلبی- ریوی است. پس ناهنجاری های سیستم ادراری- تناسلی دومین گروه از بین ناهنجاری های شایع جنینی می باشند که هیدرونفروز یک طرفه جنین شایعترین ناهنجاری در این گروه می باشد.

●  چه بیماری هایی می توانند ایجاد هیدورنفروز جنینی کنند؟

هر گونه انسداد در مسیر مجرای ادرار، میزنای (حالب) و لگنچه کلیه سبب ایجاد هیدرونفروز جنینی می شوند. همچنین برگشت ادرار از مثانه به حالب (رفلاکس)، وجود کیست های کلیه و کلیه های دوگانه (دوبلکس) نیز به می توانند سبب هیدرونفروز زمان جنینی باشند.

●  علائم همراه هیدورنفروز زمان جنینی در مادر باردار چیست؟

همان طور که می دانید ۹۰% حجم مایع داخل رحمی (مایع آمنیوتیک) حاصل از ادرار جنین است. جنین در هفته ۱۱ حاملگی قادر به تولید ادرار می باشد. لذا کاهش در حجم مایع آمنیوتیک که توسط سونوگرافی تشخیص داده می شود بسیار با اهمیت بوده و حاکی از اختلال در عملکرد هر دو کلیه جنین و یا انسداد در مسیر خروجی مثانه می باشد.

●  اهمیت دفع ادرار به موقع در نوزاد متولد شده چیست؟

اکثر نوزادان در طی ۲۴ ساعت اول بعد از تولد ادرار می کنند. عدم دفع ادرار بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت احتمال مشکل در سیستم ادراری را مطرح خواهد کرد و نیازمند پیگیری جدی است.

●  پیگیری بعد از تولد نوزادان با سابقه هیدرونفروز جنینی چیست؟

در اکثر موارد معاینه نوزاد طبیعی است اما ممکن است توده ای در ناحیه پهلو و یا بالای مثانه لمس شود که احتمال ضایعات انسدادی را مطرح می کند. در تمام نوزادان با سابقه هیدرونفروز زمان جنینی سونوگرافی باید در روز ۷-۳ بعد از تولد توسط سونوگرافیست با تجربه انجام شود. حتی اگر نتیجه سونوگرافی بعد از تولد طبیعی باشد، جهت بررسی برگشت از مثانه به حالب، ضایعات انسدادی در مسیر مجرای خروجی ادرار، مثانه عصبی  و … رادیوگرافی مخصوص (VCUG) ضروری است. اگر نتیجه VCUG طبیعی باشد، احتمال ضایعات انسدادی در قسمت های بالاتر سیستم ادراری وجود دارد که جهت تشخیص این موارد اسکن ایزوتوپ از کلیه ها ( MAG3 یا DTPA) باید انجام شود.

●  آیا نوزاد متولد شده با سابقه هیدرونفروز طبیعی نیاز به مصرف دارو دارد؟

تمام نوزادانی که سابقه هیدرونفروز جنینی یا هیدرونفروز نوزادی را دارند تا هنگام بررسی تشخیصی کامل و تعیین تکلیف قطعی باید از آنتی بیوتیک جهت پیشگیری از عفونت های ادراری استفاده کنند. آنتی بیوتیک آموکسی سیلین در دو ماه اول عمر مناسب است.

●  آیا انجام ختنه در نوزادان پسر با سابقه هیدورنفروز جنینی و یا نوزادی ضروری است؟

در تمام پسران مبتلا به ناهنجاری های سیستم ادراری  نظیر هیدرونفروز، انجام هر چه زودتر ختنه ضروری است چرا که ریسک عفونت های ادراری را شدیدا کاهش می دهد.

●  آیا نوزادان با سابقه هیدرونفروز جنینی یا نوزادی نیاز به عمل جراحی دارند؟

انجام عمل جراحی بستگی به نوع و شدت ضایعه در رادیوگرافی های انجام شده نوزاد دارد که توسط پزشک متخصص کلیه (نفرولوژیست) و یا پزشک متخصص مجاری ادرار (اورولوژیست) تشیخص داده می شود. در صورت وجود ناهنجاری های غیر انسدادی و موارد خفیف باید نوزاد تحت پیگری های مکرر قرار گیرد.

●  نوزاد با سابقه هیدرونفروز جنینی تا چه زمانی نیاز به  پیگری دارد؟

هنگامی که نوزاد نیاز به عمل جراحی  نداشته باشد باید با انجام سونوگرافی های مکرر و اسکن کلیه تحت پیگیری قرار گیرد. بررسی میزان عملکرد کلیه (اندازه گیری کراتنین خون)، کنترل فشار خون، وضعیت رشد جسمی کودک و آزمایش های مکرر ادراری از نظر بررسی عفونت ادراری از فاکتورهای مهم در پی گیری کودکان است.

دکتر فاطمه قانع
استادیار نفرولوژی
دانشگاه علوم پزشکی مشهد

میان کار و زندگی خود تعادل ایجاد کنید

بهمن ۱, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : بهداشت روان, مشروح اخبار

در گذشته مرز میان کار و زندگی شخصی تا حد زیادی مشخص بود، اما امروز گویا کار بر زندگی شخصی ما حمله‌ور شده و دیگر حفظ تعادل میان کار بیرون از خانه و زندگی شخصی براحتی امکان‌پذیر نیست.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  در نگاه اول شاید این مساله مهم به نظر نرسد اما باید بدانیم زمانی که تعادل میان زندگی کاری و شخصی به‌هم می‌ریزد، سطح استرس ما افزایش می‌یابد. یعنی هم کار و هم زندگی صدمه می‌بینند. پس باید به نحوی کنترل و آرامش خودمان را حفظ کنیم.

همه ما می‌دانیم دست یافتن به تعادلی میان کار و زندگی در دنیای پرسرعت و آشفته امروز کار ساده‌ای نخواهد بود، اما هنوز هم ایجاد چنین تعادلی امری دست یافتنی است.

با کار خود ازدواج کرده‌اید؟

شاید گذراندن ساعاتی طولانی در محل کار بخصوص زمانی که دنبال کسب ارتقای شغلی هستید برای شما وسوسه‌انگیز باشد. گاهی اوقات نیز اضافه کاری برای مخارج ضروری زندگی لازم است.

اما اگر شما بیشتر اوقات در حال کار کردن هستید، خوب است آگاه باشید که زندگی خانوادگی خود را در معرض خطری جدی قرار خواهید داد، چرا که صرف زمان زیاد در محل کار به جای خانه، موجب دلتنگی و ناراحتی اهل خانه و اوضاع آن می‌شود

بد نیست عواقب عدم تعادل مناسب در زندگی و کار را بدانیم و نسبت به آن آگاه باشیم.

یکی از اولین اثرات مخرب این عدم تعادل، احساس خستگی است. زمانی که شما خسته هستید به طور قطع نمی‌توانید کارآمد باشید و به نحو عالی کار خود را انجام دهید، همین نکته ممکن است منجر به‌لطمات و خسارات جبران‌ناپذیری به کار و موقعیت شغلی شما نیز بشود.

همچنین در این شرایط زمان‌هایی را هم از دست خواهید داد؛ آن زمان‌هایی که باید با خانواده، عزیزان و دوستان خود بگذرانید. وقتی شما بیش از حد درگیر کار و مسائل کاری می‌شوید، به طور حتم وقایع و اتفاقات زندگی خانوادگی را فراموش می‌کنید و به تعبیری آنها را از دست خواهید داد. البته این مشکل به همین جا ختم نمی‌شود، بلکه بتدریج منجر به آسیب دیدن احساسات شما شده و حتی ممکن است روابط شما با عزیزانتان را نیز تحت تاثیر قرار داده و به آن لطمه وارد کند. خوب است بدانید که اگر همیشه به فکر خود باشید، ایجاد و حفظ روابط دوستانه هم بسیار سخت خواهد بود.

و اما یکی دیگر از آثار منفی پذیرفتن مسوولیت‌های کاری زیاد، می‌تواند انتظارات بیش از حد دیگران باشد. اگر شما همیشه ساعات اضافه کاری داشته باشید، به طور حتم مسوولیت‌های بیشتری نیز به شما داده خواهد شد که این مطلب خود منجر به نگرانی‌ها و چالش‌های بیشتر در زندگی کاری شما می‌شود.

تا زمانی که کار کردن ادامه دارد و باید شرایط و نیازهای کاری را در نظر گرفت و در کنار آن به زندگی شخصی خود نیز رسید، این چالش‌ها ادامه خواهد داشت. پس بد نیست نکاتی کلی را برای بهبود تعادل میان کار و زندگی خود در نظر بگیریم.

فرصت‌های خود را بررسی کنید و زمانبندی مناسبی برای کار‌های مختلف در نظر بگیرید. برای این منظور یک هفته هر کاری را که انجام می‌دهید ـ چه کارهای مربوط به محیط شغلی و چه مسائل شخصی خودتان ـ بررسی کرده و در نظر بگیرید. پس از این مرحله خواهید توانست مسائل مهم و ضروری و مواردی را که موجب رضایت شما می‌شوند، تعیین کنید. در این موقعیت شاید بد نباشد اگر کارهایی که نمی‌توانید براحتی انجام دهید یا از انجام آنها لذتی نمی‌برید را از برنامه حذف کرده یا برای انجامشان از دوستان و همکاران خود کمک بگیرید.

شاید بد نباشد با کارفرمای خود صحبت کنید و درباره انعطاف‌پذیری ساعات کاری پیشنهادهایی بدهید. همه ما اگر بتوانیم کنترل بیشتری بر ساعات خود داشته باشیم، استرسمان کمتر خواهد شد.

باز هم فایده قدرت «نه» گفتن را مطرح کنیم. چه همکارتان از شما تقاضای انجام کاری اضافه را داشته باشد، چه معلم کودکتان از شما کاری بخواهد، به یاد داشته باشید که کاملا طبیعی خواهد بود اگر با احترام به او نه بگویید.
شما وقتی انجام این‌گونه کارها را ـ که فقط به خاطر احساس گناه یا اجبار انجام می‌دهید ـ رها می‌کنید، فضا و زمان بیشتری برای فعالیت‌های معنی‌دار و ارضاکننده خود پیدا خواهید کرد.

کار را برای محل کار بگذارید. با وجود انواع فناوری‌های مدرن و پیشرفته امروزی که می‌توان هر لحظه با هر کسی و تقریبا از هر مکانی ارتباط برقرار کرد، ممکن است هیچ مرزی میان کار با خانه و خانواده وجود نداشته باشد، مگر این‌که خودتان آن را ایجاد کنید.
پس خوب است آگاهانه تصمیم‌گیری کنید که زمان کار را از فرصت‌های شخصی خود جدا کنید. به عنوان مثال می‌توانید وقتی که در کنار خانواده هستید، تلفن همراه را خاموش کرده و رایانه شخصی خود را کنار بگذارید.

زمان خود را مدیریت کرده و وظایف کاری و خانوادگی خود را کارآمد و برنامه‌ریزی مفید کنید.
یک برنامه روزانه از کارهایی که قرار است انجام دهید، آماده کنید. در نهایت کارهایی که باید انجام شود را انجام داده و سایر کارها را رها کنید.

 از پشتیبانی و حمایت کافی و لازم برخوردار باشید. در محل کار با همکارانی که می‌توانند به شما کمک کنند، همراه شوید.
بر عکس این مطلب نیز درست است، هنگامی که در سفرهای کاری هستید یا مجبور به اضافه کاری می‌شوید از دوستان و اقوام مورد اعتماد بخواهید تا در امور خانه به شما کمک کنند.

خودتان را فراموش نکنید. غذاهای سالم و مقوی خورده و ورزش مرتب و خواب کافی را نیز از یاد نبرید. هر روز زمانی خاص را برای انجام فعالیتی که از آن لذت می‌برید اختصاص دهید؛ کاری مانند کتاب خواندن و حتی بهتر از این، فعالیت‌هایی را برگزینید که می‌توانید با همسر، خانواده یا دوستان خود انجام دهید، مانند پیاده‌روی و…

به هر حال باید بتوان تعادلی میان کار و زندگی شخصی ایجاد کرد تا سلامت روحی و جسمی ما هم تامین شود.

تعبیر نادرست از تعهد

تعهد و انجام وظیفه را با بردگی اشتباه نکنید. شما می‌توانید ضمن پایبند بودن به وظایف حرفه‌ای خود از استقلال هم برخوردار باشید. شما یکی از ارزشمندترین افراد این سیاره خاکی هستید و باید بیشترین تعهد و مسئولیت را نسبت به خودتان داشته باشید. این فقط زندگی شماست. به همین دلیل عاقلانه نیست که اجازه دهید کسب و کار شما سایر جنبه‌های زندگی‌تان را هم تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

اگر برای کارتان خیلی ارزش قائل هستید و تمام فکر و ذکرتان را به فعالیت‌های شغلی‌تان اختصاص می‌دهید،  معنی واژه تعهد را از بین برده‌اید. در واقع این به عهده خودتان است که نسبت به هر چیز و هرکس متعهد و پایبند باشید.

مدیری که مشغولیت‌های حرفه‌ای و کارش به او اجازه نمی‌دهد به خود بیشتر بپردازد برای تصدی مقام مدیریت مناسب نیست زیرا او قبل از آنکه مدیر مؤسسه‌ای باشد، مدیر اوضاع و شرایط زندگی خویش است و اگر به قدر کافی به خود نرسد و مسئولیت زندگی شخصی‌اش را به خوبی به مرحله اجرا نگذارد، در حرفه مدیریت هم موفق نخواهد بود.

شخصی که معتاد به کار است، با تنش و اضطراب و نگرانی حاصل از کار خیلی زود دچار خستگی جسمانی و ضعف اعصاب می‌شود و به سادگی موجودیت خود را به کارش می‌بازد و خود را از بین می‌برد. در اینجاست که واژه تعهد نسبت به کار مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد و افرادی که فقط به کارهای مربوط به شغل‌شان رسیدگی می‌کنند قربانی می‌شوند.

آنان دقت خود را صرفا به کارشان معطوف می‌دارند و با کار و تلاش خستگی‌ناپذیر، شرکت و مؤسسه‌ای را به منتهای درجه پیشرفت می‌رسانند و در این راه از کسب لذت و شادمانی زندگی خانوادگی به کلی محروم می‌شوند. در حقیقت فردی که تعهد نسبت به حرفه‌اش را به تعهد نسبت به خودش ترجیح می‌دهد، بزرگ‌ترین قربانی زندگی محسوب می‌شود.

مشارکت یا رقابت

افرادی که بیش از حد خودشان را با کارکردن مشغول می‌کنند از رقابت دست برنمی‌دارند و تمام رفتار و گفتارشان مبتنی بر رقابت است نه حاصل انتخاب آگاهانه.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  چند لحظه با خود بیندیشید و ببینید آیا شما هم تبلیغات و بازاریابی و رقابت را به دامی برای خود مبدل نکرده‌اید؟ بسیاری از مؤسسه‌ها و شرکت‌ها فعالیت خود را بر رقابت بنا کرده‌اند، بنابراین مسئولان این مؤسسه‌ها حس می‌کنند که ناگزیرند دست‌کم یک قدم از مؤسسه‌های دیگر جلوتر باشند یا به همین دلیل تلاش می‌کنند تا افراد خود را هم در این بازی دخالت دهند.

آنان با تمهیدات گوناگونی مانند ترفیع، پاداش و جایزه، کارکنانشان را به رقابت با یکدیگر برانگیخته و بدین‌ترتیب منطق رقابت را در ذهن ایشان جا می‌اندازند. اگر اجازه دهید رقابت، شما را در سیطره خود بگیرد، چه بسا بی‌اختیار خلق و خوی رقابت را به اعضای خانواده خود هم تسری داده و صحنه زندگی را به طور کامل به یک میدان مسابقه تبدیل می‌کنید.

در واقع پیشرفت قابل توجهی که امروزه در بخش صنعت و تکنولوژی مشاهده می‌شود حاصل قربانی‌شدن افراد بسیاری است. مدیران اداره‌ها به طور معمول برای به ثمر رساندن طرح‌ها و اهداف حرفه‌ای خود وقت زیادی صرف می‌کنند. آنان گرفتارتر از آن هستند که به خود بپردازند یا از حضور در جمع خانواده و مصاحبت با آنان لذت ببرند. در نتیجه رفته‌رفته تحت تاثیر خستگی جسمانی و فشار عصبی به سیگار و قرص‌های مسکن روی می‌آورند و با اطرافیان رفتاری سرد و خشک در پیش می‌گیرند.

برد و باخت

اگر شما در بازی تنیس از حریف خود شکست بخورید، چه چیزی را از دست می‌دهید؟

طبعا هیچ چیز را آنچه اتفاق افتاده این است که توپ را از روی تور به درستی هدایت نکرده یا آن را به خارج از محدوده زمین روانه کرده‌اید و حریف شما این حرکت را بهتر انجام داده است. با وجود این اکثریت قریب به اتفاق مردم پس از باخت در یک بازی دچار احساسات منفی می‌شوند و از بازی‌شان لذت نمی‌برند.

اما آیا مفهوم پیروزی سریع‌تر دویدن از حریف، پرتاب‌کردن توپ به فاصله دورتر یا آشنایی با ترفندهای بازی است؟ مطمئنا برد از باخت دلپذیرتر است. اما اگر از لحاظ عاطفی بیش از حد به پیروزی متکی هستید و شادمانی و اندوه شما در گروی برد  و باخت است، نمی‌توانید به معنای پیروزی یا شکست پی ببرید. در واقع افرادی که برای کسب شادمانی به پیروزی متکی‌اند، از جنبه‌های تفریحی و سرگرم‌کننده بازی محروم می‌شوند و در تمام مدت ذهنشان را به میدان تاخت و تاز تنش‌ها و فشارهای عصبی مبدل کرده و قربانی می‌شوند.

نکته جالب اینکه در یک بازی هر چه کمتر به پیروزی بیندیشید، بیشتر می‌توانید بر اعصابتان تسلط داشته باشید و در نتیجه شانس پیروزی‌تان هم بیشتر می‌شود. اما متأسفانه به علت باورهای غلطی که در ذهن ما به وجود آمده فکر می‌کنیم بازی ما تنها زمانی ارزشمند است که بتوانیم بر حریف خود غلبه کنیم و ببریم.ولی باید بدانیم که گرچه پیروزی دستاورد شیرین و دلپذیری است اما باید مراقب هم باشیم که نتایج یک بازی در حفظ تعادل شخصیتی‌مان تأثیر نگذارد.

نگذارید قربانی شوید

اکنون به نظام فکری خود بیندیشید و تمام افکار و ایده‌هایی را که توسط آنها خود را کم‌ارزش‌تر از جایی که در آن کار می‌کنید می‌پندارید، از ذهنتان پاک کنید.

افکار، هیجانات، احساسات و واکنش‌های خود را کنترل و نظارت کنید و ببینید که آیا بیشتر از هر چیز به موفقیت شغلی خود علاقه‌مندید، یا گرفتارتر از آن هستید که بتوانید به خود بپردازید یا اینکه به راستی این وضعیت را ایده‌آل می‌پندارید؟

اگر این اوضاع و شرایط را نمی‌پسندید و می‌خواهید تغییرش دهید باید گرایش‌های خود را نسبت به کار و زندگی تغییر دهید و هر روز برای بهبود وضع ظاهر، طرز رفتار و مراقبت از خودتان وقت بگذارید. توجه به این موارد نیز می‌تواند شما را در این زمینه کمک کند:
فهرستی از اهداف خود را با ذکر انگیزه انجام آنها تهیه کنید. آنگاه با ارزیابی فعالیت‌های روزانه‌تان ببینید که آیا موجودیت خود را به کارتان باخته‌اید یا اینکه به تحقق اهداف شخصی خود هم فکر می‌کنید. شما فقط هنگامی می‌توانید وضعیت زندگی خود را دچار تحول و دگرگونی کنید که تمام جوانب رفتارتان را بررسی کنید و با تنظیم برنامه‌ای روزانه در جهت تعادل، آرامش و رضایت خاطر خود پیش بروید.

ساعاتی را به خود اختصاص دهید و آن را آنگونه که دوست دارید بگذرانید. شما می‌توانید به تدریج وقتی را که به مراقبت از خویش اختصاص می‌دهید افزایش دهید. هنگامی که شما اوقاتی از روز را به مراقبت از خود اختصاص می‌دهید، به تدریج لذت بردن بیشتر از لحظات‌تان را یاد می‌گیرید و بیشتر می‌توانید از لحظات خود استفاده کنید.

با تمرین و ممارست بیاموزید که پس از اتمام کار روزانه، تمام افکار و احساسات مرتبط با شغل خود را در محل کارتان جا بگذارید و از انتقال این گرایش‌ها به محیط خانه خودداری کنید. هنگام حضور در منزل، افکار خود را به کارهای آینده خود معطوف نکنید. به جای آن سعی کنید با اعضای خانواده‌تان گفت‌وگو کنید و از افکار و اوضاع و شرایط‌شان مطلع شوید.

در طول روز و در اوج مشغله‌های کاری خود چند دقیقه برای آرامش فکرتان وقت بگذارید. سعی کنید در طول این مدت فشارها و تنش‌های ناشی از کار را فراموش کنید. هنگام مرخصی‌ها یا تعطیلات آخر هفته نیز تا می‌توانید به خودتان برسید تا بتوانید با انرژی بیشتری مجددا سر کار بروید.

اگر از کارکردن در جایی که هستید لذت نمی‌برید در فکر استعفا باشید. نگذارید هراس و نفرت انجام کاری که به آن علاقه‌ای ندارید، توان‌تان را زائل سازد. هیچ‌گاه به صرف اینکه تغییر شغل امری خطیر و پرفراز و نشیب است، به کاری ملال‌آور و خسته‌کننده تن ندهید.

طوری زندگی کنید که گویی بیش از ۶ماه دیگر زنده نخواهید بود. برای اینکه به کوتاهی عمر خود پی ببرید به این نکته توجه کنید که عمر شما در مقایسه با عمر حیات زمین بسیار ناچیز است. به این ترتیب ۶ماه از عمرتان ممکن است تنها ۶دقیقه به نظر برسد. اکنون ببینید در این مدت به انجام چه کارهایی علاقه‌مند هستید و سعی کنید آنها را انجام دهید. برای این کار فکر نکنید حالا دیگر خیلی دیر شده و این کارها عملی نیستند.

به بازنشستگی و ناتوانی خود فکر نکنید. باور داشته باشید که پس از خلاص‌شدن از کار کنونی‌تان هم مفید و مؤثر خواهید بود و روزهای شاد و رضایت‌بخشی را پیش‌رو خواهید داشت.

از خود و اطرافیانتان انتظار نداشته باشید که هر کاری در حد کمال انجام شود. می‌توان با آرامش و اعتماد به نفس بیشتر در جهت اهداف خود گام برداشت و از آنها تجربه‌ای لذتبخش آفرید. توجه داشته باشید که فشار و تنش ناشی از رقابت‌جویی مانع از شکوفایی توانایی‌های درونی شده و امکان سبقت از رقبا را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

 گاهی سعی کنید ساعت و تقویم خود را کنار بگذارید و ببینید آیا می‌توانید حتی یک روز را بدون برنامه‌ریزی قبلی سپری کنید و از اوقات زندگی خود به طور طبیعی لذت ببرید. برای اینکه تنش و فشار را از خود دور کنید، کارهای روزمره خود را صرفا از روی نیاز و بدون توجه به وقت معین یا عادت خاص انجام دهید.

کودکان عقب مانده ذهنی ( Mental Retardation )

بهمن ۱, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

عوامل عقب ماندگی ذهنی
۱) قبل از تولد
۲) هنگام تولد
۳) بعد از تولد

مقدمه :

لغت استثنایی اصولا یک اصطلاح آموزشی است . مربیان آموزش و پرورش و مشاوران راهنمایی در زمره ی اولین کسانی هستند که به محدودیتهای یادگیری ، عاطفی شخصیتی ، اجتماعی ، و مشکلات این افراد پی می برند و باید نسبت به رفع آنها با روشهای موجود و همچنین پشگیری از مشکلات آنی اقدام نمایند .

جایگاه آموزش و پرورش استثنایی

در سال ۱۳۶۹ قانون تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور به  تصویب مجلس شورای اسلامی رسید نظر به اینکه مبارزه با مستکبرین و حمایت از مستضعفین از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بوده و حکومت اسلامی نیز در جهت رفع استضعاف پایه گذاری شده است کودکان استثنایی که از مصادیق بارز مستضعفین و به تعبیری از گروه محرومان مضاعف جامعه بودند ؛ مورد توجه و عنایت مسئولان و برنامه ریزان قرار گرفتند و از همان اوان انقلاب در اولویت نظام اسلامی قرار داده شدند . در منشور جهانی حقوق کودک هم آمده است همه بدون تبعیض در رنگ ؛ نژاد ؛ زبان ؛ تبار اقتصادی ؛ طبقه اجتماعی ؛ علیرغم آن که از هوش سرشاری برخوردار باشند و یا عادی ؛ عقب مانده ذهنی ؛ نابینا ؛ ناشنوا یا دارای هر گونه نقص و یا ضعف جسمی و اجتماعی باشند ؛ حق دارند به طور یکسان از امکانات یادگیری ؛ آموزشی ؛ پرورشی با حداکثر توانایی و استعدادهای خود بهره مند شوند . ایجاد زمینه و فراهم آوردن امکانات و تسهیلات در جهت آموزش ؛ رفاه و توانبخشی آنان نه به عنوان ترحم و دلسوزی بلکه به عنوان یک وظیفه برای دولت های عضو از حقوق مسلم اینگونه کودکان تلقی می شود .
اهداف آموزش و پرورش استثنایی کشور نیز بر این اصل استوار است که هر کودک استثنایی با توجه به تفاوتهای فردی حق دارد از آموزش متناسب با استعدادهای خویش برخوردار گردد .

تعریف آموزشگاه استثنایی

در این آموزشگاه دانش آموزان یک یا چند گروه استثنایی در یک دوره تحصیلی ، آموزش می بینند .

کودکان استثنایی

عنوان کودک استثنایی در مکاتب آمریکا و انگلیس فرق می کند در آمریکا به تمامی کودکانی که به نحوی با کودکان طبیعی و همسن خود از نظر فکری ، جسمی ، عاطفی ، عقلانی ، رفتاری ، … فرق داشته باشند استثنایی گفته میشود مسلما” با قبول این تعریف یک کودک نابغه ، نابینا ، ناشنوا ،‌عقب مانده ذهنی و نظایر آن همه استثنایی هستند .
در انگلستان لغت استثنایی را محدود به تیز هوشی می کنند و سایر کودکان را که به عللی تحت حمایت و آموزش خاص هستند کودکان ویژه میگویند .
دانش آموز استثنایی
مطابق بند ۱ فصل اول آیین نامه اجرایی آموزش و پرورش استثنایی ؛ دانش آموز استثنایی به فردی اطلاق می شود که از نظر ذهنی ( هوشی ) ؛ جسمی ( جسمی و حرکتی ) ؛ عاطفی و یا اجتماعی تفاوت قابل ملاحظه ای با افراد همسن خود داشته باشند و این تفاوت به حدی باشد که برخورداری آنان از آموزش و پرورش مستلزم تغییرات در برنامه ها ؛ روش ها ؛ مواد آموزشی ؛ فضای آموزشی عادی و ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی ویژه آنان باشد .
طبقه بندی کودکان و نوجوانان استثنایی
کلی ترین طبقه بندی ، که مورد قبول اکثریت متخصصان می باشد عبارت است از تقسیم این افراد به سه دسته بزرگ
الف : کودکان و نوجوانان که به علت اختلافات هوشی و فعالیتهای ذهنی از کودکان عادی متمایزند . در این دسته کودکان و نوجوانان عقب مانده ذهنی و افراد تیز هوش قرار دارند .
ب : کودکان و نوجوانانی که به علت اختلالات و ضایعات مغزی یا اختلالات عملی مبتلا به اختلالات رفتاری هستند در این دسته کودکان و نوجوانان ناسازگار یا دشوار قرار دارند .
ج : کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقایص حسی و حرکتی و اختلالات عملی رشد ، در این دسته نابینایان و همچنین مبتلایان به اختلالات تکلمی ، اختلالات کنترل استنکترها و ناتوانیهای حرکتی قرار دارند .
عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی یا به اصطلاح دیگر نارسایی رشد قوای ذهنی موضوع تازه و جدیدی نیست بلکه در هر دوره و زمان افرادی در اجتماع وجود داشته اند که از نظر فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی نبوده اند .
گروهی از مردم استنباط نادرستی از عقب ماندگی ذهنی داشته و تصور مینمایند که عقب ماندگی ذهنی همانند یک مرض بوده و میتوان از شخصی به شخص دیگر سرایت نموده و یا مانند سل و آبله و سرخجه قابل انتقال در میان کودکان می باشد .
اجتماع برای مصلحت ، یا سالم سازی ، بعضی از این افراد را تحمل می کرد عده ای را محبوس می ساخت و دسته ای را به مرگ محکوم می نمود . پنیل که به حق باید او را بنیانگذار روانپزشکی جدید نامید اولین کسی بود که به دلجویی بیماران پرداخت و برای آنان برنامه های تفریح و گردش در نظر گرفت . او بیماران روانی را به ۴ دسته تقسیم کرد .
۱- ملانکولی یا مالیخولیا
۲- مانی یا جنون شور و شوق
۳- جنون
۴- عقب ماندگی ذهنی
بعد از پنیل ،‌یک پزشک فرانسوی بنام ایتارد به تربیت کودکی وحشی پرداخت که در جنگلهای آویرون فرانسه پیدا شد . کودک عقب ماندگی بسیار عمیقی داشت ایتارد تربیت کودک را بعهده گرفت و کوششهای بسیطی در این زمینه مبذول داشت تا موفق به پیدایش راه جدیدی در نحوه آموزش و پرورش افراد عادی عقب مانده و حتی معلولین گردید. همکار ایتارد بنام سگن بدنیال زحمات وی و به منظور شکوفا کردن این کودکان مؤسسه ای برای عقب ماندگان ذهنی ایجاد کرد و روش حواس حرکتی را در آموزش کر و لالها به کار برد . این پیشرفتها همچنان ادامه یافت تا اوائل قرن بیستم که توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور کار قرار گرفت و در آمریکا به توصیه بخش اصلاح نژاد کمیته پژوهشی انجمن زاد و ولد آمریکا ، نازا کردن عقب مانده ها به صورت قانون درآمد و بالاخره در قرن بیستم بود که دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگیهایی که به دلیل اختلالات متابیولیکی ، نقصهای کروموزومی ، بیماریهای مادر در دوران بارداری و … ایجاد می شد را کشف کردند و راه را برای پژوهش و درمان این افراد هموار ساختند .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  پیشرفت روز افزون علوم پزشکی ،‌جراحی اعصاب و مغز و علوم ژنتیک علاوه بر کشف تدریجی علل عقب ماندگیها تا اندازه ای باعث تخفیف و گاهی بهبودی نسبی و حتی پیشگیری از ابتلا به این ناراحتیهای وخیم شده است .
شرایط بهداشتی ، تغذیه کودکان ،‌ پیدایش آنتی بیوتیکها و سایر داروها در درمان بیماریهای خاص که شایعترین علل عقب ماندگیهاست از مرگ و میر این افراد به میزان قابل توجهی کاسته است .

تعریف عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر ایجاد مشکل در شرایت مختلف قبل از تولد و هنگام تولد و یا پس از تولد کودک پدید می آید .
علل عقب ماندگی ذهنی :
عوامل متعددی وجود دارد که باعث بروز عقب ماندگی می شود برای سهولت بیشتر ، علل عقب ماندگی ذهنی را
می توان به سه مرحله در رابطه با تولد کودک تقسیم نمود .
الف : علل قبل از تولد : که شامل عوامل ژنتیکی و مادر زادی میباشد .
ب : عوارض هنگام تولد : که شامل عارضه های زمان تولد می باشد .
ج : علل بعد از تولد : که شامل بیماریهای مختلف ، تصادفات و ضایعات گوناگون عصبی و مغزی و عوامل محیطی و فرهنگی می باشد .
بعضی از عوامل مؤثر در عقب ماندگی ذهنی قبل از تولد
۱- اختلالات زیادی که علل اصلی آنها شناخته شده نیست ولی با عقب ماندگی همراهند ، عده ای از عفونتها ، مسمومیتها ، عوامل مکانیکی مانند ضربه ، عوامل کروموزومی ناشناخته ،‌اشعه ایکس و…
۲- عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری ، شکی نیست که رشد جنین از بدو تشکیل تحت تاثیر شرایط بدنی و روانی مادر قرار می گیرد . باید گفته دکتر آرنولد گزل را پذیرفت که می گوید :
(( اهمیت حوادث دوران نسبتا” کوتاه بارداری از حوادث دوران زندگی کمتر نیست ))
دکتر گزل به آثار عوامل ارث در رشد و تکامل هوش و شخصیت زیاد تاکید می کند و عقیده دارد که کودکان همانطوری هستند که بدنیا آمده اند . هر کودک با دیگر کودکان فرق دارد و لو اینکه در محیط یکنواخت زندگی کرده باشد وی بهیج وجه اثر عوامل محیطی را انکار نمی کند .
در مرحله زندگی داخل رحمی بعلت رشد فوق العاده جنین ، سه چهار ماهه اول دوران بارداری اهمیت بسزایی دارد . و اکثرا” اختلالات بدنی و نقایص عضوی در همین دوران از زندگی جنین بوجود آمده و به رشد خود ادامه میدهند .

عواملی که در دوران بارداری بر روی جنین اثر دارد عبارتند از :
۱- بیماریهای مادر … سفلیس ،‌بیماری سرخجه ، توکسوپلاسنموریس
۲- سن مادر و حالات روانی او تحقیقات نشان می دهد که در کروموزوم خانمها از سی سالگی به بعد تغییراتی پیدا می شود که ممکن است باعث زائیدن کودکان عقب مانده ذهنی شود بهترین سن ازدواج و زایمان طبق تحقیقات انجام شده بین ۲۰ تا ۲۸ سالگی گزارش شده قبل از این دوران بعلت عدم رشد کافی اعضای تناسلی احتمال زایمانهای مشکل زیاد است و بعد از این سن نیز مخاطرات آوردن کودک عقب مانده بیشتر می شود .
ضمنا” اثر ناراحتیهای روانی مادر غیر قابل انکار است . چون اکثر بیماریهای روانی باعث بی اشتهایی ، اختلالات خواب و تغییرات بیوشیمی و هورمونی می شود مسلما” این تغییرات در جنین در حال رشد بی تاثیر نخواهد بود .
۳- اثر اشعه ایکس :
تاثیر اشعه ایکس در جنین قطعی است و اکثرا” باعث اختلالاتی از قبیل عدم رشد جنین ، کمبود وزن ،‌عدم رشد مغز ، میکروسفالی ، هیدروسفالی ، نارسائیهای هوشی و بالاخره نقایص بدنی می شود . اگر اشعه ایکس به مدت طولانی و درمانهای اولیه بارداری به بدن و مخصوصا” به شکم و ناحیه لگن مادر تابیده شود خطر آن به مراتب بیشتر است اثر اشعه ایکس در اواخر دوران بارداری یا نزدیک زایمان با روشهای صحیح آن به مدت خیلی کوتاه یک یا دوبار خالی از خطر گزارش شده است .
۴- اعتیادات الکل :
اعتیاد والدین بخصوص مادر به مشروبات الکلی موجب مسمومیت و بدین وسیله باعث نقص عقلی ، ضعف عمومی و ناهنجاریهای حسی و حرکتی می شود . مطالعات نشان داده که مستی در زمان لقاح بعلت آلوده بودن اسپرم یا اوول ممکن است باعث ناهنجاری جسمانی و عقلانی شود . امروزه به الکلیسم مادر اهمیت بیشتری می دهند ، زیرا الکل خود مادر ، در بدن جنین جریان یافته و باعث اختلالات بیوشیمیایی می شود .
۵- دخانیات :
تحقیقات نشان داده است که نیکوتین ماده ای سمی که بر روی ارگانیزم مادر و در نتیجه جنین اثر نامطلوب دارد . حرکات قلب جنین پس از کشیدن سیگار توسط مادر بعلت کم شدن اکسیژن خود جنین شدت یافته و باعث فشار روی قلب می شود . اگر کشیدن سیگار مرتبا” تکرار شود باعث بزرگی قلب جنین و اختلال در اعصاب تنظیم کننده جریان قلب می شود . این نکته مسلم است که غالبا” خانمهای سیگاری تقریبا” همیشه بچه های خود را زودتر از موعد بدنیا می آورند و عقب ماندگی در کودکانی که زودتر از موعد به دنیا می آیند بیشتر است و هر چه کودک نارس تر باشد نارسایی هوشی شدیدتر خواهد شد . استفاده از دخانیات در دوران بارداری باعث کم شدن وزن نوزاد و حتی سقط جنین می شود . حتی مادرانی که بعد از تولد کودکشان سیگار می کشند استنشاق دود سیگار استعداد ابتلا به سینه پهلود ، برونشیت و آسم را در کودکانشان بیشتر می کند .
۶- داروهای شیمیایی :
مصرف هر داروی بیجا بخصوص در زمان بارداری و مخصوصا” در سه چهار ماهه اول خالی از خطر نیست بخصوص اگر این داروها در مدت زمان طولانی و به مقدار زیاد مصرف شود . داروهای خواب آور و مسکن به مقدار زیاد بعلت ایجاد وقفه تنفسی و اختلال در جریان خون جنین و اختلالات عضوی شدید ایجاد می کنند و اکثرا” کودکان ناقص الخلقه به دنیا می آیند . استعمال داروهای آرام بخش و ضد افسردگی و ضد صرع به مقدار زیاد و طولانی مدت خطرناک گزارش شده که البته همانقدر که به این خطرات اشاره شده به قطع ناگهانی و یا بدون مشورت پزشک اینگونه داروها به علت بوجود آمدن عوارض بعد نیز تاکید بسیار شده است . در کل مصرف دارو و یا عدم مصرف آن در زمان حاملگی حتما” با نظر پزشک متخصص باید صورت گیرد .
۶- عامل ارهاش Rh
به غیر از گروههای خونی AB ،   B، A و O گروههای خونی دیگری وجود دارند . یکی از گروههای خونی وجود عامل ارهاش یا عدم آن است . از سالیان دراز متوجه شده بودند که گاهی اوقات نوزاد بعضی از مادران در زایمانهای دوم و سوم دچار ناراحتی یرقان شده و بعلت همولیز گلبولهای قرمز خون و کم خونی شدید فوت می کنند .
انتقال عامل ارهاش یا عدم انتقال آن یک مسئله ارثی است و تجربه ثابت کرده است که اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفی داشته باشد در بارداری اول تعدادی از عامل ارهاش جنین که از پدرش گرفته داخل خون مادر می شود و در خون مادر ماده ضد ارهاش را بعنوان آنتی کور می سازد و همین آنتی کور که در زایمانهای بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماریهایی بوجود می آورد . معمولا” کودک مبتلا پس از بدنیا آمدن ضعیف است و اکثرا” قبل از موعد به دنیا می آید . جفت بزرگتر و جثه نوزاد کوچکتر از طبیعی و اکثرا” پف آلو و زرد رنگ است که باید بلافاصله خونش تعویض و خون همگروه ارهاش منفی تزریق شود .
عوامل مربوط هنگام تولد
بسیاری از اختلالات حسی و حرکتی و هوشی کودکان حاصل شرایط نامطلوب زایمان و یا بر اثر اشتباهات پزشکی به هنگام تولد می باشد .
اگر چه امروزه اکثر زایمانها طبیعی و یا بدون ضایعات و صدمات صورت می گیرد اما تعدادی از زایمانها به صورت خطرناک انجام شده و در مواردی ضایعات و صدمات شدیدی به همراه دارد .
ضایعات مغزی از متداولترین ضایعات زمان زایمان است و مهم ترین علل عقب ماندگی ذهنی محسوب می شود . بیهوشی طولانی ، خونریزی شدید داخلی ، دشواری استنشاق ، استفاده از وسایل جراحی ، مشکلات تنفسی نوزاد ،‌ تولد زود رس و مشکلات دیگر باعث مختل ساختن سیستم مرکز عصبی ، عقب ماندگی ذهنی و یا نقیصه ها و ضایعات دیگر می گردد .
بدیهی است زایمانهای مشکل و بکار بردن وسایل مکانیکی در زایمانها تاثیرات نامطلوبی بر مغز جنین خواهد داشت . طرز قرار گرفتن جنین ، پیچش بند ناف به دور گردن ،‌اختلالات و نارسایی جفت در رساندن خود ممکن است باعث کم خونی مغز و خرابی سلولهای آن شود .
در زایمانهای قبل از موعود نارسایی رشد هوشی بیشتر دیده می شود زیرا هنوز سلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک بدلیل حساس بودن امکان ابتلا به بیماریهای عفونی را دارد .
از بیماریهای مهم که احتمالا” بر اثر ضربه های زایمانی اتفاق می افتد فلج مغزی است این بیماران اکثرا” مبتلا به حملات صرع هستند و اختلال تکلمی ، یادگیری ، بینایید و حتی حرکات غیر ارادی و تکراری بدون هدف در این کودکان شایع است .
عواملی که بعد از تولد اهمیت بیشتری دارند
عوامل فراوانی موجب نارسایی و عقب ماندگی ذهنی کودک بعد از تولد میگردد ، ابتلا کودک به بعضی از بیماریها خصوصا” در ماههای اول زندگی در رشد هوشی یا عقب ماندگی اهمیت فراوانی دارد . خوشبختانه اکثر بیماریهای عفونی رایج را با استفاده از واکسیناسیون می توان پیشگیری کرد .
از جمله عوامل مهم بعد از تولد که در بروز عقب ماندگی ذهنی موثرند به شرح زیر می باشد :
انواع مننژیت :
این بیماریها به خصوص در هفته ها و ماههای اول تولد اثری نامطلوب بر روی کودک دارند و اگر با تب شدید همراه باشد و منجر به حالت اغماء  شود احتمال تاثیر بر رشد هوشی کودک و در نتیجه عقب ماندگی ذهنی نیز بیشتر میشود . مننژیت از جمله بیماریهایی است که اگر در دوران خرد سالی به زودی و به موقع تشخیص داده نشود و درمان نگردد موجب اختلالات مغز و سلسله اعصاب و بروز عقب ماندگی ذهنی می گردد .
مسمومیت ها :
در برخی از موارد مسمومیت های غذایی و دارویی در کودک و به ویژه در دوران شیر خوارگی و خرد سالی باعث ضایعاتی در سیستم عصبی و مغزی و بالنتیجه عقب ماندگی ذهنی می گردد .
ضربه های وارده بر مغز کودک :
در بعضی از موارد به علت اختلالات غدد داخلی به ویژه غده های هیپوفیز و تیرویید نارسایی هایی در سوخت و ساز بدن کودک فراهم می شود که از جمله مانع رشد طبیعی دستگاه مغز و اعصاب کودک میگردد و این نقص در غدد و متابولیسم بدن تولید ناهنجاری می نماید که موجب اختلالات گوناگون در فعالیت ذهنی و حسی و حرکتی میشود.
کمبود غذا و سوء تغذیه :
کمبود مواد غذایی موجب کمبود رشد جسمانی و روانی و در نتیجه ناتوانی جسمی و عصبی می شود که ممکن است نارسایی رشد هوشی تولید نماید . سوء تغذیه در دراز مدت اثرات قطعی بر روی بهره هوشی کودک به همراه خواهد داشت .
خستگی های جسمی و روانی :
در بسیاری از موارد فرسودگی های شدید موجب ضعف و مسمومیت تدریجی بدن شده و به دستگاه مغز و اعصاب کودک اثری نامطلوب می گذارد و کودک را از رشد طبیعی تن و روان باز می دارد .
خستگی های ذهنی و روانی که به علت تعارض و کشمکش های شدید طولانی و عاطفی و اضطراب و هیجانات منفی عارض میگردد موجب فرسودگی و اختلالات و کندی ذهن میگردد .
عقب ماندگی بعلت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی :
شکی نیست که عوامل محیطی در ایجاد نارسایی رشد هوش سهمی بسزا دارد . منتها اهمیتی که برای این عوامل قائل هستند یکسان نیست . عدم امکان ارائه تسهیلات و برنامه های آموزشی و پرورشی که معمولا” بر اثر فقر فرهنگی و محیطی و اقتصادی و اجتماعی میباشد از جمله عواملی است که در عقب ماندگی ذهنی کودک موثر است . در این حالت عقب ماندگی کودک را عقب ماندگی فرهنگی خواهیم خواند .
عوامل قطعی موثر در رشد هوش
۱- فقر انگیزه های محیطی
بدیهی است برای آنکه قوای ذهنی کودک به نحو احسن رشد کند احتیاج به محرکات طبیعی دارد و هر قدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک نامناسب تر باشد قوای ذهنی کودک رشید کمتری خواهد داشت . تقریبا” همه بررسیها نشان داده اند که رشد قوای ذهنی با شرایط محیطی ارتباط مستقیم دارد ، یعنی کودکان محیطهای نامساعد با کودکان همسال خود در محیطهای مساعد  از لحاظ هوشی در درجات پایین تری قرار دارند .
۲- کمبودهای عاطفی :
کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده اند اکثرا” به اختلالات شخصیتی ، ناسازگاریهای اجتماعی و نارسائیهای هوش مبتلا شده اند . این اختلالات در خانواده هایی که به عللی از هم پاشیده شده اند یا احیانا” روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده است زیاد دیده می شود . آثار سوء اختلافات خانوادگی گاهی یا اکثرا” بیشتر از خانواده های از هم گسسته است زیرا نزاع و مشاجره یا عدم توافق والدین احساس حقارت و حس نا امنی شدیدی در کودک تولید می کند .
۳- مسائل بهداشتی و پزشکی :
همانطور که بیماریهای مختلف ، حوادث و تصادفات در خانواده های بی بضاعت فراوان است عقب ماندگیهای ذهنی نیز بعلت محدودیتهای بهداشتی و پزشکی در این خانواده ها زیاد به چشم می خورد . از نظر آماری رابطه فقر و عقب ماندگی و همچنین عقب ماندگی و نواحی پر جمعیت ثابت شده است .
طبقه بندی عقب ماندگان ذهنی
علمای تعلیم و تربیت با دیدگاه آموزش و پرورشی افراد عقب مانده ذهنی را معمولا” به چهار گروه تفکیک می نمایند .
الف : گروه دیر آموز .
ب : گروه افراد عقب مانده ذهنی آموزش پذیر .
ج : گروه افراد عقب مانده تربیت پذیر .
د : گروه عقب مانده پناگاهی و کاملا” متکی و یا به عبارت دیگر حمایت پذیر .

گروه کودکان و دانش آموزان دیر آموز
این گروه افراد به علت کمی رشد ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسائل همانند افراد عادی و همسن و سال خود نیستند . دیر آموزان در واقع در میان گروههای عقب مانده ذهنی از بالاترین درجه رشد ذهنی برخوردار بوده و بزرگترین گروه از گروههای عقب مانده ذهنی را تشکیل میدهند .
بهره هوشی آنها حدودا” ۸۰ تا ۹۰ درصد میباشد . درصد قابل توجهی از جمعیت دانش آموزان مدرسه را که معمولا” نمی توانند همراه و همگام سایر همکلاسان هم سال خود در تحصیل و یادگیری مطالب باشند از این گروهند . این گروه از دانش آموزان از نظر تحصیلی ضعیف اما معمولا” از نظر جسمانی ، حسی و حرکتی ، عاطفی ، اجتماعی و … با دیگر همکلاسان خود در مدارس عادی تفاوت چندان ندارند .
ویژگی بارز عقب ماندگان ذهنی بویژه افراد دیر آموز ، آن است که دیر میآموزند و زود فراموش می نمایند . لذا تاکید بر تکرار و استمرار آموزشی ضرورتی بر همین اساس است و حصول موفقیت فقط در سایه صبر و شکیبایی و استمرار در برنامه آموزشی و پایداری در آن است .
گروه دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
دومین گروه از افراد عقب مانده ذهنی از نظر کثرت تعداد ، گروه عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر هستند و حدود ۲ درصد از کل کودکان سنین مدرسه را تشکیل میدهند .
بهره هوشی آنان حدود ۷۰ – ۵۰ درصد میباشد . به دلیل آنکه شناسایی و تشخصی دقیق کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر در سنین پایین به ویژه قبل از دبستان و دوره های اول دبستان بسیار مشکل می باشد . تعداد قابل توجهی از آنان در مدارس معمولی ثبت نام می نمایند البته به تدریج همزمان با پیچیدگی نسبی محتوای دروس به ویژه در اواخر کلاس اول و از کلاس دوم به بعد عقب ماندگان ذهنی این قبیل از دانش آموزان بیشتر آشکار گشته و شناسایی و تشخیص آنان آسانتر می شود .
دانش آموزان عقب مانده ذهنی آمورش پذیر نمی توانند بهره لازم و کافی را از برنامه های آموزشی کلاسهای معمولی ببرند . این کودکان در هر حال آموزش پذیر بوده و قادر به فراگیری حداقلی از اطلاعات و درسهای رسمی کلاس از قبیل خواندن و نوشتن و حساب کردن و مهارتهای مناسب شغلی بوده و میتوانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند بیشتر عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر در غالب زمینه های رشد عادی و یا در مرز عادی می باشند . تفاوت اصلی آنها با دیگران در رشد ذهنی می باشد . خیلی به ندرت آن دسته از عقب ماندگان ذهنی که همراه با علائم جسمانی و کلینیکی هیدرو سفال در میان افراد عقب مانده آموزش پذیر میشوند معمولا” آن قبیل از افراد عقب مانده ذهنی که با علائم بدنی و کلینیکی شناخته می شوند مانند هیدرو سفال ( بزرگ جمجمه ها ) میکروسفال ( کوچک جمجمه ها ) و یا ماکروسفال (  بزرگ جمجمه ها که به علت رشد غیر متعادل سلولهای مغزی می باشد ) دچار عقب ماندگی شدید ذهنی هستند و غالبا” در میان عقب ماندگان تربیت پذیر و کاملا” پناه گاهی قرار میگیرند . تشخیص افراد عقب مانمده آموزش پذیر بر اساس آزمایشهای عمومی و رشد بدنی به دلیل آنکه غالبا” مشابهت فراوان با افراد عادی دارند تقریبا” غیر ممکن می نماید و اما به طور کلی می توان گفت آنها معمولا” جثه کوچکتری داشته و از ضایعات بدنی بیشتری برخوردارند در راه رفتن و بویژه صحبت کردن به طور کلی دچار کندی محسوسی هستند . البته این نیز به دلیل همان عقب ماندگی رشد ذهنی یا نقص بدنی .
قطعا” تکیه بر صرف این شرایط یعنی کندی در راه رفتن و یا صحبت کردن جهت تشخیص عقب ماندگی ذهنی هرگز کافی نخواهد بود . به دلیل آنکه گاهی کودکان عادی نیز در این قبیل مهارتها دچار کندی می شوند در هر حال به طور کلی افراد عقب مانده آموزش پذیر از نظر مهارتهای حرکتی نسبت به افراد عادی ضعیف تر می باشند .
گروه کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر
متاسفانه تعداد قابل توجهی از این گروه از کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر در بیشتر جاها و در غالب موارد در موسسات و سازمانهای غیر آموزشی نگهداری می شوند و کمتر به تعلیم و تربیت آنها به معنای اعم کلمه توجه شده است .
این گروهخ از کودکان حدود ۳/% ( سه دهم درصد ) کل جامعه را تشکیل می دهند معمولا” تعدادی از کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر در سنین دبستان در موءسسات و سازمانهای مختلف و بقیه در منزل نگهداری میشوند از نظر هوشی گروه عقب ماندگان تربیت پذیر از حدود ۵۰ – ۲۵ درصد بهره هوشی برخوردارند به عبارت دیگر هنگامی که کودکان همسال آنها با پشت سر گذاشتن سن ۶ سالگی وارد کلاس اول دبستان میشوند عقب ماندگان تربیت پذیر از نظر هوشی مانند بچه ۵/۱ تا ۵/۳ ساله هستند .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  عقب ماندگی اکثر کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر به دلایل بیماری ضایعات مغزی و اختلالات داخلی ناسازگاری های ژنتیکی و غیره می باشد و به همین دلیل معمولا” آنها دارای علائم کلینیکی و غیره هستند که به سهولت قابل مشاهده و تشخیص می باشد .
کودکان عقب مانده تربیت پذیر بر خلاف گروه عقب مانده آموزش پذیر غالبا” به خاطر همان مشخصه بدنی از دوران نوزادی و طفولیت قابل شناسایی میباشند و از همان ابتدا در راه رفتن حرف زدن و دیگر مهارتهای کلامی و بدنی و به طور قابل توجهی دچار ضعف و کندی شدیدی می باشند پر واضح است به علل عقب ماندگی شدید ذهنی و بالطبع بدنی از این قبیل کودکان انتظاری در تحصیل آموزشهای رسمی و مهارتهای شغلی به گونه دانش آموزان آموزش پذیر نیست .
در واقع اگر چنین توانایی داشتند به آنها نیز حداقل صفت آموزش پذیری داده می شد افراد عقب مانده تربیت پذیر فاقد توان اداره یک زندگی به طور مستقل و خودکفایی اجتماعی و اقتصادی لازم هستند .
این کودکان به طور مداوم نیاز به حمایت و سرپرستی و هدایت دارند به طور کلی هدفهای آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر در جهت نیل به خودکفایی و تحصیل تجارب لازم است به جهت آنکه تا آنجا که ممکن است باشد فردی موثر و مفید در جامعه باشند .
در مجموع میتوان به طور واقع بینانه چنین خلاصه نمود که :
۱- گروه کودکان عقب مانده تربیت پذیر قادر به فراگیری انجام امور شخصی از قبیل لباس پوشیدن ، غذا خوردن ، مسواک زدن ، نظافت شخصی و … می باشند و باید آنها را کمک نمود تا آنجا که ممکن است فردی مفید و موثر واقع شوند .
۲- قادر به فراگیری رفتار متناسب و مطلوب در خانه و در همسایگی و چگونگی برقرار ارتباط با خانواده و نزدیکان می باشند .
۳- آنها می توانند در منزل و یا مدرسه و در موسسات شبانه روزی و یا در کارگاههای حمایت شده از نظر اقتصادی مفید واقع شوند بدین معنا که بتوانند حداقل درآمدی داشته باشند .
کودکان عقب مانده ذهنی کاملا” متکی و یا حمایت پذیر
این کودکان به علت عقب ماندگی شدید ذهنی بدنی قادر به یادگیری و تربیت پذیری در امور خودیاری و انطباق با محیط و سازگاری اجتماعی نمی باشند از نظر اقتصادی حداقل کارایی را داشته و نمی توانند  مفید واقع شوند بهره هوشی آنان معمولا” از ۲۵ درصد کمتر می باشد و به همین دلیل نیاز فوق العاده به کمک مستمر در انجام کارهای شخصی دارند این کودکان تقریبا” در تمام مدت زندگی خود مانند نوزادان و اطفال خیلی کم سن نیاز به مراقبت و سرپرستی دائم دارند به طور کلی بدون کمک دیگران قادر به ادامه زندگی و بقا نمی باشند .
تعدادی از این کودکان هرگز توانایی آموختن صحبت کردن و یا انجام ساده ترین امور زندگی از قبیل خوردن و پوشیدن را ندارند سرپرستی و حمایت از این کودکان هرگز توانایی آموختن صحبت کردن و یا انجام ساده ترین امور زندگی از قبیل خوردن و پوشیدن را ندارند . سرپرستی و حمایت از این کودکان نیازمند مسئولیتی است خطیر و حساس به ویژه برای والدین و مسئولان امور .
هرگز کوتاهی و مسامحه در نگهداری و حمایت از این کودکان نیازمند نشانه هائی است از فقدان مسئولیت و ضعف اخلاق و بیگانگی از ارزشها و گناهی است نا بخشودنی در پیشگاه خالق انسانها .
نتیجه گیری :
پیشگیری اولیه : جلوگیری از ظهور عوامل ایجاد کننده عقب ماندگی ذهنی بخصوص عوامل قبل از تولد ، اهمیت ویژه ای دارند . آموزش خانواده ، ممانعت از ازدواجهای فامیلی ، جلوگیری از حاملگی بعد از سنین ۳۵ سالگی ، رعایت بهداشت حاملگی ( پرهیز از اشعه ، دارو ، ضربه به شکم ، تغذیه مناسب مادر ، جلوگیری و کنترل نمودن عفونت های مادر زادی و … ) در پیشگیری اولیه بسیار موءثر هستند . محافظت کودک پس از تولد بخصوص در دوره نوزادی و هیپوتیروئیدی نیز در مداخله ی درمانی به موقع در موارد بیماری ، مثل کم کاری تیروئیدی جلوگیری از بروز عقب ماندگی ذهنی اهمیت دارد .

تهیه و تنظیم: جواد محمدی

منابع :
روانشناسی کودکان استثنایی :         منصور عیدیان
آسیب شناسی کودکان :             مختار زاده
کودکان عقب مانده ذهنی :         مقاله : مهران آرزومند امیدی لنگرودی

یک روش ساده برای پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی کودکان

بهمن ۱, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار

اگر تاکنون غربالگری نوزادان در سه تا ۵ روز اول تولدشان را دیده یا شنیده باشید ، در این مقاله به اهمیت آن پی خواهید برد. در غربالگری نوزادان شیراز ، با ۴ قطره خون که از پاشنه پای نوزاد گرفته می شود، علاوه بر فاویسم ، سه بیماری بررسی می شود که هر کدام در صورت عدم تشخیص وعدم درمان به موقع موجب بروز عوارضی مانند اختلال در رشد و نمو و عقب ماندگی ذهنی می شود.

۱-کم کاری مادرزادی تیروئید :

غده تیروئید هورمونهایی را می سازد که برای رشد طبیعی جسمی و ذهنی شیر خوار لازم است. کم کاری غده تیروئید عارضه ای است که منجر به تولید ناکافی هورمونها در این غده می شود . اگر این عارضه درمان نشود بر رشد و تواناییهای یادگیری کودک اثر منفی خواهد گذاشت.علت اصلی بروز کم کاری مادرزادی تیروئید، ناشناخته است اما کمبود ید و ازدواجهای فامیلی از عوامل موثر به شمار می روند.کم کاری مادرزادی تیروئید به دو صورت گذرا و دایمی بروز می کند.در نوع گذرای بیماری، نوزاد در بدو تولد کم کاری تیروئید را در آزمایشات نشان می دهد ولی در هفته دوم یا پس از آن بدون درمان یا پس از قطع دارو، آزمایش نوزاد طبیعی می شود. این حالت را کم کاری مادرزادی تیروئید گذرا می گویند.در نوع دائمی بیماری گاه لازم است که بیمار تا پایان عمر زیر نظر پزشک دارو مصرف نماید.

علائم کم کاری مادرزادی تیروئید : در اکثر نوزادان مبتلا به این بیماری در روزهای اول زندگی علائم بارز بیماری وجود ندارد . با گذشت زمان علائمی مثل خوب شیرنخوردن- کاهش حرارت بدن- کبودی انگشتان دست و پا- مشکلات تنفسی-وزن نگرفتن- زردی طولانی مدت (بیش از دو هفته)- یبوست و کاهش فعالیتهای نوزاد ( بیش از حد آرام بودن) بروز می کند.

عوارض کم کاری مادرزادی تیروئید : رشد و تکامل مغز تا حدود ۳ سالگی ادامه دارد . به همین دلیل کم کاری مادرزادی تیروئید عوارض جبران ناپذیری بر رشد و تکامل مغز و اعصاب مرکزی می گذارد.رشد طولی و قد نوزاد نیز تحت تاثیر این بیماری قرار گرفته و کند خواهد شد در نتیجه این بیماری با عوارضی نظیر عقب ماندگی ذهنی، کوتاهی قد و کاهش شنوایی همراه است.

نحوه پیشگیری ازعوارض کم کاری مادرزادی تیروئید: کم کاری مادرزادی تیروئید یکی از شایعترین علل قابل پیشگیری عقب ماندگی ذهنی است و برای جلوگیری از بروز عوارض بیماری در نوزادان باید تشخیص در همان روزهای اول زندگی داده شود و درمان در اسرع وقت آغاز گردد.

۲-پی ک یو یا فنیل کتونوری :

 بدن انسان برای رشد، تکامل و ادامه حیات خود نیاز به مواد غذایی، بخصوص پروتئین دارد . یکی از اجزاء بسیاری از پروتئین ها فنیل آلانین است. بعد از هضم پروتئین در دستگاه گوارش فنیل آلانین حاصل از آن وارد گردش خون می شود ، مقداری از آن در کبد به پروتئین های مورد نیاز بدن تبدیل می شود و اضافی آن از بین می رود. در صورتی که در این روند اختلال ایجادشود، فنیل آلانین در خون تجمع پیدا می کند. افزایش فنیل آلانین در خون، پی ک یو یا فنیل کتونوری نامیده می شود.

این بیماری بصورت ارثی از هر دو والد یعنی پدر و مادر(در صورتی که هر دو ناقل پی ک یو باشند.) به فرزند منتقل می شود.

علائم بیماری پی ک یو : نوزاد مبتلا در ابتدای تولد هیچ علامتی از ناهنجاری ندارد اما اگر درمان انجام نشود علائم زیر بروز می کند:

خوب شیر نخوردن، استفراغ بعد از شیر خوردن، اگزما و جوش در سطح بدن، بور شدن موهای سر بدون سابقه ارثی، بدبو شدن عرق و ادرار شیرخوار، اختلال در رشدو نمو، اختلالات یادگیری و عقب ماندگی ذهنی .

عوارض بیماری پی ک یو:

در صورتی که بیمار تحت درمان قرار نگیرد، به ازای هر ماه ۴ نمره از بهره هوشی او کاسته خواهد شدو تا پایان سال اول ۵۰ نمره از IQ(بهره هوشی)را از دست خواهد داد.عقب ماندگی ذهنی در این بیماری شدید است و کودک مبتلا ، بیش فعالی همراه با حرکات بی هدف پیدا می کند.
نحوه پیشگیری از عوارض پی ک یو: غربالگری نوزادان ۳ تا ۵ روزه بهترین روش برای تشخیص زودرس این بیماری است. در این آزمایش نوزادان مشکوک به این اختلال شناسایی و پس از آزمایش های تکمیلی بیماران قطعی مشخص می شوند.نوزاد می بایست بلافاصله پس از تشخیص بیماری تحت مراقبت قرار گیرد.درمان در این بیماری عبارتست از رعایت رژیم غذایی که سطح فنیل آلانین خون بیمار را در حد طبیعی نگه دارد. بدیهی است این رژیم بایستی تا آخر عمر رعایت شود.
آیا خانواده و بستگان بیمار مبتلا به پی ک یو نیاز به مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج یا بارداری دارند؟ تنها راه پیشگیری از بروز مجدد این بیماری در خانواده یا بستگان بیمار، انجام مشاوره ژنتیک و استفاده از راهنمایی های پزشکان و مشاوران ژنتیک است.

۳-گالاکتوزمی :

بدن انسان برای انجام فعالیتهای روزانه و تنظیم فعل و انفعالات شیمیایی خود نیاز به گلوگز یا قند ساده دارد.بعضی از قندها مثل گالاکتوز که از طریق برخی غذاها بخصوص شیر وارد بدن می شوند باید در بدن تبدیل به گلوکز (قندساده)شود تا قابل استفاده گردد. در صورت اختلال در تبدیل گالاکتوز به قند ساده، ترکیبی غیرقابل استفاده و مضر در بدن ایجاد خواهد شد که به این حالت گالاکتوزمی گفته می شود. گالاکتوزمی به صورت ارثی از هر دو والد یعنی پدر و مادر(در صورتی که هر دو ناقل گالاکتوزمی باشند.) به فرزند منتقل می شود.نوزاد مبتلا به علت اختلال دریکی ازترکیبات شیمیایی بدن قادر به تجزیه وهضم گالاکتوز نمی باشد.

علائم گالاکتوزمی: نوزاد در بدو تولد حالت طبیعی دارد ولی پس از چند روز که از دریافت شیر حاوی گالاکتوز فراوان مثل شیر مادر می گذرد علائمی مثل اسهال، استفراغ، زردی، کاهش قند خون، بزرگی کبد، آب مروارید و اختلال در رشد بروز می کند.

عوارض گالاکتوزمی:

عدم شناخت و درمان به موقع این اختلال در روزهای اول تولد، می تواند موجب عقب ماندگی ذهنی، نارسائی کبدی و در نهایت مرگ شود.

نحوه پیشگیری از عوارض گالاکتوزمی: غربالگری نوزادان ۳ تا ۵ روزه بهترین روش برای تشخیص زودرس این بیماری است. در این آزمایش نوزادان مشکوک به این اختلال شناسایی و پس از آزمایش های تکمیلی بیماران قطعی مشخص می شوند.نوزاد می بایست بلافاصله پس از تشخیص بیماری تحت مراقبت قرار گیرد.درمان در این بیماری عبارتست از حذف گالاکتوز ولاکتوز دررژیم غذایی (مطابق دستورپزشک)، شیرخواران مبتلا به گالاکتوزمی، باید از شیرخشک مخصوص (بدون گالاکتوز) استفاده نمایند.انجام مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج و بارداری در خانواده و بستگان این بیماران نیز لازم است.

فاطمه گودرزیان

کارشناس بیماریهای غیر واگیر مرکز بهداشت شهرستان شیراز (شهدای والفجر)

بیش از نیمی از زنان میان سال از زانو درد رنج می برند

دی ۲۷, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند مطالعات جدید نشان داده، بیش از نیمی از زنان میان سال از زانو درد رنج می برند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  بر اساس تحقیق ۱۲ ساله محققان، ۶۳ درصد زنان در سن ۵۰ و بالاتر دچار درد مداوم یا تناوبی  در زانو می شوند.

عوامل شایع در مورد ابتلا به درد مداوم زانو، بالابودن شاخص حجمی بدن. آسیبهای زانو و آرتوروز است.

طبق تحقیقات ۱۲ ساله محققان، بر روی این تحقیق که بیش از یک هزار زن در سنین ۴۴ تا ۵۷ با میانگین سن ۵۲ سال شرکت داشتند، فهم عوامل ابتلا به زانو درد، اولین قدم در درمان هدفمند می باشد.

محققان دریافتند هر چه شاخص جرمی بدن بیشتر باشد فرد مبتلا به نوع زانو درد مداوم  می شود که این درد همواره با اوست.

استئوآرتریت، همان بیماری‌ای که به آرتروز معروف است، در همه نقاط دنیا و به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه، در حال گسترش است.

در کل آرتروز در کل جهان بین خانم‌ها بیشتر شایع است. شاید این امر به‌علت مسائل ژنتیک و وجود هورمون‌های جنسی است اما از نظر علمی‌علت شیوع آن تاکنون مشخص نشده است.

یکی از عوامل شیوع بیماری آرتروز در بین بانوان ازدیاد وزن است و چاقی مشکل عمده‌ای محسوب می‌شود و تناسب اندام نقش مؤثری در جلوگیری از بیماری دارد، البته شاید علت دیگر این است که بانوان مفاصل خود را در انجام امور خانه‌داری بیشتر به کار می‌گیرند.

مهمترین راه‌های پیشگیری از ابتلا به آرتروز  ورزش‌های مناسب همچون شنا و پیاده روی،‌ کم‌کردن وزن، نحوه ایستادن و نشستن صحیح و عدم استفاده از سرویس های بهداشتی ایرانی است.

از جمله علامت‌های آرتروز می‌توان به درد مکانیکی زانو، خشکی کوتاه مدت صبحگاهی، قفل کردن زانو و نیز ورم احتمالی زانو در صورت راه رفتن زیاد اشاره کرد.

علت اصلی افزایش میزان ابتلا به آرتروز در زنان اضافه وزن وورزش نکردن زنان است.

توصیه اکثر پزشکان این است که افراد مبتلا به آرتروز علاوه بر انجام کارهای روزمره به نرمش‌های سبک نیز بپردازند، همچنین مصرف مکمل‌های غذایی مانند مواد‌غذایی سرشار از کلسیم و منیزیم فرسایش غضروف را به تاخیر می‌اندازد؛ شیر و لبنیات حاوی این مواد مغذی هستند.

درمان سرطان سینه بر بعضی توانایی های ذهنی تا مدتی اثر منفی می گذارد

دی ۲۷, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

نتایج یک بررسی جدید نشان داده است شیمی درمانی، سبب مشکلات شناختی از جمله ناتوانی در شناسایی چهره  در نجات یافته گان سرطان سینه می شود و این مشکلات می تواند تا سه سال پس از اتمام درمان ادامه پیدا کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، کارشناسان بهداشتی آشکار ساختند بیمارانی که از سرطان سینه جان سالم به در می برند ممکن است چند سال پس از درمان، مشکلات خاصی را در رابطه با توانایی های ذهنی و حافظه ای خود تجربه کنند.

این پژوهشگران می گویند در هر دو روش درمان یعنی شیمی درمانی توام با پرتودرمانی و یا پرتو درمانی به تنهایی ممکن است این گونه مشکلات حافظه ای تجربه شوند.

این مطالعه هم چنین حاکیست که روشهای معمولی یا حتی شیوه های خاص درمان این سرطان می توانند روی توانایی های ذهنی نجات یافتگان از سرطان سینه تاثیرات منفی داشته باشند.

در یک بررسی قبلی معلوم شد که شیمی درمانی می تواند موجب بروز مشکلات حافظه ای و تمرکزی در این بیماران پس از درمان شود اما در بررسی های جدید سایر انواع روشهای درمان این سرطان علاوه بر شیمی درمانی ارزیابی شده اند.

پروفسور پاول جاکوبسان از مرکز سرطان و انستیتو مطالعاتی موفقیت با آزمایش روی ۳۱۳ شرکت کننده بیمار و سالم به این نتایج دست یافت و شرح بررسی های خود را در نشریه آنلاین سرطان ارائه کرده است.

طیق تحقیق انجام شده، راههای در مان به طور منفی بر  بعضی توانایی های ذهنی  تا مدتی اثر می گذارد.

نیکوتین درمانی در ترک سیگار هیچ تاثیری ندارد

دی ۲۷, ۱۳۹۰ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات نشان داده است نیکوتین درمانی در ترک سیگار هیچ تاثیری ندارد بلکه حتی احتمال اینکه دو باره به سیگار روی بیاورند را تا دو برابر بیشتر می کند 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان می گویند برچسب ها و آدامس های ترک سیگار به افراد در ترک سیگار کمکی نمی کنند.

هیل آلپرت دانشمند دانشگاه هاروارد و لوئیز بینر از دانشگاه ماساچوست در سال های دو هزار و یک تا دو هزار و شش به بررسی هفتصد و هشتاد و هفت نفر پرداختند که به تازگی سیگار کشیدن را ترک کرده بودند.

از این افراد پرسیده شد که آیا به هنگام ترک سیگار ماده ای به عنوان جایگزین نیکوتین همانند آدامس، برچسب هاو اسپری های نیکوتین دار استفاده می کردند یا نه.

نتایج این بررسی  جدید نشان داده است استفاده از روشهای مختلف نیکوتین درمانی از جمله اسپری بینی در بلند مدت به افرادی که قصد دارند سیگار را ترک کنند، کمکی نمی کند.

نتایج این تحقیق نشان می دهد تقریبا یک سوم این افراد پس از ترک سیگار بار دیگر به مصرف آن روی آوردند و از این لحاظ میان آنهایی که از مواد جایگزین نیکوتین استفاده می کردند و یا آنهایی که از این مواد استفاده نمی کردند، تفاوتی دیده نمی شد.

این مطالعه که از سوی متخصصان دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد و روی ۷۸۷ فرد بالغ در ایالت ماساچوست انجام گرفته معلوم کرد به مرور زمان افرادی که تحت نیکوتین درمانی جایگزین (NRT) قرار گرفته بودند، موفق نشدند سیگار را ترک کنند.

هیلل آلپرت از متخصصان هاروارد در این مطالعه تاکید کرد: بررسی های ما تایید می کند که استفاده از روش NRT در کمک به افراد سیگاری برای ترک سیگار در طولانی مدت تاثیری ندارد.

شرکت کنندگان در این مطالعه در سه دوره مختلف زمانی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ میلادی تحت آزمایش قرار داشتند.

این بررسی ها تایید کرد نه تنها استفاده از روش NRT برای ترک سیگار در مقایسه با عدم کاربرد آن هیچ تاثیری ندارد بلکه حتی در سیگاری های به شدت وابسته به دخانیات نیز استفاده از این روش و بدون نظارت متخصص، احتمال اینکه دوباره به سیگار روی بیاورند تا دو برابر بیشتر می شود.

دکتر آلپرت گفت پیشتر در تحقیقات کلینیکی نیز مشخص شد نیکوتین درمانی در ترک سیگار موثر است اما یافته های جدید آن مطالعه تجربی را به چالش می کشد.»

این تحقیق نشان داد نیکوتین درمانی به افراد در ترک سیگار در دراز مدت کمک نمی کند

جزئیات این ارزیابی در مجله کنترل دخانیات ارائه شده است.

« Previous PageNext Page »