داروی دیدروژسترون DYDROGESTERONE ، برای درمانآندومتریوز، سقط عادتی، خونریزیغیرفونکسیونل رحم، قاعدگی دردناک،فقدان قاعدگی، سندرم پیش از قاعدگی مصرف می شود
تیر ۱۹, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار داروسازی, اخبار علمی پزشکی, دارونامه, مشروح اخبار
DYDROGESTERONE
موارد مصرف:
دیدروژسترون برای درمانآندومتریوز، سقط عادتی، خونریزیغیرفونکسیونل رحم، قاعدگی دردناک،فقدان قاعدگی، سندرم پیش از قاعدگی وبهمنظور جانشین درمانی هورمونیمصرف میشود.
مکانیسم اثر:
پس از پیوند بهگیرندههایسیتوپلاسمی و ایجاد کمپلکس استروئید ـگیرنده، نسخهبرداری آغاز شده و ساختپروتئینها افزایش مییابد. این پروتئینهامسئول آثار فارماکولوژیک دارومیباشند. این دارو نیز مانند سایرپروژستینها مانع رهایش گنادوتروپینهااز هیپوفیز و در نتیجه مانع بلوغ فولیکولیو تضعیف تخمکگذاری میگردد.
فارماکوکینتیک:
دیدروژسترون از دستگاهگوارش بهخوبی جذب میشود و متابولیسمآن کبدی بوده و از راه کلیهها دفع میشود.
موارد منع مصرف:
در کارسینوم پستان یااعضاء تناسلی، بیماری کبدی، سقطفراموش شده و اختلالات ترومبوتیک نبایدمصرف شود.
هشدارها:
در حین مصرف دارو ممکن استخونریزیهای قاعدگی نامنظم دیده شود کهدر آن صورت بهتر است میزان مصرف راافزایش داد.
عوارض جانبی:
ترومبوفلبیت، آمبولیریوی، ترومبوز شبکیه، لکهبینی،خونریزی نابجا، تغییر اشتها و ورم قوزکپا از عوارض جانبی دارو هستند.
تداخلهای دارویی:
مصرف همزماندیدروژسترون و بروموکریپتین موجبترشح بیش از حد و خود بهخودی جریانشیر میگردد. داروهای القاکننده فعالیتآنزیمهای کبدی مثل کاربامازپین،فنوباربیتال، فنیتوئین و ریفامپین موجبکاهش کارآئی دارو میشوند.
مقدار مصرف:
در آندومتریوز ۱۰ میلیگرم۳ـ۲ بار در روز طی روزهای ۲۵ـ۵ سیکلقاعدگی و یا بهطور مداوم مصرفمیشود. در سقط عادتی ۱۰ میلیگرمدوبار در روز از روزهای ۲۵ـ۱۱ سیکل تاوقوع آبستنی و سپس بهطور مداوم تا هفته۲۰ حاملگی مصرف و سپس بهتدریجمیزان مصرف کاهش داده میشود.
برایتوقف خونریزی غیرفونکسیونال رحم، ۱۰میلیگرم دوبار در روز (بههمراه یکاستروژن) و بهمدت ۷ـ۵ روز تازمان قطعخونریزی مصرف میشود. برایجلوگیری از خونریزی، ۱۰ میلیگرم دوباردر روز (همراه یک استروژن) در روزهای۲۵ـ۱۱ سیکل مصرف میشود.
در قاعدگیدردناک، مقدار مصرف آن ۱۰ میلیگرمدوبار در روز در روزهای ۲۵ـ ۵ سیکلمیباشد. در فقدان قاعدگی ۱۰ میلیگرمدوبار در روز از روزهای ۲۵ـ۱۱ سیکلبهشرط تجویز همزمان استروژن از روز۲۵ـ۱ سیکل، مصرف میشود.
در سندرمپیش از قاعدگی، mg/day 10 از روز ۲۶ـ۱۲سیکل مصرف میشود که در صورت نیازمیتوان مقدار مصرف دارو را افزایش داد.
اشکال دارویی:
Tablet: 5 mg
Popularity: 2% [?]
آشنایی با داروهای ضد فشار خون ( Anti hypertensive drugs ) و عوارض آنها
تیر ۱۹, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار داروسازی, اخبار علمی پزشکی, دارونامه, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
امروزه داروهای ضدفشارخون ( Anti hypertensive drugs ) زیادی وجود دارد، به طوری که پزشک شما می تواند با توجه به وضعیت شما داروی مناسب را انتخاب نماید. اهمیت دارد که شما اسم دارویی را که استفاده می کنید بدانید، و نیز از نحوه اثر و عوارض جانبی آن باخبر باشید.
در حدود ۵۰ میلیون نفر در آمریکا فشار خون دارند که بعنوان فشار سیستولی ۱۴۰ میلیمتر جیوه یا بالاتر و یا فشار دیاستولی ۹۰ میلیمتر جیوه یا بالاتر تعریف میشود. حدود ۹۵ درصد از این موارد فشار خون، فشار خون ابتدایی میباشند در حالیکه بقیه به عنوان فشار خون ثانویه تلقی و طبقه بندی میشوند.
هرچند علت فشار خون اولیه در هر بیماری معمولاً ناشناخته میباشد عوامل محیطی و ژنتیکی متعددی در ارتباط با آن شناخته شده است. اینها شامل چاقی، زندگی بدون فعالیت، مصرف بیش از حد سدیم بوسیله افرادی که به نمک حساسیت دارند، مصرف بیش از حد الکل و استرس یا فشارهای زندگی میباشد.
فشار خون ثانویه عمدتاً بدلیل بیماری کلیوی یا اختلالات غدد(بعنوان مثال افزایش استروژن،آلدوسترون یا افزایش سطح کاتکول آمین) میباشد، و این عوامل معمولاً بوسیله دارو یا جراحی قابل تصحیح می باشند .
همچنین که در جدول شمارة ۱ نشان داده شده است، ۴ مرحلة فشار خون وجود دارد که شامل مرحلة ۱ یا فشار خون خفیف تا مرحلة ۴ یا فشار خون شدید میباشد . در طی زمان طولانی، افزایش فشار شریانی به عروق صدمه وارد می آورد و باعث تسریع در پیدایش تصلب شرایین میشود و همچنین باعث افزایش حجم عضلانی بطن چپ میگردد.
سرعت وقوع این تغییرات بستگی به شدت فشار خون دارد نهایتاً این اختلالات میتواند باعث پیدایش بیماریهای اسکمیک قلبی، سکته مغزی، نارسایی قلبی و نارسایی کلیوی بشود که اینها شایعترین علل مرگ و میر در بیماران فشار خونی میباشند .
در طی ۲۰ سال گذشته متخصصین بهداشت و مسئولین بهداشت عمومی تلاشهایشان را برای آموزش جامعه راجع به صدمات ناشی از عدم درمان فشار خون بکار بردند که این باعث افزایش ۵۵ درصدی در بیماران فشار خونی شده است که از شرایط خود یعنی از بیماری خود آگاهی دارند و آنرا بطور مؤثر بوسیله تغییر در شیوه زندگی، مواد دارویی و یا راههای دیگر درمان مینمایند.
درمان موثر فشار خون به نظر میرسد یکی از عواملی باشد که منجر به کاهش ۵۷ درصدی در وقوع سکته مغزی و کاهش ۵۰ درصدی در وقوع مرگومیر ناشی از بیماریهای شریانی کرونر قلب در طی دو دهه گذشته میباشد.
گرچه تمام داروهای ضدفشارخون ( Anti hypertensive drugs ) تقریباً به یک اندازه موثر هستند. اما در افراد مختلف با سن و سال و وضعیت جسمانی خاص باید داروی خاصی مصرف شود . پس همیشه به یاد داشته باشید که داروی شما را پزشک باید تعیین کند و هرگز بدون اطلاع پزشک داروی خود را قطع نکرده و یا تعویض ننمایید . داروهای ضدفشارخون سبب می گردند که فشارخون سیستولیک حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیمتر جیوه و فشار دیاستولیک حدود ۶ تا ۸ میلیمتر جیوه کاهش پیدا کند.
افراد مختلف به طرق مختلفی به داروها واکنش نشان می دهند: برای مثال افراد مسن به بعضی از داروهای ضدفشارخون پاسخ بهتری می دهند. اگر شما داروهای ضدفشارخون مصرف می کنید، باید به خاطر داشته باشید که اثر بعضی داروها، اگر شما نمک مصرفی تان را کاهش دهید، بسیار زیادتر خواهند شد. بنابراین ارزشش را خواهد داشت که سعی نمایید که کمتر نمک مصرف کنید.
برای حدود نیمی از افراد دچار پرفشاری خون، فقط مصرف یک قرص در روز کافی خواهد بود. اکثر بقیه افراد هم نیاز خواهند داشت که با دو نوع داروی مختلف، فشارخونشان را پایین بیاورند. ۱۰ درصد از آنها هم به مصرف سه نوع داروی ضدفشارخون نیاز خواهند داشت.
خوشبختانه داروها طوری ساخته شده اند که حتی اگر شما به سه نوع داروی ضدفشارخون هم احتیاج داشته باشید، لازم است که از هر کدام فقط یک قرص مصرف نمایید. تقریباً تمام این داروها را می توان یکجا و با هم خورد (صبح یا شب). داروهای قدیمی تر معمولاً طوری ساخته می شدند که روزی ۲ یا ۳ بار باید مصرف می شدند، اما امروزه از آنها استفاده نمیشود.
• ادرارآورها:
این داروها سبب دفع مایع و سدیم اضافی از طریق ادرار میشوند و در نتیجه حجم خونی که قلب باید پمپ کند، کاهش پیدا میکند. در بیشتر موارد، درمان افراد مبتلا به فشارخونبالا با یک داروی ادرارآور به تنهایی یا همراه با یک داروی دیگر آغاز میشود. ادرارآورها گاهی همراه با سایر داروهای ضدفشارخون برای افزایش اثرات ضدفشارخونی آنها بکار میروند. نمونههای این داروهای ادرارآور عبارتند از: فورزماید، اسپیرونولاکتون، کلروتیازید، هیدروکلروتیازید، تریامترنH، آمیلوراید، بومتانید، کلرتالیدون، اینداپامید و متالوزون. عوارض جانبی این داروها ممکن است شامل افزایش دفعات دفع ادرار و تغییر سطح پتاسیم باشد.
• مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE):
این داروها سبب کاهش سطح آنژیوتانسین میشوند (یک ماده شیمیایی که سبب انقباض عروق میگردد). نتیجه نهایی گشادشدن رگها است که باعث کاهش مقاومت در مقابل جریان خون میشود و قلب میتواند خون را به شکل موثرتری پمپ کند. نمونههای این داروها عبارتند از: انالاپریل ، کاپتوپریل، بنازپریل و لیزینوپریل.
مهارکنندههای ACE نباید درطول حاملگی مصرف شوند. این داروها در مقایسه با سایر داروهای ضدفشارخون عوارض کمتری دارند. شایعترین عارضه استفاده از آنها سرفه است که در ۵ تا ۱۵ درصد افراد رخ میدهد. به ندرت تورم صورت رخ میدهد که یک عارضه جانبی بالقوه خطرناک میباشد که حاکی از نیاز به قطع مصرف داروها میباشد. در صورت بروز این حالت بلافاصله با پزشک خود تماس بگیرید تا داروی دیگری را برای شما تجویز کند.
• مهارکنندههای گیرنده آنژیوتانسین ۲:
این داروها سبب مهار اثر آنژیوتانسین میشوند (بجای اینکه سطح آن را کاهش دهند) و در نتیجه از اثر آن بر روی رگها و قلب جلوگیری میکنند. این داروها اغلب در افرادی تجویز میشوند که نمیتوانند از داروهای دسته قبل استفاده کنند. نمونههای این داروها شامل لوزارتان، کاندزارتان و والزارتان میباشند. عوارض جانبی ممکن است شامل سردرد و تهوع باشد.
• مهارکنندههای آلفا:
این داروها از تنگشدن سرخرگها جلوگیری کرده و اثر هورمون استرس تحت عنوان اپینفرین (که موجب افزایش فشارخون میشود) را مهار میکنند. امروزه دیگر این داروها زیاد توصیه نمیشوند، البته گاهی تجویز میشوند. نمونههای این داروها شامل پرازوسین، ترازوسین و دوگزازوسین میباشند. عارضه جانبی عمده سرگیجه است.
• مهارکنندههای بتا:
این داروها تعداد ضربان و برونده قلب را کاهش میدهند و در نتیجه فشارخون کاهش مییابد. نمونههای آنها شامل آتنولول، متوپرولول و پروپرانولول است. مهارکنندههای بتا جهت درمان درد قلبی به طور شایعی مصرف میشوند و انتخاب مطلوبی در افراد مبتلا به بیماری قلبی کرونری و فشارخونبالا هستند. شایعترین عارضه جانبی خستگی است.
• مسدود کنندههای کانال کلسیم:
سبب مهار حرکت کلسیم به داخل سلولهای عضلانی دیواره قلب و رگهای خونی شده و در نتیجه عضلات دیواره سرخرگها، شل میگردند. بنابراین از تنگشدن رگها جلوگیری میشود. نمونه های آنها شامل دیلتیازم، آملودیپین و وراپامیل میباشند. عوارض جانبی شامل تورم پا و یبوست است.
• داروهای با اثر مرکزی (آگونیست مرکزی آلفا):
این داروها بر روی مغز و دستگاه عصبی اثر میکنند تا تعداد ضربان قلب را کاهش داده و از تنگ شدن سرخرگها جلوگیری کنند. اما امروزه بندرت مصرف میشوند. نمونههای این داروها عبارتند از: کلونیدین، گوانفاسین و متیل دوپا. کلونیدین از این لحاظ منحصر بفرد است که به شکل خوراکی و برچسب پوستی که هفتهای یکبار استفاده میشود موجود میباشد. عوارض جانبی این داروها شامل آرامبخشی، سرگیجه، دهان خشک و خستگی میباشد.
• متسع کنندههای عروقی :
سبب شل شدن دیواره رگها و در نتیجه اتساع (گشاد شدن) آنها میشود. این داروها فقط در اورژانس برای افرادیکه فشارخون آنها با داروهای دیگر کنترل نمیشود، بکار میروند. نمونههای این داروها شامل هیدرالازین و مینوکسیدیل میباشند. ممکن است مینوکسیدیل سبب تجمع مایع در بدن شود و در نتیجه باید همراه با ادرارآورها مصرف شود تا مایع از بدن خارج شود.
هرچه شما با برنامه دارویی خود آشناتر باشید، با پزشک خود راحتتر در مورد درمان صحبت میکنید و داروها را جهت تأثیر بهتر، صحیحتر مصرف میکنید.
Popularity: 2% [?]
اشنایی با اصول تغذیه صحیح در دوران بارداری
تیر ۱۷, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار تغذیه, اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
تغذیه مادر در دوران بارداری و شیردهی چگونه یاسد یاشد ؟
تغذیه در دوران حاملگی می تواند ۵۰ درصد به طول عمر فرزند اضافه کند. این موضوع حداقل در موش ها به اثبات رسیده است. دانشمندان دانشگاه کمبریج در انگلیس گفتند این امر ممکن است در مورد انسان نیز صدق کند. دستکاری های جزیی در رژیم غذایی دوران بارداری می تواند طول عمر موش های به دنیا آمده را بیش از ۵۰ درصد اضافه کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بدی تغذیه در دوران حاملگی می تواند بر رشد جنین و طول عمر آن در دوران حیات تاثیر فراوانی بگذارد. البته تغذیه بعد از تولد تاثیر بیشتری بر طول عمر دارد.
ویژگیهای تغذیه مادر در دوران بارداری و شیردهی چیست ؟
افزایش نیاز به انرژی به طور متوسط حدود ۱۵% است در صورتیکه از مواد مغذی در دوران بارداری به ۱۰۰% افزایش نیاز دارند . مانند آهن که در دوران بارداری به ۵۰% افزایش نیاز دارد .
پروتئین مورد نیاز مادر
پروتئین مورد نیاز مادر را اگر بر حسب پروتئین رفرنس در نظر بگیریم ، قبل از بارداری مادر در روز ۴۶ گرم پروتئین دریافت می کند . در دوران بارداری این مقدار باید به ۶۰ گرم و در دوران شیردهی به ۶۵ گرم برسد . آنچه که تأکید می شود این است که ۳/۲ پروتئین دریافتی ، از منابع غذایی حیوانی باشد . شیر ، لبنیات ، ماهی ، مرغ و گوشت از بهترین منابع پروتئینی هستند که مادر در دوران بارداری باید استفاده کند .
از دیگر موارد افزایش نیاز مادر در دوران بارداری ، افزایش نیاز به کلسیم است . یک مادر باردار معمولاً نسبت به قبل از بارداری ( به شرط اینکه قبل از بارداری مقدار کافی کلسیم دریافت کرده باشد ) باید ۵۰ درصد کلسیم دریافت کند .
معمولاً میزان توصیه شده کلسیم قبل از بارداری ۸۰۰ میلی گرم است و در دوران بارداری و شیردهی باید ۱۲۰۰ میلی گرم کلسیم دریافت کند .
اصولاً توصیه می شود که مادر در دوران بارداری حداقل ۴ واحد لبنیات و در شرایط ایده آل مخصوصاً در سه ماهه پایان بارداری ۵ تا ۶ واحد لبنیات دریافت کند .
نکته ای که اهمیت دارد این است که اگر مادر ماست و پنیر زیادی مصرف کند ، دریافت دو لیوان شیر کفایت می کند . افراط در دریافت لبنیات ، خطر به هم خوردن نسبت کلسیم به سدیم ، پتاسیم و منیزیم در مایع فضایی بین سلولی اختلال ایجاد می کند و خطر گرفتگی عضلانی را به وجود می آورد . اما این اتفاق به ندرت ممکن است پیش آید . تأکید بر این است که مادر باردار ، لبنیات کافی را دریافت کند تا در حقیقت هم سلامتی استخوانی خود را تأمین کند و هم رشد مناسب جنین را به همراه داشته باشد .
یکی دیگر از مواد مغذی که در این دوره افزایش نیاز به آن به طور خاص وجود دارد آهن است . اگر مادر بارداری کم خون نباشد ، تا پایان چهار ماهگی افزایش نیاز به آهن ندارد ، زیرا جنین در چهار ماهه اول کوچک است اما در ماه پنجم بارداری ،
افزایش نیاز مادر به چند دلیل شروع می شود :
۱- حجم مایعات بدن زیاد می شود .
۲- طبیعتاً باید نیازهای جنین را برآورد کند .
به همین علت گفته می شود که مادر اگر قبل از بارداری میزان توصیه شده آهن یعنی ۱۵ میلی گرم را مصرف می کرده است ، در دوران بارداری به ۳۰ میلی گرم افزایش می یابد و سه ماهه بعد از زایمان به همان حدود ۱۵ میلی گرم کاهش پیدا می کند . همانطور که می دانید بهترین منابع غذایی آهن – جگر ، گوشت ، تخم مرغ است . بررسی ها نشان می دهند که آهن مورد نیاز دوران بارداری را نمی توان از راه غذا تأمین کرد و تأکید بر این است که مادر پس از پایان چهار ماهگی بارداری حتماً باید از مکمل های آهن استفاده کند .
بررسی های علمی نشان می دهد که ۵۰% مادران در دوران بارداری کم خون هستند و در آنها ضرورت استفاده از مکمل آنها به وجود می آید . مادران باید توجه کنند که بعد از صرف غذا، چای میل نکنند و زمانی که از قرص های حاوی مکمل آهن استفاده می کنند همراه آنها ویتامین C یا آب میوه هایی که حاوی ویتامین C هستند استفاده کنند تا مشکل کم خونی تشدید نشود .
باید توجه داشته باشیم که مادر ید کافی دریافت کند تا مشکل کمبود ید یا اختلالات غده تیروئید را نداشته باشد و الا این مسئله هم می تواند برای مادر نگران کننده باشد .
اما در سه ماهه پایان بارداری به علت رشد جنین و ترشح هورمونها و فشاری که به دستگاه گوارش مادر وارد می شود اولاً بهتر است که مادر به جای سه وعده غذا در روز ۵ تا ۶ وعده غذا بخورد یا به عبارت دیگر مقدار غذا را در دفعات بیشتری مصرف کند . دوماً یبوست دوران بارداری است که مصرف یک وعده غذایی پر حجم مثل آش سبزیها یا استفاده از آلو برگ و زرد آلو باعث ایجاد یبوست می شود و بهتر است در این دوره حتی الامکان از داروهای ملین استفاده نشود .
یکی ا زموارد دیگر تمایلات مادر به مواد غیر غذایی است . مثلاً دوست دارد مهر بخورد یا خاک بخورد . به هیچ وجه جایز نیست که مادر مواد غیر غذایی بخورد ولی نشاسته کمبود مواد مغذی است .
اگر رژیم غذایی مادر متعادل باشد و مکمل ویتامین ها و املاح داده شود می تواند مشکل مادر را برطرف کند ، اما اگر تمایلات مادر به مواد غذایی است . طبیعتاً باید برآورده شود . به عبارت دیگر برآورده کردن تمایلات مادر نشانه حمایت همسر و اطرافیان است و از نظر روانی برای مادر حائز اهمیت است .
نیازهای مادر در دوران شیردهی بسیار شبیه به دوران بارداری است . اما دو تفاوت وجود دارد :
۱- نیاز به انرژی دوران شیردهی بیشتر از دوران بارداری است . به عنوان مثال اگر سه ماه پایان دوران بارداری یک مادر باردار ۳۰۰ کیلو کالری اضافی نیاز دارد ، در دوران شیردهی معمولاً ۵۰۰ کیلو کالری اضافی نیاز دارد . اگر مقدار شیر تولید شده توسط مادر را در نظر بگیرید می بینید که میزان آن هر چند در افراد متغیر است اما بین ۷۰۰ تا ۱۲۰۰ میلی لیتر است .
اگر متوسط ۸۵۰ میلی لیتر را در نظر بگیریم برای ساخته شدن این مقدار شیر ، مادر به ۷۵۰ کیلو کالری نیاز دارد . اینکه گفته می شود اگر در غذای مادر ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلو کالری اضافی وجود داشته باشد نیازهای تولید شیر را تأمین می کند به این علت است که از جمله اجزاء افزایش وزن مادر در دوران بارداری چربی است که معمولاً ذخیره شده است .
معمولاً بین ۲ تا ۴ کیلوگرم افزایش وزن مادر را چربی تشیکل می دهد . چاقی دوران بارداری نه تنها مضر نیست بلکه مفید بوده و برای شروع موفقیت آمیز شیردهی لازم است یا به عبارت دیگر سهمی از انرژی تولید شیر از چربی ذخیره شده است .اگر مادر خواهان زیبایی و سلامتی است باید شیر بدهد و توصیه می شود که شیردهی را تا دو سال ادامه دهد .
بهتر است هر چهار ساعت یک بار، یک غذای کم حجم میل کنید.
حتی اگر شما سیر باشید ممکن است فرزندتان گرسنه باشد؛ بنابراین سعی کنید که هر ۴ ساعت یک بار چیزی میل کنید.
اگر ویار دارید یا حالت تهوع یا سوزش سر دل یا سوء هاضمه، خواهید دید که دریافت ۵ یا ۶ وعده غذا با حجم کم بسیار قابل تحملتر است تا خوردن سه وعده غذای پر حجم.
هیچ کدام از وعده های غذائی خود را حذف نکنید، ممکن است که شما گرسنه نباشید اما فرزند شما مرتبا به مواد غذائی نیاز دارد.
هرگز در دوران بارداری رژیم نگیرید.
رژیم گرفتن در دوران حاملگی به شدت برای شما و جنینتان خطرناک است. بسیاری از رژیم های کاهش وزن همراه با کاهش دریافت آهن، اسید فولیک و بسیاری از ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز می باشد.
به یاد داشته باشید که افزایش وزن یکی از نشانه های مهم حاملگی طبیعی است. احتمال به دنیا آوردن نوزاد سالم در بانوانی که خوب غذا خورده و افزایش وزن طبیعی دارند بیشتر است.
بنابراین اگر شما با خوردن غذاهای تازه و سالم و مقوی در حال اضافه کردن وزن هستید نگران نشوید، شما باز هم بزرگتر و چاق تر خواهید شد.
گروهها ی تغذیه ای برای زنان باردار :
آگاهی مادر و شناخت او در مورد تغذیه درست و رعایت اصول بهداشتی در دوران بارداری، سلامت جنین و خود او را تامین می کند. توصیه می شود هر خانم باردار احتیاجات عذایی خود را باید از همه گروههای مواد غذایی فراهم کند.
این گروهها به طور خلاصه عبارتند از:
نان:
خانمهای باردار تقریباً بیشترین نیاز خود را از این گروه فراهم می کنند. هر خانم در طول بارداری، روزانه به ۳۰۰ کیلوکالری انرژی بیشتر نیاز دارد. اگر این انرژی به میزان کافی نباشد، پروتئین به جای آن که نقش اساسی خود را (نقش در رشد و تکامل بدن) بازی کند. به عنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار می گیرد.
حبوبات:
حبوبات یک منبع خوب برای پروتئین هستند که به عنوان سازنده بافتهای بدن برای مادر و بچه میباشد. در طی ۶ ماهه آخر حدود یک یکلوگرم پروتئین توسط مادر ذخیره می شود. البته قسمت عمده پروتئین از منابع حیوانی مثل گوشت و مرغ می باشد. بسیاری از حبوبات سرشار از آهن و ویتامین B هستند. نیاز به آهن در دوران بارداری زیاد می شود و از آنجایی که نیاز به آهن در طی ۴ ماهه اول بارداری کم است، در این مدت تجویزآهن اضافی لازم نیست ولی بعد از این زمان باید علاوه بر رعایت رژیم غذایی، قرص آهن نیز تجویز شود.
سبزیجات:
سبزیجات می توانند مقدار زیادی از ویتامین ها از جمله A و C و مواد معدنی و فیبر را فراهم کنند. کلم، حبوبات، سیب زمینی، اسفناج، دانه های سبز و گوجه فرنگی سرشار از ویتامینC هستند و به جذب آهن موجود در غذاها کمک می کنند. سبزیجات سبز و زرد تیره مانند هویج یا زردک، سیب زمینی، فلفل سبزو کلم کلی سرشار از ویتامین A هستند که برای رشد و سلامت بدن مادر و جنین لازم است.
میوه ها:
میوه هایی مثل پرتغال، گریپ فروت، نارنگی، لیمو و انگور منبع بسیار خوبی برای ویتامینC هستند هر خانم باردار می توانند در روز چندین بار از این گروه استفاده کند.
گوشت:
پروتئین که یک مده اصلی برای مادر و نوزادش می باشد به طور مشخص در این گروه وجود دارد. ویتامینی که تنها از این گروه وجود دارد ویتامین است. در مادرانی که گیاهخوار هستند، ذخایر این ویتامین در آنها پایین است. این گروه جز گروههای اصلی غذایی برای مادران باردار به حساب می آید.
شیر و ماست:
محصولات لبنی میزان زیادی از احتیاجات غذایی را برآورده می کنند. به خصوص پروتئین و کلسیم که در این مواد می باشند. در طول حاملگی حدود ۳۰ گرم کلسیم در مادر تجمع می یابد که اکثر آن در اواخر بارداری در جنین ذخیره می شود کلسیم ماده ی اصلی در تشکیل استخوان دندان است.
اگر جذب کلسیم مادر کافی نباشد جنین از کلسیم استخوان هیا مادر استفاده می کند و مادر درآینده دچار پوکی استخوان می شود. هر خانم باردار باید سعی کند در روز حداقل یک لیوان شیر مصرف کند. اگر مادری از مزه شیر راضی نیست، می تواند آنرا به سوپ و یا غذاهای دیگر اضافه کند.
برخی از افراد مشکل گوارش داشته و قادر به تحمل شیر نیستند ما در این صورت آنها می توانند از یک فنجان ماست با پنیر استفاده کنند.
اگر چه بستنی به علت شیر موجود در آن کلسیم دارد، ولی برای تامین لازم یک خانم باردار باید یک فنجان و نیم از این مواد مصرف کند. زیرا در بستنی علاوه بر شیر مقدار زیادی شکر و هوا باید توجه داشت که چربی ها و روغن و شکر با احتیاط مصرف شود.
رژیم غذائی خود را متعادلتر کنید.
تقریبا” همه بانوان باردار به مقادیر بیشتری پروتئین، بعضی از انواع ویتامینها و مواد معدنی مانند اسید فولیک و آهن و کالری برای دریافت انرژی نیاز دارند. غذاهای آماده را محدود کنید زیرا آنها فقط حاوی مقادیر زیادی کالری بدون ارزش غذائی هستند.
به خاطر داشته باشید که معنای بهتر خوردن همیشه بیشترخوردن نیست. شاید تعجب کنید اما شما فقط روزانه به ۳۰۰ کالری بیشتر از قبل نیاز دارید یعنی در کل ۲۵۰۰ کالری روزانه. خیلی راحتتر از آن چیزی که فکر می کنید این ۳۰۰ کالری اضافه به بدن شما می رسد.
رژیم غذایی در عفونت های ادراری شایع در دوران بارداری:
هدف این رژیم پیشگیری از عفونت های ادراری و یا بازگشت مجدد آن است. برای این کار لازم است:
از مصرف مواد غذایی محرک خودداری شود.
ادرار باید اسیدی نمود تا از ایجاد محیط مناسب برای رشد و زیاد شدن باکتریها جلوگیری شود.
شستشوی مجاری ادرار
مواد غذایی تحریک کننده عبارتند از:
ادویه ها (فلفل سبز، فلفل قرمز، خردل)
فرآورده های گوشتی نمک سود به ویژه سوسیس و کالباس
سیرابی و سایر امحاء و احشاء
سبزیهای گوگرددار نظیر: سیر، مارچوبه،تربچه،پیاز
چای و قهوه ی غلیظ
اسفناج، گوجه فرنگی، گیلاس، زردآلو، سیب، لیمو و گریپ فروت، کلم، کاهو
غذاهایی که توصیه می شود:
گوشتهای کم چرب نظیر ماهی و مرغ
تخم مرغ و پنیر
شکلات ها
برنج، نان برنجی، نان تست، سبزیجات و میوه جات تازه و سالاد فصل
از خوردن گوشت و ماهی خام و پنیرهای نرم بپرهیزید.
مطلقا” به غذاهای دریائی خام مثل سوشی خام یا صدف نزدیک نشوید. همچنین از شیر پاستوریزه نشده، پنیرهائی مانند کامبرت و فتا، گوشتهای کم پخته شده یا خام پرهیز کنید.
بعضی از انواع ماهی شامل متیل جیوه می باشند ترکیبی که به نظر می رسد در دوز بالا برای مغز در حال رشد جنین و فرزند شما خطرناک است. توصیه این است که مصرف ماهی تن و نیز انواع کنسرو ماهی را به ۳۴۰ گرم (معادل دو وعده) در هفته محدود کنید.
در ضمن مراقب نظافت آشپزخانهتان باشید. همه موارد بالا می توانند منبع باکتری بوده و به فرزند متولد نشده شما آسیب برسانند.
نوشیدن الکل در زمان حاملگی می تواند باعث آسیبهای فیزیکی، اختلالات یادگیری و مشکلات احساسی در فرزند شما شود. بنابراین تعداد زیادی از متخصصین توصیه می کنند که در تمام دوران بارداری از خوردن مشروبات الکی خودداری کنید.
همچنین شما باید از خوردن نوشیدنیهای کافئین دار تا حد امکان بپرهیزید. ممکن است که تحمل این روشهای تغذیهای درماههای اول برای شما خیلی ناخوشایند و سخت باشد اما توجه داشته باشید که بعضی از مطالعات نشان داده اند که دریافت بیش از ۴ فنجان قهوه در روز می تواند باعث سقط، وزن کم نوزاد و حتی مرده زائی شود.
کافئین در چای، کولاها، شکلات و نوشیدنی های غیر الکلی و کاکائو نیز وجود دارد. به جای اینها دم کرده های بدون کافئین بیاشامید. البته بهترین روش این است که از نوشیدنیهای سالمتر مثل شیر کم چربی، آب میوه های خالص و یا یک لیوان آب با چند قطره لیمو استفاده کنید.
آشامیدنی ها:
حداقل ۲ لیتر مایعات در روز نوشیده شود. دم کرده های گیاهی نظیر آویشن و نعناع مفید است.
باید توجه داشت این رژیم غذایی فقط در دوره درمان عفونت قابل اجرا است و از ادامه آن در دوران بارداری باید خودداری کرد.
چاقی بیش از اندازه در دوران بارداری:
بهتر است مادر در دوران بارداری تحت نظارت پزشک بوده تا به اندازه کافی وزن گرفته و بیش از حد چاق نشود یک رژیم غذایی طبی در سه ماه اول، دوم و سوم می تواند از بروز بسیاری از ناراحتی های مربوط به سوء تغذیه در این دوران جلوگیری کند و افزایش وزن کم و یا زیاد هر دو برای سلامتی جنین مضر است. ضمن داشتن یک رژیم غذایی متناسب باید به توصیه های زیر عمل کرد:
از مصرف قندهای ساده مثل انواع شیرینی جات، کیک خامه ای، شکلات ها، آب نبات ها و بیش از اندازه خودداری کرد.
از مصرف نوشابه های گازدار خودداری کرده و به جای آن از دوغ و سایر نوشیدنیهای طبیعی استفاده کرد.
در هر وعده غذایی از سبزیجات تازه استفاده نشود و مصرف سرخ کردنی ها و هم چنین گوشتهای چرب نیز محدود شود.
سه ماهه اول
در این دوره رعایت یک برنامه غذایی مناسب و متعادل برای ترمیم و تکامل بافت های مادر که عهده دار تغذیه و رشد جنین است بسیار مهم می باشد.
* برای دریافت مواد مغذی مورد نیاز، انواع متنوعی از غذاها را بخورید. مصرف روزانه ۶ تا ۱۱ واحد نان و غلات، ۲ تا ۴ واحد میوه، ۴ واحد یا بیشتر سبزیجات، ۴ واحد لبنیات و ۳ واحد از منابع پروتئینی (گوشت قرمز، مرغ، ماهی، تخم مرغ یا مغز دانه ها) توصیه می گردد. میزان کمی از چربی ها و شیرینی ها را دریافت نمایید.
* غذاهای با فیبر بالا مانند برنج، ماکارونی، غلات و نان های سبوس دار و نیز میوه ها و سبزیجات را انتخاب نمایید.
* زمانی که باردار هستید، مطمئن شوید ویتامین ها و املاح کافی را از رژیم روزانه خود دریافت می کنید. به منظور اطمینان از دریافت ویتامین ها و املاح کافی، هر روز مکمل ویتامین های مورد نیاز دوران بارداری را دریافت نمایید.
* در دوران بارداری، روزانه ۱۰۰۰ تا ۱۳۰۰ میلی گرم کلسیم از رژیم خود دریافت نمایید. به این منظور روزانه حداقل ۴ واحد لبنیات و غذاهای غنی از کلسیم بخورید.
بهترین منابع کلسیم لبنیات مثل شیر، ماست، پنیر، کشک و قره قوروت و نیز غذاهای دریایی است. سایر منابع کلسیم شامل : سبزیجات برگ سبز، کشمش، بادام، پسته، بادام زمینی و گردو است.
* برای اطمینان از دریافت ۲۷ میلی گرم آهن در روز، حداقل روزانه ۳ واحد از غذاهای غنی از آهن را مصرف کنید. غذاهای غنی از آهن عبارتند از : گوشت قرمز، ماهی، مرغ، زرده تخم مرغ، سبزی های دارای برگ سبز تیره مثل اسفناج تازه و جعفری، حبوبات مثل عدس و لوبیا، دانه های روغنی، خشکبار مثل انواع برگه، برگه آلو و هلو و زرد آلو، توت خشک، انجیر خشک و کشمش.
* زنان باردار روزانه ۷۰ میلی گرم ویتامین C نیاز دارند. بنابراین حداقل یکی از منابع خوب ویتامین C را در روز مصرف کنید. ویتامین C در سبزیجات و میوه های تازه و بیشتر در مرکبات (پرتقال، گریپ فروت، انواع لیمو و نارنگی)، کیوی، انواع توت، گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای، هندوانه، طالبی، توت فرنگی، سیب زمینی و سبزیجات برگ سبز مثل کلم بروکلی موجود است.
* روزانه حداقل یکی از منابع خوب اسید فولیک را دریافت نمایید. منابع غنی از اسید فولیک عبارتند از : مخمر (ماءالشعیر)، حبوبات پخته(مانند انواع لوبیا و نخود)، سبزیجات برگ سبز تیره مانند اسفناج پخته، گوشت گوساله، جوانه گندم خام، کاهو، آب پرتقال، کلم، زرده تخم مرغ و موز. هر خانم باردار روزانه حداقل به ۰/۴ میلی گرم اسید فولیک نیاز دارد تا از بروز نقص لوله عصبی در جنین (اسپینا بیفیدا) پیشگیری کند.
* روزانه حداقل یکی از منابع خوب ویتامین A را دریافت نمایید. منابع غنی از ویتامین A عبارتند از: جگر، هویج ، کدو حلوایی، طالبی، زردآلو، آب کدو، شلغم، چغندر، کلم بروکلی، گریپ فروت، اسفناج و سایر سبزیجات سبز تیره و برگی شکل، شیر، زرده تخم مرغ.
البته در مورد مصرف جگر و آب هویج که دارای مقدار زیادی ویتامین A هستند، حتما با پزشک خود مشورت کنید، زیرا دریافت اضافی ویتامین A (بیش از ۱۰۰۰ واحد بین المللی در روز) ممکن است با ناهنجاری های جنینی در ارتباط باشد.
غذاهایی را که باید زنان باردار از آن ها اجتناب کنند
* در طول بارداری از مصرف الکل اجتناب کنید. مصرف الکل با زایمان زودرس، عدم رشد ذهنی، نقص های مادرزادی و وزن کم هنگام تولد مرتبط می باشد.
* مصرف کافئین را به کمتر از ۳۰۰ میلی گرم در روز محدود نمایید. میزان کافئین در نوشیدنی های متنوع، به دانه ها و برگ های استفاده شده و چگونگی آماده سازی آنها وابسته می باشد.
فنجانی با گنجایش ۲۲۴ گرم قهوه، به طور میانگین حاوی ۱۵۰ میلی گرم کافئین می باشد، در حالی که همین میزان چای سیاه حدود ۸۰ میلی گرم کافئین دارد. به خاطر داشته باشید محتوای کافئین یک قالب شکلات برابر یک چهارم فنجان قهوه می باشد.
* استفاده از ساخارین (قند مصنوعی) در طول بارداری شدیدا منع می گردد، زیرا می تواند از جفت عبور کرده و در بافت های جنین باقی بماند. اما استفاده از سایر شیرین کننده های مصنوعی در طول بارداری، چنانچه مورد تایید و استاندارد باشد، بلامانع است.
شیرین کننده های مصنوعی مورد تایید شامل آسپارتام، آس سولفام K و سوکرالوز می باشند. مصرف این شیرین کننده ها در حد اعتدال اشکالی ندارد، بنابراین با پزشک خود راجع به میزان مصرف این شیرین کننده ها در طول بارداری مشورت کنید.
* میزان کل چربی رژیم را به ۳۰ درصد یا کمتر از کل کالری روزانه کاهش دهید. مثلا فردی که روزانه ۲۰۰۰ کیلو کالری انرژی دریافت می کند، می تواند ۶۵ گرم چربی یا کمتر در روز مصرف کند.
* دریافت کلسترول را به ۳۰۰ میلی گرم یا کمتر در روز محدود کنید.
* از مصرف پنیرهایی که پاستوریزه نیستند خودداری کنید، زیرا ممکن است سبب عفونت گردند. اما می توانید از پنیرهای پاستوریزه و فرآوری شده و یا ماست استفاده نمایید.
* از مصرف غذاهای دریایی خام به خصوص میگو اجتناب کنید.
از قرص های ویتامین و مواد معدنی استفاده کنید.
در یک دنیای ایده آل و کامل، بدون وجود تهوعهای صبحگاهی و ویارهای شدید، یک برنامه غذائی خوب و کامل باید شامل کلیه موادی باشد که شما در دوران بارداری به آن نیاز دارید. اما در دنیای واقعی ما، دریافت قرصهای ویتامین به همراه مواد معدنی می تواند تضمینکننده این باشد که شما همه مواد غذائی مورد نیاز خود را دریافت میکنید.
مطمئن شوید که داروی شما حاوی ۶۰۰ تا ۸۰۰ میکروگرم اسید فولیک است زیرا کمبود این ویتامین گروه B می تواند باعث نقایصی در لوله عصبی جنین مانند اسپاینا بیفیدا شود. در ماههای بعد شما معمولا احتیاج به دریافت آهن و کلسیم خواهید داشت تا مطمئن شوید که مقادیر مورد نیاز از این مواد را دریافت میکنید.
افرادی که رژیم گیاهخواری داشته و یا مشکل پزشکی خاصی مانند دیابت، دیابت حاملگی، کم خونی و سابقه تولد نوزاد با وزن پایین را دارند باید با پزشکشان در مورد نوع ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز خود مشورت کنند.
همواره به خاطر داشته باشید که بیشتر همیشه بهتر نیست. از خوردن مقادیر زیاد ویتامین ها و مواد معدنی بپرهیزید زیرا این عمل می تواند به فرزند در حال رشد شما آسیب بزند.
Popularity: 3% [?]
آشنایی با سندرم پای بیقرار ( restless legs syndroms )
خرداد ۲۲, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, بيماريهاي غير واگير شايع, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
سندرم پای بی قرار (RLS) چیست؟
سندرم پای بیقرار ( restless legs syndroms ) نوعی اختلال حرکتی و اختلال خواب است. افراد دچار این بیماری بسختی می توانند مشکل حسی مبهم در عمق پاهای خود را توصیف کنند. این بیماران نیاز مبرمی به حرکت دادن پاهایشان دارند. احساس کشیدگی، سوزش، گزگز، احساس کاذب حرکت مایع یا حرکت مورچه در ساق پاها مواردی هستند که بیماران ذکر می کنند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اکثر بیماران نمی توانند به خواب روند یا مکررا از خواب بیدار می شوند. علائم با حرکت دادن پاها بهتر می شوند و موقع استراحت بدتر می شوند. همچنین اوج علائم عصرها و شبهاست.
گاهی همراه این بیماری، پرش در پاها بلافاصله پس از بخواب رفتن یا در طی خواب رخ می دهد نام این پرشها “حرکات دوره ای اندام در خواب” است.
این بیماری بسیار شایع است ولی اغلب بیماران نمی دانند که این یک اختلال در سیستم مغز و اعصاب است.
نشانگان پاهای بیقرار (RLS) یک اختلال عصبی حرکتی شایع است که حدوداْ ۱۰ درصد از بزرگسالان را مبتلا میکند. حدود یک سوم از مبتلایان به نشانگان پاهای بیقرار دارای علایم متوسط تا شدید هستند و به درمان طبی نیاز دارند. هرچند تقریبا یک سوم از بیماران مبتلا به آن برای اولین بار علایم خود را قبل از ۱۸ سالگی تجربه میکنند ولی شیوع این بیماری با افزایش سن، افزایش مییابد. این بیماری در زنان ونیز در افراد بیتحرک و دارای اضافه وزن ، شایعتر است. استعداد ژنتیکی ، برای ابتلا به این بیماری در آنهایی که در سنین پایینتر دچار میشوند وجود دارد .
ممکن است نشانگان پاهای بیقرار یک اختلال اولیه باشد، یا اینکه ثانویه به کمبود آهن، نارسایی کلیه، بارداری یا استفاده از داروهای خاص یا آسیب طناب نخاعی باشد. درمان علل ثانویه نشانگان پاهای بیقرار ممکن است به بهبود یا برطرفشدن علایم منجر شود.
این بیماری در بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون بیشتر از عموم جمعیت می باشد؛ نشانگان پاهای بیقرار با افزایش خطر ابتلا به بیماری پارکینسون همراه نبوده است.
علل بیماری سندرم پای بیقرار ( restless legs syndroms ) :
علت قطعی این بیماری معلوم نیست. احتمال دارد مشکل مربوط به ماده ای باشد بنام دوپامین،
دوپامین یک ماده شیمیایی است که در بدن تولید می شود و برای ارتباط بین برخی سلولها در مغز لازم است. برای تولید دوپامین، آهن لازم است. بنابراین کمبود آهن می تواند تولید این ماده را مختل کند.
برخی داروها ممکن است علائم بیماری بی قرار را ایجاد کنند، نظیر بعضی داروهای سرماخوردگی، داروهای معده، داروهای ضد افسردگی و بعضی داروهای دیگر روانپزشکی. همچنین شکلات، نیکوتین، الکل (بخصوص شراب قرمز) یا هر چیزی که کافئین داشته باشد مانند قهوه، چای، و کولاها می توانند علائم این بیماری را تشدید کنند.
بعضی افراد دچار بیماری پای بی قرار هیچ مشکل طبی دیگری ندارند، ولی ممکن است افراد دیگری در خانواده مثل برادر، خواهر، مادر، پدرو فرزندان نیز درگیر این بیماری باشند یعنی بیماری می تواند ژنتیک باشد که در این صورت به آن فرم اولیه می گویند و این فرم معمولا در سنین قبل از ۵۰ سالگی شروع می شود.
اگر چه نام این بیماری پای بی قرار است ولی در موارد شدید ممکن است دست ها هم مبتلا شوند. خوب است بدانید بیماری پای بی قرار در فرهنگ های مختلف اسامی متفاوتی دارد.
عناوین مختلفی از قبیل گزگز کردن، تیر کشیدن و… اصطلاحات شایعی هستند که در مورد این بیماری به کار می روند، اگرچه در اکثریت مواقع این بیماری در موقع استراحت بروز می کند ولی در موارد شدیدتر در هنگام فعالیت هم اتفاق می افتد.
این بیماری ممکن است در حاملگی، نارسایی کلیه، کمبود آهن، مشکلات تیرویید و بیماریهای سیستم اعصاب محیطی رخ دهد. در این صورت به آن فرم ثانویه می گویند و این فرم معمولا در سنین پس از ۵۰ سالگی شروع می شود.
هیچ روش آزمایشگاهی یا تصویربرداری نمی تواند این بیماری را تشخیص دهد و تشخیص صرفا توسط پزشک بر اساس شرح علائم بیمار داده می شود. ولی آزمایش خون و روشهای دیگر می تواند در رد بیماریهای دیگر و بررسی فرم های ثانویه کمک کند.
شیوع :
بیماری پای بی قرار بسیار شایع است. در بسیاری از مطالعاتی که در اروپا انجام شده شیوع آن در مردم عادی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد شده است. یعنی از هر ۵ نفر یک نفر ممکن است به این بیماری مبتلا شود و از آنجا که این بیماری در فرهنگ ما و در میان پزشکان به درستی جا نیفتاده بیماران مبتلا به پای بی قرار فوق العاده سرگردانند یعنی به پزشکان مختلف مربوط به مفاصل و استخوان ها مراجعه می کنند.
شیوع این بیماری در زنان بیشتر است و۳۰ تا ۴۰ درصد موارد آن ارثی است. از سنین جوانی به بعد نیز کم کم علائم آن شروع شده و در سنین میانسالی تشدید می شود.
RLS اغلب در افرادی که از سایر جهات سالمند، در هر سنی و در هر دو جنس رخ می دهد. بین ۵تا ۱۵ نفر از هر ۱۰۰ نفر ،RLS را زمانی در زندگیشان تجربه کرده اند ، علایم RLS ، دوره هایی از عود و بهبود، بدون هیچ دلیل مشخصی دارد .وبیشتر در خانمها و افراد سالمند رخ میدهد.اخیرا” گزارشهایی از ابتلای بچه ها به این ناراحتی منتشر شده است.
RLS در بچه ها به اشتباه دردهای ناشی از رشد تلقی میگردد و همچنین بچه ها را بی قرار و بی توجه می نماید که با سندرم پرفعالیتی، نقص توجه(ADHD) اشتباه می گردد.
RLS همچنین در خانمهای حامله بخصوص در ۶ ماهه آخر بارداری تشدید می شود. مطالعات نشان می دهد ۸۰% از افراد دچار RLS،PLMS نیز دارند ولی اکثریت مبتلا به PLMS،RLS ندارند.
پاتوفیزیولوژی
اختلالاتی در کارکرد دوپامین و آهن در دستگاه عصبی مرکزی مبتلایان به نشانگان پاهای بیقرار وجود دارد، هرچند این ارتباطات به طور کامل شناخته نشده است. میزان آهن دربعضی مراکز مغز مثل ماده سیاه (Substantia Nigra)و پوتامن در این بیماران پایین است. سطح فریتین در مایع
مغزی–نخاعی این بیماران به طور معنیدار کمتر است. آهن در هیدروکسیلاز تیروزین، که مرحلهای آنزیمی و محدودکننده میزان تبدیل تیروزین به دوپامین است، نقش کوفاکتور دارد.
علت RLS چیست؟
علت اصلی RLS هنوز مشخص نشده است ولی بنظر می رسد ماده ای شیمیایی در مغز بنام دوپامین در این زمینه نقش دارد. داروهایی که میزان دوپامین مغز را افزایش میدهند باعث بهبود علائم RLS می گردند.
برخی شرایط طبی نیز باعث ایجاد علائم RLS می گردد که عبارتند از :
- پایین بودن سطح خونی آهن
- اختلال جریان خون در پاها
- اختلال اعصاب ناحیه نخاع یا پاها
-اختلالات عضلانی
- اعتیاد به الکل
- کمبود ویتامینها یا مواد معدنی خاص
برخی مواردRLS، ارثی می باشد. در ۵۰% افراد مبتلا به RLS که هیچکدام از شرایط طبی فوق را ندارند، فرد دیگری از اعضای خانواده نیز دچار این علایم است که نشانگر ارثی بودن این بیماری می باشد. بدلیل نامشخص فرم ارثیRLS شدید تر است و به سختی به درمان جواب می دهد.
صرف نظر از علت بوجود آورندهRLS، برخی داروها و مواد نیز علائم را شعله ور می سازد که شامل داروهای رایج آلرژ ی و سرماخوردگی ، کافئین(قهوه) الکل و تنباکو می باشد.
تشخیص بیماری
تشخیص نشانگان پاهای بیقرار، بالینی است. و براساس نیاز به تکاندادن پاها که معمولا با احساس ناراحتی همراه است، وقوع حین استراحت، بهبود با فعالیت و بدترشدن علایم هنگام عصر یا شب مطرح میشود.
وجود حرکات دورهای اندام حین خواب(PLMS) به نفع تشخیص نشانگان پاهای بیقرار است. تقریبا ۸۰ درصد از مبتلایان به نشانگان پاهای بیقرار، به حرکات دورهای اندام حین خواب دچار هستند. درمان موثر نشانگان پاهای بیقرار به طور مشخص حرکات حین خواب را نیز کاهش میدهد.
تشخیص نشانگان پاهای بیقرار در کودکان همانند بزرگسالان است . علاوه بر این، ممکن است کودک با زبان مخصوص به خود علایمی را توصیف کند که مطرحکننده ناراحتی در پاها باشد، یا اختلال خواب، یا یک والد یا خواهر و برادر مبتلا داشته باشد.
شرح حال و معاینه فیزیکی دقیق، همچنین تحلیل آزمایشگاهی میتواند اختلالاتی با علایم مشابه یا علل زمینهای این بیماری را شناسایی کند.
شرح حال اطلاعات باارزشی در اختیار ما قرار میدهد، نظیر تواتر و شدت علایم؛ درمانهای قبلی برای این بیماری؛ داروهای فعلی؛ تاریخچه خانوادگی؛ استفاده از کافئین، الکل یا تنباکو.
برای تشخیص به بررسی آزمایشگاهی نیازی نیست، اما میتوان از آن برای کنارگذاشتن علل ثانویه بهره جست. آزمونهای آزمایشگاهی اولیه شامل بررسیهای متابولیک پایه و اندازه گیری سطح فریتین است.
تشخیصهای افتراقی عبارتند از: کرامپ شبانه پاها، لنگش، نوروپاتی محیطی و آکاتیزی(Akathisia)
در صورتیکه علائم زیر را احساس می کنید مبتلا به RLS هستید:
۱) اضطرار شدید برای حرکت دادن پاها
۲) احساس ناخوشایند در پاها از قبیل مورمور شدن ،گزگز، احساس حرکت حشرات روی پوست و ….
۳) بدتر شدن علائم با استراحت یا عدم فعالیت بخصوص در حالت نشسته و درازکش
۴) بهتر شدن علائم با حرکت دادن پاها
۵) بدتر شدن علائم در عصر وشب یا درزمان خواب
درمان
ترک قهوه و الکل
ترک سیگار
ورزش روزانه
قبل از اینکه زیاد خسته شوید بخوابید
ساعات خواب و بیداری خود را منظم کنید
بیماریهایی که باعث تشدید یا ایجاد پای بی قرار می شوند نظیر کمبود آهن بایستی توسط پزشک درمان شوند
داروهایی که اثر شبیه دوپامین دارند توسط پزشک تجویز می شوند مانند سیفرول (۷٫ میراپکس یا پرامی پکسول،( رکیپ (روپینیرول)، لوودوپا و…
گاهی با این داروها علائم زودتر در عصر رخ می دهند و شدیدتر می شوند و در این صورت بایستی پزشک خود را مطلع سازید تا میزان یا زمان یا نوع دارو را عوض کند.
درمان بیماریهای زمینه ای
اگر نشانگان پاهای بیقرار، ثانویه به بیماری زمینهای دیگر باشد، درمان آن بیماری میتواند سبب بهبود یا برطرفشدن علایم شود. به عنوان مثال، افراد مبتلا به کمبود آهن (با یا بدون کمخونی) که به نشانگان پاهای بیقرار نیز مبتلا هستند ممکن است با مصرف آهن علایمشان برطرف شود.
این بیماری حین بارداری، به ویژه در سه ماهه سوم شایع و احتمالا با زایمان برطرف میشود.
افرادی که ثانویه به بیماری مزمن کلیه دچار این بیماری شدهاند ممکن است پس از پیوند کلیه علایمشان برطرف شود.
عوامل مرتبط با شیوه زندگی
درباره تاثیر شیوه زندگی بر علایم نشانگان پاهای بیقراراطلاعات اندکی در دست است. محدودکردن مصرف کافئین، الکل و تنباکو ممکن است سبب بهبود علایم شود. فعالیتهایی که سبب تحریک قوای ذهنی میشود نیز ممکن است علایم را بهبود بخشد.
شیوع بیماری در افراد بیتحرک و دارای اضافه وزن بیشتر است. علایم بیماری با استفاده از برنامههای ورزشی مشتمل بر آموزش کاهش مقاومت بدن و ورزشهای هوازی بهبود مییابد.
داروها
بطورکلی تمامی بیماران مبتلا به نشانگان پاهای بیقرار برای درمان علایم خود به دارو نیاز ندارند. .
دستههای دارویی مختلفی علایم این بیماری را بهبود میدهند در صورت نیاز به دارو، آگونیستهای دوپامین درمان اولیه برای نشانگان پاهای بیقرار متوسط تا شدید هستند. سایر داروهایی که ممکن است موثر باشند عبارتند از گاباپنتین، کاربیدوپا / لووودوپا، اوپیوییدها و بنزودیازپینها.
برخی افراد ممکن است به بیش از یک دسته دارویی نیاز داشته باشند.
۱-آگونیستهای دوپامین: برای بیماری متوسط تا شدید درمان خط اول مناسبی به شمارمیروند.آگونیستهای دوپامین متفاوتاند، هرچند گیرندههای عصبی دوپامین را فعال میکنند. مکانیسمی که از طریق آن دوپامین و آگونیستهای دوپامین سبب بهبود علایم میشوند به خوبی شناخته نشده است. پرامیپکسول (Mirapex) و روپینیرول (Requip) هر دو برای درمان بیماری متوسط تا شدید به کار میروند. دوز آگونیستهای دوپامین برای درمان این بیماری کمتر از دوز مورد نیاز برای بیماری پارکینسون است.
کابرگولین (Dostinex) و پرگولید (Permax)، که آگونیستهای دوپامینی مشتق از ارگوت هستند، در این بیماری اثربخش هستند. با این حال، اداره غذا و داروی ایالات متحده (FDA) این داروها را برای درمان این بیماری تایید نکرده است. آگونیستهای دوپامینی ارگوت به میزان اندک سبب اختلال دریچهای قلب میشوند، که به جمعآوری پرگولید از بازار منجر شد.
عوارض جانبی آگونیستهای دوپامین عبارتند از تهوع، خوابآلودگی حین روز، و افت فشار خون وضعیتی.
۲- کاربیدوپا/نودوپا : لوودوپا پیشساز دوپامین است. لوودوپا معمولاً با کاربیدوپا ترکیب میشود، که مانع از شکستهشدن لوودوپا در بافتهای محیطی میگردد. کاربیدوپا / لوودوپا در درمان نشانگان پاهای بیقرار موثر است، اما در افرادی که به درمان روزانه نیاز دارند وقوع پدیده تقویت (Augmentation) مصرف آن را محدود میسازد. در این پدیده، ممکن است طی روز علایم زودتر بروز کند، شدت بیشتری داشته باشد، یا در سایر قسمتهای بدن (مثلا بازوها) رخ دهد که پیش از درمان وجود نداشته است. در ۸۲ درصد از مبتلایان به نشانگان پاهای بیقرار که کاربیدوپا/لوودوپا دریافت میکنند پدیده تقویت رخ میدهد. ممکن است این پدیده با مصرف آگونیستهای دوپامین نیز دیده شود، اما نه به این شدت.
۳- گاباپنتین (Neurontin): گاباپنتین برای درمان این بیماری اثربخش بوده است.گاباپنتین برای درمان بیمارانی که علاوه بر نشانگان پاهای بیقرار به درد نوروپاتیک نیز مبتلا هستند، درمان خط اول محسوب میشود.
۴- اوپیوییدها: اپیوییدها ممکن است علایم این بیماران را بهبود بخشند. درمان با اکسیکدون به کاهش علایم نشانگان RLS، کاهش حرکات دورهای اندام حین خواب و بهبود هوشیاری طی روز منجرمی شود. پروپوکسیفن (Darvon) در درمان بیماری مفید بود،
مصرف ترامادول در هنگام شب علایم بیماری RLS را بهبود می بخشد.
۵- بنزودیازپینها : بنزودیازپینها در درمان علایمی که منجر به بیداری بیمار از خواب میشود ویا اگر شروع به خواب رفتن در بیمار مشکل است، میتواند مفید باشد.
مصرف برخی داروها سبب تشدید علایم میشوند . قطع این داروها ممکن است علایم را بهبود بخشد. تمامی مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین سبب افزایش حرکات دورهای اندام حین خواب میشوند. برعکس، بوپروپیون تعداد حرکات اندام را کاهش میدهد. به علت همپوشانی نشانگان پاهای بیقرار و حرکات دورهای اندام حین خواب، احتمال دارد بوپروپیون سبب بهبود، یا حداقل عدم تشدید علایم نشانگان پاهای بیقرار شود.
پیشآگهی
نشانگان پاهای بیقرار سیر متغیری دارد، اما معمولا علایم آن با افزایش سن پیشرفت میکند. ممکن است در برخی افراد برای مدتی علایم به طور خودبهخود برطرف شود، اما معمولا علایم عود میکند. در نوع ثانویه به بیماری زمینهای، در صورت درمان بیماری زمینهای ممکن است علایم بهبود یافته یا برطرف شود. داروها، در صورت نیاز، ممکن است علایم را بهبود بخشند.
Popularity: 4% [?]
ممکن است میگرن ، خطر ابتلا به سکته مغزی را افزایش دهد
خرداد ۱۹, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات جدید نشان می دهد که میان سردردهای میگرنی و سکته مغزی ارتباط وجود دارد . آنان می گویند : بررسی ها نشان می دهد، سردرد میگرنی ، خطر ابتلا به سکته مغزی را افزایش می دهد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، تحقیقات یک پژوهشگر ایرانی دانشگاه جانزهاپکینز نشان می دهد ، مبتلایان به میگرن، بیش از دیگران به سکته مغزی ناشی از انسداد رگ های مغز، بر اثر لخته شدن خون ، دچار می شوند.
این محقق ایرانی در تحقیقات خود با بررسی پرونده بیش از ۶۰۰هزار بیمار میگرنی نشان داد خطر سکته مغزی در افرادی که از میگرن حاد رنج می برند بیش از دیگران است.
دکتر سامان نظریان ، دانشیار دانشگاه جان هاپکینز و سرپرست تیم تحقیقاتی با انتخاب و بررسی ۲۱ تحقیق مشابه که در مجموع بیش از ۶۲۲ هزار و ۳۶۱ نفر را مورد مطالعه قرار داده بودند، با استفاده از روشهای ریاضی و آماری برای پردازش و بررسی اطلاعات به این نتایج دست یافت.
نتایج این بررسیها که در اجلاس انجمن قلب آمریکا ارائه شده است، نشان می دهد در افرادی که از سردردهای حاد میگرنی رنج می برند تعداد حوادث سکته کم خونی موقت (سکته ایسکمیک) ۳/۲ برابر بیش از سایر افراد است در سکته مغزی کم خونی موقت در یکی از شریانهای کوچکی که خون را به مغز حمل می کنند انسداد ایجاد می شود.
بررسیهای سامان نظریان نشان می دهد در بیمارانی که در آنها میگرن با علائم بینایی مثل فلاش نور و خطوط زیگ زاگ تشخیص داده می شود فاکتور خطر حتی به ۵/۲ برابر نیز افزایش می یابد در حالیکه در بین زنان این خطر حتی به ۹/۲ برابر نیز می رسد.
به گفته این محقق ایرانی، نتایج این تحقیقات این فرضیه را مطرح کرد که استفاده زیاد از درمانهای هورمونی جایگزین موجب افزایش خطر سکته مغزی کم خونی در بین جمعیت زنان می شود.
دکتر نظریان اظهار داشت که تجویز داروهای محتوی “اسید استیل سالسیلیک” می تواند در افراد مبتلا به میگرن تا حدودی از بروز این نوع سکته مغزی پیشگری کند.
این محقق با بررسی سوابق پزشکی بیش از ششصد هزار نفر در مدت سیُ و پنج سال، دریافته است ، خطر ابتلا به سکته مغزی در مبتلایان به میگرن، حدود دو برابردیگران است.
محققان، بر اساس این بررسی به مبتلایان به میگرن ، توصیه می کنند، بیش از دیگران، مراقب عوامل خطر بیماری های قلبی ،از جمله پرفشاری خون و افزایش چربی خون خود باشند.
پیش از این نیز عنوان شده بود که بروز سردردهای میگرنی در دوران حاملگی میتواند خطر سکته مغزی را در پی داشته باشد.
بر اساس تحقیقی که شرح آن در مجله “مدیکال بیریتیش” به چاپ رسیده بود ، میگرن در دوران بارداری میتواند سرنخی باشد که نشان میدهد مادر با خطر ابتلا به سکته مغزی، بیماری قلبی و لخته شدن خون مواجه است.
گروهی از محققان به سرپرستی دکتر چریل بوشنل، متخصص اعصاب دانشگاه ویک فارست در نورت کارولینای آمریکا در این پژوهش از اطلاعات بدست آمده از ۱۸ میلیون بیمار آمریکایی استفاده کردهاند. این بیماران بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ از بیمارستان مرخص شده بودند.
محققان دریافتند در بین بیماران تحت مطالعه ۴۴ هزار زن باردار به دلیل ابتلا به سردردهای شدید میگرنی در بیمارستان بستری بودهاند. در این گروه ارتباط قوی بین بروز سکته مغزی، حمله قلبی، فشار خون با ابتلا به بیماری خطرناک دوران بارداری موسوم به پره اکلامپسی مشاهده شد.
پره اکلامپسی، حالت مسمومیت زایمانی است که ممکن است منجر به تشنج حاملگی شود. این حالت شامل حمله تشنجی و اغما و به ندرت اغمای به تنهایی است که در زنان باردار در مدت کوتاهی بعد از زایمان اتفاق میافتد و با فشار خون و پیدایش آلبومین در ادرار همراه است.
در این تحقیق تاکید شد زنان بارداری که دچار این قبیل سردردها میشوند باید به طور دقیق تر و منظم تر از این حیث تحت نظر پزشک متخصص قرار داشته باشند.
Popularity: 2% [?]
باردار شدن یک کودک یک ساله در عربستان سعودی پزشکان را شگفت زده کرده است
خرداد ۱۸, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, عجایب دنیای پزشکی, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
گرچه پزشک معالج او گفته این حادثه برای اولین بار در تاریخ طب مدرن روی داده ، اما تاریخ پزشکی نشان می دهد که این مورد یک پدیده نادر در دنیا می باشد. و در گذشته نیز سابقه داشته است . البته در حال حاضر مشکل پزشکان چگونگی ختم حاملگی است به شکلی که به کودک آسیب نرسد .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بر اساس تحقیقات پزشکی انجام شده نشان داده شده است زمانی که مادر او این دختر را حامله بوده دو تخمک در مادر وجود داشته که یکی در دیگری رشد کرده ، به شکلی که که تخمک دوم درون دختر تازه به دنیا آمده بافی مانده و سپس رشد کرده است .
پزشکان عنوان می کنند که مادر نوزاد در هنگام بارداری در اصل دو جنین داشته است که یک جنین شروع به رشد نموده و جنین دوم در رحم جنین اول رشد نموده است . گرچه پزشکان این واقعه را منحصر به فرد می دانند اما نمونه های دیگری از آن در تاریخ پزشکی مشاهده شده است .

رشد جنین در داخل جنین دیگر ممکن است یک بار در پانصد هزار حاملگی روی دهد . و این پدیده همواره در مراحل اولیه بارداری رخ می دهد. به عنوان یک اصل ، معمولا جنین دوم در رحم مادر خواهد مرد و به شکل فعلی حاملگی روی نخواهد داد .
اما اگر جنین دوم نمیرد به عنوان یک انگل در بدن جنین اول باقی خواهد ماند و از سیستم گردش خون کودک تغذیه خواهد کرد ( مورد فعلی که مشاهده شده است ) .
بنابراین ، زندگی جنین دوم ذاتا مانند یک تومور مهاجم در بدن جنین اول است . و به جای یک جنین کامل به شکل یک تراتوم به خصوص به خوبی تمایز نیافته خواهد بود و در بدترین حالت به شکل teratocarcinoma ( تراتوکارسینوما ) خواهد بود که متاستاز نیز می دهد .
از نظر بلوغ جسمی ارگان های آن برای تامین خون از بدن میزبان استفاده می کنند ، و موجب اختلال در عملکرد ارگانهایی مانند مغز ، قلب ، ریه ، دستگاه گوارش ، دستگاه ادراری کودک اصلی می گردند .
** نمونه دیگر از حاملگی در کودکان که تاکنون اعلام شده عبارت است از :
• در ماه ژوئن سال ۱۹۹۹ ، مورد Sanju Bhagat در کشور هند که متوجه شدند او یک جنین را به مدت ۳۳ سال با خود حمل می کرده است که “قل ” دوم او مانند انگل در داخل بدن او بوده است .
• در ماه مارس سال ۲۰۰۶ ، پزشکان در پاکستان دو جنین مرده قدیمی در داخل بدن یک دختر بچه یافتند .
• در ماه نوامبر سال ۲۰۰۶ ، در شیلی شهر سانتیاگو یک پسر با جنین مرده در داخل بدن شناسایی شد .
• در ماه اوت سال ۲۰۰۷ ، کودک ۲ ساله در فیلیپین به نام Eljie Millapes با جنین در داخل شکم تشخیص داده می شود. پدر و مادر او از رشد غیر طبیعی معده کودک خود از دو ماه قبل از آن نگران بودند . پزشکان بعد از بررسی کشف نمودند که او از داشتن یک جنین در شکم خود رنج می برد .
• در ماه ژانویه سال ۲۰۰۸ ، کودک ۲ ساله در شهر Medan ، اندونزی به نام Afiah Syafina با تومور در معده اش تشخیص داده میشود. پس از عمل جراحی پزشکان شگفت زده شدند زیرا تومور بسیار به جنین پنج ماهه شباهت داشت.
• در ماه مه سال ۲۰۰۸ ، یک جنین دو اینچی از شکم یک دختر نه ساله در بیمارستان عمومی لاریسا شهر آتن خارج شد این جنین که به شکل تومور بود دارای سر ، مو و چشم بود ، اما اثری از مغز و بند ناف در آن وجود نداشت .
• در ماه ژوئن سال ۲۰۰۸ ، یک نوزاد در شهرستان Hejian چین ، دارای یک آلت تناسلی اضافی در پشت بدن خود ، شناسایی شد که پزشکان آن را باقی مانده جنین دوم تشخیص دادند .
Popularity: 12% [?]
راه هایی برای داشتن لبخندی سفیدتر
خرداد ۷, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار دندانپزشکی, اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
دندان ها به مرور زمان و با افزایش سن، رنگ می گیرند، همچنین بعضی از غذاها، نوشیدنی ها، دهانشویه ها و داروها نیز باعث تغییر رنگ دندان ها می شوند. در ادامه به راه هایی ساده برای داشتن دندان ها و لبخندی سفید اشاره می شود:
سفید کننده های خانگی
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از napteam.com ، شما می توانید تغییر رنگ های سطحی را خودتان بردارید. تعدادی از محصولات سفید کننده شامل “کیت های سفید کننده دندان”، “نوارهای سفید کننده” و “خمیردندان های سفید کننده” توانایی از بین بردن رنگ های سطحی روی دندان را دارند. اما برای از بین بردن تغییر رنگ های عمقی تر که به ساختمان دندان نفوذ کرده اند باید به دندانپزشک مراجعه کنید.
“کیت های سفید کننده” برای درمان تغییر رنگ های جزئی، مانند تغییر رنگ ناشی از قهوه و چای موثرند.
“نوارهای سفید کننده” نیز نوارهایی بسیار نازک اند که با چشم به سختی دیده می شوند و برای تاثیرگذاری باید به مدت یک هفته و روزی ۵ دقیقه استفاده شوند. استفاده از آن ها برای بیش از یک هفته توصیه نمی شود.
“خمیردندان های سفید کننده” نیز حاوی مواد شیمیایی و ذرات ساینده هستند که استفاده از آن ها برای بیش از یک هفته توصیه نمی شود.
درمان های سنتی برای سفید کردن دندان ها
بعضی از افراد هنوز هم از درمان های خانگی قدیمی برای سفید کردن دندان ها استفاده می کنند. استفاده از مخلوطی از جوش شیرین و خمیر دندان و مسواک زدن دندان ها با استفاده از این ترکیب می تواند موثر باشد.
مواد غذایی که دندان ها را سفید تر می کنند
بعضی از مواد غذایی مانند کرفس، سیب، هویج و گلابی در سفید کردن دندان ها موثرند. جویدن آدامس های بدون شکر هم بسیار مفید است. این مواد غذایی باعث تحریک ترشح مقادیر زیادی بزاق می شوند، این بزاق اضافی مانع از ایجاد پوسیدگی دندانی و تغییر رنگ ناشی از پوسیدگی دندان ها می شود.
مواد غذایی که باعث تغییر رنگ دندان ها می شوند
بعضی از مواد غذایی باعث بد رنگ شدن دندان ها می شوند. یک راه ساده برای اینکه بفهمیم کدام غذا دندان ها را رنگ می کند وجود دارد: “هر غذایی که یک پارچه کتانی سفید را رنگ می کند باعث تغییر رنگ دندان ها هم می شود.”
چای، قهوه، شربت های میوه، شاتوت، ذخال اخته، چغندر، شراب قرمز و نوشابه های انرژی زا نمونه هایی از موادی هستند که به مرور زمان و با استفاده طولانی مدت، باعث تغییر رنگ دندان ها می شوند.
پیشنهاد می شود پس از مصرف این مواد دندان ها یتان را مسواک بزنید و یا حداقل دندان هایتان را با آب بشویید.
سیگار و دخانیات
نیکوتین موجود در دخانیات باعث ایجاد تغییر رنگ های قهوه ای بر روی دندان ها می شود که با مسواک زدن به سختی برداشته می شوند. سیگار کشیدن همچنین باعث بوی بد دهان، التهاب لثه و همچنین سرطان دهان می شود.
داروها
بعضی داروها مانند آنتی هیستامین ها، داروهای ضد افسردگی، دهانشویه های کلرهگزیدین و ستیل پریدینیوم و همچنین آهن و فلوراید اضافی نیز باعث تغییر رنگ دندان ها می شوند. آنتی بیوتیک تتراسایکلین چنانچه در دوران حاملگی توسط مادر مصرف شود یا در سال های اولیه پس از تولد به کودک داده شود نیز باعث تغییر رنگ دائمی دندان می شود.
مسواک زدن و نخ دندان کشیدن
یک استراتژی ساده برای داشتن دندان هایی سفید و لبخندی درخشان این است که روزانه حداقل یک بار مسواک بزنید و نخ دندان بکشید. به این ترتیب از تجمع رنگ ها و ایحاد لکه بر بروی دندان های تان جلوگیری می کنید. برای گرفتن نتیجه بهتر می توانید بعد از هر وعده غذا و بعد از خوردن غذاهای دارای رنگدانه، مسواک بزنید.
Popularity: 5% [?]
بارداری و HIV
اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
مادر شدن یک انتخاب است .
این مقاله برای زنان + HIV که قصد بارداری داشته و می خواهند درباره بارداری و HIV بیشتر بدانند تهیه شده است . این مقاله اطلاعات اساسی درمورد HIV و بارداری و مراحلی که مورد نیاز هست تا از سلامت بارداری و زایمان ، اطمینان حاصل نمود را در بر می گیرد . همچنین چگونگی درمان موثرتر و مراحل لازم جهت داشتن کودک سالم را نیز شامل می شود ولیکن درخصوص چگونه باردار شدن ( در صورت تمایل به بارداری ) و در صورت باردار بودن در مورد ادامه بارداری و یا پایان دادن به آن بحث نمیکند.
اگر تصمیم به باردار شدن دارید علاوه بر HIV موارد بسیاری مانند سن ، وضعیت پزشکی نظیر : دیابت ،فشار خون ، استعمال دخانیات و غیره را نیز باید مد نظر داشته باشید . مشاوره با مراکز ارائه خدمات بهداشتی درمانی به شما کمک می کند تا در مورد زمان مناسب باردارشدن و نحوه شروع آن با اطمینان بیشتری عمل نمایید. برای مثال در این مراکز برای بعضی از زنان (HIV+ ) قبل از بارداری مصرف انواع ویتامین ، عدم استعمال دخانیات و رژیمهای ضد HIV توصیه می شود.
اگر بعنوان زن HIV+ شناخته شده اید و در عین حال باردار نیز هستید احتمالاً احساس هیجانی قوی ، دلهره و اضطراب شدیدی خواهید داشت . بسته به اینکه بارداری شما خواسته یا ناخواسته باشد ، این هیجانات شدید می توانند سایر احساسات مربوط به لذت و اشتیاق شمارا تحت الشعاع خود قرار دهند اما این حالات یک عکس العمل طبیعی است و شما باید به خودتان فرصت دهید تا با این شرائط کنار بیائید . گفتگو با یک مشاور درباره احساسات خود ، همچنین مراجعه به پزشک در مورد بارداری و بیماری HIV به شما در خصوص مراحل بعدی و تصمیم گیری درباره نحوه ادامه روند بارداری کمک خواهد کرد.
شما همچنین می توانید با مجامع عمومی مانند گروههای حمایتی ، سازمانهای زنان و سازمانهای خدماتAIDS را نیز ارتباط پیدا کنیدآنها می توانند به شمادر مورد روند بارداریتان کمک کنند.
فرصت مناسبی است تا با پزشکتان در باره سلامت عمومی و نیز بیماری ایدز تان صحبت کنید اگر شما قبلاً داروهای ضد HIV مصرف نکرده اید پزشک شما ممکن است بر اساس عواملی مانند ماه حاملگی ، سطح ویرال و شمارش CD4+ تجویز این داروها را شروع نماید . همچنین شما باید مراقبتهای قبل از تولد را تحت نظر یک متخصص زنان و زایمان که تجربه زیادی در خصوص HIV و بارداری دارد شروع نمایید.
سوالات متعددی که در باره بارداری و HIV مطرح می گردد.
آیا اگر HIV+ باشم میتوانم باردار شوم ؟
بلی – بخصوص با پیشرفت و توسعه ای که در تحقیقات و درمان HIV صورت گرفته است بیشتر زنان HIV+ میتوانند باردار شده و یا به بارداری خود ادامه دهند . درمان HIV علاوه بر مفید بودن برای سلامت شما ، باعث کاهش شدید در خطر انتقال HIV به جنین نیز می گردد.
آیا حاملگی بیماری HIV مرا بدتر می کند؟
خیر – حاملگی تاثیری بر بیماری شما نداشته و آنرا بهتر یا بدتر نمی کند . در طول بارداری یک افت طبیعی در شمارش CD4+ شما روی می دهد که بعد از تولد کودک به سطح قبلی خود برمی گردد. این موضوع در مورد همه زنان بدون توجه به شرایط بیماری HIV آنان طبیعی است .هرچند اگر شمارش CD4+ شما زیر ۲۰۰ باشد خطر بروز عفونتهای فرصت طلب بیشتر میگردد.
آیادر چنین شرایطی میتوانم بچه ام رابا شیرخودم تغذیه نمایم ؟
ویروس HIV در شیر نیز وجود دارد و محققین برآورد نموده اند که ۲۹% از میزان انتقال HIV از مادرانی که به کودک خود بطور پیوسته شیر داده اند صورت میگیرد . اطلاعات اخیرغالباً حاکی از آن است که ریسک انتقال HIV از شیر مادر در ماههای اول بعد از تولد روی می دهد. مراکز ارائه خدمات بهداشت عمومی در آمریکا توصیه می کند که زنان HIV+ به کودکانشان شیر ندهند و از شیر مصنوعی استفاده نمایند.
به دلایل مختلفی ممکن است تغذیه با شیر مصنوعی مقدور نباشد . در چنین شرایطی برای برخی از زنان گزینه های دیگری نظیر گرم کردن شیر مادر ، استفاده از بانک شیر مادر و یا شیر حیواناتی مانند گاو ، بز و گوسفند پیشنهاد می گردد.
تغذیه با شیر مصنوعی تنها انتخاب برای فرزند شما نیست . در این خصوص شما می توانید با بهورز یا پرستار یا مشاور خود مشورت نمایید ، بی شک آنها می توانند اطلاعات مفیدی رادر اختیار شما قرار دهند که در انتخاب بهترین گزینه برای تغذیه فرزندتان کمک میکند.
آیا هنگامی که باردار هستم می توانم از داروی ضدHIIV استفاده نمایم ؟
روند درمان HIV در زنان باردار هماننددیگر افراد بزرگسال ( غیر باردار ) HIV+ می باشد . بسته به شرایط بیماری HIV در زنان باردار (سطح ویرال و شمارش CD4+ ) ، پزشک ممکن است شروع و یا ادامه درمان با داروهای ضد HIV (نوعاً حداقل سه دارویی ) درمورد آنان تجویز نموده یا آنرا رد نماید . در هر صورت برخی از داروهای ضد HIV می توانند به رشد جنین آسیب برسانند لذا مصرف آنان در دوران بارداری توصیه نمی گردد. داروهای زیدوودین وزریت (AZT ) به شکل گسترده ای بر روی زنان باردار HIV+ مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته است ، که صرفاً سازمان FDA ( موسسه غذا و داروی آمریکا) این داروها را برای کاهش خطر انتقال HIV ازمادر به جنین تائید نموده است .
ACTG076 ازجمله معروفترین مطالعاتی است که نشان داده است AZT می تواند کودک را در مقابل خطر ابتلا به HIV حفظ نماید . در طول این مطالعه در زنانی که قبل از بارداری و طی دوران حاملگی از داروی AZT استفاده کردند و کودکانشان نیز بعد از تولد این دارو را به شکل شربت به صورت روزانه تا ۶ هفته مصرف نمودند ، خطر انتقال از ۲۵% به ۸% کاهش یافت .با تحولاتی که در داروهای ضد HIV صورت گرفت ( درحال حاضر ) میزان انتقال به کمتر از ۱% کاهش پیدا کرده است. لذا اگر تصمیم دارید از داروی ضد HIV استفاده نمایید ، رژیم دارویی شما باید بیشتر در برگیرنده AZT باشد .
(مصرف داروی) نویراپین (Viramune) نیز کاهش انتقال از مادر به کودک را نشان داده است ، اما از سوی FDA هنوز تائید نشده است . در این مطالعه به زنان +HIV هنگام تصمیم به باردارشدن و برای کودکانشان بلافاصله بعد از تولد به تناسب وزرنشان یک دوز نویراپین تجویز گردید ، لازم بذکر است در مورد مصرف این دارو قبل از استفاده باید با پزشک خود مشورت نمایید.
HIV چگونه به کودک منتقل می شود؟
ویروسHIV تنها از طریق مادر HIV+ به جنین منتقل می گردد ، لذا اگر پدر HIV+ و مادر سالم باشد کودک ویروس HIV را از پدر دریافت نمی کند. اگر مادر HIV+ باشد انتقال می تواند طی مراحل زیر روی دهد:
۱٫ زمانی که جنین در داخل رحم قراردارد . (intrauterine)
2. در طول زایمان ) وقتی که بچه متولد می شود).
۳٫ در حین شیردهی (به لحاظ اینکه HIV در شیر مادر وجود دارد ).
عواملی که بر انتقال تاثیر می گذارند :
الف ) ـ سطح ویرال Viral loud .
شاید قویترین عاملی که میتواند بر انتقال تاثیر بگذارد سطح ویرال مادر است . سطح ویرال یعنی مقدار ویروس HIV که در حدود یک قاشق چای خوری خون پیدا شده است . آزمایش سطح ویرال یک بار درهنگام تشخیص HIV+ انجام شده ، سپس هر ۳ ماه یکبار تکرار می گردد. زنان باردار با سطح ویرال بالا یا CD4+ پایین شانس بیشتری برای انتقال HIV به کودکانشان را دارا هستند . هدف از درمان HIV کاهش سطح ویرال تا حد ممکن می باشد ( ترجیحاً تا زیر ml /cl 50 ) . اگر سطح ویرال مادر ناچیز و پایین تر از این حد باشد در صورت بارداری خطر انتقال به صفر می رسد .
ب) ـ طول مدت پاره شدن غشاء کیسه آمنیون :
فاصله زمانی بین پیدا شدن آب و زایمان را زمان پارگی غشاء می نامند . طولانی شدن این زمان خطر انتقال HIV را بالا می برد بیشتر پزشکان تلاش می کنند تا این زمان را به کمتر از ۴ ساعت کاهش دهند . بررسیها حاکی از آن است که اگر کودک مدت بیشتری در مواجهه مستقیم با ویروس HIV قرار گیرد در این صورت احتمال انتقال بالاتر می رود .
لذا توصیه می شود از پارگی القاء شده ( دستکاری ) کیسه آب ( حاملگی القائی ) تاحد امکان باید پرهیز نمود .
ج )ـ بهداشت عمومی مادر :
صرف نظر از موقعیت HIV ، رعایت بهداشت عمومی زنان در دوران بارداری و زایمان از اهمیت زیادی برخوردار می باشد و آن شامل تغذیه مناسب و کافی ، ورزش و تحرک ، استراحت کافی ، عدم مصرف دخانیات ، پرهیز ار کافئین ، اجتناب از مصرف دارو های خیابانی ، عدم استفاده از مشروبات الکلی و مراقبتهای قبل از تولد می باشد . همچنین فاکتورهای منفی مانند استعمال دخانیات در طول دوران بارداری می تواند به زایمان زودرس و تولد کودک با وزن کم منجر گردد . لذا طبق تحقیقات صورت گرفته خطر انتقال HIV در شرایط فوق بسیار بالاست .
د )ـ عفونتهای همراه : غربالگری و درمان زود هنگام عفونتهای منتقله از طریق جنسی و عفونتهای فرصت طلب در حاملگی بسیار مهم است . عفونتهای دیگری مانند هپاتیت C ، هرپس و دیگر بیماریهای منتقله از طریق جنسی (STD ) ممکن است خطر انتقال HIV به کودک را نیز بالا ببرد .زنانی که دارای عفونتهای همراه هپاتیت C هستند خطر انتقال HIV به جنین در آنان دو برابر است .اغلب زنانی که همزمان HIV وعفونت ژنیتال هرپس دارند ، در طول زایمان معمولاً حالت تشدید و طغیان هرپس در آنان مشاهده می شود ، که می تواند خطر انتقال HIV را افزایش دهد . بعلاوه خطر انتقال هرپس به جنین نیز وجود دارد .اگر زنی عفونت فرصت طلب وابسته بهHIV مانند : توبوکلوزیس ، پنوموستیس جیرو ویس پنومونیا داشته باشد خطر انتقال بالا می رود .
مراقبتهای قبل از تولد :
مراقبتهای بهداشتی که زنان در طول بارداری و قبل از تولد کودک در یافت می دارند عبارتند از :
آموزش و مشاوره در مورد کنترل بارداری .
آزمایشات روتین دوران بارداری در جهت بررسی سلامت مادر و کودک .
تغذیه مناسب و ورزش ( برای حفظ هرچه بهتر سلامت و کسب وزن کافی مادر و کودک ) .
مراجعه به پزشکان متخصص زنان و زایمان ، ژنیکولوژیست ( بویژه متخصصینی که در باره رشد و نمو جنین در طول دوران بارداری بررسی و مطالعه می نمایند ) .
مراقبتهای قبل از تولد بایستی از زمانی که به بارداری مشکوک هستید ، شروع شود ، لذا تاخیر در مراقبت جایز نیست . اندامهای اصلی جنین در طول سه ماهه اول بارداری ( ۱۴ هفته اول ) رشد می کند بنابراین مراقبتهای قبل از تولد در طول این مدت به منظوز بررسی و کنترل رشد و نمو جنین و شناسایی سریع مسائل و مشکلات مربوطه از اهمیت ویژه ای برخوردار است .بعد از اولین ویزیت ، مراقبتها معمولاً به صورت ماهیانه تا شروع ماه هشتم ادامه می یابد و در ماه هشتم هر دو هفته و ماه نهم هر هفته انجام می شود. این مراقبت ها در زنان دارای HIV از اقدامات مهم برای سلامت بارداری و زایمان است . عاقلانه تر آنست که پزشک نیز در این مراقبتها شرکت کند و ایده آل تر آن است که پزشک تجربه کار با زنان باردار و یا کسانی که قصد بارداری دارند را داشته باشد.این کار فرصتی را فراهم میکند تا با پزشک در باره بیماریتان و نگرانیهای که ممکن است بدنبال رژیم ضد HIV و عوارض جانبی و … ایجاد گردد گفتگو نمایید . همچنین فرصتی مناسب است تا با دکتر داروساز و تیم مراقبت در باره اثرات احتمالی داروها بر روی جنین مشورت نمایید . حالت ایده ال آنست که شما یک پزشک HIV ، تیم مراقبت و سایر حمایتهای اجتماعی را بطور همزمان داشته باشید ، تا دست در دست هم داده و درجهت سلامت شما و کودکتان کمک نمایند.
یافتن تیم مراقبت بهداشتی و سیستم حمایت فردی جهت کمک به شما در تصمیم گیری برای باردار شدن و در طول دوران بارداری ، کلید رسیدن به سلامت شما و کودکتان می باشد. لذا پیدا کردن یک متخصص زنان و زایمان مجرب دارای سابقه کار با زنان HIV+ علاقمند به بارداری ، .دریافت مراقبتهای منظم و مطلوب ، نظارت و کنترل وضعیت بیماری HIV ، شناسائی و درمان بیماریهای منتقله از طریق جنسی (STD ) و عفونتهای فرصت طلب OIS) ) در طول دوران بارداری ازجمله اقدامات لازم و ضروری است .
در طول سه ماهه اول اگر دلایل پزشکی اورژانسی ( ضرورت پزشکی ) وجود نداشته باشد بهتر است شروع درمان با داروی ضد HIV را تا هفته ۱۲ تا ۱۴ بارداری به تعویق انداخت . دودلیل عمده برای این تاخیر وجود دارد:
۱٫ بیماری صبح (ویار یا تهوع شایع در طول سه ماهه اول ) ممکن است خوردن و قورت دادن دارو را برای شما مشکل نماید . تاخیر( در مصرف دارو ) تا فروکش کردن حالت تهوع در سه ماهه دوم می تواند از مشکلات مربوط به خوردن دارو بکاهد.
۲٫ اثرات دارو های ضد HIV در طی سه ماهه اول بر روی جنین همچنان ناشناخته است . بیشتر اندامهای اصلی جنین در طی ۱۲ هفته اول بارداری تکمیل میگردد. لذا تصور میشود بهتر است تا تکمیل رشد اندامها صبر نمود و درمان را به تعویق انداخت . هرچند اگر زمانی احساس نمودید درمان زودتر ، اهمیت بیشتری دارد باید از احساستان ( غریزه تان ) پیروی کنید ودرمان را ردنکنید.
در زنانی که قبلاً تحت درمان بوده اند توقف درمان در طول سه ماهه اول ( بمنظور فرصت دادن به رشد اندامها درجنین ) می تواند باعث برگشت سطح ویرال مادر به حالت اول ( قبل از مصرف دارو ) گردد. که این حالت ممکن است خطر انتقال را افزایش دهد. از سوی دیگر استمرار رژیم درمانی در این مدت می تواند اثرات منفی روی رشد جنینی بگذارد. تصمیم گیری در مورد قطع یا شروع درمان از شخصی به شخص دیگر متفاوت است . نتیجه گیری در این خصوص به عهده پزشک شما می باشد . اگر قصد قطع درمان HIV را دارید حتماً با پزشکتان در مورد نحوه انجام صحیح این کار مشور ت نمایید.
صرف نظر از تصمیم شما در این خصوص ، در طول حاملگی مراقبتهای قبل از تولد ، نظارت و کنترل دقیق بهداشتی و انجام آزمایشات مروبط به شمارش CD4+ و سطح ویرال نیز از اهمیت بالایی برخوردار می باشند.
تصمیم گیری در باره نحوه زایمان :
زایمان یک امر شخصی و تجربه ای هیجان آور است که در هر زن این امر متفاوت بوده اما در زنانی که به HIV مبتلا می باشند موضوع قدری پیچیده تر است، بهتر است در این صورت با پزشکتان درمورد انتخاب روش زایمانی که بتواند خطر انتقال را به کودکتان کاهش دهد مشورت نمایید. در حال حاضر دو روش زایمانی وجود دارد : سزارین و زایمان طبیعی ( واژینال ).
سزارین عمل بزرگی است که نیاز مند بخیه ( بعد از برش و شکاف دادن ماهیچه شکم مادر و رحم به منظور خارج نمودن بچه ) می باشد.
هر چند سزارین درموارد انتخابی یکی از روشهای اصلی زایمان می باشد اما کاملاً خالی از خطر نمی باشد. سزارین خطرات دیگری را مانند خونریزی و عفونت پس از عمل برای مادر بوجود می آورد. این خطرات بایستی با فواید عمل سزارین مقایسه شود. سزارین انتخابی و برنامه ریزی شده قبل از پاره شدن کیسه آب انجام میگردد. این کار تماس کودک با خون مادر را کاهش می دهد. بطور کلی سزارین برنامه ریزی شده برای زنانی که دارای سطح ویرال بالا و یا STD ( مانند هپاتیت C و هرپس ) هستند می تواند مفید باشد .ایمان طبیعی به زایمانی گفته می شود که نوزاد از راه واژن متولد شده و برای زنانی که از سلامت عمومی خوبی برخوردار می باشند و سطح ویرال کمی دارند می تواند انتخاب مناسبی باشد. هر دو روش بالا بسته به شرایط می تواند مفید و خوب باشد بهر حال بهتر است با پزشک خود در مورد انتخاب یکی از روشها که اطمینان بیشتری برای سلامت شما و کودکتان حاصل کند مشورت نمایید.
تغذیه و ورزش:
سلامت کودک وابسته به سلامت مادر است ، فقر غذایی و وزن گیری ناکافی مادر میتواند باعث تولد کودک نارس و یا کم وزن گردد که این خود باعث افزایش خطر انتقال HIV میشود. در طول دوران بارداری تغییراتی در جسم و وزن ( مادر و جنین ) روی می دهد بنابراین وزن گیری کافی در زنان به منظور مرتفع ساختن نیاز تغذیه ای خود و جنین مهم و ضروری می باشد. بطور متوسط افزایش وزن در طول بارداری ۲۵ تا ۳۰ پوند ( ۵/۱۱ تا ۵/۱۳ کیلوگرم ) می باشد که بسته به ساختار جسمی و سوخت و ساز افراد متفاوت است.
در زنانHIV+ وزن گیری مشکل بوده و معمولاً کمتر از مقدار توصیه شده می باشد . اثرات جانبی شایع داروهای ضد HIV می تواند وزن گیری را دچارمشکل نموده و حتی باعث از دست دادن وزن نیز بشود.
در اولین مراقبت نیاز تغذیه ای شما باید به دقت اندازه گیری شود ، بارداری نیاز به کالری و پروتئین را افزایش میدهد . اسید فولیک ، آهن ، کلسیم و مایعات همگی برای رشد و نمو جنین ضروری می باشد که مقدار مناسب از هرکدام بایستی در رژیم غذایی مادر گنجانده شود. لذاتوصیه می شود زنان مصرف مکمل اسید فولیک را از سه ماه قبل از بارداری و یا بلافاصله پس از تشخیص بارداری شروع نمایند.
ورزش منظم نیز دارای اهمیت می باشد . ورزش عضلات راتقویت ومحکم و تحمل بارداری و زایمان را آسانتر میکند. شنا و پیاده روی از آنجایی که باعث کشش در عضلات می شوند مفید می باشند . استراحت مناسب و کافی نیز لازم است . (خانمهای باردار باید بیشتر مراقب بوده و در این موارد افراط یا تفریط نداشته باشند) در نهایت ۸ ساعت خواب در طول شبانه روز توصیه می گردد که البته بیشتر زنان احساس می کنند از این مقدار هم بیشتر نیاز دارند.
طبیعی است که بخواهید بدانید آیا بچه متولد شده از شما به عفونت HIIV مبتلا می باشد یا خیر ؟
حداقل سه تا ۱۸ ماه وقت لازم است تا در مورد وضعیت نهایی HIV درکودکتان اطلاع موثقی بدست آورید.
همه کودکانی که از مادران HIV+ متولد می شوند حتی آنهایی که آلوده به HIV نیستند تست آنتی بادی HIV آنها در هنگام تولد تاچند ماه بعد از آن مثبت می باشد ، این بدلیل آن است که آنتی بادیها را از بدن مادر دریافت نموده و مدت زمانی لازم است تا کودک این آنتی بادی ها را از دست داده و خود آنتی بادی تولید نماید کودکتان بایددر بدو تولد ، یک ماه بعد و سپس سه ماه بعد از نظر HIV آزمایش شود.
اگر شما به کودکتان شیر نمی دهید و آزمایشات انجام شده نیز منفی باشد کودکتان به HIV آلوده نیست . بعد از تولد بچه پزشکتان برای او به مدت ۴ تا ۶ هفته داروی ضد HIV تجویز خواهد نمود که به احتمال قوی شامل AZT به شکل شربت و مصرف روزانه ۲ تا ۴ بار خواهد بود. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که استفاده از داروی ضد HIV برای چند هفته اول زندگی در پایین آوردن خطر عفونت HIV در فرزند شما نقش موثری را ایفاء می کند .
اگر آزمایشات انجام شده مثبت باشند قطعاً کودک به عفونت مبتلا بوده و پزشک اقدامات در مانی و مراقبتی لازم برای کودک را با شما در میان خواهد گذاشت.
دارو ها :
مصرف خودسرانه دارو و انجام برخی اقدامات غیر ضروری میتواند به مادر و رشد و نمو بچه اش در طول حاملگی آسیب برساند . لذا مشاوره ویژه با پزشک در این خصوص دارای اهمیت می باشد .
حتی المکان ازانجام آزمایشات زیر اجتناب نموده مگر اینکه پزشک انجام آنرا ضروری بداند .
۱٫ تست آمینوسنتیس که برای تشخیص نقص ژنتیکی در جنین استفاده شده و این کار با فرو بردن یک سوزن از شکم مادر به داخل رحم انجام می گردد .
۲٫ CVS ( Chorionic Villus Sampling) برای تشخیص ناهنجاری های مادرزادی و اختلالات ارثی که با قرار دادن سپکولوم (speculum ) در رحم و برداشتن نمونهی کوچکی از جدار جفت انجام می شود.
۳٫ Cordocentetesis یا نمونه برداری از خون جنین (FBS ) که به نام PUBS نیز شناخته می شود. از جمله روشهایست که مقدار کمی از خون جنین در طول بارداری به عنوان نمونه برداشته می شود. FBS بعنوان یک آزمایش تشخیصی برای درمان و مراقبت مشکلات مختلف جنینی مانند کمخونی شدید ، ناهنجاری های ژنتیکی یا کروموزومی ، عفونتهای کشنده و تجویز داروی مطمئن به جنین استفاده می گردد.
نمونه برداری از جمجمه جنین نیز ازدیگر انواع آزمایشات می باشد که به دلایل مشابه ای انجام میگردد در این روش نیز مقداری از خون داخل جمجمه جنین گرفته می شود.
۴- انجام دیگر معاینات داخلی جنین و زایمان .( معاینات خارجی مانند سونوگرافی بی ضرر می باشد ).
سلامتی و تغذیه :
الف ) پرهیز از موارد زیر :
گوشت نپخته یا نیم پز .
مدفوع گربه و یا هرچیزی که به آن آلوده باشد.
فرآورده های لبنی غیر پاستوریزه.
وان آب داغ ، سونا و یا قرار گرفتن در معرض بیماریهایی که باعث تب و افزایش دمای بدن میگردد.
ب) قطع یا کاهش مصرف کافئین ( شامل قهوه ، چای ، نوشیدنی های سالم و فرآورده های گیاهی حاوی کافئین) .
داروهای مورد استفاده در درمان HIV :
در لیست زیر داروهایی که برای درمان HIV وبیماریهای وابسته به آن استفاده می شود بین گردید است که درطول بارداری باید با هوشیاری مصرف شده و یا حتی المقدور اصلاًمصرف نگردند.
داروهای ضد HIV :
Efavranz یا (Sustiva) : این دارو می تواند باعث آسیب مغزی در جنین شده و نبایستی در تمام طول مدت باردای مصرف گردد. و حتماً باید بلافاصله بعد از تصمیم به باردارشدن و یا مثبت شدن تست حاملگی قطع گردد.
هیدروکسی اوره Hydroxyurea : این دارو معمولاً درحال حاضر برای درمان HIV استفاده نمیشود . بهر حال این دارو نباید در طول مدت بارداری (یا حتی توسط مردی که میخواهد صاحب بچه شود) استفاده گردد.
Ddt (Vidax ) و d4t (zerit ) : هنگامی که این دو دارو با هم مورد استفاده قرار گیرند می تواند باعث ترشح بیش از حد شیر شده که منجر به آسیب بالقوه به کبد گردد. ( اسیدوز لاکتیتک) این خطر در زنان باردار افزایش یافته و می تواند برای مادر و رشد جنین خطرناک باشد ، لذا نباید در دوران بارداری مصرف گردد.
شکل مایع ( شربت ) ( Agenerse) amprenavir :
یکی از اجزا این شکل از داروی Agenerse قابل تجزیه در بدن زنان باردار و نوجوانان نمی باشد . کپسول این دارو بی ضرر می باشد .
داروهای ضد HIV زیر را پس از مقایسه مضرا ت و فواید می توان آن در طول بارداری استفاده نمود هرچند مراقبت دقیق و ویژه توصیه می شود.
Atazanavir و indinavir ( آتازاناویر (Reyataz) و ایندیناویر (Crixivam) ) می تواند سطح بیلی روبین خون را بالابرده وباعث نارسایی کبدی گردد که می تواند برسلامت مادر و کودک اثر سوء داشته باشد.این دارو را می توان در دوران بارداری استفاده نمود ولی مراقبت ویژه و شدید مورد نیاز می باشد.
اگر شما مبتلا به هپاتیتC و یا دیگر مشکلات کبدی هستید با پزشکتان در باره دریافت این بازدارنده های پروتئاز مشورت نمایید
بازدارنده های پروتئاز :
بازدارنده های پروتئاز و بارداری هر دو وابسته به دیابت و یا بالا رفتن سطح گلوکز خون می باشد اگر شما بازدارنده پروتئاز در طول بارداری دریافت می کنید پزشکتان بایستی حتماً سطح گلوکز خونتان را مرتباً کنترل نماید.
داروهای مورد استفاده برای عفونتهای فرصت طلب وغیره :
Azol Drugs : Azol Drugs ( مانند فلوکنازول و اینتراکنازول) که برای درمان و پیشگیری از عفونتهای مخمری و قارچی و همچنین برفک استفاده می گردد. بطور بالقوه باعث نقص در تولد شده و نباید به صورت خوراکی مصرف گردد .عفونتهای مخمری در زنان باردار خیلی شایع بوده بنابراین با پزشکتان در مورد درمان و پیشگیری موضعی (Topical) مشورت نمایید.
اینترا واژینال۵ – فلوروداسیل : ۵-FU : برای درمان دیسفلاژی گردنی ( سلولهای غیر معمول در بین یا روی و یا اطراف گردن رحم که اغلب باعث pappillomavirus انسانی میگردد ) در طول بارداری توصیه نمی شود.
واکسنهای زنده : واکسنهای زنده شامل سرخک ، سرخجه و اوریون در طول حاملگی ممنوع می باشد.
سزارین و زایمان بدون خونریزی:
سزارین و زایمان بدون خونریزی یکی دیگر از گزینه هایست که ممکن است مادران انتخاب نمایند . در این سزارین انتخابی رگهای خونی مادر سوزانده شده لذا بچه با خون مادر مواجهه نمی شود . در این روش ، شکاف دادن و سوزاندن رگهای خونی مادر به نحویست که دچار خونریزی نمی گردند. بعد از اینکه رگهای مادر سوزانده شد کیسه آمینیوتیک باز شده و نوزاد خارج می گردد . تحقیقات در مورد این نوع سزارین بمنظور یافتن روشهایی که بتواند تماس کودک با خون و مایعات مادر را بیشتر کاهش دهد همچنان ادامه دارد .
مزایای این روش بعنوان یکی از روشهای پیشگیری از انتقال HIV و نیز خطرا ت آن برای مادر هنوز بطورکامل مشخص نگردیده است. همچنین این روش بسیار هزینه بر بوده ( حدود ۸ هزار دلار ) و امکان اینکه تحت پوشش خدمات بیمهای قرار گیرد نیز وجود ندارد.
ویار
ویار در طول بارداری طبیعی بوده و معمولاً بعنوان یک مشکل در سه ماهه اول مطرح می گردد . اگر این شرایط در سه ماهه دوم بارداری ( هفته ۱۳ تا ۲۶ بارداری ) شدت پیدا کند باعث می شود که وزنتان را از دست بدهید . لازم است در اسرع وقت به پزشک مراجعه نمایید . زیرا ممکن است حاکی از مشکلات مهم تر باشد .
چند شیوه پیشگیری از ویار :
کم کردن مقدار غذا در هر وعده و افزایش تعداد وعده های غذایی (حتی در طول شب ).
گذاشتن کلوچه یا کیک در کنار تخت خواب و خوردن دو تکه از آن قبل از خارج شدن از تخت در صبح. ( انجام این کار یک ساعت قبل از دریافت اولین دوز دارویی می تواند برای شما کمک کننده باشد).
مصرف زیاد هیدروکربنها مانند نان خشک ، موز ، سیب رمینی پخته ، برنج و صبحانه حاوی حبوبات و شیر .
مصرف نوشابه خنک و آب میوه شیرین در صبح.
چای زنجبیلی با عسل و زنجبیل شیرین شده
هشدار : در زنان باردار دارای شمارش cd4+ بالای ۲۵۰ دریافت neviraprine توصیه نمی شود زیرا بطور قابل ملاحظه ای خطر مسمومیت کبدی وجود دارد برای زنان با cd4+ زیر ۲۵۰ neviraprine بی ضرر می باشد
اگر cd4+ شما بالای ۲۵۰ می باشد در مورد گزینه های دارویی دیگربا پزشکتان مشورت کنید.
برگردان :
محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد بهداشت روان – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه RELAX_892@YAHOO.COM با همکاری و علیرضا اکرامی
منبع: سایت اینترنتی سازمان بهداشت جهانی UNAIDS
Popularity: 9% [?]
برنامه ترویج کاندوم در HIV/ AIDS
اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : آموزش سلامت, اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, تنظيم خانواده, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
ترویج کاندوم دربرگیرنده مجموعه مداخلاتی است که برای ترویج ، پذیرش شیوه ها و استراتژیهای هدفمند ، بمنظور افزایش سطح مقبولیت ، دسترسی آسان و استفاده از کاندوم بکار می رود .
چرا این ترویج مهم است ؟
ترویج کاندوم کلید استراتژی HIV/ AIDS است . برای اینکه :
استفاده مداوم و صحیح از کاندوم بطور قابل ملاحظه ای ریسک خطرات ناشی از HIV و دیگر بیماریهای منتقله از طریق آمیزش جنسی (STIs )را کاهش می دهد .
کاندوم بطور همزمان از حاملگی ناخواسته و امکان انتقال HIV/ STIs جلوگیری میکند.
چگونه این مهم (ترویج کاندوم ) را انجام دهیم ؟
ترویج کاندوم باید به عنوان بخشی از استراتژی جامع جهت ترویج رفتار جنسی ایمن باشد .
شبکه ( فعالیت )
مدیران برنامه و دیگر نیروهای درگیر در برنامه کنترل HIV/ AIDS نیاز دارند تا با بسیاری از پارتنرها کار کنند تا امکان ترویج کاندوم فراهم شود.یک نیاز مرتبط با موضوع ، فراهم ساختن برنامه های توزیع رایگان ، عرضه و فروش عمومی کاندوم است . رویکردهای چندبخشی شامل : دولت ، آژانسهای غیر دولتی ، انجمن هاوگروههای داوطلب ، رسانه های گروهی و بخش های خصوصی است که باید پذیرای اجرای این طرح باشند .
دسترسی مطمئن
موانع دسترسی میتواندازطریق برنامه های توزیع رایگان کاندوم کاهش یابد. عرضه عمومی کاندوم در کاهش قیمت آن موثر و مفید بوده و کاندوم می تواند به آسانی از طریق بخشهای خصوصی (فروشگاههای خصوصی ) توزیع وارائه شود.بکارگیری شیوه کاهش ، کم کردن مالیات و عوارض گمرکی و استفاده از روشهای عرضه کارآمد می تواند قیمت کاندوم را کاهش دهد. توزیع می توانداز طریق کلینیکهای سنتی بهداشت خانواده و داروخانه ها گسترش یافته و سـوپر مارکتها ، بقالیها ، مغازه های روستائی ، دانشگاهها ، کارگاهها ، گاراژها، کاباره هاو دیگر بازارهای غیرسنتی را شامل شود.
برنامه (روش کار) کاندوم
برنامه (روش کار) کاندوم شامل سه زمینه : تقاضا ، عرضه و خدمات حمایتی ( پشتیبانی )می باشد . هرحوزه ضرورتهای متفاوت خاص خود را دارد ، که برای اینکه استفاده از کاندوم در سطح ملی افزایش یابد ، نیاز به شناسائی دارد . برای نمونه : نیاز مربوط به تقاضا شامل : تحقیق ، آموزش ، توزیع و فروش می باشد .عرضه بصورت منطقی شامل پیش بینی و تهیه ، سیستمهای توزیع ، توزیع ، مدیریت کیفی و سیستمهای اطلاعاتی منطقی می باشد . پشتیبانی شامل : خط مشی ، مدیریت و تجهیز می باشد.
برنامه کاندوم ، شیوه ای را نیاز خواهد داشت تا نه فقط کاندوم مردان را شامل شود بلکه شرائطی را ایجاد نماید که کاندوم زنان رانیز معرفی نماید. کاندوم زنان محصولی نسبتا جدید بوده و روش جلوگیری است که می تواند به پیشگیری از انتقال HIV در زنان کمک نماید.کاندوم زنان یک غلاف پلاستیکی است که زنان قبل از عمل مقاربت در واژن خود قرار میدهند. معرفی دقیق این طرح ، میتواند به اطمینان بخشی پذیرش آن در سازندگان این روش ، ارائه کنندگان خدمات و در نهایت استفاده کنندگان کمک کند.
ترویج کاندوم همچنین میتواند به محافظت دو جانبه کمک نماید. محافظت دوجانبه شامل محافظت همزمان درمقابل حاملگی ناخواسته و امکان انتقال HIV/ STIs.و هرآنچه که استفاده مداوم از کاندوم و ترویج کاندوم ر ا در برمیگیرد شامل می شود .
مداخلات ویژه هدفمنددر تجارت جنسی (مصرف صددرصدی کاندوم )
الگوی استفاده صددرصدی از کاندوم ، بدنبال اطمینان بخشی است تا بطور دائم در هررابطه جنسی بین روسپی و مشتریان وی از کاندوم استفاده شود، و آین شامل :
ضرورت تشکیل کمیته همکاری با مقامات دولتی منطقه (استانداری ، فرمانداری ) ، مجریان قانون و مراکز ارائه خدمات بهداشتی در اجرای این شیوه .
ضرورت ایجاد آموزشهای مجزا برای روسپیان و مشتریان آنها .
ضرورت تامین کاندوم بصورت آسان و قابل دسترس .
تعریف ضمانت اجرائی برای موسساتی که با برنامه مصرف صددرصدی کاندوم موافق نیستند.
اطمینان بخشی کیفی کاندوم
یک استاندارد بین المللی برای تولید جداره لاستیک کاندوم مردان وجوددارد. کیفیت تولید یک موضوع عمده و اساسی است ، کیفیت پایین کاندوم اطمینان بخش بودن تولید و استفاده از کاندوم را در برنامه ترویج کاهش می دهد . کیفیت کاندوم می تواند ناشی از فرایندهای تولید متنوع باشد . برای حفظ مشتریان یک شیوه و خط مشی اصولی و ثابت وجود داردکه ابتدا قابلیت عرضه را برای تولید یک محصول کیفی ، سپس محصول تولید شده را قبل از ورود به بازارآزمایش می کند.این اطمینان بخشی درخصوص استانداردهای لازم برای محصول تولید شده پیش از آنکه کاندوم به کشورهای متقاضی خرید صادر شود لحاظ می شود. اطمینان کیفی کاندوم تولید شده در نشریات WHO ، (لاتکس کاندوم مردان ـ ویژگی و راهنمای تهیه کاندوم ) به تفصیل بیان شده است .
منابع انسانی ، زیر ساختها و نیازهای موجود :
برای اجرای موفقیت آمیز ترویج کاندوم و افزایش مصرف کاندوم در سطح ملی تامین نیروی انسانی کافی یک ضرورت است.که این موضوع به تناسب جمعیت خدمت گیرنده می تواند از یک نفر تا تعداد زیادی را شامل شود.همچنین تعدادنیروهای درگیر به تعداد شرکای جنسی که قبلا شناسائی شده اند نیز بستگی دارد . ( برای نمونه آیا شرکتی وجود دارد که متقبل عرضه همگانی کاندوم شود ؟ آیا استفاده از کاندوم هدف خوبی در برنامه تنظیم خانواده ، STI و یا دیگر خدمات مربوطه است ؟ ) در سطح عالی ، یک تیم مرکب از افرادی است که برای تهیه ، عرضه ، ذخیره و توزیع مطمئن کاندوم در سطح ملی تلاش می کند . آموزش نیروهای درگیر در برنامه ترویج کاندوم ضروری بوده که این آموزش خاص پرسنل مراکزی است که برنامه ترویج کاندوم در آنها اجرا می شود . برای ترویج موفق برنامه کاندوم عواملی مانند تهیه ، عرضه . فروش ، ذخیره و توزیع یک ضرورت است . کاندومها می توانند به عنوان یک جزء از هر برنامه نظیر تنظیم خانواده ، بهداشت بلوغ و جوانان، و پیشگیری از HIV / STI بکار گرفته شود که لازمه آن حمایت همه جانبه جهت بالابردن مصرف کاندوم می باشد. شیوه مورد نیاز برای توسعه و اجرای این برنامه عبارتند از : انبار درخواست ، خدمات کنترل کیفی و روش توزیع .
اطلاعات هزینه ای برنامه
هزینه توزیع کاندوم در مقیاس گسترده بسته به این است که آیا کاندوم تهیه شده بصورت تجاری تولید شده ویا از طریق برنامه های عرضه عمومی فراهم شده است .نکته مهم این است که کاندوم مورد استفاده حداقل قیمت و حداکثر اثربخشی را در پیگیری از HIV / STI داشته باشد . جدیدترین یافته ها در بررسی اخیر حاکی از آنست که افزایش هر DALY دامنه ای بین ۹۹ ـ ۱ دلار هزینه داشته است .با افزایش توزیع کاندوم زنانه در میان زنــان SEX workers هزینه اثر بخشی مصرف کاندوم در کاهش ریسک عفونت HIV افزایش یافته است .
برگردان : محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد بهداشت روان – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه RELAX_892@YAHOO.COM با همکاری دکتر علی سازگار
منبع: سایت اینترنتی سازمان بهداشت جهانی UNAIDS
Popularity: 20% [?]
سئولاتی در خصوص HIV+ و بارداری
اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, مشروح اخبار, مقالات علمي
اهداف آموزشی :
انتظار می رود خوانندگان محترم در پایان مطالعه این مقاله بتوانند :
۱- در باره باردار شدن زنان مبتلا به HIV+ توضیح دهند .
۲- نحوه انتقال + HIVازمادر به جنین را بدانند .
۳- درباره تغذیه نوزاد با شیر مادر مبتلا به HIV+ اظهار نظر نمایند .
مقدمه : باتوجه به رشد فزاینده بیماری HIV+ AIDS / در سطح جهان وبه دنبال آن افزایش آمار روزافزون تعداد افراد مبتلا به این بیماری در سطح کشورو طرح سئوالات متعدد در باره بارداری و HIV+ در این مقاله سعی شده است به برخی سئوالات در این خصوص پاسخ داده شود :
۱- آیا اگرخانمی HIV+ باشد میتواند باردار شود ؟
بلی – بخصوص با پیشرفت و توسعه ای که در تحقیقات و درمان HIV+ صورت گرفته است بیشتر زنان HIV+ میتوانند باردار شده و یا به بارداری خود ادامه دهند . درمان HIV+ علاوه بر مفید بودن برای سلامت زن باردار ، باعث کاهش شدید در خطر انتقال HIV+ به جنین نیز می گردد.
۲- آیا حاملگی بیماری HIV+ را بدتر می کند؟
خیر – حاملگی تاثیری بر بیماری HIV+ نداشته و آنرا بهتر یا بدتر نمی کند . (در طول بارداری یک افت طبیعی در شمارش CD4 روی می دهد که بعد از تولد کودک به سطح قبلی خود برمی گردد. این موضوع در مورد همه زنان بدون توجه به شرایط بیماری HIV+ آنان طبیعی است . هرچند اگر شمارش CD4 زیر ۲۰۰ باشد خطر بروز عفونتهای فرصت طلب بیشتر میگردد).
۳- آیا مادر دارای HIV+ می تواند نوزادش رابا شیرخود تغذیه نماید ؟
ویروس HIV+ در شیر نیز وجود دارد و محققین برآورد نموده اند که میزان انتقال HIV+ از مادرانی که به کودک خود بطور پیوسته شیر داده اند ۲۹% می باشد . اطلاعات اخیر غالباً حاکی از آن است که خطر انتقال HIV+ از شیر مادر در ماههای اول بعد از تولد روی می دهد. مراکز ارائه خدمات بهداشت عمومی در کشورهای پیشرفته توصیه می کنند که زنان HIV+ به کودکانشان شیر ندهند و از شیر مصنوعی استفاده نمایند.
به دلایل مختلفی ممکن است تغذیه با شیر مصنوعی مقدور نباشد . در چنین شرایطی برای برخی از زنان گزینه های دیگری نظیر گرم کردن شیر مادر ، استفاده از بانک شیر مادر و یا شیر حیواناتی مانند گاو ، بز و گوسفند پیشنهاد می گردد.
۴- آیا هنگامی که خانمی باردار هست می تواند از داروی ضد HIV+ استفاده نماید؟
روند درمان HIV + در زنان باردار هماننددیگر افراد بزرگسال ( غیر باردار ) HIV+ می باشد . بسته به شرایط بیماری HIV در زنان باردار (سطح ویرال و شمارش CD4+ ) ، پزشک ممکن است شروع و یا ادامه درمان با داروهای ضد HIV+ برای آنان تجویز یا رد نماید . در هر صورت برخی از داروهای ضد HIV+ می توانند به رشد جنین آسیب برسانند لذا مصرف آنان در دوران بارداری توصیه نمی گردد.
۵- HIV + چگونه به کودک منتقل می شود؟
تنها راه انتقال ویروسHIV + از طریق مادر HIV+ مثبت می باشد ، لذا اگر پدر HIV+ و مادر سالم باشد کودک ویروس HIV+ را از پدر دریافت نمی کند.
راههای انتقال بیماری HIV+ از مادر مبتلا به جنین :
۱٫ زمانی که جنین در داخل رحم قراردارد .
۲٫در طول زایمان ) وقتی که بچه متولد می شود).
۳٫ در حین شیردهی (به لحاظ اینکه HIV+ در شیر مادر وجود دارد ).
۶- چه عواملی بر انتقال تاثیر می گذارند ؟
الف ) ـ سطح ویرال Viral loud .
شاید قویترین عاملی که میتواند بر انتقال تاثیر بگذارد سطح ویرال مادر است . سطح ویرال یعنی مقدار ویروس HIV+ که در حدود یک قاشق چای خوری درخون پیدا شده است . آزمایش سطح ویرال یک بار درهنگام تشخیص HIV+ انجام شده ، سپس هر ۳ ماه یکبار تکرار می گردد. زنان باردار با سطح ویرال بالا یا CD4 پایین شانس بیشتری برای انتقال HIV+ به کودکانشان را دارا هستند.
ب) ـ طول مدت پاره شدن غشاء کیسه آمنیون :
فاصله زمانی بین پیدا شدن آب و زایمان را زمان پارگی غشاء می نامند . طولانی شدن این زمان خطر انتقال+ HIV را بالا می برد بیشتر پزشکان تلاش می کنند تا این زمان را به کمتر از ۴ ساعت کاهش دهند.
ج )ـ بهداشت عمومی مادر :
صرف نظر از موقعیت HIV+ ، رعایت بهداشت عمومی زنان در دوران بارداری و زایمان از اهمیت زیادی برخوردار می باشد که شامل تغذیه مناسب و کافی ، ورزش و تحرک ، استراحت کافی ، عدم مصرف دخانیات ، پرهیز ار کافئین ، اجتناب از مصرف دارو های خیابانی ، عدم استفاده از مشروبات الکلی و مراقبتهای قبل از تولد
می باشد .
د )ـ عفونتهای همراه :
عفونتهای فرصت طلب ، هپاتیت C ، هرپس و دیگر بیماریهای منتقله از طریق جنسی (STD ) ممکن است خطر انتقال HIV+ به کودک را نیز بالا ببرد .
۷- کدام روش زایمانی برای مادر دارای HIV+ مناسب تر است؟
زایمان یک امر شخصی و تجربه ای هیجان آور است که در هر زن این امر متفاوت بوده اما در زنانی که به HIV+ مبتلا می باشند موضوع قدری پیچیده تر است، در حال حاضر دو روش زایمانی وجود دارد : سزارین و زایمان طبیعی (واژینال ).
هر دو روش بالا بسته به شرایط می تواند مفید و خوب باشد بهر حال بهتر است با پزشک در مورد انتخاب یکی از روشها که اطمینان بیشتری برای مادر و کودک حاصل کند مشورت شود.
۸- چگونه می توان تشخیص داد که آیا بچه متولد شده از خانم دچار+ HIV به عفونت HIV+ مبتلا هست یا خیر ؟
حداقل سه تا ۱۸ ماه وقت لازم است تا در مورد وضعیت نهایی HIV+ درکودک مورد نظر اطلاعات موثقی بدست آورید.
همه کودکانی که از مادران HIV+ متولد می شوند حتی آنهایی که آلوده به HIV+ نیستند تست آنتی بادی HIV+ آنها در هنگام تولد تاچند ماه بعد از آن مثبت می باشد ، این بدلیل آن است که آنتی بادیها را از بدن مادر دریافت نموده و مدت زمانی لازم است تا کودک این آنتی بادی ها را از دست داده و خود آنتی بادی تولید نمایدکودک مورد نظر بایددر بدو تولد ، یک ماه بعد و سپس سه ماه بعد از نظر HIV+ آزمایش شود.
برگردان : محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد بهداشت روان – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه RELAX_892@YAHOO.COM
منبع : سایت اینترنتی UN AIDS
Popularity: 9% [?]
سنگ صفرا، پیامد تازه رژیمهای لاغری
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, بيماريهاي غير واگير شايع, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
صفرا مایعی است که در کبد ساخته شده و سپس در کیسه صفرا ذخیره میشود. پس از صرف غذا، کیسه صفرا منقبض میشود و صفرا را با فشار به درون دوازدهه (قسمت اول روده کوچک) تخلیه میکند. صفرا حاوی آب، کلسترول، چربیها، نمکهای صفراوی، پروتئینها و بیلی روبین است. نمکهای صفراوی با چربی ترکیب شده و از طریق کمک به هضم چربیها نقش مهمی را در عمل گوارش ایفا میکند. قسمت اعظم صفرا در روده کوچک باز جذب میشود ولی مقداری از آن همراه با مدفوع دفع شده و باعث رنگ قهوهای آن میشود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ( safari-fard.blogfa.com ) ، اگر مایع صفرا، حاوی میزان زیادی کلسترول، نمکهای صفراوی یا بیلی روبین باشد در شرایط خاص، مانند موقعی که بازجذب آب توسط کیسه صفرا زیاد است، میتواند تبدیل به سنگ سخت شود. سنگهای صفراوی میتوانند به اندازه دانه شن کوچک یا به اندازه یک توپ گلف بزرگ، همچنین به تعداد یک عدد سنگ بزرگ یا صدها سنگ کوچک باشند. ۸۰ درصد سنگها از نوع کلسترولی هستند و ۲۰ درصد آنها را سنگهای رنگدانهای تشکیل میدهند که از املاح کلسیم و بیلیروبین ساخته شدهاند. سنگهای صفراوی میتوانند مجاری طبیعی صفراوی که صفرا را از کبد خارج میکنند، مسدود کنند. صفرایی که در این مجاری گیر بیفتد، میتواند باعث التهاب در کیسه صفرا، مجاری یا در موارد نادری در کبد شود. اگر هر یک از این مجاری صفراوی به مدت زمان قابل توجهی مسدود شوند، ممکن است باعث آسیب شدید و عفونت در کیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده شود.
صفرا مایعی است که در کبد ساخته شده و سپس در کیسه صفرا ذخیره میشود. پس از صرف غذا، کیسه صفرا منقبض میشود و صفرا را با فشار به درون دوازدهه (قسمت اول روده کوچک) تخلیه میکند. صفرا حاوی آب، کلسترول، چربیها، نمکهای صفراوی، پروتئینها و بیلی روبین است. نمکهای صفراوی با چربی ترکیب شده و از طریق کمک به هضم چربیها نقش مهمی را در عمل گوارش ایفا میکند. قسمت اعظم صفرا در روده کوچک باز جذب میشود ولی مقداری از آن همراه با مدفوع دفع شده و باعث رنگ قهوهای آن میشود.
اگر مایع صفرا، حاوی میزان زیادی کلسترول، نمکهای صفراوی یا بیلی روبین باشد در شرایط خاص، مانند موقعی که بازجذب آب توسط کیسه صفرا زیاد است، میتواند تبدیل به سنگ سخت شود. سنگهای صفراوی میتوانند به اندازه دانه شن کوچک یا به اندازه یک توپ گلف بزرگ، همچنین به تعداد یک عدد سنگ بزرگ یا صدها سنگ کوچک باشند. ۸۰ درصد سنگها از نوع کلسترولی هستند و ۲۰ درصد آنها را سنگهای رنگدانهای تشکیل میدهند که از املاح کلسیم و بیلیروبین ساخته شدهاند. سنگهای صفراوی میتوانند مجاری طبیعی صفراوی که صفرا را از کبد خارج میکنند، مسدود کنند. صفرایی که در این مجاری گیر بیفتد، میتواند باعث التهاب در کیسه صفرا، مجاری یا در موارد نادری در کبد شود. اگر هر یک از این مجاری صفراوی به مدت زمان قابل توجهی مسدود شوند، ممکن است باعث آسیب شدید و عفونت در کیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده شود.
عوامل خطرزا
چاقی: چاقی یک عامل خطر عمده برای سنگ صفراوی بویژه در خانمهاست. یک مطالعه بزرگ بالینی نشان داد که حتی اضافه وزن متوسط، خطر تشکیل سنگهای صفراوی را افزایش میدهد. احتمالا چاقی سبب میشود میزان نمکهای صفراوی در صفرا کاهش یافته و در نتیجه کلسترول بیشتری باقی بماند.
هورمون استروژن: به نظر میرسد، استروژن اضافی در حاملگی، موارد هورمون درمانی و نیز استفاده از قرصهای خوراکی جلوگیری کننده از بارداری، سطح کلسترول را در صفرا افزایش و حرکت کیسه صفرا را کاهش میدهند، که این هر ۲ مورد میتوانند منجر به سنگ صفراوی شوند. همینطور طی ۳ ماهه سوم بارداری به علت تغییر در ترکیب ذخیره اسید صفراوی و ظرفیت حمل کلسترول صفرا، اشباع کلسترول افزایش قابل توجهی پیدا میکند که این خود به تشکیل سنگ کیسه صفرا کمک میکند.
نژاد: در میان برخی از نژادها میزان ابتلا به سنگ صفرا بیشتر است. همچنین داشتن سابقه خانوادگی از ابتلا به آن، در بروز این مشکل بین بستگان موثر است.
جنسیت: خانمها بویژه آنهایی که حامله شدهاند و خانمهای چندزا که زایمانهای مکرر داشتهاند بیشتر در معرض خطر هستند. به علت بالا بودن میزان هورمون استروژن در بانوان، ایجاد سنگهای صفراوی به نسبت ۳ به یک در زنان شایعتر است.
سن: افراد بالاتر از ۶۰ سال احتمال بیشتری برای تشکیل سنگ صفراوی نسبت به افراد جوانتر دارند.
داروهای پایین آورنده سطح کلسترول: داروهایی که سطح کلسترول را در خون کاهش میدهند، مانند کلو فیبرات در حقیقت میزان کلسترول تشکیل شده در صفرا را افزایش میدهند.
دیابت: افرادی که دچار بیماری قند هستند، عموماً دارای سطوح بالا از نوعی چربی به نام تریگلیسیرید هستند که میتواند خطر تشکیل سنگ صفرا را افزایش دهد.
کاهش وزن سریع: از آنجا که بدن چربی را طی کاهش وزن سریع متابولیزه میکند، این مساله باعث میشود کبد، کلسترول اضافی را به درون صفرا ترشح کند. ۱۰تا ۲۰ درصد افرادی که به کمک غذاهای بسیار کم کالری به سرعت یا به میزان زیادی وزن کم میکنند، گرفتار سنگ کیسه صفرا میشوند. همچنین دیده شده است که ابتلا به یبوست، مصرف رژیم غذایی پر چرب، مصرف بیش از اندازه تخم مرغ، استعمال دخانیات و فقدان ورزش و فعالیت بدنی نیز در ایجاد رسوب صفراوی موثر هستند.
نشانهها
حمله سنگ صفراوی اغلب به دنبال یک غذای چرب اتفاق میافتد. نشانههای سنگ صفراوی اغلب حمله سنگ صفراوی نامیده میشوند چرا که بیشتر ناگهانی اتفاق میافتند. درد ثابت در ناحیه بالایی شکم که به سرعت افزایش مییابد و از ۳۰ دقیقه تا چند ساعت طول میکشد، یرقان، زرد شدن رنگ پوست و سفیدی چشمها، مدفوع سفالی رنگ، تیره شدن ادرار، درد مابین ۲ کتف، درد زیر کتف راست، تب و لرز، تهوع و استفراغ، نفخ شکم، عدم تحمل غذاهای چرب، قولنج، آروغ زدن، گاز و سوءهاضمه از نشانهها هستند. وجود ۲ حالت تهوع و سرگیجه با هم از مهمترین علائم سنگ صفراست. به طور معمول، درد در ۳ الی ۵ ساعت بعد از صرف غذا شروع میشود ولی گاهی بلافاصله بعد از مصرف غذا هم ظاهر میشود و خود را به شکل زخمهای اثنی عشر نشان میدهد، منتها با این تفاوت که با خوردن غذا بهتر نمیشود و تنها با دل به هم خوردگی و استفراغ کردن آرام میگیرد.
تشخیص و درمان
زمانی که احتمال میرود عامل ایجاد نشانههای بیان شده، سنگ صفراوی است، پزشک سونوگرافی را درخواست میکند. سونوگرافی از امواج صوتی برای ایجاد تصویر اعضا استفاده میکند. اگر سنگ وجود داشته باشد، امواج صوتی به آن برخورد کرده و بازمیگردند و محل آنان نشان داده میشود. سونوگرافی حساسترین و اختصاصیترین آزمایش برای سنگهای صفراوی است. سیتی اسکن، امآرآی و «کوله سنتی گرافی» با استفاده از ماده حاجب رادیو اکتیو نیز برای تشخیص ممکن است درخواست شوند.
نشانههای سنگهای صفراوی شبیه حمله قلبی، آپاندیسیت، زخمها، سندرم روده تحریکپذیر، فتق نافی، پانکراتیت و هپاتیت هستند، بنابراین تشخیص صحیح بسیار اهمیت دارد. در بیشتر موارد وجود سنگهای صفرا بدون درد بوده و نیاز به درمان ندارند اما مهمترین راه درمان سنگهای صفراوی علامتدار که سبب بروز حملههای صفراوی میشوند، جراحی است. به جراحی خارج کردن کیسه صفرا، «کوله سیستکتومی» گفته میشود که بیشتر از طریق «لاپاراسکوپی» انجام میگیرد. در این جراحی، جراح چند برش کوچک روی شکم میدهد و ابزار جراحی را به همراه یک دوربین ویدئویی بسیار کوچک وارد شکم میکند. سپس به کمک ابزار جراحی، مجرای کیسهای بریده شده و کیسه صفرا از طریق یکی از برشهای کوچک بیرون آورده میشود. در این روش بیماران درد و عوارض کمتری نسبت به جراحی باز شکم دارند. این افراد اغلب یک شب را در بیمارستان سپری میکنند و بعد از چند روز استراحت به زندگی عادی خود بازمیگردند.
درمان غیرجراحی در موقعیتهای خاص به کار میرود، به طور مثال زمانی که بیمار نتواند جراحی را تحمل کند و فقط برای سنگهای کلسترولی. داروهایی از اسیدهای صفراوی ساخته شدهاند که برای از بین بردن سنگها استفاده میشوند. ممکن است درمان برای از بین بردن تمام سنگها ماهها و سالها ادامه پیدا کند. استفاده از امواج مافوق صوت پرقدرت برای شکستن سنگ و تبدیل آن به قطعات کوچک قابل دفع (مانند شکستن سنگهای کلیه) نیز راه دیگری است. البته در درمانهای غیرجراحی، سنگها تمایل به تشکیل مجدد دارند زیرا هنوز کیسه صفرا وجود دارد.
چند توصیه
از آنجا که عامل ایجادکننده حدود ۹۰ درصد سنگهای صفراوی، کلسترول است، رژیم کمچربی و کمکلسترول توصیه میشود. افراد دارای سنگ کیسه صفرا یا مستعد به ابتلا، بهتر است از چربیهای گیاهی و غیراشباع بویژه روغن زیتون به عنوان جایگزینی برای چربیهای حیوانی استفاده کرده و غذاهای گیاهی و سبزیجات تازه را به میزان بیشتری در رژیم غذایی خود بگنجانند. مصرف سبزیجات فراوان و میوهها به دلیل فیبر بالای آنها برای تمام این افراد توصیه میشود.
غلات کامل، سبوس و نانهای سبوسدار باید در رژیم غذایی این افراد گنجانده شود زیرا سبوس این خاصیت را دارد که به مواد صفراوی ریخته شده به روده متصل شده و آنها را از بدن دفع کند. بهترین راه تامین چربی عبارت از استفاده از چربیهای گیاهی، گوشت لخم، شیر کمچرب و گوشت ماهی است. چربیهای قابل رویت باید به طور کامل از گوشت پاک شود و غذاها بیشتر از طریق پخت کردن و برشته کردن تهیه شوند.
خوشبختانه کیسه صفرا عضوی است که افراد میتوانند بدون آن زندگی کنند. از دست دادن آن حتی نیازی به تغییر دادن رژیم غذایی ندارد. وقتی کیسه صفرا برداشته میشود، صفرا مستقیما به داخل روده کوچک میرود. برداشتن کیسه صفرا معمولا درد را برطرف کرده و ممکن است نشانههای سوءهاضمه را کاهش دهد. البته در تعداد کمی از این افراد، اسهال دیده میشود. پرهیز از غذاهای چرب، آبکی و ادویهدار و استفاده از داروهای ضداسهال با تجویز پزشک توصیه میشود. باید توجه داشت خانمهایی که قرصهای خوراکی جلوگیری از بارداری مصرف میکنند و به وجود نشانههای ابتلا به سنگ صفرا مشکوک هستند، باید با پزشک خود مشورت کنند.
اصغر صفری فرد
کارشناس ارشد خون شناسی و بانک خون
Popularity: 6% [?]
رییس جمهور ایران در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه یک دولتی ایران پخش شد گفت : بنده شعار دو بچه کافی است را قبول ندارم .
فروردین ۲۶, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار وزارت بهداشت, تنظيم خانواده, مشروح اخبار
گرچه بحث تنظیم خانواده به معنای تناسب فرزندان با امکانات و شرایط زندگی در کلیه تمدنها،سوابق کهن دارد. و در جهان امروز ۸۵ درصد از کشورهای جهان سوم و در جوامع صنعتی صددرصد زنان واجد شرایط، از برنامه تنظیم خانواده پیروی مینمایند، اما رییس جمهور ایران می گوید این مساله سیاست غلطی بود که غربیها انتخاب کرده و امروز پشیمان هستند .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دکتر احمدینژاد رییس جمهور ایران گفت : این مساله سیاست غلطی بود که غربیها انتخاب کرده و امروز پشیمان هستند و سرمایه سنگینی برای حفظ هویت و فرهنگ خود میپردازند، چرا باید در مسیری قرار بگیریم که نتیجه آن مشخص است.
رئیسجمهور با مقایسه امکانات فعلی کشور با ۳۰ و ۶۰ سال اخیر، آن را دلیلی برای «آمادگی کشور جهت افزایش جمعیت» دانست و گفت: داشتن دو فرزند و یک فرزند سیاست غربی است و قدیم با آن وضعیت افراد ۷ یا ۸ فرزند داشتند.
وی از آنچه که «سکوت علما» در رابطه دو فرزندی بودن خواند، انتقاد کرد و تاکید کرد که مخالف این است که دو بچه کافی است.
احمدینژاد گفت کشور قابلیت داشتن ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد.
احمدی نژاد تصریح کرد: یک بار گفتم خیلی ها تمسخر کردند با دو بچه کافیه مخالفم.
* تاریخچه تنظیم خانواده در جهان و ایران
کنترل موالید از زمانهای قدیم وجود داشته است. روند کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به جوامع باستانی در نژادها و ادیان مختلف باز میگردد. ازسالیان دور از دوره پیامبران بزرگ چون موسی ، پیامبر قوم یهود و زرتشت پیامبر باستانی ایران مورد توجه ادیان بوده است.
بحث تنظیم خانواده به معنای تناسب فرزندان با امکانات و شرایط زندگی در کلیه تمدنها،سوابق کهن دارد.
مستندات باقی مانده ؛ سابقه کنترل موالید را ۴۰۰۰ سال قبل در مصر، ۱۶۰۰سال قبل در هند، ۱۳۰۰ سال قبل در چین و ۲۰۰۰ سال قبل در یونان و ایران نشان میدهد. تاریخ بشر وسایل و مواد فراوانی را به عنوان ابزار جلوگیری از حاملگی در خود ثبت کرده است؛ جوشانده، ریشه گیاهی، قرصهایی از باروت و جیوه، عسل حاوی زنبورهای مرده و … . ارسطو روغن سدر و روغن زیتون را برای کشتن اسپرم توصیه مینمود.
در هندوستان ۲۰۰۰ سال پیش، از نمک سنگ که به روغن آغشته شده بود، استفاده میکردهاند.
ولی اغلب سیاستهای جمعیتی با توجه به میزان بالای مرگ و میر در جهت افزایش زاد و ولد بوده است تا اینکه در دهههای پایانی قرن ۱۸ متفکرانی چون مانتوس به بعد اقتصادی و اجتماعی قضیه توجه و به بحرانی که به سبب فرزندآوری بیرویه قریبالوقوع خواهد بود، اشاره نمودند. به این ترتیب بحث کنترل موالید در انگلستان به سایر کشورهای اروپایی و امریکایی وارد گردید.
حدود ۳۰۰ سال قبل که برای اولین بار میکروسکوپ کشف شد و سلولهای اسپرماتوزوئید در زیر میکروسکوپ دیده شد، تشخیص دادند که نطفه مرد باعث باروری میشود.
برنامههای تنظیم خانواده در مفهوم اخص در سطح جهانی قدمتی در حدود ۵۰ سال دارد. امروزه حدود ۸۵ درصد از کشورهای جهان سوم و قریب ۹۵ درصد از جمعیت آنها، از خدمات تنظیم خانواده حمایت میکنند. در جوامع صنعتی صددرصد زنان واجد شرایط، از برنامه تنظیم خانواده پیروی مینمایند، ولی فقط نیمی از زنان در کشورهای درحال توسعه از این تکنولوژی نوین، بهرهمند میشوند. در سنگاپور ۷۰ درصد زنان از این روشها استفاده میکنند.
در ایران تنظیم خانواده از حدود ۳۰ سال پیش به صورت رسمی پذیرفته شده است و سیاستهای جمعیتی مبتنی بر تنظیم خانواده در ایران، طی دو مرحله اتخاذ و به مورد اجرا گذاشته شده است.
مرحله نخست طی سالهای ۱۳۵۷-۱۳۴۶ (پیش از انقلاب) و مرحله دوم از سال ۱۳۶۸ تاکنون.
سال ۱۳۴۶ در وزارت بهداری واحدی بنام بهداشت و تنظیم خانواده استقرار یافت تا بر جمعیت کنترل و محدودیت اعمال کند. در سالهای بعدی این واحد، تحت عنوان سازمان تنظیم خانواده شهرت یافت.
دوره دوم سیاستهای تحدید موالید و برنامههای تنظیم خانواده در ایران در سالهای ۱۳۶۸ اتخاذ و به مورد اجرا گذاشته شد. زمانی که در سال ۱۳۶۷ نتایج سرشماری منتشر و میزان رشد جمعیت (بطور کلی ۹/۳ درصد بدون احتساب معاودین عراقی و پناهندگان افغانی ۵۵/۳) و شاید بطور دقیقتر ۲/۳ درصد در سالهای ۵۵ تا ۶۵ اعلام شد. خطر افزایش انفجاری جمعیت و زمان دو برابر شدن آن (یا نرخ ۹/۳ درصد در هر ۱۸ سال یکبار) متفکرین جامعه و در رأس آن، دولت را به فکر اتخاذ سیاستی رسمی مبنی بر کاهش موالید انداخت.
در سال ۱۳۶۸ سیاست رسمی جمهوری اسلامی مبنی بر کاهش موالید تحت عنوان تنظیم خانواده اتخاذ و اجرای آن به وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت آموزش و پرورش و سازمانهای ذیربط دیگر واگذار شد.
در سال ۱۳۶۹ شورایی بنام شورای تحدید موالید با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی تشکیل و در سال۱۳۷۰ با ایجاد اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده، برنامههای جمعیتی گسترش یافت و در تاریخ ۲۶/۲/۷۲ قانون تنظیم خانواده مشتمل بر چهار ماده و دو تبصره در مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ دوم خرداد ماه ۱۳۷۲ به تأیید شورای نگهبان رسید.
اهداف تنظیم خانواده و تأثیر سلامت و بقاء مادران و کودکان
تنظیم خانواده در مقیاس خانوادگی، وسیلهای برای فاصلهگذاری بین فرزندان و تعیین تعداد فرزندان است و در مقیاس اجتماعی یکی از راههای برقراری تعادل میان توسعه اقتصادی اجتماعی و میزان رشد جمعیت است. البته جلوگیری از زاد و ولد، تنها راه حل توسعه یافتگی نیست بلکه یکی از راهها میباشد که البته تعادل میان رشد اقتصادی و افزایش جمعیت را باید از جایی شروع کرد.
هزینه جلوگیری از تولد هر نوزاد به مراتب کمتر از مخارجی است که به ازای هر تولد یا به صورت خدمات عمومی مورد نیاز و تأمین سلامت- غذا- آموزش و غیره بشود. هدف نهایی طرح تنظیم خانواده ارتقاء سطح سلامت و بهداشت خانوادههاست. برای اجرای برنامههای تنظیم خانواده میتوان هدفهای زیر دنبال کرد:
ارتقاء سلامت زنان
ارتقاء سلامت جنین و شیرخوار
اهداف غیر مستقیم تنظیم خانواده
مراعات حقوق و آزادی زنان
عدم تخصیص دوران فعال و سودمند زنان صرفاً برای فرزندآوری و بچهداری بیشتر
فراهم سازی امکانات مشارکت فعال در جامعه
حفظ سلامت و نشاط کودکان
امکان تحقق شرایط مناسب ایفای نقش مادری و پدری
حفظ آزادیهای فردی خانواده در تصمیمگیری
پیشگیری از سقط جنینهای ناخواسته و غیر قانونی
پیشگیری از ارتقاء بیماریهای ارثی به کودکان
تأمین ثبات خانواده بر اثر کاهش مشکلات و اختلافات خانواده.
فعالیتهای تنظیم خانواده در ایران بر چهار محور اجرا میشود
آموزش: آموزش عمومی و چهره به چهره به خانواده – آموزشهای علمی و فنی شامل برگزاری کارگاههای آموزشی – بازآموزی پزشکان و آموزش دانشجویان و مبادله اطلاعات با استادان خارج از کشور
تدارک و تهیه وسیع و متنوع وسایل پیشگیری از بارداری
تحقیقات در زمینه شاخصهای جمعیت و برنامههای تنظیم خانواده
نظارت و ارزشیابی فعالیتهای تنظیم خانواده در سطح کشور
* کنترل موالید یعنی برنامهریزی تعداد زاد و ولد در خانواده.
کمیته کارشناسی سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۷۱ تنظیم خانواده را چنین تعریف نموده است: تنظیم خانواده، روش اندیشه و زندگی است که بصورت داوطلبانه و بر پایه آگاهی، بینش و تصمیمگیری توسط افراد و زن و شوهرها در جهت ارتقاء بهداشت و بهزیستی خانوادهها اتخاذ میشود و از این رو در توسعه اجتماعی کشور، سهم مؤثری دارد.
بر این اساس تنظیم خانواده مشتمل بر اقدامهایی است که افراد و زوجها را یاری میدهد تا از داشتن فرزند ناخواسته جلوگیری کنند، فاصله بین فرزندان خود را تنظیم کنند، زمان تولد فرزندان را با سن و شرایط دیگر خود تطبیق دهند و آگاهانه درباره تعداد فرزندان خود تصمیم بگیرند.
Popularity: 19% [?]
شهرنشینی و معرفی واحدهای عرضه خدمات بهداشتی در شهر
فروردین ۱۹, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار, مقالات علمي
شهرنشینی و معرفی واحدهای عرضه خدمات بهداشتی در شهر
۱- مقدمه
امروزه شهرهای کشورهای رو به توسعه به خاطر افزایش طبیعی جمعیت ( فزونی تولد بر مرگ ) : مهاجرت به درون شهرها و طبقه بندی های نوین مناطق شهری به سرعت در حال گسترش اند . در اولین مراحل توسعه ، مهاجرت روستاییان مهم ترین عامل موثر بر گسترش شهرها است و حال آن که در مراحل بعد ، افزایش طبیعی جمعیت سبب اصلی رشد جمعیت شهری قرار می گیرد .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، در بسیاری از کشورهای رو به رشد ، درآمد بیشتر ، کار و اشتغال ، وضعیت اجتماعی بهتر زنان و دسترسی مناسب تر به وسایل ارتباط جمعی کاهش در میزان باروری شهرنشینان رخ دهد ، حداقل به درجه ای که اثرهای آشکار داشته باشد هنوز اتفاق نیفتاده است . طبقه بندی نوین اجتماعی یا شهر شدن منطقه هایی که در گذشته روستا تلقی می شدند و تغییر در ویژگی های اقتصادی اجتماعی این منطقه ها جز در معدودی از کشورها ، عامل عمده ای در رشد جمعیت شهری نبوده است.
مهاجرت و افزایش طبیعی جمعیت ، به عنوان عامل های موثر در رشد جمعیت شهری بشدت به یکدیگر وابسته اند . بررسی ها نشان داده است که نسل بالنسیه جوان مهاجران روستایی سهم بزرگتری در افزایش جمعیت شهرها دارند چرا که مرگ آنان کمتر و زاد و ولدشان بیشتر است بین مهاجرین این گروه به شهر و تغییر در رفتار باروری و کاهش زاد و ولد آنان نیز فاصله زمانی قابل ملاحظه ای وجود دارد . مهاجران به شهرها ده سال و تا زمانی که ارزش ها ، باورها و رفتار باروری آنان تغییر یابد زاد و ولد فراوان خود را حفظ می کنند ، به ویژه وقتی دسترسی آنان به
آموزش ها و خدمات تنظیم خانواده اندک باشد .
۲- شهر نشینی و بهداشت :
آمار نشان می دهد که در شهرهای ممالک رو به رشد جهان ، درآمد مردم بیشتر ، دسترسی آنان به آموزش زیادتر ، امکان خدمات اچتماعی و رفاهی فراهم تر و وضعیت بهداشتی آنان در مقایسه با روستاها بهتر است . شاخص¬های مختلف سنجش های اجتماعی در همه حال مؤید این مدعاست . میزان مرگ کودکان زیر یکسال ( IMR ) در نواحی روستایی کشور با درآمد اقتصادی کم یا متوسط که مورد مطالعه بانک جهانی بوده است ، تقریباً دو برابر
منطقه های شهری است . در هندوستان میزان مرگ کودکان زیر یکسال ناحیه های روستایی ۱۰۵ در هزار تولد زنده و در شهرها ۵۷ در هزار گزارش شده است . در پرو میزان مرگ کودکان زیر یکسال در نواحی روستایی و شهری به ترتیب ۱۰۱ و ۵۴ در هزار تولد زنده بوده است . همین میزان در نواحی روستایی ساحل عاج ۱۲۱ و در مناطق شهری ۷۰ برآورد شده است ( ۱۹۹۰ World Bank, )
اگر چه درآمد ، بهداشت ، رفاه اجتماعی و دیگر خدمت ها در منطقه های شهری وضعیت بهتری دارد ولی منطقه محروم و عقب مانده شهرها در وضعیت اجتماعی و بهداشتی بس بدتری بسر می برند . این گفته ، بخصوص درباره حاشیه شهرها و مناطق دارای جمعیت های پراکنده صادق است و فقر شهرنشینان در تضادی حاد و عمیق با غنای برگزیدگان شهری و زندگی مصرفی آنان قرار می گیرد . منطقه های فقیر نشین و حاشیه ای در کشورهای رو به رشد جهان ثلث تا نیمی از جمعیت های شهری را در بر می گیرد . در این جامعه ها ، مردم در شرایطی پر از ازدحام ،
محیط های ناسالم ، بدون آب سالم و دور از کار و اشتغال بسر می برند . مردم ناحیه های فقیرتر این کشورها به طور عمده در معرض ارتکاب اعمال خلاف قانون ، در خطر صدمه های طبیعیت ، سیل و آلودگی های شییمایی ، گرفتار بسیاری از بیماری ها و جرم های اجتماعی اند .
با وجود این ، میانگین های آماری غالباً سرپوشی است بر شرایط نامساعد بهداشتی در منطقه های فقیر شهری ، درآمد کم ، شرایط محیطی نامطلوب ، تغذیه ناسالم و نداشتن دسترسی به مراقبت های بهداشتی ، تنظیم خانواده و خدمت های اجتماعی در بسیاری از منطقه های فقیر نشین شهری ، وضعیت مردان این ناحیه ها را ناپایدار و مخاطره آمیز ساخته است.
۳- شهرنشینی و باروری
علی رغم وضعیتی که ذکر شد ، در کشورهای رو به رشد جهان ، مهاجرت روستاییان به شهرها به علت تفاوت های واقعی یا متصور میان شرایط اقتصادی – اجتماعی زندگی در شهر و روستا هم چنان به شکلی مهار ناشده ادامه دارد متوسط میزان رشد سالانه جمعیت شهری در جنوب آسیا در فاصله سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ، ۴ درصد و در ناحیه Sub Saharan آفریقا ۲/۶ درصد بوده است . گرچه جمعیت شناسان در دهه گذشته ، تخفیف مختصر در رشد شهرهای بزرگ با ۵ میلیون نفر یا بیشتر را در همه گیتی اعلام داشته اند ولی این پدیده ممکن است ناشی از پراکندگی و پخش شدن محل های سکونت مردم در ورای محدوده شهرهای بزرگ باشد و بنابراین باید آن را حاصل دشواری در روش های جمع آوری اطلاعات و آمارها دانست نه کاهش واقعی در رشد جمعیت .
رشد مستمر شهرهای بسیار بزرگ به یک اندازه از سوی اقتصاددانان و سیاست گذاران مورد بحث بوده است . یکی از مکتب های فکری مدعی رشد اقتصادی را فزونی می بخشد . مکتب دیگر بر این اعتقاد است که دستاوردهای کوتاه مدت اقتصادی در شهرهای کلان دیر با زود مقهور اقتصادی ناسالم خواهد شد چرا که قطبی شدن اقتصاد بین مناطق روستایی و شهری سبب نارضایتی و نابرابری های وسیع تر اجتماعی می شود . به این نکته نیز باید اشاره کرد که
مساله ها و مشکل های اجتماعی لاجرم اقشار کم درآمد اجتماعی مقیم شهرها را در فشار می گذارد زیرا این گروه های راهی برای گریز از آن ندارد
رشد شهرها به طور عمده حاصل افزایش طبیعی جمعیت و مهاجرت هاست . جز در موارد بسیار استثنایی ، کوشش های گذشته در کشورهای رو به رشد جهان برای جلوگیری از مهاجرت به درون شهرها چندان موفقیت آمیز نبوده است . بنابراین در کوشش سیاست گذاران برای محدود ساختن رشد شهرها ، شاید روش های تنظیم خانواده فراهم ترین ابزار باشد .
موازین مورد نیاز برای تنظیم باروری شهرها و یا هر جای دیگر به خوبی شناخته شده است . ابتدا باید سیاسیتی روشن برای کنترل جمعیت توسط مسوولان تدوین و اجرا شود . اجرای این سیاست از طریق تعیین هدف های کمی و کیفی مبتنی بر پیش بینی های علمی جمعیت و سنجش های معقول و واقع بینانه ی توانایی بخش های عمومی و خصوصی کشور میسر می گردد . در درجه دوم ، سیاسیت جمعیتی باید از طریق اطلاع رسانی مؤثر ، آموزش ، و ارتباط ها و تبدیل آن به یک استراتژی مناسب با مردم در میان گذارده شود .
در مرحله سوم ، باید موسسه هایی کارآ و اثر بخش برای پاسخ گویی کامل و کافی به تقاضاهای مردم در زمینه
خدمت های بهداشتی و تنظیم خانواده که پس از توفیق در اجرای برنامه های اطلاع رسانی ، آموزش و ارتباط ها شکل
می گیرد – پدید آید . به عبارت دیگر باید زیرساختی مرکب از بخش های عمومی ، خصوصی و غیر دولتی پای گیرد که بیمارستان ها و کلینیک های دولتی ، واحدهای بخش خصوصی نهادهای مردمی و دیگر تلاش های جمعی را در خود جای دهد . در گام چهارم ، و در نهایت ، باید با بکارگیری تمامی توانمندی های برنامه ریزی ، اجرا و مدیریت اطمینان یافت که همه منابع های انسانی ، تکنولوژیک و مادی مورد نیاز برنامه های جمعیتی در جاهای مناسب ، به میزان درست و در زمان صحیح بکار گرفته شده است .
۳-۱ سیاست جمعیتی
بیشتر کشورهای در حال توسعه جهان ، سیاسیت جمعیتی جداگانه ای برای مناطق شهری و روستایی ندارند . در آخرین بررسی سازمان ملل متحد درباره سیاست های جمعیتی ، ۱/۴۹ درصد از ۱۰۸ دولت مورد پرسش ، رشد جمعیت خود را نامطلوب ( بسیار زیاد ) اعلام داشته اند و از این رو سیاست ها و برنامه های خاصی را برای محدود ساختن آن بکار گرفته اند . جالب توجه است که ۴/۷۰ درصد از دولت های مورد بررسی ، توزیع جمعیت در پهنه کشور خود را غیرقابل قبول دانسته و به همین دلیل کنترل رشد سریع جمعیت را لازم شمرده اند . حدود ۴/۴۵ درصد از دولت ها گفته اند توزیع جمعیت محتاج تغییرهای عمده است و ۲۵ درصد آنها این تغییر را نیازی کوچک شمرده اند . با وجود این همه عدم رضایت از سیاسیت توزیع جمعیت ، دولت های بسیار معدودی سیاست ها و روش های معینی را برای برخورد صحیح با مهاجرت روستاییان به شهرها بکار بسته اند و حال آن که برنامه های تنظیم خانواده در شهرها از حمایت وسیع ملی و محلی برخوردار بوده است ( ۱۹۹۰ ، UN صفحه ۲۳ و ۲۹ ) .
اغلب سیاست ها و برنامه های تنظیم باروری در منطقه های شهری به شکل ادغام یافته با دیگر خدمت های بهداشتی است . به طور سنتی ، برنامه های تنظیم خانواده آمیخته با خدمت های بهداشت مادر و کودک عرضه می شود . پاره ای از کشورها که مقابله با رشد جمعیت از اولویت برخوردار است . تشکیلات عمودی ویژه ای به موازات دیگر
سازمان های عرضه خدمات بهداشتی به کار ارائه خدمات تنظیم خانواده مبادرت می ورزد . هر چند که این گونه
برنامه های عمودی ممکن است در بعضی از کشورها به موفقیت هایی نایل آید ولی به طور معمول بسیار پرهزینه است ، غلبه بر دوباره کاری های آن در کنار نظام بهداشتی دشوار می نماید و رقابت کارکنان و مسائل ناشی از عدم هماهنگی ضایعات فراوانی را در استفاده از منبع های محدود سبب می شود .
در تعدادی از کشورها ، با اتخاذ سیاست های جمعیتی و هماهنگ ساختن برنامه ها در بالاترین سطح سیاست گذاری از دوباره کاری و ضایع شدن منبع ها منابع جلوگیری کرده اند . این تدبیر اغلب به صورت تشکیل کمیسیون ملی جمعیت در هیات دولت یا در نهاد ریاست حمهوری یعنی در بالاترین سطح تصمیم گیری ، سیاست گذاری و هماهنگی تجلی می یابد در سطح شهر ها ، هیات هماهنگ کننده مشابهی شکل می گیرد اگر اجرای برنامه های تنظیم خانواده به شکل یک برنامه عمودی ، و جدا از نظام بهداشتی و دیگر واحدهای عرضه خدمات صورت نگیرد می توان از مشکل های بسیاری جلوگیری کرد .
۳-۲ تبلیغ سیاست جمعیتی
برای نشر موثر سیاست جمعیتی و انتشار وسیع آن در میان مردم شهری ، استراتژی جامعی ضرورت دارد تا بتوان بر عقیده و رفتار آنان در امر باروری اثر گذارد پیام های ناظر بر امر جمعیت باید از همه مسیرهای ممکن بگذرد وسیله های ارتباط جمعی ، مدرسه ها ، شبکه مسوولان دولتی ، رهبران جامعه و صاحبان نفوذ ، همه وراحدهای اداری عرضه
خدمت ها و مثل آنها گاه واحد جداگانه ای برای اطلاع رسانی ، آموزش و ارتباط باید فقط بر تبلیغات همکانی موضوع های جمعیتی تکیه کند و بیشترین تقاضا برای خدمت های تنظیم خانواده را بوجود آورد . اگر فعالیت این واحد با حمایت عرضه کنندگان کاردان و پرورش یافته خدمات – که با انتقال پیام ها از طریق مشاوره و راهنمایی آشنایی دارند – تقویت نشود احتمال بی اثر ماندن ارتباط ها و آموزش ها کم نخواهد بود .
ارتباط و آموزش جمعیتی باید از جانب رهبران جمعیت های شهری و صاحبان نفوذ نیز حمایت شود . در بسیاری از شهرهای کشورهای در حال توسعه ، شهرنشینان در درون انجمن های محلی و همسایگان تشکل یافته اند و از این طریق به کمک های متقابل و اقدام های جمعیت دست می یازند . این نکته حتی درباره ساکنان ناحیه های حاشیه شهر و جمعیت های متفرقه که در آنها مردم به طور عمده بر ساختارهای تعاونی از نوع روستایی تکیه دارند ولی از توان بالقوه مشارکت های جمعی برخوردار می باشند نیز صادق است . جاهایی که این گونه ساختارهای اجتماعی در تبلیغات و آموزش عمومی مشارکت مستقیم دارند از نظر توفیق برنامه ها بسیار مؤثر بوده اند .
۳-۳ سازماندهی جمعیت و نظام بهداشتی :
همانطور که قبلاً اشاره شد ، ادغام فعالیت های ناظر بر جمعیت و نظام عرضه خدمت های بهداشتی در توفیق برنامه بسیار مفید و موثر است . در این حال نظام بهداشتی باید مرکب باشد از بیمارستان ها ، کلینیک ها ، مراکز توزیع وسیله ها و واحدهای سیار دولتی ؛ شبکه های از بیمارستان ها ؛ کلینیک های خصوصی و متخصصان پزشکی و بهداشتی ؛
کلینیک های غیردولتی ، واحدهایی که توسط سازمان های خیریه ، مذهبی و شهرداری ها اداره می شود ؛ و واحدهای عرضه خدمات تنظیم خانواده که زیر نظر گروه هایی مانند اتحادیه های کارگری ، کارخانه ها ، انجمن کارکنان دولت و نظایر آن قرار دارد . به سبب تنوع فراوان این گونه موسسه ها در شهرها ، اعلام سیاست ها و برنامه های روشن جمعیتی و بهداشتی از لوازم عمده کار است .
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه یکی از نگرانی های خاص مسوولان ، تمرکز و تراکم فوق العاده ی این گونه موسسه ها و جمعیت ها در شهرهاست . به طور معمول ، اعتبارهای دولت برای هزینه های بهداشتی در شهرها سه برابر روستاهاست . بخش خصوصی نیز بسیار بیش از این به شهرها توجه دارد چرا که دارندگان توان مالی و کسانی که
می توانند هزینه خدمات بهداشتی را به بخش خصوصی بپردازند . به طور عمده ساکن شهرهایند . یکی دیگر از نگرانی های جدی ، تمرکز فوق العاده ای هزینه های بهداشتی در خدمت های درمانی است . تخمین زده اند که حدود ۷۰ تا ۸۵ درصد از کل هزینه های بهداشتی کشورهای در حال توسعه ، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی ، صرف خدمت های درمانی می شود . فقط ۵ تا ۱۰ درصد از اعتبارهای بهداشتی به خدمت هایی مثل آموزش بهداشت ، مبارزه با انواع حشره ها و نظایر آن اختصاص می یابد در حالی که ۱۰ تا ۲۰ درصد اعتبارها صرف
خدمت های پیشگیری می شود . در قسمت درمان ، بیمارستان ها اغلب بیش از ۸۰ درصد کل هزینه های بهداشتی را به خود اختصاص می دهند . اکثریت بیمارستان ها در منطقه های شهری قرار دارد .
یکی از نتیجه های این عدم تعادل در توزیع خدمت های بهداشتی ، ادامه جاذبه های شهری برای مردم روستاست . حتی در کشورهایی که از نظر تامین مراقبت های اولیه بهداشتی در روستا قبول تعهد کرده اند ، مردم روستایی نیازمند به خدمت های بهداشتی ، واحدهای موجود در روستا را نادیده می گیرند و به طور مستقیم به مرکز های پزشکی شهر مراجعه می کنند . در کشورهایی که وسیله های حمل و نقل کافی نیست علاقه مردم روستا برای مراجعه به مرکزهای شهری ، در ساعت ها و روزهایی که صرف دست یافتن به خدمت های می شود ، بیماران با خطرهای بیشتری روبر
می سازد . این مجموعه بار دیگر حلقه معیوب نادیده گرفتن واحدهای موجود در ناحیه های روستایی را وسیع تر و شدیدتر می سازد .
در کشورهایی که مهار کردن رشد بدون توقف جمعیت شهری ضرورت دارد ، توجه به عامل هایی که بر عرضه خدمات بهداشتی و جمعیتی در شهرها اثر می گذارند ضرورت و اهمیت بیشتر می یابد . با وجود این ، این اشاره ضرورت دارد که در مقایسه با وضعیت منطقه های روستایی ، شهرها از زمینه های بسیار مساعدتری برای اجرای
برنامه های تنظیم باروری برخوردار می باشند . ساکنان شهرها ، اکثر از سواد و آموزش بیشتر ، درآمد فزون تر ، دسترسی سهل تر به وسایل ارتباط جمعی – یعنی تمامی عامل هایی که با کاهش باروری رابطه مستقیم دارند برخوردار هستند . در مقایسه با زنان روستایی ، زنان شهری با سوادترند ، احتمال اشتغال آنان در بخش های شناخته شده بیشتر است و به خدمت های بهداشتی و تنظیم خانواده دسترسی سهل تر دارند . بنابراین ، در مجموع ، میزان باروری زنان شهری کمتر از زنان روستایی است .
از شرط های مثبت ذکر شده نباید به این نتیجه رسید که موضوع های مربوط به بهداشت و جمعیت در منطقه های شهری کشورهای رو به رشد با مساله های دشوار روبرو نیست . در بسیاری از کشورها ، وضعیت بهداشتی و جمعیتی شهرها هنوز با تنگناهای فراوان مواجه است . به بعضی از مهم ترین آنها اشاره می شود .
۴- مساله های ویژه بهداشت و جمعیت
۴-۱ مهاجران
در اغلب کشورهای روبه رشد جهان ، مهاجرت از روستا به شهر سبب ثلث تا نیمی از افزایش سالانه جمعیت شهرهاست . براساس بررسی های متعدد اجتماعی – فرهنگی به نظر می رسد میزان باروری در مهاجران از روستا به شهر ، بیشتر از ساکنان بومی شهرهاست . اگر به طور معمول سواد و آموزش روستاییان به شهر آمده ، بیشتر از در روستا ماندگان است ولی مهاجران به شهر آمده تا سال ها همه ارزش های زندگی روستایی خود – و در راس آنها رفتار باروری – را حفظ می کنند .
مهاجران موقت یا ادواری بی آنکه در ساختارها و تشکیلات اجتماعی شهرها حل شوند از خدمت های بهداشتی و جمعیتی شهر استفاده می کنند . همان ظور که گفته شد ، مهاجران مذکور به این خاطر در صدد استفاده از خدمت های شهری بر می آیند که عرضه این گونه امکان ها در محل های زندگی آنان بسیار محدود است و یا اصلاً نیست طبیعی است که این تمایل روستاییان ، باری اضافی بر دوش شهرهاست و در همان حال رغبت دولت را به بهبود خدمت ها در روستا کاهش می دهد .
۴-۲- زنان در منطقه های شهری
وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در کشورهای رو به رشد ، آنان را در موقعیت نامساعدتر و محروم تر قرار می دهد ولی همین وضعیت در شهرها شدت بیشتر می یابد تعدادی از مطالعه ها مربوط به مهاجرت های روستا به شهر نشان داده است که زنان در جریان تصمیم گیری برای مهاجرت ، نقش درجه دوم دارند بخصوص در مواردی که مهاجرت با ازدواج ارتباط می یابد ، میل به حفظ کانون خانواده وجود دارد و یا زن به صورت موجودی وابسته تلقی می شود .
در بسیاری از شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه ، یکی از روندهای هشدار دهنده ، رشد سریع خانواده هایی است که به دلیل : حاملگی های سنین پایین ، رها شدگی توسط شوهر ، یا جدایی و طلاق ، توسط زنان سرپرستی
می شوند . این گونه خانواده ها ، در پایین ترین حد وضعیت اقتصادی – اجتماعی قرار می گیرند زیر ا برای زن سرپرست خانواده غیرممکن است که بتواند کاری تمام وقت بیابد .
در همان حال مراقبت درستی از خانه و کودکان خویش به عمل آورد . در بسیاری از منطقه ها شهری ، « حفاظ ایمن » حاصل از خویشاوندی یا خانواده های گسترده بشدت دچار آسیب دیدگی و فرسودگی است .
۴-۳- جوانان
جوانان منطقه های شهری ، مانند زنان ، از نظر دسترسی به خدمات بهداشت و تنظیم خانواده در محرومیت بسر می برند. گفته اند که یکی از اثرهای عمده ی رشد سریع شهرنشینی ، گسستگی پیوندهای خانوادگی و غفلت از حفظ یا برپایی حفاظ ایمنی است که جوانان را در پناه می گرفته است . سازمان ملل متحد برآورد کرده بودکه تا سال ۲۰۰۰ ، نیمی از جمعیت جهان ، زیر ۲۵ سال خواهد بود ( ۱۹۹۱ ، UN ) . در این زمان بیش از نیم میلیارد نفر جوان به سن ۱۵ تا ۱۹ سال خواهد بود که نیازمند آموزش های زندگی خانوادگی و در صورت لزوم استفاده از خدمت های تنظیم خانواده اند . شمار قابل ملاحظه ای از این گروه ، ساکنان منطقه های شهری کشورهای در حال توسعه خواهند بود .
یکی از مساله های عمده شهرها در منطقه های رو به رشد جهان ، حاملگی های فراوان سنین پایین ، شیوع بیماری ها آمیزشی در جوانان و فقدان ساختارهای اجتماعی مشخص دولتی یا خصوصی برای برخورد با این مشکل ها است . در پاره ای از جامعه های شهری ، به دلیل تابوهای اجتماعی و بارورهای مذهبی ، آموزش جنسی نوجوانان قلمرویی ناشناخته است . جوانان به سن باروری در منطقه های شهری بیشتر کشورهای رو به رشد ، منکر دسترسی به وسایل پیشگیری از حاملگی اند . سیاست معمول در برخورد با دختران نوجوانی که « دچار دردسر می شوند » اخراج آنها از مدرسه ، تنبیه توسط پدر و مادر ، تحمل محدودیت های اجتماعی و یا اگر دختر ، خیلی « خوش اقبال و سعادتمند » باشد ، ازدواج زودرس است . در مواردی ، حاملگی ناخواسته در جاهای غیرمجاز و کثیف و با روش های غیرقانونی سقط
می شود . سه چهارم از مرگ مادران در کشورهای رو به رشد جهان حاصل ۵ علت عمده است و سقط های ناسالم یکی از آنهاست ( و چهار علت دیگر خونریزی ، عفونت ، مسمومیت حاملگی و زایمان های سخت ) میزان مرگ مادران در سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگی دو برابر مرگ های ۲۰ تا ۲۴ سالگی است . احتمال مرگ اولین کودک مادران کم سن و سال ۸۰ درصد بیشتر از احتمال مرگ فرزندان دوم یا سوم مادران ۲۰ تا ۲۴ ساله است.
۴-۴- مشارکت جامعه
در بیشتر کشورهای رو به رشد ، بخش دولتی اغلب به دلیل فقدان منابع قادر به عرضه خدمت های بهداشت و تنظیم خانواده به همه مردم نیست . از این رو ، مشارکت کامل جامعه به شکل تامین واحدهای عرضه خدمات ، کار داوطلبانه و کمک های نقدی و جنسی ضرورت تام دارد . رهبران جامعه ، از مهم ترین رابطان تفکر تنظیم خانواده به حساب
می آیند . رهبران جامعه می توانند مردم را در کار ایمن سازی ، برنامه های بهسازی ، پاکسازی محیط و تنظیم خانواده بسیج کنند و گرد هم آورند .
با وجود اهمیت شناخته شده مشارکت جامعه ، سازماندهی مردم فقیر جامعه های شهری با دشواری های عمده روبروست . این دشواری بخصوص در برخورد با مهاجران جدید و نواحی قدیمی حاشیه شهری محسوس است . در مورد اول ، مهاجران تازه اغلب یکدیگر را نمی شناسند ، در گروه های پیکارگر و ستیزه جو گرد هم می آیند ، میل به همکاری با خود یا با دولت نشان نمی دهند در مواقعی که محل اسکان تازه به شهرآمدگان ، غیرقانونی و نامطمئن است ، انبوهی از منبع ها به جای خدمت های بهداشتی و اجتماعی به تامین امنیت بیشتر ساکنان ناحیه اختصاص می یابد . در حاشیه نشین های قدیمی شهرها ، ممکن است رخوت و ناامیدی غالب گردد زیرا تنها آنان که راه دیگری ندارند در آنجا باقی مانده اند و گرنه با استعدادها و دارندگان استطاعت کسب و کار خیلی وقت پیش آنجا را ترک گفته اند . در چنین حالتی ، سازماندهی اجتماعی بشدت مشکل می شود .
واقعیت این که ، بدون مشارکت جامعه ، بسیاری از برنامه های بهداشتی و تنظیم خانواده در شهرها کشورها در حال توسعه محکوم به شکست است . نمایندگان دولت در سطح ملی و استانی منبع های مالی کافی برای عرضه خدمت های بهداشتی و تنظیم خانواده در اختیار ندارند . شاید فقط به سختی بتوانند از عهده پرداخت حقوق و مزایا و هزینه های تامین داروهای اساسی و بعضی نیازمندی های ضرور دیگر برآیند . برنامه های آموزش و تبلیغ بسیج همگانی مردم ، و سوق دادن آنها به سوی بهداشت و بهبود محیط زندگی مستلزم مشارکت جدی و کامل همه مردم است . به خاطر فقر عمومی ، استفاده از خدمت های بهداشتی بخش خصوصی برای عامه مردم میسر نیست و ناچار باید روی خدمت های دولت حساب کنند . دولت نیز به نوبه خود ، برای تکمیل فعالیت ها ناگزیر باید بر مردم و پای گرفتن روحیه اتکایی در میان آنان تکیه کند .
در جامعه های کم درآمد شهری ، بهبود چشم گیرتر وضعیت بهداشتی مردم با رو کردن بیشتر به خدمت های پیشگیری و کاستن از تکیه بر دیدگاه های درمانی میسر می شود . به عنوان مثال زهکشی هرزاب ها و پرکردن چالاب ها که کانون رشد پشه است برای پیشگیری از مالاریاوحیوانات موزی اهمیت بسیار دارد . دفع درست زباله و فضولات انسانی برای پیشگیری از بیماری های عفونی : مانند وبا ، تیفوئید ، اسهال و بیماری های انگلی ، ضرور است . تامین آب آشامیدنی سالم برای مردم فقیر شهرها از هر نظر و با هر معیار ضرورت دارد . تمام این فعالیت ها ، نیازمند مشارکت جامعه است ..
مشارکت جامعه ، پیش نیازی موثر برای برنامه های تنظیم خانواده نیز هست . برنامه های اطلاع رسانی و آموزش اگر با استفاده از همکاری رهبران جامعه و مردم صاحب نفوذ صورت پذیرد اثر بسیار برجای می گذارد . توزیع وسایل پیشگیری از حاملگی اگر با استفاده از عوامل محلی – که برای مشاوره آموزش دیده اند ، مورد اعتماد مردمند وانگیزه کافی برای اجرای این وظیفه ها دارند – صورت گیرد موثرتر خواهد بود . سازماندهی برنامه های همگانی تنظیم خانواده از طریق گروه های داوطلب مامور نشر اطلاعات ، تامین خدمت ها یا ارجاع مواردی که بیرون از قلمرو و توانایی آنها قرار می گیرد ، بخوبی قابل اجرا است . حتی فروش وسیله های جلوگیری از حاملگی نیز اگر با استفاده از کمک مردم صورت گیرد بسیار به صرفه است .
۴-۵- هماهنگی
تجربه نشان داده است که کنترل باروری در شهرهای کشورهای رو به رشداز طریق برنامه های ادغام یافته ای که در آن تنظیم خانواده جزیی از کل نظام بهداشتی تلقی می شود میسرتر است . در بعضی از کشورهای دولت ها ،
سازمان های عمودی خاصی برای عرضه خدمت های تنظیم خانواده فراهم می کنند . این سازمان ها اغلب در آغاز با توفیق روبرو می شوند ولی در درازمدت بسیاری از آنها پرهزینه از آب در می آیند . دوباره کاری و چشم و هم چشمی واحدهای عرضه خدمت های بهداشتی و تنظیم خانواده که در این نظام ها بسیار عادی است ، در طولانی مدت آنها را کم اثر می سازد .
در غیاب برنامه ریزی مدون یا در صورت برنامه ریزی های ضعیف ، فقدان هماهنگی در درون هر واحد عرضه کننده خدمت های بهداشتی و تنظیم خانواده نیز متحمل است . به عنوان مثال ، بعضی از نظام های بهداشتی واحدهای مستقل برای آگاه سازی عمومی و آموزش همگانی بر پا می کنند که ارتباط نزدیک با قسمت های عرضه خدمت ها ندارند . این گونه واحدها نقش خود را منحصر به افزایش میزان تقاضای مردم به خدمات بهداشتی و تنظیم خانواده می بینند . ممکن است استفاده این واحدها از وسایل ارتباط جمعی بسیار کامل و موثر باشد ولی بکلی از فرصت هایی که در واحدهای عرضه خدمات برای ارتباط های آنها فراهم است بخصوص درجاهایی که کارکنان با گروه های کوچک مردم ارتباط مستقیم دارند – غفلت می ورزند . کارکنان واحدهای عرضه خدمات نیز به نوبۀ خود ، اگر از آموزش کافی در زمینه ارتباط صحیح برخوردار نباشند قادر به آموزش موثر مردم در برخوردهای چهره به چهره و مشاوره و راهنمایی درست نخواهد بود .
وقتی تا پایان قرن حاضر ، نیمی از جمعیت جهان مقیم شهرها خواهند بود ، محدود ساختن سرعت رشد جمعیت های شهری و شهرها خواهند بود ، محدود ساختن سرعت رشد جمعیت های شهری و گسترش خدمت های بهداشت و تنظیم خانواده و رساندن آن به مردم شهرها یکی از سیاست های بسیار عمدۀ مورد نیاز است . اگر چه در سابق مهاجرت از روستا به شهر در رشد شهرهای کشورهای رو به رشد سهم عمده داشته است ولی اکنون رشد طبیعی جمعیت جزئی مهم تر در رشد جمعیت شهرها می باشد . از این رو ، اجرای برنامه های تنظیم خانواده در شهرهای کشورهای توسعه یابنده واجب است .
در جامعه های شهری آمار نشان دهنده آن است که مردم شهرها از وضعیت بهداشتی و اقتصادی بهتر از مردم روستاها برخوردارند ولی این آمارها خود سرپوشی بر فقر گسترده مردم و وضعیت خراب آنان در حاشیه شهرها و منطقه های مسکونی پراکنده است . در بسیاری از کشورها ، محرومان شهری در وضعیت بس مخاطره آمیز و ناسالم ، بدون آب آشامیدنی سالم ، دور از تسهیلات دفع زباله و فضولات انسانی و بدون دسترسی به خدمت های پزشکی و بهداشتی بسر می برند . وضعیت هولناک این مردم ، اغلب در قیاس با تنعم و غنای قشرهای مرفه و زندگی مصرفی آنان شاخص تر
می شود . مضحک تر این که هنوز هم روستاییان برای زندگی در شهر ارزش های فراوان قائلند و این توهم هم چنان جاذبه مهاجرت از روستا به شهر را زنده نگاه می دارد . در گذشته تلاش برای جلوگیری از این مهاجرت ها تقریباً همواره ناموفق بوده است .
کاهش رشد جمعیت شهری مستلزم اجرای موثر برنامه ها وسیاست های تنظیم خانواده است . کنترل باروری در شهر به چند عامل بستگی دارد : افزایش درآمد ، اشتغال بیشتر گسترش سواد و آموزش ( بخصوص در زنان ) ، تغذیه بهتر ، دسترسی به خدمت های بهداشتی ، فراهم بودن وسیله های جلوگیری از حاملگی ، و همکاری های موثر بین نظام بهداشتی و مردم . گروه های خاص : مانند جوانان ، زنان و مردم محروم ، حق دارند که از خدمت های اجتماعی و از آن جمله تنظیم خانواده بهره مندشوند . هماهنگی بین سازمان ها برای توفیق در اجرای برنامه های بهداشتی و تنظیم خانواده اهمیت وافر دارد . همکاری کامل مردم در محل های زندگی آنان پیش نیازی عمده برای موفقت در اجرای
برنامه هاست .
واحدهای عرضه خدمات در شهر :
اول – پایگاه بهداشت شهری :
کلیه خدمات بهداشتی که در روستا به عهده خانه های بهداشت قرار دارد ، در مناطق شهری به عهده پایگاه بهداشت است . تفاوت وظایف پایگاه و خانه بهداشت در سه نکته زیر است . در پایگاه بهداشت شهری :
• علاوه بر خدمات بهداشتی مذکور در وظایف خانه بهداشت ، امکان گذاشتن IUD و تهیه پاپ اسمیر فراهم است .
• مراجعه کارکنان به منازل الزامی نیست و پیگیری خدمات می تواند از طریق داوطلبان بهداشت و یا به وسیله تلفن و مکاتبه انجام گیرد .
• کارکنان پایگاه بهداشت شهری وظیفه پرداختن به خدمات درمانی ، حتی در حد داروهای OTC1 را ندارند ؛ ولی می توانند مراجعه کنندگان بیمار را با صدور معرفی نامه به مراکز بهداشتی درمانی یا پزشکان بخش خصوصی ارجاع کند .
بنابراین ، فهرست وظایف پایگاه ها عبارت خواهد بود از :
- جمع آوری آمار و اطلاعات حیاتی و بهداشتی منطقه و جمعیت تحت پوشش
- تشکیل گروه های داوطلب و شوراهای بهداشت
- آموزش بهداشت جامعه در زمینه های گوناگون
- مراقبت از زنان باردار
- مراقبت از کودکان صفر تا ۶ سال
- تنظیم خانواده و گذاشتن I.U.D
- تهیه پاپ اسمیر
- مراقبت از بهداشت دانش آموزان و نوجوانان
- بهداشت محیط مدارس
- آموزش بهداشت دهان و دندان به زنان باردار و شیرده و دانش آموزان
- آموزش تغذیه صحیح و استفاده درست از منابع غذایی در دسترس
- ایمن سازی
- مراقبت از بهداشت کارگران
- بهداشت محیط کارگاه ها
- بهداشت محیط مکان های عمومی
- بهداشت مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی
- مشارکت در آموزش دانشجویان
- مشارکت در طرح های پژوهشی
اگر دسترسی سهل به خدمات بهداشتی درمانی در نقاط شهری را ، با پای پیاده ، حدود نیم تا یک کیلومتر منظور کنیم ، محدوده جغرافیایی پوشش یک پایگاه بهداشت شهری بین یک تا چهار کیلومتر مربع متغیر خواهد بود . بنابراین ، حتی در شهرهای کم تراکم کشور ( تراکم های چهار تا پنج هزار نفر در کیلومتر مربع ) ، به طور متوسط جمعیتی حدود ۱۲۰۰۰ نفر در پوشش هر پایگاه بهداشت شهری قرار خواهند گرفت . حال اگر با دیدگاهی نظیر آنچه که در مورد خانه های بهداشت و مراکز بهداشتی درمانی روستایی اعمال کردیم ، قسمت مربوط به ارائه خدمات بهداشتی را از بخش حمایت پزشکی و پیراپزشکی این خدمات جدا کنیم ، مفهوم عملی پایگاه بهداشت مشخص خواهد شد ؛ و پایگاه بهداشت ضمیمه ( همانند خانه بهداشت ضمیمه ) شکل و جایگاه خود را خواهد یافت .
در این برداشت ، با افزایش تراکم جمعیت ، تا ۱۲۰۰۰ نفر در کیلومتر مربع ، مشکلی برای ایجاد پایگاه پدید نخواهد آمد . تنها مشکل ، ایجاد این واحدها با فاصله های یک کیلومتر یا کمتر است ، که از نظر سرمایه گذاری اولیه افراطی به نظر می رسد . همچنین بررسی دو حالت دیگر ضروری است :
حالت نخست – کلان شهرها و یا محله هایی از این شهرها که تراکم جمعیت در آنها از ۱۲۰۰۰ نفر در کیلومتر مربع بیشتر است و گاه به ۶۰۰۰۰ نفر در کیلومتر مربع ( مثل برخی از محله های تهران ) می رسد . اگر ایجاد بیش از یک پایگاه در هر کیلومتر مربع میسر و قابل توجیه نباشد ، می توان با بزرگتر کردن ابعاد پایگاه ، پرسنل بیشتری برای پایگاه فراهم ساخت ، به طوری که برای ارائه خدمت به جمعیت تحت پوشش مناسب و کافی باشند .
حالت دوم – شهرک ها و حاشیه های شهرها که تراکم جمعیت در آنها از ۳ هزار نفر در کیلومتر مربع کمتر است . اگر کاهش تراکم جمعیت به ۲۰۰۰ نفر در کیلومتر مربع برسد ، ایجاد پایگاه ، برای جمعیتی معادل ۸۰۰۰ نفر ( محدوده جغرافیایی چهار کیلومتر مربع ) ، با کاهش تعداد پرسنل پایگاه ، قابل توجیه خواهد بود . مواردی که تراکم جمعیت کمتر از ۲۰۰۰ نفر و یا جمعیت تحت پوشش کمتر از ۸۰۰۰ نفر باشد ، مواردی استثنایی خواهند بود که باید حسب مورد جداگانه بررسی و تصمیم گیری شود . جز در چنین حالت های نادر و داشتن دلایل سیاسی ، فرهنگی یا اجتماعی ، ایجاد پایگاه برای جمعیت های کمتر از ۱۲ هزار نفر از نظر اقتصادی و اجرایی قابل توجیه و عقلایی نخواهد بود .
با توجه به توضیح فوق ، هر مرکز بهداشتی درمانی شهری حداقل یک پایگاه بهداشت خواهد داشت ؛ که پایگاه ضمیمه نام دارد . اگر تراکم جمعیت زیاد باشد ، ایجاد پایگاه های متعدد ضرورت خواهد یافت . در این حال ، برای نظارت و قبول موارد ارجاع مربوط به مراقبت های بهداشتی ، به ازای هر چهار پایگاه ( با احتساب پایگاه ضمیمه ) یک مرکز بهداشتی درمانی با سه پزشک لازم خواهد بود . یکی از این پزشکان ( به نوبت به صورت گردشی ) مسئول بازدید منظم از پایگاه ها و دو نفر دیگر مسئول دیدن بیماران ارجاع شده از پایگاه ها خواهند بود .
هر پایگاه باید کوشش کند که به ازای هر پنجاه تا صد خانوار ( ۲۵۰ تا ۵۰۰ نفر جمعیت ) حداقل یک رابط بهداشتی از زنان داوطلب منطقه داشته باشد . بنابراین هر پایگاه بین ۲۵ تا ۵۰ داوطلب بهداشت خواهد داشت . تشکیل گروه¬های رابط یکی از مهمترین روش جلب مشارکت فعال مردم در خدمات بهداشتی به حساب می آید . هر پایگاه بهداشت به کمک رابطان خود می تواند همه ساله پرونده خانوارهای تحت پوشش خود را تکمیل و وقایع حیاتی مربوط به خانوارهای مذکور را ثبت نماید . رابط های بهداشت می توانند در گسترش آموزش بهداشت ، پیگیری مراجعه کنندگانی که به موقع مراجعه نکرده اند و حتی انجام برخی از خدمت ها مثل کمک در پذیرش مراجعه کنندگان ، وزن کردن مادران و کودکان و … همکاری کنند .
ضوابط نیروی انسانی :
برنامه خدمت بهداشتی در شهر و روستا تفاوت های زیر را دارد :
- مراقبت از دانش آموزان به جای ۶ بار فقط ۲ بار در طول سال تحصیلی ،
- بازدید از مدارس ( از نظر بهداشت محیط ) ۳ بار در طول سال تحصیلی .
- مراقبت از کارگران به عهده کارفرما و بیمه هاست . بازید از هر مرکز تهیه و توزیع مواد غذایی ، حداقل هر سه ماه یک بار .
- بازدید از مکان های عمومی و کارگاه ها هر سه ماه یک بار .
- پیگیری ها به صورت فعال انجام نمی شود ، بلکه فقط به وسیله تلفن ، نامه و یا داوطلبان بهداشتی انجام می گیرد .
با توجه به وظایفی که برای پایگاه های بهداشت شهری گفته شد ، حجم این خدمات در جدول شماره ۳ برآورد شده است :
جدول شماره ۳ – حجم خدمات بهداشتی در مناطق شهری به ازای هزار نفر جمعیت ، به تفکیک گروه سنی و جنسی ، فراوانی خدمت در طول سال و زمان تقریبی انجام واحد کار
|
نوع خدمت |
تعداد مصرف کننده در هزار نفر جمعیت ( K در هزار ) |
f |
t |
Kft 1000 |
|
مراقبت دوران بارداری |
۲۲ |
۱۱ |
۱۰ |
۲۴۲۰ |
|
مراقبت بعد از زایمان |
۲۲ |
۲ |
۱۰ |
۴۴۰ |
|
تنظیم خانواده |
۱۰۹ |
۱۲ |
۳ |
۳۹۲۴ |
|
مراقبت از کودکان زیر یکسال |
۱۶ |
۱۲ |
۱۰ |
۱۹۲۰ |
|
مراقبت از کودکان یک ساله |
۱۷ |
۶ |
۱۰ |
۱۰۲۰ |
|
مراقبت از کودکان ۲ و ۳ سال |
۳۸ |
۴ |
۱۰ |
۱۵۲۰ |
|
مراقبت از کودکان ۴ و ۵ سال |
۴۶ |
۴ |
۱۰ |
۹۲۰ |
|
مراقبت از دانش آموزان |
۲۵۸ |
۲ |
۵ |
۲۵۸۰ |
|
مراقبتهای ویژه |
۲۰ |
۲۴ |
۱۰ |
۴۸۰۰ |
|
بازدید از مدارس |
۲ |
۳ |
۴۰ |
۲۴۰ |
|
بازدید از مراکز تهیه وتوزیع مواد غذایی |
۴ |
۴ |
۲۰ |
۳۲۰ |
|
بازدید از اماکن عمومی و کارگاهها |
۱۰ |
۴ |
۲۰ |
۸۰۰ |
|
جمع |
۲۰۹۰۴ |
|||
* با احتساب این که ، ۱۷ درصد کل جمعیت را زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله همسردار تشکیل می دهند ؛ که قریب ۸۰ درصد آنان مشمول استفاده از خدمات پیشگیری از حاملگی های ناخواسته هستند . اگر پوشش مطلوب تنظیم خانواده رسیدن به پوشش چهار پنجم واجدین شرایط باشد ، این میزان به ۶۴% زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله همسردار خواهد رسید که معادل ۱۰۹ در هزار نفر جمعیت می شود .
به این ترتیب هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت شهری ، سالانه حدود ۲۴ هزار دقیقه کار ( برای ارائه خدمات بهداشتی ) ایجاد می کند و به عبارت دیگر ، به ازای هر ۴۰۰۰ نفر جمعیت شهری تحت پوشش ، یک کاردان بهداشت لازم خواهد بود تا حجم کار کاردان با ظرفیت مناسب کار آن کاردان متناسب باشد .
نیروی انسانی :
با توجه به محاسبه فوق ، به ازای هر ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت شهری ، در هر پایگاه نیروی انسانی زیر لازم خواهد بود :
۱ نفر ماما که گذاشتن IUD ، تهیه پاپ اسمیر و مراقبت های ویژه زنان باردار و موارد پیچیده تنظیم خانواده را به عهده خواهد داشت .
۳ نفر کاردان بهداشت خانواده که یکی از کاردان ها همه روزه به مدارس و کارگاه های دارای کارگران زن سرکشی خواهد کرد . نفر دیگر همه روزه با داوطلبان در تماس خواهد بود ؛ و علاوه بر تشکیل جلسه های محدود برای آموزش و رفع نیازهای عملی آنان ، همراه با داوطلبان در برخی از بازدیدهای منزل شرکت و عملکرد داوطلبان را مشاهده خواهد کرد ؛ تا اشتباه های رایج آنها را شناسایی و ضمن آموزش های بعدی اصلاح کند .
نفر سوم کاردان ها ، همیشه در محل پایگاه حاضر خواهد بود ؛ تا در صورت مراجعه افراد تحت پوشش خدمات لازم را ارئه کند . به ازای هر ۳۰۰۰ نفر جمعیت اضافی ، یک نفر کاردان بهداشت خانواده به این مجموعه اضافه می شود .
توجه شود که تقسیم کار بین کاردان ها نباید ثابت بماند و هر چند گاه ( مثلاً هر شش ماه یک بار ) بهتر است وظیفه آنها تعویض گردد .
۱ نفر کاردان بهداشت عمومی مرد ، که خدمات بهداشتی محیط ، حرفه ای ، مدارس پسرانه ، بهداشت خانواده مردان و بررسی های اپیدمیولوژیک اولیه را در منطقه تحت پوشش عهده دار خواهد بود .
اگر تراکم جمعیت از ۱۸ هزار نفر در کیلومتر مربع تجاوز کند ، بهتر است ایجاد دو پایگاه مورد توجه قرار گیرد . در این صورت جمعیت مذکور به تساوی بین دو پایگاه تقسیم می شود .
۱ نفر پذیرش و امور عمومی
فضای مورد نیاز :
هر پایگاه حداقل به فضاهای زیر نیاز خواهد داشت :
- سه تا چهار اتاق کار ، برای بایگانی پرونده های خانوار ، گذاشتن I.U.D و گرفتن پاپ اسمیر ، بهداشت مدرسه¬ها ، کارگاه ها و مکان عمومی
- یک سالن انتظار برای انتظار مراجعه کنندگان و تجمع داوطلبان بهداشت
- یک انباری کوچک
- یک آبدارخانه
- سرویس های بهداشتی
به این ترتیب ، یک خانه یا آپارتمان چهار خوابه معمولی می تواند به عنوان محل استقرار پایگاه بهداشت شهری مورد استفاده قرار گیرد .
توجه : روستاهای محل استقرار خانه بهداشت که به هر دلیل به نقطه شهری تبدیل می شوند یا ضمیمه شهرها می گردند ، حسب مورد و موقعیت :
- اگر بافت روستایی جامعه هنوز باقی باشد ، طبق مصوبه جلسه مورخ ۱/۶/۱۳۶۸ شورای معاونان ، می توان خانه بهداشت را حفظ کرد . در این صورت خدمات خانه بهداشت همچنان به صورت فعال ( Active ) ارائه خواهد شد .
- اگر تغیر بافت جامعه امکان ادامه خدمت خانه بهداشت را ندهد ، این خانه بهداشت می تواند ضمیمه پایگاه بهداشت شهری منطقه مجاور گردد . در این صورت ، خدمات این خانه بهداشت منحصر به خدمات بهداشتی و مشابه پایگاه های بهداشت شهری خواهد بود . این گونه واحدها وظیفه دادن دارو برای درمان علامتی بیماران ، انجام تزریق و پانسمان و خدمات مشابه را ندارند . پیگیری مراقبت ها در این واحدها از طریق داوطلبان بهداشتی پایگاه یا مکاتبه و تلفن انجام می گیرد . در این حالت نیز ، هر یک از کاردان های بهداشت این واحدها می تواند خدمات بهداشتی مورد نیاز حداقل حدود ۳۰۰۰ نفر را ارائه کند .
- پایگاه های بهداشت غیرضمیمه ( که در ساختمان هایی جدا از مراکز بهداشتی درمانی شهری مستقر هستند ) با وجود نداشتن ده گردشی و … احتمال دارد که همانند خانه های بهداشت با مسایل اضطراری روبرو گردند . بنابراین ، اختیاراتی مشابه آنچه برای خانه های بهداشت گفته شد ، برای پایگاه های بهداشت شهری غیرضمیمه نیز ضروری خواهد بود .
مهارت های مدیریتی لازم در پایگاه بهداشت شهری :
فنون ارتباط و کار با مردم و گروه های اجتماعی
- اصول مکاتبه اداری
- روش صحیح درخواست های پرسنلی و تدارکاتی
- روش صحیح تهیه درخواست ، انجام هزینه ، تهیه فاکتور قابل قبول ، ثبت هزینه ، تحویل مدارک ، ترمیم تنخواه گردان
نکته ها و شاخص های مدیریتی برای بازدید از خانه های بهداشت و پایگاه های بهداشت شهری :
• وضع کلی محوطه از نظر تمیزی و آراستگی
• وضع وسایل اصلی ( موتوسیکلت ، یخچال ، ترازو و …. ) از نظر سالم بودن تمیز بودن و آماده کار بودن
• وضع ظاهر ، آراستگی و نظم حضور بهورزان در محل کار.
• وجود برنامه مدون برای بازدیدهایی که باید توسط خانه بهداشت یا پایگاه بهداشت شهری انجام شود ، مثل بازدید از روستاهای اقماری ، خانه های روستایی ، مدارس ، کارگاه ها ، مکان های عمومی ، پیگیری مراقبت ها و پیگیری درمان بیمارانی که کنترل مصرف منظم دارو در آنها ضرورت دارد .
• کنترل اجرای برنامه های تدوین شده برای نظارت ها از طریق بازدید ( به صورت انتخاب تصادفی ) از محل هایی که طبق برنامه می بایست برابر برنامه در هفته قبل مورد پیگیری و یا بازدید خانه بهداشت یا پایگاه بهداشت شهری قرار گیرد
• در جریان کنترل برنامه های بازدید خانه های بهداشت و پایگاه های شهری،کنترل کیفیت بازدید بهورزان و کاردان ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد .
• بازدید از انجمن بهداشت محل ، دیدار و گفتگو با داوطلبان خدمات بهداشتی ، دانش آموزان و سایر گروه های همکار ، مشاهده نحوه کار این داوطلبان در جریان فعالیت
• کنترل طرح ها و فعالیت هایی که نظارت آنها به کارکنان خانه های بهداشت یا پایگاه های بهداشت شهری سپرده شده است
• کنترل مدارک مربوط به هزینه تنخواه گردان
• اعمال روش فوق ، علاوه بر پایش و کنترل خانه های بهداشت و پایگاه های بهداشت شهری ، به تدریج ثمرهای جنبی دیگری هم خواهد داشت مثل : آشنایی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی با معتمدان و انجمن های محلی ، داوطلبان ، مربیان مدارس ، مسایل بهداشتی کارگاه و مکان های عمومی
دوم – مرکز بهداشتی درمانی شهری
وظایف :
این واحد بر حسب تراکم جمعیت ، یک یا چند پایگاه بهداشت شهری را تحت پوشش خواهد داشت کلیه وظایفی را که مراکز بهداشتی درمانی روستایی در مقابل خانه های بهداشت تابعه داشت این مرکز در مقابل پایگاه های بهداشت شهری خواهد داشت تفاوت عمده این واحد با مراکز بهداشتی درمانی روستایی ، در مراجعه مستقیم بیماران به این مرکز است تا زمانی که قانون و دستورالعمل مراجعه بیمه شدگان شهری تغییر نیافته است ، مراجعه بیمار به این مراکز ، لازم نیست حتماً از طریق ارجاع از پایگاه های بهداشت صورت گیرد بیماران می توانند به طور مستقیم به پزشکان این مراکز مراجعه کنند .
در بسیاری از شهرها ، خانه های بهداشت مجاور شهر و یا روستاهای نزدیک به شهر ، ناگزیر ، در پوشش یک یا چند مرکز بهداشتی درمانی شهری قرار داده شده است این گونه مراکز ، در واقع هر دو نقش را به عهده دارند و مراکز بهداشتی درمانی شهری – روستایی نامیده می شوند با توجه به نکته های فوق ، وظیفه مرکز بهداشتی درمانی شهری را می توان به شرح زیر خلاصه کرد .
- جمع آوری اطلاعات و آمار از طریق پایگاه ها ( و در مراکز شهری ، روستایی ، پایگاه ها و خانه ها ی ) بهداشت تابعه ، کنترل و دسته بندی آنها و تهیه گزارش ، آموزش رابط ها و بهره گیری از آنها برای جمع آوری داده های بهداشتی می تواند نقش عمده ای در سرعت و صحت اطلاعات و آمارها داشته باشد
- کنترل و پیگیری اجرای برنامه ها در پایگاه ها ( و خانه ها ی ) بهداشت تابعه
- اعزام تیم سیار به مناطق روستایی تابعه ( اگر داشته باشد )
- شرکت در فعالیت های آموزشی
اگر به هر دلیلی ، امکان تامین خدمات تشخیصی ، بهداشتی و درمانی مورد نیاز از طریق بخش خصوصی فراهم نباشد ، مراکز بهداشتی درمانی شهری باید وظایف زیر را نیز عهده دار گردند :
- انجام آزمایش های پاراکلینیکی مورد نیاز برای زنان باردار و بیماران ( در حدی که در مراکز بهداشتی درمانی روستایی توضیح داده شده است ) .
- کمک به مراقبت از زنان باردار نیازمند مراقبت های ویژه
- بازدید از مدرسه ها و سنجش سلامت دانش آموزان توسط پزشکان به ویژه در دو مقطع ورود به دبستان و سال اول راهنمایی
- پذیرش بیماران و در صورت لزوم ارجاع آنها به بیمارستان
- ارائه خدمات بهداشت دهان و دندان در جمعیت تحت پوشش و به ویژه درمدارس تحت پوشش
- انجام بررسی های اپیدمیولوژیک برای شناخت مسایل بهداشتی و بیماریهای بومی و شایع منطقه
برآورد حجم کار و ساختار پرسنلی :
با توجه به آنچه گفته شد ، وظیفه مرکز بهداشتی درمانی شهری را می توان در پنج دسته خلاصه کرد :
۱- خدمات پزشکی
۲- خدمات تشخیص طبی
۳- خدمات دندان پزشکی
۴- خدمات تکمیلی بهداشت برای موارد ارجاع شده
۵- هدایت و پایش خدمات پایگاه های بهداشت شهری تابعه .
گروه اول ، چهارم و پنجم این وظیفه ها نیازمند حضور پزشک ، بهیار و دارویار است . در این مورد باید توجه داشت که بعلت گسترش بیمه در جمعیت های شهری و توزیع گسترده پزشکان در مناطق شهری ، در تنظیم تشکیلات مرکز بهداشتی درمانی شهری این همکاری و مجاورت را باید در نظر داشت .
گروه دوم ، حضور کاردان علوم آزمایشگاهی و رادیولوژی را می طلبد .
گروه سوم ، مستلزم حضور دندان پزشک می باشد .
پزشک :
فرض بر این است که ، هر نفر از جمعیت شهری سالانه چهار مراجعه به پزشک عمومی داشته باشد . بنابراین هر ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت ، قریب ۴۸۰۰۰ مراجعه سالانه به پزشک عمومی خواهند داشت ، که به ازای ۲۵۰ روز کار مفید ، روزانه حدود ۲۰۰ مراجعه می شود . به عبارت دیگر ، به ازای هر ۴۰۰۰ نفر جمعیت حدود ۷۰ مراجعه وجود خواهد داشت که حضور یک پزشک را ایجاب می کند .
بنابراین :
- اگر منطقه تحت پوشش فاقد مطب خصوصی پزشک عمومی باشد ، باید به ازای هر ۱۲ هزار نفر جمعیت ، یک مرکز بهداشتی درمانی شهری با سه پزشک ایجاد گردد .
- اگر در منطقه مورد نظر به ازای هر سه تا چهار هزار نفر جمعیت ، یک مطب خصوصی پزشک عمومی فعال وجود داشته باشد ، استقار پزشک برای ویزیت بیماران ضرورت نخواهد داشت . مگر آن که ، در یک رقابت سالم و سازنده و به منظور ارتقای کیفی خدمات بخش خصوصی ، ایجاد و گسترش خدمات پزشکی با کیفیت مطلوب در مراکز بهداشتی درمانی دولتی مورد نظر باشد .
- اگر نسبت مطب های خصوصی به جمعیت کمتر از نسبت یک به چهار هزار باشد ، تعداد پزشکان مرکز بهداشتی درمانی را باید به نسبتی تعیین کرد که نسبت به مورد نظر حاصل شود .
دندانپزشک :
به ازای هر ۱۲ هزار نفر یک دندانپزشک لازم است . در این مورد نیز ، اگر به ازای هر ۱۰ تا ۱۲ هزا رنفر جمعیت تحت پوشش یک مطب دندانپزشکی در بخش خصوصی فعال باشد ، باید از ایجاد واحد دندانپزشکی در مراکز بهداشتی درمانی شهری خودداری گردد .
بهیار :
خدمات تزریقی و پانسمان در مراکز شهری ضرورت ندارد و مراجعه کنندگان می توانند این خدمات را از بخش خصوصی دریافت دارند . مگر آنکه واقعاً امکان دریافت این خدمات از بخش خصوصی وجود نداشته باشد .
در هر مرکز ، یک بهیار برای مدیریت داخلی مرکز ، انجام امور عمومی و نگهداری و توزیع مواد مصرفی روزانه کافی خواهد بود .
داروساز یا دارویار :
خدمات دارویی نیز می تواند از بخش خصوصی دریافت گردد ؛ بنابراین ، در صورت وجود داروخانه کافی در بخش خصوصی ، ایجاد آن در مرکز بهداشتی درمانی شهری ضرورت نخواهد داشت . ولی اگر داروخانه بخش خصوصی در منطقه وجود نداشت ، به ازای هر سه پزشک مرکز بهداشتی درمانی یک نفر دارویار ضرورت خواهد داشت .
کاردان علوم آزمایشگاهی :
همچنین است در مورد آزمایشگاه مرکز بهداشتی درمانی ، که در صورت وجود آزمایشگاه بخش خصوصی در منطقه ، باید از ایجاد آن خودداری کرد . در غیاب بخش خصوصی ، چون مراجعه کنندگان پزشکی از طریق ارجاع غربال نمی شوند ، برآورد می شود که میزان درخواست آزمایش به نسبت کمتری ( حدود ۲۰ درصد ) باشد . بنابراین ، تعداد آزمایش های درخواست شده در هر روز ، به طور متوسط بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ آزمایش می شود ، که برای انجام آنها ، سه کاردان آزمایشگاهی یا دو کاردان و یک کمک تکنسین کافی خواهند بود .
کاردان رادیولوژی :
در غیاب بخش خصوصی ، با احتمال درخواست کلیشه رادیولوژی برای ۱۵ درصد از مراجعه کنندگان و به طور متوسط ۲ کلیشه به ازای هر نفر ، نزدیک به ۴۸ کلیشه لازم خواهد شد ، که نزدیک به بازده کار روزانه یک کاردان رادیولوژی است و ایجاد رادیولوژی در مرکز بهداشتی درمانی شهری را قابل توجیه می سازد .
پذیرش و امور عمومی :
برای حدود ۱۵۰ مراجعه پزشکی و ۵۰ مراجعه دندانپزشکی یک متصدی پذیرش و امور عمومی منظور می شود .
راننده :
با توجه به محدودیت منطقه ( یک کیلومتر مربع ) و وجود امکان رفت و آمد شهری ، وجود راننده و وسیله نقلیه ضرورت ندارد مگر در مراکز بهداشتی درمانی شهری روستایی که وجود خودرو و وسیله نقلیه ضروری خواهد بود
توجه ۱:
در مراکز بهداشتی درمانی شهری – روستایی علاوه بر ضابطه فوق ضوابط پرسنلی مربوط به خانه های بهداشت جداگانه منظور می گردد
توجه ۲:
در نقاط شهری فاقد بیمارستان ( اعم از دولتی ، خصوصی و خیریه ) ، چنانچه فاصله نقاط مذکور از نزدیکترین شهر دارای بیمارستان بیش از نیم ساعت ( با اتومبیل ) باشد ، یکی از مراکز بهداشتی درمانی بهداشتی درمانی شهر مورد بحث ، باید به صورت شبانه روزی فعالیت کند در این گونه مراکز باید دو اتاق بستری موقت برای بیماران فوریت¬های پزشکی ( زن و مرد ) منظور شود هم چنین برای پوشش ساعات عصر و شب نفرات زیر به کارکنان مرکز اضافه می شوند :
پزشک عمومی ۲ نفر
داروساز یا دارویار ۲ نفر
بهیار ۴ نفر
تکنیسین علوم آزمایشگاهی ۲ نفر
تکنیسین رادیولوژی ۲ نفر
پذیرش ۱ نفر
سرایدار و خدمتگزار ۲ نفر
اخیراً معاونت درمان واحدی مشابه این واحد را به نام درمان بستر برنامه ریزی و حتی در برخی نقاط اجرا کرده است .
توجه ۳:
پس از گسترش بیمه های درمان ، نقاطی از شهر که پزشک عمومی ، مراکز تشخیص طبی و داروخانه ( متناسب با ضوابط طرح گسترش ) وجود داشته باشد ، نقش مراکز بهداشتی درمانی شهری ، غیر از مدیریت و نظارت بر خدمات پایگاه ها و خانه های بهداشت تابعه ، بطور عمده در مشاوره پزشکی با کارکنان پایگاه ها و قبول موارد ارجاع شده از این پایگاه ها خلاصه خواهد شد در این صورت ، به ازای هر چهار پایگاه تابعه ( با احتساب پایگاه بهداشت ضمیمه ) ، یعنی برای جمعیتی حدود ۴۸ تا ۵۰ هزار نفر ، یک مرکز با مشخصات زیر لازم خواهد بود :
۳ نفر پزشک عمومی ، دو نفر برای ویزیت موارد ارجاع و یک نفر برای سرکشی به پایگاه ها
۱ نفر بهیار که گردش امور مرکز و وسایل مصرفی روزانه را در اختیار خواهد داشت .
۱ نفر پذیرش و امور عمومی
۱ نفر راننده
۱نفر سرایدار و خدمتگزار
داروی نسخ صادره از داروخانه های شهر تامین می گردد .
تهیه و گردآوری : سیدهاشم درواری
کارشناس بهداشت عمومی و کارشناس توسعه مدیریت خدمات بهداشتی
Popularity: 6% [?]
یک مسیر سلولی ، ارتباط کلیدی با چاقی و بروز دیابت نوع دوم دارد
فروردین ۱۷, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار سلولی و مولکولی, اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار, مقالات علمي
محققان به راهکار جدیدی برای درمان دیابت نوع دوم دست یافتهاند .
محققان بیمارستان اطفال بوستون به تازگی یک مسیر سلولی را شناسایی کردهاند که اگر عملکرد آن دچار اشکال شود، بدن انسان رو به چاقی میرود. دانشمندان معتقدند که از این یافته میتوان بعنوان راهکار جدیدی برای درمان دیابت نوع دوم استفاده کرد.
پژوهشگران با فعال کردن این مسیر سلولی به طور مصنوعی توانستند سطح قند خون را در موشهای بسیار چاق و مبتلا به دیابت به حد طبیعی برسانند.
متخصصان همهگیرشناسی از مدتها پیش میدانستهاند که چاقی با بروز دیابت نوع دوم ارتباط دارد. در مطالعات قبلی دکتر اوموت اوکان در این بیمارستان نشان داد که مغز، کبد و سلولهای چربی در موشهای چاق فشار بیشتری در ساختار اندوپلاستیک رتیکولوم دارد. این قسمت ساختاری در سلول است که در آنجا پروتئینها مونتاژ میشوند، به شکلهای مناسب بستهبندی شده و برای کارهای مشخص در سلول آماده میشوند.
زمانی که بدن چاق میشود این ساختار تحت الشعاع قرار میگیرد و عملکردهای درست آن دچار اشکال و نقص میشود.
این فشار موسوم به “فشار ای آر” باعث بروز فرایندهایی در بدن میشود که روی واکنش بدن نسبت به انسولین تاثیر میگذارد و در واقعی ارتباط کلیدی بین چاقی و بروز دیابت نوع دوم است. با این حال محققان تاکنون نمیدانستهاند که چرا این ارتباط وجود دارد. اکنون در این تحقیق جدید معلوم شده است که یک فاکتور مهم که به طور طبیعی به کاهش فشار ای آر کمک میکند در موشهای چاق قادر به عملکرد مناسب نیست. این فاکتور پروتئین پیوندی یک ایکس- باکس نام دارد(XBP-1).
دیابت یک بیماری مزمن است که وقتی پانکراس یا همان غده لوزالمعده انسولین تولید نکند یا وقتی که بدن نمیتواند از انسولین تولید شده استفاده موثر و صحیح داشته باشد، بروز میکند. توقف تولید انسولین یا استفاده نکردن از انسولین هر دو باعث افزایش قند خون یا به اصطلاح بروز دیابت میشود.
دیابت دو نوع اصلی شامل نوع اول و نوع دوم دارد. افرادی که به دیابت نوع اول مبتلا هستند یعنی غده پانکراس در آنها مقدار بسیار کمی انسولین تولید میکند و یا اصلا انسولینی در بدنشان تولید نمیشود و لازم است که برای ادامه زندگی انسولین تزریق کنند. مطالعات نشان می دهد که این نوع دیابت بیشتر در کودکان و نوجوانان شایع است. در نوع دوم دیابت بدن بیمار نمیتواند از انسولین استفاده موثر داشته باشد. این بیماران میتوانند بیماری خود را تنها با تغییر روش زندگی کنترل کنند و معمولا بیشتر به داروهای خوراکی نیاز دارند و کمتر به انسولین نیاز پیدا میکنند.
بر اساس این گزارش، دیابت نوع سومی هم وجود دارد که در بعضی موارد حاملگی اتفاق میافتد، اما معمولا پس از حاملگی برطرف میشود.
آمارها نشان میدهد که بیش از۹۰ درصد از موارد ابتلا به دیابت در جهان از دیابت نوع دوم است.
این تحقیقات در مجله پزشکی نیچر منتشر شده است.
Popularity: 5% [?]
روش های درمان جوش چرکی
فروردین ۱۱, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, بيماريهاي غير واگير شايع, مشروح اخبار, پوست و مو
- جوش چرکی نشانهٔ چیست؟
یادتان میآید با دیدن اولین جوش چرکی روی صورتتان فکر میکردید دنیا زیر و رو شده است و از اتاقتان بیرون نمیآمدید ؟ جوش غرور معمولاً در نوجوانی و در شروع تغییرات هورمونی دیده میشود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، همراه با تغییرات واضحتر، مثل درآمدن ریش و رشد پستان، هورمونها چربی کافی برای مراقبت از پوست تولید میکنند. اگر این چربی زیاد یا غلیظ باشد، مجاری متصل کننده غدد چربی به پوست برای جریان چربی تنگ شده یا مسدود میشوند.
گاهی چربی در سوراخ مجرا ماده و در اثر تماس با هوا اکسید میشود و یک جوش سر سیاه تشکیل میدهد. وجود این نقاط سیاه بهخاطر تمیز نکردن پوست نیست. ممکن است شش بار در روز صورتتان را بشوئید و هنوز جوشهای سرسیاه بهوجود آیند. وقتی چربی نتواند از سوراخ سربسته خارج شود، کیست کوچکی تشکیل میدهد که سرسفید نام دارد.
هر دو این جوشها ممکن است عفونی شوند و همراه با التهاب و قرمزی ایجاد جوش چرکی کنند.
ولی تغییرات هورمونی تنها علت این گرفتاری نیست. استفاده از مواد چربی بر روی پوست – مثل پاککنندههای روغنی، مواد آرایشی، و حتی چربی موجود در محل کار – میتوانند ایجاد جوش چرکی کنند. برخی محققان میگویند در هنگام تنش روانی مواد شیمیائی خاص از پوست آزاد میشود که التهاب را بدتر میکند.
جوش در بزرگسالان بسیار کمتر روی میدهد. پوست قدیمیتر کمتر تغییر از خود نشان میدهد، ضایعات آن عمقیتر است، و کمتر سر سیاه و سر سفید بهوجود میآورد.
نوع دیگری از جوش مخصوص بزرگسالان است که جوش گلگونه نام دارد. این جوش در افراد داری پوست گلگون دیده میشود که زود سرخ میشوند. جریان زیاد خون باعث تحریک بیش از حد غدد چربی شده و در طول زمان، کورکهای جوش مانند ایجاد میکنند. (برای اطلاع بیشتر به بخش قرمزی بینی، مراجعه کنید.)
- درمان جوش چرکی
بنزوی پراکسید بزنید. فرآوردههای دارای ماده شیمیائی بنزویل پراکسید از عفونی شدن جوش جلوگیری کرده و به خشک شدن آن کمک میکنند. برخی داروها حاوی اسید سالیسیلیک و گوگرد هم هستند که جوش چرکی را پوشانده و خشک میکنند.
از آن مراقبت کنید. تمیز کردن آرام جوشها از بروز جوش چرکی جلوگیری میکند. روزی دو بار پوست را با صابونهای ضدباکتری و پارچهای لطیف بشوئید. از حولهٔ زبر استفاده نکنید، چون جوشها را زخم میکند.
داروهای منقبض کننده هم به کار نبرید، چون باعث تحریک پوست و التهاب فولیکولهای چربی میشود.
کمپرس آب گرم بگذارید. کمپرس کردن التهاب جوشها را کم میکند. پارچهای را در آب گرم خیس کرده و بچلانید و روزی دو بار بهمدت ۲۰ دقیقه روی ناحیهٔ گرفتار بگذارید. جوشها را نکنید چون جای آن میماند.
سوراخها را باز بگذارید. فقط از لوازم آرایشی استفاده کنید که برچسب ضدجوش داشته باشند تا سوراخهای پوست بسته نشود.
آرامش داشته باشید. داشتن آرامش و انجام ورزش روزانه تنش را که موجب زیاد شدن جوشها میشود از بین میبرد. مطالعه نشان داده است که تنش میتواند باعث گرفتاریهای پوستی شود.
دست نزنید. دست زدن زیاد به صورت و جوشها باعث تشدید التهاب میشود. سعی کنید این عادت را که بیشتر عصبی است کنار بگذارید.
کمکهای پزشکی. خوشبختانه، حتی بدترین مواد جوش صورت ممکن است موقتی باشد و پزشک راههای مختلفی برای درمان آن انجام میدهد.
باز کردن سوراخها. نوعی ویتامین A به نام رتین – A با از بین بردن پوستهٔ مسدود کنندهٔ سوراخها مجرای چربی را باز نگاه میدارد. استفاده از این ویتامین باید با تجویز پزشک باشد و در ابتدا ممکن است پوست را تحریک کند، اما با تنظیم مقدار مصرف آن توسط پزشک التهاب هم خوب میشود.
از عوارض دیگر رتین – A افزایش حساسیت به خورشید است. اگر رتین – A مصرف میکنید، سعی کنید کمتر در معرض نور خورشید قرار بگیرید یا از محافظ آفتاب با فاکتور محافظتی (SPF) حداقل ۳۰ استفاده کنید.
از بین بردن باکتریها. در جوشهای مقاوم پزشک اغلب مالیدن بنزویل پراکسید بر روی پوست را تجویز میکند. بنزویل پراکسید فعالیت باکتریها را در منافذ پوست متوقف میکند.
تجویز آنتیبیوتیک. پزشک ممکن است کرم یا محلول آنتیبیوتیک برای کشتن باکتریهای روی پوست تجویز کند. باکتریهای طبیعی روی پوست چربی را به اسیدهای چرب تبدیل میکنند که باعث التهاب میگردد. در موارد شدیدتر، پزشک آنتی بیوتیک خوراکی تجویز میکند.
برداشتن جوشها. اسیدهای موجود در میوهها به نام اسیدهای آلفا هیدروکسی سلاح مؤثر جدیدی بر علیه جوش است. لایهٔ نازکی از این ماده شیمیائی در کنترل سریع جوش مؤثر است. تکرار دو یا سه بار در ماه آن جوشها را از بین میبرد.
پزشک ممکن است محلول رقیقی از اسید گلیکولیک بر روی پوست بمالد. این کار نیم ساعت گزش و سوزش دارد و کمی قرمزی و تورم ایجاد میکند. اما بعد از سه روز فقط کمی پوسته دارد که آرایش آن را میپوشاند.
استفاده از روی. استفاده از مرهم محتوی روی همراه با آنتیبیوتیکی مثل اریترومایسین میتواند فرایند التهاب را کند کرده و به التیام کمک کند.
تجویز ایزوترتینوین. ایزوترتینوین (اکیوتین) یک داروی قوی برای جوشهای کیستی شدید است که فقط در صورت مؤثر نبودن درمانهای دیگر تجویز میشود. این دارو میتواند نقصهای مادرزادی ایجاد کند، بنابراین در زنان با سن بارداری باید با احتیاط کامل تجویز شود.
اگر از این دارو استفاده میکنید، باید از آبستن شدن خودداری کرده و مرتباً آزمایش حاملگی انجام دهید. از عوارش دیگر آن خشکی شدید پوست، خوندماغ، خشکی چشم، درد ماهیچهها و بالا رفتن تریگلیسریدها و کلسترول خون است.
درمان با ایزوترتینوین ۱۶ تا ۲۰ هفته طول میکشد و تا ۸۰ درصد در درمان جوشهای شدید مؤثر است.
Popularity: 16% [?]
تاثیرات مثبت مصرف مولتی ویتامین در دوره بارداری بیش از تصورات قبلی است
فروردین ۸, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, دوپینگ،بدنسازی،مکمل درتغذیه, مقالات و تحقیقات پزشکی
لزوم مصرف مولتی ویتامین در دوره بارداری
پزشکان به زنان باردار توصیه می کنند ، علاوه بر مصرف اسیدفولیک و مکمل آهن از مولتی ویتامین ها هم استفاده کنند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، تحقیقات نشان می دهد : احتمال زایمان پیش ازموعد در زنان بارداری که در دوره بارداری مکمل مولتی ویتامین مصرف می کنند ، کاهش می یابد.
مصرف اسیدفولیک به جلوگیری از تولد نوزادان ناقص کمک می کند و مکمل های آهن هم به جلوگیری از کم خونی زنان باردار کمک می کند.
همچنین محققین می گویند : مصرف مکملهای ویتامینی به طور آشکاری از خطر وزن کم هنگام تولد و کوچک بودن نوزاد به نسبت سن بارداری تا ۲۳ درصد میکاهد.
* مصرف مولتی ویتامین و کاهش خطر ابتلا به عارضه مسمومیت حاملگی :
از سوی دیگر پژوهشگران با درج مقاله ای در نشریه پزشکی اپیدمیولوژی اعلام کردند: زنانی که پیرامون زمان لقاح از مکمل های مولتی ویتامین استفاده می کنند ، کمتر از دیگران در خطر ابتلا به عارضه مسمومیت حاملگی قرار دارند.
پژوهشگران با بررسی تعدادی زن باردار متوجه شدند، احتمال ابتلا به عارضه مسمومیت حاملگی در زنانی که پیش از لقاح مولتی ویتامین مصرف می کنند ۱۷ درصد کمتر و این احتمال در افرادی که پس از لقاح تا ۱۲ هفته مولتی ویتامین مصرف می کنند ۲۲ درصد کمتر از زنانی است که مکمل ویتامینی مصرف نمی کنند.
به گفته محققان: تاثیر مصرف مولتی ویتامین به ویژه پس از لقاح در زنانی که وزن طبیعی دارند یا به عبارت دیگر شاخص توده بدنی آنان کمتر از ۲۵ است مشاهده می شود.
مسمومیت حاملگی یا پری اکلامپشیا از عوارض خطرناک دوره بارداری است که با افزایش فشارخون و ورم اندام ها تظاهر می کند و درصورتی که به موقع درمان نشود سلامت مادر و جنین را به خطر می اندازد.
البته پزشکان تاکید می کنند هر نوع مولتی ویتامینی قابل اطمینان و استاندارد نیست، بنابراین حتما باید تحت نظر پزشک خود از این مکمل ها استفاده کنید و از مصرف خودسرانه ی آنها بپرهیزید.
یک شرکت خصوصی به نام کانسامرلب (ConsumerLab) که در شهر نیویورک به طور مستقل محصولاتی که بر روی سلامت و تغذیه مردم تاثیرگذارند را مورد ارزیابی و آزمایش قرار میدهد جدیدا اعلام نموده است که بیش از ۳۰ درصد محتویات و مواد تشکیل دهنده مولتی ویتامینهایی که اخیرا از سوی کارشناسان این شرکت مورد آزمایش قرار گرفتهاند، به میزان قابل توجهی کمتر یا بیشتر از حد استاندارد بوده و یا آلوده به سرب بودهاند.
Popularity: 9% [?]
چگونه موی خود را سالم نگه داریم ؟
فروردین ۷, ۱۳۸۹ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, مقالات و تحقیقات پزشکی, پوست و مو
● چگونه موی خود را سالم نگه داریم ؟
موهای سالم و طبیعی علاوه بر نشانه زیبایی و مقاوم بودن مو علامت سلامت جسم نیز هست و به عبارتی زیبایی ظاهری مو بستگی به شرایط درونی و رژیم غذایی هر فرد دارد.رعایت نکات ساده که به چشم نمی آید و یا به آن توجه نمی شود ، می تواند از بروز ۹۰درصد از بیماریهای پوست و مو که بیشترین آن «جوش صورت» ، « موخوره» و « ریزش مو» است، جلوگیری کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، منظور از ریزش مو این است که مو به شکل غیرطبیعی بریزد که این مشکل از نظر درمان به چند دسته تقسیم می شود.ریزش روزانه یکصد تا دویست تار مو به دلیل شستشو و شانه زدن ، طبیعی است و نیاز به مراجعه به پزشک ندارد.
نوع دیگر ریزش مو نوع شدید و گسترده است که مربوط به«بیماری های روانی و جسمانی» مانند «تب»، « زایمان»، «بیهوشی»، «افسردگی» و «فشارهای عصبی» است که غالبا بعد از مدتی قابل برگشت است و نیازی هم نیست که فرد برای درمان آنها به پزشک مراجعه کند.لازم به ذکر است که ریزش و بیماری های پوست و مو ناشی از بیماری های داخلی، خونی و کلیوی نیازمند درمان است.
«ریزش گسترده ومزمن مو» ناشی از ناراحتی های متابولیک مانند کمبود آهن و روی،مس و استفاده از برخی از قرص های هورمونی و جلوگیری از باروری است که فرد باید در این زمینه ابتدا به پزشک متخصص بیماری های داخلی و مربوطه و سپس به متخصص پوست و مو برای درمان تکمیلی مراجعه کند.«ریزش ژنتیکی» و «مراقبت های نادرست»، «بیماری های قارچی» و «موهای زاید»، «ریزش و از دست دادن مو براثر حادثه» مانند سوختگی،مهمترین و ضروری ترین موضوعات برای مراجعه به پزشک است که با معاینات پزشکی،فرد تحت درمان قرار می گیرد۹۰. درصد از آسیبهای مو ناشی از عوامل بیرونی و خود فرد و عمدتا بر اثر استفاده مکرر از مواد آرایشی مانند ژل، رنگ مو، کشیدن مو،استفاده مکرر از سشوار و رعایت نکردن نظافت فردی، تغذیه و حمام نادرست است.
اگر مردم نکات ریزی را در زمینه سالم نگه داشتن موهای خود رعایت کنند مطمئنا آمار مراجعه بیماران به پزشکان کاهش پیدا می کند. قطرات آب دوش حمام اولین و ابتدایی ترین عامل ریزش مو است که برای جلوگیری ازآسیب رساندن قطرات آب می توان با بستن پارچه ای نازک(مانند جوراب زنانه) به سر دوش، از زیان قطرات آب در امان ماند.
آب استحمام باید ولرم باشد، چون آب گرم به غدد چربی پوست سر ضرر می زند و فرد را دچار سردرد عصبی می کند. حمام در هر زمانی به شرط خشک کردن سریع بدن و مو خوب است، اما بهترین زمان،ساعت شش بعدازظهر است و توصیه می شود افراد سه بار در هفته حمام کنند و موها یک بار با شامپو و مقداری آب، شسته شود.مصرف شامپو نیز به نوعی دیگر به موها آسیب می رساند، به دلیل سنخیت با شرایط آب و هوایی و تاریخ مصرف، توصیه می شود از شامپوهای ایرانی استفاده شود و استفاده از شامپوهای خارجی منوط به تجویز پزشک است.
یکی دیگر از دلایل ریزش مو بخصوص بین جوانان استفاده از سشوار و ژل برای خشک کردن و حالت دادن به مو است که این مواد شیمیایی باعث ضعیف شدن ، نازک شدن و شکنندگی مو می شود. مو را باید با حوله و ماساژ خشک کرد، بهترین راه خشک کردن مو،نور آفتاب است که علاوه بر خاصیت ضدعفونی کننده باعث فعال شدن پیاز و تسریع در جریان خون به مو می شود. استفاده ازشانه های چوبی،ماساژ مو و پوست دراول صبح و هنگام خواب، بافتن مو هنگام شب، کوتاه کردن سر مو هر سه ماه یک بار، استفاده از کلاه و دستمال سر در هوای گرم و سرد نیز از دیگر مراقبتهایی است که مو نیاز دارد. موی بلند برای پسران از نظر سلامتی بسیار مضر است چون غدد نگهدارنده موهای بلند در زنان با مردان متفاوت است و نباید موهای مردان بیش از سه تا پنج سانتی متر باشد.
به بانوان توصیه می شود که به دلیل کشیدگی پوست و آسیب رسیدن به عصبهای چشم ، از بستن بالای موهایشان، خودداری کنند و برای از بین بردن خشکی و موخوره علاوه بر کوتاه کردن بخشی از موهای آسیب دیده،هر شب با مقداری روغن زیتون نوک و سرموهای خود را ماساژ دهند.به گزارش ایرنا بسیاری ازافراد تغذیه سالم را که نقش مهمی در طراوت و سلامت مو دارد، فراموش کرده اند و به همین دلیل است که با بروز بیماری ظاهری پوست مانند جوش به پزشک مراجعه می کنند.بسیاری از این افراد اگر تغذیه سالم و سرشار از ویتامین داشته باشند دچار بیماری های پوست و مو نمی شوند.
مصرف غذاهای فانتزی و چرب موجب بیماری های خونی (قند و چربی)، سو تغذیه، ضعف بنیه در زنان و کودکان شده است، مصرف این غذاها باعث افزایش بیماری های پوستی مثل پیری زودرس و جوش های سر شده است. پوست و مو برای شادابی به مواد پروتئینی مانند آب میوه، خشکبار مانند پر هلو و بخور با آب جوش و بابونه نیاز دارد.نگهداری از پوست و مو که اصلی ترین عضو بدن در دفاع از گرما وسرما و اولین عضو زیبایی به حساب می آیند با رعایت ساده ترین نکات مثل شستشوی درست، تغذیه سالم و حفاظت از پوست در گرما و سرما میسر است.
● ریزش مو مشکل بسیاری از جوانان :
شایعترین نوع طاسی با الگوی آندروژیک ( هورمونی ) می باشد. این نوع در حدود ۹۵% از ریزش مو را شامل می شود، دائمی است و با وراثت در ارتباط است. اگر نوع ریزش موی ناحیه ای است که موقتی رخ می دهد، این نوع ریزش مو در پوست سر یا بدن فرد رخ داده و علت اختصاصی آن ناشناخته است.
برخی افراد ترجیح می دهند با عدم درمان یا مخفی نکردن ریزش مو این حالت سیر خود را طی نماید. برخی افراد نیز ریزش مو را با کلاه ، نحوه آرایش یا ژل می پوشانند . شما می توانید یکی از داروها یا روش های جراحی موجود را در درمان ریزش موی خود به کار برید. قبل از انتخاب هر یک از گزینه های درمانی موجود با پزشک خود راجع به علت و بهترین روش درمانی ریزش مو مشاوره نمائید.
● علائم و نشانه ها
وجود ریزش مو با الگوی هورمونی بدین معنا است که شما ممکن است طاسی را به زودی در دوران جوانی خود تجربه نمائید. این نوع از ریزش مو در شقیقه ها و فرق سر آغاز می شود. نتیجه نهائی، طاسی کف سر یا طاسی کامل می باشد.در زنان مبتلا به ریزش موی هورمونی، ریزش مو محدود به ناحیه پیشانی،کناره ها و فرق سر می باشد. طاسی کامل به ندرت در زنان اتفاق می افتد.
در ریزش موی ناحیه ای، ریزش در حد یک لکه صاف ، گرد و کوچک اتفاق می افتد. حدود ۹۰ درصد از موی افراد در یک مرحله رشد ۶-۲ ساله ( آناژن ) قرار دارد. ۱۰ درصد باقیمانده در یک فاز استراحت ۳-۲ ماهه ( تلوژن ) قرار دارند.
اکثر افراد روزانه ریزش موی بین ۱۵۰-۵۰ رشته مو را تجربه می کنند. با ریزش یک مو مرحله رشد دوباره شروع می شود و یک موی جدید در فولیکل جایگزین موی ریخته شده می گردد.
رشد جدید به میزان تقریباً ۲/۱ اینچ در هر ماه می باشد. هنگامی که میزان ریزش مو بیشتر از میزان رشد مجدد باشد و یا موی جدید نازک تر از موی ریخته شده باشد طاسی ایجاد می گردد.
ریزش موی هورمونی دارای علل وراثتی می باشد. اگر چه در مردان شایع است ولی زنان را نیز مبتلا می نماید. وجود تاریخچه مثبت از ریزش موی هورمونی در هر یک از اعضای خانواده احتمال ریزش مو را افزایش می دهد. وراثت هم چنین سن شروع در ریزش مو، سرعت پیشرفت ، الگو و میزان ریزش مو را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.
ریزش موی ناحیه ای در طیف بیماری های خود ایمنی قرار می گیرد اما علت آن ناشناخته است. فرد مبتلا به این بیماری به طور عمومی سالم می باشد. دانشمندان معتقدند که برخی افراد به صورت ژنتیکی مستعد پیشرفت این بیماری هستند و با یک عامل تشدید کننده نظیر عفونت ویروسی روند آغاز می گردد.
بر خلاف ریزش موی هورمونی موها اکثراً دوباره رشد می نمایند ولی ممکن است چندین بار موها را از دست بدهید و درباره رشد نمایند.
● دیگر علل ریزش موی موقتی :
▪ بیماریها : دیابت ، لوپوس، بیماری تیروئید.
▪ سوء تغذیه : پروتئین و آهن ناکافی رژیم غذایی، رژیم غذایی متغییر، بیماریهای ویژه نظیر
اختلالات غذا خوردن
▪ داروها : داروهای مؤثر در درمان نقرس، التهاب مفاصل، افسردگی، مشکلات قلبی و فشار خون بالا و مصرف قرص ضدبارداری
▪ درمانهای طبی : شیمی درمانی و رادیوتراپی ( پس از پایان درمان موها مجدداً رشد
می نماید(.
▪ تب شدید، آنفولانزای شدید، جراحی : ۴-۳ ماه بعد از حوادثی نظیر بیماری یا جراحی ریشه مو رخ می دهد. این شرایط منجر به ورود سریع موها به فاز استراحت می گردد و رشد موهای جدید را کاهش می یابد. با بازگشت مو به فاز رشد، این موها افزایش
می یابند.
▪ خردسالی نوزادان اغلب طی چند ماه اول زندگی موهای خود را از دست می دهند. این موها توسط موهای پایدارتر جایگزین می شوند. هم چنین به صورت گسترده ای نوزادن موی پشت سر خود را بدنبال کشیده شدن بر تشک و صندلی ماشین از دست
می دهند.هنگامیکه کودک شروع به نشستن می کند رشد موها دوباره شروع می شود.
▪ تولد بچه
برخی خانمها ریزش موی شدیدی را چند ماه پس از زایمان تجربه می نمایند. علت این است که در طی بارداری موها وارد رشد فعال می شوند و بعد از زایمان به سرعت به وضعیت طبیعی باز می گردند.
● درمان مو
عدم کاربرد صحیح مواد شیمیایی در آرایش مو باعث صدمه به موها می گردد. مصرف زیاد ژل و حالت دهنده های مو باعث نازک شدن و افزایش ریزش مو می گردد. کشش موها در آرایش مو منجر به یک نوع ریزش مو به نام ریزش موی کششی می گردد.
▪ عفونت پوست سر
عفونت های پوست سر نظیر کچلی قارچی با آسیب به پوست و مو منجر به ریزش موها
می شود. با درمان عفونت موها دوباره رشد می کنند.
▪ درمان
طاسی موقت یا دائمی قابل درمان نیست اما درمان به رشد موها کمک کرده و از این طریق ریزش مو را مخفی می نماید. در برخی انواع ریزش مو، موها بدون هیچگونه درمانی دوباره رشد
می نماید.
۱) مامینوکسیدیل یا روگین :
این دارو بدون نسخه جهت درمان ریزش موی هورمونی و ناحیه ای توصیه می شود.مامینوکسیدیل مایعی است که روزانه دو بار بر پوست سر مالیده می شود و از این طریق باعث رشد مجدد مو و جلوگیری از ریزش بیشتر مو می گردد. مامینوکسیدیل به صورت
محلول های ۲ و ۵ درصد در دسترس می باشد. موهای ناشی از مصرف مامینوکسیدیل ممکن است نازک تر و کوتاهتر از موهای قبلی باشند ولی به اندازه ای رشد می کنند تا ریزش مو و طاسی فرد را مخفی نمایند.
در صورت توقف مصرف دارو به زودی رشد موهای تازه متوقف می شود. در صورت عدم رشد موها طی مدت ۶ ماه پس از مصرف دارو، بهتر است دارو قطع شود. عوارض جانبی دارو عبارت است از تحریک پوست سر .
۲) فناسترید :
این دارو جهت درمان طاسی با الگوی مردانه به صورت قرص و روزانه باعث کاهش ریزش مو و یا در برخی افراد رشد موهای تازه می گردد. این نتایج مثبت به دنبال چندین ماه مصرف دارو حاصل می شوند.
فناسترید باعث مهار تبدیل تستوسترون به دی هیدروتستوسترون می شود. دی هیدروتستوسترون باعث از بین رفتن فولیکول مو بوده و یک عامل مهم در ریزش موی مردان می باشد. همانند مامینو کسیدیل اثرات دارو با قطع مصرف از بین می رود.
مصرف فناسترید در زنان توصیه نمی شود زیرا دارو در سنین باروری زنان دارای عوارض خطرناکی می باشد. مصرف دارو توسط زنان باردار باعث ایجاد نقایص شدیدی در جنین مذکر می گردد.
۳) کورتیکواستروئید :
تزریق کورتیزون به پوست سر ، ریزش موی ناحیه ای را درمان می نماید. اغلب درمان ماهانه تکرار می گردد. در موارد ریزش موی شدید پزشک قرص کورتیکواستروئیدی تجویز می نماید. کارایی پماد و کرم های کورتیکواستروئیدی در درمان موی ناحیه ای کمتر از نوع تزریقی می باشد.
۴) آنترالین :
به صورت کرم و پماد در دسترس می باشد. این داروی مصنوعی روزانه بر پوست سر مالیده و سپس شسته می شود. این دارو جهت درمان داءالصدف یا پسوریازیس به کار می رود ولی پزشکان در درمان سایر مشکلات پوستی نیز از این دارو استفاده نمایند. آنترالین رشد موهای جدید را در بیماران ریزش موی ناحیه ای تحریک می نماید.
● روش های جراحی
پیوند مو و کاهش پوست سر روش های موجود جراحی در درمان ریزش موی هورمونیمی باشند. طی پیوند متخصص پوست یا جراح زیبایی، یک پلاک پوستی حاوی مو را از عقب یا دو طرف پوست جدا نموده و به نواحی طاس شده وسط سر پیوند می نماید. روش جراحی کاهش پوست سر همانطور که از نامش مشخص است عبارت است از کاهش نواحی پوستی فاقد مو در پوست سر. بعد از برداشتن پوست سر فاقد مو، این فضا توسط پوست مودار پوشیده می شود. کاربرد این دو روش جراحی به صورت همزمان از نظر ظاهری بسیار مفید می باشد.
روش های جراحی در درمان طاسی گران و دردناک می باشند. خطرهای احتمالی آن عبارتند از عفونت و باقی ماندن اثر زخم . اگر شما به استفاده از این روش ها تمایل دارید حتماً به یک درماتولوژیست،جراح زیبائی و یا جراح پلاستیک مراجعه نمائید.در صورت جستجوی روش های جایگزین و یا شکست روش های طبی می توان از کلاه گیس استفاده نمود.
● چگونه مردان از ریزش مو جلوگیری کنند ؟
ریزش مو عموماً در مردان میانسال به عنوان یک مشکل شایع مطرح می باشد. ولی این بیماری در مردان جوان قبل از سن ۲۱ سالگی هم ممکن است بروز نماید. آگاهی یک پسر جوان ۱۵ تا ۲۰ ساله از اینکه در حال از دست دادن موهای خویش است می تواند او را شوکه کند.
اولین علامتی که معمولاً ظاهر می شود نازک شدن موها در نواحی شقیقه ها و بالای ابروهاست که منجر به بلند شدن پیشانی می شود.
علامت دیگری که در این حالت خودنمایی می کند از دست دادن تعداد زیادی از موها حین شانه یا برس زدن و نیز شستشو و شامپو زدن موهاست.
اگر چنین فردی در اقوام نزدیک خود نظیر پدر، مادر، عموها و یا برادران بزرگتر دارای الگوی ریزش مو باشد شاید از اینکه این خصیصه فامیلی به او نیز ارث رسیده خیلی تعجب نکند گرچه مطمئناً ظهور زود هنگام این ویژگی ارثی در او باعث ناخشنودی خواهد بود.
ریزش مو قبل از بیست و یک سالگی می تواند برای یک پسر جوان آزار دهنده باشد حتی اگر او بداند که همانند سایر اعضای فامیل نهایتاً ممکن است موهای خود را از دست بدهد.
از دست دادن موها در این سن که از لحاظ روانشناسی برهۀ بسیار آسیب پذیری از زندگی است می تواند فرد را تبدیل به یک شخص گوشه گیر با احساس نامرتبی فردی، عدم جلب نظر کردن دیگران از لحاظ اجتماعی و عقب ماندگی در امور شغلی نماید در این زمان وی طعمه ای سهل الوصول برای سوء استفادۀ انواع « درمانهای معجزه آسا » که گران قیمت و غیر مؤثر بوده و در جراید، تلویزیون و اینترنت مورد تبلیغ قرار می گیرند می باشد.
▪ پسر جوانی که قبل از بیست و یک سالگی در حال از دست دادن موهای خویش است چه اقداماتی می تواند انجام دهد ؟
ـ اولین قدم خوبی که وی می تواند بردارد مشاوره با یک پزشک متخصص پیوند موی طبیعی است. چنین پزشکی باید اصول و راهنماییهای اخلاقی در جهت ایجاد ارتباط بین پزشک بیمار در جهت رفع نیازهای بیمار را دنبال کند توجه به ملاحظات اخلاقی بخصوص هنگامی که بیمار فردی بسیار جوان، آسیب پذیر و تحت فشارهای روحی است از اهمیت خاصی برخوردار است.
به چنین فردی نباید اقدامات بازسازی مو بویژه پیوند موی طبیعی تحمیل گردد بلکه می بایست تحت مشاوره قرار گرفته و با اطلاع رسانی صحیح وی را از انجام هرگونه اقدام شتابزده ای که نهایتاً را درمان اصلی نیز نمی باشد برحذر داشت.
اولین توصیه ای که یک پزشک متخصص پیوند موی طبیعی بایستی به چنین فردی ارائه دهد عبارتست از :
« نگران و مضطرب نباش، من مشکل شما را درک می کنم، ریزش موی مردانه حالتی ارثی و شایع است که بطور طبیعی هر انسانی را به دردسر می اندازد ولی ما به کمک یکدیگر مطمئناً می توانیم با اتخاذ تصمیماتی منطقی و هماهنگ با نیازهای شما دریافتن راهی برای کنترل این مشکل چاره اندیشی کنیم.»
هنگامیکه سن بیمار بسیار پایین است متخصص پیوند طبیعی بایستی حتماً جلسه مشاوره را با مشارکت یکی از والدین قانونی بیمار انجام دهد تا آنان در تصمیم گیری بیمار دخیل باشند.
حضور والدین و یا اولیای قانونی بیمار هم از لحاظ مسئولیتهای قانونی پزشک و نیز از نظر تصمیم گیری های آگاهانه بیمار بسیار اهمیت دارد.
حمایت نزدیک والدین در موفقیت اقدامات درمانی توصیه شده به بیمار نقش بسزایی را ایا می نماید. قدم اولیه و اساسی در ارائه هرگونه پروتکل درمانی برای بیمار مشخص نمودن علت اصلی ریزش موی وی است بطوریکه متخصص پیوند موی طبیعی نبایستی قبل از آگاهی کامل از علت ریزش مو هیچ گونه اقدام درمانی را شروع نماید.
شایعترین علت ریزش موی مردانه علل هورمونی ژنتیکی می باشد ولی با این حال پزشک متخصص بایستی سایر علل را در بیمار خود با دلایل کافی رد نماید.
اقدامات درمانی شتابزده قبل از رسیدن به تشخیص واقعی، غیر مؤثر و از لحاظ اقتصادی نیز به بیمار خسارات زیادی را وارد می نماید.
مشکل ریزش مو در زنان :
تنک شدن تدریجی موها در زنان اغلب با افزایش سن مشاهده میشود و با ریزش مو در مردان متفاوت است. ریزش مو در زنان بسیار نادر است. ترشح و تنظیم هورمونها، در ریزش موی سر در زنان نقش مهمی دارد. از هر ۸ زن، یک نفر قبل از دورهٔ یائسگی و از هر ۳ زن، یک نفر بعد از دورهٔ قاعدگی دچار ریزش مو میشوند.
در طول دورهٔ بارداری موی سر، پرپشتتر و براق میشود. اما بعد از زایمان ریشهٔ مو وارد مرحلهٔ استراحت شده و از مرحلهٔ فعال بودنِ خود، خارج میشود و حدوداً سه ماه بعد از زایمان ریزش موی سر آغاز میشود.
شیوهٔ معالجهٔ کممویی در زنان مشابه درمانهایی است که برای مردان در نظر گرفته میشود. ریزش مو در مردان بر خلاف زنان به صورت متمرکز بروز دارد یعنی از نقطهٔ خاصی شروع شده و به مرور پیشرفت میکند. اما ریزش مو در زنان بیشتر به صورت یکنواخت و پراکنده است. در بیشتر موارد، انواع تقویتکنندهها تجویز میشود، اما متاسفانه به رغم ادعای تولیدکنندهها، پروتئین و کلاژن موجود در شامپوها و اسپریهای مو، توانایی ترکیب با ساقهٔ مو را ندارند و نمیتوانند از این راه موجب افزایش استقامت مو شوند، بلکه با ایجاد کردن پوششی به روی تارهای مو آنها را موقتاً پرپشتتر نشان می دهند.
● ریزش مو چیست
اغلب مردم روزانه بین ۷۰ تا ۱۵۰ عدد تار موی خود را بهخصوص هنگام شستوشو و شانهکردن موها از دست میدهند. تنکی و ریزش تارهای مو زمانی محسوس میشود که تعداد تارهای از دست رفته تا حدی زیاد شود که رویش مجدد موها، جای خالی موهای ریخته شده را پر نکند. عوامل مختلفی در ریزش موی سر تاثیر گذارند:
بیشتر موارد طاسیهای موجود در بین مردان دارای پیشزمینه ژنتیکی است. این نوع کممویی طاسی مردانه یا طاسی موروثی نامیده میشود و شایعترین نوع کممویی در جهان است.
علاوه بر وراثت بسیاری از بیماریها و تجویزهایی که برای درمان لحاظ میشود نیز، باعث بروز کممویی در افراد میشود. تببالا، امراض ناشی از عدم تنظیم ترشحات تیروئیدی، مصرف انواع داروهایی که برای سرطانها تجویز میشوند، همچنین زایمان، کمبود پروتئین و آهن از جمله مواردی است که موجب ریزش مو میشوند.
● ریزش مو عموماً به دو صورت بروز میکند:
در نوع اول قسمتهای مشخصی از پوست سر، موی خود را از دست میدهد و سایر قسمتها رویش معمول خود را دارند. در نوع دوم ریزش موها یکنواخت و از تمام قسمتها است و بهطور کلی رویش معمول مو دچار اختلال میشود.
▪ طاسی انواع مختلفی دارد:
Alopecia Areata : در این نوع طاسی ریزش مو، در قسمتهای خاصی از سر است و حدوداً ۶ تا ۱۲ ماه بعد از اولین ریزش کامل میشود. این نوع از طاسی درمانی ندارد.
Alopecia Totalis (طاسی کامل): این نوع از طاسی عموماً دائمی است. ریزش مو از فرق سر شروع میشود علت این بیماری هنوز ناشناخته است.
Alopecia Universalis (طاسی پراکنده): در این نوع از طاسی ریزش مو مربوط به تمام نقاط بدن است و مختص به موهای سر نیست.
Androgenetic alopecia (طاسی ارثی): این نوع از طاسی در مردان و زنان دیده میشود با این تفاوت که در زنان موجب بروز طاسی کامل نمیشود. این نوع از بیماری عموماً در دورهٔ بلوغ یا در دهه سوم زندگی رخ میدهد.
● ساختمان مو
هر تار مو متشکل از ریشه و ساقهٔ مو است که درون غلافی در نزدیکی سطح پوست قرار میگیرد و درون این غلاف رشد میکند. اگر یکی از تارهای مویتان را بررسی کنید ریشه آن را بهصورت پیازیشکل و آماسکرده در انتهای ساقه مو خواهید دید.
ریشه مو حدوداً در فاصله ۲ تا ۴ میلیمتری از سطح پوست قرار دارد و مسئولیت تولید و رویش موی ساقه را بر عهده دارد. در حقیقت ساقه مو در برگیرندهٔ هیچ نوع بافت زندهایی نیست. ساقه مو در واقع طنابی بافتهشده از رشتههای باریک مواد پروتئینی است که در فرهنگ عامه آنرا مو مینامیم.
هر تار مو علاوه بر ریشه یک غدهٔ چربی و یک عضله راستکننده دارد. غدهٔچربی علاوه بر تامین غذای مو، باعث چرب نگهداشتن موها میشود و عضله راستکننده نیز شرایطی را فراهم میکند تا به هنگام بروز استرس و هیجان دمای بدن بهصورت متعادل حفظ شود این کار با سیخشدن موها بر سطح پوست توسط عضله راستکننده صورت میگیرد.
دورهٔ اصلی و اولیه رشد فعال مو سه سال به طول میانجامد. هنگامی که دورهٔ رشد به پایان میرسد، عمیقترین بخش غلاف مو رو به تحلیل میرود. بعد از این دوره، ریشهٔ مو وارد مرحلهای ۹۰ روزه میشود. این مرحله اصطلاحاً مرحله استراحت نامیده میشود. در این مرحله ریشهٔ مو رشدی ندارد و در پایان این دوره تار مو میریزد، و تار موی جدیدی جایگزین آن میشود.
به طور کلی، ترتیب قرارگرفتن موها به روی پوست سر نامنظم و بر اساس الگوی رشدشان، پراکنده است. بنابراین همواره بعضی از موها در دورهٔ رشد خود قرار دارند، و فعالاند. و برخی دیگر در دورهٔ استراحت قرار دارند، و بعد از این دوره شروع به ریزش میکنند.
تعداد تارهایی که بعد از دورهٔ استراحت در افراد مختلف میریزد، با هم متفاوت است و به تعداد موهای فرد و طول مدت دورهٔ رشد موها بستگی دارد. با افزایش سن، سرعت رشد موهای جدید کاهش مییابد و موجب بروز کممویی تدریجی در این افراد میشود.
اگر میبینید موهای شما بعد از شانهکردن بیش از حد میریزد یا احساس میکنید که تعداد تارهای مویتان کم شده است حتماً به متخصص پوست و مو مراجعه کنید، تا پزشک تشخیص دهد که آیا ریزش موی شما به دلیل بروز بیماری است و آیا این ریزش قابل درمان است یا خیر؟
● نکاتی درباره مو و ریزش آن
▪ میانگین تعداد موهای سر ۱۰۰ هزار تار است.
▪ از هر سه مرد، دو نفر دچار طاسی میشوند در حالیکه درصد بالاتری از زنان و مردان در طول زندگی خود دچار نوعی از ریزش مو هستند.
▪ حدود ۹۰ درصد از موهای سر هر فرد در مرحله رشد مداوم هستند که این مرحله ۲ تا ۶ سال طول میکشد.
▪ ۱۰ درصد باقی مانده موها در مرحله استراحت هستند که این مرحله ۲ تا ۳ ماه طول میکشد.
▪ هر روز به طور منظم ۷۰ تا ۱۵۰ عدد تار از موهای سر میریزد.
▪ قبل از بروز کممویی، حدود ۴۰ درصد از حجم موهای سر از دست میروند.
▪ کوتاه کردن مو، باعث رشد بیشتر آن نمیشود.
▪ چیدن یا کندن موها، رشد آنها را متوقف نمیسازد.
▪ رشد موها در هوای گرم نسبت به هوای سرد بهتر است.
▪ میانگین سرعت رشد مو، در طول ماه یک سانتیمتر است.
● انواع طاسی
همه ما تقریباً ۱۰۰،۰۰۰ تار مو روی سر خو و ۵ میلیون تار روی کل بدنمان داریم. هر تار مو درون فولیکول خود در پوست یا روی سر رشد میکند. هر تار مو تقریباً سه سال رشد میکند (مرحله آناژن)، پس از آن هر فولیکول به مدت سه ماه استراحت می کند (مرحله تلوژن) که در این دوره ممکن است مو ریخته یا با رویش تار موی جدیدی بیفتد. روی یک سر سالم، تقریباً %۹۰ تارهای مو در مرحله آناژن هستند و %۱۰ بقیه در مرحله تلوژن می باشند. این حالت توازن در افرادیکه دچار ریزش مو طاسی می شوند، بر هم می خورد، تاجاییکه بسیاری از فولیکول های مو به طور موقت یا دائم درست کار نمی کنند.
طاسی پیشرونده در مردان یکی از متداولترین انواع ریزش مو در مردان است، اما میتواند برای خانم ها هم اتفاق بیفتد. خط مو به شکل M عقب کشیده و کمی هم از این طاسی در فرق سر دیده می شود. این عقب کشیدن خط مو عاقبت تا تکه کچلی فرق سر رسیده و حاشیه ای نعل اسبی شکل از مو در دور پشت و کناره های سر به جا می گذارد.
متداولترین نوع طاسی در خانم ها، طاسی ناحیه ای است که ریزش مو به صورت وصله مانند صورت می گیرد. این مشکل معمولاً ابتدا در دوران کودکی یا ابتدای بزرگسالی ایجاد شده و ممکن است به خودی خود مداوا شده یا تا طاسی کامل ادامه یابد. دلیل قطعی این مشکل بر کسی هویدا نیست، اما استرس، بیماریها، رژیم های غذایی، و تغیرات هورمونی می تواند در این زمینه دخیل باشد.
طاسی کامل، مثل مورد سارا، ممکن است به خاطر تغییرات سیستم ایمنی بدن باشد که در این شرایط بدن پادتن هایی ترشح می کند که به فولیکول های مو آسیب میرساند.
● ریزش مو
در برخی خانم های میانسال، نازک شدن تارهای مو رخ می دهد که ممکن است با نام جریان تلوژن مزمن نامیده شود. در این مشکل ریزش موی ناحیه ای یا عقب کشیدن خط مو دیده نمی شود، اما بعد از شانه کردن موها یا شامپو کردن آن، ریز موی بیشتری به چشم می خورد. تعدادی از افراد تا طاسی ناحیه ای پیش می روند.
دلیل این مشکل قطعی نیست و تحقیقات و مطالعات انجام گرفته حول این مشکل جدال انگیز هستند. یک تئوری این است که این مشکل ممکن است به خاطر کمبود آهن بدن باشد—این کمبود آنقدر نیست که منجر به کم خونی شود و فقط در چرخه طبیعی ریزش و رشد مو اختلال ایجاد می کند. از اینرو خوردن غذاهای سرشار از آهن، مثل جگر و محصولات سویا و مصرف مکمل های آهن، می تواند کمک کننده باشد.
● درمان
هیچ درمان فوری برای ریزش مو و طاسی وجود ندارد و بسیاری از افراد زمان و پول خود را روی درمان هایی صرف می کنند که تاثیر چندان زیادی ندارند.
رگائین (Regaine) (که مینوکسیدیل نیز نامیده می شود) بهترین محصول شناخته شده برای درمان ریزش مو و طاسی است. این دارو مایعی است که مستقیماً روی پوست سر مالیده می شود و در مراحل اولیه بیماری نتیجه بهتری می دهد.
کسی دقیقاً نمی داند که رگائین چطور عمل می کند. این دارو که ابتدا برای درمان فشارخون مورد استفاده قرار می گرفت، در عوارض جانبی آن رشد موی زائد دیده شد و محققان نتیجه گیری کردند که می توان از آن برای درمان ریزش مو نیز استفاده کرد.
درصورت اثربخشی، این دارو باید در چهار تا شش هفته اول استفاده، ریزش مو با کاهش مواجه شود. این دارو باید حداقل تا چهار ماه قبل از هرگونه رشد دوباره مو، مورد استفاده قرار گیرد و برای حفظ رشد مو باید بطور مداوم مصرف شود. اگر درمان متوقف شود، پوست سر تا سه الی چهار ماه به حالت سابق خود برمی گردد.
داروی جدیدتری فیناسترید (پروپشیا= Propecia) نام دارد که برای آقایونی که موهایشان شروع به ریزش کرده است، استفاده می شود. این دارو نباید برای خانم ها مورد استفاده قرار گیرد چون اگر حامله شوند روی جنین آنها تاثیر منفی خواهد داشت.
تزریق استیروئید به پوست سر به نظر دردناک می آید اما برخی افراد آمادگی انجام آن را دارند. از آنجا که استیروئیدها، سیستم ایمنی بدن را سرکوب میکنند، هدف از این تزریق ها جلوگیری از آسیب رسانی پادتن ها به فولیکول های مو می باشد. تا مو بتواند دوباره رشد کند. این درمان نیز در مراحل اولیه از دست رفتن مو بهتر عمل میکند.
● استفاده از کلاه گیس
خرید و استفاده از کلاه گیس را نباید آخرین راه چاره خود فرض کنید. ۶ مورد از هر ۱۰ مورد از کلاه گیس ها توسط افرادی خریداری می شوند که موهایی کاملاً سالم روی سرشان دارند. خیلی از خانم ها از کلاه گیس بعنوان تزئین استفاده می کنند. خانم هایی که دچار طاسی و کم موئی هستند معمولاً انواع و اقسام کلاه گیس ها را برای خود خریده اند.
سارا می گوید که خرید کلاه گیس به هیچ عنوان برای او مسئله ی ناراحت کننده ای نیست و همیشه دوست دارد انواع و اقسام کلاه گیس ها را امتحان کند. همسر او میگوید که در طول زندگی مشترکشان او با زنی بلوند، مو مشکی، مو قرمز، و مو قهوه ای همبستر شده که این مسئله رابطه آنها را بسیار مفرح می کند و باعث می شود مسئله طاسی سارا برایشان قابل تحمل تر شود.
اگر قصد خرید کلاه گیس را دارید، به یک مرکز تخصصی کلاه گیس بروید که صدها مدل برایانتخاب پیش رویتان باشد. افرادیکه موهای سرشان به طور کامل نریخته و طاس کامل نیستند، با کلاه گیس های تکه ای و هر اکستنشن مشکلشان رفع می شود.
می توانید از کلاه گیس های دائمی استفاده کنید که با چسب های پزشکی به پوست سر شما چسبانده می شوند و می توانید هنگام شب آنرا از روی سرتان بردارید. این نوع کلاه گیس های دربرابر فشار آب موقه دوش گرفتن، یا شنا کردن، یا حین فعالیت های ورزشی مقاوم است؟
● پاسخ به سواات اساسی در رابطه با رزش مو :
▪ اصولا علت ریزش مو چیست؟
ـ برای فهم علت ریزش مو بایستی اطلاع دقیقی از مراحل سیکل طبیعی رشد مو داشته باشیم. موهای انسان به طور طبیعی با یک روش دوره ای رشد می کنند که سیکل رشد مو نامیده می شود (یک مرحله رشد ویک مرحله استراحت و در نهایت ریزش).
مرحله رشد یک فولیکول با فولیکول همسایه متفاوت میباشد و به این حالت رشد موزائیکی گفته می شود. مدت آناژن (فاز فعال یا رشد )، ۸-۲ سال، کاتاژن (فاز تحلیل رونده )، ۴-۲ سال،تلوژن (فاز استراحت )، ۴-۲ ماه. طول مدت هر کدام از این مراحل با توجه به سن، شرایط تغذیه ای، فاکتورهای هورمونی و عوامل فیزیولوژیک و پاتولوژیک بدن می تواندتغییر کند.
میزان طبیعی رشد مو mm۳۵/۰ در روز است و تقریبا بین ۲۵/۰ تا ۵/۰اینچ در ماه برآورد می شود. در حالت طبیعی ۹۰% موها در فاز رشد، و ۱۰% در فاز استراحت می باشند و به طور متوسط روزانه ۵۰ تا ۱۰۰ تار موی تلوژن به هنگام شستن و شانه کردن مو ریزش پیدا می کنند.
پس همچنان که یک مو می ریزد موی جدید جای آن را می گیرد. مشکل زمانی آغاز میشود که موهای ریزش یافته بیشتر و سریعتر از موهای رویش یافته جدید ضعیف شود یا سیکل رشد آنها کوتاه شود و نتواند به حداکثر رشد آناژن برسد. در این حالت بعد از مدتی از تعداد کل موها کاسته شده و یا ممکن است موها نازک تر شده وفرد متوجه کاهش حجم موهایش شود.این، علت اصلی ریزش مو می باشد.
▪ چه بیماریهایی می توانند سبب چنین تاثیری در سیکل رشد مو شوند؟
ـ عوامل مختلفی می توانند روی سیکل رشد مو اثر گذاشته و باعث ریزش موقت و یا دائمی شوند که اصطلاحا به آن آلوپسی( alopecia ) گفته میشود. علل عمده ریزش مو عبارتند از آلوپسی آندروژنتیک، تلوژن افلوویوم و آلوپسی آره آتا.
میزان شیوع موارد فوق به ترتیب ۲۰ به ۷ به ۱ برآورد شده است. از علل دیگر می توان به مواردی مانند بیماریهای تیروئید، دیابت، کمبود تغذیه ای، بیهوشی عمومی و رژیم های سخت، مصرف دارو، اشعه، شیمی درمانی، تماس با مواد شیمیایی علل هورمونی، اشکالات سیسم ایمنی، بیماری پوستی موضعی یا سراسری، اسکار(جوشگاه) و استرس های فیزیولوژیک یا روحی – روانی اشاره کرد.
همچنین مواردی مانند تریکوتیلومانیا (یک مشکل روحی-روانی که فرد موهای خود را دور انگشت پیچیده و میکند)، آلوپسی کششی(به علت آرایش مو به شکلی که موهای یک قسمت سر را تحت کشش قرار میدهد) و یک عفونت قارچی به نام Tinea Capitis از علل دیگر شناخته شده ریزش مو می باشند.
▪ لطفا درباره آلوپسی آندروژنتیک که علت شایعتری است توضیح بفرمایید.
ـ عبارت آلوپسی آندروژنتیک (Androgenetic Alopecia) یا AGA غالبا برای توصیف نوعی از ریزش موی سر به کار برده میشود که در مردان و زنان مستعد به لحاظ ژنتیکی، سبب ریزش مو با یک الگوی مشخص میشود. “Andro” در کلمة “Androgenetic” به تاثیر آندروژن ها یعنی تستوسترون و دی هیدروتستوسترون (DHT ) اشاره دارد که برای ایجاد طرح ریزش مردانه ضروری است. Genetic”" در این کلمه به این واقعیت اشاره میکند که AGA یک مشکل ژنتیک است که از طریق ژنها و از یک یا هر دو والد به ارث برسد. به این شکل ریزش مو در مردان MPHL(Male (Male Patterned Hair Loss ) و در زنان FPHL(Female Patterned Hair Loss) گفته می شود.
▪ آیا این بیماری از لحاظ علت ایجاد و مراحل پیشرفت در مردان و زنان تفاوتی دارد؟
ـ بله. آلوپسی آندروژنتیک در مردان به خوبی شناخته شده ولی در خانمها هنوز ناشناخته های زیادی وجود دارد. همچنین تاثیر عامل ژنتیک در زنان بیشتر از مردان است.
▪ طرح ریزش مو در مردان زنان چگونه است و در چه سنی آغاز میشود؟
ـ حدود ۳۵ میلیون نفر از مردان در آمریکا مبتلا به درجاتی از ریزش موی آندروژنتیک هستند. MPHL با عقب رفتن خط موی جلوی سر(فرونتال) با نازک و تنک شدن موهای جلو و فرق سر آغاز شده و بهمین شکل به عقب می رود و قسمت باقیمانده حلقة مو را در عقب و طرفین تشکیل میدهد .سرعت ریزش مو و شکل پایانی آن به ژنتیک فرد ارتباط دارد .MPHL پیشرفت آرامی داشته و ۲۰% مردان را در ۳۰ سالگی و ۴۰% مردان را در۴۰ سالگی تحت تاثیر قرار میدهد.
در مردان MPHL پیش از بلوغ دیده نشده و معمولا در سومین دهه عمر و تقریباً در همه موارد تا دهه چهارم عمر ظاهر می شود. MPHLدر مقابل، FPHL ممکن است در دهه ششم عمر با تنک شدن منتشر موها در نواحی فرونتال و طرفین سر (پاریتال) و باقیماندن خط جلوی سر ظاهر شود. معمولا در هر دو جنس موی قسمت پس سر(اکسی تپیال) ریزش پیدا نکرده و با قی می ماند. ریزش مو در هر دو جنس با تبدیل موهای ضخیم و حاوی رنگدانه (پیگمانته) موهای ترمینال به موهای کوتاه، نازک و کمرنگ شبیه موهای ویلوس صورت می گیرد.
▪ عملکرد فیزیولوژیک آندروژنها چیست؟
ـ آندروژن ها هورمونهای استروئیدی هستند که به گیرنده های داخل هسته سلول باند شده و سبب بروز تاثیرات ژنتیک می شوند. آندروژن ها واسطه های موثر بر رشد موی ترمینال در سراسر بدن هستند. فعالیت آندروژن روی افرادی که از لحاظ ژنتیک استعداد آلوپسی دارند سبب مینیاتوری شدن فولیکول های موی سر بصورت یک طرح مشخص میشود. در مقابل با بلوغ جنسی، آندورژن ها باعث بزرگ شدن موهای ویلوس و تبدیل به فولیکول های موی ترمینال در ناحیه زیر بغل و پوبیس در هر دو جنس و در صورت، سینه و اندام ها در مردان می شود.
در مردان مبتلا به MPHL مینیاتوری شدن فولیکولها علت حساسیت ارثی فولیکولهای موی سر نسبت به سطح آندروژن خون ایجاد می شود. بالا رفتن آندروژن سبب رشد موهای زائد در زنان میشود که به آن هیرسوتیسم گفته می شود. این اثر دوگانه آندروژن ها روی موهای سر و بدن هنوز به خوبی شناخته نشده است.
▪ آندروژنها چه تغییری در چرخه رشد مو ایجاد کرده و با چه مکانیسمی عمل میکنند؟
ـ در این بیماری به علت کاهش طول مدت آناژن، چرخه رویش مو تسریع شده و تعداد موهای موجود در فاز تلوژن افزایش می یابد. این امر منجر به کاهش مشخصی در نسبت موهای آناژن به تلوژن می شود. این نسبت در حالت طبیعی ۶ تا ۸ به ۱ است که به ۱ تا ۳ به ۱ می رسد. همراه تغییرات ایجاد شده در سیکل رشد مو، موها پروسه ای تحت عنوان مینیاتوری شدن فولیکولار(follicular miniaturization) را با کمی تفاوت در مرد و زن می گذرانند که طی آن موهای بزرگ ترمینال به موهای نازک شبیه ویلوس تبدیل می شوند.
در افرادیکه از لحاظ ژنتیک مستعد ریزش مو هستند آندروژن به گیرنده های داخل هسته سلول متصل شده و با هسته سلول وارد فعل و انفعال میشود. به این ترتیب تولید پروتئین تغییر یافته و سبب ظریف شدن فولیکولهای مو شده و در نتیجه چرخه رشد مو را به لحاظ زمانی تغییر میدهد.
به مرور زمان فولیکولهای موی مینیا توریزه شده موهایی کوتاهتر، نازکتر و کمرنگ تر ایجاد کرده و گاه تولید مو به کلی قطع میشود. موهای مینیاتوری همچنین زمان طولانی تری را در فاز تلوژن (استراحت) به سر میبرند. این موها رنگدانه کمتری دارند و قطر آنها کاهش یافته و از حداقل معادل ۰۸/۰ میلی متر به زیر ۰۶/۰ میلی متر می رسد.
میزان مینیاتوری شدن فولیکول ها در زنان در سنین پس از یائسگی به شدت و وسعت مردان نیست. به علاوه این اتفاق در زنان به شکل موزائیکی می افتد و در ناحیه تحت تاثیر پروسه ریزش مو قطر موهای مجاور هم یکسان نیست در حالیکه در مردان طرح یکنواخت تری را نشان می دهد.
▪ در مورد آلوپسی آندروژنتیک در زنان هم توضیحی بفرمایید.
ـ حدود ۲۰ تا ۴۰ میلیون خانم در US مشکل نازک شدن موها را دارند. خانمها معمولا مشکل ریزش مو یا آلوپسی را به شکل متفاوت تری تجربه می کنند. مطالعات اخیر نشان می دهند که احتمالا از ریزش مو در خانمها مشکل ارث بیش از آقایان مطرح است.
بر خلاف پاتوفیزولوژی شناخته شده برای MPHL در مردان، تاثیر آندروژن بر FPHL در زنان کمتر روشن شده است. در پوست سر زنان مبتلا به آلوپسی، ممکن است ریزش مو در زنان با علائم دیگری از افزایش آندروژن مثل هیرسوتیسم و آکنه، بی نظمی در پریود و نازایی همراه باشد. بر خلاف MPHL در مردان، طاسی کامل در زنان بندرت در سنین پیش از یائسگی دیده می شود. هر چند زنان در سنین پس از یائسگی ممکن است طرح طاسی سرشان بیشتر شبیه MPHL باشد. ریزش مو در خانمها می تواند در هر سنی پس از نوجوانی آغاز شود ولی معمولا پس از زایمان یک بچه، در طول منوپوز یا پس از هیسترکتومی توتال خود را نشان می دهد. در اغلب موارد ریزش مو در خانمها سبب طاسی کامل نمی شود و مشخصه آن این است که خط جلوی پیشانی باقیمانده و از بین نمیرود.
▪ در حال حاضر چه روشهای درمانی برای این بیماری وجود دارد؟
ـ اولین خط درمان در هر دو جنس در آلوپسی آندروژنتیک ماینوکسیدیل است که در مردان در صورت استفاده همراه با ترتینوئین تاثیر درمانی بهتری دارد. داروی موثر دیگر در مردان فیناستراید است. در مورد خانمها از درمانهای کمکی مانند استروژن(قرصهای جلوگیری از حاملگی)، یا اسپیرونولاکتون استفاده می شود. داروهای دیگری مثل سیپروترون استات، پروژسترون و فیناستراید در خانمها و سایمتیدین و داروهای گیاهی در هر دو جنس هنوز توسط FDA تایید نشده ولی مورد استفاده قرار می گیرد. روش درمانی دیگر جراحی یا پیوند مو است که انواع مختلفی دارد که پرداختن به آن در اینجا سبب اطاله کلام میشود
Popularity: 21% [?]
آب مروارید یا کاتاراکت (Cataract) چیست ؟
اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, بيماريهاي غير واگير شايع, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
آب مروارید چیست ؟
آب مروارید (Cataract) عبارت است از کدر شدن عدسی چشم . یعنی به از بین رفتن شفافیت و کدر شدن عدسی چشم انسان، آب مروارید و در اصطلاح علمی آن کاتاراکت گفته می شود. که با عث کاهش بینائی می گردد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، عدسی چشم یک ساختار شفاف و انعطافپذیر در نزدیکی جلوی کره چشم است. عدسی کمک میکند تا اشیایی که چشم به آنها نگاه میکند تار به نظر نرسند و نیز در شکست و تمرکز نور روی شبکیه نقش دارد. عدسی رگ خونی ندارد و توسط زجاجیه که در اطراف آن قرار دارد تغذیه میشود.
اگر تصلب شرایین موجب عدم تغذیه مناسب زجاجیه شود، عدسی چشم نیز منبع تغذیه خود را از دست خواهد داد (این مشکل اغلب در سنین پیری رخ میدهد). سپس شفافیت و انعطاف پذیری عدسی کم میشود و آب مروارید اتفاق میافتد.
آب مروارید ممکن است در یک یا هر دو چشم تشکیل شود. البته در این حالت، سرعت رشد آب مروارید در دو چشم ممکن است متفاوت باشد. آب مروارید سرطان نیست.
با افزایش سن احتمال این بیماری هم بالا می رود. آب مروارید می تواند مادر زادی یا اکتسابی باشد.
آب مروارید مادر زادی می تواند ناشی از عفونت های حین حاملگی مثل سرخجه، برخی بیماریهای مادر مثل دیابت یا مصرف دارو در دوران بارداری باشد.
علل کاتاراکت :
روند طبیعی پیری
آسیب به چشم
در بیماریهای که قند خون بالاست، مثل دیابت شیرین
التهاب، مثل اووئیت (التهاب آن قسمتهایی از چشم که عنبیه را میسازد)
داروها، به خصوص کورتیزون و مشتقات آن
قرار گرفتن در معرض اشعه ایکس، امواج میکرو ویو و اشعه مادون قرمز
علل ارثی، و نیز اثرات سرخجه روی چشم جنینی که مادرش در اوایل حاملگی مبتلا به این بیماری میشود.
گالاکتوزمی (بیماری ارثی در شیرخواران که باعث ناتوانی در هضم شیر میشود). عوامل افزایش دهنده خطر سن بالای ۶۰ سال وجود هر کدام از علل فهرست شده
علل اکتسابی آب مروارید شامل ضربه به چشم، صدمات چشمی با مواد شیمیائی، قرار گرفتن طولانی مدت با اشعه مادون قرمز و ماوراء بنفش، مصرف دراز مدت برخی از داروها مثل کورتونها، برخی بیماریهای سیستمیک مثل دیابت و برخی از بیماریهای خود چشم مثل آب سیاه یا گلوکوم می باشد.
شایعترین علت اکتسابی آب مروارید مربوط به افزایش سن می باشد.
علائم آب مروارید:
شایعترین علامت کاهش بینائی است که بدون درد و التهاب چشم است. از علائم دیگر دیدن هاله های رنگی در اطراف اجسام نورانی است یا ممکن است لبه های صاف اشیاء بصورت مواج یا منحنی دیده شود. دوبینی یک چشمی، تغییر در درک رنگها، دیدن نقاط ثابت تاریک می تواند از علائم این بیماری باشد.
در اطفال ممکن است تغییرات رفتاری، عدم توانایی مشاهده تخته سیاه، ناتوانی در مطالعه دیده شود. در نوزادان ممکن است مردمک چشمشان سفید یا خاکستری شده یا لوچی آشکار داشته باشند.
تاری دید که ممکن است در نور روشن بدتر باشد. تاری دید ممکن است اول بار وقتی توجه فرد را جلب کند که به هنگام شب در حال رانندگی باشد و به نظر وی برسد که نورها پخش میشوند یا هالهای دور آنها وجود دارد.
دو تا دیدن اشیا (گاهی)
کدر شدن و رنگ سفید شیری در آمدن مردمکها (تنها در مراحل پیشرفته)
عوامل افزایش دهنده خطر :
سن بالای ۶۰ سال
وجود هر کدام از علل فهرست شده در بالا
تشخیص آب مروارید:
توسط چشم پزشک و پس از گرفتن شرح حال دقیق و معاینه ساختمانهای چشم توسط دستگاههای مخصوص معلوم می شود. چون ممکن است بیمار در مراحل اولیه هیچ علامت و شکایتی نداشته باشد.
پیشگیری
خانمهایی که در سنین باروری هستند، در صورتی که سرخجه نگرفتهاند یا واکسن آن را نزدهاند، باید علیه آن واکسینه شوند.
مصرف داروهای کورتیزونی یا هرگونه داروی دیگری که بر عدسی تأثیر میگذارد باید به دقت تحتنظر قرار داشته باشد.
بیماریهای چشمیای که ممکن است باعث آب مروارید شوند، مثل ایریت (التهاب خود عنبیه) و اووئیت، باید سریعاً درمان شوند.
به طور منظم از عینک آفتابی مناسب استفاده کنید.
رژیمی دارای مقادیر مناسب از ویتامین ـ آ و بتا کاروتن داشته باشید.
عواقب مورد انتظار
معمولاً با جراحی خوب میشود. بعضی آب مرواریدها هرگز آن قدر در بینایی اختلال ایجاد نمیکنند که نیازمند جراحی باشد. در سیر تشکیل آبمروارید، تعویض مرتب عینک ممکن است به بینایی کمک کند.
عوارض احتمالی
از دست دادن بینایی
عوارض پس از عمل جراحی، از جمله پارگی چشم، چسبندگیها، عفونت، و جدا شدن شبکیه از محل خود
درمان آب مروارید:
درمان داروئی موثری برای این بیماری وجود ندارد. تنها درمان قطعی جراحی است. البته زمان جراحی مبتنی بر قضاوت چشم پزشک پس از معاینه دقیق می باشد. مثلاً در آب مروارید های مادر زادی در اطفال جراحی فوری برای جلوگیری از تنبلی چشم ضروری است. در آب مروارید که ناشی از افزایش سن می باشد ملاک جراحی میزان دید مورد نیاز فرد است. در واقع زمانی جراحی انجام می شود که کاهش بینائی فرد با زندگی روزمره وی با توجه به شغلش مداخله نماید. در برخی موارد مثلاً در بیماران دیابتی یا بیماران دیگری که مجبور به معاینه مکرر ته چشم هستیم حتی زودتر از معمول مجبور به جراحی هستیم. بندرت عدم جراحی می تواند منجر به تورم عدسی و ایجاد آب سیاه و افزایش فشار داخل چشم گردد که در این موارد باید بصورت اورژانس آب مروارید جراحی شود.
طی جراحی عدسی کدورت یافته خارج می شود و در صورت امکان یک لنز داخل چشمی با قدرت برابر عدسی چشم فرد در همان محل کاشته می شود. یا گاهی بعلت مشکلات چشم بیمار یا طی جراحی عدسی در محل دیگری
جلوی عنبیه جاگذاری می شود.
تکنیکهای خروج عدسی کدورت یافته با دو روش عمده قابل انجام می باشد:
الف) برش بزرگ ۱۲-۱۰ میلیمتر و خارج کردن محتویات عدسی کدورت یافته و جاگذاری لنز داخل چشمی و سرانجام استفاده از بخیه های بسیار ظریف که در طی سه ماه بعد بخیه ها برداشته می شود.
ب) برش کوچک ۵/۴-۳ میلیمتری و خارج کردن محتویات عدسی توسط دستگاه فیکو (فیکوی سرد یا فیکولیزر) که نتایج جراحی تقریباً مشابه می باشد و جاگذاری لنز تا شوند ه از داخل برش کوچک که معمولاً از بخیه استفاده نمی شود.
تفاوت عمده دو روش در بهبود سریع بینائی و آستیگماتیسم بسیار کمتر و امکان جراحی با بیحسی با قطره در روش با برش کوچک است که باصطلاح به آن روش فیکو می گوئیم.
اقدامات قبل از عمل جراحی:
پس از برنامه ریزی اولیه برای عمل جراحی باید قدرت لنز درون چشمی محاسبه شود که این روش سرپائی با رایانه و دستگاه اولنزاسوند انجام شده و چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد. آزمایشات خون، رادیوگرافی قفسه سینه و نوار قلب باید انجام شود و مشورت با متخصص بیهوشی و قلب و عروق متناسب با سن و سلامت بیمار قبل از عمل انجام شود. همچنین آگاه نمودن پزشک معالج از وجود هر گونه عفونت در بدن بخصوص در سر و صورت و سابقه هر نوع بیماری قلبی، تنفسی، کلیوی و … لازم است. شب قبل از جراحی بهتر است حمام کنید و خواب و استراحت کافی داشته باشید. اگر جراحی با روش بیهوشی عمومی قرار است انجام شود حداقل ۸ -۶ ساعت ناشتا باشید اما اگر عمل با بیحسی موضعی قرار است انجام شود نیازی به ناشتا بودن نیست. در صورتی که پزشک برای شما قطره یا دارو تجویز کرده آنها را مرتب مصرف کنید.
اقدامات لازم پس از عمل جراحی:
۱٫ پس از انتقال بیمار به بخش و به هوش آمدن کامل می تواند از مایعات و سپس غذاهای نرم استفاده کند و می تواند راه برود و بنشیند.
۲٫ برخی پزشکان پس از به هوش آمدن کامل بیمار آنها را ترخیص می کنند ولی بیماران باید روز بعد از عمل مراجعه نمایند.
۳٫ صبح روز بعد از عمل باند چشم برداشته می شود و فقط ممکن است با یک محافظ بر روی چشم بیمار به منزل فرستاده شود. محافظ مناسب بر روی چشم تا زمان توصیه پزشک باید بکار رود.
۴٫ در صورتی که بیماری خاصی مانند دیابت ندارید می توانید از رژیم غذائی کامل استفاده کنید.
۵٫ در وقت تعیین شده بعدی به پزشک مربوطه مراجعه کنید.
۶٫ تا یک ماه پس از عمل از انجام کارهای سخت و بلند کردن اشیای سنگین و زور زدن و رفتن به سجده و رکوع خودداری کنید مگر اینکه پزشکتان توصیه دیگری به شما کرده باشد.
۷٫ چشم خود را با انگشت یا دستمال و حوله مالش ندهید.
۸٫ استحمام چند روز پس از عمل متناسب با توصیه پزشکتان بلامانع است.
۹٫ داروهای تجویز شده توسط پزشکتان را به طور مرتب و تا تاریخ تعیین شده مصرف کنید.
۱۰٫ معمولاً خواندن و نوشتن و سایر کارهایی که نیاز به نشستن در پشت میز دارند پس از چند روز بلامانع است.
۱۱٫ فعالیتهای بیرون از منزل را می توانید چند روز پس از عمل ازسر بگیرید.
۱۲٫ در صورت درد شدید، کاهش دید، قرمز شدن چشم، یا تورم پلکها بلافاصله به پزشک مراجعه کنید.
۱۳٫ اگر لنز داخل چشمی برای بیمار گذاشته شود پس از یک ماه می توان عینک ظریفی به جای عینکهای سنگین و تیره برای انجام کارهای نزدیک و دور به بیمار تجویز کرد.
۱۴٫ در بیماران دیابتی معاینات مکرر ته چشم بعد از عمل لازم است تا در صورت نیاز لیرز درمانی شود.
عوارض پس از عمل:
عمل آب مروارید عمدتاً موفقیت آمیز است و مشکل خاصی برای بیماران ایجاد نمی کند.
درد خفیف و احساس تحریک و حساسیت به نور و تاری دید از عوارض معمول پس از عمل هستند. از عوارض احتمالی دیگر میتوان به عفونت داخل چشم، اِدم قرنیه، خونریزی، افزایش فشار داخل چشم، جابجایی لنز کاشته شده و اِدم ته چشم اشاره کرد.
ممکن است برای داشتن دید کامل پس از عمل استفاده از عینک سبک لازم باشد. معمولترین مشکل پس از عمل کدورت بر روی کپسول باقیمانده است که با استفاده از لیزر این کدورت برداشته می شود. این عمل سرپایی است و نیاز به بستری ندارد.
نکات ضروری درمصرف قطره ها و پماد های چشمی:
- قبل از استفاده حتماً دستهایتان را بشویید.
- به تاریخ انقضاء قطره ها حتماً دقت داشته باشید. در صورتیکه قطره مستعملی از قبل عمل دارید، پس از عمل از آن استفاده نکنید. ازتماس نوک قطره چکان یا پماد با چشم، انگشتان، و هر سطح دیگری جلوگیری کنید.
- اگر رنگ قطره تغییر کرده یا رسوب کرده است از آن استفاده نکنید. از زمان باز شدن درب یک قطره استریل حداکثر تا یک ماه می توانید از آن استفاده کنید.
- اگر بیش از یک نوع قطره یا چند قطره از یک قطره معین استفاده می کنید، فاصله بین چکاندن دو قطره حداقل پنج دقیقه باشد و فاصله مصرف داروی چشمی بعدی با پماد حداقل ده دقیقه باشد.
روش مصرف :
از بیمار بخواهید سرش را به طرف عقب خم کند و به بالا نگاه کند تا ملتحمه پلک تحتانی آشکار شود . قطره چکان را مستقیماً بالای چشم بیمار قرار دهید و درحالیکه بیمار به بالا نگاه می کند قطره را داخل چشمش بریزید یا ۵/۰ تا ۱ سانتیمتر از پماد را داخل ملتحمه پلک تحتانی قرار دهید.سپس از بیمار بخواهید ۱ تا ۲ دقیقه چشمهایش را ببندد و با انگشتانش گوشه داخلی چشمها را کمی فشار دهد . پمادهای چشمی را بهتر است قبل از خواب مصرف کنید چون در ساعت بیداری باعث تاری دید می شود.
چند توصیه پزشکی
بهتر است بیماران برای بهبود وضع بینایی خود، هنگام مطالعه از عینک استفاده کنند، در روزهای آفتابی، عینک آفتابی را فراموش نکنند و تا جایی که ممکن است رانندگی در شب را محدود کنند، چراکه این اقدام میتواند در مدت زمان مشخص، تا فرارسیدن زمان عمل جراحی، تا حد زیادی به بیمار کمک کنند.
آب مروارید در نوزادان
غیر از افراد سالمند، نوزادانی نیز ممکن است دچار آب مروارید شوند.
در نوزادانی که با آب مروارید به دنیا میآیند، باید به خاطر رشد کامل دید هر چه زودتر عدسی کدر شده را از چشم آنها خارج کرد و چون چشم نوزادان و شیرخواران قابل رشد است، در کشورهای پیشرفته از لنز برای رشد دید استفاده میکنند.
باید توجه داشت که کار عدسی چشم مثل دوربین عکاسی است که نور را روی فیلم دوربین تنظیم میکند.در نزد بعضیها با بالا رفتن سن، عدسی چشم تیره و کدر شده و شفافیت خود را از دست میدهد، در نتیجه این تغییرات نور به اندازه کافی به چشم نمیرسد و عدسی کدر و کدرتر شده و رنگ آن شبیه رنگ مروارید میشود که به همین دلیل در ایران آنرا (آب مروارید) مینامند.
ضمنا آب مروارید از یک چشم به چشم دیگر سرایت نمیکند مگر اینکه بیماری در هر دو چشم باشد.این بیماری سالها طول میکشد و هیچ نوع مسئله بدخیمی در آن وجود ندارد. آب مروارید در سنین بالا ممکن است به علت کهولت و یا صدمه خوردن مستقیم به چشم بوجود میآید. همچنین وجود دیابت یا مرض قند و یا استفاده زیاد از داروهای کورتندار (استروئید) سبب بروز آن میشود، ولی در کودکان و نوزادان علت آن ارثی و یا عفونی است.
در دوران حاملگی مادر به دلیل وجود التهاب و عفونت ممکن است آب مروارید در جنین بروز کند. در هر صورت باید توجه داشت آب مروارید هنوز هم یکی از علل کوری در کشورهای عقب مانده و در حال توسعه جهان است و در کشورهای پیشرفته میلیونها نفر همه ساله تحت عمل جراحی قرار میگیرند و تکنیکهای مدرنی برای درمان آن در دسترس جراحان چشم است و عمل آب مروارید یکی از موفقیتآمیزترین جراحیهاست.
به همین دلیل تار شدن تدریجی چشمها، دوتا دیدن یا سایهدار دیدن اجسام، احساس غبار جلو چشم، احتیاج مبرم به نور شدید به هنگام مطالعه، عدم تشخیص حروف ریز و درشت و تغییر رنگ مردمک چشم، ممکن است مقدمه بروز (آب مروارید) باشد و باید هر چه زودتر چشمها را که یکی از حساسترین اعضاء بدن ما هستند، توسط چشم پزشک مورد معاینه قرار داد.
Popularity: 4% [?]
مصرف داروهای ضد افسردگی SSRI خطر ابتلا به بیماری کاتاراکت ( آب مروارید ) را افزایش می دهد
اسفند ۲۷, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار
خطر بروز آب مروارید (کاتاراکت) (Cataract) براثر داروهای ضد افسردگی
محققان در یک بررسی آماری دریافتهاند که مصرف داروهای ضد افسردگی با افزایش خطر ابتلا به آب مروارید ارتباط دارد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان دانشگاه بیریتیش کلمبیا در کانادا و دانشگاه مک گیل در مطالعات خود بهوجود رابطه آماری بین استفاده از داروهای ضد افسردگی SSRI و درصد ابتلا به بیماری آب مروارید پی بردهاند.
محققان اطلاعات مربوط به بیش از ۲۰۰ هزار فرد ۶۵سال به بالا را مورد ارزیابی قرار داده و دریافتند، بیمارانی که داروهای SSRI مصرف کرده بودند، ۱۵ درصد بیشتر از افرادی که این داروها را مصرف نکرده بودند به آب مروارید مبتلا شده بودند.
با این حال محققان تاکید کردند؛ لزوما هر بیماری که از این داروها مصرف میکند در معرض ابتلا به آب مروارید نیست اما به نظر میرسد نوع داروی مصرفی در افزایش خطر بروز آب مروارید تاثیرگذار است.
به از بین رفتن شفافیت و کدر شدن عدسی چشم انسان، آب مروارید و در اصطلاح علمی آن کاتاراکت گفته می شود. که با عث کاهش بینائی می گردد.با افزایش سن احتمال این بیماری هم بالا می رود.
آب مروارید می تواند مادر زادی یا اکتسابی باشد. آب مروارید مادر زادی می تواند ناشی از عفونت های حین حاملگی مثل سرخجه، برخی بیماریهای مادر مثل دیابت یا مصرف دارو در دوران بارداری باشد.
علل اکتسابی آب مروارید شامل ضربه به چشم، صدمات چشمی با مواد شیمیائی، قرار گرفتن طولانی مدت با اشعه مادون قرمز و ماوراء بنفش، مصرف دراز مدت برخی از داروها مثل کورتونها، برخی بیماریهای سیستمیک مثل دیابت و برخی از بیماریهای خود چشم مثل آب سیاه یا گلوکوم می باشد.
شایعترین علت اکتسابی آب مروارید مربوط به افزایش سن می باشد.
Popularity: 1% [?]
روش اورژانس پیشگیری از بارداری Emergency Contraception
اسفند ۲۶, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, تنظيم خانواده, مشروح اخبار
روش اورژانس پیشگیری از بارداری و فراورده های داروئی موجود Emergency Contraception
روش اورژانس پیشگیری از بارداری ( EC ) روشی است که پس از تماس جنسی بدون استفاده از روشهای مطمئن پیشگیری از بارداری و یا هر موردی که احتمال بارداری ناخواسته پس از تماس جنسی را داشته باشد، می تواند تا سه روز ( ۷۲ ساعت ) از بارداری پیشگیری کنند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این روش توسط کارکنان بهداشتی آموزش دیده ارائه می گردد. بدلیل درصد بالاتر شکست این روش و مداوم نبودن مصرف آن در مقایسه با سایر روش های مطمئن، فقط باید در موارد مشخص از آن استفاده کرد. این روش را نباید به عنوان یک روش دائمی پیشگیری از بارداری استفاده نمود.
مکانیسم عمل:
پیشگیری از تخمک گذاری
تأخیر در تخمک گذاری
اختلال در اندومتر (مخاط داخلی رحم)
اختلال در نفوذ اسپرم به تخمک
اختلال در حرکت لوله های رحمی
اختلال در لقاح
اثر بخشی:
اثر بخشی روش اورژانس با قرصهای ترکیبی حدود ۹۷% و میزان حاملگی حدود ۳ % و اثر بخشی با قرصهای لوو نورجسترل (levonorgestrol)حدود ۹۹% و میزان حاملگی با استفاد ه از این قرصها حدود ۱% گزارش شده است. همچنین اثر بخشی روش EC با فاصله زمانی تماس جنسی تا آغاز استفاده از روش ارتباط قابل توجهی دارد هر چقدر این فاصله کوتاهتر باشد، اثربخشی آن بیشتر است.
عارضه ها و چگونگی برخورد با آنها:
تهوع و استفراغ حین مصرف: میزان تهوع و استفراغ با استفاده از قرصــهای ترکیبی به ترتیب ۵۰% و ۲۰ % بوده که با استفاده از قرص های لوونورجسترل حدود ۲۰% و ۶ % کــاهش می یابد . بهتر است قبل و ۶ – ۴ ساعت پس از مصرف هر دوز EC از یک داروی ضد تهوع مانند دیمن هیدرینات (Dimen Hydrinate) یا دیفن هیدرامین (Diphen Hydramine) استفاده شود.
قرص دیمن هیدرینات ۵۰ – ۲۵ میلی گرم ۴ – ۳ بار در روز یاقرص ( شربت ) دیفن هیدرامین ۵۰ – ۲۵ میلی گرم ( ۴ – ۲ قاشق غذا خوری کوچک ) که مصرف دوز اول آن نیم ساعت قبل از خوردن قرص EC و دوز های بعدی (در صورت نیاز )با فاصله های ۶ ساعته پس از آن است، درکاهش شدت تهوع و استفراغ مؤثر است.
اختلال قاعدگی: ممکن است که قاعدگی بعدی چند روز زودتر یا دیرتر آغاز شود، طول مدت آن تغییر یافته و تغییر در طول مدّت و مقدار خونریزی ایجاد می شود (فرد باید در مورد بی خطر بودن این مسئله آگاهی داشته باشد)
سردرد و سرگیجه
موارد منع مصرف:
تقریباً همه افراد می توانند از این روش استفاده کنند. موارد منع مصرف استفاده از این روش برای انواع قرصهای در دسترس به شرح زیر است:
قرص لوونورجسترل
پورفیری حاد فعْال A
بیماری فعْال و شدید کبد در حال حاضر
بارداری (بدلیل بی اثر بودن و نه خطر برای جنین)
خونریزی های غیر طبیعی و تشخیص داده نشده تناسلی
قرص های ترکیبی
بارداری (بدلیل بی اثر بودن و نه خطر برای جنین)
موارد منع مصرف استروژن، میگرن، ترومیور B وریدهای عمقی
چه افرادی می توانند از این روش استفاده کنند:
کاربرد روش اورژانس پیشگیری از بارداری در صورت وجود تماس جنسی محافظت نشده، به موارد خاص زیر محدود می گردد.
استفاده نکردن از کنتراسپتیوها
تجاوز
وجود شرایط نشان دهنده استفاده نادرست یا شکت کنتراسپتیو مانند:
پارگی کاندوم
خارج شدن کاندوم
فراموشی خوردن قرص ترکیبی برای سه نوبت
فراموشی خوردن قرص شیردهی به مدّت بیش از سه ساعت
تأخیر بیش از ۲ هفته در تزریق آمپول DMP
استفاده نادرست از روش طبیعی
خروج IUD در زمانی بجز دوران قاعدگی
زمان شروع و چگونگی استفاده از EC:
مصرف اوّلین دوز این روش باید حداکثر در فاصله زمانی ۷۲ ساعت از تماس جنسی مشکوک با یکی از روشهای زیر صورت گیرد تا از حاملگی ناخواسته جلوگیری شود:
قرص لوونورجسترول ۱ عدد در اولین فرصت و یک عدد ۱۲ ساعت بعد،
قرص HD ، ۲ عدد در اولین فرصت و دو عدد ۱۲ ساعت بعد،
قرص LD ، ۴ عدد در اولین فرصت و ۴ عدد دیگر ۱۲ ساعت بعد،
قرص تری فازیک ، ۴ عدد قرص سفید در اولین فرصت و چهار عدد قرص سفید دیگر ۱۲ ساعت بعد ( قرصهای مرحله سوم )
تذکر های حین مصرف:
بهتر است که قرص ها با شکم خالی خورده نشود.
در صورت استفراغ تا دو ساعت پس از استفاده از روش، خوردن مجدد قرصها ضروری است.
حداکثر دفعات مجاز استفاده از این روش در هر سیکل قاعدگی یک بار است.
اثر بخشی این روش با استفاده از فنی توئین و ریفامپین ( داروهای ضد صرع ) کاهش می یابد. که در صورت استفاده همزمان از این داروها باید مصرف قرص لوونورجسترل به میزان ۱۰۰% افزایش یابد.( در هر دوز دوعدد ).
افزایش تعداد تماس های جنسی بدون محافظت، اثر بخشی روش را کاهش و احتمال حاملگی را افزایش می دهد بنابراین استفاده از این روش در هر دوره قاعدگی فقط برای یک نوبت مجاز خواهد بود.
اگر پس از استفاده از روش EC تأخیر قاعدگی بیش از ۷ روز شود، باید احتمال حاملگی برای فرد بررسی و برای انجام تست بارداری ( ترجیحاً B-HCG ) ضرورت دارد.
Popularity: 18% [?]
آشنایی با خال ها ی پوستی و راه های رهایی از آنها
اسفند ۲۲, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار, پوست و مو
خال ضایعه پوستی است که از تجمع خوشخیم سلولهای ملانین ساز ( ملانوسیت ) در یک ناحیه به وجود میآید و بسته به ملانین موجود در سلولها از بیرنگ تا کاملا تیره تقسیم میشود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، خال ها ضایعات پوستی مسطح یا برجسته پوست هستند که ناشی از به هم خوردن ترکیب طبیعی بافت های پوست ناشی از افزایش یا عملکرد غیر طبیعی سلولهای رنگدانه ساز پوست هستند. در حقیقت خال یک تنوپلاسم خوش خیم سلولهای رنگدانه ساز است.
خال های مادر زادی در موقع تولید ممکن است بسیار کمرنگ باشند و به همین دلیل ممکن است مورد توجه واقع نشوند.خالها ضایعه ها خوش خیم هستند ونیاز به اقدام درمانی ندارند. انواع خال ها به طور کلی خال ها به دو گروه بزرگ تقسیم می شوند:
الف) خال های اکتسابی:
اکثریت خال ها اکتسابی هستند و به طور طبیعی حدود ۸۰ درصد مردم دارای یک یا چند خال ملانوسیتی هستند می باشند. این خال ها بیشتر در دوران کودکی و بلوغ ایجاد می شوند و پس از سن ۳۵ سالگی پیدایش خال جدید کمتر دیده می شود.
یک فرد سفید پوست به طور طبیعی در سنین متوسط عمر دارای حدود ۲۰ تا ۴۰ عدد خال است که کاملا طبیعی است. خال ها معمولا ابتدا ضایعات قهوه ای رنگ مسطح و صاف شبیه کک مک است (خال جانکشنال) و با گذشت زمان بزرگتر، کم رنگ تر و برجسته می شود (خال مرکب یا خال داخل درمی). همچنین ممکن است در سطح بعضی خال ها موهایی رشد کند.
البته بعضی خال ها ممکن است به همان شکل اولیه باقی بماند و تغییری نکند. بعضی خال ها در سنین جوانی، هنگام حاملگی، در دوران بلوغ یا در اثر تزریق ACTH تیره تر و بزرگتر می شود و برخی اوقات خال های جدید ممکن است بروز کند.
ب) خال های مادر زادی:
حدود یک درصد نوزادان، در موقع تولد دچار این نوع خال هستند. این نوع خال ها می تواند در اندازه های کوچک، متوسط و بزرگ باشد. خال های بزرگ، قطری بالاتر از ۲۰ سانتیمتر دارند و ممکن است گاهی به اندزه ای بزرگ باشند که قسمتی یا تمامی تنه یا اندام را دربر گیرند.
این نوع خالها در قسمت تحتانی پشت و در ناحیه ران ها دیده می شوند و ۴ تا ۶ درصد خطر ایجاد سرطان بدخیم پوست یعنی ملانوم در آنها وجود دارد.
خال های مادر زادی در موقع تولد ممکن است بسیار کمرنگ باشند و به همین دلیل ممکن است مورد توجه واقع نشوند. خال های ملانوسیتی مادر زادی کوچک و متوسط معمولا سرعت رشد کمتری تسبت به سرعت رشد شیر خواران دارند و بنابراین با گذشت زمان کوچک می شوند.
در موقع بلوغ این خالها تیره تر شده و موهای خشن روی آنها رشد می کند. خال های دیگری نیز در بدن وجود دارد که برخی از انواع آنها شامل موارد زیر است:
▪ خال هاله دار این نوع خال حاشیه ای از پوست سفید به پهنای ۲۵ میلیمتر در اطراف دارد و بیشتر در حوالی بلوغ دیده می شود. شایع ترین محل این نوع خال در پشت می باشد. واکنش های ایمنولوژیک می توانند باعث بی رنگ شدن اطراف خال و حتی باعث کنترل و از بین بردن خال گردند. اگر چه این نوع خال در افراد جوان نیازی به پیگیری ندارد ولی در افراد مسن تر بایستی ملانوم بدخیم را در نظر گرفت و در صورت هر گونه شک بایستی اقدام به نمونه برداری نمود.
▪ خال آبی برجستگی آبی رنگ با سطح صاف و اندکی برجسته با قطر کمتر از یک سانتیمتر است که شایعترین محل آن در اندام ها یا کفل و صورت است. یک نوع آن احتمال بدخیمی دارد. در صورتیکه از نظر زیبایی مسئله ساز باشد می توان آن را به وسیله جراحی خارج کرد.
این خالها باید به صورت عمقی و تا لایه چربی زیر جلدی برداشته شوند تا عود نکنند. خال دیسپلاستیک این خال های غیر عادی و بدشکل در ۲ تا ۵ درصد جوانان و بالغین دیده می شوند این خال ها، قطری بیش از ۵ میلیمتر دارند و دارای حاشیه ای نامنظم هستند و درجاتی از التهاب و تغییر رنگ در آنها دیده می شود. اهمیت این خال ها از لحاظ استعداد بیشتر آنها برای تبدیل به ملانوم بدخیم است و به مجرد هر گونه تغییری باید این خالها را برداشت.
سایر ضایعات رنگی پوست که در تشخیص افتراقی خال مورد توجه هستند: کک مک شبیه خال اکتسابی جانکشنال است ولی برخلاف خال به ندرت اندازه آنها بیشتر از چند میلیمتر می شود و بعضی مواقع ممکن است به هم متصل شوند. این ضایعات در اثر تماس با نور خورشید تیر ه تر شده و ممکن است در زمستانها پاک شوند و برخلاف خال که تمام نقاط بدن ممکن است باشد، کک مک فقط در نواحی روباز بدن که در معرض آفتاب هستند مانند صورت و گردن دیده می شوند.
گاهی ضایعاتی به صورت لکه های قهوه ای روی مچ دستها، پشت دستها، ساعد و صورت ظاهر می شوند که به آنها لکه های آفتابی یا لکه های سنی می گویند. همچنین ضایعات برجسته زگیلی شکل روی صورت یا تنه ممکن است دیده شود که اینها خال نیستند و توسط متخصص پوست تشخیص داده می شوند. آیا خال ها را باید برداشت؟ حقیقت این است که اکثریت خال ها و لکه های پوستی خوش خیم هستند و خطر ابتلا به سرطان پوست در آنها بسیار کم است.
هر خالی که دارای یک یا چند نمای غیر معمول باشد مانند عدم تقارن ضایعه و نامنظم بودن حاشیه و یکنواخت بودن رنگ خال و یا اندازه آن بیش از هفت میلیمتر باید برداشته شود.
خال هایی که در سنین بالا به رشد خود ادامه می دهند و یا دچار تیره رنگی و تغییر شکل می شوند را باید برداشت. قبلا بعضی از پزشکان توصیه می کردند که خال هایی که در معرض اصطکاک یا تحریک مداوم هستند مثل خالهایی که در ناحیه ریش آقایان هستند یا خالهایی که در ناحیه کمربند یا آرنج قرار دارند به علت اینکه احتمال بدخیم شدن دارند برداشته شود که امروزه چنین اعتقادی وجود ندارد.
بعضی خال ها بد منظره و ناخوشایند هستند و بیمار از لحاظ زیبایی و یا به اصرار اطرافیان جهت عمل جراحی خال صورت مراجعه می کنند که برداشتن خال در این موارد باید با دقت و رعایت اصول جراحی جهت باقی نماندن یا به حداقل رساندن خطر جوشگاه عمل انجام شود.
هر لکه، خال یا ضایعه پوستی که به طور ناگهانی دچار تغییرات در اندازه، شکل و یا رنگ شود یا دچار خونریزی، خارش، درد یا زخم شود بایستی توسط پزشک مورد بررسی قرار گیرد.
ممکن است متخصص پوست به بیمار اطمینان بدهد که خال مورد نظر خطرناک نیست و نیازی به عمل یا نمونه برداری ندارد و یا این که پزشک اقدام به نمونه برداری یا برداشتن ضایعه کند و در صورتی که مشخص شود که خال تغییرات بدخیمی دارد بر حسب عمق و پیشرفت ضایعه بایستی با حاشیه مشخصی ضایعه به طور کامل برداشته شود و جهت پاتولوژی فرستاده شود.
اگر بعد از برداشتن خال، مجددا عود کرد حتما بایستی به پزشک مراجعه کرد احتمالا اسکار بعد از عمل خال، بستگی به مهارت پزشک و نوع ترمیم پوست بیمار دارد بعضی از افراد مستعد تشکیل پوست اضافه در محل عمل جراحی هستند و در بعضی نقاط بدن خطر تشکیل جوشگاه محل عمل زیادتر است.
در مورد خال های بزرگ روشهایی وجود دارد که باعث محو کردن کامل خال نمی شود ولی از نظر ظاهری وضعیت بهتری به وجود می آورد مثل لایه برداری (پیلینگ)، درم ابرژن و لیزر که باعث کم رنگ تر شدن خال میشوند ولی معمولا موقت بوده و خطر ابتلا به سرطان (ملانوما) را کم نمی کند.
ملانوم بدخیم این سرطان بدخیم ترین سرطان پوست است. اگر چه ملانوم بدخیم فقط ۵ درصد سرطانهای پوستی را تشکیل می دهد، اما شایعترین علت مرگ در اثر بیماریهای پوستی است. شیوع ملانوما در دهه های اخیر رو به افزایش بوده به طوری که در دنیای صنعتی به عنوان یک سرطان شایع مطرح است و در زنان پس از سرطان ریه مرتبه دوم را کسب کرده است.
ملانوم در دوران کودکی و نوجوانی نادر بوده و سن شایع آن ۶۰ سالگی است. در حال حاضر علت اصلی ملانوم ناشناخته است ولی فاکتورهای متعددی از قبیل فاکتورهای ژنتیکی، تابش اشعه ماورا بتفش و تماس های محیطی در بیماری دخیل است. استفاده از منابع مصنوعی تولید اشعه ماورا بنفش و لامپ های نوسانی نیز به عنوان فاکتورهای مساعد کننده محسوب می شوند.
اشعه آفتاب نقش عمده ای در ایجاد ملانوم دارد. بهترین فاکتور محیطی در علل ایجاد ملانوم، اشعه آفتاب است، نوع اشعه بیشتر از نوع اشعه ماورا بنفش نوع B است. تابش متناوب ولی شدید آفتاب به ویژه در کودکی که منجر به آفتابسوختگی می شود، فرد را مستعد ابتلا به ملانوم می کند.
ارتباط خال ملانوستیک و ملانوم بدخیم درباره سرطانی شدن خال های ملانوستیک مطالعاتی در سراسر جهان انجام شده است. حدود ۲۵ تا ۵۰ درصد ملانوم ها روی خالهای ملانوستیک اکتسابی ایجاد می شود ولی از آنجا که هر انسان بالغ ۲۰-۳۰ خال اکتسابی دارد در مقایسه با شیوع ملانوم بدخیم می توان گفت که اغلب خال های اکتسابی در شرایط معمولی، سرطانی نمی شوند.
دو گروه از خالهای ملانوستیک بیشتر خطر سرطانی شدن دارند که از این خالها همان خال های مادرزادی یا خال هایی است که در موقع تولد وجود دارد. هر خال مادرزادی اعم از کوچک و بزرگ می تواند به سرطان تبدیل شود اما این خطر در خالهای خیلی بزرگ مادرزادی به خصوص خالهایی که قسمت وسیعی از تنه را پوشانده اند بیشتر است.
گروه دوم نیز خالهای دیسپلاستیک است که قبلا توضیح داده شد.
به طور کلی خطر ایجاد ملانوم بدخیم در نژاد سفید پوست، افرادی که تماس بیش از حد با نور خورشید دارند، حساسیت به نور خورشید، ضعف سیستم ایمنی، سابقه ملانوم جلدی یا وجود سابقه ملانوم در خانواده، بیشتر از گروه های دیگر است.
خال اصولا خوش خیم است و به جز خالهای مادرزادی و خالهای غیر کلاسیک (دیسپلاستیک)، سایر خالها اغلب بدون خطر هستند، در صورت هر گونه تغییری در اندازه، رنگ، قوام سطحی خال و پیدایش درد، خارش و خونریزی حتما باید مورد توجه قرار گیرد و در صورت بروز هر یک از تغییرات فوق بایستی به متخصص پوست مراجعه شود که در صورت شک پزشک به بدخیمی خال، نمونه برداری یا برداشتن ضایعه انجام خواهد گرفت.
راههای رهایی
برداشتن خال به وسیله عمل جراحی با احتمال باقی ماندن خط عمل به صورت یک خراش همراه است که بسته به نوع پوست میتواند ناچیز تا برجسته باشد.
تراشیدن خال: در مورد خالهای سطحی
سرمادرمانی: در مورد خالهای سطحی، کک و مک و لکههای تیره پشت دستها.
لایه برداری: در مورد کک و مک
لیزر:
دستگاه لیزر دو نوع نور مادون قرمز و در محدوده سبزرنگ ساطع میکند که برای از بین بردن انواع ضایعات دارای ملانین موثر هستند. طول زمان پالس در این لیزر بسیار کوتاه است. اساس درمانی این لیزر حرارتی است که در یک نقطه خاص ایجاد میشود، بدون اینکه بافتهای مجاور آسیب ببینند. انرژی حرارتی ساطع شده از لیزر به ملانین برخورد میکند و سلولهای حاوی ملانین از بین رفته و ملانین آنها به وسیله سیستم ایمنی پاکسازی میشود. البته قبل از درمان با لیزر در خالها تشخیص قطعی باید صورت گرفته باشد چون در بعضی موارد ملانوم بدخیم (سرطان پوست) خود را فقط به صورت یک خال نشان میدهد و در صورت عدم تشخیص قطعی میتواند برای بیمار مشکلساز باشد. همانطور که گفته شد، اغلب خالها در اثر تجمع خوشخیم سلولهای ملانینساز ایجاد میشوند اما تعداد کمی از این خالها میتوانند بدخیم شوند. تشــخـیص این خالهای مسـتعد به بدخـیمی بسیار راحـت است.
هـر خالی که تغییر رنگ و شکل ویا اندازه پیدا کـند می تواند استعداد بدخیمی داشته باشد. البته نه به این معنا که حتما بدخیم میشود اما درصد بدخیمی در خالهایی که تغییر پیدا میکنند، بیشتر است.
مواردی که نام برده میشود نیاز به آزمایش و در صورت لزوم برداشتن دارند:
بزرگ شدن سریع خال
رنگ ضایعه از خرمایی تا قهوهای تیره در یک زمینه صورتیرنگ
قطر ۵ تا ۱۵ میلیمتر (بزرگتر از خالهای معمولی)
تعدادبسیار زیاد (افراد دارای خالهای بدخیم ممکن است تا حدود ۱۰۰ خال پوستی داشته باشند در حالی که بیشتر افراد معمولی حداکثر ۱۵ تا ۲۰ خال دارند.)
افزایش رنگ خال (تیره تر شدن )
هـر نـوع تغییر در رنگ خال به صورت نامتقارن
رشد قسمتی از خال و نامتقارن شدن از نظر شکل خال
تغییر در حاشیه خال از نظر رنگ یا شکل
زخمی شدن خال و ایجاد خونریزی
دردناک شدن یا خاریدن
شایعترین نوع خال، نوع گوشتی آن است که به صورت گنبدی شکل و قهوهایرنگ که به تدریج به رنگ قرمز گوشتی تبدیل میشود و یا به صورت مدور یا بیضیشکل، قرینه، نرم، قهوهای روشن یا سیاهرنگ و یا به صورت تغییررنگ پوست بدون برآمدگی یا مدور و به رنگ قهوهای روشن یا سیاه که حدود صاف مشخصی دارد، دیده میشود.
این خالها به خودی خود خوشخیم هستند و نیازی به برداشتن آنها نیست ولی اگر در ناحیهای قرار داشته باشند که به طور مکرر در معرض صدمات فیزیکی باشد مثل خال در سر – که در معرض آسیب مکرر توسط شانه کردن است – و یا خال در صورت مردانی که با تیغ اصلاح میکنند و به صورت دورهای در رنگ و اندازه آنها تغییراتی دیده می شود، باید خانواده فرد از نظر وجود سابقه سرطان پوست بررسی شوند و در صورت مثبت بودن سابقه خانوادگی حتما باید این خال برداشته شده و بررسی شود. خالهای بزرگ مادرزادی که موی بلند و تیره از آنها خارج میشود نیز، بهتر است برداشته شوند.
بااستعدادهای بدشانس
افرادی که سابقه خانوادگی خالهای بدخیم، ملانوم یا سایر سرطانهای پوستی را دارند و یا افراد دارای نژاد اروپای شمالی با موهای روشن و ککومک پوستی استعداد بیشتری برای ابتلا دارند. افرادی که پوستی لطیف با موهای فرفری دارند و آنهایی که بر روی پوستشان به میزان زیادی خال وجود دارد نیز بیشتر از بقیه با سرطان پوستی تهدید میشوند.
خالهای سرطانی
متخصصان توصیه میکنند از ترکیبات ضد آفتاب با قدرت ضدآفتابی (SPF 15) یا بالاتر که قادر به محافظت پوست در برابر اشعه ماورای بنفش A و B هستند (بیشتر ترکیبات ضدآفتاب تنها در برابر اشعه ماورای بنفش B اثر محافظتی دارند) استفاده کنید و در صورت امکان از قرار گرفتن در معرض آفتاب بین ساعتهای ۱۰ صبح تا ۳ بعدازظهر اجتناب کنید. در صورت وجود سابقه خانوادگی خالهای بدخیم یا سرطان پوست معاینه فیزیکی منظم توسط پزشک برای شناسایی هرگونه ضایعه جدید یا شناسایی تغییر در ضایعات موجود توصیه میشود.
برای افراد در معرض خطر زیاد، تناوب این معاینات ممکن است هر سه ماه یکبار باشد. همچنین معاینه معمول پوست به وسیله خود بیماران برای تشخیص هرگونه تغییر در ضایعات موجود توصیه میشود. برای نواحی از پوست که مشاهدهاش برای خود فرد مشکل است، میتوان از یکی از اعضای خانواده کمک گرفت.
به طور کلی حتی اگر هیچ ضایعه مشکوکی هم ندارید، توصیه میشود در سال حداقل یک بار به متخصص پـوست مراجعه کنیـد و همواره از وضعیت پوست بدن خود آگاه باشید.
برای پیشگیری از سرطان پوست باید از ویتامینهایی نظیر C، E و A و همچنین سلنیوم به وفور استفاده کنید. کارتنوئیدها نیز در بدن به صورت آنتیاکسیدان عمل کرده و از ابتلا به سرطان پوست جلوگیری میکنند. استفاده از میوهها و سبزی های تازه ۵ نوبت در طول روز شما را در مقابل بسیاری از بیماریها بیمه میکند. یک نفر از هر سه نفر آمار قابلتوجهی برای قربانیان سرطان است. به توصیه هایی که به آن اشاره شد، توجه کنید تا نام شما در شمار فهرست سیاه قربانیان قرار نگیرد.
Popularity: 13% [?]
آشنایی با تغییرات و بیماریهای پوستی دوران بارداری
اسفند ۲۲, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی, پوست و مو
آشنایی با بیماریهای پوستی دوران بارداری
بارداری دوره ای از تغییرات هورمونی و متابولیک عمیق است که بدن آنرا برای مدت نسبتاً کوتاهی تحمل می کند و در طی آن تغییرات متعددی در پوست، ناخن و موها بروز می کند، بثورات و تغییرات پوستی در طول بارداری فوق العاده شایع هستند، به علت شرایط خاص روحی و روانی زنان باردار، این تغییرات می توانند سبب بروز نگرانی هایی شوند که ممکن است مربوط به زیبایی ظاهری، امکان عود در بارداری های بعدی، اثرات بالقوه بر روی جنین و یا مجموعه ای از آنها باشد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، از آن جایی که تغییرات متعددی که در ساختمان و کارکرد عروق پوست در طی بارداری ممکن است رخ دهد منحصر به دوران حاملگی نیست و ممکن است در سایر حالات نیز دیده شود بنابراین توجه به این تغییرات و درمیان گذاشتن آن با پزشک معالج ضروری است.
● آنژیوم عنکبوتی:
این عارضه به شکل یک برجستگی قرمز رنگ به اندازه سرسنجاق که دارای یک قسمت مرکزی است و از اطراف آن عروق خونی متسع به شکل شعاعی خارج میشود. این ضایعه در افراد طبیعی نیز دیده میشود، اما شیوع آن در حاملگی افزایش مییابد به گونهای که در ۷۰ درصد زنان باردار بروز میکند.
پیداست آنها بین ماههای دوم تا پنجم حاملگی بوده و به طور عمده در نیمه فوقانی بدن ظاهر شده و بیشتر در زنان سفیدپوست مشهود است. این ضایعات معمولاً در طی ۳ ماه پس از زایمان از بین می روند.
● قرمزی کف دست
در ۴۰ درصد زنان سفیدپوست و ۳۰ درصد زنان تیره پوست باردار دیده میشود که ممکن است به صورت نقطه نقطههای منتشر در تمام کف دست باشد و یا فقط در برجستگیهای کف دست ظاهر شود.
● وریدهای واریسی
این وریدها در پاها و هموروئید (بواسیر) از عوارض شایع حاملگی است. بسیاری از زنان حامله دچار تورم در صورت، پلکها، دستها و پاها میشوند. این تورم صبحها بیشتر است و بتدریج در طی روز از بین میرود. با توجه به این مورد مشکلات قلبی، کلیوی و عوارض ناشی از حاملگی نیز میتوانند نمای مشابهی ایجاد کنند، مشورت با پزشک در این خصوص الزامی است.
● لثهها
حدود ۸۰ درصد زنان باردار دچار قرمزی و تورم در لثهها میشوند که مخصوصا اگر بهداشت دهان خوب نباشد میتواند به دردناک و زخمی شدن آنها منجر شود. گاها ضایعات عروقی کوچکی نیز ممکن است در لثه ایجاد شوند که به دنبال تماس (مواد غذایی، مسواک و …) دچار خونریزی میشوند. این تغییرات بعد از زایمان از بین میروند. توجه به بهداشت دهان یک ضرورت مهم است.
● خطوط کشش یا استریا
پیدایش استریا یک یافته شایع و مشخص در اکثر حاملگیهاست. این خطوط در ۹۰ درصد زنان باردار در ماههای ششم و هفتم حاملگی ابتدا در دیواره شکم ظاهر شده و بعدا به میزان کمتری بر روی سینهها نیز نمایان میشوند و با شیوع و شدت کمتر ممکن است در سایر نواحی بدن نیز دیده شوند علت پیدایش این خطوط را به مجموعهای از تغییرات هورمونی، کشش بیش از اندازه پوست و پارگی برخی الیاف بافت نگاهدارنده آن نسبت میدهند.
طول این خطوط چند سانتیمتر بوده و پهنای آنها از ۱ تا ۱۰ میلیمتر متغیر است و به رنگ صورتی تا ارغوانی و گاهی همراه با خارش مختصر ظاهر میشوند و رنگ این خطوط معمولا مدتی پس از خاتمه بارداری تبدیل به رنگ پوست شده، مختصری فرو رفته و سرانجام چروکیده میشوند.
استریا معمولاً یک مشکل ظاهری است ولیکن در برخی موارد مخصوصاً اگر وسیع باشد ممکن است زخمی شده و یا در جریان حوادث به سادگی پاره شود. باید به خاطر داشت که استریا در دوران بلوغ و در ارتباط با افزایش سریعتر حجم بدن نسبت به رشد پوست، در هر دو جنس و بطور عمده در نواحی رانها، باسن، کمر و سینه ممکن است ایجاد شود.
همچنین احتمال دارد ضایعات مشابهی در جریان برخی از بیماریها و یا مصرف انواعی از داروهای موضعی یا سیستمیک، خصوصاً ترکیبات کورتون دار، ایجاد شود که شامل آویزه های پوستی می گردد. آویزههای پوستی ضایعاتی هستند که در ماههای آخر حاملگی ظاهر شده و به طور نسبی یا کامل پس از زایمان ناپدید میشوند. اندازه آنها از سر یک سوزن تا نخود متفاوت بوده و به صورت زواید برجسته به رنگ پوست یا کمی تیرهتر در طرفین صورت، گردن، قسمت فوقانی سینه و زیر پستانها دیده میشوند. به خاطر شباهت آنها به بعضی از انواع زگیل گاهی بیماران این زائده های پوستی را با زگیل اشتباه می گیرند.
● بیماریهای پوستی شایع خاص دوران بارداری
یک خانم حامله علاوه بر احتمال گرفتاری به انواع بیماری های پوست نظیر افراد دیگر، در معرض ابتلا به برخی بیماری ها نیز قرار دارد که اختصاص به دوران بارداری دارند.
● خارش حاملگی
حدود ۲۰ درصد زنان باردار به درجاتی دچار خارش میشوند که در اکثر موارد ناشی از یک بیماری شناخته شده نظیر کهیر، اگزما، حساسیتهای دارویی و یا ابتلا به عفونتهای انگلی نظیر گال است. اما گروه کوچکی از خانم های حامله تنها مبتلا به یک خارش شدید هستند که با هیچ ضایعه پوستی مشخص همراه نیست که به این حالت، خارش حاملگی اطلاق میشود. این حالت، که در سه ماهه سوم حاملگی شروع شده و اغلب محدود به شکم است اگر چه ممکن است کاملاً منتشر باشد و ناشی از اختلال در ترشح صفرا در کبد است.
این خارش معمولا بعد از زایمان از بین میرود ولیکن در حاملگیهای بعدی و یا هنگام مصرف قرصهای ضدبارداری عود میکند. این حالت عموماً تأثیری بر سرنوشت حاملگی و یا سلامت جنین نداشته و تنها خطر بالقوه آن این است که احتمال بروز سنگهای صفراوی در زنان مبتلا به این عارضه بیشتر است.
● بثورات کهیری دوران حاملگی
این اختلال که در ۵/۰ درصد تمام حاملگیها بروز میکند، به صورت پیدایش ضایعات کهیری است که در سه ماهه سوم حاملگی ظاهر میشوند. این بیماری عموما در بارداری اول بروز میکند و به ندرت در حاملگیهای بعدی تکرار میشود و چنانچه عود داشته باشد شدت آن کمتر است. علت بیماری دقیقا معلوم نیست و به افزایش غیرطبیعی وزن در مادر و جنین نسبت داده شده است.
* تغییرات شایع در پوست و ضمایم آن در دوران بارداری :
● تیره شدن پوست (هیپرپیگمانتاسیون):
درجات مختلفی از افزایش رنگدانه در پوست که منجر به تیره شدن منتشر آن می شود در ۹۰ درصد زنان بارداری اتفاق می افتد. این تغییر در خانم هایی که موی تیره و پوست سفید دارند، دیده می شود. قسمت هایی از بدن که به طور طبیعی تیره تر هستند تیرگی بیشتری پیدا می کنند مخصوصاً نوک سینه ها و هاله اطراف آنها، نواحی تناسلی و خط میانی دیواره شکم که در این زمان اصطلاحاً به آن خط سیاه گفته می شود.
همچنین گاهی تغییر مشابه در زیر بغل و کشاله ران ها نیز مشهود است. این تغییر رنگ معمولاً بعد از حاملگی از بین می رود، ولی ممکن است درجاتی از آن باقی بماند.
همچنین در طول بارداری خال های تیره ممکن است بزرگتر و یا تیره تر شده و خال هایی که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته اند، مشخص گردند. باید توجه داشت که تغییرات ذکر شده در خال ها، به طور کم و بیش یکسان و متناسب در تمام خال ها تغییرات واضح در اندازه و یا رنگ پیدا کند و یا دچار علایمی نظیر خارش، سوزش و یا احیاناً خونریزی گردد، حتماً باید توسط متخصص پوست بررسی گردد.
یک طرح مشخص از تیره شدن پوست که در حدود ۷۰ درصد از زنان باردار مخصوصاً سبزه ها در نیمه دوم حاملگی دیده می شود، ماسک حاملگی است که در نواحی مختلف صورت ظاهر می شود. این تیرگی عموماً لب بالا، گونه ها، پیشانی و چانه را گرفتار می کند و به دنبال تماس با آفتاب نیز تشدید می شود.
این نواحی تیره عموماً به رنگ قهوه ای و اغلب دو طرفه و قرینه هستند. تغییر رنگ مشابه ماسک حاملگی در زنان غیرباردار که از قرص های ضدبارداری استفاده می کنند و یا گاهی حتی در مردان نیز دیده می شود. ماسک حاملگی بعد از زایمان ممکن است از بین برود و یا به درجاتی پایدار باقی بماند.
● مو:
بیشتر زنان در دوران بارداری به درجاتی از پرمویی دچار می شوند که معمولاً در صورت، مشخص تر از سایر نواحی است. با این وجود، احتمال گرفتاری بازو، ساق و پشت پا نیز وجود دارد، این موی اضافی که به علت افزایش در نسبت موهای در حال رشد در مناطق مختلف بدن است، تحت تأثیر عوامل هورمونی بوده و در عرض ۶ ماه پس از زایمان غالباً از بین می رود.
همچنین به علت مشابه یعنی افزایش در نسبت موهای در حال رشد، موهای سر نیز پرپشت تر از حالت طبیعی شده و از ریزش طبیعی موها نیز به طور قابل ملاحظه ای کاسته می شود. به همین دلیل اغلب خانم ها از موهای خود در طی دوران بارداری اظهار رضایت می کنند. به دنبال زایمان و برگشت وضعیت هورمونی بدن به حالت طبیعی برگشت پیدا می کند که این حالت با ریزش موی نسبتاً شدیدی در ۳ الی ۵ ماه پس از زایمان مشخص می شود.
اکثر افراد به طور طبیعی روزانه حدود ۵۰ تا ۷۵ تار مو از دست می دهند، ولی ریزش مو پس از زایمان به بیش از ۱۰۰ مو در روز بالغ می شود. اگر چه داشتن زایمان سخت و طولانی خصوصاً اگر همراه با خونریزی شدید باشد، در تشدید این حالت مؤثر است، اما بر خلاف عقیده عموم، شیر دادن به نوزاد تأثیری در روند آن ندارد. این حالت نیاز به درمان خاص نداشته و رشد مجدد طبیعی موها در عرض ۶ ماه الی ۱ سال کامل می شود و تراکم موها به حالت پیش از بارداری بر می گردد.
به ندرت در پایان حاملگی درجه خفیفی از پس نشینی خط رویش مو در ناحیه پیشانی و شقیقه ها بروز می کند که احتمال دارد به حالت طبیعی بازگشت نموده و یا به صورت غیرطبیعی باقی بماند.
همچنین به ندرت ممکن است افزایشی در موهای تیپ مردانه در ناحیه صورت خصوصاً چانه، گردن و پشت لب در نیمه دوم حاملگی صورت گیرد. این حالت ممکن است ناشی از افزایش ترشح هورمون های مردانه و یا ناشی از یک تومور ترشح کننده آنها باشد و لذا این بیماران بایستی به دقت توسط پزشک مورد بررسی قرار گیرند. در صورتی که عامل ایجاد کننده، تومور نباشد، این مشکل در حاملگی های بعدی تکرار می شود و این حالت از پر مویی ممکن است بین حاملگی ها پسرفت پیدا کند اما همیشه کامل نیست.
* ناخن ها:
خانم های باردار اغلب از شکنندگی ناخن ها و ایجاد شیارهای عرضی در آنها شکایت می کنند و در مواردی نیز امکان دارد که صفحه ناخن از بستر آن جدا گردد. این تغییرات ناخنی نیز به تغییرات هورمونی در بدن نسبت داده می شود، ولی از آن جای که ارتبا این تغییرات با حاملگی نامشخص است، جهت بررسی سایر علل بایستی مورد معاینه قرار بگیرند. همچنین خطوط طولی تیره رنگی ممکن است در طول حاملگی در ناخن ها دیده شود.
غدد عرق: در بدن دو نوع کلی از غدد عرق وجود دارد. یک نوع که به آن غدد عرق «اکرین» گفته می شود، به طور منتشر در تمام بدن و مخصوصاً کف دست ها و پاها یافت می شود.
منشأ تعریفی که به طور طبیعی در نتیجة افزایش درجة محیط و یا فعالیت فیزیکی ایجاد می شود این غدد هستند. نوع دیگر که به آنها غدد عرق «آپوکرین» گفته می شود، به طور عمده در زیر بغل ها و نواحی تناسلی یافت می شود و ترشحات حاصل از آن ها در ایجاد بوی بدن دخالت دارند.
در طی بارداری فعالیت و ایجاد ترشح غدد اکرین به طور قابل ملاحظه ای در تمام بدن بجز کف دست و پا افزایش می یابد که این افزایش تعریق احتمالاً منجر به افزایش شیوع جوش های عرق سوز نیز می شود.
در مقابل، فعالیت غدد عرق آپوکرین کاهش یافته و سبب می شود تا برخی از بیماری های مربوط به آنها نظیر عرق جوش غدد آپوکرین در طی بارداری تخفیف پیدا کنند.
● غدد چربی:
میزان ترشح غدد چربی پوست در حین حاملگی افزایش یافته و پس از زایمان به حالت طبیعی بر می گردد. همچنین در دوران بارداری غدد چربی روی هاله نوک پستان بزرگ شده و به صورت برجستگی های کوچک قهوه ای رنگ ظاهر می شوند. این پدیده بیشتر در سه ماه دوم و سوم حاملگی مشخص شده و گاهی در زنان غیرحامله نیز دیده می شود.
● عروق پوست:
تغییرات متعددی در ساختمان و کارکرد عروق پوست در طی بارداری ممکن است رخ دهد. از آن جا که تغییرات منحصر به حاملگی نبوده و ممکن است در سایر حالات نیز دیده شود توجه به آنها و درمیان گذاشتن آنها با پزشک معالج ضروری است.
مهمترین این تغییرات عبارتند از:
• آنژیوم عنکبوتی به شکل یک برجستگی قرمز رنگ به اندازة سرسنجاق که دارای یک قسمت مرکزی است و از اطراف آن عروق خونی متسع بشکل شعاعی خارج می شود. این ضایعه در افراد طبیعی نیز دیده می شود، اما شیوع آن در حاملگی افزایش می یابد به گونه ای که در ۷۰ درصد زنان باردار بوز می کند.
پیدایش آنها بین ماه های دوم تا پنجم حاملگی بوده و به طور عمده در نیمه فوقانی بدن ظاهر شده و بیشتر در زنان سفید پوست مشهود است. ضایعات معمولاً در طی ۳ ماه پس از زایمان از بین می روند.
• قرمزی کف دست در ۴۰ درصد زنان سفید پوست و ۳۰ درصد زنان تیره پوست باردار دیده می شود که ممکن است به صورت نقطه در برجستگی های کف دست ظاهر شود.
• وریدهای واریسی در پاها و همورویید (بواسیر) از عوارض شایع حاملگی است. بسیاری از خانم های حامله دچار تورم در صورت، پلک ها، دست ها، و پاها می شوند. این تورم، صبح ها بیشتر است و بتدریج در طی روز از بین می رود. با توجه با این که مشکلات قلبی، کلیوی و عوارض ناشی از حاملگی می توانند نمای مشابهی ایجاد کنند، مشورت با پزشک در خصوص الزامی است.
لثه ها: حدود ۸۰ درصد زنان باردار دچار قرمزی و تورم در لثه ها می شوند که مخصوصاً اگر بهداشت دهان خوب نباشد، می تواند به دردناک و زخمی شدن آنها منجر شود. گاهی نیز ضایعات عروقی کوچکی ممکن است در لثه ایجاد شوند که به دنبال تماس (مواد غذایی، مسواک و…) دچار خونریزی می شوند. این تغییرات بعد از زایمان از بین می روند. توجه به بهداشت دهان یک ضرورت مهم است.
خطوط کشش یا استریا: پیدایش استریا یک یافته شایع و مشخص در اکثر حاملگی هاست. این خطوط در ۹۰ درصد زنان باردار در ماه های ششم و هفتم حاملگی ابتدا در دیواره شکم ظاهر شده و بعداً به میزان کمتری بر روی سینه ها نیز نمایان می شوند و با شیوع و شدت کمتر ممکن است در سایر نواحی بدن نیز دیده شوند. علت پیدایش این خطوط را به مجموعه ای از تغییرات هورمونی، کشش بیش از اندازه پوست و پارگی برخی الیاف بافت نگاهدارندة آن نسبت می دهند. طول این خطوط چند سانتی متر بوده و پهنای آنها از ۱ تا ۱۰ میلی متر متغییر است و به رنگ صورتی تا ارغوانی و گاهی همراه با خارش مختصر ظاهر می شوند. رنگ این خطوط معمولاً مدتی پس از خاتمه بارداری تبدیل به رنگ خطوط معمولاً مدتی پس از خاتمه بارداری تبدیل به رنگ پوست شده، مختصری فرو رفته و سرانجام چروکیده می شوند. استریا معمولاً یک مشکل ظاهری است ولیکن در برخی موارد مخصوصاً اگر وسیع باشد ممکن است زخمی شده و یا در جریان حوادث به سادگی پاره شود. باید به خاطر داشت که استریا در دوران بلوغ و در ارتباط با افزایش سریعتر حجم بدن نسبت به رشد پوست، در هر دو جنس به طور عمده در نواحی ران ها، باسن، کمر و سینه ممکن است ایجاد شود.
همچنین احتمال دارد ضایعات مشابهی در جریان برخی از بیماری ها و یا همزمان با مصرف انواعی از داروهای موضعی یا سیستمیک، خصوصاً ترکیبات کورتون دار، ایجاد شود.
آویزهای پوستی: ضایعاتی هستند که در ماه های آخر حاملگی ظاهر گشته و به طور نسبی یا کامل پس از زایمان ناپدید می شوند. اندازة آنها از سر یک سوزن تا یک نخود متفاوت بوده و بصورت زواید برجسته به رنگ پوست یا کمی تیره تر در طرفین صورت، گردن، قسمت فوقانی سینه و زیر پستان ها دیده می شوند. به خاطر شباهت آنها به بعضی از انواع زگیل گاهی بیماران این زائده های پوستی را با زگیل اشتباه می گیرند.
بیماری های شایع خاص دوران بارداری
یک خانم حامله علاوه بر احتمال گرفتار به انواع بیماری های پوست نظیر افراد دیگر، در معرض ابتلا به برخی بیماری ها نیز قرار دارد که اختصاص به دوران بارداری دارند.
خارش حاملگی: حدود ۲۰ درصد زنان باردار به درجاتی دچار خارش می شوند که در اکثر موارد ناشی از یک بیماری شناخته شده نظیر کهیر، اکزما، حساسیت های دارویی و یا ابتلا به عفونت های انگلی نظیر گال است.
اما گروه کوچکی از خانم های حامله تنها مبتلا به یک خارش شدید هستند که با هیچ ضایعة پوستی مشخصی همراه نیست که به این حالت، خارش حاملگی اطلاق می شود. این حالت، که در سه ماهة سوم حاملگی شروع شده و اغلب محدود به شکم است (اگرچه ممکن است کاملاً منتشر باشد) ناشی از اختلال در ترشح صفرا در کبد (کلستاز) است. این خارش معمولاً بعد از زایمان از بین می رود ولیکن در حاملگی های بعدی و یا هنگام مصرف قرص های ضدبارداری عود می کند. این حالت عموماً تأثیری بر سرنوشت حاملگی و یا سلامت جنین نداشته و تنها خر بالقوه آن این است که احتمال بروز سنگ های صفراوی در زنان مبتلا به این عارضه بیشتر است.
بثورات کهیری دوران حاملگی: این اختلال که در ۵/۰ درصد تمام حاملگی ها بروز می کند، به صورت پیدایش ضایعات کهیری است که در سه ماهه سوم حاملگی ظاهر می شوند. این بیماری عموماً در بارداری اول بروز می کند و به ندرت در حاملگی های بعدی تکرار می شود و چنانچه عود داشته باشد شدت آن کمتر است. علت بیماری دقیقاً معلوم نیست و به افزایش غیرطبیعی وزن در مادر و جنین نسبت داده شده است.
علامت بیماری شامل پیدایش بثورات کهیری است که شدیداً با خارش همراه بوده و اغلب بیمار قادر به خوابیدن در شب نیست. این بثورات معمولاً از ناحیة شکم شروع شده و بیشتر محدود به خطوط استریا می باشند. اما گاهی قسمت فوقانی بازوها و رانها نیز ممکن است گرفتار شود. در اغلب موارد ضایعات در عرض ۲ تا ۳ هفته پس از زایمان از بین می روند، اما ممکن است تشدید قابل توجهی بلافاصله پس از زایمان مشاهده گردد. این بیماری تأثیری بر روند حاملگی و سلامت جنین نداشته و حتی نوزادان متولد شده بزرگتر از حالت طبیعی هستند.
Popularity: 15% [?]
مروری بر بیماری پسوریازیس (psoriasis)
اسفند ۲۲, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار, پوست و مو
پسوریازیس
پسوریازیس (psoriasis) یا داء الصدف یک بیماریِ مزمن پوستی است که در آن مناطقی از پوست ضخیم و قرمز شده، با پوسته های سفیدِ نقره ای پوشیده می شود. ضایعات پوستیِ حاصل از این بیماری به شکل برجستگی های نسبتاً وسیع، بیشتر در زانو و آرنج ها ایجاد می شود.البته محل بیماری می تواند در سر، تنه، کف دست و پا، زیر بغل ها، کشالة ران و ناحیة تناسلی هم باشد در پسوریازیس نوع «اریترودرمیک» تقریباً تمام بدن پوشیده از زخم های ریز می شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، ضایعات می تواند خارش دار ویا بدون خارش باشد که بستگی به نوع بیماری دارد، در مواردی باعث ایجاد دانه های چربی می شود که در اثر تجمع آنها چرکی بدون میکروب ایجاد می کند. پسوریازیس دوره های عود و خاموشی دارد، گاه ممکن است زخم ها به یکباره بهبود یافته و تا سالها بروز نکند و گاه نیز برای مدّت های طولانی، بیماری بصورت رفت و بر گشتی باقی می ماند.
تغییرات ناخن هم در بیماری پسوریازیس می تواند بروز کند که به شکل تغییر رنگ، ضخیم شدن، جداییِ صفحه از بستر ناخن (اونیکولیز)، ایجاد لکّه های قرمز و زرد روی صفحة ناخن و از همه شایعتر فرورفتگی های شبیه به جای فرورفتن سوزن در روی ناخن دیده میشود. در حدود ۲۰ ـ۱۰ درصد از بیماران، علائم تورّم مفاصل یا «آرتریت» (arthritis) مشاهده می شود که بطور شایع، مفصل ساکروایلیاک و مفاصل بین انگشتیِ دیستال را گرفتار می کند، در بعضی ها آرتریت زمانی که پوست شدیداً گرفتار است شدّت می یابد و زمانی که ضایعات پوستی بهبود می یابند آرتریت هم رو به بهبودی می نهد.
● علت بیماری
علّت اصلی ناشناخته است. تحقیقات اخیر نشان داده که گلبولهای سفید (سلول هایT) بنا به عللی تحریک شده و منجر به پاسخ های ایمنی در پوست می شوند، به علّت این التهابات، سلولهای اپیدرمال پوستشروع به تقسیمات با سرعت باور نکردنی می کنند، بطوری که در حالت معمول هر ۳۰ روز سلول ها جایگزین می گردند، امّا در بیماریِ پسوریازیس این زمان به ۳ تا ۴ روز کاهش می یابد. ممکن است تحریکات پوست نظیر خاراندن، مالش دادن یا آفتاب سوختگی در بروز بیماری نقش داشته باشد.
همچنین پسوریازیس با عفونت ها فعال می گردد که از جملة آنها عفونت استرپتو کوکوسیِ گلو را میتوان نام برد، در زمستان به علّت خشکی پوست و کمبود نور خورشید و بخصوص افزایش استرس و افسردگی، شدّت می یابد. طی مطالعات انجام شده، زمینه های وراثتیِ این بیماری به اثبات رسیده است. مشخص شده در مواردی که یکی از والدین مبتلا باشد، %۸ و اگر هر دو مبتلا باشند %۴۱ از فرزندان گرفتار خواهند شد. همچنین برخی از دارو ها نظیر داروهای ضد مالاریا و ضد افسردگی می توانند در بروز یا تشدید علائم نقش داشته باشند.
● انتشار
پسوریازیس بیماری واگیر داری نیست و نمی تواند از بیمار به شخص دیگر انتقال یابد، ولی در اعضاء یک خانواده رخ می دهد. هر دو جنس زن و مرد را به یک میزان مبتلا می کند، با وجود اینکه آمار دقیقی از گسترش این بیماری در دست نیست، به نظر می رسد در تمامیِ نقاط جهان به یک اندازه گسترش داشته باشد، در آمریکا انسیدانس این بیماری %۲ بوده و در حدود ۴ تا ۵ میلیون نفر گرفتارند و هر سال حدود ۱۵۰ هزار مورد جدید به این عدد اضافه می گردد. پسوریازیس می تواند از بدو تولد تا پایان عمر در هر سنّی آغاز شود، امّا بیشتر در دو فاصلة سنّی ۱۶ تا ۲۲ سال و ۵۷ تا ۶۰ سال بروز می کند.
طبق مطالعات آماری بیشتر مراجعه به مطب ها و درمانگاه های پوست زمانی است که افراد جوان تا میانسال هستند، حداقل به این دلیل که افراد در این سنین اهمیّت بیشتری به ظاهر خود می دهند. زخم های پوستی ممکن است تا پایان عمر بیمار با وی باشد و هیچگاه پاک نشود.
● انواع پسوریازیس
پسوریازیس شکل های بالینیِ مختلفی دارد که هر کدام در شدّت، دورة بیماری، محل گرفتاری و توزیع روی پوست وضعیت متفاوتی دارند:
۱) پسوریازیس قطره ای (gattate): این نوع بیشتر در کودکان و نوجوانان شیوع دارد و اغلب به دنبال یک عفونت استرپتوکوکی در گلو ایجاد می شود. ضایعات آن کوچک، متعدّد و قطره ای شکل بوده ، به غیر از کف دست و پا در سایر مناطق دیده می شود، کمترین محل درگیری روی صورت و ناخن هاست، علائم در عرض ۴ تا ۶ ماه از بین می رود ولی در نیمی از موارد دوباره عود میکند.
۲) پسوریازیس اریترودرمیک (erythrodermic): در این نوع بیماری ضایعات قرمز رنگ و اغلب بدون پلاک های سفید در نواحی وسیعی انتشار می یابد بطوری که بعد از مدّت کوتاهی سرتاسر بدن به رنگ قرمز در می آید. التهابات باعث افزایش جریان خون به پوست شده و موجب از دست رفتن حرارت می شود و در نتیجه بروندهیِ خون افزایش یافته و در نهایت می تواند به بروز نارسایی های قلبی منجر شود. این نوع در هر سنّی می تواند رخ دهد.
۳) پسوریازیس معکوس (seborrheic): بیشتر در مردان سنین میانسالی و پیری رخ می دهد و می تواند به درمانها مقاوم شود. در این نوع ضایعات بیشتر در چین های بدن مانند کشالة ران و زیر بغل دیده می شود.
۴) پسوریازیس پاستولر (pustular): وخیم ترین نوع این بیماری است که می تواند حیات بیمار را تهدید کند، نسبت به سایر تیپ ها مزمن تر و به درمان مقاوم تر است. خوشبختانه این نوع به ندرت ایجاد می شود. ضایعات آن به صورت و کف دست و پا حمله کرده و می تواند با پوسته ریزی فراوان همراه باشد.
شایع ترین عارضة پسوریازیس فرم پلاک می باشد که بصورت برآمدگی های کمی قرمز شروع شده و نه تدریج بزرگتر می شود و روی آنها پوسته هایی ایجاد می گردد، پوسته های فوقانی به راحتی کنده می شوند ولی پوسته های زیرین بهم چسبیده هستند، این نواحیِ کوچک می توانند به هم پیوسته و به پلاک های بزرگتر تبدیل گردند.
نواحیِ سر، آرنج ها، زانوها، ساق ها، بازوها، ناخن ها، کف دست و پاها محل های شایع گرفتاری پسوریازیس هستند، جالب اینکه اغلب ضایعات بصورت قرینه در دو طرف بدن ظاهر می شوند.
● درمان
در ابتدا باید گوشزد کرد، پسوریازیس یک بیماری صعب العلاج است و بسیاری از درمان هایی که هم اکنون وجود دارد با هدف کاهش التهاب و کنترل پوسته ریزی از زخم ها و کاهش مشکلات بیماران انجام می گیرد. درمان بستگی به نوع بیماری، سن بیمار، سبک و سیاق زندگی و شدت بیماری دارد.
گاهی اوقات علائم بیماری بقدری خفیف است که می توان اصلاً اقدام به درمان نکرد و تنها از کرم های نرم کننده جهت رفع خشکیِ پوست استفاده کرد، ولی در شرایطی که نیاز به درمان احساس شود می توان از داروهای موضعی استفاده نمود که شامل داروهای استروئیدی، کول تار، آنترالن، آنالوگهای ویتامین D و دارو های ضد التهاب جدیدتر مانند پیمکرولیموس می باشد.
هرکدام از این داروها لیستی از عوارض جانبی را همراه دارند، مثلاً از عوارض مصرف کورتیکو استروئیدها نازک شدن پوست و گشاد شدن عروق می باشد. برای درمان موارد شدید تر ِ بیماری می توان از گروه دیگری از داروها شامل: اترتینات، نئوتیگازون، متوترکیسات و سیکلوسپورین استفاده نمود که این دارو ها با عوارض بیشتری همراهند و مصرف آنها نیاز به بررسی های آزمایشگاهیِ خاصی دارد.
از عوارض جانبیِ مصرف نئوتیگازون و اترتینات می توان به ضد بارداری و عقیمی اشاره کرد، متوترکیسات نیز اختلالات کبدی و نارسائی های مغز استخوان را به ارمغان می آورد، در صورت استفاده از این دارو، تا ۳ ماه بعد از قطع آن نباید حاملگی صورت گیرد. سیکلوسپورین ضعیف کنندة سیستم ایمنیِ بدن بوده و برای جلوگیری از دفع اعضاء پیوند شده (کبد و کلیه) بکار می رود و اثرات سوء روی کلیه ها و خون بر جای می گذارد.
در مواردی که بیماری به درمان های دارویی پاسخ ندهد، باید دست به دامن روش های درمانیِ سیستمیک مثل پرتودرمانی فرا بنفش و لیزر درمانی شد که استفاده از آنها نیاز به جلسات متعدد دارد. این روش ها با توجه به کمبود تجهیزات و دستگاه های لازم، هنوز به شکل رایج قابل استفاده نیست و بعلّت هزینة بالا، استفاده از آن برای بسیاری از بیماران امکان پذیر نمی باشد.
در پرتو درمانی با UVA ۲۵ جلسه درمان طی دو تا سه ماه جهت پاک کردن ضایعات پوستی و ۳۰ تا ۴۰ جلسه طیِ یکسال جهت تحت کنترل دلشتن بیماری مورد نیاز است. علاوه بر مشکلات فوق، این نوع درمانها باعث زیان هایی از قبیلِ افزایش ریسک سرطان، پیریِ پوست، بوجود آمدن کک و مک، اگزما، سوختگی و سایر عوارض می شود، از طرف دیگر هیچ تظمینی برای بهبودی بیماران بعد دوره های درمانی وجود ندارد.
بدین ترتیب بی جهت نیست که پسوریازیس را یکی از سخت ترین بیماری ها می شناسند، زیرا گذشته از ناراحتی های جسمانی بیماران، این افراد از مشکلات اجتماعی و روحی ـ روانی که به خاطر وجود زخم های زشت پوستی تولید می شود رنج می برند، مثلاً امکان دارد دوست یا همکار آنان از دست دادن با آنها امتناع کند و یا در مکان های عمومی مثل استخر ها به غلط تصور کنند که بیماری مسری است و از ورود آنها جلوگیری شود.
بدین ترتیب ممکن است بیمار کم کم از جامعه کناره گیری کند و نهایتاً موجب بروز عوارض روانی و گوشه گیری در آنها شود. در این میان یک چیز مسلّم است، و آن اینکه خانم های مبتلا به پسوریازیس بیشتر تحت فشار هستند، زیرا زنان به نسبت مردان بیشتر به زیباییِ ظاهریِ خود حسّاسند از اینرو در محیط خانواده امکان بوجود آمدن مشکلات زناشویی برای آنان بیشتر است و با توجه به روحیّة خاصی که دارند به راحتی در معرض بیماری های روانی مثل استرس و افسردگی قرار می گیرند. از اینرو باتوجه به مشکلاتی که این بیماریِ تمام عیار برای جامعة انسانی ایجاد کرده وبشدّت هزینه های مالی و جانیِ کلان بر دوش دولت ها و مردم آن بر تحمیل می کند، هر اقدام مثبتی در جهت کاستن این مشکلات و تحقیقات برای یافتن درمان پسوریازیس، ارزش معنوی و البته مادّی بسیار زیادی در بر خواهد داشت.
Popularity: 10% [?]
با وجود نقش مهم منیزیم در فعل و انفعالات متابولیسمی و گردش خون و قلب، فقر یا حتی کمبود آن در بدن ، اغلب به درستی تشخیص داده نمیشود
اسفند ۱۷, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار سلولی و مولکولی, اخبار علمی پزشکی, دوپینگ،بدنسازی،مکمل درتغذیه, مشروح اخبار
توجه به نقش حیاتی منیزیم در حفظ سلامت فردی ضروریست .
پژوهشگران اعلام کردند با وجود نقش مهم و حیاتی عنصر منیزیم بر سلامت انسان و تاثیرات مثبت فراوان این ماده معدنی در فعل و انفعالات متابولیسمی و گردش خون و قلب، جوامع به حد کافی نسبت به این نقش مهم مطلع نیستند و از سوی دیگر، پزشکان نیز به این موضوع به دلایل مختلف توجه خاصی ندارند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از تایمز آو ایندیا ، در حالی که علوم پزشکی و تغذیه تاکنون کمبود منیزیم را امری نادر تلقی میکرد، اما برخی معاینات و مطالعات نشان میدهند که فقر منیزیم در بدن و یا حتی کمبود آن، اغلب به درستی تشخیص داده نمیشود.
از دیدگاه کارشناسان، اندازهگیری میزان منیزیم بدن در اکثر کشورها حتی کشورهای غربی اغلب به دلیل هزینه آن انجام نمیشود و بسیاری از موارد فقر منیزیم همچنان پنهان میمانند.
از آنجا که کمبود منیزیم نشانههای بسیار متنوعی دارد، پزشکان اغلب علل دیگری غیراز کمبود منیزیم برای ناراحتیهای افراد تشخیص میدهند؛ این در حالی است که عدم تشخیص کمبود منیزیم میتواند باعث ناراحتیهای زیادی از جمله ضعف بازده و توانایی کار، سردردهای میگرنی، درد قلب، گرفتگی ماهیچه پا و انگشت شصت پا و ناحیه شکم شود.
منیزیم همچنین ترمزی در برابر استرس محسوب میشود که در جامعه پیشرفته امروزی به وفور گسترش یافته است. از آنجا که سلولهای بدن از طریق هورمونهای استرس، منیزیم بیشتری مصرف میکنند، مقدار کافی این ماده معدنی به ویژه هنگام استرس مهم است.
امروزه متاسفانه عموم جامعه بندرت میدانند که با وجود تمام تنوع غذایی حتی در کشورهای پیشرفته، کمبود منیزیم همچنان وجود دارد. پزشکان نیز تا مدت زیادی اهمیت واقعی منیزیم را نمیدانستند اما امروز مشخص است که کمبود این ماده معدنی میتواند باعث ناراحتیها و بیماریهای مختلفی شود. مهمتر این که ورود مقدار کافی منیزیم به بدن، برای سیستم قلب و گردش خون مفید است و آن را محافظت میکند اما کمبود این ماده معدنی، وضعیت قلب را به مخاطره میاندازد و متاسفانه این مهم بندرت مورد توجه قرار میگیرد.
غنیترین منبع منیزیم شامل آجیل مثل بادام، پسته، گردوی سیاه، تخم کدو، بادام زمینی، برگ سبز سبزیجات، غلات، گندم، آرد و سویا هستند. همچنین منابع خوب دیگر برای منیزیم عبارت از آرد گندم، آرد جو، چغندر سبز، اسفناج، خرده گندم، حبوبات، جودوسر، موز و سیب زمینی با پوست هستند.
بعلاوه میتوانید منیزیم را از بسیاری گیاهان گونههای علفها و جلبکها به دست آورد. برای مثال جلبک آگار، گشنیز، شوید، دانه غلات، شاهپسند، خردل خشک، ریحان، پودر کاکائو، تخم رازیانه، مرزه، تخم زیره، تخم ترخون و تخم مرزنجوش حاوی این عنصر مهم و حیاتی هستند.
به گفته محققان؛ به دلیل افزایش و شدت بیماریهای قلبی، میزان کافی منیزیم در بدن برای ماهیچه قلب و در نتیجه بهبود فعالیت و بازده آن به ویژه مهم است. منیزیم، قلب، ماهیچهها و اعصاب را تقویت میکند و به عنوان نمونه منیزیم سولفات موسوم به “نمک تلخ” از مدتها قبل به عنوان مسهل و کاهش گرفتگی در عضلات استفاده میشود. منیزیم در آب، گیاهان و حیوانات نیز یافت میشود.
این ماده معدنی نقش کلیدی در عملکرد سالم گردش خون و قلب دارد و در همکاری و هماهنگی سلولهای عصبی و ماهیچهای دخالت دارد و بدین ترتیب برای تمام سیستم عصبی ضروری است و به عنوان نمونه تحریک و تهیج و برانگیختگی اعصاب و ماهیچهها را محدود میکند. از آنجا که منیزیم در روده کوچک جذب میشود، جذب آن در حضور کلیسم به شدت بهبود مییابد.
متخصصان تاکید میکنند که کمبود منیزیم حتی میتواند باعث بروز یا تشدید ناراحتیهای مختلف عصبی، بروز ترس و وحشت و یا افسردگی شود. علت وسعت تاثیرگذاری منیزیم در بدن، دخالت این ماده معدنی در فعل و انفعالات متابولیسمی بسیار مختلف است. منیزیم به جز پیشگیری از افزایش بیش از اندازه و حد فشار و بار بر روی ماهیچه قلب قادر است از دیگر بیماریها و ناراحتیها نیز جلوگیری کند.
منیزیم میتواند رگهای خونی را باز کرده و قدرت جاری شدن خون را بهبود بخشیده و خون بیشتری به اعضا و بافتها برساند و در نتیجه تاثیر خوب و غیرمنتظرهای روی بهبود گرفتگی ماهیچه پا داشته و حتی ناراحتی گردش خون را کاهش دهد.
طبق استانداردهای بینالمللی بدن یک فرد بزرگسال روزانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلی گرم منیزیم نیاز دارد اما این نیاز در مواردی چون فشار و بار سنگین امور روزمره، استرس، دوران پس از پشت سر گذاشتن یک بیماری، حاملگی، شیردهی و حتی در دوره رشد افزایش مییابد.
از سوی دیگر، چون منیزیم تاثیر انسولین در بدن را نیز بهتر میکند، کمبود این ماده معدنی نه تنها شرایط برای دیابت را تشدید میکند، بلکه حتی آسیبهای بعدی نگران کننده از جمله ناراحتیهای متابولیسم در قلب و رگهای خونی را نیز تشدید میکند.
منیزیم همچنین در بقولات مانند انواع لوبیا، عدس، لپه و ماش، ماهی، پنیر و میوههای خشک و برخی از آبهای معدنی، سبزیجات و کاهو نیز وجود دارد.
Popularity: 6% [?]
پریتونیت (Peritonitis) چیست ؟
اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, بيماريهاي غير واگير شايع, مشروح اخبار
پریتونیت
پریتونیت همواره یک بیماری کشنده جدی به حساب می آمده است. در طول بیش از یکصد سال گذشته با شناخت دقیق باکتری ها و منشا میکروبی پریتونیت ها و بعد از آن کشف آنتی بیوتیک ها درمان پریتونیت ها دگرگون شده، پیشرفت روش های هوشبری مدرن به جراحان جرات داد تا اقدام به اعمال جراحی و گاه جراحی هایی مکرر نمایند تا اینکه بتوانند پاتولوژی صفاق را به حالت نخستین برگردانده و سلامت را به بیمار بازگردانند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، عفونتهاى داخل صفاقى معمولاً هنگامى ایجاد مىشود که سدهاى آناتومیکى طبیعى از هم گسیخته شوند و میکروارگانیسمها به حفره صفاقى که در حالت عادى استریل است وارد شوند. پریتونیت یا اولیه (فقدان ظاهرى یک حادثه زمینهساز) است یا ثانویه. در افراد بزرگسال، پریتونیت باکتریال خودبهخودى SBP) Spontaneous Bacterial Peritonitis) در بیماران مبتلا به سیروز کبدى ناشى از الکلیسم شایعتر است.
بیماران مبتلا به آسیت در معرض این عفونت هستند. به نظر مىِسد مکانیسم این عفونت به این صورت باشد: کبد بیمار به دلیل اختلال در گردش خون پورت از انجام عمل فیلتراسیون معمول خود ناتوان است و در نتیجه باکترىها در مایع آسیت کاشته مىشوند. معمولاً یک سوش باکتریال منفرد عامل SBP است، و وجود باکتریمى همراه شایع است. پریتونیت ثانویه هنگامى ایجاد مىشود که باکترىها به دلیل نشت از یک حفره پاره شده وارد صفاق مىشوند. بهطور معمول در پریتونیت ثانویه باکترىهاى هوازى و بىهوازى بهصورت مخلوط وجود دارند.
با ورود رادیوگرافی ساده شکم و در چند دهه اخیر استفاده از سونوگرافی، سی تی اسکن، MRI و طب هسته ای تشخیص دقیق محل عارضه و اتیولوژی پریتونیت ها آسانتر شد و نیز با کاربرد تخلیه سوزنی و آنتی بیوگرام و کشت بی هوازی و گاه تعبیه استنت و درن به مدد تصویربرداری به تدریج خطر پریتونیت ها کاهش یافت. تکنولوژی لاپاراسکوپیک نیز موجب شد که در موارد خاصی کار تشخیص و درمان آسان تر و بهبودی سریع تر گردد.
● شرح بیماری
پریتونیت عفونت یا التهاب وخیم قسمتی از صفاق (پرده پوشاننده لوله گوارشی) یا همه آن.
● علایم شایع
▪ درد سراسر شکم یا قسمتی از آن. این درد معمولاً به طور ناگهانی آغاز شده و به طور پیشرونده تشدید مییابد. درد ممکن است در ابتدا حالت متناوب داشته باشد و سپس حالت ثابت پیدا کند. بیمار دچار این درد اغلب ترجیح میدهد که به پشت بخوابد و هیچگونه حرکتی نکند زیرا حرکت یا فشار به شکم باعث افزایش این درد میشود.
▪ درد شانه (گاهی)
▪ لرز و تب (اغلب تب بالا)
▪ منگی و ضعف
▪ تُندی ضربان قلب
▪ فشارخون پایین
▪ تهوع و استفراغ
▪ تشنگی
● علل
▪ التهاب شدید پرده صفاق که هنگام ورود مواد خارجی به حفره شکم رخ میدهد. این مواد خارجی شامل باکتری ها یا محتویات لوله گوارش، نظیر ترشحات هضمکننده غذا، خون، غذای ناقص هضم شده یا مدفوع میباشد.
▪ این مواد در پی اتفاقات زیر وارد حفره شکم میشوند:
الف) پارگی یا سوراخ شدگی هر عضو داخل شکمی، نظیر آپاندیسیت ملتهب، زخم گوارشی، یا دیورتیکول یا کیسه صفراوی عفونی شده
ب) آسیب به دیواره شکم مثلاً در اثر چاقو یا گلوله
ج) بیماری التهابی لگن
د) پارگی حاملگی نابجا
● عوامل تشدید کننده بیماری
▪ تأخیر در درمان علل ذکر شده در بالا
▪ جراحی اخیر شکم
▪ مصرف کورتیکواسترویید
▪ بیماری پیشرفته کبدی
● پیشگیری
▪ درمان فوری اختلالات زمینهای
● عواقب مورد انتظار
▪ با تشخیص و درمان زودرس معمولاً قابل علاج است. تأخیر در درمان این بیماری و بروز عوارض آن میتواند کُشنده باشد. عاقبت این بیماری به سن بیمار، طول مدت بیماری، علت آن و وجود هرگونه بیماری قبلی بستگی دارد.
● عوارض احتمالی
▪ شوک
▪ مسمومیت خون (سپتیسمی)
▪ انسداد روده ناشی از چسبندگیهای بعدی (نوارهای بافت جوشگاهی تشکیل شده پس از التهاب)
▪ نارسایی کبد یا کلیه
● تظاهرات بالینى
SBP تب شایعترین علامت هنگام مراجعه است و در ۸۰% موارد SBP وجود دارد. درد شکم، شروع حاد علایم و نشانههاى صفاقى در معاینه بدنى به تشخیص کمک مىکنند، ولى فقدان این یافتهها تشخیص را رد نمىکند. آسیت همیشه قبل از عفونت وجود دارد.
● پریتونیت ثانویه
پریتونیت ثانویه علایم لوکالیزه، در صورت وجود، به عامل زمینهساز بستگى دارند. درموارد پارگى زخم معده، درد اپىگاستر وجود دارد. در آپاندیست، علایم اولیه ممکن است مبهم باشد و ممکن است شامل تهوع یا احساس ناراحتى در دور ناف باشد که بهَتدریج در ناحیه RLQ لوکالیزه مىشود. علایم پریتونیت ثانویه شامل درد شکم است که با حرکت، سرفه، یا عطسه افزایش پیدا مىکند. بیماران اغلب در حالت دراز کشیده زانوها را به طرف شکم جمع مىکنند تا مانع از کشیدگى فیبرهاى عصبى صفاقى شوند. یافتههاى معاینه شکم عبارتند از: گاردینگ ارادى و غیر ارادی، تندرنس، و در مراحل بعدی، تندرنس برگشتى.
● تشخیص
براى تشخیص SBP، باید منشاء اولیه عفونت داخل شکمى رد شود؛ سىتىاسکن شکم با کنتراست ممکن است کمککنننده باشد. آزمایش مایع آسیت در هر بیمار سیروزى تبدار براى تشخیص SBP ضرورى است. براى حصول نتیجه بهتر، باید مایع صفاقى را در لوله کشت خون قرار داد. خون باید کشت داده شود. در پریتونیت ثانویه، تشخیص باید بر روى شناسائى عامل زمینهساز متمرکز شود؛ آزمایش مایع آسیت بهندرت مورد نیاز است.
● درمان
درمان SBP باید براساس ارگانیسم جدا شده انجام گیرد. درمان تجربى باید باسیلهاى هوازى گرم منفى و کوکسىهاى گرم مثبت را پوشش دهد. برا یاین منظور مىتوان از سفالوسپورینهاى نسل سوم، کارباپنمها، یا ترکیبات پنىسیلین / مهارکننده بتالاکتاماز وسیعالطیف استفاده نمود. بعد از شناسائى ارگانیسم مسئول عفونت، طیف درمان باید به آن پاتوژن محدود شود. اگر در بیماران مشکوک به SBP فلور مخلوط (بهویژه بىهوازىها) شناسائى شود، بیمار را باید از نظر پریتونیت ثانویه بررسى کرد. درمان پریتونیت ثانویه عبارت است از پوشش آنتىبیوتیکى بر علیه باسیلهاى گرم منفى هوازى و بىهوازىها و همچنین مداخله جراحى براى عامل زمینهساز.
▪ بررسیهای تشخیصی ممکن است شمارش گویچههای سفید خون برای شناسایی التهاب و شمارش گویچههای قرمز خون برای یافتن خونریزی؛ اندازهگیری میزان مایع و الکترولیتها؛ روشهای جراحی تشخیصی نظیر واردکردن یک سوزن باریک به داخل شکم برای به دست آوردن مایع یا سایر موارد و سیتی اسکن و رادیوگرافی شکم باشد.
▪ برای درمان این عارضه و هرگونه مشکل زمینهای معمولاً بستری بیمار در بیمارستان ضروری است. درمان در جهت جبران کمآبی، حمایت تنفسی و تزریق خون ممکن است لازم باشد.
جراحی برای ترمیم آسیب یا جراحت عضو که راه ورود مواد خارجی به داخل حفره شکم میباشد.
ب) داروها
▪ آنتی بیوتیک ها برای مقابله با عفونت
▪ تجویز مسکنها گاهی پس از تشخیص یا جراحی لازم میشود.
ج) فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
▪ پس از درمان، تا برطرف شدن علایم در بستر استراحت نمایید. اگر جراحی ضرورت یابد، پس از آن به تدریج فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های طبیعی خود را از سر بگیرید.
د) رژیم غذایی
▪ تا فروکش التهاب حاد از خوردن هرگونه غذا یا آشامیدنی خودداری کنید تا لوله گوارشی بتواند استراحت کند.
▪ مایعات و موادمغذی از طریق وریدی برای شما تجویز میشود. هنگامی که دستگاه گوارشی تحمل خوراکی را پیدا کرد میتوانید تغذیه دهانی را از سر بگیرید.
● درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
▪ اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم پریتونیت باشید. این وضعیت اورژانس است. تشخیص و درمان زودرس اختلال زمینهای، نظیر آپاندیسیت، زخم گوارشی یا حاملگی نابجا بسیار مهم است. در صورت بروز درد شکم، زمان ارزشمند را با درمانهای خانگی، به خصوص مصرف میلینها، تلف نکنید. مصرف ملینها ممکن است باعث پارگی اعضای شکمی ملتهب گردد.
▪ بروز موارد زیر در طی زمان:
الف) یبوست
ب) علایم عفونت جدید از قبیل تب، لرز، درد عضلانی، منگی، سردرد و درد شکمی افزایش یابنده.
ج) اگر دچار علایم جدید و غیر قابل توجیه شده اید. داروهای تجویزی ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند .
Popularity: 3% [?]
مروری سریع بر هپاتیت
اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, بيماريهاي واگیر شايع ايران و جهان, مشروح اخبار
شایعترین علت هپاتیت ویروسها هستند. نوع هپاتیت را برحسب نوع ویروسی است که باعث آن میشود، برای مثال هپاتیت A، هپاتیت B یا هپاتیت C. داروها یا الکل نیز میتوانند باعث هپاتیت شوند. همچنین در مواردی دستگاه ایمنی به اشتباه به بافتهای کبدی حمله میکند و باعث هپاتیت خودایمنی میشود. هپاتیتها ممکن است خود به خود بهبود پیدا کنند، با درمان دارویی معالجه شوند، یا به صورت مزمن و مادامالعمر درآیند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، هپاتیت یعنی التهاب کبد که در میان مردم به یرقان مشهور است. مهم ترین عوامل ایجاد کننده این بیماری ویروس ها هستند. البته علت های دیگری هم چون داروها، بیماری های ارثی و مصرف الکل می تواند سبب هپاتیت شود. از مهم ترین ویروس هایی که موجب هپاتیت می شوند می توان ویروس های هپاتیت نوع D،C،B،A و … را نام برد. بیماری هپاتیت را به دو نوع هپاتیت A و هپاتیت B تقسیم و از یکدیگر تفکیک می کنند.
هپاتیت A
این بیماری، یرقان همه گیر نیز نامیده می شود. بیماری واگیرداری است که به وسیله ویروس هپاتیت A ایجاد می شود. بیماران منبع اصلی انتشار عفونت هستند و بیماری از طریق آب و مواد غذایی آلوده، دست و لوازم آلوده بیمار (ظروف) قابل انتقال است. ویروس به مدت یک تا دو هفته پیش از آغاز بیماری و تا چهار هفته پس از آن از طریق مدفوع دفع می شود که خطر انتقال به دیگران وجود دارد. هپاتیت A بندرت از طریق خون و فرآورده های خونی منتقل می شود.
پیشگیری
- رعایت بهداشت فردی شامل شستن دست ها قبل و بعد از غذا خوردن.
- ضد عفونی کردن میوه ها و سبزیجات قبل از مصرف.
- ضد عفونی کردن وسایل بیمار.
- دفع بهداشتی فاضلاب جهت جلوگیری از آلودگی آب، میوه ها، سبزیجات و خوراکی ها.
هپاتیت B
هپاتیت B ، هپاتیت سرم نیز نامیده می شود. یک عفونت حاد عمومی است که بیشترین آسیب آن به کبد وارد می شود. نزدیک به۵ تا۱۵ درصد بیماران، مبتلا به بیماری مزمن کبد می شوند و کمتر از۱۰ درصد بالغین آلوده، حامل بیماری هستند. بیماری در مناطقی که افراد دچار فقر اقتصادی، اجتماعی می باشند شیوع بیشتری دارد. گروه هایی که بیشتر در معرض خطر ابتلا به هپاتیت B هستند پزشکان، جراحان، پرستاران، کارکنان بخش دیالیز و آزمایشگاه، معتادان تزریقی و همجنس بازان می باشند. سایر افراد در صورت عدم رعایت بهداشت فردی نیز در معرض خطر هستند. در مجموع هپاتیت B خطرناک تر از هپاتیت A است.
عامل بیماری
ویروس هپاتیت B ، عامل بیماری و انسان تنها میزبان طبیعی این ویروس است. ویروس می تواند مدت ها در محیط زیست زنده بماند و کاملاً پایدار است. در دوره پنهانی بیماری و در مرحله حاد آن، ویروس در خون وجود دارد. از خصوصیات این ویروس دوره نهفتگی طولانی بین۶ هفته تا۶ ماه است. ویروس در خون، سرم، ادرار و مایعات بدن (بزاق، ترشحاتِ واژن و اسپرم) وجود دارد.
ناقلین هپاتیت B باید چه نکاتی را بدانند؟
ناقلین هپاتیت B باید بدانند که با گذشت زمان ممکن است ویروس از بدنشان پاک و خارج شود ولی ممکن است ویروس مجدداً فعال شده و سبب آسیب کبد شود. در چنین شرایطی اقدامات خاصی مورد نیاز است. با توجه به این که امکان فعال شدن ویروس در بدن ناقلین هپاتیت B وجود دارد به همین دلیل باید هر۶ ماه در مورد آنها بررسی لازم به عمل آید تا درصورت شناخت آن اقدامات لازم انجام شود. تا به امروز درمانی جهت ناقلین B وجود نداشته و از آنجا که عملکرد کبد آنها خوب است نیازی به درمان وجود ندارد.درمان حمایتی با برخی داروها فقط در مبتلایان به هپاتیت مزمن صورت می گیرد. مادران باردار برای جلوگیری از انتقال بیماری به نوزاد خود باید پزشک را از وجود بیماری در بدن خود آگاه سازند.
ناقل هپاتیت B چه کسی است؟
ناقل هپاتیت B به کسانی گفته می شود که ویروس هپاتیت B بیش از۶ ماه در خونش وجود داشته باشد، حال عمومی خوبی داشته و در بررسی آزمایشگاهی اختلالی در کار کبدشان مشاهده نشود.
در چنین شرایطی ویروس به صورت مسالمت آمیز در داخل بدن وجود داشته ولی آسیبی به کبد وارد نمی کند. امکان آلودگی با ویروس هپاتیت A بسیار و آلودگی با ویروس هپاتیت B شایع تر است.
راههای عمده انتقال هپاتیت B کدام است؟
در ناقلین هپاتیت B ، ویروس به صورت نهفته در بدن باقی می ماند و آنچه اهمیت دارد خطر انتقال ویروس به دیگران است.
راههای انتقال متعدد است. مهم ترین راهها عبارتند از:
- انتقال خون و فرآورده های خونی
- تماس با خون آلوده
- به کار بردن سرنگ، سوزن و وسائل آلوده جراحی در پزشکی، داندان پزشکی، خال کوبی، سوراخ کردن گوش، ختنه اطفال.
- به کار بردن تیغ، مسواک و حوله به صورت مشترک.
- استفاده از سرنگ مشترک در معتادان تزریقی.
- انتقال از مادر آلوده به ویروس هپاتیت B ، به نوزاد، هنگام زایمان یا از طریق بزاق آلوده از راه چشیدن غذای نوزاد.
- انواع ترشحات بدن: بزاق، ادرار، اسپرم و ترشحات واژن حاوی ویروس است، بنابراین آلودگی از راه بوسیدن و آمیزش جنسی منتقل می شود. انتقال بیماری از راه بند پایان (پشه و ساس) مشکوک است.
در ناقلین هپاتیت B ، ویروس به صورت نهفته در بدن وجود دارد، آنچه اهمیت دارد خطر انتقال ویروس به دیگران است پس بایستی احتیاط لازم صورت گیرد.
ناقلین هپاتیت B باید به چه نکاتی توجه داشته باشند؟
- برای بررسی وضعیت کار کبد، معاینات و انجام آزمایش هر۶ ماه یک بار به پزشک مراجعه کنند.
- کلیه اعضاء خانواده (همسر، فرزندان و کلیه کسانی که در یک مکان با ناقلین زندگی می کنند) باید علیه هپاتیت B واکسینه شوند.
- در صورت مراجعه به دندانپزشک، آزمایشگاه، پزشک و اصولاً هر جای دیگر که خطر انتقال ویروس به دیگران وجود دارد حتماً آنان را از وجود آلودگی به ویروس هپاتیت B آگاه کنند.
- تلاش کنند تا به وزن مناسب دست یابند.
- از وسایل و لوازم شخصی چون مسواک، ریش تراش، و … به صورت مشترک استفاده نکنند.
- مشروبات الکلی سبب تشدید بیماری می شود. جداً بایستی از مصرف آنها پرهیز کنند.
- ناقلین هپاتیت می توانند مثل بقیه مردم زندگی کنند، ورزش کنند و هیچ گونه محدودیتی در رژیم غذایی آنها وجود ندارد. خوشبختانه تماس های عادی و روزمره نظیر دست دادن، در یک اتاق کار کردن، معاشرت با دوستان، همکلاسی ها و افراد فامیل خطری برای دیگران ندارد. هدف برنامه ایمن سازی علیه هپاتیت B پیشگیری از حالت ناقل شدن است.
هشدار و رهنمود
- ناقلین هپاتیت B می توانند ازدواج کنند ولی همسر آنان باید بر علیه بیماری واکسینه شده و از تاثیر مثبت واکسن نیز باید مطمئن بود.
- تمام خانم های باردار بایستی از نظر هپاتیت B بررسی شوند تا درصورت شناسایی عفونت از انتقال بیماری به نوزاد پیشگیری شود.
- امکان حاملگی برای خانم های ناقل هپاتیت B وجود دارد ولی آنچه مهم است خطر انتقال هپاتیت به نوزاد است. برای کاهش خطر باید بلافاصله پس از تولد و زیر نظر پزشک به نوزاد سرم ایمنوگلوبولین و واکس هپاتیت B تزریق کرد.
- خانم های ناقل هپاتیت اگر به تعداد کافی فرزند دارند از حاملگی بیشتر پرهیز کنند. مناسب ترین روش پیشگیری از بارداری در این شرایط روش های دائمی (وازکتومی یا توبکتومی) هستند.بایستی کلیه نوزادان، خانواده افراد مبتلا به هپاتیت B ، شاغلین حرفه پزشکی و سایر افراد در معرض خطر علیه این نوع هپاتیت واکسینه و ایمن شوند.
پیشگیری
برای هپاتیت B هیچ درمان ویژه ای نیست، بنابراین ایمن سازی کودکان و نوزادان پیش از مواجهه با ویروس جهت پیشگیری از حالت حامل بودن در نوزادان زاده شده از مادران مبتلا به هپاتیت B از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
- واکسیناسیون گروههای در معرض خطر.
- شناسایی مادران آلوده به ویروس.
- بیماریابی در گروههای در معرض خطر.
- ضدعفونی کردن کلیه لوازم جراحی داندانپزشکی، پزشکی.
- استفاده از سرنگ و سوزن استریل.
- آزمایش خون کلیه اهداء کنندگان خون.
- جلوگیری از خال کوبی و ختنه اطفال به صورت سنتی.
- هرگز از حوله، مسواک و تیغ صورت تراشی به صورت مشترک استفاده نشود.
- جلوگیری از بی بند و باری های جنسی و پایبندی به اخلاق خانواده.
Popularity: 4% [?]
مروری برسندرم پیش از قاعدگی (premenstrual syndrome)
اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ بواسطة: admin موضوع : اخبار علمی پزشکی, اخبار مامایی, بيماريهاي غير واگير شايع, مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی
آشنایی با PMS و راه های مقابله با آن
سندرم پیش از قاعدگی (premenstrual syndrome) که به اختصار PMS نامیده می شود، عود دوره یی ترکیبی از تغییرات آزاردهنده فیزیکی، روانی یا رفتاری در ۷ تا ۱۰ روز پیش از شروع خونریزی قاعدگی است که در برخی از زنان مشاهده می شود و با فعالیت های اجتماعی و روابط خانوادگی تداخلاتی ایجاد می کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، تقریباً یک در صد زنان در سنین باروری با چنان شدتی مبتلابه PMS می شوند که باعث تهدید روابط شغلی بین فردی بیمار می شود. این علائم عبارتند از درد (انقباض و درد شکم، درد کمر، سردرد و خستگی)، آکنه، احتباس آب (تورم صورت و دست ها، تورم و دردناک شدن سینه) ، ولع نسبت به غذا به خصوص شکلات و سایر شیرینی ها، تشنگی شدید، اسهال، تغییرات روحیه (عصبانیت و افسردگی، احساس تنهایی، تحریک پذیری، گریه کردن)، حالت سوماتیزاسیون (احساس خفگی، درد قفسه سینه و احساس صدای زنگ در گوش ها) و واکنش های اتونومیک (عرق سرد، سرگیجه، ضعف و غش). دامنه این علائم از شکایات خفیف تا شدید تغییر می کند.
یکی از علل PMS تغییر پاسخ به دو هورمون اصلی تنظیم کننده سیکل قاعدگی یعنی استروژن و پروژسترون است، به ویژه هورمون استروژن که با اثر روی نوروترانسمیترهای مغز از جمله سروتونین باعث تغییرات روحیه می شود. اکثر داروهای ضدافسردگی از طریق افزایش سطح سروتونین مغز باعث بهبود روحیه می شوند. آواکادو، خرما، موز، آناناس و گوجه فرنگی منابع خوب سروتونین هستند.
ارتباط اصلی PMS و تغذیه مربوط به متابولیسم انرژی و وضعیت ویتامین ها و مواد معدنی است. به نظر می رسد دو هفته پیش از شروع قاعدگی میزان متابولیسم پایه افزایش پیدا می کند که به دنبال آن اشتها و انرژی دریافتی افزایش پیدا می کند.
بررسی های زیادی نشان داده است که زنان ده روز پیش از قاعدگی حدود سه هزار کیلوکالری در روز بیشتر از ده روز بعد از قاعدگی مصرف می کنند. در نتیجه زنانی که درصدد کنترل وزن هستند احتمالاً طی دو هفته بعد از قاعدگی راحت تر می توانند کالری دریافتی خود را محدود کنند. محدودیت کالری دریافتی طی دو هفته قبل از قاعدگی مشکل تر است زیرا آنها باید با یک پدیده هورمونی طبیعی که منجر به افزایش اشتها می شود، مقابله کنند.
یکی از علائم معمول PMS احتباس سدیم توام با احتباس آب است. برخی پزشکان به منظور دفع سدیم و آب اضافی داروهای مدر تجویز می کنند. باید توجه کرد که درمان با داروهای مدر (افزایش دفع ادرار) ممکن است باعث اتلاف مواد معدنی از جمله پتاسیم شود که می تواند علائم PMS را تشدید کند. پتاسیم قادر است نفخ و تورم ناشی از احتباس آب را کاهش دهد. انجیر، موز، سیب زمینی، آلو، قارچ، پیاز و گوجه فرنگی منابع خوب پتاسیم هستند.
تحقیقات بسیاری روی نقش ویتامین B6 در PMS انجام شده است. ارتباط PMS با کمبود ویتامین B6 ممکن است به این دلیل باشد که سطح هورمون هایی که برای عملکردشان به ویتامین B6 نیاز دارند، در زنان مبتلابه PMS نرمال نیست. در بررسی های تجربی، تعداد معدودی از افراد مبتلابه PMS به درمان با ویتامین B6 پاسخ مساعد داده اند اما بهبودهای مشاهده شده قابل توجه نبوده است.
نیازی به دریافت دوزهای بالای ویتامین B6 نیست زیرا دریافت چنین دوزهایی ممکن است مخاطراتی به همراه داشته باشد. در یک بررسی مشخص شد که دریافت مکمل ویتامین E در بهبود درد سینه ناشی از PMS موثر است. بنابراین احتمالاً کمبود ویتامین E باعث PMS نمی شود، اما می تواند علائم مرتبط با دوران قاعدگی را تشدید کند.
پژوهش ها نشان داده است که مکمل هایی مثل کلسیم و منیزیم با تخفیف عوارض PMS همراه بوده است. منیزیم باعث کاهش تورم، احتباس آب و افزایش وزن و تخفیف درد سینه می شود.
کلسیم نیز باعث کاهش اختلالات روحیه ناشی از PMS، احتباس آب، میل به غذا و درد می شود. بنابراین در زنان مبتلابه PMS اولین گام برای کاهش علائم PMS اطمینان از دریافت کافی مواد مغذی است. مصرف چای و قهوه با PMS ارتباط قوی دارد. به نظر می رسد علائم PMS در زنانی که چای و قهوه بیشتری می نوشند، شدیدتر باشد.
شواهد نشان می دهند که احتمالاً کافئین در این رابطه نقش دارد. در یک بررسی مشخص شده است که مصرف نوشیدنی های حاوی کافئین با افزایش علائم PMS همراه بوده است. بنابراین بهتر است زنانی که مبتلابه PMS هستند، مدتی مصرف نوشیدنی های حاوی کافئین را محدود کنند تا مشخص شود که آیا با محدودیت کافئین علائم PMS در آنها بهبود می یابد یا خیر.
واضح است که افراد مبتلابه PMS بهتر است به تمام عوامل شیوه زندگی خود توجه کنند زیرا رژیم غذایی تنها یکی از عوامل موثر بر PMS است. خواب کافی، فعالیت بدنی و کنترل استرس عوامل دیگری هستند که می توانند در این امر نقش داشته باشد. همچنین افزایش مصرف غلات سبوس دار، فرآورده های لبنی کم چرب و سبزیجات برگ سبز و میانه روی در مصرف نمک و کافئین توصیه می شود.
علائم سندرم پیش از قاعدگی چیست؟
شایعترین شکایات یا نشانه های سندرم پیش از قاعدگی موارد زیر هستند:
تغییرات خلق و اثرات روانی آن:
تحریک پذیری
دستپاچگی (نا آرامی)
فقدان کنترل
پرخاشگری
بر آشفتگی
بی خوابی
مشکل در تمرکز
سستی
افسردگی
خستگی شدید
احتباس مایعات
ورم
اضافه وزن های ماهیانه
کاهش حجم ادراد
احساس پری و درد در پستانها
مشکلات تنفسی
آلرژی ها
عفونت ها
شکایات چشمی
اختلالات بینایی
التهاب ملتحمه
علائم گوارشی
نفخ کردن
یبوست
تهوع
استفراغ
تغییر اشتها
احساس سنگینی یا فشار در لگن
کمر درد
مشکلات پوستی
جوش صورت
التهاب پوستی عصبی (التهاب پوست به همراه خارش)
تشدید سایر مشکلات پوستی
نشانه های عصبی یا عروقی
سردرد
سرگیجه
سنکوپ (غش کردن)
کرختی، خارش، سوزش یا افزایش حساسیت بازوها و پاها
کوفتگی سریع
تپش قلب
چند دستور برای رژیم غذائی :
روزانه شش وعده غذا بخورید این برنامه شامل سه وعده غذای اصلی به علاوه غذای سبک ساعت ۱۰ صبح ، عصرانه و غذای سبک قبل از خواب می شود . اگر تا کنون برنامه غذایی شما به جز این بوده است آن را ترک کنید و فقط وعده های غذائی کوچک بخورید . پیشنهاد ما این است که خانمهایی که نمی خواهند وزن خود را کاهش دهند یا نیاز به کاهش وزن ندارند کالری مصرفی خود را به ۱۵۰۰کالری ( رژیم سبک ) در روز کاهش دهند و خانمهایی که نیاز به کاهش وزن دارند کالری مصرفی خود را به ۱۰۰۰ کالری ( رژیم متوسط ) در روز محدود نمایند .
سایر توصیه های غذائی :
از مصرف چربیهای اشباع نشده خودداری نمائید .
نمک – هر چه کمتر بهتر – نوشیدنیهای آماده و گازدار درصد نمک بالایی دارند .
از مصرف کافئین ، قهوه ، چای ، کولا ، شکلات خودداری نمائید . ( مصرف قهوه بدون کافئین ضرری ندارد )
مصرف سبزیجات پهن برگ ( مانند کاهو ) و نیز غلات را افزایش دهید .
مصرف گوشت قرمز را به حدود ۱۰۰ گرم در روز و مجموع پروتئین مصرفی را به حدود ۱۲۰ گرم برای رژیم های غذایی ۱۰۰۰ کالری یا ۲۰۰ گرم در رژیم های غذایی ۱۵۰۰ کالری کاهش دهید برای تأمین پروتئین ، ماهی ، گوشت سفید و غلات مناسب هستند . مصرف تخم مرغ ، پنیر ، شیر ، ماست و کره باید محدود شوند .
مصرف کربوهیدراتهای مرکب نظیر غلات و سبزیجات را افزایش دهید .
تا جائیکه ممکن است مصرف قند را کاهش دهید . از مصرف آب نبات ، شکلات ، شیرینی و بستنی خودداری نمائید و در عوض از میوه های تازه بیشتر استفاده کنید .
همچنین از مصرف غذاهای زیر پرهیز نمائید :
غذاهای آماده و کنسروی ، چیپس ، چوب شور ، سوسیس ، ماهی ساردین ، حبوبات ، چغندر ، ژامبون و کالباس ، شلغم ، ترشی کلم ، گوشت های دودی ، سس خردل ، سس مایونز ، سس گوجه فرنگی ، سس سویا ، ترشیجات و زیتون .
* مواد قابل مصرف :
لبنیات : فقط شیر بدون چربی
تمام میوه جات و سبزیجات مفید هستند .
و می توان از آنها به عنوان وعده های سبک غذایی استفاده کرد .
گوشت سفید ، بوقلمون ، گوشت گوساله ، گوشت بره .
ماهیها : اکثر ماهیهای تازه قابل مصرف و مفید هستند .
عوامل مؤثر در کاهش عوارض این سندرم عبارت اند از:
- رژیم غذایی مناسب و کنترل شده تا حدود زیادی این علائم را کاهش می دهد، رژیمی که شامل مقدا ر بالایی از کربوهیدرات (ماند نان و غلات) و کم چربی باشد، مفیدتر است.
- ویتامین B6 (پیریدوکسین) در رژیم غذایی یا به صورت مکمل (در قرص یا آمپول) تا حدود زیادی می تواند افسردگی ناشی از PMS را بهبود بخشد.غذاه







