بی دندانی

متاسفانه بسیاری از مردم نسبت به نداشتن دندان بی تفاوت هستند، وبه سادگی از کنار آن رد می شوند.  آنچه باید بدان توجه داشت جایگزین کردن نقاط بی دندانی از یک دندان تا بی دندانی کامل است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  در مواردی که بی دندانی زیاد یا به طور کامل باشد افراد معمولا مبادرت به درمان با پروتز متحرک می کنند، ولی چنانچه نقاط بی دندانی محدود به یک نقطه باشد، نسبت به درمان اقدامی صورت نمی گیرد ویا ضرورتی در این کار نمی بینند که اتفاقا بیشتر مشکلات بی دندانی در همین افراد دیده می شود.

به صورت کلی اهداف مورد توجه در جایگزینی نواحی بی دندانی عبارتند از :

۱- بازسازی انساج دهانی یا جایگزینی دندانها و انساج از بین رفته وابسته به آن
۲- تامین فانکشن و توانایی مضغ
۳- تامین فونتیک و تکلم راحت و صحیح
۴- تامین زیبایی
۵- تامین سلامتی و راحتی بیماران

 طرح درمان برای جایگزینی دندانهای از دست رفته :

نکته : انتخاب نوع پروتز به عوامل زیر بستگی دارد.

۱- بیومکانیک
۲- زیبایی
۳- وضعیت اقتصادی بیمار
۴- انتظارات بیمار
درمانی باید انجام شود که ساده تر و منطقی تر باشد .

موارد تجویز پروتزهای پارسیل متحرک ( Removable  partial  denture):

1.  جایگزینی ( بیش از دو دندان خلفی ، بیش از چهار دندان قدامی ، کانین و دو دندان مجاور آن )
۲٫ فضاهای بی دندانی متعدد.
۳٫ وسیع بودن طول فضاهای بی دندانی .
۴٫ عدم وجود دندان پایه در انتهای فضای بی دندانی ( نمی توان از بریج استفاده کرد )
۵٫ کاهش ساپورت پریودنتالی دندانهای باقی مانده ( که دندانها نمی تواند پایه پروتز ثابت شود )
۶٫ تحلیل شدید استخوان در ناحیه بی دندانی .
۷٫ تمایلات و خواسته های بیماران ( مسائل اقتصادی )
۸٫ بیمارانی که در سنین جوانی یا پیری هستند ( جوانان کمتر از ۱۷ سال به علت وسعت پالپ و کوتاه بودن ارتفاع تاج کلینیکی دندانها انتخاب مناسب برای درمانهای پروتز ثابت نیستند ، دربیماران سالخورده که ادامه زندگی برای آنها کمتر از ۵ سال پیش بینی می شود )

 موارد تجویز بریجهای معمولی حمایت شونده توسط دندان ( F.P.D )

1- جایگزینی حداکثر ۲ دندان خلفی
۲- جایگزینی حداکثر ۴ دندان قدامی
۳- می تواند بصورت کانتی لیور هم استفاده شود

نکته : ساپورت استخوانی مطلوب دندانهای پایه ، نسبت ۱/۱ تاج به ریشه ، عدم موبلیتی پایه ها ، تحلیل متوسط و نه شدید بریج و عدم وجود نقص شدید بافت نرم ،tiltکمتر از ۲۵ درجه دندان پایه شرایط مورد قبول جهت درمان F.P.D می باشد.

 موارد تجویز F.P.D باند شونده بارزین با ساپورت دندانی :

۱- جایگزینی یک دندان و احیانا دو ثنایاها ( معمولا تنها ثنایاها و پره مولرها را می توان با این روش جایگزین کرد .

 موارد تجویز بریجهای ساپورت شونده توسط ایمپلنت :

۱- جایگزینی تک دندان
۲- در بی دندانی ۲ تا ۶ واحدی
۳- فقدان دندان پایه خلفی و عدم تمایل بیمار به پروتز متحرک
۴- تعداد اندک دندانهای پایه یا ضعیف بودن آنها

نکته : ریج تخت و پهن وضخیم با استخوان با دانسیته بالا و ردیف بودن ( alignment) بیشتر پایه ها در مقایسه با F.P.D با ساپورت دندانی لازم می باشد.

• طرح درمان برای رستوریشنهای تک واحدی

انتخاب نوع ماده وطرح رستوریشن به موارد زیر بستگی دارد :

۱- میزان تخریب ساختار دندان
۲- زیبایی
۳- کنترل پلاک
۴- ملاحظات مالی
۵- گیر ، گیر روکش کامل >8/7>4/3>انله MOD

• رستوریشنهای داخل تاجی

این رستوریشنها زمانی که مقدار کافی از نسج تاج برای نگهداری و حفاظت رستوریشن تحت استرس ها باقی مانده باشد کاربرد دارند.

۱- گلاس اینومر                     ۴- اینله فلزی
۲- کامپوزیت رزین                     ۵- اینله سرامیک
۳- آمالگام
۶- انله MOD
 موارد تجویز رستوریشنهای خارج تاجی :

۱- وجود نسج ناکافی تاجی برای نگهداشتن رستوریشن داخل تاجی
۲- تخریب شدید دیواره اگزیال
۳- نیاز به تغییر کانتور برای تامین اکلوژن مناسب یا زیبایی

پارسیل ونیرکراون :

- در مواردی که یک یا چند سطح سالم دندانی پوشانده نمی شود و بیش از نیمی از نسج دندان باقی مانده باشد کاربرد دارد

روکشهای تمام فلز :

- در مواردی که در چند سطح اگزیال ضایعه وجود داشته باشد کاربرد دارد .
نکته : نازیباست ، لذا در مولردوم و گاهی در مولر اول فک پایین کاربرد دارد ( گاهی نیز پره مولر دوم فک پایین )

 روکشهای متال سرامیک

-    در مواردی که وجود ضایعات متعدد در سطوح اگزیال دندان کاربرد دارد.
نکته : حداکثر گیر را ایجاد می کند و زیباست .

روکش تمام سرامیک

این رستوریشن تلفیق زیبایی و حداکثر پوشش دندان می باشد.
نکته :
- مانند مورد قبلی به شکستن مقاوم نیست، لذا باید در معرض استرسهای کم تا متوسط باشد.

- اغلب برای ثنایا کاربرد دارد .
- به تراش زیاد دندان نیاز دارد .

 سرامیک ونیر :

با حداقل تراش در دندانهای قدامی که تنها مشکل stain ، مشکل تکاملی یا chipping انیسنرال و ضایعات کوچک پروگزیمال دارند.

آموزش به بیماران دارای پروتز کامل :

۱- آموختن استفاده از دندان مصنوعی مستلزم صرف وقت و داشتن حوصله است .
۲- دندان مصنوعی جدید در دهان شما به نظرتان پر حجم و عجیب خواهد آمد و باعث پر شدن دهان و گونه شما خواهد شد که مدتی طول می کشد تا به آن عادت کنید.
۳- هرگز عادت نکنید که دندان مصنوعی را با حرکات زبان و لب لق کنید.
۴- امکان دارد روزهای اول استفاده از دندان مصنوعی ، ترشح بزاق در دهان شما زیاد باشد ، اما بعدا این مسئله رفع خواهد شد.
۵- صحبت کردن با دندان مصنوعی جدید احتیاج به تمرین دارد اما مشکل نیست. با ایستادن جلو آینه می توانید کلماتی را که برای تلفظ مشکل است مرتب تکرار نمائید.
۶- غذا خوردن با دندانهای مصنوعی رابا غذاهای نرم و لقمه کوچک شروع کنید.
بیمار باید یاد بگیرد که اول سبزیجات نرم و سپس سبزیجات سفت تر ونان ( نه نان سفید زیرا این نان خمیر شده و به دندانها می چسبد) ودر نهایت گوشت بخورد. غذا باید به آهستگی و با دو طرف دهان جویده شود. جویدن دو طرفه حداکثر ثبات را برای دست دندان فراهم می کند.
۷- دست دندان مصنوعی خود را هر روز با مسواک نرم و در صورت امکان روزی ۲ بار بشوئید.
۸- هنگام تمیز کردن دندان مصنوعی ، روی یک ظرف که پر از آب است ،کارکنید  ، چنانچه دست دندان مصنوعی از دست شما لغزید، به زمین نخورد و داخل آن بیافتد.
۹- شبها، دندان مصنوعی تان را از دهان بیرون آورید تا فرصت استراحت به بافت لثه بدهید و در این مدت دندان مصنوعی را در آب بگذارید.
۱۰- به هیچ وجه برای شستن دندانهای خود از آب جوش یا آب گرم استفاده نکنید که باعث ضربه به دندانها می گردد.
۱۱- حداقل سالی یکبار جهت کنترل دهان و دندان مصنوعی خود به دندانپزشک مراجعه کنید.
آموزش به بیماران دارای پروتز پارسیل :
۱- دست دندان پارسیل ممکن است ناراحتیهایی را برای شما ایجاد کند برای مثال بزرگی پروتز ممکن است برای زبان که هنوز به آن عادت نکرده است ناراحت کننده باشد.
۲- هم پروتز و هم دندانهای طبیعی را تمیز نگه دارید و برای جلوگیری از پوسیدگی باید بهداشت دهان، عالی باشد و از تجمع مواد غذایی دور دندانهای پایه و زیر اتصالات فریم تا جائیکه مقدوراست جلوگیری شود.
۳- به دلیل استفاده از آلیاژ کرم کبالت در پروتز، محلول هیپو کلریت سدیم به علت کدر کردن آلیاژ مذکور جهت تمیز کردن پروتز استفاده نمی شود.
۴- در بیمارانی که براکسیزم دارند ، دنچر در شب از دهان درآورده نمی شود.
۵- بیمار به صورت نرمال هر ۶ ماه یکبار جهت معاینه به دندانپزشک مراجعه کند. در صورتیکه احتمال پوسیدگی دندانی بالایی دارند و یا احتمال بیماری لثه در آنها زیاد است باید بیشتر تحت مراقبت دهان و دندان قرار گیرند.
۶- از بی دقتی در استفاده از دنچر که باعث شکستن و یا تغییر شکل آن میگردد بایستی اجتناب کند.
۷- به بیمار در خصوص اهمیت معاینات ادواری و نیاز به ریلاین کردن بیس پروتز در صورت نیاز جهت جلوگیری از تخریب پریودنشیوم دندانهای پایه و ساپورت نسجی تاکید گردد.

در معاینه کراونهای موجود در دهان موارد زیر مورد ارزیابی قرارمی گیرد:

۱- تماسهای پروگزیمالی مناسب با دندانهای مجاور
۲- اکلوژن مناسب
۳- کانتور مناسب کراون
۴- زیبایی
۵- تطابق مارجین

در صورتی که میزان لثه چسبنده حداقل باشد و لبه رستوریشن زیر لبه آزاد لثه باشد ممکن است سبب :

۱- از بین رفتن چسبندگی اپی تلیالی
۲- تورم مزمن لثه
۳- آبسه های پرودنتالی
۴- پایین رفتن لثه
۵- تحلیل استخوان آلوئل

در ارزیابی بیماران با پروتزهای کامل توجه به موارد ذیل صورت می گیرد :

۱- بررسی وضعیت ثبات دنچر فک بالا و پایین ( در زمان استراحت و جویدن )
۲- بررسی سلامت بافت مخاط دهان و ریج
۳- بررسی وجود مشکل در تکلم ، بلع و ادای صحیح حروف
۴- بررسی وجود تهوع و احساس سوزش
۵- بررسی وجود درد
۶- بررسی عملکرد جویدن

در ارزیابی بیماران با پروتزهای پارسیل توجه به موارد ذیل صورت گیرد :

۱- بررسی سلامت بافت مخاط دهان و ریج بی دندانی
۲- بررسی سلامت و عدم لقی دندانهای پایه
۳- بررسی دنچر پارسیل از نظر تطابق مناسب بیس دنچر ونسوج زیرین
۴- بررسی اتصال دهنده اصلی و فرعی پروتز پارسیل از نظر شکستگی، تغییر شکل و نیاز به ترمیم

بیماری خشکی دهان

احساس خشکی دهان گزروستومیا (Xerostomia) نامیده می شود. ولی خشکی دهان تنها یک نشانه است. با اینکه در اکثر موارد خشکی دهان ناشی از عملکرد غدد بزاقی است ولی در مواردی نیز غدد بزاقی عملکردی بی عیب دارند و به همین دلیل باید با دقت بررسی صورت گیرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  مواردی مانند دهیدراسیون، مشکلات حسی مرکزی، عصبی و فیزیولوژیکی نیز می تواند موجب احساس خشکی دهان شود. تغییر ترکیب بزاق مهمتر از تغییر در مقدار بزاق است. به همین دلیل مقدار کافی بزاق دلیل بر سلامت غدد بزاقی نیست. اولین قدم بررسی تاریخچه و سپس ارزیابی عمل غدد بزاقی و در انتها می توان از عکسبرداری، بیوپسی و ارزیابی آزمایشگاهی خونی نیز استفاده نمود.

علائم نارسایی غدد بزاقی:

علائم به دنبال کاهش میزان بزاق ظاهر می شود. بیماران از خشکی تمام سطوح بزاقی مانند گلو و دهان، اشکال در جویدن و بلعیدن و صحبت کردن شکایت دارند. بسیاری از بیماران برای بلعیدن غذا مجبور به نوشیدن مایعات هستند و عده ای برای راحتی صحبت و بلعیدن غذا دائماً با خود مایعات حمل می کنند و اکثراً در حین خوردن غذاهای تند و پر ادویه دچار درد می شود.

تاریخچه:

تاریخچه حال و گذشته پزشکی گاهی و به راحتی علت خشکی دهان را هویدا می کند. مصرف بسیاری از داروها، بیماریها وحتی مکملهای غذایی سبب بروز خشکی دهان میشود. چنانچه تاریخچه علت را مشخص نکند یک بررسی دقیق تر الزامی است. گاهی خشکی دهان تنها در حین صحبت کردن یا غذا خوردن باعث آزار بیمار می شود در حالیکه در حالت عادی خواب یا بیداری بیمار احساس خشکی در دهان ندارد که نشانه نقص عملکرد غدد بزاقی در حین فعالیت دهان می باشد.

همچنین سایر پوشش مخاطی مثل چشم، گلو و … باید بررسی شود که (خشکی در سایر مخاطات همراه با مخاط دهان دلیل بر بیماریهای سیستمیک همچون سندرم شوگرن می باشد).

معاینة بالینی: لمس غدد بزاقی طبیعی بدون درد است و حالت نرم و لاستیکی دارد و باید عاری از هرگونه توده سفتی باشد. اکثر بیماران مبتلا به نقص فعالیت غدد بزاقی غشاهای مخاطی خشکی دارند.

لبها: پر از ترک، رنگ پریده،‌ آتروفیک (ممکن است بیمار از چسبیدن لبها به دندانها شکایت کند)

مخاط باکال: رنگ پریده و موج دار

زبان: صاف و قرمز و خالی از پاپیلا

دندانها: پوسیدگی دندانها مخصوصاً سطح ریشه و اروژن (erosion) افزایش بی دلیل پوسیدگیهای دندانی و بیماریهای پریودنتالی می تواند ناشی از نقص عملکرد غدد بزاقی باشد.

ملاحظات:

عفونتهای کاندیدایی عموماً مشاهده می شود.

در بررسی نهایی برای خشکی دهان از رژلب و سوآپ استفاده می شود این دو تست بیانگر خشکی مخاطی هستند. دندانهای قدامی ماگزیلا نشانه ای بر کاهش بزاق می باشد. (در حالت عادی مخاط و دندانها توسط بزاق خیس و تمیز می شود).

در نشانه دوم یک سوآپ بر روی مخاط باکالی دندانپزشک باید حرکت دهد. مخاط باکال خشک به سوآپ چسبیده و با آن حرکت می کند.

گاهی غدد بزاقی به علت التهاب یانئوپلازم متورم می شوند. غدد بزاقی اصلی به وسیله لمس بررسی می‌شوند تا از لحاظ وجود توده های سخت و ترشح بزاق ارزیابی گردند.

با دوشیدن مجرای غدد بزاقی طبیعی، بزاق از دهانة آن خارج شده قوام ترشحات نیز بررسی می‌شود. بزاق دوشیده شده باید شفاف، آبدار و زیاد باشد.

نقص مزمن غدد بزاقی

 بزاق غلیظ و کم عفونت باکتریایی غدد بزاقی

 در برخی موارد هم آلودگی بزاق دیده می شود و غدد بزاقی متورم و دردناک هستند.

در صورت مشاهده بزاق کدر همراه با بزرگی غدد بزاقی کشت بزاق توصیه می شود.

ارزیابی یک توده بزاقی و یا غده بزاقی متورم:

تومورهای غدد بزاقی معمولاً به صورت یک توده بی علامت در غده بروز می کند. در تومورهای خوش خیم کیستها خونریزی و عفونت ممکن است موجب درد شود. جهت بررسی اینگونه ضایعات علاوه بر معاینه بالینی، تصویربرداری و بیوپسی نیز توصیه می گردد.

درمان خشکی دهان:

چهار روش درمانی برای افراد مبتلا به خشکی دهان وجود دارد:

۱) درمان پیشگیری کننده

۲) درمان نشانه ای

۳) تحریک موضعی (Local) و یا تاپیکال (Topical)

4) تحریک سیستمیک غدد بزاقی

در صورت وجود بیماریهای سیستمیک درمان بیماری نیز از جمله روشهای درمانی محسوب می گردد.

۱) درمان پیشگیرانه:

• فلوراید تراپی یکی از روشهای پیشگیری کننده پوسیدگیهای دندانی ناشی از خشکی دهان می باشد. متناسب با شدت بیماری روش و میزان مصرف فلوراید از روزانه تا هفتگی متفاوت می باشد.

• بیمار مبتلا باید از وضعیت بهداشت دهانی خوبی برخوردار بوده و هر چهارهفته توسط دندانپزشک معاینه شود. کاهش فعالیت بزاق ممکن است موجب افزایش رمینرالیزاسیون و سرعت نابودی ساختارهای دندانی شود.

• استفاده از محلولهایی که موجب رمینرالیزاسیون می شود در چنین اشخاصی می تواند مفید باشد.

• عفونتهای دهانی از جمله کاندیدیاز در این بیماران شایع است ودر چنین مواردی داروهای ضدقارچ باید مصرف شود.

۲) درمان نشانه ای:

• بهترین درمان نشانه ای نوشیدن آب است.

• انواعی از ژلها و محلولها برای این بیماران وجود دارد.

• بیماران باید از خوردن غذاهای پرادویه، الکل و پرشکر که به راحتی به مخاط آسیب می زند دوری کنند.

• مصرف Vit.E و کرمهای مرطوب کننده نیز توصیه می شود.

• استفاده از بزاق مصنوعی نیز توصیه می شود ولی در بیمارانی که هیچ فعالیت بزاقی ندارند چندان مفید نیست.

تحریک غدد بزاقی:

۱٫ تحریک موضعی:

• تحریک غدد بزاقی از طریق جویدن و یا چشیدن مواد شیرین و ترش به راحتی انجام می شود. همراهی این دو روش در افرادی که غدد بزاقی نیمه توانا دارند مفید است.

• تحریک الکتریکی نیز علیرغم عوارض نامساعد خود گاهی اوقات مفید می باشد.

یک ولتاژ متوسط در زبان و کام می تواند موجب تحریک تولید بزاق در افراد مبتلاء به خشکی دهان شود.

۲٫  تحریک سیستمیک:

داروهای محرک ترشح بزاق متنوعی کشف شده اند که چهار مورد آنها مفید و مؤثر و بدون عوارض جانبی شناخته شده اند که عبارتند از :

• برم هگزین Bromhexine

• آنتولتریتیون Anetholetrithione

• پیلو کارپین هیدروکلراید (HCL) Pilocarpine Hydrochloride

• سویملین HCI (Cevimeline HCI)

ضایعات پیش سرطانی و سرطانهای دهان

ضایعات پیش سرطانی و ماقبل بدخیمی طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) عبارت است از بافتهایی که از لحاظ مورفولوژی تغییر یافته اند و احتمال سرطانی شدن آنها وجود دارد و شامل لکوپلاکیا،اریتروپلاکیا و احتمالاً لیکن پلان می باشد.

لیکن پلان دهانی (OLP):‌

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  لیکن پلان دهانی یک بیماری مزمن التهابی ایمونولوژیک پوستی مخاطی است. ۲۸ درصد بیماران OLP ضایعات پوستی هم دارند.

اتیولوژی:

شامل دژنراسیون سلولهای طبقه بازال اپی تلیوم با واسطه ایمنی سلولی می باشد. لیکن پلان یک شاخه از گستره وسیعی از بیماریهای ایمنی تحت عنوان ضایعات لیکنوئیدی است.

عواملی چون استرس، دیابت، هپاتیت C، تروما و ازدیاد حساسیت به دارو و فلزات می توانند از کوفاکتورهای ایجاد کننده لیکن پلان باشند. تعدادی از مواد (مثل داروها، مواد شیمیایی، فلزات و غذاها) تظاهرات کلینیکی میکروسکوپی شبیه لیکن پلان ایجاد می کنند که این تظاهرات را واکنشهای شبه لیکن پلان می گویند.

چنانچه واسطه یا آنتی ژن آزاردهنده برداشته شود علایم و تظاهرات بر می گردند. مثالهایی از این واکنشها شامل واکنش نسبت به ترمیمهای دندان، دهان شویه ها، آنتی بیوتیکها و تزریقات طلا برای موارد آرتریت و حالات تضعیف ایمنی مثل واکنش پیوند علیه میزبان (GVHD) می باشد.

این تظاهرات کلینیکی پیچیده نیاز به پیگیری و بیوپسیهای پی درپی در طی تغییر در علائم می باشد.

نمای کلینیکی:

این بیماری به طور متوسط در دهه ۵ زندگی و اغلب در زنان دیده می شود. هیچ عامل اتیولوژیک آشکار یا فاکتور اتیولوژیک ثابت تشخیص داده نشده است. اگرچه ضایعات در هر ناحیه ای از مخاط دهان ایجاد می گردد ولی مخاط باکال شایع ترین ناحیه ابتلاست. ممکن است این ضایعات با درد و ناراحتی همراه باشند.

OLP را می توان به اشکال زیر طبقه بندی کرد:

۱) رتیکولار (اشکال مخاطی کراتوتیک، Lacelike یا نواری شکل)
۲) آتروفیک (تغییرات کراتوتیک به همراه اریتمای مخاطی)
۳) اروزیو (زخم پوشیده شده توسط غشاء کاذب به همراه کراتوز و اریتما)
۴) بولوز ( نمای وزیکولوبولوز به همراه الگوهای رتیکولار و اروزیو )

درمان:

هیچ درمانی برای OLP شناخته نشده است و کنترل علائم در معالجة بیمار کمک کننده می باشد. کورتیکواستروئیدها در کنترل علایم موفق و بسیار ارزشمند هستند.

• در صورت ابتلا فرد به ضایعات پیش سرطانی و هرگونه موارد مشکوک ارجاع به سطوح بالاتر الزامی است.

لکوپلاکیا:

• یک ضایعه سفید رنگ است که مخاط دهان را درگیر می کند و با کشش از بین نمی رود و از لحاظ هیستوپاتولوژی شبیه هیچ ضایعه دیگری نمی باشد.

• هر ناحیه ای از مخاط دهان را درگیر می کند

با تروما و مصرف تنباکو ارتباط (به خصوص با دفعات و مدت زمان مصرف تنباکو) دارد.

دیسپلازی بیشتر در لکوپلاکیایی که زبان و لبها و کف دهان را گرفتار می کند وجود دارد (وجود دیسپلازی در ضایعات لکوپلاکیا خطر بدخیمی را افزایش می دهد) و کمتر در لکوپلاکیای ناحیه کام و رترومولر ایجاد می‌شود.

لکوپلاکیای ناشی از مصرف تنباکو در صورت قطع مصرف تنباکو قابل برگشت است.

انواع لکوپلاکیا:

۱) لکوپلاکیای هموژن
۲) لکوپلاکیای ندولار یا Speckled
3) لکوپلاکیای زگیلی شکل یا Verrucos
4) لکوپلاکیای زگیلی پرولیفراتیو  در مردان بیشتر دیده می شود و خطر تبدیل شدن آن به SCC بیشتر است.

تشخیص و درمان:

بسیاری از ضایعات سفید از نظر کلینیکی شبیه لکوپلاکیا هست. از این رو قبل از تشخیص باید وجود این ضایعات را رد کرد.

چنانچه ضایعه ای به طور خودبخود یا طی حذف محرک از بین برود تستهای بعدی برای تشخیص قطعی لازم نمی باشند.

بیوپسی بافتی قطعی ترین روش برای تشخیص ضایعات معلوم لکوپلاکیا می باشد.

برنامه غذایی درمانی شامل دوزهای منفرد و ترکیبی از ویتامینهای  E, C,A ،بتا کاروتن، آنالوگهای ویتامین A و رژیمی سرشار از آنتی اکسیدانها و پروتئینهای متوقف کننده رشد سلولی (میوه ها و سبزیجات) می باشد.

پیش آگهی:

ضایعات خوش خیم بدون دیسپلازی باید برداشته شود چرا که احتمال تغییرات بدخیمی در این ضایعات ۴ تا ۶ درصد است بعد از برداشت ضایعه کنترل طولانی محل مهم است.

کاندیدیازیس غالباً با لکوپلاکیا ارتباط دارد اما شیوع بیشتر آن در اریتروپلاکیا دیده می شود. وجود کاندیدیازیس ممکن است بیانگر کلونیزاسیون ثانویه این قارچ باشد.

اریتروپلاکیا:

پلاک یا لکه (Patch) مخملی قرمز رنگ درخشان که از نظر کلینیکی و پاتولوژیکی به هیچ ضایعه دیگری شبیه نیست.

تشخیص:

تشخیص نهایی براساس بیوپسی است.

اتیولوژی
اتیولوژی اریتروپلاکیا هنوز نامعلوم است ولی بسیاری از موارد اریتروپلاکیا با مصرف زیاد سیگار و استفاده یا عدم استفاده از الکل همراهند.

نمای کلینیکی:

اریتروپلاکیا دارای اشکال کلینیکی متنوعی است ولی طبقه بندی جامع قابل قبولی در مورد آن وجود ندارد.

اریتروپلاکیا اکثراً در مردان مسن دردهه ۶ و ۷ عمر ایجاد می شود این ضایعه در کف دهان، ونترال (Ventral) زبان، کام نرم، لوزه های ناحیه گردن و به طور کلی در تمام نواحی مستعد به ایجاد کارسینوم شایع است. (این نواحی درصد بالایی از پیش بدخیمی و تغییرات بدخیمی را نشان می دهند).

تذکر:

تفاوت بین اریتروپلاکیا و ضایعات التهابی خوش خیم دهان با استفاده از محلول ۱ درصد تولوئیدین بلو که توسط سوآپ یا دهانشویه به طور موضعی استفاده می شود قابل شناسایی است.

درمان و پیش آگهی:

درمان اریتروپلاکیا شبیه لکوپلاکیاست:
• پیگیری ضایعات به مدت یک یا دو هفته بعد از برطرف کردن عوامل احتمالی
• بیوپسی جهت ضایعات مقاوم ضروری است
• ضایعاتی که بعد از حذف عوامل بیش از دو هفته پابرجا هستند احتمال بدخیمی دارند.
• دیسپلازی اپی تلیوم یا کارسینوم insitu باید به طور کامل برداشته شود.

سرطانهای دهان :

اپیدمیولوژی:

در سرتاسر جهان کارسینوم های دهانی یکی از شایعترین سرطانها و یکی از ده عامل معمول مرگ و میر می‌باشد. سرطان دهان یک بیماری مرتبط با افزایش سن میباشد تقریباً ۹۵ درصد موارد در افراد بالای ۴۰ سال بوده و سن متوسط تشخیص سرطانها ۶۰ سالگی است.
بیشترین سرطانهای دهان شامل سرطان  زبان ، حلقی- دهانی و کف دهان می باشد . لبها ، لثه، دورسال زبان و کام مکانهای با شیوع کمتر می باشند. افرادی که سابقة ابتلاء به سرطان را دارند بیشتر در معرض ابتلاء به سرطان حلقی- دهانی هستند.

اتیولوژی و ریسک فاکتورها:

• افزایش سن

• تنباکو و الکل (ریسک فاکتورهای اصلی سرطان دهان و حلقی- دهانی می باشند)
تنباکو از سرطان زاهای قوی میباشد

• ترومای مداوم همراه با سایر سرطان زاها ممکن است تغییر و شکل و ترانسفورمیشن     سلولها را تسریع کند.

• تابش آفتاب، سفیدی پوست، سابقه سوختگی، کشیدن پیپ (Pipe Smoking) و مصرف الکل در ایجاد سرطان لب دخیل دانسته شده اند.

بیماری زایی:

SCC یا سرطان سلولهای سنگفرشی دهان نتیجه یک فرایند چند مرحله ای است که بافت از حالت نرمال به ضایعات دیسپلاستیک و در نهایت به SCC  تبدیل می شود.

هیستروسالپنگوگرام یا عکس رنگی از رحم و لوله ها

مهر ۸, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

هیستروسالپنگوگرام (HSG) نوعی عکسبرداری مخصوص با اشعه x از رحم و لوله‌های آن است‌. HSG را پس از قطع خونریزی قاعدگی یعنی‌در روزهای ۶ تا ۷ قاعدگی و هنگامی که هنوز جدار داخلی آن نازک است انجام می‌دهند. این عمل معمولاً در کلینیکهای رادیولوژی قابل‌اجرا خواهد بود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، از انجائیکه هیستروسالپنگوگرافی (HSG) هم پاتولوژی لوله ها و هم رحم را نشان میدهد یکی از مراحل اصلی بررسی های اولیه ناباروری می باشد . HSG روشی قابل اعتماد بوده و بخوبی تحمل می شود . همچنین علاوه بر کاربرد تشخیصی این روش اثرات درمانی نیز دارد  .

عمده ترین علت چسبندگی لوله ها ، عفونت های داخل لگن است .(قاعدگی منظم و خون ریزی شدید ، بسته بودن لوله ها را تأیید یا رد نمی کند .)

نام دیگر عکس رنگی از رحم و لوله ها هیستروسالپنگو گرافی است که به اختصار H.S.G گفته می شود .

هیستروسالپنگوگرافی (HSG) یکی از مراحل اصلی بررسی های اولیه ناباروری می باشد . HSG روشی قابل اعتماد بوده و بخوبی تحمل می شود .
علاوه بر کاربرد تشخیصی این روش اثرات درمانی نیز دارد .

حدود ۲۵% تا ۵۰% از علل ناباروری زنان را اختلالات لوله‌ای بخود اختصاص می‌دهد. آسیبهای لوله‌ای معمولاً بدنبال عفونتهای لگنی و یا به ‌علل ناشناخته بوجود می‌آیند.

بسیاری از پزشکان قبل از انجام هیستروسالپنگوگرام‌، آنتی‌بیوتیک و مسکن را برای بیماران خود تجویز می‌کنند. پس از قرارگرفتن بیمار روی تخت رادیولوژی پزشک وسیله مخصوص این کار را که کانولای سرویکس نام دارد در داخل مجرای دهانه رحم قرار می‌دهد. این وسیله فلزی است ولی اخیراً نوع یکبار مصرف و پلاستیکی آن هم به‌ بازار عرضه شده است‌.

در مرحله بعد یک ماده حساس به اشعه (مایعی که نسبت به اشعه xقابل رؤیت می‌شود) بداخل حفره رحم تزریق می‌شود. این کار بطورمداوم و با فشار کم در ضمن مشاهده رحم با دستگاه خاص بایستی انجام ‌گیرد. با گرفتن تصاویر مختلف می‌توان عبور ماده رنگی به داخل حفره‌رحم و سپس لوله‌ها و از آنجا به شکم را مشاهده کرد. کلیشه رادیوگرافی‌گرفته شده جزء مدارک همیشگی بیمار قرار خواهد گرفت‌.

برای یک گزارش مطلوب باید ۳ کلیشه درضمن هیستروسالپنگوگرافی‌تهیه شود. این کلیشه‌ها شامل یک عکس در مراحل اول برای بررسی‌حفره رحم‌، و همچنین یک فیلم تأخیری برای اطمینان از جابجایی مایع خارج شده از لوله در داخل شکم و لگن است‌.

یک HSG چگونگی قسمت داخلی دستگاه تولیدمثل را نشان می‌دهد. در یک هیستروسالپنگوگرام طبیعی حفره رحم به شکل یک مثلث سفیدرنگ در زمینه سیاه فیلم مشاهده می‌گردد. از آنجا ماده رنگی ‌به داخل لوله‌های رحمی رفته و به صورت دو خط طویل سفیدرنگ در هر طرف رحم نمایان می‌شود. در مواقعی که ماده رنگی از لوله باز به‌داخل شکم می‌ریزد شکل پخش شدن دود در هوا را بخود می‌گیرد.

بیشترین و شایعترین اشکال HSG اختلالات لوله‌ای است‌. اگر لوله‌ها در ناحیه ابتدایی (گوشه رحم‌) مسدود باشد ماده رنگی نمی‌تواند وارد لوله‌ها شده و در نتیجه نمی‌توان آنها را مشاهده کرد. اگر انتهای ‌فیمبریایی لوله بسته باشد، لوله از ماده رنگی پر شده و متورّم می‌گردد. در برخی موارد ضایعات داخلی حفره رحم مثل پولیپ‌، میوم‌، چسبندگی یا دیواره را می‌توان در HSG بصورت یک فاصله یا نقص در پر شدگی‌ مشاهده کرد.

یک مطالعه راندومایز کنترل ترایال که ماده کنتراست روغنی و اب را در HSG در بیماران نابارور با هم مقایسه می نمودمیزان حاملگی با محلول روغنی را ۳۳% و با محلول ابی ۱۷% در طول ۹ ماه سیکل تخمک گذاری بعد از HSG نشان داد .

بیشتر حاملگی ها در عرض ۷ ماه بعد از تصویر برداری اتفاق افتاد . این مقادیر تجمعی حاملگی قابل توجه ثانویه به فلاشینگ موکوس و دبری های جمع شده در لومن لوله ها و باز شدن لوله بدنبال ان می باشد . مهار ایننی سلولی در مایع پریتونئال توسط ماده کنتراست روغنی در مطالعات کشت بافت نشان داده شده است و این نکته ممکنست میزان بسیاربالاتر حاملگی بدنبال استفاده از مواد رنگی روغنی را نسبت به مواد محلول در اب نشان دهد .

زمان ایده ال برای انجام HSG بعد از پایان سیکل قاعدگی و قبل از تخمک گذاری می باشد . دیلاتاسیون ساختمانهای وریدی اطراف رحم در دوران قاعدگی احتمال اینتراوازیشن ماده حاجب را بیشتر می کند و لذا باید اجتناب شود . ریسک سکل عفونی بعد از HSG از ۳/۰ % تا ۳/۱ % می باشد .

حساسیت و ویژگی HSG بر حسب نوع انومالی مورد نظر متفاوت است . هرچند HSG در تشخیص پاتولوژی های لوله ای ۸۵% تا ۱۰۰% حساسیت دارد . ولی برای تشخیص چسبندگیهای داخل رحم تنها ۷۵% حساس است . حساسیت HSG در تشخیص نقایص پرشدگی داخل رحم کم و حدود ۵۰% می باشد و نمی تواند بطور قابل اعتمادی پولیپ ها را از لیومیوم های ساب موکوز افتراق دهد . در بیمارانی که قرار بود در سیکل IVF قرار بگیرند HSG در مقایسه با هیستروسکوپی بعدی ۳۷% منفی کاذب داشت .

کاربرد این عکس جهت موارد زیر است :

۱٫ارزیابی باز بودن لوله های رحمی

۲٫فیبروم و پولیپ های رحم

نکات قابل توجه

۱٫قبل از گرفتن عکس بایستی حتما معاینه شوید تا پزشک مطمئن شود که عفونت رحمی ندارید .

۲٫ بایستی از عدم بارداری در زمان عکس برداری ،مطمئن شود .

۳٫بهترین زمان برای عکس برداری ، بعد از پاک شدن و قبل از تخمک گذاری است . ( روز دهم سیکل قاعدگی)

۴٫به این علت که مدفوع و گاز موجود در روده ها می تواند دید را مختل کند ، ممکن است شب قبل از عکسبرداری و یا همان روز برایتان مسهل تجویز شود تا رحم و لوله ها به وضوح دیده شود .

۵٫ یک تا سه درصد احتمال عفونت لگنی بعد از این کار وجود دارد ؛به همین جهت ممکن است برای شما آنتی بیوتیک تجویز شود که علت آن پیشگیری از عفونت احتمالی است .

مراحل انجام کار :

۱٫احتمالا از شما درخواست می شود که گان یا مانتوی مخصوص آن جا را بپوشید . در صورت داشتن شی ء فلزی آن را خارج کنید .

۲٫ بر روی تخت مخصوص عکس برداری ( فلوروسکوپی ) قرار می گیرید .در همان وضعیتی که معاینه داخلی زنان می شوید می خوابید . برایتان وسیله یا اسپکولوم گذاشته می شود تا دهانه رحمتان مشهود باشد . سپس لوله ی نازکی (سوند) در داخل دهانه ی رحم قرار می گیرد .

اسپکولوم خارج شده و بیمار در وضعیت راحتی قرار می گیرد . از طریق لوله ،ماده ی حاجب وارد رحم می شود . زمانی که این لوله ی نازک، داخل رحمتان قرا می گیرد و ماده ی حاجب تزریق می شود ممکن است قدری احساس درد و انقباض در قسمت زیر دلتان داشته باشید. شاید شبیه دردهای زمان قاعدگی. که البته گذرا است و خیلی طول نمی کشد .

۳٫دراین حالت ، رادیولوژیست ، باز یا بسته بودن لوله های رحمی را توسط عکسی که در مانیتور دیده میشود، ارزیابی می کند . کل این عکس برداری حدود ۳۰ دقیقه طول می کشد .

همانند دیگر تستها، HSG هم ممکن است نتایج نادرستی را بدست ‌دهد. مثلاً ممکن است گوشه رحم دچار انقباض و گرفتگی عضلانی شده‌ و ماده رنگی نتواند بداخل لوله‌ها وارد شود. در چنین مواقعی نتیجه به‌ اشتباه بصورت لوله مسدود تفسیر می‌شود در حالیکه لوله‌ها باز هستند.در صورتی که انتهای فیمبریای لوله مسدود باشد تحت عنوان ‌هیدروسالپنکس‌ نامیده می‌شود. از طرف دیگر، ممکن است تزریق ماده‌رنگی با فشار زیاد باعث پارگی کوچکی در دیواره هیدروسالپنکس‌گردد، زیرا در برخی موارد دیواره هیدروسالپنکس بسیار نازک است‌. دراین صورت ماده رنگی وارد شکم شده و به غلط تصور می‌شود که‌ لوله‌های رحمی باز است ولی واقعیت امر این است که لوله‌ها کاملاً مسدود است‌.

علیرغم اطلاعات زیادی که به کمک HSG از چگونگی باز یا بسته ‌بودن لوله‌های رحمی می‌توان بدست آورد، این روش اطلاعات زیادی را در مورد ساختار خارجی لوله‌ها و وجود چسبندگیهای دور لوله در اختیار پزشک قرار نمی‌دهد. در مواقعی که ماده خارج شده از لوله بصورت‌ توده‌های کوچک تجمع پیدا کند، بایستی به وجود چسبندگی در اطراف‌ لوله مشکوک شد ولی نمی‌توان آن را تأیید کرد.

HSG ممکن است با درد همراه باشد و بسیاری از زنان درد شدیدی ‌را هنگام تزریق ماده رنگی بداخل رحم خود تجربه کرده‌اند. شما باید از قبل انتظار این حالت را داشته باشید و قبل از شروع هیستروسالپنگوگرافی‌ از یک مسکن خوراکی استفاده کنید.

در مواقعی که دهانه رحم خیلی تنگ یا خیلی گشاد است پزشک با اشکالاتی در ضمن گرفتن عکس و یا تزریق مایع رنگی مواجه می‌شود و به همین علت بهتر است که در هنگام تهیه HSG یک متخصص زنان‌ برای کمک به رادیولوژیست حضور داشته باشد. بسیاری از متخصصین ‌زنان هیستروسالپنگوگرافی را خودشان انجام می‌دهند.

مهمترین عارضه‌ای که در HSG دیده می‌شود انتقال عفونت‌ تشخیص داده نشده از دهانه رحم به داخل لوله‌ها است‌. با وجود اینکه‌ این عارضه از شیوع چندانی برخوردار نیست ولی عده‌ای از پزشکان‌ تجویز آنتی‌بیوتیک قبل از هیستروسالپنگوگرافی را توصیه می‌کنند.

در صورتیکه لوله‌های رحمی در هیستروسالپنگوگرافی انجام شده ‌مسدود باشد، بهتر است برای تأیید این تشخیص ‌لاپاراسکوپی انجام شود.

محدودیتهای HSG

اشکالی که در HSG به چشم می‌خورد این است که ‌فقط در مورد باز یا بسته بودن لوله‌های رحم کاربرد دارد. گرچه یک لوله‌ بسته هیچ کارایی ندارد ولی نمی‌توان گفت که لوله‌ای که باز است دارای ‌چه عملکردی است‌. بخاطر داشته باشید که باز بودن لوله‌های رحمی به‌هیچ وجه نشانه عملکرد خوب آن نیست‌!

محدودیت دیگر این روش این است که هیچ اطلاعی در مورد اینکه چرا لوله‌ها بسته شده است در اختیار جراح قرار نمی‌دهد. با این‌وجود در برخی موارد می‌توان علائم دیگر مثل وجود توده‌های مشخص و سل را در شکم در حین لاپاراسکوپی مشاهده نمود.

نکات :

۱٫می توانید یک ساعت قبل از عکس برداری از یک مسکن ضد التهاب استفاده کنید .البته در اغلب موارد نا آشنا بودن بیمار به وسایل و محیط ، می تواند باعث ترس و درد باشد .

۲٫ممکن است تا چند روز بعد از آن لکه بیینی داشته باشید که طبیعی است .

۳٫گاهی اوقات بعد ا ز این کار ، لوله رحمی که بسته بوده ، باز می شود و بارداری در همان ماه اتفاق می افتد .

۴٫ در بیمارانی که انتی بادی سرمی کلامیدیا مثبت بوده و یا سابقه قبلی بیماری التهابی لگن دارند استراتژی احتمالی پروفیلاکتیک مصرف mg 100 داکسی سایکلین دو بار در روز از دو روز قبل از عکسبرداری بمدت ۵ روز می باشد.

۵٫ برای جلوگیری از کرامپهای مربوط به اینکار نیز از بیمار خواسته می شود تا یک ساعت قبل از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی استفاده نماید . قابلیت توجه به انومالیهای جزئی دستگاه باروری در Real Time بیشتر است و بر این اساس توصیه میشود که ژنیکولوگ در هنگام فلوروسکوپی حضور داشته باشد . برای اینکار از یک کانولای چند بار مصرف (Jarcho ) یا بالون کاتتر یکبار مصرف .متصل به سرنگ حاوی ماده کنتراست استفاده میشود .

قبل از جا گذاری سیستم باید کاملا حبابهای هوا ی داخل سیستم تخلیه شود تا از ایجاد ارتفکت جلوگیری گردد .

سپس بعد از پرپ استریل سرویکس و واژن این کانولا یا کاتتر داخل سرویکس جاگذاری میشود .

حدودmL 5-3 از ماده کنتراست با فشار کم تزریق میشود.

بهترین زمان برای تشخیص وجود انومالیهای حفره اندومتر زمان پر شدن اولیه است و بتدریج با اتساع زیاد حفره رحم با ماده کنتراست ممکنست این نقایص از نظر دور بماند.

پاتولوژیهای حفره اندومتر بعلت فضاگیر بودن این ضایعات در HSG بصورت نواحی با کنتراست پایین دیده میشوند.(شکل ۱-۲-۷) در داخل کاویته رحم پولیپ ها – فیبروئید ها – سینشیا ها – انومالی های مولرین و سکلهای ساختمانی در اثر مواجهه داخل رحمی با DES قابل شناسایی هستند.

اگر از سیستم بالون- کاتتر استفاده میشود حتما باید در انتهای کار بالون تخلیه شود تا قسمتهای پائینی حفره اندومتر نیز بخوبی بررسی گردد .

۶٫ احتمال کمپلیکاسیون بدنبال HSG وجود دارد . علاوه بر عفونت واکنش وازو واگال و واکنش آلرژیک به ماده حاجب گزارش شده است .

۷٫ تهوع و گیجی مثالی از واکنش وازو واگال می باشد و گذراست . اگر زمان رادیاسیون محدود بوده و و وسیله نیز بخوبی کالیبره شده باشد میزان رادیاسیون نیز در حد قابل قبول و بی خطر خواهد بود.

۸٫ میزان رادیاسیون محاسبه شده برای HSG در حد ۷/۳ میلی گری بوده و ریسک تراتوژنیک ان برای یک حاملگی تشخیص داده نشده پایین می باشد . از انجائیکه گزارشات مبتنی بر حاملگی هایی که در معرض HSG قرار گرفته اند بسیار کم است نتیجه گیری در مورد ریسک واقعی مشکل می باشد . لذا قبل از عکسبرداری هرگونه احتیاطی برای رد وجود حاملگی باید بکار رود .

محققین نخستین گام را برای معکوس سازی اثرات کوتولگی برداشتند

پژوهشگران علوم پزشکی در مرکز تحقیقات مولکولی مدیترانه کشور فرانسه می گویند موفق شدند که با تزریق یک مولکول پروتئینی به موش های کوتوله نخستین گام را در جهت معکوس کردن اثرات کوتولگی بردارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، کوتولگی (Dwarfism) یکی از اختلالات رشد است. کوتوله به فرد بالغی گفته می شود که قدش کوتاه‌تر از ۱۴۷ سانتی‌متر باشد. یکی از علل کوتولگی کم بودن ترشح هورمون رشد است.

کوتولگی اثرات دردناکی بر زندگی افراد دارد. بیش از ۲۰۰ عامل مختلف در به وجود آمدن این عارضه تاثیر دارند. این بیماری مشکلات زیادی از جمله درد کمر و گردن، مشکلات تنفسی و ضعف عضلانی به همراه دارد.

تحقیقات اخیر دانشمندان نشان می دهد تزریق یک مولکول پروتئین به موش های مبتلا به کوتولگی به مدت سه ماه، سبب می شود آنها به طور کامل رشد کنند.

در این پژوهش دانشمندان به موش های دارای جهش ژنتیکی کوتولگی به مدت سه هفته و هر هفته دو بار پروتئین مورد نظر را تزریق کردند.

به گفته دانشمندان این ۳ هفته از طول عمر موش ها تقریبا معادل ۱۵ سال از عمر انسان است و درمان مشابه می تواند در کودکان مبتلا به کوتولگی، بدون نیاز به تزریق روزانه اجرا شود.

دانشمندان امیدوارند در مدت سه تا پنج سال اینده بتوانند به درمان انسان ها با این روش بپردازند.

نتایج این پژوهش در مجله (Science Translational Medicine) به چاپ رسیده است.

سرطان مثانه

مثانه یک عضو عضلانی تو خالی و بالون مانند است که در داخل لگن قرار گرفته و ادرار را در خود ذخیره می کند. مثانه توسط دو لوله بنام حالب به کلیه ها متصل است. کلیه ها محل تولید ادرار هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ادرار تولید شده در کلیه ها از طریق لوله های حالب به طرف پائین و مثانه آمده و در آن تا موقع دفع ادرار ذخیره می شود. وقتی مثانه پر شد، سیگنالهای عصبی به مغز ارسال و فرد متوجه می شود که احساس دفع ادرار دارد و باید در فرصت مناسب مثانه خود را خالی کند.

مثانه توسط یک لوله بنام مجرای ادرار به خارج از بدن وصل می شود و از طریق آن محتویات خود را خالی می کند. در خانمها مجرای ادرار کوتاه بوده و در قسمت بالای واژن به بیرون باز می شود. در مردان مجرای ادرار از وسط پروستات عبور کرده و به بیرون متصل می شود.

داخل مثانه از یک پوشش خاص ضد ادرار مفروش شده است که این پوشش اجازه عبور به ادرار به داخل جدار مثانه را نمی دهد. بیش از ۹۰ درصد سرطانهای مثانه از پوشش مخاطی آن منشاء می گیرند.

تومور مثانه در واقع رشد غیرطبیعی سلول ها ی مثانه است.تومور ها ممکن است مهاجم یا غیر مهاجم باشند. خوشبختانه تومور های غیرمهاجم معمولا به داخل دیواره مثانه دست اندازی (متاستاز دادن )نمی کنند.

اگر یک تومور مهاجم باشد, ممکن است سلول های آن به دیواره مثانه و سپس به سایر ارگان های بدن از طریق خون و جریان لنفاوی دست اندازی کنند.

تومور های مثانه معمولا آقایان را ۴ برابر خانم ها مبتلا می سازند.این تومور ها بیشتر علاقه مند به گسترش در بدن مردان سفید پوست بالای ۵۰ سال می باشند.

سرطان مثانه چهارمین سرطان شایع در مردان است. سفید پوستان دو برابر سیاه پوستان مبتلا به سرطان مثانه می شوند (برعکس سرطان پروستات که در سیاه پوستها شایعتر است).

در ۵۰ درصد موارد سرطان مثانه موقع تشخیص محدود به مثانه است و در ۵۰ درصد دیگر متاسفانه سرطان به نقاط دیگر بدن دست اندازی کرده است.

فاکتورهای خطر

سرطان مثانه جزو سرطانهائی است که فاکتورهای خطر بسیار شناخته شده دارد و ما در زندگی خود می توانیم با تغییر این فاکتورها شانس ابتلا به سرطان مثانه را نیز تغییر دهیم. عواملی که سبب افزایش خطر ابتلا به سرطان مثانه می شوند به قرار زیر هستند:

کشیدن سیگار:

آن بزرگترین فاکتور خطر برای سرطان مثانه است. هر قدر مدت زمان مصرف سیگار بیشتر و تعداد آن زیادتر باشد، امکان ابتلا به سرطان مثانه بیشتر است. دود سیگار حاوی مواد شیمیائی است که خاصیت سرطانزائی دارند. خطر ابتلا به سرطان مثانه در سیگاریها ۲/۲ برابر جمعیت عادی است.

قرار گرفتن در معرض مواد شیمیائی:

افرادیکه بعلت ماهیت شغل خود با مواد شیمیائی و رنگی سر و کار دارند (نساجی، رنگرزی، خشک شوئی، پلاستیک، لاستیک، قطران، قیر، ذغال و غیره) خطر ابتلا به سرطان مثانه در آنها بیشتر است. افرادیکه با این مواد سر و کار دارند باید بطور دوره ای از نظر وجود احتمالی سرطان مثانه بررسی شوند.

سن:

سرطان مثانه در زیر سن ۴۰ سالگی نادر است. چون مواد شیمیائی، سیگار و مواد سرطانزا نیاز به زمان دارند تا اثرات خود را ظاهر سازند. ولی سرطان مثانه در هر سنی قابل رویت است.

جنس:

سرطان مثانه در مردان خیلی شایع تر از زنان می باشد.

عفونت:

عفونت مکرر مثانه و سنگ مثانه فرد را مستعد ابتلا به سرطان مثانه می کند. منتهی معمولا نوع سرطان این افراد از نوع خطرناکتر می باشد.

سرطان مثانه چگونه اتفاق می افتد:

در بیشتر موارد سرطان مثانه زمانی اتفاق می افتد که سلول هایی مجاری ادراری , با عوامل شیمیایی سرطان زا برخورد داشته باشند.

مواد شیمیایی می توانند از طرق زیر در مجاری ادراری یافت شوند:

* سیگار کشیدن

درکارخانجات لاستیک سازی , رنگ سازی و پارچه بافی وبه ندرت آرایشگرها, کارگران کارخانه های چرم و نقاشان و خشک شویی ها ,راننده کامیون هاو همچنین کارگرانی که با آلومینیوم سرو کار دارنددر معرض ابتلا هستند.

اگریکی ازاعضا خانواده شما مبتلابه این سرطان است ,احتمال ابتلا شما نیز بیشتر است.

علائم این بیماری چه می باشد؟

۱٫ خون در ادرار
۲٫ احساس درد هنگام ادرار
۳٫ احساس نیاز به ادرار کردن در دفعات مکرر
۴٫ مشکل در شروع ادرار
۵٫ درد در پشت

تشخیص این بیماری چگونه است؟

پزشک یا پرستار از علائم شما خواهد پرسید و شما را معاینه خواهد کرد.ادرار به منظور بررسی وجود عفونت یا خون در آن آزمایش می شود. مراقب بهداشتی شما همچنین ممکن است دنبال سلول های غیر طبیعی در ادرار بگردد.

احتمالا یک تست تشخیصی به نام سیستوسکوبی نیز برای شما انجام می شود؛برای این کار پزشک یک تیوب انعطاف پذیر را که سیستوسکوپ نامیده میشود از طریق پیشابراه رد (مجرایی که ادرار را از مثانه به بیرون بدن هدایت می کند) و به داخل مثانه می برد.در طول این تست پزشک احتمالا یک نمونه بیوپسی نیز می گیرد( بیوپسی یعنی برداشتن یک تکه کوچک از بافت مثانه که غیر طبیعی به نظر می رسد.)این بافت در آزمایشگاه برای این که مشخص شود آیابافت سرطانی هست یا نه بررسی می شود.

همچنین ممکن است برای شما یک عکس رادیولوژی و سی تی اسکن نیز انجام شود:

پیلوگرافی داخل وریدی: شامل یک عکس رادیولوژی است که تمام مجاری ادرار شما را نشان می دهدو قیل از آن یک ماده خشک به داخل سیاهرگ های بازوی شما تزریق می شود ؛که این ماده از طریق رگ های بدن به کلیه می رسد و پس از آن از طریق کلیه ها به داخل مجاری ادراری ترشح می شود و باعث می شود که مجرای ادرار هنگام عکس گرفتن دیده شوند.

- یک سیتی اسکن از شکم نیز گرفته می شود.
- کلیه و مثانه نیز سونوگرافی می شوند.

اگر مشخص شود که توده در مثانه شما هست, تست های بیشتری برای مشخص شدن اینکه این که آیا سلول های تومور به داخل دیواره مثانه راه یافته اند یا به نزدیکی غدد لنفاوی آن ناحیه از بدن رسیده اند , یا به سایر اندام ها ی بدنتان دست اندازی کرده اند ؛انجام می شود. به عنوان مثال ممکن است یک عکس رادیوگرافی از قفسه سینه شما یا سیتی اسکن از استخوان ها صورت بگیرد.

این بیماری چگونه درمان می شود؟

درمان تومور مثانه به مهاجم یا غیر مهاجم بودن آن بستگی دارد. برای تومور های غیر مهاجمی که زود تشخیص داده می شوند پزشک سعی می کند تومور را از طریق یک اشعه الکتریکی شدید که به وسیله سیستوسکوپ وارد مثانه می شود تخریب کند,این روش درمانی فولگوریشن نامیده می شود؛ برای تومور های کوچک این روش تنها روش لازم است و نیاز به سایر اقدامات نمی باشد.یک روش درمانی دیگر شامل ریختن داروهای شیمی درمانی در درون مثانه است. این روش درمانی هیچ عارضه خاصی را برای شما ایجاد نمی کند.

تومورهای بزرگتر که به درون عضلات دیواره مثانه راه یافته اند باید به وسیله عمل جراحی برداشته شوند. بعضی اوقات قسمتی از مثانه یا تمام آن برداشته می شود,این عمل جراحی سیستکتومی نام دارد .اگر کل مثانه برداشته شود تحت بیهوشی, عمل صورت می گیرد.

حالب ( مجرایی که ادرار را از کلیه به مثانه هدایت می کند )به قسمتی از روده کوچک که ایلئوم نامیده می شود, متصل می شود تا ادرار از کلیه به ایلئوم هدایت شود. سپس سوراخی بر روی شکم ایجاد می شود تا ادرارازطریق این مجرااز روده خارج شود.یک کیسه پلاستیکی مخصوص نیز به این سوراخ متصل می شود.

سایر اقدامات درمانی برای تومور های مهاجم شامل رادیو تراپی وشیمی درمانی برای تومور هایی است که سلول های آن ها به خارج مثانه دست اندازی کرده اند.
ممکن است درمان شما ترکیبی از درمان های ذکر شده باشد.

درمان تا چه زمانی ادامه دارد؟

مانند سایر فرم های سرطان ,درمان سرطان مثانه نیز زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که قبل از انتشار آن به سایر قسمت های بدن درمان شروع شود وبه همین دلیل است که سرطان باید هرچه زود تر تشخیص داده شود؛ بنابراین اگر علائمی از سرطان مثانه را دارید هرچه زود تر به دکتر خود مراجعه کنید.

اگر تومور شما غیر مهاجم است شانس درمان شما بسیار عالی است,اگرچه باید به صورت منظم تست سیستوسکوپی را انجام دهید چون تومور های کوچک اغلب اوقات برگشت پذیرند و احتمال گسترش و دست اندازی تومور جدید وجود دارد.

برداشتن تومور مهاجم به همراه قسمتی از مثانه باعث کوچک شدن سایز آن می شود.و این به این معنی است که حفره مثانه مفدار کمتری از ادرار را می تواند در خود جای دهد بنابرین دفعات رفتن به دستشویی افزایش پیدا می کند.

چگونه میتوانم از خودم در طول این بیماری مراقبت کنم؟

دستور العمل هایی را که مراقب بهداشتی شما می دهد در کل دوره درمان رعایت کنید.

اگرتمام مثانه شما برداشته شده است سوراخ خروجی را که بر روی شکم قرار دارد همیشه تمیز نگه دارید تا مانع از عفونت در بدن خود شوید؛کیسه آن را قبل از اینکه خیلی پرشود خالی کنید .

در اوایل درمان حتما با یک مشاور روانشناس در مورد تغییراتی که در بدن و اعتماد به نفس شما ایجاد شده صحبت کنید. حرف زدن با یک مشاور و یا فرد مورد اطمینان می تواند در جلوگیری از مشکلات روحی بعدی کمک کننده باشد.

یک دورنمای مثبت برای زندگی خود در نظر بگیرید.حتی اگر لازم است تغییراتی را در مدل و نحوه زندگی خود بدهید, این تغییرات می تواد شامل رژیم غذایی سالم ,مقدار زیاد مایعات ,تمرینات ورزشی و دوره هایی از استراحت و زمانی برای صرف فعالیت هایی که از انجام آنها لذت می برید؛ باشد.

سیگار نکشید.

چگونه می توانم از سرطان مثانه پیشگیری کنم؟

۱٫ سیگار نکشید
۲٫ در محل کاراز وسایل محافظت کننده هنگام مواجهه با وسایل شیمیایی سرطان زا استفاده کنید.
۳٫ مایعات فراوان بنوشید.
۴٫ موادغذایی پیشگیری کننده در سرطان مثانه:

· مصرف چای سبز منجر به کاهش التهابات در جدار مثانه و سایر سلول های بدن می شود.
· سبزیجات به خصوص کلم بروکلی و فلفل سبز (فلفل سبز سرشار از ویتامین A و Cاست که از جمله ویتامین های ضد اکسیدان هستند و روی رادیکال های آزاد که اثر تخریبی برروی سلول های سالم دارند ؛اثرگذارند) استفاده کنید.
· ترب و تربچه نیز نقش پیشگیری کننده ای در وقوع سرطان مثانه دارند.
· مصرف ماست نیز در خانم ها ۴۶% ودر آقایان ۳۶%نقش پیشگیری کننده دارد.

اوتیت مدیا

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

وجود مایع در گوش میانی همراه با علائم و نشانه های عفونت حاد گوش را اوتیت مدیا ( OTITIS MEDIA ) میگویند. گرچه سرخ شدن پرده گوش از زودرس ترین علائم اوتیت مدیا است ولی به تنهایی نمیتواند دلیل اوتیت مدیا باشد چون در عفونتهای گوش خارجی نیز احتمال التهاب و سرخی پرده گوش وجود دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، لذا برای تایید عفونت گوش میانی حتما باید از وجود مایع یا چرک در داخل گوش میانی ( پشت پرده گوش) اطمینان حاصل کرد.

عونت گوش میانی در کودکان زیر سه سال شایعتر است. و در این سنین کودکان ۶ ماهه تا ۲۴ ماهه بیشترین در صد مبتلایان را تشکیل میدهند. بعد از سه سالگی از شیوع عفونت کاسته میشود تا مجددا در سنین ۶-۵ سالگی یا بدو ورود به مدرسه که شیوع آن مختصر افزایش می یابد. شیوع عفونت در کودکان بسیار زیاد است بطوریکه ۲۳  کودکان زیر سه سال حداقل یک اپیزود عفونت گوش میانی را تجربه میکنند. در این گروه ۳/۱ موارد بیشتر از سه بار به عفونت گوش مبتلا میشوند. عوامل متعددی که سبب عفونت گوش میشود سبب میشود تکرار عفونت نیز در اطفال شایع باشد. اختلالات آناتومیکی نظیر شکاف کام – شکاف زبان کوچک – انسداد آناتومیک یا فیزیولوژیک کانال اوستاش ( Austachian tube  ) ابتلا به عفونت گوش را تسهیل میکند. نقص ایمنی در نوزادان از عوامل مستعد کننده عفونت گوش محسوب میشود. نوزادانیکه حداقل ۳ ماه اول تولد را از شیر مادر تغذیه کرده اند مقاومت بیشتری در مقابل ابتلاء عفونت گوش دارند. آلودگی هوا ( دی اکسید گوگرد )– اختلالات فشار هوا ( atmospheric conditions ) و عفونتهای ویروسی دستگاه تنفس فوقانی از عوامل مستعد کننده عفونت گوش هستند.

بیماریزایی:

گوش میانی بخشی از دستگاه تنفس فوقانی است و توسط همان سلولهای اپیتلیال تنفسی مژکدار پوشیده شده اند. کانال اوستاش راهی است که گوش میانی را به حلق ارتباط میدهد. برقراری تعادل هوا بین گوش میانی با هوای خارج – درناژ ترشحات کانال گوش میانی و جلوگیری از ورود ترشحات حلق به گوش از وظایف کانال اوستاش محسوب میشود. هرگاه یکی از این موارد دچار اشکال شود مایع و عفونت در گوش میانی تجمع می یابد. التهاب مخاط و دهانه کانال اوستاش انسداد بیشتر مجرا را باعث میشود . ترشحات در گوش میانی تجمع می یابند و تکثیر باکتریها منجر به عفونت چرکی گوش میشود.

میکروبیولوژی:

عمده ترین باکتریهایی که منجر به عفونت گوش میانی میشوند عبارتند از :S.pneumoniae  و H.influenzae  و M.catarrhalis. استرپتوکوکوس نومونیه شایعترین ارگانیسم محسوب میشود.واکسیناسیون علیه پنوموکوک میتواند تا ۷۰٪ از عفونتهای گوش میانی را کاهش دهد.در مورد  H.influenzae  بیشتر انواع nontypable بیماریزا هستند ولی هموفیلوس تایپ B در ۱۰٪ موارد در کودکان بیماریزایی ایجاد میکند. این ۱۰٪ توسط واکسیناسیون علیه هموفیلوس قابل پیشگیری است.

ویروسها : ویروسها بطور شایع گوش میانی را درگی میکنند. همه گیریهای عفونتهای ویروسی با عود و افزایش موارد ابتلا به اوتیت همراه است. ویروسهایی نظیر : RSV – influenza virus – enteroviruse , rhinoviruses شایعتر هستند. گاه ترکیبی از عفونت ویروسی و باکتریال در مایع موجود در گوش یافت میشود. در اینصورت عفونت گوش شدیدتر و طولانی تر است.

کلامیدیا – مایکوپلاسما : Mycoplasma pneumonia گرچه یک عفونت نسبتا ناشایع گوش محسوب میشود ولی بعلت ایجاد طاول خونریزی دهنده روی پرده گوش ( hemorrhagic bullous myringitis ) حائز اهمیت زیاد است. در مواردیکه علاوه بر عفونت گوش میانی عفونت دستگاه تنفسی تحتانی نیز وجود داشته باشد باید به این ژرم مشکوک شد. Chlamydia trachomatis در اطفال زیر ۶ ماه میتواند عفونت حاد تنفسی ایجاد کرده و گوش میانی را نیز درگیر کند.

علائم بیماری – تشخیص :

همانطور که ذکر شد عمده ترین وجه تشخیصی اوتیت مدیا وجود مایع در گوش میانی است. علائم و نشانه های عفونت به دو بخش الف) اختصاصی و ب) غیر اختصاصی تقسیم میشوند. علائم اختصاصی شامل : درد گوش – ترشح چرکی از گوش  و کاهش شنوایی است . سرگیجه – وزوز گوش (tinnitus) و نیستاگموس ( حرکت تند افقی چشمها به دو طرف ) نیز گاها دیده میشود. از علائم غیر اختصاصی میتوان : تب – ضعف و بیحالی  و بیقراری ( بخصوص در بچه ها ). قرمزی پرده گوش در اکثر موارد دیده میشود ولی به تنهایی دلیل عفونت گوش نیست. وجود مایع در پشت پرده گوش باید اثبات شود و تنها با معاینه اتوسکوپیک معمولی قابل اعتماد نیست. به دو روش میتوان از وجود مایع در گوش میانی اطمینان حاصل کرد : ۱) اتوسکوپی نوماتیک – pneumatic otoscopy  – که توسط اتوسکوپ مجهز به سیستم پنوماتیک انجام میشود. بعد از اینکه اتوسکوپ در کانال گوش فیکس شد بادکنک دستگاه را میفشاریم. به این ترتیب مقداری هوا وارد کانال گوش میشود. در حالت عادی که مایعی پشت پرده وجود ندارد حرکت پرده گوش آزاد است. لذا بعلت فشار مثبت داخل کانال پرده گوش به سمت گوش میانی حرکت میکند و بعد از برداشتن فشار از بادکنک پرده بسرعت به عقب بر میگردد. اگر مایع در گوش وجود داشته باشد حرکت پرده محدود و کند است ویا پس از برداشته شدن فشار هوا پرده به عقب بر نمیگردد. متد دوم استفاده از روش تیمپانومتری الکترواکوستیک است (electroacoustic ipmedanc e tympanometry ) که میزان حرکت پرده گوش را به دقت اندازه گیری کرده یافته های عینی از وجود هوا یا مایع در گوش میانی بدست میدهد .

علیرغم از بین رفتن عفونت گوش میانی بعد از شروع درمان آنتی بیوتیک مایع داخل گوش به سرعت جذب نمیشود. در ۷۰٪ کودکان تا ۲ هفته و در ۱۰٪ موارد حتی پس از گذشت سه ماه از علائم عفونت گوش ممکن است مایع در گوش موجود بوده و تست تیمپانومتری مثبت باشد.

از دیگر علائم وجود مایع در گوش کاهش شنوایی است که شنوایی تا حد ۲۵-dB ممکن است کاهش یابد. به این دلیل کودکانی که به کرات دچار عفونت گوش میشوند ممکن است دچار اختلالات گفتاری – تکلم  و مهارتهای شناختی شوند.

بهترین راه تشخیص عامل بیماریزا در عفونت گوش میانی آسپیراسیون مایع از راه پرده گوش است ( tympanocentesis). کشت حلق و لوزه نمیتواند نتایج قابل اعتمادی در بر داشته باشد. در کودکانی که شدیدا بدحال هستند یا به درمان آنتی بیوتیک قبلی پاسخ مناسب نداده اند یا به نحوی دارای نقص ایمنی محسوب میشوند تیمپانوسنتز باید انجام شود ولی در سایر موارد اینکار ضرورت ندارد و درمان empiric بر اساس ژرمهای شایع صورت میپذیرد. بیماریکه تحت درمان قرار گرفته باشد و بعد از۴۸ الی ۷۲ ساعت از شروع درمان علائم بهبودی در وی ظاهر نگردد نیز باید تمپانوسنتز شود.

درمان :

در درمان عفونت گوش میانی انتخاب آنتی بیوتیک باید بر اساس پوشش سه ژرم عمده باشد : S.pneumoniae , H.influenzae , M.catarrhalis . چون اکثریت قریب به اتفاق موارد عفونت گوش به علت این سه گروه میکروب اتفاق می افتد. S.aureus , s.pyogenes مسئول درصد کمی از عفونتها محسوب شده در اعمال درمان اولیه نیاز به پوشش ندارند. حدود ۳۰٪ موارد هموفیلوس اینفلوئنزی و ۷۰٪ موارد موراگزلا کاتارالیس بتالاکتاماز مثبت هستند و در درمان آنها باید از ترکیب beta lactam- beta lactamase استفاده کرد.

در کل انتخاب اول درمان برای عفونت گوش میانی ( بشرطی که با عوارض شدید همراه نباشد ) شامل آموکسی سیلین است. این دارو چند دهه بطور موفقیت آمیزی برای درمان عفونت گوش میانی بکار رفته و هنوز هم خط اول درمان محسوب میشود. نکته ای که باید در نظر داشت این است که در صورتیکه آموکسی سیلین تجویز شود باید دوز آن دو برابر حد معمول لحاظ گردد. یعنی سطح سرمی آن بیش از ۷۰٪ MIC  میکروب باشد. بطور معمول دوز ۸۰ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم در روز میتواند اکثر موارد عفونت گوش را درمان کند. در نظر داشته باشیم دوز معمول آموکسی سیلین ۴۰ میلیگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز است. به این ترتیب برای یک کودک ۲۰ کیلوگرمی حدودا ۵۰۰ میلیگرم دارو هر ۸ ساعت لازم میباشد. در بالغین حداقل دز آموکسی سیلین ۱ گرم هر ۶ ساعت یا ۳ عدد کپسول آموکسی سیلین ۵۰۰ میلیگرمی هر ۸ ساعت تعیین میشود. اگر در نظر بگیریم در کل ۱۰٪ موارد عفونت گوش با ارگانیسم های تولید کننده بتالاکتاماز ایجاد میشود تجویز آموکسی سیلین با دوز دوبل در اپیزود اول میتواند ۹۰٪ موارد بیماری را درمان کند. در صورتیکه شکست درمان با آموکسی سیلین وجود داشت باید از کوآموکسی کلاو با دوز ۹۰ -۸۰ میلیگرم در روز در دو دوز منقسم استفاده کرد. سفوروکسیم آکستیل (Cefuroxime axetil) انتخاب دوم است و در بسیاری از بالغین و کودکان بهتر از کوآموکسی کلاو تحمل میشود و نتیجه بهتری نیز دارد. داروی سوم سفتریاکسون است که به شکل تزریقی تاثیری مناسب دارد.

داروهایی که به عنوان آلترناتیو ( جایگزین ) برای آموکسی سیلین در نظر گرفته میشوند شامل : کوتریموکسازول – ترکیب اریترومایسین + سولفی زوکسازول و سولفامتوکسازول هستند. از ماکرولیدهای جدید مثل آزیترومایسین و کلاریترومایسین میتوان بهره جست. سفالوسپورین ها بطور موفقیت آمیزی میتوانند اوتیت مدیا را درمان کنند. از این گروه میتوان : cefaclor, ceftibuten , cetprozil , cefpodoxime , cefuroxime axetil , cefdinir , cefixime , cephalexin  را نام برد. سفالوسپورینهای نسل ۲ تاثیر کاملا موفقی بر درمان اوتیت مدیای حاد دارند.

آیا اوتیت مدیای حاد بدون درمان آنتی بیوتیک امکان بهبودی دارد ؟

چون حدود ۴/۱ موارد عفونت بعلت ویروسهای تنفسی رخ میدهند و در صورت باز بودن کانال اوستاش ترشحات موجود در گوش خود بخود تخلیه میشوند نهایتا بهبودی کامل ایجاد خواهد شد. در موارد عفونت باکتریال اگر انسداد آناتومیک یا فیزیولوژیک در راه درناژ ترشحات وجود نداشته باشدبسته به نوع عفونت امکان بهبود خود بخود وجود دارد. مثلا در مورد عفونت H.influenzae پس از گذشت ۷ روز حدود ۵۰٪ ترشحات گوش میانی (بدون استفاده از آنتی بیوتیک ) استریل خواهند شد. این رقم در مورد عفونت پنوموکوکی کمتر و حدود ۲۰٪ است. در کل تصمیم به درمان آنتی بیوتیک عفونت گوش میانی بعهده پزشک است و تجویز آنتی بیوتیک بر اساس شدت بیماری و نتایج باکتریولوژیک برای هر فرد متفاوت خواهد بود.

درمانهای جانبی :

دکونژستان ها و آنتی هیستامین ها : ترکیبات آنتی هیستامین و دکونژستان بطور گسترده ای برای درمان عفونت گوش میانی بکار میروند. این ترکیبات میتوانند التهاب مخاط را کاهش داده انسداد کانال اوستاش را تاحدودی برطرف سازند. ولی تحقیقات بالینی تاثیر صد در صد این داروها را مورد شک قرار داده است و اعتقاد کنونی بر آن است که استفاده از آنتی هیستامین ها و دکونژستانها در نتیجه درمان جهت کاهش افیوژن گوش تاثیر چندانی ندارند. در مورد کورتیکواستروئیدها نیز وضع به همین ترتیب است و استفاده استروئید سیستمیک توام با آنتی بیوتیک نتایجی بهتر از تجویز آنتی بیوتیک به تنهایی در بر نداشته است.

پیشگیری :

عمدتا شامل کموپروفیلاکسی ( استفاده از دارو جهت پیشگیری از ایجاد عفونت ) میباشد. در موارد اوتیت شدید و مقاوم در کودکان میتوان از آنتی بیوتیک  با دوز پایین در طول دوره زمستان و بهار استفاده کرد. آنتی بیوتیکهایی که برای این منظور پیشنهاد میشوند شامل : ۱) آموکسی سیلین با دوز ۲۰ الی ۴۰ میلیگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز بصورت دوز منفرد روزانه و ۲) سولفی زوکسازول با دوز ۵۰ میلگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز با دوز واحد روزانه است. در شیرخواران زیر ۶ ماه بروز حداقل ۲ مورد عفونت گوش میانی لزوم کموپروفیلاکسی دارویی را ایجاب میکند. در بچه های بزرگتر بروز ۳ اپیزود عفونت در حین ۶ ماه متوالی یا ۴ اپیزود در حین یکسال نشانگر نیاز به انجام کموپروفیلاکسی است. در طول دوران کموپروفیلاکسی کودک باید به فواصل هر یکماه توسط پزشک معاینه شود تا از عدم وجود مایع در پشت پرده گوش اطمینان حاصل شود. بروز مورد جدید عفونت گوش میانی در حین پروفیلاکسی دارویی لزوم تعویض دارو را حتمی میکند.

الیگوساکاریدها: بررسی های بالینی نشان داده که الیگوساکاریدها بخصوص زایلیتول – xylitol  میتوانند از اتصال میکروبهای پاتوژن به سلولهای دستگاه تنفس جلوگیری کنند. زایلیتول که به مقدار کافی در توت فرنگی و سایر میوه ها وجود دارد ونیز هم اکنون در ساخت آدامس بکار برده میشود میتواند بطور موثری از ایجاد نومونی های نوموکوکی پیشگیری کند ولی نقش آن در پیشگیری از ایجاد حملات جدید اوتیت مدیا اثبات نشده است.

واکسن پنوموکوک  pneumococcal vaccine : این واکسن بطور موفقی میتواند حملات عفونت اوتیت مدیا را کاهش دهد. ایمیونوژنیسیتی واکسن در بچه های زیر ۲ سال کمتر است ولی نشان داده شده واکسن ۷ ظرفیتی پنوموکوک ( PVC 7) توانسته در شیرخواران ۲ ماهه نیز ایمنی کافی ایجاد کند. واکسن در ۲ و ۴ و ۶ ماهگی تزریق شده ولی بعلت کاهش تیتر بعد از گذشت حدود ۶ ماه یک دز واکسن بوستر در ۱۲ الی ۱۵ ماهگی نیز لازم است. واکسن پنوموکوک میتواند تا ۲۳٪ از نیاز به تعبیه  Tympanostomy tube  بکاهد.

واکسن انفولانزا: به دو شکل ۱) ویروس زنده ضعیف شده که بصورت مایع داخل بینی چکانده میشود و ۲) ویروس کشته شده که فرم تزریقی دارو است وجود دارد. واکسن انفولانزا میتواند حدود ۳۰٪ از حملات عفونت گوش میانی را کاهش دهد.

ایمیون گلوبولین ضد RSV : به دو شکل ۱) آنتی بادی منوکلونال  و ۲) ایمین گلوبولین  وجود دارد. نوع RSV immune globulin  میتواند در کاهش تعداد موارد عفونت گوش میانی ناشی از RSV  موثر باشد.

مداخله جراحی :  در موارد عفونت عود کننده گوش میانی – وجود مداوم مایع در گوش میانی که  با درمان طبی بهبود نمی یابد کاربرد دارد. اقداماتی نظیر : سوراخ کردن پرده گوش ( myringotomy ) میتواند در تخلیه ترشحات مزمن گوش کمک کند. این اقدام قبلا به وفور بکار میرفت ولی اکنون محدود به مواردی است که درد بسیار شدید گوش وجود داشته باشد یا عفونت به درمان طبی پاسخ ندهد یا برای کمک به کاهش عفونت ماستوئید مد نظر باشد. بزرگی لوزه سوم میتواند سبب انسداد کانال اوستاش در خلف نازوفارنکس شود و با تخلیه و ونتیلاسیون گوش میانی تداخل ایجاد میکند. لذا برداشتن لوزه سوم  adenoidectomy  در بچه هایی که مایع مزمن گوش میانی بعلت بزرگی لوزه سوم دارند موثر است.  لوله تیمپانوستومی شبیه یک قرقره کوچک است که در پرده گوش تعبیه میشود تا به تخلیه ترشحات گوش میانی کمک کند. وجود این منفذ باعث میشود ارتباطی ممتد بین گوش میانی و فضای بیرون وجود داشته باشد ولذا مراقب مزمن لازم دارد. بعنوان مثال شنا در استخر و یا ورود آب به گوش در حین استحمام میتواند سبب ایجاد عفونت جدید در گوش میانی شود. سوراخ ماندن ممتد گوش – اسکاری که روی پرده گوش بجا میماند – خطر ایجاد کلستئاتوما از دیگر عوارض TT است.

توصیه برای بیماران

الف) عفونت گوش خارجی

۱)      جرم گوش یک امر طبیعی است. در بعضی افراد بیشتر و در برخی کمتر وجود دارد. نقش آن دقیق مشخص نیست ولی بیشتر جنبه دافع حشرات دارد که مانع از ورود آنها به گوش شود. گاه تراکم جرم گوش سبب کاهش شنوایی میشود. عموما این حالت یکطرفه است. زدودن جرم گوش با شستشوی گوش توسط پزشک باید انجام شود. لذا بیماران نباید بمنظور خارج کردن جرم اجسام خارجی را وارد گوش کنند. استفاده از گوش پاک کن یا اشیاء مشابه سبب میشود جرم گوش به عقب – به سمت پرده گوش – رانده شده از حالت سست و قابل دفع به جرمی سفت شبیه موم فشرده تبدیل شود. در این حالت زدودن آن با شستشو نیز کار ساده ای نیست.. در صورت وجود جرم متراکم گوش هنگامی که موقع استحمام یا شنا آب وارد گوش شود بعلت حجیم تر شدن جرم درد ایجاد شده و کاهش شنوایی شدید تر میشود.

۲)      هیچ گاه شیئی را وارد گوش نکنید. اشیاء سفت سبب مجروح شدن کانال شده و سبب کاشته شدن میکروب به نسج زیر پوست شده عفونت کانال ایجاد میکنند. اشیاء نرم نیز – شبیه گوش پاک کن – کاملا استریل نیستند و میتوانند باعث ورود میکروب به کانال گوش شوند.

۳)      هنگامیکه میخواهید آب موجود در کانال گوش خود را خشک کنید از گوش پاک کن استفاده نکنید . بهترین کار این است که دستمال کاغذی تمیزی را روی انگشت کوچک خود قرار داده در حالیکه سر را به طرف همان گوش خم کرده اید انگشت را حرکت دهید تا حرکت ملایم کانال سبب خروج آب از گوش شده روی دستمال قرار گیرد.

۴)      خارش گوش شکایت نسبتا شایع بسیاری از بیماران است. عموما علل موضعی نظیر آلرژی یا برخی از عفونتهای قارچی سطحی نظیر کاندیدا  میتواند سبب خارش گوش شوند. یکی از بدترین کارها برای رفع خارش وارد کردن اشیاء سخت به داخل کانال گوش است. هرگز اینکار را نکنید. بجای آن میتوان از قطره بتامتازون استفاده کرد. در مواردیکه عفونت همراه با آلرژی باشد میتوان از قطره آنتی بیوتیک همراه با استروئید موضعی استفاده کرد. ( قطره بتامتازون + قطره سیپروفلوکساسین ). قطره پلی میگزین ان اچ میتواند قارچهای سطحی کانال را براحتی برطرف کند. لوسیون کلوتریمازول نیز برای این منظور پیشنهاد میشود.

۵)      در عفونتهای سطحی گوش با قارچهای معمولی نظیر کاندیدا میتوان از قطره نیستاتین خوراکی ( ۴-۳ قطره هر ۶ ساعت داخل گوش ) استفاده کرد. برخی از محلولهای ضد عفونی کننده نظیر بوریک اسید یا استیک اسید با غلظت کم میتوانند به برطرف کردن عفونتهای موضعی کانال گوش کمک کنند ولی بهتر است قبل از تجویز آن از سالم بودن پرده گوش اطمینان حاصل کرد.

ب)عفونت گوش میانی

۱) در عفونت مزمن گوش میانی که با سوراخ شدگی پرده گوش همراه است در صورتیکه آب وارد کانال گوش شود منجر به ایجاد عفونت مجدد در گوش میانی میشود و مجددا ترشح گوش شروع میشود. لذا این افراد باید دقت داشته باشند که موقع استحمام یا شنا آب وارد گوششان نشود. برای این منظور میتوان از پنبه آغشته به وازلین یا پماد تتراسیکلین که بطور فیکس در یک سانتیمتر ابتدای کانال قرار میگیرد استفاده کرد. بهتر این است که بخشی از پنبه چرب شده در گودی لاله گوش نیز قرار گیرد تا از عدم ورود آب به کانال اطمینان داشته باشیم. نیز میتوان از گوشی های از جنس پلاستیک نرم که شناگران هنگام شنا داخل گوش میگذارند استفاده کرد ولی بهتر است محیط دور آن را با وازلین آغشته کرد تا غیر قابل نفوذ گردد.

۲) در عفونتهای مزمن گوش میانی احتمال تشکیل کلستئاتوما وجود دارد. در این حالت مواد نکروتیک بصورت مزمن و تقریبا بدون درد استخوانچه های گوش میانی و سپس استخوانهای اطراف گوش را تخریب میکنند. ممکن است عفونت به ماستوئید گسترش یابد. در این بیماری در معاینه گوش ضایعات سفید صدفی رنگ دیده میشود که کانال را پر کرده است. در گرافی ماستوئید کدورت مزمن در سلولهای هوایی دیده میشود. در این حالت پرده گوش بطور کامل تخریب میشود و لذا ورود آب به گوش میتواند مجددا حمله اوتیت مدیا را تحریک کند. به این دلیل تمام اقدامات مورد ب – ۱ باید بکار برده شود.

۳) در صورت سوراخ بودن پرده گوش حتی المقدور از محلولهای ضدعفونی کننده  گوش استفاده نشود. بعضی از محلولهایی که برای ضدعفونی کانال گوش مورد استفاده قرار میگیرند ( مثل اسید بوریک یا استیک اسید ) براحتی وارد گوش میانی شده و تحریک توام با درد شدید در گوش میانی ایجاد میکنند. در این موارد تنها استفاده از قطره سیپروفلوکساسین همراه یا بدون بتامتازون مجاز است.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

تنفس مصنوعی

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, کمک های اولیه

بدن می‌تواند مدت ۶-۴ دقیقه بدون اکسیژن بماند. بنابراین اگر قلب بایستد، یعنی خونی که حامل اکسیژن برای سلولهاست از جریان بیافتد، امدادگر برای برگرداندن ضربان قلب بطور متوسط ۵ دقیقه فرضت دارد. و حدود ۶۰ ثانیه بعد از ایست قلب ، تنفس نیز قطع می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اگر قلب کار کند ولی تنفس قطع شده باشد در اینجا هم ۵ دقیقه فرصت برای نجات بیمار است.
ضرورت تنفس مصنوعی

علائمی که نشان می‌دهد مصدوم یا بیمار به تنفس مصنوعی احتیاج دارد عبارتند از:

هیچگونه حرکتی در قفسه سینه بیمار دیده نمی شود و حرکت هوا را از دهان بینی نمی‌توان شنید. با گرفتن تکه کاغذ یا پنبه در برابر دهان و بینی بیمار (و حرکت آنها) و یا گرفتن آینه جلوی دهان و بینی (و ظهور بخار روی آن) هم می‌توانیم به ایست قلبی پی ببریم.

بیمار برای وارد و خارج نمودن هوا به ریه‌های خود تلاش می‌کند و عضلات جلوی گردن و برجسته می‌شوند ولی ورود و خروج هوا انجام نمی‌شود یا خیلی غیر موثر است و تنفس را نمی‌توان حس کرد.

بیمار دچار سیانوز می‌گردد یعنی پوست و مخاط اطراف لبها، ناخنها، بینی و گاهی تمام بدن و صورت به رنگ خاکستری متمایل به آبی (کبود) در می‌آیند.

روشهای تنفس مصنوعی

مصدون را به پشت بخوابانید پس سر وی را به یک طرف چرخانده با انگشت دهان وی را جستجو کنید تا اشیا خارجی از قبیل آدامس، سیگار، و دندان مصنوعی ترشحات لزج و دهان را بیرون آورید و بعد از باز نمودن راههای هوایی با مانور سر عقب و چانه بالا (با یک دست پیشانی بیمار را پایین آورده و با دست دیگر چانه بیمار را بالا بکشید مواظب باشید بر روی گردن فشار نیاورید). سر خود را نزدیک دهان مصدوم آورده و بعد از ارزیابی سریع تنفسی، دادن تنفس را شروع کنید.

تنفس دهان به دهان

در تنفس دهان به دهان بعد از باز کردن و پاک کردن راههای هوایی، انگشتان دستی که روی پیشانی بیمار قرار دارد، پره‌های بینی را فشار دهید تا بسته شود. سپس یک نفس عمیق بکشید و دهان خود را در امتداد راه هوایی (موازی با آن) و روی دهان وی قرار دهید که تمام دهان را بپوشاند.

در همان حال که از گوشه چشم به سینه او نگاه می‌کنید، به آهستگی آنقدر در ریه او بدمید تا سینه‌اش تا حد الامکان بالا بیاید. از دادن تنفسهای سریع و با فشار زیاد جدا خوددداری کنید.

دهانتان را از روی دهان مصدوم بردارید و با حفظ وضعیت سر عقب و چانه بالا، بینی او را رها کند تا هوا از ریه‌هایش خارج شود، پس مجددا نفس بکشید تا بار دیگر تنفس مصنوعی بدهید.

پس از انجام ۲ بار تنفس دهان به دهان مرحله بعدی ارزیابی را انجام دهید. اگر قفسه سینه بالا نیامد ممکن است راه هوایی کاملا باز نشده باشد و یا توسط یک جسم خارجی مسدود شده باشد که در این صورت اقدامات در آوردن جسم خارجی را انجام می‌دهیم.
در موارد زیر تنفس دهان به دهان نباید انجام شود.

- وجود زخم روی صورت، دهان و فک یا شکستگی فک
- آغشته بودن اطراف دهان مصدوم به سم
- استفراغ شدید و مکرر
- انقباض شدید عضلات فک (در تشنج)

تنفس دهان به بینی

هر گاه انجام تنفس دهان به دهان ممکن نبود می‌توان از این روش استفاده کرد. بعد از باز کردن راه هوایی و پاک کردن دهان، با انگشت شصت دستی که روی چانه قرار دارد لبهای مصدوم را به هم فشار دهید تا دهانش بسته شود.

نفس عمیق بکشید، دهانتان را روی بینی مصدوم قرار دهید و داخل بینی بدمید تا قفسه سینه بالا بیاید. سپس دهانتان را از روی بینی بردارید و در صورت امکان او را باز کنید تا هوا از طریق دهان و بینی خارج شود.

بلافاصله بعد از تنفس نبض کاروتید را جهت بررسی وضعیت قلبی بررسی کنید. اگر قلب ضربان ندارد همزمان ماساژ قلبی بدهید.

تعداد تنفس مصنوعی را با سرعت ۱۵-۱۲ بار در دقیقه در بزرگسالان و ۲۰ بار در دقیقه در اطفال ادامه می‌دهید.

تنفس دهان به دهان و بینی

از این روش معمولا در کودکان و نوزادان استفاده می‌شود. بعد از قرار دادن سر بیمار در وضعیت مناسب از نظر راههای هوایی دهان خود را روی دهان و بینی طفل گذاشته و فقط با هوایی که در دهان دارید یا به آرامی فوت کنید (از بکار بردن هوای زیاد و با فشار زیاد خودداری شود) و به حرکات قفسه سینه نیز توجه کنید. سپس سر خود را کنار ببرید تا هوا زا ریه‌ها (ششها) خارج شود. و دوباره … .

دادن تنفس به طریقه سیلوستر

این روش تنفس مصنوعی در برق گرفتگی و از کار افتادن ماهیچه‌های تنفسی در اثر عوامل دیگری مانند کزاز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش با باز کردن دستها به صورت دایره‌ای تا بالای سر و بعد جمع کردن دستها روی قفسه سینه و فشار روی قفسه سینه ورود و خروج هوا.

نکات لازم در تنفس مصنوعی

از تنفس مصنوعی سریع و محکم خودداری کنید.

از باز بودن راه هوایی مطمئن شوید تا هوا به جای نای وارد معده نشود. ورود هوا به مری و معده باعث اتساع آن خواهد شد که باعث تحریک استفراغ شده و مواد استفراغی می‌تواند وارد مجاری هوایی شده و باعث خفگی شود و اتساع معده همچنین به علت فشار روی عضله دیافراگم، تنفس و باز شدن ریه را با اشکال روبرو می‌کند. در این صورت مراقب استفراغ کردن بیمار باشید و در صورت استفراغ او را به سرعت به پهلو بچرخانید تا مواد استفراغی از دهانش خارج شود و پس از آن دهان او را تمیز کنید و به دادن تنفس و احیا ادامه دهید.

قرار نگرفتن کامل دهان امدادگر روی دهان بیمار، قرار نگرفتن کامل سر در وضعیت مناسب، بسته نشدن کامل بینی موقع دادن تنفس و کافی نبودن قدرت تنفسی مصنوعی عامل موثر نبودن تنفس مصنوعی خواهد شد.

فارنژیت

فارنژیت ( pharyngitis) به التهاب و عفونت ناحیه حلق و لوزه ها فارنژیت گفته میشود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، حلق را میتوان به سه قسمت :

۱) نازوفارنکس که در خلف حفره بینی قرار گرفته

۲ ) اوروفارنکس که در انتهای حفره دهان واقع شده

۳) هایپوفارنکس که ادامه حلق به طرف پایین تا ابتدای مری است تقسیم میشود.

نازوفارنکس و اوروفارنکس چون ابتدای ورود به دستگاه گوارش و تنفس را تشکیل میدهند لازم است دارای مکانیسم های دفاعی کافی در برابر ورود عوامل بیماریزا باشند. تراکم سلولهای لنفاوی و سلولهای ایمنی در این مناطق ارگانهای جداگانه ای راتشکیل داده اند که مسئولیت آنها دفاع از تهاجم عوامل بیماریزا است.

در پشت نازوفارنکس لوزه سوم ( آدنوئید ) قرار گرفته که در اطفال زیر ۵ سال در اثر عفونتهای مکرر دستگاه تنفس فوقانی میتواند بزرگ شده سبب انسداد نسبی نازوفارنکس شود. در این موارد تنفس کودک مشکل شده و بخصوص در شب – هنگام خواب – با صدا همراه است .

گرفتگی مداوم بینی – صدای تودماغی – برجسته شدن گونه ها و گود شدن سقف دهان از دیگر علائم هیپرپلازی آدنوئید ( لوزه سوم ) محسوب میشود.  در ناحیه اوروفارنکس یا به اصطلاح عادی  حلق  دو لوزه در طرفین قرار دارند که هرگاه عفونتی در آنها ایجاد شود بزرگی ( تورم ) – قرمزی – درد و گاهی تشکیل چرک ( اگزودا ) را بدنبال دارد. عفونت لوزه ها را تونسیلیت ( tonsillitis) مینامند.

عفونت حلق فارنژیت و عفونت حلق توام با لوزه ها را تونسیلوفارنژیت (tonsillo-pharyngitis) مینامند. گرچه عوامل بیماریزا در هر سه گروه مشابه هستند و عوارض و نتیجه بیماری نیز تفاوت چندانی ندارد ولی لازم است تشخیص عفونت حلق به تفکیک موارد فوق بیان شود.

علائم بالینی :

عمده ترین علامت بالینی عفونت حلق درد است. در موارد خفیف یا اولیه بیماری درد در حین بلع وجود دارد ولی با گذشت بیماری و در موارد شدیدتر درد بطور مداوم وجود دارد گرچه باز درحین بلع تشدید میشود. گاه بلع دردناک ( odynophagia) به حدی شدید است که بیمار از فرودادن آب دهان نیز خودداری میکند و در نتیجه ترشحات بزاق در دهان زیاد میشود وگاه از دهان جاری است. ( سیالوره ).

تب در اکثر موارد وجود دارد. درجه تب بر اساس عامل بیماریزا متغیر است. در عفونتهای ویروسی ( بجز آدنوویروس ) تب خفیف و قابل تحمل است و در موارد عفونت استرپتوکوکی بخصوص در بچه ها تب گاه تا ۴۰ درجه سانتیگراد نیز میرسد.  بلع دردناک یا اودینوفاژی که در فوق توضیح داده شد.

در معاینه بالینی قرمزی حلق و لوزه ها  شایعترین یافته ایست که جلب توجه میکند. اگر اریتم محدود به لوزه ها باشد و سایر نقاط حلق درگیر نباشد اصطلاح تونسیلیت بکار برده میشود و اگر نسج حلق نیز درگیر باشد اصطلاح تونسیلوفارنژیت را بکار میبریم.

وجود اگزودا روی لوزه ها یا حلق که در این مورد اصطلاح exudative pharyngitis  بکار برده میشود. در اکثر موارد اگزودا محدود به لوزه است و گاه از حدود لوزه فراتر میرود و پیلار قدامی – خلفی و یا زبان کوچک ( اوولا ) را نیز درگیر میکند ( مثل دیفتری ) .

گاه از مشاهده ماهیت و رنگ اگزودا میتوان عامل بیماریزا را حدس زد. اگزودای متراکم – غلیظ – خاکستری کثیف که به سختی به لوزه ها چسبیده است بخصوص اگر ورای لوزه ها نیز دیده شود بیانگر عفونت دیفتری است. اگزودای ناشی از استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A عموما کرمی رنگ است و محدود به لوزه باقی میماند.

گاه ماهیت فولیکولر دارد یعنی محدود به کریپت های لوزه ( حفرات لوزه ) باقی میماند و سایر نقاط لوزه به رنگ قرمز ملتهب دیده میشود ( follicular exudative pharyngitis) . آدنوویروس و هرپس سیمپلکس میتوانند اگزودا روی لوزه ایجاد کنند. در مورد آدنوویروس اگزودا مشابه استرپتوکوک است ولی در هرپس شروع بیماریزایی با وزیکول ( طاولهای کوچک حاوی مایع ) است که پس از باز شدن وزیکول اگزودای ملایمی روی لوزه ها پدید می آید.

آدنوپاتی یا بزرگی غدد لنفاوی در گلودرد چرکی شایع است. در اکثر موارد عفونت استرپتوکوکی لنفادنوپاتی محدود به قسمت تحت فکی ( submandibular) میباشد و عموما در لمس دردناک است. درعفونت هرپس نیز چنین است ولی در عفونتهای ناشی از EBV لنفادنوپاتی  عموما در خلف گردن مشاهده میشود و دردناک نیست.

عفونت EBV (Epstein barr virus) میتواند اگزودا روی لوزه ها ایجاد کند و بندرت ممکن است این اگزودا ورای لوزه ها نیز دیده شود.

عوامل بیماریزا (etiologic):

استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A یا استرپتوکوک پایوژن ( streptococcus pyogenes) به تنهایی مسئول حدود ۳۰٪ از عوامل ایجاد کننده گلودرد محسوب میشود. گلودرد شدید – تب – درد بدن – ضعف و بیحالی – اگزودا روی لوزه ها ( بین ۵۰٪ تا ۷۰٪) و لنفادنوپاتی تحت فکی از علائم بالینی این عفونت محسوب میشود.

تشخیص این عامل حائز اهمیت است چون در صورت عدم درمان کافی یا موفق سبب عوارضی بعلت تحریک سیستم ایمنی میشود.

آنتی ژن دیواره سلولی این میکروب با آنتی ژنهای خودی دریچه های قلب – مفاصل یا گلومرولهای کلیه مشابهت دارد و دفاع هومورال ( تشکیل آنتی بادی ) توسط لنفوسیتهای B-cell سبب ایجاد عوارضی نظیر : کاردیت (pancarditis ) که به روماتیسم قلبی معروف است – تورم مفاصل ( arthritis) که به تب روماتیسمی حاد ( Acute Rheumatic Fever) نامیده میشود و درگیری کلیوی ( nephritis) منجر میشود .

این عوارض خطیر و طولانی مدت هستند و صدمات جبران ناپذیری را به بیمار تحمیل میکنند. لذا شایسته است فارنژیت استرپتوکوکی با وسواس تشخیص داده شده و درمان شود.

۲) دیفتری (corynebacterium diphteriae) .

گرچه با اعمال واکسیناسیون همگانی علیه دیفتری این بیماری در شرف ریشه کنی است معهذی موارد تک گیر بیماری دیده میشود. تب در این بیماری شدید نیست ولی بعلت ترشح توکسین ( سم ) بیمار شدیدا بدحال است. کودکان عمده ترین گروه سنی درگیر هستند.

در معاینه اگزودای خاکستری غلیظ که از لوزه ها به لوزه کوچک و حتی به پشت حلق و نازوفارنکس نیز کشیده شده است دیده میشود. بلع دشوار سبب امتناع کودک از غذا خوردن یا حتی فرودادن آب دهان میشود و سیالوره بطور شایع دیده میشود. مشخصه اگزودای دیفتری این است که تلاش برای کندن غشاء سفت لوزه سبب ایجاد خونریزی ازسطح لوزه میشود. اگزودا مجموعه ای از میکروبهای کشته شده – سلولهای ایمنی مخدوش شده – ترشحات پلاسما و سلولهای اپیتلیال لوزه هستند که بطور عمیق با نسج لوزه ممزوج شده اند. تشخیص این عفونت نیز حائز اهمیت بسیار است چون در صورت عدم درمان سم میکروب روی قلب تاثیر گذاشته سبب مرگ میشود.

گاه وسعت اگزودا در اوروفارنکس یا نازوفارنکس سبب انسداد تنفسی شده خفگی کودک را بدنبال دارد. این بیماری یک اورژانس پزشکی محسوب میشود و باید علاوه بر اقدامات سریع جهت تایید تشخیص درمان را نیز بصورت همزمان شروع کرد ( تزریق آنتی توکسین و آنتی بیوتیک ). در بحث درمان در این مورد بیشتر شرح داده خواهد شد

۳) کورینه باکتریوم همولایتیکوم (corynebacterium haemolyticum ) .

از نظر باکتریولوژی شبیه دیفتری است ولی فاقد اگزوتوکسین کشنده آن است. این بیماری اگزودایی شبیه استرپتوکوک ایجاد میکند که ممکن است به ندرت از حدود لوزه ها فراتر رود. تب ملایم است – علائم عمومی نظیر درد بدن – توکسی سیتی – لرز و لکوسیتوز معمولا دیده نمیشود. مشخصه عفونت با این میکروب ایجاد ضایعات پوستی بصورت راش (rash) در تنه و اندامها است که رویت این ضایعات پزشک را به وجود این عامل بیماریزا هدایت میکند. تشخیص مستلزم جداکردن میکروب از سطح لوزه است که محیط مخصوص کشت کورینه باکتریوم را لازم دارد.

۴) گنوکوک ( Neisseria gonorrhea) .

گروه نیسریاسه عموما در دستگاه ادراری تناسلی بیماریزایی ایجاد میکنند ولی ممکن است در حلق نیز کولونیزه شوند و بصورت کومانسال وجود داشته باشند. عفونت حاد نایسریا گونوره میتواند تونسیلیت یا فارنژیت شبیه استرپتوکوک ایجاد کند .

وجود اگزودا نادر است و عموما درمعاینه اریتم و تورم لوزه ها دیده میشود. علائم سیستمیک ملایم هستند. تب – میالژی – سردرد – بلع دردناک در اکثر موارد دیده میشود. این میکروب عارضه خاصی ایجاد نمیکند ولی از نظر اپیدمیولوژیک حائز اهمیت است. این عفونت اکثرا در جوانهای فعال از نظر جنسی دیده میشود.

۵) آدنوویروس -  adenovirus. همانطور که ذکر شد جزء معدود ویروسهایی است که میتواند اگزودا روی لوزه ایجاد کند. تورم و اریتم لوزه ها – علائم سیستمیک ملایم و لنفادنوپاتی تحت فکی و زنجیره قدامی گردن در اکثر مبتلایان دیده میشود.

از خصائص این عفونت میتوان درگیری همزمان چشمها بصورت تورم ملتحمه (conjunctivitis) را نام برد. وجود کونجنکتیویت یا با احتمال کمتر راش جلدی پزشک را به تشخیص این عفونت راهنمایی میکند.

۶) هرپس سیمپلکس – herpes simplex (ویروس تبخال). عموما تیپ ۱ و ندرتا تیپ ۲ میتواند حفره دهان و فارنکس را درگیر کند.

کوکساکی ویروس coxsackievirus نیز علاوه بر ضایعات جلدی میتواند حفره دهان را درگیر کند و ضایعات مخاطی (enantem) شبیه هرپس ایجاد کند.

تفاوت این دو در این است که هرپس معمولا قسمت قدام ( جلوی ) دهان را درگیر میکند و گاه فارنژیت ایجاد میکند ولی کوکساکی A قسمت خلف ( عقب ) و سقف دهان را درگیر کرده و عموما روی مخاط دهان ضایعات مخاطی سفید-کرم رنگ به اندازه ۱-۲ میلیمتر ایجاد کند.

همانطور که شرح داده شد در عفونت هرپسی شروع عفونت بشکل وزیکول است که بعد (‌ظرف ۲الی ۳ روز) طاولها باز شده ترشحات توام با دبری های ناشی از عفونت شمایی شبیه اگزودا روی فارنکس یا لوزه  ایجاد میکند. عارضه خاصی بدنبال عفونت با این ویروس ها وجود ندارد و بیماری عموما خود محدود شونده است. گرچه در زمان بیماری درد شدید در حفره دهان کودک را آزار میدهد و خوردن غذا با دشواری همراه است

۷) اپشتین وار ویروس ( EBV) و سایتومگال ویروس (CMV). این دو ویروس جزء DNA-viruses هستند و علیرغم بیماریزایی پایین در کودکان میتوانند فارنژیت های طول کشنده و شدید ایجاد کنند. CMV سیستم ریتیکولواندوتلیال نظیر طحال یا کبد را بیشتر درگیر میکند و درگیری لوزه ها و غدد لنفاوی گردن بیشتر با EBV دیده میشود. این ویروس میتواند اگزودایی کاملا مشابه استرپتوکوک روی لوزه ها ایجاد کند. اگزودایی ملایم به رنگ cream که گاه خارج از حدود لوزه ها نیز مشاهده میشود.

از مشخصات عفونت با این ویروس برجسته شدن غدد لنفاوی گردن بخصوص در نواحی خلف گردن و نیز طول کشیدن بیماری و عدم پاسخ مناسب به تزریق پنی سیلین یا تجویز سایر آنتی بیوتیکها است.

از دیگر خصوصیات عفونت با این ویروسها ( بخصوص CMV  ایجاد راشهای جلدی روی تنه و اندامها یکی دو روز بعد از تجویز آمپی سیلین یا آموکسی سیلین است.  تغییراتی که در خون محیطی ایجاد میکند (‌لنفوسیتوز و لنفوسیت آتی پیک بیش از ۱۰٪ ) و تولید آنتی بادی ( monospot test) پزشک را در تشخیص قطعی کمک میکند. گاه همزمان با این ویروس باکتریهای پاتوژن نیز جدا میشوند نظیر استرپتوکوک یا کورینه باکتریوم.

اینکه آیا این باکتریها بطور توام عفونتزایی نیز دارند یا خیر مورد تردید است ولذا برخی پزشکان اعتقاد دارند در صورت جداسازی باکتری پاتوژن آنتی بیوتیک مناسب نیز تجویز شود. بطور کلی عفونت EBV خود محدود شونده است و بدون عارضه خاصی خوب میشود. به ندرت اگزودای وسیع – تورم شدید مخاط حلق و یا بزرگی غدد لنفاوی گردن سبب ایجاد انسداد نسبی شده به بیمار حالت تنگی نفس یا خفگی دست میدهد.

۸) ایدز – HIV infection :

خود ویروس HIV در جریان بیماریزایی خود در مرحله Acute retroviral syndrome میتواند فارنژیت ایجاد کند. لنفادنوپاتی گردن معمولا دیده میشود. علائم سیستمیک وجود دارند و ضعف جسمی نیز چشمگیر است ولی اگزودا روی لوزه تشکیل نمیشود. تشخیص این عفونت با تابلوی ذکر شده بسیار دشوار است و ظن قوی پزشک بعد از مصاحبه کامل – معاینه فیزیکی دقیق و درخواست تستهای آزمایشگاهی مناسب (p24) میتواند پزشک را به تشخیص برساند.

۹) قارچها و بخصوص کاندیدا در بیماران دچار نقص سیستم ایمنی میتوانند لوزه ها را درگیر کنند. در بیماران دیابتیک – مبتلا به سرطان – بیماران تحت شیمی درمانی و مبتلایان به ایدز ممکن است کاندیدا  بصورت بیماریزا در دهان و حلق عفونت ایجاد کرده لکه های سفید رنگ پنبه ای شکل روی مخاط دهان و لوزه ها ایجاد کند. ضایعه عموما با درد شدید همراه نیست و اریتم مخاط دهان و لوزه ها بطور شایع دیده میشود. سایر قارچهای سیستمیک نظیر کوکسیدیومایکوزیس – کوکسیدیوایدومایکوزیس – نوکاردیا – کریپتوکوک نیز در بیماران دچار نقص سیستم ایمنی میتواند فارنژیت ایجاد کند ولی اکثر این عوامل در ایران به ندرت دیده میشوند ( آندمیک نیستند )

۱۰) ویروسهایی از قبیل آنفولانزا – پاراآنفولانزا – RSV – کوروناویروس و رینوویروس میتوانند در سیر بیماریزایی خود لوزه ها را نیز درگیر کنند ولی عموما علائم ناشی از خود بیماری شدید تراز علائم فارنژیت است و بیمار در حین توضیح علائم خود نظیر : آبریزش بینی – گرفتگی بینی – تب و درد عضلانی ( در مورد آنفولانزا ) احساس خارش یا درد ملایم را نیز در حلق ذکر میکند که توجه به همین نکته میتواند پزشک را در تشخیص فارنژیت از عفونتهای ویروسی دستگاه تنفس کمک کند.

تشخیص :

عمده ترین جنبه ای که در درمان باید در نظر گرفته شود افتراق استرپتوکوک پایوژن از سایر عوامل بیماریزا است چون اگر بخوبی تشخیص و درمان نشود عوارض جبران ناپذیری ایجاد میکند. کشت حلق بهترین روش تشخیص این عامل بیماریزا است ولی حداقل ۲ روز زمان میبرد. چون باید برای درمان بیمار سریعا تصمیم گیری شود میتوان از تستهای راپید تشخیص آنتی ژن استفاده کرد. این تستها ( Strip ) هنوز در کشور ما چندان رایج نشده اند ولی ساده اند و به کمک آن بسرعت میتوان عفونت استرپتوکوکی را تشخیص داد.

عقیده کلی بر این است که اگر تست استریپ مثبت شد نیازی به انجام کشت نیست ولی اگر منفی گزارش شد کشت حلق باید انجام گیرد . حساسیت تست را حدود ۸۰٪ و ویژگی آنرا بیش از ۹۰٪ میدانند. بجز این دو روش تشخیص اسمیر مستقیم از لوزه یا اگزودای روی لوزه با رنگامیزی گرم میتواند پزشک را تا حدی راهنمایی کند.

استرپتوکوک بصورت کوکسی های گرم مثبت پراکنده بنفش رنگ زیر لام دیده میشود. وجود این یافته در کنار علائم بالینی منطبق با فارنژیت استرپتوکوکی میتواند تاحدی تشخیص را آسان کند ولی تشخیص قطعی مستلزم کشت حلق است.

تشخیص دقیق عفونت کورینه باکتریوم ( اولسرانس – دیفتریه – همولایتیکوم ) مستلزم کشت روی محیط های اختصاصی است. ( لوفلر آگار ) و رنگامیزی خاص دیفتری نیز میتواند کوکسی های گرم مثبت را نشان دهد. تشخیص دقیق این عفونت هم از نظر اپیدمیولوژیک ( انقال به سایرین ) و هم درمان سریع بیمار ( بعلت مرگ و میر بالا ) لازم است.

در مورد ویروسها در شرایط ما امکانات تشخیصی کافی وجود ندارد و عموما تشخیص عفونت ویروسی حلق بر اساس رد کردن سایر عوامل بیماریزا و کلینیک بیمار صورت میپذیرد. در یافته های پاراکلینیکی عدم افزایش ESR – لکوسیت کانت تقریبا طبیعی یا مختصر افزایش یافته و نیز در اکثر موارد غالب بودن تعداد لنفوسیت میتواند پزشک را به ویروسی بودن عفونت راهنمایی کند.

در مورد قارچها گرچه کشت قطعی ترین روش تشخیص است ولی بعلت زمان بر بودن این متد و نیز محدود بودن امکانات کشت قارچ عموما از اسمیر مستقیم لوزه و یافته های بالینی جهت تشخیص استفاده میشود.

درمان:

هنوز مقاومت سطح متوسط یا بالا نسبت به استرپتوکوک بتاهمولیتیک ( جز در موارد محدودی از دنیا ) گزارش نشده است. لذا درمان فارنژیت استرپتوکوکی تزریق یک دوز پنی سیلین بنزاتین ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ واحدی است. میتوان از تزریق همزمان ۲ عدد پنی سیلین ۶٫۳٫۳ در بالغین و یکعدد در اطفال زیر ۲۸ کیلوگرم استفاده کرد. مزیت پنی سیلین ۶٫۳٫۳ نسبت به بنزاتین پنی سیلین تاثیر زودتر آن بعلت داشتن پنی سیلین کریستال است.

در مناطقی که شک مقاومت استرپتوکوک به پنی سیلین وجود دارد یا با تزریق یک دوز پنی سیلین نتیجه قابل قبول عاید نشد میتوان ۳ روز اول را علاوه بر تزریق پنی سیلین از آموکسی سیلین با دوز ۵۰۰ میلیگرم تا ۱ گرم هر ۸ ساعت یا کوآموکسی کلاو ۶۲۵ میلیگرم هر ۸ ساعت ویا آزیترومایسین ۵۰۰ میلیگرم در روز استفاده کرد. البته روی این موضوع اتفاق نظر وجود ندارد.

در مواردیکه ترریق پنی سیلین ممکن نیست میتوان از پنی سیلین وی (p.v) با دوز ۲۵۰ الی ۵۰۰ میلیگرم هر ۸ الی ۶ ساعت استفاده کرد منتهی دوره درمان حداقل باید ۱۰ روز اعمال شود تا میکروب از لوزه ها ریشه کن شود.

در موارد حساسیت به پنی سیلین میتوان از داروهای دیگر استفاده کرد : اریترومایسین برای ۱۰ روز – آزیترومایسین – کلاریترومایسین برای ۷ روز – کلیندامایسین ۳۰۰ میلیکرم هر ۶ الی ۸ ساعت برای ۱۰ روز – داکسی سیکلین ۱۰۰ میلیگرم دوبار در روز بمدت ۱۰ روز. پیشنهاد میشود از تتراسیلکلین و کوتریموکسازول برای درمان فارنژیت استرپتوکوکی استفاده نشود ( مقاومت نسبی میکروب به این داروها و عدم ریشه کن شدن میکروب از لوزه ها )

در مواردیکه عفونتهای مکرر لوزه وجود دارد یکی از بهترین داروهایی که میتوان برای پیشگیری از عود فارنژیت بکار برد کلیندامایسین خوراکی با دوز ذکر شده در فوق است.

اخیرا نقش مونوتراپی اریترومایسین در درمان فارنژیت استرپتوکوکی را محدود میدانند که علت آن استفاده بی رویه از این دارو در عفونتهای دستگاه تنفس فوقانی و مقاوم شدن نسبی میکروب به این دارو است.

- عفونت هرپس ( تبخال ) را میتوان با آسیکلوویر (acyclovir) با دوز ۴۰۰ میلیگرم هر ۵ ساعت بمدت ۵ روز درمان کرد. درمانهای حمایتی جهت کاهش درد نظیر ضد التهاب و استامینوفن پیشنهاد میشود. غرغره شربت دیفن هیدرامین تاثیر چندانی در سیر عفونت ندارد ولی میتواند شدت سوزش و درد را بطور موقت کاهش دهد.

- عفونت آدنوویروس گرچه از انواع شدید عفونت حلق به شمار میرود نیازمند درمان نیست و پس از گذشت ۱۰ الی ۱۴ روز خود بخود محدود میشود.

- عفونت EBV & CMV اگر چه دوره بیماریزایی طولانی دارند ولی خود محدود شونده هستند. گرچه برای درمان عفونتهای سیستمیک شدید ناشی از این دو ویروس دارو در اختیار داریم ولی فارنژیت ناشی از این ویروسها نیاز به درمان ضد ویروس ندارد. گاه التهاب شدید فارنکس بخصوص در مورد EBV میتواند انسداد نسبی راه هوایی ایجاد کند که در اینصورت تزریق یک دوز دگزامتازون سبب بهبود علائم و بازماندن دستگاه فوقانی تنفس میشود

- دیفتری :

درمان این عفونت یک اورژانس طب محسوب میشود. چون بخش عمده بیماریزایی دیفتری بعلت اگزوتوکسین این میکروب است خنثی کردن سم میکروب در اولویت درمان قرار میگیرد. لذا باید اولین اقدام درمان آنتی توکسی دیفتری باشد. آنتی توکسین از سرم اسب تهیه میشود ولذا میتواند حساسیت در بیمار ایجاد کند.

جهت تعیین اینکه بیمار حساسیت دارد یاخیر به این روش عمل میکنیم : تست خراش – Scratch test که در این روش با سرسوزن استریل یک یا دو خراش سطحی روی پوست ایجاد میکنیم بشرطی که منجر به خونریزی نشود. سپس یک قطره سرم ضد دیفتری با رقت ۱۰۰۰/۱ را روی خراش میریزیم. اگر پس از چند ثانیه کهیر در موضع ایجاد شد بیمار حساسیت دارد . اگر کهیر ایجاد نشد ۱/۰ میلی لیتر از همین رقت را داخل جلد تزریق میکنیم. اگر حساسیت موضعی ایجاد نشد میتوان سرم ضد دیفتری را تزریق کرد.

دوز آنتی توکسین :

در دیفتری حلقی یا بینی اگر زمانی کمتر از ۴۸ ساعت گذشته باشد مقدار ۴۰۰۰۰واحد کفایت دارد.

اگر حلق و بینی با هم درگیر بود ۸۰۰۰۰ واحد و اگر زمانی بیش از ۳ روز از شروع علائم دیفتری گذشته بود یا وسعت بیماری بیش ازاین بود تا ۱۲۰۰۰۰ واحد تزریق میشود. اکثر مولفین معتقدند نصف سرم بصورت انفوزیون آهسته وریدی و نصف دارو عضلانی تزریق شود.

برخی تزریق عضلانی کل دوز را ارجح میدانند. میتوان کل دارو را بشکل انفوزیون وریدی نیز تزریق کرد ولی عموما با واکنشهای نسبتا شدید همراه است.

-  نکته قابل ذکر این است که بطور کلی در درمان فارنژیت ها از دگزامتازون استفاده نشود. چون اکثر عوامل ویرال در اثر تزریق این دارو شدت یافته علیرغم بهبود آنی و ظاهری بیمار طولانی شدن عفونت و دوره بیماریزایی را بدنبال دارد.

عموم بیماران فردای پس از تزریق دگزامتازون از بدتر شدن علائم بالینی خود شکایت دارند. اما استفاده از ضد التهاب نظیر ناپروکسن یا تولمتین یا بروفن بلامانع است. از تجویز آسپیرین در دوران اپیدمی آنفولانزا بعلت احتمال ایجاد سندرم ری پرهیز شود.

- هرپانژاینا ناشی از کوکساکی A گرچه میتواندعلائم بالینی شدید ایجاد کند ولی خود محدود شونده است و نیاز به درمان ندارد. درمانهای حمایتی نظیر استامینوفن کمک کننده است.

- پیشگیری:

- نکاتی که باید توسط بیمار رعایت شود: تا زمانیکه کشت لوزه منفی شود بیمار میتواند میکروب موجود در حلق خود را به دیگران منتقل کند. با سرفه و عطسه قطرات ریزی در هوا معلق میشوند (droplet) که تا ۱ متر برد دارند و براحتی میتوانند طرف مقابل را آلوده کنند. لذا توصیه میشود افراد مبتلا تا بهبودی کافی ویا حداقل ۴۸ ساعت پس از مصرف آنتی بیوتیک مناسب موقع صحبت – عطسه یا سرفه جلوی دهان و بینی خود را با دستمال تمیز بپوشانند.موقع صحبت با افراد سالم در مقابل صورت آنها قرار نگیرند و بهتر است زاویه دو صورت ۹۰ درجه باشد. رعایت حداقل فاصله ۱ متری الزامی است.

- بیماران آنتی بیوتیک را با دوره کافی و به فواصل زمانی تعیین شده استفاده کنند. تسکین درد گلو به منزله بهبودی کامل نیست

- نوشیدن مایعات ولرم به تسکین درد گلو کمک میکند. رژیم غذایی نرم و فاقد مواد محرک نظیر ادویه باشد

- غرغره آب یا سرم نرمال سالین ولرم به کاهش التهاب حلق کمک میکند

- مکیدن قرص گیاهی لیکوفار تا حدی درد و سوزش حلق را کاهش میدهد

-استفاده از استامینوفن با فواصل حداکثر ۶ ساعت به تسکین درد کمک میکند. درمواردی که اودینوفاژی شدید است یا استفراغهای مکرر وجود دارد میتوان تا بهبود نسبی علائم از شیاف استامینوفن هر ۶ ساعت استفاده کرد

- داروهای ضد التهاب در صورتیکه منع مصرف نداشته باشند بهتر از استامینوفن میتوانند التهاب حلق و لوزه را کاهش دهند. ناپروکسن ۲۵۰ میلیگرم هر ۸ ساعت – ایبوپروفن یا ژلوفن ۴۰۰ میلیگرم هر ۸ ساعت – تولمتین ۲۰۰ میلیگرم هر ۱۲ ساعت داروهایی موثر محسوب میشوند.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

لارنژیت حاد

لارنژیت حاد ( Acute laryngitis ) یا التهاب حنجره که عموما با گرفتگی صدا تظاهر می یابد. افرادیکه زیاد صحبت میکنند با احتمال بیشتری به این بیماری مبتلا خواهند شد ( نظیر معلمین ) .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بدنبال عفونت تنفسی ویروسی دستگاه تنفس فوقانی مثل سرماخوردگی ، ویروس حنجره را ملتهب کرده سبب گرفتگی صدا ، خشن شدن صدا و گاها سرفه میشود.

پس علائم لارنژیت بدین شرح است : hoarsness یا خشن شدن صدا – گاه آفونی ( بیمار قادر به تولید صدا نیست ) و اکثر موارد با سرفه همراه است. سرفه ها خشک و نه چندان شدید هستند ولی اصلی ترین تظاهر بیماری همان گرفتگی صدا است.

شیوع :

حدود ۳۰% موارد سرماخوردگی به لارنژیت منتهی میشود. ولی شیوع کلی آن حدود ۲% است. در فصل سرد سال این بیماری بیشتر دیده میشود و شیوع آن در زمستان ۲ برابر تابستان است.  از نظر سن ، شیوع خاصی را برای این بیماری نمیتوان در نظر گرفت و میتوان گفت در تمامی سنین احتمال ابتلا وجود دارد.

طول دوره بیماری :

در اکثر موارد ظرف ۳ روز گرفتگی صدا برطرف میشود ولی گاه تا ۸ روز یا بیشتر نیز طول میکشد. بیماری خود محدود شونده است و عارضه خاصی برای آن گزارش نشده است.

اتیولوژی :

تقریبا تمامی ویروسهایی که سرماخوردگی ایجاد میکنند میتوانند لارنژیت نیز ایجاد کنند. ویروس پاراآنفولانزا ( ۲۱% ) ، رینوویروس ( ۱۵% ) جزء شایعترین ها هستند. ویروسهای آنفولانزا و آدنوویروس در مرتبه بعد ( حدود ۳% ) شیوع دارند. ولی در اپیدمی های آنفولانزا قطعا شیوع لارنژیت ناشی از ویروس آنفولانزا افزایش می یابد ( تا ۳۰% ).

از نظر عوامل باکتریال میتوان به :

Mycoplasma Pneumoniae , Chlamydophilia pneumoniae  و استرپتوکوک گروه A اشاره کرد. دیفتری را باید در نظر داشت. Haemophilus influenzae بعنوان یک عامل اتیولوژیک در نظر گفته میشود.

از علل غیر شایع لارنژیت میتوان به عوامل زیر اشاره کرد : ویروس هرپس ، کاندیدا ، کوکسیدیوئیدس ایمیتیس ، کریپتوکوکوس نئوفورمنس و استرپتوکوک گروه A . این عوامل بیماریزا گاها در افراد با ایمنی طبیعی نیز قادر به ایجاد لارنژیت هستند.

سل حنجره همراه یا بدون همراهی سل ریوی از علل مهم و جدی درگیری حنجره بحساب می آید.

سل حنجره از نظر مسری بودن بسیار حائز اهمیت است و یکی ازانواع سل  با بار میکروب بالا در نظر گرفته میشود.

احتیاطات لازم در برخورد با این بیماران اهمیت دارد ( نظیر اتاق ایزوله با فشار هوای منفی – ماسک هپا – پوشش بینی و دهان بیمار با ماسک هنگام خروج بیمار از اتاق ) ولی در مورد سایر موارد بیماریزای لارنکس به احتیاطات تنفسی droplet نظیر استفاده از ماسک معمولی ( ماسک جراحی ) بسنده میشود.

هیستوپلاسموزیس نیز میتواند لارنژیت ایجاد کند . این عفونت عموما با بدخیمی لارنکس نظیر SCC اشتباه گرفته میشود ( بخصوص در لارنگوسکوپی یا برونکوسکوپی ) و نمونه برداری از موضع میتواند تشخیص قطعی را اثبات کند. رنگامیزی مخصوص قارچ میتواند عامل بیماریزا را در ناحیه تحت مخاطی نشان دهد.

از علل غیرعفونی گرفتگی صدا که نباید با لارنژیت اشتباه شود میتوان به : استفاده بیش از حد از صدا – ریفلاکس اسید معده و بدخیمی حنجره اشاره کرد.

گاه بیماریهای عفونی دیگر میتوانند گرفتگی صدا ایجاد کرده با لارنژیت اشتباه شوند . نظیر : کروپ ( خروسک ) ، تراکئیت باکتریال ، اپیگلوتیت حاد و سایر علل عفونی لارنکس.

تشخیص :

عموما تاریخچه بیماری میتواند تشخیص را برای پزشک مسجل کند. معاینه لارنکس نشانگر پرخونی مخاطی – قرمز شدن چین های صوتی و ادم مخاط منطقه است.

درمان :

شامل درمان بیماری زمینه ای است. عموما : ۱) استراحت صوتی و ۲ ) مرطوب کردن مخاط مثل استفاده از بخور آب سبب تخفیف علائم بیماری میشود. مطالعاتی که اثربخشی آنتی بیوتیک را در درمان لارنژیت بررسی کرده اند عموما نشاندهنده بی تاثیر بودن آنتی بیوتیک بوده است ولی در مواردیکه شک به عوامل باکتریال نظیر کلامیدیوفیلیا ، مایکوپلاسما ، سیاه سرفه و دیفتری وجود دارد باید حتما آنتی بیوتیک مناسب ( عموما ماکرولیدهای جدید نظیر آزیترومایسین یا کلاریترومایسین ) استفاده شود.

توصیه ها :

۱) تا سه روز بطور مطلق و تا یک هفته بصورت نسبی استراحت صوتی کنید. تصور کنید قادر به حرف زدن نیستید. حداقل از حرف زدن در مورد مسائل غیر ضروری اجتناب کنید

۲)اگر مجبور به صحبت کردن هستید با تن آهسته حرف بزنید. جیغ کشیدن یا بلند صحبت کردن سبب میشود بیماری شما تا چندین هفته طول بکشد

۳)از دستگاه بخور استفاده کنید. بخور آب سرد ارجحیت دارد چون بعلت مکانیسم خود ذرات آب کوچکتری در هوا پخش میکند و نفوذ آن به دستگاه تنفس بیشتر است. بخور آب سرد به این معنی نیست که بخار سرد است یا دمای پایین دارد بلکه به مکانسم تولید آن بر میگردد یعنی بخار با روش گرم شدن تولید نمیشود. آب به ذرات خیلی ریز تبدیل شده در هوا پخش میشود. دستگاه بخور آب گرم با مکانیسم حرارتی بخار تولید میکند و چون ذرات آب بزرگ هستند تا شعاع یک متری از دستگاه را میتواند مرطوب نگه دارد. لذا توصیه کلی برای استفاده از بخور ، بکار بردن بخور آب سرد است.

۴)در موارد طول کشیده از یک داروی ضد التهاب استفاده کنید. من ناپروکسن با دوز ۲۵۰ میلیگرم هر ۸ ساعت را ترجیح میدهم. ولی ایبوپروفن – ایندومتاسین – تولمتین نیز داروهای موثری محسوب میشوند

۵) اگر آلرژی فصلی دارید از یک داروی آنتی هیستامین استفاده کنید. ستیریزین – کلرفنیرامین – فکسوفنادین و لوراتادین داروهای خوبی بحساب می آیند.

۶) اگر سرفه با خلط همراه بود یا تب وجود داشت استفاده از آنتی بیوتیک الزامی است. در این مورد به پزشک مراجعه کنید تا آنتی بیوتیک مناسب برای شما تجویز شود

۷) اگر علائم خاصی که موید عفونت سیستم تنفس است وجود دارد بلافاصله به پزشک مراجعه کنید. این علائم شامل : وجود اگزودا ( چرک ) روی لوزه ها – تب و لرز – خلط سبز یا زرد رنگ – وجود طاول های ریز در حفره دهان – وجود بثورات پوستی و غیره….

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

« Previous PageNext Page »