در آینده نزدیک می توان احساس “سرخوشی” ایجاد شده توسط ورزش را با قرصی که یک ژن خاص در مغز را تحت تاثیر قرار می دهد شبیه سازی کرد

قرص ورزش برای درمان افسردگی تولید خواهد شد .

محققان اعلام کردند به زودی قرص‌هایی به بازار می‌آیند که تاثیر ورزش کردن را روی بدن دارند.  متخصصان دانشگاه ییل (Yale) می گویند آزمایشهای انجام شده بر روی موش می تواند نشان دهد که چرا ورزش مکرر و مداوم می تواند به افرادی که دچار افسردگی هستند کمک کند.

 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،   هرچند واضح است که ورزش کردن روحیه افراد را بهتر می‌کند اما دلیل این موضوع هنوز بطور واضح مشخص نشده است.
تمرکز این تحقیق تازه بر روی منطقه‌ای از مغز به نام هیپوکمپوس است که در حال حاضر هم تولیدکنندگان داروهای ضد افسردگی از اهمیت آن آگاهند.

گروه پژوهشگران دانشگاه ییل آزمایشی را ابداع کردند تا دریابند کدام ژنها در این ناحیه از مغز در حین ورزش فعال تر می‌شوند و در این آزمایشها ژنی بنام VGF یافته شد.
این ژن با یک “عامل رشد” شیمیایی در ارتباط است که در رشد سلولهای عصبی نقش ایفاء می‌کند.
پیدا شدن این ژن و خواص آن با فرضیه این پژوهشگران تطابق داشت، که برای رفع افسردگی تنها تغییر در مواد شیمیایی اطراف سلولها کافی نیست و لازم است ساختار و ارتباطات میان سلولهای مغز هم تغییر کند.
گام بعدی ساختن نسخه‌ای از این ماده شیمیایی و آزمایش آن بر روی موش بود که در این آزمایشها تاثیراتی بر رفتار موشها دیده شد که تقریبا معادل استفاده از داروی‌های ضد افسردگی در انسان بود.
پژوهشگران معتقدند دارویی که بر اساس VGF ساخته شود “احتمالا درجه تاثیر بسیار بالاتری” نسبت به داروهای موجود ضد افسردگی خواهد داشت.
“مارکوس رابرتز” رییس موسسه Policy at Mind گفت : در حال حاضر باید پزشکان استفاده از تمرین‌های ورزشی را بعنوان روشی جهت درمان مسائل روحی توصیه کنند.

وی می‌گوید : “تحقیقات موسسه ما نشان داده است که ورزش در هوای آزاد می -تواند احساس افسردگی را کاهش دهد و با القاء حس دستیابی به یک موفقیت، اعتماد به نفس را نیز افزایش دهد. شواهد تایید کننده این موضوع به‌اندازه ای افزایش یافته ‌است که می‌تواند باعث شود بکارگیری ورزش برای رفع افسردگی، یک روش درمانی بالینی قلمداد گردد.”

فعالیت بدنی و تمرینات ورزشی، توانایی فرد را برای سوزاندن چربی از ۵۰ درصد گرفته تا بیش از ۱۰۰۰ درصد بسته به میزان تناسب اندام فرد و مدت انجام تمرینات بهبود می‌بخشد.

علاوه بر این، سوختن سریع چربی در بدن حتی بعد از اتمام تمرینات ادامه پیدا می‌کند. در این پژوهش محققان نحوه اثرگذاری تمرینات ورزشی را روی بیش از ۲۰۰ مولکول در بدن که با متابولیسم در ارتباط هستند، بررسی کردند و امیدوارند که در نهایت نتیجه بررسی‌ها و یافته‌های آنها به تولید قرص سحرآمیز ورزش منجر خواهد شد.

‌دکتر گریگوری لویس، متخصص قلب بیمارستان عمومی دانشکده پزشکی هاروارد که سرپرستی این تحقیق را عهده‌دار بوده است، می‌گوید: با استفاده از پله‌ها به جای آسانسور و یا ۱۰ دقیقه کار با تردمیل در طول روز می‌توانید روش متابولیسم بدن خود را برای یک دوره مهم تغییر دهید و آن را از وضعیت ذخیره سازی چربی به سوزاندن چربی مبدل سازید.

پژوهشگران می گویند به این ترتیب  احتمالا در آینده نزدیک بتوان احساس “سرخوشی” ایجاد شده توسط ورزش را با قرصی که یک ژن خاص در مغز را تحت تاثیر قرار می دهد شبیه سازی کرد.

کارشناسان می گویند : این موضوع می تواند به یافتن داروهای موثرتر منجر شود.در بریتانیا، سازمانهای خیریه ای که در زمینه بهداشت روحی افراد سرمایه گذاری و فعالیت می کنند، همواره برنامه های تمرینات ورزشی را بعنوان یک راه رفع افسردگی توصیه کرده اند.

داروی جدید تحت عنوان (قرص ورزش) با فعال کردن ژنی که به سلول ها دستور سوزاندن چربی ها را می دهد، پروسه ای مشابه سوختن چربی ها در هنگام ورزش را در بدن فعال می کند.

در بدن موش های آزمایشگاهی با مصرف این قرص ژنی موسوم به PPAR-d فعال می شود که این ژن تنظیم کننده اصلی، توانایی سلولهای بدن را در سوزاندن چربی ها کنترل می کند که در صورت مصرف این قرص حتی زمانی که موش فعالیت نمی کند، پروسه سوختن چربی ها که در طول مدت ورزش کردن صورت می گیرد، به شکل مشابه به جریان می افتد؛ به این ترتیب بدن موش در برابر اضافه وزن حتی در صورت دنبال کردن رژیم های پرچرب مقاومت می کند.

ممکن است این یافته ها  به روش جدیدی برای درمان یا پیشگیری از سندروم متابولیک انسانی منجر خواهد شد.

نتایج این تحقیق در مقاله ای در نشریه نیچر مدیسین منتشر شده است .

مهار آنزیم SphK1 در جریان التهابی ناشی از شوک سپتیک ( septic shock ) می تواند جان بیمار را نجات دهد

دانشمندان درمان جدیدی را برای مسمومیت خونی ناشی  از شوک عفونی ( septic shock ) کشف کردند. 

آزمایش های انجام شده توسط محققان دانشگاه گلاسکو نشان داد متوقف سازی یک مولکول می تواند خطر مرگ ناشی از شوک عفونی ( toxico-infectious shock )  را در موش ها از بین ببرد. این مولکول پیش از این برای فعال سازی در جریان بروز شوک عفونی کشف شده بود.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ،   محققان امیدوارند یافته های آنان بتواند به ارائه گستره وسیعتری از داروها برای درمان این بیماری منجر شود. سالانه ۲۰ میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا می کند.  بر اساس آمار، ۵۰ درصد افزادی که به شوک عفونی مبتلا می شوند جان خود را از دست می دهند.
سالانه ۳۱ هزار نفر در انگلیس و ولز به شوک عفونی شدید مبتلا می شوند . در این بیماری واکنش فاجعه انگیز سیستم ایمنی بدن به عفونت، موجب از کار افتادگی اعضای بدن می شود.
بیماران د ر صورت ابتلا به این بیماری، به مراقبت های ویژه نیاز پیدا می کنند از این رو امکان مراقبت از اعضای بدن در جریان درمان عفونت فراهم می شود.
در جدیدترین تحقیقات، پژوهشگران بر اساس پژوهش های پیشین نشان دادند، آنزیمی موسوم به SphK1 در جریان التهابی که در شوک عفونی روی می دهد، هدف قرار می گیرد.
آنها نشان دادند سلول های ایمنی بیماران مبتلا به عفونت های شدید، بطورغیرطبیعی آنزیم SphK1 را تولید می کنند . این کار مانع از کاهش سیگنال های التهاب می شود که توسط سلول ها ارسال می شوند.
پزشکان با ارائه داروهایی که این آنزیم را متوقف می کنند نشان دادند که این درمان دارویی خطر مرگ را در موش های مبتلا به این بیماری کاهش می دهد.

این موش های درمان شده همچنین از ابتلا به نقص و از کارافتادگی در چندین عضو نیز محافظت شدند و روند پاک شدن از عفونت های باکتریایی در آنها نسبت به موش های درمان نشده، بهتر صورت گرفت.
پروفسور “آلیریو ملندز” مجری این تحقیقات می گوید: داروهایی که این آنزیم را متوقف می کنند می توانند به درمان مفیدی برای این بیماری تبدیل شوند.

وقوع شوک عفونتی در حال افزایش است و درمانهای بالینی مناسب آن هنوز ارائه نشده است؛ از این رو اگرچه هنوز تا ارائه پیشرفت پزشکی در درمان این بیماری زمان باقی است اما محققان امیدوارند به راهی برای درمان این بیماری کشنده دست یابند.
نتایج این تحقیقات در نشریه ساینس منتشر شده است.

برخی مشکلات جاری در درمانهای روانشناسی و روانپزشکی

یکی از مسائل عمده در امر درمان بیماران روانی ، عصبی در جامعه ما آنست که بسیاری از بیماران پس از بهبودی نسبی مجدداٌ به حالت اول برمی گردند . بخشی از مسائل تاثیر گذار  در این فرایند به سطوح فرهنگی و عوامل اجتماعی و برخی دیگر در بعد تخصصی به روند فکری مسلط بر درمانهای روانشناسی و روانپزشکی کشور مربوط می شود .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  عقیده عامه  مردم نسبت به بیماریهای روانی و برخورد عمومی با بیماران از زمان جنگ جهانی دوم بطور قابل ملاحظه ای تغییر یافته است .به طوری که در حال حاضر برای اکثر مردم کشورهای پیشرفته و درحال توسعه  مشکل بیماریهای روانی مانند سایر مشکلات پزشکی کاملاٌ جنبه طبی دارد و بیمار روانی بعنوان فردی بیمار شناخته می شود و برای بیمارانی که اختلال روانی آنان شدید بوده نیاز به بستری شدن دارند ، بخشهای روانی در بیمارستانهای عمومی یا تخصصی به طور روز افزون در حال افزایش است و بیماران روانی بخوبی توسط اجتماع تحمل می شوند .

ولی در کشورهای درحال توسعه و عقب نگهداشته شده این طرز تفکر در مورد بیماران روانی هنوز عمومیت کامل نیافته و در این جوامع گاه به افرادی برمی خوریم که به بیمار روانی همانند فرد بیمار نمی نگرند و اورا بخوبی تحمل نمی کنند و این خود از مسائلی است که بر مشکلات درمان در این جوامع می افزاید .

از سوی دیگربعلت پایین بودن سطوح آگاهی مردم در خصوص بیماریهای روانی ، عصبی ( در عصر تکنولوژی ) غالباٌ از مراجعه به روانپزشک / روانشناس اکراه دارند در حالی که همینها با کمال میل وبدون اندک تردید به یک چشم پزشک یا دندانپزشک یا هر پزشک متخصص دیگری رجوع می کنند.این طرز تفکر غلط موجب شده است که بسیاری از ناراحتیهای خفیف روانی سرانجام به اختلال کامل روانی تبدیل شود.

در مواردی بسیاری از افراد بیمار بعد از آنکه به فالگیر ،کف بین ، همسایه،داروفروش وسایر اشخاص بی صلاحیت مراجعه کرده واظهار چاره جویی کرده اند،به سراغ روانشناس یا روانپزشک می روند. چه بسا که در این مدت ناراحتی آنها شدت می یابد.

از طرفی مردم بستگانشان را که دچار ناراحتیهای روانی هستند از دیگران پنهان میکنند وهنگامی که رازشان فاش شود خود را در انظارخوار وخفیف می پندارند. درصورتی که بیمار روانی بودن ننگی بیش ازبیمار جسمی بودن ندارد وچنان که ما کسی را برای اینکه دچار میکروبهای مولد بیماری شده سرزنش نمی کنیم نمی توانیم کسی را به دلیل تسلیم در مقابل عوامل وفشارهایی که سازش روانی وی را مشکل یا ناممکن ساخته ملامت کنیم .

مشکل دیگر در این زمینه جا نیفتادن علم روانشناسی وروانپزشکی علمی در بین مردم وپایین بودن آگاهی افراد جامعه دراین زمینه است. عده زیادی از افراد بیمار نگرانیها وناراحتیهای روحی وروانی خود را ناراحتی اعصاب تلقی می کنند ،وبه همین خاطر اکثرا برای درمان نگرانیهای روحی وبیماریهای خفیف روانی به جای مراجعه به روانپزشک وروانشناس به علت همین طرزتلقی غلط به همکاران نورولوژیست (متخصص مغز واعصاب)مراجعه می کنند.البته مسائل فوق درمناطق مختلف برحسب سطوح فرهنگی نوسان دارد.
اما درزمینه تخصصی مسئله درمان به روند فکری مسلط بر روانشناسی وروانپزشکی حاکم بر جامعه مربوط است،چون دیدگاه روانشناسی درجامعه ایران یک دیدگاه فرد گرایانه است وگرایش به جهان غرب دارد. به همین جهت بیشتر درمانها ،درمانهای فردی است.از آنجایی که سلامت جسم وروان از سلامت اجتماع تفکیک ناپذیر است ،در بسیاری از روندهای درمانی به این بعد مهم پرداخته نمی شود .متاسفانه بسیاری از بیماران ، تحت درمان علامتی قرار می گیرندوتسکین نسبی می یابند.
از سوی دیگر چون جامعه دارای مشکلات فراگیر وگسترده است .وقتی فرد دچار مشکل ودارای شخصیت مستعد قبلی با این مسائلی که حتی انسانهای سالم هم از پس آن برنمی آیندمواجه می شود مجددا به حالت اولیه بر می گردد.
از طرفی بیمارستانهای روانی وآسایشگاههای کنونی برای پذیرش ودرمان سیل عظیم بیماران روانی آمادگی لازم را ندارند ،واین موسسات نیز معمولا بیماران را در محیط واوضاع واحوالی که از زندگی واقعی بر کنار ومتفاوت است ،قرار می دهند .از این روبیمار وضع خود را با وضع جامعه یکسان نمی بینداحساس تنهایی وواماندگی می کند.مسلما چنین احساسی برای کسی که به علت ناهماهنگی خود با جامعه بیمار شده است زیان بخش است .

در صورتی که بیمارستانها وآسایشگاهای روانی باید به صورت جامعه ای کوچک وسازنده درآیندکه ازهر حیث به جامعه بزرگ شبیه باشندوبیماران را از همه مجالهای اجتماعی بهره ور نمایند .ولی متاسفانه اکثر مراکز مربوط به نگهداری وبستری بیماران روانی جای مناسب ومفیدی برای بیماران روانی نبوده ونیست.چرا که برخی از محیطها ازحداقل امکانات رفاهی ودرمانی برخوردار است ،وبیماران نه تنها بهبود نمی یابندبلکه بر مسائل ومشکلات بیماریزای آنان در چنین محیطی افزوده می شود.

یکی دیگر از مشکلات عمده در روند درمان ،مشکل عدم همکاری بین روانپزشکان وروانشناسان در اموردرمان بیماران روانی است.از آنجایی که در درمان اکثربیماران روانی درمان ترکیبی دارو درمانی ورواندرمانی ضرورت کامل دارد،متاسفانه دراکثر مواردصرفا به دارودرمانی بسنده می شود وبه روان درمانی وسایر شیوه های مشابه توجهی نمی شود.علاوه بر آن وقت بسیار کمی جهت معاینه وویزیت بیمار صرف می شود. 

این عدم همکاری بین روانپزشکان وروانشناسان درامور درمان به علت دیدگاههای ناهمگن به ضرر بیماران تمام می شود وبه روند درمان ضربه وارد می کند.البته در این بین ،  همکاران روانپزشکی هستند که به روان درمانی در امور درمان توجه کامل داشته وضرورت آن رااحساس می کنند.مشکل دیگر می تواند تشخیص باشد ،چون ابعاد روحی وروانشناختی وشخصیتی انسانها گسترده است ، بنابراین شناخت این ابعاد بسیار مبهم تر از ابعاد جسمانی انسانهاست.

به همین سبب تشخیص دربیماران روانی جنبه نسبی دارد وبه همان دید درمان هم نسبی خواهد بود.این فرآیند گاه سبب اظهار نظرهای تشخیصی مختلف از طرف روانپزشکان ، روانشناسان و سایردرمانگران در مورد بیماران شده که خود رونددرمانی خاصی رابه همراه دارد.درمانگر باید ضمن آنکه برای از بین بردن علائم مرضی کوشش می کند منظورش برقراری سازش طبیعی واجتماعی بیمار باشد ، جای تاسف است که هنوز علامتی ازبین نرفته علامتی دیگر راجانشین آن کنیم وتاسف انگیزتر آنکه بیمار ما ازچنگ کلیه علائم رهایی یافته ولی در پایان معالجات ، فردی وابسته،هیپو کندریاک(خود بیمار انگار) درون بین وازلحاظ اجتماعی فردی با ارزش باشد .

در جریان درمان بیماران روانی به جای آرزوی یک وضع روانی ایده ال برای بیمار باید به بهبودی وبازگشت ظرفیت تطابق وی بامحیط راضی بودوهدف کلی درمان هماهنگی زندگی روانی بیمار از راه تعدیل انرژیهای نامرتبط ونامتعادل ورهایی اوازبار ناملایمات ناشی ازتجارب گذشته زندگی است.از طرفی اگر درمانگر دربرخورد بابیمارانی که نگران سلامت روانی خود هستند،اصول درمان را رعایت نکندو مواظب گفته های خود نباشد ،خود سبب به وجود آوردن حالت مرضی(یا تروژنیازیس )(حالتی مرضی که درمانگر یا پزشک دربیمار خودبه وجود می آورد)درفرد بیمار می شود.

همواره باید به خاطر داشت که بیشتر بیماران به مطالبی که درمانگر درمورد تشخیص وپیش آگهی بیماریشان اظهار می دارند خیلی دقیق گوش می دهند و از آنها برداشتهای شخصی واغلب نادرست می کنند که خود مولد ضربه روحی است.درپایان مطالب لازم به تذکر است که از جمله هدفهای اساسی علوم بهداشت روانی آشنا نمودن مردم به بیماریهای روانی است .می دانیم که بیماری روانی درا ثر تاثیر وتاثر عوامل بیولوژیکی،روانی،فرهنگی واجتماعی درفرد ایجاد می شود.

به این ترتیب باید این حقیقت رابه همه مردم یاد دادکه اختلال روانی نیز نوعی بیماری است واز ابتلای به آن همانند سایر بیماریها می توان بموقع جلوگیری نمود.بیمار روانی مانند هر بیمار دیگردر صورت اقدام بهنگام می تواند بهبودی خود را بدست آوردو به میزان سازگاری یا توانائی  اولیه خود نزدیک گردد.

نگارش  :

محمودرضا هاشم ورزی – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی – MPH بهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه

Relax_892@yahoo.com

با مفاهیم اعتیاد و اهمیت پرداختن به موضوع اعتیاد در شرائط جامعه امروزی بیشتر آشنا شویم

فردا دیر است ، همین امروز مراقب باشیم  و از این لحظه شروع کنیم !

بامفاهیم اعتیاد بیشتر آشنا شویم !

اعتیاد ( ADDICTION) : یعنی عادت کردن و خوگرفتن به چیزی . اعمال عادت شده معمولاٌ خودکار ، بدون تفکر و اندیشه صورت می پذیرد . وابستگی به مواد مخدر نیز یک نوع عادت است . لذا در سال ۱۹۶۴ سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که اعتیاد یک اصطلاح علمی و جامع نیست و بجای آن از اصطلاح وابستگی به مواد استفاده می شود.
  

مواد : هر ماده ای که بهنگام ورود به بدن موجود زنده یک یا چند عمل آن موجود را تغییر دهد .
 یا هرماده ای که با تاثیر بر روی وظایف سیستم اعصاب مرکز ی موجب تغییر در رفتار ( مانند: سرخوشی ، کیف ، خشم و عصبانیت ) اختلال در خلق و خوی ( اضطراب و افسردگی ) و اختلال در قضاوت و شعور (فراموشی و بی توجهی ) شود.
  سوء مصرف مواد : بدین معناست که اگر چه فرد نسبت به مواد اعتیاد ندارد ولی آن را مصرف می کند .یعنی :
   ۱- استفاده از ماده ای که مصرف آن غیر قانونی است .
مانند : مصرف تریاک در کشور ما غیر قانونی است پس حتی یکبار کشیدن آن سوء مصرف است .
  ۲- استفاده از ماده ای که مصرف آن باعث تغییرات روحی و روانی در فرد می شود . مانند : مصرف حشیش که باعث برهم خوردن شعور فرد می شود ، پس کشیدن آن سوء مصرف است
  ۳- استفاده از ماده ای که فرد به خود ویا دیگران ضرر می رساند .مانند : مصرف مشروبات الکلی ، که گاهی باعث بروز عصبانیت و پرخاشکری می شود پس نوشیدن آن سوء مصرف است .
  وابستگی به مواد :
  حالتی است که شخص هم از نظر جسمانی و هم از نظر روانی به ماده ای مانند مواد مخدر وابسته می شود، لذا احتیاج شدید و اجباری به ادامه مصرف آن ماده داشته  و قادر نیست به میل و اراده خود آن را ترک نماید .
  وابستگی دو نوع است : وابستگی جسمانی و وابستگی روانی .
  وابستگی جسمانی : که در آن ماده مخدر بعلت نفوذ در سلولهای بدن و اثرات شیمیائی آن باعث وابستگی سلولهای بدن شده و قطع مواد بمنزله اینست که یکی از مواد حیاتی سلول را به آن نرسانیم .
  وابستگی روانی : حالتی است که در آن شخص از نظر روانی و عاطفی به دارو و مواد مخدر وابسته می شود و با وجودی که نتایج سوء آن را می داند ، معهذا احتیاج دارد که به مصرف ماده مخدر ادامه دهد . این وابستگی باعث می شود که شخص معتاد در موقع معینی که باید ماده مخدر به او برسد به هر نحو ممکن که شده حتی با وجود خطرات بی اختیار به سوی آن کشیده می شود و دست به هر اقدامی می زند .
  بعبارت دیگر وابستگی یک نوع اختلال با تظاهرات رفتاری ، شناختی و جسمانی است که باعث می شود فرد مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح دهد .( میل شدید و اجباری فرد به ادامه مصرف یک ماده مخدره تا جائی که در بسیاری از موارد وابستگی به مواد برای فرد مهمترین مسئله زندگی اوست ).
  وابستگی باعث بروز برخی رفتارها وحالتهای غیر عادی در فرد می شود :
  فرد وابسته برای رسیدن به حالت نشئه مجبور است ، به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد که به آن تحمل می گویند .
  فرد وابسته در صورت عدم مصرف ماده ، به عوارض ناراحت کننده ای دچار می شود که به آن خماری یا ترک می گویند .
هیچ وقت برای ترک دیر نسیت ، مهم تصمیمات درست است ، مهمترین اصل در فضای زندگی اصل عدم قطعیت و تغییر است .درست  بیندیشیم ، درست عمل کنیم و آماده تغییر باشیم  !!!

اهمیت پرداختن به  موضوع اعتیاد در شرائط جامعه امروزی :

   چند بعدی بودن معضل اعتیاد : معضل اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی ، درمانی ، خانوادگی ، سیاسی و…
  وجود بیش از سه میلیون معتاد و مصرف کننده تفننی در کشور.
  همجواری کشور با دو کشور تولید کننده اصلی مواد مخدر یعنی افغانستان و پاکستان و تزانزیت مواد از ایران به کشورهای اروپائی .
  افزایش روز افزون آمار طلاق ، بزهکاری ، بیکاری و سایر آسیبهای اجتماعی ناشی از اعتیاد در کشور .
  عرضه نسل جدید مواد مخدربه اشکال مختلف در کشور .
  دسترسی آسان وارزان مواد خصوصاٌ اشکال جدید آن .
   گرایش روز افزون نسل نوجوان و جوان به مواد مخدر .
  افزایش روز افزون آمار HIV / AIDSدر جامعه .
  تغییر الگوی مصرف از کشیدن و خوردن به تزریق .
  اعتیاد تزریقی بعنوان شایعترین( ۶۵% ) راه انتقال ایدز در جامعه .
  وجود ارتباطات ناسالم در خانواده و جامعه .
  در گیر بودن بیش از حد خانواده ها به مسائل زندگی روزمره و کم توجهی به رفتار فرزندان .
  تبدیل شدن قاچاق مواد و خرید و فروش آن بعنوان یک شغل و امرار معاش .
  عدم اجرای دقیق قوانین از سوی مجریان .
  نبود برنامه ریزی هدفمند آموزشی جهت آموزش آحاد جامعه خصوصاٌ نسل نوجوان و جوان جامعه .
  نبود مدیریت هدفمند بمنظور هماهنگی بین بخشی و یکسان سازی فعالیتها ی سازمانها و ارگانهای مختلف در جهت اقدامات آموزشی و کنترلی .
  اعتیاد بعنوان یک پدیده شوم استعماری در کشور .
  برنامه ریزی هدفمنداستعمارگران برای ابتلا نوجوانان و جوانان به اشکال مختلف مواد مخدر با توجه به جوان بودن کشور .
  کم رنگ بودن فعالیتهای رسانه های گروهی خصوصاٌ رسانه ملی در جهت تهیه برنامه های آموزشی هدفمند .
  ترویج مواد در مراکز علمی ، دانشگاهی و خوابگاهها .

  وجود مناطق پرخطر و آسیب پذیر درمناطق حاشیه ای شهر ها بعنوان کانون توزیع و ترویج مواد و سکس .
  بستر آماده برای شروع به مصرف مواد در دوره نوجوانی در جامعه (پایین آمدن سن گرایش به اعتیاد در جامعه )
  وجود باورهای غلط در زمینه اثرات مواد مخدر.
  کمبود امکانات و فضاهای آموزشی و تفریحی برای نسل نوجوان و جوان جامعه .
  وجود پارتی های شبانه و ترویج اشکال جدید مواد در این پارتی ها.
  کشف روزانه بسیاری ازانواع آمپولها ، کپسول ها ، قرصها ، پودرها و… توسط مراجع انتظامی .
  ارتباط آلودگی به مواد با سایر رفتارها وکجرویهای رفتاری و انحرافات اجتماعی .
  خطیر بودن مسئولیت دولتمردان ، اندیشمندان ، مبلغین ، مدیران و کارشناسان در این راستاء.
  نقش آگاهی در پیشگیری از اعتیاد .

 
آشنائی با برخی مواد شایع :

حشیش و روغن حشیش :

 از گیاهی بنام شاهدانه هندی بدست می آید که شبیه گزنه( جعفری خشک شده ) است .
 نام های دیگر آن : ماری جوانا ، گراس ، علف ، بنگ ، JOINT  ، سیگاری ، گلد ، ریفر و…می باشد .
  شکل آن : سبز خاکستری یا قهوه ای مایل به سبز و یا سیاه می باشد.
  استفاده پزشکی : ندارد .
  وابستگی جسمانی آن ناشناخته و وابستگی روانی آن در حد متوسط می باشد.
  مدت اثر آن : ۴-۲ ساعت .
  اثرات احتمالی آن : سرخوشی ، افزایش اشتها ، عدم آگاهی نسبت به زمان و مکان   می باشد .
  اثرات بیش از حد آن : حالات شدید روانی ( توهم و هذیان ) ، خستگی ، سوء ظن ، گیجی ، اختلال حافظه ، افزایش فشار خون ، اضطراب و افسردگی و…
  روش استفاده آن: تدخینی ( با سیگارمخلوط کرده و بصورت سیگاری یا JIONTاستفاده می شود ) و خوراکی است .
   اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .

تریاک :

 مستقیماٌ از شیره خشخاش بدست می آید و شیره خشک شده خشخاش است . منشاء مواد اعتیاد آور مختلف مانند : سوخته ، شیره ، مرفین و داروهائی مانند :کدئین ، دیفنوکسیلات و اکسپکتورانت کدئین است.
 رنگ وشکل آن : رنگ آن قهوه ای سیر و دارای قوامی خمیری است ، اما شکل آن بصوت حبه و یا لول و تکه های بزرگ آن مثل کیک بریده شده است و گاهاٌ بشکل قرصهای قهوه ای رنگ نیزتهیه می شود .
 نام دیگر آن : تل .
 استفاده پزشکی:  مستقیماٌ مصرف پزشکی ندارد اما مشتقات آن مانند قرص کدئین ، دیفنوکسیلات و اکسپکتورانت کدئین در پزشکی استفاده می شود .
 وابستگی جسمانی و روانی دارد .
 روش استفاده آن : تدخینی ( دود کردن ) ، خوردن و تزریق می باشد .
 مدت اثر آن : ۶-۳ ساعت .
 اثرات احتمالی آن : سرخوشی ، کاهش تنفس ، تهوع ، یبوست ، تنگ شدن مردمک ، خواب آلودگی و…
  اثرات بیش از حد آن : اختلالات رفتاری ، کاهش میل جنسی ، تیره شدن رنگ پوست ، بد خلقی و…
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .
سوخته و شیره تریاک :
  از کشیدن تریاک ماده قهوه ای رنگ سوخته و براق بدست می آید که سوخته نام دارد .شیره :  سوخته را در آب حل نموده ، می جوشانند و از صافی عبورمی دهند آنچه باقی می ماند تفاله نام دارد این محلول را دوباره حرارت می دهند خمیر سفت و غلیظ به رنگ قهوه ای روشن بدست می آید که شیره نام دارد .

هروئین :

  یکی از مشتقات نیمه مصنوعی مرفین است( مرفین یکی از ترکیبات تریاک است ).
  شکل آن : شکل هروئین خالص ، پودری بسیار نرم و سفید رنگ است . اما هروئین موجود در بازارکه از مخلوط کردن با مواد مختلف ( شیرخشک ، پودر گلوکز و…) بدست می آید رنگ آن کرم مایل به قهوه ای است وحدود ۱۰-۵ درصد هروئین خالص دارد. اندازه آن ۵ سانتی متر ووزن آن ۵/۱ – ۵/۲ و ۵ گرمی است .
     هروئین در تکه های کاغذ یا پلاستیک به شکل مربع و یا مستطیل عرضه می شود .
  نام های دیگر آن :  اسب ، اسمک می باشد . استفاده پزشکی: ندارد .
  وابستگی جسمانی و روانی آن بالاست . مدت اثر آن :  ۶-۳ ساعت است .
  روش استفاده آن : روش استفاده آن بصورت کشیدنی ( حرارت دادن روی زرورق سیگار ) انفیه( پودرهروئین مستقیماٌ به وسیله اسکناس لوله شده به داخل بینی کشیده می شود ) تزریق ( پودر هروئین را با آب لیمو ، جوهر لیمو یا قرص ویتامین C  در قاشق حل می کنند و حرارت می دهند محتویات قاشق را  از پنبه عبورمی دهند و درون سرنگ هدایت و تزریق انجام می گیرد ).
  اثرات احتمالی : سرخوشی ، افسردگی ، کاهش ضربان قلب ، خواب آلودگی ، تنگی مردمک ، تهوع و استفراغ و…
   اثرات شدید آن : تیره شدن رنگ پوست ، کاهش میل جنسی ، یبوست گیجی ، افسردگی ، احساس گرما و…می باشد .
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .

مرفین :
  یکی از مشتقات تریاک است .
  شکل دارو : آمپول – پودرنرم سفید رنگ یا کرم ، بدون بو و تلخ است .
  نام دیگر آن: دورامرفن – ام اس کانتین و…
  بعنوان ضد درد استفاده پزشکی دارد.
  وابستگی جسمانی و روانی آ ن بالاست .
  مدت اثر آن: ۶-۳ساعت است .
  روش استفاده آن:  تزریقی ، کشیدن و استنشاقی است .
  اثرات احتمالی : سرخوشی ، بی تفاوتی ، پرخاشگری ، بی قراری ، کاهش احساس درد ، کاهش تنفس ، تهوع ، تنگی مردمک و…
  اثرات شدید آن : مصرف بیش از سه روز اعتیاد می دهد .مرفین ۱۰ برابر قوی تر از تریاک است .برهم خوردن وضعیت فشارخون ، شنیدن صدای زنگ ، کوچک شدن مردمک چشم ، کم اشتهائی ،  دوبینی یبوست مزمن ، کاهش میل جنسی ، تیره شدن رنگ پوست ، اختلال خواب ..
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .
کدئین :
  از ترکیبات تریاک است .
  شکل دارو : قرص سفید رنگ .
  نام دیگر آن : تای لئول ، آمپیرین و…
  بعنوان ضد درد و ضد سرفه استفاده پزشکی دارد .
  وابستگی جسمانی و روانی آن در حد متوسط است .
  مدت اثر آن : ۱۲۰-۷۲ ساعت .
  روش استفاده آن : تزریقی ، کشیدن ، استنشاقی است .
  اثرات احتمالی آن : سرخوشی ، بی تفاوتی ، اختلال قضاوت ، پرخاشگری ، کاهش تنفس ، تهوع ، خواب آلودگی ، تنگی مردمک ، احساس گرما ، کاهش احساس درد و…
  اثرات بیش از حد آن :‌کاهش فشار خون  ،کما ، تشنج ، سردی پوست ،یبوست مزمن ، کاهش میل جنسی ، تیره شدن رنگ پوست ، اختلال خواب .. 
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .

بوپره نورفین :
  از ترکیبات تریاک است .در ایران استفاده زیادی دارد .
  شکل آن : آمپول – قرص زیر زبانی است .
  نام دیگر آن : تمجیزک – اورجیزک – جسنور – دورفان .
  بعنوان داروی بیهوشی و کنترل درد استفاده پزشکی دارد .
  وابستگی جسمانی و روانی دارد .
  مدت اثر آن : متفاوت و متغیر است .
  روش استفاده : تزریقی و زیر زبانی است .
  اثرات احتمالی آن : سرخوشی ، بی تفاوتی ، اختلال قضاوت ، پرخاشگری ، کاهش تنفس ، تهوع ، خواب آلودگی ، تنگی مردمک ، احساس گرما ، کاهش احساس درد و…
  اثرات بیش از حد آن :‌کاهش فشار خون  ،کما ، تشنج ، سردی پوست ، یبوست مزمن ، کاهش میل جنسی ، تیره شدن رنگ پوست ، اختلال خواب .. 
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .
کوکائین :
  یکی از خطرناک ترین واعتیاد آورترین ماده مخدر است .
  از برگ گیاه کوکا که در آمریکای جنوبی و مرکزی می روید بدست   می آید .
  شکل آن : پودر سفید کریستال است .
  نام دیگر آن : کوک ، فلاک ، برف ، کراک و شفاف  .
  استفاده پزشکی : بی حسی موضعی .
  وابستگی جسمی در حد متوسط و وابستگی روانی آن حتی پس از یکبار در حد بالاست .
  مدت اثر آن : ۲-۱ ساعت .
  روش استفاده : تزریقی ، کشیدنی ، استنشاقی .
  اثرات احتمالی آن : توهم و هذیان ، توهم لامسه (خزیدن حشرات زیر پوست )  ، افزایش هوشیاری ، تحریک ، سرخوشی ، بی تفاوتی  ، افزایش فشارخون ، کاهش اشتها ، بی خوابی ، نشئگی ، یبوست ، ناتوانی جنسی و…
  اثرات بیش از حد : آشفتگی ، افزایش بیش از حد حرارت بدن ، توهم ، تشنج ، مرگ احتمالی ، پرخاشگری و..
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی

آمفتامین :
   مواد محرک مغزی هستند .
  شکل آن : کپسول ، قرص ، بشکل پارافین ، پودر سفید رنگ .
  نام دیگر آن : آیس ، اسپید ، میتسی بوشی ، دکسترین و…
  در درمان برخی اختلالات رفتاری ، افسردگی ، کم توجهی کودکان و.. استفاده پزشکی دارد .
  وابستگی جسمانی غیر شایع ولی وابستگی روانی آن بالاست .
  مدت اثر آن : ۴-۲ ساعت .
  روش استفاده آن : خوراکی ، تزریقی ، کشیدنی است .
  اثرات احتمالی آن : تعریق ، بی خوابی ، افزایش هوشیاری ، تحریک ، سرخوشی ، افزایش فشارخون ، کاهش اشتها ، بی خوابی ، نشئگی ، یبوست ، ناتوانی جنسی و…
  اثرات بیش از حد : آشفتگی ، افزایش بیش از حد حرارت بدن ، توهم ، تشنج ، مرگ احتمالی ، پرخاشگری ، احساس قدرت ، تحریک پذیری و..
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی . 

اکستاسی :
  شکل آن : قرص
  نام دیگر آن : سکس ، لاو ، اکس ، میتسوبیشی ، سوپرمن .
  استفاده پزشکی ندارد .
  وابستگی جسمانی و روانی آن مشخص نیست .
  مدت اثر آن : متغیر است ( معمولاٌ ۶۰-۳۰ دقیقه است )
  روش استفاده : خوراکی است .
  اثرات احتمالی آن : احساس صمیمیت با دیگران ، توهم و هذیان ، درک متفاوت از زمان و مسافت و..
  اثرات مصرف بیش از حد آن : روان پریشی ، توهمات ، مرگ احتمالی و…
  در مجالس و پارتی های شبانه و مجالس رقص و پایکوبی استقبال زیادی می شود .
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .
ال اس دی :
  مخفف کلمه LYSEVIC ACID DIETHILAMINE  است یک کلمه آلمانی بمعنی توهم زاست .
  از قارچ انگلی که روی گیاه چاودار رندگی می کند تهیه می شود .
  شکل آن : قرصهای رنگی ، کاغذآغشته بشکل تمر هندی  ، مایع شفاف ، مربعهای کوچک ژلاتین ، پودر .
  نام دیگر آن : اسید ، تریپ ، خال آبی ، مکعب و..
  استفاده پزشکی ندارد .
  وابستگی جسمانی و روانی آن ناشناخته است .
  مدت اثر آن :‌۱۲-۸ است .
  روش استفاده آن : خوراکی ( قرص یا پودررا روی حبه قند گذاشته ، پس از اضافه کردن چند قطره آب و حل شدن آن را می خورند .کاغذهای آغشته را هم در دهان هم در نقاطی که با چاقو برش داده اند قرار می دهند .)
  اثرات احتمالی آن : نیرومندترین و خیال انگیز ترین توهم زاست ، تغییرات رفتاری ، اضطراب ، افسردگی ، سوء ظن ، توهم و هذیان ، خودآزاری ، خودکشی و..
  اثرات بیش از حد آن : افزایش فشار خون و درجه حرارت بدن ، گشاد شدن مردمک چشم ، لرزش دستها ، روان پریشی و مرگ احتمالی و…
  در حال حاضر بیشتر مصرف کنندگان تهرانی از نظر سنی بین ۱۸-۱۵ سال سن دارند .علت رایج نبودن بشکل فراگیر گرانی و مشکل دسترسی است .
  اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی .

مواد استنشاقی :
  شامل انواع حلالها ، چسبها ( مانند چسب موکت و..)  ، رنگهای اسپری ، تینر ، مواد پاک کننده ، لاک غلط گیری ، بنزین ، گاز مایع ، مایع خشکشوئی ، اتر ، تینر و…
  روش استفاده آن : استنشاقی است که برخی انواع آن مستقیماٌ از ظرف محتوی آن استفاده می شود برخی دیگر مانند بنزین و اتر روی تکه پارچه ریخته شده و اشتنشاق می شود .چشبها معمولاٌ داخل کیسه پلاستیکی ریخته شده و درمقابل بینی و دهان و انواع گاز و اسپری بصورت مستقیم بداخل دهان استنشاق می شود .
  مدت اثر آن : بسته به نوع ماده و میزان مصرف از ۳۰ دقیقه تا چند ساعت است .
  اثرات احتمالی : سرخوشی ، احساس خوشایند غوطه وری ، خطاهای حسی ، توهم و هذیان ، پرخاشگری ، اختلال شعور، عوازض پوستی اطراف دهان و بینی ، و…
  اثرات بیش از حد آن : آسیب جدی کبدی ، آسیب عضلانی ، عوارض مغزی ، عوارض قلبی و عروقی و…
  این مواد بسرعت از طریق ریه ها جذب شده و به مغز می رسد و سیستم اعصاب  مرکز ی را ضعیف می کند .
کراک :

از کشت گیاه بومی کوکا در جنگلهای آمریکای جنوبی ( آمازون ) بدست می آید . اما کراک موجود در ایران بعلت بعد مسافت آمریکای جنوبی با ایران ، خطر ریسک حمل آن ، قیمت  بالای آن ( یک گرم کراک خالص در ایران بیش از ۱۲۰۰۰۰تومان است ) کراک واقعی نیست ، بلکه هروئین فشرده است .
  شکل آن : قرص ، پودر
  اسم دیگر ندارد .
  استفاده پزشکی ندارد .
  وابستگی روانی آن بسیار بالاست .
  مدت اثر آن : متغیر بین ۳۰- ۶۰ دقیقه است .
  روش استفاده : استنشاقی ( شایعترین آن  استنشاق پودر نرم شده زیر بینی است ) تزریق زیر جلدی / وریدی و تدخینی .
  اثرات احتمالی آن : نشئگی ، سرخوشی ، کاهش غم و اندوه ، بی تفاوتی ، کج خلقی ، پرخاشگری ،  بی قراری ، کندی و اختلال قضاوت ، تهوع و استفراغ ، گر گرفتن ، خارش بینی و خشکی دهان ، کاهش فشارخون ، گشادی مردمک چشم ، کاهش وزن و….
  اثرات مصرف بیش از حد آن : روان پریشی ، توهمات شنوائی ، احساس خزیدن حشره زیر پوست  ،  اختلالات جنسی ،  بیماریهای عفونی ، مرگ احتمالی و…
  در مجالس و پارتی های شبانه و مجالس رقص و پایکوبی استقبال زیادی می شود .
  اختلال  شدید در عملکرد شغلی ،  اجتماعی و رفتاری .

   شیشه :

شیشه ماده ی مخدری از خانواده ی آمفتامین ها است که در آزمایشگاه های غیر قانونی  و در زیر زمین منازل به راحتی ساخته می شود . اگر چه در ترکیب این ماده ، به هیچ وجه  مورفین بکار نمی رود  ، بسیار اعتیاد آور است .این ماده با  ظاهری مانند خرده شیشه، سفید، بی بو، و تلخ مزه است و به راحتی در آب یا الکل حل می شود . به همین دلیل گاهی از آن به صورت تزریقی هم استفاده می شود .
شیشه به شیوه های گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرد ، از جمله به صورت خوراکی ، استنشاقی( از راه بینی ) ،  تزریقی و تدخینی یا دود کردن که این مورد آخر متداول ترین شیوه ی مصرف شیشه است .    
بلافاصله(۵ تا۱۰ ثانیه)  پس از مصرف این ماده به صورت تدخین (دودکردن) به فرد احساس سرخوشی و لذتی دست خواهد داد که به آن ” راش” یا “فلش” می گویند .این حالت که شبیه اوج لذت جنسی در آدمی است  ، فقط چند دقیقه دوام خواهد داشت. البته  ۳تا ۵ دقیقه پس از مصرف استنشاقی و ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بعد از مصرف خوراکی آن هم  فرد احساس نوعی سرخوشی و لذت  می کند , اما نه به شدت لذت ناشی از دود کردن  آن. در هر صورت  اثرات ناشی از مصرف شیشه  ۸  تا ۲۴ ساعت در بدن باقی می ماند . 

اثرات ناشی از مصرف شیشه :
        بیمار معمولا چشم های قرمز ، چهره ی برافروخته و عرق آلود  ، دهانی خشک ، دندان هایی        پوسیده و  لثه هایی خراب دارد . تند صحبت می کند و خیلی زود عصبانی می شود . در کوتاه مدت به دلیل آشفتگی های ذهنی ، فراموشکاری ، مسئولیت ناپذیری ، پرخاشگری، توهم و هذیان   موقعیت اجتماعی ، شغلی ، تحصیلی و حتا روابط زناشویی او به خطر می افتد .
 
– توهم : بیمار چیزهایی می بیند یا می شنود که وجود خارجی ندارد . مثلا  مرد غریبی را در منزل خود می بینند و به پشت بام می رود و  از مردم کمک طلب می کند 

– هذیان : بیمار اعتقادات عجیب و غریبی پیدا می کند ، مثلا فکر می کند دست هایش شفا بخش شده است ، می تواند آینده را پیش بینی کند ، ذهن افراد را به راحتی بخواند . فکر می کند که دیگران قصد آزار او را دارند یا همسرش به او خیانت می کند . ممکن است فکر کند هنر پیشه ی معروفی است.

– بی خوابی  : این افراد از بی خوابی و ناتوانی در خواب رفتن  رنج می برند
 
– بی اشتهایی شدید و کاهش وزن
– رعشه و  لرزش دست
– افسردگی و اضطراب
– پیری زودرس
– خشونت 
– افزایش آسیب پذیری در برابر بیماری های عفونی (به دلیل نقص سیستم ایمنی)
– ضعف حافظه و یادگیری
– نارسایی کبد و کلیه
– تشنج
 

چند نکته :

**     شیشه اعتیاد آورترین ماده ی مخدراست .
**    رانندگی پس از مصرف شیشه بسیار خطرناک است
**   مصرف شیشه در دوره ی بارداری می تواند موجب نقص مادرزادی ، زایمان زودرس و یا مرده زایی شود .
**   بیمارانی که به طور مزمن شیشه مصرف می کنند ،معمولا بیماری خود را انکار می کنند .
**  مصرف طولانی مدت شیشه موجب کاهش علایق، کاهش مسئولیت پذیری و توجه در امور خانوادگی، شغلی و تحصیلی می شود
**  تا امروز برای این گروه از معتادان درمان دارویی  پیدا نشده است ، و بهترین درمان برای آنها مداخلات شناختی- رفتاری است .
** بهتر است پس از مصرف شیشه ، از نوشیدن الکل خودداری شود.  (به علت تشدید کم آبی بدن)
**   یک بار مصرف آن تا ۸۰ درصد احتمال استفاده ی مجدد را افزایش می دهد.
**  اعتیاد به آن بیشتر جنبه ی روانی است .
**  شیشه باعث کم شدن یا خنثی شدن  عوارض بد کراک یا هرویین نمی شود .
**   برای برقراری ارتباط  موثر با دیگران بهتر است مهارت های زندگی را فرا بگیریم .
**  برای افزایش لذت جنسی  راه کار های روان شناختی و دارویی خوب و سالمی  وجود دارد .  
سایر مواد :

۱- مصرف کنندگان داروهای غیر تجویزی : داروهائی که افراد بدون دستور پزشک و بصورت خود سرانه استفاده می کنند :
 داروهای ضد درد و تب برمانند:  استامینوفن – آسپیرین .
  کافئین .
 آنتی هیستامین ها .
 داروهای ضد سرفه .
 داروهای سرماخوردگی .
 دار وهای مسهل .
 آنتی اسید ها .
 داروهای گیاهی .
 مصرف خودسرانه و بی رویه این داروها می تواند مشکلاتی را برای فرد ایجاد نماید.
۲- داروهای استروئیدی مانند داروهائی که برای افزایش حجم عضله و قدرت آن و کارائی ورزشی استفاده می شود مانند :داروهای دوپینگی  .معمولاٌ خوراکی و تزریقی است که مصرف خودسرانه آنها عوارض بسیار شدیدی ایجاد  می نماید .
۳- مصرف کنندگان داروهای مسکن و خواب آور مانند : دیازپام ، لورازپام ، اکسازپام ، کلونازپام ، فنوباربیتال و.. که بشکل قرص ، کپسول و آمپول وجود دارد مصرف خودسرانه آنها عوارض بسیار شدیدی ایجاد می نماید .

مراحل اعتیاد:
  مرحله اول : مرحله آشنائی و شروع است .در این مرحله فرد در اثر معاشرت با دوستان وآشنایان ناباب و شرکت در جشن ها و پارتی ها و غفلت و تشویق آنان با ماده مخدر آشنا می شود .
  مرحله دوم :  مرحله شک و تردید است . در این مرحله فرد در یک حالت بینا بین در جنگ و ستیز است . حالت نشئگی و رفتن در عالم خیال از یک طرف و اثرات منفی آن از سوی دیگر فرد را دچار تردید می کند .
  مرحله سوم : مرحله وابستگی است که در این مرحله فرد به دام اعتیاد گرفتار می شود  .
علل گرایش افراد به مواد مخدر و اعتیاد :
  ۱- عوامل مخاطره آمیز فردی :
  دوره نوجوانی : مخاطره آمیز ترین دوران زندگی  فرد از نظر گرایش به مصرف مواد است .
  نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است . میل به استقلال ریال مخالفت با خانواده ، حس کنجکاوی و تنوع طلبی و هیجان و.. فرد را مستعد مصرف مواد می کند .
  ژنتیک : شواهدی مبنی بر استعداد ارثی و اعتیاد به مواد با توجه به زمینه های شخصیتی و روانی در برخی موارد گزارش شده است .اعتیاد پدر و مادر در فرزندان تاثیر مستقیم دارد .سمی که در اثر مصرف ماده مخدر دربدن والدین وجودارد وارد بدن جنین شده باعث اختلالات جسمانی و روانی خصوصاٌ  عقب ماندگی ذهنی می شود .
  صفات شخصیتی : برخی ویژگیهای شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارد .  مانند : شخصیتهای ناسازگار ، پرخاشگر ، ضد اجتماع ، دارای اعتماد به نفس پایین ، فقدان مهارتهای اجتماعی و…
  اختلالات روانی : در حدود ۷۰% موارد همراه با عتیاد اختلالات روانی وجود دارد مانند : افسردگی ، اختلالات خلقی ، اختلالات اضطرابی ، بیماریهای شدید روانی ، اختلالات شخصیتی و..
  نگرش مثبت به مواد مخدر : افرادی که گرایش و باورهای مثبت به مواد دارند : مانند : کسب بزرگی و تشخص ، رفع دردهای جسمانی و خستگی ، کسب آرامش روانی و..
  موقعیتهای مخاطره آمیز فردی : برخی از افراد در موقعیت و شرائطی قرار دارند که آنان را در معرض خطر مصرف قرار می دهد مهمترین آنها عبارتند از : ترک تحصیل ، بی سرپرستی و بی خانمانی ، فرار از منزل ، معلولیت جسمانی ، دردهای مزمن ریال حوادثی مانند : از دست دادن نزدیکان در اثر بلایای طبیعی ، سانحه و … که فرذ برای تسکین آلام و کسب آرامش به مواد روی می آورد .
  تاثیر مواد بر فرد : این حالت معمولاٌ پس از اولین مصرف مواد و به چگونگی تاثیرآن مانند حالت های سرخوشی شدید ، آرامش ، بی تفاوتی و احساس هوشیاری بستگی دارد .
  کمبود اعتماد به نفس ،بوالهوسی ، خوش گذرانی  و تمایل به انجام اعمال زشت  نیز در گرایش افراد نقش موثری دارد .
سایر عوامل فردی :
  بیکاری و سربار بودن خانواده و جامعه .
  جهل و نادانی و پایین بودن سطح تحصیلات افراد .
  مصرف مواد مخدر در افراد دارای تحصیلات عالیه نیز رواج دارد ولی میزان آن کمتر از کم سوادان و بیسوادان است
  سن : در شرائط کنونی ، متاسفانه بیشترین گروه از قربانیان را افراد کم سن وسال ، نوجوان و جوان تشکیل می دهد
  جنس : اعتیاد هم در بین مردان و هم زنان وجود دارد ولی آمار و ارقام در بین زنان کمتر است .
  وضعیت تاهل : بیشترین گروه معتادان افراد مجردند تا متاهل . چون خانواده خود نوعی کنترل محسوب می شود .
۲- عوامل مخاطره آمیزبین فردی و اجتماعی :
  عوامل مربوط به خانواده : خانواده اولین محل رشد شخصیت ، تشکیل باورها و الگوهای رفتار فرد است .
  ناآگاهی والدین ، ارتباط ضعیف والدین و فرزندان ، نبود انضباط در خانواده ، آشفتگی خانواده ، طلاق و جدائی روانی ، داشتن والدین معتاد و… زمینه را برای گرایش به سوی مصرف مواد فراهم می کند .
  تاثیر دوستان : تقریباٌ در ۶۰ درصد موارد اولین مصرف بدنبال تعارف دوستان رخ می دهد .ارتباط با دوستان و افراد آلوده عامل مستعد کننده قوی برای ابتلا نوجوانان و جوانان است . مصرف کنندگان مواد برای تائید گرفتن رفتار خود از دوستان ، سعی می کنند آنان را با خود همراه نمایند . گروه همسالان در شروع مواد نقش بسزائی دارند . برخی از دوستی ها حول محور مواد شکل می گیرد .
  عوامل مربوط به مدرسه و دانشگاه : بی توجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت و مقررات جدی منع مصرف مواد در محیطهای آموزشی خصوصاٌ خوابگاههای دانش آموزی و دانش جوئی ، استرسهای تحصیلی ، بی توجهی به نیازهای روانی و عاطفی دانش آموزان و دانشجویان از سوی مسئولین ذیربط، باورهای غلط برای مطالعه بیشتر و یادگیری بهتربدنبال مصرف مواد  ، ارتباط با دانش آموزان و دانشجویان دارای مشکل وآلوده …
  عوامل مربوط به محل سکونت : محیط زندگی فرد می تواند زمینه را برای گرایش فرد به مواد فراهم نماید: مانند : حاشیه نشینی ، خرید و فروش مواد در محل سکونت و دسترسی آسان ، وفور مشاغل کاذب ، کم رنگ بودن ارزشهای مذهبی و اخلاقی ،شیوع خشونت و اعمال خلاف ، ناهمگون بودن ترکیب جمعیتی ، و… 
۳- عوامل مخاطره آمیز اجتماعی :
  قوانین : جدی نگرفتن قوانین و عدم اجرای دقیق آن از سوی مجریان در خصوص منع تولید ، خرید و فروش ، حمل و مصرف آن موجب فراوانی مواتد در جامعه می شود .
  بازار مواد : میزان مصرف مواد با قیمت آن اثر معکوس دارد . هرچه قیمت مواد کاهش یابد ، تعداد افرادی که بتوانند آن را تهیه کنند افزایش می یابد .هم چنین سهل الوصول بودن مواد به تعداد مصرف کنندگان می افزاید .
  مصرف مواد به عنوان یک هنجار اجتماعی : در جوامعی که مصرف مواد نه تنها ضد ارزش بلکه جزئی از آداب و رسوم و نشانه تمدن و تشخص و وسیله پذیرائی در مجالس و مهمانی  ها تلقی می شود ، مصرف مواد شیوع بیشتری دارد .
  کمبود امکانات فرهنگی ، ورزشی ، تفریحی ، علمی : کمبود این امکانات برای ارضاء نیازهای طبیعی روانی و اجتماعی و علمی مانند : کنجکاوی ، تنوع طلبی ، هیجان ، ماجرا جوئی ، مورد تائید قراتر گرفتن ، کسب موفقیت و رقابت سالم و.. موجب گرایش آنان به کسب لذت و تفنن از طریق مواد می شود .
  ناکافی بودن سیستمهای حمایتی ، خدماتی و مشاوره ای و درمانی : این مراکز هنگام مواجهه افراد با مشکلات و شرائط خاص می توانند زمینه حمایتهای روانی ، مالی ، شغلی ، بهداشتی و اجتماعی را برای افراد فراهم نمایند .
  توسعه صنعتی ، مهاجرت ، کمبود فرصتهای شغلی ، محرومیت اقتصادی و اجتماعی ، ازدیاد جمعیت : توسعه صنعتی جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستا به شهر سوق می دهد .مهاجرت زمینه را برای جدائی افراد فراهم می آورد . جدائی از خانواده ، انزوا و ناامیدی ، نداشتن مهارت شغلی ، عدم دسترسی به مشاغل مناسب ، بحرانهای روحی ایجاد شده ، و افزایش جمعیت و بیکاری ، حاشیه نشینی وسکونت در مناطق آسیب پذیر و پرخطر و.. زمینه را برای گرایش افراد به سوی مواد فراهم می آورد .
۴-عوامل مخاطره آمیزاقتصادی ، سیاسی  :
  اعتیاد در تمام قشرها و طبقات جامعه وجود دارد اما ثروتمندان بعلت داشتن امکانات و پول در جستجوی لذت و خوش گذرانی وجود رفاه و وضعیت خوب اقتصادی زمینه را برای دوستی ها و معاشرتهای آلوده ، مهمانی ها و پارتی ها فراهم میکند که موجب گرایش افراد به سمت مواد مخدر شده تدریجاٌ تمام سرمایه ها را دود کرده به تهیدستانی تبدیل می شوند که اسیر خیابانها و خرابه ها می شو ندهم چنین تهیدستان و بیکاران برای تامین مایحتاج زندگی خود در معرض دام قاچاقچیان قرار گرفته می خواهند با تجارت مرگ سرمایه های کلانی بدست آورند  اما در ابتدا آنها را معتاد کرده سپس بعنوان عوامل توزیع آز آنها سوء استفاده می کنند.
  وجود جنگ و بحران در جامعه و کشور نیز زمینه ساز ترویج مواد مخدر می باشد .دسترس بودن مواد در کشور ما جنبه سیاسی دارد توطئه گران و سوداگران مرگ جهت تهی نمودن انقلاب از ارزشهای دینی و مذهبی و ضربه زدن به نسل پویا و فعال جامعه به ترویج مواد در کشور ما پرداخته اند .
عوامل محافظت کننده در مقابل اعتیاد :
  ۱- عوامل فردی :
  عوامل شخصیتی : داشتن اعتماد به نفس بالا ، مهارتهای اجتماعی و شغلی ، کسب مهارتهای زندگی و شیوه های انطباقی.
  باورها و ارزش ها : اعتقادات و باورهای راسخ دینی و مذهبی فرد را در مقابل مصرف محافظت می کند .
  موفقیتها : موفقیتهای تحصیلی ، شغلی و اجتماعی همراه با افزایش اعتماد بنفس ، ایجاد ثبات و هدفمندی در مسیر زندگی می تواند فرد را از خطر مواد مخدر حفظ نماید
۲- عوامل محیطی و اجتماعی :
  داشتن خانواده ای سالم و همبسته : پیوند و تعامل مثبت بین فرد و والدین در دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی موجب ارضاء نیاز های عاطفی فرد می شود . این حس تعلق زمینه را برای برقراری روابط سالم بین فردی و اجتماعی فراهم   می آورد .
  هوشیاری وحمایت خانواده ، مدرسه ، دانشگاه و اطرافیان :آگاهی والدین از خطر مصرف مواد و احتمال اعتیاد فرزندان ، کنترل و مراقبت کافی ، حمایت و راهنمایی خانواده ، مدیران و معلمین ، گنجانیدن مطالب آموزشی درخصوص خطرات مواد مخدردر دروس مدارس و دانشگاهها ، دوستان سالم و صمیمی و ارتباط با آنان موجبات کاهش سوء مصرف مواد فراهم می شود .
  ضد ارزش بودن مواد مخدر : در محیط ها و جوامعی که به وضوح هر گونه مصرف مواد نهی می شود و اعتبار و موقعیت فردی ، خانوادگی ، شغلی و اجتماعی فرد متزلزل می شود نگرش منفی افراد به مواد موجب  کاهش مصرف مواد می شود.
  دسترسی به خدمات : دسترسی به خدمات حمایتی ( هنگام بروز مشکلات مانند بی سرپرستی و  از دست دادن شغل ) خدمات مشاوره ای ( هنگام بروز مشکلات عاطفی یا اتخاذ تصمیمات مهم ) خدمات درمانی ( برای افرادی که تمایل به ترک دارند ) موجب می شود تا از تشدید مسائل جلوگیری شده و موجبات کاهش سوء مصرف مواد فراهم می آید .

عوارض اعتیاد بر سلامت فرد ، خانواده و جامعه:
  ۱- عوارض ر وانی و جسمانی اعتیاد .
  ۲- عوارض خانوادگی اعتیاد .
  ۳- عوارض شغلی اعتیاد .
  ۴- عوارض اقتصادی اعتیاد.
  ۵- عوارض اجتماعی اعتیاد .
تالیف :

محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی  – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه    

   RELAX_892@YAHOO.COM

مداخلات روانی ، اجتماعی درحوادث و بلایا

اگرچه بلایا به ویژه بلایای طبیعی منحصر به زلزله نبوده و مواردی چون سیل ، آتش سوزی وسیع ، طوفان ، جنگ ، خشکسالی و موارد دیگر را نیز شامل   می شود ، اما به دلیل قرار داشتن کشور ایران بر روی کمر بند زلزله آلپ هیمالیا ، زلزله وجه غالب و اصلی بلایائی است که هرچند یکبار نقطه ای از کشورمان را در معرض آسیب و بحران قرار می دهد . وقوع زلزله های سلماس ، طرود ، لار ، بوئین زهرا ، بندر عباس ، طبس ، رودبار ، خرم آباد و بروجرد و بالاخره زلزله بسیار مصیبت بار بم یادآور دامنه ، شدت آسیب و هم پیاپی بودن آنها (با فواصل متوسط وقوع آنها کمتر از ۱۰ سال ) می باشد . از سوی دیگر وقوع سه مورد سیل ویرانگر در استان گلستان و حادثه سیل نکا در سالهای اخیر بیانگر آن است که هیچ نقطه ای از کشور مصون از حوادث غیر مترقبه نیست .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  اما هرچه جمعیت کشور افزایش می یابد ، قدرت تخریب و خسارات ناشی از وقوع این حوادث نیز افزایش می یابد . به موازات تراکم جمعیت ، آسیب پذیرتر شدن شهرها در مقابل بلایای طبیعی و بحرانهای تکنولوژیک ، اهمیت و حساسیت مدیریت بحران و برنامه های رویاروئی و کاهش اثرات بحران هرچه بیشتر می گردد.
اهمیت پرداختن به این موضوع :
ایران یکی از ده کشوربلا خیزدنیاست
ایران جزء پنج کشوراول دنیا دروقوع  زلزله است .
زلزله وجه غالب و اصلی بلایائی است که هرچند سال یکبارنقطه ای از کشورمان را در معرض آسیب قرار می دهد. فواصل وقوع زلزله های شدید و ویرانگردرایران بطور متوسط کمتر از ده سال است مانند: وقوع زلزله های سلماس ، طرود ، لار ، بوئین زهرا، بندرعباس ، طبس ، رودبار، وبالاخره زلزله
مصیبت بار بم که یاد آور دامنه شدت آسیب و هم پیاپی بودن ،آنها می باشد .
علیرغم پیشرفتهای گسترده علمی در تمامی زمینه ها زلزله و سایر بلایا قابل پیش بینی نیستند .
با بزرگ شدن و فشرده شدن شهرها آسیب پذیری در مقابل بلایا خصوصاٌ زلزله بیشتر شده است .
بلایای طبیعی سالانه منجر به مرگ ، معلولیت جسمی و روانی عده بسیاری از افراد می شود .
بلایای طبیعی منجر به تغییر روند زندگی میلیونها نفر و خسارات شدید مالی برای افراد و ملتها می شود .
نکته مهم آنکه :
بلایا و به ویژه بلایای طبیعی قابل پیش بینی و پیشگیری نیستند ولی دو نکته مهم : اول عملیات نجات و امداد و اقدامات فوری بعد از وقوع فاجعه است .
دوم به حداقل رساندن آثار مخرب و فاجعه بار این بلایاست. بنابراین آگاهی از مسائل بهداشت روانی حادثه دیدگان ( بمنظور حمایتهای روانی ، اجتماعی ) متعاقب بلا یا جهت مداخله و برخورد بهنگام یکی از اولویتهای مهم بهداشتی است که از گسترش مشکلات و پیامدهای بعدی جلوگیری می کند .
اهداف آموزشی :
از خوانندگان عزیز انتظار می روددر پایان بتوانند :
انواع بلا یا را بشناسند و با مفاهیم بهداشت روان در بلا یا آشنا شوند .
اصول حمایتهای روانی اجتماعی برای آسیب دیدگان را بشناسند .
واکنشها و نشانه های روانی آسیب دیدگان را بدانند .
گروههای آسیب پذیر را بشناسند .
واکنشهای طبیعی سوگ را بدانند .
بتوانند حمایتهای روانی اجتماعی اولیه را هنگام مواجه با آسیب دیدگان ارائه نمایند .
فصل اول : مفاهیم کلیدی
در پایان فصل اول خوانندگان عزیزمی توانند :
۱- سلامت و بهداشت روانی را تعریف کنند .
۲- بلایا بشناسند .
۳- تنش  و تنش زا  را تعریف کنند .
۴- مدارا و روشهای مختلف آن را در مواجهه با بلایا بیان کنند .
۵- فرد آسیب دیده و تیم حمایتهای روانی ، اجتماعی را بشناسد .
سلامت :
سلامتی فقط نبود بیماری نیست ، انسان علاوه بر داشتن جسم سالم باید خوشحال ، شاداب و راضی زندگی کند ، توانائی برخورد با مسائل و مشکلات روزمره زندگی را داشته باشد ، بتواند در ارتباط با دیگران روابط سازگارانه داشته باشد . بعبارت دیگر سلامتی عبارت است از رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی ، نه فقط نبود بیماری با تاکید بر این نکته که هیچیک بر دیگری ارجحیتی ندارد .
بهداشت روانی :
تامین ، حفظ و ارتقاء سلامت روان افراد جامعه است ، بگونه ای که آنها ، نه تنها بیماری روانی نداشته باشند بلکه بتوانند کارهای روزانه خود را بخوبی انجام دهند ، از زندگی خود لذت ببرند و با افراد خانواده و محیط خود ارتباط مناسبی برقرار نمایند . بعبارت دیگر حالتی از رفاه است که در آن فرد توانائیهایش را باز می شناسد و قادر است با استرسهای معمول زندگی تطابق حاصل کرده ، از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و بعنوان بخشی از جامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد . بهداشت روانی به همه ما مربوط است نه فقط کسانی که از بیماریهای روانی رنج می برند .
 :DISASTER بلا
امروزه بلا در اصطلاح عامه مردم کاربرد وسیعی دارد ، هر حادثه ای که منجر به ناخشنودی شود از باختن در یک بازی فوتبال گرفته تا سیل و زلزله و طوفان و … بلا نامیده می شود .
در گذشته های دورانسانها این واژه را با احتیاط به کار می بردند هرکسی جرات بر زبان راندن آن را نداشت . ریشه لاتین واژه disaster به معنی طالع نحس یا ستاره شوم است و ظهور این طالع نحس موجب بروز خسارات و لطمات جبران ناپذیری می شود .مطابق نظر پیشینیان بلا از آسمان نازل می شود و از حدود کنترل انسان خارج است .و اما :
به حوادثی که بروز آنها موجب به بار آمدن خسارات و تلفات زیادی خواهد شد بلا ، یا فاجعه گفته می شود.بعبارت علمی تر :
اختلال شدید زیست محیطی ، روانی و اجتماعی است که از توانائیهای فرد برای مقابله با مشکلات ناشی از آن فراتر باشد .
چکیده ای از برخی پ‍ژوهشهای انجام شده :
برخی مطالعات انجام شده در زمینه مسائل روان شناختی بیانگراین نکات بودکه :
در بازماندگان گردباد سریلانکا  ۵۰% بازماندگان تا یکسال بعد از وقوع گردباد دچار اختلالات روانی بودند.
ازبازماندگان زلزله ۱۹۹۶هندوستان ۵۹% دچار اختلالات روانی شدید بودند
در زلزله سال ۱۳۶۹ رودبار و منجیل ۶۸% دچار افسردگی بودند.
در سال ۱۳۷۳ سه سال پس از زلزله رودبار و منجیل ۶۰% کودکان دچار اختلالات رفتاری بودند.
پژوهشهای انجام شده سال ۸۲ زلزله بم حاکی از شیوع مشکلات روانشناختی در ۸۲% بزرگسالان و ۸۴% کودکان بوده است .
همچنین ۶۵% کودکان و ۷۸% بزرگسالان دچار استرس پس از حادثه بودند.
وجه تمایز بین بلا یا فاجعه وبحران یا وضعیت اضطراری :
بحران یا وضعیت اضطراری عبارت است از : اتفاقاتی است که بطور معمول روی می دهد .این اتفاقات در محدوده کوچک و برای عده خاصی روی می دهد و برکل جامعه اثر نمی گذارد . لذا بازگرداندن این شرایط به وضعیت عادی کار چندان دشواری نیست و احتیاج به تجهیز کلیه منابع و امکانات جامعه ندارد .مانند : آتش سوزی یک پاساژ تجاری ،جرم و جنایت ، آسیب دیدن شبکه آب رسانی یک شهر یا منطقه و…اما بلایا یا فجایع عبارت است از حوادث غیر مترقبه ای که گربیان کل جامعه را بگیرد. حادثه ای که کل آحاد جامعه  را در برگرفته و مقابله با آن به مهارتها و روشهای ویژه ای نیاز داشته باشد و برای جبران خسارات وارده نیز امکانات فوق العاده ای نیاز است که نوعاٌ مجبور به استمداد از کشورهای دیگر می شویم .
درجه بندی بحران :
بحران درجه یک : عبارت است از هر رویداد پیش بینی نشده و غیر منتظره ای که یک واحد به تنهائی و با امکانات معمول خود قادر به مقابله با آن باشد .بعضاٌ برای مقابله با آن ممکن است از سایر امکانات محلی نیز درخواست کمک شود .مانند بروز اسهال در یک روستا .
بحران درجه دو : هرگونه رویداد غیر منتظره ای که برای مقابله با آن دویا چند نهاد درگیر شده و قابلیتی بیشتر از حد معمول لازم باشد . مانند : بروز آنفلوانزای پرندگان در یک منطقه .
بحران درجه سه : عبارت است از هرگونه رویداد غیر منتظره که ابعاد آن بحدی باشد که برایمقابله با آن نیاز به تجهیزکلیه امکانات و نهادهای مسئول در شهر و یا کشور و حتی خارج از کشور باشد . در چنین شرایطی است که وضعیت فوق العاده اعلام می شود . مانند : زلزله در یک شهر یا وقوع سیل در یک منطقه
انواع بلایا :
کارشناسان و محققین بطور تجربی چها نوع بلایا ، یا
فاجعه را شناسائی و تقسیم بندی کردند :
۱- بلایای طبیعی – مانند : زلزله ، سیل ، گردباد
۲- بلایای تکنولوژیک : حوادثی که درنتیجه دخالتهای نا آگاهانه بشر در طبیعت و بر اثر یک غفلت و یا خطا در آزمایشات علمی روی می دهد . مانند : نشت مواد سمی از یک کارخانه تولید مواد شیمیائی ، انفجار مواد شیمیائی ،شکستگی لوله انتقال نفت ، گاز و…
۳- بلایا ، یا فاجعه سیاسی :
اقدامات آگاهانه و محاسبه شده انسان که موجب از بین رفتن جان انسانها و تخریب کلی جامعه می شود .مانند : جنگ ،آشوبهای اجتماعی ، بمب گذاری و…
۴- بلایای ، یا فاجعه اکولوژیک :
حوادثی که در نتیجه اقدامات مستقیم بشر و استفاده بی رویه از منابع طبیعی روی می دهد که موجب تخریب کره خاکی و جو زمین شده و بیش از آنکه نسل بشر را تهدید کند ، اثر مستقیمی برنابودی گیاهان ، منابع طبیعی و دیگر جانداران خواهد داشت .ممکن است اثر تخریبی آن سریع نباشد ولی غافلگیر کننده است مانند : تخریب جنگل ها ، مراتع ، بریدن درختان ، آتش سوزی و …
اثرات منفی و زیانبارفاجعه اکولوژیک : 
با توجه به افزایش روز افزون جمعیت جهان ( قریب ۷ میلیلرد نفر ) و تراکم بیش از حد این جمعیت در مناطق شهری در بوجود آوردن اثرات اکولوژیکی بر کره زمین بسیار پر اهمیت است .در نتیجه در اثر پراکنده شدن گازهای خطر ناک مانند دی اکسید کربن و متان در سطح کره زمین ، دمای زمین بطور نامطلوبی در حال افزایش است و همین امر موجب بروز یک سری بلایای طبیعی خواهد شد .اخیرا دانشمندان اعلام نمودند با ادامه شرایط موجود میانگین دمای کره زمین در طول قرن جاری بین ۵/۱ تا ۵/۴ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت .
یکی از متخصصین علوم جغرافیای آب و هوائی اظهار داشت : تغییر دمای زمین بسیار خطرناک بوده و می تواند الگوهای موجود آب و هوائی را برهم بزند ، نظام کشاورزی و کاشت و برداشت از زمین را دگرگون نماید ، میزان آب موجود در سطح کره زمین را تغییر دهد ، نوع و الگوی بیماری ها را دستخوش تغییر نماید ، خطرات ناشی از حوادث غیر مترقبه را افزایش داده موجب بروز زلزله ، سیل ، طوفانهای سهمگین و افزایش سطح آب دریاها و طوفان دریائی ( تسونامی ) گردد.
هرچند راههای مختلفی برای طبقه بندی بلایا وجود دارد ولی از نقطه نظر پیشگیری و آمادگی می توان بلایا را به دو گروه عمده تقسیم کرد :
۱- بلایای طبیعی : بلایائی که سبب یا منشاء وقوع آن  خارج از اختیار انسان می باشد . برخی از این بلایا عبارتند از : زلزله ، سیل ، آتشفشان ،
طوفان و گردباد ، سقوط بهمن ، خشکسالی ، امواج سهمگین از دریا به خشکی( مانند سونامی ) یا پیشروی آب دریاها .
۲- بلایای انسان ساخته :
بلایایی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم منشا وقوع آن در کنترل انسان می باشد . جنگ مهمترین و بزرگترین بلای انسان ساخته است  ولی موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که فهرست برخی از آنها در زیر آمده است :
آتش سوزی منزل
حادثه مرگباربا اتومبیل
سقوط هواپیما
فروریختن مسیر عابرین
آزاد شدن مواد شیمیائی سمی
حوادث هسته ای 
 :STRESSتنش
استرس واژه ای با مفهوم گسترده است که به تاثیر هرچیز در زندگی که نیاز به تطابق داشته باشد اطلاق          می شود .
   تنشهای محیطی یکسان در افراد مختلف پاسخهای متفاوتی را بر می انگیزاند .استرس همیشه زیانبار تصور نمی شود .  اما وقتی این فشارها افزایش یابد به نقطه ای می رسد که از آن نقطه به بعد افزایش فشار باعث افت عملکرد فرد  می شود و فراتر از این نقطه تاثیرات مخرب استرس روی سلامت جسمی ، روانی و یا اجتماعی آشکار می شود . در اینجا وقتی واژه استرس را بکار می بریم منظور محدوده بالاتر از این نقطه  می باشد .
 :STRESSOR استرسور یا تنش زا:
استرسورعبارت است از هرعاملی که موجب تنش( استرس) شود.
 :COPINGمدارا:
مدارا شامل هر واکنش و اقدامی است که فرد برای فائق آمدن با آثار منفی واقعه تنش زا انجام می دهد .  
مواردی از مدارای افراد در مواجهه با بلایا :
درخواست کمک از دیگران یا کمک رسانی .
صبت نمودن در مورد واقعه و سعی برای درک مفهوم آنچه رخ داده است .
جستجو برای کسب اطلاع در مورد سلامت عزیزان .
پنهان شدن .

سعی در ترمیم آسیب .
شرکت در مراسم بخاک سپاری اجساد .
انجام مراسم مذهبی .
تعیین اهداف جدید و برنامه ریزی برای آن .
استفاده از مکانیسمهای دفاعی مانند انکاربرای کاستن رنج .
آسیب دیده :
شخصی است که در اثر حادثه ای از ادامه زندگی سالم خود چه از نظر جسمانی و چه از نظر روانی ، خانوادگی و اجتماعی محروم گردیده است .
تیم حمایتهای روانی ، اجتماعی :
تیمی است متشکل از یک روانپزشک ، یک روانشناس ، یک روانپرستار ، یک مددکار اجتماعی که عمده وظیفه مداخله در بحران و ارائه مداخلات روانی ، اجتماعی را بعهده می گیرد .این تیم تحت نظارت اداره سلامت روان وزارت بهداشت بود و بصورت سیاری به محل اسکان افراد آسیب دیده مراجعه نموده و پس از غربالگری آنان از نظر وجود علائم روانی ناشی از حادثه ، در قالب گروههای مشاوره ای ، مداخلات روانی ، اجتماعی لازم را با همکاری سایر سازمانها مانند هلال احمر و… ارائه می نماید .محل استقرار این تیم در ستاد حمایت روانی ، اجتماعی در منطقه آسیب دیده می باشد .
چکیده فصل :
بهداشت روانی بعنوان بخشی از سلامت و به مفهوم تامین ، حفظ و ارتقاء سلامت روان افراد جامعه است .
بلایا به دو دسته طبیعی و انسان ساخته تقسیم می شود .
تنش به تاثیرهرچیزی در زندگی که نیاز به تطابق داشته باشد گفته می شود و تنش زا هر عاملی است که موجب تنش شود .
مدارا شامل هر واکنش و اقدامی است که فرد برای فائق آمدن با آثار منفی واقعه تنش زا انجام می دهد . برخی از این مکانیسم ها نا کارآمد و یا حتی مخرب است مانند انکار .
تیم حمایت روانی ، اجتماعی از یک روانپزشک ، یک روانشناس و در صورت لزوم یک مددکار اجتماعی تشکیل شده است که تحت نظارت وزارت بهداشت بصورت سیاری و با همکاری سایر سازمانهای ذیربط غربالگری فعال ، مداخله و پیگیری افراد آسیب دیده را انجام می دهد .
فصل دوم :
  اصول حمایت روانی ، اجتماعی در بلایا :
از دانشجویان انتظار می رود پس ازمطالعه این فصل بتوانند اصول حمایتهای روانی ، اجتماعی را بیان کنند.
برنامه حمایتهای روانی ، اجتماعی در حوادث غیر مترقبه و بلایا مبتنی بر اصول زیر می باشد :
اصل اول و مهم بهداشت روان در بلایای طبیعی پرهیز از برچسب زدن بیماری به باز ماندگان می باشد .
تاکید بر طبیعی سازی واکنشها یک هدف عمده است تا گروه هدف نیز بدانند واکنشهایشان پاسخ معمولی به یک موقعیت غیر عادی است .
افرادی را که در جریان بلایا دچار واکنشهای روانی شده اند بیمار یا مبتلا به بیماری روانی تلقی نکنید .این علائم واکنش طبیعی به یک حادثه کاملا غیر معمول است و در بسیاری از موارد در طول زمان تخفیف یافته و از بین می رود .
دقت در انتخاب واژه ها :
کلمات تاثیر بسزائی دارند ، واژه های مورد استفاده در بلایا باید به دقت انتخاب شوند .از بکار بردن کلماتی که تداعی کننده ناتوانی هستند باید خودداری کرد.

ارائه مداخلات روانی ، اجتماعی به صورت گروهی بر روش انفرادی ارجح است :
چراکه بدین ترتیب علاوه بر تقویت شبکه اجتماعی ، جمعیت بیشتری در زمانی کوتاهتر تحت پوشش قرارمی گیرند. توانمند سازی افراد بازمانده و مشارکت آنان در برنامه ها اهمیت ویژه ای دارد:
       خطری که در اغلب امدادرسانیها در بلایا وجود دارد ، تحقیر یا منفعل سازی دریافت کنندگان خدمات               می باشد .هنگام کمک رسانی بسیاری از احساسات انسان دوستانه و متعغالی جلوه می کند اما باید مراقب احساساتی مثل برتری جوئی ، خودبزرگ بینی ، غرور و نیاز به سرویس دهی نیز باشیم ، که گاه در چنین
شرایطی زمینه بروز می یابد.دریافت کمک باعث آغاز روندی مثبت برای حل بحران می باشد ، اما گاه می تواند بعنوان ناتوانی و وابستگی کمک شونده نیز تلقی شود و باعث خشم آنان شود .مهمترین عامل پیشگیری کننده از بروز چنین احساساتی یا تعدیل چنین برخوردی از جانب آسیب دیدگان همان توانمند ساری . مشارکت آنان است . تاکید روی نقاط قوت و توانائیهای بازماندگان و آسیب دیدگان به اندازه توجه به مشکلات و ناتوانی هایشان مهم است .
مردم از طریق شرکت در برنامه ها احساس کنترل برزندگی خود را پیدا می کنند و در حل مسائل و تصمیم گیری توانا می شوند .باید توجه داشت که افراد بومی هرمنطقه در ارائه این خدمات به آسیب دیدگان موفق تر خواهند بود و از این رو توانمندسازی جامعه درگیر می تواند در همیاری گروهی و ارائه موثرتر خدمات مفید باشد .
مردم از طریق شرکت در برنامه ها احساس کنترل برزندگی خود را پیدا می کنند و در حل مسائل و تصمیم گیری توانا می شوند .باید توجه داشت که افراد بومی هرمنطقه در ارائه این خدمات به آسیب دیدگان موفق تر خواهند بود و از این رو توانمندسازی جامعه درگیر می تواند در همیاری گروهی و ارائه موثرتر خدمات مفید باشد .
مداخله مناسب و به موقع روانی ، اجتماعی ازآسیب های احتمالی آینده جلوگیری می کند . بی توجهی به واکنشهای هیجانی ، بازماندگان فعال را به قربانیان منفعل تبدیل می کند و روند بازتوانی فرد وجامعه را کند می کند .
       حمایتهای روانی ، اجتماعی براساس غربالگری فعال جمعیت آسیب دیده و ارائه خدمات بصورت سیاری
       می باشد :
استقرار در مکانی مانند درمانگاه ، کمپ امداد ، مرکز بهداشت و انتظار برای مراجعه افراد  آسیب دیده روشی کارا نمی باشد .این روش علاوه بر اینکه منجر به تقویت رویکرد بیماری نگر در جامعه می شود در عمل باعث غافل شدن از جمعیت آسیب دیده ای می شود که واکنشهای ناشی از بلایا را نمی شناسند ، از وجود مداخلات موثر برای کاهش آسیب آگاه نیستند و یا با روشهائی ناکارآمد مانند مصرف خودسرانه دارو یا سوء مصرف مواد به خود درمانی می پردازند .
       توجه به آداب ، سنن و فرهنگ منطقه آسیب دیده و استفاده از آن برای پیشبرد برنامه :
بیان هیجانات ، سوگ و روشهای عزا داری در فرهنگهای مختلف متفاوت است .احترام و توجه به مناسک محلی بسیار مهم است .مناسک و مراسم سوگواری هر منطقه و فرهنگی در خود روشهای تطابق و آرام سازی برای معتقدان به آن را دارد که باید از این نیرو استفاده شود .فرهنگ دیدگاه ما به جهان را رنگ می زند .بسیار مهم است گه در ارائه حمایتهای روانی ، اجتماعی به آسیب دیدگان بتوانیم دنیا را از دید آنها و با رنگ آمیزی آنان ببینیم . استفاده از خلاقیت برای تطبیق اجرای مناسک با امکانات موجود از جنبه های مهم مدیریت بلایای طبیعی است . شاید محدودیتهای پیش آمده امکان اجرای بسیاری از آذاب را ندهد اما مهم است که این مراسم را بشناسیم ، اهمیت آنرا درک کنیم ، به آن احترام بگذاریم و حداگثر تلاش را برای اجرای آن ولو با تغییرات ناگزیر ، انجام دهیم .
استفاده از داوطلبین آموزش دیده :
افراد داوطلب ( مانند هلال احمر ) نیروهای قابل دسترس ، قابل اعتماد ، متعهد و دلسوز می باشند و با آموزش آن ها نیروی کار آمدی در اختیار خواهیم داشت .
خلاصه فصل :
اصول حمایتهای روانی ، اجتماعی در بلایا شامل موارد زیر می باشد :
اصل اولیه و مهم بهداشت روان در بلایای  طبیعی پرهیز از برچسب زدن بیماری به بازماندگان است .
دقت در اتنخاب واژه های مورد استفاده در بلایا اهمیت زیادی دارد .
برنامه بهداشت روان در یلایا برنامه ای جامعه مدار است .
ارائه مداخلات روانی ، اجتماعی بصورزت گروهی بر روش انفرادی ارجح است .
توانمندسازی افراد بازمانده و مشارکت آنان در برنامه ها اهمیت ویژه ای دارد .
مداخله کافی و به موقع روانی ، اجتماعی از آسیبهای احتمالی آینده جلوگیری می کند .
حمایتهای روانی ، اجتماعی بر اساس غربالگری فعال جمعیت آسیب دیده و ارائه خدمات به صورت سیاری می باشد .
به آداب ، سنن و فرهنگ منطقه آسیب دیده توجه گردد و از آن برای پیشبرد برنامه استفاده شود .
از داوطلبین آموزش دیده استفاده شود .
فصل سوم :مراحل پاسخ روانی به دنبال بلایا :
از شرکت کنندگان انتظار می رود پس از مطالعه این فصل بتوانند مراحل پاسخ روانی در واکنش به عوامل استرس زا را نام ببرند و مدت آنها را بیان کنند .
علائم واکنشهای مراحل مختلف را نام ببرند.
مقابله با واکنشهای مختلف را بشناسند و رفتار متناسب با آن را ارائه  نمایند .
مراحل پاسخ روانی به دنبال بلایا :
بطور معمول بدنبال بحران هائی همچون سیل و زلزله ، افراد از مراحل مختلفی عبور می کنند .این مراحل بصورت خلاصه در جدول زیر آمده است :

مراحل

علائم واکنش

اداره واکنش

مرحله اول : تماس یا ضربه (در چند دقیقه اول پس از حادثه بروز می کند

اکثر افراد دچار ترس و وحشت می شوند .

برخی افراد بهت زده می شوند .

افراد گیج و درمانده هستند و قدرت انجام هیچ کاری را ندارند .

این حالت معمولاٌ گذرا و کوتاه مدت است

در اغلب موارد قبل از رسیدن هر کمکی بطور خودبخود پایان می پذیرد

مرحله دوم : قهرمانگرائی

(در ساعات یا روزهای اولیه پس از وقوع حادثه بروز میکند )

مرحله سوم : شادمانی یا  فراموشی غم ( یک هفته تا چندماه بعد از حادثه بروز میکند

افراد احساس می کنند باید کاری انجام دهند، با دیگران ارتباط برقرار می کنند و بطور داوطلبانه در امداد رسانی کمک می کنند . 

 همبستگی بین مردم ایجاد می شود .

 مردم با گذشت و ایثار زیاد عمل می کنند و تا رسیدن نیروهای کمکی ، بسیاری از کارها را خود انجام می دهند . مانند در آوردن اجساد از زیر آورهنگام وقوع زلزله .

همزمان با رسیدن نیروهای کمکی و توزیع کمکها ، افراد  امیدوار شده و بطور موقت به آنان حالت آرامش دست می دهد

رفتار آسیب دیدگان را باید بعنوان واکنش طبیعی آنها تلقی نمود .

باید وضعیت و شرایط آنان را درک کرد .

هدایت هوشمندانه : باید فعالیتهای مردم را بصورت مناسبی هدایت کرد .

به نقش خانواده افراد آسیب دیده و یا دوستان آنها اهمیت داده شود .

کمک رسانی به افراد در این مرحله بسیار مهم و مفید بوده و نتایج زیر را در بر دارد :

سرعت در پیدایش تعادل روانی .

جلوگیری از اختلالات شدید روانی .

جلوگیری از انتقام جوئی و بدبینی نسبت به دیگران

مرحله پنجم :تجدید سازمان ( ۶ ماه تا یک سال بعد از وقوع حادثه بروز می کند

افراد شروع به بازسازی زندگی خود کرده بتدریج درک می کنند که باید متکی باشند .

عدم رسیدن کامل به این مرحله منجر به باقی ماندن احساس ناراحتی و پرخاش و تعارض درونی می گردد

مسئولیت باید پاسخگوی نیاز نیازهای مردم باشند و با برنامه ریزی از سرگردانی و بلاتکلیفی آنها جلو گیری کنند .

باید مردم را فعالانه در امر بازسازی مشارکت دهند

 

آگاهی از این واکنش ها کمک می کند تا عکس العمل های روانی آسیب دیدگان را بشناسید و نحوه برخورد با آنان را دریابید . گاه برخی از مراحل بارز نیستند و الزاماٌ بترتیب نیز رخ  نمی دهند . اقدام متناسب با این حالتها مردم را منسجم کرده و به آنها انگیزه می دهد تا با حوادث دست و پنجه نرم کنند . هدف نهائی رسیدن هرچه سریعتر بازماندگان به مرحله تجدید سازمان است .
 خلاصه اینکه : بدنبال بلایا افراد از ۵ مرحله مختلف عبور می کنند :
۱- مرحله تماس یا ضربه
۲-مرحله قهرمانگرائی
۳-مرحله شادمانی یا فراموشی غم
۴-مرحله مواجهه با واقعیت
۵-مرحله تجدید سازمان
این مراحل الزاماٌ به ترتیب رخ نمی دهند و ممکن است برخی
 مراحل کاملاٌ بارز نباشند . هدف نهائی رسیدن بازماندگان به
مرحله تجدید سازمان است .
واکنشها و علائم شایع بحران در افراد آسیب دیده :
پس از بلایا افراد در معرض عوامل استرس زای متعددی قرار می گیرند که مهمترین این عوامل عبارتند از :
انواع آسیبهای جسمانی که باعث درد و ناراحتی می شود .
نداشتن محل امن  برای آسایش و استراحت ، نبود مواد غذائی لازم برای رفع گرسنگی و تشنگی ، مواجهه با صحنه های دلخراش از قبیل جنازه اقوام و آشنایان ، تخریب ساختمانها ، از دست دادن اموال و دارائی و …که فشار روانی زیادی را بر فرد وارد می کند .
استرسی که بر فرد در جریان بلایا وارد می شود به قدری ناتوان کننده است که تقریباٌ هرکسی را می تواند از پای در آورد . به دنبال بروز استرس شدید روانی ناشی از فاجعه ، واکنشها و علائمی در فرد بوجود می آیند که می توانند بر عملکرد فرد تاثیر معکوس بگذارند . در برخی با تک علامت مواجه هستیم و در برخی با ترکیبی از علائم ، که در صورت عدم رسیدگی می تواند منجر به اختلالات روانی مزمن گردد.
واکنشهای شایع روانی :

خشم : یک هیجان پیچیده است که با سرخوردگی و ناکامی مرتبط است به ویژه در افرادی که سعی در انکار ناکامی دارند.
اضطراب : اضطراب گسترده تر و کم شدت تر از ترس می باشد .معمولاٌ تمرکز آن روی احتمالات ناخوشایند آینده است و متوجه یک هدف نامشخص نمی باشد.که می تواند بصورت بی قراری یا ناتوانی در تصمیم گیری و عمل خود را نشان دهد.
سرزنش :وقتی افراد خود را مسئول یک رخداد ناگوار می دانند رخ می دهد . ممکن است خود را بخاطر عدم جلوگیری از واقعه بد یا عدم کمک کافی سرزنش کند .
ناامیدی : پس از بلایا فرد ممکن است خود را از فعالیت و روابط بین فردی دور کند و منزوی شود . علت آن می تواند احساس ناامیدی شدید نسبت به آینده باشد.                   
ترس : هیجانی قدرتمند است که غالباٌ تمام انرژی فرد را به خود معطوف می کند .پس از یک استرسور شدید ممکن است ترس از دست دادن کنترل ذهن و افکار بر فرد مستولی شود .مانند : ترس از دیوانه شدن ، ترس از تنها ماندن ، ترس از دست دادن افراد بازمانده ، وقوع مجدد فاجعه و…
سرخوردگی : وقتی افراد در دستیابی به خواسته ای با مانعی مواجه شود
گناه : وقتی حس شود اتفاقی ناعادلانه رخ داده باشد و فرد خود را به نوعی خود را مسئول بداند . در برخی موارد فرد از اینکه نتوانسته است به دیگران کمک کند احساس گناه می کند .در برخی احساسی مانند احساس گناه بازماندن ممکن است مشاهده شود .که در آن فرد اززنده ماندن خود در شرائطی که دیگران مرده اند ، احساس گناه می کند .
غم و اندوه : یکی از احساسات شایع در بلایا می باشد که با فقدانهایی که فرد با آن مواجه شده مرتبط می باشد .احساس بی انرژی بودن و عدم لذت از زندگی می کند که در حرکات و صورتش نمایان است .
آسیب پذیری : هنگامی که فرد از نظر جسمانی یا روانی آسیب می بیند ، احساس شکننده بودن و ناامنی می کند . سوگ و سوگواری : سوگ یک احساس درونی است که افراد وقتی با از دست دادن عزیزانشان مواجه می شوند تجربه می کنند .سوگواری روندی است که طی آن سوگ حل می شود مانند : برگزاری مراسم ترحیم و یادبود .
سوگ و سوگواری : سوگ یک احساس درونی است که افراد وقتی با از دست دادن عزیزانشان مواجه می شوند تجربه می کنند .سوگواری روندی است که طی آن سوگ حل می شود مانند : برگزاری مراسم ترحیم و یادبود .
افکار و خاطرات مزاحم : افکار و خاطراتی که بصورت ناخواسته در اثر یادآوری حادثه ایجاد می شوند که در روز ممکن است بصورت تجسم تصاویر یا صداها و بوهای یادآور حادثه و در شب ممکن است بشکل کابوس یا رویاهای وحشتناک بروز کند .
برانگیختگی بیش از حد : با علائم جسمانی مانند: طپش قلب ، تنفس سریع و تنش عضلانی و یا علائم روانی مانند: اضطراب ، بی قراری ، گوش به زنگ بودن ، از جاپریدن ناگهانی و… همراه باشد . 
سوگ و سوگواری : سوگ یک احساس درونی است که افراد وقتی با از دست دادن عزیزانشان مواجه         می شوند تجربه می کنند .سوگواری روندی است که طی آن سوگ حل می شود مانند : برگزاری مراسم ترحیم و یادبود .
افکار و خاطرات مزاحم : افکار و خاطراتی که بصورت ناخواسته در اثر یادآوری حادثه ایجاد می شوند که در روز ممکن است بصورت تجسم تصاویر یا صداها و بوهای یادآور حادثه و در شب ممکن است بشکل کابوس یا رویاهای وحشتناک بروز کند .
برانگیختگی بیش از حد : با علائم جسمانی مانند: طپش قلب ، تنفس سریع و تنش عضلانی و یا علائم روانی مانند: اضطراب ، بی قراری ، گوش به زنگ بودن ، از جاپریدن ناگهانی و… همراه باشد . 
شایعترین اختلالات روانی بدنبال حوادث غیر مترقبه  :
اختلال استرس حاد : در شرائطی که که فرد حادثه ای آسیب زا همراه با تهدید به مرگ یا آسیب جدی به سلامت خود و یا دیگران را تجربه کرده باشد و بدنبال این تجربه احساس ترس و وحشت شدید همراه با همه یا برخی از علائم زیر را تجربه کند : احساس کرختی و بی تفاوتی هیجانی . کاهش آگاهی از محیط اطراف .
احساس عدم واقعیت خود و یا احساس عدم واقعیت دنیای بیرون .
فراموشی روانزا .
۲- اختلال استرس پس از حادثه  : علائم آن شبیه اختلال استرس حاد می باشد . ولی دو تفاوت عمده با آن دارد : فرد بازمانده بدنبال حادثه احساس درماندگی می کندو حادثه آسیب زا مکرراٌ برای وی تکرار می شود . بروز آن می تواند در هرزمانی پس از حادثه اتفاق افتد . می تواند بلافاصله بعد از حادثه و حتی بصورت تاخیری ۳۰سال پس از سانحه بروز نماید .لذا مداخله بهنگام می تواند در کاهش این بیماری تاثیر گذار باشد .برخی علائم مانند : اجتناب ، احساس کرختی و درماندگی ، برانگیختگی بیش از حد و مشکلات خواب وجود دارد .
۳- سوگ عارضه دار : در مواردی که سوگ طی یک یا دوماه بعد از حادثه تخفیف نیابد وشدت علائم بیش از حد انتظار باشد نیاز مند مداخله تخصصی است .
۴- افسردگی اساسی :هرچند تمامی بازماندگان بطور طبیعی دچار واکنش سوگ گردیده و پس از رفع آن با یادآوری خاطرات گذشته دچار غم و اندوه می شوند .این واکنش طبیعی با افسردگی کاملاٌ متفاوت است .خصوصیات عمده آن عبارتند از : وجود خلق افسرده همراه با نومیدی و احساس درماندگی ، اضطراب ، کاهش انرژی ، اختلال خواب ، کاهش اشتها ، اختلال در حافظه ، احساس پوچی و بی ارزشی ، احساس گناه و گاهاٌ افکار خودکشی .
۵- انواع اختلالات اضطرابی : این اختلال می تواند به تنهائی و یا همراه با سایر اختلالات در افراد بازمانده دیده شود . این حالات می تواند منجر به افت عملکرد و کندی روند برگشت به زندگی عادی گردد.
۶- اختلالات شبه جسمی : سه ویزگی بارز این اختلال بشرح ذیل می باشد : ۱- شکایات جسمانی که بیماری جسمانی جدی را مطرح می کند ولی هیچ یافته قابل اثباتی در بررسیها و معاینات وجود ندارد .  ۲- وجود تعارضات روانی درشروع ، تشدید و تداوم این اختلال نقش مهمی دارد .۳- شکایت و نگرانی بیش از حد بیمار در مورد سلامت خود که بصورت خودآگاه و تعمدی نمی باشد .
دو اختلال عمده در این دسته : اختلال جسمانی سازی و اختلال تبدیلی است .نام دیگر آن هیستری یا سندرم بریکه می باشد که مشخصه اصلی آن شکایات جسمانی متعدد و عودکننده است .بیشتر سیستم گوارش و اعصاب را درگیر می کند . اختلال تبدیلی : جنبه های روانشناختی بر کارکرد حسی و یا حرکتی فرد تاثیر می گذارد .

گردآوری :

محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی  – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه 

      RELAX_892@YAHOO.COM

منابع و مآخذ :

مجموعه کتابهای حمایتهای روانی ، اجتماعی در بلایا تالیف گروه کارشناسان اداره سلامت روان وزارت بهداشت زمستان ۱۳۸۳
سایت دانشگاه علوم پزشکی کرمان
سایت پزشکان بدون مرز

داروی جدید ” ایپیلیموماب ” ipilimumab امید به زندگی در مرگبارترین سرطان پوست ( ملانوما ) را افزایش می دهد

دانشمندان به پیروزی بزرگ علیه ملانوما یکی از  مرگبارترین اشکال سرطان پوست  دست یافتند.   

پژوهشگران می گویند مصرف  این داروی جدید شانس زنده ماندن مبتلایان به ملانوما را افزایش می دهد  محققان با انجام یک مطالعه بزرگ بر روی مبتلایان به مرحله بسیار پیشرفته این بیماری دریافتند که یک داروی تجربی شانس زنده اندن این بیماران را به اندازه قابل توجهی افزایش می دهد. این دارو که “ایپیلیموماب” (ipilimumab)  نام دارد به سیستم ایمنی بدن کمک می کند تا با تومورها مبارزه کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از آسوشیتدپرس ،  دکتر “لین شوچتر” متخصص سرطان پوست از “مرکز سرطان آبرامسون” در دانشگاه “پنسیلوانیا” که هیچ نقشی در این مطالعه و یا ارتباطی با شرکت سازنده این دارو نداشت، گفت: تا کنون هیچ درمانی که شانس زنده ماندن این بیماران را افزایش دهد، در دسترس نداشته ایم.

اداره نظارت بر دارو و غذای آمریکا وعده داده است که این موضوع را سریعا بررسی می کند و پزشکان تصور می کند که این دارو تا پایان سال جاری در دسترس قرار خواهد گرفت.

ملانوما وخیم ترین شکل سرطان پوست است. سال گذشته در آمریکا حدود ۶۸ هزار و ۷۲۰ مورد جدید از این بیماری مشاهده شد و هشت هزار و ۶۵۰ نفر بر اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست دادند.این بیماری هر سال در سراسر جهان ۵۰ هزار نفر را به کام مرگ می کشاند.
پزشکان همچنین در کنفرانس یاد شده اعلام کردند که آزمایش های اولیه بر روی یک داروی تجربی برای بیماران مبتلا به سرطان ریه حامل یک ژن خاص، به اندازه زیادی نوید بخش بوده است .

داروی “کریزوتینیب” crizotinib شرکت “فیزر” ، ژنی را هدف قرار می دهد که موجب رشد تومور می شود و در حدود ۴ درصد از سرطان های ریه بویژه در میان افراد جوان و غیرسیگاری مشاهده می شود.

.

تنها در آمریکا هر سال حدود ۲۲۰ هزار مورد جدید سرطان ریه مشاهده می شود و این بیماری کشنده ترین سرطان در جهان است.
دو داروی دیگر به نام های “تارسیوا” Tarceva و “ایرسا” Iressa که آنها نیز ژن را هدف قرار می دهند هر سال به حدود ۲۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان ریه در آمریکا کمک می کند.

این مطالعه در زمینه سرطان پوست ، بر روی ۶۷۶ بیمار مبتلا به مرحله پیشرفته ملانوما در سراسر جهان انجام شد که پیش از این، سایر درمان ها را آزمایش کرده بودند.

این بیماران تحت یکی از سه روش درمانی: مصرف تنها داروی ایپیلیموماب، یا مصرف این دارو با یک درمان دیگر محرک سیستم ایمنی و یا تنها درمان محرک سیستم ایمنی، قرار گرفتند.

پس از دو سال ، ۲۴ درصد بیمارانی که داروی ایپیلیموماب را به تنهایی و یا در ترکیب مصرف کرده بودند، زنده ماند . درحالیکه تنها ۱۴ درصد بیمارانی که تنها درمان محرک سیستم ایمنی دریافت کردند بودند، زنده ماندند.
در این مطالعه همچنین مشاهده شد که بیمارانی که ایپیلیموماب مصرف کرده بودند بطور متوسط ۱۰ ماه زنده ماندند در حالیکه این میزان برای سایر درمان ها بیش از شش ماه بود. پزشکان امیدوارند که مصرف زودهنگام تر این دارو در مورد این بیماری بتواند فواید بیشتری داشته باشد.
نتایج حاصل از این مطالعه در کنفرانس سالانه انجمن آمریکایی سرطان شناسی بالینی ارائه و در مجله New England Journal of Medicine منتشر شده است.

آژانس بین المللی تحقیقات سرطان (IARC) وابسته به سازمان ملل متحد اعلام کرد : ” سرطان تا سال ۲۰۳۰بیش از ۲/۱۳ میلیون نفر را به کام مرگ خواهد کشید “

سازمان ملل: سرطان قاتل بیش از ۱۳ میلیون نفر تا سال ۲۰۳۰ 

 سازمان تحقیقات سرطان سازمان ملل متحد اعلام کرد سرطان تا سال ۲۰۳۰بیش از ۲/۱۳ میلیون نفر را به کام مرگ خواهد کشید. این تعداد تقریبا دو برابر افرادی است که در سال ۲۰۰۸ برثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست دادند   .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از رویترز ،  آژانس بین المللی تحقیقات سرطان (IARC) همچنین اعلام داشته است تقریبا ۴/۲۱ میلیون مورد جدید بیماری نیز در سال ۲۰۳۰ بطور سالانه تشخیص داده خواهد شد.
بر اساس اعلام پایگاه داده جدیدی که در سال ۲۰۰۸ در زمینه رویدادهای جهانی سرطان راه اندازی شد و جدیدترین آمار در این زمینه را در اختیار قرار می دهد: روند ابتلا به سرطان از کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیرتر تغییر می کند.
در این بیانیه آمده است: سرطان دیگر در هیچ جای دنیا یک پدیده نادر و کمیاب نبوده ومحدود به کشوریهای ثروتمند نیست .
بر اساس این آمار، در سال ۲۰۰۸ در جمع ۶/۷ میلیون نفر بر اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست دادند و تخمین زده شد ۷/۱۲ میلیون مورد جدید ابتلا به سرطان نیز در این سال تشخیص داده شده اند.
حدود ۵۶ درصد موارد جدید ابتلا به سرطان در سراسر جهان طی سال ۲۰۰۸ در کشورهای توسعه یافته بودند و ۶۳ درصد مرگ و میرهای ناشی از سرطان نیز در همین کشورها روی داد.
“کریستوفر وایلد” مدیر آژانس تحقیقات سرطان سازمان ملل می گوید این داده ها نشان دهنده دقیقترین ارزیابی های موجود در مورد وضعیت جهانی سرطان است و می تواند به سیاست گذاران سلامت بین الملل کمک کند تا پاسخ و واکنش های خود را در مبارزه با سرطان توسعه دهند.
رایج ترین سرطان های تشخیص داده شده در سراسر جهان در سال ۲۰۰۸ سرطان ریه  با  یک و ۶۱ صدم میلیون ، سرطان سینه با ۳۸/۱ میلیون و سرطان کولون با ۲۳/۱ میلیون نفر هستند.
رایج ترین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان نیز عبارتند از سرطان ریه ۳۸/۱ میلیون، سرطان معده ۷۴/۰ میلیون و سرطان کبد ۶۹/۰ میلیون مورد.
پیش بینی میزان سالانه مرگ و میر ۲/۱۳ میلیون مورد و تشخیص سالانه ۴/۲۱ میلیون نفر نیز بر اساس این فرض است که میزان ابتلا به سرطان می تواند طی دو دهه آینده همین روند را طی کند.

افراد معتاد به نیکوتین دو برابر افراد غیر سیگاری به افسردگی مبتلا می شوند

بر اساس یک پژوهش محققان دانشگاه اوتاگو، سیگار کشیدن خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد.   

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،   این پژوهش نشان می دهد که افراد معتاد به نیکوتین دو برابر افراد غیر سیگاری به افسردگی مبتلا می شوند.
آنان با بررسی اعتیاد هزار فرد بالغ در سنین ۱۸، ۲۱ و ۲۵ سال و بروز نشانه های افسردگی در آنان یک رابطه علت و معلولی بین سیگار کشیدن و افسردگی را دریافتند که در آن سیگار کشیدن خطر بروز نشانه های افسردگی را افزایش می دهد.
“دیوید فرگوسن” مجری این تحقیق می گوید: “دلایل وجود این ارتباط هنوز مشخص نیست؛ با این حال ممکن است نیکوتین موجب بروز تعییراتی در فعالیت انتقال عصبی در مغز شود و به افزایش خطر افسردگی بیانجامد.
نتایج این تحقیقات در نشریه انگلیسی روانپزشکی منتشر شده است.

بیش از۵۰ درصد جوانان ونوجوانان دراثرتبلیغ رسانه‌ها به سیگارمعتاد می‌شوند

وزیر بهداشت بر ضرورت تشدید برنامه‌های مقابله با استعمال دخانیات در دانشگاه‌ها و برنامه‌ریزی‌ خاص در محیط‌های دانشگاهی تاکید کرد و گفت: تاکنون فعالیت‌های مناسبی در ستاد مبارزه با دخانیات در اثر تعامل دستگاه‌ها و ارگان‌های مختلف انجام شده است که از مهمترین عوامل و مساله به دخانیات می‌توان به مساله تبلیغات اشاره کرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  دکتر مرضیه وحید دستجردی با بیان این که مردم با آموزش همگانی باید از بیماری‌ها و مرگ ناشی از استعمال دخانیات آگاه شوند، اظهار کرد: طول عمر کسانی که سابقه مصرف سیگار و تنباکو را دارند، ۲۰ سال کمتر از دیگران است. وی با اشاره به این که ایرانیان سالیانه یکهزار و۷۵۰ میلیارد تومان مواد دخانی دود می‌کنند که دو برابر این میزان معادل دو هزار و ۵۴۰ میلیارد تومان صرف هزینه‌های درمانی عوارض و بیماری‌های ناشی از استعمال دخانیات می‌شود، گفت: سیگار، تنباکو، مواد دخانی از مهمترین علل مرگ ومیر در دنیا است و ۸۰ درصد سرطان ریه، ۳۰ درصد بیماری‌های قلبی و ۵۰ درصد از بیماری‌های تنفسی به علت استعمال دخانیات است.

وی با بیان این که در دنیا یک میلیارد نفر سیگار و تنباکو استفاده می‌کنند که ۲۰ درصد آنان زنان هستند، گفت: در سال ۸۸ ، ۲۱ درصد مردان ایرانی و یک درصد زنان ایرانی سیگار و تنباکو مصرف می‌کردند.

وزیر بهداشت، با بیان این که هم اکنون تعداد زنان مصرف کننده سیگار در کشور اندک است، گفت: اما این موضوع زنگ خطر بزرگی برای آینده است و باید ۲۱ درصد مردان ایرانی معتاد به استعمال دخانیات را با زمان بندی معین کاهش دهیم. وی با بیان این که شمار زنان مصرف کننده مواد دخانی در سال ۸۳ ، ۸/۰ درصد و هم اکنون یک درصد است، گفت: به این ترتیب و با این روند و قطعا در آینده شاهد افزایش تعداد زنان مصرف کننده مواد دخانی خواهیم بود.

دستجردی به تبدیل چهره‌های مصرف دخانیات از سیگار به قلیان به عنوان عامل تفریحی اشاره کرد و افزود: این میزان از ۱/۱۲ درصد به ۱/۲۶ درصد رسیده است که بیشتر جوانان و نوجوانان کشور مصرف کننده آن هستند. وی گفت: اگر کسی یک بار قلیان مصرف کند، معادل ۴۰ تا ۸۰ نخ سیگار دود استنشاق کرده و این در حالیست که افراد در معرض دود قلیان هم معادل چهار تا هفت نخ سیگار دود وارد ریه‌هایشان شده است.

وزیر بهداشت، عوارض قلیان را خطرناکتر از سیگار دانست و از آن به عنوان پدیده شومی یاد کرد و افزود: چطور می‌توانیم از زنان مصرف کننده مواد دخانی انتظار داشته باشیم تا با استعمال دخانیات همسران و فرزندانشان مبارزه کنند. وی با تاکید بر توجه به جنبه‌های مختلف استعمال دخانیات، گفت: باید با مصرف دخانیات در دانشگاه‌ها هم مبارزه شود که متاسفانه شاهد استعمال دخانیات در دانشجویان دختر هستیم.

 وی از شرکت‌های چند ملیتی تولید کننده سیگار به عنوان مافیای سیگار و دخانیات یاد کرد و افزود: در مقابل یکصد هزار میلیارد تومان هزینه‌ای که بابت تولید سیگار صرف می‌کنند صدها هزار برابر سود عایدشان می‌شود.

وزیر بهداشت با اشاره به ممنوعیت تبلیغ سیگار در این کشورها و راه‌اندازی کارخانجات تولید سیگار در سایر کشورها و عدم اجازه فروش سیگار به نوجوانان زیر ۱۸ سال، گفت: به این ترتیب با وجود افزایش کمپانی‌های چند ملیتی تولید مواد دخانی در دنیا شاهد کاهش مصرف مواد دخانی در این کشورها هستیم.

وی یکی از شیوه‌های تبلیغ مواد دخانی را رسانه‌ها عنوان کرد و افزود: بررسی‌ها نشان داده ۵۲ درصد جوانان و نوجوانان فقط در اثر تبلیغ رسانه‌ها به سیگار معتاد می‌شوند. دستجردی با بیان این که فقط در ۹ کشور دنیا از همین روش‌های مبارزه با استعمال دخانیات استفاده می‌شود، یادآور شد: اما در ۱۵۰ مرکز ترک دخانیات موجود در کشور ما از همه روش‌های ترک دخانیات برای درمان استفاده می‌شود، اما پیشگیری حرف اول را می‌زند.

وی با بیان این که ۷۵ تا ۸۰ درصد معتادان به مواد دخانی حداقل سه بار تلاش کرده‌اند که سیگار خود را ترک کنند، خاطرنشان کرد: با استفاده از تجربه دنیا دیده شده است که تصاویر هشداردهنده نظیر ریه‌های مبتلا به سرطان و … بر روی پاکت سیگار عامل مهمی در ترک استعمال دخانیات دارد.

وزیر بهداشت، با بیان این که ۱۰ میلیون نفر در کشور روزانه چهار میلیارد تومان سیگار مصرف می‌کنند ، تصریح کرد: این افراد به طور متوسط در روز ۲۰ بار این تصاویر هشدار دهنده را مشاهده می‌کنند که بر اساس نتایج تحقیقات دنیا هشت تا ۱۰ درصد کاهش افراد معتاد به مواد دخانی موثر بوده است .

وی از عوامل دیگر برای کاهش مصرف مواد دخانی را افزایش قیمت سیگار عنوان کرد و افزود: دنیا نشان داده است که ۱۰ درصد افزایش قیمت و مواد دخانی شش تا هشت درصد در کاهش میزان مصرف کنندگان سیگار موثر است.

دستجردی ادامه داد: سال گذشته در مجلس شورای اسلامی، مالیات سیگارهای تولید داخل ۲۰ درصد و سیگارهای وارداتی ۴۰ درصد شد.

آگهی‌های تلویزیونی به جای مواد مغذی و سالم ، خوردنی‌های قندی و چرب را تبلیغ می‌کنند

خرداد ۱۶, ۱۳۸۹ بواسطة:   موضوع : اخبار تغذیه, اخبار علمی پزشکی

خوردنی‌های تبلیغاتی در تلویزیون مقابل سلامتی
کارشناسان هشدار دادند: آگهی‌های مواد غذایی در تلویزیون به جای مواد مغذی و سالم، خوردنی‌های قندی و چرب را تبلیغ می‌کنند.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از تلگراف ،  محققان نشان داده‌اند که دنبال کردن رژیم غذایی بر اساس خوردنی‌هایی که در تلویزیون تبلیغ می‌شوند موجب می‌گردد که مردم ۲۵ برابر قند بیشتر و ۲۰ برابر چربی بیشتر از حد سلامتی و مجاز مصرف کنند.

محققان در بررسی‌های جدید دریافته‌اند که رژیم غذایی حاوی ۲۰۰۰ کالری انرژی که در غذاهای تبلیغاتی وجود دارد اغلب کمتر از نصف مقدار توصیه شده برای مصرف میوه‌ها و سبزیجات و لبنیات را دارا هستند. اما در عوض در این وعده‌های غذایی که در تلویزیوت تبلیغ می‌شوند مقدار چربی و قند بسیار بالا است؛ به طوری که فقط در یک وعده غذایی سه برابر بیش از مقدار توصیه شده برای مصرف قند و چربی وجود دارد.

این پژوهش که بر اساس تجزیه و تحلیل آگهی‌های تبلیغاتی در تلویزیون آمریکا انجام گرفته در مجله انجمن رژیم غذایی آمریکا منتشر شده است.

مایکل منیک استادیار دانشگاه ایالتی آرمسترانگ آتلانتیک در ایالت جورجیای آمریکا در این باره گفت: غذاهایی که در تلویزیون تبلیغ می‌شوند در واقع با افزایش خطر بیماریهای مزمن ارتباط مستقیم دارند.

« Previous PageNext Page »