نتایج یک تحقیق می گوید : بيش از 50 درصد كودك آزاری ها در کشور ایران توسط پدران و 26 درصد توسط مادران انجام مي‌شود

 كودك آزاري توسط پدران بسيار رايج است به شکلی که بیش از 50 درصد كودك آزاري‌ها توسط پدران انجام مي‌شود .
تحقيق درباره كودك آزاري موضوع دشواري است ولي نمي‌توان چشم به روي اين واقعيت بست كه بعضي از كودكان در معرض آزار قرار دارند و اگر كسي به آنها كمك نكند دچار دردسرهاي بسياري در سنين بعد مي‌شوند.در اين شرايط يك آمار تحقيقي جديد نشان داده كه كودك آزاري توسط پدران بسيار رايج است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  بررسي‌هاي يك محقق و استاد دانشگاه نشان مي‌دهد كه بيش از 50 درصد كودك آزاريها در ايران توسط پدران و 26 درصد توسط مادران انجام مي‌شود. دكتر مجيد ابهري با اشاره به افزايش كودك آزاري در كشور به خصوص از سوي پدران گفت: كودك آزاري به عنوان يكي از آسيبهاي آزار دهنده هم براي قشري از جمعيت كه بي‌دفاع ترين انسانها به حساب مي‌آيند و هم از نظر خدشه به عاطفه اجتماعي قابل توجه است.
اين اظهارات در حالي از سوي ابهري اعلام مي‌شود كه آمارهاي سازمان بهزيستي نشان مي‌دهد كه طي شش ماهه اول سالجاري 144 هزار و 565 تماس با خط تلفن كودك آزاري صورت گرفته كه تمامي اين تماسها مرتبط با آزار كودكان بوده و اين رقم نسبت به سال گذشته در همين مدت چندين برابر افزايش داشته است.
لايحه حمايت از كودكان و نوجوانان در انتظار تصويب در دولت است و رسيدگي سريع به كودك آزاريها از موارد مورد تاكيد در اين لايحه به شمار مي‌آيد.اين آسيب شناس اجتماعي اعلام كرد: بر اساس آمارهاي مراكز حمايتي 51درصد آزارها توسط پدران و 26 درصد توسط مادران و 11 درصد توسط نامادري انجام مي‌شود.

به گفته ابهري 19 درصد كودكان آزار ديده فرزندان طلاق هستند و 26 درصد كودكان قرباني اعتياد پدر و مادر و يا هر دو شده و آمارهاي ارائه شده آزارهاي جسمي از قبيل تنبيهات سخت و يا انواع مختلف صدمات فيزيكي است و در كنار اين اعداد بايد به ضعف مراقبت، كم توجهي و ضعف حمايت عاطفي اشاره كرد كه در هيچ يكي از اين ارقام لحاظ نشده است.

اين محقق و استاد دانشگاه همچنين اعلام كرده: با توجه به اينكه اغلب والدين آزار دهنده اعتياد به خصوص به مواد روانگردان داشته‌اند لذا ايجاب مي‌كند با تصويب قوانين و تشديد مجازات اين‌گونه والدين و همچنين سلب حضانت براي آنان به فكر اين سرمايه‌هاي ملي و اجتماعي باشيم.

مروری بر تاریخچه صنعت داروسازی ایران و جهان و آشنایی با معروفترین کارخانجات تولید دارو در جهان

در اواخر قرن نوزدهم نقش میكروب ها در بروز امراض عفونی شناسایی و اساس مطالعات مختلفی قرار گرفت. در همین زمان میكروب شناسی به نام Sir Joseph Lister از میكروب ها به عنوان قاتلین نامرئی كشنده در اتاق های عمل نام برد. نظریه ای كه به شدت فردی به نام Robert W.Johnson را تحت تاثیر قرار داد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   ژوزف جانسون در سال ۱۸۸۶ با همكاری دو برادر خود به اسامی جیمز و ادوارد شركتی را با نام جانسون اند جانسون یا J&J بنیاد نهاد كه هدف اصلی آن تولید دارو برای عصر جدید پس از كشف میكروب ها بود. تا پایان قرن مذكور نام شركت جانسون اند جانسون مترادف با وسایل استریل و ضد عفونی كننده مورد استفاده در بیمارستان ها گردید. در سال ۱۹۱۰ جیمز به جای برادرش رابرت به ریاست شركت رسید. جیمز بلافاصله بازارهای خارجی را هدف قرار داده و به زودی جانسون اند جانسون را به یك شركت بین المللی تبدیل كرد. بدین منظور كارخانه های جدید تولیدی جانسون اند جانسون در كانادا و انگلستان راه اندازی شدند.

در همین زمان شركت دو محصول پر فروش چسب زخم Band – Aid و كرم بچه J & J را به بازار فرستاد. Band – Aid كه برای اولین بار در سال ۱۹۲۱ تولید شد به سرعت به پرفروش ترین محصول جانسون اند جانسون تبدیل گشت. در سال ۱۹۳۲ فرزند رابرت جانسون كه هم نام پدر بوده و دارای درجه ژنرالی در ارتش امریكا بود به ریاست شركت رسید و از همان زمان خط مشی خاصی را برای فعالیت های شركت برگزید.

طبق این خط مشی شركت در وهله اول به مشتریان ، سپس به كارمندان ، در مرحله سوم به جامعه ، پس از آن به حفظ محیط زیست و نهایتا به سهام داران خود متعهد بوده و بایستی فعالیت های خود را به گونه ای رده بندی تامین شود. دییدگاه مهم دیگر ژنرال جانسون اعتقاد شدید وی به عدم تمركز گرایی بود كه نهایتا منجر به این مساله گردید كه فعالیت های شركت جانسون از حالت متمركز خارج و در شركت های وابسته متعدد تقسیم و ادامه یابد. در همین راستا تولیدكنندگان و وسایل جراحی به شركت Sugikos واگذار شد كه امروز با نام Johnson & Johnson Medical شناخته می شود. سایر وسایل بهداشتی تحت نام Modess Division و سپس personal products و فرآورده های تنظیم خانواده ( كه در دهه سی تولید و عرضه شدند ) با نام Ortho pharmaceutical corp. از بدنه اصلی شركت جدا شدند.

شركت جانسون اند جانسون در سال ۱۹۸۲ با یك بحران بسیار جدی روبرو شد. در این سال هفت نفر از ساكنین شیكاگو در اثر مصرف قرص بسیار پر فروش Tylenol ( استامینوفن ) ساخت این شركت به علت مسمومیت با سیانور كشته شدند. حادثه ای كه به زودی مشخص شد توطئه ای بر علیه شركت جانسون اند جانسون بوده است و به صورت یك كابوس برای این شركت در آمد. جانسون اند جانسون مجبور شد به سرعت سی و یك میلیون بطری حاوی این دارو را به ارزش یكصد میلیون دلار از بازار جمع آوری كرده و در مورد عدم مصرف قرص Tylenol تا مشخص شدن به علت بروز حادثه به مردم هشدار داهد. برخورد سریع جانسون اند جانسون در قبول مسوولیت این اتفاق اثر مثبتی در توده مردم بر جای گذاشت به طوری كه با تغییر بسته بندی قرص Taylenol و عرضه نوع جدیدی از بسته بندی كه امكان باز كردن و دوباره بسته بندی كردن آن وجود نداشت ، دوباره اعتماد مردم به این دارو جلب و Taylenol مجددا به پرفروش ترین قرص مسكن حاوی استامینوفن در سطح جهان تبدیل شد.

امروزه جانسون اند جانسون دارای ۱۹۰ شركت تولیدی در ۱۷۵ كشور جهان و بیش از ۱۰۰۰۰۰ كارمند است. جانسون اند جانسون بزرگ ترین تولید كننده وسایل تشخیص پزشكی ، داروهای OTC ، داروهای ژنریك ، فرآورده های بهداشتی و فرآورده های بیمارستانی در سطح دنیاست.

Merck & Company

در سال ۱۶۶۸ فردی به نام Jacob Merck داروخانه بسیار كوچكی در شهر دارمشتات آلمان تاسیس كرد كه امروزه یكی از غول های صنایع داروسازی دنیا محسوب می شود. داروخانه مذكور در سال ۱۸۲۷ توسط یكی از وارثین مرك به نام Heintch Emmanule به یك شركت داروسازی تبدیل شد كه در ابتدا عمدتا مرفین ، كدئین و كوكائین تولید می كرد. نوه این فرد George W.Merck شصت و چهار سال بعد به امریكا رفت و در سال ۱۹۰۳ كارخانه داروسازی مرك را در امریكا بنیاد نهاد.

مطالعات انجام شده در مرك امریكا موجب شد به تدریج داروهای بسیار موثری از جمله ویتامین B۱۲ ، كورتیزون ، استرپتومایسین برای درمان سل و انالاپریل برای درمان فشار خون كشف و به بازار روانه شود. امروزه مرك داروهای مهمی از جمله PEPCID برای درمان زخم معده و Crixivan برای درمان عفونت ویروسی (HIV) را در بازار دارد. دفاتر مركزی شركت مرك هم چنان در نیوجرسی قرار دارند و علامت مشخصه آن نیز تابلوی یم گله گوسفند است كه بسیار مورد علاقه جورج دابلیو مرك بود.

شاید بتوان گفت بزرگ ترین خدمت شركت مرك به جامعه پزشكی چاپ مداوم كتاب هایی از قبیل Merck Index و The Merck Manual of Diagnostic and Therapy بوده است. Merck Manual برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ و با عنوان Merck’s Manual of the Materia Madica و در ۱۹۲ صفحه به چاپ رسید كه به دو بخش Materia Medica و Therapeutic Indications تقسیم شده بود. این كتاب در واقع بهترین سند و پنجره برای آشنایی با علم پزشكی طی قرن بیستم است. در حال حاضر Merck Manual به چاپ هفدهم هم رسیده و مشتمل بر ۲۸۸۳ صفحه می شود.

Merk Index نیز برای اولین بار در سال ۱۸۸۹ به چاپ رسید. چاپ دوازدهم آن كه در سال ۱۹۹۶ منتشر شده است رفرانسس معتبری است كه در آن ۱۰۳۳۰ تركیب مهم دارویی ، شیمیایی آلی و غیر آلی ، مواد آزمایشگاهی ، گیاهان دارویی و فرآورده های حیوانی مورد بحث قرار گرفته اند.

كتاب های مرك كه در حال حاضر توسط Merck research lsboratories چاپ می شوند از دو نظر منحصر بفردند. این كتاب ها علاوه بر قدمت تاریخی و طولانی از اعتبار علمی بهره مند بوده و نیز به صورت غیر انتفاعی چاپ می شوند. Index از طریق اینترنت و Manual از طریق یك وب سایت به طور مجانی در اختیار همگان قرار دارند.

شركت مرك در سال ۱۹۷۴ در دعوای حقوقی بر علیه شركت های داروسازی تولید كننده DES یا دی اتیل استیل بسترول درگیر شد. تجویز این دارو برای جلوگیری از سقط جنین موجب تولد دخترانی شد مه اغلب به سرطان تخمدان و رحم مبتلا می شدند.

Novartis

نوارتیس نیز از جمله شركت هایی است كه از تولید رنگ های شیمیایی به داروسازی روی آورد.

نواریس از ادغام دو شركت كاملا متفاوت یعنی یك شركت تولید كننده رنگ و یك شركت تولید كننده فرآورده های شیمیایی تشكیل شده است.

در سال ۱۷۵۸ فردی به نام Johann Rudolf Geigy شركتی با نام Geigy برای خرید و فروش مواد شیمیایی ، رنگ و دارو در سوئیس تاسیس كرد. با درآمد حاصله او به تدریج یك شركت تولید كننده رنگ نیز خریداری كرد كه بعدا با نام شركت صنایع شیمیایی بال یا به طور مخفف Ciba نامیده شد. در همین زمان محققی به نام paul Muller در هنگام مطالعات خود در سیبا به اثرات حشره كشی د.د.ت یا Dichloro diphenyl trichloroethane پی برد كه جایزه نوبل سال ۱۹۴۸ را برای وی به ارمغان آورد. گروه دیگری از پژوهشگران سیبا نیز به سرپرستی Michael Widmer یك روش یا وسیله آنالیز خاصی با نام < Lab – on- a- Chip > عرضه كردند كه با استقبال روبرو شد.

هم زمان با رشد و پیشرفت سیبا ـ گالگی دو سوئیسی دیگر به اسامی ALFRED KERN كه یك شیمی دان بود و Edouard Sandoz كه یك بازرگان بود شركت Kern & Sandoz را تاسیس كردند. این شركت به سرعت رشد كرده و كارخانه های وابسته متعددی را در اوایل قرن گذشته به وجود آورد و سرانجام به طور ساده با نام Sandoz به فعالیت خود ادامه داد. شهرت اصلی ساندوز به علت كشف و عررصه داروهای موثر در درمان امراض روحی و سر دردهای میگرنی بود.

الای لیلی

شرکت الای لیلی را به حق محصول جنگ داخلی امریکا می دانند. شرکت لیلی در سال 1876 توسط سرهنگ الای لیلی در ایندنیاپولیس امریکا تاسیس شد. سرهنگ الای لیلی داروساز شیمیدان و از جمله مجروحان جنگ داخلی امریکا بود. در آن دوران که داروهای ناکارآمد موجود بسیاری را از توانایی دانش داروسازی نا امید کرده بود سسرهنگ الای لیلی شرکت خود را با این هدف که داروهای کارآمد و بسیار موثر تولید خواهد کرد ، بنا نهاد. سرهنگ الای لیلی شیمی دانی به نام Ernest Eberhaed را در سال 1886 استخدام کرد که مطالعات او شرکت لیلی را کاملا متحول ساخت. شهرت اصلی لیلی به علت توانایی بالای آن برای خالص سازی و تهیه انسولین می باشد.

اولین ساخت لیلی در سال 1922 به بازار عرضه شد. زمینه مهم دیگر مطالعاتی لیلی کم خونی پرنیشیور و امراض کشنده خونی بوده است به طوری که تیم مطالعاتی لیلی به طور مشترک جایزه نوبل را برای کشف درمان کم خونی با عصاره جگر دریافت کردند.لیلی هم چنین از اولین شرکت های داروسازی بود که وارد عرصه تولید پنی سیلین شد ، آنتی بیوتی کاریترومایسین که در موارد وجود حساسیت به پنی سیلین استفاده می شود برای اولین بار توسط لیلی تهیه و تولید گردید.در دهه پنجاه قرن گذشته نیز لیلی ونکومایسین را کشف و به بازار فرستاد که هم چنان از آنتی بیوتیک های قوی در دسترس محسوب می شود.

در سال 1980 شرکت لیلی درگیر مشکل داروی Darvon گردید که به عنوان یک مسکن پر مصرف از فروش خوبی برخوردار بود ولی به تدریج مشکل بروز وابستگی و اعتیاد به این دارو گزارش و مشخص شد. لیلی در سال 1982 نیز مجبور شد داروی ضد آرتریت خود با نام Oraflax را تنها یک ماه پس از تایید توسط FDA از بازار جمع آوری کند. علت این امر بروز یرقان شدید و کشنده در بیماران مصرف کننده Oraflax بود. نهایتا لیلی در مورد 25 بیمار گناهکار شناخته شد و مجبور به پرداخت غرامت 25 هزار دلاری شد.

شرکت لیلی در سال 1982 انسولین انسانی یا Humulin را به تولید رسانید که اولین داروی تولید شده با روش ژنتیکی یا نوترکیب محسوب می شود. علی رغم موفقیت های قابل توجه لیلی درمورد تولید انسولین ،مهم ترین و معروف ترین داروی لیلی prozac است که تا کنون پر فروشترین داروی ضد افسردگی جهان بوده است.

گلاسکو ولکام

شرکت گلاکسو ولکام(Glaxo – Wellcome) از ادغام دو شرکت گلاکسو و ولکام در سال 1995 به وجود آمد. زمینه تخصصی فعالیت این شرکت انجام مطالعات و تولید داروهای ضد سرطان ، مراقبت های ویژه ، دستگاه عصبی مرکزی ، ضد ویروس و قلبی ـ عروقی بوده است.

گلاکسو در سال 1873 توسط مهاجری به نام Joseph Nathan و به عنوان یک شرکت بازرگانی در نیوزیلند تاسیس شد. شرکت گلاکسو ابتدا در زمینه صادرات و واردات انواع کالاها فعالیت می کرد. Nathan طی یک مسافرت بازرگانی به لندن و به طور اتفاقی امتیاز مربوط به یک روش خاص تولید شیر خشک کودکان را خرید و بلافاصله شرکت خود در نیوزیلند را به یک کارخانه تولید شیر خشک تبدیل کرد. فروش اولیه شیر خشک مورد نظر بسیار ناامید کننده بود و Nathan برای کمک به فروش جهانی آن دفتری نیز در لندن افتتاح کرد و با تلاش فراوان تولیدات کارخانه خود را به سوددهی رسانید ولی یک سال بعد از دنیا رفت.

در سال 1923 جانشین وی به نام Harry Jephcorr در کنفرانسی در واشنگتن به گروهی از محققان برخورد که در زمینه تشخیص و جداسازی ویتامین D مطالعه کرده و علاقمند به واگذاری نتایج مطالعات خود بودند. Jephcott به سرعت پتانسیل بالای دارو را درک کرد و کلیه امتیازات مربوطه را خریداری و بدین ترتیب گلاکسو که تنها شیر خشک تولید می کرد فعالیت خود را گسترش و اقدام به تولید فرآورده های حاوی ویتامین نمود. گلاکسو در دهه قرن بیستم شیر خشکی با نام Ostremilk تولید کرد که حاوی انواع ویتامین بود و به زودی به یک محصول بسیار پر فروش تبدیل شد.

در زمان جنگ جهانی دوم کلیه امکانات گلاکسو در نیوزیلند منحل و به فروش رسید و کلیه امکانات در صنایع داروسازی جدید پایه گذاری شده در انگلستان و برای تولید انواع داروها از جمله پنی سیلین به کار گرفته شد.

پس از جنگ دانشمندان گلاکسو هم زمان با محققین شرکت مرک آلمان برای تولید ویتامین B12 برای درمان آنمی پرنیشوز و نیز تهیه هورمون برای درمان کم کاری تیروئید فعالیت کردند. گلاکسو طی سال های دهه هفتاد و برای رقابت با داروی پر فروش سایمتیدین یا تاگامت ساخت اسمیت کلاین با همکاری شرکت سوئیسی روش داروی بسیار معروف و پر فروش رانیتیدین یا زانتاک 25 درصد بازار جهانی را به دست آورده بود و شروع تولید آن در امریکا آن را به داروی اول در درمان زخم های گوارشی تبدیل کرد.

شرکت ولکام در سال 1870 توسط یک فارغ التحصیل جدید دانشکده داروسازی فیلادلفیا به بنام Silas M. Burroghs تاسیس شد. با پیوستن سرمایه گذاری جدیدی به نام Henry S.Wellcome در سال 1880 شرکت جدید Burronghs w2ellcome & CO متولد شد. در این زمان ولکام شرکت را در لندن اداره می کرد و شریکش Burroughs به مطالعه در مورد روش های تولید قرص پرداخت.

نتیجه فعالیت این دو امتیاز TABLOID بود که نوعی روش در تولید قرص بود. ب این روش آن ها قادر بودند قرص هایی حاوی یک هزارم گرم ماده موثره تا 60 گرم ماده موثره را تولید کنند. پس از مرگ Burrouhs در سال 1895 ، ولکام برای مدت سی سال شرکت را به تنهایی اداره کرد. در زمان جنگ جهانی اول که تحقیقات نقش مهمی یافته بود ولکام شرکت خود را به دولت انگلستان واگذار کرد تا امکانات آن برای تحقیقات مربوط به جنگ به کار گرفته شود.

در این زمان شرکت ولکام به تولید انواع واکسن ،آنتی توکسین و گاز گانگرن پرداخت. ولکام در سال 1963 در حالی که شرکت در وضعیت بدی به سر می برد و او سال ها بود نقش فعالی در آن نداشت از دنیا رفت. تولد مجدد شرکت در دهه چهل روی داد که چند مسکن جدید توس شرکت ولکام به بازار عرضه شد و انجام مطالعات R&D در صدر فعالیت های شرکت قرار گرفت.

با افزایش فروش و درآمد به تدریج شرکت ولکام فعالیت های خود را به خارج انگلستان از جمله سایر کشورهای اروپایی ، آسیا و منطقه مدیترانه گسترش داد. دو شرکت گلاکسو و ولکام به طوری گسترده و قوی برای فروش محصولات خود از جمله داروی ضد آلرژی Plonase ، داروی ضد میگرن Imitrex ، داروی ضد سرماخوردگی استنشاقی Relenza داروی ترک سیگار Zyban و تعدادی زیادی داروهای ضد ایدز و ضد ویروس به بازارهای جهانی وارد شد.

ادغام گلاکسو ولکام و اسمیت کلاین بیچام در سال 2000 شرکن گلاکیو اسمیت کلاین را پایه گذاری کرد که در حال حاضر از جمله بزرگ ترین شرکت داروسازی دنیا محسوب می شود.
Bayer
قطران به عنوان فرآورده جانبی ، سیاه رنگ و چسبناک صنایع ذغال سنگ را می توان به رنگ های روشن و براق تبدیل کرد. کشف این موضوع در قرن نوزدهم در عالم شیمی غوغایی به پا کرد که موجب تحقیقات بسیار گسترده ای جهت تهیه رنگ های صناعی به جای رنگ های طبیعی ولی گرانقیمت گردید.

در همین زمان یعنی دقیقا در سال 1863 این موضوع توجه یک بازرگان ابریشم به نام Fridrich Bayer و یک تولید کننده منسوجات به نام Friedrich Weskott هر دو اهل آلمان را به خود جلب کرد و این دو تصمیم به سرمایه گذاری در این زمینه گرفتند که نتیجه آن تاسیس شرکت Bayer & Co در سال 1863 بود. شرکت جدید به زودی به صورت یکی از عمده ترین تولید کننده های رنگ در اروپا درآمد. شهرت شرکت بایر به عنوان یک تولید کننده مواد دارویی نتیجه توانایی بسیار بالای این شرکت در تولید فرآورده های شیمیایی بوده است.

شیمی دان های شاغل در بایر تا سال 1900 کلیه فرآورده های جدید شیمیایی تولید شده را از نظر کارایی دارویی آن ها نیز مورد آزمایش قرار می دادند. اولین موردی که باعث شد بایر وارد جرگه داروسازان شود در سال 1888 اتفاق افتاد.

در این سال یک شیمیدان برجسته آلمانی به نام Carl Duisberg متوجه شد که بین یک داروی جدید به نامAcetophenetidinو ضایعات حاصله از فرایند تولید رنگ های آنیلین تشابهاتی وجود دارد. چندی بعد بایر ضایعات قبلا غیر قابل استفاده را در مقادیر زیاد به عنوان دارویی با نام phenacetin به بازار عرضه کرد که به طور گسترده ای در مقابله با اپیدمی انفولانزا طی سال های 1892 ـ 1888 مورد استفاده قرار گرفت. شیمیدان گفته شده به سرعت در بایر ارتقاء مقام یافت و طی پنجاه سال بعد موفقیت های بسیاری را در این شرکت سرپرستی کرد. در آستانه قرن بیستم بایر دو داروی بسیار برجسته را به بازار معرفی کرد.

بای ردر سال 1898 مسکنی به نام Diacetylmor phine را با نام تجاری Heroin و سال بعد Acetyl salicylic acid را تحت نام تجاری معروف Aspirin تولید و به بازار فرستاد. نکته جالب این که هر دوی این داروها قبلا توسط شیمی دان های دیگر و در سایر شرکت های داروسازی تولید شده بودند ولی بایر اولین شرکتی بود که ارزش درماین و آتیه این دو دارو را درک کرد. در اوایل قرن بیستم آسپرین به عنوان مسکن کاملا در بازار جا افتاده بود و مطالعات روی سایر موارد به کارگیری آن شروع شده بود.

هروئین در ابتدا به عنوان مهار کننده سرفه و در درمان اعتیاد به مرفین و کدئین به کار می رفت ولی به زودی اثرات اعتیاد آور و خطرناک آن ( سال 1905 ) مشخص شد. بایر تا سال 1913 به سومین شرکت بزرگ شیمیایی دنیا با بیش از 1000 کارمند تبدیل شد. بایر صاحب 8000 مورد patent برای رنگ ها ، داروها و مواد شیمیایی تولید ی خود از جمله لاستیک صناعی بوده است. طی جنگ جهانی اول بایر به کمک دولت آلمان آمد و کارخانجات تولید رنگ و مواد شیمیایی را برای تولید مواد منفجره بسیج کرد. حتی پس از اتمام جنگ نیز بایر به تولید تی ان تی برای دولت آلمان ادامه داد. سایر سلاح های شیمیایی تولید شده توسط بایر Chlorine phosgene و گاز خردل بوده اند. در زمان جنگ و برابر قرار داد ورسای کلیه مایملک آلمان در خارج از این کشور مصادره شد که این شامل شرکت های وابسته به بایر نیز گردید.

به همین علت املاک بایر ، امتیازات متعلق به این شرکت و حتی اسامی تجاری معروف متعلق به بایر از جمله داروی آسپرین در امریکا توسط شرکتی به نام ssterling Drug فعال در نیویورک تصاحب شد. پس از اتمام جنگ رکود و عوارض باقیمانده از جنگ چهرة آلمان را کاملا تغییر داد. شرکت های آلمانی برای مقابله با وضعیت پیش آمده سریعا با یکدیگر متحد و ادغام شده و در سال 1952 بزرگ ترین گروه صنعتی جهان را تحت نام I.G.Farben تشکیل دادند که شامل چند شرکت معظم از جمله بایر، گروه BASFو گروه صنعتی بوش می شد. بخش دارویی شرکت جدیدالتاسیس عملا با نام بایر در بازار حضور یافت.

مطالعات انجام شده توسط بایر در زمینه تولید رنگ های مختلف طی نیمه اول قرن بیستم داروهای بسیاری را در اختیار جامعه پزشکی قرار داد. در سال 1908 تولید نوعی رنگ صناعی نارنجی ـ قرمزاساس تولید داروهای سولفا قرار گرفت که در درمان پنومونی موثر بودند. Germanin داروی مشتق از رنگ دیگری بود که توسط بایر برای درمان بیماری خواب آفریقایی به بازار عرضه عرضه شد. مشتقات جرمانین طی دهه سی قرن بیستم ابتدا در درمان مالاریا و سپس در دهه چهل در کوری رودخانه ای به کار گرفته شدند.

مطالعات مربوط به تولید داروهای سولفا به خصوص نسل جدیدتر این اقلام که در سال 1939 به بازار عرضه شدند جایزه نوبل را برای محقق بایر به نام Gerhard Domagk به ارمغان آورد گرچه ممنوعیت اعمال شده توسط هیلتر مانع دریافت این جایزه توسط دکتر دوماگ گردید. تیره ترین دوران فعالیت بایر به عنوان بخشی از I.G.Farben در زمان جنگ جهانی دوم رقم خورد.

از جمله مواردی که بسیار بحث برانگیز بوده است انجام آزمون های مربوط به داروهای جدید بایر بر روی زندانیان جنگی بود. موضوع دیگر تامین مالی آزمایشات وحشتناک انجام شده توسط Joseph mngele یا فرشتة مرگ توسط شرکت بایر است. تولید گاز ZY Klon B که در اعدام های دسته جمعی زندانیان به کار گرفته شد توسط I.J.Farben انجام شد. سیزده تن از مدیران ارشد I.G.Farben در سال 1947 توسط دادگاه نورنبرگ به عنوان جنایتکار جنگی تحت محاکمه قرار گرفتند و به زندان های حداکثر هشت ساله محکوم شدند.

کمیسیون عالی رسیدگی کننده به جنایت های جنگی دستور انحلال I.G.Farben را در سال 1950 صادر کرد و گروه عظیم مورد نظر به دوازده شرکت مستقل تبدیل شد که شرکت بایر به عنوان بخشی از گروه Farbenfabtiken Bayer Aktiengesell schaft از سال 1951 مجددا به صورت فعال در زمینه تولید مواد شیمیایی و دارویی وارد بازار شد.

بزرگ ترین موفقیت بایر در دوران پس از جنگ علاوه بر بازسازی کلیه صدمات و خرابی های باقیمانده از جنگ در حضور قوی این شرکت در بازارهای جهانی ، تولید قابل توجه از هر دو نظرکیفی و کمی و نیز توجه خاص به موفقیت در بازار امریکا بوده است. برای درک موفقیت بایر بد نیست بدانید که طی کمتر از دو دهه یعنی تا اواسط دهه هفتاد قرن بیستم بایر مجددا با بیش از 6000 فرآورده شیمیایی و دارویی در بازار جهانی حضور داشت.

بایر برای تقویت توان دارویی خود در سال 1974 لابراتورهای دارویی cutter و سپس در سال 1978 دو شرکت دارویی Alka – Seltzer و Miles را خریداری کرد. تلاش بایر برای بازپس گییری امتیازات از دست رفته در امریکا تا سال 1988 ادامه یافت. در این سال بایر شرکت دارویی sterling را خریداری و برای اولین بار پس از جنگ جهانی اول حق استفاده از نام بایر و امتیازات patentخود را مجددا به دست آورد.

در حال حاضر بایر با بیش از 120000 پرسنل و تولید بیش از ده هزار فرآورده حضوری قوی در بازار جهانی دارد. شرکت بایر هنوز هم به عنوان یک کاشف و تولید کننده فرآورده های شیمیایی شناخته می شود امری که هر سال بیش از یک میلیارد دلار برای آن هزینه می شود.

بوهرینگر اینگلهایم
دفاتر مرکزی شرکت بوهرینگر اینگلهایم(Boehringer Ingelheim) امروزه نیز در شهر اینگلهایم آلمان قرار دارند جایی که شرکت در سال 1885 پایه گذاری شد. در واقع امروزه گروه بوهرینگر مجموعه ای از شرکت های متعدد است که توسط کمیته ای از سهام داران خصوصی اداره می شود. از نظر فعالیت شرکت بوهرینگر را به عنوان شرکتی با خط مشی های طویل المدت می شناسند.

این شرکت توسط Albert Boehringer پایه گذاری شد که به طور خانوادگی در زمینه مواد شیمیایی فعالیت می کردند. بوهرینگر فعالیت خود را با استخدام بیست نفر برای تولید انواع تارتاریک اسید شروع کرد که در داروخانه ها و کارخانه های رنگ سازی استفاده می شد. ده سال بعد بوهرینگر به صورت پیشگام تولید اسید لاکتیک با استفاده از باکتری ها و در مقادیر زیاد در تمام دنیا شناخته شده بود. این پیشرفت موقعیت شرکت بوهرینگر را در بازار جهانی مواد شیمیایی کاملا تثبیت کرد. موفقیت بوهرینگر در تهیه قرص هایی با دزاژ معین عملا این شرکت را به جرگه داروسازان وارد کرد. در سال 1905 بوهرینگر به منظور تولید مرفین و کدئین استخراج و افزایش تهیه عصاره های گیاهی به تدریج داروهای بوهرینگر در تمام داروخانه های آلمان حضور پیدا کردند.

بوهرینگر در سال 1924 گروه تخصصی داروسازی خود را در هامبورگ پایه گذاری کرده و تولید مخدرها را شروع کرد. طی جنگ جهانی دوم گرچه مطالعات R&D بوهرینگر ادامه یافت ولی تولید اسیدهای آلی ساخت این شرکت موقتا متوقف شد. بوهرینگر طی دهه های پنجاه و شصت بیستم به تدریج به بازارهای خارجی راه پیدا کرد و تعدادی داروی جدید قلبی ـ عروق[ی و ««تنفسی به داروهای بوهرینگر اضافه شدند.

بوهرینگر طی دو دهه بعد به عرصه جدید مهندسی ژنتیک و تولید پروتئین های فعال درمانی وارد و موفقیت های قابل توجهی کسب نمود. ما حصل این مطالعات تهیه اینترفرون امگا ( از کشت یاخته های انسانی ) ، اینترفرون گاما manganese superoxide ( تهیه شده از منابع میکروبی ) بود.

بریستول مایرز سکوئیب
یک قرن پیش دو شرکت داروسازی به نام های Bristol – Myers و squibb پایه گذاری شدند به زو.دی به دو غول داروسازی تبدیل گردیدند. دو شرکت مذکور تا دهه چهل قرن بیستم که به طور هم زمان به تولید پنی سیلین پرداختند کاملا در دو زمینه متفاوت فعالیت می کردند.

در سال 1887 دو امریکایی به اسامی William Mclaren Bristol و John Ripiey Myers با سرمایه اولیه 5000 دلار در شرکتی به نام clinton pharmaceuticals سرمایه گذاری و عملا آن را به شرکت BM نوعی مسهل حاوی املاح معدنی به نام Sal Heppatica بود که با حل کردن در آب محلولی با طعم و اثرات آب معدنی تولید می کرد. این دارو تا هشت سال از اقلام پر فروش BM بود.

اولین موفقیت عمده دارویی BM عرضه Ipana Toothpaste بود که حاوی نوعی ضد عفونی کننده یوده و برای جلوگیری از خونریزی لثه به کار برده می شد. خمیر دندان مذکور شرکت BM را به یک شرکت ملی مهم تبدیل کرد و راه را برای ورود به بازار جهانی گشود. گرچه BM داروهای متعددی را تولید می کرد ولی عملا تا مدت ها تمامی توجه آن ها به بازار SAL HEPATIC IPANA و نیز مواد ضد عفونی کننده و شربت های سرفه بود.

شرکت اسکویپ از ابتدا عمدتا در زمینه داروسازی فعالیت می کرد. این شرکت در سال 1856 توسط Edward Robinson Squibb در بروکلین نیویورک تاسیس شد. پس از مزگ وی در سال 1906 فرزندانش شرکت را فروختند گرچه شرکت به افتخار تلاش و موفقیت های بنیانگذار آن همچنان اسکویپ نامیده می شد. شرکت اسکویپ در سال 1944 بزرگ ترین کارخانه تولید پنی سیلین جهان را راه اندازی کرد. در همین زمان شرکت BM نیز لابراتورهای CHEPLIN را خرید که تخصص اصلی آن روش های تخمیر بوده و بدین ترتیب BM نیز عملا به عرصه تولید پنی سیلین وارد شده و رقیب اسکویپ گردید.

طی ده های پنجاه و شصت قرن بیستم اسکویپ به عرصه های دیگری از جمله مواد ، غذای کودک ، کشاورزی مواد آرایشی و غیره نیز وارد شده و شرکت های وابسته متعددی را پایه گذاری کرد.

گروه تحقیقاتی اسکویپ در سال 1975 داروی CAPOTEN را کشف کردند که اولین دارو از گروهی از داروهای فشار خون به نام مهار کننده های استریل کولین استراز محسوب می شود. این دارو انقلابی در درمان فشار خون به پا کرد. در همین زمان BM نیز مجددا به تولید فرآروده های غیر دارویی روی آورد و در این راستا شرکت CLAIROL را که تولید کننده رنگ مو بود خریداری کرد که طی چند سال بعد موفقیت زیادی برای BM به ارمغان آورد. BM بعدا شرکت Mead Johnson را نیز خرید که تولید کننده مواد غذایی از جمله شیر خشک است.

دو شرکت BM و اسکویپ در سال 1989 به یکدیگر پیوستند تا هر چه بیشتر بازارهای جهانی خود را گسترش دهند. در آن سال BMS دومین شرکت بزرگ داروسازی جهان بود. BMS در ساال 1991 جایزه انستیتو سرطان امریکا را به خاطر عرضه داروی PACLITAXEL با نام تجاری Taxol به دست آورد. داروی مهم دیگر BMS داروی ضد کلسترول Pravachol یا pravastatin است

تاريخچه داروسازی درايران

اگرچه طب و داروسازی را بايد از جمله کهن ترين و ريشه دارترين علوم و فنون در مجموعه تمدن ايران به شمار آورد اما گسترش دين مبين اسلام در ايران و تحولات عظيم ناشي از آن چنين ايجاب مي کند که تاريخ داروسازی در ايران طي دو مقطع جداگانه اما پيوسته پيش از اسلام و پس از اسلام مورد بحث و بررسي قرار گيرد. البته نبايد فراموش کرد که شکل گيری دانشگاه جندی شاپور نيز يک نقطه تحول تاريخي و اساسي در سير دانش طب و داروسازی است، ليکن اين دانشگاه تاُ ثير خود را در هر دو مقطع پيش و پس از اسلام بجای گذارد که در اين مقاله به آنها اشاره خواهد گرديد.

اگر بخواهيم تاريخچه آموزش داروسازی را مورد بحث قرار دهيم و تحولات آن را بررسي کنيم، شايد بتوان آنها را بررسي کرد. ابتدا دوران ايران باستان که از مکاتب آن دوران مي توان مزديسنا و اکباتان را نام برد و بعد از آن مدرسه جندی شاپور بود که در آن مکتب يونانی رواج داشت و بعد از آن دوران صفويه بود که در آن دوران تحصيل فقه مقدم بر علوم ديگر قرار گرفت و بالاُخره داروالفنون که در آن آموزش کلاسيک به سبک غرب تدريس می شد و آنچه که امروزه به عنوان آموزش داروسازی از آن ياد مي شود، ادامه آموزش در دارالفنون ميباشد. البته لازم به يادآوری است که مکتب جندی شاپور درآموزش طب و داروسازی حتي پس از گروش ايرانيان به دين مبين اسلام پابرجا بوده و آموزش درمحيط بيمارستان که برخاسته از اين مکتب بود، حتي تا آخر دوره ايلخانيان در ايران به قوت خود باقي بوده است.

1-1- تاريخچه داروسازی در ايران باستان

همان طور که پيشتر اشاره شد، بسياری از قراين و شواهد موجود حاکي از آن است که دانش و فن داروسازی نخستين بار در ايران زمين سربرآورده است و درمان بيماران و بکاربردن داروها از ايرانيان کهن يا آريان ها شروع شده است و اين دانش را مردم ايران به روزگار آورده اند.

بر حسب عقيده زرتشتيان و آنچه در اوستا نقل شده، اولين طبيب به نام ” تريتا”(Trita)   پدر گرشاسب پهلوان بوده است و او اولين فردی است که باطل کننده جادو ميباشد و او از خواص گياهان دارويي و عصاره آنها اطلاع داشته است.

 يکی از شواهد اين ادعا، کتاب تحفة العجايب است که در آن حکايتی نقل شده است که تهيه شراب و استعمال آن را به جمشيد نسبت داده اند و او را مکتشف خمر معرفی کرده است.

در يران باستان از ” می ” به عنوان داروی بيهوشی برای اعمال جراحی کمک می گرفتند، به طوری که در شاهنامه فردوسی در زمان سزارين رودابه که زمان تولد رستم می باشد، به اين نکته اشاره شده است و جراح در آن زمان يک ” کارد پزشک ” بوده است.

 بياورد يکی خنجر آبگون                                                     يکی مرد بينادل پرفسون

 نخستِن به مي ماه را مست کن                                             ز دل بيم و انديشه را پست کن

 تو بنگر که بينا دل افسون کند                                              ز پهلوی او بچه بيرون کند

  بکافد تهي گاه سرو سهي                                                    نباشد مر او را ز درد آگهي

  وز او بچه شير بيرون کشد                                                  همه پهلوی ماه در خون کشد 

  وز آن پس بدوز آن کجا کرد چاک                                        ز دل دور کن ترس و اندوه و باک

  گياهی که گويم با شير و مشک                                             بکوب و بکن هر سه در سايه خشک

  بسای و بيالای بر آن خستگيش                                             به بينی هم اندر زمان رستگيش

طب ايران باستان دارای مقامی ارزنده می باشد و تا 700 سال قبل از ميلاد مسيح از ورود طب يونانی به ايران اثری ديده نمي شد اما در اثر فتوحات ايرانيان علاوه بر طب ايرانيان از طب ساير اقوام نيز استفاده شد.

در ميان صفحات تاريخ ايران باستان ديده می شود که مکتب زرتشت يا مزديسنا خيلی پيش تر از مکاتب طبی يونان در عالم وجود داشته است و از زمانی که زرتشت شروع به درمان بيماران کرد، از اطراف و اکناف بيماران فلج و صرعي و پوستي و چشمي رو به سوی زرتشت آوردند.

مکتب طبی ديگری که در دوران ايرانيان باستان بوده است، مکتب اکباتان است. اين مکتب نزديک به يکصد سال پس از زرتشت توسط يکی از شاگردان وی به نام Saena Paure Ahumustate تاسيس گرديد. در اين مکاتب آموزش طب و داروسازی به مانند رابطه مريد و مراد و يا رابطه استاد و شاگردی بوده است و شاگردها سالها نزد استاد کار مي کرده است تا بالاخره طبيب و داروشناس زبردستي می شد.

طب و داروسازی در ايران باستان، پس از سقوط هخامنشی در نتيجه ارتباط با يونانيان به پيشرفت های قابل ملاحظه ای دست يافت. به طوری که ميتوان  دوران مذکور را يکی از دوره های درخشنده طب و داروسازی ايران دانست. اطلاعات و تجربيات مردم و دانشمندان در زمينه طب و داروسازی اين دوران به دوران ساسانيان نيز انتقال يافت.

پس از شکست مجدد ايران در زمان اشکانيان به دليل بروز جنگهای گسترده و خونين داخلی و خارجی عملاً مجالی برای گسترش و شکوفايی علوم و فنون در کشور وجود نداشت. سلسله ساسانی توسط اردشير بابکان تاسيس شد. پس از وی پسرش شاپور اول به سلطنت رسيد. (272- 241 ميلادی ) و در آن زمان جنگی ميان ايران و روم روی داد. اين جنگ به اسير شدن والريان امپراطور روم و پيروزی ايرانيان انجاميد.

شاپور اول در خوزستان در نزديکی شهر شوش با کمک اسرای رومی شهر گندي شاپور يا جندی شاپور را که آنرا ” خور ” نيز ميناميدند، بنا نهاد.

در دوران شاپور اول، پادشاه ساسانی و شاپور دوم و پس از آن انوشيروان پادشاهان سلسله ساسانی، دانشمندان ساکن يونان بر اثر اختلافات مذهبی که در روم شرقی پيش آمده بود، جلای وطن کرده و به ايران آمدند و پادشاهان ساساني مقدم آنان را گرامی داشتند. اين امر مصادف شد با تاسيس دانشگاه و بيمارستان جندی شاپور که علت اصلی گشايش اين دانشگاه علاقه پادشاهان ساسانی به گسترش علوم در ايران آن زمان بوده است.

دانشگاه جندی شاپور محيط مناسبی برای پيشرفت علم پزشکی و داروسازی و غنای فرهنگي و علمی در ايران زمين ايجاد کرد. در دانشگاه جندی شاپور برای نخستين بار در ايران، پزشکی و داروسازی از يکديگر تفکيک شده و بسياری از کتب پزشکی و داروسازی حکمای يونانی نظير جالينوس و ارسطو و سقراط در اين دانشگاه به زبان شيرين فارسی ترجمه شد.

آموزش و تدريس طب در مدرسه جندی شاپور کلاً به زبان يونانی بوده است امّا در اين نکته ترديدی نيست که تدريس به زبان فارسی نيز به طور محسوسی مخصوصاً در رشته داروسازی وجود داشته است.

به مرور زمان اين مرکز علمی و آموزش شهرت جهانی پيدا کرد و دست پروردگان اين مکتب در سراسر جهان شناخته شده و جندی شاپور در دنيای آن روز به اوج عظمت و اقتدار خود رسيد. يکی از داروسازان دانشگاه جندی شاپور ماسويه “ Masve ”  بود که مدت 40 سال در بيمارستان جندی شاپور به کار داروسازی و داروشناسی مشغول بود. وی کتابی در باب داروها نوشته است که تا قرن شانزدهم ميلادی کتاب درسی و تحصيلی مشتاقان علم داروشناسی بوده است. در اين کتاب به طور مثال شربت افسنتين برای بی اشتهايي و معجون سنگ قيمتي  در مداوای ضعف قلب و مشک برای مداوای صرع و خايه روباه برای مداوای سل تجويز شده است.

درباره ماسويه گفتنی است که وی پس از چهل سال کار در بيمارستان جندی شاپور به دليل بيان مطلبی که به ضرر بيمارستان جندی شاپور بوده، از مقام خود عزل و حقوق وی قطع ميگردد. از اين رو ماسويه راهی بغداد شده و به پيشنهاد جبرئيل، رياست بيمارستان بغداد را برعهده می گيرد.

از افراد ديگری که درجندی شاپور به تدريس داروسازی مشغول بودند، می توان شاپور فرزند  سهل را نام برد که رياست بيمارستان و دانشگاه جندی شاپور را برعهده داشت.  شاپور تاُليفات زيادی در رابطه با داروسازی دارد که از آن جمله می توان ” قرابادين بزرگ ” يا ” الاقرابادين الکبير” را مي توان نام برد، اين کتاب در شناسايي گياهان دارويي است که اغلب در بيمارستانها مورد استفاده قرار مي گرفته است.

 لازم به ذکر است که گرچه تعليم علم طب در دانشگاه جندی شاپور عمدتاً توسط پزشکان يونانی انجام مي گرفته است اما ايرانيان علاوه بر آنکه بي دخالت نبوده اند، بلکه در داروشناسی صاحب نظر نيز بوده اند. بدون ترديد دانشگاه جندی شاپور در باروری طب و داروسازی نقش بزرگي را ايفا کرده است.

به استناد نوشته های به جا مانده اوستايي پنج دسته از پزشکان در زمانهای پيش در ايران باستان شناخته شده اند که از نظر کيفيت کار و تخصص کاملاً از هم تمييز داده شده اند.

1- اشو پزشک: يعني پزشکي که به کمک قانون مقدس اشا(  پاکي ) بيماران را درمان مي کرده است. نحوه معاينات پزشکی و روش تشخيص بيماری و درمان اول شامل معاينه ظاهری جسمي بيمار و مراقبت در اغذيه و آشاميدنی هايي بود که بيمار مي خورد و می آشاميد.

2- داد پزشک: يا پزشکی که به کمک قانون درمان مي کرد و در اين روش وظايف درمانی ويژه ای را به بيماران خود فرمان می داد. به کمک اين روش بيمار را به مدت نه شبانه روز از ديگر انسانها دور نگه می داشتند و بدين ترتيب از سرايت بيماری جلوگيری می نمودند. پيروی و کاربرد اين شيوه به ويژه در مورد بيماريهای واگيردار قابل توجه و عمل بوده است.

3- ارور پزشک: يا پزشکی که به کمک عصاره گياهان و گياهان دارويي، بيماران خويش را درمان می کرده است. همچنين پزشکان رشته های ديگر در هنگام مداوای بيماران خود با وی مشورت می نموده و اين همکاری جزء لاينفک نظام پزشکی در ايران باستان در ميان پزشکان گروههای مختلف بوده است.

4- کارد پزشک: يا پزشکی که به کمک کارد درمان می کرد و کسی بود که روش درمانی او با کمک ابزاروآلات جراحی که وی برای درمان جسم بيماران به کار می برده، انجام می گرفته است.

5- مانتره پزشک: يا پزشکی که به کمک کلمات و وردهای مقدس آسمانی درمان می نموده است. او کسی بود که روش هنر درمانی اش به وسيله زمزمه کلمات آسمانی و قطعات اوستای که برای نيروهای درونی و اعصاب و روان انسان درمان بخش می باشد، انجام می گرديده است.

اگرچه تاريخ داروسازی ايران از دوره ساسانی و مشخصاً پس از تشکيل مدرسه و بيمارستان جندی شاپور آغاز می گردد، گفتنی است که با تسلط خلفای عباسی و ايجاد مراکز علمی در بغداد توسط آنان، مدرسه جندی شاپور عظمت و اقتدار خود را از دست داد.

1-2- تاريخچه داروسازی در ايران پس از اسلام

از نظر دين مبين اسلام دانش پزشکی به واسطه شرافت موضوع يعنی انسان علم شريفی است که علما قديم اسلام، آن را ” اشرف العلوم ” می دانستند. علی بن عباس مجوسی اهوازی درفضيلت موضوع علم پزشکی می گويد که انسان افضل و اشرف از همه موجودات است و اين به جهت عقلی است که خداوند به او اعطا کرده است.

همه مورخان وخاورشناسان، بدون استثناء معترفند که تمدن کنونی جهان بر شالوده تمدن و فرهنگ عظيم اسلامی پايه و بنيان نهاده شده است و هيچ تمدنی بجز تمدن اسلامی نتوانسته است در مدتی کمتر از يک قرن بر تمدن و فرهنگ ملتهايي مانند يونان و روم و مصر و کلده و آشور و غيره چيره و غالب آيد.

بعد از ظهور وگسترش اسلام، طب قرآنی گسترش پيدا کرد که به سه فصل بزرگ طب، بهداشت و نگهداری تندرستی و سلامتی تقسيم می شود. بدين مناسبت طب و داروسازی در تمدن اسلامی پيشرفت فوق العاده ای داشته است.

داروسازان و پزشکان اسلامی پيرو مکتب بقراط و جالينوس هستند و از تابناک ترين ستاره های آسمان طب اسلامی می توان ابوبکرمحمدبن زکريای رازی و بوعلی حسين ابن سينا را نام برد.

پرداختن به شرح حال دانشمندان در اين مقاله ما را تاحدودی از موضوع اصلی دور ميکند و از اين جهت نگارنده تنها به ذکر چند سطری در رابطه با رازی و بو علی سينا اين دانشمندان بزرگ اسلامی اکتفا می کند. ابوبکر محمدبن زکريای رازی شيميدان، داروساز، داروشناس، فيزيکدان، پزشک و فيلسوف ايرانی در شعبان 251- ه – ق. برابر با 27 اوت 865 ميلادی در ری زاده شد.  وی شيمی را قبل از پزشکی شروع کرد و در رابطه با علم شيمی دارای بيست جلد کتاب می باشد.

رازی علم دارو و گياه شناسی را نزد شيخ صيدلانی دواساز بيمارستان بغداد آموخت و از کارهای او می توان پيدا کردن جوهرگوگرد از زاج و الکل از نشاسته را نام برد.

همچنين رازی برای اولين بار اصول آزمايش داروها ومواد را در طب باب نموده و آنرا برای آيندگان به ارث گذاشته است.

در رابطه باتعداد تاُليفات رازی، رقم صحيحی در دست نيست. ابن النديم در کتاب الفهرست عده تاُ ليفات رازی را بالغ بر يکصد و شصت و هفت کتاب ومقاله و رساله می داند. در صورتی که دکتر علی پرتو در گنجينه دارو و درمان تعداد تاُ ليفات رازی را بالغ بردويست و پنجاه کتاب ذکر ميکند.

معروفترين کتاب رازی، کتاب ” طب المنصوری” است که به نام منصور سامانی والی خراسان تحرير کرده است.  کتاب ديگر او ” کناش المنصوری” است که برای اميرمنصوربن اسحق نگاشته است و اين دو تاُليف به چندين زبان ترجمه شده است و بيش از پانصد سال در کشورهای اروپايي در دست دانش آموزان طب و داروسازی بوده است. کتاب ديگر ” طب الملوکی” است که در آن معالجه بيماريها را با غذا نوشته است. ديگر کتاب رازی، کتاب ” قرابادين” است و کتابهای ” المدخل الطب”، ” سرالطب”و کتاب ” فی الدويه العين” که اين کتابها را برای شاگرد خود يوسف بن يعقوب نوشته است. کتاب معروف ديگر رازی ” الحاوی” است که مجموعه- ای از فنون طب عملی می باشد و در زبان اروپايي به آن ” کونتينان” ( Continent) می گويند.

از ديگر دانشمندان اسلامی می توان به شيخ الرئيس ابن سينا اشاره کرد که در سال 373 هجری مطابق با 980 ميلادی به دنيا آمد. وی دانش پزشکی را نزد ” ابومنصورحسن بن نوح قمری” آموخته است. شماره کتابهای بوعلی را به بيش از صد جلد گفته اند که بسياری از آنها را در مسافرت يا در زندان نوشته است. مهمترين کتاب او درطب ” قانون” است که پنج جلد می باشد و کتاب ديگر ” قوانين در معالجات” و کتاب ” حدودالطب” و يک مقاله در خواص کاسنی از او به جا مانده است.

از پنج جلد کتاب قانون، دو کتاب بزرگ آن در داروشناسی است که يکی کتاب دوم است به نام ” ادويه مفرده” و ديگری کتاب پنجم به نام “ادويه مرکبه”.

شيخ الرئيس هميشه به مسئله دارودهی توجه زيادی داشته است و در کتاب دوم قانون با روشی ساده و روشن خواص طبی تقريباً 760 دارو که اکثراً گياهان دارويي هستند را شرح می دهد.

کتاب پنجم يک دوره علم الادويه و داروسازی است که طرز تهيه قرص ها و مرهم ها، حب ها، گردها و شربتها را بيان ميکند و در اين کتاب راجع به طرز ساختن قرصی به نام زرشک که جهت درمان يرقان مصرف می شده است، شرحی نوشته است.

بوعلی سينا در مورد تجويز دارو معتقد بوده است که در بيماريها ابتدا بايد از داروهای مفرده استفاده کرد و اگر اين داروها مفيد واقع نشدند، به داروهای مرکب روی آورد و قبل از هر دوی اينها معتقد است که بايد با غذا، بيماريها را درمان کرد و اين موضوع اصول عقايد وی در تداوی و استعمال دارو می باشد.

در اين قسمت لازم است اشارهای به وضعيت مدرسه جندی شاپور در زمان اسلام داشته باشيم. مدرسه جندی شاپور مقارن با ميلاد حضرت محمّد (ص) به اوج عظمت خود رسيده بود. البته لازم به ذکر است که پيش از اسلام عربها از پزشکان خود که از دانش آموختگان جندی شاپور بودند، کمک می گرفتند و پيامبر اکرم (ص) و خلفای راشدين پزشکان عرب دانش آموخته در جندی شاپور را مانند حارث بن کلده و پسرش نصربن حارث بن کلده را به طبابت فرا می خواندند.

در دوران اسلامی، اساتيد معروفی در جندی شاپور بودند که می توان از آنان بختيشوع اول پسر جورجيس که رئيس بيمارستان جندی شاپور بود و حسن بن اسحق عبادی که داروساز بود و ابن ماسويه که طبيب و داروساز خاندان برمکی وهارون الرشيد بود را نام برد.

تا شش نسل يا 250 سال خاندان بختيشوع در علم پزشکی و داروشناسی سرآمد ديگران بودند. به طوری که معروف است حارث بن کلده که ازشاگردان اين مکتب بود، طبيب مخصوص حضرت محمد (ص) و ابوبکر بوده، و در مکّه می زيسته است.

سيداسماعيل جرجانی در ذخيره خوارزمشاهی و زين الدين انصاری صاحب اختيارات بديعی، نسخ و داروهايي که در جندی شاپور رواج داشته است را در تاليفات خود ذکر کرده اند و از طرف ديگردر آن زمان شهر جندی شاپور يکی از مراکز مهم عطريات و شکل های دارويي بوده و در آن زمان اولين حب به نام ” حب برزويه طبيب” ( برزويه از پزشکان قرن اول هجری بوده و در دربار انوشيروان بوده است) ساخته شد که اين مطالب نشان دهنده وجود دانش قوی داروسازی در جندی شاپور می باشد.

در دوران اسلامی، رشته های مختلف علمی پيشرفتهای فراوانی داشتند که از آن جمله علم طب و داروسازی است. نوی برگر( Neuberger ) که يکی ازبزرگترين دانشمندان تاريخ پزشکی است، ميگويد: مسلمانان کسانی بودند که به نوشته های پراکنده و از نظر محتوا اکثراً نامفهوم دانشمندان قديم يونان روشنی و نظم بخشيدند. از طرفی دکتر گوستاو لوبون فرانسوی می نويسد: احکامی که در قرآن به نظر می رسد، از قبيل وضووغسل، در نهايت درجه حکيمانه و برای حفظ الصحه مفيد و نافع می باشند.

در بيمارستانهای کشورهای اسلامی، برای هر پزشک امکان آن وجود داشت که داروی جديدی را که به دست او می رسيد، مورد آزمايش قرار دهد و او می بايست نتايج آزمايشات را در دفتری مخصوص شرح داده و نظر بدهد تا بعداً به عنوان ” داروی آزمايش شده” منتشر شود و به جهان پزشکی راه يابد که تمام اين داروها و خواص آنان توسط مسلمانان جمع آوری می شده است. به طوری که اسماعيل شرف الدين جرجانی که يک قرن بعد از ابوعلی سينا می زيسته است، کتابی به نام ذخيره خوارزمشاهی را تأليف کرد که مهمترين دايرة المعارف پزشکی به زبان فارسی است و يک گنجينه مهم داروشناسی نيز هست و نام بسياری از داروها و گياهان دارويي در آن به زبان فارسی آمده است که اين خود نشانی از موفقيت بيشتر ايرانيان مسلمان در علوم می باشد.

1-3- تاريخچه امتحان اطباء و داروسازان و داروفروشان

آنچنان که در قبل از قلم دکتر علی پرتو گفته شد، دارودهی و شفابخشی از ورای جم مرکز خلافت جمشيد شروع گرديده است و اين سرزمين نخستين جايگاه اين دانش و محل آموزش به داوطلبان بوده است. از همان زمان پادشاهان به اين نکته پی برده بودند که اگر کسی بخواهد در بيماری و تندرستی مردم دخالت داشته باشد، بايد صلاحيت کامل داشته باشد و از اين رو قانونی گذراندند تا افراد ناصالح به اين مهم نپردازند و آن قانون بدينگونه بود که هر کس از آريان ها بخواهد پيشه خود را پزشکی يا جراحی قرار دهد، می بايد پيش از اينکه به معالجه يکی از بومی ها و يا همشهری ها بپردازد، دستورهای خود را در سه نفر از ديوها تجربه نمايد. اگر پس از سومين آزمايش، هر سه نفر درمی گذشتند، داوطلب پزشکی تا پايان عمر از اين پيشه برکنار می شد و اگر مجدداً دست به اين کار می زد، سخت مجازات می شد. در دوره ساسانی، اجازه طبابت به افرادی داده می شد که مدتی نزد اطباء دانشگاه جندی شاپور خدمت می کردند و پس از مدت ها خدمت حق طبابت و اشتغال به داروفروشی را کسب می کردند. ولی بيشتر اين داروفروشان به طور رسمی طبابت می کردند و در حقيقت حد و مرزی برای پزشکان و داروسازان آن زمان وجود نداشت.

برای اولين بار در مورد داروسازان در زمان خلافت معتصم فرزند هارون الرشيد، امتحان گرفته ميشد. علت وجود امتحان در آن زمان بدين گونه بود که داروسازان و داروفروشان بدينگونه عمل می کردند که هر که را هر چه خواست، می دادند. اعم از آنکه آن دارو را داشته باشند يا نداشته باشند.

امتحان بدين صورت بود که نامی خيالی را خليفه در نظر می گرفت و مأموران به نزد داروسازان و داروفروشان می رفتند آن نام را به عنوان دارويي به کار ميبردند و درخواست دارو می کردند. عده ای می گفتند که از اين دارو بی اطلاع هستند که اين افراد حق ادامه داروفروشی را داشتند ولی عده ای ديگر ادعای آشنايي با داروی فرضی را می کردند و چيزی نامعلوم به فرستاده خليفه می دادند و اين افراد ديگر حق ادامه داروفروشی را نداشتند.

در مورد اطباء نيز در زمان خلافت مقتدر عباسی (320- 295- ه ق) سنان بن ثابت بن قره حرانی صامی که رئيس بيمارستان سيده بغداد بود، از طرف خليفه مأمور شد که از اطباء امتحان به عمل آورد و اين امتحان به دليل وقايع ناگواری که رخ داده بود، توسط سنان به عمل می آمد.

اين  امتحان نيز به نوبه خود دارای اشکالاتی بود که يک نمونه آن بدين صورت است که مردی در لباس پاک و هيئتی باوقار در مجلس امتحان سنان وارد می شود و کاغذی که حاوی چند دينار بود، جلوروی سنان قرار داد و گفت: از نوشتن و خواندن عاجزم و به سنان گفت اميدوارم قطع معاش من و عيال و اولادم را روا نداری. سنان به او گفت مانعی ندارد، به شرط آنکه در مورد بيماران آنچه را که می دانی عمل نکنی و مرد به سنان قول داد که از دادن سکنجبين و شربت تجاوز نکند.

با تمام اين اشکالات می توان گفت که از زمان خليفة المقتدر به سال 295 هجری، امر طبابت و داروفروشی تحت قاعده و ضابطه خاصی قرار گرفت.

1-4- اولين فارماکوپه ايران

تشويق و ترغيب رجال و بزرگان ايرانی از اطباء و دانشمندان دارويي باعث شد که کتب و تأليفات مهمی درباره علم پزشکی و داروشناسی منتشر گردد. در اين ميان قديمی ترين آن که می توان آنرا اولين فارماکوپه ناميد، کتابی است به نام ” الابنية عن حقايق الادويه” يا ” روضة الانس و منعفة النفس” که تأليف ابومنصورعلی الهروی است که اين دانشمند اهل هرات بود و بدين جهت به هروی ملقب است.

اين کتاب مملو از شرح داروهايي است که چند قرن پيش درايران متداول بوده است و امروزه اثری از آنها نيست.

1-5- داروسازی در عهد صفويه

دوره صفويه يکی از درخشان ترين دوره های تاريخی ايران است. در آن زمان علم راه ترقی و پيشرفت در اروپا می پيمود و طالبان علم در مدارس و بخصوص در حوزه های درس خصوصی نزد اساتيد به تحصيل علم مشغول بودند.

تحصيل علم طب و فروع آن جزء تحصيلات عالی و ثانويه بود و داوطلبان آن را پس از اتمام تحصيل فقه و الهيات و فلسفه می آموختند. داروسازی و گياه شناسی از فروع علم طب بود که به آن صيدله يا عطار می گفتند و داروخانه را عطاری می ناميدند.

در اين دوره داروشناسان متخصصی پيدا شدند و به همين جهت سيريل الگورد ( نويسنده کتاب تاريخ پزشکي ايران) آن را ” دوره زرين داروشناسی در اسلام” ناميده است. در اين دوره کتابهای نفيسی در داروشناسی تأليف شد که از اين کتب می توان ” تحفه حکيم مومن ” به زبان فارسی و کتاب ” مخزن الادويه” که توسط سيد حسين خان شيرازی تأليف شده است را نام برد. در دوره صفويه کتاب ” طب شفائی” نوشته می شد که از روی آن کتابی به نام ” داروسازی ايرانی” ( Pharmacopeia persica) توسط آنگلوس تأليف می شود که اين کتاب نخستين تحقيق اروپائيان در پزشکی و داروسازی ايران به شمار می رود.

در مجموع، دوران صفوی به دليل تغيّر و تغييرات گسترده در سيره سلاطين آن درطول حکومت سيصدساله اش که گاهی ناشی از اختلافات داخلی و ضعف تدبير حاکمان بود، نتوانست خدمات شايسته ای به اشاعه ساير علوم غيراز علوم حوزه ای بنمايد.

عليرغم اهتمام پادشاهان اوليه، اين سلسله که هدفی جز ترويج انديشه های نورانی تشيع و اسلام ناب محمدی (ص) نداشتند، بازار تفکرات خرافی و خشک مقدسی و صوفی نمائی و تارک دنيايي در ايران رونق يافت، به حدی که در ادامه دوران اين سلسله تحصيل در علمی به غير از علوم دينی مذموم و مطرود می نمود.علی ای حال به دليل آنکه در دوران صفويه اقدام به تحصيل علوم دينی قبل از تحصيل ساير علوم به صورت يک امر مسلم درآمد، يکی از نقاط عطف در تاريخ آموزشی پزشکی وداروسازی ايران  تلقی می گردد. مشتاقان تحصيل علم طب و داروسازی می بايست ابتدا در علوم فقهی و دينی به درجه تفقه و اجتهاد می رسيدند و پس از آن اگر نيازهای دنيوی آنها را از ادامه تحصيل باز نمی داشت، می توانستند به مطالعه در علوم طبی مشغول شوند که عملاً از توان ذهنی و جسمی بسياری از مشتاقان علم خارج بود. لذا نشر علوم پزشکی در دوران صفويه دوباره به الگوی ايرانيان باستان رجعت نمود و معلومات اين حرفه به صورت سينه به سينه و از پدر به پسر و يا خادم منتقل ميشد.

1-6- از دارالفنون تا تأسيس دانشکده داروسازی

هم زمان با پيشرفت علوم در اروپا، در ايران نيز در سال 1268 هجری قمری، مطابق با 1850 ميلادی با همّت اميرکبير، دارالفنون تأسيس گرديد. منظور امير از تأسيس دارالفنون، آشنا کردن مردم ايران با صنايع،حرف و فنون جديد اروپا و توسعه آنها در ايران بود. معلّمينی که امير برای مدرسه خود نياز داشت، در ايران نبودند و به ناچار می بايست از خارج استخدام می شدند و بر اين مبنا امير به موسيو جان داوود ارمنی عضو وزارت امور خارجه و مترجم دولت ايران مأموريت داد تا شش معلّم برای دروس ذيل از آلمان و اتريش استخدام کند:

معلّم پياده نظام(يک نفر)، معلّم سواره نظام (يک نفر)، معلّم هندسه (يک نفر)، معلّم مهندسی معدن (يک نفر)، معلّم توپخانه (يک نفر) و معلّم طب و جراحی و تشريح (يک نفر).

بالأخره جان داوود پس از يک سال با شش معلّم اتريشی و يک معلّم ايتاليايي به ايران بازگشت. معلّم ايتاليايي، معلّم دواسازی بود و جان داوود به امير تفهيم نمود که طب جديد بدون اطّلاع از داروسازی بی فايده است.

دارالفنون در بدو تأسيس به شش شعبه تقسيم شده بود که به ترتيب عبارت بودند از:

1- مدرسه طب و داروسازی

2- مدرسه رياضيات و مهندسی

3- مدرسه معدن شناسی

4- مدرسه نظام و موزيک

5- مدرسه ادبيات

6- مدرسه هنرهای زيبا (نقاشی)

شاگردان هر درس يا هر رشته کلاس خاصی داشتند که به نام همان درس خوانده می شد ( مثل اتاق داروسازی). با اين که معلّمان دارالفنون اتريشی و ايتاليايي بودند، زبان تدريس فرانسه بود. آغازسال تحصيلی بعد از ماه صفر و مدت تحصيل در دارالفنون کمی بيش از شش ماه بود ( تابستان، ماه رمضان، اعياد و روز عاشورا مدرسه تعطيل بوده است) و ساعات کار آن از هشت صبح تا سه بعد از ظهر بوده است. در دارالفنون، سالی سه بار از دانش آموزان امتحان می گرفتند و پس از آزمون سوم به کلاس بالاتر ارتقاء می يافتند. شاگردان دواساز به تنهايي يا با شاگردان طب در دروس عملی شرکت می کردند و علاوه بر علوم اختصاصی خود، زبان فرانسه، طبيعيات، فيزيک و شيمی هم می آموختند.

در سال 1313 هجری شمسی که دانشگاه تهران تأسيس گرديد، مدرسه دواسازی تبديل به دانشکده داروسازی شد ولی نظر به اينکه داروسازان تحصيل کرده به حد لزوم در ايران نبودند تا بتوانند دانشکده را با استقلال اداره کنند، موقتاً اداره قسمتی از امور آن به دانشکده پزشکی محول شد و دانشکده داروسازی يکی از شعب دانشکده پزشکی شد.

سه سال بعد، يعنی در سال1316 مقرر گرديد که محصلين با گواهينامه کامل متوسطه به تحصيلات داروسازی بپردازند. در سال 1318 که پروفسور ابرلين استاد دانشکده پزشکی استراسبورگ به سمت رياست دانشکده پزشکی منصوب شد، در سازمان دانشکده داروسازی نيز تغييراتی به وجود آورد. دوره تحصيل به چهار سال محدود شد و دانشجويان می توانستند در سال آخر با نوشتن پايان نامه و تصويب آن به اخذ دانشنامهُ دکترا در داروسازی نايل شوند. در سال 1323 هجری شمسی دوره تحصيل داروسازی از چهار سال به پنج سال افزايش يافت ولی چون گنجايش آزمايشگاهها برای کليه دانشجويان کافی نبود، اجرای آن به سال 1330 موکول شد.

درسال 1324 هجری شمسی مقرر گرديد که برای فارغ التحصيلان سال چهارم دانشکده داروسازی پروانه اشتغال به کار صادر شود. در نهايت در سال 1336-1335 دانشکده داروسازی دانشگاه تهران از داشکده پزشکی جدا گرديد و به عنوان دانشکده های مستقل کار خود را آغاز نمود.

پژوهشگران می گویند الگوهای ژنتيکی بیماری اوتیسم (autism) را کشف کرده اند

 يک گروه بين المللي از محققان از کشف يک سري تغييرات ژنتيکي نادر خبر دادند که مي تواند حساسيت به اختلالات طيف اوتیسم ، (درخودماندگی) ، (autism) را افزايش دهد.   
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از تايمز  ،  اوتیسم  (Autism) یا درخودماندگی یک اختلال رشدی است که تا علایم آن حد اکثر تا سه سالگی بروز میکند. مهمترین علامت اوتیسم اشکال در برقراری ارتباط است. کودک مبتلا به اوتیسم نمی تواند مانند همسالان خود با محیط اطراف ارتباط برقرار کند.

اوتيسم (Autism) نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غير طبيعي مشخص مي‌شود. علائم اين اختلال تا پيش از سه سالگي بروز مي‌کند و علت اصلي آن ناشناخته‌است. اين اختلال در پسران شايع تر از دختران است.
محققان اوتيسم از اين مقاله جديد به عنوان يک پيشرفت با ارزش در درک برخي دلايل ناشناخته اين بيماري استقبال کردند.
مطالعات قبلي نشان مي داد که حساسيت به اختلالات طيف اوتيسم در درجه اول ژنتيکي است و محققان تخمين مي زنند که پنج تا 15 درصد موارد اوتيسم مي تواند با ژن هاي خاص شناخته شده، مرتبط باشد.
براين اساس ژن ها مي توانند در خطر ابتلاي کودکان به اوتيسم نقش داشته باشند اما عوامل بسيار ديگري مانند سن والدين و ساير عوامل شناخته نشده زيست محيطي نيز مي تواند تاثير اوتيسم را در مهارت هاي اجتماعي، شناختي و ارتباطي توسعه دهد.
در اين مطالعه جديد محققان يک گام به جلو در جهت کمي کردن تاثير برخي الگوهاي ژنتيکي برداشته اند.
محققان در اين مطالعه پس از تجزيه و تحليل مفصل ژنتيکي و مقايسه ژنوم هاي 996 فرد مبتلا به اوتيسم با هزار و 287 فرد سالم دريافتند که احتمال داشتن کپي تنوع تعداد – ناهنجاري هايي در تعداد کپي ها ي – ژن هاي خاص در افراد مبتلا به اختلالات طيف اوتيسم 20 درصد بيشتر است.
اين تغييرات بر حدود يک درصد از عموم مردم تاثير مي گذارد.
تغييرات تعداد کپي شامل کپي هاي مفقود ژن و يا کپي هاي اضافي ژن ها مي شوند. بيشتر ژن ها دقيقا دو رونوشت دارند که يکي از مادر و ديگري از پدر به ارث مي رسند.
ميرات تعداد کپي ممکن است ارثي باشد اما مي تواند خود به خودنيز بروز کنند. در حقيقيت در مطالعه اخير محققان متوجه برخي تغييرات مرتبط به اوتيسم در کودکان شدند که در پدر و مادر آنها ديده نمي شود.
محققان گفتند: اگر چنين تغييراتي در ژن هاي مهم بدن مانند ژن هايي رخ دهد که در تکامل موثر هستند ، مي تواند‌ اثرات مخرب داشته باشند.
دانشمندان در اين مطالعه تغييرات تعداد کپي را با اختلالات طيف اوتيسم ارتباط داده اند.
در مطالعه اخير ديده شد که احتمال داشتن تغييرات کپي در اين ژن ها 70 درصد بيشتر از ساير ژن هاي مرتبط با ابتلا به اوتيسم است.
محققان اميدوارهستند که اين ژن هاي جديد به همراه تقريبا 20 نقص ژنتيکي که پيش از اين با اختلالات طيف اوتيسم مرتبط شناخته شده اند، انها را به سمت اهداف جديدي براي درمان اين بيماري هدايت کند.

نتايج اين تحقيق در نشريه “نيچر” به چاپ رسيده است .

رييس سازمان حفاظت محيط زيست ایران گفت: هيچ گونه اورانيوم ضعيف شده در گردو غبار اخير کشور مشاهده نشده است

 رييس سازمان حفاظت محيط زيست ایران گفت: آزمايش هاي متعددي بر روي گرد و غبارهاي اخير کشور انجام شده اما هيچگونه اورانيوم ضعيف شده در آنها مشاهده نشده است. 

محود جواد محمدي زاده روز شنبه در مراسم بازديد از بيمارستان فارابي در يک نشست خبري افزود: برخي از رسانه ها در اين زمينه نگراني هايي را ايجاد مي کنند .اين در حالي است که آزمايش هاي متعددي برروي اين گردو غبارها انجام شده و هيچ گونه آلودگي از اورانيوم ضعيف شده در آنها مشاهده نشده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ايرنا ،  وي با اشاره پديده اخير گرد و غبار در کشور اظهارداشت: تهران مدتي است دچار پديده نوظهور گردو غبار شده و مشکلاتي نيز دراين راستا بوجود آمده است.
معاون رييس جمهور افزود: چندين کانون ريز گردها در کشور وجود دارد که مشکل برخي از آنها از جمله جنوب غرب کشور برطرف شده است.
وي گفت : در فلات مرکزي در اطراف يزد و کرمان نيز مناطقي وجود دارد اما چون مسکوني نيست مشکلاتي در پي ندارد اما در منطقه هامون در اطراف سرخس در سيستان و بلوچستان نيز اين مشکل وجود دارد که تا دو سال آينده حل مي شود.

محمدي زاده با اشاره به اينکه اين گرد و غبارها هيچ گونه عامل داخلي ندارند گفت: 55 درصد اين غبارها از عراق ، 25 درصد سوريه ، حدود هفت تا هشت درصد از اردن و بقيه از شمال افريقا و صحراي عربستان است.
وي افزود: در حال حاضر 14 استان کشور درگير اين پديده است که بيشترين مشکلات براي استان هاي کردستان ، ايلام ، سيستان و بلوچستان و بوشهر پيش آمده است.
رييس سازمان حفاظت محيط زيست گفت: سه سال پيش در خصوص عمليات مالچ پاشي و بيابان زدايي با عراق به موافقت هايي رسيديم اما به دليل انتخابات در اين کشور اين همکاري همچنان به تعويق افتاده است ، اولين کانون همکاري 45 ميليون دلار است که بايد آنان هزينه کنند.
ويبا اشاره به آلودگي برخي کلان شهرها به ويژه شهر تهران اظهار داشت: طرح جامع کاهش آلايندگي ها امسال با قوت بيشتري دنبال مي شود و در هشت کلان شهر به مرور اجرا مي شود.
به گفته برخي آلاينده ها مانند منواکسيد کربن ذرات معلق در هوا در دستور کار سازمان حفاظت محيط زيست قرار دارد.
محمدي زاده با اشاره به اينکه چندين محور در خصوص کاهش آلايندگي دنبال مي شود گفت: يکي از آنها خارج کردن خودروهاي فرسوده است که تا کنون 400 هزار خودروي فرسوده از رده خارج شده و قرار است در سال 1389 نيز همين ميزان خودرو از رده خارج شود.
به گفته وي دراين راستا مشکل موتورسيکلت هاي دو زمانه نيز برطرف شده است.
وي با اشاره به گازسوز کردن خودرو ها به عنوان يکي ديگر از راهکارها افزود: تا کنون يک و نيم ميليون خودرو گازسوز شده و توسعه مراکز CNG در دستور کار دولت قرار دارد.
معاون رييس جمهور ادامه داد: استاندارد سازي خودروهاي توليد داخل ، حمايت از حمل و نقل عمومي ، طرح فرهنگ سازي در خصوص موضوع محيط زيست و بهبود کيفيت فرآوري هاي سوختي کشور از ديگر برنامه هاي در دست اقدام است.
وي گفت: وزارت نفت بايد ظرف مدت سه سال آلايندگي فراوري هاي نفتي خود را به زير 50 PPMبرساند که در حال حاضر حد استاندارد جهاني آن بسيار پايين تر از اين عدد است.

نتايج آزمون دستياري تخصصی پزشکی نهايتاً پايان خرداد ماه 1389 اعلام مي‌شود

نتايج آزمون دستياري تا پايان خرداد اعلام مي‌شود .
وزير بهداشت ایران گفت: نتايج خام آزمون دستياري در حال حاضر موجود است اما بايد سهميه‌هاي خاص بر اساس قانون مجلس را اعمال كنيم كه نهايتاً پايان خرداد نتيجه نهايي اعلام مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  مرضيه وحيددستجردي در حاشيه نشست خبري هم‌انديشي مسئولان وزارت بهداشت ایران و سازمان حفاظت محيط زيست در جمع خبرنگاران و درخصوص تخلفات آزمون دستياري اظهار داشت: بر اساس اعلام غيررسمي تعداد متخلفان 17 نفر بودند كه شناسايي شدند و اسامي را هنوز به وزارت بهداشت ندادند. البته شايد بيش از اين باشند چرا كه اطلاع داريم قوه قضاييه چند نفر ديگر را مورد بازجويي قرار داده است.

*صنعت خودروسازي به مصوبه قانوني عدم استفاده از آزبست عمل نمي‌كند
ويزير بهداشت ایران در پاسخ به اين سؤال كه چند روز پيش سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص آلودگي آزبست در تهران به وزارت بهداشت تذكر داد تصريح كرد: در اين زمينه تذكرات فراواني قبلاً هم داشتيم. آزبست يكي از آلاينده‌هاي محيطي است كه هم در صنايع ساختماني به كار مي‌رود و هم در صفحه كلاژ خودروها‌ استفاده مي‌شود.

وي افزود: اين موضوع به خصوص در تهران كه ترافيك سنگيني داريم منجر به گسترش آزبست در هواي تهران مي‌شود. آزبست مي‌تواند موجب بيماري‌هاي ريوي و سرطان ريه شود و راه‌حل مشكل آزبست اين است كه اصلاً از آن استفاده نشود.
وحيددستجردي ادامه داد: عدم استفاده از آزبست يك مصوبه قبلي بوده است كه متأسفانه به آن عمل نشده و اميدواريم وزارت صنايع و ساير دستگاه‌هاي مرتبط از جمله صنعت خودروسازي به اين قانون را عمل كنند و سطح ورود آزبست به هوا را به صفر برسانند.
*طرح پزشك خانواده شهری در 3 استان كشور اجرا شد
وزير بهداشت يادآور شد: طرح پزشك خانواده در شهرهاي زير 50 هزار نفر 3 استان چهارمحال بختياري، سيستان و بلوچستان و خوزستان اجرايي شد و تا پايان سال در تمام شهرهاي اين سه استان اجرايي مي‌شود.
وي همچنين در باره آلودگي آب تهران نيز گفت: به همين زودي مهندس نامجو، مدير عامل شركت مهندسي آب و فاضلاب كشور در همين زمينه خبر مي‌دهد.

آشنایی با سندرم پای بیقرار ( restless legs syndroms )

سندرم پای بی قرار  (RLS) چیست؟
سندرم پای بیقرار ( restless legs syndroms )  نوعی اختلال حرکتی و اختلال خواب است. افراد دچار این بیماری بسختی می توانند مشکل حسی مبهم در عمق  پاهای خود را توصیف کنند. این بیماران نیاز مبرمی به حرکت دادن پاهایشان دارند.  احساس کشیدگی، سوزش، گزگز، احساس کاذب حرکت مایع  یا حرکت مورچه در ساق پاها مواردی هستند که بیماران ذکر می کنند.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  اکثر بیماران نمی توانند به خواب روند یا مکررا از خواب بیدار می شوند. علائم با حرکت دادن پاها بهتر می شوند و موقع استراحت بدتر می شوند. همچنین اوج علائم عصرها و شبهاست.
گاهی همراه این بیماری، پرش در پاها بلافاصله پس از بخواب رفتن یا در طی خواب رخ می دهد نام این پرشها “حرکات دوره ای اندام در خواب” است. 
این بیماری بسیار شایع است ولی اغلب بیماران نمی دانند که این یک اختلال در سیستم مغز و اعصاب است.

نشانگان پاهاي بي‌قرار (RLS) يک اختلال عصبي حرکتي شايع است که حدوداْ 10 درصد از بزرگسالان را مبتلا مي‌کند. حدود يک سوم از مبتلايان به نشانگان پاهاي بي‌قرار داراي علايم متوسط تا شديد هستند و به درمان طبي نياز دارند. هرچند تقريبا يک سوم از بيماران مبتلا به آن براي اولين بار علايم خود را قبل از 18 سالگي تجربه مي‌کنند ولي شيوع اين بيماري با افزايش سن، افزايش مي‌يابد. اين بيماري در زنان ونيز در افراد بي‌تحرک و داراي اضافه وزن ، شايع‌تر است. استعداد ژنتيکي ، براي ابتلا به اين بيماري در آنهايي که در سنين پايين‌تر دچار مي‌شوند وجود دارد .

ممکن است نشانگان پاهاي بي‌قرار يک اختلال اوليه باشد، يا اينکه ثانويه به کمبود آهن، نارسايي کليه، بارداري يا استفاده از داروهاي خاص يا آسيب طناب نخاعي باشد. درمان علل ثانويه نشانگان پاهاي بي‌قرار ممکن است به بهبود يا برطرف‌شدن علايم منجر شود.
اين بيماري‌ در بيماران مبتلا به بيماري پارکينسون بيشتر از عموم جمعيت مي باشد؛ نشانگان پاهاي بي‌قرار با افزايش خطر ابتلا به بيماري پارکينسون همراه نبوده است.

علل بیماری سندرم پای بیقرار ( restless legs syndroms ) :
علت قطعی این بیماری معلوم نیست. احتمال دارد مشکل مربوط به ماده ای باشد بنام دوپامین،
دوپامین یک ماده شیمیایی است که در بدن تولید می شود و برای ارتباط بین برخی سلولها در مغز لازم است. برای تولید دوپامین، آهن لازم است. بنابراین کمبود آهن می تواند تولید این ماده را مختل کند.
برخی داروها ممکن است علائم بیماری بی قرار را ایجاد کنند، نظیر بعضی داروهای سرماخوردگی، داروهای معده، داروهای ضد افسردگی و بعضی داروهای دیگر روانپزشکی.  همچنین شکلات، نیکوتین، الکل (بخصوص شراب قرمز) یا هر چیزی که کافئین داشته باشد مانند قهوه، چای، و کولاها می توانند علائم این بیماری را تشدید کنند.
بعضی افراد دچار بیماری پای بی قرار هیچ مشکل طبی دیگری ندارند، ولی ممکن است افراد دیگری در خانواده مثل برادر، خواهر، مادر، پدرو فرزندان نیز درگیر این بیماری باشند یعنی بیماری می تواند ژنتیک باشد که در این صورت به آن فرم اولیه می گویند و این فرم معمولا در سنین قبل از ۵۰ سالگی شروع می شود.

اگر چه نام این بیماری پای بی قرار است ولی در موارد شدید ممكن است دست ها هم مبتلا شوند. خوب است بدانید بیماری پای بی قرار در فرهنگ های مختلف اسامی متفاوتی دارد.

عناوین مختلفی از قبیل گزگز كردن، تیر كشیدن و… اصطلاحات شایعی هستند كه در مورد این بیماری به كار می روند، اگرچه در اكثریت مواقع این بیماری در موقع استراحت بروز می كند ولی در موارد شدیدتر در هنگام فعالیت هم اتفاق می افتد.
این بیماری ممکن است در حاملگی، نارسایی کلیه، کمبود آهن، مشکلات تیرویید و بیماریهای سیستم اعصاب محیطی رخ دهد. در این صورت به آن فرم ثانویه می گویند و این فرم معمولا در سنین پس از ۵۰ سالگی شروع می شود.
 

هیچ روش آزمایشگاهی یا تصویربرداری نمی تواند این بیماری را تشخیص دهد و تشخیص صرفا توسط پزشک بر اساس شرح علائم بیمار داده می شود. ولی آزمایش خون و روشهای دیگر می تواند در رد بیماریهای دیگر و بررسی فرم های ثانویه کمک کند.

شیوع :

بیماری پای بی قرار بسیار شایع است. در بسیاری از مطالعاتی كه در اروپا انجام شده شیوع آن در مردم عادی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد شده است. یعنی از هر ۵ نفر یك نفر ممكن است به این بیماری مبتلا شود و از آنجا كه این بیماری در فرهنگ ما و در میان پزشكان به درستی جا نیفتاده بیماران مبتلا به پای بی قرار فوق العاده سرگردانند یعنی به پزشكان مختلف مربوط به مفاصل و استخوان ها مراجعه می كنند.

شیوع این بیماری در زنان بیشتر است و۳۰ تا ۴۰ درصد موارد آن ارثی است. از سنین جوانی به بعد نیز كم كم علائم آن شروع شده و در سنین میانسالی تشدید می شود.

RLS اغلب در افرادی که از سایر جهات سالمند، در هر سنی و در هر دو جنس رخ می دهد. بین 5تا 15 نفر از هر 100 نفر ،RLS را زمانی در زندگیشان تجربه کرده اند ، علایم RLS   ، دوره هایی از عود و بهبود، بدون هیچ دلیل مشخصی دارد .وبیشتر در خانمها و افراد سالمند رخ میدهد.اخیرا” گزارشهایی از ابتلای بچه ها به این ناراحتی منتشر شده است.

RLS در بچه ها به اشتباه دردهای ناشی از رشد تلقی میگردد و همچنین بچه ها را بی قرار و بی توجه می نماید که با سندرم پرفعالیتی، نقص توجه(ADHD) اشتباه می گردد.

RLS همچنین در خانمهای حامله بخصوص در 6 ماهه آخر بارداری تشدید می شود. مطالعات نشان می دهد 80% از افراد دچار RLS،PLMS نیز دارند ولی اکثریت مبتلا به PLMS،RLS ندارند.

پاتوفيزيولوژي

اختلالاتي در کارکرد دوپامين و آهن در دستگاه عصبي مرکزي مبتلايان به نشانگان پاهاي بي‌قرار وجود دارد، هرچند اين ارتباطات به طور کامل شناخته نشده است. ميزان آهن دربعضي مراکز مغز مثل ماده سياه (Substantia Nigra)و پوتامن در اين بيماران‌ پايين است. سطح فريتين در مايع
مغزي‌–‌نخاعي اين بيماران به طور معني‌دار کمتر است. آهن در هيدروکسيلاز تيروزين، که مرحله‌اي آنزيمي و محدودکننده ميزان تبديل تيروزين به دوپامين است، نقش کوفاکتور دارد.

علت RLS چیست؟

علت اصلی RLS هنوز مشخص نشده است ولی بنظر می رسد ماده ای شیمیایی در مغز بنام دوپامین در این زمینه نقش دارد. داروهایی که میزان دوپامین مغز را افزایش میدهند باعث بهبود علائم RLS می گردند.

برخی شرایط طبی نیز باعث ایجاد علائم RLS می گردد که عبارتند از :
–   پایین بودن سطح خونی آهن
–  اختلال جریان خون در پاها
– اختلال اعصاب ناحیه نخاع یا پاها
-اختلالات عضلانی
– اعتیاد به الکل
–   کمبود ویتامینها یا مواد معدنی خاص
برخی مواردRLS، ارثی می باشد. در 50% افراد مبتلا به RLS که هیچکدام از شرایط طبی فوق را ندارند، فرد دیگری از اعضای خانواده نیز دچار اين علایم است که نشانگر ارثی بودن این بیماری می باشد. بدلیل نامشخص فرم ارثیRLS شدید تر است و به سختی به درمان جواب می دهد.
صرف نظر از علت بوجود آورندهRLS، برخی داروها و مواد نیز علائم را شعله ور می سازد که شامل داروهای رایج آلرژ ی و سرماخوردگی ، کافئین(قهوه) الکل و تنباکو می باشد.

تشخيص بيماري

تشخيص نشانگان پاهاي بي‌قرار، باليني است. و براساس نياز به تکان‌دادن پاها که معمولا با احساس ناراحتي همراه است، وقوع حين استراحت، بهبود با فعاليت و بدترشدن علايم هنگام عصر يا شب مطرح مي‌شود.

وجود حرکات دوره‌اي اندام حين خواب(PLMS) به نفع تشخيص نشانگان پاهاي بي‌قرار‌ است. تقريبا 80 درصد از مبتلايان به نشانگان پاهاي بي‌قرار، به حرکات دوره‌اي اندام حين خواب دچار هستند. درمان موثر نشانگان پاهاي بي‌قرار به طور مشخص حرکات حين خواب را نيز کاهش مي‌دهد.

تشخيص نشانگان پاهاي بي‌قرار‌ در کودکان همانند بزرگسالان است . علاوه بر اين، ممکن است کودک با زبان مخصوص به خود علايمي را توصيف کند که مطرح‌کننده ناراحتي در پاها باشد، يا اختلال خواب، يا يک والد يا خواهر و برادر مبتلا داشته باشد.

شرح حال و معاينه فيزيکي دقيق، همچنين تحليل آزمايشگاهي مي‌تواند اختلالاتي با علايم مشابه يا علل زمينه‌اي اين بيماري را شناسايي کند.
شرح حال اطلاعات باارزشي در اختيار ما قرار مي‌دهد، نظير تواتر و شدت علايم؛ درمان‌هاي قبلي براي اين بيماري؛ داروهاي فعلي؛ تاريخچه خانوادگي؛ استفاده از کافئين، الکل يا تنباکو.

براي تشخيص به بررسي آزمايشگاهي نيازي نيست، اما مي‌توان از آن براي کنارگذاشتن علل ثانويه بهره جست. آزمون‌‌هاي آزمايشگاهي اوليه شامل بررسي‌هاي متابوليک پايه و اندازه گيري سطح فريتين است.

تشخيص‌هاي افتراقي عبارتند از: کرامپ شبانه‌ پاها، لنگش، نوروپاتي محيطي و آکاتيزي(Akathisia)

در صورتیکه علائم زیر را احساس می کنید مبتلا به RLS هستید:
1) اضطرار شدید برای حرکت دادن پاها
2) احساس ناخوشایند در پاها از قبیل مورمور شدن ،گزگز، احساس حرکت حشرات روی پوست و ….
3) بدتر شدن علائم با استراحت یا عدم فعالیت بخصوص در حالت نشسته و درازکش
4) بهتر شدن علائم با حرکت دادن پاها
5) بدتر شدن علائم در عصر وشب یا درزمان خواب
درمان
ترک قهوه و الکل 
  ترک سیگار
ورزش روزانه

قبل از اینکه زیاد خسته شوید بخوابید
ساعات خواب و بیداری خود را منظم کنید
بیماریهایی که باعث تشدید یا ایجاد پای بی قرار می شوند نظیر کمبود آهن بایستی توسط پزشک درمان شوند
داروهایی که اثر شبیه دوپامین دارند توسط پزشک تجویز می شوند مانند سیفرول (7. میراپکس یا پرامی پکسول،( رکیپ (روپینیرول)، لوودوپا و…
گاهی با این داروها علائم زودتر در عصر رخ می دهند و شدیدتر می شوند و در این صورت بایستی پزشک خود را مطلع سازید تا میزان یا زمان یا نوع دارو را عوض کند.

درمان بيماريهاي زمينه اي

اگر نشانگان پاهاي بي‌قرار،‌ ثانويه به بيماري زمينه‌اي ديگر باشد، درمان آن بيماري مي‌تواند سبب بهبود يا برطرف‌شدن علايم شود. به عنوان مثال، افراد مبتلا به کمبود آهن (با يا بدون کم‌خوني) که به نشانگان پاهاي بي‌قرار‌ نيز مبتلا هستند ممکن است با مصرف آهن علايم‌شان برطرف شود.
اين بيماري حين بارداري، به ويژه در سه ماهه سوم شايع و احتمالا با زايمان برطرف مي‌شود.
افرادي که ثانويه به بيماري مزمن کليه دچار اين بيماري شده‌اند ممکن است پس از پيوند کليه علايم‌شان برطرف شود.

عوامل مرتبط با شيوه زندگي

درباره تاثير شيوه زندگي بر علايم نشانگان پاهاي بي‌قراراطلاعات اندکي در دست است. محدودکردن مصرف کافئين، الکل و تنباکو ممکن است سبب بهبود علايم شود. فعاليت‌هايي که سبب تحريک قواي ذهني مي‌شود نيز ممکن است علايم را بهبود بخشد.
شيوع بيماري در افراد بي‌تحرک و داراي اضافه وزن بيشتر است. علايم بيماري با استفاده از برنامه‌هاي ورزشي مشتمل بر آموزش کاهش مقاومت بدن و ورزش‌هاي هوازي بهبود مي‌يابد.
داروها

بطورکلي تمامي بيماران مبتلا به نشانگان پاهاي بي‌قرار براي درمان علايم خود به دارو نياز ندارند. .
دسته‌‌هاي دارويي مختلفي علايم اين بيماري را بهبود مي‌دهند در صورت نياز به دارو، آگونيست‌هاي دوپامين درمان اوليه براي نشانگان پاهاي بي‌قرار متوسط تا شديد هستند. ساير داروهايي که ممکن است موثر باشند عبارتند از گاباپنتين، کاربي‌دوپا / لووودوپا، اوپيوييدها و بنزوديازپين‌ها.
برخي افراد ممکن است به بيش از يک دسته دارويي نياز داشته باشند.

1-آگونيست‌هاي دوپامين: براي بيماري‌ متوسط تا شديد درمان خط اول مناسبي به شمارمي‌روند.آگونيست‌هاي دوپامين متفاوت‌اند، هرچند گيرنده‌هاي عصبي دوپامين را فعال مي‌کنند. مکانيسمي که از طريق آن دوپامين و آگونيست‌هاي دوپامين سبب بهبود علايم مي‌شوند به خوبي شناخته نشده است. پراميپکسول (Mirapex) و روپينيرول (Requip) هر دو براي درمان بيماري متوسط تا شديد به کار مي‌روند. دوز آگونيست‌هاي دوپامين براي درمان اين بيماري کمتر از دوز مورد نياز براي بيماري پارکينسون است.

کابرگولين (Dostinex)‌ و پرگوليد (Permax)، که آگونيست‌هاي دوپاميني مشتق از ارگوت هستند، در اين بيماري اثربخش هستند. با اين حال، اداره غذا و داروي ايالات متحده (FDA) اين داروها را براي درمان اين بيماري تاييد نکرده است. آگونيست‌هاي دوپاميني ارگوت به ميزان اندک سبب اختلال دريچه‌اي قلب مي‌شوند، که به جمع‌آوري پرگوليد از بازار منجر شد.

عوارض جانبي آگونيست‌هاي دوپامين عبارتند از تهوع، خواب‌آلودگي حين روز، و افت فشار خون وضعيتي.
2- کاربي‌دوپا/نودوپا : لوودوپا پيش‌ساز دوپامين است. لوودوپا معمولاً با کاربي‌دوپا ترکيب مي‌شود، که مانع از شکسته‌شدن لوودوپا در بافت‌هاي محيطي مي‌گردد. کاربي‌دوپا / لوودوپا در درمان نشانگان پاهاي بي‌قرار موثر است، اما در افرادي که به درمان روزانه نياز دارند وقوع پديده تقويت (Augmentation) مصرف آن را محدود مي‌سازد. در اين پديده، ممکن است طي روز علايم زودتر بروز کند، شدت بيشتري داشته باشد، يا در ساير قسمت‌هاي بدن (مثلا بازوها) رخ دهد که پيش از درمان وجود نداشته است. در 82 درصد از مبتلايان به نشانگان پاهاي بي‌قرار که کاربي‌دوپا/لوودوپا دريافت مي‌کنند پديده تقويت رخ مي‌دهد. ممکن است اين پديده با مصرف آگونيست‌هاي دوپامين نيز ديده شود، اما نه به اين شدت.

3- گاباپنتين (Neurontin): گاباپنتين براي درمان اين بيماري‌ اثربخش بوده است.گاباپنتين براي درمان بيماراني که علاوه بر نشانگان پاهاي بي‌قرار‌ به درد نوروپاتيک نيز مبتلا هستند، درمان خط اول محسوب مي‌شود.

4- اوپيوييدها: اپيوييدها ممکن است علايم اين بيماران‌ را بهبود بخشند. درمان با اکسي‌کدون به کاهش علايم نشانگان RLS، کاهش حرکات دوره‌اي اندام حين خواب و بهبود هوشياري طي روز منجرمي شود. پروپوکسي‌فن (Darvon) در درمان بيماري مفيد بود،
مصرف ترامادول در هنگام شب علايم بيماري RLS را بهبود مي بخشد.

5- بنزوديازپين‌ها : بنزوديازپين‌ها در درمان علايمي که منجر به بيداري بيمار از خواب مي‌شود ويا اگر شروع به خواب رفتن در بيمار مشکل است، مي‌تواند مفيد باشد.

مصرف برخي داروها سبب تشديد علايم‌ مي‌شوند . قطع اين داروها ممکن است علايم را بهبود بخشد. تمامي مهارکننده‌هاي انتخابي بازجذب سروتونين سبب افزايش حرکات دوره‌اي اندام حين خواب‌ مي‌شوند. برعکس، بوپروپيون تعداد حرکات اندام را کاهش مي‌دهد. به علت همپوشاني نشانگان پاهاي بي‌قرار و حرکات دوره‌اي اندام حين خواب، احتمال دارد بوپروپيون سبب بهبود، يا حداقل عدم تشديد علايم نشانگان پاهاي بي‌قرار شود.

پيش‌آگهي

نشانگان پاهاي بي‌قرار سير متغيري دارد، اما معمولا علايم آن با افزايش سن پيشرفت مي‌کند. ممکن است در برخي افراد براي مدتي علايم به طور خود‌به‌خود برطرف شود، اما معمولا علايم عود مي‌کند. در نوع ثانويه به بيماري زمينه‌اي، در صورت درمان بيماري زمينه‌اي ممکن است علايم بهبود يافته يا برطرف شود. داروها، در صورت نياز، ممکن است علايم را بهبود بخشند.

ممکن است مصرف انسولين با ابتلا به اسکيزوفرني ارتباط داشته باشد

پژوهشگران آمريکايي می گویند نتایج تحقيقات آنان نشان می دهد که عملکرد بد انسولين مي تواند در سطح مغز منجر به بروز برخي از اختلالات رواني به ويژه اسکيزوفرني شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان مرکز پزشکي دانشگاه وندربيلت با کشف اتصال مولکولي ميان يک نقص در مکانيزمهاي انسولين در سلولهاي مغزي و رفتارهاي مشابه در اسکيزوفرني موشها دريافتند که برخي از نقايص در عملکرد انسولين مثل بدعملکرديهايي که در ديابت و چاقي مفرط ديده مي شوند، مي توانند مستقيما با بروز برخي بيماريهاي روحي رواني مثل اسکيزوفرني ارتباط داشته باشند.

اين نتايج چشم انداز جديدي را براي درک بهتر بيماريهاي رواني که به بيماران متاثر از ديابت آسيب مي رسانند ارائه مي کند.

اين محققان در اين خصوص اظهار داشتند: “مي دانيم که سطح اختلالات خلق و خو و ديگر آسيبهاي روحي در افراد ديابتي افزايش مي يابد.

اين گروه از دانشمندان نشان دادند همانطور که انسولين، هورموني است که متابوليسم گلوکز را در بدن تنظيم مي کند هورمون دوپامين نيز نوعي انتقال دهنده عصبي است که فعاليتهاي حرکتي و توجه را در مغز کنترل مي کند.

مشکلاتي که در عملکرد بد دوپامين ايجاد مي شوند منجر به بروز اختلالات رواني عصبي مثل افسردگي، پارکينسون، اسکيزوفرني، اختلال بيش فعالي و کاهش توجه مي شود.

اين محققان به منظور دستيابي به اين نتايج موش اصلاح ژنتيکي شده اي را ايجاد کردند که در آن اختلال کاهش انسولين تنها در نورونها ظاهر شده بود.

نتايج اين تحقيقات نشان داد که رفتار اين موش مشابه زماني است که بيماران اسکزيوفرني به دليل اختلال درعملکرد دوپامين بروز مي دهند.

افرادی که دندا‌ن‌های خود را مسواک نمی‌زنند دو برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي هستند

میان مسواک کردن دندان ها و خطر ابتلا به  بیماری قلبي‌ ارتباط معنی داری وجود دارد .

مطالعه جدیدی نشان داد که  نه تنها باید درباره جرم دندان و بیماری ناخوشایند لثه نگران باشید بلکه اگر دندان های خود را دو بار در روز مسواک نزنید، بیشتر مستعد بیماری های قلبی هستید.

 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  افراد با بهداشت ضعیف دندان در مقایسه با افرادی که دو مرتبه در روز مسواک می زنند 70 درصد خطر بیماری قلبی در آنها افزایش می یابد.
در این تحقیق مشخص می شود که داشتن بهداشت بد دندان می تواند منجر به مشکلاتی از جمله التهاب لثه شود و نیز منجر به مسدود شدن سرخرگ ها شود.

تحقيقات نشان مي‌دهد افرادي که دندا‌ن‌هاي خود را مسواک نمي‌زنند تا 2 بار بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي هستند.
محققان انگليسي با مطالعه روي 12 هزار فرد بزرگسال دريافتند، افرادي با بهداشت ضعيف دهان و دندان تا 70 درصد بيشتر در معرض خطر بيماري‌هاي قلبي هستند در حالي که افرادي که روزانه 2 بار دندان‌هايشان را مي‌‌شويند کمتر دچار بيماري قلبي مي‌شوند.

افراد مبتلا به بيماري‌هاي لثه احتمال بيشتري دارد تا به مشکلات قلبي و ديابت مبتلا شوند چرا که ميزان التهاب در بدن آنها بالاتر است. التهاب دهان و لثه‌ها نقش مهمي در ايجاد لخته‌هاي خوني دارد.

به گفته محققان کالج سلطنتي لندن خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي در کساني که مسواک نمي‌زنند و دچار مشکلات لثه هستند و سيگار هم مي‌کشند از 70 به 135 درصد افزايش مي‌يابد. از ميان 11 هزار و 669 فردي که تحت مطالعه بودند 555 نفر مبتلا به بيماري‌هاي قلبي يا ساير بيماري‌هاي کرونري بودند که اين تاثير مسواک زدن منظم را بسيار برجسته کرده است.

بيماري‌هاي لثه و دهاني دنداني عفونت بافت دهان و اطراف دندان است و بيشتر در کساني رخ مي‌دهد که به طور منظم مسواک نمي‌زنند.

همچنين در اين تحقيقات مشخص شد 62 درصد از شرکت‌کنندگان به طور منظم و هر 6 ماه به دندانپزشک مراجعه مي‌کنند و 71 درصدشان حداقل 2 بار در روز مسواک مي‌زنند.

مدارک و مقالات مرتبط بيماري دندانها با بيماري قلبي  :

 بر طبق مقاله اي که انجمن قلب آمريکا ارائه کرده است ۶۷۵ نفر از مردم حتي نمي دانستند داراي بيماري قلبي هستند و افرادي که داراي فشارخون بالا هستند سطح باکتريها در داخل دهانشان بالاتر است و اينها بيشتر دچار آترواسکلروزيس مي شوند .

در مواقعي که چربي خون بالا رفته و ايجاد پلاک در داخل عروق مي کند ، فرد دچار حمله قلبي و سکته مي شود و اين پلاک با پلاک دنداني هيچ ارتباطي ندارد .

۱ – متخصصين ميکروبيولوژي ( ۲۸   سپتامبر ۲۰۰۲ در کشور سانتياگو ) مي گويند مسواک زدن مناسب و نخ کشيدن دندان بيشتر از آنکه لبخند بر لبهاي شما بنشاند از بيماريهاي قلبي پيشگيري مي نمايد .

۲ – محققين از دانشکده پزشکي بوستون مي گويند : عفونتهاي ميکروبي علت بيماريهاي پريودونتال است که اين توسط باکتري به نام  prophy romanos gingios که شايعترين باکتري در سنين بالاي چهل سال مي باشد . تجمع اين باکتري در داخل دهان از سنين ۱۲ الي ۱۳ ساله است .

همچنين بعضي از مطالعات  ارتباط بين بيماريهاي دندان و لثه  و بيماريهاي بيماريهاي قلبي – عروقي ، ديابت و چاقي را نشان ميدهد .

ممکن است سخت شدن عروق منجر به التهاب لثه و Gingivitis شود . متخصصين مي دانند که باکتري از داخل دهان به سيستم گردش خوني که در ميان بافت لثه است مي رود . اين باکتريها مانند باکتريهايي است که در پلاکهاي داخل عروقي است . باکتريهاي دهان به پلاکهاي سيستم گردش خون مي چسبند و در شکل گيري پلاکهاي داخل عروقي  و لخته شدن خون مشارکت مي نمايند .

اين سئوال مطرح است که آيا بيماريهاي پريودونتال  ،‌التهابات لثه يا ديگر مشکلات دنداني مثل پريکورنيت ( وقتي بافت لثه اطراف دندانهاي آسيا عفوني و متورم مي شود )‌ علت حمله هاي قلبي است؟

محققين مي گويند : ارتباط دقيقي بين بيماريهاي بيماريهاي قلبي و عروقي و بيماري پريودونتال  وجود دارد اما واضح نيست . بيماريهاي پريودونتال طبيعتاً دليل بيماري قلبي نيست اما ارتباط اين دو بيماري هنوز هم مهم است .

مطالعات نشان داده ۲۵٪ افرادي که بيماري لثه دارند بيماري قلبي هم دارند  و اين مسئله بيشتر در مردان زير ۵۰ سال شايع  است .

محققين مي گويند : افرادي که نگران بيماري قلبي هستند بايد توجه بيشتري به ريسک فاکتورها نمايند ( عواملي که فرد را بيشتر مستعد ابتلا مي کند ) يعني فقط مسواک زدن براي پيشگيري از بيماريهاي پريودونتال  و قلبي کافي نيست بلکه بايد از سيگار کشيدن و خوردن غذاهاي خيلي چرب صرفه نظر نمود .

در آينده نزديک مي توان احساس “سرخوشي” ايجاد شده توسط ورزش را با قرصي که يک ژن خاص در مغز را تحت تاثير قرار مي دهد شبيه سازی کرد

قرص ورزش برای درمان افسردگی تولید خواهد شد .

محققان اعلام كردند به زودي قرص‌هايي به بازار مي‌آيند كه تاثير ورزش كردن را روي بدن دارند.  متخصصان دانشگاه ييل (Yale) مي گويند آزمايشهاي انجام شده بر روي موش مي تواند نشان دهد که چرا ورزش مکرر و مداوم مي تواند به افرادي که دچار افسردگي هستند کمک کند.

 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،   هرچند واضح است كه ورزش كردن روحيه افراد را بهتر مي‌كند اما دليل اين موضوع هنوز بطور واضح مشخص نشده است.
تمركز اين تحقيق تازه بر روي منطقه‌اي از مغز به نام هيپوكمپوس است كه در حال حاضر هم توليدكنندگان داروهاي ضد افسردگي از اهميت آن آگاهند.

گروه پژوهشگران دانشگاه ييل آزمايشي را ابداع كردند تا دريابند كدام ژنها در اين ناحيه از مغز در حين ورزش فعال تر مي‌شوند و در اين آزمايشها ژني بنام VGF يافته شد.
اين ژن با يك “عامل رشد” شيميايي در ارتباط است كه در رشد سلولهاي عصبي نقش ايفاء مي‌كند.
پيدا شدن اين ژن و خواص آن با فرضيه اين پژوهشگران تطابق داشت، كه براي رفع افسردگي تنها تغيير در مواد شيميايي اطراف سلولها كافي نيست و لازم است ساختار و ارتباطات ميان سلولهاي مغز هم تغيير كند.
گام بعدي ساختن نسخه‌اي از اين ماده شيميايي و آزمايش آن بر روي موش بود كه در اين آزمايشها تاثيراتي بر رفتار موشها ديده شد كه تقريبا معادل استفاده از داروي‌هاي ضد افسردگي در انسان بود.
پژوهشگران معتقدند دارويي كه بر اساس VGF ساخته شود “احتمالا درجه تاثير بسيار بالاتري” نسبت به داروهاي موجود ضد افسردگي خواهد داشت.
“ماركوس رابرتز” رييس موسسه Policy at Mind گفت : در حال حاضر بايد پزشكان استفاده از تمرين‌هاي ورزشي را بعنوان روشي جهت درمان مسائل روحي توصيه كنند.

وي مي‌گويد : “تحقيقات موسسه ما نشان داده است كه ورزش در هواي آزاد مي -تواند احساس افسردگي را كاهش دهد و با القاء حس دستيابي به يك موفقيت، اعتماد به نفس را نيز افزايش دهد. شواهد تاييد كننده اين موضوع به‌اندازه اي افزايش يافته ‌است كه مي‌تواند باعث شود بكارگيري ورزش براي رفع افسردگي، يك روش درماني باليني قلمداد گردد.”

فعاليت بدني و تمرينات ورزشي، توانايي فرد را براي سوزاندن چربي از 50 درصد گرفته تا بيش از 1000 درصد بسته به ميزان تناسب اندام فرد و مدت انجام تمرينات بهبود مي‌بخشد.

علاوه بر اين، سوختن سريع چربي در بدن حتي بعد از اتمام تمرينات ادامه پيدا مي‌كند. در اين پژوهش محققان نحوه اثرگذاري تمرينات ورزشي را روي بيش از 200 مولكول در بدن كه با متابوليسم در ارتباط هستند، بررسي كردند و اميدوارند كه در نهايت نتيجه بررسي‌ها و يافته‌هاي آنها به توليد قرص سحرآميز ورزش منجر خواهد شد.

‌دكتر گريگوري لويس، متخصص قلب بيمارستان عمومي دانشكده پزشكي هاروارد که سرپرستي اين تحقيق را عهده‌دار بوده است، مي‌گويد: با استفاده از پله‌ها به جاي آسانسور و يا 10 دقيقه كار با تردميل در طول روز مي‌توانيد روش متابوليسم بدن خود را براي يك دوره مهم تغيير دهيد و آن را از وضعيت ذخيره سازي چربي به سوزاندن چربي مبدل سازيد.

پژوهشگران می گویند به این ترتیب  احتمالا در آينده نزديک بتوان احساس “سرخوشي” ايجاد شده توسط ورزش را با قرصي که يک ژن خاص در مغز را تحت تاثير قرار مي دهد شبيه سازي کرد.

کارشناسان می گویند : اين موضوع مي تواند به يافتن داروهاي موثرتر منجر شود.در بريتانيا، سازمانهاي خيريه اي که در زمينه بهداشت روحي افراد سرمايه گذاري و فعاليت مي کنند، همواره برنامه هاي تمرينات ورزشي را بعنوان يک راه رفع افسردگي توصيه کرده اند.

داروي جديد تحت عنوان (قرص ورزش) با فعال كردن ژني كه به سلول ها دستور سوزاندن چربي ها را مي دهد، پروسه اي مشابه سوختن چربي ها در هنگام ورزش را در بدن فعال مي كند.

در بدن موش هاي آزمايشگاهي با مصرف اين قرص ژني موسوم به PPAR-d فعال مي شود كه اين ژن تنظيم كننده اصلي، توانايي سلولهاي بدن را در سوزاندن چربي ها كنترل مي كند كه در صورت مصرف اين قرص حتي زماني كه موش فعاليت نمي كند، پروسه سوختن چربي ها كه در طول مدت ورزش كردن صورت مي گيرد، به شكل مشابه به جريان مي افتد؛ به اين ترتيب بدن موش در برابر اضافه وزن حتي در صورت دنبال كردن رژيم هاي پرچرب مقاومت مي كند.

ممکن است این یافته ها  به روش جديدي براي درمان يا پيشگيري از سندروم متابوليك انساني منجر خواهد شد.

نتایج این تحقیق در مقاله ای در نشريه نيچر مديسين منتشر شده است .

مهار آنزيم SphK1 در جريان التهابي ناشی از شوک سپتیک ( septic shock ) می تواند جان بیمار را نجات دهد

دانشمندان درمان جديدي را براي مسموميت خوني ناشی  از شوک عفوني ( septic shock ) کشف کردند. 

آزمايش هاي انجام شده توسط محققان دانشگاه گلاسکو نشان داد متوقف سازي يک مولکول مي تواند خطر مرگ ناشي از شوک عفوني ( toxico-infectious shock )  را در موش ها از بين ببرد. اين مولکول پيش از اين براي فعال سازي در جريان بروز شوک عفوني کشف شده بود.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ،   محققان اميدوارند يافته هاي آنان بتواند به ارائه گستره وسيعتري از داروها براي درمان اين بيماري منجر شود. سالانه 20 ميليون نفر را در سراسر جهان مبتلا مي کند.  بر اساس آمار، 50 درصد افزادي که به شوک عفوني مبتلا مي شوند جان خود را از دست مي دهند.
سالانه 31 هزار نفر در انگليس و ولز به شوک عفوني شديد مبتلا مي شوند . در اين بيماري واکنش فاجعه انگيز سيستم ايمني بدن به عفونت، موجب از کار افتادگي اعضاي بدن مي شود.
بيماران د ر صورت ابتلا به اين بيماري، به مراقبت هاي ويژه نياز پيدا مي کنند از اين رو امکان مراقبت از اعضاي بدن در جريان درمان عفونت فراهم مي شود.
در جديدترين تحقيقات، پژوهشگران بر اساس پژوهش هاي پيشين نشان دادند، آنزيمي موسوم به SphK1 در جريان التهابي که در شوک عفوني روي مي دهد، هدف قرار مي گيرد.
آنها نشان دادند سلول هاي ايمني بيماران مبتلا به عفونت هاي شديد، بطورغيرطبيعي آنزيم SphK1 را توليد مي کنند . اين کار مانع از کاهش سيگنال هاي التهاب مي شود که توسط سلول ها ارسال مي شوند.
پزشکان با ارائه داروهايي که اين آنزيم را متوقف مي کنند نشان دادند که اين درمان دارويي خطر مرگ را در موش هاي مبتلا به اين بيماري کاهش مي دهد.

اين موش هاي درمان شده همچنين از ابتلا به نقص و از کارافتادگي در چندين عضو نيز محافظت شدند و روند پاک شدن از عفونت هاي باکتريايي در آنها نسبت به موش هاي درمان نشده، بهتر صورت گرفت.
پروفسور “آليريو ملندز” مجري اين تحقيقات مي گويد: داروهايي که اين آنزيم را متوقف مي کنند مي توانند به درمان مفيدي براي اين بيماري تبديل شوند.

وقوع شوک عفونتي در حال افزايش است و درمانهاي باليني مناسب آن هنوز ارائه نشده است؛ از اين رو اگرچه هنوز تا ارائه پيشرفت پزشکي در درمان اين بيماري زمان باقي است اما محققان اميدوارند به راهي براي درمان اين بيماري کشنده دست يابند.
نتايج اين تحقيقات در نشريه ساينس منتشر شده است.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »