سردرد های شدید و ناگهانی ممکن است نشانه بروز بیماری خطرناک باشد

سردرد های شدید و ناگهانی ممکن است نشانه بروز برخی بیماری های خطرناک همچون آنوریسم باشد و باید جدی گرفته شود. وجود آنوریسم‌ در یک‌ سرخرگ‌ مغزی‌ باعث‌ سردرد (بیشتر‌ ضربان ‌دار) ، ضعف‌، فلج‌ یا کرختی‌، درد پشت‌ چشم‌، تغییر بینایی‌ یا نابینایی‌ نسبی‌، و مساوی‌ نبودن‌ اندازه‌ مردمک‌ها می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   پزشکان معتقدند آنوریسم با سردردهای مزمنی همچون میگرن تفاوت دارد زیرا میگرن سردردی است که همواره به سراغ شخص می آید و نشانه هایی نیز دارد برای نمونه برخی از زنان در دوران قاعدگی به این سردرد مبتلا می شوند یا عواملی خاص باعث ایجاد این سردرد می شود ولی آنوریسم مغزی مساله ای متفاوت و پاره شدگی رگ های مغزی به علت ضعف در دیواره های سرخرگی است.

آنوریسم معمولا بدون علامت است و فرد از آن آگاهی ندارد ولی در صورتی که سردردهایی گاه به گاه به سراغ فرد می آید یا فرد در سخن گفتن دشواری هایی دارد بهتر است به پزشک مراجعه و پیش از پارگی شدید در سرخ رگ های مغزی، این مساله را شناسایی کند.

البته همه سردرد ها را در صورتی که بدون توضیح و توجیه باشند نباید نگران کننده دانست.

آنورسیم سالانه در آمریکا باعث مرگ ۲۵ هزار نفر می شود و گفته می شود حدود ۶ میلیون آمریکایی به این عارضه دچار هستند که معمولا کوچک و تهدید کننده نیستند ولی در صورتی که این پارگی از یک چهارم یک اینچ کمتر باشد در ۵۰ درصد از موارد باعث مرگ ناگهانی فرد می شود و در صورتی که فرد از این عارضه جان به در برد، همواره با عوارض ناشی از آن دست به گریبان خواهد بود.

آنوریسم‌ عبارت‌ از بزرگ‌ شدن‌ یا بیرون‌زدگی‌ دیواره‌ یک‌ سرخرگ‌ در اثر ضعف‌ دیواره‌ آن است؛ این بیماری‌ اغلب‌ پس‌ از حمله‌ قلبی‌ روی‌ می‌دهد و معمولاً در آئورت‌ (سرخرگ‌ بزرگی‌ که‌ از قلب‌ منشاء گرفته‌ و در سینه‌ و شکم‌ به‌ سمت‌ پایین‌ حرکت‌ می‌کند) یا سرخرگ‌هایی‌ که‌ مغز، پاها، یا دیواره‌ قلب‌ را تغذیه‌ می‌کنند ، ایجاد می‌شود.

وجود آنوریسم‌ در یک‌ سرخرگ‌ مغزی‌ باعث‌ سردرد ( بیشتر‌ ضربان ‌دار) ، ضعف‌، فلج‌ یا کرختی‌، درد پشت‌ چشم‌، تغییر بینایی‌ یا نابینایی‌ نسبی‌، و مساوی‌ نبودن‌ اندازه‌ مردمک‌ها می‌شود.

پاره ‌شدن‌ آنوریسم‌ علایم‌ بسته‌ به‌ مکان‌ آنوریسم‌ عبارتند از: سردرد شدید، درد شدید و تند و تیز در قفسه‌ صدری‌، شکم‌ یا پا، از دست‌ دادن‌ هوشیاری‌ است.

چگونه به آرامش جسمی و روانی برسیم

آذر ۳۰, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, بهداشت روان, مشروح اخبار

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بیش از ۸۰ درصد از بیماری ها ناشی از استرس و تنش های روانی است. روان شناسان می گویند ۹۸ درصد سلامت انسان وابسته به ذهن و اندیشه است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  بیشتر روان شناسان برای رسیدن به آرامش جسمی و روانی و درمان روان نژندی و استراس فراگیری ریلکسیشن (شل نمودن انقباض ماهیچه ها) و وانهادگی را پیشنهاد کرده اند.

ادموند ژاکوبسن و دکتر هربرت بنسن و همکاران آنها در دانشگاه هاروارد آمریکا در بررسی های علمی خود برای دستیابی به آرامش جسمی و ذهنی روش های ریلکس و تنفس عمیق را مورد تائید قرار داده اند.

برای یافتن آرامش، رفتن به طبیعت و تماشای چشم اندازهای زیبای آن مانند چشمه سارها، سبزه زارها، رودخانه ها، آبشارها، جنگل، گوش دادن به موسیقی آرام و گفتن جمله های مثبت و تأکیدی مانند: من سالم و نیرومند هستم، من شاد و سرزنده هستم، من دارای اندیشه، گفتار و رفتار درست و نیک هستم و… بسیار سودمند است.

کارشناسان برای دستیابی به آرامش جسمی و روانی آموزه های تجربی را پیشنهاد کرده اند به خاطر داشته باشید آنان تاکید می کنند که برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیت‌های ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمائید.:

• آرام و شمرده سخن بگویید.

•  همیشه پاکیزه باشید و لباس راحت به تن کنید.

•  گشاده رو و خوشخو باشید.

• آرام و با دید روبه رو (افقی) راهپیمایی کنید.

•  سپاسگزار و خوشبین باشید.

•  همیشه به خود و دیگران احترام بگذارید.

•  طبیعت را دوست بدارید.

•  خود و دیگران را ببخشید و بخشنده باشید.

•  فهرستی از موفقیت های خود را همراه و به یاد داشته باشید.

•  برای رسیدن به هدف های خود برنامه ریزی کنید.

•  خوراک های سالم و میوه تازه بخورید.

•  شیر و آبمیوه طبیعی بنوشید.

•  شادی های خود را با دیگران تقسیم کنید.

•  خود و دیگران را دوست داشته باشید.

•  با دوستان خوشرو و بذله گو دوست شوید.

•  لبخند را فراموش نکنید.

•  به موسیقی آرام و کلاسیک گوش کنید.

• حداقل روزی ۱۵ دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سکوت کرد. بلکه باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یک ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.

• هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید این کار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد.

• وقتی احساس می‌کنید که سرتان پر از فکرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاک کنید.

• افراد آرام به خود می‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی‌توان کرد، آنگاه از تفکر به آینده و ادامه زندگی لذت می‌برند.

• آرامش را از کودکان بیاموزید. آنها در همان لحظه‌ای هستند که زندگی می‌کنند و لذت می‌برند.

• اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید که افکار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد کرد. اما شاد کردن دیگران باعث آرامش می‌شود.

• هر چه اکسیژن بیشتری به شما برسد آرام‌تر خواهید شد. بنابراین خوب است که در محل کار یا خانه خود گیاهانی را نگهداری کنید.

• سعی کنید از چیزی که هستید راضی باشید در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌کنید.

• با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل کنید.

• با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.

• مهم نیست که با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلکه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.

• سرعت حرکت شما با احساستان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام کنید. طولی نمی‌کشد که آرام خواهید شد.

• گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

• لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عکس و فیلم بگیرید. سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره ‌شان فکر کنید و لذت ببرید.

• آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فکری و احساس آرامش خواهد شد.

• هرچند وقت یکبار ساعت خود را باز کنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. همچنین درآوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبی کمک می‌کند.

• برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.

• تمرین کنید که آرامتر از حد معمول صحبت کنید. اینکار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می‌کند.

• احساسات و مشکلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس کنید.

• یکی از مهم ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسایل کوچک است. دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.

• شاد کردن دیگران، ‌موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یک کارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی کنید. دیگران را برای لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف که وظیفه نیست.

• اگر می‌دانستید که: “سیگار کشیدن + ورزش نکردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش”، هرگز سیگار نمی‌کشیدید و ورزش کردن را به تعویق نمی‌انداختید.

• راحتی یکی از عناصر مهم آرامش است. دمای مناسب، صندلی، لباس و کفش راحت این امکان را برای شما فراهم می‌کند. پوشیدن لباس های گشاد و راحت باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌شود.

• اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده‌اید. اگر از خدا دور افتاده‌اید، اکنون وقت آشتی است. داشتن یک تکیه گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می‌شود.

مروری بر آنوریسم‌هاى داخل جمجمه‌

آنوریسم‌ (Aneurysm)‏ عبارت است از بزرگ شدن یا بیرون‌زدگی دیواره یک سرخرگ در اثر ضعف دیواره سرخرگ‌. آنوریسم معمولاً در آئورت (سرخرگ بزرگی که از قلب منشاء گرفته و در سینه و شکم به سمت پایین حرکت می‌کند) یا سرخرگ‌هایی که مغز، پاها، یا دیواره قلب را تغذیه می‌کنند، ایجاد می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  آنوریسم یک بیرون زدگی بصورت حباب در جدار شریان های مغزی است در حقیقت آنوریسم عروق مغزی ناشی از یک ضعف در جدار شریان های مغزی است که بتدریج به علت بالا بودن فشار در داخل عروق سبب برجستگی و ایجاد حباب می شود و چون جدار آن ها ضعیف تر از جدار طبیعی شریانها است ممکن است پاره شود و سبب خونریزی  مغزی شود خونریزی می تواند در فضای ساب ارداکنویید اتفاق افتد که خون همراه با CSF ( مایع مغزی نخاعی) است و یا در داخل خود نسج مغز ایجاد شود که خونریزی داخل مغزی (اینتراسربرال هماتوما ) گویند.

اصول تشخیصى

– وجود شواهدى به‌نفع خونریزى داخل جمجمه‌ای: شروع ناگهانى سردرد، سفتى گردن، اختلال هوشیاری، تشنج، اختلالات قلبى ریوى و …
– وجود شواهدى به‌نفع گسترش تودهٔ داخل جمجمه‌ای: بروز نقایص پیشرونده در اعصاب مغزی، راه‌هاى طولانی، نیمکره‌هاى مخچه یا ساقهٔ مغز.
– نمایش‌دادن ساک آنوریسمى توسط آنژیوگرافی، CTاسکن یا MRI.

نکات کلى

تعریف آنورسم عبارت است از اتساع عروق خونى ثانویه به‌وجود اختلال در جدار رگ.
آنوریسم‌هاى ساکولار (کیسه‌اى شکل) شایع‌ترین محل آنها عروق حلقهٔ ویلیس یا شریان بازیلار است و از نظر اندازه از چند میلى‌متر تا ۵ سانتى‌متر متغیر هستند. حالت کروى با سطح صاف یا گاهى نامنظم دارند و به‌نظر مى‌رسد که از وضعیت دژنراتیو اکتسابى به‌وجود آمده‌اند.

در اثر اختلالاتى که موجب کاهش قدرت بافت همبندى مى‌شود، تشدید مى‌شوند. آنوریسم‌هاى داخل جمجمه‌اى در اتوپسى ۵% افراد به‌طور اتفاقى یافت مى‌شوند. آنها ممکن است از لحاظ بالینى با پاره‌شدن و خونریزى داخل جمجمه‌اى متعاقب آن و یا با اثرات فشارى برروى عناصر مجاور خود مشخص شوند.
تقریباً حدود ۶۰% موارد کل پارگى‌هاى آنوریسمى در خانم‌ها مى‌باشد.

البته در سنین زیر ۴۰ سال انسیدانس پارگى در مردان کمى بیشتر است. اغلب آنوریسم‌ها در بیماران ۴۰ تا ۶۰ ساله یافت مى‌شوند و در کودکان نادر هستند. در بیماران مبتلا به کلیهٔ پلى‌کیستیک میزان شیوع آنوریسم ساکولار تاحدودى بالا مى‌رود.
منشاء آنوریسم‌هاى ساکولار معمولاً در مناطق دوشاخه‌شدن یا در انحناء مسیر شریان‌ها است و معمولاً جهت آنها به‌سمت جریان خون است. آنوریسم‌هاى ساکولار که منجر به خونریزى مى‌شوند به‌ترتیب محل شیوع عبارتند از:

۱. محل تقاطع شریان مغزى قدامى (ACA) و شریان ارتباطى قدامی.
۲. محل تقاطع شریان کاروتید داخلى با شریان ارتباطى خلفی.
۳. شریان مغزى میانی.
۴. سیستم شریانى ورتبروبازیلر.
۵. محل دوشاخه‌شدن شریان کاروتید داخلی.
۶. قسمت دیستال شریان مغزى قدامی.

۱۴ تا ۳۴ درصد بیماران داراى آنوریسم‌هاى متعدد هستند و آنوریسم‌هاى متعدد در خانم‌ها ۵ برابر شایع‌تر از آقایان است و مى‌توانند همراه با فشارخون بالا، بمیارى کلیهٔ پلى‌کیستیک، کوارکتاسیون آئورت، سندرم اهلرزدانلوس، مالفورماسیون‌هاى شریانى – وریدی، سودوزانتوما الاستیکوم، بیمارى مویامویا یا تروما به‌سر، دیده مى‌شوند. آنوریسم‌هاى بزرگتر از ۵/۲ سانتى‌متر به‌عنوان آنوریسم ژآنت مشهور هستند که حدود ۵% موارد آنورسم‌ها را شامل مى‌شوند.

آنوریسم‌هاى داخل جمجمه‌اى در یک‌سوم بیماران در طى استراحت پاره مى‌شوند و در یک‌سوم دیگر در طى فعالیت روزمرهٔ زندگى و در یک‌سوم باقى‌مانده در طى فعالیت‌هائى که سبب افزایش فشارخون مى‌شوند پارگى رخ مى‌دهد. افزایش فشار خون و سیگار مى‌تواند افراد را مستعد خونریزى ساب‌آراکنوئید نماید.

خونریزى ساب‌آراکنوئید نتیجهٔ معمول پارگى آنوریسم ناشى از تروما مى‌باشد. در درصد کمى از بیماران هماتوم داخل پارانشیمى مغزى ممکن است بروز کند و یا اینکه خونریزى ساب‌آراکنوئید ممکن است با سیستم بطنى مغز، ارتباط پیدا کند که این مسئله به‌خصوص در مورد خونریزى ساب‌آراکنوئید ناشى از آنوریسم‌هاى شریان ارتباطى قدامى صادق است.

پیش‌آگهى

اگر آنوریسم تحت عمل جراحى قرار نگیرد، شانس خونریزى مجدد از آن حدود ۵۰% در فاصله زمانى ۶ ماه بعد از پارگى اولیه است و در هر سال بعد از این زمان هم ۳% شانس خونریزى مجدد دارند. از طرف دیگر هر آنوریسم پاره نشده در هر سال حدود ۱ تا ۳ درصد شانس پارگى دارد.

علائم بالینى

علائم و نشانه‌ها

قبل از پارگى حدود ۴۸% بیماران مى‌توانند علائم هشداردهنده‌اى داشته باشند که این علائم ممکن است شامل سردردهاى غیرمعمول یا نقایص عصبى موقتى باشد.

خونریزى‌هاى متوسط سبب ایجاد تابلوى کلاسیک بیمارى مى‌شوند که عبارت است از سردرد شدید به‌همراه مننژیسموس، فوتوفوبی، تهوع، استفراغ و افتادن ناگهانى مریض. موارد شدیدتر مى‌توانند موجب ایجاد نقایص عصبی، اختلال هوشیاری، کُما یا مرگ شوند.

بیمارانى که دچار یک آنوریسم داخل جمجمه‌اى هستند ممکن است هم‌چنین دچار علائم حجمى تودهٔ داخل مغزى شوند. آنوریسم‌ها هم‌چنین قادر هستند اعصاب مغزی، هسته‌هاى عصبى و یا راه‌هاى عصبى مجاور خود را تحت فشار قرار دهند و ایجاد علائم فوکال عصبى نمایند.

یکى از سندرم‌هاى کاملاً شرح داده شده عبارت است از اختلال ناگهانى و یکطرفه در مردمک که به‌علت فشار بر روى عصب سوم مغز توسط آنوریسمى که از شریان ارتباطى خلفى منشاء مى‌گیرد، مى‌باشد. آنوریسم‌هاى ژآنت اغلب علائم مربوط به یک تودهٔ در حال بزرگ‌شدن مغزى را تظاهر مى‌دهند و ممکن است سبب از دست‌رفتن بینائی، ایسکمى فوکال مغزى یا نقائص عصبى دیگر شوند.

مطالعات تصویربردارى

CTاسکن روش مطمئن و قابل اطمینانى براى تائید خونریزى ساب‌آراکنوئید مى‌باشد. زمانى‌که مواد حاجب به‌کار برده مى‌شوند، خود آنوریسم‌ها را هم گاهى اوقات مى‌توان مشاهده کرد. عوارض آنوریسم پاره‌شده مثل هیدروسفالی، انفارکتوس مغزى یا خونریزى مجدد نیز توسط CTاسکن تشخیص داده مى‌شوند. آنژیوگرافى روش تشخیصى ضرورى براى تمام موارد خونریز‌ى‌هاى ساب‌آراکنوئید است و تنها در صورت وجود کنترااندیکاسیون ان را انجام نمى‌دهیم.

آنژیوگرافى باید در نزدیک‌ترین زمانى که شرایط فرد اجازه مى‌دهد، انجام شود و آنژیوگرافى اورژانس به دو دلیل لازم نمى‌باشد: اول اینکه اگر آنژیوگرافى در عرض ۸ ساعت اول از شروع پارگى انجام شود ممکن است خطر خونریزى مجدد را افزایش دهد و دوم اینکه آنوریسم‌ها ممکن است خیلى کوچک بوده و تنها در صورتى‌که آنژیوگرام داراى بهترین کیفیت باشد، دیده شوند.
MRI ممکن است آنوریسم را به‌شکل علامتى توخالى نمایش دهد ولى خونریزى ساب‌آراکنوئید حاد را با حساسیت کمترى نسبت به CT نشان مى‌دهد.

LP

از آنجائى که برخى از بیماران مبتلا به خونریزى ساب‌آراکنوئید در اثر پیداشدن فتق یا خونریزى مجدد متعاقب LP وضعیت آنها رو به‌وخامت خواهد رفت، بنابراین CTاسکن و آنژیوگرافى روش‌هاى انتخابى تشخیصى SAH هستند.

درمان

درمان‌هاى طبى

درمان‌هاى غیرجراحى به‌منظور جلوگیرى از خونریزى مجدد و وازواسپاسم انجام مى‌شود. خطر خونریزى مجدد در چند روز اول بعد از پارگى اولیه بالاتر است. شانس خونریزى مجدد در طى روز اول بعد از پارگى ۴% است و در طى دوهفتهٔ اول این رقم به ۲۰% مى‌رسد.

میزان مرگ‌ومیر ناشى از خونریزى مجدد حدود ۴۰% مى‌باشد. وجود پارگى اولیهٔ آنوریسم تاحدودى وابسته به هیپرتانسیون مزمن است و ارتباط خونریزى مجدد با افزایش فشارخون، قطعى است. فشارخون را باید در حد سطوح طبیعی، توسط ایجاد حالت تسکین در بیمار، استراحت و کاربرد منطقى داروهاى ضدفشارخون نگه داشته شود. داروهاى ضدتشنج براى جلوگیرى از تشنج‌هاى ناشى از افزایش فشارخون به‌کار برده مى‌شوند.

وازواسپاسم عبارت است از تنگ‌شدن بى‌وقفهٔ عروق مغزى که در ۲۰ تا ۳۰درصد موارد متعاقب خونریزى ساب‌آراکنوئید مشاهده مى‌شود و مى‌تواند منجر به ایسکمى مغزى یا انفارکت واضح مغزى شود. انسیدانس وازواسپاسم بستگى به میزان خونى دارد که در CTاسکن در فضاى ساب‌آراکنوئید مشاهده مى‌شود و این عارضه اغلب در فاصله زمانى ۳ تا ۱۰ روز بعد از پارگى اولیه رخ مى‌دهد.

در طى مدت فوق اگر دست‌کارى جراحى بر روى بیمار انجام شود، شانس‌ وازواسپاسم بالاتر خواهد رفت. شیوع صدمهٔ ایسکمیک ناشى از وازواسپاسم با مصرف‌کردن فیبرینولیتیک‌ها افزایش مى‌یابد و داروهاى آنتى‌فیبرینولیتیک را تنها در مراحل اولیهٔ بعد از خونریزى مى‌توان به‌کار برد تا زمانى‌که جراحى بر روى بیمار بتواند انجام شود.

درمان رایج براى پیشگیرى و کنترل وازواسپاسم عبارت است از اینکه حجم خون در گردش را در حد بالائى نگه داریم که براى این منظور مى‌توان از محلول‌هاى کولوئید و کریستالوئید استفاده کرد تا میزان فشارخون ورید مرکزى را به‌حد ۱۴-۷ سانتى‌متر آب برسانیم و هم‌چنین باید از افت فشارخون و هیپوکسى به‌طور جدى جلوگیرى به‌عمل آورد و در بیماران علامت‌دار مبتلا به وازواسپاسم، مى‌توان اقدام به بالابردن فشار یا اتساع مغزى نمود که براى این منظور مى‌توان از آمینوفیلین و ایزوپروترنول استفاده نمود. اخیراً داروهاى مسدودکنندهٔ کانال کلسیم (CCB) براى کاهش ایسکمى مغزى ناشى از وازواسپاسم مفید، تشخیص داده شده‌اند.

درمان‌هاى جراحى

جراحى به‌منظور پیشگیرى دائمى از پارگى یا گسترش آنوریسم انجام مى‌شود.

رایج‌ترین روشى که امروز انجام مى‌شود این است که جراحى زودرس در مورد بیمارانى که وضعیت عصبى خوبى دارند انجام شود ولى در مورد بیمارانى که نقائص عصبى شدید دارند، جراحى را تا زمان بهبود و کم‌شدن خطر وازواسپاسم به‌ تأخیر انداخت.

اشنایی با تومورهاى مغزی غیرگلیومى

تومورهای مغزی به دو نوع خوش خیم و بدخیم تقسیم می‌شوند که این به تنهایی در تعیین پیش آگهی و آینده بیماری کافی نیست و محل تومور هم حائز اهمیت است. چون حتی یک تومور خوش خیم، اگر در محلی حیاتی قرار گرفته باشد، می‌تواند از نظر سیر بالینی بدخیم در نظر گرفته شود و به مرگ زودرس بیمار منجر شود.

مننژیوم

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  این تومورها رشد آهسته‌اى داشته و کروى شکل هستند. مى‌توانند سبب تهاجم به استخوان شوند و خونگیرى آنها به‌طور عمده از سیستم کاروتید خارجى است (شریان مننژیال میانى و …) هنگامى که اندازهٔ تومور کوچک باشد، خارج‌کردن کامل آن منجر به بهبودى در بیش از ۹۰ درصد موارد خواهد شد.

مننژیوما از سلولهای اپیتلیوئیدآراکنوئید در مننژ منشاء می‌گیرد. شایعترین محل آن در امتداد لینوس ساژیتال و رویتحدب سربرال Cerebralconvexityاست. اغلب هایپراستئوز ایجاد می‌کنند. تهاجم به استخوان بیانگر مننژیومای بدخیمنیست. به ندرت و پس از رزکسیون‌های متعدد ممکن است متاستاز به ریه رخ دهد، گرچهرشد متاستاز نیز کند است. مننژیوما در خانمها شایعتر است و ممکن است حین حاملگی یاهورمون‌تراپی سایز آن افزایش یابد. این یافته‌ها و ارتباط مننژیوما با کانسرپستان، نقش بالقوه‌ی هورمونهای استروئیدی و رسپتورهای استروئیدی را در رشدمننژیوما بیان می‌کند. مننژیوما رسپتورهای پروژسترونی، آندروژنی و استروژنی (a ,b) دارد.

عملکرد این رسپتورهای پروتئینی خیلیواضح نیست، ولی ممکن است اهمیت پروگنوستیک داشته باشند. مثلاً گیرنده‌هایپروژسترونی در مننژیومای خوش خیم ظاهر می‌گردند که کمتر احتمال عود وجود دارد. ازلحاظ تمایز سلولی مننژیوم به سه دسته تقسیم می‌شود:

مننژیوم خوش‌خیم (گرید WHO I)، مننژیوم آتیپیک (گرید WHO II) و مننژیوم بدخیم (گرید WHO III که شامل آناپلاستیک و سارکوماتوز است) و ۷۰تا ۸۵% موارد را نوع خوش خیم، ۱۵ تا ۲۵% موارد را نوع آتیپیک و ۱ تا ۳ درصد مواردرا نوع بدخیم تشکیل می‌دهد. بقای عاری از عود طی ۱۰ سال در نوع خوش‌خیم حدود ۸۰درصد و در نوع آتیپیک حدود ۳۵% و در نوع بدخیم صفر درصد است.

تومورهاى غلاف عصبى

این تومورهاى خوش‌خیم از سلول‌هاى شوآن منشاء مى‌گیرند و تمایل به درگیرى اعصاب حسى به‌خصوص عصب هشتم را دارند (نوروم آکوستیک) و گاهى نیز عصب پنجم را درگیر مى‌کنند.

شوانوم‌هاى دوطرفهٔ عصب هشتم براى نوروفیبروماتوز تیپ ۲ جنبه تشخیصى دارند. البته باید توجه داشت که اکثریت قریب به اتفاق بیماران داراى شوانوم‌هاى آکوستیک، فاقد علائم هستند.

شایع‌ترین تومورهاى اعصاب محیطى است که به‌نام‌هاى متنوع فیبروبلاستوم اطراف عصبی، نوریلموما یا شوانوم مشهور است.

این تومورها قادر هستند قسمت اعظم عصب درگیر را به یک سمت جابه‌جا کنند و اغلب مى‌توان آنها را به‌طور کامل یا تقریباً کامل خارج ساخت.

در بیماران مبتلا به نوروفیبروماتوز که در سن بلوغ هستند تومورهاى اعصاب محیطى ممکن است بدخیم شوند و به‌ نواحى دیگر بدون متاستاز داده یا به بافت‌هاى اطراف تهاجم موضعى پیدا کنند.

شوانوم واقعى که از سلول‌هاى شوان تشکیل شده است و تومور نادرى مى‌باشد، پتانسیل بالائى براى بدخیم‌شدن دارد که این مسئله به‌خصوص در افراد مبتلا به نوروفیبروماتوز صادق است. نوروفیبروم، مربوط به فعالیت نئوپلاستیک منتشر در غلاف عصب است.

رشد این تومورها اغلب در زمان بلوغ تسریع مى‌شود.

کرانیوفارنژیوم

این تومور از بقایاء کیسه راتکه منشاء مى‌گیرد. این تومور معمولاً در ۲۵-۱۰ سالگى تظاهر مى‌کند. معمولاً تومورى است سوپراسلار و پاپیل ادما در ان از تومورهاى هیپوفیز شایعتر است. از مشخصات آن به‌خصوص در بچه‌ها، کلسیفیکاسیون است. پایه درمان جراحى است.

این تومورها از زین ترکى گسترش خود را آغاز کرده و مى‌توانند باعث درگیرى اعصاب اپتیک، هیپوتالاموس و بطن سوم شوند که نتیجه مى‌تواند از دست‌دادن بینائی، اختلالات اندوکرین و انسداد جریان CSF باشد.

کرانیوفارنژیوم‌هائى که در دوران کودکى تظاهر پیدا مى‌کنند اغلب در گرافى ساده، کلسیفیکاسیون از خود نشان مى‌دهند.

تومورهاى مادرزادى

تومورهاى اپیدرموئید

تومورهاى این دسته در جمجمه اغلب خارج از خط وسط به‌وجود مى‌‌آیند.

تومورهاى درموئید داخل جمجمه‌اى

این گروه تومورهاى نادرى هستند که تمایل دارند در خط وسط به‌خصوص در حفرهٔ خلفى بروز کنند.

تراتوم

تراتوم‌ها هم تومورهاى نادرى هستند که از هر سه لایهٔ زاینده منشاء گرفته‌اند، این تومورها تمایل به بروز در خط وسط دارند و شایع‌ترین محل بروز آنها ناحیهٔ پینه‌آل یا بطن سوم است.

کوردوم

على‌رغم اینکه رشد آهسته‌اى دارند و از لحاظ بافت‌شناسى خوش‌خیم هستند ولى به‌طور موضعى مهاجم هستند و خارج‌کردن این تومورها با روش جراحی، مشکل است، رادیاسیون LET با نور اشعه بالا سبب مى‌شود که عود کاهش یابد.

تومورهاى ناحیه پینه‌آل

شایع‌ترین تومورهاى ناحیهٔ پینه‌آل از سلول‌هاى ابتدائى زاینده (germ cell) منشاء گرفته و از لحاظ مورفولوژیک، شبیه سمینوم بیضه و دیس‌ژرمینوم تخمدان هستند. اغلب ژرمینوم‌ها در دههٔ دوم و سوم زندگى علامتدار مى‌شوند و در مردها شایع‌تر از خانم‌ها هستند. ژرمینوم‌هاى مشابهى از ناحیه سوپراسلار (هیپوتالامیک) منشاء مى‌گیرند که به‌طور اشتباه پینالوم‌هاى اکتوپیک نامیده شده‌اند. ژرمینوم‌ها به اشعه حساسیت فوق‌العاده بالائى دارند و توانائى انتشار از راه CSF را دارند.

تومورهاى متاستاتیک

سرطان ریه در مردها و سرطان پستان در خانم‌ها مسئول ۶۱درصد موارد متاستاز مغزى هستند.

اغلب تومورهاى متاستاتیک مغزى در سوپراتنتوریال واقع هستند و به‌خصوص در مسیر شریان مغزى میانى (MCA) قرار دارند. فقط در حدود ۳۰درصد موارد منفرد و قابل جراحى هستند. ادم مغزى شدید در اطراف کانون‌هاى متاستاتیک ناشایع نمى‌باشد. تومورهاى متاستاتیک ممکن است به پرده‌هاى مننژ تهاجم پیدا کرده و مننژیت کارسینوماتو ایجاد کنند.

مننژیوم مغزی یا مننژیوما

به توموری که از لایه های محافظ مغز منشاء می گیرد، مننژیوم گفته می شود. این تومورها اغلب خوش خیم بوده و اگر خیلی بزرگ نشده باشند مغز را درگیر نمی کنند. مننژیوم شایع‌ترین تومور مغزی است و ۳۳ درصد افراد که در آنها تشخیص تومور مغزی داده می‌شود، به این نوع تومور مبتلا هستند. مننژیوم بیشتر در زنان دیده می شود. در مردان و بخصوص در کودکان بسیار کمتر رخ می دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   مننژیوم در واقع درون خود مغز نیست، بلکه از پرده خارجی مغز و نخاع به نام مننژ منشا می‌گیرد. این تومورها رشد آهسته‌اى داشته و کروى شکل هستند. مى‌توانند سبب تهاجم به استخوان شوند و خونگیرى آنها به‌طور عمده از سیستم کاروتید خارجى است (شریان مننژیال میانى و …) هنگامى که اندازهٔ تومور کوچک باشد، خارج‌کردن کامل آن منجر به بهبودى در بیش از ۹۰ درصد موارد خواهد شد.

همانطور که گفته شد مننژیوم‌ها با شیوع بیشتری در زنان مسن تشخیص داده می‌شوند. حدود ۹۰ درصد آنها خوش‌خیم هستند و رشد آهسته‌ای دارند- و در موارد نادری ممکن است بدخیم شوند- اما مننژیوم بسته به محل قرارگیری‌اش در مغز ممکن است مشکلات گوناگونی را ایجاد کند.

علائم این تومور ممکن است به صورت تغییر در بینایی، سردردی که در طول زمان بدتر می‌شود، اشکال در شنوایی یا اختلال حافظه، حمله تشنجی و ضعف و فلج در اندام‌ها بروز کند.

بسیاری از افراد دارای این تومور هم ممکن است علامتی نداشته باشند.

علائم بیماری بستگی به محل تومور دارد. از آنجا که این تومورها خوش خیم بوده و رشد آهسته ای دارند، ممکن است قبل از بروز علائم بسیار بزرگ شده باشند. اگر تومور در سطح مغز ایجاد شده باشد،

علائم بیماری عبارت خواهند بود از سردرد، تشنج، اختلالت رفتاری و یا ضعف اندام ها در یک سمت بدن. بیمار ممکن است یک یا چند علامت را داشته باشد.

دسته دیگری از این تومورها آنهایی هستند که در قائده جمجمه اتفاق می افتند. در این بیماران اختلال در عملکرد اعصاب جمجمه ای مانند بینایی، شنوایی، بویایی و امثال آن بیشتر دیده می شود.

برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ابتلا به مننژیوم دارای یک زمینه ژنتیکی است و در برخی از خانواده‌ها بیشتر دیده می‌شود، و برخی پژوهش‌های دیگر بیانگر آن بوده‌اند که افرادی که با تحت پرتوتابی به دوز بالا به مغز قرار گرفته‌اند، بیشتر ممکن است به این تومور مبتلا شوند.

پژوهش‌های اخیر بیانگر ارتباط میان انجام مکرر رادیوگرافی دندانی و افزایش خطر دچار شدن به مننژیوم بوده‌اند.

سه گزینه درمانی بالقوه برای مننژیوم وجود دارد. یکی پرتوتابی به مغز. گزینه دوم جراحی است: بسته به اندازه و مکان تومور و علائم بیمار ممکن است جراحی برای برداشتن تومور انجام شود.

و گزینه سوم “رادیوجراحی استرئوتاکتیک” است که در آن دوزهای پرتوی با قدرت بالای متمرکز به یک ناحیه کوچک تابانده می‌شود، و ممکن است برای بیمارانی که نمی‌خواهند جراحی شوند یا نامزد خوبی برای جراحی نیستند، به کار رود.

با توجه به رشد آهسته تومور در مواردی که مننژیوم علائمی ندارد، ممکن است پزشک صرفا رشد تومور را به طور دوره‌ای با انجام اسکن مغز پیگیری کند.

مننژیوما از سلولهای اپیتلیوئیدآراکنوئید در مننژ منشاء می‌گیرد. شایعترین محل آن در امتداد لینوس ساژیتال و رویتحدب سربرال Cerebralconvexityاست. اغلب هایپراستئوز ایجاد می‌کنند.

تهاجم به استخوان بیانگر مننژیومای بدخیمنیست. به ندرت و پس از رزکسیون‌های متعدد ممکن است متاستاز به ریه رخ دهد، گرچهرشد متاستاز نیز کند است. مننژیوما در خانمها شایعتر است و ممکن است حین حاملگی یاهورمون‌تراپی سایز آن افزایش یابد.

این یافته‌ها و ارتباط مننژیوما با کانسرپستان، نقش بالقوه‌ی هورمونهای استروئیدی و رسپتورهای استروئیدی را در رشدمننژیوما بیان می‌کند. مننژیوما رسپتورهای پروژسترونی، آندروژنی و استروژنی (a ,b) دارد.

روش های درمانی در مننژیومای مغز

درمان انتظاری (پیگیری و ویزیت بیماربه صورت دوره‌یی و بدون درمان).

اغلب موارد مننژیوما، بدون علامت بودهو به طور تصادفی حین تصویربرداری به دلایل دیگر یا در اتوپسی‌ها کشف می‌شوند.

اغلب بیماران دارای مننژیوم کوچک بدونعلامت را می‌توان تحت نظر گرفت و در صورت علامتدار شدن یا بزرگترشدن تومور آن رادرمان نمود. در یک بررسی گذشته‌نگر ژاپنی روی ۱۴۳۴ بیمار مبتلا به مننژیوما که تحتنظر گرفته شده بودند، ۶۳% بیماران پس از گذشت ۵ سال شواهدی از رشد تومور نداشتند.این یافته‌ها بیانگر آن است که تحت نظر گرفتن دقیق این بیماران و عدم درمان قطعیممکن است انتخابی منطقی در بیمارانی باشد که تومور کوچک و بدون علامت دارند. باانجام CT اسکن یا MRI مغز هر سه تا شش ماه می‌توان رفتار بیولوژیکتومور را ارزیابی نمود. در صورت عدم رشد تومور می‌توان فواصل تصویربرداری را به یکسال افزایش داد.

نقش رادیوتراپی در درمان:

رادیوتراپی در همه‌ی بیماران مبتلا بهمننژیومای آتیپیک و بدخیم صرفنظر از کامل بودن جراحی توصیه می شود. همچنین بیمارانمبتلا به مننژیومای خوش خیم که رزکسیون تومور کامل نبوده است کاندیدایرادیوتراپی هستند و در موارد رزکسیون کامل ضایعه‌ی گروس می‌توان از رادیوتراپیصرفنظر نمود. اخیراً رادیوتراپی به عنوان تنها مدالیته‌ی پس از بیوپسی یا حتی پساز یافته‌های تصویربرداری (بدون بیوپسی) در چندین بررسی به کار رفته است که دربرخیبررسی‌ها بقای عاری از عود ۱۰ و ۵ ساله ۱۰۰% و در برخی دیگر بقای عاری از عود ۱۵ساله ۴۷% بوده است.

نقش رادیوسرجری در درمان :

رادیوسرجری در بررسی‌های گذشته‌نگر درموارد مننژیومای اولیه‌ی کوچک، باقیمانده پس ازجراحی، رشد مجدد پس از جراحی قبلییا ضایعات اولیه‌ی قاعده‌ی جمجمه به کار رفته است و در مجموع کنترل لوکال ۵ تا۱۰ساله ۷۵ درصد داشته است. ولی عوارض آن نسبت به جراحی بیشتر است و شامل نوروپاتیکرانیال، نقص گذرای عصبی، نکروز و ادم بدخیم می‌باشد که در ۶ تا ۴۲ درصد مواردگزارش شده است.

نقش کموتراپی در درمان:

کموتراپی نقشی دردرمان موارد تازهتشخیص داده شده و رادیوتراپی شده ندارد و تنها به عنوان مدالیته جانشین در مواردی کهامکان جراحی یا رادیوتراپی نباشد به کارمی‌رود.

داده‌های اولیه بیانگر فعال بودنهیدروکسی اوره آ در موارد unresectable یا عود بوده است.

نقش هورمون تراپی در درمان:

به رغم وجود رسپتورهای استروژنی،پروژسترونی وآندروژنی درمان با تاموکسیفن و میفپریستون (mifeperiston) نافرجام بوده است.

نقش تارگت تراپی در درمان :

Gleevec، مهارکننده‌های آنژیوژنز و مهار کننده‌های EGFR همگی ارزیابی شده‌اند که هیچیک تأثیر واضحینداشته‌اند.

به طور خلاصه باید گفت که درماناولیه‌ی مننژیوما براساس علائم و شکایات بیمار، سن، محل و سایز ضایعه می‌باشد و ممکناست یک یا ترکیبی از سه مورد زیر باشد:

۱- درمان Conservative (محافظه کارانه):در مورد بیماران بدون علامت که رشد تومور ناچیز باشد مناسبترین روش است. کشف توموردراغلب این بیماران به طور اتفاقی است.

۲-  جراحی: جراحی در درمان اولیهیا حتی عود کرده بیماری نقش عمده‌یی ایفا می‌کند.

۳- ,Radiotherapy(RT)Stereotactic Radio surgery (SRS) یاStereotactic Radiotherapy (SRT) به عنوان درمان اولیه یا درمان همراه با جراحی در مننژیومای خوشخیم به کار می‌رود. همچنین رادیوتراپی پس ازرزکسیون مننژیوم آتیپیک یا بدخیمصرفنظر ازوسعت رزکسیون توصیه می‌شود.

کبد چرب ( fatty liver )

کبد چرب (fatty liver)‏ با تجمع چربی در سلول‌های کبدی و التهاب کبد مشخص می‌شود. این حالت ممکن است در افرادی که الکل مصرف می‌کنند ایجاد شود ولی در ایران این بیماری علل دیگر دارد و «کبد غیر الکلی» نامیده می‌شود. فرم غیر الکلی این بیماری درتعدادی از اختلالات بالینی مانند : دیابت، چاقی، سوء تغذیه رخ می‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   اگرچه علت اصلی بیماری کبد چرب مشخص نیست، ولی به نظر می رسد این بیماری ارتباط نزدیک با برخی بیماری های متابولیک دارد که از آن جمله: چاقی، افزایش کلسترول و تری گلیسرید خون و دیابت را می توان نام برد. در درمان کبد چرب، کنترل این بیماری های زمینه ای بسیار موثر می باشد.

منظور از کبد چرب، رسوب چربی (عمدتاً از چربی‌های خنثی مثل تری گلیسیرید) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل می تواند باشد که به آن “Alcoholic Fatty Liver” می‌ گویند، یا بدون مصرف الکل و یا در حضور میزان بسیار جزیی از الکل (که برای کبد خطر ساز نیست) ایجاد می ‌شود که تحت عنوان کلی “Non Alcoholic Fatty Liver Disease” (بیماری کبد چرب غیر الکلی) گفته می‌ شود.

رسوب چربی در کبد از نظر شکل ذرات چربی و از نظر اهمیت بالینی و فیزیوپاتولوژی به دو نوع “Micro Vesicular” و “Macro Vesicular” تقسیم می‌ شود.

آنچه مورد بحث فعلی است نوع “Macro Vesicular” است، یعنی رسوب ذرات درشت چربی در سلول‌های کبد که به جابجا شدن ارگان‌های داخل سلولی منجر می ‌شود، اما فعالیت‌ آنها را مختل نمی ‌سازد. این عارضه در حال حاضر نسبتاً شایع بوده و روز به روز ارزش بیشتری در بیماران مزمن کبدی (که علت خاصی برای بیماری شان پیدا نمی ‌شود) پیدا می ‌کند.

اغلب بیماران ۴۰تا۶۰ سال سن داشته و بیماری در زنان شایع‌تر است. کبد چرب در کودکان با سن بالاتر از ۱۰سال نیز می‌تواند ایجاد شود . این اختلال کبدی مزمن بوده و برای سالها پایدار خواهد ماند.

شیوع کبد چرب در جوامع مختلف گوناگون است. براساس آماری، شیوع کبد چرب غیر الکلی ۹- ۷ درصد در کشورهای غربی و ۲/۱ درصد در ژاپن گزارش شده است. البته این آمار بیان گر درصد واقعی کبد چرب نمی ‌تواند باشد.

احتمال پیدایش کبد چرب غیرالکلی با وزن بیمار ارتباط مستقیم دارد و با توجه به افزایش چاقی در جوامع مختلف از جمله ایران، شیوع این عارضه نیز رو به افزایش است.

این عارضه در چه افرادی نمود پیدا می ‌کند؟

در کسانی که عوامل خطر پیدایش کبد چرب را دارند، مثل افراد چاق، مبتلایان به دیابت و چربی خون بالا و بی ‌تحرک.

مصرف بعضی داروها نیز می ‌تواند باعث رسوب چربی در کبد گردد. در این زمینه می ‌توان به استروئید، ویتامین A، متوتروکسات، آسپیرین، آمیودارون و استروژن سنتیک اشاره نمود. همچنین کاهش سریع وزن در کسانی که قبلاً به چاقی مبتلا بوده‌‌‌اند، می‌ تواند این عارضه را در پی داشته باشد.

در کسانی که سوء تغذیه ی پروتئینی دارند یا به سبب چاقی مفرط، جراحی‌های پیوند بای پس(Bypass) روده‌ای انجام داده‌اند نیز کبد چرب دیده می ‌شود. به دنبال تغذیه ی وریدی طولانی مدت نیز این عارضه بروز می ‌کند.

در زمینه ی بعضی بیماری‌های مزمن از جمله: کولیت زخمی نیز کبد چرب گزارش شده است.

در مواردی نیز هیچ علت یا بیماری زمینه ‌‌ای برای کبد چرب پیدا نمی‌ شود. بنابراین در کسی که دارای آنزیم‌های کبدی Alanine aminotransferease (ALT), aspartate aminotransferase (AST) افزایش یافته در آزمایش می ‌باشد و هیچ علتی برای آن پیدا نمی‌ شود، باید به فکر کبد چرب بود.

قابل ذکر است بیماری کبد چرب در هر سنی دیده می ‌شود، اما بیشترین شیوع آن بین ۶۰- ۴۰ سالگی است. همچنین” “Non Alcoholic Steatohepatitis (کبد چرب غیرالکلی همراه با التهاب در نسج کبد) در خانم‌ها شایع‌تر است.

علت اصلی بروز کبد چرب :

علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته‌است ولی تعدادی از اختلالات بالینی معین به عنوان علل زمینه‌ای شناخته شده‌اند. هفتاد درصد بیماران مبتلا به کبد چرب چاق هستند. دیابت و بالا بودن چربی‌های خون نیز از علل زمینه‌ای آن است. عوامل مختلفی که با عث تغییر متا بولیسم در بدن می‌شوند شامل کاهش ناگهانی وزن، سوء تغذیه، تغذیه وریدی، گرسنگی طولانی مدت نیز ممکن است باعث کبد چرب شوند.

علائم بیماری کبد چرب :

اکثر مبتلایان دارای علامت نیستند گاهی فرد از درد شکم در ناحیه کبد احساس درد و پری می‌نماید وبه ندرت احساس ناراحتی در قسمت فوقانی و راست شکم و خستگی وجود دارد.

گاهی به دنبال بررسی‌های اتفاقی آزمایشگاهی (مانند بررسیهای استخدامی ) کشف می‌شود . در بررسی‌های معمولی، آنزیم‌های کبدی افزایش یافته‌اند و در صورت شک به این اختلال اقدامهای بعدی برای کشف علت زمینه‌ای و بررسی سایر علل بیماری کبدی ضروری است .

آزمایشهای لازم برای قند و چربی‌های خون و همچنین برای ویروسهای هپاتیتی ضروری است . با مطالعات تصویربرداری مانند سونو گرافی، تجمع چربی در کبد نشان داده می‌شود.

گاهی برای اثبات تشخیص نمونه برداری از کبد و مطالعه میکروسکوپی بر روی آن لازم است ولی گاهی نمونه برداری انجام نشده و بیمار به مدت ۶ماه تا یکسال از نزدیک زیر نظر گرفته می‌شود تا طبیعی شدن آنزیم‌های کبدی به دنبال درمان اختلالات زمینه ساز اثبات گردد.

البته هماهنگونه که گفته شد در بیشتر موارد این عارضه بدون علامت است و پزشک در بررسی آزمایشگاهی یا “سونوگرافی” یا “سی تی اسکن” که به علل دیگر انجام می‌ شود، متوجه آن می ‌شود.

فرد به ندرت از ضعف و خستگی و احساس سنگینی و فشار در ناحیه ی فوقانی و راست شکم شاکی است، به خصوص این علائم در مواردی که کبد چرب سریع ایجاد شده باشد، بیشتر بروز می ‌کند.

درد شدید غیرقابل تحمل، زردی، تب، لرز در کبد چرب دیده نمی ‌شود و در معاینه ی فیزیکی نیز تنها علامت “حساس بودن لبه ی کبد” در لمس است.

عوارض و عواقب :

در اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب مشکل جدی برای کبد ایجاد نمی‌شود. کبد چرب از نظر بالینی یک اختلال پایدار وساکت شناخته شده ودر بیشتر موارد سبب اختلال شدیدی در کبد نمی‌شود وبا درمان بهبود می‌یابد.

ولی در تعداد اندکی از بیماران با گذشت زمان با فت جوشگاهی و فیبروز در کبد ایجاد شده ودر نهایت سیروز ونا رسایی کبد ایجاد می‌شود .چون پیش بینی مسیر بیماری در یک فرد واینکه در کدام بیمار پیشرفت خواهد کرد مشکل است، درمان وکنترل آن برای همه مبتلایان الزامی است

نکاتی برای کنترل کبد چرب

* کم کردن وزن: از آنجا که اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی چاق هستند، کاهش وزن در کنترل این بیماری نقش مهمی دارد. برای کاهش وزن، انتخاب رژیم غذایی نیز باید به درستی صورت پذیرد، زیرا کاهش وزن سریع با رژیم های برق آسا خود می تواند سیر بیماری را بدتر نماید.
خیلی از بیماران چاق که به تازگی متوجه کبد چرب خود شده اند، به دلیل ترس از عوارض این بیماری، به رژیم های غذایی سخت روی می آورند که این بیماری را ریشه کن نمایند، ولی علاوه بر ابتلا به عوارض این نوع رژیم ها، گاه سیر کبد چرب را نیز بدتر می نمایند.
لذا انتخاب منطقی رژیم غذایی کاهش وزن زیر نظر متخصص تغذیه و با کاهش وزن نیم تا یک کیلوگرم در هفته توصیه می گردد. اگر شما از افزایش وزن زیادی رنج می برید، جالب است بدانید که با کاهش وزن مختصر در حدود ۱۰ درصد از وزن اولیه نیز در خیلی از موارد سیر بیماری را می توانید کنترل نمایید.

* انتخاب رژیم غذایی سالم : رژیم غذایی پر کربوهیدرات که حاوی میزان قابل توجهی سبزی و میوه و مواد غذایی پرفیبر باشد، معمولا بهترین انتخاب برای افراد مبتلا به کبد چرب است. کاهش چربی مصرفی، به ویژه چربی های اشباع شده و جایگزینی آنها با چربی های غیر اشباع که در روغن زیتون و ماهی وجود دارند، توصیه می گردد. استفاده از نان و غلات سبوس دار باید جدی گرفته شود. در نهایت تعیین مقدار مورد نیازمواد مغذی اعم از پروتئین، چربی و کربوهیدرات بر اساس شرایط افراد باید تنظیم گردد

* انجام ورزش و فعالیت بدنی منظم: چاقی به ویژه چاقی شکمی نقش مهمی در افزایش خطر ابتلا به کبد چرب دارد. بر همین اساس، داشتن پیاده روی منظم به میزان حداقل ۳۰ تا ۶۰ دقیقه در روز توصیه می شود. اگر شما وقت رفتن به باشگاه ورزشی را ندارید، پیاده روی در مسیر کار یا پارک را می توانید جایگزین نمایید.

* کنترل بیماری های زمینه ای متابولیک: کنترل دیابت و چربی های خون در بیماران مبتلا به کبد چرب ، نقش کمک کننده ای در بهبود این بیماری دارد. همانطور که می دانید از اصول مهم کنترل بیماری های متابولیک، رعایت رژیم غذایی و ورزش منظم می باشد.

* محافظت کبد از عوامل خطر: از عواملی که بر روی فعالیت طبیعی کبد اثر سوء دارند، باید پرهیز نمایید. از مهم ترین این عوامل، مصرف برخی از داروها می باشد. لذا در هنگام مراجعه به پزشک، به او بگویید که مبتلا به کبد چرب می باشید که در تجویز دارو به آن توجه نماید.

پیشگیری

رژیم غذایی سالم: شما باید رژیم غذایی سالمی را با مصرف بالای میوه، سبزی، غلات سبوس دار و چربی های مفید برای خود انتخاب کنید.
جلوگیری از افزایش وزن به ویژه چاقی شکمی: داشتن رژیم غذایی سالم به همراه فعالیت بدنی، به حفظ وزن سالم کمک می نماید. در صورت چاق بودن، از همین امروز برای کاهش وزن خود اقدام نمایید.

غذاهای مضر برای کبد

غذاهای فریز شده، زودپز شده، ترشیجات، رب، سس، نمک زیاد، چای پر رنگ، ادویه جات تند، غذاهای فست فوت ، شیرینی جات پیتزا، غذاهای تبلیغی غیر ارزشمند (پفک، چیپس، شکلات، بیسکوییت و…)، مصرف گوشت و تخم مرغ به میزان زیاد، انواع سرخ کردنی ها مانند سیر داغ، پیاز داغ، غذاهای چرب و نوشابه های گازدار.

غذاهای مفید برای کبد

آب، میوه جات سالاد (کاهو، خیار، هویج، جوانه ها)، لیمو ترش تازه، سوپ جو هفته ای یک بار به همراه آلو بخارا، استفاده ۲ تا ۳ قاشق عسل به صورت شربت عسل، استفاده از ترشیجات طبیعی (زرشک، شاتوت و…)، انواع مرکبات، توت فرنگی، هویج، روغن زیتون،عناب، بارهنگ و خاکشیر.

هشدار: کسانی که کبد آنها مشکل دارد باید تا چهل روز از خوردن غذاهای سرخ کردنی و فرآورده های حیوانی پرهیز کنند. اگر کبد دچار اشکال شود، فرد دچار افسردگی، نگرانی، اضطراب، خمودگی، بی حالی، چهره درهم کشیده، چهره رنگ و رو پریده، چهره تیره، دیدن کابوس و گوشه گیری می شود.

آشنایی با رشته بیوفیزیک

اگر درمورد فرآیند‌های زیستی کنجکاو هستید و از حل معما ،طراحی آزمایش، و یا کار با اعداد و ارقام و رایانه لذت می‌برید، فرصت‌های هیجان‌انگیزی دربیوفیزیک در انتظار شماست.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   بیوفیزیک دانشی میان‌رشته‌ای است که در مرز مشترک ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی ، و حتی کامپیوتر قرار دارد. دانشمندان دراین رشته با به‌ کارگیری قوانین حاکم براین علوم به مطالعه‌ی چگونگی کارکرد موجودات زنده می‌پردازند.

موضوعاتی هم‌چون تئوری اطلاعات، علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی، وسایبرنتیک (الگوسازی از روی موجودات زنده) ازجمله موارد مطالعات بیوفیزیک‌دان‌ها هستند.

تلاش برای ساخت حافظه‌های کامپیوتری با الگوگیری ازمولکول DNA، ساخت زیردریایی، رادارهای صوتی، بررسی آثار امواج ماکرویو و امواج الکترومغناطیسی بی‌سیم‌ بر مغز، تولید الکتریسیته توسط جان‌داران زنده و… مسائلی عملی پیش روی پژوهش‌گران در این عرصه است.

بیوفیزیک‌دانان سعی می‌کنند بفهمند که مغز چگونه اطلاعات را پردازش و ذخیره‌سازی می‌کند؟ , قلب چگونه خون را به داخل رگ‌ها پمپ می‌کند؟، ماهیچه‌ها چگونه منقبض می‌شوند؟، گیاهان چگونه در فر‌آیند فتوسنتز نور را جذب می‌کنند؟، ژن‌ها چگونه روشن وخاموش(فعال وغیر‌فعال) می‌شوند؟، و بسیاری پرسش‌های دیگر ….

بیوفیزیک‌دانان به طورویژه به فیزیک وشیمی‌-فیزیک فرآیند‌های زیستی توجه می‌کنند ودر این راستا از اندازه‌گیری، سنجش‌های کمی، وتحلیل بیش‌ترین کمک را می‌گیرند.

چالش‌هایی البته روان‌شناسان، زیست‌شناسان مولکولی و سلولی، دانش‌مندان علم ژنتیک، وبیوشیمی‌دان‌ها هم روی این مباحث کار می‌کنند ولی دیدگاه بیوفیزیک‌دانان اساسا از آن‌ها متفاوت است. که بیوفیزیک‌دانان با آن‌ها مواجه هستند در سطوح مختلفی قرار دارند. در بالاترین سطح بررسی چگونگی فرآیند اندیشیدن، حس کردن، چشیدن، شنیدن، و دیدن در موجودات زیست‌مند قرار دارد. این گروه از دانش‌مندان سازوکار‌ تنفس ونیز کارکرد سیستم دفاعی بدن موجودات زنده را مورد مطالعه قرار می‌دهند. گروهی از ایشان هم به مطالعه‌ی فرآیند‌های زیستی در ابعاد تک سلول‌ها می‌پردازند. آن‌ها تحقیق می کنند که سلول‌ها چگونه حرکت می‌کنند، تقسیم می‌شوند، وبه محرک‌های محیطی پاسخ می‌دهند ونیز چگونه به مواد اجازه‌ می‌دهند به آن‌ها راه یابند ودرآن‌ها جابه‌جا شوند. برخی دیگر از این دانش‌مندان هم به ساختار و رفتار زیست‌مولکول‌های سازنده‌ی سلول‌ها (مولکول‌های خیلی بزرگ مثل DNAوپروتئین‌ها) علاقه‌مندند. توانایی این مولکول‌ها برای انجام فعالیت‌های زیستی‌ی پیچیده به ساختار سه بعدی و ویژگی‌های دینامیکی‌ی آن‌ها وابسته است.

گرایش های بیوفیزیک :

(۱) بیوفیزیک مولکولی

(۲) بیوفیزیک سلولی

(۳) بیوفیزیک جمعیت‌های سلولی

(۴) بیوفیزیک فیزیولوژیک

(۵) بیوفیزیک پرتوها و گرما

(۶) بیوفیزیک نظری

بیوفیزیک سلولی چیست ؟

ترکیبات عمده تشکیل دهنده غشاهای زیستی ، لیپیدها و پروتئینها هستند. غشای سلولهای پستانداران شامل مقدار کمی کربوهیدرات به صورت اتصال یافته با پروتئین (گلیکوپروتئین) و یا لیپید (گلیکولیپید) است. غشای سلولها بیشتر از فسفولیپیدها ساخته شده‌اند. پروتئینهای غشایی را به دو گروه تقسیم می‌کنند.

 پروتئینهای سراسری و پروتئینهای پیرامونی. روشهایی نظیر طیف سنجی فلورسانس و NMR قابلیت حرکت دو لایه لیپیدی را تایید می‌کنند.

لیپیدهای غشایی همانند کریستال مایع رفتار می‌کنند و دارای سیالیت و تغییر پذیری هستند. این حالت برای غشای سلول توانایی انجام اعمال مهم غشایی را فراهم می‌کند. کانالهای متعددی در غشا وجود دارد که مولکولها و یونهای کوچک از آنها می‌گذرند.

غشای سلول به عنوان خازن الکتریکی

به استثنای قسمت مجاور سطوح غشای سلول ، بارهای منفی و مثبت دقیقا با یکدیگر برابر هستند. این موضوع موسوم به اصل خنثی بودن الکتریکی است. به این معنی که به ازای هر یون مثبت یک یون منفی در همان حوالی برای خنثی کردن آن وجود دارد. در غیر این صورت اختلاف پتانسیلهایی به میزان بیلیونها ولت در خارج مایعات ظاهر می‌گشت.

هنگامی که یونهای مثبت به خارج از غشا تلمبه زده می‌شوند این بارهای مثبت در طول سطح خارجی غشا صف می‌کشند و آنیونهایی که در داخل غشا باقی مانده بودند در طول سطح داخلی غشا صف می‌کشند. این امر یک لایه دیپولی از بارهای مثبت و منفی بین داخل و خارج غشا ایجاد می‌کند، این همان اثری است که هنگامی که سلاحهای یک خازن الکتریکی دارای بار الکتریکی می‌شود، بوجود می‌آید. لایه دو طبقه چربی به عنوان یک عایق برای خازن غشای سلول عمل می‌کند.

خدمت بیوفیزیک به فیزیک

فیزیک‌دانان برای مطالعه‌ی سیستم‌های زیستی باید به ابزار‌هایی مثل مکانیک آماری، کوانتم مکانیک، ترمودینامیک غیر تعادلی و… مجهز باشند.

مسائل زیستی به فیزیک‌ پیشه‌ها خدمت فراوانی کرده‌است .مثلا به آن‌ها آموخته است که ساخت موتور با بازدهی بالا و در ابعاد کوچک (حدود نانو متر) امکان‌پذیر است یا این‌که آزمایش‌ باسلول‌های منفرد عملی است. هم‌چنین بیوفیزیک مسائلی را به جامعه‌ی فیزیک معرفی کرده است که فیزیک‌دانان هنوز برای آن‌ها پاسخ‌های قانع کننده‌ای نیافته‌اند. مسائلی نظیر پیچش پروتئین‌ها، ساز و کار خواندن اطلاعات از روی DNA، وعدم وجود تقارن چپ‌گرد و راست‌گرد از آن جمله‌اند.

خدمت بیوفیزیک به بیوتکنولوژی :

نتایج تحقیقات بیوفیزیک‌پیشه‌ها تأثیر گسترده‌ای بر زیست فناوری وداروسازی دارد. محققان این عرصه ابزارهایی برای فهم اساس مولکولی بیماری‌هایی نظیر ایدز(AIDS) فراهم می‌کنند. آگاهی از چگونگی‌ی کارکرد پروتئین‌ها وغشاها، پایه‌ای برای طراحی منطقی داروها ارائه می‌کند.و…

هماچوری یا وجود خون در ادرار

وجود خون در ادرار یا هماچوری ممکن است با چشم دیده شود یا تنها هنگامی که ادرار زیر میکروسکوپ آزمایش می‌شود، آشکار شود. هماچوری اغلب هنگامی کشف می‌شود که آزمایش ادرار به علل دیگری نظیر تست غربالگری در زمان معاینات بالینی روتین، درخواست شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   مشاهده  خون در ادرار همانند خونریزی از هر مجرای دیگر بدن مهم است . هرچند اکثریت موارد بیماری بسیار مهم در پس این علامت نمی باشد ولی اگر پزشک و بیمار به این علامت بی توجه باشند ممکن است بیماری مهمی از قلم بافتد لذا تمام بیماران با این علامت بایستی بررسی شوند.

اگر در آزمایش ادرار فرد بالغ زیر میکروسکوپ بیش از ۳ گلبول قرمز و یا در کودکان بیش از ۳ گلبول قرمز دیده شود غیر طبیعی است. البته اگر تعداد این گلبول های قرمز به بیش از ۵۰ عدد برسد تازه بیمار متوجه تغییر رنگ ادرار خود خواهد شد که ادرار صورتی بسیار کمرنگ میشود.

 چه دلایلی برای این علامت وجود دارد ؟

هماچوری از طیف گسترده‌ای از مشکلات کلیوی یا مجاری ادراری نظیر عفونت، سنگ‌ها، کیست‌ها یا تومورها ناشی می‌شود. با این وجود، بسیاری از افراد دارای هماچوری علیرغم بررسی‌های دقیق، مدرکی دال بر هیچ کدام از این مشکلات را ندارند.

این افراد حالتی تحت عنوان هماچوری خوش خیم دارند که همراه آسیب کلیوی نیست. هماچوری خوش خیم دو فرم دارد، عودکننده(تک گیر) و فامیلی (ارثی). هماچوری عودکننده خوش خیم معمولاً در اطفال دیده می‌شود ولی ممکن است تا اواخر زندگی مشخص نشود.

 بر اساس سن و جنس دلایل و بیماریهای متعددی باعث خون شاشی یا هماچوری میشوند. سنگ های ادراری، تومورهای کلیه یا مثانه، بیماریهای رماتیسمی، دارو ها، ضربه، تصادف، فعالیت سنگین، التهابات ، جراحی یا دستکاری، جسم خارجی، بیماری پلی کیستیک کلیه، پس زدن پیوند کلیه، رادیو تراپی و شیمی درمانی، بیماری های خود ایمنی، بیماری عروقی، آمبولی شریانی یا ترومبوز وریدی از جمله این بیماریها هستند.

برای تشخیص همانطور که ذکر گردید سن و جنس و علاوه بر آن علایم همراه مهم هستند و وظیفه پزشک جمع بندی این موارد و با استفاده از آزمایشات مناسب، رسیدن به تشخیص است.

همراهی لخته خون بی شکل و نداشتن سوزش ادرار و درد و تب در فرد بیش از ۵۰ سال بخصوص در مردان سیگاری میتواند نشانه سرطان مثانه باشد. در حالیکه وجود سوزش ادرار و تکرر ادرار در فرد جوان بخصوص خانمها میتواند نشانه عفونت ساده مثانه باشد.

بیماران مبتلا به یک بیماری زمینه میتواند هماچوری علامت درگیری کلیه توسط بیماری اصلی باشد( لوپوس، لوسمی، لنفوم، دیابت، …). وجود تورم بدن، کاهش یا افزایش بیش از اندازه ادرار، مصرف دارو ، بیماری زمینه نشانگر التهابات کلیه(گلومرولونفریت، اینتراستیشیل نفریت، نفریت دارویی…) است.

مصرف بعضی داروها با صدمات کلیوی همراه است  که میتواند هماچوری علامت آن باشد(متیسیلین، جنتامایسین، مسکن های غیر استروییدی…). تب و لرز ، بی حالی شدید، تغییر رنگ ادرار و درد پهلو میتواند نشانگر عفونت کلیوی باشد(پیلونفریت). درد شدید و غیر قابل تحمل و کولیکی همراه تغیر رنگ ادرار با یا بدون سوزش ادرار در مرد جوان میتواند نشانه سنگ ادراری در حالب باشد.

 تغییر رنگ ادرار همیشه بخاطر خون در ادرار نیست. غذا ها مثلا لبو ، شکلات ها، پاستیل ، کیک،یا غذا های حاوی رنگ مصنوعی، بعضی از دارو ها مثل نیتروفورانتویین ، ریفامپین، مترونیدازول، بیماریهای کبدی مثل هپاتیت و یرقان باعث تغییر رنگ ادرار میشوند.

 بهر حال بایستی این علامت توسط پزشک بررسی مناسب شود و پس از آن درمان مناسب نیز دریافت کنند

پاسخ به پرسش هایی در مورد افزایش فشار چشم و بیماری گلوکوم

آیا می دانید چشم هم فشار دارد و فشار چشم بالامی رود؟ از کجا بفهمیم که فشار چشم مان بالارفته است؟ “گلوکوم یا آب سیاه بیماری است که سبب تخریب عصب بینایی می شود. این بیماری در آغاز هیچ علامتی ندارد ولی می تواند در طول زمان به کاهش بینایی و در نهایت، به نابینایی منجر شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   طبق مطالعاتی که در تهران و بعضی از استان ها صورت گرفته، میزان شیوع گلوکوم در افراد بالای ۴۰ سال، حدود ۴/۱ درصد است.”

در بیماری گلوکوم چه اتفاقی در چشم رخ می دهد؟

گلوکوم یک بیماری است که انواع متفاوتی دارد. در این بیماری، عصب بینایی بر اثر افزایش فشار داخل چشم تحلیل می رود که البته گاهی ممکن است این اتفاق بدون افزایش فشار داخل چشم هم رخ بدهد.

به چه دلایلی فشار داخل چشم افزایش پیدا می کند؟یک مایع به طور دائم در داخل چشم از زواید جسم مژگانی در حال ترشح است که وظیفه تغذیه بافت های مجاور را به عهده دارد. این مایع همان طور که ترشح می شود از قسمت دیگری از چشم خارج می شود. در بیشتر انواع گلوکوم ، سدی در راه خروج مایع زلالیه ایجاد می شود که باعث می شود مایعی که دائما در حال ترشح است خارج نشده و در نتیجه فشار داخل چشم افزایش یابد. گلوکوم ۲ نوع زاویه باز و بسته دارد. این سد در نوع شایع بیماری که همان گلوکوم زاویه باز است در ساختمان خروجی مایع زلالیه قرار دارد که معمولابه طور ارثی ایجاد می شود.

فرد مبتلاچه طور می بیند؟

در گلوکوم زاویه باز ابتدا علامت خاصی وجود ندارد و دید طبیعی است. اما اگر بیمار به موقع مراجعه نکند و درمان نشود، ممکن است به مرور دیدش محیط نداشته باشد. درست مانند این است که از درون یک لوله به اطراف نگاه می کند.

چه عواملی زمینه ساز آن است؟

در انواع اصلی بیماری معمولازمینه های ارثی دخالت دارند؛ یعنی اگر فردی در خانواده و بستگان نزدیکش بیمار مبتلابه نوع شایع گلوکوم باشد، حتما باید از نظر این مشکل بررسی شود. عامل دیگر، نژاد است. در بعضی از نژادها مانند نژاد سیاه ، گلوکوم بیشتر دیده می شود.

در بعضی از قسمت های دنیا هم گلوکوم های زاویه بسته بیشتر دیده می شود مانند شرق دور و به خصوص چین که در آنجا شایع تر هستند. عامل دیگر افزایش سن است که میزان ابتلارا بیشتر می کند. دوربینی، نزدیک بینی یا عوامل خاص چشمی مانند کمی ضخامت قرنیه و یک سری فاکتورهای دیگر مانند استفاده طولانی مدت از استروئیدها (کورتون) به اشکال گوناگون تزریقی، خوراکی و حتی نوع جلدی، خطر بروز آب سیاه یا گلوکوم را افزایش می دهند. همچنین التهاب داخل چشمی، ضربه و خون ریزی داخل چشم، در بروز گلوکوم موثرند.

چه افرادی بیشتر در معرض خطرند؟

دیابت و فشار خون جزء عوامل مساعدکننده اصلی محسوب نمی شوند ولی به طور کلی بیماران دیابتی بیشتر از بقیه به گلوکوم مبتلامی شوند.

سن و جنس تا چه حدی در ابتلابه این مشکل دخیل هستند؟

البته هیچ سنی از ابتلابه گلوکوم مصون نیست. حتی این بیماری ممکن است در نوزادان هم یافت شود ولی شیوع آن خیلی کم است. به طور کلی هر چه سن بالاتر برود، میزان شیوع بیماری گلوکوم بیشتر می شود. جنس هم تاثیر چندانی در ابتلابه گلوکوم ندارد. فقط در انواع خاصی از بیماری ممکن است تاثیر جنس اهمیت داشته باشد.

ظاهرچشم فرقی می کند؟

علائم انواع گلوکوم متفاوت است ولی در نوع شایع بیماری که گلوکوم زاویه باز و شایع ترین نوع گلوکوم است متاسفانه تا مراحل آخر، هیچ علامتی وجود ندارد، بنابراین باید قبل از اینکه گلوکوم دید بیمار را از بین ببرد، تشخیص داده شود و این امر تنها با مراجعات مکرر و منظم به چشم پزشک امکان پذیرخواهد بود. چنانچه بیماری به موقع تشخیص داده شده و درمان شود، بهبودی حاصل خواهد شد ولی در مراحل پیشرفته امکان برگشت دید حتی با درمان هم وجود نخواهد داشت و قطعا به نابینایی منجر می شود.

آیا راهی برای پیشگیری وجود دارد؟

بعضی از انواع گلوکوم زاویه بسته معمولابا استفاده از اشعه لیزر قابل پیشگیری است اما متاسفانه انواع دیگر گلوکوم ها راه پیشگیری ندارند. البته گلوکوم زاویه بسته در ایران هم زیاد است و اگر بیماران به موقع مراجعه کنند، نجات پیدا می کنند.

برای درمان چه کارهایی برای افراد مبتلاانجام می شود؟

تنها درمانی که می شود روی آن حساب کرد، پایین آوردن فشار داخل چشم است و روش های درمانی دیگر هنوز قابل قبول تعمیم نیست. فشار داخل چشم را می توانیم با دارو پایین بیاوریم و چنانچه با دارو پایین نیامد، از اشعه لیزر استفاده می کنیم و باز اگر به فشار مطلوب نرسید به عمل جراحی دست می زنیم.

آیا پس از همه این درمان ها دید چشم به حالت طبیعی برمی گردد؟

خیر! چون عصب بینایی تخریب شده و قابل برگشت نیست، در نتیجه بینایی به حالت اول برنمی گردد. به همین دلیل اصرار به تشخیص سریع بیماری است تا زودتر نیز درمان شود.

توصیه :

همه افراد به خصوص در سنین بالا، باید معاینات دوره ای چشم پزشکی داشته باشند. افرادی هم که فاکتورهای مساعدکننده بیماری را دارند بهتر است از ۴۰ سالگی به بعد هر سال به چشم پزشک مراجعه کنند.

اختلال وسواس

اختلال وسواسی یک نوع اختلال اضطرابی ناتوان کننده است. در این اختلال مدام افکار مزاحم و ناخواسته ای شکل می گیرند که فرد نمی تواند از دست آنها خلاص شود. مثلاً ممکن است فرد دائماً از این که همه اجسام آلوده هستند هراس داشته باشد و برای رهایی از این هراس مکرراً دست ها و اجسام را بشوید. وسواس شستشو یک نوع از اختلال وسواسی به شمار می رود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   ا ختلال وسواسی از انواع خفیف تا بسیار شدید می تواند باشد و می تواند موجب آشفتگی زندگی فردی و اجتماعی شده و حتی کار یا تحصیل فرد را مختل کند.

علت ایجاد وسواس چیست؟

علت دقیق ایجاد وسواس مشخص نشده است ولی علل مختلفی از جمله علل مربوط به مغز، عوامل ژنتیکی و محیطی بر آن تاثیر دارند. تصویربرداری از مغز در بیماران نشان می دهد که فعالیت مغز این افراد الگوی متفاوتی دارد و فعالیت قسمت خاصی از مغز در آنها غیر طبیعی است. این یافته ها و نیز به هم خوردن تعادل واسطه های شیمیایی خاصی مانند سروتونین ممکن است با بیماری در ارتباط باشد.

علائم اختلال وسواسی چیست؟

وسواس یک بیماری مزمن و طولانی مدت است. ممکن است علائم زمانی افزایش و زمانی کاهش یابند. درمان، علائم بیماری را تخفیف می دهد ولی ممکن است برخی از علائم مدتی پس از شروع درمان نیز باقی بمانند.

اضطراب شایع ترین علامت این بیماری است. مثلاً ممکن است فرد احساس کند که اگر یک کار خاص را انجام ندهد اتفاق وحشتناکی رخ می دهد. یا ممکن است مکرراً اجاق گاز ، شیرآب، بخاری، قفل در و … را چک کند و اگر این کار را نکند احساس اضطراب شدید، پریشانی و بی کفایتی به فرد دست می دهد وسواس چک کردن یکی دیگر از انواع وسواس است.

نشانه های اختلال وسواسی شامل:

۱- وسواس:

افکار نابه جا، تکرار شونده، ناخواسته و اجبارکننده ای است که افکار طبیعی فرد را مختل می کند و موجب اضطراب یا هراس می شود. این افکار می توانند فجیع و بی رحمانه و یا به صورت ترس از بیماری باشد و یا مانند ترس زیاد از صدمه دیدن خود یا افراد مورد علاقه ، نیاز شدید به اینکه باید همه کارها کاملاً دقیق و صحیح انجام شوند، هراس از آلودگی و کثیفی اشیا و…

۲- اضطرار و اجبار:

رفتارها یا کارهای عمدی است که برای کنترل افکار وسواسی مکرراً انجام می شوند. فرد به این روش تلاش می کند تا از دست افکار آزار دهنده خود خلاص شود. مانند شستن مکرر یا چک کردن مداوم کاری که انجام شده، شمردن مکرریک عمل مانند شمردن مکرر دفعات شستشو، تکرار کردن کارها مثلاً چیدن مکرر اشیا برای اینکه منظم شوند، جمع آوری و انباشتن اشیا خاص و… افراد مبتلادر آگاهی از بیماری خود متفاوتند. ممکن است گاهی متوجه باشند که افکارشان صحیح نیست و گاهی عمیقاً به آن معتقد باشند.

چگونه اختلال وسواسی تشخیص داده می شود؟

تشخیص اختلال وسواسی با توجه به علائم آن، تاریخچه بیماری و معاینه توسط پزشک صورت می گیرد. وسواس یا اجبار به انجام کار خاص وقت گیر بوده و معمولاً بیش از یک ساعت در روز طول می کشد. همچنین به میزان زیادی روال عادی زندگی روزمره، کار، روابط اجتماعی یا تحصیل فرد را مختل می کند.

اختلال وسواسی چگونه درمان می شود؟

درمان اختلال وسواسی از طریق مشاوره، روان درمانی و همچنین به وسیله داروها صورت می گیرد.داروهای ضدافسردگی خاصی هستند که بر واسطه های شیمیایی مغز مانند سروتونین اثر می کنند. برای تاثیر این داروها بر افکار و رفتارها ممکن است به چند هفته زمان نیاز باشد.

روان درمانی نیز از طریق روش رفتار شناختی انجام می شود. با مواجهه تدریجی با عامل هراس و خودداری از انجام کارهای خاص به مرور از اضطراب و هراس فرد کاسته می شود. مثلاً اگر وسواس شستشو دارید مکررا شیئی را که تصور می کنید آلوده است لمس کنید و پس از آن دست های خود را نشویید. اگر این کار را تکرار کنید به تدریج از هراس و اضطراب شما کاسته خواهد شد. این کار در مورد افکار نا بجا نیز موثر است. بهترین روش، استفاده همزمان از دارو و روان درمانی است.

« Previous PageNext Page »