تغذیه دوران سالمندی

دوران سالمندی به سنین بالای ۶۰ سال اطلاق می‌گردد، گرچه تغییرات سالمندی ممکن است از سال‌ها قبل آغاز شود. اما آن‌چه مهم نگرش ما به سالمندی است. سالمندی، یک بیماری نیست بلکه یک پدیده طبیعی می‌باشد که از لقاح شروع می‌شود و با مرگ پایان می‌یابد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  گرچهاز سالمندی نمی‌توان پیشگیری کرد اما حفظ سلامت در سنین سالمندی به عادات و شیوه زندگی افراد در طول زندگی بستگی کامل دارد.

تغییرات سالمندی تحت تأثیر حوادث زندگی، بیماری‌های ژنتیک و عوامل اجتماعی، اقتصادی و روش زندگی قرار دارد، بنابراین سن فیزیولوژیک، منعکس‌کننده وضعیت سلامت است. فاکتورهای شیوه‌ زندگی که به نظر می‌رسد سن فیزیولوژیک را تحت تأثیر قرار می‌دهند عبارت است از:

کفایت و نظم خواب، مصرف متعادل غذا و تغذیه صحیح، سیگار، ورزش و فعالیت بدنی و وزن بدن. بنابراین بهبود شیوه زندگی می‌تواند تضمین کننده سلامت افراد در سالمندی باشد.

هر یک از ما بارها از خود پرسیده ایم که چگونه می توان از عمری طولانی برخوردار شویم.

عوامل جسمی، روانی و اجتماعی مختلفی در طول عمر انسان مؤثرند که آگاهی از آنها به افراد سالمند کمک می کند تا از عمر طولانی تر و زندگی پرنشاط تری برخوردار شوند بسیاری از سالمندان برخلاف دوران جوانی که عادت داشتند روزی ۳ وعده غذای اصلی مصرف کنند، تمام وعده های غذایی شان را میان وعده تشکیل می دهد و فقط یک بار در روز وعده غذایی اصلی را مصرف می کنند.

محققان می گویند مصرف میان وعده برای سالمندان خوب است و کالری دریافتی سالمندان را به مقدار کافی به آنان می رساند.

همچنین توجه به تغذیه در این دوران به دلیل تغییر نیازهای تغذیه اهمیت دارد. رعایت اصول تغذیه صحیح در سنین میانسالی و سالمندی سبب می‌شود فرد سال‌های عمر خود را با سلامت و نشاط و راحتی بیشتری طی نماید و کمتر در معرض بیماری‌های شایع همچون فشار خون بالا، چربی خون بالا، دیابت و پوکی استخوان قرار بگیرد.

عادات غذایی مطلوب و تغذیه صحیح در پیشگیری از این بیماری‌ها مؤثر است، در نتیجه سالمندانی که اصول تغذیه صحیح را رعایت می‌کنند کمتر در معرض خطر ابتلا به انواع بیماری‌ها قرار می‌گیرند و این خود منجر به بهبود کیفیت زندگی آنان خواهد شد.

● کمبود پروتئین در سالمندان

کمبود پروتئین باعث آسیب سیستم دفاعی بدن و ابتلا به بیماری می شود و از سوی دیگر نیاز به پروتئین در هنگام ابتلا به بیماری و عفونت، اعمال جراحی و شکستگی های استخوانی بیشتر است. مصرف مرتب و روزانه صبحانه، مصرف حجم کمی از غذا در هر وعده، حفظ وزن بدن در یک میزان مشخص، مصرف روزانه میوه و سبزی، مصرف کمتر چربی و روغن و مواد غذایی چرب، خودداری از مصرف نمک و مواد غذایی شور به مقدار زیاد و علاوه بر این ها، عوامل ارثی و ژنتیکی، فعالیت بدنی منظم، اجتماعی بودن، معاشرت هاي دوستانه و مسائل اقتصادی در افزایش طول عمر انسان مؤثر است.

برنامه ریزی غذایی برای سالمندان با توجه به شرایط خاص این دوره تفاوت هایی با بزرگسالان دارد که بدین منظور آگاهی از نیاز بدن به مواد مغذی ضروری است و مواد مغذی مورد نیاز بدن شامل انرژی، پروتئین، قندها و مواد نشاسته ای، چربی، ویتامین ها، مواد معدنی و آب است.

با افزایش سن نیاز بدن به انرژی به واسط کم شدن بافت عضلانی و فعالیت بدنی کاهش می یابد و بر این اساس به منظور جلوگیری از افزایش وزن مصرف غذاهای کم حجم، غنی از مواد مغذی، پرهیز از مصرف مواد غذایی شیرین و چرب توصیه می شود و داشتن وزن مناسب به حفظ فشار خون، قند خون و چربی خون در میزان طبیعی کمک می کند.

عضلات محل ذخیره پروتئین در بدن هستند و نظر به تحلیل عضلات بدن دردوره سالمندی نیاز بدن به پروتئین افزایش می یابد که کمبود پروتئین منجر به آسیب سیستم دفاعی بدن و ابتلا به بیماری می شود از سوی دیگر نیاز به پروتئین در هنگام ابتلا به بیماری و عفونت، اعمال جراحی و شکستگی های استخوانی بیشتر است.

انواع گوشت، لبنیات، تخم مرغ و حبوبات از منابع خوب پروتئین هستند و مصرف ماهی به میزان۲ تا ۳ بار در هفته علاوه بر تأمین پروتئین با کیفیت خوب خطر ابتلا به بیماری های قلبی و آلزایمر را هم کاهش می دهد، سوخت و ساز مواد قندی و نشاسته ای با ازدیاد سن کم می شود و در دوران سالمندی توصیه می شود از مواد قندی ساده مانند قند، شکر، نوشابه های شیرین کمتر استفاده شود و بیشتر مواد نشاسته ای مانند غلات، حبوبات و نان های تهیه شده از آردهای سبوس دار مصرف شود.

– ویتامین A برای بینایی، رشد و نگهداری بافت های مخاطی و فعالیت سیستم ایمنی بدن ضروری است و منابع غذایی غنی این ویتامین سبزی های زرد و نارنجی مانند هویج، میوه های زرد و نارنجی مانند انبه، هلو و سبزی های برگ سبز تیره مانند اسفناج است و اگرچه ویتامین A در دوران سالمندی به خوبی توسط دستگاه گوارش و کبد جذب و ذخیره می شود، اما استفاده از آن در بدن به کندی صورت می گیرد.

– با افزایش سن، میزان ویتامین D در بدن سالمندان کاهش می یابد و دریافت ویتامین D کم می شود. ساخت این ویتامین در پوست سالمندان کمتر می شود و افراد سالمند بیشتر از افراد جوان با خطر کمبود ویتامین D مواجه هستند.

منابع غنی ویتامین D زرده تخم مرغ جگر و روغن کبد ماهی است .مهمترین راه تأمین این ویتامین استفاده از نور مستقیم آفتاب و نه از پشت شیشه است. قرار گرفتن در معرض نور آفتاب در نواحی دست ها، بازوها و صورت به مدت ۵ تا ۱۵ دقیقه در روز حداقل ۲ تا ۳ بار در هفته سبب تولید کافی ویتامین D در پوست می شود.

– برای پیشگیری از زخم های گوارشی در سالمندان باید از استعمال سیگار و ترکیبات اسیدی نظیر آبلیمو و سرکه در هنگام ناشتا پرهیز کرد و معده این افراد نباید برای مدت طولانی خالی بماند. کاهش اسید معده، یبوست و زخم های دستگاه گوارش در سالمندان رایج است. کاهش اسید معده باعث کاهش جذب ویتامین D، B۲، اسیدفولیک و کلسیم می شود.

برای رفع یبوست نیز توصیه می شود علاوه بر فعالیت بدنی از موادغذایی پرفیبر نظیر خشکبارها و آلو، زردآلو، انجیر، میوه و سبزی های تازه و آب کافی مصرف کنند و برای پیشگیری از زخم های گوارش نیز باید از مصرف سیگار، و ترکیبات اسیدی نظیر آبلیمو و سرکه در هنگام ناشتا پرهیز کرد و در این افراد معده نباید به مدت طولانی خالی بماند.

برای پیشگیری از بیماری های قلبی به افراد مسن توصیه می شود علاوه بر پرهیز از مصرف دخانیات و موادغذایی شور، پرنمک، روغن های نباتی و حیوانی، کره، غذاهای کلسترول دار نظیر تخم مرغ، گوشت قرمز، کله پاچه، جگر، دل، قلوه، غذاهای سرخ شده کمتر مصرف کنند و به جای آنها از میوه ها، سبزی ها، روغن های گیاهی، گوشت سفید مثل مرغ و ماهی، مغزدانه ها، حبوبات، شلغم و اسفناج استفاده کنند. در بین ماهی ها بهترین نوع ماهی برای این گروه ماهی های روغنی نظیر حلوا، قباد، شیر، کیلکا و اوزون برون است.

دیابت نوع ۲ معمولا در سنین بالای ۴۵ سال اتفاق می افتد از دلایل این بیماری می توان سابقه خانوادگی، مصرف داروهای شیمیایی، چاقی و کاهش فعالیت نام برد.

بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ در فاز اول قرص دریافت می کنند و در صورت عدم کنترل قند خون یا بالا بودن بیش از حد قند باید از انسولین تزریقی استفاده کنند. از علائم اصلی این بیماری نوشیدن زیاد آب، پرخوری، پرادراری، احساس ضعف و خستگی، تاری دید و عفونت های مختلف است.

از راه های اصلی پیشگیری از دیابت در سالمندان کنترل وزن و کاهش دریافت غذاهای حاوی کربوهیدرات ساده نظیر نان لواش و باگت، برنج، سیب زمینی، ماکارونی، گندم، قند و شکر و مصرف بیشتر سبزی ها، حبوبات و نان سبوس دار است و باید مصرف میوه های شیرین نظیر انگور، خربزه، هندوانه و توت را محدود کنند.

در افراد سالمند مبتلا به دیابت کاهش قند خون ناشی از مصرف دارو یا انسولین یکی ازمشکلات رایج و خطرناک است و در صورت بروز باید به سرعت یک ماده قندی به بیمارداد.

نکاتی مهم در رابطه با تغذيه در سنين مدرسه

به طور معمول تا سن 8 سالگي،وزن پسران كمي بيش از دختران است ولي پس از آن به دليل افزايش نسج چربي،وزن دختران كمي بيش از پسران مي شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  نيازهاي تغذيه اي كودكان در اين گروه سني بسته به ميزان فعاليت بدني ايشان،متغير است.در اين سنين،كودكان تمايل زيادي به مصرف غذاهاي آماده مانند ساندويچ و پيتزا نشان مي دهند و از سوي ديگر عدم دريافت مقادير كافي انرژي،آهن و روي باعث اختلال رشد و تاخير تكامل فكري و حركتي ايشان خواهد شد.

معمولا وضعيت تغذيه اي در اين سنين بهتر از كودكان كم سن و سال تر است و اختلالات تغذيه اي از فراواني كمتري برخوردار است،تا سال ها بعد كه در زمان جهش رشد سن بلوغ،بار ديگر نيازهاي تغذيه اي و اختلالات آن شايع مي شود.

كودكان به نسبت اندازه بدن خود،به مواد مغذي نياز دارند و به ازاء هر واحد انرژي مصرفي،نياز بيشتري به پروتئين،ويتامين ها و املاح وجود دارد و به همين دليل براي تامين نيازهاي تغذيه اي از نظر تمامي مواد مغذي،بايد به كيفيت تغذيه ايشان توجه ويژه اي مبذول كرد.

در اين سنين،مصرف بيش از حد انرژي و چربي كه منجر به بروز چاقي مي شوند.بيش از سنين قبلي ديده مي شود.آموزش تغذيه در اين سنين اساسي است تا كودكان بتوانند غذاي خود را به طور آگاهانه انتخاب كرده و ارتباط بين تغذيه و سلامتي را درك نمايند.

صبحانه وعده اصلي غذايي است كه متاسفانه در بسياري موارد به فراموشي سپرده مي شود. براي علاقمند شدن كودكان به مصرف صبحانه بايد فرصت كافي و غذاي متنوع در اختيار ايشان قرار داده شود.

بديهي است كودكي كه دير از خواب بيدار شده و مجبور است به سرعت خودرا به مدرسه برساند،تمايلي به مصرف صبحانه نشان نمي دهد،در حالي كه اگر چند دقيقه زودتر از خواب بيدار شده و كمي فعاليت ورزشي سبك داشته باشد، با علاقه بيشتري صبحانه مي خورد به ويژه اگرمواد غذايي متنوعي در اختيار او قرار داده شود.

مصرف ميان وعده هاي غذايي مناسب نيز از اجزاء ضروري رژيم غذايي دانش آموزان مي باشد.فعاليت جسمي و فكري مستلزم دريافت انرژي كافي است.به ويژه مغز براي فعاليت خود نياز به گلوكز دارد.

پژوهش هاي مختلف نشان داده اند مصرف ميان وعده غذايي مناسب در افزايش يادگيري و ارتقاء وضعيت تحصيلي دانش آموزان نقش دارد.لازم است انواع ميان وعده غذايي سالم در اختيار ايشان قرار داده شود تا فريب ظاهر جذاب ميان وعده هاي غذايي فاقد ارزش تغذيه اي را نخورند.

نيازهاي تغذيه اي

از آنجا كه دوران نوجواني ، دوران جهش رشد ميباشد بدن نياز زيادي به انرژي و مواد مغذي دارد . در اين سنين رشد استخوانها و ماهيچه ها در پسران بيش از دختران است بنابراين نيازهاي غذايي ايشان هم بيش از دختران خواهد بود .

در همين زمان ، چگالي استخواني به سرعت افزايش يافته و نياز بدن و املاح معدني به ويژه كلسيم و فسفر بيش از سالهاي قبل ميشود . نزديك به 25 درصد توده استخواني در دوره نوجواني تشكيل ميشود .

در اواخر دوره نوجواني ، توده استخواني پسران 25 تا 30 درصد بيش از دختران ميباشد ، بنابراين مواد مغذي مورد نياز براي رشد استخوانها نيز در پسران بيش از دختران است .

فعاليت بدني منظم و مداوم نيز همانند تغذيه صحيح ، در افزايش توده استخواني نوجوانان اهميت دارد .

با رعايت نكات لازم براي سلامتي استخوان در دوره نوجواني ، ميتوان از مشكلات استخواني مانند پوكي استخوان در سالهاي بعد ، تا حدي پيشگيري كرد و يا آنرا به تاخير انداخت .

نياز دختران به مواد غذايي حاوي آهن بيش از پسران ميباشد و فقر آهن و عوارض ناشي از آن در هر دو جنس به طور شايع ديده ميشود .

فراواني ناشي از كم خوني فقر آهن ، در نوجوانان كشورهاي مختلف با يكديگر متفاوت ميباشد به طوري كه از 6 درصد در كشورهاي توسعه يافته تا 55 درصد در برخي مناطق هندوستان گزارش شده است .

اصول غذايي در دوران نوجواني

مواد غذايي مورد نياز نوجوانان بيشتر به سن و مراحل تكامل بلوغ بستگي دارد . بسياري دختران در اين سنين دچار اضافه وزن يا چاقي ميشوند و برخي هم به طور نابجا، مصرف مواد غذايي مفيد خود را محدود ميكنند تا اندام متناسبي داشته باشند .

بسياري از پسران در اوايل نوجواني لاغر ميشوند و در اواخر نوجواني نسج عضلاني كافي پيدا ميكنند .

انرژي :

در دوران مدرسه رشد كودكان بصورت نسبتا يكنواختي ادامه دارد و سالهاي آخر دبستان مقارن با شروع جهش رشد بويژه در دختران است .

بنابراين ، تأمين انرژي مورد نياز بسيار ضروري است . ميزان انرژي مورد نياز كودكان مدرسه اي به دليل تفاوت در اندازه بدن ، ميزان تحرك و سرعت رشد آنها متفاوت است و هر چه ميزان تحرك و فعاليت بدني دانش آموز بيشتر باشد طبعا به انرژي بيشتري نياز دارد.

كربوهيدراتها كه عمدتا در نان و غلات وجود دارند و همچنين چربيها ، منابع تأمين كننده انرژي هستند .

در صورتيكه انرژي مورد نياز از اين منابع تامين نشود ، پروتئين مصرفي كه بايد صرف رشد و ترميم بافتهاي بدن شود به مصرف توليد انرژي مي رسد .

زماني كه به علت كمبود دريافت انرژي ، منابع پروتئيني صرف توليد انرژي مي شوند از وظيفه اصلي خود كه رشد سلول وترميم بافتها است باز مي مانند و نهايتا رشد كودك مختل مي شود .

براي تامين انرژي مورد نياز كودكان سنين مدرسه بايد از گروه نان و غلات مانند نان ، برنج و ماكاروني در برنامه غذايي روزانه گنجانيده شود .

مصرف بيسكويت ، كيك ، كلوچه و شيرينيهايي از اين قبيل كه معمولا به عنوان ميان وعده مصرف مي شوند بخشي از انرژي مورد نياز كودك را تأمين مي كنند .

تنقلاتي مانند برنجك و گندم برشته نيز در تأمين انرژي روزانه اين كودكان نقش دارند .

چربيها مانند روغن ، كره ، خامه ، سر شير نيز در كودكان مدرسه اي منبع تأمين انرژي هستند و بايد در برنامه غذايي روزانه در حد متعادل گنجانيده شوند .

نكته مهم :

دانش امروز نشان داده است كه بسياري از بيماريهاي دوران بزرگسالي مانند بيماريهاي قلبي و عروقي ، افزايش فشار خون ، بعضي از سرطانها ، افزايش چربي خون و ديابت به نحوه تغذيه مرتبط است و چون عادات غذايي از دوران كودكي شكل مي گيرد بنابراين اصلاح عادات غذايي اين دوران مي تواند از بروز اين بيماريها در بزرگسالي جلوگيري كند .

پروتئين :

پروتئين براي نگهداري و ترميم بافتها و سنتز سلولها و بافتهاي جديد مورد نياز است .

در دوران نوجواني ميزان نياز به پروتئين همانند انرژي بيشتر با چگونگي رشد ارتباط دارد . هر چند در يافت ناكافي پروتئين ميتواند در كاهش سرعت رشد نقش داشته باشد ولي زياده روي در مصرف آن هم عوارضي از قبيل اختلال سوخت وساز كلسيم ، افزايش نياز به آب و … در بر دارد .

تركيبي از پروتئين حيواني و گياهي به شرط آنكه انرژي دريافتي كودك كافي باشد مي تواند نياز بدن را براي رشد تأمين نمايد . توصيه مي شود حداقل امكان پروتئين حيواني (مانند شير ، گوشت و تخم مرغ) كه پروتئين با كيفيت خوب محسوب مي شوند و اسيد هاي آمينه ضروري را براي رشد سلولها تأمين مي كنند در برنامه غذايي روزانه كودكان سنين مدرسه گنجانده شود .

در صورتي كه در ميان وعده نان و تخم مرغ ، ساندويچ مرغ ، كتلت ، انواع كوكوها مثل كوكوي سيب زميني و يا كوكوي سبزي و يا شير و كيك مصرف شود ، بخشي از پروتئين مورد نياز كودكان اين سنين تأمين مي شود .

ويتامينها و املاح :

ويتامينها و املاح در واكنشهاي متابوليك نقش حياتي دارند و از طريق 4 گروه غذايي اصلي در برنامه غذايي روزانه بايد به بدن برسد . نياز به ويتامين‌ها و املاح اغلب متناسب با انرژي دريافتي و يا ساير مواد مغذي است . برخي از ويتامينها و املاح در دوران رشد نقش اساسي دارند و كمبود آنها موجب اختلال رشد كودك مي شود . شايع ترين كمبودهاي ويتاميني در اين دوران كمبود ويتامين A و D و شايع ترين كمبودهاي املاح ، كمبود يد ، آهن و كلسيم مي باشد .

ويتامين A :

به علت نقش ويتامين A در رشد ، مقاومت بدن در مقابل بيماريها و حفظ قدرت بينايي ، توجه به دريافت كافي آن در برنامه غذايي كودكان سنين مدرسه حايز اهميت است .

پيش‌ساز ويتامين A در انواع سبزيهاي سبز و زرد مانند برگهاي سبز كاهو ، اسفناج ، هويج و كدو حلوايي وجود دارد . انواع ميوه هاي زرد و نارنجي مانند هلو ، آلو ، زردآلو ، طالبي ، خرمالو ، نارنگي و انبه نيز حاوي پيش ويتامين A مي باشند . مصرف منابع حيواني ويتامين A مثل شير و لبنيات ، جگر ، كره و تخم مرغ نيز در كودكان اين سنين بايد تشويق شود . هويج منبع ارزاني از ويتامين A است و والدين مي توانند هر روز از آن در برنامه غذايي استفاده نمايند .

ويتامين D:

ويتامين D در تنظيم ، جذب و متابوليسم كلسيم نقش حياتي دارد .با توجه به اينكه دانش آموزان در سنين رشد هستند كمبود ويتامين D بعلت اختلال در جذب كلسيم مي تواند رشد استخواني آنها را مختل كند. مهمترين مبنع تأمين ويتامين D ، نور مستقيم آفتاب است . بنابراين كودكاني كه كمتر از نور مستقيم آفتاب استفاده مي كنند با كمبود ويتامين D مواجه شده و به دنبال آن كمبود كلسيم در آنها بروز مي كند. تشويق دانش آموزان به ورزش و بازي در فضاي باز و استفاده از نور خورشيد موجب مي شود كه ويتامين D مورد نياز بدن آنها تأمين شود .

يد :

يد ماده مغذي ضروري براي فعاليت غده تيروئيد و ماده اصلي در ساختمان هورمونهاي تيروئيدي است كه تنظيم متابوليسم بدن را به عهده دارند . نياز به يد در دوران رشد يعني كودكي ، سنين مدرسه و بلوغ حياتي است .

كمبود يد در دوران جنيني موجب ناهنجاريهاي مادرزادي ، مانند كر و لالي ، عقب‌ماندگي رشد مغزي و جسمي مي‌شود . حتي كمبود يد خفيف مي‌تواند موجب كاهش بهره هوشي و قدرت يادگيري كودكان بشود . در اغلب كشورهاي جهان براي پيشگيري از كمبود يد ، نمكها را ، با افزودن يد غني كرده‌اند . بهترين راه پيشگيري از كمبود يد مصرف نمك يددار است .

آهن :

آهن مورد نياز در سنين مدرسه بستگي به سرعت رشد ، ذخاير آهن بدن و قابليت جذب آن از منابع غذايي دارد .

نياز به آهن در دوران رشد ، افزايش مي‌يابد . آهن مورد نياز روزانه در يك كودك ده ساله براي تأمين ذخاير بدن به اندازه نياز يك مرد بالغ است . بهترين نوع آهن قابل جذب در موارد حيواني مثل (گوشت ، مرغ و جگر)وجود دارد .

در صورتي كه منبع عمده آهن دريافتي روزانه غذاهاي گياهي مانند حبوبات ، غلات ، سبزيجات و زرده تخم مرغ باشد بايد به دريافت كافي ويتامين C كه جذب آهن را افزايش مي‌دهد توجه شود .

انواع ميوه‌هاي تازه بخصوص مركبات حاوي ويتامين C هستند و مصرف سالاد شامل گوجه فرنگي ، فلفل سبز دلمه‌اي ، كلم و گل كلم همراه با غذا و مصرف ميوه يا آبميوه پس از غذا جذب آهن غذاي كودكان را افزايش مي دهد .

كلسيم :

كلسيم به تنهايي براي استحكام دندانها و استخوانها ، بلكه براي رشد استخوانهاي جديد ضروري است . دريافت كافي كلسيم از برنامه غذايي روزانه در سنين مدرسه و بلوغ براي حفظ تراكم طبيعي استخوانها و جلوگيري از پوكي استخوان در بزرگسالي حايز اهميت است .

شير و لبنيات مهمترين منبع تأمين كلسيم هستند . بنابراين كودكان و دانش آموزاني كه از اين گروه به مقدار كافي استفاده نمي‌كنند در معرض خطر كمبود كلسيم قرار دارند . به‌ويژه اگر همراه با وعده غذايي خود نوشابه‌هاي گاز‌دار مصرف مي‌كنند .

نوشابه‌هاي گازدار حاوي مقادير زيادي فسفر مي‌باشند كه مي‌توانند در جذب كلسيم اختلال ايجاد كنند . بستني كه با شير پاستوريزه تهيه شده است منبع خوبي از كلسيم است و مصرف آن در ميان وعده بخشي از كلسيم مورد نياز كودكان اين سنين را تأمين مي‌كند .

ميان وعده مناسب ديگر براي تأمين كلسيم ، نان و پنير است (پنير منبع خوبي از كلسيم است) كه به همراه سبزي ، گوجه فرنگي ، خيار و يا گردو يك ميان وعده سالم و مغزي براي دانش آموزان به شمار مي رود .

پيشگيري از بيماريهاي مزمن

براي كمك به پيشگيري از بيماريهاي مزمن سنين بزرگسالي از جمله بيماريهاي قلبي ، بيماريهاي بد خيم ، ديابت و چاقي ، دستورالعملهاي تدوين شده كه براي كودكان بالاي دو سال شبيه به والدين ميباشد . به طور كلي در اين رابطه موارد زير توصيه ميشوند :

1.   نيمي از كالري دريافتي بايد از كربوهيدراتها باشد توصيه ميشود بيشتر از مواد نشاسته اي پيچيده و مواد حاوي فيبر مانند نان و غلات سبوس دار استفاده شود .

2.      مصرف روزانه سبزيجات و ميوه جات تازه ضروري است .

3.      چربيها بايد حداكثر 30% كالري دريافتي را تشكيل دهند .

4.   ميزان چربي مصرفي بايد شامل حداكثر 10% چربي اشباع ، 10% چربي غير اشباع و 15-10% چربيهاي داراي يك پيوند دوگانه باشد .

5.      غذاهاي پروتئيني شامل انواع گياهي و حيواني بايد حدود 15% كالري دريافتي را تشكيل دهد.

6.      مصرف مواد غذايي چرب يا شيرين بايد محدود شود .

در دوره جهش رشد ، ميزان رسوب كلسيم در استخوانها ، دو برابر اين ميزان در سالهاي نوجواني است . جذب كلسيم در دوران نوجواني بيشتر و موثرتر از ساير سنين است و تا حدي ميتواند دريافت ناكافي آنرا جبران نمايد . مصرف روزانه شير و لبنيات ميتواند نياز بدن به كلسيم را تامين كند .

مواد مغذي مورد نياز كودكان در سنين دبستان

در سنين رشد ، نياز بدن به روي و ويتامين ها افزايش مي يابد . بدليل افزايش نياز به انرژي، نياز بدن به تيامين ، ريبوفلاوين و اسيد نيكوتينيك، بدليل بيشتر ساخته شدن بافتهاي مختلف ، نياز به اسيد فوليك و ويتامين B12  بدليل رشد سريع اسكلتي ، نياز به ويتامين D افزايش مي يابد .

افزايش سرعت رشد و تكامل ماهيچه اي ، اسكلتي و هورموني باعث افزايش نياز به كلسيم ميشود . به طور متوسط در سنين 10-7 سالگي ، كودكان روزانه به حدود 2000 كيلو كالر انرژي نياز دارند كه اين ميزان 70 كيلو كالري به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن و يا 2/15 كيلو كالري به ازاي هر سانتيمتر قد ميباشد .

نيازهاي غذايي در سنين مدرسه

با در نظر گرفتن نيازهاي تغذيه اي كودكان از يك سو و اختلالات اشتهاي كودكان از سوي ديگر ، واضح است كه بايد از دريافت مواد مغذي مفيد كودكان اطمينان حاصل كرد . هشت اصل مهم ضروري زير را بايد به كودكان آموخت ، بايد به آنها گفت :

از غذاي خود لذت ببريد
غذاي متنوع بخوريد
غذا به مقدار كافي بخوريد تا سالم باشيد
غذاهاي سرشار از فيبر مصرف كنيد
غذاهاي خيلي چرب نخوريد
در مصرف غذاهاي شيرين زياده روي نكنيد
در انتخاب غذاي خود به دنبال ويتامين ها و مواد مفيد  آن باشيد

اضافه وزن و چاقي

هرچند بسياري از كودكان جهان ، وزن وقد كمتري از حد مطلوب دارند ولي مطالعات نشان ميدهد كه امروزه هم در كشورهاي توسعه يافته و هم در كشورهاي در حال توسعه ، ميانگين قد و وزن كودكان و نوجوانان بيش از دهه هاي قبل ميباشد در برخي موارد ، سرعت افزايش وزن بيش از قد شده و منجر به اضافه وزن و چاقي كودك ميگردد ، در طي سالهاي گذشته در بيشتر كشورها روند چاقي به سرعت رو به افزايش بوده است . بر خلاف باور جامعه مبني بر سالمتر بودن كودك چاق و يا برخورداري از رفاه بيشتر ، چاقي دوران كودكي باعث بيماريهاي مزمن متعددي در آينده كودك ميشود و بررسيهاي متعدد نشان داده اند كه چاقي در خانواده هاي داراي وضعيت اقتصادي – اجتماعي نامطلوب فراوانتر از ساير خانواده ها ميباشد و بدليل كيفيت نامطلوب تغذيه مانند مصرف بيش از حد مواد نشاسته اي يا استفاده از انواع چربي نامناسب ميباشد . در واقع چاقي يك نوع اختلال تغذيه اي كودكان و نوجوانان است . و طيف ديگري از سوء تغذيه است .

فراگيري روزافزون اضافه وزن و چاقي در جهان تا چندين سال قبل محدود به بزرگسالان بود ولي در طي دو دهه اخير گريبانگير كودكان و نوجوانان نيز شده است بر خلاف باور بسياري از مردم ، اين مشكل محدود به كشورهاي توسعه يافته نيست و در طي سالهاي اخير در كشورهاي در حال توسعه و حتي كشورهاي جهان سوم به سرعت رو به افزايش بوده است .

بسياري از خانواده ها هنوز بر اين باورند كه كودك سالم يعني كودك چاق ! بسياري والدين به ويژه مادران نگران و مضطرب هستند كه چرا فرزندشان چاق نميشود ! مطالعات متعدد نشان داده است كه بيشتر كودكان و نوجوانان دچار اضافه وزن يا چاقي در سنين بزرگسالي نيز دچار اين مشكل خواهند شد به طوري كه نزديك به 80% نوجوانان چاق در بزرگسالي نيز دچار چاقي خواهند بود . در طي مطالعه اي كه نوجوانان چاق به مدت 55 سال پيگيري شده اند نشان داده شده كه چاقي اين دوران باعث بروز مشكلات و بيماريهاي متعددي در سنين بزرگسالي شده است ، يافته قابل توجه ديگر اين مطالعه نشان ميدهد كه بروز اين عوارض در سنين بالاتر ، مستقل از وزن دوره بزرگسالي بوده است . يعني حتي اگر در بزرگسالي ، فرد دچار اضافه وزن و چاقي نباشدولي سابقه چاقي در دوران نوجواني داشته باشد ،احتمال بيشتر دارد تا دچار عوارض فوق شود .

درمان چاقي بسيار مشكل و در برخي موارد حتي غير ممكن است.و حتي در بسياري از موارد وقتي فرد موفق به كم كردن اضافه وزن خود مي شودپس از مدتي دوباره دچار چاقي خواهد شد.

بررسي ها نشان داده اند5 سال پس از كاهش وزن فقط 5 درصد افراد موفق شده بودند وزن ايده آل خودر ا حفظ كنند و 60 در صد ايشان دوباره تمامي وزن از دست رفته خود و مابقي درصدي از آن را پيدا كرده بودند.هر چه سن شروع چاقي پايين تر و شدت چاقي بيشتر باشد،شدت چاقي بزرگسالي و عوارض ناشي از چاقي بيشتر خواهد بود.بنابراين پيشگيري و كنترل چاقي بايد از دوران كودكي شروع شودو با عادت دادن كودك و نوجوان به رعايت  الگوي غذايي صحيح و انجام فعاليت ورزشي مداوم به او كمك كرد تا در طول عمر از سلامتي و وزن مناسب برخوردار باشد.

تعريف چاقي در كودكان و نوجوانان

تعاريف متعددي در اين زمينه وجود دارد و براي قضاوت در مورد وزن،بايد حتما معيار قد را نيز در نظر گرفت و نسبت وزن و قد را ملاك قرار داد.براي قضاوت در اين مورد بايد از نمودارهاي رشد استفاده كرد.بايستي صدك وزن و قد را بر اساس سن و جنس محاسبه نمود.

راه ديگر تعيين چاقي محاسبه شاخص توده بدني BMI مي باشد.براي بدست آوردن اين شاخص نسبت وزن (برحسب كيلوگرم) به توان دوم قد (بر حسب متر) محاسبه مي گردد. در صورتي كه فرد ، BMI بين صدك 85 و 95 داشته باشد،در معرض اضافه وزن قرار دارد ودر صورتي كه اين شاخص بيش از صدك 95 باشد،دچار چاقي مي باشد.

عوامل خطر ساز اصلي براي ابتلا به چاقي در كودكان و نوجوانان:

پدر و يا مادر دچار اضافه وزن
خواهر و يا برادر دچار اضافه وزن
رژيم غذايي نا مناسب خانواده
خانواده هاي با وضعيت اقتصادي نامطلوب

غير از موارد فوق،علل بروز چاقي در كودكان و نوجوانان متعدد است و در اثر تداخل پيچيده اي بين عوامل ژنيتيكي،محيطي و روحي – رواني بروز مي كند.

الف) عوامل ژنيتيكي: مطالعات متعدد نشان داده اند كه در برخي خانواده ها احتمال ابتلا به چاقي بيش از ساير خانواده هاست و بسياري موارد ديگر چاقي نيز زمينه ژنيتيكي دارددر واقع زمينه ژنيتيك،فرد را مستعد مي كند تا در صورت دريافت بيش از حد كالري يا فعاليت ناكافي دچار اضافه وزن شود.

ب) عوامل محيطي: عادات غذايي و الگوي زندگي نقش مهمي در پيدايش چاقي دارند.برخي از عادات نا مناسب كه كودك يا نوجوان را مستعد به چاقي مي كنند،عبارتند از :

عادات نامناسب والدين در تهيه و مصرف مواد غذايي داراي كالري زياد و ارزش غذايي ناچيز.
مصرف بي رويه غذاهاي چرب و شيرين.
مصرف زياد ميان وعده هاي غذايي پر كالري.
جايگزين شدن سرگرمي هاي بدون فعاليت مانند تماشاي تلوزيون و يا بازي هاي رايانه اي به جاي بازي هاي گروهي و پر تحرك. پژوهش هاي انجام شده نشان داده اند كه بي حركتي طولاني مانند تماشاي تلوزيون يا بازي هاي رايانه اي بمدت بيش از 3ساعت در روز با اضافه وزن و افزايش چربي خون كودكان و نوجوانان ارتباط مستقيم دارد.

ج) عوامل روحي-رواني: عوامل روحي-رواني در بروز پرخوري در همه سنين منجمله در كودك يا نوجواني اهميت زيادي دارند،همچنين حالات روحي و رواني پدر و مادر ويا فرد مراقبت كننده از كودك نيز در اين رابطه تاثير بسزايي دارند.بتدريج كودك ياد مي گيرد كه غذا خوردن را به رفتارها و حالتهاي روحي و رواني ارتباط دهد،اين حالت ناشي از موارد زير مي باشد:

والدين تلاش مي كنند تا كمبود توجه به فرزند خودرا با تهيه مواد غذايي جذاب براي او جبران نمايند.
والدين و اطرافيان،خريد موارد غذايي جذاب براي كودك را بعنوان پاداش و جايزه براي او در نظر مي گيرند.
افراد خانواده به كودك اصرار مي كنند كه حجم غذاي مورد نظر آنها را مصرف كنند،بنابراين كودك قادر نخواهد بود آستانه سيري خود را تشخيص دهد.
در برخي موارد كودك سعي مي كند براي جلب محبت اطرافيان غذاي بيشتري بخورند.
رو آوردن كودك يا نوجوان به پرخوري به دليل احساس دلتنگي،دلشوره،احساس عدم امنيت يا افسردگي.
غذا خوردن در حين تماشاي تلوزيون

عوارض چاقي كودكي و نوجواني

چاقي در سنين كودكي و نوجواني عوارض زودرس در همان سنين و عوارض ديررس براي سنين بزرگسالي در بر دارد برخي از اين عوارض عبارتند از :

افزايش چربي خون
بلوغ زودرس
بالا رفتن ضربان قلب وبرون ده قلبي
استئاتوز كبدي همراه با افزايش آنزيمهاي كبدي
اختلال سوخت وساز مواد قندي و ديابت نهفته
مشكلات ارتوپدي
تومور كاذب مغزي
سنگ صفرا
بالا رفتن فشار خون
مشكلات تنفسي حين خواب و حتي وقفه تنفسي در زمان خواب

اصول غذايي در سنين نوجواني

نوجوانان ، حس استقلال طلبي دارند و مايلند كه خود ، انتخاب كننده باشند نه اينكه ديگران برايشان انتخاب كنند به طورمعمول بدليل روحيه حساس ويژه اين سنين ، نوجوانان نصيحت پذير نيستند و براي پيروي ايشان از توصيه هاي والدين و مسئولين بهداشت ، بايد صبر و حوصله زيادي به خرج داد در عين حال بدليل رشد سريع و تغييرات هورموني در اين سنين ، تامين نيازهاي غذايي مستلزم توجه ويژه است .

تغذيه دوران نوجواني ( 18-11 سالگي )

نوجوانان 20% جمعيت جهان را تشكيل ميدهند كه از اين ميان ، 84% درصد آنها در كشورهاي در حال توسعه زندگي ميكنند. دوره نوجواني  ، زمان تغييرات خيلي سريع است كه در طي آن يك دوره جهش رشد رخ ميدهد . همچنين در اين سنين ، تغييرات سريع هورموني ، رفتاري و تكاملي رخ داده و در نتيجه دوره آسيب پذير از نظر كمبودهاي غذايي و عاطفي ميباشد . با توجه به تغييرات سريع در رشد جسمي و سير تكاملي ، عادات زندگي دستخوش تغيير شده و سليقه هاي متفاوت ، انتخاب مواد غذايي را تحت تاثير قرار مي دهند .

دوران نوجواني يكي از حساس ترين دوره هاي تكامل انسان است.رشد به نسبت يكنواخت دوران كودكي به يك دوران جهت رشد سريع تبديل مي شود كه به نوبه خود نيازهاي ويژه غذايي ايجاب مي كند.

سه دليل عمده براي آسيب پذيري تغذيه نوجوانان وجود دارد:

به دليل روند سريع رشد و تكامل،ميزان نياز به مواد مغذي افزايش مي يابد.

تغييرات شيوه زندگي و عادات غذايي نوجوانان،ميزان دريافت مواد مغذي ايشان را تحت تاثير قرار مي دهد.

شرايطي از قبيل فعاليتهاي شديد ورزشي يا بي حركتي طولاني و ديگر شرايط ويژه دوره نوجواني باعث تغيير ميزان نياز ايشان به مواد مغذي مي شود.

مهمترين سالهاي دوره نوجواني را مرحله بلوغ تشكيل مي دهد و تغييرات سريع هورموني باعث حهش رشد سريع در اين سنين و شكل گيري ساختار بدني دوران بزرگسالي مي شود.به طور معمول سن بلوغ و جهش رشد در دختران دوسال زودتر از پسران است و در دختران بافت چربي و در پسران بافت ماهيچه اي افزايش پيدا مي كند.

قد دختران نوجوان به سرعت افزايش مي يابد و سپس كامل شده علائم بلوغ منجر به بروز مرحله قاعدگي مي شود و پس از آن سرعت رشد قدي خيلي كند مي شود،در حالي كه در پسران پس از پيشرفته شده مراحل بلوغ جهش رشد صورت مي گيرد و تا سالها بعد ادامه مي يابد.به همين دليل است كه در سنين نوجواني ممكن است دختران درشت تر از پسران هم سن و سال خود باشندولي رشد ايشان در همين سنين كند و متوقف مي شود در حالي كه رشد پسران به سرعت ادامه مي يابد.

علاوه بر عوامل ژنيتيكي و هورموني،عوامل محيطي مانند تغذيه و فعاليت بدني نيز تاثير زيادي بر زمان و ميزان جهش رشد دوران بلوغ دارند.

تنها دوران افزايش سريع رشد پس از تولد،دوره نوجواني است.نكته اساسي كه بايد در نظر داشت تفاوت موجود بين افراد مختلف در زمان اوج گيري رشد مي باشد.رشد سريع برخي نوجوانان در سن كمتر و برخي در سن بيشتر رخ مي دهد.زماني كه توده چربي بدن دست كم به 17درصد برسد،علائم بلوغ دختران كامل مي شود و به همين دليل دختران داراي اضافه وزن يا چاقي،زودتر علائم بلوغ پيدا مي كنند و رشد قدي انها زودتر متوقف مي شود.

بطور كلي در طي روند بلوغ،نسبت هاي بدن تغيير مي كنند.در دوره قبل از بلوغ،نسبت چربي و ماهيچه در دختران و پسران تقريبا يكسان است و بافت چربي بدن در پسران 15درصد و در دختران 19درصد مي باشد.در دوره بلوغ،بافت چربي دختران بيش از پسران افزايش مي يابد و در نتيجه در دوران بزرگسالي،ميزان چربي بدن افراد مونث حدود 22تا26درصد و در افراد مذكر حدود15تا18 در صد مي باشد.

آموزش تغذيه به نوجوانان

ارتباط مستقيمي بين رژيم غذايي دوران نوجواني وسلامتي سالهاي بعدي عمر وجود دارد در زمان آموزش تغذيه،نوجوانان به فوائد تغذيه براي دوره رشد خود توجه بيشتري نشان مي دهد تا فوائد آن براي سنين بعدي.

مواد غذايي مفيد براي افزايش قدرت مغز

در همه سنين بويژه دوران كودكي و نوجواني،فرد نياز به يادگيري دارد.هر چند هوش و استعداد به طور عمده زمينه وراثتي دارد ولي عوامل محيطي نيز مي توانند بر آن تاثير داشته باشند.يكي از عوامل محيطي موثر بر قدرت و فعاليت مغز،عوامل تغذيه اي هستند.بسياري از مواد غذايي بر ساخته شدن فعاليت واسطه هاي شيميايي سلولهاي عصبي تاثير دارند و برخي ديگر به دليل داشتن خواص آنتي اكسيداني مانع از آسيب سلولهاي عصبي مي شوند.براي افزايش قدرت مغز،بايد از مصرف مواد غذايي محرك سيستم اعصاب و مواد حاوي كافئين مانند قهوه،چاي،نوشابه هاي گازدار و برخي ميان وعده هاي غذايي حاوي اين مواد خوداري نمود.

علاوه بر مواد غذايي،عوامل محيطي نيز بر قدرت مغز تاثير بسزايي دارند بعنوان مثال آلومنيوم با كاهش حافظه ارتباط دارد بنابراين در طيخ از ظروف آلومينيومي استفاده نكنيد،اسپري هاي خوش بوكننده ضد عرق حاوي مقادير قابل توجه اي الومينيوم هستند و كودكان و نوجوانان نبايد در معرض آن قرار گيرند.

منابع غذايي مفيد براي فعاليت مغز و اعصاب

روغن سويا،آفتاب گردان،لوبياي سويا،تخم مرغ،جگر،قلوه، ماهي،بادام زميني،نخود،انواع لوبيا، ميوه جات و سبزيجات برگ سبز تيره،گل كلم،كلم،جوانه گندم ،غلات كامل،گوجه فرنگي،مواد غذايي حاوي ويتامين C ،ويتامين E ،ويتامين هاي گروه B ،اسيد فوليك،

عوامل خطر در سرطان پستان

سابقه فاميلي ابتلا به سرطان پستان

از بين فاكتور هاي شناخته شدة مؤثر بر افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان، سابقة فاميلي از مهمترين عوامل محسوب مي شود. در حدود 10-5% سرطان هاي پستان در زمينه سابقه فاميلي ايجاد مي شوند و تخمين زده مي شود كه 30-20% از خانم هاي مبتلا به سرطان پستان حداقل يكي از بستگان درجه اولشان دچار سرطان پستان بوده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، مطالعات پزشكي ثابت كرده اند كه در خانم هايي كه وابستگان درجه اول آنها (مادر، خواهر، دختر) مبتلا به سرطان پستان بوده اند، خطر ابتلا به اين بيماري در سنين پايين تري وجود دارد و سرطان پستان دو طرفه در آنها شايعتر است. از سوي ديگر خانم هايي كه در سنين جوانتري دچار سرطان پستان  مي شوند، وابستگان درجة اول و دوم آنها در معرض خطر بالاتري از ابتلا به سرطان پستان مي باشند.

از مشخصات سرطان پستان با زمينه فاميلي، شروع بيماري در سنين پايين، ميزان بالاي بروز بيماري به صورت دو طرفه و همراهي سرطان پستان با سرطان هاي اعضاي ديگر مثل تخمدان است.

شرايطي كه اثبات كننده وجود استعداد فاميلي در يك خانم هستند عبارتند از:

1- ابتلاء افراد متعدد در فاميل به يك نوع سرطان

2- تشخيص سرطان در سنين جوانتر نسبت به سن مورد انتظار در آن نوع سرطان

3- تشخيص دو يا سه نوع سرطان در يك فرد

4- سرطان دو طرفه يا چند كانوني در يك فرد

5- ابتلاء به سرطان پستان در يك فرد مذكر خانواده

سرطان پستان در سنين پايين مهمترين مشخصه استعداد فاميلي ابتلاء به سرطان است.

وقتي وجود استعداد فاميلي در اعضا يك فاميل مورد شك است بايد مشاورة پزشكي و بررسي هاي لازم انجام گيرد تا اطلاعات كاملتري جهت اثبات اين استعداد بدست آيد.

در صورتي كه مادر، خواهريا دختر شما دچار سرطان پستان بوده اند، احتمال ابتلا به اين بيماري در شما نيز كمي بيشتر از افراد عادي است و بهتر است زير نظر پزشك از برنامه هاي تشخيص زودرس استفاده كنيد.

چنانچه وجود اين استعداد ژنتيكي در خانمي ثابت شود و آن خانم تحت پوشش برنامه هاي تشخيص زودرس قرار بگيرد، در صورت ابتلا به سرطان، بيماري وي در مراحل اوليه كشف خواهد شد و ميزان طول عمرو كيفيت زندگي او افزايش خواهد يافت.

عوامل مربوط به دوره باروري و هورمونها

عوامل خطر دوره باروري شامل موارد زير هستند:

·  قاعدگي زودرس و يائسگي دير رس

·  وضعيت بارداري:

1.  سن اولين بارداري بالاي 30 سال

2.  نازايي و بچه دار نشدن

· مصرف داروهاي ضدبارداري در شرايط خاص

· درمانهاي هورموني بعد از يائسگي

·  عدم سابقه شيردهي به فرزندان

قاعدگي زودرس و يائسگي دير رس

قاعدگي زودرس و يائسگي ديررس، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهند. مطالعات زيادي نشان داده اند كه سن بلوغ زير 12 سال نسبت به سن بلوغ بالاي 15 سال، خطر ابتلا به سرطان پستان را تا 2 برابر افزايش مي دهد. در واقع هر عاملي كه تماس بدن با استروژن را افزايش دهد، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهد.  مطالعات محدودي كه در ايران در اين زمينه انجام شده اند، ارتباطي بين سن شروع قاعدگي قبل از 12 سالگي با سرطان پستان پيدا نكرده اند. به هر حال براي اظهار نظر قطعي، بايد مطالعات وسيعتري انجام شود.

سن يائسگي بيشتر از 55 سال نيز احتمال ابتلا به سرطان پستان را افزايش ميدهد. زناني كه به طور طبيعي بعد از 55 سالگي يائسه شده اند، نسبت به زناني كه يائسگي آنها قبل از سن 45 سالگي بوده است دو برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان هستند.

همچنين احتمال ابتلا به بيماري در زناني كه هر دو تخمدان خود را پيش از 40 سالگي از بدن خارج كرده اند يا به هر علتي فعاليت هورموني تخمدانها را از دست داده اند، كاهش مي يابد.
وضعيت بارداري

– سن اولين بارداري

در ابتدا لازم است اشاره شود كه مقصود از بارداري در اينجا، دورة كامل و 9 ماهه بارداري است، اعم از اينكه منجر به تولد نوزاد زنده شده يا نشده باشد.

سن بالاتر از 30 سال در اولين بارداري خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهد. در مقابل وقتي سن اولين بارداري پايين تر باشد خطر سرطان پستان كمتر است. اهميت سن كم در اولين زايمان، ناشي از بلوغ زودهنگام بافت پستان است كه حساسيت آن را نسبت به عوامل سرطان زا كاهش مي دهد.

بنابراين، در صورتي كه اولين بارداري و زايمان شما پس از 30 سالگي بوده است، بهتر است به سلامت پستان هاي غدد توجه بيشتري داشته باشيد.

– نداشتن فرزند و نازايي

بچه دار نشدن خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش مي دهد. خطر ابتلا در زنان بدون فرزند مشابه خطر ابتلا در زناني است كه سن اولين زايمان آنها بيشتر از 30 سال است.

اگر شما مشكل نازايي داريد بويژه اگر اين مشكل بعلت اختلالات هورموني شما است، بهتر است تحت پوشش برنامه هاي تشخيصي زودرس قرار بگيريد.
مصرف داروهاي ضدبارداري

مطالعات قبلي نشان داده بودند كه بين مصرف قرصهاي ضد بارداري و افزايش خطر سرطان پستان، رابطه اي كوچك وجود دارد. بررسي هاي بعدي، تاثير اين داروها را در دو گروه از زنان مورد ارزيابي قرار دادند: گروه اول زنان جواني كه از اين داروها به مدت طولاني استفاده كرده بودند و گروه دوم، زناني كه قبل از اولين بارداري اين قرصها را مورد استفاده قرار داده بودند

طبق نتايج بسياري از مطالعات مصرف اين داروها به مدت 4 سال يا بيشتر و قبل از اولين حاملگي در زنان جوان، خطر سرطان پستان را افزايش مي دهد و ممكن است اين اثرات تا 10 سال پس از مصرف باقي بماند، اگرچه اين نتايج هنوز مورد بحث است. به علت شيوع كمتر مصرف قرصهاي ضد بارداري در 30 سال گذشته، اطلاعات موجود در اين زمينه كامل نيست و مطالعات بيشتر ضرورت دارد.

درمانهاي هورموني بعد از يائسگي

اين نوع درمان، يك درمان دارويي براي جانشين كردن هورمونهاي طبيعي تخمدان در زمان يائسگي است. در حال حاضر براي جلوگيري از عوارض يائسگي، تركيبات استروژني و پروژستروني پس از يائسگي استفاده مي شود. در بسياري از خانمها پس از يائسگي تركيبي از اين دو هورمون به عنوان درمان هورموني جايگزيني تجويز مي گردد.

هر خانم در سن يائسگي داراي شرايط خاص خود است و براي درمان هورموني بايستي تحت نظر پزشك معالج خويش باشد.

بنابراين:

از هر گونه مصرف خودسرانه داروهاي هورموني پرهيز نمائيد.

هرگز توصيه به درمان هورموني از دوستان و آشنايان را بدون مشورت با پزشك معالج نپذيريد.

درمانهاي هورموني جايگزين داراي منافع زير مي باشد:

1)  كاهش گر گرفتگي و تعريق شبانه پس از يائسگي

2)  كاهش خشكي مجراي تناسلي

3)  برطرف شدن خستگي و تغييرات خلقي ناشي از يائسگي

4)  برطرف شدن اختلالات خواب

5) برطرف شدن درجاتي از بي اختياري ادرار

6)  كاهش مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي

7) جلوگيري از پوكي استخوان

آيا درمان هورموني خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش ميدهد؟

هورمون درماني خطر سرطان پستان را تا 30 درصد افزايش مي دهد. فوايد مصرف آن بسته به ميزان خطر سرطان پستان و ساير عوامل دارد كه توسط نظر پزشك تعيين مي شود.

پزشك معالج شما، شما را از نظر وجود عوامل خطر ابتلا به سرطان پستان بررسي مي كندو با توجه به مزاياو معايب اين روش، جهت تجويز يا عدم تجويز اين هورمونها تصميم مي گيرد.

نكته مهم اين است كه:

چنانچه داروي هورموني توسط پزشك تجويز گردد براي شما خطري به دنبال ندارد.

عواملي كه بايد توسط پزشك بررسي گردد:

1)  سابقه ابتلا به سرطان پستان در فرد يا در بستگان فرد

2)  سابقه مشكلات قلبي و فشار خون

3)  سابقه مشكلات انعقادي

4)  سابقه بيماري كيسه صفرا

مهمترين عامل در اين موضوع، بررسي سابقه ابتلا به سرطان پستان است. اگر بيماري سابقه قبلي سرطان پستان داشته باشد يا اينكه سابقه ابتلا در بستگان وي وجود داشته باشد، بايد حتماً به پزشك اطلاع دهد تا در تصميم گيري نهايي وي مشكلي ايجاد نگردد.

همچنين سابقه بيماري قلبي و بالا بودن فشار خون و يا وجود سابقه فاميلي اين بيماري ها، عامل بسيار مهمي هستند كه بايد پزشك معالج را از آنها مطلع كرد. اگر فردي در موارد مذكور سابقه اي داشت بايد دقيقاً به پزشك معالج اطلاع دهد تا در مورد مزايا و معايب درمان هورمون، نظر نهايي از جانب پزشك اعمال گردد.

افرادي كه تحت درمانهاي جايگزيني هورمون قرار مي گيرند، بايد از برنامه هاي تشخيص زودرس سرطان پستان استفاده كنند در اين صورت استفاده از هورمونهاي جايگزين خطر مرگ در سرطان پستان را افزايش نمي دهد.

سابقه شيردهي به فرزندان

شير دادن مادر به فرزند، به عنوان يك عامل حمايت كننده در برابر سرطان پستان، خطر ابتلا به اين بيماري را كاهش مي دهد. به نظر مي رسد تاثير شيردهي، به طول مدت و زمان آن بستگي نداشته باشد. تاثير حمايتي شيردهي در سرطان پستان قبل از يائسگي واضحتر است. گفته مي شود هر چه زمان شيردهي طولاني تر باشد، اين اثر محافظتي قويتر خواهد بود، بويژه اگر اين مدت بيشتر از 6 ماه باشد.

البته كم بودن شير يا ترشح نشدن آن در بعضي خانمها كه منجر به كاهش دوران شيردهي به زير 6 ماه شده باشد، اثري در بروز سرطان پستان ندارد.

همچنين قطع شير با استفاده از داروهاي هورموني باعث افزايش خطر سرطان پستان نمي شود ولي اگر سن مادر در زمان شيردهي پايين تر باشد، اين اثر محافظتي بيشتر خواهد شد.

به هر حال، از آنجا كه شيردهي در بين مادران غربي چندان متداول نيست، اين موضوع مستلزم بررسي هاي وسيعتر در كشور خودمان است.

چگونه مي توانيم خطر سرطان پستان را كاهش دهيم؟

كساني كه سابقه ابتلا به سرطان پستان را در يكي از بستگان دارند نمي توانند اين عامل را تغيير دهند.

افرادي كه قاعدگي زودهنگام يا يائسگي دير هنگام دارند نمي توانند اين عامل را تغيير دهند.

ولي اين افراد مي توانند با انجام اقدامات زير اثر ساير عوامل خطر را كاهش دهند:

– تعديل وزن در حد متناسب

– كاهش چربي رژيم غذايي

– انجام ورزش روزانه بطور مرتب

توجه كنيد:

بعضي از عوامل خطر سرطان پستان قابل كنترل هستند و با كمي دقت، مي توانند اين عوامل را تحت كنترل درآوريد.

نقش آلودگيهاي محيطي در بروز سرطان پستان

شواهدي وجود دارند كه نشان مي هند عومل محيطي و آلودگي ها، مي توانند بر ميز ان بروز و مرگ و مير سرطان پستان تأثير بگذارند. در اينجا بعضي از عوامل محيطي را كه مي توانند در بروز سرطان پستان مؤثر باشند مورد بررسي قرار مي دهيم:

قرار گرفتن در معرض اشعه

مطالعات بهداشتي ثابت كرده اند كه قرار گرفتن بافت پستان در معرض اشعه با افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان همراه مي باشد. اين اثر در خانم هاي جواني كه پس از بمباران اتمي زنده مانده اند نيز مشخص شده است. همچنين در خانم هايي كه مكرراً تحت انجام عكسبرداري از قفسه سينه قرار گرفته اند و يا به علت وجود سرطان هاي قسمت فوقاني بدن تحت انجام درمان با اشعه يونيزان (راديوتراپي) قرار مي گيرند اين مسئله گزارش شده است. افزايش خطر بيماري به دنبال تابش اشعه زياد، به سن بيمار نيز بستگي دارد و هر چه سن پايين تر باشد احتمال اين مسئله بيشتر است (بخصوص در سنين 14-10 سال). نكته مهم اين است كه انجام ماموگرافي جهت تشخيص بيماري يا تشخيص زودرس، چنين اثري را به دنبال ندارد، بخصوص اينكه بطور عمده بعد از سنين 40-35 سالگي انجام مي شود.

در مورد خانم هايي كه به علت سرطان پستان يك طرفه تحت انجام راديوتراپي قفسه سينه قرار مي گيرند، بخصوص در سنين زير 45 سال افزايش خطر سرطان پستان در پستان مقابل گزارش شده است. البته يك فاصله زماني حداقل 10 سال براي بروز سرطان پستان وجود دارد كه گاهي اين فاصله زماني كاهش مي يابد. اگر چه اين احتمال كم است. ولي بر لزوم پيگيري بيماران مبتلا به اين بيماري پس از درمان، تأكيد مي كند.

سيگار و الكل

مصرف سيگار با ابتلا به بسياري از سرطانها رابطه دارد. در بعضي از مطالعات مصرف سيگار در دوران نوجواني و بلوغ كه بافت پستان به مواد سرطان زا حساسيت بيشتري دارد، با افزايش خطر سرطان پستان توأم بوده است. همچنين افزايش خطر در افرادي كه در معرض دود سيگار قرار گرفته اند ثابت شده و علت آن اين است كه دود ناشي از سوختن سيگار داراي عوامل سرطان زاي بيشتري است. مصرف الكل نيز باعث افزايش سطح سرمي استراديول مي شود.

ساير عوامل

تجمع سموم ارگانوكلره مثل D.D.T در بدن و قرار گرفتن در معرض ميدانهاي الكترومغناطيسي در محيط كاري احتمال دارد با افزايش خطر سرطان پستان همراه باشند ولي اين اثرات صددرصد ثابت شده نيستند و براي اثبات آنها بايد مطالعات وسيعتري صورت گيرد.

از بين آلودگي هاي محيطي كه احتمال دارد خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش دهند، برخورد با اشعه مهمترين عامل محسوب مي شود.

خلاصه:

· مهمترين عوامل خطر شناخته شده براي سرطان پستان عبارتند از: سابقه فاميلي ابتلا به سرطان پستان، سن اولين زايمان بيش از 30 سال نازايي، بلوغ زودرس، يائسگي ديررس، عدم شيردهي به فرزندان. عوامل نژادي و اجتماعي- اقتصادي، چاقي پس از يائسگي و مصرف چربي زياد، سابقه تابش اشعه به قفسه سينه و برخي بيماري هاي خوش خيم پستان.

· دارا بودن هر يك از عوامل خطر فوق الذكر، دليل اين نيست كه شما حتماً به سرطان پستان مبتلا مي شويد. بلكه معناي آن اين است كه شما اندكي بيشتر از جمعيت عادي در معرض خطر ابتلا به اين بيماري هستيد.

در صورت دارا بودن هر يك از عوامل خطر ذكر شده، بويژه سابقه فاميلي، سن اولين زايمان بيشتر از 30 سال و برخي از بيماري هاي خوش خيم پستان، بهتر است تحت نظر پزشك از برنامه هاي تشخيص زودرس استفاده كنيد.

عوامل خطر زای سرطان سینه

عوامل خطر

یک عامل خطر منفرد و خاص برای سرطان پستان وجود ندارد. ترکیبی از عوامل هورمونی، ژنتیک و احتمالاً عوامل محیطی می تواند خطر ایجاد سرطان پستان را افزایش دهد. مطابق جدول پشت صفحه بیش از 80% تمام

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  سرطان های سینه تک گیر هستند. به این معنی که در خانواده بیمار سابقه فامیلی ابتلا به سرطان پستان وجود ندارد. در سایر موارد باقیمانده دارای سابقه فامیلی هستند. هیچگونه شواهدی در مودر این که سیگار، کاشت سینه ی سیلیکون مصرف ضد عرق ها، پوشیدن بندهای سفت و فنری یا سقط خود به خودی احتمال خطر ابتلاء به سرطان پستان را افزایش می دهد، وجود ندارد همانطور که قبلاً بیان شده عوامل ژنتیک موثر است و باید گفت عوامل هورمونی و عوامل چاقی و رژیم غذایی و مصرف الکل خطر ابتلا را افزایش می دهد.

عوامل محافظت کننده

عوامل خاصی می توانند موجب محافظت در مقابل سرطان پستان شوند. یک مطالعه، نشان داده که فعالیت جسمانی خطر سرطان پستان را در زنان 20% تا 80% کاهش می دهد.

مطالعه در زمینه، موثرترین نوع ورزش و فعالیت و میزان دفعات آن در حال انجام است. تصور می شود شیردهی نیز به دلیل اینکه از برگشت قاعدگی جلوگیری کرده و از قرار گرفتن در معرض استروژن می کاهد خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد و تصوری
می شود که یک دوره بارداری کامل قبل از 30 سالگی نیز اثر محافظتی داشته باشد.

یک رژیم غذایی سالم نیز خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد.

سایر علل :

– عوامل وراثتی:

نقش فاکتورهای ارثی و ژنتیکی به عنوان عوامل مستعد کننده در ابتلا به سرطان پستان تأیید شده است. یک سوم از کل مبتلایان، دارای سابقة مثبت وقوع کنسر پستان در یک نفر یا تعداد بیشتری از وابستگان درجة اول یا دوم خود هستند.

در افرادی که خواهر یا مادر مبتلا به کنسر پستان داشته اند، ریسک ابتلا ۴ برابر است. اما این بدین معنی نیست که در صورت سابقة ابتلای مادر یا خویشاوند درجة یک، شما هم حتماً مبتلا خواهید شد.

سرطان پستان ناشی از ژن های دخیل در این بیماری و فاکتورهای وراثتی، معمولاً در سنین پایین(زیر ۴۰ سالگی) در چند نفر از خویشاوندان بیمار و در یک یا هر دو پستان (البته نه به طور همزمان) مشاهده  می شود. ژن های مختلف شناسایی شده می توانند خصوصیات بافت شناسی و شدت تهاجم تومور را تعیین کنند.

– رژیم غذایی :

مصرف مواد غذایی پر چرب و سرخ کرده، احتـمال بـروز سرطان پستان را تا دو برابر افزایش می دهد. کیفیت و کمیت چربی رژیم غذایی، هر دو بر ایجاد این بیماری مؤثرند. همچنین بین مصرف متوسط الکل با بروز این بیماری رابطه دیده شده که مکانیسم آن هنوز ناشناخته است.

مصرف هورمون:

تعیین نقش بالقوة هورمون ها در ابتلا به کنسر پستان از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که میلیون ها نفر از زنان، مرتباً در حال مصرف داروهای ضد بارداری خوراکی و یا دریافت درمان های جایگزینی هورمونی در دوران یائسگی هستند. این عقیده وجود دارد که مصرف OCP ( قرص ضد بارداری خوراکی ) حتی به صورت طولانی مدت، تأثیری در افزایش میزان بروز سرطان پستان ندارد.

ولی مطالعاتی نیز به نفع آنست که مصرف طولانی مدت قرص های ترکیبی در افرادی که سن خیلی پایین داشته و  یا بارداری را پشت سر نگذاشته اند، می تواند در بـروز سرطان مـؤثـر باشد. اما پیشنهاد می کنند کـه نقش ایـن عوامل در ایجاد سرطان پستان حتی درصورت مثبت بودن، بسیار اندک خواهد بـود. ( بالعکس، داروهای ضـد بارداری خوراکی نقـش محافظتی در برابر تومورهای اپیتلیومی تخمدان و سرطان اندومتر رحم دارند. ) بررسی های سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که استفاده از داروی ضد بارداری تزریقی ( DMPA ) تأثیری در افزایش ریسک سرطان پستان ندارد.

هنوز مشخص نشده است که درمان جایگزینی هورمونی ( HRT )، در صورت وجود سوابق خانوادگی از سرطان پستان یا یافته های مثبت در بیوپسی قبلی، میزان خطر سرطان پستان را تغییر می دهد یا خیر.

بعضی پژوهشگران، مصرف استروژن در سنین قبل و بعد از یائسگی را که به منظور جبران کمبود هورمونی صورت می گیرد، با افزایش مختصر در ریسک سرطان پستان همراه می دانند. به ویژه اگر سابقه ای از بیماریهای خوش خیم پستان وجود داشته باشد. ولی  در صورت مصرف استروژن به همراه  پروژسترون، اطلاعات کافی از مقدار این تأثیر موجود نیست. در مجموع پیشنهاد شده که به طور متوسط زنان از HRT سود می برند.

– چاقی:

بنابر اکثر اطلاعات موجود، وزن بالا با بروز سرطان پستان ارتباط دارد. میزان ریسک در زنان چاق ۲-۵/۱ برابر سایرین است که این ریسک مربوط به به دوران یائسگی می باشد.

– سابقة سرطان اولیه:

در زنانی که سابقة مثبت قبلی از بروز سرطان پستان دارند، ریسک ابتلای پستان سمت مقابل ۴-۳ برابر است. همچنین با وجود سابقة قبلی از کارسینوم تخمدان یا رحم، احتمال بروز سرطان در پستان ۴/۱-۳/۱ برابر افزایش می یابد.

عوامل خطر زای سرطان پستان

عوامل خطر

توضیحات

جنس مونث

99% از موارد در زنان روی می دهد

افزایش سن

بالا رفتن سن همراه با افزایش خطر است

سابقه خانوادگی

سرطان پستان

داشتن وابسته ی درجه مبتلا به سرطان پستان(مادر، خواهر، دختر) احمال خطر را دو برابر افزایش می دهد. در صورتیکه دو نفر از وابستگان درجه 1 مبتلا به سرطان پستان باشند. احتمال خطر 5 برابر افزایش می یابد. احتمال خطر در صورتیکه فرد وابسته هنگام تشخیص سرطان در مرحله قبل از یائسگی بوده بالاتر است. پدر یا برادر مبتلا خطر افزایش را بالا می برد.

سابقه فردی

وقتی فردی تحت درمان سرطان قرار گرفته باشد خطر ابتلا به سرطان همان در پستان و پستان مقابل افزایش می یابد.

جهش ژنی

جهش ژنی BRCA-1 و BRCA-2 مسبب اکثر موارد سرطان های پستان ارثی هستند.

عوامل هورمونی

قائدگی زودرس

قبل از سن 12 سالگی

یائسگی دیر رس

بعد از سن 55 سالگی

عدم زایمان

نداشتن هیچ حاملگی منجر به زایمان

سن بالای اولین بارداری

سن بالای 30 سال در اولین بارداری

هورمون درمانی

استفاده از هورمون درمانی ترکیبی بعد از یائسگی (استروژن و پروژسترون) در حال حاضر یا استفاده دراز مدت از قبل

چاقی

چاقی با افزایش وزن خطر سرطان پستان را بعد از یائسگی افزایش می دهد و در قبل از یائسگی بافت چربی بیشتر میزان تولید استروژن افزایش می یابد در نتیجه احتمال خطر افزایش می یابد.

مصرف الکل

مصرف الکل، آبجو، شراب و … که روزانه نوشیده شود.

احتمال خطر را در حدود 5/1 برابر افزایش می دهد.

مواجه با پرتوهای یونیزان در دوران بلوغ یا اوائل سن بزرگسالی

در صورتیکه بافت پستان در مراحل رشد خود درمعرض اشعه قرار گرفته باشد (دوران بلوغ) مانند پرتو درمانی در زنانی که به علت بیماری غدد لنفاوی در معرض اشعه در ناحیه سینه قرار گرفته باشد. درمعرض خطر ابتلای بالاتری هستند.

تهیه کننده: شهره کامران زاده
کارشناس پرستاری

منابع:
– پرستاری داخلی- جراحی- برونر و سودارث 2010
– تولید مثل و بیماریهای پستان- سوزان س- اسملترز
– پرستاری داخلی- جراحی دوریس اسمیت

الکساندر فلمینگ کاشف پنی‌سیلین

بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : تاریخ پزشکی, مشروح اخبار

الکساندر فلمینگ ( Sir Alexander Fleming )‏ ‏کاشف پنی‌سیلین است.  او در سال ۱۹۴۵ موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی شد.الکساندر فلمینگ کاشف پنی‌سیلین در سال ۱۸۸۱ در «لاچفیلد» اسکاتلند زاده شد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  وی از مدرسهٔ پزشکی بیمارستان «سنت‌مری» لندن فارغ‌التحصیل شد و پس از پایان تحصیلات به تحقیق و بررسی در زمینهٔ ایمنی‌شناسی و مصونیت‌ها پرداخت. سپس به عنوان پزشک نظامی در جنگ جهانی اول زخم‌های عفونی را مورد مطالعه قرار داد و متوجه شد که اغلب مواد ضد عفونی کننده خیلی بیش از آنکه میکروب‌ها را از پای درآورند سلول‌های بدن را از بین می‌برند.

به این ترتیب فلمینگ به ضرورت وجود ماده‌ای که بتواند بدون آسیب زدن به سلول‌های سالم باکتری را از بین ببرد، پی برد.

پس از جنگ فلمینگ به بیمارستان سنت مری بازگشت و به کار تحقیق خود مشغول شد. در سال ۱۹۲۲ ماده‌ای را کشف کرد که آن را «لیسوزیم» نامید. لیسوزیم، آنزیمی است که در بدن انسان تولید می‌شود و در ترکیبات مخاط و اشک وجود دارد، به سلول‌های بدن آسیب نمی‌رساند. این ماده اگرچه برخی از میکرب‌ها را از بین می‌برد ولی در برابر میکرب‌های خاصّی که به انسان آسیب می‌رساند بی اثر است. این کشف با وجود جالب بودن از اهمیت چندانی برخوردار نبود.

الكساندر فلمینگ در سال 1881 در روستای آیرشایراسكاتلند به دنیا آمد. وقتی هفت ساله بود پدرش درگذشت و مسئولیت اداره مزرعه و تربیت چهار فرزند تنی و چند فرزند ناتنی به دوش مادر الكساندر افتاد. وقتی الكساندر  پنج ساله بود، پیاده به مدرسه ای در 5/1 كیلومتری می رفت و وقتی دهساله شد، مجبور بود فاصله  5/6 كیلومتری خانه تا مدرسه را پیاده طی كند. هنگامی كه به دوازده سالگی رسید مدرسه اش بیش از 25 كیلومتر با خانه فاصله داشت، بنابراین در آكادمی كیلمارناك اقامت گزید. با این حال مجبور بود در تعطیلات آخر هفته حدود 20 كیلومتر راه رفت و برگشت از ایستگاه قطار تا منزل را طی كند. پس از یك سال و نیم اقامت در كیلمارناك به لندن پیش برادرش رفت و تحصیلات خود را در پلی تكنیك ادامه داد. اما این دوران دیری نپایید، چون الكساندر توان مالی تحصیل در آنجا را نداشت. فلمینگ  شانزده ساله در یك شركت كشتیرانی استخدام شد و كمی از وقت خود را با نیروهای داوطلب اسكاتلندی مقیم لندن گذراند. او در تیم واترپولوی این گروه بازی می كرد، و یك بار با تیمی از بیمارستان سن مری، وابسته به دانشگاه لندن، مسابقه داد.

چند سال بعد ارث مختصری به او رسید و برادرش او را تشویق كرد تا وارد دانشكده پزشكی شود. در لندن دوازده  دانشكده پزشكی بود، كه فلمینگ از هیچ كدامشان شناختی نداشت- جز یكی كه بیمارستان سن مری وابسته به آن بود و تنها چیزی كه می دانست این بود كه یك تیم واترپولو دارد، و به همین دلیل به آنجا رفت. در همان هنگام بود كه المرات رایت به عنوان مدرس باكتری شناسی در آن دانشكده مشغول به كار شد. فلمینگ در ابتدا تصمیم داشت جراح شود، اما پس از فارغ التحصیلی، شغلی در آزمایشگاهی كه در آن موقع المرات رایت سرپرستی آن را به عهده داشت به او پیشنهاد شد؛ فلمینگ تا پایان عمر خود را در آن آزمایشگاه گذراند و در سال 1929 استاد باكتری شناسی شد.

طی جنگ جهانی اول فلمینگ و رایت به فرانسه اعزام شدند تا به معالجه سربازان زخمی بپردازند. آن زمان پزشكان برای درمان جراحت های جنگی از مواد ضد عفونی كننده استفاده می كردند. اما فلمینگ متوجه شد كه فنل ( یا اسید كربولیك كه رایجترین ماده ضد عفونی كننده آن زمان بود) بیشتر ضرر دارد تا فایده، چون گویچه های سفید خون را سریع تر از باكتری ها نابود می كند. فلمینگ می دانست كه این اثر زیانمند است چون گویچه های سفید ، مدافعان طبیعی بدن در برابر باكتری ها هستند.

بخت یاری :

در سال 1922 فلمینگ برحسب تصادف میكروب كشی كشف كرد كه باكتری ها را از بین می برد، اما بر گویچه های سفید اثری نمی گذاشت. هنگامی كه فلمینگ دچار زكام شد، از ترشحات بینی خود كشتی تهیه كرد. همچنان كه ظرف كشت را كه پر از باكتری های زرد رنگ بود بررسی كرد، اشكی از چشمش به درون ظرف افتاد. روز بعد وقتی كشت را مورد مطالعه قرار داد، در قسمتی كه اشك ریخته بود فضای شفافی دید. كنجكاوی و تیزبینی اش او را به نتیجه صحیح راهنمایی كرد. در اشك ماده ای بود كه باعث تخریب سریع ( لیز) باكتری ها می شد، اما به بافت انسان آسیبی نمی رساند. او این آنزیم ضد میكروبی اشك را   لیزوزیم نامید. معلوم شد كه این آنزیم اهمیت كاربردی چندانی ندارد، چون میكروب هایی كه لیزوزیم از بین می برد نسبتاً بی ضرر هستند، اما چنان كه خواهیم دید، این اكتشاف مقدمه ضروری كشف پنی سیلین بود.

كشف پنی سیلین:

در سال ۱۹۲۸ فلمینگ کشف بزرگ خود را به انجام رساند. یکی از ظروف حاوی کشت باکتری «استافیلوکوک» در معرض هوا قرار گرفت که در نتیجه برخی قسمت‌های آن از کپک پوشیده شده.

فلمینگ متوجه شد در آن قسمت‌هایی که در نتیجه برخی قسمت‌هایی که کپک نفوذ کرده است باکتری به کلّی از بین رفته‌اند.

او به این نتیجه رسید ماده‌ای که کپک تولید می‌کند پادزهر باکتری استافیلوکوک است. وی توانست نشان دهد که ماده مزبور از رشد بسیاری از انواع باکتری مضر برای انسان جلوگیری می:ند.

این ماده که فلمینگ آن را به خاطر عامل تولیدکنندهٔ آن (پنی سیلیوم نوتانیوم) پنی سیلین نامید، برای انسان و حیوان زیان‌آور نبود. حاصل کار فلمینگ در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. ولی توجه چندانی را جلب نکرد.

فلمینگ دریافته بود که پنی‌سیلین استفاده‌های پزشکی بسیار مهمی می‌تواند داشته‌باشد. امّا به هرحال او نتوانست تکنیکی را برای تصفیه و پالایش پنی‌سیلین ارائه کند و این داروی اعجاب انگیز تا ده سال بعد بدون استفاده باقی‌ماند.

چگونه فلمینگ پنسیلین را کشف کرد ؟

در تابستان سال 1928 فلمینگ مشغول تحقیق درباره آنفلوانزا بود. ضمن انجام كارهای معمول آزمایشگاهی كه می بایست كشت های باكتریایی را كه در ظرفهای پهن در پوش دار رشد كرده بودند زیر میكروسكوپ بررسی كند، متوجه شد كه در یكی از ظرف ها ناحیه شفافی به وجود آمده است.

تحقیقات بیشتر نشان داد كه ناحیه شفاف در اطراف نقطه ای بود كه ظاهراً وقتی سرپوش ظرف گذاشته نشده بود، تكه ای كپك به درون آن افتاده بود.

فلمینگ با به خاطر آوردن تجربیاتش در زمینه لیزوزیم، نتیجه گرفت كه كپك چیزی تولید می كرد كه باعث مرگ باكتری های استافیلوكوك در ظرف كشت شده بود. فلمینگ تعریف كرد:

اگر تجربیات قبلی ام درباره لیزوزیم نبود چه بسا مانند كاری كه بسیاری از باكتری شناسان دیگر قبلاً كرده بودند ظرف را به دور می انداختم. به احتمال زیاد برخی از باكتری شناسان هم متوجه تغییراتی مشابه آنچه من دیدم شده بودم، اما چون علاقه ای به مواد ضد باكتریایی طبیعی وجود نداشت، كشتها را به دور اندخته بودند. من به جای آنكه مطابق رسم زمانه كشتهای آلوده را دور بیندازم، تحقیقاتی انجام دادم.

فلمینگ كپك را جدا كرد و آن را به عنوان یكی از اعضای جنس پنی سیلیوم شناخت، و ماده آنتی بیوتیكی را كه تولید می كرد پنی سیلین نامید. بعدها گفت: هزاران كپك مختلف وجود دارد و هزاران باكتری مختلف، و این كه بخت ، كپك را در لحظه مناسب در نقطه مناسب بگذارد مثل برنده شدن در مسابقه بخت آزمایی بود.

ذكر هزاران باكتری مختلف آن قدر هم بی مورد نبود، چون گرچه پنی سیلین برای باكتریهای متعددی، ازجمله استافیلوكوك، مرگبار است، اما بر برخی از انواع دیگر باكتری ها اثری ندارد. خوشبختانه باكتری هایی كه پنی سیلین از بین می برد، سبب بسیاری از عفونت های شایع و خطرناك در انسان هستند.

البته در سال 1928 استفاده از كپك برای مقابله با عفونت ، ابتكار كاملاً نوظهوری نبود. لویی پاستور و همكارش ژ. ف. ژوبر در سال 1877 نشان داده بودند كه گاه میكروبی از رشد میكروبی دیگر جلوگیری می كند. نوشته اند كه درعهد باستان مصریان و رومیان از كپك نان استفاده می كردند، اما هزاران كپك مختلف بر نان می رویند كه تنها چند نوع آنها چیزی تولید می كنند كه با عفونت مقابله كند. قاعدتاً فلمینگ هم از این مسئله مطلع بود و به همین سبب در می یابیم كه چرا شگفت زده شد.

فلمینگ در ادامه نشان داد كه پنی سیلین برای جانوران سمی نیست و به یاخته های بدن آسیبی نمی رساند:

همین سمی نبودن پنی سیلین برای گویچه های سفید بود كه باعث شد متقاعد شوم روزی به عنوان ماده ای دارویی شناخته خواهد شد.

وقتی پنی سیلین خام در خون انسان آزمایش می شد، رشد استافیلوكوكها را در رقت 1 در 1000 كاملاً مهار كرد، اما اثر سمی آن بر گویچه های سفید چیزی بیش از محیط كشت اولیه نبود. آن را به جانوران نیز تزریق كردم، و ظاهراً هیچ اثر سمی نداشت. چند آزمایش ابتدایی بربیماران نتایج مطلوبی داد اما اتفاق معجزه آسایی نیفتاد، و فهمیدم كه باید آن را غلیظ می كردیم . سعی می كنیم پنی سیلین را تغلیظ كنیم اما دریافتیم كه پنی سیلین به سرعت خراب می شود، و روشهای نسبتاً ساده ما فایده ای نداشتند.

یك شكست:

در همین هنگام موفقیت چشمگیر سولفانیل آمید باعث شده بود كه شیمی درمانی توجه همگان را به خود جلب كند . همكاری هرولد ریستریك و فلمینگ برای جدا سازی و تغلیظ پنی سیلین با شكست مواجه شد، و تا چندین سال بعد دیگر كار مهمی درباره پنی سیلین انجام نگرفت.

در اواخر دهه 1930 هاوارد و. فلوری استاد آسیب شناسی دانشگاه آكسفورد همكاری پژوهشی خود را با ارنست بوریس چین ، زیست شیمیدان پناهنده یهودی كه از آلمان هیتلری گریخته بود و به سفارش فلوری به آكسفورد آمده بود، آغاز كرد. آن دو تحقیق درباره لیزوزیم، همان آنزیم ضد باكتریایی كه فلمینگ كشف كرده بود، و نیز دیگر مواد ضد باكتریایی طبیعی را شروع كردند.

چندی نگذشت كه پژوهش های آنان بر پنی سیلین كه به نظر آنان امید بخش ترین این عوامل بود متمركز شد.

گروه آكسفورد با بهره گیری از روشهای پیچیده شیمیایی برای جداسازی و تغلیظ، كه امكانات آن در آكسفورد وجود داشت و فلوری و چین با آن آشنا بودند، اما فلمینگ در سن مری نه با آنها آشنایی داشت و نه بدانها دسترسی، موفق شدند پنی سیلین را آن قدر تغلیظ و تصفیه كنند كه خواص درمانی آن را ابتدا در مقابله با عفونت های تجربی در موش و بعداً در افراد بیماری كه از عفونت های استافیلوكوكی و دیگر آلودگی های خطرناك رنج می بردند، به اثبات رسانند .

به سبب ضرورت بهره گیری سریع از توانایی پنی سیلین در مقابله با بیماری ها و درمان زخمهای نظامیان جنگ جهانی دوم، تولید آن در مقیاس گسترده، هم در انگلستان و هم در ایالات متحده، از اولویت های اول بود. فلوری به آمریكا رفت تا روشهای استخراج و تولید پنی سیلین در انگلستان را شرح دهد، و شیمیدانان دو سوی اقیانوس اطلس به طور خستگی ناپذیری كار كردند تا ساختار شیمیایی پنی سیلین را تعیین كنند و از راه تخمیر یا تولید آزمایشگاهی آن را به دست آورند. این مولكول پیچیده و ناپایدار برای نخستین بار سالها پس از پایان جنگ به طور صناعی تهیه شد، اما پیشرفت در گسترش تولید آن از راه تخمیر در مدت جنگ به نحوی استثنایی سریع بود.

بخت یاری در تولید پنی سیلین:

همان طور كه بخت یاری در كشف پنی سیلین نقش داشت، در این مرحله از تولید آن نیز وارد صحنه شد. وقتی فلوری به ایالات متحده رفت تا درباره تولید پنی سیلین در مقیاس وسیع تبادل نظر كند، از آزمایشگاه پژوهشی ناحیه شمال وابسته به وزارت كشاورزی ایالات متحده در پئوریای ایلینویز دیدن كرد.

مدتی بود كه در این آزمایشگاه به دنبال كاربردی صنعتی برای محصول غلّه اضافی، و راه حلی برای مشكلی كه در همین رابطه وجود داشت، یعنی دفع ماده چسبناكی كه به عنوان یكی از فراورده های جانبی از فرایند آسیاب كردن ذرت به دست می آمد، جست و جو می كردند.

وقتی این ماده استخراج شده به محیط كشت پنی سیلین اضافه شد، بازدهی كپك مورد نظر را به طور نامنتظره ای ده برابر افزایش داد.

دومین كمكی كه آزمایشگاه پئوریا كرد تهیه سویه بهتری از كپك مولّد پنی سیلین بود. صدها كپك از سرتاسر جهان جمع آوری و برای آزمایش به پئوریا فرستاده شدند.

شگفت آنكه بهترین كپك را یكی از زنان محلی به نام مری هانت فرستاد، كه به دلیل علاقه اش به جست و جو برای كپك های جدید، مری كپكی لقب گرفته بود.

او از یكی از بازارهای میوه پئوریا یك طالبی آورد كه كپكی با ظاهری قشنگ و طلایی روی آن بود. این سویه جدید كپك بازدهی پنی سیلین را دو برابر كرد، بنابراین تركیب دو اكتشافی كه در پئوریا صورت گرفت میزان بازدهی پنی سیلین را به 20 برابر رساند.

چه كسی فكر می كرد پئوریا این قدر در تولید داروی معجزه آسایی كه برحسب تصادف در لندن كشف شده بود، نقش پیدا كند؟

اشاره:

استفاده از پنی سیلین نه تنها جان هزاران نفر را طی جنگ جهانی نجات داد، بلكه عاملی شد تا برای كشف آنتی بیوتیك های دیگر، از جمله خانواده ای از تركیبات مشابه شیمیایی پنی سیلین به نام سفالوسپورینها، پژوهش هایی انجام گیرد.

برخی از این آنتی بیوتیك های جدید در مبارزه با باكتری هایی كه به پنی سیلین مقاوم اند مؤثر هستند .

فلمینگ، فلوری و چین جایزه نوبل در فیزیولوژی یا پزشكی را در سال 1945 مشتركاً بردند.

سرانجام در اواخر دهه ۱۹۳۰ دو محقق انگلیسی «هوارد والتر فلوری» و «ارنست بوریس چاین» به مقاله فلمینگ برخوردند.

آنها تجربه فلمینگ را تکرار کرده و ماده حاصله را روی حیوانات آزمایشگاهی تجربه کردند در سال ۱۹۴۱ پنی‌سیلین روی نمونه‌هایی از بیماران به کار برده شد. این آزمایش‌ها نشان داد که داری جدید به شکلی حیرت‌انگیز مؤثر و کارا می‌باشد.
هنگام دریافت جایزه نوبل

با ترغیب دولت‌های آمریکا و انگلیس شرکتهای داروسازی وارد فعالیت در این زمینه شده و سریعاً روش‌هایی را برای تولید مقادیر زیاد پنی‌سیلین ابداع کردند.

در آغاز پنی‌سیلین انحصاراً برای استفاده مصدومان جنگی نگهداری می‌شد ولی تا سال ۱۹۴۴ برای معالجه غیرنظامی‌ها در انگلیس و آمریکا در دسترس همگان قرار گرفت. با پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ استفاده از پنی‌سیلین در سراسر جهان معمول شد.

کشف پنی‌سیلین انگیزه‌ای برای جستجو و تحقیق برای یافتن سایر پادزیستها شد و آن تحقیقات منجر به کشف بسیاری از «داروهای معجزه‌گر » دیگر گردید. با وجود این پنی‌سیلین همچنان به عنوان پر مصرف ترین پادزیست باقی‌ماند.

یکی از دلایل ادامه تفوّق پنی‌سیلین آن است که این دارو علیه طیف وسیعی از موجودات ذره‌بینی آسیب رسان مؤثر است. از این دارو در درمان سفلیس، سوزاک، تب سرخ، دیفتری و همچنین برخی اشکال آرتریت، بُرُنشیت، مننژیت، مسمومیت خون، می‌شود. یکی دیگر از امتیازات پنی‌سیلین استعمال بی‌ضرر مقادیر زیاد آن است.

یک دُز ۵۰۰۰۰ واحدی پنی‌سیلین برای درمان برخی عفونت‌ها مؤثر است. امّا تزریق یکصد میلیون واحد پنی‌سیلین در روز بدون هیچ گونه مخاطره وعوارض جنبی تجویز می‌شود. البته برخی افراد نسبت به پنی‌سیلین حساسیت داردند ولی این دارو برای بیشتر مردم سلامتی و توانایی را به ارمغان می‌آورد.

فلمینگ بر روی یک تمبر فاروئی

از آنجا که پنی‌سیلین تاکنون جان میلیونها نفر را نجات داده و مطمئناً در آینده جان افراد بیشتری را نجات خواهد داد تنها معدود افرادی اهمیت کشف پنی‌سیلین را زیر سوال برده‌اند.

البته جایگاه واقعی و دقیق فلمینگ در این فهرست بستگی به این امر دارد که برای «فلوری» و چاین» چه اعتباری قائل شویم. من بر این باورم که تمام اعتبار این کار از آنِ فلمینگ است که کشف اصلی حاصل تحقیقات اوست. بدون او احتمالاً باید سال‌های زیادی می‌گذشت تا پنی‌سیلین کشف شود. همین که او نتایج کار خود را منتشر کرد دیگر از این که زود تکنیک و روش لازم برای تولید و پالایش پنی‌سیلین نیز ابداع می‌شود.

فلمینگ از ازدواج سعادتمند خود صاحب یک فرزند شد. در سال ۱۹۴۵ جایزه نوبل در پزشکی به طور مشترک به او و فلوری و چاین داده شد. فلمینگ در سال ۱۹۵۵ درگذشت.

پرسش و پاسخ پيرامون سرطان استخوان

1-‌ استخوان ها از چه چيز ساخته شده‌اند و چگونه عمل مي‌كنند؟

استخوان هاي بالغ از سه نوع بافت تشكيل يافته‌‌اند:

– بافت متراكم (لايه‌ خارجي سخت اغلب استخوان ها)
– بافت متخلخل (بافت اسفنجي داخل استخوان ها شامل مغز استخوان كه سلول‌هاي خوني را مي‌سازد).
– بافت زيرغضروفي (بافت استخوان نرم مفاصل)

يك لايه غضروفي بافت زير غضروفي را مي‌پوشاند تا حركات مفاصل بهتر شود. استخوان ها حمايت و حفاظت اعضاي داخلي بدن را بر عهده داشته و مانند محافظ و اهرمي براي عضلات جهت حركت عمل مي‌كنند. همچنين توليد و ذخيره سلول‌هاي خوني را در مغز استخوان انجام مي‌دهند.

2-‌ آيا همه تومورهاي استخواني سرطاني هستند؟

تومورهاي استخواني ممكن است خوش‌خيم (غيرسرطاني ) و يا بدخيم (سرطاني) باشند. تومورهاي خوش‌خيم بسيار شايع‌تر از بدخيم‌ها مي‌باشند. هر دو نوع تومور رشد نموده و بافت سالم استخواني را تحت فشار قرار داده و جذب مي‌كنند و نهايتاً بافت غيرطبيعي جايگزين بافت سالم مي‌گردد. تومورهاي خوش‌خيم انتشار نيافته و خيلي بندرت تهديد‌كننده زندگي مي‌باشند.

سرطاني كه از استخوان نشأت مي گيرد (سرطان استخوان اوليه)، همانند سرطان انتشار يافته به استخوان از ساير محل ها نمي باشد )سرطان استخوان ثانويه(. سرطان استخوان اوليه نادر است و در امريكا سالانه تقريباً 2500 مورد جديد تشخيص سرطان استخوان داده مي‌شود.

بطور شايع‌ تومور استخوان ها از گسترش سرطان‌هاي متاستاتيك ساير اعضا همانند پستان، ريه و پروستات بوجود مي‌آيد.

3-‌ چه نوع سرطان هايي از استخوان ها نشأت مي‌گيرند؟

شايع ترين نوع سرطان استخوان، استئوساركوم نام دارد كه در بافت جديد استخوان هاي در حال رشد بوجود مي‌آيد. نوع ديگر سرطان استخوان به نام كندروساركوم مي باشد كه از غضروف نشأت مي‌گيرد.

يوئينگ ساركوم نوع ديگري از سرطان استخوان است كه حدس زده مي شود از بافت عصبي غيربالغ در مغز استخوان بوجود ‌آيد. استئوساركوم و يوئينگ ساركوم اغلب در كودكان و نوجوانان شايع مي‌باشد در صورتي كه كندروساركوم اغلب در بزرگسالان ديده مي‌شود.

4 -‌ ريسك فاكتورهاي (عوامل خطر) احتمالي سرطان چيست؟

اگرچه متخصصين مطمئن نيستند چه عواملي باعث بروز سرطان استخوان‌ مي‌شوند ولي تعدادي از عوامل ممكن است خطر بروز بيماري را افزايش دهند. اين سرطان‌ها اغلب در كودكان و بزرگسالان جوان اتفاق مي‌افتند، خصوصا آن هايي كه تحت درمان هاي راديوتراپي و شيمي‌درماني براي سايربيماري ها مي باشند.

بزرگسالان مبتلا به بيماري پاژه (يك وضعيت غيرسرطاني كه با توليد سلول‌هاي استخواني جديد غيرطبيعي مشخص مي‌شود) در معرض افزايش خطر استئوساركوم قرار دارند. تعداد كمي از سرطان هاي استخوان مربوط به عوامل ارثي مي باشند. بطور مثال كودكان مبتلا به رتينوبلاستوماي ارثي (سرطان غيرشايع چشمي) در معرض خطر بيشتر ابتلا به استؤساركوم مي‌باشند.

5-‌ علائم و نشانه‌هاي سرطان استخوان چيست؟

درد شايعترين علامت سرطان استخوان است..  علايم وابسته به محل و اندازه سرطان مي باشد. تومورهايي كه در مفاصل يا نزديك مفاصل بوجود مي‌آيند باعث ايحاد تورم و يا ايجاد حساسيت در ناحيه مبتلا مي شوند.

هم‌چنين سرطان استخوان  باعث اختلال در حركات طبيعي استخوان ها شده و استخوان ها را ضعيف مي كند. گاهي باعث شكستگي استخوان ها نيز مي‌شود. علايم ديگرشامل خستگي، تب، كاهش وزن وكم خوني مي‌باشد. هيچ كدام از اين علايم، علامت قطعي بروز سرطان نيستند آنها  ممكن است به علت شرايط غيرخطرناك ديگر نيز ايجاد شوند. مهم است كه توسط پزشك كنترل شوند.

6-‌ چگونه سرطان‌ استخوان تشخيص داده مي‌شود؟

جهت تشخيص سرطان استخوان ،پزشك سؤالاتي در مورد تاريخچة پزشكي، خانوادگي و شخصي بيمار مي‌كند و هم‌چنين يك معاينه كامل از بيمار به عمل مي‌آورد. پزشك ممكن است جهت تعيين ميزان آنزيم آلكالين فسفاتاز آزمايش خون درخواست كند. افزايش مقادير آلكالين فسفاتاز  در خون ،زماني كه سلول‌هاي استخواني خيلي فعال هستند، ديده مي‌شود. مانند زماني كه كودكان رشد مي‌كنند، هنگام جوش خوردن استخوان شكسته و يا بيماري يا توموري كه باعث توليد بافت استخواني غيرطبيعي مي‌شود. چون سطح زياد اين آنزيم  در يك كودك در حال رشد و يك فرد جوان مشاهده مي گردد.

اين آزمايش نشان دهندة قطعي و حتمي  بروز سرطان نمي‌باشد. جراح ممكن است بيوپسي (نمونه‌برداري )سوزني يا بيوپسي برشي انجام دهد. هنگام بيوپسي سوزني، جراح يك سوراخ كوچك در استخوان ايجاد كرده و يك نمونه از بافت تومورال را با وسيله‌اي مثل يك سوزن، برمي‌دارد .در بيوپسي برشي، جراح تومور را بريده و نمونه اي از بافت را برمي‌دارد.

آسيب‌شناس (پزشكي كه بيماري را با مطالعه سلول‌ها و بافت‌ها زير ميكروسكوپ تشخيص مي‌دهد) بافت را جهت تعيين سرطاني بودن آن مورد آزمايش قرار مي‌دهد.

7-‌ درمان هاي سرطان استخوان چيست؟

انتخاب درمان بستگي به نوع، اندازه، مرحله سرطان، همراه با سن و سلامت‌ عمومي فرد دارد. جراحي اغلب اولين درمان  مي‌باشد اگرچه گاهي اوقات قطع كردن عضو( آمپوتاسيون) لازم مي‌باشد.

در اغلب بيماران، شيمي‌درماني قبل يا بعد از جراحي باعث كاهش جراحي هاي منجر به قطع عضو مي‌گردد. زماني كه شيمي‌درماني انتخاب درماني مي باشد، جراح تنها قسمت سرطاني استخوان را بدون قطع عضو برمي‌دارد و بجاي قسمت سرطاني، يك وسيله مصنوعي (پروتز) قرار مي دهد.

شيمي‌درماني و راديوتراپي ممكن است به تنهايي يا همراه با هم استفاده شوند. با توحه به تمايل يوئينگ ساركوم به متاستاز ( انتشار بيماري در ساير نقاط بدن) سريع، علاوه بر راديوتراپي و جراحي در محل تومور اوليه ،شيمي‌درماني چند دارويي نيز استفاده مي‌شود.

8-‌ آيا درمان هاي جديدي  در مورد بيماري تحت  مطالعه قرار دارد؟

براي پيشرفت درمان‌هاي موثر و جديد، كارآزمايي‌هاي باليني (مطالعات تحقيقي براي بيماران سرطاني در اغلب بيمارستان‌ها و مراكز سرطان ) انجام مي‌گيرد.

مطالعات تحقيقي يك اقدام ضروري در پيشرفت روش‌هاي جديد درماني است. قبل از توصيه هر روش درماني جديد براي استفاده عمومي، پزشكان پژوهش هاي باليني را براي درك اطمينان از بي ضرر بودن  و موثر بودن آن انجام و هدايت مي‌كنند.

تهيه وتنظيم:
ليلا مقدم
پرستار بخش فوق تخصصي هماتولوژي و انكولوژي
زير نظر دكتر جمال عيوضي ضيائي

منبع مورد استفاده:

http.//www.Cancer.gov/Cancertopics/facts sheet /Bone  Cancer.

تغذیه و ورزش در سالمندان

بهمن ۱۸, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, سلامت سالمندان, مشروح اخبار

میزان انرژی مورد نیاز:

با افزایش سن میزان نیاز به انرژی کاهش می یابد که می تواند به دلیل کاهش فعالیت جسمی، کاهش توده عضلانی و فعال بدن باشد. در صورت دریافت مازاد بر نیاز انرژی مشکلات و عوارضی مانند چاقی، فشار خون، بیماریهای قلبی-عروقی برای سالمند ایجاد می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  میزان نیاز به انرژی برای هر سالمند متفاوت بوده و بر اساس وزن، قد، شرایط فیزیکی و سلامتی وی محاسبه می شود.

عوامل مؤثر در ایجاد مشکلات تغذیه ای سالمندان

1- عوامل جسمانی: مانند کاهش کل انرژی موردنیاز، بیماریهای مزمن، بی اشتهایی، تغییر حس چشایی، خرابی دندان ها، بی تحرکی، ناتوانی جسمی، مشکلات گوارشی، تداخلات دارویی و یا تداخل غذا و داروها

2- مشکلات روحی و روانی: افسردگی، تنهایی، از دست دادن همسر

3- مشکلات اقتصادی، درآمد کم، کمبود امکانات برای تهیه و طبخ غذای مناسب و زندگی در آسایشگاه

میزان پروتئین مورد نیاز سالمندان

با افزایش سن علاوه بر کاهش توده عضلانی، ذخیره پروتئینی بدن نیز کاهش می یابد و میزان نیاز به پروتئین با افزایش سن نه تنها کاهش نیافته بلکه ثابت مانده و یا افزایش می یابد. بویژه در صورت ابتلا به بیماری ها و یا عفونت ها که این مسئله بسیار مهم می باشد. توصیه می شود چهل تا شصت درصد از انرژی دریافتی روزانه سالمندان از پروتئین ها به ویژه پروتئین های با کیفیت بالا تامین شود.

میزان مایعات مورد نیاز سالمندان

توجه به دریافت کافی مایعات در سالمندان از مسائل مهم می باشد. علایم کمبود آب در بسیاری از سالمندان ممکن است به صورت خشکی لب ها، گود افتادن چشم ها، تب، یبوست، کاهش حجم ادرار و تهوع باشد که این مسئله در مورد سالمندانی که در مناطق گرم زندگی می کنند بیشتر شایع است. استفاده از داروهای ادرار آور نیز از عوامل مؤثر در ایجاد کم آبی در سالمندان می باشد. بنابراین توجه به مصرف کافی آب و مایعات در این دوران اهمیت ویژه ای دارد.

ویتامین ها و مواد معدنی

اغلب سالمندان علاقه زیادی به مصرف مکمل های ویتامینی دارند که باید به این مسئله توجه شده و از مصرف بیش از حد نیاز این مکمل ها خودداری شود.  در مورد ویتامین های محلول در آب، معمولا کمبودی در سالمندان دیده نمی شود. مگر در سالمندان الکلی که کمبود ویتامین ب 1 می تواند وجود داشته باشد و یا سالمندانی که دچار سوء تغذیه هستند.

همچنین ممکن است بعضی از سالمندان به علت مشکلات دندان و یا مشکلات گوارشی از خوردن سبزیجات و میوه جات پرهیز کنند در حالیکه این منابع غذایی تامین کننده ویتامین ث هستند و یا مصرف زیاد آنتی بیوتیک ها می تواند در سالمندان کمبود ویتامین K ایجاد کند.

کمبود ویتامین D ممکن است در سالمندان بویژه آنهایی که از نور آفتاب دور هستند بوجود آید. در مورد مواد معدنی باید گفت با رعایت یک برنامه غذایی صحیح می توان مواد معدنی مورد نیاز سالمندان را تا حد زیادی تامین کرد. فقط باید به میزان کلسیم دریافتی که معمولا مقدار مصرف آن در سالمندان به میزان توصیه شده نمی رسد توجه شود.

عوامل متعددی در کمبود کلسیم در سالمندان نقش دارند. از جمله میزان جذب روده ای کلسیم، کار کلیه ها، متابولیسم استخوان ها، اثرات متقابل مواد مغذی بر یکدیگر و بر داروها، کم تحرکی و عدم مصرف کافی لبنیات به دلیل عدم تحمل به لاکتوز در صورتی که شیر و لبنیات به مقدار کافی مصرف نشود ممکن است نیاز به مصرف مکمل کلسیم باشد که البته تشخیص آن باید توسط پزشک و متخصص تغذیه صورت گیرد.

در مورد سدیم هم باید در سالمندانی که مبتلا به فشار خون، مشکلات قلبی، کلیوی و دیابت هستند محدودیت هایی اعمال شود.

انعطاف پذیری مفاصل با بالا رفتن سن به تدریج کاهش می یابد، مخصوصا تاندون ها و لیگامان ها انعطاف پذیری خود را به مرور از دست می دهند و این سبب کاهش حرکت مفاصل می شود. تحلیل مفاصل، مخصوصا در ستون مهره ها، رخ می دهد. خطر سقوط و حوداث افزایش می یابد و در این میان، کاهش انعطاف پذیری قوزک پا نقش مهمی در سقوط دارد.

تمرین های ورزشی و تمرین های ((افزایش دامنه حرکتی)) به حفظ یا افزایش انعطاف پذیری سالمندان کمک می کنند.

اختلال های حسی (مخصوصا مشکلات شنوایی و بینایی) و آستانه بالاتر برای ادراک محرک ها، سبب افزایش میزان سقوط به میزان 35 تا 40 درصد در سنین بالای 60 سال می شود.

تحلیل عضلات از حوالی سن 65 سالگی سبب افت 25 درصدی عملکرد عضلات می شود. میزان متابولیسم پایه در سنین بزرگسالی به ازای هر دهه تقریبا 5 درصد افت می کند. در سنین سالمندی افزایش چربی بدن سبب راه رفتن آرام تر و محدودیت های عملکردی دیگر می شود.

تمرین های هوازی استقامتی یا قلبی-عروقی هدف از این تمرین ها، افزایش میزان حداکثر کار هوازی است که فرد توان تحمل آن را دارد.

گروه زیادی از فعالیت ها در این دسته جای می گیرند. پیاده روی شامل دویدن، لی لی کردن، دوچرخه سواری، شنا و ورزش های با توپ است. توصیه می شود سالمندان با شدت کمتری ورزش کنند. حجم ورزش مقاومتی به معنای تعداد جلسه های ورزش و تعداد تکرارها در هر ست برای هر گروه عضلانی است.

توالی تمرین ها باید 3 روز در هفته باشد. اگر فردی مایل به انجام تمرین های قدرتی روزانه است، بایدتمرین ها را گروه بندی کرده و به عنوان نمونه 3 روز تمرین های اندام فوقانی و 3 روز تمرین های اندام تحتانی را انجام دهد.

حداقل فعالیت هوازی با شدت متوسط (استقامتی) برای مدت 30 دقیقه 5 روز از هفته یا فعالیت شدید هوازی با شدت متوسط شامل فعالیت هایی است که با توجه به سطح آمادگی جسمانی فرد در سطح متوسط قرار گیرد. به این معنی که در سیستم نمره دهی 10 شماره ای که حالت نشسته نمره صفر و حداکثر تلاش جسمانی فرد نمره 10 می گیرد، فعالیت متوسط نمره 5 یا 6 خواهد گرفت و سبب افزایش قابل توجه در تعداد ضربان قلب و تنفس فرد می شود.

در همین سیستم فعالیت شدید به فعالیت هایی گفته می شود که نمره 7 یا 8 بگیرد و سبب افزایش زیاد ضربان قلب و تنفس شود. برای نمونه با توجه به گوناگونی سطح آمادگی جسمانی در سالمندان ممکن است فعالیت متوسط برای گروهی راه رفتن آهسته و برای گروهی دیگر راه رفتن تند در نظر گرفته شود.

تمرین های قدرت عضلانی

سالمندان باید حداقل دو بار در هفته تمرین های قدرتی عضلانی با استفاده از گروه های عضلانی بزرگ انجام دهند تا قدرت و استقامت عضله افزایش یابد. توصیه می شود 8 تا 10 دقیقه ورزش حداقل 2 روز غیر متوالی در هفته انجام شود. برای بالا بردن میزان قدرت، باید یک مقاومت (وزن) که 10 تا 15 تکرار بالا بردن آن میسر باشد بکار رود.

سطح تلاش برای بالا بردن وزنه باید در حد متوسطه تا بالا باشد. برای حفظ سطح انعطاف پذیری لازم جهت انجام فعالیت فیزیکی منظم سالمندان باید فعالیت هایی را جهت حفظ و ارتقای انعطاف پذیری حداقل 2 روز در هفته برای مدت دست کم 10 دقیقه انجام دهند.

سلنیوم و نقش تغذیه ای آن در بدن

سلنیوم چیست ( SELENIUM) ؟

از مواد معدنی جزئی و میکرو می باشد که برای سلامتی ضروری است اما در مقدار بسیار کمی مورد نیاز است با پروتئین ترکیب شده و سلنوپروتئین را می سازد که یک آنتی اکسیدان مهم است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آنتی اکسیدانهای سلنوپروتئین از آسیبهای سلولی که در اثر رادیکالهای آزاد ممکن است به سلولها وارد شود جلوگیری می کنند. رادیکالهای آزاد طبیعتا فراورده های فرعی متابولیسم اکسیژن هستند که ممکن است در پیشرفت بیماریهای مزمن مثل سرطان و بیماریهای قلبی شرکت کننده دیگر سلنیوپروتئنها می توانند به تنظیم تیروئید و بهبود عملکرد آن کمک کنند و نقش یک سیستم ایمنی را ایفا کنند.

سلنیوم در چه غذاهای موجود است:

غذاهای گیاهی حاوی سلنیوم بوده و از منابع عمده آن هستند که در میان کشورهای مختلف در سراسر دنیا توزیع شده اند محتویات سلنیوم در غذا بستگی به محتویات سلنیوم در خاکی دارد که گیاه در آن رشد کرده و یا حیوان در آن پرورش یافته است به عنوان مثال محققان می دانند که خاک سرزمینهای مسطح( در شمال مناطق   Dakotas- Nebraska) دارای مقادیر قابل ملاحظه ای از سلینوم هستند مردمی که در این مناطق زندگی می کنند به طور عمده دارای میزان زیادی سلینوم زیادی در رژیم غذایشان هستند در ایالات متحده آمریکا با توزیع غذا در نقاط مختلف کشور به مردمی که در مناطقی زندگی می کنند که از نظر جغرافیایی میزان سلینوم پائین است کمک می کنند تا از کاهش سلینوم در رژیم آنها جلوگیری شود خاک در بعضی از مناطق مثل روسیه حاوی سلینوم بسیار کمی است.

کمبود سلینوم اغلب در این مناطق گذارش شده است به خاطر اینکه بیشتر غذاها در این منطقه شامل غذاهای هستند که در همان منطقه پرورش یافته اند و محلی هستند سلنیوم را می توان در گوشت و غذاهای دریایی یافت حیوانات علف خوار و گیاهانی که در مناطقی رشد کرده اند که خاک حاوی سلنیوم بالای است دارای میزان سلنیوم بیشتری در ماهیچه هایشان هستند در ایالات متحده گوشت ونان به طور معمول منابع سلینوم هستند بعضی از منابع آجیلی هم می توانند منبع سلنیوم باشند محتویات سلنیوم در غذاها مختلف است به عنوان مثال آجیل برزیلی بیشتر از 544 میکروگرم سلنیوم به ازای هر انس است همچنین سلنیوم کمتری می توانند داشته باشند بنابراین عاقلانه ترین کار این است که به طور متناوب آجیل برزیلی مصرف شود چرا که مصرف بالای آن منجر به افزایش غیر معمول سلنیوم می شود .

غذاهای برگزیده حاوی سلنیوم در جدول 1 آمده شده است.

میزان مصرف روزانه

میلی گرم

غذاها

780

544

آجیل برزیلی، خشک شده بلانچ نشده، 1 انس

95

63

تن ماهی، کنسرو شده در روغن، خشک شده 3 انس

50

35

گوشت گاو ، پخته ، 3.5 انس

50

34

اسپاگتی، سس گوشت، منجمد

45

32

ماهی کد، پخته ، 3 انس

45

32

بوقلمون، گوشت کبابی شده، 3.5 انس

35

23

گوشت گاو کبابی شده یا قسمتهای بدون چربی ، کبابی ، 3 انس

30

20

جوجه(سفید)، گوشت تنها، کبابی 3 انس

25

17

ماکارونی، غنی شده، پخته،1.2 فنجان (ماکارونی یا رشته)

20

14

تخم مرغ کامل 1عدد

15

12

پنیر کاتیج، کم چربی 2%، 1.2 فنجان

15

12

،فوری ،غنی (کامل) پخته 1 فنجان Out meal

15

12

برنج، کامل، غنی شده، دانه طویل، پخته، 1.2

15

10

برنج،قهوه ای، دانه طویل، پخته، 1.2 فنجان

15

10

نان، غنی شده، گندم کامل، آماده سازی به صورت تجاری،1 قاشق

8

5

گردو، سیاه، خشک شده، 1 انس

6

4

نان، غنی شده، سفید، آماده سازی به صورت تجاری،1تکه

6

4

پنیر چدار، 1 انس

مقدار RDI   (جیره غذایی توصیه شده) برای سلنیوم چه مقدار است؟

سلنیوم به مقدار قابل ملاحظه ای در منابع غذایی روزانه وجود دارد همچنین این منابع توسط موسسات پژشکی توسعه داده شده اند منابع روزانه ورودی معمولا در مدت های طولانی به عنوان منابع با ارزشی مورد استفاده قرار می گیرد .

همچنین منابع گیاهی تغذیه ای برای سلامتی افراد اهمیت زیادی دارند سه گونه مهم از مقدار مراجع شامل RDA ، AI ، UL هستند که RDA  به طور قابل ملاحظه ای در بر گیرنده متوسط رژیم ورودی روزانه به مقدار کافی و همچنین مورد نیاز در گوشت است برای کل افراد( 90تا95%) که این رژیم برای سلامتی تمام گروه های سنی در نظر گرفته شده از طرف دیگر مقدار حداکثر روزانه ورودی UL است که نتایج آن با ناثیر روی سلامتی کودکان کاما مشابه نیست. RDAS را برای سلنیوم به صورت میکرو گرم در روز برای کودکان و بزرگسالان نشان می دهد.

جدول شماره2- مقدار جیره غذایی پیشنهادی برای سلنیوم در کودکان و بزرگسالان:

سن(سال)

زن و مرد(روز میلی گرم)

دوره شیر دهی( روز میلی گرم)

3-1

20

N/A

8-4

30

N/A

9- 13

40

N/A

18-14

55

60

19سال به بالا

55

60

این رژیم حاوی اطلاعات کافی و تثبیت شده RDA برای نوزادان نیست. میزان موثر ورودی AI ثبت شده که بر اساس مقدار سلنیمی است که در سلامت نوزادان موثر است ثبت شده است البته در نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می کنند جدول 3 لیست AIS برای سلنیوم به صورت میکروگرمدر روز برای نوزادان نشان می دهد.

جدول 3- میزان سلنیوم موثر برای نوزادان

سن(ماه)

زن و مرد(میلی گرم/ روز)

6-5

15

12-7

20

نتایج سلامت عمومی و آزمونهای حیاتی تغذیه ای (1988-1994 Nhanesi) نشان داده که رژیم غذایی آمریکایها به طور عمده مقدار قابل ملاحظه ای سلنیوم را فراهم می کند در مطالعات intermap  به طور قابل ملاحظه میزان مواد مغذی ورودی در پنج هزار مرد و زن میانسال در چهار کشور در اواخر صده 1990 ررسی شد مثل ایالات متحده هدف اولیه از مطالعه تخمین میزان مواد مغذی میکرو و تاثیر آنها برفشار خون بود.

هر طالعه ای تقریبا مانند مطالعاتی بود که ر کشور فوق نام برده شد که برای 24 ساعت در طول مصرف ذاهای بود که هر فرد مصرف می کند شامل: (غذاها ، نوشیدنیها، مکملهای رژیمی ) و یا مدت زمانی در خلال 24 ساعت سلنیوم ورودی در شهروندان چینی پائینترین مقدار است و این کشور در حد بالایی به عنوان بالاترین درجه کمبود سلنیوم است. منابع ورودی سلنیوم در ایالات متحده به مقدار 153 میکرو گرم برای مردان و 109 میکروگرم برای زنان است مقدار و ارزش بالای سلنیوم در رژیم های غذایی و منابع ورودی در بزرگسالان همراه با شواهدی که مبنی بر تنظیم میزان آنها بود در ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفت.

چه زمانی ممکن است کمبود سلنیوم اتفاق بیفتد؟

کمبود سلنیوم انسانی در ایالات متحده هرگز رخ نداده و بسیار نادر است اما در دیگر کشورها ملاحظه شده به مقدار قابل توجهی در چین که غلظت سلنیوم در خاک آن بسیلر پائین است شواهد نشان داده شده که کمبود سلنیوم ممکن است در پیشرفت بیماریهای قلبی، پرکاری تیروئید و ضعف سیستم ایمنی بدن مشارکت کند شواهدی نیز نشان دادند که کمبود سلنیوم معمولا به تنهایی منجر به بیماری نمی شود و نسبتا ممکن است باعث ایجاد حساسیتهای شوند که علت آن دیگر عوارض تغذیه ای و بیوشیمیایی باشد و همچنین فشارهای عصبی سه نوع بیماری مربوط به کمبود سلنیوم مورد بررسی قرار گرفته شده است به صورت زیر:

*بیماری keshan  که در نتیجه آن بیماری قلبی روی می دهد و همچنین عملکرد ضعف قلب که بیشتر در کودکان با رژیم غذایی حاوی سلنیوم کم رخ می دهد

*بیماریkashin-beck که نتیجه آن استئو پورزاست

*بیماری myxedematous endmic oritinsm است که در نتیجه بیماریهای روحی می باشد.

*بیماری keshan اولین بار در اوایل صده 1930 گزارش شده در چین و هم اکنون نیز در بسیاری از مناطق مثل حومه ها و شهرهای کشور چین قابل ملاحظه است که دارای خاک با رژیم فقیر از سلنیوم است میزان ورودی مواد در رژیمهای غذایی افراد این منطقه کمتر از 19 میکرو گرم در روز است برای مردان کمتر از 13 میکرو گرم و برای زنان که ب مقدار قابل ملاحظه ای بسیار کمتر از میزان RDA است محققان معتقدند که کمبود سلنیوم در افراد ممکن است باعث تاثیر ویروسها نیز بر بدن افراد شود مانند حالتی مشابه به بیماری Keshan کمبود سلنیوم همچنین در افراد TPN مشاهده شده است همراه با مشکلاتی در منابع دریافتی سلنیوم آنها TPN روشی است تغذیه ای برای محدوده IV در افرادی که دارای سیستم های جنسی مناسبی نیستند برای افرادی که این مشکلات تغذیه ای را دارند توصیه می شود از مایعات بیشتر استفاده می کنند.

برای TPN میزان محلولهای مهیا شده توسط سلنیم مهم است به منظور ممانعت از کمبود از نظر فیزیکی می توان گفت که سلنیوم باعث دریافت TPN برای ساخت مقدار تعادلی می شود مشکلاتی مانند ورم معده و روده، باعث کاهش جذب سلنیوم می شوند و در نتیجه منجر به کمبود سلنیوم می شوند مشکلات تورم روده ای که تاثیر بر جذب سلنیم دارند می توانند بر روی دیگر مواد مغذی نیز تاثیر بگذارند و در نتیجه نیاز به مصرف مواد مغذی را بالا ببرند.

چه کسانی ممکن است به سلنیوم و مکملهای آن احتیاج پیدا کنند؟

در ایلات متحده بیشترین حالتهای کمبود سلنیوم با چندین مشکل مثل: ورم روده و بیماری Crohns و یا بیماریهای سرولوژیکی در برخی از قسمتهای شکم مشاهده شده است.این بی نظمیهای کبدی- روده ای می تواند در اثر عدم جذب سلنیوم باشد در افرادبا چنین بیماریهای مشخص ممکن است در آنها التهابهای عفونی رخ دهد و اغلب میزان زیادی از سلنیوم را در خون آنها کاهش دهد.

عوارض فیزیکی ممکن است در افرادی که دارای بیماریهای مثل ورم روده و معده هستند یا چندین نوع عفونت را دارند میزان سلنیوم در خون آنها کاهش پیدا کند و بر این اساس برای رفع نیاز این افرادباید مکملهای حاوی سلنیوم به این افراد توصیه می شود افرادی که دارای کمبود ید هستند نیز می توانند از مکملهای حاوی سلنیوم بهره مفیدی ببرند کمبود ید در ایالات متحده نادر است اما هنوز هم در کشورهای در حال توسعه محدودیتهای در این زمینه وجود دارد محققان معتقدند که کمبود سلنیوم ممکن است باعث تشدید اثرات کمبود ید در تیروئید شودو استفاده از سلنیوم های تغذیه ای ممکن است از فرد در برابر بعضی اثرات مربوط به کمبود ید محافظ کند.

محققان رژیمها و مکملهای آنتی اکسیدانی و ویتامینه و مواد معدنی( املاحی) را ساخته اند مطالعاتی که در فرانسه انجام گرفت دارای طرحی بود مبنی بر تاثیرات ویژه ویتامین (مکملهای ویتامینه ) و مکملهای معدنی بر روی افزایش خطر بیماریهای کرونری (قلبی) و همچنین رابطه بین گواتر و سلنیوم نیز در این بر رسیها مورد توجه قرار گرفت این یافتها پیش نهاد که مکملهای حاوی سلنیوم ممکن است در برابر گواتر نقش محافظ را بازی کنند که به عدم بزرگ شدن غده تیروئید بر میگردد.

با توجه به نکات بالا استفاده از مکملهای حاوی سلنیوم در طول دوره TPN بصورت معمول در آمده است در حالیکه مشکلات ویژه ای که در بالانشان داده شد شاخص نیاز به مکملهای سلنیوی بود  شواهدی وجود دارند که نشان میدهند که سلنیوم به مقدار قابل ملا حظه ای در سلامت کودکان و بزرگسالان تأثیر دارد مکملهای حاوی سلنیوم (مکملهای سلنیومی) : سلنیوم در مواد غذایی ترکیبی پایدار است در غذاهایی مانند ذرت،گندم،لوبیای سویابا عنوان سلنومتیونین ،سلنیوم آلی حاصل از آنالوگ اسید آمینه متیونین ،سلنومتینین میتواند در بدن تجزیه شود به متیونین و چند وسیله دیگر برای انبار کردن حفظ سلنیوم در غده ها و بافتها مکملهای حاوی سلنیوم ممکن است در بر گیرنده سدیوم سلنیت و سدیوم سلنات که دو فرم از سلنیومهای معدنی هستند باشند .

سلنوفیتونین معمولا به مقدار قابل ملاحظه ای در حد بسیار خوبی جذب شده و برای سلنیوم فوایدی را در بر دارد . سلنیوم را میتوان از مخمرهای حاوی سلنیوم بالا تهیه کرد که ممکن است در بر گیرنده 1000 تا 2000 میکرو گرم سلنیوم در هرگرم باشد قسمت عمده سلنیوم در این مخمرها سلنومتیونین است این فرم از سلنیوم در برابر یک نوع سرطان نادر و کمیاب در سال 1983 مورد استفاده قرار گرفت .

روزانه با مصرف یک رژیم در بر گیرنده 200 میکرو گرم سلنیوم در هر روز خطر ابتلا به سرطان پروستات و ریه را کاهش میدهد .

اگر چه مخمرها ممکن است در بر گیرنده فرم غیرآلی سلنیوم باشند که مانند سلینو متیونین مفید نیست . مطالعات انجام شده در سال 1995 پیشنهاد کردند که فرم آلی سلنیوم باعث افزایش میزان سلنیوم خون و غلظت آن به مقدار بسیار بیشتری از فرم غیر آلی خواهد شد در هر صورت بهبود فعالیت سلنیوم همیشه به آنزیم وابسته نیست به ویژه به آنزیم گلوتینات پراکسیداز محققان به آزمایشاتی برای امتحان تاثیرات شیمیایی فرم های مختلف سلنیوم دست زده اند اما فرم معدنی مشخص شده بهترین انتخاب است.

نظریه ها و اختلاف نظرهای جاری در رابطه با سلنیوم؟

سلنیوم و سرطان: مطالعات به طور قابل توجهی میزان مرگهای ناشی از سرطان مثل ریه Colorectal و سرطان پروستات را به مقدار کم در میان افرادی که در جریان خون آنها سلنیوم به اندازه کافی وجود دارد نشان داده است.

علاوه بر این تومورهای پوستی به مقدار بسیار بیشتر در مناطقی مثل ایالات متحده در نواحی با خاک حاوی سلنیوم کم مشاهده شده است تاثیر سلنیوم رژیمی می تواند بر روی انواع گونه های مختلف سرطان های پوست در هفت کلنیک در اماتولوژی در ایالات متحده در سال 1983 تا1990 مورد بررسی قرار گرفت.

گرفتن روزانه مقدار مکمل حاوی حاوی 200 میکرو گرم از سلنیوم بر روی سرطان پوست تاثیری ندارد اما بهطور قابل ملاحظه ای می تواند از وقوع کل سرطانها تا حدودی جلوگیری کند و منجر به کاهش این میزان شود وقوع سرطانهای پروستات، ریه به مقدار قابل توجهی بر دریافت مکملهای سلنیوم از دو راه ممکن است منجر به کاهش خطر سرطان شود:

1- به عنوان یک آنتی اکسیدان، سلنیوم به بدن کمک کرده و نقش یک محافظ را در برابر آسیبهای وارده ناشی از رادیکالهای آزاد ایفا کند.

سلنیوم همچنین ممکن است باعث کاهش وعدم رشد تومورها شود اعتقاد بر این است که بعضی از محصولات حاصل شکسته شدن و تجزیه سلنیوم از رشد تومورها ممکن است جلوگیری کنند به وسیله تغییراتی در فعالیت سلولها وهمچنین عدم پیشرفت بعضی سلولها در جدارهای خونی در تومورها به هر حال همه ومطالعات نتوانسته اند واسط بین سلنیوم وحالتهای مختلف سرطان را به طور کلی نشان دهند .

در طول سال 1982 بیشتر از6000 مطالعه بر روی سرطان و آنالیزهای آن بر روی ناخن پا انجام شد ناخنهای پا می توانند حالتهای مختلف سلنیوم را در طول سالهای متمادی منعکس کنند بعد از سه سال و نیم پس از جمع آوری اطلاعات محققان میزان سلنیم ناخن پا را در پرستاران سرطانی و غیر سرطانی مورد مقایسه قرار دادند.

پرستاران همراه با میزان بالای سلنیوم در ناخن های پایشان هیچ کاهش چشم گیری در برابر خطرسرطان نداشتند در مطالعات بلند مدت مهمی که در فرانسه انجام شد نشان داده  شد که سلنیم ویتامین E می توانند از سرطان جلوگیری کنند.

در مطالعات SU.VI.MAX که در سال1994 شروع شد. بیشتر از 1200 مرد و زن بزرگسال را مورد بررسی قرار داد. مطالعات بررسی شده برای مدت 8 سال ادامه پیدا کرد و مشتاقانه منتظر نتایج این مطالعات شدند مطالعات انتخابی دریک دوره طولانی مدت مطالعه به وسیله NIH تحقیقاتی بر روی سلنیومهای تکمیلی ویا ویتامین E  انجام شد که نشان داد این موارد ذکرشده سبب کاهش خطر سرطان شده ومنجر به سلامتی مردان می شوند.

شواهدی که در گذشته برای مطالعات پیش کلینیکی (پیش درمانی ) وجود داشت پیشنهاد کردند که دوام تغذیه ای مهم در جلوگیری از سرطان پروستات می تواند نقش داشته باشد مکمل های روزانه حاوی سلنیوم در برگیرنده 200 میکروگرم که از سلنیوم که مطالعات تنها برروی سلنیوم نشان داد در حالیکه مردان ممکن است این زنجیره غذایی را به صورت روزانه دریافت کنند.200-400 میلی گرم ویتامین E  نیز باید دریافت کنند.

سلنیوم وبیماریهای قلبی: بعضی از تحقیقات انجام شده رابط بین کاهش دریافت آنتی اکسیدان وشمار بالای بیماریهای قلبی رانشان داده اند.شواهد همچنین پیشنهاد کرده اند که فشارهای اکسیداتیو رادیکالهای آزاد که فراورده های فرعی متابولیسم اکسیژن هستند ممکن است منجر به بیمارهای قلبی شوند به عنوان فتال اکسید شدن LDL لیپو پروتئین با دانسیته کم منجر به ساختن پلاگهایی در عروق شوند.

سلنبوم یکی از گروههایی است که آنتی اکسیداسیونی است وممکن است منجر به محدودیت اکسیدشدن کلسترول LDL شده وهمچنین ازبیماریهای عروقی جلوگیری کند سلنیوم یکی از گروههایی است که آنتی اکسیداسیونی است وممکن ااست منجر به محدودیت اکسیدشدن کلسترول LDL شده وهمچنین از بیماریهای کرونری جلوگیری کند.

البته شواهد کافی برای اینکه در دسترس بودن سلنیوم ممانعت می کند از بیماریهای قلبی-عروقی به طور کامل در دسترس نیست اگرچه US.VI.MAX مطالعات درمورد تاثیر آنتی اکسیدانی مواد مغذی مثل سلنیوم در بیماریهای قلبی مورد بررسی قرار گرفته شده است.

سلنیوم والتهاب مفصل با آرتریت یاالتهاب Rheumatoid :

بیماریهای عروقی که منجر به درد سفت شدن و تورم و همچنین کاهش عملکرد مفاصل می شوند به وسیله میزان بالای سلنیوم در خون کاهش پیدا کرده اند علاوه بر این بعضی از عوارض مهم همراه با التهاب مفصل به هنگام مصرف سلنیوم کاهش پیدا کرده اند .

سیستم ایمنی بدن به طور طبیعی می تواند تحت تأثیر رادیکالهای آزاد خراب شده و باعث خرابی ارگانیسم و آسیبهای بافتی شود اما همچنین ممکن است سبب آسیب به سلامتی افراد نیز شود سلنیوم مانند یک آنتی اکسیدان ممکن است به تسکین علایم و نشانه های التهاب مفصل همراه با کنترل میزان رادیکالهای آزاد بینجامد یافته های حاصله به میزان قابل توجهی مقدماتی بوده و اطلاعات بیشتر نیازمند این است که بدانیم قبل از مکملهای سلنیومی آیا عامل دیگری هم به میزان قابل ملاحضه ممکن است منجر به التهاب مفصل شود.

سلنیوم و ایدز:

عدم جذب برخی از مواد مغذی می تواند میزان بعضی از بیماریها را کاهش دهد از جمله مواد مغذی می توانیم به سلنیوم اشاره کنیم کاهش سلنیم منجر به کاهش ایمنی سلولها می شود افزایش بیماریهای Progression (مزمن) و خطر بالای مرگ افراد ایدزی.

ایدز باعث نابودی سیستم ایمنی شده و فشارهای اکسیداسیونی می تواند در نابودی سیستمهای ایمنی بدن نقش زیادی داشته باشند آنتی اکسیدانهای سلنیومی تغذیه ای مثل سلنیوم می توانند از فشارهای اکسیداتیو جلوگیری کرده و باعث کاهش خطر بیماریهای مزمن شوند سلنیوم همچنین ممکن است به عنوان یک جانشین برای ویروس ایدز عمل کند که در نتیجه میزان سلنیوم کاهش پیدا می کند آزمایش بر روی 125 مرد و زن HIV مثبت نشان داد که اتصال سلنیوم و کمبود این اتصال همراه با درجه بالا باعث مرگ افراد ایدزی می شود در مطالعه بر روی 24 کودک ایدزی در طول 5 سال بررسی نشان داده شد که میزان سلنیوم پائین باعث مرگ افراد کم سن و سال شد که ممکن است بیماریهای مزمن هم در آنها سریع اتفاق بیفتد بر اساس این بررسی ها چنین پیشنهاد شد که سلنیوم می تواند باعث ممانعت از عفونتهای HIV شود.

محققان به مطالعه بر روی میزان سلنیوم و ایدز ادامه دادند که شامل تأثیرات سلنیوم در روی بیماریهای مزمن و دوره ای شد شواهد کافی و معمول برای مصرف سلنیوم های تغذیه ای همراه با ایدز در دست است اما از لحاظ فیزیکی ممکن است مکملهای سلنیوم دار بخشی از طرحها باشند همچنین در افراد HIV مثبت مصرف سلنیوم در رژیم غذایی آنها بسیار با اهمیت است.

خطرات مربوط به دریافت بیش از حد سلنیوم چیست؟

مصرف بالای سلنیوم در خون بیشتر از 100 ug/dl می تواند با ایجاد شرایطی همراه باشد که سلنویس نامیده می شود. علائم آن شامل Upset های کبدی – روده ای، ریزش مو، سفید شدن ناخن ها، بوی تنفس مانند بوی سیر، خستگی، بی قراری، آسیب به اعصاب می باشد.

مسمومیت با سلنیوم به ندرت رخ می دهد تنها چند مورد محدود که در رابطه با تصادفات صنعتی و اشتباه در تولید بوده که در آن مکملهای حاوی سلنیوم بالای تولید شده است. موسسه پزشکی و آمادگی بین المللی علائم حداکثر مقدار دریافتی UL را برای سلنیوم 400 میکروگرم در روز برای بزرگسالان به منظور ممانعت از افزایش خطر سلنوسیز پیشنهاد کرده اند .

جدول 4 لیستی از سلنیوم به صورت Ug به ازای هر روز را برای کودکان، نوزادان و بزرگسالان ارائه می دهد:

زن ومرد ( میلی گرم در روز)

سن

45

6-5

60

12-7

90

3-1

150

8-4

280

13-9

400

18-14

400

19 به بالا

ترجمه:
– مهندس شمس الله مرادی (کارشناس صنایع غذایی)
– مهندس لیلا  خواشی (کارشناس صنایع غذایی)

سیگار و قلیان موجب چه سرطان هایی می شوند ؟

سرطان نوعی بیماری است که در آن سلول های غیر طبیعی در بعضی از بافت ها یا اعضای بدن خارج از کنترل طبیعی شروع به رشد و افزایش تعداد می کنند . که در این روند برخی عوامل ژنتیکی یا محیطی می توانند تاثیر عمده ای ایجاد نمایند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  از جمله عوامل تاثیر گذار در پیدایش و پیشرفت روند سرطانی شدن سلول ها استعمال دخانیات می باشد که ذیل برخی از سرطان های شایع مرتبط با این عامل خطر زا ذکر می گردند .

سرطان ریه :

درصد دچار شدن سرطان ریه با افزایش اندازه و زمان استعمال دود تنباکو در نزد سیگاری ها پیوند پیوسته دارد و هر چه سن آغاز مصرف دخانیات پائین تر باشد تاثیر آن در ابتلاء به سرطان ریه بیشتر خواهد بود .

– از دیگر عوامل تاثیر گذار در ایجاد این سرطان پیشینه ابتلاء در خویشاوندان نزدیک می باشد.

– آلاینده های موجود در هوای پیرامون محل کار از جمله موادی چون پنبه نسوز (آزبست ) گاز رادون در برخی مصالح ساختمانی و نیز اورانیوم و نیکل تاثیر بسزائی در ابتلا به سرطان ریه دارند .

– کسانی که سن بالای60 سال دارند نیز در معرض ابتلاء به این سرطان می باشند .

علائم هشدار دهنده سرطان ریه :

1. افزایش سرفه به خصوص در سیگاری ها

2. سرفه همراه با خون

3. دشواری در دم و بازدم در هنگام کار بدنی و ورزش

4. خس خس سینه

5. درد ناشناخته و یا آشکار در سینه

6. خش شدن صدا یا دگرگونی آن که بهبود نیابد .

7. چرکی شدن مداوم ریه و مجاری تنفسی

8. کاهش وزن

9. بی اشتهایی

10. پدیداری ورم در بخش گردن و صورت

11. کاهش توان وخستگی بیش از اندازه

راه های پیشگیری :

سرطان ریه درآغاز هیچ نشانه ای ندارد و مراجعه به پزشک زمانی صورت می گیرد که بیماری به رده ای پیشرفته رسیده است کارهای پیشگیرانه از جمله عدم استعمال دخانیات و عدم برخورد با مواد آلاینده چون گازرادون و آزبست بهترین روش پیشگیری می باشد .

سرطان دهان :

سرطان دهان ششمین سرطان شایع در مردان و دوازدهمین سرطان شایع خانم ها می باشد شیوه سرطان دهان بستگی به عادات تنفس ، فرهنگ و نژاد افراد دارد .

عوامل ایجاد کننده یا مستعد کننده سرطان دهان :

1. سیگار و تنباکو: استعمال سیگار و تنباکو که مهمترین و اولین عامل در ایجاد سرطان دهان محسوب می شود طبق مطالعات مختلف90% مردان و60% زنان که دچار سرطان دهان شده اند سیگاری بوده اند لازم به توضیح است که انواع محصولات تنباکو اعم از سیگار و پیپ ، تنباکوی جویدنی در ایجاد سرطان دهان نقش دارند .

2. نور خورشید و اشعه ماوراء بنفش به نور خورشید می تواند در ابتلا سرطان لب موثر باشد .

3. کمبودهای مواد غذائی از جمله آهن نیز می تواند از عوامل موثر در سرطان زبان باشد .

4. برخی ویروس ها در زمینه ایجاد سرطان دهان شناخته شده اند .

علائم سرطان دهان :

– سرطان دهان در مراحل اولیه می تواند شبیه هر زخم دهانی بوده و یا بصورت ضایعه ای سفید رنگ ، قرمز یا برجسته باشد .

– سرطان دهان در هر ناحیه ای از حفره دهان می تواند ایجاد شود ولی محل شایع آن کناره های زبان ، کف دهان و لب ( به خصوص لب پائین ) می باشد .

پیشگیری :

– بهترین راه پیشگیری عدم استعمال دخانیات یا تنباکو می باشد .

– اگر در ناحیه ای از دهان زخمی ایجاد شود که طی مدت دو هفته بهبود نیابد فرد باید توسط پزشک معاینه گردد .

سرطان حنجره :

– سرطان حنجره دومین بدخیمی شایع در بین مردان است که اغلب در 60 سالگی نمایان شده و افراد سیگاری نیز بالاترین آمار ابتلا را به خود اختصاص  می دهند .

حنجره بخشی از مجرای تنفسی و عضو اصلی تولید صداست که در جلوی گردن و پائین زبان قرار دارد .

مردان تقریباً 4 برابر زنان مبتلا به سرطان حنجره می گردند.

علائم سرطان حنجره :

1. گرفتگی طولانی مدت صدا و یا تغییرات آهنگ صوتی بدون وجود علت بارز

2. احساس وجود توده ای در گلو

3. بر آمدگی در ناحیه گردن

4. تنگی نفس در اثر فعالیت

5. سرفه مزمن

6. سختی و یا احساس درد هنگام بلع

7. سرفه همراه با خلط خونی

8. غده های لنفاوی متورم و سخت در گردن

9. احساس درد در هنگام لمس گلو

10. تنفس صدا دار

11. بوی بد دهان

12. گوش درد ( بدون وجود علت عفونت )

13. کاهش وزن

عوامل موثر ایجاد سرطان حنجره :

1. استعمال دخانیات
2. زیاده روی در نوشیدن مشروبات الکلی

3. استنشاق گرد و غبار فلزات و چوب

4. تماس با آلاینده های شغلی مانند آزبست ( پنبه نسوز ) ، اسید سولفوریک و نیکل

5. پولیپ ها و ضایعات تارهای صوتی

6. التهاب مزمن تارهای صوتی

7. افراد بالای40 سال بیشتر در معرض ابتلا به سرطان حنجره هستند .

8. مردان 4 برابر زنان در معرض ابتلا  می باشند .

سرطان پانکراس یا لوزالمعده :

لوزالمعده غده بزرگ سرخ رنگی خوشه مانندی است که در نزدیک معده قرار دارد و سرطان این عضو یکی از کشنده ترین سرطان هاست .

هرمون انسولین و بی کربنات از این غده ترشح می شود .

عوامل مستعد کننده :

1. استعمال دخانیات

2. دیابت قندی

3. افزایش سن

4. مصرف زیاد پروتئین های حیوانی و چرب

علائم :

1. درد و سوزش سردل

2. کاهش وزن

3. درد پشت

4. بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ

5. زردی و یرقان

6. آشفتگی و هیجانی

سرطان پستان

بهمن ۱۸, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, اخبار مامایی, مشروح اخبار

سرطان پستان شايعترين سرطان زنان است و يك سوم از سرطانهاي خانمها را تشكيل ميدهد. هريك از زنان جامعه احتمال دارد كه به اين سرطان مبتلا شوند.  زنان  كشور ایران به دليل عدم اشنايي با اين بيماري و عدم اطلاع از روشهاي تشخيص زود رس، موقعي متوجه اين سرطان مي شوند و به پزشك مراجعه مي كنند كه بيماري در مرحله پيشرفته اي قرار گرفته و در نتيجه تشخيص و درمان تاثير زيادي نداشته و بيماري دير يا زود منجر به فوت بيمار مي شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  خوشبختانه روشهاي بسيار موثري براي مقابله با اين بيماري وجود دارد . با تشخيص زود رس سرطان پستان در مراحل اوليه ، درمان كاملا موفقيت آميز است و اكثر زنان مبتلا به سرطان پستان مي توانند زندگي كاملا طبيعي داشته باشند.

 عوامل خطردر بروز سرطان پستان :

1. سابقه سرطان (كانسر) در خانواده

2. زمينه ژنتيكي

3. اولين زايمان در سن بالا(بعد از 35 سالگي)يا نداشتن فرزند

4. مصرف قرصهاي هورموني از هر نوع

5. چاقي در دوران بعد از يائسگي

6. سابقه ابتلاء به سرطان رحم

7. قاعدگي زودرس (قبل از 12 سالگي)و يائسگي ديررس (بعد از 50 سالگي)

 هدف از غربالگري در سرطان پستان:

يافتن كانسر اوليه ، كنترل و مراقبت و درمان

براي زنان و دختران بالاي 20 سال بصورت :

– در افراد عادي ماهانه توسط خود فرد و سالانه توسط پزشك

– در افراد پر خطر ماهانه توسط خود فرد و هر 6 ماه توسط پزشك

– در سن 40 سالگي :  اولين مامو گرافي

– در سن 75-41سالگي  مامو گرافي:  هر دو سال يكبار

 سه روش براي مقابله با سرطان پستان و تشخيص زود رس آن وجود دارد:

1- خود آزمايي پستان ( معاينه توسط خود خانمها)

2- معاينه توسط كاركنان بهداشتي درماني

3- عكس برداري از پستان ها (مامو گرافي)

خود آزمايي پستان هيچ عارضه اي ايجاد نمي كند و درواقع با تشخيص زود رس از مرگ و مير زنان و مادران جامعه جلو گيري مي كند.

بهترين زمان براي انجام خود آزمايي پستان ، 2 الي 3 روز پس از قطع خونريزي عادت ماهانه است . همه خانمها بايد از 20 سالگي شروع به انجام اين كار نمايند. خود آزمايي را نبايد قبل يا در زمان عادت ماهانه انجام داد، چون پستانها متورم و درد ناك هستند.

در دوران يائسگي ، حاملگي و شير دهي معاينه را در روز اول هر ماه يا هر روز دلخواه ديگر مي توانيد انجام دهيد . به هيچ وجه نبايد هنگام حاملگي يا شير دهي ، خود آزمايي پستان را متوقف كنيد.

شايعترين علامت سرطان پستان ، وجود يك غده سفت و بدون درد در پستان است.

 خود آزمايي پستان شامل دو قسمت است:

 نگاه كردن به پستانها در جلوي آيينه

 لمس كردن كامل پستانها

توجه داشته باشيد كه معاينه پستان ( نگاه و لمس ) بايد به طور كامل و به ترتيب انجام شود. بعد از انجام خود آزمايي هميشه از روش مناسبي براي ياد آوري در ماههاي بعد استفاده كنيد.

• نگاه كردن :

بعضي از بيماريهاي پستان ، به صورت تغييرات ظاهري خود را نشان مي دهند و تنها با نگاه كردن مشخص مي شوند. براي اين كار ، قسمت بالا تنه خود را لخت كنيد و در مقابل آيينه به پستانهاي خود نگاه كنيد

تغييرات غير طبيعي شامل:

– فرو رفتگي هاي كوچك يا بزرگ در پوست پستان ،

– تو كشيدگي نوك پستان كه به تازگي ايجاد شده باشد

– زخم پوست يا نوك پستان

– قرمزي و پوسته پوسته شدن

– خارش نوك و هاله اطراف پستان

– قرمز و متورم شدن پستان و تغييراتي شبيه پوست پرتغالي در پوست پستان مي باشند.

– نگاه كردن شامل چند حالت است:

الف- دستها را در دو طرف بدن به حالت آويزان  قرار دهيد و پستانها را از نظر عدم تقارن ( تفاوت چشمگير در اندازه آنها ) و نشانه هاي بالا بررسي كنيد.

ب- در اين حالت دستها را در دو طرف سر به صورت صاف بالا ببريد و به پستانها خصوصا از نظر فرو رفتگي پوست و توكشيدگي نوك پستانها و ساير علائم نگاه كنيد.

ج- در اين حالت كف دستها را پشت سر به هم قفل كرده و شانه ها را به عقب بكشيد و به پستانها نگاه كنيد و آنها را از نظر هر كدام از تغييرات ذكر شده بررسي كنيد.

د- دستها را بر روي كمر فشار داده و شانه ها را به عقب بكشيد و در اين حال پستانهاي خود را مانند حالتهاي قبلي به دقت بررسي كنيد.

ه- خم شويد و دستها را به صورت آويزان در دو طرف تنه قرار دهيد و در آيينه به ظاهر پستانها به دقت نگاه كنيد.

در هر يك از اين پنج حالت ، پستانها را هم از روبه رو و هم از كنار نگاه كنيد. توجه داشته باشيد كه هيچ زني دو پستان صددر صد مشابه و قرينه ندارد.

مهم اين است كه تغييراتي را كه در ظاهر پستان نسبت به ماه قبل در آن ايجاد شده پيدا كنيد.

توجه داشته باشيد كه : علائم مهمي مانند كشيده شدن نوك پستان به داخل و يا فرو رفتگي پوست ممكن است فقط در يكي از اين حالتها ديده شود. لذا ضروري است كه تمام مراحلي را كه شرح داده شد هميشه و به ترتيب انجام دهيد.

 لمس كردن:

لمس پستان مهمترين مرحله خود آزمايي پستان است  . اگر با حوصله و دقت لمس را انجام دهيد اكثر موارد مشكوك را با لمس كردن مي توانيد تشخيص دهيد.

شايعترين حالت تشخيص سرطان پستان ، لمس يك توده (غده) سفت و بدون درد است . لمس هر گونه غده و هر سفتي در پستان بسيار مهم مي باشد.

1- براي لمس كردن پستان ابتدا به پشت دراز بكشيد . براي معاينه پستان چپ ، يك بالش كوچك در زير شانه چپ بگذاريد و دست چپ خود را زير سرتان بگذاريد به طوريكه پستان چپ كاملا در وسط قفسه سينه قرار بگيرد .

براي لمس پستان چپ از دست راست استفاده كنيد.در مورد پستان راست بر عكس عمل كنيد.

2- براي معاينه از نرمه انگشتان (بند آخر انگشت) استفاده كنيد. از نوك انگشت يا بند هاي ديگر انگشتان استفاده نكنيد.

هيچ وقت بافت پستان رابين انگشت شست و ساير انگشتان فشار ندهيد، زيرا به اشتباه احساس مي كنيد يك غده لمس كرده ايد.

ابتدا هر قسمت ازپستان را با نرمه انگشتان و با فشار آرام معاينه كنيد. سپس همان قسمت را بين سطح انگشتان و قفسه سينه فشار بيشتري داده و معاينه كنيد.با اين روش هم قسمتهاي سطحي و هم قسمتهاي عمقي پستان معاينه مي شوند.

توجه داشته باشيد كه انگشتان از روي پوست برداشته نشوند. با اين روش همه قسمتهاي پستان، از انتهاي بالايي پستان( حدود استخوان ترقوه ) تا پايين پستان ( لبه پاييني سينه بند) و از جناغ سينه تا تمام زير بغل بايد معاينه شوند.

• براي انجام صحيح لمس ، بافت پستان را بين پوست و دنده ها فشار دهيد و پوست را روي بافت پستان بلغزانيد.

3- حركت دوراني در معاينه :

براي اين كار مي توانيد از اطراف پستان به طرف نوك پستان در دايره هاي فرضي هم جهت با عقربه هاي ساعت ، لمس را انجام دهيد. پس از لمس هر پستان ، لمس زير بغل همان طرف را انجام دهيد.لمس زير بغل مانند لمس پستان با نرمه انگشتان  انجام مي شود و در صورت وجود هر گونه سفتي يا غده در زير بغل ، بايد به واحد بهداشتي جهت معاينه مراجعه نماييد.

در انتهاي معاينه ، پستانها را در جهات مختلف مانند حالت دوشيدن فشار دهيد و به ترشحات نوك پستان توجه كنيد.ترشحات نوك پستان شايع هستند و اگر از هر دو پستان باشند، معمولا خطري ندارند. ترشحات خوني يا خونا به اي و بي رنگ يك طرفه مهمتر هستند و ممكن است به دليلبيماريهاي سرطاني ايجاد شده باشند.

– لمس پستانها را ميتوان در زير دوش هنگام حمام كردن ، انجام داد.در اين حالت هم مطابق توضيحات قبلي بايد تمام پستان و زير بغل با نرمه انگشتان بطور كامل معاينه شوند. در اين حالت كه پستان و انگشتان خيس و لغزنده هستند بسياري از توده ها بهتر لمس مي شوند.

 مامو گرافي:

مامو گرافي مفيد ترين وسيله تشخيصي براي يافتن سرطان پستان در مراحل اوليه مي باشد.

• اولين مامو گرافي در سن 40 سالگي

• 50-40 سالگي هر 2-1 سال يكبار

• از 50سالگي به بعد ساليانه

سرطان دهانه رحم ( كانسر سرويكس)

سرطان دهانه رحم يكي از شايعترين سرطانهاي زنان در جهان بوده است و از مهمترين علل مرگ و مير زنان در دنيا و در كشورهاي در حال توسعه است. ابتلا به سرطان دهانه رحم در رده هاي مختلف سني زنان وجود دارد ، بخصوص در سنين 55-35 سالگي شايعتر است.

سرطان سرويكس ، عبارت است از سرطاني كه از گردن رحم منشا مي گيرد.

 عوامل خطر در بروز سرطان دهانه رحم :

1- زناني كه در سنين پايين ازدواج مي كنند.

2- زناني كه چندين بار ازدواج كرده اند.

3- زناني كه همسرانشان ختنه نشده اند.

4- زناني كه بيش از يك شريك جنسي دارند.

5- زناني كه همسرانشان بيش از يك شريك جنسي دارند.

6- زناني كه همسرانشان قبلا همسر مبتلا به سرطان دهانه رحم داشته اند.

7- زناني كه دخانيات مصرف مي كنند.

8- زايمانهاي متعدد

 علائم هشدار دهنده در سرطان دهانه رحم:

1- هر گونه خونريزي غير طبيعي

2- هر گونه ترشح غير طبيعي

3- درد شديد لگني

4- كاهش شديد وزن و بي اشتهايي

5- خونريزي پس از تماس جنسي يا معاينه

6- علائم ادراري بدون علت مشخص در سيستم ادراري

 راههاي تشخيص سرطان دهانه رحم:

 پاپ اسمير

 كوتاژ دهانه رحم

 كولپوسكوپي

 بيوپسي

• سرطان دهانه رحم به راحتي در مراحل اوليه تشخيص داده ميشود و در اين مرحله كاملا قابل درمان است.

– آزمايش پاپ اسمير:

آزمايشي است ، ارزان ، بدون درد و قابل اعتماد جهت تشخيص زود رس سرطان گردن رحم، اين آزمايش تغييرات گردن رحم را در مراحل اوليه مشخص كرده و درمان سريع را ممكن مي سازد.

تمامي زنان 65-20 ساله حداقل يكبار ازدواج كرده در اولين فرصت بعد از ازدواج بايد يك تست پاپ اسمير انجام دهند. و تا 3 سال هر سال يكبار آن را تكرار كنند. در صورت طبيعي بودن نتيجه 3 آزمايش پاپ اسمير متوالي و در صورتي كه فرد در معرض خطر نباشد پاپ اسمير بايد هر 3 سال يكبار انجام شود.

• تكرار مجدد نمونه گيري پاپ اسمير بايد با فاصله زماني بيشتر از 8 هفته از انجام آزمايش قبلي صورت پذيرد.

• خانمهاي باردار نياز به انجام آزمايش پاپ اسمير ندارند.

• انجام آزمايش پاپ اسمير به دنبال زايمان بايد 12   هفته پس از زايمان صورت گيرد.

• در صورتيكه  خانمي دچار خونريزي يا لكه بيني پس از نزديكي باشد انجام آزمايش پاپ اسمير كاملا ضروري است.

 نكات قابل توجه قبل از انجام آزمايش پاپ اسمير:

1- انجام آزمايش پاپ اسمير نبايد 3 روز قبل از شروع  قاعدگي و 3 روز  پس از پايان قاعدگي صورت گيرد.

2- از 24 ساعت قبل از انجام پاپ اسمير نزديكي نداشته باشد.

3- از 24 ساعت قبل از انجام پاپ اسمير لكه بيني و خونريزي نداشته باشد.

4- از 48 ساعت قبل از انجام پاپ اسمير نبايد شستشوي داخل واژن داشته باشد.

5- از 48 ساعت قبل از انجام پاپ اسمير نبايد از كرمهاي واژينال جهت درمان استفاده كرده باشد.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »