سندروم ديسترس تنفسي حاد بالغین، حتی بعد از ترخیص از بیمارستان حيات بیمار را تهدید می کند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند با توجه به مطالعات انجام شده مشخص شد که بيماري جدي ديسترس تنفسي حاد يا ARDS‌ كه مي‌تواند باعث اختلال در دريافت اكسيژن و تنگي نفس شود عاملي براي تهديد زندگي افراد مبتلا محسوب مي‌شود. آنان تاکید دارند که مراقبت از بيماران مبتلا به ARDS بعد از دوره بيماري حاد و بستري طولاني مدت خاتمه نمي‌يابد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  سندرم ديسترس تنفسى بالغين (ARDS)، به‌طور تيپيک به‌دنبال شوک و تروما يا سپسيس ايجاد مى‌شود. به‌علت اينکه ريه‌ها تمام خون وريدى برگشته به قلب را دريافت مى‌کنند، و داراى اولين شبکهٔ مويرگى هستند که مدياتورها به آن مى‌رسند، فشار حاصل از هر صدمه‌اى که بخش غيراحشائى بدن را درگير کند، به ريه‌ها منتقل مى‌گردد.

سندرم ARDS به دليل آسيب ريه‌ها ايجاد مي‌شود. ممکن است ريه‌ها به دنبال يک بيماري، نظير پنوموني‌ يا عفونت خوني،‌ استنشاق آب يا مواد استفراغي، يا با ضربه آسيب ببينند.

به نظر مي‌رسد اين صدمات سبب التهاب ريه‌ها شود. اين تورم مي‌تواند منجر به از بين رفتن عروق خوني و ديواره آلوئول‌ها شده و مايعات جاي هوا را در کيسه‌هاي هوايي بگيرد.

محققان افزودند: براي كاهش علائم اين بيماري، بيماران مبتلا بايد در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان بررسي شوند و بسياري از آنان تا موقعي كه بتوانند خودشان اقدام به نفس كشيدن كنند بايد به دستگاه تنفس مصنوعي يا ونتيلاتور وصل شوند.

نتايج حاصل از اين گزارش ضمن بيان اين كه صدمه به ريه‌ها و يا آسيب آنها توسط يك بيماري يا عفونت‌هاي خوني مي‌تواند منجر به وقوع بيماري ARDS  شود افزود برخي از افراد مبتلا به اين بيماري در صورت مرخص شدن از بيمارستان نيز همچنان بايد از دستگاه اكسيژن استفاده كنند تا شدت علائم تنگي نفس در آنها تخفيف پيدا كند.

به گفته محققان احتمال بروز اختلال استرس پس از سانحه و پريشاني‌هاي رواني ممكن است در بعضي از افراد مبتلا به اين بيماري رخ دهد كه در اين ميان پزشكان و مراقبان بهداشتي اين بيماران نقش مهمي در كنترل اين علائم دارند.

نتایج این تحقیق در نشريه آكادمي پزشكان خانواده آمريكا انتشار یافته است .

سندرم ديسترس تنفسي حاد (ARDS) يک بيماري سريعا پيشرونده است که در ابتدا با تنگي نفس، تاکي پنه، و هيپوکسمي تظاهر مي‌کند و سپس به سرعت به سمت نارسايي تنفسي پيش مي‌رود.

کنفرانس اجماع عمومي آمريکايي – اروپايي (AECC) معيارهاي تشخيصي براي ARDS  را به شرح زیر منتشر کرده است :

–  شروع حاد،

–  نسبت فشار نسبي اکسيژن شرياني به درصد اکسيژن استنشاق شده (PaO2/FiO2) برابر با200 يا کمتر، بدون در نظر گرفتن فشار مثبت در پايان بازدم(PEEP);

–  ارتشاح دو طرفه در راديوگرافي فرونتال قفسه سينه و فشار گوه اي شريان ريوي برابر با 18 ميليمتر جيوه يا کمتر يا عدم وجود شواهد باليني ازفشار بالاي دهليزچپ.

آسيب حاد ريه،سندرمي است که مختصري از شدت کمتري برخوردار است و با هيپوکسمي خفيف‌تر ولي معيارهاي تشخيصي ديگر مشابه با ARDS مشخص مي‌شود.

از آنجا که بيش از نيمي از واحدهاي مراقبت‌هاي ويژه (ICUs) در ايالات متحده داراي متخصص مراقبت‌هاي ويژه نيستند،

بسياري از پزشکان مراقبت‌هاي اوليه، مسوول ارايه مراقبت از بيماران مبتلا به ARDS يا آسيب حاد ريه هستند.

مراقبت از بيماران مبتلا به ARDS بعد از دوره بيماري حاد و بستري طولاني مدتشان خاتمه نمي‌يابد. پس از ترخيص از ICU، بيماران مبتلا به ARDS نسبت به قبل کيفيت پايين‌تر زندگي، ضعف قابل‌توجه ناشي از نوروپاتي و ميوپاتي، اختلال شناختي دائمي و تاخير در بازگشت به کار دارند.

محققین می گویند مرگ‌و‌مير درطي سه سال در کساني که نياز به تهويه مکانيکي در ICU داشته اند در مقايسه با کساني که نياز به تهويه مکانيکي در ICU نداشته‌اند و کساني که در ICU بستري نشده‌اند بالاتر است (3/57% در مقابل 3/38% و 9/14%).

مصرف استاتين پس از انجام پيوند قلب احتمال وقوع تومورهای سرطانی را كاهش می دهد

دی ۱۶, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند با انجام مطالعات خود روي 255 بيمار قرار گرفته تحت عمل پيوند قلب مشاهده كردند بيماراني كه پس از پيوند قلب تحت تجويز استاتين بودند كمتر از گروه مشابه كه استاتين دريافت نكردند، دچار بدخيمي و تومورهاي سرطاني شدند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققان میزان خطر ابتلا به سرطان را در مصرف کنندگان استاتین با افرادی که از این دارو مصرف نکرده اند مقایسه نمودند . در دریافت کنندگان استاتین میزان بروز سرطان به میزان قابل توجهی کاهش داشت .

محققان ضمن بيان اين كه 42 درصد از افراد پس از پيوند قلب دچار تومورهاي بدخيم شدند افزودند: بروز اين تومورها 8 سال پس از انجام پيوند قلب در بيماراني كه استاتين مصرف كردند 13 درصد بوده است و اين در حاليست كه 34 درصد از افرادي كه استاتين مصرف نكردند دچار بدخيمي‌هاي مختلف شدند.

نتايج حاصل از اين گزارش حاكيست: مصرف استاتين احتمال وقوع سرطان را در سال‌هاي پس از انجام پيوند كاهش داده و ضمن افزايش ميزان بقا امكان ابتلا به سرطان را تا 67 درصد كاهش مي‌دهد.

به گفته محققان با توجه به اين كه استفاده طولاني مدت از داروهاي سركوب كننده دستگاه ايمني باعث افزايش احتمال وقوع سرطان مي‌شود، افراد مبتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي در طول 3 ماه پس از انجام پيوند بايد به صورت مداوم تحت نظر پزشكان باشند و البته با تمام اقداماتي كه صورت مي‌گيرد مرگ ناشي از سرطان بعد از پيوند قلب عامل مهمي براي وقوع مرگ و مير است.

با وجود اطلاعات به دست آمده ناشي از مصرف استاتين‌ها پس از انجام پيوند قلب اين تحقيق هنوز هم نيازمند آزمايشات و مطالعات گسترده‌تري است.

گفتني است: قبلاً نيز محققان اعلام كردند، استفاده بيش از حد استاتين‌ها براي كاهش وقوع بيماري‌هاي قلبي – عروقي در برخي از بيماران ديابتي غيرضروري است.

نتایج این تحقیق در نشريه ساينس ديلی منتشر شده است .

استاتین ها در کاهش میزان کلسترول بطور معنی داری موثر می باشند بنابراین از وقوع حملات قلبی عروقی که تهدید کننده زندگی است پیشگیری می کند .

بررسی ها به این نتیجه انجامیده است که استاتین به جز اثر ساده کاهش کلسترول خون، فواید قابل توجه دیگری نیز دارند و می توان این ترکیبات دارویی را در درمان و پیشگیری از بیماری های غیر قلبی مانند سرطان به کاربرد . البته هنوز جایگاه استاتین ها در پیشگیری از انواع سرطان ها به اثبات نرسیده است .

تشخيص به موقع سيفليس مادرزادی، اين بيماری مرگبار را قابل درمان می سازد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند گرچه سيفليس مادرزادي يك بيماري مرگ‌آور است اما تشخيص زودهنگام و شروع درمان‌هاي به موقع مي‌تواند در بهبود اين بيماري مؤثر باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  سيفليس يک بيماري آميزشي مسري است که به راحتي از زن به مرد يا از مرد به زن منتقل مي شود، البته اين بيماري مي تواند از طريق مادر باردار مبتلا به نوزاد نيز سرايت کند. در زمان حاملگی،خطر عفونت مادرزادی جنین در مراحل اولیه وثانویه سیفلیس 90-80٪ ومرگ جنینی یا مرگ حوالی تولد در 40٪ جنین های مبتلا به سیفلیس مادرزادی رخ می دهد

نتايج بررسی های باليني نشان داده که با توجه به وجود ضايعات استخواني در يك نوزاد دختر 2 ماهه و راش پوستي مشابه ميان مادر و نوزاد و به دنبال آن بررسي‌هاي سرولوژيك، تشخيص سيفليس مادرزادي در نوزاد را نشان داده است كه اين پديده انجام تست سيفليس مادرزادي در هر نوزاد را بدون توجه به شرايط سرولوژيك مادر ضروري مي‌سازد.

اين گزارش افزاید: 7 ماه پيش از به دنيا آمدن نوزاد، بيماري سيفليس در پدر وي تشخيص داده شده است كه اين باعث پديد آمدن سيفليس ثانويه در مادر شده است.

از طرفي نتايج ديگر اين گزارش حاكيست سيفليس مادرزادي كه يك بيماري مخاطره‌انگيز محسوب مي‌شود مي‌تواند حتي در كشورهاي توسعه يافته در زنان باردار شناسايي نشده و باعث ايجاد يك معضل بزرگ شود.

گفتني است بيماري سيفليس مادرزادي يك بيماري كشنده اما قابل درمان است كه پزشكان زنان و زايمان براي كاهش وقوع اين خطر بايد طي زمان بارداري در مادران خصوصاً زماني كه احتمال خطر وجود داشته باشد تست‌هاي پياپي سرولوژي را انجام دهند چرا كه تشخيص زودهنگام و شروع درمان‌هاي به موقع مي‌تواند در بهبود اين بيماري مؤثر باشد.

شايان ذكر است كه سيفليس يك عفونت رايج غالباً مقاربتي است كه توسط نوعي باكتري ايجاد مي‌شود و در هر مرحله از دوران بارداري مي‌تواند به جنين منتقل شده و باعث ناهنجاري‌هاي جنيني، بيماري‌هاي حاد نوزادي، مرگ جنيني و يا مرگ در حوالي تولد شود كه اين موضوع به انجام آزمايشات تشخيص سيفليس قبل از ازدواج و در حين بارداري به شدت تأكيد مي‌كند.

لازم به ذکر است مادر مبتلا به سیفلیس پس از ماه چهارم بارداری می تواند جنین خود را آلوده کند. اگر عفونت مادر شدید باشد، جنین سقط می شود ولی اگر عفونت مادر خفیف باشد، بچه زنده به دنیا می آید و علایم مختلفی از خود نشان می دهد. درمان این بیماری در کلیه مراحل به کمک آنتی بیوتیک پنی سیلین انجام می شود.

نتایج این تحقیق در نشريه BMJ‌ منتشر شده است .

آشنایی با علائم و عوارض یائسگی

شروع یائسگی در زنان، به دلیل بهبود وضعیت تغذیه، زندگی سالم تر و پیشرفت های علم پزشکی حدوداً تا سنین ۴۵ تا ۵۵ سالگی به تعویق افتاده است . یائسگی قطع دائمی خونریزی ماهانه است. سن متوسط یائسگی 51 سالگی است اما حدود 4 درصد زنان قبل از 40 سالگی دچار یائسگی زودرس می‌شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   یائسگی توقف عادات ماهانه و پایان یافتن قدرت باروری است. به خانمی که به مدت یک سال قاعده نشود، یائسه می گویند و دوران قبل از آخرین قاعدگی را دوران پیش یائسگی می نامند که این دوران از چند ماه تا چندین سال متغیر است و با علائمی مانند گر گرفتگی، تغییر الگوی خواب، خستگی، طپش قلب و تغییرات خلق و خو و اضافه وزن، همراه است.

امروزه برای بیشتر بانوان شروع یائسگی بین سنین ۴۸ تا ۵۲ سال است.

اگر چه سن یائسگی به صورت ژنتیکی تعیین می شود ولی مطالعات متعدد نشان می دهد که بهبود وضعیت تغذیه ای، زندگی سالم و پیشرفت های پزشکی در افزایش سن باروری موثر هستند.

بیشتر بانوان تنها از یک یا ۲ علامت یائسگی رنج می برند اما در ۱۰ الی ۳۵ درصد آنها علائم آنقدر شدید است که به مشورت پزشک نیاز دارند. گرچه پیش بینی دقیق شدت علائم در افراد مشکل است اما می توان بر اساس بررسی های آماری تقسیم بندی هایی را منظور کرد.

● علائم و عوارض

میزان استروژن در گردش خون بدن و نسبت آن به سایر هورمون ها، سرعت تغییر و کاهش آن قبل از یائسگی همگی در سلامتی جسمی و احساسات و ظاهر فرد موثر است. یکی از شایع ترین علائم گر گرفتگی است. اختلافات خواب، خستگی، تغییراتی جنسی و علائم ادراری (شامل سوزش ادرار، فوریت در ادرار کردن و بی اختیاری ادراری)، افسردگی و تغییرات خلق و خو، پوکی استخوان و بیماری قلبی عروقی، همگی ناشی از کاهش استروژن خون است که در برخی از زنان بعد از یائسگی آشکار می شود.

تغييراتي که زنان در دوره يائسگي بدان دچار مي شوند، ناشي از عوامل زير است:

● ژنتيک و عوامل محيطي:

ژنتيک از يک طرف و از طرف ديگر عادات تغذيه يي خانواده، شيوه رويارو شدن با مسائل و مشکلات زندگي و ميزان فعاليت ها و ورزش هاي روزانه، از جمله موضوعاتي است که در اغلب خانواده ها از نسلي به نسل به ديگر انتقال مي يابد.

تنش ها و بحران هاي شديد عاطفي؛ استرس هاي طولاني مدت و ضربات روحي مي توانند موجب توقف چرخه فعاليت تخمدان ها شوند و يائسگي زودهنگام (قبل از 40 سالگي) را در زنان پديد آورند.

● شيوه زندگي:

زناني که عادات تغذيه يي- بهداشتي سالم تري دارند در سن بالاتري هم يائسه مي شوند.

● سيگار کشيدن:

زناني که سيگار مي کشند زودتر دچار يائسگي مي شوند زيرا نيکوتين سيگار موجب کاهش ترشح هاي هورمون هاي تخمدان ها مي شود و توازن سوخت و ساز بدن را مختل مي سازد.

● کم وزني هاي حاد:

زناني که به مدت طولاني از رژيم هاي غذايي سخت پيروي مي کنند، بيشتر در معرض يائسگي هاي زودتر از موعد هستند.

● پروزني هاي حاد:

کاهش هورمون هاي مترشحه از تخمدان ها موجب بروز چاقي و اندوختن چربي در بدن مي شود که البته با انتخاب رژيم هاي مناسب مي توان به راحتي از آن جلوگيري کرد. افزايش وزن مي تواند پيامدهاي عمده يي مثل بيماري هاي قلبي- عروقي، افزايش فشارخون و کاهش عملکرد بدن را به دنبال داشته باشد.

بنابراين بهتر است، زنان در اين دوران سعي کنند وزن خود را در حالت متعادلي نگه دارند و با اندک افزايشي، بلافاصله کالري مصرفي خود را کم کنند.

● برداشتن رحم يا تخمدان؛

در مواردي که نياز به برداشتن رحم و تخمدان است، يائسگي نيز سريعاً رخ خواهد داد و تمامي علائم آن نيز بروز خواهد کرد. لازم به ذکر است که برداشتن رحم به تنهايي موجب يائسگي نمي شود زيرا تخمدان ها وظيفه ترشح هورمون هاي استروژن و پروژسترون را به عهده دارند. به همين دليل توصيه مي شود که تخمدان ها بي دليل برداشته نشوند.

همچنین علائمی که می تواند به نزدیک بودن زمان یاسگی کمک کند به شرح زیر است :

● گُرگرفتگی

همچنانکه تعادل هورمون‌ها بهم می‌ریزد، عروق خونی به سرعت گشاد می‌شوند که سبب افزایش درجه حرارت پوست و احساس گرما می‌گردد. این احساس گرما از سمت سینه بطرف شانه، گردن و سر حرکت می‌کند.

شخص ممکن است عرق کند و همچنانکه عرق از سطح پوست تبخیر می‌شود احساس لرز، ضعف و گیجی پیدا کند. چهره ممکن است برافروخته بنظر برسد و لک‌های قرمز روی سینه، گردن و بازوها ظاهر شوند. گُرگرفتگی می‌تواند از ۳۰ ثانیه تا ۳۰ دقیقه طول بکشد، اگر چه در اکثریت افراد ظرف ۲ تا ۳ دقیقه از بین می‌رود.

● سیکل ماهانه نامنظم

سیکل ماهانه ممکن است بطور ناگهانی متوقف شود یا به احتمال بیشتر دچار تغییرات تدریجی گردد. یعنی ممکن است قبل از توقف کامل، دفعات یا میزان خونریزی کمتر یا بیشتر شود.

● اختلالات خواب و تعریق شبانه

اختلال خواب اغلب بدنبال گُرگرفتگی شبانه ایجاد می‌شود. ممکن است فرد از یک خواب خوب با عرق شبانه و پس از آن لرز بیدار شود و نتواند دوباره براحتی بخوابد. کمبود خواب می‌تواند روی خلق و خو و سلامت فرد اثر بگذارد.

● تغییرات واژن و مثانه

با کاهش سطح استروژن، بافت‌های پوشاننده واژن و پیشابراه خشک‌تر، نازک‌تر و قابلیت کشش آنها کمتر می‌شود. بعلت کاهش ترشحات طبیعی ممکن است در حین نزدیکی احساس خشکی، سوزش، خارش یا ناراحتی ایجاد شود. به دنبال آن میزان عفونت‌های مثانه و عفونت‌های قارچی واژن بیشتر می‌شود.

● بی‌اختیاری ادرار

فرد ممکن است با از دست رفتن کشش‌پذیری پیشابراه و واژن دچار بی‌اختیاری ادرار شود. بی اختیاری ادرار ممکن است به‌ هنگام سرفه، خنده یا بلند کردن اجسام ایجاد شود که نیاز به دفع آنی ادرار دارد.

● تغییرات روحی

با شروع دوران یائسگی ممکن است فرد تغییرات خلقی را تجربه کند و حساس‌تر شود. احتمال دارد ارتباطی بین سطح هورمون و خلق و خو وجود داشته باشد، اما عواملی مانند استرس، بی‌خوابی و وقایعی مثل بیماری یا مرگ والدین، ترک جمع خانوادگی توسط فرزندان یا بازنشستگی به تغییرات خلق و خو کمک می‌کنند.

● فقدان میل جنسی

گاهی در دوران یائسگی میل جنسی کاهش می‌یابد که شاید مربوط به سطح هورمون، تغییرات خلقی یا تحریک پذیری باشد. اما در اکثریت زنان میل جنسی تغییر پیدا نمی‌کند.

● تغییرات ظاهری

بعد از یائسگی، چربی موجود در ران و لگن به بالاتر از کمر و شکم منتقل می‌شود. ممکن است فرد دچار فقدان احساس پری سینه‌ها، ‌نازکی موها و چین و چروک پوست شود. در این دوران سطح استروژن کاهش می‌یابد ولی بدن به تولید مقدار کم هورمون مردانه تستوسترون ادامه می‌دهد در نتیجه ممکن است موی ضخیم روی چانه، لب فوقانی، سینه و شکم رشد کند.

● بیماری قلبی

استروژن با کاهش کل کلسترول و کلسترول بد یا LDL و افزایش کلسترول خوب یا HDL در سلامت قلب نقش دارد.

زمانی که سطح استروژن طی یائسگی کاهش می‌یابد ممکن است میزان کل کلسترول بالا رود و احتمال خطر بیماری قلبی، ‌سکته و سایر بیماری‌های مرتبط با قلب و عروق زیاد شود.

سیگار، فشار خون بالا، دیابت، کم‌تحرکی‌ یا رژیم غذایی نامناسب، در افزایش خطر بیماری قلبی زنان یائسه موثر است.

● پوکی استخوان

طی چند سال اول پس از یائـسگی تراکم استخوان‌ها با سرعت بیشتری کاهش می‌یابد. هر سال كه از یائـسگی می‌گذرد، حدود 5/1-1 درصد از توده استخوانی از دست می‌رود. این کاهش می‌تواند منجر به استئوپنی (‌کاهش توده استخوانی) شود که حالت شدیدتر آن پوکی استخوان است.

● عوارض یائسگی در زنان زیر کمتر است:

زنانی که به طور فامیلی سن شروع قاعدگی و بلوغ آنها دیرتر است.

بانوانی که هرگز ازدواج نکرده اند.

بعد از سن ۴۰ سالگی، زایمان داشته اند.

از لحاظ اقتصادی و مالی از وضعیت خوبی برخوردارند و یا تحصیلات بالایی دارند.

● درمان

درمان جایگزینی با هورمون استروژن نتایج مثبت عمده ای را در بسیاری از خانم ها در سنین پس از یائسگی به همراه داشته است و افزایش خطر ابتلا به سرطان رحم و سینه در مقایسه با اثرات مفید آن بسیار ناچیز به نظر می رسد باید به خاطر داشت که درمان با استروژن نمی تواند موجب بهبود فوری علائم یائسگی شود و باید مزایا و خطرات آن را به دقت در هر بیمار به طور مجزا بررسی کرد.

داروهای غیر هورمونی شامل کلسیم، فلوراید، کلسی تونین، بی فسفونات ها و سایر داروهاست که برای درمان پوکی استخوان به کار می روند.

عادات صحیح بهداشتی، تجربه بهتری از یائسگی به ارمغان می آورد. سه بار یا بیشتر ورزش کردن درروز باعث تخفیف علائم است.

نقش رژیم غذایی کم چربی در یائسگی حتی از ورزش نیز پراهمیت تر است. معمولا در خانم هایی که از ابتدا خام گیاه خوار بوده اند حداقل علائم را داشته اند.

خوردن غذاهای حاوی سویا موجب بهبود وضعیت است که به علت وجود مقادیر بالای هورمون های گیاهی آن است. در کشورهایی که رژیم غذایی آنها حاوی مقادیر زیادی سویا است علائم یائسگی بسیار تخفیف یافته یا اصلا وجود ندارد.

هورمون های گیاهی یا فیتوهومورن ها «phyto hormones» مواد طبیعی موجود در برخی گیاهان و غذاها هستند که به بدن در تولید طبیعی هورمون های استروژن و پروژسترون کمک می کنند.

اگرچه قدرت عمل آنها در مقایسه با داروهای مصنوعی بسیار کم است اما چون بدن فرد را وادار به تولید هورمون می کنند فاقد اثرات جانبی مضر هستند. گیاهانی مانند جین سنگ «Ginseng» پنج انگشت «ویتاگنوس»، ریشه شیرین بیان، رزک، برمادران، مریم گلی در درمان گر گرفتگی و بهار نارنج، بیدمشک،

سنبل الطیب، زعفران،گل گاوزبان برای رفع خستگی مصرف می شوند و آرام بخش و مقوی اعصاب هم هستند. سنبل الطیب وگل گاوزبان به صورت قطره پاسی بای و قرص های والی فلور در داروخانه ها موجودند و اثرات ضد افسردگی نیز دارند.

مصرف کلسیم و ویتامین D (منابع غذایی آن شامل ماهی آزاد، ماهی تون، میگو، شیر و زرده تخم مرغ است) ویتامین ث (کیوی، فلفل سبز خام، آب پرتقال، هندوانه و انگور از منابع ویتامین ث هستند) و ویتامین کا بهترین منابع آن کلم، کاهو و اسفناج است که برای جلوگیری از تخریب استخوان ها و پیشگیری از پوکی استخوان توصیه می شود.

روش های زبر می تواند به کاهش عوارض زمان یاسگی کمک کند :

– به طور منظم ورزش كنید. ورزش یكی از عوامل مهم برای قرار گرفتن كلسیم در داخل استخوان و محكم شدن استخوان‌ها است. پیاده‌روی ورزش مناسبی است.

– همه روزه مواد غذایی حاوی كلسیم، به خصوص لبنیات پاستوریزه كم چربی مصرف كنید. درگروه لبنیات شیر، ماست، پنیر و كشك از منابع خوب كلسیم هستند (به یاد داشته باشیدكه اضافه كردن چای، پودر نسكافه، پودر كاكائو و قهوه به شیر، از جذب شدن كلسیم آن جلوگیری می‌كند).

– شربت‌های كاهنده اسید معده نمی‌گذارند كلسیم غذا جذب شود. بنابراین از مصرف خودسرانه و غیر ضروری آنها خودداری كنید و فقط با تجویز پزشك مصرف نمایید.
– نوشابه‌های گازدار جلوی جذب كلسیم غذا را می‌گیرند. تا حد امكان نوشابه های گازدار را كمتر مصرف كنید.

– استعمال دخانیات و مصرف الكل برای همه، درهرسنی و هر شرایطی ضرر دارد. از جمله عوارض استفاده از آنها، تشدید پوكی استخوان است. ازمصرف آنها جداً خودداری كنید.

– ویتامین د با افزایش جذب كلسیم در روده‌ها از پوكی استخوان جلوگیری می‌كند. برای تامین آن هر روز در مقابل نور مستقیم خورشید قرار بگیرید (تابش نور خورشید از پشت شیشه تاثیر ندارد).

– مصرف غذاهای حاوی سویا می‌تواند به كاهش عوارض ناشی از یائسگی از جمله گرگرفتگی و عرق شبانه کمک کند.

– مصرف سویا در دوران یائسگی، می‌تواند سطح هورمون‌های زنانه را در بدن زنان یائسه تنظیم كند.

– پروتئین سویا می‌تواند با کاهش کلسترول بد و تری گلسیرید از بیماری قلبی‌ـ‌عروقی جلوگیری كند.

– مصرف محصولات سویا را در برنامه غذایی خود قرار دهید زیرا ایزوفلاوون‌های (فیتواستروژن) سویا به واسطه‌ تاثیری كه روی كلسیم دارند از توده استخوانی محافظت می‌كنند (فیتو استروژن‌ها ترکیبات گیاهی هستند که می‌توانند در بدن مشابه استروژن عمل کنند).

– با توجه به ارزش غذایی سویا و فرآورده‌های آن و همچنین ارتباط آن با پوكی استخوان، گنجاندن هفتگی 2 تا 4 واحد سویا و فرآورده‌های آن در یک رژیم غذایی مفید است. 6-4 هفته پس از شروع مصرف سویا می‌توان اثر آن را مشاهده کرد ( یک واحد سویا معادل یک لیوان شیر سویا، 25 گرم برگه‌های پروتئینی یا یک چهارم یک بسته 100 گرمی است).

– در این دوره از زندگی پیشگیری از افزایش وزن بسیار مهم است. اکنون بیش از هر زمان دیگر باید از دریافت بیش از حد کالری اجتناب گردد. از اینرو از مصرف غذاهای بسیار چرب و شیرین بپرهیزید.

– از حبوبات بیشتری نسبت به زمان قبل از یائسگی استفاده نمایید زیرا این مواد سبب جذب تدریجی قند به داخل جریان خون می‌شوند و شروع گرسنگی را به تعویق می‌اندازند. این گروه سرشار از فیبر هستند و منبع خوب ویتامین و مواد معدنی از جمله اسید فولیک، ویتامین ب6 و کلسیم به حساب می‌آیند. از طرف دیگر چون منبع پروتئینی با چربی اندک هستند برای آن دسته از زنان یائسه که مبتلا به چربی خون می‌باشند، مفید است.

– میوه و سبزی بیشتری مصرف کنید. این مواد غذایی دارای فیبر، انواع ویتامین و مواد معدنی بیشتری هستند و بطور طبیعی کم چربی می‌باشند. در این دو گروه غذایی ماده معدنی بنام بور (Boron) وجود دارد که به بدن این امکان را می‌دهد تا استروژن بیشتری بسازد. همچنین بور سبب می‌شود کلسیم کمتری از بدن دفع شود و استخوان‌ها محکم باقی بمانند.

– معمولا منابع غذایی سرشار از ماده معدنی بور حاوی فیتواستروژن نیز هستند از جمله: آلو، آلو خشک، سیب، گوجه‌فرنگی، گلابی، انگور، مرکبات، چغندر، فلفل دلمه‌ای، انواع کلم، کاهو، گل کلم، سویا، پیاز، شلغم و گندم، شنبلیله

مهار نوسانات خلقی در دوران یائسگی

يائسگي بخش طبيعي و اجتناب ناپذير زندگي زنان است و براي هر زني رخ خواهد داد. تنها با آگاهي از ويژگي هاي خاص اين دوران است که مي توان با منطقي ترين شيوه ها با مسائل و مشکلات اين دوره به مقابله برخاست.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بيشتر زنان در دوران يائسگي به علت تغييرات زياد جسمي دچار بيماري ها و ناراحتي هاي روحي- رواني گوناگوني مي شوند که از جمله رايج ترين آنها مي توان از اضطراب، فشار عصبي، تحريک پذيري، افسردگي، عصبانيت و تغيير خلق و خو نام برد.

یائسگی در برخی از زنان با افت و خیزهای شدید رفتاری همراه است؛ این زنان دستخوش مجموعه‌ای از عواطف شامل نوسانات خلقی، ترس، افسردگی و تحریک‌پذیری می‌شوند.

برای تسکین دادن این نوسانات خلقی رعایت این توصیه‌ها کمک‌کننده است:

– به اندازه کافی در هر شب بخوابید، و یک برنامه منظم خواب و بیداری داشته باشید.

– دست کم 30 دقیقه در هر روز هفته ورزش کنید.

– تعداد فعالیت‌هایی را که را به عهده می‌گیرید، محدود کنید.

– راه‌هایی را پیدا کنید که به کنترل استرس کمک کند.

– از دوستان‌تان کمک بخواهید، به گروه همسالان بپیوندید یا به مشاور مراجعه کنید.

– با دکترتان درباره داروها و گزینه‌های درمانی برای کمک به کنترل علائم یائسگی گفتگو کنید.

– با خواندن کتاب یا با اختصاص دادن یک زمان بی‌دغدغه به خودتان، به آرامش‌بخشی یا بپردازید.

ممکن است آزمون‌‌های ژنتیکی ارزان‌ قیمت به تشخیص احتمال ” یائسگی زودرس ” کمک کنند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند که ترکیب چهار ژن با هم به طور قابل‌توجهی خطر یائسگی زودرس را بالا می‌برد و تعیین یک  آزمون‌‌های ژنتیکی ارزان‌ قیمت ممکن است به تشخیص احتمال ” یائسگی زودرس ” کمک کنند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، یائسگی معمولا هنگامی رخ می‌دهد تعداد باقیمانده تخمک‌ها در تخمدان‌ها به پایین‌تر از حدود 1000 عدد می‌رسد. اما عواملی بر سرعت این روند اثر می‌گذارند،‌ کمتر شناخته‌ شده‌اند.

پژوهش جدید ممکن است به ایجاد آزمایشی ساده منجر شود که با تشخیص احتمال یائسگی زودرس به زنان امکان دهد تا زودتر درباره بچه‌دارشدن تصمیم بگیرند.

از هر 20 زن یک نفرشان پیش از 46 سالگی یائسه می‌شوند – و این یائسگی زودرس می‌تواند بر بخت باردار شدن از یک دهه قبل‌تر از این زمان اثر بگذارد.

اکثر زنان در سنین ۴۷ تا ۵۱ سالگی یائسه می‌شوند اما اگر یائسگی در زمانی زودتر از موعد طبیعی رخ دهد دیگر یائسگی طبیعی محسوب نمی‌شود

این بررسی که بوسیله دانشمندان دانشگاه اکستر و موسسه پژوهش سرطان در انگلیس صورت گرفته نشان داد که ظاهرا چهار ژن در ترکیب با هم به طور قابل‌توجهی خطر یائسگی زودرس را بالا می‌برند.

این پژوهش 2000 زن را که دچار یائسگی زودرس شده بودند،‌مورد بررسی قرار داد. هنگامی که بیش از یکی از آن چهار ژن در DNA زن یافت می‌شد، اثر آنها در ایجاد یائسگی حتی بیشتر بود.

محققین می گویند تخمین زده می‌شود که توانایی زنان برای باروری به طور متوسط ده سال پیش از شروع یائسگی کاهش یابد.

بنابراین فردی که با توجه وضعیت ژنتیکی‌اش قرار است یائسگی زودرس پیدا کند و بارداری‌اش را تا دهه 30 زندگیش به تاخیر می‌اندازد، با احتمال بیشتری دچار مشکلات باروروی می‌شود.

این یافته‌ها اولین مرحله برای ایجاد آزمون‌‌های ژنتیکی نسبتا ارزان‌ قیمت است که می‌توانند به زنانی که قرار است یائسگی زودرس داشته باشند، کمک کنند.

هنوز در ابتدای راه هستیم، ما به هر پژوهشی که به زنان کمک کند تا برای آینده‌ باروری‌شان طرح‌ریزی کنند و درباره زودتر درباره بچه‌دار شدن تصمیم بگیرند، خوش‌آمد می‌گوییم.

نتایج این تحقیق در ژورنال Molecular Genetics منتشر شده است،

جايگزينى خون از دست‌ رفته در نوزادان

دی ۱۵, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

تعيين حجم خون از دست‌رفته

حجم خون يک نوزاد تازه تولديافته در محدوده‌اى بين ۵۰ml/kg تا ۱۰۰ml/kg و به‌طور متوسط ۸۵ml/kg مى‌باشد. پس از گذشت يک ماه نوزادان نارس و فول ترم حجم خونى در حدود ۷۵ml/kg خواهند داشت.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  اتلاف خفيف خون به‌مقدار کمتر از ۱۰% حجم خون معمولاً به انتقال خون نيازى ندارد.

در يک نوزاد ۵/۳ کيلوگرمى اتلاف ضعيف خون تا حدود ۳۰ml در نظر گرفته مى‌شود.

از آنجائى که اتلاف بيش از ۱۰% بايد تصحيح گردد و اين ميزان در کل، مقدار خون کمى مى‌باشد؛ يافتن روش‌هائى براى پايش دقيق حجم خون از دست‌رفته در حين جراحى ضرورت دارد.

بايد از اسفنج‌هاى خشک در حين عمل استفاده کرد و به فاصلهٔ کمى پس از استفاده، آنها را وزن نمود تا ميزان خطا به‌حداقل برسد.

جايگزينى خون از دست‌‌رفته

اعمال جراحى که در آنها بيش از ۲۰% حجم خون از دست مى‌رود بايد به‌وسيلهٔ يک کاتتر وريدى که نوک آن در دهليز راست قرار داده شده، ميزان حجم خون در هر زمان ممکن ارزيابى گردد.

در نوزادانى که هماتوکريت بالاى ۵۰% دارند، اتلاف خون تا ميزان ۲۵% از حجم خون را مى‌توان با انفوزيون محلول رينگر لاکتات يا پلاسماى منجمد تازه جبران کرد.

اتلاف بيشتر خون بايد با جايگزينى خون کامل تازه گرفته شده يا گلبولق رمز فشرده جبران شود. ترانسفيوژن ۱۰cc/kg گلبول قرمز فشرده، معمولاً هماتوکريت را به اندازهٔ ۴-۳% افزايش مى‌دهد.

سرطان حفره دهان

حفرهٔ دهان از جلو به لبهٔ مخاطى لب‌ها و از پشت به چين‌‌هاى قدامى لوزه، سطح خلفى کام سخت و پاپيلاهاى دره‌اى زبان محدود شده است. سرطان از سلول‌ها، که اجزاي سازندۀ بافت‌ها هستند شروع می‌شود. بافت‌ها، تشکیل‌  دهندۀ اعضاي بدن هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   به‌طور معمول سلول‌ها رشد کرده و تقسیم می‌شوند تا با توجه به نیاز بدن سلول‌های جدید تولید کنند. هنگامی‌که سلول‌ها پیر می‌شوند، می‌میرند و سلول‌های جدید جای آنها را می‌گیرند.

گاهی این فرایند منظم به‌درستی پیش نمی‌رود. سلول‌های جدید هنگامی تشکیل می‌شوند که بدن به آنها نیاز ندارد و سلول‌های پیر هم در زمانی‌که باید از بین بروند، نابود نمی‌شوند. این سلول‌های اضافی، توده‌ای از بافت را تشکیل می‌دهند که به نام غده یا تومور شناخته می‌شود.

سرطان دهان یکی از انواع سرطان است که در گروه سرطان‌هایی به نام سرطان‌های سر و گردن قرار دارد. ممکن است سرطان دهان در هر یک از بخش‌های حفرۀ دهانی یا اروفارينکس به‌وجود آید.

بیش‌تر سرطان‌های دهانی از زبان و کف دهان آغاز می‌شوند. تقریباً تمام سرطان‌های دهانی از سلول‌های مسطح (سلول‌های سنگفرشی) (Squamous Cells) پوشانندۀ سطح دهان، زبان و لب‌ها شروع به رشد می‌کنند. به این سرطان‌ها کارسینوم سلول سنگفرشی گفته می‌شود.

معمولاً سرطان دهان از طریق دستگاه لنفاوی منتشر می‌شود (متاستاز). سلول‌های سرطانی که وارد دستگاه لنفاوی می‌شوند توسط لنف (مایعی شفاف و رقیق) به نقاط دیگر منتقل می‌شوند. در بیش‌تر موارد، سلول‌های سرطانی در ابتدا در غدد لنفاوی نزدیک به گردن ظاهر می‌شوند.

علاوه براین، سلول‌های سرطانی می‌توانند به بخش‌های دیگر گردن، ریه‌ها و دیگر نقاط بدن رسوخ كنند. وقتي كه سلول‌های سرطانی منتشر مي‌شوند، تومور جدید دارای سلول‌های نا‌بهنجاری (غیرعادی) مشابه با تومور اولیه است. به‌عنوان مثال در صورتی‌که سرطان دهان به ریه‌ها منتشر شود، سلول‌های سرطانی درون ریه، در واقع سلول‌های سرطان دهان هستند.

در این حالت به این بیماری، سرطان دهان منتشر شده (متاستاتیک) گفته می‌شود. نحوۀ درمان این سرطان مشابه با سرطان دهان است (نه سرطان ریه). گاهی پزشکان به تومور جدید بیماری «دور‌دست» یا متاستاتیک می‌گویند.

●  مشخصات بالينى سرطان دهان :

مبتلايان به کار سينوم سلول سنگفرشى در حفرهٔ دهان معمولاً با تومورهاى زخمى که هفته‌ها يا ماه‌ها طول کشيده‌اند مراجعه مى‌کنند.

اين بيماران معمولاً مردانى هستند ۵۰ تا ۷۰ ساله که سابقهٔ استعمال فراوان دخانيات و الکل دارند، بهداشت دندان اغلب نامناسب است و ممکن است در اطراف ضايعه، نواحى اريتروپلاکى و لکوپلاکى وجود داشته باشد.

در %۳۰ از بيماران غدد لنفاوى ساب‌منديبولار و زنجيرهٔ ژوگولار قابل لمس هستند. در يک‌سوم از بيماران، ارزيابى بالينى غدد لنفاوى طبيعى و بزرگ شده، به نتايج اشتباه منتهى مى‌شود (منفى کاذب و مثبت کاذب). در نبود تهاجم عمقي، معمولاً درد علامت شايع و عمده‌اى نيست.

●  پاتولوژى :

بيش از ۹۵% از سرطان‌هاى حفرهٔ دهان، کارسينوم‌هاى سلول سنگفرشى هستند. اينها اغلب و يا به‌طور متوسط تمايزيافته هستند و ممکن است پس از لکوپلاکى يا اريتروپلاکى بروز کنند.

لکوپلاکى (لکهٔ سفيد) لزوماً يک وضعيت پيش‌بدخيمى نيست، هرچند که ممکن است معلول عوامل سرطان‌زا باشد.

اگر بيوپسى تهيه شده از يک لکهٔ لکوپلاکى نشان‌دهندهٔ سلول‌هاى شديداً آتيپيک، ديسپلازي، و ديس‌کراتوز باشد، ضايعه پيش‌بدخيم تلقى مى‌شود.

اريتروپلاکى (لکه‌هاى مخاطى گرانولار قرمزرنگ) بسيار بيشتر از لکوپلاکى احتمال دارد که پيش بدخيم و يا آشکارا بدخيم باشد. کار سينوم وروکوز (زگيلي) يک ضايعهٔ اگزوفيتيک است که غالباً به‌دليل هيپرکراتوز سطحى سفيدرنگ مى‌باشد.

اين تومور از لحاظ بافت‌شناسى کاملاً تمايز يافته است و پيش‌آگهى بهترى از ضايعات ارتشاحى (انفيلتراتيو) دارد. سرطان‌هاى دهاني، به‌خصوص انواعى که مخاط آلوئولار فوقانى و تحتانى را گرفتار مى‌کنند،

غالباً استخوان‌هاى مجاور را مورد هجوم قرار مى‌دهند. فک تحتانى شايع‌ترين استخوانى است که به اين‌صورت درگير مى‌شود.

تومورهاى غدد بزاقى فرعى از غدد زيرمخاطى منشاء مى‌گيرند که در کام سخت به‌وفور يافت مى‌شوند. زخمى شدن از علائم ديررس اين تومورها است.

سرطان‌هاى لب فوقانى به غدد لنفاوى پاروتيد و ساب‌منديبولار درناژ مى‌شوند، در حالى‌که سرطان‌هاى لب تحتانى به غدد لنفاوى ساب‌منتال و ساب‌منديبولار گسترش مى‌يابند.

ميزان درگيرى غدد لنفاوى در سرطان‌هاى سلول سنگفرشى حفرهٔ دهان به محل و اندازهٔ ضايعه اوليه بستگى دارد.

در سرطان‌هاى قسمت دهانى زبان و کف دهان احتمال درگيرى غدد لنفاوى بيشتر از سرطان‌هاى لب، کام سخت يا مخاط دهانى است.

●  افرادی زیر بیشتر معرض خطر ابتلا به سرطان دهان هستید:

پزشکان نمی‌توانند توضیح دهند چرا عده‌ای به سرطان دهان مبتلا می‌شوند و در عده‌ای دیگر این سرطان هیچگاه به‌وجود نمی‌آید. فقط مشخص شده که این بیماری واگیر نیست و از افراد مبتلا به افراد سالم سرایت نمی‌کند.

پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که بعضی‌ها که عوامل خطر خاصی را دارند بیش‌تر از دیگران در معرض ابتلا به این سرطان قرار دارند. عامل خطر به هر عاملی گفته می‌شود که احتمال ابتلای شما به بیماری را افزایش دهد. تعدادی از این عوامل به شرح زیر است :

– فرآورده های دخانیاتی مصرف می کنند.
– میزان زیادی الکل مصرف می کنند.
– به طور مداوم در معرض نور آفتاب هستند.
– عاداتی چون گاز گرفتن لب و گونه دارند.
– دندان مصنوعی لق دارند.

●  موارد زیر از جمله عوامل خطر سرطان دهان هستند:

دخانیات :

استعمال دخانیات عامل بیش‌تر موارد سرطان دهان است. مصرف سیگار، سیگار برگ، پیپ، تنباکوی جویدنی و انفیه در ابتلا به سرطان دهان نقش دارند.

علاوه براین، استفاده از دیگر فرآورده‌های تنباکو نظیر بیدیس (Bidis) (يك نوع سيگار است كه به‌صورت سنتي در جنوب آسيا استفاده مي‌شود و حاوي تنباكو است)و کِرِتِکس (Kreteks) (يك نوع سيگار است كه در اندونزي استفاده مي‌شود و حاوي تنباكو و گل ميخك و بعضي افزودني‌هاي ديگر است) احتمال ابتلا به سرطان دهان را افزایش می‌دهند. كساني که برای مدت طولانی روزانه تعداد زیادی سیگار مصرف می‌کنند بیش‌تر از دیگران در معرض خطر هستند.

این خطر برای كساني که علاوه بر استعمال دخانیات از مشروبات الکلی نیز استفاده می‌کنند بیش‌تر خواهد بود. در واقع سه مورد از چهار مورد سرطان دهان در كساني رخ می‌‌دهند که از الکل، دخانیات یا هر دوی آنها استفاده می‌کنند.

الکل:

احتمال ابتلا به سرطان دهان در آنها که از مشروب الکلی استفاده می‌کنند بیش‌تر از دیگران است. این خطر با افزایش میزان مصرف نوشیدنی الکلی بیش‌تر می‌شود. در صورتی‌که فرد علاوه بر مصرف مشروبات الکلی از دخانیات نیز استفاده کند احتمال ابتلای او به سرطان بیش‌تر خواهد شد.

نور خورشید:

ممکن است فرد به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید به سرطان لب مبتلا شود. استفاده از لوسیون‌ها یا مرهم‌های لب که حاوی مواد محافظ در برابر نور خورشید هستند خطر را کاهش مي‌دهد.

همچنین می‌توانید با استفاده از کلاه‌های لبه‌دار مانع از رسیدن اشعه‌های مضر خورشید به‌‌صورت خود شوید.

در صورت استفادۀ فرد از دخانیات، خطر ابتلا به سرطان لب نيز افزایش خواهد یافت.

سابقۀ فردي ابتلا به سرطان سر و گردن: احتمال ابتلا به سرطان‌های سر و گردن در آنها که قبلاً به یک نوع از این سرطان‌ها مبتلا شده بودند افزایش می‌یابد. در این حالت نیز استعمال دخانیات خطر را افزایش خواهد داد.

ترکِ دخانیات خطر ابتلا به سرطان دهان را کاهش مي‌دهد. علاوه براین ترک کردن باعث می‌شود احتمال ابتلای فرد مبتلا به سرطان دهان، به سرطان ثانویه‌ای در نواحی سر و گردن کاهش یابد.

همچین ترک کردن باعث می‌شود از خطر ابتلا به سرطان‌های ریه، حنجره، دهان، لوزالمعده (پانکراس)، مثانه و مری نیز كاسته شود.

●  برخی از علایم هشدار دهنده سرطان دهان عبارتند از:

– وجود هر زخمی روی صورت،گردن و دهان که طی دو هفته التیام پیدا نکند.
– هر گونه تورم یا بر آمدگی روی لب ها، لثه ها یا سایر نواحی داخل دهان.
– لکه های سفید، قرمز یا تیره در دهان
– خون ریزی مکرر از دهان
– کرخی، بی حسی یا درد در هر ناحیه ای از صورت،دهان یا گردن.

●  تشخیص زودهنگام

انجام معاینات منظم بهترین فرصت برای بررسی کامل دهان، توسط پزشک یا دندانپزشک، از لحاظ وجود علائم سرطان است.

معاینات منظم امکان تشخیص درجات اولیه سرطان دهان یا مشکلاتی را که ممکن است در آینده منجر به ابتلا به سرطان دهان شوند فراهم می‌آورد.

از پزشک یا دندانپزشک خود بخواهید در طی انجام معاینات متداول، بافت‌های درون دهان را نیز مورد بررسی قرار دهد.

البته خود شما نیز می توانید به خود آزمایی یا معاینه فردی  سرطان دهان بپردازید .

●  خود آزمایی سرطان دهان :

به خودنگاه کنید و لمس کنید:

1-سرو گردن

به صورت و گردن خود در آینه نگاه کنید.
به طور طنیعی سمت راست و چپ صورت شابه هستند. به دنبال بر آمدگی یا هر گونه تورمی که در یک طرف صورت است، بگردید.

2- صورت
پوست روی صورت خود را معاینه کنید.
آیا متوجه تغییراتی در رنگ یا اندازه، زخم ها، خال ها یا رشدهایی ( غیر طبیعی ) شده اید؟

3-گردن
در طول طرفین و جلوی گردن فشار بیاورید. آیا متوجه حساسیت یا بر جستگی هایی می شوید؟

4- لب ها
لب پایین خود را به سمت پایین بکشید و به داخل آن نگاه کنید تا هر گونه زخم یا تغییر رنگی را بیا بید. سپس با استفاده از شست و انگشت اشاره، لب را از نظر وجود بر جستگی، تورم یا تغییر در قوام لمس کنید. این کار را برای لب بالا نیز تکرار کنید.

5- گونه ها
از انگشتان خود برای کنار کشیدن گونه ها استفاده کنید. بدین ترتیب خواهید توانست داخل را ببینید. به دنبال لکه های قرمز، سفید یا تیره بگردید. انگشت اشاره خود را داخل گونه و شست را در خارج آن قرار دهید.به آرامی گونه و شست را در خارج آن قرار دهید. به آرامی گونه خود را بین انگشتان خود فشار داده و خم کنید تا هد گونه تورم یا حساسیت در لمس را بیابید. این کار را برای هر گونه دیگر نیز تکرار کنید.

6- سقف دهان
سر خود را به عقب خم کرده و دهان خود را به طور کامل باز کنید. بدین ترتیب خواهید توانست هر گونه تورم یا تفاوت رنگ با حالت معمولی را بیابید. انگشت خود را برای یافتن هر گونه تورم در سقف دهان حرکت دهید.

7 – دهان و زبان
زبان خود را بیرون آورید و به رنگ و قوام سطح فوقانی آن توجه کنید. به آرامی زبان خود را به جلو کشیده و ابتدا به یک طرف و سپس به سمت دیگر نگاه کنید. به دنبال هر گونه تورم یا تعیییر رنگ بگردید. سطح زیرین زبان را با قرار دادن نوک آن در سقف دهان معاینه کنید.

به کف دهان و سطح زیر زبان نگاه کنید و به دنبال تغییر رنگی باشید که با حالت نرمال خیلی متفاوت است. به آرامی انگشت خود را در سراسر سطح زیرین زبان حرکت دهید تا در صورت وجود هر گونه بر آمدگی یا تورمی، بتوانید آن را لمس کنید.

در صورتی که هر چیزی خارج از روال متداول یافتید، به ویژه اگر آن نشانه ی غیر طبیعی طی دو هفته بهبود نیافت یا بدتر شد، به پزشک مراجعه فرمایید.

مروری بر تومورهاى خوشخیم و بدخیم غدد بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

●   تومورهاى خوش‌خيم غدد  بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

●   تومورهاى بدخيم غدد بزاقى

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

تومورهاى غدهٔ بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

غذاهای آماده خطر ابتلا به سرطان را در افراد مبتلا به سندروم لینچ افزایش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی هشدار دادند که غذاهای فست فود خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند. آنان عنوان کردند بررسی نشان داده مصرف این نوع غذاها به عنوان میان وعده غذایی، خطر ابتلا به سرطان را در بیماران مبتلا به سندورم لینچ افزایش داده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آنالیز اطلاعات مربوط به رژیم غذایی در ۴۸۶ فرد مبتلا به سندروم لینچ (lunch) در طول ۲۰ ماه پیگیری و وقوع پولیپ های کولورکتال (ضایعات پیش سرطانی) در ۵۸ فرد از افراد مورد مطالعه در این مدت نشان داده است که خوردن میان وعده های ناسالم خطر ابتلا به سرطان را در افراد دارای حساسیت ذاتی برای ابتلا به سرطان کولورکتال (سرطان کولون و رکتوم) و دیگر سرطان ها افزایش می دهد.

سندروم لینچ یك اختلال ژنتیكی موروثی غالب است كه با تحت تاثیر قرار دادن ژن های مسئول تشخیص و ترمیم DNA آسیب دیده، موجب بروز سرطان می شود .

حدود 50 درصد افراد مبتلا به سندروم لینچ عمدتا به سرطان روده و رحم مبتلا می شوند

بیماران مبتلا به سندروم لینچ که دارای الگوهای غذایی شامل مصرف وعده های غذایی سرپایی نامطلوب مانند اسنک ها، فست فودها، چیپس و یا میان وعده های سرخ شده بودند تا دو برابر بیش از بقیه در معرض خطر ابتلا به این پولیپ ها قرار گرفتند.

از طرفی یافته های به دست آمده از این مطالعه به این معنا نیست که کمتر مصرف کردن این غذاهای مضر کاملاً از رشد پولیپ ها جلوگیری می کند اما می تواند به این معنا باشد که وجود پولیپ ها در آن دسته از بیماران با سندروم لینچ که به میزان زیادی نسبت به بقیه از این غذاها مصرف می کنند می تواند بسیار بیشتر باشد.

به گفته محققان مطالعات قبلی نیز نشان داده اند که سیگار و چاقی نیز می تواند خطر ابتلا به پولیپ های کلورکتال را در میان افراد مبتلا به سندروم لینچ افزایش دهد بنابراین حتی اگر خطر بسیار بالایی از ابتلا به این سرطان ها در فردی به ارث رسیده باشد می توان این خطر را با داشتن یک شیوه سالم برای زندگی از جمله یک رژیم غذایی سالم، تحت تأثیرات مطلوبی قرار داد.

گفتنی است سندروم لینچ یک بیماری ارثی در معرض خطر ابتلا به سرطان کولورکتال، سرطان آندومتر و سرطان های دیگر در سنین پایین است که این سندروم به وسیله جهش در ژن های دخیل با ترمیم DNA در داخل سلول ها به وجود می آید.

نتایج این تحقیق در نشریه انجمن سرطان آمریکا منتشر شده است .

پیش از این نیز محققین هشدار داده بودند که فست فود در تمام دنیا حتی در کشورهای پیشرفته هم به یک معضل تبدیل شده و طبق تحقیقات 98 درصد تبلیغات محصولات غذایی در آمریکا با استانداردهای جهانی از نظر نمک، سدیم و چربی و شکر تفاوت قابل ملاحظه ای دارد،

فست فود در مجموع دشمن سلامت است، غذایی عموما بی ارزش، پر از چربی غیر اشباع که منجر به دیابت، سکته مغزی و قلبی، بیماری های قلبی و عروقی می شود. فست فود به خصوص اگر ماده اولیه آن گوشت باشد، فرآوری شده است یعنی با افزودن مواد نگه دارنده که در بدن صددرصد منجر به جهش های ژنتیکی می شود تولید می شود، البته همیشه جهش های ژنتیکی مساوی با بروز سرطان نیست اما می دانیم که گوشت فرآوری شده موجود در فست فود منجر به ایجاد موادی می شود که می توانند در پی جهش ژنتیکی به ابتلای فرد به سرطان بینجامند،

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »