مروری بر تومورهاى خوشخیم و بدخیم غدد بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

●   تومورهاى خوش‌خيم غدد  بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

●   تومورهاى بدخيم غدد بزاقى

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

تومورهاى غدهٔ بزاقى

بافت بزاقى از غددى تشکيل شده است که برحسب اندازه به غدد ماژور و مينور تقسيم‌بندى مى‌شوند. غدد بزاقى ماژور (اصلي) زوج و دوطرفه هستند و عبارتند از: غدد پاروتيد (بناگوشي) و ساب‌منديبولار (تحت فکي)، غدد بزاقى مينور (فرعي) در مخاط لب‌ها، گونه‌ها، کام نرم و سخت، زبان کوچک، کف دهان، زبان و ناحيهٔ اطراف لوزه‌ها گسترش وسيعى دارند.

تعداد کمى نيز در نازوفارنکس، سينوس‌هاى پارانازال، حنجره، ناي، برونش‌ها، و غدد اشکى يافت مى‌شوند. بيشتر تومورهاى بزاقى از غدد پاروتيد منشاء مى‌گيرند.

ميزان بروز بدخيمى در تومورهاى غدد بزاقى با اندازهٔ غده نسبت معکوس دارد، حدود ۲۵% از تومورهاى پاروتيد، ۴۰% از تومورهاى غدد تحت فکي، و ۷۰% از تومورهاى غدد زيرزبانى و غدد بزاقى مينور (فرعي) بدخيم هستند.

از آنجا که ۷۰% از تومورهاى غدد بزاقى در غدد پاروتيد بروز مى‌کنند که سه چهارم از آنها هم خوش‌خيم هستند، اکثرا نئوپلاسم‌هاى غدد بزاقى خوش‌خيم هستند.

به‌نظر مى‌رسد که تومورهاى غدهٔ بزاقى از دو نوع سلولى منشاء مى‌گيرند: سلول‌هاى بينابينى (Intercalated) و سلول‌هاى ذخيره‌اى مجراى ترشحي.

تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ بزاقى

شايع‌ترين تومور خوش‌خيم، تومور مختلط غدهٔ بزاقي، يا آدنوم پلئومورفيک است که ۷۰% از تومورهاى پاروتيد و ۵۰% از کل تومورهاى بزاقى را تشکيل مى‌دهد.

آدنوم پلئومورفيک در زنان شايع‌تر از مردان است و بيشترين بروز آن در دههٔ پنجم است. اين تومورها به کندى رشد مى‌کنند، لوبولار هستند و کپسول واضح و مشخص ندارند.

اين تومورها ممکن است بسيار بزرگ شوند بدون آنکه اختلالى در عصب فاسيال صورت ايجاد کنند. با اينکه تومورهاى مختلط خوش‌خيم هستند، اگر به‌طور کامل برداشته نشوند عود مى‌کنند. برداشتن قسمت مرکزى تومور کافى نيست.

در صورتى‌که تومور در ناحيه پاروتيد عود کند، خطر آسيب‌ديدگى عصب فاسيال در عمل دوم بيشتر از عمل اول خواهد بود. تبديل يک تومور خوش‌خيم به بدخيم چنان شايع نيست.

تومور وارتن (پاپيلارى سيست‌آدنوما لنفوماتوزوم) دومين تومور خوش‌خيم شايع است که حدود ۵% از نوئپلاسم‌هاى پاروتيد را تشکيل مى‌دهد. به‌نظر مى‌رسد که تومور وارتن از بافت بزاقى اپى‌تليال نابجاى باقى‌مانده در غدد لنفاوى خارج يا داخل غدهٔ پاروتيد منشاء مى‌گيرد.

تومورهاى وارتن معملاً سيستيک هستند و در مردانى که در دهه‌هاى ششم و هفتم زندگى هستند، شيوع بيشترى دارند و در ۱۰% از موارد دوطرفه هستند.

اين تومورها تقريباً منحصراً در پاروتيد بروز مى‌کنند و نماى بافت‌شناسى مشخصى دارند که متشکل است از يک الگوى پاپيلارى کيستى همراه با يک جزء قابل توجه لنفوئيدي. جزء لنفوئيدى در روند نئوپلاستيک نقشى ندارند.

اونکوسيتوما، تومور خوش‌خيمى است که از سلول‌هاى اکسى‌فيل بزرگى به نام اونکوسيت تشيکل شده است. در ميکروسکوپ الکتروني، سيتوپلاسم سلول‌هاى اکسى‌فيل مملو از ميتوکندرى است.

تومورهاى مونومورفيک، تومورهاى خوش‌خيم نادرى در غدد بزاقى هستند که غالباً منشاء اپى‌تليال (ولى گاه ميواپى تليال) دارند. اين تومورها ممکن است مربوط به تومور مختلط خوش‌خيم باشند و به‌طور شايع در غدد بزاقى مينور لب بروز مى‌کنند.

درمان

تومورهاى بزاقى خوش‌خيم بايد برداشته شوند. در پاروتيد، کمترين عمل جراحى در حدّ کفايت، پاروتيدکتومى سطحى است که عبارت است از برداشتن بافت بزاقى سطحى تا عصب فاسيال.

برداشتن هستهٔ مرکزى تومور به تنهائى نبايد انجام شود چون احتمال عود و آسيب عصب را به شدت افزايش مى‌دهد.

در صورتى که تومور از بخشى از غدهٔ پاروتيد که در عمق عصب فاسيال قرار دارد برخاسته باشد، ابتدا يک پاروتيدکتومى سطحى انجام مى‌شود، سپس عصب فاسيال حفظ شده، و بعد تومور عمقى برداشته مى‌شود.

در تومورهاى خوش‌خيم غدهٔ تحت‌فکى بايد غده را تشخيص و درمان به‌طور کامل برداشته شود.

از آنجا که احتمال بدخيمى در تومورهاى بافت بزاقى مينور (فرعي) بيشتر است، اين تومورها بايد در ابتداى امر بيوپسى شوند (بيوپسى آسپيراسيون) تا برنامهٔ درمانى مشخص شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

کارسينوم موکواپيدروموئيد، شايع‌ترين سرطان پاروتيد است. کارسينوم‌هاى سلول آسينى از سلول‌هاى آسينى سروزى برمى‌خيزند و در نتيجه تقريباً منحصر به غدهٔ پاروتيد هستند.

کارسينوم کيستى آدنوئيد که در پاروتيد ناشايع است، تمايل زيادى به عود موضعى و تهاجم به اعصاب مجاور دارد. در بيماران مبتلا به اين تومور، بيمارى معمولاً سيرى طولانى‌مدت‌ دارد و حتى تا ۱۵ سال يا بيشتر بعد از درمان احتمال عود وجود دارد.

بيماران مبتلا به متاستازهاى دوردست ناشى از اين نوع سرطان، ۵ سال يا کمى بيشتر عمر مى‌کنند. وجود درد در ناحيهٔ پاروتيد، رشد سريع و اخير ندولى که از قبل وجود داشته، درگيرى پوست يا فلج عصب فاسيال، ممکن است حاکى از وجود سرطان باشد.

غدد لنفاوى بزرگ همراه با يک تودهٔ در غدهٔ بزاقى بايد هميشه تظاهرى از سرطان تلقى شوند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند. اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

در ميان سرطان‌هاى غدد بزاقى مينور (فرعي) کارسينوم کيستى آدنوئيد از همه شايع‌تر است و آدنوکارسينوم و کارسينوم موکواپيدرموئيد به ترتيب در رتبه‌هاى بعدى قرار مى‌گيرند.

حدود ۷۰% از کل تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) در حفرهٔ دهان و عمدتاً در کام سخت بروز مى‌کنند. پيش‌آگهى به محل تومور اوليه بستگى دارد که تومورهاى حفرهٔ بينى و سينوس‌ها بدترين پيش‌آگهى را دارند.

اين تومورها غالباً در مراحل پيشرفته و همراه با تخريب موضعى تظاهر پيدا مى‌کنند.

پيش‌آگهى

پيش‌آگهى در بيماران داراى مراحل I و II بيمارى بعد از درمان کافى خوب است. پيش‌آگهى در صورت گسترش موضعى تومور با وجود متاستازهاى دوردست يا متاستاز به غدد لنفاوي، صرف‌نظر از نوع درمان بَد است.

پيشگيرى شيميائى

شيمى‌درمانى به هدف پيشگيرى عبارت است از مهار فارماکولوژيک سرطانزائى يا به عقب برگرداندن روند تغييرات پيش‌بدخيمي.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روى حيوانات آزمايشگاهى و مطالعات اپيدميولوژيک حاکى از آن است که اسيد رتينوئيک (ويتامين A) مى‌تواند از بروز سرطان در اپى‌تليوم ناي، ريه و حفرهٔ دهان پيشگيرى کند.

اين مطالعه و مطالعات ديگر حاکى از آن است که ايزوترتينوئين داروى مؤثرى در درمان حمايتى پيش‌‌بدخيمى‌هاى دهانى محسوب مى‌شود.

تومورهاى بزاقى بدخيم

تشخيص سرطان ممکن است در صورت فلج عصب فاسيال يا ساير شواهد تهاجم به غدد لنفاوى موضعى واضح باشد: در اين شرايط بايد درمان فشرده و شديد باشد و به‌طور کلي، برداشتن کامل و موضعى تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعى براى بيوپسى مناسب است.

اين عمل در ناحيهٔ پاروتيد به معنى انجام پاروتيدکتومى سطحى است. در تومورهاى تحت‌فکي، کل مثلث تحت‌فکى بايد تخليه شود،

برخلاف تومورهاى بزاقى مينور (فرعي) که بهتر است به‌صورت برشى يا منگنه‌اى بيوپسى شوند تا جراحى که مسئوليت انجام درمان قطعى را برعهده دارد بتواند محل و وسعت ضايعه را ارزيابى کند. تهيهٔ مقاطع يخ‌زده براى تائيد تشخيص کافى است.

درمان جراحى به وسعت بيمارى بستگى دارد. عصب فاسيال بايد حفظ شود، مگر آنکه فلج شده باشد يا به‌طور مستقيم مورد تهاجم تومور قرار گرفته باشد. معمولاً در صورت وجود متاستازهغى دوردست، جراحى راديکال انجام نمى‌شود مگر در مورد کارسينوم کيستى آدنوئيد.

پرتودرمانى

پرتودرمان ممکن است به‌عنوان درمان قطعى و با هدف بهبود کامل، به‌عنوان درمان کمکى پس از عمل جراحى و يا صرفاً براى تسکين بيمار انجام شود.

پرتودرمانى به‌عنوان درمان قطعى

کارسينوم‌هاى سنگفرشى مخاطى نسبت به اشعه حساس هستند، به‌خصوص اگر کوچک باشند يا تهاجم سطحى داشته باشند. در تومورهاى حفرهٔ دهان و اوروفارنکس در مرحلهٔ T1 و T2 (يعنى با قطر حدود ۴ سانتى‌متر) ممکن است نتايج درمان جراحى به خوبى نتايج پرتودرمانى باشد.

در بعضى از موارد، پرتودرمانى در حالى که به اندازۀ جراحى مؤثر است، داراى اين مزيت است که عوارض جانبى جراحى مثل بدشکل شدن را نيز دارد. با اين حال، التهاب مخاط، گزروستومى (خشکى دهان) و احتمال نکروز استخوان و مشکلات تکلم بعد از پرتودرمانى بايد در نظر گرفته شوند.

تومورهاى بزرگ حفرهٔ دهان، پاسخ خوبى به پرتودرمانى نمى‌دهند و براى اين ضايعات در اغلب موارد، جراحى و انجام پرتودرمانى موضعى بعد از آن روش درمانى بهترى محسوب مى‌شود.

در اوروفارنکس، به‌خصوص براى لوزه، پرتودرمانى براى تومورهاى کوچک بهتر است چون ميزان پاسخ به آن خوب است و امکان پرتودرمانى هم‌زمان گردن نيز براى درمان بيمارى متاستاتيک پنهان وجود دارد.

تومورهاى نازوفارنکس معمولاً نسبت به پرتودرمانى حساس هستند و معمولاً امکان برداشتن آنها از طريق جراحى وجود ندارد.

يکى از عوارض جانبى اين تومورها انسداد مجراى شنوائى و بروز اوتيت مديا متعاقب آن است. ممکن است پرتودرمانى در درمان سرطان سينوس نازال و پارانازال نيز مفيد باشد ولى شواهد فعلى دال بر اين است که پرتودرمانى بعد از جراحى در اين موارد نتايج بهترى به همراه خواهد داشت.

در مراحل ابتدائى سرطان‌هاى حنجره (T1 يا T2) بهترين روش درمان پرتودرمانى است. مزيت پرتودرمانى در اين موارد اين است که توانائى تکلم باقى مى‌ماند.

گاهى از اوقات متاستازهاى قابل لمس گردن نيز در صورتى که کوچک باشند (يعنى قطر کمتر از ۳ سانتى‌متر) فقط با پرتودرمانى درمان مى‌شوند.

اگر غدد لنفاوى پس از درمان نيز قابل لمس باقى بمانند، انجام تشريح گردن ضرورت پيدا خواهد کرد. با اين حال، در بيمارى متاستاتيک گردن، بهترين درمان اوليه، تشريح گردن است.

پرتودرمانى کمکى

معمولاً براى کنترل و درمان بهتر تومور، پرتودرمانى به همراه جراحى انجام مى‌شود.

پرتودرمانى قبل از عمل تا کنون موارد استفادهٔ زيادى داشته است ولى دو عيب عمده دارد: اول آنکه باعث ادم و افزايش واسکولاريته در ناحيه‌اى که بايد تحت عمل جراحى قرار گيرد مى‌شود و دوم آنکه تغييراتى در ضايعه ايجاد مى‌کند به گونه‌اى که ارزيابى بافت‌شناسى دقيق را غيرممکن مى‌سازد. بنابراين، پرتودرمانى بعد از جراحى از مقبوليت بيشترى برخوردار است.

درمان معمولاً پس از ترميم زخم آغاز مى‌شود. پس از تشريح گردن :

– که در آن غدد لنفاوى مثبت يافت مى‌شوند .

– در صورتى که چندين غدهٔ لنفاوى مثبت باشد يا بيمارى به خارج از کپسول غده گسترش يافته باشد، پرتودرمانى کمکى به کنترل بيمارى کمک خواهد کرد.

پرتودرمانى تسکينى

در بعضى از موارد، زمانى که تومور اوليه خيلى بزرگ است و با عمل جراحى قابل برداشتن نيست يا متاستازهاى گردنى آن فيکس شده‌اند، ممکن است پرتودرمانى با دوز بالا انجام شود. اما هدف واقعى در اين موارد تسکين دادن علايم است.

اثرات پرتودرماني، تجمعى هستند؛ پس از کامل شدن يک دورهٔ درمان، بافت در معرض تابش اشعه، توانائى حمل اشعهٔ بيشتر را نخواهد داشت خطر بروز عوارض جدى در آن افزايش خواهد يافت.

مهمترين عوارض حادّ پرتودرمانى عبارتند از:د

رماتيت (التهاب پوست) و موکوزيت (التهاب مخاط)، که در صورتى که شديد باشند، ممکن است قطع موقت يا دائمى درمان ضرورت پيدا کند.

عوارض درازمدت عبارتند از:

فيبروز و اکسلروز عروق، خشکى شديد دهان، و نکروز استخوان. دندان‌هاى نامناسب بايد قبل از شروع پرتودرمانى کشيده شوند، در غير اين‌صورت، رعايت دقيق بهداشت دهان و دندان‌ها ضرورى خواهد بود.

غذاهای آماده خطر ابتلا به سرطان را در افراد مبتلا به سندروم لینچ افزایش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی هشدار دادند که غذاهای فست فود خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند. آنان عنوان کردند بررسی نشان داده مصرف این نوع غذاها به عنوان میان وعده غذایی، خطر ابتلا به سرطان را در بیماران مبتلا به سندورم لینچ افزایش داده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آنالیز اطلاعات مربوط به رژیم غذایی در ۴۸۶ فرد مبتلا به سندروم لینچ (lunch) در طول ۲۰ ماه پیگیری و وقوع پولیپ های کولورکتال (ضایعات پیش سرطانی) در ۵۸ فرد از افراد مورد مطالعه در این مدت نشان داده است که خوردن میان وعده های ناسالم خطر ابتلا به سرطان را در افراد دارای حساسیت ذاتی برای ابتلا به سرطان کولورکتال (سرطان کولون و رکتوم) و دیگر سرطان ها افزایش می دهد.

سندروم لینچ یك اختلال ژنتیكی موروثی غالب است كه با تحت تاثیر قرار دادن ژن های مسئول تشخیص و ترمیم DNA آسیب دیده، موجب بروز سرطان می شود .

حدود 50 درصد افراد مبتلا به سندروم لینچ عمدتا به سرطان روده و رحم مبتلا می شوند

بیماران مبتلا به سندروم لینچ که دارای الگوهای غذایی شامل مصرف وعده های غذایی سرپایی نامطلوب مانند اسنک ها، فست فودها، چیپس و یا میان وعده های سرخ شده بودند تا دو برابر بیش از بقیه در معرض خطر ابتلا به این پولیپ ها قرار گرفتند.

از طرفی یافته های به دست آمده از این مطالعه به این معنا نیست که کمتر مصرف کردن این غذاهای مضر کاملاً از رشد پولیپ ها جلوگیری می کند اما می تواند به این معنا باشد که وجود پولیپ ها در آن دسته از بیماران با سندروم لینچ که به میزان زیادی نسبت به بقیه از این غذاها مصرف می کنند می تواند بسیار بیشتر باشد.

به گفته محققان مطالعات قبلی نیز نشان داده اند که سیگار و چاقی نیز می تواند خطر ابتلا به پولیپ های کلورکتال را در میان افراد مبتلا به سندروم لینچ افزایش دهد بنابراین حتی اگر خطر بسیار بالایی از ابتلا به این سرطان ها در فردی به ارث رسیده باشد می توان این خطر را با داشتن یک شیوه سالم برای زندگی از جمله یک رژیم غذایی سالم، تحت تأثیرات مطلوبی قرار داد.

گفتنی است سندروم لینچ یک بیماری ارثی در معرض خطر ابتلا به سرطان کولورکتال، سرطان آندومتر و سرطان های دیگر در سنین پایین است که این سندروم به وسیله جهش در ژن های دخیل با ترمیم DNA در داخل سلول ها به وجود می آید.

نتایج این تحقیق در نشریه انجمن سرطان آمریکا منتشر شده است .

پیش از این نیز محققین هشدار داده بودند که فست فود در تمام دنیا حتی در کشورهای پیشرفته هم به یک معضل تبدیل شده و طبق تحقیقات 98 درصد تبلیغات محصولات غذایی در آمریکا با استانداردهای جهانی از نظر نمک، سدیم و چربی و شکر تفاوت قابل ملاحظه ای دارد،

فست فود در مجموع دشمن سلامت است، غذایی عموما بی ارزش، پر از چربی غیر اشباع که منجر به دیابت، سکته مغزی و قلبی، بیماری های قلبی و عروقی می شود. فست فود به خصوص اگر ماده اولیه آن گوشت باشد، فرآوری شده است یعنی با افزودن مواد نگه دارنده که در بدن صددرصد منجر به جهش های ژنتیکی می شود تولید می شود، البته همیشه جهش های ژنتیکی مساوی با بروز سرطان نیست اما می دانیم که گوشت فرآوری شده موجود در فست فود منجر به ایجاد موادی می شود که می توانند در پی جهش ژنتیکی به ابتلای فرد به سرطان بینجامند،

” درد دل کردن “، یکی از راهکارهای مقابله با افسردگی است

افراد افسرده خیلی سریع وارد دور باطل می‌شوند. آنها به دلیل ترس از طرد شدن همواره به طور عمیق‌تری گرفتار این بیماری روحی می‌شوند. یکی از راهکارهای مقابله با افسردگی درد دل کردن است، اما نه با هر کس.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  در حال حاضر بسیاری از مردم در سراسر جهان با بیماری افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند. اما این بیماران معمولا خود تصور می‌کنند که آنها تنها کسانی هستند که از چنین وضعیت تیره‌ی روحی رنج می‌برند و احساس می‌کنند که دیگر ارزش این را ندارند که به آنها محبت و توجه شود. آنها در عین حال نگران آن هستند که به خاطر بیماری‌شان مورد سرزنش قرار بگیرند.

پژوهشی بین‌المللی به تازگی نشان داده است که از هر پنج نفر مبتلا به افسردگی، چهار نفر احساس می‌کنند که بخاطر بیماری‌شان مورد تحقیر قرار می‌گیرند. حس عدم پذیرفته شدن در جامعه تردید بیماران را نسبت به خودشان تقویت می‌کند و آنها وارد دور باطل می‌شوند.

مبتلایان به افسردگی برای مقابله با این بیماری باید چه کار کنند؟ خانواده، دوستان و همکاران چگونه باید با بیماران برخورد کنند؟

“کریستینه رومل کلوگه” (Christine Rummel-Kluge)، روانپزشک و مدیر انجمن آلمانی حمایت از بیماران مبتلا به افسردگی می‌گوید: «در مجموع افراد افسرده وقتی که بتوانند در مورد بیماری خود صحبت کنند، به طور واضحی احساس سبکی می‌کنند.»

اما او تأکید می‌کند که این راهکار در هر شرایطی توصیه نمی‌شود.

لزوم حمایت اعضای خانواده

افرادی که دچار افسردگی می‌شوند، معمولا نمی‌توانند بیماری خود را از خانواده و دوستان نزدیک پنهان کنند. غمگینی، بی‌حوصلگی و احساس کرختی از علائم بارز افسردگی هستند. بیماران معمولا از عدم تمرکز، بی‌اشتهائی و کم‌خوابی نیز رنج می‌برند.

کریستینه رومل می‌گوید: «روشن‌گری از سوی اطرافیان برای مقابله و پیشگیری از رفتار منفعلانه، مهم و تعیین‌کننده است.»

بدترین اتفاقی که می‌تواند برای این بیماران رخ دهد، عدم به رسمیت شناختن بیماری‌شان از سوی اطرافیان است. گفتن جمله‌هایی مانند “بر خودت مسلط باش! همه گاهی حالشان بد است” باعث می‌شود که بیماران احساس کنند که مورد تحقیر قرار می‌گیرند و جدی گرفته نمی‌شوند.

کریستینه رومل می‌گوید: «گاهی اوقات لازم است به اطرافیان گوشزد کرد که افسردگی یک بیماری است که بایستی مورد معالجه قرار بگیرد.»

مطرح کردن افسردگی در محل کار

اما این روانپزشک آلمانی توصیه می‌کند که در محیط کار بایستی در مطرح کردن افسردگی کمی محتاط‌تر بود. زیرا در مواردی که فرد تنها به طور قراردادی کار می‌کند یا هنگامی که فضای کاری تنش‌آمیز است، احتمال دارد که بیمار به راحتی کار خود را از دست بدهد. اما اگر فرد رابطه‌ی خوب و دوستانه‌ای با رئیس و همکاران خود دارد، اعلام کردن بیماری‌اش می‌تواند بار بزرگی را از روی دوش او بردارد.

هنگامی که بیمار تصمیم به اعلام بیماری خود می‌گیرد، اطرافیان بایستی آرام بمانند و از برخورد باز او قدردانی کنند. کریستینه رومل می‌گوید: «باید به این نکته آگاه بود که کسانی که این بیماری را خود تجربه نکرده‌اند، هیچگاه نمی‌توانند وضعیت بیمار را کاملا درک کنند.»

به همین دلیل نصیحت کردن فایده‌ی چندانی ندارد. بهترین حالت این است که بیمار احساس کند که اطرافیان حداقل تلاش می‌کنند شرایط او را درک کند و او را جدی می‌گیرند.

استرس در دختربچه ها، احتمال افسردگی در بزرگسالی را افزایش خواهد داد

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون می گویند نتایج بررسی ها نشان داده است که استرس مادر در دختر آثار روحی و روانی به‌جای می‌گذارد، طوری که او در سنین بالاتر در معرض آسیب‌پذیری بیشتری به بیماری افسردگی قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  بر اساس پژوهش دانشمندان، این امر در مورد کودکان پسر صدق نمی‌کند.

محققان آمریکایی در تحقیقی درازمدت به این نتیجه رسیده‌اند که اگر دخترها در دوران کودکی تحت استرس بزرگ شوند، در زمان نوجوانی و در سنین بالاتر آسیب‌پذیری بیشتری در مقابل بیماری افسردگی خواهند داشت.

تاثیر استرس حتی در یک‌سالگی

بر اساس این تحقیق، حتی داشتن استرس در یک سالگی باعث افزایش هورمون کورتیزول در درازمدت در بدن کودک می‌شود. بدین ترتیب در مغز آن کودک پیوند بین دو ناحیه‌ی مغزی خاص تغییر می‌کند. یکی از این نواحی، مسئول احساسات و دیگری مسئول کنترل احساسات است. خانم‌هایی که پیوند این دو ناحیه‌ی مغزیشان ضعیف شده است، در دوران جوانی، در مقایسه با هم‌سن‌هایشان، بیشتر دچار افسردگی و ترس می‌شوند.

اما اینکه چرا این مساله بیشتر در دخترها دیده می‌شود هنوز کاملا مشخص نیست. احتمالا دلیل آن این است که متابولیسم دخترها نسبت به متابولیسم پسرها حساس‌تر است.

پژوهشی طولانی‌مدت در ۳ مرحله

پژوهشگران برای انجام تحقیقات خود ۵۷ کودک را مورد بررسی قرار دادند. این افراد از زمان تولدشان در این تحقیق درازمدت شرکت داشتند. محققان داده‌هایی در مورد شرایط روحی این کودکان از یک‌سالگی جمع‌آوری کرده بودند. از طریق این داده‌ها، آنها اطلاعاتی در مورد روابط زناشوئی مادرهای آنها کسب کردند که آیا آنها دراین روابط تحت فشار زیاد بوده‌اند یا نه. بر اساس گفته‌ی دانشمندان، نوزادان ناخودآگاهانه متوجه مشکلات و اختلافات خانوادگی می‌شوند.

پس از آن، محققان این کودکان را در سن حدودا ۴ سالگی دوباره مورد بررسی قرار دادند و میزان هورمون کورتیزول را در بدن آنها اندازه‌گیری کردند. بر اساس این تحقیق، دخترهایی که در سنین پایین دچار استرس بودند، میزان کورتیزول بالاتری نسبت به دیگران داشتند. در مرحله‌ی بعدی محققان شرایط روحی دخترها را در سن ۱۸ سالگی از طریق یک پرسشنامه و اسکن مغزی سنجیدند. آنها به این نتیجه رسیدند که پیوند دو ناحیه‌ی مغزی در دخترهایی که تحت استرس بودند، ضعیف‌تر بوده است. اما آنها این ارتباط را در میان شرکت کنندگان پسر کشف نکردند.

این دانشمندان معتقدند که نتایج تحقیق‌شان، زنجیره‌ای بین استرس در زمان کودکی، میزان هورمون کورتیزول در بدن دخترها و تغییرات عملکرد مغزی در خانم‌های جوان را نشان می‌دهد. به این ترتیب به گفته‌ی آنان، این اولین پژوهشی است که نشان می‌دهد چرا استرس در زمان کودکی باعث افسردگی در سنین بالاتر می‌شود.

نتایج این پژوهش در نشریه علمی “Nature Neuroscience” منتشر شده است.

خوردن گوشت تا ۶۰۰ گرم در هفته مفید، و بیش از این مقدار خطرناک‌ است

گوشت یکی از مواد غذایی‌ست که در جهان با نام‌ها و در اشکال گوناگون به عنوان صبحانه، ناهار و شام خورده می‌شود. مصرف بیش از حد این ماده‌ی غذایی نه تنها سرطان‌زا، بلکه برای محیط زیست هم زیان‌آور است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  بدن انسان، به گوشت نیاز دارد. آهن و انواع ویتامین‌های‌”B” که در گوشت وجود دارد، برای خون‌سازی، تکامل اعضا و آرامش اعصاب بسیار مفید است.

کارشناسان غذایی خوردن گوشت را به میزان ۳۰۰ تا ۶۰۰ گرم در هفته توصیه می‌کنند. بیش از این مقدار، سبب عوارض منفی گوناگون می‌شود که خطرناک‌ترین آن‌ها، سرطان روده‌ی بزرگ و کوچک است.

علاقه فزاینده به خوردن گوشت

مصرف گوشت در ۵۰ سال ‌گذشته افزایش چشم‌گیری داشته است. بر اساس یک گزارش‌بین‌المللی، انسان‌ها در سراسر جهان سالانه ۲۸۳ میلیون تن گوشت مصرف می‌کنند. این میزان در مقایسه با ۵۰ سال پیش ۴ برابر شده است.

بر اساس آمار این گزارش، مردان بیش از زنان علاقه به خوردن گوشت دارند. در آلمان، مردان به‌طور متوسط در هفته ۲,۱ کیلوگرم و زنان نیمی از این مقدار گوشت مصرف می‌کنند.

زیان‌های گوشت و محیط زیست

پرورش حیوانات که گوشت آن‌ها به مصرف تغذیه‌ی انسان می‌رسد، خالی از ایراد نیست و موانع بسیاری در راه حفظ محیط زیست ایجاد می‌کند. بیش از هر‌چیز، تامین خوراک حیوانی برای این جانوران، با دشواری‌های زیادی همراه است.

از آن‌جا که زمین قابل کشت در سراسر جهان محدود است، شرکت‌هایی که در بخش تولید خوراک حیوانی سرمایه‌گزاری می‌کنند، برای کشت این نوع گیاهان با کمبود زمین روبرو می‌شوند. بیش از ۳۰ در صد زمین‌های زیرکشت جهان برای تولید مواد خوراکی حیوانی بکار گرفته می‌شود.

هواداران محیط زیست معتقدند که زمین قابل کشت در جهان اصولا باید برای بهره‌برداری در جهت محصولات غذایی مورد نیاز انسان استفاده شود و نه تولید خوراک حیوانی.

آب، مایع حیاتی

در روند تولید گوشت، مصرف آب به عنوان عاملی تعیین‌کننده نیز بحث‌برانگیز است. برای تولید یک کیلو گوشت، تا ۴۰ هزار لیتر آب مصرف می‌شود.

هواداران محیط زیست معتقدند با توجه به این که در حال حاضر بیش از ۷۸۳ میلیون انسان از نعمت داشتن آب پاکیزه محرومند، اختصاص ۴۰ هزار لیتر آب برای تولید یک کیلو گوشت، عادلانه نیست.

تولید گوشت در دگرگونی‌های جوی نیز بی‌تاثیر نیست. بر اساس آمار سازمان ملل، نگهداری و پرورش حیوانات در مکان‌های سرپوشیده ۱۸ درصد تولید گازهای گلخانه‌ای جهان را که بر گرمایش زمین می‌افزاید، سبب می‌شود.

پیشنهاد روز “فقط غذای گیاهی”

از این‌رو هواداران محیط زیست در آلمان، و با توجه به پیامدهای منفی تولید و مصرف گوشت برای انسان و محیط زیست، توصیه می‌کنند که یک روز در هفته در مدارس، دانشگاه‌ها و ناهارخوری‌های ادارات دولتی‌، روز “فقط غذاهای گیاهی” اعلام شود و در آن روز تنها غذاهای طبیعی بدون گوشت در اختیار دانش‌آموزان، دانشجویان و کارمندان قرار گیرد تا “آن‌ها هم بتوانند تجربه کنند که نخوردن گوشت هم لذت دارد”.

توماس فوگلزنگ، مدیر “اتحادیه‌ی صنعت گوشت آلمان”، با پیاده کردن این طرح به دلیل آن که یک “شیوه‌ی تربیتی اجباری” است، مخالفت می‌کند.

ویروس پاپیلوم انسانی و سرطان

ویروس پاپیلوم انسانی (HPV یا Human Papillomavirus) ویروسی است که بیش‌تر از همه در طول آمیزش جنسی و از طریق تماس مستقیم بین پوست افراد انتقال می‌یابد. بیش از 100 نوع یا سوش مختلف از HPV وجود دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از مؤسسه تحقيقات، آموزش و پيشگيری سرطان،  اکثر مردان و زنانی که دچار این عفونت هستند از این موضوع بی‌اطلاع می‌باشند، زیرا در بدن آنها علائم یا مشکلات بهداشتی ایجاد نمی‌شود. اما در برخی از موارد، انواع خاصی از HPV می‌توانند در قسمت‌های مختلف بدن باعث ایجاد زگیل (توده غیرطبیعی و غیرسرطانی بر روی پوست) بشوند.در موارد دیگر، انواع خاصی از HPV می‌توانند ضایعات پیش سرطانی (یعنی نواحی دارای بافت‌های غیرطبیعی) یا سرطان ایجاد نمایند.

●   نحوه گسترش HPV

تقریباً 60 نوع HPV این قابلیت را دارند که باعث ایجاد زگیل‌های معمولی بشوند، که این زگیل‌ها در برخی از نواحی بدن مانند دست و پا به‌وجود می‌آیند. تقریباً 40 نوع از این ویروس‌ها را HPV های «نوع تناسلی» می‌نامند. این ویروس‌ها به هنگام تماس اندام‌های تناسلی، معمولاً در طول آمیزش جنسی از راه مهبل یا مقعد، از شخصی به شخص دیگر پخش می‌شوند. این ویروس می‌تواند از راه آمیزش جنسی از راه دهان هم منتقل شود. HPV رایج‌ترین بیماری است که از طریق آمیزش جنسی انتقال می‌یابد.

انواع تناسلی HPV می‌توانند ناحیه تناسلی زنان، از جمله فرج (بخش بیرونی مهبل)، آستر مهبل، و گردن رحم (قسمت پایینی و باریک رحم زن)، و همچنین ناحیه تناسلی مردان، از جمله آلت تناسلی مردانه، را آلوده کنند. هم در زنان و هم در مردان، HPV های تناسلی می‌توانند مقعد و برخی از نواحی سر و گردن را آلوده سازند.

گاهی اوقات نژادهای «کم‌خطر» HPV های تناسلی، از همه بیش‌تر HPV – 6 و HPV – 11، می‌توانند باعث شوند زگیل‌ها یا ضایعات تناسلی بر روی یا در اطراف این مکان‌ها به وجود آید. اندازه، شکل، و تعداد این توده‌ها ممکن است متغیر باشد، و این توده‌ها به‌ندرت به سرطان منتهی می‌شوند.

●   سرطان‌های مرتبط با HPV

احتمال ایجاد سرطان توسط برخی از انواع HPV تناسلی بیش‌تر است، و این انواع را HPV های «پرخطر» می‌نامند. معمولاً دستگاه ایمنی زن یا مرد آلوده به HPV کم‌خطر یا پرخطر از شر این عفونت خلاص می‌شود و ویروس صدمه‌ای وارد نمی‌کند. اما در برخی از افراد عفونتی دائمی (ماندگار) به‌وجود می‌آید که به‌کندی، اغلب در طول چندین سال، باعث ایجاد تغییراتی در سلول‌های طبیعی می‌شود که امکان دارد این تغییرات به ایجاد ضایعات پیش سرطانی یا سرطان منتهی شود.

سرطان‌های مرتبط با HPV شامل موارد زیر است:

سرطان گردن رحم: اصولاً، تمام سرطان‌های گردن رحم در اثر عفونت HPV ایجاد می‌شود. اینکه آیا زنی که به HPV آلوده است دچار سرطان گردن رحم خواهد شد به تعدادی از عوامل، از جمله نوع HPV، بستگی دارد. از بین سرطان‌های گردن رحم مرتبط با HPV، تقریباً 70% توسط دو نژاد HPV – 16 و HPV – 18 ایجاد می‌شوند. در زنانی که به HPV آلوده هستند، امکان دارد کشیدن سیگار خطر سرطان گردن رحم را افزایش دهد. گرچه تقریباً تمام سرطان‌های گردن رحم توسط HPV ایجاد می‌شود، به یاد داشتن این نکته اهمیت دارد که اکثر عفونت‌های HPV تناسلی باعث ایجاد سرطان نمی‌شوند.

سرطان دهان: ویروس HPV می‌تواند در زنان و در مردان باعث ایجاد سرطان دهان (سرطان دهان و زبان) و سرطان حلق دهانی (حلق دهان یا قسمت میانی گلو که از لوزه‌ها تا نوک حنجره ادامه دارد) بشود. این سرطان‌های مرتبط با HPV پیوسته در مردان افزایش می‌یابد.

در واقع، بر طبق یافته‌های مطالعه‌ای که اخیراً صورت گرفته است، اینک ویروس HPV به اندازه استعمال دخانیات و مصرف مشروبات الکلی باعث ایجاد سرطان‌های قسمت بالایی گلو می‌شود. شاید تغییر در رفتار جنسی، از جمله افزایش در آمیزش جنسی از راه دهان، یکی از دلایل این افزایش باشد.

سرطان‌های دیگر: ویروس HPV با سرطان‌هایی که شیوع کم‌تری دارند هم مرتبط می‌باشد. تقریباً نیمی از موارد سرطان فرج با HPV ارتباط دارد. انواعی از HPV که باعث ایجاد سرطان گردن رحم می‌شوند با سرطان مقعد هم مرتبط می‌باشند. انواع پرخطر HPV با سرطان مهبل و سرطان آلت تناسلی مردانه هم ارتباط دارند.

●   درمان

درمانی برای HPV وجود ندارد. اما اکثر عفونت‌های HPV در واقع به مرور زمان برطرف می‌شوند یا به اندازه‌ای ضعیف می‌شوند که بر بدن تأثیری نمی‌گذارند. عفونتی که فعال نمی‌باشد ممکن است، به هنگامی‌که دستگاه ایمنی شخص به دلیل درمان بیماری‌های دیگر مانند سرطان ضعیف می‌شود، به صورت فعال درآید.

مشکلات بهداشتی که توسط HPV ایجاد می‌شود را می‌توان درمان نمود. زگیل و ضایعات پیش سرطانی را می‌توان از طریق درمان انجمادی (منجمد کردن یا Cryotherapy)؛ از راه برداشتن با حلقه الکتریکی (LEEP یا Loop Electrosurgical Excision Procedure)، که در آن از جریان برق برای برداشتن بافت‌های غیرطبیعی استفاده می‌کنند؛ یا با عمل جراحی برداشت. داروهای موضعی (مانند کرم‌هایی که مستقیماً روی پوست مالیده می‌شوند) را هم می‌توان برای درمان زگیل‌های تناسلی تجویز نمود. اما برطرف کردن زگیل‌های تناسلی به این معنی نمی‌باشد که شخص دیگر بهHPV آلوده نیست. امکان دارد زگیل‌ها بعداً برگشت کنند، زیرا ممکن است ویروس هنوز در سلول‌ها زنده مانده باشد. شخص آلوده به HPV که هیچ زگیل آشکاری نداشته باشد هم می‌تواند شریک جنسی خود را به این ویروس آلوده سازد.

●   راهبردهای پیشگیری

راه‌هایی برای کم کردن خطر آلوده شدن به HPV وجود دارد، از جمله واکسینه شدن با واکسن HPV. محدود نمودن تعداد کسانی که شخص با آنها رابطه جنسی دارد راه دیگری برای کاهش دادن خطر است، زیرا داشتن رابطه جنسی با تعداد زیادی از افراد خطر آلوده شدن به عفونت HPV را افزایش می‌دهد. استفاده از کاپوت نمی‌تواند در طول آمیزش جنسی به‌طور کامل از شخص در برابر HPV محافظت نماید.

سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) دو واکسن به نام‌های گارداسیل و سرواریکس را تأیید نموده است که در پیشگیری از آلوده شدن به HPV مفید هستند. گارداسیل به جلوگیری از آلوده شدن به دوHPV کمک می‌کند که می‌دانیم باعث ایجاد اکثر موارد سرطان گردن رحم و ضایعات پیش سرطانی در گردن رحم می‌شوند.

این واکسن از آلوده شدن به دو HPV کم‌خطر هم جلوگیری می‌کند، که می‌دانیم این دو HPV عامل ایجاد 90% از موارد زگیل‌های جنسی می‌باشند.

گارداسیل برای پیشگیری سرطان‌های گردن رحم، مهبل، و فرج در دختران و زنان 9 تا 26 ساله؛ و همچنین برای پیشگیری از سرطان مقعد در زنان و مردان و زگیل‌های تناسلی در پسران و مردانی که در همان دامنه سنی قرار دارند تأیید شده است. ضمناً، سرواریکس برای پیشگیری از سرطان گردن رحم در دختران و زنان 10 تا 25 ساله تأیید شده است.

چون واکسن تنها می‌تواند از عفونت پیشگیری کند، و قادر نیست عفونت موجود را درمان نماید، واکسیناسیون افراد باید پیش از آغاز فعالیت جنسی آنها صورت گیرد. افرادی که قبلاً از نظر جنسی فعال شده و شاید به HPV آلوده شده باشند، باید با پزشک خود مشورت نمایند. امکان دارد این واکسن از آنها در برابر سویه‌هایی از HPV محافظت کند که به آنها آلوده نیستند.

زنان باید، علاوه بر استفاده از این واکسن، با انجام پاپ اسمیر از خود محافظت نمایند، که پاپ اسمیر رایج‌ترین تست برای کمک به ردیابی سرطان گردن رحم است. با انجام پاپ اسمیر می‌توان سلول‌های پیش سرطانی را پیدا نمود و آنها را پیش از تبدیل شدن به سلول‌های سرطانی از بدن خارج کرد.

محققان دریافته‌اند که با ادغام نمودن پاپ اسمیر و تستی که برای ردیابی HPV در زنان طراحی شده است می‌توان دقیق‌ترین نتایج را به‌دست آورد. لازم است زنان درباره انجام پاپ اسمیر، و احتمالاً انجام تست HPV، با پزشکان خود مشورت نمایند.

●   آنچه که زنان باید از پزشکان خود بپرسند

خطر آلوده شدن من به HPV چه اندازه است؟
چگونه می‌توانم خطر آلوده شدن خود به HPV را کاهش دهم؟
آیا امکان دارد بدون آمیزش جنسی به HPV تناسلی آلوده شوم؟
HPV چه علائم و نشانه‌هایی دارد؟
چه مدت پس از آمیزش جنسی علائم HPV ظاهر می‌شود؟
آیا برای تشخیص آلودگی به HPV باید مرا تست کنند؟
آیا باید از واکسن HPV استفاده کنم؟ در چه صورت واکسینه شدن من لازم خواهد بود، و در چه صورت به این واکسن احتیاج نخواهم داشت؟
آیا واکسن HPV بی‌خطر است؟ عوارض جانبی آن چیست؟
واکسیناسیون چگونه انجام می‌شود؟ آیا بیش از یک تزریق لازم است؟
تأثیر واکسن HPV تا چه مدت باقی می‌ماند؟
آیا بیمه درمانی من هزینه واکسیناسیون HPV را می‌پردازد؟
من باردارم و به HPV آلوده می‌باشم. آیا این واکسن به جنین صدمه می‌‌زند؟

ncii.ir

راز لاغر ماندن، سوخت و ساز مناسب مواد غذایی در بدن است

چاقی نه تنها عوارض جبران ناپذیری برای سلامتی به همراه دارد . بلکه موجب کاهش اعتماد به نفس نیز می گردد . پژوهشگران علوم پزشکی می گویند برای لاغر شدن لزومی به روزه های طولانی نیست و بهترین راه تنظیم “متابولیسم” یا “سوخت و ساز” بدن است  .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  متابولیسم به بیان ساده به معنی مقدار غذایی است که پس از خوردن در بدن می سوزد و انرژی آزاد می کند. “سوخت و ساز” بدن در بعضی افراد بطور ژنتیکی بالاست (این افراد هر چقدر هم غذا بخورند، چاق نمی شوند) و در بعضی پایین است (این افراد با خوردن کمترین غذا چاق شده و به آسانی لاغر نمی شوند) و در بعضی افراد معمولی است.

البته بدون توجه به نوع متابولیسم بدن شما چند روش متفاوت و جالب و البته آسان برای افزایش سطح متابولیسم و تسریع سوخت و ساز مواد غذایی در بدن وجود دارد که در  ادامه ارائه می شود :

●  آناناس بخورید:

این میوه حاوی نوعی ترکیب آنزیمی است که مستقیما روی دستگاه هاضمه تاثیر می گذارد و به جذب ریزمغذی ها کمک می کند. این ترکیب موسوم به «بروملاین» اغلب برای درمان اختلالات معده ای و روده ای تجویز می شود. بروملاین موجود در آناناس به سلول های غده لوزالمعده کمک می کند که مواد غذایی را تجزیه کنند و این امر به تسریع سوخت و ساز غذاها در بدن کمک می کند.

●  ادویه مصرف کنید:

غذاهای تند، فلفلی نیز سرعت سوخت و ساز مواد غذایی در بدن را افزایش می دهند. مطالعات نشان می دهد ماده ای موسوم به «کاپسایسین» که در اثر مصرف غذاهای ادویه دار و تند در بدن تولید می شود، لایه های چربی را اکسیده می کند. غذاهای ادویه دار ضربان قلب را بالا برده و انرژی بدن را افزایش می دهند و در عین حال باعث هضم مواد غذایی می شوند که نتیجه آن سوختن کالری بیشتر است.

●  چای سبز بنوشید.:

آزمایشات نشان می دهد ترکیباتی موسوم به کاتچین ها که در چای سبز یافت می شوند می توانند متابولیسم و سوخت و ساز بدن را تقویت کرده و در نتیجه شاخص توده بدنی را که شاخص نشان دهنده چاقی و اضافه وزن است، کاهش دهد. چای سبز هم چنین به کاهش سطح کلسترول بد کمک می کند.

●  دوش آب سرد بگیرید:

شاید بسیاری از شما تاکنون از تاثیر دوش گرفتن با آب سرد برای کاهش وزن اطلاع نداشته اید. پس خوب است بدانید که با گرفتن دوش آب سرد می توانید به راحتی چندین کیلو وزن خود را کاهش دهید. وقتی آب سرد روی بدنتان می ریزد، شروع به لرزیدن می کنید و عضلات شما منقبض می شود که حاصل این تغییرات فیزیکی افزایش سوخت و ساز بدن است.

از آنجا که زیر دوش آب سرد بدن تلاش می کند تا دمای طبیعی خود را تنظیم کنید و گرم بماند، سیستم دفاعی فعال می شود و در واکنش تعداد بیشتری گلبول سفید رها می کند.

این تکنیک در عین حال روی سیستم لنفاوی نیز تاثیر می گذارد و مایع لنفاوی را در سراسر بدن به جریان وا می دارد. بعلاوه گرفتن دوش آب سرد برای بهبود گردش خون نیز موثر است.

متخصصان می گویند ۱۰۰ بار خندیدن از ته قلب به اندازه ۱۰ دقیقه ورزش «پارو زدن ثابت» و یا ۱۵ «دقیقه دوچرخه سواری ثابت» انرژی بدن را مصرف می کند.

● تا می توانید از ته دل بخندید :

خندیدن موجب کاهش هورمون های استرس می شود و در نتیجه به سوخت و ساز بهتر مواد غذایی در بدن کمک می کند. همچنین خنده تاثیر شگفت انگیزی در تقویت سیستم دفاعی بدن دارد.

بین عفونت مقاربتی ناشی از ویروس پاپیلومای انسانی با افزایش خطر ابتلا به سرطان های گلو ارتباط وجود دارد

پژوهشگران علوم پزشکی در کشور چین می گویند نتایج بررسی های آنان نشان داده است که عفونت مقاربتی ناشی از ویروس پاپیلومای انسانی (HPV یا Human Papillomavirus) که معمولا تصور می شود با بروز سرطان دهانه رحم مرتبط باشد در عین حال می تواند خطر ابتلا به سرطان های تارهای صوتی و حنجره را تا پنج برابر افزایش دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  ویروس پاپیلوم انسانی، ویروسی است که بیش‌تر از همه در طول آمیزش جنسی و از طریق تماس مستقیم بین پوست افراد انتقال می‌یابد.

بیش از 100 نوع یا سوش مختلف از HPV وجود دارد. اکثر مردان و زنانی که دچار این عفونت هستند از این موضوع بی‌اطلاع می‌باشند، زیرا در بدن آنها علائم یا مشکلات بهداشتی ایجاد نمی‌شود. اما در برخی از موارد، انواع خاصی از HPV می‌توانند در قسمت‌های مختلف بدن باعث ایجاد زگیل (توده غیرطبیعی و غیرسرطانی بر روی پوست) بشوند. در موارد دیگر، انواع خاصی از HPV می‌توانند ضایعات پیش سرطانی (یعنی نواحی دارای بافت‌های غیرطبیعی) یا سرطان ایجاد نمایند.

این متخصصان با بررسی نتایج حاصل از مطالعه قبلی که طی دو دهه گذشته انجام گرفته متوجه شدند ۲۸ درصد از مبتلایان به سرطانهای حلق و حنجره دارای بافت سرطانی هستند که تست تشخیص ویروس پاپیلومای انسانی در آنها مثبت است یا به عبارت دیگر آلوده به این ویروس هستند.

دکتر «شانگ وی لی» از متخصصان آکادمی علوم پزشکی چین و کالج پزشکی دانشگاه پکینگ که سرپرستی این مطالعه را بر عهده داشته می گوید: در این مطالعات معلوم شد عفونت HPV بویژه نوع خطرناک آن موسوم به HPV ۱۶ به میزان چشمگیری با خطر سرطانی شدن سلولهای حنجره توام است.

این متخصصان همزمان با انجام یک بازبینی وسیعتر، ۱۲ مطالعه قبلی را تجزیه و تحلیل و سلولها و بافتهای سرطانی و غیرسرطانی را در مجموع در ۶۳۰ بیمار مقایسه کردند.

آنها دریافتند که ظاهرا بافت های سرطانی گلو در مقایسه با بافت های غیرسرطانی، ۵.۴ برابر بیشتر آلوده به عفونت HPV هستند.

انواع تناسلی HPV می‌توانند ناحیه تناسلی زنان، از جمله فرج (بخش بیرونی مهبل)، آستر مهبل، و گردن رحم (قسمت پایینی و باریک رحم زن)، و همچنین ناحیه تناسلی مردان، از جمله آلت تناسلی مردانه، را آلوده کنند.

هم در زنان و هم در مردان، HPV های تناسلی می‌توانند مقعد و برخی از نواحی سر و گردن را آلوده سازند. گاهی اوقات نژادهای «کم‌خطر» HPV های تناسلی، از همه بیش‌تر HPV – 6 و HPV – 11، می‌توانند باعث شوند زگیل‌ها یا ضایعات تناسلی بر روی یا در اطراف این مکان‌ها به وجود آید. اندازه، شکل، و تعداد این توده‌ها ممکن است متغیر باشد، و این توده‌ها به‌ندرت به سرطان منتهی می‌شوند.

نتایج این تحقیق در مجله ” بیماریهای عفونی ” منتشر شده است .

بالا رفتن از پله ها به صورت جداگانه کالری بیشتری نسبت به پرش چند پله باهم می سوزاند

دی ۱۱, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک بررسی نشان داده ست که روش بالا رفتن از پله ها در مقدار کالری مصرفی تاثیر گذار است به شکلی که  بالا رفتن از پله ها به صورت پله پله کالری بیشتری نسبت به پرش چند پله با هم می سوزاند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   اگرچه ممکن است به نظر برسد که هنگام پرش ازروی چند پله با هم انرژی زیادی مصرف می کنید اما هنگامی که هر پله را به صورت جداگانه طی کنید انرژی بیشتری نسبت به آن می سوزانید.

محققان بریتانیایی اظهار داشتند که بالارفتن از پله ها به صورت جداگانه کالری بیشتری نسبت به پرش چند پله باهم می سوزاند.

دانشمندان دانشگاه روهامتون به این نتیجه رسیدند که بار بالا رفتن از ۵ پله طی ۵ روز در هفته ( سربالایی حدود ۱۵ متر) حدود ۳۰۲ کالری می سوزاند ، اما این در شرایطی است که پله ها به صورت تک تک و جداگانه طی شود.

این درحالی است که پرش از روی چند پله باهم تنها ۲۶۰ کالری می سوزاند.

دکتر لویس هلسی مدرس فیزیولوژی محیط زیستی و تطبیقی دردانشگاه روهامتون اظهار داشت: ما علاقمند به یافتن مواردی بودیم که انرژی ما را بیشتر می گیرد، بنابراین بالارفتن از پله ها به صورت تک تک و با هم را مورد بررسی قرار دادیم.

وی افزود: تحقیقات ما نشان می دهد که اگر بالا رفتن از پله ها به صورت مرتب و منظم در طول هفته باشد می تواند به صورت بالقوه به کاهش وزن نیز منتهی شود. وقتی که پله ها را به صورت تک تک بالا می رویم انرژی بیشتری مصرف می کنیم و علت آن نیز طبیعی است، چرا که به طور طبیعی این نوع بالا رفتن از پله ها زمان بیشتری می گیرد.

دکتر هلسی یادآور شد: یک توضیح بیومکانیکی نیز برای این مسئله وجود دارد. بالارفتن پله ها به صورت تک تک، موجب تسریع در نرخ کوتاه شدن ماهیچه ها و عضلات می شوند که در نتیجه انرژی بیشتری مصرف می کند.

تحقیقات پیشین که توسط دانشگاه آلستر انجام شده بود نشان می داد که کارمندان اداری که به صورت منظم از پله ها بالا می روند به سرعت می توانند وضعیت جسمانی خود را بهبود بخشند.

محققان برای اعلام این نتایج، فرضیات خود را روی کارمندانی آزمایش کردند که از پله های یک اداره هشت طبقه بالا می رفتند، این ساختمان هشت طبقه ۱۴۵ پله داشت که کارمندان در آغاز تحقیق کار خود را با بالا رفتن پله ها به صورت یک بار در روز آغاز کرده و آن را به سه بار در روز طی ۵ هفته متوالی افزایش دادند.

نکاتی مهم در مورد عینک آفتابی

وظیفه اصلی عینک آفتابی محافظت از چشمان شما در مقابل اشعه های مضر آفتاب است .  با توجه به شرايط آب و هوايي خاورمیانه استفاده از عينك آفتابي براي تمام افراد در اکثر شهرهای ایران و افغانستان ضروري است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   در محيطهايي مانند دشت ، کوهستان ، كنار دريا،، فضاهاي باز و در اکثر شهرها  كه آفتاب شديد دارند استفاده از عينك آفتابي براي همه اقشار لازم و ضروري است.

همچنین توجه کنید که بیشترین تابش اشعه UV خورشید بین ساعت ۱۰ تا ۱۴ بعداز‌ظهر است، و در این ساعات باید برای جلوگیری از ورود این اشعه به چشم از عینک‌آفتابی استفاده کرد.

البته براي خريد عينك حتما بايستي به مراكز معتبر مراجعه نمود.

برخي از عينك سازيها و مراكز چشم پزشكي دستگاه سنجش يو.وي دارند كه ميزان عبور اين اشعه را در عينك نشان مي‌دهد.

كساني كه داراي چشم‌هاي روشن هستند بهتر است از عينك‌هاي تيره و افراد با چشم‌هاي تيره بهتر است از عينك‌هاي روشن استفاده كنند.

عينك‌هاي معمولي (غيرآفتابي) هم كه رنگي نيستند مي‌توانند مانع از عبور اشعه يو.وي (‪ (UV‬به داخل چشم شوند.

در تمام فصل‌ها بايد از عينك‌هاي آفتابي استفاده شود،

نكته مهم دراين زمينه دقت در انتخاب صحيح عينك آفتابي است.

عینک آفتابی شیشه ای  یا پلاستیکی؛ کدام بهتر است ؟

عدسی‌های عینک آفتابی، شیشه‌ای یا پلاستیکی هستند. عدسی‌های پلاستیکی سبک‌ترند و بر اثر ضربه خرد نمی‌شوند. اما در مقابل، عدسی‌های شیشه‌ای وضوح بیشتری دارند، کمتر خش می‌افتند و گران‌تر هم هستند.

شیشه برای جلوگیری از اشعه ماوراء بنفش کفایت می کند . ولی عینک های آفتابی پلی کرومیک که وقتی فرد وارد روشنائی می شود ، شیشه عینک تیره تر می شود بهترین انتخاب می باشند .

علیرغم اینکه این شیشه ها خراش و خط برنداشته و سالها قابل استفاده هستند اما تا حدی سنگین می باشند .و اما در مورد رانندگی : عینک آفتابی برای رانندگی بسیار مفید است اما برای زیبائی شب هنگام نباید از آنها استفاده شود

عینک آفتابی با شیشه چه رنگی انتخاب کنیم ؟

در کل بهترین رنگ برای شیشه عینک آفتابی خاکستری می باشد .

این رنگ تمام طیف نور را بطور یکسان جذب می نماید .۸درصد مردان و تقریباً صفر درصد زنان دچار اختلالات رنگ ( که سابقاً کوررنگی نامیده می شد ) هستند . بسته به نوع اختلال رنگ فرد باید رنگ خاصی را جهت شیشه عینک آفتابی خود انتخاب کند .

شیشه قهوه ای کمرنگ در افراد دچار اختلال رنگ سبز مناسب نمی باشد .

شیشه سبزرنگ برای افراد دچار اختلال رنگ سبز و قرمز مناسب نمی باشد .

شیشه خاکستری مناسب ترین رنگ برای مردان می باشد . زنان می توانند از شیشه های سبز ، قرمز و قهوه ای استفاده کنند .شیشه قرمز و صورتی برای تمامی افراد نامناسب است .

شیشه های کهربائی رنگ ، مسدودکننده آبی نیز نامیده می شوند . برای مدت زمانی این شیشه ها برای تنیس بازان توصیه می شد . گفته می شد که این شیشه ها نه فقط اشعه ماوراء بفنش بلکه تمام رنگ آبی محدوده رنگ ها را جذب می کند .

بنابراین بعضی از مردم اعتقاد دارند که این شیشه ها دید شفاف تری به آنها می دهد ولی در مطالعات انجام شده دیده شد که این شیشه ها اشعه ماوراء بنفش را خیلی خوب جذب نکرده و ممکن است باعث بازشدن مردمک و در نتیجه باعث ورود بیشتر اشعه ماوراء بنفش شوند .

شیشه های پلاریزه نیز یکی از انتخابهای افراد است . این شیشه ها در مقابل نورهای منعکس شده ( مثل روی آب ، برف یا جاده ) بسیار مؤثر هستند . ذرات نور که فوتون نامیده می شوند به شکل موج حرکت می کنند .

شیشه های پلاریزه فقط به امواج عمودی اجازه عبور می دهند . چون اکثریت امواج منعکس شده افقی می باشند بنابراین این نورها مسدود می شوند .

عینک های آفتابی آینه ای که بعضاً مورد استفاده پلیس راه قرار می گیرد نیز محافظین خوبی محسوب نمی شوند . اگر نگران برخورد اشعه ماوراء بنفش با چشمان خود هستید ، این نوع عینک نباید انتخاب اول شما باشد .

نوع دیگری از عینک آفتابی موجود در بازار دارای شیشه هایی است که در قسمت فوقانی تیره بوده و بتدریج به سمت پائین شیشه روشن تر است . ولی نکته مهم این است که مزاحم ترین نورهای منعکس شده معمولاً از پائین به چشم برخورد می کنند .

شیشه های شفاف ۹۰ درصد نور را عبور می دهند . هر چه شیشه عینک تیره تر باشد نورکمتری از آن عبور می کند .

عینک های با شیشه کمرنگ حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد نور را عبور می دهند .شما با میزان ۱۰ تا ۱۲ درصد نور می توانید خیلی خوب ببینید . اما پزشکان دامنه ۲۰ درصد عبور نور در عینک های آفتابی را توصیه می کنند .

توجه کنید که عدسی‌های غیراستاندارد معمولا سطح ناهموار و غیر یکنواختی دارند.

برای اطمینان از عدم وجود انحراف در عدسی می‌توانید عینک را به چشم بزنید و به یک سطح منظم مثل لبه میز یا خطوط بین کاشی‌ها نگاه کنید و در همین حال سرتان را به بالا و پایین و چپ و راست حرکت دهید. اگر عدسی استاندارد باشد، این خطوط با حرکت چشم شما همچنان صاف باقی می‌مانند و در غیر این صورت، کج و معوج می‌شوند.

به یاد داشته باشید که عینک آفتابی استاندارد باید از زیر ابروها تا نزدیک گونه‌ها را پوشش دهد .

عینک‌‌های آفتابی غیر استاندارد باعث سوزش چشم می‌شود. از علائم چشمی عینک‌‌های آفتابی غیراستاندارد می‌توان به سوزش ، خارش ، سردرد ، خشکی چشم و پستی و بلندی دید اشاره کرد.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »