بالا رفتن از پله ها به صورت جداگانه کالری بیشتری نسبت به پرش چند پله باهم می سوزاند

دی ۱۱, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : مشروح اخبار, مقالات و تحقیقات پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک بررسی نشان داده ست که روش بالا رفتن از پله ها در مقدار کالری مصرفی تاثیر گذار است به شکلی که  بالا رفتن از پله ها به صورت پله پله کالری بیشتری نسبت به پرش چند پله با هم می سوزاند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   اگرچه ممکن است به نظر برسد که هنگام پرش ازروی چند پله با هم انرژی زیادی مصرف می کنید اما هنگامی که هر پله را به صورت جداگانه طی کنید انرژی بیشتری نسبت به آن می سوزانید.

محققان بریتانیایی اظهار داشتند که بالارفتن از پله ها به صورت جداگانه کالری بیشتری نسبت به پرش چند پله باهم می سوزاند.

دانشمندان دانشگاه روهامتون به این نتیجه رسیدند که بار بالا رفتن از ۵ پله طی ۵ روز در هفته ( سربالایی حدود ۱۵ متر) حدود ۳۰۲ کالری می سوزاند ، اما این در شرایطی است که پله ها به صورت تک تک و جداگانه طی شود.

این درحالی است که پرش از روی چند پله باهم تنها ۲۶۰ کالری می سوزاند.

دکتر لویس هلسی مدرس فیزیولوژی محیط زیستی و تطبیقی دردانشگاه روهامتون اظهار داشت: ما علاقمند به یافتن مواردی بودیم که انرژی ما را بیشتر می گیرد، بنابراین بالارفتن از پله ها به صورت تک تک و با هم را مورد بررسی قرار دادیم.

وی افزود: تحقیقات ما نشان می دهد که اگر بالا رفتن از پله ها به صورت مرتب و منظم در طول هفته باشد می تواند به صورت بالقوه به کاهش وزن نیز منتهی شود. وقتی که پله ها را به صورت تک تک بالا می رویم انرژی بیشتری مصرف می کنیم و علت آن نیز طبیعی است، چرا که به طور طبیعی این نوع بالا رفتن از پله ها زمان بیشتری می گیرد.

دکتر هلسی یادآور شد: یک توضیح بیومکانیکی نیز برای این مسئله وجود دارد. بالارفتن پله ها به صورت تک تک، موجب تسریع در نرخ کوتاه شدن ماهیچه ها و عضلات می شوند که در نتیجه انرژی بیشتری مصرف می کند.

تحقیقات پیشین که توسط دانشگاه آلستر انجام شده بود نشان می داد که کارمندان اداری که به صورت منظم از پله ها بالا می روند به سرعت می توانند وضعیت جسمانی خود را بهبود بخشند.

محققان برای اعلام این نتایج، فرضیات خود را روی کارمندانی آزمایش کردند که از پله های یک اداره هشت طبقه بالا می رفتند، این ساختمان هشت طبقه ۱۴۵ پله داشت که کارمندان در آغاز تحقیق کار خود را با بالا رفتن پله ها به صورت یک بار در روز آغاز کرده و آن را به سه بار در روز طی ۵ هفته متوالی افزایش دادند.

نکاتی مهم در مورد عینک آفتابی

وظیفه اصلی عینک آفتابی محافظت از چشمان شما در مقابل اشعه های مضر آفتاب است .  با توجه به شرایط آب و هوایی خاورمیانه استفاده از عینک آفتابی برای تمام افراد در اکثر شهرهای ایران و افغانستان ضروری است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   در محیطهایی مانند دشت ، کوهستان ، کنار دریا،، فضاهای باز و در اکثر شهرها  که آفتاب شدید دارند استفاده از عینک آفتابی برای همه اقشار لازم و ضروری است.

همچنین توجه کنید که بیشترین تابش اشعه UV خورشید بین ساعت ۱۰ تا ۱۴ بعداز‌ظهر است، و در این ساعات باید برای جلوگیری از ورود این اشعه به چشم از عینک‌آفتابی استفاده کرد.

البته برای خرید عینک حتما بایستی به مراکز معتبر مراجعه نمود.

برخی از عینک سازیها و مراکز چشم پزشکی دستگاه سنجش یو.وی دارند که میزان عبور این اشعه را در عینک نشان می‌دهد.

کسانی که دارای چشم‌های روشن هستند بهتر است از عینک‌های تیره و افراد با چشم‌های تیره بهتر است از عینک‌های روشن استفاده کنند.

عینک‌های معمولی (غیرآفتابی) هم که رنگی نیستند می‌توانند مانع از عبور اشعه یو.وی (‪ (UV‬به داخل چشم شوند.

در تمام فصل‌ها باید از عینک‌های آفتابی استفاده شود،

نکته مهم دراین زمینه دقت در انتخاب صحیح عینک آفتابی است.

عینک آفتابی شیشه ای  یا پلاستیکی؛ کدام بهتر است ؟

عدسی‌های عینک آفتابی، شیشه‌ای یا پلاستیکی هستند. عدسی‌های پلاستیکی سبک‌ترند و بر اثر ضربه خرد نمی‌شوند. اما در مقابل، عدسی‌های شیشه‌ای وضوح بیشتری دارند، کمتر خش می‌افتند و گران‌تر هم هستند.

شیشه برای جلوگیری از اشعه ماوراء بنفش کفایت می کند . ولی عینک های آفتابی پلی کرومیک که وقتی فرد وارد روشنائی می شود ، شیشه عینک تیره تر می شود بهترین انتخاب می باشند .

علیرغم اینکه این شیشه ها خراش و خط برنداشته و سالها قابل استفاده هستند اما تا حدی سنگین می باشند .و اما در مورد رانندگی : عینک آفتابی برای رانندگی بسیار مفید است اما برای زیبائی شب هنگام نباید از آنها استفاده شود

عینک آفتابی با شیشه چه رنگی انتخاب کنیم ؟

در کل بهترین رنگ برای شیشه عینک آفتابی خاکستری می باشد .

این رنگ تمام طیف نور را بطور یکسان جذب می نماید .۸درصد مردان و تقریباً صفر درصد زنان دچار اختلالات رنگ ( که سابقاً کوررنگی نامیده می شد ) هستند . بسته به نوع اختلال رنگ فرد باید رنگ خاصی را جهت شیشه عینک آفتابی خود انتخاب کند .

شیشه قهوه ای کمرنگ در افراد دچار اختلال رنگ سبز مناسب نمی باشد .

شیشه سبزرنگ برای افراد دچار اختلال رنگ سبز و قرمز مناسب نمی باشد .

شیشه خاکستری مناسب ترین رنگ برای مردان می باشد . زنان می توانند از شیشه های سبز ، قرمز و قهوه ای استفاده کنند .شیشه قرمز و صورتی برای تمامی افراد نامناسب است .

شیشه های کهربائی رنگ ، مسدودکننده آبی نیز نامیده می شوند . برای مدت زمانی این شیشه ها برای تنیس بازان توصیه می شد . گفته می شد که این شیشه ها نه فقط اشعه ماوراء بفنش بلکه تمام رنگ آبی محدوده رنگ ها را جذب می کند .

بنابراین بعضی از مردم اعتقاد دارند که این شیشه ها دید شفاف تری به آنها می دهد ولی در مطالعات انجام شده دیده شد که این شیشه ها اشعه ماوراء بنفش را خیلی خوب جذب نکرده و ممکن است باعث بازشدن مردمک و در نتیجه باعث ورود بیشتر اشعه ماوراء بنفش شوند .

شیشه های پلاریزه نیز یکی از انتخابهای افراد است . این شیشه ها در مقابل نورهای منعکس شده ( مثل روی آب ، برف یا جاده ) بسیار مؤثر هستند . ذرات نور که فوتون نامیده می شوند به شکل موج حرکت می کنند .

شیشه های پلاریزه فقط به امواج عمودی اجازه عبور می دهند . چون اکثریت امواج منعکس شده افقی می باشند بنابراین این نورها مسدود می شوند .

عینک های آفتابی آینه ای که بعضاً مورد استفاده پلیس راه قرار می گیرد نیز محافظین خوبی محسوب نمی شوند . اگر نگران برخورد اشعه ماوراء بنفش با چشمان خود هستید ، این نوع عینک نباید انتخاب اول شما باشد .

نوع دیگری از عینک آفتابی موجود در بازار دارای شیشه هایی است که در قسمت فوقانی تیره بوده و بتدریج به سمت پائین شیشه روشن تر است . ولی نکته مهم این است که مزاحم ترین نورهای منعکس شده معمولاً از پائین به چشم برخورد می کنند .

شیشه های شفاف ۹۰ درصد نور را عبور می دهند . هر چه شیشه عینک تیره تر باشد نورکمتری از آن عبور می کند .

عینک های با شیشه کمرنگ حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد نور را عبور می دهند .شما با میزان ۱۰ تا ۱۲ درصد نور می توانید خیلی خوب ببینید . اما پزشکان دامنه ۲۰ درصد عبور نور در عینک های آفتابی را توصیه می کنند .

توجه کنید که عدسی‌های غیراستاندارد معمولا سطح ناهموار و غیر یکنواختی دارند.

برای اطمینان از عدم وجود انحراف در عدسی می‌توانید عینک را به چشم بزنید و به یک سطح منظم مثل لبه میز یا خطوط بین کاشی‌ها نگاه کنید و در همین حال سرتان را به بالا و پایین و چپ و راست حرکت دهید. اگر عدسی استاندارد باشد، این خطوط با حرکت چشم شما همچنان صاف باقی می‌مانند و در غیر این صورت، کج و معوج می‌شوند.

به یاد داشته باشید که عینک آفتابی استاندارد باید از زیر ابروها تا نزدیک گونه‌ها را پوشش دهد .

عینک‌‌های آفتابی غیر استاندارد باعث سوزش چشم می‌شود. از علائم چشمی عینک‌‌های آفتابی غیراستاندارد می‌توان به سوزش ، خارش ، سردرد ، خشکی چشم و پستی و بلندی دید اشاره کرد.

نکات مهم در رابطه با تالاسمی

تالاسمی یک واژه یونانی است که از دو کلمه تالاسا Thalassa به معنی دریا و امی Emia به معنی خون گرفته شده است و به آن آنمی مدیترانه‌ای یا آنمی کولی و در فارسی کم خونی می‌گویند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  تالاسمی یک بیماری همولتیک مادرزادی است که طبق قوانین مندل به ارث می‌رسد . اولین بار یک دانشمند آمریکایی به نام دکتر کولی در سال ۱۹۲۵آن را شناخت و به دیگران معرفی کرد .

این بیماری به صورت شدید (ماژور) و خفیف (مینور) ظاهر می‌شود. اگر هر دو والدین دارای ژن معیوب باشند به صورت شدید یعنی ماژور (Major) و اگر یکی از والدین فقط ژن معیوب داشته باشد به صورت خفیف یعنی مینور (Minor) ظاهر می‌شود.

تالاسمی برای کسانی که نوع (مینور) را داشته باشند، مشکل ایجاد نمی‌کند و آنها هم مثل افراد سالم می‌توانند زندگی کنند و فقط در موقع ازدواج باید خیلی مراقب باشند. اما برعکس این بیماری حداکثر آزار خود را به بیماران نوع ماژور می‌رساند.

تالاسمی چگونه منتقل می‌شود؟

گر یک زن و شوهر هر کدام دارای نوع کم خونی خفیف (مینور) تالاسمی باشند، هر یک از فرزندان آنها ‌٢۵ درصد احتمال ابتلا به تالاسمی ماژور (کم خونی شدید) را داشته و ‌۵٠ درصد احتمال تالاسمی مینور و ‌٢۵ درصد ممکن است سالم باشند.

علائم و عوارضی که تالاسمی در بیماران ایجاد می‌کند در نوع ماژور تالاسمی (کم خونی شدید) هموگلوبین خون غیرطبیعی به نام F یا جنینی افزایش یافته و هموگلوبین قرمز خون کاهش پیدا می‌کند، کودکی که این بیماری را در خود دارد کم خون است و این کم خونی باعث بزرگ شدن طحال و کبد و تغییر قیافه ظاهری او می‌شود.

بنابراین به علت پایین آمدن مداوم خون، بیمار مجبور است مدام خون تزریق کند و در اثر تزریق خون که دارای مقدار زیادی آهن است و در اثر خود بیماری که باعث شکسته شدن هموگلوبین (گلبولهای قرمز) و آزاد شدن آهن می‌شود ، میزان آهن خون افزایش یافته و در بافت‌های عمده بدن چون؛ قلب، کبد، طحال و … رسوب می‌کند و سبب ایجاد مشکلات دیگری می‌شود که تنها به کمک آمپول دسفرال می‌توان از تجمع آهن جلوگیری کرد.

مصرف مداوم دسفرال با قیمت بالای آن، موجب بروز مشکلات اقتصادی در خانواده‌ها می‌شود. پس اگر در اثر عدم و یا سهل انگاری، تالاسمی به خانواده شما قدم گذاشت، هیچ جای فرار نیست.

راهای پیشگیری از تالاسمی

۱-انجام آزمایش خون از نظر کم خونی ( CBC و هموگلوبین A2 ) 2-انجام آزمایش روی جنین در هفته‌های اول حاملگی در دوران بارداری.

با یک آزمایش ساده می‌توانید جلوی بروز مشکلات بسیاری که در صورت داشتن فرزند تالاسمی با آن برخورد خواهید نمود را بگیرید.

تالاسمی در ایران:

تالاسمی در ایران حضور تاسف باری دارد و در حدود سی هزار نفر این بیماری را در خود دارند و هر سال به این تعداد نیز اضافه می‌شوند .

تالاسمی در ابتدا چند ماه خود را پنهان می‌کند و بعد از مدتی مادران می‌بینند که کودک آنها زرد، ضعیف و ناآرام است و وقتی که فرزند خود را به دکتر می‌برند بعد از آزمایش، دکتر به مادر خانواده می‌گوید تالاسمی هم همراه کودکش به دنیا آمده است.

کسانی که در ایران تالاسمی با خود دارند به چهار گروه تقسیم می شوند.

گروه اول مبتلایانی که دسترسی به امکانات پزشکی و درمانی ندارند و از درمان صحیح یعنی تزریق خون و دسفرال محروم می‌باشند.

گروه دوم بیمارانی که به موقع بیماریشان تشخیص داده می‌شود و خون تزریق می‌نمایند؛ اما از دسفرال و سایر اقدامات درمانی استفاده نمی‌کنند.

گروه سوم کسانی که بیماریشان به موقع تشخیص داده می‌شود، تزریق مناسب خون همراه با روش‌های جانبی را به موقع دریافت می‌دارند و طول عمری قابل ملاحظه خواهند داشت.

گروه چهارم بیمارانی که دسترسی به پیوند مغز استخوان داشته‌اند، احتمال بهبودی آنان تا حدود زیادی میسر می‌باشد ، امید است با اتکا به خداوند تبارک و تعالی در آینده‌ای نه چندان دور در اثر پیشرفت های علمی، تالاسمی هم مانند بیماری‌های شایع دوران گذشته ریشه کن شود.

کنترل و درمان بیماری مهم‌ترین راه درمان تالاسمی، تزریق مداوم خون است. اگر بعد از آزمایش هموگلوبین، هماتوکریت متوجه شدید که مقدار آن پایین تر از ۱۰ است، فورا به مرکز انتقال خون مراجعه کنید.

اگر دیرتر اقدام کنید بدن مجبور است از خونی که استخوان‌ها می‌سازند، تغذیه کند و خون‌سازی استخوان‌ها باعث رشد ناهنجار استخوان‌های سر و صورت می‌شود و در آن هنگام تالاسمی، قیافه وحشتناک خود را نشان می‌دهد و بیمار خود را دچار مشکلات روحی و روانی فراوان می‌کند .

پس به یاد داشته باشید با تزریق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان‌های صورت کودک خود جلوگیری کنید.

اقدام مهم دیگری که شما باید انجام دهید پایین آوردن آهن خون فرزندتان است. آهن، بافت‌های بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن، شما بعد از آزمایش آهن خون (فریتین) کودکتان، اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبیعی مشاهده کردید، دیگر با تزریق دسفرال به وسیله سرنگ در عظله نمی‌توانید آن را به حد طبیعی برسانید و حتما باید از پمپ دسفرال استفاده کنید.

پمپ دسفرال دستگاهی است که به طور اتوماتیک در مدت ۸الی ۱۲ساعت آمپول را در زیر پوست ناحیه شکم و یا عضلات بازوی بیمار تزریق می‌کند و دارو در بدن با آهن تجمع یافته ترکیب و سپس به وسیله ادرار دفع می‌شود.

همان‌طور که قبلا گفته شد اگر آهن تجمع یافته دفع نشود باعث رسوب در کبد و قلب می‌شود و مرگ آنان را تسریع می کند.

طحال برداری تالاسمی روی طحال بیمار خود نیز تاثیر می‌گذارد. گلبول‌های خون اگر ساختمان و شکل و کار غیرطبیعی داشته باشند، زودتر از موعد مقرر (۱۲۰روز عمر طبیعی گلبول قرمز می‌باشد) از بین می‌روند.

گورستان و محل تخریب گلبول‌ها، طحال است و اگر پزشک متوجه شود که به علت بزرگی و یا فقط پرکاری طحال، نیاز به خون بالا می‌رود و یا اینکه هموگلوبین پس از تزریق خون در فاصله زمان کمتری سریعا پایین می‌افتد در آن صورت تصمیم می‌گیرد که طحال جراحی و از بدن خارج شود. ولی سن ایده‌آل بالای ‌۵ سال است. زیرا در سنین پایین تر خطر بیماری‌های عفونی مهلک وجود دارد؛ بنابراین حتی در سنین بالاتر از ۵سال که طحال برداری انجام می‌گیرد، واکسیناسیون علیه برخی بیماری‌ها مانند پنوموکک لازم است و علاوه بر آن همیشه باید درمان با آنتی بیوتیک سریعا شروع گردد.

اگر تالاسمی طبق روال طبیعی کنترل و درمان شود، بیماران می‌توانند مثل هر انسان دیگری سال‌ها زندگی کنند.

امروز تعدادی از بیماران تالاسمی ازدواج کرده و دارای فرزندان سالم هستند. شرایط بد و مرگ و یا عمر طولانی بیمار تالاسمی در دست شماست .

پدران و مادران نیز باید معاینه شوند تا اگر مواردی بود دقیقا مداوا گردد تا از نارسایی‌های بیشتر جلوگیری شود. باید با دقت و حوصله در امر معالجه کودک بیمار خود اقدام کنید؛ در صورت طحال برداری مصرف قرص پنی‌سیلین و تزریق واکسن پنوموکک برای جلوگیری از عفونت بدن ضروری است.

لازم است بیمار تالاسمی در سنین بالا توسط متخصصین قلب، کلیه، چشم، گوش، غدد و … مورد معاینه قرار گیرد.

مشکلات یک بیمار تالاسمی ۱-ضعف جسمی و رشد کم. ۲-مشکلات ناشی از تزریق خون و درد آن . ۳-تزریق مداوم دسفرال (DESFERAL) و صرف هزینه بالا. ‌۴- تغییر شکل و رشد ناهنجار جمجمه و بروز مشکلات روانی . ۵-نگرانی حقیقی از آینده بیمار.

آناتومی و فیزیولوژی درد (Anatomy and physiology of pain)

درد عبارت است از احساس ناخوشایند یک موجود زنده که معمولا به علت تحریک پایانه های عصبی آزاد ایجاد می گردد و این تحریک ها ناشی از عوامل آسیب رسانی است که موجود زنده را وادار می سازد تا از آن عوامل دوری کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  در وبلاک ابراهیم برزکار (barzkar2.blogfa.com) می خوانیم :   دوری از این عوامل آسیب رساننده بیشتر به دلیل احساس ناخوشایندی است که در فرد ایجاد می شود نه تفسیر یک محرک آسیب رسان.

پایانه های عصبی آزاد (Free nerve endings)

پایانه های عصبی آزاد، گیرنده های فاقد کپسول و میلین هستند که تقریبا در اکثر نواحی بدن یافت می شوند. این گیرنده ها به تحریکات مکانیکی، دما (گرما یا سرما) و مواد شیمیایی مضر پاسخ می دهند. فیبر عصبی آنها درد را به سیستم عصبی مرکزی انتقال می دهد تا از آسیب بیشتر بافتی جلوگیری گردد. بنابراین انتهاهای عصبی آزاد، گیرنده های درد هستند که نوسیسپتور (Nociceptor) نامیده می شوند.

برخی از نواحی بدن که دارای انتهاهای عصبی آزاد هستند:

*پوست

*عضلات

*تاندون ها

*پریوست

*رباط ها

*کپسول مفصلی

*جدار شریان ها

*غشاء های مخاطی و سروزی

*احشاء (مانند قلب، معده، روده باریک، روده بزرگ، مجاری صفراوی و رحم)

*مننژ (پرده های مغز و نخاع)

*پریوست

*داس و چادرینه جمجمه

علل درد (Causes of pain)

بعضی از عوامل مهم تحریک گیرنده های درد یا فیبرهای درد عبارتنداز:

*اسپاسم های عضلانی

*اسپاسم های عروقی

*ضایعه بافت به هر علتی که ممکن است درارتباط با موارد زیر باشد:

**ایسکمی (کاهش خونرسانی بافت)

**فعالیت های شدید بدنی

**تغییرات دمای شدید

**ضایعه مستقیم بافت

**تومورها

**خونریزی

**به علت یک بیماری خاص

**عفونت

**اسکار بافتی و چسبندگی ها

**سوختگی ها

*التهاب

*گیرافتادن اعصاب محیطی

انواع گیرنده ها و محرک های درد

برخی از گیرنده های حساس به درد (نوسیسپتورها) که دارای انتهاهای عصبی آزاد هستند شامل:

*گیرنده های درد مکانیکی (Mechanical nociceptor) که به آسیب مکانیکی بافت یا فشار مکانیکی شدید پاسخ می دهند.

*گیرنده های درد دما (Thermal nociceptor) به تغییرات بسیار شدید دما حساس هستند که خود به دو دسته تقسیم می شوند:

**گیرنده های درد گرما (Heat nociceptor)

**گیرنده های درد سرما (Cold nociceptor)

*گیرنده های درد شیمیایی (Chemical nociceptor) به مواد شیمیایی مختلف واکنش نشان می دهند. برخی از این مواد ممکن است هیستامین، پروستاگلاندین ها،سروتونین، آنزیم های پروتئولیتیک، برادی کنین و یون های پتاسم باشد.

نکته ای که باید توجه داشت این است که بیشتر گیرنده های درد به بیش از یک نوع محرک درد حساس هستند.

تحریک پایانه عصبی آزاد توسط عوامل مختلف در شکل زیر (نورون دوم جهت صعود به مغز در نخاع به طرف مقابل می رود):

بعضی از مواد شیمیایی همانند آنزیم های پروتئولیتیک به طور مستقیم به انتهاهای عصبی آزاد صدمه می زنند، درحالی که موادی چون برادی کنین و برخی از پروستاگلاندین ها بدون اینکه ضایعه ای در گیرنده ها ایجاد کنند، فقط موجب تحریک بسیار شدید آنها می گردند.

انواع درد (Types of pain)

درد را می توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:

*درد حاد (Acute pain) یا درد سریع (Fast pain)

*درد مزمن (Chronic pain) یا درد آهسته (Slow pain)

درد حاد (Acute pain): این نوع از درد به نام های دیگری چون درد سوزنی، تیز و الکتریکی نیز شناخته می گردد. مدت زمان ایجاد درد حاد پس از اثر یک محرک درد، یک دهم ثانیه است. فیبرهای A-دلتا در هدایت درد سریع یا حاد نقش دارند. بریدگی پوست، فرو رفتن یک شئ تیز در آن و شوک الکتریکی در ناحیه پوست مثال هایی از عوامل ایجاد درد حاد هستند. معمولا در بافت های عمقی این نوع از درد احساس نمی شود.

درد مزمن (Chronic pain): نام های دیگری که برای این نوع از درد به کار می رود شامل درد آهسته، سوزشی، تهوع آور و مبهم است. شروع درد آهسته پس از اثر محرک درد، بعد از یک ثانیه یا بیشتر است. از ویژگی های دیگر درد آهسته این است که با گذشت زمان، شدت آن افزایش می یابد. فیبرهای C در انتقال درد آهسته نقش دارند. درد آهسته ممکن است تقریبا در هر نوع از بافتی همانند پوست، عضلات، مفاصل، احشاء (معده، قلب، روده، کلیه ها و …) ایجاد شود.

فیبرهای درد (Pain fibers)

دو نوع فیبر عصبی جهت انتقال پیام ها از گیرنده های حسی مربوط به انتهاهای عصبی آزاد وجود دارد:

*فیبرهای A-دلتا که دارای میلین ظریف هستند

*فیبرهای C که بدون میلین اند

تصویر زیر:

سرعت انتقال پیام توسط فیبرهای A-دلتا به سیستم عصبی مرکزی حدود ۱۵ الی ۳۰ متر در ثانیه است. فیبرهای C به علت نداشتن میلین، سرعتی در حدود نیم الی دو متر در ثانیه دارند. درد حاد (Acute pain) که درد سریع، سوزنی و تیز نیز خوانده می شود ازطریق A-دلتا منتقل می گردد. درد آهسته که به عنوان درد مزمن (Chronic pain)، درد مبهم و سوزشی نیز نامیده می شود توسط فیبرهای C انتقال می یابد.

اگر یک تحریک دردناک ناگهانی به پوست اعمال شود، دو نوع درد ایجاد می کند:

*در ابتدا یک درد سوزنی حاد به وجود می آید که توسط فیبرهای A-دلتا به نخاع منتقل می شود. به علت سرعت زیاد این فیبرها، عکس العمل سریع در فرد ایجاد می شود تا خود را از محرک دردناک دور کند.

*پس از یک الی چند ثانیه، درد سوزشی آهسته به وجود می آید که انتقال آن به طناب نخاعی توسط فیبرهای نوع C صورت می گیرد.

دردهای سوزشی آهسته با گذشت زمان شدیدتر می گردند (مثلا درد ناشی از احشاء یا اندام های داخلی). این دردها در بسیاری از موارد غیر قابل تحمل هستند.

مسیر فیبرهای درد از طناب نخاعی به سیستم عصبی مرکزی (CNS)

دو نوع فیبر درد A-دلتا و C، پیام های درد را از اندام های فوقانی، تحتانی، تنه و احشاء یا اندام های داخلی (به غیر از فیبرهای دردی که ازطریق اعصاب مغزی منتقل می شوند) به گانگلیون های ریشه خلفی نخاع ارسال می کنند. این فیبرها در نخاع به طرف بالا یا پایین می روند (یک الی سه سگمان نخاعی و در راه خلفی جانبی لیسوئر). فیبرهای درد درنهایت در شاخ خلفی (Posterior horn) نخاع پایان می یابند.

مسیر فیبرهای A-دلتا در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

فیبرهای A-دلتا در لامیناهای I و V شاخ خلفی پایان می یابند. لامینای I همان تیغه حاشیه ای (مارژینال) است. لامیناهای I و V درارتباط با سیگنال های درد سریع (حاد) هستند. مسیر فیبرهای A-دلتا به دیگر بخش های دستگاه عصبی مرکزی ازطریق راه اسپاینوتالامیک (دستگاه قدامی-جانبی) صورت می گیرد. بنابراین، این فیبرها جهت صعود، ابتدا در نخاع تقاطع می کنند (به عنوان دومین نورون). مسیر اکثر فیبرهای درد A-دلتا پس از تقاطع در نخاع به تشکیلات مشبک (Reticular formation) تنه مغزی است. برخی از فیبرها به طور مستقیم به تالاموس و سپس به قشر مغز می روند.

فیبرهای A-دلتا از تشکیلات مشبک به نواحی زیر می روند:

*تالاموس

*هیپوتالاموس

*نواحی دیگر دیانسفالون که درارتباط با عناصر اطراف بطن میانی (بطن سوم) است

*مخ

مسیر فیبرهای C در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

این فیبرها بیشتر به لامیناهای II و III شاخ خلفی نخاع می روند که مربوط به سیگنال های درد آهسته است. لامینای II همان ماده ژلاتینی (Substantia gelatinosa) است. سپس بیشتر سیگنال ها ازطریق یک یا چند نورون که دارای فیبرهای کوتاه هستند به میزان بیشتری در لامینای V ختم می گردند. از لامینای V با نورون های بعدی که دارای آکسون های بلند هستند سیناپس داده، که این آکسون ها ابتدا در نخاع به طرف مقابل رفته و در راه اسپاینوتالامیک (سیستم قدامی-جانبی) سیر می کنند که اکثر آنها در تشکیلات مشبک (RF) تنه مغزی پایان می یابند. البته اندکی از فیبرها بدون اینکه به طرف مقابل نخاع روند از همان طرف نخاع به سمت مغز صعود می کنند.

تعداد زیادی از فیبرهایی که به تشکیلات مشبک می روند به تالاموس ارسال می گردند که سپس از این قسمت به قشر مغز و نواحی دیگر مغزی می روند.

درک درد

مناطقی از سیستم عصبی مرکزی که بیشتر در درک درد نقش دارند عبارتنداز:

*دستگاه مشبک (RF)

*تالاموس

*برخی از مراکز دیگر در پایین قشر مغز

*قشر مغز

حتی درصورت انهدام کامل قشر مغز، توانایی فرد جهت درک خودآگاه درد ازبین نمی رود. البته برخی بر این عقیده اند که قشر مغز نقش مهمی در تغییر کیفیت درد دارد.

تهیه و تنظیم: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

منابع (References)

شادان، فرخ. ترجمه فیزیولوژى پزشکى پرفسور آرتور گایتون. انتشارات شرکت سهامى چهر*

کوثریان، سید حسین. نوروآناتومى (کالبدشناسى سلسله اعصاب مرکزى). مؤسسه انتشارات باورداران

نراقى، محمد على؛ حاجى حسینى، داود.ترجمه نوروآناتومی . انتشارات جعفری *

*میناگر،علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه

*هاشمی کهن‌زاد، شهریار. ترجمه تفسیر پاتوفیزیولوژیک درد “سیریل مک براید” و “رابرت بلک لا”. چاپ دوم. نشر دانش امرو

منبع تصویر

http://courses.cit.cornell.edu/

http://dictionary-psychology.com/

چرا احساس درد می کنیم ؟

طبق تعریف رسمى انجمن بین المللى مطالعات علمى در این مورد، “درد، یک درک و تجربه ناخوشایند است، که بر اثر یک صدمه دیدگى بوجود آمده و یا به بروز آسیبى منجر خواهد شد ، یا اینکه به این صورت احساس میشود.” بنابراین درد، آن چیزیست که بیماران احساس میکنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   درد یک احساس ناخوشایند در موجود زنده است که معمولا به علت تحریک پایانه های عصبی آزاد ایجاد می گردد و این تحریک ها ناشی از عوامل آسیب رسانی است که موجود زنده را وادار می سازد تا از آن عوامل دوری کند. دوری از این عوامل آسیب رساننده بیشتر به دلیل احساس ناخوشایندی است که در فرد ایجاد می شود نه تفسیر یک محرک آسیب رسان.

درد یک احساس پیچیده است که اغلب اجزاى روحى را نیز در بردارد. وجود گیرنده هاى احساس درد و انتقال بدون اختلال این حس به سیستم عصبى مرکزى، پیش شرطهاى داشتن درد، میباشند.

در دردهاى مزمن، عوامل بیولوژیکى، فیزیکى و اجتماعى بر روى یکدیگر تاثیرات متقابل میگذارند.

به عبارتى، درد، یک “خیابان یک طرفه” نیست که، در آن تنها علائم و پیامهائى از سوى بدن به مغز ارسال گردند. بر خلاف، سیستمهاى ویژه اى در بدن ما فعالیت میکنند که، دائمآ در تلاشند، تا یک آسیب دیدگى جسمى اجبارآ به ایجاد درد منجر نگردد، براى مثال جراحاتى که در طى یک سانحه رانندگى، مسابقه ورزشى، جنگ یا حتى بصورت پنهان در هنگام مقاربت جنسى بروز میکنند. علاوه براین گاهى دردهائى وجود دارند که، بر اثر یک آسیب دیدگى جسمى نبوده و علت مشخصى ندارند.

گیرنده هاى درد، انتهاهاى عریان رشته هاى عصبى میباشند که، در برابر تحریکهاى مختلف از خود واکنش نشان میدهند، مثلآ در برابر سرما و گرما، قطع شدن یا فشار زیاد و مواد شیمیائى. در مقایسه با گیرنده هاى دیگر، گیرنده هاى درد، احتیاج به تحریک قویترى دارند، تا واکنش نشان دهند و برخلاف دیگر گیرنده ها، به محرکها عادت نمیکنند یعنى میزان تاثیر پذیرى آنها کاهش نمییابد.

فعالیت گیرنده هاى درد توسط برخى مواد شیمیائى همانند Prostaglandin ها، Bradykinin ها وSerotonin ها قابل تغییر و اغلب قابل افزایش است.

علاوه بر این، کمبود میزان اکسیژن در بافتها بر اثر سکته، افزایش محیط اسیدى بدن بخاطر افزایش دى اکسید کربن یا تغییر میزان غلظت خون نیز میتوانند حساسیت در برابر محرکهاى درد را افزونتر سازند.

رشته هاى عصبى که اطلاعات مربوط به درد را منتقل میسازند، به دو گونه اند.

رشته هاى سریعA دلتا، که سرعت انتقال در آنها به ۲۰ متر در ثانیه میرسد و رشته هاى کندتر C که با سرعت انتقالى به میزان ۲ و نیم متر در ثانیه درد را منتقل میکنند. این رشته هاى عصبى C هستند که، ابتدا به انتقال تحریکات درد میپردازند و به همین علت هم، مکان یابى دقیق درد در این مورد امکان پذیر نیست.

در لحظه نخست احساس درد در نخاع، واکنشى ناگهانى فعال میشود که، حرکتى سریع را موجب میگردد، در حالیکه درد، هنوز با هوشمندى تمام درک نشده است، مثلآ عقب کشیدن دست، به محض احساس حرارت شعله. از سوى دیگر این اطلاعات به مغز انتقال مییابند.

در قشر خارجى مغز یعنى کورتکس است، که درد، سرانجام هوشیارانه درک شده و مورد ارزیابى قرار میگیرد. درک احساس درد و یافتن محل آن، روندیست که باید آموخته شود. در قشر حساس کورتکس براى هر بخشى از پوست بدن مناطق ویژه اى وجود دارند که، کل آنها Homuncolus نامیده میشود.

یک پدیده ویژه اما، دردهاى انعکاس یافته میباشند. از آنجائیکه اندامهاى درونى بدن نیز داراى رشته هاى عصبى میباشند اما، در پروسه یادگیرى ما، کمتر امکان خودنمائى مییابند، دردهائى که در این ارگانها بوجود میایند، بصورتى دیگر، به منزله درد در مناطق پوستى یا ماهیچه اى انعکاس مییابند.

در حین انتقال درد در نخاع، برخى مواد تولید شده در بدن همانند Endorphin ها میتوانند میزان آنرا کاهش بخشند. از دیگر داروهاى شناخته شده براى تسکین درد میتوان مورفین را نام برد که، از تریاک تهیه میشود.

مطالعات گسترده در زمینه داروهاى مسکن نشان داده اند که، اثر این داروها در مورد بیماران مبتلا به دردهاى مزمن، بصورت دائم نبوده و آنها میتوانند موجب بروز اعتیاد گردند.

مرگ و میر ناشی از چاقی، در کشورهای در حال توسعه سه برابر بیشتر از سوء تغذیه است

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک تحقیق بر روی افراد بیمار نشان می دهد مرگ و میر ناشی از اضافه وزن به میزان قابل توجهی از مشکلات مربوط به سوئ تغذیه پیشی گرفته است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،   نتایج این بررسی حاکی است در سال دو هزار و ده عارضه چاقی سه برابر بیشتر از سوء تغذیه افراد را به کام مرگ فرستاده است.

در این پژوهش که به مدت پنج سال صورت گرفت آمار بسیار نگران کننده ای درباره افزایش مشکلات ناشی از اضافه وزن در جهان ارائه شده است.

آمارهای ارائه شده نشان می دهد سه میلیون و چهارصد هزار نفر بر اثر مشکلات ناشی از چاقی جان خود را از دست داده اند در حالی که شمار افرادی که به علت سوء تغذیه جان باخته اند به یک میلیون نفر می رسد.

بهبود شرایط زندگی در کشورهای در حال توسعه و بی تحرکی اجباری ناشی از شیوه زندگی در کشورهای توسعه یافته در افزایش آمار مرگ و میر ناشی از چاقی نسبت به سوء تغذیه نقش داشته است.

در این بررسی همچنین مشخص شد در سال دو هزار و ده شش میلیون و سیصد هزار نفر در پی مصرف سیگار و چهار میلیون و نهصد هزار نفر نیز بر اثر استفاده از الکل جان خود را از دست داده اند.

بیماریهای سل و مالاریا نیز هر کدام یک میلیون و دویست هزار نفر را به کام مرگ فرستاده اند.

این پژوهش نشان داد رقم هشت میلیون نفر مبتلا به سرطان در جهان در سال دو هزار و ده در مقایسه با بیست سال پیش از آن سه برابر شده است.

پایگاه اینترنتی مکسی سیانس در پایان این خبر به تنها نکته مثبت موجود در این بررسی پرداخت و نوشت هرچند دو بیماری ایدز و مالاریا همچنان به عنوان مهمترین دلایل مرگ و میر در جهان به شمار می روند اما میزان مرگ و میر ناشی از این دو بیماری در سال دو هزار و ده در مقایسه با سالهای قبل از آن کاهش یافته است.

چاقی مرحله ای است که در اثر آن، انرژی ذخیره ای در بدن انسان که معمولاً به شکل بافت چربی است بسیار زیاد می شود، به طوری که منجر به خطرات زیادی برای سلامتی می گردد.

چاقی یک بیماری مزمن است و مثل هر بیماری مزمن دیگری درمان آن نیاز به زمان دارد.

نتایج این تحقیق در نشریه لانست انتشار یافت است .

حس درد Pain sense

درد، به عنوان مهمترین کیفیت حسی در انسان به شمار می‌رود و انسان را از تحریکات تخریبی در ارگانیزم مطلع ساخته، موجب مراجعه به پزشک می‌شود؛ برای پزشک هم وجود درد برای تشخیص محل تحریک‌های تخریبی، اهمیت دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقلز از pajoohe.com، بسیاری از بیماری‌های بدن باعث درد می‌شوند، به‌علاوه تشخیص انواع مختلف بیماری‌ها تا حد زیادی به دانش پزشک درباره کیفیت‌های مختلف درد وابسته است، بنابراین می‌توان گفت که درد، یکی از مکانیسم‌های محافظتی است.[۱]

فیزیولوژی درد

هرگاه یکی از بافت‌ها تخریب شوند، درد ایجاد می‌شود و همین باعث می‌شود که فرد برای برطرف کردن محرک درد، واکنش مناسب را انجام دهد.

حتی فعالیت‌های ساده‌ای نظیر نشستن طولانی‌مدت بر روی برجستگی‌های نشیمن‌گاه می‌تواند باعث تخریب بافتی شود. زیرا باعث کمبود جریان خون پوستی در نقاط تحت فشار ناشی از وزن بدن می‌شود.

هنگامی که پوست در نتیجه ایسکمی(کاهش خون‌رسانی) دردناک می‌شود، شخص به‌طور طبیعی و ناخودآگاه تغییر وضعیت می‌دهد، ولی شخصی که فاقد حس درد است(مثلا پس از آسیب نخاعی) درد را حس نکرده و بنابراین تغییر حالت نمی‌دهد و این حالت باعث می‌شود که خیلی زود پوست در نقاط تحت فشار، دچار تخریب و پوسته‌ریزی شود.[۲]

انواع درد و کیفیت آنها

درد به دو نوع اصلی تقسیم می‌شود: درد تند و درد کند. درد تند، در عرض حدود ۱/۰ ثانیه پس از اعمال محرک دردزا، احساس می‌شود، در حالی که درد کند، یک ثانیه یا بیشتر پس از اعمال محرک دردزا احساس می‌شود و به کندی طی چند ثانیه یا حتی چند دقیقه افزایش می‌یابد.‌

درد تند نام‌های دیگری نیز دارد: درد تیز، درد گزشی، درد حاد و درد الکتریکی. این نوع درد، وقتی احساس می‌شود که یک سوزن در سطح پوست فرو برود، پوست به وسیله یک چاقو بریده شود یا وقتی که به‌طور ناگهانی بسوزد. همچنین وقتی که پوست در معرض یک شوک الکتریکی قرار بگیرد، درد تند احساس می‌شود. درد تیز و تند، در بافت‌های عمقی‌تر بدن حس نمی‌شود.

درد کند نیز اسامی مختلفی دارد: درد سوزشی آهسته، درد مبهم، درد ضربان‌دار، درد تهوع‌آور و درد مزمن. این نوع درد معمولا با تخریب بافتی همراه است و می‌تواند رنج طولانی‌مدت و غیرقابل تحملی را به وجود آورد. این درد، هم در پوست و هم در سایر بافت‌ها یا ارگان‌‌های عمقی بدن ایجاد می‌شود.[۳]

نقاط درد

با توجه به این مطلب که در سطح پوست، همه جا درد یکسان احساس نمی‌شود، وجود نقاط درد موضوعیت می‌یابد. بر اساس آزمایش اشتروگ هولد[۴] که بر روی پوست ساعد دست انجام گرفت، فراوانی نقاط درد حتی از فراوانی نقاط فشار نیز بیشتر و به نسبت ۹ بر ۱ است؛ نظر به اینکه فراوانی نقاط سرما و گرما کمتر از نقاط فشار است، نسبت نقاط درد به نقاط سرما و گرما حدود ۱۰ بر ۱ است و نتایج این آزمایش دلالت دارد که نقاط درد بیش از سایر حواس در سطح پوست وجود دارند.[۵]

گیرنده‌های درد و محرک‌های آن

گیرنده‌های درد در پوست و سایر بافت‌ها، انتهاهای عصبی آزاد هستند. این گیرنده‌ها در لایه‌های سطحی پوست و برخی بافت‌های داخلی خاص، نظیر پر پوست(ضریع استخوان)، دیواره شریان‌ها، سطح مفصلی و داس[۶] و چادرینه[۷] در حفره جمجمه منتشر هستند.

تعداد انتهاهای عصبی درد در بسیاری از بافت‌های عمقی‌تر بدن بسیار کم است؛ با وجود این، هرگونه آسیب بافتی منتشر می‌تواند جمع شده و یک درد مزمن و کند در اکثر این نواحی ایجاد کند. محرک‌های درد در سه گروه مکانیکی، حرارتی و شیمیایی طبقه‌بندی می‌شوند. در کل، محرک‌های حرارتی و مکانیکی، درد تند ایجاد می‌کنند در حالی که درد کند به وسیله هر سه نوع محرک تولید می‌شود.

برخی از مواد شیمیایی که درد ایجاد می‌کنند عبارتند از: برادی کینین، سروتونین، هیستامین، یون پتاسیم، اسیدها، استیل کولین‌ و آنزیم‌های پروتئولیتیک. به علاوه، پروستاگلاندین‌ها و ماده P[8] حساسیت انتهاهای آزاد عصبی را افزایش می‌دهند، ولی به‌طور مستقیم آنها را تحریک نمی‌کنند. مواد شیمیایی مخصوصا در ایجاد درد کند ناشی از آسیب بافتی نقش دارند.[۹]

محرک‌های شیمیایی، مکانیکی و حرارتی می‌توانند گیرنده‌های درد را که در اغلب نقاط بدن به وفور یافت می‌شوند، تحریک کنند. ایجاد درد در بافت‌ها اغلب به علت ساخته شدن موادی به نام پروستاگلاندین‌ها است که حساسیت گیرنده‌های درد را افزایش می‌دهد. آسپرین و سایر مواد ضد درد و غیر مخدر مانع تولید پروستاگلاندین‌ها شده، درد را تسکین می‌دهد.

درد، با سایر حس‌های پیکری تفاوت دارد؛ زیرا علاوه بر جنبه حسی محض، دارای یک بخش هیجانی و عاطفی است که به ساختار روانی هر فرد بستگی دارد و موجب واکنش‌های مختلف و تفاوت‌های انفرادی زیادی در تحمل افراد نسبت به درد می‌گردد. اکثر تارهای عصبی انتقال‌دهنده درد از نوع نازک و بدون میلین بوده و انتقال‌دهنده سیناپسی آنها یک نوروپپتید به نام ماده P است.

گاهی محل احساس درد در بخشی غیر از محل تحریک گیرنده‌های درد است که به چنین حالتی “درد انتشاری” می‌گویند؛ مثلا دردهای احشایی ممکن است در قسمت‌هایی از پوست احساس شود. علت درد انتشاری، انتقال پیام‌‌های درد یک ناحیه به مرکز عصبی ناحیه دیگر است که به وسیله نورون‌های رابط نخاعی صورت می‌گیرد. در مواردی که یک اندام قطع می‌شود نیز تا مدتی درد و سایر حس‌های پیکری مربوط به آن اندام باقی می‌مانند. علت ادامه این حس‌ها، تحریک مراکز عصبی مربوط به آن اندام‌ها است.[۱۰]

ویژگی‌ گیرنده‌های درد

در آزمایشی که آیگو[۱۱] در سال ۱۹۵۹ انجام داد، پاسخ فعالیت یک گیرنده درد پوست گربه را که در اثر تحریک مکانیکی و یا حرارتی زیر ۴۵ درجه سانتی‌گراد ظاهر نشده است ولی در اثر تحریک حرارتی ۴۸ درجه بالاتر از خود عکس‌العمل نشان داده و با افزایش درجه حرارت، پاسخ نیز شدیدتر شده، ثبت کرده است. این نوع گیرنده‌ها که در درجه حرارت بالاتر از ۴۵ درجه سانتی‌گراد، دردآور هستند از نوع گیرنده‌های مخصوص درد به شمار می‌آیند.[۱۲]

سرعت تخریب بافتی به عنوان محرک درد

گفته شد که وقتی حرارت روی پوست فردی به بیش از ۴۵ درجه سانتی‌گراد می‌رسد، درد را احساس می‌کند. در واقع آسیب بافت‌ها نیز در همین دما شروع می‌شود و چنانچه دما بدون تغییر بالاتر از این حد بماند، بافت‌ها تخریب می‌شوند. بنابراین واضح است که درد ناشی از حرارت با سرعت تخریب بافتی ارتباط دارد نه با مقدار تخریب نهایی بافت. شدت درد نیز با سرعت تخریب بافتی ارتباط نزدیکتری دارد تا با سایر علل غیر حرارتی درد نظیر عفونت باکتریایی، ایسکمی بافتی(کاهش خون‌رسانی بافتی)، له‌شدگی بافت و غیره.

موادی که از بافت‌های تخریب شده خارج می‌شوند، هنگامی که به زیر پوست طبیعی تزریق می‌شوند درد شدیدی را ایجاد می‌کنند. اکثر مواد شیمیایی که قادر هستند گیرنده‌های درد را تحریک کنند، جزو این دسته مواد هستند. یکی از مواد شیمیایی که به نظر می‌رسد دردآورتر از سایرین باشد “برادی‌کینین” است. بسیاری از پژوهشگران، برادی‌کینین را مهمترین ماده‌ای می‌دانند که متعاقب تخریب بافت،‌ درد ایجاد می‌کند.

همچنین، شدت دردی که احساس می‌شود با افزایش غلظت یون پتاسیم و آنزیم‌های پروتئولیتیک ارتباط دارد. این آنزیم‌ها مستقیما به انتهاهای عصبی حمله می‌کنند و با افزایش نفوذپذیری غشاها نسبت به یون‌ها، حس درد را برمی‌انگیزند.[۱۳]

آستانه درد

با تحریک مکانیکی(فشار) می‌توان آستانه درد را تعیین کرد و آزمایش در این زمینه، آستانه درد را بر روی پیشانی، در فشاری حدود ۶۰۰ گرم در سانتی‌متر مربع نشان می‌دهد؛ میزان آستانه درد با تحریک‌های حرارتی معمولا در درجه حرارت بین ۴۳ و ۴۷ درجه سانتی‌گراد و غالبا در درجه ۴۵ قرار دارد.[۱۴]

سازش

در مبحث درد، سازش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تصور عمومی این است که شخص پس از مدتی با درد سازش پیدا می‌کند؛ در صورتی که آزمایش هاردی(Hardy) خلاف این مطلب را به اثبات می‌رساند. در آزمایش هاردی از تحریکات حرارتی برای ایجاد درد استفاده شده، بدین ترتیب که بر روی پوست پیشانی اشعه مادون قرمز می‌تاباند، به‌طوری که شدت آن قابل تغییر باشد و با یک گیرنده، درجه حرارت پوست پیشانی را اندازه‌گیری و ثبت می‌کند. فرد آزمایش‌شونده در این آزمایش می‌تواند شدت اشعه را خود تنظیم کند، ‌بدون اینکه از محل دستگاه تنظیم‌کننده شدت با اطلاع باشد و از او خواسته می‌شود که شدت را طوری تنظیم کند که آستانه درد را احساس کند. بنابراین ثبت درجه حرارت می‌تواند به عنوان معیار آستانه درد محسوب شود؛ بدین معنی که افزایش درجه حرارت پوست، به عنوان افزایش آستانه(سازش) تلقی شود.

نتیجه آزمایش نشان می‌دهد که درجه حرارت در دقایق اول کمی بیش از درجه حرارت آستانه ۴۵ درجه سانتی‌گراد است ولی در دقایق بعد کاهش درجه حرارت ملاحظه می‌شود. یعنی با ادامه تحریک در فرد آزمایش‌شونده،‌ به وسیله شدت اشعه کمتر می‌توان ایجاد درد کرد؛ این مطلب کاملا خلاف رویه سازش است؛ برای رسیدن به آستانه درد، باید شدت تحریک(درجه حرارت) افزایش یابد نه کاهش.[۱۵]

مسیرهای انتقال پیام‌‌های درد به دستگاه عصبی مرکزی

انتهاهای آزاد عصبی گیرنده‌های درد، دو مسیر جداگانه را برای انتقال سیگنال‌های درد به دستگاه عصبی مرکزی به‌کار می‌برند. این مسیرها عبارتند از: الف. مسیر درد تیز و تند ب. مسیر درد مزمن و کند.

به دلیل وجود سیستم دوگانه عصب‌دهی حس درد، یک محرک دردناک که به‌طور ناگهانی عمل می‌کند، ‌اغلب دو حس درد ایجاد می‌کند؛ یک درد تیز و تند که به وسیله رشته‌های AS به مغز منتقل می‌شود و یک ثانیه یا بیشتر متعاقب آن، یک درد کند و مزمن که به وسیله مسیر رشته‌های C منتقل می‌شود. درد تیز باعث می‌شود که فرد به سرعت خود را از عامل دردزا دور کند و درد کند باعث می‌شود که شخص رنج تحمل‌ناپذیری را تجربه کند و در پی برطرف کردن علت درد باشد.

رشته‌های درد پس از آنکه با ریشه‌های خلفی به نخاع وارد شدند، با نورون‌های شاخ خلفی سیناپس برقرار می‌کنند. در این محل مجددا، دو نوع سیستم برای پردازش سیگنال‌های درد در مسیر ورود به مغز وجود دارد: الف. ورود از راه نخاعی تالاموسی جدید ب. ورود از راه نخاعی تالاموسی قدیمی.
هر دو این مسیرها به ساقه‌ مغز و متعاقبا به تالاموس ختم می‌شوند. سیگنال‌ها در تالاموس به سایر نواحی قاعده‌ای مغز و قشر حسی پیکری منتقل می‌شوند.[۱۶]

برخی از اختلالات درد و سایر حواس پیکری

· پردردی: گاهی یک مسیر عصبی درد به شدت تحریک‌پذیر می‌شود. این پدیده باعث ایجاد پردردی می‌شود که خود، نوعی افزایش حساسیت نسبت به گیرنده‌های درد و همچنین تسهیل در انتقال حس درد می‌باشد.

· هرپس زوستر(زونا): ‌ویروس هرپس یک گانگلیون ریشه خلفی را عفونی می‌کند. علت درد احتمالا التهاب ناشی از عفونت ویروسی سلول‌های نورونی درد در گانگلیون ریشه خلفی است.

· تیک دردناک[۱۷]: گاهی نوعی درد نیش‌تری بر روی یک طرف صورت برخی از افراد و در حوزه حسی اعصاب پنجم یا نهم مغزی ایجاد می‌شود که به آن تیک دردناک یا “نورالژی سه‌قلو” می‌گویند.

· سندرم براون – سکوارد[۱۸]: وقتی نخاع به‌طور کامل قطع می‌شود کلیه عملکردهای حسی قسمت پایین از محل قطع‌شدگی از بین می‌رود ولی اگر تنها یک نیمه نخاع قطع شود، این سندرم رخ می‌دهد و کلیه عملکردهای حرکتی در سمت نخاع قطع شده در کلیه قطعات پایین‌‌تر از محل قطع از بین می‌روند.

· سر درد[۱۹]: سردرد یک نوع درد ارجاعی به سطح سر است که از ساختارهای عمقی سر منشأ می‌گیرد. برخی سر دردها از محرک‌های درد در درون حفره جمجمه ناشی می‌شوند ولی برخی، از دردهای خارج جمجمه‌ای منشأ می‌گیرند نظیر سردردهای ناشی از سینوس‌های بینی.[۲۰]

نویسنده :  کوثر یوسفی

منابع :

[۱] . گایتون، آرتور؛ فیزیولوژی پزشکی، ترجمه حوری سپهری، تهران، اندیشه رفیع، ۱۳۸۷، چاپ سوم، ص ۵۹۵٫
[۲] . همان، ص ۵۹۵٫
[۳] . همان، ‌ص ۵۹۵٫
[۴] Strughold
[۵] . ایروانی، محمود و خداپناهی، محمدکریم؛ روان‌شناسی احساس و ادراک، تهران، سمت، ۱۳۸۴، چاپ نهم، ‌ص ۹۸ و ۹۹٫
[۶] Flax
[۷] Tentorium
[۸] Substance p
[۹] . فیزیولوژی پزشکی، ص ۵۹۵ و ۵۹۶٫
[۱۰] . حائری روحانی، سیدعلی؛ فیزیولوژی اعصاب و غدد درون‌ریز، تهران، سمت، ۱۳۸۲، چاپ پنجم، ص ۷۱ و ۷۲٫
[۱۱] Iggo
[۱۲] . روان‌شناسی احساس و ادراک، ص ۱۰۰٫
[۱۳] . فیزیولوژی پزشکی، ص ۵۹۶٫
[۱۴] . روان‌شناسی احساس و ادراک، ص ۹۸٫
[۱۵] . همان، ص ۹۸٫
[۱۶] . فیزیولوژی پزشکی، ص ۵۹۷٫
[۱۷] Tic Douloureux
[۱۸] Brown – Sequard Syndrome
[۱۹] Head ache
[۲۰] . فیزیولوژی پزشکی، ص ۶۰۲ و ۶۰۳٫

افزایش ساعت خواب موجب کاهش حس درد می شود

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج بررسی های آنان نشان داده است که افزایش ساعت خواب از ۸ ساعت به ۱۰ ساعت در روز، در کاهش درد موثرتر از خوردن مسکن است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  نتایج این تحقیقات نشان می دهد که وقتی میزان خواب افراد ۱٫۸ ساعت هرشب بیشتر از زمانی می شود که یک الگوی خواب عادی داشتند، آنها می توانند سطح هوشیاری روز را افزایش دهند و همچنین حساسیت آنها به درد به نحو قابل توجهی افزایش می یابد.

محققین می گویند درد حسی ناخوشایند و تجربه‌ای احساسی همراه با آسیب بافتی واقعی یا آسیبی به نوعی دیگر از بافت می‌باشد.

درد عبارت است از احساس ناخوشایند یک موجود زنده که معمولا به علت تحریک پایانه های عصبی آزاد ایجاد می گردد و این تحریک ها ناشی از عوامل آسیب رسانی است که موجود زنده را وادار می سازد تا از آن عوامل دوری کند. دوری از این عوامل آسیب رساننده بیشتر به دلیل احساس ناخوشایندی است که در فرد ایجاد می شود نه تفسیر یک محرک آسیب رسان .

این تحقیق از ۱۸ داوطلب سالم بدون هیچ درد یا بیماری خاصی استفاده کرده  و به صورت تصادفی چهار شب از الگوهای عادی خواب آنها یا چهار شب را که آنها ۱۰ ساعت می خوابند بررسی کردند.

خواب بیشتر، درد کمتر: ده ساعت خواب در شب برای کاهش درد موثرتر از مصرف مسکن بوده و هوشیاری روز را افزایش می دهد

محققان آمریکایی میزان خواب را در طول روز با استفاده از چندین آزمایش “اندازه گیری مکرر در اوقات روز از خواب پنهانی” به عنوان روش استانداردی استفاده کردند که توسط پزشکان برای تشخیص اختلالات به کار می رود و طی آن امواج مغزی، حرکات چشم، ضربان قلب و کشیدگی ماهیچه ها بررسی می شود.

همچنین در این آزمایش حساسیت به درد با استفاده از یک منبع گرمایی ارزیابی شد.

در این تحقیق، افرادی که بیشتر خوابیدند، توانستند که دست خود را ۲۵ درصد طولانی تر از سایرین روی منبع گرما نگاه دارند.

دکتر تیموتی روهرس کارشناس اختلالات خواب و درمان این اختلالات در بیمارستان هنری فورد اظهار داشت: نتایج تحقیق ما نشان دهنده اهمیت خواب مناسب در شرایط درد مزمن یا آمادگی برای یک عمل جراحی است. ما از میزان کاهش حساسیت به درد هنگام مقایسه آن با مصرف مسکن شگفت زده شدیم.

نتایج این تحقیق در مجله خواب منتشر شده است.

آشنایی با عوامل افزایش دهنده خطر ابتلا به سرطان پستان

سرطان پستان شایع‌ترین سرطان زنان است که بیشترین آمار مرگ و میر زنان جهان را به خود اختصاص داده است.  سرطان پستان پس از سرطان پوست دومین سرطان شایع در زنان است. هر ساله تعداد زیادی از مبتلایان به سرطان پستان تشخیص داده می‌شوند و تعدادی نیز جان خود را از دست می‌دهند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  خطر ابتلا به سرطان پستان با افزایش سن بیشتر می شود.   در حدود سه چهارم از موارد بیماری در زنان بالای ۵۰ سال ایجاد می شود.

طبق تحقیقات مؤسسه ملی سرطان آمریکا، شرایط زیر، خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد:

●  داشتن سابقه خانوادگی:

زنانی که مادر یا خواهرشان به ویژه در دوران جوانی سرطان سینه داشته باشند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان سینه هستند.

●  داشتن سابقه شخصی:

زنانی که یکی از سینه های شان به سرطان مبتلا بوده است، احتمال اینکه سینه دیگرشان نیز مبتلا شود، بسیار بالا است.

عوامل دیگری نیز در افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه نقش دارند که عبارتند از:

●  استروژن بالا:

شواهد نشان می دهد زنانی که مدت طولانی در معرض استروژن قرار می گیرند (استروژنی که در بدن تولید می شود یا به عنوان دارو مصرف می شود و …) احتمال ابتلا به سرطان سینه در آنان بیشتر است. به عنوان مثال، زنانی که شروع عادت ماهیانه در آنان در سنین پایین یعنی کمتر از دوازده سالگی بوده است یا زنانی که بعد از سن پنجاه و پنج سالگی یائسه شده اند یا هرگز بچه دار نشده اند یا برای مدت طولانی هورمون مصرف کرده اند، بیشتر در خطر ابتلا به سرطان سینه قرار دارند.

همچنین زنانی که DES (شکل مصنوعی استروژن که از اوایل دهه ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۱ جهت جلوگیری از سقط جنین مصرف می شد) مصرف کرده اند، با خطر ابتلا به سرطان سینه مواجه هستند.

زنانی که اولین فرزند خود را بعد از سن سی سالگی به دنیا آورده اند نیز در معرض ابتلا به سرطان سینه هستند.

علاوه بر این، سینه های بزرگ و سنگین به علت داشتن بافت های چربی بسیار زیاد و متراکم، تشخیص ناحیه غیر عادی توسط ماموگرافی را برای پزشکان مشکل می سازد.

●  پرتو درمانی (اشعه درمانی):

زنانی که قبل از سی سالگی سینه آنان در معرض پرتو درمانی قرار گرفته باشد، احتمال ابتلا به سرطان سینه در آنان زیاد است.

●  الکل:

و نهایتاً عامل آخر الکل است که موجب افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان می شود.

از همه عوامل ابتلا به سرطان سینه نمی توان جلوگیری کرد اما می توان برخی از آنها را تعدیل کرد. مثلاً اگرچه نمی توان تغییری در ژن های موروثی ایجاد کرد اما می توان عادات غذا خوردن را تغییر داد.

راهکارهایی که جهت پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه توصیه می شود عبارتند از:

۱- رژیم غذایی:

درباره چربی هایی که مصرف می کنید، دقت کنید. قطعاً بسیاری از انواع چربی ها سبب افزایش سطح استروژن در بدن می شود که خود خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد.

طبق تحقیقاتی که اخیراً در سوئد انجام شده است، روغن های اشباع نشده مانند روغن زیتون، کانول و اسیدهای چرب امگا ۳ که در ماهی آزاد و ساردین یافت می شود، خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می دهد.

از خوردن چربی های موجود در مارگارین، غذاهای کنسرو شده و اسنک ها خودداری کنید زیرا این چربی ها خطر ابتلا را افزایش می دهد. فیبرها از زیاد شدن سطح استروژن در بدن جلوگیری می کنند.

انواع لوبیا، برنج سبوس دار (قهوه ای)، نان سبوس دار و غلات و بسیاری از میوه ها و سبزیجات منابع غنی فیبرها هستند.

میوه و سبزیجات بخورید. سبزیجاتی نظیر کلم بروکلی، کلم و گل کلم همگی به آنزیم های ضد سرطان در بدن کمک می کنند. سویا هم مانند فیبر در بدن عمل می کند. از آرد سویا برای غذاها و شیرینی ها استفاده کنید. دانه های سویا بخورید و حتی شیر سویا مصرف کنید.

۲- ورزش:

فعال باشید. طبق تحقیقات به عمل آمده، زنانی که حداقل چهار ساعت در هفته ورزش می کنند در مقایسه با زنانی که فعالیت بدنی ندارند، سی و هفت درصد کمتر به سرطان سینه مبتلا می شوند.

ورزش با سوزاندن کالری و کاهش چربی، تولید استروژن را متوقف می کند.

۳- توصیه های پزشکی:

اگر چهل سال یا بیشتر سن دارید، حتماً سالی یک بار ماموگرافی کنید. ماموگرافی دو تا پنج سال قبل از آنکه بتوان توده یی را در سینه لمس کرد، سرطان سینه را شناسایی می کند.

اگر هنوز عادت ماهیانه می شوید، هفت تا ده روز بعد از شروع قاعدگی، خودتان سینه های تان را معاینه کنید و اگر دیگر عادت ماهیانه نمی شوید، یک روز در ماه را مشخص کرده و هر ماه در آن روز سینه های تان را معاینه کنید.

اگر زنان در آمریکا ماهیانه سینه های شان را معاینه می کردند و سالی یک بار ماموگرافی انجام می دادند، سالیانه پانزده هزار زندگی نجات پیدا می کرد.

۵- مکمل ها:

ویتامین E مصرف کنید. تحقیقات نشان داده است که افراد با سابقه خانوادگی سرطان سینه، اگر در رژیم غذایی خود ۱۰ واحد یا بیشتر ویتامین E در روز مصرف کنند، تا هشتاد درصد خود را در برابر خطر سرطان سینه مصون کرده اند. درباره دوز مصرف ویتامین E با پزشک خود مشاوره کنید.

۶- سبک زندگی:

از الکل دوری کنید. نوشیدن مشروبات الکلی سبب افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه میشود.

سرطان التهابی پستان ( Inflammatory Breast Cancer )

سرطان التهابی پستان ( Inflammatory Breast Cancer ) یکی از انواع سرطان پستان است که پوست را هم درگیر می کند . این نوع سرطان حدود ۴ درصد از کل سرطان های تشخیص داده شده پستان را در آمریکا شامل می شود . از علائم بالینی این سرطان می توان قرمز شدن پوست و ورم کلی پستان را ذکر کرد . بعضی مواقع ممکن است یک توده در پستان لمس شود .

سرطان التهابی پستان یک نوع کمیاب اما بسیار مهاجم سرطان پستان است که در آن سلول‌های سرطانی، عروق لنفاوی پوست پستان را مسدود می‌کنند. این نوع سرطان پستان «التهابی» نامیده می‌شود، از آن جهت که در آن، پستان اغلب متورم و قرمز، یا «ملتهب» به‌نظر می‌رسد.

IBC 1 تا ۵ درصد از کل موارد سرطان پستان  را شامل می‌شود. این نوع سرطان در مقایسه با سرطان پستان غیرالتهابی، در زنان جوان‌تر تشخیص داده می‌شود. این سرطان در جوان‌ترها بیش‌تر رخ می‌دهد و در سنین پایین‌تر در آفریقایی تبارها بیش‌تر از سفیدپوستان اتفاق می‌افتد.

مثل سایر انواع سرطان پستان، IBC در مردان هم می‌تواند اتفاق بیفتد ولی آنها معمولاً در سنین بالاتری نسبت به زنان مبتلا می‌شوند. بعضی مطالعه‌ها، ارتباطی بین پیشینۀ خانوادگی سرطان پستان و IBC نشان داده‌اند، ولی برای به‌دست آوردن نتایج قطعی به بررسی بیش‌تری نیاز است.

علائم هشدار دهنده سرطان التهابی پستان

علائم IBC احتمالاً شامل قرمزی، تورم و گرمی در پستان، اغلب بدون وجود تودۀ مشخصی است. قرمزی و گرمی به‌علت مسدود شدن عروق لنفاوی در پوست توسط سلول‌های سرطانی ایجاد می‌شود.

پوست پستان ممکن است، صورتی، بنفش مایل به قرمز یا کبود هم به‌نظر برسد. احتمال دارد پوست برآمدگی داشته باشد یا مثل پوست پرتقال، دارای پستی و بلندی به‌نظر برسد (Peau D’orange نامیده می‌شود.) که به علت تشکیل مایع و ادم (تورم) در پستان ایجاد می‌شود.

سایر علائم شامل سنگینی، گرگرفتگی، درد، افزایش در اندازه پستان، حساسیت، یا برگشتگی نوک پستان به داخل است.

این علائم معمولاً به سرعت ایجاد می‌شوند ـ در طول چندین هفته یا ماه. غدد لنفاوی متورم ممکن است زیر بغل، بالای استخوان جناغ یا هر دو قسمت وجود داشته باشند. گرچه، مهم است که بدانیم این علائم ممکن است نشانه‌های سایر وضعیت‌ها مثل عفونت، آسیب یا سایر انواع سرطان نیز باشند .

همچنین پوست پستان ممکن است قرمز شود و مانند پوست پرتقال منفذ دار به نظر برسد .

اندازه پستان در زمان کوتاهی تغییر کرده و بزرگ می شود .

نوک پستان ممکن است از داخل برگردد و یا صاف شود.احتمال وجود ترشح نیز هست .
ناحیه پستان در طول زمان بسیار خارش دار می شود به طوری که هیچ کرم یا پمادی خارش رااز بین  نمی برد .
یافتن یک توده بزرگ در پستان که به طور ناگهانی ظاهر می شود .
ممکن است در پستان درد احساس شود
غدد لنفاوی زیر بغل و یا بالای ترقوه ممکن است ورم کنند .
پستان در لمس گرم تر باشد
پستان سخت تر و سفت تر از سابق می شود .
کبودی روی پستان از بین نمی رود .

علائم بالا ممکن است در بیماری خوش خیم (غیر سرطانی ) پستان دیده شود .

ولی اگر این علائم را داشتید حتماً با پزشک خود مشورت کنید .

IBC چگونه تشخیص داده می‌شود؟

تشخیص IBC به‌طور عمده براساس نتایج پژوهشهای بالینی پزشک است. نمونه‌برداری، ماموگرام، سونوگرافی (مافوق صوت) پستان برای تشخیص به‌کار می‌روند.

IBC به‌عنوان مرحلۀ سه بی (IIIB) یا مرحلۀ چهار (IV) سرطان پستان هم طبقه‌بندی می‌شود.

مرحلۀ سه بی (IIIB) سرطان پستان به‌صورت موضعی پیشرفته است؛ مرحلۀ چهار (IV) سرطان پستان، سرطانی است که به سایر اندام‌ها انتشار یافته است.

IBC تمایل به رشد سریع دارد و ظاهر فیزیکی پستان بیماران مبتلا به IBC با بیماران مبتلا به سایر سرطان‌های پستان مرحلۀ سه (III) متفاوت است.

IBC یک سرطان به‌خصوص مهاجم و به‌طور موضعی پیشرفته است.

مرحله‌بندی سرطان وسعت یا شدت سرطان شخص را توضیح می‌دهد.

از انجایی که خیلی از این علائم در بیماری های عفونی پستان دیده می شوند ، ممکن است پزشک برای شما درمان انتی بیوتیک شروع کند . اگر علائم ادامه پیدا کرد ، حتماض درخواست نمونه برداری (بیوپسی) را از پزشک خود بکنید .

هرگز اگر نمونه برداری پوست انجام نشده است ، دور دوم یا سوم انتی بیوتیک را شروع نکنید .

نمونه برداری (بیوپسی) پوست شامل برداشتن نمونه و قسمت کوچکی از پوست پستان است . این نمونه سپس برای متخصص پاتولوژی فرستاده می شود و او نمونه برداری را برای پیدا کردن سلول سرطانی بررسی می کند .

مطالعات مختلف روی سرطان التهابی پستان نشان داده شده است که این سرطان نسبت به سایر سرطان های پستان خشن تر است و تند تر پیشرفت می کند .

درمان‌هایی شامل شیمی‌درمانی، درمان هدفمند، جراحی، پرتودرمانی و هورمون‌ درمانی برای مداوای IBC به‌کار می‌روند.

بیماران ممکن است مراقبت‌های حمایتی برای کمک به مدیریت عوارض جانبی سرطان و درمان آن دریافت کنند. شیمی‌درمانی (داروهای ضدسرطان) معمولاً نخستین درمان برای بیماران مبتلا به IBC است و درمان کمک‌کنندۀ جدید نامیده می‌شود.

شیمی‌درمانی یک درمان سیستمیک (عمومی) است به این معنا که بر سلول‌ها در سراسر بدن اثر می‌گذارد. هدف شیمی‌درمانی کنترل یا کشتن سلول‌های سرطانی است که احتمالاً به سایر نقاط بدن گسترش یافته‌اند.

بعد از شیمی‌ درمانی، بیماران مبتلا به IBC ممکن است تحت جراحی و پرتودرمانی دیوارۀ قفسۀ سینه قرار بگیرند.

پرتودرمانی و جراحی درمان‌های موضعی‌ای هستند که فقط سلول‌های تومور و مناطق احاطه‌کنندۀ اطراف آن را از بین می‌برند.

هدف جراحی، برداشتن غده از بدن است، در حالی‌که هدف پرتودرمانی تخریب سلول‌های سرطانی باقیمانده است. برداشتن (به هر اندازۀ ممکن از بافت پستان) پستان‌برداری نامیده میشود. برش غدۀ لنفی (برداشتن غدد لنفاوی زیر بغل برای آزمایش زیر میکروسکوپ) نیز در زمان جراحی انجام می‌شود.

بعد از درمان موضعی و سیستمیک ابتدایی، بیماران مبتلا به IBC احتمالاً درمان‌های سیستمیک اضافی هم دریافت می‌کنند تا خطر عود (بازگشت سرطان) کاهش یابد.

چنین درمان‌هایی احتمالاً شامل شیمی‌درمانی اضافی، هورمون‌درمانی (درمانی که با آثار هورمون جنسی زنانه استروژن، که می‌تواند رشد سلول‌های سرطانی پستان را افزایش دهد، تداخل می‌کند)، هدف درمانی (مثل Trastuzumab که به‌عنوان Herceptin هم شناخته می‌شود)، یا هر سه است. Trastuzumab برای بیمارانی تجویز می‌شود که پروتئین HER-2 تومور در آنها بیش از اندازه بیان می‌شود.

مراقبت‌های حمایت‌کننده درمان‌هایی هستند که به منظور بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری‌های جدی تهدیدکنندۀ حیات مثل سرطان داده می‌شود.

این درمان‌ها، علائم بیماری، عوارض جانبی ناشی از درمان و مشکلات روحی، روانی و اجتماعی مرتبط با بیماری یا درمان آن را به سرعت، درمان یا از آنها پیشگیری می‌کنند. برای مثال، لباس‌های متراکم ممکن است برای درمان ادم لنف (تورم ایجاد شده توسط ساخت مایع اضافی) ایجاد شده در نتیجۀ پرتودرمانی یا برداشتن غدد لنفاوی، به‌کار رود.

افزون بر آن، ملاقات با مددکار اجتماعی، مشاور یا یک روحانی می‌تواند به بیمارانی که می‌خواهند درباره احساساتشان صحبت کنند یا نگرانی‌هایشان را در میان بگذارند، کمک کند. مددکار اجتماعی اغلب می‌تواند منابع کمک برای بهبود، حمایت احساسی، کمک مالی، حمل و نقل، یا مراقبت در منزل را پیشنهاد کند.

از انجایی که این سرطان پستان ، پوست را نیز درگیر می کند ، درمان معمولاً با شیمی درمانی شروع می شود و بعد از آن جراحی برای برداشتن توده پستان انجام می گیرد . به این ترتیب نخست سلول های سرطانی در پوست کشته      می شوند و احتمال پیشرفت آنها به استخوان قفسه سینه کاهش می یابد .

شیمی درمانی و برداشتن پستان (ماستکتومی)

پس از شیمی درمانی ( معمولاً ۶- ۸ ماه ) عمل جراحی برداشتن پستان همراه با غدد لنفاوی زیر بغل انجام می شود .

ماستکتومی برای کاهش خطر عود بیماری و کنترل موضعی بیماری مهم و لازم است . بعد از عمل جراحی ، معمولاً بیمار تحت شیمی درمانی و پرتو درمانی قرار می گیرد تا احتمال عود کمتر شود .

واقعیت هایی درباره سرطان پستان التهابی :

نداشتن توده در پستان به معنی نداشتن سرطان نیست . سرطان التهابی خیلی به ندرت خود را با توده پستان نشان   می دهد . این سرطان در امتداد دیواره قفسه سینه به وجود می آید و رشد می کند و معمولاً هنگامی تشخیص داده   می شود که پستان و سایر اندام ها را درگیر کرده است .

اگر به تازگی ماموگرافی داشته اید که طبیعی گزارش نشده ولی پوست شما تغییر کرده است به ماموگرافی اعتماتد نکنید . سونوگرافی ، ماموگرافی و حتی نمونه برداری همیشه سرطان التهابی پستان را پیدا نمی کنند ، مگر اینکه سرطان التهابی تمام بدن را درگیر کرده باشد . اگر تغییری در ظاهر پوست پیدا شده پستان گرم تر شده و نوک آن تغییر کرده است هر چه سریعتر دکتر خود را ببینید .

توجه : مرد بودن دلیل بر مبتلا نشدن به سرطان پستان نیست . هم زنان و هم مردان به سرطان پستان مبتلا می شوند. که در این میان ۱- ۴ درصد احتمال تشخیصی سرزان التهابی وجود دارد . مردان نیز باید مانند زنان از وضعیت پستان های خود مطلع باشند و در صورت مشاهده تغییرات به پزشک خود مراجعه کنید

اگر حامله هستید و طول چند هفته گذشته پستان های شما ورم کرده و گرم تر و خارش دار شده است ممکن است علت همه انها حاملگی باشد ؛ اما یادتان باشد سرطان پستان در هر دوره ای از زندگی می تواند ایجاد شود .

سرطان التهابی خیلی سریع حمله می کند . هر تغییری در پستان های خود را در هر دوره از زندگی جدی بگیرید و به پزشک مراجعه کنید .

« Previous PageNext Page »