تزریق پلاکت

فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

پلاکت عمل مهمی در هموستاز طبیعی دارد و بدون آن بیمار خونریزی می کند برای بیماران دچار کاهش پلاکت و یا اختلال عمل پلاکت ، تزریق پلاکت می تواند در جلوگیری از خونریزی موثر باشد. سابقه درمانی استفاده از پلاکت به حدود ۵۰ سال قبل برمی گردد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  خون مایعی لزج است که بخشی از آن را مایعی به نام پلاسما و بخش دیگری را عناصر جامد معلق در پلاسما تشکیل می‌دهد. بخش جامد خون شامل ، اریتروسیتها (گویچه‌های قرمز خون) و لوکوسیتها یا گویچه‌های سفید خون و پلاکتهاست. پلاکتها در عمل انعقاد خون نقش دارند و در جلوگیری از خونریزی رگها بوسیله تشکیل توده پلاکتی و کمک به ترمیم جدار عروق می‌باشد. گلبولهای سفید با عمل فاگوسیتوز در عمل ایمنی نقش دارند.

گلبولهای قرمز در تبادل گازهای تنفسی نقش دارند. پلاکتهای خونی یا پلاکتها ، عناصر پلاسمایی هستند به شکل کروی یا تخم مرغی که ۲ تا ۵ میکرون قطر دارند. پلاکتهای انسان و پستانداران فاقد هسته هستند و به همین دلیل بیشتر محققین آنها را تشکیلات غیر سلولی می‌پندارند. تعداد پلاکتها در خون انسان ۲۰۰ هزار تا ۴۰۰ هزار در هر میلیکمتر مکعب است که این تعداد نیز در طول شبانه روز دارای نوساناتی است.

ساختمان پلاکتها

پلاکتها اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر ۴ – ۲ میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگاکاریوسیت در مغز استخوان حاصل می‌شود. پلاکتها فاقد هسته هستند و با وجود این چون در مهره داران پست سلولهای هسته‌داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکتها می‌باشند پلاکتها را ترومبوسیت نیز می‌نامند. عمر متوسط پلاکتها ۱۱ – ۸ روز است.هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیکوپروتئین محصورشده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی در غشای پلاکتها می‌باشد.

در نمونه‌های خونی رنگ آمیزی شده پلاکتها دارای یک ناحیه محیطی به رنگ آبی روشن به نام هیالومر و یک ناحیه بنفش مرکزی به نام گرانولومر می‌باشند.ناحیه هیالومر حاوی دسته‌ای از میکروتوبولها در زیر غشا و تعدادی میکروفیلامنت میباشد.

اجزای اسکلت موجود در ناحیه هیالومر به تغییر شکل پلاکت و ترشح محتویات گرانولهای آن کمک می‌کند. گرانولها حاوی یون کلسیم ، سروتونین ، فیبرینوژن ، فاکتور رشد مشتق از پلاکت و پروتئینهای دخیل در انعقاد خون می‌باشند.

عوامل موثر بر تعداد پلاکتها

تعداد پلاکتها در خون محیطی در روز زیاد و در شب کاهش می‌یابد این امر احتمالا به میزان کار و استراحت بستگی دارد. پس از کار سنگین بدنی تعداد پلاکتها در خون انسان ۳ تا ۵ برابر بیشتر می‌شود.

منشا تشکیل پلاکتها

در مغز استخوان سلولهایی به نام سلولهای مادر یا ریشه‌ای چند ظرفیتی وجود دارد که دو نوع سلول از آنها جدا می‌شود. سلولهای رده لنفوئیدی که لنفوسیتهای B و T را می‌سازد و سلولهای رده میلوئیدی که این سلولها از آن جهت که در محیط کشت قادر به تشکیل کلنی هستند به نام واحدهای کلنی ساز (CFU) شناخته می‌شوند و یک دسته از سلولهای کلنی ساز که رده مگاکاریوسیتی را می‌سازد (CFU-Meg) و در نهایت پلاکتها را بوجود می‌آورند.

عملکرد پلاکتهای خون

پلاکتهای خون در خونروش به سرعت شکسته شده و عاملهایی را که در انعقاد نقش داشته و موادی را که باعث انقباض لخته می‌شوند و به درون پلاسما آزاد می‌کنند. از شکسته شدن پلاکتها ماده‌ای به نام سروتونین (۵- هیدروکسی تریپتامین) به خون آزاد می‌شود این ماده خاصیت انقباض رگی را دارد. بنابراین پلاکتها نه فقط از طریق هموار کردن انعقاد خون بلکه از طریق انقباض رگی نیز از خونروش جلوگیری می‌کنند.

انعقاد خون

انعقاد خون عملی است که برای جلوگیری از اتلاف خون در هنگام ایجاد زخم صورت می‌گیرد. خون در محل بریدگی منعقد می‌شود و سدی را پدید می‌آورد که مانع خروج خون می‌شود. حتی زمانی که خون در داخل بدن نیز از درون رگها خارج شود، منعقد می‌شود. عمل انعقاد شامل تشکیل لخته است که از مایع خون که در این حالت به آن سرم گفته می‌شود جدا می‌شود. لخته خون شامل یک شبکه تور مانند است که سلولهای خون بخصوص گلبولهای قرمز و پلاکتها به این شبکه‌ها می‌چسبند.

در بدن این رشته‌ها از پروتئین مخصوصی به نام فیبرین تشکیل شده‌اند. فیبرین که پروتئینی نامحلول است از پروتئین دیگری به نام فیبرینوژن درست می‌شود که در پلاسما محلول است. در پلاسما پروتئین دیگری به نام پروترومبین وجود دارد که به کمک ویتامین K در کبد ساخته می‌شود.

پروترومبین در اثر ماده فعال کننده‌ای که در هنگام انعقاد خون بوجود می‌آید به ترومبین تبدیل می‌شود و وجود یون کلسیم نیز برای این تبدیل لازم است. ماده فعال کننده پروترومبین از سلولهای مجروح بدن و بویژه پلاکتهای صدمه دیده آزاد می‌شود. ترومبین حاصل با یک عمل آنزیمی فیبرینوژن را به فیبرین تبدیل می‌کند.

تعداد پلاکت کم:

ترومبوسیتوپنی(شمارش پلاکت کمتر از ۱۵۰۰۰۰) یکی از شایعترین مشکلات بیماران بستری در بیمارستان است.رویکرد تشخیصی اولیه به ترومبوسیتوپنی .. تقسیم علل آن به
۱- موارد ناشی از کاهش تولید پلاکت ها
۲- افزایش تخریب آنها در محیط
۳- افزایش sequestration آنها
۴-کاهش پلاکت رقتی ناشی از تزریق خون

کاهش تولید پلاکت :

مشخصه این نوع کاهش پلاکت… کاهش یا فقدان مگا کا ریوسیت ها در آسپیره یا بیوپسی مغز استخوان است. درمان حمایتی برای بیماران مبتلا به تمام انواع کاهش پلاکت ناشی از کاستی در تولید.. بخصوص آنهائی که تحت شیمی درمانی القائی یا نگاهدارنده برای بیماریهای بدخیم هستند.. تزریق پلاکت است.

اطلاعات بدست آمده از چندین مطالعه ثابت کرده که آستانه ۱۰۰۰۰ برای بیمارانی که تابلوی نسبتا بدون عارضه ای دارند. یعنی بدون تب,عفونت خون,خونریزی, هم بی خطر و هم مناسب است.در صورت بروز عوارض یا در شرایطی که بیمار می خواهد تحت عمل قرار گیرد.. اگر تعداد پلاکت از ۲۰۰۰۰ کمتر شود انتقال پلاکت بطور پیشگیرانه انجام میشود.

افزایش sequestration آنها:

در شرایطی که طحال بزرگ شده است.. باعث احتباس پلاکت در اون عضو میشه ونتیجتا پلاکت ها کاهش پیدا میکند. بطوری که تعداد پلاکت ها به ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار میرسد… و بندرت به کمتر از اون میرسد. برای درمان هم .. اینکه طحال را برداریم یا نه… بستگی به بیماری بیمار دارد… و قضاوت بر حسب مورد فرق میکند.

افزایش تخریب پلاکتها در محیط:

افزایش تخریب محیطی پلاکتها( به علت مکانیسم های ایمونولوژیک یا غیر ایمونولوژیک) عموما باعث کاهش پلاکت ها میشود.

کاهش پلاکت خود ایمن میتواند خود را بصورت یک اختلال ایمنی اولیه منحصرا بر علیه پلاکت ها.. یا بصورت عارضه ثانوی یک بیماری خود ایمن دیگر .. نظیر لوپوس اریتماتوی سیستمیک نشان دهد.
یکی از نشانه های خوب برای تشخیص کاهش پلاکت بعلت این مورد… افزایش پلاکت های رتیکوله است. کاهش پلاکت در اینمورد میتواند خیلی شدید باشد.. اما حتی با پلاکت های ۱۰۰۰ یا ۲۰۰۰ هم خونریزی خطیر یا مرگ در اثر آن نادر است .

اختلالات پلاکتها

کاهش تعداد پلاکتها را ترومبوسیتوپنی می‌نامند که با اختلالات انعقادی همراه می‌باشد. در بیماری پورپورای ترومبوسیتوپنیک که کاهش تعداد پلاکتها همراه با شکنندگی عروق می‌باشد باعث پیدایش لکه‌های آبی تا سیاه در سطح بدن می‌شود .

اگر چه پلاکت در طی سالها از قبل مصرف می شده است. ولی چگونگی مصرف آن موجب اختلاف نظر فراوان شده است .

نگهداری و زنجیره انتقال پلاکت :

تا سال ۱۹۶۰ میلادی( ۱۳۳۹ هجری شمسی ) پلاکت در دسترس پزشکان بجز در خون تازه نبود.
بیماران تحت شیمی درمانی اغلب در نتیجه خونریزی شدید ناشی از کمبود پلاکت فوت می کردند. علت اشکال در تهیه پلاکت عبارت است از:

– تجمع پلاکتی در موقع تهیه پلاکت
– آلودگی پلاکت در موقع جداسازی پلاکت و پلاسما از خون کامل
– اشکال در نگهداری پلاکت بدون میکروب در حرارت اطاق بوده است

اختراع کیسه پلاستیکی با کیسه های پلاستیکی متصل به آن ،جداسازی پلاکت را بدون آلودگی امکان پذیر ساخت و بالاخره ساخت تکان دهنده های دائمی پلاکت نگهداری آنرا تا ۵ روز در حرارت اطاق میسر ساخت.

کیسه های محتوی پلاکت اجازه عبور اکسیژن و خروج گاز کربنیک از جدار کیسه را میدهد و حدودا پلاکت باقیمانده یک واحد خون در ۵٠ سی سی پلاسما غوطه ور است و هر کیسه حدود ۵۵ صدم تا هشت دهم در ۱۰ بتوان یازده عدد پلاکت دارد.

موارد استعمال تزریق پلاکت :

اگر چه در بالین بیمار بیشتر تزریق پلاکت در تأمین پلاکت بیماران خونی شیمی درمانی شده به کار می رود ولی پلاکت در طب بالینی موارد استعمال متعددی دارد.

١- کاهش پلاکت ، شیمی درمانی ، آپلازی مغز استخوان ، میلو دیسپلازی ارثی و اکتسابی ، بیماری ایدز .

٢- افزایش مصرف پلاکت مانند : پورپورای ترمبوسیتوپنی ایدیوپاتیک (ITP) ، انعقاد منتشر داخلی عروقی ( DIC) ترمبوتیک ترمبوستوپنیک پورپورا ( TTP) ، بزرگی طحال ، ایدز ، عفونت منتشر ( SEPSIS ) وکاردیوپولموناری بای پاس ( در همه این موارد بطور اورژانس و کم اثر)

٣- اختلال عمل پلاکت : اختلالات مادرزادی ، عمل پلاکت – اختلال عمل پلاکت در اعمال قلبی عروقی ، اختلال عمل پلاکت به علت داروها

به طور کلی شایع ترین و قدیمی ترین موارد مصرف پلاکت در بیمار تحت شیمی درمانی و بیمار دچار کم خونی آپلاستیک می باشد موارد استعمال جدیدتر عبارت است از عمل باز قلب و جراحی فوری در آن ها که دارو های ضد پلاکت مصرف کرده اند

از طرف دیگر در TTP ممکن است تزریق پلاکت حال عمومی بیمار را بدتر کند و در آن ها که به علت تزریق هپارین دچار ترمبوسیتوپنی شده اند نیز تزریق پلاکت موجب بدتر شدن علائم می شود.

توصیه : در آن ها که خونریزی ندارند و فقط تپش پورپورا در پوست دارند تزریق پلاکت ضروری نیست . در آن ها که خونریزی مخاطی دارند ( پورپورای مرطوب) تزریق پلاکت ضروری است در این موقع سطح پلاکت بیمار معمولا بین ۵ هزار تا ده هزار است.

تب بالاتر از ٣٨ یا لزوم جراحی کوچک میزان پلاکت ، ضروری را به ٢٠ هزار در میکرو لیتر افزایش میدهد.

در آن ها که آسپرین مصرف کرده اند میزان پلاکت قبل از عمل جراحی عمومی باید حدود ۵٠ هزار در میکرو لیتر باشد.

وجود گلبول های سفید و گلبول قرمز نا خواسته در کیسه پلاکت موجب عکس العمل به تزریق پلاکت می شود. پلاکت ها از نظر آنتی ژن گلبول قرمز در نظر گرفته می شوند اشخاص دارای RH منفی باید گروه پلاکتی RH منفی دریافت کنند تزریق پلاکت با صافی پلاکت ویا تحت اشعه اولترا ویوله Ultrviolet قرار دادن پلاکت موجب کاهش آلوایمونیزاسیون و کاهش مقاومت به تزریق پلاکت میشود.

موارد لزوم تزریق پلاکت :

موارد لزوم تزریق پلاکت خونریزی بر اثر ترمبوسیتوپنی و یا اختلال عمل پلاکتی ( ترمبو سیتوپنی ) می باشند.

بیماری های انعقاد منتشر داخل عروقی ، عفونت خونی (سپسیس ) تب ، طحال بزرگ ، آلو ایمونیزاسیون و اتو آنتی بادی همگی در موثر بودن پلاکت تزریق شده تاثیر دارند و میزان پلاکت بیمار را پس از تزریق کاهش میدهند .

برای تزریق پلاکت نیازی به انجام تست کراس ماچ نیست ولی سازگاری از نظر سیستم ABO و Rh باید وجود داشته باشد که البته سازگاری ABO مهمتر از Rh میباشد زیرا Ag های Rh روی پلاکتها معمولا وجود ندارند. در مورد گلبولهای قرمز گلبول قرمز فردی با گروه AB گیرنده عمومی است ولی پلاسما و پلاکت چنین فردی دهنده عمومی است زیرا Ab ضد هیچ Ag را ندارد..

تزریق پلاکت در موارد کاهش پلاکت که به دنبال حالات زیر اتفاق میافتد انجام میشود:

۱- ترومبوسیتوپنی به دنبال بدخیمی، شیمی درمانی و کاهش تولید پلاکت

۲- DIC که منجر به شکستن و مصرف زیاد پلاکتها میشود.

۳- ITP : ترومبوسیتوپنی ایدیوپاتیک پورپورا که یک اختلال اتوایمیون میباشد در این بیماری حتی پلاکت تزریقی هم توسط سیستم ایمنی فرد تخریب میشود و بنابراین تزریق پلاکت راه درمان مناسبی نیست.

۴- اسپلنومگالی، داروها و sepsis.

چگونه خونریزی بینی را بند بیاوریم ؟

اسفند ۳۰, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

برخی از کودکان بیش از دیگران دچار خونریزی مکرر بینی می‌شوند. در اغلب موارد این خونریزی‌ها نه غیرمعمول است و نه خطرناک.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  عوامل مختلفی از قبیل داشتن  پولیپ بینی ، راه رفتن در زیر آفتاب داغ به مدت زیاد ،بالارفتن ناگهانی فشار خون و شروع بعضی از بیماریها مانند  حصبه ،تیفوس، بیماریهای خونی و یا در نتیجه ضربه به بینی از علل مهم خونریزی از بینی هستند.

● علل آغازگر رایج خونریزی‌های مکرر بینی شامل این موارد می‌شوند:

– داشتن آلرژی یا دچار شدن به سرماخوردگی.

– ضربه خوردن به بینی، دستکاری بینی، فین کردن شدید بینی.

– قرار گیری به هوای خشک یا بخارات تحریک‌کننده.

– داشتن ناهنجاری در ساختار بینی یا رشد بافتی غیرطبیعی درون بینی.

– دچار بودن به بیماری مزمن که نیاز به مصرف داروهایی دارد که مخاط درونی بینی را خشک می‌کنند.

● روش های بندآوردن خونریزی بینی :

خونریزی بینی در اغلب موارد به هوای خشک و دستکاری بینی مربوط می‌شود

اگر بینی‌تان شروع به خونریزی کرد، باید بنشینید و کمی به جلو خم شوید.

گردنتان را به عقب کج نکنید، چرا این کار باعث می‌شود که خون به درون گلویتان جریان پیدا کند.

با استفاده از انگشت شست و اشاره غضروف بینی (بافت بین نوک و بخش استخوانی بینی) را دست کم برای ۵ دقیقه بفشارید.

از فین کردن و خم‌شدن به جلو پرهیز کنید تا خونریزی دوباره شروع نشود.

اگر نتوانستید پس از ۱۵ دقیقه  خونریزی را بند آورید به پزشک مراجعه کنید.

خونریزی بینی یا خون دماغ

یکی از شایع‌ترین مشکلاتی که هر فرد در طول زندگی ممکن است با آن روبه‌رو شود، خونریزی از بینی است. تقریبا ۱۰ درصد مردم معمولا دچار خونریزی شدید می‌شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بینی به علت اینکه وظیفه گرم کردن هوای دم و مرطوب نمودن آن را دارد دارای عروق خونی زیادی می‌باشد. اکثریت خونریزی بینی خودبخود و یا با فشار مختصری که خود بیمار به بینی وارد می‌آورد ایجاد میشود. تنها درصد کمی از خونریزیهای بینی نیازمند ویزیت پزشک می‌باشد .

خون‌ریزی ممکن است جزیی و یا خیلی شدید باشد. در واقع بعد از خونریزی‌های قاعدگی، خون‌ریزی بینی شایع‌ترین خون‌ریزی در انسان است که به علت پارگی عروق مخاط بینی اتفاق می‌افتد.

شایع‌ترین علت خونریزی بینی، ضربه (تروما) تلقی می‌شود. ضربه‌های خفیف، نظیر دست کاری بینی با انگشت، سبب از بین رفتن ترشحات طبیعی که محافظ پوست و عروق هستند، می شود و منجر به خون‌ریزی بینی می‌گردد.

افراد با فشار خون بالا نیز مستعد خون‌ریزی بینی هستند. این مشکل در میان افراد مسن و به خصوص زنان یائسه که موجب جمع و خشک شدن بافت‌های بدن از جمله مخاط بینی می‌شود، رایج‌تر است.

دست کاری بینی با انگشت،فشار خون بالا، تحریک غشاء مخاط بینی توسط جسم خارجی، تخلیه شدید بینی به هنگام سرماخوردگی، خشکی مخاط در فصل زمستان، یا تحریک آن زیر آفتاب شدید تابستان، عفونت‌های بینی و پولیپ یا مصرف برخی از داروها از عوامل بروز خون ریزی بینی هستند.

● علل شایع خونریزی بینی:

۱) ضربه به بینی
۲) خشکی مخاط بینی
۳) فشار خون بالا
۴) عفونت دستگاه تنفسی
۵) جسم خارجی در بینی
۶) بیماریهای انعقادی خون

●  نشانه‌ها:

۱. خونریزی از یکی یا هر دو سوراخ‌های بینی
۲. استفراغ خونی

● انواع خونریزی:

▪ خونریزی قدامی( جلوی بینی)
▪ خونریزی خلفی (پشت بینی)

● مراقبت خانگی:

۱. برای متوقف کردن خونریزی از بینی تمام قسمت نرم بینی (و نه فقط سوراخ‌ها) را از بین شست و انگشتان برای ده دقیقه فشار دهید.
۲. به کودک خود در خردسالی یاد دهید که چطور خون دماغ را متوقف کند.
۳. برای متوقف کردن خون دماغ، از وازلین یا کرم آنتی‌بیوتیک داخل سوراخ‌های بینی صبح و عصر و برای ۱۴ روز استفاده کنید.
۴. از یک بخور یا مرطوب کننده در اتاق بچه استفاده کنید.

● تدابیر درمانی در خونریزی قدامی:

۱) خونسردی خود را حفظ نمائید.
۲) در حالت نشسته یا نیمه نشسته قرار گیرند.
۳) تنه کمی به طرف جلو خم شود و دهان نیز باز باشد تا خونریزی وارد حلق و بلعیده نشود.
۴) با انگشتان سبابه و شست خود پره‌های بینی را به مدت ۱۰-۵ دقیقه به هم فشار دهید. نحوه گرفتن و فشار دادن پره های بینی در خونرِیزی قدامی بینی
۵) از فین کردن خودداری نمائید.
۶)در صورتیکه خونریزی متوقف نشد به پزشک متخصص یا مرکز اورژانس مراجعه نمائید. در این مواقع معمولاً از روش کوتری یا سوزاندن رگ بینی توسط مواد شیمیائی یا تامپونهای قدامی و خلفی بکار برده میشود در صورت بند نیامدن خونریزی عمل جراحی جهت بستن شریان استفاده میشود.

● مراقبت‌های لازم بعد از گذاشتن تامپون:

ـ از خم شدن زیاد، سرفه، بلند کردن اجسام سنگین، عطسه،‌ فین کردن به مدت ۵ـ۴ روز خودداری نمائید.
ـ تامپون قدامی پس از ۴۸ـ۲۴ ساعت باید توسط پزشک متخصص خارج گردد.

▪ بعد از خارج شدن تامپون بینی:

ـ از پماد آنتی‌بیوتیک برای مرطوب شدن بینی و جلوگیری از ایجاد زخم استفاده کنید.
ـ جهت مرطوب شدن هوا از بخور استفاده شود. (بخصوص شبها)
ـ در صورت بروز خونریزی مجدد داشتن تنفس مشکل خارج شدن خون از حلق و تب فوراً به پزشک مراجعه نمائید.

● تدابیر درمانی در خونریزی خلفی:

۱) در صورتیکه فشارخون بالا باشد داروی ضد فشار خون توسط پزشک تجویز میگردد.
۲) در خونریزی شدید سرم وریدی برای بیمار وصل میگردد.
۳) در خونریزی خلفی علاوه بر تامپون قدامی دو طرفه تامپون خلفی نیز گذاشته میشود.
۴) تامپون خلفی بعد از ۷۲ـ۸۴ ساعت و حداکثر بعد از ۴ روز خارج میشود.
۵) بعد از برداشتن تامپون خلفی به مدت یک هفته‌ روزی سه بار پماد آنتی‌بیوتیک داخل بینی زده شود.
۶) به مدت یک هفته از بخور استفاده شود.
۷) از فین کردن و دستکاری بینی خودداری نمائید.

●  موارد احتیاط:

۱. کودکی که دچار خون دماغ است، نباید بخوابد.
۲. خونسرد باشید و نگذارید بچه بترسد.
۳. از کمپرس‌های سرد، قطره‌های بینی و یا دیگر درمان‌های خانگی استفاده نکنید. چون لازم نیستند.
۴. سوراخ‌های بینی کودک را با پنبه یا گاز استریل نگیرید.

پژوهشگران به مکانیسم مغز برای فیلترکردن صداهای مزاحم پی برده‌اند

وقتی شمار افراد حاضر در یک مکان افزایش می‌یابد، با وجود سر و صدای زیاد، هر کس صدای طرف مقابل خود را می‌شنود و پیام او را به خوبی درک می‌کند. پژوهشگران می‌گویند به مکانیسم مغز برای فیلترکردن صداهای مزاحم پی برده‌اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله، برای دانشمندان مفهوم جالبی است؛ این که هر کس صدای مخاطب مستقیم خود را می‌شنود، حتی وقتی تعداد زیادی در یک رستوران یا مهمانی همزمان مشغول صحبت باشند. پژوهشگران سرانجام به فرآیند این امر پی بردند.

دانشمندان نتایج تحقیق خود را در “نورون”، دوهفته‌نامه تخصصی عصب‌شناسی منتشر کرده‌اند. این نتایج نشان می‌دهند که مغز انسان قادر است صدای سخنگویان “کم‌اهمیت‌تر” را فیلتر کند.

پژوهشگران در این تحقیق برای افراد مورد آزمایش، صدای ضبط ‌شده‌ای پخش کردند و همزمان امواج مغز آنان را اندازه گرفتند. در مرکز شنواییِ مغز افراد مورد آزمایش همه صداهای موجود در مکان وجود داشتند. این بخش از مغز امواج صوتی را دریافت و پردازش می‌کند.

اما در بخش‌های دیگر مغز که با فرایندهای پیچیده‌تری همچون زبان و تمرکز سر و کار دارند، تنها بخش‌هایی از صداها قابل ردیابی بودند که شنونده آنها را آگاهانه برمی‌گزیند و با تمرکز به آنها گوش می‌دهد.

چالرز شرودر، پژوهشگر دنشگاه کلمبیا در نیویورک می‌گوید: «ما امکان بستن گوش‌های خود را نداریم. تمام صداهای محیط، دست‌کم به صورت پیام‌های محرک بخش شنوایی، به مغز می‌رسند. در مقابل بخش‌هایی در مغز وجود دارد که در آنها تنها بخش‌های منتخب گفت‌وگوها تجزیه و تحلیل می‌شوند – گفت‌وگوهایی که شنونده علاقه‌ای به آنها ندارد به احتمال فیلتر می‌شوند.»

بدین ترتیب فرد شنونده متوجه حضور گویندگان کم‌اهمیت‌تر نمی‌شود یا حضور آنها را خیلی کمرنگ درک می‌کند.

پژوهشگران برای این آزمایش امواج مغناطیسی مغز بیماران مبتلا به صرع را در بازه زمانی یک تا چهار هفته تجزیه و تحلیل کردند. امواج مغناطیسی مغز این افراد برای پی‌بردن به علل حملات عصبی‌شان به ‌صورت مرتب بررسی می‌شوند.

محققان امیدوارند که نتایج این آزمایش آنان را در درمان مبتلایان به اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی یا مبتلایان به درخودماندگی (اوتیسم) یاری دهند.

” کابوس های شبانه ” در قدرت تفکیک واقعیت از خیال کودکان اختلال ایجاد می کنند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج بررسی های صورت گرفته بر روی هشتاد کودک چهار تا شش ساله نشان داده است که ترسو بودن و دیدن کاوبوس های شبانه موجب می شود تا اطفال نتوانند تخیل را از واقعیت تفکیک کنند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ترس‌های کودکان شامل ترس از اشیاء و حیواناتی مثل مار، ترس از طبیعت، ترس از طوفان، رعد و برق و صداهای مهیب، ترس از تنهایی، مرگ، میکروب، سرزنش شدن و مورد تنبیه قرار گرفتن می‌باشد. برخی از این ترس‌ها ریشه در بیماری دارند و برخی عادی و معقولند و تفکیک این دوگونه و تشخیص آن دشوار است.

کابوس‌ها (nightmares) رویاهای ترسناک هستند. بیشتر کودکان هر چند وقت یکبار ممکن است آن را تجربه کنند. بیشتر کابوس‌ها در اواخر دوره خواب (معمولا بین ۴ تا ۶ صبح) رخ می‌دهند.

اکثریت کودکان خردسال به نوعی ترس های مربوط به کابوس های شبانه را تجربه می کنند که از میان آنها می توان به ترس از کابوس، جدا شدن از والدین، ترس از تاریکی و ترس از رویاها و خیالات وحشتناک اشاره کرد.

اگرچه بیشتر کودکان هرچه بزرگتر می شوند این ترس ها را نیز پشت سر می گذارند اما برخی ممکن است به ترس های مرضی شدید و بیمارگونه مواجه شوند و اغلب به سختی می توانند رویا و تخلیل را از واقعیت تفکیک کنند.

در این مطالعه ۸۰ کودک چهار تا شش ساله مبتلا به ترس های شدید شبانه با ۳۲ کودک سالم از این نظر، مقایسه شدند.

نتایج آزمایشات تایید کرد کودکانی که دچار ترس های شدید شبانه هستند در مقایسه با کودکان سالم برای تمایز بین خیال و واقعیت خیلی بیشتر دچار مشکل می شوند و تفکیک این دو برای آنها بسیار دشوارتر است.

این مطالعه هم چنین آشکار ساخت که مشکل فوق در کودکان کم سن تر و کوچکتر به مراتب شدیدتر است در نتیجه افزایش سن در بهبود این اختلال تاثیر دارد.

این متخصصان خاطرنشان کردند: با توجه به یافته های فوق به کودکانی که قدرت آنها در تفکیک خیال از واقعیت کمتر است، بیشتر دچار ترس های شدید شبانه می شوند.

شرح این مطالعه در مجله «روانپزشکی اطفال و رشد انسان» منتشر شده است.

محققین می گویند وجود والدین ترسو و یا حضور فردی ترسو در خانواده و یا احتیاط و محافظه کاری بیش ازحد والدین یکی ازعلل گرایش کودک بدین رفتارمحسوب می شود.

سرگذشت های غم انگیز در زندگی کودک نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده به علاوه تنبیه کودک در منزل آن هم با شدت زیاد و تهدید او از جانب دوستان و همبازی ها و ترس و وحشت از مدرسه نیز این معضل رفتاری را در کودک رشد و ارتقا می بخشد، مضافا اینکه عدم رشد کافی به لحاظ عاطفی نیز مزید برعلت خواهد بود.

پژوهشگران تاکید دارند که شناسایی عوامل ایجاد کننده ترس و سعی برای از میان بردن این عوامل در درمان کودکان اهمیت بسزایی دارد.

صرع و بارداری

بیماری صَرع یا اپی‌لپسی (epilepsy)  در نورولوژی به حالتی گفته می‌شود که شخص٬ بدون عامل برانگیزاننده خاصی مثل افت قند خون، تب، کمبود کلسیم و غیره مکرراً دچار حملات تشنج شود. بنابراین به مجرد یک حمله تشنج نمی‌توان گفت فردی به بیماری صرع مبتلا شده‌است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در مواردیکه تشنج در اثر عامل برانگیزاننده بروز کرده باشد با رفع عامل مثلاً افت قند خون و یا کمبود کلسیم، حملات تشنج نیز متوقف می‌شوند. اما اگر بدون وجود علت و یا بعد از کنترل و یا رفع عوامل برانگیزاننده٬ حملات تشنج بازهم تکرار شود آن موقع بیماری صرع مطرح می‌شود.

گاه علت صرع وجود یک اختلال ساختمانی در مغز مانند تومور است اما در اغلب موارد هیچ علت خاصی یافت نمی‌شود.

در برخی از کودکان مبتلا، حملات تشنج به دنبال یک محرک حسی مثل نورهای شدید بروز می‌کنند و گاه هیچ عامل شروع کننده ای وجود ندارد.از علل شناخته شده صرع تومورهای مغزی، بیماریهایی که بر رگهای خونی مغز اثر می‌گذارند و انواع سموم می‌باشد. به غیر از صرع علل متعدد دیگری نیز برای تشنج وجود دارد که یکی از آنها تب بالاست (تشنج ناشی از تب).

تشنج :

در واقع اختلال گذرای عملکرد مغزی است که در اثر تخلیه الکتریکی غیر طبیعی در سلولهای عصبی مغز پیدا می‌شود و سبب ایجاد علائم گوناگونی مثل از دست دادن ناگهانی هوشیاری، انقباض عضلات و یا تغییرات حسی و رفتاری در فرد می‌شود.

این امواج الکتریکی غیر طبیعی در نوار مغزی ثبت و قابل مشاهده خواهند بود. گاه دلیل تشنج اختلالات ناگهانی به‌علت وجود یک عامل مثل تب بوجود می‌آید.

انواع صرع:

موضعی(Partial):

از یک ناحیه موضعی در مغز منشاء می گیرد و عملکرد عصبی ناحیه موضعی متناظر را تحت تاثیر قرار می دهند. تشنجهای ساده حرکتی ،در یک ناحیه از بدن شروع می شوند و به سایر نواحی در همان سمت بدن پیشرفت می کنند و حرکات تونیک و سپس کلونیک ایجاد می کنند .معمولا هوشیاری از بین نمی رود و بهبود سریع است.

ژنرالیزه:

هر دو نیمکره مغز را به طور هم زمان گرفتار می کنند .ضمن از دست رفتن هوشیاری انقباضات تونیک عضلانی و حالت سفتی بدن و سپس انقباضات کلونیک تمام انتها ها رخ می دهندو در عین حال شل شدن عضلات بتدریج ایجاد می شود.

بازگشت هوشیاری تدریجی است وبیمار ممکن است به مدت چند ساعت دچار عدم آگاهی به زمان و مکان شود.

مشاوره قبل از بارداری:

بایستی از مشاوره قبل از حاملگی سود ببرند.هدف از برگزاری جلسات مشاوره، تصمیم گیری مشترک بین پزشک و بیمار درباره موضوعاتی مانند مناسب ترین زمان بارداری در صورت تمایل به این کار، چگونگی کنترل حملات صرع می باشد.مصرف اسید فولیک روزانه mg۵ تا ۱ در بیماران صرع که دارو مصرف می کنند از سه ماه قبل از بارداری تا پایان بارداری توصیه می شود.

صرع و بارداری:

خطرهای اصلی مرتبط باحاملگی در زنان مبتلا به صرع ،شامل افزایش تعداد تشنجها و خطر بروز ناهنجاریهای جنینی هستند.

با توجه به این که ۵۰ درصد بیماران مصروع را زنان در سنین باروری تشکیل می دهند با این حال هنوز به طور دقیق تاثیر صرع، حملات تشنجی و داروهای ضد صرع بر بارداری شناخته نشده است.

ولی به طور کلی تعداد حملات در طول دوران بارداری ۵۰ درصد بدون تغییر، ۲۵تا۳۰ درصد تشدید، و ۱۰ تا ۲۰درصد کاهش می یابد و این چندان نگران کننده نیست زیرا با مشورت پزشک و تنظیم دارو قابل کنترل است.

بیشتر زنان مبتلا به صرع، دوران بارداری طبیعی را طی می کنند و زایمان بی خطری خواهند داشت.لازم است زنان مبتلا به صرع مانند تمام زنان باردار در این دوران مراقبت های جسمی و روانی لازم مانند استراحت کافی، توجه دقیق به تغذیه، دوری از هیجان، عصبانیت و پرهیز از کم خوابی را رعایت کنند.

یک زن مبتلا به صرع هنگام بارداری ممکن است با مشکلاتی مواجه شود. لذا باید به طور مرتب با پزشک خود در تماس باشد.

خوشبختانه بیش از ۹۰ درصد زنان مبتلا به صرع بارداری موفقی دارد و فرزندان سالمی به دنیا می آورند.

البته یکی از خطرات دوران بارداری، عوارض مصرف داروهای ضد صرع است زیرا برخی از این داروها اثرات منفی برجنین می گذارند. خوشبختانه داروهای کم ضرری برای مادران باردار وجود دارد که برای استفاده از آن ها باید با پزشک معالج خود مشورت کنند.

افزایش تعداد تشنج در بارداری اغلب با کمتر بودن دوز دارو در ارتباط است و علت این مساله ،کمتر بودن میزان داروهای ضد تشنج از محدوده درمانی،پایینتر بودن آستانه تشنج ویا هر دو است.

میزان کمتر از حد درمانی،ممکن است در اثر مسایل زیر به وجود آید: تهوع و استفراغ،کاهش تحرک دستگاه گوارش و استفاده از آنتی اسیدهایی که جذب دارو را کاهش می دهند؛هیپرولمی حاملگی که با اتصال به پروتئینها جبران می شوند؛ القای آنزیمهای کبدی ،پلاسمایی و جفتی که متابولیسم دارو را افزایش می دهند؛و افزایش فیلتراسیون گلومرولی که کلیرانس دارو را تسریع میکند.

نکته مهم این است که برخی از زنان به علت نگرانی در مورد آثار تراتوژن داروها،مصرف آنها را قطع می کنند. همچنین محرومیت از خواب در اثر حاملگی و نیز هیپرونتیلاسیون و درد در جریان لیبر ،ممکن است بر آستانه تشنج تاثیر بگذارد.

عوارض جنینی و نوزادی:

در مادران مبتلا به صرع که از داروهای ضد تشنج استفاده می کنند،جنین بی شک در معرض افزایش خطر ناهنجاریهای مادرزادی قرار می گیرد. عوارضی مثل کم وزن بودن نوزاد در زمان تولد، مرگ جنین و نوزاد، ناهنجاری‌های مادرزادی و تاخیر رشد کودک از جمله موارد قابل ذکر هستند.

ناهنجاری‌های مادرزادی بیشتر در نوزادانی دیده می‌شوند که مادرانشان طی دوران حاملگی تحت درمان با میزان زیاد داروهای ضدصرع بوده‌اند و یا سطح دارو در خون مادر زیاد بوده و یا با چند دارو درمان می‌شده‌اند. شایع‌ترین ناهنجاری‌های مادرزادی شامل: مشکلات قلبی مثل باز بودن دیواره بین بطن‌ها، لب‌شکری و شکاف کام، اختلالات مجرای ادرار، اختلالات استخوانی و ستون فقرات می‌باشند.

علاوه بر این مشکلات، اختلالات رفتاری و شناختی نیز در این کودکان دیده می‌شود. . همچنین در کودکان مادران مبتلا به صرع،احتمال ابتلا به اختلال تشنجی ۱۰ درصد است.

درمان تک دارویی در مقایسه با درمان چند دارویی با میزان کمتر ناهنجاریهای مادرزادی همراه است.

همچنین در موارد ضروری ،افزایش دادن ابتدایی دوز درمان تک دارویی ،به افزودن داروهای دیگر ترجیح داده می شود.مصرف مکمل فولیک اسید در بارداری باعث کاهش میزان ناهنجاریها در زنانی که از داروهای ضد تشنج استفاده می کنند می شود.

برای تشخیص زودرس اختلالات لوله عصبی در مورد بیمارانی که اسیدوالپروئیک یا کاربامازپین مصرف می‌کنند می‌توان از اولترا سونوگرافی یا تعیین FetoProtein (در مایع حاصله از آمینو سنتز) استفاده کرد. در صرع بدون عارضه ،عموما تست سلامت جنین انجام نمی شود.

خطر کوچکی دیگری که نوزاد را در ۲۴ ساعت اول تولد تهدید می کند مربوط به خونریزی است .داروهای ضدصرع به طور کلی انتقال ویتامینK را از سد جفتی مهار می کنند. در نتیجه زمان پروترومبین و زمان نسبی ترومبوپلاستین در نوزاد طولانی می شود. این خطر می تواند با مصرف ویتامین K اضافی در ماه اخر جبران شود. این مسئله می تواند به دنبال در تماس بودن جنین با داروهای فنوباربیتال، پریمیدون، فنی تویین و … رخ دهد.

عوارض مادری:

در مادران باردار مبتلا به صرع عوارض : زایمان سزارین(اساسا صرع عامل اصلی برای سزارین نیست بیشتر مادران مبتلا قادر به زایمان طبیعی هستند و سزارین در مواردی که نجات جنین مهم باشد و درد زایمان به خوبی پیشرفت نمی کند، اندیکاسیون دارد.)،پره اکلامپسی ، خونریزی واژینال، آنمی ناشی از فقر آهن، استفراغ وخیم بارداری، توکسمی ناشی از عفونت های باکتریال،پارگی زودرس کیسه آب، افسردگی بعداز زایمان ، مرگ نوزادی در بدو تولد و مرگ و میر پره ناتال بیان شده است.

خطر مرگ برای زنان حامله مصروع ده برابر بیش از زنان سالم است که به دلیل حملات تشنجی در دوران بارداری است و اغلب به دلیل قطع مصرف دارو دیده می‌شود.(زیرا مادران از عوارض دارو روی کودک خود هراس دارند.).

تشنج گراند مال یا تونیک- کلونیک در ماه های آخر بارداری می تواند سبب صدمه به جنین شود. گاهی تشنج تونیک کلونیک در طی بارداری سبب سقط خودبخودی می شود. (تشنج باعث کاهش یا افت اکسیژن جنینی شده و این مسئله می تواند سبب سقط یا مرگ جنین شود.)

تدابیر درمانی در حاملگی:

هدف اصلی ،پیشگیری از تشنج است.برای انجام این کار ،باید تهوع واستفراغ درمان شود.پس بایستی رانندگی از برنامه فعالیتهای فیزیکی در اوایل حاملگی حذف شود.همچنین این زنان باید از محرکهای ایجاد کننده تشنج اجتناب کنندو پذیرش درمان نیز باید مورد تاکید قرار گیرد.دارو درمانی ضد صرع عموما باید با کمترین دوز کنترل کننده تشنج،تداوم یابد. این درحالیست که اگر به علت قطع دارو تشنج ایجاد شود، درصد ابتلا به  اختلالات در نوزاد افزایش می‌یابد.

اکثر نوزادان مادرانی که در طول دوران بارداری دارو مصرف کرده‌اند، دچار مشکل جدی نمی‌شوند و تنها به دلیل عبور دارو از جفت عوارضی همچون بی تحرکی و خواب آلودگی بر آنها عارض می‌شود که البته موقتی بوده و پس از گذشت مدت زمان کوتاهی بر طرف می‌شود.

کمترین عوارض مربوط به درمان با لاموتریژین و بیشترین میزان بروز اختلالات مربوط به والپروات می باشد.پس تا جایی که ممکن است بایستی والپروات تجویز نگردد.

ولی اگر تشنج‌های بیمار فقط به وسیله والپروات کنترل می شود و به داروهای دیگر مقاوم می باشد باید والپروات ادامه یابد چون همان‌طور که قبلا ذکر شد بروز تشنج در دوران حاملگی بسیار خطرناک‌تر خواهد بود.

تغییرات فیزیولوژیک دوران حاملگی موجب کاهش غلظت داروهای ضدصرعی در جریان حاملگی می‌شوند.در صورتی که این کاهش غلظت، همراه بروز حمله تشنجی حاد باشد، افزایش مصرف روزانه دارو ضروری است ولی اگر این کاهش غلظت بدون همراهی حمله باشد هیچ‌گونه اقدامی در جهت افزایش مقدار مصرفی دارو نیاز نیست.

از طرف دیگر اگر تغییرات غلظت سرمی دارو در جریان حاملگی به کمتر از میزان درمانی سقوط کند افزایش مصرف دارو حتی در صورت عدم بروز هرگونه حمله‌ای ضروری به نظر می‌رسد.

نکته دیگری که حتما باید مدنظر باشد این است که غلظت سرمی داروهای ضد صرعی، بعد از زایمان معمولا افزایش می‌یابند. به همین دلیل در دوران بعد از تولد حتما باید علائم مسمومیت دارویی را مورد کاوش قرار داد تا در صورتی که تغییر میزان مصرفی دارو ضروری باشد این کار در زمان لازم انجام گیرد.

(سطح داروهای مورد مصرف در خون بیمار تا ‪ ۸‬هفته بعد از زایمان بایستی کنترل شود تا خطری از لحاظ افزایش سطح خونی و مسمومیت در بیمار ایجادنگردد.)

نیازمندی مادران:

یافته ها حاکی از آن است که نیازمندی مادر مبتلا به صرع در بارداری شامل نیاز به ویزیت مرتب و مکرر در بارداری، توجه به مراقبت دوران بارداری، مراقبت از خود و جنین در حال رشد، مشاوره ژنتیک، مصرف اضافی اسید فولیک قبل و طی بارداری، مصرف ویتامین K در ماه آخر بارداری، انجام سونوگرافی سریال در بارداری، ارزیابی سطح آلفافیتو پروتئین سرم مادر، توجه به تغذیه و خواب و استراحت مناسب، کاهش استرس با برنامه های مشاوره و تکنیک های آرامسازی، مشاوره با متخصص مغز و اعصاب در مورد نوع و مقدار و تداوم داروی مصرفی، انجام آزمایشات خونی از جهت ارزیابی سطح دارو در خون، عدم استفاده از الکل و کافئین و کوکایین و ماری جوانا، عدم تماس با رنگ ها و مواد شیمایی تشدید کننده تشنج، نیاز به ورزش بویژه پیاده روی، نیاز به آگاهی در مورد سرانجام حاملگی و استفاده از روش های کاهش درد در حین زایمان، نیاز به آگاهی والدین از سلامت جنین در طی بارداری با پیگیری برنامه های غربالگری، آگاهی در مورد تاثیر صرع بر حاملگی و بالعکس و… می باشد.

موارد فوق باید توسط پرسنل بهداشتی درمانی و متخصصان به مادران مبتلا به صرع آموزش داده شد تا سلامت مادر و جنین حفظ شود و بنیان خانواده مستحکم تر گردد.

پس در آخر باید گفت موارد زیر در مادران مبتلا به صرع از اهمیت ویژه ای برخوردارمی باشد :

۱٫ انتخاب بهترین و کم عارضه‌ترین درمان قبل از اقدام به بارداری.

۲٫ در صورت امکان، درمان به صورت تک دارویی.

۳٫ انتخاب موثرترین دارو برای نوع حمله صرعی.

۴٫ مصرف کمترین میزان ممکن از داروی ضدصرع.

۵٫ مصرف اسیدفولیک از زمان تصمیم برای حاملگی تا پایان بارداری.

۶٫ تجویز ویتامین K برای مادران در هفته‌های آخر بارداری و نوزادان در ابتدای تولد در صورت مصرف داروهایی که با ویتامین K تداخل دارند

صرع و شیردهی:

طبق منابع علمی موجود ، تمامی انواع داروهای ضدصرع وارد شیر مادر شده و از این طریق به کودکان انتقال می یابد ولی خوشبختانه مقدار دارویی که از طریق شیرمادر به نوزاد می رسد زیاد نبوده و قابل چشم پوشی است . لذا شیردهی را نباید برای مادران مبتلا به صرع ممنوع کرد .

متذکر می شویم که شیرمادر مبتلا به صرع با وجود مصرف داروهای ضدصرع برای نوزاد ،‌کاملاً سالم و بی خطر بوده و توصیه می شود که طبق روال عادی شیردهی ادامه داشته باشد .توصیه می شود اگر بیداری در شب برای مادر مبتلا به صرع مناسب نباشد شیر را دوشیده و پدر آنرا به کودک بدهد .

راضیه مقیمی کارشناس مامایی
– مسئول جمعیت و سلامت خانواده
– شبکه بهداشت و درمان شهرستان خورو بیابانک

منابع:

روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی.دکتر میلانی فر
بارداری و زایمان ویلیامز(جلد۳) .ترجمه دکتر بهرام قاضی جهانی و روشنک قطبی

نقش تعیین کننده عوامل اجتماعی در سلامت روان

سلامت روان به عنوان حالت رفاهی که در آن هر فرد ظرفیت های خود را شناخته، بتواند با استرس های طبیعی زندگی خود کنار آمده، به طور موثر و مولد کار کند و نیز قادر باشد در اجتماع مشارکت نماید، تعریف شده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اختلالات روانی و رفتاری در تمام کشورها شایع اند و مشکلات عدیده ای را نیز ایجاد می نمایند. افراد مبتلا به این گونه اختلالات اغلب با مسائلی از قبیل انزوای اجتماعی، کیفیت بد زندگی و مرگ و میر بیشتر دست به گریبانند.

هم چنین این اختلالات خود منجر به تحمیل هزینه های گزاف اقتصادی و اجتماعی نیز خواهند شد. مطالعات نشان داده است که شیوع اختلالات روانی از قبیل افسردگی، اضطراب و … در شرایط بیکاری، درآمد کم، تحصیلات محدود، شرایط کاری پر تنش، تبعیض جنسیتی و شیوه های زندگی ناسالم بیشتر است .

از آنجا که بسیاری از تعیین کننده های کلان سلامت روان در سطوح مختلف حکومت پراکنده اند ، بهبود وضعیت سلامت روان نیز نیازمند اتخاذ سیاست ها و راهکارهای مرتبط توسط سایر بخش ها می باشد. به عبارت دیگر، برخی از سازمانها و ارگانها، به غیر از بخش سلامت، با عوامل تأثیر گذار بر اختلالات روانی و رفتاری در ارتباط اند، بنابراین خود آن سازمان ها و ارگان ها لازم است سیاست ها و راهکارهای لازم را اتخاذ نمایند. همکاری بین بخشی برای تأمین سیاست های سلامت روان نقش بسیار ساختاری و مهم دارد.

سلامت معنوی به عنوان یکی از ابعاد سلامتی در کنار سلامت جسمی، ذهنی و اجتماعی مطرح شده است. دیدگاه معنوی بر روی باورها، نگرش ها، ارزشها و رفتارها تأثیر عمیق دارد و بر روی بیوشیمی و فیزیولوژی تأثیر می گذارد. این تأثیر روی فکر و بدن به نام تندرستی معنوی نامید می شود.

دیدگاه معنوی از چهار طریق روی سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تأثیر می گذارد:

رفتارهای بهداشتی:

تعهد دینی و معنویت موجب فعال سازی مسئولیت پذیری شخص در زمینه اصول و باورهای مندرج شده در دین می شود که اثرات جسمانی و روانی را نیز به خود اضافه می کند مانند رفتارهای تغذیه ای توصیه شده در ادیان.

حمایت اجتماعی:

انجام مناسک دینی و معنوی توصیه شده در دین موجب افزایش حمایت اجتماعی شده که مؤلفه اخیر یکی از تعیین کننده های اجتماعی سلامت شناخته شده است. دین تعاملات اجتماعی را افزایش داده و حمایت اجتماعی را به عنوان یک منبع ارتقای سلامت فراهم می آورد.

نقش حمایت اجتماعی در کاهش واکنش پذیری قلبی و عروقی، تسهیل بهبودی پس از حمله قلبی و کاهش سایر عوامل خطر و از جمله کاهش استرس ثابت شده است. حمایت اجتماعی با افزایش میزان جان به در بردن از انواع مختلف سرطان رابطه دارد.

خصوصیات فیزیولوژیک بدن:

احساس رضایت ناشی از دیدگاه معنوی ، روی سیستم ها و ارگان های بدن مانند قلب و عروق، ایمنی و … تأثیر تقویت کننده دارد. اثرات مافوق طبیعی که برای انسان ناشناخته مانده است.

نتیجه این تأثیرات پیشگیری از بیماری، افزایش تحمل بیماری، بهبود سریع تر بیماری، کاهش میزان استفاده از خدمات بهداشتی- درمانی و تعامل سالم فرد در اجتماع است که در تحقیقات مختلف، این مسئله نشان داده است.

لذا با توجه به دین مبین اسلام و دستورات موکد آن در زمینه های مرتبط با سلامت جای دارد جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور پیشرو اسلامی و پرچمدار مبانی اسلامی و شیعی در جهان در زمینه ترویج و تقویت این بعد از سلامت گام بردارد و نسبت به ارائه الگو در زمینه سلامت معنوی اقدام نماید.

بیکاری و امنیت شغلی:

امنیت شغلی باعث افزایش سلامتی، رفاه و رضایت شغلی می گردد، در عوض میزان بالای بیکاری موجب بیماری و مرگ زودرس می شود. اثرات بیکاری بر روی سلامت در نتیجه مسائل روحی- روانی و مسائل مالی به وجود می آید.

اضطراب در مورد نا امنی شغلی یکی از تعیین کننده های مهم سلامتی است. ناامنی شغلی بر میزان های ابتلا به بیماری های اضطرابی و افسردگی و نیز قلبی عروقی و عوامل خطر آنها تأثیر به سزایی دارد.

البته صرف داشتن یک شغل همیشه ضامن سلامتی جسم و روان نیست و در این خصوص کیفیت شغلی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ایجاد شرایط کاری اشتغال منصفانه و کارهای مناسب و در خور شأن مردم، هم از دیدگاه توسعه اقتصادی و هم از دیدگاه عدالت در سلامت ارزشمند است.

در واقع اشتغال منصفانه به معنی شرایط عادلانه در جذب افراد برای مشاغل و تکمیل کننده مفهوم کار مناسب است. ارتباطات شغلی ، رفتارها، پیامدها و عملکردهای شغلی، خود جزء عوامل کلیدی و مهم تأثیر گذار بر سلامت روان کارکنان محسوب می گردد.

منظور از کار مناسب نیز تأمین فرصت هایی برای شغل های مولد با درآمد منصفانه، امنیت محیط کاری و حمایت اجتماعی از خانواده است.

آموزش و تحصیلات:

ساختار و اساس سلامت روان هر فرد در دوران کودکی شکل می گیرد. فقر به عنوان یکی از تعیین کننده های زمینه ای سلامت و ناخوشی محسوب شده و سواد و تحصیلات به عنوان ابزاری مهم جهت خروج از فقر شناخته شده است.

تحقیقات در زمینه ی نابرابری های سلامت نشان داده اند که هرچه میزان تحصیلات کمتر باشد، وضعیت سلامت جسمی وروانی نیز نامطلوب تر خواهد بود. علت این است که سواد و تحصیلات یکی از قوی ترین نشانگرهای وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد به شمار می آید.

مسکن

مطالعات نشان داده است که ارتباط قوی بین محله ای که فرد در آن زندگی می کند، وضعیت کیفی مسکن وی و سلامت اش وجود دارد.

شواهدی در زمینه ارتباط بین فضای ناکافی در منزل و بیماری روانی و رفتاری وجود دارد .

از سوی دیگر دسترسی به محلی برای سکونت نیز بر سلامت اثر گذار است. به عنوان مثال افزایش قیمت خرید مسکن و نیز قیمت اجاره بهای آن در چند سال اخیر مشکلات سلامت (اضطراب، افسردگی)بسیاری را برای افراد کم درآمد ایجاد کرده است.

لذا اتخاذ سیاست های عمومی که بتواند تأمین کننده مسکن با کیفیت مطلوب و محله های مناسب برای زندگی خصوصا افراد و طبقات محروم جامعه باشد از ضروریات سلامت و ارتقاء عدالت در سلامت کشور است.

محیط زیست:

بررسی ها نشان داده اند از عواملی که موجب افزایش بیماری‌ها در سال‌های گذشته بوده، شدت یافتن آلودگی‌هایی است که در محیط اطراف وجود دارد. شاید در شهرها مهم‌ترین عامل ایجاد محیط زیست آلوده، آلودگی هوا ناشی از کارخانه‌های موجود در شهرها و حومه، ترافیک شهری، آلودگی‌های صنعتی و آلودگی‌های مراکزی مثل بیمارستان‌ها باشد.

محیط زیست نه تنها بیماری‌های جسمی بلکه بیماری‌های روحی و روانی را نیز موجب می‌شود. ثابت شده، در بعضی از بیماری‌های روحی ـ روانی مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی‌ها، آلودگی‌ هوا فرد را مستعد به این بیماری‌ها می‌کند.

آلودگی هوا حتی می‌تواند بر روی جنین در خانم‌های باردار نیز تأثیر منفی داشته باشد. لذا ضروری است اقداماتی انجام داد تا آسیب‌پذیری در برابر عوامل زیانبار محیط زیست را به حداقل رساند و سلامت آحاد جامعه را فزون تر نمود.

حمایت اجتماعی :

یکی از عوامل تعیین کننده سلامت انسان بهره‌مندی از حمایت‌های اجتماعی به معنای اقدام‌های کمکی در شرایط سخت زندگی برای نوع بشر است.

سلامت اجتماعی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه می پردازد. هر نوع قطع ارتباط بین فرد و جامعه، به گونه ای که افراد در چارچوبهای اجتماعی جذب نگردند، زمینه ای مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی و پیدایش مشکلات سلامت روان می باشد.

در تعریف سلامت در سال ۱۹۴۸ که توسط سازمان بهداشت جهانی بیان شد، سلامت اجتماعی یکی از سطوح سلامت کلی فرد بیان شده است. بُعد اجتماعی سلامتی شامل سطوح مهارت های اجتماعی، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگتر است.

سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر(نزدیکان و گروههای اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست تعریف می کنند و معتقدند که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می سنجد و شامل پاسخهای درونی فرد(احساس‏، تفکر و رفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعیش می باشد.

کیفیت زندگی و عملکرد شخصی فرد را نمی توان بدون توجه به معیار های اجتماعی ارزیابی کرد و عملکرد خوب در زندگی چیزی بیش از سلامت روانی است و تکالیف و چالش های اجتماعی را نیز دربرمی‌گیرد.

حاشیه نشینی و مناطق محروم دور افتاده

در تمام جوامع گروه هایی وجود دارند که بنا به دلایل مختلف، شرایط زندگی متفاوتی با سایر افراد جامعه داشته و از بسیاری از مزایای اجتماعی که سایر افراد جامعه برخوردارند از جمله خدمات سلامت محروم می مانند مثل حاشیه نشین ها، گروه های مختلف قومی و… مواردی که معمولاً در مقایسه با دیگران مورد غفلت قرار می گیرد مواردی از قبیل امکان برخورداری از تحصیل، شرایط اشتغال برابر و یا برخورداری از حمایت های اجتماعی می باشند.

این قبیل محرومیت ها سبب محدودیت روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، شرایط بد کاری، حقوق نامناسب، درآمد کم و تغذیه نامناسب این گروه ها شده که خود می تواند اثرات منفی بر سلامت روان آنان ایجاد نماید.

حوادث و بلایا:

سلامتی و زندگی بشر همواره در معرض تهدیدات و خطرات ناشی از حوادث و سوانح قرار دارد. در این میان افراد زیادی جان و یا سلامتی خود را از دست داده و همه ساله خسارات جانی و مالی زیادی به بار می‌آید.

توسعه سریع اجتماعی، اقتصادی و بهره مندی از فناوری ها و امکانات جدید، بدون زیر ساخت های فرهنگی و اجتماعی و تغییر سریع الگوهای زندگی، بدون توجه به پیش نیازهای ضروری برای پذیرش این دگرگونی ها، همگی به این منجر شده که میزان بروز حوادث عمدی و غیر عمدی، تلفات انسانی و زیان های اجتماعی و روانی ناشی از آن به شدت افزایش یافته و به یک مشکل جهانی و کشوری مبدل شود.

روند تصاعدی آسیب‌های ناشی از حوادث ‌راه‌ها آن را به عنوان یک مشکل سلامتی جدی مطرح کرده، طوری که: در سطح جهان، هر روز ۳۲۴۲ نفر در اثر آسیب‌های ترافیکی جان خود را از دست داده و بین ۲۰ تا۵۰ میلیون نفر دچار آسیب یا ناتوانی می‌شوند و آسیب‌های ترافیکی در حال حاضر در میان علل مرگ و میر در جهان با سهم ۲۱ درصد در رتبه یازدهم قرار دارد و رتبه آن در ایران، جایگاه دوم است.

همچنین با عنایت به حادثه خیز بودن کشور ما از نظر حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله و شیوع زیاد این حوادث نسبت به بسیاری دیگر از نقاط جهان ،آمادگی و برنامه ریزی وسیع و همه جانبه کشوری در مورد این حوادث ضروری می نماید

اختلال بیش فعالی-کمبود توجه( ADHD )

اختلال کمبود توجه-بیش فعالی (attention deficit/hyperactivity disorder) یک الگوی ثابت بی توجهی و بیش فعالی است ، که فراوانتر و شدیدتر از آنچه تیپیک کودکان با سطح رشد مشابه است می باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بعضی از علائم باید قبل از ۷ سالگی ظاهر شوند ، هرچند تشخیص بعضی از کودکان سالها پس از آنکه علائم آشکار بوده است گذاشته می شود .

برای برآورده شدن ملاکهای تشخیصی ADHD ، تخریب ناشی از بی توجهی و/ یا بیش فعالی – تکانشگری باید حداقل در دو زمینه وجود داشته و با کارکرد مناسب اجتماعی ،آموزشی و فعالیت های خارج از مدرسه تداخل نماید .

این اختلال نباید در جریان اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی، یا یک اختلال پسیکوتیک دیگر روی دهد و اختلال روانی دیگری توجیه بهتری برای آن نباشد .

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه سالها در منابع علمی تحت اصطلاحات مختلف مشخص شده است .

در اوائل دهه ۱۹۰۰ کودکان تکانشگر ،مهار گسسته و بیش فعال – که بسیاری از آنان دچار آسیب های عصبی ناشی از آنسفالیت بودند – زیر عنوان سندرم بیش فعال طبقه بندی شدند .

در دهه ۱۹۶۰ گروه ناهمگونی از کودکان مبتلا به ناهماهنگی حرکتی ، ناتوانایی های یادگیری ، و بی ثباتی هیجانی بدون آسیب عصبی خاص مبتلا به حداقل آسیب مغزی توصیف شدند . از آن زمان به بعد فرضیه هایی برای توضیح ریشه این اختلال مطرح شده اند، نظیر اختلال با مبنای ژنتیکی که نشان دهنده سطح نابهنجار برانگیختگی و توانایی کم برای تعدیل هیجان ها است . این نظریه ابتدا با مشاهده تأثیر داروهای محرک در ایجاد توجه پایدار و بهبود بخشیدن توانایی کودک برای تمرکز بر تکلیفی معین مورد حمایت قرار گرفت .

در حال حاضر ، هیچ عاما واحدی مسئول بروز اختلال شناخته نمی شود ، هرچند متغیرهای محیطی بسیاری در آن سهیم بوده و بسیاری از ویژگی های بالینی قابل انتظار باآن مرتبط می باشد .

همه گیر شناسی

گزارش های میزان بروز ADHD در ایالت متحده بین ۲ تا ۲۰ درصد دانش مدارس ابتدایی متفاوت بوده است . معهذا، رقم محتاطانه حدود ۳ تا ۷ درصد کودکان مدارس ابتدایی در مرحله پیش از بلوغ است .

در بریتانیای کبیر این رقم پایین تر و کمتر از ۱ درصد است، میزان بروز در پسرها بیشتر از دخترها با نسبتی بین ۲ بر۱ تا ۹ بر۱ است . این اختلال در پسربچه های اول خانواده شایع تر است .

خواهران و برادران افراد مبتلا به ADHD با احتمال بیشتر ابتلاء به این اختلال و اختلالات دیگری نظیر اختلالت رفتار گسلنده ، اختلالات اضطرابی و اختلالات افسردگی روبرو هستند ، خواهر وبرادرهای کودکان ADHD همچنین احتمال بیشتری هست که در آزمون های پیشرفت تحصیلی نمرات پایین آورده و قرائن شکست تحصیلی نشان دهند.

والدین کودکان مبتلا به ADHD میزان بالاتری از هیپرکینزی ، سوسیوپاتی ، الکلیسم ، و هیستری نشان می دهند. هرچند شروع اختلال حدود ۳ سالگی است ، تشخیص معمولاً تا زمانی که بچه وارد کودکستان یا مدرسه ابتدایی نشده و اطلاعاتی از معلم کودک در مورد مقایسه توجه و تکانشگری او با همتاهای همسن اخذ نشده است ، گذاشته نمی شود .

سبب شناسی

علل اختلالات بیش فعالی / کمبود توجه معلوم نیست . اکثر کودکان مبتلا به ADHD قرائن آسیب آشکار ساختمانی در سلسله اعصاب مرکزی(CNS) نشان نمی دهند . برعکس ،اکثر کودکان واجد اختلالات عصبی شناخته شده ناشی از صدمات سر نقص توجه و بیش فعالی نشان نمی دهند .

علیرغم فقدان اساس نوروفیزیولوژیکی و نوروشیمیایی خاص برای این اختلال ، رابطه ای قابل انتظار بین آن و انواعی از اختلالات دیگر که بر عملکرد متغیر تأثیر می گذارند ، نظیر اختلالات یادگیری ، وجود دارد.

عوامل سهیم مطرح شده برای ADHD مشتملند بر مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زود رسی ، و صدمه مکانیکی قبل از تولد به سلسله اعصاب جنین .

مواد مکمل خوراکی ، رنگها ، ثابت نگهدارنده ها ، و قند نیز به عنوان عوامل احتمالی رفتار بیش فعال مطرح شده اند . قرائن علمی سببیت این عوامل را در ختلال بیش فعالی / کمبود توجه تأیید نکردهاند .

عوامل ژنتیک :

قرائن برای اساس ژنتیک اختلال بیش فعالی / کمبود توجه مشتمل است بر میزان تطابق بالاتر در دوقلوهای یک تخمکی نسبت به دوقلوهای دو تخمکی . همچنین همشیرهای کوکان بیش فعال دوبار بیشتر از جمعیت کلی در خطر ابتلا به این اختلال قرار دارند . یکی از خواهر و برادرها ممکن است عمداً بیش فعالی و دیگران عمداً بی توجهی نشان دهند .

والدین بیولوژیک کودکان مبتلا به این اختلال بیشتر با احتمال ابتلاء به ADHD مواجه هستند تا والدین پذیرنده . وقتی ADHD در کودکی با اختلال سلوک همراه باشد ، اختلالات مصرف الکل و اختلال شخصیت ضداجتماعی در پدر و مکادر او شایع تر از جمعیت کلی است .

عوامل مربوط به رشد :

قرائنی وجود دارد که رویارویی مادر به عفونت های فصل زمستان ، در سه ماهه اول حاملگی ممکن است نقشی در ظهور علائم ADHD در بعضی از کودکان آسیب پذیر داشته باشد .

آسیب مغزی :

از دیر باز  تصور  می شد که برخی از کودکان مبتلا به ADHD ضمن دوره جنینی یا پری ناتال متحمل آسیب جزئی و نامحسوس مغزی شده اند . آسیب مغزی فرضی ممکن است حاصل عوامل مخرب عروقی ، سمی ، متابولیک ، مکانیکی یا فیزیکی در اوائل دوران شیرخوارگی در نتیجه عفونت ، التهاب یا ضربه باشد . نشانه های عصبی غیرموضعی در این کودکان نسبت به جمعیت کلی بیشتر شایع است .

عوامل روانی – اجتماعی :

کودکان مقیم موسسات  معمولاً بیش فعال بوده و میدان توجه محدودتری دارند . این علائم از محرومیت هیجانی طولانی ناشی شده و با رفع عوامل محرومیتی ، مثل انتقال به خانه والدین رضاعی و پذیرفته شدن به عنوان فرزند از بین می روند. حوادث استرس آمیز ، اختلال در تعادل خانوادگی ، یا سایر عوامل اضطراب انگیز در شروع و دوام این اختلال سهیم هستند .

عوامل زمینه ساز ممکن است مشتمل باشد بر مزاج کودک ، عوامل ژنتیک – خانوادگی و توقعات جامعه برای رعایت رفتار یا عملکرد معمول و پذیرفته شده ، وضع اجتماعی – اقتصادی به نظر نمی رسد که عامل زمینه ساز بوده باشد .

تشخیص

نشانه اساسی بیش فعالی باید پزشک را به احتمال وجود ADHD آگاه سازد . سابقه مفصل پره ناتال و الگوهای رشد اوئل کودکی به علاوه مشاهده مستقیم معمولاً وجود فعالیت حرکتی مفرط را نشان می دهد .

بیش فعالی ممکن است در بعضی موقعیت ها (مثلاً در مدرسه) مشاهده شده و در موقعیت های دیگر(مثلاً موقع تماشای تلویزیون) دیده نشود ، و ممکن است در موقعیت های ساخت یافته کمتر آشکار شده و در موقعیت های ساخت نایافته بارزتر باشد .

معهذا این بیش فعالیت نباید به یک تظاهر کوتاه و منفرد و موقتی رفتار در شرایط استرس آمیز محدود باشد و بایستی مدتی طولانی دوام بیاورد .

طبق DSM-IV-TR  علائم باید اقلاً در دو زمینه (مثلاً مدرسه و خانه ) وجود داشته باشند تا ملاکهای تشخیص اختلال بیش فعالی / کمبود توجه برآورده شود .

ملاک های تشخیصی  DSM-IV-TR برای اختلال بیش فعالی / کمبود توجه

A- وجود (۱) یا (۲)

(۱)بی توجهی :شش مورد (یا بیشتر)از علائم بی توجهی زیر حداقل به مدت شش ماه به درجاتی که غیرانطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی است دوام داشته است :

(a)غالباً از توجه کافی به جزئیات در می ماند یا در کار تحصیلی ،کار یا سایر فعالیتها اشتباهات ناشی از بی دقتی مرتکب می شود .
(b)غالباً از حفظ توجه برروی تکالیف یا فعالیتهای مربوط به بازی ها ناتوان است .
(c)غالباً به نظر می رسد وقتی مستقیماً با او صحبت می شود گوش نمی دهد .
(d) غالباً دستورالعملها را کامل اجرا نمی کند ،کار درسی ، وظایف و تکالیف محیط کار را تکمیل نمی کند (نه به دلیل رفتار مقابله ای یا نفهمیدن دستورات )
(e) غالباً در سازماندهی تکالیف و فعالیتها ناتوان است .
(f) از تکالیفی که نیازمند فعالیت ذهنی مستمر است اجتناب می کند ،نفرت دارد ، یا در اقدام به آن مردد است (مثل کار درسی در مدرسه یا تکالیف خانگی )
(g) غالباً اشیاء لازم برای انجام تکالیف و فعالیت ها را گم می کند ( مثل تکالیف درسی ، مداد، کتاب و وسایل آموزشی )
(h) محرکهای برونی غالباً حواسش را به آسانی پرت می کند .
(i) در فعالیت ها ی روزمره غالباً فراموشکار است .

(۲) بیش فعالی – تکانشگری ، شش مورد (یا بیشتر ) از علائم بیش فعالی – تکانشگری زیر حداقل به مدت شش ماه به درجاتی که غیر انطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی است دوام داشته باشد:

بیش فعالی

(a)غالبا دستها وپاهایش بیقرار است و روی صندلی وول می خورد.
(b)غالبا در کلاس یا جاهای دیگری که انتظار می رود شخص نشسته باقی بماند صندلی خود را ترک می کند.
(c)در جاهائی که مناسبتی ندارد می رود یا از در و دیوار بالا می رود( در نوجوانان و بزرگسالان ممکن است محدود به احساس ذهنی بیقراری باشد).
(d)غالبا در اشتغاال بی سر و صدا به فعالیتهای تفریحی وبازی ناتوان است.
(e)غالبا در حال حرکت است و به نظر می رسد “موتوری به حرکتش وا می دارد”
(f)غالبا زیاد حرف می زند.
تکاشگری
(g)غالبا قبل از اینکه سوال تمام شود جوابهائی می پراند.
(h) غالبا در انتظار کشیدن برای نوبت ناتوان است.
(i)غالبا حرف دیگران را قطع کرده یا مداخله می کند (مثلا خود را مکالمات یا بازیها داخل می کند).

B_برخی علائم بیش فعالانه ، تکانشی یا بی توجهی منجر به اختلال ، قبل از ۷ سالگی وجود داشته است.
c_تخریب کم و بیش ناشی از علائم در دو یا چند زمینه (مثل مدرسه یا کار و خانه ) وجود دارد.
D_باید قرائن آشکار تخریب قابل توجه بالینی در عملکرد اجتماعی ، شغلی یا تحصیلی وجود داشته باشد.
E_علائم منحصرا در جریان اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی ، یا اختلالات پیسیکوتیک دیگر روی نداده و اختلال روانی دیگری (مثل اختلال خلقی ، اختلال اضطرابی ، اختلال تجزیه ای ، یا اختلال شخصیت) توضیح بهتری برای آن نیست.

بر حسب نوع کد گذاری نمائید:

اختلال ببش فعالی /کمبود توجه ، نوع مرکب: اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A1وجود داشته اما A2 وجود نداشته است.

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه ، عمدتا نوع بی توجه: اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A1وجود داشته اما A2وجود نداشته است.

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه ، نوع بیش فعال_تکانشگر : اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A2وجود داشته اما A1وجود نداشته است.

یاد آوری کد گذاری: برای افرادی (به خصوص نوجوانان و بزرگسالان ) که علائم آن ها فعلا شامل ملاک های کامل نمی گردد عبارت  ” بهبود موقت نسبی ” باید ذکر شود.

سایر خصوصیات مشخص کننده این اختلال عبارتند از محدودیت میدان توجه و حواس پرتی سریع . در مدرسه این کودکان قادر به انجام دستورالعمل ها نبوده و نیازمند توجه بیشتری از جانب معلمین هستند . در خانه ، خواسته های والدین خود را بطور کامل انجام نمی دهند .

این کودکان مستعد رفتار خلق هلساعه هستند ، بی ثباتی هیجانی نشان می دهند، و تحریک پذیر و انفجاری هستند .

کودکانی که بیش فعالی ویژگی عمده آنهاست بیشتر برای درمان ارجاع می شوند تا کودکانی که علائم اولیه آنها نقص توجه است . کودکانی که به نوع عمدتاً بیش فعال – تکانشگر ADHD تعلق دارند احتمال بیشتری هست که تشخیص ثابتی با گذشت زمان داشته باشند و نیز احتمال بیشتری هست که در مقایسه با کودکان مبتلا به نوع عمدتاً بی توجه ADHD به اختلال سلوک توأم مبتلا باشند .

اختلالات مربوط به خواندن ، ریاضیات ، زبان و هماهنگی ممکن است همراه با اختلالات کمبود توجه مشاهده شود ، سابقه اهمیت خاصی دارد ،چون ممکن است برگه هایی از عوامل قبل از تولد (از جمله ژنتیک )هنگام تولد، و پس از تولد که احتمالاً در ساختمان یا کارکرد سلسله اعصاب مرکزی تأثیر گذاشته اند به دست دهد .

سرعت رشد و انحرافات مربوط به رشد و واکنش های والدین به اختلالات رفتاری مهم و استرس آمیز باید مورد توجه قرار گیرد ، چون ممکن است به تعیین میزان سهم والدین در پیدایش بی کفایتی عملکرد کودکان ، یا نحوه واکنش آنها کمک نماید .

نحوه روابط با خواهر و برادرها ، همسالان و افراد بالغ و فعالیت های آزاد یا ساخت یافته ، سرنخ های تشخیصی باارزشی نسبت به وجود اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و شناخت عوارض اختلال به دست می دهد . معاینه وضعیت روانی ممکن است افسردگی ثانوی خلق را نشان دهد ، حواس پرتی شدید ،تکرار یا درجازدن ، و طرز تفکر غیرانتزاعی و واقعی ممکن است وجود داشته باشد .

معاینه عصبی ممکن است ناپختگی یا نقص دیداری – حرکتی – درکی یا تفکیک شنیداری در غیاب نشانه های آشکار اختلالات حدت بینائی یا شنوائی نشان دهد . چنین کودکانی ممکن است مسائلی در هماهنگی حرکتی ، و کپیه کردن تصاویر متناسب با سن ، حرکات متناوب سریع ، تفکیک راست – چپ ، تسلط برابر دو دست ، عدم تقارن رفلکسی ، و انواعی از نشانه های عصبی غیرموضعی خفیف نشان دهند.

ویژگی های بالینی

شروع اختلال ممکن است در شیرخوارگی بوده باشد .چنین شیرخوارانی نسبت به محرک ها بسیار حساسند و تحت تأثیر سروصدا و نور ، تغییرات درجه حرارت ، یا سایر تغییرات محیطی دچار آشفتگی می گردند . گاهی نیز برعکس چنین کودکانی شل و بیحال هستند ، اکثر اوقات می خوابند ، و به نظر می رسد که در ماه اول زندگی رشد آهسته ای دارند .

هرچند در مورد این بچه های شیرخوار پرتحرک بودن ، کم خوابی و زیاد گریه کردن معمولتر است .

در مدرسه کودکان ADHD ممکن است به سرعت پاسخ به سوالات امتحانی را شروع کرده اما پس از جواب دادن یکی دو سئوال دست از فعالیت بردارند . ممکن است نتوانند منتظر نوبت خود شوند و بخواهند به جای هرکس دیگر جواب بدهند ، در خانه نیز خاموش کردن آنها برای چند لحظه ، بسیار دشوار است .

چنین کودکانی غالباً تحریک پذیری انفجارگونه نشان می دهند . اغلب از نظر هیجانی بی ثبات بوده و به آسانی گریه یا خنده سرمی دهند ، و خلق و عملکرد آنها نیز متغیر و غیرمنتظره است . مسائل هیجانی همزمان شایع است .

خصوصیاتی که بیش از همه مشاهده می شود ، به ترتیب شیوع عبارتند از : بیش فعالی ، اختلال حرکتی -ادراکی ، بی ثباتی هیجانی ، کمبود هماهنگی کلی ، اختلال توجه ( محدودیت میدان توجه ،حواس پرتی ، تکرار و درجازدن ، ناتوانی در تکمیل کارها ، بی توجهی ، ضعف تمرکز ) ، رفتار خلق الساعه ( اقدام قبل از اندیشیدن ، تغییرات ناگهانی فعالیت ، فقدان سازمان ، بیقراری و ازجاپریدن در کلاس درس) اختلالات حافظه و تفکر ، ناتوانی خاص یادگیری ، اختلالات تکلم و شنوایی ، نشانه های عصبی مبهم و بی نظمی های الکتروآنسفالوگرافیک .

مسائل تحصیلی هم از نظر یادگیری و هم رفتاری ، شایع هستند . این مسائل گاهی از اختلالات خاص یادگیری یا زبان که مربوط به رشد هستند ، یا از حواس پرتی کودک و توجه نوساندار او که موجب کندی کسب ، ذخیره سازی ، و ابراز معلومات می گردد ناشی می شوند .

این مسائل بخصوص هنگام ارزیابی شدت یا آزمون های گروهی ، به اختلالات خاص یادگیری شباهت دارند . واکنش نامطلوب کارکنان مدرسه به رفتار مشخص این سندرم و پایین بودن احترام به نفس به علت احساس بی کفایتی ، ممک است با اشارات ناخوشایند همسالان همراه شده و مدرسه را جای شکستی ناخوشایند برای این کودکان سازد . این امر ممکن است موجب کنش نمائی ، رفتار ضداجتماعی و خودشکنی و خودکیفر دهی گردد.

سیر و پیش آگهی

سیر اختلال بسیار متغیر است  .ممکن است علائم تا نوجوانی یا جوانی ادامه یابند، مکن است در سن بلوغ فروکش کنند ،یا ممکن است  که بیش فعالی ناپدید شود ، اما پایین بودن فراخنای توجه و مشکلات کنترل تکانه ادامه یابد . بیش فعالی معمولاً نخستین علامتی است که از بین می رود و پزیشانی حواس آخرین آن هاست .

در یک پیگیری جدید، ADHDبطور کلی حالت مستمر داشت . استمرار بیماری با وجود سابقه خانوادگی اختلال ، رخدادهای منفی زندگی ، و توأم شدن با علائم مربوط به سلوک ، افسردگی و اضطراب قابل پیش بینی بود .

بیش فعالی قبل از ۱۲ سالگی معمولاً دیده نمی شود . اگر بهبود روی دهد معمولاً بین ۱۲ تا ۲۰ سالگی است . بهبود ممکن است با نوجوانی پربار ،زندگی سازنده در سنین بزرگسالی ، روابط بین فردی رضایت بخش ، و یادگارهای معدودی از اختلال همراه باشد . معهذا اکثر بیماران مبتلا به ADHD بهبود نسبی پیدا کرده و نسبت به اختلال شخصیت ضداجتماعی ، سوء مصرف مواد و اختلالات خلقی آسیب پذیر هستند . مسائل یادگیری معمولاً دوام می یابند .

در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد موارد ، علائم تا بزرگسالی دوام می یابد . چنین کسانی ممکن است کاهش بیش فعالی نشان دهند ، اما همچنان مستعد رفتار خلق الساعه و تصادف پذیر باقی می مانند .کودکان مبتلا به ADHD که علائم آنها تا نوجوانی ادامه می یابد در خطر بالاتر ابتلا به اختلال سلوک هستند .

تقریباً ۵۰ درصد کودکان مبتلا به اختلال سلوک در بزرگسالی شخصیت ضداجتماعی پیدا می کنند . کودکان مبتلا به ADHD و اختلال سلوک توأم در خطر ابتلا به اختلال سوء مصرف مواد نیز قرار دارند . اکثر کودکان مبتلا به ADHD برخی مسائل اجتماعی دارند.

کودکانی که از نظر اجتماعی دچار مشکل هستند و به ADHD دچار هستند بطور قابل ملاحظه میزان بالاتری از اختلالات روانی توأم دارند و مسائل بیشتر در مدرسه، با همتاها و اعضاء خانواده پیدا می کنند .

بطور کلی ، فرجام ADHD در کودکان به نظر می رسد با میزان پسیکوپاتولوژی توأم ، بخصوص اختلال سلوک ، ناتوانی اجتماعی و عوامل خانوادگی درهم برهم رابطه دارد . بهترین نتایج ممکن است با بهبود بخشی کارکرد اجتماعی، کاهش پرخاشگری ،و اصلاح هرچه سریع تر وضعیت خانوادگی به دست آید .

درمان

درمان داروئی : مواد داروئی که سابقه تأثیر قابل ملاحظه و ایمنی فوق العاده در درمان ADHD نشان داده اند مشتملند بر : محرک های CNS ، از جمله ترکیبات با اثر فوری و بلند مدت متیل فنیدیت ، دکستروآمفتامین ، وترکیب ملحی دکستروآمفتامین و آمفتامین .
کنترل درمان با محرک ها

در شروع درمان ، تازه ترین ابعاد توصیه شده توسط آکادمی امریکا روانپزشکی کودک و نوجوان ،(AACAP)بررسی های زیر قبل از شروع درمان با محرک توصیه کردها است :

• معاینه بالینی
• فشار خون
• نبض
• وزن
• قد

توصیه می شود کودکان و نوجوانان تحت درمان با محرک ها از نظر قد ، وزن و فشار خون و نبض هر دو هفته یک بار تحت معاینه قرار گیرند و هر سال یک بار معاینه جسمی در مورد آنها به عمل آید .

مداخله های روانی – اجتماعی :

دارو به تنهایی غالباًبرای برآوردن نیازهای درمانی جامع کودکان مبتلا به این اختلال نیست و معمولاً وجهی از یک رژیم چند وجهی است . گروه های مهارت های اجتماعی ، آموزش والدین کودکان مبتلا به ADHD، و مداخله های رفتاری در مدرسه و خانه غالباً در مدیریت کلی کودکان مبتلا به ADHD اثر بخش است .

ارزیابی و درمان اختلالات یادگیری توأم یا اختلالات روانپزشکی اضافی حائز اهمیت است . به کودکانی  که دارو برای آنان تجویز می شود باید هدف دارو درمانی بازگو شده و فرصتی به آنان داده شود که معنی دارو را برای خود جستجو کنند . مفاهیم نادرست مثل ” من دیوانه هستم ” کنار گذاشته شده و روشن شود که دارو به کودک کمک می کند که بهتر از قبل با موقعیت ها برخورد کند .

وقتی به این کودکان اجازه داده می شود که در ساختمان محیط خود سهیم باشند ،اضطرابشان فروکش می کند .

همکاری والدین و معلم برای تعیین یک رشته انتظارات از کودک و یک سیستم پاداش دهی در صورت برآورده شدن انتظارات سودمند است .

گروه درمانی معطوف به پالایش مهارت های اجتماعی و نیز افزایش احترام به نفس و احساس موفقیت ممکن است برای کودکان مبتلا ADHD که مشکلات زیادی در عملکرد در زمینه های گروهی ، مخصوصاً مدرسه دارند ، مفید باشد .

پاسخ به سوالاتی در رابطه با کم خونی فقر آهن

بهمن ۲۵, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

• کم خونی فقر آهن چیست و چه اهمیتی دارد؟

کم خونی فقر آهن یکی از شایعترین بیماری ها و مشکلات بهداشتی در جهان محسوب می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آهن بعنوان یک ماده معدنی مورد نیاز در خونسازی و تشکیل هموگلوبین نقش داشته و در صورت کمبود این ریز مغذی هموگلوبین توانایی انتقال اکسیژن به بافتهای مختلف بدن از جمله مغز وعضلات را به خوبی نداشته و موجب می شود تا شخص نتواند به خوبی فعالیت های فکری و حرکتی روز مره خود را انجام دهد.

• علائم کم خونی فقر آهن چیست ؟

شایعترین و مهمترین آنها احساس ضعف و خستگی ،سیاهی رفتن چشم (خصوصاً به هنگام برخاستن ناگهانی )، سرگیجه ، بی اشتهایی وسوزن سوزن شدن دستها و پاهاست.

• مهمترین علل بروز این نوع کم خونی چیست؟

کمبود آهن در رژیم غذایی روزانه ؛ عادات و الگوهای نامناسب غذایی (مصرف چای همراه با غذا یا بلافاصله بعد از غذا یا استفاده از نان های  حاوی جوش شیرین) ؛ دفع زیاد آهن به دلیل خونریزی شدید در دوران قاعدگی(که به همین دلیل دختران بیش از پسران در معرض کمبود آهن قرار دارند) و یا بیماری های دستگاه گوارش مثل زخم معده،زخم اثنی عشر و هموروئید(بواسیر) ؛ ابتلا به آلودگی های انگلی مانند کرم قلاب دار،ژیاردیا و مالاریا؛ تخلیه ذخائر آهن در زنان به علت بارداری های مکرر و با فاصله کمتر از ۳ سال( با مصرف غذاهای آهن دار و یا مکمل های دارویی آهن می توان از تخلیه ذخائر بدن جلوگیری کرد).

• آیا مصرف این تعداد قرص می تواند نیاز به آهن را برآورده کند؟

تحقیقات بسیاری در این مورد انجام شده که به این نتیجه رسیدند که با مصرف ۱۶ عدد قرص بصورت هفته ای یکبار می توان به سادگی ذخائر آهن بدن را افزایش داد بطوری که شخص تا حدود یک سال دچار نقصان آهن نشود.

در واقع این تعداد قرص نقش پیشگیری کننده از کم خونی فقر آهن دارد و در صورتیکه شخص دچار کمبود آهن باشد می بایست دوره درمانی را با نظر پزشک تکمیل کند.

• اگر از غذاهای سرشاراز آهن استفاده کنیم باز هم نیازی به مصرف قرص داریم؟

جذب آهن در دستگاه گوارش بسیار پایین است اما اگر بطور مرتب و روزانه غذا های حاوی آهن مصرف شود می تواند نیاز ما را به این ریز مغذی رفع نماید .

با این وجود مصرف مکمل آهن توصیه می شود چرا که بعضی ازعوامل مانند خونریزی ها ،عادات بد غذایی و آلودگی انگلی می توانند منجر به از دست رفتن آهن در بدن و تخلیه ذخائر بدن گردند که مصرف این مکمل ها می تواند تضمین کننده خوبی برای جبران آن باشد.

از طرفی مصرف این تعداد قرص هیچ عارضه ای از نظر دریافت زیاد آهن ایجاد نخواهد کرد.

• آیا مصرف این قرص ها عوارضی هم دارد؟

عوارض آن نادر است و تنها در برخی افراد عوارض خفیف ایجاد می نماید از جمله حالت تهوع ،استفراغ و یا دردهای ناحیه گوارشی .

مصرف قرص با معده پر و بعد از غذا می تواند بروز این عوارض را به حداقل برساند.

بیش از ۶ ساعت نشستن در روز، از سیگار کشیدن نیز خطرناک تر است

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات بر روی شیوه زندگی انسانها نشان داده است که خطر مرگ در افرادی که بیش از ۶ ساعت در روز می نشینند تا ۴۰ درصد افزایش می یابد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اطلاعات اولیه ای که از تحقیقات سازمان بهداشت جهانی در زمینه عوامل خطرساز وجود دارد حاکی از اینست که عدم فعالیت یا زندگی بی تحرک، یکی از ۱۰ علت اصلی مرگ و میر ناتوانی در کل جهان است. در کشورهای مختلف بین ۶۰ تا ۸۵ درصد از بالغین تحرک کافی برای بهبود سلامتی شان ندارند.

زندگی با تحرک کم موجب افزایش تمام علل مرگ و میر میشود.

خطر بیماریهای قلب و عروق،دیابت و چاقی را دوبرابر میکند و مشخصاً باعث افزایش خطر سرطان روده،فشار خون بالا،استئوپروز،افسردگی و اضطراب میشود

تمام سیستمهای بدن ، در معرض خطرات ناشی از کم تحرکی هستند . این خطرات به سن ، سلامت جسمی – روانی ، سطح بی تحرکی ، مدت و زمان بی تحرکی بستگی دارد .

امروزه افراد ساعات زیادی از روز را در مقابل تلویزیون یا رایانه می نشینند و مطالعات جدید نشان می دهد نشستن به مدت طولانی از سیگار کشیدن نیز خطرناک تر است.

امروزه اکثر کارها به صورت نشسته انجام می شود و آمار نشان می دهد هر فرد به طور متوسط حدود ۹.۳ ساعت در روز می نشیند.

پزشکان اظهار کردند: نشستن یا همان بی تحرکی باعث کند شدن متابولیسم بدن، کاهش میزان چربی های مفید در خون و بروز چاقی می شود.

همچنین نشستن باعث ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع ۲ و سرطان پستان و روده بزرگ می شود.

فعالیت بدنی میتواند کیفیت زندگی را در تمام سنین برای همگان بهبود بخشد. شیوه زندگی فعال باعث میشود افراد مسن دوستان جدیدی پیدا کنند،در فعالیتهای اجتماعی باقی بمانند و با سایرین در تمام سنین مراوده داشته باشد.

بهبود انعطاف پذیری،تعادل و قوام عضلانی به پیشگیری از افتادن که دلیل عمده ناتوانی در افراد مسن است کمک میکند.مشخص شده است که شیوع بیماریهای مغزی در افرادی که از نظر بدنی فعال هستند کمتر است.فعالیت بدنی میتواند کمک شایانی به درمان برخی اختلالات فکری مثل افسردگی بنماید.

جلسات ورزشی برنامه ریزی شده مطابق با سطح تناسب بدنی هر فرد یا پیاده روی ساده میتواند فرصت یافتن دوستان جدید و اتصال با جامعه و کاهش احساس تنهایی و محرومیت اجتماعی را به فرد بدهد.

فعالیت بدنی میتواند خود اتکایی و اطمینان به خود را که معیارهایی مبنایی در سلامت روح است افزایش دهد.

بنابراین ترویج فعالیت های فیزیکی و ترغیب مردم به انجام ورزشهای مفید باید جزء اولویت های اساسی سیاست گذاران بهداشتی قرار گیرد.

این مهم نیاز به تغییر ساختار فرهنگی جامعه از طریق افزایش آگاهی شهروندان در مورد اثرات سودمند انجام فعالیت های بدنی و لزوم پرهیز از بی تحرکی دارد.فرهنگ سازی در این خصوص باید از همان سال های ابتدایی دبستان شروع شود تا فرد بتواند در طول زندگی تحرک کافی داشته باشد.

والدین در منزل و متولیان امر آموزش در مدارس باید محیطی حمایت کننده و تشویق کننده برای افزایش تحرک بدنی فراهم نمایند.ادامه روند بی تحرکی در کودکان سبب بروز چاقی شده و در نهایت شانس مرگ زودرس و ناتوانی در بزرگسالی را افزایش می دهد .

فعالیت بدنی نوعی حرکت و جنبش است که توسط عضلات اسکلتی ایجاد می شود و نیازمند انرژی است.

حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت فیزیکی منظم با شدت متوسط به مدت ۵ روز در هفته خطر ابتلاء به بیماریهای شایع غیرواگیر را کاهش می دهد.این نوع از فعالیت باید به نحوی انجام شود که تعداد ضربان قلب افزایش یابد.

متخصصین تاکید می کنند که انجام فعالیت های بدنی موجب بهبود عملکرد تمامی اعضاء بدن می گردد که در زیر نمونه هایی از اثرات مثبت فعالیت بدنی منظم را ذکر می کنیم :

– خطر مرگ و میر قبل از بلوغ را کاهش میدهد.

– خطرمرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی یا سکته مغزی را کاهش می دهدکه مسوول یک سوم تمام مرگ ها هستند.

– خطر ایجاد بیماری های قلبی یا سرطات روده ها را تا ۵۰ درصد کاهش میدهد.

– خطر ابتلای به دیابت نوع ۲ را ۵۰ درصد کاهش میدهد.

– کمک میکند تا احتمال ابتلای به فشار خون بالا را که یک پنجم جمعیت بالغ دنیا را گرفتار کرده کاهش یابد.

– به پیشگیری یا کاهش استئوپروز کمک میکند،خطر شکستگی لگن را تا ۵۰ درصد در زنان کاهش میدهد.

– خطر ایجاد دردهای ناحیه کمر را کاهش میدهد.

– باعث ترفیع سلامت روحی و روانی میشود.اضطراب،استرس و احساس افسردگی و تنهایی را کاهش میدهد.

– کمک میکند تا از عادات خطرناک مثل مصرف سیگار،الکل و سوءاستفاده از مواد مخدر و رژیم غذایی بد و خشونت مخصوصاً در کودکان و نوجوانان جلوگیری شود.

– کمک میکند تا وزن بدن را تنظیم کرده و خطر چاقی را ۵۰ درصد نسبت به افراد بی تحرک کاهش میدهد.

– کمک میکند تا استخوانها،عضلات و مفاصل سالمی داشته باشیم و افراد دچار حالات ناتوان کننده مزمن را از نظر قدرتی تقویت میکند.

– میتواند به درمان حالت های دردناک مثل کمردرد و زانودرد کمک کند.

« Previous PageNext Page »