مروری بر آمبولی ريه

خون داخل سیاهرگهای عمقی گاهاً در شرایط بی حركتی طولانی بعلت تجمع و ساكن ‏بودن در این شرایط مستعد تشكیل لخته می شود. مسافرت طولانی مدت با وسایل نقلیه، ‏بستری در بیمارستان مخصوصاً بعد از عمل جراحی و یا شكستگی اندام تحتانی عوامل ‏خطرساز می باشند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، برخی از افراد به صورت ژنتیكی استعداد به تشكیل لخته های وریدی ‏دارند و ضمناً برخی داروها از قبیل داروهای ضدبارداری خوراكی با افزایش خطر این ‏عارضه همراه می باشند. ‏

تشكیل لخته وریدی اندام تحتانی( ‏DVT‏ )با درد و تورم و گرمی اندام تحتانی مبتلا همراه ‏بوده و معمولاً عضلات پا سفت شده و پوست ملتهب به نظر می رسد. در صورت ایجاد ‏این علایم فرد مبتلا باید از ایستادن برروی پا پرهیز كرده و اندام درگیر شده بی حركت ‏حفظ شود.

مراجعه فوری به بیمارستان الزامی است. بیمار معمولاً برای یك هفته در ‏بیمارستان بستری شده واز داروهای ضد انعقادی استفاده می شود. در اغلب موارد داروی ‏وارفارین برای مدت ۶-۳ ماه توصیه می شود. ‏

خطرناكترین عارضه ایجاد شده براثر تشكیل لخته های وریدی كنده شدن لخته می باشد. ‏لخته كنده شده از طریق سیاهرگ های بزرگ و پس از عبور از حفره های راست قلب ‏وارد سرخرگ ریوی شده ودر این سرخرگها گیر كرده و منجر به انسداد آنها می شود. ‏

این عارضه خطرناك كه اصطلاحاً آمبولی ریه نام دارد با تنگی نفس ناگهانی و گاهاً درد ‏قفسه سینه و یا غش (سنكوپ) همراه افت فشار خون تظاهر می یابد. بیمار مبتلا باید در ‏بخش ویژه بستری شده و داروهای ضد انعقادی سریعاً تزریق شوند. گاهاً در صورت ‏وجود لخته های بزرگ در شریان ریوی استفاده از داروهای حل كننده لخته لازم می ‏باشد.

عمل جراحی باز قفسه سینه برای خارج كردن لخته در تعداد بسیار كمی از مراكز ‏درمانی كشور به صورت اورژانسی انجام می شود. بیمار حداقل یك هفته در بیمارستان ‏بستری بوده و در صورت بهبود وضعیت بالینی با توصیه به مصرف وارفارین برای حداقل ۶ ‏ماه مرخص می شود.
آمبولي ريوي هنگامي‌رخ مي‌دهد كه  لخته خوني از وريد‌هاي بخش ديگري از بدن اغلب ساق‌ پا به رگ‌هاي ريه وارد مي‌شود. لخته‌خون در شريان ريوي گير مي‌كند و انسدادي كه در مسير جريان خون به وجود مي‌آورد ممكن است به آسيب ريه‌ها و ساير اندام‌ها منجر شود. آمبولي ريوي در بسياري موارد مرگبار است.

موسسه ملي  قلب، ريه و خون آمريكا  مي‌گويد كه هر سال در اين كشور تقريبا  ۶۰۰۰۰۰ مورد  آمبولي ريوي تشخيص داده مي‌شود كه ۶۰۰۰۰ مورد آنها به مرگ بيماران مي‌انجامد. افرادي كه به علت دچار بودن به بيماري‌هاي مختلف مجبورند مدت‌ها در بستر دراز بكشند بيش از همه  مستعد آمبولي ريوي‌ هستند.

علل بروز بيماري :

۱ـ بي‌تحركي به مد‌ت طولاني

۲ـ سوختگي‌ها

۳ـ د‌رمان‌هاي شيميايي

۴ـ نارسايي احتقاني قلب

۵ـ سابقه‌ لخته د‌ر وريد‌ عمقي

۶ـ شكستگي‌هاي استخواني

۷ـ همولتيك (كم‌خوني ليزكنند‌ه)

۸ـ هپارين (ضد‌لخته‌اي كه با كاهش گلبول قرمز همراه است)

۹ـ وجود‌ هموسيستين د‌ر اد‌رار

۱۰ـ حاملگي

۱۱ـ د‌اروهاي استروژن (به مقد‌ار زياد‌)

۱۲ـ ازد‌ياد‌ چربي‌هاي خون

۱۳ـ چاقي

۱۴ـ سكته قلبي

۱۵ـ مصرف قرص‌هاي ضد‌بارد‌اري

۱۶ـ سنين بالا

۱۷ـ مصرف فنوتيازين

۱۸ـ گروههاي خوني A

۱۹ـ لوله‌هاي اد‌راري (سوند‌)

۲۰ـ پد‌يد‌ه بهجت (د‌انشمند‌ ترك كه وجود‌ لخته د‌ر شبكيه و از د‌ست رفتن بينايي بر اثر ويروس را كشف كرد‌… البته لخته مي‌تواند‌ د‌ر تمام اند‌ام و اعضاء ايجاد‌ مشكل كند‌.)

وضعيت ظاهري بدن: بنابر گزارش سازمان جهاني بهداشت، افراد چاق در خطر بيشتري براي ايجاد لخته هستند. علت دقيق اين مسئله هنوز معلوم نيست ولي يک فرضيه اين است که هورمون «لپتين» در ايجاد لخته موثر است. اين هورمون توسط سلول‌هاي چربي توليد مي‌شود و افراد چاق هم سلول‌هاي چربي بيشتري دارند. بر پايه گزارش سازمان جهاني بهداشت، همچنين افراد قدبلند (بلندتر از ۱۹۰سانتيمتر) و کوتاه قد (کوتاهتر از ۱۶۰ سانتيمتر) نيز در خطر بيشتري قرار دارند.

جراحي: اعمال جراحي به‌ويژه جراحي‌هاي تعويض مفصل زانو يا لگن از دلايل عمده ايجاد لخته به شمار مي‌روند. به همين دليل در اين افراد قبل و بعد از عمل، داروهاي ضد انعقاد خون تجويز مي‌شود. شکستگي‌هاي عمده که دوره بهبودي طولاني‌مدت دارند، مانند شکستگي استخوان ران پا و لگن نيز وضعيت مشابهي دارند، زيرا در اين حالات بيمار به مدت طولاني نمي‌تواند پاهاي خود را حرکت دهد. به‌طور کلي هر عاملي که باعث شود شما مجبور شويد به مدت طولاني در بستر استراحت کنيد، خطر تشکيل لخته را بالا مي‌برد.

بارداري: خانم‌هاي باردار يا خانم‌هايي که به تازگي زايمان داشته‌اند، در خطر بيشتري براي ابتلا به ترومبوز وريد عمقي هستند. در واقع، آمبولي ريوي شايعترين علت مرگ زنان در هنگام زايمان است.

مصرف قرص‌هاي پيشگيري از بارداري: خانم‌هايي که OCP مصرف مي‌کنند، ۳ تا ۴ برابر بيشتر از ديگران در خطر ابتلا به تشکيل لخته هستند. اين خطر در خانم‌هاي سيگاري يا داراي اضافه وزن بيشتر است. البته هورمون درماني جايگزين در خانم‌هاي يائسه (HRT) هم اين خطر را افزايش مي‌دهد. هورمون استروژن موجود در OCP و HRT باعث افزايش فاکتورهاي انعقادي مي‌شود.

افزايش فاکتورهاي انعقادي در خون: برخي از انواع سرطان‌ها به‌ويژه سرطان پانکراس، ريه و تخمدان باعث افزايش انعقاد‌پذيري خون مي‌شوند و شيمي درماني هم اين وضع را تشديد مي‌کند.

بيماري‌هاي قلبي: افراد مبتلا به بيماري‌هاي قلبي- عروقي يا افرادي که سابقه سکته قلبي يا مغزي دارند، بيشتر در خطر تشکيل لخته در سياهرگ‌ها هستند. فشار خون بالا و ابتلا به بيماري‌هاي التهابي روده (نظير کوليت اولسراتيو و کرون) نيز خطر ايجاد لخته را افزايش مي‌دهند.

سابقه خانوادگي يا شخصي ترومبوز وريد عمقي: بيش از نيمي از موارد آمبولي ريوي ناشي از ترومبوز وريد عمقي، مربوط به يک اختلال انعقادي ارثي است.

فلج: افرادي که به هر دليل فلج شده‌اند، به‌دليل بي‌حرکتي در خطر بيشتري قرار دارند.

سيگار: به‌دلايلي که به‌طور دقيق مشخص نشده، مصرف تنباکو برخي افراد را مستعد تشکيل لخته مي‌کند، به‌ويژه اگر با ساير عوامل خطرساز فوق همراه باشد.

علاوه بر علت‌هاي مطرح‌شد‌ه، د‌و علت شاخص و اساسي د‌يگر وجود‌ د‌ارد‌ كه نقش مهّمي د‌ر بروز آمبولي ريه ايفا مي‌كند‌.

۱ـ ايست د‌ر وريد‌ها به مد‌ت طولاني (د‌ر نتيجه استراحت مطلق يا نسبي)

۲ـ اخيراً به اثبات رسيد‌ه است كه مقاومت به يك نوع پروتئين فعال به نام پروتئين C شايع‌ترين علت ماد‌رزاد‌ي براي لخته‌شد‌ن د‌ر وريد‌ عمقي بود‌ه است.

نارسايي اولّيه يا اكتسابي د‌ر پروتئين C به وجود‌ آورند‌ة لخته د‌ر وريد‌ عمقي شد‌ه كه منجر به آمبولي ريوي مي‌شود‌.

عوامل تشدید کننده بیماری

سن‌ بالاي‌ 60 سال‌
هرگونه‌ آسيب‌ يا بيماري‌ مستلزم‌ استراحت‌ طولاني‌ در بستر
نشستن‌ در يك‌ وضعيت‌ ثابت‌ به‌ مدت‌ طولاني‌ مثلاً در طي‌ مسافرت‌ با هواپيما
جراحي‌ اخير
نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌
اختلالات‌ ريتم‌ قلب‌
پلي‌سيتمي‌؛ كم‌ خوني‌ هموليتيك‌
شكستگي‌ استخوان‌
چاقي‌؛ استعمال‌ دخانيات‌
بارداري‌
مصرف‌ قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌ به‌ خصوص‌ در خانم‌هاي‌ سيگاري

‌علایم‌ شایع‌
کوتاهی‌ نفس‌ ناگهانی‌
غش‌ کردن‌ یا حالت‌ غش‌ پیدا کردن‌
درد قفسه‌ سینه‌
سرفه‌ (گاهی‌ همراه‌ با خلط‌ خونی‌)
تندی‌ ضربان‌ قلب‌
تب‌ خفیف‌ قبل‌ از بروز علایم‌ فوق‌ معمولاً تورم‌ و درد اندام‌ تحتانی‌ وجود دارد.

علائم بالینی :

این بیماری به طور ناگهانی ظاهر می شود و درد شدیدی در یک طرف سینه منتشر می شود . بیمار سرفه های خشکی می کند و به سختی نفس می کشد . پوست کبود می شود ، بیمار مضطرب است و احساس سنکوپ به او دست می دهد . درمان :

باید بیمار را بستری کرد و داروهای ضد لخته شدن خون ، اکسیژن و مراقبت شدید تجویز نمود . این بیماری کشنده است و تشخیص آن به دلیل کمی علائم آسان نیست .

تشخيص

تشخیص آمبولی ریه دشوار است، به ویژه اگر فرد مبتلا یک بیماری قلبی یا عروقی زمینه‌ای نیز باشد. پزشک برای یافتن لخته، یک پرونده رادیولوژی از قفسه سینه، اسکن ریه و آنژیوگرافی ریه درخواست می‌کند.

آنژیوگرافی ریه دقیق‌ترین روش تشخیص آمبولی ریه است. طی آنژیوگرافی ریه، یک ماده رنگی به داخل سیاهرگ بازو یا اندام‌ تحتانی تزریق می‌شود. هنگامی که این ماده در شریان‌های ریه گردش می‌یابد، سرخرگ‌ها، روی عکس تهیه شده با اشعه ایکس قابل رویت می‌شوند و اگر لخته‌ای وجود داشته باشد دیده می‌شود. پزشک ممکن است آزمایش‌های دیگری را نیز درخواست دهد.

پیشگیری‌
از استراحت‌ طولانی‌مدت‌ در بستر در طی‌ بیماری‌ خودداری‌ کنید. در طی‌ دوره‌ نقاهت‌ از جوراب‌ کشی‌ استفاده‌ کنید (چه‌ در هنگام‌ استراحت‌ در بستر و چه‌ در هنگام‌ برخاستن‌ از بستر)
پس‌ از جراحی‌ هر چه‌ سریعتر حرکت‌ اندام‌های‌ تحتانی‌ و راه‌ رفتن‌ را شروع‌ کنید.
خودداری‌ از استعمال‌ دخانیات‌، به‌ خصوص‌ در خانم‌های‌ ۳۵ سال‌ به‌ بالا که‌ قرص‌ ضد بارداری‌ مصرف‌ می‌کنند.
اجتناب‌ از جراحی‌های‌ غیر ضروری‌. در این‌ موارد از روش‌های‌ دیگری‌ غیر از جراحی‌ استفاده‌ کنید.
در طی‌ سفر هر ۲-۱ ساعت‌ مدتی‌ ایستاده‌ و راه‌ بروید.
مصرف‌ یک‌ قرص‌ آسپرین در روز ممکن‌ است‌ نقش‌ پیشگیری‌ کننده‌ در این‌ زمینه‌ داشته‌ باشد؛ در این‌ باره‌ با پزشک‌ خود مشورت‌ کنید.

عواقب‌ مورد انتظار

معمولاً مراقبت‌های‌ ویژه‌ در عرض‌ ۱۴-۱۰ روز بهبود می‌یابد.
عوارض‌ احتمالی‌
مرگ‌ سریع‌الوقوع‌ در اثر یک‌ لخته‌ بزرگ‌ که‌ بیش‌ از ۵۰% جریان‌ خون‌ ریه ها را مسدود کند.
خونریزی‌ شدید داخل‌ ریه‌ دراثر لخته‌های‌ کوچکتر

درمان‌

اصول‌ کلی‌

بررسی‌های‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ رادیوگرافی‌ قفسه‌ سینه‌، اسکن‌ ریه‌، آنژیوگرافی ریه‌، نوار قلب‌، سمع‌ قلب‌ و ریه‌، و آزمایش‌های‌ خون‌ جهت‌ اندازه‌گیری‌ عوامل‌ انعقادی‌ و زمان‌ پروترومبین‌ باشد.
هدف‌ درمانی‌ عبارتست‌از:
حفظ‌ عملکرد قلب‌ و ریه‌ در حد قابل‌ قبول‌ (تا برطرف‌ شدن‌ لخته‌) و جلوگیری‌ از عود آمبولی‌
جراحی‌ ممکن‌ است‌ به‌ منظور بستن‌ ورید بزرگ‌ منتهی‌ به‌ قلب‌ و ریه‌ (ورید اجوف‌) یا قرار دادن‌ یک‌ صافی‌ در داخل‌ آن‌ برای‌ جلوگیری‌ از عبور لخته‌ها به‌ سمت‌ قلب‌ لازم‌ باشد (به‌ ندرت‌)
استفاده‌ از جوراب‌کشی‌ یا پیچیدن‌ ساق‌ پا با باند کشی‌
از نشستن‌ به‌ حالتی‌ که‌ ساق‌ها یا مچ‌ پاها را روی‌ یکدیگر بیندازید خودداری‌ کنید.
در هنگام‌ نشستن‌ طولانی‌ مدت‌ طوری‌ بنشینید که‌ پاها بالاتر از ران‌ها قرار گیرند.
در هنگام‌ خوابیدن‌ پاها را بالاتر از سطح‌ بستر قرار دهید.
داروها
داروهای‌ ضد انعقاد در جهت‌ حل‌ کردن‌ لخته‌ و جلوگیری‌ از ایجاد دوباره‌ آن‌. سطح‌ داروهای‌ ضد انعقاد باید به‌ طور مرتب‌ اندازه‌گیری‌ شود تا اطمینان‌ حاصل‌ شود سطح‌ آنها در حد مطلوب‌ و بی‌خطر است‌.
تجویز اکسیژن‌، در صورت‌ نیاز
آنتی بیوتیک ها، در موارد آمبولی‌ عفونی‌
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

تا هنگام‌ برطرف‌ شدن‌ علایم‌ التهابی‌ ناشی‌ از لخته‌ شدن‌ خون‌ در بستر استراحت‌ نمایید. در طی‌ استراحت‌ در بستر اندام‌های‌ تحتانی‌ را به‌ طور مکرر حرکت‌ دهید تا به‌ جریان‌ یافتن‌ خون‌ در آن‌ها کمک‌ شود.

رژیم‌ غذایی‌

رژیم‌ خاصی‌ نیاز نیست‌.

اختلال وسواسی ـ جبری

بیماران  دچار اختلال وسواسي ـ جبري افراد عاقل و سالمي هستند كه كارهاي جنون‌آميزي انجام مي‌دهند. اختلال وسواس فكري ـ عملي از دو جزء تشكيل مي‌شود كه ما آن را از آنها گرفته‌ايم، وسواس‌هاي فكري و وسواس‌هاي عملي، وسواس‌هاي فكري‌،‌ افكار، تصورات يا تكانه‌هاي تكراري هستند كه هشياري را اشغال مي‌كنند، اغلب نفرت انگيزند ، و كنارگذاشتن يا كنترل كردن آنها بسيار دشوار است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیمار مي‌داند كه افكار، زاييده ذهن او هستند و از خارج به او تحميل نشده‌اند. وسواس‌هاي عملي، پاسخ‌هايي هستند كه به افكار وسواسي داده مي‌شوند.

اين وسواس‌ها شامل تشريفات مقرراتي (مثل شستن دست يا وارسي يا پاك كردن) يا اعمال ذهني (نظير شمردن يا دعا كردن يا تكرار بي‌صداي كلمات) هستند كه شخص احساس مي‌كند مجبور به انجام آن‌ها در پاسخ به وسواس فكري است. هدف وسواس‌هاي عملي پيشگيري يا كاهش پريشاني و يا جلوگيري از رويدادهاي هولناك است.

وسواس‌هاي فكري و افسردگي باليني اغلب اوقات در يك شخص واحد نمايان مي‌شوند، كه در اين صورت آنها را اختلال‌هاي هم‌آيند مي‌نامند.

به‌طور كلي، زنان احتمالاً 2 برابر مردان آسيب‌پذيز در برابر OCD هستند، اما مردان بيشتر اعمال اجباري داشته، درحالي كه زنان افكار وسواسي دارند . شروع آن در كودكي و اوایل نوجواني در پسرها، اما در دخترها، شروع اختلال در اوايل بزرگسالي است

گروه بیماری:اضطراب

علائم وقتي بيدار شدم احساس كردم خيلي داغ هستم.

A . وجود فكر وسواسي يا عمل وسواسي. فكر وسواسي به طوريكه با (1)، (2)، (3) يا (4) تعيين مي‌شوند:

1) افكار، تكانه‌ها، يا تصاوير ذهني تكراري و مقاوم كه زماني در طول اختلال براي شخص، مزاحم و نامتناسب شمرده مي‌شوند و اضطراب و ناراحتي بارز به وجود مي‌آورند.

2) افكار، تكانه‌ها، و تصاوير ذهني فقط نگراني ساده در مورد مسائل زندگي واقعي نمي‌باشند.

3) شخص مي‌كوشد اين افكار يا تكانه‌ها را ناديده بگيرد يا از ذهن خود كنار بزند يا آن‌ها را با عمل يا فكر ديگري خنثي كند.

4) شخص واقف است كه افكار، تكانه‌ها يا تصاويز ذهني وسواسي حاصل ذهن خود او هستند (نه مثل «تزريق به افكار» از خارج تحميل نمي‌شوند).

اعمال وسواسي به‌طوري كه با (1) يا (2) تعيين مي‌شوند:

1) رفتارهاي تكراري (مثل شستن دست‌ها، منظم كردن و وارسي) يا اعمال ذهني مكرر (مثل دعا، شمارش، تكرار كلمات به آرامي) كه شخص احساس مي‌كند در پاسخ به افكار وسواسي، يا مطابقت با اصولي كه فرد ناگزير از انجام دقيق آن‌ها است، مجبور است آن‌ها را انجام دهد.

2) رفتارها يا اعمال ذهني براي خنثي سازي يا پيشگيري از ناراحتي يا وقوع يك اتفاق يا رويداد ترسناك طرح‌ريزي مي‌شود، معهذا اين رفتارها يا اعمال ذهني رابطه‌اي واقع‌گرايانه با آنچه قرار است خنثي شده يا پيشگيري شود ندارد، يا آشكارا افراطي است.

B . زماني در طول اختلال، شخص به افراطي يا غيرمنطقي بودن افكار و اعمال وسواسي وقوف پيدا كرده است. توجه: اين موضوع در مورد كودكان ممكن است صدق نكند.

C . افكار و اعمال وسواسي ناراحتي شديدي ايجاد مي‌كنند: وقت‌گير هستند (بيش از 1 ساعت در روز وقت مي‌گيرند). يا به‌طور قابل ملاحظه‌ در برنامه‌هاي معمول، عملكرد شغلي، يا فعاليت‌هاي اجتماعي و روابط با ديگران تداخل مي‌نمايد.

D . اگر يك اختلال محور I ديگر وجود داشته باشد، محتوي افكار و اعمال وسواسي محدود به آن نيست (مثل اشتغال ذهني با غذا در اختلال خوردن، كندن مو در تريكوتيلومانيا، نگراني در مورد ظاهر در اختلال بدريخت‌انگاري بدن؛ اشتغال ذهني با داروها در اختلال مصرف مواد؛ اشتغال ذهني با ابتلا به يك بيماري جدي در خود بيمارانگاري؛ يا نشخوار ذهني با احساس گناه در صورت وجود اختلال افسردگي اساسي؛ اشتغال ذهني به تمايلات جنسي يا تخيلات در صورت وجود پارافيليا.

E. اختلال ناشي از تأثير مستقيم يك ماده (مثل داروهاي نسخه شده يا مورد سوءمصرف) يا اختلال طبي عمومي نمي‌باشد. منبع: APA، DSM-TV، 1994

علل 1. مي‌تواند تا حدي ارثي باشد

2. گاهي اختلال به دنبال يك تجربة آسيب‌زا به‌وجود مي‌آيد(افرادي كه تجاوز جنسي را تجربه كرده‌اند)

3. هنگامی که دچار نوعي فروپاشي عصبي میشوند.

سه ديدگاه نظري وجود دارد:

روان‌پويشي

اميال و تعارض‌هاي قدرتمند و فجيع كه سركوب شده و تهديد به وارد شدن به هشياري شده‌اند، فرد را در معرض وسواس‌هاي فكري قرار مي‌دهند و پذيرش دفاع جابجايي و جانشين سازي، نزديك‌ترين مكانيزم را براي تسكين فراهم مي‌آورد

شناختي ـ رفتاري

• پيشينة افسردگي، خاك حاصلخيزي براي اختلال وسواسي فكري ـ عملي است.

• با تسكين دادن موقتي اضطراب تقويت مي‌شود

زيست پزشكي

پژوهشگران زيست‌پزشكي ادعا مي‌كنند كه اختلال وسواس فكري ـ عملي (OCD) ، يك بيماري مغزي است. چهار نوع شواهد براي اين ديدگاه وجود دارد:

• علائم عصب‌شناختي(OCD درست بعد از آسيب مغزي ايجاد مي‌شود و همچنین با اختلال‌هاي عصب‌شناخت ديگری چون صرع نيز هم‌آيند است)

• نابهنجاري‌هاي اسكن مغزي( زیاد بودن فعالیت مناطق مغزي چون هستة دمي ،‌ كرتكس حدقه‌اي
پيشاني، و كرتكس كمربندي )

• محتواي بدون وسواس‌هاي فكري و عملي

• داروی مؤثر (كه برای درمان است)

عوارض ‌كلومي پرآمين دارويي عالي نيست. تقريباً نيمي از بيماران به خاطر عوارض جانبي آن، از جمله،‌ خواب آلودگي، يبوست، و از دست دادن ميل جنسي، آن را مصرف نمي‌كنند. نشانه‌هاي آنها كاهش مي‌يابند، اما آثار افكار وسواسي معمولاً باقي مي‌مانند

تست تشخیص:

اين پرسشنامه سه مؤلفة اصلي اختلال‌هاي وسواسي فكري ـ عملي را مجزا مي كند؛ نظافت، وارسي و ترديد. اينها پاسخ‌هايي است كه بيماران مبتلا به اختلال وسواسي ـ عملي به اين پرسشنامه دادند.

مؤلفه‌هاي اختلال وسواس فكري ـ عملي پاسخ بيمار نظافت

1ـ من زياد نگران نظافت نيستم.

2ـ من به خاطر احتمال آلودگي، از تلفن‌هاي عمومي استفاده نمي‌كنم.

3ـ من مي‌توانم بي‌درنگ از توالت‌هاي خوب نگهداري شده استفاده كنم.

4ـ من صبح‌ها وقت نسبتاً زيادي را صرف شستن دست و صورتم مي‌كنم. غلط

وارسي

1ـ من اغلب مجبورم چيزها ( گاز، شيرآب. درها) را بيش از يك بار وارسي كنم.

2ـ من نامه‌ها را قبل از پست كردن چندين بار از نو وارسي مي‌كنم.

3ـ من اغلب گرفتار افكار ناخوشايند مي‌شوم و به سختي مي‌توانم از شر آنها خلاص شوم.

ترديد ـ وجدان

1ـ من وجدان بسيار سختگيري دارم.

2ـ من معمولاً دربارة كارهاي ساده‌اي كه هر روز آنها را انجام مي‌دهم، ترديد جدي دارم.

3ـ هيچ يك از والدين من در طول دوران كودكي‌ام خيلي سختگير نبودند.

عوارض ‌كلومي پرآمين دارويي عالي نيست. تقريباً نيمي از بيماران به خاطر عوارض جانبي آن، از جمله،‌ خواب آلودگي، يبوست، و از دست دادن ميل جنسي، آن را مصرف نمي‌كنند. نشانه‌هاي آنها كاهش مي‌يابند، اما آثار افكار وسواسي معمولاً باقي مي‌مانند

تست تشخیص:

اين پرسشنامه سه مؤلفة اصلي اختلال‌هاي وسواسي فكري ـ عملي را مجزا مي كند؛ نظافت، وارسي و ترديد. اينها پاسخ‌هايي است كه بيماران مبتلا به اختلال وسواسي ـ عملي به اين پرسشنامه دادند.

مؤلفه‌هاي اختلال وسواس فكري ـ عملي پاسخ بيمار نظافت

1ـ من زياد نگران نظافت نيستم.

2ـ من به خاطر احتمال آلودگي، از تلفن‌هاي عمومي استفاده نمي‌كنم.

3ـ من مي‌توانم بي‌درنگ از توالت‌هاي خوب نگهداري شده استفاده كنم.

4ـ من صبح‌ها وقت نسبتاً زيادي را صرف شستن دست و صورتم مي‌كنم.

وارسي

1ـ من اغلب مجبورم چيزها ( گاز، شيرآب. درها) را بيش از يك بار وارسي كنم.

2ـ من نامه‌ها را قبل از پست كردن چندين بار از نو وارسي مي‌كنم.

3ـ من اغلب گرفتار افكار ناخوشايند مي‌شوم و به سختي مي‌توانم از شر آنها خلاص شوم.

ترديد ـ وجدان

1ـ من وجدان بسيار سختگيري دارم.

2ـ من معمولاً دربارة كارهاي ساده‌اي كه هر روز آنها را انجام مي‌دهم، ترديد جدي دارم.

3ـ هيچ يك از والدين من در طول دوران كودكي‌ام خيلي سختگير نبودند.

روش درمان دارو درماني

داروي آنافرانيل (كلويي پرآمين)، مهاركننده جذب مجدد سروتونين (SRI)که داروي  قوي ضدافسردگي است.

SSRI’s (مهاركننده‌هاي جذب مجدد سروتونين) شامل فلئوكزتين (پروزاك)، فلوكسامين (لوواكر) سرترالين (زولوفت )، و پاركستين (پاكسيل ) از پلاسيبو بسيار بهتر بر روي OCD تأثير مي‌گذارند.

نشانه‌هاي OCD را در بسياري از بيماران OCD تسكين مي‌دهد. . پژوهشگران پيشنهاد كرده‌اند كه اين داروها موجب كاهش فعاليت سروتونين شده و تاحدي بهبودي را تبيين مي‌كند
درمان رفتاري

تركيبي از سه شيوة رفتار درماني

– جلوگيري از پاسخ

– غرقه‌سازي

– سرمشق‌گيري

در درمان اختلال وسواسي فكري ـ عملي به‌كار رفته‌اند

اين شيوه‌ها براي درمان بيماري كه به صورت وسواسي فكر مي‌كرد ممكن است آلوده به ميكروب‌ها باشد و در نتيجه روزي چهارساعت را صرف شستن خودش مي‌كرد، به‌كار برده شدند. در جريان درمان، او ابتدا ديد كه درمانگر خودش را به كثيفي آلوده كرد (سرمشق‌گيري)، بعد او را ترغيب كرد كثيفي و گردوخاك را از تنش پاك كند (غرقه‌سازي) و بدون اينكه دستهايش را بشويد آن را تحمل كند. (جلوگيري از پاسخ) بعد از ده جلسه كه بيمار خودش را كثيف كرد و بدون شستن دست‌هايش صرفاً آنجا نشست، افكار آلودگي كاهش يافته و تشريفات شستن از آن پس در زندگي روزانه او واقع نشدند.

(1) با نشان دادن اين موضوع به بيمار كه هيچ رويداد ناگواري در موقعيتي كه از آن مي‌ترسد اتفاق نخواهد افتاد (خاموشي پاولفي)

(2) با نشان دادن اين موضوع به بيمار كه حتي در صورت انجام ندادن تشريفات، هيچ رويداد ناگواري رخ نخواهد داد (خاموشي وسيله‌اي وسواس عملي)منجر به درمان میشود.

پوكی استخوان

پوكی استخوان را به دليل عدم وجود درد و هر گونه علائم هشداردهنده‌، قاتل خاموش مي‌نامند، اين عارضه كاهش تراكم استخوان بوده و افزايش سن، عدم تحرك، يائسگي، رژيم غذايي فاقد پروتئين و كلسيم، مصرف برخي داروها، عدم تماس با نور خورشيد به ويژه در مناطق سردسير و نيز زمينه‌هاي ارثي و عوامل ژنتيكي، از جمله عوامل موثر در پيشرفت و تسريع كاهش تراكم استخوان است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، داروهاي ضد انعقاد خون نظير هپارين، ضدتشنج مثل فنتوئين، داروهاي ادرارآور، مصرف طولاني مدت مسكن‌ها، اختلالات هورموني نظير كم‌كاري و پركاري تيروئيد و ابتلا به ديابت نيز در بروز پوكي استخوان موثر است.

كمبود كلسيم يكي از اصلي‌ترين عوامل ابتلا به پوكي استخوان بوده و  كاهش استروژن، مصرف سيگار و الكل و برخي بيماري‌ها نيز در كاهش توده استخواني موثر است.
علل ابتلا به پوکی استخوان

آسیب شناسی دقیق استئوپورز ناشناخته است. عوامل مستعد کننده عبارتند از:

کاهش و از بین بردن فعالیت عضو به علت حرکت طولانی مدت.

رژیمهای غذایی با کمبود مواد پروتئین ، دریافت ناکافی کلسیم ، کمبود ویتامین D و مصرف زیاد کافئین.

شروع یائسگی: استروژن هورمون زنانه‌ای که از کاهش توده استخوان جلوگیری می‌کند. تولید استروژن در تخمدانها بعد از یائسگی متوقف می‌شود، ‌در نتیجه از دست رفتن توده استخوان تسریع می‌شود. زنانی که یائسگی زودرس دارند (قبل از 45 سالگی)، مانند بانوانی که تخمدانهای آنها با جراحی از بدن خارج شده است، بیشتر در معرض ابتلاء به پوکی استخوان هستند.

– سابقه خانوادگی: وراثت بر میزان استخوانهای شما و سرعت از دست رفتن آنها تاثیر دارند.

– استخوانهای کوچک: بانوانی که دارای استخوانهایی کوچک بوده یا کوتاه قد و یا لاغر هستند به خاطر وجود توده استخوانی کمتر، ‌به بروز پوکی استخوان مستعد‌ترند.

– پیشنیه قومی: بانوان اروپای شمالی یا آسیایی تبار بیشتر در معرض ابتلاء به پوکی استخوان هستند.

– بعضی بیماریها: بیماریهایی نظیر تیروئید، کلیه و برخی سرطانها ممکن است به پوکی استخوان منتهی شوند.

– تجویز بعضی داروها به مدت طولانی مثل کورتیکواستروئیدها و هپارین.

علایم بالینی

توده استخوانی هر فرد معمولا در 30 تا 35 سالگی به بیشترین میزان خود می‌رسد. پس از این سن ، کاهش توده استخوان به صورت یک روند طبیعی پیری آغاز می‌شود. 50 درصد افراد بیش از 65 درصد سال سفید پوست استئوپروز داشته و فقط در 20 درصد از این افراد علایم بالینی وجود دارد. 30 درصد افرادی که به سن 75 سالگی رسیده‌اند، دچار شکستگی ناشی از استئوپروز می‌شوند.

شایعترین علل این شکستگیها عبارتند از: جسم مهره‌ها ، لگن ، گردن ، استخوان ران ، انتهای فوقانی بازو و انتهای تحتانی ساعد ، علاوه بر شکستگیهای این بیماران از درد کمر ، پشت و قوز‌دار شدن پشت شکایت دارند. ولی برخلاف استئومالاسی ، مبتلایان از ضعف عمومی و ضعف عضلانی شکایتی ندارند.

در بعضی از موارد استئوپروز و استئومالاسی تواما وجود دارد. دفورمیتی قفسه سینه به صورت کوتاهی قامت ، مشکل دولاشدن (خم شدن به سمت جلو) ، کیفوز مشخص ستون مهره‌ای سینه‌ای که ممکن است در پشت ایجاد شود.

بدشکلی ستون مهره‌ای و فضای دنده‌ای ممکن است باعث نارسایی تنفسی شود.به علت ناتوانی در بهبودی از آسیب‌های وارده ممکن است دچار پوکی استخوان شوید، بدون آنکه از بیماری خود اطلاع داشته باشید به همین دلیل است که پوکی استخوان بیماری بی‌سر و صدا نامیده می‌شود.

در مراحل اولیه بروز پوکی استخوان،‌ علایم به ندرت ظاهر می‌شود، که این امر تشخیص بیماری را دشوار می‌کند. پوکی استخوان در مراحل بعدی موجب بروز مشکلات ذیل می‌شود. شکستگی مفاصل‌ ران ، کمر و ستون مهره‌ها که غالبا این اولین علامت است.

کمردرد شدیدی در یک نقطه خاص که نشانه یک شکستگی می‌باشد. قوز کردن پشت که موجب انحنای پشت یا قوز درآوردن می‌شود. کوتاه شدن قد در اثر پوکی استخوان در طی سالهای متمادی ایجاد می‌شود.
عوامل خطری قابل کنترل

وزن:

وزن کم بانوان بسیار لاغر که عادت ماهانه آنها را مختل کند، این خانمها در معرض خطر پوکی استخوان قرار می‌گیرند، (زنانی که دارای اضافه وزن هستند معمولا در معرض خطر نیستند ولی احتمال ابتلاء به ناراحتیهای دیگر در آنها زیادتر است).

ورزش نکردن:

نداشتن فعالیت، کاهش توده استخوان را تسریع می‌کند. ورزش مناسب به افزایش مقدار استخوان و سلامتی بیشتر شما کمک می‌کند. مصرف مشروب و یا نوشابه‌های کافئین‌دار این مواد در استفاده بدن شما از کلیسم اختلال ایجاد می‌کنند. همچنین افرادی که مشروب مصرف می‌کنند غالبا برنامه غذایی نامناسبی داشته و کم ورزش می‌کنند.

کمبود کلسیم در برنامه غذایی: کلسیم استخوانها را قدرتمند می‌کند. اگر به قدر کافی کلسیم مصرف نمی‌کنید بدن شما سلولهای استخوانی را تخریب می‌کند تا کلسیم مورد نیاز خود را به دست آورد.

سیگار کشیدن:

زنانی که سیگار می‌کشند بیشتر از خانمهایی که سیگار نمی‌کشند دچار پوکی استخوان (و سایر بیماریها) می‌شوند.

بعضی داروهای تجویزی نظیر کورتیکواستروئیدهای خوراکی که معمولا برای درمان آسم و آرتروز مصرف می‌شود.

برنامه غذایی پروتئین – کمبود ویتامین D (ویتامین D به بدن شما کمک می‌کند تا از کلسیم برای ساختن استخوانهای محکم استفاده کنید).

علایم رادیولوژی

کاهش تراکم استخوان ، همچنین کاهش تعداد و صفحات تیغه‌های استخوان که بخصوص در جسم مهره‌ها ، گردن و استخوان ران مشهود است. فضای بین مهره‌ای افزایش یافته و سطح بالایی و پایینی جسم مهره گرد می‌شود. شکستگی مرضی در مهره‌ها باعث مقعرالطرفین شدن شکل آنها می‌گردد.

علایم آزمایشگاهی

کلسیم ، فسفر و آلکالین فسفاتاز سرم طبیعی است. بیوپسی استخوان به تشخیص کمک می‌کند.

آزمایشهای سنجش تراکم استخوان

این آزمایشها برای تشخیص و پیگیری درمان پوکی استخوان ،‌ دقیقتر از عکسبرداری با اشعه هستند. پرتوهای ایکس معمولا برای تشخیص پوکی استخوان مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. این پرتوها که به دلایل دیگری استفاه می‌شود ممکن است پوکی استخوان را نیز در حالتی که حدود 25 تا 40 درصد توده استخوان از بین رفته باشد نشان دهد. بله ولی این امر دشوار است در بیشتر موارد پوکی استخوان تشخیص داده نمی‌شود تا این که فرد دچار شکستگی استخوان شود.

شیوه درمان

در صورت مشخص بودن علت استئوپروز باید آن را درمان کرد. هدف از درمان ، جلوگیری از پیشرفت بیماری و کمک به بهبود آن می‌باشد. تغییر در رژیم غذایی ، مواد پروتئینی ، کلسیم مکمل ، املاح و ویتامین‌ها و مخصوصا ویتامین D باید، مقدار کافی از راه غذایی و دارویی به این بیماران داده شود. کلسی تونین ، از دست دادن استخوان را مهار می‌کند. تجویز استروژن یا استروژن همراه با پروژسترون و اندروژن و املاح فلوئور در درمان این بیماران موثر است. اگر چه از علایم هشدار دهنده مهم در شما بروز نکرده باشد، ممکن است مبتلا به پوکی استخوان شده باشید. گرچه پوکی استخوان را نمی‌توان بطور قطعی درمان کرد، ولی درمان نسبی آن امکانپذیرست.

میگرن

میگرن، نوعی اختلال سردرد است که با ترکیب متنوعی از تغییرات عصبی و گوارشی مشخص می شود. درد میگرن اغلب اوقات به صورت درد ضربان دار یک طرفه است که ابتدا خفیف است وکم کم شدید میشود. دردهای میگرنی در همه موارد با بی اشتهایی و تهوع و گاهی اوقات با استفراغ همراه هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  درهنگام حملات میگرنی، بیماران به وضوح دچار تحمل نکردن نور هستند و برای استراحت، به محلی تاری می روند. ممکن است تحمل نکردن صدا و گاهی اوقات تحمل نکردن بوها نیز وجود داشته باشد. در کودکان، میگرن اغلب با حملات دردشکم، بیماری حر کت و اختلالات خواب همراه است.

شروع دیررس میگرن)در سنین بالای 50 سال( نادر است؛با وجود این، عود میگرنی که بهبود یافته است، غیرمعمول نیست. تشخیص بیماری براساس خصوصیات سردرد و علایم همراه صورت می گیرد. چرا که نتایج معاینه فیزیکی و مطالعات آزمایشگاهی به طور معمول طبیعی است.

در موردمیگرن انواع متعددی از آن توصیف شده اندکه شایعترین آنها عبارت اند از: میگرن معمولی)میگرن بدون وجود پیش درآمد( و میگرن کلاسیک ) میگرن همراه با مرحله پیش درآمد( .

تظاهر میگرن، بصورت یک درد ضرباندار و شدید است که معمولاً درد دریک طرف سر بیمار شکل مي گیرد.

میگرن در زنها سه برابر مردان شیوع دارد. بعضي افراد قادر هستند که آغاز یک حمله میگرنی را با حالت هایي که به آن اورا گفته مي شود، تشخیص دهند )اورا شامل اختلالات دیداري است که بصورت جرقه هاي نوري آشکار مي شود( .استرس یا اضطراب مي تواند آن را تحریک کند.

افرادي که دچار میگرن هستند با شرایطي مثل غذاهاي محرک، اختلال در خواب، قرار گرفتن در معرض نور شدید، ویا (در زنان) بهم خوردگي هورموني مي توانند تجربه میگرن را مجدداً داشته باشند. در اغلب موارد سابقه فامیلي میگرن وجود دارد.

دردهاي شدید، حالت تهوع و استفراغ، حساسیت به نور، بي حالي، مشکل در گفتار، بیزاري از بوها، نور هراسي و تعرق علایم میگرن هستند. برای آنکه راه مقابله با این درد آزار دهنده مزمن را انتخاب کنیم بهتر است انواع آن را بشناسیم تا با آگاهی کامل به آن حمله کنیم.

انواع سردرد:

سردرد تنشی:

سردرد تنشی یک سردرد انقباضی فراگیر باند مانند ( مثل اینکه دور سر را با یک باند یا پارچه محکم ببندند) است و معمولا ناشی از انقباض عضلات ناحیه های پیشانی، گردن و شانه هاست. استرس، اضطراب، خستگي يا مصرف داروهاي مختلف بخصوص داروهاي كافئين دار مي تواند باعث بروزاين نوع سر درد شوند. اغلب با تنش یا قراردادن سر بر روی مکان سفت و محکم شروع می شود.

آیا می دانید که: سردرد تنشی، شایع ترین نوع سردرد است، 78 درصد از سردردها را در بر می گیرد.

سردرد میگرنی:

دليل علمي بروز ميگرن تغيير سايز عروق داخل يا روي سطح مغز مي باشد. اما عواملي همچون ارث،خستگي مفرط، استرس، كم خوابي يا زياد خوابي، احساس گرسنگي زياد، مصرف كافئين، قرار داشتن در دوره قاعدگي و مصرف مواد غذايي مختلف مثل گوشت به مقدار زياد، غذاهاي چيني، سس سويا، پيتزا، هات داگ، بادام زميني، جگر مرغ، شكلات و الكل در بروز آن بسيار موثر هستند .

آیا می دانید که 94 درصد از مردمی که با شکایت سردردبه دکتر مراجعه می کنند واقعاً میگرن دارند؟ 50 درصد از مردمی که میگرن دارند تشخیص میگرن را دریافت می کنند.
سردرد سینوسی : در صورت عفونت حاد سینوس شما امکان دارد که دچار سردرد شوید معمولا این سردرد با تب و درد شدید در بالای سینوس همراه است.

آیا شما می دانید که سردرد سینوسی تشخیص بالینی است به صورت گسترده ای پذیرفته شده است. در حالی که متخصصان بسیاری آن را علت غیر معمول سردردهای راجعه ( عود کننده) در نظر می گیرند.

تقریباً 50 درصد مردم مبتلا به میگرن ریزش اشک از چشم یا گرفتگی بینی در زمان حمله سردرد خود دارند. تقریباً 90 درصد مردمی که به عنوان مبتلا به سردرد سینوسی تشخیص داده شده اند واقعاً میگران دارند.

1- سردرد خوشه ای :

آیا شما میدانید که این نوع سردرد نادر است و تنها 2/11 درصد از جمعیت عمومی را تحت تأثیر قرار می دهد این سردرد خیلی شدید است و عموماً در اصراف چشم و شقیقه روی می دهد به صورت میانگین 20 دقیقه تا 2 ساعت ادامه می یابد در این افراد ریزش اشک از چشم و آبریزش بینی شایع است. اما این علائم در انواع دیگر سردرد هم دیده می شود. سردرد خوشه ای یک نوع میگرن نیست این نوع سردرد تشخیص و درمان خاص و منحصر به فرد خود را دارد.

2- سردرد مزمن روزانه:

علت های بسیاری برای سردرد مزمن روزانه وجود دارد اما شایع ترین علت داشتن سابقه ابتلا به میگرن و استفاده بیش از حد از داروهاست که باعث می شود این سردردها مزمن شوند از هر 20 نفر یک نفر سردرد مزمن روزانه دارد.

چرایی ایجاد میگرن هنوز پس از سال ها پژوهش چرایی ایجاد این سردرد مشخص نشده است. درد میگرن در اثر تورم رگهای خونی و اعصاب اطراف مغز که به ساقه مغز معروف است، ایجاد می شود.

به نظر می آید یک ماده شیمیایی موجود در مغز به نام سروتونین نقش اصلی را در این بیماری داشته باشد، گرچه هنوز عاملی که مایه این دگرگونی های در فعالیت ساقه مغز و سطح سروتونین می شود به خوبی شناخته نشده است.

علل دیگر

انتقال دهنده عصبي سرتونين)ميگرن مي تواند با كاهش سطوح سروتونين و يا تغييراتي در آن به وجود آيد(، گرسنگي تغيير در آب و هوا، خستگي، استرس هاي روحي، عادت ماهيانه و تغييرات هورموني،نورهاي درخشان و شديد، برخي داروها )مثل قر صهاي ضدبارداري، داروهاي متسع كننده عروقي( هم می توانند از دلایل دیگر میگرن باشند.

از دید روانشناسی محرک و علت اصلی میگرن، استرس است. از نظر فیزیولوژی میگرن هم به دلیل اختلال در جریان خون و هم به دلیل اشکالات الکتروفیزیولوژیک به وجود می آید.

درمان میگرن در درمان سردرد شما می توانید از روش سنتی آن یعنی دارواستفاده کنید و یا درمان های جدیدتر و جدیدتر و جدیدترو البته مفیدتر و مفیدتر و مفیدتر؛ انتخاب با شماست! بهتراست برای انتخاب روش درمان از مقایسه اثرات درمان های مختلف بهره ببرید.

دارودرماني هيچ داروي خاصي نسبت به ديگر داروها ارجحيت ندارد و اثر قطعي از هيچكدام از آنها مورد انتظارنيست. ضمن اينكه از عوارض جانبي دارو نيز نبايد صر فنظركرد.

درمان رفتاری چهار نوع درمان رفتاری برای سردرد مطرح می شود، این درمان ها شامل آموزش پسخوراند زیستی،آرام سازی یا ریلکسیشن، آموزش پسخوراند زیستی به همراه ریلکسیشن ودرمان شناختی – رفتاری است.

درمان شناختی – رفتاری درمان شناختي-رفتاري ازطريق تغيير افکار، ارزيابي حوادث و وقايع، ارزيابي تفکرات و الگوي پاسخ به حوادث استرس زاي زندگي، رفتار فرد را اصلاح و يا تغيير مي دهد. اين مداخلات فرد را از نقش فرايندهاي تفکر در پاسخ به وقايع استرس آميز و ارتباط بين استرس و سردرد آگاه مي سازد.

ریلکسیشن ریلکسیشن راهی است برای رسیدن به تعادل جسمی و روانی که می تواند درزندگی روزمره بسیار کاربرد داشته باشد.این باور وجود دارد که سردرد به واکنش بدن به وقایع فشارزای روزمره مرتبط است. ریلکسیشن روشی است برای شناسایی نشانه های تنش در بدن و کاهش آنها قبل از آنکه سبب سردرد شوند.

درمان با نوروفيدبک نوروفيدبك در بهبود سردردهاي ميگرني و تنشي بسيار موفقيت آميز نشان داده است. هدف اصلي از آموزش نوروفيدبك بهبود خودتنظيمي مغز است و با القا تغييراتي در حالات فيزيولوژیكي مغز، سبب بالارفتن آستانه آغاز سردرد در مغز مي شود.

اين یك فرايند يادگيري است. بيشتر از 80 درصد افرادي كه دوره آموزش خود را تكميل كرد ه اند درباره بهبود سندروم هاي سردرد خود گزارش داده اند. نوروفيدبك مستقيما عملكرد دستگاه اعصاب مركزي را هدف قرار مي دهد، جايي كه ميگرن ظاهرمي شود.

ما در آتیه دریافته ایم که آموزش به منظورکاهش فعالیت امواج 3-5 هرتز و 28 – 23 هرتز در دو طرف مغز، همزمان با افزایش فعالیت در موج 14 هرتز در سمت راست و امواج -18 15 هرتز در سمت چپ، میگرن را برطرف مي کند. به عبارت دیگر، براي ایجاد میگرن، CNS با ید امواج قوي 3-5 هرتز و 28 – 23 هرتز از دو طرف، همراه با امواج ضعیف 14 هرتز در سمت راست و 18 – 15 هرتز در سمت چپ تولیدکند.

درمان با بیوفیدبک برای درمان میگرن، بیوفیدبک کارکردهای مناسبی دارد. بیوفیدبک یک درمان جامع روانی/فیزیولوژیک را فراهم می کند که شامل کاهش بی ثباتی های عروقی و الکتریکی در بدن است.

براي افزايش کارايي در درمان، معمولا بيوفيدبک همراه با تکنيک آرام سازي مورد استفاده قرار می گيرد. لازم به ذكر است كه در اين روش هيچ دستكاري در بدن بيمار صورت نمي گيرد و تنها خود بيمار است كه به طور ارادي و آگاهانه كنترل خود را بر اندام اعمال مي كند.

بررسي هاي فراتحليلي نشان داده اند که بيوفيدبک، درماني موثر با متوسط اثربخشي 40 درصد و با کاهش باليني علایم ميگرن همراه با دارو مي باشد. شدت و مدت حملات ميگرن به وسیله بيوفيدبک نسبت به دارو درماني بيشتر کاهش مي يابد.

علاوه بر اين بيوفيدبک سبب کاهش نشانه هاي افسردگي و اضطراب مرتبط با ميگرن شده و با افزايش خودکارآمدي سبب بهبود فرايندهاي شناختي مي شود.

دو روش متداول بيوفيدبک در درمان سردرد، بيوفيدبک حرارتي يا روش گرم کردن دست است که براي ميگرن مورد استفاده قرار مي گيرد و « بیوفیدبک برق نگارماهيچه اي » که در درمان، سردرد تنشي استفاده مي شود.

«بیوفیدبک حرارتی » واکنش بیش از حد عروق نسبت به استرس را کاهش می دهد و نوروفیدبک )بیوفیدبک مبتنی بر EEG ( بی ثباتی های الکتریکی مغز را کم می کند.در بيوفيدبك ابتدا با وسايل ديداري و شنيداري كنترل براعمال غير ارادي آموزش داده مي شود و سپس بدون كمك دستگاه اين كنترل صورت مي گيرد و با ارایه تمرين، فرد مهارت كنترل اعمال را به دست مي آورد.

هدف «بيوفيدبک حرارتي » ، کنترل حرارت دست است. در اين روش يک ترميستور)مقاومت گرمايي( به منظور اندازه گيري دماي پوست فرد به انگشتانش وصل مي شود.

سپس از اوخواسته مي شود به طور آگاهانه دماي دست خود را افزايش دهد. در حاليکه فرد سعي در گرم نمودن دست خود دارد مانيتوري با نشان دادن درجه حرارت يا با ايجاد صدايي که با افزايش دما شدت مي يابد به کاربر خود فيدبک مي دهد.

از آنجايي که جريان خون در ميگرني ها در بخشي از سرشان افزايش و در بخش ديگر کاهش مي يابد، بنابراين يک بيمارميگرني مي تواند با تغيير حرارت بخش ديگري از بدن، براي مثال در اینجا دست، از طريق بيوفيدبک جريان خون اضافي را از سر به سمت دست خود به جريان در آورد. اين امر سبب کاهش اتساع و تورم رگ هاي سر شده در نتيجه سرگيجه،تهوع، درد و ساير علایم ميگرني کاهش مي يابد.

اين درمان در کاهش نشانه هاي ميگرن بسيار اثربخش بوده وبه دليل اينکه درمان غيردارويي مي باشد از آن مي توان براي کودکان، زنان باردار و شيرده استفاده کرد.بهترين زمان براي بکارگيري اين درمان در مراحل اوليه درمان مي باشد

فرايند «برق نگاري ماهيچه اي » نيز همانند بيوفيدبک حرارتي است با اين تفاوت که الکترودها يا سنسورهايي به منظور اندازه گيري تنش عضلاني به عضلات صورت، گردن يا شانه ها متصل مي شود. بيوفيدبک در مقايسه با دارودرماني اثربخشي بيشتر يا برابردارد و علاوه بر اين عوارض جانبي دارو را نيز در پي ندارد.

پيشگيري درازمدت، کاهش شدت، تکرار و طول مدت حمله هاي ميگرن اين درمان را از درمان هاي ديگر متمايزمي سازد. با اين وجود ترکيب بيوفيدبک با دارو در درمان ميگرن موثرتر است.

استوماتيت آفتی راجعه

تقريباً 20درصد جمعیت را مبتلا مي كند. براساس نماي كلينيكي طبقه بندي مي شود:  زخمهاي كوچك، زخمهاي بزرگ و زخمهاي هرپتی فرم

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  زخمهاي كوچك در 80درصد موارد اين بيماري ديده مي شود. قطرشان كمتر از cm1(cm3/.تا cm1)است و Scar نمي‌گذارد.

• زخمهاي بزرگ قطر بيش از cm1 دارد و گاهي به cm5 نيز مي رسد. زمان بهبود طولاني تر است و Scar مي گذارد.

• زخمهاي هرپتی فرم نماي خاص كلينيكي داشته و به صورت گروههاي دوازده تايي از زخمهاي كوچك عودكننده در مخاط دهان ديده مي شود.

اتيولوژي:

علل ارثي، اختلالات خوني و نقائص ايمني از علل ايجاد بيماري مي باشند كه مهمترين عامل علل ارثي است. نقايص خوني مانند كمبود آهن، فولات و ويتامين B نيز از ديگر فاكتورهاي مشاهده شده است.

ساير فاكتورهاي مؤثر در اين بيماري عبارتند از: ضربه، استرس، اضطراب، حساسيت غذايي. حساسيت به غذاهايي مانند شير، پنير، گندم و آرد نيز از ديگر موارد شايع است.

تظاهرات باليني:

اولين حمله بيماري اغلب در دهه دوم زندگي ايجاد مي شود. ضايعات محدود به حفره دهان است 2 تا 48 ساعت قبل از ظهور زخم ناحيه موردنظر دچار سوزش مي شود. اول    يك ناحيه قرمز رنگ موضعي و سپس پاپول سفید كوچك شكل مي گيرد و زخمي مي شود و در طي 48 تا 72 ساعت بعدي رشد مي كند. اين ضايعات گرد و قرينه و كم عمق معمولاً مي باشند. در مخاط لب و گونه اي بيشتر ديده مي شود و در كام كراتينيره و لثه نادرند. اغلب بيماران در طول يكسال دوره هاي متعددي از اين بيماري را دارند كه در هر حمله 2 تا 6 ضايعه ديده مي شود.

زخمهاي بزرگ دردناكند و در خوردن و تكلم اختلال ايجاد مي كنند. ممكن است چند ماه باقي بمانند و با SCC اشتباه مي شوند. ضايعه به كندي و با Scar بهبود مي يابند و گاهي هم به كم تحركي زبان و یا زبان كوچك منجر مي شوند. فرم هرپسی ضايعه كمتر شايع است. اين فرم در بزرگسالان بيشتر ديده مي شود و شامل ضايعات كوچك متعددي است كه قسمتهاي وسیعی از مخاط دهان را مي پوشاند.

گرفتن تاريخچه دقيق پزشكي از بيمار الزامي است. بر وضعيت خوني و ناراحتيهاي عمومي بيمار تأكيد مي‌شود. برخي افراد مقاوم به درمان احتمالاً آلرژي غذايي دارند.

درمان:

در انواع خفيف مصرف Zilactin و يا اورابيس (Ora base) كه يك امولوسيون حفاظتي است كافي میباشد. و از بي حس كننده هاي موضعي، مسكنها استفاده مي شود.

در موارد شديدتر استروئيدي هاي موضعي استفاده مي شود:

تتراسايكلين موضعي، خمير amlexanox نيز هم به صورت دهان شويه و هم روي گاز اسفنجي به كار مي‌روند.

اگر داروهاي موضعي مؤثر نبود مي توان از انواع سيستميك استفاده كرد.

مصرف ويتامين های گروه B خطر ابتلا به سكته مغزی را کاهش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه ژنگژوی کشور چین می گویند جديدترين مطالعات آنان نشان داده است كه  مصرف مكمل های ويتامين های گروه  B از خطر ابتلا به سكته مغزی جلوگيری مي كند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اگر خونرسانی به قسمتی از مغز دچار اختلال شده و متوقف گردد٬این قسمت از مغز دیگر نمی‌تواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد.این وضعیت را اصطلاحاً سکته مغزی می‌نامند.سکته مغزی می‌تواند به عللی مانند بسته شدن یا پاره شدن یکی از رگ‌های خون رسان مغز ایجاد شود. سکته مغزی آسیب عصبی حاد ناشی از اختلال خونرسانی به قسمتی از بافت مغز که ناشی از انسداد رگ مغزی به وسیله یک لخته خونی و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت بافت مغز می‌باشد.

پيش از اين اعلام شده بود كه بيشتر ويتامين هاي گروه B در سلامت پوست و مو نقش مهمي دارند؛ اما به جز مادران آينده كه براي جبران كمبود ويتامين B۹ يا همان اسيد فوليك در ماه هاي نخست بارداري اين ويتامين به آنها تجويز مي شود، غالبا فراموش مي كنيم كه برخي ويتامين هاي اين گروه براي تقويت سيستم ايمني بدن لازم است.

نشان این مطالعه نشان داد که ويتامين هاي گروه B براي تشكيل سلول هاي خوني ضروري هستند و به اين ترتيب مي توانند تا ۷ درصد از خطر ابتلا به سكته مغزي پيشگيري كنند.

در اين تحقيق، دانشمندان ۵۵ هزار نفر را مدت ۶ ماه تحت نظر گرفتند. نيمي از اين افراد در اين مدت مكمل هاي ويتامين B و بقيه نيز دارونما مصرف كردند.

در اين مدت در مجموع ۲۴۷۱ سكته مغزي ثبت شد كه نشان مي دهد افرادي كه ويتامين B مصرف مي كردند نسبت به افرادي كه دارونما مصرف مي كردند، هفت درصد كمتر در معرض خطر سكته مغزي قرار دارند.

با اين حال محققان تاكيد دارند كه قبل از مصرف هر نوع مكملي بايد با پزشك معالج خود مشورت كرد.

ويتامين هاي B از مواد مغذي مهم براي بدن هستند و آنها در مواد غذايي مختلفي از جمله غلات سبوس دار، سيب زميني، موز، لوبيا و عدس يافت مي شوند.

نتايج  این مطالعه در مجله  Norology  منتشر شده است .

هيستروسالپنگوگرام یا عکس رنگی از رحم و لوله ها

مهر ۸, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

هيستروسالپنگوگرام (HSG) نوعي عكسبرداري مخصوص با اشعه x از رحم و لوله‌هاي آن است‌. HSG را پس از قطع خونريزي قاعدگي يعني‌در روزهاي 6 تا 7 قاعدگي و هنگامي كه هنوز جدار داخلي آن نازك است انجام مي‌دهند. اين عمل معمولاً در كلينيكهاي راديولوژي قابل‌اجرا خواهد بود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، از انجائیکه هیستروسالپنگوگرافی (HSG) هم پاتولوژی لوله ها و هم رحم را نشان میدهد یکی از مراحل اصلی بررسی های اولیه ناباروری می باشد . HSG روشی قابل اعتماد بوده و بخوبی تحمل می شود . همچنین علاوه بر کاربرد تشخیصی این روش اثرات درمانی نیز دارد  .

عمده ترین علت چسبندگی لوله ها ، عفونت های داخل لگن است .(قاعدگی منظم و خون ریزی شدید ، بسته بودن لوله ها را تأیید یا رد نمی کند .)

نام دیگر عکس رنگی از رحم و لوله ها هیستروسالپنگو گرافی است که به اختصار H.S.G گفته می شود .

هیستروسالپنگوگرافی (HSG) یکی از مراحل اصلی بررسی های اولیه ناباروری می باشد . HSG روشی قابل اعتماد بوده و بخوبی تحمل می شود .
علاوه بر کاربرد تشخیصی این روش اثرات درمانی نیز دارد .

حدود 25% تا 50% از علل ناباروري زنان را اختلالات لوله‌اي بخود اختصاص مي‌دهد. آسيبهاي لوله‌اي معمولاً بدنبال عفونتهاي لگني و يا به ‌علل ناشناخته بوجود مي‌آيند.

بسياري از پزشكان قبل از انجام هيستروسالپنگوگرام‌، آنتي‌بيوتيك و مسكن را براي بيماران خود تجويز مي‌كنند. پس از قرارگرفتن بيمار روي تخت راديولوژي پزشك وسيله مخصوص اين كار را كه كانولاي سرويكس نام دارد در داخل مجراي دهانه رحم قرار مي‌دهد. اين وسيله فلزي است ولي اخيراً نوع يكبار مصرف و پلاستيكي آن هم به‌ بازار عرضه شده است‌.

در مرحله بعد يك ماده حساس به اشعه (مايعي كه نسبت به اشعه xقابل رؤيت مي‌شود) بداخل حفره رحم تزريق مي‌شود. اين كار بطورمداوم و با فشار كم در ضمن مشاهده رحم با دستگاه خاص بايستي انجام ‌گيرد. با گرفتن تصاوير مختلف مي‌توان عبور ماده رنگي به داخل حفره‌رحم و سپس لوله‌ها و از آنجا به شكم را مشاهده كرد. كليشه راديوگرافي‌گرفته شده جزء مدارك هميشگي بيمار قرار خواهد گرفت‌.

براي يك گزارش مطلوب بايد 3 كليشه درضمن هيستروسالپنگوگرافي‌تهيه شود. اين كليشه‌ها شامل يك عكس در مراحل اول براي بررسي‌حفره رحم‌، و همچنين يك فيلم تأخيري براي اطمينان از جابجایی مایع خارج شده از لوله در داخل شكم و لگن است‌.

يك HSG چگونگي قسمت داخلي دستگاه توليدمثل را نشان مي‌دهد. در يك هيستروسالپنگوگرام طبيعي حفره رحم به شكل يك مثلث سفيدرنگ در زمينه سياه فيلم مشاهده مي‌گردد. از آنجا ماده رنگي ‌به داخل لوله‌هاي رحمي رفته و به صورت دو خط طويل سفيدرنگ در هر طرف رحم نمايان مي‌شود. در مواقعي كه ماده رنگي از لوله باز به‌داخل شكم مي‌ريزد شكل پخش شدن دود در هوا را بخود مي‌گيرد.

بيشترين و شايعترين اشكال HSG اختلالات لوله‌اي است‌. اگر لوله‌ها در ناحيه ابتدايي (گوشه رحم‌) مسدود باشد ماده رنگي نمي‌تواند وارد لوله‌ها شده و در نتيجه نمي‌توان آنها را مشاهده كرد. اگر انتهاي ‌فيمبريايي لوله بسته باشد، لوله از ماده رنگي پر شده و متورّم مي‌گردد. در برخي موارد ضايعات داخلي حفره رحم مثل پوليپ‌، ميوم‌، چسبندگي يا ديواره را مي‌توان در HSG بصورت يك فاصله يا نقص در پر شدگي‌ مشاهده كرد.

یک مطالعه راندومایز کنترل ترایال که ماده کنتراست روغنی و اب را در HSG در بیماران نابارور با هم مقایسه می نمودمیزان حاملگی با محلول روغنی را 33% و با محلول ابی 17% در طول 9 ماه سیکل تخمک گذاری بعد از HSG نشان داد .

بیشتر حاملگی ها در عرض 7 ماه بعد از تصویر برداری اتفاق افتاد . این مقادیر تجمعی حاملگی قابل توجه ثانویه به فلاشینگ موکوس و دبری های جمع شده در لومن لوله ها و باز شدن لوله بدنبال ان می باشد . مهار ایننی سلولی در مایع پریتونئال توسط ماده کنتراست روغنی در مطالعات کشت بافت نشان داده شده است و این نکته ممکنست میزان بسیاربالاتر حاملگی بدنبال استفاده از مواد رنگی روغنی را نسبت به مواد محلول در اب نشان دهد .

زمان ایده ال برای انجام HSG بعد از پایان سیکل قاعدگی و قبل از تخمک گذاری می باشد . دیلاتاسیون ساختمانهای وریدی اطراف رحم در دوران قاعدگی احتمال اینتراوازیشن ماده حاجب را بیشتر می کند و لذا باید اجتناب شود . ریسک سکل عفونی بعد از HSG از 3/0 % تا 3/1 % می باشد .

حساسیت و ویژگی HSG بر حسب نوع انومالی مورد نظر متفاوت است . هرچند HSG در تشخیص پاتولوژی های لوله ای 85% تا 100% حساسیت دارد . ولی برای تشخیص چسبندگیهای داخل رحم تنها 75% حساس است . حساسیت HSG در تشخیص نقایص پرشدگی داخل رحم کم و حدود 50% می باشد و نمی تواند بطور قابل اعتمادی پولیپ ها را از لیومیوم های ساب موکوز افتراق دهد . در بیمارانی که قرار بود در سیکل IVF قرار بگیرند HSG در مقایسه با هیستروسکوپی بعدی 37% منفی کاذب داشت .

کاربرد این عکس جهت موارد زیر است :

1.ارزیابی باز بودن لوله های رحمی

2.فیبروم و پولیپ های رحم

نکات قابل توجه

1.قبل از گرفتن عکس بایستی حتما معاینه شوید تا پزشک مطمئن شود که عفونت رحمی ندارید .

2. بایستی از عدم بارداری در زمان عکس برداری ،مطمئن شود .

3.بهترین زمان برای عکس برداری ، بعد از پاک شدن و قبل از تخمک گذاری است . ( روز دهم سیکل قاعدگی)

4.به این علت که مدفوع و گاز موجود در روده ها می تواند دید را مختل کند ، ممکن است شب قبل از عکسبرداری و یا همان روز برایتان مسهل تجویز شود تا رحم و لوله ها به وضوح دیده شود .

5. یک تا سه درصد احتمال عفونت لگنی بعد از این کار وجود دارد ؛به همین جهت ممکن است برای شما آنتی بیوتیک تجویز شود که علت آن پیشگیری از عفونت احتمالی است .

مراحل انجام کار :

1.احتمالا از شما درخواست می شود که گان یا مانتوی مخصوص آن جا را بپوشید . در صورت داشتن شی ء فلزی آن را خارج کنید .

2. بر روی تخت مخصوص عکس برداری ( فلوروسکوپی ) قرار می گیرید .در همان وضعیتی که معاینه داخلی زنان می شوید می خوابید . برایتان وسیله یا اسپکولوم گذاشته می شود تا دهانه رحمتان مشهود باشد . سپس لوله ی نازکی (سوند) در داخل دهانه ی رحم قرار می گیرد .

اسپکولوم خارج شده و بیمار در وضعیت راحتی قرار می گیرد . از طریق لوله ،ماده ی حاجب وارد رحم می شود . زمانی که این لوله ی نازک، داخل رحمتان قرا می گیرد و ماده ی حاجب تزریق می شود ممکن است قدری احساس درد و انقباض در قسمت زیر دلتان داشته باشید. شاید شبیه دردهای زمان قاعدگی. که البته گذرا است و خیلی طول نمی کشد .

3.دراین حالت ، رادیولوژیست ، باز یا بسته بودن لوله های رحمی را توسط عکسی که در مانیتور دیده میشود، ارزیابی می کند . کل این عکس برداری حدود 30 دقیقه طول می کشد .

همانند ديگر تستها، HSG هم ممكن است نتايج نادرستي را بدست ‌دهد. مثلاً ممكن است گوشه رحم دچار انقباض و گرفتگي عضلاني شده‌ و ماده رنگي نتواند بداخل لوله‌ها وارد شود. در چنين مواقعي نتيجه به‌ اشتباه بصورت لوله مسدود تفسير مي‌شود در حاليكه لوله‌ها باز هستند.در صورتي كه انتهاي فيمبرياي لوله مسدود باشد تحت عنوان ‌هيدروسالپنكس‌ ناميده مي‌شود. از طرف ديگر، ممكن است تزريق ماده‌رنگي با فشار زياد باعث پارگي كوچكي در ديواره هيدروسالپنكس‌گردد، زيرا در برخي موارد ديواره هيدروسالپنكس بسيار نازك است‌. دراين صورت ماده رنگي وارد شكم شده و به غلط تصور مي‌شود كه‌ لوله‌هاي رحمي باز است ولي واقعيت امر اين است كه لوله‌ها كاملاً مسدود است‌.

عليرغم اطلاعات زيادي كه به كمك HSG از چگونگي باز يا بسته ‌بودن لوله‌هاي رحمي مي‌توان بدست آورد، اين روش اطلاعات زيادي را در مورد ساختار خارجي لوله‌ها و وجود چسبندگيهاي دور لوله در اختيار پزشك قرار نمي‌دهد. در مواقعي كه ماده خارج شده از لوله بصورت‌ توده‌هاي كوچك تجمع پيدا كند، بايستي به وجود چسبندگي در اطراف‌ لوله مشكوك شد ولي نمي‌توان آن را تأييد كرد.

HSG ممكن است با درد همراه باشد و بسياري از زنان درد شديدي ‌را هنگام تزريق ماده رنگي بداخل رحم خود تجربه كرده‌اند. شما بايد از قبل انتظار اين حالت را داشته باشيد و قبل از شروع هيستروسالپنگوگرافي‌ از يك مسكن خوراكي استفاده كنيد.

در مواقعي كه دهانه رحم خيلي تنگ يا خيلي گشاد است پزشك با اشكالاتي در ضمن گرفتن عكس و يا تزريق مايع رنگي مواجه مي‌شود و به همين علت بهتر است كه در هنگام تهيه HSG يك متخصص زنان‌ براي كمك به راديولوژيست حضور داشته باشد. بسياري از متخصصين ‌زنان هيستروسالپنگوگرافي را خودشان انجام مي‌دهند.

مهمترين عارضه‌اي كه در HSG ديده مي‌شود انتقال عفونت‌ تشخيص داده نشده از دهانه رحم به داخل لوله‌ها است‌. با وجود اينكه‌ اين عارضه از شيوع چنداني برخوردار نيست ولي عده‌اي از پزشكان‌ تجويز آنتي‌بيوتيك قبل از هيستروسالپنگوگرافي را توصيه مي‌كنند.

در صورتيكه لوله‌هاي رحمي در هيستروسالپنگوگرافي انجام شده ‌مسدود باشد، بهتر است براي تأييد اين تشخيص ‌لاپاراسكوپي انجام شود.

محدوديتهاي HSG

اشكالي كه در HSG به چشم مي‌خورد اين است كه ‌فقط در مورد باز يا بسته بودن لوله‌هاي رحم كاربرد دارد. گرچه يك لوله‌ بسته هيچ كارايي ندارد ولي نمي‌توان گفت كه لوله‌اي كه باز است داراي ‌چه عملكردي است‌. بخاطر داشته باشيد كه باز بودن لوله‌هاي رحمي به‌هيچ وجه نشانه عملكرد خوب آن نيست‌!

محدوديت ديگر اين روش اين است كه هيچ اطلاعي در مورد اينكه چرا لوله‌ها بسته شده است در اختيار جراح قرار نمي‌دهد. با اين‌وجود در برخي موارد مي‌توان علائم ديگر مثل وجود توده‌هاي مشخص و سل را در شكم در حين لاپاراسكوپي مشاهده نمود.

نکات :

1.می توانید یک ساعت قبل از عکس برداری از یک مسکن ضد التهاب استفاده کنید .البته در اغلب موارد نا آشنا بودن بیمار به وسایل و محیط ، می تواند باعث ترس و درد باشد .

2.ممکن است تا چند روز بعد از آن لکه بیینی داشته باشید که طبیعی است .

3.گاهی اوقات بعد ا ز این کار ، لوله رحمی که بسته بوده ، باز می شود و بارداری در همان ماه اتفاق می افتد .

4. در بیمارانی که انتی بادی سرمی کلامیدیا مثبت بوده و یا سابقه قبلی بیماری التهابی لگن دارند استراتژی احتمالی پروفیلاکتیک مصرف mg 100 داکسی سایکلین دو بار در روز از دو روز قبل از عکسبرداری بمدت 5 روز می باشد.

5. برای جلوگیری از کرامپهای مربوط به اینکار نیز از بیمار خواسته می شود تا یک ساعت قبل از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی استفاده نماید . قابلیت توجه به انومالیهای جزئی دستگاه باروری در Real Time بیشتر است و بر این اساس توصیه میشود که ژنیکولوگ در هنگام فلوروسکوپی حضور داشته باشد . برای اینکار از یک کانولای چند بار مصرف (Jarcho ) یا بالون کاتتر یکبار مصرف .متصل به سرنگ حاوی ماده کنتراست استفاده میشود .

قبل از جا گذاری سیستم باید کاملا حبابهای هوا ی داخل سیستم تخلیه شود تا از ایجاد ارتفکت جلوگیری گردد .

سپس بعد از پرپ استریل سرویکس و واژن این کانولا یا کاتتر داخل سرویکس جاگذاری میشود .

حدودmL 5-3 از ماده کنتراست با فشار کم تزریق میشود.

بهترین زمان برای تشخیص وجود انومالیهای حفره اندومتر زمان پر شدن اولیه است و بتدریج با اتساع زیاد حفره رحم با ماده کنتراست ممکنست این نقایص از نظر دور بماند.

پاتولوژیهای حفره اندومتر بعلت فضاگیر بودن این ضایعات در HSG بصورت نواحی با کنتراست پایین دیده میشوند.(شکل 1-2-7) در داخل کاویته رحم پولیپ ها – فیبروئید ها – سینشیا ها – انومالی های مولرین و سکلهای ساختمانی در اثر مواجهه داخل رحمی با DES قابل شناسایی هستند.

اگر از سیستم بالون- کاتتر استفاده میشود حتما باید در انتهای کار بالون تخلیه شود تا قسمتهای پائینی حفره اندومتر نیز بخوبی بررسی گردد .

6. احتمال کمپلیکاسیون بدنبال HSG وجود دارد . علاوه بر عفونت واکنش وازو واگال و واکنش آلرژیک به ماده حاجب گزارش شده است .

7. تهوع و گیجی مثالی از واکنش وازو واگال می باشد و گذراست . اگر زمان رادیاسیون محدود بوده و و وسیله نیز بخوبی کالیبره شده باشد میزان رادیاسیون نیز در حد قابل قبول و بی خطر خواهد بود.

8. میزان رادیاسیون محاسبه شده برای HSG در حد 7/3 میلی گری بوده و ریسک تراتوژنیک ان برای یک حاملگی تشخیص داده نشده پایین می باشد . از انجائیکه گزارشات مبتنی بر حاملگی هایی که در معرض HSG قرار گرفته اند بسیار کم است نتیجه گیری در مورد ریسک واقعی مشکل می باشد . لذا قبل از عکسبرداری هرگونه احتیاطی برای رد وجود حاملگی باید بکار رود .

محققین نخستين گام را برای معكوس سازی اثرات كوتولگی برداشتند

پژوهشگران علوم پزشکی در مركز تحقيقات مولكولی مديترانه کشور فرانسه می گویند موفق شدند که با تزريق يك مولكول پروتئيني به موش های كوتوله نخستين گام را در جهت معكوس كردن اثرات كوتولگي بردارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، کوتولگی (Dwarfism) یکی از اختلالات رشد است. کوتوله به فرد بالغی گفته می شود که قدش کوتاه‌تر از ۱۴۷ سانتی‌متر باشد. یکی از علل کوتولگی کم بودن ترشح هورمون رشد است.

كوتولگي اثرات دردناكي بر زندگي افراد دارد. بيش از ۲۰۰ عامل مختلف در به وجود آمدن اين عارضه تاثير دارند. اين بيماري مشكلات زيادي از جمله درد كمر و گردن، مشكلات تنفسي و ضعف عضلاني به همراه دارد.

تحقيقات اخير دانشمندان نشان مي دهد تزريق يك مولكول پروتئين به موش هاي مبتلا به كوتولگي به مدت سه ماه، سبب مي شود آنها به طور كامل رشد كنند.

در اين پژوهش دانشمندان به موش هاي داراي جهش ژنتيكي كوتولگي به مدت سه هفته و هر هفته دو بار پروتئين مورد نظر را تزريق كردند.

به گفته دانشمندان اين ۳ هفته از طول عمر موش ها تقريبا معادل ۱۵ سال از عمر انسان است و درمان مشابه مي تواند در كودكان مبتلا به كوتولگي، بدون نياز به تزريق روزانه اجرا شود.

دانشمندان اميدوارند در مدت سه تا پنج سال اينده بتوانند به درمان انسان ها با اين روش بپردازند.

نتايج اين پژوهش در مجله (Science Translational Medicine) به چاپ رسيده است.

اوتیت مدیا

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

وجود مایع در گوش میانی همراه با علائم و نشانه های عفونت حاد گوش را اوتیت مدیا ( OTITIS MEDIA ) میگویند. گرچه سرخ شدن پرده گوش از زودرس ترین علائم اوتیت مدیا است ولی به تنهایی نمیتواند دلیل اوتیت مدیا باشد چون در عفونتهای گوش خارجی نیز احتمال التهاب و سرخی پرده گوش وجود دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، لذا برای تایید عفونت گوش میانی حتما باید از وجود مایع یا چرک در داخل گوش میانی ( پشت پرده گوش) اطمینان حاصل کرد.

عونت گوش میانی در کودکان زیر سه سال شایعتر است. و در این سنین کودکان 6 ماهه تا 24 ماهه بیشترین در صد مبتلایان را تشکیل میدهند. بعد از سه سالگی از شیوع عفونت کاسته میشود تا مجددا در سنین 6-5 سالگی یا بدو ورود به مدرسه که شیوع آن مختصر افزایش می یابد. شیوع عفونت در کودکان بسیار زیاد است بطوریکه 23  کودکان زیر سه سال حداقل یک اپیزود عفونت گوش میانی را تجربه میکنند. در این گروه 3/1 موارد بیشتر از سه بار به عفونت گوش مبتلا میشوند. عوامل متعددی که سبب عفونت گوش میشود سبب میشود تکرار عفونت نیز در اطفال شایع باشد. اختلالات آناتومیکی نظیر شکاف کام – شکاف زبان کوچک – انسداد آناتومیک یا فیزیولوژیک کانال اوستاش ( Austachian tube  ) ابتلا به عفونت گوش را تسهیل میکند. نقص ایمنی در نوزادان از عوامل مستعد کننده عفونت گوش محسوب میشود. نوزادانیکه حداقل 3 ماه اول تولد را از شیر مادر تغذیه کرده اند مقاومت بیشتری در مقابل ابتلاء عفونت گوش دارند. آلودگی هوا ( دی اکسید گوگرد )– اختلالات فشار هوا ( atmospheric conditions ) و عفونتهای ویروسی دستگاه تنفس فوقانی از عوامل مستعد کننده عفونت گوش هستند.

بیماریزایی:

گوش میانی بخشی از دستگاه تنفس فوقانی است و توسط همان سلولهای اپیتلیال تنفسی مژکدار پوشیده شده اند. کانال اوستاش راهی است که گوش میانی را به حلق ارتباط میدهد. برقراری تعادل هوا بین گوش میانی با هوای خارج – درناژ ترشحات کانال گوش میانی و جلوگیری از ورود ترشحات حلق به گوش از وظایف کانال اوستاش محسوب میشود. هرگاه یکی از این موارد دچار اشکال شود مایع و عفونت در گوش میانی تجمع می یابد. التهاب مخاط و دهانه کانال اوستاش انسداد بیشتر مجرا را باعث میشود . ترشحات در گوش میانی تجمع می یابند و تکثیر باکتریها منجر به عفونت چرکی گوش میشود.

میکروبیولوژی:

عمده ترین باکتریهایی که منجر به عفونت گوش میانی میشوند عبارتند از :S.pneumoniae  و H.influenzae  و M.catarrhalis. استرپتوکوکوس نومونیه شایعترین ارگانیسم محسوب میشود.واکسیناسیون علیه پنوموکوک میتواند تا 70٪ از عفونتهای گوش میانی را کاهش دهد.در مورد  H.influenzae  بیشتر انواع nontypable بیماریزا هستند ولی هموفیلوس تایپ B در 10٪ موارد در کودکان بیماریزایی ایجاد میکند. این 10٪ توسط واکسیناسیون علیه هموفیلوس قابل پیشگیری است.

ویروسها : ویروسها بطور شایع گوش میانی را درگی میکنند. همه گیریهای عفونتهای ویروسی با عود و افزایش موارد ابتلا به اوتیت همراه است. ویروسهایی نظیر : RSV – influenza virus – enteroviruse , rhinoviruses شایعتر هستند. گاه ترکیبی از عفونت ویروسی و باکتریال در مایع موجود در گوش یافت میشود. در اینصورت عفونت گوش شدیدتر و طولانی تر است.

کلامیدیا – مایکوپلاسما : Mycoplasma pneumonia گرچه یک عفونت نسبتا ناشایع گوش محسوب میشود ولی بعلت ایجاد طاول خونریزی دهنده روی پرده گوش ( hemorrhagic bullous myringitis ) حائز اهمیت زیاد است. در مواردیکه علاوه بر عفونت گوش میانی عفونت دستگاه تنفسی تحتانی نیز وجود داشته باشد باید به این ژرم مشکوک شد. Chlamydia trachomatis در اطفال زیر 6 ماه میتواند عفونت حاد تنفسی ایجاد کرده و گوش میانی را نیز درگیر کند.

علائم بیماری – تشخیص :

همانطور که ذکر شد عمده ترین وجه تشخیصی اوتیت مدیا وجود مایع در گوش میانی است. علائم و نشانه های عفونت به دو بخش الف) اختصاصی و ب) غیر اختصاصی تقسیم میشوند. علائم اختصاصی شامل : درد گوش – ترشح چرکی از گوش  و کاهش شنوایی است . سرگیجه – وزوز گوش (tinnitus) و نیستاگموس ( حرکت تند افقی چشمها به دو طرف ) نیز گاها دیده میشود. از علائم غیر اختصاصی میتوان : تب – ضعف و بیحالی  و بیقراری ( بخصوص در بچه ها ). قرمزی پرده گوش در اکثر موارد دیده میشود ولی به تنهایی دلیل عفونت گوش نیست. وجود مایع در پشت پرده گوش باید اثبات شود و تنها با معاینه اتوسکوپیک معمولی قابل اعتماد نیست. به دو روش میتوان از وجود مایع در گوش میانی اطمینان حاصل کرد : 1) اتوسکوپی نوماتیک – pneumatic otoscopy  – که توسط اتوسکوپ مجهز به سیستم پنوماتیک انجام میشود. بعد از اینکه اتوسکوپ در کانال گوش فیکس شد بادکنک دستگاه را میفشاریم. به این ترتیب مقداری هوا وارد کانال گوش میشود. در حالت عادی که مایعی پشت پرده وجود ندارد حرکت پرده گوش آزاد است. لذا بعلت فشار مثبت داخل کانال پرده گوش به سمت گوش میانی حرکت میکند و بعد از برداشتن فشار از بادکنک پرده بسرعت به عقب بر میگردد. اگر مایع در گوش وجود داشته باشد حرکت پرده محدود و کند است ویا پس از برداشته شدن فشار هوا پرده به عقب بر نمیگردد. متد دوم استفاده از روش تیمپانومتری الکترواکوستیک است (electroacoustic ipmedanc e tympanometry ) که میزان حرکت پرده گوش را به دقت اندازه گیری کرده یافته های عینی از وجود هوا یا مایع در گوش میانی بدست میدهد .

علیرغم از بین رفتن عفونت گوش میانی بعد از شروع درمان آنتی بیوتیک مایع داخل گوش به سرعت جذب نمیشود. در 70٪ کودکان تا 2 هفته و در 10٪ موارد حتی پس از گذشت سه ماه از علائم عفونت گوش ممکن است مایع در گوش موجود بوده و تست تیمپانومتری مثبت باشد.

از دیگر علائم وجود مایع در گوش کاهش شنوایی است که شنوایی تا حد 25-dB ممکن است کاهش یابد. به این دلیل کودکانی که به کرات دچار عفونت گوش میشوند ممکن است دچار اختلالات گفتاری – تکلم  و مهارتهای شناختی شوند.

بهترین راه تشخیص عامل بیماریزا در عفونت گوش میانی آسپیراسیون مایع از راه پرده گوش است ( tympanocentesis). کشت حلق و لوزه نمیتواند نتایج قابل اعتمادی در بر داشته باشد. در کودکانی که شدیدا بدحال هستند یا به درمان آنتی بیوتیک قبلی پاسخ مناسب نداده اند یا به نحوی دارای نقص ایمنی محسوب میشوند تیمپانوسنتز باید انجام شود ولی در سایر موارد اینکار ضرورت ندارد و درمان empiric بر اساس ژرمهای شایع صورت میپذیرد. بیماریکه تحت درمان قرار گرفته باشد و بعد از48 الی 72 ساعت از شروع درمان علائم بهبودی در وی ظاهر نگردد نیز باید تمپانوسنتز شود.

درمان :

در درمان عفونت گوش میانی انتخاب آنتی بیوتیک باید بر اساس پوشش سه ژرم عمده باشد : S.pneumoniae , H.influenzae , M.catarrhalis . چون اکثریت قریب به اتفاق موارد عفونت گوش به علت این سه گروه میکروب اتفاق می افتد. S.aureus , s.pyogenes مسئول درصد کمی از عفونتها محسوب شده در اعمال درمان اولیه نیاز به پوشش ندارند. حدود 30٪ موارد هموفیلوس اینفلوئنزی و 70٪ موارد موراگزلا کاتارالیس بتالاکتاماز مثبت هستند و در درمان آنها باید از ترکیب beta lactam- beta lactamase استفاده کرد.

در کل انتخاب اول درمان برای عفونت گوش میانی ( بشرطی که با عوارض شدید همراه نباشد ) شامل آموکسی سیلین است. این دارو چند دهه بطور موفقیت آمیزی برای درمان عفونت گوش میانی بکار رفته و هنوز هم خط اول درمان محسوب میشود. نکته ای که باید در نظر داشت این است که در صورتیکه آموکسی سیلین تجویز شود باید دوز آن دو برابر حد معمول لحاظ گردد. یعنی سطح سرمی آن بیش از 70٪ MIC  میکروب باشد. بطور معمول دوز 80 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم در روز میتواند اکثر موارد عفونت گوش را درمان کند. در نظر داشته باشیم دوز معمول آموکسی سیلین 40 میلیگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز است. به این ترتیب برای یک کودک 20 کیلوگرمی حدودا 500 میلیگرم دارو هر 8 ساعت لازم میباشد. در بالغین حداقل دز آموکسی سیلین 1 گرم هر 6 ساعت یا 3 عدد کپسول آموکسی سیلین 500 میلیگرمی هر 8 ساعت تعیین میشود. اگر در نظر بگیریم در کل 10٪ موارد عفونت گوش با ارگانیسم های تولید کننده بتالاکتاماز ایجاد میشود تجویز آموکسی سیلین با دوز دوبل در اپیزود اول میتواند 90٪ موارد بیماری را درمان کند. در صورتیکه شکست درمان با آموکسی سیلین وجود داشت باید از کوآموکسی کلاو با دوز 90 -80 میلیگرم در روز در دو دوز منقسم استفاده کرد. سفوروکسیم آکستیل (Cefuroxime axetil) انتخاب دوم است و در بسیاری از بالغین و کودکان بهتر از کوآموکسی کلاو تحمل میشود و نتیجه بهتری نیز دارد. داروی سوم سفتریاکسون است که به شکل تزریقی تاثیری مناسب دارد.

داروهایی که به عنوان آلترناتیو ( جایگزین ) برای آموکسی سیلین در نظر گرفته میشوند شامل : کوتریموکسازول – ترکیب اریترومایسین + سولفی زوکسازول و سولفامتوکسازول هستند. از ماکرولیدهای جدید مثل آزیترومایسین و کلاریترومایسین میتوان بهره جست. سفالوسپورین ها بطور موفقیت آمیزی میتوانند اوتیت مدیا را درمان کنند. از این گروه میتوان : cefaclor, ceftibuten , cetprozil , cefpodoxime , cefuroxime axetil , cefdinir , cefixime , cephalexin  را نام برد. سفالوسپورینهای نسل 2 تاثیر کاملا موفقی بر درمان اوتیت مدیای حاد دارند.

آیا اوتیت مدیای حاد بدون درمان آنتی بیوتیک امکان بهبودی دارد ؟

چون حدود 4/1 موارد عفونت بعلت ویروسهای تنفسی رخ میدهند و در صورت باز بودن کانال اوستاش ترشحات موجود در گوش خود بخود تخلیه میشوند نهایتا بهبودی کامل ایجاد خواهد شد. در موارد عفونت باکتریال اگر انسداد آناتومیک یا فیزیولوژیک در راه درناژ ترشحات وجود نداشته باشدبسته به نوع عفونت امکان بهبود خود بخود وجود دارد. مثلا در مورد عفونت H.influenzae پس از گذشت 7 روز حدود 50٪ ترشحات گوش میانی (بدون استفاده از آنتی بیوتیک ) استریل خواهند شد. این رقم در مورد عفونت پنوموکوکی کمتر و حدود 20٪ است. در کل تصمیم به درمان آنتی بیوتیک عفونت گوش میانی بعهده پزشک است و تجویز آنتی بیوتیک بر اساس شدت بیماری و نتایج باکتریولوژیک برای هر فرد متفاوت خواهد بود.

درمانهای جانبی :

دکونژستان ها و آنتی هیستامین ها : ترکیبات آنتی هیستامین و دکونژستان بطور گسترده ای برای درمان عفونت گوش میانی بکار میروند. این ترکیبات میتوانند التهاب مخاط را کاهش داده انسداد کانال اوستاش را تاحدودی برطرف سازند. ولی تحقیقات بالینی تاثیر صد در صد این داروها را مورد شک قرار داده است و اعتقاد کنونی بر آن است که استفاده از آنتی هیستامین ها و دکونژستانها در نتیجه درمان جهت کاهش افیوژن گوش تاثیر چندانی ندارند. در مورد کورتیکواستروئیدها نیز وضع به همین ترتیب است و استفاده استروئید سیستمیک توام با آنتی بیوتیک نتایجی بهتر از تجویز آنتی بیوتیک به تنهایی در بر نداشته است.

پیشگیری :

عمدتا شامل کموپروفیلاکسی ( استفاده از دارو جهت پیشگیری از ایجاد عفونت ) میباشد. در موارد اوتیت شدید و مقاوم در کودکان میتوان از آنتی بیوتیک  با دوز پایین در طول دوره زمستان و بهار استفاده کرد. آنتی بیوتیکهایی که برای این منظور پیشنهاد میشوند شامل : 1) آموکسی سیلین با دوز 20 الی 40 میلیگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز بصورت دوز منفرد روزانه و 2) سولفی زوکسازول با دوز 50 میلگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز با دوز واحد روزانه است. در شیرخواران زیر 6 ماه بروز حداقل 2 مورد عفونت گوش میانی لزوم کموپروفیلاکسی دارویی را ایجاب میکند. در بچه های بزرگتر بروز 3 اپیزود عفونت در حین 6 ماه متوالی یا 4 اپیزود در حین یکسال نشانگر نیاز به انجام کموپروفیلاکسی است. در طول دوران کموپروفیلاکسی کودک باید به فواصل هر یکماه توسط پزشک معاینه شود تا از عدم وجود مایع در پشت پرده گوش اطمینان حاصل شود. بروز مورد جدید عفونت گوش میانی در حین پروفیلاکسی دارویی لزوم تعویض دارو را حتمی میکند.

الیگوساکاریدها: بررسی های بالینی نشان داده که الیگوساکاریدها بخصوص زایلیتول – xylitol  میتوانند از اتصال میکروبهای پاتوژن به سلولهای دستگاه تنفس جلوگیری کنند. زایلیتول که به مقدار کافی در توت فرنگی و سایر میوه ها وجود دارد ونیز هم اکنون در ساخت آدامس بکار برده میشود میتواند بطور موثری از ایجاد نومونی های نوموکوکی پیشگیری کند ولی نقش آن در پیشگیری از ایجاد حملات جدید اوتیت مدیا اثبات نشده است.

واکسن پنوموکوک  pneumococcal vaccine : این واکسن بطور موفقی میتواند حملات عفونت اوتیت مدیا را کاهش دهد. ایمیونوژنیسیتی واکسن در بچه های زیر 2 سال کمتر است ولی نشان داده شده واکسن 7 ظرفیتی پنوموکوک ( PVC 7) توانسته در شیرخواران 2 ماهه نیز ایمنی کافی ایجاد کند. واکسن در 2 و 4 و 6 ماهگی تزریق شده ولی بعلت کاهش تیتر بعد از گذشت حدود 6 ماه یک دز واکسن بوستر در 12 الی 15 ماهگی نیز لازم است. واکسن پنوموکوک میتواند تا 23٪ از نیاز به تعبیه  Tympanostomy tube  بکاهد.

واکسن انفولانزا: به دو شکل 1) ویروس زنده ضعیف شده که بصورت مایع داخل بینی چکانده میشود و 2) ویروس کشته شده که فرم تزریقی دارو است وجود دارد. واکسن انفولانزا میتواند حدود 30٪ از حملات عفونت گوش میانی را کاهش دهد.

ایمیون گلوبولین ضد RSV : به دو شکل 1) آنتی بادی منوکلونال  و 2) ایمین گلوبولین  وجود دارد. نوع RSV immune globulin  میتواند در کاهش تعداد موارد عفونت گوش میانی ناشی از RSV  موثر باشد.

مداخله جراحی :  در موارد عفونت عود کننده گوش میانی – وجود مداوم مایع در گوش میانی که  با درمان طبی بهبود نمی یابد کاربرد دارد. اقداماتی نظیر : سوراخ کردن پرده گوش ( myringotomy ) میتواند در تخلیه ترشحات مزمن گوش کمک کند. این اقدام قبلا به وفور بکار میرفت ولی اکنون محدود به مواردی است که درد بسیار شدید گوش وجود داشته باشد یا عفونت به درمان طبی پاسخ ندهد یا برای کمک به کاهش عفونت ماستوئید مد نظر باشد. بزرگی لوزه سوم میتواند سبب انسداد کانال اوستاش در خلف نازوفارنکس شود و با تخلیه و ونتیلاسیون گوش میانی تداخل ایجاد میکند. لذا برداشتن لوزه سوم  adenoidectomy  در بچه هایی که مایع مزمن گوش میانی بعلت بزرگی لوزه سوم دارند موثر است.  لوله تیمپانوستومی شبیه یک قرقره کوچک است که در پرده گوش تعبیه میشود تا به تخلیه ترشحات گوش میانی کمک کند. وجود این منفذ باعث میشود ارتباطی ممتد بین گوش میانی و فضای بیرون وجود داشته باشد ولذا مراقب مزمن لازم دارد. بعنوان مثال شنا در استخر و یا ورود آب به گوش در حین استحمام میتواند سبب ایجاد عفونت جدید در گوش میانی شود. سوراخ ماندن ممتد گوش – اسکاری که روی پرده گوش بجا میماند – خطر ایجاد کلستئاتوما از دیگر عوارض TT است.

توصیه برای بیماران

الف) عفونت گوش خارجی

1)      جرم گوش یک امر طبیعی است. در بعضی افراد بیشتر و در برخی کمتر وجود دارد. نقش آن دقیق مشخص نیست ولی بیشتر جنبه دافع حشرات دارد که مانع از ورود آنها به گوش شود. گاه تراکم جرم گوش سبب کاهش شنوایی میشود. عموما این حالت یکطرفه است. زدودن جرم گوش با شستشوی گوش توسط پزشک باید انجام شود. لذا بیماران نباید بمنظور خارج کردن جرم اجسام خارجی را وارد گوش کنند. استفاده از گوش پاک کن یا اشیاء مشابه سبب میشود جرم گوش به عقب – به سمت پرده گوش – رانده شده از حالت سست و قابل دفع به جرمی سفت شبیه موم فشرده تبدیل شود. در این حالت زدودن آن با شستشو نیز کار ساده ای نیست.. در صورت وجود جرم متراکم گوش هنگامی که موقع استحمام یا شنا آب وارد گوش شود بعلت حجیم تر شدن جرم درد ایجاد شده و کاهش شنوایی شدید تر میشود.

2)      هیچ گاه شیئی را وارد گوش نکنید. اشیاء سفت سبب مجروح شدن کانال شده و سبب کاشته شدن میکروب به نسج زیر پوست شده عفونت کانال ایجاد میکنند. اشیاء نرم نیز – شبیه گوش پاک کن – کاملا استریل نیستند و میتوانند باعث ورود میکروب به کانال گوش شوند.

3)      هنگامیکه میخواهید آب موجود در کانال گوش خود را خشک کنید از گوش پاک کن استفاده نکنید . بهترین کار این است که دستمال کاغذی تمیزی را روی انگشت کوچک خود قرار داده در حالیکه سر را به طرف همان گوش خم کرده اید انگشت را حرکت دهید تا حرکت ملایم کانال سبب خروج آب از گوش شده روی دستمال قرار گیرد.

4)      خارش گوش شکایت نسبتا شایع بسیاری از بیماران است. عموما علل موضعی نظیر آلرژی یا برخی از عفونتهای قارچی سطحی نظیر کاندیدا  میتواند سبب خارش گوش شوند. یکی از بدترین کارها برای رفع خارش وارد کردن اشیاء سخت به داخل کانال گوش است. هرگز اینکار را نکنید. بجای آن میتوان از قطره بتامتازون استفاده کرد. در مواردیکه عفونت همراه با آلرژی باشد میتوان از قطره آنتی بیوتیک همراه با استروئید موضعی استفاده کرد. ( قطره بتامتازون + قطره سیپروفلوکساسین ). قطره پلی میگزین ان اچ میتواند قارچهای سطحی کانال را براحتی برطرف کند. لوسیون کلوتریمازول نیز برای این منظور پیشنهاد میشود.

5)      در عفونتهای سطحی گوش با قارچهای معمولی نظیر کاندیدا میتوان از قطره نیستاتین خوراکی ( 4-3 قطره هر 6 ساعت داخل گوش ) استفاده کرد. برخی از محلولهای ضد عفونی کننده نظیر بوریک اسید یا استیک اسید با غلظت کم میتوانند به برطرف کردن عفونتهای موضعی کانال گوش کمک کنند ولی بهتر است قبل از تجویز آن از سالم بودن پرده گوش اطمینان حاصل کرد.

ب)عفونت گوش میانی

1) در عفونت مزمن گوش میانی که با سوراخ شدگی پرده گوش همراه است در صورتیکه آب وارد کانال گوش شود منجر به ایجاد عفونت مجدد در گوش میانی میشود و مجددا ترشح گوش شروع میشود. لذا این افراد باید دقت داشته باشند که موقع استحمام یا شنا آب وارد گوششان نشود. برای این منظور میتوان از پنبه آغشته به وازلین یا پماد تتراسیکلین که بطور فیکس در یک سانتیمتر ابتدای کانال قرار میگیرد استفاده کرد. بهتر این است که بخشی از پنبه چرب شده در گودی لاله گوش نیز قرار گیرد تا از عدم ورود آب به کانال اطمینان داشته باشیم. نیز میتوان از گوشی های از جنس پلاستیک نرم که شناگران هنگام شنا داخل گوش میگذارند استفاده کرد ولی بهتر است محیط دور آن را با وازلین آغشته کرد تا غیر قابل نفوذ گردد.

2) در عفونتهای مزمن گوش میانی احتمال تشکیل کلستئاتوما وجود دارد. در این حالت مواد نکروتیک بصورت مزمن و تقریبا بدون درد استخوانچه های گوش میانی و سپس استخوانهای اطراف گوش را تخریب میکنند. ممکن است عفونت به ماستوئید گسترش یابد. در این بیماری در معاینه گوش ضایعات سفید صدفی رنگ دیده میشود که کانال را پر کرده است. در گرافی ماستوئید کدورت مزمن در سلولهای هوایی دیده میشود. در این حالت پرده گوش بطور کامل تخریب میشود و لذا ورود آب به گوش میتواند مجددا حمله اوتیت مدیا را تحریک کند. به این دلیل تمام اقدامات مورد ب – 1 باید بکار برده شود.

3) در صورت سوراخ بودن پرده گوش حتی المقدور از محلولهای ضدعفونی کننده  گوش استفاده نشود. بعضی از محلولهایی که برای ضدعفونی کانال گوش مورد استفاده قرار میگیرند ( مثل اسید بوریک یا استیک اسید ) براحتی وارد گوش میانی شده و تحریک توام با درد شدید در گوش میانی ایجاد میکنند. در این موارد تنها استفاده از قطره سیپروفلوکساسین همراه یا بدون بتامتازون مجاز است.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

عفونتهای گوش

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

عفونتهای گوش یا اوتیت را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد :

1) عفونت گوش خارجی –otitis externa

2) عفونت گوش میانی – otitis media

3) ماستوئیدیت – mastoiditis

عفونت گوش خارجی :

گوش خارجی کانال گوش از بدو کانال شنوایی تا پرده صماخ ( tympanic membrane) را تشکیل میدهد. این بخش را میتوان جزئی از پوست بحساب آورد چون دقیقا توسط پوست پوشیده شده است. لذا عفونتهای این بخش از گوش نیز شبیه عفونتهای پوست میباشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  نیمه خارجی ( بیرونی ) کانال غضروفی و نیمه داخلی آن استخوانی است که از استخوان تمپورال عبور میکند. در نیمه بیرونی پوست به غضروف زیر آن اتصالی نسبتا سست دارد و در بخش داخلی پوست به سختی به استخوان چسبیده است. لذا ایجاد عفونت در پوست یا زیر پوست کانال گوش بعلت فضای کاملا محدود درد شدید ایجاد میکند.

عفونت کانال گوش نظیر عفونت پوست سایر نقاط بدن است. بعلت تنگی و پیچ و خم کانال مایعات یا اجسام خارجی که وارد گوش میشوند بدام می افتندو سبب تحریک و جراحت نسج سطحی کانال میشوند. درد و خارش شدید خواهد بود چون نسج ملتهب فضای کافی برای گسترش ندارد.

عفونت کانال گوش را میتوان به 4 نوع تقسیم کرد :

1) عفونت حاد موضعی

2) عفونت حاد منتشر

3) عفونت مزمن کانال گوش

4) اوتیت خارجی بدخیم.

بیماریزایی :

تنگی که در کانال گوش در محل اتصال قسمت غضروفی به استخوانی وجود دارد مانع از این میشود که واکس ( جرم ) گوش یا اجسام خارجی به اندازه کافی داخل کانال شده و به پرده تمپان نزدیک شود.

در 3/1 خارجی کانال فولیکولهای مو قرار دارند که میتوانند منشا برای ورود میکروب به پوست محسوب شده فولیکولیت ایجاد کنند.

فلور میکروبی گوش خارجی شبیه فلور پوست سایر نقاط بدن است. میکروبهایی نظیر :staphylococcus epidermidis  و staphylococcus aureus  و  corynebacteria  و به حد کمتری باکتریهای بی هوازی نظیر propionibacterium acnes در کانال گوش وجود دارند.

میکروبهایی که برای گوش میانی بیماریزا هستند نظیر : Streptococcus pneumonia ,Haemophilus influenza , Moraxella catarrhalis به ندرت در کانال گوش دیده میشوند مگر اینکه پرده گوش سوراخ باشد.

ایجاد خراشهای ظریف در کانال گوش باعث میشود میکروبهایی که روی پوست قرار گرفته اند به زیر پوست و نسج زیرپوستی دسترسی پیدا کنند.تهاجم باکتری سبب ایجاد التهاب و تشکیل چرک میشود.

عفونت با میکروب سودومونا آئروژینوزا سبب ایجاد عفونت نسبتا شدیدی در کانال میشود که میتواند به نسوج عمقی تر پوست نیز تهاجم ایجاد کرده یک التهاب نکروزان در موضع پدید می آورد. این پدیده در افراد دیابتیک که خونرسانی محدود تری در اثر میکروآنژیوپاتی دارند بیشتر دیده میشود.

تظاهرات بالینی:

1) عفونت حاد موضعی :

عموما بشکل یک کورک یا پوسچول دیده میشود که ناشی از ورود میکروب به فولیکول مو است. فورنکل بطور شایع توسط استافیلوکوک اورئوس ایجاد میشود.

استرپتوکوک گروه A نیز نظیر اریزیپلاس ( erysipelas) میتواند کانال و کونکا را درگیر کند. درد ممکن است شدید باشد. طاول خونریزی دهنده به رنگ ارغوانی یا قرمز تیره میتواند در نیمه استخوانی کانال یا حتی روی پرده گوش ایجاد شود.

آدنوپاتی در لنفاتیک درناژ کننده موضع ممکن است دیده شود.

درمان :

در موارد خفیف کمپرس گرم و آنتی بیوتیک سیستمیک میتواند عفونت را برطرف کند. در موارد عفونت شدید یا تشکیل آبسه انسیزیون و درناژ آبسه ممکن است لازم باشد.

2) عفونت حاد منتشر :

این حالت به ” گوش شناگران” معروف است ( swimmer’s ear) . عموما در مناطق با آب و هوای گرم و مرطوب دیده میشود.

ابتدا با خارش گوش شروع شده بتدریج درد ایجاد میشود. پوست کانال قرمز و متورم است. باسیلهای گرم منفی بخصوص سودومونا آئروژینوزا نقش عمده ای در بیماریزایی این حالت دارند.

درمان:

شستشو با نرمال سالین هیپرتونیک (3٪) با مخلوطی از الکل 70٪ تا 95٪ و استیک اسید میتواند در شروع بیماری جنبه درمانی داشته باشد. محلولهای هیروفیلیک نظیر محلول بارو ( Burrow’s solution ) بمدت 2-1 روز میتواند التهاب را کم کند.

آنتی بیوتیک موضعی نظیر قطره سیپروفلوکساسین به همراه قطره دگزامتازون بمدت 10 روز موثر است. همچنین میتوان از قطره نئومایسین به تنهایی و یا قطره پلی میگزین همراه با هیدروکورتیزون در کاهش التهاب گوش موثر است.

3) عفونت مزمن گوش خارجی :

هرگاه پرده گوش سوراخ باشد و ترشحات چرکی وارد کانال شوند تحریک کانال ایجاد شده و اوتیت مزمن ایجاد میکند. لذا فاکتور مستعد کننده اوتیت مدیای مزمن چرکی است.

درمان:

درمان در جهت برطرف کردن التهاب و عفونت گوش میانی است.

از علل ناشایع عفونت مزمن گوش خارجی میتوان از سل – سیفیلیس – یاز – جذام و سارکوئیدوز نام برد.

اوتیت خارجی بدخیم یا متهاجم :

یک عفونت شدید – نکروزان  است که اس اپیتلیوم سنگفرشی کانال گوش به مناطق مجاور گوش نظیر عروق خونی – غضروف و استخوان گوش تهاجم می یابد.

درد شدید و تندرنس اطراف گوش و ماستوئید توام با تخلیه چرک از کانال جزء علائم این بیماری محسوب میشوند.

در افراد مسن – دیابتیک و دچار نقص سیستم ایمنی خطر تهدید کننده حیات دارد. هرگاه عفونت به استخوان تمپورال و سپس سینوس سیگموئید – بولب ژوگولر – قاعده جمجمعه و مننژ دسترسی پیدا کند خطر مرگ افزایش می یابد.

در تهاجم عفونت فلج صورت ( بصورت دائمی ) ایجاد میشودو فلج اعصاب 9 و 10 و 12 بطور شایعتر دیده میشود.  شایعترین ارگانیسم مسئول این عفونت سودومونا آئروژینوزا است. جهت تعیین میزان گسترش عفونت باید از CTs  ویا MRI استفاده کرد.

درمان:

کانال باید دبرید شود و نسوج مرده زدوده شوند. قطره آنتی بیوتیک گوش با پوشش ضد سودومونا مثل سیپروفلوکساسین توام با یک استروئید موضعی داخل کانال ریخته شود.

همچنین درمان سیستمیک با آنتی بیوتیک مناسب برای 4 الی 6 هفته استفاده شود.

میتوان از Ceftazidime – cefepime – piperacillin  توام با یک آمینوگلیکوزید نظیر جنتامایسین یا توبرامایسین استفاده کرد.

در موارد خفیف بیماری یا در ابتدای شروع علائم میتوان درمان خوراکی با سیپروفلوکساسین با دوز کافی بکار برد.

عفونتهای قارچی ممکن است عفونت کانال گوش ایجاد کنند.

گونه های Aspergillus  مسئول اکثریت عفونتهای قارچی گوش است. در بچه ها و بیماران مبتلا به کاندیدیازیس جلدی – مخاطی مزمن (CMC) کاندیدا آلبیکنس را باید در نظر داشت.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »