” کابوس های شبانه ” در قدرت تفکیک واقعیت از خیال کودکان اختلال ایجاد می کنند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج بررسی های صورت گرفته بر روی هشتاد کودک چهار تا شش ساله نشان داده است که ترسو بودن و دیدن کاوبوس های شبانه موجب می شود تا اطفال نتوانند تخیل را از واقعیت تفکیک کنند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، ترس‌های کودکان شامل ترس از اشیاء و حیواناتی مثل مار، ترس از طبیعت، ترس از طوفان، رعد و برق و صداهای مهیب، ترس از تنهایی، مرگ، میکروب، سرزنش شدن و مورد تنبیه قرار گرفتن می‌باشد. برخی از این ترس‌ها ریشه در بیماری دارند و برخی عادی و معقولند و تفکیک این دوگونه و تشخیص آن دشوار است.

کابوس‌ها (nightmares) رویاهای ترسناک هستند. بیشتر کودکان هر چند وقت یکبار ممکن است آن را تجربه کنند. بیشتر کابوس‌ها در اواخر دوره خواب (معمولا بین ۴ تا ۶ صبح) رخ می‌دهند.

اکثریت کودکان خردسال به نوعی ترس های مربوط به کابوس های شبانه را تجربه می کنند که از میان آنها می توان به ترس از کابوس، جدا شدن از والدین، ترس از تاریکی و ترس از رویاها و خیالات وحشتناک اشاره کرد.

اگرچه بیشتر کودکان هرچه بزرگتر می شوند این ترس ها را نیز پشت سر می گذارند اما برخی ممکن است به ترس های مرضی شدید و بیمارگونه مواجه شوند و اغلب به سختی می توانند رویا و تخلیل را از واقعیت تفکیک کنند.

در این مطالعه ۸۰ کودک چهار تا شش ساله مبتلا به ترس های شدید شبانه با ۳۲ کودک سالم از این نظر، مقایسه شدند.

نتایج آزمایشات تایید کرد کودکانی که دچار ترس های شدید شبانه هستند در مقایسه با کودکان سالم برای تمایز بین خیال و واقعیت خیلی بیشتر دچار مشکل می شوند و تفکیک این دو برای آنها بسیار دشوارتر است.

این مطالعه هم چنین آشکار ساخت که مشکل فوق در کودکان کم سن تر و کوچکتر به مراتب شدیدتر است در نتیجه افزایش سن در بهبود این اختلال تاثیر دارد.

این متخصصان خاطرنشان کردند: با توجه به یافته های فوق به کودکانی که قدرت آنها در تفکیک خیال از واقعیت کمتر است، بیشتر دچار ترس های شدید شبانه می شوند.

شرح این مطالعه در مجله «روانپزشکی اطفال و رشد انسان» منتشر شده است.

محققین می گویند وجود والدین ترسو و یا حضور فردی ترسو در خانواده و یا احتیاط و محافظه کاری بیش ازحد والدین یکی ازعلل گرایش کودک بدین رفتارمحسوب می شود.

سرگذشت های غم انگیز در زندگی کودک نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده به علاوه تنبیه کودک در منزل آن هم با شدت زیاد و تهدید او از جانب دوستان و همبازی ها و ترس و وحشت از مدرسه نیز این معضل رفتاری را در کودک رشد و ارتقا می بخشد، مضافا اینکه عدم رشد کافی به لحاظ عاطفی نیز مزید برعلت خواهد بود.

پژوهشگران تاکید دارند که شناسایی عوامل ایجاد کننده ترس و سعی برای از میان بردن این عوامل در درمان کودکان اهمیت بسزایی دارد.

صرع و بارداری

بیماری صَرع یا اپی‌لپسی (epilepsy)  در نورولوژی به حالتی گفته می‌شود که شخص٬ بدون عامل برانگیزاننده خاصی مثل افت قند خون، تب، کمبود کلسیم و غیره مکرراً دچار حملات تشنج شود. بنابراین به مجرد یک حمله تشنج نمی‌توان گفت فردی به بیماری صرع مبتلا شده‌است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در مواردیکه تشنج در اثر عامل برانگیزاننده بروز کرده باشد با رفع عامل مثلاً افت قند خون و یا کمبود کلسیم، حملات تشنج نیز متوقف می‌شوند. اما اگر بدون وجود علت و یا بعد از کنترل و یا رفع عوامل برانگیزاننده٬ حملات تشنج بازهم تکرار شود آن موقع بیماری صرع مطرح می‌شود.

گاه علت صرع وجود یک اختلال ساختمانی در مغز مانند تومور است اما در اغلب موارد هیچ علت خاصی یافت نمی‌شود.

در برخی از کودکان مبتلا، حملات تشنج به دنبال یک محرک حسی مثل نورهای شدید بروز می‌کنند و گاه هیچ عامل شروع کننده ای وجود ندارد.از علل شناخته شده صرع تومورهای مغزی، بیماریهایی که بر رگهای خونی مغز اثر می‌گذارند و انواع سموم می‌باشد. به غیر از صرع علل متعدد دیگری نیز برای تشنج وجود دارد که یکی از آنها تب بالاست (تشنج ناشی از تب).

تشنج :

در واقع اختلال گذرای عملکرد مغزی است که در اثر تخلیه الکتریکی غیر طبیعی در سلولهای عصبی مغز پیدا می‌شود و سبب ایجاد علائم گوناگونی مثل از دست دادن ناگهانی هوشیاری، انقباض عضلات و یا تغییرات حسی و رفتاری در فرد می‌شود.

این امواج الکتریکی غیر طبیعی در نوار مغزی ثبت و قابل مشاهده خواهند بود. گاه دلیل تشنج اختلالات ناگهانی به‌علت وجود یک عامل مثل تب بوجود می‌آید.

انواع صرع:

موضعی(Partial):

از یک ناحیه موضعی در مغز منشاء می گیرد و عملکرد عصبی ناحیه موضعی متناظر را تحت تاثیر قرار می دهند. تشنجهای ساده حرکتی ،در یک ناحیه از بدن شروع می شوند و به سایر نواحی در همان سمت بدن پیشرفت می کنند و حرکات تونیک و سپس کلونیک ایجاد می کنند .معمولا هوشیاری از بین نمی رود و بهبود سریع است.

ژنرالیزه:

هر دو نیمکره مغز را به طور هم زمان گرفتار می کنند .ضمن از دست رفتن هوشیاری انقباضات تونیک عضلانی و حالت سفتی بدن و سپس انقباضات کلونیک تمام انتها ها رخ می دهندو در عین حال شل شدن عضلات بتدریج ایجاد می شود.

بازگشت هوشیاری تدریجی است وبیمار ممکن است به مدت چند ساعت دچار عدم آگاهی به زمان و مکان شود.

مشاوره قبل از بارداری:

بایستی از مشاوره قبل از حاملگی سود ببرند.هدف از برگزاری جلسات مشاوره، تصمیم گیری مشترک بین پزشک و بیمار درباره موضوعاتی مانند مناسب ترین زمان بارداری در صورت تمایل به این کار، چگونگی کنترل حملات صرع می باشد.مصرف اسید فولیک روزانه mg۵ تا ۱ در بیماران صرع که دارو مصرف می کنند از سه ماه قبل از بارداری تا پایان بارداری توصیه می شود.

صرع و بارداری:

خطرهای اصلی مرتبط باحاملگی در زنان مبتلا به صرع ،شامل افزایش تعداد تشنجها و خطر بروز ناهنجاریهای جنینی هستند.

با توجه به این که ۵۰ درصد بیماران مصروع را زنان در سنین باروری تشکیل می دهند با این حال هنوز به طور دقیق تاثیر صرع، حملات تشنجی و داروهای ضد صرع بر بارداری شناخته نشده است.

ولی به طور کلی تعداد حملات در طول دوران بارداری ۵۰ درصد بدون تغییر، ۲۵تا۳۰ درصد تشدید، و ۱۰ تا ۲۰درصد کاهش می یابد و این چندان نگران کننده نیست زیرا با مشورت پزشک و تنظیم دارو قابل کنترل است.

بیشتر زنان مبتلا به صرع، دوران بارداری طبیعی را طی می کنند و زایمان بی خطری خواهند داشت.لازم است زنان مبتلا به صرع مانند تمام زنان باردار در این دوران مراقبت های جسمی و روانی لازم مانند استراحت کافی، توجه دقیق به تغذیه، دوری از هیجان، عصبانیت و پرهیز از کم خوابی را رعایت کنند.

یک زن مبتلا به صرع هنگام بارداری ممکن است با مشکلاتی مواجه شود. لذا باید به طور مرتب با پزشک خود در تماس باشد.

خوشبختانه بیش از ۹۰ درصد زنان مبتلا به صرع بارداری موفقی دارد و فرزندان سالمی به دنیا می آورند.

البته یکی از خطرات دوران بارداری، عوارض مصرف داروهای ضد صرع است زیرا برخی از این داروها اثرات منفی برجنین می گذارند. خوشبختانه داروهای کم ضرری برای مادران باردار وجود دارد که برای استفاده از آن ها باید با پزشک معالج خود مشورت کنند.

افزایش تعداد تشنج در بارداری اغلب با کمتر بودن دوز دارو در ارتباط است و علت این مساله ،کمتر بودن میزان داروهای ضد تشنج از محدوده درمانی،پایینتر بودن آستانه تشنج ویا هر دو است.

میزان کمتر از حد درمانی،ممکن است در اثر مسایل زیر به وجود آید: تهوع و استفراغ،کاهش تحرک دستگاه گوارش و استفاده از آنتی اسیدهایی که جذب دارو را کاهش می دهند؛هیپرولمی حاملگی که با اتصال به پروتئینها جبران می شوند؛ القای آنزیمهای کبدی ،پلاسمایی و جفتی که متابولیسم دارو را افزایش می دهند؛و افزایش فیلتراسیون گلومرولی که کلیرانس دارو را تسریع میکند.

نکته مهم این است که برخی از زنان به علت نگرانی در مورد آثار تراتوژن داروها،مصرف آنها را قطع می کنند. همچنین محرومیت از خواب در اثر حاملگی و نیز هیپرونتیلاسیون و درد در جریان لیبر ،ممکن است بر آستانه تشنج تاثیر بگذارد.

عوارض جنینی و نوزادی:

در مادران مبتلا به صرع که از داروهای ضد تشنج استفاده می کنند،جنین بی شک در معرض افزایش خطر ناهنجاریهای مادرزادی قرار می گیرد. عوارضی مثل کم وزن بودن نوزاد در زمان تولد، مرگ جنین و نوزاد، ناهنجاری‌های مادرزادی و تاخیر رشد کودک از جمله موارد قابل ذکر هستند.

ناهنجاری‌های مادرزادی بیشتر در نوزادانی دیده می‌شوند که مادرانشان طی دوران حاملگی تحت درمان با میزان زیاد داروهای ضدصرع بوده‌اند و یا سطح دارو در خون مادر زیاد بوده و یا با چند دارو درمان می‌شده‌اند. شایع‌ترین ناهنجاری‌های مادرزادی شامل: مشکلات قلبی مثل باز بودن دیواره بین بطن‌ها، لب‌شکری و شکاف کام، اختلالات مجرای ادرار، اختلالات استخوانی و ستون فقرات می‌باشند.

علاوه بر این مشکلات، اختلالات رفتاری و شناختی نیز در این کودکان دیده می‌شود. . همچنین در کودکان مادران مبتلا به صرع،احتمال ابتلا به اختلال تشنجی ۱۰ درصد است.

درمان تک دارویی در مقایسه با درمان چند دارویی با میزان کمتر ناهنجاریهای مادرزادی همراه است.

همچنین در موارد ضروری ،افزایش دادن ابتدایی دوز درمان تک دارویی ،به افزودن داروهای دیگر ترجیح داده می شود.مصرف مکمل فولیک اسید در بارداری باعث کاهش میزان ناهنجاریها در زنانی که از داروهای ضد تشنج استفاده می کنند می شود.

برای تشخیص زودرس اختلالات لوله عصبی در مورد بیمارانی که اسیدوالپروئیک یا کاربامازپین مصرف می‌کنند می‌توان از اولترا سونوگرافی یا تعیین FetoProtein (در مایع حاصله از آمینو سنتز) استفاده کرد. در صرع بدون عارضه ،عموما تست سلامت جنین انجام نمی شود.

خطر کوچکی دیگری که نوزاد را در ۲۴ ساعت اول تولد تهدید می کند مربوط به خونریزی است .داروهای ضدصرع به طور کلی انتقال ویتامینK را از سد جفتی مهار می کنند. در نتیجه زمان پروترومبین و زمان نسبی ترومبوپلاستین در نوزاد طولانی می شود. این خطر می تواند با مصرف ویتامین K اضافی در ماه اخر جبران شود. این مسئله می تواند به دنبال در تماس بودن جنین با داروهای فنوباربیتال، پریمیدون، فنی تویین و … رخ دهد.

عوارض مادری:

در مادران باردار مبتلا به صرع عوارض : زایمان سزارین(اساسا صرع عامل اصلی برای سزارین نیست بیشتر مادران مبتلا قادر به زایمان طبیعی هستند و سزارین در مواردی که نجات جنین مهم باشد و درد زایمان به خوبی پیشرفت نمی کند، اندیکاسیون دارد.)،پره اکلامپسی ، خونریزی واژینال، آنمی ناشی از فقر آهن، استفراغ وخیم بارداری، توکسمی ناشی از عفونت های باکتریال،پارگی زودرس کیسه آب، افسردگی بعداز زایمان ، مرگ نوزادی در بدو تولد و مرگ و میر پره ناتال بیان شده است.

خطر مرگ برای زنان حامله مصروع ده برابر بیش از زنان سالم است که به دلیل حملات تشنجی در دوران بارداری است و اغلب به دلیل قطع مصرف دارو دیده می‌شود.(زیرا مادران از عوارض دارو روی کودک خود هراس دارند.).

تشنج گراند مال یا تونیک- کلونیک در ماه های آخر بارداری می تواند سبب صدمه به جنین شود. گاهی تشنج تونیک کلونیک در طی بارداری سبب سقط خودبخودی می شود. (تشنج باعث کاهش یا افت اکسیژن جنینی شده و این مسئله می تواند سبب سقط یا مرگ جنین شود.)

تدابیر درمانی در حاملگی:

هدف اصلی ،پیشگیری از تشنج است.برای انجام این کار ،باید تهوع واستفراغ درمان شود.پس بایستی رانندگی از برنامه فعالیتهای فیزیکی در اوایل حاملگی حذف شود.همچنین این زنان باید از محرکهای ایجاد کننده تشنج اجتناب کنندو پذیرش درمان نیز باید مورد تاکید قرار گیرد.دارو درمانی ضد صرع عموما باید با کمترین دوز کنترل کننده تشنج،تداوم یابد. این درحالیست که اگر به علت قطع دارو تشنج ایجاد شود، درصد ابتلا به  اختلالات در نوزاد افزایش می‌یابد.

اکثر نوزادان مادرانی که در طول دوران بارداری دارو مصرف کرده‌اند، دچار مشکل جدی نمی‌شوند و تنها به دلیل عبور دارو از جفت عوارضی همچون بی تحرکی و خواب آلودگی بر آنها عارض می‌شود که البته موقتی بوده و پس از گذشت مدت زمان کوتاهی بر طرف می‌شود.

کمترین عوارض مربوط به درمان با لاموتریژین و بیشترین میزان بروز اختلالات مربوط به والپروات می باشد.پس تا جایی که ممکن است بایستی والپروات تجویز نگردد.

ولی اگر تشنج‌های بیمار فقط به وسیله والپروات کنترل می شود و به داروهای دیگر مقاوم می باشد باید والپروات ادامه یابد چون همان‌طور که قبلا ذکر شد بروز تشنج در دوران حاملگی بسیار خطرناک‌تر خواهد بود.

تغییرات فیزیولوژیک دوران حاملگی موجب کاهش غلظت داروهای ضدصرعی در جریان حاملگی می‌شوند.در صورتی که این کاهش غلظت، همراه بروز حمله تشنجی حاد باشد، افزایش مصرف روزانه دارو ضروری است ولی اگر این کاهش غلظت بدون همراهی حمله باشد هیچ‌گونه اقدامی در جهت افزایش مقدار مصرفی دارو نیاز نیست.

از طرف دیگر اگر تغییرات غلظت سرمی دارو در جریان حاملگی به کمتر از میزان درمانی سقوط کند افزایش مصرف دارو حتی در صورت عدم بروز هرگونه حمله‌ای ضروری به نظر می‌رسد.

نکته دیگری که حتما باید مدنظر باشد این است که غلظت سرمی داروهای ضد صرعی، بعد از زایمان معمولا افزایش می‌یابند. به همین دلیل در دوران بعد از تولد حتما باید علائم مسمومیت دارویی را مورد کاوش قرار داد تا در صورتی که تغییر میزان مصرفی دارو ضروری باشد این کار در زمان لازم انجام گیرد.

(سطح داروهای مورد مصرف در خون بیمار تا ‪ ۸‬هفته بعد از زایمان بایستی کنترل شود تا خطری از لحاظ افزایش سطح خونی و مسمومیت در بیمار ایجادنگردد.)

نیازمندی مادران:

یافته ها حاکی از آن است که نیازمندی مادر مبتلا به صرع در بارداری شامل نیاز به ویزیت مرتب و مکرر در بارداری، توجه به مراقبت دوران بارداری، مراقبت از خود و جنین در حال رشد، مشاوره ژنتیک، مصرف اضافی اسید فولیک قبل و طی بارداری، مصرف ویتامین K در ماه آخر بارداری، انجام سونوگرافی سریال در بارداری، ارزیابی سطح آلفافیتو پروتئین سرم مادر، توجه به تغذیه و خواب و استراحت مناسب، کاهش استرس با برنامه های مشاوره و تکنیک های آرامسازی، مشاوره با متخصص مغز و اعصاب در مورد نوع و مقدار و تداوم داروی مصرفی، انجام آزمایشات خونی از جهت ارزیابی سطح دارو در خون، عدم استفاده از الکل و کافئین و کوکایین و ماری جوانا، عدم تماس با رنگ ها و مواد شیمایی تشدید کننده تشنج، نیاز به ورزش بویژه پیاده روی، نیاز به آگاهی در مورد سرانجام حاملگی و استفاده از روش های کاهش درد در حین زایمان، نیاز به آگاهی والدین از سلامت جنین در طی بارداری با پیگیری برنامه های غربالگری، آگاهی در مورد تاثیر صرع بر حاملگی و بالعکس و… می باشد.

موارد فوق باید توسط پرسنل بهداشتی درمانی و متخصصان به مادران مبتلا به صرع آموزش داده شد تا سلامت مادر و جنین حفظ شود و بنیان خانواده مستحکم تر گردد.

پس در آخر باید گفت موارد زیر در مادران مبتلا به صرع از اهمیت ویژه ای برخوردارمی باشد :

۱٫ انتخاب بهترین و کم عارضه‌ترین درمان قبل از اقدام به بارداری.

۲٫ در صورت امکان، درمان به صورت تک دارویی.

۳٫ انتخاب موثرترین دارو برای نوع حمله صرعی.

۴٫ مصرف کمترین میزان ممکن از داروی ضدصرع.

۵٫ مصرف اسیدفولیک از زمان تصمیم برای حاملگی تا پایان بارداری.

۶٫ تجویز ویتامین K برای مادران در هفته‌های آخر بارداری و نوزادان در ابتدای تولد در صورت مصرف داروهایی که با ویتامین K تداخل دارند

صرع و شیردهی:

طبق منابع علمی موجود ، تمامی انواع داروهای ضدصرع وارد شیر مادر شده و از این طریق به کودکان انتقال می یابد ولی خوشبختانه مقدار دارویی که از طریق شیرمادر به نوزاد می رسد زیاد نبوده و قابل چشم پوشی است . لذا شیردهی را نباید برای مادران مبتلا به صرع ممنوع کرد .

متذکر می شویم که شیرمادر مبتلا به صرع با وجود مصرف داروهای ضدصرع برای نوزاد ،‌کاملاً سالم و بی خطر بوده و توصیه می شود که طبق روال عادی شیردهی ادامه داشته باشد .توصیه می شود اگر بیداری در شب برای مادر مبتلا به صرع مناسب نباشد شیر را دوشیده و پدر آنرا به کودک بدهد .

راضیه مقیمی کارشناس مامایی
– مسئول جمعیت و سلامت خانواده
– شبکه بهداشت و درمان شهرستان خورو بیابانک

منابع:

روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی.دکتر میلانی فر
بارداری و زایمان ویلیامز(جلد۳) .ترجمه دکتر بهرام قاضی جهانی و روشنک قطبی

نقش تعیین کننده عوامل اجتماعی در سلامت روان

سلامت روان به عنوان حالت رفاهی که در آن هر فرد ظرفیت های خود را شناخته، بتواند با استرس های طبیعی زندگی خود کنار آمده، به طور موثر و مولد کار کند و نیز قادر باشد در اجتماع مشارکت نماید، تعریف شده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اختلالات روانی و رفتاری در تمام کشورها شایع اند و مشکلات عدیده ای را نیز ایجاد می نمایند. افراد مبتلا به این گونه اختلالات اغلب با مسائلی از قبیل انزوای اجتماعی، کیفیت بد زندگی و مرگ و میر بیشتر دست به گریبانند.

هم چنین این اختلالات خود منجر به تحمیل هزینه های گزاف اقتصادی و اجتماعی نیز خواهند شد. مطالعات نشان داده است که شیوع اختلالات روانی از قبیل افسردگی، اضطراب و … در شرایط بیکاری، درآمد کم، تحصیلات محدود، شرایط کاری پر تنش، تبعیض جنسیتی و شیوه های زندگی ناسالم بیشتر است .

از آنجا که بسیاری از تعیین کننده های کلان سلامت روان در سطوح مختلف حکومت پراکنده اند ، بهبود وضعیت سلامت روان نیز نیازمند اتخاذ سیاست ها و راهکارهای مرتبط توسط سایر بخش ها می باشد. به عبارت دیگر، برخی از سازمانها و ارگانها، به غیر از بخش سلامت، با عوامل تأثیر گذار بر اختلالات روانی و رفتاری در ارتباط اند، بنابراین خود آن سازمان ها و ارگان ها لازم است سیاست ها و راهکارهای لازم را اتخاذ نمایند. همکاری بین بخشی برای تأمین سیاست های سلامت روان نقش بسیار ساختاری و مهم دارد.

سلامت معنوی به عنوان یکی از ابعاد سلامتی در کنار سلامت جسمی، ذهنی و اجتماعی مطرح شده است. دیدگاه معنوی بر روی باورها، نگرش ها، ارزشها و رفتارها تأثیر عمیق دارد و بر روی بیوشیمی و فیزیولوژی تأثیر می گذارد. این تأثیر روی فکر و بدن به نام تندرستی معنوی نامید می شود.

دیدگاه معنوی از چهار طریق روی سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تأثیر می گذارد:

رفتارهای بهداشتی:

تعهد دینی و معنویت موجب فعال سازی مسئولیت پذیری شخص در زمینه اصول و باورهای مندرج شده در دین می شود که اثرات جسمانی و روانی را نیز به خود اضافه می کند مانند رفتارهای تغذیه ای توصیه شده در ادیان.

حمایت اجتماعی:

انجام مناسک دینی و معنوی توصیه شده در دین موجب افزایش حمایت اجتماعی شده که مؤلفه اخیر یکی از تعیین کننده های اجتماعی سلامت شناخته شده است. دین تعاملات اجتماعی را افزایش داده و حمایت اجتماعی را به عنوان یک منبع ارتقای سلامت فراهم می آورد.

نقش حمایت اجتماعی در کاهش واکنش پذیری قلبی و عروقی، تسهیل بهبودی پس از حمله قلبی و کاهش سایر عوامل خطر و از جمله کاهش استرس ثابت شده است. حمایت اجتماعی با افزایش میزان جان به در بردن از انواع مختلف سرطان رابطه دارد.

خصوصیات فیزیولوژیک بدن:

احساس رضایت ناشی از دیدگاه معنوی ، روی سیستم ها و ارگان های بدن مانند قلب و عروق، ایمنی و … تأثیر تقویت کننده دارد. اثرات مافوق طبیعی که برای انسان ناشناخته مانده است.

نتیجه این تأثیرات پیشگیری از بیماری، افزایش تحمل بیماری، بهبود سریع تر بیماری، کاهش میزان استفاده از خدمات بهداشتی- درمانی و تعامل سالم فرد در اجتماع است که در تحقیقات مختلف، این مسئله نشان داده است.

لذا با توجه به دین مبین اسلام و دستورات موکد آن در زمینه های مرتبط با سلامت جای دارد جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور پیشرو اسلامی و پرچمدار مبانی اسلامی و شیعی در جهان در زمینه ترویج و تقویت این بعد از سلامت گام بردارد و نسبت به ارائه الگو در زمینه سلامت معنوی اقدام نماید.

بیکاری و امنیت شغلی:

امنیت شغلی باعث افزایش سلامتی، رفاه و رضایت شغلی می گردد، در عوض میزان بالای بیکاری موجب بیماری و مرگ زودرس می شود. اثرات بیکاری بر روی سلامت در نتیجه مسائل روحی- روانی و مسائل مالی به وجود می آید.

اضطراب در مورد نا امنی شغلی یکی از تعیین کننده های مهم سلامتی است. ناامنی شغلی بر میزان های ابتلا به بیماری های اضطرابی و افسردگی و نیز قلبی عروقی و عوامل خطر آنها تأثیر به سزایی دارد.

البته صرف داشتن یک شغل همیشه ضامن سلامتی جسم و روان نیست و در این خصوص کیفیت شغلی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ایجاد شرایط کاری اشتغال منصفانه و کارهای مناسب و در خور شأن مردم، هم از دیدگاه توسعه اقتصادی و هم از دیدگاه عدالت در سلامت ارزشمند است.

در واقع اشتغال منصفانه به معنی شرایط عادلانه در جذب افراد برای مشاغل و تکمیل کننده مفهوم کار مناسب است. ارتباطات شغلی ، رفتارها، پیامدها و عملکردهای شغلی، خود جزء عوامل کلیدی و مهم تأثیر گذار بر سلامت روان کارکنان محسوب می گردد.

منظور از کار مناسب نیز تأمین فرصت هایی برای شغل های مولد با درآمد منصفانه، امنیت محیط کاری و حمایت اجتماعی از خانواده است.

آموزش و تحصیلات:

ساختار و اساس سلامت روان هر فرد در دوران کودکی شکل می گیرد. فقر به عنوان یکی از تعیین کننده های زمینه ای سلامت و ناخوشی محسوب شده و سواد و تحصیلات به عنوان ابزاری مهم جهت خروج از فقر شناخته شده است.

تحقیقات در زمینه ی نابرابری های سلامت نشان داده اند که هرچه میزان تحصیلات کمتر باشد، وضعیت سلامت جسمی وروانی نیز نامطلوب تر خواهد بود. علت این است که سواد و تحصیلات یکی از قوی ترین نشانگرهای وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد به شمار می آید.

مسکن

مطالعات نشان داده است که ارتباط قوی بین محله ای که فرد در آن زندگی می کند، وضعیت کیفی مسکن وی و سلامت اش وجود دارد.

شواهدی در زمینه ارتباط بین فضای ناکافی در منزل و بیماری روانی و رفتاری وجود دارد .

از سوی دیگر دسترسی به محلی برای سکونت نیز بر سلامت اثر گذار است. به عنوان مثال افزایش قیمت خرید مسکن و نیز قیمت اجاره بهای آن در چند سال اخیر مشکلات سلامت (اضطراب، افسردگی)بسیاری را برای افراد کم درآمد ایجاد کرده است.

لذا اتخاذ سیاست های عمومی که بتواند تأمین کننده مسکن با کیفیت مطلوب و محله های مناسب برای زندگی خصوصا افراد و طبقات محروم جامعه باشد از ضروریات سلامت و ارتقاء عدالت در سلامت کشور است.

محیط زیست:

بررسی ها نشان داده اند از عواملی که موجب افزایش بیماری‌ها در سال‌های گذشته بوده، شدت یافتن آلودگی‌هایی است که در محیط اطراف وجود دارد. شاید در شهرها مهم‌ترین عامل ایجاد محیط زیست آلوده، آلودگی هوا ناشی از کارخانه‌های موجود در شهرها و حومه، ترافیک شهری، آلودگی‌های صنعتی و آلودگی‌های مراکزی مثل بیمارستان‌ها باشد.

محیط زیست نه تنها بیماری‌های جسمی بلکه بیماری‌های روحی و روانی را نیز موجب می‌شود. ثابت شده، در بعضی از بیماری‌های روحی ـ روانی مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی‌ها، آلودگی‌ هوا فرد را مستعد به این بیماری‌ها می‌کند.

آلودگی هوا حتی می‌تواند بر روی جنین در خانم‌های باردار نیز تأثیر منفی داشته باشد. لذا ضروری است اقداماتی انجام داد تا آسیب‌پذیری در برابر عوامل زیانبار محیط زیست را به حداقل رساند و سلامت آحاد جامعه را فزون تر نمود.

حمایت اجتماعی :

یکی از عوامل تعیین کننده سلامت انسان بهره‌مندی از حمایت‌های اجتماعی به معنای اقدام‌های کمکی در شرایط سخت زندگی برای نوع بشر است.

سلامت اجتماعی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه می پردازد. هر نوع قطع ارتباط بین فرد و جامعه، به گونه ای که افراد در چارچوبهای اجتماعی جذب نگردند، زمینه ای مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی و پیدایش مشکلات سلامت روان می باشد.

در تعریف سلامت در سال ۱۹۴۸ که توسط سازمان بهداشت جهانی بیان شد، سلامت اجتماعی یکی از سطوح سلامت کلی فرد بیان شده است. بُعد اجتماعی سلامتی شامل سطوح مهارت های اجتماعی، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگتر است.

سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر(نزدیکان و گروههای اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست تعریف می کنند و معتقدند که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می سنجد و شامل پاسخهای درونی فرد(احساس‏، تفکر و رفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعیش می باشد.

کیفیت زندگی و عملکرد شخصی فرد را نمی توان بدون توجه به معیار های اجتماعی ارزیابی کرد و عملکرد خوب در زندگی چیزی بیش از سلامت روانی است و تکالیف و چالش های اجتماعی را نیز دربرمی‌گیرد.

حاشیه نشینی و مناطق محروم دور افتاده

در تمام جوامع گروه هایی وجود دارند که بنا به دلایل مختلف، شرایط زندگی متفاوتی با سایر افراد جامعه داشته و از بسیاری از مزایای اجتماعی که سایر افراد جامعه برخوردارند از جمله خدمات سلامت محروم می مانند مثل حاشیه نشین ها، گروه های مختلف قومی و… مواردی که معمولاً در مقایسه با دیگران مورد غفلت قرار می گیرد مواردی از قبیل امکان برخورداری از تحصیل، شرایط اشتغال برابر و یا برخورداری از حمایت های اجتماعی می باشند.

این قبیل محرومیت ها سبب محدودیت روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، شرایط بد کاری، حقوق نامناسب، درآمد کم و تغذیه نامناسب این گروه ها شده که خود می تواند اثرات منفی بر سلامت روان آنان ایجاد نماید.

حوادث و بلایا:

سلامتی و زندگی بشر همواره در معرض تهدیدات و خطرات ناشی از حوادث و سوانح قرار دارد. در این میان افراد زیادی جان و یا سلامتی خود را از دست داده و همه ساله خسارات جانی و مالی زیادی به بار می‌آید.

توسعه سریع اجتماعی، اقتصادی و بهره مندی از فناوری ها و امکانات جدید، بدون زیر ساخت های فرهنگی و اجتماعی و تغییر سریع الگوهای زندگی، بدون توجه به پیش نیازهای ضروری برای پذیرش این دگرگونی ها، همگی به این منجر شده که میزان بروز حوادث عمدی و غیر عمدی، تلفات انسانی و زیان های اجتماعی و روانی ناشی از آن به شدت افزایش یافته و به یک مشکل جهانی و کشوری مبدل شود.

روند تصاعدی آسیب‌های ناشی از حوادث ‌راه‌ها آن را به عنوان یک مشکل سلامتی جدی مطرح کرده، طوری که: در سطح جهان، هر روز ۳۲۴۲ نفر در اثر آسیب‌های ترافیکی جان خود را از دست داده و بین ۲۰ تا۵۰ میلیون نفر دچار آسیب یا ناتوانی می‌شوند و آسیب‌های ترافیکی در حال حاضر در میان علل مرگ و میر در جهان با سهم ۲۱ درصد در رتبه یازدهم قرار دارد و رتبه آن در ایران، جایگاه دوم است.

همچنین با عنایت به حادثه خیز بودن کشور ما از نظر حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله و شیوع زیاد این حوادث نسبت به بسیاری دیگر از نقاط جهان ،آمادگی و برنامه ریزی وسیع و همه جانبه کشوری در مورد این حوادث ضروری می نماید

اختلال بیش فعالی-کمبود توجه( ADHD )

اختلال کمبود توجه-بیش فعالی (attention deficit/hyperactivity disorder) یک الگوی ثابت بی توجهی و بیش فعالی است ، که فراوانتر و شدیدتر از آنچه تیپیک کودکان با سطح رشد مشابه است می باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  بعضی از علائم باید قبل از ۷ سالگی ظاهر شوند ، هرچند تشخیص بعضی از کودکان سالها پس از آنکه علائم آشکار بوده است گذاشته می شود .

برای برآورده شدن ملاکهای تشخیصی ADHD ، تخریب ناشی از بی توجهی و/ یا بیش فعالی – تکانشگری باید حداقل در دو زمینه وجود داشته و با کارکرد مناسب اجتماعی ،آموزشی و فعالیت های خارج از مدرسه تداخل نماید .

این اختلال نباید در جریان اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی، یا یک اختلال پسیکوتیک دیگر روی دهد و اختلال روانی دیگری توجیه بهتری برای آن نباشد .

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه سالها در منابع علمی تحت اصطلاحات مختلف مشخص شده است .

در اوائل دهه ۱۹۰۰ کودکان تکانشگر ،مهار گسسته و بیش فعال – که بسیاری از آنان دچار آسیب های عصبی ناشی از آنسفالیت بودند – زیر عنوان سندرم بیش فعال طبقه بندی شدند .

در دهه ۱۹۶۰ گروه ناهمگونی از کودکان مبتلا به ناهماهنگی حرکتی ، ناتوانایی های یادگیری ، و بی ثباتی هیجانی بدون آسیب عصبی خاص مبتلا به حداقل آسیب مغزی توصیف شدند . از آن زمان به بعد فرضیه هایی برای توضیح ریشه این اختلال مطرح شده اند، نظیر اختلال با مبنای ژنتیکی که نشان دهنده سطح نابهنجار برانگیختگی و توانایی کم برای تعدیل هیجان ها است . این نظریه ابتدا با مشاهده تأثیر داروهای محرک در ایجاد توجه پایدار و بهبود بخشیدن توانایی کودک برای تمرکز بر تکلیفی معین مورد حمایت قرار گرفت .

در حال حاضر ، هیچ عاما واحدی مسئول بروز اختلال شناخته نمی شود ، هرچند متغیرهای محیطی بسیاری در آن سهیم بوده و بسیاری از ویژگی های بالینی قابل انتظار باآن مرتبط می باشد .

همه گیر شناسی

گزارش های میزان بروز ADHD در ایالت متحده بین ۲ تا ۲۰ درصد دانش مدارس ابتدایی متفاوت بوده است . معهذا، رقم محتاطانه حدود ۳ تا ۷ درصد کودکان مدارس ابتدایی در مرحله پیش از بلوغ است .

در بریتانیای کبیر این رقم پایین تر و کمتر از ۱ درصد است، میزان بروز در پسرها بیشتر از دخترها با نسبتی بین ۲ بر۱ تا ۹ بر۱ است . این اختلال در پسربچه های اول خانواده شایع تر است .

خواهران و برادران افراد مبتلا به ADHD با احتمال بیشتر ابتلاء به این اختلال و اختلالات دیگری نظیر اختلالت رفتار گسلنده ، اختلالات اضطرابی و اختلالات افسردگی روبرو هستند ، خواهر وبرادرهای کودکان ADHD همچنین احتمال بیشتری هست که در آزمون های پیشرفت تحصیلی نمرات پایین آورده و قرائن شکست تحصیلی نشان دهند.

والدین کودکان مبتلا به ADHD میزان بالاتری از هیپرکینزی ، سوسیوپاتی ، الکلیسم ، و هیستری نشان می دهند. هرچند شروع اختلال حدود ۳ سالگی است ، تشخیص معمولاً تا زمانی که بچه وارد کودکستان یا مدرسه ابتدایی نشده و اطلاعاتی از معلم کودک در مورد مقایسه توجه و تکانشگری او با همتاهای همسن اخذ نشده است ، گذاشته نمی شود .

سبب شناسی

علل اختلالات بیش فعالی / کمبود توجه معلوم نیست . اکثر کودکان مبتلا به ADHD قرائن آسیب آشکار ساختمانی در سلسله اعصاب مرکزی(CNS) نشان نمی دهند . برعکس ،اکثر کودکان واجد اختلالات عصبی شناخته شده ناشی از صدمات سر نقص توجه و بیش فعالی نشان نمی دهند .

علیرغم فقدان اساس نوروفیزیولوژیکی و نوروشیمیایی خاص برای این اختلال ، رابطه ای قابل انتظار بین آن و انواعی از اختلالات دیگر که بر عملکرد متغیر تأثیر می گذارند ، نظیر اختلالات یادگیری ، وجود دارد.

عوامل سهیم مطرح شده برای ADHD مشتملند بر مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زود رسی ، و صدمه مکانیکی قبل از تولد به سلسله اعصاب جنین .

مواد مکمل خوراکی ، رنگها ، ثابت نگهدارنده ها ، و قند نیز به عنوان عوامل احتمالی رفتار بیش فعال مطرح شده اند . قرائن علمی سببیت این عوامل را در ختلال بیش فعالی / کمبود توجه تأیید نکردهاند .

عوامل ژنتیک :

قرائن برای اساس ژنتیک اختلال بیش فعالی / کمبود توجه مشتمل است بر میزان تطابق بالاتر در دوقلوهای یک تخمکی نسبت به دوقلوهای دو تخمکی . همچنین همشیرهای کوکان بیش فعال دوبار بیشتر از جمعیت کلی در خطر ابتلا به این اختلال قرار دارند . یکی از خواهر و برادرها ممکن است عمداً بیش فعالی و دیگران عمداً بی توجهی نشان دهند .

والدین بیولوژیک کودکان مبتلا به این اختلال بیشتر با احتمال ابتلاء به ADHD مواجه هستند تا والدین پذیرنده . وقتی ADHD در کودکی با اختلال سلوک همراه باشد ، اختلالات مصرف الکل و اختلال شخصیت ضداجتماعی در پدر و مکادر او شایع تر از جمعیت کلی است .

عوامل مربوط به رشد :

قرائنی وجود دارد که رویارویی مادر به عفونت های فصل زمستان ، در سه ماهه اول حاملگی ممکن است نقشی در ظهور علائم ADHD در بعضی از کودکان آسیب پذیر داشته باشد .

آسیب مغزی :

از دیر باز  تصور  می شد که برخی از کودکان مبتلا به ADHD ضمن دوره جنینی یا پری ناتال متحمل آسیب جزئی و نامحسوس مغزی شده اند . آسیب مغزی فرضی ممکن است حاصل عوامل مخرب عروقی ، سمی ، متابولیک ، مکانیکی یا فیزیکی در اوائل دوران شیرخوارگی در نتیجه عفونت ، التهاب یا ضربه باشد . نشانه های عصبی غیرموضعی در این کودکان نسبت به جمعیت کلی بیشتر شایع است .

عوامل روانی – اجتماعی :

کودکان مقیم موسسات  معمولاً بیش فعال بوده و میدان توجه محدودتری دارند . این علائم از محرومیت هیجانی طولانی ناشی شده و با رفع عوامل محرومیتی ، مثل انتقال به خانه والدین رضاعی و پذیرفته شدن به عنوان فرزند از بین می روند. حوادث استرس آمیز ، اختلال در تعادل خانوادگی ، یا سایر عوامل اضطراب انگیز در شروع و دوام این اختلال سهیم هستند .

عوامل زمینه ساز ممکن است مشتمل باشد بر مزاج کودک ، عوامل ژنتیک – خانوادگی و توقعات جامعه برای رعایت رفتار یا عملکرد معمول و پذیرفته شده ، وضع اجتماعی – اقتصادی به نظر نمی رسد که عامل زمینه ساز بوده باشد .

تشخیص

نشانه اساسی بیش فعالی باید پزشک را به احتمال وجود ADHD آگاه سازد . سابقه مفصل پره ناتال و الگوهای رشد اوئل کودکی به علاوه مشاهده مستقیم معمولاً وجود فعالیت حرکتی مفرط را نشان می دهد .

بیش فعالی ممکن است در بعضی موقعیت ها (مثلاً در مدرسه) مشاهده شده و در موقعیت های دیگر(مثلاً موقع تماشای تلویزیون) دیده نشود ، و ممکن است در موقعیت های ساخت یافته کمتر آشکار شده و در موقعیت های ساخت نایافته بارزتر باشد .

معهذا این بیش فعالیت نباید به یک تظاهر کوتاه و منفرد و موقتی رفتار در شرایط استرس آمیز محدود باشد و بایستی مدتی طولانی دوام بیاورد .

طبق DSM-IV-TR  علائم باید اقلاً در دو زمینه (مثلاً مدرسه و خانه ) وجود داشته باشند تا ملاکهای تشخیص اختلال بیش فعالی / کمبود توجه برآورده شود .

ملاک های تشخیصی  DSM-IV-TR برای اختلال بیش فعالی / کمبود توجه

A- وجود (۱) یا (۲)

(۱)بی توجهی :شش مورد (یا بیشتر)از علائم بی توجهی زیر حداقل به مدت شش ماه به درجاتی که غیرانطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی است دوام داشته است :

(a)غالباً از توجه کافی به جزئیات در می ماند یا در کار تحصیلی ،کار یا سایر فعالیتها اشتباهات ناشی از بی دقتی مرتکب می شود .
(b)غالباً از حفظ توجه برروی تکالیف یا فعالیتهای مربوط به بازی ها ناتوان است .
(c)غالباً به نظر می رسد وقتی مستقیماً با او صحبت می شود گوش نمی دهد .
(d) غالباً دستورالعملها را کامل اجرا نمی کند ،کار درسی ، وظایف و تکالیف محیط کار را تکمیل نمی کند (نه به دلیل رفتار مقابله ای یا نفهمیدن دستورات )
(e) غالباً در سازماندهی تکالیف و فعالیتها ناتوان است .
(f) از تکالیفی که نیازمند فعالیت ذهنی مستمر است اجتناب می کند ،نفرت دارد ، یا در اقدام به آن مردد است (مثل کار درسی در مدرسه یا تکالیف خانگی )
(g) غالباً اشیاء لازم برای انجام تکالیف و فعالیت ها را گم می کند ( مثل تکالیف درسی ، مداد، کتاب و وسایل آموزشی )
(h) محرکهای برونی غالباً حواسش را به آسانی پرت می کند .
(i) در فعالیت ها ی روزمره غالباً فراموشکار است .

(۲) بیش فعالی – تکانشگری ، شش مورد (یا بیشتر ) از علائم بیش فعالی – تکانشگری زیر حداقل به مدت شش ماه به درجاتی که غیر انطباقی و ناهماهنگ با سطح رشدی است دوام داشته باشد:

بیش فعالی

(a)غالبا دستها وپاهایش بیقرار است و روی صندلی وول می خورد.
(b)غالبا در کلاس یا جاهای دیگری که انتظار می رود شخص نشسته باقی بماند صندلی خود را ترک می کند.
(c)در جاهائی که مناسبتی ندارد می رود یا از در و دیوار بالا می رود( در نوجوانان و بزرگسالان ممکن است محدود به احساس ذهنی بیقراری باشد).
(d)غالبا در اشتغاال بی سر و صدا به فعالیتهای تفریحی وبازی ناتوان است.
(e)غالبا در حال حرکت است و به نظر می رسد “موتوری به حرکتش وا می دارد”
(f)غالبا زیاد حرف می زند.
تکاشگری
(g)غالبا قبل از اینکه سوال تمام شود جوابهائی می پراند.
(h) غالبا در انتظار کشیدن برای نوبت ناتوان است.
(i)غالبا حرف دیگران را قطع کرده یا مداخله می کند (مثلا خود را مکالمات یا بازیها داخل می کند).

B_برخی علائم بیش فعالانه ، تکانشی یا بی توجهی منجر به اختلال ، قبل از ۷ سالگی وجود داشته است.
c_تخریب کم و بیش ناشی از علائم در دو یا چند زمینه (مثل مدرسه یا کار و خانه ) وجود دارد.
D_باید قرائن آشکار تخریب قابل توجه بالینی در عملکرد اجتماعی ، شغلی یا تحصیلی وجود داشته باشد.
E_علائم منحصرا در جریان اختلال فراگیر رشد ، اسکیزوفرنی ، یا اختلالات پیسیکوتیک دیگر روی نداده و اختلال روانی دیگری (مثل اختلال خلقی ، اختلال اضطرابی ، اختلال تجزیه ای ، یا اختلال شخصیت) توضیح بهتری برای آن نیست.

بر حسب نوع کد گذاری نمائید:

اختلال ببش فعالی /کمبود توجه ، نوع مرکب: اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A1وجود داشته اما A2 وجود نداشته است.

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه ، عمدتا نوع بی توجه: اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A1وجود داشته اما A2وجود نداشته است.

اختلال بیش فعالی / کمبود توجه ، نوع بیش فعال_تکانشگر : اگر در ۶ ماه گذشته ملاک A2وجود داشته اما A1وجود نداشته است.

یاد آوری کد گذاری: برای افرادی (به خصوص نوجوانان و بزرگسالان ) که علائم آن ها فعلا شامل ملاک های کامل نمی گردد عبارت  ” بهبود موقت نسبی ” باید ذکر شود.

سایر خصوصیات مشخص کننده این اختلال عبارتند از محدودیت میدان توجه و حواس پرتی سریع . در مدرسه این کودکان قادر به انجام دستورالعمل ها نبوده و نیازمند توجه بیشتری از جانب معلمین هستند . در خانه ، خواسته های والدین خود را بطور کامل انجام نمی دهند .

این کودکان مستعد رفتار خلق هلساعه هستند ، بی ثباتی هیجانی نشان می دهند، و تحریک پذیر و انفجاری هستند .

کودکانی که بیش فعالی ویژگی عمده آنهاست بیشتر برای درمان ارجاع می شوند تا کودکانی که علائم اولیه آنها نقص توجه است . کودکانی که به نوع عمدتاً بیش فعال – تکانشگر ADHD تعلق دارند احتمال بیشتری هست که تشخیص ثابتی با گذشت زمان داشته باشند و نیز احتمال بیشتری هست که در مقایسه با کودکان مبتلا به نوع عمدتاً بی توجه ADHD به اختلال سلوک توأم مبتلا باشند .

اختلالات مربوط به خواندن ، ریاضیات ، زبان و هماهنگی ممکن است همراه با اختلالات کمبود توجه مشاهده شود ، سابقه اهمیت خاصی دارد ،چون ممکن است برگه هایی از عوامل قبل از تولد (از جمله ژنتیک )هنگام تولد، و پس از تولد که احتمالاً در ساختمان یا کارکرد سلسله اعصاب مرکزی تأثیر گذاشته اند به دست دهد .

سرعت رشد و انحرافات مربوط به رشد و واکنش های والدین به اختلالات رفتاری مهم و استرس آمیز باید مورد توجه قرار گیرد ، چون ممکن است به تعیین میزان سهم والدین در پیدایش بی کفایتی عملکرد کودکان ، یا نحوه واکنش آنها کمک نماید .

نحوه روابط با خواهر و برادرها ، همسالان و افراد بالغ و فعالیت های آزاد یا ساخت یافته ، سرنخ های تشخیصی باارزشی نسبت به وجود اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و شناخت عوارض اختلال به دست می دهد . معاینه وضعیت روانی ممکن است افسردگی ثانوی خلق را نشان دهد ، حواس پرتی شدید ،تکرار یا درجازدن ، و طرز تفکر غیرانتزاعی و واقعی ممکن است وجود داشته باشد .

معاینه عصبی ممکن است ناپختگی یا نقص دیداری – حرکتی – درکی یا تفکیک شنیداری در غیاب نشانه های آشکار اختلالات حدت بینائی یا شنوائی نشان دهد . چنین کودکانی ممکن است مسائلی در هماهنگی حرکتی ، و کپیه کردن تصاویر متناسب با سن ، حرکات متناوب سریع ، تفکیک راست – چپ ، تسلط برابر دو دست ، عدم تقارن رفلکسی ، و انواعی از نشانه های عصبی غیرموضعی خفیف نشان دهند.

ویژگی های بالینی

شروع اختلال ممکن است در شیرخوارگی بوده باشد .چنین شیرخوارانی نسبت به محرک ها بسیار حساسند و تحت تأثیر سروصدا و نور ، تغییرات درجه حرارت ، یا سایر تغییرات محیطی دچار آشفتگی می گردند . گاهی نیز برعکس چنین کودکانی شل و بیحال هستند ، اکثر اوقات می خوابند ، و به نظر می رسد که در ماه اول زندگی رشد آهسته ای دارند .

هرچند در مورد این بچه های شیرخوار پرتحرک بودن ، کم خوابی و زیاد گریه کردن معمولتر است .

در مدرسه کودکان ADHD ممکن است به سرعت پاسخ به سوالات امتحانی را شروع کرده اما پس از جواب دادن یکی دو سئوال دست از فعالیت بردارند . ممکن است نتوانند منتظر نوبت خود شوند و بخواهند به جای هرکس دیگر جواب بدهند ، در خانه نیز خاموش کردن آنها برای چند لحظه ، بسیار دشوار است .

چنین کودکانی غالباً تحریک پذیری انفجارگونه نشان می دهند . اغلب از نظر هیجانی بی ثبات بوده و به آسانی گریه یا خنده سرمی دهند ، و خلق و عملکرد آنها نیز متغیر و غیرمنتظره است . مسائل هیجانی همزمان شایع است .

خصوصیاتی که بیش از همه مشاهده می شود ، به ترتیب شیوع عبارتند از : بیش فعالی ، اختلال حرکتی -ادراکی ، بی ثباتی هیجانی ، کمبود هماهنگی کلی ، اختلال توجه ( محدودیت میدان توجه ،حواس پرتی ، تکرار و درجازدن ، ناتوانی در تکمیل کارها ، بی توجهی ، ضعف تمرکز ) ، رفتار خلق الساعه ( اقدام قبل از اندیشیدن ، تغییرات ناگهانی فعالیت ، فقدان سازمان ، بیقراری و ازجاپریدن در کلاس درس) اختلالات حافظه و تفکر ، ناتوانی خاص یادگیری ، اختلالات تکلم و شنوایی ، نشانه های عصبی مبهم و بی نظمی های الکتروآنسفالوگرافیک .

مسائل تحصیلی هم از نظر یادگیری و هم رفتاری ، شایع هستند . این مسائل گاهی از اختلالات خاص یادگیری یا زبان که مربوط به رشد هستند ، یا از حواس پرتی کودک و توجه نوساندار او که موجب کندی کسب ، ذخیره سازی ، و ابراز معلومات می گردد ناشی می شوند .

این مسائل بخصوص هنگام ارزیابی شدت یا آزمون های گروهی ، به اختلالات خاص یادگیری شباهت دارند . واکنش نامطلوب کارکنان مدرسه به رفتار مشخص این سندرم و پایین بودن احترام به نفس به علت احساس بی کفایتی ، ممک است با اشارات ناخوشایند همسالان همراه شده و مدرسه را جای شکستی ناخوشایند برای این کودکان سازد . این امر ممکن است موجب کنش نمائی ، رفتار ضداجتماعی و خودشکنی و خودکیفر دهی گردد.

سیر و پیش آگهی

سیر اختلال بسیار متغیر است  .ممکن است علائم تا نوجوانی یا جوانی ادامه یابند، مکن است در سن بلوغ فروکش کنند ،یا ممکن است  که بیش فعالی ناپدید شود ، اما پایین بودن فراخنای توجه و مشکلات کنترل تکانه ادامه یابد . بیش فعالی معمولاً نخستین علامتی است که از بین می رود و پزیشانی حواس آخرین آن هاست .

در یک پیگیری جدید، ADHDبطور کلی حالت مستمر داشت . استمرار بیماری با وجود سابقه خانوادگی اختلال ، رخدادهای منفی زندگی ، و توأم شدن با علائم مربوط به سلوک ، افسردگی و اضطراب قابل پیش بینی بود .

بیش فعالی قبل از ۱۲ سالگی معمولاً دیده نمی شود . اگر بهبود روی دهد معمولاً بین ۱۲ تا ۲۰ سالگی است . بهبود ممکن است با نوجوانی پربار ،زندگی سازنده در سنین بزرگسالی ، روابط بین فردی رضایت بخش ، و یادگارهای معدودی از اختلال همراه باشد . معهذا اکثر بیماران مبتلا به ADHD بهبود نسبی پیدا کرده و نسبت به اختلال شخصیت ضداجتماعی ، سوء مصرف مواد و اختلالات خلقی آسیب پذیر هستند . مسائل یادگیری معمولاً دوام می یابند .

در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد موارد ، علائم تا بزرگسالی دوام می یابد . چنین کسانی ممکن است کاهش بیش فعالی نشان دهند ، اما همچنان مستعد رفتار خلق الساعه و تصادف پذیر باقی می مانند .کودکان مبتلا به ADHD که علائم آنها تا نوجوانی ادامه می یابد در خطر بالاتر ابتلا به اختلال سلوک هستند .

تقریباً ۵۰ درصد کودکان مبتلا به اختلال سلوک در بزرگسالی شخصیت ضداجتماعی پیدا می کنند . کودکان مبتلا به ADHD و اختلال سلوک توأم در خطر ابتلا به اختلال سوء مصرف مواد نیز قرار دارند . اکثر کودکان مبتلا به ADHD برخی مسائل اجتماعی دارند.

کودکانی که از نظر اجتماعی دچار مشکل هستند و به ADHD دچار هستند بطور قابل ملاحظه میزان بالاتری از اختلالات روانی توأم دارند و مسائل بیشتر در مدرسه، با همتاها و اعضاء خانواده پیدا می کنند .

بطور کلی ، فرجام ADHD در کودکان به نظر می رسد با میزان پسیکوپاتولوژی توأم ، بخصوص اختلال سلوک ، ناتوانی اجتماعی و عوامل خانوادگی درهم برهم رابطه دارد . بهترین نتایج ممکن است با بهبود بخشی کارکرد اجتماعی، کاهش پرخاشگری ،و اصلاح هرچه سریع تر وضعیت خانوادگی به دست آید .

درمان

درمان داروئی : مواد داروئی که سابقه تأثیر قابل ملاحظه و ایمنی فوق العاده در درمان ADHD نشان داده اند مشتملند بر : محرک های CNS ، از جمله ترکیبات با اثر فوری و بلند مدت متیل فنیدیت ، دکستروآمفتامین ، وترکیب ملحی دکستروآمفتامین و آمفتامین .
کنترل درمان با محرک ها

در شروع درمان ، تازه ترین ابعاد توصیه شده توسط آکادمی امریکا روانپزشکی کودک و نوجوان ،(AACAP)بررسی های زیر قبل از شروع درمان با محرک توصیه کردها است :

• معاینه بالینی
• فشار خون
• نبض
• وزن
• قد

توصیه می شود کودکان و نوجوانان تحت درمان با محرک ها از نظر قد ، وزن و فشار خون و نبض هر دو هفته یک بار تحت معاینه قرار گیرند و هر سال یک بار معاینه جسمی در مورد آنها به عمل آید .

مداخله های روانی – اجتماعی :

دارو به تنهایی غالباًبرای برآوردن نیازهای درمانی جامع کودکان مبتلا به این اختلال نیست و معمولاً وجهی از یک رژیم چند وجهی است . گروه های مهارت های اجتماعی ، آموزش والدین کودکان مبتلا به ADHD، و مداخله های رفتاری در مدرسه و خانه غالباً در مدیریت کلی کودکان مبتلا به ADHD اثر بخش است .

ارزیابی و درمان اختلالات یادگیری توأم یا اختلالات روانپزشکی اضافی حائز اهمیت است . به کودکانی  که دارو برای آنان تجویز می شود باید هدف دارو درمانی بازگو شده و فرصتی به آنان داده شود که معنی دارو را برای خود جستجو کنند . مفاهیم نادرست مثل ” من دیوانه هستم ” کنار گذاشته شده و روشن شود که دارو به کودک کمک می کند که بهتر از قبل با موقعیت ها برخورد کند .

وقتی به این کودکان اجازه داده می شود که در ساختمان محیط خود سهیم باشند ،اضطرابشان فروکش می کند .

همکاری والدین و معلم برای تعیین یک رشته انتظارات از کودک و یک سیستم پاداش دهی در صورت برآورده شدن انتظارات سودمند است .

گروه درمانی معطوف به پالایش مهارت های اجتماعی و نیز افزایش احترام به نفس و احساس موفقیت ممکن است برای کودکان مبتلا ADHD که مشکلات زیادی در عملکرد در زمینه های گروهی ، مخصوصاً مدرسه دارند ، مفید باشد .

پاسخ به سوالاتی در رابطه با کم خونی فقر آهن

بهمن ۲۵, ۱۳۹۱ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

• کم خونی فقر آهن چیست و چه اهمیتی دارد؟

کم خونی فقر آهن یکی از شایعترین بیماری ها و مشکلات بهداشتی در جهان محسوب می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، آهن بعنوان یک ماده معدنی مورد نیاز در خونسازی و تشکیل هموگلوبین نقش داشته و در صورت کمبود این ریز مغذی هموگلوبین توانایی انتقال اکسیژن به بافتهای مختلف بدن از جمله مغز وعضلات را به خوبی نداشته و موجب می شود تا شخص نتواند به خوبی فعالیت های فکری و حرکتی روز مره خود را انجام دهد.

• علائم کم خونی فقر آهن چیست ؟

شایعترین و مهمترین آنها احساس ضعف و خستگی ،سیاهی رفتن چشم (خصوصاً به هنگام برخاستن ناگهانی )، سرگیجه ، بی اشتهایی وسوزن سوزن شدن دستها و پاهاست.

• مهمترین علل بروز این نوع کم خونی چیست؟

کمبود آهن در رژیم غذایی روزانه ؛ عادات و الگوهای نامناسب غذایی (مصرف چای همراه با غذا یا بلافاصله بعد از غذا یا استفاده از نان های  حاوی جوش شیرین) ؛ دفع زیاد آهن به دلیل خونریزی شدید در دوران قاعدگی(که به همین دلیل دختران بیش از پسران در معرض کمبود آهن قرار دارند) و یا بیماری های دستگاه گوارش مثل زخم معده،زخم اثنی عشر و هموروئید(بواسیر) ؛ ابتلا به آلودگی های انگلی مانند کرم قلاب دار،ژیاردیا و مالاریا؛ تخلیه ذخائر آهن در زنان به علت بارداری های مکرر و با فاصله کمتر از ۳ سال( با مصرف غذاهای آهن دار و یا مکمل های دارویی آهن می توان از تخلیه ذخائر بدن جلوگیری کرد).

• آیا مصرف این تعداد قرص می تواند نیاز به آهن را برآورده کند؟

تحقیقات بسیاری در این مورد انجام شده که به این نتیجه رسیدند که با مصرف ۱۶ عدد قرص بصورت هفته ای یکبار می توان به سادگی ذخائر آهن بدن را افزایش داد بطوری که شخص تا حدود یک سال دچار نقصان آهن نشود.

در واقع این تعداد قرص نقش پیشگیری کننده از کم خونی فقر آهن دارد و در صورتیکه شخص دچار کمبود آهن باشد می بایست دوره درمانی را با نظر پزشک تکمیل کند.

• اگر از غذاهای سرشاراز آهن استفاده کنیم باز هم نیازی به مصرف قرص داریم؟

جذب آهن در دستگاه گوارش بسیار پایین است اما اگر بطور مرتب و روزانه غذا های حاوی آهن مصرف شود می تواند نیاز ما را به این ریز مغذی رفع نماید .

با این وجود مصرف مکمل آهن توصیه می شود چرا که بعضی ازعوامل مانند خونریزی ها ،عادات بد غذایی و آلودگی انگلی می توانند منجر به از دست رفتن آهن در بدن و تخلیه ذخائر بدن گردند که مصرف این مکمل ها می تواند تضمین کننده خوبی برای جبران آن باشد.

از طرفی مصرف این تعداد قرص هیچ عارضه ای از نظر دریافت زیاد آهن ایجاد نخواهد کرد.

• آیا مصرف این قرص ها عوارضی هم دارد؟

عوارض آن نادر است و تنها در برخی افراد عوارض خفیف ایجاد می نماید از جمله حالت تهوع ،استفراغ و یا دردهای ناحیه گوارشی .

مصرف قرص با معده پر و بعد از غذا می تواند بروز این عوارض را به حداقل برساند.

بیش از ۶ ساعت نشستن در روز، از سیگار کشیدن نیز خطرناک تر است

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات بر روی شیوه زندگی انسانها نشان داده است که خطر مرگ در افرادی که بیش از ۶ ساعت در روز می نشینند تا ۴۰ درصد افزایش می یابد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اطلاعات اولیه ای که از تحقیقات سازمان بهداشت جهانی در زمینه عوامل خطرساز وجود دارد حاکی از اینست که عدم فعالیت یا زندگی بی تحرک، یکی از ۱۰ علت اصلی مرگ و میر ناتوانی در کل جهان است. در کشورهای مختلف بین ۶۰ تا ۸۵ درصد از بالغین تحرک کافی برای بهبود سلامتی شان ندارند.

زندگی با تحرک کم موجب افزایش تمام علل مرگ و میر میشود.

خطر بیماریهای قلب و عروق،دیابت و چاقی را دوبرابر میکند و مشخصاً باعث افزایش خطر سرطان روده،فشار خون بالا،استئوپروز،افسردگی و اضطراب میشود

تمام سیستمهای بدن ، در معرض خطرات ناشی از کم تحرکی هستند . این خطرات به سن ، سلامت جسمی – روانی ، سطح بی تحرکی ، مدت و زمان بی تحرکی بستگی دارد .

امروزه افراد ساعات زیادی از روز را در مقابل تلویزیون یا رایانه می نشینند و مطالعات جدید نشان می دهد نشستن به مدت طولانی از سیگار کشیدن نیز خطرناک تر است.

امروزه اکثر کارها به صورت نشسته انجام می شود و آمار نشان می دهد هر فرد به طور متوسط حدود ۹.۳ ساعت در روز می نشیند.

پزشکان اظهار کردند: نشستن یا همان بی تحرکی باعث کند شدن متابولیسم بدن، کاهش میزان چربی های مفید در خون و بروز چاقی می شود.

همچنین نشستن باعث ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع ۲ و سرطان پستان و روده بزرگ می شود.

فعالیت بدنی میتواند کیفیت زندگی را در تمام سنین برای همگان بهبود بخشد. شیوه زندگی فعال باعث میشود افراد مسن دوستان جدیدی پیدا کنند،در فعالیتهای اجتماعی باقی بمانند و با سایرین در تمام سنین مراوده داشته باشد.

بهبود انعطاف پذیری،تعادل و قوام عضلانی به پیشگیری از افتادن که دلیل عمده ناتوانی در افراد مسن است کمک میکند.مشخص شده است که شیوع بیماریهای مغزی در افرادی که از نظر بدنی فعال هستند کمتر است.فعالیت بدنی میتواند کمک شایانی به درمان برخی اختلالات فکری مثل افسردگی بنماید.

جلسات ورزشی برنامه ریزی شده مطابق با سطح تناسب بدنی هر فرد یا پیاده روی ساده میتواند فرصت یافتن دوستان جدید و اتصال با جامعه و کاهش احساس تنهایی و محرومیت اجتماعی را به فرد بدهد.

فعالیت بدنی میتواند خود اتکایی و اطمینان به خود را که معیارهایی مبنایی در سلامت روح است افزایش دهد.

بنابراین ترویج فعالیت های فیزیکی و ترغیب مردم به انجام ورزشهای مفید باید جزء اولویت های اساسی سیاست گذاران بهداشتی قرار گیرد.

این مهم نیاز به تغییر ساختار فرهنگی جامعه از طریق افزایش آگاهی شهروندان در مورد اثرات سودمند انجام فعالیت های بدنی و لزوم پرهیز از بی تحرکی دارد.فرهنگ سازی در این خصوص باید از همان سال های ابتدایی دبستان شروع شود تا فرد بتواند در طول زندگی تحرک کافی داشته باشد.

والدین در منزل و متولیان امر آموزش در مدارس باید محیطی حمایت کننده و تشویق کننده برای افزایش تحرک بدنی فراهم نمایند.ادامه روند بی تحرکی در کودکان سبب بروز چاقی شده و در نهایت شانس مرگ زودرس و ناتوانی در بزرگسالی را افزایش می دهد .

فعالیت بدنی نوعی حرکت و جنبش است که توسط عضلات اسکلتی ایجاد می شود و نیازمند انرژی است.

حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت فیزیکی منظم با شدت متوسط به مدت ۵ روز در هفته خطر ابتلاء به بیماریهای شایع غیرواگیر را کاهش می دهد.این نوع از فعالیت باید به نحوی انجام شود که تعداد ضربان قلب افزایش یابد.

متخصصین تاکید می کنند که انجام فعالیت های بدنی موجب بهبود عملکرد تمامی اعضاء بدن می گردد که در زیر نمونه هایی از اثرات مثبت فعالیت بدنی منظم را ذکر می کنیم :

– خطر مرگ و میر قبل از بلوغ را کاهش میدهد.

– خطرمرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی یا سکته مغزی را کاهش می دهدکه مسوول یک سوم تمام مرگ ها هستند.

– خطر ایجاد بیماری های قلبی یا سرطات روده ها را تا ۵۰ درصد کاهش میدهد.

– خطر ابتلای به دیابت نوع ۲ را ۵۰ درصد کاهش میدهد.

– کمک میکند تا احتمال ابتلای به فشار خون بالا را که یک پنجم جمعیت بالغ دنیا را گرفتار کرده کاهش یابد.

– به پیشگیری یا کاهش استئوپروز کمک میکند،خطر شکستگی لگن را تا ۵۰ درصد در زنان کاهش میدهد.

– خطر ایجاد دردهای ناحیه کمر را کاهش میدهد.

– باعث ترفیع سلامت روحی و روانی میشود.اضطراب،استرس و احساس افسردگی و تنهایی را کاهش میدهد.

– کمک میکند تا از عادات خطرناک مثل مصرف سیگار،الکل و سوءاستفاده از مواد مخدر و رژیم غذایی بد و خشونت مخصوصاً در کودکان و نوجوانان جلوگیری شود.

– کمک میکند تا وزن بدن را تنظیم کرده و خطر چاقی را ۵۰ درصد نسبت به افراد بی تحرک کاهش میدهد.

– کمک میکند تا استخوانها،عضلات و مفاصل سالمی داشته باشیم و افراد دچار حالات ناتوان کننده مزمن را از نظر قدرتی تقویت میکند.

– میتواند به درمان حالت های دردناک مثل کمردرد و زانودرد کمک کند.

نیمی از کشورهای جهان برنامه های از پیش تعیین شده برای پیشگیری از سرطان ندارند

سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) در گزارش جدیدی اعلام کرد در حال حاضر کمتر از نیمی از کل کشورهای جهان برنامه های از پیش تعیین شده برای پیشگیری از سرطان و ارائه خدمات درمانی و مراقبتی مناسب به بیماران سرطانی دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، سرطان از علل عمده مرگ و میر و ناتوانی در جوامع بشری بوده و در کشور ما نیز سالیانه بیش از ۷۰،۰۰۰ نفر به این بیماری مبتلا شده ومتاسفانه بیش از ۳۰،۰۰۰ نفر فوت می کنند و تخمین زده می شود که تا ۲۰ سال آینده ۹۰% به این تعداد افزوده شود.

با این حال این بیماری مهلک تا حدود زیادی قابل پیشگیری است. پیشگیری باصرفه‌ترین روش برخورد با سرطان است، به طوری که بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی با زندگی سالم، تغذیه صحیح، فعالیت بدنی مناسب و دوری از عوامل سرطان زا از بیش از ۴۰% موارد سرطان می توان جلوگیری نمود.

«اولگ چست نف» از کارشناسان ارشد بخش سلامت روان و بیماریهای غیرواگیردار در سازمان جهانی بهداشت در این باره اظهار داشت: بیماران سرطانی دیگر نباید در هیچ کجای دنیا محکوم به مرگ باشند چرا که در حال حاضر روش های تایید شده ای برای پیشگیری و درمان بسیاری از سرطانها وجود دارد.

با این حال در گزارش این سازمان که حاصل مطالعه روی ۱۸۵ کشور مختلف جهان است، معلوم شد: کمتر از نیمی از کشورهای دنیا و تنها ۱۷ درصد از کشورهای آفریقایی به اندازه کافی روی برنامه های کنترل سرطان سرمایه گذاری کرده اند.

از آنجا که هر سال تقریبا ۱۳ میلیون مورد جدید ابتلا به سرطان تشخیص داده می شود و حدود ۷.۶ میلیون نفر نیز بر اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست می دهند، عدم آمادگی بیشتر کشورها برای مقابله با سرطان، بسیار نگران کننده است.

همچنین سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که آمار فوق مربوط به قربانیان این بیماری در سال ۲۰۱۰ میلادی است و ممکن است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی این آمار تا دو برابر افزایش پیدا کند و به بیش از ۱۳ میلیون مورد مرگ و میر ناشی از سرطان برسد.

در این گزارش هم چنین آمده است، از آنجا که در حال حاضر سالانه بیش از دو سوم از موارد جدید ابتلا به سرطان و مرگ ناشی از این بیماری در کشورهای در حال توسعه اتفاق می افتد لذا کمبود برنامه های کاربردی کنترل سرطان در این کشور نگران کننده و هشدار دهنده است

” سرعت ” اصلی ترین عامل خطرساز در حوادث ترافیکی است

حوادث ترافیکی سالانه موجب مرگ و میر حدود ۱۲۰ میلیون نفر و مجروح شدن بیش از ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  آمارهای ارائه شده در ایران نشان می دهد که پس از بیماری های قلبی، عروقی، حوادث دومین علت مرگ و میر در همه گروههای سنی و در گروه سنی زیر ۴۰سال اولین علت مرگ و میر است که شایع ترین آنها حوادث ترافیکی است.

عابران پیاده، دوچرخه سواران، موتور سواران و رانندگان دوچرخه های موتوری در مقایسه با رانندگان و مسافران اتومبیل ها و وسایل نقلیه موتوری بزرگتر، بیشتر در معرض خطر هستند و از آنها به عنوان کاربران پرخطر راه ها یاد می شود.

سرعت به عنوان اصلی‌ترین عامل خطرساز در حوادث ترافیکی راه‌ها شناخته شده است. سرعت خودرو هم خطر تصادف را افزایش داده و هم شدت جراحات را بیشتر می‌کند. به‌طوری که ۳۰ تا ۵۰ درصد علل مرگ ناشی از حوادث ترافیکی به سرعت خودروها مربوط می‌شود.

سرعت زیاد هنگامی است که سرعت خودرو از حد مجاز تجاوز کند و سرعت نامناسب به شرایطی گفته می‌شود که سرعت خودرو با شرایط جاده و ترافیک موجود متناسب نباشد. هر دوی این حالات مسبب اصلی تصادفات منجر به جراحات شدید و مرگ سرنشینان شناخته شده‌اند.

سرعت وسیله نقلیه در رأس مشکلات سوانح و صدمات رانندگی قرار دارد. سرعت وسیله نقلیه هم بر خطر تصادفات و هم بر عواقب تصادف تأثیر دارد. سرعت بالا در یک وسیله نقلیه زمانی است که محدوده سرعت مربوطه رعایت نشود.

سرعت نامتناسب زمانی است که وسیله نقلیه با سرعتی که متناسب با وضعیت متداول جاده و ترافیک نباشد حرکت نماید.

سرعتی که راننده برای حرکت انتخاب می کند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد.

شواهد بارزی در دست است که رابطه بین میانگین سرعت و ریسک تصادف را نشان می دهد:

· احتمال بروز یک تصادف منجر به آسیب با مربع سرعت متناسب است. (مربع سرعت : دو برابر سرعت)

· احتمال یک تصادف شدید با مکعب سرعت متناسب است. (مکعب سرعت: سه برابر سرعت)

· احتمال یک تصادف منجر به فوت با توان چهارم سرعت متناسب است.

o شواهد عملی از مطالعات در مورد سرعت در کشورهای مختلف نشان داده است که افزایش میانگین سرعت بر میزان یک کیلومتر در ساعت سبب افزایش شاخص بروز تصادف به میزان ۳% می شود.

شدت جراحات وارده در تصادف:

سرعت وسیله نقلیه تأثیر منفی قابل توجهی بر ایمنی دارد.

با افزایش سرعت تعداد و شدت جراحات نیز افزایش می یابد. مطالعات نشان می دهد که سرعت بالاتر در لحظه برخورد سبب احتمال بیشتر جراحات جدی و منجر به مرگ می شود.

· شدت آسیب در سرنشینان خودرو به تغییر سرعت در هنگام برخورد بستگی دارد.

· در تصادف شدید افزایش خطر بیشتر است. در این موارد با افزایش متوسط سرعت به میزان ۱ کیلومتر در ساعت سبب ۵% خطر بیشتر آسیب های شدید و یا منجر به مرگ می شود.

تحقیقات نشان میدهد رابطه سرعت ماشین با احتمال مرگ عابر پیاده در صورت تصادف به شکل زیر است:

· احتمال مرگ عابران هنگامی که لحظه برخورد از ۳۰ به ۵۰ کیلومتر در ساعت افزایش یابد ۸ برابر می شود.

سرعت زیر ۳۰کیلومتر در ساعت احتمال مرگ عابر ۱۰%

سرعت بین ۳۰تا ۴۰کیلومتر در ساعت احتمال مرگ عابر ۲۵%

سرعت ۴۰تا ۴۵کیلومتر در ساعت احتمال مرگ عابر ۶۱%

همچنین سرعت غیر مجاز بعنوان یک عامل خطر جدی در آسیب های ناشی از تصادفات جاده ای است که هم بر خطر تصادف و هم بر شدت آسیب های ناشی از آن تاثیر می گذارد.

احتمال مرگ سرنشینان خودرو با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت ۲۰ برابر زمانی است که سرعت خودرو ۳۰ کیلومتر در ساعت است.

· احتمال آسیب جدی برای سرنشینان صندلی جلو که کمربند ایمنی بسته اند در سرعت (۴۸ کیلومتر در ساعت) در مقایسه با خطر آسیب در سرعت (۳۲ کیلومتر در ساعت) ۳ برابر و در سرعت (۶۴ کیلومتر در ساعت) ۴ برابر است.

· احتمال خطر مرگ برای سرنشینان خودرو در تصادف با سرعت لحظه برخورد (۸۰ کیلومتر در ساعت) ۲۰ برابر احتمال مرگ با سرعت (۳۲ کیلومتر در ساعت ) است.

· در تصادف با سرعت ۳۲ کیلومتر در ساعت شانس زنده ماندن عابر پیاده ۹۰% است ، ولی این شانس در سرعت ۴۵ کیلومتر در ساعت و بالاتر به کمتر از ۵۰ درصد خواهد رسید.

· علت اصلی حدود یک سوم سوانح منجر به مرگ و آسیب های شدید در کشورهای صنعتی ، سرعت بالا و نامتناسب است. سرعت بر خطر بروز تصادف تأثیر می گذارد. سرعت بیشتر ، فرصت کمتری برای پیشگیری از برخورد فراهم می کند. در زمان مشابه ، سرعت بالاتر عواقب شدیدتری به دنبال دارد.

· افزایش متوسط سرعت به میزان یک کیلومتر در ساعت خطر تصادف منجر به آسیب را ۳۰% افزایش می دهد.

عوامل دیگر که بر مرگ ناشی از حوادث رانندگی تاثیر گذارند :

کمربند ایمنی :

استفاده از کمربند ایمنی خطر صدمات جدی و کشنده را از ۶۵ به ۴۳ درصد کاهش می دهد و استفاده از کمربند ایمنی بیشتر از هر وسیله دیگر از خطر تصادفات روبرو با یکدیگر می کاهد. از سن ۱۲ سالگی به بعد، نوجوانان هم می توانند مانند بزرگترها روی صندلی جلو بنشینند و از کمر بند ایمنی خودرو استفاده کنند. اما کودکان کمتر از ۱۲ سال یا نوجوانان با قد کوتاهتر از ۱۳۰ سانتی متر باید روی صندلی عقب ماشین بنشینند.

- رعایت دید مناسب در رانندگی:

خطر تصادفات ناشی از خستگی در شب ۱۰ برابر است. بطوری که این خطرات در حدود ساعت ۲ تا ۵ صبح یا غروب آفتاب یا در شب بعلت دید ناکافی تقریبا” ۵ برابر بیشتر از زمانهای دیگر شبانه روز است. ( ۲۱درصد مرگ و میرها ناشی از دید ناکافی است) یکی از راه های افزایش دید، حرکت با چراغ های روشن حتی در مدت روز است چرا که باعث کاهش ۱۰ تا ۱۵درصدی تصادفات می شود.

- استفاده از صندلی ویژه کودک :

گفته شده است در ایران سوانح و حوادث جزء اولین  علت های مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال به شمار می رود. بر روی زانو نشاندن اطفال در حین سفر در تصادفات رو در روبی که دو اتومبیل از دو جهت مخالف با یکدیگر بر خورد می کنند، بسیار خطر ساز است.

در صورتی که سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت باشد، نمی توان او را کنترل کرد و کودک صددرصد با داشبورد و شیشه جلو برخورد می کند و به دنبال آن آسیب ها و پیامدهای ناشی از دست دادن فرزند برای والدین خواهد آمد. با استفاده از صندلی کودک می توان مرگ ناشی از سوانح ترافیکی کودکان را تا ۵۱ درصد کاهش داد.

- استفاده از کلاه ایمنی سفید رنگ و لباس های روشن موجب کاهش ۴۵ درصدی تصادفات می شود؛ ۲۵درصد از موارد مرگ و میر حوادث ترافیکی مربوط به راکبان موتور سیکلت است که نیمی از مرگ های مربوط به این گروه بعلت جراحات ناحیه سر است. استفاده از رنگ های روشن در چرخ ها و عقب موتور سیکلت ها و استفاده از چراغ های شفاف برای ترمزها در قسمت عقب موتور باعث افزایش دید و کاهش ۱۵ تا ۵۰ درصدی تصادفات می شود.

برخی از عوامل خطر تصادف برای عابران و دوچرخه سواران

- دید کم در خیابان

- توجه ناکافی به ایمنی عابرین پیاده در جاده

- تأثیر منفی الکل بر عابران و دوچرخه سواران

- طراحی نامناسب جلو خودرو

نکاتی مهم در رابطه با تغذیه در سنین مدرسه

به طور معمول تا سن ۸ سالگی،وزن پسران کمی بیش از دختران است ولی پس از آن به دلیل افزایش نسج چربی،وزن دختران کمی بیش از پسران می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  نیازهای تغذیه ای کودکان در این گروه سنی بسته به میزان فعالیت بدنی ایشان،متغیر است.در این سنین،کودکان تمایل زیادی به مصرف غذاهای آماده مانند ساندویچ و پیتزا نشان می دهند و از سوی دیگر عدم دریافت مقادیر کافی انرژی،آهن و روی باعث اختلال رشد و تاخیر تکامل فکری و حرکتی ایشان خواهد شد.

معمولا وضعیت تغذیه ای در این سنین بهتر از کودکان کم سن و سال تر است و اختلالات تغذیه ای از فراوانی کمتری برخوردار است،تا سال ها بعد که در زمان جهش رشد سن بلوغ،بار دیگر نیازهای تغذیه ای و اختلالات آن شایع می شود.

کودکان به نسبت اندازه بدن خود،به مواد مغذی نیاز دارند و به ازاء هر واحد انرژی مصرفی،نیاز بیشتری به پروتئین،ویتامین ها و املاح وجود دارد و به همین دلیل برای تامین نیازهای تغذیه ای از نظر تمامی مواد مغذی،باید به کیفیت تغذیه ایشان توجه ویژه ای مبذول کرد.

در این سنین،مصرف بیش از حد انرژی و چربی که منجر به بروز چاقی می شوند.بیش از سنین قبلی دیده می شود.آموزش تغذیه در این سنین اساسی است تا کودکان بتوانند غذای خود را به طور آگاهانه انتخاب کرده و ارتباط بین تغذیه و سلامتی را درک نمایند.

صبحانه وعده اصلی غذایی است که متاسفانه در بسیاری موارد به فراموشی سپرده می شود. برای علاقمند شدن کودکان به مصرف صبحانه باید فرصت کافی و غذای متنوع در اختیار ایشان قرار داده شود.

بدیهی است کودکی که دیر از خواب بیدار شده و مجبور است به سرعت خودرا به مدرسه برساند،تمایلی به مصرف صبحانه نشان نمی دهد،در حالی که اگر چند دقیقه زودتر از خواب بیدار شده و کمی فعالیت ورزشی سبک داشته باشد، با علاقه بیشتری صبحانه می خورد به ویژه اگرمواد غذایی متنوعی در اختیار او قرار داده شود.

مصرف میان وعده های غذایی مناسب نیز از اجزاء ضروری رژیم غذایی دانش آموزان می باشد.فعالیت جسمی و فکری مستلزم دریافت انرژی کافی است.به ویژه مغز برای فعالیت خود نیاز به گلوکز دارد.

پژوهش های مختلف نشان داده اند مصرف میان وعده غذایی مناسب در افزایش یادگیری و ارتقاء وضعیت تحصیلی دانش آموزان نقش دارد.لازم است انواع میان وعده غذایی سالم در اختیار ایشان قرار داده شود تا فریب ظاهر جذاب میان وعده های غذایی فاقد ارزش تغذیه ای را نخورند.

نیازهای تغذیه ای

از آنجا که دوران نوجوانی ، دوران جهش رشد میباشد بدن نیاز زیادی به انرژی و مواد مغذی دارد . در این سنین رشد استخوانها و ماهیچه ها در پسران بیش از دختران است بنابراین نیازهای غذایی ایشان هم بیش از دختران خواهد بود .

در همین زمان ، چگالی استخوانی به سرعت افزایش یافته و نیاز بدن و املاح معدنی به ویژه کلسیم و فسفر بیش از سالهای قبل میشود . نزدیک به ۲۵ درصد توده استخوانی در دوره نوجوانی تشکیل میشود .

در اواخر دوره نوجوانی ، توده استخوانی پسران ۲۵ تا ۳۰ درصد بیش از دختران میباشد ، بنابراین مواد مغذی مورد نیاز برای رشد استخوانها نیز در پسران بیش از دختران است .

فعالیت بدنی منظم و مداوم نیز همانند تغذیه صحیح ، در افزایش توده استخوانی نوجوانان اهمیت دارد .

با رعایت نکات لازم برای سلامتی استخوان در دوره نوجوانی ، میتوان از مشکلات استخوانی مانند پوکی استخوان در سالهای بعد ، تا حدی پیشگیری کرد و یا آنرا به تاخیر انداخت .

نیاز دختران به مواد غذایی حاوی آهن بیش از پسران میباشد و فقر آهن و عوارض ناشی از آن در هر دو جنس به طور شایع دیده میشود .

فراوانی ناشی از کم خونی فقر آهن ، در نوجوانان کشورهای مختلف با یکدیگر متفاوت میباشد به طوری که از ۶ درصد در کشورهای توسعه یافته تا ۵۵ درصد در برخی مناطق هندوستان گزارش شده است .

اصول غذایی در دوران نوجوانی

مواد غذایی مورد نیاز نوجوانان بیشتر به سن و مراحل تکامل بلوغ بستگی دارد . بسیاری دختران در این سنین دچار اضافه وزن یا چاقی میشوند و برخی هم به طور نابجا، مصرف مواد غذایی مفید خود را محدود میکنند تا اندام متناسبی داشته باشند .

بسیاری از پسران در اوایل نوجوانی لاغر میشوند و در اواخر نوجوانی نسج عضلانی کافی پیدا میکنند .

انرژی :

در دوران مدرسه رشد کودکان بصورت نسبتا یکنواختی ادامه دارد و سالهای آخر دبستان مقارن با شروع جهش رشد بویژه در دختران است .

بنابراین ، تأمین انرژی مورد نیاز بسیار ضروری است . میزان انرژی مورد نیاز کودکان مدرسه ای به دلیل تفاوت در اندازه بدن ، میزان تحرک و سرعت رشد آنها متفاوت است و هر چه میزان تحرک و فعالیت بدنی دانش آموز بیشتر باشد طبعا به انرژی بیشتری نیاز دارد.

کربوهیدراتها که عمدتا در نان و غلات وجود دارند و همچنین چربیها ، منابع تأمین کننده انرژی هستند .

در صورتیکه انرژی مورد نیاز از این منابع تامین نشود ، پروتئین مصرفی که باید صرف رشد و ترمیم بافتهای بدن شود به مصرف تولید انرژی می رسد .

زمانی که به علت کمبود دریافت انرژی ، منابع پروتئینی صرف تولید انرژی می شوند از وظیفه اصلی خود که رشد سلول وترمیم بافتها است باز می مانند و نهایتا رشد کودک مختل می شود .

برای تامین انرژی مورد نیاز کودکان سنین مدرسه باید از گروه نان و غلات مانند نان ، برنج و ماکارونی در برنامه غذایی روزانه گنجانیده شود .

مصرف بیسکویت ، کیک ، کلوچه و شیرینیهایی از این قبیل که معمولا به عنوان میان وعده مصرف می شوند بخشی از انرژی مورد نیاز کودک را تأمین می کنند .

تنقلاتی مانند برنجک و گندم برشته نیز در تأمین انرژی روزانه این کودکان نقش دارند .

چربیها مانند روغن ، کره ، خامه ، سر شیر نیز در کودکان مدرسه ای منبع تأمین انرژی هستند و باید در برنامه غذایی روزانه در حد متعادل گنجانیده شوند .

نکته مهم :

دانش امروز نشان داده است که بسیاری از بیماریهای دوران بزرگسالی مانند بیماریهای قلبی و عروقی ، افزایش فشار خون ، بعضی از سرطانها ، افزایش چربی خون و دیابت به نحوه تغذیه مرتبط است و چون عادات غذایی از دوران کودکی شکل می گیرد بنابراین اصلاح عادات غذایی این دوران می تواند از بروز این بیماریها در بزرگسالی جلوگیری کند .

پروتئین :

پروتئین برای نگهداری و ترمیم بافتها و سنتز سلولها و بافتهای جدید مورد نیاز است .

در دوران نوجوانی میزان نیاز به پروتئین همانند انرژی بیشتر با چگونگی رشد ارتباط دارد . هر چند در یافت ناکافی پروتئین میتواند در کاهش سرعت رشد نقش داشته باشد ولی زیاده روی در مصرف آن هم عوارضی از قبیل اختلال سوخت وساز کلسیم ، افزایش نیاز به آب و … در بر دارد .

ترکیبی از پروتئین حیوانی و گیاهی به شرط آنکه انرژی دریافتی کودک کافی باشد می تواند نیاز بدن را برای رشد تأمین نماید . توصیه می شود حداقل امکان پروتئین حیوانی (مانند شیر ، گوشت و تخم مرغ) که پروتئین با کیفیت خوب محسوب می شوند و اسید های آمینه ضروری را برای رشد سلولها تأمین می کنند در برنامه غذایی روزانه کودکان سنین مدرسه گنجانده شود .

در صورتی که در میان وعده نان و تخم مرغ ، ساندویچ مرغ ، کتلت ، انواع کوکوها مثل کوکوی سیب زمینی و یا کوکوی سبزی و یا شیر و کیک مصرف شود ، بخشی از پروتئین مورد نیاز کودکان این سنین تأمین می شود .

ویتامینها و املاح :

ویتامینها و املاح در واکنشهای متابولیک نقش حیاتی دارند و از طریق ۴ گروه غذایی اصلی در برنامه غذایی روزانه باید به بدن برسد . نیاز به ویتامین‌ها و املاح اغلب متناسب با انرژی دریافتی و یا سایر مواد مغذی است . برخی از ویتامینها و املاح در دوران رشد نقش اساسی دارند و کمبود آنها موجب اختلال رشد کودک می شود . شایع ترین کمبودهای ویتامینی در این دوران کمبود ویتامین A و D و شایع ترین کمبودهای املاح ، کمبود ید ، آهن و کلسیم می باشد .

ویتامین A :

به علت نقش ویتامین A در رشد ، مقاومت بدن در مقابل بیماریها و حفظ قدرت بینایی ، توجه به دریافت کافی آن در برنامه غذایی کودکان سنین مدرسه حایز اهمیت است .

پیش‌ساز ویتامین A در انواع سبزیهای سبز و زرد مانند برگهای سبز کاهو ، اسفناج ، هویج و کدو حلوایی وجود دارد . انواع میوه های زرد و نارنجی مانند هلو ، آلو ، زردآلو ، طالبی ، خرمالو ، نارنگی و انبه نیز حاوی پیش ویتامین A می باشند . مصرف منابع حیوانی ویتامین A مثل شیر و لبنیات ، جگر ، کره و تخم مرغ نیز در کودکان این سنین باید تشویق شود . هویج منبع ارزانی از ویتامین A است و والدین می توانند هر روز از آن در برنامه غذایی استفاده نمایند .

ویتامین D:

ویتامین D در تنظیم ، جذب و متابولیسم کلسیم نقش حیاتی دارد .با توجه به اینکه دانش آموزان در سنین رشد هستند کمبود ویتامین D بعلت اختلال در جذب کلسیم می تواند رشد استخوانی آنها را مختل کند. مهمترین مبنع تأمین ویتامین D ، نور مستقیم آفتاب است . بنابراین کودکانی که کمتر از نور مستقیم آفتاب استفاده می کنند با کمبود ویتامین D مواجه شده و به دنبال آن کمبود کلسیم در آنها بروز می کند. تشویق دانش آموزان به ورزش و بازی در فضای باز و استفاده از نور خورشید موجب می شود که ویتامین D مورد نیاز بدن آنها تأمین شود .

ید :

ید ماده مغذی ضروری برای فعالیت غده تیروئید و ماده اصلی در ساختمان هورمونهای تیروئیدی است که تنظیم متابولیسم بدن را به عهده دارند . نیاز به ید در دوران رشد یعنی کودکی ، سنین مدرسه و بلوغ حیاتی است .

کمبود ید در دوران جنینی موجب ناهنجاریهای مادرزادی ، مانند کر و لالی ، عقب‌ماندگی رشد مغزی و جسمی می‌شود . حتی کمبود ید خفیف می‌تواند موجب کاهش بهره هوشی و قدرت یادگیری کودکان بشود . در اغلب کشورهای جهان برای پیشگیری از کمبود ید ، نمکها را ، با افزودن ید غنی کرده‌اند . بهترین راه پیشگیری از کمبود ید مصرف نمک یددار است .

آهن :

آهن مورد نیاز در سنین مدرسه بستگی به سرعت رشد ، ذخایر آهن بدن و قابلیت جذب آن از منابع غذایی دارد .

نیاز به آهن در دوران رشد ، افزایش می‌یابد . آهن مورد نیاز روزانه در یک کودک ده ساله برای تأمین ذخایر بدن به اندازه نیاز یک مرد بالغ است . بهترین نوع آهن قابل جذب در موارد حیوانی مثل (گوشت ، مرغ و جگر)وجود دارد .

در صورتی که منبع عمده آهن دریافتی روزانه غذاهای گیاهی مانند حبوبات ، غلات ، سبزیجات و زرده تخم مرغ باشد باید به دریافت کافی ویتامین C که جذب آهن را افزایش می‌دهد توجه شود .

انواع میوه‌های تازه بخصوص مرکبات حاوی ویتامین C هستند و مصرف سالاد شامل گوجه فرنگی ، فلفل سبز دلمه‌ای ، کلم و گل کلم همراه با غذا و مصرف میوه یا آبمیوه پس از غذا جذب آهن غذای کودکان را افزایش می دهد .

کلسیم :

کلسیم به تنهایی برای استحکام دندانها و استخوانها ، بلکه برای رشد استخوانهای جدید ضروری است . دریافت کافی کلسیم از برنامه غذایی روزانه در سنین مدرسه و بلوغ برای حفظ تراکم طبیعی استخوانها و جلوگیری از پوکی استخوان در بزرگسالی حایز اهمیت است .

شیر و لبنیات مهمترین منبع تأمین کلسیم هستند . بنابراین کودکان و دانش آموزانی که از این گروه به مقدار کافی استفاده نمی‌کنند در معرض خطر کمبود کلسیم قرار دارند . به‌ویژه اگر همراه با وعده غذایی خود نوشابه‌های گاز‌دار مصرف می‌کنند .

نوشابه‌های گازدار حاوی مقادیر زیادی فسفر می‌باشند که می‌توانند در جذب کلسیم اختلال ایجاد کنند . بستنی که با شیر پاستوریزه تهیه شده است منبع خوبی از کلسیم است و مصرف آن در میان وعده بخشی از کلسیم مورد نیاز کودکان این سنین را تأمین می‌کند .

میان وعده مناسب دیگر برای تأمین کلسیم ، نان و پنیر است (پنیر منبع خوبی از کلسیم است) که به همراه سبزی ، گوجه فرنگی ، خیار و یا گردو یک میان وعده سالم و مغزی برای دانش آموزان به شمار می رود .

پیشگیری از بیماریهای مزمن

برای کمک به پیشگیری از بیماریهای مزمن سنین بزرگسالی از جمله بیماریهای قلبی ، بیماریهای بد خیم ، دیابت و چاقی ، دستورالعملهای تدوین شده که برای کودکان بالای دو سال شبیه به والدین میباشد . به طور کلی در این رابطه موارد زیر توصیه میشوند :

۱٫   نیمی از کالری دریافتی باید از کربوهیدراتها باشد توصیه میشود بیشتر از مواد نشاسته ای پیچیده و مواد حاوی فیبر مانند نان و غلات سبوس دار استفاده شود .

۲٫      مصرف روزانه سبزیجات و میوه جات تازه ضروری است .

۳٫      چربیها باید حداکثر ۳۰% کالری دریافتی را تشکیل دهند .

۴٫   میزان چربی مصرفی باید شامل حداکثر ۱۰% چربی اشباع ، ۱۰% چربی غیر اشباع و ۱۵-۱۰% چربیهای دارای یک پیوند دوگانه باشد .

۵٫      غذاهای پروتئینی شامل انواع گیاهی و حیوانی باید حدود ۱۵% کالری دریافتی را تشکیل دهد.

۶٫      مصرف مواد غذایی چرب یا شیرین باید محدود شود .

در دوره جهش رشد ، میزان رسوب کلسیم در استخوانها ، دو برابر این میزان در سالهای نوجوانی است . جذب کلسیم در دوران نوجوانی بیشتر و موثرتر از سایر سنین است و تا حدی میتواند دریافت ناکافی آنرا جبران نماید . مصرف روزانه شیر و لبنیات میتواند نیاز بدن به کلسیم را تامین کند .

مواد مغذی مورد نیاز کودکان در سنین دبستان

در سنین رشد ، نیاز بدن به روی و ویتامین ها افزایش می یابد . بدلیل افزایش نیاز به انرژی، نیاز بدن به تیامین ، ریبوفلاوین و اسید نیکوتینیک، بدلیل بیشتر ساخته شدن بافتهای مختلف ، نیاز به اسید فولیک و ویتامین B12  بدلیل رشد سریع اسکلتی ، نیاز به ویتامین D افزایش می یابد .

افزایش سرعت رشد و تکامل ماهیچه ای ، اسکلتی و هورمونی باعث افزایش نیاز به کلسیم میشود . به طور متوسط در سنین ۱۰-۷ سالگی ، کودکان روزانه به حدود ۲۰۰۰ کیلو کالر انرژی نیاز دارند که این میزان ۷۰ کیلو کالری به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و یا ۲/۱۵ کیلو کالری به ازای هر سانتیمتر قد میباشد .

نیازهای غذایی در سنین مدرسه

با در نظر گرفتن نیازهای تغذیه ای کودکان از یک سو و اختلالات اشتهای کودکان از سوی دیگر ، واضح است که باید از دریافت مواد مغذی مفید کودکان اطمینان حاصل کرد . هشت اصل مهم ضروری زیر را باید به کودکان آموخت ، باید به آنها گفت :

از غذای خود لذت ببرید
غذای متنوع بخورید
غذا به مقدار کافی بخورید تا سالم باشید
غذاهای سرشار از فیبر مصرف کنید
غذاهای خیلی چرب نخورید
در مصرف غذاهای شیرین زیاده روی نکنید
در انتخاب غذای خود به دنبال ویتامین ها و مواد مفید  آن باشید

اضافه وزن و چاقی

هرچند بسیاری از کودکان جهان ، وزن وقد کمتری از حد مطلوب دارند ولی مطالعات نشان میدهد که امروزه هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه ، میانگین قد و وزن کودکان و نوجوانان بیش از دهه های قبل میباشد در برخی موارد ، سرعت افزایش وزن بیش از قد شده و منجر به اضافه وزن و چاقی کودک میگردد ، در طی سالهای گذشته در بیشتر کشورها روند چاقی به سرعت رو به افزایش بوده است . بر خلاف باور جامعه مبنی بر سالمتر بودن کودک چاق و یا برخورداری از رفاه بیشتر ، چاقی دوران کودکی باعث بیماریهای مزمن متعددی در آینده کودک میشود و بررسیهای متعدد نشان داده اند که چاقی در خانواده های دارای وضعیت اقتصادی – اجتماعی نامطلوب فراوانتر از سایر خانواده ها میباشد و بدلیل کیفیت نامطلوب تغذیه مانند مصرف بیش از حد مواد نشاسته ای یا استفاده از انواع چربی نامناسب میباشد . در واقع چاقی یک نوع اختلال تغذیه ای کودکان و نوجوانان است . و طیف دیگری از سوء تغذیه است .

فراگیری روزافزون اضافه وزن و چاقی در جهان تا چندین سال قبل محدود به بزرگسالان بود ولی در طی دو دهه اخیر گریبانگیر کودکان و نوجوانان نیز شده است بر خلاف باور بسیاری از مردم ، این مشکل محدود به کشورهای توسعه یافته نیست و در طی سالهای اخیر در کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای جهان سوم به سرعت رو به افزایش بوده است .

بسیاری از خانواده ها هنوز بر این باورند که کودک سالم یعنی کودک چاق ! بسیاری والدین به ویژه مادران نگران و مضطرب هستند که چرا فرزندشان چاق نمیشود ! مطالعات متعدد نشان داده است که بیشتر کودکان و نوجوانان دچار اضافه وزن یا چاقی در سنین بزرگسالی نیز دچار این مشکل خواهند شد به طوری که نزدیک به ۸۰% نوجوانان چاق در بزرگسالی نیز دچار چاقی خواهند بود . در طی مطالعه ای که نوجوانان چاق به مدت ۵۵ سال پیگیری شده اند نشان داده شده که چاقی این دوران باعث بروز مشکلات و بیماریهای متعددی در سنین بزرگسالی شده است ، یافته قابل توجه دیگر این مطالعه نشان میدهد که بروز این عوارض در سنین بالاتر ، مستقل از وزن دوره بزرگسالی بوده است . یعنی حتی اگر در بزرگسالی ، فرد دچار اضافه وزن و چاقی نباشدولی سابقه چاقی در دوران نوجوانی داشته باشد ،احتمال بیشتر دارد تا دچار عوارض فوق شود .

درمان چاقی بسیار مشکل و در برخی موارد حتی غیر ممکن است.و حتی در بسیاری از موارد وقتی فرد موفق به کم کردن اضافه وزن خود می شودپس از مدتی دوباره دچار چاقی خواهد شد.

بررسی ها نشان داده اند۵ سال پس از کاهش وزن فقط ۵ درصد افراد موفق شده بودند وزن ایده آل خودر ا حفظ کنند و ۶۰ در صد ایشان دوباره تمامی وزن از دست رفته خود و مابقی درصدی از آن را پیدا کرده بودند.هر چه سن شروع چاقی پایین تر و شدت چاقی بیشتر باشد،شدت چاقی بزرگسالی و عوارض ناشی از چاقی بیشتر خواهد بود.بنابراین پیشگیری و کنترل چاقی باید از دوران کودکی شروع شودو با عادت دادن کودک و نوجوان به رعایت  الگوی غذایی صحیح و انجام فعالیت ورزشی مداوم به او کمک کرد تا در طول عمر از سلامتی و وزن مناسب برخوردار باشد.

تعریف چاقی در کودکان و نوجوانان

تعاریف متعددی در این زمینه وجود دارد و برای قضاوت در مورد وزن،باید حتما معیار قد را نیز در نظر گرفت و نسبت وزن و قد را ملاک قرار داد.برای قضاوت در این مورد باید از نمودارهای رشد استفاده کرد.بایستی صدک وزن و قد را بر اساس سن و جنس محاسبه نمود.

راه دیگر تعیین چاقی محاسبه شاخص توده بدنی BMI می باشد.برای بدست آوردن این شاخص نسبت وزن (برحسب کیلوگرم) به توان دوم قد (بر حسب متر) محاسبه می گردد. در صورتی که فرد ، BMI بین صدک ۸۵ و ۹۵ داشته باشد،در معرض اضافه وزن قرار دارد ودر صورتی که این شاخص بیش از صدک ۹۵ باشد،دچار چاقی می باشد.

عوامل خطر ساز اصلی برای ابتلا به چاقی در کودکان و نوجوانان:

پدر و یا مادر دچار اضافه وزن
خواهر و یا برادر دچار اضافه وزن
رژیم غذایی نا مناسب خانواده
خانواده های با وضعیت اقتصادی نامطلوب

غیر از موارد فوق،علل بروز چاقی در کودکان و نوجوانان متعدد است و در اثر تداخل پیچیده ای بین عوامل ژنیتیکی،محیطی و روحی – روانی بروز می کند.

الف) عوامل ژنیتیکی: مطالعات متعدد نشان داده اند که در برخی خانواده ها احتمال ابتلا به چاقی بیش از سایر خانواده هاست و بسیاری موارد دیگر چاقی نیز زمینه ژنیتیکی دارددر واقع زمینه ژنیتیک،فرد را مستعد می کند تا در صورت دریافت بیش از حد کالری یا فعالیت ناکافی دچار اضافه وزن شود.

ب) عوامل محیطی: عادات غذایی و الگوی زندگی نقش مهمی در پیدایش چاقی دارند.برخی از عادات نا مناسب که کودک یا نوجوان را مستعد به چاقی می کنند،عبارتند از :

عادات نامناسب والدین در تهیه و مصرف مواد غذایی دارای کالری زیاد و ارزش غذایی ناچیز.
مصرف بی رویه غذاهای چرب و شیرین.
مصرف زیاد میان وعده های غذایی پر کالری.
جایگزین شدن سرگرمی های بدون فعالیت مانند تماشای تلوزیون و یا بازی های رایانه ای به جای بازی های گروهی و پر تحرک. پژوهش های انجام شده نشان داده اند که بی حرکتی طولانی مانند تماشای تلوزیون یا بازی های رایانه ای بمدت بیش از ۳ساعت در روز با اضافه وزن و افزایش چربی خون کودکان و نوجوانان ارتباط مستقیم دارد.

ج) عوامل روحی-روانی: عوامل روحی-روانی در بروز پرخوری در همه سنین منجمله در کودک یا نوجوانی اهمیت زیادی دارند،همچنین حالات روحی و روانی پدر و مادر ویا فرد مراقبت کننده از کودک نیز در این رابطه تاثیر بسزایی دارند.بتدریج کودک یاد می گیرد که غذا خوردن را به رفتارها و حالتهای روحی و روانی ارتباط دهد،این حالت ناشی از موارد زیر می باشد:

والدین تلاش می کنند تا کمبود توجه به فرزند خودرا با تهیه مواد غذایی جذاب برای او جبران نمایند.
والدین و اطرافیان،خرید موارد غذایی جذاب برای کودک را بعنوان پاداش و جایزه برای او در نظر می گیرند.
افراد خانواده به کودک اصرار می کنند که حجم غذای مورد نظر آنها را مصرف کنند،بنابراین کودک قادر نخواهد بود آستانه سیری خود را تشخیص دهد.
در برخی موارد کودک سعی می کند برای جلب محبت اطرافیان غذای بیشتری بخورند.
رو آوردن کودک یا نوجوان به پرخوری به دلیل احساس دلتنگی،دلشوره،احساس عدم امنیت یا افسردگی.
غذا خوردن در حین تماشای تلوزیون

عوارض چاقی کودکی و نوجوانی

چاقی در سنین کودکی و نوجوانی عوارض زودرس در همان سنین و عوارض دیررس برای سنین بزرگسالی در بر دارد برخی از این عوارض عبارتند از :

افزایش چربی خون
بلوغ زودرس
بالا رفتن ضربان قلب وبرون ده قلبی
استئاتوز کبدی همراه با افزایش آنزیمهای کبدی
اختلال سوخت وساز مواد قندی و دیابت نهفته
مشکلات ارتوپدی
تومور کاذب مغزی
سنگ صفرا
بالا رفتن فشار خون
مشکلات تنفسی حین خواب و حتی وقفه تنفسی در زمان خواب

اصول غذایی در سنین نوجوانی

نوجوانان ، حس استقلال طلبی دارند و مایلند که خود ، انتخاب کننده باشند نه اینکه دیگران برایشان انتخاب کنند به طورمعمول بدلیل روحیه حساس ویژه این سنین ، نوجوانان نصیحت پذیر نیستند و برای پیروی ایشان از توصیه های والدین و مسئولین بهداشت ، باید صبر و حوصله زیادی به خرج داد در عین حال بدلیل رشد سریع و تغییرات هورمونی در این سنین ، تامین نیازهای غذایی مستلزم توجه ویژه است .

تغذیه دوران نوجوانی ( ۱۸-۱۱ سالگی )

نوجوانان ۲۰% جمعیت جهان را تشکیل میدهند که از این میان ، ۸۴% درصد آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند. دوره نوجوانی  ، زمان تغییرات خیلی سریع است که در طی آن یک دوره جهش رشد رخ میدهد . همچنین در این سنین ، تغییرات سریع هورمونی ، رفتاری و تکاملی رخ داده و در نتیجه دوره آسیب پذیر از نظر کمبودهای غذایی و عاطفی میباشد . با توجه به تغییرات سریع در رشد جسمی و سیر تکاملی ، عادات زندگی دستخوش تغییر شده و سلیقه های متفاوت ، انتخاب مواد غذایی را تحت تاثیر قرار می دهند .

دوران نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های تکامل انسان است.رشد به نسبت یکنواخت دوران کودکی به یک دوران جهت رشد سریع تبدیل می شود که به نوبه خود نیازهای ویژه غذایی ایجاب می کند.

سه دلیل عمده برای آسیب پذیری تغذیه نوجوانان وجود دارد:

به دلیل روند سریع رشد و تکامل،میزان نیاز به مواد مغذی افزایش می یابد.

تغییرات شیوه زندگی و عادات غذایی نوجوانان،میزان دریافت مواد مغذی ایشان را تحت تاثیر قرار می دهد.

شرایطی از قبیل فعالیتهای شدید ورزشی یا بی حرکتی طولانی و دیگر شرایط ویژه دوره نوجوانی باعث تغییر میزان نیاز ایشان به مواد مغذی می شود.

مهمترین سالهای دوره نوجوانی را مرحله بلوغ تشکیل می دهد و تغییرات سریع هورمونی باعث حهش رشد سریع در این سنین و شکل گیری ساختار بدنی دوران بزرگسالی می شود.به طور معمول سن بلوغ و جهش رشد در دختران دوسال زودتر از پسران است و در دختران بافت چربی و در پسران بافت ماهیچه ای افزایش پیدا می کند.

قد دختران نوجوان به سرعت افزایش می یابد و سپس کامل شده علائم بلوغ منجر به بروز مرحله قاعدگی می شود و پس از آن سرعت رشد قدی خیلی کند می شود،در حالی که در پسران پس از پیشرفته شده مراحل بلوغ جهش رشد صورت می گیرد و تا سالها بعد ادامه می یابد.به همین دلیل است که در سنین نوجوانی ممکن است دختران درشت تر از پسران هم سن و سال خود باشندولی رشد ایشان در همین سنین کند و متوقف می شود در حالی که رشد پسران به سرعت ادامه می یابد.

علاوه بر عوامل ژنیتیکی و هورمونی،عوامل محیطی مانند تغذیه و فعالیت بدنی نیز تاثیر زیادی بر زمان و میزان جهش رشد دوران بلوغ دارند.

تنها دوران افزایش سریع رشد پس از تولد،دوره نوجوانی است.نکته اساسی که باید در نظر داشت تفاوت موجود بین افراد مختلف در زمان اوج گیری رشد می باشد.رشد سریع برخی نوجوانان در سن کمتر و برخی در سن بیشتر رخ می دهد.زمانی که توده چربی بدن دست کم به ۱۷درصد برسد،علائم بلوغ دختران کامل می شود و به همین دلیل دختران دارای اضافه وزن یا چاقی،زودتر علائم بلوغ پیدا می کنند و رشد قدی انها زودتر متوقف می شود.

بطور کلی در طی روند بلوغ،نسبت های بدن تغییر می کنند.در دوره قبل از بلوغ،نسبت چربی و ماهیچه در دختران و پسران تقریبا یکسان است و بافت چربی بدن در پسران ۱۵درصد و در دختران ۱۹درصد می باشد.در دوره بلوغ،بافت چربی دختران بیش از پسران افزایش می یابد و در نتیجه در دوران بزرگسالی،میزان چربی بدن افراد مونث حدود ۲۲تا۲۶درصد و در افراد مذکر حدود۱۵تا۱۸ در صد می باشد.

آموزش تغذیه به نوجوانان

ارتباط مستقیمی بین رژیم غذایی دوران نوجوانی وسلامتی سالهای بعدی عمر وجود دارد در زمان آموزش تغذیه،نوجوانان به فوائد تغذیه برای دوره رشد خود توجه بیشتری نشان می دهد تا فوائد آن برای سنین بعدی.

مواد غذایی مفید برای افزایش قدرت مغز

در همه سنین بویژه دوران کودکی و نوجوانی،فرد نیاز به یادگیری دارد.هر چند هوش و استعداد به طور عمده زمینه وراثتی دارد ولی عوامل محیطی نیز می توانند بر آن تاثیر داشته باشند.یکی از عوامل محیطی موثر بر قدرت و فعالیت مغز،عوامل تغذیه ای هستند.بسیاری از مواد غذایی بر ساخته شدن فعالیت واسطه های شیمیایی سلولهای عصبی تاثیر دارند و برخی دیگر به دلیل داشتن خواص آنتی اکسیدانی مانع از آسیب سلولهای عصبی می شوند.برای افزایش قدرت مغز،باید از مصرف مواد غذایی محرک سیستم اعصاب و مواد حاوی کافئین مانند قهوه،چای،نوشابه های گازدار و برخی میان وعده های غذایی حاوی این مواد خوداری نمود.

علاوه بر مواد غذایی،عوامل محیطی نیز بر قدرت مغز تاثیر بسزایی دارند بعنوان مثال آلومنیوم با کاهش حافظه ارتباط دارد بنابراین در طیخ از ظروف آلومینیومی استفاده نکنید،اسپری های خوش بوکننده ضد عرق حاوی مقادیر قابل توجه ای الومینیوم هستند و کودکان و نوجوانان نباید در معرض آن قرار گیرند.

منابع غذایی مفید برای فعالیت مغز و اعصاب

روغن سویا،آفتاب گردان،لوبیای سویا،تخم مرغ،جگر،قلوه، ماهی،بادام زمینی،نخود،انواع لوبیا، میوه جات و سبزیجات برگ سبز تیره،گل کلم،کلم،جوانه گندم ،غلات کامل،گوجه فرنگی،مواد غذایی حاوی ویتامین C ،ویتامین E ،ویتامین های گروه B ،اسید فولیک،

عوامل خطر زای سرطان سینه

عوامل خطر

یک عامل خطر منفرد و خاص برای سرطان پستان وجود ندارد. ترکیبی از عوامل هورمونی، ژنتیک و احتمالاً عوامل محیطی می تواند خطر ایجاد سرطان پستان را افزایش دهد. مطابق جدول پشت صفحه بیش از ۸۰% تمام

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  سرطان های سینه تک گیر هستند. به این معنی که در خانواده بیمار سابقه فامیلی ابتلا به سرطان پستان وجود ندارد. در سایر موارد باقیمانده دارای سابقه فامیلی هستند. هیچگونه شواهدی در مودر این که سیگار، کاشت سینه ی سیلیکون مصرف ضد عرق ها، پوشیدن بندهای سفت و فنری یا سقط خود به خودی احتمال خطر ابتلاء به سرطان پستان را افزایش می دهد، وجود ندارد همانطور که قبلاً بیان شده عوامل ژنتیک موثر است و باید گفت عوامل هورمونی و عوامل چاقی و رژیم غذایی و مصرف الکل خطر ابتلا را افزایش می دهد.

عوامل محافظت کننده

عوامل خاصی می توانند موجب محافظت در مقابل سرطان پستان شوند. یک مطالعه، نشان داده که فعالیت جسمانی خطر سرطان پستان را در زنان ۲۰% تا ۸۰% کاهش می دهد.

مطالعه در زمینه، موثرترین نوع ورزش و فعالیت و میزان دفعات آن در حال انجام است. تصور می شود شیردهی نیز به دلیل اینکه از برگشت قاعدگی جلوگیری کرده و از قرار گرفتن در معرض استروژن می کاهد خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد و تصوری
می شود که یک دوره بارداری کامل قبل از ۳۰ سالگی نیز اثر محافظتی داشته باشد.

یک رژیم غذایی سالم نیز خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد.

سایر علل :

– عوامل وراثتی:

نقش فاکتورهای ارثی و ژنتیکی به عنوان عوامل مستعد کننده در ابتلا به سرطان پستان تأیید شده است. یک سوم از کل مبتلایان، دارای سابقه مثبت وقوع کنسر پستان در یک نفر یا تعداد بیشتری از وابستگان درجه اول یا دوم خود هستند.

در افرادی که خواهر یا مادر مبتلا به کنسر پستان داشته اند، ریسک ابتلا ۴ برابر است. اما این بدین معنی نیست که در صورت سابقه ابتلای مادر یا خویشاوند درجه یک، شما هم حتماً مبتلا خواهید شد.

سرطان پستان ناشی از ژن های دخیل در این بیماری و فاکتورهای وراثتی، معمولاً در سنین پایین(زیر ۴۰ سالگی) در چند نفر از خویشاوندان بیمار و در یک یا هر دو پستان (البته نه به طور همزمان) مشاهده  می شود. ژن های مختلف شناسایی شده می توانند خصوصیات بافت شناسی و شدت تهاجم تومور را تعیین کنند.

– رژیم غذایی :

مصرف مواد غذایی پر چرب و سرخ کرده، احتـمال بـروز سرطان پستان را تا دو برابر افزایش می دهد. کیفیت و کمیت چربی رژیم غذایی، هر دو بر ایجاد این بیماری مؤثرند. همچنین بین مصرف متوسط الکل با بروز این بیماری رابطه دیده شده که مکانیسم آن هنوز ناشناخته است.

مصرف هورمون:

تعیین نقش بالقوه هورمون ها در ابتلا به کنسر پستان از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که میلیون ها نفر از زنان، مرتباً در حال مصرف داروهای ضد بارداری خوراکی و یا دریافت درمان های جایگزینی هورمونی در دوران یائسگی هستند. این عقیده وجود دارد که مصرف OCP ( قرص ضد بارداری خوراکی ) حتی به صورت طولانی مدت، تأثیری در افزایش میزان بروز سرطان پستان ندارد.

ولی مطالعاتی نیز به نفع آنست که مصرف طولانی مدت قرص های ترکیبی در افرادی که سن خیلی پایین داشته و  یا بارداری را پشت سر نگذاشته اند، می تواند در بـروز سرطان مـؤثـر باشد. اما پیشنهاد می کنند کـه نقش ایـن عوامل در ایجاد سرطان پستان حتی درصورت مثبت بودن، بسیار اندک خواهد بـود. ( بالعکس، داروهای ضـد بارداری خوراکی نقـش محافظتی در برابر تومورهای اپیتلیومی تخمدان و سرطان اندومتر رحم دارند. ) بررسی های سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که استفاده از داروی ضد بارداری تزریقی ( DMPA ) تأثیری در افزایش ریسک سرطان پستان ندارد.

هنوز مشخص نشده است که درمان جایگزینی هورمونی ( HRT )، در صورت وجود سوابق خانوادگی از سرطان پستان یا یافته های مثبت در بیوپسی قبلی، میزان خطر سرطان پستان را تغییر می دهد یا خیر.

بعضی پژوهشگران، مصرف استروژن در سنین قبل و بعد از یائسگی را که به منظور جبران کمبود هورمونی صورت می گیرد، با افزایش مختصر در ریسک سرطان پستان همراه می دانند. به ویژه اگر سابقه ای از بیماریهای خوش خیم پستان وجود داشته باشد. ولی  در صورت مصرف استروژن به همراه  پروژسترون، اطلاعات کافی از مقدار این تأثیر موجود نیست. در مجموع پیشنهاد شده که به طور متوسط زنان از HRT سود می برند.

– چاقی:

بنابر اکثر اطلاعات موجود، وزن بالا با بروز سرطان پستان ارتباط دارد. میزان ریسک در زنان چاق ۲-۵/۱ برابر سایرین است که این ریسک مربوط به به دوران یائسگی می باشد.

– سابقه سرطان اولیه:

در زنانی که سابقه مثبت قبلی از بروز سرطان پستان دارند، ریسک ابتلای پستان سمت مقابل ۴-۳ برابر است. همچنین با وجود سابقه قبلی از کارسینوم تخمدان یا رحم، احتمال بروز سرطان در پستان ۴/۱-۳/۱ برابر افزایش می یابد.

عوامل خطر زای سرطان پستان

عوامل خطر

توضیحات

جنس مونث

۹۹% از موارد در زنان روی می دهد

افزایش سن

بالا رفتن سن همراه با افزایش خطر است

سابقه خانوادگی

سرطان پستان

داشتن وابسته ی درجه مبتلا به سرطان پستان(مادر، خواهر، دختر) احمال خطر را دو برابر افزایش می دهد. در صورتیکه دو نفر از وابستگان درجه ۱ مبتلا به سرطان پستان باشند. احتمال خطر ۵ برابر افزایش می یابد. احتمال خطر در صورتیکه فرد وابسته هنگام تشخیص سرطان در مرحله قبل از یائسگی بوده بالاتر است. پدر یا برادر مبتلا خطر افزایش را بالا می برد.

سابقه فردی

وقتی فردی تحت درمان سرطان قرار گرفته باشد خطر ابتلا به سرطان همان در پستان و پستان مقابل افزایش می یابد.

جهش ژنی

جهش ژنی BRCA-1 و BRCA-2 مسبب اکثر موارد سرطان های پستان ارثی هستند.

عوامل هورمونی

قائدگی زودرس

قبل از سن ۱۲ سالگی

یائسگی دیر رس

بعد از سن ۵۵ سالگی

عدم زایمان

نداشتن هیچ حاملگی منجر به زایمان

سن بالای اولین بارداری

سن بالای ۳۰ سال در اولین بارداری

هورمون درمانی

استفاده از هورمون درمانی ترکیبی بعد از یائسگی (استروژن و پروژسترون) در حال حاضر یا استفاده دراز مدت از قبل

چاقی

چاقی با افزایش وزن خطر سرطان پستان را بعد از یائسگی افزایش می دهد و در قبل از یائسگی بافت چربی بیشتر میزان تولید استروژن افزایش می یابد در نتیجه احتمال خطر افزایش می یابد.

مصرف الکل

مصرف الکل، آبجو، شراب و … که روزانه نوشیده شود.

احتمال خطر را در حدود ۵/۱ برابر افزایش می دهد.

مواجه با پرتوهای یونیزان در دوران بلوغ یا اوائل سن بزرگسالی

در صورتیکه بافت پستان در مراحل رشد خود درمعرض اشعه قرار گرفته باشد (دوران بلوغ) مانند پرتو درمانی در زنانی که به علت بیماری غدد لنفاوی در معرض اشعه در ناحیه سینه قرار گرفته باشد. درمعرض خطر ابتلای بالاتری هستند.

تهیه کننده: شهره کامران زاده
کارشناس پرستاری

منابع:
– پرستاری داخلی- جراحی- برونر و سودارث ۲۰۱۰
– تولید مثل و بیماریهای پستان- سوزان س- اسملترز
– پرستاری داخلی- جراحی دوریس اسمیت

« Previous PageNext Page »