استوماتيت آفتی راجعه

تقريباً 20درصد جمعیت را مبتلا مي كند. براساس نماي كلينيكي طبقه بندي مي شود:  زخمهاي كوچك، زخمهاي بزرگ و زخمهاي هرپتی فرم

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  زخمهاي كوچك در 80درصد موارد اين بيماري ديده مي شود. قطرشان كمتر از cm1(cm3/.تا cm1)است و Scar نمي‌گذارد.

• زخمهاي بزرگ قطر بيش از cm1 دارد و گاهي به cm5 نيز مي رسد. زمان بهبود طولاني تر است و Scar مي گذارد.

• زخمهاي هرپتی فرم نماي خاص كلينيكي داشته و به صورت گروههاي دوازده تايي از زخمهاي كوچك عودكننده در مخاط دهان ديده مي شود.

اتيولوژي:

علل ارثي، اختلالات خوني و نقائص ايمني از علل ايجاد بيماري مي باشند كه مهمترين عامل علل ارثي است. نقايص خوني مانند كمبود آهن، فولات و ويتامين B نيز از ديگر فاكتورهاي مشاهده شده است.

ساير فاكتورهاي مؤثر در اين بيماري عبارتند از: ضربه، استرس، اضطراب، حساسيت غذايي. حساسيت به غذاهايي مانند شير، پنير، گندم و آرد نيز از ديگر موارد شايع است.

تظاهرات باليني:

اولين حمله بيماري اغلب در دهه دوم زندگي ايجاد مي شود. ضايعات محدود به حفره دهان است 2 تا 48 ساعت قبل از ظهور زخم ناحيه موردنظر دچار سوزش مي شود. اول    يك ناحيه قرمز رنگ موضعي و سپس پاپول سفید كوچك شكل مي گيرد و زخمي مي شود و در طي 48 تا 72 ساعت بعدي رشد مي كند. اين ضايعات گرد و قرينه و كم عمق معمولاً مي باشند. در مخاط لب و گونه اي بيشتر ديده مي شود و در كام كراتينيره و لثه نادرند. اغلب بيماران در طول يكسال دوره هاي متعددي از اين بيماري را دارند كه در هر حمله 2 تا 6 ضايعه ديده مي شود.

زخمهاي بزرگ دردناكند و در خوردن و تكلم اختلال ايجاد مي كنند. ممكن است چند ماه باقي بمانند و با SCC اشتباه مي شوند. ضايعه به كندي و با Scar بهبود مي يابند و گاهي هم به كم تحركي زبان و یا زبان كوچك منجر مي شوند. فرم هرپسی ضايعه كمتر شايع است. اين فرم در بزرگسالان بيشتر ديده مي شود و شامل ضايعات كوچك متعددي است كه قسمتهاي وسیعی از مخاط دهان را مي پوشاند.

گرفتن تاريخچه دقيق پزشكي از بيمار الزامي است. بر وضعيت خوني و ناراحتيهاي عمومي بيمار تأكيد مي‌شود. برخي افراد مقاوم به درمان احتمالاً آلرژي غذايي دارند.

درمان:

در انواع خفيف مصرف Zilactin و يا اورابيس (Ora base) كه يك امولوسيون حفاظتي است كافي میباشد. و از بي حس كننده هاي موضعي، مسكنها استفاده مي شود.

در موارد شديدتر استروئيدي هاي موضعي استفاده مي شود:

تتراسايكلين موضعي، خمير amlexanox نيز هم به صورت دهان شويه و هم روي گاز اسفنجي به كار مي‌روند.

اگر داروهاي موضعي مؤثر نبود مي توان از انواع سيستميك استفاده كرد.

مصرف ويتامين های گروه B خطر ابتلا به سكته مغزی را کاهش می دهد

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه ژنگژوی کشور چین می گویند جديدترين مطالعات آنان نشان داده است كه  مصرف مكمل های ويتامين های گروه  B از خطر ابتلا به سكته مغزی جلوگيری مي كند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، اگر خونرسانی به قسمتی از مغز دچار اختلال شده و متوقف گردد٬این قسمت از مغز دیگر نمی‌تواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد.این وضعیت را اصطلاحاً سکته مغزی می‌نامند.سکته مغزی می‌تواند به عللی مانند بسته شدن یا پاره شدن یکی از رگ‌های خون رسان مغز ایجاد شود. سکته مغزی آسیب عصبی حاد ناشی از اختلال خونرسانی به قسمتی از بافت مغز که ناشی از انسداد رگ مغزی به وسیله یک لخته خونی و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت بافت مغز می‌باشد.

پيش از اين اعلام شده بود كه بيشتر ويتامين هاي گروه B در سلامت پوست و مو نقش مهمي دارند؛ اما به جز مادران آينده كه براي جبران كمبود ويتامين B۹ يا همان اسيد فوليك در ماه هاي نخست بارداري اين ويتامين به آنها تجويز مي شود، غالبا فراموش مي كنيم كه برخي ويتامين هاي اين گروه براي تقويت سيستم ايمني بدن لازم است.

نشان این مطالعه نشان داد که ويتامين هاي گروه B براي تشكيل سلول هاي خوني ضروري هستند و به اين ترتيب مي توانند تا ۷ درصد از خطر ابتلا به سكته مغزي پيشگيري كنند.

در اين تحقيق، دانشمندان ۵۵ هزار نفر را مدت ۶ ماه تحت نظر گرفتند. نيمي از اين افراد در اين مدت مكمل هاي ويتامين B و بقيه نيز دارونما مصرف كردند.

در اين مدت در مجموع ۲۴۷۱ سكته مغزي ثبت شد كه نشان مي دهد افرادي كه ويتامين B مصرف مي كردند نسبت به افرادي كه دارونما مصرف مي كردند، هفت درصد كمتر در معرض خطر سكته مغزي قرار دارند.

با اين حال محققان تاكيد دارند كه قبل از مصرف هر نوع مكملي بايد با پزشك معالج خود مشورت كرد.

ويتامين هاي B از مواد مغذي مهم براي بدن هستند و آنها در مواد غذايي مختلفي از جمله غلات سبوس دار، سيب زميني، موز، لوبيا و عدس يافت مي شوند.

نتايج  این مطالعه در مجله  Norology  منتشر شده است .

هيستروسالپنگوگرام یا عکس رنگی از رحم و لوله ها

مهر ۸, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

هيستروسالپنگوگرام (HSG) نوعي عكسبرداري مخصوص با اشعه x از رحم و لوله‌هاي آن است‌. HSG را پس از قطع خونريزي قاعدگي يعني‌در روزهاي 6 تا 7 قاعدگي و هنگامي كه هنوز جدار داخلي آن نازك است انجام مي‌دهند. اين عمل معمولاً در كلينيكهاي راديولوژي قابل‌اجرا خواهد بود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، از انجائیکه هیستروسالپنگوگرافی (HSG) هم پاتولوژی لوله ها و هم رحم را نشان میدهد یکی از مراحل اصلی بررسی های اولیه ناباروری می باشد . HSG روشی قابل اعتماد بوده و بخوبی تحمل می شود . همچنین علاوه بر کاربرد تشخیصی این روش اثرات درمانی نیز دارد  .

عمده ترین علت چسبندگی لوله ها ، عفونت های داخل لگن است .(قاعدگی منظم و خون ریزی شدید ، بسته بودن لوله ها را تأیید یا رد نمی کند .)

نام دیگر عکس رنگی از رحم و لوله ها هیستروسالپنگو گرافی است که به اختصار H.S.G گفته می شود .

هیستروسالپنگوگرافی (HSG) یکی از مراحل اصلی بررسی های اولیه ناباروری می باشد . HSG روشی قابل اعتماد بوده و بخوبی تحمل می شود .
علاوه بر کاربرد تشخیصی این روش اثرات درمانی نیز دارد .

حدود 25% تا 50% از علل ناباروري زنان را اختلالات لوله‌اي بخود اختصاص مي‌دهد. آسيبهاي لوله‌اي معمولاً بدنبال عفونتهاي لگني و يا به ‌علل ناشناخته بوجود مي‌آيند.

بسياري از پزشكان قبل از انجام هيستروسالپنگوگرام‌، آنتي‌بيوتيك و مسكن را براي بيماران خود تجويز مي‌كنند. پس از قرارگرفتن بيمار روي تخت راديولوژي پزشك وسيله مخصوص اين كار را كه كانولاي سرويكس نام دارد در داخل مجراي دهانه رحم قرار مي‌دهد. اين وسيله فلزي است ولي اخيراً نوع يكبار مصرف و پلاستيكي آن هم به‌ بازار عرضه شده است‌.

در مرحله بعد يك ماده حساس به اشعه (مايعي كه نسبت به اشعه xقابل رؤيت مي‌شود) بداخل حفره رحم تزريق مي‌شود. اين كار بطورمداوم و با فشار كم در ضمن مشاهده رحم با دستگاه خاص بايستي انجام ‌گيرد. با گرفتن تصاوير مختلف مي‌توان عبور ماده رنگي به داخل حفره‌رحم و سپس لوله‌ها و از آنجا به شكم را مشاهده كرد. كليشه راديوگرافي‌گرفته شده جزء مدارك هميشگي بيمار قرار خواهد گرفت‌.

براي يك گزارش مطلوب بايد 3 كليشه درضمن هيستروسالپنگوگرافي‌تهيه شود. اين كليشه‌ها شامل يك عكس در مراحل اول براي بررسي‌حفره رحم‌، و همچنين يك فيلم تأخيري براي اطمينان از جابجایی مایع خارج شده از لوله در داخل شكم و لگن است‌.

يك HSG چگونگي قسمت داخلي دستگاه توليدمثل را نشان مي‌دهد. در يك هيستروسالپنگوگرام طبيعي حفره رحم به شكل يك مثلث سفيدرنگ در زمينه سياه فيلم مشاهده مي‌گردد. از آنجا ماده رنگي ‌به داخل لوله‌هاي رحمي رفته و به صورت دو خط طويل سفيدرنگ در هر طرف رحم نمايان مي‌شود. در مواقعي كه ماده رنگي از لوله باز به‌داخل شكم مي‌ريزد شكل پخش شدن دود در هوا را بخود مي‌گيرد.

بيشترين و شايعترين اشكال HSG اختلالات لوله‌اي است‌. اگر لوله‌ها در ناحيه ابتدايي (گوشه رحم‌) مسدود باشد ماده رنگي نمي‌تواند وارد لوله‌ها شده و در نتيجه نمي‌توان آنها را مشاهده كرد. اگر انتهاي ‌فيمبريايي لوله بسته باشد، لوله از ماده رنگي پر شده و متورّم مي‌گردد. در برخي موارد ضايعات داخلي حفره رحم مثل پوليپ‌، ميوم‌، چسبندگي يا ديواره را مي‌توان در HSG بصورت يك فاصله يا نقص در پر شدگي‌ مشاهده كرد.

یک مطالعه راندومایز کنترل ترایال که ماده کنتراست روغنی و اب را در HSG در بیماران نابارور با هم مقایسه می نمودمیزان حاملگی با محلول روغنی را 33% و با محلول ابی 17% در طول 9 ماه سیکل تخمک گذاری بعد از HSG نشان داد .

بیشتر حاملگی ها در عرض 7 ماه بعد از تصویر برداری اتفاق افتاد . این مقادیر تجمعی حاملگی قابل توجه ثانویه به فلاشینگ موکوس و دبری های جمع شده در لومن لوله ها و باز شدن لوله بدنبال ان می باشد . مهار ایننی سلولی در مایع پریتونئال توسط ماده کنتراست روغنی در مطالعات کشت بافت نشان داده شده است و این نکته ممکنست میزان بسیاربالاتر حاملگی بدنبال استفاده از مواد رنگی روغنی را نسبت به مواد محلول در اب نشان دهد .

زمان ایده ال برای انجام HSG بعد از پایان سیکل قاعدگی و قبل از تخمک گذاری می باشد . دیلاتاسیون ساختمانهای وریدی اطراف رحم در دوران قاعدگی احتمال اینتراوازیشن ماده حاجب را بیشتر می کند و لذا باید اجتناب شود . ریسک سکل عفونی بعد از HSG از 3/0 % تا 3/1 % می باشد .

حساسیت و ویژگی HSG بر حسب نوع انومالی مورد نظر متفاوت است . هرچند HSG در تشخیص پاتولوژی های لوله ای 85% تا 100% حساسیت دارد . ولی برای تشخیص چسبندگیهای داخل رحم تنها 75% حساس است . حساسیت HSG در تشخیص نقایص پرشدگی داخل رحم کم و حدود 50% می باشد و نمی تواند بطور قابل اعتمادی پولیپ ها را از لیومیوم های ساب موکوز افتراق دهد . در بیمارانی که قرار بود در سیکل IVF قرار بگیرند HSG در مقایسه با هیستروسکوپی بعدی 37% منفی کاذب داشت .

کاربرد این عکس جهت موارد زیر است :

1.ارزیابی باز بودن لوله های رحمی

2.فیبروم و پولیپ های رحم

نکات قابل توجه

1.قبل از گرفتن عکس بایستی حتما معاینه شوید تا پزشک مطمئن شود که عفونت رحمی ندارید .

2. بایستی از عدم بارداری در زمان عکس برداری ،مطمئن شود .

3.بهترین زمان برای عکس برداری ، بعد از پاک شدن و قبل از تخمک گذاری است . ( روز دهم سیکل قاعدگی)

4.به این علت که مدفوع و گاز موجود در روده ها می تواند دید را مختل کند ، ممکن است شب قبل از عکسبرداری و یا همان روز برایتان مسهل تجویز شود تا رحم و لوله ها به وضوح دیده شود .

5. یک تا سه درصد احتمال عفونت لگنی بعد از این کار وجود دارد ؛به همین جهت ممکن است برای شما آنتی بیوتیک تجویز شود که علت آن پیشگیری از عفونت احتمالی است .

مراحل انجام کار :

1.احتمالا از شما درخواست می شود که گان یا مانتوی مخصوص آن جا را بپوشید . در صورت داشتن شی ء فلزی آن را خارج کنید .

2. بر روی تخت مخصوص عکس برداری ( فلوروسکوپی ) قرار می گیرید .در همان وضعیتی که معاینه داخلی زنان می شوید می خوابید . برایتان وسیله یا اسپکولوم گذاشته می شود تا دهانه رحمتان مشهود باشد . سپس لوله ی نازکی (سوند) در داخل دهانه ی رحم قرار می گیرد .

اسپکولوم خارج شده و بیمار در وضعیت راحتی قرار می گیرد . از طریق لوله ،ماده ی حاجب وارد رحم می شود . زمانی که این لوله ی نازک، داخل رحمتان قرا می گیرد و ماده ی حاجب تزریق می شود ممکن است قدری احساس درد و انقباض در قسمت زیر دلتان داشته باشید. شاید شبیه دردهای زمان قاعدگی. که البته گذرا است و خیلی طول نمی کشد .

3.دراین حالت ، رادیولوژیست ، باز یا بسته بودن لوله های رحمی را توسط عکسی که در مانیتور دیده میشود، ارزیابی می کند . کل این عکس برداری حدود 30 دقیقه طول می کشد .

همانند ديگر تستها، HSG هم ممكن است نتايج نادرستي را بدست ‌دهد. مثلاً ممكن است گوشه رحم دچار انقباض و گرفتگي عضلاني شده‌ و ماده رنگي نتواند بداخل لوله‌ها وارد شود. در چنين مواقعي نتيجه به‌ اشتباه بصورت لوله مسدود تفسير مي‌شود در حاليكه لوله‌ها باز هستند.در صورتي كه انتهاي فيمبرياي لوله مسدود باشد تحت عنوان ‌هيدروسالپنكس‌ ناميده مي‌شود. از طرف ديگر، ممكن است تزريق ماده‌رنگي با فشار زياد باعث پارگي كوچكي در ديواره هيدروسالپنكس‌گردد، زيرا در برخي موارد ديواره هيدروسالپنكس بسيار نازك است‌. دراين صورت ماده رنگي وارد شكم شده و به غلط تصور مي‌شود كه‌ لوله‌هاي رحمي باز است ولي واقعيت امر اين است كه لوله‌ها كاملاً مسدود است‌.

عليرغم اطلاعات زيادي كه به كمك HSG از چگونگي باز يا بسته ‌بودن لوله‌هاي رحمي مي‌توان بدست آورد، اين روش اطلاعات زيادي را در مورد ساختار خارجي لوله‌ها و وجود چسبندگيهاي دور لوله در اختيار پزشك قرار نمي‌دهد. در مواقعي كه ماده خارج شده از لوله بصورت‌ توده‌هاي كوچك تجمع پيدا كند، بايستي به وجود چسبندگي در اطراف‌ لوله مشكوك شد ولي نمي‌توان آن را تأييد كرد.

HSG ممكن است با درد همراه باشد و بسياري از زنان درد شديدي ‌را هنگام تزريق ماده رنگي بداخل رحم خود تجربه كرده‌اند. شما بايد از قبل انتظار اين حالت را داشته باشيد و قبل از شروع هيستروسالپنگوگرافي‌ از يك مسكن خوراكي استفاده كنيد.

در مواقعي كه دهانه رحم خيلي تنگ يا خيلي گشاد است پزشك با اشكالاتي در ضمن گرفتن عكس و يا تزريق مايع رنگي مواجه مي‌شود و به همين علت بهتر است كه در هنگام تهيه HSG يك متخصص زنان‌ براي كمك به راديولوژيست حضور داشته باشد. بسياري از متخصصين ‌زنان هيستروسالپنگوگرافي را خودشان انجام مي‌دهند.

مهمترين عارضه‌اي كه در HSG ديده مي‌شود انتقال عفونت‌ تشخيص داده نشده از دهانه رحم به داخل لوله‌ها است‌. با وجود اينكه‌ اين عارضه از شيوع چنداني برخوردار نيست ولي عده‌اي از پزشكان‌ تجويز آنتي‌بيوتيك قبل از هيستروسالپنگوگرافي را توصيه مي‌كنند.

در صورتيكه لوله‌هاي رحمي در هيستروسالپنگوگرافي انجام شده ‌مسدود باشد، بهتر است براي تأييد اين تشخيص ‌لاپاراسكوپي انجام شود.

محدوديتهاي HSG

اشكالي كه در HSG به چشم مي‌خورد اين است كه ‌فقط در مورد باز يا بسته بودن لوله‌هاي رحم كاربرد دارد. گرچه يك لوله‌ بسته هيچ كارايي ندارد ولي نمي‌توان گفت كه لوله‌اي كه باز است داراي ‌چه عملكردي است‌. بخاطر داشته باشيد كه باز بودن لوله‌هاي رحمي به‌هيچ وجه نشانه عملكرد خوب آن نيست‌!

محدوديت ديگر اين روش اين است كه هيچ اطلاعي در مورد اينكه چرا لوله‌ها بسته شده است در اختيار جراح قرار نمي‌دهد. با اين‌وجود در برخي موارد مي‌توان علائم ديگر مثل وجود توده‌هاي مشخص و سل را در شكم در حين لاپاراسكوپي مشاهده نمود.

نکات :

1.می توانید یک ساعت قبل از عکس برداری از یک مسکن ضد التهاب استفاده کنید .البته در اغلب موارد نا آشنا بودن بیمار به وسایل و محیط ، می تواند باعث ترس و درد باشد .

2.ممکن است تا چند روز بعد از آن لکه بیینی داشته باشید که طبیعی است .

3.گاهی اوقات بعد ا ز این کار ، لوله رحمی که بسته بوده ، باز می شود و بارداری در همان ماه اتفاق می افتد .

4. در بیمارانی که انتی بادی سرمی کلامیدیا مثبت بوده و یا سابقه قبلی بیماری التهابی لگن دارند استراتژی احتمالی پروفیلاکتیک مصرف mg 100 داکسی سایکلین دو بار در روز از دو روز قبل از عکسبرداری بمدت 5 روز می باشد.

5. برای جلوگیری از کرامپهای مربوط به اینکار نیز از بیمار خواسته می شود تا یک ساعت قبل از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی استفاده نماید . قابلیت توجه به انومالیهای جزئی دستگاه باروری در Real Time بیشتر است و بر این اساس توصیه میشود که ژنیکولوگ در هنگام فلوروسکوپی حضور داشته باشد . برای اینکار از یک کانولای چند بار مصرف (Jarcho ) یا بالون کاتتر یکبار مصرف .متصل به سرنگ حاوی ماده کنتراست استفاده میشود .

قبل از جا گذاری سیستم باید کاملا حبابهای هوا ی داخل سیستم تخلیه شود تا از ایجاد ارتفکت جلوگیری گردد .

سپس بعد از پرپ استریل سرویکس و واژن این کانولا یا کاتتر داخل سرویکس جاگذاری میشود .

حدودmL 5-3 از ماده کنتراست با فشار کم تزریق میشود.

بهترین زمان برای تشخیص وجود انومالیهای حفره اندومتر زمان پر شدن اولیه است و بتدریج با اتساع زیاد حفره رحم با ماده کنتراست ممکنست این نقایص از نظر دور بماند.

پاتولوژیهای حفره اندومتر بعلت فضاگیر بودن این ضایعات در HSG بصورت نواحی با کنتراست پایین دیده میشوند.(شکل 1-2-7) در داخل کاویته رحم پولیپ ها – فیبروئید ها – سینشیا ها – انومالی های مولرین و سکلهای ساختمانی در اثر مواجهه داخل رحمی با DES قابل شناسایی هستند.

اگر از سیستم بالون- کاتتر استفاده میشود حتما باید در انتهای کار بالون تخلیه شود تا قسمتهای پائینی حفره اندومتر نیز بخوبی بررسی گردد .

6. احتمال کمپلیکاسیون بدنبال HSG وجود دارد . علاوه بر عفونت واکنش وازو واگال و واکنش آلرژیک به ماده حاجب گزارش شده است .

7. تهوع و گیجی مثالی از واکنش وازو واگال می باشد و گذراست . اگر زمان رادیاسیون محدود بوده و و وسیله نیز بخوبی کالیبره شده باشد میزان رادیاسیون نیز در حد قابل قبول و بی خطر خواهد بود.

8. میزان رادیاسیون محاسبه شده برای HSG در حد 7/3 میلی گری بوده و ریسک تراتوژنیک ان برای یک حاملگی تشخیص داده نشده پایین می باشد . از انجائیکه گزارشات مبتنی بر حاملگی هایی که در معرض HSG قرار گرفته اند بسیار کم است نتیجه گیری در مورد ریسک واقعی مشکل می باشد . لذا قبل از عکسبرداری هرگونه احتیاطی برای رد وجود حاملگی باید بکار رود .

محققین نخستين گام را برای معكوس سازی اثرات كوتولگی برداشتند

پژوهشگران علوم پزشکی در مركز تحقيقات مولكولی مديترانه کشور فرانسه می گویند موفق شدند که با تزريق يك مولكول پروتئيني به موش های كوتوله نخستين گام را در جهت معكوس كردن اثرات كوتولگي بردارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، کوتولگی (Dwarfism) یکی از اختلالات رشد است. کوتوله به فرد بالغی گفته می شود که قدش کوتاه‌تر از ۱۴۷ سانتی‌متر باشد. یکی از علل کوتولگی کم بودن ترشح هورمون رشد است.

كوتولگي اثرات دردناكي بر زندگي افراد دارد. بيش از ۲۰۰ عامل مختلف در به وجود آمدن اين عارضه تاثير دارند. اين بيماري مشكلات زيادي از جمله درد كمر و گردن، مشكلات تنفسي و ضعف عضلاني به همراه دارد.

تحقيقات اخير دانشمندان نشان مي دهد تزريق يك مولكول پروتئين به موش هاي مبتلا به كوتولگي به مدت سه ماه، سبب مي شود آنها به طور كامل رشد كنند.

در اين پژوهش دانشمندان به موش هاي داراي جهش ژنتيكي كوتولگي به مدت سه هفته و هر هفته دو بار پروتئين مورد نظر را تزريق كردند.

به گفته دانشمندان اين ۳ هفته از طول عمر موش ها تقريبا معادل ۱۵ سال از عمر انسان است و درمان مشابه مي تواند در كودكان مبتلا به كوتولگي، بدون نياز به تزريق روزانه اجرا شود.

دانشمندان اميدوارند در مدت سه تا پنج سال اينده بتوانند به درمان انسان ها با اين روش بپردازند.

نتايج اين پژوهش در مجله (Science Translational Medicine) به چاپ رسيده است.

اوتیت مدیا

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

وجود مایع در گوش میانی همراه با علائم و نشانه های عفونت حاد گوش را اوتیت مدیا ( OTITIS MEDIA ) میگویند. گرچه سرخ شدن پرده گوش از زودرس ترین علائم اوتیت مدیا است ولی به تنهایی نمیتواند دلیل اوتیت مدیا باشد چون در عفونتهای گوش خارجی نیز احتمال التهاب و سرخی پرده گوش وجود دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، لذا برای تایید عفونت گوش میانی حتما باید از وجود مایع یا چرک در داخل گوش میانی ( پشت پرده گوش) اطمینان حاصل کرد.

عونت گوش میانی در کودکان زیر سه سال شایعتر است. و در این سنین کودکان 6 ماهه تا 24 ماهه بیشترین در صد مبتلایان را تشکیل میدهند. بعد از سه سالگی از شیوع عفونت کاسته میشود تا مجددا در سنین 6-5 سالگی یا بدو ورود به مدرسه که شیوع آن مختصر افزایش می یابد. شیوع عفونت در کودکان بسیار زیاد است بطوریکه 23  کودکان زیر سه سال حداقل یک اپیزود عفونت گوش میانی را تجربه میکنند. در این گروه 3/1 موارد بیشتر از سه بار به عفونت گوش مبتلا میشوند. عوامل متعددی که سبب عفونت گوش میشود سبب میشود تکرار عفونت نیز در اطفال شایع باشد. اختلالات آناتومیکی نظیر شکاف کام – شکاف زبان کوچک – انسداد آناتومیک یا فیزیولوژیک کانال اوستاش ( Austachian tube  ) ابتلا به عفونت گوش را تسهیل میکند. نقص ایمنی در نوزادان از عوامل مستعد کننده عفونت گوش محسوب میشود. نوزادانیکه حداقل 3 ماه اول تولد را از شیر مادر تغذیه کرده اند مقاومت بیشتری در مقابل ابتلاء عفونت گوش دارند. آلودگی هوا ( دی اکسید گوگرد )– اختلالات فشار هوا ( atmospheric conditions ) و عفونتهای ویروسی دستگاه تنفس فوقانی از عوامل مستعد کننده عفونت گوش هستند.

بیماریزایی:

گوش میانی بخشی از دستگاه تنفس فوقانی است و توسط همان سلولهای اپیتلیال تنفسی مژکدار پوشیده شده اند. کانال اوستاش راهی است که گوش میانی را به حلق ارتباط میدهد. برقراری تعادل هوا بین گوش میانی با هوای خارج – درناژ ترشحات کانال گوش میانی و جلوگیری از ورود ترشحات حلق به گوش از وظایف کانال اوستاش محسوب میشود. هرگاه یکی از این موارد دچار اشکال شود مایع و عفونت در گوش میانی تجمع می یابد. التهاب مخاط و دهانه کانال اوستاش انسداد بیشتر مجرا را باعث میشود . ترشحات در گوش میانی تجمع می یابند و تکثیر باکتریها منجر به عفونت چرکی گوش میشود.

میکروبیولوژی:

عمده ترین باکتریهایی که منجر به عفونت گوش میانی میشوند عبارتند از :S.pneumoniae  و H.influenzae  و M.catarrhalis. استرپتوکوکوس نومونیه شایعترین ارگانیسم محسوب میشود.واکسیناسیون علیه پنوموکوک میتواند تا 70٪ از عفونتهای گوش میانی را کاهش دهد.در مورد  H.influenzae  بیشتر انواع nontypable بیماریزا هستند ولی هموفیلوس تایپ B در 10٪ موارد در کودکان بیماریزایی ایجاد میکند. این 10٪ توسط واکسیناسیون علیه هموفیلوس قابل پیشگیری است.

ویروسها : ویروسها بطور شایع گوش میانی را درگی میکنند. همه گیریهای عفونتهای ویروسی با عود و افزایش موارد ابتلا به اوتیت همراه است. ویروسهایی نظیر : RSV – influenza virus – enteroviruse , rhinoviruses شایعتر هستند. گاه ترکیبی از عفونت ویروسی و باکتریال در مایع موجود در گوش یافت میشود. در اینصورت عفونت گوش شدیدتر و طولانی تر است.

کلامیدیا – مایکوپلاسما : Mycoplasma pneumonia گرچه یک عفونت نسبتا ناشایع گوش محسوب میشود ولی بعلت ایجاد طاول خونریزی دهنده روی پرده گوش ( hemorrhagic bullous myringitis ) حائز اهمیت زیاد است. در مواردیکه علاوه بر عفونت گوش میانی عفونت دستگاه تنفسی تحتانی نیز وجود داشته باشد باید به این ژرم مشکوک شد. Chlamydia trachomatis در اطفال زیر 6 ماه میتواند عفونت حاد تنفسی ایجاد کرده و گوش میانی را نیز درگیر کند.

علائم بیماری – تشخیص :

همانطور که ذکر شد عمده ترین وجه تشخیصی اوتیت مدیا وجود مایع در گوش میانی است. علائم و نشانه های عفونت به دو بخش الف) اختصاصی و ب) غیر اختصاصی تقسیم میشوند. علائم اختصاصی شامل : درد گوش – ترشح چرکی از گوش  و کاهش شنوایی است . سرگیجه – وزوز گوش (tinnitus) و نیستاگموس ( حرکت تند افقی چشمها به دو طرف ) نیز گاها دیده میشود. از علائم غیر اختصاصی میتوان : تب – ضعف و بیحالی  و بیقراری ( بخصوص در بچه ها ). قرمزی پرده گوش در اکثر موارد دیده میشود ولی به تنهایی دلیل عفونت گوش نیست. وجود مایع در پشت پرده گوش باید اثبات شود و تنها با معاینه اتوسکوپیک معمولی قابل اعتماد نیست. به دو روش میتوان از وجود مایع در گوش میانی اطمینان حاصل کرد : 1) اتوسکوپی نوماتیک – pneumatic otoscopy  – که توسط اتوسکوپ مجهز به سیستم پنوماتیک انجام میشود. بعد از اینکه اتوسکوپ در کانال گوش فیکس شد بادکنک دستگاه را میفشاریم. به این ترتیب مقداری هوا وارد کانال گوش میشود. در حالت عادی که مایعی پشت پرده وجود ندارد حرکت پرده گوش آزاد است. لذا بعلت فشار مثبت داخل کانال پرده گوش به سمت گوش میانی حرکت میکند و بعد از برداشتن فشار از بادکنک پرده بسرعت به عقب بر میگردد. اگر مایع در گوش وجود داشته باشد حرکت پرده محدود و کند است ویا پس از برداشته شدن فشار هوا پرده به عقب بر نمیگردد. متد دوم استفاده از روش تیمپانومتری الکترواکوستیک است (electroacoustic ipmedanc e tympanometry ) که میزان حرکت پرده گوش را به دقت اندازه گیری کرده یافته های عینی از وجود هوا یا مایع در گوش میانی بدست میدهد .

علیرغم از بین رفتن عفونت گوش میانی بعد از شروع درمان آنتی بیوتیک مایع داخل گوش به سرعت جذب نمیشود. در 70٪ کودکان تا 2 هفته و در 10٪ موارد حتی پس از گذشت سه ماه از علائم عفونت گوش ممکن است مایع در گوش موجود بوده و تست تیمپانومتری مثبت باشد.

از دیگر علائم وجود مایع در گوش کاهش شنوایی است که شنوایی تا حد 25-dB ممکن است کاهش یابد. به این دلیل کودکانی که به کرات دچار عفونت گوش میشوند ممکن است دچار اختلالات گفتاری – تکلم  و مهارتهای شناختی شوند.

بهترین راه تشخیص عامل بیماریزا در عفونت گوش میانی آسپیراسیون مایع از راه پرده گوش است ( tympanocentesis). کشت حلق و لوزه نمیتواند نتایج قابل اعتمادی در بر داشته باشد. در کودکانی که شدیدا بدحال هستند یا به درمان آنتی بیوتیک قبلی پاسخ مناسب نداده اند یا به نحوی دارای نقص ایمنی محسوب میشوند تیمپانوسنتز باید انجام شود ولی در سایر موارد اینکار ضرورت ندارد و درمان empiric بر اساس ژرمهای شایع صورت میپذیرد. بیماریکه تحت درمان قرار گرفته باشد و بعد از48 الی 72 ساعت از شروع درمان علائم بهبودی در وی ظاهر نگردد نیز باید تمپانوسنتز شود.

درمان :

در درمان عفونت گوش میانی انتخاب آنتی بیوتیک باید بر اساس پوشش سه ژرم عمده باشد : S.pneumoniae , H.influenzae , M.catarrhalis . چون اکثریت قریب به اتفاق موارد عفونت گوش به علت این سه گروه میکروب اتفاق می افتد. S.aureus , s.pyogenes مسئول درصد کمی از عفونتها محسوب شده در اعمال درمان اولیه نیاز به پوشش ندارند. حدود 30٪ موارد هموفیلوس اینفلوئنزی و 70٪ موارد موراگزلا کاتارالیس بتالاکتاماز مثبت هستند و در درمان آنها باید از ترکیب beta lactam- beta lactamase استفاده کرد.

در کل انتخاب اول درمان برای عفونت گوش میانی ( بشرطی که با عوارض شدید همراه نباشد ) شامل آموکسی سیلین است. این دارو چند دهه بطور موفقیت آمیزی برای درمان عفونت گوش میانی بکار رفته و هنوز هم خط اول درمان محسوب میشود. نکته ای که باید در نظر داشت این است که در صورتیکه آموکسی سیلین تجویز شود باید دوز آن دو برابر حد معمول لحاظ گردد. یعنی سطح سرمی آن بیش از 70٪ MIC  میکروب باشد. بطور معمول دوز 80 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم در روز میتواند اکثر موارد عفونت گوش را درمان کند. در نظر داشته باشیم دوز معمول آموکسی سیلین 40 میلیگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز است. به این ترتیب برای یک کودک 20 کیلوگرمی حدودا 500 میلیگرم دارو هر 8 ساعت لازم میباشد. در بالغین حداقل دز آموکسی سیلین 1 گرم هر 6 ساعت یا 3 عدد کپسول آموکسی سیلین 500 میلیگرمی هر 8 ساعت تعیین میشود. اگر در نظر بگیریم در کل 10٪ موارد عفونت گوش با ارگانیسم های تولید کننده بتالاکتاماز ایجاد میشود تجویز آموکسی سیلین با دوز دوبل در اپیزود اول میتواند 90٪ موارد بیماری را درمان کند. در صورتیکه شکست درمان با آموکسی سیلین وجود داشت باید از کوآموکسی کلاو با دوز 90 -80 میلیگرم در روز در دو دوز منقسم استفاده کرد. سفوروکسیم آکستیل (Cefuroxime axetil) انتخاب دوم است و در بسیاری از بالغین و کودکان بهتر از کوآموکسی کلاو تحمل میشود و نتیجه بهتری نیز دارد. داروی سوم سفتریاکسون است که به شکل تزریقی تاثیری مناسب دارد.

داروهایی که به عنوان آلترناتیو ( جایگزین ) برای آموکسی سیلین در نظر گرفته میشوند شامل : کوتریموکسازول – ترکیب اریترومایسین + سولفی زوکسازول و سولفامتوکسازول هستند. از ماکرولیدهای جدید مثل آزیترومایسین و کلاریترومایسین میتوان بهره جست. سفالوسپورین ها بطور موفقیت آمیزی میتوانند اوتیت مدیا را درمان کنند. از این گروه میتوان : cefaclor, ceftibuten , cetprozil , cefpodoxime , cefuroxime axetil , cefdinir , cefixime , cephalexin  را نام برد. سفالوسپورینهای نسل 2 تاثیر کاملا موفقی بر درمان اوتیت مدیای حاد دارند.

آیا اوتیت مدیای حاد بدون درمان آنتی بیوتیک امکان بهبودی دارد ؟

چون حدود 4/1 موارد عفونت بعلت ویروسهای تنفسی رخ میدهند و در صورت باز بودن کانال اوستاش ترشحات موجود در گوش خود بخود تخلیه میشوند نهایتا بهبودی کامل ایجاد خواهد شد. در موارد عفونت باکتریال اگر انسداد آناتومیک یا فیزیولوژیک در راه درناژ ترشحات وجود نداشته باشدبسته به نوع عفونت امکان بهبود خود بخود وجود دارد. مثلا در مورد عفونت H.influenzae پس از گذشت 7 روز حدود 50٪ ترشحات گوش میانی (بدون استفاده از آنتی بیوتیک ) استریل خواهند شد. این رقم در مورد عفونت پنوموکوکی کمتر و حدود 20٪ است. در کل تصمیم به درمان آنتی بیوتیک عفونت گوش میانی بعهده پزشک است و تجویز آنتی بیوتیک بر اساس شدت بیماری و نتایج باکتریولوژیک برای هر فرد متفاوت خواهد بود.

درمانهای جانبی :

دکونژستان ها و آنتی هیستامین ها : ترکیبات آنتی هیستامین و دکونژستان بطور گسترده ای برای درمان عفونت گوش میانی بکار میروند. این ترکیبات میتوانند التهاب مخاط را کاهش داده انسداد کانال اوستاش را تاحدودی برطرف سازند. ولی تحقیقات بالینی تاثیر صد در صد این داروها را مورد شک قرار داده است و اعتقاد کنونی بر آن است که استفاده از آنتی هیستامین ها و دکونژستانها در نتیجه درمان جهت کاهش افیوژن گوش تاثیر چندانی ندارند. در مورد کورتیکواستروئیدها نیز وضع به همین ترتیب است و استفاده استروئید سیستمیک توام با آنتی بیوتیک نتایجی بهتر از تجویز آنتی بیوتیک به تنهایی در بر نداشته است.

پیشگیری :

عمدتا شامل کموپروفیلاکسی ( استفاده از دارو جهت پیشگیری از ایجاد عفونت ) میباشد. در موارد اوتیت شدید و مقاوم در کودکان میتوان از آنتی بیوتیک  با دوز پایین در طول دوره زمستان و بهار استفاده کرد. آنتی بیوتیکهایی که برای این منظور پیشنهاد میشوند شامل : 1) آموکسی سیلین با دوز 20 الی 40 میلیگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز بصورت دوز منفرد روزانه و 2) سولفی زوکسازول با دوز 50 میلگرم بازای هر کیلوگرم وزن در روز با دوز واحد روزانه است. در شیرخواران زیر 6 ماه بروز حداقل 2 مورد عفونت گوش میانی لزوم کموپروفیلاکسی دارویی را ایجاب میکند. در بچه های بزرگتر بروز 3 اپیزود عفونت در حین 6 ماه متوالی یا 4 اپیزود در حین یکسال نشانگر نیاز به انجام کموپروفیلاکسی است. در طول دوران کموپروفیلاکسی کودک باید به فواصل هر یکماه توسط پزشک معاینه شود تا از عدم وجود مایع در پشت پرده گوش اطمینان حاصل شود. بروز مورد جدید عفونت گوش میانی در حین پروفیلاکسی دارویی لزوم تعویض دارو را حتمی میکند.

الیگوساکاریدها: بررسی های بالینی نشان داده که الیگوساکاریدها بخصوص زایلیتول – xylitol  میتوانند از اتصال میکروبهای پاتوژن به سلولهای دستگاه تنفس جلوگیری کنند. زایلیتول که به مقدار کافی در توت فرنگی و سایر میوه ها وجود دارد ونیز هم اکنون در ساخت آدامس بکار برده میشود میتواند بطور موثری از ایجاد نومونی های نوموکوکی پیشگیری کند ولی نقش آن در پیشگیری از ایجاد حملات جدید اوتیت مدیا اثبات نشده است.

واکسن پنوموکوک  pneumococcal vaccine : این واکسن بطور موفقی میتواند حملات عفونت اوتیت مدیا را کاهش دهد. ایمیونوژنیسیتی واکسن در بچه های زیر 2 سال کمتر است ولی نشان داده شده واکسن 7 ظرفیتی پنوموکوک ( PVC 7) توانسته در شیرخواران 2 ماهه نیز ایمنی کافی ایجاد کند. واکسن در 2 و 4 و 6 ماهگی تزریق شده ولی بعلت کاهش تیتر بعد از گذشت حدود 6 ماه یک دز واکسن بوستر در 12 الی 15 ماهگی نیز لازم است. واکسن پنوموکوک میتواند تا 23٪ از نیاز به تعبیه  Tympanostomy tube  بکاهد.

واکسن انفولانزا: به دو شکل 1) ویروس زنده ضعیف شده که بصورت مایع داخل بینی چکانده میشود و 2) ویروس کشته شده که فرم تزریقی دارو است وجود دارد. واکسن انفولانزا میتواند حدود 30٪ از حملات عفونت گوش میانی را کاهش دهد.

ایمیون گلوبولین ضد RSV : به دو شکل 1) آنتی بادی منوکلونال  و 2) ایمین گلوبولین  وجود دارد. نوع RSV immune globulin  میتواند در کاهش تعداد موارد عفونت گوش میانی ناشی از RSV  موثر باشد.

مداخله جراحی :  در موارد عفونت عود کننده گوش میانی – وجود مداوم مایع در گوش میانی که  با درمان طبی بهبود نمی یابد کاربرد دارد. اقداماتی نظیر : سوراخ کردن پرده گوش ( myringotomy ) میتواند در تخلیه ترشحات مزمن گوش کمک کند. این اقدام قبلا به وفور بکار میرفت ولی اکنون محدود به مواردی است که درد بسیار شدید گوش وجود داشته باشد یا عفونت به درمان طبی پاسخ ندهد یا برای کمک به کاهش عفونت ماستوئید مد نظر باشد. بزرگی لوزه سوم میتواند سبب انسداد کانال اوستاش در خلف نازوفارنکس شود و با تخلیه و ونتیلاسیون گوش میانی تداخل ایجاد میکند. لذا برداشتن لوزه سوم  adenoidectomy  در بچه هایی که مایع مزمن گوش میانی بعلت بزرگی لوزه سوم دارند موثر است.  لوله تیمپانوستومی شبیه یک قرقره کوچک است که در پرده گوش تعبیه میشود تا به تخلیه ترشحات گوش میانی کمک کند. وجود این منفذ باعث میشود ارتباطی ممتد بین گوش میانی و فضای بیرون وجود داشته باشد ولذا مراقب مزمن لازم دارد. بعنوان مثال شنا در استخر و یا ورود آب به گوش در حین استحمام میتواند سبب ایجاد عفونت جدید در گوش میانی شود. سوراخ ماندن ممتد گوش – اسکاری که روی پرده گوش بجا میماند – خطر ایجاد کلستئاتوما از دیگر عوارض TT است.

توصیه برای بیماران

الف) عفونت گوش خارجی

1)      جرم گوش یک امر طبیعی است. در بعضی افراد بیشتر و در برخی کمتر وجود دارد. نقش آن دقیق مشخص نیست ولی بیشتر جنبه دافع حشرات دارد که مانع از ورود آنها به گوش شود. گاه تراکم جرم گوش سبب کاهش شنوایی میشود. عموما این حالت یکطرفه است. زدودن جرم گوش با شستشوی گوش توسط پزشک باید انجام شود. لذا بیماران نباید بمنظور خارج کردن جرم اجسام خارجی را وارد گوش کنند. استفاده از گوش پاک کن یا اشیاء مشابه سبب میشود جرم گوش به عقب – به سمت پرده گوش – رانده شده از حالت سست و قابل دفع به جرمی سفت شبیه موم فشرده تبدیل شود. در این حالت زدودن آن با شستشو نیز کار ساده ای نیست.. در صورت وجود جرم متراکم گوش هنگامی که موقع استحمام یا شنا آب وارد گوش شود بعلت حجیم تر شدن جرم درد ایجاد شده و کاهش شنوایی شدید تر میشود.

2)      هیچ گاه شیئی را وارد گوش نکنید. اشیاء سفت سبب مجروح شدن کانال شده و سبب کاشته شدن میکروب به نسج زیر پوست شده عفونت کانال ایجاد میکنند. اشیاء نرم نیز – شبیه گوش پاک کن – کاملا استریل نیستند و میتوانند باعث ورود میکروب به کانال گوش شوند.

3)      هنگامیکه میخواهید آب موجود در کانال گوش خود را خشک کنید از گوش پاک کن استفاده نکنید . بهترین کار این است که دستمال کاغذی تمیزی را روی انگشت کوچک خود قرار داده در حالیکه سر را به طرف همان گوش خم کرده اید انگشت را حرکت دهید تا حرکت ملایم کانال سبب خروج آب از گوش شده روی دستمال قرار گیرد.

4)      خارش گوش شکایت نسبتا شایع بسیاری از بیماران است. عموما علل موضعی نظیر آلرژی یا برخی از عفونتهای قارچی سطحی نظیر کاندیدا  میتواند سبب خارش گوش شوند. یکی از بدترین کارها برای رفع خارش وارد کردن اشیاء سخت به داخل کانال گوش است. هرگز اینکار را نکنید. بجای آن میتوان از قطره بتامتازون استفاده کرد. در مواردیکه عفونت همراه با آلرژی باشد میتوان از قطره آنتی بیوتیک همراه با استروئید موضعی استفاده کرد. ( قطره بتامتازون + قطره سیپروفلوکساسین ). قطره پلی میگزین ان اچ میتواند قارچهای سطحی کانال را براحتی برطرف کند. لوسیون کلوتریمازول نیز برای این منظور پیشنهاد میشود.

5)      در عفونتهای سطحی گوش با قارچهای معمولی نظیر کاندیدا میتوان از قطره نیستاتین خوراکی ( 4-3 قطره هر 6 ساعت داخل گوش ) استفاده کرد. برخی از محلولهای ضد عفونی کننده نظیر بوریک اسید یا استیک اسید با غلظت کم میتوانند به برطرف کردن عفونتهای موضعی کانال گوش کمک کنند ولی بهتر است قبل از تجویز آن از سالم بودن پرده گوش اطمینان حاصل کرد.

ب)عفونت گوش میانی

1) در عفونت مزمن گوش میانی که با سوراخ شدگی پرده گوش همراه است در صورتیکه آب وارد کانال گوش شود منجر به ایجاد عفونت مجدد در گوش میانی میشود و مجددا ترشح گوش شروع میشود. لذا این افراد باید دقت داشته باشند که موقع استحمام یا شنا آب وارد گوششان نشود. برای این منظور میتوان از پنبه آغشته به وازلین یا پماد تتراسیکلین که بطور فیکس در یک سانتیمتر ابتدای کانال قرار میگیرد استفاده کرد. بهتر این است که بخشی از پنبه چرب شده در گودی لاله گوش نیز قرار گیرد تا از عدم ورود آب به کانال اطمینان داشته باشیم. نیز میتوان از گوشی های از جنس پلاستیک نرم که شناگران هنگام شنا داخل گوش میگذارند استفاده کرد ولی بهتر است محیط دور آن را با وازلین آغشته کرد تا غیر قابل نفوذ گردد.

2) در عفونتهای مزمن گوش میانی احتمال تشکیل کلستئاتوما وجود دارد. در این حالت مواد نکروتیک بصورت مزمن و تقریبا بدون درد استخوانچه های گوش میانی و سپس استخوانهای اطراف گوش را تخریب میکنند. ممکن است عفونت به ماستوئید گسترش یابد. در این بیماری در معاینه گوش ضایعات سفید صدفی رنگ دیده میشود که کانال را پر کرده است. در گرافی ماستوئید کدورت مزمن در سلولهای هوایی دیده میشود. در این حالت پرده گوش بطور کامل تخریب میشود و لذا ورود آب به گوش میتواند مجددا حمله اوتیت مدیا را تحریک کند. به این دلیل تمام اقدامات مورد ب – 1 باید بکار برده شود.

3) در صورت سوراخ بودن پرده گوش حتی المقدور از محلولهای ضدعفونی کننده  گوش استفاده نشود. بعضی از محلولهایی که برای ضدعفونی کانال گوش مورد استفاده قرار میگیرند ( مثل اسید بوریک یا استیک اسید ) براحتی وارد گوش میانی شده و تحریک توام با درد شدید در گوش میانی ایجاد میکنند. در این موارد تنها استفاده از قطره سیپروفلوکساسین همراه یا بدون بتامتازون مجاز است.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

عفونتهای گوش

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, مشروح اخبار

عفونتهای گوش یا اوتیت را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد :

1) عفونت گوش خارجی –otitis externa

2) عفونت گوش میانی – otitis media

3) ماستوئیدیت – mastoiditis

عفونت گوش خارجی :

گوش خارجی کانال گوش از بدو کانال شنوایی تا پرده صماخ ( tympanic membrane) را تشکیل میدهد. این بخش را میتوان جزئی از پوست بحساب آورد چون دقیقا توسط پوست پوشیده شده است. لذا عفونتهای این بخش از گوش نیز شبیه عفونتهای پوست میباشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  نیمه خارجی ( بیرونی ) کانال غضروفی و نیمه داخلی آن استخوانی است که از استخوان تمپورال عبور میکند. در نیمه بیرونی پوست به غضروف زیر آن اتصالی نسبتا سست دارد و در بخش داخلی پوست به سختی به استخوان چسبیده است. لذا ایجاد عفونت در پوست یا زیر پوست کانال گوش بعلت فضای کاملا محدود درد شدید ایجاد میکند.

عفونت کانال گوش نظیر عفونت پوست سایر نقاط بدن است. بعلت تنگی و پیچ و خم کانال مایعات یا اجسام خارجی که وارد گوش میشوند بدام می افتندو سبب تحریک و جراحت نسج سطحی کانال میشوند. درد و خارش شدید خواهد بود چون نسج ملتهب فضای کافی برای گسترش ندارد.

عفونت کانال گوش را میتوان به 4 نوع تقسیم کرد :

1) عفونت حاد موضعی

2) عفونت حاد منتشر

3) عفونت مزمن کانال گوش

4) اوتیت خارجی بدخیم.

بیماریزایی :

تنگی که در کانال گوش در محل اتصال قسمت غضروفی به استخوانی وجود دارد مانع از این میشود که واکس ( جرم ) گوش یا اجسام خارجی به اندازه کافی داخل کانال شده و به پرده تمپان نزدیک شود.

در 3/1 خارجی کانال فولیکولهای مو قرار دارند که میتوانند منشا برای ورود میکروب به پوست محسوب شده فولیکولیت ایجاد کنند.

فلور میکروبی گوش خارجی شبیه فلور پوست سایر نقاط بدن است. میکروبهایی نظیر :staphylococcus epidermidis  و staphylococcus aureus  و  corynebacteria  و به حد کمتری باکتریهای بی هوازی نظیر propionibacterium acnes در کانال گوش وجود دارند.

میکروبهایی که برای گوش میانی بیماریزا هستند نظیر : Streptococcus pneumonia ,Haemophilus influenza , Moraxella catarrhalis به ندرت در کانال گوش دیده میشوند مگر اینکه پرده گوش سوراخ باشد.

ایجاد خراشهای ظریف در کانال گوش باعث میشود میکروبهایی که روی پوست قرار گرفته اند به زیر پوست و نسج زیرپوستی دسترسی پیدا کنند.تهاجم باکتری سبب ایجاد التهاب و تشکیل چرک میشود.

عفونت با میکروب سودومونا آئروژینوزا سبب ایجاد عفونت نسبتا شدیدی در کانال میشود که میتواند به نسوج عمقی تر پوست نیز تهاجم ایجاد کرده یک التهاب نکروزان در موضع پدید می آورد. این پدیده در افراد دیابتیک که خونرسانی محدود تری در اثر میکروآنژیوپاتی دارند بیشتر دیده میشود.

تظاهرات بالینی:

1) عفونت حاد موضعی :

عموما بشکل یک کورک یا پوسچول دیده میشود که ناشی از ورود میکروب به فولیکول مو است. فورنکل بطور شایع توسط استافیلوکوک اورئوس ایجاد میشود.

استرپتوکوک گروه A نیز نظیر اریزیپلاس ( erysipelas) میتواند کانال و کونکا را درگیر کند. درد ممکن است شدید باشد. طاول خونریزی دهنده به رنگ ارغوانی یا قرمز تیره میتواند در نیمه استخوانی کانال یا حتی روی پرده گوش ایجاد شود.

آدنوپاتی در لنفاتیک درناژ کننده موضع ممکن است دیده شود.

درمان :

در موارد خفیف کمپرس گرم و آنتی بیوتیک سیستمیک میتواند عفونت را برطرف کند. در موارد عفونت شدید یا تشکیل آبسه انسیزیون و درناژ آبسه ممکن است لازم باشد.

2) عفونت حاد منتشر :

این حالت به ” گوش شناگران” معروف است ( swimmer’s ear) . عموما در مناطق با آب و هوای گرم و مرطوب دیده میشود.

ابتدا با خارش گوش شروع شده بتدریج درد ایجاد میشود. پوست کانال قرمز و متورم است. باسیلهای گرم منفی بخصوص سودومونا آئروژینوزا نقش عمده ای در بیماریزایی این حالت دارند.

درمان:

شستشو با نرمال سالین هیپرتونیک (3٪) با مخلوطی از الکل 70٪ تا 95٪ و استیک اسید میتواند در شروع بیماری جنبه درمانی داشته باشد. محلولهای هیروفیلیک نظیر محلول بارو ( Burrow’s solution ) بمدت 2-1 روز میتواند التهاب را کم کند.

آنتی بیوتیک موضعی نظیر قطره سیپروفلوکساسین به همراه قطره دگزامتازون بمدت 10 روز موثر است. همچنین میتوان از قطره نئومایسین به تنهایی و یا قطره پلی میگزین همراه با هیدروکورتیزون در کاهش التهاب گوش موثر است.

3) عفونت مزمن گوش خارجی :

هرگاه پرده گوش سوراخ باشد و ترشحات چرکی وارد کانال شوند تحریک کانال ایجاد شده و اوتیت مزمن ایجاد میکند. لذا فاکتور مستعد کننده اوتیت مدیای مزمن چرکی است.

درمان:

درمان در جهت برطرف کردن التهاب و عفونت گوش میانی است.

از علل ناشایع عفونت مزمن گوش خارجی میتوان از سل – سیفیلیس – یاز – جذام و سارکوئیدوز نام برد.

اوتیت خارجی بدخیم یا متهاجم :

یک عفونت شدید – نکروزان  است که اس اپیتلیوم سنگفرشی کانال گوش به مناطق مجاور گوش نظیر عروق خونی – غضروف و استخوان گوش تهاجم می یابد.

درد شدید و تندرنس اطراف گوش و ماستوئید توام با تخلیه چرک از کانال جزء علائم این بیماری محسوب میشوند.

در افراد مسن – دیابتیک و دچار نقص سیستم ایمنی خطر تهدید کننده حیات دارد. هرگاه عفونت به استخوان تمپورال و سپس سینوس سیگموئید – بولب ژوگولر – قاعده جمجمعه و مننژ دسترسی پیدا کند خطر مرگ افزایش می یابد.

در تهاجم عفونت فلج صورت ( بصورت دائمی ) ایجاد میشودو فلج اعصاب 9 و 10 و 12 بطور شایعتر دیده میشود.  شایعترین ارگانیسم مسئول این عفونت سودومونا آئروژینوزا است. جهت تعیین میزان گسترش عفونت باید از CTs  ویا MRI استفاده کرد.

درمان:

کانال باید دبرید شود و نسوج مرده زدوده شوند. قطره آنتی بیوتیک گوش با پوشش ضد سودومونا مثل سیپروفلوکساسین توام با یک استروئید موضعی داخل کانال ریخته شود.

همچنین درمان سیستمیک با آنتی بیوتیک مناسب برای 4 الی 6 هفته استفاده شود.

میتوان از Ceftazidime – cefepime – piperacillin  توام با یک آمینوگلیکوزید نظیر جنتامایسین یا توبرامایسین استفاده کرد.

در موارد خفیف بیماری یا در ابتدای شروع علائم میتوان درمان خوراکی با سیپروفلوکساسین با دوز کافی بکار برد.

عفونتهای قارچی ممکن است عفونت کانال گوش ایجاد کنند.

گونه های Aspergillus  مسئول اکثریت عفونتهای قارچی گوش است. در بچه ها و بیماران مبتلا به کاندیدیازیس جلدی – مخاطی مزمن (CMC) کاندیدا آلبیکنس را باید در نظر داشت.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

سینوزیت حاد و مزمن

شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, اخبار علمی پزشکی, مشروح اخبار

سینوزیت یکی از شایعترین عفونتهای سیستم تنفس است و درصد قابل توجهی از مراجعات به پزشک بعلت این بیماری است. سینوسها حفرات خالی داخل استخوانهای صورت و پیشانی هستند که عمده نقش آنها سبک نگاه داشتن جمجمه است. برخی معتقدند در کیفیت صدای فرد ( رزونانس صدا ) نیز نقش دارند. مجموعا 7 سینوس در جمجمه و صورت وجود دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، همانطور که در شکل 1 مشخص است 6 سینوس در جلو قرار دارند که شامل دو سینوس فرونتال ( پیشانی ) و دو سینوس اتموئید و دو سینوس ماگزیلاری  ( صورت ) و یک سینوس در کف استخوان جمجمه در مجاورت غده هیپوفیز قرار دارد که آنرا سینوس اسفنوئید میگویند .

سینوسهای پیشانی درست بالای ابروها نزدیک به خطی که تیغه میانی بینی را به استخوان پیشانی وصل میکند قرار گرفته اند. سینوسهای اتموئید در خط فرضی که ادامه ابرو را به بینی وصل میکند ( در مجاورت اپیکانتوس داخلی چشم ) و سینوسهای ماگزیلر در پایین چشم و دوطرف بینی قرار دارند. در رادیوگرافی سینوس چنین نمایی دیده میشود:

برای رویت سینوس اسفنوئید باید از رادیوگرافی نیمرخ جمجمه ویا CT scan استفاده شود.

سطح داخلی سینوسها مانند سایر نقاط دستگاه تنفس فوقانی ازمخاط پوشیده شده است. سلولهای مژکدار مخاط بطور مکرر جریانی را از داخل به خارج ایجاد میکنند که سبب دفع ترشحات و ذرات به دام افتاده توسط رطوبت یا سطح پوشاننده دستگاه تنفس است. تمامی سینوسهای اطراف بینی ( paranasal sinuses ) از طریق مجرایی باریک به بینی باز میشوند.

اهمیت این مطلب از این جهت است که هنگام عفونت دستگاه تنفس فوقانی عوامل بیماریزا از طریق همین مجاری خود را به سینوس رسانده در آنجا تکثیر میکنند و موجب بروز عفونت سینوس ( سینوزیت ) میشوند. از طرفی مسدود شدن مجاری سبب محبوس شدن ترشحات سینوس شده محیط بسته ای را ایجاد میکند که تکثیر باکتریها را تسهیل میکند.

پولیپ بینی – انحراف تیغه میانی بینی – رینیت های آلرژیک که التهابی مداوم در حفره بینی ایجاد میکنند زمینه ساز انسداد مجرای سینوس و در نتیجه ایجاد سینوزیت هستند. بیماریهایی که به سبب نقص سیستم ایمنی سبب اختلال درحرکت مژکها میشوند از عوامل مستعد کننده سینوزیت به شمار میروند. در بیماران بستری شده در بیمارستان وجود لوله بینی جهت تغدیه بیمار ( NasoGasteric Tube) سبب انسداد مجاری سینوس شده و عفونت سینوس را تسهیل میکند. گاه عفونت از ریشه دندان فک فوقانی به کف حفره سینوس ماگزیلا رسیده از طریق مجاورتی سبب ایجاد سینوزیت میشود.

تعریف سینوزیت :

التهاب یا عفونت مخاط سینوس بعلت تهاجم عوامل بیماریزا نظیر ویروسها یا باکتریها را سینوزیت مینامند. عفونت داخل حفره سینوس ممکن است در حد التهاب مخاطی باقی بماند ویا منجر به تشکیل چرک و تجمع ترشحات و یا حتی تشکیل آبسه شود.

چون از نظر آناتومیک درناژ ( تخلیه ) ترشحات سینوس بطور کامل ممکن نیست عموما التهاب سینوسها به سهولت برطرف نشده و در موارد زیادی به سینوزیت مزمن منجر میشود. بعنوان مثال مجرای درناژ کننده سینوس ماگزیلر از کف سینوس 1 سانتیمتر بالاتر قرار گرفته و در حالت ایستاده ترشحات قسمت تحتانی سینوس تخلیه نمیشوند.

بر اساس مدت بیماری میتوان سینوزیت را به 3 دسته : حاد – تحت حاد و مزمن  طبقه بندی کرد. سینوزیت حاد زمانی کمتر از 2 هفته از شروع اولین علائم را سپری کرده است. از دو هفته تا دو ماه را سینوزیت تحت حاد و ازمان بیشتر را سینوزیت مزمن مینامند.

بر حسب اینکه کدام سینوس درگیر است نیز نامگذاری سینوزیتها متفاوت است مثلا : سینوزیت حاد فرونتال.هر گاه بیش از 5 سینوس از 7 سینوس اطراف بینی درگیر باشند ترم پان سینوزیت (pansinusitis ) بکار برده میشود.

علائم :

بسته به حاد یا مزمن بودن علائم متفاوتند.

علائم سینوزیت حاد :

الف) احساس پری – درد یا فشار روی سینوس مبتلا . وارد نمودن فشار با انگشت روی سینوس درگیر با درد نسبتا شدید همراه است ( تندرنس )

ب ) تب . در سینوزیت حاد به عکس سینوزیت مزمن در اکثریت موارد تب وجود دارد. در موارد شدید ممکن است تبهای بالا دیده شود

ج ) ترشح چرکی از بینی یا پشت حلق . ترشحات عموما غلیظ – تیره به رنگ سبز یا زرد دیده میشوند . ترشح پشت حلق نیز با همین خصوصیات دیده میشود. ترشح پشت حلق ( PND) عموما توسط پزشک معاینه کننده مشاهده میشود و بیمار آن را به وجود خلط توصیف میکند.

د ) علائم دیگری نیز در سینوزیت حاد وجود دارند که شامل : سردرد – احساس ضعف و بدن درد – کم شدن یا از دست رفتن حس بویایی –  گرفتگی بینی –  تورم پوست روی ناحیه سینوس که در برخی از مبتلایان وجود دارد یا شدت بیشتری دارد

وجود تورم روی سینوس فرونتال ( Pott’s puffy tumor) یا تورم اطراف چشم – برجسته شدن روی سینوس ماگزیلا از علائم خطرناک سینوزیت محسوب میشود چون ناشی از تجمع شدید و زیاد چرک در سینوس بوده که توانسته به استخوان اطراف سینوس آسیب برساند .

استئومیلیت استخوان احاطه کننده سینوس یا ایجاد آبسه زیر پریوست استخوان گرچه جزء عوارض بیماری محسوب میشوند ولی گاه در جریان سیر عفونت سینوزیت حاد نیز دیده میشوند

علائم سینوزیت تحت حاد :

الف ) احساس پری یافشار بصورت خفیف روی سینوس مبتلا که گاه با تندرنس همراه است.

ب ) تب خفیف که در برخی از بیماران دیده میشود. عموما شدت تب بالا نیست و کمتر از 38.3 درجه سانتیگراد میباشد

ج ) وجود ترشح از بینی – یکطرفه یا دوطرفه که عموما چرکی است ( به رنگ سبز یا زرد مشاهده میشود )

د ) علائم دیگر نظیر سردرد در برخی از بیماران دیده میشود. درد منتشر بدن همگانی نیست. در اکثر بیماران اختلال حس بویایی دیده میشود. گرفتگی بینی وجود دارد و تورم نسج نرم روی بینی دیده نمیشود. مگر آنکه جزء عوارض سینوزیت حاد باشد و استئومیلیت مزمن و تجمع چرک زیر پریوست استخوان ادامه سینوزیت حاد باشد.

علائم سینوزیت مزمن

علائم عموما گمراه کننده است. هم برای پزشک و هم برای بیمار. علائمی چون ترشح چرکی از بینی و ترشح مداوم یا منقطع پشت حلق در اکثر بیماران دیده میشود ولی تب – درد روی سینوس یا تندرنس یا سردردعموما وجود ندارد.

سردرد علامتی است که اکثرا به وجود سینوزیت نسبت داده میشود بخصوص اگر در منطقه پیشانی باشد و بیمار سابقه ای از وجود سینوزیت را در قبل داشته باشد. باید توجه داشت که سردردعلل بسیار متنوعی دارد و از طرفی ممکن است سینوزیت  تنها عامل سردرد باشد ولی عموما ارتباط دادن سردرد با سینوزیت مزمن درست نیست.

در مواردیکه سینوزیت تحت حاد دچار عود مجدد میشود یا فردی که قبلا سینوزیت داشته مجددا بعلت عفونت تنفسی دچار سینوزیت حاد میشود سردرد وجود دارد ولی با علائم دیگر که مشخصه سینوزیت حاد است دیده میشود: نظیر تب – ترشح چرکی فراوان از بینی یا پشت حلق و درد بدن و غیره.. که تشخیص همان سینوزیت حاد یا عود سینوزیت مزمن خواهد بود .

در سینوزیت مزمن التهابی یکنواخت و ملایم در سینوس وجود دارد که بعلت دفع  مداوم ترشحات عموما احساس پری یا درد در ناحیه مبتلا ایجاد نمیکند. شاید بتوان تنها علائم سینوزیت مزمن را ترشح از بینی یا پشت حلق و از دست رفتن حس بویایی دانست. این بیماری در بررسی بیمار جهت تعیین علت سردرد یا بعلت بررسی علت وجود خلط پشت حلق با رادیوگرافی یا CT scan  تشخیص داده میشود.

سینوزیت مزمن همیشه بعد از ابتلا به سینوزیت حاد و تحت حاد بوجود می آید. دو علت را میتوان برای ایجاد آن فرض کرد :

1 ) عدم درمان یا درمان ناکافی آنتی باکتریال در اپیزود اول سینوزیت

2) علل آناتومیک یا پاتولوژیکی که سبب انسداد مجاری سینوس شده  باعث شده تخلیه ترشحات از سینوس بطور کامل انجام نشده و یا درمان نتوانسته باشد تاثیر کامل در ریشه کنی عفونت داخل سینوس داشته باشد.

مهم اینکه اکثر مولفین معتقدند سینوزیت مزمن درمان قطعی ندارد. علت را میتوان همان عوامل پاتوژنز فرض کرد که نتوانسته سبب ریشه کن شدن میکروب از حفره سینوس شود. لذا اکثر متخصصین گوش وحلق و بینی مداخله جراحی نظیر آندوسکوپی سینوس – سینوپلاستی را برای درمان پیشنهاد میکنند .

گاه درمان آنتی بیوتیک مناسب با طول دوره کافی امکان حذف باکتری از سینوس را مهیا میسازد. لذا پیشنهاد من برای درمان سینوزیت مزمن: ابتدا اعمال درمان آنتی بیوتیک مناسب بمدت 14 الی 21 روز است و در صورتیکه علائم باقی ماند یا پس از بهبودی مجددا ایجاد شد مداخله جراحی انجام  شود.

عوامل بیماریزا :

Streptococcus pneumonia و Haemophilus infuenzae از شایعترین عوامل ایجاد سینوزیت محسوب شده بطور جمعی بیش از نیمی از علل سینوزیت را شامل میشوند. از عوامل دیگر میتوان : Moraxella catarrhalis و  staphylococcus aureus    و  streptococcus pyogenes ( group A )   و در مراحل بعدی باسیلهای گرم منفی نظیر گونه های سودوموناس – بی هوازیها و در 10٪ تا 20٪ موارد ویروسها عامل ایجاد سینوزیت هستند .

در سینوزیت مزمن باسیلهای بی هوازی نظیر گونه های Bacteroides  بیش از پنجاه درصد از عوامل بیماریزا را تشکیل میدهد. در بیماران دیابتیک احتمال وجود عفونت با قارچها مثل : Mucor , Aspergillus , pseudoallescheria boydii وجود دارد که بالقوه میتوانند عفونتهای خطیر و تهدید کننده حیات را در بیمار ایجاد کنند. از دیگر عوامل شایع میتوان :ویروسها بخصوص RSV – Parainfluenza و میکروبهای آتیپیک نظیر مایکوپلاسما نومونیه و یا کلامیدیا نومونیه را نام برد.

مداخله باکتریهای بی هوازی در ایجاد سینوزیت و بخصوص سینوزیت مزمن نحوه درمان را تحت الشعاع قرار میدهد. شیوع عفونتهای بی هوازی در سینوزیتهای مزمن ماگزیلر بیشتر از اتموئید و فرونتال دیده میشود که شاید بعلت مجاورت با ریشه های عفونی دندانهای فک فوقانی باشد. ( apical root abscess) .

اهمیت موضوع این است که در درمان عفونت سینوزیت مزمن و بخصوص سینوزیت مزمن ماگزیلا باید حتما آنتی بیوتیک با پوشش بی هوازی را در رژیم درمانی گنجاند.

درمان :

درمان سینوزیت حاد – تحت حاد و مزمن تا حد زیادی individualized  است. گرچه پروتوکل های درمانی و فلوچارت های زیادی در باب درمان نگارش شده اند ولی به نظر من انتخاب آنتی بیوتیک برای هر فرد با فردی دیگر متفاوت است. بر اساس اینکه از نظر ازمان بیماری در چه مرحله ای قرار دارد و اینکه کدام سینوس گرفتار است و نیز معیارهای فردی نظیر : سابقه حساسیت به آنتی بیوتیکها – تجربه های ناموفق درمان قبلی – سابقه استفاده از آنتی بیوتیک به هر علت – طول دوره درمان و حتی بنیه مالی بیمار درمان متفاوت خواهد بود.

نظر به اینکه بدست آوردن ژرم بیماریزا از بیمار مبتلا به سینوزیت دشوار است ( متدهای قابل اعتماد نظیر آسپیراسیون سینوس دشوار و کشت از ترشحات بینی یا پشت حلق نیز غیر قابل اعتماد است ) درمان بصورت امپایریک (empiric) یعنی بر اساس پوشش شایتعرین ژرمها شروع میشود.

بطور کلی 5 آنتی بیوتیک را میتوان در درمان سینوزیت نام برد : 1) Amoxicillin-clavulanic acid   2) cefuroxime   3) cefpodoxime proxetil  4) cefdinir  4)levofloxacin که از این آنتی بیوتیکها کو-آموکسی کلاو و سفوروکسیم در دسترس ما هستند. Cefixime سفالوسپورین نسل سوم خوراکی است که توسط بسیاری از پزشکان برای درمان سینوزیت انتخاب میشود.

با دوز 400 میلیگرم در روز بمدت 7 الی 10 روز میزان موفقیت درمان نسبی است.  آموکسی سیلین – کلاوولانیک اسید یک درمان استاندارد برای سینوزیت حاد – تحت حاد یا مزمن محسوب میشود. برای افرادیکه بتوانند دارو را با دوز 625 میلی گرم 3 بار در روز بمدت 14 الی 21 روز تحمل کنند انتخاب مناسبی محسوب میشود.

میزان موفقیت درمان تک دارویی در مورد سفوروکسیم بیش از سفیکسیم و یا کو آموکسی کلاو است. دارو با دوز 500 میلی گرم 2 بار در روز عموما بخوبی تحمل میشود.

لووفلوکساسین دارویی بسیار عالی در درمان سینوزیتهای مزمن یا مقاوم به درمان است. مواردیکه بصورت تک نسخه ای دارو از خارج از کشور تهیه شده است موفقیت درمانی بالایی داشته است. استفاده از داروهایی نظیر : کوتریموکسازول ( با دوز 2 قرص 80/400 دوبار در روز – آموکسی سیلین با دوز 500 میلیگرم هر 8 ساعت – آمپی سیلین 500 میلیگرم هر 6 ساعت – داکسی سیکلین ( 100 میلیگرم هر 12 ساعت ) – تتراسیکلین 500 میلیگرم هر 6 ساعت – اریترومایسین 400 میلیگرم هر 6 ساعت سالها در درمان سینوزیت کاربرد داشته اند و شاید هنوز هم در مواردی کارآیی داشته باشند ولی با توجه به مقاومت روزافزون باکتریها به انواع آنتی بیوتیکها و نیز در نظر داشتن تجویز دارویی که با حداقل عوارض و تعداد مصرف در روز حداکثر کارآیی برای ریشه کن کردن عفونت داخل سینوس را دارا باشد در حال حاضر استفاده از این داروها جز در موارد خاص پیشنهاد نمیشود.

در مورد ماکرولیدها از اریترومایسین که بگذریم یعنی گروه newer macrolids نظیر آزیترومایسین و clarithromycin از تاثیر نسبتا خوبی برخوردارند.

در درصدی از موارد عفونت با گروه باکتریهای ” آتیپیک ” نظیر Mycoplasma pneumonia  و Chlamydia pneumonia رخ میدهد. یا به تنهایی و یا در ترکیب با سایر باکتریهای پاتوژن. در مواردیکه اطمینان بالایی وجود داشته باشد که سینوزیت ناشی از ژرمهای آتیپیک باشد میتوان از این گروه داروها استفاده کرد. مثلا درگیری سینوس در جریان atypical pneumonia و حتی میتوان بصورت تک دارویی از کلاریترومایسین بهره برد.

آزیترومایسین گرچه پوشش مناسبی برای ژرمهای آتیپیک و حتی ژرمهای پایوژن محسوب میشود ولی کاربرد آن بیشتر در درمان عفونتهای سیستم اوروژنیتال ( ادراری – تناسلی )‌است و برای درمان عفونتهای سیستم تنفس ترجیح میدهیم از کلاریترومایسین استفاده شود.

داکسی سیکلین را میتوان یک استثنا محسوب کرد. با این تفصیل که گرچه جزء آنتی بیوتیکهای قدیمی محسوب میشود و سالهاست که توسط پزشکان برای درمان انواع عفونتها تجویز میگردد ولی هنوز جایگاه خود رادر درمان عفونتهای سیستم تنفس چه فوقانی و چه حتی تحتانی حفظ کرده است.

Doxycyclin با دوز 100 میلیگرم هر 12 ساعت در صورت تحمل بیمار میتواند درمانی موثر و ارزان برای بیماران مبتلا به سینوزیت (‌چه حاد و چه مزمن ) محسوب شود. تنها مشکل ما با این دارو عدم تحمل عمده بیماران بصورت ناراحتی گوارشی یا تحریک معده است (gasteritis – esophagitis) که بیمار را از ادامه درمان منصرف میکند.

در مواریکه با سینوزیت مزمن مواجه هستیم بخصوص اگر سینوس ماگزیلر درگیری بیش از 2 ماه داشته باشد باید از آنتی بیوتیک بصورت ترکیبی استفاده شود. به گونه ای که بتوان ژرمهای بی هوازی را هم پوشش داد.

لذا ترکیب سفورکسیم + مترونیدازول و یا سفیکسیم + مترونیدازول موثر است. کو-آموکسی کلاو خود تا حدی پوشش بی هوازی را فراهم می آورد و در موارد خفیف و بدون عارضه میتوان آنرا تنهایی بکار برد.

کلیندامایسین با دوز 300 میلیگرم هر 8 ساعت درمانی موثر برای سینوزیت مزمن ماگزیلا است حتی اگر آبسه داخل سینوس وجود داشته باشد یا درجاتی از تخریب استخوانی ( استثومیلیت ) ثانویه به تهاجم میکروب به جدار سینوس دیده شود. عارضه اصلی این دارو اسهال (antibiotic associatied colitis) است که فی نفسه خطرناک است و باید بیمار را قبل از شروع درمان از این عارضه مطلع ساخت.

پیشگیری:

پیشگیری از ابتلا به سینوزیت هنگامی کاربرد دارد که سینوزیت هنوز ایجاد نشده باشد ویا فردی دچار سینوزیت مزمن با حملات عود کننده باشد و بخواهد تعداد حملات عود را به حداقل برساند.

مواردی که در این خصوص پیشنهاد میشود عبارتند از: 1) پیشگیری از سرماخوردگی یا هرگونه عفونت تنفسی بخصوص عفونت دستگاه تنفس فوقانی. وجود ویروس در حفره بینی یا نازوفارنکس ورود آنرا به سینوس تسهیل میکند و پی آمد آن اضافه شدن عفونت باکتریال و ایجاد سینوزیت است. این اصل پذیرفته شده است که بعلت یکسان بودن مخاط سینوس با دستگاه تنفس فوقانی هرگونه عفونتی در دستگاه تنفس به معنی التهاب یاعفونت سینوس نیز هست.

اگر انسدادی در مجاری تخلیه کننده سینوس وجود نداشته باشد – بیماری زود برطرف یا درمان شود و منجر به عارضه نگردد سینوزیتهای ویروسی نیز خودبخود بهبود یافته علامتی از عفونت سینوس نخواهیم داشت. و در غیر اینصورت حتما با ایجاد سینوزیت یا عود سینوزیت مواجه خواهیم بود. لذا بهترین و کارآترین راه پیشگیری از سینوزیت ره پیشگیری از ایجاد عفونت تنفسی است.

2) عدم مواجهه با هوای سرد یا آب سرد. در این مورد توافق نظر وجود ندارد. برخی بر این باورند که طبق مطالعات شاهد دار (case-controle) گروهی که در مواجهه با هوای سرد قرار گرفته بودند میزان بیشتری از عفونت سینوس را نسبت به گروه شاهد که در معرض هوای سرد قرار نگرفته بودند تجربه نکرده اند.  و عده ی دیگر معتقدند استنشاق یا برخورد هوا یا آب سرد با حفره بینی گروهی از ویروسهای کومانسال سرمادوست را در حفره بینی فعال میکند که تکثیر آنها نه به نوبه خود بلکه با تاثیر بر تکثیر سایر ویروسها یا باکتریها ویا آماده سازی مخاط بینی بعلت وجود التهاب سبب جایگزینی باکتریهای بیماریزا شده رینیت و بدنبال آن سینوزیت – اوتیت مدیا – برونشیت و غیره ایجاد خواهد کرد.

بطور کلی اکثر قریب به اتفاق بیماران بطور متوسط یکروز قبل از شروع سینوزیت مواجهه با هوای سرد را موثر یا عامل پیدایش عفونت خود میدانند و بنظر من نمیتوان منکر این مسئله شد.

3) اصلاح ناهنجاریهای حفره بینی نظیر انحراف بینی – پولیپ و نظایر آن و درمان رینیت های آلرژیک یا پیشگیری از عود آن میتواند تعداد حملات عود سینوزیت را بشدت کاهش دهد

4) سینوپلاستی و وسیعتر کردن اوریفیس درناژ کننده سینوس ماگزیلر میتواند در کاهش حملات عود موثر باشد

5) واکسیناسیون . دریافت واکسن آنفولانزای فصلی بصورت سالیانه ( شهریورماه هرسال ) و واکسن پنوموکوک (pneumovax) هر 10 سال یکبار میتواند بصورت موثری تعداد موارد عفونت تنفسی بیمار را کاهش داده و در نتیجه عود موارد سینوزیت نیز کاهش یابد

6) پرهیز از تماس نزدیک با فرد مبتلا به عفونت تنفسی . افراد مبتلا به عفونت دستگاه تنفس میتوانند ویروس داخل دهان – حلق یا بینی خود را با سرفه و عطسه تا فاصله یک متری خود پخش کنند. طبعا فرد مستعدی که در این شعاع قرار داشته باشد بیمار خواهد شد. لذا علاوه بر توصیه پوشاندن دهان و بینی با دستمال تمیز برای فرد بیمار پیشنهاد میشود سایر افراد فاصله حداقل یک متر را از فرد بیمار رعایت کنند.

طبیعی است که دست آلوده به ویروس میتواند دست دیگر – اشیاء یا پوست را آلوده کرده سبب ایجاد عفونت در فردی دیگر شود. لذا شستشوی مکرر دستها ( هم در مورد فرد بیمار و هم فرد مستعد ) و استفاده از پوشش صورت ( ماسک ) میتواند در کاهش حملات عفونت تنفسی و منجمله سینوزیت موثر باشد

توصیه های درمانی : در صورت شک به بروز عفونت سینوس :

1) شستشوی حفره بینی و نازوفارنکس را با سرم نرمال سالین ولرم آغاز کنید. Irrigation مخاط سینوس سبب کاهش لود ویروس و پاتوژنها شده و نیز راه مجاری تخلیه کننده سینوس را باز نگه میدارد. به دو طریق میتوان شستشو با سرم را انجام داد : 1) پس از شستشوی مکفی دستها سرم را در کف دست ریخته آنرا با دوطرف بینی به بالا هدایت کنید بطوریکه از پشت حفره بینی به حلق برسد و طعم شور سرم را حس کنید. پس از آن سر را پایین آورده سرم را از دهان خارج کنید. 2) با سرنگ 5 یا 10 سی سی بدون سرسوزن سرم را کشیده و در حالیکه سر به عقب خم شده آنرا داخل بینی بریزد. از رسیدن سرم به حلق مطمئن شوید.

2) از دستگاه بخور استفاده کنید. بخور سرد نفوذ بیشتری دارد و شاید بتوان تاثیر آنرا بیشتر دانست. ولی بخور آب گرم نیز تا فاصله نیم متر میتواند براحتی مخاط دستگاه تنفس فوقانی را مرطوب نگاه دارد. ترشحات بینی را بخوبی تخلیه کنید.

3) در صورت وجود احساس پری یا درد در سینوس از استامینوفن استفاده کنید. افراد لاغر یک قرص 325 میلگرم هر 6 ساعت و افراد با وزن بالا 500 میلیگرم هر 6 ساعت . در صورتیکه ناراحتی معده ندارید یا مطمئن هستید داروهای ضد التهاب برای شما مشکلی ایجاد نخواهد کرد از ناپروکسن 250 میلیگرم هر 8 ساعت یا ایبوپروفن 400 میلیگرم هر 8 ساعت ( ترجیحا بعد از غذا ) استفاده کنید

4) از اسپری استروئید استنشاقی بینی استفاده کنید. این ترکیبات در حفره بینی بصورت موضعی عمل کرده علاوه بر تاثیر بسیار مطلوب در کاهش التهاب مخاط عارضه جانبی کورتیکواستروئیدها را ندارند ( با بطور خیلی خفیف دارا هستند  – که عموما قابل صرف نظر کردن است ) . اسپری فلوتیکازون بینی با اسامی : flixonase یا nasoflo تاثیر خوبی دارند که بصورت 2 پاف هر 12 ساعت داخل بینی پاشیده شده استنشاق میشوند. فرد مصرف کننده باید طعم دارو را در حلق خود احساس کند تا مطمئن شود دارو کل مسیر بینی و نازوفارنکس را طی کرده است.

5) در صورت ادامه علائم یا وجود تب – تورم روی سینوس – سردرد شدید – احساس سفتی در گردن – تهوع و استفراغ – خواب آلودگی ویا علائمی که به نفع عفونت دستگاه تنفس تحتانی است نظیر سرفه های شدید خلط دار – درد قفسه سینه هنگام تنفس – لرز تکان دهنده … حتما به پزشک مراجعه کنید.

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

لارنژیت حاد

لارنژیت حاد ( Acute laryngitis ) یا التهاب حنجره که عموما با گرفتگی صدا تظاهر می یابد. افرادیکه زیاد صحبت میکنند با احتمال بیشتری به این بیماری مبتلا خواهند شد ( نظیر معلمین ) .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بدنبال عفونت تنفسی ویروسی دستگاه تنفس فوقانی مثل سرماخوردگی ، ویروس حنجره را ملتهب کرده سبب گرفتگی صدا ، خشن شدن صدا و گاها سرفه میشود.

پس علائم لارنژیت بدین شرح است : hoarsness یا خشن شدن صدا – گاه آفونی ( بیمار قادر به تولید صدا نیست ) و اکثر موارد با سرفه همراه است. سرفه ها خشک و نه چندان شدید هستند ولی اصلی ترین تظاهر بیماری همان گرفتگی صدا است.

شیوع :

حدود 30% موارد سرماخوردگی به لارنژیت منتهی میشود. ولی شیوع کلی آن حدود 2% است. در فصل سرد سال این بیماری بیشتر دیده میشود و شیوع آن در زمستان 2 برابر تابستان است.  از نظر سن ، شیوع خاصی را برای این بیماری نمیتوان در نظر گرفت و میتوان گفت در تمامی سنین احتمال ابتلا وجود دارد.

طول دوره بیماری :

در اکثر موارد ظرف 3 روز گرفتگی صدا برطرف میشود ولی گاه تا 8 روز یا بیشتر نیز طول میکشد. بیماری خود محدود شونده است و عارضه خاصی برای آن گزارش نشده است.

اتیولوژی :

تقریبا تمامی ویروسهایی که سرماخوردگی ایجاد میکنند میتوانند لارنژیت نیز ایجاد کنند. ویروس پاراآنفولانزا ( 21% ) ، رینوویروس ( 15% ) جزء شایعترین ها هستند. ویروسهای آنفولانزا و آدنوویروس در مرتبه بعد ( حدود 3% ) شیوع دارند. ولی در اپیدمی های آنفولانزا قطعا شیوع لارنژیت ناشی از ویروس آنفولانزا افزایش می یابد ( تا 30% ).

از نظر عوامل باکتریال میتوان به :

Mycoplasma Pneumoniae , Chlamydophilia pneumoniae  و استرپتوکوک گروه A اشاره کرد. دیفتری را باید در نظر داشت. Haemophilus influenzae بعنوان یک عامل اتیولوژیک در نظر گفته میشود.

از علل غیر شایع لارنژیت میتوان به عوامل زیر اشاره کرد : ویروس هرپس ، کاندیدا ، کوکسیدیوئیدس ایمیتیس ، کریپتوکوکوس نئوفورمنس و استرپتوکوک گروه A . این عوامل بیماریزا گاها در افراد با ایمنی طبیعی نیز قادر به ایجاد لارنژیت هستند.

سل حنجره همراه یا بدون همراهی سل ریوی از علل مهم و جدی درگیری حنجره بحساب می آید.

سل حنجره از نظر مسری بودن بسیار حائز اهمیت است و یکی ازانواع سل  با بار میکروب بالا در نظر گرفته میشود.

احتیاطات لازم در برخورد با این بیماران اهمیت دارد ( نظیر اتاق ایزوله با فشار هوای منفی – ماسک هپا – پوشش بینی و دهان بیمار با ماسک هنگام خروج بیمار از اتاق ) ولی در مورد سایر موارد بیماریزای لارنکس به احتیاطات تنفسی droplet نظیر استفاده از ماسک معمولی ( ماسک جراحی ) بسنده میشود.

هیستوپلاسموزیس نیز میتواند لارنژیت ایجاد کند . این عفونت عموما با بدخیمی لارنکس نظیر SCC اشتباه گرفته میشود ( بخصوص در لارنگوسکوپی یا برونکوسکوپی ) و نمونه برداری از موضع میتواند تشخیص قطعی را اثبات کند. رنگامیزی مخصوص قارچ میتواند عامل بیماریزا را در ناحیه تحت مخاطی نشان دهد.

از علل غیرعفونی گرفتگی صدا که نباید با لارنژیت اشتباه شود میتوان به : استفاده بیش از حد از صدا – ریفلاکس اسید معده و بدخیمی حنجره اشاره کرد.

گاه بیماریهای عفونی دیگر میتوانند گرفتگی صدا ایجاد کرده با لارنژیت اشتباه شوند . نظیر : کروپ ( خروسک ) ، تراکئیت باکتریال ، اپیگلوتیت حاد و سایر علل عفونی لارنکس.

تشخیص :

عموما تاریخچه بیماری میتواند تشخیص را برای پزشک مسجل کند. معاینه لارنکس نشانگر پرخونی مخاطی – قرمز شدن چین های صوتی و ادم مخاط منطقه است.

درمان :

شامل درمان بیماری زمینه ای است. عموما : 1) استراحت صوتی و 2 ) مرطوب کردن مخاط مثل استفاده از بخور آب سبب تخفیف علائم بیماری میشود. مطالعاتی که اثربخشی آنتی بیوتیک را در درمان لارنژیت بررسی کرده اند عموما نشاندهنده بی تاثیر بودن آنتی بیوتیک بوده است ولی در مواردیکه شک به عوامل باکتریال نظیر کلامیدیوفیلیا ، مایکوپلاسما ، سیاه سرفه و دیفتری وجود دارد باید حتما آنتی بیوتیک مناسب ( عموما ماکرولیدهای جدید نظیر آزیترومایسین یا کلاریترومایسین ) استفاده شود.

توصیه ها :

1) تا سه روز بطور مطلق و تا یک هفته بصورت نسبی استراحت صوتی کنید. تصور کنید قادر به حرف زدن نیستید. حداقل از حرف زدن در مورد مسائل غیر ضروری اجتناب کنید

2)اگر مجبور به صحبت کردن هستید با تن آهسته حرف بزنید. جیغ کشیدن یا بلند صحبت کردن سبب میشود بیماری شما تا چندین هفته طول بکشد

3)از دستگاه بخور استفاده کنید. بخور آب سرد ارجحیت دارد چون بعلت مکانیسم خود ذرات آب کوچکتری در هوا پخش میکند و نفوذ آن به دستگاه تنفس بیشتر است. بخور آب سرد به این معنی نیست که بخار سرد است یا دمای پایین دارد بلکه به مکانسم تولید آن بر میگردد یعنی بخار با روش گرم شدن تولید نمیشود. آب به ذرات خیلی ریز تبدیل شده در هوا پخش میشود. دستگاه بخور آب گرم با مکانیسم حرارتی بخار تولید میکند و چون ذرات آب بزرگ هستند تا شعاع یک متری از دستگاه را میتواند مرطوب نگه دارد. لذا توصیه کلی برای استفاده از بخور ، بکار بردن بخور آب سرد است.

4)در موارد طول کشیده از یک داروی ضد التهاب استفاده کنید. من ناپروکسن با دوز 250 میلیگرم هر 8 ساعت را ترجیح میدهم. ولی ایبوپروفن – ایندومتاسین – تولمتین نیز داروهای موثری محسوب میشوند

۵) اگر آلرژی فصلی دارید از یک داروی آنتی هیستامین استفاده کنید. ستیریزین – کلرفنیرامین – فکسوفنادین و لوراتادین داروهای خوبی بحساب می آیند.

۶) اگر سرفه با خلط همراه بود یا تب وجود داشت استفاده از آنتی بیوتیک الزامی است. در این مورد به پزشک مراجعه کنید تا آنتی بیوتیک مناسب برای شما تجویز شود

۷) اگر علائم خاصی که موید عفونت سیستم تنفس است وجود دارد بلافاصله به پزشک مراجعه کنید. این علائم شامل : وجود اگزودا ( چرک ) روی لوزه ها – تب و لرز – خلط سبز یا زرد رنگ – وجود طاول های ریز در حفره دهان – وجود بثورات پوستی و غیره….

دکتر منصور ملاعابدین
متخصص بیماریهای عفونی و تب دار

آپاندیسیت

آپاندیس زائده‌ی کوچکی است که به ناحیه‌ای از روده‌ی بزرگ متصل شده است. آپاندیسیت در اثر التهاب و تورم آپاندیس ایجاد می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیشتر افراد تصور می‌کنند که آپاندیسیت دیگر  آنقدر ها هم شایع نیست. برخی نیز تصور می‌کنند که آنتی بیوتیکها می‌توانند آن را درمان کنند. اما در واقع آپاندیسیت هنوز هم مشکل شایعی است و تنها با جراحی درمان می‌شود و آنتی بیوتیکها نیز در بهبودی فرد بیمار، پس از جراحی نقش دارند.

در قسمت پایینی شکم، در سمت راست، یک عضو لوله‌ای شکل و توخالی از روده‌ی بزرگ منشعب شده است. پیش‌تر تصور می‌کردند که این عضو در بدن هیچ کار‌ی انجام نمی‌دهد اما امروزه دانشمندان عملکردهایی را برای آن بیان می‌کنند. گرچه دانشمندان در مورد عملکرد آپاندیس مطمئن نیستند اما به نظر می‌رسد نبود کامل آن نیز اختلال خاصی در سلامت بدن ایجاد نمی‌کند.

از سلولهای دیواره آپاندیس مایع مخاطی‌ای ترشح می‌شود که به روده‌ی بزرگ می‌ریزد و داخل این لوله‌ی توخالی را تمیز نگه می‌دارد. انسداد مجرای آپاندیس منجر به آپاندیسیت می‌شود زیرا مایع مخاطی در درون مجرای آپاندیس محبوس می‌شود و باکتریهایی که به صورت طبیعی در آنجا زندگی می‌کنند به سرعت تکثیر می‌شوند در نتیجه آپاندیس متورم شده و عفونی می‌شود.

علت انسداد مجرای آپاندیس ممکن است این موارد باشند:

* به وسیله مواد مدفوعی، انگلها و یا رشد بیش از حد سلولهای دهانه‌ی آپاندیس.

* بزرگ شدن بافت لنفاوی دیواره آپاندیس در اثر عفونت در دستگاه گوارش یا در نقاط دیگر بدن.

* بیماریهای التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسروز.

* وارد شدن آسیب و تروما به شکم.

آپاندیس متورمی که پر از مایع و چرک است ممکن است خونرسانی را متوقف کند. با توقف خونرسانی دیواره‌ی آپاندیس ضعیف می‌شود و برخی اوقات پاره می‌شود. با سوراخ شدن آپاندیس چرک منتشر می‌شود و ممکن است حفره‌ی شکم را عفونی کند و یا آبسه‌ی شکمی ایجاد کند.

در برخی بیماران مانند بچه‌ها، سیر ایجاد آن سریع است و از زمان ایجاد درد و سوراخ شدن آپاندیسیت چند ساعت بیشتر طول نمی‌کشد. تشخیص بیماری در افراد مسن و زنان باردار نیز مشکلتر است.

چه کسی دچار آپاندیسیت می‌شود؟

آپاندیسیت می‌تواند در هر سنی ایجاد شود ولی در بالغین جوان شایعتر است. به نظر می‌رسد که آپاندیسیت خود به خود و بدون علت مساعد کننده‌ی خاصی رخ می‌دهد.

علائم آپاندیسیت کدامند؟

آپاندیسیت چگونه تشخیص داده می‌شود؟

تشخیص آپاندیسیت بیشتر بالینی است و در صورتی که علایم واضح باشند ممکن است پزشک تصمیم به جراحی فوری بگیرد زیرا در صورت تاخیر خطر افزایش می‌یابد. در صورت نیاز پزشک برای تشخیص از آزمایش، عکس رادیوگرافی، سونوگرافی و حتی لاپاروسکوپی استفاده می‌کند.

آزمایش ویژه‌ای برای تشخیص قطعی وجود ندارد اما آزمایش خون و شمارش گلبولهای سفید کمک کننده است. عکس رادیوگرافی شکم در تشخیص آپاندیسیت بیشتر برای رد سایر عوامل درد شکمی گرفته می‌شود.

سونوگرافی شکمی هم روش قابل استفاده‌ای در تشخیص آپاندیسیت است و سایر علل درد شکمی را نیز مشخص می‌کند.

لاپاروسکوپی یک روش تشخیصی درمانی است که در آن وسیله‌ای شبیه تلسکوپ از طریق یک برش کوچک در دیواره‌ی شکم وارد شکم می‌شود. این وسیله دارای دوربینی کوچک و مخصوص است و کمک می‌کند که پزشک بتواند مستقیما اعضای درون شکم را ببیند و اگر علت درد شکم آپاندیسیت باشد، آپاندیس فورا از بدن خارج می‌شود.

اگر شواهدی از تشکیل آبسه باشد برای کاهش عفونت باید آنتی بیوتیک قبل از عمل جراحی استفاده شود.

آپاندیسیت چگونه درمان می‌شود؟

اگر پزشک به آپاندیسیت شک کند ممکن است بدون انجام تستهای دیگر جراحی را توصیه کند. جراحی سریع خطر پاره شدن آپاندیس را کاهش می‌دهد. به جراحی‌ای که برای درمان آپاندیسیت انجام می‌شود آپاندکتومی گفته می‌شود. این جراحی به دو روش لاپاراسکوپی و لاپاراتومی انجام می‌شود که روش اول جدیدتر است.

خطر عمل جراحی‌ای که برای برداشتن آپاندیس انجام می‌شود نسبتا کم است و بیمار کمتر از یک هفته در بیمارستان می‌ماند و می‌توان انتظار داشت که طی سه هفته به حالت قبلی و طبیعی برگردد.

اگر جراحی با لاپاروسکوپی انجام شود و شرایط بیمار خوب باشد ممکن است بیمار بتواند 24 ساعت بعد از عمل به خانه برگردد. اما اگر آپاندیس پاره شده باشد بیمار باید مدت زمان زیادی را در بیمارستان بماند و البته خطر عوارض نیز زیاد خواهد بود.

در مواردی ممکن است حال بیمار وخیم باشد و به مراقبتهای ویژه‌ای نیاز داشته باشد.

در این موارد برای بازگشت فرد به زندگی عادی خود ممکن است 2-3 ماه زمان نیاز باشد.

در برخی از موارد نیز جراح با آپاندیس سالم مواجه می‌شود. در این موارد نیز آپاندیس را برمی‌دارند تا احتمال رخ دادن آپاندیسیت وجود نداشته باشد.

همچنین ممکن است جراح با علل دیگری برخورد کند و طی جراحی آنها را برطرف کند. با برداشته شدن آپاندیس دیگر خطر ایجاد مجدد آپاندیسیت وجود ندارد.

پیشکیری ازحوادث خانگی در سالمندان

شهریور ۱۶, ۱۳۹۲ بواسطة:   موضوع : آموزش سلامت, سلامت سالمندان, مشروح اخبار

پژوهشگران می گویند نتایج آنارها نشان می دهد که میزان بروز حوادث خانگی در کودکان زیر چهار سال ، بالاترین حد را داراست و پس از آن در مقطع سنی 60 سال و بالاتر افزایش درخور توجهی دارد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققین می گویند اغلب صدمات شايع اتفاقي که منجر به مرگ در سالمندان مي گردند در اثر حوادث خانگي ، افتادن و مسموميت با دارو رخ مي دهد .

سالمندان، به علت تغییرات جسمی و حرکتی ناشی از کهولت سن از جمله کاهش دید، کاهش شنوایی، ضعف تعادل، کندی حرکتی، بیماری‌های ناتوان‌کننده مثل آرتریت مفصل زانو، ضعف عضلانی، مصرف داروها، سرگیجه‌، گیجی و تمرکزنداشتن و نامناسب‌بودن شرایط محیط، بیشتر در معرض حوادث خانگی و خیابانی قرار می‌گیرند. آمارها نشان می دهد که شایع‌ترین حادثه برای مردان سالمند شهری، حوادث رانندگی و درمیان زنان سالمند شهری، زمین خوردن است.

طبق آمار مرکز کنترل و پيشگيري از بيماري‏هاي آمريکا ليز خوردن و افتادن از علل اصلي حوادثي است که سالمندان در خانه دچار آن مي‏شوند و پس از آن حريق و سوختگي دومين علت حوادث خانگي سالمندان است.

براي پيشگيري از اين حوادث در خانه لازم است اقداماتي در خانه انجام دهيد.

عوامل مؤثر در افتادن عبارتند از :

نواقص فيزيکي يا ادراکي

گيجي

ضعف بينايي

عدم تعادل وضعيتي

عوامل محيطي :

مانند نور کم ، کف مرطوب و لغزنده ، راهروهاي شلوغ و بي نظم ، مبلمان سست ، دستشويي کوچک ، کفش هاي نامناسب و استفاده از داروها .

جهت جلوگيري از افتادن ها در سالمندان نکات زير را بايد در نظر گرفت :

۱ – تشخيص و درمان اختلالاتي که ممکن است تعادل فرد را متأثر سازد . شامل ديابت ، اختلالات قلبي ، سيستم عصبي ، دستگاه عضلاني اسکلتي و تيروئيد .

۲ – ارزيابي بينائي و شنوائي و ساير نواقص حواس .

۳ – بررسي استفاده از مکمل هاي کلسيم يا هورمون درماني جايگزيني در خانمها چون پوکي استخوان يکي از عوامل خطر شکستگي همراه با افتادن مي باشد .

۴ – فراهم کردن تعليمات و آموزشهاي رفتاري مانند اجتناب از تغيير وضعيت دادن هاي ناگهاني ، تعليمات مربوط به پيشگيري از افتادن ها .

۵ – بررسي دارو درماني و عوارض جانبي آن .

۶ – آموزش سالمند در انجام تمرينات .

نکات آموزشي د رايمني منزل براي سالمندان :

از راهنمائي هاي زير مي توان جهت ايمني داخل منزل استفاده کرد .

کف ها :

اگر کف زمين را به تازگي شسته ايد ، هرگز قبل از خشک شدن روي آن راه نرويد .

فرشهاي همه سطوح بايد کاملاً محکم باشد و لغزنده و ليز نباشد ، قاليچه ها و موکت ها بايد بصورت بافت متراکم و کوتاه انتخاب شوند .

لبه همه موکتها کاملاً و بطور مناسب چسبانده و نصب شوند .

روشنائي :

کليدهاي برق بايد نزديک هر در ورودي نصب گردند . سطوح نور بايد خوب و مناسب و بدون سايه انتشار يابند .

يک لامپ يا کليد برق در کنار هر تختخواب وجود داشته باشد .

در ابتدا و انتهاي پله ها حتماً‌ کليد روشنائي برق وجود داشته باشد .

راهروي ورودي به حمام و دستشوئي  در هنگام شب بايد داراي روشنائي باشند .

حمام و دستشوئي :

يک پوشش لاستيکي که ليز نباشد در وان ، دوش و روي کف حمام استفاده کنيد .

ميله هاي قلاب مانند بر روي ديوارهاي حمام نصب کنيد تا در موقع شستشو از آن ميله ها استفاده کنيد .

صابون را در ظرفي نگه داريد که به راحتي قابل دسترسي باشد تا از افتادن شما در جائي که باعث سرخوردن مي شود جلوگيري کند .

اتاق ها :

همه اتاق ها بايد داراي روشنائي مناسب و بدون سايه باشند مخصوصاً هنگام مطالعه .

سيم هاي برق را زير قاليچه ها عبور ندهيد .

سيم هاي اتصالي پتوي الکتريکي را مرتباً کنترل کنيد و پتوي برقي را زير تشک تا نکنيد .

کفش ها و جورابها :

کفش ها هميشه بايد پاشنه و کف مناسب داشته که کشش خوب ايجاد کنند .

از راه رفتن با جوراب به تنهائي در سطوح لغزنده خانه اجتناب کنيد .

در سطوح برفي و يخ زده از پوتين يا کفش هاي مناسب ديگر استفاده کنيد .

آشپزخانه :

دسته هاي تابه روي گاز بايد به طرف داخل باشند ، تا هنگام عبور ،‌ به آنها برخورد نکنيد .

لوازم آتش گير و قابل اشتعال بايد دور از گاز قرار گيرند .

هرگز روي يک وسيله سوزاننده خم نشويد .

لباسهاي با آستين گشاد و شل مي توانند به دستگيره هاي تابه گير کرده و يا در اثر شعله هاي گاز ، آتش بگيرند ، بنابراين بهتر است موقع آشپزي از پوشيدن اينگونه لباسها اجتناب کنيد .

تمام کشوها و درهاي کابينت را پس از استفاده ببنديد .

حشره کشها و مايعات پاک کننده را در ظروف مشخص و دور از قوطي هاي مواد غذائي قرار دهيد .

يک آتش خاموش کن در آشپزخانه نصب کنيد .

سيخ کبابها و فر و مجاري اجاق گاز را از روغن پاک کنيد تا از آتش سوزي جلوگيري شود .

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »