پستانداراني که مغز آنها نسبت به جثه شان بزرگتر است ، عمر طولاني تری دارند

 داشتن مغز بزرگتر می تواند موجب عمر طولاني تر شود.

پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات آنان نشان می دهد  پستانداراني که مغز آنها نسبت به جثه شان بزرگتر است، عمر طولاني تري دارند.   

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ساینس دیلی ،   دانشمندان مرکز کاربردهاي جنگل داري و تحقيقات بوم شناسي وابسته به دانشگاه بارسلون حدود 500 گونه جانوري پستاندار را بررسي کردند.
به گفته پژوهشگران، اندازه مغز برخي پستانداران مانند شامپانزه، گوريل، نهنگ، دلفين و فيل ها نسبت به جثه هايشان بزرگتر است.
دانشمندان سالها وقت صرف بررسي اين موضوع کردند که چرا با وجود آنکه مغز بزرگتر براي رسيدن به بلوغ کاربردي زمان بيشتري نياز دارد و انرژي بيشتري مصرف مي کند، طبيعت طرفدار ايجاد مغزهاي بزرگ است؟
يکي از توضيحات کلاسيک، فرضيه شناختي بافر است. اين تئوري مي گويد، مغز بزرگتر وقتي با تغييرات محيطي رو به رو مي شود، انعطاف پذيري بيشتري در رفتار ايجاد کرده و يادگيري را آسانتر مي سازد.
محققان اسپانيايي با همکاري پژوهشگران کانادايي اين تحقيق را انجام داده و نتايج آن را در نشريه زيست شناسي تکاملي منتشر کردند.
آنها با استفاده از روش هاي آماري داده هاي مربوط به 493 گونه پستاندار از جوندگان تا کيسه داران را بررسي کرده و دريافتند داشتن مغز بزرگتر به معناي برخورداري از عمر طولاني تر است.

روزه‌داری بر عملکرد مغز تاثیر مثبت دارد و احتمالا در پیشگیری و کند کردن سیر آلزایمر و صرع نقش دارد

روزه‌داری بر عملکرد مغز تاثیر مثبت دارد .

 

نتایج تحقیقاتی که تا کنون در زمینه‌ی روزه‌داری متناوب انجام شده ، نشان می‌دهد که این روش نه تنها سیر برخی بیماری‌ها مانند آلزایمر و صرع را کند می‌کند، بلکه ممکن است موجب پیشگیری از ابتلا به بیماری نیز شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ،  یک گروه تحقیقاتی در یک مقاله نتایج  تحقیق خود را که از سه سال پیش تا کنون در مورد اثرات انواع روزه‌داری بر روی عملکرد مغز تحقیق شده را انتشار داده است . سرپرستی این گروه که در بخش جراحی مغز و اعصاب و نورفیزیولوژی دانشگاه مونستر آلمان دست به این تحقیقات زده را پروفسور علی گرجی، استاد دانشگاه در رشته‌ی تحقیقات مغز و اعصاب، بر عهده دارد.

به گفته‌ی دکتر گرجی،‌ تحقیق بر روی اثرات روزه‌داری بر روی عملکرد مغز به چند دهه پیش برمی‌گردد و در آمریکا نیز در این زمینه‌تحقیقات زیادی انجام شده است.

روزه‌داری ‌روشی قدیمی است .
 

روزه‌داری روشی قدیمی است که از مد‌ت‌ها پیش در فرهنگ‌ها و ادیان مختلف وجود داشته و تا به امروز نیز بر جای مانده است. نه تنها مسلمانان، بلکه مسیحیان، گیاه‌خواران و طرفداران طب سنتی هند نیز ایامی را به روزه‌داری اختصاص می‌دهند.

۲ نوع اصلی روزه‌داری وجود دارد که در نوع نخست‌، فرد کالری روزانه‌ی کمتری دریافت می‌کند. اما در نوع دوم که به روزه‌داری متناوب معروف است فرد ساعت‌های متمادی از خوردن و آشامیدن محروم می‌شود.

نوع اول روزه‌داری یا همان Caloric Restriction را می‌توان در انواع رژیم‌های لاغری دید. در این نوع فرد می‌خورد و می‌نوشد، اما کمتر از مقدار عادی.

اما در نوع دوم که روزه‌ی مسلمانان را نیز شامل می‌شود و به Periodic Fasting یا روزه‌داری متناوب معروف است، فرد برای یک دوره‌ی زمانی ۱۴ تا ۲۴ ساعته هیچ‌گونه کالری دریافت نمی‌کند، ولی در فواصل بین آنها آزاد است تا هر میزان غذا و مایعات که می‌خواهد بخورد و بیاشامد.

اثرات روزه‌داری بر عملکرد مغز

گروه تحقیقاتی دانشگاه مونستر بر این عقیده است که هر دوی این روش‌ها بر عملکرد مغز اثراتی مثبت دارند، ولی روش دوم تأثیراتی به مراتب شگفت‌انگیز‌تر بر جای می‌گذارد. آزمایش‌ها حاکی از آن است که وقتی فردی دست کم به مدت ۱۲ تا ۱۴ ساعت از خوردن و نوشیدن خودداری می‌کند، بلافاصله بعد از خوردن غذا یا نوشیدن آب، در مغز وی یک موج الکتریکی بسیار قوی ایجاد می‌شود.

پروفسور گرجی در این باره می‌گوید: « وقتی شما به مدت طولانی چیزی نخورده و نمی‌نوشید و بعد از آن شروع به خوردن یا آشامیدن می‌کنید، موج الکتریکی قوی چند میلی ‌ولتی در مغزتان ایجاد می‌شود، در صورتی که امواج مغزی معمولی در حد میکرو ولت هستند، این موج چند ده برابر است و تمام مغز را سیر می‌کند و به همین خاطر سئوال این بود که این موج چرا ایجاد می‌شود و چه اثری دارد؟»
 

این موج الکتریکی باعث می‌شود که تحریک‌پذیری مغز در بعضی قسمت‌ها نسبت به قبل از روزه‌داری بیشتر شود. این تغییر تحریک‌پذیری بافتی در سطح سلولی و ارتباطات بین سلولی (سیناپس‌ها) رخ می‌دهد و منجر به احساس رفع گرسنگی و عطش می‌شود.

مطالعات و آزمایش‌های‌ MRI نشان می‌دهد که انسان پس از چند هفته روزه‌داری در قشر مغز و به ویژه ناحیه‌ی حرکتی آن حساسیت‌پذیری واضحی پیدا می‌کند، به عبارتی دیگر روزه‌داری متناوب می‌تواند مغز را در نواحی مختلف فعال‌تر سازد. افزایش تحریک‌پذیری در قسمت‌های مختلف مغز از جمله این امید را پدید آورده که بتوان سیر برخی از بیماری‌ها مانند آلزایمر را کند یا از آنها پیشگیری کرد.

محققان با تکیه بر یافته‌های کنونی بر این نظرند که روز‌ه‌داری متناوب می‌تواند بر بیماری‌های آلزایمر، پارکینسون، هانتینگتون و صرع اثر گذاشته و سیر آنها را آهسته کند. این روش همچنین می‌تواند امکان ابتلا به سکته‌ی مغزی و عوارض پس از آن را کاهش دهد. 

روزه‌داری متناوب بر انسان‌های سالم نیز اثری مثبت دارد. به گفته‌ی پروفسور گرجی: «در انسان‌های سالم می‌توان مثلا مقاومت سلو‌ل‌های مغزی را در مقابل سکته بالا ببرد. آزمایش‌هایی که ما کردیم نشان می‌دهد که سلول‌های مغزی که در معرض این روزه‌داری هستند می‌‌توانند به هیپوکسی یا حالتی مثل سکته‌ی مغزی مقاومت نشان بدهند.»

چند روز باید روزه گرفت؟

پروفسور گرجی با اشاره به آزمایش‌هایی که تا کنون در این زمینه انجام شده، حداقل مدت روزه‌داری برای رسیدن به نتایج مثبت را ۴ هفته می‌داند. وی با اشاره به دشواری‌های روزه برای برخی افراد می‌گوید: « می‌توان ساعت‌های مرده را برای مریض انتخاب کرد. مریض می‌تواند ساعت ۶ بعدازظهر غذا و آب بخورد، دیگر هیچ چیز نخورد تا ۸ صبح روز بعد.»

روزه‌داری و پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های مغزی
 

ادامه‌ی تحقیقات در چند سال آینده به این سئوال پاسخ خواهد داد که آیا با استفاده از یک شیوه‌ی ساده و بدون خرج مانند روزه‌داری متناوب می‌توان از بسیاری از بیماری‌های مغزی جلوگیری یا دست کم سیر آنها را به گونه‌ای چشمگیر کند کرد؟

نتایج این تحقیق در مجله‌ی علمی Neurobiology of Diesease در شماره‌ی ۱۹ اوت، مقاله‌ای با عنوان neocortical and hippocampal tissues Periodic fasting alters neuronal excibility in rat به چاپ رسیده است.

مغز زن‌ها آنان را چاق‌تر از آنچه هستند مي‌بيند

پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات جدید نشان می دهد که  مغز زنان تصوير غلط بدني دريافت مي‌کند و اکثر خانم‌ها خود را دوسوم چاق‌تر از آنچه هستند مي‌بينند .

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، دانشمندان دانشگاه کالج لندن براي توجيه بهتر مسايل تغذيه‌اي مانند آنورکسي دست به تحقيقي در اين زمينه روي زنان زدند. آنها در يک سالن آينه از داوطلبان خواستند قيافه‌اي را که در آينه مي‌بينند توصيف کنند.

اکثر زنان شرکت کننده تصوير خود را دوسوم بيش از آنچه حقيقت داشت چاق و يک‌سوم کوتاه‌تر توصيف کردند.

این مقاله‌اي  عنوان می کند که اين موضوع به ويژه در زناني که روي ظاهر خود حساس‌اند پررنگ‌تر به چشم مي‌خورد. جالب اينکه حتي زناني که وزن کم کرده‌اند باز هم تصوير چاقي از خود دارند وگرچه چاقي در ظاهر آنها برطرف شده ولي در مغز آنها باقي است.

اين موضوع به ويژه در زناني که مقدار زيادي وزن به سرعت کم کرده‌اند، بيشتر ديده مي‌شود.

نتایج این تحقیق در مجله Proceedings of the national academy of sciences  منتشر شده است .

بزودي افراد معلول مي توانند با استفاده از انتقال دهنده هايي که در مغزشان کاشته مي شود دست و پاي خود را حرکت دهند

 تراشه‌هاي مغزي حرکت دست و پا را براي معلولان به ارمغان مي آوردند  .

.   

مهندسان انگليسي در حال ارايه يک فناوري هستند که در آن ريز تراشه اي در مغز کاشته مي شود تا پيام هاي عصبي را درک، سيگنال ها را رمز گشايي و افکار را به حرکت تبديل کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از تلگراف ، اين دانشمندان اميدوارند طي پنج سال آينده بتوانند به بيماران مبتلا به آسيب نخاعي وسايل روباتيکي عرضه کنند که آنها را قادر سازد بطور اختياري دست و پاي خود را حرکت دهند.
ضايعات نخاعي با قطع ارتباط مغز با اعضاي بدن، موجب معلوليت مي شوند.
پروفسور رودريگو کويان کويروگا و محققان دانشگاه ليستر بر روي پروژه اي کار مي کنند که مي تواند به بيماران معلول کمک کند دستورات مغزي را به اجرا درآورند.
فرد مي تواند جسمي را که مي خواهد آن را بردارد، مشاهده کنند. وي قصد دسترسي به جسم را دارد، مغز مي تواند پيامي را به دست بدهد : “فنجان چاي را بردار” اما اين سيگنال ها هنگامي که به نخاع مي رسند متوقف مي شوند.
اين محققان مي گويند: اگر اين سيگنال ها را از اين نورون ها برداشته و آنها را با استفاده از الگوريتم هاي رمزگشا تفسير کنيم،مي توانيم ابزار روباتيکي را در بازوي فرد بيمار را تحريک کنيم.
وي گفت بخش عمده اي از اين فناوري اکنون آماده است.
دانشمندان تراشه‌هاي ذهن خوان را در مغز ميمونها کاشته و نشان دادند اين تراشه ها مي توانند بازوي روباتيک را حرکت داده و يا مکان نما را بر روي نمايشگر رايانه به حرکت درآورد.
با اين حال هيچ يک از اين سيستم ها، بي سيم نيستند بلکه سيمي از طريق ايجاد حفره اي در جمجمه وارد مغز حيوان شده است.
انتقال بي سيم اطلاعات از تراشه مغزي بسيار دشوار است . يک الکترود مي تواند در هر ثانيه 30هزار نقطه داده و يا آيتم هاي اطلاعات توليد کند در حالي که اين تراشه مي تواند حاوي صدها الکترود باشد.
اين حجم عظيمي از داده است از اين رو پهناي باند کافي نخواهد بود. دانشمندان در تلاش هستند پردازش هاي ابتدايي را بر روي اين تراشه انجام دهند تا پهناي باند را کاهش داده باشند.
از اين رو به جاي 30 هزار نقطه داده در هر ثانيه شايد بتوانند 100 و يا هزار نقطه ثانيه درهر ثانيه ارسال کنند.
يک ايده بلندپروازانه ديگر عدم استفاده از ابزار روباتيک و جايگزيني ارتباط از بين رفته به پا يا دست با استفاده از يک رابط مصنوعي است.
تراشه مغزي مي تواند سيگنال هايي را به شبيه ساز کاشته شده در نخاع بفرستد. اين کار پالس هايي الکتريکي را براي انقباض ماهيچه و حرکت دست و پاي معلول توليد مي کند .
اما به نظر اين دانشمندان سيستم روباتيک در کوتاه مدت عملياتي تر است.
در اين پروژه با حمايت يک ميليون دلاري دولت و با همکاري دانشگاه نيوکاسل و دانشکده سلطنتي لندن نيز شرکت داشتند

عملکرد نادرست برخی از فرایندهای مغزی در دیدن چهره موجب وسواس زشت بودن در افرادی می شود که از بیماری “بد ریخت هراسی” رنج می برند

پژوهشگران می گویند به علت این موضوع که چرا برخی افراد چهره خود را زشت می بینند پی برده اند .

دانشمندان آمریکایی دریافتند عملکرد نادرست برخی از فرایندهای مغزی در دیدن چهره موجب وسواس زشت بودن در افرادی می شود که از بیماری “بد ریخت هراسی” رنج می برند. حدود دو درصد از مردم دنیا از بیماری “اختلال بد ریختی بدنی” (body dysmorphic disorder) و یا “بد ریخت هراسی” (Dysmorphophobia) رنج می برند. این افراد زمانی که در مقابل آینه می ایستند خود را بسیار زشت و بد ریخت می بینند و به تدریج نسبت به اینکه در آینه نگاه کنند دچار وسواس و ترس می شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، حدود یک چهارم از افراد مبتلا به این بیماری در اثر رنجی که از دیدن چهره خود در آینه می برند اقدام به خودکشی می کنند. بسیاری دیگر از آنها نیز تصور می کنند که واقعا در چهره و بدن دچار نقص هستند و بنابراین بارها تحت عمل جراحی زیبایی قرار می گیرند اما هرگز احساس خوبی از چهره خود ندارند.

اکنون گروهی از محققان مدرسه پزشکی دانشگاه لس آنجلس کشف کردند که مغز این بیماران تصور چهره آنها را به روشی غیرواقعی پردازش می کند. فعالیت مغز این افراد هم در مراکز بصری و هم در سیستم جسم مخطط در لب پیشانی تغییر کرده است.

براساس گزارش CNN، این محققان کشف کردند که مورد اشتباهی در مغز این افراد وجود دارد که می تواند دلیل این باشد که این افراد خود را زشت ببینند.

مغز 17 فرد “بد ریخت هراس” و 17 فرد سالم برای درک بهتر این موضوع با کمک رزونانس مغناطیسی مورد بررسی قرار گرفتند درحالی که تمام این افراد به عکسی از چهره خود و یا عکس یک هنرپیشه معروف نگاه می کردند. به این ترتیب این دانشمندان مشاهده کردند که در مغز “بد ریخت هراسها” فضاهای مختلف نورونی لب پیشانی به روشی ناهنجار و غیرعادی روشن می شوند.

نتایج این تحقیقات می تواند به درک بهتر اینکه آیا این اختلال ذاتی و یا اکتسابی است کمک کند.

هنوز هیچ پاسخ مشخص و شفافي برای اين سووال که آيا تجهيزات تلفن همراه موجب ابتلا به تومور مغزي مي شود يا خير وجود ندارد

پژوهشگران می گویند گرچه ارتباط بين سرطان در کودکان زیر 5 سال  و برج های مخابراتي تلفن همراه رد شد ه است .  اما  هنوز هیچ پاسخ مشخص و شفافي براي اين سووال که آيا تجهيزات تلفن همراه موجب ابتلا به تومور مغزي مي شود يا خير وجود ندارد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از رویترز ،  دانشمندان با انجام گسترده ترين تحقيق در زمينه برج هاي مخابراتي تلفن همراه و بروز سرطان در کودکان مي گويند: زندگي در نزديکي اين برج ها با افزايش خطر ابتلا به سرطان در کودکان ارتباط ندارد.   

محققان با بررسي هفت هزار کودک انگليسي و الگوهاي سرطان هاي کودکان دريافتند ابتلا به سرطان پيش از پنج سالگي ارتباطي با سکونت يا عدم سکونت در نزديکي برج هاي مخابراتي تلفن همراه ندارد.
پل اليوت مدير مرکز بهداشت و محيط زيست دانشگاه سلطنتي لندن و يکي از مجريان اين طرح گفت: هيچ الگويي که نشان دهد کودکان مادراني که در دوران بارداري نزديکي ايستگاه مخابراتي زندگي مي کنند بيشتر در معرض ابتلا به سرطان هستند، وجود ندارد.
استفاده از تلفن همراه طي سالهاي اخير بطور چشمگيري افزايش يافته و مسايلي نيز در مورد تاثيرات اين فناوري بر روي سلامتي از جمله ارتباط آن با تومورهاي مغزي يا ديگر سرطان ها، مطرح شده است.
کارشناسان با مطالعه حدود 13 هزار کاربر تلفن همراه طي 10 سال، مي خواستند بدانند آيا تجهيزات تلفن همراه موجب ابتلا به تومور مغزي مي شود يا خير. آنها نتايج بررسي هاي خود را ماه گذشته منتشر کردند ولي هيچ پاسخ مشخص و شفافي براي اين سووال ارائه نکردند.
اما بسياري از تحقيقات قبلي ارتباطي بين تجهيزات تلفن همراه و سرطان مغز نشان نداده است.

کاهش شديد ميزان استروژن پس از تولد ، موجب آزاد سازي آنزيم “monoamine oxidase A” در مغز مي شود که می تواند به افسردگي پس از زايمان منجر شود

عامل بروز افسردگي پس از زايمان کشف شد  .

دانشمندان در کشفي که مي تواند به ارائه شيوه اي براي پيشگيري از ابتلا به افسردگي پس از زايمان منجر شود، ادعا مي کنند دليل بروز اين مشکل را شناسايي کرده اند.   

 به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از تلگراف ،   سه چهارم زناني که به تازگي مادر شده اند اندکي پس از زايمان دچار احساس ناراحتي تغيير حالات روحي، احساس غم، تشويش و کاهش اشتها مي شوند که به اين مشکلات افسردگي پس از زايمان مي گويند.
اکنون دانشمندان مرکز علوم مغزي و شناختي انساني در لايپزيک آلمان دريافته اند، کاهش شديد ميزان استروژن پس از تولد، موجب آزاد سازي آنزيمي در مغز مي شود که توليد مواد شيميايي که داشتن احساس خوب را به همراه دارد متوقف مي کند.
“جوليا ساچر” مجري اين تحقيقات مي گويد: بررسيهاي ما مي تواند از افسردگي شديد پس از زايمان پيشگيري کند. اين مطالعات مي تواند در روند پيشگيري و درمان افسردگي پس از زايمان در آينده موثر واقع شود.
تحقيقات پيشين نشان داده است که در سه تا چهار روز نخست پس از زايمان ميزان استروژن تا هزار برابر کاهش مي يابد.
اما بررسي هاي جديد نشان داد نسبت به ميزان کاهش استروژن، ميزان آنزيمي موسوم به “monoamine oxidase A” در مغز به طور چشمگيري افزايش مي يابد.
محققان مي گويند اين آنزيم مي تواند سروتونين و دوپامين را تجزيه کند. اين دو هورمون موجب رضايت و خشنودي مي شوند. کاهش ميزان اين هورمون ها در خون، مي تواند خطر افسردگي را در پي داشته باشد.
آنها در تحقيقات خود با بررسي 100 زن در طول دوران بارداري و اوايل زايمان دريافتند ميزان آنزيم “monoamine oxidase A” در زناني که به تازگي زايمان کرده اند 43 درصد بيش از گروه شاهد است.
ميزان اين آنزيم پنج روز پس از زايمان که مادر بيشترين احساس افسردگي را دارد به بالاترين حد مي رسد.
به گفته اين پژوهشگران مي توان از داروهاي خاصي براي کاهش ميزان اين آنزيم و همچنين افزايش مواد شيميايي که اين آنزيم را تجزيه مي کند، استفاده کرد.
تحقيقات قبلي نشان داده بود امکان غربالگري زنان از نظر افسردگي پس از زايمان در دوران بارداري ميسر است.
محققان در سال 2008 دريافتند زناني که فرزند پسر به دنيا مي آورند نسبت به آنهايي که دختر دارند بيشتر در معرض ابتلا به افسردگي هستند.
اين بيماري از هر 10 زني که به تازگي وضع حمل کرده اند، بيش از يک نفر را مبتلا مي کند. از اين تعداد نيز دو نفر در هر هزار نفر به شديد ترين شکل افسردگي مبتلا مي شوند.
نتايج اين تخقيقات در نشريه آرشيو روانشناسي عمومي منتشر شده است.

کشور رواندا ( Republic of Rwanda ) با بیش از نه ميليون نفر جمعيت ، فقط يک جراح مغز و اعصاب و سه متخصص قلب دارد

کشور فقیر روآندا ( Republic of Rwanda )  فقط يک جراح مغز و اعصاب دارد .

کشور فقیر رواندا با داشتن 7/9 ميليون نفر جمعيت فقط يک جراح مغز و اعصاب و سه متخصص قلب دارد. 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از نيويورک تايمز ،  جمهوری روآندا ( Republic of Rwanda ) در مرکز متمایل به شرق آفریقا واقع است . دارای دوازده استان و نه میلیون و هفتصد هزارنفر جمعیت می باشد .

در حالي که هزاران پزشک در امريکا به کار مشغول هستند، کشور رواندا يکي از فقيرترين کشورهاي جهان فاقد امکانات پزشکي است.
در امريکا چاقي بيش از حد جزو بيماري هاي متداول اين کشور محسوب مي گردد.

اين در حالي است که مردمي که از رواندا ديدار مي کنند از لاغري مردم اين کشور در شگفت مي مانند.

اسهال، ذات الريه،مالاريا از عوامل اصلي مرگ و مير در اين کشور است و بسياري از بخش هاي زايمان بيمارستان هاي اين کشور فاقد آب آشاميدني هستند.
هزينه سرانه بهداشت سالانه در جمهوری روآندا ( Republic of Rwanda ) دو دلار است در حالي که وجود بسياري از تجهيزات پزشکي مانند” ام آر آي” و دياليز در امريکا امري عادي است ، در رواندا اين قبيل امکانات در دسترس نيست و سرطان و سکته قلبي از عوامل اصلي مرگ و مير در اين کشور به شمار مي روند.
گفتني است بر اساس تحقيقي که در يک نشريه پزشکي منتشر شده مجموع هزينه هاي بهداشت رواندا سالانه حدود 307 ميليون دلار است که 53 درصد آن را کمک هاي خارجي تشکيل مي دهند.

با رواندا آشنا شویم :

جمهوری روآندا ( Republic of Rwanda ) کشوری است واقع در مرکز متمایل به شرق آفریقا ، جنوب اوگاندا ، شمال غرب تانزانیا ، شمال بوروندی و شرق جمهوری دموکراتیک کنگو ، ( دریاچه ی کیوو ” Lake Kivu ” در غرب روآندا و در امتداد مرز با جمهوری دموکراتیک کنگو قرار دارد ) .

پایتخت روآندا ، شهر کیگالی ( Kigali ) با 610 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت روآندا 26.338 کیلومتر مربع و جمعیت آن 9 میلیون و 908 هزار نفر است . از شهرهای مهم روآندا می توان به ، گیتاراما 85 هزار نفر ، بوتاره 77 هزار نفر ، روهنگری 70 هزار نفر و گیسن یی 67 هزار نفر اشاره کرد . روآندا از نظر پوشش گیاهی دارای کوههای پر شیب و دره های عمیق می باشد ، همچنین این کشور دارای آب و هوایی مرطوب و استوایی است .

از مهمترین رودهایی که در روآندا جریان دارند می توان به نیابارونگا ( Nyabaronga ) و امووگو ( Mwogo ) اشاره کرد . شمال غرب روآندا را رشته کوههای ویرونگا ( Virunga Mountains ) در بر گرفته اند که بلندترین نقطه ی روآندا نیز قله ی آتشفشانی ” کاریسیمبی ” ( Karisimbi ) نام دارد که با 4519 متر ارتفاع درمیان رشته کوههای ویرونگا در شمال غرب روآندا واقع شده است.

روآندا از نظر ازدیاد تراکم جمعیت در آفریقا در رتبه ی نخست قرار دارد . ساکنان اصلی روآندا را سابقا قبایل توآ ( Twa ) تشکیل می دادند که اکنون فقط 1 % از جمعیت روآندا را شامل می شوند . سپس دو گروه نژادی مجزای هوتو و توتسی که دارای زبان یکسان بودند در همچنین دارای رسوم مشترک مانند برون همسری و خصوصیات فرهنگی مشترک بودند در منطقه ی فعلی روآندا مستقر شدند .

مطابق روایات ، درگیری بین این دو قوم بیش از اینکه نژادی باشد شغلی بوده است ، قبایل هوتو کشاورز بودند ولی توتسی ها با عنوان دامدار شناخته می شدند . فرضا توتسی بلند و لاغر بوده ولی هوتو ها کوتاه و چاق . این نشان دهنده ی اختلافات و کدورت های ریشه ای بین این دو قوم می باشد .در سال 1933 بلژیکی ها این دو قبیله را مجبور به حمل کارت های هویتی می کردند که یکی را بر دیگری رجحان نژادی می داد ، آتش زیر خاکستر کم کم شعله ور شد که آتش آن در دهه ی 90 مردم این دو قبیله را به خاک و خون کشید که اثرات آن به بوروندی نیز گسترش پیدا کرد .

روآندا در سال 1890 روآندا به یکی از مستعمرات شرق آفریقای آلمان تبدیل شد . البته نخستین ورود اروپایی ها به این منطقه به سال 1854 باز می گردد .

در طول جنگ جهانی اول و در سال 1916 روآندا توسط قوای بلژیکی اشغال شد . پس از جنگ جهانی اول قیومیت روآندا همچنین بوروندی با عنوان ” روآندا – یوروندی ( Ruanda-Urundi ) به بلژیک واگذار شد که تا سال 1946 و تاسیس سازمان ملل ادامه داشت ، با استقلال دیگر مستعمره ی بلژیک ” زئیر ” در سال 1960 ، اداره ی روآندا به صورت مستعمره ی بلژیک به این کشور محول شد . بلژیک در ابتدا حامی توتسی ها بود ولی سرانجام به تقسیم قدرت بین این دو قوم تشویق شد .

تنش های نژادی ، روآندا را به سوی یک جنگ داخلی سوق داد ، پس از استقلال روآندا در 1 جولای 1962 از بلژیک و به قدرت رسیدن هوتو ها ، بسیاری از توتسی ها از کشور تبعید شدند .

” ژاونال هابی آریمانا ” ( Juvenal Habyarimana ) طی کودتای در سال 1973 رئیس جمهور روآندا شد . جنبش انقلاب ملی برای توسعه بین سالهای 1975 تا 1991 تنها حزب قانونی در روآندا به شمار می رفت . درگیری های قومی و نژادی بین قبایل هوتو و توتسی منشا جنگ های داخلی در روآندا بود ، در سال 1994 هواپیمای رئیس جمهور هابی آریمانا که یک هوتو بود طی سانحه ای سقوط کرد ، هوتوها مسبب این حادثه را توتسی ها قلمداد کردند ، بدین ترتیب نسل کشی هولناک و خانمان براندازی در این کشور به وقوع پیوست که در جریان آن نزدیک به 800 هزار نفر کشته شدند .

جبهه ی میهن پرستان روآندا که گروهی شورشی تلقی می شدند با تسخیر کیگالی پایتخت ، کنترل کشور را در دست گرفتند .

در این جریان میلیون ها آواره به کشورهای همسایه فرار کردند . در ماه می 2003 پارلمان روآندا تا تغییر قانون اساسی قانونی را تصویب کرد که به موجب آن نوعی تعادل و توازن بین سهم دو قوم هوتو و توتسی در حکومت برقرار شود تا بار دیگر نسل کشی سال 1994 تکرار نشود . در 22 آوریل 2000 سرلشکر پاول کاگامه ( Paul Kagame ) به عنوان اولین رئیس جمهور توتسی منتخب مردم روآندا در یک انتخابات دموکراتیک آزاد و در 8 مارچ 2000 برنارد ماکوزا ( Bernard Makuza ) به سمت نخست وزیر روآندا انتخاب شدند .

نژاد 84 % مردم روآندا را هوتو ها ، 15 % را توتسی ها و 1 % را قبایل توا تشکیل می دهند ، همچنین دین 56 % روآندایی ها کاتولیک ، 26 % پروتستان ، 11 % ادونتیست ، 4 % مسلمان و 1 % نیز عقاید سنتی دارند .

زبان های رسمی روآندا ، انگلیسی ، فرانسوی و کینیاروآندا هستند ، در کنار این سه زبان رسمی ، زبان سواحلی نیز رایج است .

واحد پول روآندا ، فرانک با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . صادرات روآندا را قهوه ، چای و قلع تشکیل می دهند . روآندا از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .

کشور روآندا شامل 12 استان می باشد :

1 – بوتاره ( Butare )
2 – بیومبا ( Byumba )
3 – کیانگوگو ( Cyangugu )
4 – گیکنگورو ( Gikongoro )
5 – گیسنی ( Gisenyi )
6 – گیتاراما ( Gitarama )
7 – کیبونگو ( Kibungo )
8 – کیبویه ( Kibuye )
9 – کیگالی ( Kigali )
10 – کیگالیویل ( Kigaliville )
11 – روهنگری ( Ruhengeri )
12 – یوموتارا ( Umutara )

در آينده نزديک مي توان احساس “سرخوشي” ايجاد شده توسط ورزش را با قرصي که يک ژن خاص در مغز را تحت تاثير قرار مي دهد شبيه سازی کرد

قرص ورزش برای درمان افسردگی تولید خواهد شد .

محققان اعلام كردند به زودي قرص‌هايي به بازار مي‌آيند كه تاثير ورزش كردن را روي بدن دارند.  متخصصان دانشگاه ييل (Yale) مي گويند آزمايشهاي انجام شده بر روي موش مي تواند نشان دهد که چرا ورزش مکرر و مداوم مي تواند به افرادي که دچار افسردگي هستند کمک کند.

 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،   هرچند واضح است كه ورزش كردن روحيه افراد را بهتر مي‌كند اما دليل اين موضوع هنوز بطور واضح مشخص نشده است.
تمركز اين تحقيق تازه بر روي منطقه‌اي از مغز به نام هيپوكمپوس است كه در حال حاضر هم توليدكنندگان داروهاي ضد افسردگي از اهميت آن آگاهند.

گروه پژوهشگران دانشگاه ييل آزمايشي را ابداع كردند تا دريابند كدام ژنها در اين ناحيه از مغز در حين ورزش فعال تر مي‌شوند و در اين آزمايشها ژني بنام VGF يافته شد.
اين ژن با يك “عامل رشد” شيميايي در ارتباط است كه در رشد سلولهاي عصبي نقش ايفاء مي‌كند.
پيدا شدن اين ژن و خواص آن با فرضيه اين پژوهشگران تطابق داشت، كه براي رفع افسردگي تنها تغيير در مواد شيميايي اطراف سلولها كافي نيست و لازم است ساختار و ارتباطات ميان سلولهاي مغز هم تغيير كند.
گام بعدي ساختن نسخه‌اي از اين ماده شيميايي و آزمايش آن بر روي موش بود كه در اين آزمايشها تاثيراتي بر رفتار موشها ديده شد كه تقريبا معادل استفاده از داروي‌هاي ضد افسردگي در انسان بود.
پژوهشگران معتقدند دارويي كه بر اساس VGF ساخته شود “احتمالا درجه تاثير بسيار بالاتري” نسبت به داروهاي موجود ضد افسردگي خواهد داشت.
“ماركوس رابرتز” رييس موسسه Policy at Mind گفت : در حال حاضر بايد پزشكان استفاده از تمرين‌هاي ورزشي را بعنوان روشي جهت درمان مسائل روحي توصيه كنند.

وي مي‌گويد : “تحقيقات موسسه ما نشان داده است كه ورزش در هواي آزاد مي -تواند احساس افسردگي را كاهش دهد و با القاء حس دستيابي به يك موفقيت، اعتماد به نفس را نيز افزايش دهد. شواهد تاييد كننده اين موضوع به‌اندازه اي افزايش يافته ‌است كه مي‌تواند باعث شود بكارگيري ورزش براي رفع افسردگي، يك روش درماني باليني قلمداد گردد.”

فعاليت بدني و تمرينات ورزشي، توانايي فرد را براي سوزاندن چربي از 50 درصد گرفته تا بيش از 1000 درصد بسته به ميزان تناسب اندام فرد و مدت انجام تمرينات بهبود مي‌بخشد.

علاوه بر اين، سوختن سريع چربي در بدن حتي بعد از اتمام تمرينات ادامه پيدا مي‌كند. در اين پژوهش محققان نحوه اثرگذاري تمرينات ورزشي را روي بيش از 200 مولكول در بدن كه با متابوليسم در ارتباط هستند، بررسي كردند و اميدوارند كه در نهايت نتيجه بررسي‌ها و يافته‌هاي آنها به توليد قرص سحرآميز ورزش منجر خواهد شد.

‌دكتر گريگوري لويس، متخصص قلب بيمارستان عمومي دانشكده پزشكي هاروارد که سرپرستي اين تحقيق را عهده‌دار بوده است، مي‌گويد: با استفاده از پله‌ها به جاي آسانسور و يا 10 دقيقه كار با تردميل در طول روز مي‌توانيد روش متابوليسم بدن خود را براي يك دوره مهم تغيير دهيد و آن را از وضعيت ذخيره سازي چربي به سوزاندن چربي مبدل سازيد.

پژوهشگران می گویند به این ترتیب  احتمالا در آينده نزديک بتوان احساس “سرخوشي” ايجاد شده توسط ورزش را با قرصي که يک ژن خاص در مغز را تحت تاثير قرار مي دهد شبيه سازي کرد.

کارشناسان می گویند : اين موضوع مي تواند به يافتن داروهاي موثرتر منجر شود.در بريتانيا، سازمانهاي خيريه اي که در زمينه بهداشت روحي افراد سرمايه گذاري و فعاليت مي کنند، همواره برنامه هاي تمرينات ورزشي را بعنوان يک راه رفع افسردگي توصيه کرده اند.

داروي جديد تحت عنوان (قرص ورزش) با فعال كردن ژني كه به سلول ها دستور سوزاندن چربي ها را مي دهد، پروسه اي مشابه سوختن چربي ها در هنگام ورزش را در بدن فعال مي كند.

در بدن موش هاي آزمايشگاهي با مصرف اين قرص ژني موسوم به PPAR-d فعال مي شود كه اين ژن تنظيم كننده اصلي، توانايي سلولهاي بدن را در سوزاندن چربي ها كنترل مي كند كه در صورت مصرف اين قرص حتي زماني كه موش فعاليت نمي كند، پروسه سوختن چربي ها كه در طول مدت ورزش كردن صورت مي گيرد، به شكل مشابه به جريان مي افتد؛ به اين ترتيب بدن موش در برابر اضافه وزن حتي در صورت دنبال كردن رژيم هاي پرچرب مقاومت مي كند.

ممکن است این یافته ها  به روش جديدي براي درمان يا پيشگيري از سندروم متابوليك انساني منجر خواهد شد.

نتایج این تحقیق در مقاله ای در نشريه نيچر مديسين منتشر شده است .

مروری کوتاه بر علائم و عوارض سکته مغزی

 سکته مغزی یک فوریت پزشکی است که در صورت عدم تشخیص و درمان فوری می‌‌تواند باعث آسیب دائمی عصبی، ایجاد عوارض و مرگ شود.سکته مغزی (stroke)هنگامی رخ می‌دهد که یک لخته خونی باعث انسداد شریان‌ خون‌رسان به مغز می‌شود (سکته مغزی ایسکمیک) یا یک رگ خونی مغز پاره  و خونرسانی به بخشی از مغز متوقف می‌شود در عرض چند دقیقه پس از این حادثه سلول‌های مغز شروع به مردن می‌کنند.

 
 به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  علائم سکته مغزی اینها هستند:
•بی‌حسی با ضعف صورت، دست یا پا (به خصوص در یک طرف بدن).
•اغتشاش شعور ناگهانی، اشکال در صحبت کردن یا درک گفتار.
•اشکال ناگهانی در بینایی در یک یا دو چشم.
•اشکال ناگهانی در راه‌رفتن، سرگیجه یا از دست رفتن تعادل یا هماهنگی عضلات.
•سردرد شدید ناگهانی بدون علت مشخص.

در برخی از افراد این علائم حاصل از سکته مغزی به طور کامل بهبود پیدا می‌کند، اما در بیش از دوسوم بازماندگان مقداری ناتوانی باقی خواهد ماند.
عوامل خطرساز برای سکته مغزی شامل سن بالا، فشار خون بالا ، سابقه قبلی سکته مغزی، دیابت، کلسترول بالا، سیگار کشیدن، فیبریلاسیون دهلیزی (یک نوع اختلال ریتم قلب)، میگرنی که با اورا (علائم حسی قبل از شروع میگرن) همراه است و گرایش به لخته‌شدن خون می‌شود.
در درمان سکته مغزی در برخی موارد از داروهای حل‌کننده لخته می‌شود، اما به طور کلی درمان آن بر اساس مراقبت‌های حمایتی (فیزیوتراپی و کاردرمانی) و پیشگیری ثانوی با داروهای ضد پلاکتی مانند آسپیرین و دی‌پیریدامول برای جلوگیری از لخته‌شدن مجدد خون در رگهای مغز، کنترل فشار خون، داروهای استاتینی کاهنده کلسترول و در برخی از بیماران داروهای ضدانعقاد خون است.
مكانيسم‌هاي اصلي مولد سكته مغزي را مي‌توان به دو گروه اصلي تقسيم كرد:
1 – انسداد يك شريان :

اين حالت معمولا در اثر تشكيل لخته هاي خون در جداره رگ پديد مي‌آيد . اين لخته معمولا بتدريج در اثر رسوب چربي بزرگ‌تر شده و نهايتا باعث انسداد رگ مي‌شود. گاه لخته‌اي از نقاط ديگر بدن به اين شريان مهاجرت كرده و موجب انسداد آن ميشود.
2 – پارگي شريان داخل مغز:

اين حالت معمولا باعث خونريزي موضعي و نرسيدن خون به نواحي تحت تغذيه شريان مورد نظر مي‌شود. بسياري از اين موارد در اثر بالا رفتن كنترل نشده فشارخون و بعضا به علت غير طبيعي بودن جداررگ‌ها پديد مي‌آيند.
ريسك‌ فاكتورها – يا عوامل تسهيل‌كننده پيدايش سكته كدامند؟
فشار خون بالا . در صورت عدم درمان مناسب ، بيماري قند، سيگار، سابقه خانوادگي مثبت، تصلب شرائين يا سخت شدن جداره سرخرگ‌ها در آترواسكلروزيس) ، ضربان غير طبيعي قلب، مصرف برخي داروها، وجود بعضي از بيماري‌هاي زمينه‌اي مثل اختلالات انعقادي ، غلظت بالاي خون، و … نقش مهمي در زمينه‌سازي وقوع سكته‌هاي مغزي دارند.

علائم سكته‌هاي مغزي چيست ؟

بسته به اينكه كدام منطقه مغز و با چه وسعتي درگير شده است ، علائم باليني متفاوت خواهند بود اما در اغلب موارد يكي از حالات زير پديد مي‌آيد:
1 – ضعف يا فلج نيمي از بدن جزء معروفترين علائم سكته‌هاي مغزي بشمار مي‌رود
2 – اختلال نسبي يا كامل در حركات ارادي يا حس بخشي از بدن مثلا يك دست يا يك پا
3 – اختلال تكلم و ضعف عضلاني بخشي از صورت يا كرختي ، يا احساس سوزن سوزن شدن آن
4 – اختلال تعادل ، مشكلات بينائي ، يا بهم خوردن مكانيسم بلع طبيعي
5 – اختلال تنفس و گاه كاهش سطح هوشياري
شدت و مدت علائم بيماري بسته به نوع سكته متفاوت است. برخي علائم ممكنست تا حد بسيار زيادي برطرف شوند، در حاليكه بعضي از انها مي‌توانند مادام العمر زندگي بيمار را تحت تاثير قرار دهند اما نكته قطعي و اثبات شده اينست كه درمان صحيح و بموقع مي تواند بسياري از علائم را كنترل كند و سرعت بهبودي بيمار را افزايش دهد.

تشخيص سكته مغزي 
 
 

در صورتي كه سكته مغزي ديرتر تشخيص داده شود، عواقب بسيار وخيمي از قبيل فلج نيمي از بدن، از دست رفتن تكلم و يا ساير حواس را درپي خواهد داشت؛ به همين سبب انتخاب يك روش و سيستم صحيح براي تشخيص اين اختلال اهميت بسيار زيادي دارد.و  بهترين و سريع‌ترين روش تشخيص سكته مغزي، MRI است

 
از آنجا كه متعاقب سكته مغزي، جريان خون در برخي مويرگ‌هاي مغزي كه تغذيه كننده بافت مغز هستند قطع مي‌شود، عملكرد آن قسمت از بدن براي مدتي از بين مي‌رود، در صورتي كه اين وقفه بيشتر از زمان معين به طول بيانجامد، فعاليت قسمتي كه خونرساني به آن متوقف شده، كلا از بين رفته و اين بسيار خطرناك است. در ضمن حد ميانگيني كه براي تشخيص سكته مغزي معين شده حداكثر تا 6 ساعت است.
MRI مناسب‌ترين روش تشخيص سكته مغزي،است، اما در حال حاضر اختلاف نظرهايي روي عوارض MRI بين متخصصان وجود دارد.

در اغلب موارد، MRI هيچ تاثير سويي ندارد اما برخي بيماران با شرايط خاص، مثل اشخاصي كه درون گوش آنها ايمپلنت كار گذاشته شده، بيماراني كه به تازگي جراحي مغز داشته‌اند و يا افرادي كه دچار ترس از فضاي بسته هستند قادر به استفاده از روش MRI نيستند.
MRI داراي حسگرهاي مغناطيسي بسيار قوي است كه تنها ظرف 30 دقيقه پس از سكته مي‌تواند اين اختلال را تشخيص دهد؛ در ضمن دستگاه CT اسكن جايگزين مناسبي براي MRI به حساب مي‌آيد.
 

درمان :

1 – بستري در بيمارستان و انجام درمان هاي مقدماتي
2 – شروع درمان‌هاي داروئي به صلاحديد پزشك براي جلوگيري از افزايش اندازه لخته
3 – در صورت لزوم. انجام عمل جراحي براي بازكردن عروق مسدود (بندرت) . يا تخليه خونريزي داخل مغزي
4 – كنترل وضعيت بيمار پس از ترخيص (درمان مناسب فشار خون بالا، درمان و اصلاح بيماري‌هاي زمينه‌اي . رژيم غذائي مناسب و …)
5 – نوتواني (گفتار درماني ، حركت درماني ، و…) در مراحل بعدي بسيار ارزشمند خواهد بود.
6- تشنج(به صورت هاي مختلف).

اکثر بيماران پس از سكته مغزي از درد رنج مي برند :
 
 
احساس درد پس از سكته مغزي امر شايعي است و ممكن است ماه ها باقي بماند.

محققان سوئدي دريافتند كه بيماران چهار ماه پس از سكته مغزي از درد شكايت داشتند.

عوامل پيش بيني كننده درد شامل سن كمتر، جنسيت مونث، شدت بيشتر سكته و HbA1c بيشتر به عنوان شاخص قند خون بود. در مدت 16 ماه 21 درصد بيماران درد متوسط تا شديد داشتند، 12 درصد درد خفيف و تعدادي هم هيچ دردي نداشتند. شدت درد در زنان به ويژه مبتلايان به علايم افسردگي شديدتر بود.

عده اي از بيماران هم از اختلال در خواب در اثر درد شكايت داشتند.

به گفته سرپرست اين تحقيق دكتر هايدل هنون به دليل شيوع بالاي درد در بيماران دچار شده به سكته مغزي، پزشكان كه در اكثر موارد درد را در اين بيماران نگراني مهمي تلقي نمي كنند، بايد توجه بيشتري به اين مساله داشته باشند.

* سکته مغزی ناقص (mini-strokes) یا “حملات گذرای کاهش خونرسانی به مغز”
 
آشنایی با علائم هشداردهنده سکته مغزي ناقص
 
 سکته مغزی ناقص (mini-strokes) یا “حملات گذرای کاهش خونرسانی به مغز” هنگامی رخ می‌‌دهد که جریان خون به مغز به طور موقت مختل می‌شود. در این حالت آسیب دائمی به سلول‌های مغزی وارد نمی‌شود و علائم عصبی در کمتر از 24 ساعت برطرف می‌شود.

حملات گذراي کم رسيدن خون به مغز (TIA) سکته ناقصي است که اغلب پيش از سکته کامل رخ مي دهد.گرچه قبل از بسياري از سکته هاي مغزي، TIA رخ نمي دهد،اما بايد علائم هشدار دهنده آن را شناخت.

اين کار به شما و دکترتان کمک نمي کند که تا از يک سکته مغزي کامل که ممکن است باعث آسيب مغزي دائم و شديد مغز شود جلوگيري کنيد.

علائم TIA مشابه علائم سکته مغزي کامل است، اما معمولا تنها براي مدتي کوتاهي رخ مي دهد. اين علائم هشداردهنده مي تواند شامل سياهي رفتن چشم، فقدان هماهنگي عضلات يا تعادل، بيحسي يا ضعف در يک طرف بدن باشد.

برخي از افراد ممکن است دچار اشکال در سخن گفتن، مشکلات بينايي، يا سردرد شديد بدون دليل واضح شوند.
آسيب طولاني مدت سکته مغزي خفيف
 
 
متخصصان مي گويند سکته هاي مغزي خفيف اغلب مورد غفلت قرار مي گيرند. برخي افراد به اشکال خفيف سکته مغزي دچار مي شوند که علائم آن آنقدر خفيف است که غالبا مشخص نمي شود اما مي تواند آسيب هاي جسمي و ذهني را در پي داشته باشد.

پيام اصلي مطالعه فوق اين است که عموم افراد و پزشکان توجه داشته باشند اين اشکال سکته مغزي مشکلات جدي بر سلامت اعمال مي کنند. در اغلب اين موارد علائم به گونه اي هستند که افراد آنها را مشکل جدي درنظر نگرفته فورا به مرکز درماني مراجعه نمي کنند.
از علائم سکته مغزي مي توان به بي حسي يا ضعف ناگهاني صورت ، دست يا پا بويژه در يک سمت بدن ، مشکل پيدا کردن در تکلم يا درک ، مشکل ناگهاني در ديد يک يا هر دو چشم ، سردرد شديد بدون علت ، مشکل ناگهاني در راه رفتن ، سرگيجه ، و يا ازدست دادن تعادل اشاره کرد.
اغلب افراد اين علائم را چندان جدي درنظر نمي گيرند و يا گاهي پزشک اين علائم را جدي نمي گيرد و لذا اقدام درماني اساسي را توصيه نمي کند. و اين در حالي است که سکته مغزي حتي به اين شکل خفيف هم صدمات خود را بر سلامت اين افراد اعمال مي کند. 

ارتباط آلودگي هوا و خطر سکته مغزي
 
 
افزايش ذرات آلوده کننده هوا با افزايش تعداد سکته هاي مغزي ايجاد شده بواسطه لخته خون در مغز (نه با نوع ايجاد شده توسط پارگي عروق مغز) ارتباط دارد. به گزارش مدلاين پلاس ، گزارش هاي پيشين ارتباط بين آلودگي هوا و خطر کلي حملات قلبي و ديگر بيماري هاي قلبي عروقي را نشان داده اند اما اثر خاص بر سکته مغزي بخوبي مورد مطالعه قرار نگرفته بود.

محققان دريافته اند که افزايش در ذرات معلق آلوده کننده در هوا موارد سکته مغزي ايسکميک (در اثر انسداد عروق مغز) را بالا مي برد.
تحقيقات بيشتر نتايج مشابهي رادر مورد سطوح مونوکسيد کربن ، دي اکسيد نيتروژن و دي اکسيد گوگرد در پي داشتند.
در مقابل اين محققان ارتباطي را بين آلودگي هوا و موارد مراجعه کننده به بيمارستان در اثر سکته مغزي هموراژِيک نيافتند.
يک راه تاثير آلودگي هوا در اين مورد احتمالا از طريق اثرات التهابي است. راه ديگر رفلکس هاي ريوي است که تغييرات فشار خون و ضربان قلب را موجب مي شود و احتمال سوم تغييرات در فاکتورهاي انعقادي است که تشکيل لخته هاي بيشتر را سبب مي شوند.
بهر حال نتايج اين مطالعه و ساير تحقيقات نشان مي دهد قرار نگرفتن در معرض آلودگي هوا احتمال ابتلا به برخي بيماري ها شامل بيماري هاي قلبي و سکته مغزي را کاهش مي دهد
اگر هريک از اين علائم حتي براي مدتي کوتاه در شما بروز کرد فورا به دکتر مراجعه کنيد.

احتمال سكته مغزي در كساني كه ويتامين ث كافي مصرف مي كنند كمتر است.
 
 
اين ويتامين براي سيگاري ها هم ممكن است مفيد باشد. براساس تحقيقي كه توسط هلندي ها انجام شده احتمال ابتلاي به سكته مغزي در كساني كه ويتامين ث كمتري مصرف مي كنند سي درصد بيشتر از كساني است كه ويتامين ث بيشتر مصرف مي كنند.بيشترين مقدار مصرف روزانه ويتامين ث 133 ميلي گرم و كمترين ميزان 97 ميلي گرم بود. ميزان مصرف روزانه توصيه شده 60 ميلي گرم در روز است.
احتمال سكته مغزي سيگاري هايي كه ويتامين ث بيشتري مصرف مي كنند 70 درصد كمتر از سيگاري هايي است كه ويتامين ث كمتر مصرف مي كنند.
به عقيده محققان آنتي اكسيدان هايي مانند ويتامين ث احتمالا سلولها را از فشار اكسيدي ، كه نقشي در سكته مغزي دارند ، حفظ مي كنند.
خانم دكتر مونيك برتلر از مركز پزشكي اراسموس در روتردام كه اين تحقيق را را انجام داده مي گويد اين تحقيق تاييد مي كند تغذيه سالم براي انسان مفيد است يعني مصرف غذاهايي كه از نظر آنتي اكسيدان ها و سبزيجات غني باشد و اين موضوعي است كه در طي سالهاي اخير ثابت شده است.

مصرف ويتامين اي (E) نيز در جلوگيري از ابتلا به سكته مغزي در سيگاري ها تاثير داشت اما در غيرسيگاري ها اثري نداشت.

خانم دكتر برتلر گفت اين دليلي براي ادامه كشيدن سيگار نيست زيرا دلايل پزشكي كافي براي زيانهاي بيش از حد سيگار وجود دارد.
وي گفت مصرف مكمل هاي دارويي حاوي ويتامين هاي اي و ث و ساير آنتي اكسيدان ها چنين تاثيري ندارد البته نه اين كه بي تاثير باشند اما مصرف سبزيجات و ميوه هاي داراي آنتي اكسيدان هاي فوق موثرتر و مفيدتر است.

مطالعات نشان مي دهد مصرف زياد ويتامين ث از راه ادرار دفع مي شود.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »