خانه / اخبار اجتماعي / فارس: صنعت پلاسما در ايران داستان غم انگيزي دارد

فارس: صنعت پلاسما در ايران داستان غم انگيزي دارد

مدير عامل سازمان انتقال خون، صنعت پلاسماي ايران و ايجاد پالايشگاه خون در كشور را صاحب داستان غم انگيزي مي‌داند. به گفته وي اين صنعت با فعاليت شركتهاي خارجي توليد كننده فرآورده هاي مشتق از پلاسما و جوسازي و شايعه پراكني عوامل آنها در داخل كشور از بين رفت.

حسن ابوالقاسمي در ادامه گفت و گوي تفصيلي با خبرنگار اجتماعي فارس به ابعاد مختلف صنعت پلاسما در ايران مي‌پردازد و مي گويد: اگر جوسازيهاي كمپاني‌هاي سود جوي خارجي و ماجراي دادگاه هموفيلي‌ها نبود اكنون ما صاحب صنعت پيشرفته توليد فرآوردهاي خوني در كشور بوديم اما نگذاشتند…

صنعت پلاسما در ايران
*وارد بحث صنعت پلاسما شويم، صنعت پلاسما و توليد فرآورده‌هاي خوني مشتق از پلاسما چقدر در كشور ما پيشرفت داشته است؟
_ صنعت پلاسما در كشور ما داستان غم انگيزي دارد، يعني با اينكه در 15سال گذشته خيلي سعي كرده‌ايم وارد صنعت پلاسما به معني تهيه فرآورده‌هاي خوني پلاسمايي شويم ولي ماجراهاي مختلفي كه اتفاق افتاد، باعث شد در وضعيتي باشيم كه هنوز صنعت پلاسما نداريم و مجبوريم همه اقداماتي را كه در گذشته داشتيم مجدد بازنگري كنيم و سرمايه گذاري جديد داشته باشيم.
ببينيد، صنعت پلاسما فقط داشتن پالايشگاه خون نيست بلكه در همه جاي دنيا تجربه صنعت پلاسما از تهيه پلاسماي استاندارد شروع مي‌شود يعني پلاسما را بايد به نحوي تهيه كنيم كه تمام شرايط استاندارد بين‌المللي را داشته باشد، شرايطي كه سختگيرانه‌ترين قواعد و مقررات حاكم بر اين صنعت است اما هنوز در سازمان انتقال خون راه زيادي داريم تا به تهيه اين پلاسما برسيم.
البته پلاسماهايي كه استانداردهاي بسيار سخت و مستندسازي‌هاي بسيار مشكل و با رعايت استانداردهاي خيلي بالا داشته باشد و طبقه بندي كردن مطالب را اكنون در پايگاههاي انتقال خون شروع كرده‌ايم و از شركتهاي خارجي موسسات معتبر بين‌المللي دعوت كرديم كه مراكز ما را بازبيني كنند، الان به طور مرتب در اين شرايط سخت هستيم و معتقديم حضور متخصصان خارجي و ايرادهايي كه آنها مي‌گيرند چه بهتر است كه از مرحله توليد پلاسما شروع شود زيرا به اين ترتيب براي داشتن صنعت پلاسما در آينده آماده مي شويم.
بحث ديگر اين است كه حالا كه پالايشگاه خون نداريم، چرا پلاسمايمان را دور بريزيم ما بايد پلاسماي موجودمان را در قالب‌ قراردادهايي به پالايشگاههاي خارج از كشور بفرستيم و آن را به محصولات و فرآورده‌هاي پلاسمايي تبديل كنيم تا بيماران ايراني از فرآورده هاي خوني كه با پلاسماي ايراني تهيه شده است، استفاده كنند تا خداي ناكرده ماجرايي كه در گذشته از طريق فرآورده‌هاي خوني آلوده خارجي پيش آمد، دوباره تكرارنشود.

* اتفاقي كه افتاد مگر منشاء آن پلاسماي ايراني نبود؟
_ نه خير. اصلا پلاسماي ايراني را الان اولين سالي است كه در كشور توليد مي كنيم.

*مي فرموديد؟
_ بله، هدف نهايي و غايي ما اين است كه پالايشگاههاي خون در كشور داشته باشيم، به طوري كه همه فرآورده‌هاي خوني مورد نياز بيماران را در داخل تهيه كنيم و حتي اين فرآورده ها و داروها را براي ارسال و صدور به خارج هم داشته باشيم.
سياست ما اين بود كه بخش خصوصي و نيمه دولتي هم وارد اين صنعت شود كه البته در گذشته در اين زمينه كاري انجام نشد ولي الان بعضي جاها اعلام كرده‌اند كه مي‌خواهند وارد صنعت پلاسما شوند، حركتهاي خوبي شروع شده و اميدواريم به نتيجه برسد و بتوانيم چند پالايشگاه خون در كشور داشته باشيم، خود ما هم در سازمان انتقال خون درصدد بستن قراردادهاي جديدي هستيم تا يك پالايشگاه خون دولتي ايجاد كنيم.

*پلاسمايي كه اكنون در كشور توليد مي شود، آيا به سطح استاندارد رسيده است؟
_ استانداردسازي پلاسما در واقع اساسي‌ترين گام در ورود به صنعت پلاسماست و ما واقعا مي‌خواهيم در زمينه استانداردسازي، نگهداري پلاسما، حمل و نقل و مستندسازي آن واقعا گامهاي اساسي برداريم.

* مگر پلاسمايي كه اكنون براي توليد دارو به خارج ارسال مي‌شود، استاندارد نشده است؟
_ پلاسمايي كه اكنون به خارج مي‌فرستيم استاندارد است ولي ما قدرت و توان توليد 200 هزار ليتر پلاسما را در كشور داريم در حالي كه اكنون 70 هزار ليتر پلاسما به خارج ارسال مي‌شود.

*منظور شما اين است كه 200هزار ليتر پلاسما توليد مي‌شود ولي فقط 70هزار ليتر آن استاندارد است، اگر اين طور است بقيه پلاسما چه مي شود؟
_ بقيه آن توليد مي شود ولي به خارج ارسال نمي‌شود.

* چه مي‌شود؟
_ ببينيد، ما كه پلاسما توليد نمي‌كنيم ما خون را از بيمار مي‌گيريم، قسمت گلبول قرمز آن كه مصرف مي‌شود، مي‌ماند پلاسماي آن كه اگر ظرفيت استانداردسازي آن را داشته باشيم، مصرف مي‌كنيم و گرنه دور مي ريزيم، يعني دو راه بيشتر نداريم.
البته هيچ جاي دنيا در واحدهاي كوچك انتقال خون پلاسما توليد نمي‌كنند چون مقرون به صرفه نيست. در كشورهاي هم‌رديف ما كه اصلا پلاسما را جدا هم نمي‌كنند همين طوري خون را كامل مصرف مي‌كنند اما ما خودمان را در رديف كشورهاي پيشرفته مي‌دانيم و گرنه الان در كشورهاي خليج فارس و خيلي كشورهاي منطقه حتي خون را جداسازي هم نمي‌كنند خون را مي‌گيرند و به بيمار مي زنند از آن بدتر حتي خيلي كشورهاي دنيا خون را تست هم نمي‌كنند. ما وقتي صحبت از تكنولوژي بالا، پلاسماي استاندارد و مستندسازي مي كنيم، خودمان را با سطح كشورهاي پيشرفته دنيا مقايسه مي‌كنيم وگرنه در سطح كشورهاي جهان سوم ما بهترين هستيم؛ اصلا در اين ترديدي نيست.

*اگر ما بخواهيم 200هزار ليتر پلاسماي استاندارد توليدكنيم، با كمبود خون در كشور مواجه نمي‌شويم؟
_ ممكن است يك مقدار جهش در توليد خون نياز باشد اما با گسترش استانداردسازي در پايگاههاي انتقال خون كشور با شرايط موجود هم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم. البته همين الان 35درصد پلاسماي تازه كشور در بيمارستانها مصرف مي شود و 65 درصد آن آماده ‌است براي ورود به صنعت پلاسما و توليد فرآورده‌هاي مشتق از آن.

*چرا صنعت پلاسما در كشور ما طي اين سالها به قدر كافي رشد نكرد و ضربه خورد؟
_ من فكر مي‌كنم، چند نكته اساسي وجود داشت ما به اهميت اين موضوع در سطح ملي واقف نبوديم يعني فقط بخشي از مسئولان كشور آن هم در سطح كوچك وزارت بهداشت به آن اهميت مي‌دادند. در حالي كه اين مي‌توانست يك نوع مطالبه در سطح ملي باشد. مثل سلولهاي بنيادين كه اكنون در سطح ملي و مقامات بالاي كشور در مورد آن صحبت مي‌شود در حالي كه هيچگاه در سطح بالاي نظام در مورد صنعت پلاسما صحبت نشد، هيچ وقت مقامهايي در سطح رئيس جمهوري درمورد صنعت پلاسما صحبت نكردند و حساسيت كافي در اين مورد در كشور ايجاد نشد.
تا زماني كه صنعت پلاسما در كشور ما در سطح سلولهاي بنيادين و انرژي هسته‌اي مطرح نشود مشكلات آن است باقي مي‌ماند و حل نمي‌شود.
مسئله ديگري كه به صنعت پلاسما در كشور ما ضربه زد، آلودگي بيماران هموفيلي به ويروس هپاتيت C و HIV بود كه بر اثر مصرف فرآورده‌هاي خوني خارجي به وجود آمد، اين مسئله تقريبا در همه جاي دنيا اتفاق افتاد در كشورهاي امريكا، اروپا و كانادا با وسعت بسيار بيشتري نسبت به ايران رخ داد اما در آنجا اين مسئله خيلي خوب مديريت شد در حالي كه دركشور ما به نظر من به بدترين شكل ممكن مديريت شد.
براي مثال در كشور آمريكا پس از اين اتفاق، قانوني تصويب شد با عنوان قانون “سپرخون” و گفتند كه بيماران صدمه ديده بايد غرامت خود را از دولت دريافت كنند اما سازمانهاي تهيه كننده خون، بايستي از شكايت مصون باشند و نبايد به دادگاهها فراخوانده شوند تا پيشرفت كنند.
در كشور ما درست برعكس عمل شد، درخت تنومند انتقال خون را كه 30 سال براي آن زحمت كشيده بوديم، اره گذاشتيم و شروع كرديم به بريدن،‌ يعني نه تنها از تجربيات كشورهاي ديگر دنيا استفاده نكرديم، بلكه در جريان دادگاهي كه نزديك يك دهه طول كشيد هم پالايشگاهي را كه داشتيم از دست داديم و هم از اين تهديد هيچگونه استفاده‌اي نكرديم و آن را مانند كشورهايي ديگر به فرصت تبديل نكرديم در حالي كه مقامات كشور مي‌توانستند اين مسئله را مبنايي براي يك حركت جدي براي توليد فرآورده‌هاي خوني سالم در كشور قرار دهند، تا هم ارتقاي سطح كيفيت خون و فرآورده‌هاي خوني در سطح سازمان انتقال خون ايجاد شود و هم صنعت پلاسما الان وضعيت بهتري داشت كه اميدواريم كه اين مسئله با دقت نظر و تدبير مسئولان فعلي در وزارت بهداشت و مسئولان بالاتر به سرانجام برسد.
وزير بهداشت البته در يك اقدام خوب ديه هموفيلي‌ها را پذيرفت، ما هم موافق بوديم و معتقديم حتي براي موارد باقيمانده نيز نبايد روند رسيدگي در دستگاه قضايي در پيش گرفته شود، بلكه وجود يك صندوق حمايت از بيماران آسيب ديده مي‌تواند، هم بيماران را زودتر به غرامت برساند، درمان بهتري دريافت مي‌كنند و هم از عوارض ناشي از تبليغات عليه خون و فرآورده‌هاي خوني، چنانچه در گذشته بود و ضربه مهلكي به حيثيت فرآورده‌هاي داخلي داشت، جلوگيري مي‌شود.

*اگر مشكلات فعلي بر طرف شود، صنعت پلاسماي ما و توليد فرآورده‌هاي خوني مشتق از پلاسما چگونه خواهد بود؟
– من پيش‌بيني خوبي از اين قضيه دارم، اول اينكه ورود بخشهاي غير دولتي به صنعت پلاسما باعث مي شود، بروكراسي هاي اداري برداشته شود و كشور از منافع آن بهره‌مند شود، ما الان دو راه براي ايجاد پالايشگاه خون بيشتر نداريم، يكي اينكه با روش گذشته پالايشگاهي را با ظرفيت، 100 تا 150 هزار ليتر پلاسما در سال، راه‌اندازي كنيم و از دستگاههايي كه در گذشته خريداري كرده‌ايم استفاده كنيم و راه دوم كه خيلي مناسبتر است اين است كه به عنوان يك پروژه ملي، دولت به صنعت پلاسما يك نگاه ويژه داشته باشد و هزينه يك پالايشگاه 300 هزار ليتري را كه مي‌تواند ظرف مدت سه سال به بهره‌برداري برسد، تامين كند.
ما مي توانيم در داخل سازمان انتقال خون و در طول سه سال آينده به ظرفيت توليد 200 هزار ليتر پلاسماي استاندارد برسيم و البته در سالهاي بعد اين ظرفيت باز هم افزايش مي‌يابد، اين تازه با استفاده از روش گرفتن پلاسما از خون است، در حالي كه ما مراكز پلاسما گيري خصوصي را در دستور كار شوراي عالي انتقال خون داريم،‌ مراكزي كه فقط كارش پلاسماگيري است، يعني اهدا كننده روي تخت مي‌خوابد و فقط پلاسماي خونش خارج مي‌شود اين كار در آينده انجام مي‌شود و مجوزهاي آن براي بخش خصوصي صادر مي‌شود و شاهد خواهيم بود كه تا آخر امسال بعضي از اين مراكز شروع به فعاليت مي‌كنند.

*سرنوشت پالايشگاهي كه داشتيم، چه شد؟
-پالايشگاهي كه داشتيم در پي همان ماجرايي كه براي بيماران هموفيلي پيش آمد به خاطر نداشتن دستگاه ويروس زدايي با حكم دادگاه تعطيل شد و كلا برچيده شد، ساختمان آن نيز الان وجود خارجي ندارد البته ساخت ساختمان جديد پالايشگاه خون در دو، سه سال اخير شروع شده و الان در حال آماده سازي آن در محل پالايشگاه قديم در نزديكي محل سازمان انتقال خون هستيم.

*وسايلي كه براي پالايشگاه قديم خريداري شده بود، چه شد، آيا اين دستگاهها بلااستفاده مانده‌اند و خاك مي‌خورند؟
-ببينيد، دستگاه خاك مي‌خورد الان معنا ندارد، چون در سال 76 آقايان يكسري دستگاه خريداري كردند، بعد هم به دلايل مختلف شكست پشت شكست، در قراردادها كه آخرين آن ورشكستگي شركت نصاب بود.
الان تكنولوژي پلاسما كاملا تغيير كرده است، بسياري از روشهايي كه آن زمان براي ايجاد پلاسما مورد قبول بود، الان ديگر مورد قبول نيست، به شدت اين روشها در حال عوض شدن است، مثلا آن زمان با روش سانتريفوژ بود ولي الان با روش فيلتراسيون، از پلاسما فرآورده تهيه مي‌كنند در نتيجه اين اصطلاح كه مي گوييم دستگاه خاك مي‌خورد درست نيست.

*به هر حال يكسري دستگاه در آن زمان خريداري شد و بلااستفاده ماند و الان ديگر كاربرد ندارد؟
-اين طور بيان كردن مسئله، مشكلي را حل نمي‌كند، صد بار تيتر روزنامه‌ها اين بود كه دستگاهها دارند خاك مي‌خورند، هيچ وقت، وارد اين موضوع نشديم كه حالا بايد چه كار كنيم چرا واقعي به موضوع نگاه نمي‌كنيم.
همين مسائل باعث شد، سازمان مديريت كه متعهد شده بود براي ساختمان جديد پالايشگاه هزينه لازم را پرداخت كند حاضر نشد اين هزينه را پرداخت كند، به قدري اين پروژه بدنام شده بود كه پول معمولي را كه براي بناي ساختمان لازم بود هم ندادند، اگر الان بخواهيم مطرح كنيم كه يك پالايشگاه خون جديد 300 هزار ليتري بايد ساخته شود، 60 ميليون دلار اعتبار لازم دارد واقعا كجا بايد حمايت كند ولي ما هنوز اميدواريم.
الان سه نفر پروفسور آورده‌ايم و مشغول هستند كه بتوانيم براي ايجاد اين پالايشگاه به نتيجه برسيم، اما تا آن زمان نبايد غافل باشيم و بايد از پلاسماي توليد داخل استفاده كنيم و اين نكته‌اي است كه ما به آن اهميت مي‌دهيم، يعني اگر امسال بتوانيم 150 هزار پلاسماي داخلي را در خارج تبديل به دارو كنيم، صرفه جويي هنگفتي در ارز دارد، نبايد منتظر ايجاد پالايشگاه بمانيم.

*آيا شركتهاي خارجي هم در تخريب حيثيت سازمان انتقال خون و داستان غم انگيز صنعت پلاسماي كشور ما نقش داشتند؟
-اصل قضيه اين است كه سود ناشي از واردات محصولات پلاسما هميشه بيشترين سود را در صنعت دارو دارد و الان هم رقم اول واردات دارويي كشور را همين داروها تشكيل مي‌دهند، سالانه 60 ميليون دلار از كشور براي خريد فرآورده‌هاي دارويي مشتق از پلاسما هزينه مي شود، طبيعي است كه دارندگان اين صنعت نمي‌خواهند ما در اين زمينه به خودكفايي برسيم و از همه ابزارهاي موجود استفاده مي كنند، از ارتباط با افراد مختلف و ذي نفوذ در داخل كشور تا شايعه پراكني و بد جلوه دادن توليد داخلي در رسانه ها، حتي افرادي در داخل كشور توسط اين كمپاني‌ها اجير مي‌شوند تا به اين صنعت لطمه بزنند، مسئله قابل انتظاري است كه اتفاق افتاد ولي ما براي مقابله با آنها قبل از هر چيز نياز به حمايت مقامات كشور و تامين امنيت شغلي متخصصان داخلي داريم.

متخصصان جرئت خود را از دست داده‌اند
بسياري از متخصصان ما در گذشته در پالايشگاه سازمان كار مي‌كردند، اما امروزه جرئت خودشان را از دست داده‌اند، هيچگونه امنيت قضايي ندارند، هر متخصصي احساس كند كه اگر كاري انجام دهد، روزي به دادگاه فراخوانده مي شود قطعا جرئت خود را از دست مي دهد و اين دور از شان جامعه تخصصي كشور ماست كه البته اين وضعيت محصول تحميل خارجي هاست.
بسياري از متخصصان ما ساعتها در دادگاه به نحو توهين آميزي مواخذه شدند، در حالي كه اين جريان هنوز هم در كشور ما ادامه دارد، خيلي از اين متخصصان كه اكنون جرئت خود را از دست داده‌اند البته با يك حمايت وسيع از سوي مقامات بلند پايه كشور مي‌توانند دوباره جرئت كار كردن را پيدا كنند.
ما اين جرئت و جسارت را داريم، جامعه علمي كشور مراحل علمي را پشت سر گذاشته است و اگر قرار باشدكسي كه تخصص لازم را ندارد بخواهد قلم فرسايي كند، وظيفه رسانه‌هاست كه مسئله را پيگيري كنند و از زبان متخصصان واقعيات را بيان كنند و به اين ترتيب همان طور كه انتقال خون ما سرآمد كشورهاي منطقه و كشورهاي در حال توسعه است اميدواريم از كف كشورهاي پيشرفته به سطح بالاتر برسيم و با جذب نيروهاي متخصص و فائق آمدن بر مقررات مالي و اداري دست و پاگير حاكم بر سازمان انتقال خون بتوانيم خيلي زود به اين شان برسيم.
در حال حاضر سازمان انتقال خون تنها سازماني است كه در وزارت بهداشت، تابع قوانين دولتي است، تمام بخشهاي ديگر وزارت بهداشت اكنون تابع مقررات هيئت امناست، همه سازمانهاي زير مجموعه وزارت بهداشت و دانشگاههاي علوم پزشكي از اين قوانين دست و پاگير گذر كرده‌اند اما سازمان انتقال خون هنوز تابع قوانين قديمي است و ما واقعا از اين نظر كمك نمي‌شويم.

گفت و گو از: افشين شاعري

همچنین بررسی کنید

مصرف اشتباه و خودسرانه دارو خطرناک است

دارو یکی از مهمترین ابزارها در اکثر مداخلات پزشکی است که استفاده صحیح، موثر و …

آسپیرین می‌تواند احتمال سکته را کاهش دهد

بیمارانی که مشکلات قلبی دارند لازم است از آسپیرین استفاده کنند زیرا بیشتر پزشکان اعتقاد …