خانه / اخبار اجتماعي / خاطرات یک پزشک از ” طرح پزشک خانواده”

خاطرات یک پزشک از ” طرح پزشک خانواده”

 “گل پسر”  نامی است که برای اهالی وبلاک نویس  در رابطه با آزمون دستیاری آشنا است . او جزء اولین افرادی بود که با راه اندازی  وبلاک دستیاران پزشکی به آزمون دستیاری سال 1382 اعتراض کرد و تا کنون پیگیر این پرونده بوده است گرچه در دو سال گذشته وبلاک های زیادی در رابطه با پزشکی و آزمون دستیاری ایجاد شده است ولی از نظر ما ( سایت پزشکان بدون مرز ) گل پسر و اخبارش همیشه اعتبار خاص خود را دارد .

 مرگ می گوید چه بیهوده     زندگی می گوید اما باز باید زیست ! فقر چهره زشتی دارد ؛ آنقدر زشت که گاهی آدمی نمی تواند در مقابل تصویری که در جامعه دامن میزند تاب و تحمل بیاورد.
طبق آمار سازمان ملل متحد در سال 2003 نزدیک به 2% از جمعیت ایران زیر خط فقر به سر می برند.اما سازمان مدیریت و برنامه ریزی این آمار را 1.2% می داند یعنی نزدیک به هشتصد هزار نفر در ایران زندگی رادر زیراین خط پهن طی می کنند.
ولی فقر در اینجایی که منم بخش زز و ماهرو ملموس تر از آنست که نیازی به این آمار و ارقامبرای درک آن باشد هر روز و هر ساعت در گوشه و کنار این نقطه دور افتاده آثار فقر که در اینجا با جهل و نادانی همراه شده به چشم می آید. و چنان همراهی این دو با هم کار ساز شده که گاهی دل را ریش و جان را پریش میکند

حکایت ما حکایت شیخان است ؛ شیخان علیا و سفلا , نزدیک به پنجاه دقیقه از مرکز بخش زز که فاصله بگیری به شیخان سفلی می رسی دهکده ای زیبا که در عین بر خورداری از طبیعتی بکر بسیار فقیرانه در دامنه کوهی آرمیده است.
***

شب 27 ماه رمضان در یکی از کلبه های گلی این دهکده حکایت ما به وقوع پیوست زیبا مرادی زن سی و شش ساله ای که مدتی بود به دلیل رفتن همسرش به شهرستان ساوه برای کارگری علاوه بر وظایف دیگر سر پرستی چهار فرزند خود را نیز به عهده داشت .
زیبا برای پنجمین بار حامله شده بود و در انتظار تولد فرزندش به سر میبرد ؛ هنگام سحردرد در جانش پیچید با این درد بیگانه نبود دردی که هر زنی با تحمل آن مسیح وار کامل می شود . لذت مادر شدن توانایی زایش و هستی بخشیدن تمام اینها تحمل این درد را برایش سهل تر می نمود ؛ تنها تفا وتی که بود اینبار همسرش در کنارش نبود.و جهل و نادانی که گاهی نام سنت بر خود می نهد مانع از آن میشد که به زایشگاه یا در مانگاه مراجعه نماید.
درد بی طاقتش کرد کو دکان در خواب بودند ؛ فقط دختر دوازده ساله اش با ناله های مادر از خواب پریدد خترک خواست به دیگران خبر بدهد مادر منع اش میکند و به خیال اینکه مشکلی نخواهد بود به تحمل درد ادامه میدهد ساعتی بعد نوزادی دختر به دنیا می آید زیبا با تیغ بند ناف را قطع میکند و با نخ خیاطی ناف بچه را می بندد.
اما این بار داستان مثل دفعات پیشین جلو نمی رود دفع جفت از مادر انجام نمی شود و انتهای مادری بند ناف به درون واژن میرود و زیبا به دنبال خونریزی فوت میکند بدون اینکه حتی از آشپز خانه ای که اتا ق لیبرش بود خارج شود!!
اهالی تا صبح روز بعد از موضوع بی خبر می مانند . بدنبا ل طلوع خورشید ناله های نوزاد گرسنه و بی مادر به هوا بلند می شود؛ خواهرش که اکنون دیگر باید شانه های کو چکش سنگینی مادر بودن را متحمل می شدند در پی چاره جویی کسی را به مرکز بهداشتی و درمانی می فرستد تا برای نوزاد شیر خشک تهیه نمایند.
بعد از اینکه از مو ضوع اطلاع یافتیم با توجه به اهمیت مرگ و میر مادران باردارنزد شبکه دانشگاه و حتی یونسکو و اینکه از چگونگی ماجرا خبر دار شویم به رو ستای شیخان رفتیم جاده نا هموار فقط توانست ما را تا نزدیکی محل زندگی زیبا ببرد در مسیری سخت گل آلود با پای پیاده برای دیدن تازه ترین قربانی فقر و جهل به خانه زیبا مرادی رفتیم.
مشکل دهکده شیخان این است که با وجود حدود صد خانوارساکن؛ روستا نه تنها خانه بهداشت ندارد بلکه حتی جزوء روستا های قمر هیچ یک از خانه های بهداشت نمی باشد؛ ظاهرا تیم سیاری عهد ه دار مسایل بهداشتی روستا می باشد! مشکل دیگر روستا نداشتن جاده است که همین مو ضوع دسترسی به روستا و سرویس دهی به ساکنین را مشکل نمو ده است.

از طرفی پیگیری تاسیس خانه بهداشت ظاهرا در هزار توی بروکراسی اداری به فراموشی سپرده شده است.
شاید مرگ زیبا مرادی لحظه ای ما را که عهد ه دار مسئولیتی می باشیم نهیب زند . زیبا در طی بار داریش هیچگونه مراقبتی در یافت نکرده بود. هیچ آموزشی ندیده بود و جهلی که بر فرهنگ او و هم ولایتی هایش سایه افکنده زایمان در زایشگاه را ننگ میدانست پس او هیچ راهی نیافت الی راه نیستی ؛ مادری 36 ساله مرده است پنج کودک او که بزرگترینشان فقط 12 سال دارد باید روزهای زیادی را بدون او و در حسرت او بگذرانند و زندگی را ادامه دهند.
مانی نقاش ساسانی در آستانه مرگ خود خطاب به شاپور چنین گفت:
در ویرانی پیکر من آبادانی جهانی ست !
بیایید ما هم در ویرانی جسم زیبا آبادانی شیخان را رقم زنیم و در مقیاسی کوچکتر از مانی نقاش؛ نگذاریم کودکان بیشتری از نعمت مادر محروم گردند.
پیگیری تاسیس خانه بهداشت و نجات آن از هزار توی بروکراسی شاید امروز وظیفه اصلی ما باشد تا دیگر شاهد چنین حکایت تلخی نباشیم.
تا زمانی که فقر و جهل قر بانی می گیرد ؛ کنج عافیت طلبیدن گناهی است که آیندگان از آن به راحتی نخواهند گذشت !
در خاتمه لازم است از زحمات همکار جوان و پر انرژی ام دکتر طاها احمدی نژاد که زحمت بازدید از روستا را به عهده داشته اند و همچنین کاردان دلسوز و خستگی ناپذیر مبارزه با بیماریها آقای طاهر پور که در تهیه این گزارش مرا یاری داده اند تشکر نمایم.

گل پسر  “”پزشک خانواده بخش زز و ماهرو””

همچنین بررسی کنید

بریتانیا ” پایتخت اعتیاد ” در اروپا است

موسسه پژوهشی “مرکز عدالت اجتماعی” هشدار داده که بریتانیا به “پایتخت اعتیاد” به الکل و …

فقر و مشكلات مالی موجب می شود که مغز کندتر و ضعیفتر عمل کند

پژوهشگران تازه‌ای توسط محققان دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد درگیر شدن در مسائل و مشکلات مالی …