خشونت در میان خانواده های مهاجر ایرانی

مهاجرت گسترده ایرانیان در سالهای اخیر به خارج از کشور شرایط تازه ای را در ساختار خانواده مهاجر ایجاد کرده است که در همه جوانب زندگی خانوادگی، از جمله بر نحوه و میزان بروز رفتارهای ناهنجار در میان زن و مرد و فرزندان آنها تاثیر گذاشته است.

برای مثال این شرایط هر چند در موارد زیادی از شدت و دامنه خشونت عاطفی و جسمانی در خانواده کاسته است اما هنوز به شکل معضل جدی وجود دارد و نوع تازه ای از فشار روحی را در خانواده به وجود آورده است. یک نمونه گسترده تر از این نوع خشونت وابستگی اقامت یک طرف به دیگری است: برخی مردان ایرانی از وضعیت اقامتی خود برای وارد کردن فشار روحی بر زن استفاده می کنند.

مهاجرت خانواده های ایرانی را می توان صرفنظر از دلیل مهاجرت آنها به چند گروه تقسیم کرد که از جمله سه گروه شاخص تر از این قرار هستند:

– مرد همراه با همسر و فرزندان خود مهاجرت کرده است: در این حالت چون خانواده وارد دنیایی ناشناخته شده است و تلاش دارد امکانات زیستی تازه ای را برای خود در ماههای اولیه مهاجرت فراهم کند، زن و مرد با یکدیگر درگیری جدی پیدا نمی کنند؛ در ماههای اول مهاجرت خشونت در خانواده کمتر است مگر به شکل آزارهای جنسی که آن هم احتمالا مسئله ای سابقه دار بوده است.

طی اولین سالها که همان سالهای انتظار برای گرفتن اجازه اقامت و کار است درگیری های درون خانه افزایش می یابد و فشارهای عصبی و تنهایی به شکل رفتارهای خشونت بار خود را نشان می دهد. متهم کردن یکدیگر به عنوان مسبب شرایط تازه، خشمی را پدید می آورد که یا به شکل رفتار های خشن خود را نشان می دهد و یا به افسردگی و ناراحتی های روحی دیگر می انجامد.

البته حضور دائم زن و مرد در خانه و در شرایط زیستی نامطلوب نیز بر شدت مشکلات می افزاید.

در همین سالهاست که زنان در میابند که می توانند به پشتوانه قانون و عرف جامعه از خود در زمان بروز خشونت از سوی مرد اقدام کنند، اما معمولا تا آنجا پیش می روند که با ارزش های آنها تناقض نداشته باشد.

در موارد زیادی زنانی که مورد آزار جسمی قرار می گیرند حاضر نیستند که مسئولان را مطلع کنند و این موضوع را نه تنها برای خانواده بلکه برای خود نیز یک ننگ تلقی می کنند. برخی مردان هم با آگاهی از این موضوع با اطمینان خاطر بیشتری دست به خشونت می زنند.

حتی اگر اقدام علیه مرد با نظام ارزشی زن تناقضی هم نداشته باشد و اعتماد به نفس او در محیط تازه نیز افزایش یافته باشد، آمادگی روحی و روانی او برای مقابله با رفتار خشونت آمیز مرد عامل تعیین کننده مهمی است. خشونت هایی که به شکل های مختلف جسمی و روحی در طی سالیان متمادی بر زن روا شده است، شرایط روحی را برای او به وجود آورده است که معمولا قادر به تصمیم گیری و اقدام جدی نیست.

در همین حال تنهایی در خارج از کشور و دوری از خانواده و دوستان نزدیک، ترس و نگرانی تازه ای در زنان ایجاد می کند. شوهر به عنوان تنها تکیه گاه و حامی نقش تازه ای را در زندگی زن به عهده می گیرد که کندن از او را دشوار تر می کند.

در عین حال این گروه از شوهران نیز از عواطف زن سوء استفاده می کنند و با عنوان کردن تنهایی و نقشی که زن در رفع تنهایی آنها دارند، مسئولیت و بار عذاب وجدان را بر دوش همسران خود می گذارند.

گروه دوم زنانی هستند که به دلیل مشکلات خانوادگی به تنهایی و یا با فرزندانشان به مهاجرت تن داده اند. آنها معمولا برای اینکه بتوانند از کشور خارج شوند و اجازه شوهر را هم داشته باشند، علت اصلی مهاجرت را پنهان نگاه می دارند.

همسران این گروه از زنان هم معمولا به طمع دستیابی به امکانات اقامتی در کشوری دیگر با خروج آنها موافقت می کنند.

هر چند که حضور در خارج از کشور محیط امن تری را برای زن به وجود می آورد اما خشونت از سوی مرد از راه دور و از طریق تلفن، نامه و فشار روانی بر بچه ها ادامه دارد. زنان گروه دوم همواره در این بیم هستند که درصورت ملحق شدن همسرشان به آنها رفتارهای نامطلوب زناشویی که در ایران تجربه کرده اند دوباره تکرار شود.

استفاده از بچه ها به عنوان عامل فشار از سوی مرد، زن را دچار عذاب وجدان می کند و سردرگمی تازه ای را برای او به بار می آورد: ترس، اضطراب و افسردگی از عوارض رفتارهای خشونت آمیز در ایران است که تا مدتها زنان را در محیط تازه عذاب می دهد. به این ترتیب اعمال خشونت و فشار در خانواده از راه دور هم امکان پذیر است .

گروه دیگر زنان مهاجر ایرانی که مورد خشونت خانوادگی قرار می گیرند تازه عروسانی هستند که با همسرشان در خارج از کشور ملحق می شوند. این زنان یا همسرانشان را هرگز ندیده اند و یا در دیداری کوتاه و بدون شناختی درست تصمیم به ازدواج گرفته اند.

در بسیاری از این گونه ازدواج ها، تصویری که این مردان از زندگی خود در خارج از کشور ترسیم می کنند با واقعیت تطبیق ندارد. پس اولین تجربه این گروه از زنان در مهاجرت نه تنها رودرروئی با شرایط جدید کشور میزبان است بلکه رودرویی با مردی است که با انتظارات آنها کاملا تفاوت دارد.

در این شرایط، این گروه از مردان معمولا به عنوان تنها منبع اطلاعاتی زن، او را محدود می کنند و اجازه نمی دهند که دنیای جدید و امکاناتش را بشناسد. این در حالی است مرد گاه به طور دائمی زن را تهدید می کند که می تواند او را از داشتن مزایت اقامت سلب کرده و به ایران باز گرداند.

تحقیر زنان در این دوره در بی پناهی کامل آنها صورت می گیرد. اطلاعات آنها از محیط تازه بر اساس منافع مرد مخدوش شده است؛ حمایت خانواده که می توانست به زن کمک کند، وجود ندارد و گاه حتی تماس آنها با خانواده شان هم تحت کنترل مرد صورت می گیرد؛ زنان برای خروج از خانه با محدودیت روبرو می شوند، یادگیری زبان قدغن می شود و به لحاظ مالی تحت فشار گذاشته می شوند. به این ترتیب هر گونه حرکت مستقل آنها محدود و یا ناممکن می شود.

دستیابی زنان در این شرایط به خانه های امن زنان و یا حمایت های قانونی نیز به دلیل عدم اطلاع و ترس آنها صورت نمی گیرد.

فشارهای وارده به این گروه از زنان و سرخوردگی و یاس از رسیدن به رویاهایی که در سر داشته اند، آنها را در وضعیت روحی قرار می دهد که مراجعه به مشاور و دریافت درمان های روانی را ضروری می کند.

اما از آنجا که این کار هم می باید تحت نظر شوهر صورت بگیرد پس یا ناممکن می شود و یا نتیجه لازم را نمی دهد.

گروه دیگر مهاجران، مردانی هستند که برای اقامت به تنهایی و بدون همسرانشان به خارج از کشور آمده اند. در این موارد معمولا تا ملحق شدن زن و فرزندان به مرد زمان زیادی طول می کشد و سالهای دراز دوری برقراری ارتباط میان آنها را دشوار می کند. پس وقتی دوباره به هم می رسند نه تنها باید با مشکلات حل نشده گذشته دسته و پنجه نرم کنند و دشواری های تازه خود را نیز تحمل کنند بلکه تا حدی نیز نسبت به یکدیگر احساس بیگانگی می کنند. این عوامل نامطلوب زمینه ساز درگیریهای جدی و گاه خشونت بار در این دست از خانواده ها می شود.

خشونت در خانواده های ایرانی مهاجر ریشه در برخی شرایط تربیتی و فرهنگی آنها در ایران دارد. تغییر در مناسبات سابق در خانواده از آنجا که منافع مرد را به خطر می اندازد از سوی برخی از آنها به آسانی صورت نمی گیرد.

ساختار ارزشی زنان در ایران معمولا هر گونه حق خواهی و سرپیچی و ایستادگی در برابر شرایط نامطلوب زندگی زناشویی را مشکل می کند. از آنجا که همواره فشارهای اقتصادی و اجتماعی اثرات جدی خود را در کانون خانواده و در مناسبات میان زن و مرد بر جای می گذارد، دشواری زندگی در مهاجرت هم اثرات نامطلوب خود را اغلب به شکل خشونت های جسمی و روحی نشان می دهد.


همچنین بررسی کنید

بریتانیا ” پایتخت اعتیاد ” در اروپا است

موسسه پژوهشی “مرکز عدالت اجتماعی” هشدار داده که بریتانیا به “پایتخت اعتیاد” به الکل و …

فقر و مشکلات مالی موجب می شود که مغز کندتر و ضعیفتر عمل کند

پژوهشگران تازه‌ای توسط محققان دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد درگیر شدن در مسائل و مشکلات مالی …