خانه / اخبار اجتماعي / كودك فقير و بي‌خانواده امروز، اعدامي 20 سال آينده است

كودك فقير و بي‌خانواده امروز، اعدامي 20 سال آينده است

رئيس سازمان بهزيستي معتقد است بي توجهي به توسعه اجتماعي در كنار توسعه اقتصادي به خصوص در مورد فقرا و حاشيه نشينان، هر روز بر دايره آسيبهاي اجتماعي مي‌افزايد و در اين ميان كودكاني در خانواده‌هاي از هم پاشيده و فقير به دنيا مي‌آيند و بي آنكه گناهي داشته باشند، آلوده مي‌شوند.

ابوالحسن فقيه، جوان 34 ساله‌اي كه در دولت نهم سكان سازمان بهزيستي كشور را بر عهده گرفته است، در گفت و گوي مفصل با خبرنگار اجتماعي فارس، از ساختار نامناسب براي كنترل آسيبهاي اجتماعي و نبود متولي مشخص بر آن گفت و برخورد فيزيكي با اين پديده را مانند تيغ دولبه‌اي دانست كه بايد با ظرافت و برنامه‌ريزي كلان و ملاحظات همه جانبه انجام شود، با اين حال رئيس سازمان بهزيستي كشور معتقد است اگر به مناطق آسيب خيز كشور و آموزش اصولي مردم توجه كنيم خيلي از مشكلات قابل حل است به شرط آنكه مسئولان ارشد كشور به توسعه اجتماعي به موازات توسعه اقتصادي اعتقاد داشته باشند.* آقاي دكتر، تعريف شما از آسيب اجتماعي چيست؟

– آسيب اجتماعي هر نوع رفتاري است كه با ارزشهاي شناخته شده جامعه در تعارض باشد و باعث اختلال در كاركرد فرد، خانواده يا جامعه بشود. اين در حقيقت يك تعريف علمي از آسيب اجتماعي است.
ببينيد، ما يك پديده اجتماعي داريم، يك مشكل اجتماعي داريم و يك آسيب اجتماعي داريم، اينها معمولا با هم خلط مي‌شوند به همين خاطر وقتي در مورد آسيب اجتماعي بحث مي‌كنيم، كار خيلي بزرگ به نظر مي‌‌رسد، پديده و مسئله اجتماعي هم گاهي آسيب اجتماعي تلقي مي‌شود به عنوان مثال جمعيت جوان كشور ما يك پديده اجتماعي است، بيكاري جوانان يك مشكل اجتماعي است ولي هنوز آسيب نيست اما اگر اين بيكاري منجر به اعتياد جوان بشود آن وقت با آسيب اجتماعي رو به رو هستيم، اين مسير نشان مي‌دهد كه آسيب اجتماعي زماني است كه كاركرد فرد دچار اختلال شود و دوم اينكه هنجارهاي اجتماعي شكسته شود.

* حالا با اين تعريف، مصاديق آسيبهاي اجتماعي در جامعه كدامها هستند؟

– همه مصاديق آسيبهاي اجتماعي در بهزيستي احصا شده است، حالا ممكن است همه آنها در خاطرم نباشد اما طلاق، زنان روسپي، دختران فراري و به طور كلي فرار از منزل، بي خانماني، تكدي، كودكان خياباني، خشونتهاي خانوادگي، خودكشي، كودك آزاري و اعتياد جزو آسيبهاي اجتماعي هستند.

* در مورد كدام يك از آسيبها آمار داريد و در مورد كدامها آماري وجود ندارد؟

– بعضي آسيبهاي اجتماعي آمار كاملا دقيقي دارند چون كاملا ثبت مي‌شوند مثل طلاق كه دقيقا آمار آن مشخص است و به جز موارد انگشت شماري كه چون ازدواج ثبت نشده طلاق هم ثبت نمي‌شود، تقريبا 100 درصد آمار آن وجود دارد يا خودكشي كه آمار دقيق آن را پزشكي قانوني دارد حالا ممكن است به دلايلي آمار آن را ارائه نكنند، ولي كاملا آمار آن موجود است چون من خودم قبلا در پزشكي قانوني بودم و مي‌دانم كه دقيقا آمار خودكشي‌ها ثبت مي‌شود.
بعضي از آسيبهاي اجتماعي به خاطر مسائل فرهنگي كه در جامعه ما وجود دارد، قابل دسترسي 100درصد نيستند، مثل همسر آزاري يا كلا خشونت خانوادگي كه شامل كودك آزاري، همسر آزاري و سالمند آزاري مي‌شود چون معمولا كسي اين جور مسائل را به جايي اعلام نمي‌كند،‌ مثلا هيچ وقت زني كه از دست همسر بيكار معتاد ولگردش مرتبا كتك مي‌خورد، جرئت نمي‌كند (يا به خاطر حفظ زندگي و فرزندانش) به جايي شكايت كند چون ممكن است به او بگويند كه به آخر خط رسيده‌ايد و دچار مشكلات بيشتري شود.
در اين موارد با روشهاي آماري مي‌شود، تعداد افراد درگير را تخمين زد و به آمار نزديك به واقع دست يافت ولي حتي اگر سرشماري هم بكنيم نمي‌توانيم در اين موارد به آمار دقيق برسيم چون ممكن است يك زن كتك خورده به آمارگر نگويد كه شوهرش مرتبا او را كتك مي‌زند و واقعا همه جواب نمي‌دهند.
دسته ‌ديگري از آمارها هستند كه نه مثل طلاق و خودكشي به صورت دقيق و 100درصد مشخص مي‌شوند و نه مثل اين دسته هستند كه تخميني باشند بلكه با روشهاي آماري و نمونه گيري مي‌توانيم به آمار نسبتا واقعي دست پيدا كنيم، مثل دختران فراري، چون اين دختران بالاخره پس از اينكه از خانواده دور مي‌شوند، موضوع به كلانتري، بهزيستي يا جاهاي مشابه گزارش مي‌شود و خانواده مجبور است موضوع را اطلاع دهد.
در اين موارد در بهزيستي كارهاي مطالعاتي زيادي انجام شده است، به عنوان مثال آمار دختران فراري سال 82 را داريم كه 99/3 فرار در 100 هزار جمعيت است، در مورد بقيه آسيبها هم چنين تحقيقاتي انجام شده است.
به طوركلي دو دسته آمار در بهزيستي داريم يك دسته آمارهايي كه در بهزيستي تحقيق كرده‌ايم و به دست آورده‌ايم و دسته ديگر آمار عملكرد ماست كه مربوط به آسيب ديدگاني است كه به ما مراجعه كرده‌اند كه با آمار واقعي در سطح جامعه متفاوت است زيرا ما ادعا نمي‌كنيم همه آسيب ديدگان اجتماعي را تحت پوشش قرار مي‌دهيم.
در نهايت با همه اين تفاسير ما در بحث آمار هنوز مشكل داريم به دليل اينكه تعريف ما در كشور از آسيب اجتماعي درست نيست و نيز به خاطر اينكه نهادهاي مسئول و كساني كه در اين زمينه دخالت دارند زياد هستند و هر كدام آمار متفاوتي را اعلام مي‌كنند.

* مثل آمار اعتياد؟

– بله مثال بارز آمارهاي متفاوت دستگاهها، آمار معتادان است در مورد آمار معتادان در ايران، وزارت بهداشت، نيروي انتظامي، ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزيستي هر كدام يك آمار را اعلام مي‌كنند. اين تفاوت به همان علت است كه قبلا در مورد آمارهاي تخميني گفتم، ‌هيچ كس نمي‌گويد پسر من معتاد است، اكثر معتادان اعتياد خود را انكار مي‌كنند، طرف كاملا گيج است و قيافه‌اش كاملا نشان مي‌دهد كه معتاد است اما اگر از او بپرسي، اعتيادش را منكر مي شود.
پديده غالب در بين معتادان،‌ انكار است به همين علت ما در مراكز درمان اعتياد، اولين كاري كه مي‌كنيم اين است فرد معتاد بپذيرد كه اعتياد دارد زيرا تا زماني كه قبول نكند هيچ تلاشي براي ترك نمي‌كند.

* متولي اعلام آمار آسيبهاي اجتماعي كجاست؟

– اعلام آمار آسيبهاي اجتماعي مشكلي را حل نمي‌كند، ‌بقيه كارها را چه كسي بايد انجام دهد، تا زماني كه ساختار آسيبهاي اجتماعي را از اول و درست نچينيم مشكل حل نمي‌شود، نه اينكه صورت مسئله را پاك كنيم و نه اينكه قصه را حاد و بحراني جلوه دهيم. اگر ساختار كنترل آسيبهاي اجتماعي درست شود مشكل آمار هم حل مي‌شود.

* اگر بخواهيم ساختار كنترل آسيبهاي اجتماعي را از اول بچينيم چگونه بايد بچينيم؟

– ببينيد، براي اين كار با چند مسئله رو به رو هستيم، اول اينكه بايد به تعريف و مفهوم مشتركي از آسيبهاي اجتماعي در بين دستگاه هاي مختلف برسيم، دوم اينكه مثل هر كار ديگري آسيبهاي اجتماعي بايد يك متولي مشخص داشته باشد و البته متولي با اختيارات قانوني و با همكاري نهادهاي ديگر، ‌مثلا در مورد آموزش، دستگاه متولي در كشور وزارت آموزش و پرورس است، ممكن است در اين مورد دستگاههاي ديگر هم اقداماتي را انجام دهند، آنها همكار هستند، متولي يك دستگاه مشخص است.
الان در مورد آسيبهاي اجتماعي هيچ دستگاهي متولي نيست. ممكن است در مورد برخي از آسيبهاي اجتماعي، مصوبه‌اي در دولت باشد كه مثلا سازمان بهزيستي را متولي اعلام كرده باشد ولي اين در مورد كل آسيبهاي اجتماعي نيست، تعداد متوليان زياد شده و در نتيجه هيچكدام از اين دستگاهها متولي نيستند، ارتباط اين دستگاهها با هم نيز تعريف شده نيست و شوراي اجتماعي كشور نيز كه براي هماهنگي و مرتبط كردن دستگاههاي مختلف بود نتوانسته، ماموريت خود را انجام دهد.
دستگاههاي مسئول مثل دانه‌هاي تسبيح جدا از هم هستند و نخ تسبيح وجود ندارد، همه دانه‌هاي تسبيح هم به اندازه هم براي خودشان نقش قائلند.در صورتي كه بايد يك دستگاه مثلا سازمان بهزيستي متولي آسيبهاي اجتماعي باشد و بقيه دستگاهها همكار متولي اصلي باشند. كميته امداد، وزارت كشور، شهرداري و هر كدام از دستگاههاي مرتبط بايد در اين زمينه كمك كنند و سازمان بهزيستي طرح ارائه كند، مسئوليت اصلي بايد با سازمان بهزيستي باشد و بقيه نهادها همكاري كنند. الان اين طور نيست و به همين خاطر در مورد آسيبهاي اجتماعي پاسخگويي هم وجود ندارد و هركس توپ را توي زمين ديگري مي‌اندازد. هيچ كس به تنهايي نمي‌تواند آسيبهاي اجتماعي را كنترل كند حتي اگر نهاد رياست جمهوري متولي آسيبهاي اجتماعي شود بدون تعريف نهادهاي همكار به نتيجه نمي‌رسيم.

* يعني يك جايي مثل ستاد مبارزه با مواد مخدر براي آسيبهاي اجتماعي هم تعريف شود؟

– نه، آن يك ستاد كلان سياستگذار است، ما در مورد آسيبهاي اجتماعي نيازمند كار صفي و اجرايي هستيم نه فقط سياستگذاري البته به نظر من اين ستاد، ساختار كارآمدي ندارد، سالي يكي، دو، جلسه برگزار مي‌كند ولي خيلي كارآمد نيست. دبيرخانه‌اش كارهاي خوبي انجام داده است، اما اينكه بگوئيم ستاد مبارزه با مواد مخدر خيلي كار عملي در سطح كشور انجام داده است اين طور نيست، ما براي آسيبهاي اجتماعي يك نهاد عملياتي مي‌خواهيم.
مسائل اجتماعي مسائل كلاني هستند كه اول ما بايد تكليفمان را با اين مسائل روشن كنيم، نگاه و رويكرد ما اول بايد نسبت به مسائل اجتماعي تغيير كند تا بعد برسيم به اينكه با آسيبهاي اجتماعي كه زير شاخه آن است چه برخوردي داشته باشيم.
ببينيد ما در كشور ستاد مبارزه با مواد مخدر داريم كه رئيس آن رئيس جمهور است، اعتياد يكي از آسيبهاي اجتماعي است يعني يكي از آسيبهاي اجتماعي، ستادي به رياست رئيس جمهوري دارد، خيلي خوب است ولي خود آسيبهاي اجتماعي هيچ متولي مشخصي ندارد يا مثلا فرهنگ كه جزئي از اجتماع است، اجتماع يك حوزه گسترده است كه فرهنگ زير مجموعه آن است.
ما براي امور فرهنگي كشور، شوراي عالي انقلاب فرهنگي داريم كه اعضاي آن با حكم مقام معظم رهبري انتخاب مي‌شوند، يعني بالاترين حد اختيارات را دارند ولي اجتماع و مسائل اجتماعي كه شمول بسيار گسترده‌اي دارد، شوراي اجتماعي كشور را در زير مجموعه وزارت كشور دارد، ببينيد چقدر سطح كار فرق مي‌كند، بنابراين اول بايد اين نگاه را اصلاح كنيم و حداقل يك شورايي در حد شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي مسائل اجتماعي بايد داشته باشيم، مثلا مي‌تواند يك شورايي به نام شوراي عالي اجتماعي و فرهنگي تشكيل شود كه به رياست رئيس جمهور و با حكم مقام معظم رهبري فعاليت كند تا بتواند با قدرت نفوذ، سياستگذاري و اجرا مسائل اجتماعي كشور را ساماندهي كند اما هنوز چنين تشكيلاتي نداريم در حالي كه ايجاد شوراي عالي اجتماعي و فرهنگي بايد زماني انجام مي‌شد كه مقام معظم رهبري مسئله تهاجم فرهنگي را مطرح كردند.
شوراي اجتماعي كشور اگر واقعا قدرت داشت يك مقدار منسجم‌تر دستگاهها را هماهنگ مي‌كرد اما چون دستگاههاي اجرايي در اين شورا خودشان را همتراز مي‌بينند، وزارت رفاه، وزارت ارشاد، عضو اين شورا هستند و اين شورا نمي‌تواند بر اين دستگاهها قدرت نفوذ داشته باشد بنابراين اين شورا بايد ارتقاي موقعيت داشته باشد بعد از اصلاح ساختار بايد مسائل اجتماعي را واقعا مهم ببينيم در اين صورت متولي اجرايي هم مشخص مي‌شود و ابزار و اعتبارات كافي هم براي ساماندهي اختصاص پيدا مي‌كند، ببينيد با 6 ميليارد تومان در سال براي بهزيستي كه نمي‌شود جلوي آسيبهاي اجتماعي را گرفت، بودجه، امكانات و ابزار قانوني كار را بدهند. ساير دستگاههاي درگير هم به وظايف قانوني‌شان عمل كنند. اين پايه كار مي‌شود، آن وقت مي‌توانيم در مورد مسائل ديگر مثل آمار، ‌راهكارها و بقيه مسائل گفت‌ و گو كنيم.

* در دولت، چه در گذشته و چه اكنون آيا تلاشي براي اصلاح اين ساختار نشده است؟

– من كه نديده‌ام، در مورد اينكه در اين سطح كلان در مورد مسائل اجتماعي بحث شود من نديده‌ام، شايد مباحثي وجود داشته باشد كه من بي‌خبرم.

* در خود بهزيستي چطور، آيا اقدامي براي رسيدگي بهتر به آسيبهاي اجتماعي شده است؟

– ما در بهزيستي داريم روي طرح جامع كنترل آسيبهاي اجتماعي كار مي‌كنيم، خودمان احساس مي‌كنيم كه اين يك وظيفه بر زمين مانده است چون در حد شعار همه مي‌گوييم آسيبهاي اجتماعي مهم است. ولي وقتي كه مسئوليت پيدا مي‌كنيم و وارد عرصه عمل مي‌شويم خيلي با هم هماهنگ نيستيم و كاري نمي‌كنيم.

*تدوين طرح جامع كنترل آسيبهاي اجتماعي از كي شروع شده و الان در چه مرحله‌اي است؟

– فكر كنم، چند ماهي مي‌شود.

* ولي از دوره گذشته خبرهايي در مورد تدوين اين طرح داشتيم؟

– بله از گذشته شروع شده و ما الان داريم پيگيري مي‌كنيم، اين طرح در حال عملياتي شدن است و به زودي نهايي مي‌شود. اين طرح را براي اين تدوين كرده‌ايم كه اگر يك روزي به ما گفتند شما مسئول آسيبهاي اجتماعي هستيد، همه چيز آماده باشد ما الان در سازمان بهزيستي 4 برنامه و 49 طرح در مورد آسيبهاي اجتماعي داريم.

* آيا اين طرح براي كل آسيبهاي اجتماعي است حتي مواردي مثل كودكان كار كه الان در حوزه مسئوليت بهزيستي نيست را هم شامل مي‌شود؟

– بله، اين طرحها براي كل آسيبهاي اجتماعي تدوين شده است، مثلا در مورد كودكان كار كه شما گفتيد دولت يك آئين‌نامه‌اي تدوين كرده ولي اول ما بايد يك طرح اصلي براي رسيدگي به اين مسئله داشته باشيم، بعد آئين نامه‌ها در ذيل آن تصويب شود. وقتي ساختار اصلي و طرحهاي اساسي نباشد در اجرا هم ناموزون كار مي‌كنيم.
طرح جامع كنترل آسيبهاي اجتماعي در سازمان بهزيستي و توسط دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي اين سازمان در حال تدوين است اما براي اينكه اين طرح از پشتوانه اجرايي‌ قوي‌تري برخوردار باشد آن را به تصويب وزارت رفاه در مي آوريم، بعد مراحل بعدي را در سطوح بالاتر براي تصويب نهايي طي مي‌كند.

* آيا اين طرح جامع امسال عملي مي‌شود؟

-اين طرح ما امسال نهايي مي‌شود ولي براي اجرايي شدن آن حتما بايد يك مرجع تصميم گيرنده سطح بالا آن را تصويب كند، ممكن است اين مرجع دولت باشد، ممكن است لازم باشد در مجلس تصويب شود در غير اين صورت مثل هر طرح ديگري مي‌ماند و خاك مي‌خورد.

* آيا دستگاههاي ديگري مثل وزارت كشور كه آنها هم خودشان را متولي آسيبهاي اجتماعي مي‌دانند، مشغول تدوين طرحهاي مشابه‌اي براي كنترل آسيبهاي اجتماعي نيستند؟

-نه، نه، ممكن است خيلي مختصر و پراكنده كارهايي نيز انجام شود، ما هم اگر طرحهايي در جاهاي مختلف نوشته شده باشد آن را جمع‌آوري كرده‌ايم و در تدوين طرح جامع از استفاده كرديم، طرح جامع كنترل آسيبهاي اجتماعي تا به حال در جايي تدوين نشده است، اگر بود كه ارائه مي‌كردند، اگر هم طرحي بوده مقطعي و موضوعي بوده است. مثلا در مورد كارتن خوابها كه در وزارت رفاه طرحي براي كارتن خوابها نوشتند، تعاريف و اهداف را مشخص كردند در زمستان گذشته هم اين طرح اجرا شد ولي اين طرح فقط محدود به كارتن خوابها بود.

*رويكرد كلي در طرح جامع كنترل آسيبهاي اجتماعي چيست؟

– ببينيد، در اين طرح 4 هدف اصلي تعيين شده است، ارتقاي كيفيت زندگي و رفاه اجتماعي؛ پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي؛ مداخله براي كاهش و كنترل آسيبهاي اجتماعي و بازتواني آسيبهاي اجتماعي و فراهم كردن، زمينه بازگشت آسيب ديدگان به جامعه، دو كار اول مربوط به كل جامعه است و دو هدف آخر خاص افرادي است كه دچار آسيب شده‌اند تا براي بازگشت آنها به زندگي سالم اقدام شود.هر كدام از اين 4 هدف يكسري برنامه‌ها و اقدامات مفصل را مي‌طلبد.

*در اين طرح براي سازمانها و دستگاههاي ديگر هم وظايفي تعيين شده است؟

– ما در اين طرح مشخص نكرده‌ايم كه چه كسي بايد اين كارها را انجام دهد، ما فقط برنامه را مي‌نويسيم، بعد بايد مراجع بالاتر در مورد مجري آن، اعتبار و امكانات لازم براي اجراي آن تصميم بگيرند.

*حالا خود شما به عنوان رئيس سازمان بهزيستي كشور، وضعيت كدام يك آسيبهاي اجتماعي را در كشور بحراني‌تر مي‌بيند، رسيدگي به كدام آسيب اجتماعي از نظر شما فوريت بيشتري دارد؟

– به اعتقاد من، جمعيت جوان كشور ما و موج انفجار جمعيت جوان كشور و مسائلي كه پشت سر اين جمعيت مي‌آيد مثل بحث ازداج، بيكاري و مسكن آنها خيلي مهم است ولي هنوز خيلي با مسئله حاد و بغرنجي در جامعه روبه‌رو نيستيم، به جز اعتياد كه خيلي رو به گسترش است و آمارهاي خوبي نداريم در مورد ساير مسائل به خاطر زير ساختهاي مذهبي و فرهنگي با مشكل حادي مواجه نيستيم، شايد اگر اين مسائل در يك كشور سكولار بود وضعيت به مراتب خيلي بدتر بود.

*وضعيت اعتياد در ايران چگونه است، بحراني است؟

– نه، اعتياد را يك بحران نمي‌دانم ولي در مرز بحران است و آمار نگران كننده‌اي دارد به همين خاطر الان يك دغدغه براي مسئولان است و خوشبختانه همه به دنبال راه ‌حل براي اين مسئله هستند و اگر همين حساسيتي كه الان براي اعتياد به وجود آمده براي ساير آسيبهاي اجتماعي هم به وجود آيد، مي‌‌توانيم با پيشگيري به موقع از گسترش آنها در آينده جلوگيري كنيم و گرنه با اين ساختار ناكارآمد و در اولويت نبودن اين مسائل براي مسئولان، وضعيت ساير آسيبها هم نگران كننده مي‌شود.

* اشاره كرديد به اهميت مسئله اعتياد در كشور، اگر با همين وضع گسترش اعتياد و با همين ساختار ناكارآمد ادامه دهيم، آينده اعتياد در ايران چگونه خواهد بود؟

– با اين وضع، اعتياد رو به فزوني دارد ولي به نظر من چون الان اعتياد به دغدغه مسئولان ارشد كشور مبدل شده و حتي در مجمع تشخيص مصلحت نظام كه بالاترين مرجع سياستگذاري كشور است، خيلي دقيق و مفصل در مورد آن بحث مي‌شود و سياستهاي كلان مبارزه با مواد مخدر به صورت يك سند بسيار پيشرفته تدوين شده است، الان روند رشد اعتياد رو به تغيير است.

* آمار بهزيستي در مورد معتادان و رشد اعتياد در كشور چقدر است؟

-ببينيد در مورد آمار معتادان و همه آمارها بايد آمار دستگاه متولي را بپذيريم، در مورد اعتياد هم دستگاه متولي ستاد مبارزه با مواد مخدر است، همه در اين زمينه اطلاعات مي‌دهند، مثل وزارت بهداشت و جاهاي ديگر، آمار ستاد 2 ميليون معتاد را سطح در كشور اعلام كرده است كه يك ميليون و 200 هزار نفر آنها معتاد دائمي هستند و بقيه تفنني هستند.

*شما خودتان اين آمار را مي‌پذيريد؟

– ما هم يك پژوهش در مورد تعداد معتادان انجام داده‌ايم كه تقريبا به آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر خيلي نزديك است.

* آمار 800 هزار معتاد تفنني به نظر شما واقعي است؟

– معتاد تفنني به نظرم بايد بالاتر باشد، ما خودمان يك كار آماري در اين مورد داشته‌ايم كه به زودي منتشر مي‌شود.

* در مورد بقيه آسيبها مثلا طلاق آمار چقدر است؟

– رشد طلاق در جامعه ما حدود 10 درصد است، بررسي كه از سال 75 تا 82 نشده است نشان مي‌دهد كه رشد طلاق سالانه حدود 10 درصد است.

* از بحث آمار خارج شويم، شما ريشه آسيبهاي اجتماعي را در چه مي‌دانيد؟

-نمي‌توان يك عامل را به عنوان ريشه آسيبهاي اجتماعي نام برد، بايد موضوع آسيبهاي اجتماعي باز شود و عوامل مختلفي كه مي‌تواند باعث بروز آسيبهاي اجتماعي شود را بايد بررسي كنيم، چون اين مسائل تك فاكتوري نيستند و عوامل بسيار متعدد و در هم تنيده‌اي دارند كه مثل يك سيكل زنجيروار پشت سر هم قرار دارند.
عوامل زيادي را مي‌‌توان نام برد مثل فقر، ولي اين يك عامل هميشگي نيست زيرا بسياري از آسيبهاي اجتماعي مثل طلاق، اعتياد و فرار از خانه در خانواده‌هاي ثروتمند هم ديده مي‌شود و شايد اگر آسيبهاي اجتماعي در ميان ثروتمندان بيشتر از فقرا نباشد، كمتر هم نيست.
مشكلات خانوادگي و حتي خود طلاق يكي از عوامل آسيبهاي اجتماعي است، اعتياد كه خودش يك آسيب اجتماعي است مي‌تواند عامل يك آسيب اجتماعي ديگر مثل طلاق يا مثلا فرار دختر از خانه و روسپي‌گري باشد، پيشينه آسيبهاي اجتماعي همه به هم ربط دارند و پشت سر هم يكديگر را به وجود مي‌آورند.
بعضي آسيبها ممكن است يك اختلال رواني شخصي باشد مثل خودكشي كه يك مسئله فردي است. چون ممكن است بعضي افراد بدترين مشكلات را هم داشته باشند ولي هيچوقت سراغ خودكشي نروند اما يك نفر ممكن است با اولين مشكل سراغ خودكشي برود.
عامل ديگري كه مي‌تواند به عنوان عامل براي بروز آسيبهاي اجتماعي مطرح باشد، كمرنگ شدن نقش تربيتي خانواده است كه خودش ممكن است دلايل ديگري داشته باشد مثلا به علت مشكلات مالي پدر بايد دو شيفت كار كند، مادر هم بايد برود سر كار، اصلات وقت تربيت كردن فرزند را ندارند و نمي‌دانند با فرزندانشان چه كار كنند به اين ترتيب نقش تربيتي خانواده كم شده است، فرزند چنين خانواده‌‌اي در مدرسه، در اجتماع، پاي ماهواره و جاهاي ديگر تربيت مي‌شود و اين زمينه بروز آسيب را فراهم مي‌كند، نه اينكه مستقيما باعث آسيب ‌شود البته ما خانواده‌هاي از هم پاشيده‌اي هم داريم كه عملا به آنها توصيه مي‌كنيم فرزندانشان را به مهد‌كودك بفرستند ولي در كل وقتي نقش تربيتي خانواده كم شود زمينه بروز آسيب بيشتر مي‌شود.

*حالا در چنين شرايط پيچيده‌اي كه آسيبهاي اجتماعي به عوامل مختلف بستگي دارند، چگونه مي‌توان اين پديده را در جامعه كنترل كرد؟

– مهمترين بحث براي كنترل آسيبها، آموزش مهارتهاي زندگي به همه مردم است تا قبل از برنامه سوم هر وقت در مورد آسيبهاي اجتماعي بحث مي‌شد به سمت گرفتن و دستگير كردن آسيب ديده و برخورد قهري با او پيش مي‌رفتيم اما از برنامه سوم توسعه به اين طرف كم‌كم موضوع پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي و آموزش آحاد مردم مطرح شد.

* آيا برخورد قهري با آسيب ديدگان اجتماعي و ناهنجاريها مفيد بود؟

– ببينيد، اين يك مسئله ظريف است، ما نمي‌توانيم با ناهنجاريهاي اجتماعي و افرادي كه هنجارها را در جامعه مي‌شكنند، هيچ برخوردي نكنيم بالاخره مردم بايد در محيط اجتماعي هنجارهاي جامعه را رعايت كنند و من اصلا موافق اين نيستم كه جامعه باز باشد و هر كس هر كاري خواست بكند ولي مسئله مهم اين است كه به جاي اينكه برخورد قهري در جامعه اصل باشد، به تربيت در خانواده توجه كنيم، اگر پايه و اساس برنامه‌ها را ترتيب درست فرزندان در خانواده مي‌گذاشتيم.خيلي از مسائل اصلا به وجود نمي‌آمد. تقويت اعتقادات ديني از زمان كودكي، تقويت نقش تربيتي خانواده، آموزش مهارت زندگي و مقاومت در برابر ناهنجاري را بايد به كودكانمان بياموزيم
ببنيد ما در عصر تكنولوژي زندگي مي‌كنيم و واقعا نمي‌توانيم پيشرفتهاي تكنولوژيكي و واقعيتهاي ناشي از آن را انكار كنيم، اينها وجود دارند و در شكل‌گيري شخصيت نسل نو نقش دارند ولي ما به جاي اينكه در مورد اين واقعيتها برخورد مناسب داشته باشيم از همين حال دستهايمان را بالا گرفته‌ايم و تسليميم.
بنابراين براي جبران اين مسئله كمك كنيم كه خانواده‌هاي پايداري داشته باشيم چون آسيبهاي اجتماعي در خانواده‌هاي ناپايدار به مراتب بيشتر از خانواده‌هاي پايدار است. در خانواده‌اي كه پدر و مادر با هم كشمكش دارند، طلاق مي‌گيرند، و دختر هم از خانواده فراري مي‌شوند و هزار جور مسئله براي اين بچه‌ها به وجود مي‌آيد.مشكلات و آسيبها بيشتر است، اسلام هم به همين علت به بنيان خانواده خيلي توجه دارد.
با آموزش مهارتهاي زندگي به بچه‌ها از سنين كودكي مي‌توانيم، زمينه‌اي را فراهم بياوريم كه حتي اگر كودكي در معرض برنامه‌هايي قرار گيرد كه بدآموزي دارد اصلا به سراغ آن نرود.چون مي‌فهمد كه قرار گرفتن در اين مسير، قبل از همه به خود او آسيب مي‌رساند به اين ترتيب شيوه درست زندگي را فرزند و خانواده در پيش خواهد گرفت ولي ما متاسفانه در اين زمينه كار زيادي نكرده‌ايم.
اگر بتوانيم معنويت را وارد فضاي خانواده كنيم خيلي مشكلات حل مي‌شود، معنويت فقط اين نيست كه اجراي احكام شريعت اسلام را از خانواده‌ها بخواهيم چون ممكن است يك خانواده ايراني مسيحي يا به هر حال غير مسلمان باشد، منظور از معنويت آموزش صداقت و پرهيزگاري و بالا رفتن سطح آگاهي است كه مصونيت ايجاد مي‌كند. وقتي سطح آگاهي بالا رفت ديگر استفاده از تكنولوژيهاي جديد يا ابزارهاي جديد زندگي عامل فساد نمي‌شود و هر چيز در جاي خودش قرار مي‌گيرد اما متاسفانه چون براي ارتقاي سطح آگاهي جوانانمان كم كار كرده‌ايم، جوانان ما در برابر تهاجم فرهنگي و تكنولوژيهايي كه بد آموزي هم دارند اثرپذيري بالايي دارند.

*چه بايد كرد؟

-ببنيد ما اگر بخواهيم بر اساس اسلام زندگي كنيم ظرفيتهاي زيادي داريم كه اگر به آنها توجه كنيم خيلي از مسائل حل مي‌شود و در خود قرآن هم خداوند از پيامبر خواسته است كه حلال خدا را بر خود حرام نكند.ما ظرفيتهايي در دين اسلام داريم كه الان قفل شده‌اند و از آنها استفاده نمي‌شود مثلا ازدواج موقت يك ظرفيت است كه اگر مورد توجه قرار گيرد بخشي از مشكل را حل مي‌كند، نمي‌گويم همه مسائل حل مي‌شود اما بالاخره موثر است و حداقل از افتادن جوانان مذهبي در ورطه آسيب پيشگيري مي‌كند، چون كه ما نمي‌توانيم براي همه اقشار جامعه يك نسخه واحد بپيچيم براي هر قشري يك راهكار خاص وجود دارد.
ظرفيتهاي ديگري هم در اسلام داريم كه الان معطل مانده است اما اگر اين مسائل را ما در جامعه مطرح كنيم مورد پذيرش قرار نمي‌گيرد.
بنابراين اگر دولت براي مقابله با آسيبهاي اجتماعي به آموزش تقوا و پرهيزگاري و فرهنگ سازي ريشه‌اي براي بازگشت به فطرت انساني و استفاده از ظرفيتهاي شرعي توجه كند خيلي نتايج بهتري مي‌گيرد.
علاوه بر آموزش مهارتهاي زندگي و افزايش نقش تربيتي خانواده ها، استفاده از ظرفيتهاي شرعي براي ازدواج نيز يكي ديگر از راهكارهاي مهم است كه براي اين كار از طرف بهزيستي با چند مركز تحقيقاتي در قم قرار است در قالب طرح پژوهشي به بررسي وضعيت مسائل اجتماعي در صدر اسلام بپردازيم چون واقعا نمي‌دانيم در آن زمان پيامبر با آسيبهاي اجتماعي چگونه برخورد مي‌كرد ممكن است يكسري اطلاعات كلي داشته باشيم ولي اطلاعات ما در اين مورد اندك است فقط مي‌دانيم كه آسيبهاي اجتماعي حتي در زمان پيامبر هم صفر نبوده و اميدواريم در آخر زمان كه حضرت ولي عصر (عج) ظهور مي‌كند آسيبهاي اجتماعي به صفر برسد.

* طرح تحقيقاتي شما دقيقا چيست؟

– مي‌خواهيم بدانيم كه پيامبر خدا با مثلا يك زن روسپي چه برخوردي داشته است، حديثي داريم كه ياران پيامبر، ايشان را ديدند كه از خانه يك زن بد نام بيرون مي‌آيد، با تعجب از او پرسيدند، شما چطور اينجائيد، حضرت فرمود شما نبايد منتظر بمانيد كه فردي كه محتاج كمك است به سمت شما بيايد، وقتي مي‌بينيد كسي كمك مي‌خواهد بعضي وقتها لازم است كه ما به سراغ او برويم.
اين يك نكته تربيتي است، يعني ما برويم مداخله در بحران كنيم، ما بايد اين الگوهاي اسلامي را به دست آوريم و توسل كنيم به الگوهاي اسلامي چون معتقديم اسلام كاملترين دين است و راجع به همه چيز برنامه دارد. آن برنامه‌ها را بايد با مسائل زمان خودمان منطبق كنيم، به همين خاطر ما اين مسئله را به صورت يك طرح در سازمان بهزيستي پيگيري مي‌كنيم كه بدانيم برخورد پيامبر با آسيبهاي اجتماعي چگونه بوده است يا مثل آن حديثي كه از حضرت امام صادق نقل است كه در خانه‌اي بزن و بكوب بود، ازحضرت پرسيدند اهل اين خانه بنده است يا آزاد، حضرت فرمود حتما بنده است اگر آزاد بود كه اين صداها بلند نمي‌شد. امثال اين احاديث زياد است، به همين خاطر به عنوان يك كار پژوهشي رايزني‌هايي با چند مركز تحقيقات اسلامي در حوزه علميه قم شروع كرده‌ايم خواسته هايمان را با آنها مطرح كرده‌ايم تا ظرفيتهاي بر زمين مانده اسلام را در مورد آسيبهاي اجتماعي پيدا كنيم تا از اين ظرفيتها استفاده عملي كنيم آنها را امروزي كنيم و بدانيم بر اساس اسلام چگونه بايد با جوانان رفتار كنيم.

*شما در سازمان بهزيستي معاونت پژوهشي نداريد، چه بخشي از اين سازمان اين موضوع را پيگيري مي‌كند؟

_ ما معاونت پژوهشي نداريم، دانشگاه علوم بهزيستي را داريم كه آنجا معاونت پژوهشي دارد و ما كارهاي پژوهشي را توسط اين دانشگاه انجام مي‌دهيم. آنجا ما 160 نفر هيئت علمي داريم كه ظرفيت خيلي خوبي است و شوراي پژوهشي دانشگاه را داريم كه دبيرش، رئيس دانشگاه است كارهاي تحقيقاتي آنجا با حضور نماينده سازمان مديريت تصويب مي‌شود و پس از تخصيص بودجه كار انجام مي شود.

* به بحث خودمان برگرديم، چگونه مي‌توانيم آسيبهاي اجتماعي را در جامعه كنترل كنيم؟

– همان طور كه گفتم اگر دستگاههاي متولي در امور مختلف كار خودشان را درست انجام دهند، خيلي از مشكلات و آسيبهاي اجتماعي اساسا به وجود نمي‌آيد اگر دستگاههايي كه متولي اشتغال هستند، كارشان را درست انجام دهند، بخش مهمي از آسيبهاي اجتماعي كم مي‌شود مسائل ازدواج اگر تسهيل شود باز هم ميزان آسيبها كمتر مي‌شود، هر دو اين مسائل هم ابعاد اقتصادي دارند و هم ابعاد فرهنگي كه بايد به موازات هم مورد توجه باشند.
اگر اشتغال بالا رود طلاق كم شود و زمينه بروز بسياري از آسيبها خود به خود بر طرف مي‌شود. آموزش و پرورش اگر كار خودش را درست انجام دهد به خصوص در حوزه مسائل پرورشي، تا حد زيادي در كاهش آسيبهاي اجتماعي موثر است درحالي كه مسائل تربيتي و پرورشي در نظام آموزشي ما كه 14 ميليون جوان و نوجوان را تحت پوشش دارد مغفول است.
مسئله ديگر حاشيه نشيني است كه يكي از علل مهم رشد آسيبها در جامعه است عده زيادي از روستائيان به خاطر نبود امكانات به حاشيه شهرهاي بزرگ مي‌آيند، محل تجمع آنها يكي از مكانهاي مهم ايجاد آسيبهاي اجتماعي است.
بايد خدمات رفاهي را مثل شهرها در روستاها هم ايجاد كنيم تا روند مهاجرت معكوس شود، فرد روستايي وقتي كه آب آشاميدني سالم ندارد، امكانات ورزشي و تفريحي و فرهنگي ندارد و از طرفي مي‌بيند همه امكانات در شهر هست هيچ چاره‌اي ندارد كه به شهر بيايد اما چون پول كافي ندارد، در حاشيه شهر ساكن مي‌شود و متاسفانه بسياري از كودكان كار، كودكان خياباني، دختران فراري، زنان خياباني، از همين حاشيه‌ها هستند.

*شما آماري دارد كه نشان دهد چند درصد آسيب ديده‌ها از حاشيه نشينها هستند؟

_ ما فقط آمار مراكز خودمان را داريم و مي‌دانيم كه چند درصد آنها از مهاجران و حاشيه نشينها هستند، آمار دقيقش الان خاطرم نيست ولي قطعا آمار قابل توجهي است.

* خوب؟

– بله، مسئله ديگر محلات آسيب خيز هستند كه تعداد آنها متاسفانه كم نيست. در مورد اين محلات نبايد روش ما حذف صورت مسئله باشد بلكه بايد به سمت ساماندهي اين محلات برويم.

* يعي چه كار كنيم؟

_ يعني محلات آسيب خير كه بيشتر در حاشيه شهرها هستند اول بايد به درستي شناسايي شوند و بعد بايد خدمات مناسب بگيرند. در محله‌اي كه آسفالت ندارد، آب ندارد، برق ندارد و در آنجا مدرسه نيست، جزو محدوده شهر نيست و واقعا هيچي ندارد ما هم هيچ مشروعيت و هيچ حقي به آنها نمي‌دهيم چگونه مي‌توانيم جلوي فعاليتهاي غيرقانوني و خلاف اهالي آن را بگيريم.
مدارسي كه در اين مناطق حاشيه‌اي هستند اكثرا بسيار شلوغند و متاسفانه ضعيفترين معلمها هم به اين مدارس تبعيد مي‌شوند همه اين مسائل مثل يك سيكل معيوب است به همين خاطر خلاف و بزهكاري روز به روز در اين مناطق گسترده‌تر مي‌شود، ضعيفترين پزشكان دوره طرحشان را در اين محلات حاشيه‌اي و پر آسيب سپري مي‌كنند يعني ما نازلترين خدمات را به اين مناطق مي‌دهيم بعد انتظار داريم بچه‌هاي آنها، شيك و مرتب باشد، سراغ اعتياد و فحشا و هيچ كار خلافي نروند و زنان اين محلات تن فروشي نكنند.
ما بايد اين محلات را شناسايي كنيم و خدمات دولتي را به اين مناطق ببريم نبايد اين محلات را پاكسازي كنيم، چون آسيب ديدگان و خلافكاران آن به صدها جاي ديگر پخش مي‌شوند. خود ما به عنوان بهزيستي برنامه داريم كه خدماتمان را مثل مهد كودكها و خدمات مشاوره‌اي به اين مناطق ببريم و واقعا معتقديم نبايد صورت مسئله را پاك كنيم بلكه به جاي آن دولت بايد براي زني كه با 6 تا بچه در اين محله‌ها زندگي مي‌كند و شوهرش هم در زندان است برنامه ريزي داشته باشد.

* منظور شما از ساماندهي اين است كه بايد خدمات دولتي به اين مناطق برود، درست است؟

* منظور از ساماندهي اين است كه آسيبها را در اين مناطق شناسايي كنيم مثلا افراد معتاد را شناسايي كنيم و بعد براي كاهش آسيب آنها وارد عمل شويم، اگر نمي‌توانيم از اعتياد معتاد تزريقي جلوگيري كنيم به او سرنگ بدهيم تا حداقل ايدز نگيرد، همان كاري كه در DIC ها يا همان مراكز درمان گذري اعتياد انجام مي‌دهيم و اگر زمينه ترك اعتياد دارد به او متادون بدهم با رفته رفته ترك كند، اگر زن روسپي است و نمي‌توانيم جلويش را بگيريم بايد رفتار سالم جنسي را ياد بگيرد.

*غير از كاهش آسيب چه كار مي‌توانيم بكنيم؟

_ مرحله بعد اين است كه آسيب ديدگان را توانمند كنيم، بايد تا مي‌توانيم شغل ايجاد كنيم، جوانان علاف را آموزش دهيم به آنها شغل و حرفه بياموزيم، بعد كمك كنيم كه اشتغال پايدار پيدا كنند، وام بدهيم، شركت تعاوني درست كنيم، وقتي پدر خانواده شغل مناسب نداشته باشد، بچه‌ چشم باز مي‌كند و مي‌بيند، پدر قاچاقچي است، مادر قاچاقچي است، برادر قاچاقچي و معتاد است، آن يكي توي زندان است. شما اگر اين محلات را از نزديك ببينيد به راحتي مي‌توانيد بفهميد كه يك كودك 8 ساله امروز در اين محلات حتما اعدامي 20 سال آينده است. بايد همه دستگاهها دست به دست هم بدهيم و به اين مناطق برسيم.

* چرا خدمات دولتي به قدر كافي به اين مناطق نرفته است؟

_ مشكلات زياد است يك بخش مسائل قانوني است مثلا مي‌گويند اين منطقه خارج از محدوده است و كسي حق ساخت و ساز ندارد ساختمانهاي موجود هم بايد خراب شوند بنابراين طرح جامعي هم براي ساماندهي اين مناطق هيچ وقت تدوين نمي‌شود.

*نظر شما در مورد ايجاد شبكه سراسري خدمات اجتماعي چيست؟

_ اين جزو برنامه‌هاي ماست، درست مثل شبكه بهداشت كه مثلا بهورز در روستا اطلاعات سلامت و بيماري همه مردم را دارد و اطلاعات حياتي همه مردم مشخص است، ما هم بايد اطلاعات اجتماعي همه مردم را داشته باشيم. بايد بدانيم چه كسي از خانه فرار كرد، كي معتاد شد.چه كسي دچار آسيب شد، براي كي كار ايجاد شد، كجاها خدمات اجتماعي اجرا شده و كجا خدمات دولتي اجتماعي نيست اما الان چون متولي مشخص نيست، كسي كه دچار آسيب مي‌شود، نمي‌داند چه كار بايد بكند، كسي كه مثلا دخترش از خانه فرار كرده و دچار آسيب شده و برگشته چه كار مي‌تواند بكند، به كجا بايد مراجعه كند.

* خوب چه كار بايد بكنيم؟

_ ببينيد، در حوزه اجتماعي هر چقدر سرمايه‌گذاري كنيم جواب مي‌دهد، هرچقدر برنامه داشته باشيم باز هم كم است اما مشكل آنجاست كه نبايد توقع داشته باشيم زود به جواب برسيم مثلا در ايلام خودسوزي دختران خيلي بالا بود يك عده‌اي به خاطر همين خودكشي ها مي‌مردند، يك عده‌اي هم زنده مي‌ماندند اما با قيافه‌هاي وحشتناك، اما آنجا كار شد، بهزيستي و ارگانهاي ديگر وارد شدند و كار كردند، كم كم آمار خودسوزي در ايلام كم شد، در محله‌هاي آسيب خبر هم آنجاهايي كه شروع كرده‌ايم، داريم جواب مي گيريم.

* كجاها؟

_ تهران، لرستان، سيستان و بلوچستان، مازندران در پنج، شش محله در استانهاي مختلف برنامه‌هاي ما براي محلات آسيب خيز در حال اجراست و واقعا وضع اين محلات قبل و بعد از اجراي اين برنامه ها خيلي فرق مي‌كند.

* آيا نقشه آسيبهاي اجتماعي كشور وجود دارد؟

_ نقشه كه نه به آن صورت، ولي 320 نقطه آسيپ خيز كشور شناسايي شده است كه البته هنوز اين طرح كامل نشده است قرار است همه اين نقاط آسيب پذير در كشور به درستي تعيين شود و بعد ما امسال ساماندهي حداقل يك محله را در هر استان شروع مي‌كنيم كه تقريبا يك دهم كل مناطق را پوشش مي‌دهد واقعا در بسياري از محلات به قدري مشكل هست كه واقعا نمي‌دانيم چه كار بايد بكنيم ما با مناطقي رو به هستيم كه هيچ بچه‌اي به مدرسه نمي رود چون مدرسه‌اي وجود ندارد و وقتي دولت براي ساخت مدرسه در آن منطقه اقدام كرد، معلوم شد هيچ كس از مردم آن منطقه اصلا شناسنامه ندارند.

*ببخشيد، در مورد راه حلها مي‌گفتيد؟

-ببينيد غير از اعتياد كه فرد معتاد به خاطر لذت و سرخوشي ناشي از مصرف مواد مخدر به سمت آن مي‌رود، در مورد بقيه آسيبها فرد از روي بدبختي و ناچاري گرفتار مي‌شود، از خانه فرار مي‌كند؛ طلاق مي‌گيرد يا تن فروشي مي‌كند مثلا اگردختري از خانه فرار مي‌كند از همان اول قصد تن فروشي ندارد اما بعدا بدون اينكه خودش بخواهد به اين راه كشيده مي‌شود.در مورد اين آسيبهاي اجتماعي كه عنصر لذت نيست، بهتر مي‌توان وارد عمل شد و اقدامات مداخله‌اي جواب مي‌دهد براي همين است كه مي‌گويم سرمايه‌ گذاري در حوزه مسائل اجتماعي جواب مي‌دهد.

* پس چرا سرمايه‌گذاري هايي كه تاكنون انجام شده، نتيجه نداده است؟

_ يكي از دلايل آن اين است كه به توسعه همه جانبه توجه نداريم، وقتي به توسعه اقتصادي توجه مي‌كنيم، توسعه اجتماعي را فراموش مي‌كنيم، توسعه اگر تك بعدي باشد آسيب به همراه دارد بايد همزمان به همه ابعاد توسعه توجه كنيم، وقتي 100ميليارد تومان در جايي سرمايه گذاري مي‌كنيم بايد دو ميليارد تومان هم براي مسائل اجتماعي آن در نظر بگيريم و گرنه بعدا هزينه جمع كردن آسيبهاي اجتماعي آن خيلي بيشتر مي‌شود، نمونه بارز آن عسلويه است كه در آن به رغم سرمايه گذاري‌هاي وسيع اقتصادي در گذشته مسائل اجتماعي مغفول مانده است و بيداد مي‌كند.
آسيبهاي اجتماعي در عسلويه الان باري براي اين دولت است و دولت فعلي بايد پيامد غفلت دولتهاي قبلي را در اين زمينه بپردازد اگر اين دولت هم غفلت كند واقعا اوضاع خيلي بدتر مي‌شود. وزارت نفت يكسري جوان مجرد را جمع كرده است و در كمپهايي كه هيچ امكاناتي ندارد زندگي مي‌كنند. بيش از 100هزار كارگر آنجا وجود دارد، پيشرفت اقتصادي اين منطقه يكي از افتخارات نظام است اما ادامه بي توجهي به مسائل اجتماعي در اين منطقه مي‌تواند در آينده تبديل به بحران شود .
جواني كه صبح تا ظهر در عسلويه كار مي‌كند بقيه اوقاتش را چگونه بايد بگذارند، نه امكانات ورزشي و تفريحي دارد نه خانواده‌اش آنجا هستند، اين جوان چكار بايد بكند جز اينكه به سمت كارهاي خلاف برود.

* حالا فرض كنيم برنامه‌هاي توسعه اجتماعي كشور را داشته باشيم آيا شما براي اجراي وظايفي كه به بهزيستي مربوط مي شود، نيروي متخصص كافي در اختيار داريد؟

* نه متاسفانه، كل مددكاران اجتماعي كه تاكنون در ايران تربيت شده‌اند، 3هزار نفر هستند چطور مي‌توان با 3 هزار نفر متخصص، آسيبهاي اجتماعي را كنترل كرد و از بروز آسيب اجتماعي در جمعيت 70 ميليون نفري پيشگيري كرد با همين تعداد كم هم ما براي جذب بسياري از اين متخصصان مشكل داريم و نمي‌توانيم آنها را استخدام كنيم با اين وجود بيشترين نيروي مددكار را بهزيستي در اختيار دارد.
كمبود نيروي متخصص مددكار اجتماعي باعث شده به جاي اينكه هر مددكار اجتماعي متخصص در بهزيستي روزانه به 15 نفر مشاوره بدهد اگر ساير افراد غيرمتخصص را در نظر نگيريم سهم هر مددكار اجتماعي روزانه 450 نفر مي‌شود البته ما تلاش كرده‌ايم با استفاده از ساير تخصصها و حتي نيروهاي ديپلمه اين كمبود را جبران كنيم ولي واقعا با اين وضعيت كيفيت خدمات ما مطلوب نيست زيرا يك جوان ديپلمه چگونه مي‌تواند به يك دختر ليسانسه شهري فراري از خانه مشاوره بدهد.

* سطح علمي خدمات مشاوره و مددكاري اجتماعي ما چگونه است؟

_ اين هم خودش يك مسئله است، چون ما در زمينه آسيبهاي اجتماعي در كشور مطالعه عميق خيلي كم داريم حتي مي‌توانيم بگوييم توليد علم در اين زمينه در كشور در حد صفر است حتي يك همايش علمي واقعا اثرگذار در زمينه آسيبهاي اجتماعي در كشور نداشته ايم تازه در حال برنامه‌ريزي هستيم كه از سال آينده يك همايش علمي و اصولي در اين زمينه برگزار كنيم.

* چرا رسيدگي به آسيبهاي اجتماعي اولويت مسئولان ارشد كشور نيست؟

_ يكي از علل مهم آن اين است كه به محض مطرح شدن بحث آسيبهاي اجتماعي، اين مسئله آغشته به مسائل سياسي مي‌شود هر طرف آن را بگيري يكي از احزاب و گروه‌ها در برابر آن موضع مي‌گيرد، مسئولان مي‌بينند تا وارد اين حوزه بشوند و مي‌خواهند كاري كنند، يكي اعتراض مي‌كند بنابراين فرد مسئول هم با خودش مي‌گويد ما كه اين همه مشكل داريم مسئله آسيبهاي اجتماعي بماند براي اولويت آخر و اصلا صورت مسئله را پاك مي‌كند خواهش من به عنوان مسئول يكي از دستگاههاي حمايتي كشور اين است كه مسئولان، مسائل اجتماعي را ابزار كار سياسي نكنند و اگر مي‌خواهند از كسي انتقاد كنند از مسائل اجتماعي استفاده نكنند.

                        گفت و گو از: افشين شاعري

همچنین بررسی کنید

بریتانیا ” پایتخت اعتیاد ” در اروپا است

موسسه پژوهشی “مرکز عدالت اجتماعی” هشدار داده که بریتانیا به “پایتخت اعتیاد” به الکل و …

فقر و مشكلات مالی موجب می شود که مغز کندتر و ضعیفتر عمل کند

پژوهشگران تازه‌ای توسط محققان دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد درگیر شدن در مسائل و مشکلات مالی …