خانه / اخبار اجتماعي / كودك آزاري ، غفلت از كودك و سوء استفاده جنسي از کودکان *** اکثر پزشكان نميدانند وقتي حدس كودك آزاري زده ميشود چه بايد كرد

كودك آزاري ، غفلت از كودك و سوء استفاده جنسي از کودکان *** اکثر پزشكان نميدانند وقتي حدس كودك آزاري زده ميشود چه بايد كرد

*****این مقاله به بررسی یک مشکل اجتماعی در تمامی کشورهای جهان می پردازد.ما سعی کرده ایم نظرات شخصیت های گوناگون با تحصیلات و تخصص های گوناگون و طرز تفکرهای مختلف رابیان کنیم. اعتقاد ما برآن است که کودک آزاری یک مشکل برای تمامی جوامع بشری است .دین اسلام همچون تمامی ادیان آسمانی حامی تمامی انسانها از جمله اطفال می باشد . اگر مشکلی در رابطه با اطفال در جوامع گوناگون وجود دارد از ما انسان ها و قوانین مان و عدم توجه ما به مشکلات است . کودکان در تمامی کشورهای جهان نیاز به حمایت و توجه خاص دارند.برای آنکه هیچگونه حساسیتی به این گزارش در جوامع گوناگون و نزد گروه های فرهنگی مختلف بوجود نیاید ما در ابتدا  تازه ترين آمار تجاوزات جنسي در آمريكا به کودکان را به نقل ازانجمن پزشكي امریکا بیان می کنیم  . آمار و ارقام گزارش شده در آمريكا، بسيار نگران‌كننده و تکاندهنده به نظر مي‌رسد. تازه‌ترين گزارش آماري منتشره در امريكا در خصوص افزايش آمار تجاوزات جنسي نشان مي‌دهد: سالانه يكهزار و 500 كودك در آمريكا در اثر تجاوزات جنسي جان خود را از دست می دهند ، و اين آماري است كه از كتابخانه انجمن پزشكي اين كشور منتشر شده است.
همچنين هر سال، بالغ بر 140 هزار مورد جراحت عليه كودكان در جريان تجاوزات جنسي به ثبت مي‌رسد و در كل، سالانه رقم 7/1 ميليون تجاوز جنسي در سراسر آمريكا گزارش مي‌شود.
آمار نگران كننده ديگري حاكيست از هر 4 زن در آمريكاي شمالي، يك تن، در دوران كودكي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است.
انجمن پزشكي آمريكا نيز در گزارش آماري خود آورده است: سالانه بيش از 2 ميليون مورد تجاوزات جنسي عليه كودكان و نيز غفلت و مسامحه در خصوص آنها صورت مي‌گيرد؛ اما زماني كه پاي آمار مربوط به مرگ و مير به ميان مي‌آيد، ارقام نگران كننده‌تر مي‌شوند؛ چراكه سالانه يكهزار و 500 كودك آمريكايي دليل شدت تجاوزات جنسي جان مي‌سپرند و اين رقم 6/1 مرگ در هر 100 هزار مرگ را تشكيل مي‌دهد. لازم به ذکر است در این مقاله منظور از کودک آزاری طبق تعاریف علمی ، تمام موارد خشونت نسبت به کودکان  شامل: ” سوء استفاده جنسي در منزل و خارج از خانه، تنبيه جسمي و تحقير كننده در منزل و مدرسه و محیط کار، محدوديت‌هاي فيزيكي براي كودكان در منزل، خشونت پليس، سوء رفتار و غفلت از جانب نهادها و گروه‌هاي خياباني يعني در مكانهايي كه كودكان كار و زندگي مي‌كنند و نهايتا قتل‌هاي ناموسي” را شامل می گردد.
 
دفتر پیگیری اخبار اجتماعی ” سایت پزشکان بدون مرز”

كودك آزاري مسئله اي جدي وشايع مي باشد كه در قانون ايالتي و فدرال ایالات متحده و همچنین در قوانین مدنی کلیه کشورها اروپایی و تعدادی از کشورهای آسیایی به آن توجه شده است و نيز مسائل مربوط به آن قيد گردیده است. متاسفانه در کشورهای اسلامی با توجه به نوع فرهنک و بینش اکثر کشورها سعی در نفی این مورد و نادیده گرفتن این مسئله دارند. قانون ، ” كودك آزاري و غفلت از توجه به آنها را” چنين تعريف كرده است: آسيب رساندن جسمي يا رواني..سوءاستفاده جنسي..غفلت عمدي از توجه  ، و بدرفتاري با يك كودك زير 18 سال  ، بوسيله كسي كه مسول، و سرپرست اقتصادي آن كودك مي باشد به گونه اي كه سلامتي و رفاه كودك در معرض آسيب قرار گيرد و يا آسيب ببيند. در بيشتر موارد كودك آزاري را بايد به عنوان نشانه اي از يك اختلال در كل خانواده تلقي كرد. تنها با درك عواملي كه در رويداد چنين امري دخيل هستند ميتوان اقدام منطقي براي رفع آن انجام داد.بر حسب منبع اطلاعات و نوع تعريف.. تخمين هائي مربوط به ميزان وقوع (انسيدانس) كودك آزاري متفاوت ميباشد. چنين گزارش ميشود كه سالانه يك درصد كودكان مورد آزار قرار مي گيرند. تقريبا دو سوم موارد.. آزار جسمي را شامل ميشود.. يك چهارم سوء استفاده جنسي..5% ناتواني در رشد به علت غذا ندادن به طفل و در صد هاي كمتري به علل ديگر نظير: غفلت در رسيدگي به بيماري كودك.. عدم مراقبت آشكار از طفل.. مسموم كردن يا دوا خوراندن تعمدي به كودك و آزار عاطفي شديدبوده است.
برپايه بررسي هاي خانه به خانه در امریکا 4-1 ميليون مورد كودك آزاري در سال تخمين زده ميشود. در موارد زير احتمال گزارش كودك آزاري كمتر است: كودك از خانواده اي سفيد پوست و مرفه باشد.. مادر متهم به آزار كودك باشد.. آزار بيشتر جنبه عاطفي داشته باشد تا جسمي ؛ .
ممكن است پزشكان ازگزارش موارد كودك آزاري خود داري كنند زيرا دوست ندارند..به عنوان متهم كننده مردم قملداد شوند و از آنجا که نقش سنتي آنها به عنوان امداد گري مهربان است.. اين عمل مخالف با تصوري است كه از خود دارند. در پاره اي موارد ديگر نيز علت آن است كه نمي خواهند وقت زيادي صرف كنند.. يا از حضور در دادگاه يا عدم اطلاع در باره قانون نگرانند و بالاخره برخي پزشكان نميدانند وقتي حدس كودك آزاري زده ميشود چه بايد كرد. قوانين مربوط به گزارش موارد كودك آزاري سعي دارد ، با تمهيداتي از اين خودداري پزشكان جلوگيري كند: گزارش موارد مشكوك به كودك آزاري اجباري است. پزشكان از هر گونه اقامه دعوي در ارتباط با گزارشي كه با نيت خير خواهانه بدهند، مصون خواهند بود و قانون مقرر داشته است كه مسوليت تشخيص كودك آزاري و صحت وسقم آن برعهده موسسه حميات از كودكان و نه پزشك معالج است. بنا براين براي آنكه رابطه پزشك با خانواده بيمار قطع نشود.. ميتواند اظهار كند كه وي مطابق قانون موظف به دادن گزارش در مورد كودك آزاري بوده ؛ و هدفش صرفا ارائه كمك و يافتن راههائي براي پيشگيري ازهرگونه آسيب احتمالي بوده است. بعضي خانواده ها..با خشم و عصبانيت ، واكنش نشان ميدهند.. اما بقيه فرصتي را كه براي حل مشكل آنها پيش آمده مغتنم ميشمارند.براي يافتن موارد نه چندان واضح كودك آزاري؛ پزشك بايد متوجه نشانه هاي خفيف تر باشد و براي گرفتن شرح حال و انجام معاينه باليني دقيق وقت بگذارد. چون تعيين اينكه آيا رسيدگي به گزارش هر مورد ضروري است يا نه، ممكن است از حد وقت يا مهارت پزشك افزون باشد؛ و استفاده از يك مددكار اجتماعي كه درامور مربوط به كودك آزاري تخصص دارد يا ترجيحا يك گروه متخصص اين امور ارجح است.تخمين هاي محافظه كارانه نشان ميدهد كه 2-1 درصد كودكان در ايالات متحده زماني در طول دوران كودكي مورد آزار فيزيكي قرار گرفته اند. و 10% جراحاتي كه در يك بخش اورزانس بيمارستاني در بچه هاي زير 5 سال ديده ميشود به علت كودك آزاري است. تقريبا يك سوم موارد آزار فيزيكي در بچه هاي زير يك سال و يك سوم ديگر در سنين يك تا شش سالگي عارض ميشود. سالانه حدود 2000 كودك در ايالات متحده به علت آزار فيزيكي ميميرند. آزار دهنده ها در 90% خويشاوند كودك ؛  در 5% موارد دوست مذكر مادر ؛ در 4% موارد پرستار غير خويشاوند ؛ و 1% موارد برادر يا خواهر طفل ميباشد. آزار فيزيكي معمولا در يك محيط پر استرس رخ ميدهد.. و اغلب برخي رفتار هاي كودك مثل گريه مداوم، خيس كردن ، يا كثبف كردن شلوارش ،  ريخت و پاش يا نافرماني كودك منجر به اين عمل ميشود. كمتر از 10% والديني كه اقدام به زدن فرزند خود ميكنند شخصيت سايكوتيك يا جنائي دارند.بعضي تظاهرات باليني كودك آزاري فيزيكي كاملا واضح و آشكار است. كبودي بوسيله اجسام كند(blunt) ، كمر بند ، طناب ، سيلي ، نيشگون ، كوشش براي خفه كردن ،  گاز گرفتن ايجاد ميشود. سوختگي با سيگار اطو ، ظروف داغ و يا به زور فرو بردن طفل در آب جوش ايجاد مي گردد. يك ناحيه مدور سوختگي را كه محدود به سرين و اعضاء تناسلي باشد و دست ها و پاها را گرفتار نكرده باشد نمي توان به سوختگي ناشي از سقوط يا وارد شدن اتفاقي در يك وان آب داغ نسبت داد.با اين وجود معمولا وضعيت كودكي كه مورد آزار قرار گرفته چندان واضح نيست؛  كبودي-سوختگي و شكستگي ممكن است اتفاقي باشد و اغلب هم به همين عنوان بدون در نظر گرفتن علل ديگر از آن ميگذرند. كبودي هاي اتفاقي بيشتر روي پيشاني جلوي تيبيا ، و برآ مدگي هاي استخواني ديده ميشود. كبودي هايي كه محدود به سرين يا كمر باشد ، شايعترين علتش آزار بدني است.
پوروراي آنا فيلاكتوئيد(henoch- schoenlien)
 ممكن است با اكيموز روي ناحيه سرين تظاهر كند. اما معمولا پورپوراي با علت ارگانيك ؛ توزيع محدود پورپوراي ناشي از كودك آزاري را ندارد. ترميم سوختگي ناشي از سيگار ميتواند با زرد زخم يا درماتيت اتوپيك يا تماسي اشتباه شود.
بعضي از تظاهرات كودك آزاري شديد ممكن است اصلا اين تشخيص را مطرح نكند. هماتوم ساب دورال كه به واسطه ضربه هاي ارتعاشي. شديد وارده بر سر و پارگي عروق مغزي ارتباطي(bridging crebral vessels) ايجاد مي شود ممكن است بدون وجود آسيب جمجمه يا پوست سر بوجود آيد. آسيب هاي جدي شكم ممكن است در اثر تحت فشار قرار گرفتن يا كوبيده شدن شكم ايجاد شود( مثل پارگي كبد ، طحال ،  روده يا عروق خوني ، پانكراتيت تروماتيك يا هماتوم داخل جدار ).
كودكاني كه چنين آسيب هائي دارند ، ممكن است يا علائم يك شكم حاد مراجعه كنند اما ممكن است هيچ نشانه اي از ضربه خارجي و مشكوك به كودك آزاري ديده نشود.
وقتي جراحت مشخصه( پاتوگنوميك) كودك آزاري نيست ؛  شرح حال از اهميت بسيار برخوردار ميشود. شرح حال گيرنده بايد بكوشد كه شنونده خوبي باشد.. ودر عين حال از اظهار نظرهاي همراه با قضاوت خودداري ورزد. پس از شروع مصاحبه با يك مكالمه عمومي و در محيطي آرام،  بايد كانون مصاحبه جزئئيات چگونگي رخداد آسيب كودك باشد. سوال اصلي اين است كه آيا توضيح افرادخانواده در باره جراحت كودك با يافته هاي فيزيكي مطابقت دارد يا نه؟ و آيا همه اعضاء فاميل منجمله خود كودك مجروح به يك شكل قضيه را توضيح ميدهند يا نه؟ اگر كودك به حدي بزرگ باشد.. كه بتوان با او مصاحبه كرد..بايد بتنهائي با او به گفتگو نشست. مصاحبه كننده بايدنسبت به ترس يا احساس گناه در كودك خيلي مراقب باشد.توصيف جراحت و تعيين علت احتمالي آن كار ساده اي است. وقتي تشخيص كودك آزاري مطرح ميشود ، بايد وضعيت خانواده و محيط اجتماعي كودك دقيق و كامل ارزيابي شود تا در تصميم گيري اقدامات درماني بعدي راهنما باشند.وقتي جراحات كودك بسيار زياد است..بايد اورا در بيمارستان بستري كرد. همينطور گاهي براي حفظ امنيت كودك بستري كردن او در بيمارستان تا زماني كه مطمئن شويم بازگشت به خانه يا محيط جانشين خانه براي كودك خطري ندارد ؛ ضرورت مي يابد.

***سوء استفاده جنسيدر اين آسيب ؛ كودك درگير فعاليت جنسي ميشود كه اغلب خود از آن چيزي نميفهمد و به انجام آن رضايت ندارد.اين معنا شامل طيف وسيعي از رفتار هاي جنسي است كه ميتواند هم در بين خانواده و فاميل و هم در بين غير وابستگان رخ دهد. مثلا عورت نمائي ( exhibitionism) ؛ دستمالي كردن ( fonding) ، نقاشي يا نوشته در باره مسائل جنسي كودك (child pornogeraphy)، و تماس هاي جنسي دهاني. و مقعدي و تناسلي. برخي وازه سوء استفاده جنسي را در مورد تماس جنسي به جبر بين قرباني و مرتكب نسبت ميدهند ؛ و اصطلاح بدبكار گيري جنسي(sexual misuse) را در مواردي بكار ميبرند.. كه با تحريك جنسي نامتناسب با نقش او در خانواده مواجه ميشود. زنا با محارم و نزديكان(incest) ، نوعي سوء استفاده جنسي است كه در آن آميزش و مقاربت بين خويشاوندان نزديك اتفاق مي افتد. آزار رساندن( molestion) ، نوعي ديگري از سوء استفاده جنسي مي باشد ؛ كه توسط افراد غريبه صورت ميگيرد. و ممكن است با مقاربت همراه باشد. تجاوز به عنف( rape) به تماس جنسي با جبر و زور اطلاق ميشود. حمله جنسي ( sexual assult) تماس دهاني ، دستي ويا تناسلي با دستگاه تناسلي قرباني  ،يا عامل ارتكاب مي باشد كه ممكن است وحشيانه و با زور انجام گيرد. اعمالي كه در ميان كودكان هم سن رفتار طبيعي ناشي از كنجكاوي جنسي قلمداد مي شوند . در صورت وجود اختلاف سني بين كودكان به عنوان سوء استفاده با بد بكار گيري جنسي تلقي مي گردند. سالانه حد اقل 250000 مورد سوء استفاده جنسي در ايالات متحده رخ ميدهد كه در مورد 3-1 در صد كودكان اين اعمال به شديدترين شكل يا بطور مكرر صورت ميگيرد. اكثريت متجاوزين جنسي كه تشخيص داده مي شوند ، مذكر هستند و در اين ميان حدود 20% نوجوان مي باشند.تشخيص علائم باليني سوء استفاده جنسي مشكل تر از تشخيص علائم كودك آزاري فيزيكي است.علائم هشدار دهنده اوليه : شامل تقليد اعمال جنسي باعروسك ها ،  كشيدن اندام تناسلي در نقاشي ها ، لاس زدن زودتر از موعد( precocious flirtation) و به زبان آوردن مطالبي در ارتباط با آزار رساني  جنسي در مفهوم كلي آن ميباشد. اظهارات مستقيم و بي پرده كودكان در باره رفتار تجاوز گرانه و آزار رساننده بايد جدي تلقي شوند. اكثر كودكاني كه دچار سوء استفاده جنسي شده اند به سبب احساس ترس و گناه از افشاء آن اكراه دارند. اكثر كساني كه چنين اظهاري را ميكنند.. بعدا آن را تكذيب ميكنند. بسياري از مشكلات رفتاري غير اختصاصي مانند اختلالات خوابيدن و غذا خوردن ، اشكال در اعمال مدرسه ،  هراس ها ، افسردگي ،  رفتار هاي نمايشي و واكنش هاي تبديلي( convertion reactions) و خود كشي ممكن است با سوء استفاده جنسي همراه باشد.وجود صدمات تناسلي و مقعدي يا بيماري هاي مقاربتي( مثل سوزاك- سيفليس- لنفوگرانولوم ونروم- تريكو مونياز- هرپس تناسلي- وعفونت هاي كلاميديائي) ،  در كودكان قبل از سنين بلوغ قويا مسئله سوء استفاده جنسي را مطرح مي سازد. عفونت هاي راجعه دستگاه ادراري ،  وازينيت غير اختصاصي مكرر ، زگيل هاي تناسلي ، يا حاملگي زودرس نيز از نتايج سوء استفاده جنسي هستند.اگر مصاحبه افرادي ديگر( نظير مددكاري اجتماعي- مددكار حمايت از كودك – يا پليس) با كودك لازم ميباشد. بهتر است كه يك جلسه مصاحبه مشترك جهت فهميدن جزئيات ماجرا تشكيل داده شود. در صورت امكان بايد از اطاقهاي مشاهده و ضبط ويدئوئي مصاحبه ها استفاده نمود. بايد با مسولين مربوطه در رابطه گرفتن رضايت نامه ،  داشتن اطمينان و قابل قبول بودن شواهد بدست آمده با استفاده از چنين شيوه هائي مشورت شود. پرسش ها بايد حتي المكان باز باشد ، و در ضمن از آنها نتيجه گيري نشود.
استفاده از عروسك هائي كه داراي اندام هائي هستند كه مورد سوء استفاده جنسي قرار ميگيرند ،  نقاشي يك فرد يا فاميل ، و اسباب بازي براي انجام مصاحبه كمك كننده مي باشند. روشن ساختن اصطلاحات جهت اطمينان مصاحبه كننده از درك صحيح كودك و همچنين رابطه متقابل اغلب ضرورت مي يابد. اگر دختري بالغ شده باشد ،  بايد در مورد چگونگي قاعدگي از اوسوال شود. 
معاينه فيزيكي اغلب پس از يك مصاحبه ظريف و اطمينان بخش براي كودك و پزشك آسان تر است. اگر معاينه قبل از كسب اطلاعات دقيق انجام گيرد ، پزشك جهت هدايت معاينه ؛ حداقل به شرح حال مختصري نيازدارد. نكات بسيار مهم شامل نوع و زمان وقوع عمل تجاوز كارانه  و وقايع بعدي كه ممكن است باعث از بين رفتن يا تغيير شواهد شود. حمام كردن ادرار كردن دفع مدفوع مسواك زدن دندان ها يا عوض كردن لباسها مي باشد.اگر وقت كافي جهت پرسيدن سوالات حساس و دقيق نباشد ؛ بهتر است كه اينگونه اطلاعات ازفرد ديگري غير از كودك پرسيده شود. معاينه بايد همانند يك معاينه كلي صورت بگيرد. فقط در حين انجام آن توجه خاصي به شواهد آزار بدني ، تروما ،  يا وجود خون يا مني ( semen) روي قسمتهاي بدن يا لباس شود.
پيش از بلوغ در دختران وضعيت سجده( knee- chest- position) ، ديد بهتري از وازن و مقعد بدست مي دهد ؛  حال آنكه پس از رسيدن به بلوغ ،  وضعيت ليتوتومي مناسب تر است. معاينه بدن ، ولباس با نور چراغ وود جهت مشاهده فلورسانس اسپرم توصيه ميشود. بسياري از بيمارستانها در بخش هاي اورزانس خود جهت جمع آوري نمونه داراي پروتوكل ها و كيت هاي استانداردي هستند كه با همكاري موسسات قضائي تهيه شده اند.
در طي 72 ساعت پس از مقاربت با دادن دو قرص نورزسترول و اتينيل استراديول(ovral)  در زمان معاينه و دوتاي ديگر در 12 ساعت بعد ،  ميتوان از حاملگي جلوگيري كرد. پزشك در جريان ارزيابي  فوري عملكرد كودك و خانواده اش ، محيط اجتماعي خانواده و نياز آنها به خدمات عمومي به كمك مددكاران اجتماعي و احتمالا متخصصين بهداشت رواني نياز دارد. كودك قرباني احتياج به مشاوره هاي گسترده دارد. بستري كردن در بيمارستان جهت درمان آسيب ، بررسي سلامت رواني ،  جهت درمان يا اطمينان بخشيدن از لحاظ ايمني توصيه ميشود. متعاقب سلامت كودك و خانواده اش و همچنين چگونگي خدمات ارائه شده به آنها تحت كنترل قرار ميگيرد وارتباط نزديك بين متخصصين درگير در مراقبت و بررسي خانواده حفظ ميشود. پي گيري طبي از لحاظ درمان كافي صدمات و عفونت ها صورت ميگيرد. آزمايش سرولوزي جهت بررسي سيفليس بايد پس از 6 هفته تكرار شود.
  بر اساس آمارانجمن پزشکی امریکا، تنها در سال گذشته، ۸۰۰۰ خشونت خانگی ثبت شده که ۱۰۰۰ مورد آن کودک آزاری بوده است.  
حال پس از این بررسی مشروح از وضعیت کودک آزاری در امریکا به وضعیت کودک آزاری در ایران می پردازیم : در حالی که بنظر می رسد معضل کودک آزاری در ايران نیز وضعيتی بحرانی يافته است، آيت الله صانعی مرجع سرشناس شيعه، به صراحت کودک آزاری را “حرام” و از “گناهان کبيره” خوانده است.  

رسانه ها در ايران به تناوب اخبار کودک آزاری و سوء استفاده از کودکان را منتشر می کنند، با اين حال پژوهش های منتشر شده حاکی است در مقابل يک مورد کودک آزاری که فاش می شود، حداقل ۲۰ مورد ديگر پنهان می ماند.

کارشناسان حقوق کودک در ايران می گويند علت اصلی بروز کودک آزاری، غفلت و کم توجهی والدين و جامعه به کودک است.

عواملی مانند ناآگاهی والدين از رفتار درست با فرزندان، بيکاری، اعتياد و مشکلات خانوادگی از مهمترين عوامل بروز و شيوع گسترده اين معضل اجتماعی در ايران عنوان شده اند.

از سوی ديگر نکته ای که محققان اجتماعی بر آن تاکيد دارند ابهامات قانونی در برخورد با کودک آزاران، خصوصا والدينی است که در رابطه با فرزندان خود مرتکب خشونت می شوند.

به گفته کارشناسان حقوقی، مشخص نبودن محدوده “تأديب و تنبيه” و نامشخص بودن “حد متعارف” در مواد قانونی مذکور “دست قاضی را در زمان لازم برای صدورحکم بسته” و “دست والدين غير مسئول و خشن را برای اعمال خشونت” باز گذاشته است.  

       

پژوهشگران، انواع آزار کودکان را در چهار حيطه آزارهای جسمی، آزارهای جنسی، آزارهای عاطفی و ناديده گرفتن کودکان طبقه بندی می کنند.

وضع اضطراری 

بر اساس آمار، تنها در سال گذشته، ۸۰۰۰ خشونت خانگی ثبت شده که ۱۰۰۰ مورد آن کودک آزاری بوده است. در مهر ماه سال ۸۴ مدير کل امور اجتماعی وزارت ارشاد اعلام کرد کودک آزاری به مرحله “اضطرار” رسيده است.

تحقيقات نشان می دهد بيش از ۹۰ درصد کودک آزاری ها در محيط خانه اتفاق می افتد. پدران با ۵/۴۸ درصد، بالاترين و مادران با ۳/۲۸ درصد در رديف بعدی عاملان کودک آزاری جسمانی در خانواده های کودک آزار معرفی شده اند.

نتايج يک نظرسنجی حاکی است ۵۰ درصد والدين ايرانی معتقدند تنبيه برای کودک لازم است و ۴۰ درصد والدين نيز به تنبيه بدنی گرايش دارند.

از سوی ديگر، پژوهشی که بر روی ۵۸۵ “کودک کار” خيابانی در گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال و به منظور اطلاع از وضعيت زندگی اين کودکان صورت گرفته، بيانگر اين واقعيت است که بيش از ۵۰ درصد اين کودکان توسط اعضای خانواده و يا صاحبان کار خود، در محل کار مورد سوء استفاده جنسی قرار می گيرند.

ابهامات قانونی

از سوی ديگر نکته ای که محققان اجتماعی بر آن تاکيد دارند ابهامات قانونی در برخورد با کودک آزاران، خصوصا والدينی است که در رابطه با فرزندان خود مرتکب خشونت می شوند.

بر اساس قوانين فعلی، “اقدامات والدين و اولياء قانونی و سرپرستان صغار و محجورين که به منظور تأديب يا حفاظت آنها انجام می گيرد مشروط به اينکه اقدامات مذکور در حد متعارف، تأديب و محافظت باشد جرم نيست”، همچنين هرچند ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی به والدين “حق تنبيه” کودک خود را می دهد ولی تاکيد می کند که به استناد اين حق نمی توانند فرزند خود را “خارج از حدود تأديب” تنبيه نمايند.

به گفته کارشناسان حقوقی، مشخص نبودن محدوده “تأديب و تنبيه” و نامشخص بودن “حد متعارف” در مواد قانونی مذکور “دست قاضی را در زمان لازم برای صدورحکم بسته” و “دست والدين غير مسئول و خشن را برای اعمال خشونت” باز گذاشته است.

در همين حال برخی نيز اين معضل را از زاويه نگاه دين اسلام بررسی کرده و با “استفتاء” از روحانيون شيعه نظر آنان را جويا شده اند.

خبرگزاری دانشجويان ايران در همين زمينه و برای روشن کردن نگاه اسلام به نحوه‌ تربيت کودکان و حق پدر و مادر در تنبيه کودکان برای جلوگيری از رفتار ناشايست آنها و همچنين حق کودک به عنوان يک انسان، در استفتاء از مراجعی چون مکارم شيرازی،‌ صانعی، موسوی اردبيلی، صافی گلپايگانی و نوری همدانی، نظر آنان را پرسيده است.

پاسخ اغلب اين مراجع مسلمان شيعه حاکی از تاييد اعمال تنبيه کودک توسط والدين است بدون آنکه نحوه و ميزان آن را روشن کرده باشند.

موسوی اردبيلی در پاسخ ايسنا گفته است: “تنبيه بدنی مناسب کودکان در بزهکاری با شخصيت آنها منافات ندارد بلکه موجب ساختن شخصيت آنان می‌شود و به همين جهت است که بايد با صلاح ‌ديد حاکم شرع باشد تا در ميزان و مقدار آن افراط و تفريط نباشد”.

صافی گلپايگانی نيز “تأديب فرزندان” را بر”پدر” لازم می داند ولی آن را به آنچه “شارع مقدس” اجازه داده، محدود می کند. وی تاکيد می کند تنبيه بايد به نحوی باشد که موجب “ديه” نشود.

در مقابل، آيت الله صانعی تنها مرجعی بوده که با قاطعيت و بدون هرگونه شرطی، آزار کودکان را “حرام” اعلام کرده است. وی در بخشی از پاسخش می گويد: “آزار کودکان از طرف والدين جايز نبوده و نيست و کودک ‌آزاری از طرف آنها در شرع مقدس حرام و معصيت می‌باشد”.

وی همچنين گفته است: “به حکم اطلاق ادله، حرمت ظلم و اذيت فرقی بين ايذاء جسمی و روحی نمی‌ باشد و هر دوی آنها حرام است و مرتکبش به علاوه لزوم جبران خسارت و ضرر وارده به کودک همانند ضرر به ديگران، مستحق تعزير هم می ‌باشد.”

کارشناسان امور اجتماعی بعيد می دانند در نبود يک “برنامه اجتماعی همه جانبه” و “اراده ای برای مبارزه با اين مسئله”، صرف اعلام چنين نظراتی بتواند موجب تغيير قانون شود يا افراد ناآگاه و یا دارای اختلالت روانی را، از آزار کودکان برحذر دارد.

كارشناسان در خوشبينانه‌ترين حالت معتقدند از هر 10 كودك يك نفر مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيردهرروز كودكان بيشتري مورد آزار و اذيت جسمي و حتي جنسي قرار مي گيرند
در غياب قانوني مدون براي جلوگيري از كودك آزاري هر روز کودکان بي‌شماري مورد آزار و اذيت‌هاي مختلف قرار مي‌گيرند تا حقوق و سلامت كودكان روز به روز و بيش از پيش نقض شود. حالا سال‌هاست كه رسانه‌ها مداوم از برگزاري دادگاه‌هايي خبر مي دهند كه در آن به اتهام والدين درباره ضرب‌‌و جرح كودكان رسيدگي مي‌شود. اما معمولا پايان خبرها چندان خوشايند نيست چرا كه معمولا به تبرئه يا نهايتا تذكري نه چندان جدي به والدين ختم مي‌شود.
حميد مقدم‌فر، وكيل داد‌گستري علت اين ماجرا را مشكل قانوني مي‌داند و مي‌افزايد: ” قانون حمايت از حقوق كودكان در موارد بسياري نياز به بازنگري دارد.” اين وكيل دادگستري ادامه مي‌دهد: “در اين ميان يك قشر ديگر از كودكان- مثل كودكان بي‌سرپرست- به علت عدم نظارت كافي دولت مورد آزار و اذيت‌هاي بي‌شمار ديگري قرار مي‌گيرند.” وي تاكيد مي‌كند: “كودكان با توجه به اينكه قشر آسيب‌پذيري هستند نيازمند حمايت بيشتري هستند اما اين مسئله فقط هم با قانون محقق نمي‌شود چرا كه فرهنگ درستي وجود ندارد، بنابراين ما نيازمند فرهنگ‌سازي گسترده‌اي هم هستيم.”  اين وكيل دادگستري معتقد است:” در صورتي كه به پليس فعلي امتيازات بيشتري داده شود و آموزش‌هاي لازم نيز صورت گيرد نيازي به تشكيل پليس كودك و ايجاد هزينه‌هاي اضافي بر دوش دولت نداريم؛ پليس فعلي با كسب اطلاعات روانشناسي كودك و بدست آوردن امتيازات بيشتر مي‌تواند در زمينه‌ مسائل كودك اقدامات خوبي انجام دهد، چرا كه بحث مهم وجود مرجعي براي حمايت درست از كودكان است.”
مقدم‌فر مي‌گويد: ” ابتدا بايد آموزش‌هاي لازم به كودكان براي دفاع از حقوق خود و خانواده‌هاي آنان براي تعدي نكردن به حقوق كودكانشان داده شود و بعد از اين موارد بايد موارد قانوني براي دفاع از حقوق كودك و ايجاد پليس در اين زمينه مطرح شود.”  در همين زمينه ايسنا هم نظرات يكي از اعضاي كميسيون اجتماعي مجلس را منعكس كرده است: در ارتباط با حقوق كودك و خانواده، ايران عضو كنوانسيون حقوق كودك است و در اين زمينه با (يونيسف) هم قراردادي دارد. همين حرف‌هاي ثروتي نشانگر اوج مشكل است كه يونيسف هم قراردادي با ايران در زمينه حقوق كودك دارد اما آنها هم نمي‌توانند نقش چشمگيري در جلوگيري از به خطر انداختن سلامت كودكان ايفا كنند.
موسي‌الرضا ثروتي البته اعتقاد دارد كه بايد به مجازات والدين و اطرافيان كودك آزار ديده مبادرت كرد اما:”من عقيده ندارم كه ما در مورد حقوق كودك نقص قانوني داريم. اتفاقا قوانين مناسبي هم وجود دارد.” اين نماينده مجلس با تاكيد به اينكه وضع كودكان ايراني روز به روز بدتر مي‌شود به نكته عجيبي هم اشاره مي‌كند: ” اوضاع چندان هم بد نيست ما حتي در جلسه‌اي كه با حضور نماينده‌ يونيسف داشتيم از او خواستيم در جهت حمايت از حقوق كودكان عراقي، فلسطيني و افغانستاني‌ هم اقداماتي انجام دهد. در ايران مشكل جدي نداريم؛ ‌البته بد رفتاري با كودكان گاهي مشاهده مي‌شود كه مهم‌ترين عامل اين بدرفتاري‌ها مشكلات اقتصادي جامعه و وجود والدين معتاد است.”
ولي‌دم حق قتل دارد؟!
اما مهم‌ترين نكته‌اي كه اين نماينده مجلس هفتم مطرح مي‌كند بحث قتل كودك به دست پدر است كه وي آن را قابل پيگيري مي‌داند و مي‌افزايد: ” اين كار قتل نفس است مگر اينكه اين كار تصادفي صورت گرفته باشد. قطعا اگر به عمد فرزندي توسط پدر و مادر از بين برود، والدين طبق قانون قصاص خواهند شد،‌ولي در مورد قتل غيرعمد چون ولي‌دم خود پدر بوده و رضايت دست وي است مجازات شديد نيست. احكام فراواني در مورد ضرب و شتم يا قتل كودكان توسط والدين آنها وجود دارد كه پدر و مادر را به مجازات رسانده‌اند، ‌ولي اگر باز هم احساس شود كه قانون در اين زمينه نقص دارد با در ميان گذاشتن آن با نمايندگان مجلس آن را پيگيري خواهيم كرد.”
نماينده‌ مردم بجنورد در پايان تاكيد مي‌كند: ” اگر نياز به اصلاحي در قانون باشد مجلس آمادگي اين كار را دارد، ولي بيشترين مشكل ما عدم اجراي قانون است و سازمان‌هاي مربوط در اين راستا كوتاهي مي‌كنند. ”
ما كجا آنها كجا؟
در قوانين تمام كشورهاي پيشرفته، كودك آزاري ماهيت جرمي مستقل را دارد و هر گاه يكي از والدين يا هر دو كودك خود را مورد آزار و اذيت قرار دهند‌ به حكم قانون حضانت از آنها سلب خواهد شد. تكمله‌اي كه به اين قانون در اين كشورها زده شده است هم جالب است:”حتي اگر اين آزار و اذيت تنها براي تاديب كودك باشد.”
در ايران اما ماجرا كمي متفاوت است. روايت آن را از زبان يك كارشناس رسمي دادگستري بشنويد: در قانون مدني ایران به صراحت به پدر و مادر اجازه داده شده است كه براي تاديب و تربيت فرزند مي‌توانند او را تنبيه كنند اما متاسفانه قانون ما مصاديق و حد و حدود آن را تعيين نكرده است. شايد بروز اين اتفاقات در اين چند سال اخير و كشته شدن كودكان بر اثر آزار و اذيت‌ها ثمره اين نقص قانوني باشد و متاسفانه در دعاوي كيفري ما نسبت به اين جرم( پس از وقوع آن) به طور جدي توجه نمي‌شود و اگر مرتكب پدر باشد از آن جايي كه پدر در صورت قتل فرزند تنها به ديه محكوم خواهد شد(كه اين ديه در بيشتر موارد توسط مادر دريافت نخواهد شد) ودر صورت وقوع جرم توسط ديگر اعضا خانواده همچون مادر،دايي، عمو و… با رضايت ولي‌دم موضوع مرتفع خواهد شد.
بنابراين در كنار تمام موارد فوق نياز به قوانين مشخص است تا جداي از ماهيت و ارتباط شخص با كودك آسيب ديده و يا به قتل رسيده است بتوان از كميت اينگونه جرايم كاست. اين دور تسلسل اما انگار تا هميشه و هنوز قرار است ادامه داشته باشد تا راهي براي مرتفع كردن آن پيدا نشود.

بزرگ‌ترين مانع در مرتفع كردن مشكل كودك آزاري نبودن آماري جامع از كودكان آزار ديده در كشور است. كودك آزاري به علت زير پوستي شدن در جامعه و در عين حال رواج يافتن، امكان تهيه آماري جامع را از مسئولاني مي‌گيرد كه شايد اين موضوع چندان هم برايشان مهم نباشد. به همين علت است كه معمولا اظهارات جنجال‌برانگيز در اين رابطه را بايد از زبان مديراني شنيد كه حالا پسوند “سابق” را يدك مي‌كشند. يكي از اين مديران دكتر علم ‌الهدايي معاون پيشين بهزيستي است. علم‌الهدايي در گفت‌وگو با سلامت و با بيان اينكه پيش از آنكه بخواهيم به كودك آزاري بپردازيم، بايد مفهوم كودك را تعريف كنيم مي‌گويد: “از ديدگاه يونسكو افراد زير 18 سال كودك محسوب مي‌شوند اما در مفهوم ايراني كودك به افراد 2 تا 4 ساله اطلاق مي‌شود.” علم‌الهدايي مي‌افزايد: “اكثر افرادي هم كه مورد اذيت‌وآزار قرار مي‌گيرند در همين رده سني -‌يعني 2 تا 41 ساله-‌قرار دارند. بنابراين ما بايد كودك آزاري را از ديد ايراني مورد بررسي قرار دهيم.” اين كارشناس مسايل اجتماعي كه پس از استعفا از بهزيستي به استادي دانشگاه اشتغال دارد تصريح مي‌كند:”در مفهوم جهاني حتي عدم توجه به كودك هم، كودك آزاري به شمار مي‌رود. در ايران اما ما فقط به آزار جسمي توجه مي‌كنيم.” ولي در ادامه با تاكيد به پيش رفتن كودك آزاري در ايران به سمت بحران مي‌افزايد:”در خوشبينانه‌ترين حالت ما مي‌توانيم به عنوان نمونه بگوييم از هر 10 كودك ايراني يكي مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيرد.” اين حرف علم‌الهدايي را دكتر سيد هادي معتمدي مديركل آسيب‌هاي اجتماعي سازمان بهزيستي، كه حالا او هم مدتیاست پسوند پيشين را يدك مي‌كشد، هم تاييد مي‌كند. البته معتمدي اضافه بر حرف‌هاي او مي‌گويد:”واقعا اگر آمار را از هر 10 كودك ايراني يك نفر مورد اذيت و آزار قرار مي‌گيرد.” را بخواهيم بررسي كنم واقعا به اين نتيجه مي‌رسم كه خيلي خوشبينانه است واقعا اگر تمام جوانب كودك آزاري را مورد نظر قرار دهيم. قطعا به اين نتيجه مي‌رسيم كه آمار، خيلي از اين حرف‌ها بدتر است.” اين كارشناس آسيب‌هاي اجتماعي در ادامه به راه‌اندازي شماره تلفن -321 خط تلفن كودك- هم اشاره مي‌كند: “اين خط تلفن با مشكلات بسيار زياد به خاطر توجه به كودكاني تاسيس شد كه مورد آزار و اذيت قرار مي‌گرفتند اما مي‌خواهم بگويم به نظر من كودك آزاري در ايران به اندازه همسر آزاري بحراني نيست.” معتمدي در پايان تاكيد مي‌كند:”تا به حال تمام تلاش‌ها براي تدوين آماري از وضعيت كودك آزاري در ايران با شكست مواجه شده چون اين معضل اجتماعي متاسفانه در خانواده‌ها ريشه دوانده است.”
در انتها هنوز این سوال باقی می ماند :  راه مقابله با کودک آزاری چیست؟” قوانین کاملی در کشورهای اروپایی و امریکا در این رابطه نوشته شده اما آمار کودک آزاری در تمام این کشورها به فاجعه نزدیک است . این کشورها هم قانون دارند و هم با والدین برخورد قانونی می کنند ، اما آمارهایشان تکاندهنده است . ایران وضعیت خوبی ندارد ؛ ولی افغانستان فاجعه است(وضعيت اطفال را در اين كشور نگران‌كننده مي‌دانند. نيمي از جمعيت ‪ ۲۴‬ميليوني اين كشور كمتر از ‪ ۱۸‬سال سن دارند. همچنين ‪ ۲۶‬درصد كودكان كشور كه پنج تا ‪ ۱۴‬سال سن دارند ، نان‌آور خانه هستند و با خطر ربوده‌شدن و اجبار به كارهاي سخت روبه‌رو هستند. شماري از كودكان هم نيز به علت فقر اقتصادي خانواده‌ها بامجازات فيزيكي در منزل روبه‌رو مي‌باشند.  بيش از ‪ ۴۳‬درصد كودكان افغان محصول ازدواج‌هاي اجباري در جامعه سنتي اين كشور هستند. ) ، کودکان فلسطینی دچار بدترین اختلالات روانی گشته اند ؛ کودکان عراقی به تمام معنی حقوقشان پایمال گشته است ، فراموش نکنیم ارتش های اشغالگرهمراه با نیروهای تروریستی ، کودکان و زنان عراقی را می گشند گویی هر دو طرف درگیرجنگ، در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن نابودی مردم است . آمار دقیق در دست نیست اما حدود 80% کودکان عراقی 90% کودکان افغانی و 100% کودکان فلسطینی حقوقشان پایمال می گردد. نکته مبهم کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است . که حتی اجازه بررسی را به سازمانهای حامی کودکان نمی دهند و کشورهای اروپایی و امریکا در مقابل آن “بصورت کاملا سیاسی ” سکوت می کنند  . براستی:      ”چه باید کرد؟”
 

***** شما چه فکر می کنید ؟ لطفا نظرات خود را به خط و زبان فارسی و بطور خلاصه برای ما ارسال کنید.

 

 

همچنین بررسی کنید

پیشگیری از آنفلوانزا

آنفلوانزا نوعی بیماری ویروسی واگیردار است که بی‌توجهی به رعایت اصول بهداشتی در آن، می‌تواند …

کودک‌ آزاری چیست ؟

کودکان ضعیف ترند و به همین دلیل در همه جای دنیا کودکان بیشتر از بزرگسالان …