خانه / اخبار اجتماعي / روابط مادران و دختران در ایران

روابط مادران و دختران در ایران

در هر جامعه ای تقابل دو نسل از انسان ها همیشه با چالشهایی همراه بوده است . سازگارترین کودکان و نوجوانان نیز ، شاید به زبان نیاورند ولی در خیلی از لحظات احساس می کنند که والدینشان آنها را درک نمی کنند .به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بی بی سی در مقاله ای به قلم  ناهید کشاورز (
او وقتی روی زمين می نشيند و به ديوار تکيه می کند نگاهش را از مادرش که در کنارش نشسته می دزدد. شانزده سال دارد و دانش آموز است. مادرش می گويد که هر روز در خانه جنگ و دعواست. تازه بايد مواظب باشد که پدرش هم از دعواها بويی نبرد چون برای دخترش خيلی بد می شود.

” چی می خواد بشه، از اين که بدتر نمی شه. منو زندونی کردين و تازه ناراحت هم هستيد.همه تلفن هايم را کنترل می کنيد تازه با دوستای دخترم که حرف می زنم بايد به شما حساب پس بدهم که چی می گفتم. هيچ کس اينقدر به بچه هاش سخت نمی گيره که شماها. آخرش منو دق مرگ می کنيد.”

رنگ مادر قرمز می شود و صدايش می لرزد: “من هر کار بکنم باز هم ناراضی است . پدرش مرد متعصبی است و من بايد مواظب باشم؛ اگر ولش کنم دائم پای تلفن و کامپيوتر است. هفته پيش پدرش می خواست به خانه تلفن کند اينقدر تلقن اشغال بود که نگران شد و وسط کارش آمد خانه.”

“مونا”، از خانواده قشر متوسط تهران است. با چادر به مدرسه می رود و از رابطه اش با مادرش ناراضی است و معتقد است که او بيشتر طرف برادرش را دارد. فرايض مذهبی اش را با ميل انجام می دهد و معتقد است که آزادی بيشتر را اسلام هم جايز شمرده است.

مادر او معتقد است که دختر بودن برايش محدوديت بيشتری ايجاد می کند و او می بايد به آن تن دهد.

در شمال شهر تهران، “پونه”، 17 ساله، آرايش کاملی دارد؛ لباسی به مد روز بر تن دارد و با تلفن موبايلش بازی می کند.

او حرفش را اينطور آغاز می کند: “من و مامان مشکلی نداريم ولی …” مادر ادامه می دهد که “… ولی هر روز با هم دعوا داريم.”

مادر ادامه می دهد: “مسئله سر اين نيست که به من به دخترم اعتماد ندارم. مشکل جامعه است که خيلی بد شده. به هيچکس نمی شود اعتماد کرد. وقتی او پايش را از در خانه بيرون می گذارد ديگر همه چيز می تواند اتفاق بيفتد. به علاوه ما در ايران زندگی می کنيم و چه بخواهيم و چه نخواهيم مردم به کار هم دخالت می کنند. من جوانی را نفی نمی کنم اما اينجا بی قانونی است و مردم به هم بی اعتماد هستند. هر وقت که بيرون می رود که ما همراهش نيستيم همه اش نگرانم. مشکل ما با بچه ها مشکلاتی است که ناشی از ناامنی اجتماعی است. بچه ها به دليل جوانی و بی تجربگی اين چيزها را متوجه نيستند و همه را از چشم ما می بينند.”

“پونه”، جوری که انگار حوصله اش تمام شده باشد می گويد: ” اينجوری ها هم نيست. شما تازه اجازه نمی دهيد ما در خانه هم آزادی داشته باشيم. وقتی در خانه هم ميهمانی بگيرم شما می خواهيد باشيد. همه اش هم می گوئيد خوب چه اشکالی دارد.هروقت بيرون می روم صد دفعه تلفن می کنيد. تنها چيزی که با ميل برايم خريديد همين موبايل بود آنهم برای اينکه کنترلم کنيد. تازه خدا نکند که من يک وقتی اسم دوست پسر بياورم ديگر واويلا می شود.”

در رابطه با مشکلات مادران و دختران در ايران 5 مادر که دخترانی بين 13 تا 19 سال داشتند عمدتا شرايط اجتماعی، ناامنی و سنت ها را از دلايل سخت گيری به دخترانشان ذکر کردند.

دختران اين مادران، موضوع را بيشتر شخصی و به سخت گيری غير ضروری مادرانشان نسبت می دادند.

مشکلات متفاوت، نکته های مشترک

در رابطه با مشکلات مادران با دخترانشان در خارج از کشور 2 نمونه در آلمان مورد پرسش قرار گرفتند.

يکی از آنها خانواده ای است که مدت 2 سال است در آلمان بسر می برند و متقاضی پناهندگی هستند و ديگر خانواده مهاجری که دخترشان متولد آلمان است.

نمونه اول، “نيکو”، 15 سال دارد. او از رابطه اش با مادرش راضی است و به او حق می دهد که به دليل عدم آشنائی با محيط سخت گيری هائی را اعمال کند اما اميدوار است با گذشت زمان و اينکه مادرش باور کند که اينجا ايران نيست و جوانان آزادی های بيشتری دارند او هم بتواند آزادتر عمل کند.

مادرش نظری متفاوت دارد: “راستش را بخواهيد با اينکه آمدن ما برا ی اين بود که بچه ها وضعيت بهتری پيدا کنند بعضی وقت ها از ديدن آزادی جوانها در اينجا و زندگی خانواده های ايرانی در اينجا نگران می شوم و پيش خود فکر می کنم که آيا آوردن دخترم به اينجا کار درستی بوده؟ به هرحال اميدوارم او خود شرائط را درک کند و با توجه به فرهنگ ايرانی و خانوادگی ما رفتار کند.”

در خانواده های مهاجر ايرانی که مدت نسبتا طولانی در آلمان بسر می برند مشکلات با دختران الزاما از نوع ديگری نيست.

تاکيد بر فرهنگ ايرانی و تفاوت آن با فرهنگ اروپائی دليلی برای برخوردی از نوع ديگر با دختران محسوب می شود.

“بهارک”، در آلمان بدنيا آمده، 14 سال دارد و از سخت گيری های مادرش ناراحت است: “هر کاری من می کنم بد است. لباس پوشيدنم اشتباه است. دوستانم بد هستند. حتما بايد زود خانه باشم. زياد با تلفن حرف می زنم. بی خودی با دوستانم چت می کنم. خلاصه همه اش مامان خانم به من غر می زند.”

مادر دفاع می کند: “اينجوری هم نيست . من اجازه ندارم بگويم بالای چشم خانم ابروست. قهر می کند. من می دانم که در سن بلوغ است و حساس است ولی دليل نمی شود که پدر ما را در بياورد.عجيب و غريب لباس می پوشد. رفتارش با دوستان ما درست نيست. همه اش توی اتاقش است. دست به سياه و سفيد هم نمی زند. انگار آمده هتل. بعضی وقتها فکر می کنم خوش بحال آنها که در ايران دختر دارند، راحت تر هستند. اينجا تا که حرف می زنی قانون و اداره جوانان را به رخ آدم می کشند.”

به نظر می رسد مشکلات اين گروه از مادران و دختران ايرانی که در ايران و آلمان مورد سوال قرار گرفتند با وجود تفاوت هايش (که به شرايط اجتماعی بر می گردد)، نکته های مشترکی دارد. شايد يکی از دلايل آن اين باشد که مادران مهاجر همچنان فرهنگ ايرانی را در محيطی غير ايرانی دنبال می کنند.

همچنین بررسی کنید

بریتانیا ” پایتخت اعتیاد ” در اروپا است

موسسه پژوهشی “مرکز عدالت اجتماعی” هشدار داده که بریتانیا به “پایتخت اعتیاد” به الکل و …

فقر و مشكلات مالی موجب می شود که مغز کندتر و ضعیفتر عمل کند

پژوهشگران تازه‌ای توسط محققان دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد درگیر شدن در مسائل و مشکلات مالی …